######OpenITI# #META# Origin: converted with Kraken (ocr model: arabPers-WithDiffTypefaces.mlmodel) #META# Date: 2021-06-22 #META#Header#End# ~~ ~~5 ~~مه ~~ق PageV00P001 ~~============================================================ ~~2 ~~262462 ~~م5 PageV00P003 ~~============================================================ ~~ل ~~تم ~~یادبود ~~سی و پنجمین سال تاسیس ~~مؤسسه مطالعات اسلامی ~~دانشگاه تهران - دانشگاه مکگیل ~~14 دیماه 1347_4 ژانویه 1969 PageV00P005 ~~============================================================ ~~دانشگاه تهران ~~رکر بین المللی گنتگری شدنها دانشگاه مکگیل ~~تهران سایران ~~مونترالکاناوا ~~193 ~~،111ص2م ~~431 ~~ال ~~5 ~~310 ~~الاسلا ~~تاه3 الا ~~22612-11 ~~اناها2م2 ~~12 ~~122141 ~~ام اجملرجملزاذالزانزین ~~انچكامجلكهلج ~~به اهتمام ~~کتر حسن مینوچهر-دکتر مهدی محقق ~~مقدمه انگلیسی، دکتر شین نوموتو ~~ترجمه فارسی، دکتر سید جلالالدین مجتبوی ~~تهران 1383 PageV00P007 ~~============================================================ ~~سلسله دانش ایرانی ~~مموعة متون ومقالات تحقيقی وترجمه ~~زیرنظرم ~~کتر مهدی محقق ~~انتشارات ~~مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران - دانشگاه مکگیل ~~ابا همکاری مرکز بین المللی گفتگوی تمدنها) ~~خیابان انقلاب، شارۀ 1076 تلفن 6721332-6707213 ~~دورنگار 8002369، صندوق پستی 133_145-13، تهران ~~تعداد3050 نسخه از چاپ دوم ~~كتاب الاصلاح ~~از ابی حاتم احمدبن حمدان الرازی ~~به اهام دکتر حسن مینوجهر- دکتر مهدی محقق ~~مقدمه انگلیسی، دکتر شین نوموتو ~~رجمه فارسی، دکتر سید جلال الدین مجتبوی ~~بتوگرافی. چاب و صحافی: سازمان چاب و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ~~خاپ و ترجمه واقتباس از این کتاب منوط به اجازۀ ~~مؤسسه مطالعات اسلامی است. # شابکن28- 914-5552 ~~بها:5000 تومان ~~تهران 1383 ~~ابو حاتم رانری، احمدین حمدان، - 322ق. # ... الاصلاح تصنيف ابى حاتم احمدبن حمدان الرازى؛ به اهتمام حسن مينوچهر - مهدی ~~محقق؛ ترجمه فارسی جلالالدبن مجتبوی؛ مقدمه انگلیسی شین نوموتو. تهران: مؤس ~~مطالعات اسلامی دانشگاه تهران . دانشگاه مک گیل: مرکز بین المللی ~~1 گفتگوی تمدنها، 1383. # حهل ونه، 34،350 ص. - (سلسله دانش ايرانی. مجموعه متون و مقالات ~~تحفیقی وترجمه، 56) ~~1521d:064-555226 ~~عربی ~~ففرستنویسی بر اساس اطلاعات فيپا ~~40004001 4d118d 160 113111020 4ل1 16841 -لةb -6ad. :ص.6 لاتينى شده ~~کتابنامه به صررت زیرنویس. # نمایه. # چاپ دوم. # 1. اسماعیلیه - عقاید. 2. کلام اسماعیليه. الف. محفق، مهدی، 1308 _، گرداورنده. # ب. مينوچهر، حسن، گردآورنده. ج. مجتبوی، جلالالدین، مترجم. د. نوموتو، شین ~~7413 ,0111040ل مقدمه نويس. # *. مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه تهران - دانشگاه مکگیل. و. مرکز بین المللی گفتگوی ~~تحدنها. ز عنوان ~~عالف 15الف/226215 ~~297/4176 ~~کتابخانه ms001 ملی ايران ~~883-15405 PageV00P008 ~~============================================================ ~~سراغاز ~~ای نام تو بهترین سراغاز بینام تو نامه کی کنم باز ~~حمیدالدین کرمانی داعی اسماعیلی و حجت جزیره عراق مشرع سوم از کتاب خود موسوم به ~~راحة العقل را اختصاص به یاد کتابهائی داده که پیش از آن کتاب باید خوانده شود و در آن میان ~~مكويد: ".. وكتب جعفر بن منصور اليمن وغيره من شيوخ الدعوة المعروفين بسداد الطريقه مثل ~~ابحاتم الرازي ومحمد بن احمد النخشبي وابو يعقوب السجزي وغيرهم رفع الله درجاتهم فی ~~مابهم". او سپس اشاره به کتاب "الریاض" خود میکند و آن را چنین توصیف مینماید که این ~~کتاب داوری میان شیخین ابوحاتم رازی و ابویعقوب سجزی است در آنچه که در کتابهای خود ~~يعنى الاصلاح ابوحاتم رازی والنصرة ابويعقوب اختلاف پیدا کردهاند.کرمانی این مطلب را با ~~تفصیل بیشتری در همان کتاب "الریاض" خود بدین گونه بیان داشته است: ~~من چون دیدم که شیخ ابوحاتم رازی - رحمة الله علیه- آنچه را که از کتاب المحصول فاسد ~~انگاشته اصلاح کرده و شیخ ابویعقوب سجزی -_رحمة الله علیه - صاحب محصول را یاری کرده و ~~درستی گفتار او را شهادت داده است و مورد نزاع آن دو از فروع نیست که در صورت درستی ~~اصول آن اختلاف در آن جایز باشد، و من شیخ ابویعقوب سجزی را در برخی از ایراداتش صادق ~~و در برخی دیگر متحامل و نامنصف بر ابوحاتم یافتم و در برخی موارد سخن هر دو بدون نظام ~~صادر گشته بود و نیز در سخن صاحب کتاب محصول در باب توحید و عقل اول در غیر آنچه که به ~~فروع متعلق است سخنانی بود که بر شیخ ابوحاتم واجب گشت که آن را اصلاح کند و درباره آن ~~سخن بگوید، بنظر چنین آمد که من سخن هر دو را در این کتاب نقل کنم یعنی هم سخن صاحب ~~صلاح که به عنوان اصلاح آورده و هم سخن صاحب نصرت که به عنوان نقض یاد ms002 کرده است ذکر ~~کنم تا آنکه درست از نادرست هر کدام آشکارگردد و معلوم شود که در موارد اختلاف حق باکدام ~~یک از آن دو بوده است و همچنین یاد کنم آنچه را که ابوحاتم اصلاح آن را در کتاب المحصول ~~مففول داشته است و آن از اصولی بوده که اختلاف در آن جایز نیست. من همه این مطالب را در این PageV00P009 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~كتاب أوردهام و آن را به كتاب الرياض فى الحكم بين الصادين، صاحب الاصلاح وصاحب النصرة ~~موسوم ساختهام2 ~~دکتر فرهاد دفتری در کتابی که تحت عنوان تاریخ و عقائد اسماعیلیه نگاشته به تفصیل از مسائل ~~خداشناسی و انسان شناسی و جهان شناسی مورد بحث و فحص این چهار متفکر ایرانی که از آن ~~تعبیر به "مکتب ایرانی" کرده است یاد کرده و درباره چگونگی بر خورد آراء و اندیشههای این ~~چهار اندیشمند یعنی نسفی (- نخشبی) و رازی ( ابوحاتم) و سجستانی و کرمانی چنین بیان ~~میکند: ~~النسفی که سرآمد فیلسوفان دوره اسماعیلیان قدیم است، ظاهرأ نخستین داعی شرقی نیز ~~هست که آرای خویش را به شکل مکتوب تبلیغ کرده است. وی کتابی عظیم به نام کتاب المحصول ~~نوشت، و در آن چکیده عقاید خویش را اندکی پیش از استقرار خلافت فاطمیان یا در طی سالهای ~~نخستین حکومت عبیدالله به رشته تحریر دراورد. از قرار معلوم نیمه اول کتاب المحصول محتوی ~~بر عرضه یک نوع نظام مابعد الطبیعی نوافلاطونی بوده که النسفی خود واردکیش اسماعیلی کرده ~~بود، و حال آنکه بخش دوم با هفت دور نبوت در تاریخ بشریت سروکار داشت. محبوبیتی که ~~المحصول در میان اسماعیلیان مخالف، که در آن زمان چند رسالهای پیش در اختیار نداشتند، ~~حاصل کرد ابوحاتم را برانگیخت تاکتاب کاملی به نام کتاب الاصلاح در انتقاد آن بنگارد. چنین به ~~ظر می رسد که ابوحاتم، بخصوص، به اصلاح گرایشها و تمایلات اباحی که النسفی در کتاب خود ~~اظهار کرده توجه داشته است. متآسفانه ms003 کتاب المحصول، که یک اثر مهم در ادبیات اسماعیلی ~~بوده، باقی نمانده است، و اطلاعات ما درباره آن محدود به نقل قولها و اشاراتی است که در ~~الاصلاح والرياض وچند اثر ديگر از آن يا بدان شده است. كتاب الاصلاح ابوحاتم كه هنوز چابپ ~~نشده است و به صورت دستنویس باقی است. واکنش جانشین و مرید النسفی، یعنی ابویعقوب ~~السجستانی، را برانگیخت و او کتابی اختصاصی به نام کتاب النصرة در دفاع از نظریات استادش در ~~برابر حملات ابوحاتم الرازی نوشت. کتاب النصرة، که پیش از آنکه السجستانی به اردوی فاطمیان ~~بپیوندد نوشته شده بود نیز گم شده، اما در کتاب الریاض، به صورت گسترده، از آن همانند ~~الاصلاح مطالبى نقل شده است. اين كتاب در حقيقت از نظريات ابوحاتم الرازى دفاع میكند. ~~کرمانی این منازعه را از نظرگاه رسمی دعوت فاطمی، که در زمان معز نظریات ابوحاتم را مورد ~~آیید قرار داده و حتی از وی در تأکید ضرورت شریعت فراتر رفته بود، باز نگریسته است.3 ~~شرح حال صریح و روشنی از ابوحاتم رازی در دست نیست و آنچه که در فهرست ابن ندیم و ~~الفرق بين الفرق بغدادى والتبصير فى الدين ابوالمظفر اسفراينى ولسان الميزان ابن حجر عسقلانى و PageV00P010 ~~============================================================ ~~سرآغاز ~~کتاب النقض عبد الجلیل قزوینی رازی و جامع التواریخ رشیدی درباره او آمده سیمای روشنی را از ~~او بدست نمی دهد و مفصل ترین اطلاعات درباره او همانست که خواجه نظام الملک در کتاب ~~سیرالملوک آورده که استرن 6.1d. 216200 در مقاله خود تحت عنوان اولین ظهور اسماعیلیه4 از آن ~~ستفاده کرده است و دیگران از جمله دکتر فرهاد دفتری در کتابی که پیش از این یاد شد و نوموتو ~~در مقدمه خود برکتاب الاصلاح به آن ارجاع دادهاند. # سماعیل پوناوالا در کتابشناسی مکتوبات اسماعیلی خود که در سال 1977 در کالیفرنیا چاپ ~~شده از منابعی که درباره ابوحاتم رازی میتوان استفاده کرد یاد کرده و آثار او ms004 را با ارجاع به ~~سخههای خطى انها چنين برمی شمارد: 1 - كستاب الزينة في الكلمات الاسلامية العربية؛ 2 - كتاب ~~الاصلاح؛3 -كتاب اعلام النبوة؛ 4 -كتاب الرجعة فى الرد على اصحاب الرجعة؛5 -كتاب الجامع فى الفقه. # از میان این کتابهاکتاب الزینة به اهتمام حسین بن فیض الله همدانی در سال 1957 در قاهره و چاپ ~~دیگری در سال 1994 در صنعا از آن صورت گرفته، وکتاب اعلام النبؤة به کوشش صلاح الدین ~~صاوی و خلامرضا اعوانی در سال 1356 هجری شمسی به وسیله انجمن حکمت و فلسفه در ~~ایران چاپ شده است. # کتاب حاضر یعنی کتاب الاصلاح متجاوز از بیست سال پيش به وسيله استاد دكتر حسن ~~مینوچهر بر اساس سه نسخه خطی تصحیح شده و تسلیم چاپخانه دانشگاه گردیده بود و دانشگاه ~~بجز چند صفحه آخر بقیه را در یکهزار نسخه چاپ کرد و چون استاد متن را اعراب گذاری کامل ~~کرده بودند بقول خودشان هزار غلط در آن مشاهده گردیده بود لذا به چاپخانه دستور دادند ~~نسخههای چاپ شده را آز بین ببرند و یک نسخه را که با دست غلطهای آن را اصلاح کرده بودند به ~~من لطف کردند که وسائل چاپ آن را در مؤسسه مطالعات اسلامی فراهم آورم. متأسفانه در این ~~یک نسخه هم غلطهای فراوانی وجود داشت که در حدود وسع و امکان به تصحیح آن پرداخته ~~شد و نامهای اشخاص و فرق و طوائف وکتابها و اماکن و اشعار و اصطلاحات و احادیث و ~~ر اویات از کتاب استخراج و به صورت فهرست به آن ملحق گردید و همچنین از آقای دکتر شین ~~نوموتو که در مؤسسه مطالعات اسلامی دانشگاه مکگیل کانادا از دانشجویان ما بودند و رساله ~~دکتری خود را با راهنمائی آقای پروفسور هرمان لندلت درباره کتاب الاصلاح تحریر میکردند ~~خواهش شد که بر پایه مطالعات خود مقدمهای به زبان انگلیسی بر کتاب بنویسند که آن مقدمه به ~~و سیله استاد محشترم ms005 دکتر سید جلال الدین مجتبوی به زبان فارسی ترجمه و همراه با اصل به ~~کتاب ملحق گردید و لازم اسست که مراتب سپاس خود را نسبت به هر دو اظهار نماید. # در تصحیح کتاب از سه نسخه استفاده شده که هر سه در همین زمانهای اخیر کتابت شده: نسخه PageV00P011 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~اول که به عنوان نسخه الف مشخص گردیده در سال 1313 نوشته شده و فیلم آن بشماره 1413 و ~~عکس آن به شمارههای 6180/1 و 6180/2 در کتابخانه مرکزی دانشگاه موجود است. نسخه ~~دوم که از آن به عنوان نسخه ب یاد شده در سال 1278 نوشته شده و فيلم آن بشماره 1507 و ~~عکس آن بشمارههای 4087 و 2088 در همان کتابخانه نگهداری میشود. نسخه سوم یعنی ~~نسخه ج که در سال 1351 به تحریر در آمده است و اصل آن در کتابخانه استاد دکتر حسن ~~مینوچهر است و چنین به نظر میرسد که اصل نسخه اول و دوم در اختیار ایوانف بوده که فیلم آن ~~را به دانشگاه اهدا کرده است. # هرچند کسانی که به تحقیق درباره کتاب الاصلاح پرداختهاند مانند دکتر فرهاد دفتری و دکتر ~~شین نوموتو از میکرو فیلم و نسخههای تصویری کتاب استفاده کردهاند ولی نشر کتاب به صورت ~~چایی مجال تحقیق و بررسی یکی از متون مهم اسماعیلی را برای کسانی که به بحث و فحص در ~~اریخ مذاهب اسلامی و تاریخ اندیشه و تفکر در ایران میپردازند آسان میسازد. راقم این سطور ~~بسیار مسرور است که کتابی را که از چهل سال پیش اهل علم در انتظار نشر آن بودند و کسالت ~~استاد دکتر حسن مینوچهر موجب تآخیر آن شده بود به صورتی که ملاحظه میشود به جامعه ~~علمی تقدیم میکند. و امیدوار است که با توفیق خداوند بتواند در فرصتی نه چندان دور مطالب ~~کتاب را به فارسی مورد تحلیل و بررسی قرار دهد تا مورد استفاده دانشجویان گرامی قرار گیرد. ms006 # بعونالله تعالى وكرمه. # مدی قق ~~ت ویح خرداد بب12 حدی ~~دماوند،کوی درویشی ~~1. راحة العقل، حميدالذين كرمانى، قاهره دارالفكر العربى، ص22 ~~2. الرياض، حميدالدين كرمانى، بيررت دارالثقافة، ص50 ~~3. تاریخ و عقائد اسماعیلیه، دکتر فرهاد دفتری، ترجمه دکتر فریدون بدرهای، تهران نشر فرزان، ص171 ~~4. ترجمه دکتر سید حسن نصر، مجله دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، شماره 1، سال نهم 1340 PageV00P012 ~~============================================================ ~~ففرس فصول الكتاب ~~5. الجزء الاول، "يا ايها الذين آمنوا لاتدخلو بيوتا غير بيوتكم..." ~~23. الجزء الثاني، في اصلاح ما وقع من الغلط في الكتاب الذى قد جرى ذكره ~~23. فصل، في أن النفس لماكانت غير تامة صارت تحتاج إلى فوائد العقل ل ~~26. فصل، فأما الحركة والسكون فللحكماء فی ذلك رموز كثيرة ~~28. فصل، اياك واعتقاد القول بأن النفس غير تامة فی ذاتها وأنها تصير تامة يوما ما ~~28. فصل، إن الهيولى متولدة من الثانى وإنها لاتشبهه ~~32. غصل، في أن الأجزاء التى فينا هى أجزاء من الجوهر الاول ~~33. فصل، فى أن البشر أول مصور فی النفس وهو ثمرة فوائدها ~~34. فصل، فی أن العالم كله بما فيه ابدع من أجله ~~34 فصل، إن النفس عند انبعائها من العقل انبعثت تامة كاملة ~~37. فصل، إن الهيولى والصورة هما روح للحركة والسكون ~~40. فصل، إن العالم مواليده على اربعة اقسام ~~45. فصل، إن القضاء على السابق والقدر على التالى ~~56. فصل، فی الشرايع وما جرى الرسم به فی ذلك الكتاب ~~57. باب الفرق بين الشريعة والعزيمة والدور ~~64. فصل، من زعم أن أول النطقاء عليهم السلام لم يكن له شريعة فقد غلط ~~76. فصل، القول في باب الخط والعرصة وما توجبه الهندسة ~~79. فصل، إن اول النطقاء دعا إلى التوحيد دون العملا ~~82 فصل، فى أن آدم دعا إلى نفسه وإلى من بعده من البدو إلى النهاية ~~83 فصل، فی ما خص به كل واحد من اولى العزم اولهم آدم PageV00P013 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~84 فصل، فی أن نوحا خص بإقامة الأساس وشرع الشريعة ~~88 جاء فی بيان قصص الانبياء من داود و سليمان وغيرهما إلى آخرهم ~~101. فصل، "و ان يونس لمن المرسلين"، ms007 كان أحد اللواحق ~~103. فصل، "اذ قالت إمرأة عمران" يعني أحد اللواحق ~~104. فصل، "هنالک دعا زکریا رته قال رب هب لی منلدنک..." ~~117. فصل، "هو الذى بعث فی الاميين رسولا منهم" فالاميين على اللواحق ~~122. فصل، "اقتربت الساعة وانشق القمر" فالساعة على الوقت المعلوم ~~123. فصل، "إنا ارسلناك شاهدا ومبشرا ونذيرا وداعيا إلى الله بإذنه وسراجا منيرا" ~~126. فصل، "آلم نشرح لك صدرک" أى انشرح له الجارى الذى كان قدر صدر عنه عند الامتحان ~~بانقطاعه عنه ~~129. فصل، "أنا أنزلناه في ليلة القدر"، فليلة القدر على الأساس والقدر على التالىل ~~الجزء الثالث، فی أن الشريعة عقد والعقد فرد ~~145. فی أن الطبع الواحد لايقع تحت الحس ما لم يكن يمتزج بالآخر ~~148. باب القول فی ثالث النطقاء عليه السلام ~~159. فصل، القول فی مزدك الذى قتله كسرى انوشروان ~~167. باب القول فی إسماعيل وإسحاق عليهما السلام ~~172. فصل، فی أن من تخلف عن إبراهيم وعكف على الأصنام... # 178. فصل، فی إسماعيل وإسحاق، أحدهما ذبيح والأخر هو فدى له ~~183. فصل، فى تأويل الآية فی قصة إبراهيم عليه السلام: "فلما جن عليه الليل رأى كوكبا." ~~الجزء الرابع، فی أن رابع النطقاء تم له من ظهور الكلمة ما لم يتم لأحد منهم ~~211. فصل، إن مراتب النطقاء على حسب مراتب حروفهم ~~221. فصل، وأما رابع النطقاء فكان مجدد الشريعة الاولى ~~227. فصل، أن رابع النطقاء اعطى من النصر على أعدائه ما لم يعطه غيره منهم ~~الجزء الخامس فى أن خامس التطقاء اتحد بالكلمة من غير توسط صاحب الزمان ~~237. فصل، وانما قيل إن عيسى لم يكن له أب ونسب إلى امه.. # 241. فصل، وقوله: ".. كيف نكلم من كان فی المهد صبيا" فالمهد على اول الحدود ~~243. فصل، فی أن الخامس يشبه السابع لأنه غاب ورفع إلى السماء ثم يعود ~~249. فصل، فی أن المسيح عليه السلام لم يجمع له الانجيل ولا الف الشريعة ل PageV00P014 ~~============================================================ ~~ففرس فصول الكتاب ~~253. فصل، فی أن المسيح عليه السلام ظهر بعد فراق جئته مرارا ~~258. باب قصة سليمان عليه السلام ~~273. فصل، فأما ما جرى من القول فى ذلك: إن ms008 قوله: ".. أنزل علينا مائدة من السماء" ~~278. فصل، فی تأويل الاية فى قصة المسيح فى هذا الباب ~~286. قصة سليمان عليه السلام ~~287. و أما ما جرى فى تأويل الآية: ". يا ايها الناس علمنا منطق الطير واوتينا من كل شي" ~~292. باب قصة ذی النون وهو يونس بن متی عليه السلام ~~351. فصل، إن الشك والحدث أكثره يكون من المستجيب لا من المستمع ~~306. فصل، فى أن يونس كان صاحب الزمان وكان متما مأمورا بالدعوة ~~303. باب فی قصة أيوب عليه السلام ~~الجزء السادس فى شعيب ولوط ومن كان من أشباههما ~~312. فصل، فأما شعيب فإنه لم يكن أيضا متما بل كان مستودعا ~~324. فصل، فكانت هذه منزلة لوط قبل ظهور ابراهيم و منزلة شعيب قبل ظهور موسی... # الفهارس ~~332. فهرس أسماء الاشخاص ~~334. فهرس أسماء الفرق والطوائف ~~336. فهرس أسماء الكتب ~~336. فهرس أسماء الاماكن ~~336. فهرس الأشعار ~~336. فهرس المصطلحات ~~345. فهرس الأحاديث والروايات PageV00P015 ~~============================================================ ~~مقدمه ~~كتاب الإصلاح ابوحاتم رازى ~~شین نوموتو ~~ترجمه ~~سیدجلالالدین مجتبوی PageV00P017 ~~============================================================ ~~دو بحث و گفتگوی عقیدتی در نخستین دوره تاریخ تفکر اسماعیلی با خطمشی عقلانی ~~ابوحاتم احمد بن حمدان رازی6، مؤلف كتاب الاصلاح که برای نخستين بار به صورت جديد ~~چاپ شده است، در این مقاله عرضه میشود5. یکی از این دو بحث و گفتگو پیرامون مبارزه طلبی و ~~دعائی متمرکز است که ابوبکر محمد بن زکریای رازی (متوفی 935/313) یا 4208665 در لاتین، ~~یک پزشک برجسته و فیلسوف عقلی مذهب غیر اسماعیلی که علیه نبوت اظهار نظر کرده است6. # بحت دیگر با متفکرک از درون جمعیت اسماعیلی سروکار دارد به نام محمد تسفی، یا نخشیی ~~(متوفی 942/343)، "بنيانگذار فلسفه اسماعيلی"7، يعنی فلسفه متأثر از طريقه نوافلاطونی. # چنانکه میدانیم، در قرن چهارم دهم، گروهی از متفکران اسماعیلی قویا تحت تآثیر فلسفه ~~نوافلاطونی بودند، که مادلونگ (148061006 .) و هالم (4.1180a) آن را بهعنوان "حوزه يا ~~مکتب ایرانی" معرفی کردهاند، زیرا فعالیت آنان در قلمرو ایران بوده است8. ابوحاتم رازی در ~~و اقع غالبا همراه با نسفی و شخصیت نوافلاطونی مذهب برجسته دیگری، ms009 ابویعقوب سجستانی ~~رمشهور در قرن چهارم ادهم)، در میان متفکران اسماعیلی ایرانی موسوم به "حوزه ایرانی" ~~بهشمار امده اسمت. # کتاب الاصلاح شامل کاوشهای نظری ابوحاتم رازی است که نسفی همکیش خود را درباره ~~موضوعات گوناگونی مانند جهان شناسی، روان شناسی، مردم شناسی، نبوت و غیره رد میکند. # این کتاب همچنین شامل نقل قولهای بسیاری از کتاب المحصول، یکی از کهنترین آثار فلسفی ~~سماعیلی است که متآسفانه مفقود شده است. بنایراین متن جدیدالطبع ما یکی از نخستین ~~* از آنجا که در این مقاله نام دو "رازی" مکررأ ذکر میشود برای پرهیز از اشتباه این رازی را ابوحاتم یا ابوحاتم رازی، و ابویکر ~~محمد بن زکریای رازی را،رازی" یاد میکنیم.-م. PageV00P018 # ============================================================ ~~نمونههای بازمانده دلیل و مدرک فلسفه نوافلاطونی مذهب اسماعیلی در قرن چهارم ادهم را ~~تشکیل میدهد. # مطالعات جدید غربی درباره ابوحاتم رازی تا آغاز دهه 1920 پدیدار نشده بود. دلیل آن، عدم ~~دسترسی به منابع اصلی اسماعیلی بود: معتقدان آنها را حفظ کرده بودند لیکن از آنها با سعی و ~~شتکار دور از دید بیگانگان تا آغاز این قرن به مثابه احتیاط کاری در برابر تعقیب و زجر و آزار ~~دفاع میکردند. گزارش خود ابوحاتم درباره دیگر بحث و مجادله عقیدتی با رازی (208265)، ~~اعلام النبوه يا نشانههای پیامبری، پایه و اساسی برای مطالعه مربوط به این متن درباره تفکر او ~~توسط محققان غربی فراهم کرد10. کراوس (قد2.122) اجزائی از این اثر را به عنوان بخشی از ~~طالعه 1936 خود درباره رازی به طبع رسانید11، و طبع و نشر انتقادی تمام متن در 1977 پدیدار ~~اما الاصلاح برای محققان و دانش پزوهان لااقل تا طبع کنونی دشوار بود که آن را جدی بگیرند. # ایوانف (172209 .147) الاصلاح را با مقدمهای شتابان به صورت یک مقاله پوشش داد13، و پس از آن ~~دیگر محققان آن را در دست گرفتند، لیکن همه آنان اجزاء متن را مطابق رشتهها و زمینه های علاقه ~~خودشان تحلیل کردند. مثلا ms010 مادلونگ الاصلاح را به عنوان سند و مدرکی که جنبش قرامطه، یعنی ~~کسانی که از مسیر اصلی جنبش اسماعیلی حدود سال 900 پس از آنکه پیشوای آنان خود را ~~بجای مقام امامت اعلام کرد جدا شدند14. والكر (18781262 .:4 .20) و هالم ترجيح دادند که نخستين ~~ظهور مذهب نوافلاطونی اسماعیلی در آن متن را دنبال کنند15. # اما هیچ کوششی برای مطالعه و نوشتن شرح تفصیلی الاصلاح در تمامیت آن به عمل نیامده ~~است؛ و این بوضوح به علت فقدان یک چاپ انتقادی درباره تمام متن تاکنون است. ما حتی عکسی ~~از این متن مهم در دست نداشمتیم. به منظور تشخیص و ارزیابی آن به طور دقیق تر، ضروری است ~~که تمامی آن را مطالعه و تحليل کنیم. بدین سان مقدمه من برای این طبع جدید الاصلاح گامی ~~بتدائی برای چنین طرحی است. # 2. زندگانی ابوحاتم رازی ~~درباره مؤلف الاصلاح چه میدانیم؟ ابوحاتم چگونه میزیست و چه سلوک و رفتاری داشت و ~~فعالیتهای عقلانی وی در زمینه تاریخی عصرش چه بود؟ در این بخش خواهم کوشید تا بردین ~~و حیات سیاسی ابوحاتم رازی روشنایی بیفکنم، در حالی که کار خود را بر منابع دست اول و ~~بانزده PageV00P019 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~دست دوم که اکنون در دسترس است ابتناکنم. این شیوه به ماکمک خواهد کرد که تصویری روشن ~~از ابوحاتم آنگونه که فرصت تحصیل و تلمذ و تحقیق و تتبع در عصر وی اکنون برای ما میتواند ~~فراهم کند به دست اوریم. در این صورت میتوان امید داشت که در وضعی خواهیم بود که مسیر ~~اصلی آراء مربوط به زندگی ابوحاتم رازی را مطالعه کنیم. # به رغم نقش مهم او به عنوان یک داعی (دعوت کننده یا مآمور) در تاریخ مذهب اسماعیلی، ~~جزئیاتی چند از زندگی مؤلف الاصلاح یقینیاند؛ کمیابی منابع تاریخی اسماعیلی ما را ناگزیر ~~میکند که بر منابع سنی دشمن و مخالف تکیه کنیم. حتی جزئیات مهم، مانند سال تولد و مکان ~~مرگ ms011 وی از طریق منابع تاریخی برای ما شناخته نیست16. نام وی و نسبتش حتی در مفصل ترین ~~گزارش فعالیت دعوت اسماعیلی (دعوت یا مأموریت یا سازمان مأموریت)17 در زمان او در ایران، ~~یعنی سیرالملوک یا سیاست نامه نظام الملک، ذکر نشده است18. با وجود این، خلاصهای از شرح و ~~بیان نظام الملک میتواند برای آگاهی اساسی سودمند باشد. # به نظر نظام الملك، فعاليت "دعوت" در ايران توسط شخصى بخلف، نام، که از طرف رهبر ~~جنبش در آن زمان منصوب شده بود آغاز گشت19. این خلف در بخش فشابویه در ری ساکن شد20، ~~و اعلام کرد که ظهور شخصیت مسیحایی (نجات دهنده) قائم منتظر نزدیک است. پس از او ~~سرش، احمد، جانشین پدر شد، و او غیات را جانشین خود کرد، مردی که ظاهرا نقش مهمی در ~~بیان تعالیم اساسی "دعوت" با دانش خود از قرآن و سنن نبوی ایفاکرد، و کسی که فرهنگ لغات و ~~اصطلاحات فنی دینی، یعنی کتاب البیان، را نوشته است21. نظام الملک گزارش میدهد که این ~~غیات از سوی مردم ری بنابر درخواست فقیهی به نام عبدالله زعفرانی با زجر و آزار و تعقیب ~~ر وبروبود؛ و مجبور شد از این شهر به مرو رود (مروالرود) در خراسان بگریزد. وی در تغییر کیش ~~امیر آن شهر، حسین بن علی مرورودی، موفق شد و خود این شخص بعد1 بسیاری از مردم ~~خراسان را به "دعوت" رهبری کرد22. غیاث پس از بازگشت به ری از مرورود ظاهرا ابوحاتم نامی ~~راکه در شعر عربی و روایت عجیب (حدیث غریب) دانا بود برای عهدهداری وظیفه "دعوت" ~~م نصوب کرد. نظام الملک گزارش میدهد که مکان اصل و مبدأ ابوحاتم فشابویه بود، لیکن هیچ ~~ذکری از سال تولد او نشده است23. اغلب محققان این ابوحاتم را با مؤلف ما ابوحاتم رازی یکی ~~می دانند24. # در این اثنا، غیات با اعلام این که ظهور مهدی، منجی منتظر در ری، نزدیک و قریب ms012 الوقوع ~~ست به تبلیغ خود ادامه داد. اما وقتی زمان پیشکوییشده بدون ظهور مهدی فرا رسید وی ~~بی اعتبار و بدنام شد. و هنگامی که دروغ پیشگویی غیاث به زجر و آزار و تعقیب وی از جانب PageV00P020 ~~============================================================ ~~مردم شهر منتهی شد، از ری گریخت25. میتوان حدس زد که در آن زمان ابوحاتم فوق الذکر نیزدر ~~پخش وانتشار پیشکویی غیاث درباره مهدی تحت رهبری او درگیر بود. # بعد از این حادثه، یکی از نوادگان خلف از طرف مردم جمعیت اسماعیلی درری (جماعتی در ~~رک) به سمت رهبر انتخاب شد. وی هنگام مرگش پسر خود، ابو جعفر کبیر را منصوب کرد. اما ~~نظام الملک اظهار میکند که ابوحاتم ابوجعفر را از رهبری معزول و محروم کرد26. ابوحاتم ~~همچنین داعیان را به طبرستان، گرگان، اصفهان، و آذربایجان فرستاد تا مردم آنجاها را به مذهب ~~سماعیلی دعوت کنند. وی موفق شدکه کیش امیر یا حاکم ری، احمد بن علی، را که از919/308 ~~ا924/311 حکومت میکرد و به سلسله سامانیان (آل سامان) ابراز علاقه و دلبستگی میکرد، ~~تخییر دهل27. # پ س از آنکه سربازان و اسواران یوسف بن ابی الساج، که خاندانش از 892/279 در آذربایجان ~~حکومت کرده بودند، ری را اشغال کردند و حاکم شهر را در 924/311 کشتند، ابوحاتم ری را به ~~قصد طبرستان ترک کرد. در آنجا وی به شورش و قیام مردم برضد حکومت علی امام زیدی ~~یوست28. وی که ظاهرا میکوشید تا از وضع و موقعیت برای "دعوت" بهره برداری کند، اعلام ~~کرد که یک امام بزودی (به مدتی نزدیک) از دیلمان ظهور میکند. بنا بر اظهار نظام الملک این امر در ~~مدت سلطنت مرداویج، مؤسس آل زیار واقع شد که در غرب ایران در 931/319 از رئیس پیشین ~~خود علی در طبرستان و از رئیس جدید خود، یک رهبر گیلانی نیرومند، اسفار بن شیرویه، کسب ~~استقلال کرد28. # اما ابوحاتم، بنا برگزارش نظام الملک، سرانجام اعتماد مردم طبرستان را به ms013 علت پیشگویی ~~خود درباره ظهور امام، که ثابت شد دروغ است، از دست داد. وی خودرا ناگزیر دید که ازتوده ~~مردم خشمگین بگریزد، و در تبعید و جلای وطن درگذشت30. بدین سان دوره زندگی او به طریقی ~~همانند دوره سلف او غیات به پایان رسید. پس از ابوحاتم، عبدالملک کوکبی و اسحاق نامی ~~فعالیت "دعوت" را برعهده گرفتند31. # تا جایی که به سال مرگ ابوحاتم مربوط است، برخی اطلاعات در گزارشی از ابن حجر ~~عسقلانی، مؤلف فرهنگ زندگینامه لسان المیزان در دسترس است. این گزارش مربوط است به یک ~~داعی اسماعیلی که ابن حجر به او به عنوان احمد بن حمدان بن احمد الور سامی ابوحاتم لیشی ~~اشاره میکند. در اینجا نوشته شده است که احمد شخصی ادیب و فرهیخته بود با دانشی از ~~زبان شناسی، کسی که حدیثهای بسیار میدانست. با وجود این، وی "یکی از مبلغان اسماعیلی" ~~شد (صار من دعاة الاسماعيليه) و در 5/322-934 درگذشت32. PageV00P021 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~توصیف این "ابوحاتم" و حوزه تحقیق و تتبع تخصصی او با این امر مناسبت دارد که ابوحاتم ~~رازی به عنوان مؤلف کتاب الزینة کتابی که حاوی تحلیل مربوط به لغت نویسی و زبان شناسی دین و ~~صطلاحات کلامی است بخوبی شناخته شده و معروف بود3. لیکن چند مسأله و مشکل باقی ~~مماند. مثلا سؤالهایی پیرامون اعتبار یکی گرفتن ابوحاتم در سیاست نامه با الرازی، مؤلف ~~الاصلاح، کاملا توجیه نشده است. مقایسهای با دو منبع دیگر فارسی که آغاز "دعوت" را در ناحیه ~~ری گزارش میدهند براعتبار این یکی گیری پرتوی میافشاند. جامع التواریخ رشیدالدین فضل الله ~~(متوفی حدود 1318/718 و زبدة التواريخ ابوالقاسم کاشانی (متوفى حدود 8/738 - 1337) هر ~~دویک رهبر "دعوت"، ابوحاتم، را با نسبت "الرازی" ذکر میکنند. رشیدالدین "ابوحاتم احمد بن ~~حمدان الرازی" ذکر کرده و حال آنکه کاشانی "ابوحاتم بن عبدان الرازی ورسنانی6" یاد کرده ~~ست24. به عبارت دیگر، این دو منبع اشاره میکنند که ابوحاتم رازی آنان ms014 و ابوحاتم گزارش ~~نظام الملک نقش واحد را در زمینه واحد، یعنی نقش رهبری را در "دعوت" ناحیه ری ایفاکرده ~~است، و بدین گونه دلالت میکنند که آنان یک شخص واحد بودهاند. با وجود این، از آنجا که در ~~و اقع تاریخ این هر دو منبع پس از نظام الملک است، این امکان هست که آنها اساسا از گزارش وی ~~یروی کردهاند و بنابراین تآیید مستقلی درباره آن تشکیل نمیدهند. # با عطف توجه به منابع پیشتر عربی در کوششی برای حل این موضوع، ما می یابیم که یک متن ~~مهم کتاب شناسی، الفهرست، که ابن الندیم (متوفی 995/385 يا 998/388) آن را نوشته است نام ~~بوحاتم ورسنانی را به عنوان رهبر "دعوت" یاد میکند، و نیز ابوحاتم رازی را به عنوان مؤلف ~~الزينه والجامع ، تنها دو اثر از ابوحاتم، ذکر میکند35. با وجود این، این دو نام را در دو زمینه ~~مختلف، یعنی ورسنانی را در شرح و گزارش خود از جنبش "دعوت"، و ابوحاتم رازی را در ~~زمینه شرح حال مؤلفان اسماعیلی و کتابهای آنان ذکر کرده است. به علاوه ابنالندیم هرگز صریحا ~~این دو شخصیت را به عنوان یک شخص واحد در نظر نمیگیرد. متن عربی دیگری و جود دارد، ~~الفرق بين الفرق عبدالقاهر بن طاهر بغدادى (متوفى 1037/429)، كه در زمره شرح حالنويسی ~~بدعت گذران است، تاریخ آغازین "دعوت" را مورد بحث قرار داده است. بدبختانه، این متن مهم ~~کمک اندکی به حل مشکل ما مینماید، زیرا فقط نام "ابوحاتم" را ذکر میکند36. بنابراین موضوع ~~یکی گرفتن ابوحاتم در سیاست نامه با الرازی مؤلف بدین سان به رغم موجه نمایی ابتدائی، خیلی جا ~~برای بحث بیشتر دارد. # * ورستان به گفته یاقوت از قراء سمرقند بوده است. اما به نظر استرن "ورسنان" نام دهکدهای در ناحیه فشاپویه است. رجوع شود ~~به یاددانمت شماره 28._م. PageV00P022 # ============================================================ ~~علاوه بر مسأله زندگی ابوحاتم رازی، باید توجه کنیم که همچنین مشکلاتی در اطراف ms015 تاریخ ~~"ادعوت" در شمال غرب ایران وجود دارد. بدین گونه، برخی فهرستهای داعیان را که رشیدالدین و ~~کاشانی فراهم کردهاند با کتاب نظام الملک متفاوت مییابیم. رشیدالدین نامهای داعیان پیش از ~~سلف بی فاصله ابوحاتم، جعفر محروم نامی، را ذکر نمیکند37. کاشانی در فهرست خود نام منصور ~~حلاج را که یاد آور یک صوفی بزرگ حسین بن منصور حلاج است میگنجاند28. جالب توجه است ~~که ابن النديم، که زمانی خيلی پيشتر نوشته است، مردی به نام "حلاج القطن" يا "پنبه ~~پاککن" را به عنوان نخستین داعی در نواحی ری، آذربایجان و طبرستان ذکر میکند24. چنانکه ~~لویی ماسینیون (2.1425517010) اظهار میکند اتهامی برضد این حلاج توسط تشکیلات سنی در ~~بغداد واردکرده بودند که وی دعوی قرمطیان را برای قائم منتظر اعلام و تبلیغ میکرده است20. # ممکن است این اتهام مؤلفان سپس تر نظیر ابن الندیم وابوالقاسم کاشانی را رهنمون شده است که ~~نام حلاج را در فهرستهای خودشان درباره نخستین داعیان درج کنند. # اینک اجازه دهید به مسأله زندگی ابوحاتم رازی برگردیم. به راستی وی تا چه اندازه خود را در ~~جنبش قرمطیان درکیر و مشغول کرده است؟ ماد لونگ تصویری از ابوحاتم رازی به مثابه یک ~~رهبر فعال جنبش قرمطیان در جایی که اکنون غرب ایران است ترسیم میکند. بنا بر نظروی، ~~فعالیت "دعوت" ابوحاتم مربوط است به اعلان عنوان مهدی درباره یک جوان زرتشتی اصفهانی ~~در بحرین در 931/319، و یأس و ناامیدی بعدی در میان قرمطیان هنگامی که معلوم شد که این ~~مرد یک منتظر و مسیحای (نجات دهنده) دروغین است41. در برخی منابع اصلی گزارش ابوالقاسم ~~کاشانی را درباره مطابقت ابوحاتم با رهبر قرمطیان بحرینی، ابوطاهر جنابی، ملاحظه میکنیم. یک ~~متکلم بزرگ معتزله، قاضی عبدالجبار همدانی (متوفی 5/415-1024)، نام ابوحاتم بن حمدان ~~الرازی الکلابی را در میان داعیان قرمطیان ذکر میکند، کسی که ابوطاهر را برای آنکه اقتدار و ~~اختیار خود را تسلیم مهدی دروغین نموده بود ms016 محکوم کرده است22. به علاوه مادلونگ با تکیه به ~~منابع گوناگون ادعا میکند که ابوحاتم رازی "این پیشگویی را انتشار داده که ظهور مهدی در ~~928/316، که از لحاظ اختربينی به عنوان سال قران زحل (کیوان) و مشتری محاسبه شده بود، ~~اتفاق خواهد افتاد23. # ارتباط میان ابوحاتم و نهضت قرمطیان که مادلونگ اظهار میکند به نظر موجه مینماید. با این ~~و صف، چند امر جزئی باید توضیح داده شود. آیا ما میتوانیم پیشگویی فوق الذکر درباره ظهور ~~هدی را در بیان نظام الملک از ابوحاتم بیابیم؟ یک حادثه مشابه ممکن است نظر ماد لونگ را اثبات ~~کند. در بیان نظام الملک، در طی دوره "دعوت" ابو حاتم در غرب ایران تبلیغات پیشگویی، ظهور PageV00P023 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~یک شخصیت مسیحایی را در دو موقع منتشر ساخت. بار اول اعلان غیاث درباره ظهور مهدی ~~بود. بار دوم، خود ابوحاتم پیشکویی خودرا درباره آمدن "یک امام" در طبرستان منتشر ساخت. # دروغ بودن هر دو پیشگویی چنانکه در گفته بالا دانستیم اثبات شد. # یکن، در شرح نظام الملک هیچ دلیل و مدرک واقعی برای اثبات گرفتاری ابوحاتم در تبلیغات ~~یرامون پیشگویی غیات وجود ندارد: ما فقط میتوانیم حدس بزنیم که وی احتمالا مشغول و ~~درگیر چنین تبلیغاتی تحت رهبری غیاث بوده است. و درباره استفاده ابوحاتم از لقب "امام" ~~به جای "مهدی" چه میتوان گفت؟ در واقع این امر بالضروره امکان این را که وی آمدن مهدی را ~~یشگویی کرده است نفی نمیکند. مطابق عقیده و آموزه مذهب اسماعیلی آغازین، مهدی- قائم ~~هفتمین امام از عصر پيامبر اسلام محمد [ص] أست. # درباره فعالیت ابوحاتم در طبرستان نظام الملک مینویسد: "کار وی با آنان در روزگار مرداویج ~~ردر ایام مرداویج) در حال پیشرفت و ترقی بود43. چنانکه پیش از این ذکر شد، مرداویج پس از ~~930/316 قدرت مستقل به دست آورد، یعنی از لحاظ اختربینی بعد از سال پیشگویی شده ~~928/316اما پیش از اعلان مهدویت جوان اصفهانی ms017 و نومیدی بعدی در 931/319. این ترتیب ~~تاریخی به نظر میرسد با طرح و اندیشه مادلونگ که ابوحاتم ظهور مهدی را پیشگویی کرد و ~~سرانجام با اعلام دروغ مهدویت اصفهانی سرخورد و از اشتباه بیرون آمد، تطبیق میکند. # با وجود این، یک مشکل کوچک دیگر باقی میماند. نظام الملک مینویسد: "وقتی آنان (یعنی ~~دیلمیان) دیدند که زمانی را که وی (یعنی ابوحاتم) به عنوان ظهور امام پیشگویی کرده گذشته ~~است، گفتند: این [مذهب]اصل و اساسی ندارد...".25 این عبارت حاکی از آن است که گذشتن زمان ~~یشگویی شده به بی اعتباری ابوحاتم در میان پیروان دیلمی خود منجر شد. لیکن ظهور "مهدی" ~~واقعا اتفاق افتاد*، ولی به رغم معتقدان سلطنت هزار ساله او، سلطنت و حکمرانی مخالف اصول ~~وی مدت کوتاهی دوام کرد. بدین سان شرح نظام الملک در اینجا با طرح و نظر مادلونگ که پس از ~~ثبات دروغ پیشگویی درباره مهدی، وی از پیروان خویش گریخت و خود را پنهان کرد، سازگار ~~نیست. کدام فعالیت تبلیغاتی در شرح نظام الملک مربوط به واقعه مهدی دروغین در بحرین است؟ # ظاهرا منظور نویسنده از این مهدی، عبیدالله بن محمد الفاطی العلوی امام و مؤسس دولت علویین در مغرب و جد فاطمیان ~~مصر است. وی مدعی مهدویت بود و یسیاری از اصحاب خود را در مغرب پراکنده کرد تا ظهور امام زمان (مهدی) را بشارت دهند ~~و مردم را بدو بخوانند. عبیدالله به مغرب رفت و در فیروان به سال 297 با وی بیعت کردند. وی پس از24 سال حکومت یه سال ~~322 ه در آنجا درگذشت. تولد او یه سال 259 هيود (الاعلام زركلی) . اسفراینی ابوحاتم را از پيروان عبيدالله المهدى خوانده ~~است. گفته شده که ابوحاتم پیش از آنکه المهدی در قیروان به قدرت رسد از مغرب دیدن کرده است (همدانی، حسین، مقدمه ~~الزينه، 26).-م. PageV00P024 # ============================================================ ~~یا پیشگویی ابوحاتم در طبرستان غیر از پیشگویی رهبری قرمطیان در بحرین است؟ ما درباره ms018 این ~~سؤالات به علت کمی منابع تاریخی که در این زمان در دسترس است تنها میتوانیم حدسهای ~~مدلل ارائه دهیم. اما هر چند درگیری ابوحاتم در جنبش قرمطیان به نظر موجه میآید، سؤالات ~~مربوط به ماهیت و دامته و وسعت آن بافی میماند. # 3 آثار ابوحاتم رازی والاصلاح ~~در این بخش میخواهیم آثار ابوحاتم رازی، از جمله کتاب الاصلاح، را وصف کنیم تا اندیشه ~~و تصوری درباره فعالیتهای عقلی و تاثیر محتمل او در نسلهای بعد به دست دهیم. # بونا والا(f. 200109 67916.3) در شرح و توصيف کتب ادبيات اسماعیلی پنج کتاب را به عنوان ~~متضمن مجموعه آثار ابوحاتم رازی ذکر میکند. اینها عبارتند از کتاب الزینه فی الکلمات ~~الاسلامية العربية، كتاب الاصلاح، أعلام النبوة، كتاب الرجعة فى الرد على اصحاب الرجعة وكتاب ~~الجامع فى الفقه46. اكنون هيچ تحليل قابل دسترسى درباره دوكتاب اخير، كتاب الرجعه والجامع، ~~غیر از آن که در شرح کتب پونا والا یافت میشود، وجود ندارد. بنابراین در اینجا میخواهم اول از ~~همه بر كتاب الزينة و تأثير آن در نسلهای بعد متمرکز شوم، سپس أعلام، یک اثر جدلی مهم، را ~~مورد بحث قرار دهم، و سرانجام الاصلاح را، با تلخيص بخش جهانشناسی فلسفی توصیف کنم ~~کتاب الزينة یک اثر لغت نویسی (فرهنگ لغات) درباره اصطلاحات دینی برای صفات ~~خداوند، درباره بدعتکاری و ارتداد و الحاد، شعائر و مراسم دینی، و شعر عربی است. کتاب الزینة ~~شاید به علت فنی تر بودنش از اختصاص به اسماعیليه، معروف ترین آثار فوق الذکر برای مؤلفان ~~غیراسماعیلی بود. نخستین اینان برای توجه به اهمیت آن ابن النديم مشهور است: ما قبلا به ~~اختصار نقل قول و استشهاد وی را درباره این اثر مورد بحث قرار دادیم27. دیگر مؤلفان مهم سنی ~~که الزینة را ذکر میکنند عبارتند از جلال الدین سیوطی (متوفى 1427/829)، و حاجى خليفه، که ~~به کاتب چلپی (متوفی 1657/1067) معروف است48. سيوطى از متن الزينة به مثابه ms019 منبعى برای ~~مطالعه خود درباره لغات بیگانه در قرآن استفاده کرده29 است. به علاوه، یک مؤلف اثناعشری در ~~قرن نوزدهم، محمدباقر زینالدین خوانساری (1895/1811) نام ابوحاتم رازی را با استشهاد از ~~الرد على قول الرجعة. كه به احتمال بسيار همان كتاب الرجعة فى الرد على اصحاب الرجعه كه در بالا ~~ياد شد مىباشد، والزينة را، با نقل قول تعريف اين كتاب از كلمه "شيعه"، ذکر میکند50. # الزينة همچنین توسط مؤلفان اسماعيلی ذکر شده است مانند ادریس عمادالدین (متوفی ~~1468/872) و گرد آورنده فهرست کتابها و آثار نویسندگان، اسماعیل بن عبد الرسول، معروف به ~~بیست ون PageV00P025 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~مجدوع (متوفى 1183 يا 70/1184 -1769)، با داستان ذیل51. بنا بر نظر ادریس، دومین خلیفه ~~فاطمی، القائم، نسخهای از الزينة را جزء به جزء برای پسر خود، منصور، خليفة بعد، فرستاد و به ~~او دستور داد که هر بخش آن متن را در یک زمان به داعیان بیاموزد. اما صحت و اعتبار این گزارش ~~قابل تردید است، هم به دلیل فاصله بین مهدیه*، پایتخت فاطمی در آن زمان، وایران، وهم به دلیل ~~مخالفت عقیدتی بین فاطمیان و متفکرانی مانند ابوحاتم رازی که خود را مشغول و درگیر جنبش ~~قرمطیان کرده بودند52. # اعلام النبوه شرح وکزارش بحث و جدال عقیدتی بین ابوحاتم رازی و معاصرش، پزشک- ~~فیلسوف نامی ابوبکر رازی، درباره نبوت است. این بحث و مناظره را حمیدالدین کرمانی در اثر ~~خود الاقوال الذهبية، كتابى مجادله آميز كه نظريه ابوبكر رازی را درباره نفس و عقل انتقاد میکند، ~~گزارش کرده است52. کرمانی ذکر میکند که این بحث و مجادله در دوره مرداویج در حضور او (فی ~~حضرته) انجام شده بود. درست هسمانند موارد اعلام و کرمانی، انتقاد ابوبکر رازی از نبوت ~~مجادلات متقابل را از سوی اسماعیلیان در نسلهای بعد پدید آورد54. # علام نیز به نظر میرسد گزارشی باشد از تلاش اسماعیلی برای هضم فلسفه و علوم یونانی- ~~یونانی مآبی: این متن شامل نقل قولهای عقایدنگاری ms020 از چندین فیلسوف ودانشمند نظیر افلاطون، ~~سقراط، ارسطو، پروکلوس، اپیکورس، و بعضی از فضلای پیش از سقراط است55. # متن الاصلاح در وضع و حالتى ناقص باقى مانده، واحتمالا فاقد آغاز وپايان است. دو ~~دستنویس (نسخه خطی) که من به آنها مراجعه کردم، یکی در مجموعه همدانی در میلواکی ~~(1168066/)، ويسكونسين (77/15000310)، و دیگری در دانشگاه توبینگن (010660ف2)، مشتمل ~~بر شش قسمت و همچنان ناقصاندعد این متن که مطالب گوناگون را موردبحث قرار میدهد تقریبا ~~به مطالب فلسفی مانند جهان شناسی، علم پیدایش جهان (آفرینش شناسی) و روانشناسی تقسیم ~~شده است، و مطالب دیگر را دوست دارم مطالبی مربوط به نبوت بنامم. اینها حاوی شرح و ~~تفسیرهایی هستند پیرامون داستانهای قرآنی درباره پیامبران، بحث درباره طرح "تاریخ ~~م قدس"66، یا تاریخ نجات و رستگاری، روبرو شدن پیامبران با فرشتگان و موجودات آسمانی، و ~~اخلاق اداره و اجرای "دعوت"57. # فقط یک نهم متن درباره مطالب فلسفی فی حد ذاته است. بقیه، مطالب مربوط به نبوت را در بر ~~دارد. بحث درباره این مطالب در الاصلاح درکتاب الریاض اثر یک استاد دیگر فلسفه اسماعیلی، ~~* شهری است در شمال افریقا که آن را عبیدالله مهدی مؤسس سلسله فاطمی در سال 302ه. بناکرد.-م. # * تاریخ مقدس یا تاریخ قدسی به ادوار نبوت و ولایت اطلاق میشود. -م. PageV00P026 # ============================================================ ~~حمیدالدین کرمانی، که شامل نقل قولهایی است از کتاب النصرة سجستانی، دوباره مطرح میشود. # کرمانی در متن خود باابوحاتم رازی همسوست، در حالی که سجستانی به یاری نسفی میاید. # نشر مصخح چاپ شده الریاض به عنوان یک متن اسماعیلی نسبتا زود در 1960 منتشر شد58. با ~~سپاسگزاری نسبت به این انتشار، محققان متعددی از فلسفه اسلامی در بحث مطالب فلسفی در ~~الاصلاح درزمینه ورود مذهب نوافلاطونی به مذهب اسماعیلی واردشدهاند، و بخش فلسفی متن ~~را به طور گسترده تحلیل کردهاند59. بنابراین من خود را به تلخیص مطالب عمده بخش فلسفی ~~درباره جهانشناسی در این مطالعه و پژوهش، با توجه به ms021 آراء توضیحدهنده و روشنکننده ~~بوحاتم رازی، محدود میکنم. # برخلاف عقیده نسقی که طبیعت نفس کامل نیست، ابوحاتم معتقد است که نفس در ذات خود ~~کامل است (تامة فی ذاته)، زیرا نفس در یک حالت کامل (تاما) از "عقل اول"، که یک موجود کامل ~~(تام) اسست صادر شده است (2904 _210.4_20).6. با وجود این، ابوحاتم چنین ادامه میدهد که ~~نفس در فعالیت خود (فعل النفس) نیازمند تکامل است. این برای آن است که فعالیت نفس در زمان ~~كامل نيست، زيرا صدور (انبعاث) آن با زمان (مع الزمان) است. اما عقل اول وايجاد (ابداع) آن يك ~~وجود واحد است، وايجاد آن مقدم بر زمان (قبل الزمان) است (4. 671004/210). خلاصه، ابوحاتم ~~اظهار میکند که نفس در ذات خود کامل است، هرچند در فعالیت در زمان ناقص است61. # بوحاتم آفرینششناسی (علم پیدایش جهان) را به نحوذیل توصیف کرده است. نفس، ~~صورت مرنی راکه طبیعت است از ماده (هیولا) ساخته و پدید اورده است. این صورت یا ~~طبیعت، جوهر جهان متوسط (العالم الاوسط) است که بدان به عنوان افلاک نیز اشاره شده است و ~~جوهر جهان زیرین را در بر دارد. این جوهر، عناصر (امهات) نیز نامیده شده است. در زیر افلاک ~~موجودات مركب جهان (مركبات العالم) ومحصولات آن (مواليده) ، يعنى معدنيات، گياهان، و ~~حیوانات هستند (213.4/4134-712.2). # بوحاتم همچنین انواع ماده را که جهان ما را ساختهاند برمیشمارد. نخستین آنها شامل حرکت ~~و سکون است، و نیز موجودات تخیلی (وهمیه) که نفس موجب و باعث آنهاست2،. دوم، چهار طبع ~~(الافراد الاربعية) است، يعنى رطوبت، كرمى، سردى وخشكى. سوم، شامل چهار عنصر (الامهات ~~الاربعة) است که خود از چهار طبیعت ساخته و ترکیب شدهاند (4. 4-1717- 6718.4/6718). # س ابوحاتم جایگاه نوع بشر را در این جهان چگونه توصیف میکند؟ بنا بر نظر وی، نوع بشر ~~ميوه جهان (ثمرة العالم) است وهر انسانى داراى سه نفس (الانفس الثلاثة) است: نباتى (ناميه)، ~~حسى (حسيه)، وعقلى (ناطقه) (215.4/714.4). در مورد نفس ms022 اخير، يعنى نفس عقلانی، PageV00P027 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~اختلاف واضحی از عقیده بین ابوحاتم و نسفی هست، و این ناشی از اختلاف و تباین عقیده درباره ~~آموزه نفس است63. در مقابل این، ابوحاتم معتقد است که نفس عقلانی اثری از عالم بالاتر است(؟ # 214- 7144/7). مطالعه و پژوهشی که اخیرا انجام شده با ذکر دلیل و مدرک قانع کننده مربوط ~~به متن برآنست که نسفی خط افلوطین (پلوتینوس) را پیروی میکند، کسی که آموزهاش درباره ~~نفس بر این ادعا مبتنی است که بخشی از نفس انسان به دنیای ما سقوط نمیکند بلکه در عالم عقل ~~باقی میماند. اما ابوحاتم در مناسبات و روابط با آموزه نفس به پزکلوس (ابرقلس) نزدیکتر ~~میتوان گفت که اختلاف بین این دو متفکر در برابر آموزه نفس اختلافی است در نظریه رابطه ~~موجود انسانی با بالاتر، یعنی عالم روحانی و فرضهایی مانند عقل کلی و نفس کلی. این امر ما را به ~~اد مطلب اسلامی رابطه وحیانی میان پیامبران، خداوند، و وسائط او، یعنی ملائکه میاندازد. این ~~نکات نقطه شروعی فراهم میکند برای پژوهشی درباره اینکه چگونه فلسفه به آموزه وحیانی یا ~~نبوت با کلمات و مناسبات کلی تری در فکر ابوحاتم مربوط است. # 4. فکر اسماعیلی آغازین درباره نیوت چنانکه در کتاب الاصلاح ابوحاتم رازی نشان داده شده است. # و الكر (772462 .62) و ديگر محققان به اهميت مطالب فلسفى بحث وگفتگو در الاصلاح ~~اشاره کردهاند. بخش فلسفی متن برای مطالعه ورود و توسعه اولیه فلسفه نو افلاطونی در مذهب ~~سماعیلی ما را با منبع. آسناد و آخبار مجهز میکند. این محققان این متن را عمدة برای این مقصود ~~به کار میگیرند.25 ~~انکار نکردنی است که مذهب نوافلاطونی و دیگر روشها و طریقهها در علوم یونانی- ~~یونانی مابی تآثیر بیرمعنی و مهمی در مذهب اسماعیلی داشته است66. با این وصف، هنوز هم جا ~~برای نحقیق در عمل متقابل ممکن میان روشهای عقلانی جدیدا اقتباس شده و آموزههای ~~سماعیلی در الاصلاح ms023 در زمینه تاریخ مذهب اسماعیلی هست. برای به عهده گرفتن این تحقیق، ~~علاوه بر نگرش به بخش فلسفی متن، ما نیاز داریم که تحلیل کنیم چگونه الاصلاح اصول عقاید ~~سماعیلی را درباره نبوت، که شامل کهن ترین لایههای نظام عقیدتی اسماعیلی است، مورد بحث ~~رار میدهد67. اینها شامل هفت دوره از "تاریخ مقدس" و انتقال تعلیم نبوی از طریق نظم و ترتیب ~~مبنی بر سلسله مراتب است. در آن موقع ما در وضع بهتری برای جست و جوی عناصر فلسفی و ~~یونانی - یونانی مأبی در آن بخش الاصلاح که از نبوت بحث میکند خواهیم بود. # یکی از اساسی ترین و کهن ترین عقاید در مذهب اسماعیلی اندیشه هفت دوره تاریخی است که PageV00P028 ~~============================================================ ~~هر دوره توسط یک ناطق (جمع: نطقاء) یا بیان کننده، پیامبر، افتتاح میشود. مطابق این عقیده، ~~هر پیامبری شریعت یا قانون مقدس دوره پیش از خود را منسوخ و یک قانون جدید معرفی ~~مکند: این طرح نسبت به دورههای نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، و پیامبر محمداصا به کار ~~مرود، لیکن درباره نخستین ناطق، آدم، به کار نمیرود و نه درباره آخرین ناطق، یعنی قائم ~~(قیام کننده) یا شخصیت منجی منتظر68. در الاصلاح ابوحاتم درباره همه این بیان کنندگان - ~~یامبران بحث میکند. به وسیله متمرکز کردن فکر خود در این مقاله بر شخصیت مسیحایی قائم، ~~مید است که در موضعی خواهیم بود که بتوانیم افکار ابوحاتم رازی را درباره اینکه "تاریخ ~~مقدس" چگونه به پایان خود میرسد استخراج کنیم و نیز نظریه وی را در خصوص چهارچوبه ~~تاریخ به دست آوریم ~~طالب بحث وگفتگو درباره نبوت در الاصلاح موضوع مأموریت را شامل میشود60. این نکته تا ~~اندازهای توسط مادلونگ و هالم در آثارشان مورد بررسی قرار گرفته است70. این مطلب راجع به ~~نبوت آدم دقیقأ با تعریف اسماعیلی مآموریت های قائم مربوط است. بدین معنی که چون ~~سماعیلیان از همان آغاز بر این اعتقاد بودند که آدم گشاینده تاریخ ms024 بود و قائم پایاندهنده آن ~~است، نقش های این هر دو شخصیت نبوی در "تاریخ مقدس" نیازمند توضیح نظری است. آدم ~~چگونه تاریخ را آغاز کرد؟ و قائم چگونه ما را به پایان آن میبرد؟ # در این بحث و گفتگو، نسفی ادعا میکند که آدم هیچ شریعت یا قانون مقدسی نیاورد. ابوحاتم ~~عکس این را معتقد است. وی همچنین، با رد نظر نسفی، میگوید که همه نطقاء (ناطقان) به مردم ~~دستور می دادند که شش روز هفته را مشغول کار یا عمل باشند لیکن آنان را از هر کاری در سبت ~~رشنبه) معاف میکردند. ابوحاتم هر روز هفته را با یک دور از تاریخ انسان مقایسه میکند، و دور ~~هفتم یعنی دور قائم را با سبت. وی مآموریت نبوی قائم را بدین گونه توضیح میدهد: در دور قائم ~~هیچ "عملی" یا سعی و کوشش دینی که در قوانین مقدس نطقای قبلی تنظیم و مقرر شده است ~~دستور داده نخواهد شد. او شریعت را منسوخ خواهد کرد اما هیچ قانون جدیدی نخواهد آورد ~~.(730.4/2314) ~~در مذهب اسماعیلی آغازین قائم جنبه درونی (باطن) همه ادیان و حیانی را گشود (کشف)، ~~جنبه بیرونی (ظاهر) توسط شش ناطق پیشین اعلام و آشکار شده بود71 ابوحاتم ضمنا میفهماند ~~که شناخت مأموریت این شخصیت مسیحایی عنصر کلیدی برای تعیین یک گروه دینی حقیقتا ~~موثق وقابل اعتماد است (04-2804 4-7904/283. 282)22. # بوحاتم به منظور جای دادن این گروه دینی به راستی معتبر و مويق در جوامع متوالی دینی و PageV00P029 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~گروههای مسلمان در "تاریخ مقدس"، ابتدا چهار جماعت دینی، یعنی جهودان، مسیحیان، ~~زرتشتیان وصابیان را برمیشمارد. این چهار جامعه دینی "ادیان قابل نکوهش" (الاديان المذمومة) ~~را میسازند، زیرا آنان نبوت محمد را نمی پذیرند. تنها مردم یک جماعت دیگر، یک جامعه پنجم ~~(اهل الملة الخامسة) يعنى مسلمانان، كه پس از آن چهار دین پديدار شدهاند، عنوان "جماعت ~~ستوده" (الملة المحمودة) را به دست آوردهاند، و این ms025 به دلیل شناخت ایشان از پیامبر محمد است ~~.(78104-.77904/0282 -4- .802 ،4) ~~برابر پنج جماعتی که بر شمرده شد، ابوحاتم پنج گروه مسلمان را فهرست میکند: مرجثه، ~~قدریه، مارقه (خوارج) و رافضه (کلمه تحقیر امیزی که در اینجا به شیعیان امامی داده شده ~~است) 13، و بالاخره يك كروه پنجم موسوم به "مردم دارای دين خالص" (اهل الدين الخالص)، "مردم ~~حقيقت" (اهل الحقيقة)، "ديندار" (المؤمنين)، و"مردم داراى معرفت حقيقى" (اهل المفروة الحقيقية. # این به دلیل آن است که آنان علاوه بر تصدیق پیامبر محمد و علی بن ابی طالب به عنوان رهبران ~~هدايت شده أسمانى، رتبه (حد) و "مرتبه" (منزلت) رئيس بزرگ دوره آينده (صاحب الدور الأتى)، ~~یعنی قائم را نیز تصدیق میکنند. با وجود این، به نسخستین چهار کروه مسلمان نام و عنوان ~~اكروههای سزاوار سرزنش" (الفرق المذمومة) داده شده است، زيرا هر چند آنان مرجعيت و ~~حخیت پیامبر، یا از آن او و علی، را تصدیق میکنند، اما مرجعیت و حجیت قائم را تصدیق ~~نمی کنند6 (781.4. -78104-028104/48204.). # بوحاتم ظهور پنجمین جماعت دینی را این گونه توضیح میدهد (4. 782./38204. # -078204): درست همانطورکه صورت هر موجود مرکبی در عالم طبیعت تنها پس از ائتلاف ~~راجماع) چهار عنصر (اربع الامهات) به عنوان موجود پنجم پدیدار میشود، جماعت پنجم یا ~~اهردم اسلام" (اهل الاسلام) به مثابه "كمال جوامع دينى" (تمام الملل) بعد از چهار جماعت ظاهر ~~م کردد. با ظهور جماعت پنجم، صورت عالم دقیق (العالم اللطیف) به پدیدار شدن آغاز میکند. # کروه پنجم مسلمین نیز به همین حالت است که پس از چهارگروه دیگر ظاهر شده است. همچنین، ~~بنا بر نظر ابوحاتم، این کروه پنجم خودش صورت عالم دقیق است که بالقوه پدیدار شده است. آن، ~~در زمان كامل شدن مأموريت "مردم نزدیک [به خدا]" (عند تمام امر الاولياء) به طور كامل بالفعل ~~* اگر آنطور که نویسنده در داخل پرانتز (در چند سطر قبل) نوشته است مراد ابوحاتم از رافضه صریحا و قطعا شیعیان ms026 امامی ~~باشد (زیرا ممکن است منظور وی از رافضه گروه دیگری بوده است)، این سخن میتواند به این دلیل باشد که شیعیان امامی ~~ذهب اسماعیلی و بالتبع قائم مورد ادعای اسماعیلیان را رد و رفض میکنند نه این که به طور کلی قائم منتظر را تصدیق نمیکنند، ~~گرنه ابر حاتم باید خیلی کم اطلاع بوده باشد که نمیدانسته عقیده به "قائم" از اصول اعتقادی شیعیان امامی است و "هر کس [در ~~زمان او] او را نشناسد (یعنی معتفد نباشد) به مردن جاهلیت مرده است".-م. # بيست وشش PageV00P030 ~~============================================================ ~~محقق خواهد شد (28204/0283.17822). به عبارت دیگر دین به تدریج از حالت خام به حالت ~~دقیق ترو ظریف تر یا حالت روحانی بسط و توسعه مییابد. # در استدلال فوق، ابوحاتم از اصطلاحات فنى همچون "چهار عنصر"، "بالقوه" و"بالفعل" و ~~اندیشه صورتبندی یک موجود جدید پس از چهار عخصر، استفاده کرده است. وی این ~~صطلاحات و اندیشهها را از علم طبیعی یونانی - یونانی مابی که در طول زمان او موجود بوده ~~گرفته است13. ابوحاتم با چنین شیوهای قانون طبیعی ظهور یک موجود جدید پس از تجمع چهار ~~عنصر را به کار میبرد تا طلوع اسلام و اسماعیلیان را در دوره "تاریخ مقدس"، که در ظهور قائم به ~~اوج خود میرسد، تبیین کند. # علاوه بر روش ابوحاتم، یعنی به کار بردن علم از مبدأ یونانی - یونانی مآبی، ما باید به کلمه ~~دیگری در استدلال فوق توجه کنیم، یعنی "مردم نزدیک [به خدا]" (اولیاء). کلمه اولیاء (جمع ولی) ~~هم در عرفان (تصوف) و هم در مذهب شیعه به کار رفته است، که اشاره دارد به مزدمی که مورد ~~توجه والتفات خداوند همراه با لطف خاص او میباشند، یعنی بزرگان مقدس صوفی یا امامان ~~شیعی از خاندان پیامبر (اهل البیت)75. اگر این معنای عام وکلی شامل حال اولیاء در الاصلاح باشد، ~~می تواند اشاره به امامان فاطمی باشد. ولو آن که هنوز نتیجه گیری نابهنگام و زود است، ms027 ما باید ~~اهميت ظهور كلمه اولياء را در الاصلاح به ياد داشته باشيم، با ملاحظه این که درگیری و مشغله ~~ممکن ابوحاتم رازی در جنبش قرمطیان، که نزدیک و قریبالوقوع بودن یا محقق شدن ظهور قائم ~~در الاصلاح را اعلام کرده بود، موضوعی برای بحث و گفتگو باقی میماند. # و انگهی، بحث دیگری درباره قائم هست. این بحث در زمینه گفتگو پیرامون مرتبه ناطق چهارم، ~~یعنی موسی، پیش میاید، و نمونه و مثال دیگری از کاربرد علوم یونانی - یونانی مآبی توسط ~~بوحاتم ونسنی فراهم میکند (2 299-7115.4./7994.-21164.). ابوحاتم گزارش میدهد که ~~نسفی معتقد بود که ناطق چهارم ظهورکلمه (طهور الكلمة) را به موجب مرتبه چهارم خود ~~رحدالاربعیة) که خورشید، چهارمین سیاره در کیهان شناسی روزگاروی، در آن شرکت دارد تکمیل ~~کرده است (2 -. 799.)26 اگر نقل قول ابوحاتم را به عنوان این که نسبت به نسخه اصلی نسفی قابل ~~عتماد است بپذیریم، گزاره اخیر بدین معنی است که ناطق چهارم کمال عدد چهار را واجد است. # ظریههای فلسفه طبیعی همزمان با دو مؤلف اسماعیلی ما دلیل و مدرک این کمال را در عالم ~~طبیعت یافته است27. در هر حال میتوانیم فرض کنیم که نقل قول ابوحاتم از المحصول نسفی ~~بازتاب تفسیر پیشین از آن است، بنابراین ما میتوانیم با اطمینان بگوییم که نسفی مستقیما فهم ~~خود را درباره فلسفه طبیعی در مورد بحث مراتب پیامبران به کار میگیرد. # ت PageV00P031 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~در انتقاد از ادعای نسفی درباره ناطق چهارم، ابوحاتم معتقد است که ناطق حقیقتا برترو عالی تر ~~ناطق هفتم یعنی قائم است. این استدلال میرساندکه ابوحاتم آموزه "درست و صحیح" اسماعیلی ~~رادرباره برتری ناطق هفتم با استناد و اتکاء بر نظام های برخاسته از فلسفه طبیعی ترجیح میدهد. # در استدلال متقابلی نسبت به نسفی، ابوحاتم مأموریتهای شش ناطق را با تقسیم آنان به دو ~~گروه، که "نخستين مردم در اظهار و بيان" (الاوليون بالنطق) و "أخرين مردم" (الآخريون) هستند ms028 ~~دوباره معین و بازشناسی میکند: هر یک از این گروهها شامل سه ناطقاند. نطقاء گروه اول قوانین ~~مقدس جدید می اورند، که تسوسط نطقاء گروه دوم بازنگری و تجدید میشود ~~(710204-710341.). بنابراین، در واقع سه "جفت" قوانین مقدس دردوران "تأریخ مقدس" وجود ~~داشته است. مآموریت ناطق چهارم به شرح ذیل تعیین شده است: ~~. وقتی ناطق چهارم ظامر شد، وی قانون مقدس ناطق اول را تکرار و تجدید و مقررات آن را اجراکرد، و با ~~افزودن مقررات و دستورهای قانون مقدس اجرای آن را مطمتن ساخت (0210304/067102.4). # بدین سان، ناطق چهارم قانون مقدس اول را تجدید و احیاکرد78. با وجود این ناطق چهارم نیست ~~بلکه قائم است که حافظ واقعی کیفیت عدد چهار، یعنی عدد کامل است. بنابرنظر ابوحاتم رازی، ~~ناطق هفتم، قائم پس از "سه جفت [از نطقاء]" (الازواج الثلاثة) به عنوان ناطق چهارم (رابع) ظهور ~~میكند، به طوری که او "مرتبه چهارم" (مرتبة الاربعية) را داراست (67105.4./4-17106.) مأموريت ~~مهركردن "سه [جفت از] قوانين مقدس" (الشرايع الثلاثه) كه توسط سه جفت از نطقاء حاصل شده ~~همچنین قائم را یک ناطق چهارم "حقیقی" میسازد (710604/3106.4.). # بوحاتم میکوشد تا هر پیامبر ومآموریت او را به هر بخش از بدن یک انسان، که خود جهان ~~کوچکی است که در خویشتن تمام بخشهای جهان بزرک را در بر دارد (جامع اجزاء العالم)، ~~منسوب نماید. آدم را به پای راست نسبت میدهد؛ نوح را به پای چپ؛ ابراهیم را به شکم؛ موسی ~~رابه دست چپ4 عیسی را به دست راست؟ محمد را به سب(71064.-4/10704. 2157. # -06/1084). پیامبر محمداصا همچنین به عنوان شخضیتی توصیف شده است که تمام تعالیم دینی ~~را به هم می پیوندد و متحد میکند، و توسط او قوانین مقدس تمام شده (یت4) و کامل گشته است ~~(ریکمل)، زیرا نام او که در دستخط عربی به طور رمزی نوشته شده است صورت یک انسان را، که ~~عالم صغیر دربردارنده همه است، نشان می دهد ms029 (67157.4./210804.)24. # به علاوه ابوحاتم صورتبندی بدن انسانی را در رحم با بسط و توسعه "تاریخ مقدس" از طریق ~~سلسله قوانین مقدس مقایسه میکند. درست همانطورکه بدن انسانی در جهان بیرون از رچم ابتدا ~~سرش ظاهر میشود، همین طور تاریخ با تکمیل قانون مقدس پیامبر محمد (تمام شریعت سادس PageV00P032 ~~============================================================ ~~النطقاء) به مرحلة جديد "كشايش" (كشف) كه با ل"سر" مقايسه شده است، وارد میشود ~~(2109.4./202.7109.4 این کشف، یعنی "افتتاح" هر معنایی از قانون مقدس مأموریت قائم است. # قائم همچنین خواجه وبزرک دور "گشایش" (صاحب الدور الکشف) نامیده شده است (]. 67106./ ~~.(02157 .4 ~~بوحاتم همچنین قائم را در ضمن استدلالش دربدن انسان قرار میدهد: وی، او و مآموریتش را ~~با روح "جوهر هفتم" (الجوهر السابع) مقایسه میکند که هر بخش و اندام از بدن انسانی را با ~~ازندگی" (حیات) آماده میکند. درست همانگونه که این "جوهر" حیات را از طریق تفسیر باطنی ~~(تأویل)، به بدن انسان میبخشد، ابوحاتم اشاره میکندکه قائم معنای درونی تمام سه جفت قوانین ~~مقدس را، که دین را با حیات نو آماده میسازد، میگشاید (].2106.،1710804./4. 2107.،4. # .(02159 ~~به علاوه، ابوحاتم نقش قائم را در تأویل با تأثیر "اثر" (اثیر)، که گاهی آن را "آتش" مینامد، ~~م قایسه میکند. درست همانطورکه "اثر" یا "أتش" میتواند با سه عنصر ديگر (الاسطقسات الثلاثة) ~~درامیزد و ترکیب شود81، همینطور تآویل نسبت به هر یک از سه جفت قوانین مقدس در گشودن ~~معنای باطنی که در آنها پنهان است صادق و بکاربردنی است (7111.4.-21126./711104. # -21124.). بدین گونه، قائم به عنوان "رکن چهارم" نقش خود را درباره تأویل پس از سه جفت از ~~قوانین مقدس اجرا و ایفا میکند. در این استدلال ما میتوانیم نمونه دیگری از استفاده ابوحاتم را ~~از اصطلاحات فنى علم يونانی - يونانی مابی، مانند "اثر" و لاسه عنصر" تصديق كنيم. در بحث ~~ب یشتر از "رکن چهارم"، ابوحاتم بیان استادانه تری از مآموریت قائم ارائه میدهد: ~~... و [(ناطق] هفتم "یک ناطق چهارم" نسبت ms030 به آنان (یعنی سه جفت تطقاء)، میکردد، زیرا او تمام علم و عمل ~~است وكمال آن (تمام العلم والعمل وكماله)، درست همان گونه که [ناطق] ششم تمام عمل وکمال آن میگردد ~~بدون (كمال] علم (دون العلم) (4/04111.4. 7111.). # در این استدلال علاوه بر استدلال های قبلی میبینیم که در حالی که پیامبر محمد به عنوان اوج ~~بسط و توسعه "تاریخ مقدس" از طریق شریعت تلقی شده است، قائم به عنوان گشایندهای معرفی ~~شده است که نوع بشر را به مرحله بالاتری رهبری میکند. به نظر میرسد به قائم صفت جامع تری ~~از پیامبر محمد داده شده است: او "تمام علم و عمل و کمال آن" است42. آیا این بدین معنی است ~~که قائم در مرتبه بالاتر از پیامبر محمد قرار دارد؟ # درباره این نکته مراتب پیامبران عموما، و مرتبه قائم خصوصا، سجستانی نشانههای راهنما ~~برای بررسی بیشتر به ما میدهد82. سجستانی استدلال میکند که ما میتوانیم "تفاوت" (تطؤر) یا ~~ف PageV00P033 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~"اختلاف" را در هرکونه از وجود در جهانمان بیابیم. به دلیل این اصل است که هر قسم از وجود ~~درجه بندی شده و به هر عضوی مرتبهخودش داده شده اسست44. بدین سان سجستانی در میان ~~یامبران، یعنی نطقاء در زمینه مطلب وی، نیز "تفاوت" درجات مییاید، و پیامبر محمد را در ~~بالاترین مرتبه جای میدهد85. لیکن سجستانی محتقد است که غایت و هدف نهانی هر چیزی که ~~بيامبران آوردهاند قائم است (نهايت الكل من الزسل الى القائم عليه السلام). وى خط سير پيامبران را با ~~شش مرحله بسط و توسعه بدن انسانی در رحم مقایسه میکند، که پس از آنها مرحله هفتمی که ~~ر وحانی است هنگام تولد رخ مینماید. قائم با این مرحله هفتم مطابق است، که آفرینشی دیگر ~~يعنى جديد) (الخلق الآخر) نيز ناميده شده است، كه در آن او، وفتى با اسلافش سنجيده شود، ~~یک مرحله جدید روحانی را نشان میدهدعم ~~در اینجا می توانیم شباهتی ms031 در استدلالهای سجستانی و ابوحاتم تشخیص دهیم: آنان هر دو ~~همانندی و مشابهتی با صورتبندی بدن انسانی میسازند. همچنین هر دو قانم را به عنوان تجسم ~~هدف نهائی "تاريخ مقدس" مینگرند، در حالی که "بهترین" موضع واوج بسط و توسعه قوانین ~~مقدس را برای پیامبر محمد حفظ میکنند. # سجستانی باز هم برای مرتبه قائم اشاره دیگری کرده است. در بخش سی و چهارم کتاب ~~اینابیع، هنگامی که طبیعت کامل عدد شش را مورد بحث قرار میدهد، نمونهها و مثالهای ~~دیگری ذکر میکند که در آنها شش نقش مهمی را ایفا میکند7* شش مقوله هستی شناختی جهان ~~ما، شش جهت در طبیعت، شش بخش از بدن انسان، شش روز افرینش جهان، و قابل ~~ملاحظه ترین، شش ناطق و شش دوره ایشان. در این بخش سجستانی به قائم اشاره میکند و او را به ~~اجرای ماموریت همه نطقاء منسوب و مربوط مینماید: در زمینه تطابق میان شش ناطق، شش ~~خهت، و شش جزء بدن انسان، وی قائم را به مثابه سرکه به همه مربوط است و همه رانگاه میدارد ~~منسوب مینماید88 ~~بدین سان، در این بخش، قائم به دلیل رابطهاش با اجرای "دعوت" به مثابه هدف نهائی "تاریخ ~~مقدس" تلقی شده است. مرتبه او در تاریخ با یک نقطه مرکزی که همه جهات از آن جدا و روانه ~~میشوند، يعنی لایک شخص"، مقایسه شده است. یک تطابق ضمنی میان سر، مهمترین جزء بدن، ~~و قائم وجود دارد. # یک فیلسوف- شاعر بعدی، ناصرخسرو (متوفی بین 1075/465 و 1104/498)49 ما را با دیگر ~~نشانهای راهنما برای بحثمان مجهز میکند. ناصرخسرو در آثر خود خوان الخوان، نموداری ~~برای ما آماده میسازد شامل دوایر هم مرکز تا بحت بخش سی و چهارم الینابیع را خلاصه کند. PageV00P034 # ============================================================ ~~نسخههای خطی موجود الینابیع فاقد این نمودار است10. آنچه پیرامون این نمودار قابل ملاحظه ~~است این است که قائم در دایره مرکزی با ذکر روز شنبه (السبت) و ذات (عین) جای ms032 دارد، در ~~صورتی که دیگر نطقاء، از جمله پیامبر محمد، در دایره دوم از مرکز جای دارند. همچنین از شش ~~روز هفته، شش جهت، و شش مقوله فیزیکی، که جایگاه خود را دارند، یاد شده است: هر عضو ~~یک گروه مطابق است با یک ناطق. و درون یک دایره مرکزی جای دارد. در این شکل، در سلسله ~~نطقاء، به قائم موضع یا مرتبه مرکزی تری از دیگران، اگر نه بالاتر، داده شده است91. # در متنی دیگر، وجه دین، ناصرخسرو میکوشد تا مرتبه قائم را در زمینه تطابق بین تکالیف ~~دینی نطقاء، سیارات، اندامهای انسان، و مراحل تشکل بدن انسان دریابد92. مثلا، قائم مطابق است ~~با وجود هفتم، "روح"، که شش مرحله پیشین تشکل بدن آدمی را کامل میکند، و با "ولایت" (در ~~عربی: عشق و سرسپردگی به امام، و تصدیق مرجعیت و حجیت او) که شش تکلیف دینی دیگر را ~~کامل میکند63. این وجود هفتم دقیقا همان "جوهر هفتم" ابوحاتم رازی نیست، بلکه هر دو وجود ~~اهفتم" و "هفتمين" جوهر تأثيری قطعى بر وضع وحالت بدن انسان إعمال میکنتد، یا در تکمیل ~~شکل بدن يا به عنوان وظيفه زندگی بخشیدن. # مطالعه و بررسی الاصلاح و برخی متون همزمان (و نیز متون دیگر تا یک قرن و نیم بعد از آن ~~تاریخ) تمایل عمومی و مشترکی برای تعیین مرتبه قائم به عنوان شخصیتی مرکزی تر و جامع تراز ~~دیگر پیامبران بیان کننده را نشان میدهد، اگر چه این ارزشگذاری و محترم شمردن بالاتر از پیامبر ~~محمد نیست. این انگیزه همواره نسبت به سه مؤلف فوقالذکر مشترک است: یعنی، مقایسه ~~صورتبندی بدن انسان با بسط و توسعه "تاریخ مقدس". این مشابهت یا قائم را به عنوان اوج توسعة ~~تاریخ تبیین میکند، یا بر ظهور و مآموریت او به عنوان مرحله بعد تاریخ انسانی اشاره و دلالت دارد. # حلیل ما از این متون نشان میدهد که برخی انگیزهها درباره عقاید و آموزههای راجع ms033 به قائم در ~~الاصلاح در متون معاصر و سپس تر نيز يافت میشود. این انگیزهها مبتنی است بر انديشه تطابق ~~میان موجودات در عالم طبیعت (مانند اجزاء بدن انسان) و موجودات در عالم دین (مانند ~~یامبران). به وسیله این انگیزهها ابوحاتم و دو مؤلف دیگر سعی کردند تا مراتب و مأموریتهای ~~یامبران بیان کننده به ضمیمه قائم را درک و فهم و طرحریزی کنند. # برخی بازتابها درباره استدلال های ابوحاتم رازی راجع به "تاریخ مقدس" ~~ستفاده از انگیزههایی که در بالا بررسی شد میتواند به مثابه نمونه و مثالی باشد از تمایل برای ~~ن ظریه پردازی در سخن گفتن از شخصیت مسیحایی قائم در میان متفکران اسماعیلی. لیکن چه ~~سی ویگن PageV00P035 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~کسی این نظریه پردازی درباره عقیده و آموزه قائم و در واقع، تمام کلام (الهیات) پیرامون قائم را ~~آغاز کرد؟ به عبارت دیگر، چه کسی نظریه تطابق میان دو عالم طبیعت و دین را در عقیده و آموزه ~~قائم واردكرد؟ # با در نظر داشتن اینکه الاصلاح یکی از کهن ترین نمونههای باقی مانده از یک متن اسماعیلی ~~متآثر از مذهب نوافلاطونی است، ممکن است وسوسه شویم که فرض کنیم که ابوحاتم، همراه با ~~نسفی، مخالف او، نظریه تطابق را که در بخشهای وسیعی مآخوذ از علم یونانی - یونانی مابی ~~مربوط به آن است، در پیامبرشناسی به طور اعم، و عقیده و آموزه قائم بطور اخص، وارد کرده ~~است. یقینا اختلافی وجود دارد بین عقیده و آموزه قائم یا مهدی در بعضی از متون گمنام مانند ~~كتاب الكشف، كتاب الرشد و الهداية، وكتاب العالم والغلام، كه فكر كردهاند لااقل تا اندازهای در ~~دوره پیش از فاطمیان تألیف شده است14، و عقیده و آموزه قائم که ابوحاتم رازی، سجستانی، ~~ناصرخسرو، و پیشرو آنان نسفی، درباره آن نظریه پردازی کردهاند. مثلا، کتاب الگشف نقش های ~~قائم یا مهدی را راجع به مبحث آخرت به نحو ذیل ذکر میکند: او مکه ms034 و مدینه را با حمایت و ~~تقویت فرشته بزرگ جبرائیل در آخر زمان فتح میکند، و با ظهور او دین خداوند کامل شده ~~خواهد بود15. بدین ترتیب این متن حاوی عقیده و اموزه پرداخته شده قائم که در نزد ابوحاتم یافت ~~می شود نيست. # به علاوه، زمینه تاریخی ابوحاتم در ملاحظه نظریه پردازی او درباره عقیده و آموزه قائم باید در ~~نظر گرفته شود. در زمان ابوحاتم، نیمه اول قرن چهارم ادهم، در میان اسماعیلیان، و به ویژه در ~~میان مخالفان قرمطی یک احساس نیرومند انتظار هزار ساله مسیحایی نسبت به ظهور قائم وجود ~~داشت، و یک احساس متناظر خیانت و تسلیم دشمن کردن وقتی انتظارات به یآس و ناامیدی ~~منتهی میشد. این دو احساس ظاهرا چند بار از تاریخ قرن سوم نهم تا نیمه اول قرن چهارمادهم ~~نوسان داشت، یعنی، در دورهای که آنان از یک جنبش پنهانی و زیرزمینی به داشتن قدرتهای ~~متنفذ و مؤثر دینی - سیاسی مانند خلافت فاطمی و دولت قرمطی در بحرین رشد کردند. مثلا این ~~رامیتوان در نحوه رفتار بعضی از داعیان پیش از اعلام ادعای امامت توسط رهبر در سلمیه و ~~شکست مهدویت جوان اصفهانی، و چگونگی عکس العمل آنان بعد از این حوادث ملاحظه ~~کردع. # برپایه بحث فوق، میتوانیم این امکان را پیشنهاد کنیم: که احساس انتظار نابرآورده و به وقوع ~~نا پیوسته، تفکر درباره مرتبه، مآموریت و مقام قائم را در "تاریخ مقدس" در میان خردمندان و ~~بافکران اسماعیلی موجب شد17. اگر این امکان را درباره الاصلاح در نظر بگیریم امکان دیگری نیز PageV00P036 ~~============================================================ ~~طرح میشود: که عقیده و آموزه پرداخته شده درباره قائم و زمینه آن، یعنی کل پیامبرشناسی در ~~الاصلاح، پاسخ ابوحاتم رازی به وضع و حال دینی - سیاسی معاصر اوست18. با وجود این، حتی ~~اگر این فرضیه بتواند به وسیله دلیل و مدرک محکم تآیید و تقویت شود، روشن نخواهد شد که ~~چگونه و چرا ابوحاتم و همکیشان اسماعیلی ms035 او عناصر فلسنی، علمی یونانی- یونانی مایی و ~~عناصر طبیعی- فلسفی را به عقیده و آموزه قائم و پیامبرشناسی وارد کردهاند. # اجازه دهید به سؤال اول برگردیم: آیا ابوحاتم، همراه با نسفی نظریه پردازی درباره عقیده و ~~آموزه قائم را آغاز کردهاند یا نه؟ پاسخ دادن به این پرسش به علت کمیایی متون باقی مانده از زمان ~~م قدم بر این دو متفکر، اکنون دشوار است. تفکر و تآمل درباره تطابق موجودات در جهان ما را ~~متوان در متونی یافت که چنین فکر کردهاندکه لااقل تا اندازهای در دوره پیش از فاطمیان نوشته ~~شده است، مثلا تفكر درباره اعداد، بيست و هشت حرف الفبا، و رابطه آنها با پیامبران19. # همچنین، تفکر و تأمل درباره تطابق عالم کبیر- عالم صغیر (جهان بزرگ - جهان کوچک) در ~~ترسیم و نگارش ابوحاتم از نگاره جهانی پیامبر محمداصا، ریشه در دین و سنتهای عقلانی ~~خاورمیانه از زمانهای پیش از اسلام دارد100. با وجود این، ورود عناصر فلسفی، علمی یونانی- ~~یونانی مایی در پیامبرشناسی اسماعیلی میتواند حتی در آغاز قرن سوم [نهم اتفاق افتاده باشد، ~~وقتی کتابهای ادبیات عقایدنگاری به انتشار و رواج یافتن آغاز کرده است. مثلا متن آمونیوس ~~مجعول که ترجمه آزاد و ناتمامی از "انثادها" (نه گانهها) ی افلوطین تحت نام ارسطو، اتولوجیای ~~ارسطاطالیس، یا الهیات ارسطو، است تآثیر زیادی بر أعلام ابوحاتم إعمال کرده است. # بحث من درباره مطلب "تاریخ مقدس" به نظر میرسد که پیشنهاد میکند که ابوحاتم از هر ~~معرفت علمی در دسترس یونانی- یونانی مآبی یا معرفت فلسفی طبیعی برای حل مسائل مربوط ~~به آن (تاریخ مقدس) بهره برداری کرده است. به عبارت دیگر این معرفت، مورد استفاده ابوحاتم ~~قرارگرفته تا نظر مشترک اسماعیلی را درباره تاریخ نبوت توضیح دهد، یا لااقل شرح وی از اصول ~~عقاید دینی باشد. در این معنی، اصل سوق دهنده او ظاهرا از عقاید اسماعیلی و امور "دعوت" ~~گرفته شده است. اگر درستی این امر اثبات شود که وی ms036 به تنهایی این "عقاید" را متقدم دانسته ~~است، در آن صورت ابتکار او به عنوان یک متفکر مشکوک و قابل تردید است. با وجود این، از ~~آنجاکه ما المحصول نسفی را به صورت کاملش در دست نداریم، این مسأله باید برای تحقیق آینده ~~باز و گشوده بماند. PageV00P037 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~سپاسگزاری ~~پیش از همه، دوست دارم از پروفسور مهدی محقق (دانشگاه تهران و شعبه تهران موسسه ~~مطالعات اسلامی، دانشگاه مکگیل) برای فرصت گرانبهایی که به من پیشنهاد کردند تا مقدمه ای ~~برای نخستین ویرایش و چاپ انتقادی کتاب الاصلاح ابوحاتم رازی بنویسم سپاسگزاری کنم. # ایشان شکیبایی فوق العادهای در برابر پیشرفت کند من در تکمیل این کتاب نشان دادند، و به همین ~~هناسبت عمیقا ممنون و متشکرم. همچنین دوست دارم قدردانی عمیق خودرا نسبت به ~~سرپرست و ناظر دانشگاهیام، پروفسور هرمان لندلت (مؤسسه مطالعات اسلامی، دانشگاه ~~مکگیل، مونترال) برای نظریهها و تفسیرهای بی شمار و باارزش خود درباره این اثر در مراحل ~~متعدد جریان طرح و پیش نویس آن اظهار نمایم. بالاخره ولی نه کمتر دوست دارم صمیمانه ترین ~~تشکر خود را از پروفسور عباس همدانی (دانشگاه ویسکانسین در میلواکی) و دکتر پاول والکر، ~~سر پرست سابقم در دانشگاه مکگیل، به خاطر اجازه سخاوتمندانه به من برای استفاده از کتب ~~خطی پرارزش و دیگر مواد و مصالح از مجموعه شخصیشان بنمایم: تآیید و حمایت ~~خوانمردانهشان نسبت به مطالعاتم در شماری از موقعیتها و مناسبت ها در یادداشت های ذیل ~~مورد تشکر و قدردانی خواهد بود. # 1. اگاهی اساسی درباره نام کامل، زندگی و اثار ابوحاتم را میتوان در: دائرة المعارف ایرایکا (622102660a 12626) که از این ~~(2d.12846) به بعد با 2ات2 به آن اشاره میشود، طبع و نشر يارشاطر (لندن، 1983)، ج1: ص315، "ابوحاتم رازی"، توشته هالم ~~افت، پونا والا (10068a 68/9 .) كتاب شناسى شرح زندكى وادبيتات اسماعيلى (مالييو، 1978)، صص 36-40؛ استرن (.5.44 ~~562)، "ابوحاتم رازی"، دائرة المعارف اسلام، چاپ جدید، که از این پس ms037 با2]ت به آن اشاره میشود، طبع و نشرگیب (.4 .2 ~~404)، كرامرس (1f. 10900655 .3)، و در جای ديگر (ليدن الندن، 1960)، ج 1: ص125. # 2. درباره این فیلسوف - پزشک مشهور نگاه کنید به: کراوس (120905 .7) و پینس (204065 .5)، "الرازی، ابوبکر محمد بن ~~زكرياه، دائرة المعارف اسلام، که از این پس با 64 به آن اشاره میشود، طبع و نشر هوستما (1r. 2r. 44643908) ونسينک (2. # d6:7/605)، و در جای ديگر (ليدن، 1913 -1936)، ج3: صص 1134-36؛ گودمن (26686026 با)، "الرازى، ابوبكر محمد بن ~~زکریا"2]2، ج 8 صص 77-474. # الان احر مار و ام استرن اي نسفی، نگاه کنبد به فصل نخستین مبلغان اسماعیلی در شمال غریی ایران و کردستانه در ~~طالعات وى در مذهب اسماعيلى آغازين (اورشليم اليدن، 1983)، صص 219-25 (كه ابتدا در مجلۀ مطالعات حوزۀ شرقى وافريقایی ~~23 (1960): صص 56-90 منتشر شد. از این پس، در اشاره به مقالات استرن درباره مذهب اسماعیلی، ما از صفحه گذاری در ~~طالعات در مذهب اسماعیلی آغازین پیروی میکنیم. برای بررسی و مطالعه اجمالی دریاره زندگی و اثر نسفی، نگاه کنید به بونا ~~الا کاب شناسی شرح زندگی (اسماعلیان]، صص40ي33؛ همان نویسنده نسفی: ابوالحسن محمد بن آحمد بزداوی را ~~بزداهی، 412، ج 7: ص968. # 4. هالم، جهان شناسى وتعلمات اوليۀ اسماعيليه. تحقيقى دربارۀ عرفان اسماعيلى (ويسبادن، 1978)، ص 16، و مادلونگ، "امامت ~~در تعلیمات اساعیلی اغازین"، اسلام 37(1961)، صص 102-101. # 5. رجوع کتید به هالم، "ایوحاتم رازی"، ص315. # سی و جهار PageV00P038 ~~============================================================ ~~هلمه ~~6. برتا والا (كتاب شناسی شرح زندکی، ص 37) پيشترين مطالعه دربارۀ ابوحاتم که از ماسينيون است ذكر میکند، "خلاصة ~~کتاب شناسی شرح زندگی قرمطیان" دریگ جلد درباره مطالعات شرقی پشکش به ادوارد برون (1320906 .: 2897222)، طبع و ~~نشر توماس آرنولد و رنالد نيكلسون (كمبريج، 1922)، صص 38-329. # 7. کراوس، "خلاصه کتاب أعلام النبوه ابوحاتم رازی" خاورشناسی 5 (1936): صص 35-36، 358-378. همچنین رجوع کنید ~~به "کمک فیلسوف: رساله اخلاق ابو محمد بن زکریای رازی" خاورشناسی 4 (1935) صص 300-334. از آن وقت تاکنون که این ~~چاب منتشر شده است، چند ms038 تحقیق درباره رازی (ابومحمد زکریای) مبتنی بر اعلام نوشته شده است. مثلا نگاه کنید به کراوس ~~پينس، "الرازی، ايویکر محمد ين زکریا"4 م. محقق، "نکاتی درباره طب روحانی" رازی، مطالعات اسلامی 26 (1967). # صص5 23؛ همان نويسنده، "كاب العلم الاعي رازی و5 جاويدانها (قدمای خمسه)"، ابرنهرين 8 (1973): صص 16-23 (هر دو ~~مقاله از محقق در فیلسوف ری، محمد بن زکریای رازی دوباره چاپ شده است (تهران، 1974)؛ گودمن، "اسطوره رازی درباره هبوط ~~فس"، در مقالات راجع به فلسفه و علم اسلامی، چاپ و تشر حورانی (البنی، تيويورک، 1975)، صص 40-25. # ،(4f. 10884062) 8 این کار توسط صلاح الصاوی وغلامرضا اعوانی انجام شده است (تهران، 1977). بر پايه اين چاپ، ديير ~~و الکر و شمس الدین طالبانی از آن وقت تحلیل هایی درباره أعلام مطابق زمینه تاریخ مذهب اسماعیلی نوشتهاند. بنگرید به دیبر، ~~ازمیته اسماعیلی فلسف سیاسی قارابی: ابوحاتم رازی به مفایه پیشرو فارابی"، در خدایان در شرق، خدایان در غرب. عبدالجواد ~~فلاطوری ~~دریاره وحدت و گوناگونی ادیان"، در محاوره و تلفیق عقاید مختلف با یگدیگر: رهیافتی به نزدیکی عقاید با یگدیگر، طیع و نشر ~~گورت (3024) .3)، وروم (40200724 .14)، و در جای دیگر (سرعتهای باشکوه، أمستردام، 1989)، صص 10487؛ والكر، نخستين ~~شع فلسفى: طريقة نوافلاطونی اساعيلى ابويمقوب سجتانی (كمبريج، 1993)، به ويژه بخش1 تحت عتوان "میرات سجستانی"، ~~در همه جا؛ 1. شمس الدین طالبانی، بحث وگفتگو پیرامون نبوت در کتاب أعلام النبوه" (یسایان نامه فوق لیسانس، دانشگاه ~~مکگيل، متترئال، 1987). # 9. ابرانف (17388097 .)، نخستین "مباحثه و جدل"، در مطالعات در نخستین مذعب اسماعلي ایرانی، چاپ دوم ربمبفی، ~~1955)، صص 87-122، و به ويزه صص 9487، صص 22-116. # 15. مادلونگ "فاطمیان وقرمطیان بحرین"، اسلام 34(1959): صص 34-88 (ترجمه انگلیسی "قاطمیان و قرمطیان بحرین"، ~~در تاریخ و فکر اساعیلی قرون میانه، طبع و نشرف . دفتری (کمبریج، 1996)، صص 21-73)؛ همان نویستده، "امامت"، ~~صص43-65؛ همان نویسندد، تمایلات دینی در آغاز ایران اسلامی (الینی، نیریورک، 1988)، صص96-95. # 11. هالم، حهان شتاسی وتعليمات اوليه اسماعيليه (ويسبادن، 1978)؛ والكر، نخستين تشيع فلسفى. # 12. پوناوالا هر دو منابع اسماعیلی ms039 و غیر اسماعیلی را درباره زندگی و آثار ابوحاتم رازی ذکر میکند. بتگرید به کتاب شناسی ~~شرح زندکی، صص 38-36. # 13. درباره دلالتهای گوناگون کلمه "دعوت" در مذهب اسماعیلی در طی دوره فاطمیان شماری از مطالعات و تحقیقات تا ~~کنون نوشته شده اسست، برای منال: فکی (م126 .44)، افكار دينی و فلسفى فاطميان اسماعيلى مذهب (تونس، 1978)؛ هالم، ~~حهان شناسی و تعليمات... صص 67-6،74. همدانی، "تحول ساختار سازمانی دعوت فاطمی"، مطالعات عربی3(1976): ~~صص85-114؛ ايواتف، "سازمان تبليفات قاطميان"، مجلۀ انجمن سلطتی آسیایی شعبۀ بعبيی 15(1935): صص 1-35؛ استرن، ~~قاهره به عنوان مرکز جنبش اسماعیلی" در مطالعات در مذهب اسماعیلی آغازین، صص 234-5؛ والكر، "سلسله مراتب جهانی در ~~فکر اسماعیلی اغازین: نظر ابويعقوب سجستانی"، عالم اسلامی 66 (1976): صص18-14. # 14. نظام الملك، سيرالملوكك (سياست نامه)، طبع و نشر دارك (4f. 134246) تهران، 1962) (از اين پس با عنوان نظام الملك ~~اشاره میشود)، صص265-61 (ترجمه انگلیسی توسط دارک: کتاب حگومت یا قوانین برای پادشاهان (لندن، 1960)، ~~صص 214-217). برای توصیف دهوت اسماهیلی در ایران در طی دوران ابوحاتم رازی، ما خیلی مرهون کتاب استرن، نخستین ~~بلغان اسماعيلي4، صص 189-233 هستيم ~~سی و پنج PageV00P039 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~15. نظام المک، ص233 (ترجمه انگليسی، ص214). # 16. استرن نتیجه میگیردکه این نام به صورت جدیلر "فشاپویه" یا پشاپویه تا زمان مای جدید به تام بتشی در استان تهران ~~باق مانده است. به کتاب وی، "نخستین مبلغان اسماعیلی"، ص191 یادداشت 4 بنگرید. # 17. نظام الملك، صص 263 -64 (ترجمة انگليسى، صص 214-15). استرن و والكر اين كتاب البيان را پيش از كتب الزينه ~~ابوحاتم، لغتنامه دینی و کلامی که حتی در میان فضلای ستی معروف بود، میداتند (پایین صفحات 11 تا 13 را بنگرید). # استرن، نخستين ملغان اسماعيلى، ص194؛ والكر، نخستين تشيع فلسفی، ص51 را بنگرید. # 18. نظام الملك، صص 264- 65 (ترجمه انگليسی، صص 215-216). والكر این امير حسین بن على را با مرورودی یکی ~~مگیرد، کسی که، بنا بر شرح حالنویس روافض و بدعتگذاران زیدی، ابوالقاسم البستی (قرن پنجم ms040 ادهم)، امکان ظهور یک نفس ~~عقلانی از یک موجود پیرو لذات نفسانی را مورد بحث قرار داده است. والکر، نخسین تشیع فلسفی، صص51-50. # 19. نظام الملك، ص265 (ترجمة انگليسی، ص216). # 20. برای مثال بنگرید به ف. دفتری، اسماعیلیان تاریخ و عقاید آنان (کمبریج، 1990)، صص 120-21؛ هالم، امراطوری مهدی ~~(مونخن، 1991)، ص258 (ترجمه انحلیسی: امراطوری مهدی: قيام فاطمیان، ترجمه بونر (400808864 .84) (ليدن، 1996)، ~~صص 289-90)؛ استرن، "نخستين مبلغان اسماعيلی"، ص195. # 21. نظام الملک، ص265 (ترجمة انگليسی، ص216). # 22. در سخن نظام الملک: "رهبری (ریاست) خانواده خلف را ترک کرد". نظام الملک، ص216. # 23. استرن، "نخستين مبلفان اسماعيلی"، صص 197 -98. مقایسه کنید با ف . دفتری، اسماعیلیان، ص 121؛ مادلونگ، ~~سلسلههای کوچک شمال ایران"، در تاریخ کمریج ایران، ج4، دوره از هجوم عرب2 سلجوقیان، طبع و نشر فرای (24.46م) ~~(كمبريج، 1975)، ص 209. # ،(.. f. 8059062427) 24. نظام الملک، ص266 (ترجمۀ انگليسی، ص 217). درباره مرداویج بن زیار بنگرید به بسورث ~~مرداويج"، 12ت1، ج 6: 539. همچنین مقایسه کنید با استرن، "نخستین مبلغان اسماعیلی"، صص198-200. درباره اشغال و ~~صرف ری توسط يوسف ین ابی الساج، بنگرید به مادلونگ، "سلسلههای کوچک"، ص231. # 25. نظام الملك، ص 267 (ترجمۀ انگليسى، ص217). درباره مرداويج بن زیار، بنگرید به بسؤرث، "مرداویج"، 416، ج6: ~~ص 539. همچنین رجوع کفید به استرن، "نخستین مبلغان اسماعیلی"، صص 200-204؛ مادلونگ، "سلسلههای کوچک"، ~~صص1113-2112. # 26. نظام الملك، ص 267 (ترجمه انگليسی، 18-217). # 27. همان (ترجمة انگليسی، ص218). # 28. ابن حجر عسقلانی، لسان الميزان، ج1 (بيروت، 1930/1971)، ص، 164. نسبتی که این حجر داده است، ينایر نظر استرن، ~~نسبت دیگری درباره "و رسنانی" است. استرن همچنین اظهار نظر میکند که "ورستان" که این نسبت از آن گرفته شده، نام دهکده ای ~~است در ناحية فشایويه، "نخستین مبلغان اسماعیلی"، صص1145-96، یادداشت 12. # 29. دربارۀ کتاب الزينة، بنگرید به يادداشت 17 در بالا و پایین صص 13-11. # 35. به ترتیب بنگرید به: رشیدالدین، جامع التواريخ، چاپ م. ت. دانش پژوه وم. مدرسی (تهران،، 1338 هجری شمسی/ ~~1965) (از این پس يه عنوان رشیدالدین مورد اشاره است)، ص12؛ کاشانی، زبدة التواریخ، چاپ م. ms041 ت. دانش پژوه (تهران، 13666 ~~هجری شمسی/1988) (از این پس به عنوان کاشانی به آن اشاره میشود). # 31. ابن النديم كتاب الفهرست، چاپ فلوگل (لایپ زیگ 18680(، ج 2: ص188 (ابوحاتم الورسنانى) وص 189 (ابوحاتم ~~الرازى) (ترجمه انگليسى توسط داج (26866 .)، الفهرست ابن النديم (نيويورك، 1970)، ج1: ص468 (ابوحاتم الورسنانى) و ~~ص 472 (ابوحاتم الرازی). اما برای "کتاب الجامع" بنگرید به بخش سوم زیر، به ویژه یادداشت 4. # 32 عبدالقاهر بن طاهر بغدادی، الفرق بين الفرق، چاب م. م. عبدالحميد (قاهره، يىتاريخ)، ص 283. # سی وشش PageV00P040 ~~============================================================ ~~قام ~~23. رشیدالدین، صص 11-12. درباره این فهرست تخستین داهیان، استرن خاطرنشان میکند که وآشفتگی و خلط مهمی" در ~~بیان رشیدالدین وچود دارد. مثلا، "خلف" به عنوان نخستین داعی مهم خراسان دیده میشود. استرن توجه میکندکه این جعفر ~~محروم یک جاتشین "خلف" بوده است. بنگرید به استرن، "نخستین مبلغان اسماعیلی"، ص229. # 34. فهرست کاشانی "خلف" را به عنوان وخلف حلاج" دارد، که میتوان به "جانشین حلاج" ترجمه کرد. این وخلف" غیاث را ~~به عنوان جانشین خود منصوب کرد، کسیکه به نوبه خود ایوجعفر محروم وابوحانم بن حمدان الرازی الورسنانی، معروف به ~~مؤمن را به کیش تازه در آورد. کاشانی، ص22. # 35. این حلاج از خاتواده "قداحین" (بنوالقداح) بود، و پسرش جانشین وی شد. بعد از آنکه این پسر مرد، غیاث جانشین او ~~شد. و جانشین وی پسرش و مردی یه تام محروم یود، که ابوحاتم ورستانی جانشین او شد. ابن الندیم، کاب الفهرست، چ188:2 ~~(ترجمة اتگليسی، فهرست ابن النديم، ج 1: ص468). همچنين رجوع كنید به فلوگل. # ابن النديم، الفهرست، ص 479 ل. ماسينيون، مصیبت حسين بن منصور حلج، شهيد عارف اسلام، چاپ اول، ج1 (پاريس، ~~1922)، صص 77-480 همان نویستده، مصیبت حسین بن منصور حلاج، چاب جدید، ج1، زندکی حلاج (پاريس، 19750)، ص208 ~~(ترجمه انگليسی توسط ماسون (44.48600) مصيبت حلاج، ج1، زندكى حلاج (پرينستون، 1982)، صص 64-163). # 36. مطابق نظر ماسینیون، یرخی دلایل و مدارک برای اتهام علیه حلاج که یک قرمطی است مجعول بود. ماسینیون، مصیبت، ms042 ~~اب جدید، ج1، صص 559-60 (ترجمه انگلیسی، ص521). # 3. مادلونگ، تمایلات دینی در آغاز ایران اسلامی، صص 96-102؛ همان نویستده، "قرمطی" 4012، ج 4: صص 661-62. و ~~یز بنگرید به "فاطمیان وقرمطیان بحرین"، صص74-79 (ترجمه انگلیسی، صص48-45). # 38. کاشانی، ص22؛ عيدالجيار، تتبیت دلائل النوة، چاپ اک عنمان (بيررت، 1970)، ص392. # 39. مادلونگ، تمایلات دینی، ص96: همچنین ینگرید یه ص97. به نظر می رسد که دلیل مادلونگ عمدة مبتنی بر فرق بغدادی ~~است وآثار الباقية عن القرون الخالية از يک فيلسوف - دانشمند مهم، ابوريحان بیرونی. همچنین بنگرید به "فاطميان وقرمطيان ~~رین"، ص 77 و بعد وص78 يادداشتا (ترجمه انگليسی، ص47، ص 69 یادداشت 254)؛ همان نويستده، "قرمطی"، ص662. # 45. نظامالملك، ص 267 (ترجمة انگليسی، ص 217). # 41. نظام الملك، ص 267 (ترجمة انگليسى، ص217). # 42. پوناوالا، کتاب شناسی شرح زندکی، صص 38-39. راجع به آخرين اثر، ما كتاب الجامع فى فقه را به كتاب الجامع فى الفقه ~~حیح کردیم، پس از مراجعه به متن زیر محمد بن حسین دیلمی، بیان مذعب الباطية و بطلانه، منقول من حتاب قواعد آل محمد، ~~حاب، استورت من (640141010080004 .4) (استاتيول، 1938)، صص94،43 و به ويزه فهرست آثار در متن توسط ناشر، ص118: ~~نیز بنگرید به يركلمان، تاريخ ادبيات عرب ضميمه 1 (ليدن، 1937)، ص 323. اين اثرى است كه ابن النديم علاوه بر الزينه، در ~~الفهرست خود به ان اشاره کرده است و آن را "کتاب الجامع، مینامد و این یادداشت را اضافه میکند: "در آن [بحث درباره] فقه و ~~يگر چيزهاست" (فی الفقه وغير ذلک) . ابن النديم، كتاب الفهرست چاب فلوگل (لايب زيگ، 1868)، ج 2: ص 189 (ترجمة ~~انگليسی: ص472). # 43. ابن النديم، كتاب الفهرست، ج2: ص 189 (ترجمة انگليسی، ص472) . دربارۀ ذکر ابن الندیيم از این اثر ، نیز بنگرید به ص4 ~~بالااز این مقاله: سه بخش الزین در چاپ مای ذیل منتشر شده است؛ جزوههای او2 توسطح. الهمدانی (قاهره، 1957-58) طبع و ~~نشر شده است؛ جزوه 3 بخش مربوط به اصطلاحات بدعت كذاران و رواقض توسط ا. س. سامرائی در ms043 الغلو و الفرق الغالية فى ~~الحضارة الاسلامية چاپ شده است صص 312-283 (1972). # 44. حاجی خلیفه یه طور ناصحیح این اثر را به ایوحاتم سهل بن محمد سجستانی که بنا بر نظر وی، در 250 ه در گذشته ~~است، نسبت میدهد. بنگرید به حاجى خليفه، كشف الظنون عن اسامى الحتب والفنون، ج2 (استانيول، 1362 ه/1943م.)، ~~ص 1323. آثار سيوطی: المتوكلى (دمشق، 1348ه)، صص 8-29؛ همان نويسنده، الآتقان فى علوم القرآن (قاهره، 1370 ~~01951/5)، صص39-138. # وحضت PageV00P041 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~45. سيوطی توضیحات ابوحانم را درباره کلماتی تظير "الصراط" (جاذه) والربانيون وربيون" (خاخامها) خلاصه میکنلت ~~مطابق نظر سیوطی، ابوحاتم اصل کلمه پیشین را به یونانی (لغةالروم) وکلمه بعدی را به سریانی نسبت میدهد. سیوطی، ~~المتوكلى، صص 8-9؛ همان نويسنده، الاتقان، صص 39-148. # 46. خوانساری، روضات الجنات في احوال العلماء والسادات (تهران، 1970)، ج 1: ص323. # 47. ادريس عمادالدين، عيون الاخبار وفنون الآثار (بيروت، 1973)، چاپ م. غالب، ج5: صص 167-170؛ مجدوع، فهرست ~~الكتب والرسائل ولمن هومن العلماء والأئمة والحدود والافاضل، چاي ع. منزرى (تهران، 1344 ه/1966 م.)، صص 74-75. اگر ~~داستان ذیل واقعا رخ داده باشد، الزینه توانسته است وضع و مقام مرجع را در دربار فاطمیان در مدت سلطنت القائم به دست آورده ~~باشد. با وجود این، مجدوع بدون هیچ بیان مستقلی درباره الزینه صرفا گزارش آن داستان را توسط ادریس عمادالدین ذکر میکند. # 48. مقايسه كنيد با هالم، "ابوحاتم رازی"، ص4315 ع. همدانی، "كتاب الزينه ابوحاتم"، بیانيۀ بیست ويکمین کنگرۀ بین المللى ~~خاورشاسان (پاريس، 1949): صص 94-219. # 49. کرمانی درباره آن بحث و گفتگو مطلب ذیل را نوشته است: "میان وی (یعنی ایوبکر) و شیخ ابوحاتم رازی، رهبر ~~مأموريت (صاحب الذعوة) پيرامون نيوت وشعائر قانون وحى (المناسك الشريعة)". كرمانى، الاقوال الذهبية، چاپ صلاح ~~الصاوى (تهران، 1397 هق. /1977.)، صص2-3. و نيز بنحريد به س. ح. نصر، مقدمه انكليسى براى كرماتی، الاقوال الذهبية، طبع ~~و نشری که در بالا اشاره شد، صص2-4 و پوناوالا، کتاب شناسی شرح زندکی، ص 36. مقايسه كنيد با 11. شمس الدين طالبانى، ms044 ~~"ایحث وگفتگو پیرامون نبوت"، ص25. # ن. یک اسماعیلی مهم دیگر که مخالف و دشمن ایوبکر رازی است ناصرخسرو است. درباره سلسله مباحثات، و مجادلات ~~سماعیلی علیه ابویکر رازی، م. محقق خاطرنشان میکند که انتقاد وی از تبوت به عنوان یک منیع معرفت، جدا با عقیده و آموزه ~~سماعیلی نبوت و امامت که امام عصر را به عنوان تنها متیع معرفت دارای حجیت و اقتدار مینگرد در تعارض و اختلاف بود. م. # محقق "یادداشتهایی درباره طب روحانی رازی"، مطالعات اسلامی 26 (1967): ص9. # 51. یو. ردلف، عقاید نگاری آمونوس مجعول. تحقیقی درباره مذهب نوافلاطونی در اسلام (اشتوتگارت 1989). # 52 دوسست دارم در اینجا تشکرات قلبی خودم را به دو محقق برجسته در مطالعات اسلامی اطهار نمایم. پروفسور عیاس ~~همدانی از دانشگاه و یسکانسین در میلواکی یرای اجازه دادن سخاوتمندانه به من تا از نسخه خطی الاصلاح که در تصرف اوست ~~ستفاده کنم، و دکتر والکر، سر پرست پیشین من در دانشگاه مکگیل، منترئال، برای کوششهای محبت آمیزش در گرفتن رونوشت ~~مجدد از رو گرفت (فتوکپی) خود از نسخه خطی. برای شرح و توصیف مفصل نسخههای خطی متعدد این اثر، بنگرید به مقدمه ~~اشر. دربارۀ تصنیف این متن، نسخۀ توبیتگن شامل قسمت ششم (الجزء السادس) است که در 801021564 آغاز میشود. با ~~وجود این،.7.1.1574. از نسخة خطی همدانی فقط "تم الجزء" خوانده میشود، و در 1001 "الجزء... (جای خالی) من كتاب ~~الاصلاح": بدین ترتیب تسخه خطی همدانی فاقد ذکر آغاز قسمت 6 است. همچنین هر دو نسخه به وضوح به آغاز قسمت 5 اشاره ~~نمفکتند. بدین سان، تعیین این که این اثر شامل5 قسمت یا 6 فسمت است برای ما دشوار است. به علاوه، این دو تسخه دو ~~خاتمه متفاوت دارند. نسخه توبینگن در 4. 2167 با "تم" (خاتمه یافت) پایان می پذیرد، که مطابق است با67168.4 از نسخۀ ~~همدانی. با وجود این، بعد از آن، نسخه همدانی برای یک صفحه دیگر جلو میرود (2169.4)، که ms045 شامل هیچ اشارهای که اثر به ~~ایان رسیده است نیست. اما درباره جای خالی فوق الذکر در10.1.157.4 از نسخه همدانی صاحب ان، پروفسور عباس همدانی، ~~در نامهای به نویسنده این مقدمه (مورخ 27 سپتامبر 1995) تأیید میکند که بر پایه قرائت وی از نسخه خطی به نظر میرسد که ~~احتمالاگیرنده روگرفت (تصویر) آن جا را برای شماره گذاری خالی گذاشته است. مجددا قدردانی و حق شناسی خود را نسبت به ~~یروفسور همدانی برای تقویت بزرگوارانه کارم اظهار مینمایم. # 53. ایوانف، "نخستین بحث و گفتگوه هنوز هم تنها فرانگری درباره مندرجات الاصلاح است. # 54. طبع ونشر این متن مهم: کرمانی، کتاب الرياض، چاپ 6. تامیر است (بيروت، 1960). # 55. برای مثال، بنگرید به اثار والكر نطير "ابويعقوب سجستانی و بسط و توسعه مذهب نوافلاطوتی اسماعیلی اغازین" ~~س و هشت PageV00P042 ~~============================================================ ~~قامه ~~ررساله دکتری، دانشگاه شیکاگو، 1974)؛ نخستین تشیع فلسفی، صص 51-61؛ و "نفس کلی و نفس جزئی در مذهب نوافلاطونی ~~اسماعیلی"، در مذهب نوافلاطونی و تفکر اسلامی، چاپ پ. مررج (البنی، نيويورک، 1992)، صص 149-66. همچنین بنگرید به: ~~هالم، "ابوحاتم رازی"، ص315؛ ردلف، عقایدنگاری، صص24-25؛ زیمرمن، "میادی کتاب موسوم به الهیات ارسطوه، در ار سطوی ~~خعول در قرون میانه: الهیات و دیکر متون، چاپ و نشرکرای (1246 .1)، ریان (14280 .. ..) و اشميت (808048441. .) ~~لندن، 1986)، صص 208-196. # 56. از این پس، در ذکر از متن الاصلاح، شماره ورق نسخه خطی همدانی ابتدا اشاره میشود، و شماره ورق نسخه خطی ~~توبینگن در آخر. # 57. این استدلال نشان میدهد که مفهوم ابوحاتم از زمان یکی از تصورات کلیدی وی برای تحکیم اظهار نظر وی درباره کمال ~~نفس است. در این استدلال، ابوحاتم معتقد به تصور افلاطونی مبدا زمان نیست، یعنی این که نفس به علت آرزو و تمایل برای ~~سلط، استقلال، و تصاحب یه حرکت دادن آغاز میکند، و این که این حرکت آن زمان را پدید آورده است. برای مفهوم "در زمان" از ~~بوحاتم رازی و دیگر متفکران اسماعیلی که از مذهب نوافلاطونی متآثرند، بنگرید به ms046 والکر، "جهان سرمدی و رچم تاریخ: زمان ~~در تفکر اسماعیلی اغازین"، مجلۀ بین المللی مطالعات خاورمیانهای 9(1978): صص 355-66 و نخستین تشیع فلسفی، ص53. # نین مقایسه کنید؛ زیمرمن، "مبادی موسوم به الهیات..."، صص202 و 208؛ مادلونگ: "أفرینش جهان و جهانشناسی6 در ~~مذهب اسماعیلی"، 416، ج6: ص323. برای مفهوم افلوطین از زمان و رابطه آن با نفس، نگاه کنید به آرمسترانگ (414 ~~12218 ق80000،)، "از عقل تا ماده: بازكشت به واحد مطلق"، فصل 16 از بخش 3، "پلوتينوس"، در تاریخ کمبریج درباره فلسفۀ یونانی ~~متأخر و آغاز فلسفۀ قرون ميانه، چاپ آرمسترانگ (كمبريج، 1967)، ص52-251. # 58. من از تفسیر هالم در "ابوحاتم رازی" وی، ص315 پیروی میکنم. # 59. من از تفسیر والکر پیرری میکنم. بنگرید به نخستین تشیع فلسفی، ص54. # 60. والکر قبلا به این مطلب توجه کرده است. بنگرید به نخستین تشیع فلسفی وی، صص55، 100099 و "نفس کلی و نفس ~~خزئی"، صص 149-66. برای عقیده پزکلوس درباره نفس بنگرید به ارکان الهیات وی، ترجمه و طبع و نشر دادس (12 ~~2005)، چاپ بازنری شده (أکسفورد، 1963) مسأله 211 (صص 184-85)، و شرح دادس دريارة ان (صص 10-309). # 61. برای مثال، بنگرید به ردلف، عقایدنگاری آمونوس مجعول، صص24-25؛ زیمرمن، "مبادی موسوم به الهیات ارسطوه، ~~.208197 ~~62. والکر نه تنها در مورد سجستانی این موضوع را مورد بحث قرار داده است، بلکه همچنین در بررسی و ارزیایی خود از ~~ابوحاتم. ما یعدا به این موضوع باز میگردیم. # 63 هالم، جهان شناسی و تعلیمات، صص18_3؛ مادلونگ، "جنبه های الهیات اسماعیلی"، در کمف های اسماعیلی به فرهنگن ~~اسلامی، چاپس.ح. نصر (تهران. 1978)، صص 54 - 55. # 64 توصیف این عقیده اساسی مبتنی است بر مطالعات ذیل: عالم، جهان شناسی و تحلیمات، صص18-37؛ مادلونگ، ~~خنههای اساعیلی4، صص54 -دن ~~65. همچنین بنگريد به کرمانی، الرباض، صص 213-176. # 66. مادلونگ، "امامت" صص 101-14؛ هالم، جهان شناسی و تعلیمات، صص 109-101. # 61. بتگرید یه مادلوتت، "جنبههای الهیات اسماعیلی"، صص 54 -55. # 69. درباره شناخت قائم به عنوان متوم ضروری عفاید، بنگرید به استدلال سجستانی در اثبات ms047 حقیقت ایمان" در کتاب ~~المقاليد ش (نسته مجموعه ممدانی، ميلواکی)، ص266 (من یک بار دیگر نسبت به صاحب این نسخه خطی پروفسور عباس ~~همدانی از دانشگاه و یسنکاسین در میلواکی، برای اجازه گرفتن نسخه دیگر به من و استفاده از آن عمیقأ تشکر میکنم). سجستانی ~~می فهماندکه شناخت "دارنده رو: اخره (صاحب اليوم الأخر) برای اثبات ایمان ضروری است. # 69. ابو حاتم این بحث را در استدلال خود درباره وضع زرنشت در "تاریخ مقدس" باز میکند، و بدین سان طرح خود را درباره ~~س ونه PageV00P043 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~ان میشناساند. درباره استدلال مقابل ابوحاتم نسبت به نسفی در خصوص زرتشست، بنگرید به استرن، "ابو حاتم رازی دریاره دین ~~ایرانی"، در مطالعات وی در مذهب اسماعیلی آغازین صص 30-46، و مقایسه کنید با نوموتو (2.12018040)، "نظریه ای اسماعیلی ~~درباره ادیان دیگر مبتنی بر فصلی از کتاب الاصلاح تألیف ابوحاتم رازی (متوفی 934/322-5)" (به زبان ژاپنی) در گزارشهای ~~مؤسسۀ مطالعات فرهنکی و زبان شناسی کیو25 (1993): 121-43. دریاره رافضه، برای مثال یتگرید به مونتگومری وات ~~1104d144dd62 /844 .)، "رافضىها، يك مطالعه مقدماتى"، خاورشناسی 16(1963): صص 10-21؛ کهل برگ ( ~~130101626)، "كلمه رافضه، در تداول وعرف شيعۀ امامی" مجله انجمن شرقی امريکایی 99 (1979): صص 671-79؛ همان ~~ويسنده، "الرافضة" 12ت1، ج 8، صص 89-386 ~~70. ممکن است آمونیوس مجعول یکی از منابعی بوده باشد که ابوحاتم رازی این واژگان را از وی گرقته است. بنگرید به ~~فهرست قطعات آمونیوس مجعول که مطایق است با أعلام ابوحاتم و چند متن دیگر اسلامی در ردلف، عقایدنگاری آمونوس ~~ول، صص 35-27. # 71. درباره این کلمه کلی و جامع، که ترجمه آن به زبانهای جدید غربی دشوار است، بنگرید به لندلت (1840014 .42)، ~~"ولايت"، دايرة المعارف اديان، چاپ م. الياد (از اين پس به عنوان 214 به آن اشاره میشود) (نيويورک 1987(، ج 15: ~~صص23-316. # 72. مادلونگ قبلأ به استدلال اعداد شناختی ابوحاتم دربارۀ ناطق چهارم اشاره کرده است، لیکن زمينه طبیعی - فلسفی آن را ~~مورد یحت قرار نداده است. مادلونگ، ms048 "امامت"، ص128 یادداشت 128. # 73. يرای مثال، بنگرید به رسائل اخوان الصفا(بيروت، 1378 ه/1957م)، ج 1: صص 51 -54؛ صص 178 - 98. و نيز بتگريد ~~ه م. فتری، "مذهب نوفیتاغوری وعمومی ساختن علوم فلسفی"، دریته تاریخ فلسفة اسلامي وی، چاپ دوم (نيویورک، ~~1983)، صص 163-81. درباره این مساله که آیا اخوان الصفا رابطه ای یا اسماعیلیان داشتهاند یا نه، محققان غربی هتوز مرذدند. # ک طرفدار نیرومند و سرسخت خصائص اسماعیلی اخوان، مارکت (2018420064) اسست: برای مثال، بنگرید به فلسفه اخوان ~~الصفاى وى (الجزيره، 1975) و "اخوان الصفاه، 6]ت4، ج 3. صص 1071-76. یک مخالف قوی و سرسخت این نظر نتون (12.[ ~~246404) است: بنگريد به نوافلاطونيان مسلمان وی: مقدمهای بر انديشة اخوان الصفا (لندن، 1982)، به ويژه فصل 6 تحت عنوان ~~"اخوان الصفا و اسماعيليان"، صص95 154. # 74. مطابق نظر ابوحاتم، ناطق پنجم قانون مقدس دوم را بازنگری کرده و تاطق ششم همان را درباره قانون سوم انجام داده ~~است. همچنین مقایسه کنید یا مادلونگ، "امامت"، ص128. # 75. این تصور ابوحاتم ممکن است ما را به یاد تصور پیامبر به عنوان "یک انسان کامل" جامع فراگیرنده در تاریخ فکر اسلامی ~~بباورد. مقایسه کتید با "الهيات اسماعیلی و فلسفه میمونیدس (موسی بن میمون)"، در بهودیان اسلام قرون میانه: امت، جامعه و ~~حدت، خلاصه مذاکرات یگ کنفرانس بین المللی که مؤسسۀ مطالعات یهودی، کالج دانشگاه لندن 1993، منعقد کرد، چاپ فرانک ~~4228102 .(2) (ليدن، 1995)، صص 271-99. درباره این اندیشه، بنگرید به تاکشیتا (22651:12 .24)، نظرية ابن عربى دربارۀ ~~انسان کامل و جایگاه آن در تاریخ فکر اسلامی (توکیو، 1987). # 76. رجوع کنید به سجستانی، اثبات البوت، چاپ 6. تامير (بيروت، 1966، چاپ تازه، بیروت، 1983)، ص168. # 77. درباره اختلاف بین ابوحاتم و فیزیک ارسطویی برحسب تصوراتشان از اثر، رجوع کنید به سامبورسکی (54228082527)، ~~جهان فیزیکی روزکار باستان متأخر (لتدن، 1962؛ چاپ تازه، لندن، 1982)، صص 25-123. # 76. رجوع کنید به سجستانی، اثبات البوت، چاپ6. تامير (بيروت، 1962؛ چاپ تازه، يیروت، 1982)، ص168. # 78. دربارۀ إسناد قائم توسط ابوحاتم رازی، سجستانى قطعه قابل ملاحظهای در فصل 9 كتاب الافتخار، با عنوان "دربارة ~~صديق قيامت" ms049 (في معرفة القيامة) مينويسد. بنگريد به چاپ م. غالب، بيروت، 1980، ص82 و یعد. وی به خود جرات ~~ممدهد که بگوید سؤالاتی درباره ظهور قائم وجود دارند، نظیر این که قائم کجاست، و چه کسی میتواند او را درد اختفا و ~~پوشیدگی بشناسد، هنگامی که اثر و نشانی از او در چنین حالتی وچود ندارد. در پاسخ این سوالات، سجستانی معتقد است که ~~حهل PageV00P044 ~~============================================================ ~~قلمه ~~دعوت" فانم "دعوتی" است "به وسيله معرفت" (دحوة هلميه) نه وبه وسيلة عمل" (هصليه)، كه دعوت رسولان (دعوت الرسل) ~~است. بتایرنغظروی، "دعوت" وبه وسیله معرفت" تنها برای یک صاحب جد و جهد (ذوالقصد) باز و گشوده است در صورتی که وبه ~~وسیله عمل" برای مرکسی قابل دسترسی و وصول است، بازیایی این جد و جهد (غیر ذی القصد)، به طوری که همیک معتقد ~~ارمؤمن) و هم یک دو رو (منافق) میتوانند در "عمل" شرکت نمایند. بنابراین، "دعوت" قائم و خود قائم برای میچ کس قابل رویت ~~نیست. با این استدلال، میتوان فرض کردکه سجستانی نیز میفهماند که "دعوت" قائم در مرتبه بالاتر و روحانی تر از دعوت ~~رسولان است: پس امکان این هست که وی چندان دور از ابوحاتم در ارزیابی مأموریت قائم نیست. من از پروفسور هرمان لندلت ~~بسیار متشکرم که مرا از این قطعه مهم سجستانی اگاه ساخت. # 79. متستانی، انبات، صصب43-41. # 80 درباره مفهوم "تفاوت کلی"، بنگرید به والکر، نخستین تشیع فلسفی، ص 109. # 81 با نقل از قرآن 110:3 ("شما بهترین امتی هستید که برای نوع بشر پدیدار شدهاید"، سجستانی مینویسد به دلیل آنکه ~~امت پیامبر در میان نوع بشر بهترین است خود او بهترین پیامبران ((خیرالؤسل) است. سجستانی، اثبات، صص 41-42. این ترجمه ~~با ملاحظه ترجمههای ذیل از من است: آربری، قرآن با شرح (لندن 1955، چاپ مجدد، اكسفورد، 1964)، ص 59؛ على (2 ~~لد) قرآن مقدس: متن، ترجمه وتفسير (لامور، بیتاريخ)، ج 1. ص 151؛ پکتال، قرآن مجد: متن و ترجمه و توضیح (مکه انيويورک، ~~1977)، ص41). # 82 ms050 سجستانی، اثبات، صص 166-69، به ویژه، ص168. عبارت "مخلوقی دیگر. (خلق آخر) از قران 14:23 گرفته شده ~~است. برای تفسیر این قطعه، من مرهون نغظر با ارزش پروفسور هرمان لتدلت مستمو همچنین باید ذکر کنم که والکر نخستین ~~محققی است که اهمیت این قطعه توسط سجستانی را به اتکاء فهم وی از بسط و گسترش تاریخ انسانی یه سوی یک مرحله ~~روحانی خاطرنشان کرده است. بنگرید به والکر، "جهان ازلی و ابدی و رحم تاریخ"، ص365. # 83 در این متن هر بخش یک ینبوع یا "چشمه" نامیده شده است. سجستانی، کتاب الینابیع، چاپ و قسمتی ترجمه به فرانسه ~~وسط هکرین (020400 .14) در سه رساله اسماعيلى (تهران اپاريس، 1961)، صص 79-81/ ترجمه فرانسوی و يادداشتها، ~~صص 102-107. مقایسه کنید با ترجمه انگلیسی و شرح توسط والکر از الینابیع، سرچشمههای ححست: مطالعهای درباره کتاب ~~اینابیع ابو یعقوب سجستانی یه ضمیمۀ ترجمه کامل انگلیسی با شرح و یادداشتها از متن عربی (سالت لیک سیتی، 1994)، ~~صص 98-99؛ صص 180-81. اما برای شش مقوله فیزیکی، در متن بالا سجستانی ماذه، صورت، حرکت، سکون، زمان و مکان را ~~ذکر میکند. # 84 سجستانی، الينابيع، ص 79. مقايسه كنيد با ترجمه انگليسى (والكر، سرچشمهها)، ص98 و ترجمه فرانسوى (كربن، سه ~~رساله اسماعیلی)، ص103. سجستاتی نظریه تطایق را همچنین در اثر دیخر خود، کشف المحبوب، که امروز تنها یه صورت ترچمه ~~فارسی باقی مانده و موجود است اشکار میکند. در این اثر، سجستانی شش حرکت (حرکتها) در جهان بر میشمارد: کون؛ فساد؛ ~~فزونی؛ کمی؛ استحاله؛ اتتقال. در جهان، حرکت نفس همه این حرکتها را ترکیب میکند. هر یک از این شش حرکت مقایل خود را ~~در بدن انسانی مییابد. همچنین حرکت نفس در جهان وجودی مطابق و متناظر با آن در تن آدمی دارد. بدین معنی که وجود ~~جسمانی شش حد دارد و یک وجرد هفتم بعد از این شش، جوهر نفس عقلانی (جوهر نفس ناطق) است، که دارای آن شش ms051 است. # به تظر ما این کارکرد جوهر، میتواند پا کارکرد حرکت نفس مقایسه شود. به علاوه سجستانی معتقد است که هر یک از شش ~~حرکت در چهان مطایق است با هر یک از شش جهت. سجستانی محتقد است که هریک از شش حرکت در جهان مطایق است با هر ~~ک از شش جهت. سجستانی، كشف المحبوب، چاپ هكربن (تهران اپاريس 1949)، صص 29-30. برای اين بيان، من به ترجمه ~~فرانسوی کتاب المحوب. توسط هکربن، برده برداری از چیزعای مخفی: تحقیقات دربارۀ فلسفۀ اسماعیلی (پاریس، 1988)، ~~صص 63-64. یک بار دیگر، باید صمیمانه ترین تشکر خود را از پروفسور هرمان لتدلت برای جلب توجه من به این قطعه اظهار ~~فايما ~~85 بنگرید به پونا والا، کتابشناسی شرح زندکی، صص 12-111. # عل ويکن PageV00P045 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~86 شکل دایره مورد بحث در ناصرخسرو، خوان الاخوان، چاپ خشاب (قامره، 1359ه/1940 م.)، ص 156 یافت میشود. # مقايسه كنيد با: والكر، سرچشمهها، صص99، 181؛ كربن، سه رسالۀ اساعلی، ص104، یادداشت 219. # 87 والکر فرض میکند که شکل اصلی، دایره متحدالمرکز دیگری داشته که شش قسمت بدن انسان را نشان میداده است، و به ~~مین دلیل دایره مرکزی، "سر" را به عنوان عضو بدن داشته که مطابق است با قائم. بنحرید به والکر، سرچشمهها، صص 99، 181. # اگر این درست باشد، مرتبه مرکزی قائم میتواند تآیید شود، زیرا سجستانی ارزش بالاتری به سر میدهد تا دیگر اعضاء بدن. # سجستانی، اليناييع، ص80 مقايسه كنيد با والكر، سرچشمهما، ص99؛ ءكرين، سه رسالۀ اسماعيلی، صص 104-103. # 88 ناصرخسرو، وجه دین چاپم. ر. اعرانی (تهران 1398ه/1977 04)، صص 65-64، 46-245، 256_57. # 89 دربارۀ ولایت در زمینه وسیعی از فکر اسلام، بنگرید به لندلت، "ولایت". ناصرخسرو شش تکلیف دیگر را به عنوان ~~طهارت، نماز، روزه، زکات، حج و جهاد ذکر میکند. وجه دین، ص257. درباره اندیشه اسماعیلی هفت ستون تکالیف دینی به ~~صميمه ولايت، بنگريديه قاضى نعمان، دعائم الاسلام، چاي 1. 1.1. فيض (قاهره، 1380/1951)، ج 1: صص 3 -120. همچنين ~~مقایسه ms052 کنید با ا. ناجی "يک نظريه اسماعيلی درباره ولایت در دعاثم الاسلام قاضى نعمان"، در مقالات راجع به تمدن اسلامی تقديم ~~شده به نیازی برکس (1362465 844420)، چاپ ليتل (عل4 فا .{ .(2) (ليدن، 1976)، صص 260-73؛ پونا والا، "قاضى نعمان و ~~فقه اسماعیلی"، در تاریخ و فر اسماعیلی قرون میانه، صص 44-117. # 90. جاپهای انتقادی اين متون عبارتند از: كتاب الحشف چاب استورث من (لندن، 1952)، كتاب الرشد و الهداية، چاپ ~~ايوانف، در مجموعهها، ج1 (ليدن، قاهره، 1948)، صص 189-213؛ كاب العالم والغلام، چاپ م. غالب در اربع كتب حقانية ~~(1403ه1983م.)، صص15-175. درباره تاریخ این دو متن، به مادلونگ و هالم مراجعه کردم. بنگرید به مادلونگ، "امامت"، ~~51-61؛ هالم، جمان شتاس و تعلمات، صح169،3-18. # 91. بنگرید به کتاب الکشف، صص 32-35 درباره فتح مهدی مکه و مدینه را، ص 109 درباره تکمیل دین خدا با قائم، و ~~ص 103 که در أن سن قائم "مهر [يعنى ختم) قرون" (خاتم الازمنة) ناميده شده است. ما به تفسير و ترجمه تخستين قطعه توسط ~~مالم در جهان شناسی و تعلیمات، صص28_30 مراجعه کردیم. # 92. درباره اعتقاد به دوره هزارساله اسماعیلی آغازین و قلمرو تاریخی آن چنانکه در اینجا مورد بحث قرار گرفت، بتگرید مثلا ~~به ف. دفتری، اسماعیليان، فصول2 و3 (صص 32-143)، و بخشی از فصل4 (صص 144-64)؛ هالم، امراطوری مهدی، فصول ~~و2 (صص15-132)، صص 148-62 و صص 222-36 (ترجمه انگلیسی: فصلهای1 و2 (صص5 - 140)، صص 159_176 و ~~صص 247-64)، مادلونگ "فاطميان وقرمطيان بحرين" (ترجمة انگليسی)؛ استرن، "اسماعيليان وقرمطيان"، فصل مطالعات وى ~~در مذهب اسماعيلی آغازين، صص 289-98 (ابتدا در آماده سازی اسلام (پاريس، 1961)، (صص 99-108). همچنین مقایسه کنید ~~با ساچدنيا (580604118 4 4)، منجى كرابی اسلامی: انتديشه مهدی در تشيع دوازده امامی (البنی، 1981)، به ويژه مقدمه آن ~~صص38-1). # 93. این را میتوان با وضع و حال استادانه درست کردن تفکر مسیح شناختی (مربوط به نجات دهنده عالم) و آخرت شناختی ~~رمریوط به مبحث آخرت: مرک و رستاخیز و دوزخ و بهشت) در نخستین ms053 قرون میلادی پس از یاسها و تاامیدیهای انتطار ~~مسیحایی مقایسه کرد. بنگرید یه دالی (219167 .12.4)، امید کلیسای آغازین: یکن کتاب دم دست راجع به آخرت شناسی وابسته به ~~اوليا و آباء كليسا (كمبريج، 1991)، صص 2-3، 221 و اكولينس .0 .:)) (01085)، "عيسى"، 43ت4، ج 8: صص 28-15. # 94. این نظر و پیشنهاد نزدیک است به رای و عقیده مادلونگ درباره الاصلاح، که در آن وی همچنین به نوعی نظریه یردازی ~~عقیده و آموزه قائم اشاره میکند، یعنی تفاوت و تغییر تدریجی حالات قائم پس از نخستین ظهور، در اختفا و پوشیدکی، و سپس ~~بعد از ظهور دوم، با استفاده از متونى نظير الرسالة المذهبية، منسوب به قاضى نعمان. با این حال وى توجه اندكى به نوع عقيده ~~نظریه پردازی شده راجع به قائم که حاوی عناصر فلسفی و علمی است معطوف میکتد. بنگرید به مادلونگ، "امامت"، ~~ص85-87 ~~95. بنگرید به کتاب الکشف، صص 48-49 دربارۀ تطابق الفياها، نطقاء وامامان، ص78 راجع به مقايسۀ روابط مرد- زن با ~~چهل ودو PageV00P046 ~~============================================================ ~~قلمه ~~روابط بالاتر- پایین تردر سلسله مراتب "دعوت". همچنین بنگرید به کتاب الرشد، صص 197-201 (چند گزاره درباره تطابق میان ~~الفباها، پيامبران، وامامان). # 96. والکر خاطرنشان میکندکه در الزینه ابوحاتم به نظریه فلاسفه درباره انسان به عنوان یک جهان کوچک اشاره مینماید. # و الکر، نخستین تشیع فلسفی، ص51. اگر چه دو چاپ جزئی متن الزیته آن را در بر ندارد، این عبارت اثبات میکندکه ابوحاتم نظریه ~~عالم صغیر و عالم کبیر راکه در الاصلاح در بالا دریافته شد به فلاسفه یوتانی نسبت داده است. یرای نظری فراتر درباره این نظریه، ~~بنگرید به تاکشیتا، نظریه ابن عربی دربارۀ انسان کامل، فصل2"عالم صغیر و عالم کبیر در تفکر اسلامی"، صص 108-74. # حصل وسه PageV00P047 ~~============================================================ ~~4-18، ~~2317 ~~183ون1 ~~اد الى ~~1)الر ~~102 ~~ص ~~صب ~~الة ال يجان النا ~~71111،7 ~~7 ~~،1هم4 ~~ااداحازبرةلل)(الثارى ~~مره د اههرچات کر PageV00P049 ~~============================================================ ~~هجزءری PageV00P051 ~~============================================================ ~~ه و ~~1اا ~~م ~~115،111 ~~8من ~~21 ~~21051 ~~وو ~~سو1 ~~يا أيها الذين آمنوا لاتدخلوا ms054 بيوتا غير بيوتکم حتى تستأنسوا وتس ~~وهو0 ~~أفلها ذلكم خير ~~تذكرون. فإن لم تجدوا فيها أحدا فلا تدخلوها حت يه ذن 3 ~~سوه -. # مووم 5 ~~اجعوا فارجعوا هو أركى لكم والله بما تعملون عليم. # وو ~~بيويا عير مسكونة فيها متاع لكم والله يعلم ماتبدون وما تكتمون." ~~قوله: "يا أيها الذين آمنوا، "، ألمخاطبة لكافة حدود أهل الدغوة الحقيقية، 6 ~~لأن الآية قدجمعثهم، والميثاق قد شملهم،فإذا أوفوا بما عاهدوا الله عليه، فهم كلهم ~~ووم ~~عد ~~هو ~~وه سي ~~مؤمنون. لانهم آمنوا وصدقوا. لانهم صدقوا بظاهر ما خاطب به آلناطق، عليه آلسلام، ~~ووه ~~ووهوه و ~~و أهل الشريعة صدقوا حقائق التاويل،وكان تصديقهم بمغرفة وعلم، فهم كلهم مؤمنون9 ~~على الحقيقة. # ". لاتدخلوا بيوتا غير بيوتكم، "، نهاهم أن يدخلوا دعوة غيرهم، وأن ينبسطوا ~~س52س ~~و وو ~~م ~~الى من يكون اتصالهم من غير جهتهم. لأنهم لايعرفون مراتبهم . والذين أوصلوهم، 12 ~~هم ، أولى وأغرف بما ظهر من نياتهم وما بطن ، وأغلم بمنزلة كل واحد منهم . # 3 ~~.. حتى تستآنسوا، "، أي ، حتى تعرفوا حد كل آمريء منهم . # 1- الف ، ج : بسمله ندارد . ب : كتاب الاصلاح بسم الله الرحمن الرحيم . ج : كتاب الاصلاح لسيدنا ابى ~~حاتم الرازى . در حاشيه الف : معنى قوله تعالى يا ايتها الذين آمنوا ... الخ . # 2- ياایها...، آيات 27و 28 و 29 ازسوره24 (سورة النور). 9- الف : الدعوة . ب ، ج: اهل الدعوة . # 7- الف : لان الامانة قد جمعتهم . ب : لان الآية قد جمعهم . ج : لان الآية قد جمعتهم . # 8- الف : لانهم آمنوا ولانهم صدقوا بظاهر . ب ، ج : لانهم آمنوا وصدقوا . لانهم صدقوا بظاهر . # 13- الف، ب : احل. ج: واحد. # 11- الف ، ج : ينبسطوا . ب : يبسطوا. PageV00P053 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~4222 ~~ه1 ~~12- ~~.. وتسلموا على أهلها، "، أى، حتى تقروا لصاحب تلك آلدغوة ، بان آلحق ~~و24 ~~له. وهو أولى به . وتسلموا وتعرفوا أن صاحب آلبيت، أولى به من آلداخل عليه. # دبهه ~~".. ذلكم خير لكم لعلكم تذكرون،"، أى، ما أختارالله لكم من التوقف فی ~~- سماه ~~وه 890 ~~سوه ~~450-- ~~4.8121- ~~صه ~~هذه، وآستغمال ماسنه الله فی أوليائه، هو خير ككم، وأصون لدينكم ms055 . # ".. لعلكم تذكرون،"، أى يبين الله لكم هذه الحدود، لتذكروا وتعرفوا ~~- ~~3م813 ~~و ~~سده ~~6 بيوتكم فی دينكم ، وتمتنعوا من التعدى فيها. # ور سسره ~~وم ~~2591- ~~" فإن لم تجدوا فيها أحدا فلا تدخلوهاحتى يؤذن لكم 4"، يعنى ، من ألم بأهل ~~سوه ~~ه ~~بيت قدغاب صاحبه عنه ، فلا ينبسط إلى أهله، حتى يأذن له من هو أولى بألبيت منه. الف.2 ~~و-84 ~~ههو45 ~~فإن قصد إليه قوم من أهل غير أهل دغوته ، فلا يفاتخهم إلا بإذن صاحبهم. # اسهر ~~".. وإن قيل لكم آرجعوا فارجعوا هو أزكى لكم ، " ، أى ، إن منعه صاحب ~~موومه و ~~سه8 23 ~~البيت من مفاتحة المتصلين به ، أمسك عنهم، فإنه أطهرله وأزكى لعمله ، إذا حافظ ~~12 على الحدود، وأمسك أن يفاتح بغير إذن . يريد بذلك، تطهير من يفاتحه . فإمساكه ~~وو ~~-و1 ~~له، أطهرله وأعظملأجره. # س1ه س ~~ه 1 ~~".. والله بماتعملونعليم . "، هذا على وجه الإنذارله أن لايتعدى ماحدله. # 2 ~~وو ه ~~وه ~~"اليس عليكم جناح أن تدخلوا بيوتا غير مسكونة فيها متاع لكم ،"،قال أهل ~~ووو3 ~~شوووم ~~التفسير : هى، بيوت آلخانات. فبيوت الخانات على مقالات أهل الظاهر . لأنه يحل ~~40 ~~لمن يشاء من آهل آلظاهر أن ينتقل فيها كيفشاؤا . وقد أبيح للأجنحة أن يواصلوهم ~~18 على سبيل السنة . # 4- الف: هذا.ب، ج: حذه. # 6 - الف ، ج : تمتنعوا . ب : تمنعوا. # 9 - الف ، ج : قسط . ب : سقط، ظاهرا باید قصد باشد . # 11 - الف ، ب: فانه اطهر له وازکی لعمله اذا حافظ على الحدود و امسكث ان يفاتح بغير اذن يريد بذلكك ~~تطهير من يفاتحه فامساكه . ج : فانه اطهر له واعظم لاجره . - الف : لعمله ؛ ب : لعلمه . ج : ندارد . # 14- الف ، ج : هذا . ب : ندارد. 16 - الف ، ج: يحل من يشاء ای ينتقل فيها اهل الظاهر . ب: ~~حل فيها من يشاء اى ينتقل فيها اهل الظاهر. 18 الف، ب : على السبيل والسنة.ج : على سبيل السنة . PageV00P054 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~و دره ~~.. فيها متاع لكم، "، أى. يجوز لهم أن يدعوا أهل فرق آلظاهر، فيضيفونهم ~~الى أنفسهم، بما أبانوا لهم من البيان. فيكونوا مستجيبين ms056 لهم. لأن المستجيب، هو ~~412وب ~~متاع للجناح. # ".. والله يعلم ما تبدون وما تكتمون ، "، هذا كماذكرنا على وجه الإنذار . لكى ~~لا يتعدوا إلى تغيير الرسوم ، ظاهرا وباطنا. # ".. وما تبدون، "، يعنى، رسوم آلظاهر . # ".. وماتكتمون،"، يعنى، رسوم آلباطن . # وقال الله عزوجل: "وذروا ظاهر آلإئم : وساطنه:"، قال أهل التفسير: ظاهر ~~الإثم ، هو الزنا. وباطنه ، هو المخالة . فالمخالة فیآلظاهر ، هو أيضا الزنا . وإنما ظاهر 9 ~~إثم : الذى هوآلزنا، على النكث والإفشاء. وباطنه، الذى هوالمخالة،على من يفاتح ~~مو ~~مستجيبا بغير إذن صاحبه ، ويتخذه خليلا دونه . # وقال الصادق، عليه السلام: "ظاهر الإثم هو آلزنا وباطن الإثم نكاح أمرأة الآب. "، ~~الف.3 فنكاح آمرأة الأب هو أيضا) زنا . وإنما ضرب الصادق، عليه السلام ، مثلا . فظاهر ~~الإثم الذى هو الزنا، على ما قلنا . وباطن الإثم الذى هو نكاح آمرأة آلآب ، يعنى ~~*و ~~ه ~~مأذونا، يفاتح مستجيبا لداعيه الذى هو أبوه بغير أمره . والتفسيران جميعا ، يدلان 15 ~~و وه- ~~على معنى واحد فی التأويل، وإن آختلف معناهما فی الظاهر. # وقال الله ، عزوجل: "يا أيها الذين آمنوا لاتأكلوا أنوالكم ~~-4 ~~نكم يالباط ~~تح ن ~~تكون تحارة عنتر ~~5 - الف ، ب: تغيير. ج : تغير. # 2 - درانف حمله وبما ابانواهم" افتادهاست. # ارة الانعام) . وذروا ظاهر الائم وباطنه ان الذين يكسبون الانم سيجزون بما ~~8 - گیه ~~كانوا يقترفون .9- الف : ج : المخالة . ب : المحاطبة - ب ، ج : فی ... هو . الف : هو فی. # 10 - الف ، ج : هو الزنا . ب : الزنا ~~17 - كيفهللزسورف4 (سورة النساءم . يا ايها الذين آمنوا لاتاكلوا اموالكم بينكم بالباطل الا ان تكون تجارةعن ~~تراض منكم ولاتقتلوا انفسكم ان الله كان بكم رحيما . درحاشيه نسخهالف ، معنى قوله تعالى ياايهاالذين...الخ. PageV00P055 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~63 ~~ت ~~س ~~و "الذين آمنوا، "، على ما تقدم آلتفسير به . # 2 ~~ه ~~.. لاتأكلوا أموالكم بينكم بالباطل، "، أي، لايفاتخ بغضكم بغضا من غير ~~2 إذن ، فيكون ذلك فيه على وجه الباطل والخطأ، لاعلى وجه الحق والصواب. # ".. إلا أن تكون تجارة عن تراض منكم ،"، أى ، إلا أن تكون باتفاق وتراض ~~مو ~~-3هوب ~~بين الحدود، وإذن بعضهم لبعض. ms057 # ".. ولاتقتلوا أنفسكم، "، قال أهل التفسير: يعنى، لايقتل بغضكم بغضا. قال ~~0-ه2 ~~ه ب وه- ~~و ~~لهم لايقتل بعضكم بعضا ، أى ، لايذفع أحد منهم غيره ، عن حده ومرتبته، ويزله ~~و ب ~~عنها، فيكون قد قتله . # وسوه ~~هوهر مهبوه ~~9 وفیوجه آخر،".. ولا تقتلوا أنفسكم، "، أي،إذا تعديتم ماحدلكم ، تكونوا ~~وههبسوه ~~قذد عصيتم ، وقتلتم أنفسكم . لأن من عصى الله، فقد قتل نفسه . # 5-و ~~ه -6 -12و-1. # و ~~".. إن الله كان بكم رحيما. "، أي، رتب الله هذه الحدود بينكم ، رحمة لكم ~~12 وتعطفا، ليكون فيه صلاح لكم. # 5 ~~ثم قال بعقب ذلك، "ومن يفعلذلك عدواناوظلما فسوف نصليه ~~نصليه نرا وكلد ~~.1 ~~ذلك على الله يسيرا. "، أي، من يسعى فیإقامة الدغوة متعديا لهذه الحدود. # و- ~~15 ".. وظلما، "،وآلظلم ، هو وضع الشىء فیغير موضعه، أى ، يظلمون فیمفاتحة ~~ه ه ~~.-54 ~~س س ~~ه52 ~~ازواج غيرهم . فمن فعل ذلك ، فقد استوجب الطرد عن الدعوة إلى الظاهر الذى ~~ود ~~3 ~~يؤديه إلى نار جهنم ، نعوذ بالله منها . # ه و سدم ~~.. وكان ذلك على الله يسيرا. "، أى ، يهون على الله أمر من يظلم نفسه، 3 ~~8-5 ~~ود ~~ويتعدى حدود آلله ، نعوذ بالله من الخذلان . # 3 - الف : وجه . ب ، ج : على وجه . 6 - ب ، ج : قال لهم لا يقتل بعضكم بعضا . الف : ندارد . # 7- الف ، ب : احد . ج : ندارد. # 10 - الف ، ب : عصى .ج : عصا. # 12- درهرسه نسخه ، صلاحا، آمدهاست . # 13- الض، ب: بعقب.جم : بعد. # 13- آيه 30 ازسوره4 (سورةالنساء). # 19- الف ، ج : الدعوة . ب: ندارد. # 18- الف . ب .بهون . ج . اهون. PageV00P056 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~س- ~~الف- ~~وقال، عزوجل:!"ومن لم يستطعمنكمطولا أن ينكح المخصنات المؤمناتفمنما ~~سه ~~ه-بر ~~ووم9وه - ~~لكت أنمانكم من فتياتكم المؤمنات، "، فهذه الآية فى نكاح الإماء، وهن الفتيات ~~المؤمنات . فالإماء اللاتى هن الفتيات المؤمنات، على المغهودين الضعفاء الذين لم ~~يبلغوا.والمخصنات المؤمنات، على البالغينمنالمستج ~~اجبين. لأنهم قد بلغوا واستيقنوا ~~2هوسوهه ~~وصانوا أنفسهم من شبهات أهل الظاهر. # - فمنما ملكت أيمانكم من فتياتكم المؤمنات، "، فهذه آلآية فینكاح الإماء، ~~هس رسب ~~وهن الفتيات المؤمنات. فالأيمان على الأجنحة . والفتيات المؤمنات على الضعفاء من ~~مس:وم ms058 ~~9-هم ~~المغهودين على ما بينا . أي، من عجز من المأذونين عن مفاتحة البالغين، يفاتح من كان ~~فىملك غيره من آلاجنحة . # ".. والله أعلم بأيمانكمبغضكممن بعض، "، هذا على وجهالإنذار، كماقال فیغيره ~~سد س1. # ه40. # من المواضع، أمرهم أن يحافظوا على عهودهم،ولا يتعدى بغضهم على بعض، فيظلمه ~~فى مستجيبه، فيكون حانثا فیيمينه ، ناقضا لعهوده . # اء و أذه "، ف اة - المس ~~.6 ~~م قال ".. فانكحوهن بإذن أهلهن، "، أى، كل مأذون، يفاتح المستج ~~يبين، ~~باذن صاحبهم. # 2 ~~سو ~~".. وآتوهن أجورهن بألمعروف، "، قال أهل التفسير، فی " أجورهن "، أي، 15 ~~مهورهن . # وو-12 ~~ور و ~~".. بألمعروف، "، أئ، لاتبلغوا بمهورهن، مهور الحرائر. فالمهور، على ما يجب ~~هو ~~لمغهود أن يفاتح به . والحرائر، على البالغين . أي، لا يفاتح المغهود الضعيف، بما 18 ~~مر62 ~~1- آيه25 از سوره 4 (سورة النساء) . # 3 - الف : فالاماء اللاتی هى الفتيات . ب : فالفتيات . ج : فالاماء الذينءهم الفتيات . # 5 - الف ، ب : عن شبهات . ج : من شبهات . # 7 - الف، ج : على الاجنحة . ب : على الذين همالاجنحة. 8- الف ، ب : عن مفاتحة . ج : على مفاتحة. # 11 - الف ، ب : على بعض . ج : من يعض. # 10- الضه، ج : مذاعلى وجه.ب : حده. # 15 - ج : فی اجورهن أی . ب : فی اجورهن فی. الف: ای. PageV00P057 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~و ~~ومهر ~~اس ~~يفاتح به آلبالغ. ولكن يعرف شيئا بعدشينيء، ويعرج ويبلغ به منزلة ".. محصنات ~~1-5 ~~غيرمسافحات، ". # سه ~~و ~~ه وم131-9 ~~السفاح، الزنا. والإخصان، التزويج الحلال . أي ، إذا فاتحه بإذن صاحبه، ~~11-9 ~~ه ~~فهو تزويج حلال. فإذا فاتحه بغير إذن صاحبه، فهوزان. # و ووو ~~"..ولا متخذات أخدان، "، فألخدن، الخليل، أي، لا يكون مفاتحتهله، استجلابا ~~او ~~1 منه إلى نفسه ، وآستدعاء لخلته،دون صاحبه . # الف-5 ~~". . فإذا أحصن فإن أتين بفاحشة فعليهن نصف ما على المحصنات، "، ~~و ~~60 ~~فالإخصان، التزويج الحلال . والفاحشة ، الزنا . أي ، إذا عوهد المستجيب وفاتحه ~~هه* ~~ه ~~ه1 ~~9 ماذون بإذن صاحبه ، ثم تعدى إلى مالم يؤذن له، "فعليهن نصف ماعلى المحصنات ~~84ت 13-1- ~~سه وس04ز ~~م ن العذاب، ". قال أهل التفسير: ألعذاب، هو الجلد. فالجلد، هوالتوبيخ.والإمتحان، ~~84 ~~ان يمتحن ms059 بمادون ما يمتحن به البالغ، لان آلبالغ، قد عرف مالم يغرف من هو ذونه، ~~و8 ~~12 فامتحانه، أغلظ من امتحان من دونه . # ".. ذلك لمن خشى العنت منكم، "،قال أهل التفسير : إنما رخص فیتزويج ~~وو سهوو و ~~إماء، لمن خاف اكتساب آلإثم فى العزوبة . والعزوبة ، الإنقطاع عن الصاحب. # 15 والعزب، المفرد الذى لا زوج له ، وهوالذى قد غاب عن ولي أمره . أئ، رخص ~~لهذا، أن يفاتح من ليس من أهله ولا من جهته ، بإذن أهله . ويستفتح منهم حذرا ~~ه س ~~وه ~~ان يفاتحة بغير إذن آو يستفتح، فيكون آثما فى ذلك . # 4 ~~02955 ~~. # و ~~18 ".. وآن تصبروا خير لكم، "، أي ، أن يصبر ولا يستآذن فیالإستفتاح والمفاتحة، ~~1 - الف ، ب : منزلة منزلة . ج : منزلة . # 4-ج ، ب : فاذافانحه . الف : واذافاتحه. # 4 در هر سه نسخه، فهو زانی، آمدهاست . # 9 - الف ، ج : استدعاء . ب : استدعائه. # 8 - الف : اذا عوهد المستجبب و. ب: اذا عوهده المستجيب و.ج : اى اذاعوهد المستعجيي. # 11 - الف : بما يمتحن به . ب : دون ما یمتحن به . ج : ممادون یمتحن به . # 19 - الف، ج : هذا . ب : هذه . 18_ وان ...، درآخرآیه آمده است، و هو خفور رحیم". # 18 درهرسه نسخه، ان تصروا ولاتستاذنوا، آمدهاست. PageV00P058 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~1 ~~. وهو ~~25 ~~ويحافظ على لسانه، فهو خير له، لمايحظر عليه أن يبين مالايجوز له أن يبينه ، لمن ~~و4موو ~~لايعرف حده ، فالسكوت آسلم له . # ..65 ~~5و. # ه : ~~س1. # 3 ~~م قال بعقب هذه آلا ية: "يريد الله ليبين لكم ويهديكم سنن آلذين من قبلك ~~و ~~ويتوب علكم، "، آى ، إن آلله ، يبين هذه الحدود، ويعرفنا، أن آلسنة جرت فيمن كان ~~ا ~~قبلنا، هكذا،وأن آلذين كانوا يتعدون ما حدلهم، وجب عليهمأن يتوبوا. ومن تاب منهم ~~3291 ~~. # 14- ~~ورجع، تاب آلله عليه. وأن آلله، عزوجل، يريد منهمالتوبة والإنابة،عنالذى هوحرام عليهم. # و: ~~-613 ~~. ويريد الذين يتبعون آلشهوات أن تميلوا ميلا عظيما ."، فالذين يتبعون ~~و5- ~~ووم: و112 ~~ه ~~ه سس. # الف.6 آلشهوات، هم الذين يخالفون ما حد لهم، ويتبعون أهواءهم وشهواتهم، فی إتيان ما ms060 حرم ~~وس ~~و وهاه ~~هوه -60 ~~ده ~~عليهم، أن يتعدوا نخوه بغير إذن . فيكون ذلك منهم، ميلا عن آلحق، وهوعظيم عند الله. 9 ~~4-21هممو. # . 55م ~~وقال في آية أخرى : "ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبة النساء أو أكننت ~~وهو -3وو0 ~~في أنفسكم، "، فهذا، فی المعتدة،ولا يجوز لأحد أن يخطبها. فالمعتدة،علىالمستجيب ~~2-513 ~~و ~~1 ~~الذى يريد صاحبه ، آن يمتحنه، ليس لاحد آن يتزوج بها، حتى تنقضى عدتها. أى، ليس 12. # 1 - الف ، ب : محافظ . ج : لحافظ. # 1 - الف ، ب : مالا. ج: بمالا. # 1- در هر سه نسخه، سحذر عليه، امدهامست. # 3 - الف، ج : بعقب .ب: بعفیب. # 3 - آنه29 ازسوره 4 (سورة النساء)، در عقب "يتوب عليكم " آمده است ، "والله عليم حكيم" . # 6 - الف ، ج : وان. ب : ان . # 4 - ب، ج : يعرفنا . الف: عرفنا. # اقالنساء) "والله يريدان يتوب عليكم ويريد الذين يتبعون الشهوات ان عميلوا ~~7کیه ~~7 - ب ، ج : فالذينيتبعون الشهوات . الف : ندارد . # ميلا عظما". # 9- الف : تعدى . ب : نتعدوا . ج : يتعدوا. # 8- در هرسه نسخه: اهوامهم، آمدهاست. # 9- الف، ج : الحق . به : الحد. # 9- در هر سه نسخه، ذلکن منه، آمذهاست . # اقم . "ولاجناح عليكم فيما عرضتم به من خطبة النساء او اكننتم فى انفسكم ~~ل ~~علم الله انكم ستذكر ونهن ولكن لاتوا عدوهن سرا ا لا أن تقولوا قولا معروفا ولاتعزموا عقدة النكاح حتى ~~يبلغ الكتاب اجله واعلموا ان الله يعلم ما فی انفسكم فاحذروه واعلموا ان الله غفور حليم ~~11 - در حاشيه الف : ومعنى قوله تعالى "ولاجناح عليكم " الى قوله قولا معروفا . # 12- الف، ج : تنقضی . ب : ينفضی. # 12 - الف ، ج : الذى . ب : الذين. PageV00P059 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~11812 ~~لاح آن يفاتحه أو يضمه إلى نفسه ، حتى يخرج من امتحانه . # -وه ~~هوو ~~د8. # وقوله: "ولاجناح عليكم فيما عرضتم به من خطبة آلنساء، "، أى ، لاجناح عليه ~~سمهر 93_ ~~3 أن يعظه بالمعاريض، من جهة آلظاهر. # : هووه ~~ه ~~س 4 9412:2610 ~~و وس سوم531 ~~. أوأكننتم فيأنفسكم، "، أى، ينوىله الخير. أن يؤذنله أنيفاتحه ويعده الخير. # ووه4 ~~وو مهسس:. # ".. ولكن لا ms061 تواعدوهن سرا، "، فألسر، هو النكاح. أى، لايفاتحه بآلبيان. # ب2 ~~". إلا أن تقولوا قولا معروفا، "، إلا مجاراة، بظاهر الألفاظ، من غير بيان. # س ~~م س1 ~~2هو2 ~~و س93 ~~ألادمنحولين كاملين، "، ~~مووه.-4 ~~وقال،عزوجل، فیآية أخرى: "والوالدات يرضعن أولادمن ~~کم ا. # 0-693 ~~فالوالدات ، على الاجنحة . والاولاد، على آلمستجيبين ~~يبين. وحولين كاملين، علىالفرعين. # -693 ~~أي، واجب على كل جناح، تربية مستجيبه ، حتى يستكملم ~~كمل معرفته بحدود الفرعين. # - 4، م9136 ~~20--92و1146 ~~7.. لمن أراد أن يتم الرضاعة، " ، أى، لمن أراد أن يتم ذلك بنفسه. # 44 ~~".. وعلى المولود لهرزقهن وكسوتهن بالمعروف، "، فالمولودله ، يعنى، الاب. # وب ومهو ~~وه1 ~~12 والأب هاهنا المتم، لأن الدعوة، هى له. كل من يدعى،فباسمهيذعى،وله يولد. والرزق ~~س ا ددب414ر ~~مو ~~ه* 1542-2 ~~الكسوة، على آلظاهر وآلباطن . أى، على آلمتم ، إفادة أهل الدغوة، ظاهرا وباطنا. # وو2 ~~".. لاتكلف نفس إلا وسعها، "، أى،ليس للمستجيب وغيره من الحدود، أن ~~د ~~و ~~15 يطالبوا صحبتهم، بما لم يبلغهم مغرفته، وبما ليس فی وسعهم، أن يطلبوا ويتكلفوا. # 11ه ~~و سره ~~سم9 ~~د ~~. # ".. لا تضار والدة بولدها، "، فالوالدة، على الجناح. والمولودله، على المتم. # مهو ~~5-و 2-63 ~~قال أهل التفسير : أى ، لا ينزع الولد منها ، وهى صحيحة بها لبن . أى، لايجوز أن ~~وو4: ~~و159 ~~ه س- ~~18 ينزع المستجيب عن الجناح، وهو صحيح آلنية، (مشتغل بتربيته . # الف-7 ~~هم ~~3 - الف ، ب : الظاهر . ج : الطاهر. # 4 - ب، ج:يؤذن . الف : إذن. # 6 - الف ، ب : مجاراة . ج : مجازاة. # 7 - آنه، 233 از سوره2 (سورة البقرة) . # 7- در حاشيه الف : ومعنى قوله "والوالدات" الخ. # 9- الف، ب: محدود.ج: الحدود. # 12- الف ، ج : ههنا . ب : هاهتا. # 13 - الف ، ب : دعوته . ج : الدعوة. # 15- ج : صحبتهم . الف : ندارد . ب : اصحايهم. # 15- الف ، ج: معرفته . ب : معرفتهم. # 17 - الف ، ب : لبن . ج : لين. PageV00P060 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~هوه2و ~~و12،1-2 ~~6س ~~".ولامولودلهبولده. "، أى،لاينزع اللاحق،حدودلاحقمثله، فيضمهإلىنفسه، ~~1 و ~~خو6 ~~12 ~~أؤ إلى غيره. ولاجناح حدود جناح مثله، فيضمها إلى نفسه، أو إلى غيره. فيكون فساد فی ~~21932، ~~الدعوة، وضرر، يكون راجعا إلى المتم. # واس ~~214 ~~س44 ~~.وعلى آلوارث مثل ذلك،"، ms062 أى، إن مضىمستجيب، فورثة خلفة، فهكذا السبيل ~~و ~~والسنة ، ويجری امره مجری من تعدمه . # ". فإن أرادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلاجناح عليهما. "، أى، إن تراضيا، ~~- ~~8و ~~وه11م ~~اجيب عن صاحبه - إذا علم آنه لايبقى به - ويتصل بمن هو املى بنه ~~ال يتهل المست ~~و 4 ~~و شو ه13 ~~و رضى الجناح به ، فهو جائز . ذلك، إذا كان بمشورة وإذن . # 24 ~~دمه ~~.928- ~~". وإن أردثم أن تسترضعوا أولادكم فلاجناح عليكم، "، أى،من أراد أن يضم 9 ~~286 ~~م ستجيبه إلى بغض الأجنحة والمأذونين،ويسألهمفاتحته، فلاجناحعليكم، أى،لا إثم ~~ه141 ~~ولاتصييق. # 4، سهو4 ~~. إذا سلمتم ما آتيتم بالمعروف، "، أى ، إذا سلم كل واحد لصاحبه، وعرف 12 ~~س مو 312م.10-23 ~~لصاحب الحق حقه ، ولم يتعد آمره فيماقد عرف . # سه م- ~~521- -14 ~~سههو،12 ~~. وأتقوا الله وآعلموا أن الله بماتعملون بصير. "، هذا إغذار وإنذار آن لايتعدوا ~~1- سم65 ~~52131 ~~س ~~1س ~~الحدود،ويعلموا أن الله،عزوجل،لايخفى عليه ذلك،ويجازىبه. فهذا الرسم فی الخلطاء15 ~~-- -1 ~~-12 ~~ههد ~~فيما بينهم، من الأجنحة والمآذونين، إذا شاؤا . ولايجوز لاحدمنهم ، ان يتعدى حده ، ~~هه ~~و: مب16093 ~~1 ~~ويزاحم من هو نظير له فی حدوده آلمتصلين به ، فينزعهم منه ، او يحتجبهم دونه ، او ~~2 - ب، ج : ولاجناح حدود جناح مثله فيضمها إلى نفسه اوإلى غيره . الف : ندارد. # 7 - ج : لايبقي . الف : لايفي . ب : لايقربه .10 - الف ، ب : مستجيبه إلى . ج : مستجيب اوإلى . # 13- بب، ج : يتعد. الف : بتعدا. # 10 - الف ، ب : ويساله مفاتحته . ج : وساله مفاتحه. # 14 - الف ، ج : اعذار وانذار . ب : اعذارا وانذارا . # 13 - ب، ج: فيما.الف : فيمن. # 15- الف ، ب : عليه ذلكن . ج : ذلكن. # 15- الف ، ب : يعلموا .ج : قعلموا. # 19- الف، ج : یتعدی . ب : تتعدی.17- در مرسه نسته بجای فینزعهم،فیتزعوا، آمدهاست. # 17- الض : جبه . ب : تهم.:ج: خم PageV00P061 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~يفاتحهم بغير إذنه. # -6444 ~~-وه62 ~~- و0-.و ~~فأما من هو مرتفع الدرجة عليهم من الأتماء أو اللواحق والآيادى، فجائز لهم أن ~~ق ~~و ~~2412م10 ~~3 يضموا من شاؤا من آلاجنحة وآلماذونين، الذين هم تحتهم وفی حيزهم، إلى آنفسهم دون ~~من هو فیحيز نظرائهم من اللواحق ms063 والأيادى، وأن يرفعوا بغضهم فوق بغض، على حسب ~~وه مو ~~24و12040 ~~4623 ~~ما يرون من صلاح الدغوة. لانهم أولى بهم منهم بأنفسهم. كما قال الله، عزوجل: "النيي ~~و ~~أؤلى بالمؤمنينمنأنمسهم.".فالنبي، علىمن ارتفع حده، كارتفاع المتم على اللواحق، ~~س1 ~~الف80 ~~ه ~~وم. # اللواحق على الاجنحة ، والجناح على الماذون . فكل مرتفع الحد على من هوفیحيزه، هو ~~4مه ~~أألى بهم من أنفسهم. ولا يجوز لأحد، أن يخالفه ويتأبى عليه. فإن تأبىعليه، استوجب ~~مس ~~9 آشم الضلال والعصيان. # قال الله، عزوجل: "وماكان لمؤمن ولامؤمنة إذا قضى اللهورسوله أمرا أن يكون و ~~4،0سوو ~~4 ~~الخيرةمنأمرهم ~~عص الله ورسوله فقدض ~~بينل "، قالوا، أنزلت هذهالآية ~~12 فیزينب بنت جحش، لما زوجها رسولالله،صلىاللهعليه وآله، من زيدبن حارثة،مؤلاة، ~~فكرهت. فلما نزلت هذه آلآية،قالت، لبيك يارب، سامعة مطيعة لأمرك وآمر رسولك. ثم ~~6 ~~و. # سف ~~، ه وو ~~نزلعنهازيد، فتزوج بها، رسول الله، صلع، وقصتها مغروفة، وآلبيان يطوليه.وفيهانزل: ~~15 ".فلما قضی زید منها وطرا زوجناکها لکی لایکون علیالمؤمنین حرج فی أزواج أذعیائهم ~~2 - الف ، ب : واللواحق . ج : او اللواحق. # 3 - الف ، ب : الذينهم . ج : الذينهم. # 3 - الف ، ب : فی حيز. .ج : حين. # 5 - درب، تعالى ، بجای عزوجل، آمده است. # - آيه 6 ، از سورۀ 33 (سورة الاحزاب) "النبى اولى بالمؤمنين من أنفسهم وازواجه امتهاتهم واولوا الارحام ~~بعضهم أولى ببعض فى كتاب الله من المؤمنين والمهاجرين الا ان تفعلوا الى اوليائكم معروفا كان ذلكث فی الكتاب ~~مسطورا. 8_ الف: يتابی . ب، ج: یتابا .10ا364، ان ~~13- ب : ج : فلما نزلت . الف : ندارد. # 14 - الف ، ب : فتزوجها . ج : فتزوج بها. # 15- آيه370، از سوره،33 (سورة الاحزاب) " وإذ تقول للذى انعم الله عليه وانعمت عليه امسكث عليكث زوجكك ~~واتق الله وتحفى فی نفسكث ما الله مبديه وتخشى الناس والله احق ان تخشاه فلما قضى زيد منها وطرا زوجناكها ~~لكى لايكون على المؤمنين حرج فى أنواج ادعيانهم إذا قضوا منهن وطرا وكان أمرالله مفعولا . PageV00P062 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~و ~~و سو 4،60281. # 162-20 ~~اذا قضوا منهن وطرا، "، فقوله : "وماكان لمؤمن ms064 ولامؤمنة إذا قضىالله ورسوله أمرا أن ~~ووو40 ~~لو سد43ب *9. # يكون لهم الخيرة ون أمرهم ، "، فالله، علىآلمتم، الذى قدقاممقام الله. لآن طاعتهطاعة الله، ~~و3 ~~5. س- ~~16- - ~~و معصيته مغصية الله. ورسوله، على اللاحق المؤدى عنه إلى أهل دغوته. # فقالوا فی التفسير : إذا زوج الله ورسوله مؤمنة من مؤمن، فليس الإختيار إليهم ~~1416 ~~-مهم- ~~فى أنفسهم . أى، إذا رفع المتم واللاحق واحدافوق آخر، ونزعه من صاحبه،وضمة إلى ~~1 ~~52-40 ~~نفسه أو إلى غيره، فليس لأحد أن يختار عليه أو يخالفه. فإذا خالف، فقد استوجب آسم ~~الضلال والعضيان. فهذه السنة، فیاللواحقوالأيادىوالأجنحة. كلمنآرتفع حدهفوق ~~ف.9 حد غيره، فسبيله فی من اتحت يده هكذا،وحكمه، جائز على من هو فى حيزه، دون من هو ~~وسورر ~~هو. # ه ~~فى حيز غيره من نظرائه . كما سن الله تعالى فى نبيه، صلع،وزيد مؤلاه. # م قال: ".لكى لايكون على المؤمنين حرج فی أزواج أذعيائهم إذا قضوا منهن ~~1،36 ~~109 ~~-و بوه ~~و سم سومه ~~وطرا، "،فالمؤمنون،على الحدودالذينقد شملتهمالآمانة. وأدعياؤهم، علىمن يملكونهم ~~وينتمون إليهم.وقوله : ".. إذا قضوا منهن وطرا، "، يعنى، إذا فرغوا من العقد عليهمومن 12 ~~12-65 ~~وو ~~،سو18 ~~مفاتحتهم وإفادتهم، فلا يضيق عليهم بعد ذلك. أى، إنماسن الله ذاكورسولة، صلع، فی ~~و- ~~8184 ~~زيد مؤلاه ، وليكون لمن بعده من الحدود ، أن يبسطوا أيديهم إلى من شاؤا من الحدود، ~~الذين هم تحتهم، فيصلونهم بأنفسهم، أويضمونهم إلى من أرادوا. # بره ~~الاحزاب) . تعام آیه در دو سطرده ویازده صفحه14 آمدهاست . # 1ه ~~9 - الف ، ج : فاذاخالف . ب : فاذا خالفه. # 2 - درمرسه نسته : واللهعلى، آمدهاست . # 9 - الف ، ب : نظرائه . ج : نظرآية . # 8 - الف : فيمن . ب. ج : فی من. # 12- ج : نيتمون. # 11- الف ، ب ، ج : ادعيامهم. # 12- الف ، ج : فرغوا من . ب : فرغ امر. # 12 - الف : ومن . ب : من . نسخه بدل فی . ج : من فی. # 13- ب، ج : فیزید.الف : وزيدو. # 13 - الف ، بما . ج : انماسن . ب : إنمايسن. # 14 - ج : من . الف ، ب : لمن . # 14 - الف ، ج : وليكون . ب : ليكون . # 15- ب : بانفسه ندارد. # 15 - الف : الذينهم . ب ، ج : الذينهم. PageV00P063 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~"ماكان على آلنبى من ms065 حرج فيماقرض الله له سنة ألله فيالدين خلوا من قبل،"، ~~463.854،3 ~~دل بهذا القول، أن هذا موسع على الحدود فی هذا الدور، كماجرت به السنة فیالأدوار ~~244-، ~~3 التى خلت من قبل. # سوهو* ~~فأما ماجرى فی أمر داود وأوريا ، فإن داود لم يكن متما ، بل كان لاحقا . وكان ~~أريا، فی مثل منزلته ونظيراله ولاحقا مثله . وإنما كان داود مختارا بين اللواحق، ~~68 ~~و ووه ~~ليرجعوا إليه فيما ينوبهم ، وليكون حكما بينهم ، لغيبةمتم زمانهم فی ذلك العصر. كماقال ~~-وه ~~هوسه سهه ~~الله، عزوجل: "يا داود إناجعلناكخليفةفیالأرضفأحكمیینالناسیالحقولاتتیعالهوی ~~و بو ~~فيضلك عنسبيلالله، "، ألاتراه يقول: ".إناجعلناكخليفة فیالأرض، "، أى،مستخلفا ~~64035 ~~4 فیالدغوة،لأنهكان لاحقاكما ذكرناه. وكان أوريا أيضا فیحد اللواحق. إلا أن داود كان ~~394- ~~أسع دعوةوأكثرحدودا،وكان أوريا،اضيقالحال فیالحدود. ولم يكن ذلكممايحطه ~~1-ه-4 ~~سمه سو ~~و14 ~~الف-10 ~~عن درجة اللواحق، لأن الأولياء،عليهم السلام،لاينالونالمراتب بسعةالدعوة وضيقها، ~~12 ولكنعلىحسب إخلاصهموصفاءنياتهم، وكما يرىالله، عزوجل،منحسنضمائرهم، تكون ~~وم ~~ه ~~س ~~درجاتهم عند الله . وآعتبرنا من نوح وذى آلنون،عليهما السلام. كان نوح ناطقا،ولكن ~~ضاق آلامر عليه فی الدعوة، مع طول مدته. كما وصف الله تعالى، ووصف فیقصته، فقال: ~~1 - آيه38 ، سوره33 (سورة الاحزاب) : ماكان على النبی من حرج فيما فرض الله له سنة الله فى التذين خلوا ~~2 - الف : بهذهالقول . ب ، ج : بهذا القول. # من قبل وكان أمرالله قدرا مقدورا . # 2 - الف : السنة . ب، ج : به السنة. # 7 - اي264 از سوره38 (سورة صرر) : ياداود اناجعلناك خليفة فی الارض فاحكم بين الناس بالحق ولا تتبع الهوى ~~فيضلكك عن سبيل الله أن الذين يضلون عن سبيل الله هم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب . # 8 - ج : الانراه . الف ، ب : الاتراه. # 9 - ب : ذكرناه . الف ، ج : کما ذکرناه. # 9 - ب : کان ندارد . الف ، ج : کان اوسع .11 - درالف لاينالو . ب ، ج : لاينالون المرائب. # 11- الض : سحة. ب، ج : بسعة.12- الف : حسب . ب : حسن . نسته بدل حسب .ج: حسن. # 12- الف : وکمایریاللهندارد. 12_ ج: جنس . الف، ب: حسن. 13_ درالف، نوح، افتادهامت. # 13- الف : ذا النون. # 13 - درالف : عليهما السلام ، افتادهاست . # 14- درالف ms066 : الدعوة ، افتادهاست. # 14- ج : مدۀ(الف، ب : مدته. PageV00P064 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~17 ~~14- ~~124 ~~ووو. # . فلبثفيهم آلفسنة إلاخمسين عاما، "،وقال، جل ذكره، فيه : "..وماا من معه إلاقليل."، ~~4 ~~و1 ~~وكانذوألنونلاحقا،ومع ذلك، فإنه ".. ذهبمغاضبا، "، "فساهمفكانمنالمدحضين.". # -954 ~~5.114- ~~32 ~~وكان من أمره، ماقد ذكره الله، عزوجل، ثمتاب الله عليه، فقال فی قصته : "وآرسلناه إلى 3 ~~14- ~~. # وا6175ه21 ~~.44-2 ~~:". فكذلك أوريا ، كان ضيق الدعوة، ~~مائة آلفي أو يزيدون. فا منوا فمتعناهم إلىحين.. # و لكن، كان نظيرا لداودولاحقا مثله. ألاترى أنالملكان، لمادخلاعلى داود،قالاله: "إن ~~. 41قم13-9. # سهاس س1 ~~هذاأخىلهتسعوتسعوننعجةولىنعجةواحدة، "، فقال: ". هذاأخى، "،لأنالأخهوالنظير، ~~ا2 ~~41 ~~و ودو82 ~~سو5 ~~-4-2 ~~وإنماأرادأنيعرفه. أنه نظيره، وهوبمنزلةالأخ ، الذىلايجوزله، أنيتعدىعليه فی حدوده. # ثم قال: ".. تسع وتسعون نعجة ولى نعجة واحدة، ": فيعرفه، أن داود مع سعة آلامر عليه فی ~~11254 ~~م2 ~~و4و4 ~~حدوده، لايجوز له، أن يزاحم أوريا مع ضيقه فیشيء من حدوده . ثم قال فی هذه القصة: ~~ههه سده ~~4 ~~ه و وه -5-12 ~~مر2 ~~".. وإن كثيرا من الخلطاء ليبغى بعضهم على بعض. "، فعرفه، آن ذلك بغى عليه. # ه و وه-12 ~~وقوله :".. وإن كثيرا من الخلطاء ليبغى بعضهمعلى بعض، "، والخلطاء، الشركاء ~~3-21 ~~هو ~~س5-ه ~~ه ~~الف110 الذين يتساوون فی المرتبة، كمرتبةاللواحق فيما بينهم، ومرتبة الأجنحة فيما بينهم .12 ~~-28 ~~: ~~كبوت) . ولقد أرسلنا نوحا الى قومه فلبث فيهم الف سنة الاخمسين عاما ~~1 کته ~~ازسوره ~~صللح ~~فاخذهم الطوفان وهم ظالمون. # آیة،4،ار سورة2(سورة هودم. حتى اذا جاء امرنا وفارالتنورقلنا احمل فيها من کل زوجين اثنین واهلکك ~~2 - در هرسه نسخه، زا النون، آمدهاست. # الا من سبق عليه القول ومن آمن وما آمن معه الا قليل . # ايلعم. وذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدرعليه فنادى فی الظلمات ان ~~2- آی870.ار سور22(سورةالانبي ~~لا اله آلاانت سبحانكث انتى كنت من الظالمين . 2 - فساهم... آيه141، از سوره37(سورة الصافات). # 3 - وارسلناه.. ، آيه147 و 148 ، از سور 37 (سورة الصافات) . # 3- ب : نم تاب عليه. # 5 - آنه23، از سورۀ 38 (سورة صس) . ان هذا اخى له تسع وتسعون نعجة ولى نعجة واحدة فقال اكفلنيها ~~8 - الف ms067 ، ب: فعرفه ان .ج: فيعرفهانه . # وعزنى فیالخطاب. # 9 الف : ضعفه .ب، ج: یفه. # 9- ب : لايجوز . الف . ج : لايجوزله. # 10 - آية 24، ازسورة38(سورة ص) . قال لقد ظلمكث بسؤال نعجتكث الى نعاجه وان كقيرا من الخلطاء ليیغی ~~ا ال ا ا ا ولا ال اعا وال ا ل ر ان له هر د ع ~~10 - الف ، ب : فعرفاه . ج : فعرفناه . # راكعا واناب. PageV00P065 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~فأما المتم، فلا يكون له نظير من الحدود فیعصره، فيكون له شريكا وخليطا . # و - ~~ف من أجل ذلك، لم يجز لداود أن يزاحم أوريا. لأنه كان له نظيرا وخليطا. ولو كان متما، ~~وم13211- ~~3 لجاز له ذلك، كماجاز لرسول آلله، صلع، فیآمرأة زيد. وجعله الله سنة لمن بعده. فقال: ~~س م5 ~~مينحرج فیأرواجأدعيائهم،".وعرفنا، أنالسنةجرتفيماخلامن ~~32م ~~الشرائع، هكذا، بقوله فیإثرهذه آلآية:".. سنة الله فیالذين خلوا من قبل وكان أمرالله ~~6 قدرا مقدورا. " . فهذه الحدود، رحمك الله، على ما رسمه الله، عزوجل، فی كتابه، وآفترضها ~~ع لينا، لايجوز لنا أن نتعداها، ولايسع لاحد من آلحدود، آن يتجاوزها، فيفاتح من ليس ~~هو2و ~~من جهته، أو يضمه إلى نفسه، إلا بإذن صاحبه. # 9 وروى عن النبي، صلى اللهعليه وآله ، أنه قال : "لا يمر أحدكم بقوم وهم له ~~كارهون."، أئ، لايجوز أن يفاتحقوما، ليسوا من جهته، إلا عن تراض منهم، إلا أن يكون ~~همر1ه ~~د1154 ~~همه ~~شوه سو ~~ستجيبا ضعيفا، قد آنقطع عن صاحبه، فيخاف عليه آلتلف أو يحتجنه ضد، فيفسده. # هو94و ~~س82 ~~1 ~~12 فعند ذلك، يجوز لمن يلحقه، أن يفاتحه ويضمه إلى نفسه. كما روى عن آلنبي، صلع، ~~سسم ~~انه سئل عن ضالة آلإبل، قال : "معها سقاؤها وحذاؤها فلا يعترض لها. "، فقيل، فضالة ~~الغنم؟ قال : "لك أولأخيك أو للذئب. ". فضالة الإبل، على البالغ المستحكم، فإذا بعد ~~وه و ~~15 عنصاحبه ، لايجوزلاحد، أن يعترضعليه. وحذاؤه، أي، هويحتذى، علىماقد سمعه وعرفه. # وسقاؤه، أئ، يلهم، علىحسب ماكان أستقاه واستفادهمنصاحبه، فهومستغين بنفسه. وأما ~~5-و ~~9 ~~الف -12 ~~1 - الف ، ب : نظير .ج : نظيرا . # 2 - ج : فمن . الف ms068 : ب : فمن اجل. # 3 - لکی.. آيه37 از سور،33 (سورة الاحزاب) . درياد داشت شماره15، صفحه14، تمام آية آمدهاست. # 9 - الف : عزوجل، ندارد. # 7 - ج : تتعداها . ب : يتعداها . الف : نتعداها. # ج : وقدروی . الف. ب : وروی. # 9 - الف ، ب : يامر . ج : لايمر. # 10 - الف : كرهون . ب ، ج : کارهون. # 11-ج : فخاف . الف ، ب : فيخاف. # 19 ب : جه .ب: حجنه .الف : تجنه. # 13 - الف : قيل . ب ، ج : فقيل. # 15_ ب : حتذی .الف، ج : هوحتذی. # 15- الف، ب : عرفه وسقاؤه . ج: عرته. # 19 - الف ، ب : ماكان . ج : لماكان . # 16 - الف ، ب : فهو مستغنی . ج : فرمرمسعی. PageV00P066 # ============================================================ ~~الجزء الاول ~~وم ~~2 42مم ~~اجيب الضعيف، الذى قد أنقطععنصاحبه. فقال : "لكأولأخيك ~~ضالةالغتم ، فعلمالمس ~~حو) بحس ~~520054 ~~4هوو ~~اولذئب."، أى، يجوز. آن يضمه، من يتصلبه إلى نفسه، أويوصله. إلىبعض إخوتهمن ~~و3 ~~الاجنحة والماذونين.والذئب،علىالضد. أى،حذر، أنيفترسهبغضالأضداد. الذينهم، ~~ه 94 ~~-6 سو-ب93 ~~بمنزلة الذئاب، فيشككه، فيهلك. وقد أشبعت لك القول، رحمك الله، فی هذه الحدود،ا ~~15 ~~183.1 ~~ته -124 ~~و ~~على اختصار. وذكرت لك، من كتاب الله، عزوجل، وسنة رسول الله، صلع. وآثارالأئمة ~~ده و213 ~~الراشدين، عليهم السلام. ما فيه مقنع، لمن ذهب مذهب الديانة، وكانت طريقته، طريق 6 ~~110-52 _92 ~~س-1-144. # اهل آلورع، ولم يسلك سبيل المعاندين الباغين ، وآجتنب مذاهب المتشاكلين . الذين ~~-م. # سا1 ~~و ~~-13 ~~و ه ~~، وهم. عنالصراطناكبون. والله- يخسن لناولكالتوفيق، برأفته ورخمته. # ممو1 ~~..2 ~~و 4 ~~إنه ، "لاي ~~سنين، "، ولايصلح عمل آلمفسدين ، وهو " شديد آلعقاب، "، ~~س ~~اروف رحيم.". # 1832 ~~م الجزء الآول، من كتاب الإصلاح ، بمن الله وتوفيقه. # س113- ~~وصلى الله على سيدنا محمدرواله، وسلم ~~1- ج : فصلى لمستجيب . الف ، ب : فعلىالمستجيب. # 3 - الف : ب ، ج : حذرا أن يفترسه . # 3 - ب ، ج : والذينهم . الف : الذينهم. # 5 - ب. ج : ذكرت . الف : ذکرت لكك . # 9 - الف : السلام: ندارد. # 7 - ج : الودع. الف : ب : الورع. # 7 - الف : المتشاكلين . ب : المتاكلين . ج : المستاكلين . # 7 - الذين يظلمون .. اقتباس از آيات قرآن كرده است : مثلا آيه70، از سوره9 (سورة التوبه). فما كان الله ~~يظلمهم ولكن كانوا انفسهم يظلمون . # 8 ms069 - عن الصراط .. اقتباس از آيه740، سوره23 (سورة المؤمنون) . وان الذين لايؤمنون بالآخرة عن الصراط ~~لناکیون . 8- الف، ج : ناكبون . ب : لناكبوت . 8 - ج : بحسن . الف . ب : يحسن . # التوبقم. ان الله لايضيع اجرالمحسنين . آيه 115، از سوره 11 (سورة هود) . # 9کیه ~~ازسوره 12 (سورة يوسف) . انه من يتق ويصبر فان اله ~~واصبر فانالله لايضيع اجر المحسنين . ليه ~~لايضيع اجر المحستين. # 9- درطول آیات قرآن کریم، مکرر، *شدید العقاب" و"رعوف رحم" آمدهاست . ج : الرء وف الرحيم. # 11 - الف ، ج : بمن الله . ب : بعون الله . # 12- الف ، ج : وصلى الله على سيدنا محمد وآله وسلم . ب : ندارد .12 الف : وآله الطاهرين . PageV00P067 # ============================================================ ~~الجزءثانی PageV00P069 ~~============================================================ ~~14 ~~4332 ~~212،11 ~~ل ~~تا ~~5و ~~والآن، نبتدئ فیإصلاح ما وقع منالغلط، فیالكتاب، الذىقدجرى ذكره. وأقصد ~~ه ~~لذكر الأصول، التى لايجوز اعتقاد الخطإفيها. وأعرض عن ذكرالفروع، التى تتصرف3 ~~بها، وجوه البيان من العلماء. وإن جرى فيها غلط من ألمبين، جاز أحتماله، إذا كان قصده ~~اف.13 للحقوالصواب، علىحسبماقدمنا القولبه. وشرحناه،علىحسبالتوفيقمنالله، عزوجل، ~~بحسب نظر أولياء النعمة، سلام الله عليهم. وإلىالله، أرغب فی الإرشاد، لمافيه الصلاح ~~والسداد والعضمة من الخطا والزلل. ونستغفره منه . ونعوذ به ، من التعمدلما يحبط ~~ه ~~الأعمال،ويكسب الإثم . وإياه نسأل العون،على تآدية الحق فيه. إنهخير معين، وهوارحم ~~سوسه و ~~الراجمين. # فصل ~~أما القول فی: ~~"إن النفس، لماكانتغيرتامة،صارت، تحتاج إلىفوائدالعقل،لتصيرتامة بالعقل، 12 ~~يومامما . فاضطربت، لاستدعاء الفوائد. فحدث من آضطرابها حركة . فلما نالت آلغذاء، ~~114 ~~2- ب : بسم الله الرحمن الرحيم ، ندارد . الف : الجزء الثانى من كتاب الاصلاح تاليف الشيخ العالم انى حاتم ~~احمد بن حمدان اعلى الله درجته . ب : الجزء الثانى من كتاب الاصلاح تاليف الشيخ ابی حاتم احمد بن حمدان ~~2 - الف : والآن ابتدأ . ب : والآن نبتدي . ج : فالآن نبتدى . # العالم رفع الله درجته . # 6 - الف : عليهم السلام . ب ، ج : سلام الله عليهم. # 2- الف، ب : جری . ج : جوی. # 7 - الف ، ب : الزلل . ج : الذلل . 7 - الف : يحبط الاجر . ب : يحبط الاعمال . ج : يحيط الاجر. # 12 - ظاهرا از ، "ان النفس لماكانت ..." ، تا ، "اسا هذا العالم المركب" ، قول ms070 صاحب محصولاست. # 12 - الف ، ب : محتاجة الى فوائد العقل . ج : تحتاج الى فرايد العقل . # 13- الف ، ب : الفوائد . ج : الفرايد. # 13- الف ، ب : فاضطربت . ج : فاخطویت. # 13 - الف : نالت الغذاء وسكنت فكان . ب : نالت الغذاء سكنت فكان . ج : قالت الغذا سكت فيكنى . PageV00P071 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~بس ~~سكنت . فكان ذلك السكون، عن حال الطلب . وهما، أثران متولدان من النفس، بالقوة ~~و54 ~~المستفادة من العقل. ولذلك، صار الهيولى وآلصورة، أسا هذا العالم المركب.". # 15 وو403 ~~3 فإنا نقول: إن للقدماء فی هذا القول، رموزا، قد أزيلت عن جهتها فیالآداءعنهم. # ه ~~.2 ~~و نقول: إن آلنفس، تامة فی ذاتها، لآنها، انبعثث ون العقلالآول، تامة . لآنه، انبعاثتام، ~~ه ~~ن التمام. لأن العقل الأول، هوالتمام. فلماكان العقل الأول، هوالتمام، كان الإنبعاث ~~6 من آلتمام ، تاما . ولماكان الإنبعاث تاما، كان المنبعث تاما. # المحتاج إلى آلتمام ، فعل آلنفس ، لاذات آلنفس . لآن فعل النفس، لايتم، إلا ~~ه س ~~2،و وسم ~~بزمان،ولأن آنبعاث النفس، هو،مع الزمان.والعقلالأول، هووالزمان، واحد. لأن المبدع ~~9 الأول ، هووالإبداع ، واحد . إذ، لازمان قبل الإبداع ، بل، هو والإبداع، أيس واحد. # - 45 ~~. # ه س -1 ~~فه1 ~~وهووالزمان، أيس واحد. وهووالتمام، أيس واحد. لآن البارى، عزوجل، أبدع الآيسيات ~~2 - الف ، ج : اسا . ب : انشا. # 1 - الف ، ب : متولدان . ج : متوالدان . # 3 - حاشيه الف : ان النفس تامة فی ذاتها: ~~4 - كتاب الرياض : نسخهء خطى، صفحهه7 : قال صاحب الاصلاح ، ان النفس تامه فى ذاتها لانها انبعثت من ~~العقل الاول تامة وهى انبعاث تام من التمام لان العقل الاول هوالتمام . كتاب الرياض، نسخه چان، صفحه53. # 7 - كتاب الرياض ، نسخه خطى ، صفحه13 : قال صاحب الاصلاح والمحتاج الى التمام هو فعل التفس لاذات ~~النفس لان فعل النفس لايتم الا بزمان لان انبعاث النفس هو مع الزمان لان العقل الاول هو والزمان ~~واحد لان المبدع الاول هو والابداع والزمان والتمام ليس واحد لان1 لبارى ابدع الايسيات كلها دفعة واحدة ~~فان النفس وان كانت محتاجة الى الاستفادة من الاول فليس ذلكث بنقصان فى ذاتها كما ان الاول لم ms071 يكن ناقصا ~~وان كان محتاجا الى الامر والتمامية والنفس ظهر فى فعل النفس لا فى ذاتها . كتاب الرياض نسخه خطى ~~صفحه21 : قال صاحب الاصلاح ، الناقص هو فعل النفس لا ذات النفس وانتما يكمل فعلها لا ذاتها . # كتاب الرياض نسخه چانی ، صفحه 8، وصفحه 66. # 7 - درالف : فعل النفس : افتادهاست. # 8 - الف : ولاانبعاث . ب ، ج : ولان انبعاث . # 8 - ب ، ج : لانه المبدع . الف : لان المبدع . # 8 - كناب الرياض نسخه خطى. صفحه14 . وقول صاحب الاصلاح لان العقل والزمان واحد لان المبدع الاول ~~هو والابداع والزمان والتمام ايس واحد - كتاب الرياض نسخه چابی ، صفحه 59 . # 9- الف ، ب : وهو والابداع . ج : وهو الابداع. PageV00P072 # ============================================================ ~~الجزء الشانى ~~-5 ~~كلها، دفعة. فالمبدعالأول،هومجمعالأيسيات،وهوالتمام.والثانى،المنبعث منالأول، ~~ر8440 سس ~~و5-* ~~الف-14 وهوالتمام. لأنه، معالزمان،(منبعثمنالأول كماقلنا. وإنه،وإن كانمختاجا، إلىالإستفادة ~~ه ~~من الأول ، فليس ذلك بنقصان فی ذاته. كما أن الأول،وإنكان هو التمام، مختاج إلى ~~إنحاد بالأمر،الذى هوالإبداع،وليس ذلكبنقصان فیذاته،وإنما يلزمهما النقصان. # و س2 ~~لأنا وصفناهما، بالتام والتمام. ولأن ضدالتمام هوالنقصان،وضد آلتام هو الناقص. # ه.92- ~~ولأن التمام والنقصان والتام والناقص، هیصفات، تلزمالأيسيات كلها. وهى منفية عن6 ~~85- ~~2س520 ~~2-ه ~~ش ~~مؤيس آلآيس فقط، لامنفية عن أيي ما . لآنها إن كانت منفية عنأيس ما، كما هى منفية ~~هه ~~ههمب ~~عن مؤيسالأيس، فإذا،لافرق بينالأيس ومؤيسالأيس. وإذا،لايستحق مؤيس الأيس، ~~اف 15 اسم الأزل. إذ، لم يمتنع من صفة(الحدث. وإذا،فليس هو مؤيس الأيسيات، إذ لم يمتنع9 ~~-و13 ~~من صفة آلايسيات. # 66 ~~فأماأننقول،إنالتمام،هو،نقصانعلىالحقيقة،وإنالتام، هوناقصعلىالحقيقة، ~~فهوخلاف. ولكنا نقولفيهما، بالنقصوآلتمام، على المجاز والتقريب. ولأنا لماحددنا 12 ~~4- ~~لهما التمام ، لزمهما النقصان . ولأن الأيسيات، كلها،متضادات ومتشاكلات، لاتخلو ~~ه سوس ~~-613،- ~~عن ذلك . ولأن المبدع الأول، مجمعالأيسيات، كلها،بالقوة، كماقلنا، فهوالتمام على ~~10- الف : البارى تعالى. # 10 - كتابالرياض، نسخه خطى، صفحه51 : قال صاحب الاصلاح ان البارى ابدع العقل والزمان معا فى دفعة ~~واحدة . كتاب الرياض، نسخه چانی، صفحه 98. # 1 - الف ، ب : هوالتمام . ج : وهو التمام.3- الف ، ج : ان الاول . ب : ان الاتحاد الاول . # 4 - الف : يلزمها . ب ، ج : يلزمهما. # 4 - الف ، ج : الى الاتحاد . ب : الى الافادة . # 7 - الف ، ب : عن ms072 ايس . ج : ايس. # 5 - الف ، ب : بالتام والتمام . ج : بالتمام والتمام . # 9- الف ، ج : من صفة الحدث* ب : عن صفة الحدوث. # 9 - الف : اذلم يمتنع من . ب ، ج : اذالم يمتنع عن . 11 - الف ، ب : هونقصان . ج : هوالنقصان . # 13- الف ، ب : لزمهما . ج : لزمها. # 11 - الف ، ب : التام . ج : التمام. # 14 - الف ، ج : من ذلكث . ب : عن ذلكث . # 13- در مرسه نسته مشاکلات آمدهاست : PageV00P073 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~و ~~الحقيقة . والمنبعث منه، وهويجمعها، كلها بالفعل، فهوالتامعلىالحقيقة . والنقصان ~~التمامية، ظهرا فی فعلها،لا فی ذاتها، ليثبت(إنية التمام والنقصان،وليكون الإبداع، ~~الف -16 ~~536 ~~وو12 ~~3 تماما، بثبوت التضاد وآلتشاكل. لآنه، لولم يثبت، إنية التضاد وآلتشاكل، للزم آلإبداع، ~~.4 ~~النقصان. فعلى هذا، نتكلم فيهما، بالتماميةوالنقصان. كذلكقلنا، إنالثانى،تامفیذاته. # لأنه،الفعل المنبعثمنالأول،تاما. لأنه، بلازمان،بل معالزمان.وإنالفعلمنالثانى،هو ~~6 الناقص، لأنه بزءان. فألزمنا النقصان، فعله،لاذاته. كما ألزمنا التمامية ، فعل الأول، ~~لاذاته . فهكذا، يجوز القول فيهما، بالتمامية والنقصان، لاعلى ماقاله من زعم أن الثانى ~~21344-25 ~~ناقص، وتمامه، عندتمام فعله . هذا القول هوغلط،وآعتقاده سقيم. # فصل ~~مه شو ب ~~1. # اوو جر ~~فاما الحركة والسكون، فللحكماء فى ذلك،ارموزكثيرة . وذهب قوم فی هذا، ~~الف-17 ~~و 1 ~~ذاهب كثيرة، حتى أدتهم إلى الإلحاد،لمالم يعرفواحقائق ألفاظ ألحكماء. ونعوذ بالله ~~12 من آلعمى . # ونقول: إن الحركة والسكون، هما، أثرانمتحدانبالأولوآلثانى. لأن الأول، لما ~~.و6 ~~166 25 ~~1 - الف ، ب : التام . ج : التمام. # 2 - الف ، ب : لافی . ج : الا فی. # 4 - الف : تكلم . ب : نتكلم . ج : اتتكلم . # 4 - الف ، ب : وكذلكث . ج : كذلكث: ~~5 - ب ، ج : لانه الفعل . الف : الفعل . # 5 - الف ، ب : قاما . ج : فاما. # 5 - الف ، ب : من الثانى. ج : الشانی. # 6 - الف : بل ذاته . ب ، ج : لاذاته. # 6 - الف ، ب : التماميه . ج : التمام. # 7 - الف ، ب : يجوز . ج : الجوز. # 10 - الف ، ج : فاما . ب : وامتا. # 11 - ب ، ج : ولما . الف : لما. # 12- الف ، ب : العمى .ج : العما. # 13 - الف ، ج : ونقول . ب : فصل .. در حاشيه نسخه الف : الحركة والسكون هما اثران متحدان . # كتاب الرياض، نسخهخطى : قال صاحب الاصلاح ، ونقول ، ان الحركة والسكون هما اثران ms073 متحدان ~~بالاولوالثانىلان الاول لما ابدع اتحد بالابداعفكانذلكثالاتحادائرينفيه بالقوه وانما قلنااثران لانالابداع ~~والمبدع اثنان واحداهما ذات الابداع والآخر ذات المبدع والابداع والمبدع وان كانا اثنين فهما ايس واحد ~~وهو الكل وهذان الاثران هما فیالاول بالقوة ثم انبعث الثانى من الاول فكان ذلكث الانبعاث اثرينفيهبالفعل ~~احدهما ذات الانبعاث والاخرذات المنبعث فالاصلان متحدان بالامر واحد الاثرين هوالحركة هو ه PageV00P074 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~27 ~~ابدع،اتحدبالإبداع. فكان لذلك الإتحاد، أثران،فيه، بألقوة.وإنماقلنا: "أثران". # لأن الإبداع والمبدع ، اثنان . فأحدهما ، ذاتالإبداع،والآخرذات المبدع . والائداء ~~سمهمه ~~5844 ~~ش8541 ~~ومهد ~~والمبدع،وإن كانا اثنين، فهما أيس واحد، هوالكل. وهذان الأثران، فیالأول، بالقوة. # 835 ~~ثمانبعثالثانىمنالأول،فكانفی ذلك(الإنبعاث،أثران، فيه، بألفعل. أحدهما. # فم18 ~~ذاتالإنبعاث،والآخر،ذاتالمنبعث.فالأصلان،متحدانبالأثرين. وأحدالأثرين،الذى، ~~4-و493 ~~س125 ~~والحركة،هوأعلى منالآخر،الذى،هوالسكون. كماأنأحدالأصلين،الذى،هوالأول،هو، ~~مههد ب ~~أعلىمنالآخر، الذى، هوالثانى. فالحركة، إفادة الأول للثانى،الأيسيات، كلها،واشتماله ~~-15 ~~عليها. وقدقالحكماءالشريعة، إن الله، عزوجل، أولماخلق، خلقالقلم، فأجراه فیاللوح، ~~ه3و. # فكتبفيه، ماكانومايكون. فكما أنجرىالقلم فیاللوح، هوبالحركة،وقبول اللوح من 9 ~~ب ~~ف19 القلم، هوبالسكون، كذلك المثالفيما(قلنا. فكماأنالأولأفادالثانی،الأيسيات، كلها، ~~دفعةواحدة،وأستفادهاالثانى،منه،دفعةواحدة،معالزمان، كماقلنا،لأنها،معالأولبلازمان، ~~493-0893 ~~اذكانالمبدءالأولوالزمان،أيساواحدا، كماقلنا،فكذلك،إفادةالثانى،الهيولىوالصورة، ~~ه اعلى من الآخر الذى هو السكون كما ان احد الاصلين الذى هوالاول هوالاعلى من الآخرالذى هوالثانى ~~والحركة افادة الاول لثانى الايسيات كلتها والسكون قبول الثانى الاستفادة من الاول الايسيات كلها واشتماله ~~عليها ولا اقول ان الحركة والسكونهما متولدان من النفس بالقوة المستفادة من العقل ولكنتى اقول هما اثران ~~من النفس بالقوة المستفادة من العقل فی الهيولى والصورة فلذلكك صار الهيولى والصورة اساس هذا العالم كتاب ~~الرياض، نسخه چانی، صفحه101و 102. # 1 - الف ، ب : اثران . ج : اثرين. # 1- درهر سه نسخه ذلکی آمدهاست. # 3 - الف ، ج : وان كانا . ب : وانكان . # 2 - الف ، ب : والآخر . ج : واخرى. # 3 - الف : فانهما اس . ب : فانهما ليس . ج: فهما ايس: 3- الف ، ب : وهو الكل . ج : هو الكل . # 4- ب : فصل، ثم انبعث . الف ، ج : ثم انبعث. # 4 - الف : فی ذلكث الاثران . ب ، ج : فی ذلكث الانبعاث اثران . # 9- الض، ج: احد . ب : حل. # 8 - الف : اول ما خلق خلق القلم . ب : اول ما خلق القلم . ج : اول ما خلق الله خلق القلم ms074 . # 12- در هرسه نسته ایس واححد امدهاست . # 12 - الف ، ب : اذكان . ج : اذاكان. PageV00P075 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~28 ~~و ~~9س15- ~~23- - ~~س س84--11 ~~بزمان، آظهرمنهما، الافراد وآلتراكيب وآلمواليد، بزمان بعد زمان، بالحركة وآلسكون.ا ~~23- ~~.2035 ~~لا أقول، إن الحركة والسكون، هما،متولدان من النفس ، بالقوة المستفادة من ~~سه ~~و- ~~5- . # 8 ~~:23و12 ~~العقل . ولكنى أقول ، هما ، أثران من النفس ، بالقوة المستفادة من العقل ، فی الهيولى ~~الصورة. فلذلك، صار الهيولى وآلصورة، أساهذا العالم، أعلى ما تكلمت عليهالحكماء ~~1-9115 ~~- 12 ~~م9سو 4-12 ~~الف-20 ~~الأوائل، ورمزوا به فی كتبهم. # فصا ~~2 ~~ماو - ~~1 ~~ه مو ~~ف تدبر، رحمك الله، ما قد ذكرت لك،وإياكوأعتقاد القول، بأن النفس، غيرتامة ~~5 ~~س ~~في ذاتها، وانها، تصيرتامة ، يوما ما . وفرق، مابين آلتولدوآلتاثير، وآجتنب آلخوض، فيما ~~س15 ~~365-528- ~~41 ~~93 2 .1- ~~4 خفى عليك من هذا آلباب. فإن من لم يعرف هذه اللطائف،وآقتحم فيها بغير معرفة،وقع ~~سه ~~23 ~~فجهل عظيم وتحير. فإذا قاس برأيه من غير دليل، ضل عن المحجة،وأداه الضلال، ~~1 -. س ~~،3،5 ~~م94 ~~5-2، ~~الى طرفمنأعتقاد الثنويةالضلال،الذين،قالوا، بإ لهينخالقين، نور وظلمة - لاإله إلا ~~اسهس ~~و ~~12 الله الواحد، الذى لاشريكلة - وزعموا، أنالظلمة، مازجت آلنور، وأن النور،يضطربفی ~~و ~~و ~~1 ~~:1 ~~التخلصمنها، وآنه ، لايزال كذلك، حتىيتخلصمنها، يوما ما، وجعلواهذا، أصلدينهم. # -5 ~~سو ~~و إنماهلك هؤلاء،لماأقتحموا فيما لم يعرفوا وجهلوا، كلامالقدماء،وما رمزوا به فیأسفارهم، ~~15 وخفىعليهممعانيها، فاعتقدوا)ظاهرألفاظهم،وقاسوا بآراءهم، فضلوا،وأضلوا. نعوذبالله ~~س ~~5-و ~~تووم1 ~~الف-21 ~~هقوو23 ~~من الخذلان، ونساله التوفيق، لأرشدالأمور. # فصا ~~.815-92153 ~~وآما القول فی: ~~و -214 ~~أن الهيولى متولدة من الثانى، وأنها لا تشبهه، كما أن الثانى متولد من الأول، ~~ه وو -1 12،344 ~~هم16484 ~~وس وه مو ~~وهولا يتبهه.) ~~1 - الف ، ب : ثم اظهر. ج : اظهر. # 2 - ب ، الف : فصل ولااقول . ج : ولااقول: ~~ت ~~4 - الف ، ج : اسا . ب : اسا. # 4 - الف ، ب : تكلمت . ج : تكملت : ~~7 - الف ، ب : ذكرته . ج : ذكرت . # 8- الف ، ب : يوماما . ج : يوما.ه PageV00P076 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~هس ~~فإنا لا نقول هكذا،ولكنا نقول ، إن الثانى، هو، منبعث من الأول، وهويشبهه، ~~1 و5 0وسم36 ~~وهونظيرله،وإن ms075 كانالأول، أعلىرتبةمنهوأشرفمنزلة.ومثالذلك،مثالالذكروالأنثى، ~~فيجميع الأجناسوالجواهر. فالذكر، وإنكان، أعلىوأشرفمنالأنثى،فكلواحدمنهما،3 ~~نظير لصاحبه وشبيه به. # و ~~5-041م1940 ~~م نقول، إن الثانى، هو، أشرفوأرفع منأنيقال، إن سبيل الهيولى معه، كسبيلهمع ~~الأول. لأن الأول والثانى، نظيران، كماقلنا. أحدهما أشرف من الآخر، فهما جميعا،نهاية 6 ~~افل.22 الرفعة والشرف، ولاشرف فوقهما. وإن(الباري، جل وتعالى ، جعلهما، مغدن الشرف التام ~~النور آلتام والرخمة التامة والعلم التام، والنهاية فی كلها. ولاجهل هناك، ولاكدورة ~~و12164 ~~ولاظلمة ، بتة بتة . وهما، أسا العالم الأعلى ، الذى، هو معدن الطهارة والقدس والحياة.9 ~~ه 19 - ظاهرا از ، ان الهيولى، تا، فانا لانقول هكذا، قول صاحب محصولاست . # 20 - الف ، ب : وهولايشبهه . ج : و هؤلاء. # 1 - كتاب الرياض، نسخه خطى ، صفحة 62 و 63 : فانا لانقول هكذا ولكنا نقول ان الثانى هو منبعث من ~~الاول وهو شبهه ونظيرله وان كان الاول اعلى مرتبة واشرف منزلة مثل الذكر والانثى فی جميع الاجناس والجواهر ~~فان الذكر وان كان اعلى واشرف من الاننى فكل منهما نظير لصاحبه وشبهه ثم نقول ان التالى اشرف وارفع من ~~ان يكون سبيل الهيولى معه كسبيله مع الاول لان الاول والثانى نظيران وهما معدن الشرف والرفعة ولاشرف ~~فوقهما والله جعلها معدن الشرف التام والنور التام والرحمة التامة والعلم التام ولاجهل هنالكثولاكدورة ولاظلمانية ~~بتة وهما اسا العالم الاعلى الذى هو معدن الطهارة والقدس والحياة ان الهيولى هو اثر من الثانى الذى هو جوهر ~~هذا العالم وهو جوهر كدر ظلمانى لايوصف برحمة ولاقدرة وانما اظهرها بالفعل منه بالقوة المستفادة من الاولثم ~~اظهر منها الصورة وهى الطبيعة ثم قال صاحب الاصلاح ولايجوز ان يقال ان الهيولى متولدة منه بل نقول انها اثر ~~منه فلذلكك لاتشبه وان الثانى متولد من الاول وهوشبهه وان كان الاول اعلى مرتبة ، هذا قوله، ومحصوله ان الثانی ~~منبعث من الاول وهو مثله وان كان الاول اعلى رتبة منه وان الهيولى اثرمن الثانی وجوهره جوهر ظلمانی كدر وان ~~سيل الهميولى مع الثانی لاكسيل الثانی مع الاول فان الاول والثانى نظيران والهيولى لايشبه الثانى لكونه ازرامنه . # کاب الرياض، ms076 نسخۀ جابی ، صفحه12 ابعد. 5 - درالفوب ، ازم قول نحت عنوان فصلر امدهاسن. # 5- الفر رس حن مر اشرف وارفح من ان يقال ان سيل المولى معه کسيله مع الاول لان الاول . ع هو لان ~~اد ت ايی مد ~~الاول. # 9- الف ، ب : بتة بتة . ج : بتة. PageV00P077 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~هس4 ~~سه-م ~~1 ~~ان الهيولیالتیهیأثرمنالثانیالذیهوجوهرهذالعالم، هی،جوهركدرظلمانی،لايوصف ~~برحمة ولاقذرة. وإنما أظهرها الثانى، بالفعل منه،وبألقوة المستفادة من الأول، ثم أظهر ~~وبه ~~وم وم ~~2 منها آلصورة، وهى الطبيعة، التى، هىجوهر العالم الأوسط، الذى سماه الحكماء ، الأفلاك ~~و23اس ~~وما فيها، وجوهر العالم السفلي،الذى سماه الحكماء،الآمهات، وهى مجمع هذين العالمين ~~و ما فيهما منالأفراد الأربعة، التى منها تراكيبالأسطقصات الظلمانية والأفلاك،وما دون ~~ذلك منمركبات العالم ومواليده،وهى، كلها،جواهر، بغضها من بعض، ممتزجة، بعضها ~~ه4 ~~بعض ، وليس شيئ . من أجزاء هذه العوالم وجواهرها ، من جواهر االأصلين المتحدين ~~الف.23 ~~35 ~~بكلمة البارى، جلوعز. لايجوزأن يقال، إن شيئا من أجزاءها، أو كلها، متولد منهما. بل. # 9 هما أعلى وأشرف من ذلك. لأن الباري،عزاسمه، جعلهما، مغدن النور والطهارةوالقدس. # 2 ~~و جواهرهذا العالم . هى كذرة ظلمانية، متولدة منالهيولى والصورة، اللتين،هما، أسا هذا ~~13 ~~و6 ~~العالم المركب. # و ~~54 ~~12 ونقول ، إنه ليس شيئ مما نشاهده ونعلمه فی هذه العوالم، من مرئي أو مغقول، ~~245- ~~-52-.و ~~و أشرف وأعلى ، من الجوهر آلذى هو فينا . وهوالذى، يسمى ، النفس الناطقة، التى، ~~ف ضل بها البشر، على سائر الحيوان، وعلى كل جني من هذه العوالم، وعلى كل جوهر ~~و دو14م0- ~~5 فيها . وإنما، هذا الجوهر، نقول، إنه، أثر من ذلك الجوهر الأعلى الشريف، وليس شيي ~~4 ~~1 - كتاب الرياض، نسخهخطى ، صفحه61 ، قال صاحب الاصلاح على ما اثبته صاحب النصرة ، ولا نقول ~~ان الطبيعة والهيولى الظلمانية متولدة من الثانى كتولد الثانى من الاول لان ذلكثالعالم عالم الشرف والفضيلة وهذا ~~العالمعالم الظلمة والكدورة والثانى وان كان متولدا من الاول فانه شبيه به ولايشبه حالهحال الهيولى. كتابالرياض، ~~سخه چابی . صفحه 1.111 - الف : من الثانىالتى هو. ب: عن الثانى التى هو . ج : من الثانى الذی ms077 هو. # 1 - الف ، ب : هو جوهر . ج : وهو جوهر ~~2 - الف ، ب : برحمة.ج: برحمته. # 2 - الف . ب : اظهرها . ج : اظهرهما. 3 - الف ، ب : وهى الطبيعة التى . ج : الطببعة التي . # 4- الف ، ج : جوهر العالم . ب : جوهر هذا العالم. # 5- در خرسه نسته مافیها امدهاست . # 5 - الف ، ب : تراکیب . ج : تراکب . # 9- الف ، ب : جعلهما .ج : جعلها. # 10- الف ، ب: اللتان هما . ج: هما. # 12 - الف ، ج : مما نشاهده . ب: بما نشاهده . # 13- الف ، ب : هو فينا . ج: هو قيسا. # 15- الف، ب: نقول .ج :لقول. PageV00P078 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~من هذه العوالم، محيطا به، بل،هومحيط بهذه العوالم، على حسب المراتب. # ه ~~وسوسسه ~~ولانقول، إن هذاالجوهر،معإشرفهوفضلهعلىهذهألعوالم، وإحاطتهبها،هومتولدمن ~~الف240 ~~وو قده ~~الثانى، أوهوجزء منه، بل نقول، إنه، أثرمن ذلك العالم فينا. ومثالهفينا، كمثال آثارنافی ~~الجواهر، التى،هیدوننا،مثلأثرالصأغ فیالجواهرالمذابة،وأثرالنجارفیالخشب،وأثر ~~ه ووس ~~البناء فیالبناء،وغير ذلك.ومحال،أنتكونمصنوعاتناوآثارنا،هیأجزاءنا. كذلكمحال، ~~وسوه ~~ان يكون شيئ من أجزاء هذا ألعالم، التى هى دوننا ، هومتولد من الأصلين . وإنما ، نلنا 6 ~~9 ~~42 ~~الشرفوالفضل. على هذه العوالم ، لأنا، قبلنا الآثر من ذلك الجوهر الشريف ، تاما، وكنا ~~تهيئين لقبوله . ولم تقدرمصنوعاتنا، أن تنال مانلنا من الشرف، لانها قبلت آلاثار منا، ~~6س-2 ~~ولأن أعراضنا، هى فی حيزالهيولى الكدرة،ولانقدرأن ننيلمصنوعاتنا، الشرف الذى نلناه 1 ~~-44 ~~من ذلك الجوهرالشريف، ولأن مصنوعاتنا أيضا، هى، غير متهيئة لقبول ذلك الشرف ~~م ~~115-س ~~- ~~والفضل. ولاتناله، كما قبلناه ونلناه، لآنها، متولدة منجوهرالهيولىالكدرة، لآنها ليست ~~هو. # چو -ا ~~فى أفق ذلك آلجوهر، كما نحن فی افقه. # ه و613. # فكما أن هذا الجوهرالشريف، الذى، هوأثر ذلك الجوهر، الذى، هومعدن الشرف، ~~824- ~~3 ~~93و ~~ده80 ~~لا يجوزأن يقال، هوجزء من ذلكالجوهر، أومتولدمنه، فمحال أنيقال، إنالهيولى، متولدة ~~وه و11 ~~4 15 - الف ، ج : ليس شي . ب : ليس بشی. # 2 - الف ، ب : هو متولد . ج : متولد. # 1- در هرسه نسخه محیط آمدهاست. # 4 - الف ، ب : الصانع . ج : الصنايع . # 3 - الف : جزؤ. ب، ب : جزء. # 5 - الف : وغير ذلكث من مصنوعاتنا وآثار ناهى اجزاء مناكذلكث محال ان يكون . ب ، ج : وغير ذلكث ومحال ~~ان تكون مصنوعاتنا وآثارنا ms078 هی اجزائنا كذلكث محال ان يكون ؟ 6 - الف ، ب : من اجزاء .ج : اجزاء . # 4 - الف ، ب : متهيئين .ج : مهيئين. # 7 - الف ، ب : تاما . ج : فاما. # 10 - الف ، ب : متهيئة . ج : منهية . # 10 - الف ، ب : ولان مصنوعاتنا . ج : ولامصنوعاتنا. # 13- در نسخه ب : از فکما ، ذیل عنوان فصل آمدهاست . # 11- در هرسه نسخه، ولينله : امدهاست. # 14 - ظاهرا در اين قسمت، ازفكما، تا . بل نقول، قول صاحب محصول بتفاريق نقل شدهاست . # 14 - الف . ب : فمحال ان يقال . ج : ان يقال . PageV00P079 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~منه، وهى الكل، لهذه الجواهر الظلمانية، وهى المانعة لها، عن قبول أثر ذلك الجوهر، ~~وه و1 - ~~الذى، هومعدنالشرف، بظلمتهاو كدورتها. ومحالأيضا، أنيقال، إنها تشبهه، وإن كانت ~~85 ~~س*10 ~~بو ~~2 متولدةمنه. كما أنالثانى،لايشبه الأول،وإنكان متولدا منه. هذا القول غلط. بل نقول، ~~*هو ~~ه ووه ~~ه وو ه ~~2هو ~~انها لاتشبهه وليست متولدة منه، بل، هى أثر منه، فلذلك لاتشبهه . ومحال أيضا، أن ~~الثانى،لايشبه الأول،وإنكانمتولدا منه، بلنقول،إن الثاتى، هومتولدمن الأول، وهو ~~138 ~~6 يشبهه وهو نظيره،وإن كان الأول(أعلى رتبة منه. # و55و ~~الف-25 ~~فصل ~~15-44164- ~~واما آلقول فی: ~~"أن الآجزاءآلتى فينا،هى أجزاء من الجوهر الأول،وأن اتحادنا بها، كاتحاد ذلك ~~الجوهر بالكلمة." ~~فانا، لانقولهكذا. ولكنا نقول: إنالأجزاءالتى هی فينا، آثارمن الجوهرالأول، ~~12 لاأجزاهمنهفإناتحادنا،موبالآثار،التی،هیمنالجوهرالأول،لابأجزائه.وإناتحادالأول، ~~و بذات الكلمة. والأجزاء التى هی فينا،وإن كانتاثارا من الأول، فليست بأجزاء منه، ~~هه د ~~و ~~ولاهی متحدة بآثاره، کما قد بینا منآتحاد مصنوعاتنا بآثارنا فيها. ولیسآتحاد الجوهر ~~1س در هر سه نسته، عحن، نیامدهاست . # 6،5- در نسته ب، وهو بسبهه ، نيامدهاست . # 6 - ب ، ج : اعلى . الف : على . # 9 - ظاهرا از ، ان الاجزاء، تا، فانا لانقول هكذا ، قول صاحب محصولاست . # 9- الف ، ب : ان اتحاد نابما . ج : ان الاتحاد. # 11 - كتاب الرياض ، نسخه خطى ، صفحۀ 67 و 68 . قال صاحب الاصلاح على ما اثبته صاحب النصرة واما ~~الاجزاء التى فينا فانتها آثار من الجوهر الاول لاجزء منه فان اتحادنا هوبالآثار التى هى من الجوهر لا باجزائه ~~فان اتحاد الاول بذات الكلمه والاجزاء التى هى فينا ms079 وان كانت آثارا من الاول فليست باجزاء منه ولاهى ~~متحدة به بل هی متحدة بآثاره كما بينا من اتحاد مصنوعاتنا بآثارنا فيها وليس اتحاد الجواهر الاول بالكلمة كذلكن ~~لان الجوهر الاول اتحد بذات الكلمة حتى صار هو والكلمة شيئا واحدا . كتاب الرياض، نسخهچابي ~~صفه،119. # 12 - الف ، ب : وان اتحادنا . ج : فان اتحادنا. PageV00P080 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~الأؤل بالكلمة كذلك. لأن الجوهر الأول،اتحد بذات الكلمة، حتى صار هو والكلمة، ~~ائسا واحدا . وقد شرحنا فی هذا ، ما يغنى عن إعادة القول به ، فاعرفه وتدبره، وآجتنب ~~اعتقاد الخطامنه . وآلله ولى التوفيق . # فصل ~~فأما القول فی: ~~أن البشر. أول مصور فیالنفس، وهو ثمرة فوائدها ، المستفادة من العقل، وبه 6 ~~افل."2 تخرج النفس، من حد القوة إلى حد الفعل. فتكمل عند! كمال البشر". # 5و6138 ~~فقدقدمناالقول، فیباب كمالالنفسوتمامها، بمافيه مقنع. ولكنانعيدالقولبه، ~~إذكنا، نحتاج إلى الزيادة فی الشرح. # نقول: إن البشر، هو ثمرة - وقيل لب- هذا ألعالم، بأسره. ومن أجله، كون هذا ~~ه 93 ~~العالم، كله، منأصوله وأسسه،التى،أولها الهيولى،التى، هیأس الأفرادالمتولدقمنها، ~~-92 ~~وموم ~~ه1936 ~~بالحركة والسكون. ثم الأفراد، التى، هى أس المركبات . ثم المركبات، التى، هی 12 ~~-193 5 ~~ه ~~ال ل الا ا ا ~~41324 ~~سر ~~و2 ~~4هم 4 ~~3 - ب، ج : الخطاء. الف : الخطا. # 1 - ب ، ج : لان الجوهر الاول . الف : لان الجوهر. # 5 - ظاهرا از ، ان اليشر، تا، فقد قدمنا القول ، قول صاحب محصولاست . # 7 - الف ، ب : ويه تخرج . ج : وبه مخرج. # 9 - الف : فؤاده . ب ، ج : فوائده. # 7- در مرسه نسخه ، فیکمل . آمدهاست . 10 - در دو نسخه الف و ب قبل از، نقول، فصل آمدهاست . # 10 - كاب الرياض ، نسخۀ خطى صفحۀ 73 . قال صاحب الاصلاح ان البشرهو ثرة عالم الجسمان باسره ~~ومن اجله كون هذا العلم كله مز اصوله واسته النی اولها الهبولى التی هی امش الافراد التولدة منها بالحركة ~~الس كاون م الاراد النی هی اس المركنات لم المركبات التی هی انش مودات العلم كلها وتى لطانع ~~انى منها كحنبت صورة البشر لمتهياة لقول الانقس الثلاث ms080 الثتى مى النابية والعحبة والناطقة . كحاب ~~11- الف ، ب : اساسه . ج : اساسته. # الرياض، نسخه چانی ، صفحه127. # 14 - الف ، ج : تتم . ب : تم. # 14- در هرسهنسخه، الثلث ، آمدهاست. PageV00P081 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~فصل ~~و ~~ه ~~سهور ~~و نقول: إن العالم، كله، بما فيه، أبدع من أجله، كما قد ذكرنا. وإنه ، يكمل عند ~~2 آنتهاء أمر هذا العالم. وإن آنتهاء هذا العالم عند كمال البشر. لأنه، أبدع من أجله . ولا ~~س ~~نقول، إن الثانى، يكملعندا كماله، كما قدمنا القول به . لأنه، إن لزم الثانی النقصان ~~الف-28 ~~من هذه آلجهة، لزم الأول أيضا مثل ذلك،على فساد قول من زعم، أن البشر هو ثمرة فوائد ~~6 النفس آلمستفادة من العقل. فكذلك، يوجب أنه، ثمرة فوائدالعقل من الآمر، عند آتحاده ~~به . لانها آستفادت من آلعقل، بالقوة، ومن النفس، بالفعل . # فصل ~~وه ~~9 ونعيد ذكر آلتمام وآلنقصان هاهنا ، ونشبع القول به ، ونقول: ~~و63 ~~إن النفس ، عند آنبعائها من العقل ، انبعثت تامة كاملة . لأنه المنبعث آلتام ~~الكامل، من المبدع، الذى، هوآلتمام والكمال . ولماكان المبدع،هو الكمال والتمام، ~~س85 ~~12 كان المنبعث منه، تاما كاملا . ثم أظهرت النفس ، الهيولى تامة، وأظهرت من الهيولى، ~~و س ~~الصورة، تامة ، فكانت كلها، تامة فی ذاتها . وإنما صار الفضل وآلشرف فی التمامية، ~~فى المبدع (الأول،والمنبعثمنه،وإنكانا، قدأشتركا،معالأيسيات كلها، فیالصفات. # الف-29 ~~15 ويجوز إطلاقالقول بها، فی كلها، بالتماميةوالنقصان. لأن تمامالأيسيات، كلها،زماني، ~~و ~~كما قلنا. إن المبدع الأول، أبدع بلا زمان . فإذا لم يجز، أن يكون أبدع غير تام، لأنه ~~2 - الف : ذكرنا . ب ، ج : قد ذكرنا. # 3 - الف : عنهكمال . ب، ج : عندکمال ~~5 - الف ، ب : هوتمرة . ج : هو الثمرة . # 6 - الف ، ب : انه ثمرة . ج : الثمره. # 7- الف، ب: استفادة . ج : استفادت. # 9 - دركتاب الرياض، قول صاحب الاصلاح باختصار نقل شدهاست . كتاب الرياض ، نسخه خطى ، صفحه ~~75 . قال صاحب الاصلاح ان النفس منبعثة من العقل الاول تامة والهيولى منبعثة من النفس تامة والصورة ~~انبعشت من الهيولى تامة وكانت كلها تامة . كتاب الرياض ، نسخه چابی ، صفحة 129. # 11 - الف ، ب : ولما كان ms081 . ج : لما كان . # 16- الف ، ج : فاذ: ب : فاذا PageV00P082 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~35 ~~و ~~الغاية والنهاية ، فهو الكمال والتمام بلا زمان، كما قدتقدم التفسير به . وآلثانى ، هو ~~المنبعث من الأول . تاما كاملا مع الزمان ، إذكان ظهور الزمان من الأول ، وإذلم يكن ~~س ~~9وهو ~~قبله زمان. وإذكان الحد المحدود، هو الأول المبدع ، وإذكان الثانى، محدودا بالأول، ~~669،و- ~~و- ~~الأول مخدود بالامر، فهو والامر، آيس واحد، وهو النهاية والحد والكمال والتمام ، ~~وهر و ~~193 - ~~بلا زمان . وآلثانى . هو المنبعث آلتام الكامل منه، مع الزمان ، تاما كاملا . والهيولى، ~~.669 ~~رو ~~اف..3 أظهرها الثانى، بزمان، لابعد زمان. ثم أظهرت الصورة) منآلهيولى، بزمان، بعد زمان. ثم 6 ~~6 ~~ه -4ه ~~أظهر الآفراد والتراكيب، بأزمنة شتى، أزمنة بغد أزمنة ، على مقدارمراتبها وآنتهائها إلى ~~م وسم4-- ~~غاياتها . وثمرتها . هوالبشر ، وهوالغاية ، التى، بها تمت الدائرة. # ه ~~ومتولدات آلعالم ، كلها ، يلزمها آلتمامية وآلنقصان، على حسب مراتبها وآنتهائها 9 ~~وه ~~إلى غاياتها آلمقدرة لها من آلاول، بالقوة، ومن آلثانى، بالفعل. فهى،تتم كلها، بالآزمنة ~~هسر مم1-6 ~~ه1-هم ~~الغايات المقدرة لها ، وفيها التمام والنقصان . ويلزمها ذلك فی ذاتها ، حتى تكمل ~~وهس ~~وه ~~وتتم. وليس يلزم الآول فی ذاته نقصان ، من جهة نقصان المصنوعات ، التى، هی منه 12 ~~ه1 ~~بالقوة، إذكانت ناقصة، حتى تتم . بل، يلزم النقصان، الآيسيات المصنوعة، فی ذاتها. # لأنها، كما قلنا، لا تتم إلا بزمان بعد زمان، على حسب المراتب، ولأنها، ليست بلا زمان. # 3.6364 ~~ال31 كما قلنا ، إن الأول ، بلا زمان، ولاهو مع زمان)، كما أن الثانى مع الزمان . # او سهممو24 ~~انمانقول، يکمل کلأییمن أیسیات هذا العالم المرکب، ويتم، عند کمالالبشر. # 930 ~~و عندها:يكون كمالالعالم بمافيه. لأنهمنالأول،بالقوة،ومنالثانى،بالفعل،بزمانبعدزمان. # سو م ~~3 - الف : واذكان الثانى محدودا . ب : واذاكان الثانى محدودا . ج : واذكان الثانى محدود . # 4 الف، ببه : متخد. نسته بدلب، ج: حدود. # 9 - الف ، ب : بزمان لابعد زمان ثم اظهر الصورة من الهيولى بزمان بعد زمان ثم اظهر الافراد . ج : بزمان ثم ~~9 - الف ، ب : متولدات . ج: متولدان . # اظهر الافراد. 7 - الف، ب : شتى . ج: شيئی. ms082 # 13- الف ، ب : اذكانت . ج : اذاكانت. # 10- درمرسه نسته، الىغايتها ، آمدهاست . # 15 - الف : ان الاول بلا زمان ولا هو مع زمان . ب : ان الاول بلازمان ولا هو مع الزمان . ج : ان الاول ~~بزمان ولاهو مع زمان. PageV00P083 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~و لا نقول. إن النفس تكمل عند كمال البشر، كما قلنا، إن كل أيي من أيسيات ~~هذا العالم المركب : يكمل عند كمال البشر. لأنها، كما قلنا، انبعثت تامة كاملة، من ~~ه س9 ~~سهو و ~~3 آلتمام والكمال ، مع الزمان . بل نقول ، مفعول آلنفس ، يكمل عند كمال آلبشر ، ولا ~~5ه-ب ~~و-25 ~~يلزم آلنفس، النقصان، بل، يلزم آلنقصان، مفعول آلنفس، وهو، كل آيي من آيسيات ~~هذا العالم المركب، كما ذكرنا. # ولانقولأيضا. كماقالمنزعم، أن المبدع الأول، هوتام،لأنه، بالإبداع التام، من ~~المبدع آلتام . ولكنا نقول ، إن المبدع الأول ، هو التمام . لأنه ، بالإبداع ، الذى هو ~~ه ~~التمام ، ولانه والإبداع ، أيس واحد ، ولايلزم المبدع، جل وتعالى، صفة ، بتة بتة . # 9 ولانصفه بالتمام وآلتام. # و ~~فلا نقول ، إنه تام ، ولاإنه تمام ، ولا إنه لاتمام ، اولا إنه لاتام . كما نقول ، ~~الف-32 ~~إن الأول تمام،وإن الثانى تام، وإن الأيسيات، كلها، تتم بعد النقصان. فلا يلزمه القول ~~12 بالتام وآلتمام، على ما قد شرحناه . لأنا، إذا قلنا، إن المبدع تام،والإبداع تام،والمبدع ~~تام ، فقدشبهنا المبدع ، بالإبداع والمبدع . عزوجل ، المبدع ، عن أن يلحقه صفة، ~~،9وه. و س ~~هه ~~بتة بتة. ولآن آلتمام، هی، صفة فوقآلتام ، وهما جميعا،واقعتان تحتالإبداع ، فكيف ~~2 ~~س ~~15 يجوز آن يلحق آلمبدع، عزوتعالى، صفة، هى، واقعة تحت إبداعه . فكيفيجوز أن نعيد ~~1 - الف ، ب : من ايسيات . ج : منالايسيات. 3 - الف ، ب : مفعول النفس . ج : معقولالنفس . # 4 - الف ، ب : من ايسيات . ج : من الايسيات . # 8 - الف ، ب : ولانه والابداع . ج : ولانه الابداع. # 8 - الف ، ب : بتةبتة . ج : بمه بمه . # 10 - الف ، ب : فنقول انه . ج : فنقول انت.10 - الف ، ب : ولا انه لاتمام . ج : ولانه لاتمام. # 10 - الف : ولا انه تام . ب ، ج : ولاانه لاتمام . # 11- ب، ج: بعد. الف : بضد. # 11 - ب ، ج : فلا ms083 يلزمه . الف : فلا يلزم. # 13 - الف : المبدع بالابداع والمبدع عزوتعالى المبدع عن . ب : المبدع بالابداع عزوجل المبدع غن . ج : المبدع ~~لاتام والابداع تام والمبدع تام الى عزوتع المبدع عن . 15 - ب ، ج : المبدع . الف : بالمبدع ت ~~15- الف ، ب: وافعة. ج : وافعه. # 15- الف .: يعيد . ب، ج: فعيل: ~~ه PageV00P084 ~~============================================================ ~~الجزء الشانى ~~33 ~~2 ~~فى المبدع، جل وتعالى، ما منه بالإبداع بدا، فيقال، هوتام، أو لاتام، أو تمام، أولاتمام. # ب ~~هشمو ~~لأذا، إذا قلنا ذلك، تعددت ذاته، وقامت فيه إنية المصنوع، وحينئذ ، يتحول دليلا، ~~93-م ~~هو ~~بعد أن كان مذلولا عليه. عزهتعالى عن ذلك علواكبيرا. وقد تقدم القول منالحكماءفی3 ~~5-،و1-س ~~الف.33 هذا، أن المبدع التمام، إبداعه تمام. فالمبدع التمامبالإبداع، لم يكن إلا تماما . فغلط ~~ه. # فيه قوم، أخذوا من آلصحف، ما آنبعث منه . ولم يفصلوا بين آلتمام وآلتام ، ولاتوجهوا ~~لإزالة الصفة عن المبدع، جل وتعالى،ولم يضبطوا هذا القول، فقالوا: "المبدع التام، ~~سب ~~ابداعه تام، فالمبدع التام بالإبداع التام، لم يكن فعله إلا تماما. " وهذا خطأ ، قدغلط ~~من قاله، على ماقد بيناه. فتأمله. ولايلزم المبدع، جل وعز،صفة الإبداع والمبدع، بتة ~~بتة. فإنه، تبارك وتعالى اسمه، جل وعرعن أن تدركه الصفة، أويتناوله بها، مخلوق. وتعالى 9 ~~2 ~~وو ~~عن ذليك علواكبيرا . # فصل ~~وأما القول فی: ~~" أن الهيولى وآلصورة، هما ، روح للحركة والسكون،وأن الحركة والسكون، ~~2 - الف ، ب : لانا . ج : لاانا. # 1 - ب : جل وعز. # 3 - ب : عزوجل وتعالى. # 2 الف :تعدت.ب.: تعددت. # 4 - ب ، ج : آلاتماما . الف : تاما. # 3 و4 - الف ، ب: فی هذا . ج : فی هذه . # 5 - الف ، ب : لما انبعشت . ج : ما انبعفته . # 5- در هرسه نسخه، اخذوه. املهاست. # 7 - الف ، ب: ايداعه . ج : ابداعية. # 9 - الف ، ب : لم يضبطوا . ج : لم يبسطوا. # 8 - الف : جل عن . ب : جل وعن . ج : جل وعز. 8و9 - الف ، ب : بتة بتة . ج : سه سه . # 9 - الف ، ب : جل عن ان تدركه الصفة اويتناوله بها ملوق . درب ، بجای يتناوله ، تتاوله آمدهاست . ج : ~~جل وعز ان تركه الصفة اوثناءله ms084 بها مخلوق . # 13 - ظاهرا از ، ان الهيولى ، تا : ثلاث ، قول صاحب محصولاست . # 13 - كتاب الرياض . نسخه خطى ، صفحه 79 . قال صاحب الاصلاح اماالقول فی ان الهيولى والصورة هما روح ~~الحركة والسكون والحركة والسكون كالجسم لهمافان الهيولى الاولى هى الحركة الوهمية فی المركبات فان الهيولى ~~ف الجملة ثلث وماجرى من القول ف ذلكث فقد وقع فی هذا الكتاب اختلاط كثير وانا اقول فيه على الاختصارحه PageV00P085 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~9394-و ~~كالجشم لهما،وأن الهيولىالأولى، هيالحركة الوهمية فیالمتحركات،وأن الهيولى، على ~~الجملة، ثلاث، " وما جرى من القول فی ذلك . # 3 فقدوقع فی هذاالباب، اختلاط كثير، ويطول إعادة( القول به، ولعله من جهة الف-34 ~~النقلة، قد أزالوه عنسببه، بنقلهم إياه منكتاب إلى كتاب، مرة بعدمرة،وخلطواالقول ~~فيه . ونقول فيه على الإختصار : ~~إنالحركةوالسكون، كالروح للهيولىوالصورة. وإنالهيولىوالصورة، كالجشم ~~لحركةوالسكون. لأن الروح،ألطفمنالجشم، والجشم، أكثفمنالروح. وكذلك، ~~3ه ~~الحركة والسكون، هما،ألطف من الهيولى وآلصورة. والهيولى والصورة، أكثف من ~~ر ~~1 الحركة والسكون. ولأن تمثل الألطفبالروح، والأكثفبالجسم، هوأولى منأن تمثل ~~الأكثفبالروح والألطفبالجشم. وهذا واضح،وبرهانه معه. ومثال ذلك، أن العلة ~~سو ~~ه ان الحركة والسكون كالروح للهيولىوالصورة وان الهيولى والصورة كالجسم للحركة والسكون لان ~~الروح الطف من الجسم والجسم اكثف من اروح وكذلكث الحركة والسكون هما الطف من الهيولى والصورة ~~ا ل ا ا ا ا ا ا ا ال ~~2 - در هر سهنسخه، ثلث آمدهاست. # 6 - الف ، ب : ان الحركة والسكون كالروح للهيولى والصورة وان الهيولى والصورة كالجسم للحركة والسكون ~~لان الروح الطف . ج : ان الحركة والسكون لان كالروح الطف . # 10 - كتاب الرياض ، نسخه خطى ، صفحه82 و 83 . قال صاحب الاصلاح ان العلة الاولى التىهى الابداع ~~وهى عند العلماء كلمة البارى جل وعلا صورتها كن وهما حرفان كاف متحركة ونون ساكنة والكاف والنون ~~لكلمة بمنزلة الجسد والحركة والسكون بمنزلةالروح فعلى هذا هو المثال فی الحركة والسكون المعلولين بالكلمة ~~والعلة الاولى التى هى الكلمة هيولى العالم كله تعالى هذا المثال يجب ان يقال فی الحركة والسكون فی جميع الجواهر ~~من اهيولى والصورة الى مادونهما فی ms085 جميع العوالم وجملة القول فى الهيولى الثلث الهيولى الاولى هى وهمية وهى الحركة ~~والسكون وهى ذات الهيولى وصورتها والهيولى الثانية هی الافراد المتولدات من الهيولى الاولى والهيولى الثالثة ~~ه الامتهات الاربعة المركتبات من الهيولى الثانية ثم نقول ان الهيولى التى قلنا انها الحركة والسكون الوهميان ~~وانهما جميعا ذات الهيولى وصورتهما فعلى الامر الذى هو الابداع كما قليا ان الهيولى وهمية كذلكث الابداع ~~هو وهمي لاتظهر ذانه لا فی المبدع الاول . كتاب الرياض ، نسخه چابی ، صفحه 139 . PageV00P086 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~39 ~~لإبداع. وهى عند الحكماء. كلمة البارى. جل وتعان. صورتها كن. # 1 ~~الاولى. التى. هى الإبداع، وهى عنا ~~.19 ~~و ~~. و ب : ~~وهما حرفان: كاف متحركة،ونون ساكنة . فالكاف وآلنون، للكلمة: بمنزلة الجد. # سع ~~13 - ~~411 ~~س ~~چ ~~الف.35 والحركة والسكون. لها. بمنزلة آلروح.! فعلى هذا : هوآلمثال فی الحركة ولسكون: 3. # و ~~الموجودين في جميع لمتحركات وآلسواكن. المعلولات بالكلمة . والعلة لأولى. انتى. # .1-1 ~~سس2 ~~الكلمة. هیهيوىآنعوام: كلها. فعلى ذلك المثال، يجبأنيقال فیالحركةوانسكون: ~~و16 ~~3 ~~مدسو13 ~~وسو4922 ~~فجميع الجواهرمنالهيرنالثلاث. آن آلهيولىآلاولى، هیوهمية . وهى الحركة وآلسكوت ~~مم ~~و12 ~~11-8 ~~فجميع الجوامر: من الهيول وآلصورة، إلى مادونهما فی جميع العوالم . كله . وجملة ~~و15 : سو2 13 ~~مهو 3 ~~61 ~~القولفیالهيون الثلاث. ان الهيولى الاولى، هیوهمية . وهى الحركة وآلسكون، وهى ذت ~~9 ~~و ~~9و ~~الهيولى وصورته . ونهيولى الثانية . هى الأفراد المتولدات من الهيولى لأولى . والهيولى ~~و ~~:1-5493 ~~الثالثة . هی الامهات الاربعة آلمركبات من الهيولى آلثانية . # و ~~ا8و : ~~نقول. إن آلهيون آلاولى: التى قلنا، إنها الحركة وآلسكون الوهميتن، وانهما ~~وو3ر24 ~~. وه. # ش ~~1 ~~جميعا . ذات آلهيون وصورتها، فعلى آلامر آلذيى هوالابداع. فكما قلناء إن انهيونى لاولى. 12 ~~ر ~~و ب وو ~~اف 36 هى وهمية . كذلك الإبداء، هو وهمى: لاتظهر ذاته، إلا فی المبدع (الأور. # 82 ~~و5- ~~1 ~~-1ه ~~و أما آلهيول آلثانية . التى قلنا. إنها آلافراد الاربعة . فعلى الاصلين والخيالين. # 2 ~~هو : ~~لآنها بسيطة : كما آن آلافراد غير مركبة . # وسة ~~49 ~~-5493 ~~الأمهات الأربعة. المركبات من الأفراد لأربعة. التى. # و ms086 الهيولى الثالثة. التى. هيام ~~-420 ~~0-69 ~~-ه ~~و2 ~~صورة العالم . فعلى الآساسين والفرعين . لانها جسمانية روحانية ، بمنزلة آنمركبات . # ب. انوجد مت: المهجودقاف. # 4- انف . ب: والسواكن امعلولات . ج : وانساکن معلولات: ~~5 - الف .ج: العومکسه . ب: العوم6 _ الف. ب: فیجميه نجواهر من افيولى والصورة انى مادوتها . # درب ، مادونه) . مدهاست .ج : في جميع الجواهر من افيولى الثلث ن اهبولى الاون هى وهمية وهی ~~الحركة والسكوت فیجميه انجواهر من الهيولى والصورة الى ما دوتهما . # 11- ب . ج: اوهميتن .اف: وهيات. # 7 - الف . ج : العوالم . ب: العوالم كلها. # 15- الف. ج: ان الافراد . ب : ان الافراد الاربعة. PageV00P087 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~س ~~وهى من إقامة آلآربعة آلبسيطة ، متحدة بها . كما أن آلآمهات الاربعة، هی، مركبات من ~~الأفرادالأربعة،وهیأمهاتالدغوة،وإليهاالمرجع،ولهاالقدرةفیجميع الأدوار، وجميع ~~م ~~2 حدود آلدغوة من إقامتهم . كما أن الآمهاتالآربعة، هیصورة العالم ، وجميعمواليدالعالم ~~ى منها . فهذا جملة القول فی آلهيولى، من آلدال والمدلول عليه. ثم يتفرع، على حسب ~~تفرع المتولدات من العالم. ذكرناه علىالإختصار،وأعرضنا عن سائر ذلك، من الفروع، ~~- ~~6 التى اختلط القول فيها. ونراه من الناقلين، كما قلنا. فافهم ، وقس عليه ، بتوفيق الله. الف -37 ~~فصل ~~وأما القول فی: ~~" أن العالم، مواليده، على أربعة أقسام، من الأجسام المذابة ، وغير المذابة ، ~~و ~~النامية ، وآلحسية . وأن آلبشر ، كذلك، على أربعة مراتب، جسمه، ونموه ، وحسه ، ~~و نطقه . وأن الجسم بإزاء المنعقد،والنامى بإزاء المذاب ، والحس بإزاء النامى، ~~12 وآلناطق بإزاء الحيوان." ~~و ~~فإنا نقول ، إن العالم، كله، على أربعة جواهر، وأربعة تراكيب، وأربعة أقسام مع ~~1- الف ، ب : متحدةبها .ج: متحدةبهما. # 2 - ب ، ج : ولها القدرة . الف : ويها القدرة . # 3- الف ، ب: حذود . ج : الحدود. # 3 - الف ، ج : صورة العالم . ب : صورة . # 4 - الف ، ج : القول فیاهيولى . ب : القول . # 5 - الف ، ج : ذكرناه . ب : ذكرنا . # 5 - الف ، ب : ذلكث من . ج : ذلكن . # 6 - الف ، ج : القول فيها . ب : فيها . # 7- در نسته ج : فصل ، نیامدهاست . # 9 - ظاهرا از، " ان العالم ..0" ، تا ، بازاء الحيوان ، قول صاحب محصولاست . # 10 - ب ، ج : اربعة مراتب . الف : اربع مراتب . # 10 - الف ms087 ، ب : ونموه . ج : وعزه. # 11- الف ، ج : نطقه . ب : منطفه. # 11- الف ، ب : المنعقد . ج: المتعقد. # 11 - الف ، ب : الحسى . ج : الحس . # 13 - كتاب الرياض ، نسخهخطى ، صفحه 85 . قال صاحب الاصلاح نقول ان العالم كله على اربعة جواهر ~~واربعة تراكيب واربعة اقسام مع البشر وانه على ثلثة جواهر دون البشروان الرابع هو البشر وان المنعقد ~~والمذاب كله جوهر واحد ولانقول ان زوج البشر وشكله الفرس بل زوج الفرس وشكله ما هو من ه PageV00P088 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~- ~~البشر. وإنه . علىثلاث جواهر، وثلاث تراكيب، سوىآلبشر. وإنآلبشر. هوآلرابع، منفرد ~~-91134 ~~بالقشم الرابع. وليس لسائرجواهرالعالم، قسم فیالجوهرالرابع. وإنالمنعقدوالمذاب: ~~وهو ~~وو ~~كله ، جوهر واحد . إلا آنه : مختلف الاجناس . وهو كله : من جوهر آلاجساد ، التى: ~~لانماء فيها. فمنه منعقد ، ومنه مذاب ، ومنه متكلس . ومنه متفتت . ومنه سايل من غير ~~هو ~~و -5- ~~سهو ~~الف-38 إذابة ، ومنه اما يذوب وينعقد ، ومنه ما يذوب ولا ينعقد . ومنه مالايذوب ولا ينحل . # س04- ~~و هى كلها . أجناس: متفرعة من جوهر الأجساد ، التى . لانماء فيها ، ولا تزيد أجزاءها. # بتة . وإن كان لها استحالة وآنتقال ، فیأخوالها ، فهى كلها ، الآجساد آلتى لانماء فيها . # ه ~~فهذا جوهر واحد ، وليس له اتحاد بشيء من الأنفس الثلاثة. # 6 ~~1 ~~وأما الجوهر الثانى، فهو أيضا ، مختلف الأجناس . وهو متحد بالنفس آلنامية . # على اختلاف أجناسه. من الشجر، وآلنبات. المختلف الأنواع. وهى، منتقلة فی آخوالها. # 6 ~~وم93 ~~نامية مع آنتقالها ، تزيد أجزاءها ، لاتحادها بالنفس آلنامية . وهذا آلجوهر . يفضل ~~على الاول ، لاتحاده بهذه النفس. # والجوهر الثالث . هو أيضا ، أجناس مختلفة . وهى، أجساد أصناف الحيوان ، ~~04- ~~ه جوهرهكما ان زوجالذهبالفضة وكما ان زوج الياقوت الزمرد وكذلكث زوجالفرس وشكله من الحيوان ~~الفيل ومن الطائالبازى ومن السباع الاسد وعلى هذا النحو لانها كلتها حيوان ولايجوز ان يقال ان الفرس ~~زوج الانسان وشكله لانه منفرد بالنفس الناطقة ولانظير له فی اجزاء العالم ومتولداته يل هو نظير لكل العانم ~~لانه قد جمع جواهرانعم كلها ومن اجل ذلك سمنى العالم الصغير لانه نظير له جامع لاجزائه ونقول ان نظير ~~البشركل العالم محصول ms088 قوله ان العالم على اربعة اقسام وان الفرس ليس بشكل البشر وان البشر لا نضير له ~~من اجزاء العالم بل نظيره كل العالم . كتاب الرياض . نسخه چاب : صفحة143 . # 2 - الف . ب: فیالحجوهر . ج : فی الحجواهر. # ج: مقردالف: متفرد. # 3- الف . ب: جوهر واحد .ج : جوهر هو واحد. # 3 الف .ب: منعقد.ب: متعقد. # 3 - دمرسه نسخه : جوهر الاجساد . در ب: نسخه بدن ، الاجسام أمدهاست. # 4- الف : ب : ساب من غير اذابة . ج : ساير من غير لاذابة . 7 - الف ، ب : وان كان . ج : ران کان . # 10- الف . ج: المختلف .ب: والمختلف. # 8 - الف . ب : بشي . ج . شی . PageV00P089 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~المتحدة بالنفس آلنامية ، وبالنفي الحسية البهيمية ، أيضا. وهواجوهر ، يفضل على الف-39 ~~الجوهر آلثانى ، الذى ، هو متحد بالنفس آلنامية ، دون آلبهيمية . # 3 ثم الجوهر آلرابع . هو البشر . وقد شارك الجواهر الثلاثة فی مراتبها ، فى عالم آلجسد ، ~~ن ~~اتحد بالنفس آلنامية ، والنفس الحسية البهيمية ، وشارك الجوهرين المتحدين بهما، ~~و تفرد بالإتحاد بالنفس آلناطقة . وفضل على جميع آلجواهر، وفاقها بالمرتبة آلرابعة . # 1 وتأخرت الجواهر الثلاثة، عن هذا القسم الرابع ، ولم تنل هذه الرتبة الفاضلة الشريفة. # فالبشر، هوالرابع، ولا نظيرله، منأجزاءهذا العالم، بل هو نظير لكل هذا العالم. # و يفضلعليه، بالجومرالشريف، الذىليسهو، من هذاالعالم. فجسمه، بإزاءالأجسادكلها، ~~على أجناسها، الصم، والمذابة ، والمتكلسة، والرخوة، (والسائلة ، وغير ذلك . لأن ~~الف-10 ~~2 - الف ، ب : دون البهيمية . ج : دون البهية . # 3 - الف ، ب : فیمراتبها . ج : مراتبها. # 4 - الف ، ب : وشارك الحوهرين المتحدين . ج : وشاركا لحوهر المتحدين . # 6 - الف ، ج : الرتبة . ب: المرتبة . # 7 - كتاب الرياض . نسخه خطى، صفحه 89 . قال صاحب الاصلاح البشرنظير لكل العالم ويفضل عليه بالجوهر ~~الشريف الذى ليس هو من هذا العالم بازاء الاجساد كلها على اجناسها الصم والصلابة فجسمه والمذابة لان فى ~~جسمه مايقابل كل جنس منهاكاللحم والعظم والعصب والعروق والغضاريف وساير مايسيل من جسده من الاجساد ~~السايله كالدم واللمبن والعرق وماسال من العين والاذن والانف والفم وغير ذلكث من جوفه فكل هذه من جواهر ~~الاجساد على اجناسها وهى مقابلة لاجناس ms089 الحجواهر الذى هو احد الجواهرالثلثة من جواهر العالم وهوجوهرالاجساد ~~الت ليست متحدة بشئ من الانفس الثلثة ونماءه بازاء النامية من اجناس الاشجار على اصنافها وهو اجناس الحجوهر ~~الثانى المتحدة بالنفس النامية وحسه بازاء الحيوان على اجناسه المختلفة وهو من اجناس الجوهر الثالث المتحدة ~~بالنفس الحسية والنفس البهيمية فهذه مقابلته بجواهر العالم الثلاثة وتفرد هوبالمرتبة الرابعة فصار هوالحوهرالرابع ~~الذى هو جوهر النفس الناطقة متفرد بهذه المنزلة . محصول قوله ان البشر نظير لكل العالم وان جسمه بازاء ~~اجسام العالم كلها على اختلاف صورها ونماءه بازاء النبات وحسه بازاء الحيوان وان له ما فضل به على الكل ~~وتفرد به وهو النفس الناطقة الذى له . كتاب الرياض ، نسخه چانى، صفحه 148 و صفحه 152. # 7 - الف ، ب ، ولانظير له من اجزاء هذا العالم بل هو نظير لكل هذا العالم . ج : ولانظير لكل هذا العالم . # 8 - ب ، ج : هو ليس له من . الف : ليس هو من . # 9- در هرسه نسخه ، المذابه ، آمدهاست ، واو ندارد .9 - الف ، ب : والمتكلسة . ج : والمتكلس. PageV00P090 # ============================================================ ~~43 ~~الجزء الثانى ~~سمهو ~~فى جنسه، مايقابل كل جني منها، كالعظم ، وآللخم ، وآلمخ، والعروق، والغضاريف، ~~14614 ~~و ~~و سائر مايسيل من جسده من الآجساد آلسائلة، كالدم ، وآللبن ، والعرق ، ومن مشاعره . # من العين ، والأذن ، والأنف، وآلفم ، وغير ذلك منجوفه. فكل هذه ، من جوهرالاجساد ~~ع لى أجناسها ، مقابلة لأجناس الجوهر، الذى ، هو أحد الجواهر الثلاثة من جواهرالعالم. # -4 ~~و ~~هر مه ~~ه ~~هوجوهرالأجساد،التى،ليست متحدة بشئء منالأنفس الثلاثة. ونماؤه، بإزاءالنامية. # ن أجناس آلشجر وآلنبات، على أصنافها، وهى، أجناس الجوهر آلثانى، المتحد بالنفس ~~النامية . وحسه ، بإزاء الحيوان ، على أجناسه المختلفة ، وهى ، أجناس الجوهرالثالث، ~~1 ~~اف.41 المتحد بالنفس آلنامية، والنفس البهيمية. فهذه مقابلته ، بجواهرالعالم الثلاثة. اوتفرد ~~مو ~~2 ~~ه1 ~~م- ~~هو بالمرتبة آلرابعة ، فصار، هو الجوهرالرابع ، الذى هو، جوهر آلناطقة ، منفرد بهذه 9 ~~س و-96 ~~و6-9 ~~المنزلة ، دون سائرالجواهر. وليس من جواهرالعالم، شيء يقابله فی هذا الجوهرالشريف، ~~وه ~~أؤيشاكله. لأن هذا الجوهرالشريف، ليس هو، من جواهر هذا العالم ، بل ، هوآثرمنالعالم ~~831-4 ~~1.854 ~~مه ms090 ~~82.- ~~الأعلى، ولم يتأثر فیشيء من متولدات هذا العالم ، إلا فیالبشر. فلما تأثرفیالبشر، وكان 12 ~~.22-4 ~~1613 بر ~~و83- ~~ابشرممتزجا بالجواهرالثلاثة ، التى، هى ، محاط العالم ، قلنا، إن البشر، هوآلجوهر الرابع ~~3 و ~~من العالم، على المجاز ، لاعلى الحقيقة . لأن جواهرالعالم، هى الثلاثة، على ما قد شرحنا . # -94 ~~سد94- ~~و كل مافی هذاالعالم، من أجناس هذهالجواهرالثلاثة. فله شكل، من جنسه وجوهره.ولكل15 ~~--94.1 ~~و ~~جني وجوهر، غاية ونهاية، وله نظير من جنسه . كما أن غاية الآجساد ، التى ، لا تذوب ~~و:1 ~~1 - الف : فیجسمهما . ب ، ج : فیجنسه بما. # 2،1 - الف ، ب : والغضاريف وسار مايسيل . ج : والقفاريف وسا ماينسل . # 2 - الف ، ج : من مشاعره . ب : ومن مشاعره . # 2 - درب ، عرف آمدهاست. # 4 - الف ، ب : مقابلة لاجناس . ج : مقابلة الاجناس . # 3 - الف ، ب : والاذن . ج : فالاذن. # ب، ج: حسه .الف : حسية ~~5 - الف ، ب : بازاء. ج : بان . # 11 - الف ، ج : يشاكله . ب : شاكله . # 8 - الف ، ب : فهذه . ج : فهذا. # 14 -ب، ج : الحفيقة . الف : الحقيقية. # 11- الف ، ب : جواهر: ج : جوهر. # 15 - الف ، ب : فله . ج : فكله . PageV00P091 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~م ا وام شویو .و- ~~132 ی * .-و141214. # من الاحجار ، هوآلياقوت ، ونظيره آلزمرد، وهما جميعا من آلصم . ونهاية آلسائلة من غير ~~الف -42 ~~و وومهه ~~و و ~~ور93- ~~إذابة، هوالماء،ونظيره اللبن. ونهايةالمذابات منالكباريت، هوالذهب،ونظيره الفضة. # ه ~~2 ونهاية النباتية، النخلة، ونظيرها الكرم. فعلى هذا، لكل شئء نهاية فیجوهره،ولهشكل ~~ه -11 ~~سدوهو ~~9 ~~من جنسه. وكذلكسائرالحيوان، كلجنس، له نهاية، ولهزوج منصنفه.فالفرس، أشرف ~~1-4 ~~وم8-- ~~-11 ~~الدواب ، وآلاسد، آشرف آلسباع ، وآلبازى، آشرف الجوارح . وكل جني، يقاس بماهو ~~6 أقرب إليه فی آلرتبة من صنفه. # و2-5 س83 ~~سوهو1 ~~ومو وسه ~~ه ه وم9 ~~ولانقول، إنزوجآلبشروشكله، هوالفرس. بل، زوجآلفرسوشكله، ماهومنجوهره. # 5-24 ~~س ~~ویم ~~كما أن زوجالذهب، الفضة،وزوج آلياقوت، الزمرد، كذلك، زوجالفرس وشكله، هومن ~~ومو ~~و 1- ~~1 آلحيوان. فمنآلطير، البازي، ومن السباع، الآسد، وعلى هذا النحووالمثال. لأنها، كلها، ~~الف-43 ~~84 ~~من جنس آلحيوان ، الذى ، هو مشترك بالنفس آلبهيمية . فليس البشر، كسائر أجناس ~~1---93 ~~و بوع م، ~~الحيوان،ولايقاس به. ms091 ولايجوزأن يقال، إن الفرس، هوزوجالإنس وشكله.لأنه، منفرد ~~و-ه21 ~~هر وه ~~م ~~م ه02- 3--9 ~~و ه ~~12 بالنفس الناطقة الشريفة، ولانظيرله، من أجزاء العالم ومتولداته. بل، هونظيرلكلالعالم. # ه348 ~~ه ، مهو ~~لانه ، قد جمع جواهرالعالم، كلها . ومن أجل ذلك، شمى: " العالم الصغير " . لأنه ، نظيرله ، ~~جامع لجميع آجزائه . # 8 ~~15 فنقول، إننظيرالبشر، هو، كلالعالم. وليسقولهم، إنه، العالم الصغير، لأنه، دونه ~~موه و ~~و5 ~~2836 ~~في الرتبة. ولكنهم، ذهبوا إلى آلجثة، ومقدارصغرها وكبرها، فقالوا، لكل العالم ، "العالم ~~42 ~~9و23 ~~الكبير "، لكبرجثته، وللبشر، "العالم الصغير "،لصغرجئته. فالبشر،وإن كانأصغرجئة، ~~2 ~~هترو4م ~~2 - الف، ج : ادابة. ب : ذابة . # 3 - الف : ونظيره الكرمة . ب : ونظيرها الكرمة . ج : ونظيرها الكرم . # الم، ب: صفه : ص ~~9 - الف ، ج : الطير . ب : الظير. # 13 - ب ، ج : سمى العالم الصغير . الف : سمى . # 196 - الف : فقالوا لكل العالمالكبير لكبر جثته وللبشر . ب : فقالوا لكل العالم الكبير لكير جثته وللبشر . ج: فقالوا ~~لكل العالم الكبير جية والبشر. # 17- الف ، ب : لصغرجفته . ج : جفة. # 17 - الف ، ب : وإن كان . ج : وإن . PageV00P092 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~5و15. # منكل هذا ألعالم: فهو أكبر منه فی الشرف . لأنه . قذ فضل عليه ، لاتحاده بهذا الجوهر ~~رهمه5 ~~الف.؛؛ الشريف، الذى، هوأثرمن ذلكالعالم الأعلى،وهو، محيطابهذاالعالم. وهذا العالم. محاطبه. # و ما1 ~~لاتصاله بالعالم آلاعلى،وقبولآثارهمنه،ولقبولهأيضا،أثرالكلمة، التى، هي،علة العوالم، ~~كلها. فمن أجل ذلك، أحاط بكل العالم: وتمت به الدائرة. فهو يتأبد، عند أضمخلال ~~دو ~~هذا العالم، لقبوله آثار العالم العلوى، الذى، هو معدن الشرف والحياة. فالعالم كله. هو ~~وهر و ~~دونه. وإنقلنا، إنه نظيره، فلجمعهأجزاءه، كلها. ومن المحال أن يقال، إن البشر، الذى. # 43 ~~ه و أفضل من كل العالم . هو نظير للفرس ، الذى، هوجزء من أجزاء صنف، من أصناف ~~جني، من آجناس جوهر، من جواهر كل هذا العالم ، الذى ، هو دون البشر. لأنه، كله، ~~و ~~.04 ~~اجزاءه ، هو للبشر . ومن أجله أبدع ، وبسببه أنشىء . وهو يضمحل، عند كمال البشر، ~~الفه؛ وآنتهائه، إلى الغاية، التى، من أجلها أبدع . فتأمل، رحمك الله، ماقد شرحته الك. والله ~~ولى توفيقنا،وإياك. برحمته. ms092 # فصل ~~وأما القول فی: ~~" آن آلقضاء. على آلسابق، وآلقدر، على آلتالى." ~~فهو خطأ لأن القدر،قبل القضاء،والسابق،قبل التالى. وليس يجوز، أن يجعل 15 ~~3،2 - ب . ج : بهذا العالم وهذا العالم محاط به لاتتصاله . الف : بهذا العالم محاطة به لاتصاله . # ت ج: فلجمعه اجزاءه . الع : معه اجزاه. # 5 - الف ، ب : الحيوة . ج : الحياة. # 9 - الف : هو للبشر. ب . ج : هو البشر. # 9- الف . ب : وبسببه انشى (ب : انشاء) . ج : ولسببه الشي . # 9 - ب : عند كمال البشر. الف : عند كمال امر البشر . ج : عند كماله البشر. # 10 - الف : شرحته لكك . ب : ج : شرحت لكك. # 12- ج : فصل: ندارد. # 11 - الف : ولى توفيتنا . ب : ولى التوفيق . ج : يولى توفيقا . # 14 - ظاهرا جمله ، ان القضاء على السابق والقدر على التالى ، قول صاحب محصولاست . كتاب الرياض ، نسخه ~~خطى ، صفحه930 ببعد . قال صاحب الاصلاح واما القول بان القضاء على السابق والقدر على التالى فهو ~~خطاه لان القدر قبل القضاء والسابق قبل التالى وليس يجوز ان يجعل القضاء الذى هو بعد القدر وعلى ه PageV00P093 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~القضاء ، الذى ، هو بعد آلقدر، على آلسابق ، الذى، هو قبل آلتالى . وآلقضاءوآلقدر ، ~~لفظتان ، معناهما معروف فی الكلام . والقدر ، هو التقدير، وآلقضاء، هو التفصيل، ~~ولاتفصيل إلابعد التقدير.والأول،قبلالثانىلابغده. # الشواهد على هذا، من كتاب آلله، عزوجل: "... قضى الأمرآلذى فيهتستفتيان."، ~~و دهو ~~م ~~معناد، فصل وفرغ منه . " فإذا قضيت آلصلوة، "، أى، فرغ منها . وقال عزوجل: "وقال ~~د5 ~~الشيطان لما قضى الأمر، "، قال أهل التفسير، فرغمنه، فدخل أهل الجنة،الجنة ، وأهل ~~النار، النار. وكل شيء قضى، فقد فرغ منه. وقال : "وقضينا إلى بنى إسرائيل، "، أى، الف460 ~~د ~~هو ه 5 ~~حتم وأمضى. وهذا مشهور، يغنىعن إكثار آلشواهد عليه. # ه السابق الذى هو قبل التالىوالقدر والقضاءهما لفظتان معناهما معروف من الكلام والقدرهوالتقدير والقضاء ~~هو التفصيل ولاالتفصيل الابعد التقدير والاول قبل الثانى لابعده والشواهد على ذلكث من كتاب الله تعالى ~~قوله قضى الامر الذى فيه تستفتيان ومعناه فصل وفرغمنه وقوله فاذا قضيت الصلوة اى فرغ منها والقدر يمنزلة ~~الثوب الذى يقدره الخنياط ms093 فهو قبل ان يفصله بقدره ويزيد وينقص ويوسع ويضيق واذا فصله فقد قضاه ~~وفاته ولا يمكنه الزيادة والنقصان وذلكث مثل القضاء والقدر . محصول قوله ، ان القضاء لايقال على السابق ل ~~لانه بعد القدر وان القدر لايقال على التالى فانه قبلالقضاء فان القدر هو التقدير والقضاء هوالتفصيل فانه ~~مادام الشئ فی التقدير يمكن ان يزاد وينقص ويوسع ويضيق فاذا فصل وقضى فلايمكن الزيادة فيه ~~ولاالنقصان منه . كتاب الرياض، نسخه چابی ، صفحه153 ببعد . # 4 - آيه41 ، سوره12، (سورة يوسف) . يا صاحبى السجن اما احدكما فيسقى ربه خمرا واما الآخر فيصلب ~~فتأكل الطير من رأسه قضى الامر الذى فيه تستفتيان ~~5 - آيه10 ، سوره62 ، (سورة الجمعة) . فاذا قضيت الصلوة فانتشروا فی الارض وابتغوا من فضل الله واذكروا ~~الله كثيرا لعلكم تفلحون. # 5 و6- آيه220، سورۀ 14، (سورة ايراهيم) . وقال الشيطان لما قضى الامران الله وعدكم وعد الحق ووعدتكم ~~فاخلفتكم وماكان لى عليكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لى فلا تلومونى ولوموا انفسكم ما انا بمصرخكم وما ~~انتم بمصرخى انى كفرت بما اشركتمون من قبل ان الظالمين لهم عذاب اليم . # 7 - آيه4 ، سوره17 (سورة الإسراء) . وقضينا الى بنى اسرائيل فی الكتاب ليفسدن فی الارض مرتين ولتعلن ~~علوا كبيرا . PageV00P094 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~و كل أمر إذا قضى،فلارتجاع فيه. والمقدر، يمكنالإرتجاعفيه.ويمكنأنينقض ~~13-2و ومسوم ~~ههس وم310 ~~عن ذلك التقدير، إلى غيره. لأن القدر، هوالتقدير. والهندسة، بمنزلة ثوب، يقدره ~~الخياط. فهو قبل آن يفصله يقدره، ويزيد وينقص، ويوسع ويضيق، ويغيره من تقديره 3 ~~.و ~~س ~~42 ~~إلى تقدير آخر،مادام مقدرا. فإذا فصله، فقد قضاه وفاته، ولايمكن الزيادة والنقصان ~~8م و13 ~~فيه، ولاأن يوسعه ويضيقه. فهكذا، مثال القدر والقضاء. # إنما غلط من جعل آلقضاء على السابق ، والقدر على التالى . لانه ، وجد العلماء، 6 ~~قدسموا التالى، باسم القدر،وهواسمه، علىالحقيقة.لأنالأيسيات، كلها،انبعثتمنالسابق، ~~اف.47 مقدرة. فكان ذلك(الإنبعاث، ذاتالقدر. فسمتهالحكماء، القدر. ورأى، فی كلام آلناس، ~~2 ~~الضاء والقدر،مقرونين. ورأىالأول والثانى،مقرونين. ووجدالعواممنالناس، يقدمون 9 ~~5-1 ~~ب ~~16-9 ~~في الكلام ، القضاء على القدر ، فيقولون ، هذا بقضاء وقدر، وخفى عليهم ، المعنى ms094 ، ~~1 - الف : ينقص . ب ، ج : ينقض. # 1 - الف ، ب : فلا ارتجاع فيه . ج : فلان فلاتجاع فيه . # 3 - الف : يفصله يقدره . ج : يفصله بقدره . ب: يتصله بقدره . 5 الف : يضيقه . ب ، ج : يضیق. # 5 - ب : القضاء والقدرر. # 9 - كتاب الرياض ، نسخه خطى ، صفحه99 ببعد . قال صاحب الاصلاح وانما غلط من جعل القضاء على ~~السابق والقدر على التالى لانه وجد العلماء قد سموا التالى باسمالقدر وهواسمه بالحقيقة لان الايسيات كلها انبعثت ~~من السابق مقدرة وكان ذلك الانبعاث ذات القدر فسمته الحكماء القدر وجرى فى كلام الناس القضاء والقدر ~~فوجدهم يقدمون فی الكلام على القضاء فيقال هذا قضاء وقدر وخى عليه المعنى فى القضاء والقدر فجعل القضاء ~~على الاول والقدر على الثانى ووقع غلط من هذه الجهة وهذا كما قلنا ان الايسيات كلتها انبعثت من السابق ~~مقدرة وكان ذلكث الانبعاث ذات القدر وهو مجمع الايسيات وتصديق ذلكث قول الله تعالى اناكل شئ خلقناه ~~بقدر فكما ان الايسيات كلتها انبعثت من الاول الذى هو الامر بالقوة مقدرة وكانت ذات القدر كذلكك ~~ظهرت من الثانى بالفعلفیالهيولى والصورة فكان ذلكث الفعل ذات القضاء والقدر يمكن فيه التغيير والتبديل وهو ~~الكتاب الذى قالالله تعالى يمحواالله مايشاء ويثبث والقدرذات الثانىكما قلنا والقضاء فعله لانالثانىهوالمقدرة ~~من السابق . محصول قوله فی هذا الفصل ، ان القدر اسم التالى لان الايسيات كلها انبعثت من السابق مقدرة ~~كما قال الله تعالى انا كل شيئ خلقناه بقدر وان القضاء فعله . قال صاحب النصرة ، فاما ما احتج ... كتاب ~~الرياض نسخه چانی، صفحه160 ببعد . 7 - ب ، ج : وقد سموا التالى . الف : قد ستموا الثانى . # 9 - الف : ووجدواالعوام . ب ، ج : ووجد العوام . # در هرسه نسته مفرونان آمدهاست . PageV00P095 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~- ~~د8 131 ~~ف القضاء والقدر. فجعل القضاءعلىالآول،والقدر علىآلثانى. ووقع غلط من هذه آلجهة. # س ~~1 ~~12 ~~و هذا كما قلنا ، إن آلايسيات، كلها، انبعثت من آلسابق، مقدرة. فكان ذلك الإنبعاث، ~~2 ~~سوس هو ~~49ه16 ~~15493- ~~2 ذات القدر. وهو مجمع الأيسيات، كلها، وهى مقدرة فيه من الأول ، بالقوة . ويصدق ms095 ~~15و13 ~~ه و94 ~~2 ~~ذلك، قول آلله، عزوجل، وهو آصدق آلقائلين : " إناكلشيء خلقناه بقدر. ". فالقضاء، ~~ب -11 ~~و وود ~~م50و ~~و2-ها ~~واقع تحت القدر،وهو محاط القدر. إذ، كان القدر، هوالكلى . والأول ، لايقال له قدر، ~~الف-48 ~~وم49هو ~~1 ولاقضاء. بل،هوالأمر الذى،منه انبعث القدر، الذى، هو خلق الله، عزوجل، المقدر. # 2646 ~~11 مس8 ~~م ~~هه ورمههب ~~فالمقدر وآلقدر، هو أيس واحد. كما أن المبدع والإبداع،الذى، هوالأمر،هوأيس واحد. # و ~~فكما أن الأيسيات، كلها، انبعثت من الأول، الذى، هوالأمر، بالقوة، مقدرة ، فكانت ~~رم49هو ~~9 ذات القدر، كذلك ظهر من آلثانى، بالفعل، فی الهيولى وآلصورة ، فكان ذلك الفغل ، ~~- ~~810093 ~~52 وم16 ~~سو وهس ه ~~ذات القضاء. فالقدر، يمكن فيه التغيير والتبديل، وهو الكتاب الذى، "يمحوا الله ما ~~م و-93س ~~وم: ~~،12و-: ~~بيشاء ويشبت،". # وه* ~~ور2: ~~4421 ~~و-02-و64 ~~12 وقدقال آلله، عزوجل: "هوالذی خلقكم من طين ثم قضى أجلا وأجل مسمى عندهثم ~~55852-و ~~224 ~~انتم تمترون.". قالوا فی آلتفسير: "...قضى أجلا، "، يعنى، الموت. لأن منمات، فقدقضى. # 244 ~~و".. أجل مسمى، "، القيامة . لأن الله، عزوجل، قدرها، أن تكون إذا فنيت ألدنيا. فالقدر، ~~9 -و ~~15 ذات التالى، كما قلنا،والقضاء!،فعله. لأن التالى، هو القدر من السابق، إذكان التقدير ~~و -1213 ~~الف -49 ~~2 - الف : عن السابق . ب ، ج : من السابق . # 2 - الف ، ب : فكان . ج : لكان. # 4 - الف : الله تعالى عزوجل. # 4 - آنه 49، سوره54، (سورة القحر). # 6 - الف : الله تعالى، عزوجل ، ندارد . # 7 - الف ، ج : هوايس . ب : ايس. # 9 - الف : ظهرت . ب ، ج : ظهر. # 10 - الف ، ب : التغيير . ج : التغير. # 10 - آيه39، سور 13، (سورة الرعد) . يمحوا الله مايشاء ويثبت وعنده ام الكتاب . ج : يمحواالله منه ما يشاء ~~ويشبت . # 12 - الف : الله تعالى عزوجل. # 12 - آيه2 : سوره6، (سورة الانعام) . در ج : ثم انتم تمترون، نيامدهاست . # 14- در هر سه نسخه ، والاجل المسمى ، آمدهاست . # 14 - در دو نسخه الف وب : قبل از فالقدر ، فصل ، آمدهاست . # 15 - الف ، ب : التقدير اليه . ج : التقدير له . PageV00P096 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~ما1 ~~ه 23 ~~رم21 ~~اليه. والقضاء، ms096 هوالتفص ~~اصيل من التالى، فالتالى. هوالتقدير، ومنهالتفصيل، وهو. متمكن ~~دومم ~~من الكل ، محيط بالأيسيات، كلها: بعلم وقدر. فإذا ظهرفعله. فيالهيولى وآلصورة. كان ~~93و 12 ~~وس ~~عدو، ~~ذلك، قضاء، لاتغيير فيه ولاتبديل . وهو، قضاء الله، الذى : لامردله . لأنه ، عزوجل: 3 ~~1213 ~~قدرها، بامره الذیهوالسابق. ثم فصلها، بقدرهالذی هوالتالى. فکان التقديرمن السابق. # سمه6 ~~هر 13 ~~و. # والتفصيل من التالى . وآلهيولى وآلصورة : هما المفصلان ، وهما عاجزان . لأنهما . # 42 ~~1 و ~~و ~~16133 ~~حت القدر من السابق . وتحت آلقضاء من آلتالى . فلا قدرة هناك . فالسابق كما قلنا : 2. # سوو ~~هو ، امر الله ، عزوجل . الذى ، به آلقدر، ومنه آنبعشت آلقدرة ، وهو : كلمته : تعالى ~~وو وهوو ~~وا ~~الف ..ه ذكره ، وهو ، أمره . الذى ، قال، عزوجل: " إناكل شيء خلقناه بقدر. " . فالقدرا يلى ~~الأمر . لأنه . بالأمر. والقضاء يلى القدر . لأنه . بالقدر . والأمر . ليس هو قدرا 9 ~~144 ~~ه س ~~س ~~93 1 ~~،م -93413 ~~ولا قضاء. بل ، به القدر وآلقضاء،وهو ، أعلى من القدر والقضاء . يقال . قدر الله الأشياء ~~س ~~. 44 403ه ~~ه ~~بأمره ، ولايقال، أمر الأشياءبقدره . فقد دلك ، أن الأمر فوق القدر . والقدر ~~94--5 ~~فوق القضاء. # 2ه ~~وم1ه ~~وروى عن الصادق ، صلوات الله عليه ، أن بعض أصحابه قال : كنت عنده . # 1 - الف ، ب : هو التفصيل من التالى فالتالى هو التقدير ومنه التفصيل وهو متمكن . ج : هو اتغصيل وهو ~~3 - الف : ب : لاتغيير . ج : لاتغير. # متمكن . الف : التنضيل . ب . ج : التفصيل. # 3 - اشارهاست بآنه 3 ، سور304 (سورة الروع). فاقم وجهكك للدين حنيفا فطرت الله التى فطرالناس ~~عليها لاتبدبل نخلق الله ذلكث الدين القيم ولكن اكثر الناس لايعلمون . وآيه11. از سوره13 (سورة ~~الرعد) ... واذا ارادالله بقوم سوء فلا مرد له ومالهم من دونه من وال . وآيه 107: 1ز سوره دهم (سورة ~~ونس) . وإن يمسسكنالله بضر فلاكاشف له الا هو وإن يردك بخير فلا راد لفضله يصيببه من يشاء من عباده ~~3 - الف : ب : لامردله . ج : لارادنه . # وهو الغفور الرحيم. # 4 الف . ب: بامره . ج:بامره. # 3 - الف : تعالى. # 4 - الف : ب: هو التالى ms097 . ج: هوالثن. # 4-الف ، ب : فصلها .ج: فضلما. # القحر). # .545 ~~8-1ي ~~: .. السايق. # 9 - الف : عن السابق . ب : ج : من ~~- در مرسه نسته موقلر امدهاست . # 8 - الف : ب : فالقدر يلى الامر . ج : يلى الامر. # 10- الف : يقال قدرالله . ج : قدرالله . 11 - الف . ب : بقدره فقد دلكك . ج : بقدرفقد ذلكك. PageV00P097 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~فقلت فی كلامى: "ماشاءالله وأراد وقضى وقدر. ". فقالالصادق، عليهالسلام: "أخطأت، ~~انما هو ما شاء الله وأراد وقدر وقضى . إن الله ، إذا أراد شيئا ، شاءه ، فإذا شاء وأراد، ل ~~3 قدره. فإذا قدره . قضاه، فإذا قضاه، أمضاه. " . فقد دلك، أن القدرقبل آلقضاء وفوقه. # وأما التأويل. فیقولرسولالله، صلىالله عليه وآله: "أفر من قضاءالله إلىقدره. "، ~~-4824 ~~" أنه أراد، أن يفر من لطيفتأييد ألسابق، إلى بيانالتالى، كفرار(الرجلمنآلنار، الذى الف510 ~~6 هو. دليل على التأييد. إلى الماء الذى، هو، دليل على البيان . فإنه أراد أن يفر من الشيء ~~ی ~~85و ~~الذى، قدحم وفصل ، فلا يتهيأ دفعه، إلى الشئء الذى، لم يفصل." ~~1 - الف، ج : قضا . ب: قضاء. # 2 - الف ، ب : واراد . ج: او اراد. # 3 - الف ، ب : فقد دلكث . ج : فقد ذلكك . # 4 - حاشيه الف ، تأويل قول رسول الله ، افرمن قضاءالله الى قدره. # 4 - ظاهرا از ، اما التاويل ، تا ، لم يفصل ، بيان قول صاحب محصول است در باب تاويلى از حديث افر من ~~قضاه الله الى قدره. # 5 - كتاب الرياض . نسخهخطى، صفحه 102 ببعد . قال صاحب الاصلاح ، واما التاويل عن قول رسولالله ~~صلع افر من قضاء الله الى قدره انه اراد ان يفر من لطيف تاييد السابق الى بيان التالى كفرار الرجل من النار ~~اتى هى دليل على التاييد الى الماء الذى هو دليل على البيان فانه اراد ان يفرمن الشئ الذى قد ختم وقضى ~~فلا يتهيا دفعه الى القدر الذى هو لم يقض . هذا هوا لقول وهو غير منتظم ، فان رسول الله صلع فر من قضاء ~~الله الى قدره لعلة وكانت العلة هى الحائط المائل الذى حذر من سقوطه واسرع المشى فقال افر من قضاء الله ms098 ~~الى قدره واراد ان يضرب لهم مثلا والحائط المائل هو بناء قد مال ليسقط وهو على حد من الحدود قدهم بشىء ~~من النكث والنفاق ومال الى الفسق من الطاعة لانه اذا نكث سقط عن منزلته كما قال الله تعالى فوجدا فيها ~~جدارا يريدانينقضفا قامه يعنىحدا منالحدودكان قدهم بالنفاق والنقض فقومه حتىثيت ولم ينقض ولم يسقط ~~وكذلكن الحائط المائل الذى اسرع رسول الله المشى عنده كان قد عرف حدا من الحدود انه قد استشعر النفاق ~~ومال الى النقض ففاتحه بالظاهر وهو سرعة الشىء لان التأنى فیالمشى يدل على البيان والبرهان والعجلة ل ~~والسرعة فی المشى على الظاهر فكان ع م يخاطب منهم بالنفاق بالوعظ والانذار فیالظاهردون البيان فیالباطن ~~والقدر على الظاهر كما فسرناه والقضاء على الباطن وكان فراره صلع من قضاء الله الى قدره لاجل هذا الحائط ~~حذرا من سقوطه لاحذرا على نفسه ولافرارا من الكرامة التى اكرمه الله تعالى بها من الدرجة التتى ارقاه الله اليها ~~وهو على الاستكثار احرص . كتاب الرياض : نسخه چابی ، صفحه164 ببعد . # 7 - الف : قدجم . ب . ج : قدحم. # 7 - الف ، ب : فلا يتهياهء . ج : لايتهياء. PageV00P098 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~1 ~~هذا، هوالقول الأول، وهو، غير منتظم. لأنك : إذا جعلت القضاء على الستابق. # دوه ~~والقدر على التالى. ثم قلت. فرمنالشيء الذى. قدحم وفصل. إلىالشيء الذى. لم يفصل. # فقدقدمت الذى فصل . على الذى لم يفصل . لأنك قدقلت . إن القضاء . على الأول، ~~والقدر،على التالى: وهذا محال. أن يكون التفصيل قبل التقدير. # 41 ~~4ه ~~وأيضا . فإن فرار رسول الله . صلى آلله عليه وآله . من قضاء الله إلى قدره . كان ~~ه ور ~~لعلة ما . وكانت العلة فيه . الهدف آلمائل . الذى ، حذر من سقوطه . وليس فی قوله : ~~ال 2* "إنهفر من تأييدالسابق. إلى بيان آلتالى". سبب، يوجب الفرارمنها، حذرا منسقوطه . إلا ~~هوو ~~4 ~~أن يكون حذرا على نفسه، من السقوط . ونعوذ بالله من هذا القول . # ونقول . إنه عليه السلام . لم يكن يفر من كرامة . أكرمه الله بها . ودرجة . أرقاه 1 ~~م1ه ~~س ~~5- ~~مو ~~134 ~~إليها، ms099 فيحنإلى منزلةأدون منها. لأن الفرار من العلو إلى السفل، هومذموم. وكانت آنفس ~~النطقاء المقدسة المطهرة . تحن منالسفل إلى العلو. وتشتاق إلى غذائها . إشتياقا شديدا. # ر ~~تخرص على الإزدياد من الكرامة ، والإستكثار من البركة. حتى . ربما كانوا يسالون. # فوق ماكانوا يغطون . ويستعجلون به . قبل أن يفتح عليهم . حرصا منهم . على نيل ~~البركة. والإزدياد منها،والوقوف على الأمورالغائبة عنهم. لأنه. كانوا لايقفون عليها. # - 13 ~~الا بالجارى . وهوالغيب الذى، قال الله، عزوجل : "عالم الغيب فلا يظهرعلى غيبه أحدا. # 2 - ب : ج : قدحم. الف : قدجم ~~1-ب . ج : هوالقول . الف : القول. # 4 - الف . ج : قبل التقدير . ب : قبل القدر . 5 - در نسخه ب: قبل از . وايضا. فصل : آوردهاست . # 6 - الف . ب : وكان انعنة . ج : كانت العلة . # 5 - الف . ب : فان قرار. ج : فافرار. # 9- الف . ب: الله بها. ج. اللهها . # 8 - الف ، ب : حذر على نفسه . ج : حليرا على نفسه. # 10- الف : فيحن .ب: فيحد.ب: فيحص ~~10- الف . ج : ارقاه . ب: ارقاه الله . # 11 - انف . ج : محن . ب : تحذ. # 10- الف . ب: هو مذموم.ج : مو من صوم. # 12- الف : يسالوت . ب : يتسالوت . ج : يتساءلوت. # 11- الف . ب : وتشتاق . ج : او تشتاق. # 15 - آنه 26 و 27 . از سورۀ 72 (سورة الجن) . عالم الغيب فلايظهر على عيبه احدا . آلا من ارتضى مزرسول ~~فانه يسلك من بيت يديه ومن خلفه رصدا . PageV00P099 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~الامنآرتضى) من رسول، ". فكانوا يحرصونعلىأنيطلعوا على ذلك، ويستعجلون به. كما ~~الف-53 ~~كان النبي ، صلى الله عليه ، يستفتح، قبل أن يفتح عليه ، ويستعجله ، حرصامنه على ~~س ~~2 الإستكثار من الخير . فقيل له : "لا تحرك به لسانك لتعجل به ."، ثم قال: "فإذا قرأناه ~~ده13 ~~س ~~فاتبع قرآنه.". فإنه أمر أن يتأنى، حتى، يجرى إليه،ولا يستعجل بألمفاتحة. وقال، ~~-5 ~~في آية أخرى: "... ولا تعجل بألقر آن من قبل أن يقضى إليك وحيه وقل رب زذنى ~~سشه ور ~~6 علما.". آلاترادنهاه عن الإستعجال، وأمره، أنيسآل آلزيادة، على وجهالتواضع وآلخشوع. # فأما الآية الأولى، فإنها فیشأنالأساس وآلضد. وفيها خصوصية، ويطول الشرح بذلك. # -و ~~إنما ذكرنا هذا لما ms100 قلنا، إنهم كانوا يحرصون، علىالإستكثار منآلجارى، ويستعجلونه، ~~9 شوقا منهم ، إلىآلغذاء. # ومثل ذلك، ما ذكر عزوجل، فیقصة موسى، عليه السلام: "... ربأرنى أنظر الف-54 ~~اليك، " . فهذا ، إلتمس أن يكشف له ، فوق ما قدره له ، من حد السابق . فقيل له : ~~12 "... لن ترانى ولكن آنظر إلى الجبل، ". عرف أنه لاينال ذليك، وأمر بالإقتصار على ~~3 - آيه 17 : سوره 75. (سورة القيامة) . # 3 - آنه184، ~~،7551 ~~4- در هرسه نسخه . یتازا : آمده. است . # 4 - الف : قد قال . ب ، ج : وقال ~~5 - آيه 114 . سوره20 (سورة طه) . فتعالى الله الملكث الحق ولا تعجل بالقرآن من قبل أن يقضى اليكث وحيه ~~وقل رب زدنی علما.6 - درهرسهنسخه، فیامره، آمدهاست. 9 - الف، ب: الغذاء . ج: العذاب. # 10 - كتاب الرياض، نسخه خطى ، صفحه105. قال صاحب الاصلاح مثولا عن الآية فى قصة موسى عليه افضل ~~السلام والتحية رب ارنى انظر اليكث قال لن ترانى ولكن انظر الى الجبل فان استقر مكانه فسوف ترانى فلما ~~جلى ربه الى الجبل فهذا التمس ان يكشف له فوق ما قدر له من حدالسابق فقيل له لن ترانى ولكن انظر الى ~~الجبل عرف انه لاينال ذلكث وامر بالاقتصار على ما يجرى اليه بالجد وعرف ان الذى ساله لايقدر الجد على ~~مثله مع لطفه فكيف ينال هوالاتراه يقول فان استقر مكانه فسوفترانى فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا وخر ~~موسى صعقا لما علم انه قد اخطأ فی طلب مالايناله تضرع الى ربه فلما افاق قال سبحانكث تبت اليكث هذا قوله.ا ~~كتاب الريان . نسحهچانی ، صفحه168. # 10 - آيه143، سورۀ هفتم ، (سورة الاعراف) . ولما جاء موسى لميقاتنا وكلمه ربه قال رب ارنى أنظر اليك ~~قال لن ترانى ولكن أنظر إلىالجبل فإن استقر مكانه فسوف ترانى فلما تجلى ربه للجبل جعله دكتا وخرموسى ~~صعقا فلما افاق قال سبحانكث تبت اليكث وانا اول المؤمنين . PageV00P100 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~و ~~.4324- ~~ما يجرى إليه بالحد، وعرف أن الذى يسأله ، لايقدر الحد على نيله مع لطفه ، فكيف ~~وري و ~~1س ~~يناله هو. ألاتراه يقول: "... فإن استقر مكانهفسوف ترانى ms101 فلما تجلى ربه للجبل جعله ~~5 ~~1 8 ~~52124 ~~دكا وخر موسى صعقا، " . لما علم أنه قد أخطأ فی طلب ما لايناله ، تضرع إلى ربه : 3 ~~و هووه ~~ه 1 ~~. فلما أفاق قال سبحانك تبت إليك، " . فهكذا ، يكون حرصهم على الإستكثار من ~~وسد ~~البركة ، والإرتقاء إلى العلو ، والإزدياد من الرفعة . فكيف يفر هو،عليه السلام . من ~~2293 ~~و ~~هوه ~~الدرجة العليا، إلىالمنزلةالسفلى.ولميكن عليهالسلام، يفاتح، بما لايقوى على أختماله، 6 ~~فيحتاج إلى آلفرار منه . # و ~~أمالتأويلفی(قوله: "إنا سنلقىعليكقولا ثقيلا. ". فإنه،لماجرى إليه فیآمر ~~863م: ~~الف55 ~~الضد ، وما يريد أن يخدثه ، ثقل عليه ذلكجدا ، وآشتد آغتمامه . # 135 ~~فكان هذا القول، الثقيلعليه. ثم عزى عن ذلك، فقيل له: "إن ناشئة آليلهىاشد ~~28 ~~1344. # س ~~وطأوأقوم قيلا. ". فالناشئة، على الدغوة الحقيقية، لأنها مستورة . فعرف، أن الاساس ~~25س ~~86وه- ~~وحدود الدين ، ينشأون ، لإقامة الدغوة الحقيقية ، باشمه . فتكون وطأتهم على الضد 17 ~~وأتباعه . بالكسر والإختجاج، أشد من وطأة الضد وأتباعه ، فی نفاقهم ومكرهم بأهل ~~الحقيقة. # 8-94 ~~".. . وأقوم قيلا.". أى، بيانهم وبرهانهم لأهلالشريعة، بالدغوة، أقوم وأوضح15 ~~وه وهو ~~من زخارف آلضد وآتباعه . # وقولرسولالله،صلیاللهعليهوآله: "أفرمنقضاءاللهإلىقدره. ". فإنالقضاء، قضاآن: ~~15-و ~~1- در مرسه نسخه ، الجد : آمدهاست. # 1- در هرسه نسته : بالجد ، آمدهاست. # 1 ورمرسه نسحه کا اندق ، آمدعاست.4 - در نسخه ب امداست بن الیکك وا اول الدیطل ~~10 - الف : ب : فكان . ج : لكان . # 8- آيه 5، سوره73. (سورة المزمل) . # ة المزمل) . # . سهو2305: ~~10کیه ~~10 - الف ، ب : فقيل له . ج : فقيل. # ان ارا الد اعطدا ید ما بعید عم م رلطلم ~~13- الف : وضأت . ب، ج : وطاءة. # 13 - الف ، ب : اشد . ج : فتكون اشد . # 19- الف : زخاريف . ب . ج : زخارف . PageV00P101 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~سو و ~~و ~~قضاء السوء وقضاء الحسن . ومن أجل ذلك ، يقول الناس : نعوذ بالله من قضاء السوء. # فالقدر هاهنا، على حد الناطق، عليه السلام ، وعلى ما) أيد به ، من الأصلين، ~~الف-ه ~~3 وألف به، الشريعة الظاهرة المقدرة، على البيان والبرهان . لأن الذى ألفه، كان مقدرا، ~~وه1 ~~1 ~~لم يكن مفصلا. والقضاء الحسن، علىحدالأساس وما أيد به من الأصلين . فأقام ms102 ~~الدغوة بالبيان والبرهان . لأنه ، كان مفصلا على الظاهر ، الذى، قدره الناطق ، ~~6 ولم يفصله. # فالقضاء الحسن، على آلاساس، كما بينا. لآن آلبيان، يؤدى أهل الوفاق المتمس ~~به ، إلى الحسنى . التى، هى الجنة . وثواب المحسنين، كما قالوا فی تفسير قوله: ~~"... فله جزاء الحسنى، "، والحسنى، هی الجنة. # و قضاء آلسوء، على آلضد. لآنه، عرف آلبيان آلمفصل، الذى، هوآلقضاء، فنكث،ا ~~وصار إلى أسوءحال. وصار آلذى ناله ، وبالا عليه وعلى أتباعه ، وسوءا . وهو ، يؤديهم ~~12 إلى السوء، التى ، هی آلنار . وجزاء الناكثين المسيئين، كما قالوا فی تفسير قوله : "ثم) ~~64 ~~الف-7ه ~~كان عاقبة الذينأساؤا السوأى، ". قالوا: السوء، هيآلنار. فكان رسول الله، صلىالله عليه ~~4 ~~212، ~~و آله ، إذا مر بهدف مائل، أسرع آلمشى عنه ، فقال : " أفر من قضاء الله إلى قدره." ، ~~ا ~~1- الف ، ج : الحسن . ب : حسن. # 3- الف : هنا.بب، ج: ماهتا. # 2 - الف : ايندبه من الاصلين . ب : ايدالله اليه من الاصلين . ج : ايده الله اليه ايس من الاصلين . # 4 - الف ، ب : لم يكن . ج : ولم يكن . # 7 - الف ، ب : به الى الحسنى . ج : الى الحسنا . # 9 - آيه، 88، سوره 18 . (سورة الكهف) . واما من آمن وعمل صالحا فله جزاء الحسنى وسنقول له من امرنا ~~سرا. # 10- الف ، ب : القضاء. ج: القضا. # 11- الف . ب: اسوء حال . ج : سوءحال. # 11- در هر سه نسخه، وسوء. آمدهاست . درالف رج : وسوء وهو . درب : وسوء او هو. # 12 - آيه 10، سور 30 ، (سورة الروم) . ثم كان عاقبة الذين اساؤا السوأى أن كذبوا بآيات الله وكانوا ~~بها يستهزؤل . # 14 - الف ، ج : اذا مر . ب : اذا مر. # 14- الف . ب: بهلف .ج: هدف. # 14 - الف ، ب : المشىء . ج : المشى عنه . PageV00P102 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~و ~~أراد، أن يضرب لهم مثلا. # 24و8 ~~فالهدفالمائل، هو، بناءقدمال بسقط،يدلعلىحدمن الحدود،قدكانهمبالنفاق. # ومال إلى النكث . لأنه ، إذا نكث، سقط عن منزلته، كما قال الله، عزوجل: "... فوجدا 3 ~~114 ~~ااجدارا يريد أنينقضفأقامه، ". يعنى، حدا منالحدود، قدكانهمبالنكث والنقض. # --د21 ~~فقومه، حتى، ثبت، ولم ينقض ولم يسقط. فكذلك الهدف المائل، الذى، أسرع رسولالله، ~~و212 ~~44مس ~~صلىالله عليه وآله، ms103 المشى عنه . يعنى ، أنهكان ، إذا عرف من حد من آلحدود ، آنه ، قد 6 ~~26634 ~~و ~~استشعرالنفاق، ومال إلى النقض والنكث، فاتحه بالظاهر، وهو سرعة المشى. لأن التأنى ~~الف8ه فی المشى، يدل علىالبيان والبرهان ، والعجلة والسرعة( فیالمشى، علىالظاهر. فكان عليه ~~2 ~~السلام، يخاطب منهم بالنكث، بالوعظوالإنذارفیالظاهر، دونالبيانفیالباطن. فالقدر، 9 ~~على الظاهر، كما فسرنا . والقضاء، على الباطن، على حسب ما تقدم القول به . أي، امتنع ~~عليه السلام، من إنالته التأييد، ومن إفادته البيان،وفرمنه، إلى الظاهر، فخاطبه بالوغظ ~~والإنذار، وضرب له الأمثال. فكان ذلك، فراره من قضاء الله، الذى، هوألبيان والبرهان، 12 ~~الى قدره ، الذى، هوالحكمة والأمثال . وكان سبب فراره منالقضاء إلىالقدر، هوآلهدف ~~المائل، حذرا من سقوطه، لاحذرا على نفسه، ولافرارا من الكرامة، التى، أكرمة آلله بها ، ~~ه ~~2 - الف ، ب : قدهم . ج : قدكان هم. # 1 - الف، ج : اراد . ب: و اراد. # 3 - الف : قال تعالى . ب : قال الله تعالى . ج : قال الله عزوجل. # ه. فانطلقا حتى إذا أتيا اهل قرية استطعما اهلها فأبوا أن يضيفو هما ~~3-ايه ~~صورهم23 ~~فوجدا فيها جدارا يريد أن ينقض فأقامه قال لو شئت لتخذت عليه أجرا . # 96 - الف ، ب : كان اذا . ج : اذا. # 6 - الف : ب : المشى . ج : الشى. # 9 - الف : من حدمن الحدود . ب ، ج . من حدالحدود. # 7 - الف ، ب : لان التانى . ج : لان التالى . # 7 - الف : سرعته . ب: سرعه. ج : سرعة. # 8 - الف : لانه كان . ب ، ج : فكان . # 8 - الف : فیالمشيئ. ب ، ج : فیالمشى. # 14 - الف ، ب : ولا فرارا . ج : لافرارا . # 13- الف : هذا الهدف . ب، ج : هوالهدف. # 14 - الف ، ب : بها . ج : ها. PageV00P103 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~ومن الدرجة،التى، أرقاه الله إليها. بل، كان على الإستكثار منها، أحرص، وفیالإزدياد ~~و و ~~فيها، أرغب، وعلى آلنهوض بها ، أقوى. سلام الله عليه ورحمته وبركاته .1 ~~الف-59 ~~فصل ~~أما القول فیالشرائع، وما جرى الرسم به فی ذلك الكتاب ، ووقع الغلط فيه . # 513 ~~42 ~~2-5 ~~وو ~~" أن أول النطقاء لم تكنله شريعة.". ثم إعادة القول بذكرهفیفصول كثيرة: "أن ~~24 ~~6 أولالنطقاء ms104 منأولى العزم. "، والقولفی: " أن أولى العزم، هم، سبعة، وأن صاحبالدور ~~السابع ، هو، من أولى العزم.". # وقد وقع فی هذه الألفاظ ، وهذدالأصول،غلطكثير، يجب، أن يفصل ويشرح ~~و ~~14.1 ~~1 القول به، لكي، لا يجرى الخطأ فی معانيها، كماجرى فیأصولها، ولكي، لايقع الإغتقاد ~~5293 ~~من المسترشدين على هذا الخطا. ومن غلط فی هذا القول ، لم يقصد ، إلا إلى آلصواب . # 5س ~~س ~~وقدقدمنا القول ، فیهذا المعنى ، وذكرنا، موضع عذره ، بما يغنىعن إعادته ، إن شاءالله ~~542 ~~سوه6و ~~12 تعالى . فإنما ، غلط من قال هذا القول ، من أجل أنه ، سمع ، أن أول النطقاء، لم يكن له ~~عزيمة. فقدر، أن العزيمة، (هي الشريعة . ثم تمادى الغلط به، حتى، جعل أول النطقاء، ~~الف-60 ~~ووه ~~من أصحاب العزائم، من أجل أنه قدر ، أن العزيمة والدور ، شيء واحد . فكان غلطه من ~~15 وجهين، حين أخرجه من جملةأصحاب الشرائع، وحين عده من أصحاب العزائم . وغلط ~~ائضا، حين جعل صاحب آلدور آلسابع، من أصحاب العزائم ، فذكر ، أن أصحاب ~~2 - الف : بها اقوا . ب: بها اقوی . ج : لها اقوی. # 2 - درالف ، وبركاته ، نيامدهاست . # 5 - ظاهرا از ، ان اول النطقاء ، تا ، هو من اولى العزم ، بيان قول صاحب محصول است . # 6 - الف : سبعة . ب : هم سبحة . ج : هم تسعة. # 5 - الف : لم يكن . ب . ج : لم تكن . # 9 - الف : القول به لكى لايجرى الخطاء فى معانيها . ب : القول لكى لايجرى فى معانيها . ج : القول لكن لايجرى ~~9 - الف ، ب : لكی . ج : لكن . # الخطاء فی معانيها . # 11 الف ، ج : ذكرنا . ب : ذكر. # 11 - الف : مما يغنى . ب ، ج : بما يغنى. # 11 - الف : ب : انشاء الله تعالى . ج : ان شاء الله . 12 - الف ، ب : النطقاء . ج : النطقاء آدمعم . # 13- الف : حتا . ب. ج : حتى. # 15- الف، ج : عده . ب : عدده. PageV00P104 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~س ~~ه1354 ~~العزائم سبعة . وجرى الغلط منه هاهنا أيضا، لما ذكرنا ، أنه ظن ، أن الدور والعزيمة، ~~شئء واحد. ونحن نذكر هذه الأصول الثلاثة، والفرق بين أهل هذه المراتب. مشروحا. # سسه1 ~~سم14 ~~ليكون الإغتقاد به ، على ms105 الحق والصدق، صحيحا . وبالله نستعين، ومنه التوفيق. # و ~~باب آلفرق بين آلشريعة والعزيمة ~~والدور ~~س ~~إغلم، رحمك الله، أن الشريعة ، هى ، ما ألفهالنطقاء، عليهم السلام ، من رسوم ~~اف 61 آلدين، بظاهر ألفاظهم ، ودعوا الناس إليها ، من الأحكام والسنن والفرائض(الظاهرة، ~~39 و ~~بالأمر وآلنهى . وحملوا عليها، الخاص وآلعام. وافترضوا عليهم، إقامتها، ومعرفةمعانيها، ~~فقبلوها، طوعا وكرها. # 515 ~~و ~~أما أهل المعرفة بمعانيها ، الذين ، يقوم عليهم ، مسالك رسوم آلانبياء، فإنهم، ~~ق بلوها، طائعين عارفين، غير مكرهين. لآنهم، كانوا على بصيرة ويقين. # -ه م ~~وأما أهل الجهل، فإنهم ، قبلوها ، مكرهين . لأنهم، جهلوا حقائقها، ولم يعرفوا ~~012 ~~4،64 ~~ما فيها من الحكمة ، بل ، قبلوها قسرا ، من غير آختيار. # فجملة ما رسمه النطقاء، من ظاهر أحكام آلدين ، فی الفرائض والسنن ، يسمى 15 ~~شريعة. وكذلك. ما ضربوه لهم من الأمثال، بظاهر ألفاظهم، التى، لميكن فيها أمرونهى. # ه4س ~~س ووه ~~ة ~~و ~~بل، هی حكمة ، تكلموا بها، هى كلها، شريعة . # ومعنى الشريعة، من جهة اللغة ، هوالطريق إلى ألماء. وإنما سموا، مارسموه من 18 ~~اف 22 أصول آلدين ، فی ظاهر الأحكام، شريعة ، لأنهم ، جعلوا آلماء. مثلا للعلم . (فكما أن ~~1- الف : وجرا الغلط منه . ب : وجرى الغلط . ج: وجرى الغلطمنه. 7 - الف ، ج : هی . ب : هو . # 8 - الف ، ب : الظاهرة . ج : الظاهر. # 8 - الف ، ب : ودعوا الناس . ج : ودعوة الناس. # 11 - الف : مسالكك لرسوم . ب ، ج : متسالكث رسوم ~~15 - درب ، از . فجملة . تحت عنوان فصل آمدهاست . 15 - الف : ب : يسمی . ج : تسمی . PageV00P105 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~بالماء حياةكل شيء حى، كما قال الله، عزوجل، " ... وجعلنا من المآءكل شيء حى، "، ~~كذلك العلم. به . حياة كل شئء حى فیالدين . لأنهم ، به ، يحيون فیالأولى . وهو، سبب ~~2 نجاتهم، ومصيرهم إلى الحياة الأبدية، فیالآخرى. كما قال الله، عزوجل : "يا أيها الذين ~~ه3- ~~ه ه ~~امنوا استجيبوا لله وللرسولإذا دعاكم لما يخييكم، "، فجعل الحكماء، الماء، مثلا للعلم. # مثلوا ، الطريق إلى آلماء ، بالطريق إلى آلعلم ، وسموه شريعة ، وخصوه بهذا الإسم ، كما ~~أن الشريعة، هو، اشم خاص للطريق إلى آلماء. ms106 فالشريعة، التى، هى ظاهر رسوم آلنطقاء، ~~دل علىحقائقالعلوم، وهى طريق إليها. فمنأجل ذلك،شمى ما ألفوه من ظاهرالأحكام، ~~شريعة ، أي، أنه، طريق إلى العلم ، كما أن الشريعة، تؤدى الناس إلى آلماء ، وهذا، معلوم ~~4 فی ظاهرآللغة ، وكلام آلعرب ، كثير فی أشعارهم، كما قال الشاعر: ~~و ~~وعند الشريعة من وائل أخوفترة عينه تزهرا ~~الف63 ~~و ~~يعنى بالشريعة هاهنا ، الطريق إلى آلماء. وهو مشهور، يغنى عن إطالة القول به . # 12 فأصحاب الشرائع، هم الذين وضعوا الأحكام والسنن والفرائض، وحملوا الناس على ~~إقامتها ، مثل آلصلوة وآلزكوة والقرابين وآلصيام، وغير ذلك من رسوم آلدين . # 1 - الف : ج : كل حى . ب: كل شییءحى.1 - الف : اللهتعالى . ب : اللهتعالى عزوجل . ج : اللهعزوجل. # 1 - آيه 30 ، سوره21 (سورة الانبياء) . أو لم يرالذين كفروا ان السموات والارض كانتارتقا ففتقناهما وجعلنا ~~من الماءكل شيئ حى أفلايؤمنون . # 2 - ب ، ج : شیء حى . الف : حی . # 3 - الف ، ج : فیالاخرى . ب : فیالآخرة . # 3 - آيه 24، سورۀ 8 (سورة الانفال) . يا ايتها الذين آمنوا استجيبوا لله وللرسول اذا دعاكم لما يحييكم واعلموا ~~ان الله يحول بين المرء وقلبه وأنه اليه تحشرون . # 5 - الف ، ب : الطريق الى الماء. ج : الى الطريق الماء . # 6 - الف ، ب : التى هی . ج : هی . # 7 - الف ، ب : فمن اجل ذلكث . ج : فمن ذلكث . # 8- الف : وهو معلوم . ب: وهو هذا معلوم . ج : وهذا معلوم. # 9 - الف . ب : فی اشعارهم . ج : اشعارهم.9 - الف ، ب : قال الشاعر . ب :كما قال الشاعر . # 10- الف : ج : وعند . ب : وهذا.10_ الف ، ب : اخوفترة عينه تزهر.ج : احوقترة عتيته زهر. # 11 - الف . ب : الطريقة . ج : الطريق. # 14- الف : واصحاب . ب، ج : فاصحاب. # 12- الف ، ب : وحملوا . ج : وحملو. PageV00P106 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~59 ~~هرهر و483هوم ~~85- ~~وأما العزيمة، فمعناه، ماخوذمن العزم . والعزم، هو الأمر الحتم والإجزام والقطع. # و سه-80و04 ~~سه د15 ~~11-59 ~~و-د15 ~~4، ~~يقال ، عزمت عليك أن تفعل ذلك ، أى ، حتمت عليك وقطعته ، وأجزمته أن تلتزمه، ~~8 ~~ولاتخالفه . ومنه ، قيل للعوذوالرقى ، عزائم . لانهم، زعموا ، انها ، تقطع مادة ما يعزم 3 ~~84 ~~بها عليه. وهكذا ، هوفی كلام ms107 العرب وأشعارهم . قال الشاعر: ~~-1 ~~8و ~~د5 ~~عزمت عليها آمرها فصرمته وخير بديعات الامورصريمها ~~و 5 ~~12 ~~عزمت عليها، أي، أجزمتهوقطعته وصرمته، ومعناهقطعته. والعزم، فیقول الله، فی 6 ~~و1- ~~85- 13- ~~اف.64 قصة آدم، عليهالسلام: "... فنسى ولم نجدلهعزما. "، اقال المفسرون: أى،رأيا،معزوما ~~ه: 140115 ~~سد ~~ه ~~4412، ~~و ~~عليه . كأنهم ، ذهبوا إلى أنه ، كان خطاء من غير تعمد ولاقصد لذلك ، بعزم صحيح ~~و ~~ه ~~و ب. # متوم ، لايكون فيه آرتجاع . فيكون قطعا ، إنما كان نسيانا ، كما ذكرالله، عزوجل ، ~~ه ~~-94-40- ~~9-همو- ~~15 ~~فقال : "... فنسى ولم نجدله عزما. "، فالعزم ، هو الإجزام والقطع ، على ما فسرناه . # 2 ~~ه ~~وسمىأصحابالعزائم بذلك،لأنهم، جددوا الشرائع، ونسخوا ماكان قبلهم، من رسوم ~~2وه 121 ~~و43--1 ~~2 ~~من تقدههم من الأنبياء، وقطعوا عنها الناس، وأجزموا عليهم الأخذ بما أتوابه ، وترك 12 ~~15 ~~213،- ~~ه ~~ه93 ~~21--96 ~~ما ف أئديهم، من الرسوم، التى تقدمت، فقيل لهم،أضحاب العزائم. قال الله، عزوجل، ~~-13م ~~،4وه ~~و9 ~~18513- ~~لمحمد، صلع: "فأصبر كما صبر أولوا العزم من الرسل، "، أمره أن يتعزى بهم. لانهم، ~~- ~~1 - الف : عن العزم : ب ، ج : من العزم. # 1 - الف ، ب : واما العزيية . ج : واما القول . # 2 - الف ، ب : يقال . ج : بقا. # 1 - الف ، ب : والاجزام . ج : فالاجزام. # 2 - الف : وقطعته واجزمته ان تلزمه . ب : وقطعت واجزمنه ان تلتزمه . ج : وقطعته واحزمته ان تلتزمه . # 3 - الف ، ب : مادة مايعزم بها عليه . ج : مادة لايعزم بها عليه . # 4 - الف ، ج : قال الشاعر . ب :كما قال الشاعر شعر. # 7 - آنه115، سهره20 (سورة طه) . ولقد عهدنا الى آدم من قبل فنسى ولم نجد له عزما . # 9- للف ، ب : انما . ب : انها. # 8- الف : يعزم . ب، ج : بعزم. # 10 - الف ، ج : فسرناه : ب : فسرنا. # 9- الف : الله تعالى . ب : الله . ج : الله عزوجل. # 11- الف : يسما. ب، ج : يسمی. # 14 - آيه35، سوره46 (سورة الاحقاف) . فاصبركماصبر اولوا العزم من الرسل ولاتستعجل لهم كانتهم يوم برون ~~ما يواعدون لم يلبثوا آلا ساعة من نهار بلاغ فهل يهلكث الاالقوم الفاسقون . # 14 - الف ، ب : ان يتعزا . ج ، ان يتعرا . PageV00P107 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~لما ms108 جددوا الشرائع ، ونسخوا شرائع الأنبياء الذين تقدموهم، استعظم ذلك ، أهل تلك ~~4-و13و ~~الشرائع المنسوخة، فكفروا بهم، ونابذوهم. وهكذا كاناسبيل محمد، صلع. فأمرهالله، ~~وو س ~~الف15 ~~3 تبارك وتعالى ، أن يتعزى بهم، فهذا ، معنى العزم. # وأما الدور ، فإنه ، مدار أهل العالم، ومايجرى فيه من آلتدبير . فمدار هذا ~~العالم، هو، يجرىمنالفلك وما فيه . لأن الله، عزوجل، وكله ، بإمساكهذا العالم، وجعله، ~~سببا للنشو والبلى فيه . فهو، يدور بذلك، إلى آنقضاء أمره ، بالمدبرات السبع ، التى، ~~يدور بها الفلك، على قطبه، دورا متتابعا ، بأمر الله، عزوجل . فهذا، معنىالدور، فیظاهر ~~الأمر. فسمى أصحاب الأدوار بذلك، لأن كل واحدمنهم ، هو، قطب العالم من الناس، ~~هوو ~~وهو نقطة للعالم، عليه يدور أمر الدين، وعلى ما يكون من رسومه ، لاتصال الأنام به، ~~سهر13154 ~~ه-م5-1مه ~~وه ~~من جهة الاسباب، التى، بها نجاتهم، وقوام أمورهم، فیأولاهموأخريهم. فمن أجل ذلك، ~~و.52 ~~شتموا آصحاب الآدوار. # مه482 ~~12 فأما أصحاب الشرائع، فهم، ستة أنفار. لأن كل واحد منهم، رسم أحكام الدين ~~ووه54ه 3 ~~وسننه، ترسيماا، استدل به الأنام ، على ما فيه نجاتهم . أولهم، آدم ، عليه السلام، وهو الف-66 ~~أول النطقاء، وأول أصحاب الشرائع، لأنه، أول من سن رسوم الدين ، ظاهرا وباطنا . # 15 وآخرهم، محمد ، صلع ، لأنه، لاناطق بعده ، يرسم سننا ، يخمل الناس عليها . # و- ~~هوو1154ه ~~و أصحاب العزائم خمسة . أولهم، نوح، عليه السلام . لأنه، أول من نسخ شريعة ~~آدم ورسومه، وقطع الناس عنها ، وأجزم عليهم الآخذ بما أتاه، وبما جدده ، من شرائع ~~2 - الف : فامرالله تعالى . ب : فامره الله عزوجل . ج : قامره الله تبارك وتعالى . # 3 - الف ، ب : ان يتعزی . ج : ان يتعرا . # 4- الف ، ج : اهل العالم . ب: اهل العلم . # 5 - الف ، ب : من الفلكث . ج : فی الفلكث . # 6 - الف : البلا . ب ، ج : البلى. # 6 - الف، ب: بالمدبرات. ج: بالمدارات. 7 - الف : الله جلوتعالى:8- الف، ب: فسمى.ج: فيسمى. # 8 - الف : لعالم . ب ، ج : للعالم. # 10 - ب ، ج : آخرتهم . الف : ظاهرا اخريهم. # 15 - الف : بعده يرسم سننا يحمل . ب : بعلته وقطع سننا يحمل . ج : بعده يرتسم سننا ms109 يحمل . # 17 - الف: واحزم. ب. ج: واجزم. 17 - الف ، ب : من شرائع الدين . ج : من الشرائع ورسومالدين. PageV00P108 # ============================================================ ~~الجزء الشانى ~~الدين. ولميكن لآدم . عزيمة، لأنه، لم يكن قبله شريعة، يقطعها وينسخها. وشمى نوح. # 24 ~~وه ~~احب عزيمة . لأنه . قطع ما تقدمه من شريعة آدم . ولولم يكن لآدم شريعة : لماشمى ~~نوح. صاحب عزيمة، كما لم يسم آدم ، صاحب عزيمة . وسوف نشرح هذا . فی ما بغد. # إن شاء الله. # وروى عن آلصادق . عليه السلام . أنه قال : "سادة ولد آدم خمسة ، وعليهم. # و ~~اف 67 دارت آلرحى، وهما أولوا العزم من الرسل، نوح وإبراهيم وموسىوعيسى ومحمد. "، صلع 6 ~~ها ~~أجمعين . فأولهم . نوح . وآخرهم ، محمد ، صلع . لأنه، لاناطق بغده ، يؤلف شريعة. # -166وه : ~~شريعته . متصلة بالقيامة. # أصحاب الأذوار، سبعة. أولهم. آدم ، عليه السلام ، وآخرهم، صاحب الدور 9 ~~-25 ~~132 ~~السابع . الذى : بشربه النبي، صلى الله عليه وآله. فقال : "لولم يبق من الدنيا إلايوم ~~واحد لطول الله ذلك آليوم حتى يخرج من ولدى من يملأها عذلا كماملئت جورا. ". # ف سموا هؤلاء. أصحاب الأدوار. لأن كل واحدمنهم، كان يدور عليه الأمر، وكان قطبا12 ~~ي1 ~~لعالم. كماذكرنا. وكاناتصالالأنام به،منجهةالأسباب،التى، بهانجاتهم،فهم،متصلون ~~في كل دور، بصاحب ذلك الدور. ائصالا بالقوة، حتى يتم الدور. كاتصالنا بمحتد. # صلى الله عليه وآله، فیدوره هذا ، الذى، نحن فيه . فإذا تمت الأدوار الستة، كان الدور15 ~~اف 68 السابع ، دور الأدوار . واتصل الأنام، بصاحب الدور السابع : اتصالا حقيقيا، بالفعل ~~1 - الف ، ب : يسمى . ج : سمی. # 1 - ب : لادمع.م. # 2 - الف : ب : سمی . ج : تسمی. # 2 - الف ، ب: صاحب عزجة . صاحب العزييمة . # 4- ب : انشاء الله تعالى فصل. # 3 - الف ، ب : لم يسمى . ج : لم يسم. # 6 - الف . ج : الرحا . ب : الرحى. 7 - الف ، ب : اجمعين ، ندارد . # 9 - الف : عليه السلام ، ندارد . # 9 - حاشيه نسخهه الف : فی ان اصحاب الادوار سبعة . # 11 - الف ، ب : من يملأها . ج . يملاءها . # 10 - الف ، ب : من الدنيا . ج : من الدين . # 13 - الف ، ب : فهم . ج : هم . # 12 - الف ، ب : لامر . منهم . ج : الامر. ms110 # 14- الف . ب: بصاحب .ج: صاحب . PageV00P109 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~12 ~~لا بالقوة، فمن أجل ذلك، سموه، دور الأدوار . فهذا ، معنى آلدور. # ه ~~سه ~~فاصحاب آلشرائع ، ستة ، كما فسرناه ، وأصحاب آلعزائم ، خمسة، وأصحاب ~~13 ~~3 الأدوار، سبعة، على ماقدجرىالقولفيه. ومن الدلائل على هذا ، فی آيات الآفاق، أن الله ، ~~ع زوجل ، خلق المدبرات السبع، فهى، تدور فیالفلك، ويدور الفلك بها ، لماقد وكلها ~~و و ~~وو ~~الله به ، من تذبيرالعالم، وعددها سبعة. # سد ~~سه ~~و مدار تذبير آلفلك عليها، بآمرالله، عزوجل. وستةمنها، تضىء بالليل، وواحدة، ~~سم ~~سورس ~~ووس وه- ~~ت ضىء بالنهار. وخمسة، لها رجوع وآستقامة. وآثنان، لارجوع لهما، بل، سيرهما مستقم ~~ابدا فی جرويهما . # فالفلك الذى: يدور عليه تذبيرالعالم، على ماشرعه الله من الدين ، الذى، بهنجاة ~~ابشر، الذى، هوالعالم الصغير، علىألسنةأنبيائه،(عليهم السلام، منأول آلدهرإلىآخره، الف-69 ~~فهو، فلك آلدين. # 12 والمدبرات السبعة ، التى ، تدور فیالفلك، ويدور بها الفلك، وتدبر أمرالعالم. # و5213 ~~على أصحاب الأدوار السبعة، الذين ، عليهم، مدار أمرآلدين، وهم، أسباب نجاة البشر، ~~موه و ~~-5 ~~من أول آلدهر إلى آخره . فالخلق، كلهم، بهم متصلون، وبطاعتهم ينجون . وستة منها، ~~15 تضىء بالليلدون آلنهار. فالليل، على الدغوة الحقيقية، لأنها، تقام فیالباطن بالتأويل. # الستة، على أصحاب آلشرائع ، لآن الدعوة ، تقام على شرائعهم، فی الكتمان ، بالبيان ~~والبرهان ، الذى ، هوالضياءوآلنور، سرا ، من غيرإظهار. # 1 - الف ، ب : سموه . ج : سمن . # 1 - الف ، ب : معنى الدور . ج : مضى الدور. # 2 - در الف وب : قبل از فاصحاب، فصل ، آمدهاست. # 2 - در هرسه نسخه فسرنا آمدهاست. # 3 - الف : ان الله تعالى خلق . ب : فان الله تعالى خلق . ج : ان الله عزوجل جعل . ب : عزوجل ندارد . # 99 - در هرسه نسخه ، وواحديضی، آمدهاست . # 9 - الف ، ج : فالفلكث . ب : والفلكك . # 10 - الف : على السنة . ب : على ستة . ج : على الستة. 12 - الف ، ب : وتدبر امرالعالم . ج : وتدبر عنالعالم. # 13- الف ، ج : نجاة. ب: نجات. # 14 - الف : بهم متصلون . ب ، ج : متصلون. # 14- در نسخه ب . قبل از . وستة5، فصل، آمدهاست . 15- الف : بالتأويل . ب ، ج : التاويل .س PageV00P110 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~وه ms111 ~~80س ~~الشريعة، ستر على الدغوة،والدغوة، مستورة بها . وأصحاب الشرائع ، مراتبهم ~~ووه ~~م ستورة، وحكمتهم مستورة، بظاهر الفاظهم، كاستتارالكواكببالنهار. # الف-70 ~~والنيرالأعظم، ضوءه بالنهار، متفردبه، دونالليل. لأن صاحبالدورالسابع، ~~14 ~~شو0 ~~لا يؤلف شريعة، فتسترإذا، بظاهرألفاظه، بل، هوصاحب الكشف، متفرد به، دون آلستة. # س ~~14 ~~وخمسة، لها رجوع وآستقامة . وآثنان، لارجوع لهما، بل، سيرهما مستقيم أبدا. # هوه وه ~~فالخمسة، على أولى العزم : ورجوع هؤلاء، رجوعهم عن الشرائع التى تقدمتهم، ونسخهم ~~ووه-ر-18104 ~~اياها، إلى ماألفوه من آلشرائع وجددوه. وآستقامتهم، إقامتهم ماألفوا،وأمرهم بالقيامبها. # فكان لهم، رجوع واستقامة، آي، رجوع من شريعة إلى شريعة. # م4 ~~و كذلكالسابع،لايؤلف شريعة، فيرجععنالشريعةالتى تقدمته، بل، تقامالدغوة9 ~~باسمه ، على شريعة واحدة. # م الأبام السبعة. التى، رسمها الحكماء، فی كل شريعة،وعليها يدور حسابالدهر ~~46-6 ~~ه8- ~~والزمان، على أصحاب الأثوار السبعة . فستة منها ، فيها عمل . واليوم السابع ، هو عيد 12 ~~سه ~~اف.71 فی كل شريعة . أى أن الستة 1 ، هم أصحاب الشرائع ، الذين، أمروا بالعمل، والفوا ~~الشرائع للعمل. والسابع، لايؤلف شريعة، فيعمل بها، بل، يعيد الآمر جديدا، كما بدأ ~~وه ~~أول مرة. وسبعة أيام، أولها، السبت، وآخرها، الجمعة. وخمسة، منسوبة إلى الأول، ~~وو-و ~~24-5- ~~هو 121 ~~وهو، علىمثال واحدفیالعدد. والأول، ليسهو منسوب إلى تفسيره، وكذلك اليوم السابع، ~~17- الف، ج : موالضياء . ب : هوالضيا. # 194- الف ، ب : تقام على .ج : على. # 4 - الف : منفرد . ب ، ج : متفرد. # 4- الف : فتستر . ب : فتستر اذا . ج : فستستر اذا. # 7 - الف ، ب : الى ما القوه . ج : الى القوة . # 6 - الف ، ب : تقدمتهم : ج : تقدمهم. # 7 - الف ، ب : اقامتهم . ج : واقامتهم. # 7 - الف : وحدوده . ب : وجددوه . ج : وتجدیدهم. # 7 - الف : وامرهم القيام . ب : وامروا بالقيام . ج : وامرهم بالقيام . # 9 در هر سه نسخه ، تقدمه ، آمدهاست . # 8- الف : ای رجعوا . ب ، ج : ای رجوع. # 14- الف، ب : بداء. ج : بدا. # 14 - الف : يعمل . ب . ج : فيعمل. PageV00P111 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~-8385 وو ~~الذى، هويوم الجمعة، ليس هو معدود معها، ولا على مثالها. فالسبت، على أول النطقاء، ~~أئ، لم يتقدمهشريعة، فيكونمقتديا بمن تقدمه فیتأليفها، بل، كان المبتدى بالتأليف، ~~هو ms112 س ~~3 ثم اقتدى به، من بعده ، فی تأليف الشرائع . فكانتالخمسة، منسوبة إليه، فی الترسيم ~~و العمل. وآلخمسة. على مثال واحد فیالعدد، على أصحاب العزائم آلخمسة ، لآنهم، كانوا ~~5 ~~ع لى مثال واحلفیالنسخ والتجديد. والأول، لم يتقدمه شريعة، فينسخها. والأخر، لايؤلف ~~و5-ه ~~س ~~مه وورو ~~شريعة، فينسخ ما تقدمه. والجمعة، الاتعد معها، بل، تفرد باشم العيد، كما يفرد الأول، ~~الف -72 ~~ه4و و5ه ~~باشم آلإبتداء، آئ أنه منفرد ، باشم آلدور السابع، وعلى رأسه، يعود الآمر، كما بدأ . # كماآن الاول، تفرد بالإبتداء، فاليوم السابع، لاخلق فيه، كما اتفقت عليهآلآمم، أنالله، ~~4 عزوجل، خلق الخلق، كله، فیستة أيام، وأناليومالسابع،لاخلقفيه. والخلق، على ظاهر ~~الشرائع ، على ماتقدم الشرح به ، فیغير موضع. والعمل فیأدوار هؤلاء الستة- أصحاب ~~و و ~~الشرائع - يكون ، نشو الصور الروحانية، المتأبدة فی آلثواب والعقاب . وأن صاحب ~~ب ~~12 آلدورالسابع ، لايؤلف شريعة، يكون فيها عمل، لنشوالصوراللطيفة، بل. يكون، مجمعا ~~لها وعيدا. والدلائل على هذا كثيرة . والله آلهادى، ومنه التوفيق. # فصل ~~15 فمن زعم. أن أول النطقاء، عليهم السلام ، لم يكن له شريعة، فقد غلط . وغلطا ~~الف -73 ~~1 - الف : يوم الجمعة . ب.ج : الجمعة. # 2 - الف : تقدمه . ب، ج : يتقدمه. # 2 - الف، ب : المبتدى . ج : المبدی. # 3 - الف : اقتدا . ب، ج: اقتدی. # 6 - الف ، ب : لاتعدمعها. ج : لاتقدمها.6- الف، ب: تفرد . ج: تغرد . 7 - الف، ب: بداء. ج: بدء ~~ل اار داه ب لدومه 1- ال انوالقر بد اند لعضد مد لعد ~~12 - الف : لنشوء . ب . ج : لنشو. # 15- از ، فن زعم . تا . لان العزيمة ، اختلاطى باختصار از قول صاحب محصول وصاحب اصلاحاست . # 15- كتاب الرياض، نسخه خطى، صفحه 111 ببعد . قال صاحب الاصلاح فمن زعم ان اول النطقاء عليهم السلام ~~لم يكن له شريعة فقد غلط وغلط ايضا من عدوه من اصحاب العزائم على ما شرحناه لان العزيمة انما تكون نسخ ~~شريعة وتجديد اخرى واول النطقاء لم تكن قبله شريعة فلينسخها ويستوجب بها اسم العزيمة على ما قدمنا القول ~~به بل كان اول من رسم السبن وامرونهى ms113 ومن عمل للاستفادة رسوما على ما رسم سائر النطقاء ظاهر حه PageV00P112 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~أئضا، حين عده فی أصحاب العزائم ، على ما قد شرحناه . # لأن العزيمة ، إنما تكون بنسخ شريعة ، وتجديد أخرى . وأول النطقاء، لم تكن ~~43،54 154 ~~سه الشرائع التى يستدل بما على اللطائف المستجنة فيها من معانى الامثال التى تسمىالتأويل وهوحقائق ظاهر ~~الفاظ الحكماء وكل رسم كان من النطقاء وكل امر ونهى واستفادة فهو شريعة صغر اوكبر اقل اوكثر وكل ناطق ~~الف مقدار ما يؤمر به ولايتعداه فمنهم من الف كثيرا ومنهم من اقتصر على القليل واختصر الرسوم والالفاظ ~~كما نرى الصوم فی شريعة موسىع م اقل مما هو فی شريعة عيسىع م وفی شريعة عیسىع م ماهو اكثر مماهو ~~ف شريعة محمد صلع وكذلكث سائر الاحكام فی الدين تزيد وتنقص على حسب اختلافهم فى اقدارهم وعلى ~~مقدار ما امروا به ولايجوز ان يعتقد احد ان ذلكث الدور العظم الذى كان اطول هذه الادوار انقضى بلا عمل ~~ومضى اهله بلا استفادة ولارسوم ظاهرة جروا على احكامها لانه اذا لم يكن عمل ولااستفادة ولارسوم ظاهرة ~~فلا تأويل ولاباطن ولادعوة حقيقية لان الدعوة يقام على الشريعة والتأويل يقتضى التنزيل والباطن يقتضى ~~الظتاهر والمعنى يقتضى المثل واذا لم يكن ظاهر فلا باطن واذا لم يكن تنزيل فلا تأويل واذا لم يكن شريعة فلا ~~دعوة واذا لم يكن تنزيل فلاتأويل ولاباطن ولادعوة ولاشريعة فالخلق مهمل والناس جهال لان العلم مع العمل ~~وهو اصل الحكمة عند الحكماء كما قالوا الحكمة هى عمل مع علم ومحال ان يقال ان اهل ذلكث الدور هكذا ~~كان سبيلهم بل نقول ان اول النطقاء استوجب اسم الناطقية لتاليفه الشريعة ولولا ذلكث لما عد من النطقاء ~~الستة ولااستوجب اقامة الاساس يدعو الى توحيد الله جل وعلا واذا لم يكن شريعة ولادعوة فلا رسوم تقوم ~~بها الاتماء بعده فی دوره فيقيمون اللواحق على رسم سائر النطقاء وهذا اعتقاد سقيم ولايجوز ان يقال انه لم ~~يكن فى ذلكث الدور تنزيل ولاشريعة لان ms114 الامر والنهى انما يكون بوحى من الله تع واظهار امرالله تع هو ~~تزيل واذا ثبت الامر والنهى والتنزيل يثبت الشريعة وظاهر الرسوم تدل على ان الناطق الاول كانت له ~~شريعة فضلا عما يدل عليه البرهان الاضطرارى على ماقالت الحكماء وقال الله واتل عليهم نباء ابنى ادم بالحق ~~اذقرباقربانا فتقبل من احدهما ولم يتقبل من الآخرالآية فالقربان هومن رسوم الشرائع وهو اوكد اسباب الشريعة ~~وقد امر الله تع به فی كل شريعة وجعله اصل النسك والطهارة ومن اجل ذلكث سمى القربان منسكا قال الله تع ~~ولكل امة جعننا منسكا ليذكروا اسم الله على ما رزقهم من بهيمة الانعام وقال ولكل امة جعلنا منسكا هم ~~ناسكوه فلا يناز عنكث الآية فالمنسكث هو الموضع الذى يقرب فيه القربان وفى الحديث العرجاء تجررجلها الى ~~امنسكث والنسكث نفسه هوالقربان وسمى الرجل ناسكا اذا عرف بالديانة والورع والطهارة وسمى القربان نسكا ~~لانه غاية رسوم الدين وغاية القربة الى الله تع فى كل شريعة وعند الامم كلتها وهذا اوكد اسباب الشريعة وستمى ~~ق ربانا لانهم يتقربون الى الله به ويقر بهم الى الله تع وهو اول اسباب الطاعة والمعصية والكفر والايمان والامر ~~والنهى وهى اول رسوم الشريعة . كتاب الرياض ، نسخه چانی ، صفحه176 ببعد . # 2 - الف ، ب : اوتجدید . ج : ونجدید. # 2 - الف : ب : انما يكون . ج : انما تكون . # 2 -ب: النطقاءعم. PageV00P113 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~قبله شريعة ، فينسخها ، ويستوجب به ، اشم العزم ، على ما قدمنا القول به . بل كان أول ~~ور ~~من رسم آلسنن فی آلدين ، من آلأمر وآلنهى ، وأول من عمل للإستفادة رسوما، على مارسمه ~~3 سائر النطقاء، فی ظاهر شرائعهم، التى ، يستدل بها ، على اللطائف المستجنة فيها ، من ~~و ~~عانى الأمثال ، التى. تسمى التأويل، وهو، حقائق ظاهر ألفاظ الحكماء. وكل رسم، ~~كان من النطقاء . عليهم السلام ، وكل أمر ونهى وآستفادة، فهو شريعة ، صغر أم كبر، ~~قلأم كثر. وكل ناطق. ألف من ذلك مقدار ماكان يؤمر به، لايتعداه. فمنهم، من ألف ~~و9-ه ~~كثيرا ، ومنهم، من اقتصر على القليل، وآختصر ms115 الرشم والألفاظ ، كما ترى الصوم فی ~~شريعة موسى، هو، أقل منه فی شريعة عيسى. وفى شريعة) عيسى، هو، أكثر منه فی شريعة ~~الف-74 ~~هوو ~~محمد، صلوات الله عليهمأجمعين. وكذلك، سائر أحكام آلدين، تزيد وتنقص، على حسب ~~و ~~اختلاف أدوارهم، وعلى مقدار ما أمروا به. # لايجوزأن يقال، إنأول النطقاءلم تكن لهشريعة، وأنهلم يرسمعملافیالإستفادة، ~~رهه 44 ~~و ييهو ~~12 دلالة على باطن الحكمة . ولايجوز أن يعتقد أحد ، أن ذلك الدور العظيم ، الذى ، كان ~~م52 ~~اطول آلآذوار مدة ، انقضى بلا عمل، ومضى أهله ، بلا استفادة، ولارسوم ظاهرة. # 2 - در هر سه نسخه چنين آمدهاست ، ومن عمل الاستعباد على . دركتاب الرياض، نسخهءخطى ، چنين أمدهاست. # ومن عمل للاستفادة رسوما على . ظاهرا آنچه را که در متن آوردهام بسیاق عبارت مناسبتر بنظر میرسد . # 4 - الف : يسما . ب : يسمی . ج : تسما. # 5 - الف : عليهم السلام ندارد . # 5 - در هرسه نسخه : بجای . واستفادة، واستعباد، آمدهاست . اليته آنچه در نسخه خطیكتاب الرياض بصورت ~~منقول ازكتاب الاصلاح آمدهاست صحيح بنظر مى رسد . عبارات كتاب الرياض را بتمامه درحاشيه اين كتاب ~~آوردهام. # 7 - الف : ترا . ب ، ج : تری. # 8 - درهرسه نسخه، همهجا، سنة، آمدهاست. در صورتیکه بقیاس عبارت دردوسطر4 و5ومنقول کتاب الریاض، نسخه، ~~خطی، بايد، شريعة، باشد. 9- الف : صلوات الله عليهم اجمعين. ب : صلى اللهعليه وآله . ج: صلع وعليهماجمعين. # 11 - ظاهرا از ، ولايجوز ان يقال ، تا ، لانه ، قول صاحب محصول را يا بعبارت يا باختصار ذكر كردهاست . # 11 - الف ، ب : اول النطقاء. ج : النطقاء. # 12011 - الف : فى الاستعباد دالة على باطن الحكمة . ب : فى الاستعباد دلالة على باطن الحكمه . ج : فی الاستعباد ~~دالة على باطن للحكمة . # 12- الف، ج : احد. ب : احلما. # 13- الف : انقضا . ب. ج : انقضی. # 13- الف : مضا.ب، ج: مضی.سه PageV00P114 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~67 ~~52،2، 4 ~~وه--4-م ~~ه هسوو ~~لانه، إذالم يكنعملوآستفادة ورسومظاهرة، فلاتاويل،ولاباطن،ولادغوةحقيقية. # 2 ~~لأن الدعوة، تقام على الشريعة، والتأويل، يقتضى التنزيل، وآلباطن ، يقتضى الظاهر، ~~.4 ~~5312و ~~.9 ~~5394- ~~ه و ~~المعنى، يقتضى آلمثل . فإذا لم يكن ظاهر، فلا باطن ، وإذا لم ms116 يكن تنزيل، فلا تأويل، ~~925252121 ~~إذا لم تكن شريعة، فلادعوة ، وإذا لم يكن تنزيل، فلاتأويل ولاظاهرولاباطن ولاشريعة. # ل." فالخلق مهمل،والناس جهال. الأن العلم، مع العمل، وهو، أصل الحكمة عند الحكماء، ~~-29 ~~مر و41،5 ~~9ووه- س4 ~~كما قالوا : ألحكمة، هي، عمل مع العلم. # هم1 ~~سا ~~وه هو او ~~سا ~~ومحال جدا ، أن يقال : " إن أهل ذلك الدور، هكذا كان سبيلهم ~~م.". بل نقول ، إن ~~2-154 ~~أول آلنطقاء، استوجب آسم آلناطقية ، لتاليفه آلشريعة . ولولا ذلك ، لما عد من آلنطقاء ~~الستة، ولا استوجب إقامة أساس ، يدعو إلى توحيد البارى، جل وتعالى. وإذا لم تكن له 9 ~~4 ~~و و ~~شريعة، فإذا ، لارسم يقوم به الأتماء، بعده ، فى دوره . فيقيمون لواحق، على رسم سائر ~~دو ~~1م ~~النطقاء . وهذا ، اعتقاذسقم غلط. # و ~~ولايجوز أن يقال : "إنه، لم يكن فی ذلك الدور ، تنزيل ولا شريعة.". لأن الأمر 12 ~~ه4- ~~و52- ~~ه *52 ~~ه ~~النهى ، أيضا ، يكون بوخى. من الله. # ه.54 ~~من الله. عزوجل. والوحى، من الله. عزوجل. هو تنزيل. # ه 14_ الفب : بل استعباد . ب: ج : بلا استعباد. # 1- الف : ب : لانه . ج: ولانه.1- در هر سه نسخه نجای ، واستفادة ، واستعباد . آمدهاست . # الف ، ب : فلا تاويل ولاباطن ولادعوة حقيقية لان الدعوة نقام على الشريعة والتاويل يقتضى التبزيل . # 9 ~~ج : فلا تاويل ينتضى التنزيل . # ب : فلاتاويل ولاضاهرولاباضن. # - الف : ولاتاويلولاضاهرولاظاهرولاباطن . ب : ولاتاويل ولاظاهرولاباطن. ج: ~~-4 ~~-9 ~~در هرسه نسخه . الحكمة هو. أمدهاست. # ظاهرا جمله . ان اهل ذلكن الدور هكذا كان سبيلهم ، مختصر قول صاحب محصون است. # 7 - در الفوب . قبل از . بل نقول . فصل . آمدهاست . # 2 ~~الف : ب : هكذا . ج: هكذی. # الف : يدعوا . ب.ج: يدعو. # 8- الف . ب: لتاليف . لتليفه. # 9- الف . ب: واذا . ج: اذا ~~9- الف : الله . ب: ج. البارى. # 12 - ظاهرا جمله . انه لم يكن فى ذلكث الدور تنزيل، ولاشريعة، اختصارى از قول صاحب محصولاست . # 13 - الف . ب : يكون بوحى من الله عزوجل والوحى من الله عزوجل . ج : يكون بوحى من الله عزوج . PageV00P115 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~إذا ثبت الأمر والنهى والتنزيل، ثبتت الشريعة. وظاهر ms117 الرسم، يدل على أن الناطق الف-6) ~~1 ~~و ده ~~الأول، كانت له شريعة، فضلا عما يدل عليه البرهان، على ما قاله العلماء. # قال الله، عزوجل: "وآتل عليهم نبأ ابنى آدم بالحق إذ قربا قربانا، "، الآية. # فالقربان، هو، من رسوم الشريعة، بل، هو، أوكد أسباب آلشريعة، وقد أمرالله به، فی كل ~~ب وم ~~شريعة ، وجعله، أصل النسك وآلطهارة، ومن أجل ذلك ، شمى القربان ، نسكا. # قال الله، جل ذكره : "ولكل أمة جعلنا منسكا ليذكروا آشم الله على ما رزقهم من ~~وه2 ~~وو ~~بهيمة الأنعام ، "، وقال : "لكل أمة جعلنا منسكا هم ناسكوه فلا ينازعنك فی الأمر، ". # و5- ~~و ~~فالمنسك، الموضع الذى ، يقرب فيه القربان . وفی الحديث، "العرجاء تجر رجلها إلى ~~وه وو ورم ~~المنسك.". والنسك نفسه، هوالقربان. وشمىالرجل، ناسكا، إذا عرف بالديانة والورع ~~و وو ~~ر ~~ووو ~~الطهارة. وسمى القربان، نسكا، لآنه، غاية رسوم الدين، وغاية القربة إلى الله، عزوجل، ~~وهو، أول أسباب آلطاعة والمعصية والكفروالإيمان. فالأمر والنهى ، هو ، أول رسوم ~~12و ~~12 الشريعة. وأول ما ظهر الأمر وآلنهى من الله، عزوجل، على عهد آدم ، عليه السلام، حين ~~یوا2 ~~أمراللهتعالى ، الملائكة بالسجوداله، فجعل السجود ، من أول شرائع دينه ورسومه. الف7 ~~1- الف ، ج : ثبتت . ب : ئبت. # 2 - الف ، ب : على . ج : وعلى. # 3 - الف : الله تعالى. # 3 - آيه 27 ، سوره پنجم (سورة المائدة) . واتل عليهم نبأ ابنى آدم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم يتقبل ~~من الآخر قال لاقتلنكث قال انما يتقبل الله من المتقين . 4 - الف : اوكل . ب ، ج : اوكد . # 6 - الف : تعالى . ب :ع ج . ج : جل ذکره . # 6 - آيه34 ، سوره22 (سورة الحج) ، ولكل امة جعلنا منسكا ليذكروا اسم الله على ما رزقهم من بهيمة الانعام ~~فاللهكم اله واحد فله أسلموا وبشر المخبتين . # 7 - آيه 67 ، سوره 22 (سورة الحج) . لكل امة جعلنا منسكا هم ناسكوه فلا يناز عنكث فى الامروادع إلى ~~ربکك إنکث لعلى هدی مستقم . # 8 - الف ، ب : فالمنسكث . ج : النسكث. # 8- الف : ب : يترب . ج : فيه . # 9 - الف : والمنسكث ms118 نفسه . ب ، ج : والنسكث نفسه . # 10 - الف : تعالى. # 12- الف : عزوجل ، ندارد. # 12- در هرسه نسته، فعل عهد، آمدهاست . # 13- الف ، ج : الملئكة . ب : الملائكة . PageV00P116 # ============================================================ ~~19 ~~الجزء الثانى ~~و3 ~~وقدروى، ان الله، عزوجل، امرادم، عم ، ان يضرب خيمة، وصفهاله من آلجنة ~~1-5 ~~وس1 ~~--43 ~~فىموضع آلبيت آلحرام . فضربها هناك، وكانت قبلة ولده . ثم بنى شيث ، بعده، مكان ~~24 ~~الخيمة، بيتا ، بالحجارة وآلطين. وروى ، أن أول من بنىالبيت ، هوآدم،عليهالسلام. # و ~~2 2 ~~4ه5 ~~2 ~~و روى، أنالله، عزوجل، أول ماخلق الأرض، خلق البيتالحرام، ثم، دحىالأرضمنتحته. # و 44 ~~ا ~~روى، أن الله، عزوجل، أنزل علىآدم، تحريم الميتة والدم ولحم الخنزير. وأنه، أنزل ~~وسده ~~و-22 ~~عليه، ثمان وعشرين ورقة، فيها،حروف المعجم، وهو، أول كتابفیالدنيا، حذاالله عليه، 6 ~~د وم6وه ~~ه ~~د ~~-2-54 ~~الألسنة كلها. وهى، مثال الألواح ، التى: أنزلها الله، على موسى، عليهالسلام. # م ~~هد14 ~~ولد لآدم، عليهالسلام. أربعون ولدا ، فیعشرين بطنا، فی كل بطن ، ذكروانشى. # سن في ولده ، النكاح . وسن أن لا يتزوج أحد من بنيه ، توامته. ولمامات ، عليوالسلام، ~~ه ~~سر ~~42 ~~د:مم ~~صلىعليهجبرئيل. والملائكة، خلفجبرئيل، وبنوه، خلفالملائكة. وروىفیوجهاخر، ~~هسه او ~~اف 78 أن شيئا ، تقدم . فصلى بالملائكة وبإخوته . وأن جبرئيل،( أمره بذلك . عن الله تعالى . # 41سو ~~س5 ~~وغسلوه وكفنوه وحنطوه ودفنوه . فهذه الروايات ، باتفاق من آلامة . # والأمروالنهى والقربان والترويج والسجود والحج والصلوة على الميت والدفن ~~م در12 ~~سمه4هو ~~وو و23 ~~التكفينوالتخنيط، هي كلها،من رسوم الشريعة.ونزولالوخى عليه،والكتابوآلورقات. # ه14 ~~هو. و ~~1 - كتاب الرياض : نسخه، خطى ، صفحه127 . قال صاحب الاصلاح وقد روى ان الله عزوجل امرآدم ان ~~ضرب خيمة انزذا من الجنة ويجعلها قبلته وقبلة ولده ثم بنى شيت بعده مكان الخيمة بيتا بالحجارة والطبن ~~و روى ان اول من حج البيت آدم ع م وانته حج راجلا . كتاب الرياض . نسخه جابی . صفحه 193 . # 1- -.3: امر آده ع * ان پضرب . الف : امر ان تضرب . 2 - در هرسه نسخه . بنا . مدهاست . # 3 - الف : عليه السلاه وانه . # 3 - الف : وهو آدم . ب. ج : هوآدم. # 9- الف : عشرون . ب.ج : عشرت. # 5 ms119 - الف : ويروی . ب . ج : وروی. # -: کتاب. # 9 - الف : كتاب كن . ب. ج ~~9 - الف . ب : -ا الله عليه الالسنة . ج : احد الله عليه الستة . # 12-ب، :ودفنوه. انش: ندارد. # - : ذكر. # 8 - الف : ذكرا . ب .: ~~12 معر نخزب . قدر آز. والامر . فصل . آمدماست . 14_ الف . ب : ولورفات . ح : وودات. PageV00P117 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~مو6 ~~ه س ~~ویو 9404م ~~1 ~~هى، منرسوم آلشريعة. وهذاكله، أمرونهىوآستفادة. وفی ذلك كله، الحكمة المستجنة، ~~1 ~~التى، يقال لهاالتأويل،الذى، هو العلم الحقيقي. وهو، أولمنرسم هذهالرسوم، وكانت ~~ه ~~1 ~~9:56وهو ~~3 هذه من شريعته . هذا، إلى غير ذلك، مما لم نذكره. # وس8162 ~~س5-5 ~~1-3، يوه. ب ~~4 ~~وهو، أول من عقد على آبنه شيت، وحمله آثقال آلنبوة، فقام بها من بعده، وكان ~~مو د: ~~و9 ~~صاحب سرالله، المكتوم عن آخيه آلملعون، وعن ولده، الذين، غلبوه فیظاهرآمره. فجرت ~~.8543 ~~-2 ~~آلسنة، فیالعهود والمواثيق، على أهلالشرائع، فی كل دور، بذلك،وصارمثالا، فیالأدوار ~~بعده ، إلى يوم القيامة، اظاهرا وباطنا ، "سنة الله التى قد خلت من قبل ولن تجد لسنة ~~هو2 ~~و-13 ~~- ~~211 ~~الف-79 ~~الله تبديلا.". # فهذا، أول النطقاء، كما قلنا . وهو، أول من رسم الرسوم، وأمر بالعبادة، ظاهرا ~~وباطنا . وهو ، أول أصحاب الشرائع ، لم يتقدمه شريعة ، فينسخها ، لأنه، كان البدء. # وب ووووه ~~و ~~وه.15 ~~وقام من بعده بشريعته ، الحدود كلهم، إلى آخردوره . فمن أجل ذلك، قلنا، إنه،لايعد ~~12 فی آصحاب آلعزائم. # 9 ~~ثم، ظهر الناطق آلثانى، فنسخ شريعة الأول، وجدد شريعة أخرى، وغير رسوم ~~ظاهر آول آلنطقاء ، فكان ، ثانى أصحاب الشرائع، وأول أصحاب العزائم ، واستوجب ~~15 آشم العزم ، لنسخه ماتقدمه من شريعةالأول، ولولا ذلك، لما استوجبهذا الإشم. لأنه، ~~1 8 ~~إذا لم يتقدمه شريعة، فمحال أن ينسخها.فكان الناطق الثانى، أول أصحابالعزائم، كما، ~~-94 ~~58122 و ~~أن أولهم، هو، أولأصحابالشرائع، كما روى عن الصادق، عليه السلام، حين ذكرهم، ~~سوه ~~1- در هر سه نسته ، بجای واستفادة ، واستعباد، آمدهاست. # 1 - الف ، ب : وذلك . ج : دون ذلكث. # 3 - الف ، : لم يكن نذكره . ب ، ج : لم نذكره . # 4 - الف ، ب ms120 : فقام بها ج : فقاملها. # 5 - الف : الذين . ب ، ج : الذى . # ه ~~6- الف ، ب : فصار ج: وصار. # 7 - آيه 23، سوره38 (سورة الفتح) . # 10- در هرسه نسخه ، البدؤ، آمدهاست . 11_ الف ، ب : وقام . ج : واقام. # 11- الف ، ب : بشريعته . ج : شربعته. # 11 - الف ، ج : كلهم . ب : كلها . # 15- الف، ج : لانه . ب : ندارد. PageV00P118 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~2358 ~~ال.8 فبداابذكرهم، ثم عد خمستهم، وستماهم أولى العزم ، كما بينا فیمعنى العزيمة. # -1364 ~~فأما،تأويلالآية،والإختجاج بها، فیإبطال شريعةأولالنطقاء، بأنالله،عزوجل، ~~ل يذكره فى من ذكر بقوله: "شرع لكم من الدين ما وصى بهنوحا، "، إلى آخرها. 3 ~~24 ~~فإنالله، عزوجل، خاطببها، محمدا، صلع،وأمته، وعرفهم، أنمثاله، مثالأصحاب ~~ه ~~وهم ~~العزائم، فیالنسخوالتبديل. فذكرأصحابالعزائم، ولم يذكر آدم،لأنه،لم يكنمنأولیالعزم. # كماقال فیآية أخرى: "فأصبر كماصبرأولوا العزم منالرسل، ". وإنماعزادبذلك،لأنأعل6 ~~1214 ~~5 ~~الكتاب، كبرعليهم،ماأتىبه محمد، صلىاللهعليهوآله،مننسخ ما فیأيديهم.فبينأنمثاله، ~~مثالنوح وإبراهيم وموسى وعيسى، حينأمرهم، بالنسخ والتجديد. ولأنه، لما نسخ مافی ~~4-و5 ~~ائديهم، كمانسخأضحابالعزائم، ماكان فیأيدىالأمم، ودعوهمإلىماأتوابه،فأجابهمأهل9 ~~الحقيقة ، وكبرذلك، على من كان مقيما على ظاهرالشريعة، بلامعرفة، وأنكروا ذلك، ~~هه ورا ~~أشد إنكار، وأبوا قبوله ، لأنهم، لم يعرفوا الحقائق ، وظنوا ، أنهم دعوا إلى ظاهر دون ~~باطن. وإنما كان قوام الدين الخالص، بالدغوة الحقيقية. وألف النطقاء، الشرائع، 12 ~~ليدلوا بما رسموا، على حقائق الدين وعيون الحكمة . فكذلك، كان سبيل محمد، صلى الله ~~ه -61 ~~عليهوآله . لأنه، غيرما تقدمه من رسوم النطقاء، ونسخه، كما فعله، نوح وإبراهيم وموسى ~~1 - الف ، ب : اولى العزم . ج : اولواالعزم . # 1- الف : فبدأ . ب : فيداء .ج : فبدا . # 2 - ظاهرا از . فاما تاويل الآية ، تا . الى آخرها ، بيان تلويحى قول صاحب محصولاست . # 3 - الف : فی من ذكره . ب : ج ، فیمن ذكر . # 2 - الف ، فان الله . ب. ج : بان الله . # 3 - آيه 13 . سوره 42 (سورة الشورى) . شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والتذى اوحينا إليكث وما ~~وصينا به إبراهيم وموسى وعيسى أن أقيموا الدين ولا تفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم اليه الله بجتبى اليه ~~4 - الف : محمد . ب ، ج : محمدها. # من يشاء ويهدی اليه من ينيب . # 6 ms121 - آيه 35 . سوره 42 (سورة الاحقاف) . فاصبر كما صبر اولوا العزم من الرسل ولا تستعجل لهم كاننهم يوم ~~يبرون ما يوعدون لم يلبثوا آلا ساعة من نهار بلاغ فهل يهلكك آلا القوم الفاسقون . # 7 - الف : ما اتا . ب ، ج : ما انی. # 6 - الف ، ج : اهل الكتاب . ب: اهل ~~10 -ب ، ج : وكبر. الف : كبر. # 7 - الف : فبين . ب : فيزان . ج : بين . # 11- در هرسه نسخه : انکارا، آمدهاست. PageV00P119 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~22 ~~عيسى، إمتحانا من الله، عزوجل، لخلقه، ليظهر المطيع، من ألعاصى. فلم يعظم على أهل ~~و و1-43 ~~س ب ~~- ~~8131 ~~93-ه 2 ~~العلم والمعرفة والدين الخالص، ما فعله النطقاء من نسخ الشرائع، وعرفوا ما فی ذلك، ~~2 من الحق اوالصدق. وعظم ذلك، علىأهل الجهل والضلال، المتمت ~~2--18 ~~الف-81 ~~سكين بظاهر آلشرائع، ~~دون معرفة الحقائق، وكبر عليهم، وقالوا، كيف يجوز ترك ما أتى به الأنبياء؟ كما عظم ~~ه ~~س 15 ~~وه -13 ~~على اليهود ، حين جاء المسيح ، عليه السلام، فنسخ أحكامهم،وعطل السبت، فقالواله، ~~ده ~~هو ~~-هوود- ~~1 كيف تصدق بموسى، وأنت تأمرنا بترك السبت، وتغير علينا أحكام التوراة؟ وكما عظم ~~على اليهود والنصارى، حين جاء محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، فنسخ ما فیأيديهم من ~~س ~~سه58 ~~أحكامهم، وغيرقبلتهموشرائعهم، فقالالله، عزوجل، حكاية عنهم، حين أمرمحمد، صلىالله ~~9 عليهوآلهوسلم : بتغييرألقبلة، من بيت المقدسإلىمقام إبراهيم، فقال: "... وآتخذوا ~~من مقام إبراهيم مصلى، "، فامرآلنبى، صلى آلله عليه وآله، آمته، آن يصلوا إليه. فكبر ~~وهر،31 ~~2 ~~ذلكعلىالجهال والضلال، فقالالله، عزوجل، حكاية عنهم: "سيقولالسفهاءمنآلناس ~~5- 81- ~~-1 ~~12 ما وليهم عن قبلتهم آلتى كانوا عليها قل لله آلمشرق وآلمغرب يهدى من ايشاء إلى صراط ~~الف-82 ~~5 ~~ه 1. # مستقيم: " ، وقال على إثرهذه ، بعدها: ".. وما جعلنا القبلة آلتى كنت عليها إلا لنعلما ~~من يتبع الرسول ممنينقلب على عقبيه وإن كانت لكبيرة إلا علىالذينهدى الله، "، أي، ~~213 و ~~ه ش2 ~~15 أن ذلك، كبير. عند الجهلاء الضلال، الذين،لايعرفون الحقائق ، إلا على من هداه الله، ~~هر1م ~~1 - الف : تعالى. # 4- الف : اتا . ب ، ج : انىی . # 5 - الف ms122 : عليه السلا . ندارد . # 8- الف ، ب : امر محمد . ج : امرامة محمد. # 9- الف ، ب : بتغيير . ج : بتغير. # 9- آيه125، سوره دوم (سورة البقرة) . واذ جعلنا البيت مثابة للناس وامنا واتخذوا من مقام ابراهيم مصلى ~~وعهدنا الى ابرهيم واسماعيل أن طهرا بيتى للطائفين والعاكفين والركع السجود . # 11- آيه1420، سوره دوم (سورة البقرة) . # 13 - آيه 143 . سوره دوم (سورة البقرة) . وكذلكث جعلناكم امتة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون ~~الرسول عليكم شهيد وماجعلنا القبلة التى كنت عليها الا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه وان كانت ~~لكبيرة الا على الذبن هدى الله وماكان الله ليضيع ايمانكم ان الله بالناس لرءوف رحيم . # 15 - الف ، ج : عند الجهلاء الضلال . ب : على الجهال والضلال . PageV00P120 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~23 ~~إلىالعلم الحقيقى. فعرفوا،أنالدين الخالص،واحد،لاتفرق فيه، ولا اختلاف،وإنكان ~~النطقاء أختلفوا، فیظاهرالشرائع، وفیماسنوه من النسخ والتبديل. فكذلك قال فی هذه ~~و ~~سمه.سه ~~د* ~~الآية: "شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والذى أوحينا إليك ، "، إلى تمام الآية. # مقالعلىإثرذلك: "... كبر على المشر كينماتدعوهم إليه، "، أي، كبر ذلك علىالجهال، ~~-ه1 - ~~13244 ~~الذين، ضلوا عن الحق، وأشركوا ، من حيث لم يعلموا ، وقدروا ، أن الدين الخالص ، ~~844 ~~. و ب45 ~~و، ما فیأيديهممنظاهرالشرائع، دون الحقائق،وأنه، لايجوز ترك ما أمرهم به الأنبياء، 6 ~~ووا ~~ه وو - ~~ال.83 من ظاهر الشرائع . وكبر عليهم ، نسخه وتبديله . ( وقدروا ، أن ذلك، هو خلاف على ~~و ~~م42 ~~من تقدم من الأنبياء . ولم يعلموا ، أن جميع النطقاء، دعوا إلى دين واحد، وأمروا بان ~~يقيموا آلدين ، ولا يتفرقوا فيه . فليس آختلاف ظاهرشرائعهم، خلافا بينهم لان، معانيها 9 ~~نفقة، وإن كانت. ألفاظهممختلفة. وإنماقال، علىإثرهذهالآية: "... كبرعلىالمشر كين ~~و5.ه- ~~ما تدعوهم إليه، "، كما قال، فى تلك الآية : "... وإن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى ~~11م ~~ال، "، يعنى، التغيير والتبديل، هوكبير، إلاعلى الذينهدى الله. ثم قال: و "استقم كما 12 ~~وس ~~1 - الف : ان الدين الخالص . ب، ج : ان الخالص.2 - درهر سه نسخه ، وفيما نسبوه، آمدهاست . # 3 - آيه 13. سورۀ 42 (سورة الشورى) . شرع لكم من الدين ما وصى به ms123 نوحا والذى او حينا اليكث ووصينا ~~به اراهم وموسی وعيسى أن أقيسوا الذين ولا تفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم اليهالله يحتبى اليه من يشاء ~~3 - الف : تمام الآية . ب ، ج : تمام القصة . # وبهدی اليه من ينيب. # 9- الف ، ج : دون . ب : ودون. # 5 - الف : وقدراوا ان الدين . ب ، ج : وقدروا ان الدين . # 6 و7 - الف : الانبياء . ب . ج : الانبياء من ظاهر الشرائع . # 9 - الف : تتفرقوا . ب : تفرقوا . ج : يتفرقوا. # 7 - الف : وقدراوا . ب . ج، وقدروا. # 9- در هرسه نسخه ، خلاف ، آمدهاست . 10- قسمتی ازآيه13 ، سوره42 ، (سورة الشورى) . # 11- قسمتی ازآيه 143، سوره دوم (سورة البقرة) . # 12 - ب ، ج : يعنى التغيير والتبديل هوكبير آلا على التذين هدى الله . الف : ندارد . # 12 - آبيه 15، عوره2) (سورة الشورى) . فلذلكك فادع واستقم كا امرت ولا تنح اهواء هم وقل آمنت من ~~اول اللهمن كتاب وامرت لأعدل بينكم الله ربتنا وربكم لنا اعمالنا ولكم اعما لكم لاحجة بينا وينكالله ~~جمع بينتا وإليه المصير . PageV00P121 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~أمرت، "، من تأليف الشريعة، "... ولاتتبع أهوآء هم، "، بالإقامة، على ما قد أمرت ~~و ~~بنسخه، "... وقل آمنت بما أنزل الله من كتاب، "، يعنى، بجميع ما ألفه من تقدم من ~~3 أصحاب الكتب والشرائع. # وقوله: "... بما أنزل الله من كتاب، "، أي، بجميع الكتب. لأن قوله: "...ون ~~كتاب، "، هو، فی معنى آلجميع ، أى، من كل كتاب . ولوأرادكتابا واحدا ، لقال، من ~~الكتاب، معرفا بالألفوأللام، فكان يدل) علىكتاب واحدبعينه.فلمأخرجه علىنكرة، ~~الف-84 ~~كان دليلاعلى جميع الكتب، يعنى،قل، آمنت بما أنزل الله من كتاب، أي ، من الكتب ~~ه ه ~~كلها، التى تقدمت . # ولكنى، أمرت أن أغدل بينكم، فیتأليفشريعة، تدل على مادلت عليه الشرايع ~~التىمعكم، منتوحيدالله،جلوعز،وعذله.ولتعلموا،أنالله،ربنا وربكم،واحد،ولناأعمالنا، ~~لكمأعمالكم،أى،أعمالنا التىفیشريعتنا، تدلعلىحقائقالدين، كماتدلعليهأعمالكم، ~~12 التى، فی شريعتكم، وإن كان ظاهرها، مخالفا بعضهلبعض. فهى كلها، دالة على حدودالله، ~~و إخلاص التوحيد له، عزوتعالى. # هوه ~~"... لاحجة بيننا وبينكم، "، أى، لاخلاف ولامجادلة بيننا وبينكم، إذا عرفتم، ~~هه ~~15 معانى ما معكم. ذلك أنه،لاحجة لبعضنا على بعض ، فیالنسخ والتبديل. # الله يجمع بيننا وبينكم، على معرفة الحقائق. فمن عرف ms124 حقيقة ما معه، اجتمعت ~~كلمته معنا، وخرج عن الإختلاف)والفرقة. # الف-85 ~~4 - الف ، ج : وقوله . ب: وقوله تعالى . # 4 - الف، ج : ای . ب : ندارد . # 5 - الف : الجمع . ب : ج : الجميع . 5 - الف : كل كتاب . ب ، ج : كل . # 6 - الف : لفظ نكرة . ب ، ج : نكرة . # 7 - الف ، ب : يعنى . ج : معنى. # 9- در هر سه نسخه ، يلل ، أمدهاست. # 9- الف ، ب : على مادلت . ج : على من دل. # 11 - الف ، ب : ولكم اعمالكم اى اعمالنا التتىفی شريعتناتدل على حقائق الدين كما تدل عليه اعمالكم التىفی شريعتكم . # ج : ولكم اعمالكم التتى فی شريعتكم . # 12- در هرسه نسته، مالف، آمدهاسست . # 14- الف . ج : اذا عرفتم . ب: اذ عرفتم . # 16 - الف ، ج : الله . ب : بل الله . PageV00P122 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~"... وإليه المصير. "، أي، جميع الشرائع ، تدل على وحدانيته، جل وعز، وعلى ~~ه ~~3 ~~انحقيقةظهورالصورآلروحانية، يكونبتاويلظاهرالشرائع، وأنغاية ذلك كلهومصيره،ا ~~1 ~~الكشف عن هذه اللطائف، التى، تدل على توحيدالبارى، جل وتعالى. فمن أجل ذلك، ذكر ~~ه سوه ~~د-51- ~~نوحاوإبراهيم وموسى وعيسى، ولم يذكرآدم معهم لان، منهاج هؤلاءوشرعهم، فی آلنسخ ~~و العزم والتبديل والتجديد، منهاج واحد. # و بعث محمد، صلى الله عليه وآله وسلم، بمثل ذلك، بالنسخ والتجديد. ولميكن 6 ~~-4 ~~لآدم، عزم وتبديل ونسخ، ولاخالفه أحد، ولاعانده فی ما ألفه وشرعه،ولا كبرعليهم كما ~~هسه ~~كبر على أصحاب آلشرائع، التى نسخت ، ألا تراه ، يقول فی هذه الآية :"... كبر على ~~المشركين ما تدعوهم إليه، " ، ومن أجل ذلك ، قال ، عزوجل ، فی آية أخرى: "فاصبر 9 ~~3،م1 ~~كما صبر أولوا العزم من الرسل، ". لأنهم،قالوا له، حين نسخ، ما تقدمه من الشرائع، ~~ه ~~اف.86 كما قالوا لأولى العزم ، (وأنكروا عليه، كما أنكروا عليهم، فی الذى أتوا به ، من التغيير ~~التبديل،وخالفوا وعاندوا واستعظموا، وكبر ذلك عليهم،على حسب ما تقدمالقولبه، ، ~~فأمره أن يضبر، على ما يكون منهم، من الإنكار والطغيان، كما صبر أولوا العزم . فلهذه ~~ع بر5مه ~~7 - ب : لآدم عليه السلام. # 9 - در دو نسته الف وب، قبل از ، ويعت، قصل ، آمدهاست . # 7 - الف ، ب : وشرعه ولاكبر عليهم كماكبر على اصحاب ms125 الشرائع التى نسخت الاتراه يقول فى هذه الآية . ج : ~~وشرعه فی هذه الآية . # 8 - آيه130 ، سوره42 (سورة الشوری) . صمن شماره 3 ، صفحه 73، تمام آية آمدهاست . # 9- الف : قال الله تعالى. # 9- آيه35، سوره 46 (سورة الاحقاف) . فاصبركما صبراولوا العزم من الرسل ولاتستعجل لهم كانهم يوم يرون ~~ما يوعدون لم يلبثوا الا ساعة من نهار بلاغ فهل يهلكك آلا القوم الفاسقون . # 11 - الف ، ج : لاولى العزم . ب : الاولى العزم . # 10 - ب : من الرسل ، ندارد. # 11 - الف ، ب : وانكروا عليه كما انكروا عليهم فی الذى . ج : وانكروا عليهم فی الذى . # 13- الف ، ج : اولوانعزم . ب : اولولعزم ~~13 - كتاب الرياض : نسخه خطى، صفحه 123 . فقد قال صاحب الاصلاح انه لما لم يكن من اولى العزم لم يذكر ~~معهم لانه لم يكن صاحب عزيمة وانه ان جاز ان يخرج آدم من جملة اصحاب الشرائع لاجل ان اسمه غيره PageV00P123 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~العلة،لم يذكرآدم معهم،لأنه،لم يكنصاحبعزيمة،لامنأجلأنه، لم يكنصاحبشريعة. # 542 ~~5 ~~وقد قال، عزوجل، فی آية أخرى: "إنا أوحينا إليك كما أوحينا إلى نوح والنبيين ~~ه ~~سس ~~3 من بعده وأوحينا إلى إبراهيم وإسمعيل وإسحق ويعقوب وآلآسباط، " ، إلى آخرها، فذكر ~~- و ب2م ~~هؤلاء النبيين،ولم يذكر آدم. فهل يجوزأن يقال، إن الله، عزوجل،لم يقرننوحا،إلى آدم، ~~فإنه، لم يذكره معهم، كماقال من زعم أنه ، لاشريعة له . لآنه ، لم يذكرمعأصحابالشرائع، ~~و و ~~-و ~~نوخ وإبراهيم وموسى وعيسى كلا. ولكنها، آية يقع فيها خصوصيات ومعان ، توجب، ~~ر ~~ما ~~ذكر بعضهم دون بعض، كما وقعت الخصوصية، فى تلك الآية، التى ، ذكرفيها ، نوح ~~الف-87 ~~وإبراهيم وموسى وعيسى، من جهة التجديد وآلنسخ، على حسب ما قد ذكرناه ، فیباب ~~9 العزيمة . وفیما أوضحناه، مقنع،لمن أنصف، إن شاءالله. # فصل ~~م ~~وأما القولفیبابالخطوالعرصة،وما توجبهالهندسة،وأن الخطالواحد، لايوجب ~~12 عرصة، إلابظهورالخط الثانی. # ه مذكور مع الخمسة عليهم السلام جاز يكونه غير مذكور فی جملة الذين كانوا يوحى اليهم بقوله تعالى انا ~~او حينا اليكث كما او حينا الى نوحع م والنبيين من بعده واوحينا الى ابراهيم واسماعيل واسحاق ويعقوب ~~والاسباط وعيسى وايوب ms126 ويونس وهرون وسليمان الآية ان يخرج من جملتهم وذلكث محال . كتاب الرياض ، ~~سخهچانی . صفحه189. # 1 - الف ، ب : عزيمة . ج : العزييمة. # 1 - الف ، ب : شريعة . ج : الشريعة . # 2 - آيه 163، سوره جهارم (سورة النساء) . انا او حينا اليكث كما او حينا الى نوح والنبيين من بعده ~~و اوحينا الى ابراهم واسماعيل واسحاق ويعقوب والاسباط وعيسى وايوب ويونس وهارون وسلمان وآتينا ~~4 - درحاشيه نسخه الف : ان يقال ان الله عزوجل لم يقرن . # داود زبورا. # 6 - الف : آيات . ب ، ج : آية5. # 6 - الف ، ب : معانى . ج : معان. # - در هرسه نسته ، يوجب ، آمدهاسست . # 11 - در حاشيه نسخه الف : الخط على الناطق والعرصة على الشريعة . # 11- الف : يوجبه. ب، ج : توجبه. PageV00P124 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~ومو ~~إنا نقول، إنما، لم يوجب الخط الواحد، العرصة، إلا، بظهور الخطالثانى. لأن ~~و 9223 ~~- 9323 ~~الخط، يدلعلى الناطق،والعرصة، تدل علىالشريعة. ولايوجب ظهور صورة الشيء، إلا، ~~و ~~بعدتمامه. فكما أن العرصة، ظهرت بعد الخط الثانى، كذلك، لم تتمشريعةالناطق الأول، ~~الا،بظهور الناطق الثانى.فلما ظهر الناطقالثانى، تمت شريعة الأول،وظهرتصورتها، ~~8 ~~هو ~~وم ~~بالكمال. وكذلكتتمالعرصاتالستة، بالخطوطالسبعة. لأنه،لاشريعة قبلأول النطقاء، ~~لاشريعة عند ظهور السابع. وإنما الشرائع الستة، من أول النطقاء، إلى ظهور السابع. # س ~~ال88 وإنك، إذا خططت سبع خطوط،ظهرت بينها،ستة عرصات، على هذا المثال: ~~21(14141441 ~~و م- ~~122 ~~لو كان القياس، على ذلك القول،وأن أول النطقاء، ليست لهشريعة، لوجب، أن ~~و ~~يظهر، خمسة عرصات، بين سبعة خطوط، على هذا آلمثال: ~~1 - كتاب الرياض ، نسخهه خطى ، صفحه135 . قال صاحب الاصلاح لم يوجبه الخط الواحد الفرضة الا ~~بظهور الخط الثانى لان الخط يدل على الناطق والعرصة تدل على الشريعة ولايجب ظهور صورة الشىء الا ~~بعد تمامية فكما ان الصورة ظهرت بعد الخط الثانى كذلكث لم تتم شريعة الاول الا بظهور الناطق الثانى فلما ~~اظهر الناطق الثانىتمت شريعة الاول فظهرت صورتها بالكمال وكذلكث تتمالعرصات الست بالخطوط السبعة ~~لانه لاشريعة قبل اول النطقاء ولاشريعة عند ظهور السابع وانما الشرائع الست منالنطقاء الذين سابعهم القائم ~~وانكك اذا خططت سبعة خطوط ظهرت بينها ست ms127 عرصات على هذا المثال : ~~4ن 71414 ~~واحد اثنين ثلثة اربعةخمسة سفة ولوكان القياس على ذلكث القول ان اول النطقاء ليست له شريعة لوجب ان ~~يظهر خمس عرصات بين سبعة خطوط فلما ظهر من بين سبعة خطوط ست عرصات صارت الخطوط السبعة ~~على اصحاب الادوار السبعة والعرصات الست على الشرائع الست ووجبت لآدم الشريعة . كتاب الرياض ~~ست چانی : صفحهه 203. PageV00P125 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~28 ~~وس سم ~~الخطوطالسبعة،علىأصحابالأذوارالسبعة، والعرصات الستةبينها،علىالشرائع ~~2-ه-وه ~~الست بينهم. وليس قبل آلخط آلآول، عرصة، ولابعد السابع، عرصة . كذلك ، ليس ~~هه سه ~~ه س-1 ~~2 قبل أول النطقاء، شريعة،ولابعدالسابع، شريعة. وعلى هذا، دل، جميع النطقاء،عليهم ~~السلام،حينأمروا بالعمل،ستةأيام، وجعلوا اليومالسابع، عيدا وفراغا منالعمل. فدلوا، ~~24613- ~~انالأذوار الستة،فيها عمل،ولاعملفیالدور السابع. وهىالأيام الستة،التى،خلقالله، ~~ی -4 ~~1315-8 ~~فيها الخلق، وآليوم السابع، لاخلق فيه. بل،يعودفیالدورالسابع، الأمر، إلى ما منه بدأ. # قال الله، عزوجل: "... كما بدأكم تعودون. " ، وقال : "... كما بدأنا أول خلق نعيده ~~ه مهر ~~وم ~~وعدا علينا، " . فإنما العمل ، هو، إقامةاظاهر الشرائع . وأما الدغوة الحقيقية، فإنما ~~.،-6 ~~الف-89 ~~ه 2- الف ، ج : العرصة تدل . ب : العرصةيدل.2 الف : لايوجب . ب ، ج : لاتوجب . # 3 - الف : لم يتم . ب ، ج: لم تتم. # 4- الف ، ب : وظهرت . ج : فظهرت. # 5 - الف : يتم العرصات . ب ، ج : تتم العرصات . 7- الف : خططت بسبع . ب ، ج : خطط سبع. # 7 - الف ، ج : على هذا المثال . ب : على هذا المثال وهذا الشكل . # 8- درالف: ~~44ا21415 ~~131عت1 ~~در ب. # 47ا4 ا2ا4 ا42 ~~ات131 ~~در ج : واحد اثنين ثلثة اربعة خمسة ستة . # 9 - الف ، ب : شريعة لوجب ان يظهرخسة عرصات بين سبعة خطوط على هذا المثال . ج : شريعة . # 1- درب ، قبل از ، والخطوط، فصل ، آوردهاست . # 1 - الف ، ج : بينهما : ب : بينها. # 4 - الف ، ب : وفراغا . ج : او فراغا. # 5 - الف : الله تعالى. # 6- الف ، ب : بداء . ج : يدا ~~سته. # 7 - آي294 ، سوره هفتم ، (سورة الاعراف) . قل امر ربى بالقسط واقيموا وجوهكم عند كل مسجد وادعوه ~~مخلصين له الدين كما بدأكم تعودون . # 7 - آيه 104 ، سورۀ بيست ويكم (سورة الانبياء) . يوم نطوى السماء كطتى السجتل ms128 للكتب كما بدأنا اول خلق ~~نعيده وعدا علينا إنا كنا فاعلين . # 7 - الف : نعيده وعدا علينا . ب ، ج : نعيده. # 8 - الف : فانسماهی . ب ، ج : فانمما. PageV00P126 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~29 ~~04438- ~~4 ~~سه ~~اقيمت بالعلم، الذى، تدل الآغمال الظاهرة، عليه. ولولم يكن، لأول النطقاءشريعة، ولم ~~25ه ~~سه ~~بكن فى دوره عمل، يدل على الحقائق، لماكانت دغوة ولاعلم، كما فسرناه آنفا. # 88- ~~203825 ~~فصل ~~124 ~~وأما القول فی: ~~15424 ~~--84 ~~" آن اول النطقاء، دعا إلى آلتوحيد، دون آلعمل.". # و ه. # فإن ذليك، لايثبت فیالمعقول. لأن،علم التوحيد،لايدرك، إلابالأعمالوالرسوم6 ~~م،و ~~هس ~~مقو ~~والإشارات، من النطقاء، بآثارهم التى، يرشمونها،وشرائعهم ، التى يؤلفونها،لتكون، ~~ه و--وه ~~لائلوشواهد، لمنيقومبعدهم. من الأولياء، فيقيمونالدعوة، على ظاهرشرائعهم وآثارهم، ~~هه و ~~و ~~و يستجيب إليها السعداء، فيفوزون منها ، بما يصلون إليه، من حقائق علوم آلشريعة، ~~يقيم الأشقياء علىالظواهر، فيبتدعون، ويقيسون بارائهم، ويعكفون على ما ينصبونه من ~~سهم و ~~ال. أصنامهم وطواغيتهم، بجهلهم، واستكبارهم على أولياء الله،ويرشمونآثارا،على مثالمارسمه ~~النطقاء، محاكاة لهم، ومشاركة معهم،افتراء على الله، جل وعز، كما فعله، أهل كل شريعة، ~~ليكون ذلك، امتحانا وآختبارا، وليجازى المطيع، بطاعته،وآلعاصى، بمعصيته . وهكذا، ~~جرىحكم الله، فیخلقه. وبهذا،جرىالرسم، فیدورأولالنطقاء، حين عكفوا علىالأصنام، ~~1وهرم ~~1 - الف : تدل الاعمال . ب : يدل الاعمال . ج : يدل على الاعمال . # 1 - الف : لولم تكن . ب . ج : لولم يكن . # 5 - ظاهرا جمله ، ان اول النطقاء دعا الى التوحيد دون العمل ، قول صاحب محصولاست . # 5 - در حاشيه نسخه الف : ان اول التطقاء دعى الى التوحيد دون العمل فان ذلكث لايثبت فی المعقول . # 7 - الف ، ب : وشرائعهم . ج : وشريعتهم. # 7 - الف ، ب : وبآثارهم . ج : بآثارهم . # 9 الف ، ب : ويجيب . ج . ويجب. # 8 - الف : ب : لمن يقوم . ج : لما يقوم. # 9 - الف : فيفوزون ما . ب : فيفوزون بها ما . ج : فيفوزون بها بما. # 11 - الف : عن اولياء. ب ، ج : على اولياء. # 10- الف : فيقبسون . ب، ج : ويفيسون . # 12- الف ، ب : معهم .ج : منهم. # 12- الف، ج : محاكاة . ب : محالات. # 13- الف، ج : اختبارا . ب : اختيارا. # 12 - الف : الله تعالى. # 14 - الف : جرا . ب، ج : جری. ms129 # 13- الف، ب: حعصيته .ج: محصيته. PageV00P127 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~2 ~~1-و29،38،64 ~~وعبدوها . ولولا ما رسمه آول آلنطقاء، وشرعه ، من رسوم آلعمل وآلعبادة ، التى، كانت ~~في شريعته، لما عكفوا بغده،علىالأصنام التبى عبدوها،ولاكانوا يعرفون وجه العبادة، ~~م ~~- ~~سو ~~و 5وه 56 ~~-25 ~~و ~~2 ولا كانوايغلمونما العبادة . وللكنهم،لماورثوا ظاهر الشريعة، وخالفوا الأولياء، ابتدعوا، ~~ووس ~~5913و.11 ~~على مثال ما ورثوه عن صاحب دورهم. فجرت آلسنةبذلك، فی كل دور. # و ~~فأهل الدور الأول،هم، أول من أبدعالأصنام، فعكفوا عليها، إلىوقتظهور ثانی ~~هه 520-812 ~~6 النطقاء . والأصنام التى، عبدت(فی ذلك الدور، هى معروفة . وقد ذكره الله، عزوجل، الف-91 ~~1 ~~ه س ~~1615 ~~ف كتابه ، فقال فى سورة نوح، حكاية عنه، عليه آلسلام، حين ضج إلى الله، سبحانه ، ~~عزوجل، منالذينبعثإليهم، وشكى إليه،تباركوتعالى، أصحابه،علىالتمسكبالظاهر، ~~و سوو . # 4 الذى تقدمه،وقلةإجابتهم إياه،وعكوفهمعلىأصنامهم،فقال: "قال نوحربإنهمعصونى ~~و ه* *86. # و ~~ه4 ~~نو ~~و81ه ~~واتبعوا من لم يزده مالهوولده إلا خسارا. ومكروا مكرا كبارا. وقالوا لاتذرن آلهتكمولاتذرن ~~45 ~~ودا ولاسواعا ولايغوث ويعوق ونسرا . وقد أضلواكثيرا ولاتزد الظالمين إلا ضلالا. مما ~~ه ~~005 ~~-هوو ش4 ~~12 خطيئاتهم أغرقوا فأدخلوا نارا، "، ألاترى،أنهم، كانوا يعبدونالأصنام،قبلظهورنوح، ~~و ~~- -4و134،54012 ~~س سو ~~--93 ~~ولولا ماسنه لهم آول آلنطقاء، من آلعبادة ، لما عرفوا وجه آلعبادة ، ولاعبدوا الأصنام ، ~~هووه ~~التى قدروا، أنها، تقربهم إلى الله، عزوجل، كما حكى الله، عزوجل، عنعبدة(الأصنام ، الف920 ~~2 - الف : عكفوا . ب ، ج : عكفوا بعده. # ته ~~5 - در حاشيه نسخه الف ، اهل الدور الاول هم اول من ابدع الاصنام . # 9 - در هرسه نسحه ، تلكن الدور، آمدهاست . # 6 - الف : قد ذكرها الله فی كتابه فقال فى سورة نوح عليهالسلام حين ضج . ب : قد ذكرها الله عزوجل فیسورة ~~ن وح عليه السلام حكاية عنه حين ضج . ج : وقد ذكره الله عزوجل فی كتابه فقال فى سورة نوح حكاية عنه ~~عليه السلام حين ضج. # 8 - الف : شكا . ب ، ج : شکی. # 9- آیات 21تا25 ، از سوره 71 (سورة نوح) . تمام آيه 25 ذکر ميشود . مما خطبئاتهم أغرقوا فأدخلوا ~~نارا فلم يجدوا لهم من دون الله ms130 انصارا. # 12 - الف : ترا . ب ، ج : تری. # 14 - الف ، ب : حكی الله . ج : حكاه الله. # 14 - الف ، ج : عن عبدة . ب : عند عبدة . آيه 3 ، سوره 39 (سورة الزمر) . ألا لله الدين الخالص والذين ~~اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم فى ماهم فيه يختلفون إن الله لايهدى ~~من هو كاذبكفار. PageV00P128 # ============================================================ ~~الجزء الشانى ~~وروه ~~81هو سر21 ~~في قوله: "... مانعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى، "،فلما دعانوح،إلىما أتى به،وجددهم ~~من الشريعة، وإلى ترك ما فی أيديهم، أبوا وعاندوا وكفروا ، فهم الذين غرقوا بالطوفان. # و ~~و ~~2 ~~ه ~~الاتراه، يقول، عزوجل: "... مما خطيئاتهم أغرقوا فأدخلوا نارا، "، يعنى به، الذين ~~83 ~~س ~~ه ~~عبدوا، وداوسواعا ويغوث ويعوق ونسرا. وقال، عزوجل، فی آية أخرى : "حتى إذا جا ~~ومه ~~أرنا وفار التنور قلنا آخمل فيها، "، إلى قوله : " إلا من سبق عليه القول ومن ءامن ومآ ~~ه2س ~~و ~~امن معه إلا قليل.". فقد دلك ذلك،علىأن الذينغرقوا بالطوفان، أهل الشريعةالمتقدمة، 6 ~~سووم ~~فانه، لم يؤمن به ، ولم يقبل شريعته، إلا قليل، وهم الذين،ركبوا معه السفينة. # وقال: "... فلبث فيهم ألفسنة إلاخمسين عاما فأخذهم الطوفان وهمظالمون."، ~~44و ~~و قدروى، أنه، لما ظهر الطوفان،رفع اللهالبيت الحرام، إلى السماء،لكي لايغرق البيت9 ~~م161 ~~الف 93 آلمعمور، الذى فی آلسماء، بإزاء الكعبة . وجاءت آلسفينة، احتى، طافت بموضع آلبيت، ~~152- س ~~أسبوعا. وإن سام بن نوح، أول من سكن الحرم، وموضع البيت، بعد الطوفان . وإن الله، ~~أمر إبراهيم، بغد ذلك، بالسير إلى مكة، بإسمعيل وأمه،وبوأه، مكانالبيت الحرام، وقضى 12 ~~و ~~2 ~~مارته، على أيديهما . ثم ، كبر إسمعيل،وتولى سدانته وعمارته . فقد دلك هذا، على صحة ~~1 - الف : دعا . ب. ج: دعی. # 1 - الف : زلفا . ب . ج : زلی. # 4 - الف : فقال . ب، ج : وقال. # 1 - الف ، ج : اتا . ب: اتی. # 4 - آيه40، سوره 11 (سورة هود) . حتى اذا جاء امرنا وفار التنور قلنا احمل فيها من كل زوجين اثنين ~~واهلكث اللا من سبق عليه القول ومن آمن وما آمن ms131 معه الا قليل.. # 9 - الف : فقد دالك . ب : فقد دلكك . ج : فقد دل ذلكث . # 7- ررسه نسته : معهم، امدهاست . نسخه بدل الف : معه. # 8- در الف وب: قبل از ، وقال ، فصل ، آمدهاست . # 8- آيه، 14 ، سورة 29 (سورة العنكبوت) . ولقد ارسلنا نوحا الى قومه فلبث فيهم الف سنة آلا خمسين عاما ~~فاخذهم الطوفان وهم ظالمون . 9 - در حاشيه الف : لما ظهر الطوفان رفع الله البيت الحرام الى السماء . # 10 - الف : بموضع البيت المعمور اسبوعا الذى الى السماء بازاء الكعبة وان . ب ، ج : بموضع الييت اسبوعا ~~12- الف ، ب : مکمة . ج : ملکة. 12- الف : قضا . ب ، ج : قضى. # وان . # 13 - الف : وتولا . ب ، ج : وتولى. PageV00P129 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~344 ~~31 ~~-30-1154 ~~ما روى، أن شييتا، أول من بناه، بالحجارة، بعد أن كان آدم ، ضرب على موضعه، خيمة. # 1242-6 ~~44و ~~وآن رسمه، كان فیدورأول آلنطقاء ، وأنه، كان من شريعته . ثم بوا الله إبراهيم، موضعه، ~~3 الذى كان قديما. وهويقول، عزوجل: "وإذبوأنا لإبراهيم مكان ألبيت، "، يعنى، المكان ~~و ~~هو ه ~~هو ~~سه 4156 ~~الذى كان البيت، مبنيا فيه، حتى،جدده وبناه،وإن رسمه،قدتقدم. ولكن، لما أتتعليه ~~258-2س ~~ر -41 ~~الدهور، ووليه أهل الضلال، درس. ثم جدده إبراهيم، عليه السلام. وهكذا حكىالله، ~~الف-14 ~~وهه ~~982-3 ~~1 عزوجل ، عن إبراهيم ، حين أسكن إسمعيل الحرم، فقال : "ربنا إنى أسكنت من ذريتى ~~بوادغير ذی زرع عند بيتك المحرم ، " . فهذا أيضا، شاهد على ما ذكرناه. # قصل ~~وأما القول فی: ~~1 ~~س ~~" آن آدم، دعا إلى نفسه، وإلى من بعده منالبدو إلى آلنهاية، شرحا ورمزا، على مثال ~~تركيب العالم. فإن الرمز، لايكون إلا بالظاهر، وهوالذى، يسمى الشريعة." . وكذلك ~~س ~~33 ~~12 القول فی: " أن آدم، نصب بابه،شيئا، ومؤديا عنه، إلى أهل زمانه. فكانت دعوته، على ~~89 ~~م1 ~~هم ~~ضربين : إلى عمل معلول بعلم، وإلىعلم من وراء ذلك العمل. والعمل، منزلته، الإبتداء، ~~و ~~والعلم، منزلته،الإنتهاء. فإنمن كان قبوله لأمرآدم ونهيه، من جهة بابهشيئا،وآستفادته ~~س ~~وو ~~1 - در حاشيهء الف : اول من بنا البيت بالحجارة شيث . # 3 - آيه29، سوره ms132 22 (سورة الحج) . وإذبوأنا لابراهيم مكان البيت ان لاتشرك بی شيئا وطهربيتى للطتائفين ~~والقائمين والركع السجود. # 4 - الف : ج : ولكن . ب : وليكن . # 5 - الف ، ب : حكی الله . ج : حكا الله عزوجل. # 6 - آنه370، سوره14 (سورة ابراهیم) . ربتنا اضی اسکنت من ذریتی بواد غیر ذی زرع عند بیتکث المحرم ربنا ~~يقيموا الصلوة فاجعل افئدة من الناس تهوى اليهم وارزقهم من الثمرات لعلهم يشكرون . # 9 - در الف وب : قبل از ، واما القول ، فصل ، آمدهاست . # 9 - ظاهرا از ، واما القول فی ، تا ، فهذا كله ، قول صاحب محصولاست . # 10- الف ، ج : دعا . ب : دعی. # 10- در هر سه نسته ، البدؤ: آمدهاست. # 11 - الف : يسما . ب ، ج : يسمی. 12- الف : مؤديا منه . ب : مؤديا عنه . ج : ومؤديا عنه . # 13 - الف ، ب : بعلم والى علم . ج : يعلم والى عمل . PageV00P130 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~م نه، من العلم المستجن فیالآغمال، كان مسلما بآدم،لقبولهمن الحدود الآتية من بعده." ~~فهذا كله، دليل علىإثبات الشريعة لآدم. لأن العمل، هو من رسوم الشريعة. # الف150 ~~وإذا كانت آلدغوة، على ضربين ، عمل معلول بعلم، وعلم من وراء العمل، وكان العلم ~~م ~~ستجنا فی العمل، فقد دلك على إثبات الشريعة. لأن الدعوة، إذاكانت على ضربين، عمل ~~معلول بعلم، وعلم من وراء ذلك، فالعمل، هو الظاهر الدال على العلوم المستجنة فيه: ~~وه ~~والعلم المستجنفيه، هوالباطنوالتأويل. أوليسالعملوالظاهر، هوشريعة،وهلالشريعة، ~~و ~~الالأعمال* ~~و كذلك القول فی: ~~545-54 ~~" آن من آذرك نوحا بعد ذلك، من غيرمعرفة، مقتصرا علىالظاهر، لم يركب السفينة 9 ~~معه، فهلك بالغرق.". # -ه2ه* ~~441و ~~وهوأيضا، دليل على تصديق ما قلنا، من إثبات الشريعة لآدم ، وعلى أنه ، قدكان ~~1 ~~ر سم رسوما ظاهرة، التى، هی أسباب آلشريعة. # فصل ~~وأما القول فی: ~~85مه31 ~~"ما خص به، كل واحدمن أولى العزم ، أولهم، (آدم.". # لف160 ~~و ~~441و ~~فقد بينا فی معنى العزيمة وآلشريعة، ما يستدل به، على آنه ، لايجوز آن يعد ادم، ~~من أولى العزم ، وأن يسقط عن أصحاب الشرائع . لأن العزيمة ، بعد الشريعة. فادم، هو ~~2 ~~5 ~~14 ~~من أصحاب الشرائع، لامن أصحاب العزائم. ms133 # 8 - الف : فكذلكث . ب ، ج : وكذلكك . # 4- الف ، ب : اثبات . ج : اتيان . # 9 - ظاهرا از ، ان من ادرك ، تا ، فهلكث بالغرق ، قول صاحب محصولاست . # 13 - در حاشيه نسخه الف : آدم صاحب شريعة لاعزيمة . # 14 - ظاهرا از ، ما خص به ، تا ، اولهم آدم ، قول صاحب محصول است . # 19 - الف ، ج : آدم من . ب : آدم . PageV00P131 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~فصل ~~وأما القول فی: ~~يه و ~~344 ~~" أن نوحا، خص بإقامة الأساس، وشرع الشريعة، وأن آدم ، لم يكن له شريعة، ~~ه ~~ر6 ~~لاتنزيل، وأن نوحا، أول من أسس الشريعة،وأقام الأساس. والإستذلال على ذلك، بأن ~~سو س41344 ~~و ور0-43 ~~الحرف الواحد، لايثبتفیالوهم، ولافی الكتابة، مالم يضم إليهحرف آخر. وأن الطبع ~~الواحد ، لايقع تحت الإخساس، مالم يمتزج بالآخر. وأن ازدواجآدم بشيث، فإنما هو، ~~لإظهارآلهوية. وأنه، لم يقم إلى زمن نوح، شبيه بآدم، فيصلح لمزاوجته بالظاهر، وتأليف ~~الشريعة، ويحتمل الولادة." ~~فإنانقول: إن آدم، قدأقام بعده شيئا، أساساله، به استوجباشيث، اشمالأساسية، ~~الف-97 ~~كما أستوجب آدم، اشم النطق. وقدعدا جميعا، معأهلالمرتبتين، هذا معالنطقاء،وهذا، ~~مع الاسس. وكان شيث، أول الأسس، كما كانآدم، أولالنطقاء. وسام ثانى الأسس، كما ~~12 كان نوح، ثانى النطقاء. وآشم النطق، يقتضى آسم الأساسية، وكذلك، اشم الأساسية، ~~يقتضى آسم آلنطق، وآسم النطق، يقتضى تأليف الشريعة. ولايجوزالإعتقاد، إلا هكذا، ~~على ما تقدم آلشرح به، فی إثبات الشريعة لآدم. # :5 ~~15 وأماالحرف الواحد، فإنه، يثبت فیالوهم واللفظ، إذاكان مزدوجا بحرف فیذاته. # فإذا أزدوج بآخر، ظهرت الكلمة. فإن ازدواجآدم مع شيث، هو ظهور الكلمة، لأنه، على ~~و و3 ~~3 - ظاهرا از ، ان نوحا ، تا ، ويحتمل الولادة ، قول صاحب محصول است . # 3 - ب : آدم عليه السلام. # 6 - الف ، ب : حسايس . نسخه بدل الف : الاحساس صح . ج : الحساس. # 7 - الف : ب : لمزاوجته . ج : لمزواجته . 9 - در حاشيه نسخه الف : ان لآدم لم يعده اساس وشريعة . # 9 - الف : اقام شيتا بعده . ب، ج : اقام بعده شيت . # 10- الف ، ج : استوجب آدم . ب : استوجب.11 - الف ، ب : ثانى الاسس . ج : فی الاساس . # 14 - الف : الشريعة لآدم عليه السلام ms134 . ب : الشريعة . ج : الشريعة لآدم . # 19- الف ، ج : فاذا ازدوج . ب : فاذ ازدوج.19_ الف ، ب : هو ظهور . ج : هو يظهر . PageV00P132 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~مثال حرفين مزدوجين. وإقامة آدم، ظاهرألفاظه،مرموزة بالباطن. والعلم المستجن فيه . # - وو3 ~~الف 98 وإظهاره(آلعمل بالعلم، بمنزلة آزدواج حرف بحرففیذاته . وآزدواجآدم مع شيث، هو. # و ومه204 ~~بمنزلة أزدواج حرف قائم بذاته ، بحرف قائم بذاته ، وظهور الدغوة من بينهما ، فی 3 ~~ه 83 ~~النجدين، بمنزلة ظهور الكلمة، وهى الولادة،التى،ظهرت من بينهما. # وأما القول فی: ~~8* ~~40-822- ~~" أن نوحا، هو أول من أقام أساسا، وضرب مثله بالسفينة.". # وه ره ~~شو854 ~~فقد تقدم القول، فیباب الأساسية. ونقول، إنما خص نوح بالسفينة، لأنه، أول ~~63- ~~-1164- ~~أصحابالعزائم ، وأولمنقام بنسخ الشرائع، وألفالشريعة الجديدة، فكانت شريعته. # بمنزلة السفينة، والذى نسخه، بمنزلة الطوفان،لأنه، هلك به،أهل الأرض قاطبة، إلا، ~~4 ~~من أجابه إلى شريعته، فركب سفينته، أي، أقام طاعة أساسه. معناه ، أنه، ألف شريعته، ~~5 ~~في حياته. فلما أكملها، فوض الأمر، إلى أساسه، وأمره بإقامة الدغوة. على شريعته، وأمر ~~1 - الف ، ب : مرموزة بالباطن - ج : من صورة بالباطن . # 2 - الف ، ب : حرف بحرف فی ذاته وازدواج آدم مع شیت هوبمنزلة ازدواج حرف قائم بذاته بحرف قائم بذاته ~~وظهور . ج : حرف قاتم بذاته وظهور. # 6 - ظاهرا از ، ان نوحا ، تا ، بالسفينة ، قول صاحب محصوناست . # 7 - كتابالرياض. نسخهخطى، صفحه139و140 . واما القول بان نوحاع م هو اول من اقام اساسهوضرب مثله ~~بالسفينة فقد تقدم من القول فیباب الاساسية ما فيه غنى ونقول انما خص نوح عم بالسفينة لانه اول اصحاب ~~العزائم واول منقام بنسخ الشرائع والف شريعة جديدة فكانت شريعته بمنزلةالسفينةوالذى نسخه بمنزلةالطوفان ~~لانه هلكث به اهل الارض الا من اجابه الى شريعته فركب سفينته اى اقام طاعة اساسه ومعناه انه الفشريعته ~~ف حياته فلما اكملها فوض الامر الى اساسه وامره باقامة الدعوة على شريعته وامر اللواحق بالاستماع مته فلم ينالوا ~~الجارى الا بوساطته فمن اطاع اساسه كان فى السفينة ومن خالفه واقام على الشريعة الاولى غرق الاترى ان الله ~~تعالى انه غرق بالطوفان الذين ms135 عبدوا ودا وسواعا ويغوث ويعوق ونسرا فقال مما خطيئاته اغرقوا فادخلوا ~~نارا . كتاب الرياض . نسخه چابی ، صفحه 208. # 7 - در حاشيه نسخه الف : وان نوحا اول من اقام بنسخ الشسرائع وشريعته بمنزلة السفينة . # 8 - الف ، ب : والف شريعة جديدة . ج : والف الشريعة الجديدة . # 11- در حرسه نسته، فی حيوته ، امدهاست . PageV00P133 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~الواحق ، بالإستماع منه، افلم ينالوا الجارى، إلا، بواسطة منه، فمن أطاع أساسه، كان ~~الف-99 ~~-13441 ~~فى السفينة، ومن خالفه،وأقام على الشريعة الأولى،غرق. ألاترى، أن الله،عزوجل،وصف ~~و ~~24و- ~~3 أنه، غرق بالطوفان، الذينعبدوا، ودا وسواعا ويغوث ويعوق ونسرا، فقال: "مما خطيئاتهم ~~هوه ب ~~-- عهو139146 ~~سههووه ~~أغرقوا فأدخلوانارا، "، وأن آدم، لم يتماللواحقالإثنىعشر، منالجسمانيين، فيكونأمرهم، ~~1 ~~مفوضا إلىأساسه،وإنما، تممحدوده، منآلروحانيين،ولاتقدمتهشريعة، فينسخها، ولاكان ~~1 له، لواحق، يدعون إلى شريعة، قبل شريعته، فيأمل أساسه، بتجديد اللواحق. فكان آدم، ~~هس س2-وم ~~خلوامننسخ شريعة، وتأليفأخرى، وأساسه، خلوامنتجديدحدود لنفسه، بدل الحدود، ~~89 ~~سهه ~~التى، تقدمته، على سنن النطقاء والأسس. ونوح، كان أول من نسخ وجدد، فغرق أهل ~~4 الشريعة المنسوخة، أونجا أهل الشريعة الناسخة، بإقامتهم، طاعة أساسه. ونجا اللواحق، ~~الف-100 ~~و ~~الذين، كانوايقيمون الدغوة على الشريعة، التى تقدمت، برجوعهم، إلى طاعة أساسه، حين ~~5 ~~م ~~88 ~~1643 ~~استأنف آلدغوة، على فراش نوح، وأقام لنفسه لواحق، وجدد الحدود ، وجرت السنة، ~~ه 2154 ~~12 بالنسخ والتجديد، فقام آلنطقاء بذلك، من بعد نوح. وكان نوح، أول من سن ذلك، ~~و2 ه ~~فمن أجل هذا، خص نوح، بالسفينة وآلطوفان، ومن أجل ذلك، قالالله، عزوجل: "شرع ~~لكم من الدين ما وصى به نوحا، "،الآية، على حسبماجرى التفسيربه،وقال، جل ذكره: ~~وم ~~1 - الف ، ج : فلم ينالوا . ب : لم ينالوا . # 2 - الف : الله تعالى. # 3 - آيه 25 ، سوره 71 (سورة نوح) . مما خطيئاتهم اغرقوا فأدخلوا نارا فلم يجدوا لهم من دون الله انصارا . # 5 - درمرسه نسته، مفوض، املهاست . # 5 - الف ، ج : ولاتقدمته . ب : ولاتقدمه . # 9- الف : بدعون .ب ، ج : تدعون. # 96 - الف ، ج : شريعة . ب : شريعته . # 7- الف تجديد ، نسخه بدل : تاليف . ب ، ج : تاليف.4 الف ، ب : تقدمته ms136 . ج : تقدمه . # 8- حاشية نسخه الف : نوح اول من نسخ وجدد.-9 - الف ، ب : ونجا اللواحق . ج : وفی اللواحق . # 11 - الف ، ج : لواحق . ب: اللواحق. # 12 - الف : من بعد نوح وكان نوح . ب : ج : من بعد نوح . # 13- الف : الله تعالى. # 13و14 - آيه 13، سوره 42 (سورة الشورى) . شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والذى او حينا اليكث ~~وما وصينا به ابراهيم وموسى وعيسى أن أقيموا الدين ولاتتفرقوا فيه كبر على المشركين ماتدعوهم اليه الله ~~ی اليه من یشاء ويهدی اليه من ینیب.14 - الف : ماجرا . ب، ج : ماجری. ه PageV00P134 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~83 ~~هع -12:11-55114 ~~1 ~~س 10408 ~~" وعاية لهم آنا حملنا ذريتهم فی الفلك آلمشحون. وخلقنالهممن مثلهمايركبون. "، فمثال ~~مهس ~~السفينة، قائم فينا، ومثال الغرق، قائم فينا. # قال النبي، صلى الله عليه وآله : "مثل أهل بيتى فيكم، كمثل سفينة نوح، من2 ~~8 ~~الف -101 ~~93م* ~~ركبها نجا، ومن تخلف عنها غرق. "، وقال أمير المؤمنين، عليهالسلام: "يا من نسخ من ~~أصلاب السفينة هذا مثلی فیکم فارکبوها فکما نجا فی هاتیك من نجاکذلك ینجوفی هذه ~~س ~~در13و ~~من ركبها. ". فأهل بيتالنبي، صلىالله عليهوآله، الذين، ضربالمثلعليهمبالسفينة، ~~وم ~~هم الواحق الذين أقاموا الدغوة، بواسطة من أساسه ، وآختارهم لدغوته، وجعلهم، سفن ~~9-. و63: ~~وو213 ~~1. 254 ~~النجاة من آلهلكة . وجرت السنة بذلك، من بعد الأساسين، فی إقامة الدغوة من اللواحق، ~~باشم الأتماء. فهم كلهم. أهل بيته، إلىآخر الدور،وهم الذين، ذكرهم الله، عزوجل،وقال: ~~ملي س-- ~~ه -و1م2. # وهودوه ~~وه1152- ~~ه4 ~~"وخلقنا لهم من مثله ما يركبون. "، أي، أنهم، مثال اللواحق الذين ذكرهم، انه، حمل ~~4 ~~فيهم، ذريتهم، أيام نوح، وهم الفدك المشحون.الاتراه، أنه، عزوجل، أوعدهم بالغرق، ~~سو831 ~~ا ~~هوهبر ~~ه5و25 ~~إن عصوا، كما غرق أولئك. فقال : "وإن نشأنغرقهم فلا صريخ لهم ولا هم ينقذون."، ~~و ~~ودوه ~~اف - 102 أئ ، إن تخلفوا عن أساسه،! غرقوا، كما غرق من كان قبلهم ، فلا يكون لهم صريخ . # الصريخ،المغيث، أئ، لايجدون من يفيدهم وينقذهم منالغرق، إذا أكملأمر الشريعة. # ه وه ووه ~~وم ~~ي9م. # ه 14- الف ، ج : وقايل اجل ms137 من قال . ب . ج : جل ذكره . # 1 - آیه41 وآیه 42 ، سورۀ 36 (سورة يس) . ب ، ج : ولقد حملنا . # 3 - ب ، ج : كمثل سغينة . الف : كسفينة . # 2 - الف ، ج : الغرق قائم فينا . ب : الغرق فينا . # 3 - در حاشيه نسحه الف : مثل اهل بيتى فيكم كسفينة نوح هم اللواحق الذين اقاموا الدعوة بواسطة واساسه وهم ~~4 - الف ، ب : يا من نسج . ج : يا من نسخ . # سفن النجاة من الهلكة . # 6 - الف : صلع وعليهم. # 5 - الف : ينجوا . ب، ج : ينجو. # 7 - الف : وهم . ب ، ج : هم . 7 - الف ، ب : اقاموا . ج : اقام . # 9 - الف ، ب : الى آخر الدور وهم الذين . ج : الى آخر دورهم الذين . # 10 - الف : الله انه . ب ، ج : انه. # 9- الف ، ج : وقال . ب : ندارد. # 12- آيه430، سورۀ 36 (سورةيس) . # 11 - الف : تعالى . ب ، ج : عزوجل. PageV00P135 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~التى، استأنفها. وفوض، أمر لواحقه، الذين، كان يتولى إفادتهم، قبل أن أقام أساسه، إلى ~~أساسه، حين أقامه، وفوض إليه أمر الدغوة، وأمره بتجديد الحدود واستئناف الدغوة، ~~2 ~~3 على فراشه ، الذى جدده ، وجعله ناسخا لما تقدم . فمن بادر إلى ما أمربه نجا . وكان ~~. و ~~أساس، سفينةله، وكانهو، سفينةأهل دغوته، ومنتخلفغرق. كما قال أميرالمؤمنين، ~~عليه آلسلام : " فكما نجا فى هاتيك من نجا ، كذلك ينجو فى هذه ، من ركبها .". # س. و ~~س41م ~~فكذلك جرى أمر أساس نوح، فی تجديد الدغوة، كما جرى أمرنوح، فی نسخ الشريعة ~~د3 ~~الف-104 ~~و تجديدها. وجرت آلسنة من بعده، فیجميع أسسالنطقاء، فیتجديدالدغوة، كماجرت ~~ده ~~سننهم، فی نسخ الشرائع وتجديدها. ولم يجرأيام آدموأساسه، نسخفیالشريعة، وتجديد ~~س ~~و4 ~~-34 ~~4 فی الدعوة . فكذلك ، كان نوح مخصوصا بأمر السفينة والطوفان ، لامن جهة أن آدم ~~لم تكن له شريعة، ولم يقم أساسا. فميز، ما قدشرحتهلك، رحمكالله،ووفقنااللهوإياك، ~~2ه ~~لرشد وآلصلاح ، برحمته. # جاء فی بیان قصص الآنبياء من داود وسليمان ~~و غيرهما إلى آخرهم ~~"فلما فصل طالوت بالجنودقال إن اللهمبتليكم بنهر، "، أئ،لما رتب حدوده، ~~ه 14- الف : المغيث اى لايجدون من يفيدهم وينقذهم من الغرق اذا اكمل امرالشريعة ms138 التى استانفها . ب ، ج : ~~المغيت التى استانفها . # 2- در هر سه نسخه : استيناف ، امدهاسست . # 4 - الف ، ب : لاهل . ج : اهل . # 5 - الف : صلوات الله عليه . ب : على عليه السلام . ج : عليه السلام . # 5 - الف : ينجوا . ب ، ج : ينجو. # 6 - الف : جرا . ب، ج : جری. # 7- الف : فجر .ب، ج : وجرت. # 7 - الف : جرات سنتهم . ب : جرت سنتهم .ج: جرت سنتهم. # 8 - الف : ولم تجر . ب ، ج : ولم يجر. # 9 - الف : فلذلكك . ب ، ج : فكذلكك . # 10- الف : له شربعة . ب، ج : شريعته. # 10 - الف : وفقنا . ب، ج : ووفقنا. PageV00P136 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~89 ~~ووه ~~چده. # دوه و ~~ه - 94- ~~و فصل لهم حظوظهم من آلبركة . عرفهم فی ذلك ، آنهم ، يمتحنون بمن يؤلف لهم ~~ظاهرا ، بحكمته. # م و ~~.... فمن شرب منه فليس منى، " ، آی ، من ركن إليه ، وإلى من يقوم به من 3 ~~سه ~~الأضداد، فهوخارج عن آلحرم: ~~ست ~~- ه9110 ~~... ومن لم يطعمهفإنه منى، "، أي، من لم يركن إليهم، فهو ثابت آلحد والمرتبة ~~-33 ~~فی الحرم. # ومو ~~... إلا من آغترف غرفة بيده، "، أي، إلا، مناقتبس بيان مايؤلفهامنالظاهر، ~~الف-104 ~~س13 ~~من جهة اللاحق المتصل به. # ... فشربوا منه إلا قليلا منهم، ". فمالوا إلى ذلك، وركنوا إلى الدولة العاجلة، ~~و1 ~~1 ~~الاقليلا، منأولئك الحدود. والنهر، على ما ألفه داود، عليه السلام، من ظاهرالزبور، ~~--و852 ~~ايام قامت له الدولة ، على الأضداد، فأجابه أهل النجدين ، إلى قبوله. فكانت درعه، ~~254 ~~التى، تحصنبها أهل الحقيقة،وكان ذلك، فتنةعلى أتباعه المظاهرين. ويقال، إنداود، ~~س1 ~~أخذ فی مخلاته ثلاثة أخجار، أئ ، أعد لجالوت، ثلاثة مسائل، فى ما بينه وبين نفسه، ~~حين خلابها ، فشج بأحدها رأسه . وكسر بالآخر رجليه، وسوخه بالثالثة فی الأرض. # - 13- الف ، ب : وغیرهم . ج : وغیرهما . 13 - در حاشيۀ نسخۀ الف : قصة داود عليه الستلام. # 14 - آيه 249، سوره دوم (سورة البقرة) . فلما فصل طالوت بالجنود قال ان الله مبتليكم بنهر فمن شرب منه ~~فليس منى ومن لم يطعمه فانه منى الامن اغترف غرفة بيده فشربوا منه الا قليلا منهم فلما جاوزه هو والتذين ~~امنوا معه قالوا ms139 لاطاقة لنا اليوم بجالوت وجنوده قال الذين يظنون انتهم ملاقوالله كم من فئة قليلة غلبت فئة ~~14 - الف : ب : لما رتب . ج : لما ربی. # كثيرة باذن الله والله مع الصابرين. # 5 - الف ، ب : المرتبة . ج : الرتبة . # 1 - الف ، ب : بمن . ج :لمن . # 7 - الف ، ب : ای الا . ج : الا . 9- الف : العاجلة . ب ، ج : العاجلیاط ~~12 - الف ، ب : المظاهرين . ج : الظاهرين. # 10 - الف ، ب : والنهر . ج : النهر. # 14 - الف : حتى . ب، ج : حين. # 13 - الف ، ب : ثلثة . ج : ثلاثة. # 14- الض، ب : سوخه .ج : شلته. PageV00P137 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~س ~~أئ، كسرعليه بأول مسائله، حد رياسته، وبالثانية، قطعه عن حده الجارى من الآصلين، ~~س ~~- ~~مو: ~~وبالثالثة، أوجب عليه الثبوت فیطاعة(صاحب الزمان، والتذللله،والخضوعوالإنقياد ~~الفه-105 ~~3 له. وسماه أرضا، لأن الأمر، كان يدور علىاللواحق، فی ذلكالوقت، وكان داود، أحدهم، ~~-2 ~~2ه ~~ر1و ~~لم يكن له، حد التمامية. يصدق ذلك ، قول الله ، عزوجل : "يا داود إنا جعلناك خليفة ~~فى الآرض،" . # وو س ~~".. . وقتل داود جالوت واتاه الله الملك والحكمة، "، أي ، حين كسر، اختوى ~~على الدعوة، فملكها، وأيده بالبركة . # 24و- ~~"وداود وسليمان إذيحكمان فی الحرث، " ، لأنهما ، اشتركا فى ذلك الوقت، فى ~~س ر و ~~9 ملك آلدغوة، فكان حكمهما وحكم حدودهما، إليه جميعا . فحكم داود، بتسليم الغنم، ~~ب4و2 ~~الى صاحب الزرع. بدلا من الزرع، الذى رعته، وحكم سليمان، أن يسلم لصاحب الزرع، ~~النتاج والضرع، وأن يكون الغنم، مردودة على صاحبها ، بعدذلك. فقال الله، عزوجل: ~~1 ~~12 "ففهمناها سليمان، "، وذلك لأن داود، قدكان استكمل أمره،(فی ذلك الوقت. فكانت ~~الف-106 ~~س ~~و ~~البركة،موفرة على سليمان، دونه .فالزرع، على دغوة أحد اللواحق، والغنم التىنفشتفيه، ~~1- الف ، ب : التذلل . ج : التدلئل. # 4 - الف : قوله تعالى. # 4 - آيه 26 ، سورۀ 38 (سورة ص) . يا داود انا جعلناك خليفة فی الارض فاحكم بين الناس بالحق ولاتتبع ~~الهوى فيضلكك عن سبيل الله ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب . # 5 - ب : فی الارض فاحكم بين الناس . # 6 - آيه251 . سوره دوم (سورة ms140 البقرة) . فهزموهم باذن الله وقتل داود جالوت وآتاه الله الملكث والحكمة وعلمه ~~ما يشاء ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض ولكن الله ذو فضل على العالمين . # 9 س الف : ای حين . ب: ج : حين ~~8- آيه 78، سوره 21 (سورة الانبياء) . وداود وسليمان اذ يحكمان فی الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم وكنا ~~8- در حاشيه نسخه الف : حكم داود وسلمان فی الحرث . # لحكمهم شاهدين. # 9- الف . ب : حكم حدودهما اليهما . ج : حدودها اليه . # الف، ب رحته.ج :دعته. # 11 - الف : ب : الضرع . ج : الزرع. # 11- الف : الله تعالى. # 12 - آيه 79، سوره 21 (سورة الانبياء) . ففهمناها سليمان وكلا آتينا حكما وعلما وسخرنا مع داود الجبال ~~12 - الف ، ب : وذلكث لان ج : لان. # سبحن والطير وكنافاعلين . PageV00P138 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~على أجنحة غلبوا صاحب تلك الدغوة. فحكم داود، بتسليم هؤلاءالأجنحة، إلى صاحب ~~سووو وه ~~الدغوة، لظلمهم إياه . وحكم سليمان عليهم، بأن يربوا من دعوا، ويسلموهم إلى صاحب ~~وهو ~~الدغوة، ويسلموا آلاجنحة بعد ذلك، إلى صاحبهم آلآول. # " ولسليمان الريح عاصفة تجرى بأمره إلى الأرض التى باركنا فيها، ". أى، ~~و2 ~~سخرت له البركة، فكان يتولى قسمتها، بين اللواحق. وقامت الخيالات بأمره. # " الأرض آلتى باركنافيها، "، أى اللواحق الذين كان لهم حظ، من البركة. 6 ~~"ومن الشياطين من يغوصون له، "، أئ، ساعده الزمان، وانقادله الأضداد، فكانوا ~~1 ~~ال - 107 يغوصون فی آلظاهر، ويفتنون أهله ، بإذنه . وهوعمل، دون إقامة الدعوة الحقيقية. # 98-و ~~..... وكنا لحكمهم شاهدين. "، أى، كانوا يلهمون آلظاهر من جهته ، بتاييد من 9 ~~همو ~~الأصلين . وكان فی ذلك، دلالة، على حد سليمان ومرتبته، وشهادة له. # "وورث سليمانداود، "، أمر بالتسليم له. # ~~"... وقال ياأيها آلناس علمنا منطق آلطير، "، أي، عرف اللواحق المانوسين به، 12 ~~و ~~انه، قدجرى فيه من الحروف العلوية. # وو ~~"... وأوتينا من كل شيء، "، وأنه ، قد آنفتحعليه. من جهتها، كلمايحتاج إليه، ~~حدود آلدغوة. # 1 - الف، ج: صاحب تلکث. ب: تلکك. 2 - الف: دعواويسلموهم. ب: دعواهم ويسلتموهمج: دعوا وسلموهم. # 3 - الف ، ب : ويسلموا . ج : وسلموا. # 3 - در نسخه الف ، در متن ، قيل ms141 از ، ولسليمان ، ودر حاشيه ، قصة سلمان عليه السلام. # 4 - آيه 81، سورۀ 21 (سورة الانبياء) . ولسليمان الريح عاصفة تجرى بامره الى الارض التى باركنا فيها وكنا بكل ~~شیء عالمین. 5- الف: يتولا . ب، ج : بتولتی . 6 - در هرسه نسخه . حظا ، آمدهاست. # 7- آيه 82 ، سورۀ 21 (سورة الانبياء) . ومن الشياطين من يغوصون له ويعملون عملا دون ذلكث وكنا لهم ~~7 - الف ، ج : ساعده . ب : ظاهرا ، يساعده. # حافغلين. # 9 - ذیل آيه 78، سوره21 (سورة الانبياء) . # 8 - الف : ويفتون . ب، ج : ويفتنون . # 1 - آب (1 برده بدم و سده اهلم) ودرت سليان داود وقال بابنه الس فنما مطل الطهر واو بار ~~كل شىء ان هذا لهو الفضل المبين . PageV00P139 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~3 ~~م و ~~" وحشر لسليمان جنوده من الجن والإنس والطيرفهم يوزعون."، أى اجتمعت له ~~3 وو و وه- ~~الحدود، كلها، فیالدغوة.فألجن،علىاللواحق،والإنس،علىمن أنس بهمممن دونهم من ~~3 الحدود،والطير،علىالحروفالعلوية. # ه-وه ~~"... فهم يوزعون. "، أي، رتبهم،من مراتبهم وحدودهم. # ف ~~3 ~~"حتى إذا أتوا على واد النمل، "، لما آنتهى الأمر به ، إلى ترتيب المأذونين ~~6 والمستجيبين. # 853 ~~"... قالت نملة، "، قالوا، كانت قدتسورت( الجدار، يعنى، أنه، كان بغض الف -108 ~~4- ~~س ~~الحدود، قدترايا له الخيال، فرأى، أن الأمر،قدصار إلى سليمان. # "... يا أيها النمل آذخلوا مساكنكم، "، أمرهم، بالإمساك عن الدغوة، حتى، ~~هههو وم ~~يتجدد عليهم، أمر سليمان، إذكان قد آنتهى إليه. # وه وو سو ~~"... لايخطمنكم سليمان وجنوده وهم لايشعرون. "،حذرهم،أنهم، إن لم ينتظروا ~~-وه44م1 ~~12 أمره، لحقهم التوبيخ والكسر، من جهته، فيسقطون عن مراتبهم. # س ~~مههم ~~وه ~~8440 ~~"... وهم لايشعرون . "، أي ، لم يشعر هؤلاء الحدود بما شعر به هذا . لأنه ، ~~رأی الخيال. # هه44و ~~15 "فتبسم ضاحكا من قولها، "، أئ، أبدى ذلك، للواحق، وأغلمهم، أنه، قدرأى ~~بخياله ، ماكان ترايا لذلك آلحد، بخياله. # 1 - آيه17، سوره27 (سورة النل) . 1 - در حاشيه نسخه الف : معنى قوله تعالى وحشر لسليمان وجنوده . # 3- در هر سه نسته ، الحروف، امدهاست . نسخه بذل نسخه الف : الحدود. # 5 - آيه18، سوره27 (سورة النمل) . حتى اذا اتوا على واد النمل قالت نملة يا ايتها النمل ms142 ادخلوا مساكنكم ~~لايحطمنكم سليمان وجنوده وهم لايشعرون . الف ، ب : على وادى . ج : واد . # 5 - الف : انتها . ب ، ج : انتهی. # 10 - الف ، ب : يتجدد . ج : تجدد. # 11 - الف ، ب : حذرهم . ج : حدهم . # 12- الف : درمتن ، فيفعلون ، در حاشيه ، فيسقطون . # 13 - الف ، ج : لم يشعروا . ب: لم يشعر. # 14 - الف ، ب : راى الخيالة . ج : رای لخياله. # 15- آيه19، سوره 27 (سورة العمل) . فتبسم ضاحكا من قولها وقال رب او زعنى ان اشكر نعمتكك سم PageV00P140 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~ه.ه204 ~~64 ~~"... وقال رب اوزعنى آن آشكر نعمتك آلتى أنعمت على، "، واستفتح، ليعرف، ~~2312-- ~~هو -165 ~~كيف يوزع آلبركة، بين حدوده، وسال، آن يحدله ذلك. # -و ~~".... وادخلنى برحمتك فى عبادك الصالحين . "، وسآل ، أن يثبت له حده 3 ~~ه ~~ل -109 فياللحوق، ولايزول ذلك عنه،وأن يؤيد بما يخاطب بهاأهل الظاهر،وهى الرخمة. # 139 ~~42. # س1 ~~"وتفقد الطير فقال مالى لاأرى الهدهد، "، أي، نظر فی حروفه ، فرأى بها ، أن ~~156س ~~الباب،الذى كانالإغتمادعليه،قد أبطأ عنه.وذلك،أن الهدهد،قالوا: كان يبصرالماء.6 ~~تخت الأرض، سبعة أذرع . أي ، كان مليا، بعيان حدود الأتماء السبعة. # سهو ~~سه ~~"لأعذ بنه عذابا شديدا أولأذبحنه، "،قالوا،وعده، أن ينتفجناحه، وهوالعذاب ~~س8 ~~الشديد. نوى، أن يمنعهقسطهمن البركة،التى، كان ينالها بخياله. "... أولآذبحنه، "، 9 ~~أؤلأقطعنه. ".. . أوليأتينى بسلطان مبين. "، بحجة يستبين فيها عذره. # ه ~~44و ~~"... فقال أحطت بمالم تحط به، "، إلى قوله : "... عرش عظيم ."، عرفه، أنه، ~~اطلم على بغض ألحدود ، قد آعتقد لنفسه، مرتبة عظيمة. وكان أحد اللواحق، السبا، على 12 ~~فرق آلظاهر. أي. أنهم، اجتمعوا على طاعته . # ه التتى انعمت على وعلى والدي وان اعمل صالحا ترضاه وادخلنى برحمتكث فى عبادك الصالحين . # 15 - الف، ج : ابدا ذلکن للواحق واعلمهم . ب: ابدا واعلمهم. # 16،15- الف : قد رای بخياله . ب: رای بخياله ، ج : قد رای لخياله . # 19 - الف ، ب : لذلكك الحد بخياله . ج : ذلكن الحد خياله . # 4- الف ، ب: يما يحاطب . ج: بالمخاطب. # 5 - آيه20، سوره 27 (سورة المل) . وتفقد الطير فقال ما لى لا ارى الهدهد ام كان من الغائبين . # 5 - درحاشیه نسخه الف : تاویل اهدهد. 5 - الف،ب: فرای.ج: قرای. ms143 7 - الف،ب: ببیان.ج: بعیان. # 8 - آيه 21، سوره 27 (سورة النمل) . لاعذ بنه عذابا شديدا اولاذبحنه اوليأتينى بسلطان مبين . # 8- الف، ب: ان ينتف. ج: ان یتی. 9 - الف، ب: نوی.ج:تری. 10 - الف،ب : بحجة. ج: لحجة. # 11 - دو آیه 22 و 23، سوره 27 (سورة المل) . فكث غير بعيد فقال احطت بما لم تحط به وجنتكث من سباء ~~بنباء يقين . انى وجدت امراة تملكهم واوتيت من كل شیء ولها عرش عظيم . # 12 - الف ، ب : والسيا. ج : السبا. # 11- ب: عظم، ندارد. PageV00P141 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~"وجدتها وقومها يسجدون للشمس من دونالله، "، أئ، كانوا يقيمون(ظاهرالمتم، الف -110 ~~هم و ~~و ~~دون باطن اللاحق. الذى، يظهر فيه إلهية البارى، جل وتعالى. # هو ~~س58 ~~"... وزين لهم الشيطان أعمالهم، "، أى الضد، حرضهمعلى الثبوت على الظاهر، ~~ه ~~مس1و8ه ~~وزينه، بماكان يرسمه لهم فيه، من آلبدع، ويصدهم به، عن طلب آلحقائق. # الا يشجدوا لله الذى يخرج الخب، فی السماوات والأرض، "، أي ، يقيمون ~~م و ~~.493 ~~و1 ~~سه14 ~~6 طاعة من قام مقام الله ، ويخرج الخبايا والمستورات ، من العلوم ، التى، أخفاها الأتماء ~~و اللواحق. # اللهلاإله إلاهورب العرش العظيم. "، أى الولى القائم مقام الله، المخلص ~~248-93 ~~بالتوحيد للبارى،جل وتعالى، بمفاتحة أهل الدغوة،بالعلم الحقيقى،الذى، يجرىبين ~~رر ~~الحدود العلوية والسفلية، المجموعة حدودها فی كلمة الإخلاص. "... رب العرش ~~العظم ."، صاحب آلدعوة آلعظيمة. # 12 "آذهب بكتابى هذا فآلقه إليهمثم تول عنهمفأنظر ماذا يرجعون. "، أئ، فاتخهم، ~~س4218 ~~هوه ~~1 ه 2 ~~بيان، تدلهم به على مرتبتى،(ثم، أعرض عن ذلك، لتقف به، على ما يبدونه لك. # الف -1111 ~~"... إنى ألقى إلىكتابكريم."، أى،ينزل حدمن قد رفعه الله، فوق الحدود. # 2- ~~وم5-1 ~~15 لأن الكرامة، هى الرفعة. # 1 - آيه24، سوره27 (سورة المل) : وجدتها وقومها يسجدون للشمس من دون الله وزين لهم الشيطان اعمالهم ~~فصدهم عن السبيل فهم لايهتدون . # 2 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 2 - الف : البارى تعالى. # 3 - الف ، ب : حرضهم . ج : حرصهم. # 5 - آيه25، سوره 27 (سورة النمل) . ألا يسجدوا لله التذى يخرج الخبء فى الستماوات والارض ويعلم ماتخفون ~~وما تعلنون ms144 . # 6 - الف : من قدقام . ب ، ج : من قام. # 6 - الف ، ب : المستورات . ج : الستورات. # 8 - آيه26 ، سورۀ 27 (سورة النمل) . # 9- الف : جل وتعالی ، ندارد.9 - الف ، ب : يجری . ج : يخرج. # 12 - آيه28، سوره27 (سورة المل) . # 13 - الف ، ب : تدلهم . ج : فدلهم. # 13- الف ، ب : لتقف به ، ج: لتفربه. PageV00P142 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~وها 3-4 ~~س ~~... إنه من سليمان، "، اى، هو آحد اللواحق، لآنه، اشم مصغر. وكذلك، كان ~~و3ه ~~1 وه-1410 ~~لايكن له حدالاتماء،بل، كانمستسلما،إستسلام الأتماء،قائمامقامهم. # وه ~~سو ~~ومه وبر ووه- ~~ه6141 ~~"... وإنه بسم الله الرحمن الرحم. "، أي، قدجمعتله الحدود كلها، كما3 ~~11 ~~و-18 ~~-وم وو سوه ~~تجمع للأتماء،لأنها، كلمة، تجمعالحدودكلها. # وه ~~الاتعلوا على وأتونى مسلمين. "، أى، يدعونا إلى الإستسلام له، وتركالإستغلاء ~~سس ~~عليه . # و ~~82432، ~~"قالت إن آلملوك إذا دخلوا قرية أفسدوها، "، أي ، من ملك الأمر، غيرالحدود ، ~~وم ~~فعندها ، يقع آلفساد فی آلدغوة، ويظهر آلنفاق ، كما قال الله، عزوجل، فی قصة آدم : ~~-5-4 ~~و ~~ه5 ~~"... أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك آلدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك،". 9 ~~-3 ~~.... وجعلوا اعزة اهلها آذلة، " ، ويذللون كل فمتنع متعزز ، بالإنقياد ، لمن ~~یقيمونهم ون حدودهم ~~.-2419 ~~م1-ه ~~"وإنى مرسلة إليهم بهدية ، "، (أى ، أنيله بغضالفوائد- من عندى- المدخرة 12 ~~ه ~~الف -112 ~~م9و ~~من العلوم: ~~ه 14- آيه 29، سوره 27 (سورة المل) . قالت يا ايها الملؤا انى القى الى كتابكريم . # 14 - الف ، بين لید من . ب ، ج : ای ينزل حد من قد . # 1 - آيهء30 ، سوره 27 (سورة المل) . انه من سليمان وانه بسم الله الرحمن الرحيم . # 2 - الف : مستسلما استسلام . ب : مستسلما استلام . ج : مسلما استسلام. # 4 - الف : ج : الاتماء . ب : للاتماء. # الف، :قد عت . ب: قداجتمعت. # 5 - الف ، ب : الاستسلام . ج : الاسلام. # آیه31 ، سوره27 (سورة النمل) . # آيه 34 ، سوره 27 (سورة المل) . قالت ان الملوك اذا دخلوا قرية افسدوها وجعلوا اعزة اهلها اذلة ~~4- الف :يقع.ب، ج:تقم. # وكذلكث يفعلون . # 9 - آيه30 ، سوره دوم (سورة البقرة) . واذ قال ربكث للملائكه انى جاعل فى الارض خليفة قالوا اتجعل ~~فيها من يفسد فيها ويسفكث الدماء ونحن ms145 تسبح بحمدك ونقدس لكث قال انى اعلم ما لاتعلمون. # 10 - الف ، ب : لمن يقيمونهم . ج : لما يقيموتهم. # 12- آيه 35، سوره 27 (سورة التمل) . وانى مرسلة اليهم بهدية فناظرة بم يرجع المرسلون . PageV00P143 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~89 ~~".... قال أتمدونن بمال فماءاتانى آلله خير ممآءاتاكم، "، آى ، تفيدوننی من ~~و ~~مو و-ا ~~93- ~~العلم ، وما قدجرى فی من آلبركة، خيرمما تفيدوننى، بل، يعظم مقدار هذا عندكم. # هوه وو ~~".. . فلنأتينهم بجنود لا قبل لهم بها، *، أئ، بحدود، لا يقاومونهم، فیالسؤال ~~ووه ~~موه - ~~والجواب. # "... ولنخرجنهممنهاأذلةوهمصاغرون."، أى، يخرجون من آلدعوة، إنخالفوا،ا ~~وو13:3 ~~1 ~~فيلزمهم آلمهانة فیآلظاهر، والصغار بالنفاق. وفی وجه آخر، أى، يخرجونمن دغوتهم، ~~ه ~~و يؤمرون بالتذلل للحدود، والإستصغار لهم، فيصيرونمن حدودهم. # 4مه. # م0102 ~~... أيكم يأتينى بعرشها قبل أن يأتونى مسلمين."، أى الذى يقدر أن يرشد ~~9 أهل دغوتها إلى،قبل استسلام هؤلاء الحدود. # وبر ~~"ولسليمان الريح غدوها شهر ورواحها شهر، " ، أئ ، سخرت له البركة ، حتى ~~460 ~~اشتهر بالقوة وبالتأييد،اظاهرا وباطنا. وفی وجهآخر، أئ، كان يقسيمه، فی لواحق الليل ~~ه ~~ود ~~الف-113 ~~12 ولواحق آلنهار. # 9-2 ~~... وأسلنا له عين القطر، "، أي، سال عليه، وتقطر عليه، بالجد والخيال. # 9.ه ~~2135-4 ~~"... ومن آلجنمن يعمل بين يديه بإذن ربه، "، أي، أذنله، منجهة الحد المرئى ~~-6-92 ~~15 له، أن يستعمل اللواحق، بإقامة الدغوة إليه. # 1 - آيه،36 ، سوره 27 (سورة النمل) . فلمتا جاء سليمان قال اتمدونن بمال فما ءاتانى الله خيرمما ءاتاكم بل انتم ~~بهديتكم تفرحون. # 3 - آيه 37، سوره 27 (سورة الثمل) . ارجع اليهم فلنا تينهم بجنود لاقبل لهم بها ولنخرجنهم منها اذلة وهم ~~صاغرون.6 - الف ، ب : فيلزمهم . ج : فيلونهم. 9 - الف ، ب : بالنفاق . ج : باتفاق. # 8 - آيه 38 : سوره 27 (سورة الثمل) . قال يا ايتها الملؤا ايكم ياتينى بعرشها قبل ان ياتونى مسلمين . # 10- آيه12، سوره34 (سورة سبلا) . ولسليمان الريح غدوها شهر ورواحها شهر واسلنا له عين القطر ومن الجن ~~من يعمل بين يديه باذن ربه ومن يزغ منهم عن امرنا نذقه من عذاب السعير. # 10- الف، ب: ای سخرت. ج : سخرت. # 11 - الف ، ج : وبالتاييد ms146 . ب : والتاييد . # 14 - الف ، الجد المرئ . ب : الحد المرى . ج : الحد المرئ . PageV00P144 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~37 ~~و ~~... ومن يزع منهم عن امرنا نذقه من عذاب السعير. "، أي، من استكبر عنه، ~~س سهو ~~ا ~~نافق، قطع عنه، حظه من البركة ليشقى، بشكوك آلظاهر، الذى نذيقه، عذاب السعير. # : وو ~~6 ~~... من محاريب وتمائيل، "، أي، يقيمون حده ، فیالظاهر، عند الأضداد، وهى3 ~~24 ~~التماثيل،وفیالباطن، عند الحدود، وهی المحاريب. # .وم ~~دو ~~... وجفان كالجواب وقدور راسيات."، أى، يقيمونله الأجنحة، وهى، القدور ~~2 ~~الراسيات، أئ، ثابتين، على إقامة آلدغوة، وجفان كالجواب، أي، مأذونين، قد آتسعوا فی 6 ~~العلوم ، حتى، صاروا أشباه اللواحق. # ور مره ~~و ~~... آغملوا ءال داود شكرا، "، فآل داود على(حدوده، أمروا بالتسليم لسليمان، ~~الف -114 ~~بغده، والعمل له، ليكونوا، قدشكروا النعمة، التى، كانوا أكرموا بها. # س ~~و ~~" فلما قضينا عليه آلموت، "، يعنى، وقت آنقضاء مدته فی آلحقيقة ، قبل خروجه ~~عن العالم، انقطعت عنه البركة، فكان ذلك، موته. لأنه، كان بها حيا، فی مرتبته. # هسسه ~~... مادلهم على مؤته إلادآبة الأرض تأكل منسأته، "، أي، لم يفطن لذلك، أحد 12 ~~و8440 ~~من حدوده ، حتى، عرفوا المسلم منه، والقائم مقامه، لأنه، كان يدب، فی إقامة الدعوة، ~~نفسه، وترتيب الحدود، سرا، إجلالاله، وسترا عليه. # 8115 ~~4 ~~"... تأكلمنسأته، "، أى، احتوى على حرفه، الذى، كان اتكاله عليه، فی مرتبته. 15 ~~3 - آيه، 13، سوره 34 (سورة سبا) . يعملون له ما يشاء من محاريب وتمائیل وجفان كالجواب وقدور راسيات ~~3 - حاشيه الف : معنى المحاريب والمائيل . # اعملوا آل داود شكرا وقليل من عبادى الشكور . # 6 - الف ، ج : كالجواب . ب : كالجوابی. # 3 - الف ، ب : فی الظاهر . ج : فی ظاهر. # 8- ج : شکرا ندارد. # 9 - الف ، ب : قد اتسعوا . ج : قد سعوا. # 10- آيه 14، سوره 34 (سورة سبا) . فلما قضينا عليه الموت ما دلهم على موته الا دابة الارض تاكل منسأته ~~فلما خر تبينت الجن ان لوكانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فی العذاب المهين . # 12- حاشيه نسخه الف : دابة الارض. # 11 - الف : بها حيتا . ب : بهما حيتا . ج : لها حيا. # 13 ms147 - الف : عرفهم المستسلم . ب ، ج : عرفوا المسلم. # 12 - الف ، ب : لم يفطن . ج : لم يقطر. # 15- الف : على حروفه . ب، ج : على حرفه . PageV00P145 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~"... فلماخر، "، أي، خضع لصاحب الأمر،وآنقاد له، بالتسليم. # "... تبينت الجن أن لو كانوا يعلمون الغيب ما لبثوا فی العذاب المهين."، أى، ~~و5- ووه ب84 ~~3 استبان، عند ذلك ، للواحق، أنهم، لوعرفوا ذلك ، بما يقسم لهم من آلبركة ، التى ، قد ~~كانتغابت عنهم،لما! أقاموا على المهانة، فیالمحنة، بانقطاعهاعنهم،بل، كانوا يستسلمون ~~هوم ~~الف-115 ~~لصاحبالامر. # مه وو ~~"... وآذكر عبدنا داود ذا الأيد إنه أواب. "، أى ، إن الحدود، كانت مضمومة ~~و124 * ~~اليه، فكانوا أيادى له. # 5 ~~" إنا سخرنا آلجبال معه، "، أی، سخرت اللواحق . # ه ~~ه183 ~~... يسبحن بالعشى والإشراق."، أي ، يقيمون آلدغوة له ، بتنزيه آلبارى ، ~~سس ~~جل وعز، وتقديسه، عند آنقطاع الجارى عنه، حين عشىعنه والإشراق ، فیوقت، شرق ~~ر ومه ~~عليه نور آلبركة. # سو ~~"والطير محشورة، "، أى، كذلك الخيالات، كانت تحضر عنده، أمثلة اللواحق. # يرو ~~فكل: كان يؤوب إليه، بمثال صاحبه. # "وشددنا ملكه ، "، يعنى، بالجارى، الذى ملك به، أهل الدعوة. # -54 ~~... وءاتيناه الحكمة وفصل الخطاب."، أيد بالظاهر وآلباطن . # 3 - الف ، ب : اللواحق . ج : للواحق . 4،3_ الف : كانت قد غابت . ب ، ج : قدكانت غايت . # 4- الف ، ج : يسنسلمون . ب: ينسلمول . # 6 - آيه 17 : سورۀ 38 (سورة ص) . اصبر على ما يقولون واذكر عبدنا داود ذا الأيد إنه اواب . # 9- الف ، ج : كانت مضمومة . ب:کان مضمومة . # 8 - آيه 18 ، سوره38 (سورة صس) . انا سخرنا الجبال معه يسبحن بالعشى والاشراق . # 9- الف : ب : ای يقيمون . ج : يقيمون . # 10 - الف : تعالى وتقديسه . ب : جل وعز وتقديسه . ج : جل وعز ويقدسه . # 10 - الف ، ب : والاشراق . ج : الاشراق. # 12 - آيه19، سوره 38 (سورة صس) . والطيرمحشورة كل له اواب. 12 - حاشيه الف : الطيرمحشورة. # 14 - آيه200 ، سوره 38 (سورة ص) . وشددنا ملكه وهاتيناه الحكمة وفصل الخطاب . PageV00P146 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~2--2و ~~"وهل أتاك نبؤا الخصم، "، يعنى، الخيالين، الدين،ظهرا له فی صورة لاحقين. # "... إذ تسوروا المحراب. "، ظهرا له، فی حد آلإمامة،وغلبا عليه، فیالقول. # 1 ~~... ففزع منهم، "، أخيفة، على ms148 نفسه. إذ، رآهما، قد تعاليا عليه، فیالقول. # الف -116 ~~... وعزنى فیآلخطاب. "، أى، غلبنى، بقوة بيانه . # س و سه ~~24 ~~"... وظن داود أنما فتنا5، "، استيقن ، بأن ذلك ، امتحان عليه ، لما فعله ~~بصاحبه، فی آمر زوجته. # -5 ~~... فاستغفر ربه وخر راكعا،"، أي، رجع، إلى خيال تاليه، معترفا، بالذنب على ~~864- ~~عدو. # نفسه، مقرا، بأنه فی حد اللواحق. وذلك، أن الركوع، حد اللواحق، وأنه، قذ أخطا، ~~س ~~وو2 ~~فى ما فعل، فیآمرأة أوريا. لأن ذلك، لايجوز أن يفعله، إلامتم. # "... وأناب."، أي، رجع عن ذلك ألفعل، منيبا بالتوبة، إلى خيال آلتالى. # " فغفر ناله ذلك وإن له عندنا لزلفى وحسن مكاب. "، قبل ذلك منه، فقدم حده، ~~ي ~~ه ~~وقرب. لآن الزلفة، هی القربة. # "يا داود إنا جعلناك خليفة فی الأرض، "، لأنحده كان حد اللواحق المستخلفين، ~~1 - آيه 21، سوره 38 (سورة صس) . وهل أتاك نبؤا الخصم اذ تسوروا المحراب . # 2 - الف : تسوروا . ب : اذ تسور. ج : اذ تسوروا. # 1 - الف : اللذين . ب : الذى . ج : الذين . # 3 - آیات 22تا25 و 26، سوره38 (سورة صس) . اذ دخلوا على داود ففزع منهم قالوا لاتخف خصمان بغی بعضنا ~~على بعض فاحكم بيننابالحق ولا تشطط واهدنا الى سواء الصراط . ان هذا اخى له تسع وتسعون نعجة ولى نعجة ~~واحدة فقال اكفلنيها وعزنى فی الخطاب . قال لقد ظلمكث بسؤال نعجتكث الى نعاجه وان كثيرا من الخلطاء ~~ليبغى بعضهم على بعض الا التذين آمنوا وعملوا الصالحات وقليل ما هم وظن داود أنتما فتناه فاستغفر ربته ~~وخر راكعا واناب . فغفر ناله ذلكث وان له عندنا لزلنى وحسن ماب . يا داود انا جعلناك خليفة فی الارض ~~فاحكم بين الناس بالحق ولاتتبع الهوى فيضتلكث عن سبيل الله ان التذين يضلتون عن سييل الله لهم عذاب شديد ~~ما نسوا يوم الحساب. # 7 - الف ، ب : بالذنب . ج : لذنب. # 8 - الف : مقرا بانه فی جد . ب : مقرا بانه فی حد . ج : صفرا بانه فی حد . # 11 - الف ، ج : فقدم . ب : وقدم. # 9 - الف ، ب : امر . ج : امرأة. PageV00P147 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~99 ~~4 ms149 ~~3ه1 ~~فى وقت غيبة المتم. فكانت الزلفى( من الله، عزوجل، أنه، أقيم فی ذلك الوقت، الحد، الف -117 ~~وأعلى، على جميع اللواحق . # و:و ~~2482 ~~"ووهبنا لداود سليمان نعم العبد إنه أواب. "، أي، جعل حده لسليمان، بغده، هبة ~~4404 ~~من الله، لداود، نعم العبد. فالعبد، علىحد اللواحق. أى أنه، كان أفضل اللواحقفی ذلك ~~الوقت. فاعطى مرتبة داود، فی قيامه مقام المتم. # ه144 ~~2483 ~~... إنه آواب. "، أي، أنه، لايقدم على شيء، دون أن يرجع به إلى صاحبه. # ه ~~ه5ه ~~7... إنى أحببت حب الخيرعن ذکرربیحتی توارتبالحجاب. "، قالوا، أغجب ~~بخيل، كانت لأبيه . أي، فتن بإعجابه، باللواحق، الذين، كانوا مضمومين، إلى أبيه، ~~4 حين أعلى عليهم، حتى، توارت عنه البركة،واحتجبت عنه، اختبارا. # 2228 ~~"ولقدفتنا سليمان وألقينا على كرسيه جسدا ثم أناب. "، أئ، قام أحد الأضداد ~~ف حده، يذعو إلى آلظاهر، دون الباطن . # "... رب آغفرلى وهب لى ملكا لاينبغىالأحد من بغدى إنك أنت الوهاب."، ~~الف-118 ~~استفتح،وسأل،أنيمدكمنالجارى، تمليكا، لايكونلأحدبعده، ممن يبغونعلىشركائهم، ~~هه 1 ~~أن لايكون لأحد، فی ذلك آلدور ، ما كان له . لأن مقامه ، كان مقام الأتماء، وحده ، ~~15 كان حد آللواحق. # 3 - آيه 30، سوره38 (سورة صس) . # 4 - الف ، ب : حد اللاحق . ج : حد اللواحق. # 5 - الف : فقامه مقام المتم . ب ، ج : مقام المتم. # 7- آيه32، سوره 38 (سورة ص) . فقال انى احببت حب الخير . عن ذكر ربى حتى توارت بالحجاب . # 8 - الف : اى فتن باعجابه باللواحق الذين . ب : اى فتن بعجابه باللواحقالذى . ج : اى فترة بعجابه باللواحق ~~9 - الف ، ب : حين اعلى . ج : حتى اعلى . # الذى. # 9 - الف - ج : اختبارا . ب : اختيارا . # 10 - آيه34 ، سوره38 (سورة صس) . # 11- الف : يدعوا . ب، ج : يدعو. # 12 - آيه 35 . سوره 38 (سورة ص) . قال رب اغفرلى وهب لى ملكا لاينبغى لاحد من بعدى انکث انت ~~13 - الف ، ب : لايكون . ج : الا يكون. # الوهاب. PageV00P148 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~109 ~~1 ~~-3291 ~~913- ~~" فسخرنا له الريح، "، اى، سخرت له آلبركة، فكان يتولى قسمتها، من اللواحق، ~~و ~~لقوله: "... تجری بامره رخاء حيث آصاب ."، قال ، حيث آراد. وهذا ms150 حد آلاتماءدون ~~الواحق، فاعطى ذلك. # وم ~~ه و-مو ~~.. # " وآلشياطين، "، أى، سخر له، بالطاعة، كل من كان قدشطن ونافق . # 13 ~~ر وبو134. # 613س ~~و"... بناء، "، على آللواحق، الذين ، يقومون ببنيان آلدعوة."... وغواص."، ~~853 ~~.4 ~~ه و ~~علىالاجنحة،الذين ، يستخرجون لطائف آلتاويل، بالأبهام ~~ه ~~دهو و ~~هد4 ~~م ~~و-2 ~~جيبين، الذين، قدعوهدوا،وآستوثق ~~"واخرين مقرنين فی الآصفاد."، آى آلمستج ~~مل ~~مو ~~.212193 ~~منهم. فسخرله، أهل هذه الحدود ، من المنافقين، حتى، أنابوا ورجعوا وآنقادوا، عطاء ~~84- ~~11 ~~اف - 119 من الله، عزوجل، لماكان( أيد به، من البركة. # ه4 ~~8 ~~"... فأمنن أوأمسك بغيرحساب."، أي، أقسم، فیمنشئت، وآمسك، عمنشئت، ~~: ~~هد15 ~~حقين للحرمان. # من غير تتبع عليك، ثقة به . انه ، يعرف المستحق منهم، من المستحمين دد ~~فصل ~~"وإن يونس لمن المرسلين. "، كان أحد اللواحق، الذين، أرسلوا فیإقامة الدعوة. # 14 ~~شو ور ~~93ه-1 ~~ه12 ~~" إذ أبق إلى الفلك المشحون. "، إلتجأ، إلى دغوة ذات شحناء، بغير آمر صاحبه. # 9هو ~~1 - آه36 ، سوره38 (سورة ص) . # 1 - الف : اى سخرت له البركة فكان يتولى قسمتها من اللواحق لقوله . ج : اى سخر له . ب : ندارد . # 2 - الف : قال حيت اراد وهذا . ب : قال حيث اصاب قال حيث اراد وهذا . ج : قال حيث ارادوا هذا . # 4 - آيه 37 و 38 و 39، سوره38 ( سورة صس) . والشياطين كل بناء وغواص. وءاخرين مقرنين فی الاصفاد. # 5 - الف : وبناء. ب : والبناء . ج : والبنا. # هذا عطاؤنا فامین او امسک بغير حساب . # 9- الف ، ب : ايدبه . ج : ايديه . # 6 - الف : بالالهام . ب : بالايهام . ج : بالابهام. # 10- الف، ج : شیت . ب : شتت. # 13- الف : قبل از ، وان يونس ، قصة يونس فصل . ب : فصل . ج : ندارد . # 13- آیات 139 تا 142 و 143، سوره 37 (سورة الصافات) . # 14 - الف ، ج : شحنأ . ب ، شحناء. # 13- حاشيه نسخهه الف ، قصة يونس. PageV00P149 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~203 ~~" فساهم فكان من المدحضين."، أئ، طلب قسطه من البركة، فمنع. # -ر113 ~~فالتقمه الحوت وهو مليم ."، ضمه بعض آلمتغلبين، إلىنفسه، حين أتىبالفعل،ا ~~3 الذى، لحقه اللوم على ذلك. # قيل، فاضطربت آلسفينة وتزلزلت، أى، افتتن أهل تلك الدغوة . فقال ms151 الملاح، ~~من منكمالخاطى؟ فتساهموا، فوقعتالقرعة به. فالملاح،علىالمتم. أئ،لمارأى آضطراب ~~أهل الدعوة، بحث عن(الأمرفی ذلك، مما يقسم من الجارى، بين لواحقه. فلما رأى حظه ~~مو و ~~الف-120 ~~1 ~~م بخوسا من بينهم، عرف أنه صاحب الآمر، فأمسك عنه، فعندها، انضم إلى المتغلب. # 24و ~~"فلو لا أنه كان من المسبحين. "، يعنى، أنه، كان لايدعى لنفسه فی محنته، حدا ~~وه2و ~~9 لم يكن له، بل، نزه نفسه عن ذلك ، معترفا لصاحبه، مذعنا لحقه، مقرا بفضله. # " فنبذناد بالعرآء، "، أي ، سلخ ماكان قد آستفاده من البركة والنعمة، جميعا، ~~فبقى عريانا من ذلك. # ه ~~" وآنبتنا عليه شجرة من يقطين."، وهى، شجرة، ليس لها ساق. يعنى، ألجأ إلى ~~ه ~~ماذون، ليس هو قائم بذاته، كما يقوم اللواحق والأجنحة. # "... فنادى فی الظلمات أن لآ إ له إلا أنت سبحانك إنى كنت من الظالمين."، ~~54- وه ~~2- الف : التقمه . ب . ج : فالتقمه. # 3،2 - الف : انى الفعل الذی لحقه . ب : انى بالفعل الذى الحقه . ج : ابى العقل الذی لحقه . # 4 - الف : قال . ب . ج : قيل. # 5 - الف ، ج : فتساهموا فوقعت . ب : فساهوفوقفت. # الف : ضه. فله. # 9 - الف ، ب : نزه . ج : فرة. # 10- آیه1450، سوره37 (سورة الصافات) . فنبذناه بالعراء وهو سقيم. # 11- الف ، ب : عريان . ج : عريانا. # 12 - آيه146، سوره370 (سورة الصافات) . # 12 - الف : وهو شجرة. ب . ج : وهى شجرة. # 12- در هرسه نسخه ، الجيم، أملهاست. # 13- الف : برامته . ب ، ج : بذاته. # 14 - آيه87، سوره21 (سورة الانبياء) . وذاالنون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر عليه فنادى فیالظلمات ~~ان لا الله آلا انت سبحانكث انى كنت من الظالمين . PageV00P150 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~103 ~~2 ~~سو ~~أ، تضرع إلى المتم، واعترف بالخطاء، وأقربالظلم على نفسه، وأظهر مغرفته بخذمته، ~~- ~~ال 121 وأنه، منزه عن الإستعانة )بأحد من الأضداد والمتغلبين ، وأنه القائم مقام الله، الذى ، ~~4و93 ~~سه ~~لا إله إلا هو. # و8 ~~28 ~~فاستجبنا لهونجيناه من الغم وكذلك ننجىالمؤمنين."، فإيمانه، كفهآلاذى، ~~و وهوه ~~44و ~~9 ~~عن جميع أهل الحرم، لأنه، كان فی فتنته، قد صبر وكفعن ذلك، فأمنوا شره، كلهم. # ~~فصل ~~ه2 ms152 -136 ~~"إذقالت آمرأت عمران، "، يعنى،أحداللواحق. وعمران، علىالمتم. # 1-55 ~~ه16- ~~شه و2 ~~... إنى نذرت لك مافیبطنىمحررا، "، أئ، إنه،قدكان أنس من بعض حدوده، ~~إستقلال بالأمر. وكانهذا اللاحق، قدأحب، أن يقدم على نفسه، هذا الذى، أمل فيه1 ~~403 ~~استقلال بالأمر. # و11 ~~"... محررا، "، أي، أنه،قد أعتق من عبودية نفسه، ورضى أن يرفع حده عليه. # ه402864 ~~... فتقبل منى، "،سأل أن يجرى فيه، خيال المتم، من غير واسطةمنه، وطابت 12 ~~12 ~~8 ~~نفسه بذلك. # "... فتقبل منى إنك أنت السميع العليم ."، أي ، تسمع من كل خاضع الك، ~~1-93 ~~42- ~~الف-122 ~~س سرف ~~طالب منك، وأنت العليم بمن قدمته وحررته. # سه- ~~هوس4مدا ~~"فلما وضعتها قالت ربإنىوضعتها أنثى، "، أئ،حينقدمه وأظهر حده، وجده، ~~غير مستقل. # 1 - الف ، ج : بخدمته . ب : صريحا وواضحا : يخذمته . # 1 - الف : واطهر. ب ، ج : واظهر. # 5 - الف : فتنته . ب، ج : فتنة . # 4 - آيه88 ، سوره21 (سورة الانبياء) . # 27- آيه35، سورهسوم (سورة آل عمران) . اذ قالت امرات عمران رب انی نذرت لک ما فی بطنی محررا فتقبل ~~7 - در حاشيه نسخه الف : قصة مرم. # منى انكث انت السميع العليم. # 9 - در هرسه نسخه . امل ، آمدهاست . در حاشيه نسخه الف ، اصاب ، بصورت نسخه بدل آمدهاست . # 12 - الف ، ب : بخيال . ج : خیال. 13،12 الف ، ب : وطابت نفسه . ج : وطالب معكث نفسه . # 16- آيه 36، سوره سوم. (سورة آل عمران) . # 14 - ب : العلم ، ندارد. PageV00P151 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~104 ~~445 ~~ه ~~1وه3و ~~"... والله أعلم بماوضعت، ". أى أن المتم، كان أعرف به وبمقداره. # ... وليس الذكر كالأنثى، " . أئ ، ليس يصلح لحد الذكور ، من اللواحق، ~~ه ~~3 من هوفی حد آلإناث منهم. # --155- ~~1 ~~... وإنى سميتها مريم، ". أى، أجريتها على حد آلميم ، وهو آلمتم، وجعلت لها، ~~منه : نصيبا. # -2 ~~ه1- ~~... وإنى آعيذها بك وذريتها من آلشيطان آلرجيم." . أى ، فوض أمره إليه، ~~و ر ~~ليتولى له، من القسمة، ما يكون به قوامه، وقوام أهل دغوته، ويحترزوا به، ويستغنوا عن ~~سهس ~~الضد المتغلب. # وس ~~"... كلما دخل عليها زكريا المحراب، "، أى، كلما أطلع عليه بخياله فی حده. # -25 ~~... وجد عندها رزقا، "، قالوا فی آلتفسير، وجد عندها، فاكهة ms153 طرية ، من فواكه ~~الصيف ، فی الشتاء. أي، وجد عند بيان]ظاهر المتم، فائدة مستحدثة. # 5- و2124 ~~ومو ~~"... قال يامريم أنى لك هذا قالت هو من عندالله، ". أي، عرفه، أن ذلك، يطرقه ~~الف-123 ~~بخيال المتم، القائم مقام الله. # فصل ~~-5325 ~~15 "هنالك دعازكريا ربه قال رب هب لى من لدنك ذرية طيبة إنك سميع الدعاء. ". # ائقن بتمام أمره، فسأل أن يقاممقامه، من هو من أهلدعوته. ذلكقوله: "... إنى وهن ~~2 - الف ، ب : لحد الذكور من اللواحق . ج : احدا لذكره ومن اللواحق . # 4 - الف ، ج : اجريتها . ب : اجرتها . # 4- الف : الميم . ب ، ج : المتم . # 7- در هرسه نسخه ، له فوامه ، امدهاست . # 9 - آيه37 ، سورۀ سوم (سورة آل عمران) . فتقبلها ربتها بقبول حسن وانبتها نباتا حسنا وكفلها زكريا ~~كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم أنى لكث هذا قالت هو من عند الله ان الله يرزق ~~11- الف ، ب : عندهبيان . ج : عندبيان . # من يشاء بغير حساب. # 12- الف ، ب : يطرقه . ج : يطوقه.14 - در نسخه ب : قيل از ، هنا لكن ، فصل ، تيامدهاست. # 15- آيه 38، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 15 - حاشيه نسخه الف : قصة زكريا. جه PageV00P152 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~105 ~~613و30 ~~44-و2 ~~.3228152- 5 ~~العظم منى وآشتعل الرأسشيبا، "، لماضعف أمرعظماء دغوته، بانقطاع البركةعنهم، من ~~سو ~~جهة رياسته عليهم،وعرفوا ذلك، باشتعالالشيب فیرأسه، أي، بعجزهعما كان يفيدهم ~~بحدرياسته. # " فنادته الملائكة، "، أی،رأى بالفتح والخيالين. # 1 ~~-62 ~~"... وهو قائم يصلى فی المحراب، ". أي، هوقائم فیحده، بإقامة الدعوة. # و ~~44 ~~"... أن الله يبشرك بيخيى مصدقا بكلمة من الله، "، أي، بشر بمن يقوم مقامه، 6 ~~اف - 124 يخيىالله به الأمر، بغدمضيه،وتمام أمره، مؤيداابالأصلين. # ه 136 ~~13 ~~.،34 ~~.. وسيدا وحصورا، ". أي ، يعلى حده ، على جميع الحدود. وأعلم، أن الأمر، ~~لايبقىبعده، فیأحدمنحدودتلكالدغوة،وأنه،يكونآخرمم، وعلىرأسه،يكونانقضاء9 ~~سس ~~س وه ~~اسسهر ~~س ~~أمر تذك الشريعة. # "... أنى يكون لى غلام وقد بلغنى الكبر وآمر أتى عاقر، ". أي، كيفيكون لى، ~~او م ~~4-04-1-9 ~~-44 ~~من يفتح عليه بالبركة، وقد انقطعت عنى، وأن بابى، قد عجز عن إقامةحد وتقديمه. 12 ~~ه 19- الف ، ب : وذلكك . ج ms154 : ذلكك. # 19 - آيه4 ، سوره 19 (سورة مريم) . قال رب انى وهن العظم منى واشتعل الراس شيبا ولم اكن بدعائك ~~رب شقيا. # 2 - الف ، ب : باشتعال .ج : اشتعال. # 4 - آيه39، سوره سوم (سورة آل عمران) . فنادته الملائكة وهو قائم يصلى فی المحراب أن الله يبشرك بيحيى ~~مصدقا بكلمة من الله وسيدا وحصورا ونبيا من الصالحين . # 8 - الف : يعلى . ب ، ج : يعلا. # 7 - الف : فيحیى الله . ب ، ج : يحيى الله. # 9 - الف ، ج : من حدود . ب : من الحدود. # 8- الف ، ب: واعلم. ج : اعلم. # 11 - آيه40، سوره سوم (سورة آل عمران) . قال رب أنى يكون لى غلام وقد بلغنى الكبر وامرأتى عاقر قال ~~كذلکك الله يفعل ما يشاء . آيه 8 ، سورۀ 19 (سورة مريم) . قال رب أنى يكون لى غلام وكانت امرأتی ~~12- در مرسه نسخه، اليكة، آمدهاست. # عاقرا وقد بلغت من الكبر عتيا. # 12- در رسه نسته، احد، امدهاست. # 12 - الف ، ب : وان يابی . ج : وان بابی . PageV00P153 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~1096 ~~س- ~~"... قال ايتك ألا تكلم الناس ثلاثة أيام إلا رمزا، ". أى ، لاتبين حد السابق ~~الناطقوالمتم،إلامخاطبةظاهرة.وفیموضع آخر"... ألاتكلم الناسثلاثلياليسويا،". # وسهه ~~2 أى،لاتكشفحد التالىوالأساس واللاحق،ولاتبين بذلك، إلابظاهر ألفاظك. # "... وآذكر ربك كثيرا وسبح بالعشي والإبكار. ". أى أغترف، بحق مربيك، ~~14 ~~مبينا لاهل دغوتك، حده ومرتبته، ظاهرا وباطنا. # "وإذقالت الملائكة ايا مريم إن اللهآصطفاك وطهرك، "، أئ، ظهرله، بالفتح ~~85 ~~الخيالين، أنه،قد أغلى حده على لواحق ذلك الزمان،فهذا،الإصضطفاء الأول. # "... وآصطفاك علىنساء العالمين، ". وكذلكأعلىحده،على جميع حدودالأتماء، ~~9 الذين، درجوا فی ذلك آلدور. # "... اقنتى لربك وآسجدى، "، أى ، لاتدع الخضوع والتذلل ، لخيال متمك ~~المربى لك،والإنقياد، لمتمك. # "... وآركعى مع آلراكعين.". أى، لاتدغ حدا فوقحد الدواحق، بل، عد نفسك الف -125 ~~1-025 ~~معهم، وعززهم،وإنكنت قدأعليت عليهم. # ايه 41 ، سورۀ سوم (سورة آل عمران) . قال رب اجعل لى عاية قال ءايتكث ألا تكلم الناس ثلاثة ايتام ~~الا رمزا واذكر ربكث كثيرا وسبح بالعشى والابكار.1 - الف ، ج : لاتبين . ب : لايتبين . # - الف ، ج : آخر . ب : اخری. # آية 10، سوره 19 (سورة مريم) . قال رب اجعل لى ءايه قال ءايتكث ms155 ألا تكلم الناس ثلاث ليال سويتا. # 3 ~~الف ، ب : لاتبنى . ج : لاتبين. # 4 - الف ، ب : بحق مربيكث . ج : مربيكن . # آيه 42، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 6 - الف ، ب : ظهر . ج : طهر. # - الف : على لواحق متم . ب : على جميع لواحق . ج : على لواحق . # 8 - الف ، ب : وكذلكث . ج : وذلكث . # 10- آيه 43، سوره سوم (سورة آل عمران) . يا مریم اقنتی لربکث واسجدی وارکعی مع الراکعین . # 11 - الف ، ب : المربی . ج : الزلى. # 11 - الف ، ب : لمتمسكث . ج : المسكن . # 12 - در هر سه نسخه . لاتدعى ، آمدهاست . 12- الف : حد اللواحق . ب . ج : حد اللحوق . # 13- الف ، ب : وعززهم . ج : وغورهم. PageV00P154 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~107 ~~و540وه سم ~~... إذيلقون أقلامهم أيهم يكفل مريم، ". أى، استفتحوا، كلهم، لينظروا من ~~يؤمر أن يكفله. فخرج سهم زكريا، أي، فتح عليه من بينهم. وروى، أنهم ألقوا أقلامهم، ~~و12 ~~4-8 ~~س*م ~~ف نهرجار،وجعلوا، علامة السبق، القلم،الذى، يستقبل الماء. فجرتالأقلام، كلها. معجرى ~~الماء، غيرقلم زكريا، فإنه استقبل آلماء، أى، استفتحوا، وجعلوا العلامة بينهم، من ملقى ~~و ~~لف -126 الجارى، استفتاحه، فتلقى( الجارى، استفتاح زكريا،دونهم. وأما الباقون، فجرى فيهم. على ~~4443 ~~الرشم الأول. لم يفتح عليهم حين استفتحوا، إلا فیأوانه. # 1-و ~~"... إنالله يبشركبكلمة، ". منالله: أي، رأىفیالفتح والخيالين،أن ناطقآلدور، ~~سو و0 ~~يكون من آهلدغوته، وآن آمره، قد دنا. # هو ~~.. . آسمه المسيح عيسى آبن مريم، ". أى، باسمه ، يمسح أهل الدغوة ، بالبركة9 ~~2- ~~وو ~~النورانية ، وأنه ، يكون منوطا بك، ومنسوبا إليك. # 52 س ~~... وجيها فی آلدنيا والأخرة، ". أي، مليا، بآداء الظاهروآلباطن. # " ويكلم الناس فی المهد وكهلا ومن الصالحين.". أي، يكون مليا بتأدية البيان، 12 ~~20 ~~ابين بحد الأجنحة،وإلىالأجنحة بحدالذواحق،وإلىاللواحق بحد الاتماء. # إلى المستجي ~~"ويعلمه الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل.". أي ، يؤيد بالجارى والإلهام ، ~~6-و3938 ~~فيكون مليا بتأدية الظاهر والباطن. # 1 - آيه44 ، سورۀ سوم (سورة آل عمران) . ذلكث من انباء الغيب نوحيه اليكث وماكنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ~~1- الف : لينظروا . ب ، ج : لينظر. # ایهم يكفل مريم وماكنت لديهم اذ يختصمون . # 2 - الف ، ب : القوا . ج : القو. 3_ الف ، ب : جاری . ج : جار . 4 ms156 - ب : زكرياع م . # 6 - الف ، ب : الرسم . ج : الرسوم. # در هرسه نسته، ملقا، امدهاست. # 6 - الف ، ب : لم يقتح . ج : يفتح. # 7- آيه454، سوره سوم (سورة آل عمران) . اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح ~~8 - الف، ب : قددنا . ج : قلرنا. # عيسى ابن مريم وجيها فی الدنيا والآخرة ومن المقربين . # 10 - الف : منوها . ب، ج : منوطا. # 9- الف ، ب : يمسح . ج : لمسيح. # 12- آيه 49، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 13 - الف ، ب : الى المستجيبين بحد . ج : على المستجيبين فحد . PageV00P155 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~108 ~~"ورسولا إلى بنى إسرآئيل، ". أئ، يعلى حده، على اللواحق، بمرتبة)النطق. الف -127 ~~105-م ~~"... أنى قذ جئتكم بآية من ربكم، ". أي، يكون نيلحظهم من البركة، منجهته، ~~1 ~~3 فيكون ذلك، آية له،عندهم. # 20821104-5 ~~"... أن أخلق لكم من الطين كهيئة الطير فأنفخ فيه فيكون طيرا بإذن الله، ". # م ~~404 ~~أئ، أضلح من ظاهر شريعتى، وهى الطين، من أقيمهمنحداللواحق،فأنفخفيها، وأقسم ~~وس وره -913 ~~سه و ~~لهم، من الروح المقدسة، فيكون طيرا، بإذن الله. فأتخايل إليهم، ويتخايلون إلى، بإذن ~~4-194 ~~السابق، القائم مقام الله. # ه4 ~~سه 3 ~~"... وأبرئ الأكمه والأبرص وأخى الموتى بإذنالله، ". أى، أويد، من هوعاجز ~~ه1 ~~سهه ~~9 عن آلبيان، وأصلح، من قد ظهر فيه النفاق ، وأخيى، من قدمات بانقطاع الجارى، ~~بتاييدی إياه. # و ~~دم ~~: ووه ~~وه ~~"... وأنبئكم بما تاكلون وما تدخرون فی بيوتكم،". إنىأكشف لكم، عنمراتب ~~12 من آستقام بتأدية بيان الحدود، وأداء الأمانة والنصيحة فيها ، وعن مراتب من آدخر ~~2 ~~النصيحة، وكتم بيان ما عنده من آلحدود. # 6ومام28 ~~6سو،04-و0 ~~" فلما أحس عيسىمنهماالكفر، ". أي، عرف بما يجرىإليه، ماقد أشعروا أنفسهم، الف - 128 ~~15 من كتمان حدد ومنزلته. # "... قال من أنصارى إلى الله، ". كشف الأمر لهم: بالدعوة إلى نفسه، لينظر من ~~يجيبه إلى إقامتها له. # 14- آيه48، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 1- آيه 49 ، سوره سوم (سورة آل عمران) . ورسولا الى بنی اسرائیل أنی قد جئتكم بآية من ربکم أنى اخلق ~~لكم من الطين كهيئة الطيرفانفخ فيه فيكون طيرا ms157 باذن الله وابرئ الاكمه والابرص واحى الموتى باذن الله وانبتكم ~~بما تاكلون وما تدخرون فى بيوتكم ان فی ذلكث لاية لكم ان كنتم مؤمنين . # 5 - الف : فی حد . ب ، ج : من حد. # 5 - الف ، ب : هى الطين . ج : هى الطير . # 10 - الف ، ب : بتأییدی بج : بتاییده . سم ~~9- الف ، ج : قد ظهر . ب: ظهر. PageV00P156 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~109 ~~641و ~~43 ~~"... قال آلحواريون نحن أنصار الله، ". فالحواريون، على الذين ، صفت نياتهم ~~0م0 ~~.و ،12 ~~من النفاق والحسد، أجابوه إلى ذلك. # 1 ~~س ~~... عامنا بالله، "، آی، صدقوا ماعرفهم من حده، فیالإمامة والنطق. # و1و ~~د 4 ~~"... وآشهذ بأنا مسلمون." . وانقادواله وأذعنوا، وسألوه أن يكشف منزلتهم ~~ه مسوه ~~منه، لاهل دعوته وحدوده. # سس، ~~4 ،54و1 ~~"ربناءامنا بما انزلت وآتبعنا آلرسول، 4. استفتحوا بخيالهم، معترفينبالانقياد ~~-4- ~~5، ~~له، واتباعهم إياه. # 4وسوو. # ووه2- ~~... فاكتبنا مع آلشاهدين. *، وسآلوا، أن يكونوافیعدد حدوده، ويرتبوافیإقامة ~~19م ~~الدغوة إليه،وبيان حده لأهلالدعوة. # و ~~هو -. # 64-12 ~~وو4 ~~الف -129 ~~... إنى متوفيك، " . أعلم، أن أمره ، ينقضى قبل خروجه عن العالم ، اوأنه، ~~مه600 ~~يؤمربالتسلم. # ... ورافعك إلى، " . وأنه، يكون فی حدتمام أمره، أيضا، متصلا بالأصلين، 12 ~~44 ~~و6 ~~.-24- ~~غير مسبخوس الحظ ~~"... ومطهرك من الذين كفروا ، ". أي ، لا يقدر الضد، على الطعن عليه ، ~~9 ~~سو1822 ~~: ~~4 ~~بتمامية امره. # ه 14- آیه، 52، سوره سوم (سورة آلعمران) . 16و17_ الف : ب : من يجيبه . ج : من يجيب. # 1 - الف، ب: صفت.ج: ضعفت. 3_ الف: ماعرفهم. ب، ج: لماعرفهم.4_ الف: منزهم.ب، ج: منزلتهم. # 7 - الف ، ج : واتباعهم . بب : واتباعتهم. # 6 - آيه530 ، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 8 - الف : ترتبوا . ب ، ج : يرتبوا. # 10 - آيه55 ، سوره سوم (سورة آل عمران) . اذ قال الله يا عيسى انى متوفيكث ورافعكث الى ومطهرك من ~~الذين كفروا وجاعل التذين اتبعوك فوق الذين كفروا الى يوم القيامة ثم الى مرجعكم فاحكم بينكم فيماكنتم فيه ~~12 - الف ، ب : وانه يكون . ج : اوانه . # ختلفوت . # 13- الف، ج : منحوس . ب: مبخوس. # 12 - الف ، ب : ايضا . ب : وايضا. PageV00P157 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~115 ~~مس ~~ه323- ~~م: 1 42256: ~~و ~~... وجاعل آلذين آتبعوك فوق آلذين ms158 كفروا، " . آى، ظهرت فضيلة لواحقه، ~~4* ~~د641 - ~~د ~~562 ~~وم- ~~على أضدادهم، فلم يطعن عليهم فی شريعته ، ولا فضل عليهم آحد من آضدادهم. # ... إلى يوم آلقيامة، "، إلى آنقضاء آمر دوره. # و. # و1 ~~" إن مثل عيسى عند آلله كمثل عادم خلقه من تراب، " . آي ، كان مثاله فی نيل ~~س14 ~~1414 ~~مرتبة آلنطق، مثال بدء الخلق . لانه، اتصل به آلجارى من آلاصلين، بخيال التالى، لاكما ~~22و ~~4- ~~اتصل بغيره من النطقاء، بخيال الأتماء، وكذلككان سبيل بده الخلق ، إذ لم يكن قبله ~~متم، فيتخايل إليه. # 41126و ~~و بسو با2م14 ~~"... ثم قال له كنفيكون.". (أي، أرقى إلى حدالأصلين، بواسطة منخيال التالى. الف - 130 ~~"الحق من ربك فلا تكنمنالممترين.". أي، لم يتخالجه آرتياب، فیأنه،قد نال ~~3 ~~دمو ~~مرتبة آلنطق، فی بد، آمره، كما تخالج غيره. # 45 ~~30-به ~~"... إذ انتبذت من أهلها مكانا شرقيا. ". أي ، شرق عليه الجارى، من غير جهة ~~41 ~~س ~~12 آللواحق، فتمكن فيه. # هد ~~"فاتخذت من ذونهم حجابا، ". أي، كتم ذلك عنهم. # سس ~~" فأرسلنا إليها روحنا، "، أي،طرقها الخيال. # هو و ~~15 "قالت إنى أعوذ بالرخمن منك إن كنت تقيا. " . قالوا، وتقى، كان آسم رجل ~~ه 18-3 ~~2 1 ~~--8ه ~~صالح، فى ذلك الزمان ، يعنى، أحد اللواحق المصلحين، بتسوية القسمة، فى ما بينهم. # 2 - الف ، ب : فی شريعته . ج : من الشريعة. # 2 - الف، ب: احدج : احدا.4- 1ي594، سورهسوم (سورةآل عمران) . 5 - الف: بدوءب، ج: بدؤ. # 9 - آيه،60 ، سوره سوم (سورة آل عمران) . # 7- در هرسه نسخه، فيتخایل، آمدهاست. # 10 - الف ، ب : تخالج . ج : تحتاج. # 11 - آيه 16، سوره19 (سورة مريم) . و اذكر فی الكتاب مريم اذ انتبذت من اهلها مكانا شرقيا . # 12 - الف ، ب : فتمكن . ج : فتكن . # 13 - آيه170، سوره 19 (سورة مريم) . فاتخذت من دونهم حجابا فارسلنا اليها روحنا فتمثل لها بشرا سويتا. # 15 - آیه180، سوره19 (سورة مریم) . PageV00P158 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~119 ~~وو4ه ~~و وو0114 ~~فتخايلإليها الخيال فیصورته، فقال، إنى مفوض آمرى، إلىآلمتم، دونك، وملتجىإلية. # 2182 ~~والرحمن، على المتم. # -هو7 ~~"افحملته فانتبذت به مكانا قصيا. "، أى، قبلته فى دعوتها، ms159 حين ظهراحدهلها، 3 ~~الف -131 ~~وكتمت امره على الحدود، وسترته، اشد ستر. # ه 11-2 ~~ه ~~"فأجاءها آلمخاض إلى جذع النخلة، "، أى، أحوجت إلى إظهارأمره ، بماترايا ~~-218 ~~بخيال متمها. # 2 ~~1-52 ~~... قالت يا ليتنى مت قبل هذا وكنت نسيا منسيا." ، شق ذلك عليه، مخافة ~~وو 15 ~~1 ~~من آلحدود، وتمنى آن يكون ظهوره، يجرى على يد غيره، وآنه، قدتم امره ونجز، واقيم ~~مهر ~~مقامه غيره. # .-54 ~~" فناداها من تحتها ألا تحزنى، "، أى ، تخايل إليه بحده، وهو دونه فی المرتبة . # - ~~سو ~~و128 ~~وأغلمه، أنه ، لايؤمر عليه، من جهتهم، وأنهم، لايقدرون على مكروه فيه. # "... قد جعل ربك تحتك سريا. "، قالوا: السري، النهر، أى، عرفه، أن ألبركة 12 ~~سو ~~و سد ~~موفرة عليه، من غير جهته ، وأنه ، مع ذلك، مقيم فی حدوده . وروى عن الحسن البصرى، ~~س سس ~~5- ~~12824 ~~انه قال : كان وآلله سريا، يعنى، عيسى. فقد دل على حد مرتبته. # "وهزى إليك بجذع( النخلة تساقط عليك رطبا جنيا. " ، أى ، استفتح بخيال 15 ~~الف-132 ~~متمك، يفتح عليك، بيانا مستطرفا. # 35 ~~1 - الف ، ب : وملتجى . ج : ملتج. # 1- در هرسه نسخه، بالخيال فی : آمدهاست. # 2 - الف ، ب : والرحمن على المتم . ج : الرحمن على المتم بجملته . # 3 - آیه22، سوره19 (سورة مریم). 3_ ج: فحملته، ندارد. 4 - الف، ج: اشدستر. ب: اشدسرا. # - الف ، بب: اوجت.ج: اخرجت ~~5 - آیه23 : سوره19 (سورة مریم) . # 6،5 - الف ، ب : بما ترايا بخيال . ج : ساترا بالخيال . 8- الف : تنبئ . ب : تمنى . ج : تمنيا . # 8 - الف، ج : على يدی . ب : على يدر9 - الف ، ب : مقامه غيره . ج : مقامه . # 10- الف : ب : بجده . ج :يجده. # 10- آیهه 24، سوره 19 (سورة مریم). # 11 - الف ، ب : انه . ج : انهم. ه ~~11 - الف : لايامر . ب : لايؤمر . ج : لايامن . PageV00P159 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~112 ~~454 ~~" فكلى وآشربى، "، أى، استفدمنه،ظاهرا وباطنا، بالجارى والتأييد. # 95 ~~س ~~".. وقرى عينا، "، أى، يكون ذلك ، عينا جارية إليك، متقررة عندك. # و ~~3 ".. . فقولى إنى نذرت للرحمن صوما، "، أمر بآن يسترشانه ، عن جميع ~~اهل الحرم. # --2و ~~" فأتت به قومها تخمله، "، أئ،أظهر أمره، ms160 للواحق القائمين بالأمر، وعرفهم، ~~6 اتصاله به. # ... قالوا يا مريم لقد جئت شيئا فريا. " ، أى ، إنك عدلت عن الرسم ، لآنها، ~~سه ~~هسو ~~حملت من غيرزوج. أي ، أظهرت مرتبته، من غير أن يكون من المتم، إليه، إشارة. # هو ~~"فآشارت إليه، "، أي، دل عليه،وعرفهم، أنه، صاحبهم. # "... قالوا كيف نكلم من كان في المهد صبيا. "، أي، كيف انستفتح البركة، الف - 133 ~~منعند من هو، فی حد المستجيبين. # "قال إنى عبد اللهءاتانى الكتاب وجعلنى نبيا . وجعلنى مباركا أين ماكنت، "، ~~أي، فتح عليهم بخياله، وعرفهم، أنه،قد آتصل بالتالى ، وأنه، قد جرى فيه من حصته، ~~وأيد بالبركة،وآعلى حده عليهم، ظاهرا وباطنا. # ... وآوصانى بالصلوة وآلزكوة، "، آي ، آنه قد أمربتاليف آلشريعة، وإقامة ~~الاساس، ليتادية آلتاويل . # 19- الف ، ب : متمکن. ج : منكن. # ه 15- آيه250، سوره 19 (سورة مریم) . # 19- الف ، ب : بيانا مستطرفا . ج : ماستروا. # 1 - آيه4 26 ، سوره 19 (سورة مريم) . فكلى واشربی وقرى عينا فاما ترين من البشر احدا فقولى انى نذرت ~~2 - الف : عينا . ب، ج : عين. # لرحمن صوما فلن اكلم اليوم انسيتا. # 3 - الف ، ب : شانه . ج : مثابة. # 2 - الف ، ب : متقرر. ج : متقررة. # 5 - آیه 27، سوره 19 (سورة مريم) . ج : يجای تحمله ، جملة . # 5 - الف ، ب : ظهر امره للواحق . ج : ظهر امره اللواحق. PageV00P160 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~113 ~~5 ~~... ما دمت حيا. "، عرفهم، آنه ، عند فراغه من تاليف آلشريعة وإقامة آلاساس، ل ~~م ~~يتم أمره، قبل خروجه عن آلعالم ، فينقطع آلجارى عنه . # ه 144و-2 ~~"وبرا بوالدتى ولم يجعلنى جبارا شقيا." ، أي ، أنه، موفق لمعرفة حق مربيه، 3 ~~ل - 134 غير مستنكف عن الإعتراف له بذلك،ولامتجبر عليه، وإنكان قد أعلىاحده عليه. # 35 وه-32 ~~ه144 ~~"والسلام على يوم ولدت ويوم أموت ويوم أبعث حيا. "، أئ، أنه، قدنال درجة ~~اليقين ، فلا يخشى على نفسه فى شيء من هذه الأخوال ، فی وقت أقيم فی حده ومرتبته، 6 ~~و فی وقت تمام أمره، وفی وقت قيام أساسه، بإغلان أمره. # ه ~~"ولما ضرب آبن مريم مثلا إذا قومكمنه يصدون. "، يعنى، لما أشار الناطق إلى ms161 ~~الأساس، أظهر المعاندون منلواحقه، وهم قومه،الإنحراف عنه، وذلك، أن فضلالاساس ~~بالقوة، يظهرعند ظهور آخرالأتماء بالفعل. فجعله مثالا للمسيح، لأنه، كان ثانىآلنطقاء ~~ل -135 منولدإسحق، فكذلكآخرالأتماء هو الثانی من ولدإسمعيل. وفعلالأساس، يظهربظهوره. # ه49344 ~~" إن هو إلا عبد أنعمنا عليه وجعلناه مثلا لبنى إسرائيل."، أى، أن الآساس، هو 12 ~~و ~~ه و2 ~~أحد اللواحق، أنعمعليهبأنرفعهفوقنظرائهبالأساسية،وجعلهمثالالهم،وأمروا أنيختذوا ~~13-2 ~~حذوه، ويأتمروا بامره. # 12،9_ آیات 29 و 40 و 31، سوره 19(سورة مریم). # 11،10 - الف ، ب : البركة من عند من هو . ج : من البركة عند من هو . 13 - الف : نسخه بدل، عليه. # 15- الف ، ج : ای انه . ب: ای. # 4- الف ، ج : متجبر.ب : متجر. # 3- آيه، 32، سوره 19 (سورة مریم) . # 8- آيه 57 ، سوره 43 (سورة الزخرف) . # 5 - آيه334 ، سوره 19 (سورة مریم) . # 8 - حاشيه نسخه الف : معنى لطيف فی قوله تعالى ولما ضرب ابن مريم مثلا . # 9 - الف : ان فضل الاساس بالقوة . ب : افضل الاساس بالقوة . ج : ان فضل بالقوة . # 10 - الف : الاتما بالفعل فجعله مثلا للمسيح . ب : الانتماء بالفعل فجعلا مثلاللمسيح . ج : الاتماء بالفضل فجعله ~~11 - الف ، ب : الاتماء هوالثانى . ج : الا هو التمامى. # مثالا المسيح. # 12- آيه59 ، سوره 43 (سورة الزخرف) . PageV00P161 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~114 ~~"ولونشاء لجعلنا منكمملائكة فیالأرض يخلفون. "، أى ، أراد أن يفوض أمر ~~0 ~~-15.وم ~~15سوه. # الدعوة إلى لواحقه، ويملكهم فيها، ويستخل ~~خلفهم لفعل. # .- ~~و 3. # "وإنه لعلم للساءة،"، أي، أنه،رتبفیحده،لإتمام الدغوة،إلىظهورآخرالأثماء. # ه و ~~وآنه ، لعلملهم، وهوالمرتبلمراتبهم. # ".. . فلا تمترن بها واتبعون، "، أى ، لاتشكوا فی أمره ، واتبعوا قولى، فی إقامة ~~سه ~~طاعته. # و8 ~~"... هذا صراط مستقيم. "، أئ، أنه، طريق النجاة لأهل الدغوة أجمعين، وهو، ~~هو ~~قدوة لهمافی اقتباس الجارى والإلهام ، ولا محيد لهم عنه. # الف -136 ~~و ~~9 وفی وجه آخر، "وإنه لعلم للساءة، "، أي،مثال الأساس ، مثال آخرالأتماء، هذا ~~و ووسه-و. # بالقوة، وهذا بالفعل. فكما أن آخر الآتماء يكون ظهوره بعد مضيه، كذلك، ظهورحد ~~س وو ~~الاساس فیالدعوةعندالحدود، بعدالإمتحان الجارىعليه،وكذلك،مثال المسيح، ينزل ~~12 من آلسماء بعد وفاته . # س ~~إذقال الحواريون يا عيسى آبن مريم هل يستطيع ربك أن ينزل ms162 علينا مأئدة من ~~ه وو60- ~~السماء، "، وكانوا ممتحنين بانقطاع آلبركة عنهم، بعدأن كان وعدهم، أنه، يرتبهم لواحق ~~15 له، فی حد نطقه، فسألوه، إنجاز ما وعد، مستفتحين من عنده. # ه 13- الف ، ب : احد اللواحق . ج : حد اللواحق . # 13 - الف : بالاساسية وجعله . ب : بالاساسية وجعل . ج : الاساسية وجعل . # 13- الف : امرو. ب ، ج : امروا. # 14- الف، ج : حدوه. ب: واحذوه. # 14- الف ، ب : يامره . ج : بامره الى لواحقه. # 3 - آيه 21، سوره43 (سورة الزخرف) . # 1 - آيه100 ، سوره 43 (سورة الزخرف) . # 3 - الف ، ج : لاتمام . ب : لاتماء. # 4 - الف : يعلم . ب ، ج : لعلم. # 5 - الف ، ج : لاتشكوا . ب : لايشكوا . # 5- درهرسه نسنه، واتبعون ، أمدهاست . # 8 - الف، ب : لامحيد.ج : لانحيد.9- الف، ج : وجه.ب:وجهآخر.11 - الف، ب:شانبج: مثال. # 13 - آيه117، سوره5 (سورة المائدة) . 14- در هرسه نسخه ، البركة عليهم ، آمدهاست . حه PageV00P162 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~115 ~~"... قال آتقوا الله إن كنتم مؤمنين. "، أي، مصدقينإبما وعدتكم. # م2و1 ~~ه ~~الف-137 ~~182 ~~ر و ~~هسعوه ~~ب 42.4 ~~و- ~~" قالوا نريد آن ناكل منها وتطمئن قلوبنا، "، كانوا مؤمنين مصدقين، غيرآنهم، ~~م ~~سألوا أن يفتح عليهم، ليوقنوا بوغده ، لأن اليقين ، يكون بعد المعاينة ، وعندها تقع 3 ~~الطمانينة. # ".... ونكون عليها من الشاهدين."، أي، لنسعى فیإقامة الدغوة والشهادة لاهلها، ~~بالبيان، الذى يجرى منا. # "... أنزل علينا مائدة من السماءتكون لنا عيدا لأولنا وءاخرنا واية منك وآرزقنا ~~و ~~5- ~~أنت خير آلرازقين."، إستفتح البركة، وسأل إنجاز ماوعد، من عند الاصلين، بان تعود ~~البركة عليهم، فتكون عائدة من الله، عزوجل، وتفضلا منه، على أول لواحقه وآخرهم. # وفي وجهآخر، أولهم، أهل البركة،وآخرهم،أهل النعمة. وآية يستدلون بها، على صحة ~~س56824 ~~وعده وإنجازه لهم. # وو4- ~~ود - ~~"... إنى منزلها) عليكم فمن يكفر بعد منكم فإنى أعذبه عذابا لا أعذبه أحدا 12 ~~الف -138 ~~من العالمين."، رأى فی ماجرى إليه، أن أمرهم، قدقرب فی إنجاز وعدالله لهم، وآشترط ~~عليهم، إغذارا إليهم،وإنذارا لهم، أن لايكفروا نعمةوليأنرهم،ولابستروا علىحدو،الذي، ~~ووه-12 ~~أعلى عليهم، ليكون ذلك،نذيرا لهممن العذابالعظيم، الذى، يكون مجازاتهمعلىذلك، ~~14- الف : لواحق . ب ، ج : لواحقا. # 2 - آيه1130، سوره5 (سورة المائدة) . قالوا تريد ان ناكل منها وتطمن قلوبنا ms163 ونعلم انقد صد قتنا ونكون عليها ~~من الشاهدين. 3- الف : المعاثنة . ب ، ج : المعاينة . 4 - الف : الطانينة . ب ، ج : الطانية . # سو55 (سورة المائدة) قال عيسى ابن مريم اللهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون لنا عيدا ~~7-گیه ~~لاولنا وءاخرنا وعاية منكث وارزقنا وانت خيرالرازقين . الف ، ج : وانت خير الرازقين ، ندارد. # 10- در هر سه نسخه ، يستدلون بذلکن ، آمدهاست . # 12 - آيه115 ، سورۀ 5 (سورة المائدة) . قال الله انى منزلها عليكم فمن يكفر بعد منكم فانى اعذبه عذابا ~~14 - الف ، ب : ولايستروا . ج : ولايشتروا. # لا اعذبه احدا من العالمين. # 15 - الف ، ب : الذى يكون . ج : الذى كون . PageV00P163 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~116 ~~و1 ~~و ~~4.ه ~~س-9- ~~به، إن فعلوا، لمعرفتهبأن فيهم، من يخالفويفعل ذلك. نعوذ بالله من الشقاق. # 4ه344 ~~48622193،5 ~~"... تعلمما فی نفسىولا أعلم مافی نفسك، "، أئ، أن السابقالمؤيدله، بأمرالله، ~~و ~~هه ~~3 عزوجل، هو ، محيط بما يجرى إليه بحده ، فی مرتبة آلنطق ، وأنه، فی مرتبة نطقه، غير ~~حيط بجميع البركة، التى، هى نفس السابق الكلية. # "... إنك أنت علام الغيوب. "1، أى، هو محيط كذلك ، بجميع حدود النطقاء، ~~الف -139 ~~كلهم، ومبلغ ما يجرى عليهم، وآن ذلك، هو غائب عن بعضهم، دون بعض،لانكلواحد ~~وه ور ~~وو ~~ه 8 ~~منهم، هو محيط بقسطه من ذلك، وما سواه ، غيوب عنه، وآلسابق ، محيط بذلك، أجمع . # 43 وو ~~فإنما قال : "... علام، "، فالتشديد، على التكثير، أي، حظوظ جميع الحدود، كلهم، ~~9 فی الأدوار، كلها، إلى آخرها. # -ه2 ~~"ما قلت لهم إلاما أمرتنبى به، "، أئ، ما أفدتهم إلامن جهتك، ومانلته من عندك. # ه و0--93 ~~-ه-وه ~~1مهم. # و"... كنت عليهمشهيدا ما دمت فيهم، " ، أي ، توليت قسمة آلبركة بينهم، ما ~~ه ف1 ~~12 دمت مقیما فی مرتبتی. # 5 ~~.. . فلما توفيتنى، "، أی، عند تمام أمرى . # س 281 ووه ~~.... كنت آنت آلرقيب، "، آی، من عندك، جری ترتيبهم، فیقسمة آلبركة بينه. # "... وأنت على كل شئء شهيد. "، واكذلك، أمر الكل من الحدود ، إليك، ومن الف - 140 ~~ه د و-ه ~~جهتك، الترسيم لمن يقسم بين الحدود، البركة. # 1 - الف : الشقاء ms164 . ب : الشقی . ج : الشقاق . # 2 - آيه 116 ، سوره5 (سورة المائدة) . واذ قال الله يا عيسى ابن مريم ءانت قلت للناس اتخذونى وامى ~~الهين من دون الله قال سبحانكث ما يكون لى ان اقول ماليس لى بحق ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فینفسى ل ~~ولا اعلم ما فی نفسكث انكث انت علام الغيوب . # 3- الف : بجده . ب، ج: بحده . # 6 - الف : كل احد . ب : كل حد . ج : كل واحد . # 7 - نسخه بدل الفه : غائب. # 8- الف ، ب : حظوظ . ج : خظوظ. # 10- آيه 117 ، سوره5 (سورة المائدة) . ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربتی وربكم وكنت عليهم ~~شهيدا ما دمت فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم وانت على كل شیء شهيد. PageV00P164 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~117 ~~وه- ~~وهوه ~~" إن تعذبهم، "، بما قدر فيهم، من إظهار البغى وآلنفاق. # ... فإنهم عبادك "، يعنى،اللواحق،الذين، أيدوابالبركةمنعندك، بمنزلةالعبيد. # -5823 ~~د41هب0 ~~-ووم1 ~~... وإن تغفر لهم فإنك أنت العزيز الحكيم. "، وإن وفقتهمالستر على أنفسهم، ~~هو ~~الثبوت على الطاعة، فبغلبتك إياهم، وإفاضتك الحكمة وآلبركة عليهم. # ووهو2-0. # 85- ~~".. . هذا يوم ينفع الصادقينصدقهم لهمجنات تجرىمنتحتها الآنهار، "، أي، ~~عند إقامة من أعلى حده عليهم، وهو يومهم. # سوو ~~موه ~~"... ينفع الصادقين صدقهم، "، أي، يظهر منهم، ماكانوا أضمروه، من الإنقياد ~~ل - 141 والخضوع، أوالمخالفة والاستنكاف، فمنصدق فعله انيتة، جرت فيهالبركة، وعمرت ~~س1-8 ~~دغوته بالتأييد. والجنات، على الدعوات. والأنهار، على ما يجرى إليهم بالخيالات.9 ~~"... خالدين فيها أبدا، "، أئ، يقرون فی مراتبهم، فلايزال عنهم،وتقام الدعوة ~~هه ~~باسمهم، إلى آنقضاء الدور. # "... ذلك الفوز العظيم."، ثم ، نفوز فیالعاقبة، بهذه المراتب، على هذا المثال. 12 ~~بو و ~~فصل ~~"هو الذى بعث فی الأميين رسولا منهم، "، فالأميين، علىاللواحق، والرسول، على ~~5 ب. بجای شهیله، قلبر. # 19 - الف ، ب : الترسيم لمن يقسم بين الحدود . ج : ترتيبهم لمن يقسم من الحدود . # 1 - الف ، ب : بما تقدر . ج : بما قدر . # 1 - آيه 118، سوره5 (سورة المائدة) . # 2 - الف : فانهم عبادك فهم اللبواحق . ب : فانهم عبادك يعنى اللواحق . ج : فهم اللواحق . # 3 - الف : للستر . ب ، ج : الستر. ms165 # 5 - آيه119 ، سوره5 (سورة المائدة) . قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم هم جنات تجرى من تحتها الانهار ~~خالدين فيها ابدا رضى الله عنهم ورضوا عنه ذلكك الفوز العظيم . # 7 - الف ، ب : ماكانوا . ج : مماكاتوا . # 9- الف ، ب : عند . ج : عنه. # 12 - الف ، ج : بهذه المراتب . ب : بهذا المراتب . # 12- الف ، ب : تفوز . ج : نفوز. # 14- آيه2، سوره62 (سورةالجمعة) . هو الذى بعث فى الاميين رسولا منهم يتلوا عليهم عاياته ويزكيهم حه PageV00P165 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~118 ~~م-ه93. # 1-64 ~~و22 ~~الأساسالقائم مقام الرسول، أي،أعلىحدهعليهم. وسماهمأميين،لأنه،خصالذينأثتموا ~~14،3 ~~به من بينهم، وكان آعتمادهم، على ما يستفيدون من آلناطق، من جهة آلاساس ، الذى، هو ~~5و0 ~~الف -142 ~~3 أمهم، لا كمن رأى فینيل( ذلك، من جهةالناطق، الذى، هوالأب،منغيرتوسطالأساس، ~~854 ~~استنكافا عليه، وكفرا بمنزلته، حتى سقطوا عن الإتصال بالأب، حين تأبوا عن الآم، ~~س-83و6 ~~بقوله، عزوجل: "ماكان محمد أبا أحد من رجالكم، "، وصار المتصلون بالأب، منجهة ~~2-24 ~~و مدده ~~6 الأم، مقبولين، بقوله: "النبي أولىبالمؤمنينمنأنفسهم، "،وهوأبلهم، "... وأزواجه ~~5-ممه ~~امهاتهم،". # - ~~4مه ووم: ~~قالوا،والأميون، هم الذين لايكتبون، أى ، أن لواحق الناطق ، كل من كان ياتم ~~هوم ~~1 بالأساس. أمربالإمساكعنالبيانوالمفاتحة، ففعلوا ذلك، مذعنين له، مؤتمين به، يصدق ~~سو545 ~~وو ~~وه ~~ذلك، قوله: "وقرن فیبيوتكن، "، وفیقوله: "ومنهمأميونلايعلمونالكتابإلا أمانى، "، ~~2-64 ~~والأماني، على ظاهرالخطاب]، أئ، أن حظهم من الظاهر، دون الباطن. # الف -143 ~~هوو ~~12 وقال على إثرذلك : " فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من ~~ه ويعلمهمالكتاب والحكمة وان كانوا من قبل لفى ضلال مبين . # 2 - الف ، ج : الناطق . ب : الناطق الذى . # 1 - الف ، ب : ائتموا . ج : ايتموا. # 3 - الف ، ب : رای فی . ج : رافی. # 5 - آيه40، سوره33 (سورة الاحزاب) . ماكان محمنة ابا احد من رجالكم ولكن رسول الله وخاتم النبيين وكان ~~5 -ب: اباء. # الله بكل شیء عليا. # 6 - آيه 9، سوره 33 (سورة الاحزاب) . النبى اولى بالمؤمنين من انفسهم وازواجه امهاتهم واولوا الارحام بعضهم ~~د د ا م ان اد و ل م ا ~~8 - الف ، ب : قالوا . ج : وقالوا. # 10 - آيه33، سوره33 ms166 (سورة الاحزاب) . وقرن فى بيوتكن ولاتبرجن تبرج الجاهلية الاولى واقمن الصلوة ~~وعاتين الزكوة واطعن الله ورسوله انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت ويطهركم تطهيرا . # 10 - آيه78، سوره دوم (سورة البقرة) . ومنهم اميون لايعلمون الكتاب آلا امانى وان هم الا يظنون . # 12 - آيه79، سوره دوم (سورة البقرة) . فويل للذين يكتبون الكتاب بايديهمثم يقولون هذا من عندالله ليشتروا ~~به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت ايديهم وويللهم مما يكسبون . PageV00P166 # ============================================================ ~~الجزء الشانى ~~119 ~~ه ود وه ~~2 ~~عند الله، "، أئ، يفاتحونأتباعهم،ويأمرونهم بالدغوةإليهم، ومن غيرجهة وليهم،القائم ~~د م544 ~~ه ~~سه 11-442 ~~مقام الله، ثم ، يدعون أن ذلك، بأمر آلناطق،وهذا، على الآضداد. # و 040-165. # م ومهاو12 ~~" ، فالويل الاول، على 3 ~~.... فويل لهم مماكتبت ايديهم وويل لهم مما يكسبون. # 9-ووه -13. # وه ~~ما يلحقهم من الخزى وآلعار واللعنة بعدهم، بدعاء أتباعهم إليهم، إلى آنقضاء مدتهم، فى ~~ه وه -15-94 ~~.9--1 ~~4815-44- ~~الآولى. والويل الثانى، على ما ينكشفلهم، مما أعد لهم من الويل، فی آخرتهم. # 4 ~~"والذين يتوفون منكم ويذرون ازواجا يتربصن بانفسهن اربعة اشهر وعشرا، "، 6 ~~44-65 ~~د.21 ~~الف - 144 أئ ، فى وقت مضى المتم، يجب للواحق، التمسك بولايةالأصلين والأساسين ، وهى، ~~3 ~~31 ~~493-49، ~~512 ~~الأربعة الأشهر. وعشرا، على الأتماءوالخيالينوالفتح، وهىالأيام العشرة. # 4-دو2 ~~"... فإذا بلغن أجلهن، "، أى، إذا ظهر متم، وقام مقامه، فهو الأجل. # مه 10-22 ~~9 ~~روه ~~... فلا جناح عليكم فيما فعلن فی آنفسهن بالمعروف، "، آى، إظهاركل منهم، ~~وو-21922- ~~ما عنده لآهل دغوته، وتعريفه حدالمتم،والإتصال به. # وو ~~وو14 ~~ه1 ~~" وماكنت تتلوا من قبله من كتاب ولاتخطة بيمينك، " آلمخاطبة، مع آلناطق 12. # 1193- ~~هر1 ~~والمعنى، راجع إلى آلاساس، أى ، آنه ، لم يكن قبل ان اقيم فى مرتبته ، شیء من الحدود ~~ه ~~المثبتين، ولم يكن يستفيد من جهة الباب. # : ~~... إذالآرتاب المبطلون."، أى، لو كان كذلك،لوجبأن يشك فيك، منأظهر15 ~~15194- ~~الف - 145 آلعناد، وآدعى آلرتبة فوقك، مبطلا. # 126: 2-9212 ~~3 - الف ، ب : فالويل الاول . ج : قالوا بل الاول . # 3- الف ، ج : کتبت . ب : کسیت . # 4 - الف ، ج : يدعاء . ب : بدعا. # 4 - الف ، ب : الخزى ms167 . ج : الجزاء. # 5،4 - الف ، ب : فی الاولى . ج : فی الاول . # 6 - آيه234، سوره دوم (سورة البقرة) . والذين يتوفون منكم ويذرون ازواجا يتربصن بانفسهن اربعة اشهر ~~وعشرا فاذا بلغن اجلهن فلا جناح عليكم فيما فعلن فى انفسهن بالمعروف والله بما تعملون خبير . # 8 - الف ، ج : عشرا . ب : عشر. # 7 - الف : للواحق . ب، ج : اللواحق. # 10- در هر سه نسته ، كلمنه ، آملمهاست . # 10- در هرسه نسته ، من معروف، امدهاست . # 11- الف ، ب : دعوته . ج : الدعوة.12-آيه48 ، سوره 29 (سورة العنكبوت).ه PageV00P167 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~120 ~~: وب مه:1ر2 ~~"بل هو ءايات بينات فی صدور الذين أوتوا ألعلم، "، أي، إقامة الأساس وترتيب ~~حدوده، مصور، عند الذين تصدر إليهم البركة،وهم، يعلمون ذلك، من جهة الجارى. # م6ه م ~~-223 ~~-23 ~~سبحان الذى أسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام إلى المسجد الأقصا، "، أى، ~~أرقى من الإتصال بالتالى ، إلى الإتصال بالسابق، ونال مرتبة النطق ، الذى ، هو أقصى ~~الحدود. # 9... ليلا، "، أئ، كان فی مابين الناطق والأصلين، مكتوما، لم يطلع على حقيقة ~~مرتبته عندهما، غيره. # ه ~~وركب البراقمن المسجدالحرام إلى المسجدالأقصى، أى اتصل بالجد، من جهة ~~9 ما برق له، بخيال التالى. ثم ركب المغراج، فصعدآلسماء، أي، وصله الجد بالسابق، ~~الف-6. # حتى قام فی حد النطق. "... الذى باركنا حوله، "، على الأساس ولواحقه ، المؤيدين ~~2-2 ~~بالبركة . ثم شد البراق بصخرة بيت المقدس ، أي ، وصل أساسه ، بخيال التالى . # 4393 ~~12 والصخرة، على الأساس . قالوا، والبراق، فوق الدابة ودون البعير، أي، حظ الأساس من ~~الأصلين، فوقحظ المتم ودون حظ الناطق. # ه 14- الف : ب: المثبتين . ج : المتبتين . # 14 - الف ، ب : الباب. ج: الاب: ~~15 - الف ، ج : لوكان . ب : لوكانوا. # 1 - آيه49، سوره29 (سورة العنكبوت) . بل هو ءايات بينات فی صدور الذين اوتوا العلم وما يجحد بآياتنا الا ~~الظالمون. # 2 - الف ، ب : البركة . ج : التركة. # 3 - آيه يكم، سوره17 (سورة الاسراء) . سبحان الذى اسرى بعبده ليلا من المسجد الحرام الى المسجد الاقصا ~~الذى باركنا حوله لنريه من ءاياتنا انه هو السميع البصير . # 3 - درمر سه نسخه ، الاقصى ، آمدهاست .3- در خاشيهنستءالف : سبحان ms168 الذى اسرى بعبده الاية ~~6 - الف : ليلا كان فيما كان بين الناطق . ب : دليلا فيما كان بين الناطق . ج : ليلا اى كان فيما بين الناطق . # 8- حاشيه نسخةالف : معنى البراق. # 8 - الف : بالجد . ب، ج: بالحد. # 9 - الف : بالجد بالسابق . ب : الجد بالسابق . ج : بالحد بالسابق . # 11 - الف : ب : شد. ج: شده. PageV00P168 # ============================================================ ~~الجزء الشانى ~~121 ~~2 ~~" ذومرة فاستوى."، أى آستمر بقوة السابق، فاستوى فی مرتبة النطق. # ه سس ~~"وهو بالأفق الأعلى. "، أي ، فی غاية حدود الجسمانيين،وأغلاهم مرتبة. # ور1-013 ~~وم5214 ~~ثم دنا فتدلی. "، أئ، دنا من السابق ، دنوا، لم يسبقه إليه أحد من أقرانه، فتدلى 3 ~~-ه 1-640. # *-93 ~~له الجارى من جهته، بواسطة الجد . # " فكان قاب قوسين أوأدنى . "، قالوا، القوسين، هما، كالذراعين ، ويقال ، ~~10404 ~~5404 ~~ا.147 كالقبضتين، أي، لمايكنبينهوبين الكلمة،إلاالأصلين."... أوأذنى، "، وهو، اطلاعه6 ~~2--2020 ~~على مرتبة صاحب دور الآذوار. # *. 13ه22 ~~"ماكذب الفؤاد ما رأى. "، أى، رؤيته تلك، كانت بالنفسالمقدسة،لابالنفس ~~ه ومسوم ~~6314 ~~المنطقية. # "ولقدرءاه نزلة أخرى. "، أي،أطلعه على ماحظر على آدم، فمن دونه . # "عندسذرة المنتهى. "، أئ،سدرهفی علم النطق، فانتهى فيه إلى الغاية. # هه 4 ~~"عندها جنة المأوى. "، أى ، أنه،مقرون بصاحب دورالأذوار، فحده، النهاية 12 ~~و14-43 ~~1-361132 ~~في العمل، الذى، يكون انقضاؤه، إلى الإتصال بصاحب المجازاة. فسذرةالمنتهى. على ~~1-2438 ~~حد الناطق ، وجنة المأوى، على صاحب دور الأدوار، وهما نهايتان ، هذا ، نهاية العمل، ~~و1843 ~~وهذا، نهاية العلم ~~1 - ازآيه6،تا،8 و9 و11، وازآيه 13، تا،17 و18 ، سوره53 (سورة النجم) . دوآيه 10و12، نيامدهاست . # 3 - الف : دنا . ب ، ج : دی. # 2- الف، ب:لود.ب: الحدود. # 4 - الف ، ب : بواسعلة الجد . ج : رابطة حد . # 3 - الف ، ب : اقرانه . ج : اقوانه. # 5 - الف : ادناء. ب ، ج: ادنی. # 5 - الف : القوسين هما كالذ راعين . ب : القوسين هما كلراعين . ج : القرتين ها كالذ راعین ~~8- الف ، ب : رويته .ب : روية. # 6 - الف : والا . ب ، ج : آلا. # 11 - الف ، ج : فانتها . ب : فانتهی. # 11- الف: سدر . ب:سدره .ج :صدرة. # 11- الف) مر: الاطق . ب : النطق. 14 - الف ، ب : على صاحب ج : اعلى صاحب . # 14 - الف ، ب : النهايتان ms169 . ج : نهايتان . PageV00P169 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~122 ~~" إذ يغشى السدرة مايغشى."1، يعنى، ماطرقه من الجارى، عند آنتهائه إلى الغاية. # س و-14 ~~الف -148 ~~44-242، ~~"ما زاغ البصر وماطغى. "، أى، ثبت حده هناك، ثبوتا لم يتآخربالزيغ، ولم يتقدم ~~3 بالطغيان. # "لقدرأی من عايات ربه الكبری. "، لأنه أكبر الحدود. # ومه وب ~~فصل ~~ه م ~~"اقتربت الساعة وانشقالقمر. "،فالساعة،علىالوقت المعلوم، أي،عندظهوره، ~~ينكشف أمر الأساس، وهوانشقاق القمر،وآنشقاقه على عهدرسولالله، صلىاللهعليهوآله، ~~مفاتحة الأساس لواحقه بما أيد به. فانشقاقه، عند اقتراب الساعة، كما بينا. # س44 ~~"وإن يروا ءاية يعرضوا ويقولوا سحره ستمر. "، فالآية، علىماظهر لهم منالتأييد، ~~فأعرض عنه الأضداد، وقالوا، تريد أن تفرق بيننا وبين الناطق، (كما يفرق الساحر، ~~5م138 ~~الف -149 ~~2ه144 ~~بين المرءوزوجه. والمستمر، القوي، أى، أنه، كان قويا فیتأييده. # 94 ~~9 ~~12 وأما فی باب آلوقت المعلوم ، يعنى، ما أيد به من النصر والقوة، أعرضعنه أهل ~~.6-. و ~~21ه1 ~~العمى وآلطغيان، وقالوا، إنما هو تعليل يتربص به ، إلى آنقضاء مدته، كما قالوا لرسول ~~وو ~~8-6 ~~الله، صلى الله عليه وآله: " أم يقولون شاعر نتربص به ريب المنون.". # "... يوم يدع الداع إلى شيء نكر. "، يعنى، أن الوقت المعلوم، أمره منكر عند ~~هو81-هس ~~أهل آلجهالة، إذا كشف عن حد نفسه، ودعا إلى طاعته . # 5 - در نسخه الف، قبل از ، اقربت، فصل ، آمدهاست . 9،6 - آيه1 و2 ، سوره54 (سورة القمر) . # 8 - الف ، ب : بما ايد. ج : ماايد. # 8- الف ، ب : عند اقتراب . ج : عند اقتربت . # 9 - الف : من التاييد . ب : من تاييد الاساس . ج : من تاييد . # 10 - الف ، ب : تريد ان تفرق . ج : نريد ان نفرق . # 12 - آيه38 ، سوره 15 (سورة الحجر) ، وآيه 81 ، سورۀ 38 (سورة ص) . الى يوم الوقت المعلوم . # 14 - آيه300، سوره52 (سورة الطور) . # 13- الف ، ج : العما . ب : العمى. # 15 - آيه6، سوره 54 (سورة القمر) . فتول عنهم يوم يدع الداع الى شىء نكر . # 15- الف ، ب : امره . ج : امر. PageV00P170 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~123 ~~وو ~~م ~~... يخرجون من الأجداث، "، يعنى، ينكشف أمر الحدود، وأهل كل دغوة، ~~8،5و ~~سرعين إليه، مجيبين له. ms170 # و س وود ~~"... يقول الكافرون هذا يوم عسر . " ، لأن أمورهم، تغسر عليهم، ولايساغ لهم 2 ~~اف - 150 الدعاوى الباطلة، فى آغتقادات الرياسات . # 1 ~~فصل ~~131 ~~"... إنا أرسلناك شاهدا ومبشرا ونذيرا . وداعيا إلى الله بإذنه وسراجا منيرا."، 6 ~~و3 ~~-5 ~~52 ~~ه0124 ~~أئ، أنه، أغطى المراتب الخمسة، فأرقى من مرتبة إلى مرتبة ، حدآلماذون ، والجناح، ~~61344 ~~الاحق،والمتم،والناطق. وفیوجهآخر، أي، أن الشهادة على الحق، عند أهل النجدين، ~~ت ظهر على لسان الناطق بالتنزيل،والأساس بالتأويل،والمتم بالظاهر، واللاحقبالباطن، 9 ~~هو4وم ~~و الجناح بالبيان . وأن كل ذاك، مضاف إلى الناطق. وآلشاهد، على الناطق ، لانه، اتمهم ~~.-3 ~~س ~~شهادة. والمبشر، على الأساس،لأنه، بشرنا مجيئه. والنذير، على المتم،الذى،أيدهمبظاهر ~~و ~~151 ألفاظه . وآلداعى(إلى الله ، على اللاحق، لأنه، دعا إلى توحيدألبارى، جلوعز. والسراج، ~~24 ~~م- ~~على الجناح ، لأنه، سراج لأهل الدغوة. # 0424 ~~364* ~~" إن فرعون علا فی الأرض، "، أي ، أن الضد ، استعلى على آلاساس ، لانه، ارض ~~-6 ~~1212- ~~لناطق ، مملك آمرآلدعوة. # 1 - آيه7 ، سوره544 (سورة القمر) . خشتعا ابصارهم بخرجون من الاجداث كانتهم جراد منتشر. # 3 - آنۀ 8، سوره (سورة القمر) . مهطعين الى الداع يقول الكافرون هذا يوم عسر . # 4 - الف ، ب : فی اعتقادات .ج : فاعتقادات. # 3 - الف ، ب : تتعسر. ج : تعسر. # 9 - آيه45 و 46، سوره33 (سورة الاحزاب) . ياايها النبى انا ارسلناك شاهدا ومبشرا ونذيرا . وداعيا الى الله ~~باذنه وسراجا منيرا . آيه 8، سوره48 (سورة الفتح) . انا ارسلناكث شاهدا ومبشرا ونذيرا . در حاشيۀ ~~7 -الفض، ج : حد . ب : مته حد. # نسخهه الف : انا ارسلناك شاهدا ومبشرا ونذيرا . # 8 - الف : اخران . ب : اخری ای ان . ج : اخرای ان.9- در هرسه نسخه ، يظهر، آمدهاست . # 10 - الف ، ب : اتمهم . ج : الهم. # 10 - الف ، ج : والشاهد. ب : فالشاهد. # 11- الف : بشر نامجيه . نسخه بدل، تابعيه . ب : بشرتابعیه .ج : بشرنا مجيثه . # 12- دررسه نسته، دعی، امدهاست . PageV00P171 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~124 ~~"... وجعل أهلها شيعا، "، أي ، فرق بين اللواحق، وشتت كلمتهم، بما ألقاء ~~اليهم من الدعاوى،وشككهم فی أمره. # 1055672 ~~و ~~".. . يستضعف طأئفة منهم، "، أى استمال بقلوب ضعفاء أهل الدغوة، ~~دون الأقوياء. # 1 ~~هس ه ~~".. . يذبح أبناءهم، "، أي ms171 ، يطعن على أضحاب المراتب منهم، وينهى عن ~~إقامة طاعتهم ~~... ويستحيى نساءهم، "، أی، يستميل بقلوب المستجيبين والمسترشدين. # 3111686- ~~ه42و9 ~~حمدرسول الله "، أي، أنالأساس، كررفيهالحمد، أى، أنه،أيدبالجاریوبظاهر ~~الف -152 ~~و -و 38 ~~ه ~~سه 148 ~~9 شريعة آلناطق ."... رسول الله، "، أئ، هو القائم مقام الناطق، الذى، هو رسول الله. # ... والذين معة، "، يعنى، اللواحق . # ... أشدآء على الكفار، "، أي، أنهم، اشتدوا فی مباينة الأضداد، الذين، كفروا ~~ه9،0824- ~~12 حد الأساس، وستروه. # ... رحماء بينهم، "، أی، يتواصلون بما آشتر کوا فيه من البركة الجارية عليهم. # وه8س ~~... تراهم ركعا سجدا، "، أي، يثبتون حد آلناطق وأساسه، وحد المتم ولاحقه، ~~15 ويضيفون آلتاويل إلى آلتنزيل. # ح 14- آيه4، سوره 28 (سورة القصص) . ان فرعون علا فی الارض وجعل اهلها شيعا يستضعف طائفة ~~منهم يذبح ابناء هم ويستحيى نساء هم انه كان من المفسدين. 14 - الف : علا . ب ، ج : على . # 14 - الف ، ب : اى ان الضد . ج : اى الضد. # 15 - الف ، ج : مملكك . ب : يملكك . # الف : ضحيفاء.ب، ج: ضعفاه. # 8- آيه 29 ، سوره48 (سورة الفتح) . # در حاشیه نسته الض : محمد رسول الله . # 8 - الف ، ج : الذی كرر . ب : كرر . # 9 - الف ، ج : وبظاهر . ب : وتظاهر. # 10- الف، ج : معه . ب : امنوامعه. # 11 - الف : ای انهم . ب ، ج : انهم . # 14 - الف .: المتمم . ب . ج : المتم . PageV00P172 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~125 ~~و د ~~و ~~... يبتغون فضلا من الله ورضوانا، " ، والفضل ، على ما يستفيدونه من شريعة ~~س مب1م ~~الناطق، بحسن التوفيق، تفضلا من الله عليهم. والرضوان، على ما يفاتحهم به الأساس من ~~ووه ~~ه ~~ا-153 البركة، ويقسيمه لهم، على الرضا والمحبة. # ... سيماهم في وجوههم، " ، آي ، يعرفون بحسن الطاعة للاساس ، بما ظهر ~~من نياتهم. # .. من أثر آلسجود، "، فالأثر،علىالخيال،والسجود،علىالأساس،لأنه،مؤضع ~~و -0. # ه و ~~ه ~~8ه -13- ~~سجودهم، ولانهم، ينالون حظهم من آلبركة، بخياله. # سسوه ~~... ذلك مثلهم فی التوراة ومثلهم فی الإنجيل، " ، أى ، أن الأمثال المضروبة ~~2- ~~هوس.63 ~~بالتنزيل،والأعيانالموجودة فی التأويل، بمثلمراتبهملأمل الدعوة. # 6 ~~وه ~~... كزرع أخرج شطئه، "، فالزرع، على الأتماء، لأنهم، من زرع الأساسين. # ت ~~،25444 ~~و"... أخرج شطئه : "، قالوا، هو، أن تنبت الحبة، سنابل ms172 كثيرة، أي، أن أمثال الآساس ~~1-2- ~~مع لواحقه، كمثالكل متم مع لواحقه . # هو ~~.... فازره: "، أى، كل متم، يؤيد لواحقه بالبركة. # وو ~~... فاستغلظافاستوى على سوقه، "، أي ، يفاتح أهل النجدين ، بالآلفاظ ~~ف-151 ~~.-905- ~~0س ~~الظاهرة، التى، هى غليظة، عندأهل آلظاهر، مستوية، عندأهل الحقيقة، منقادة للواحق، 15 ~~ه ودو ~~الذين، هم سوقه. # 2-389، ~~وه و2413 ~~"... يعجب الزراع، "، أي، يعجب ذلك، حدود الدعوة، المتصرفين فی إقامة ~~الدعوةمن الأجنحة. فمن فوقهم أودونهم من الحدود. # وه2وه ~~... ليغيظ بهم الكفار. ". أي، بظاهر الألفاظ، يكسرون على الآضداد، الذين، ~~-وه ~~كفروا نعمة الأساس، ولبسوا حده، على الحدود، فيغيظونهم به. # 4 - الف ، ب : الطاعه للاساس . ج : الاطاعة والاساس : 8 - در هر سه نسخه، تورية ، آمدهاست . # 12 - الف ، ب : كل متم . ج : كل المتم.15 - الف ، ب : للواحق . ج : لللواحق . # 17 - الف ، ج : المتصرفين . ب : بباب المتصرفين. PageV00P173 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~126 ~~1-3-:93 ~~"... وعد الله الذين "امنوا وعملوا الصالحات منهم، "، أى الذين آمنوا أهل ~~الدغوة من الشكوك والشبهات، بالبيان النير فی العاجل، الذى، يستبشر به المستمعون، ~~403. # 4 ~~و ~~3 ويأمنون به من العذاب الآجل،ويعملون الصالحات، فیالسعى فى إقامة الدعوة. # -46 ~~الف155 ~~42 ~~" ... مغفرة، "، أی، بيانا مستورا عن الآضداد . # ... وأجرا عظيما. "، على البركة الجارية إلى اللواحق العظيمة الخطر. # فصل ~~" ألم نشرح لك صدرد. "، أى، انشرح له الجارى، الذى، كان قدصدر عنه، عند ~~الامتحان، بانقطاعه عنه. # "ووضعنا عنكوزرك. "، أي، أخرجالضد عنالدغوة،علىألطفالوجوه. # 844042و ~~244 ~~ه144 ~~وو س1 ~~"الذى أنقض ظهرك . "، أى ، أنه، كان قدثقل أمره على أساسه، المظاهرله. # ه124- ~~و فى وجه آخر، أى، أنه، قدقام فی الظاهر،مناقضا لأساسه . # 12 "ورفعنا لك ذكرك. "، أى ، ألحق به أساسه، عند آرتفاعه إلى حدالنطق ، ورفع ~~3 ~~حده فی الأساسية. # الف-156 ~~4 ~~مه ب160 ~~" فإن مع العسر يسرا. "، أي، أنه، تيسر بالتأويل، ما قدتعسر على أهل النجدين، ~~15 من آلظاهر وآلتنزيل. # 6و2 ~~" إن مع العسريسرا. "، أى، كذلك يقام فی كل عصر، مع كلمتم، لاحق ، يحل ~~مه ر10 ~~و ~~ع قده، كما أقيم الأساس مع الناطق فى دوره. # 18 "فإذا فرغت فآنصب. "، يعنى، عند إكمالك ms173 رسوم الشريعة، فانصب الأساس، ~~لإقامة الدعوة. # "وإلى ربكفأرغب. "، أى استفتح من عندالأصلين، تربيتك إليهما. # 2 - الف ، ج : من الشكوك . ب : من شكوك . # 1 - الف ، ج : اى الذين . ب : الذين . # 7 - آيه يكم ، تا ، آيه مشتم ، تمام سوره 94 (سورة الشرح) . درحاشيه نسخه الف : معنى سورة الم نشرح. # 10- الف، بالمظاهرله . ج: الظامرله 16 درمرسهنسخه، للحقا، آملاست. ه PageV00P174 ~~============================================================ ~~الجزء الثانى ~~127 ~~84- ~~م42 ~~11-520236، ~~" إنا آعطيناك الكوثر. "، أى، ملك من آلبركة. # فصللربك وآنحر."، أي، أرسم رسومالشريعة،وأقم الأساس،لتفصيلالتاويا ~~فصيل التاويل. # 44م6 ~~ده ~~5 ~~1416-11 ~~والنخر، على ما عقد على أساسه، فى وقت إقامته إياه ، لان آلنحر، للبعير دون غيره، لان 3. # ه ه-: 3وهر ~~م ~~ه س1س3 ~~شو- ور0-23141 ~~ان - 197 النحر، هو إلىالجوف، والذبح، فی الحلقوم. فالجوف،على حد التالى. والحلقوم،على ~~4 مو ~~م: ~~-2 ~~حد الخيالين ، لآن الذى يجرى من آلتالى، هو الطف مما يجرى من الخيال. ويكونالنخر، ~~ه ~~93هو. # هو 132 ~~علىحد البركة اللطيفةالنورانية،والذبح،علىالنغمةالمستورة. فالبركة،هى حظأصحاب ~~32962-1 ~~الجارى،والنعمة، حظ أصحاب الباطن دون الجارى . والجمل ، ينحرثم يذبح. أي، أن ~~-240 ~~2 ا04 ~~م و ~~م9 ~~أال الجارى، يعقد عليهم،عند نيلهم البركة، ثم يرسمون لحدودهم،العقد على المستجيبين. # وهرده ~~5-و-ه ~~وغير الجمل ، يذبح ثم ينحر، أي ، من لم يكن له نيل من البركة، يغقد عليه بحد المستور، 9 ~~31 ~~-ه12 ~~-84 ~~م يبلغ بعد ذلك ، حد من له نيل من البركة. # . چوسب.1614-441 ~~وقال فی قصة إبراهم : "... إنى أرى فی المنام ( أنى أذبحك، "، فكان لإبراهيم ~~14-2 ~~الف -158 ~~136- ~~أساسه،الذبح،ولمحمدوأساسه،النحر. لأن حدهذين، أعلى من حدذتينك. # و-2 ~~ه و154م ~~م: ~~1344 ~~" إن شانئك هو الأبتر. "، أي، أن الضد ، هو الذى، يبتر آمره عند العاقبة، وان ~~ه ~~هوو ~~الأساس ، يكون متصل النسب والسبب عند ذلك . مصداق ذلك، قوله : "كل سبب ~~و وه ~~92-0- 8 ~~و نسب منقطع يوم آلقيامة إلا سببى ونسبى.". # - 18- الف : يعنى عند اكالكث رسوم الشريعة . ب : يعنى عند كما لكك رسوم الشريعة . ج : عند كما لكك ~~رسوم الدين والشريعة . # 1 - آيه1 و2 ، سوره 108 (سورة الكوئر) . در حاشيه نسخه ms174 الف : تاويل سورة الكوئر . # 2 - الف : لتفصيل . ب : للفصيل . ج : لتفصل. # 2 - الف ، ب : ارسم. ج : رسم. # 5 - الف ، ج : مما يجری . ب: ما يچری. # 4- الف ، ج : هو . ب: عوالی. # 9 - الف ، ج : له نيل . ب : له . # 9 - الف ، ب : ای من . ج : ای ان من . # 11 - آيه 102، سوره37 (سورة الصافات) . فلمتا بلغ معه الستعى قال يا بنى انى ارى فى المنام انتى اذبحكث ~~فانظر ما ذا ترى قال يا أبت افعل ما تؤمر ستجدنى ان شاء الله من الصابرين . # 13- الف، ب :ببتر.:بقر ~~13- آيه،3 ، سوره108 (سورة الكوير) . PageV00P175 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~128 ~~:481-و-21 ~~"وآذان من الله ورسوله إلىالناسيوم الحج الاكبر، "، فالحج الاكبر، علىالناطق، ~~ن دم4. 61342 ~~والاصغر،علىالمتم،والاذان، علىالاساس. أى، آن آلناطق، دلعلىحداساسيه،وامرالماذونين ~~هت ~~و 2 ~~30412152 ~~3 منأهلالدغوة،البراءةمن الأضداد. وفی وجه،الحجالأكبر، على سابع الآتماء،والآذان، ~~- ~~وم8 ~~ههوده ~~سد 614 ~~على النجيب(ألقائم مقامه ، أى ، على يديه ، يظهر البراءة من الآضداد، وينكشف آمرهم ~~الف-159 ~~0613-ه ~~لأهل النجدين. # 1 ~~هه2 ~~،23د.1 ~~" إذا الشمس كورت. "، أى، إذا المتم يمسك، عن إفادة من دونه من الحدود. # .-2324 ~~و وم ~~45 ~~" وإذا آلنجوم آنكدرت. "، قالوا، آنصبت، آى، آن اللواحق، انعزلوا عن مراتبهم . # ~~و ~~"وإذا الكواكب آنتثرت. "، وكذلك الآجنحة ، هكذا يكون سبيلهم ~~س ~~24و -3 ~~" وإذا السماء كشطت. "، أي، أن رسوم الناطق طويت. # سلو ~~11 ~~44 ~~96،2 ~~09 ~~"وإذا آلجحيم سعرت."، آى، آن آلظاهر، برزبالفعل،وتصوربصورته المقدرة له . # 552،2 ~~9 ~~-13 ~~"وإذا الجنة أزلفت. "، يعنى، كذلك، انكشفحد الحقيقة بالفعل، فاتصل كل ~~12 ذی حد بحده، وآزلفلديه. # س مو4 ~~"فلا أقسم بالخنس. " و "الجوار الكني. "، قالوا، هن(الكواكب الخمسة،تجرى الف - 160 ~~443ه ~~وم2 ~~1-442 ~~14- الف ، ب : النسب والسبب . ج : النسب.14 - الف ، ب : مصداق . ج : مصدق. # 15- در حرسه نسته ، القيمة ، آمدهاس . # 1 - آيه3، سوره9 (سورة التوبة) . واذان من الله ورسوله الى الناس يوم الحج الاكبر ان الله برىء من المشركين ~~ورسولهفان تبتم فهوخیر لکم وان تولیتم فاعلموا انسکم غیر معجزی الله وبشر الذین کفروا بعذاب الیم. درحاشیه ~~نسخه الف : واذان من الله ورسوله الى ms175 الناس يوم الحج الاكبر . # 3 - الف ، ب : فی وجه الحج . ج : فی وجه بجج. # 2 - الف ، ب: المانوسين . ج: الماذونين. # 6 - آيه يكم و دوم ، سوره 81 (سورة التكوير) . # 6 - الف ، ب : ان المتم يمسكث . ج : اذا المتم يمينكث . # 8 - آيه دوم ، سوره 82 (سورة الانفطار) . # 7- الف : انصب . ب: انتفبت . ج: انصب. # 12- الف، ب : بحد . ج : يحده. # 9 - آیات 11 و 12 و 13 ، سوره 81(سورة التكوير) . # 13 - آيه 15و16، سوره81 (سورة التكوير) . الف، ج: فلااقسم بالخنس. ب: فلااقسمبالخنس والجوارالكنس . PageV00P176 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~129 ~~ه ه هم ~~ددو94 ~~1-5414، ~~باليل، وتكنس بالنهار. فالخنس، على الاصلين والخيالين والفتح ، تجرى إلى أرباب ~~-93 ~~البركة، سرا مكتوما، عن غيرهم من الحدود . # 1 وو ~~1563- ~~"واليل إذا عسعس . "، أى، الأساس إذا أقبل على تربية حدوده فی إقامة الدعوة.3 ~~10-93 493- ~~و21 ~~0214 ~~"وآلصبح إذا تنفس."، يعنى، ظهور النجيب، يوم آلوقت المعلوم. # 2ه ~~م1 ~~"وما تشاءون إلا أن يشاء الله، " ، أى ، لاينالون البركة والنعمة، إذا شاؤا ، حتى ~~ه 1-425193 ~~يخرى إليهم، بأمر البارى، جل وعز، ويفتح عليهم، من عند الحذود، بأمر المتم القائم ~~111م4ه84 ~~مقام الله. # فصل ~~" إنا أنزلناه فی ليلة القدر. "، فليلة القدر، على الأساس، والقدر، على التالى. أي، ~~-9-94-2، ~~ان - (16 أن مقام الأساس فى السفل ، مقام التالى فی (ألعلو، كما أن مقام الناطق فی السفل، مقام ~~1413-24 ~~93- -4 ~~مه ~~1614 ~~السابق فی العلو. # فه* ~~"وما أذراك ما ليلة القدر . "، على المبالغة فى وصف " ليلة القدر خير من ألف 12 ~~سد94 ~~م9 ~~شهر. "، أئ، أنه، أفضلمنالمتم، الذى، قامبالدغوة،مؤلفا لقلوبأهلها، ومؤلفاللحدود ~~و رمهو ~~ه1424 ~~. عو619- و ~~اليها، وأنه، المشتهر لأهلها، فی كل زمان. # "تنزل الملائكة والروح فيها، "، أي ، هويتخايل إلى اللواحق وآلاتماء، ويتولى 15 ~~ه ~~1944،2-2، ~~شمة البركة بينهم وترتيب حدودهم. # -9439 ~~2 - الف ، ب : سرا . ج : سترا . # 1- الف، ج : بجری . ب : شچری ~~3 - الف ، ج: ای . ب: ای ان. # 4،3 - آیه 17 و18 ، سور814 (سورة التكوير) . # 4 - الف ، ب : ظهور النجيب . ج : ظهورا لنجيب. # 3 - الف ، ج ms176 : اذا اقبل . ب : اذا قبل. # آيه29، سوره81 (سورة التكوير) . وما تشاء ون آلا ان يشاء الله رب العالمين . آيه30، سوره76 (سورة ~~الانسان) . وما تشاء ون آلا ان يشاءالله ان الله كان عليما حكيما . # الف ، ب : لاينالون . ج : لاتنالون . # 9 - آيه يكم تا پنجم ، سورۀ 97 (سورة القدر) . تمام سوره . در حاشيه نسخۀ الف : تاويل سورة القدر . # 13- الف، ب : للحدود.ج:حدود. # 10 - الف ، ب : كما ان مقام . ج : كان المقام. PageV00P177 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~130 ~~"... بإذن ربهم من كل أمر. "، أي ، بإشارة من التالى، المربى له ، بالإستفادة من ~~الكلمة، التى، هى أمر الله، عزوجل. # "سلام هى حتى مطلع الفجر."، أى، به وبدعوته، يسلم مناغتصم به، من الشكوك ~~س-- ~~والشبهات، فی الأولى، ويؤديهم ذلك، إلى السلامة(الأبدية، فی الأخرى. # الف-62 ~~... حتى مطلع الفجر. "، أى ، إلى أن تتم الدعوة ، بانكشاف الأمر، عند ظهور ~~1 صاحب دور آلآدوار، القائم مقام السابق ، الذى، انفجار آلبركة ، كلها، منه . # و و ~~قالوا، أنزل القرآن، فی ليلة القدر، إلىالسماءآلدنيا، ثم ، نزل نجوما، إلى رسول ~~113 ~~الله، صلالله عليهوآله. أى، أن البركة،نالهاالأساس منالناطق،لأنه، أدنىالحدودإليه، ~~م25 ~~-و-380613 ~~و ~~وأقربها منه، فأيد بها ، كلها . ثم قسم لكل متم ، حظه ، بخياله. وهو النجم الذى نزل ~~م ~~الى كل متم،القائم مقام رسول الله، صلى الله عليهوآله. وهى تكون فی شهر رمضان، وهو ~~شهر آلصوم . أي. حدالأساس، مكتوم، إلا عنالمحقين،وأن دغوته، تقام على الكتمان، ~~-6- ~~12 وهى، تظهر فی العشرالأواخر . أى ، أن حده ، يظهر عند ظهور آخرالأتماء، وهو عاشر ~~الف-63 ~~سق6و ~~54و ~~الآساسل. وآلآتماء السبعة، بحد العاشر، لآنه، ذوثلاث مراتب ، فأولها ، حد التمامية ، ~~-528 ~~م ثل حدودسائر نظرائه ، وآلثانية ، حد غيبته، والثالث عند ظهوره، هوثالث حدوده ، ~~5، فمنها، كرر ثلاث مراتب، فقال، عزوجل: "إنا أنزلناه فی ليلة القدر. وما أدراك ما ليلة ~~القدر . ليلة القدر خير من ألفشهر. "، فليلة آلقدر بالقوة، على آلآساس، وبالفعل، على ~~3 ~~صاحب دور الآدوار . لأن الدغوة ، تقام باشم آلآساس ، سرا ، وينكشف على رأس آخر ~~15- الف ، ب : ويتولی . ج : يتولی. # 1 - الف : باشارة . ب: بالاشارة. ج: اشارة. ms177 3 الف: به وفى بدعوته . ب: به وبدعوته . ج : بهوفیدعوته . # 7 - الف، ج : الدنيى . ب : الدنيا . 11 - الف : المحققين . ب، ج : المحقين . 11 - الف، ج : تقام. ب: تعلم. # 14- الف : غیبته . ب، ج : حدغیبته . # 13 - الف ، ج : بحد العاشر. ب : بحذا العاشر. # 16 - الف ، ج : فليلة . ب : وليلة . # 15 - الف ، ج : ثلث مراتب . ب : ثلث مرات . # 17- الف ، ج : تقام . ب : يقام . 17 - الف : راس آخر . ب : رؤس آخر . ج : راس الآخر . PageV00P178 # ============================================================ ~~الجزء الثانى ~~131 ~~69 وو4 ~~-1و ~~1232- ~~الأتماء،جهرا. فمقام الأساس بالقوة، مقامه بالفعل. وقد دل عزوجل على مراتبهالثلاثة. # او 11-64 ~~ال -164 بقوله: "ألحاقة.اما آلحاقة . وما أذراك ما الحاقة . "، وبقوله: " القارعة . ما القارعة . # 2 ~~21،354 ~~وما أدراك ما ألقارعة. "، فكرر ثلاث مراتب. # م الجزء الثانى منكتاب الإصلاح ويتلوه ~~101132 ~~3و0، ~~الجزء الثالث من كتاب الإصلاح. # 2- آيه 1و2و3 ، سوره 19 (سورة الحاقة) . # 4- الف ، ج : فقام . ب : فقام. # 2 - آيه 1و2و3، سوره 101 (سورة القارعة) . # 2 - الف ، ج : وبقوله . ب : بقوله تعالى. # 3 - درمرسه نسخه ، ما ادریکی، آمدهاست . # 3 - الف : ثلثة مرات . ب : ثلث مرات . ج : ثلث مراتب. # 4 - الف ، ب : تم الجزؤ الثانى من كتاب الاصلاح ويتلوه الجزؤ الثالث من كتاب الاصلاح . ج : الجزؤ الثالث ~~من كتاب الاصلاح. PageV00P179 # ============================================================ ~~ه11* ~~جزء تالت PageV00P181 ~~============================================================ ~~1-11 ~~35م ~~11 ~~م الاقر ~~س ف ال ~~فصل ~~:8154406- ~~واما الفولفی: ~~و ~~أن الشريعة عقد، والعقد من فرد ، لايقع إلا بعقد واحد آخر معة . وآنه ، لايقع ~~0: ~~2344 ~~5 ~~15 ~~من خط واحد، عقد، ما لم يقع خط مثله، بالعرض، فيقع فی وسطه عقد، كماقيل، واحد ~~-9 ~~ه ~~في واحد، واحد . والشريعة ظاهرة . وتولد الشيء الظاهر، لايكون، إلا من بين أصلين. # 230 ~~ويو و ~~وو11 ~~أنه ، لم يقم إلى زمن نوح، بإزاء آدم ، شبيه به، يصلح لمزاوجته بالظاهر، ويؤلف ~~ه ~~2ه-6ه21 ~~44- ~~و ~~ه ~~ل - 165 الشريعة ، لتختمل الولادة. وأنهما، رسولان ظاهران، تولد بقوتهما، شريعةظاهرة. كما ان ~~و ~~كل واحدمنهما، مزدوج بصورته، التى، هى أنثاه . فكذلك شريعتهما آلظاهرة ، تكون 9 ~~5 ~~وس ~~مزدوجة ms178 فی ذاتها، بالتاويل، الذى، هوصورتها." ~~و و ~~هذا، هوالقول الأول، الذى، وقع فيه الغلط . ونقول ، إن آزدواج ادم مع نوح، ~~6483م. # 1پ و-1093و ~~و خطا لأنهما، ذاطقان ذكران. وازدواج الذكر بالذكر، لايوجب ولادة. إنما الولادة، 12 ~~- ~~54 ~~س ~~هما ~~ن بین الدکر والأنشی، کازدواج الناطق الأولر بأسامه، لأنهما، ذکروانشی، ومنهما، ظهرت ~~540و- م ~~-ه 913 ~~الولادة ، بتأليف آلظاهر، وإقامة الدغوة فی النجدين، وبمعاونة أحدهما صاحبه،قامت ~~4 ~~1 ال12 ~~3 - ظاهرا از ، ان الشريعة ، تا ، هذا هو القول الاول ، قول صاحب محصولاست . # 4 - الف ، ج : آخر . ب : آخر معه . # 4 - الف : عقده . ب، ج : عقد. # 6 - الف ، ب : الا من بين . ج : الامر من بين . # 5 - الف ، ب : عقدة . ج : عقد. # - الف بارا ن هن باراة . 8 - الف ب التحقل بع لتعول - الف ب اكان ج كدلان ~~9- الف ، ب : شريعتهما . ج : شريعتها . # 9- الف ، ب : هی انثاه . ج : هی شبهه . # اد رع ز رما به : صدنما 11- الد ب ریه للد ج ب ادا ~~12 - الف ، ج : انما . ب : وانما . # 12 - الف : هو خطأ . ب : ع م هو خطأ . ج : خطأ. PageV00P183 # ============================================================ ~~136 ~~كتاب الاصلاح ~~الشريعة والدغوة . وتولدت الصور الروحانية، فی دورهما ، حتى تم الدور. اولامعاونة ~~و.- ~~الف -166 ~~منه للناطق الأول فی أمر شريعته ، إلا فی وقت تمام دوره ، بقدر ما كان بقى من مدته، ~~هو ~~3 تم جددلنفسه، شريعة غيرها . فالشريعة الأولى، هى، متولدة من الناطق الأول، عنداتصاله ~~بالسابق، وآزدواجه به . لأنه، لما آتصل بالسابق ، ازدوج به ، فكان له ، بمنزلة الأنثى، ~~وا ~~لقبوله فوائده. وكان السابق له، ذكرا، لإفادته إياه. فتولدت الشريعة بهذا الإزدواج، ~~6 ثم قامت بالتاويل من أساسه، لازدواجه به، ومعاونته منه له، وظهر التولد من بينهما، ~~لامن بين ناطقين ذكرين، ولايجوز إلا هكذا . # وأما القول فی: ~~" أن الشريعة ، عقد . وأن العقد من فرد ، لايكون إلا بعقد آخر معه. وكذلك، ~~الف -167 ~~لايقع العقد من خط واحد، إلا بآخر مثله، بالعرض."، على ما تقدم القول به. # فإنا نقول. إذاكان الخطان فی الطول، ms179 أحدهما على مثالالآخر، كما بينا فی الخطوط ~~12 السبعة آلدالة على أصحاب الآدوار ، لم يقع بين خطين فی آلطول ، عقد . وإذا كان أحد ~~الخطين فیالطول، وآلاخرفیالعرض،وقعالعقد. لآن الخطين فیالطول، يدل على ناطقين، ~~كماقدجرىالتفسيربه. وإذا كانأحد الخطين فی الطول، والآخر فیالعرض، فهما، يدلان ~~15 على الآساسين. فإن كانت الإشارة إلى أن أحد الخطين،الذى، هو فیالطول ، يدل على أول ~~النطقاء،والخط الآخر، الذى، هو فی العرض، علىالناطقالثانى، فهوخطأ. لأن( الخطين، ~~الف -168 ~~ه9 ~~إذاكانا هكذا، فهما. مختلفان فی الصورة، أحدهما فی آلطول، والآخر فی العرض. وإذا ~~2 - الف . ج : من مدته . ب : من صدقه . # 3 - الف ، ج : متولدة . ب : مولدة. # 5 - الف ، ب : فتولدت الشريعة . ج : فتولد بالشريعة . 7 - الف ، ج : ناطقين . ب : الناطقين . # 9 - الف ، ب : وان العند من فرد . ج : وان عقدا بين فرد. 9- ظاهرا: از ان الشريعة تا بالعرض، قول ~~ول اسم ~~10- الف ، ب : بالعرض . ج : بالفرض. # 10 - الف ، ج : ما تقدم . ب: ما يقدم. # 12 - الف : بين الخطين. ب.ج: بینخطین. 14_ الف:ج: واذا.ب:اذا. 14- الف، ج: فهماب:وهما. # 15 - الف ، ب : فانكان . ج: فان كانت. # 19 - الف : فهوخطأ. ب، ج : فهوخط. # 17 - الف : فی الصورة احددا . ب ، ج : فی الصور واحدهما . PageV00P184 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~138 ~~سو -4294. # كانت الإشارة بالخطين إلى ناطقين، يجب ، أن يكون الخطان جميعا فی آلطول ، على ما ~~ه ~~-5-و- ~~ذكرنامنأمرالخطوط السبعة، التى، ظهرت بينهما،العرصاتالست. لأنأصحابالخطوط ~~سم ~~ه و د5. # هو و5، ~~و25 ~~في الطول،هم،نظراء بعضهمليبعض، فیإقامة آلشرائع الظاهرة.فكماأنهمنظراء بعضهملبعض، 3 ~~ه - ~~في إقامة آلشرائع الظاهرة، كذلك الخطوط فیالطول ، التى، يشبه بعضها بعضا، تدلعليهم. # ه، ومر،1 ~~الخط فیالعرض، هو مخالف للخط فیالطول، فیآلصورة. ولست أعنى ، أنها، مخالفة ~~ل 169 تضاد ، ولكن، مخالفة التشاكل، كمخالفة الروح للجسد، أحدهما، مخالفاللآخر، ~~-1- ~~3اسه و ~~45 ~~-و ~~هو و ~~ملائمله، مشاكل، وكمخالفة التأويل للتنزيل، فإن أحدهما، مخالف للآخر في اللفظ، ~~موافقله فی المعنى، مشاكل فی الجوهر ، وكمخالفة الذكر للأنثى، فهذه، ليست مخالفة ~~118.،- ~~تضاد، بل، مخالفة تشاكل. # فالخط فی الطول، دليلعلىالناطق، كما فسرنا. والخط فیالعرض، دليلعلىالأساس ~~س1 ms180 ~~و ~~المزدوج بالناطق. وآلطول، يدل على الشريعة آلظاهرة ، لآنها صعبة، على من تمسك بها ، ~~امسمكين بها، من غير علم منهم بتأويلها،ويطول الأمر ~~ه ~~9 ~~بلا معرفة . ويصعب آلامر، على آلمتمس ~~و ~~س ~~فيها عليهم، ويشتد. لما يقاسونه، من الشكوك والشبهات والإختلافات. وكل طويل، يدل ~~و بو ~~ل - 170 على الضيق وآلشدة ، وعلىالصعوبة والمشقة، وهكذا)وصف الله، عزوجل، أمرالشريعة. # بالطول، فقال عزاسمه: "إن لك فیآلنهار سبحا طويلا. "، ألمخاطبة، للناطق،عليهالسلام. # م5و8 ~~يعنى بالنهار، الشريعة. وبالطول، الصعوبةوآلشدة. والسبح، سباحته فی آلظاهر، الذى، ~~و ~~3 - الف : نظرا . ب، ج : نظراء. # 1 - الف، ج : الحطان .ب: بالخطان. # 3 - الف ، ب : فی اقامة الشرائع الظاهرة فكما . ج : فكما . # 4 - الف ، ج : الظاهرة . ب : الظاهرة به . # 4 - الف ، ب : فی اقامة . ج : كذلكث فی اقامة . # 5 - الف : ج : ولست اعنى انها . ب : وليست اعنى بها . # 5 - الف ، ج : محالف . ب: يحالف. # 6 - الف ، ب : كمخالفة الروح . ج : وكمخالفة الروح . # 9 - الف ، ب : تضاد. ج : تضادد. # 6 - الف ، ب : للآخر. ج : الآخر. 8 - الف، ج : للانى. ب: الانى. 9 - الف، ج: تضاد ب: تضادد . # 10 - الف، ج : النطق . ب : الناطق. 13 - الف، ب : لمايقاسونه . ج: ويقاسونه. 15 - ب : عزوجل. # 15- آيه7 ، سوره73 (سورة المزمل) . 15_ در هر سه نسخه ، من الناطق ، آمدهاست . ه PageV00P185 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~138 ~~موسسو ~~عم9م ~~الفه. لآنه،البحر، الذى، جرت فيهالسفن بعده، فكان يسبحفيهسبحا،ولميغرق، مع طول ~~سباحته فيه . إن لك ، فی تأليف الشريعة، وإقامة آلناسعليها، طائعين ومكرهين، وجغلك ~~3 إياهم، على إقامتها، صعوبةومشقة. # وقال، عزوجل، فی أول هذه الآية: "إناسنلقىعليكقولا ثقيلا. "، هذا،لماوقف ~~4 ~~بما جرى إليه، على ما يلحقه، من أهل ظاهر شريعته، من آلمشقة أولا، فى إقامتهم عليها، ~~طائعين وكارهين، وما يلحقهمن التعب( فی ذلك، ثم من بغد، على مايلحقهمن الأضداد، ~~الف-171 ~~منالنكثوالرجوع إلىالظاهر، وغلبتهمفيه، ومايلحقالأولياء، فی كل زمان،من الأضداد، ~~الذين، جروا على رشم من تقدم من أسلافهم، الذين ، بينوا لهم، اغتقاد الرياسات فيها. # 9 فرأى ذلك، كله، بما جرى إليه، وثقل عليه، وآشتد، وطال آهتمامه له، ms181 فكان هذا الأمر ~~22 ~~ع ليه، ثقيلا طويلا . ثم قيل له : "وآذكر آشم ربك وتبتل إليه تبتيلا. *، أمر بالإنقطاع ~~الىالتالى، الذى، كان مربيه، وبالإستفادة منه، وإفادةالأساس، الذى، أقامه باسمه، إذكان ~~هوو85،3. # 12 نيله التاييدفى إقامة الدغوة، من جهته، فهوبمنزلة الإسم الدال عليه. # -م100 ~~رب المشرقوالمغرب لا إله إلا هوفاتخذهوكيلا. "، فالمشرقوالمغرب،على ~~الف-172 ~~وو2 ~~2-و ~~الاساسين ، فى هذاالموضع، لأمرآلناطق، يفيد أساسه، ما يجرى إليه، ويشرق نوره عليه، ~~19- الف ، ب : سباحته . ج : يسباحته. # ه 19- الف ، ب : ويعى .ج : يعی. # 2 - الف ، ب : طائعين ومكرهين . ج : طايعين ومكروهين . # 4- الف، ج: هذه . ب : هذا ~~4 - آه55 ، سهر1735 سهرة ~~5 - الف : بما جزی .ب، ج : جا جری. # 5 - الف، ج : ولا.ب: اولا.6- الف، ج : من بعد . ب : بعده . 8- الف ، ب: رسم . ج : وسم. # 10- آه8، ~~8 - الف : سنوالهم . ب ، ج : بينواهم. # 11- الف : بالاستفادة . ب ، ج : وبالاستفادة. # 11 - الف ، ب : الى التالى . ج : الى العالى . # 13- آيه9 ، سوره 173 سه:ة المزما ~~12 - الف ، ب : الاسم. ج : الامتم. # 13- الف، ب: رب المشرق والمغرب لااله الاهوفاتخذه وكيلا فالمشرق والمغرب علىالاساسين . ج : رب المشرق ~~والمغرب على الاساس. PageV00P186 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~139 ~~و دو ر ود:118 ~~13115وه 16- ~~و يستفيد آلأساس منه، فيغرب نوره فيه . وربهما، على آلتالى ألمربى لهما، فآمره بالالتجا ~~،12وسه -1 ~~الى مربيهما،الذى، أقامهما علىإقامة توحيدالبارى، جلوتعالى،الذى، لاشريكله، ولا ~~وو سو-1-12 ~~اله غيره. وعرفهما، أنهما، إذا توكلا عليه، كفاهما أمر الأضداد،الذين، رأى بما جرى3 ~~إليه، مايخدثونه، فثقلأمرهمعليهوطال.فالطول، يدل علىالشدة. ويقال لكلمن وقعت ~~و-854و2-0 ~~و ~~و -و40 ~~وهمم ~~عليه الشدة: قدطال الآمرعليه،وطالتعليهالآيام وآلليالى. وهو مشهور، يغنىعن تطويل ~~54و3913 ~~ف 173 القول فيه . فالخطفی الطول، يدل فی مرتبة النطقاء،اعلى ماذكرنا. وكذلك، السبع السور 6 ~~ه ~~الطوال فى أولالقرآن،يدلكعلىأصحابالأدوار السبعة.والسابع،وإنلم تكنلهشريعة، ~~40- 30،13152 ~~فقدأقيمتله الدغوة،علىفراش السادس. # وأماالخط فیالعرض،فإنه، يدلعلىالأساس المزدوج بالناطق،والفيض علىدغوته 9 ~~6و -808 ~~620 ~~.54444 ~~الحقيقية. لأن الفيض، معناه،السعةوالراحة. وبذلكوصفالله، عزوجل، الجنة، فقال: ~~س ~~.68 ~~... وجنة عرضها السموات والأرض أعدت للمتقين. "، "... وجنة عرضهاكعرض ~~هوم* ~~س 8 ~~السماءوالأرض أعدت للذين *امنواباللهورسله، "، قال أصحاب التفسير وأهل اللغة، ms182 11 ~~5* ~~42-614 ~~20. 4 ~~- 174 عرضها، يعنى، سعتها. وهوكذلك، لأنه، لوأرادالعرض، الذى، موخلاف الطول، لقال، ~~ه و ~~عرضها وطولها كعرض السماءوالأرض وطولهما. فليسالعرض، أولى بأن يذكر هاهنا من ~~1 - الف ، ج : بالالتجا. ب: بالالتجاء. # 1 - الف ، ب : المربى . ج : المزنى. # 3 - الف : الذين بما جرى . ب : الذين اى بما جرى اعلمه . ج : الذين اى بما جرى . # 5 - الف ، ج : الليال . ب : الليالى. # 4 - الف : من وقعت . ب ، ج : لكل من وقعت. # 6 - الف ، ج : على مرتبة النطقاء . ب : على مرتبةالنطقاءع م . # 5 - الف ، ب : يغى . ج : يعى. # 7 - الف ، ب : والسابع .ج : ندارد.10،9 - الف : والعرض . ب ، ج : الفيض . # 10 - الف ، ب : الراحة . ج : الداجة. # ام (سورة آل عمران) . وسارعوا الى مغفرة من ربسكم وجنة عرضها السموات والارض ~~11-آیه3 ~~اعدت للمتقين . # 11 - ب : وقال عزوجل وجنة . الف ، ج : وجنة . آيه 21 ، سوره 57 (سورة الحديد) . سابقوا الى مغفرة ~~من ربكم وجنة عرضها كعرض السماء والارض اعدت للذين ءامنوا بالله ورسله ذلكث فضل الله يؤتيه من ~~13- الف، ج : حلاف . ب : خلاف. # يشاء والله ذوالفضل العظيم. PageV00P187 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~140 ~~الطول، بل، أراد بالعرض، السعة. لأن الشئء إذا اتسع، عرض،وإذا لم يعرض، طال ودق. # لايكون آلشيء عريضا، إلامعالطول،وقديكون طويلا،ولايكون عريضا. وإذاكان عريضا ~~بلا طول، صار ذلك العرض طولا، وضاق، ولايقال له عريض، بل، شمى طويلا،ويقال، ~~لكل واسع، عريض. وهومشهور فی لغة العرب. قال الشاعر: ~~كأن بلاد الله وهى عريضة علىالخائفالمذعوركفةحابل ~~1- وبههو ~~3 ~~عريضة، يعنى، واسعة. فقولالله،جلوعز: "... وجنة عرضها السموات والأرض ~~ه ~~أعدتللمتقين. "،فالجنة،علىالجارى. والسموات، على(النطقاء. والأرض، علىالأسس. الف -175 ~~مدم وو ~~إنما، جمع آلسموات، ووحد الآرض، لأن النطقاء، شرائعهم، كثيرة مختلفة، والأسس، ~~م،613 ~~9 ألنفوا الشرائع، ورسمواالدغوة، وأعدوا فيها. فقام الأتماء بها، من بغدهم، فی كل دور، ~~ه سم6سه ~~و كان ذلك، معدالهم، واتسعوا فی ذلك، كلهم. # وقوله فی الآية الأخرى: "... وجنة عرضهاكعرضالسماءوالأرض أعدت للذين ~~12 *امنوا بالله ورسله، "، فالجنة، على الجارى، هاهنا، كما قلنا. والسماء والأرض، علىالمتم ~~الاحق . والذين آمنوا بالله ورسله، علىالأجنحة والمأذونين ms183 وغيرهم من حدود الدغوة، ~~الذين، يتولون العقد، علىالمستجيبين،لأنهم،يؤمنونهم، بمايفاتحونهم به، منعلمالمتم ~~5، ولواحقه، فی كل عضر، من الشكوك والشبهات،( فی أوليهم،ومن عذاب النار فیأخريهم. # 581-5 ~~الف-176 ~~وم وو ~~الله، فی هذا المكان، على المتم. لأن طاعته، طاعة الله، ومعصيته، معصية الله. ورسله، على ~~الواحق ، الذين ، يؤدون عنه، إلى أهل الدغوة، كما أدى رسول الله، صلىالله عليه وآله، ~~18 عن الله . # 2 - الف ، ج : ولايكون الشىء عريضا الامع الطول وقد يكون طويلا ولا يكون عريضا واذا كان عريضا . ب : ~~3 - الف ، ج : بل سمی . ب : باسمیی . # ولايكون الشىء عريضا. # 4 - الف ، ج : قال الشاعر . ب : كما قال الشاعر شعر . # 5 - الف ، ج : وهی . ب : وهو. # 5 - الف، ج : حابل. ب:حایل. 7- الف : الاسس. ب، ج : على الاسس. 8 الف ، ب:جمم . ج : جميع. # 9 - الف ، ج : فاقام الاتما به .ب : فاقام الاتماء به . # 8- الف ، ب : وحد . ج : وجد. # 14 - الف : العهد. ب : العقد . ج : والعقد.ه ~~12- الف ، ب : هاهنا . ج : مهنا. PageV00P188 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~141 ~~ه ویةر4123 ~~فقوله: "... أعدت للذينءامنوا باللهورسله،"، أى، يؤيد المتم ولواحقه، فی كل ~~4 ~~ع صر، بما يكون فيه سعة ، على الحدود القائمين بالدغوة، وعدة لهم. والمتم ولواحقه، ~~يعدون ذلك لهم. فوصفالله ، جل وعز ، الجنة ، بالعرض . فدل العرض، على آلسعة، ~~كما أن ألطول ، يدل على الضيق. وآلطول ، على الشريعة، كما قلنا . والعرض الواسع، ~~اذ- 177 على الدغوة. لأن أهلها، يتسعون فی البيان ، وينالون الراحة فی أوليهم، بالبرهان، االذى، ~~يؤديهم،إلى عين الجنةالعريضة، فیأخريهم، ويتسعون فيها،ويقصرعليهمالأياموالليالى، 6 ~~6-1مه ~~إن لميكنهناكأيام ولاليال،ولكنعلىالتشبيه فی المعنى. وأهل الشريعة، الذين، جهلوا ~~حقائق ما فيها، يضيق الأمرعليهم، ويضعب،ويطول عليهمالأيام والليالى فیأوليهم،لما ~~يلحقهم،من الإختناق،والتردد فیالشكوكوالشبهات،والإختلافات،التى، تؤديهم، إلى9 ~~ه- ~~عين الشدة والعذاب، فی أخريهم،الذى، يطولعليهم فيه،الأيام والليالى،وإنلميكنهناك ~~981-0 ~~ايام ولاليالى، ولكن، علىالتشبيهفی المعنى. # فالخط فیالطول، على الناطق، كما ذكرنا. والخط فیالعرض، على أساسه. وإنك، 12 ~~178 إذا خططت عليه خطا فیالعرض، ظهر العقد إلى الوسط، على هذا المثال (-))، أي، إذا ~~س 15- الف ، ب : آخرتهم . ج : اخريهم. # 17 - الف : عليه عن الله . ب : عليه ms184 وآله عن الله ع ج . ج : عليه عن القول . # 1 - الف: ورسله. ب.ج: ورسوله.1_ الف. ب: یوید. ج:یرید. 2 الف، ج : وعللطم. ب: وعدةلهم. # 6 - در هرسه نسخه ، اخراه، آمدهاست. # 5- در هرسه نسته : اولاهم، آمدهاست . # 6 - الف : والليال . ب ، ج : والليالى. # 6 -- الف : ويقضوا . ب : ج : ويقصر. # 7 - الف ، ج : ولاليال . ب : ولاليان. # 7 - الف : على التشبيه فى المعنا . ب : على التشبيه فى المعنى . ج : على الشبيه فى المعنى . # 8 - الف : همه جا ، والليال : آمدهاست . # 7 - نسخه بدل الف . ب : جهلوا . ج : جعلوا. # 12- الف ، ب :والخط.ج: ويخط. # 9- الف : ب : تؤدیهم . ج : يؤدیهم. # 13- الف ، ب : خططت . ج : خطبطت. 13- الف : فی الوسط . ب ، ج : الى الوسط. # 13- الف ، ب: 2. ج : ندارد. PageV00P189 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~142 ~~قام الناطق، فألفالشريعة،وأقام أساسه فیإقامةالدعوة، ابتدا بالعقد، فكان ذلك العقد، ~~س و23 وب ~~فتاحا، فظهربه،توحيد البارى، جلوتعالى،وظهربه،مراتبالحدود،لأهلالدغوة، كماظهر ~~2 العقد الواحد،وظهرت الحدود،بالخطين،الذين،أحدهما، يدلعلىتوحيدالبارى،عزوجل، ~~ورم ~~53و ~~وس4162 ~~وبه، ظهرت جميع الحدود، فیهذا الشكل الواحد، عند ظهور العقد فی وسطه، مكررا. أي، ~~وس ومه وي ~~بتوحید الباری، جل وتعالی، يظهرمراتب الحدود. ولماظهرالعقد الواحد بالخطين،ظهرت، ~~ههسه ~~5ووم ~~أربعة سطوح، لكل سطح، ثلاث زوايا. فظهربالنقطةالواحدةفیالخطين، ثلاثة وأربعة، ~~وهو تمام الحساب : إثنان وثلاثة وأربعة، فذلك تسعة. والواحد، هوعلة العدد، وغير ~~س ~~ه ~~و و4 ~~ه ~~الف-179 ~~وبر وسهو ~~ه-ه ~~داخل في العدد. أئ،بتوحيد البارى، جمل وتعالى ، يظهر الحدود، وأنه، عزاشمه، غيرمعدود ~~مع الحدود. فالنقطة، على توحيدالبارى، جل ذكره، كما ذكرنا. والخطان، على الأساسين، ~~و ~~الطول والعرض، علىالنجدين . أى ، بإقامة الأساسين، الشريعة وآلدغوة، ظاهرا وباطنا، ~~ظهر توحيد الله، عزوجل. والتسعة آلتى هى تمام الحساب، علىالاساسين والآتماء السبعة. # هه5م و ~~12 لأن تمام أمرالنجدين، بهم.والسطوح الأربع، هن، بين الخطين،الذين، أحدهما فیالطول ~~-1- ~~دوه ~~والآخرفی العرض، وبهما، ظهر الشكل وصورته. أئ، بما فاض من الأصلين، بالخيالين، ~~م2 ~~على الاساسين،ظهرت ألدعوة فی النجدين،وظهرتمراتب الحدود، فی كلسطح من السطوح ~~الف180 ~~15 الآربعة ، بين خطين، ثلاث زوايا، على هذا المثال: ~~1- الف : ابتدأ. ب . ج: ابتداء.2- الف ، ج : لاهل . ب : واهل . 5 - ب ms185 : البارى تعالى. # 9 - در هر سه نسته ، ثلثة، آمدهاست . # 5- الف ، ب: ظهرب. ج : ظهر. # 7- الف : الحساب 6 . ب : الحساب. ج: الحساب. # 10 - الف ، ب : والطول والعرض على النجدين اى باقامة الاساسين الشريعة . ج : الشريعة . # 12 - الف، اللذين . ب ، ج . الذين. # 12 - الف : ه . ب ، ج : هن . # 14- الف ، ب: ظهرت. ج: ظهر. 19- الف ، ج : مثل آنچه درمتن آمدهاست. ب : ندارد . PageV00P190 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~143 ~~فالزوايا الثلاث، علىالفرعين والجناح ، أى، قوام الفرعين والجناح فی كل عصر. بما ~~ه 1 ~~و ~~1 ووم ~~أنالهمالآساسان، بالتاييد، من جهةالأصلين والخيالين. ثم ثلاثة وأربعة، جملتها سبعة. # هرو ~~فالثلاثة،على الفرعين والجناح. والأربعة، على الأساسين والنجدين. أى، بإقامة الفرعين ~~ومو و2ه ~~الجناح، الدعوة فی آلنجدين، بما نالوا من آلاساسين ، يكون ظهور أمر الاتماء السبعة . # ثم ثلاثة فی أربعة، إثنى عشر. أى، بإفادة الأصلين بالخيالين الأساسين،والمتم، يكون ~~354. # 4. ب4 ~~قوام اللواحق الإثنى عشر. فقد ظهر فی هذا الشكل، الذى، هوخطان، خط فی آلطول، وخط 6. # في العرض ، هذه الحدود، كلها . وإنك، إذا خططت الخطوط السبعة ، فی آلطول، لم يظهر ~~هفه ~~ل 181 شيء من هذه الحدود، ولاظهربينها عقد، إلا ذات الخطوط والعرصات فقط. فقد دلك، ~~ان الخطوطفیالطول والعرصات،التبى،تدل علىالنطقاءوشرائعهم،لاتظهربها، إلا مراتب9 ~~2مهرم ~~النطقاءوالشرائع فقط،ولايظهرفيهاشیء من الحدود. وقددلك،أنالخطالواحدفیالطول، ~~و الآخر فی العرض، دليل على الناطق الأول وأساسه. وأن الحدود، كلها، تمت فیدوره، ~~ا ~~-1640 ~~بشريعته ودغوته ، عند آفترانه مع أساسه، وآزدواجه به ، لآنهما ، ذكر وآنشى . وانه ، إذا 12 ~~3 ~~. س44و52- ~~540و ~~قرن ناطق مع ناطق،وزوجا، لم يظهر شئء منالحدود، لأنهما ذكران. وأنه،لم يظهرفیظاهر ~~مهور ~~شرائع النطقاء، إلا ذات الناطق وشريعته . وبين الخطوط، التى، هى فی الطول، عرصات، ~~1 - الف ، ب : على الغرعين . ج : همه جا، على القرعين. # 2 - الف : الاساسان بالتاييد . ب : الا الاساسان بالتاييد . ج : الاساسان التاييد . # 3 - الف : اى باقامة الفرعين والجناح الدعوة فى النجدين بما نالوا من الاساسين يكون ظهور امر الاتماء السبعة ثم ~~ثلثة فى اربعة اثنى عشر اى بافادة الاصلين بالخيالين الاساءين والمتم يكون قوام اللواحق الاثنى عشر فقد ms186 ظهر . ~~ب : اى باقامة الفرعين والجناح والاربعة على الاساسين يكون ظهور امر الاتماء السبعة ثم ثلثة فی اربعة اثنى عشر ~~اى بافادة الاصلين بالخيالين الاساسين والمتم يكون قوام اللواحق الاثتى عشر فقد ظهر. ج : اى اقامة الفرعين ~~والجناح الدعوة فی النجدين بما نالوا من الاساسين يكون ظهور امر الاتماء السبعة ثم ثلثة فى اربعة اثنى عشرفقد ~~ظهر.7- الف ، ب : خططت . ج:خطبطت. 8_ درهر سه نسخه، بینهما، آمدهاست. # 8 - الف ، ب : وقد دلكث . ج : فقد ذلكث. # 8 - الف ، ب : العرصات . ج : العرصات. # 9 - الف ، ب : العرصات . ج : العرضات.10 - الف ، ب : فقد دلكث . ج : فقد ذلكك . # 14 - الف ، ج : التىهی . ب : التى هو . # 12 - الف ، ب : ذكر . ج : ذکرا . PageV00P191 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~144 ~~س- ~~386ه6-.. # و: ~~تفرق بين الخطوط،ولاتجمعها. أي، بين النطقاء، مدة الشرائع والدور، ولااجتماع بين ~~وو113 ~~ناطقين أبدا، فيزدوجان، كاجتماع الأساسين فى عصرواحد وآزدواجهما. وظهورالحدود الف - 182 ~~بينهما، كظهورالمواليد بين الذكر والأنثی. ولاثولد، إلا بالإجتماع والإزدواج. فكيف ~~جوز آزدواج ناطق بناطق* ~~و و ~~و نقول، ليس ظهور آلشريعة بظهورناطقين وآجتماع حديهما، لأنهما ذكران، بل، ~~و 1-. # 1 ظهورهما، باجتماع الناطق إلىالسابق وآقترانه، كما ذكرنا. لأنالناطقإذا اتصلبالسابق، ~~کكانله، بمنزلةالأنثی،وکانالسابق،له، بمنزلةالذكر،فإذااتصلا،ظهرتالشريعة. و كذلك، ~~و ~~44-6 ~~نداتصالالأساسبالتالى،تظهر الدغوة. لأن التالى للأساس،بمنزلةالذكرله،والأساس. # 5-6-ه ~~بمنزلة أنثاه. ثم اجتماعالأساسين بقيام الدعوة، علىظاهرالشريعة. لأنالناطق،له، بمنزلة ~~وا ~~الذكر، والاساس، ( بمنزلة الأنثى، وباجتماعهما، تظهر المواليد، بالصور البسيطة . # الف-183 ~~هرس ~~فعلى هذا المثال، تكون المزاوجة والمواليد، لابظهور ناطقين. # 12 فإن قال قائل: ~~"إن محل الناطق ، محل الذكور،ومحل التالى، محل الإناث، وإنك جعلت الناطق، ~~بمنزلة آلانشى مع آلسابق، وآلتالى، بمنزلة آلذكر مع آلاساس. " ~~5 قلنا : إن الذكورية والأنوثية، إنما تقع فیالفاضل والمفضول، عند المزاوجة. # 1 - الف : تفرق . ب ، ج : يفرق.1 - الف: ولاتجمعهمااى . ب : ولايجمعها ای .ج : ولاتجمعها الى . # 2 - الف ، ب : فی عصرواحد . ج : فی واحد. # 1 - الف ، ب : ولااجتماع . ج : والاجتماع. # 6 - الف، ج : ظهورهما . ب: ظهورها. # 6 - الف ، ب : بالسابق . ج : السابق . # 7- الف ، ب : ظهرت. ج : ظهرة .10_ الف، ج : تظهر . ب:يظهر. # 11 ms187 - الف ، ب : فعلى هذا . ج : فعل هذا. # 11 - الف ، ب : ناطقين . ج : الناطقين. # 12 - ظاهرا از ، ان محل الناطق ، تا ، قلنا ، قول صاحب محصول ويا طرفداران اواست . # 13 - الف : محل الناطق محل . ب : يحل الناطق محل . ج : يحل الناطق يحل . # 13- الف ، ج : محل التالى . ب ، يحل التالى . 14 - الف ، ج : بمنزلة الذكر . ب : بمنزلة الذكور . # 15 - الف : تقع فی الفاضل والمفضول . ب : تقع فى الفاعل والمفعول . ج : يقع فى الفاضل والمفضول . PageV00P192 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~145 ~~وم4م ~~مهو. ب ~~فإذا أجتمعحدان. فیالإفادةوالإستفادة،فالفاضلالمفيد،أبدا،ذكر،والمفضولالمستفيد، ~~کماقلنا،أبدا، أنثی.و هکذایکونالترتیبفیالذکوروالإناث، بالفاضلوالمفضولوالمفید ~~والمستفيد: كماقلنا. إنه، إذا قرن التالىمعالسابق، كان السابق، الذكر المفيد، وآلتالى، ~~ف - 184 الأنثى المستفيد . وكذلك : إذا قرنالأساس مع الناطق، كان الناطق ، الذكر المفيد. # والاساس ، الانشى المستفيد . # و و ~~فأما أقتران ناطق مع ناطق ، فلا يجوز أبدا ، لأنهما ذكران، ولايجتمعان فی عصر ~~س5-و ~~واحد، ولايقترنان. فيستفيد أحدهما من الآخر، ولايكون بينهما، ولادة، بتة . # و1 ~~فصل ~~واما آلقو فی: ~~" أن الطبع الواحد ، لايقع تحت الحس، مالم يكن يمتزج بالآخر.". # فإنا نقول . إن الطبائع الأربعة ، هى واقعة، كلها ، تحت الحس ، قبل آمتزاج ~~و ~~بعضها ببغض . وهى مركبة ، فی ذاتها ، ممتزجة، كامتزاج الحرارة باليبوسة ، وتركيب 12 ~~النار منهما ، والنار واقعة تحت الحس . وكذلك، امتزاج الحرارة بالرطوبة ، وتركيب ~~- ~~ت ~~الهواء منهما، والهواء واقع تحت الحس. وعلى هذا المثال، الأمهات الأربعة، وهى، كلها، ~~- ~~واقعة تحت الحس . بل الأفراداقبل التراكيب، واقعة تحت آلحس . # وس ~~الف-185 ~~6 - الف : ولايجوز . ب : ج : فلا يجوز . # 2 - الف ، ب : بالفاضل . ج : الفاضل. # 7 - الف ، ب : ولايقترنان . ج : ولاتفترقان. # 9 - الف . ب : ولايجتمعان . ج : ولايجمعان . # 10 - ظاهرا از . ان الطبع ، تا . بالأخر ، قول صاحب محصولاست . # 10 - در هرسه نسخه، الحساس: أمدهاست . ب : نسخه بذل : الحس. # 10 - الف : ما لم يمتزج . ب : ما لم يكن يمتزج . ج : مالم يكن يمترح . # 11 - الف : فانما نقول . ب : فانا نقول . ج : فانما يقول . # 11 - در حاشية تسخه الف : ان الطبائع الاربعة هى واقعة كلها تحت الحساس قبل امتزاج بعضها ببعض وهى ms188 ~~11 - الف : ب : امتزاج . ج : امتراح . # مركبة فی ذاتها . # 14 - الف : الهوئ . ب : الهواء. ج : الهوا. # 13- در هر سه نسته ، منها، آمدهاست . # 15 - الف ، ب : بل الافراد . ج : بالافراد . # 14 - الف : والهوئ . ب : واهوى . ج : والهوا. PageV00P193 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~149 ~~فأما المواليد، فإنها،لاتظهر بامتزاج واحد منهما مع الآخر، بل، باجتماع الأربعة، ~~امتزاج بغضها ببعض. ولاتظهر باجتماع طبيعتين، ولائلاثة مواليد، بل، باجتماعها ~~2 كلها . وإن كان فی متولدات العالم أيضا، ما قدغلب عليه أحد الطبائع ، فإنه ، لابد أن ~~و -وم ~~يكونممتزجا من الأربعة كلها،وإلا،لم تظهر صورةالمواليد، مثل دواب الماء، فقدغلب ~~عليها، طبع آلماء، وككنها ، ممتزجة من الأربعة . وهكذا سبيل الطير، الذى ، قدغلب ~~6 عليها طبع الهواء . وعلى هذا ، سائر المتولدات، على حسب غلبة إخدى الطبائع الآربعة ~~م ~~عليها. وإنما تظهر صورتها، عند آجتماع الطبائع الأربعة كلها ، فيها . وهذا يدل على ~~و ووس ~~و م213 ~~الدعواتالأربعة،التى،أقيمتعلى الشرائع الثلاثة. فظهور الصورة،عندظهورالسابع، ~~الف-186 ~~9 بحد الأربعية. # مو ~~فكل أستقص ، يدل على مرتبة واحد منأصحاب الآذوار، وهو ، مزدوج فی ذاته، ~~سهوو س ~~كازدواج الحرارة باليبوسة ، وازدواج الحرارة بالرطوبة، والبرودة بالرطوبة، والبرودة ~~4 ~~12 باليبوسة . فهذا الإزدواج ، يقوم آلآسطقسات بذاتها ، وتقع تحت آلحس بذاتها ، كل ~~-و و ~~واحد على الإنفراد . وهكذا ، هو ظهور الشرائع بذاتها ، لازدواج ظاهرها مع باطنها ، ~~لازدواج كل ناطق مع أساسه . ولاتظهر الولادة المستجنةفيها، إلاباجتماع الأربعة كلها . # 15 ولاتظهرباجتماع طبيعتين. ولو ظهر باجتماع طبيعتين ولادة، لوجب أن تظهر آلصورة ~~س ~~المنفعلة بالتأويل المستجنة فيه ، عند ظهور الناطق آلثانى، وهو خلاف . وآلذى ~~1 - الف ، ب : واحد منهما.ج : واحدمنها. # 1 - الف ، ج : لاتظهر . ب : لايظهر. # 2 - الف ، ب : ثلاثة . ج : يلاثه . # 2 - در هر سه نسخه، ولاينظهر ، آمدهاست . # 3 - الف ، ج : الطبايع . ب : الطبايع . # 2- در مرسه نسخه ، اجتماعها، آمدهاست. # 4- الف ، ج : الماء. ب : المآء.6 - در هرسه نسخه ، الهوى ، آمدهاست. # 8 - الف ، ب : الشرائيع . ج : الشرايع. # 7 - الف ، ج : الاربعة . ب : الاربع. # 10 - در هر سه نسخه ، استقص ، آمدهاست . ظاهرا بصورت ، الأسطقيس، الإسطقس، الأسطقس ، ~~11 - الف ، ب ms189 : والبروده بالرطوبة . ج : ندارد . # استعمال شدهاست. # 12 - الف ، ب : الاستقصات . ج : الاسطقصات. PageV00P194 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~147 ~~85.- ~~و ~~ل 187 ذكرنا ، أن الولادة ، تقع باجتماع (الأساسين ، فإنها ، ولادة خفية بالقوة ، لأن الصورة ~~سس1 ~~هو ~~البسيطة، تتولد بإقامة الدعوة، وتحيى بالعلم. وكل دعوة، هى جزء من أجزاء عالم هذه ~~- ~~الصورة. ويتم هذا العالم المنفعل ، فی الدعوة، التى، يؤثرها العالم الأعلى البسيط، فیعالم ~~النفس الناطقة ، بالعلم المستجن فی الأعمال ، عند انقضاء الأدوار كلها . فعند ذلك، ~~و هوو ~~و1 ~~تظهر بصورة هذا العالم المنفعل ، فی هذه الأدوار،ويكون تولده ، بالكمال والفعل. وعند ~~و ~~ذلك، تظهر الصورة بتمامها، لاجتماع أجزائهافیالدعواتالأربعة، علىالشرائع الثلاثة، ~~سو س ~~0493 ~~عند ظهورصاحب آلدور آلسابع ، بحد الأربعية. وسوف نشرح ماذكرنا، من أمرالدعوات ~~الأربعة، فیالشرائع آلثلاثة،عندذكر رابع النطقاء، إنشاءاللهتعالىوبهألقوة. وإنماكانت ~~ا. 188 المواليد، أيضا، فی كل دور، بالقوة. (والولادة الخفية، التى، كمالها، عندتمام الآذوار، ~~لابإثنين، بل، بأربعة،وهماالأصلانوالأساسان، ذكرانوأنثيان، وهو، دليل على ماقلنا، ~~انه، لايقع بطبيعتين ، مواليد . فإذا أجتمعت الطبائع الآربعة، ظهرت ولادة. كذلك ، ~~ه ~~بتبأييد الأصلين للأساسين، قام أمر النجدين، وظهرت المواليد. فأما بظهور ناطقين، 12 ~~فلاعلىحسب ما جرى به الإستدلال، أن باجتماع طبيعتين تظهر المواليد. # هه20 ~~قدرسمنا فی ذكر آلناطق الأول وشريعته ، والناطق الثانى وعزيمته ، ما نرجوا أن ~~2 - الف ، ج : تحيا . ب : منن ، يحتاج ، نسعفهبدل ، نحی. # 4،2- الف ، ج : هذه الصورة . ب : هذا الصور. # 3 - الف ، ج : الذعوة التى يؤثره . ب : الدعوة النى يؤتره . # 4 - الف ، ب : كلها فعند ذلكث تظهر بصورة هذا العالم المنفعل فى هذه الادوار ويكون تولده بالكمال والفعل . # ج : ويكون توالدهما بالكمال والفعل . درب : بجاى تولده ، تولدة .، وبجاى والفعل ، والعقل ، آمدهاست . # 6 - الف : يظهر . ب : تفلهر . ج : لظهور. # نسخه بدل ب : بجای والعقل ، والفعل. # 6 - الف، ب: بتمامها . ج: تمامها. 8 - الف، ب: رابع.ج: الرابع. 8- ب: اللهتعالى. ب، ج: الله. # 10 - الف ، ب : لايقع . ج : لايقعى. # 9 - الف : ب : لاباثنين . ج : لابثين . # 10- الف ، ب : مواليد . ج : واليد.11 - الف ، ب : للاساسين قام امر . ج : الاساسين فامر . # 12- الف ، ب : فلا على ms190 حسب ما جری به . ج : فالا على حسب واخرى به . # 14 - الف ، ب : الثانى . ج : التالى. # 13- الف ، ج : المواليد . ب : المواليد. PageV00P195 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~148 ~~وو وم ~~كون فيه مقنعم،وزوال الشك، وإصلاح الغلطالذى، جرى فی هذا الباب،ووقوعالإغتقاد ~~س ~~وو2ه ~~5 ~~الصحيح ، الذى ، عليه بنيان آلدغوة الحقيقية ، على حدود أصحاب آلادوار آلسبعة ، ~~3 وآصحاب آلشرائع (آلستة ، وأصحاب آلعزائم آلخمسة، وإثبات آلشريعة لاول آلنطقاء، ~~الف-89 ~~1- ~~ه ~~و العزيمة للثانى، عليهم السلام ، وفيه بلاغ ، إن شاءالله تعالى. # باب آلقول فی ثالث آلنطقاء ~~عليه آلسلام ~~وأما القول فی: ~~ه ~~" أن المجوس . هم، مستمسكون بشريعة الناطق الثالث، " ، وماجرى من الكلام ~~9 فی هذا آلباب. # 20 ~~فإنا نقول، إن المجوس لاتدعى ذلك، فیظاهرالأمر، ويزعم قوممنهم، أنصاحبهم، ~~ه و-و ~~وم4ه ~~كان أيام جم، وأن جم، هو، سليمان بن داود ، عليهما السلام . ولايبعد أن يكون كذلك. # هو6م ~~وهه ~~12 وقال قوم، إنه، لما ملك ستاسفمنبخت نصر، وبخت نصر تسميه العجم لهراسف، أتاه ~~زردهست، فدعاه إلى دين المجوسية. فاجابه، ودعا إليه أهل مملكته. وكان بخت نصدر، ~~14 الف ، ج: مانرجوا . ب: ماترجو. # 1 - الف ، ب : جری . ج: جرا. # 2 - الف . ج : الصحيح الذى عليه بنيان . ب : والصحيح الذى تبيان . # 2 - الف . ج : اصحاب . ب : الاصحاب. # 4 - الف : ج : الله . ب : الله تعالى . # 9 - ظاهرا از ، ان المجوس ، تا ، وماجرى . قول صاحب محصولاست . # 9- الف ، ب : متمسكود . ج : مستمسكون. # 10 - الف . ج : ایام حموان حم . ب : کان ایام جم وان جم . # 11 - الف : ولايبعد . ب: ولابعد. ج : ولانبعد.12 - الف ، ب : ستاسف من . ج : استا من . # 14- الف : تسميه العجم طراسف . ب : سميه العجم بهراسف . ج : تسمية العجم مراسف. # 13 - الف ، ب : اهل ملكته . ج : مملكته. # الف.ج: درهست.ب: فرهست. PageV00P196 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~149 ~~4 ~~اف - 190 أيام راحيم بن سليمان . فهذا ما فى روايات العامة . فأما أن يدعى المجوس ، (أنهم، على ~~-98 اق1ه1 ~~وه -154 ~~ده ~~شريعة إبراهيم، وان دينهم، ظهرآيام إبراهيم، فمحال. وليس شيءء ما فی أيديهم، بموافق ~~.- ~~و وس2 ~~-392015 ~~و ب ~~الشرائع ms191 إبراهيم ، عليه آلسلام،وسننه، التى، كان عليهابقايا العرب، الذين، كانوايدعون ~~1 ~~24وه -1 ~~في الجاهلية، آنهم، على دين إبراهيم، عليه السلام، مثل الختان، وحجالبيت، وتخرم ~~-22 ~~ه - ~~نكاح ذوات المحارم، وغير ذلك ، مما كان إبراهيم، عليه السلام، سنه فی شريعته. فقد ~~و 924 ~~روى، أن إبراهيم، عليهالسلام، أول منآختتن، وأنه آختتن، وهو ابنتسعينسنة، وآختتن 6 ~~و ~~سس8 ~~24 ~~معه إسمعيل ، وهو آبن ثمانى سنين، وآختتن إسحاق ، وهو آبن سبعة أيام ، وآختتنوا، ~~4414و0-0 ~~كهم، فیيوم واحد، فجرتالسنةمن بعده، فیولد إسماعيل، أنهم، يختتنون فیبضع سنين، ~~19 :22 ~~سمه52و ~~وه ~~و315 ~~الف - 191 وآلسنة،قائمة فی المسلمين بذلك، وفیولدإسحاق، أنهم،ايختتنونبعدسبعةأيام، وآلسنة، 9 ~~:83و ~~132 ~~ه ورم5-8 ~~قائمة فیاليهودبذلك. ودلبهذا، آنإبراهيم، بلغحد آلنطق، لانالتسعين، هوالعقد آلتاسع، ~~س ~~و -232 ~~والتاسع، حد آلنطقاءبعد آلاتماءالسبعة. وآلاساس، الذى، هوآلثامن، وثمانیسنين،الذى، ~~5285 ~~5 س ~~-5 ~~اختتن فيها إسماعيل، دلعلىحد الاساسية، لآنه،الشامن منبعدالاتماء السبعة. وسبعة أيام، ~~س8ره: ~~-21421 ~~49 ~~اتی،اختتنفيها إسحاق، دلعلىحد التمامية، أئ، كانأحد الأتماءالسبعة،وآختتنوافیوقت ~~. # 1-1 ~~13 ن ~~-61- ~~واحد، فالختان، وغير ذلكمن آلسنن، التىذكرناها، هي، سنن إبراهيم ، التى، لم يقع فيها ~~1 ~~هو 9ه51 ~~و -4- ~~و ~~تغيير ولا تبديل . وهى ، معروفة بإبراهيم، منسوبة إليه ، لاآرتياب فى ذلك، وهى كلها، ~~1 - الف ، ج : ان يدعى . ب : ان تدعى . # 1 - الف : راحیم . ب : راجعیم . ج : راجعم. # 3 - الف : وسنته التى كان . ب : وسنةالتى كانت . ج : وسنة التى كان . # الف، ب سهج:سته . # 4- در هر سه نسخه ، يدعون الجاهلية ، آمدهاست. # 96 - الف ، ب : هو اين . ج : هوين. # 7 - الف : سنين واخين . ب : سنين واختين . ج : سنة واخين . نسخه بدل . ج : سنين واختن . # 11 - الف ، ج : الذى اختين . ب : الذين اختين . # 8 - الف ، ب : تختتنون . ج : يحتنون . # 12 - الف ، ب : لانه التامن من بعد . ج : لانه الثامن والاساسية لانه الثامن من بعد . # 15- الف ، ب : تغيير .ج : تغير. # 13- الف، ج : فيها اسحق . ب : فی اصحق. # 15 - الف ، ب : بايراهم منسوبة اليه لاارتياب . ج : ابراهيم منسوبة آية لارتبات . PageV00P197 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~150 ~~بالضد مما فی أيدى المجوس، من ms192 تركهم الختان ، ونكاحهم ذوات المحارم، وجهلهم ~~93ب و م ~~الف -192 ~~بحرمة البيت الحرام، وكانت(آلعرب تقيمها، قبل مبعث النبي، صلى اللهعليه وآله. # 3 فلماظهر، عليهالسلام،ونسخ ما تقدمهمن الشرائع، ودعاالناس، إلى ماجاء به من عندالله، ~~ع زوجل ، ترك آليهود والنصارى، علىمللهم، وأقرهم،على ما فی أيديهم من الشرائع، بعد ~~أن دعاهم، إلى ما أتى به، وخيرهم، إما قبوله ، وإما أداء الجزية . فمن امتنع من الأمرين، ~~1 نابذهم الحرب. ومن دخل فیالإسلام، رفع عنه السيفوالجزية. ومن أبى قبول الإسلام، ~~س ~~و قبل الجزية، من آليهود وآلنصارى، سالمهم. لأنهم، كانوا علىشريعةموسىوعيسى، عليهما ~~ووم2و. 034 ~~السلام. ولم يقر العرب، على ماكانوا عليه، ولاقبل الجزية منهم، لآنهم آدعوا، آنهم، على ~~و و1 - ~~س8 ~~9 ملة إبراهيم، وبعث رسول الله بملة إبراهيم، عليهماالسلام. فلماكانظهوره، عليهآلسلام، ~~بملة إبراهيم وشريعته، فجددا ماكان من سنته، وأمربها، ودعا آلناس إليها، مثل الختان، ~~الف-193 ~~وحج البيت، وتخريم نكاح ذواتالمحارم، وأبطل، ماكانابتدعهالمشركون، فیشريعته، ~~12 من عبادة الآصنام ، وأمرالبحيرة، وآلسائبة، والوصيلة، وآلحام ، وغير ذلك من رسوم ~~أهل الجاهلية، التى، كانتمبتدعة. وعرفهم،أن شريعةإبراهيم، هيآلتى، قدجددهامنسننه ~~و أحكامه، وأن سائر ذلك، هى بدع من الآضداد، الذين، غيروا دينإبراهيم، عليه آلسلام. # و وو-م ~~س4ه1 ~~15 وروى عنه، صلى الله عليه وآله، أنه قال، أريتحدودالعرب،فرأيت رجلاقصيرا أزعر، ~~سهوم5 ومس ~~رهسه ~~3122- ~~يجر قصبه فی آلنار. فقلت من هذا ، فقيل لى، هذا، عمرو ابن لحى، وهو أول من بحر ~~2 - الف : وآله ندارد. # 1 - الف ، ب : ذوات . ج : دوار. # 4 - الف ، ب : ودعى الناس الى ماجاء به . ج : ودعى الناس الى ما جا به . # 4 - الف ، ب : اقرهم . ج : اقوهم. 8_ الف ، ب:م يقر. ج : لم نفر.9- ب : الله صلعم. # 10 - الف ، ب : من سفته . ج: من سنة . # 9 - الف ، ب : بملة . ج : ملة . # 11 - الف ، ب : وتحریم . ج : ونحىم. # 10 - الف : ودعى . ب ، ج : ودعا. # 12 - الف ، ب : والسايبه . ج : والسابيه. # 13 - الف : هى التى قد جددها من سننه . ب : ع م هى التى قد جددها من سنته . # 14 - الف ms193 ، ب : سائر ذلكث هی بدع . ج : ساتر ذلكث هی يبدع. PageV00P198 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~151 ~~س -214 ~~البحيرة،وسيب السائبة، ووصل الوصيلة، وحمى آلحام، ودعا إلى عبادة الآصنام ، وغير ~~ف - 194 دين إبراهيم، عليه السلام . فلذلك ، لم يقبل،صلىاللهعليهوآله، امن آلعرب، الجزية، ~~،ووم6س، 0824 ~~كما قبلها من آليهود والنصارى ، لأنهم آدعوا ، أنهم، على شريعة إبراهيم، ولان شريعة 3 ~~ابراهيم، هی ألتى، أتىبهامحمد، صلىاللهعليه وآله، وجددماكان من رسومها الصحيحة، ~~هوو ~~64س ~~و أبطل البدع . ولو أن غير العرب ، ادعى، أنه ، على شريعة إبراهيم وملته، لماقبل منهم ~~ومه ~~الجزية، كما لم يقبل من العرب ، ولأنه، لايجوزأن يكون قوم، على شريعة إبراهيم، غير 6 ~~و ~~وو212 ~~المسلمين ، لأن هذه الشريعة ، هى شريعته . فإذا آدعى مدع، أن شريعته ، هى شريعة ~~1 ~~ابراهيم، وأقرعلى ذلك،وهو، مخالفلماأتىبه محمد، صلىالله عليهوآله، لم يصح حينئذ، ~~2 ~~دعوىمحمد، صلىالله عليهوآله. فنزه الله هذه الملة،ورفعمنزلةمحمد، صلىاللهعليهوآليه، ~~س813 ~~أن يدعى مدع، بإزائه، مخالفا له، أنه، علىشريعة إبراهيم، فيكون ذلك، نقضا لدغواه. # وو ~~ال - 195 وصانه الله ،اعزوجل، عن ذلك، صلىالله عليه. فإن قالقائل له، عليه السلام، لم لاتأخذ ~~13 ~~هوو213 ~~الجزية من العرب،لأنهم، عبدوا الأصنام؟ قلنا،والنصارى، تعبد الصلبانوالأوثان، وقد12 ~~-م28 ~~قال الله، عزوجل، حكاية عناليهودوالنصاری: "وقالتاليهودعزيرابن اللهوقالتالنصارى ~~ه 15- الف : اودیت . ب : لرایت . ج : ادیت. 15 - الف : ورايت . ب ، ج : فرایت . # 16،15 الف : ازعر يجر قصبه . ب : ازعر يجر قصبته . ج : ارعرالحر قصبة . # 19 - الف : عمرو بن لحى وهو اول من بحر البحيره . ب : عمربن لحى هو اول منيجبالبحيره . نسخه بذل ، يبحر . # ج : عمروابن لحن وهو اول من بحر البحيره . # 1 - الف ، ب : وحى . ج : وحمن. # 1 - الف ، ب : سايبه . ج : السابيه . # 4 - الف ، ب : انى بها محمد . ب : انى بها .ج : اثا بها محمد . # 6- در هر سه نسخه ، قوما، آمدهاسست . # در رسه نسته، من رسومه ، آملهاست . # 8 - الف ، ب : واقر . ج : واقو. # 10،7- در هر سه نسته ، مدعي، آمدهاست . # 10 - الف ، ب : فی ذلكث نقضا . ج : فی ذلكك نقصا . # 10 - الف : يدعى . ب ، ج : يدعى . # 11 ms194 _ ب:صانهالله تعالی. 11_ الف، ب : لاتاخذ . ج : تاخذ . 12_ الف، ب : عبدوا . ج : عبد . # ، سه 940 (سورة التوبة) . وقالت اليهود عزير ابن الله وقالت النصارى المسيح ابن الله ذلكث قوهم ~~13 - آیه 30 ~~بافواههم يضاهئون قول الذين كفروا من قبل قاتلهم الله انى يؤفكون . ب : عزيرن ابن . PageV00P199 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~152 ~~ووووه ~~المسيح آبن الله ، "، والنصارى، فى ظاهر أمرهم، يفتتحون كتبهم كما نفتتحها نحن ~~هو ب ~~ه وهر ~~بشم الله الرخمنالرحيم- آن يقولوا، باشم الأب والإبنوروحالقدس. تعالىالله، عن ذلك، ~~4و ~~3 علواكبيرا. وهذا، أكبرمنعبادة الأصنام، وأعظم كفرا. وقدقبلت منهم الجزية، وأقروا ~~45 ~~و ~~على كفرهم. وكذلك آلمجوس، يعبدون آلنيران، ويسجدون للشمس مندونألله، وقدأقروا،ا ~~51 ~~على دينهم. وإن كانوا يدعون ، أن سجودهم لها ، هو سجودهم لله، فقد قالت آلعرب فى ~~الأصنام: "... ما نعبدهم إلاليقربونا إلىالله زلفى، "،وقال الله، عزوجل، أيضا، حكاية ~~س5ه581 ~~وهو ~~ووه و ب 81 ~~ووها- ~~وو ~~عنهم : "ويعبدون من دون الله مالايضرهماولاينفعهم ويقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله، ". # الف -196 ~~وإنما آمتنع آلنبى، صلىالله عليهوآله، منقبول آلجزيةمنآلعرب،وقبلهامنغيرهم، ~~22 ~~1 لأن العرب آدعت، أنهاعلىملة إبراهيم، ولم يجز إقرارهمعلىهذهالدغوى، ولماقدذكرنا ~~من العلة فيه. ولو آدعت المجوس هذهالدغوى، لما قبلتمنهمالجزية، كما أنها،لم تقبل ~~1- ~~-،64- 4ه ~~885 ~~من العرب، لما قدتقدم القول به. والمجوس وإن آدعت، أن ملتهم وشريعتهم،من نبىمن ~~82ه ~~12 الأنبياء،فإنهم،لاينتمونإلىإبراهيم، عليهالسلام. وقدروى، أن عمر، أرادقتلالمجوس، ~~2 ~~هر سرهو ~~س ~~وم8 ~~فقاللهأمير المؤمنينعلى، عليهالسلام،إنه، كان لهمنبیوكتاب،ولكن، ضيعواكتابهم، ~~و ~~ه31 ~~ومنعه من قتلهم. والمجوس، تعرفذلك له،عليهالسلام. وهذا، مشهورعندالأمة. وروى ~~15 عن عمر، أنه قال عند ذلك: "لولاعلي الهلك عمر". ولم يقلأميرالمؤمنين، عليهالسلام، ~~الف -197 ~~1 - الف : نفتتحها نحن . ب : نفتحهانمن . ج : يفتحها من. # 3 - الف : اكبر من عبادة الاصنام . ب : اكبرمن عبادة الاوثان صنام . ج : اكثر من عبادة الاصنام . # 96 - آيه30، سور3905 (سورةالزمر) . الا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه اولياء ما نعبدهم الا ليقربونا ~~الى الله زلفى ان الله يحكم بينهم فى ما هم فيه يختلفون ان الله لايهدى من هوكاذب كفار . # 9 ms195 - ب : الله تعالى عزوجل. # 7 - آيه18، سوره 10 (سورة يونس) . ويعبدون من دون الله مالايضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعاؤنا ~~عندالله قل أتنبثون الله بما لايعلم فی السموات ولافی الارض سبحانه وتعالى عما يشركون . # 10 - الف، ج : منهم . ب : منه ~~10 - الف ، ب : ولوادعت . ج : ولودعت. # 12- الف ، ب : لاينتمون . ج : لايتمون . 13- الف ، ج : امير المؤمنين . ب : امير المؤمنين على . PageV00P200 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~153 ~~2 -55،3 ~~مه -212 ~~9 ~~حين منع من قتلهم، إنهم على ملة إبراهيم . وإن آلرسم ، الذى، فی ايديهم، هومن رسومهم ~~س ~~وم1 ~~والذى ، نعرفه وسمعناه من السلف، رضوان الله عليهم ، أن الرسم، الذى . هو فی أيدى ~~و و 16133. # 5213 ~~24- ~~.-4،3 ~~المجوس، هو من بعضاللواجق، الذين، كانوا فی دور رابع النطقاء،وأن بعض الخلفاء، 3 ~~هسه ~~ه ~~5 ~~-83ه ~~أرسله، فی وقت فترة، كانت فی ذلك العصر، عند غيبة متم زمانهم، وكان الآمر لداود ، ~~ه ووو ~~ويم. # 9 ~~عليه السلام، وكان مستخلفا، فیزمنفترة، لغيبةمتم زمانهم. ولم يكنداودمتما، وتصديق ~~م45ه- ~~وو2 -9-، ~~م 2-2 ~~ذلك،قولالله،عزوجل: "ياداودإناجعلناك خليفة فیالآرض فأحكم بين آلناسبالحق،"، 6 ~~وه -015 ~~أمر، أن يكون حكما بين اللواحق، لغيبة متمهم عنهم. # 2 ~~93- و ~~و مما يدل على ما ذكرنا فی أمر صاحب المجوس ، أنها ، تدعى، آن صاحبهم كان، ~~12 ~~ال 148 أيام جم، وأن اجم، هو، سليمان بنداود، ولاننكر أن يكون ذليك كذلك، لأن سبيل سليمان، ~~وه وسوس ~~و ود01 ~~ك سبيلأبيهداود، عليهماالسلام،ورثهالخلافة.ولاتدعىالمجوس، أننبيهم، كانإبراهيم، ~~وم4 ~~5-و ~~84 ~~ولاآدم ولانوح، كانا نبيين،ولاأنآدم ، هوالبدء،وإبراهيم، هوآلنهاية،ولايختجون بما ~~ادعى عليهم، بشواهدهذا العالم، الطول والعرض والعمق، وغير ذلك، ممانسب إليهم من 12 ~~سد ~~0 ~~إختجاجات. وهم، يدعون النبوةلزردهشتوحده فقط،ويدعون، أن الله، لم يرسل، إلانبيا ~~سه ووه و08 ~~1 ~~واحدا . هذا عقدهم ودينهم . # 2،1 - ظاهرا ، بجای ان الرسم ، ان البرسم، صحيحاست . به حواشى آخرکتاب مراجعه شود . # 4 - الف ، ب : عندغيبة . ج : عندغيبته. # 2 - الف : نعرفه . ب، ج : يعرفه . # 5،4- الف ، ج : يدور عليه . ب : لداود عليه السلام. # ا. يا داود انا جعلناك خليفة فی الارض فاحكم بين ms196 الناس بالحق ولاتتبع ~~6- ک ~~الهوى فيضلكك عن سبيل الله ان الذين يضلون عن سبيل الله لهم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب . # 10- الف : همه جا ، حم . ب ، ج : جم. # 8 - الف ، ج : ان صاحبهمكان . ب : ان کان صاحيهم . # 10- الف ، ب : ابيه . ج: الله. # 9 - الف : ولاينكر . ب : ولاتنكر . ج : ولاننكر . # 10 - الف ، ب : ان نبيتهم . ج : ان بينهم . # 10 - الف ، ج : لايدعى . ب : لاتدعى. # 11 - الف ، ب : ابراهيم . ج : ابرهم. # 11 - الف ، ج : ونوح كانا . ب : ولا نوح ع م كان . # 12011 - الف : ولايحتجون تجتمعون بما ادعى عليهم انهم بشواهد العالم . ب : ولايحتجون بما ادعى عليهم انهم بشواهد ~~هذا العالم . ج : ولايحتجون بشواهد العالم. 13 الف ، ب : الاحتجاجات. ج: الاحتجاجان. # 14 - الف ، ج : عقدهم . ب : عندهم. # 13- الف ، ج: لزردهش . ب : لزردهشت. PageV00P201 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~154 ~~وأما القول فی: ~~" أن إبراهيم، أمر المجوس، باستقبال الشمس حيث ما دارت." ~~-و ~~ده ~~3 فإن هذا ، هو على آلضد مما يدل عليه آلقرآن ، لآن آلقرآن يدل على آن إبراهيم، ~~انكر، على من كان يسجد للشمس والقمر والكواكب، علىمادلعليه بظاهرالتنزيل، حيث ~~و1- ~~س ~~الف-199 ~~يقول،(عزوجل،حكاية عن إبراهيم، عليهالسلام، فیإنكارهعليهم: "فلما جن عليهاليل ~~1 رءاكوكبا قال هذا ربىفلما أفل قاللاأحب الآفلين. "، وكذلك، فیصفةالشمسوالقمر، ~~الى قوله: "إنى وجهت وجهى للذى فطر السموات والأرض حنيفا وما أنا من المشر كين. # 94554 ~~91025 ~~وحاجهقومه، "، إلى قوله: "... ولاتخافون أنكم أشركتم باللهمالم ينزلبهعليكمسلطانا،"، ~~4وهو: ~~فأنكر عليهم، أن يسجدوا للشمس والقمر والكواكب،وأنهم، يشركونها مع اللهفیالعبادة. # و س ~~هذا، على ماجاء به آلقرآن، وآتفقت عليه آلآمة،وقصته مشهورة. # هوه ~~1 و ~~هرهومه ~~فإن قال قائل: " إن هذا ظاهرآللفظ، لايحكمعليه. "، قلنا، نحكمبالظاهر، على سنن ~~و ~~..-4،3 - ~~12 آلظاهر، ونستدل به علىالباطن،ولايجوزإبطال الظاهر وما يكون من جهة الشرائع. # الف-200 ~~وأما العقد الأربعة على أوساطهم، وما جرى من القول إفيه. # 2- ظاهرا از : ان ايراهم ، تا ، مادارت ، قول صاحب محصولاست . # 3 - الف ، ج : يدل ان . ب : يدل على ان. # 4 - الف : نجد للشمس . ب : يسجد للشمس . ج : سجدالشمس .4 - الف، ms197 ب : على مادل . ج : على دل. # 4 الف ، ج : بظاهر . ب : ظاهر. # 5-آیه1 ~~7 - آبات77، تا 80و81، سوره7 (سورة الانعام) . فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما افل قال لإن ~~لم يهدنى ربى لاكونن من القوم الضالين. فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى هذا اكبر فلما افلت قال قوما ~~انی بریء مما تشرکون. انیوجهت وجهى للذی فطرالسموات والارض حنيفا وما انا من المشركين. وحاجه ~~قومه قال أتحاجونى فی الله وقد هدان ولا اخاف ما تشركون به الا ان يشاء ربى شیء وسع ربى كل شیء ~~علما افلا تتذكرون . وكيف اخاف ما اشركتم ولاتخافون أنكم اشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم سلطانا فاى ~~الفريقين احق بالامن ان كنتم تعلمون . # 10 - الف ، ج : وقصته . ب: وقصة. # 11 - در نسخه ب : قبل از ، فان قال ، فصل ، آمدهاست . # 11 - ظاهرا جمله، ان هذا ظاهراللفظ لايحكم عليه، قول صاحب محصول، وياقول كسانیاستكه باصاحب اصلاح ~~معارضه داشتهاند. 13- الف، ج: الاربع . ب: الاربعة. 13 الف، ب: القول . ج: القبول. PageV00P202 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~155 ~~--54 ~~إن صاحبهم، دلهم، على أنالعقد، يجرى باسم أربعة، إلىانقضاءالآدوارمندورهم، ~~4324 ~~2 ~~و54 ~~أحدهم، صاحب دورهم، وهو رابع النطقاء، ثم الخامس، ثم السادس ، ثم السابع، إذ كان ~~س ~~سده ~~له رشم فی ذلك، وإن كانت آلدغوة من خلفائه، تجرى باسمه، على فراش سادس النطقاء، ~~هوو ~~4- -و525 ~~لأنه، لارشم له فیتأليف الشريعة. وإنما أمرهمبأربع عقد، لأنه، كان لاحقا،وكانعقده، ~~قد اللواحق، الذين، قاموا بالدعوة الحقيقية، فأشار صاحبهم، إلى أربع دعوات، لأن ~~الدعوة الحقيقية، تقام باسم الآربعة، على ماذكرناه. # ش1 ~~وأما الناطق آلرابع، فإنه ، أشار إلى نفسه وآلناطقين من بعده،لآنه، كان ناطقا، ~~ه11 9- ~~و كان عقده، عقد آلنطقاء، فآشار إلى آلشرائع، وعقد آلنطقاء، هوظاهر. وآلسابع، لارسم. # اف 201 له فی آلظاهر، لأن دعوته على شريعة السادس، كما قد تقدم القول به . وكل أشار إلى الحق 9 ~~ودل عليه. وإن كانت الإشارات مختلفة، فإن المعانى متفقة. على أنه قد ذكر، أن صاحب ~~و ~~5--و س ~~المجوس، ms198 أمرهم، بشدالزنارثلاث طاقات،وقال إنالأفضل، أربعة،وفیالثلاثة، كفاية. # فهو أحق ، لما قلنا، إنه ، أشار إلى الثلاثة أصحاب الشرائع، وآختص الأربعة أصحاب12 ~~4 ~~الأدوار،لأنالسابع، صاحبدور، وليسبصاحبشريعة.وأعلمهم، أن فیالشرائع الثلاث، ~~من الرسوم، مافيه كفاية الحدود القائمين بالدعوات الآربعة، وأن الدغوة الرابعة، تفضل ~~على الشرائع الثلاثة. # ف سنن المجوس، كلها، كما قلنا، هىعلىالضدلا مماينسبإلى إبراهيم، عليهالسلام، ~~-و92 و ~~8و ~~لأن إبراهيم ، لم يأمر بشد الزنار ، وإنما ، سننه وشرائعه، على ما فسرنا ، من آمر آلختان ~~9 - الف ، ب : ما ذكرنا . ج : ما ذكرناه . # 2 - الف ، ج : اذكان . ب : اذاكان. # 7 - درنسخهب : قبل از ، واما الناطق ، فصل ، آمدهاست . # 8 - الف : ولارسم . ب : لارسم . ج : ولارسوم. # 7 - الف ، ب : من بعده .ج : من بعد. # 12- الف، ج : فهو احق . ب : فهوالحق. # 11 - الف: ليشد . ب : بشد. ج . اشد. # 13 - الف ، ب : فی الشرائع الثلث . ج : فى الثلث. 14 - الف ، ج : وان الدعوة الرابعة . ب : ندارد. # 17- الف ، ب : بشد. ج : اشد. # 19- الف، ج: بنسب. ب : يفتسب. # 1- الف، ب: سفته .ج: سفته. PageV00P203 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~156 ~~و حج البيتوتحريم نكاح ذوات(المحارم، والنهىعن السجودللشمس والقمروالكواكب، الف - 202 ~~1513 ~~94س ~~وعبادة آلنيران، والإنكار على من سجد لها وعبدها مندون الله، وأشركها فی العبادة مع الله، ~~-24ه و9 ~~و و ~~2 حيث يقول: "... ولاتخافون أنكم أشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم سلطانا،". # 52و-514 ~~و كذلك القول فی : ~~" أن إبراهيم، إنما ألقوه فیالنار،لأن أهل ذلك الزمان، كانوا يسجدونللنار، "، ~~س ~~هو دليل على ما ذكرنا ، وشاهدله ، ومؤكد لما قلنا، إن إبراهيم، كان مخالفا لهم، ~~في السجود للنار، بل،خالفهم ونهاهم عن السجود لها، ولم يكن ذلك من رسومه وشريعته. # 113 ~~وإنما، كان صاحب المجوس ، أحد اللواحق ، على ما تقدم القول به ، عن السلف، ~~54 ~~رضوان اللهعليه، وذكر، أنه، كان أرسل إلى الجزيرة المذكورة باشمه، فرسم لهم رسوما، ~~ه 1 ~~6 ~~وه ~~وضع لهمكتابا فی الحكمة، دون الشرائع والأحكام، لأنه، لم يكن ناطقا، بل، رسم لهم ~~3هحو ~~الف-203 ~~سوو ~~ر سوما، وحملهم عليها، وألزمهم معرفة حقائقها، فغيروا بعده، ms199 كثيرا مما سنه، وتداولوه، ~~613- ~~س5س ~~-5844- ~~12 وضيعوه ، وابتدعوا بعده، كما وقع التغيير والتبديل فی جميع الأمم ، من المبتدعين. # الدليلعلى أنصاحبهمكان لاحقا، أنه، ليس فیدينهم سجود، فهم،يركعونولايسجدون. # 1 ~~والركوع،حداللاحق. والسجود،حد المتم. فقد دل ذلك، أن صاحبهم، كان لاحقا، ولم ~~15 يبلغ حد آلاتماء. # 3 - الف : درمتن، قال ، در حاشيه، يقول . # سورة الانعاه) . تمام آية در شماره7 حاشيه صفحه154 آمدهاست . # 3- آيه ~~5 - ظاهرا از ، ان ابراهيم . تا ، هو دليل ، قول صاحب محصولاست . 5 _ الف، ج : للنار . ب:ها. # 6 - الف : وشاهد له ومؤكد . ب : وشاهد له وشاهد له ومقكد . ج : وشاهد له وموكل . # 8 - حاشيه نسخه الف ، وصاحب المجوس كان احد اللواحق وكان فى دور رابع النطقاء. # 9 - الف ، ج : باسمه . ب : باسم . # 8 - الف ، ب : تقدم . ج : قدم . # 10،9 - الف ، ج : رسوما ووضع لهم كتابا فی الحكة دون الشرايع والاحكام لانه لم يكن ناطقا بل رسم هم رسوما ~~وحلهم.ب: رسوما وحملهم .11_ الف، ج : بعده . ب: بعدها . 11_ الف، ب: سنه . ج:سنة . # 13- الف، ج : سجود.ب : ندارد. # 12 - الف ، ب : التغيير . ج : التغير . # 14 - الف : دلكث . ب ، ج : دل ذلكث. # 14 - الف ، ب : حد اللاحق . ج : حد اللواحق. PageV00P204 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~157 ~~ه ~~542- ~~-وم ~~و يذكر المجوس أيضا. أن صاحبهم، كتب لهم كتابا، فی إثنى عشر ألفجلد من ~~12412- ~~و-54. # جلود البقر، فهوأيضا، دليل على أنه، كان من الإثنى عشر. # وسبيل آلمجوس وصاحبهم، فی دور رابع آلنطقاء، كسبيل الصابئين وصاحبهم، ~~س ~~ه-18 ~~5 ~~2ه ~~و ~~ف دور خامس آلنطتماء . لانه : كان آيضا لاحقا . وليس فی كتابهم آلذى ، ينسبونه إلى ~~م ~~-204 نبيهم ، شيء من الأحكام والسنن والشرائع . وكذلك، سبيل الصابئين، يقرؤن كتابا، ~~ه ~~ر ~~84 وو2 ~~يسمونه الزبور. وليس فيه شئء، من الأحكام والشرائع. والمجوس وآلصابئون،اتفقوا6 ~~هدوه - ~~. موو ~~على القول باثنين. وإن كانوا مختلفين فیالفروع، فإن أصلهم، يرجع إلىالقول بائنين.لان ~~-1 ~~وه ~~32وه4 ~~الحكيم ، سن لهم فیالأصلين رسما،وعرفهم، أن المبدع والمخلوق، هما إثنان، وآن الخلق، ~~12:9962 ~~ه ~~ت1 ~~ه ~~كله، على نوعين، وبين لهم، ms200 أمرالأشكال والأضداد والأزواج والانداد، ليستدلوا به، على 9 ~~15-1-5 ~~توحيدالله، جلوعز. فعملوا، على ظاهر ألفاظه، وجهلوا، معنى قولآلحكيم ، فضلوا واضلوا، ~~وضعوا ماقال الحكم فیالمبدع والمخلوق،علىالخالق، عزوتعالى، وجهلوا، توحيد آلبارى ~~- ~~الواحد الخالق المبدع.، وجعل الأضداد ذلك، أصلا لرياستهم، وابتدعوا القول باثنين، 12 ~~-13 ~~لف - 205 فهلكواوأهلكوا، وهذا . هوعقد المجوس، وأصناف آلمانية، والديصانية. والعلة فيه ، ماقد ~~8395 1 ~~ذكرنا لأنهم أتباءاللواحق،ولأنهم،جهلوامارسموالهمفیالأصلين،المبدع والمخلوق،فضلوا. # وقدقيل، إنآلصابئين، كانوا قوما من آلنصارى، مالواالى المجوسية . وهو تصديق 15. # 3 - الف : همه جا ، الصتابئين . ب : همه جا ، الصابين . ج : همه جا ، الصائبين . # 20 - در حاشيه نسخه الف : وصاحب الصابئين فی دور خامس النطقاءكان لاحقا. # 5 - الف ، ج : يقرون . ب: يقرؤن. # 4 -- الف ، ج : فی دور خامس . ب : من دور خامس. # 9 - الف : الصابثون . ب : الصابيون . ج : الصائبون . # 7 - الف6ب: باثنين . ج : بائبين. # 7 - الف ، ب : على القول باثنين . ج : على القول ما تبين . # 8 - الف، ب : الحكيم . ج : الحكم. 9 - الف، ب : والانداد ليستدلوا به . ج : والابداد ليستبدلوا نه . # 10 - الف ، ب : الفاظه . ج : الفاظ. # 10- الف ، ج: فعملوا . ب : فعلموا. # 12 - الف : القول باثنين . ب : باثنين . ج : القول مائيين . # 13 - الف : واصناف المثانيه مماله بصابية . ب : واصناف المنانية فماله بصابية . ج : واصناف السانية فالديصانية . # 15- الف ، ج : قوما . ب: اقواما. PageV00P205 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~158 ~~9* ~~لماقلنا، لان النصارى، أتباع اللاحق، فمالوا هؤلاءفیتلك الشريعة، إلىقول آلضد،الذى، ~~قام بإزاء ذلك اللاحق،الذى،سنلهمفیالأصلين،ليثبتتوحيدالخالق، جلوعزفحرف ~~3 آلضد، قوله، ودعا إلى القول باثنين خالقين، على مثال الضد، الذى، قام بإزاء اللاحق، ~~- ~~،5 ~~الذى، كان فی دور رابع النطقاء، الذى، بين للمجوس، تلك السنن . فرجع الصابيون، ~~إلى قول ذلك آلضد، كما رجع المجوس، إلى قول ضدصاحبهم، فهكذا، كان رجوعهم، من ~~6 النصرانية إلى المجوسية. ومنأجل ذلك،(اتفقوا، على القول بائنينخالقين. تعالىالواحد ~~الف -206 ~~ووم ~~الخالق المبدع،عمايقول الظالمون،علواکبیرا،بل،هواللهالواحد، خالقالأضدادوالأشکال ~~هرهم ~~والأزواج والآنداد، كلها، لاشريكله، ولاإ له غيره، هوالواحدالقهار. # 664 ~~ه -هوره ~~9 وروى عن الصادق، عليه السلام، أنه، سئل عن زردهشت، الذى،يقال، إنه، نبي ~~-85 ~~المجوس، فقال، إنما هو ذردشت، معناه، ms201 الشيخ الثقة، وكان نبيا من الأنبياء،سن لهم، ~~1 ~~س1 ~~سننا، فغيرت آلمجوس بعده، وبدلت، كما فعلت آليهود وآلنصارى، بعد موسى وعيسى، ~~12 عليهما آلسلام، وضلت كما ضلوا. فلم يقل الصادق، عليه آلسلام، حين سئل عن ذلك، ~~ه 15 - الف ، ب : من النصارى مالوا الى المجوسية وهوتصديق4 قلنا لان النصارى اتباع اللاحق . ج : من النصارى ~~اتياع الواحق . ب : كالمجوسية ، بجاى ، الى المجوسية . # 2 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 2 - الف : ليثبت توحيد الخالق . ب : ليثبت توحيد البارى . ج : ليبت توحيد الخالق . # 4،3 - الف ، ج : اللاحق الذى . ب : اللاحق قوله الذی .4 - الف ،ب : الصايبون . ج: الصائيون . # 6 - الف ، ج : ومن اجل . ب : من اجل، ~~5 - الف ، ج : الى قول ضد . ب : الى ضد. # 7 - الف ، ب : بل هو الله الواحد . ج : قل هو الله احد. # 7 - الف ، ب : يقول . ج : نقول. # 8،7 - الف ، ب : والاشكال والازدواج والانداد . ج : والاشكال والارواح والابداد . # 8 - الف ، ب : هوالواحد. ج : والواحد. # 9 - حاشيه نسته الف : معنى ذردهشت عن الصادق عليه السلام. # 9- الف : زردهشت . ب : ذرهست .ج : ردهشت. # 10 - الف ، ذردشت معناه الشيخ الثقة وكان نبيا . ب : ذروشت معناه الشيخ الثقة وكان . ج : درذوكنت معناه ~~التسبيح الثقةوكان نبيا.10_ الف، ج : سن هم . ب: ستنهم. 11- الف: ج : فغيرت . ب: فغيره. PageV00P206 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~159 ~~وسب1 ~~1 ~~وم. # 4وه ~~انهم، كانوا على شريعة إبراهيم وملته ، كما لم يقل آمير آلمؤمنين، عليه السلام، حين نهى ~~ه ~~11 دو ~~ال - 2،7 عمر، عن قتلهم،لماقال، إنه، كان لهم نبيوكتاب،ولم يقل، إنهم، علىملةإبراهيم، وقال، ~~ه -53- ~~وي ~~22 ~~113 ~~ه سده ~~إن النبي، صلىالله عليه وآله،قال : "سنوا فيهم سنة أهلالكتاب. "،ولوكانوا، علىشريعة. # س ~~ه ~~وه1 ~~سو882 12 ~~وی-12 ~~4مو ~~ابراهيم ، لاخبروابذلك. فزردهشت، يعد من آلانبياء، وسنته، قائمة علىسبيلسنن الانبياء ~~52،3- ~~54-و ~~و إن كان قدوقعفيهامن التغيير وآلتبديل، ماوقع فیشرائع النطقاء، فإن آمره ظاهر، لامرية ~~و ~~فيه، على مافسرناه. # فصل ~~و -1-5 ~~وأما القول فی مزدك، الذى، قتله كسرى أنوشروان ، فإن مزدك، لم يذع إلى إبراهيم ms202 ~~- ~~دونسائرآلآنبياء،لآنه،قالبالتناسخ، ولم ينصعلىنبىدوننبى، بل،ادعى انهاروح،تتنقل، ~~4 ~~ه ~~فيالأجساد،وقال يإلهية البشر، كقيول الغلاة فی هذه الأمة،وفیغيرها منالآمم،وآدعىفی ~~ه ~~1. 93-س ~~1- ووة. 85 ~~9 ~~الف - 208 ظاهرأمره المجوسية، وقال بنبوة زردهشت، وجمع إلى هذه المقالة، القول ابالاثنين، مثل ~~قول المجوس، وسبيله فیالمجوس،سبيل مانىوديصان فیالصابئين. والإقتداء بمزدك، 12 ~~1 ~~94- و ~~315- و ~~كاقتداءالثنوية بمانى وديصان. # 1- ب: ابراهحعم. # 1 - الف : امير المؤمنين حين نهى . ب : امير المؤمنين عليه السلام حين نهى . ج : انهم امير المؤسنين حين نها . # 3 - الف : سنوا . ب : سووا . ج : ستو. # 3 - الف ، ج : ان النبی . ب : النبی . # 4،3 - الف : على شريعة ابراهيم . ب : لابراهيم ع م . ج : على شريعة لابراهيم . # 4 - فزردهشت يعد من الانبياء وسنته . ب : فذرهشت بعد من الانبياءع م وسنة . ج : فردهست بعد من الانبياء ~~وسنته . 5 - الف ، ب : التغيير . ج : التغير.5 - الف : ما وقع . ب ، ج : كما وقع. # 7 - در نسخه ب : قبل از ، واما القول فی مزدك، فصل ، آمدهاست . # 8 - درحاشيه نسخه الف : مزدك ومانی وديصان كانوا اضداد اللواحق . # 8 - الف ، ج : الذى قتله . ب : الذی كان قبل . # 8- الف ، ب : مزدك . ج : مردله. # ه ~~9 - الف ، ج : تنتقل . ب : تتنقل. # 8 - الف ، ب : انوشروان . ج : نوشيروان. # 10 - الض ، ب : بالهية . ج : الهية. # 11- الف : ذردهشت وجمم . ب : ذرهشت وجمیع . ج : درهست وجمع . PageV00P207 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~160 ~~و ~~م ~~و أمابهافريد وماجرى منذكره. فإن بها فريذ، ليس منمقولة، آن يعد معزردهشت. # هوو1 ~~سده2-1 ~~ه و6-و ~~ليسهوأيضا ممن يذكر فی طبقة مزدك ومانى وديصان، فضلا عن أنيذكر معزردهشت. # ه ~~2 الذى، سنته قائمة. وأهلها، يؤخذ منهم الجزية، وقد أجروا مجرى أهل الكتابين، وأقروا ~~على دينهم. # ه ~~و أمامزدكومانىوديصان، فإنهم، كانوا أضدادا، للواحق فیآدوارهم، آيام آلفترات، ~~1 ~~سوه- ~~6 وكان سبيلهم مع اللواحق، فی باب آلضدية والغلبة، سبيل الضد الأول مع الأساس فى هذا ~~ه ~~4 ~~12و4 ~~الدور. وأما بها فريد، فقدكان تبع فی هذا الدور،) أيام أنتقال الملك، من بنىأمية،إلىولد ~~ش هر س 1 ~~س ~~الف-209 ~~4و ~~هود ~~عباس، وكانصاحبخدع ومخاريق، وكان ms203 من غلاةآلمجوس، وكان يدعى علىآتباعه، أنه ، ~~ه ~~مس285 ~~9 يوحى إليه، وكان يتنبا عليهم، وهو من نظراءستفاد وكودل وغيرهما من غلاة آلمجوس، ~~سهو ~~ومثاله، مثالابنالخطابوالمغييرةبنسعيدوأمثالهمامنالغلاة، فیهذهالأمة، ومثالسادكه ~~.893 ~~ر ~~من غلاة اليهود. وأمثال هؤلاء الأخساء،وإنكان لهم أتباع، فإنهم: لايعدون مع زردهشت، ~~12- الف ، ب : مانی . ج : مافی. # ه 11 - الف ، ب : بالاثنين . ج : بالانثين. # 12 - الف : الصابثين واقتدا بمزدك كاقتدئ الثنويه بمانى . ب : الصابين واقتداء بمزدك كاقتداء الثنويه لمانى . ج . # الصائبين واقتدا بمردك كاقتدى الثنوية بمافی . # 1- الف، ج : بها فرید . ب : هافرید. # 1 - درحاشیه نسخه الف : امر بها فريد . # 1 - الف : بها فرید احسن مثواه ان يعد مع زردشت وليس هو ايضا . ب : بها فرید احسن مثواه ان یعد معذرهشت ~~وليس هو ايضا .ج : بها قربوا حسن مقولة ان بعد مع ردهست وانس هو ايضا . # 2 -- الف ، ب : فضلاعن . ج : فضلالمن. # 2 - الف ، ب : مانی . ج : مافی. # 4 - الف : لسنته . ب ، ج : نسبته . 3- الف : مجرا اهل الكتابيين . ب ، ج : مجرا اهل الكتابين . # 4 - الف : على دينهم . ب ، ج : عليهم. 5 - الف : مانى وديصان . ب : مانى ويصان . ج: مافی وديصان. # 7 - الف ، ج : تبع . ب : تبغ . # 6 - الف ، ج : والغلية . ب: والغلب. # الف، ب : خدعج: جذع. # 8،7- الف ، ب : ولد العباس مج : ولدعباس . # 9 - الف : يتنبی . ب : يتنباء . ج : نبنا . # 9- الف : نظرا ستفاد وكودل . ب : نظرا ستقاد وكودل . ج : نظرا سعاد وكرول . # 10- الف، ب : سادکه . ج : شارکه . ه ~~10 - الف، ج : مثال بن . ب : مثال ابن. PageV00P208 # ============================================================ ~~الجزء الثالت ~~161 ~~و ~~1 و و ~~قوو ~~وكان يامر بالعبدة. ويذعو إليها. ويشرد فيها. وله رسوه ، قدقام بها أهلملته. مثل رسوم ~~و و 4و ~~و و ~~أل الكتابين. ورويت فيه لأخبار: أنه. كان نبيا. # و ~~ود ~~ه وه ~~فاما هؤلاء آلغلاة ، الذين ذكرنامه . فإنهم ، قلوا بالتعطيل: ودانوا بترك الظاهر. 3. # سه م1 ~~- 6و ~~- 210 ورخصوا فی ترك آغمال. وأبضلوا آلشرائع.(وغيروا الأحكام . وأصلدبنهم، تناسخ، وكانوا ~~ن ~~أصحاب مخريق وعوى كاذبة . وكان من مخاريق بها فريد. آنه ، كان يتکهن: ms204 ويدعی: ~~ه ~~6وو -1 ~~أنه يوحىإليه، وزعم. نه : أغمى عليه ثلاثة أيام . فلما أفاق. قاللاصحابه . إنه . قد اوحى ~~1 ~~16 ~~اليه، وأمربتركنكاح الأخواتوآلبنات وآلآمهات، وبتركالزمزمة. وآنيغتسلمن الجنابة، ~~و ~~س ~~و صلى خمس صلوات للمواقيت. لاسجود فيها، متياسرا عن آلقبلة . فتبعه على ذلك قوم. # -7 12 ~~سهو15 ~~ودعاء أبومسلم إنظهارالإسلام: فأجابه إلى ذلك، وأظهر الإسلام، وكان مصرا على كفره: ~~سد121193 ~~م و وووو15 ~~يخادم أبامسلم، ويخادعهأبومسلم، وإنمااتفقاعلىاجتماعهما، على الغلو: والقولبالتناسخ. # ~~ي ان ~~21- ~~اف - 211 فلما تمكن منه أبوملم. أمر قحطبة بقعله، وتولى قتله، سلمة بن محمد الطائى. افلما قدم ~~هو2و،10 ~~1-12 ~~ه و ~~ل من آصحابه ، فقال، ~~ليقتل، قال له أصحابه . قدكنتتعدنا: أن أمركيتم. فالتفت إلىرجل من ~~22 ~~هذا ألأ غزى يقوم بأمركم. والأغزي، معناه الأصلعفقام أستاسيس،مقامه من بعده. ثم، ~~51-، و ~~و وه ~~441- ~~ظهر هو أيضا بهراه. وشمى، هو وأصحابه. الأعزية. ولهم حديث. # وو ~~- 11- الف : ب : وامثان هؤلاء الاخساء . ج : وامثالها هؤلاء الاحساء . # 11 الف : زردهشت . ب : ذرهشت .ج: ردهت. # 1 - الف : ج : به اهل ملته . ب : به اهل ملة . # 1- الف . ب : يدعو. ب : يدعوا ~~3 - الف : ب : فاما هؤلاء . ج : فاماها ولا. # 2 - الف : ج : وانه كان . ب : انهكان . # 5 - انف ، ب : اصحاب . ج : صحب. 5 - الف ، ب : يتكهن . ج : بتکهن . # 7 - الف ، ب : انزمزمة وان يغسل . ج: الزمنمه وان يغسل.8- الف ، ج : فتبعه . ب : فتبعته . # 10 - الف، ب: یخادع. ج: مخادع. 10 - الف،ب: وانما اتفقا على اجتماعهما . ج: وانمااتفق على اجتماعها . # 11 - الف : محطه . ب ، ج : قحطنه . قحطنه ، غلط است، قحطبة ، صحیح است : به حواشی اخرکتاب مراجعهشود. # 11 - الف،ب: وتولا.ج: ولولا. 11 - الف،ب: الطانى.ج: الطای. 12 - الف،ب: اصحابه.ج: اصحابهفقال. # 13 - الف، ب : هذا اللغازى. ج : هذا للغازى. ظاهرا ، هذا اللغازى، غلطاست، هذا الاغزى صحيحاست، به حواشى ~~آخرکتاب مراجعه شود. 13_ واللغازی. ظاهرا، والاغنزی صحیح است، به حواشی آخرکتاب مراجعه شود. ه PageV00P209 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~162 ~~و ~~0 ~~إنما شرخنا قصته، ليعلم، أنه، ليس ممن يجب، أن يذكرفی كتاب، ويعد، مع ~~152- ~~زردهشت ms205 مزدك ومانى، فيقال، أربعة تسموا بالأنبياء: زردهشتومزدك ومانی وبها فريد. # .-336- ~~2 فإن سبيلمزدكومانىوديصان، سبيلواحدة، فیمضادتهماللواحق،وتشبههمبهم.وادعائهم ~~-ا ~~دود ~~وه ~~ه ~~مراتبهم ، كادعاء الضد الأول فی هذا الدور، منزلة الأساس . وغلبوا على الدغوة، كغلبة ~~الضد، (فیالظاهر. # الف -212 ~~و16 ~~.3539 ~~2- ~~ولايعد زردهشتمعهم، فقد ذكرالله، عزوجل، الائمة آلتى يقتدى بهم، فیالقرآن. # س4.68 ~~وجرتالسنة فیأخذ الجزية منهم، كما أخذت من اليهودوالنصارى،وعدوا معهم، من أهل ~~م9مه ~~ومو س2 ~~الكتاب. فحكمالمجوس والصابئين، حكماليهودوالنصارى،إلا فیالذبائح . وذكرالله، ~~وهوم2و ~~و 5.1 ~~9 عزوجل، أربعة منالملل : اليهود والنصارى والمجوس والصابئين، ولم يذكر، أهل ملة ~~س 1134 ~~23 ~~5-ه ~~غيرهم، إلاالمشركين، الذين، هم، عبدة الأصنام ،وليسوا أهل ملة. وجعل النبي، صلىالله ~~م ~~ه 13_ الف : استاس . ب ، ج : اساس.14_ الف : وسباهو . ب : ويسی هو.ج : وسماهو. # ت ~~14 - ظاهرا ، اللغازيه ، غلط و ، الاغزيه ، صحيحاست ، به حواشى آخر كتاب مراجعه شود . # 1 - در نسخهه الف ، قبل از ، وانما، فصل ، آمدهاست.1 - الف : من يچب . ب ، ج : من يجب . # 2،1- الف : ويعد مع زردشت ومزدك . ب : ويعدمع ذرهشت ومزداه . ج : وبعدمع درهست ومردك . # 2 - الف ، ج : الاربعة . ب : ان الاربعة. # 2 - الف : زردشت ومزدك ومانی . ب : ذرهشت ومزداه ومانی .ج : ردهست ومردله وبانی . # 3 - الف ، ب : فان سبيل مزدك ومانی وديصان . ج : فاید سبيل مرداء ومانی بن وديصان . # 3 - الف ، ج : سبيل واحدة . ب : سبيل واحد. # 4،3 - الف : وتشبيهم بهم وادعانهم مراتبهم كادعا الضد . ب: وتشبههم بهم وادعيامم كادعاء الاضداد الضد . ج : وتشبهم ~~9 - الف ، ب : ولايعد . ج : ولابعد . # هم وادعايهم مراتبهم كادعا الاضداد الضد. # 9 - ب : الله تعالى. 746- الف : بهم فیالضیرات وجرت . ب: به فیالقران وجرت . ج : به فیالقران وجرة. # 7- الف : وعدوا . ب ، ج : اعدوا. # 8 - الف ، ج : الصابئين . ب : همه جا ، الصابين . حاشيه نسخه الف : حكم المجوس والصابئين حكم اليهود ~~والنصارى آلا فیالذبائح . ان الذين آمنوا والذين هادوا والصابثين والنصارى والمجوس والذين اشركوا ان الله ~~9- الف ، ب : الملل . ج . الملكث . # يفصل بينهم يوم القيامة ان الله على كل شیء شهيد . # 10 - الف ، ب : وجعل ms206 النبى صلى الله جمليه وآله للملل الثلاث امثالا فی هذهالامة ولم يجعل للرابعة . ج: وجعل للرابعة . PageV00P210 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~163 ~~عليه وآله، للملل الثلاث، أمثالا فی هذهالأمة،ولم يجعل للرابعة مثالا. فمن أجل ذلك، ~~هه ~~خفیأمرالصابئين،وصاروا، فیجملةالنصاری،ولميظهرأمرهم، مثلظهورأمرالمللالثلاث. # .213804 ~~11-2 ~~قال النبي، صلیالله)عليهوآله: "ألمرجئةيهودهذهالأمة،والرافضةنصارىهذه3 ~~ه 44-و و-1. # الف-213 ~~س وه ~~وو -1. # الأمة،والقدريةمجوس هذهالأمة. "،ولميجعلللصابئينأمثالا،ولاذكر،الذين، همأشباههم، ~~في التمثيل بهم، وإن كان لهم، أمثالوأشباهفیهذهالأمة.وقدجرىالقولمنالنبى،صلىالله ~~عليهوآله، فی ذم من هم أشباه الصابئين، فی رجوعهم عنالقول فیإقامةآلاساس، وآعتزالهم ~~اياه، كرجوع الصابئين، الذين، هم أشباههم، منالنصرانيةإلىالمجوسية. ولم نجد للملل ~~الأربعة، كتابا، يعتمد على أحكامه، إلا كتابين : ألتوراة والإنجيل، المذين، هما منسوبان ~~مدم ~~1 ~~الى ناطقين: موسى وعيسى. وسائر الكتب ، ليست بمنسوبة إلىالنطقاء،ولافيها شيء من 9 ~~ل -214 الأحكام والسنن، غيرالقرآنالعظيم،الذى، هو كتاب أفضلالنطقاء،اعليهالسلام.والذى ~~مع المجوسوالصابئين، فليس هوبکتاب فيهأحکاموسنن، ولاهونظيرالتوراة والإنجيل، ~~-وسه-1 ~~لاذكر، معالكتب المنزلة. وسبيله، سبيل سائرالكتب،التى، معالأمم،التى،فيها حكم 12 ~~و و22 ~~ومواعظ. ولم تدع المجوس، أن كتابهم منصحف إبراهيم، كما آدعت آليهود، آن كتابهم، ~~توراة موسى، والنصارى، أن كتابهم، إنجيلعيسى. وآشتهر أمر الملتين: اليهودوالنصارى، ~~هووبا ~~و أمركتابيهما: التوراة والإنجيل ، ونسبا إلى موسى وعيسى ، انتسابا ظاهرا، لأنهما، كانا 15 ~~-852- ~~2 - در مرسه نسته ، لميظهر، آمدهاست . امرهم، در هر سه نسته نیامدهاست . # 3 - الف : وقال صلى الله عليه وآله المرجية . ب : وقال النبى صلعم المرجئة . ج : وقال صلى الله عليه . # 5 - الف : جرا . ب ، ج : جری. # 5 - در هر سه نسخه : امثالا واشباها، آمدهاست . # 6 - الف : فی ذم من هم . ب : فی زمرهم . ج : فی ذم مرهم. # 7 - الف : لم نجد . ب ، ج : لم يجد. # 7 - الف ، ب : كرجوع الصابئين. ج : لرجوع الصابين . # 9 - ب : موسی6م وعیسیعم. # 8 - الف : اللذين . ب ، ج : الذين. # 9 - الف، ب : الكتب . ج: الكبت.10 - حاشيه تسخه الف: ليس فیكتب المجوس والصابثين احكام وسنن . # 12- الف ، ب : الكتب . ج : الكبت . 14،12- الف : حكم ومواعظ . ب ، ج : حكمة ومواعظة . # 15- در هرسه نسته، نسب، امدهاست . # 14- الف ، ب : واشتهر . ج : واشهر. PageV00P211 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~164 ~~ناطقين. وألحقأهلملتين، وهماالمجوسوالصابئون،بهما، وكانأمرهما،غامضا،لميظهر ~~41،54 ms207 ~~.-11540 ~~لهما، كتاب، فيهشرائع،ولاذكرلهما،ناطق، لأن المجوس،منأهل دور صاحبالتوراة، ~~2 والصابئين، من أهل دور صاحبالإنجيل، فمن أجل( ذلك، اتفقوا، علىالقول بالإثنين، الف -215 ~~لانهم، كانوا أتباع اللواحق، على ماشرحنا. # وظهر مثال ألملل الأربعة، فی هذه الأمة،حذوالنعل بالنعل،والقدة بالقذة. فمثال ~~ه86 ~~6 آليهود، المرجئة. ومثال النصارى، الرافضة. كما مثلهم النبي، صلى الله عليه وآله، ~~3 ~~وهما: الفرقتان المشتهرتان المتضادتان فی الأمة . فكما أن اليهود، قبل النصارى، وهم ~~الذين، كتموا ذكر محمد، صلىالله عليه وآله،ومحوه من التوراة، كما وصفهم الله، عزوجل، ~~هم14 ~~سهومس ~~فی ظاهر التنزيل، فقال: "إن الذين يكتمون ماأنزلنا من البينات والهدی من بعد ما بيناه ~~لناس في الكتاب،"، قال أهل التفسير، هم اليهود، الذين، كتموا ذكر محمد، صلى الله ~~م8-4 ~~-و813 ~~عليه وآله : الذى، بينه الله فی التوراة لهم، ومحوه. # 12 فجرى مثلهم فی هذه الأمة، فیالأضداد ، الذين، كتموا حد من قام (مقامه، فصاروا الف - 216 ~~قطب المرجئة، وأنمة لهم. # وكما أن اليهود، أقرت بأحد الناطقين، موسى، وأنكرت الآخر، الذى، هوعيسى، ~~ه و 2 ~~15 كذلك المرجئة، أقرت بأحد الأساسين، وأنكرتالآخر. # 1 - الف ، ج : الصابثون . ب : الصابيون . # 1- الف ، ب: خامضا.ج: فامضما. # 5 - حاشيه نسخه الف : مثال الملل الاربعة فیهذه الامة اليهود والنصارى والمجوس والصابثه والخامسة هم اهل الحق ~~وهم مسلمون المرجئة والرافضة والقدرية والمارقة والخامسة هم الناجون هم المؤمنون . # 5 - الف . ب : حذو. ج : خلو. # 9 - الف ، ج : المرجية . ب : المرجثة . # 7 - الف ، ب : المشتهرتان المتضادتان .ج : المشهورتان والنضادتان .7 - الف ، ب : فكما . ج :كما. # 9 - الف ، ج : التنزيل فقال . ب : التبديل فقال ع ج. # ت ~~9 - آيه 159، سوره دوم (سورة البقرة) . ان الذين يكتمون ما انزلنا من البينات والهدى من بعد ما بيناه ~~لناس فى الكتاب اولئكث يلعنهم الله ويلعنهماللاعنون . # 11- الف ، ب : بینه . ج : بفيه . # 12- الف، ج : حد . ب: حق. PageV00P212 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~165 ~~ه ~~و كما أن النصارى، آقرت بالناطقين، كذلك آلرافضة، أقرت بالآساسين. # وكما أن المجوس، منأهل دورصاحبالتوراة، كذلكالقدرية، الذين، هممجوس ~~هذه الأمة، هم فی جملة المرجئة، الذين، ms208 هم يهوذ هذه الأمة. # وكما أن الصابئين، كانوا قوما من النصارى مالوا إلى المجوسية، كذلك المارقة، ~~الذين، هم أشباه الصابئين، كانوا أتباع أميرالمؤمنين، وفیجملة أصحابه، فاعتزلواعنه، ~~نو وه ~~5 ~~كما آعتزلت آلقدرية، الذين، ستموا معتزلة، ووافقوهم، فی كثير من آلمقالات . # 541-موو94و ~~و كما أن الأديان المذمومة،أهلهااأربعة: أليهودوالنصارىوالمجوسوالصابئين، ~~ور-4 ~~الف-217 ~~سه ~~لاملة غير هذه ظاهرا،بل،جميع الأديان والملل، داخلة فیجملتها، كذلك الفرق المذمومة ~~سه ~~14495 ~~فى الإسلام ، أربعة : ألمرجئة والرافضة والقدرية والمارقة، وهي، الفرق الآربعة، التى، 9 ~~منها تشعبت آلفرق، كلها، فی هذه آلآمة. # وكما أنأهلالإسلام، هم، أمل الملةالمخمودة،وأهلالحق،وأهل الملةالخامسة، ~~كذلك المؤمنون، الذين، همأهل الجماعة وأهل الحقيقة، الذين، همأهل الدينالخالص، 12 ~~هم بإزاء المسلمين،الذين، همأهل الملة الخامسة المحمودة. # 15 ~~وكما أن الملل الأربعة فی دور ناطقين، هممنكرون لدور محمد، صلىالله عليهوآله، ~~غير مقرين به، ولايعرفون حده ومنزلته ، وأهل الملة الخامسة ، التى، هى الإسلام ، هم 15 ~~2 ~~هوفر ~~اف - 218 مقرون به، عارفون بنبوته، مقرون بجميع الأنبياءا وبجميع الشرائع، التى، تفرقت فيها ~~م ~~ی. # الملل، كذلك، الفرق الأربعة فیدورالأساسين،لايعرفونصاحب الدور الاتبى،ولايعرفون ~~4 - الف ، ج : قوما . ب : اقواما . 5 - الف : فاعزلوا عنهكما . ب : فاعزلوا . ج : فاعزلوا عند . # 8 - الف ، ج : الفرق . ب : فرق. # 9- الف ، ب : معزلة . ج : معزله. # 9 - الف ، ج: التی . ب: ندارد. 11 - الف، ب: الملية . ج: الملله . 14 - الف ، ب : لدور . ج : الدور. # 16- الف ، ج : بنبوته . ب : نبوته. # 196- الف ، ج : هم مقرون به . ب : هو مقرون به . # 17 - الف، ج : الاساسين . ب : اساسين. # 17،19- در هر سه نسخه، فيه الملل ، آمدهاست . # 17- الف ، ب : صاحب الدور. ج: صاحب دور . PageV00P213 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~169 ~~حده ومنزلته . وآهل الحقيقة، هم عارفون بجميع آلحدود ، مقرون بهم، عارفون بمنزلة ~~930913 ~~صاحب آلدور آلاتى، وبحده ومنزلته، مقرون بجميع آلظاهر، الذى، تفرقت فيه الفرق. # سمهو10و ~~س و ر 1س13-و213 ~~3 فأهل الملل، همخمسة : أليهودوالنصارى والمجوس والصابئون والمسلمون. # 5 ~~سه.3 ~~س و:192 ~~.- ~~1613 -54 ~~فاربعة فی آلضلال، وملة واحدة فی آلهدى . وآثنتان من] الأربع آلملل آلضلال ، هما ~~س ~~ودمو س1 ~~م ms209 نسوبتان إلى ناطقين ظاهرين، وهم آليهود وآلنصارى ، وآثنتان مدغمتان فى آلملتين ~~ش1008 ~~و و ~~6 الظاهرتين، وهما المجوس والصابئون، أذغموا فی شريعة موسى وعيسى،لآن رسمهم، من ~~مهب سه و040 ~~لاحقين مدغمين فی الشريعتين. اوالبلة الخامسة، هم أهل الإسلام، وهم أهل الحق. # 35 ~~ه12104- ~~الف-219 ~~ب ~~مههو ~~0،و3 ~~: ~~فالفرق الأربعة، بإزاء الملل الأربعة. والخامسة، أهل الحقيقة، مدغمون فیجملة ~~و8،540 ~~أهل الإسلام. وأزبع ملل فی الظاهر، هم أهل الكفر، مالكون . والملة الخامسة، هم أهل ~~- ~~040ومهد. # سه ~~إسلام، ناجون. كذلك، أربع فرق، ممأهل الضلال، مالكون . والصنف الخامس، هم ~~م وه ~~3 ~~938154و613-1 ~~80085 ~~0-93-0 ~~أهل آلهدى وآلنجاة ، تصديقا لقول القائل : ألناس يوم البغث راياتهم خمس ، فمنها ~~12 هلك أربع. # 911 ~~س ~~وقدروى عن بعض آلسلف، أنه قال : الآديان خمسة، واحد لله وأربعة للشيطان . # .--5493 ~~س2-54440- ~~-948،545 ~~فمثال الملل الأربعة، مثلالأمهاتالأربعة. فكما أن أمر ملتين، هم أهل الكتاب، ظاهر، ~~هوده1-.9 ~~15 وملتان،أمرهماخفی، كذلكالأمهات،اثنتان کثيفتان،وآثنتانلطيفتان. فکماأنباجتماع ~~3-،. س ~~الف-220 ~~ومو ~~و وسهسو ~~الاربعةالآمهات،تظهرالصورة،وآلصورةهیالخامسة، كذلكالملةالخامسة،هی،تمام الملل، ~~1 - الف: اهل المعرفة والحقيقة . ب : اهل الحقيقة. ج : اهل المعرفة .2 الف ، ب : الآنى. ج : اللاتی . # 4- الف ، ب : فی الهدى . ج : فی الهدا. # 3 - الف : والصابثون . ب : الصابيون . ج : الصابون . # 4 - در هر سه نسخه ، والاربع ، آمدهاست . ظاهرا بايد واثنتان من الاربع ، بوده باشد . # 9 - الف ، ب : ازعموا . ج : ادغموا. # 6 - الف ، ب : الظاهرتين . ج : الظاهرين. # 7 - الف ، ب : والملة. ج : والمللة. # 8- الف ، ب : مدشمون . ج : مدعمون . # 13- الف، ب: اربعة. ج: اربع. 14_ الف: ملتین. ب، ج: امرملتین. 15_ الف، ج: کذلکن. ب: کذا. # 15- درهرسه نسخه چنين آمدهاست : اثنتان كثيفان واثنان لطيفان . # 19- الف : تقلهر . ب: ظهر.ج: فظهر. # 15- الف ، ب : ياجماع. ج : باجماع. PageV00P214 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~167 ~~وعند آنقضاء أمرها، يظهر صورة العالم اللطيف. وكذلك، هو مثال الفرق الأربعة فی هذه ~~ي ~~أمة، يجمعها ، أهل الحقيقة، وهى الخامسة، التى، هى صورة العالم اللطيف بالقوة، ~~و تظهر بالفغل،عند تمام أمر الأولياء، عليهم سلام الله ورخمته. # باب القول فی إسماعيل وإسحاق ~~عليهما آلسلام ~~وأما القول فی: ms210 ~~821- ~~94-4-م1 ~~" أن إبراهيم، سأل ربه أن يرزقه إسماعيل وإسحاق،عليهما السلام ، وآن يرزقهما ~~35443 ~~155 ~~الإسلام،ويجعل ذريتهما، أمةمسلمة، فأجيبإلى ذلك،وأنإسماعيل، خص بهذه الدغوة، ~~الف -221 بالذرية المسلمة دون إسحاق. " ~~فإنا نقول، إن إسحاق داخل بهذه الدغوة، وليس معنى الإسلام فى هذه الدغوة، ~~و ~~ه ~~التى، دعاها إبراهيم، معنى الملة،التى،خصت باشم الإسلام فیظاهراللفظ. وإن جميع ~~الحدود، من ذرية إشماعيل وإسحاق، بعد إبراهيم، إلى آخرالأذوار، إلىانقضاء أمرالعالم، 12 ~~و25 ~~و ~~فى كل ملة، داخلون فیجملة هذا المعنى. وإن كان آشم الإسلام فیآلظاهر، وتلك اللغات ~~ر اجعة إلى هذا الإشم، الذى، هو باللغة العربية، فمعنىالإسلام، واقع عليهم جميعا،ظاهرا ~~هو ~~2- الف، ب:يجمعها.ج: بجمعها. # 1 - الف ، ب : يظهر صورة . ج : بظهورصورة. # 7 - ظاهرا از ، ان ابراهيم ، تا ، فانا نقول ، قول صاحب محصولاست . # 84- الف ، ج: فاجيب . ب : فاجیبت. # 7 - الف ، ج : اسمعيل . ب : اسمعيل واصحاق . # 10،9،8 - الف ، ب : وان اسمعيل خص بهذه الدعوة بالذرية المسلمة دون اسحاق فانا نقول ان اصحق داخل . # ج : وان اسمعيل ان اسحق داخل . # 10 - حاشيه نسخه الف : ليست ذرية اسحق خارجة عن دعوة ابراهيم بل کلهم يشرکون فيها وکلهم من ذرية ابراهيم ~~12- الف، ج: الى انقضاء . ب : والى انقضاء. # واسمعيل فى الدين والروحانية . # 14 - الف ، ب : هو باللغة . ج : هو هواللغة. # 14- در مرسه نسحته ، راجم، آمدهاست. # 14 - الف، ب:جميعا . ج:جمعا. # 14 - الف ، ب : فعنى .ج : معى. PageV00P215 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~168 ~~1-5- ~~مو ~~وباطنا، وفیخاص الإسلام وعامه . وليس إسحاق ، خارجا عن هذه الدعوة من إبراهيم، ~~وه .و :-1 ~~- و ~~عليهماالسلام. وكذلك، ذرية إسحاق، هم كلهم، المحقون منهم،داخلون فی هذه الجملة، ~~ه 231 ~~ووه ~~2 وسبيلهم،سبيل ذرية إسماعيل، المحقينمنهم . وتصديق ذلك، قولاللهتعالى،فیقصة ~~4،5م ~~الف -222 ~~دو -284 ~~-ع114 ~~ابراهيم : " إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت لربالعالمين. ووصى بها إبراهيم بنيه ويعقوب ~~5 ~~يبنيإناللهأصطفى لكمالدين فلاتموتنإلاوأنتممسلمون.". وقال: "ووصى بها إبراهيم ~~115 ~~ه. -1. # 6 بنيهويعقوب، "، فيعقوب، هو ابن إسحاق، وإسحاق، هو من بنىإبراهيم، وهوداخل فی هذه ~~سمو و ~~2 ~~2-93 ~~- ورهه91 64 ~~الوصية، وقدآوصاه آن لايموت إلا ms211 وهومسلم. ثم قوله، عزوجل : " ... ويعقوب، "، أی، ~~و04 ~~صى يغقوب أيضا بنيه، بمثل ما وصى به إبراهيم بنيه، أن لايموتوا إلا وهم مسلمون. # سوه و15 و ب ~~هو ~~و: ~~ه سو ~~ويعقوب، هو آبن إسحاق، ومن ذريته، وهو إسرائيل أبوالأسباط، الذين، هم بنوإسرائيل، ~~و ~~519- و ~~المنتسبون إلىإسحاق، وقددخلوا، كلهم، فی جملة هذه الوصية، ولحقتهم ~~قتهم دعوة إبراهيم، ~~همه ور ~~سو ~~3 ~~كما لحقت إسماعيل وذريته. وقدقال، عزوجل، فیقصةيعقوب وولده : "أم كنتم شهداء ~~و:هوو100 ~~و 5- ~~سهو س ~~8،0-94 ~~12 إذحضر يعقوب الموت إذقال لبنيهماتعبدون منبعدی قالوا نعبدإلهكوإلهعابائك إيراهيم ~~واسماعيلوإسحاق إلها واحدا ونخن له مسلمون."،فهؤلاء، هم بنو يعقوب، الذين ، يقال ~~11وو115 ~~م11و ~~الف-223 ~~و ~~لهم بنو إسرائيل،وهم، يقولون ، نحن له مسلمون ، وهو، ذلك الإسلام ، الذى ، دعا فيه ~~وهسه91 ~~5هسوم ~~15 إبراهيم ربه، وقد لحقتهم دغوة إبراهيم . # 25 ~~ده ~~وقال فی قصة يوسف، عليه السلام : "رب قدءاتيتنى من الملك، " ، إلى قوله : ~~2 - الف ، ج : هم كلهم . ب : كلهم . # 2 - الف ، ب : منهم . ج : معهم. # 4 - آيه131 و 142، سوره دوم (سورة البقرة) . # 8- الف ، ج : وصا . ب : وصى. # 9 - الف ، ج : وهو اسرائيل ابو الاسباط الذين هم بنواسرائيل المنتسبون . ب : وهواسرائيل المنتسبون . # 10 - الف ، ب : ولحقتهم .ج : ولحقهم. # 11 - الف ، ب :كمالحفت . ج : كالحقت. # 13 - الف ، ب : فهؤلاءهم . ج : فهؤلاء. # 11- آيه0 133، سوره دوم (سورة البقرة). # 15- الف ، ب : وقدلحقتهم : ج : وقدلحقهم . # 16- آيه 101، سوره 12 (سورة يوسف) . رب قدءاتيتنى من الملكك وعلمتنى من تاويل الاحاديث فاطر ~~السموات والارض انت وليى فى الدنيا والآخرة توفنى مسلما والحقنى بالصالحين . PageV00P216 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~169 ~~و415 ~~... توقنى مسلما وألحقنىبالصالحين."، فيوسف، بن إسحاق، وهو يقول: "...توفنى ~~و ووو1 - ~~م ~~5-1و. # 5 ~~1310 ~~مسلما ، " ، وقد لحقته دعوة إبراهم . # ه. 13 ~~والإسلام فیهذهالدغوة،منإبراهيم،عليهالسلام، حيثيقول: "...وأجعلنامسلمين3 ~~موو ~~1 ~~لك ومن ذريتنا آمة مسلمة لك، "، هو الإسلام ، الذى ، وصى به يعقوب أيضا بنيه . # ر ~~وود د ~~و س-1194 ~~هومعنى فيه خصوصيه، وليس هو بمعنى العموم ، الذى، هو آسمر آللغة ، التى، اشترك فيها ~~244 ~~ه ~~و-. # الف -224 آلخاص ms212 وآلعام . إنما الإسلام،هاهنا،هیالمنزلة،التى، خصتالنطقاءوالأسس والأتماء1، 6 ~~15 ~~و 2 ~~من اتصالهم بالاصلين، وتسليمهم لهما، وآتحادهم بهما. وهى منزلة لأهل هذه المراتب ~~الثلاثة، دون سائر الحدود. فدعا إبراهيم ربه، فقال : ". .. ومن ذريتنا أمة مسلمة لك،"، ~~س ~~2 ~~94 ~~162 ~~-93 ~~دعا آن تكون التمامية، فی بنيه وذريته. فأعطى ذلك، وثبتتالتمامية لأهلالمراتبالثلاثة، ~~1-1،25 ~~س. و9و5. # فى ذرية إبراهيم ، إلىيوم القيامة . فاشترك فيها ولد إسماعيلوإسحاقجميعا،ونالاجميعاهذه ~~2 ~~الرتبة ، واجيبت دعوة إبراهيم فيهما ، وإنما ذكر إبراهيم فى هذه آلدعوة ، إسماعيل دون ~~-98 ~~52-:9و ~~اشحاق، حيث يقول : "ربنا وآجعلنا مسلمينلكومن ذريتنا أمة مسلمة لك ، "، ولم يذكر 12 ~~2- ~~اسحاق ، لان إبراهيم وإسماعيل ، كانا أساسين ، وهو معنى قوله فى هذهآلآية : "وإذ يرفع ~~.1-،-4،- ~~ابراهيمالقواعد منالبيت وإسماعيل، " . لآنهما أساسان، وكان إسحاق متما، وهو ولدهما، ~~1 - الف : فيوسف يعقوب ابن اسحق . ب ، ج : فيوسف ابن اسحق. # 3 - آنه1284، سوره دوم (سورة القرة) . ربنا واجعلنا مسلمين لكث ومن ذريتنا امة مسلمة لكث وارنا مناسکتا ~~وتب علينا انكث انت التواب الرحيم. # 5،4 - الف، ج : وصی به بنيه هو معنى فيه . ب : هو معنیفی. # 5 - الف ، ج : اسم للعلة . ب : اسم اللغة. # 5 - الف ، ب : العموم .ج :المعموم. # 6 - الف ، ج : ههنا هى المنزلة التى خص . ب : هاهنا فى المنزله التى خص . # 7 - الف ، ب: هما. ج:ها. # 7 - الف ، ج : الاصلين . ب : بالاصلين. # 9- در هر سه نسخه ، ونيت ، آمدهاست . # 9- الف ، ج : دعا. ب: ادعا. # 19- الف ، ب : واجببت . ج: واجبب. # 13- کيف ~~االبقرة) . واذ يرفع ابراهيم القواعد من البيت واسماعيل ربنا تقبل منا انكن ~~انت السميع العليم. PageV00P217 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~170 ~~: ~~ووهه91.64 ~~وو-942 ~~وهو وولده اوولد إسماعيل، كلهم، من ذرية إبراهيم وإسماعيل، إذكانا آلنهاية ، فی الشريعة الف - 225 ~~سوه ~~841ه-هو و ~~2 ~~س4 ~~-241 ~~و الدغوةوالتنزيلوالتاويل. ألاترى،أنبنىإسرائيل، حيثقاللهميعقوب: "... ماتعبدون ~~هوو1 ~~3 منبعدى قالوا نعبد إلهك وإلهء ابائكإبراهيم وإسماعيلوإسحاق، "، فنسبوا اباهم، يعقوب ~~.201-1 ~~.5--493 ~~52-4410و ~~-: و و1111 ~~الى إسماعيل، كما نسبوهإلىإسحاق، لآنهمعنوا، أنه، كان ولدالاساسين، فیالولادةالروحانية. # ه و01168- ~~سد18 ~~فولد إسحاق أيضا، هم، ذرية إبراهيم وإسماعيل، جميعا، وليست ذرية ms213 إسحاق، خارجة عن ~~س ~~ووه ~~6 دغوة إبراهيم ، بل كلهم، يشركون فيها، قد نالوا ، كلهم، بركتها وبركة إجابتها، وقاموا ~~عهو104و ~~15 ~~بوصيةآبائهم، فیالتسليم، كماوصاهمبه فیقوله: "...فلاتموتنإلاوآنتممسلمون. ". وكذلك، ~~3 ~~1 ~~وو1 ~~اشترك ولداسماعيلوإسحاق، فیمعنىالإسلام ،(الذى، هوالملةوالشريعة،وذريتهمافیدور الف -226 ~~سد1 ~~و ود 21 ~~9 إبراهيم، وكانت ملته وشريعته، الملة وآلشريعة، التى، جددها محمد، صلى الله عليه واله. # وسوف نشرح ذلك فی مابعد ، إنشاءالله تعالى . فكان أهل تلك الحدود من ذرية إسماعيل ~~س و-11 ~~س141 ~~إسحاق، على ملة إبراهم وشريعته ، التى، سماها الإسلام، حتى ظهر رابع النطقاء، فنسخ ~~س 1 ~~3125442 ~~12 تلكآلشريعة، وجدد الملة،وآشتركفیماأتىبه،منأجابهمنذريةإسماعيلوإسحاق، وأجيبت ~~1214--21 ~~سه1214 ~~ا ~~هم1-61 ~~دعوة إبراهيم فيهم جميعا . وهكذا جرى آلامر، بعده، فی ذور الخامس، حتى ظهر السادس، ~~8- ~~عليه السلام ، وجدد شريعة إبراهيم وملته، فاشترك فيها أيضا ، من أجابه من ولد إسماعيل ~~1 - الف : اذكانا النهاية . ب : عليهم السلام اذكان النهاية . ج : اذكانا لنهاية . # اورة البقرة) . تمام آية ، در صفحة168 آمدهاست. # 2- کيش ~~4- الف، ب: نسبوه .ج: نسبوا. # 3 - الف : اباهم. ب : ابانهم . ج : اياهم. # 6،5- الف ، ب : عن دعوة . ج : عن الدعوة. # 4 - الف ، ب : عنوا. ج : عتوا. # 7- در هرسه نسته ، اباعي، آمدهاست . # 6 - الف ، ج : يشركون . ب : يشركون . # 7 - الف : كما وصف هم به . ب :كما وصاهم به . ج :كما وصوهم به. # دوم(سورة البقره) . تمام آية درصفحة168آمدهاست. # 7کیه ~~9 الف : جلدها محمدا . ب : جلشها محمد .ج: ددما محمدا. # 10 - درهرسه نسخه ، ذلكن الحدود، آمدهاست. # 12 - الف ، ب : اتابه من اجابه . ج : اتابه من اجابة . # 13 - الف : وهكذا اجرى . ب : وهكذا جرى . ج : وهكذا آخر. PageV00P218 # ============================================================ ~~171 ~~الجزء الثالث ~~5-و ~~الف - 227 وإسحاقوذريتهما، جميعا، وهم، شركاء فیملة الإسلام، كما آشتركوا فیسائرآلملل. ودعوة ~~1 ~~28 ~~93 وو ~~ه ~~ابراهيم، عمت، من كان من اهل العموم، وخصت، من كان من آهل آلخصوص، من ذريتهما، ~~ه ~~دهه :: ~~4- 1 ~~جميعا. واشتركوا كلهم، فیمعنىالإسلام، ظاهرا وباطنا. لأن النطقاء والأسس والأتماء، ~~ا- ~~1 ~~ه ه م ~~وه ~~منولدهما،جميعا.ولانهم،اشتركوا، كلهم، فیمعنىالإسلام، الظاهرفیجميع آلشرائع، هؤلاءا ~~هو2 ~~ده ~~13 ms214 .. # مه ~~وهؤلاء . لأن الأتماء، كانوافی ذلك الدور ، من ولد إسحاق، وهم، فیهذا الدور، من ولد ~~دهس- ~~دم1-1 ~~اشماعيل. فقد آستوى هؤلاءوهؤلاء، واشتركوا ، كلهم، فیمعنىالإسلام ، ظاهرا وباطنا، ~~ه 5 ~~سده13 ~~توه ~~قتهم، أجمعين، دغوة إبراهيم، عليهالسلام. ولم يختص إبراهيم، عليهالسلام، بهذه ~~ولحقتهم، ~~وه4143 ~~و و11-5 ~~613س ~~الدغوة، إسماعيل وولده المنتس ~~ابينإليه، ظاهرا وباطنا، دونإسحاق وولده المنتسبين إليه، ~~سبس4 ~~و. # سب و9-و-و414- ~~الف - 228 ظاهرا . بل، عنا ولده وولد إسماعيل وذريتهما) منالروحانية، منالنطقاء والأسس والأتماء، ~~50- ~~:و15. # وس ~~وهویوه -1-12521-12 ~~ومویوههوم.01 ~~وهم كلهم،من ولدإبراهيم وإسماعيل، وهمكلهم،على مافسرنا. وإسحاق، هو، داخل فی جملة ~~ش91 ~~ذرية إبراهيم وإسماعيل جميعا، وهو وولده، من ذريتهما . # مه 85449 ~~وأما دغوته ، عليهالسلام ، فیقوله : "... واجنبنى وبنى أن نعبد الآصنام ."، ~~هود ~~24 ~~و ~~وماجرى من القول فيه، أنه، أجيب إلى ذلك، فكيفيجوز هذا،وقد عبدمن ذريته، خلق ~~كثير، الأصنام،ظاهرا وباطنا. ولكنه، عمهنبدغوته،وطمعأنيجاب.فلمارأىفیماجرى ~~س ~~362 ~~-هوو.14 ~~اليه، مايكون منذريته من البطنين،وأيقن أن كثيرا منهم ، يعبدون الأصنام، ظاهراوباطنا، ~~14- الف ، ب : من أجابه من .ج : من اجابة . # 3 - الف ، ب : فى معنى الاسلام . ج : فی معنا لاسلام . 3 - الف ، ب : لان النطقاء . ج : ان النطقاء. # 4 - الف ، ج : ولانهم . ب : ولاانهم. # 7 - الف ، ب : ولحقتهم . ج : ولحقهم. # 7 - الف : ولم يخص ابراهيم عليه السلام . ج : ولم تخص ابراهيم عليه السلام . ب : ندارد . # 9- الف ، ج : عنا . ب : عی. # 8 - الف ، ج : وباطنا. ب : ندارد. # 10 - الف ، ج : وهمكلهم على مافسرنا . ب : على ما فسرنا . # 12 - [يه35، سوره14 (سورةابراهيم). واذقال ابراهيم رباجعل هذا البلدءامنا واجنبنى وبنى ان نعبدالاصنام . # 15 - الف ، ب : من بطنين .ج : من البطنين . # 14 - الف ، ب : ان يجاب .ج : ان مجاب . PageV00P219 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~172 ~~3 ~~:4342 ~~3و4 ~~12136 ~~قال : "رب إنهن أضللن كثير امن آلناس، "، يعنى، أنالسنة،قدجرت فیالآذوارالمتقدمة، ~~فىعبادةآلاصنام ، ظاهراوباطنا،وعلمأن ذلك، پجرىمنبعده، فیذريته، فقال : "... فمن ~~ه ~~و2 ~~3 تبعنى فإنه منى ومن عصانى فإنك غفور رحيم 0"، آی ، من اتبع اثری واقتدی بسنتی، الف -229. # د23 ~~و-م: ~~-ه154 ~~فهو آلذى، خصصته بدغوتى، وهم، آهل خالصتى ، وذريتى، على الحقيقة ms215 . ومن عصى، ~~س ~~وسو ~~س ~~س ~~وخالف من كان على منهاجى، فقد عصانى، فی عكوفهم على الأصنام، ظاهرا وباطنا، وقد ~~9و8 ~~وكلتهم إلى مشيتك ، تنقذ منهم، من تشاء، برخمتك ومغفرتك. # فصا ~~وأما القولفی: ~~" أن منتخلفعنإبراهم، وعكفعلىالأصنام، استحق قولالله، عزوجل : "فلما ~~1522- -9 ~~ه14 ~~هو ~~سه مو-5و ~~عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خاسئين ."، فعادوا، وقد مسخوا قردة، لاهم لهم ، ~~11 ~~س1 6- ~~و وو 13 4 ~~-214 ~~الالطردوالرقص وشربالخمورولعبالشطرنج والنرد، وغير ذلكمنالأسبابالسمجة، ~~644- . # -64و40 ~~12 وأنهم، أشباه القردة، بهذه آلأفعال." ~~2ومو ~~س وم8521 ~~1-4 ~~فانانقول، إن هذه آلآية،قوله، عزوجل : "فلما عتوا عن ما نهوا عنه قلنا لهم كونوا ~~قردة خاسئين . "، هى فیأهل دور موسى، لا فیأهل دور إبراهيم، عليهما السلام . وجرت ~~-965وه ~~15 السنةالظاهرة،فيهم،وهم،الذينآعتدوا فی(السبت،فقالالله،عزوجل، فیقصتهم: "وسئلهم ~~س ~~ه و ~~الف-230 ~~1 - آيه36، سوره14 (سورة ابراهم) .رب انهن اضللن کثیرامن الناس فمن تبعنى فانه منی ومن عصانی فانک ~~غفور رحم.1 - الف،ب: السنة قد جرت . ج : السفه قدجری.2 - الف،ب:بجری . ج:نجری. # 2 - الف، ب: فی ذریته. ج: من ذریته. 3_ الف، ب: من تبع . ج : من اتبع. 3 _ الف، ب: بسنتی. ج: سنتی. # 4 - الف،ب: بدعونی.ج: يدعونی. 4 - الف، ج: عصا. ب: عصانی.6 - الف : تنفذب: تنقذ.ج:تنفد. # 10- الف ، ج: قد. ب : وقد. # 1 ، سه ،794 (سه1ة الاعراف) . # 9لیه ~~11،10 - الف : قردة هم المطرد . ب : قردة لاهم لهم الا الطرد . ج : قردة لالهم الطود. # 11 - الف، ج : من الاسباب . ب : من الانصاب . نسخه بدل : من الانساب . # 12- الف : بهذه . ب، ج : هذه. # 13 - حاشيه نسخه الف : معنى قوله تعالى فلما عتواعما نهوا عنه قلنا هم كونوا قردة خاسئين . # 14 - الف : هی فی اهل دور . ب : وهی فى دور . ج : هی اهل دور . PageV00P220 # ============================================================ ~~173 ~~الجزء الثالث ~~ه ~~ووه-- ~~ع ن القرية آلتى كانت حاضرة البخر إذيعدون فی السبت إذتآتيهم حيتانهم يوم سبتهم،" ، ~~و 248 ~~مو5 ~~هو ب ~~الآية، ثم قال : "فلما عتوا عنما نهوا عنه قلنا لهم كونوا قردة خاسئين." . وقال فی آية ~~ه1 ~~أخرى : "ولقد ms216 علمتم الذين اعتدوا منكم فیالسبت فقلنا لهم كونوا قردة خاسئين ."،3 ~~و ~~والمعروف، أن القردة، مسخت مناليهود. # 24: ~~فأما آمر المسخ، فقد روى عنالنبى، صلىاللهعليهوآله، أنه قال : "كائن فیأمتى ~~س ~~مسخ وخسف. "، فالمسخ فی آلظاهر، هو، آن أناسا، مسخوا، عن آلصور آلإنسانية، فیصورة 6 ~~الإنسية، لاصورآلبهائم ، ولاصورآلناس، ولاصورالسباع ، بل، فيهامشابهمنجميع ذلك. # فالإنسان، على من عرف الحق، فصار إنسانا علىالحقيقة . وآلبهيمة، علىالظاهري، الذى، ~~و ~~استبهم عليهآلحق، وعمى عنه . وآلسبع، علىالضد، الذى، سبع أتباعة، باستغوائه إياهم. # ه: ~~والقردة، التبى، مسخت إلى تلك الصورة المشوهة، علىالناكثين الذين كانوا أناسا، ~~ين عرفوا الحقائق، فنكثوا ورجعوا إلىالنفاق. فالقرد، لايشبه الإنسان،ولايشبه البهيمة. # 8-2 ~~اف - 231 أئ، أن المنافق. ليسهو، من أهل الحقيقة،ولامنأهلآلظاهر،(كما وصفه الله، عزوجل، 12 ~~ه1ه ~~ه4324و- ~~فقال: "مذبذبين بين ذلك لآ إلى هؤلاء ولا إلى هؤلاء، "، فكذلكالقرد، لايشبه الإنسان ~~فالاعراف) . وسئلهم عن القرية التى كانت حاضرة البحر اذ يعدون فى ~~د 15 آیهه ~~السبت اذ تاتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعا ويوم لايسبتون لاتاتيهم كذلكث نبلوهم بما كانوا يفسقون . # 6 - الف ، ج : فی الظاهر . ب : ندارد . # 3کيه ~~6- الف ، ب : اناسا . ج : باسا. # 7،9- الف : مسخواعن الصورالانسانية صور اليهايم . فیصورة الانسية، درنسخه الف، خطخوردهاست. ب: مسخوا ~~على الصورالانسانية فی صورة الانسية لاصور البهائم . ج: مسخوا على الصورة الانسانية فیصورة الانسية صورالبهائم ~~7 - الف ، ب : مشابه من جميع ذلكث . ج : مشابة من جميع. 9 - الف ، ب : استبهم . ج : اسمهم . # 9- الف ، ب : باستغوائه . ج : باستعوایه . # 10 - الف : والقردة التى مسخت . ب ، ج : والقرد التى مسخ ~~10 - الف ، ب : اناسا. ج: ناسا. # 10 - الف ، ب : الصورة المشوهة . ج : الصور المشرعه . # 11 - الف ، ب : فالقرد . ج : فالقردة. PageV00P221 # ============================================================ ~~174 ~~كتاب الاصلاح ~~138154156- ~~وم1 2-2. # لالبهيمة، بل،الأغلبعليه،شبه السبع.لأنه،لميستقرفیالحقيقة،ولاقبلهأهلالظاهر. # 22 ~~وفيهمشابهة من آلجميع ، لانه، سمع الحق، فاشبه آلناس، ثم نكث، فرجعإلىالظاهر،وآعتقد ~~و941-92522 ~~3 آلرياسة، فصار سبعا، وسبع الناس، وآستغواهم ~~وم2811 ~~ودف ~~وآماتاويل آلاية، فی قوله : " فلماعتواعن مانهواعنهقلنالهم كونوا قردة خاسئين."، ~~ه ~~20 ~~و و ~~6-931 ~~إنه يقول، جل ذكره، فی أولالقصة : "وسئلهم عنالقرية التى كانت حاضرة البخر،"، ms217 ~~س وم ~~و4،54 ~~مو1414 ~~6 إلىآخرها، ف "ألبخر، "، علىالناطق، عليهالسلام، لأنه، ألفالشريعة،وهوالبحر، الذى، ~~3*5و ~~هرر ~~تجرى فيهالسفن، أئ، تقام فيهالدغوة، فیأغصار الآتماء. # و"... القرية التىكانت حاضرة البحر، "، على حدود الدغوة، الذين ، كانوأيام ~~54 ~~436-0-3 ~~-213 ~~4 ~~ووه ~~ده ~~9 الناطق، قبلإقامتهالأساس،عليهماالسلام،وكانوامتصلينبالناطق،بلاواسطةمنالآساس، ~~و-5و،161 و ~~0-1- 56 ~~-ه. # 1213 ~~إذيعدون فیالسبت. فالسبت، على منزلة آلناطق، لآنه، اليوم السابع، الذى، دل عليه من ~~تقدمه من النطقاء، وأشار إليه. # هو -803 ~~الف-232 ~~ه: ~~5613 ~~12 وقوله : "يعدون فیآلسبت ، " ، أى ، يتعدون ما حد لهم الناموس ، من إقامة طاعة ~~هه ~~100 . # س ~~الأساس،وإقامة الدغوة باسمه،وآسم الآتماءمنبعده، فهم، يتعدون ذلك، ويدعون إلى ظاهر ~~ه ~~الناطق، دونالباطن،الذى،قامبالدغوة إليهالأتماءالستة. لأنهم، تركوا الصيد، فیالأيام ~~. مو ~~وس1214 ~~و2131 ~~ه13 ~~15 الستة، التى، أبيح لهم الصيد فيها، وصادوا فیاليوم آلسابع، وهو السبت، الذى، نهوا ~~414 ~~عن الصيدفيه . # اة النساءم . مذبذبين بين ذلكث لاالى هؤلاء ولا الى هؤلاء ومن يضلل الله فلن ~~ه 13-یه30 ~~13- الف ، ب : القرد. ج : القردة. # جد له سبيلا. # 9 - الف ، ب : الشريعة . ج : شريعة . # 3- الف ، ب : واستغواهم . ج : واستعواهم. # 7 - الف، ج: تجری. ب:یجری. 7 - الف: تقام . ب، ج: يقام. 9 - الف، ج: وكانوا. ب: كانوا. # 10 - الف ، ب : الذی. ج : مادی. # 10- الض، ج: فالسبت . ب : ندارد. # 12 - الف ، ج : اقامة . ب : من اقامة. # 11،10 - الف : من تقدمه . ب ، ج : منيتقدمه ~~13 - الف : واسم الاتماء من بعده . ب : والاسم الاتماء من بعده . ج : واسم الاتماء بعده . PageV00P222 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~175 ~~ه 62 ~~فكانت "... تأتيهم حيتانهم يوم سبتهم شرعا،" ، أى انثال عليهم أهلاشريعة ~~الظاهرة، وآقاموا طاعتهم، وأجابوا إلىآلظاهر دون آلباطن. # شه ~~... ويوم لايسبتون لاتأتيهم، "، قالوا،لم تأتهمالحيتان فیغير يوم السبت، أي، 3 ~~ل جيبوا إلىالدعوة الحقيقية، التى، قام بها الاتيماء الستة. # 2-وم ~~هوو ~~"... كذلكنبلوهم بماكانوا يفسقون . "، أي، فتنوا بما أظهروه، من النفاق وترك ~~و ~~الطاعة، لآنالفسق، هوالخروج عنالطاعة، وصار ذلك، بلوى عليهم وعلى آتباعهم. # دد 1010 ~~و2018-ده -: ~~"وإذقالت أمة منهم لم تعظونقوما اللهمهلكهم أو معذبهم عذابا شديدا قالوا مغذرة ~~85تو ~~الربكمولعلهميتقون."، أن، أنقوما، ms218 ممن ثبتواعلىالطاعة،كانوا يعاتبونهم، أويعظونهم، ~~وب ووه4 ~~2-658-12 ~~الف-233 ~~ه ~~-وه241 ~~اغتذارا إلىاللواحقوإلىالأساس،الذى،هوربهم، لآنهصاحبهم. أي،عرفهماللواحق، الذين، 9 ~~س سو4 ~~كانوا يأمون بهم، وهؤلاء،لايرجعون عنالنفاق، الذى، قد أظهروه وأضمروه. وأنهم، قد ~~-1-- ~~ووم . # سقطواوطردهم الأساس ، عنالدغوة، فصاروا، رؤسا فیآلظاهر. فهم وآتباعهم، يعذبون ~~6-81ه ~~ف الشكوكوالشبهات، فیأوليهم،وصائرونإلىالعذابالشديد،الذى،قدأعدلهم، فیأخريهم. # 14 - الف ، ب : فی الايام . ج : فی ايام . # ه 14- الف . ب: الستة . ج: السنة. # 1 - الف ، ب : انثال . ج : انتال . 2،1- الف : شريعة الظاهرة . ب: شريعة الظاهر . ج : الشريعة الظاهر. # 3 - الف ، ب : ويوم لايستبون لاتاتيهم . ج : لاتاتيهم. 3_ الف : لم تاتهم . ب : لم تاتيهم . ج : الم تاتيهم ~~3 - الف ، ب : فی غير يوم السبت . ج : ويوم لايسبتون فی غيريوم السبت . # 7- آنه 164، سهره 7 (سهرة الاعراف) . # 4 - الف ، ب : الستة . ج : السنة . # 8- الف : ويعظونهم . ب : اويعظونهم . ج : يعظونهم ~~8 - الف ، ج : ان قوما . ب : اقواما. # 9 - الف ، ب : لانه . ج:كانه . # 9 - الف ، ب : والى الاساس . ج : والاساس. # 10 - الف ، ب : يامون بهم و.ج : يامون همان . # 10- الف : قد اظهروه واضروه . ب : قد اظهروه واصمدوه . ج : قد ظهروه واضمدوه . # 11 - الف ، ج : رؤسا . ب : رؤساء. # 11 - الف : طردهم . ب : طردهم . ج : طردظهم . # 12 - الف : فی اولاهم وصائرون الى العذاب الشديد الذى قداعد هم فى اخراهم . ب:فى اولاهم واخراهم وصارون، ~~مثل الف . ج : فی اولادهم واخراهم . PageV00P223 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~176 ~~9 ~~" فلما عتوا عن ما نهوا عنه،" ، أى، تركوا ماأمروا به، منإقامة طاعة الآساس، وعتوا وطغوا ~~وو-5و ~~اننكفوا، عن إقامة الدغوة باسمه وآسم الاتماءمن بعده. # عما نهوا عنه من النفاق، واستنك ~~ا ~~ه ~~351 ~~وهر ~~.. . قلنا لهم كونوا قردة خاسئين."، أی، طردوا عن آلدعوة، وظهرنفاقهم. فكانوا ~~5 ~~قداختلفوا، عن صورالادميين، فیصورة آلقردة، التى، هی آلممسوخ. آي، خرجوا عنرسم ~~و ~~م ه413 ~~ه : ~~الحدود، الذين، هم مقيمونفیالدعوة،ثابتون علىالطاعة، إلى شيم المنافقين ، الذين، هم ~~و ~~29344 ~~ه4ب ~~-6 ~~6 مطرودون عن الدغوة، مبعدون عنها، لأن الخاسئ،المبعد. أي، أبعدوا عنالإستماع، وقطعت ~~المادة عنهم،افثبتوا علىالنفاق. فهمالقردةالذين كانوا أناسا،فمسخوا. وأظهروا التقشف، ~~:231-93 ~~2-94 ~~و: ~~الف -244 ms219 ~~ه 54 ~~. # ا4 ااوم ~~612 ~~وآستشعروا آلكفر وآلنفاق وآلطغيان، فهمتهم، آن يضلوا الناس عن صراط آلله المستق ~~سحس. # وم ~~وهمهوو ~~.2 ~~فهذهصفة القردة،الذين،مسخوافیالزمنالأول،وكلمنيجریمجراهم،منالمسوخ ~~ا ~~8 ~~ومهووسمه ~~و دم ~~2454 ~~القردة. فآما آلتى ، هى القردة على الحقيقة، فليس من شانها شرب آلخمور، وآلطرب ~~س ~~133 ~~ه -ه 113 ~~ه و213 ~~لالعب النرد والشطرنج وغير ذلك من تلك الخصال المستشنعة. فتشبه هؤلاء بهم. وإن ~~مام ~~12 أكثر هؤلاء المسوخ ، الذين، نكثوا وعاندوا، وأظهروا التورع، وتعددوا فيه، حتى عظمت ~~و ~~193و. # 4 ~~، -3م1 ~~وه1 ~~ف تنتهم، وكثرضررهم، على الأمة، لماأظهروا من النسك والتورع، حتى فتنوا الأمة، فاقتدى ~~س ~~وه2 وم589 ~~ده 1214 ~~ه ~~9و و 13- -21م1 ~~529-ومه ~~بهم أتباعهم، لماأظهروهمن آلرياء وآلنسك، وهم، الذينوصفهمأميرالمؤمنين، عليه السلام،ا ~~3 - الف ، ب : فكانوا . ج : وكانوا. # 1 - الف ، ب : من اقامة . ج : من اقامه . # 4 - الف : الممسوخ . ب : المسوخ. ج : المنسوخ . # 4 - الف ، ب : الادميين . ج : الادمين . # 5 -_ الف ، ب : مقيمون . ج:صقمون .5 - الف، ج : نابتون على الطاعة . ب : مبعدون عنهما. # 6 - الف ، ب : الخاسى . ج : الحاسى. # 9 - الف : مطرودون . ب، ج : مطردون. # 7 - الف ، ب : اناسا . ج: ناسا.9-الف ، ج : فهذه . ب: فهذا. # 10،9 - الف : المسوخ والقرود . ب : من المسوخ والقردة . ج : المنسوخ القردة. # 11،10- الف : والطرب ولالعب النرد . ب ، ج : والنرد . # 11- الف ، ب : المستشنعة فتشبه . ج : المستشعه فتسمه. 12 - الف ، ب : المسوخ . ج : المنسوخ . # 13- الف، ج : ضررهم . ب : رمزهم . نسخه بدل ، ضررهم. # 13- الف ، ب : فتنتهم . ج : فتنبتهم. # 13 - الف : من النسكث . ب : امرالنسكث . ج : من الشكث . # 13- الف : حتى . ب ، ج : وحتى. # 14 - الف ، ب : من الرياء والنسكث . ج : من الريا والشكث . PageV00P224 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~177 ~~35 مر ~~و 1 ~~س ~~ام ~~حيث يقول: "... أبغضالخلق إلىالله رجلانرجل وكلهالله إلى نفسه،فهو جائر عن قصد ~~4 ~~م ~~6 ~~هو9 ~~213 ~~السبيل مشغوفبكلام بدعةوقد لهج بالصوم والصلوةفهو فتنة لمنأفتتن به،ضال عن ~~.4 ممم ~~هدی من کان قبله، مضللمنآقتدی به فیحیاته وبعدموته، حمالخطایا غیرهرهینبخطیئته.3 ~~اف - 235 ورجل قمش جهلا فى جهال الناس،قدسماه ms220 أشباهه من الناس (عالماولم يعش فیالعلم يوما ~~65-13 ~~سالما، "، وقد وصفهما بصفة طويلة. قد ذكر هذينالصنفين، وذكر، أنهما، قدضلا ~~د3 ~~عن الهدى، وهى صفة هؤلاء، الذين، مسخوا فی هذه الآمة، فصاروا أشباه القردة، الذين، ~~م ~~م81 ~~سخوا منالصور الآدمية، فیالصور المشوهة. وهؤلاء، أشد ضرا،على أهل النجدين،من ~~أولئك الذينهم مشتغلون بتلكالقذارات، التى،لاتضرالناس، إنماضررهم علىأنفسهم. # 4همه ~~بر ~~س سووه -2 ~~وسو ~~2هه ~~فاما هؤلاء، فإنهم، آفة آلدين، بما يظهرونه من آلرياء، ويتسلخون به من التورع، وهذا 9 ~~اشبه وأوضح فی التمثيل، وأبعد،من تلكالألفاظ المستكرهة، فیالبيان. وإنكان قصد ~~سه ~~ه س ~~و ~~الجميع منا، إيضاح الحق. والله، يوفقكافتنا،لأرشدالأمور برخمته. # 1 - الف : جاير عن قصد السبيل . ب : جار عن قصد الطريق . نسخه بدل ، السبيل . ج : جابر عن قصد السبيل . # 2 - الف : بدعة قد . ب : بدعة وقد . ج : بدعهقد.2 - الف ، ب : فتنة لمن افتين . ج: فتنه لمن فين . # 3 - الف،ب:حمال . ج:جمال. # 3-الض، ج: هلی . ب : هدا. # 4- الف : ورجل قش . ب : ورجل فمس . ج : او رجل فمش . # 4- در هرسه نسته ، بجای قدسماه ، سماه ، آمدهاسست . # 4- در هرسه نسخه ، بجای ، ميعش ، ميغن ، آمدهاست . # 5 - نهخ البلاغة، ضبط محمد حسن نائل المرصى ، صفحه60 . ان ابغض الخلائق الى الله رجلان : رجل وكله الله ~~الى نفسه ، فهو جاير عن قصد السبيل ، مشغوف بكلام بدعة ، ودعاء ضلالة ، فهو فتنة لمن افتتن به ، ضال ~~عن هدى منكان قبله ، مضل لمن اقتدى به فى حياته ، وبعد وفاته ، حمسال خطايا غيره . رمن بخطيئته . ورجل ~~قش جهلا . موضع فى جهال الامة ، عاد فى اغباش الفتنة ... الخ . شرح ابن ابى الحديد برنهج البلاغة، ~~جلد اول ، صفحه94. # 5 -الض، ب: بصفة.ج: بصفته. # 5 - الف ، ج : قد ضالا . ب : قد ضلا. # 8- الف، ب : مشتغلون . ج: مشغلون. # 8 - الف : ج : القذارات . ب : القذرات. 9 - الف ، ب : آفة الدين بما . ج : آفة الذينمما. # 10- الف : وابعد.ب ، ج: والعد. # و الف، ب : وينسلتون .ج : وينسخون . # 10 - الف : المستكرهة والعد البيان وان كان . ب : المستكرهه فى البيان وان كان . بج : المستكرهة واوضح ه PageV00P225 ~~============================================================ ~~كتاب ms221 الاصلاح ~~178 ~~فصل ~~وأمالقولفی: ~~ووب ~~" إسماعيلوإسحاق، أحدهماذبيح، والآخر، هوفدىله، وهوإسحاق، الذى، ضربالله ~~مثله بالكبش ، وأنه، نصبه بابا لإسماعيل، فمن أجل ذلك، صار أحدهما ذبيحا،والآخر ~~فدى له ." ~~مد ~~و ~~فإنا نقول، إن مرتبة الآساسية، لإسماعيل،والتمامية، لإسحاق، وهىصحيحة، على ~~ورس ~~ماقدجرىالقول به. ولكن، ليس أحدهما فدى للاخر. والكبش الذى مو الفدى، هو غير ~~10-24 ~~و 5 ~~الف-236 ~~اشحاق،وغيرإشماعيل،وليس(هذاالكبش،ابنإبراهيم، عليهالسلام،لصلبه،لأنه،لما ~~1 أراد أن يقرب ابنه للذبح، قالالله، عزوجل: "إن هذا لهو البلؤا المبين."، أى المحنة ~~و135 ~~العظيمة . ويروى، أنه، لو ذبح إبراهيم، عليهالسلام ، ابنه،لصار ذلك، سنة لمن بعده، ~~أن يكون القربان، الأبناء، فيكون فی ذلك محنة عظيمة. # -9مم ~~12 وذكر أهل العلم، أن إبراهيم، عليهالسلام،أرادأن يقيم أحدأولاده لاحقا،وأراد أن ~~تكون هذهالمرتبة أيضا، فیولده، كماصارت لهممرتبةالأساسيةوالتمامية، وأراد أنيكون ~~04 ~~اللواحق أيضا، من ولده، دونسائرالناس، وأنتجرىالسنةبذلك، فقالالله، عزوجل، هذه ~~مهوو 41324 ~~15 محنة عظيمة، أن يحرم أهل الدعوة، هذه الفضيلة، وعلم تبارك آسمه، أن السنةتجرى من ~~ه فیالمثيل وابعد البيان وانكان . # 11 - الف : منا لايضاح الحق . ب : متا ايضاح الحق . ج : مثالايضاح للحق . # 3 - ظاهرا از ، اسماعيل واصحاق ، تا ، قانا نقول ، قول صاحب محصولاست . # 3- الف، ب: همه چافداء . ج: هه جافدا. # 6 - حاشيه نسخه الف : فی معنى الكبش الذی هوالفداء هوغيراسحق وغيراسمعيل وليس احدهما فداء للآخر وليس الكبش ~~ابن ابراهم لصلبه. 7- الف ، ب : الفداء . ج : الفدی .8- الف ، ب : ابن : ج : بن. # 11 - الف ، ب : الابناء. ج : الابنا. # -، سوره 37(سورة الصافات). # 12- در نسخه ب، قبل از ، وذکر ، فصل ، آمدهاست . 12- الف : وذكر هكذا . ب، ج : وذكر. # 15- الف، ج : تبارك اسمه . ب:ع ج. # 12 - الف ، ب : ان يقیم . ج : ان يقسم. PageV00P226 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~179 ~~بعده، فی هذه الشريعة، كماجرت فی تلك آلشريعة ، إذكانت هذهالشريعة، هى، تلكبعينها، ~~س ~~على ماقدفسرنا. ولوجرىالرسم بهذا، فی ذلك الدور، لماجاز أن يكون الأتماء واللواحق، ~~في هذه الشريعة، إلا منصلب الناطق السادس وأساسه، عليهماالسلام . إذكان مثال تلك 3 ~~الشريعة، جرى فی هذهالشريعة، فأغطى إبراهيم، عليهالسلام، أن جعل الأسس والأتماء، ~~سس1. 1. # نولده منصلبه، واللواحق، منولدغيره. ms222 وبهذا،جرتالسنة فی هذا الدور، وأمرأنيقرب ~~494 ~~هم ~~ل- 237 الكبش، الذى، رعى فی الجنة، وهو أحد حدوده، الذى، كان ربى يالدغوة.وكانتاله، ~~وههو ~~رتبةورياسة،ولم يكن منصلبه. ولوكان من صلبه، لماقال، إنه، فدى بكبش من آلجنة، ~~حتى يذبحه بدل أبنه، لما أراد ذبح آبنه. فقددل ذلك، أن هذا الكبش ، لم يكن ولده ~~1- ~~ه5 -4 ~~لصلبه، بل، كان أحد الحدود، وكان ممدوحامرضيا فیالدعوة، مليا بالآمر، لآن الكبش9 ~~54و2. # يضرب به المثل. إذا مدح الرجل، قيل، هو كبش من الكباش، كما أنه إذا ذم،قيل، هو ~~يس من التيوس. فالكبش، على من يحمد أثره من الحدود، وآلتيس، على ضده. ففدى ~~ود4 وم ~~5 ~~14 و ~~ولده بهذا الكبش، وجعلت هذه آلرتبة ، لغير ولده . فخاف إبراهيم، عليه السلام، أن 12 ~~دوو1 ~~وم1و ~~يكون ، قد اقترف ذنبا، وغيظ عليه أيضا، حين صرفت عن ولده، هذه آلرتبة ، فعزاه الله ~~و ~~52 ~~تعالى، عزوجل، عن ذلك، وعرفه، أنه، قد جعل لإسحاق، مرتبة التمامية، وبشر بذلك. # الاتراه يقولبعدهذه القصة،على إثر هذهالآية: "وبشرناه بإسحاقنبيا من الصالحين."، 15 ~~سو موسه ~~ف بشر، بأن جعل له رتبة التمامية، وهى أعلى من رتبةاللواحق، حينقال: "... نبياء". أي، ~~و3-91 ~~9 - الف ، ب : رعی . ج : دعی. # 3 - ج : علهما السلام. الف ، ب : ندارد . # 6 - الف : كان ربی . ب : ربی . ج : کان زکی . 7 - الف ، ج : ولوكان من صلبه . ب : ندارد . # 18- الف، ب : ذبجه بدل .ج : دبجه يدل. # 7 - الف ، ب : فودی . ج : فردی. # 8 - الف : لما اراد ذبح ابنه فقد دلكث . ب : ارا ذبح ولده فقد دل ذلكث . ج : لما اراد ذبح ابنه فقد ذلكث . # 11 - الف ، ب : التيوس . ج : التيوش. # 10 - الف : الكباش : ب : الكبوش . ج : الكوش . # 11- الف ، ب : ففودی . ج : ففددی. # 11 - الف : من يحمد . ب : من يمدح . ج : من جملة . # 14 - الف ، ب : بشر بذلكك . ج : بشرذلكك . 15 - آيه 112، سوره 37 (سورة الصافات) . # 16 - الف ، ب : فبشر بان . ج : فبشرنا و.19 - الف ، ج : رتبة اللواحق . ب : مرتبة اللواحق. PageV00P227 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~180 ~~موأرفع حدا من اللواحق، ms223 لأن النبي، معناه الإرتفاع. وهذه، هيالقصة التى ذكرها الله، ~~و ~~ه ~~عزوجل، فیسورةالذاريات،فقال: "هلأتاك حديثضيفإبراهيم المكرمين. إذ دخلوا عليه ~~3 فقالوا سلاما قال سلام قوم منكرون. فراغ إلى أهله فجاء بعجل سمين. فقربه إليهم قال ألا ~~- ~~س ~~ووب ~~هوه. 12 ~~و ~~اكلون . فأوجس منهم خيفة قالوا لاتخف وبشروه بغلام عليم: " ، فضيف إبراهيم على ~~ا ~~الخيالين ، لأنه، كان مضافا إليهما، لما آتصل بالأصلين، فكان ينال الجارى، بواسطة ~~6 منهما، من الأصلين. # هووا ~~الف-238 ~~وقوله :!7... قالوا سلاما، "، أمر بالتسليم لأمرهما . و".قال سلام ، "، أئ، قد ~~همه و ~~سلمتكماأمرت، إلاأنى،منكر لامتناعكم منأكلماقربته. وإنماقال: "...قوممنكرون."، ~~-9 ~~لامتناعهما منأكل العجل. "... فأوجس منهم خيفة ، " ، لأنه،خاف أن يكون قد اقترف ~~ه ~~6وو وم ~~ذنبا، باستعجالهالآمر، فیمنقربهإليهما، فعند ذلك، "... بشروهبغلام عليم. ". فهذا الغلام ~~ا ~~04844-054 ~~العليم ، الذى، بشربه، هو إسحاق، أى، بشر بمرتبته ، وأعلم أنه، أغطى مرتبة التمامية. # و- ~~وسو مو ~~12 ألاتراه يقول: "... علم.". # ه-سه ~~وقال فیسورة الحجر : "ونبتهم عن ضيف إبراهيم . إذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال ~~هه ~~انا منكم وجلون. قالوا لاتوجل إنا نبشرك بغلام عليم: "، وقال فیسورة هود: "ولقدجاءت ~~س ~~س 2 -ه ~~-94 ~~واسر ~~15 رسلنا إبراهیم بالبشری قالوا سلاما قالسلام فما لبث أنجاء بعجلحنيذ. فلمارءا أيديهم ~~1 - الف ، ب : لان النبی . نسخه بدل ب : كان . ج : كان النبی . # 1 - الف ، ب : الارتفاع . ج : ارتفاع. # 1 - الف : القصة التى ذكرها الله عزوجل . ب : قصة التى ذكرها الله . ج : قصة النبى ذكرها عزوجل . # 2 - در هرسه نسخه، والذاريات، آمدهاست .2 -آیات24تا ~~لخلريات). # 7 - الف ، ب : بالتسليم . ج : التعليم . # 5 - الف ، ب : اليهما . ج : اليها . # 12 - الف ، ب : يقول . ج : بقول. # 8- الف ، ب : قربتة . ج : فريته. # 13- آیات 51 و 52 و 53 ، سوره15 (سورة الحجم: ~~اة هودمايه70 . فلما رءا ايديهم لاتصل اليه نكرهم واوجس منهم ~~14-دوایه18و10 ~~خيفة قالوا لاتخف انا ارسلنا الى قوم لوط . در هرسه نسخه ، لقد، آمدهاست . PageV00P228 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~181 ~~ه اه ه ~~لاتصل إليه نكرهم وأوجسمنهمخيفة،" . آلاتراه أنه، نكرهم، حينرأى أيديهم،لاتصل ~~2 ~~وی1124 ~~الىالعجل،الذى،قدمه. ms224 فالكلام مقدمومؤخر،لأنه،قال فیالذاريات: "... قالسلامقوم ~~س و40 ~~وو -36264 ~~منكرون. فراغ إلى أهله فجآء بعجلسمين."، وإنماكان إنكاره، بعد أن قدمالعجل فامتنعوا3 ~~2 ~~و. و9وه4 ~~-54سه41ه -1 ~~من اكله. وبين فی سورةهود، أن إنكاره وخيفتهمنهم، إنماكانبعدأنرأی أيديهم، لاتصل ~~و سوی و ~~الىالعجل،الذى قدمه. وهذا يقال له، مقدم ومؤخر، وهو جائزفی كلام العرب. # 4 ~~قر ~~و كذلكقال، عزوجل، أيضافى هذهالقصة، فیسورةهود: "وآمرأتهقائمةفضحكت ~~سو ~~-292 ~~- ~~ا-.84 ~~بشرناها بإسحاق، " ، وإنما ضحكت، بعد مابشرت بإسحاق،ولكنه، قدم فیالكلام : ~~و ~~7... فضحكت، "، ثم قال: "... فبشرناها بإسحاق، "،وإنما ضحكتبعدمابشرت بإسحاق. # 2 ~~وس85 ~~13214-1121-12 ~~م ~~الف -239 وعلى هذا إيدل التفسير وآلتاويل، فی آلظاهر وآلباطن جميعا . وهو كما قلنا ، من المقدم 9 ~~وهوه،24 ~~سو ~~،1 ~~م --1: ~~المؤخر، وهو مما يجب تعلمه، لآنه فیالقرآن كثير. وهذهالبشرى، هى بإسحاق، فی هذه ~~وم2: ~~و ~~الآيات. وهوالذى قاله، عزوجل: "... وبشروه بغلام علم ."، و"... إنا نبشرك بغلام ~~ه س ~~و2 ~~5 ~~س1ه ~~عليم. "، ولكنه صرح باسمه فی هذهآلآية، بقوله: "...فبشرناها بإسحاق ومنوراء إسحاق 12 ~~و --22 ~~س ~~يعقوب ."، لانه،علم آن آلتمامية فیولده إلى آخر دوره، ليتعزى حين أمتنعوا منقبولالعجلا ~~هوهسو. # 531 ~~4 ~~الذى، قربه، وآراد آن يرتبه فیتلكآلمنزلة، على مافسرنا. وإنما سماه عجلا،لاستعجالهالامر ~~به، من غير أن يجرى فیآمره شيء*، فلذلك سماه عجلا، كماسمى، الذى، آقامه قوم موسى، 15 ~~2 س الف ، ب : مؤخر . ج: مواخر. # 1 - الف ، ب : انه نكرهم . ج : نکرهم. # 5 - الف ، ب : الى العجل . ج : اليه العجل . # 6- آيه ~~سوره /1(سورة هود) . وامرأته قائمة فضحكت فبشرناها باسحق ومن وراء اسحق يعقوب . # 9 - الف : وعلى هذا . ب : وانما ضحكت بعدان بشرت باسحاق وعلى هذا . ج : وانما ضحكت بعد ان بشرت ~~10- الف، ب : تعلمه .ج: يعلمه. # اسحق وعلى هذا. # 1181 تمام آیه در صفحه 180آمدهاست . # 11- الف ، ج : قال عزوجل . ب : قال تعالى . # 11- ممام آیه در صفحه180آمدهاست. # هود) . وامراته قائمة فضحكت فبشرناها باسحاق ومن وراء اسحاق يعقوب . # 12-کيه ~~13 - الف ، ب : من قبول . ج : فی قبول. # 13 - الف : انه المامية . ب ، ج : ان اليمامية. # 15- در هرسه ms225 نسته، ان جری، امدهاست . س ~~14- الف ، ب : ان يرتبه . ج : ان ترتبه . PageV00P229 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~183 ~~وس -ه1213 ~~ه ~~عجلا،لاستغجالهم الأمربه، قبل رجوع موسى، ومن غيرأن يجرىفیموسى،عليهالسلام، ~~وسو و ~~س 020- د ~~وه13 ~~من أمره، شئء. ألاتراه يقول، حين عاتبهمعلى فعلهم: "... أعجلتم أمر ربكم،". وكذلك ~~1- ~~5-0.2 ~~3 سمى العجل، الذى، أقيم فیهذهالأمة، لأنه، استعجل الثوابفیهذهالدنيا،فعجل له، كما ~~و6 ~~و ومهس ~~ه ةمس ~~قال الله، عزوجل، فیصفته : "من كان يريدالعاجلة عجلنا له فيها مانشاء لمننريدثم جعلنا ~~6 ~~540و.0- ~~سصو ~~1 ~~له جهنم يصلاها مذموما مدحورا . "، فهذا فیالضد الأول،لأنه، استعجلثواب مااكتسبه، ~~9 ~~س5- ~~6 فعجل له، أن خلى بينه، وبين المرتبة، التى،قعد فيها واقتصر عليها،ظاهرا، جزاءلهبما ~~- ~~كان آسلفه. # 1 ~~"ومن أراد الآخرة وسعى لها سعيها وهو مؤمن، " ، فی الأساس إلى آخرها ، فكذلك ~~وو ~~9 عجل إبراهيم، فامتنع ضيفه منأكلالعجل،أى أمتنعوا منقبولمنعجل فیأمره، منغير ~~س6 ~~462 ~~.-289 ~~أنيقدم فيه أمر بالجارى إليه، فخاف أنيكون قداقترف ذنبا، فیاستعجاله فیأمره، وأشفق ~~و22434 ~~وه. -11 ~~ه وم ~~1-9852 3 ~~الف-140 ~~حين لم يقبل،وأوجسامنهم خيفة، فبشر بعد ذلك، بمنزلة إسحاق. وقالوا،وبشر بآن الغلام ~~12 العليم ، من آمرأته سارة. يعنى، أن دغوته وتربيته، إلى بابه الذى كان يختصه، فبشر بأن ~~ه ~~الذى يقام، هو من جهة هذا آلذى يختصه. # سه 15- الف : سمی . ب، ج : سما. # 1 - الف ، ب : الامربه . ج : الابه. # 1- در مرسه نسخه، ان جری ، امدهاست . # 2 - الف ، ب : عاتبهم . ج : عابتهم. # 2 - آنهء 150، سوره 7 (سورة الاعراف) . ولما رجع موسى الى قومه غضبان اسفا قال بثسما خلقتمونى من بعدى ~~أجلتم امر ربكم والقى الالواح واخذ براس اخيه يجره اليه قال ابن ام ان القوم استضعفونى وكادوا يقتلوننى فلا ~~3 - الف ، ب : اقیم . ج : اقم. # تشمت بی الاعداء ولاتجعلنى مع القوم الظالمين. # 4 - الف ، ج : فی صفته . ب: فی صفة. # 3 - الف ، ب : الدنيا . ج : الدينی . # 4 - ا184، سوره 17 (سورة الاسراء) . # 5 - الف ، ج : ما اكتسبه . ب : ما اكتسبته . # 6 - ب، ج: بين ان . الف : ان . # 8- آي194، سوره 17 (سورة ms226 الإسراء) . ومن اراد الاخرة وسعىلها سعيها وهومؤمن فاولئكث كان سعيهم مشكورا. # 10- الف : ان يقدم فيه امر بالجاری . ب: ان تقدم فيه امر بالجاری مج : ان يقدم فيه امرالجاری. ه PageV00P230 ~~============================================================ ~~الجزء الثالث ~~183 ~~وه. # -4124 ~~فهذه الآيات ، كلها، هى، فی هذه آلقصة . وهو آلذى ذكرنا، أنه، أراد آن يذبحه . # 85 ~~م ~~فأمر أن يذبح بدله الكبش. والكبش، هوالفداء، وهو غير إسماعيل، وغير إسحاق، بل، كان ~~أحدهما الذبيح، ففدىبالكبش،الذى،قدرعىفیالجنة. ولم يكنالكبش،منولدهلصلبه،3 ~~د ~~كماجرىالغلط به من آلقول فيه، على ماتبين لنا، والله آعلم. # فصل ~~وأما القول فیتأويل الآية، فیقصة إبراهيم، عليهالسلام : "فلما جن عليه اليل ر616 ~~149 ~~كوكبا،"، إلى آخرها، وماجرى من الغلط فيه : ~~انه، لما أطلم على درجةالجد، فرأىنوره وبهاءهوجلالته، تعجب واستعظم، وقدر ~~سه س ~~في نفسه، أنه المبدع،فلماتأمله، وجده متناهيا إلىمافوقه، فقال: ".. لا أحب الآفلين."، 9 ~~أئ، لا أستحب اعتقاد الإلهية للمتناهى،وإنكان جليلا. "فلمارءا القمربازغا،"، يعنى، ~~- ~~ر أالنفس قدترايا له بهويته، فرأى نوره وبهاءهوعظمته، خضع وأقر، أنه المبدع،فقال: ~~و سو ~~سه 963 ~~10- الف، ب : واشفق . ج : واتفق.11 - ألف ، ب : وبشريان الغلام . ج : او بشرنا الغلام. # 12 - الف ، ب : فبشربان . ج : فيشرنا. # 12- الف ، ب : وتربيته. ج: وبرتبته. # 13 - الف، ب: هذا الذى يختصه . ج : هذا الدينكان يختصه . # 1 - الف : ذكرنا انه اراد . ب : ذکرناه اراد . ج : ذکرنا به اراد . # 3 - الف ، ج : الذبيج ففودى . ب : الذبح ففودى. # 3 - الف : من ولده لصلبه . ب : ولده من صلبه . ج : ولد من صليه . # 4 - الف : من القول فيه . ب : به من القول فيه . ج : به من القران فيه . # 9 - حاشيه نسخه الف : واما القول فى تاويل الآية فى قصة ايراهيم عليه السلام فلما جن عليه الليل . # الالنعلم) . فلما جن عليه اليل رءاكوكبا قال هذا ربى فلما افل قال لااحب الافلين. # اته ~~8 - ظاهرا از ، انه لما اطلع ، تا ، هذا القول الاول وفيه غلطكثير ، قول صاحب محصولاست . # 9- الف ، ب : مافوقه . ج : مافرقه . # 8- الف، ج: درجة الجد. ب : درجة الحد. # 10- الف ، ب : لااستحب . ج : لااستجب. # 10 - آيه ms227 77 ، سوره6 (سورة الانعام) . فلما رءا القمر بازغا قال هذا ربى فلما افل قال لين لم يهدنی ربى ~~11 - الف ، ب : قد ترايا له بهويته . ج : قدترا ماله هويته . # لاكونن من القوم الضالين . PageV00P231 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~184 ~~س ~~... هذا ربى، "، فلما تناهى إلى حد السابق، وجده متناهيا،قال : "... لينلميهدنیربی ~~لأكونن منالقوم الضالين.". "فلمارءاالشمس،" اطلع علىحدالسابق،واستعظمه، وأقر ~~54 ~~46-12 - 2 ~~2 ~~-ه ~~ه مه ~~ور ~~س1 ~~3 بالعبودية، وقال: "... هذا ربى هذاأكبر،"، وقال فی ذلكمثلماقالفیشأنالجدوالنفس. # و كذلك،ماجرى من القولالكبير، فيه، إلى قوله: "... ياقوم إنىبريء مما تشركون.". # 55 و9 ~~وو 51240-. # رم4154م9 ~~هذا، هوالقولالأول،وفيه غلطكثير،لايجوز اغتقاده. لأن(إبراهيم، عليهالسلام، ~~- و رمه ~~الف -241 ~~مو ~~45-93 ~~1 فی وقت بلوغه تلك آلمنزلة، حين أطلع على مرتبة الجد، لم يكن ممن يجهل منزلة الجد، ~~3 ~~52132- ~~932--6 ~~أنه ، متناء إلى الآصلين. ولا كان يجهل مرتبة الأصلين، وأن نهاية النفس إلى السابق، ~~-6124 ~~1214- ~~س وس40-45 ~~4315 ومه. # و نهاية السابق إلىالكلمة. وأنه، لايلحق مرتبة رؤيةالبارى، جلوتعالى،قبل أن يكشف له ~~494--24- ~~ه51-52 ~~وورهسه ~~14- ~~عنمرتبةالأصلينوالجد، بل،لم يجهلبعليهالسلام،أنالباري،جلوتعالى،لايلحقهرؤية، ~~و بو ~~ه ~~لايحيط به وصف. فإن منيكون دون ذلك، بدرجات كثيرة، أمثالالأجنحة والمأذونين، ~~-5-44 ~~1س3ه ~~224-12 ~~لايجهلون هذه آلمراتب . ولايخفى عليهم، أن بعضها، هى، متناهية إلى بعض، وأن أحدا ~~10393- ~~س وو94-5-. # 12 ~~.13 ~~12 من المخلوقين، لايلحق رؤية البارى، جل وتعالى. بل، كثير من آلمستجيبين، ~~یبين، قد عرفواهذه ~~44 ~~12- ~~0*549 ~~1- ~~الحال،وليس يعتقد رؤية البارى، جلوتعالى. وكثير منالأمة، ممن لايعرف هذه الحقائق، ~~-922 ~~وو وهی ~~م عوه ~~بد سه604 ~~و معترف، بان الباري،جل وتعالى، لايلحقه رؤية، إلا المشبهة،وهم أيضا مقرون، أنهم، ~~1 - الف ، ب : متناهيا . ج : متتا. # 2 - آيه785، سوره1 (سورة الانعام) . فلما رءا الشمس بازغة قال هذا ربى هذا اكبر فلما افلت قال ياقوم ~~2 - الف : استعظمه. ب، ج : واستعظمه. # انی بریء مما تشرکون. # 3 - ب : هذا اكير. الف، ج : ندارد. # 4 - الف : الكثير . ب ، ج : الكبير . # 5 - الف، ج : وفيه غلط . ب : وفيه وقع غلط . 8 الف ، ب : روية البارى . ج : روية الخالق البارى. ms228 # 8 - الف : قبل ان ينكشف له عن مرتبة الاصلين والجد بل لم يجهل ان البارى لايلحقه رؤية . ج : قبل ان ينكشف ~~له عن مرتبة الاصلين والجد بل لم يجهل عليه السلام ان البارى جل وتعالى لاملحقه روية . ب : لايلحقه رؤية . # 19- الف ، ب : متتاهية . ج : مشاهية . # 11- الف، ب : احد. ج : اجدا. # 12 - الف ، ب : لايلحق . ج : لاملحق . # 13- الف، ب : يعتقد . ج : يعقد. # 13 - الف ، ج : وكثير من الامة ممن لايعرف هذه الحقائق هو معترف بان البارى جل وتعالى لايلحقه . ب : عز ~~وجل لايلحقه. PageV00P232 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~185 ~~وهسوم. # لايلحقهمرؤيته فیهذهالدار. فكيفيخفى، على إبراهيم، عليهالسلام، وقدبلغ فیالدرجة، ~~ه ~~الىأنيتجلىلهالجد،ويعرفحدهومنزلته، وهومؤيدبالجارىمنالأصلين، بالجدوالخيال. # وس ~~وهوقدعرفهذهالمراتب، واطلمعليها،لأنه ، لايبلغدرجةيتجلىلهالجد، إلابغدبلوغه3 ~~تذكالمنزلةالرفيعة . وقدعرف أن الباري، جلوتعالى، عزأنيلحقهرؤية ، فی ذلكالعالم ~~سو وم19 ~~ابسيط، فكيففی هذا العالم ، بل ، لايذحقهوهم،ولايحيطبهصفة . فكيفيجوز أن يظن ~~ابراهيم، عليهالسلام، أنه،قدرأنيلحقرويةالباری،جلوتعالى،ويقدرأنالجد،هوالبارئ، ~~اف -242 وكذلك النفسوالسابق(، علىماجرىالقولبه . وهذا خطأكبير. # و ~~و كذلكالقول فی: "أن النفسترايالهبهويته، فرأىنورهوبهاءة، "، وهوغلط كبير. # فإن هذهمنزلة، لايينالونها فیهذاالعالم. إنمايعرفوننورهوبهاءه، معرفةوعلماءلارؤية بهويته. # و لا يجوز أن يعتقد، أنهم، ينالونرؤية الأصلين، بهويتهما، فیهذاالعالم،وهی المنزلة التى ~~و 5804- ~~سألها، موسىبن عمران، عليهالسلام، كماحكىالله، عزوجل،عنه فیقوله: "...رب آرنى ~~و ~~انظر إليكقاللنترانىولكنانظر إلى الجبل، "، الآية . فربه ، علىالتالى ، لأنتربيته، 12 ~~ور ~~كانتإليه، بخياله. و كذلكتربية جميع النطقاء فمندونهم،منالأسسو الاتماء. وماینالون ~~س سوه ~~الامن الأصلين. فهوبواسطةالجدمن السابق، وبالخيالمنالتالى، علىحسبمراتبهمومقدار ~~3 - الف ، ج : وهوقد . ب : وقد. # 2 -الف ، ب: لهالجد .ج : لهالحد. # 4 - الف ، ب : عزان . ج : عنان . # 3 - الف ، ب: يتجلى لهالجد . ج : تجلى لهالحد . # 6،5 - الف ، ب : انيظن بابراهيم . ج : ان نظن ابراهيم . 6 - الف . ب : ان الجد . ج : ان الحد . # 8 - الف ، ب : بهاه . ج : نهاه. # 8 - الف ، ب : ترایاله بهویته . ج : راماله بهویته . # 8 - الف : ب: کبیر. ج: کثیر. 9 - الف، ب: وبهاه. ج: ونهاه. 10 - الف، ب : انیعتقد انهم . ج: انهم. # 11 - الف ، ج :کما حكیالله .ب : كماحكاه الله . # 10 - الف ، ب : وهی . ج : اتما وهی. # فم. ولماجاء موسى لميقاتنا وكلمه ربه قال رب ارنى انظر اليكث ms229 قال ~~11 ~~لن ترانى ولكن انظر الى الجبل فان استقر مكانه فسوف ترانى فلما تجلى ربه للجبل جعله دكا وخر موسى ~~صعقا فلما افاق قال سبحانكث تبت اليكث وانااول المؤمنين . # 12 - حاشيه نسخهالف : معنى فی قولهرب ارنى انظر اليكالاية .12 - الف ، ب : فربه . ج : قريه . # 13 - الف ، ب : تربية جميع . ج : تربیته جميع . PageV00P233 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~189 ~~2-143154، ~~سه سووه41 ~~درجاتهم، وليس لهم نظر إلى مافوق ذلك، فی هذا العالم، وتربيتهم إلىالتالى، لأنه المتولى ~~لإفادتهم، بالجدوالخيال، من جهته ومن جهةالسابق، بواسطة منه . # 3 وموسى، عليهالسلام، لما تحقق بالكلمةالتامة، فنال مرتبة النطق، وجرى فيه من ~~الأصلين،على حسب ماذكرنا،بهذهالواسطات،وآرتقى إلى معاينة الجد عندها،اشتد حرصه، ~~ور م ~~واشتاق إلى رؤية التالى، الذى، هو ربه وصاحبه ومربيه. وقدر، آنه، يكرم برؤيته، فقال: ~~442- ~~15166-. # "...ربأرنى أنظر إليكقاللنترانىولكنأنظر إلىالجبل،"، أمر أن يتآمل تلكالحال ~~من جهة الجد، فإن قدر الجد، على معاينته بهويته، فسوف تراه. # 405 ~~"... فلما تجلى ربه للجبل جعلهدكا، "، يعنى، لما تجلى التالىلهبكيفيته، تفسخ ~~9 ولم يثبت، على ذلك. # .... وخر موسى صعقا، " ، حين عاين آمر آلجد، وعرف، آنه ، لايقدر على نيل ~~ما يعجز عنه آلجد ~~12 "... فلماأفاق قالسبحانكتبت إليك، "، نزه التالى،عنالذى كان قدره، وأناب ~~اليه، أو أغترفبالخطلفیمسئلته مالميكنمنحده،وقال:"... أناأول المؤمنين." ،لأنى، ~~الف-243 ~~وه ~~أجزعنمعاينةمايعجزعنهالجد. فهذا فیقصة موسى، عليهالسلام، فیوقتبلوغهحدالنطق. # 15 فكذلك إبراهيم، عليهالسلام،لم يجاوز مرتبة النطقاء، وإن كانأفضل منموسى . وليس ~~س3 ~~وس8241 ~~القول، الذى، جرى فی موسى ، أنه ، أفضلممن تقدمه بشىء، بلهوخطأ . وسوف نشرح ~~-9 ~~ذلك ، إذا آنتهينا إلى قصته ، إن شاءالله تعالى. # ه 14- الف ، ب : من الجدمن . ج : من الحدمن .14 - الف : والخيال . ب ، ج 4 وبالخيال. # 3 - الف ، ب : لما تحقق . ج : لمايحقق. # 1 - الف ، ج: الى مافوق .ب : الى فوق . # 4 - الف ، ب: معاينة .ج: معانيه . # 4 - الفج : الواسطات . ب : الواسطان . # 7 - الف ، ب : الحد. ج : الحد. 7 - الف ، ب : معاينته . ج : معانية . # 8 - الف ، ب : بكيفيته تفسخ ولم يثبت . ج : بكيفية بفسخ ولم ثبت . PageV00P234 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~187 ~~وو ~~-3 ~~ونقول، إن إبراهيم، هو ms230 أفضل منه، وهو مع ذلك، لم يتعد منزلته، ولم يعاين التالى ~~بهويته. وهذه درجة، لاينالها النطقاء، فیهذا العالم. # 1 ~~و و120 -6 ~~و النطق، هو أعلى مرتبة الجسمانيين فی هذا العالم، فهم، ينالون حظهم من الجارى 3 ~~ن الأصلين، كما ذكرنا بواسطة من الخيالين، على حالتين ، لايتعدون ذلك. كما روى آن ~~-134م ~~وه ب ~~انبي،صلیاللهعليهوآله، سأله الحارث بن هشام، فقال: يارسولالله، كيفياتيك الوخی؟ # فقال: " أخيانا يأتينى مثل صلصلة الجرس وهو أشده على فيفصم عنى وقدوعيت ماقال 6 ~~و س ~~م ~~جوهو ~~أحيانايتمثللىالملك فيكلمنىفأعىمايقول."، وفیالحديث، قالت عائشة: "ولقدرآيته ~~ينزلعليهالوخى، فیاليومالشديدالبرد، فيفصمعنه، وإن جبينه ليفيضعرقا.". ألاتراه، ~~س ~~صف هاتينالحالتين،ولميزذعليهما، وهكذا هوالمشهور عنه، أنجبرئيل، عليهالسلام،9 ~~به مو2و. # كان يأتيه، فیصورة دحية الكلبي، وفی أوقات، كان يغمى عليه، ثم يفيق، فيتلو ما أنزل ~~مههه ~~عليه. فالذی کانیتمثللهالملك،هو ما کانیأتیهبالخیالمنالتالی،والآخربالجدمنالسابق. # 4 ~~الاتراه يقول: "هو أشده على، "، لأن تلك، هى أرفع الدرجات . فهم، ينالون بالخيال، 12 ~~13 - الف ، ب : بالخطأفی . ج : بالخطانی. # 11- الف، ب: الجد.ج: الحله. # 14- الف ، ب: معاينة . ج : معانيه . # 13- الف : بانی . ب : لانی . ج : ای. # 19- الف، ج : من . ب: من . 17_ الف، ب: اذا انتهينا. ج:اذ اتتهينا. 17 - الف، ج: الله.ب: اللهتعالى. # 1- در مرسه نسته، لميتعدی . آمدهاست . # 1 - الف ، ج : هو افضل . ب : افضل. # 3 - الف ، ب : الجسمانيين .ج : الجسمانين . # 5،4 - الف ، ج : ان النبى . ب : عن النى . حاشيه نسخهء الف : كيفية اتيان الوحى . # 9 - الف ، ب : الجرس . ج : الجوس. # 6 - الف : فينفصم عنى وقدوعيت . ب : فيغصم عنى وقدغويت . ج : فتعصم عنى وقدرعيت . # 7 - الف : يتمثل لى الملكث فيكلمنى فاعى . ب : يتمثل لى الملكث يكلمنى فاعى . ج : يمثل لى الملكث فكلمنى فالقی. # 84 - الف : فينفصم . ب : فيفصم . ج : فيعتصم. # 8- الف ، ب : عليه الوحى .ج : عليه . # 8 - الف : الاراه وصف . ب : الاراه يوصف . ج : الانزله وصف . # 10 - الف ، ب : فيتلو . ج : فنلوا. # 9 - الف ، ب : ولم يزد . ج : ولم برد . # 11- الف ، ب : بالجد. ج: بالحد. # 11 - الف : كان يتمثل . ب ، ج : كان يمثل . PageV00P235 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ms231 ~~188 ~~هم ورم ~~معاينة ، بالجسد، وينالون بالجد، بآنفسهم الطاهرة، لاباجسادهم. كماقال عزوجل: " نزل ~~به الروح الأمين. علىقلبكلتكون منالمنذرين."، فهذا ما كان يراءبقلبه،على حداللطافة. # 3 ولا يتعدون هاتين الحالتين. # والقول فی: ~~دوه ~~الف -244 ~~"أنهماينالون ماوراء ذلك.". # روو سب ~~1-04 ~~ه سه ~~هوغلو،وآعتقاده، خطأكبير وذنب عظيم، إلا من لم يتحقق هذهالحال، فإذا عرف، ~~إنه، يجب عليه الإنابة والإستغفار. فإن منرفعهم فوق منزلتهم،هوكمن حطهمعن درجتهم، ~~و منأجل ذلك،قال أميرالمؤمنين،عليهالسلام: "يهلكإثنانفیالنارمحبغالومقصرقال.". # وكذلك تأويل الآية فیقصة موسى: "... رب أرنى أنظر إليك، "، أنه، سأل السابق أن ~~يترايا له، فأمره، أن ينظر إلى التالى، لأن ربه، هوالتالى، إذكان تربيته، إليه، وهو يتولى ~~ه سود11 ~~هو سم1 ~~امورآلنطقاء، ويربيهم، وكذلك الاسس والأتماء، على حسب مراتبهم، كما قد ذكرناه. # 12 فأما اللواحق، فليس لهم حظ ، إلا فیخيال المتم، لايتعدون ذلك، ومناعتقد غير ~~ذلك، فهو آثم. وماجرى من التأويل فیآلآية، فیقصة إبراهيم ، عليهالسلام، جمع هاتين ~~و2 ~~المنزلتين، آعنى الغلو والتقصير . لآنه، لما قال : " أنه ترايا النفس له بهويته، "، هوغلو. # 15 وكذلك، ماجرى من هذا النحو، من القول فی السابق. ولما قال، إنه رأى النفس ورأى ~~1- الف : معاينة . ب : معاينته . ج: معانيه . # 1 - الف ، ب : لاباجساد . ج : لابالاجساد. # 1 - دو آیه 193 و 194 ، سوره26 (سورة الشعراء) ~~2 - الف ، ب : یراه . ج : تراه.. # 5 - الف ، ب : ينالون .ج : لاينالون5 - ظاهرا از ، انهم ، تا ، هوغلو ، قولصاحب محصولاست . # 9 - الف ، ب : لم يتحقق . ج : لم تحقق. # 8 - الف : عليه السلام يهلكث فى النار محب غال ومقصرقال . ب : ع م يهلكن فى اثنان فی النار محب غال ومقصر ~~قال . ج : عليه فی النار يجب غال ويقصرنال . نهج البلاعة ، به ضبط وتحشيهء محمد حسن نائل المرصفی ، جزء ~~دوم صفحه 215 : شرح نهج اليلاغة ، از ابن انى الحديد ، مجلد چهارم ، صفحه 291 : هلكث في رجلان ~~10 - الف ، ج : لان ربه . ب : لانه ربه . # محب غال ومبغض قال. # 11 - الف : وتربيتهم . ب ، ج : ويربيهم . # 10 - الف ، ب : يتولى . ج : يقولى. # الف : ~~13 - الف ، ب : فهواتم . ج ms232 : فهواقم. PageV00P236 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~189 ~~السابق، فقدر، أنهماالمبدع، جلوتعالى، هذا تقصير، أنيقال، إن إبراهيم، عليهالسلام، ~~جهل هذهالحال، بعد بلوغه تلك المرتبة، وكان هو، منزها عن هاتين الحالتين، لم يعاين ~~س ~~التالى بهويته، ولاقدر فيه وفیالسابق، أنهما المبدع، جلوتعالى. # فأما التأويل فی قوله، جل وعز : "فلما جن عليه اليل رءا كوكبا، "، فإن هذا، ~~فی أول مراتبه. # لماوصلإلىالدعوةالحقيقية،وكانمؤهلالمرتبةالنطق،وكان ذلك،سابقافیعلمالله، 6 ~~و ~~عزوجل، فقال : "وكذلك نرى إبراهيم ملكوت السموات والأرض، "، فالملكوت، على ~~الجارى، والسماوات والأرض،علىالنطقاءوالأسس، لأنهم، يملكونالدغوة فیدورهم،بما ~~8442، ~~و ~~يؤيدون به منالجارى، وهو الملكوت . فأخبر عزوجل، أنه، كان مؤهلا، للمنزلة، فقص9 ~~يةو ~~و83مم ~~نباه، فیآرتقائه فیالمراتب، وآمتنانالله عليه بها . # فقوله: "فلما جن عليه اليل رءاكوكبا، "، فالليل، على الدغوة الحقيقية. أي، ~~5 ~~الف -245 ~~اول ما وصل إلى الدغوة. # 63 ~~"... رء1 كوكبا، "، فالكوكب ، على الجناح . أى آتصل بالجناح، الذى ، ~~151 ~~-1 ~~تولى تربيته. # ه 14- الف : اعنى الغلو والتقصير . ب : اعنى الغلو والتقصر. ج : عنى الغلو والتقصير . # 15- الف : رای . ب، ج : لمارای. # 14 - الف ، ب : ترايا . ج : ترابا. # 1 - الف : تقصير ان يقال ان ابراهيم . ب : تقصيران ابراهيم . ج : تقصيرات يقال ان ابراهيم . # 2 - الف ، ب : منزها . ج : فنزها . 3 - الف ، ج : وفی الحدودفی السابق انها . ب : وفى السابق انهما. # 4 - حاشيه نسخه الف : تاويل قوله تعالى فلما جن عليه الليل الاية . # 4 - الف : فان هذا فی اول مراتبه . ب : قال هذنا ربى فی اول مراتبه . ج : فان هذا فی مراتيه . # اقالانعاه) . وكذلكك نرى ايراهيم ملكوت السموات والارض وليكون من الموقنين. # 7هه ~~9،8- الف ، ب : يما يؤيدون . ج : بما يودون . # 9 - الف : للمنزلة فقص نبأه . ب : منزله فقص بيانه . ج : المنزله فقص بيانه . # 12،11 - الف ، ب : ای اول . ج : الى اول . # 11 - الف ، ب : فالليل على . ج. : على. PageV00P237 # ============================================================ ~~كتلب الاصلاح ~~110 ~~.... قال هذا ربى، "، أذعن له وآنقاد، وعلم، أنه، صاحبه ومربيه،وآنه، محتاج ~~61344* ورم ~~سو16 ~~س1مو ~~اليه، لان آلرب، هوالصاحب،فأضاف نفسةإليه، وقال :هذا ربى،ولميقلعلىالعموم: ~~و ~~1 ~~2 هذا الرب، فيكون قدأشار إلى من هو ربه ورب غيره، ولوقال، ms233 هذا الرب، كان يختمل ~~863 ~~22 ~~و- 141025 ~~هساس21 ~~في التأويل، أن يكون عنى به،أنه،ربأهلالدعوة،أجمعهم. ولكن،لماقال: "... هذا ~~ربی، " ، اعترف لنفسه، لالغيره . # س ~~... فلما أفل، "، أى أستغرق علمه، فلم يجدعنده مزيدا، وأنكرما رأى منهمن ~~و10 ~~202 ~~العجز عما سآله عنه، والتمس رشده، إلى من هوأعلى منه، فوصله الجناح باللاحق. # 442 ~~س ~~" فلمارءا القمر بازغاقال هذا ربى، "، فالقمر، على اللاحق. أئ،لما فاض عليه ~~و ~~9 علمة، آذ عن له وخضع وأقر، بانه، صاحبه ومربيه، حتى آستغرقعلمه. # ... فلما أفل قال لئن لم يهدنى ربى لآكونن من القوم الضآلين. "، وذلك ، ~~843 ~~هه ~~و ~~13-9 ~~انه، كانفیزمن فترة،وقدظهر النفاق فی الدغوة، وكانوا قد نكثوا، وكثرت الدعاوى، ~~135 ~~سه1-6 4123144 ~~12 ودعا آلضد إلى نفسه، وآدعى، أنه المنتظر. فمن أجل ذلك، قال إبراهيم فی أول أمره: ~~م ~~هه04144 ~~ه ~~"... لا أحب الآفلين. "، وفی الحال الثانية: "... لئن لم يهدنى ربى لأكونن منالقوم ~~و ~~الضآلين."، أي، إن لم يفاتخنىجناحى، بما يكون فيه هدايتى، لموضع هذه الدعاوى، ~~13 ~~15 لأغرف المحقامن المبطل،لأصيرنكأحدهؤلاه،الذين، قدتنازعوافیالدعاوى،وضلوا، ~~-و ~~-و ~~الف -246 ~~-14 ~~-46و*-1ه ~~.4 ~~عن مغدن الحق. وذلك، فی زمان فترة، لغيبةالمتم عنهم،فخاف، أنه،إنلم يجدمن يرشده ~~1 - الف ، ب: وانقاد . ج : وانفاد. # 3 - الف ، ب : من هو.ج: من. # 4- الف: عنى به . ب : عنی به انه .ج : عنابه انه. # 96 - الف ، ج : فلميجدعنده . ب: فلالميجدهعنده. # 7 - الف : عماساله . ب، ج : عما يساله . # 7 - الف : من هو. ب ، ج : من.9 - الف ، ج : علمه . ب : علما. # 12- الف ، ج : ودعا الضد . ب : وادعى الضد.12 الف ، ب : وادعى انه . ج : وادعاانه. # 13 - الف ، ب : وفی الحال . ج : وفی حال . # 15- الف : لاعرف المحق من المبطل لاصيرن كاحد هؤلاء الذين قد تنازعوا فى الدعاوى وضلوا . ب : يجاى ~~لاصيرن ، لاصبرن ، آوردهاست . ج : وضلوا . PageV00P238 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~191 ~~.63440- و-م ~~الىلمعدنالحق،يضطرإلىمتابعةهؤلاء،الذين،قدتنازعواواختلفوالأنالتنازعوالإختلاف، ~~1--3 ~~12و--اق ~~-1403 ~~والضلال. # 13 ~~س 1 ~~-و43و136 ~~و44 ~~" فلمارءا الشمسبازغة قالهذا ربى هذا أكبر، "، أي، ألم به،خيال المتم الغائب،3 ~~في ذلك الزمان،لأنه، كان مؤهلا للأمرالمنتظر. ففاتحه، بماكان مشتاقا إليه، منالهداية، ~~-ه86 ~~24-60 ~~الخروج ms234 عنتلك الظلمة، وعن فتنة أولئك الناكثين،الذينضلوا، فكانت تلك آلمادة، ~~10913- ~~سو-632 ~~-21554 ~~التى أدته بخيال المتم، الشمس، التىطلعت عليه، لأنه، فاتحةبحد التمامية. والشمس، 6 ~~2.344 ~~1-14-693 ~~على المتم، فعندها قال: "... هذاربىهذا أكبر، "، لأن الذىنالهبخيالالمتممنالجارىمن ~~2893 ~~8و ~~جهة الأصلين، كان أجل وأكبر، من الذى، كان ينالهمن البيان، منجهةاللاحقوالجناح. # 24 ~~... فلما أفلتقالياقوم إنىبرىء ما تشركون."، يعنى،رأىبالخيال، وبماجرى9 ~~480 ~~140 ~~اليه، أن أمرمتم الزمان ، قد انقضى وقد أفلت تلك الشمس، وأن قد أمد من الأصلين، ~~ه 444ه-و136 ~~وصارت إليه التمامية . فعند ذليك ، زال عنه الإرتياب، الذى، كان لحقه ف الحالتين ~~ه س0- س1 ~~هسه ~~الأولتيين. فلم يقل فى هذا الوقت، "... لاأحبالآفلين، "،ولم يقل، "... لئن لم يهدنى 12 ~~و. -1 ~~434 ~~ر بی لأكونن من القوم الضالين. "، ولم يخذر شيئامن هذهالآخوال،لانه اتصلبالاصلين، ~~844- ~~م 123-1 ~~الف. 247 وبلغ التمامية، وزال عنه الريب،(وعاين الملكوت، وصار، "... من الموقنين . "، كما ~~14 ~~ه 19- الف : فی زمن فترة . ب : فی زمان فترة . ج : فی زمن افتره . # 19 - الف، ب : ان لم يجد . ج : لم يجد. # 3 - الف ، ب : ای الم به . ج : ای المريه . # 1- الض ، ب : متابعة .ج : منابعة . # 6 - الض ، ب : ادته. ج: ادبة. # 4 - الف ، ب : ففاتحه . ج : يفاتحه. # 7 - الف ، ب : بخيال . ج : الخيال.8- الف : من الذين . ب ، ج : من الذی . # 8- الف : من . ب ، ج : من جهة. # 9 - الف : يما جرى اليه ان امرمتم الزمان قد انقضا . ب : وبما جرى اليه اى ان امرمتم الزمان قد انقضى . ج . # 11 - الف ، ب : الارتياب . ج : الارتباب. # وبما يجرى اليه اى ان امرالمتم الزمان قد انقضى ~~13 - الف ، ب : ولم يحذر . ج : ولم يجد. # 14- الف ، ب : الاولتين . ج : ندارد. PageV00P239 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~192 ~~وعده الله، عزوجل، حيث قال: "وكذلك نرى إبراهيم ملكوت السموات والأرض وليكون ~~2 ~~ی ~~3-213 ~~من الموقنين. "، فلما عاين الملكوت، وهو الجارى من جهة الأصلين، على ماتقدم التفسير ~~وه و ~~و د ~~3 به، عندها قال: "... يا قوم إنى برىء مما تشركون."، عرفهم، أنه ، غيرمتابع لهم، على ~~ا ~~2-5193154* * ~~دعاويهم آلتى، ms235 اشتركوا فيها ، وآدعوا للضد، أنه المنتظر، شركا منهم، بصاحب آلآمر، ~~الف -248 ~~وقال : "إنى وجهت وجهى للذى فطر السموات والأرض، "/، . # مهو س ~~والفريق آلآخر، من نكث وآدعى لغيره، وأستنكفعنه، ونازعه، أي، أينا أولى بأن ~~يامن السقوط، وآنقطاع أمره، بانقطاع آلمادة عنه. # هويرة. # "... إن كنتم تعلمون. " ، أي، إن كنتم مؤيدين بما تعلمون به، هذه المنزلة، ~~فاكشفوا ذلك، إن كان قدجرىفی من تدعونه، وقسم لكمماتعرفون به، حقائق هذه الأمور. # الذين ءامنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم أولئكلهم الأمن وهممهتدون.". # و -- ~~س ~~"الذينءامنوا، "، يعنى، من رتبهم فی حدوده ، وأفادهم، فآمنوا أهل آلدغوة، بما ~~وسوه ~~هاتحونهم بد. # -1 ~~ه وسا1 - ~~... ولم يلبسوا إيمانهم بظلم "، قالوا فی آلتفسير، الظلم هاهنا، هوالشرك. أي، ~~1 ~~15 أخلصوا الدغوة له،ولم يخلطوها بشرك، فيدعو لغيره شركة معه. # 1 - الف ، ب : وليكون . ج : وليكونن . # 4 - الف ، ب : دعاويهم التى . ج : دعالهم اكنى . # 5.- الف ، ب : انى وجهت وجهى للذى فطر السموات والارض . ج : ندارد - حاشيه دو نستهه الف وب: ~~نبه فی الامان ههنا سقطت ورقة . در نسخه ب بجای ، ان ههنا ، انها ، آمدهاست. همانطورکه در دونسخه ~~الف وب تذکر دادهشده، چیزی از نسخه اصلى، در باب تا ویلى از، ای الفریقین، مذکوردرآیه ~~7 - الف ، ج : والفريق . ب : ندارد . # (سورة الانعام) ، افتادهاست . # 7 - الف ، ب: ای اينا اولى بان يا من .ج : ای ابنا اولى بان ما من . # 9- آيه 81، سوره6 (سورة الانعام) . وكيف اخاف ما اشركتم ولاتخافون انسكم اشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم ~~سلطانا فای الفريقين احق بالامن ان كنتم تعلمون. 9 - الف : ای ان كنتم . ب : ان کنتم . ج : ای ان کتم. # 10- الف، ب : ماتعرفون به .ج: ماتعرفون.11-آيه PageV00P240 ~~============================================================ ~~الجزء الثالث ~~193 ~~و وه وه4 ~~وومهمه و ~~.. أولئك لهم الأمن، "، أى، يمدونمنجهته، ويقسم لهم حظهم من الجارى، ~~8و.3 ~~فيأمنوا الشكوك والشبهات، ويأمنوا السقوط، كما سقط من نكث. # هسو،14 ~~ووهه- ~~-943 ~~وقوله: "... وهم مهتدون. "، أى، لاقتداءهم بما يقسم لهم، من حظهممن الجارى.3 ~~1-5 ~~ه ~~"وتلك حجتنا عاتيناها إبراهيم على قومه نرفع درجات من ms236 نشاء إن ربك حكيم ~~و ~~-4 ~~عليم. "، أي،قوى عليهم، وحاجهم، حين أيدبالجارى، وآرتفعت منزلته، وقام فی محرابه، ~~د ~~اتصل بالأصلين ، وانقطعت المادة عمن نازعه، فتوجهت الحجة له، عليهم، وكان به 6 ~~.45 ~~مؤيدا، قد أوتى الحجة عليهم. وهم، صاروا مخذولين ، بانقطاع آلمادة عنهم، وهو معنى ~~5 ~~قوله عزوجل، فی آية أخرى، فی قصة إبراهيم، عليه السلام : " ألم تر إلى الذى حاج ~~ال-249 إبراهيم فی ربه أن عاتاه الله الملك، "، (إلى آخرها. فالذى حاج إبراهيم فی ربه، هوآلضد، 9 ~~35 ~~الذى، نازعه، وآدعى، أن الأمر له، دونه، فی تلك الفترة. # "... أن اتاه الله الملك، "، أى، لما ملك من الجارى، ودعاهم إلى إقامة آلطاعة، ~~15 - الف ، ب : الدعوة . ج : لدعوة. # 14 الف، ج: ههنا. ب : هاهنا. # 15- در هرسه نسته، فيدعوا ، امدهاست . # 2 - الف ، ب : كما سقط . ج :كما تسقط. # 1 - الف ، بب : حدون . ج :يدون . # 3 - الف ، ب : لاقتدانهم. ج : اقتداتهم ~~3 - الف : وقوله . ب ، ج : وقولهم. # 5 - الف : ای قوی . ب : ای يقوی . ج : ای يقول ~~ة الانعام). # ل ~~6 - الف : عمن . ب ، ج : عن من. # 5 - الف ، ب : ايد بالجاری . ج : ايدنا الجاری. # 7 - الف ، ج : وهم . ب : وهم صاروا . # 9 - الف : فكان . ب ، ج : وكان . # 8- الف : عزوجل، ندارد. # 7- الف، ب: وهو محنى.ب: ومعنى. # االجقرة) . الم ترالى الذى حاج ابراهيم فى ربه ان ءاتاهالله الملكن اذ قال ابراهيم ~~8- آيه158، سورهدو ~~ربى الذنی يحى ويميت قال انا احيى واميت قال ابراهيم فان الله ياتى بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب ~~فبهت الذى كفر والله لايهدى القوم الظالمين . # 9 - الف ، ب : فی ربه ان ءاتاهالله الملكث الى آخرها فالذى حاج ابراهيم فی ربه هوالضد . ج : فی ربه هوالضد. # 11- الف ، ب : لما ملكن. ج : لما ~~10 - الف ، ب : الامرله . ج : الامربه. # 11- الف ، ب : ودعاهم . ج : ووعاهم. PageV00P241 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~194 ~~2 ~~س ~~فحاجه هذا آلضد، وآدعى مثل ذلك لنفسه، فقال إبراهيم: "ربى آلذى يخيى ويميت،"، ~~664 ~~ف ~~عرفه، أنه، قداتصل بالتالى، الذى، يؤيد ms237 من يقيمه، فيحييه بالجارى، ويقطع المادة، عن ~~س4و ~~3 الذى يسقط، حتى يموت ، وأوعده ، أنه ، إن آمتنع من التسلم ، قطعه، فيصير فی حد ~~الأموات. # 6 ~~و س-و ~~-2 ~~... قال آنا أحيىوأميت، "، إدعى، أنه، يفيد من آحب، فيحييه بما ينيله، ويمنع ~~هو بسو ~~6 من أحب أن تنقطع المادة عنه، فيموت، كما قالوا فی التفسير: "... أنا أخيى وأميت، "، ~~و سهو6 ~~أئ، أقتل،منأخببت ممن لايستوجبالقتل،فأكونقدأمته،وأغفو، عمناستوجبالقتل، ~~و و ~~سه ~~فاكون قد أخييته . يعنى، ادعى، أنه ، يضم من يشاء من المنافقين، إلى نفسه، ومن استوجب ~~9 الوصلة، فيمنعه. # ... قال إبراهيم فإن الله ياتى بالشمس من آلمشرق فأت بها من المغرب،"، فالله، ~~س ~~على التالى، الذىأقامه الله، وأيدبه الحدود، وجعله ، سببا لنفسه ، وسماه باسمه، كماقال ~~12 عزوجل: "من يطع الرسول فقد أطاع الله، ". والمشرق هاهنا، على المتم، والمغرب، على ~~13 ~~الاحق. فقوله تعالى: " فإن الله يأتى بالشمس من المشرق، "، أي، أن التالى، يؤيدالمتم، ~~هرم4م ~~9 ~~وية1 ~~حتى يشرق منه الجارى ، على اللواحق. فإن كنت مؤيدا من جهته كما تدعى، فأظهر ذلك ~~.س ~~15 بحد اللواحق، الذين، يغرب فيهم الجارى، لنعلم أنك صادق فیدعواك،(فإنى قد عرفت ~~د ~~الف150 ~~1 - حاشيه نسخهء الف : معنى قوله قال ابراهيم ربی الذی بحى ويحيت . # 2 - الف ، ب : فيحييه بالجاری .ج : فتحييه الجارى . # 3 - الف ، ج : يسقط . ب : سقط. # 6 - الف : لينقطع . ب : ان ينقطع.ج: لتنقطع. 7 - الف ، ب : اىاقتلمن اجببت. ج : اى اتصل من اجيبت . # 7 - الف ، ب : اعفوا . ج : اعفو. 8_ الف : ادعى انه يضم . ب : ادعاانه يضم. ج : ادعا انه بضم. # 8 - الف : ممن استوجب الوصلة . ب : لمن استوجب الوصلة . ج : من استوجب الرصلة . # 10 - الف ، ب : فالله . ج : والله. # 11- الف : اقامه . ب، ج: اقامه الله . # 12 - ايه800، سوره4 (سورة النساء) . من يطع الرسول فقد اطاع الله ومن تولى فما ارسلناك عليهم حفيظا . # 13 - الف ، ب : تعالى ان. ج : ان ~~14 - الف ، ج : على اللواحق . ب : على اللاحق . # 15 - الف ، ب : الذين يغرب . ج : الذی يفرت. 15- الف ms238 : لنعلم . ب :ولنعلم.ج : ولتعلم. PageV00P242 # ============================================================ ~~الجزء الثالث ~~195 ~~و2 ~~بماجرى إلى، أنه،قدغرب عنك،ما أشرقعلى منالتالى،فإنكنتصادقا،فأظهر ذلك، ~~واستفتخ. هل يفتح عليك؟ # 6م- ~~... فبهت آلذى كفر، "، أى انقطعت حجة من كفر حده، واستكبر. # هر سمه ~~43-6 ~~... والله لايهدى القوم الظالمين. "، فالله، على التالى، كما قد تقدم التفسيربه. # ... لايهدى القوم الظالمين. "، أئ، من نكث ووضع الحق فی غيرموضعه وجحد ~~منزلة من أقامه الله، لا يؤيد بالجارى، الذى، هوالهداية والنور والبرهان،فتنقطع حجته، ~~22و ~~و سمه ~~و 1-86 ~~كما أنقطعت حجة هذا آلضد. فهذه آلآية، تشاكل تلك فی قصة إبراهيم، فی محاجته مع ~~قومه، وهم الحدود، الذين، كانواقوامينبالدعوة، علىماقد بينا، حتىآدعوا عليهالدعاوى، ~~و أنكروا منزلته، وآدعوها للضد، على ما قد شرحنا. # ليس القول بصواب: "إن إبراهيم خاطب قومه، الذين، كان بين أظهرهم،لأنهم، ~~أشركوا السابق،وأنزلوه منزلة البارى، جل وتعالى.". # همهر و ~~42 ~~ذلك، هوخطأ، لأن أحدا من آلناس، لم يدع هذا، ظاهرا ولاباطنا، ولانعرف، آن 12 ~~أحدا أقام السابق مقام البارى، جل وتعالى . لأن من عرف الحدود فی الباطن، قد عرف أن ~~السابق، ليس هو البارى، وقد عرف هذهالمراتب، وسائر مراتبآلناس. فمن لايعرف هذه ~~هس و و13 ~~الحقائق ، لايعرف السابق ولا التالى . فكيف يقيم السابق مقام آلبارى تعالى . وقد قدمنا 15 ~~1- الف ، ب : قدغرب .ج: قدغروب. # 4 - الف ، ج : فالله على التالى كما قد تقدم التفسير به لايهدى القوم الظالمين اى من نكث . ب : اى من نكث . # 6 - الف ، ب : اقامه الله لايؤيد بالجارى . ج : اقامة الله لايريد بالجارى . # 6 - الف ، ب : والبرهان فينقطع .ج : والبركان ينقطع.7 - الف ، ج : فهذه الاية . ب : فهذا الاية. # 10 - ظاهرا از ، ان ابراهيم ، تا ، ذلكن هو خطأ، قول صاحب محصولاست . # 10 - الف : كانوا . ب ، ج : كان. # 12 - الف : ذلكك هو خطأ . ب : وذلكك هو خطا . ج : ذلكك هو حطا . # 14،13 - الف : السابق . ب ، ج : ان السابق . # 12- الف : لاتعرف . ب ، ج : لايعرف. # 14 - الف : وسايرالناس ممن . ب : وسائر مراتب الناس ممن . ج : وساير المراتب الناس ممن . # 15- ب : تعالى. الف، ج : تعالى ، ندارد. PageV00P243 # ============================================================ ~~كتاب ms239 الاصلاح ~~199 ~~القول فى هذا، وفی من ضل بقول الحكيم فی أمر الأصلين ، حتى قال بائنين ، أوجهل الف -251 ~~توحيد البارى، جل وتعالى،عما يقول الظالمون علواكبيرا. # 3 وفی الذى شرحناه فی هذا الباب، كفاية، إن شاءالله،وبه الحول والقوة. # 824- ~~وأما القول فی لوط،وأنحظه، كان مع إبراهيم، هو، أن لوطاكان إماما،وإبراهيم، ~~21 ~~س1 ~~ظهر بالرسالة، فخضع لإبراهيم، وهكذا، كانت صفة يخيىمع عيسى. ثم القول فیقصة ~~. # عيسى، أنيحيى، اختلسبغتة، قبلتسليمهالأمرلعيسى، وماجرى منالغلطفیهذاالباب، ~~فإنا نذكره فی ما بعد، عند ذكر أصحاب هذه المراتب، ونشرح القول به، إن شاءالله، وبه ~~الحول والقوة. # تم الجزء الثالث منكتابالإضلاح، بحمداللهومنه،وصلىاللهعلى رسوله، ~~حمد النبي، وعلىوصيه وأوليائه، صلوات الله عليهم، ~~وسلم تسليما . حسبنا الله ونعم الوكيل. # 1 - الف : يقول . ب ، ج : بقول . # 4 - ظاهرا از ، واما القول ، تا ، وبه الحول والقوة ، به اختصار قول صاحب محصول را آوردهاست . # 4 - الف : لوط . ب : لوطا . ج : لو. # 5 - الف : وهكذا . ب ، ج : وهكذاكانت . # 6 - الف ، ج : تسليمه . ب : تسلیم. # 7 - الف ، ب : القول . ج : العقول . # 9 - الف : ومنه وصلى الله على رسوله محمد النبى وعلى وصيه واوليائه صلوات الله عليهم الجزء الرابع من كتاب الاصلاح . # ب: ومنهوصلى الله على رسولهسيدنا محمد النبى و وصيه واوليائه صلوات الله عليهم وسلم تسليما وحسبناالله ونعمالوكيل ~~ونعم المولى ونعم النصير ولاحول ولاقوة الابالله العلى العظيم صل على سيدنا محمد وآله الطاهرين الجزؤ الرابع من ~~كتاب الاصلاح . ج : ومنه وصلى الله على رسوله محمد النبى وعلى وصيه واوليائه صلوات الله عليهم وسلم تسليما PageV00P244 ~~============================================================ ~~الجزءرابع PageV00P246 ~~============================================================ ~~له4 ~~1114 ~~12،12 ~~الالاا ~~مالاة ~~86م ~~وم4م15 ~~باب القول فیرابع آلنطقاء ~~.1592،54- ~~واما الهول فی: ~~-24 ~~" أن رابع النطقاء، تم له، من ظهور الكلمة، ما لم يتم لأحد منهم، لأنه، نال حد ~~ه ~~ه 4و2- ~~415 52 ~~3 ~~و ~~الاربعية، بمساعدة الزمان، لأن الرابع، أبدا ، يكون أتم الحدود، كما أن الشمس، وهى ~~2-22و8 ~~و . # -3-921- ~~في الفلك آلرابع، أتم النجوم وأنورها ، وهى ، تجمع أنوارها ، منها يستفيدون وإليها6 ~~-51 ~~س ~~13224-2 ~~يرجعون. وكذلك آلواسطة، آبدا، أتم الحاشيتين، ms240 وأن خير الآمور أوساطها،والوسط، هو ~~المكان، الذى، يقع فيه العدل، فلماكان هو الدرجة الرابعة، تم له، ما لم يتم لأحد.". # و م 11 ~~13 62و ~~416 -52 ~~-ا ورم5493415-9، ~~س فدر ~~ه ~~هذا هوالقول الأول،الذى،وقع فيهالغلط. وكذلك،جرى الغلط، فی ذكر شعيب، 9 ~~و ~~اف -252 عليه السلام : " أنه، كان سادسالأئمة،) منأولاد إسحاق. "، وسوف نشرح شأنه،إنشاءالله. # ه ~~2،543 ~~ووب852 ~~فأما رابع النطقاء . فإنا نقول : لم يكن مثاله الشمس، فی الأربعية،وفضلها على ~~-5 ~~221221 ~~الكواكب . ذلك، لأن الشمس، هى ، أفضل الكواكب السبعة السيارة، وأتمها نورا. 12 ~~15 ~~وو- ~~1 ~~والكواكب، كلها، هى مربوطة بها، من نورها تقتبس، على ما ذكره آلحكماء. وليس رابع ~~1-45 ~~النطقاء، أقضل السبعة أصحاب آلآدوار،ولاأصحاب الآدوار، هم، مربوطون به، ولاهم، ~~- سووه 561 ~~ودمو ~~كانوا يقتبسون منه ، ولاكانت نهايتهم، إليه. # 4 - ظاهرا از، ان رابع النطقاء، تا، ما لم يتم احد، و، انه كان سادس الائمة من اولاد اسحاق، قولصاحب محصول است. # 4 - الف ، ب : من ظهور. ج : ظهور. # 4 - الف : رابع . ب ، ج : ان رابع. # 7 - الف، ج : يرجعون . ب : ترجعون. # 5 -در مر سه نسته ، مي ، أمدهاست . # 7 - الف ، ج : اوساطها . ب : اوسطها. # 7 - الف ، ب : الحاشيتين . ج: الجاشتيين. # 9 - الف ، ج : وكذلکن جری الغلط . ب : ندارد .12 الف ، ج : ذلكن . ب : وذلكن. ه PageV00P247 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~210 ~~661 ~~و وه س91 ~~س15 - ~~والشمس ، منفردة بسلطان آلنهار ، وضوءها بالنهار دون آلليل. وآلستة آلسيارة، ~~وم ان و ~~و. # .-413 ~~كلها، سلطانها بالليل، وهى، تضىء بالليل دون آلنهار. فالشمس، منفردة بهذا دون سائر ~~و4 ~~سو1-15 ~~2 السيارات. والستة، كلها،على منهاج واحد، وهى أفضلها، كلها. ولم يكن لرابع النطقاء، ~~هذه آلفضيلة، ولاكان منفردا برسمه، عن رسوم نظرائه من النطقاء، كتفرد الشمس، عن ~~سائر آلسيارات آلستة. # هسوهس وم ~~ولم يكن رابع النطقاء، رابعا بمرتبة الكمال، ولا رابعا بأمر جديد، ولا بتجديد ~~منزلة. ولوكان رابعا بتجديد منزلة، أوكان رابعا بمرتبةالكمال فیالأربعية، أوبأمرجديد، ~~و ~~لوجب، أن يكونمعه، تمام أمرالعالم. لأن الأربعة، متىاجتمعت، ظهرتمنها الصورة، ~~ر ms241 ~~سه ~~وو د ~~كاجتماع الأمهاتالأربعة، باجتماعها تظهرصورة ما،وكتمام ضوءالشمس لحدالأربعية، ~~و ~~الف-254 ~~و تفردها دونآلستة السيارات . وكذلك يظهر الكمال والفضل، فی جميع الأربعيات. # سهس1 113 ~~و نشرح ذلك فیما بعد، عند ذكر السابع، عليهالسلام،وحده فیالأربعية، إن شاءاللهتعالى. # هس1 ~~12 وأخرى، إذا جعلت لرابع النطقاء،مرتبةالأربعية والكمالفيها، وأعطيتهالفضل، ~~س ~~ع لى من تقدمه وتأخره. بحد الأربعية، كفضيلة الشمس، على الثلاثة السيارات من فوقها، ~~والثلاثة من تحتها ، لانتقض ما جرى من القول ، فی تأويل الأربعة ، من قول الله تعالى: ~~ه 13- الف ، ب : تقتبس . ج : نفيس. # 15- الف ، ب : يقتبسون . ج : يقتبسو ~~1 - الف : ضؤها . ب ، ج : ضوها. # 1 - الف ، ج : السيارة . ب : السيارات . # 2 - الف، ج : سائر. ب : ندارد. # 3 - الف ، ج : على منهاج . ب : منهاج. # 3 - الف ، ب : لرابع . ج: لم اربع. # 4 - الف ، ب : نظرائه من التطقاء . ج : نظرا به النعلقاء. # 6 - الف ، ج : ولابتجديد . ب : ولاتجديد . # 9 - الف، ب : الاربعة باجتماعها تظهر صورة ما وكتمام ضوء الشمس لحد الاربعه وتفردها . ج : الاربعة وتفردها . # 9- در هرسه نسخه : الاربعة، أمدهامست. # 10 - الف ، ج : السيارات . ب : السيارات الستة. # 11 - الف ، ج : فی الاربعية . ب : فى الاربعيات. # 12 - الف ، ب : لرابع . ج : الرابع. # 12 - الف ، ب : والكمال فيها واعطيته الفضل على من تقدمه وتاخره (الف : تاخر) بحد الاربعية كفضيلة . ج: ~~والكمال كفضيلة. 13- الف: السيارة. ب، ج : السيارات. 14- درهرسهنسخه : لتنقض أمدهاست. ه PageV00P248 ~~============================================================ ~~201 ~~الجزء الرابع ~~و ~~و 540 ~~129425 س3 ~~"ولقد خلقنا الإنسان من سلالة من طين. "، لأنه، قد أغطى الخامس وآلسادس ، بذلك ~~-1 ~~253 ~~وه 86، ~~س115-43 ~~التاويل، الفضل على الرابع . وينقض ايضا، التاويل، الذى ، جرى آلقول به، فى باب ~~ي ~~هو.3 ~~ف ~~. # هوم ~~83 ~~الاحاد والعشراتوالمإين والالوف، والعشرات الألوف، وآلمإينالألوف،والألوفالألوف. 3 ~~و -1-1 ~~و ~~ود 92 ~~إنه، على ذلك التآويل، يفضل الخامس على الرابع، وكذلك، السادس على الخامس. # أخرى ، إذا جعلت له الفضيلة بالأربعية، فقد فضلته ، على السابع والسادس ~~-5م ~~10و 24م1 ~~-54 ~~. 6و-54 ~~الخامس، وينتقض القول، بأن منكان أقرب إلىالسابع، بالقرب الزماني، فهو أفضل، ms242 6 ~~141-1 ~~1613 ~~1243- ~~لأن السادس، أفضل من الخامس، والخامس، أفضل من الرابع، على هذا التأويل. # ه ~~هه م8 ~~هس1 ~~أخرى، إذا جعلت له الفضيلة بالأربعية،وقلت ، إنه ، تم له من ظهور الكلمة، ~~5و0 ~~ما لم يتم لآحد منهم ، انتقض ما جرى من ذكر المسيح، عليه آلسلام ، بتاويل قول الله، ~~و د-13 ~~21-52 ~~و3931 ~~عزوجل: "ويعلمه الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل. "، أنه، أيد من السابق وآلتالى، ~~د9 ~~و ~~اف -254 وجعل له، حظ النطقاء قبله،وحظ نفسه المخصوص به، فی زمانه ، زيادة عليهم، لأنه، ~~هوه ~~21 ~~إذا أعطى الخامس، حظ الرابع وفوق ذلك،فقد تم له، مالم يتم للرابع، وينتقض ما قيل ~~ه - ~~11-25 ~~فی آلرابع. # وكذلك قوله فی تأويل آلآية، فى قصة المسيح، عليهالسلام: "... وجيها فی الدنيا ~~5و.82 ~~م ~~و بر ~~الآخرة ومن المقربين."، أى، يكون فی حد، لايكون - إلى العالم البسيط وإلى الأصلين-) ~~هو ~~21 ~~أحد من دارالعمل، أقربمنه، لا فیالذينخلوا قبله، ولا فیزمانه. فهذا القولأيضا، ينقض ~~سهو ~~14 - الف ، ب : فی تاويل . ج : تاويل. # ه 14- الف، ب : ماجری . ج : باحری. # 3 - الف ، ب : الميئين . ج: المابين . # ة المهمنهن) . # 1- که ~~4 - الف ، ب : يفضل الخامس على . ج : بفضل الخامس الى. 6 - الف ، ب : ينتقض . ج : ينقض . # 9 - الف ، ج : انتقض . ب : بيان انتقض. # 9- الف ، ب: مالم يتم. ج : مالم يظهر. # 10- ا484، سهر5 س ~~ة آل عمران) . # 9- درهرسه تسخه ، تاويل، آمدهاست. # ارانك) . اذ قالت الملائكة يا مريم ان الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح ~~14 کیه ~~عيسى بن مريم وجيهافی الدنيا والآخرة ومن المقربين . # 19 - الف : ينقض . ب : ينتقض . ج : ينتقص. # 16 - الف ، ب : فی البذين . ج : فی الذى . PageV00P249 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~202 ~~3-15 -و-604 ~~ه. # ما قيل فی آلرابع، لأنه، قدقدم الخامس عليه بهذا القول، وهوأيضا، فی الخامس خطا. # لأن ثالث النطقاء،قدتقدمه،وكان أفضلمنه،وأعلى درجة.ولايجوزأنيقال، إن خامس ~~43 ~~2 ~~2154 ~~3 آلنطقاء، أعطى حظ نفسه، وحظ من تقدمه من النطقاء. لآن كل واحد، نال درجته، ولم ~~ا ~~ه ه ~~4315 ~~يبخس حظه ، ولم يتقدم بالدرجة، ms243 على من كان قبله، من جهة آنه كان بعده . هذا هوخطا، ~~1- ~~وسوف نشرح هذا فی ما بعد، إن شاءالله. # ه1 ~~ه 2 ~~5--141 و ~~2413 1548 ~~وأخرى، إذا لم يثبت لاول آلنطقاءشريعة، فإن آلذى عددته رابعا، هوثالث لارابع. # وو. # مفن و ~~-845 ~~فقد وقع الغلط فی باب آلرابع - وأغطاه هذه المرتبة من الجهات، كلها - . # و ~~و نقول: إن رابع النطقاء، ليسهورابعبتجديدمنزلة الأربعية فیتأليف الشريعة. # 65 ~~42.6 ~~18 ~~و و ~~4 ~~وإنما ينال منزلة الكمال بالأربعية، من يكون رابعا بتجديد منزلة، ويكون رابعا لأربعة، ~~و3 ~~1-525611 ~~لارابعا فی وسط سبعة . فإنما رابع آلنطقاء، من كان رابعا للسبعة أصحاب الآدوار، وكان ~~شس ~~وو سو ~~-521315 ~~منزلته فيهم، منزلة رابع آلايام ، بين الآيام السبعة، التى، هى أيام الجمعة . والفضيلة ~~.. # 12 فی الآيام، هی لليوم السابع، لا آلرابع،! فی جميع الشرائع: كفضيلة الجمعة، فی هذه ~~2ووس ~~الف -255 ~~1 ~~01 ~~س ~~44- ~~.5213 ~~الشريعة الفاضلة، وكفضيلة السبت والأحد، فی الشريعتين الأخريين . وليس لرابع ~~دهه د1 ~~343 ~~5443- ~~5213 ~~الايام السبعة، فی شيء من الشرائع، فضيلة، على غيره من الأيام، ولاله تمام الفضل، ~~وم ~~س5 -م ~~- 22 ~~2 ~~15 بانه، واسطة بين الايام، ولاهو آتم من آلحاشيتين، ولاهو آفضلها بالواسطة . # وكذلك القول فی: ~~مس ووه ~~1 ~~" أن رابع الاتماء، فى هذا آلدور، كان أقويهم، لأنه، رابعهم، ثلاثة مضوا قبله، ~~1 - الف، ب: خطا.ج: حظا. # 2 - الف ، ب : ثالث . ج : الثالث. # 4،3- الف ، ب : ولم يبخس . ج : ولم يتجسره. # 4 - الف ، ج : من جهةانه . ب : من انه . # 4 - الف ، ب: خطا.ج: حظظا ~~8- الف : ليس . ب ، ج : ليس هو . # 19- الف، ب:سبة.جا: سبته . # 10 - ب ، ج : اصحاب الادوار . الف : ندارد. # 12 - الف ، ب : هى لليوم . ج : هى اليوم . # 13- الف ، ب : لرابع . ج : الرابع . # 14 - الف ، ب : ولاله . ج : دلالة. # 15- الف : من . ب ، ج : بين . # 15- الف ، ج : ولاهو . ب : ولاله. # 15 - الف ، ب : من الحاشيتين . ج : من الحاشتين . PageV00P250 # ============================================================ ~~الجزء الرابع ~~20 ~~102436و: ~~و :22 ~~و ~~514- ~~وثلاثة كانوا بعده، فلذلك صار اقويهم، كما ms244 آن آلقوة،تكون فی آلوسط. ". ثم آلقول فی: ~~ان نر 5213441. # -3242 ~~أن مثال رابع النطقاء لهذه العلة، الشمس . " ، هذا غلط، لآن الشمس، هى، أفضل ~~9- و-111 ~~93 ~~السبعة، وليس رابع الأتماء، بأفضل من السبعة، كلهم. وسوف نشرح ذلك فی ما بغد، 3 ~~5612 ~~-6614 ~~إن شاء الله. # 1 ~~و سو- ~~5135 ~~213 ~~و كذلك رابع آلنطقاء، سبيله، سبيلرابع الايام السبعة معسائرها، وليستسبيله،ا ~~12 ~~.44 ~~سبيل آلشمس، مع سائر آلسيارات. وإنما سبيل الشمس وفضيلتها بحد آلاربعية، من غير 6 ~~مه ~~212 ~~هذه آلجهة . ودلت فضيلة الشمس بالأربعية، على فضيلة سابع آصحاب آلادوار، بحده ~~و ~~من الأربعية. وسوف نشرح ذلك، إن شاء الله. # 294،3292 ~~3 ~~و ~~فنقول: إن رابع النطقاء، ليس هو رابع، بتجديد شريعة، كما قدقدمنا القول به، 9 ~~2213154 13، ~~23864-6- ،8 ~~بل، هو رابع أصحاب الأذوار، وهو أولالنصف الثانى، بإزاء أول النطقاء فی النضف ~~و ~~و و ~~6-0. وم ~~3 ~~الأول. لأن الشرائع، هی،ثلاثة لارابع لها. وهی الشرائع الثلاثة،التى،قدبقى رسومها، ~~ده 138 ~~2213- ~~من النطقاء الثلاثة،من الرابع والخامس والسادس،عليهم السلام. # 1313 ~~ه212 ~~541315 ~~فأما الرسم، الذى، عليهالمجوس،افلايعدمعالشرائع. وسبيلهم، سبيل الصابئين، ~~الف-256 ~~1-565، ~~مهوو ~~كما قدشرخناه . والمعول فی الشرائع، على أصحاب الكتب الثلاثة: التوراة والإنجيل ~~د41 ~~س -816-184 ~~10-4435444 ~~والقرآن العظم . # و ~~121 ~~3423 ~~24138،64 ~~فأول النطقاء، كان أول من استانفالشريعة، وآلفها، وآقامها بالامروالنهى، وهو ~~و 14و1 ~~1216635 ~~أول أصحاب الشرائع، لم يتقدمه ناطق، فی تاويلشريعة. ثم، قام بها من بعدهمن الحدود، ~~1- 2152 ~~1 ~~2 -ب، ج: الشمس . الف : ندارد. # 2- الف ، ج : مثاله . ب : مثال. # 5 - الف، ج : سبيله . ب : سبیله معهم. # 2 - الف : لان الشمس هى . ب ، ج : لان هی . # - الض، ب: صاحب سابع.ج: صاحب السابع. # 9- الف ، ب : مجد . ج : نجد. # 10 - الف ، ب: فی النصف . ج: فیالصف. # 10 - الف ، ب : الثانى . ج : التالى . # 13- الف ، ب : فلابعد* ج: فلابعد. # 13 - الف ، ب : فاما الرسم . ج : فاما الرسوم. # 13- در رسه نسته، الصابن، آمدهاست. PageV00P251 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~204 ~~الى ظهور الناطق آلثانى . فلما ظهر الناطق الثانى، نسخ شريعة ms245 الناطق الأول ، واستأنف ~~8 ~~شريعة جديدة ، ولم يتقدمه فی النسخ وآلتجديد أحد . بل، كان أول من نسخ ما تقدمه، ~~و-54854 ~~3 وشرع شريعة أخرى جديدة، وهو أول أصحابآلعزائم، فلزمه، اسم العزم ، لنسخه آلشريعة، ~~5-ه ~~التى، كانت قبله. وقد بينا فى معنى العزم، ما فيه مقنع، إن شاء الله. # ثم قاممن بعده منكانمنالحدود بشريعته، إلىوقت ظهورثالث النطقاء. فلما ظهر ~~6 ثالث النطقاء، نسخ شريعة آلثانى، وألف شريعة جديدة، وتمت به الشرائع، وكانت ~~ه ~~--613 ~~له الأولية ، بإتمامه الشرائع، وكان هو التمام الأول، كما أن لأول النطقاء، الأولية ~~بالنطق ، وللثانى، الأولية بالنسخ والعزيمة. فالأول، هو أول النطقاء . والثانى، هو ~~5و ور2،38162 ~~6649 ~~2 ~~ووههه ~~44،54 ~~9 أول أولىالعزم، والثالث، هو أول التمام . فهؤلاء الثلاثة، هم الأولون ، والثلاثة الذين ~~ه1316 ~~549 ~~من بعدهم، هم الآخرون . وصارت سنة الله، التى، جرت فی الأولين، مثالا فی الآخرين، ~~وومم54 ~~كما قال الله، عزوجل: "فجعلنا هم سلفا ومثلا للآخرين. ". فهؤلاء الثلاثة، هم الأولون، ~~5 ~~2 ~~سهه 11-1 ~~بو ~~12 وبهم تمت آلشرائع. ولما ظهر آلرابع، (كرر شريعة الآول، وأمضى ذلك الرسم، وأكده ~~الف-257 ~~ش1 ~~و ~~بزيادات، رسمها . فكان حظه، من النطق والتجديد، إعادة الشريعة وتلك الزيادات. # -وو -144 ~~لم يأت بشريعة جديدة، بل، أعاد رسوم أول النطقاء، وجددها، وكان مثالا للأول، على ~~و وو ~~15 منهاجه. وكان ظهوره، بالحرف المشتق من حرفه، إذكانت الحروف العلوية، سبعة، ثلاثة ~~33 - الف، ج : لنسخه . ب: لنسخة. # 4 - الف ، ب : فی معنى . ج : فی معنا. # 4 -الف، بب : مقنم . ج : ندارد. # 5 - الف ، ج : بشریعته . ب: شریعته . # 7 - الف ، ب : لاول . ج : الاول. # 8 - الف ، ج : وللشانى الاولية بالنسخ والعزيمة فالاول هو اول النطقاءوالثانى . ب : والثانى . # 9 - الف ، ب : الذين . ج : الذی . # 10 - الف : مثلا فی الآخرين . ب : مثالا فیالاخرين . ج : والاخرين . # 11 - الف ، ب : تعالى . ج : عزوجل. # 19- آيه56 ، سوره43 (سورة الزخرف) . در هرسه نسخه ، وجعلنا ، آمدهاست . # 12 - الف : الاول وامضى . ب : الاول واقضا . ج : لاول وامضا . # 13،12_ الف ، ب : واکده ms246 بزيادات . ج : واکد يروایات . PageV00P252 # ============================================================ ~~205 ~~الجزء الرابع ~~مهم ~~2 و93و8-2، ~~نها، هیمشتقةمن ثلاثة،والحرفالسابع المدخرلصاحبالكشف، هو متفرد بالفضيلة، ~~ه ~~ه و2 ~~علىسابق الحروف. كتفرد صاحبآلكشف بفضيلته، التى قدخص بها، من بيننظرائه. # -120و- ~~و تصديق ما قلنا: أن شعيبا، كان عنده عصى آلآنبياء، فدفع إلى موسى، عصاآدم، يعنى، ~~ان حرفه، كان مشتقا من حرفه وزوجا له، كاشتقاق الحروف الثلاثة بعضها من بعض، ~~ازدواج بعضها ببعض. وليس الأمر فی ازدواج الحروف بغضها ببعض، كما جری القول ~~به فی ذلك الكتاب: كازدواج الكاف بالواو، وآلنون بالياء،والقاف بالدال. وإن آلراء، 6 ~~فرد لازوج له، وإن ذلك، دليل على الأيام آلستة، التى، خلق الله، عزوجل، فيها الخلق. # إن السابع ، الذى ، هو آلراء ، دليل على آليوم السابع ، الذى، لاخلق فيه . هذا هو خطا ~~ه ~~ف هذا آلباب . بل . يدل ذلك الإزدواج، على وجهآخر. وإنما مزاوجة الحروف فى هذا 9 ~~ت ~~الباب، هو، ازدواجحروفالأول الثلاثة، بحروف الثانى الثلاثة، والحرف الرابع غير ~~58- سهو-5. # مزدوج، لأن بعضها مشتقة من بغض، وبعضها منبعثة من بعض، كاشتقاق الثانی من الأول ~~-0 ~~3 ~~اف 258 وآنبعائه منه. فالقاف من حروف آلثانى، (هو منبعث من الكاف ومشتق منه، وهو زوج له، 12 ~~الياء منفرد، وهو الرابع من حروفالأول، تفرد الأول به،لفضلهعلىالثانى، وهوسابع ~~الحروف، كلها، مدخر للسابع، صاحب الكشف. ولم يكن لهذا الحرف زوج منحروف ~~1 - الف ، ج : مشتقة . ب : منشقة . حاشيه نسخه الف : كونى قدر . # 9- الف، ب : متفرد.ج : منفرد . # 1 - الف . ج : واخرف . ب : والحروف . # 2 - الف ، ب : نظرائه . ج : نظراية . # 2 - الف ، ب : على ساير . ج : على سابق. # 3- در هر سه نسته، عص، املهاست. # 3 - الف ، ج : فدفع . ب: قدوقع. # 5 - الف ، ب : القول به . ج : القول.8- الف : هذا هوخطا. ب : هذا خطاء . ج : هذا هو خطاء . # 10 - الف ، ب : حروف الاول . ج : الحروف الاول . # 9 - الف : وانما . ب ، ج : وانها . # 11 - الف : مزوج . ب ، ج : مزدوج. # 10- الف . ب : بجروف .ج :خروف. # 11- الف : منيعب . ب، ج : مفبعثة. # 11- الف : مشتق . ب . ج : مشتفة . # 13 - الف ، ج ms247 : الرابع . ب : منبعث الرابع . # 13،12- الف ، ب : له والياء. ج : لرد الياء. # 14- الف ، ب: للسابع . ج: السابع . # 13- الف : تفرد الاول به . ب ، ج : به . # 14 - الف ، ج : الحرف زوج من حروف . ب : الحروف زوج من حرف . PageV00P253 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~206 ~~وسوم21 ~~..6344 ~~1614-591392 ~~الثانى،لآن آلثانى، هو،صاحب التركيب،ولأن الدور السابع،الذى، يقوم صاحبة، بهذا ~~س ~~8-94 ~~138و1 ~~الحرف، لاتركيب فيه، بل، هو دور بسيط، وآزدواجالحروفعلى هذاالمثال: ~~8--04 ~~الأول واحد اثنين ثلاثة أربعة ~~و ~~ی ~~25 ~~:24 ~~الشانی خمسة سيتة ~~د ~~فهكذا هو آزدواج الحروف العلوية، لاعلى ما ذكر فی ذلك الكتاب. وذاك، هوغلط ~~فيى هذا الوجه. لأن ازدواج الحروف، يجب أن يكونكل حرف من حروف آلثانی،مزدوجا ~~ت ~~44. و9- به0-. # 9 بحرف من حروف آلآول، لآنها منبعثة منها، كانبعاث آلثانى من الآول ، وآزدواجه به ~~وه سه ~~على ما ذكرنا. فكما أن هذه الحروف الثلاثة، هى، منبعثة من الثلاثة،وهى، ازدواجبغضها ~~ل بعض، كذلك صارت شرائع النطقاءالثلاثةمنالنصفالثانی، مشتقةمنشرائعالنطقاء ~~وه- ~~12 الثلاثة من النصفالأول، وهى، مزدوجة بها، ومثناة منها. وكما أن الحرفالرابع، هو ~~ب ~~س سو و ~~و و2ه ~~ر ابعها، وهو واسطة بينها، ثلاثة قبله، وثلاثة بعده ، ثم هو سابعها، كلها ، لأنه، مدخر ~~الصاحب آلدور آلسابع، ولم يزدوج باحد ، كذلك ، صاحب آلدور آلسابع، هو رابع ~~1 ~~وس ~~15 أصحاب الشرائع بغد التكرير، وبغد أزدواج آلشرائع، وليست له شريعة مزدوجةبشئء ~~من الشرائع، وهو صاحب الدور السابع. # وكما أن الحرف السابع، هو منفرد بالمنزلة، عن نظرائه من الحروف،(كذلك، الف -259 ~~و ~~2،1 - الف ، ب : بهذا الحرف . ج : بهذا الحروف . # الف ~~8- الف ، ب : الحروف . ج : الحروب، ~~8- الف ، ب: الوجه .ج:لوجه. # 9،8- الض : مزدوجالخرف . ب، ج : مزدوجابجرف 9الف ، ب : منبعثة . ج : منبع . # 11- الف : ببعض . ب، ج: لبعض. # 12 - الف،ب : الثلثة من النصف الاول وهى . ج : الثلثةمن النصف الثانى مشتقةمن شرايع النطقاء الثلثةمن النصف الاول ~~وهی 14 - الف: ولم يزوجباخر کذلکك. ب: ولمیزوجباحدکذلکن. ج: ولميزدوجباخذکذلکن. ه PageV00P254 ~~============================================================ ~~207 ~~الجزء الرابع ~~صاحب الدور السابع، منفرد بمنزلة الكشف، عن نظرائه من أصحاب الأدوار. والدور ~~سس ~~وسر. # س ~~السابع ms248 ، هو نضير للدور البسيط، ولما صار مدخرا لصاحب الدورالسابع الآتى، فهوآخر ~~ه ~~ه ~~الأذوار، كذليك، أثبت فی آخر حروفالمعجم، وشمى حرفالنداء وحرفالنسبة. لأن3 ~~ورم46 ~~و بر ~~هو3، ~~صاحب هذا الحرف: هو آلنهاية من آلتآويل، الذى، يكون فيهالتناسل الروحاني، الذى: ~~ينسب فيه: كل ولد إلى والده، ويدعى به. فكما قلنا، إن حرف رابع النطقاء، كان مشتقا ~~من حرف الأول : فلذلك أظهر شريعته، وكررها وأكدها بزيادات، على ما فسرناه، وجرت 6 ~~سووو39 ~~السنة فی دوره: كما جرت فیالأدوار المتقدمة، حتى ظهر الخامس، وكان حرفه مشتقا من ~~ج ~~حرف آلثانى، فجدد شريعة آلثانى، وأكدها بزيادات، ليكون له مرتبة النطق وفضيلته، ~~على حسب ما ذكرنا من أمر آلرابع، فی تجديد شريعة الآول، وآلزيادة فيها. وجرت آلسنة 9 ~~في دوره، علىحسبماتقدم الرسم به، فیالأدوارالمتقدمة،حتىظهر السادس، عليهالسلام، ~~فجدد شريعة الناطق آلثالث، الذى، كان تمام النصفالآول، وأكدها وزاد فيها، لينال ~~ه ~~مر تبة النطق وفضيلته، وكملتالشرائع، بالتثنية والإزدواج. فلما كملتالشرائع بالتثنية 12 ~~وإزدواج: كما قامتالأشياء، كلها، بالتثنية والإزدواج، كان الكمال والتمام. # ه15 - الف . ب : ازدواج الشرائع . ج : ازدواج الشرايط . # 17 - الف ، ج : الحرف السابع . ب : الحروف السايع . # 1 - الف ، ب : بمنزلة الكشف عن نظرائه . ج : بالمنزلة الكشف عن نظرايه . # 2 - الف ، ج : نظير للدور . ب : نظير الدور. # 2،1 - الف ، ب : والدور السابع . ج : السابع . # 3- الف : ائبت . ب، ج : ائبتت . # 2 - در هرسه نسخه : هو آخر، آمده است . # 4 - الف ، ب : هذا الحرف .ج : هذا الحروف. # 3- الف : النداء . ب، ج : الندا ~~5 - الف ، ب: ينسبفيه . ج : يتب فيه.5- الف : والده ويدعا. ب:والده ويدعى . ج : مولده ويدعى. # 6 - الف ، ج : فلذلكث . ب : فكذلكك . # 6 - الف : وكررها واكدها . ب : وكررها واكد . ج : وذكرها واكدها . # 8- الف ، ب : مرتبة .ج: مرتبت . # 7- الف، ج : مشتقا . ب: مشتق. # 9- الف ، ب : ذكرنا . ج : ذكرناه . PageV00P255 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~203 ~~-و63 ~~-موج4-. # 6س 1-393 ~~و كان للثالث ، مرتبة آلتمام دون الكمال ، وللسادس، مرتبة آلتمام وآلكمال ، لا ~~125ومم016 ~~جميعا. فنال الفضل على الخمسة، باحتوائه على آلتمام والكمال، وصار أعلى رتبة ms249 منهم. # الف-260 ~~2 لأنه، كان كمال النصفين،بالعملدون العلم، ولأنالشرائع،االتى، هى العمل، به كملت، ~~و12 ~~و سومه ~~الدغوةقائمة بعده، حتى يتممها السابع ويكملها، فتصير له، مرتبة كمال العمل والعلم، ~~وتحتوى على مرتبة آلأربعية، ومرتبة آلسبعية، فتتم به آلآدوار. # س160-4 ~~وآلشاهد على - ما قلنا - أن آلرابع ظهر بشريعة الآول، ما روى، أن شعيبا، دفع إلى ~~موسى، عليه آلسلام، عصاآدم. # الدليل على أن الخامسظهر بشريعة الثانى، ماروى، أن المسيح لما أخى الموتى، ~~و54و. # ه م ~~ه و ~~.- ~~9 سآلوه أن يخيى لهم، سام بن نوح، يعنى، أن يقيم فيهم أساسا، يقوم مقام سام بن نوح، ~~ح ~~هو ~~و ~~من بين جميع الأنام، فأخيى لهم، سامبننوح: أئ، أقامأساسا، قاممقامسام. لأنشريعته، ~~4 ~~8س ~~كانت شريعة نوح، وهو معنى قولالله، عزوجل، حين سألوه إنزال آلمائدة: "... آللهم ~~-ه 10 - الف:حتى ظهرالسادس عليه السلام فجدد شريعة الناطق الثالث الذى . ب،ج : حتى ظهرالسادس الذى ~~12- الف ، ب: وفضيلته . ج: وبصلية . 12 الف : بالتثنية . ب : ظاهرا همه جا ، يالثتية . ج: بالشنيه . # 12 - الف ، ج : كملت . ب : كلمت . # 13 - الف ، ب : كما قامت . ج :كما قاموا. # 1 - الف ، ج : للثالث . ب : الثانی . # 1 - الف : ج : وللسادس . ب : وللثالث . # 2 - الف ، ب : باحتوائه . ج : ماحتوایه . # 4 - الف ، ب : قائمة . ج : قائمت . # 5 - الف : يحتوی . ب، ج : بختوی. 5- الف ، ب : الاربعية . ج : الاربعة. # 6 - الف ، ب : بشريعة . ج : شريعة. # 5 - الف : فيتم . ب : فتم . ج : قسم . # 7- در هرس نسته، عصی، آمدهاست. # 8 - الف : بشريعة الثانى ما روى . ب : بشريعة الثانى مادبنى . ج : شريعة الثانى مادبنى . # 9 - الف : سام وتوح . ب ، ج : سام بن نوح. # 10 - الف : فيحيى بالتاويل ما قد درس من حدود الدعوة على سبيل سام بن نوح من بين جميع الانام . ب ، ج ~~من بين جميع الانام . # 10 - الف ، ب : شريعته . ج : الشريعة. # 11 - الف : انزال المائدة . ب، ج : المائدة. # 11- آيهء 114، سوره5 (سورة المائدة) . قال عيسى ابن مريم اللنهم ربنا انزل علينا مائدة من السماء تكون ه PageV00P256 ~~============================================================ ~~الجزء الرابع ~~209 ~~5194-6 ~~5- ~~و1 ms250 ~~ربنا أنزل علينا مائدة من السماءتكون لنا عيدا لاولنا، " ، وقد ذكرنا ذلك مشروحاا ~~-5 ~~و -و4 ~~وهو يدل على ما قلنا. # 3 ~~والشاهد على أن السادس ظهر بشريعة الثالث، قول الله، عزوجل: "وجاهدوا فیالله 3 ~~هدو ~~39 ~~ه01س ~~حق جهاده هو آجتباكم وما جعل عليكم فی آلدين من حرج ملة آبيكم إبراهيم هو ستماكم ~~هو ~~1 ~~15893 ~~المسلمين من قبل وفى هذا، "، وهو قوله، تبارك وتعالى: "... فاتبعواملة إبراهيم حنيفا ~~س ~~2 ~~و ~~،و ههر ~~193 ~~و ماكانمن آلمشركين.". وقوله: " إن إبراهيم كان آمة قانتا لله حنيفا ولم يكمن المشركين."، 6. # 630 ~~5424 ~~إلى قوله : "ثم أوحينا إليك أن آتبع ملة إبراهيم حنيفا وماكان من آلمشركين. "، قالوا ~~6 ~~هو63-1610 ~~في تفسير قوله، حنيفا، أىمسلما. والحنيفيةالإسلام. ألا تراه، كيف أمره، أن يحتذى ~~2204 ~~اف - 261 حذوه ، احيث قال : "... أن اتبع ملة إبراهيم حنيفا وماكان من المشر كين . "، وقال، 9 ~~ه س22 ~~402 ~~ع زوجل: "ومن أحسن قولا ممن أسلم وجهه لله وهومحسن وآتبع ملة إبراهيم حنيفا، "، وقال: ~~س1-24 ~~213 ~~إن أولى الناس بإبراهيم للذين اتبعوه وهذا النبي، *، فذكر، عزوجل، أن هذه آلملة، ~~142545 ~~ه لنا عيدا لاولنا وءاخرنا وعاية منكث وارزقنا وانت خيرالرازقين . در دونسخه الف ، ب : لاولنا، ~~نیامدهاست . # 3 - الف : بشريعة التالث . ب ، ج : شريعة الثالث . # 22 (سورة الحج) . وجاهدوا فى الله حق جهاده هواجتباكم وما جعل عليكم فى الدين من حرج ~~3 آيه ~~ملة ابيكم ابراهيم هوسماكم المسلمين من قبل وفیهذا ليكون الرسول شهيدا عليكم وتكونوا شهداء على الناس فاقيموا ~~الصلوة وءاتوا الزكوة واعتصموا بالله هو مولاكم فنعم المولى ونعم النصير . # 5 - الف ، ب : تعالى . ج : تبارك وتعالى. # اان) . قل صدق الله فاتبعوا ملة ابراهيم حنيفا وماكان من المشركين. # ه لي ~~-، سوره 16 (سورة النحل) . إن ابراهيم كان امة قانتا لله حنيفا ولم يكث من ~~لق ~~المشركين . شاكرا لانعمه اجتباه وهداه الى صراط مستقيم . وءاتيناه فی الدنيا حسنة وانه فی الآخرة لمن الصالحين. # م او حينا اليكث ان اتبع ملة ابراهيم ms251 حنيفا وماكان من المشركين . # 9،8- الف : ان يحتذی حذوه . ب : ان يحتذی حذوة . ج : ای بحتذی حذوة . # 10- ايه125 ، سوره4 (سوره النساء) . ومن احسن دينا ممن اسلم وجهه لله وهو محسن واتبع ملة ابراهيم حنيفا ~~واتتخذ الله ابراهيم خليلا . در هرسه نسخه بجای دينا ، قولا ، آمدهاست . PageV00P257 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~210 ~~هىملة إبراهيم . فلم يذكر أنها ، ملة موسى وعيسى وغيرهما من آلنطقاء، عليهم السلام. # ه ~~و خص إبراهيم، فی الصلوة، على محمد، عليهما السلام، فقالوا: " أللهم صل على محمد كما ~~هوو بم ~~3 صليت علىإبراهيم . "، ولم يذكر غيره. فقد دل ذلك، أن محمدا، صلىالله عليهوآله، ظهر ~~4 ~~8وم. # بشريعة إبراهيم، وأعادها وكررها . وإنماكررت الشرائع لما ذكرنا . من شآن الحروف ~~82-5 ~~ه 14-8 ~~العلوية، أن الثلاثة، هيمشتقةمنالثلاثة،وأنالحرفالسابع،منفردمدخر لصاحبالدور ~~فرهس ~~سوده1 ~~6 السابع، وليس هو بمزدوج. لأن ذلك الدور، هو مخالف لأدوار آلستة، وهو بسيط غير ~~.-54 ~~5 ~~مركب، وهو زوج العالم البسيط. فكماأن الأحرف الستة، هی ثلاثةأزواج، من أجلازدواج ~~شرائعهم الثلاثةالأخر بالثلاثة الأول،ومنأجلأزدواج حروفهم. فصاحبالدورالسابع، ~~هو رابع الأزواج الثلاثة، وله مرتبة الأربعية. # ت ~~وس ~~و إنما قلنا، إنهرابع ، لآن السادس ، هو الثالث بعد الإزدواج . كما أن الخامس ~~هوالثانى، والرابع هو الأول . لا بأن ذات هؤلاء الثلاثة، هى ذات الثلاثة الأولين ، ~~12 ولكنبأنمقامهم"مقام الأولين.فلماكانت الشرائع ثلاثة، وتمت بالثالث فی الإبتداء، ~~11- آيه 68 ، سوره3 (سورة آل عمران) . إن اولى الناس بابراهيم للذين اتتبعوه وهذا النبى والذين ~~امنوا والله ولى المؤمنين . # 2 - الف ، ب : فقال . ج : فقالوا. # 1 - الف ، ج : عليهمالسلام . ب : ندارد . # 3 - الف : فقد دلكك . ب : فقد دل ذلكك . ج : فقد ذلكك.3 - الف ، ج : محمدا . ب : محمد . # 4- الف ، ب : بشريعة . ج : شريعة . # 5 - الف، ب : مشتقة . ج : مشفة. # 9 - الف : بمزدج . ب : بمزدوج . ج : عزدج. # 7،6 - الف ، ب : وهو بسيط غيرمركب وهوزوج العالم البسيط فكماان الاحرف الستةهى ثلثة ازواج . ج : هى ثلثة ازواج. # 8 - الف،ج : شرائعهم . ب:حروفهم (نسخهبدلشرائعهم) .- الف ، ب : الثلثةالاخربالثلثةالاولومناجل . ج : ~~الثلثة الاول ومن اجل . # 9- الف ، ب : الاربعية . ج : الاربعة. # 11 - الف ، ب : لابان . ج ms252 : لايات . # 11- الف ، ب : هؤلاء الثلثة . ج : هؤلاء الثلث. # 12،11 - الف : الاولين ولكن . ب : الاوليين وليكن . ج : الاولين . PageV00P258 # ============================================================ ~~211 ~~الجزء الرابع ~~.425 ~~13-5- ~~ه2 ~~مو و ~~12135213 ~~ثم تمت بالسادس بعد التكرير، کملت،ولميكن لهارابعا. وظهورصاحب الدور السابع، ~~ف - 262 يختم شرائع أصحاب الأدوار، اولم يكن ظهوره بشريعة جديدة ، بل بدور جديد ، يختم ~~ه ~~1 9 و813 ~~الشرائع الثلاثة. فهو رابع، يختم الشرائع الثلاثة، وهوسابع الأدوارالسئة. وليس أعنى ~~8 ~~م49 ~~-5 ~~م ~~مس -14 ~~أن يختم آلشرائع، بتاليف شريعة، بل يختم العمل بها. فمن آجل ذلك، لهمرتبة آلاربعية ~~1- ~~- ~~-،- ~~والسبعية، وهو الواسطة بحدالأربعية، لتوسط حرفه، حتى صار رابع الحروف، كتوسط ~~ت ~~2224138،- ~~12 ~~5213 ~~الشمس للكواكب السبعة، بحدالأربعية، ثم هوصاحبالدور. والآدوار الستة، هیأدوار6 ~~62و ~~و ~~هوو 211 ~~-51 ~~الكتمان،علىمنهاج واحد. ودورهبالظهور،مخالفالأدوار الستة، كمخالفةالشمس وظهور ~~و و ~~ضويها بالنهار ، للكواكب . وظهور ضوء الكواكب آلست بالليل دون آلنهار ، على ~~هنهاج واجد. # فصل ~~5و ~~م كما قلنا، إن مراتب النطقاء، على حسب مراتب حروفهم. فكما أن ستة حروف، ~~هه ~~4 ~~ههم 132 ~~-م44-8 ~~د شوم5-. # ه ى ثلاثةأزواج وكلواحدمن الأزواج، أحدهمامشتقمنألآخر، وهونظيرله. وإن النطقاء12 ~~و10 ~~-5 ~~1- ~~سوه ~~الستة، ظهروا بثلاث شرائع، كل واحد من آلمتاخرين، هونظير لمثاله من المتقدمين، ل ~~2213 ~~1 ~~لأنه، ظهر بشريعته. وكذلك الشرائع، كلها، على مثال صورة الإنسان،الذى، هوالعالم ~~5و- ~~الصغير، لأنه، مجمع الشواهد كلها. وإن الله، عزوجل، خلقه وخلق جميع أجزائه، دليلا 15 ~~وهس132 ~~س ~~و 36-0 ~~1 - الف ، ب : بعد التكرير وكملت . ج : بعد التركة يرد كملت . # 2 - الف ، ب : بدور . ج : يدور. # 2- الف ، ب : اصحاب الادوار . ج : اصحاب. # 4- الف : انه يختم . ب ، ج : ان يختم . # 3 - الف ، ب : الثلثة فهو . ج : الثلث فهو. # 5 - الف : كتوسط . ب : لتوسط . ج : ليوسط. # 4 - الف ، ب : الاربعية . ج : الاربعة . # 6 - الف : للكواكب السبعة . ب : وللكواكب السبعة . ج : وللكواكب السبقة . # 7 - الف ، ج : على منهاج واحد كمخالفة . ب : ودوره بالظهور مخالفالادوارالستة على منهاج واحد كمخالفة . # 8 - الف، ب : ضومها . ج : ضوءا. 8- الف، ب: الستة . ج : الست.10 ms253 - الف: فصل، ندارد. # 11- الف ، ب : ان مراتب . ج : ان المراتب. 13- الف، ج: وهو نظير لمثاله . ب : وهونظير لمقاله . # 15- الف ، ب : اجزائه . ج : اجزاء. # 14- الف، ب : بشریعته . ج: شریعته . PageV00P259 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~213 ~~له، ليكونحجةعلى نفسه، فخلق الإنسان على ستة أبعاض. الماسك لهذه الأبعاض الستة، ~~رد 54،6-، ~~-1222 ~~الجوهر السابع، الذى، هو حامل لها فی هذا العالم، بالقوة، وحامللصورته فیالعالم الأعلى، ~~ه ~~8 ~~2 بالفعل. فكذلك، الأبعاضالستةالدالة،علىالنطقاءالستة، هى ثلاثة أزواجمتشابهة، يشبه ~~وج46 ~~الف-263 ~~بعضهابغضا. وصاحب الدورالسابع، إليهنهاية التأويل،الذى،هوحاملالشرائع [آلستة، ~~1 ~~12 ~~بالقوة، حتى تتم. ثم هوماسكها، بالفعل، بعد الكشف،وهو صاحب دور الكشف، على مثال ~~الجوهرالسابع، الذى، هوحامل الأبعاضالستة فی هذا العالم، بالقوة. وهوحامل لهافی العالم ~~الأعلى، بالفعل. ودوره، زوج للعالم البسيط. وكل واحدمن الأزواج، بإزاء زوجه وبحياله. # ه88-ه4 ~~فالرأس، بإزاءالجوف. والیدالیمنی، بإزاءالرجلالیمنی.والیدالیسری، بإزاء الرجلالیسری. # م4م5- ~~1 فالرجلان، على الناطقين الأولين،ويجمعهما الجوف. والجوف، علىالثالث. وآليدان، على ~~ارابع والخامس،وملقاهما،عندالرأس.والرأس،علىالسادس.فالرجلالیمنی، علىأولالنطقاء. # -45،3و ~~اليد اليمنى،على الرابع من النطقاء، وهى بإزائها ، دليل على أن آلرابع، ظهر بشريعة ~~ت و ~~12 الأول. والرجل اليسرى، على ثانى النطقاء. واليداليسرى، على الخامس من النطقاء، وهى ~~بازائها، دليل على أن الخامس،ظهر بشريعة الثانى. فالرأس، بإزاء الجوف. وآلرأس، على ~~السادس. والجوف، على الثالث، دليل على أن السادس، ظهر بشريعة الثالث . والجوف، ~~1 - الف ، ب : ستة . ج : ستت. # 1 - الف ، ب : الستة . ج : السنة . # 2 - الف : وحامل لصورته . ب : وحاملا لصورته . ج : وحامل الصورته. # 3 - الف : ب : الستة . ج : السنة . # 4 - الف : بعظها . ب، ج : بعضها. # 4 - الف : الدور . ب : ج : دور .4 - الف : الشرائع الستة . ب : للشرائع الست . ج : الشرايع الست . # 6 - الف ، ب : الستة . ج : الستت . # 5-- در هر سه نسخه : حتی یم، آمدهاست. # 7- الف ، ب : بازاء زوجه وبحياله .ب : بان ازوجه وسحياله . # 8 - الف ، ب : اليمنى. ج : همه جا، اليمنا . # 8 - الف ، ب : اليسرى . ج : همه جا ، اليسرا . # 11 - الف ، ب : وهى بازانها . ج : وهى بازا اليها. # 11- الف ، ب : بشريعة .ج : شريعة . # 12 - الف ، ب : على ثانى . ج : علىالثانى. 12 - الف ، ب ms254 : على الخامس من النطقاء . ج : على الخامس. # 13 - الف : والراس . ب ، ج : فالراس . # 13- الف ، ب : بشريعة . ج : شريعة . # 14 - الف ، ب : بشريعة الثالث . ج : شريعة الثالث. PageV00P260 # ============================================================ ~~الجزء الرابع ~~213 ~~جمعالرجلين، وهولهما،بمنزلةالأصل،والرجلان،له،بمنزلةالفرعين. والجوفأفضل ~~ه6و ~~منهما، دليلعلى أن الثالث، هو مجمع الإثنين، وبه، تم النصفالأول. والرأس،مجمع ~~ه ~~1269 ~~اليدين، وهولهما بمنزلة الأصل، واليدان له، بمنزلة الفرعين، ثم هو مجمعهاكلها، ~~6و و ~~فالرأس، هو أفضل منهما . على أن السادس ، هو تمام النصف الثانى وكمال النصفين ~~3و -و ~~اف -264 جميعا . ثم الرأس، وهو مجمع(الأبعاض كلها، وهوأشرفها وأغلاها، وبه كمالها وقوامها ، ~~1 ~~وه--و ~~دليل على أن السادس. هوأغلاهم كلهم مرتبة، وهو أفضلهم، وبه كمالهم. ثم فضل بغض6 ~~الأغضاء على بعض ، يدل على مراتبهم، وعلى فضل بعضهم على بعض. وإنك، إذا صورت ~~صورة الإنسان ، استدللت على ما ذكرنا عيانا ومشاهدة ، على هذه الصورة كما ذكرنا. # ومثال الصورة على هذا الشكل: ~~له ادم ~~رموی ~~عبی ~~ما. نوح ~~83 ~~فهذه الصورة، الجامعةلهذه الأبعاض كلها. وهى صورة الإنسان،الذى، هوثمرة هذا العالم. # فيه جميع أجزاء العالم، وهو جامع لجميع الشواهد الدالة على الحدود ، التى ، اشتملت 12 ~~عليهاالدعوة، منأولالدهرإلىآخره، تأكيدا للحجة، منالله، عزوجل،علىالنفس، التى، ~~13 ~~حاملة لهذهالصورة. إذجعله شاهداعلىنفسه، فی كله وأجزائه. وإن هذه الصورةالجامعة ~~1 - الف ، ب : مجمع. ج : يجمع. # 4،3- الف : ثم هو مجمعهاكلها فالراس هواقضل منها . ج : ثم هما يجمعهاكلها فالراس هوافضل منهما . ب: ندارد. # 5 - الف ، ب : الابعاض . ج : الابعاد. # 5 - ب : ثم الراس . الف ، ج : ندارد . # 7 - الف ، ب : الاعضاء . ج : الاعضا. # 9 - الف ، ب : هو اعلاهم . ج : هو اغلاهم. # 8- در هرسه نسخه ، مشاهدة، امدهاست . # 7 - الف ، ب : وانكث . ج : ذلكث . # 8 - ب : على هذه الصورة كما ذكرنا . ج : على هذه الصورة المراتب كما ذكرنا . الف : ندارد . # 10 - الف ، ب : ابراهيم . ج : مجمع. الف ، ب : نوح . ج : قوة . # 12 - الف ، ب: اجزاء العالم . ج : اجزا لعالم. 13 الف : تاكيداللحجلة . ب : تاكداللحمجة . ج : فاكدللحجة. # 14- الف ، ب : اذجعله . ج : اذا جعله. PageV00P261 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~214 ~~س ~~لهذه الأبعاضالدالة على ms255 النطقاءوشرائعهموحدودهم - لماكانت جامعةلجميع الشواهد- ~~هو31 ~~م-1و ~~د لتبكمالها، علىأنسادسالنطقاء، هوالكمالوالتمام، وبه، تتم الشرائع، ويكمل العمل. # س ~~3 فإذا صورت آشم سادس النطقاء، صلىالله عليه وآله، كان على مثال هذهالصورة الجامعة ~~ه-3 ~~لكل، على هذا آلمثال: ~~ما ~~3 ~~و. # ثم يشتمل كل واحدمن الأبعاضالستة،علىثلاثةوعشرينحدا،التى، هی الدالةعلىالحدود ~~الثلاثة والعشرين، التى، هى نهاية أمركل دور، وهی الأصلان والأساسانوالأتماء السبعة ~~2 ~~س ~~م- ~~و الواحق الإثناعشر. وآلرأس - يجمع الهامة والذقن- علىالآصلين. ثم القفاوالوجة، على ~~-ه6 ~~1 الأساسين. ثم الصماخان، وهما ثقبتا الأذنين. والمقلتانوالمنخران والفم، على الأتماء ~~وه ~~. 3وه ~~وو9 ~~السبعة. ثم الحذنتان - وهما(معظم الآذنين - والعرنين - وهو قصبة الآنف - وآلحاجبان، الف - 265 ~~2835 ~~و أربعة أجفان العينين، وآلشفتان واللسان، علىاللواحق الإثنى عشر. وكذلك الجوف، ~~1 - الف : لهذه الابعاض . ب : لهذا الابعاض . ج : لهذه الابعاد. # 3- الف : صلى الله عليه واله . ب ، ج : ندارد. # 2 - الف : تتم . ب ، ج : يتم. # 4 - الف ، ب: هذا المثال . ج : هذه المثال. # 5 - الف : يدين . ب، ج :يدان . # 5 - الف : رجلين . ب ، ج : رجلان .6 - الف : ثم يشتمل . ب ، ج : صلى الله عليه والهمم يشتمل . # 9 - الف ، ب : هى الدالة . ج : الدالة. # 9 - الف ، ب : الستة . ج : الست. # 7 - الف ، ب : الاصلان، ج : الاضلان. # 7 - الف : هى نهاية . ب ، ج : نهاية . # 8 - الف ، ب : الاثنى عشر. ج : الاثنان عشر. # 8- الف ، ب : يجمع . ج : بجميع. # 9 - الف ، ب : ثقبتا . ج : تغبتا . 9 - الف ، ب . والفم .ج : والقمر . # 10 - الف : ثم الخزنان وهما مطعم. ب : ثم الخزيان وهما معظم . ج : ثم الجزيان وهما معظم . # 10- الض، ب : قصبته .ج: فصية. # 10 - الف ، ب: العرنين . ج : الغرنين . # 10 - الف : والحاجبان . ب : ومحظمهماوجنتان .ج: ومعغلمهما وجنان . # 11 - الف : وكذلكث . ب ، ج : فكذلكك . PageV00P262 # ============================================================ ~~215 ~~الجزء الرابع ~~493 ~~ه4ه6ه ~~93 ~~سو25 ~~-ه ~~5 13 ~~يجمع مثل ذلك . يجمع الصدر وآلصلب، علىالاصلين. وآلظهر وآلبطن على آلاساسين. # س ~~و ~~5413-ه ~~سسهس4 ~~4--5612 1 ~~الذيين والذكر والانثيينوالدبر والسرة،علىالآتماء السبعة. والقلب والكبد والطحال ~~.-43 3 ~~و الرثة وآلمرارةوالمعدة والمعاء وآلمثانة والكليتين وآلحلقوم وآلمرىء، على اللواحق ms256 الاثنىا ~~م ~~وماو5 ~~-240 ~~4ه56 ~~ع شر. واليد الیمنی، تجمعالعضدوالذراع،علىالأصلين،وظاهرالكف وباطنه، علىالأساسين، ~~-435 ~~واثنى عشر مفصلا فیأربعة أصابع، على اللواحق، وسبعة مفاصل-ثلاثة فی آلإبهام مع ~~.- ~~4. مهو0- ~~ه5-و ~~موة ~~214 ~~العظم المتصل بالذراع، وأربعة عظام المتصلة بالذراع- على الآتماء . وفیاليداليسرى، 6 ~~4ه3ه ~~5-و93 ~~*موحهمه. # مثل ذلك . وكذلك الرجل اليمنى ، تجمع الفخذ والساق، علىالآصلين، وظاهر القدم ~~وباطنها، على الأساسين، وسبعة مفاصلوإثنىعشر- مثل ما فیاليد- علىالأتماء واللواحق. # هر6 ~~و-: : ~~9315م0- ~~و فيالرجل اليسرى، على هذا آلمثال.وسائر مافی هذهالابعاض من الاجزاء المتصلة بهؤلاء9 ~~و6613 ه : ~~ه8 ~~8و ~~الحدود فی كل دور. ويطول آلتفسيربذكرجميعها، إذكان آلله، عزوجل، خلقها وخلقجميع ~~الأشياء، شاهدا ودليلا، ولم يخلقه عبثا، تعالى الله عن ذلك علواكبيرا. # و ~~و ب1-1. # و ~~فهذه الصورة المركبة المؤلفة على هذه الأبعاض آلستة الجامعة لهذه الحدود 12 ~~ت1. # 0-83،1 . # -و1214 ~~المفسرة، يجمعها الجوهر السابع، الذى، بهحياتها - وهو الحامللها فى هذا العالم بالقوة- ~~2 ~~1 - الف : بجمع الصدر . ب : الصدر . ج : يجمع الصدور.2 - الف : والتدين . ب، ج : والتديين. # 3 - الف : والرية والمرارة . ب ، ج : والرية . # 2 - الف ، ب : السبعة . ج: والسبعة. # 3 - الفب ، ب : والكليتان . ج : والكيعان . # 3- الف : المعا. ب : المعاء . ج : المعاه. # 3 - الف ، ج : المري . ب : المرة.4 - الف : تجمع العضد . ب : يجمع العضد . ج : يجمع القضيب. # 5 - الف ، ب : مفصلافی اربع . ج : مغضلافی اربعة . # 5 - الف : مفاصل . ب : مفاصل ثلثة . ج : مفاضل ثلثة . 6 - الف ، ب : بالذراع . ج : بالزراع. # 7 - الف : اليمنى تجمع . ب : اليمنى يجمع . ج : اليمنا يجمع . # 6 - الف : ب : اليسرت . ج : اليسرا . # 8- الف ، ب: وسبحة.: وسيفه . # 7- الف ، ب : وظاهر . : فظاهر. # 9 - الف ، ب : مافیهذه . ج : مافی.10 - الف ، ب : فیكل دورويطول . ج : فیكل زدت وبطول. # 11 - الف ، ج : الاشياء . ب : الاشياءكلها . # 10 - الف ، ب : بذكر جميعها . ج : بذكر . # 11 - الف ، ج : ولم يخلقه . ب : لميخلق. 12 - الف : هؤلاء . ب ، ج : هذه . # 13- الف: المفسرةيجمعهاالجوهر.ب:يجمعهاالجوهر.ج: المفسربجمعهاالجوامر. 13_ الف:مافی.ب، ج:هافی. PageV00P263 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~216 ~~-و --413241 ~~4266 ~~24131-92 1-126- ~~س ~~يدل على أن الشرائع الستة، التى، هى مجمع الحدود، التى، قد وجدناها، ألفها النطقاء ms257 ~~عو13ور ~~422 ~~الستة، ورتبوا الحدود فيها، وبينوا مراتبهم، وآن قوام الجييع منهم، بقوةالتاويل، الذى، ~~سا ~~-23 ~~و ه13،21-12 ~~3 به حياة الشرائع فی هذه الأدوار، وأن صورهم تظهر على هذا المثال ، عند تمام االأذوار ~~1-3 ~~الف-1266 ~~453 ~~فهد213 ~~1213591 ~~8493 1640 ~~الاستة، فی الدور السابع. فهذهالصورة بكمالها، تدل على الشرائع، كلها، من أول الأدوار ~~18213، 512 ~~65 ~~الىآخرها، علىمابينا.وتدلأبعاضهاالستة،علىالنطقاءالستةوشرائعهم.وتدكالحدودالثلاثة ~~فمم ور3 ~~دمو ~~ه سه 603.. # و موه ~~5 ~~6 والعشرون، علىالخدود فی كل دور. وإنها كملت وتمت لكل ناطق، ولم ينقص أحدمنهم، ~~به وو و ~~شيئا منها، كما نقصت حدودها ، فیحالالسلالة والنطفة والعلقة والمضغة، حتى صارت ~~شو ~~0--2168 ~~ه520 ~~ع ظاما، فكسيت العظام لخما، ولم يظهر شئء من أغضائها وجوارحها، إلا فی خامس أخوالها ~~42 ~~4 وسادسها، على ما جرى القول به، فی تأويل آلآية: "... خلقنا الإنسان من سلالة منطين."، ~~6493- ~~ووره ~~سده -1: ~~13و ~~04-،1و ~~وسوف نذكر تآويل آلآية، وما تدل عليه هذه الأخوال، من بعد، إن شاءالله. # ما1و ~~م يهال: ~~.1-5 ~~دمر ~~" إن هذه الصورة ، تخلق فیالرحم، من رجليها،وتخرج إلى هذهالفسحة منقبل ~~.12111 318 ~~-08931-1 ~~6،340-412- ~~9-0 سمفه ~~44065493 ~~ر اسها ، يدل على آن بذأ التآليف فی الشرائع والعزم، كان من الناطقين الأولين ، وأن ~~الكشف،يكونعندتمام شريعةسادسالنطقاء،وأنه، أولمنيتأدى أمردغوتهإلىالكشف، ~~13021 -628 ~~1 - الف: قدوجدناهاالفهاب: قداوجدناهاالفهاج: قداوجدناهاالقها4 الف:فهذهالصورة.ب،ج:فهذهالصور. # 5 - الف، ج : وتدل الحدود . ب:تدلعلىالحدود.6 - الف، ج:والعشرون على الحدود.ب:والعشرين. # 6- الف ، ب: وتمت . ج : وملت. # - درمرسه نسته، احدا، أملهاست . # 7 - الف، ب : شیئامنها.ج : شیئامنهما. 8- الف،ب : عظامافكسيتالعظام لحما.ج : عضامافليستالعضامهما ~~8 - الف ، ج : اعظانها . ب : اعضانها. # الض : وسانسه . به ، ج: وسادسها. # 9-ايه12، سوره23 (سورة المؤمنون) . ولقد خلقنا الانسان من سلالة من طين . # 10 - در نسخه ب ، قبل از ، ثم يقال، فصل ، آمدهاست . # 12 - ظاهرا از ، ان هذه الصورة ، تا ، قلنا ان التطقاء، قول صاحب حصولاست . # 12 - الف ، ب : مخلق . ج : نخلق . # 12- الف، ب : الفسحة . ج: النفخة. # 13 - الف ، ب : ان بدؤ التاليف فى الشرائع والعزم كان . ج : ان والتالين فى الشرايع والقدم كان . # 14 - الف ، ب : من يتادى . ج ms258 : من ينادی . PageV00P264 # ============================================================ ~~الجزء الرابع ~~217 ~~م ~~و أن حده ، متصل بالدور السابع. تحقيق ذلك، قوله عليه السلام : " أنا أول من تنشق ~~م ~~5-و 3 ~~عنى الأرض ولافخر." . و "أنا أول من يقرع بابالجنة ولافخر.". # قلنا : إن النطقاء الثلاثة، هم الأولون. والثلاثة بعدهم، الآخرون. وإن الآخرين، ~~ظهروا بشرائع الثلاثة الأولين. # ه ~~وقلنا: إن ترسيم الشرائع كان من الثلاثةالأولين، وتأكيدها من الثلاثة الآخرين. # ووه ~~فكانت شرائعهم، بمنزلة الآصباغ. وستمىالله، عزوجل، الشريعة صبغا، فقال عزوجل: 6 ~~و و ~~سه ~~وه ~~"صبغة الله ومن أحسن من اللهصبغة ونحنلهعابدون. "، وقال جلذكره: "وشجرة تخرج ~~الف - 267 من طور سيناء تنبت بالدهن وصبغ للاكلين ."، فالشجرة على الناطق،وطور سيناء على ~~هو ر ~~الأصلين، الذينمنهما طرأ السناء والثور على النطقاء . والصبغ، على الشريعة والتنزيل. # والدهن،علىالدغوةوالتأويل.والأكلون،علىالحدودالمقتبسين. أي، كلناطق، إذا أتصل ~~5 ~~بالآصلين، ظهر بتاويل الشريعة وإقامة آلدغوة فی الظاهروالباطن ، بالتنزيل والتاويل ، لا ~~رسم فیالنجدين،مايكونبهقوام الحدودكلها، فدوره. فكلشريعة فیصبغ منالأصباغ، 12 ~~ومه مو ~~ه لون من آلالوان. # 95 ~~وقوله: "صبغة الله ومن أحسن من الله صبغة، ". فالله، على آلناطق آلقائم بآمر الله. # مى باسم الله،لأن طاعته طاعة الله. وهكذا سمى الله، عزوجل، فقال: "من يطع آلرسول فقد15 ~~4 - الف ، ب : بشرائع. ج : لشرايع. # 1 - الف : يحقق ذلكث . ب ، ج : تحقيق ذلكث. # 96 - الف : فقال . ب ، ج : فقال عزوجل. # 5 - الف ، ب : وتاكيدها . ج : وتاكيدهما. # 7 - الف : وقال . ب ، ج : وقال جل ذكره. # 7آیه ~~ة القة) . # 7 - آيه20 ، سوره23 (سورة المؤمنون) . # 8- در هرسه نسخه ، طور سينا ، آمدهاست . # 9- الف : طرى السنا . ب : طرا السناء . ج : طرا السنا.10 الف ، ب : والاكلون . ج : الاكلون . # 11 - الف : ظهر تاويل . ب ، ج : ظهر بتاويل. # 12 - الف : فی دوره فكل . ب : فی دوره بكل . ج : فی دور بكل . # 12- در هر سه نسته ، فی صبت، امدهاست . در نسته الف ، نسخه بدل ، هی صيغ ، آمدهاست . # 13- الف : هى لون فی الالوان . ب، ج:فی لون من الالوان. 14 - الف، ب: فاللهعلىبج: واللهعلى. حه PageV00P265 ~~============================================================ ~~218 ~~كتاب الاصلاح ~~4 ~~أطاع الله، "، وقال: " إن الذين ms259 يبايعونك إنما يبايعون الله، "، فقوله: "ومن أخسن من الله ~~ه ومه وبوه ~~126 ~~صبغة، " ، أى آكناطق ، هو أصل الحدود كلها . إذالتنزيل، هو صبغة الله. وخلق الله ~~مه ~~مر ه ~~12 ~~هوهرو ~~3 الأصباغستة، وهى الكدرة والزرقة - لونالسماء- والخضرة والصفرة والحمرةوالسواد. # -83 ~~ه ود ~~ممو ~~وسابعهاهو آلبياض، وهو اللون الأول، الذى، يقبل الأصباغ،وليس هو يصبغ، بل هولون ~~- ~~قابل للأضباغ. فالأصباغ الستة، على الشرائع الستة، التبى، أقيمت بالتنزيل. واللون ~~402،3- ~~ه ~~213 ~~.2214 ~~هس ~~.453 ~~هو 3 ~~د41 ~~الأبيض القابل لها، علىالتأويل. فالأصباغ مختلفة، وهى كلها ، تصبغ البياض . على أن ~~-93و ~~و. # 213 ~~الشرائع آلمختلفة، أقيمت بالتاويل آلواحد، الذى به قوامها . والآلوان الستة ، ثلاثة ~~48و ~~م 513-5- ~~و ~~م شاكلةللثلاثة، وثلاثةأشبعمنالثلاثة.فالزرقةوالحمرةوالسواد،أشبعمن الكذرةوالصفرة ~~اس ~~هس ~~هس ~~1 والخضرة. فالكدرة على شريعة أول النطقاء. والصفرة على شريعة الثانى . والخضرة على ~~12 ~~ه د ~~213154 ~~سد1 ~~شريعة الثالث . والزرقة على شريعة الرابع . والحمرة على شريعة الخامس . والسواد على ~~وه 1 ~~س 13 ~~ه 15 آيه806، سوره ~~رة النساء) . من يطع الرسول فقد اطاع الله ومن تولى فما ارسلناك عليهم حفيظا ~~1 - آيه 10 ، سورۀ 48 (سورة الفتح) . ان الذين يبايعونك انما يبايعون الله يدالله فوق ايديهم فمن نكث فانما ~~ینکت على نفسه ومن اوفی بما عاهد عليه الله فسيؤتيه اجرا عظما. # 1 - الف : وقوله . ب . ج : فقوله . # 2 - الف : اى ان التاطق . ب ، ج : اى الناطق. # 2 - الف ، ج : اذا التنزيل . ب : اذالتنزيل . # 3 - الف : والصفرة والخضرة والزرقة لونالسماء . ب: والرزقة لون السماء والخضرة والصفرة . ج : والورقةلون ~~4 - الف ، ب : وهو اللون الاول . ج : وهو اللون . # السماء والخضرة والصفرة. # 6 - الف ، ب : تصبغ . ج : نصبغ. # 7 - الف : ان الشرائع المختلفه اقيمت . ب : ان الشرائع مختلفة اقيمت . ج : ان الشرايع مختلفة اقيمة . # 7 - الف ، ب : قوامها . ج : قراتمها. # 8 - الف ، ب : للثلاثة . ج : للمثلثة. # 8 - الف : اشبعت . ب ، ج : اشبع. # 8 - الف : اشبعت من الكدرة . ب : اشبع من الكدرة . ج : اشيع من الكدرة . # 9- الف ، ب : والخضرة . ج : فالخضرة. # 10،9 ms260 - الف : فالكدرة على شريعة اولالنطقاء والصفرة علىشريعة الثانى والخضرة علىشريعة الثالث والزرقة . ب، PageV00P266 ~~============================================================ ~~الجزء الرابع ~~219 ~~س328 سم ~~45 ~~الف - 268 شريعة السادس. والكدرة إذا اشبعت اصارت زرقة، والصفرة إذا أشبع لونهاصارت حمرة، لا ~~442 ~~والخضرة إذا أشبع لونهاصارتسوادا،دلعلىأن الثلاثة الآخرينأشبعواشرائع الأولين.فلما ~~و - ~~5ه ~~ده1 ~~13 384 ~~1241854 ~~انتهىالامرإلىالسادس، أشبع الخضرة،فصارتسوادا، لان آلخضرةإذاأشبعلونها، اسودت. # .1- ~~199دو. # قال آلمفسرون فیقولالله،عزوجل، فیصفة الجنتان: "مدهامتان."، آى، خضراوان، ~~سوداوان فی المبالغة. لأن الخضرة إذا تناهت فیاللون، اسودت. والزرقة، تطمس الكدرة، ~~و 2 ~~ويو ~~11-193 ~~سس س ~~11-2 ~~و كذلك الحمرة، تطمسالصفرة،والسواديطمسالخضرة،ويطمسعلىكل صبغ، فدل6 ~~9 ~~مو ~~وه ~~س ~~3241 ~~على آن آلسادس. صبغ الخضرة، فصار أسود . والاسودغاية كل صبغ، لايقبل صبغابعده، ~~4- و ~~هسو- ~~ه61344 ~~بل يطمسالأصباغ كلها. أى، أن السادستمم الشرائع، لاشريعةبعده، بلكملت الشرائع ~~د82 ~~و -و-13 ~~ابه. والأول ابتدا. فصبغ البياض . والبياض هو اللون الأول، وهو الدليل علىالتأويل.9 ~~294 ~~52 ~~ه5424 ~~أئ، أن أول النطقاء، ألفشريعة، فلما أنتهى الأصباغ إلى السواد، تمت أذوار العمل، ~~س ~~وعاد الأمرفی الدور السابع إلى آلبياض، الذى، منه بدأت الأصباغ، كما قال الله، عزوجل: ~~وههو ~~... كمابدأكم تعودون. " و"... كما بدأنا أولخلقنعيده وعدا علينا إنا كنا فاعلين.". 12 ~~2 - الف، ج : سوادا . ب : سواد. # 1 - الف ، ب : اذا اشبع لونها . ج : اذا اشيع لونها. # 3،2 - الف ، ب : فلما انتهى . ج : فلما انتها. # 2 - الف ، ج : ان الثلثة . ب : على ان الثلثة. # 3 - الف : اشبع الخضرة فصارت سوادا . ب : اشبع الخضرة فصار سوادا . ج : اصبغ الخضرة فصارت سوداء. # 3 الف ، ب: اسودت . ج: اسودة. # 3 - الف ، ب : اشبع . ج : اشيع. # 4 - الف : تعالى . ب، ج: عزوجل.4 - الف: فیصفةالجنتين . ب : فیصفةالجنتان . ج : فى صبغة الحيتان. # 4 - آيه،64 ، سوره 55 (سورة الرحمنن) . # 5،4- الف ، ب : خضراوان سوداوان .ج : خضراءوان سوداءوان . # 6 - الف ، ب : والسواد . ج : والسوداء. # 5 - الف ، ب : اذا تناهت . ج : اذا شاهت . # 7- الف : اسود . ب، ج : اسودا. # 9 - الف ، ب : يطمس على . ج : تطمس على . # 8 - الف ، ب : كملت . ج تكمله . # 4 - الف : اى ms261 السادس . ب، ج : اى ان السادس. # 10 - الف ، ب: ای ان . ج: ان . # 9- الف ، بب : ابتداء . ج : ابتدا. # 10 - الف : فلما انتهى الصبغ . ب ، ج : فلما انتهى الاصبغ . # 11- در هرسه نسته ، بدت الاصباغ، أمدهاست . PageV00P267 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~220 ~~و نقول: إن الشرائعقبلالتكرير، كانمثالها، مثال الأفرادالأربعة قبل التراكيب. # فلماکررت، کانمثالها،مثال الأسطقصات. لأن الأفرادکانت تامة فیذاتها،وإنماکملتبعد ~~3 أن تركبت. فكانت فیأول أمرها تامة، وفی آخرها تامة كاملة. فتفردت الأفراد بالتمام، ~~وجمعتالأسطقصات،التماموالكمال. فكذلكتمتالشرائع الثلاث، علىالنطقاءالثلاثة، ~~كما تمت الأفراد. ثم كملت، حين أعادها الثلاثة الآخرون.وصار السابع، رابعالهم، لأنه ~~1 تمام العلم والعمل( وكماله. كما أن السادس صار تمام العمل وكماله، دون العلم. فصار ~~الف-269 ~~صاحب الدؤر السابع، سابعا، لأنه صاحبدور، كماأن كلواحدمن آلستة، صاحب دور. # فهو سابع أصحاب الأدوار، وهو رابع بتجديد منزلة الأربعية، لأن الشرائع ثلاثةأزواج، ~~9 على ما تقدم التفسير به. # 12- آي294، سوره هفتم (سورة الاعراف) . قل امر ربی بالقسط واقيموا وجوهكم عندكل مسجد وادعوه ~~خلصين له الدين كما بداكم تعودون . # 12 - الف : وكما . ب : ج : کما . آيه104، سوره 21 (سورة الانبياء) . يوم نطوى السماءكطى السجل ~~لكتب كما بدانا اول خلق نعيده وعدا غلينا اناكنا فاعلين . # 2،1 - الف ، ب : قبل التكريركان مثالها مثال الافرادالاربعة قبلالتراكيب فلماكررت كان مثالها مثال الاستقصات . # ج : قبل التكويركان مثالها مثال الاستقصتان . # 2 - الف ، ب : فی ذاتها وانما كملت بعدان تركبت . ج : فی ذلکث انها وانما كملته بعدان تراکیب . # 3 - الف : وفی اخراسرها . ب ، ج : وفی اخرها . # 4 - الف ، ب : وجمعت الاستقصات . ج : وجمعت الاستقصان. # 5،4 - الف : فكذلكك تمتالشرائع الثلث على الستةالنطقاء الثلثة كما تمتالافراد ثم كملت . ب : فكذلكث تمتالشرائع ~~اثلثة على النطقاء الثلثة ثم كملت على النطقاء الستة كما تمت الافراد ثم كملت . ج : فكذلكن تمت الشرايع الثلث ~~على النطقاء الثلثة والثلثة كما تمت الافراد ثم كملت . 5 - الف ، ب : وصار السابع . ج : وصار للسابع. # 6 - الف : والعمل . ب ، ج : والعمل وكماله . # 6 - الف ، ب : تمام العمل . ج : تام العل . # 6 - الف : دون العلم . ب ، ج : دورالعلم. # 7- الف ms262 ، ب : سابعا . ج : سابقا. # 8 - الف : فهو سابع اصحاب الادوار . ب : فهوصاحب دور مع اصحاب الادوار . ج : فهو سابغ اصحاب الادوار. # 9- الف ، ب : التفسير به . ج . التفسير. PageV00P268 # ============================================================ ~~الجزء الرابع ~~221 ~~فصل ~~وأما رابع النطقاء، فكان مجددالشريعة الأولى، رابعا بتجديد شريعة، فلم يكن له ~~سو ~~كمال بحدالأربعية، فبختمهالشرائع كانرابعا، وبختمهالأدوار صارسابعا. وبه كملت 3 ~~-وو -م3 ~~وو 3 ~~التراكيب الأربعية، وبه تظهرصورتها، كماتظهرصورة المواليد باجتماع الطبائع الأربع. # ومثاله فیالأربعيه معالنطقاء،مثالالأثيرمعالأسطقصات. فكما أن الأثيرمحيطبالثلاثة، ~~ه ~~وهو ماسك لها، كذلك، صاحب الدور السابع، محيط بالستة أصحاب الشرائع الثلاثة، 6 ~~46 ~~رو6وو:86 ~~هوحامللهم فی هذاالعالم بالقوة. وقوتهبالتأويل،الذى، بهقوامالشرائع، ونهايةالتأويل ~~وو ~~اليه، وبه يكون ظهور صورهم فی العالم البسيط. وهو رابع بتجديد منزلة الأربعية، التى، ~~بهبا تمام العمل وكمال العلم، على ما ذكرنا . كالنير، الذى، احتوى منزلة الأربعية فی رابع 9 ~~م ~~الأفلاك، وثمنوره،وصارتالكواكب الستةمربوطة به، وهوماسكلها، ثلاثةفوقه،وثلاثة ~~هر 613 ~~115 ~~تحته، ثم هوسابع لها. كما أن النيرالاعظم، تفرد بنورآلنهاردون آلليل، وكانت آلستيارات ~~523مر1 ~~الستة، نورهابالليلدون النهار، علىمنهاج واحد. فالليلعلىالكتمان، والنهارعلىالكشف. 12 ~~و وبر م ~~كذليك ظهور نورالنطقاءالستة فیأدوارهم بالكتمان على مثال واحد، ونورالسابع بالكشف ~~2- ~~س ~~ال ،27 منفرد به . ولو أن رابع أصحاب الشرائع أحتوى منزلة الأربعية، بتجديدا مرتبته، على ~~1 - در نسخهه الف : قبل از ، واما رابع النطقاء، فصل ، نيامدهاست. # 2 - الف ، ب : مجدد الشريعة الاول . ج : تجدد الشريعة الاول . # 2 - الف : شريعته فلم يكن كمال بحد . ب : شريعة فلم يكن له كمال بحد . ج : شريعة فلم يكن له كما سحد . # 3 - الف : فيختمه الشرائع صار رابعا وبختمه . ب : الذى لسابع النطقاء الذى بختمه الشرائع كان رايعا وبختمه . ج: ~~3 - الف ، ب : وبهكملت . ج : بهكملت . # ختمه الشرايع كان رابعا ويختمه . # 9 - الف ، ب : بالستة اصحاب . ج : بالسنة اصحب.7- الف ، ب : وهو حامل . ج : وهوحاصل. # 10 - الف : مربوطةها . ب : مربوطة به . ج : مربوطة . # 9- الف ، ب : منزلة . ج : منزلته . # 11،10- الف ، ب : وثلثة تحته . ج: وثلث تحت. 11 - الف ، ب : كما ان النير . ج : كمال ان للنير ms263 . # 12 - الف : وعلى . ب ، ج : على. # 11- در هرسه نسخه ، كانت السيارة، آمدهاست . # 12 - الف ، ب : على الكتمان . ج : على التكمان . 14 - الف ، ب : بتجديد مرتبة . ج : بتجديد مرتبته . PageV00P269 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~222 ~~6 ~~3و ~~غير ما ذكرنا ، لاستوجب منزلة آلسابع وفضيلته، ولظهرت آلصورة بظهوره ، ولتفرد ~~ر 613- ~~212 ~~بهذه المرتبة، كتفرد النير الأغظم بنور آلنهار، وكسلطانه علىالستة السيارات، إذكانت ~~د11441226613 ~~و ~~مو ~~مربوطةبه ومستمدة من نوره. ولوجب أنيكونحاملالها، وأن لايكون سبيله سبيل النطقاء ~~1 ~~وه22 ~~الستة،الذين ، ظهرت أدوارهم فی الكثمان . بل وجب أن يكون متفردا بالكشف، كتفرد ~~: ور1613 ~~و ~~النير الأغظم بنورالنهار، على ما ذكرنا. فمن أجل ذلك قلنا: إن الذى هو آلرابع بالرتبة ~~2213 ~~و س ~~و ~~6 والمنزلةالجديدةبالأربعية، هوصاحب الدورالسابع، وسبيلهسبيل الأثيرمع الأسظقصات ~~س وبسوو2 ~~الثلاثة. لأن الأثيرمحيط بالثلاثة،حامل لها،وهو ألطفها، وممازجته لها، ألطفمنممازجة ~~س8- ~~6 ~~11س-- ~~بعضهالبعض.لأنهيتحد بها، كلها، فیالممازجة، حتى يصيرهاكذاته، ويجذبهاإلىجوهره، ~~6 ~~13 ~~4 فتفعل مثل فعله، كالحجر وآلخشب وآلحديد، وغير ذلك من جوهرالارض، يخمى، فيصير ~~س9- ~~نارا، ويفعلفعل النارفی الإختراقوالإخماء، وكذلك الهواء، يقبل قوة النارحتىيتحترق، ~~ه ~~إذا قبل حماءالأثير له ، وليس سبيل الأسطقصات الثلاث فی اللطافة والإمتزاج، سبيل ~~12 الأثير، وإنكانت أيضا يتحد بغضها ببغض . فإن النار، هى ألطفها وأشدها اتحادا بها، ~~63 ~~-23-- ~~25 سد6 ~~واحوطها عليها كلها. # و ~~فنقول: إن الأفرادالثلاثة قبلالتركيب، تدلعلىالشرائع الثلاثة قبلالتكرير. # 21415م ~~1 - الف ، ب : ولظهرت الصورة بظهوره -ج : ولظهرة الصورة . # 3 - الف ، ب : ولوجب .ج . ولواجب. # 4- الف ، ب :ظهرت . ج:ظهر. # 6 - الف ، ب: الجديدة . ج: الجديد. # 5 - الف : بالرتبة . ب : بالمرتبة . ج : بالرتب. # - الف ، ب : مم الاستقصات . ج: مع استقصات. # 6 - الف ، ب : وسبيله . ج : وسبيل. # 7 - الف ، ب : وهو الطفها. ج: وهو النطقا. # 8،7 - الف : من مازجة بعضها ببعض . ب : من ممازجة بعضها لبعض . ج : من ممازجته بعضها لبعض. # 9- الف ، ب: والخشب . ج : والخبت. # 8 - الف ، ب : كذاته ويجذبها . ج :كدابة ويجدبها. # 9 - الف ، ب : وغير ذلكن . ج : وغيره ذلكن . # 10 - الف : فی الاحراق والاحماء وكذلكث الهواء . ب ، ج : فى الاحتراق والاحما ms264 وكذلكث الهوى . # 11 - الف : اذا قبل احماء . ب : اذا قبل احما . ج : اذا قيلحما . 11 - الف ، ب : الثلثة . ج : الثلث . # 13- الف : احوطها عليها . ب ، ج : احوطها عليه.14 الف ، ج : ان الافراد . ب: ان للافراده حه PageV00P270 ~~============================================================ ~~223 ~~الجزء الرابع ~~ومو ~~ل 271 فالأسطقصات المركبة، تدل على الشرائع الثلاث بعد التكرير. وطبع الأثير إذا عدذتهمع ~~ه1 ~~5 ~~الأفرادقبلالتركيب،يدلعلىحدالسابعفیالتاويللآنهالنهايةفيه. وإذاعددتهمعآلامهات ~~هوو سو. # 2-1 ~~بدالتركيب، يدلعلىالسابع فیغيبتهقبلظهوره،فكانالنجباءيخلفونه فیالدغوة إليه. # فإذاكان ذلكحدهبالأربعيةبالقوة،علىمثالالأفرادالأربعة،التی، هيالأستلقصات بالقوة، ~~و كما أنالأثير، هو ممازج للثلاثة كلها- كماقدوصفناه - وليس للأسطقصاتالثلاثة تلك ~~الطافة فیالإمتزاج، كذلك التأويل، الذى، نهايته السابع، هو ممازجللشرائع الثلاثة، ~~ملائم لها.وبالتأويل،تتصلالنفسالبسيطة بالسابع، ويصلحصورهافیالشرائع الثلاثة، ~~وو س ~~5 ~~فيتأيد به، كما أنالنارتتحدبالأسطقصاتالثلاثة، فتفيدهاحرارتهاوجوهرها،حتىتعمل ~~عملها، على مابينا. وكما أنه ليس للأيطقصاتالثلاثة ممازجة بغضها ببعض،ولالها تلك9 ~~-ب1-413241 ~~الطافة،ولااتحادبعضها ببعض، كاتحادالنار بهاءبلأتحاددون ذلك، يدل علىأن الشرائع ~~سه ~~ي شبه بعضها بغضا. لأن فیكلها أعمالا ظاهرة، مثل الصلوةوالصيام والقرابين وغير ذلك. # 5-1 ~~و لكنهامختلفة، مخالفةبعضهابعضا. # فأما التأويل، فهوملائملها کلهاومشاکل، لاخلافبینهوبینشیءمنالشرائع، بلهو ~~و ~~م حدبكلشريعة،حامل لهاکلها.والمحسوس منجوهرالنار، هوالإحراقوالضياء.فالإخراق، ~~ه 14 - الف : قبل التراكيب . ب ، ج : قبل التركيب. # 14 - الف ، ب : قبل التكرير . ج : قبل التكوير. # 2 - الف : قبل التركيب يدل على . ب : قبل التكرير يدل على . ج : قبل التكوير على . # 4 - الف ، ج : فاذاكان . ب : فانماكان. # 3 - الف : فكان النجياء . ب ، ج : فكان النجبا. # 5 - الف : ليس . ب ، ج : وليس . # 4 - الف : بالاربعية . ب ، ج : فی الاربعية . # 7 - الف ، ب : تتصل . ج : نتصل. # 6 - الف : هو ممازج . ب ، ج : وهو ممازج . # 8- الف : فيتايد به . ب : فتاید به . ج : فنابديه .9- الف ، ب : للاستقصات . ج : الاستقصات. # 11- درهرسه نسخه، اعمال، امدهاست . # 10 - الف ، ب : النار بها . ج : النازلها . # 13 - الف ، ب : لاخلاف . ج : لاختلاف. # 14 - الف ، ب : هو الاحراق والضياء . ج : هوالاحتراق والضيا. PageV00P271 # ============================================================ ~~224 ~~كتاب الاصلاح ~~- و28 -12- ~~يدل على مننال العلم الحقيقي، فاحترق وهلك. وآلضياء، يدل علىمنناله، ففاز وتآيد. # 4موي*. # و -5- ~~سد ~~هو-،و. # فالاستقصاتالأربعة،تعملفیثلاثةعجلات، كذلكالدعواتالأربعة،تعملفیثلاثشرائع، ~~و ~~--،وم ~~3 لأن دغوة السابع، اجتمعت معدغوة السادس فیشريعته. فالسابع، هوسابعالستةفیرتبة ~~حر س1214-62 ms265 ~~1214- ~~. وه ~~و و_ و2213، ~~الف-272 ~~الدور،وهورابعهم بالقوة، فیالشرائعالثلاثة- الممتزجظاهرها بباطنها، كامتزاج حرارة ~~ه ~~589- و ~~ت ~~و ~~83- ~~النار بضيائها،وهميتصلون به- وبالفعل،عند الكشف. ويمتازون عنالمزاج بالتأويل، إذا ~~-2 ~~ي 213 ~~خلص ، فتصير آلصور البسيطة المنفعلة فی الشرائع بالتأويل، فیالنور الصافى ، كما ~~ه ~~161614818128221 ~~12 1 ~~قال الله، عزوجل : "أنزل من السماء ماء فسالت أودية بقدرها فأحتمل السيل زبدا رابيا ~~ب ~~8هس ~~وم1-382 ~~وما يوقدون عليه فی آلنار آبتغاء حلية أو متاع زبد مثله كذلكث يضرب الله الحق والباطل ~~و2،36295 ~~و و ~~سه وم1وم9 ~~9 فاماالزبدفیذهبجفاءو اماماینفع آلناسفیمکث فیالآرض کذلك یضرب اللهالأمثال.". # 5مووبسم4 ~~فالسماء، علىالأصلين ، لأنهما فوق جميع الحدود . والماء، علىالجارى . والأودية، على ~~-83 ~~ه و سب ~~س ~~شرائع النطقاء. بقدرها، أئ، قدرت على الشأويل. والزبد، على ما فیالظاهر من الشكوك ~~ه98- ~~-12 ~~13 و-: ~~و وه ~~-12613 ~~و- ~~12 والشبهات ، التى ، تكون فی فوق آصحاب آلرئاسات فی آلظاهر، الذين ، ربوا وآعتقدوا ~~-0 ~~س ~~.--54 ~~03 1213 ~~لانفسهم مراتب."... ومما يوقدون عليه فی آلنار آبتغاء حلية أو متاع، "، أى ، يبتغون ~~3 ه ~~مو ~~ان يحلى المؤمنين ويربيهم بالحكمة، ليتمتعوا بها ويتحلوا بها . "... زبدمثله،"، أي، ~~9-و ~~یت ون 119214 ~~15 كذلك بمايظهرمنالأتماءمن كلام الحكمة فیالظاهر، يقوم بهقوم، يعتقدون بهالرئاسات ~~9- درهرسه نسخه. ففازوتابد، آمدهاست. # 2 - الف : الاربعة . ب ، ج : الاربع . # 3 - الف ، ب : اجتمعت مع دعوة السادس . ج : اجتمعت مع دعوة السابع اجتمعت مع دعوة السادس . # 3 - الف ، ب : الستة . ج : الستت. # 5 - الف ، ب : وهم يتصلون به وبالفعل عند . ج : وهم تتصلون به وبالفعل غدت . # 5 - الف ، ب : عن المزاج . ج : نحت المزاج . # 6 - الف ، ج : فتصير . ب: فيصير. # 7 - آيه 17 ، سوره 13 (سورة الرعد) . - حاشيه نسخه الف : معنى قوله انزل من الستماء الى اخره يضرب الله ~~الامثال. # 10- الف ، ب : والماء.ج: الماء. # 12 - الف، ج: تکون (یکون) فیفوقاصحابالریاساتفیالظاهرالذی. ب: يکونفیفرقاصحابالریاساتفیالظاهرالذی. # 13- الف ، ب: مراتب. ج : مواتب. 14،13_ الف، ب: یبتغون ان يحلوا . ج: یتعون ان يحلواء. # 14- الف : ويرتبوهم . ب ، ج : ویربیهم. 14_ الف : ويتحلى بها . ب : ويتحلوبها . ج ms266 : ويحلوابها . PageV00P272 # ============================================================ ~~الجزء الرابم ~~225 ~~س8 ~~وماوم4-4 ~~11- ~~المقالات، على مثال منآعتقدبظاهر آلناطق، عليهالسلام." ... كذلك يضرب الله الحق ~~وم85 ~~والباطل، "، أئ، يمزج التأويل بالتنزيل، وآلظاهر بالباطن ."... فأما الزبد فيذهب ~~.-12، ~~جفاء، "،والجفاء،مايرمىبهالوادىإلىجنباته. ويقال،أجفأتالقدرإذارمتبزبدها، أي، 3 ~~سهه و ~~وت،81 ~~ده1 ~~4..5 ~~م ~~ه 543-5و23 ~~يقذفبأهلالشكوالشبهة،فلاتحصلأعمالهم. "... فأماماينفعالناسفيمكث فیالأرض، "، ~~25 ~~3 8 ~~فما ينفع الناس، هوالتأويل وعلم الحقائق. فمن ناله، بقى فیالدغوة، وحصلت أعماله. # ه ~~اف - 273 "... كذلك يضرب الله الأمثال. *، فمثل ذلكقولأمیرالمؤمنين،عليهالسلام: " لوأنالحق6 ~~س هم81 ~~م ~~هاسهوه ببر120. # 4 ~~خلصملمیخفعلىذیحجی.ولوأن الباطلوضحماأختلف فیه آثنان،ولکن یؤخذمن ذاضغث ~~د 1 ~~5 2، ور-541. # سوسه 813 ~~2 ~~من ذاضغث فیمزجانفهناكیستولی الشیطانعلیأولیائهوینجیالله الذین آمنوابمفازتهم.". # سه سد ~~.- ~~فكذلك أهل الحق والباطل فی الشرائع الثلاثة، لاهم فیغير الحق، ولاهم فیغير الباطل، 9 ~~5،م93-* ~~فی امتزاج الحق بالباطل،والتنزیل بالتأویل، کماقلنامن آمتزاج ضیاءالنار، باختراقها. بقی ~~-هو4 ~~4 ~~وم ~~مله الذیضربه، فأهلالحق،متمسکون بسببالحق،وأهل الباطل،متمسکونبأهلالباطل. # ه سر و ~~سسو94 ~~س3 ~~س431،5 ~~ه13- ~~ولو كان أهل الحق فی غير آلحق ، وأهل الباطل فی غير سبب آلباطل ، فسبب الحق يقوذ 12 ~~842 ~~93 ~~أأله إلىالحق، وسبب الباطل يقودأهلهإلىالباطل.فإذاحقالحقوبطلالباطل، امتازوا. كما ~~قالالله، عزوجل: "وامتازوا اليوم أيها المجرمون."، وعندهايصيراهلالحقفیالحق،وأهل ~~12 ~~سس ~~3 - الف ، ب : مايرمی به . ج: مایری به. # 2 - الف ، ب : ای يمتزج . ج : ای يلزج. # 3 - الف ، ب : اجفات القدر . ج : اجفان القدر. # 3 - الف ، ب : الى جنباته . ج : الى جنبتانه . # 5 - الف ، ب : وعلم الحقائق . ج : وعلم حقائق . # 9 - نهج البلاغة به تصحيح شيخ محمدحسن نائل المرصفى، جزءاول صفحة116 . ولوان الحق خلص من الباطل انقطعت عنه ~~السنالمعاندين . ولكن يؤخذمنهذاضغث ومنهذا ضفث فيخرجان. (ابن ابىالحديد: فيمزجان) فهنا لكنيستولى ~~الشيطان علىاوليائه، وينجوالذين سبقت هم من الله الحسنى . ابن انىالحديد ، مجلد اول ، صفحة 299 . # 7 - الف ، ب : لميخف علىذیحجى.ج : لهلحقعلىذیحجج. 8 - الف ، ب : فيمزجان . ج : فيمتزجان. # 10 - الف : والتاويل . ب ، ج : بالتاويل. # 9 - الف ، ب : فی غيرالحق . ج : غير الحق. # 12،11- الف ، ب : عن اهل (فاهل) الحق متمسكون بسبب الحق واهل الباطل متمسكون باهل الباطل ولوكان اهل الحق ~~في غيرالحق واهل الباطل بسبب ms267 الباطل فسبب الحق . ج : فاهل الحق متمسكون بسيب الحق واهل الباطل فسبب الحق . # 14- الض : عنلمايصير : ب، ج: وعندمايصير. # 14- آیه 59، سوره 36 (سورة يس) . PageV00P273 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~226 ~~الباطل فیالباطل، كماقالالله،عزوجل: "...ويريدالله أنيحقالحق، "، "..ويبطلالباطل، "، ~~سهه 43-11 ~~وو1 ~~ه ~~و54ممه ~~.84 ~~1ااحة42 ~~و كقوله،عزوجل: "لترونالجحيم. ثم لترونهاعيناليقين.".ويقولأهلالإتصالالحقيقى، ~~1 ~~وه-: ~~و2وو ~~2841 ~~2 الذين اتصلوا بالأولياءفی هذا العالم بالقوة، فيکون اتصالهم يومئذبالفعل، ويظهرأسبابهم ~~-دهم ووه-19 ~~399 سعه ~~549-، و -14. # 154 ~~الحقيقية،ويتصلونبها.فالأولياءتخرجهمتلكالأسبابمنالظلمةوالعذاب،وبتلكالأسباب ~~ووه سما ~~سه ~~و35: ~~سف1س109 ~~والإتصالاتيكوننجاتهم، ويبقىمنلاوصلةلهحقيقية، فیالظلمةوالعذاب.يصدق ذلك ~~ههو ~~قولالله،عزوجل: "وإنمنكمالاواردهاکانعلىربكحتمامقضيا.ثمننجیالذينأتقواونذر ~~1-16 ه. 44.6 ~~10و ~~الظالمين فيهاجئيا. "، وعندهاينقطعأسبابأهلالباطلواتصالاتهم،لأنهاليستبحقيقية. # 2 ~~و04-، و4 ~~ه- ~~س ~~5 49م ~~قال اللهعزوجل: "إذتبراالذيناتبعوأمنالذیناتبعوا ورأواالعذابوتقطعتبهمالأسباب."، ~~1-413، ~~2 ~~فهكذا سبيلالشرائع الثلاثه،والدعواتالأربعة،وحدودأصحابالأذواراومراتبهمالستة، ~~--- ~~1-1 ~~13 ~~الف-274 ~~س12138 ~~_ -او ود: 16130613 ~~: ~~وسبيل السابع، ومرتبته فیالآربعية، وظهوره فیالدور السابع بالمرتبة السابعية ، وهو ~~4- ~~و ه ~~المختوىعلى المرتبتين. وليسلرابع النطقاءمرتبةالآربعية التیتفردبهاالسابع، کتفرد ~~ه ~~.413 2214 ~~6،362 ~~وه3 ~~43 ~~213 ~~12 النير الاعظم بفضيلة آلنور فى سلطان آلنهار ، وكتفرد الآثير بقوته اللطيفة المتحدة ~~4مو5 ~~بالاستقصاتالثلاثة، علىحسب ماقدشرحناه. # 38224- ~~:624 ~~وأماحظرابع النطقاءمنالأربعية،فإنهظهربالقوةفیأساسه. لأنه، استوىفیيخرابه ~~5و.0--1. # 1 - دوآيه 7 و8، سوره8 (سورة الانفال) . واذ يعدكم الله احدى الطائفتين انها لكم وتودون ان غيرذات الشوكة ~~تكون لكم ويريدالله ان يحق الحق بكلماته ويقطع دابرالكافرين . ليحق الحق ويبطل الباطل ولوكره المجرمون . # 2 - در دونسخه الف وب : عزوجل ، نیامدهاست .2_ دوآيه1و7، سوره102(سورة التكائر). # 4- الف : يخرجهم . ب ، ج : تخرجهم. # 5 - الف : لاوصلة له حقيقية . ب : لاوصلة له حقيقة . ج : لاوصله له حفيقة . # 6 - دوآیه 71 و72، سوره 19 (سورة مرم) ، ~~7 - الف ، ب : اسباب .ج : انتساب. # 7 - الف : محقيقة . ب ، ج : بحقيقية . # 8 - آيه166، سوره دوم (سورة البقرة) . # 9 - الف ، ب : فهكذا . ج : فكهذا. # 10- الف، ب : ومرتبته . ج : ومرتبه، ~~11 - الف ، ب : لرابع . ج : الربع. 11 - الف ، ب : الاربعية التى . ج : الاربعية . # ش ~~12 - الف ، ب : بقوته اللطيفة . ج : بقوته للطيفة . PageV00P274 # ============================================================ ~~الجزء الرابع ~~223 ~~بلامنازع، وأغطیالظهورعلىأضداده،وإنماظهرذلكفيهبالقوة،لاظهورابالفعل،لأنهكان ~~ه ~~سو ور وو: ~~منحدودالتأويل،الذى، يكونظهورهفیدورالسابع، ولأنالسابعهوالرابعبالفعل.فلما ~~6 ~~سو86 ~~كانالسابعهوالرابعبالفعل،وكان هونهايةالتأويلوالحقائقبالفعل،ظهرتقوةالتأويل3 ~~موس1 ~~و وس ~~فيأساسالرابع بحدالأربعية، وكانظهورمرتبةالأربعيةفيهبالقوةغيربارزةبالفعل، وهی، ms268 ~~1413 ~~م ~~وو* ~~44و و ~~هور13 ~~ت برزعلىالحقيقة عندظهورالسابع بالفعل.لأنظهوره بحدالأربعية، يكونظهوراحقيقيا، ~~8و-4ه6 ~~م4 154 ~~ع لى ما قدشرخناه. وعلى هذادلت فیالمرء،یعنیالصورةالتیأولها هذا،ولیسیتقدمموأیضا-6 ~~-444، ~~أغنىأساسالرابع- على سائرالأسس بالدرجة، منأجل هذهالمرتبة.لأنأساسالسادس هو ~~-5-23 ~~1614 ~~ا ~~ووه س ~~أضل منه، إذكانخاتم الأسس، كما أنالسادس أفضلالنطقاءالسئة،لآنه خاتمهم. وقد ~~أغطی کلأساسفضیلة،بإزاءماأغطیأساسالرابع،علىحسبماقذذکرناه فیمراتبالاتماء. # فأساس كلناطق ودرجته، بإزاء درجة ناطقه مع مراتب النطقاء، فهم يتفاضلون علىحسب ~~تفاضل النطقاء. # فصل ~~وأما ماجرى منالقولفی: ~~ه3وهوو894100- ~~" أن ارابع النطقاءأغطی من النصرعلىأغدائهمالمیغطهغیرهمنهملأنهکانرابعا.". # 3- .-192 ~~الف-275 ~~ه 14 - الف ، ب : فی محرابه بلامنازع واعطى الظهور على اضداده وانما ظهر ذلكث فيه بالقوة لاظهورا . ج: ~~فی محرابه لاظهورا. # 4 - الف : فيه بالقوة . ب : فيه القوه . ج : القوة . # 3 - الف ، ب : هو الرابع . ج : هو الاربع. # 5 - الف ، ب : لان ظهورهبحد . ج : . لان ظهورنجد.6 - الف ، ج : شرحناه . ب : شرحنا. # 9 - الف ، ب : دلت . ج : دلة. # 7،9 - الف : وايس يتقدم هو ايضا على الاساس الرابع . ب : وليس يتقدم هوايضا اعنى علىالاساس الرابع . ج : ~~7 - الف ، ج : لان اساس . ب : كان اساس . # وليس يتقذ هو ايضا على الاعنى اساس الرابع . # 10 - الف ، ب : ناطقه . ج : ناطقة. # 8 - الف ، ب : لانه . ج : لان. # 14 - ظاهرا از ، ان رابع النطقاء ، تا ، فانا نقول ، قول صاحب محصولاست . # 14 - الف ، ب : مالم يعطه . ج : مالم يعطيه . # 14 - الف : ب : من النصر . ج : من النص. PageV00P275 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~228 ~~فإنا نقول: إن الذىأغطىثانبى النطقاءكان أكثر وأعظم. لأن الله، عزوجل،أهلك ~~ووو ~~وه4 س1- ~~أداءه، كلهم، حتى لم يبق علىوجهالأرضمنهمأحد، بدعائه،عليه السلام، حيث يقول: ~~3 "... رب لاتذر على الأرض من الكافرين ديارا.". وأغطى السادس، عليه السلام ، ما لم ~~2835 ~~يعطه ألرابع فی هذا ألباب . لأن شريعته علت على جميع الشرائع، وقهرتها، كما قالالله، ~~ع زوجل: "... ليظهره علىالدين كله ولو كره المشركون.". ورابع النطقاء بقى فیآلتيه ~~أربعين سنة، يضج إلى الله من أمته، فضلا عن أغدائه، كما قال الله، عزوجل، حكاية عنه، ~~عليه السلام: "قال رب إنى لا أملكإلانفسیوأخیفأفرق بيننا وبينالقوم الفاسقين.". # -2 ~~دم- ~~لحق برضوان الله، عليهالسلام، وهو فی ms269 آلتيه. ثم خرجت أمته من آلتيه على يدي أساسه، ~~مو4938 ~~عليهماالسلام.وإنماظهرتقوةالأربعيةبالكمالفیأساسه، علىحسب ماقدجرىالتفسيربه. # فكان هذا حظ الناطقالرابع من حدالأربعيةبالکمال، کمانالتهالشمس من بينالسيارات ~~السبع. وحدالآربعية بالكمال، هو،لصاحب ألدور السابع، على ما قد شرحناه. # وبالله التوفيق. # 1 - الف : اعطى ثانى النطقاء . ب : اعطا ثانى النطقاء . ج : اعطاثانى. # 1- الف : الله . ب ، ج : الله عزوجل. # 2- الف، ب : اعدايه . ج: اعلاه. # 2 - الف : بدعائه . ب، ج : بدعاثه عليه السلام . # 3 - آيه26، سوره 71 (سورة نوح) . وقال نوح رب لاتذر على الارض من الكافرين ديارا . # 5 - الف : الله تعالى . ب ، ج : الله عزوجل. # 5 - آيه 33 ، سوره9 (سورة التوبة) ، وآيه9 ، سوره 61 (سورة الصف) . هوالذی ارسل رسوله بالهدى ~~ودين الحق ليظهره على الدين كله ولوكره المشركون : ~~6 - الف ، ب : يضج . ج : يضح. # 5 - الف ، ب : فی التيه . ج : فی التيد . # 6 - الف : حكاية عنه . ب : حكاية عنه عليه السلام . ج : حكاية عند عليه السلام. # 7 - آنه،25، سوره5 (سورة المائدة) . # 8 - الف : ولحق برضوان الله : ب : ولحق عليه السلام برضوان الله .ج : ولحق برضوان الله عليه السلام . # 8 - الف : من التيه على يدى . ب : من التيه على يد . ج : من اليته على يدى . # 9 - الف ، ج : قوة الاربعية . ب: قوة الاربعية بالكمال .10- درهرسهنسخه، كمانالهاالشمس، آمدهاست. # 11- الف، ب: السبع.ج: المتبع. 11_ الف: صاحب . ب، ج: لصاحب. 11 الف: على قدب، ج: على ماقد. PageV00P276 # ============================================================ ~~الجزءكس PageV00P277 ~~============================================================ ~~ال ~~1531 ~~1،ممم ~~ال ~~اوم ~~هم ~~باب آلقول فیخامسالنطقاء عليهالسلام ~~وأما القول فی: ~~ه - ~~-0-440 ~~ان خامس النطقاء، اتحد بالكلمة من غير توسط صاحب الزمان ، لأن يحيى كان ~~إمام قبله، فاختلس بغتة، فمن أجل ذلك،اتحد بالنفس بلا واسطة،وأن يخيىلم يسلم ~~24- ~~سو ~~الأمرإليه، وأنهكان على شريعة موسى، غيرعادلعنها.والقول فیزكريا وذكره بالتمامية.".6 ~~ه -864- ~~فإن القول: إن زكريا،عليهالسلام،لم يكن لهحدالتمامية،وكانلاحقا،وكان فیزمان ~~ال 276 فترة، اعن غيبةمتم ذلك الزمان، كما جرت السنة فی جميع الأدوار، علىحسب ماكانأيام ~~. # دودوسليمان، عليهما السلام،وسوف نشرح هذا الباب، فى ما بغد، إن شاءالله. # انما کانسبیلزکریا،علیهالسلام، سبیلالمستخلفین.والدلیلعلىذلك، أنالحدود، ~~الذين كانوا معه فی عصره، نازعوه ms270 فی التكفل بمريم، وتنافسوا فی ذلك، لعلمهم، بأنخامس ~~النطقاءيكون فیجهتها،وينسبإليها،فدعوهإلىالمساهمة،وساهمهم،فخرجسممزكريا.وماروى 12 ~~244024 ~~في الحديث،أنهمالقواأقلامهمفینهرجار، وجعلواعلامة السبق،استقبال القلم الماءفاستقبل ~~4 - ظاهرا از ، ان خامس النطقاء ، تا ، فان القول ان زكريا ، قول صاحب محصولاست . # 4 - الف : ان خامس النطقاء عليهم السلام اتحد بالكلمة . ب : ان خامس النطقاء اتحد بالكلمة . ج : ان الخامس ~~النطقاء الحد بالكمله .* - الف ، ب : بغتة . ج : بفته . 5 - الف ، ب : لم يسلم . ج: يسلم. # 6 - الف ، ج : وانهكان . ب: وانه.8- الف : عند غيبة متم . ب : عن غيبة متم . ج : عن غيبته قسم ~~9 - الف ، ب : داؤد سلمان . ج : داؤد سلیمان. # 9 - الف ، ب : نشرح . ج : شرح . درحاشيه نسخه الف : قصه زكريا حين كفل مريم . # 10 - الف : زكريا . ب ، ج نم سبيل زكريا . # 10 - الف ، ب : سبيل المستخلفين . ج : المستخلفن . # 11- الف ، ب : نازعوه . ج : نازعوا.12 - الف ، ب : من جهمها وينسب . ج : فی جهها وينب. PageV00P279 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~233 ~~121415 ~~قلم زكريا الماءدونأقلامهم، أى استفتحوا كلهم خيالمتمهم،ففتحعلىزكريا دون غيره. # 1- ~~.-13،0613 ~~2231- ~~والنهرالجارى،علىالبركة،التى، كانوا ينالونها، بخيالالمتم،أيمجریإليهبواسطةمنخيال ~~*23 ~~814015 ~~ه ~~هم*1 ~~2 المتم إذاكانمقيما،وبخياله إذا غاب عنهم.ولانيل لهممنالتالى إلاكذلك. ولوكانالمتم ~~-ههه -11213 ~~س --1و8هه ~~قائمابینهملما تنازعواولااختلفواولاأخوجوإلیالمساهمة،ولاکانلأحدأنیختارعلیمایأمرهم ~~8وه-1-1و ~~-238944،5 ~~166082 ~~به. و لكنهم، لما فقدوه، تنازعوا وآختصموا، كما قالالله، عزوجل: "...وماكنت لديهم ~~و ~~وهه ~~1 إذيلقون أقلامهمأيهم يكفلمريموماكنتلديهم إذيختصمون." . ولوكان هومتما،لما ~~وسر1-21 ~~و ~~د ~~ووس ~~نازعوه ولاخاصموه ولاجازلأحدمعهدغوى. وإنمانازعوه، لأنه، كان فیمنزلةاللواحق، وكان ~~مه ~~القدم عليهم،لأنهم، لماأجالوا السهام، خرج سهمه، يعنى، استفتحوا بخيال متم زمانهم ~~ه ~~3935 ~~128م ~~الغائبعنهم، لينظروا،منيستحقالتكفلبمريم،ففتحعليهدونهم، كماقدذكرنا،وأمروا ~~بتسليم أمرها إليه. # 5و-0ا- ~~سس8021- ~~و مريم، علىاللاحق،الذیمجرى أمرخامسالنطقاءفیدغوته، لأنه خرج منبطنها . الف - 277 ~~9م ~~12 وكان هؤلاء الشركاء فی ذلك العصر، فیزمن فترة، كما قد ذكرنا . وكانوا ينالون قسطهم ~~6- ~~ه ~~328363 ~~3ه ~~من البركة بخيال متمهمالماضىقدامهم، وعرفوا شأن خامسالنطقاء، وأنوقتهقددنا، وعرفوا ~~1 - الف ، ب : بخيال . ج: خيال. # 2 - الف ، ب : والنهر الجارى .ج : والنهرجارى. # 2- الف ، ب : بواسطة . ج : بواسط. # 3 - الف : لانيل . ب : لايسل . ج : لاتيل. # 4 - الف،ب: لما تنازعوا . چ:لما نفارعوا. # 4 - الف ، ب : ولااحوجوا الى ms271 المساهمة . ج : ولااخرجوا الى الساهمة . # 9،5- آيه 44، سوره3 (سورةآل عمران) . ذلكث من انباء الغيب نوحيه اليكث وماكنت لديهم اذ يلقون اقلامهم ~~ايهم يكفل مريم وماكنت لديهم اذ يختصمون . درنسخهه ب : وماكنت لديهم اذ يختصمون . # 7 - الف ، ج : ولاجاز . ب : ولاجازلهم . # 7 - الف ، ب : فی منزلة . ج : فی منزله . # 8،7 - الف ، ب : وكان المقدم . ج : وكان القدم . # 8 - الف : ای . ب ، ج : يعى. # 9،8 - الف ، ب : زمانهم الغائب عنهم لينظروا من يستحق التكفل بمريم . ج : رنانهم الغاب عنهم لتنظروا من يستخف ~~التكفل مريم. # 9- الف : وامر. ب : وامروا . ج : وامرو. # 11 - الف ، ب : على اللاحق . ج : على اللواحق . # 12- الف ، ب : ينالون . ج : يناولون. # 13 - الف ، ب : من البركة . ج : من البرله . PageV00P280 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~23 ~~25 ~~و ~~-5-وه1-6 ~~من أي بطن يكون. فلذلك تنافسوا فیمريم والتكفل بها. ولو كان قائما بينهم، لما تنازعوا ~~115292-4 ~~ولاختصموا، كما قدتقدم القول به. # وقالأهلالتفسيرفیقولالله،عزوجل،فیقصةزكريا: "وإنىخفتالموالىمنورآهى3 ~~54،و3 ~~، وم4- -11 ~~ه ~~453 ~~و كانت آمرأتی عاقرا فهبلىمنلدنكولیا.یرثنیویرثمنءالیعقوب، "، قالوافیالتفسیر، ~~4و ~~د130 ~~ان زكريا كان حبرا . فدعا ربه أن يرزقه ولدا يرئه حبوره، ويرث من آليغقوب آلنبوة. # ور 1 ~~وهوب ~~و الملك والحبور دون حد النبوة . وآلنبوة، على حد التمامية . وآلحبور، على حد آللواحق 6 ~~-54104- ~~والمستودعين. فلما أضيفأمر أم صاحبالدور الخامس إلىزكريا،وجعل تربيتها إليه، ~~4و36 ~~15 ~~قام بتكفلها ، حتى بلغت وآرتفعت . وكان حدها فوق حدزكريا، ونالت آلبركة بغير ~~16 ~~واسطة من زكريا. # و تحقيق ذلك، قولالله، عزوجل: "... كلمادخلعليها زكرياالمحرابوجدعندها ~~11- ~~ه ~~همو ~~- هر و2 121. # ر زقاقال يامریمأنیلك هذاقالتهومنعنداللهإناللهيرزقمنيشاءبغيرحساب. *.فالمحراب، ~~على الحدالذىناله، يعنى، أنه، أرادمجاراته وتعريفحدهوماينال منالرثبة، وأن خامس12 ~~:- ~~ه 223 ~~و 12--11 ~~--5- و44 ~~النتطقاء يخرج عنبطنه.وحده قدسبقإلىمعرفة ذلك منجهةالخيال، فقال يامريم آنى لك ~~5 ~~اف - 278 هذاءقالت هو من عندالله، عرفه، أنه، ناله بخيال المتم الغائب فی ذلك العصر. # 14 ~~3 - الف : الله تعالى . ب ، ج : الله عزوجل. # 3 - الف : وقا. ب، ج : وقال. # 4،3- دوآیه5 و6، سوره19 (سورة مریم) . وانی خفت المولى من وراءی وكانت امرانی عاقرا فهبلیمنلدنکن ~~وليا . يرثنیويرث من ءال يعقوب واجعله ms272 رب رضیا . 5 - الف، ب : کان حبرا . ج :کان خرا . # 5 - درهرسه نسته ، لخبوره ، آمدهاست . # 5 - الف ، ب : ان يرزقه . ج : ابررقه . # 6 - الف ، ب : والحبور دون حدالنبوة والنبوة على . ج : والحبور دون جدالنبوة على . # 8 - الف ، ب : وكان حدها . ج : وكان حدا . 8 - الف ، ب : ونالت البركة . ج : وقالت اليركه. # 11،10_ آیه370، سور305 (سورة آل عمران) . فتقبلهار بها بقبول خسن وانبتها نباتاحسناو کفلها زکریا کلما دخل علیها ~~زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يامريم انىا لكث هذا قالت هو منعندالله ان الله يرزق من يشاء بغير حساب . # 12 - الف ، ب : علىحده الذى ناله . ج : علىالحد الذی قاله . # 12- الف : وتعريفه . ب، ج : وتعريف. # 12- درمرسهنسخه، کلما اراد، آمدهاست . # 14- الف : من بطنه وجده . ب : عن بطنه وجده . ج : عن بطنه وحده. PageV00P281 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~234 ~~16 ~~لوكان لزكريا حدالتمامية، لمانالت ذلكالرزقمنعندالله، منغيرواسطةزكريا ~~1212 ~~ومنغيرعلمه. فإناللواحقلاحظ لهمفیالجارى، إلامنجهةالمتم بتة. فهذانشاهدانعذلان ~~وجه4. # س89- ~~441 ~~4-1602 ~~2 على أن زكريا لم يكن له حدالتمامية، سوىغيرهما منالشواهد. أحدهما مخاصمةاللواحقله ~~و ~~و ~~ومنازعتهم إياه،والآخر حين نالت مريم حظها من التاييد، منغير واسطة منه. # س64 ~~فلمارأیزکریا أنمریمقذنالت ذلك، وأنصاحبالدور قدقرب، هنالكدعاز کریا ~~هوس ~~ربه، أنيکونلهقسطفیتلكالمراتب،التی، کانتتنتظرفیذلكالدور،وأنلایکونمبخوس ~~ه ~~ومسو ~~هه س ~~س ~~الحظ منها،فقال: "رب... هبلىمنلدنكوليا. يرثنىويرث منءال يعقوب وأجعله رب ~~ود: ~~ووه ورر2: ~~رضيا.". فالموالى، هم الحدود، الذين كانوا يتولونالأمر فیذلكالوقت، وهم الذين كانوا ~~نازعوه فیمريم. فخافأنلايكونلهحظ فیتلكالمراتب، عندانقضاءأمر ذلكالدور، وسأل ~~انيكونمنأهل دغوته،منيكون داخلافیجملةالورثة، الذينيرثونأمرالدورالخامس، كما ~~وس ~~. و 23-04 ~~س ~~6 ~~س ~~قال أهل التفسير، فیقوله: "يرثنىويرث منءاليعقوب، "، إنزكرياكانحبرا،فسألربه ~~و د130 ~~12 أن يكونله ولديرثه الحبورة،ويرثمنآليغقوبالنبوة.فالحبورة، دونحدالمتم، علىماقد ~~س ~~-3،فو26 ~~و 9- ~~م شوهي 2 ~~تقدم بهالقول. والنبوة، حدالأتماء. أى،سأل أنيكونمندغوته،منينال درجتهعندتمام ~~16 ~~أره، ويرثودائع الأتماءالتی، کانتمسلمةإلیه،وهم آلیغقوب.وأنيرثمنآلیغقوب، ~~سر ~~1 ~~موا س ~~5 ~~15 أئ، يكون لهحظوحدونصيبفیالدورالمقبل. فعندها، بشربيخيى، فقيل له:"يازكريا ~~الف-279 ~~1 - الف ، ج : لما نالت . ب : لما نال . # 2 - الف ، ب : بتة فهذان . ج : رتبة فهذا. # 3 - الف ، ب : من الشواهد احدهما . ب : من الشواهد احداهما . # 4،3 - الف ، ب ms273 : اللواحق له ومنازعتهم . ج : اللواحق ومفازعتهم. # 4 - الف : ب : حين نالت . ج : حين قالت . # 5 - الف ، ب : هنالكن . ج : هناك. # 6 - الف ، ب : ان لايكون مبخوس الحظ . ج : ان لايكون منجوس الحظ . # 17- آيهه 4 ، سوره 19 (سورة مریم) ودوآیه5 و6 از همین سوره که در حاشیه شماره4،3 صفحه233 آمدهاست. # قال رب انى وهن العظم منى واشتعل الراس شيبا ولم اكن بدعائكث رب شقيا . # 9 الف : حضظ. ب. ج: حظا. # 8 - الف ، ج : كانوا يتولون . ب : يتولون . # 11 - الف ، ب :کان حبرا . ج : کان حسيرا. # 10 - الف ، ب : امرالدور. ج : الدور. # 14 - الف ، ب : الاتماء . ج : الاتماء. PageV00P282 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~235 ~~ورووم2 ~~432،91 218 ~~انا نبشرك بغلامأسمه يخيىلمتجعللهمنقبلسميا. "،فأعلمأنيخيىينال رتبة لم ينلها أحد ~~همممو0 ~~س2014م ~~ق بله، ومیالمنزلةالمعروفةلهعندأهلالعلم بالخيال،التىينالهابابالسابع،قبلالكشف. # ، و1613 ~~3 ~~فنالها يخيىبالقوة،وينالهابابالسابع، بالفعل،مظهرالها، كماقالالله، عزوجل: "...يوم 3 ~~ه ~~یأتی بغضءایات ربكلاینفعنفساإیمانهالم تکن*امنتمنقبلأو کسبت فیایمانهاخيرا،"، ~~15و4ه ~~ور4- ~~و 1-04: ~~3101 ~~الآية. ولم تكنهذهالرتبةلأحدممنتقدمه. يصدقذلكقولالله،عزوجل:"... لم نجعلله ~~سهبر* ~~منقبلسميا. "،وهوخلافمرتبةالأتماءالذين، كانوافیدورالرابع، ولم يكنمعدودافیأتماء ~~19 ~~ذلك الدور، بل كان منفردا بهذهالرتبةالمذكورة له، كما ذكرنا. # 23-ووا ~~فأما ظاهر الأمر، فقدشمی باسمهغيرواحد، وقداختجت اليهود بهذا،وذكرت من كان ~~سس دو44- ~~اشمه یخیی،قبلیخییبنزکریا.وهوفیظاهرالأمر، علىماذکروا. غیرأنالتأویلیصحح أنها،9 ~~-2 ~~8 ~~5مممه ~~-22495 ~~الرتبة التىذكرناها.ويشهدلذلكقولالمسيح: "ماقامتالنساءعنمثليخيىبنزكريا،"، ~~ه س او ~~وسور* ~~وه ~~-2 ~~أئ، لم يتقدم أحدكانت لهمرتبته، كما هومكثوبفیالإنجيلفیصفته، حيثيقول: كان ~~انسانا أرسله الله، اشمه يوحنا، أتىللشهادة، ليشهد للنور. فأرسلت إليهاليهود من أورشليم ~~16-54 ~~ه 15- الف : حظا ونصبيا وحدا فى الدور. ب ، ج : حنلا وحداونصيب فى الدور. # 15 - الف : بشر بيحی . ب ، ج : بشر بحی. - درحاشيه نسخة الف : قصة يحى وانهشبيه بباب السايع وان خامس ~~لق به ا ا لا ا واه لعل بالاصل من لهر واسل ر ابلي ي ول ها الر باعطب ~~من غير واسطة. # 2 - الف : بخيال المنزلة التى ينالها . ب ، ج : بخيال المنزلة ينالها . # 4،3 - آنه،158، سوره6 (سورة الانعام) . هل ينظرون الا ان تاتيهم الملائكة اويانتى ربكث اوياتى بعض ءايات ربكن ~~یوم یانی بعض ءایات ربکث لاینفع نفسا ایمانها ms274 لم تکن ءامنت من قبل اوکسبت فی ایمانهاخیرا قل انتظروا انامنتظرون. # 5 - الف : من تقدمه . ب : من تقدمه . ج : من نقلسه . # 9 - الف ، ب : وهوخلاف مرتبة . ج : وموخلاق مرتبته .9 - الف ، ب: فی اعماء . ج : فی اتما. # 7 - الف ، ب : بهذه الرتبة . ج : بهذه الرتب.9 - الف : كما ذكروا . ب ، ج : على ماذكروا . # 14 - الف : اى لم يتقدمه . ب ، ج : ای لم يتقدم . # 10 - الف ، ب: ماقامت . ج : ماقلت. # 11- الف ، ب: لهمرتبته. ج: لهمرتبة.12 - الف : فیصفته حيث . ب : فیصفته . ج : فیصفةحيب . # 12 - الف : الى الشهادة ليشهدوا للنسون فارسلت . ب: اى للشهادة ليشهدوا للنور فارسلنا . ج : انى للشهادة PageV00P283 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~236 ~~شهه -14 ~~،و ~~0عو40 ~~6 ~~يسألوهمنأنت،فأقرولمیجحدوأقرإنیلستالمسيح.قالواءفأنتإذإیليا.قال،ماأناهو. # *. ومم: ~~قالوا، فمنأنت؟قال: كلالستبنبی.قالوا،فمنأنت؟قال،أنالصوتالذیینادیفیالقفر، ~~م ~~2 أن سهلوا طريقالرب، كالذىقالأشعياءالنبي، فیقصةألإنجيل،وهويقول: لستالمسيح، ~~م1 ~~وستإیلیا،ولستبنبی. أی،أنیلستالناطق المنتظر،اولستبمتم، ولستبلاحق،ولکنی ~~1--0443- ~~104 ~~الف280 ~~م14م ~~526-3 ~~15-02 ~~الصوت،الذیينادیفیالقفر، أنسهلواطریقالربفرمزلهموعرفهممنزلته، التى،خصهالله ~~هم ~~بها، على ماقدذكرنا،دون الإفصاح به،إذلميجزغير ذلك. وإنماخصبهذهالرتبةلأنه،شبيه ~~2- ~~-03-5 ~~،اوم4. # وه ~~بابالسابع، کماأنخامسالنطقاء،شبیهبالسابعفیالآخریةلأنهالثانیمنولدأولالأتماء ~~1610 ~~خس ~~فيالدورالثالث، كما أنالسابع، هوالثانى منولدأساس ثالث النطقاء. # - 539 ~~شو او ~~اهه1 ~~ونقول: إنالناطقالخامس،اتحدبالثانىمنغيرواسطةجسمانية،وكانيخيیمقيما ~~ه ~~0493م.44 ~~بينهم، يصبغهمبماء نهرالأردن،لأنه، كانصاحبالقائم بالرتبة،التى،قدذكرناها. فلما ~~ه ~~هه-1 ~~،4ه ومده- ~~403 ~~ظهر خامسالنطقاء،قالیخیی: أناأصبغکمبماءنهرالأردن،وقدجاءکممنیصبغکم بروح ~~4هو ~~سو1213-1 ~~12 القدس. يعنىبهالمسيح،عليهالسلام.فدلعليه،وصرفوجوهالناسإليه،وقال:إنىرأيت ~~12 - الف : من اورى سلم . ب : من اورشليم . ج : من اورای سلم . # ليعهدواللنور فارسلنا. # 1- درمرسه نسته، اليا، امدهاست. # 1 - الفه، به: لست . ج :ليست . # 2 -الف ، ب : لست بنی . ج : لست بينی. # 3 - الف : قالشعياالنبى صم قصته فى الانجيل . ب : قال شعيا التى فى قصة الانجيل . ج : قال شعيبا التى فی قصةالانجيل. # 4،3- الف : لست المسيحولستنب . ب:لستالمسيحولست الياولست بنبى . ج:ليستالمسيحولستالياولستنبى. # الف، ب: الصوت .ج: صوت. # 4 - الف ، ب : بلاحق . ج : للاحق . # 5 - الف: فیالقفران. ب، ج: فیالقفرات.6 - الف : دونالافصاح به . ب : دونالايضاح. ج: دونالافضاح به. # 9 - الف ، ب : بهذه الرتبة . ج : لهذهالرتبة . # 84- الف : من ولداساس . ب، ج : ولداساس. # 9 - درهرسه نسخه ، جسمانی، آمدهاست . - درحاشيه نسخهء الف : ان الناطق الخامس انحد بالثانیمنغيرواسطة ~~10 - الف : يصبنهم بماءنهر. ب : يصبنهم بماءالنهر. ج : بصبنهم بماءنهر. # خسمانی. ms275 # 10 - الف ، ب : لانهكان . ج : لانهكانت . # 11 - الف : قال انا اصبغكم بماء نهر . ب : قال يحى انا اصبغكم بماء نهر . ج : قال يحیی انا اصبغكم بانهر. PageV00P284 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~233 ~~1 ~~ه س2144ه- ~~وحالقدس، ينزل عليه شبه الحمامة. فهذا دليلعلىتسليم الأمر إليه، وأنه، لميختلسبغتة، ~~ه8م ~~هوم ~~وو هوم ~~انه يسلم الأمرإليه. وكذلكقوله: أنا الصوت الذیينادی فیالقفر، أنسهلوا طريق آلرب. # إنما هو إشارة إليه، وتسليم آلامرله. # فصل ~~وانماقيلإنعيسى،لميكنلهأب،ونسبإلىأمهلأنالعقد،وقععليهبالخيال،منجهة ~~التالى،بلاواسطة منجسماني،وأمرأنيقوم بالنطق، أول ماعقدعليه،وأن لايدعوإلىشريعة6 ~~5، س ~~ر-416 ~~منتقدمه، كما دعا إليها غيره منالنطقاء، فیبذه أمرهمإلىوقتبلوغهمحدالنطق، كما ذكر ~~هور سه ~~ه ~~و ~~وي او ~~فيشان إبراهيم، حيثيقول، فیقصة نوح: "وإن منشيعتهلإبراهيم. "، لانه، كان يذعوإلى ~~شريعته،قبلأنيقوم بالنطق. وفیوجهآخر، "وإنمنشيعته لإبراهيم."، أئ، كان أولمنقد9 ~~-و ~~سا ~~5111-و1-2 ~~ل 281 تابعه على التسخ وآلتبديل.اوكماذكر منشانموسى، آنشعيبا،استاجرهثمانیحجج، وكان ~~مو1 ~~3ه: ~~شعيب فی الشريعة الأولى، فعمل لهموسى، عليهالسلام. # همو ز ~~وأما خامسالنطقاء، لما تكلم فیالمهد، حين أشارت إليهأمه، التىنسب إليها، وهو 12 ~~5-و ~~1 - درهرسه نسخه چنين آمدهاست : وانه م يسلم الامر اليه . # 1 - الف ، ب : قهذا . ج : فهذه. # 2 - ألف : فیالقفران . ب : فی الفقرات . ج : فی القفرات . # 3 - الف ، ج: انما هو . ب:انهو (نسخه بدل : انه هو) . 3- الف، ج : وتسليم له . ب : وتسليحالامرله . # 4- درنستج: فصل ، تيامدهاست . # 5 - الف ، ب : وفسب . ج : نسب : -درحاشیه نسخه الف : ان عيسی لم يكن لهاب. # 6 - الف ، ج : وان لايدعو. ب : وان لايدعوا. # 9 - الف ، ب : بالتطق . ج : بالنطقاء. # 7 - الف ، ج : فی بدو . ب : فی يدؤ. # 7 - الف : كما ذكرنا . ب ، ج : کما ذکر . - درنسخه ب : پساز اسامی بيغمیران، همه جا، ع م ، آمدهاست . # 8 - الف ، ب : کان يدعو. ج : کان يدعوا. # 8- آيه 83، سوره 37 (سورة الصافات) . # 9- درهرسه نسخه، قبل ان قام ، آمدهاست . # 10 - الف : وكما ذكر من شأن موسى ان شعيبا استاجره ثمانى حجج وكان شعيب . ب : وكما ذکر من شان موسی ~~ع م ان استاجره تمانی حجج وکان شعیب عم . ج: وکما ذکرت شان موسی ان استاجره مانیة حجج وکان شعیب ms276 . # 12 الف ، ب : حين اشارت اليه امه . ج : حين اشارة اليه امة . درحاشيه نسخه الف : وان خامس النطقاء ~~لما تكلم فی المهد حين اشارت اليه امه . PageV00P285 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~238 ~~2ه-و-و سو ~~صاحبه، الذىظهرفیدغوته، أشار إلىنفسه، لما سألوه عنشأنه،واستعظموا أمرهوظهوره ~~ه2 -ه10 - ~~فىالدغوة، منغير أنيعقدعليهأحدمنهم. ولميعرفقصته إلاصاحبه، الذى ظهرفیدغوته،ا ~~19س ~~1443 ~~54-و35 ~~3 وهى أمه، وقدكان عرفأمره منجهة الخيال،وعلم أنه صاحبالآمر، وخفى ذلك علىغيره ~~منالحدود، فأنکروا ظهوره منغیراتصالهبجسمانی یغقدعلیه. فدل اللواحقعلیه، وأمرهم ~~و سو ~~1وه ~~851، ~~بالرجوع إليهوالإستفتاحمنه. فقالوا: "... كيفنكلممن كان فیالمهدصبيا. "، أي، كيف ~~ر ~~9 نستفتح ممنحده حد المستجيبين. # ده44و ~~بدأهم بالمفاتحة، منغير أن يستفتحوامنه، و"قال إنى عبدالله،"، عرفهم، أنه، ~~اتصل بالتالى بلاواسطة منهم. "...ءاتانىالكتاب، "، أئ، جرى فیجهته. "... وجعلنى ~~344، وه ~~1 نبيا ."، أى، أرقانى إليه ورفعنىفوقكم.لأن النبوة، هی الإرتفاع فوق منزلتهم. # 23 ~~ه مسة ~~"وجعلنىمباركاأينماكنت، "، أى، مؤيدابالبركة، وهوالجاریمنجهةالأصلين. # سه ~~- ~~.. وأوصانى بآلصلوة، "، أي، أمرنى بإقامة شريعة جديدة. "... والزكوة، "، أئ، ~~8823 ~~12 وترتيب الحدود لإقامةالدغوة،التى فيها الطهارة لمنأجاب إليها ."... مادمت حيا."، ~~هس ~~54164 ~~س8152 ~~عرف فیأولأمره، أنأمرهیتم قبلخروجهعنالعالم، وأن آخرأمرهیبقیفیالعالم بغدأنیتمأمره ~~4 ~~في النطق، كماكان منشأنهحينغسل أرجلالحواريين،فلما أراد أنيغسل رجلشمعون،قال ~~-4هوسم ~~-9 ~~15 له: ياسيدى، أنتتغيل رجلى؟فقال، أماإلىاليوم فكنتأنتتغيل رجلى،واليوم أنا أغسيل ~~ر جلك.(فهذا دليل علىتمام أمره قبل خروجه عنالعالم. # الف-282 ~~ه 12- الف ، ب : نسب اليهاوهو صاحبه الذی .ج : نسبت اليها وهو صاحب الذى. # 2 - درمرسه نسته، من غیران عقد، أمدهاست . # 1 - الف ، ب : وظهوره . ج : وظهروه . # 5 - آيه 29، سورۀ 19 (سورة مريم) . فاشارت اليه قالوا كيف نكلم من كان فى المهد صبيا. # 6 - الف ، ب : نستفتح . ج : تستفتح. # 7 - الف ، ج : وقال . ب : قال. # 7 - دوآيه 30 و31 ، سورۀ 19 (سورة مريم) . قال انى عبدالله ءاتانى الكتاب وجعلنى نبيا . وجعلنى مباركا اين ~~ماكنت واوصانى بالصلوة والزكوة مادمت حيا . # 8 - الف ، ب : جری .ج : جزی. # 12- الف ، ب : ای .ج : لمن ای. م ~~9- درهرسه نسخه، هوالارتفاع ، آمدهاست . PageV00P286 # ============================================================ ~~الجزه الخامس ~~239 ~~25-43 ~~ودلالة قولالله، عزوجل، حكاية عنه: "ماقلت لهم إلا ما أمرتنى به ، " ، إلى قوله: ms277 ~~85و ~~2... فلماتوفيتنى كنتأنتالرقيبعليهم، "، فقوله : "... توفيتنى، "، دليلعلىتمام ~~أره. كانوا ينالونقسطهممن الجارى، بلاواسطةمنه، فيقول، إنهأمر بتأليف الشريعة، أول 3 ~~3 ده -3 ~~ماعقد عليه منجهةالأصلين،وأرقى إلىحدالنطقاءفیأولأمره. # سس ~~و ~~والتأويل الذىجرى فی هذه آلآية: "...يومولذتويومأموت، "، يعنى، وقتإنشائى ~~او ~~في بذهأمریحيننلتدرجة الإمامة،وأمرتبالإمساكعنالمفاتحة، وحينأبعث رسولامامورا6 ~~بنشر التاييد." ~~هذاهوالقولالأول،وهوغلط.لأنه،لميكنلهحدالإمامةقبلالنطق، بلأقيمفیالنطق ~~مو ~~-و ~~1 ~~8 ~~و مودوه ~~أولمااتصلبالأصلين،وأمربتأليفالشريعة،علىماقدفسرنا. ألاتراهيقوللهم- حينأشارت 9 ~~مر44 ~~إليه أمه - أول ماعرفهم حده، فقال: "...ءاتانى الكتاب، "، "... وآوصانى بالصلوة ~~والزكوة، "، أى: أمرت بتأليفالشريعة وتجديدالدعوة. وهذا أول مافاتحهم به. # هو4 ~~44 ~~"و كذلكالقول فیتأليفالشريعة، "... في المهدصبيا.": أنه كان فیحدالمستجيبين، 12 ~~وأنه كان يطلعه علىحد نفسهمرة، وينحيه أخرى، مخافة الشك، فیمالميتعودلسمعه. فكان ~~91 ~~24م، ~~عيسى، بتذك آلصفة، فى ذلك الوقت.". # 13- الف : وان ب، ج : وانه. # -12 - الف ، ج : التى فيها . ب : الى فيها . # 13- الف ، ج : يبقی . ب : بقی. # 1 - الف : ودلالة اخرى . ب ، ج : ودلالة. # 2 - آيه 117 ، سوره5 (سورة المائدة) . ماقلت لهم الاماامرتنی بهان اعبدوا الله ربی وربكم وكنت عليهم شهيدا مادمت ~~فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم وانت على كل شیء شهيد. 3 - الف ، ج : كانوا . ب : وكانوا . # 4 - الف ، ج : فیاول . ب : فیحداول. # 4 - الف : وارقی . ب : ارفی . ج : وارقا. # 5 - ظاهرا از ، والتاويل ، تا ، هذا هوالقول الاول ، قول صاحب محصولاست . # 5 - آیه 33 ، سورۀ 19 (سورة مريم) . والسلام على يوم ولدت ويوم اموت ويوم ابعث حيا . # 10- الف : اليه امه . ب ، ج : اليه . # 9- الف ، ب: وامرت . ج : ومرتب . # 14 - ظاهرا از، وكذلكن القول فی تأليف الشريعة ، تا، هذا القول الاول وهوغلط، قول صاحب محصولاست. م PageV00P287 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~240 ~~م و ~~هذا القول الاول، وهوغلط. لان تربيته، لمتكنإلىالجسمانيين، فيكون هذاصفته. # س ~~و كيف يكون كذلك، وآولماسالوا آمهعنشانه، آشارتإليه، أنيستفتحوا منجهته، فقالوا: ~~4 ~~-ه 14 ~~.-ف9هم ~~وس ~~3 "... کيفنکلم من کانفیالمهدصبيا. *،فابتدأوفاتحهم، علىماقدجریالتفسیربه. وکیف ~~312 ~~4 ~~يجوز أنيخافعليهالشك، وقدأتصلبالأصلين. لأنه، أولماسئل: "قالإنىعبداللهعاتانى ~~ه ~~.1- ~~الكتاب، "، فعرفهم أنه، قدجرىفيهمن الأصلين،واتصلبهما. وهذا فیأول) ماطالبوا أمه ~~هو.59و ~~الف284 ~~ه س -2441س ~~6 شأنه، فأشارت إليه وأجابهم. وهو دليل علىأنه ms278 لم يكنفیحدمنيخذرعليه الشك، ولاكان ~~س1 ~~في حدالأتماء، ولا كان تعليمه من الجسمانيين فی المستج ~~15 ور -24 ~~201 ~~اجبين، فكان يطلع على حده مرة ~~عني ~~1 ~~وينحى اخری. # سس ~~س1 ~~سس 3--1: ~~وقدقال: " إنه، اتحدبالكلمةمن غير توسطصاحب الزمان.". وكيف يجوز مع هذه ~~و وو 41332121، ~~الحال، أنيقال: "صاحبهكانيطلعهعلىحدهمرةوينحيه أخرى،مخافة الشك.". وكيف ~~:مو ~~5-ف ~~شك من قداتحدبالکلمةمنغيرتوسط صاحب الزمان؟ # .04054، ~~12 هذاالقولالأول،وهوغلطلأنهأرقیإلیحدالنطقاءفیأولأمره،وهذاقبلمضییخیی ~~8،5 - و-12 ~~و.-1 ~~1-- 02132 ~~1-442 ~~د24 ~~ع ن العالم: ثم مضىيخيى بعد ذلك، سلام الله عليهم أجمعين ، ولم يكناتصاله بالأصلين، ~~-4،5 ~~من أجل أنصاحبالزمان،اختلسبغتة، ولاكانتالعلة هذه، بلآتصلبهماقبل ذلك، على ~~ه 13- الف ، ب : وانهکان يعللع .ج : وانكان يطلع. 13- الف ، ب : ينجيه . ج : ينحيه . # 13- الف، ب : الشكث . ج : الشكر. 14،13 - الف ، ب : لسمعه فكان عيسى . ج : لتسمعته فكان عينى. # 1 - الف ، ب : الى الجسمانيين . ج : الى جسمانيين . 3- الف ، ب : كيف نكلم . ج : كيف تكلم . # 4،3 - الف ، ب : وكيف يجوز . ج:وكيف. # 5 - الف ، ب : ماطاليوا . ج: ماجلاليوا. # 6 - الف ، ب : واجابهم . ج : اجابهم. # 7 - الف ، ج : فكان يطلع . ب : فكان ان يطلع. # 8- الف : وينجى . ب وبحی . ج : ويحی. # 9 - ظاهرا از ، انه اتحد ، تا ، وكيف يجوز، واز، صاحبه، تا ، وكيف يشك، ، قولصاحب محصولاست . # 10 - الف : علىحد نفسه . ب : علىحده . ج : علىحد . # 10- الف ، ج . وبنجيه . ب: وبنيه . # 13- الف : سلامالله عليهما . ب ، ج : سلامالله عليهم اجمعين. PageV00P288 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~241 ~~وو ~~ح سب ماقدفسرناه. ولم تكن تربيته إلى أمه كماقدجرىالقول فيه: "إن خامسالنطقاء كان ~~و52- ~~-ه -وم،4412 ~~تربيته إلى أمه. "، وإن ثالثالأتماءفیهذا الدورلمتكن تربينهإلىأمولاأب،والإستذلال ~~ه وه،414 ~~بالآية: "... لاشرقية ولاغربية،"، أيضا خطأ،وسوف نذكره إنشاءالله. # فصل ~~هوو ~~فهو ~~وقوله: "... كيفنكلم من كان فیالمهدصبيا. "، فالمهد، علىأولالحدود، إذعقد ~~ه ب ~~0123 ~~عليه ومهدله الأمر. والصبي، علىالمستجيب. فهملميعرفوامرتبته فیأولأمره،وقدروا أنه6 ~~فحدالمستجيبينحتىتكلم،وفاتحهمبحده،وعرفهممرتبته،وأنهقدخصبها،وأرقىإليها ~~وو مهوه ~~و1 ~~من غير واسطة . وإنما خص بهذه المنزلة ، فی الإتصال بالحدود العلوية من غير واسطة من ~~م هو ~~الجسمانيين، كما قال الله، عزوجل: " إن مثل عيسى عند الله كمثل عادم خلقه منتراب،"، ~~213 ومو4 ~~4و ~~2 ~~ل - 284 ألآية . لآن ms279 الدغوة تمت بهمناولدأولالآتماء، فیدورثالثالنطقاء، كمايتم السابعمنولد ~~أساس ثالث آلنطقاء. فكانت لخامس آلنطقاء، فضيلة الآحدية بالقوة، وللسابع، فضيلة ~~24و ~~الآخرية بالفعل . وكذلك يتحد السابع بالأصلين، اتصالا حقيقيا بالفعل، لآنه صاحب 12 ~~الكشف، كما أتصل به خامس النطقاءبالقوة اللطيفة، لابالكشف. فصار الخامس، مثالا ~~1 - الف ، ج :كما قد جری . ب :کماجری. # 1 - الف : ولم تكن . ب ، ج : ولم يكن . # 2 - آيه45، سوره24 (سورة النور) . الله نورالسموات والارض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة كانها ~~کوکب دری یوقدمن شجرة مبارکة زیتونة لاشرقیة ولاغربیة یکادزیتهایضی ءولولم تمسسه نارنور علی نوریهدی الله لنوره من ~~3 - درهرسهنسخه، وذلکق ایضا، آمدهاست. # يشاء ويضرباللهالامثالللناسوالله بكلشیء عليم. # 5 - الف ، ب : وقوله كيف نكلم . ج : وقوله كيف تكلم . - درحاشيه نسخه الف: ومعنى قوله کيف نکلم من کان ~~ف المهد صبيا وان الدعوة تمت به وله فضيلة الاحدية بالقوة وللسابع فضيلة الاخرية بالفعل . # 6 - الف : وقدرأوا . ب : وقدروا . ج : وقدروا. # 5 - الف : اذعقد . ب ، ج : اذا عقد. # 7 - الف ، ب : قدخص بها .ج : قد حضنها ~~7- الف ، ب : مرتبته .ج : مرتبة. # 8- الف ، ب : بهذه .ج:هذه. # 9- آيه 59 ، سوره 3 (سورة آل عمران) . ان مثل عيسى عندالله كمثل ءادم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون . # 11 - الف ، ب : لخامس . ج : الخامس.11 - الف : الاحدية . ب : لاجديدة . ج : الاخرية. # 12- الف، ب : حقيقيا . ج: حقيقا. # 11 - الف ، ب : وللسابع . ج : والسابع. PageV00P289 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~242 ~~14164- ~~لسابع، بمنزلةآلآخرية، كماقد فسرنا. وشبه أيضا باول آلنطقاء، لان سبيل آولالنطقاء ~~شارز ~~في الإتحاد بالأصلين، كسبيله، بلاواسطة. # و و ~~و هو- ~~3 قال الله، عزوجل: " إن مثلعيسىعندالله كمثلءادمخلقهمنتراب، "، وهكذا يكون ~~سبيل السابع عند ظهوره، بحدالآخرية. # وو60 ~~قالالله، عزوجل: "... كمابدأنا أولخلقنعيدهوعداعلينا، "، فوجبلذلكأنيظهر ~~،4هو 3 وم2 ~~شبه الأول فیالآخر. فظهر شبهه فیالخامس بالقوة،لأنه، آخر النطقاءمن ولدالمتم فیدور ~~44و283 ~~س14 ~~الثالث. وإنما يظهر فيه بالفغل،لأنه الآخرعلىالحقيقة منجميعالجهات،لاآخربعدهمن ~~44 ~~53 ~~النطقاء. فهذهعلة أتحادالخامس بالأصلين منغيرواسطة، لامنجهة أن صاحبالزمان كان ~~19 ~~8513844و ~~زكريا. ويخيیلم يعدمنالأتماء،الذينمضوافیالدورالرابع، بلكانتله الرتبة، التى قد ~~ت. # سشهسد ~~ذكرناها،ولم يخرجمنالعالم ms280 إلابعداتحادالناطقالخامسبالأصلين،وقیامهبالنطق،وآستوائه ~~3 ~~ف محرابه، وآبتدائهبتاليف الشريعة، علىحسبماقدفسرنا. وماكان لزكريا، حدآلتمامية، ~~12 بل كان لاحقا، على ماقد ذكرناه. # -هوو ~~وأماتأويلالآية فیقصةالمسيح، عليهالسلام،قوله: "إذقالالحواريون ياعيسىابن ~~هوو ~~ه ~~1-213-24501 ~~و-254-14 ~~5225 ~~مريم هل يستطيع ربكأنينزلعلينامائدةمن السماء، "، وقوله: "... فلماتوفيتنى كنتأنت ~~1 - الف : لان . ب ، ج : ولان. # 3 - الف : تعالى . ب ، ج : عزوجل. # 5 - آيه 104، سوره21 (سورة الانبياء) يوم نطوى السماءكطى السجل للكتب كما بدأنا اول خلق نعيده وعدا علينا ~~6 - الف ، ب : شبه الاول فی الاخر. ج : شبيه الاول فیالاخرية . # انا كنا فاعلين. # 6- الف ، ب : شبهه . ج : شبه. # 8 - الف : فهذه علة . ب : فهذه . ج : فهذه عليه . # 9 - الف : فیدور . ب ، ج : فیالدور. # 9 - الف ، ب : او يحیی لم يعد . ج : وبحی بعد. # 9 - الف ، ب : له الرتبة . ج : له الرتب. # 20 - الف ، ب : واستواثه . ج : واستوابه. # 11- درهرسه نسخه ، ولكان ، آمدهاست . # 11 - الف ، ج : ماقدفسرنا . ب : مافسرنا. # 13- آيه112، سوره5 (سورة المائدة) . اذ قال الحواريون ياعيسى ابن مريم هل يستطيع ربكث ان ينزل علينا مائدة ~~من السماء قال اتقوا الله ان كنتم مؤمنين . # 13- آيه117، سوره5 (سورة المائدة). ماقلت لهم الاما امرتنى بهان اعبدوا الله ربی وربكم وكنت عليهم شهيدا مادمت ~~فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم وانت علىكل شیء شهيد. PageV00P290 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~243 ~~لذ -285 الرقيب عليهم ، " ، فإنا نذكره عند ذكر من كانت له مثل هذه القصة، [إن شاءالله، وبه ~~هووو. # 6 ~~الحول والقوة. # فصل ~~وأما القول فی: ~~و ~~44و. # ه ~~أن الخامس يشبه السابع، لأنه غاب ورفع إلى السماء، ثم يعود، كما أن السابع ~~غاب، یعود.". # فقد ذكرنا فیباب شبه آلخامس بالسابع، من أیجهةهو. # 2 ~~و3 ~~فأما فیبابالغيبة، فليستغيبتهمثلغيبةالسابع. قالالله، عزوجل، فیقصته،حكاية ~~س ~~ع ن اليهود: "وقولهم إناقتلنا المسيح،"، الآية، وماذكرالله فیصفتهفی هذهالآية، مخالف9 ~~س ~~وهو سچهو94 ~~لماعليهأهل الكتابين فیظاهرالتنزيل،لأنالله،عزوجل، ذكرأناليهودلمتقتله، وأنه، ألقى ~~ه ~~شبهه علىالذی دل عليه، فقتلوا الذیشبه به. وقد أقرت آليهود، أنها قتلته وصلبته بعينه. # وو-2 ~~وقدنطق الإنجيلبمثل ذلك، وأنهمأنزلوهمنالصليب، ودفنوه.واتفقتالیهودوالنصاری12 ~~13-11-94 ~~164014 ~~وه. # على أنه قتل،ولم تكنلهغيبة فیظاهرالأمر، إلافیمضيهعنالعالم ms281 بالقتل.وفیالقرآن أنهرفع ~~ه. # 241و8 ~~الىالسماء،وليس رفعه إلىالسماءمثال غيبةالسابع. وأيضا فإنه تم أمره قبلمضيهعنالعالم. # 5و2،8 ~~السابع، فلم يتم أمره فیغيبته، بلالدعوةباسمه، إلىوقتظهوره. وبينالقضيتينفرقبعيد. # س شههوم:6 ~~1- درهرسه نسخه ، نذکر، آمدهاست. # 5 - ظاهرا از، انالخامس، تا، فقد ذكرنا، قول صاحب محصولاست.5 الف، ج : يشبه . ب: شبيه . # 8 - الف ، ب : فاما فیباب الغيبة . ج : قاما فیباب الغيب . درحاشيه نستهه الف : ذكرغيبة الحامس. # 8 - الف : فیقصته . ب، ج : فیقصة . # 9 - 2ي1574 و158، سوره4 (سورة النساء) . وقولهم انا قتلنا المسيح عيسى ابن مريم رسول الله وماقتلوه وماصلبوه ~~ولكن شبه لهم وانالذين اختلفوا فيه لفى شكث منه مالهم به من علم الا اتباع الظن وماقتلوه يقينا . بل رفعه الله اليه ~~9 - الف: وماذكرالله . ب، ج: وكما ذكرالله. # وكانالله عزيزا حكيما. # 10- الف: عزوجل، ندارد. 11_ الف : تشبه. ب، ج:شبه.11 الف، ب: وصلبته . ج : وصلبة . # 14- الف : غيبة فیظاهر الا مضيه . ب ، ج : غيبته فیظاهر الا فیمضيه . # 15- الف،ب: باسمه.:بالسمه. سه ~~14 - الف ، ب : فانه تم امره قبل . ج: فانه قبل . PageV00P291 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~244 ~~و الذى نطق بهالقرآنفیرفعه إلى آلسماء، فإن المعنى فيه لغيره . وإنما يصح ظاهر ~~م في القرآن بالتأويل ، فإذا حملته علىالتأويل، وضح المعنىوظهرصدقمحمد، صلىالله ~~3 عليه وآله. # و ~~مدو ~~نقول: إن المعنیالذی نطق بهالقرآن،منشأنالمسيحورفعهإلىالسماء. فإنالمعنى ~~-م4 ~~اجع إلىالاساس، وهیقصةتدلعلىحدالأساس،لأنالأساس،هوالمسيحفی هذاالدور، وعليه ~~ههم ~~وقع المثل، والدلالاتعلى هذاكثيرة،منهاقول النبي، صلیاللهعليهوعلىآله: "لولاأنتقول ~~540 ~~هه ~~فيك طائفة من أمتى ماقالت آلنصارى فیالمسيح، " ، ألحديث معروف . وقد قالت فرق ~~من الغلاة وجهال هذهالأمة، كما قالتالنصارىفیالمسيح مثلابمثل ~~ه سسو ~~9 والمسيح، معناهتمسوح، ويكون ماسح، فعيل بمعنىافاعل وبمعنى مفعول، كأنه ~~الف -1،896 ~~1 س ~~مهو. # و ووه ~~هو الذی مسحأهل الحقيقة بالقدسوالطهارة،لآنه الغاية فی هذا الدور. ويکونهوأيضا،الذی ~~سح بالطهارة والقدس،وهو علىغایةمنمسح. واليهودالتیقتلته، علىالأضداد، الذينتشبهوا ~~12 باليهود، وفعلوأفعالالیهود، فی کتمانهمحدهومنزلتهعلىأهلالنجدين، کماکتمتالیهودأمر ~~94-و و04- ~~الناطق، عليه السلام. # قالالله، عزوجل: "... وکانوامنقبلیستفتحونعلیالذین کفروافلماجاءهمماعرفوا ~~15 كفروابهفلعنة اللهعلىالكافرين . "، قالوافیالتفسير، إناليهود كانواينتظرونخروج محمد، ~~ه 15- الف ، ب : القضيتين . ج : القصتين. # 1 - الف ، ب : يصح . ج : يصبح. # 2 - الف : صحالمعنى . ب، ج : وضحالمعنى. # 2 - الف، ب ms282 : وظهرصدق محمد.ج : وصدق ظهرمحمد. # 4 - حاشيه نسخهه الف : الاساس هوالمسيح فى هذا الدور. # 4 - الف : نطق. ب، ج : الذی نطق . # 4 - الف،ب: ورفعه.ج:ورفعة. 5 - الف، ج:قصة. ب: قصته. 7 - الف، ب: طائفة.ج:طائعة. # 8 - الف، ب : منالغلاة. ج : من الغلات. # 8 - الف، ج : هذه الامة. ب: هذا الامة. # 10 - الف، ب : والطهارة لانه الغاية فیالتاويل . ج : والطاهره لانه الغاية . # 11 - الف، ب : بالطهارة. ج : بالظاهرة. # 12 - الف، ب : كما كتمت اليهود امرالناطق . ج : كما كتمه اليهود وامزالناطق . PageV00P292 # ============================================================ ~~245 ~~العجزء الخامس ~~84و و- ~~صلىاللهعليهوآله، ليستظهروابهعلىأغدائهم،فلماظهرعليهالسلام، أنكروه،وكفروا به. # م1 ~~م و ~~ت94م. # فكانالأضدادعلىأمثالهم، كانواينتظرونأنيقيم الناطقأساسا،يقيمونالدعوةباسمه، فلما ~~اقامه كفروا به، أئ. ستروا حده ومنزلته عنالحدود، فقالالله، عزوجل، حكاية عناليهود: ~~"وقولهمإناقتلناالمسيحعيسىابنمريمرسولالله،"،أي،إنهملماعاندوه،وجحدوابه،وكتموا ~~أمره،ادعواأنهمقدأسقطوهعنمنزلته، فقالالله، عزوجل، رداعليهم: "... وماقتلوهوماصلبوه ~~سوو ~~و لكنشبهلهم، "، أي، إنهم لم يسقطوه بإنكارهمحقه وجحودهم به. وماصلبوه، أي ، وما6 ~~258ه و ~~ضحوهبمافعلوا. ولكنشبهلهم. قالوا ألقی شبههعلىمنأغوىأليهودبهودلهمعليه. أي، إن ~~الذىأغرى الأضدادوأتباعهمبالأساس، ودلهم علىإفساد أمره والفسادفیدغوته، هوالذى ~~94.4 ~~شبه بالأساس،لادعائهمنزلته،وقعودهمقعده. فکانقدألقیشبههعلیه،وهوالذیقتلوصلب،9 ~~سو سوو س ~~لالأساس . أي ، هو الذى أسقط عن حده ومنزلته، وافتضح بفعله، وجرى عليه ماتمناه ~~فی الآساس. # ... وإن الذيناختلفوافيه لفىشكمنهمالهم بهمنعلم إلاتباعالظن،"، أى، اتباع 12 ~~ال 287 الضد من الناکثين. وأهل الظاهر، يشکون فیمرتبة الأساس،ولاعلم لهم بحقيقة أمرهمإلاتباع ~~الظن. أئ، إنهم أتباع لرئاستهم فیظاهر الأمر، وهو الظن الذىلاحقيقة فيه ولايقين معه. # 14- آيه89، سوره دوم (سورة اليقرة) . ولما جاءهمكتاب من عندالله مصدق لما معهم وكانوا من قبل يستفتحون ~~على الذين كفروا فلما جاءهم ماعرفوا كفروا به فلعنة الله على الكافرين . # 15 - الف. وكانوا. ب، ج : ان اليهود كانوا. # 3- الف، ب : اقامه کفروا به . ج : اقامه به . # 2 - الف : على مثالهم. ب، ج : على امثاهم ~~4 - درحاشيه نسخه الف : معنى قوله تعالى وقولهم انا قتلنا المسيح الاية الى بل رفعه الله اليه . # 9- درهرسه نسخه، ولاصلبوه ای ولافضحوه، أمدهاست . # 6 - الف : ای لم. ب: ج : ای انهم لم. # 8- الف، ب : اغری. ج : اعزی. # 8- الف ، ب : افساد امره (ب: نسخه بدل، افساد امرهم) . ج : اسناد امره. # 9 - الف، ب : لادعائه. ms283 ج : لادعايه. # 9- الف، ب : تشبه . ج : شبه. # 13 - الف، ج : الا اتباع الظن اى انهم اتباع لرياستهم. ب : الا اتباع لرياستهم PageV00P293 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~249 ~~م وو4 ~~... وماقتلوه يقينا. "، فاليقين،علىالدعوةالحقيقية. أي،ماأسقطوهعنرتبتهالحقيقية، ~~وإن كانواقدغلبوه فیآدعاءمنزلتهظاهرا.وقالأهل التفسير، "...وماقتلوهيقينا ."، أي، ~~8 ~~3 ماعلموا ذلكعلمايقينا. يقال، قتلتهعلماوقتلتهيقينا، أى، استشعرت علمه وتيقنته. فهو ~~ه ~~دليل أيضا على ماقلنا. إنه لاعلم لهم بحقيقةأمره ومرتبته فیالأساسية، بل يغرفونه فیظاهر ~~5ه ~~813 سب ~~س ~~أمره، كماقال الله، عزوجل، فیصفة محمد، صلىالله عليهوآله:"... وتراهم ينظرون إليك ~~ه9م ~~6 وهملايبصرون."،لأنهملايعرفونمنزلته. وقوله: "... رفعهاللهإليه،"، أئمرفعهالناطق، ~~و أرقاه إلى منزلةالآساسية، وهو آرتفاعه إلى السماء،لآنه، سمابها علىجميع أهلالدغوة، فهو ~~هوس ~~0-66162 ~~252 ~~فيالسماء، إلىالوقتالذىحدله،ثم ينزلإلىالارض. أيإنالدغوةمنسوبة إليه، وهو أغلى ~~و ر1-643 ~~الحدود كلها، إلىوقتظهورصاحبالكشف، فعندهاينزلمنالسماء،ويقدمه، ويصلىخلفه، ~~ويقوللهلكأقیمتالصلوة،أی،عندهایدعیلهأنهالنهایة،وأنهصاحبالكشف،وأنالرفعة ~~-و ~~اه ~~ه،88 ~~و چو ومه ~~و3624،- ~~و و ~~له علىجميع الحدود، فيكون ذلك نزوله منالسماء. # 85و ~~12 وقوله، عزوجل: " ولماضرب ابن مريم مثلاإذاقومكمنه يصدون. "، فقومك،على ~~ه-ه ~~لواحقالناطق.لأنالقوم،هم الرجالدونالنساء. قالالله، عزوجل: "... لايسخرقوممنقوم. # 1 - الف : اى ماسقطوه عن رتبته فیالحقيقة . ب: اى مااسقطوه عن رتبته الحقيقية . ج : اى مااسقطوه عن رتبة الحقيقة . # 3- الف، ب: ماعلموا.ج : ماعملوا. # 2 - الف، ب : فیادعاء. ج: فیادعا. # 3 - الف : وقتلته يقينا اى اشعرت . ب: وقتلته يقيتا اى استشعرت . ج: وقتلت يقينا اى اشتعرت. # 5 - آيه،198، سوره7 (سورة الاعراف) . وان تدعوهم الى الهدى لايسمعوا وتراهم ينظرون اليكث وهم لايبصرون . # 9 - الف : بل رفعهالله. ب، ج: رفعهالله . # 6 - الف : لايعرفون. ب: لم يعرفوا.ج : لايعرفوا. # 9 - الف،ب: الى وقتظهور. ج : الى وقت. # 96 - الف، ب: ای رفعه. ج : رفعه. # 10- الف، ب: ای عندها یدعی. ج: ای عقدما یدع.10_ الف، ب : وانه صاحب .ج : وان صاحب . # 12 - آيه 57، سوره 43 (سورة الزخرف) . - درحاشيه نسخه الف : فی معنى قوله ولما ضرب ابن مريم مثلا اذا ~~13- درحاشيه نسخه الف : القوم ممالرجال دون النساء. # قومكث منه يصدون. # 13ليه ~~االحجرات) . ياايهاالدينءامنوا لايسخر قوم من قوم عسى ان يكونوا خيرا منهم ولانساء ~~من نساء عسى انيكن خيرا منهن ولاتلمزوا انفسكم ولاتنابزوا بالالقاب بئس الاسم ms284 الفسوق بعد الايمان ومن لم يتب ~~فاولثكث هم الظالمون . PageV00P294 # ============================================================ ~~247 ~~الجزء الخامس ~~سو بر-45 ~~سو610160 ~~ع سى أنيكونواخيرا منهمولانساء من نساء عسى آنيكن خير امنهن ، "، فجعل القوم ، الرجال ~~سه سدهر ~~دونالنساء. والقوم، علىاللواحق. وآلنساء، علىمندونهممنالحدود. # قالالله، عزوجل: "الرجال قوامونعلىالنساءبمافضلاللهبعضهمعلىبعض، "، أئ،3 ~~هسو. # ه و ~~اف 288 إن فضلاللواحقعلىمندونهم، لتفضيلاللهإياهم، لأنهمقدأقيمواعليهم."...وبماأنفقوا ~~هوو ~~من أموالهم، "، أى، إنهم يفاتحون مندونهم منالحدود. # فقوله، عزوجل: "ولماضربابنمريم مثلاإذا قومكمنهيصدون. "، أئ، لماأشار6 ~~الناطقإلىالأساس،وأقامهمثالا لنفسه.لأنالأساس،مثال الناطق،الذىمثلهلأهلالنجدين، ~~ليقتدوابه.فلمأقامهمثالالنفسه، صدعند ذلكالأضداد، الذين كانواقائمينبأمرالدعوة، ~~2-485 ~~5 ~~5-9-و ~~قبل أنأقيم . "وقالواء ألهتناخيرأمهو، "، يعنى،استكبرواعنه. وآدعواأنرؤسائهمأغلىمراتب9 ~~و5124 ~~منه."... ماضربوه لك إلاجدلابلهمقومخصمون."، عرفه، أنهم سوف يصيرونأضدادا ~~وخصمالهمنبعده. وأنهميغلبونهعلىظاهرمنزلته، وينازعونه فيها. # وقوله: "وإنه لعلم للساعة، "، أى، إنه الدليل علىالساعة. لأن العلم، يكون علامة 12 ~~و2 ~~يستدل بهعلىالشيء، وكان هوصاحبالتأويل، الذى نهايتهإلىالساعة، وهوالدليل عليه. # وتقرأ هذهالآية "لعلم للساعة " و " ولعلم "، وهماجميعابمعنىواحد، لأنه،إذاكانعلمالها، ~~2 - الف : فالقوم. ب، ج : والقوم. # 3 - آيه 34، سوره4 (سوره النساء) . الرجال قوامون على النساء بما فضل الله بعضهم على بعض وبما انفقوا من اموالهم ~~فالصالحات قانتات حافظات للغيب بما حفظ الله والتى تخافون نشوزمن فعظوهن واهجروهنفیالمضاجع واضربوهن ~~فان اطعنكم فلاتبغوا عليهن سبيلا ان الله كان علياكبيرا.4 - الف، ج : فضل اللواحق . ب : افضل اللواحق. # 5 - الف، ب: يفاتحون. ج : تفاتحون. # 4 - الف : ج : لانهم قد اقيموا. ب: لاانهم قد اقيموا. # 7 - الف ، ب : لان الاساس . ج :كان الاساس. # 9 - آيه58، سوره43 (سورة الزخرف) . وقالوا ءالهتتا خير ام هو ماضربوه لكث الا جدلا بل هم قوم خصمون . # 9 - الف، ب : اعلى مراتب .ج : على مراتب . # 9 - الف، ج : يعنى . ب: ماضربوه يعی. # 12- آيه61، سوره43 (سورة الزخرف) . وانه لعلم للساعة فلاتمترن بها واتبعون هذا صراط مستقيم . درحاشيه ~~نسخهه الف : ومعنى قوله تعالى لعلم للساعة فلاتمترن يها واتبعون هذا صراط مستقيم. # 14 - الف : تقرأ . ب: ج: يقرأ. PageV00P295 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~248 ~~فهوالعلم الذى يستدل بهعليه. والساعة، جزءمناليوم، وليستآليوم بعينه، وهوعلىالثامن، ~~وسمهوم ~~و وهم ~~2 ~~826 ~~س 14س ~~-20-142،80 ~~سوو ~~الذىبهيغلق بابآلتوبة، وهوبابالجنةالثامن،الذىهومغلق،لايذخلمنهإلىالجنةأحد، ~~ه وسوو ~~. # ومر6م2 ~~8294-وو2-43 ~~همو.9 ~~وهوالذیذكرةالله، عزوجلحيثيقول: "هلينظرونإلاأنتأتيهمالملائكةأويأتىربك،". ms285 # 9-وو23 ~~-0و4 ~~قال أهل التفسير، " تأتيهم الملائكة،"، يعنىالموت. " أويأتىربك، "، يومالقيامة. " أو ~~ه 1 ~~ده د14 ~~01 وورار23 ~~5- م4 ~~ياتىبعض آيات ربك،"، خروجالدابة،وقالقوم، هونزولالمسيح. فإتيانالملائكةعند ~~.- ~~موده س1 ~~الموت، علىانكشاف أمرالنجباء،وانقطاع ذكرالأضداد، فذلك، هوموتهم. وإتيان ربك ~~ه سوم ور ~~5،0،5 ~~في القيامة، علىصاحبالكشفعنالساق، الذى، كانإليه، تربيةالحدودالسفلية. وبعض ~~سوم اوا ~~ايات ربك، الذیهودابة الأرض ونزولالمسيح،اعلىالثامنالذىيغلق بابالتوبة، كما ~~-5214س ~~الف-289 ~~و ~~سنود ~~1 ذكرنا. فهذه، ثلاثة أخوال. أحدها، بغض آيات ربك،وهوحده ومنزلته، أعنى، الثامن، ~~ه ~~و و ~~الذى، يغلقبابالتوبة. ألاتراهيقول: "... يوم يأتیبعضءاياتربكلاینفعنفساإیمانها ~~11492651 ~~م تكنامنتمنقبلأو كسبت فیإيمانهاخيرا، "،وقال، جلذكره: " هلينظرون إلالساعة ~~سه ~~3354 ~~همو . # 153 ~~،وور ~~3422وه ~~م421211 ~~4م102و ~~12 انتاتيهم بغتةوهملايشعرون . ". فقوله، تباركوتعالى: "وإنهلعلمللساعة، "، قدتقدمالقول ~~.ه و ~~044-5- ~~وم154 ~~به . ويقرأ أيضا، إنه لذكر للساعة ، أي ، هو صاحبالتأويل، الذى يذكر به ، أمر ~~852 ~~الساعة وآشراطها. # 15 وقدروى عن الصادق، عليه السلام، أنه، سئل عن تفسير قوله: "ص والقرءان ذی ~~وم وم وم4و ~~م -204-_ 92.-: 14030293 ~~الذكر. "، فقال: الذكر، هو أمير المؤمنين،عليهالسلام. وأينماوجدتفیالقرآن الذكر، ~~1 - الف، ج : وليست اليوم. ب : ولست اليوم. # 2 - الف : هو مغلق لايدخل منه . ب : هو مغلق لايدخل . ج : يغلق لايدخل منه . # 3 - ا158،4، سوره6 (سورة الانعام) . هل ينظرون الا ان تاتيهم الملائكة اوياتى ربكث اوياتى بعضءايات ربكثيوم ~~يانی بعض ءايات ربکث لاينفع نفسا ایمانها لم تکن ءامنت من قبل اوكسبت فی ایمانها خيرا قل انتظروا انا منتظرون . # 5،4 - الف، ب : اويانى . ج : ويانى . درحاشيه نسخه الف : وتفسير معنى قوله هل ينظرون الا ان تاتيهم الملائكة ~~اویانی ربکن اویاتی بعض ایات ربک یوم بعض ایات ربک لاینفع نفسا ایمانها لم تکن اامنت من قبل اوکسبت ~~فی ايمانها. # 6 - الف، ب : على انكشاف . ج: علىالكشاف. # 11 - آنه96، سه 350 ~~11 - ب، ج : جل ذکره. الف: ندارد. # شرف).سه PageV00P296 ~~============================================================ ~~249 ~~الجزء الخامس ~~ه 4وو1 ~~ةو ~~فاعلم، آنه يعنى به . وإنما عنىالصادق، عليهالسلام، أنه صاحب التآويل، الذى يذكر ~~بهالناس، وبه يتذكرون ويعرفون ويعلمون مايحتاجونإليه، منمعالم دينهم. # ".. . فلاتمترنبهاواتبعون، "، أى اتبعوا أمرى، فیإقامةطاعة هذا، الذى، يسلك 3 ms286 ~~ووم ~~بكم الطريق. حث أهل النجدين، على آتباعه، وآجتناب أمرالأضداد، وحذرهم الإرتياب ~~ه44و ~~ف أمره،وعرفهم، أنه، صاحبالصراطالمستقيم، الذى، عليه يسلك الناس، وبهنجاتهم، ~~سو ~~دمه ~~سوو م ~~و استقامة آمر دينهم. فرفع آلمسيح إلىآلسماء، ونزوله، على ما ذكرنا. وهو يكون فی آلسماء، لا ~~ه ~~الوقتظهورالساعة، لأن الدعوةبالتأويل،المنسوبإليه، إلىذلكالوقت،وبهيتمأمره. # وقدذهبقوم، فیتاويل هذهآلآية: "... آبنمريم، " إلىوجهآخر، وجعلوا آبنمريم، ~~بعضالنجباء،وهوخطأ. وأسألاللهالتوفيق. # فصل ~~وأما القولفی: ~~س4 ~~432 ~~" أن المسيح،عليهالسلام،لم يجمع الإنجيل، ولاألفالشريعة، وأن سبيله، كان 12 ~~الف 290 سبيل أولالنطقاء، فلذلك، كانشبيها بأولالنطقاء،وأنهكانفیعهده،اجاريا علىشريعة ~~موسى، غيرعادل عنها.". # 13 - الف، ب : وانه لذكر. ج : انه لذكر. # ه 14- الف، ب : ويقرامج : ويقدا. # 19 - ب : عليهالسلام. الف، ج : ندارد. # 15- آیه1، سوره38 (سورة ص) . # 19- الف، ب: واينما . ج: وانهما. # 3 - آيه 91، سوره43 (سورة الزخرف) . # 1 - الف، ب : عنى الصادق . ج: عن الصادق. # 5 - درهرسهنسته، یسلگه آمدهاست. # 4 - الف، ب: ح. ج : حيث. # 6 - الف، ب : واستقامة امر دينهم . ج : واستامة امر ريلهم.9 - الف : قد ذكرنا . ب ، ج : ماذكرنا . # 7 - الف، ب: المنسوب . ج : المنسرب. # 7 - الف،ب : لان الدعوة . ج :كان الدعوة . # 8 - الف: هذهالآية . ج : هذهالآية وابن مريم . # 12 - ظاهرااز، ان المسيح ، تا، هذاهوالقولالاول، قول صاحب محصول است. 12- الف ، ب : ان المسيح. ج : المسيح. # 14 - الف،ب : غيرعادل . ج : غيرمادل. # 13- الف، ب: فیعهده . ج:فیعهد. PageV00P297 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~59 ~~س ~~و ~~هذا، هو القول الأول، وهوغلط. ونقول: إنسبيلأولالنطقاء، فیتآليفالشريعة،ا ~~على ماتقدم التفسير به، يغنىعن إعادةذكره.وإنسبيلالنطقاء، كلهم، كانواحدا، فیتاليف ~~ء ~~و ~~3 كتبهم وشرائعهم. إنما أعطوا أتباعهم، جوامع ما أوتوا، وبينوا لآممهم، الرسوم، علىمقدار ~~م أمروابه، وأوحىإليهمفيه . ولم يتولوابأنفسهم، تأليف كتبهم، وألفت كتبهم منبعدهم. # هبه ~~هووروه0- ~~وكذلك كانت سبيل محمد، صلىاللهعليهوآله، أخذعنهالقرآن،متفرقا، ثم جمعه بغده، ~~89 ~~على، عليهالسلام، وأبلغماروى عنه، صلىالله عليه، فیجمع القرآن، أنه ، كان يقول : كلما ~~ووو ~~وو سو س ~~نزلت آية، آكتبوها فیسورة كذا، وإذا أنزلت سورة، قال، أكتبوها مع سورة كذا ، ففعلوا ~~ذلك، بعدمضيه، صلىالله عليهوآله. وكذلكفعلالحواريونبعدالمسيح، عليهالسلام، ~~هس85 ~~9 ألفوا بعده، ماكانوا أخذوه عنه. # س ~~و كما أختلفت الأناجيل عن ms287 الحواريين، كذلك، اختلفت القراآت عنالصحابة، ~~حتىتجادلوا فیذلك، فأحرقتالمصاحف، ومحيت،وتنازعوافیالقرآن،وتخاصموا، حتى ~~5 ~~12 روى، أن عثمان، لما كتبت المصاحف، أمر أن تكتب هذهالآية: "... والذين يكنزون ~~1 - الف ، ب : فیتاليف. ج : تاليف. # 2 - الف، ب : ويغى . ج: ويعنى. # 2 - الف، ب :کان واحدا . ج:کاوحدا. # 3 - الف: ما اتوا به .ب، ج: ما اتوا. # 4 - الف، ب : واوحى. ج : وادحی. # 5 - الف، ب : عليه واله.ج: عليه. # 5 - الف، ب . اخحل عنه.ج: اخذ عنله. # 5 - الف : ثم جمع بعده . ب : ثم جمع بعده على صلواتالله عليه . ثم جميع بعده عليهالسلام . # 96 - ب، ج : صلیالله عليه . الف : ندارد. # 96 - الف، ب : فیجمع . ج : فی جميع. # 7 - الف ، ب : اكتبوها . ج : اكتبوهما. # 8 - الف : بعد مضيه . ب، ج : بعد مضيه صلىالله عليهواله. # 10 - الف : القرأت . ب ، ج : القران . # 11 - الف، ب: حتى تجادلوا . ج : حتى يجادلوا. # 11- الف، ب : فاحرقت.ج: فاحترقت. # 11- الف ، ب : ومحیت . ج : ومحيث . # 11 - الف : فیالقرأت وتخاصموا. ب ، ج : فیالقران وتخاصموا. 12 - الف ، ب : المصاحف . ج : الصاحف . # 12 - الف ، ب : هذه الاية . ج : هذا الاية. # 12 - آيه 34، سورۀ 9 (سورة التوبة) . يا ايها الذين ءامنوا ان كثيرا من الاحبار والرهبان لياكلون اموال الناس ~~بالباطل ويصدون عن سبيل الله والذين يكنزون الذهب والفضة ولايتفقونها فیسبيل الله فبشرهم بعذاب اليم . PageV00P298 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~251 ~~44همه ~~ووو ~~الذهب والفضة، "، بلاواو،وقال،أكتبوها: الذينيكنزن ،وأنكر ذلكأبىبنكعب، ~~- ور ~~وقال: لنلحقنها، أو، لأضعنسيفىعلىعاتقى. فألحقهابعد ذلكعثمان. # وه ~~وروى ، أن عمر ، أراد أن يكتب فیمصحفه، هذه الآية : "والسابقون الأولون 3 ~~شوو ~~منالمهاجرينوالأنصاروالذين اتبعوهمبيإحسان، "، بلاواوفی "والذين "،وأراد، أنيجعل ~~فيالمعنى،أنیکونالأنصار،همالسابقون،فقالله،زيدبنثابت،هو، "والأنصاروالذين،"4 ~~و -8515 ~~س وسو24 ~~بواو، فدعاعمر، أبىبن كعب، فسألهعن ذلك، فقال، ايواللهالذیلاإلهإلاهو، لقدأقرأنيها6 ~~الف 291 رسول الله، صلی الله عليهوعلى آله، "والأنصار والذين، "، بواو، وجرى بينهم كلام كثير، ~~22 ~~فكتبهاعمربعد ذلك، بواو، بعدأنسمعهامنأبي،وبعدماأشار كلواحدمنهم، إلىأنفصاحبه. # و ه8222- ~~و ماروى فیالإختلاف بعدالصحابة فیالقراآت مشهور، ثم اقتصروا بعد ذلك، على 9 ~~ما فی أيدیالأمةالآن،وسموهالإمام،معاختلافهم فیالقراآت. علىأنه،خلافلايغير المعانی، ~~إلا فیأحرف يسيرة. # كذلك، اختلاف الأناجيل، لايغير المعانى . إنما اختلفت الألفاظ، على ms288 حسب 12 ~~ما آداه الحواريون. # 2 - الف ، ب : لنلحقنها . ج : لتلحقها. # 1 - الف ، ج : يكنزون . ب: يكنزون الذهب. # 3 - آيه100، سوره 9 (سورة التوبة) . والسابقون الاولون من المهاجرين والانصار والذين اتبعوهم باحسان رضى الله ~~عنهم ورضوا عنهم واعدهم جنات تجرى تحتها الانهار خالدين فيها ابدا ذلكك الفوز العظيم . در هرسه نسخه، ~~الذين، بدون واو، آمدهاست. # 4 - الف ، ج: واراد . ب: ای اراد. # 6 - الف ، ج : فدعا عمر . ب : فدعى . # 5 - الف ، ب : زيد ين . ج: زید ابن. # 6 - الف ، ب : قرانيها . ج: اقرانيها. # 8- ب، ج:صلىالله عليه واله . الف: ندارد. # 7 - الف : كلام كثيرة فكتبها . ب : كلام كثير فكتبها . ج : كلام كثير فكتبهما . # 4- الف، ب: وبعد ان سمعه . ج : بعدان سعه . # 9 - الف: فیالقراات. ب، ج: فیالقران. # 8 - الف : الىانفصاحبه . ب : انفضاحه. ج: الى انفصاحه . # 9 الف ، ب : ثم اقتصروا . ج : اقتصروا. # 10 - الف: فیالقرآت . ب : فیالقران. ج: فیالقرائة . # 12 - درهرسه نسخه، لاتغير المعانى، آمدهاست . # 10 - الف، ب: لايغير المعانى . ج : لايغير لمعانى. # 13- الف: ما اراه الحواريون . ب: مااداه الحواريون . ج: ما ادا كالحواريون . PageV00P299 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~252 ~~و كذلك، سبيل التوراة، ألفتبعدموسى، عليهالسلام. وإنمأغطاهمموسى، مانسخه ~~س ~~بر ورهو82648 ~~منالألواح، فأخذوهعنه، ثم الفواالتوراة، بعد ذلك، وذكروافيهارسومموسى،عليهالسلام، ~~2 وقصصه وأحاديثه ومشاهده وحروبه ومقاماته، وذكر وفاته. وإذا تدبرهامنقرأها، عرف، ~~ه ~~انها الفتبعده. وآلذىروى، أنموسى، عليهالسلام، كتب التوراة، وسلمهاإلىيوشعبننونا ~~هو و ~~أشهد عليهبنىإسرائيل، وقال، ملعون منخالفه، فإنما يعنى، أنه، كتب لهمماكان أخذه ~~و ~~من الألواح. ويكون المعنى، أنه، أقامه فیالأساسية، وأيده، بماجرى إليه من الأصلين، ~~4-ه ~~89 س ~~و اشهد آللواحقعلىمنزلته، ونهاهم عنعصيانه، وقال لهم، ملعون منخالفه، لاأنه ، كتب ~~هذهالتوراة، التىفیأيدیاليهود،لأن هذه،تدلعلىأنها،ألفتمنبغده. وقدجرىفی هذا ~~1 آلدور، مثل ذلك . وهو مافعله النبي، صلىالله عليهوآله، يوم غدير خم، حيث قال لأمير ~~ا ال ل ل ال ~~و س1 ~~12 فهكذا، كان سبيل موسى فیجمع التوراة، وهكذا ، كان سبيل الإنجيل، أغطاهم المسيح، ~~ر ~~211و ~~عليه السلام، الرسوم فیالشريعة، والكلمات آلتى دونوها فیأول الإنجيل، وسائر ذلك، ما ~~تلقوهعنه، ومنألفاظهمن ms289 الحكمة،الفوهابعده،وحملوا الناسعليها. وكذلك، كانسبيل ~~الف -292 ~~ه ~~15 آدم، علىمافسرنا، أنه، ضربتلهخيمةمن الجنة، مكان البيت. وأن شیئابنیالبیت من بعده، ~~1813- ~~بالحجارة وآلطين، إلىغير ذلك من آلرسوم. # وأما القولفی: ~~18 " أن المسيح ، كانجارياعلىشريعةموسى، عليهالسلام، غيرعادلعنها فیعهده ." ~~1- درهرسه نسته ، توريه : آمدهاست . # 2 - الف ، ب: ومشاهده.ج: ومشاهدة. # 4 - الف ، ب : كتب. ج : كعب . # 4- الف، ب: يوشع بن. ج: يوشع ابن. # 7 - الف، ب: لابانه. ج: لاياته . # 11 - الف، ب: قال. ج: قل . # 11 - الف : قالوا نعم قال اللهم اشهد اللهم اشهد انى . ب : قالوا اللهم اشهد قال اللهم انى . ج : قالوا اللهم اشهد انى . # 12 - الف ، ب : فهكذا . ج : وهكذا. # 14،13 - الف ، ب مماتلقوه .ج : ما قلعوه. ه PageV00P300 ~~============================================================ ~~العجزء الخامس ~~253 ~~و ~~هوخطا، بل، لم يقم شريعة موسى، عليهالسلام، يوماواحدا ، لآنه، أول ماعقدعليه ~~سسو ~~من العلوم، قامبالنطق،ونسخ شريعةموسى، وجددشريعة لنفسه. وإنماخالفتهاليهود، وقتلته، ~~ه ~~من أجلأنهغيرشريعتهم، ونسخما فیأيديهم، وغيررسومهم، وأمربإقامةالاحدبدل آلسبت، 3 ~~يه و4م4ه ~~وعطل السبت، وعطلسائرأحكامهم، وقال، إنىأريدأنأهدم هذاالهيكل،وأبنيه، فیثلاثة ~~ايام . فهذا، يدلعلىأنه، لم يكنجارياعلىشريعةموسى. ولوكانمقيما علىشريعةموسى،ولم ~~و ~~م-ر و ~~غير أحکامهوشرائعه، لماخالفته اليهود، ولاقتلته. ولکنلما ابتدأ بتغييرأحکامهموسننهم، 7 ~~5452- ~~استعظمواذلكوكفروابه، ودفعوارسومه، ولميقبلوها، وقبلهاالحواريون، فأكدوهابعدمضيه. # رس ~~س41هوو ~~و هكذا كان سبيل جميع آلنطقاء، فیأمرآلشرائع. ولكن ، منهم من يقوى آمره ~~ف حياته، ومنهم من يقوى أمره بعد مضيه . وإنما اختلفت هذهالأحوال، لاختلافأخوال9 ~~58 ~~حروفهم العلوية، التى آتحدوا بها. فكل، أظهر أمره علىحسب ذلك. فأما الشرائع، فإنها ~~وم. و863 ~~ه ~~كلها، هم رسموهالأتباعهم وأممهم، وأفتوا فيها، وعلموهمإياها،فقاموا بهابغدهم. # فصل ~~وأما القول فی: ~~" أن المسيح، عليهالسلام، ظهربعدفراقجئتهمرارا،وأفادلواحقه فیماكانيختلج ~~بقلوبهم. ولم يكن ذلكلأحدمن النطقاءقبلهولابعده.". # 15 ظاهرا درهرسه نسته ، شيشا ، ضبط شدهاست. # 14- الف ، ب : ومن الضاطه. # 18 - ظاهرا ، از، ان المسيج ، تا ، هوخطأ، قول صاحب محصولاست . # 18 - الف ، ب : كان جاريا . ج : كان جباريا . # 2 - الف : وجدد. ب ، ج : وتجديد. # 1 - الف : هوخطأ . ب، ج : وهو (هو) خطاء. # 3 - الف : بدل السبت . ب ، ج : بدل (يدل) السبت وعطل السبت. # 6- الف، ب : خالفته . ج: خالفت. # 6،5- الف، ب: ولم يغير . ج : ولم ms290 يتغير. # 6 - الف ، ب : ولكن . ج : ولاكن. 6 - الف ، ب : بتغيير احكامهم وسبتهم . ج : بتغير أحكامهم وسنتهم. # 8 - الف ، ج : وهكذاكان . ب : وهكذا . # 7 - الف ، ب : ولم يقيلوها . ج : لم تقبلوها. # 9 - الف ، ب : من يقوى . ج : لمن يقول .سه ~~8 - الف ، ب : من يتوی . ج : من يعود . PageV00P301 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~254 ~~.43640 ~~الف-293 ~~هذا (هو القول الأول،وموخطألأنالذیظهرللواحقهبعده، إنماكانخياله، الذى، ~~4،344و- ~~کكانيلم بهمبواسطةمنأساسه. ولأنالأسسينالونالجاری،بغدمضیالناطقبالجدمنالتالى، ~~1-س ~~،44و 1254 ~~2 وبخيالالناطق، كمايناله الناطق بالجدمن السابق،وبالخيالمن التالى،لأنه، أغلىمرتبة ~~من الآساس. فإذاغابعنالعالم، نالأساسه الجارىعلىقدرماذكرناه بخيالالناطق، وبالجد ~~من التالى . وهذه منزلةجميع الاسس . وربما فاتح الآساس لواحقهبخيالالناطق . وربما ~~فاتحهم بخيال نفسه، لايملك من ذلك . وكذلكالأتماء، ينالون البركة بخيالالأساس ~~و بخيال الناطقأيضا،وبخيالالمتم،الذى، يقضى إمامتهم، وبالجدمنالتالى،علىحسب ~~مراتبهم بلاواسطة. فأما اللواحق، فينالون بخيال متمهم، إذا كان قائما بينهم. وإذا غاب ~~9 عنهم، ربمانالوابخيالالناطق والأساس، بواسطةمن المتم. هذا فیلواحقالمتم فیالأرض. # فهذه القربةوهذا الآمر، بعدشان أوريا وبعدالتوبة والإنابة. # فالأرض،علىالدعوة. و "... جعلناكخليفة، "، أي، قلدخلافة المتمالغائب،وأقيم ~~12 مقامه فی الدغوة . "... فأحكم بين الناس بالحق ، "، فالناس،على اللواحق، الذين، كان ~~أل الدعوة، يأنسون إليهم، وينالون البيان منجهتهم. وقيلله: "لاتتبع الهوى، "، كما ~~10 - الف : فكل اظهروا. ب، ج: فكل اظهر . # و الف ، ب : بعد مضیه . ج: بعد مضية. # 11 - الف، ب: هم رسموها . ج: هم رسومها. # 13 - ظاهرا از، ان المسيح ، تا ، هذا هوالقول الاول ، قول صاحب محصولاست . # 14 - الف ، ب : يختلج . ج : يخبلع. # 14 - الف ، ب : عليهالسلام . ج : ندارد. # 2 - الف ، ب : بعد . ج : ببعد. # 2 - الف ، ب : يلم بم . ج : يلوبهم. # 2 - الف ، ب : بالجد .ج : بألحد . همهجا درنسخهج، بالحد، آمدهاست . # 4 - الف ، ج : على قدر ماذكرناه . ب : على ماقد ذكرناه. 5 - الف ، ب : بخيالالناطق. ج : لخيالالناطق. # 6 - الف ، ب : يخيال نفسه لامملكث . ج : لخيال نفسه لامملكن . # 7 - الف ، ج : امامتهم بالجد (بالحد) . ب : امامتهم اليه وبالجد . # 10- الف: فهذهالقربة. ب: بهذهالقربة . ج : بهذهالقرية.11_ درحاشيه نسخة الف: قصة داودعليهالسلام. # 11 - آيه 26، سورۀ 38 (سورة ص) . ياداود انا جعلناك خليفة فی الارض فاحكم بين الناس بالحق ولاتتبع PageV00P302 ~~============================================================ ~~الجزء ms291 الخامس ~~255 ~~اتبعتهقبل ذلك، حينفعلتمافعلت.وآوعدهبالضلالو آلعذابالشديد، إنعادإلىخطيئته، ~~4248 ~~فقال:"... فيضلك عنسبيلالله إن الذين يضلون عن سبيلالله لهم عذابشديد، ". ثم أمر ~~الواحقوغيرهممنالحدود، بالرجوع إليه فیأمرهم، ليكونحكما بينهمفیالدغوة، بقوله، 3 ~~:58-934 ~~جلوعز: "... ياجبال أوبىمعه والطير وألناله الحديد." . فالحديد، على ظاهرالشريعة، ~~ل -294 أئ أيدبالجاری،فاطردله، حتیأیدبالحكمة فیالظاهر، وهیالسابغات، التیعملها،فصارت ~~باسا لأهلالدعوة، يتحصنون بها منأغدائهم، ويتقوون عليهمبحكمته، ويدفعونكيدهم6 ~~1 ~~همم51 ~~عنهم، وهوالكتاب المنسوبإليه، الذى، يدعىالزبور، الذى، خصبه. وأغطى الفضيلة ~~علىاللواحق، بتأليفه، كماذكره الله بالفضلعليهممنأجله، لمأيدهبه، حتىألفهبقوله، ~~ه5 ~~عزوجل: "... ولقد فضلنا بغضالنبيين علىبعضي وءاتينا داودزبورا.". فالنبيون، على 9 ~~ه ه . # وسه-وه ~~الواحق. وذكر الله، تباركآسمه، أن التفضيل، يكون بينهم، وآن بعضهم، يرفع فوقبعض، ~~سوو ~~ه ~~ويمتحن بعضهمببعضآختبارا، إذكانواكلهمفیدرجةاللواحق فیعصرواحد، فيتقدم احدهم ~~ه الهوى فيضلكن عن سبيل الله انالذين يضلون عن سبيل الله هم عذاب شديد بما نسوا يوم الحساب. # 12،11_ الف ، ب: واقیم مکانه. ج : واقیم مقامه. 14،12_ در هرسه نسخه، کانوا اهل الدعوة، آمدهاست. # 1 - الف ، ب: ان عاد.ج : ان عادوا. # 1 - الف ، ب : بالضلال . ج : بالطلال. # 4 - الف ، ب : عزوجل . ج : جلوعز. # 4 - آيه10، سوره 34 (سورة سبلا) . ولقد ءاتينا داود منا فضلا ياجبال اولى معه والطير والناله الحديد . # 5 - الف ، ب : وهى السابغات . ج : وهالسابقات . # 4 -ب: ج: فالحديد . الف : ناءارد. # 6 - الف : ويتقوون . ب : ويقولون . ج : ويتقرون. # 6- الف ، ب : يتحصنون . ج : يتحخصون. # 7 - الف ، ج : يدعا الزبور. ب : يدعىالزبور. # 8 - الف : بتاليفه كما ذكرهالله . ب : بتاليفه كما ذكرالله . ج : بتاليف كما ذكرالله . # 8 - الف ، ب : حتى الفه بقوله . ج : حتى الفه بقول . # 9- آنه55، سوره 17 (سورة الاسراء - بنى اسرائيل) . وربكن اعلم بمن فی السموات والارض ولقد فضلتا بعض ~~10 - الف: وذكر. ب، ج: وذكرالله تبارك اسمه . # النبيين على بعض وءاتينا داود زبورا . # 11 - الف : اختبارا اذ . ب، ج : اختيارا ادا. # 11 - الف ، ب : ويمتحن . ج . ويلتحن. # 11 - الف ، ب : فيقدم . ج : فيتقدم. PageV00P303 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~256 ~~وه : ~~على الآخر، لتظهر نياتهم. فأما الألماء،فلاتفاضل بينهم، بليستوونفیالرتبة فی كل دور. # ومه ب4 ~~و-ه64 ~~22414- 6- ~~ويکون ms292 التفاضلبینأتماءدوروبینأتماءدورآخر، علىحسبالتفاضلبینالنطقاء، کفضل ~~2 أتماءهذاالدورعلیأتماءالأدوارالتیخلت،لفضلناطقهذاالدورعلیالنطقاءالذینتقدموه. # -وو ~~لأن النطقاء، يتفاضلونعلىحسب تفاضلحروفهم العلوية، إذكانكلواحدمنهم، لهحرف ~~13- ~~يرحرف صاحبه. وإذا الحروف تفاضلت، فكذلك النطقاء يتفاضلون علىحسب ذلك. # 6 فأما الأتبماء فیكل دور، يستوونفیالمراتب فی كل دور، لأنهم، يستفتحون بحرف واحد، ~~س ~~و و ~~وهوحرف صاحب دورهم، الذى يرثونه، فيكون آلجارى، مقسوما بينهم بالسوية. يصدق ~~س هو ~~ذلكماقدذكرناهعنالصادق، عليهالسلام، أنهقال : " نحن كلناواحدوفضلناواحد وأمرنا ~~و6ه- ~~9 واحد. ". وقدجرى هذا الذكربأبينمن هذا، وفيه كفاية عن إعادة، إنشاء الله. # 2 ~~231 ~~.5-16- ~~قوله، عزوجل : "... فضلنا بعض آلنبيين علىبعض، " ، هو فیاللواحق، علىماقد ~~1-و- ~~س6- ~~ذكرناه. وإنماأخبراللهبذلك فیشأناداود، لأنهكانلاحقا، فبينفضله علىلواحقعصره، ~~ه ~~الف295 ~~12 فقال: "... و6اتيناداودزبورا ."، وقال:"... وسخرنامعداود الجباليسبحنوآلطير،"، ~~ه3 ~~ورسو ~~وو413-، ~~ه وو سد1 ~~ومهم ~~وهم اللواحق والخيالات وسائر الحدود. قد ذكر الله ذلك فیقصة داود، ليعرف فضله على ~~نظرائه فیعصره. # 1- درهرسه نسته ، لیظهر امدهاست. # 2 - الف، ج : دورو. ب : دوره و. # 2 - الف : التفاضل بين النطقاء كفضل اتماء هذا الدورعلى اتماء الادوارالتى خلت لفضل ناطق هذا الدور على النطقاء ~~الذين تقدموه . ب ، ج : التفاضيل بين النطقاء الذين تقدموه.4 - الف، ج : اذكان . ب : اذاكان . # 5 - الف : واذا الحروف تتفاضل . ب : واذا الحرف تفاضل . ج : واذا الحروف تفاضل . # 6 - الف ، ج : فاما الاتماء . ب : فالاتماء. # 6 - الف، ب: فيستوون فیالمرتبة . ج: يستوون فیالمراتب. # 7- الف ، ب : وهوحرف.ج: حرف. # 7 - الف ، ج : الذی يرثوته . ب : الذين يرثونه . # 7- الف : مقوم بينهم . ب، ج : مقسوما بينهم . # 8- الف . ج : ماقد ذكرناه . ب : ماذکرناه. # 9 - الف ، ج : عن اعادة . ب : عن اعادته. # 11- الف، ج : الله . ب : الله عزوجل. # 12 - آيه 79، سوره 21 (سورة الانبياء) . ففهمناها سليمان وكلا ءاتينا حكما وعلما وسخرنا مع داودالجبال يسبحن ~~14،13- الف، ب: على نظرائه. ج: على نظراته. # والطير وكنا فاعلين. PageV00P304 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~257 ~~-و ~~هو 44و- ~~س 32 ~~وقدروى، آن لقمانكانفیعصرداود، وآنهكان عبدالبعضبنىإسرائيل، فأعتقه. # 6و ~~214002 ~~هسههو14 -1 ~~و فيقولكثيرمنالناس، أنه،لم يكن نبيا، أي،لم يكن متما. وإنماقال أهلالظاهر،أنه، ~~وم94 ~~و42 ~~م بكن نبيا، أي،لم يكن متما، كماتزعم اليهود، أن سليمان لم يكن نبيا، إنماكان ملكا 3 ~~- ومو1301842 ms293 ~~وهو ~~صالحا، يعنون انه لم يكن متما. # وروى عن الصادق، عليهالسلام، " أن الله بعث إلى لقمان ملكا، فقال له ، إن الله ~~فوو4. # أرك أن تحكم بينالناس، فقال للملك، إن الحكم بينالناسشديد، فإن أغفانىالله عن6 ~~س ~~ذلك، فذالیكأحب إلى،وإنعزمعلى، سمعتوأطعت. فبعثالله إليه بالحكمة،فامتلامنها، ~~فكان أحكم أهل زمانه. وقلد الله داود الخلافة، فقبلها،ولم يشترط شرط لقمان، فابتلىغير ~~4-59 ~~مرة. فكان داود يقول للقمان، ما من مثلك، أتيت الحكمة، وصرفت عنك البلية، وابتلى ~~12- ~~وومم ~~أخوك داود. ". فقد دلك أن لقمانكان لاحقا مثله فیعصره. # و -88 ~~،-9045- ~~فقوله : "كان عبدا لبنىإسرائيل،"، يعنى، كان أحد الآجنحة، تحت حد اللواحق، ~~فرفع إلى حد اللواحق. وإنما عرضتعليهالخلافة، كماعرضت علىداود، لأنهماكانافی12 ~~84 ~~منزلة واحدة،وكانا لاحقين، فاشترط لقمان كما روى، فأعفى عنها. وقلد داود، فمنأجل ~~ذلك كان داوديقول له، أغطيتألحكمةفصرفتعنكالبلية، وابتلى أخوكداود. فسماه ~~وبو ~~اخا،لأنالأخ هوالنظير.ولوكان داودمتما،لماسماه أخا. ولكنهكان لاحقامثله،فكان له15 ~~وور14 ~~1 - الف، ب: ان لقمان (لقمن) .ج:ان لقمت. # 1 - درحاشيهء نسخه الف: قصة لقمن عليهالسلام. # 1 - الف، ب: قاحتقه . ج : فاعتقدو. # 1 - الف، ب: وانهكان . ج: انهکان. # 2 - الف : انه لم يكن نبيا كما تزعم اليهود . ب : انه لم يكن نبيا اى لم يكن منما كما تزعم اليهود . ج : انه كم يكن نبيا ای لم ~~نکن کما رغم اليهود. 6 - الف، ب : اعفانىج: اعقانی. 7- الف، ج :احب الى . ب :احب . # 7- الف: سمعت واطعت فبعثالله اليه الحكمة . ب : سمعت واطعت فبعث اليه بالحكمة . ج : سمعت فطعت فيبعثاليه ~~8- الف، ب:شرط.ج، جا:شرحا ~~8 - الف، ب: فقبلها.ج: فقتلها. # بالحكمة. # 10 - الف ، ب : فعد ذلكن . ج : فقد ذلكن . # 9 - الف : من مثلكك . ب، ج : مامن مثلكث . # 13 - الف: فمن اجل . ب، ج : فمن اجل ذلكث . # 12- الف، ب:فرفع . ج : فوق. # 15- الف، ب :لاقا . ج: لاحق. # 14 - الف، ب:يقول له . ج : يقوله له . PageV00P305 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~258 ~~31-1444 ~~بمنزلةالأخ. والدليلعلىذلكأيضا،ماقدذكرناهقبلهذا،أن الملكين،لمادخلاعليه، ~~4 اوه ~~قالاله: "إنهذا أخىله تسعوتسعوننعجة،"،فعرفاه بهذا المثل، أن أوريا،]إهوله، بمنزلة الف-296 ~~3 الأخ ،وأنه لاحق مثله. # 2854- ~~18 ~~باب قصة سليمان عليه السلام ~~وكذلكسليمان،عليهالسلام،ورثمنزلة الخلافة،لامنزلة ms294 التمامية،وكان لاحقا ~~1--4390-62 ~~6 مثله . وتم أمرداودفیحياته، فسلمها لابنه سليمان، كما دوى فیخبرهما، أنداودأمرمشايخ ~~س ور2 ~~س ~~بنیاسرائیل، أنيدخلواعلىسليمان، فدخلواعليه،وقدقعدعلىکرسيه، فرأینملةقدتسورت ~~و س ~~،-وم و01 ~~1،0613،-5 ~~الحائط، فقالت،"... يا أيها النمل آذخلوا مساكنكم لايخطمنكم سليمان وجنوده وهم ~~82- ~~د ه ~~3م- ~~--و ~~9 لايشعرون." فعرف سليمان كلامها ولم يغرفوا، هم، أئ، أن داود أمر الحدود، الذين كانوا ~~-304.35 ~~شوودوهس ~~م قدمين فیالدغوة، أنيستفتحوا منسليمان.فدخولهم علىسليمان، هو استفتاحهممنجهته. # 94-2-و3 ~~والنملة، كانت أحدحدوده،قذکان رفع منزلته.و الحائط الذی تسوره، هی المرتبه التی ~~12 أرقاهإليها،فابتدأوفاتحهمبأنقال: "...ياأیهاالنمل ادخلوا مساکنکم لايخطمنکم سليمان ~~815613-53- ~~سوسو ~~2وو. # وجنوده،"، فأغلمهم أن الأمرقدزالإلىسليمان،وأنه،يجب عليهم أن يمسكوا عنالدغوة ~~1 - الف، ب: لما دخلارج: لما دخل. # 1 - الف، ب : قبلهذا . ج: قيلهذا. # 2 - آنه 23، سوره 38 (سورة م ~~ص) . ان هذا اخى له تسع وتسعون نعجة ولى نعجة واحدة فقال اكفانيها وعزفى ~~2 - الف، ب : بهذا المثل . ج : لهذا المثل . # 2 - الف، ب: هوله. ج: هؤله. # فیالخطاب. # 4 - درحاشيه: نسخهء الف: قصة سليمان عيهالسلام. # 5- درخرسه نسفه، ورفه، املهاسته. # 6 - الف : لابنه سليمان . ب : لابنه سليمانع م :ج: لابنه سليمن . # 6 - الف ، ب: وتم امرمج:وثم امر ~~7- للف،ب:قدتسورت . ج : قدتستورت. # 8 - الف، ج: فقالت . ب : فقالت نملة . -[يه 18، سوره 27 (سورة النملل. حتى اذا اتوا على وادالنمل قالت ~~ملة يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنكم سليمان وجنوده وهم لايشعرون . # 9 - الف ، ب: كلامها ولم يعرفوا هم . ج :كلامهم ولم يعرفوهم . # 10- الف، ب: فدخولهم .ج: فبه حولهم ~~10- الف: هواستفتاحهم . ب، ج: استفتاحهم. # 11- الف، ب: نسوره .ج:سوره ~~92 - الف : ارقاه . ب، ج: القاه. # 12 - الف،ج: وفاتحهم . ب : مافاتحهم. ه PageV00P306 ~~============================================================ ~~الجزء الخامس ~~259 ~~و ~~ه ~~د613 ب سمام1 ~~حتى يرتب الحدود ويجددها. فإنهم ، إن لم يفعلوا، امتجنوا ، ولحقهم التوبيخ والكسر ~~سمهمهو و ~~312 ~~الإختجاجمن سليمان وممنيقيمه منالحدود.فعرف سليمان كلامها،ولميعرفوا، هم، أى، ~~هه و420 ~~و ~~م52- ~~علم سليمان صدق قوله،ولم يعرفوا أن الأمركمايقول. # فتبسم ضاحکا منقولها وقالرب أوزغنی آن أشکرنغمتك التی،"، إلى آخرالآية. # 02 ~~-11-6506 ~~-3و440 ~~فالتبسم، هو أن كشفعن أسنانه. والضحك،علىالبيان، ms295 أىكشفعن حده،وبين لهم أن ~~.1-244 ~~م -44 -- ~~ه م-1 ~~الآمركماقالت هذه النملة،وأنه، يستفتح من جهةمرتبته ممن فوقه، فيفتحعليهبقوله: ~~س و4..184040 ~~0-4- 43 ~~و ~~رب أوزعنى آن أشكر نعمتك آلتى أنعمت على وعلى والدى،"، وأن يعيد ذلك من دونه ~~ن الحدود. # ... وأن أعملصالحاترضاه وأدخلنىبرحمتكفیعبادكالصالحين."، أي،سأل9 ~~اف 297 أن يدوم ذليك له، ويبقى فی حد اللواحق،الذين قدقاموابإصلاح أمرالدغوةفیجملتهم. # مسو ~~:4 ~~ور.م 94د0-520 ~~45 ~~د ~~وقوله:"...وهم لايشعرون."، أي، أنهم لم يشعروا بغيرها،ولاالمشائخ،الذين دخلوا ~~ه ~~1 -و2 ~~15و1-06 ~~على سليمانبماشعرتالنملة، حتى تبسم سليمانضاحكا. أى،عرفهمسليمان صذققوله. # ور ورسم3 ~~وقالالله، عزوجل، فیهذهالقصة: "وحشرلسليمانجنودهمنالجنوالإنسوالطير ~~ه 13- الف، ب : قدزال . ج : فدرال. 13_ الف، ب : وانه يجب عليهم.ج : وانه عچب عليهم . # 2 - الف ، ب : والاحتجاج.ج: والامجاج. # 1 - الفه، ب : ومجددمامت: محددها. # 2 - الفومن . ب،ج: ومن. # 4 - الف : فعرف سليمانكلامها . ب : فعرفكلامها .ج : فعرف سليمانكلامهم . # 3 - الف ، ب : كما يقول . ج : كما تقول . -آيه 19، سوره 27 (سورة النمل) . فتبسم ضاحكا من قولها وقال رب ~~اوزعنى ان اشكر تعمتكن التى انعمت على وعلى والدى وان اعمل صالحيا ترضاه وادخلنى برحمتكن فى عبادك ~~الصالحين . الف : ان اشكرالاية . ب : ان اشكر نعمتكث التى الى اخرالاية . ج : ان اشكر الى اخرالاية . # 9 - الف ، ج : يستفتح . ب : سيفتح. # 9 - درهرسه نسته، من فوقه، آمده است . # 12- الف: ای حتى . ب ، ج : ای يعى. # 10 - الف،ج : وفی جملتهم . ب: فی جملتهم ~~13 - الف : الله. ب، ج : الله عزوجل . # 13- آيات 17 و18 و19، سوره 27 (سورة النمل) . وحشر لسليمان جنوده من الجن والانس والطير فهم PageV00P307 ~~============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~260 ~~سه11 ~~فهم يوزعون. حتى إذا أتوا على وادالنمل قالت نملة ياأيها النمل اذخلوا مساكنكم،"، إلى ~~،54،3،-54 ~~قوله"... في عبادك الصالحين." ~~وه ~~ه سر ~~وووه س ~~3 فقوله: "وحشرلسليمان جنوده من الجن والإنسوالطيرفهم يوزعون. "، أي،فوض ~~وه وسو ~~اليهأمر الحدود،وانقادتله الحدودكلها."... فهم يوزعون. "، أى، كان يرتب كل حد ~~02د13م7 ~~026 ~~فى مرتبته."... حتىإذا أتوا علىوادالنمل،"، يعنى، تفقدأمرالدغوةوالأجنحة."...قالت ~~مه مب ~~9 ~~6 نملةياأيها النمل ادخلوا مساكنكم،"، علىماقدتقدم القولبه، الذى كشفه لهم."...وتفقد ~~2-44- ~~س1 سهو ~~الطير، "، أي،تفقد ms296 أمرالحدود."... فقال مالى لآأرى الهدهد،"، كانفتى، وأنه، كان ~~-93مه1 ~~يبصرالماءتختالأرضسبعة آذرع، أي، كانمنبينالحدودمليابالبيان. ومراتبالحدود ~~4مر ~~ه ~~5م ~~4 القائمينبالدغوةالمنسوبةإلىالأتماء،سبعة.وكانهدهدا، أي،قادراعلىأهلالشريعةبالكسر ~~9 ~~والإختجاج ، يهدهم ويكسرهم. # ومب ~~وقالوا فیقوله : "لأعذبنهعذابا شديدا،"،قالتوعده أن ينتفأجنحته، أي، توعده، ~~و سه ~~ه ~~20.62 ~~وهو شر ~~12 أنه إن أبطأ عليه،أن يسلبهحدوده."... أولأذبحنه،"، أى، يحددعليه ويؤمربالسكوت، ~~ه يوزعون. حتىاذا اتوا على وادالنمل قالت نملة يا ايها النمل ادخلوا مساكنكم لايحطمنكم سليمان وجنودهوهم لايشعرون ~~فتبسم ضاحكا من قولها وقال رب اوزعنىان اشكر نعمتكث التى انعمت على وعلى والدى وان اعملصالحا ترضاه ~~وادخلنی برحمتكن فی عبادك الصالحين. # 4،3 - الف : ای فوض اليه امرالحدود و انقادت له الحدودکلها فهم یوزعون ای کان یرتب کل حد فیمرتیته . ب: ~~ای کان یرتب کل فی مرتبته . ج : ای کان يرث کل حدفی مرتبة . 5 - الف : النمل. ب،ج : النمل قالت. # 5 - الف : امرالدعوة فقال مالى لاارى الهدهدكان فتا . ب، ج : امرالدعوة والاجنحة قالت ثملة يا ايها النمل ادخلوا ~~مساكنكم على ماقدتقدمالقول بهالذی كشفه لهم فتفقدالطيرای تفقدامرالحدود فقال مالىلاارى الهدهدكان فتى (فتا) . # 9 - آيه20، صوره 27 (سورة النمل) . وتفقدالطيرفقال ما لى لاارى الهدهد ام كان من الغائبين . # 8- الف ، ب: ييصرالماء . ج : يعص الما. 8- الف، ب: سبعة اذرع . ج : سبقة اذرع . # 9 - درمرسه نسخه، الى الانماء السبعة، آمده است، .9 - الف، ج : وكان مدهدا . ب : وكان هدهله. # 10- الف، ج : هدمم . ب : يهدهم. # 9 - الف : علىالشريعة . ب ، ج : على اهل الشريعة . # 11- آيه 21، سورۀ 27 (سورة النمل) . لاعذبنه ~~11 - درالف، قبلاز، وقالوا، فصل، آمدهاست. # عداباشدیدا اولاذبحته او لیاتینی بسلطان مبینحه PageV00P308 ~~============================================================ ~~الجزء الخامس ~~261 ~~و ~~فيكونكأحدالمستجيبين."... أوليأتينى بسلطان مبين."،فالسلطان،علىالحجة، أي، ~~6114 ~~أتينى بحجة مبينة ، لايرتاب فی عذره. # 2 ~~و أماماجرى من القول فیتاويلالآية: "...وجدتهاوقومهايسجدون للشمس من دون 3 ~~اله،"، إنهم، كانوا يعتقدون الوحدانية للسابق دون البارى، جلوعز.". # --و ~~فإن هذاخطأ،لايكونأحديغرفمبلغ معرفةالسابقوالتالىوسائرالحدودالعلوية، ~~فيعتقد الوخدانية له، دون البارى، جلوتعالى. ولم يجر بهذا رسم فیشئء من الاذوارظاهرا6 ~~ور 3 ~~--602 ~~3 ~~ل 248 ولاباطنا.ولايعرف ذلك،إلاماأعتقدهالثنوية،حينجهلواقولالحكيم فیالآصلين(فاغتقدوا ~~و بوو4 ~~الربوبية لهما،وضلوا وكفروا بالواحد ms297 البارى، جلوعز،وتعالى عما يقول الظالمون علوا ~~هو26 ~~كبيرا . فهؤلاء قالوا بالأثنين لا بالواحد دون الآخر . وقد أعدنا القول بهذا فی غير هذا 9 ~~س ~~الموضع قصدا، لإشباع المعنى به. وكذلك غير هؤلاء ممن أغتقد الربوبية لغير الله، عزو ~~جل، فإنهم، قالوا باثنين وآربعة وخمسة وبأكثرمن ذلك وأقل. وكذلك من سجدللشمس ~~الناروغير ذلك. # فأما أنيکونأحداعتقدالإکهيةلواحدغيرالله، فلالأنكلمنقالبالواحد، كانمراده ~~و-، وو ~~فى آغتقاده، الواحد الخالق، جلوتعالى، وكانت إشارته إليه، وقصده إياه، وإن كانوا ضلوا ~~عن إخلاص التوحيد له، وذهبت أوهامهم إلى غيره، فإنهم، جعلوا آلغاية إليه . # ه 11 - الف: وقالوا تواعده ان ينتف اجنحته اى توعده . ب: قال تواعده ان ينتف اجنحته اى تواعده. ج: قال ~~12 - الف : ايطأ. ب : ابطاء. ج : ابطا. # توعده ان تبتنوا اجنحة ای توعده. # 12- الض : ای بجدد علیه ويومر. ب، ج: ای بحدد علیه ويومر. # 1 - : هوالحجة . ب، ج:علىالحجة. # 2،1- الف، ب : ای ياتينی بحجة مبينة . ج : ای يانى فى الحجة مبينة . # 3 - ظاهرا از، واما ماجری، تا، فان هذا خطاء ، قول صاحب محصول بیان شده است . # 3 - ايه24،سوره27 (سورة النمل) . وجدتها وقومها يسجدون للشمس من دون الله وزين هم الشيطان اعمالهم فصدهم ~~4 - الف : البارى فان . ب : البارى جلوعزفان . ج : البارى وعرفان . # عن السبيل فهم لايهتدون . # 5 - الف: احد ييلغ . ب: احد يعرف يبلغ . ج : احد يعرف يبلغ . # 9 - الف: وتعالى . ب،ج : جل وتعالى. PageV00P309 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~262 ~~وی11 ~~1144 ~~وأما الشمسهامنا فیقوله : "... يسجدون للشمس من دونالله،"، يعنى، بالشمس، ~~.1 ~~و1،126ه-: ~~المتم الغائب فى ذلك العصر.فعنى آنهم،مقبيمون على أمرآلمتم الغائبدونخليفته،الذى،ا ~~13و ~~سام ~~3 أقامهاللهمقامه.فكان فیإقامتهمعلىذلك،وتركهمطاعةخليفةالقائممقامهبأمرالله،سجودهم ~~2-و813-م-و ~~0194.4 ~~لشمسمندونالله.فالسجود،حدالإمامة،أي،أنهم، كانوائابتينعلىحدالإمامالغائبدون ~~،1وو-3 ~~1س وو ~~ه -د49344،4 ~~ه 12-3 ~~خليفته، ولم يغلمواأنالأمر إليه،وأنهالقائم مقام الغائب. فقال: "ألا يسجدوا للهالذى ~~يخرج الخب فیالسماوات والأرض،"، يعنى، ألا أقاموا طاعة الذىقام بالخلافة بامرالله، ~~و13. # ومده14061-14 ~~زوجل . وأيده بالجارى،الذى،قدحباه الله به،والمادة التى انقطعت عنهم ، يفاتح بها ~~ص ~~ورس4، -15 ~~سوو ~~الحدود، الذينسمواإليه. وآرتفعتمراتبهم، فكانواسماواتلاتصالهم بهوسموهمإليه.والذين ~~-1- ~~4و. # وه سوم ~~9 أتصلوا بهم تمندونهم، كانوا أرضالهم،وهمقائمونبالدغوة،التىهیالأرض.*.. ويعلم،"، ~~ه ms298 9- الف: ولميجر هذا رسم . ب: ولم يچر بهذا رسم .ج : ولم يجز هذا وسم ~~9 - الفه، ب، ظاهرا . ج : ظاهر. # 7 - الف: حتى جهلوا . ب ، ج : حين جهلوا. # 12 - الف، ب:لواحد . ج : الواحد: ~~8- الف : تعالى.ب : جل وعز وتعالى .ج : جل وتعالى. # 13،12_ الف: کان مراده واعتقاده. ب: کان مراده فی اعتقاده . ج: کان راده اعتقاده. # 14- الف: التوحيد له . ب، ج : التوحيد. # 13 - الف، ب: وقصده . ج : وقصدهم. # 14 - الف: النه . ب، ج : اليه عزوتعالى. # 1 - الف: واما . ب، ج : وانما . درحاشيه نسخه الف : معنى قولة تعالى يسجدون للشمس من دونالله . # 2 - الف، ب: فعنى انهم .ج:معنى انهم . # 2 - الف، بيه: الغائب، ج : الغاية. # 2 - الف ، ب : على امرالمم الغائب دون خليفته . ج : على امرالمتم الغاية دون خليفة . # 3 - درمرسه نسته، طاعةخليفة، امدهاست. # 3 - الف، ب: فكان . ج : فكث ان. # 4 - الف، ب: ثابتين . ج : نابتين. # 5،4 - الف : دون خليفته ولم يعلموا الامر اليه وانه القائم مقام الغائب فقال . ب : فقال . ج : دون خليفة ولم يعلموا ~~ان الامر اليه وانه القايم مقام الغايب فقال. # 5 -آيه25، سورۀ 27 (سورة النمل) . الايسجدوا لله الذى يخرج الحنبء فى السموات والارض ويعلم ما تخفون وما تعلنون . # 7 - الف: الله . ب: الله عزوجل . ج : الله جل وعز ~~6 - الف، ب : قام بالخلافة.ج : قام باخلاقه. # 7- الف: قد حباهالله به . ب: قدخباهالله به . ج: قدخباهالله . 7_ درمرسه نسته، يفاشیه، أمدهامت . # 8 - الف، ب : والذين.ج:الذين ~~8-الف، ب: وارتفع . ج:وله نفعت. PageV00P310 # ============================================================ ~~الجزءالخامس ~~263 ~~ومو ~~64. # بالجارى، الذى أيد به ."... ماتخفون،4،من النفاق والنكث . "... وماتعلنون.9، ~~154466 ~~ف 299 منالإيمانوالوفاء. وذلكأنه،لماتم أمرداودوسلمه لسليمان،وفیقومونكثقومآخرون، ~~هس ~~سو ~~-و: م01 ~~16413- ~~کكماجرت السنة فیماخلافیجمیع الأذواروالأغصار. والدلیلعلىتمام أمرداودماقدذكرنا، ~~3.1094 ~~أه، أمرمشايخبنىإسرائيلبالدخولعلى سليمان،علىماقدشرحناه. ودلالةأخرى، قولالله، ~~42و3334 ~~ع زوجل: " وداود وسلبمانإذيحكمان فیالحرث،"،إلىآخرالآية. قالوا فیتفسير ذلك؟ إن ~~نم قوم نفشت فی زرع آخرين، فحكم داود، بتسليم الغنم إلى صاحب الزرع، بدل زرعه. # 4 ~~وحكم سليمان، أنتذفعالغنمإلىصاحبالزرع،ليكونلهألبانهاوأولادها،بدلزرعه،وترد ~~ومرم ~~قه ~~النم علىصاحبها. فأمضىالله، تعالى، حكم سليمان.فالغنم،علىالآجنحة والماذونين، دخلوا ~~ووهو ~~حدود غيرهم، فرعوا وربوا ms299 وفاتحوا وآختجوا،فحكمداود، بآنيسلموا إلىصاحبالدغوة، ~~س و3 ~~التى، دخلوها وزاحموا فيها، بظلمهمله.وحكم سليمان، أنيسلممنرعوا وربوا وفاتحوا ومن ~~سسو وهس ~~احتجوا عليه إلىصاحبالدغوة،التى،زاحموهفيها،ويردوهم علىصاحبهم،ويكفوهم عنحد ~~-3 ~~1 - درهرسه نسخه، مایعلنون، امدهاست . # 1- درهرسه نسخه، مايخفون، آمدهاست. # 2 - الف، ب : لماتم . ج : لاتم. # 2 - الف: وسلمه لسلمان وفأ ب : وسلمها لسليمان ع م وفا . ج : وسلمها لسليمن وفا. # 3 الف ،ب : والاعصار . ج : الاعتصار. # 3 - الف : ما قد ذكرنا انه امر . ب : قد ذكرنا انه امر . ج : وقد ذكرنا انه . # 5 - آنه 78، سورۀ 21 (سورة الانبياء) . وداود وسليمان اذ يحكمان فی الحرث اذ نفشت فيه غتم القوم وكنا لحكهم ~~شاهدین . درحاشيه نسخه الف : ومعنى قوله تعالى وداودوسليمان اذ بحكمان فی الحرث اذ نفشت فيه غتم القوم ~~9 - الف، ب:بدل زرعه . ج : بدل ذرعه. # وكنا لحكمهم شاهدين ففهمناها سليمان . # 7 - الف ، ب : ليكون له . ج : يكون له : ~~9- درمرسه نسته، ان يدفع، أمدهاست : ~~7- الف، ب:بدل زرعه .ج : پدل ذرعه . # 8 - الف : حكم سليمان . ب : تعالى حكم سليمانع م . ج : هم سليمن . # 9- الف، ب : فرعوا وربوا وفاتحوا واحتجوا . ج : فرعوا وزتوا وفالحوا واحتجوا . # 10 - الف: من دعوا وربوا وفاتحوا . ب : من رعوا وربوا وفاتحوا . ج : من دعوا وربوا وفالحوا . # 11- الف، ج: بردوهم . ب : یردواهم. # 11 - الف : الداعوة . ب، ج : الدعوة. # 11 - درمرسه نسخه، ویکفواعن حد، آمده است. PageV00P311 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~264 ~~اا1،و ~~غيرهم . وإنماأمضىاللهحكمسليمان،دونحكمداود،ولم يذمداود،لانه، حكم بمارای،وم ~~1 ~~1 ~~يحكم بهميلاولاحيفا. ولكن فهمها اللهسليمان،لأنه، كان مؤيدا بالبركة، دون داود. لان ~~18440 ~~وه-45 ~~اس 62--741مو2ه-1 ~~-322 ~~14م ~~0-. 20455ک. # 3 الأمر،قدكانزال إليه،وقام مقام أبيهفیحداللواحق،مستخلفافیالدعوة. ثم أبتلاه الله ~~سه ه6- ~~19142 ~~ومو 1 ~~س و--148 ~~بلاحق، كان فیمثلمنزلته، فادعىمرتبته،وهوالجسد الذىألقاءالله على كرسيه، فامتحنه ~~150. # و1165 ~~به. وإنما سماه الله، عزوجل،جسدا، لأنهكان فی حداللواحق، وكان مؤيدا بالبركة، وكان ~~9،3- . # م ~~ه* 2ه-ا ~~122 ~~1 نصيبه من البركة روحه، التى كانت فی جسده. فلما نكث وبغى وقعد على كرسى سليمان ~~د16 ~~س وسو ~~21 ~~2949 ~~3-148م ~~وادعى مرتبته فی الخلافة، سلبه الله تلك البركة، فبقىجسدا بلاروح. ms300 # ه ~~قالوا، وإنمافتنالله سليمانبذلك، لأنهكان يؤثربعضنسائه، فيذفعإليهاخاتمة، الف -300 ~~مههو-ه ~~س8640 ~~ووده-: ~~وود1020 ~~4 إذادخلالخلاء، يعنى.إنه،كانيثقببعضالحدود، وقدكانأختصه، فكانيملكهمناسرار؟ # 89 ~~وس.13 وب ~~و1-13. 40-13- ~~كانت مودعةعنده، فكان يودعهاعنده، فیأوقاتخلواته. فجاءهذا الشيطانإلى هذهالمراة، ~~3 وعه14 ~~ه ~~وتصوربصورةسليمان، وتناولمنهاالخاتم،فقعد علىكرسيه. أي جاءهذا الضدالناكث، ~~1 ~~سسس ~~2و2 ~~9-93 ~~12 الذی،صارشيطاناإلى هذاالحد،الذیكانسليمانقدآختصه،فخدعه،وآدعىمنزلته،واستفتح ~~1-52 ~~و 13 ~~2-و1-518 ~~منعندهماأفادهسليمان،وآختصهبه،وأودعهعنده، وآستفاد ذلك منه، فادعىمرتبةسليمان، ~~1 - الف : حكم سليمان دون حكم داود ولم يذم . ب : حكم داؤدعم ولم يذم . ج : حكم داؤد ولم يذم . # 3 - الف، ب: زال اليه . ج : دال اليه . # 2 - الف ، ب: ولكن فهمها . ج : وليكن فهها . # 2- الف : ابنيه . ب، ج: ابيه . # 4 - درحاشيه نسخه الف : ومعنى قوله تعالى لقد فتنا سليمن والقينا على كرسية جسدا ثم اناب الى قوله وحسن مآب. # 4 - الف، ب: مرتبته . ج: مرتبة. # (ازآیه 24، تا، آیه40، سوره38 - سورة ص-) . # 9- الف، ب : وفعد .ج : وقصله. # 5 - الف: الله . ب، ج : الله عزوجل. # 7 - الف ، ب : فبقی .ج : فبغی. # 7 - الف، ب : مرتبته فیالخلافة .ج : مرتبة والخلافة . # 9-الف : الخلاء. ب، ج : الخلا. # 8- الف، ب : خاتمه . ج: حائمة. # 9 - الف : فكان يملكه من اسرار. ب : فكان يملكه من اسراره . ج : فكان يملكه من اسوان . # 11- الض: ای جا. ب، ج: ای جاء. # 10- الف: فجا.ب، ج: فجاء هذا. # 13- الض، ب: واودعه. ج : وادعه. # 12 - الف ، ب : الى هذا .ج : الىهذه . # 13- الف ، ب : واستفاد ذلكث .ج : واستفاد لكن. PageV00P312 # ============================================================ ~~265 ~~الجزء الخامس ~~وفاتح أهل الدعوة بماكان آستفاد منه . ويطول شرح القصة بتمامها. فرد الله على سليمان ~~518 ~~خاتمه، لماتاب وأناب وآعترف بالخطاء،فقالالله،عزوجل:"...ثم أناب." . فعرفالله ~~م نه صذق آلنية فی التوبة وآلإنابة، فأزلفه، أى،قربه،ورفع منزلته، بأن سخرله الريح. 3 ~~و سو و -ب11. # د2923، ~~لأنه، يقول على إثرهذهالآية،"... أنت الوهاب.": "فسخرنا له الريح،"، فسخرت له ~~الريح، بعد أن ألقىالجسد على كرسيه، وبعد أن أناب. فالريح، على الجارى،وإنما سأل ~~2-12 ~~أن يسخرله الجارى، لينال اللواحق، الذين كانوا فیعضره، قسطهم من الجارى، بواسطة 6 ~~م نه فى غيبة متم زمانهم . وذلك، أن ms301 اللواحق، كانوا ينالون قسطهم بواسطة متم الزمان، ~~إن كان قائما فيهم وإن غاب عنهم . وكانت فترة، كانوا ينالون بخياله، من غير واسطة من ~~25- ~~وه. وه ~~62- و ~~أحد اللواحق.وإن كانوا أيضا غيرخلفاءفیالدغوة. فسأل سليمان، أن يعطى هذهالمرتبة، 9 ~~24 ~~فقال: "... رب اغفرلى وهب لى ملكا لاينبغى لأحدمنبغدىإنكأنتالوهاب". فينبغى، ~~سدو2 ~~معناه ينفعل من البغى. فسأله، أن لاينال أحد من اللواحق، الجارى، إلابواسطة منه، ~~لكيلا يطرد لأحد منهم البغي، على من يكون مستخلفا فیالدغوة، فیغيبة المتم . وإن بغى 12 ~~سرم ~~و8م4-. # افل- 301 عليهباغ ، قطععنه المادة.(فأجيب إلى ذلك،فقال الله،عزوجل: "فسخرنا له الريحتجرى ~~س1- ~~بأمره رخاء حيث أصاب.". فالريح، علىالجارى، أئ،سخرله الجارى، فكانيتولىقسمته ~~ه و2 ~~فى منأراد، ويمنعه منأراد.وأصاب، معناهأراد، أى،أرادالصواب،فأخطأ الجواب.يقال15 ~~-4- ~~فى بعض الأمثال: أصاب الصواب فأخطاالجواب. وقال، عزوجل: " هذا عطاؤنا فأمنن ~~1 - الف،ج : الله . ب : الله تعالى. # 1 - الف، ج : بماکان . ب : بما . # 7 - الف، ب : فیغيية . ج : فیغيبته . # 2 - الف، ب : خاتمه . ج : خاتمة. # 8 - الف، ب : كانوا ينالون . ج : كانوا ينالوانه . # 7 - الف ، ب : كانوا ينالون . ج: كانوا ينالوا . # 9- الف : غيره خلفا . ب، ج : غيرخلفاء (خلقا) . # 9- الف : حد. ب،ج: احد. # سل. قال رب اغفر... 11 - الف، ج : ان لايناله . ب : ان لاينال . # 10-ايه،35، سوره 38(سورة ~~12 - الف، ب : فی غيبة . ج : فی غيبته . # 12 - الف : لئلا . ب ، ج : لكيلا. # 15- الف، ب : فيمن اراد وجنعه . ج : فيمن ارادوا بحنعه : ~~13- درمرسه نسخه، باغی، آمدهاست. # 19 - الض : اصاب الصواب. ب ، ج : الصواب. PageV00P313 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~269 ~~0204 ~~و24 ~~ه2004854 ~~-12-6- ~~اوامسك بغيرحساب."، أي، أنه أغطى ذلك، ليمن على من يشاء. وآلمن، هوالعطية، أى، ~~مهو 11 ~~58-و -61 ~~يعطى من يشاء، ويمسك عمن يشاء."... بغير حساب."، أي، لايتبع عليه فی مايفعله، بل ~~.42- ~~41،5-4 ~~3834 ~~و64- ~~3 هو مملك محكم فيه،ولوكان متما، لما ذكرالله ذلك. لأن البركة ، مسخرة للاتماء فی كل ~~ه س130: ~~عصر، وبامرهم تجرى، وهم يتولون قسمتها بين آللواحق . ولم تكن هذه المنزلة لاحد ~~س424 ~~1040 ~~من اللواحق قبل سليمان،ولاتقدمه بها أحد منهم، فمن أجل ذلك، ذكر الله، ms302 عزوجل، أن ~~س2 ~~44و ~~و040 ~~الريح سخرت لسليمان، لأنه، كانلاحقا. فأما الأتماء،فإنهم،أغطوا ذلك فیكل دور، ~~وهسه -ه ~~و0-. # 6هو -683م -13 ~~ولاينال احد من اللواحق حظه منها ، إلابواسطة منهم . هذا كان آلرسم والسنة من آلله ~~هورممو ~~254 ~~عزوجل، قديما وحديثا. كماروى، آن الريح تنزل من آلسماءعلىالكعبة، ثم تآخذ الجنوب ~~س ~~.2440 ~~4 ناحية الجنوب،والشمال ناحية الشمال،وكذلك ريحتأخذ فیمهبهافوقالكعبة. وقالإن ~~1 ~~الرياح،اثنىعشرريحا، كل ريح منها من برجمن البروج الإثنى عشر، وعددها هكذا: ~~و و814، ~~عو ماسو ~~-2694 ~~54 ~~الجنوب الشمال آلصبا الدبور القبول التكباء ~~.442 ~~12 ألداجن الأزيب الجرجف الهيفة الصاروفا ألعقيم ~~14 ~~و ~~*4 ~~ه 19 - الف ، ج : وقال . ب : قال. # 16- آیه 39، سوره 38 (سورة ص) . # 2 - الف : ويمسكك ممن . ب : ويمسكك عن من . ج : وتمسكك عن . # 2 - الف : لاتتبع . ب ، ج : لايتبع . # 3 - الف ، ب: محكم . ج : ومحكم. # 4 - الف: ب: وبامرهم . ج : ويامرهم. # 8،7- الف، ب : الله قديما . ج : الله عزوجل فدلا. # 9،8- الف : تاخذالجنوب ناحية . ب: تاخذ جنوب ناحية . ج : تاخذ جنوي فاسحبه . # 9 - الف: وقالوا . ب، ج : وقال. # 10 - الف،ج : وعددما. ب : وعددها مكذا. # 11 - الف،ب: والشمال . ج : الشمال . درنسخه ب، همهجا اسامی بادها با واو آمدهاست . # 11 - ب، ج : والقيول . درنسخهج، صه جا اسامی بادها بعداز، والقبول، با واوآمدهاست . # 11 - الف : النكبا . ب : ج : والنكبا. # 12 - الف : الداجن . ب ، ج : الداجز. # 12 - الف : الازيب . ب : والازيب . ج : والاريب. # 14 - الف : الجرجف : ب : الجرف . ج : الجوف . # 14 - الف : الحنية. ب، ج : الحينه. PageV00P314 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~267 ~~هو 04-و- ~~و قسموها علىالبروج المعروفة أسماؤها. فالريح،علىالجارى. والبروج،علىاللواحق، فهى ~~تنزل على الكعبة. والكعبة،على المتم،لأن الكعبة قبلة لأهل الأرض. وكذلك المتم، هو ~~ه1344- ~~31 ~~امام أهلالدعوة، أي، أن الجارى، يجرى إلىآلمتم، وهو يتولى قسمته بين آللواحق الإثنى ~~ا ا ا الا ال ل ال ~~4و4 ~~وهو ~~الذين تقدموه فیسالفالآذوار، كما قد ذكرناه . # ليس تأويل قوله : "... لاينبغى لأحد من بعدى،"، على ماذكرفی ذلك الكتاب : ~~" أنهسألهبة التماميةالإمامية،الذىلايكونفیعهدهلمنبعده فیدورناطقه،لأحدأتممنه". # 142-245 ~~440 ~~18،5-44 ~~هذا القولهوخطأ ،لأنمنازلالأتماء، كماقدذكرنا فیاستواء مراتبهم، ms303 لايتفاضلون9 ~~سو رس ~~ف كل دور، على حسب ماقدجرى الشرح به . وإنما التفاضل ، يكون بين اللواحق فى كل ~~عصر، امتحانامن اللهلهم. ويكون بين النطقاء، التفاضل، علىقذرحروفهم، كماقدفسرناه. # ف سأل المنزلة التىقد ذكرناها وشرحناهابالبراهين. فهكذاكان سبيلسليمان، كان لاحقا، 12 ~~س1-0688 ~~0-44-4- ~~وكان سبيله فیتمام أمره، كسبيلداود، كما ذكر الله، عزوجل، فیقصته،فقال، "فلماقضينا ~~3- الض: فسمته.ب، ج: قسة. # 2 - الف : على الكعبة . ب ، ج : الكعبه . # 5 - الف ، ب : كان لاحقا . ج : كان لاحق . # 4 - الف : ذلكن للواحق . ب،ج : ذلكك اللواحق . # 6 - الف، ب : فی سالف . ج : فیسالو. # 7 - آيه 35، سوره38 (سورة ص) . قال رب اغفرلى وهب لى ملکا لاينبغى لاحد من بعدی انکث انتالوهاب . # 7 - الف ، على ماذكر . ج : على على ذكر. # 4 - الف ، ب : هبة التامية الامامية : ج : هيبة التمامية الامامية 2 - ظاهرأ از ، انه سال ، قا ، هذا القول هو خطاء، ~~8- الف ، ج : لمن بعده . ب : من بعده. # قول صاحب مصولامست . # 9 - الف ، ب : فی استواء. ج : فیاستوا. # 9- الف ، ب : هو خطاء: ج: خطاءم ~~10 - الف : وانما التفاضل يكون : ب : وانما يكون التفاضل يكون : ج : وانما تفاضل يكون . # 12 - الف : وشرحناها . ب ، ج : وشرحتاه. # 11 - الف ، ب : التفاضل على :ج : تفاضل على. # 13 - الف ، ب : فی قصته : ج : فی قصة. # سوره 34 (سورة سيا) . فلما قضينا عليه الموت مادلهم على موته الا دابةالارض تاكل منسأته فلما خر ~~3لايه ~~تبينت الجن ان لوكانوا يعلمون الغيب مالبثوا فی العذاب المهين PageV00P315 ~~============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~268 ~~وسس وه ~~-34و ~~عليه الموتمادلهمعلى مؤتهإلادآبةالأرضتأكلمنسأته،"، الآية. فالموت، هوتمامأمره، ~~40483 ~~قال الله ، عزوجل : "الله يتوفى الآنفس حين موتها وآلتى لم تمت فی منامها فيمسك آلتى ~~3 قضىعليها الموتويرسل الأخرى إلى أجل مسمى،"، أى،إنالله،عزوجل،فوضأمرالجارى ~~سس ~~52 ~~ه وو ~~وه و1-3 ~~و ~~الىالتالى، فهويؤيدالحدود السفلية، لقوله،"... يتوفىالأنفسحين موتها،".فالأنفس، ~~وو 24و5 ~~على حظوظ أصحاب البركة . كل واحد منهم، حظه منها، هي نفسه، لأنه بهايحيى وبهايسعى ~~س ~~ه13 ~~6 فیإقامة الدعوة، وماداممؤيدابها، هوحى.وآلتالى، يتولى إفاضتهاعليهم، بأمرالله، عزوجل، ~~هر م ~~ور ~~80 ~~فهو يحبسها عنهم، إذا آمتحنوا، فيكونون ms304 بمنزلة آلنيام ، لانقطاعها عنهم. "... فيمسك ~~63 ~~م سو-و ~~4،و121 ~~التى قضى عليها الموت،"، أي،من تم أمره ، أمسك عنه الجارى ، فينقضى أمره ، ويسلم ~~لغيره، ويكون سبيله ، سبيل من قدمات .".. . ويرسل الأخرى إلى أجل مسمى، "، يعنى ~~6،3 ~~س س ~~النائم، وهو الذى يمتحن بانقطاع البركة عنه ، امتحانا من الله، عزوجل، ثم يعود عليه ~~4مو23و-16و ~~الآجل المسمىله، كماقالالله،عزوجل، فیقصةإبراهيموالمسيح(وغيرهما،عليهماالسلام. # - ~~الفت-303 ~~وس22. # 12 قال الله، عزوجل، فیقصة إبراهيم : "وإذقالإبراهيم ربأرنىكيفتحى الموتى،"، ~~2 - آيه 42، سورۀ 39 (سورة الزمر) . الله يتوفی الانفس حين موتها والتى لم تمت فى منامها فيمسكث التى قضى عليها ~~الموت ويرسل الاخرى الى اجل مسمى ان فى ذلكث لايات لقوم يتفكرون .- درحاشيه نسخه الف : فی معنى ~~قوله تعالىالله يتوفی الانفس حين موتها والتى لم تمت الى قوله الى اجل مسمى . # 4 - الف ، ب : فهو يويد .ج : فهوید. # 4 - الف : لقوله . ب، ج : فقوله. # 4 - الف : فالانفس . ب : فيا الانفس . ج : فبالانفس.5 - الف، ب : على حظوظ . ج : على خطوط . # 5 - الف : لانه بها يحيى وبها يسعى . ب ، ج: لانها بها تحى (تحيا) وبها (نها) تسعى . # 6 - الف : الله . ب : الله عزوجل . ج : الله جل وعز. # 7 - الف ، ب : فهو محبسها . ج : فهومحسبها. # 8 - الف ، ب : فينقضى . ج : فيقضى . # 8 - الف ، ب : ويسلم .ج: وتسليم. # 10 - الف ، ب : النائم . ج : النايم . # 10 - الف : الله . ب ، ج : الله عزوجل. # 11 - الف ، ج : الاجل . ب : الى الاجل . # 11 - الف ، ب :کكما قال . ج: قال. # 11- الف ، ب: وغيرهما . ج : وخيرمما. # 12 - درنسخه الف، قبل از، قالالله، فصل ، آمدهاست . الف : قالالله عزوجل . ب، ج : قال . # 12- آبه، 261، سوره دوم (سورة البقرة) . واذ قال ابراهيم رب ارنى كيف تحى الموتى قال او لم تؤمن قال ه PageV00P316 ~~============================================================ ~~269 ~~الجزء الخامس ~~18 ~~الى آخرالقصة. فكان إبراهيم، عليه السلام - قبل أن يبلغ حدالنطقاء- فى حدالآتماء، ~~ه و وس ~~فرأى بماجرى إليه، أنه ، يقام فیالنطق، وعدا من الله، عزوجل،فامتحن بانقطاع آلجارى ~~نه، فطالت محنته، فكان ذلك له بمنزلة الموت والوفاة. لأن الجارى، كان روحه، الذى ms305 3 ~~سو ~~ه ~~كان به يحيى، ونفسه، التى بها يعيش، فلما طالت مدته فی يخنته، ابتهل إلى ربه، فقال: ~~-4-04و1-1 ~~. رب أرنی کيفتخی ألموتی،"، يعنی، أنه فیحدالموتى. وسأل أن ينجزله ماوعده، ~~.842 ~~وشكا إليه طول لبثه فى مخنته ، بانقطاع البركة عنه، وشوقه إلى تلك المادة ، فقيل له : ~~"... أولم تؤمن،"، يعنى، بما وعدك ربك."...قال بلى ولكن ليطمئن قلبى،"، أي، ~~4852-9 ~~6-- ~~254 ~~امنت بأنك تنجز وغدى، ولكنى حريص على نيله ، لأتنفس إليه، وأسكن إلى مايعود ~~- ~~على من منتك. فقيل له :"... خذ أربعة من الطيرفصرهن إليك، "، أي، إنك قدملكت 9 ~~153 ~~-33 ~~-52648 ~~من الجارى، فأملهن إليك، واستفتح ، يفتح عليك متى شئت."... ثم اجعل على كل ~~جبل منهن،جزء1، عنى بالجبال،علىاللواحق. والجزءعلىقسط كلواحدمنهم منالجارى. # و 16254و6 ~~أئ، إقسم فيهم مايجرى إليك، وأغطكل واحدمنهم قسطه منه."... ثم آذعهن يأتينك 12 ~~ه بلى ولكن ليطمئن قلبى قال فخذ اربعة من الطيرفصر هن اليكث ثم اجعل على كل جبل منهن جزءا ثم ادعهن ياتينكث ~~سعيا واعلم ان الله عزيز حكيم . - درحاشيۀ نسخۀ الف : معنى قوله تعالى واذ قال ابراهيم رب ارنى كيف تحیى ~~الموقى الى قوله ياتينكث سعيا . # 4 - الف : ونفسه التى بها يعيش . ب : ونفسه الذی بها يعيش . ج : ونفسه الذی نها بعيش . # 4 - الف، ب : فی محنته . ج : فی محنة . # 5 و6 - الف ، ب : ان ينجز له وشكى اليه طول (بطول) لبثه . ج : ان ينجز بهما وعده وشكا اليه يطول البته. # 8 - الف، ب : تنجز وعدى ولكنى . ج : تجره وعدى ولكن . # 6 - الف : قيل له . ب. ج : فقيل له . # 8 - الف ، ب : لاتنفس اليه واسكن الى مايعود (ماتعود) . ج : لانفس اليه واسكن الى ماتعود . # 9 - الف ، ج : من الطير فصرهن اليكث اى انكث . ب : من الطير اى جرى فيه عند ذلكث من الاصلين بالخيالين وهى ~~الاربعة من الطير فصرهن اليكث اى انكث : ~~10 - الف ، ب : يفتح عليكث متى شئت . ج : بفتح عليكث منى شيت . # 11 - الف، ب : الجزء . ج : الجز. # 11 - الف، ب : جزأ (جزاء) ms306 عى . ج : جزاء عنا . # 12- الف، ب: اقسم فيهم . ج : اقسم منهم . PageV00P317 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~230 ~~و ~~سعيا، " . فادعهن، أى، ردذت بالدعاء إلى الطير - فهو وجه - أي، إستفتح من الأصلين ~~ه ~~-24، ~~م ه س و-613014 ~~بالخيالين ، متى شئت ، يجرى فيك سريعا من غير إبطاء. لان آلسعى، هو المشى السريع. # -102و12416 ~~سوس ~~920-و ~~مه. # وان دفنت انقمن الى الجال قهو وجتر أىن اقنم فى مراتبيه ليا تبروا بلنرك وشبادروا ~~5994 ~~الى إقامة الدغوة باسمك. فهذا فیشأن إبراهيم،عليهالسلام . ومخنته بانقطاع الجارى عنه، ~~ه ~~امتحانا بامرالله، عزوجل. # 343 ، ~~و فیقصة المسيح،عليهالسلام، مثلذلك،فقال،عزوجلذكره:" إذقالالحواريون ~~26-21- ~~38623 ~~الف-304 ~~اعيسى أبن مريم هل يستطيع ربك أن ينزل علينا مأئدةامن السماء قال اتقوا الله إن كنتم ~~سرسا ~~،44و. # 616- 40-2 ~~ؤمنين."، إلى آخرآلقصة. إنما سالوه ذلك، لأنهم، كانواتمتحنين بانقطاع المادةعنهم، ~~4- ~~8س ~~حين آراد آلمسيح، آن يقيم آساسه، ووعدهم أن يقيم فيهم الآساس، لينالوا الجارى بواسطة ~~و ~~نه. فلما طالت مخنتهم، بانقطاع الجارى عنهم، سألوه أن ينجز لهم ماوعدهم ، من إقامة ~~ه ~~سه1سو-4 ~~وسهد21 ~~الآساس، حتى تعودالمادة إليهم ، ويمدون بالجارى ، فقالوا: "... هل يستطيع ربك أن ~~2014- -- ~~ت ~~4 ~~12 ينزل علينا مائدة من السماء،". فالمائدة، على المادة من الجارى، التى كانوا ينتظرونها، ~~د1-84- ~~1-614- ~~و ~~يشتاقون إليها،لآنها كانت منقطعة عنه وعنهم، امتحانا . وكانوا بمنزلة النيام ، كما ~~مووو، ~~قال الله،عزوجل ذكره:"... وآلتى لم تمت فیمنامها،"،وبمنزلةالأموات، كماقالالله، ~~39و5: ~~وه 12-13 ~~15 عزوجل، فی قصة إبراهيم، عليه السلام : "... كيف تخى الموتى، " ، فلما استعجلوا: ~~-52963 ~~ه ~~سمهه ~~"... قال،"، المسيح : "... اتقوا الله إن كنتممؤمنين."، بما وعدتكم عنالله، عزوجل ~~1 - الف : أی وددت . ب، ج : ای رددت.1- الف: متی شئت یجری. ب،ج: میشئت (شیت) مجری. # 2- الف ، ب : ابطاء. ج : ابطا. # 3 - الف: وان وددت . ب، ج : وان رددت. # 3 - الف : الى الخيال . ب ، ج : الى الجبال. # 3 - الف، ب : ويبادروا .ج : ويتبادروا . # 6 - الف : فقال . ب : فقال عزوجل ذكره . ج : فقال جل ذكره . # 6 - آيه 112. سوره پنجم (سورة المائدة) .- درحاشية نسخه الف : معنى قوله تعالى اذ قال الحواريون يا عيسى ~~ابن مريم ms307 هل يستطيع، الى قوله احدا من العالمين . (ازآية 112، تاآيه 115، سورة المائدة) . # 8 - الف : الاية . ب ، ج : الى آخرالقصة . # 8- الف ، ب : متحنين . ج : عتجين. # 11 - الف : فقالوا . ب ، ج : فقال. # 13- الف ، ب : وعنهم .ج وتحتهم: ~~14- الف : عزوجل . ب ، ج : عزوجل ذکره . 14 و15- الف : الله . ب : الله تعالى . ج : الله عزوجل. # 15- الف ، ب : تحیی . ج : يحیی الله . PageV00P318 # ============================================================ ~~271 ~~الجزء الخامس ~~و ~~و دم ~~وو ~~ذكره . إنها تعود عليكم بواسطة من آساسى، الذى أقيمه ."... قالوا نريد أن نأكل منها ~~يو و ~~مد2141 ~~وتطمئن قلوبنا،" . كما قال إبراهيم ، عليه السلام : "... بلى ولكن ليطمئن قلبى،". # 143 ~~85و0 ~~وب وس ~~فكذلك قال أيضا هؤلاء: " ... تطمئن قلوبنا، " ،فقولهم : "... نأكل منها، " ، أي، 3 ~~4 ~~نقتبس منها الفوائد،ونطمئن إلى ذلك،"... ونعلم أن قدصدقتنا،"، أي،نعلمبالجارى، ~~41 ~~الذى يقسم التأويل، ماقدأوردته منظاهرالشريعة، فنعرف بهصدق قولك،"... ونكون ~~112025 ~~ه ~~4 ~~عليها من الشاهدين."، أي، نفاتح أهل الدغوة بما نستفيده ، فيكون فی ذلك شهادة منا 6 ~~،466413- ~~على حدك ومنزلتك من النطق ، وكرامة الله إياك. "قال عيسى أبن مريم اللهم ربنا أنزل ~~س1 ~~15- - ~~علینامائدة منالسماء تکونالناعیدا لأولنا وءاخرناوآیة منك وآرزقناوأنتخير الرازقین.". # 152 ~~3540، ~~سه 1214 ~~ه. ودم ~~فعندها، استفتح، وسأل أن يعود عليه ربه، ويعيدالمادة عليه وعليهم،ويؤذن له فیإقامة9 ~~14ا ~~ل -305 الأساس ، لتكون عيدا لهم ، وتكون عائدة من الله ، عزوجل، وفضلا عليه وعليهم . # 4 ~~... لأولنا واخرنا،"، يعنى، من كان أجابه من الحدود ، من الشريعة آلاولى ، ومن كان ~~سو 14و ~~کايوه 12 ~~رتبهم هو و استخدثهم . ويجوز " ... لأولنا و"اخرنا،"، يغنى اللواحق، الذين كان أقامهم 12 ~~1 ~~2 ~~المسيح أولا، والذين يقيمهم أساسه أخرى."... وءاية منك،"، أى،علامة ودليلاعلى ~~وو20- وو.3 ~~ت 19 - الف : من الله عزوجل . ب ، ج : عن الله عزوجل ذكره . # 1 - الف ، ب : من .ج : ومن. # 1- الف، ب : تعود. ج : نعوذ. # 1 - آيه 113 ، سورهۀ بنجم (سورة المائدة) . قالوا نزيد ان ناكل منها وتطمنن قلوبنا ونعلم ان قدصدقتنا ونكون عليها ~~2 - الف: عليهالسلام . ب : بلى . ج : عليهالسلام بلى . # من الشاهدين. # 3 - الف : فكذلكك ايضا قالوا ms308 . ب ، ج : فكذلكث قالوا ايضا . 3 - الف ، ب : ونطمتن . ج : وتطان . # 5 - الف: ذلكك . ب . ج : قولكث . # 5 - الف ، ب : فنعرف . ج : فعرف. # 7 - الف ، ب : على حدك . ج : على خدك. # 6 - الف ، ب : نفاتح . ج : تفائح. # 9- الف ، ب : ويعید . ج : وبعيله. # ، سهو5 ينجر (سورةالمائدة) . # 3کیف ~~10 - الف ، ب : منالله . ج : منالله عزوجل . # 10 - درمرسه نسخه ، ليكون، أمدهاست. # 13 - الف، ب : والندين يقيمهم .ج : والذی بقيمهم . # 12 - الف ، ب : الذينكان . ج : الذی كان . # 13- الف : آخرا . ب ، ج : اخری. PageV00P319 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~273 ~~ه6- ~~124453- ~~.-61-94- ~~5413 ~~مرتبته ومراتبهم، بمايفاتحون بهأهل آلدغوة منتلك آلمادة."... وآرزقنا."، آى، إفتح ~~ه- ~~1213159. # 1-44، ~~علينا ، لأن ذليك غذاء لأنفسهم ورزقا لها. "وأنت خير الرازقين."، أي، إن مايجرى من ~~ب وبمهوه6: -61414. # 4 ~~3 السابق، هو آفضل وآعلى تما يستفاد ممن دونه من آلحدود آلعلوية والسفلية . # و ~~وه ~~،4-شوو ~~قال الله "... إنى منزلها عليكم فمن يكفر بعد منكم فإنى آعذبه عذابا لا آعذبه ~~-84- ~~4012 ~~ود ~~أحدا من العالمين."، عرفهم أن المادة تعود عليهم،وأنهم يؤيدون بهابواسطة منالآساس، ~~ه2- ~~6 ويؤيد الآساس بواسطة من المسيح، ويقامون فیمراتبهم . وأوعدهم، أن من كفر النعمة، ~~س و214524 ~~1 ~~805 ~~و نكث بعد إنعام الله عليهم بإقامة الآساس، وجحد منزلته بعد ذلك، يكون أشد آلناكثين ~~1 - ~~س4ه14 ~~-11 ~~من أهل دورهم عذابا. هذا لمن كان سبق فیأمرالله،وفیعلم الله، عزوجل، أن بعضهمينكث ~~و ~~01- ~~ده-18-2020 ~~4 وينافق ، لآن بعضهم نكثوا، فكان أحدهم من أسلمه للقتل، عنادا وآستنكافا عن أساسه، ~~سده ~~وو84 ~~وحقدا عليه لذلك . وإنما قال : "... عذابا لا أعذبه أحدا من العالمين ."، كماقال الله، ~~4400614، ~~ه: -1 ~~سد1 ~~عزوجل، فیقصة الضد فی هذا الدور،لأنه كان على مثاله والإستنكاف عن أساسه. فقال، ~~هسهم ~~. # 2و422- 52،-64،3- ~~4،وه ~~12 جل ذكره : "فيومئذ لايعذب عذابه أحد. ولايويق وثاقه أحد. " ، لأنه تقلد أوزار الأمة ~~2، ~~و4-. # 1 ~~تو ~~-ه44 ~~كلها، فعليه وزره، ووزرمن جرى مجراه، إلى يوم القيامة . نعوذ بالله من الشقاء. فكذلك ~~12،54-254 -9228241 ~~کكان سبيل مننکث فی ذلكالدور، لأنه تقلد أوزارأهلذلك الدور. فهذا فی مخنة المسيح، ~~1ه ما: ~~2240-9 ms309 ~~2 - الف، ب : غذاء . ج: غذا. # 2 - الف ، ب : ورزقا . ج : وارزقا. # 2 - الف، ب : ای انما يجری . ج : ای الماءيجری. # 2- آيه115، سوره پنجم (سورةالمائدة) . # 4 - الف، ب : قالالله . ج: قالالله عزوجل. # 5 - الض، ب : يويدون .ج : بريدون . # الف ل. م. فل. # 8- الف: هذا. ب، ج: مهدیده. # 8 - الف : فیامرالله وفى علمه . ب : فی علمالله عزوجل وفیامرالله عزوجل .ج : فى امرالله وفى علم الله عزوجل . # 10 - الض، ب : وحقدا عليه . ج: وحقداولا عليه . # 11 - الف، ب : والاستتكاف . ج : واستتكافا. # ته ~~12 - دوآیه 25 و 26 ، سوره 89 (سورة الفجر). # 12- الف، ب : اوزار . ج : اوزاد. # 13- الف، ب : وزره ووزر.ج : وزره وزر. 13- الف : من الشقاء. ب : منالشيطان (نسخه بدل: ~~من الشقاء) . ج : من الشقا. PageV00P320 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~273 ~~54549 ~~-1- ~~عليه السلام ، والتىتوفیالله فيهانفسه فیمنامه، ثم أرسلهاه... إلى أجلمسمى"" له. فلما تم ~~و. # ف -306 أمره، انقطعت أيضا عنه المادة فيهم، فلم تعدعليه. كما ذكر الله، عزوجل، فی قصته: ~~44 ~~،ه و. # و ووههه و: ~~"... وكنت عليهم شهيدا مادمت فيهم،"، أي، كنت أفاتحهم وأقسم فيهم من آلجارى، ~~9 ~~-هم ~~مايكون شهادة لى عندهم، وأقومهم. # "... فلما توفيتنى،"، أئ، لما تم أمرى وانقطعت المادة عنى."... كنت أنت ~~الرقيب عليهم0"، أى، كانوا ينالون حظهم من التالى،بواسطة من الآساس. فهذا فیتاويل 6 ~~هذه آلآية. # فصل ~~فأما ماجرى من القول فی ذليك : ~~4-6،4 ~~أن قوله"... أنزل علينا مائدة من السماء،"،سأله أن ينزل عليهم من التالى على ~~165244 ~~أحد لواحقه من غيرواسطة آلمسيح.". # - ~~وخطأ لأن اللواحق لاحظلهممن التالى،إلابواسطة من آلمتم أوالآساسأوالناطق. 12 ~~و مو ~~لاينالون أيضا من جهة الأساس إلا بواسطة من الناطق مادام مقيما بينهم ، فهم ينالونه ~~ه4ه ~~1 - الف : التى . ب، ج: والتى. # 1 - آيه 42 ازسورة الزمرسوره 39 : الله يتوفى الانفس حين مونها والتتى لم تمت فى منامها فيمسكث التى قضى عليها ~~الموت ويرسل الاخرى الى اجل مسمتى ان فى ذلكث لآيات لقوم يتفكترون ~~2 - الف : عند المادة فيهم عنه . ب ، ج: عنه المادة فيهمعنه. # ازسورة المائدة ms310 سورۀ ينجم : ماقلت لهم الا ما امرتنی به ان آعبدوا الله ربتی وربتکم وکنت علیهم شهیدا ~~3 - آنه 117از ~~مادمت فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم وانت على كل شیء شهيد . # 9- ظاهرا از:ان قوله ، تا هوخطا، قولصاحب محصولاست. # 6 - الف، ج: فی تاويل . ب : تاويل. # 10 - آيه 114 از سورة المائدة صوره پنجم: قال عيسى بن مريم اللتهم ربتناانزل علينا مائدة من الستماء تكون لناعيدالاولنا ~~وآخرنا وآية منكث وارزقنا وانت خيرالرازقين . # 11- الفه، بب: احل.3: حله. # 10 - الف ، ب : سالوا . ج : سالو. # 13 - الف، ب : ولاينالون . ج : لاينالون . # 13 - الف ، ب : الاساس الا بواسطة من الناطق مادام مقيما بينهم فهم ينالونه بواسطة من الناطق حتى . ج : الاساص ~~من الناطق حتى. PageV00P321 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~274 ~~- و، ~~س- وو ~~بواسطة من آلناطق حتى يقيم أساسه . فإذا قام أساسه نال اللواحق بواسطة من الآساس ، ل ~~و ~~546-و ~~الأساسبواسطةألناطق. ومن نكث وكفر، إنمانكث، لما فوض أمرهم إلىالاساس. وآمروا ~~3 أن يستفتحوا من جهته ، فاستنكفوا عنه، وأرادوا أن ينالوا ذلك بواسطة من الناطق دون ~~الأساس. فكيفيسأل أن يكون أمرهم إلىاللواحق منغيرواسطة المسيح. وهم يستنكفون ~~و4و. # عن أساسه ويستكبرون عنه. وكيف يسأل أن ينجز لهم ماوعدهم، أن يجرى من التالى إلى ~~الاحقمن غير واسطةالمسيح. وهل يجوز أن يعدهم ذلك،وأن يخفىعليه، أن اللواحق ~~س و ~~وو، ~~لاحظ لهم من التالى إلا بواسطة منه أو بواسطة من أساسه ، هذا خطأ . ومثال هؤلاءفی ~~13 ~~اسينكافهم عن أساسه ، ماجرى فى هذه الآمة حين قال آلنبى، صلىالله عليهوعلى آله : من ~~4 كنت مولاه فعلى مؤلاه، أي، من كنت أتولىقسمة الجارىله، فعلى يتولى ذلك له. هذا ~~الف-307 ~~حين أقامه فیالأساسية وفوض أمرهم إليه . وأمر بسد أبواب المسجد ، وقال : سدوا هذه ~~5- م ~~الأبواب اللافظة إلا باب على . أمرهم أن لا يستفتحوا لفظا واحدا إلا من جهة الأساس. # --و40 ~~12 وكذلك قوله، عليهالسلام: من أراد العلم فليأتالباب، ففعلوا هؤلاء مثلمافعلوا أولئك. # و س ه. # و هذه سنة جارية فی كل دور، كما ذكرالله، عزوجل، حين خاطب ms311 نبيه، صلیالله عليهوآله: ~~يشألك أهل الكتاب أن تنزل عليهم كتابا من السماء فقد سألوا موسى أكبر من ذلك ~~1 - الف ، ب : اساسه . ج: اساس. # 1 - الف : اقام اساسه نال . ب، ج : قام اساسه نال. # 2 - الف ، ب : والاساس بواسطة الناطق ومن نكث وكفر انما نكث لما فوض امرهم الى الاساس وامروا . ج : ~~والاساس وامروا. # 3 - الف ، ب : من جهته . ج : من جهة. # 4- درهرسه نسته بجای یسال، یسالون، آمده امست. # 4 - الف ، ب : وهم يستنكفون .ج : ومم يشتاقون . 5 - درهرسه نسخه بجای يسال، يسالون، آمده است . # 9 - الف، ب : الىاللاحق . ج : الىاللواحق. # 5 - الف ، ب : ان يجری.ج : ان یجزی. # 6 - الف : وان يخفى عليه . ب ، ج : وان يخفى. # 8 - الف ، ب : فی استنكافهم .ج : فی اشكافهم . # 8- الف ، ب : فی هذه . ج : فی هذا . # 10 - الض، ب : پسل. ج : صد. # 11 - الف وب : اللافظه . ج : اللافعله. # 11 - الف : الا باب . ب ، ج : الى باب. # 14 - آيه 153 ازسورة النساء، سوره جهارع : يسالكث اهل الكتاب ان تنزل عليهم كتابا من السماء فقد سألوا موسى ~~اكبرمن ذلكث فقالوا ارنا الله جهرة فاخذتهم الصاعقة بظلمهم ثم اتخذوا العجل من بعد ماجاءتهم البيتات فعفونا ~~عن ذلكث وآتينا موسى سلطانا مبينا . PageV00P322 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~275 ~~4 ~~و ~~2مهو ~~ووبه ~~فقالوا آرنا آلله جهرة فآخذتهم الصاعقة بظلمهم،"، قالوا فی تفسير هذه آلآية : إن آليهود ~~سالوا النبي، صلىالله عليه، أن ينزل كتابا من السماء ليؤمنوا به ، فأنزل الله هذا فيهم. # فالتفسير فی الظاهرواقع باليهود، والمعنى راجع إلىالأضداد . لأنهم مثال آليهود فیهذه 3 ~~الأمة،وهم أهل الكتاب. فالكتاب، علىالجارى، إذكان لهم حظ فیالجارى. فسآلوه أن ~~ينزل كتابا من السماء. فالسماء، على حدالناطق، عليهالسلام ، والأرض، على أساسه، عليه ~~--6و،213 ~~السلام . لما أمروا بالإنقياد للأساس ليقسم لهم حظهم أستنكفوا، وسألوا الناطق أن 6 ~~45 ~~يكون ذلك من جهته ، لامنجهة الأساس، لأن السماء هو الناطق ليؤمنوا به، أي،ليقيموا ~~م1 ~~الدعوة باسمه . فقال الله عزوجل: "... فقد سألوا موسى أكبر من ذلك،"، أى، كذلك ~~استنكفوا الذين نكثوا ms312 أيام موسى:"... فقالوا أرنا الله جهرة،"، سألوه، أن يكشف لهم 9 ~~9-5 ~~ما یخری إليه بحد نطقه،ويعاینوا ماقدأمربه فیأمرأساسه بالجد الذی لم يکن منمرتبتهم، ~~0 ~~ولايكون لأحدمن اللواحق حظ منه. لأن اللواحق، إنما حظهم ينالوه بالخيال من الناطق ~~و الأساس أوالمتم، ولاحظ لهم فیالجد. فكان ماسأل مؤلاء موسى أكبر بما سأل الآخرون 12 ~~اف 3.8 محمدا، صلىالله عليه وآله . لأن هؤلاء سألوا فوق ماكانوا ينالونه، الما فوض الأمر إلى ~~الأساس. ولواحق هذا الدورسأ لوا أن يكون الذى ينالونهمن الناطق بخياله، أئ، أن يدوم ~~م ~~لهم، ولا يفوض أمرهم إلىالأساس ، وآن لايكون نيل حظهم من الجارى بواسطة منه ، ولم 15 ~~م1-4 ~~3 - الف ، ج باليهود . ب : علىاليهود. # 2 - الف ، ج : سالوا . ب : سالب. # 4 - الف ، ب: اذ . ج: اذا. # 4،3 - الف: فی هذه . ب ، ج : فی هذه الامة. # 5 - الف، ب : ينزل . ج : تنزل. # 4 - درمرسه نسته بجای حنظ، حظا، املهاست. # 7 - الف، ب: ليؤمنوا به .ج : ليسرصفوا به. # 7 - الف ، ب : لا من . ج : ولا من . # 10 - الف : بالجد . ب، ج : بالحد. # 9 - الف ، ب : استنكف . ج : استنكفوا. # 11 - الف : ينال . ب : ينالون . ج : ينالوا. # 11- درحرسه نسخد، فطا، امده است . # 12- الف ، ب : فی الجد . ج : فی الحد . 12 - الف : ماسال هؤلاء موسى . ب ، ج : ماسال موسى هذولاء. # 13 - ب : الامم . ج : الامه . الف : ندارد، جاى كلمه سفيد است . ظاهرا بنايرسطور بعد ، الامر ، بايد باشد . # 15 - الف ، ب : نيل . ج : قبل. # 14- درهرسه نسخه بچای : ای، مه امدهاست. PageV00P323 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~276 ~~و1 ~~يسألوا فوق ذلك. فمن أجل ذلكقال الله، عزوجل: "... فقدسألوا موسى أكبرمن ذليك ~~و مو ~~نهوو3 ~~فقالوا أرنا الله جهرة،"، على ماقدبينا ."... فأخذتهم الصاعقة بظلمهم،"، أى : أنقطعت ~~3622 ~~9-4-0و ~~3 آلمادةعنهم، فكان ذلكصعق لهم وموت،لانقطاع الجارىعنهم."...ثم اتخذوا العجل""، ~~وه س ~~23 ~~ووم9-16و ~~أئ، أقاموا الضد،الذى، عكفواعليه بدل أساسه."...من بعد ماجاءتهم البينات،"، أئ، ~~همو ~~-21- - ~~بعد آن صح لهم آمرالاساس، أنه، نال الجارىوتولىالقسمة بين اللواحق، وأنهم، قدمنعوا ~~وه سموو. # 6 حظهم من ذلك. ms313 "... فعفونا عن ذلك،"، أي ، عفا أثرهم وآندرس نفاقهم ورسمهم. # و ~~7... وآتينا موسى سلطانا مبينا ."، أي، أيد موسى بالجارى، فأفاد أساسه ، حتى يبين ~~لأهل دغوته ، وملك أهل الدغوة، وقويت حجتها ، وآندرس أثر الناكثين لهم بحرق ~~-16 ~~ه ~~4 العجل وبرده، وكسرقرن النفاق. # -1وومه وم ~~ورفعنا فوقهم الطوربميثاقهموقلنالهم آدخلواالبابسجدا:"،قالوا فی التفسير: ~~1 ~~وم23-06 ~~ان الله قطع قطعة من جبلطورسيناء فآقامها على رأسهم، وقيل لهم إن قبلتم التوراة التى ~~12 قدنزلت، وإلاسقطعليكم.فطورسيناه علىالأصلين،والقطعةمنهم،علىالجد.يعنى،يقوى ~~39 ~~عليهم الناطق بما أيدمن الجد،وعلاعليهم،وخاطبهم بذليكالتأييد، وأوعدهم أنهم إن ~~45 ~~سس-و ~~سو10440 ~~642،-5614 ~~ل يقبلوا التوراة التىنزلت، يعنى،ماأمربهفیإقامة الأساس، السقط عليهم تقتلهم، أى، ~~مووه ~~الف-309 ~~3- الف : الصعق. ب، ج : للصعق. # 3 - الف : لانقطاع . ب ، ج: وانقطاع. # 4- الف ، ب: بدل . ج :يدل . # 5-الف ، ب : وانه قال . ج : قال. # 9- الف ، ب : حظهم . ج : حضهم. # 9 - الف ، ب : عفا. ج: عقا. # 7 - الف، ب: يبین .ج : يتيين. # 8 - الف ، ج : وملكا . ب : وملكث. # 8 - الفه : هم .ب،ج: حخه. # 8- درهرسه نسخه: لانهم (لانه) احرق، آمده است . # 8 - الف، ج: ويرده . ب : وبرده. # 8 - الف ، ب : قرن . ج : قوة. # 10- آية154 ازسورة النساء، سوره جهارم: ورفعنا فوقهم الطور بميثاقهم وقلنا لهم ادخلوا الباب سجدا وقلنا لهم لاتعدوا ~~فیالسبت واخذنا منهم ميثاقا غليظا . # 11- درمرسه نسته، فاقامه، املهاسست. # 11 - الف ، ب: ان قبلتم . ج : ان قبلهم ~~12 - الف، ج: علىالحد . ب : على الجد. 13- الف : بما ايد به من الحد . ب : بما ايد من الجد . ج : بما ايد من الحد . # 14 - الف : نزلت يعنى ما امر به فی اقامة الاساس سقط عليهم فقتلهم اى يخاطبهم . ب: نزلت يعنى ما امر به فیاقامة ~~الاساس سقط عليهم اى يخاطبهم . ج : نزلت بخاطبهم . PageV00P324 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~273 ~~85 ~~و18،10ه ب ~~يخاطبهم بذلك آلتاييد فی آلظاهر، ويقطع المادة عنهم ، وينكشف أمرنفاقهم . وقال فی ~~اا ا 52.. # ور ~~موضع آخر : "وإذقلنا آدخلوا هذه القرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا وقولوا حطة،". # د ب2 ~~51 و.5 ~~و ~~فالقرية،علىالدعوة،التى، فوضتإلىالآساس،أمروابإقامةطاعتهوالرجوع إليه."..فكلوا 3 ~~توم ~~-14و ~~4 ~~منها حيث ms314 شئتم رغدا،"، تقسم من آلجارى، فتنالونه رغدا . وقوله:"... حطة،". أي، ~~ه و ~~-245 ~~اقيمواطاعة الآساس،الذى،قدأقامه الناطقبابالنفسه،وآغترفوا بتماميةعليكم."...وقولوا ~~و ب ~~طة نغفرلكم خطاياکم،"، أى، تسألوه ليحط عنكم الخطايا،ويغفرلكم مارتكبتموه. # ي ~~ه32 ~~5-52-هوو ر ~~... وسنزيد المحسنين ." ، أى ، من رجع وأناب وأحسن بعد الإسائة ، زيد فی منزلته، ~~و4-4- ~~وعرف له ذلك، فهذه سنةجارية فیجميع الأدوار. كلما أقيم الأساس يكد بغض اللواحق، ~~در ~~س وسه ~~سد ~~115 ~~ب ~~و هذا كان شأن الحواريين لما نزلت المائدة، على ماقدجرى التفسير به . ولم يشألوا أن 9 ~~و-2- م ~~هوه2هو وا ~~مه ~~93- ~~نزل عليهم، من آلتالى بواسطة من أحد اللواحق من غيرواسطة من المسيح، لأنهم لم يردوا ~~و ~~39912-8و ~~أن تنحط درجتهم فینيلهم قسطهم بواسطة الناطق، إلى أن ينالوه بواسطة اللاحق. وكيف ~~مه ~~و3وو ~~84-5 ~~ينقادون للواحق، وهم قدآستنكفوا عن آلآساس . هذا هوخطا . والله الموفق. # 1 - الف ، ب : وينكشف . ج : وينكثوا. # 3 - آيه 58 ازسورة البقرة ، سوره دوم: واذقلنا ادخلوا هذهالقرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا وقولوا حطة نغفرلكم ~~خطاياكم وسنزيد المحسنين . # 3- الض، ببه : فوضت.ج : فرضت. # 3 - الف ، ب : فالقرية . ج : فالقويت. # 4- الف : فينالونه .ب، ج : فتنالونه . # 4 - الف : لنقسم لكم . ب : لتقسم . ج : تقسم . # 6- الف ، ب : تسالوه . ج : سالوه ~~5 - الف ، ب بتامیته . ج : بتمامية . # 7 - الف : رجع اناب . ب، ج : اناب ورجع . # 6 - الف ، ب : ما ارتكبتموه . ج : مما ارتكبوه. # 8 - الف : كلها . ب ، ج : كلما. # 7 - الف : الاسأة . ب : الاساءة . ج : الاساة. # 4 - الف : يكد . ب : الاساس نكبر (نكفر) . ج : الاساس بكر . # 10- درهرسه نسته، يتزل، أمدهاست . # 9 - الف : ولم يسالوا . ب : ولم يسال . ج : ولم اصال. # 11،10- الف: لهيريدوا ان تنحط . ب: ليردوا ان ينحط . ج: يردواان يتحط. # 11 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 11 - الف ، ب : نيلهم . ج : تيلهم ، شاید؟ . # 12 - الف ، ب : الموفق .ج : الموقف. # 14 - الف ، ب : ينقادون اللاحق . ج : ينقادون اللواحق . PageV00P325 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~2278 ~~فصل ~~و.4 ~~184141 ~~وأما القول فیتأويلالآية فیقصةالمسيح فی هذا الباب. # ب.24 ~~18 ~~- ~~3 قوله ، عزوجل : "وإذقال اللهيا عيسى ابن مريم ms315 *أنت قلت للناس اتخذونى وأمى ~~و ~~13 ~~الهين من دونالله،" . إنه يسئل يوم القيامة عن ذلك، فيقول إن ذلك لم يخطر ببالى ولا ~~- ~~لفظت به، فأنت تعرف سرى وعلانيتى.". # 2- ~~ب: ~~1و ~~052 ~~الف310 ~~هذا قول عامى وقيل عام. وقوله:" ...ءأنت قلت للناس أتخذونى وأمى إلهين ~~41ه ~~824-2 ~~من دون الله،"، أى، حين أقام أساسه فاستنكفوا الأضداد عنه،وثبتوا على أمرهم الأول فی ~~343 ~~الدغوة،وآدعوا أنهمينالونقسطهممن الجارىبواسطة المسيح، بخياله،الذى، كانيأتمون ~~مه س93- ~~ه 5 وو ~~و 0421و93 ~~9 به من جهته . وهذا بعد أن ترك أمرالمسيح، كما قدذكرنا،منتمام آمره قبلخروجه عن ~~14-42 21-43 ~~و 9- ~~العالم،فآرادالله أن يؤكدالحجة عليهم بنكثهم ودغواهم الباطل،فيما يقتدون بالمسيح ~~ه ~~هه3 ~~و بخياله، وثبتوا على هذهالدغوى،ولم يرجعوا إلىأساسه القائم بأمرالله،الذى، كان طاعته ~~سد ~~د1 ~~12 طاعة الله. فآمر المسيح أن يشهد على آفترائهم عليه، وأن يشهد عليهم بالنكث والنفاق. # 2 - ظاهرأ از ، واما القول ، تاهذا قول عاى وقيلعام، قول صاحب محصول است . درحاشية نسخه الف آمدهاست: ~~معنى قوله تعالى اذقالالله يا عيسى بن مريم عانت قلت الى قوله ذلكث الفوزالعظيم . اين عتوان اشاره است بهاول ~~آنه 116تا آخ آنه 119 از سهرةالمائدة ~~3 - آيه 116 از سورة المائدة سوره پنجم : واذقال الله يا عيسى ابن مريم انت قلت للناس اتخذونى وامتى الهين من ~~دونالله قال سبحانكث مايكون لى ان اقول ما ليس لى بحق ان كنت قلته فقد علمته تعلم ما فى تفسى ولااعلم ما فى ~~نفسكك انکث انت علامالغيوب. # 4 - الف : يسئل . ب ، ج : سئل. # 5،4- الف، ب:لم يخطرببالى ولالفظتبه.ج: م يخطرببالى ولالفطعت به. 7- الف، ب: فاستنكف . ج: فاستنكفوا ~~7 - الف، ب : ای .ج : الى. # 8 - الف : الجارى . ب، ج : منالجاری . # 8 - الف ، ب: بخياله . ج : لخياله. 9،8- الف، ب : كانوا ياتمون به من جهته . ج : كانوا يللون به من جهة ~~9 - الف : ان تم . ب: ان قوی . ج : ان ترك. # 10 - الف ، ب : بنكنهم . ج : ينکنهم . # 10- الف، ب : يقتدون . ج:يقدرون . # 11 - الف : وخياله . ب : ومخياله . ج: ولخياله . PageV00P326 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ms316 ~~279 ~~و0 ~~52412 ~~فقال المسيح: "ماقلت لهم إلا ما أمرتنى به،"، أي،مانالوامنجهتىولاأفدتهم ~~-4-م8و ~~2980 ~~بخيالى، إلا فیوفت جرى إلى ، وأمرتهم بإقامة طاعة الأساس،الذى،قدأيد بالجارىمن ~~ه --وو ~~التالى، الذى هو "... ربى وربكم، " وصاحبى وصاحبكم،وهومربينى وإياكم،وعرفتهم ~~4 و ~~اوه و. # ماجرى إلى من أمرالأساس.".... وكنت عليهم شهيدا مادمت فيهم،"، أي، كنت أقسم ~~لهم من الجارى، مايكون فيه الشهادة علىالحق ."... مادمت فيهم،"، أي ، قبل أن يتم ~~سوسرم ~~و ~~مه م ~~س ~~أرى مادامت المادة تجرى إلى،وكنت أتولى ذلكمنهم ."... فلما توفيتنى كنت أنت6 ~~-2 ~~544 ~~52 ~~الرقيب عليهم،"، فالوفاة هيهناكما قدذكرنا،هو،تمام أمره، أي،لما تم أمرىوأنقطعت ~~.-21-3-9 ~~- 9 ~~سه ~~المادة عنهم.".. كنت أنت الرقيب عليهم،"، أي، كنت أنت الشاهدعلىماكانواأضمروه ~~- 64 ~~53 -0و0 ~~من النفاق، وآلعارف بنياتهم. # 2-ه ~~وسجهو2،20و - ~~" إن تعدبهم فإنهم عبادك وإن تغفرلهم فإنك أنت العزيز الحكيم."، أي، إن ثبتوا ~~-93- 62 ~~-184-183- ~~اف 311 على النفاق ووقعوا فیالعذاب ، فأمرهم إليك،(وإن تابوا وأنابوا،فأنت المتقبل لتوبتهم، ~~ومه ~~و المترحم عليهم، والغافر لذنوبهم، بعزتك وامتناعك عنهم، وماجرى من حكمك فيهم ~~ووه ~~1 ~~بالشقاء لهم ~~وو ~~"قال الله هذا يوم ينفع الصادقين صدقهم ، " ، فاليوم الذى ينفع الصادقين ~~1- آیه 117 از سورة المائدة ، سوره پنجم : ماقلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی وربكم وكنت عليهم شهيدا ~~مادمت فيهم فلما توفيتنى كنت انت الرقيب عليهم وانت على كل شیء شهيد . # 3 - الف ، ب : وربكم . ج : وربهم. # 1 - الف ، ب : ولا افدتهم .ج : ولا اقدمهم . # 4 - الف ، ب : ای . ج : ان . # 3- الض ، ب: ومويربنی .ج. ومومربنی. # 6،5- الف ، ب : ان تم امری . ج : ان لم امری : ~~7 - الف : فالوفاة ههناكما . ب : قالوا فالوفاة هاهنا . ج : قالوا خاة ههنا لما . # 8 - الف ، ب : انت الشاهد . ج : اتت الشاهد. # 8 - الف : عنى . ب ، ج : عنهم. # 10- آيه 118 ازسورة المائدة، سوره پنهم : ~~8 - الف : اضمروه . ب : ضمروه .ج : ضموره. # 13 - الف ، ب : بالشقاء.ج : بالتقا. # 11 - الف ، ج : ووقعوا . ب.: ووقفوا. # 14 - آيه 119 ازسورة المائدة ، سوره پنجم : قال الله هذا يوم ينفع الصادقين ms317 صدقهم لهم جنات تجرى من تحتها الانهار ~~خالدين فيهما ابدا رضى الله عنهم ورضوا عنه ذلكث الفوزالعظيم . PageV00P327 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~280 ~~12-5 ~~هوم -381. # صدقهم، ههنا،على منأقيم فيالأساسية. فمن صدق به نفعه ذلك بأنكان"... لهم جنات ~~وسا ~~تخرى من تختها الأنهار، "، أي ، يفاتحوا بالجارى، فينالونقسطهم منه. فهی الآنهار، ~~هو ~~و ~~3 التى، تجرىمن تخت أيديهم. فيفاتحون بهأهل الدغوة. فكل دغوة، هي، جنة لهم، ~~وو ~~و ودوومم ~~فيعمرونها بماينالونهمنتلكالبركة."...خالدين فيها،"، أي، تدوملهم النعمة، فلاتزول ~~عنهم راضين مرضيين."... ذلك الفوز العظيم."، أي، بذلك ينالون مايؤديهم إلىالفوز ~~6 العظيم فیدارالبقاء. فهذا فی تأويلقوله، عزوجل، "وإذقال الله ياعيسىأبن مريم،" . لأن ~~س-44 ~~هذا القول قدجرى، وهذهالقصةقدانقضت. وإنما أرادالله أن يذكر بذلك، ويعرف أن ~~288.مب ~~السنة، هكذا، جرت فيما تقدم من الأدوار،ليكونعبرةلمنفی هذا الدور. وليسمعناها، ~~1-8- ~~4 أنه، يقول هذا يوم القيامة، كما فسرته العامة . وذلك يختمل على وجه التفسير ظاهرا، ~~و-ه ~~س1. # 20194 ~~ويخملون الفعل الماضى على ألمستة ~~اتقبل، وهوجائز فیالكلام واللغات . وهو التفسير فى ~~6 . -و-سب ~~الظاهر،فإذا أرذتبهإلىالتأويل،فهوعلىماقدذكرناه.وكماروىمنغسل أرجل الحواريين ~~هده13-- ~~سوو ~~614-4 ~~12 على ما تقدم التفسير به . وهذا حين صرف الأمر إلى أساسه. فكان ذلك موته بانقطاع ~~المادة عنه. # 8 و- ~~و مثل ذلك ماجرى فی شأن عزير، قال الله، عزوجل، فیقصته: "أو كالذىمر على ~~1 - الف : بان كان . ب : باذكان . # 2 - الف : ای ففاتحوا . ب : ای يفاتحوا . ج : ای تفاتحوا. # 2 - الف : قسطهم . ب، ج : قصدهم. # 4- الف، ج : فيعمرونها . ب : فيغمرونها. # 6،5 - الف، ج : ای بذلكث ينالون مايؤديهم الى الفوزالعظيم فى دارالبقاء . ب : فی دارالبقاء . # 6 - الف : فی تاويل قوله . ب ، ج : فی تاويل عزوجل. # 7- الف، ج : جرت .ب:جری. # 9- درهرسه نسخه ، کما فسره ، آمده است . # 8 - الف ، ب : ليكون . ج : اى ليكون. # 11 - الف ، ب : فهو على .ج : على . # 10- درهرسه نسخه ، للاضی، أمدهاست. # 14 - الف ، ب : عزیر .ج : عزیز ~~12- الف، ب : التفسير به .ج: التفسير. # 14 - الف : ب : فی قصته . ج : فی قصة . درحاشيه نسخه الف آمده است : قصة عزيرعليه السلام. آيه 259 ~~ازسورة البقرة، سوره ms318 دوم: او کالذی مر على قریة وهی خاویة على عروشها قال انی یحیی هذه الله بعدموتها فاماته الله ~~مأة عام ثم بعثه قالكم لبثت قال لبثت يوما او بعض يوم قال بللبثت ماة عامفانظرالى طعامكث وشرابکث لم يتسنه ~~وانظرالى حمارك ولنجعلكث آية للناس وانظرالى العظام كيف ننشزها ثم نكسوها لحما فلما تبين له قال اعلم ان الله ~~على كل شیء قدير. PageV00P328 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~281 ~~وم 81 ~~قرية وهى خاوية على عروشها، " ، إلى قوله: ... فآماته الله مائة عام،" . قالوا: كان ~~لف 312 عزيرصاحب جنينة، فأتاه ملك الرب) وقال له، إن الله يقول لك: إن لك عنها لشغلا،قم ~~وهد ~~-93 ~~و42. م و-0 ~~امض إلى مدينة كذا،لأغمرها على يديك،ويقال أنها مدينة بيت المقدس. فقام وتزودمن 3 ~~كرمه، تيناوعنبا،وركب أتانا لهومضى. فلما قربمن القرية، أشرف، فرأى خراباعظيما، ~~1ه13 ~~143-و814 ~~مو ~~وضعف يقينه، "... قال أنى يحيى هذه الله بعد موتها فآماته الله مائة عام.،" وبعث إلى ~~35 ~~أقرية من عمرها ."... ثم بعثه،" ، من بعد موته ، فقيل له : "... كم نبثت قال لبشت ~~و.1-6. # 5-04،3 ~~يوما أو بعض يوم،"، إلى آخرقصته. ويقال إن هذه القصة كانت لإرميا النبى،ولايهما ~~454 ~~كانت، فإن التأويل فيها كما نذكره، إنشاءالله وبه التوفيق. # و س4--248 ~~فقوله : كان صاحب جنينة ، أي، صاحب دعوة ضعيفة ، فآتاه الخيال وأمره أن 9 ~~تو- و 1-46135 ~~يسير إلى أهل دغوته قدكانوا ، فتوى وخربت الدغوة بالمحن ، بغيبة متم الزمان عنهم ، ~~وغلبة المنافقين عليهم. # ووه- و2. # فتزود تينا وعنبا،فالتين علىالباطن والعنب علىالظاهر. لأنه يغصر،أى، أعدلهم ~~ما كان عنده من آلظاهر والباطن. # وركب أتانه . أى آعتمد على بغض حدوده . وجعله أتانا ، لأن الأنثى أطوع من ~~و2 ~~الذكر وقصدهم. # 2- الف ، ب : عزرصاحب جنينة فاتاه .ج : عزيزصاحب جنة فتاداه . # 3 - الف ،ج : ويقال . ب : يقال. # 3،2- الف ، ب : قم وامض . ج : لاعمرماتم وامض . # 4 - الف ، ب : اتاناله . ج : فاناله. # 3- الف ، ب : وتزود . ج : وتزدو. # 4- الف ، ب : خرابا .ج : حرابا. # 6 - الف : من بعد موته فقيل كم . ب : من موته فقيل له كم . ج : من ms319 موته قيل له كم . # 9 - الف ، ب : كان . ج : فكان . # 8 - الف ، ب : کما نذكره . ج : كما قد ذكرناه . # 10 - الف : فبنوا . ب: فنوا . ج : فتوا. # ،10- درمرسه نسخه، وامران يصیر، أمدهاست . # 11 - الض ، ب : وغلبة . ج : وعليه. # 10 - الف، ب : بغيية .ج : بففيه . PageV00P329 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~283 ~~وو ~~و سو3و ~~فلما رأى شدة فسادهم ضعف يقينه بما وعده الله. وقيل إنه محى آسمه من ديوان ~~هه ~~و844 ~~4و6 ~~النبوة ، يعنى، أسقط عن منزلته فى محنته، "... فأماته الله مائة عام ، "، أى امتحن ~~6م ~~م ~~3 بانقطاعه عن الحدود آلمائة، وهی، أسماءالله التسعة والتسعين، واسم الله الأكبر، وقدجرى ~~81 ~~6. و ب ~~التفسير بذلك . فانقطعتآلمادة عنه وبقى فیمحنته ، حتى بعث الله إلى تلك آلدغوة من ~~38،-0424- ~~0-96 ~~عمرها وأصلحها . ثم أخياه الله. و" ... بعثه ،"، أى، تاب عليه وعادت المادة إليه . فقيل ~~6 له ".. كم لبيت،"، أئ، سئل عن خبرامتحانه،فقال:".. لبثت يوما أو بعض يوم،"، ~~س52- ~~الف-313 ~~و3 ~~م.12و 6136 ~~- ~~فأليوم" على متم الزمان،"... أو بعض يوم ،" ، على لاحقه الذى كان يختصه، أي،قال ~~2 ~~إن يحنته كانت بانقطاعه عن آلمتم وبابه . فقيل له : "... بل لبئت مائة عام،"، أئ، أن ~~س9893 ~~9 آنقطاعه عن متمه كان آنقطاعه من جميع الحدود آلمائة. وقيل له: "... فانظر إلى طعامك ~~مم ~~س ~~و ~~-11 ~~و شرا بك لم يتسنه، " ، أي ، لم يتغير. فطعامه وشرابه ماكان يستفيده من الحكمة ظاهرا ~~13 ~~م1040 ~~45622520121- ~~445 ~~363 ~~و باطنا . أئ، أن ذلك الرسم كان جاريا على ما لم يزل لم يتغير شئء من الآمور، من أجل ~~150، ~~م5 ~~12 محنته ."... وآنظر إلى حمارك ولنجعلك آية للناس وانظر إلى العظام كيف ننشزها ثم ~~8م0. # ه ~~كسوهالحما،"،قرآقومننشزها، وقالآخرون ننشرها، فتفسيرها، أی،نحييهابعدالموت، ~~ه ~~يعنى، عادت النغمة وآلبركة عليهم بعدانقطاعها عنهم ، وننشزها، نثيرها ونجمع بعضها ~~15 إلى بعض ونرفعها . والنشز، ألإرتفاع، أى، رفعت مراتبهم وجمع بغضهم إلى بعض. # 313 ~~.5-12 ~~1- الف، ب: ما وعده.ج : عا وعل. # 4 - الف : التفسيربذلكث. ب ، ج : التفسير. # 4-الف، ب:ف محنته .ج: محتة. # الف، ب : وبفهج:وبحته. # س ms320 ~~6 - الف ، ب : كم لبثت . ج : كم لبثته . # 9 - درمرسه نسته، فقال له، آمده است. # 7 - الف ، ب : فاليوم على . ج : على. # الف، : ت نه ~~9- الف ، ب : المأته . ج : المابة. # 11 - الف ، ب : جاریا . ج : جياريا. # 11 - الف : من الامورشىء . ب ، ج : شیىء من الامور . # 13 - الف : قرأقوم ننشزها وقالآخرون ننشرها . ب: ففسرها قوم ينشرها وقال آخرون ينشزها . ج: قوم بنشرها ~~وقالآخرون ينشرها. # 13- الف ، ب : نحییها . ج : يحييها. 14_ الف، ب : وننشزها نثيرها ونجمع .ج : تنشرهاشيرماومجع . # 15- الف: والنشزالارتفاع . ب: والنشزبالارتفاع . ج: والنشربالارتفاع. 15 - الف، ب: رفعت . ج: وقعت. PageV00P330 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~283 ~~قال: فنظر إلى حماره قدمات وعظامه بيض تلوح، فآمرها الله، فاجتمعت وكساها اللحم ~~والجلد، فقام الحمارحيا بإذن الله. فحماره هي الأتان التى ركبها . فالأتان على أحد ~~الحدود،الذىكان يختصهويعتمده. وجعله أتانا،لأن الأنثى أطوع من الذكر، أى، كان3 ~~و ~~04-854 ~~منقادا مطواءا . فنظر إلى حماره قدمات، أى أمتحن أيضا بامتحانه،وانقطعت المفاتحة ~~هد وهو ~~ه -و ~~ع نه. وعظامه تلاميذه وعظماء دغوته، أي، أمتحنواكلهم بمحنته. وبيض تلوح لم تسود، ~~ه832- ~~86- ~~أئ، ثبتوا على إيمانهم فى محنتهم ولم يتغيروا، وظهرصدق نياتهم ولاح ذلك منهم ، فآمر ~~الله، فاجتمعت، ثم كساها اللخم والجلد،فقام الحمار بإذنالله.فاللخم، علىالبيان، الذى ~~6و ~~يلتحم به أمرالدغوة. والجلد، على الظاهر. أئ، أيدوا وقووا بالحكمة ظاهرا وبالبيان ~~وه -4-0وو23 ~~ل -314 باطنا .(فقام الحمار بإذن الله، أى، أذن الله فی كشف البلوى عنهم ، وأتتهم المادة التى ~~1،- ~~انقطعت عنهم ، واجتمعوا إلى أصحابهم،فاستوى فیمرتبته. # 4 ~~444204 - ~~فلما رأى عزير ذلك، "... قال أغلم أن الله على كل شئء قدير."، أي، لماعادت ~~وو ~~المادة عليه، فرأى بها من قدرة من هوفوقه ، وماكان غائبا عنه قبل ذلك عاد إليه يقينه، 12 ~~12و ~~الذى، كان ضعف فیأول أمره حين قال "... أنى يحيى هذه الله بغدموتها،" ، وقويت ~~و- ~~نيته عنالضعف. فشهدبما علم، أي،فاتح أهل دغوته، وعرفهم من اللهعليه، حين أخياه ~~5هو- ~~و أخرجه من يحنته، كما أحيا أهل تلك القرية، التى بعث إليها، وكما جمع عظام حماره 15 ~~و493440و- ~~وأخياها،وعرفهم أن الأموركلها إلى ms321 غيره، لايملك هومنها إلا ماهوحده. # -36 ~~5 - الف : محنة . ب : خواندنینیست . ج : جحتته . # 1 -الف، ج : الى حماره . ب: فاذاحماره. # 7،9 - الف : فامرها . ب، ج : فامرالله (عزوجل). # 5 - الف ، ب:م تسود . ج : لم تسرد. # 8 - الف : يلتحم . ب : يتمم . ج : يلمم . 8 - الف : ايدوا وقورا . ب : ايدوا وقووا. ج : ايد اوقرف. # 9 - الف ، ب : واتتهم.ج : وانهنهم. # 9- الف ، ب : ای اذنالله . ج : ندارد. # 14 - الف ، ب : اهل دعرته . ج : اهل الدعوة . # 14 - الفه، ج : ماكان . ب : وماكان. # 15 - الف : احبی . ب، ج : احيا. # 14 - الف : منالله . ب : مننالله .ج : مينالله . PageV00P331 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~284 ~~مه 126-13 ~~.1 ~~س4 ~~م قال على أثر هذه القصة : "وإذقال إبراهيم رب أرنى كيف تخيى الموتى،"، ~~640 .- 991 ~~هدو وو. # فذكرقصة إبراهيم، عليه السلام، على أثرها، لآنها كانت تشبهه فیالإنقطاع الجارىعنه، ~~4141-4، ~~و ~~3 س ~~3 كما قدشرحناه فیقصة إبراهيم . ويكون ذلك امتحانا من الله، عزوجل، وفتنة علىالناس، ~~م.1 و23مو ~~همو- ~~لتظهر آلنيات ، فيعرف من يطيع ويصبر من يعصى ويكفر ، وليظهر المصلح الموقن ~~6-2 ~~المنقاد من الشاك المرتاب الطاغى،ويفتضح المنافقون، وينكشف سرائرهم . فمن أجل ~~س4ووه ~~39 ~~1 ~~1-1 ~~6 ذلك يمتحنون بهذه المحنة . وقدجرى هذا فیكثير منهم، على حسب مراتبهم ودرجاتهم ~~في الأولين والآخرين، كماجرى فى هذا آلدور. # ت9- مه ~~وم-6410-10، ~~كما روى آن آلنبي، صلىالله عليه وآله، كان ينقطع الوحى عنه آياما، فكلماسيل ~~251 ~~م ~~4 عن شئء فيقول: حتى يأتينى جبرائيل، فربما أبطأ عليه، فيتكلم المنافقون بالطعن عليه ~~هو ~~و-40 ~~و يؤذونه بذلك . وكما روى أن أليهود سألته عن أنباء أصحاب الكهف، فقال لهم : ~~وه ~~3 ~~1م ~~1 ~~اخبركم بهم غدا ولم يستشن ، فامتحنه الله بذليك ، وآحتبس آلوحى عنه آربعين يوما ، ~~1 ~~س 81 ~~3-و واو1،2 ~~12 وكانت اليهود( تطالبه بذلك، وهويقول: حتى يأتينى جبرائيل. فلما طال ذلك، قالت ~~16- ~~-823 ~~و310 ~~دو ~~-3 ~~الف-315 ~~وس2304 ~~اليهود: قذودعهصاحبه وقلاه. فحزن رسول آلله، صلىالله عليهوآله، فنزل جبرائيل وأنزل ~~و2 ~~ع ليهسورة وآلضحى، وقالفيها: "ماودعك ربك وماقلى.". فاليهود، علىالأضدادالناكثين. # 1 ms322 - آبه 260 از سورة البقرة سورۀ دوم : واذ قال ابراهيم رب ارنى كيف تحیى الموتى قال اولم تؤمن قال بلى ولكن ~~ليطمئن قلبى قال فخذ اربعة من الطيرفصرهن اليكث ثم اجعل على كل جبل منهن جزء ثم انعهن ياتينكث سعيا ~~واعلم ان الله عزيزحكيم . # 2 - الف ، ب : على اثرها . ج : على الرها . # 4- الف : لتظهر . ب، ج : ليظهر. # 4- الف، ب : يصبر. ج: يصير. # 5 - الف : المتقاد. ب : المنقذ . ج: المنفذ. # 5 - الف، ب : سرائهم . ج : سرایراهیم. # 8 - درحاشيه نسخه الف آمده است : معنى انقطاع الوحى عن النبى صلى الله عليه وسلم وسيبه . # 8 - الف : ينقطع عنهالوحى . ب ، ج : ينقطع الوحى عنه . # 9،8 - الف ، ب : وكان (ب : فكان ) يسئل (ب : يسال) عنالشبیء فيقول حتى . ج : فكاسال عنالشىء فيقول. # 10 - الف : كما . ب ، ج : وكما. # 10 - الف، ب : انباء. ج : ابناه. # 11 - الف ، ب : ولم يستئن .ج : ولم يثنين. # 11 - الف : الوحى عنه . ب ، ج : عنه الوحى. # 13- الف، ج : وقلاه . ب: وقلى. # 13 - الف ، ب : فنزل . ج: فنزله . # 14- آیه30 از سورةالضحی سوره93. # 14- الف ، ب : الناكثين . ج : والناكثين. PageV00P332 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~28 ~~- وو ~~ومام ~~ه ووه -013.. # وأصحاب الكهف، علىالأتماء، لأن عددهم سبعة وثامنهم كلبهم . والكهف، علىالدعوة ~~و ~~الحقيقية،لأنها فیالستروالكثمان ، أى ، سألوه أن يفاتحهم بمراتب الأتماء، فانتظر ~~ه ووس ~~مايفاتح به فی ذلك . فلم يفتح عليه فيه . وامتحن، بانقطاع الجارىعنه، حتى طعن عليه 3 ~~5 ~~ه و-0931 ~~المنافقون . ثم نزلت عليه سورة الكهف، وقص نبآهم . وقال الله، عزوجل ، فيها، بعد ~~128 و ~~ده ~~أن قص نبأهم "... فلاتمار فيهم إلا مراء ظاهرا ولا تستفت فيهم منهم أحدا.". وامره، أن ~~لايفاتحهم بمراتبالأتماء، إلا ظاهرا. ولايجاريهم فيذلك. ولايبين لهم فیأمرهم شيئا. # سه سدوه: ~~1 ~~54-وم8 ~~م قال له: "ولا تقولن لشئء إنىفاعل ذلكغدا. إلا أن يشاءالله،". فأدبه الله، بانقطاع ~~-64 ~~:280 ~~التأييد عنه. وكان ذلك بمنزلة النوم. ثم عاد عليه، فاستيقظ من نومه ، لما أرادالله أن ~~25 9و ~~يكشف له عن نيات المنافقين. فهذا فی رسولالله، صلى الله عليه ms323 وآله . وقد روى فیغير ~~214- ~~حديث، أن جبرائيل، ربما كان ينقطع عنه آياما. # 4894 ~~ومثل ذلك، ما روى، أنالشمسغربت، وفاتت أمير المؤمنين، عليه السلام،صلاة ~~2-8132- ~~العصر، ثم ردها الله عليه، حتى صلاها.وذلك مرتين،مرة فی حياة رسولالله، صلىالله عليه 12 ~~-ه ~~-2-24 ~~هم ~~آله، ومرة بعدوفاته. فصلاة العصرعلى مرتبة الأساس، والشمسعلىالجارى. أى آمتحن ~~-43 ~~3 ~~2 - الف ، ب : فیالستر. ج : فیالسير. # 2 - الف : الحقيقة . ب ، ج : الحقيقية. # 4 - الف ، ب : نبأهم (نباءهم) . ج : بناهم. # 2 - الف ، ب : جراتب . ج : بلوات. # 5 - الف ، ب : نبأهم (نباءهم) لاتمار . ج : بناهم لاتماء. # 5 - آيه 22 ازسورة الكهف سورۀ 18: سيقولون ثلاثة رابعهم كلبهم ويقولون حمسة سادسهم كلبهم رجما بالغيب ويقولون ~~سبعة وثامنهم كلبهم قل ربتی اعلم بعدتهم ما يعلمهم آلا قليل فلاتمارفيهم ألا مراء ظاهرا ولا تستفت فيهم منهم احدا. # 9 - الف : ظاهرا . ب : ظاهرات . ج : ظاهران . # 5 - الف : امره . ب، ج : وامره. # 9 - الف : وان لايجاريهم . ب ، ج : لايجاريهم . # خء اول آمه 24 از سورة الكهف سوره 18: ... واذكر ربكث اذا نسيت وقل عسى ان يهدين ~~-7 ~~ربی لاقرب من هذا رشدا . # 9 - الف ، ج : ان يكشف . ب . ان ينكشف . # 8 - الف ، ب : فاستيتظمن .ج : فاسقطمن . # 11- درحاشبه نسخه الف آمده است : من ارتداد الشمس عليه وعليهالسلام . # 11 - ب : عليه السلام . ج ، الف : ندارد. 12،11 - الف، ب : صلوة العصر. ج : صلوات الله العصر . # 12- الف ، ب : ردها .ج : ودها. PageV00P333 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~289 ~~بانقطاع الجارى عنه، حتى عجز عن إقامة حدوده. ثم ردت عليه الشمس، فصلاها. أي، ~~عاد عليه الجارى، وأيد. فأقام حدوده،وقام فی يخرابه. # 5 ~~س سد4 ~~الف-316 ~~سس ~~سه041ب. # وهم ~~فهكذا يكون توفی أنفسهم فی المنام . ثم ، يرسلها الله، إلى اجلهم المعلوم. ومن ~~سو ،4431 ~~525وو - ~~م أمره، ينقطع عنه، فلايعود إليه، ويزولالآمر إلى غيره. كماقال الله، عزوجل، فیقصة ~~او ~~-8ه -1 ~~سليمان، عليهالسلام ، : "فلما قضينا عليه الموت ما دلهم على موته إلا دابة الأرضتأكل ~~س ~~9 منساته،". # و ~~قصة سليمان،عليهالسلام. # قالوا: بقى متوكيا على منسأته فى محرابه ، ولم ms324 يفطن لموته . فهذا فی الظاهر من ~~45م -10 ~~أنحل المحال، أن يبقىمثل سليمان - مع ملكهظاهرا وباطنا- ميتا فی محرابه مدة ماروى، ~~،-52 ~~ه ~~و يخفى ذلك علىالجن وآلإنس كافة، حتى ، تاكل دابة الآرض منساته، ثم يخر . فدابة ~~ههس ~~أرضعلىالذىقام مقامه. والأرضعلىالدغوة.أي، دبفیإقامةالدغوة،وترتيبالحدود. # 4 ~~و ~~12 ومنسآته ، وهى عصاه آلتى كان متوكثا عليها فى محرابه . فمحرابه ، مرتبته ، وعصاه، ~~التىكان متوكثا عليها، على حد من حدوده، وكان يختصه، ويعتمد عليه فی أموردعوته ، ~~س493441 ~~فدب إليه منقام مقامه . وعرفة، آن آلامرقدزال إليه . ومعنى دب فیظاهراللفظ، إذا مشى ~~15 إليه ليلا، مشيا رقيقا فیالسر. فالليل، علىالكتمان، يعنى، فاتحه فیالسر بماكان قدخفى ~~3 - الف ، ب : المعلوم .ج : معلوم. # 2 - الف ، ب : وقام . ج : واقام. # 4 - الف، ج : فلا بعود . ب : فلاتعود. # 5 - آيه 14 ازسوره سباسوره 34 : فلما قضينا عليه الموت مادلتهم على موته الا دابة الارض تاكل منساته فلما خر ~~تبينت الجن ان لوكانوا يعلمون ما لبثوا فی العذاب المهين . # 9- الض ، ب : ميتا . ج : بستا. # 8 - الف، ج : يفطن . ب : ينطق (نسخه بدل : يفطن). # 10- الف،ج : تاكل . ب : ياكل . # 10 - الف ، ب : يخر .ج : نحر. # 13- الف ، ب: من حدوده . ج : من حدود. # 11-الف، ب : دب.م :ربه. # 14 - الفه، ب: دبمج: ربه. # 14 - الف، ب: قدب . ج :قدب. # 15 - الف، ب : رقيقا. ج : فيقا. # 15- الف، ب : فاشه. ج: فاتحت. # 15- خرسه نسته، ماکان، دارقد. PageV00P334 # ============================================================ ~~الجزء الخامت ~~283 ~~6،21 ~~ه51 ~~عليه، وكتم من أمره . فلطف فی ذلك، حتى أزاله إلى نفسه . فخر سليمان، يعنى آنقاد، ~~واستسلم،وأغترف، بأن الآمرقدزال عنه. # و084 ~~3 ~~و"... تبينت الجن آن لوكانوا يعلمون آلغيب مالبثوا فی العذاب آلمهين ." .3 ~~هو و ~~029- و0 ~~فالجن، على الحدود، الذين، كانوا قدثبتوا علىالأمرالأول،وكتموا أمرهم،وما امتحنوا به ~~د24و ~~موو و00441- ~~من انقطاع المادة عنهم،وهو،العذاب المهين. لأنهمهانوا على أهلالدغوة،لما،لم يقدروا ~~على إفادتهم. # وسماهم جنالأن أمرهم إنكتم.والإنس، على منكان قدآنسلمن قاممقامسليمان، ~~2 ،0444-و0 ~~و ~~2م1 ~~وبرم ~~ل 317 وآستفاد منه . فعندها ، عرف الحدود ، الذين كانوا ممتحنين ، أنهم ، لوكانوا مؤيدين ~~بالجارى، الذى، غاب عنهم، ms325 وهوالغيب، الذى،لم يعلموه لما أقاموا على الإمتحان فيهم، 9 ~~-ه86 و ~~م ~~و62 ~~. و1 ~~وم ~~فيهونوا علىالناس . ولكنهم ، لم يعلموا حتى فوتحوا بذلك من قوله ، علمت الإنس ان ~~وه 2ه ~~الجن،"... لوكانوا يعلمون الغيب،"، يعنى، أن حدودالقائم مقام سليمان،علموا أنالآمر ~~4-1142 ~~خفى على حدود سليمان. ولو أعلموا،لما لبثوا فیتلك المحنة. # 1025 ~~فصل ~~وأما ماجرى فی تأويلالآية، "... يا أيها الناس علمنا منطق الطير وآوتينا من كل ~~شيء،"، أنه أخبرهم،أنه قدأرق إلى درجةالإمامة،وأوتىمنكلشئء مثلماأوتىالنطقاء، 15 ~~04-و.02824 ~~ومن دوسهم10. # 5- الف : عذاب . ب ، ج : العذاب. # 2 - الف ، ب : واستسلم . ج : واسلم. # 7 - الف ، ج : لمن . ب : بمن . # 5 - الف، ب : هانوا . ج : هاتوا. # 9 - الف، ج : الذی . ب : الذين. # 88- الف، ب : متحنين .ج : محنين . # 10 - الف ، ج : لم يعلموا . ب: لميعملوا. # 10 - ب، ج: فيهون . الف : سفيد است . # 10 - الف ، ب : ومن قرأ . ج : من قوا. # 10 - الف ، ب : فوتحوا . ج : فرتحوا. # 14- ظاهرا: ازواما ماجری، تامن دونهمح ~~قولصاحب محصولاست ~~12 - الف : ولوعلموا . ب ، ج : ولوا علموا. # 1- الية 1 ازسورةالنمل سورۀ 27 : وورث سليمان داود وقال يايها الناس علمنا منطق الطبر واوتينا من كل شیء ~~ان هذا لهوالفضلالمبين. # 15 - الف ، ب : مثل ما اونى . ج : مثل ماارفی. # 15 - الف ، ب : واونى . ج : واوتا. PageV00P335 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~23 ~~23و3ه م20 ~~إن هذا خطأ . فإنه لم يرفع ، إلى حدالإمامة . وإنما، كان الإمام لا يغطى ما يغطى ~~النطقاء. # ه101044 ~~ههو ~~3 فآما قوله : "وأوتينا من كل شئء،"،ليس على العموم . ولكن ، يعنى، أنه أغطى ~~135244وب ~~كل شئء يحتاج إليه مندونه منحدودالدغوة. فهمينالونه، بواسطة منه. وأن كل الحدود، ~~جعل أمرهم إليه . إذكان مقامه،مقام الخلفاء. وإذكان ثملكا، من الجارى. وليسيعنى ~~9 ~~0115 ~~0184 ~~.8... كل شيء،"، أنه، أغطىكل شئءأغطىالنطقاء. هذا محال لأن ألنطقاء،مختصون، ~~4440،م2 ~~س93م6م ~~بما لايعطى من دونهم . وقدقالالله، عزوجل، فیقصة بلقيس، حكاية عن ألهدهد،"... # 4 ~~ه 843م11-42 ~~5 ~~04025 ~~أوتيت من كل شيء،". فليس، كل شيء أيضامهناعلىالعموم، أنها أوتيت منكل شئء، ~~مهمو. # 4 كما أوتى النطقاء،من الوقوف على جميع الحدود، ولكن،"... ms326 أوتيت من كل شيء،"، ~~وهو ~~يختاج إليه، من دونها من الحدود. وكانت ملية بإفادتهم، وكانوا كلهم، منقادين لها. # 45 ~~هسو ~~وسو و ~~جر دبرمه ~~فكذلك سليمان، أوتىمنكلشئءيحتاجالحدودإليه، ممن هودونه،لابأنهأوتى، ~~12 ماأوتى النطقاء،من مغرفة جميع الحدود،ولاما أوتىالأتماء. # 80- ~~.. . وقالا الحمد لله الذى فضلنا على كثير من عباده المؤمنين."، يعنى ، بعباده ~~د وهد ~~المؤمنين(اللواحق، الذين،قاموا، بعبودية المتم، يؤمنونأهلالدغوة، بما يعاهدونهممن ~~لف-318 ~~110-6 ~~15 شكوك الظاهر وشبهاته فیأولاهم، ومن عذاب النارفیأخراهم. # مو ~~و وس*1 ~~العباد، يخرج تأويله، علىاللواحق والأسس. يصدق ذلك، قوله،عزوجل: "إن ~~3 - الف : واوتينا . ب، ج : اوتينا. # 4 - الف : الدعاة . ب، ج : الدعوة. # 7-الف، ب:ففصة.ج: قصة. # 5 - الف، ب : امرهم .ج : امیرهم. # 8 - الف ، ب : واوتيت .ج : اوتيت . # 8 - الف : فليس كل شيیء ايضا ههنا على العموم انها اوتيت سن كل شبیء . ب ، ج : ندارد . # 10- الف ، ب : ملية.ج : مليه. # 9 - الف ، ب : ولكن . ج: ولتكن . # 13- حرسه فسته، وقال، دارنل. # 11 - الف، ج : الحدود اليه . ب : اليه الحدود. # 14 - الفه، ج: :ا. ب: ها. # 13- الض: ب : بعحباده.ج: بعبادة. # 16- آيه 42 ازسورة الحجرسوره15. PageV00P336 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~289 ~~36 ~~عبادى ليسلك عليهم سلطان إلا من أتبعك من الغاوين "، يخاطب بهذهالضد.فالسلطان، ~~م215 ~~6392-و ~~الحجة، أى،لاحجة لك علىاللواحق ، فيما ادعيته، إلا من أغويته ، فنكث كما نكنت. # -81-8- ~~فالعباد ههنا، يعنى به اللواحق. # د ~~سه سو ~~و منه، حديث أميرالمؤمنين، عليهالسلام: "أنا عبدالله وأخو رسوله لايقولها بغدى ~~2و2-و ~~الاكذاب.")يعنى، أنه،أحدلواحقالناطق،الذى،أرقاه إلىالأساس.فصارأخالهبالمؤازرة. # ه2143 ~~لأنهما، أساسان،لانظير لهما. فيعنى، أنه،قدأختصه الناطق. لماعرف من صذق عبوديته 6 ~~وو640 ~~له. وقوله: "لا يقولها بعدى إلاكذاب.": أي، لا أساس بعده، فيكون له منزلته . لأنه، ~~و4-: ~~لاناطق بعدناطقه، يقيم أساسا فیبث التاويل. فمن آدعى ذلك، فهو كذاب. # و فيوجه آخر، لايدعى منزلته ، فیعصره ، إلى دورناطقه،وكما وهب الله له ، إلا 9 ~~سهو- ~~كذاب . لأن الناطق قدآختصه بها دون غيره وهى لاتزول عنه ابدا. # . فعنى سليمان بقوله: "وأوتينا من كل شيء،"، أي، أغطى هو وأبوه مالم يغط غيرهما ~~سس و-41 ~~من اللواحق . وفضلا على كثير منهم . وقدما عليهم ، بالخلافة . وأمرجميع ms327 اللواحق، 12 ~~بالرجوع إليهما، فیأمورهم. كما قالالله، عزوجل : "ولقدآتينا داود منا فضلا يا جبال ~~و ~~2 - الف : کما نکثت . ب : عما نکث . ج : عمانکثت . # 1 - الف، ب : بهذا . ج : بهذه. # 3 - درجاشیه نسخه الف آمده است : معنى قول اميرالمؤمنين عليه السلام انا عبدالله واخو رسوله لا يقولها بعدى الا ~~كذاب. # 5 - الف ، ب : کذاب .ج : کدان. # 4- الف، ج : رسوله . ب : رسولالله . # 5 - الف، ب : الىالاساسية . ج : الى الاساس . # 5 - درمرسه نسته، احدالاواحق، امده است . # 9 - الف ، ب : فيعتى . ج : فيغی. # 5 - الف، ب : بالمؤازره . ج : بالرازرة . # 8 - الف ، ب: ادعی . ج : ادع. # 8 - الف، ب : ناطقه . ج : ناطقة. # 9 - الف، ج : الىدورناطقه وكما وهب (ج : ذعب) الله له . ب : ندارد . # 11 - الف،ب : فعنى . ج : يعى. # 11 - الف، ب: اعطى هوابوه (ب : وابوه) مالم يعطه . ج : اعطا هوابوه مالم بعطه. # 13- الف، ب : امورهم . ج : امرهم. # 13 - آيه 10 ازسوره سبأ سورة 34 : ولقد آتينا داود منا فضلا يا جبال اوبى معه والطير والنا له الحديد . PageV00P337 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~290 ~~و44- ~~14 ~~9.- ~~211-1-- ~~اوبى معه والطير،"، آي، فضلعلى اللواحق، وآمرتبالإنقياد له، وكذلك، جميع الحدود. # . ~~ووس4 ~~121- ~~مو ~~وقوله : "... وسخرنا مع داود الجبال يسبحن وآلطير،"، وقدتقدم تفسيره . وقال فیشان ~~م2 ~~3 سليمان: "ولسليمان الريح عاصفة تجرى بأمره،"،".. رخاء حيث أصاب . والشياطين ~~كل بناء وغواص." يعنى، من صارشيطانا،وامتنع عن الإنقياد لمن تقدمه، من الناكثين ~~33 ~~والأضداد فیالظاهر، انقادواله بكلهم. # و ه ~~الف-319 ~~33 .59 ~~.43،4 ~~س6--3 ~~فالبناء، على مناعتقدلنفسه رئاسة فیالظاهر،وبنى لنفسهبنيانا.قال الله، عذوجل: ~~و020- ~~مر5-ه - ~~.. فأتیالله بنيانهم منالقواعدفخرعليهم السقفمن فوقهم،"، أي، سقطوا عنالرئاسة، ~~14116-66 ~~وبطل آمر من آعتقدواله آلإمامة . # و ~~144440 ~~2 ~~الغواص، علىالناكث، الذى، كانقدعرفحقائق العلوم ، فكانيغوص، يستخرج ~~المعانى، بماكان قدنال، قبل نكثه. # 1 - الف : وامربالانقياد . ب : وامروا بالانقياد . ج : امر بانقياد . # 1- دررسه نسته، فکذلگی، آمده است. # 2 - آيه 79 از سورة الانبياء سوره 21 : ففهمناها سليمان وكلا آتينا حكما وعلما وسخرنا مع داود الجبال يسبحن ~~والطير وكنا فاعلين. # 2 - الف، ب : تقدم . ج : قدم. # 3 - آيه ms328 81 از سورة الانبياء سوره 21 : ولسليمان الريح عاصفة تجرى بامره الى الارض التى باركنا فيها وكنا بكل ~~شیء عالمين. # 4،3 - دوآيه، 36 و 37 ازسوره ص سوره38 : فسخرنا له الريح تجرى بامره رخاء حيث اصاب . والشياطين كل ~~بناه وغواص . درحاشیه نسخه الف نیزتمام این درآیه آمده است . # 4 - الف : عن الانقياد . ب،ج : من الانقياد. # 4 - الف، ب: يعنی . ج ندارد . # 5 - الف ، ب : انقادوا (ب : انقاد) له بكلهم .ج : انقياد له بكلهم . # 9 - الف : فالبناء. ب، ج : فالينا. # 9 - الف : ويبن . ب : وبی .ج:وبين. # 7-آيه 36 از سورة النحل سوره16 : قد مكر الذين من قبلهم فاتى الله بنيانهم من القواعد فخرعليهم السقف من ~~فوقهم واتاهم العذاب من حيث لايشعرون . # 9 - الف ، ب : الناكث . ج : التاكثين. # 9 - الف، ج : كان قد . ب : قد. # 10 - الف ، ب : قدنال قبل نكثه . ج : فدقال قبل نكث . PageV00P338 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~291 ~~" وآخرين مقرنين فیالأصفاد. *، فالأصفاد، الأغلال، يعنى من كانمتحنا، ثمنوعا ~~س مر ~~هوه89-0 ~~وو،12 وم. # من إقامة الدغوة، فيكون ، بمنزلة من غلت يده إلى عنقه. كماقال الله، عزوجل، حكاية ~~م هوه020 ~~عن اليهود: " وقالت اليهود يدالله مغلولة غلت أيديهم،"،فاليهود، علىالأضداد، الذين، 3 ~~نكثوا. ويدالله، علىالأساس،الذى،قام بأمرالله فیإقامةالدغوة. فطردوا عنها بما نكثوا. # 895 ~~سس ~~2 ~~فكذلك، قوله: "... مقرنين فیالآصفاد."، يعنى اللواحق والأجنحة، الذين: كانواقرناء ~~هو و10 ~~بعضهم لبعض فیمراتبهم، ممنوعين عن إقامة آلدغوة. # وو ~~ف سخروا كلهم لسليمان ، وانقادواله . فذكر الله هذه المنن، التى، خصالله بها، ~~ر ~~داود وسليمان ، من بين آللواحق . حيث ذكرفضل النبيين بعضهم على بعض ، يعنى ~~6-61 ~~الواحق، على ماتقدم التفسير به. # 9- -و1-51 ~~3 ~~فهذا فیشأن داود وسليمان، ذكرناه علىالإختصار ، دون تفسير قصتيهما. إذكان ~~س35-و ~~_2. # القصد لشأن مراتبهما، ومراتب غيرهما .(ولنذكر شأن من يمتحن بانقطاع الجارى عنه ~~-213 ~~على مراتبهم، لنصلح ماجرى من الغلط، فی ذكر هذه آلمراتب فیالآصول، دون غيره من 12 ~~3 ~~و ~~ذكرالفروع، وماجرى من البيان فيه . ونذكر الآن ، قصة أيوب، ويونس ، وماجرى من ~~1 - الف ، ب : فالاصفاد الاغلال ms329 . ج : الاغلال. # 1- آیه 38از سوره ص سوره38. # 2- الض، ب : عنفه.ج:حفه. # 1 - الف ، ب : ممتحناممنوعا . ج : ممتها مصنوعا. # 2 - ب، ج : عزوجل . الف : ندارد. # 3 - آيه 14 ازسورة المائدة سوره 5 : وقالت اليهود يدالله مغلولة غلت ايديهم ولعنوا بما قالوا بل يداه مبسوطتان ينفق ~~كيف يشاء وليزيدن كثيرا منهم ماانزل اليكث من ربكث طغيانا وكفرا والقينا بيتهم العداوة والبغضاء الى يوم القيامة ~~كلما اوقدوا نارا للحرب اطفأها الله ويسعون فیالارض فسادا والله لايحب المفسدين . # 5 - الف ، ب : والاجنحة . ج : الاجنحة. # 4 - سرمرسه نسته، الله، آمدهاست. # 96 - الف، ج : من . ب : عن. # 5 - الف ، ب : قرناء . ج : قرتا. # 7- الف : خص . ب ، ج : خص الله. # 7 - الف . ج : لسليمان . ب : لسليمان عليهالسلام. # 9 - الف ، به: التفسير به مج: التفسير. # 8- الف، ج : ذكر . ب : ذكرالله. # 11 -الف : مراتبهما . ب ، ج : مراتبهم. # 10-الفه، ب : قصصهمم .ج : قصصها. # 12 - الف : ونصلح . ب : ولنصلح . ج : لتصلح. PageV00P339 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~292 ~~الغلط فی ذكرهما، بمشية الله وتوفيقه. # باب قصةذیآلنون، ~~وهو يونس بن متى، عليهالسلام. # -844- ~~و15 ~~وأما القول فی ذیالنون: "وأنه كان متم) زمانه، فترك عمله، ولم يصبرعلىالأذى من الف- 320 ~~فيرس ~~ه144- ~~قومه، والتجا إلى لاحقه.وفیقوله: فیظلماتثلاث، أى، أنه، سقط عن حد آلإمامة، وسقط ~~عن حد اللواحق، وسقط عن حد الدعاة . والتجأ إلى حد لواحقه، فصار، مختاجا إلى إرشاده ~~6 ~~وهدايته . وآتىآلخيال، منعند التالىإلىاللواحق، وأمربرفعه عن نفسه." ~~8 و4* ~~هذا هو القول الأول. وهو،غلطكثيرجدا لأن،منبلغ حدالتمامية،لايسقط أبدا، ~~وقدنزه الله الأتماء، عنالإلتجاء إلى حدمن الحدود فیعصرهم، حتى يحتاجوا إلى هدايتهم ~~و وو ~~و ارشادهم. وإنما يسقط، من يكون دون المتم.فأماالمتم ومن فوقه، من الأسس وآلنطقاء، ~~4 ~~23و ~~فلايسقطون أبدا. لأنهم، قدعاينوا الملكوت، ورأوا منازل من سقط فی ذلك العالم معاينة. # س54، ~~ور ~~سه س ~~12 ويكونون، بمنزلة رجلينظر إلى قوم، يتهورون فى بئر، أو يتهافتون فینار. وهويقدرعلى ~~32 ~~الإختراز، فيخترز. كيلا يتهورمعهم ولايتهافت. وإنمايسقط اللواحق فمن دونهم، لأنه، ~~وه ~~يخفى عليهم أمر الملكوت ، وإنما يغرفون من أمر ذلك العالم ، مقدار ما يقسم لهم ms330 المتم ~~40ه ~~ودوو93م ~~1- الف ، ب بمشيةالله وتوفیفه . ج : بشیبالله وتوضیق . # 2 - درحاشيه نسخه الف آمده است : فی قصة يونس عليهالسلام . # 4- ظاهرا از، وانهکان متم زمانه ، تا، وامر برفعه عن نفسه، قول صاحب محصول امت . # 5،4 - الف ، ب : من قومه . ج : من قوله . # 9 - الف ، ب : وصار .ج : فصار. # 6- الفه، ب وحدایته .ج : حدایته . # 6 - الف : اتا . ب ، ج : انی . # 7 - الف ، ب : وامره برفعه .ج : وامرهبرفعه. # 8 - الف ، ج : لان . ب : لانه. # 9 - الف، ب : نزه . ج : بزه. # سالف :حل. به، : احد. # 9- الف ، ج : محتاجوا . ب : محتاجون. # 12 - الف ، ب : الى قوم . ج : الى. # 13 - الف ، ب : كيلا (ب: ی لا) يتهورمعهم و.ج : معهم لايتهافت . # 13 - الف : من اللواحق . ب ، ج : اللواحق . # 14 - الف ، ب : يخفى .ج : يخفا. # 14 - الف ، ب : مقدارما . ج : مقدارمما. PageV00P340 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~213 ~~-989 ~~بخياله، فمنهم منكتب عليه آلشقاء، فيسقط. # 1 ~~4،54 ~~-و4212وو.02 ~~1 ~~فأما ألآتماء ، فما فوقهم ، فلايخشى ذلك عليهم أبدا . وربما تم أمرهم ، أغنى ~~م39 ~~8 ~~سو و ~~10-ههومه،12 ~~النطقاء وآلآتماء ، وزال آمرهم إلى غيرهم. فسلموه ، عن طيبة من أنفسهم . راضين بما 3 ~~و ~~وس ~~قدره الله لهم . فيكون ذلك، زيادة فی رفعتهم ودرجتهم ، بصبرهم على المحنة. مثل موسى ~~و 16 ~~43 ~~9 ~~من النطقاء،ويعقوب من الأتماء، وماكانمنتمام أمرهماوغيرهما، ممن، كان سبيلهسبيلهما. # هو ~~و كذلك. رسما تم أمر الذواحق والأيادى ومن دونهم . فيؤمرون بالتسليم . فمنهم، ~~1-4و ~~من يوفق للتسليم، ويخرج عن العالم ، محمودا،ويلحق برضوانالله مرضيا. كما قدذكرنا، ~~س80 ~~اف 321 فی باب( داود وسليمان، عليهما آلسلام . ومنهم من يدركه الشقاء ، فيستنكف ويطغى، ~~سم ~~و9 ~~يسقط ويلحقه الخزى فیأولاه، ويلحق بأمهالهاوية فیأخراه. نعوذ بالله منالشقاء. مثل 9 ~~فرعون إبراهيم وفرعونموسى،وهامان، وقارون،والسامري، وصاحبسليمان - وهوآلجسد،ا ~~س ~~5،و ~~الذى، ألقى على كرسيه - ويهودا، أحد لواحق المسيح، وهو،الذى،أسلمه، من أجلأنه، ~~و ~~اختارعليه يوشع بن نون . ومثل أضداد الآساس فی هذا آلدور. # دوم ~~-هسم ~~هؤلاء ، كلهم كانوا لواحق، فسقطوا . وأما الأتماء ، فمن فوقهم ، سبيلهم كما ~~قدشرحناه. # 1 - الف : من قد ms331 . ج : من . # 1 - الف ، ب : بخياله . ج : لخياله. # 2 - الف : فن . ب ، ج : فما. # 1 - الف : الشقاء . ب : الشقاوة . ج : الشقاية . # 2 - الف ، ج : ذلكث عليهم . ب : عليهم ذلكن . # 2 - الف ، ب : فلايخشى . ج : فلايخشا. # 4 - الف ، ب : بصبرهم . ج : يصيرهم ~~3 - الف ، ب : فسلموه . ج : تسلموه. # 6 - الف ، ب : تم . ج : مم. # 5- درهرسه نسته، امرحیء امله أست . # 7 - الف : للتسليم . ب ، ج : التسليم. # 99 - درمرسه نسته، فيومروا، آمده است. # 7 - الف ، ب : قدذكرنا . ج : ذكرنا. # 9،8 - الف ، ب : ومنهم من يدركه الشقاء فيستنكف ويطفى ويسقط ويلحقه الخزى . ج : فليحقه الجزى . # 11- الف ، ب : احد. ج : احدا. # 10 - الف ، ب: وهوالجسد .ج : وهوالحد. # 13- الف ، ب : لواحق فسقطوا . ج : للواحق نسطوا. # 13 - الف ، ب : واماالاتماء فمن (ب: فا) . ج : وامرالاتماء . PageV00P341 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~194 ~~مه ~~س 4 ~~وكان ذوآلنون لاحقا، ولم يكن له مرتبة آلتمامية، وكان نظيرا لليسع ، بعد إلياس. # 04،3 ~~دو 6د،12 ~~وقبل زكريا، وأرسله، متمه، إلىبعضالجزائر. كماروى فیالحديث،أنه، أرسل إلى أهل ~~س.8-23 ~~ه ~~و21 ~~3 نينوى. وكان من شأنه، أن الله وعده أن ينزل العذاب على قومه، لما عصوه وخالفوه. فلم ~~5ه16 ~~ينجز له ذلك. ف" ... ذهب مغاضبا، " لربه. فذكر الله، عزوجل، فی كتابه، وقال : "وذا ~~وت. # النون إذذهب مغاضبا فظن أن لننقدرعليه،"، الآية.وقال: "إذأبقإلىالفدكالمشحون."، ~~1420- -290- ~~3 ~~93ه ~~6 فالآبق، هو العبد،الذى، يغيب عن مولاه. وقالالله، عزوجل، ذكره فیقصة قومه: "فلولا ~~593- ~~س ~~وس823161 ~~هده س1- ~~كانت قرية آمنت فنفعها إيمانها إلا قوم يونس لما آمنوا كشفنا عنهم عذاب الخزى فی ~~الحيوةالدنيا ومتغناهم إلى حين". # و- ~~س1 ~~.5و ~~إنماكان يونسأحد اللواحق،استعصى عليهأهل دغوته،واستنكفوا عنه. فشكاهم ~~312و ~~الى ربه ، وهوصاحبه ، ومتم زمانه . فوعده أنه يقطعهم ، ويقطع آلمادة عنهم . ليكونوا ~~42،5 ~~مطرودين مخزيين . فلما أحسوا بذلك أنابوا، ورجعوا وتابوا . فلم يقبل توبتهم. فخرج ~~وو وب ~~و ~~12 يونس مغاضبا لذلك، وأبق إلىالفلك المشحون. والفلك، السفينة . والمشحون، مأخوذ ~~و بو ~~الف-322 ~~من الشخنة،وهم، جندالبلد، الذين، يكونونملازمين) لسلطانهم، متبعين. ويكونمأخوذا ~~1 - الف، ب : مرتبة . ج :مرتبته. # 1 - الف ، ب : لليسع ms332 . ج : للسعى. # 2-الض، ب :متمه .ج: ميمة ~~2 - الف ، ب : ارسل . ج : سثل. # 3 - الف ، ب : نينوی . ج : ثنیوی. # 4،3 - الف ، ب : فلم ينجز .ج : فلم مجز. # 1 ~~4 - آيه 87 از سورة الانبياء سوره 21 : وذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدرعليه فنادى فی الظلمات ان لاله ~~الا انت سبحانكث انى كنت منالظالمين . # 4 -الف : فذكره . ب، ج : فذكر. # 5 - آيه 140 ازسورة الصافات سوره 37. # اه8 ازسوره يونم سهره10. # 9 - الف ، ب : كان . ج : كانوا. # 10 - الف ، ب : يقطعهم ويقطع .ج : ينطعهم ويعطى . # 11 - الف ، ب : عخزین . ج : محرنین. # 11- الف ، ب: احسوا . ج : احشوا. # 11 - الف، ب : انابوا . ج : انايرا . # 12 - الف ، ب : والفلكك السفينة والمشحون .ج : والسفينة والمشحونة . # 13- درهرسه نسته، م، آمده است . # 13- الف : سلطانهم معينين لهم . ب ، ج : لسلطانهم مقبعين . # 13- الف : ماخوذا . ب، ج : ماخوذ. PageV00P342 # ============================================================ ~~الجزءالخامس ~~2 ~~وس ~~من الشخناء، وهى العداوةوالبغضاء. وقال قوم فیتفسيرقوله، عزوجل:" إذأبق إلىالفلك ~~المشحون."، أى السفينةالمملوة،وهوصحيح منجهةاللغة. # مه ~~ش104. # هه44و- ~~125-140- . # فكل هذه الوجوه الثلاثة ، يحتمل فيها المعنى . فإذا تأولت ، أنه، من الشخناء، ~~893 ~~122-154-9، ~~-9 ~~أئ، أهلدغوةقدكانتوقعت بينهمعداوةوشحناءوآختلاف. وإنتأولت، أنه،منشخنة ~~م 114 ~~هو ووس ~~62- ~~البلد، يعنى،أهلالدغوة،ممنكان يختصهالمتممنالحدود.فالتجأ إليهم يونس، عليه ~~هم و ~~1- 4وو23-4 و ~~السلام،فكتموأمره،فاضطربتالسفينة، أى امتحنوا بإيوائهم إياه . فقال لهم الملاح: ~~613--2 ~~مه و ~~8610 ~~4 نه ~~وه روه1. # 2138 ~~و ~~أخرجوامنها الخاطي، فتساهموا، فخرجتالقرعةعلىذیالنون.وآلملاح،صاحب السفينة، ~~4-20 ~~على المتم ، صاحب الدغوة . وليس يعنى بالملاح، التالى، فی هذا الموضع . لأن اللواحق ~~-94و* ~~لاينالون الجارى من التالى، بغيرواسطة من آلمتم. # وكذلك القول: ~~وم142 ~~4364 ~~" أن اللاحق، الذى، آواه، آتاه الخيال من التالى، وآمرة، بان يرفعه عن نفسه." ~~و -02- ~~23 ~~هذا هوخطا . فإن اللاحق ، لاياتيهخيال منالتالى. إنما، ياتيه خيال المتم . وليس ~~-26-0483، ~~د س-11-24 ~~5 ~~م- -14 ~~له قبل من آلتالى، بتة بتة، إلابواسطة من المتم . ومن المحال، ان يسقط المتم عن مرتبته، ~~11 ~~وهوقائم بينهم، ويأتيهم خيال التالى. # وو9م* ~~3سو وو ~~1550 ~~و لكن،لمامتحنوا،وآضطربتأمورهم،قال لهمالمتم: انظروا،من الجانیمنكم؟ # س ~~س146 ~~3 - الف : فيها المعنى ms333 . ب : فيه المعنى .ج : فيه المعنا. # 1 - الف ، ج : ابق . ب : اذابق. # 4 - الف : تاولت فيها . ب ، ج : تاولت. # 3- الف ، ب : تاولت . ج : ناولت. # 96 - الف ، ج : فكتم امره . ب : فكتم. # 5 - الف ، ب : يعنى دعوة .ج : يعنى الدعوة . # 7 - الف ، ج : فتساهموا . ب : فساهموا. # 9 - الف ، ب : بايوانهم .ج : ياتوابهم . # 7 - الف ، ب : ذیالنون . ج : ذوالنون . # 7- الف، ب: فخرجت .ج: فخرجته. # 8 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 8- الف، ج : يعی . ب : يغی. # 11 - ظاهرا از، ان اللاحق، تا، عن نفسه، قول صاحب محصول امت . 11 - الف، ب : آواه . ج : اراه . # 13 - الف ، ب : نيل .ج : قبل. # 12- الف ، ب: موخطاء .ج : موالخطاء. # 13- الف ، ب : المحال .ج : الحال. # 13- الف ، ب : بته بتة .ج : بتة. # 15 - الف ، ب : الجانی . ج : الحانى . PageV00P343 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~296 ~~و مو ~~ه م1- ~~.-6893- ~~فأخرجوه لتسكن الفتنة . فتساهموا، فكان يونس"... من المدحضين."، أى، تشاوروا، ~~و د194842 ~~لتعرفوا من آلخاطى . وآحتج كل لنفسه، فاذحض الله حجة يونس، وعرف، آنه آلمخطى، ل ~~3 وأن ألفتنة من أجله . فخرج من السفينة ، ورمى بنفسه فیالبخر، "فالتقمه الحوت،" . # -4 ~~امتحانا من الله له، أى أمتحنه المتم بذلك. وأراد أن يعرفه، أن المحن تكون . وإنما من ~~سم18ه ~~5 ~~ه425-1 ~~048 ~~تاب، يجب أن تقبلتوبته، ويترحمعليه. فقالالله، عزوجل،"...فظن أنلننقدرعليه،". # و س1 ~~1 قالوا فی التفسير : أي، ظن أن لن يضيق عليه. فضيق الله عليه، ليغرف، أن تضييقه على ~~610392 ~~الف-323 ~~قومه، ومنعه الرحمة عنهم ، كان غيرجائزله . وكانت محنته تذك ، كفارة لذنبه ، حين ~~أبق من متم زمانه،فذهب عنه مغاضبا، وبخل بالرخمة على قومه. # وأما قوله. # رمى بنفسه فی البخرلما لم يقبله أهل السفينة." ~~،9ه1 ~~-و13 ~~فالبحر، علىظاهرالشريعة، أي، آوى إلىظاهرالشريعة. "فالتقمه الحوت،"،فالحوت،ل ~~434 ~~12 على حد من الحدود، قدكان نكث، واغتقد لنفسه رئاسة فیآلظاهر. فاضطر إليه،وآواه، ~~سس ~~س8 ~~وضمه إلى نفسه. # " فلبث فیبطن الحوت، ثلاثة أيام، فیظلمات ثلاث." فالأيام الثلاثه، علىالمتم ~~43م ~~- ~~44و ~~15 والخيال واللاحق، أى أنقطع عن متم زمانه،ولم يطابقه بخياله،وسقط عن منزلته . لأنه، ~~1 ms334 - الف ، ب : لتسكن . ج : لتستنكفوا. # 1 - آيه 141 ازسورة الصافات سوره 37 : فساهم فكان من المدحضين . # 3 - الف ، ب : المخطى وان . ج : للخطى فان. # 3 - آيه 142ازسورة الصافات سوره 37 : فالتقمه الحوت وهومليم . درهرسه نسخه والتقمه آمده است . # 4 - الف : وان .ب، ج : وانما. # ته ~~6 - الف: فیالتفسير . ب، ج : فیتفسير . # 5 - الف : مجب . ب:تجب .ج :شحب. # 7- درمرمه نسنه بای منحه، سحة، امدهاست . # 6- الف ، ب : تضبیفه .ب : تصييته . # 9- درمرسه نسته، فقوله، أمده است. # 8 - الف ، ب : بخل . ج : بخيل. # 10 - ظاهرأ از، ری بنفسه، ثا، أهل السفينة، قول صاحب محصول امت . 11_ الف ، ب: آوى .ج : ارى . # 14 - ظاهرا از ، فليث، نا ، ثلاث ، قول صاحب محصول امت.15- الف ، ب : ولم يطالعه.ج: ولم يطابقه. PageV00P344 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~297 ~~1-214 :1 ~~كان لاحقا، فغابعن هذهالمراتبالثلاثة،وهي،الأيام الثلاثة، فیظلمات ثلاث. # و. ور ~~مه ~~قالوا في التفسير: ظلمة ألليل، وظلمة البخر، وظلمة بطن الحوت. فالبحر، على ~~98و ~~و212 و 15136. # ظاهرناطق ذلك آلدور . وآلليل، على حد متم الزمان . وبطن الحوت ، على دغوة الضد، 3 ~~و13و ~~1 ~~الذى، آوى إليه. وإنما سماه بطنا ، لأنه، كان من الحدود . وقد كان عرف علم الباطن . # -13 وو ~~ماو ~~بقى فیظلمات ثلاث، أي، بقى فیظلمة أهل ظاهرالشريعة . وقد أظلم عليه أمرمتمه . # وو ~~1082 ~~وانقطعت مادته عنه، فی ظلمة آلضد الثالث، الذى، آواه. # 8 ~~" فلولا أنه كان من المسب ~~192-4م91 ~~احين. للبث فیبطنه إلى يوم يبعثون."، فالمسبح، الذى،ا ~~ه ~~11 ~~1وو ~~يسبح الله، ويخلص التوحيد له، وينزههعنالشرك به ، أي، أنه،مع محنته، لم يتغيرإيمانه، ~~261-613 - ~~لم يبرا من متم زمانه ، ولا أدعى التمامية لغيره ، بل، كان يسبحه، أى، ينزهه أن تكون ~~2،66 ~~ور 2526 ~~التمامية لغيره. ويظهر القول بذلك ويجادل عنه . فكان ذلك ، تسبيحه ، ثم أبتهل فى ~~-15243 ~~الظلمات ، إلى ربه وتضرع إليه ، فقال : "... لا إله إلا أنت سبحانك إنى كنت من ~~9- وم ~~1 ~~.1-2112 ~~الظالمين."، أى، تضرع إلى متم زمانه،وهو، ربه، أي، صاحبه.وعرفه، أنه،لم يزل عن 12 ~~سوو ~~س124 ~~سو و25213 ~~ولايته . وآنه ،لايعتقد ms335 آلتمامية لغيره . ويظهر آلقول بذليك، ويجادل عنه . وآنه ، ينزهه ~~عن ذلك. # *وه ~~-133 ~~سو ~~الف-324 ~~.. إنى كنت من الظالمين."، أى آعترف، أنه، ظلم نفسه ، احين، قدم آختياره 15 ~~على ما آختاره له صاحبه . فعرف المتم ، بما جرى إليه من الآصلين، صدق نيته . فرجع ~~- الف : قد. به، ج: وقد. # 2 - الف ، ب: ظلمه . ج : ظلمت. # 7 - دوآیه 143 و 194 از سورة الصافات سوره 37. # 96- درهرسه نسخه، فیظطلات، آمدهاست. # ال، م . .يس. # 7 - الف ، ب : فالمسيح . ج : فالمسيح. # 8- الف ، ب : اممانه . ج : اغانه. # 8-الف، ب : وينزمه .ج : يترحه. # 9- درهرسه نسخه، ان یکون، آمده است. # 9 - الف ، ب : ادعى . ج : ادعا. # 13- الف : ب : ويظظهر .ج : وليظهر. # 12- الف ، ب : تضرع . ج : بضرع. # 16- الف ، ب : فعرف . ج: ففری. # 16- الض، ج : ما اختاره . ب : اختاره . # 16- الف ، ب : نیته . ج : نبيه . PageV00P345 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~298 ~~له، وآستجاب دعوته، وآمتحنه بان نبذه بالعراء. فقال الله، عزوجل، فیقصته : فنبذناه ~~82 ~~بالعراء وهوسقيم .". قالوا فی التفسير: العراء، هي، أرضلاتوارى من فيها، بجبل ولاشجر. # ~~4111040 ~~3 أى أنكشف أمره لأهل الدغوة. فالجبل،علىاللاحق،والشجر، على من دونه من الأجنحة ~~8--1،28 ~~18 ~~والمأذونين . أي لم يسترأمره على أحد من الحدود، وسلبت جميع حدوده وعرى منها. # وه ~~424- ~~فبقى فريدا منكشفا. "... وهو سقيم ."، وآلسقم، المحنة، أى ، بقى ممتحنا. # و ~~1298 ~~329 ~~وقال الله، عزوجل، فیآيةأخرى، فیسورةنون: "لولا أن تداركه نغمة من ربهلنبذ ~~بالعراء وهو مذموم ." ، أي ، لولا أن المتم وهو ربه، لآنه صاحبه، تحنن عليه،لماقبل ~~83سو1 ~~توبته، بعدأن سلبهجميع حدوده، وكشف أمره لأهلالدغوة.ولكن آختبرهبذلك،ليكون ~~-54-ه1 ~~35 سس ~~عبرة لأهلالدغوه،وعظة لهم. وامتحنهبذلكلتكون تلكالمحنة طهارةله،من الذنب، ~~639 ~~8 ~~مه سسو1 ~~س سه-4 ~~،ورس ~~الذىاقترفه.وليعرفالمنافقينمنأهلدغوته. کماقالوافیالحدیث:حمییوم كفارةسنة. # ،، ~~و السقم،هو، كفارةالذنوب.فالسنة،علىالمتم.واليوم،علىأحدحدوده.والحمى،علىالمحنة. # سهر وس ~~ه ~~12 والذنوب،علىالأضداد.أی،كلحدمنحدودالمتم،إذاأمتحن،تبرأمنهالمنافقون.فظهرنفاقهم ~~بی2 ~~رهو. # 1540، ~~و كفروابه. فکذلك، سقم ذیالنون، کانکفارةلذنوبه. أي،فیأمتحانهعرفالمنافقونمنأهل ~~1-آبه 145 از سهرة الصافات سهوه3. # 2 - الف ، ب : العراء هى ارض . ج : هى اوخر. # 2 - الف ، ب : بجبل . ج : بخيل. # 3 - الف ، ب : انكشف . ج : الكشف. # 3 - الف ، ج : لاهل الدعوة . ب : لاهل دعوته. # الف، ب ms336 : سليم :سلت. # 5- الف ، ب : درهرسه نسخه بهجای وهو،وم، آمده است .5_-الف، ب: والسعم.ج : والسفم. # 6-آنه 49 ازسهوةن (سهرة القل) صهد985: ~~7 - الف، ج : ای . ب : قدارد. # 7 - الف: ب: صاحبه.م :کان صاحبه. # 7 - الف : تحنن . ب، ج: محتن. # 8- الض ، به: صليه .ج: يسلبه. # 8- الف، ب: اختبره.ج : اخقره. # 9 - الف، ب : عبرة .ج : غيره . 10،9 - الف ، ب : منالذنب الذى اقترفه . ج : منالذمن الذی اقترف . # 11 - الف : والسقم . ب : فصارالسقيم .ج : فصارالسقم.11- الف ، ب : علىالمحنة . ج : على المنحة. # 12 - الف ، ب : تبراء . ج : يبراء. # 13 - الفه، ب: به . ج:آية. # 13 - الف : المنافقون . ب ، ج : المنافقين. # 13- الف ، ب : ذیالنون . ج : ذوكنون . PageV00P346 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~219 ~~دغوته . وكان تمحيصا له، عما أقترفه . وخرج من الذم بتوبته . فكان هذا، سبب محنته، ~~التى، امتحن بها. # و-1وم ~~2454 ~~ر ~~امله3 ~~وقدادعت الملاحدة، آن هذا تناقض فیآلقرآن . لآنه، يقول فیسورة نون: "لولا ~~د18- ~~-292 ~~03 ~~و-4140 ~~أن تداركه نعمة من ربهلنبذبالعراء،"، وفیسورة ألصافات: "فنبذناه بالعراء،". فقالوا: ~~هو ~~2321136 ~~ه 240-. # الف-325 ~~كيفيقول في آية"... لنبذبالعراء،"، وفیأخرى "فنبذناه بالعراء،". # -0و ~~هه ه ~~1- ~~وليس فى هذا تناقض، والحمدلله. ولكن هؤلاء الكفرة، لم يعرفوا تاويله، فظنوا، ~~س4-- ~~انه، متناقض . وإنما، قال آلله، عزوجل : "... لنبذ بالعراء وهو مذموم ." ، وقال فیآلآية ~~الأخرى : " فنبذناه بالعراء وهو سقيم. "،والسقيم،غير المذموم، وليس السقم من فعله، ~~13مم ~~و ~~281606 ~~8-60--1 ~~-ه م413 ~~بلهوفعلالله، به. ولايستوجبالذم بالسقم. وإنما، يكون مذموما على فعله،لاعلى مايفعل9 ~~5284 ~~823 ~~الله ، به. لانه، لماتاب وتداركته نعمة ربه، خرج من آلذم. ونبذبالعراء وهوسقيم ، ممتحن ~~-543 ~~د520 ~~بالسقم . ولولم تتداركه النعمة ، لنبذ بالعراء وهو مذموم. فنبذبهاءولهوسقيم لامذموم. # 1621-52 ~~فهذا معنى قوله ، عزوجل ، أي ، لم ينبذبالعراء مذموما، بل نبذ بالعراء سقيما . ثم قال: ~~وأنبتناعليهشجرة من يقطين.".قالوافیالتفسير: هيشجرة لاتقومعلى ساق، بل، تحتاج ~~9- الف، ب: فته.م: حتة ~~1- الف، ب : بتوبته .ج : بتویته. # 3 - الف : يقول . ب،ج : نقول. # 3- الض : ملاحدة.ب،ج : الملحلمة. # 7- الف ، ج : متناقض . ب : تناقص. # 9 - الف : تناقض . ب، ج : انتقاضع. # 8 - الف : والسقم غيرالذم . ب : والسقيم غيرالمذموم .ج : السقم غيرالمنموم . # 9- الف ، ب ms337 : فعلالله . ج : فقلالله . # 8 - الف : السقم . ب ، ج : السقيم. # 9-الف، ب: ما. ج:مما. # 9 - الف : الذم . ب ، ج : الذنب. # 10- درهرصه نسخه، لمارج: کا) تاب وتدارکه، آمدهاست. 11_ درمرسه نسته، ولولم تدارکه، امدهاسته. # 11- الف ، ب : فنیذ بها .ج : فنبدتها: 12 - الفه، ب : ای لم ينبد بالعراء مذموما بل نبذ بالعراء سقيا ~~ثم قال (ب : قال الله عزوجل) وانبتنا . ج : وانبتنا . 13- آيه147 ازسورة الصافات سوره 37 . # 13، واول صفحه300 - الف، ب : بل تحتاج الى دعامة . ج : يجتاج الى دعاته . PageV00P347 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~5 ~~سد2 ~~و سدا ~~الى دعامة ، مثل القرع وما أشبهه . فالشجرة ، التى، لاتقوم على ساق وتحتاج إلى دعامة، ~~وه ~~و 882 ~~المأذون، الذى، هوتحتالجناح.والجناح، هو، دعامة له،وليسهوقائم فیالدغوة برأسه، ~~سس ه8 ~~همم443 ~~و-04وم12 ~~3 بل، معتمد على الجناح . فقوله : "وأنبتنا عليه شجرة من يقطين."، أي، جعل أمره إلى ~~ق ~~16-0294 ~~و.81 ~~أحد المأذونين. فصبر على ذلك. فكافأه الله على صبره فى يخنته ، بأن أرسله "... إلى ~~ش ~~040-مووم20 ~~مائة ألف أو يزيدون." . "فآمنوا،" به، أى أرسله متمه ، إلى أهل هذه الجزيرة، فآمنوا ~~8114- ~~سس8011 ~~5-94 ~~به. فمتعهمالله"... إلىا حين."، أي،أيدهم وأفادهم بواسطة منه. وجرى أمر تلك الدغوة ~~13- ~~برسمه، وبقى رسمه فيها . والحين هوحده . لأن الحين، علىاللاحق، والدهر، علىالمتم. # .6 ~~فهكذاكانت قصة ذی النون . # ب ~~62 ~~سوهم ~~"لم يكن متما،فيسقطعن حدالأتماءواللواحقوالدعاة،حتى آحتاج أن يلتجي ~~الى لاحقه، ليهديه ويرشده.". # وه240 ~~هذا القول ، هو خطأ . لأن (الأتماء، هم ، أطهر وأزكى من أن يسقطوا ، فيصيروا الف-326 ~~45. -م1 ~~وه02-694 ~~6431 ~~12 بتلك المنزلة، بل ، يجرى هذا، على اللواحق فمن دونهم ، على ماتقدم الشرح به . فأما ~~39 ~~الأتماء، فلايسقطون من مراتبهم بتة بتة. # فصل ~~15 وكذلك، تماجرى من القول فی هذا الباب: ~~1- الف، ب : وما اشسبهه . ج : وما اشبه. # 1 - الف، ب : وتحتاج الى دعامة . ج : ويحتاج الى دعاته . # 2 الف، ب ودعامة .ج: حودحاته. # 3 - الف ، ب : بل . ج : هل . # 4 - الف : فكافاه . ب : فكافه . ج : فكافا. # 4 - الف ، ب : فی محنته ان . ج : فی محنةان . # 5،4- اشارهاست به دوآیه ms338 147 و 148 ازسورة الصافات سوره 37 : وارسلناه الى مائة الف او يزيدون . فآمنوا ~~فتعناهم الى حين. # 6 - الف : ومتعهم . ب ، ج : فيمتعهم. # 6 - الف ، ب : ايدهم . ج : ايديهم. # 7 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 8 - الف ، ب : فعبالنون . ج : ذوالتون: ~~9 - از ، لميکن ، تا، ويرشده، ظاهرأ قول صاحب محصول امت.9 - الف ، ب : واللواحق .ج : اللواحق. # 10 - الف، ب : الى لاحقه ليهذبه .ج : الىالاحقهلتهدبه . # 11 - الف ، ج : ازکی : ج : از کا . # 11- الف ، ب: فيصيروا .ج: فصيروا. # 15- الف، ب : ما . ج: ما. PageV00P348 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~309 ~~وو-93و0 ~~646 ~~أن الشك والحدث ، أكثره ، يكون من المستجيب والمستمع - لامن المستم ~~أ ~~هر - ~~العا لم- كذلك، إلى حدالإمامة. حتى، يكون السقوط، يحدث من الحجج ،ولايخدث من ~~سه 86-1 ~~سو ومه ~~25و مم ~~أئمة، حتى يبلغ حدالكفر، بل، أغظم سقوطهم ، يكون انحطاطه عن درجة الإمامة إلى ~~69442 ~~و85 ~~درجة آللواحق ، ولايتحدبالتاييد." . # و و6-4. # هذا هوالقول الأول.وهوخطأ لأنالإمام لايسقطأبدا،ولاينحط إلىحداللواحق، ~~6 ~~س ~~10 ~~بحدث يحدث منه . ولاينحط عن مرتبته، إذا بلغ حدالإمامة، بتة بتة ، إلافیوقت تمام 7 ~~ووم ~~أمره. فربما، تم أمر أحدالأتماء،قبلخروجهعنالعالم،ويسلم لغيره. ولايسمى ذلكسقوطا ~~-28545 ~~س ~~ولاآنحطاطا عن الدرجة. بل، يكون ذلك رفعة لهوزيادة فی درجته لأنه، يمتحن بالتسليم، ~~د ~~و84 ~~فيسلم. فيزيده الله بذلك درجة وثوابا. # و ربما، تم أمر أحدهم ، ثم ، ينال البركة بواسطة تمن يقوم مقامه . كما ذكرالله، ~~5 ~~عزوجل، فیقصةيغقوب ويوسف،عليهما السلام،وكماجاءفیتفسيرقصتهما،أن يعقوب، ~~كف بصره ، فرده الله عليه. بعدما ألقى عليه قميص يوسف. وكما قال الله، عزوجل، ~~14324 ~~ذكره: "ورفع أبونه علىالعرش وخروا له سجدا،"، يعنى، أن المتم وبابه،سلماله، وعرفا ~~وو16 ~~4 ~~1 - ظاهرأ از، ان الشكث، ثا، بالتاييد، قول صاحب محصول است .1 - الف ، ب : الحدث . ج : الحديث . # 3،2- الف ، ب : من الائمة . ج : من الاية . # 2 - الف ، ب : من الحجج . ج: من الحج. # 5- الف : وهو . ب، ج : وهذا. # 3 - الف : انحطاط . ب : انحطاطه . ج : الخطاله. # 5 - درحاشيه نسخه الف آمدهاست : ان الامام لايسقط ابدا وربما ثم امراحد الاتماء قبل خروجه عن ms339 العالم ويسلم لغيره ~~وربما تم امراحدهم ثم ينال البركة بواسطة ممن يقوم مقامه . # 6 - الف ، ب : يتة بتة . ج : ثبته تبته . # 6 - الف ، ب : ولاينحط . ج : ولا يخط. # 7 - الف ، ب : لايسى . ج : لاسيما. # 7 - الف ، ب : فربماتم .ج : فرجائم. # 8 - الف ، ب : متن .ج : يتمحن. # 8- الف، ب : رفعة له و.ج : رفعةاو. # 10 - الف، ج : مقامه . ج : مقام. # 10 - الف، ب : وربماتم . ج : ورمماثم. # 12 - الف : جل ذكره . ب : عزوجل ج : عزوجل فكره. # 13- آنه 100 از سورة یوسف سوره 12: ورفع ابویه على العرش وخروا له سجدا وقال یاابت هذا تاویل رؤیای من قبل PageV00P349 ~~============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~03 ~~س0 ~~ي -21. # 4-61،5- ~~له حد التمامية، ونالا الجارى بواسطة منه . ولايكون ، هذا ، سقوط ، يحدث عن مرتبة ~~س ~~إمامة . بل، يكون فضيلة وزيادة فیالدرجة، بغدتمام الأمر. # و41 ~~هوسه ~~3 وأماالشك، فیأنه،يكونمنالمسمع والمستمع،والعالم والمتعلم.الأنالأجنحة ~~144 ~~مه-26114 ~~الف-327 ~~ويوو ~~و13- ~~هوه م و ~~الواحق ، كلهم ، مفيدون ومستفيدون ، ويكون منهم الحدث والسقوط. نعوذبالله من ~~سهه فو ~~1623 ~~الخذلان . فأما،من بلغ حدالأتماء،فقدأمن من الشكوالسقوط أصلا. # 34 ~~فصل ~~.1،34154 ~~واما الهول فی: ~~420و1- ~~و ~~و4، ~~سوه-1 ~~" أن يونس، كان صاحب الزمان، وكان متما، مأمورا بالدغوة، وربما، كان متما ~~ه وساو ~~9 لايكون مأمورا بالدغوة.". # 4 ~~فهوخطأ. وقدبينا فیشأن يونس،أنه، لم يكنمتما،ولايجوز، أن لايكون المتم، ~~894 ~~- وو2 ~~ه ~~سو ~~مأمورا بالدغوة . بل جميع الأتماء يكونون مأمورين بالدغوة، ولكن، يكون فيهم ، من ~~-549 ~~اسه ~~م ~~12 يمتحن ، فلايقدر على إقامة الحدود، لغلبة الأضداد. ولكن، علىالأحوال كلها، يكونون ~~4و ~~وم2-4س ~~مأمورين بالدغوة، ولايكونأحد تخظورا عليه ذلك . فتدبر هذه الأخوال وآغرفها . والله ~~44و-4و ~~الموفق. # قد جعلها ربى حقا وقد احسن فى اذاخرجنى من السجن وجاء بكم من البدومن بعدان نزغ الشيطان بينى وبين ~~اخوتى ان ربى لطيف لما يشاء انه هوالعليم الحكيم . # 3 - الف، ب : الشكن . ج : لشكن. # 1 - الف : سقوطا. ب، ج : سقوط. # 3 - الف،ب : الاجنحة.ج: الاحتجب. # 3 - الف : من المستمع . ب ، ج : من المسمع . # 4 - الف، ب: مفيدون . ج : معيدون. # 5 - الف : فاما ما . ب،ج : فامامن. ms340 # 5 - الف : امن . ب ، ج : امن من .- درهرسه نسخه جمله فامامن بلغ، تا، اصلا، بعدازفصل أمده است . # 5 - الف، ب : اصلا . ج : اضلا. 8- ظاهرأ از، ان يونس ، تا، بالدعوة، قول صاحب محصول است . # 12 - الف ، ب : لغلبة .ج : لغلية. # 11 - الف، ب : بكون . ج : يكن . # 13- الف : يالدعوةلا . ب، ج: الدعوةلا. # 13- الف، ب: احل.ج: احدا. PageV00P350 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~303 ~~باب ~~-54 ~~فيقصةأيوب،عليهالسلام ~~44،54 و ~~فأما أيوب ، فإنه، كان من لواحق إسحاق بن إبراهيم، عليه السلام . وكان أبوه، 3 ~~ههم -17 ~~اموص بن رعويل،من لواحق إبراهيم،عليهالسلام. وكانت أمه،على ماروى، إبنة لوط، ~~سههدو2 ~~وأمرأته، التبى،ضربها،ليا، بنت يغقوب، عليهم أجمعين السلام. # 66-62 ~~و قدروى فیالحديث، أن سبب بلائه كان: " أن حية دخلتإلى يمخرابه ف موضع ~~سجوده ، فلماسجد، نفخت فیمنخريه ، فتدودبدنه ،" . فمحرابه، على حده ومنزلته . # وه س13س4م ~~وموضع سجوده ، منزلته مع متم زمانه وحسن خضوعه له وانقياده . والحية، على حدمن ~~سوم ~~حدوده، قدكان أضمر النفاق. فدخلعليهفی مخرابه، أي، كان يختصهويقربه فیمنزلته. # وسسم ~~ف نفخ فی منخريه .- وبالمنخرين، يتنفس الإنسان ويعيش بذلك النفس.- فمنخريه، ~~اف- 328 على ماكان يناله من متم زمانه من التأييد والحكمة، ظاهرا( وباطنا. فكان يتنفس به، إلى ~~:86-13 ~~أل دعوته، ويفاتحهم به. وكان به، قوامهم وحياتهبينهم . فنفختالحية فیمنخريه حتى 12 ~~ههرس ~~تدودبدنه،أی،أفسدهذا الضدعليهحدوده،الذين، كانوا يستفیدونمنه. وکانقداختصهم ~~28 ~~سو ~~ويتنفسإليهم، ويعتمدعليهمفیإقامة الدغوة. فنفخ هذا الضدبينهم، فأفسدهم،ونقض ~~2 - الف ، ج : فى قصة . ب : قصة . درحاشيهء نسخه الف آمده است : قصة ايوب عليهالسلام. # 4 - الف ، ب : ابراهيم . ج : اصحق بن ابراهيم . # 4 - الف ، ب : اموص .ج : امرص. # - درمرسه نستهامله اسست،، ورری . # 4 - الف ، ب: على ماروى بنت .ج : على روی بنت . # 7 - الف، ب : بدنه : ج : بلته. # 96 - الف : سبي بلاثه . ب : سبب ملاثه . ج : نسب ملاته . # 8- الف : خضوعه . ب،ج : خضوعه له.10 - الف،ب: فیمنخريه والمنخرين .ج : فی عزيه والمخزين. # 12 - الف ، ب : ويفائحهم .ج : ويفاكههم . # 10 - الف، ب : فتخريه . ج : فخزيه. # 12- الف ، ب : فنفخت الحيه فی منخريه (ب : منخرين) . ج : فتفتحت الحيهفی خزيه . # 13- الف، ب : يسفیدون .ج: مسعیدون. ms341 # 13- الف، ج: دوده . ب : حدود. # 14 - الف ، ب : فنفخ . ج : فيفتح. # 14 - الف ، ب : فیاقامة . ج : واقامة . # 14- الف ، ب : وافسدم .ج : افسلهم. PageV00P351 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~354 ~~ا ~~عليهم ماكان يؤيدهم،ودعاهم إلىالنفاق. ونفخفيهم بوسواسه، حتى، فتنوا وأنفسد أهل ~~سس ~~س1 ~~وو ~~-و2 ~~دغوته. ونافقوافتدود بدنه . فبدنه، علىدعوته، أى، نافقوا. فأقبلوا ياكلون لحمه، أي، ~~3 يطعنون عليه، ويفسدون آمره، ويعيبونه . # وه ~~سهه - ~~" فكلما سقطت دودة، ردها إلى بدنه، وقال لها: رزقكمن بدنى.". # 1 ~~فهذا في الظاهر من أنحل المحال ، أن يكون عاقل ، يرد الدود إلى بدنه ، ليأ كل ~~سو4،34 ~~10-114،302 ~~ووهديو ~~.14 ~~413- 13040 ~~6 لحمه . فإن هذا لاتوجبه العقول، ولايجب فیشىء من امرآلدين والدنيا . وإنما، يعنى، ~~6242 ~~330-121 ~~هو ~~سه ~~-ب43و6 ~~ان كل ماآنقطع عنه ، آحد المتصلين به ، ممن كان يطعن عليه ويؤذيه ، رده إلى مرتبته ، ~~344 ~~واستعطفه، ولم يقطغه، واحتمل أذاه . وقال له: رزقك من بدنى، أي،عرفه، أنه لاينال ~~هوس- ~~سس8و سد1 ~~21--43 ~~م. # 4 البيان، إلامنجهته، وليس لأحد أن يفيده، إلابإذنه وفی دغوته. فكان يحتمله على ذلك، ~~1 ~~ويستعطفة، ويصبرعلى أذاه. # مهو9: ~~هوس ~~ه20- ~~والقيح، الذى، كان يسيل من أصابعه. فاصابعه، على حدوده. والقيح، على آلشك ~~12 والنفاق ، أي ، أظهروا الشك والفساد . وكثر ذلك منهم ، حتى، سال كما يسيل القيح، ~~5 ~~248-0 و ~~هم ~~8-40 ~~24 ~~4-6-209 ~~وأظهروا الطعن عليه،وتكشفوا به . فكان ، ما أظهروه من الشك والنفاق والطعن، بمنزلة ~~12-ه13 ~~القيح والصديد، فی النتن والقذارة. # 1- الف : يودیه . ب : يوردبه . ج ظاهرا یردیه ويا مثل الف يوديه . # 1 - الف ، ب : وتفخ .ج : فيفتح. # 2 - الف : فالبدن . ب، ج : فبدنه . # 3 - الف ، ب : يطحتون .ج: بطفون . # 5- دررسه تسته، فیبلنه، امله اسسته. # 9- درمرسه نسته، لبوببه، أمده است. # 9 - الف،ب : والدنيا . ج : والدنی. # 7 - الف : كلما . ب، ج : کل ما. # 7- الف ، ب : ويوذیه .ج : ويودبه. # 8 - الضه، ب: واستعططفه ولميقطعه بج : واسقطعه وميقطبعه. # 8 - الف ، ب : انه . ج : لانه. # 8 - الف : ب : من بدنی .ج : مناللهفی . # 9-الف : الاباذه .ب ، ج : الاباذنه. # 9 - الف، ج : متمله . ب : محقمل. # 10- الض، ms342 ب: وبستعحافه .ج : وساخه. # 11- الف، ج : والقيم. ج القيخ. # 11 - الف، ب : يسيل .ج : يفسد. # 11- الض، ج: فاصابعه . ب : فاصبه. # 11 - الف ، ب : القيح . ج : صهجا، القبح، آمده است . # 12 - الف ، ج : الفساد . ب النفاق. # 12 - الف ، ب : كما يسيل القيح . ج : كما يسئل القبح. # 14 - الف ، ب : والقذارة .ج : والقداددو. PageV00P352 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~255 ~~21 ~~5 ~~لم يقربه أحد، إلا أمراته. وكانت أيضا، لاتعلله كما يعلل المريض. فحلف أن ~~و3. د ~~.2 ~~يضربهاماية. # فلما آشتد الأمر به ، شكا إلى ربه ، فقال : "... أنى مسنى الشيطان بنصب3 ~~ورم ~~الف-329 ~~14- 6- ~~وعذاب.". أي، لما آشتد الأمر به، رفع ذلكإلى متم زمانه،وهوربه،لأنه، كان صاحبه، ~~سیو44و ~~1و0-2 ~~6وم ~~4 4 ~~الذى ، ينال التربية والإفادة من جهته . والرب، يكون الصاحب . قال الله، جل ذكره : ~~02-و،14و ~~.ارجع إلى ربك،"،قالوا فیالتفسير: إلى صاحبكفكذلك أيوب، رفع أمره إلىمتمه، 6 ~~سو س164 ~~الذى، كان صاحبه. وأنهى إليه أمرالضد، الذى، نكث ونافق وتباعد عنه، فصارشيطانا، ~~35، و و ~~فقال : " أنى مسنى الشيطان بنصب وعذاب. "، أي، أتعبنى حدودى، حتى ، لاأقدر على ~~31 ~~تقويمهم، وعذبنى بمايوسوس إليهم، حتى،قدعذبونىبنفاقهم، وثلبهم إياى،وطعنهم ~~على . وفسدت دغونى. # 1- ~~م 40م- ~~فقال الله، عزوجل ، له: " أركض برجلك هذا مغتسل بارد وشراب. " . قالوا فی ~~التفسير : فركض برجله ، فانفجرت له عين، فأفاض من ذلك آلماء على رأسه وجسده، 12 ~~166 ~~12،814 ~~فكشفالله ما كان به من ضر، وعاد إلى أحسن ماكان،ورده الله إلىعبادته. # 1 - الف ، ب : لاتعلله . ج : لافعلله. # 1 - الف ، ب : الاامراته . ج: امراته. # 3 - الف : شكی . ب ، ج : شكا. # 2،1 - الف ، ب : ان يضربها .ج : ان يصبرها . # 4،3 - آیه 41 از سورة ص سوره 38 : واذکرعبدتا ایوب اذ نادی ربه انی مسنی الشیطان بنصب وعذاب . ج: ~~مسنى الشيطان وعذاب. # 9 - الف، ب : الصاحب .ج :لصاحب. # 5 - الف ، ب : ينال .ج : يتولى. # 96- آيه 50 ازسورة يوسف سورة 12 وقالالملكن اثتونى بهفلما جاءهالرسول قال ارجع الى ربكن فسئله مابالالنسوة ~~التى قطعن ايديهن ان ربى بكيدهن عليم . # 8 - الف ، ب : اتعبنی .ج : اعينی. # 7 - الف ms343 : وانهی . ب، ج : وانتهی. # 9- الف، ج:ا . ب:ما. # 8 - الف : لااقوى . ب : لااقدر .ج : لاقدر. # 11- آیه 42 از سورهص سوره38. # 9 - الف : وثلبهم ايای . ب : ونيلهم ايای . ج : يقلهم ای . # 12- الف ، ب : راسه . ج : راسهله. # 11 - الف : فقالوا . ب ، ج : قالوا. # 13- الف، ب : من ضرر (ب : ضر) وعادج : من ضروعا. PageV00P353 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~309 ~~سهه ~~1200 ~~2813 ~~فالأرض،على بابالمتم،الذى، كان يختصه، ويدورأمرالدعوةعليه.فقيلله: ~~2ه04-2 ~~أركض برجلكالأرض، أي، أمر أن يستفتح من عنده، ويستعين به على إصلاح أمره. # 3 فالتجأ إليه،وآستعان به على ضده، فوسع عليه فیالبيان،وأفاده مايفاتح بهأهل دغوته، ~~23.--9 ~~ه --44 ~~من مرتبة متم زمانه، مالم يكونوا عرفوه، وهو الماء،الذى، صبه على بدنه ورأسه. # 2 ~~مو س ~~4* ~~سوس ~~بدنه، على أهل دغوته. ورأسه، على متمه. لآنه، فاتحهم بماأستفادمنفوائدهبحد ~~سو ~~6 التمامية ، بواسطة من بابه . لأن كل متم ، يختص أحد أبوابه . ويكون مقامه معه مقام ~~الآساس مع آلناطق. # فعاد إلى أحسن ماكان، وردة الله إلى عبادته، أي، أصلح أمردغوته،وعادواله إلى ~~6- ~~18148 ~~6و13و،12 ~~9 أخسن ماكانوا، ورده المتم إلى مرتبته. # م قال : "... وآتيناه أهله ومثلهم معهم،"، أي، ردت إليه حدوده،وأمروا بإقامة ~~ه و4 ~~سم* ~~25 ~~د13944 ~~الطاعة له!، وضم إليه أنثالهم،لصبرهعلىالبلوى،لمالحقهمنظلم الضدله. # الفه-330 ~~5 ~~12 ثم قال: "... رخمة منا وذكرى لأولىالألباب. "، أي، تعطفا من متمه ، ليكون ~~ه ~~س1294 ~~ذلك تذكرة لمن بغده من الحدود، إذا أمتحنوا، وليصبروا كما صبر، تأسيا به، ليجدوا ~~213 ~~حسن عاقبة آلصبر، كما وجده . # 3 - الف، ب : على ضده .ج : على صدره. # 2 - الف ، ج : صلاح . ب : اصلاح. # 3 - درمرسه نسته، ما قاغ، آمدهاسته. # 4 - الف، ب : عرفوه .ج : ندارد. # 5 - الف ، ب : فبدنه . ج : فبدله . # 5-- الفه، ب:عا. ج: ما. # 9- الف ، ب : مقامه معهمقام . ج: مغامة. # 96 - الف، ب : تماميته . ج : تمامية. # 8- الفض ، ب: عبادته.ج :عباد. # 8 - الف : وعاد. ب،بج : فعاد. # 9-الف ، ب: مرتبته .م :مرتبة. # 8 - الف ، ج : صلح . ب : اصلح. # 10-آيه 84از سورة الانبياء سوره 21 : فاستجبنا له فكشفنا ما به من ضر وآتيناه اهله ومثلهم معهم رحمة ms344 من عندنا ~~وذكرى للعابدين. # 11- الف، ب: لصبره.ج : لصبر. # 12 - آیه 43 ازسوره ص سوره 38 : ووهبنا له اهله ومثلهم معهم رحمة منا وذكرى لاولى الالباب . # 12- الف، ب : ورحة.ج:ورحته. # 13- الف، ب : تاسیابه . ج : فاستابه. # 14 - الف :كما وجد . ب ، ج :كما وچده. PageV00P354 # ============================================================ ~~الجزء الخامس ~~30 ~~0،044سمدو ~~6-،2مم ~~م-، و-130،9- ~~وامامرآتة، التبى، قيل: إنها لاتعللهكما يعلل المريض. فكان من يحتصه من بين ~~د،و-2101302 ~~هوسم: ~~حدوده، ويقدمه عليهم . فكانت لاتعلله كما يعلل المرضى، أى، كان ييئسه معه فی محنته، ~~و4101 ~~ويمنطهمنرحمومتمه. ولايمنيه ان دعوتهتصلحابدا، کما يعلل المريض، ويمنىیبالصحة.3 ~~- ~~فحلف أن يضربهامائة. فلما تمائل، قيل له: "وخذ بيدك ضغيا فاضرب به ولاتحنث إنا ~~س ~~وجدناه صابرا،" ، ليكون آخف عليه، وتكون قدخرجت من ييينك . قالوا فیالتفسيير: ~~إن الضغث ، جريدة عليهامانة سعفة ، فضربها بهاضرباخفيفا . وآلجريدة ، تكون من ~~وب ~~414-*84 ~~النخلة. فالجريدة ، تكون علىالمتم . والنخلة،علىالناطق، وتكون فیوجه علىالآساس. # ه1464م* ~~أئ، أن المتم من إقامة الأساسين،وهو، فصنمنأغصانها. والجريدة، أى، أنهقدتجرد ~~366 ~~م. 4-ه: ~~51326،1- ~~14 ~~بحد التمامية، وتفردبها، لايشركهفيهاأحدفیعصره.وآلمائةالسغفة،علىحدودهالمائة. # 8-و،812و-1. # ضرب بهذهالجريدة ضرباخفيفا، أى، رفع أمره إلى متم زمانه، لما سبق من يمينه، أنه، ~~14-2322 4 ~~نهيه إليه.حتى، حلف آن يضربهامائة، يعنى،حلفأن ينهى آمره إلىآلمتم.ففعل ذلك، ~~يخرج من يمينه. وضربه بها ضربا خفيفا، أي، سأل أن يعفى عنه، ولايؤخذ بماكان 12 ~~س ~~س ووی04،304 ~~منه. ويجمع عليه الإمتحان ويخفف الآمر فيه. # 1 - الف : انما . ب ، ج : انها. # 1 - الف ، ب : قيل . ج : قبل. # 2- الف : يوسیه .ب : بوسیه . . يومیه. # 1 - الف ، ب : يعلل . ج : لطل. # 3 - الف ، ب : من رحمة .ج : من رحمته . # 3- الض، ب : يفتعله . ج : يقبطه. # 3- الف، ب : تصلح .ج: ندارد. # 3 - الف : ولا يمنيه . ب : ولا يمينه .ج : ولابينه . # 9- الض، ب : مالة. ج : مائه. # 3 - الف ، ب : ويمنىالصحة .ج : ويلنى الصحة. # 5،4- آیه 44 از سوره ص سوره 38 : وخذ بيدك ضغثافا ضرب به ولاتحنث انا وجدناه صابرا نعم العبدانه اوآب . # 9 - الف ، ب : تكون . ج : لاتكون. # 96 - الف ، ب : كان الضغت . ج : كان ضعت. # 9 - الف ، ب : بحدالتامية ms345 . ج : المامية . # 8- الف ، ب : غصن .ج : عض. # 11- الف : ان پضربها . ب ، ج : ان پضربه . # 10 -الف ، ب : من عينه .ج : من يليه . # 11 -الف ، ب : حلف ان ينهی . (ب : ينتهی) .ج : ان جلف بنهی. # 12 - الف ، ب : عينه .ج : بلينه. # 12- الف : سال ان يعنى عنه ولا يؤاخذ . ب : سال ان يعفو عنه ولايؤاخذ .ج : نال ان يعفوا عنه ولا يوخذ . # 13- الف : يخفف . ب : يحقق .ج : يجعل. PageV00P355 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~308 ~~و يروى فی حديث آخر: أنه،وجدعلىآمرأته، لأنها قطعت ذوائبها،فباهتها بطعام ~~وسس1 ~~فحلف أن يجلدهامائة. يعنى، هذا الحد، الذى، كان يختصه، بدل بيان ماكان متزينا ~~3 به من الحكمة ، للمنافقين،استغطافا لهم . لأن الذوائب، هى،شعر المرأة،الذى، تتزين ~~س هم40-14 ~~و ~~به. وحلفمائة، علىإنهاءأمره إلىالمتم،ا لأن، مائة حدالمتم . فلما برئ من مرضه، ~~9414م* ~~1144- ~~للف-331 ~~104-5 ~~ضربه بالجريدة، على ما تقدم القول به. # م الجزء الخامس من كتابالإضلاح ~~بعون آلله وتوفيقه ~~1 - الف : ذوائيها فياعته . ب ، ج : ذوابيها فياعته. # 2 - الف : بدل ماكان متزينا . ب : بذل بيان ماكان متزين .ج : يدل بيان ماكان متزين . # 3 - الف : تتزين . ب، ج : تزين. # 4- الف ، ب : انهاء امره .ج : انها امراة. # 9- ب ، ج : لان مالة حدالمتم. الف : ندارد. # 4 - الف ، ب : بری .ج:یری. # 5 - الف ، ب : القول به . ج : القول . درهرسه نسخهآمدهاست : الجزء (الجزؤ) السادس من كتاب الاصلاح. PageV00P356 # ============================================================ ~~16 م ~~ومو،1 ~~الوةالسادس PageV00P357 ~~============================================================ ~~84 ~~له11 ~~م ~~184 ~~2/،2 ~~6هام ~~باب ~~القول فی شعيب ولوط ومن كان من ~~اشباههما،وفیمثل منزلتهما،وذكرجرجيس ~~ه م13 ~~عليهم السلام ~~.1014154- ~~واما القول فی: ~~وسه ~~" أن شعيبا،عليهالسلام ، هوسادسالأتماء، منولدإسحاق ، ولم يكن يقدر على ~~1 وم1 ~~اقامة اللواحق الإثنى عشر،إلاعلى أثنين منهما. فلما التقى بموسى، عليهالسلام،شارطه، ~~ب ~~- .80 ~~844 ~~ان يقيم له ما عجز عن إقامته. وما ذكر فى هذا ألباب، فیشأن لوط . وأنه ، كان متما قبل 9 ~~24- ~~ظهورإبراهيم . وماجرى من الغلط فی قصتهما.وفیشأن منكان فی مثل عصرهما،مثلزكريا ~~94و ~~و يحيى، عليهماالسلام. والقول فیجرجيس،أنه، كان سادسالأتماء، فیدورخامسأولى ~~10-4 ~~-42-و ~~4 ~~العزم ، يغنى به، المسيح ، وأنه ، أخفى شخصه من أصحابه ms346 .وعلم أن وقت السادس من 12 ~~اولىالعزم قدقرب، يعنى، بالسادسمن أولى العزم ، محمدا، صلىاللهعليه وآله . وأن ~~4 ~~5-431 ~~4- الف : جرجيس . ب، ج : سرجيس . # 7 - ظاهرااز: ان شعیب، تا، کتاب عيسى عليهالسلام، قول صاحب محصول است . # 8- الف : معه مومی .ب ، ج: موسی. # 8 - الف : منهم . ب، ج : منهما. # 11 - الف ، ب : سرجيس .ج: جرجيس. # 8 - الف ، ب : شارطه . ج : شارط. # 12،11- الف ، ب : اولى العزم . ج : اولواالعظم . # 11 - الف ، ب : كان . ج : کان فی . # 13- درحرسه نسته: حمد، امله است . PageV00P359 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~312 ~~وو1 ~~.23 ~~قولالله،عزوجل:*... ومن عنده علم الكتاب. "، إنما نزلت فیجرجيس، لأنه،عنده علم ~~كتاب عيسى، عليهالسلام.". # و و ~~3 هذا هوالقول الأول ، الذى، وقع الغلط فيه . ونقول: إن أمر أصحاب العزائم ، ~~4 ~~10-93- ~~قجرىالقول به، علىالشرح. ولم يكن عيسى، عليهالسلام،خامسهم، بل كان رابعهم. ولا ~~40--43 ~~كان محمد، صلىالله عليه وآله، سادسهم، بل كان خامسهم . ولاسادس لأصحاب العزائم، ~~44 ~~1و ~~1 على ماتقدم التفسير به . وكذلك، قدذكرنا شأن زكريا ويخيى . وأن زكريا، لم يكن له ~~8-26 ~~مرتبة ألتمامية. وأن يحيى، تفرد بمرتبة لم يتقدمه فيها أحد، لقولالله، عزوجل: "...لم ~~نجعل له من قبل سميا. "،وقدقلنا فیشأنهما مايغنى عن إعادة القول به، إن شاءالله. # فصل ~~،040 ~~فاما شعيب. فإنه، لم يكن أيضامتما، بل، كان مستودعا، فیوقت غيبة متم ذلك ~~العصر، على ماجرت السنة فیالأدوار ، التى، خلت قبله . وكان قدتفرد عنالحدود فی ~~-23 ~~8م ~~12 ذلك العضر،لاستغلاء) أحداللواحقعلىالدغوة، وغلبته وبغيهعلى أهلها،وطمعه أنينال ~~الف-332 ~~هه ~~وووو ~~مرتبة الناطق آلرابع ، لمعرفته بقرب أمره ودنو وقته . وهو الذى تفرعن ونكث وبغى ~~سدعس24و82 ~~على موسى، وآدعى، أنه، أولى بالأمرمنه، وأن الدغوة تحت يده،وأن أمر الحدود، إليه، ~~0224-14و1 ~~د -462 ~~ووم ~~سهو ~~15 وأنه من جهته ينالون البركة والنغمة، كما ذكر الله، عزوجل، فیقصته ، حيث يقول : ~~1 - آيهه 43 از سورة الرعد سوره 13 : و يقول الذين كفروا لست مرسلا قل كفى بالله شهيدا بينى وبينكم ومن عنده ~~علم الكتاب. # 3 - الف، ب : امر . ج : امرا. # 6 - الف ، ب : على ms347 ما تقدم التفسير به . ج : على تقدم التفسير . # 7- الفه، ب : احد. ج : احدا. # 7 - الف، ب : تفرد. ج : تعود. # 8 - الف ، ب : ما يفى .ج : صایعی. # 10- درحاشیه نسخه الف آمدهاست : قصة شعیب وموسی عليهماالسلام وفرعون . # 12- الف ، ب : لاستعلاء . ج : لاستقلا. # 12 - الف، ب : بغيه .ج: لعيب. # 13- الف : بغی . ب : ظاهرا، يغی .ج : بنی ~~13- الف ، ب : بغرب . ج :يقرب. # 14 - الف ، ب : اولى .ج : اولا. # 15- الف ، ب : من جهته ينالون .ج : من جهةيده لون . PageV00P360 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~313 ~~1 ~~-564 ~~. أليس لىملك مضروهذهالأنهار تجرىمن تحتى أفلاتبضرون. أم أنا خيرمن هذا ~~و ~~4 ~~ووه ~~الذى هومهين ولايكاديبين ."، وقوله فى أول قصته: "... ياهامان ابن لى صرحا لعلى ~~854وم ~~ابلغ الأسباب . أسباب السماواة فاطليع إلى إله موسى وإنىلأظنه كاذبا،"، "واستكبر هو ~~ود: ~~و جنوده فیالأرض بغيرالحق،"، فبغى على موسى، وآدعى مرتبته على أهل الدغوة،لقوله: ~~1س ~~س ~~14و493 ~~. أنا ربكم الأعلى.". والأعلى،علىحد النطقاء،لأنها،أعلى مرتبة الجسمانيين،ادعى، ~~01- ~~أنه، يكون صاحب الدور،الذى، يجدد الشريعة . "فأخذه الله نكال الآخرة والأولى.". # س ~~6. # وه8و ~~.110 ~~ر ~~فالأولى، قال المفسرون : قوله "... ماعلمت لكم من إله غيرى،". والآخرة،قوله ".. # 41و ~~انا ربكم الأعلى.".فقوله فيالأولى:"...ماعلمت لكم منإلهغيرى."، ادعى، أنه،صاحب ~~هوو. # 1 -1و23 ~~الأمر، ليس لأهل الدعوة مرجع إلى غيره، وأن مقامه ، مقام الأتماء. وقوله فی الآخرة: ~~و و ~~5س1238441 ~~0301- ~~... أنا ربكم الأعلى . " ، ادعى، أنه المنتظر، صاحب الدور، الذى ، يقوم بالنطق، ~~سو04و2 ~~ويؤلفالشريعة. # 824 ~~هوو ~~وقوله:"... أليسلى ملك مصر،"،فمضر، علىالدغوة،يعنى، أنه، كان المحتوى 12 ~~عليها والغالب فيها. "... وهذه الأنهار تجرى من تحتى،"، أي، أنا الذىأفيدالحدود، ~~و ~~25 ~~و من تخت يدى ينالون حظوظهم من البركة والنعمة. وهكذا، كانت قصة إبراهيم، عليه ~~1 - دوآیه 51 و 52 ازسورة الزخرف سوره 43 : ونادى فرعون فی قومه قال يا قوم اليس لى ملكث مصر... الخ. # 2 - دوآنه 36و37 از سورة المؤمن (غافر) سوره40 : وقال فرعون ياهامان ابن... الخ . و: لاظنه كاذبا وكذلكث زين ~~لفرعون سوء عمله وصد عن السبيل وماكيد فرعون الا فی تباب . # 3 - آيه 39 ازسورة التصص سوره ms348 28:... بغيرالحق وظنوا انهم الينا لايرجعون . # سورقالنازعات سوره79. # 5 - گیه14 ~~4 - الف ، ب : مرتيته . ج : مرتبة . # 9- ايه 25 ازسورة النازعات سوره79. # 5 - الف ، ب : والاعلى . ج : ندارد. # 7 - الف ، ب : فالاولى . ج : ندارد. # ايه 38 از سورة القصص سوره 28 : وقال فرعون يا ايتها الملأ ما علمت لكم من الله غيرى فاوقد لى ياهامان ~~7- آنه 38 از. # على الطين فاجعل لى صرحا لعلى اطبلع الى الله وانى لاظنه من الكاذبين . # 10 - الف ، ب : يقوم . ج : ندارد . # 9 - الف ، ب : مرجع . ج : رجع . # 14 - الف، ب : وهكذا . ج : هكذا. # 14- الف ، ب : حظوظهم : ج : خطوطهم. PageV00P361 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~314 ~~.125 ~~3 ~~السلام، مع فرعونه،الذى، كان لاحقافیالدور،الذى، تقدمه.وكذلك كانتقصة الوط، الف-333 ~~وه ~~مثل قصة شعيب. # 1 ~~2 ~~40-2524 ~~8108 ~~وقد ذكره الله،عزوجلشأنه،فقال: "ألم ترإلىالذیحاج إبراهيم فیربه أنآتاهالله ~~وهه: ~~الملكإذقالإبراهيمربىالذىيحيىويميت،"،عرفه،أنه،قداتصلبالتالى،الذى،يخيى ~~43- ~~8- ~~بافادته من يقيمه، ويميت بقطع المادة عمن يتم امره . وآنه ، إن أمتنع من التسليم ، قطعه ~~س ~~فيصير فی حد الأموات . قال : "... أنا أخيى وأميت،"، قالوا فیالتفسير : أخيى وأميت، ~~842 ~~ههو-60 ~~. د1616 ~~انه، كان يقتل من لايستوجب القتل، ويستحيى من يستوجب القتل. يعنى، أنه، ضم إلى ~~س4 ~~نفسه، المنافق الذى، استوجب القطيعة،فقطع من استوجب الوصلة ."... قال إبراهيم ~~و22 ~~4-2236 ~~42 ~~ه 60344 ~~4 فإن الله يأتى بالشمسمن المشرقفأت بهامن المغرب، "، أى ، أن التالى ، منه ، يشرق ~~-24 ~~شو-4 ~~850 ~~الجارى، وقدغرب عنك . فاستفتح، هل يفتح عليك؟ "... فبهت الذى كفر،" ، وقد ~~12 :8 ~~تقدم القول فى هذا مشروحا . فهكذا، كانت قصة إبراهيم وموسى مع فرعونه. # م8و ~~ه-20،1. # 12 وقوله: "أم أنا خير من هذا الذى هو مهين ولايكاديبين. "، فالمهين، الخادم. # 20 ~~س- و سب41 ~~110 ~~يقال: فلان يمهن على أهله، فهو ماهن عليهم، ومهين. وقول الناس: ذليل مهين، ذهبوا ~~سه د1 ~~سهسه ~~و ~~،6412 و:1142 ~~4-44- ~~إلى انه ، مذلل بالخدمة، ممتهن فيها . وإنما، عنى فرعون، أن موسى، كان فی ذلك الوقت ~~،2146-251 ~~و ~~وو و ~~15 فی حد آلاجنحة. وقدامتهنه اللواحق وآستخدموه. وقوله: "... ولايكاد يبين."، أئ، ليس ~~-54 ~~3 - الف ، ج : وقد ms349 ذكرالله شانه . ب : وقد ذكرهالله عزوجل شانه. # 3 - آيه 258 از سورة البقرة سوره دوم : ... ويميت قال انا احى واميت قال ابراهيم فان الله ياتى بالشمس من ~~المشرق فأت بها من المغرب فبهت الذى كفروالله لايهدى القوم الظالمين . # 5 - الف : عمن . ب، ج : عن من. # 7 - الف : من . ب ، ج : ممن. # 8 - الف : القطيعة وقطع . ب ، ج : القطيعة (ج : القطيعة) فقطع . # 9- الف ، ب : يشرق .ج : شرق. # 11 - الف ، ب: مشروحا .ج : شروحا: ~~13- الف، ب : عليهم . ج : عليه. # 13- الف ، ب : وقول . ج : وقوله . # 14- الف، ب : عنى . ج : اعنى. # 14 - درمرسه نسته، موسی، آمده است، ان ، ندارد: ~~15 - الف، ب: امبنه .ج: امهتة: PageV00P362 ~~============================================================ ~~الجزء السادس ~~315 ~~..--8،4 ~~هومستقل بالبيان. # سه32 ~~وقوله:"... ياهامان ابن ليصرحا،"، فالصرح،علىالظاهر، أمره، أن يضرح القول ~~س44و12-1 ~~ووم1و0-بم ~~عند أهل دغوته ، ويذعوهم إليه . ويقرر عندهم، أنه، هو الناطق المنتظر، الذى ، يقوم3 ~~ب بأليف الشريعة صراحا.".. لعلى أبلغ الأسباب. أسباب السماوات،"، أى، أنال مرتبة ~~النطقاء. "... فاطلع إلى إله موسى،" ، أي ، أنال الجارى من جهة السابق."... وإنى ~~140 ~~44-621 ~~39-و 1 ~~ل 334 لأظنه كاذبا،"، (قدر، أن الذى كان أظهر موسى من أمرالنطق، هي دغوى، لاحقيقة لها، 6 ~~فزعم، أنه ، بادعائه مثل دغوته، ينال آلمرتبة آلتى يدعيها موسى . # فلما رأى شعيب، أمرهذا الداعى وغلبته، اغتزل أهل الدغوة ، بالودائع،التى، ~~سه1وس مه4م ~~كانت عنده ، وتفردبمن معه ، ولم يغرقمع فرعون. كما جرى أمر لوط، حين نجاه الله 9 ~~، ~~44-5-6 ~~من العذاب،الذى،نزل علىقومه، حين راجعإبراهيم ربه فیأمره،لمانزلالعذاب،فهقال ~~5وو ~~س ~~س وسچ204-1 ~~ان فيهالوطاقالوا نحن أغلم بمن فيهالننجينه وأهله إلا أمرأته، ". فكانت قصة لوط، ~~س4ه سو ~~-3وو10- ~~وقصة شعيب، وقصة زكريا، يشبه بعضها بعضا، وكانت مراتبهم متقاربة، ولم يكونوا 12 ~~ي ~~. # أتماء، بل ، كانوا لواحق ومستودعين ، إلا ماكان من شأن يخيى ، فإنه ، تفرد بالمنزلة ~~المذكورة له. # 2 - الف ، ب : فالصرح . ج : الصرح. # 1 - الف : مستقل . ب ، ج : مستقبل. # 4 - الف ، ب : ای انال . ج : الى نال. # 3- الف، ج : يقرر . ب : يقرب. # 5 - الف ، ب : وانىلاظنه كاذبا .ج ms350 : وانى لااظنه منالكاذبين. # 5 - الف ، ب : انال . ج : اقال. # 6 - الف ، ب : اغظهر . ج : لتطهر. # 9 - الف : قدر . ب ، ج : ندارد. # 7- درمرسه نسته، فينال، أمدهاست. # 7 - الف : انه يدعى مثل دعواه . ب ، ج :.. مثل دعوة. # 8 - الف، ب : وغلبته . ج : وعبت. # 8 - الف : ان رای . ب،ج : رای. # 8 - الف ، ب : بالودايع . ج : وبالودايع. # 9 - الف ، ب : وتفرد بمن (ب : لمن) معه ولم يغرق . ج : وتعود لمن معه ولم يعرف. # ة العتكيوت سوره29:... الا امراته كانت من الغابرين . # 11،10-ایه 32از ~~13- الف ، ب: اتماء. ج: الما. # 12- الف : ب : متقاربة . ج : منقارية. # 13- الف، ب: فانه .ج: فاته. PageV00P363 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~316 ~~4 ~~فلما رأىموسى، ماظهرمن بغىفرعون،وأنه، يتتبع كل ذكر يولد فی ذلك العصر ~~وه ~~وهو سس ~~ويقتله،ورأى بماجرى إليهشأن شعيب،إلتجأإليههاربامنأمرفرعون، كما ذكرالله، ~~3 عزوجل، فیقوله:" فخرج منهاخائفا يترقب قال رب نجنى من القوم الظالمين.". "ولما ~~ه35 س ~~وردماءمذين وجد عليه أمة من الناس يسقون،"، أي ، لما رأى أهل الدغوة ، قدمالوا إلى ~~سو م13802 ~~الاحق، الذى، كان يدور أمرالدغوةعليه، فیتلك الفترة، لانقطاع أمرالتمامية فی ذلك ~~6 آلدور، خرج عن جملتهم، وسماهم ظالمين، لأن الظلم ، هو، وضع الشيء فی غيرموضعه. # فلما رأى همؤلاء قد أقاموا ذلك الناكث مقامه ، ونحلوه مرتبة غيره ، وكان هوأولى بها، ~~سومسه مو ~~فعندها سماهم ظالمين،ولحق شعيبا. ولم يكن شعيبمتما فیذلك الزمان. ولوكان متما، ~~الضه-335 ~~9 لما قدرهذا اللاحق على هذه الدعوى. (وإنما تم له هذا البغى،لأنه، كان فی زمن فترة، ~~و كان هو القائم بالأمر، حتى جرت السنة فیسائرالأذوار. # مس ~~فلما ورد مومى على شعيب،قال له: "... لاتخفنجوت من القوم الظالمين."، ~~12 فسماهم أيضا، الظالمين، كماسماهم موسى، حيث قال: "... نجنى من القوم الظالمين.". # فقوله: نجوت، أى أرتفعت علىنجوة. والنجوة،ماقدعلاوآرتفع من الأرضعلى ماحوله. # 1 - الف ، ب : بغى . ج : بقی . # 1 - الف ، ب : يتتبع . ج : يتبع. # 3 - آنه11 از- ~~4،3- آنه 23 ازسورة القصص سوره28:... يسقون ووجد من دونهم امراتین تذودان قال ما خطبکا قالتا لانستى ~~حتى يصدرالرعاء وابوتا شيخ كبير . # 5 - الف ، ب : الى اللاحق . ج ms351 : الى اللواحق . # 7 -الف ، ب : نحلوه . ج : محلوه. # 9 - الف ، ب : هذا اللاحق . ج : هذا اللواحق . # 9- الف ، ب : وانما . ج : وانما. # 9 - الف ، ب : هذا البغى .ج : هذا البتی . # 10 - الف ، ب : هوالقائم .ج : هوالقادر. # 11 -آيه 25 از سورة القصص سوره 28 : فجاءته احديهما تمشى على استحياء قالت ان ابى يدعوك ليجزيكن اجرما ~~سقيت لنا فلما جاءه وقص عليه القصص قال لاتخف نجوت منالقوم الظالمين . # 12 - الف : فسماهم ايضا الظالمين كما سماهم موسى حيث قال و... نجنى من القوم الظالمين ." . ب ، ج : ندارد . # 13- الف ، ب : نجوت . ج : نجوة. # 13 - الف : علا . ب ، ج : على. # 13- الف ، ب: ماحوله .ج : حوله. PageV00P364 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~317 ~~0 ~~بشره وعرفه، أنه، صاحب الأمر، وأنه ، قذعلا بمرتبة النطق،على جميع أهل الدغوة. # 10- ~~1- ~~سم1 ~~أن الله ، سوف يعليه ويظهره على من آدعى مرتبته وعلى أتباعه الظالمين، الذين، وضعوا ~~-18سو2 ~~-هم54، ~~سه ~~مر تبته فیغيره، ثم اشترط عليه أن يأجره ثمانی حجج. قال بغض أهل ألعلم، إنه، كان 3 ~~90 ~~20 ~~84 ~~65493 ~~بقي إلى أنقضاءأمر ذلكالدورثمانيحجج. وأنه، اشترط عليه، أن يقيم الدغوة، باشم ~~14- ~~صاحب الدور الثالث حتى ينقضى ثمانى حجج. وقال بغضهم : عرفه ، أنه ، بقى أن ~~س33-1 ~~1 ~~يستجيب إلى تلك الدغوة ثمانىنفر، ثم يصيربعدذلك،الأمر إليه. فلما أكملها موسى، 6 ~~-ه وو02و. # ر413 ~~زوجهشعيب، ابنته،وهو،أحدالحدودالمتصلينبه،وكان يصلحأن يقامفیحداللواحق. # ه مسه66 ~~22 ~~فأقامهموسى لاحقاله، بعد أن قضىالآجل، الذى، اشترط عليه شعيب،لماوردماء مذين. # سه1 ~~وماء مذين،علىالدغوة، التى، كانت متصلة بشعيب. فلماوردها،"... وجدعليه9 ~~6مه وو ~~أمة من الناس يسقون."، أى،عامة الحدود كانوا مقيمين على إقامة الدغوةوالمفاتحة. # م ~~6 ~~"... ووجد من دونهم أمرآتين تذودان،"، أي ، حدين كانا ثمسكين عن الدعوة. # ف سألهما عن شأنهما،ف"... قالتا لانسقى حتى يصدرالرعاءوأبونا شيخ كبير." . عرفاه 12 ~~و 51. # س44و- وو ~~2-10282 ~~52 ~~أن شعيبا قددنا تمام أمره،وأن له أن يسلم إلى غيره. وأنهما ممسكان، حتى يردعليهما من ~~142644-21 ~~يحتاج الحدود، أن يصدروا عن رأيه. "فسقى لهما ثم تولى إلىالظل،"، ففاتحهم وعرفهم، ~~مه مب ~~1 - الف، ج : اهلالدعوة . ب ms352 : الدعوة. # 1- درمرسه نسته، قدعل، أمده أست . # 3- الض، ب : مرتیته .ج : مرتبة. # 2- الف، ج : مرتبة. به: مرتبته. # 3- تمانی حجج ، اشاره است به آیه 27 از سورة القصصع سوره28 : قال انی ارید ان انکحگن احدی ابنتی ~~هاتينعلىان تاجرفیثمانیحججفان اتممت عشرافمنعندك ومااريد ان اشق عليكث ستجدنی ان شاءالله من الصالحين. # 9،5- درمرسه نسته، ان مییه، أملهاست . # 4 - الف ، ب: انه . ج : وانه . # 6- الف ، ب : يصير.ج : بير ~~6 - الف ، ب : تلكث . ج : فلكك. # 7- درحرسه نسخه ، المتصلين كابوابه ، آمده است. # 9- الف ، ب : يشعیب . ج : محیب . # 8- الف ، ب : فاقامه .ج : ماقامه. # 13- الف ، ج : يسلم . ب : ان یسلم. # 13- الض، بب : ان شعيبا .ج : ان شعيب. # 14 - آيه 24 از سورة القصص سوره 28:... الى الظل فقال ربى انى لما انزلت الى من خيرفقير . PageV00P365 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~318 ~~انه، ثابتعلىطاعةصاحب الأمر، (متوليا له، مقيما على ولايته، مستظلابه، يعنى شعيبا، الف - 336 ~~،هو م ~~4-31 ~~لأنه كانصاحب الودائع.وعرفهما،أنه،مع الخير،الذى،قدناله، هوفقير إلىشعيبمحتى ~~3 يتمأمرهبقوله:".. ربإنیلماأنزلتإلىمنخيرفقير."، أي،إنىلماأيدتنیبهمنالبركة، ~~ور10 ~~وم ~~قدعرفت أنى مفتقر إلى من يدور الأمر عليه ، حتى يتم أمر دوره ، وأنا مذعن بذلك، ~~لأتعدى طورى. "فجاءتهإخديهما تمشىعلىاستحياء،"، أي،عرفه، أنه،قدنال منه مافيه ~~-1و-131 ~~سو ~~س12 ~~1 حياته، والتمس أن يضمه إلى نفسه، إذا أقيم، ويفاتحه بما يكون فيه حياته ."... قالت ~~11مم ~~- 6 ~~40-0893 ~~ان أبى يدعوك ليجزيك أجرما سقيت لنا،"، أئ، أن المستودع، إنما قربه ، ليوفرعليه ~~و ~~حقه، لاغترافه وأقراره بحقه، إلى وقت تمام أمره."... فلما جاءه وقصعليه القصص،"، ~~أئ،عرفهأمرالضد،وماقدأظهرهمنالنفاقوالإستنكاف."...قاللاتخفنجوتمنالقوم. # الظالمين ."، على ماتقدم التفسير به . ثم فتح له باب البيت، الذى، فيه عصى الأنبياء ~~24 ~~على ماجاعت فيه الروايات عنأملالشرائع. أي،فاتحه بأمرالحروفالعلوية، وهى، عصى ~~12 الآنبياء. فاختار موسى من بينها، عصى آدم ، وقد تقدم التفسير بذلك . فهكذا ، كان ~~ووه ~~شأن شعيب . ولايجوز أن يكون،طالب موسى بإقامة اللواحق له، لتسليمالأمر له، بغد أن ~~64 ~~يقيمهم له . لأنه ، لا معنى لإقامة اللواحق إذا تم أمره ، وسلم لموسى، عليهالسلام، على ~~هوم - ~~2 - الف، ب : قددناله . ج : قدناله. # 1- درمرسه نسته، مستغلل به، أمدهاصت. # 3 - الف ، ب : ایدتی . ج ms353 : ابدتی. # 4 - الف، ج : قد. ب : فقد. # 4 - الف ، ب : دوره وانا .ج : دوروانا. # 4 - الف ، ب : انى .ج : الى . # 6 -الض : حياته. ب، ج : حيوته. # 7 - الف ، ب : ليوفر .ج : ليوخر. # 9 - الف ، ب : وماقد . ج : وما. # 11- الف، ب : جاءت .ج: جاتهم ~~11- درمرسه نسته، على، آمده است . درنسته بدل ب، عن، أمدهاست. # 11- الف، ج : عصا. ب: عصی. # 11 - الف ، ب : فاتحه . ج : فاتحد. # 12 - الض : من بينها . ب ، ج : من بيتها . # 13 - الف ، ب : ليسلم . ج : لتسليم . # 14 - الف : ان يتمهم له . ب : ان بتهم له . ج : ان يتمهم له . ظاهرا : ان يقيمهم له . # 14- الف،ب:مومی .ج : مومی. PageV00P366 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~319 ~~ماجرى القول به، إنه، عجز عن إقامة اللواحق. فاشترط على موسى ، أن يقيمهم له، ليسلم ~~211 ~~و4. # الأمرله. فما معنى إقامة اللواحق وقددنا تسليم الأمر . هذا، ولوكان متما ، لما جاز أن ~~41-92 ~~4-سو4. # تأول فيه هكذا.فكيفولم يكن لهحد التمامية. وإنما استأجره أن يعمل فیتلكالدغوة، 3 ~~-س.494-5 ~~تى تنقضى آلعدة، بإجابة من بقى أن يستجيب إليها. فإذا تمها عندها،سلم آلامر إليه، ~~فل-337 وأعلمهم أنه الناطق(المنتظر. # 44431م ~~-652 -و16136240 ~~مسه ~~-4و3 ~~وإنما ذكرنا هذا الباب فیشأن شعيب، لتعرف أنه،لم يكن له حدالأتماء، ولهذا6 ~~440 ~~سمى شعيبا. وهو، اسم مصغر،وتكبيرهشعب. فشعب،على المتم، وشعيب،عليه. لانة ، ~~114 ~~كان شعبة من المتم. # فلما تناول موسى عصاه، "... سار بأهله، " . فأهله،على الحدود، الذين، أقامهم 9 ~~لواحق لنفسه . أئ، أقامهم فیالسر،وأرقاهم إلىحداللواحق. وإنما قال، ساربهم. وهو، ~~9 ~~ن السرى، والسرى ، ألسير بالديل. والسير بالليل، علىالكتمان. والمفاتحة فیالسر، ~~11180218 ~~4ه05و11 ~~1-984- ~~أى أختصهم بالمفاتحة من بين أهل الدغوة . فكان مايفيدهم ، مكتوما عن غيرهم ، ~~من آلحدود. # 1 - الف ، ب : عجز . ج: عجر. # 1- الف ، ب : ماجری .ج : جری. # 2 - درهرسه نسخه، لوکان، أملهاست. # 1 - الف ، ب: ليسلم .ج : لتسليم. # 3 - الف : يتاول . ب : يتاول فيه .ج : يناول فيه . # 2 - الف : جازفيه . ب، ج : جاز. # 3 - الف ، ب : تلكك . ج : فلكك . # 3 - الف،ب : هکذا . ج : هکذی. # 4 - الف ، ب : من بقی ان يجيب ms354 .ج : من بقاان يچب. # 4 -الف ، ج : تنقضى . ب : تتقطع . # 6 - الف ، ب : لتعرف .ج : ليفرق. # 96 - الف، ب : فیشان . ج : شان . # الف بب مرلصخر. # 6 - الف ، ج : الاتماء . ج : الاتمام . # 7- الف ، ببه : شحب فسعب .ج : شحیب فشب. # 9- آيه 29 از سورة القصص سوره 28 : فلما قضى موسى الاجل وسار باهله آنس من جانب الطور نارا قال لاهله ~~امكثوا انى آنست نارا لعلى آتيكم بخبر او بجذوة من النار لعلكم تصطلون . # 10- الف، ب : ساربهم.ج: سارمهم. # 10 - الف : السيرة . ب : فیالستر. ج : فیالسيرة. # 11 - الف ، ب : فیالسرای . ج : فی السرى . # 11 - الف : والسير. ب، ج : فالمسير. # 12- الف : فكان مايفيدمم . ب ، ج : مكان ما تفيدهم . PageV00P367 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~320 ~~و"... آنس من جانبالطورنارا،" . فالطور، على السابق، وجانبه، علىالحد . أى، ~~جرى فيه من الحد من السابق . وقيل له : "... فاخلع نعليك، " ، فأمره بالإنقطاع من ~~3 الأصلين، وبنسخ الشريعة ، التى ، تقدمته . والنعلان، على من كان يعتمد عليه فی إقامة ~~الدغوة ، إلى الفرعين من الشريعة المتقدمة ."... إنك بالواد المقدس طوى، " ، فالواد ~~المقدس،علىالبركةلأنها، بمنزلة الوادى إذا جرت فيهم،أي، جرت فيهالبركة المقدسة. # 1 وطوى ، أئ، كانت مطوية عنالحدود فیذلك العصر، وكانت مدخرة له ، ليظهر بها إلى ~~حد النطقاء. ويؤلف الشريعة . فيسيل منه آلظاهر، سيل الوادى. # س ~~فهكذا ، كان أمره مع شعيب . وهكذا، كانت منزلة شعيب ، إنما كان مستودعا، ~~ير ~~قداستودعهبقايا الأتماءوودائعهم،ليسلمها إلىصاحبالأمر.ألاتراه يقوللقومه،-حين ~~4-و ~~افسدوا وبغوا ودعوا إلى فرعون،وظلموا فی وضع آلحق فیغيرموضعه.-: "... ولاتبخسوا ~~و3 ~~الناس أشياءهم ولاتعثوا فی الأرض مفسدين . بقيت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين وما أنا ~~12 عليكم بحفيظ."، فنهاهم عن ذلك، وعرفهم أنه بقيت الله، وليس هو بحفيظ عليهم. # 13 ~~و ~~وأن قبولهم منه هوخير لهم، من اتباع آلضد علىالفساد فیالأرض. # 0 ~~وقوله:"بقيت اللهخيرلكم،"، أي،أنىصاحبالودايع، التى،هیبقاياالنطقاء الف- 338 ~~ومذ ~~هممو ~~15 والأتماء ومراتبهم . وبقية الشيء ، هو شيء قليل، يعنى ، بعد ذهاب أكثره . فدل بهذا ~~1 - الف، ب : وجانبه .ج : وجابه. # 1 - الف : على الجد . ب ، ج : على الحد . # 2 - الف : من الجد . ب ، ج : من ms355 الحد. # 2 - درهرسه نسخه، اخلع، آمده است . آیه 12 از سوره طه سوره 20 : انی انا ربک فاخلع نعلیکن انکن بالواد ~~المقدس طوى. # 2 - الف ، ب : بالانقطاع الى . ج : بانقطاع الى. # 3 - الف ، ب : ونسخ . ج : وينسخ. # 5،4 - الف ، ج : قالوا والمقدس . ب : فالواد المقدس.6 - الف، ب : عن الحدود . ج : محن الحدود. # 6 - الف : فی . ب ، ج : لی. # 9 - درمرسه نسخه، قداستودع، آمده است . # 9 - الف : الاتماء . ب : الائمة . ج : الاتما. # 10 - دوآيه 85و86 ازسوره 11 :ويقوم اوفوا المكيال والميزان بالقسط ولاتبخسوا ... الخ . # 11- درمرسه نسته، بقية، آمدهاست. # 15- الف ، ب : يعد نهاب .ج: بعددهان. PageV00P368 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~329 ~~عو1 ~~ه ~~القول، أنه ، بقية من آلمتم، عند غيبته ."... وما آنا عليكم بحفيظ."، يعنى، آنه، ليس ~~م تما، فيكون رقيبا عليهم وحفيظا. وإنما، قال هذا لهم، على وجه النصيحة، لاعلى وجه ~~الأمر والنهى، كأمرالآتماء ونهيهم. وإنما عنى بقوله : "... ولاتبخسوا الناس أشياءهم 3 ~~و ~~و لاتعثوا فی الأرض مفسدين ."، أمرهم بالتسليم لصاحب الدور. أن لا يبخسوه، حظه من ~~اقامة آلطاعة له،وعرفهم، أنه، الناطق المنتظر. فأجابوه وقالوا له: ".. ياشعيب أصلاتك ~~-وم،. # وو 1241 ~~تأمرك أن نترك مايعبد آباؤذا، " ، هذا حين أمرهم بالتسليم لموسى . فخالفوه فى ذلك، ~~وم ~~وقالواله : أترائى لك ، بخيال المتم ، الذى، تقيم الدغوة له، أن نترك طاعة من قددعينا ~~اليه. فقال لهم هذه القصة:"... وما أريد أن أخالفكم إلى ما أنهاكم عنه،"، أي، أنى ~~و404 ~~9160 ~~اسلم الأمر إليه، كما أمركم بالتسليم له. فقالوا له: "... وإنا لنراك فينا ضعيفا ولولا ~~ر فطك لرجمناك وما أنت علينا بعزيز."، لوكان له حد التمامية ، ماقالواله: "... إنا ~~-قةو ~~وه مو ~~نراك فينا ضعيفا،"، لأن، فرعون كان أغلى رتبة منه فی ذلك الدور. ولكن شعيبا، كان ~~- ~~مختارا أمينا، فاختاره الله للودابع، لما عرف من صدق نيته،ولما علم، عزوجل، منفساد 12 ~~2 ~~2 - الف ، ج : قال هذا . ب : قال. # 1 - الف، ب : جتم . ج : فتم . # 5 - آیه 87 از سورة هود سوره 11 : قالوا يا شعیب اصلوتکك تامرك ان نترك ms356 ما يعبد آباؤنا او ان نفعل فی اموالنا ~~مانشاؤا انكث لانت الحليم الرشيد. # 6 - الف ، ج : تامرك بالتسليم . ب : تامرك. # 17 - درهرسه نسخه، اترایا، آمده است . اشاره است به آیه 88 از سورة هود سوره 11 : قال یا قوم أرأیتم ان کنت ~~على بينة من ربى ورزقنى منه رزقا حسنا وما اريد ان اخالفكم الى ما انهاكم عنه ان اريد الا الاصلاح ما استطعت ~~وما توفيقی الا بالله عليه توكلت واليه انيب . # 7 - درهرسه نسته، يقم، امده است. # 7 - الف : لكن الخيال . ب ، ج : لكن بخيال. # 8،7- الف ، ب : دعينا اليه . ج : دعينا . # 9- درهرسه نسخه ، انا، آمده است . آیه 91 از سورة هود سورة 11 : قالوا يا شعیب مانفقه کثيرا مما تقول وانا ~~لتراك فينا ضعيفا ولولا رهطكث لرجمناك وما انت علينا بعزيز . # 10- درحرسه نسخه، لوکانت، آمدهاست. # 11 - درحاشيه نسخه الف آمده است : وكان فرعون اعلى رتبة من شعيب فى ذلكث الدور وكان شعيب مختارا امينا . # 12 - ب، ج : عزوجل . الف : ندارد. # 12 - الف ، ب : للودايع . ج : الودايع . PageV00P369 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~322 ~~نية فرعون ، وما يريد أن يكون منه . فكان سبيل شعيب، سبيل المستودع فی هذا الدور، ~~34 ~~بغد مضى المتم الثانى،لأنه، كان أمينا عليها، دوناللاحق،الذى، كان يدور الأمرعليه. # سوسه1 ~~3 فلما سلمها شعيب لصاحب الأمر، دون الذين ظلموا، دخل هو وأهل الدغوة، تحت طاعة ~~م وسى، فنجاه الله وهلك الباقون. كما قال (الله، عزوجل، "ولما جاء أمرنا نجينا شعيبا ~~6- 813 ~~هبس ~~الت-339 ~~4 ~~هه-410 ~~و الذين آمنوا معه برخمة منا،9، أئ، دخلوا فیجملة من كان لهم نيل من البركة والنعمة. # "... وأخذت الذين ظلموا الصيحة،"،فالصيحة، على ظاهر ما ألفه الناطق، أى، منعوا ~~ه ~~البركة، وخوطبوا بالظاهر:"فاصبحوا فیديارهم جائمين."، أي، أقاموا علىالنفاق، وثبتوا ~~على الأمرالأول. ثم قالعلىإثرذلك: "ولقدأرسلنا موسى بآياتنا وسلطان مبين. إلىفرعون ~~هسوب1 ~~9 وملائه،" . وقص، عزوجل، بعد ذلك، أمرموسى. ثم قال فی آخر هذهالقصة: " فلولاكان ~~من القرون من قبلكم أولوا بقية ينهون عنالفساد فیالأرض إلاقليلا ممن أنجينا منهم،". # م ~~1.5-0823 ~~62 ~~فاولوا ms357 بقية، على آصحاب آلودائع، على حسب ما فسرنا . فعرفنا ، شآن المستودعين فيما ~~و. # و2 ~~434 ~~12 سلف من آلقرون، وأنهم ، يكونون أمناء علىالودائع ،التى، تكون بقايا النطقاء والأتماء ~~سو -2 ~~المستودعين، فیكل فترة.وهم، أصحاب تلك البقية،وهم، ينهون الناكثين والظالمين، ~~2 - الف : بعد. ب، ج : بحد مضی . # 2 - الف ، ب : لانه. ج : كانه. # 2 - الف ، ب : دون اللاحق . ج : دون اللواحق. # 3 - الف ، ب : واهل . ج : اهل . # 4 - آيه 94 از سوره هودسورة 11:... برحمة منا واخذت الذين ظلموا الصيحة فاصبحوا فى ديارهم جائمين . # 5 - الف : من كان . ب . ج : ماكان. # 96 - الف ، ج : على . ب : يعنى. # 6 - الف، ب : ماالفه . ج: مالغه. # 7- الف ، ب : وخوطبوا . ج: وخطبوا. # 7 - الف ، ب : على النفاق . ج : علىللثاق . # 8 - ده آنه 97096ا ~~ازسورة هودسورة11:... وملائه فاتبعوا امرفرعون وما امر فرعون برشید . # 9- ب، ج : عزوجل . الف : ندارد. # 9- الف ، ب : فی .ج : ندارد. # 10،9- آيه 116 از سورة 11 :... ممن انجينا منهم واتبع التذين ظلموا ما اترفوا فيه وكانوا مجرمين . # 11 - الف ، ب : فاولوا . ج : فاولو. # 11 - الف ، به : المستودعين .ج : مستودعین. # 12 - الف، ج : وانهم يكونون امناء (ج : يكونوا امنا) على الودايع التى تكون بقابا النطقاء والاتماء والمستودعين فى ~~كل فترة وهم اصحاب تلكث البقية . ب : وانهم يكونون امناء تلكثالبقية . PageV00P370 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~32 ~~و ~~عن الفساد فی الدعوة، عند غيبة متم الزمان فیزمن الفترة، كما قال الله، عزوجل، "فلو لا ~~كان من القرون من قبلكم أولوا بقية ينهون عنالفساد فیالأرض". # و هكذا كان سبيل لوط،قبل ظهورإبراهيم، على حسب ما تقدم التفسير به. # د42- ~~لماخالفواأمره، فیالتسليم لإبراهيم، نزلعليهمالعذاب،فقالإبراهيملربه: "أنفيها ~~ور و-124-16 ~~لوطا،"، فقال الله: "... نحن أعلم بمن فيها لننجينهوأهله إلا أمرأته،". فكذلك، نجالوط ~~و س ~~ومن تبعه، وخسف بالباقين، كما نجا شعيب ومن معه، وآنزل آلعذاب على آلباقين. # ه و30464 ~~س ~~وقال الله، عزوجل، فیقصةلوط حكايةعنهم:"... لو أن لىبكم قوة أوآوى إلىركن ~~م2مو. -و ~~اف- 340 شديد. "،فالركن الشديد،علىحدالأتماءالسبعةلأنهسبعة( أحرفوهوالركن،الذی،يأوى ~~هم ~~س 6 -1 ~~1 ~~إليهاللواحق، ومنه يقبسون، وبهيتقوى أمرهمويشتد. ms358 فدل بهذا القول، أنه،لميكنمتما، 9 ~~4 . # وأنه، كان فیعصرلامتم فيه فيأوى إليه . لأنه، كان فیزمن الفترة ، فی آخر ذاك الدور، ~~2و ~~و ~~فكان مستودعا مأمونا . فلماظهر إبراهيم، عليهالسلام ، سلم الوداشع إليه، كما ذكرالله ~~س ~~م4 ~~و8 ~~1 ~~فى قصته، حيث قال : "فآمن له لوط وقال إنى مهاجرإلىربیإنههوالعزيز الحكيم."، وأمر ~~من خالفه ، أن يسلموا إبراهيم، وأوعدهم، أنهم، إن خالفوه، أنزل عليهم العذاب، أى، ~~9-10 ~~3 - درحاشيه نسخه الف آمده است : قصة لوط عليهالسلام. # 1 -الف ، ب : غيبة .ج : غبيته . # 4 - الف، ب: لربه ان . ج : به انه . # ة العتكبوت سوره 29 : قال ان فيها لوطا قالوا نحن اعلم بمن فيها لننجينه واهله آلا امرأته كانت ~~4 - آنه 32 ازسورةال ~~من الغابرين. # 5 - الف ، ب : نجا. ج: لجا. # 5 -- الف، ب : لننجينه واهله الا امراته . ج : التنجيت الامرانه . # 9 - الف ، ج : ومن نبعه . ب: ومن معه. # 9 - درهرسه نسخه، بجای انزل، نزل، آمدهاست. 7_[یه80 از موره هود سوره11: قال لوان لى بكم. . الخ. # 9،8- الف، ج : ياوى اليه . ب : ياوى. # 8- الف ، ب : احرف . ج : حرف. # 9 - الف، ب: يتقوی. ج : نيقوی. # 9 - الف : يقتبسون . ب : يقبسون ج : يقسون . # 10 - الفه، ب: فقرة. ج: الفترة. # 10 -الف ، ب : فياوی . ج : قبادی. # 11- الف، ب : فلا . ج: فاما. # 10 - الفه ، ب : وكان . ج : مكان. # 12- آيه 26 ازسورة العنكبوت سورة 29. # 12 - الف ، ب : فی قصته . ج : فصة. # 13 - الف ، ب : لابراهيم . ج : ابراهيم. # 12 - الف، ب : يقول . ج : ندارد. # 13- الف : ان خالغوا . ب، ج : ندارد. PageV00P371 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~324 ~~يقطعون، فقالواله:"... ائتنابعذابالله إنكنتمن الصادقين. قالرب انصرنىعلىالقوم ~~المفسدين."، لآنهم ، نافقوا وآستنكفوا عن إبراهيم، فسماهم مفسدين . فلما استنصر الله ~~وسبا 1 ~~3 عليهم، عذبوا على يدي إبراهيم. ألاتراه، يقول على إثرهذه الآية. قوله:"... انصرنى ~~على القوم المفسدين . ولما جاءت رسلنا إبراهيم بالبشرى قالوا إنا مهلكوا أهل هذهالقرية ~~إن أهلها كانوا ظالمين."، ومنعوا آلحق فی غيرأهله، فعندها قال إبراهيم: " أن فيها لوطا،"، ~~فقيل له :"... نخن أعلم بمن فيها لننجينه وأهله إلاآمرأته ms359 كانت من الغابرين."، فأهله ~~الذين نجوا، كانوا، من تابعوه علىالتسليم لإبراهيم. # *ور ~~4و ~~وهر4 ~~فهكذا، كانتقصة لوط. لم يكن متما، بل كان مستودعا مأمونا . ثم ، ذكر الله ~~وسه ~~6-4 ~~4 قصة شعيب على إثرقصته . لآنه، كان شبيها به فیالحد والمنزلة. # فصل ~~شه وس ~~و-1 ~~فكانت هذه منزلة لوط قبل ظهور إبراهيم، ومنزلة شعيب قبلظهورموسى، ومنزلة ~~3 وه. # 12 ~~كريا قبل ظهور عيسى، عليهم السلام . هذه السنة فی آخرالأذوار، سوى ما كان فی غيره ~~من الاغصار، فیوسط كل دور، كماذكر الله، عزوجل، فیقصة داود وطالوت. # 1 - الف، ب : يفطعون .ج : يقطعوا. # 2،1- هوای ~~: انكم لتاتون الرجال وتقطعون السبيل وتاتون فی ناديكم المنكرفما ~~كان جواب قومه الا ان قالوا اثتنا يعذاب... الخ. # 2 - الف" ج : فلما استنصر . ب : استنصروا. # 3 - الف ، ب : عذبوا . ج : عذابوا. # 4،3- دوآیه 30 و 31 از سورة العنکبوت سوره29. # 5 - الض ، ج : ومنعوا . ب : وضعوا. # 5 - الف ، ب : فعندها قال ابراهم ان فيها لوطا فقيل له نحن اعلم بمن فيها لنتجينه واهله . ج : ندارد . # 8- -الف ، ب : ذكرالله . ج : ذكرامه . # 9 - الف ، ب : قصته . ج : قصه. # 9 - الف ، ب : شبيها . ج : شبها. # 9- الف ، ب: والمنزلة .ج : والمنزل . # 10- درنسته الف ، فصل . نیامده است . درحاشیه نسخه تذکرداده شده است : قصة طالوت علیهالسلام . ب: ~~فصل. : مفیلاص. # 11- الف، ب : ملالة .ج: المنزله . # 13- الف ، ب: فی وسط .ج : فی وتبط. PageV00P372 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~325 ~~لما بعث اللها لهم طالوت ملكا،فقص عليهم نبأه، ثم قال: ".. إن آية ملكه أن ~~813- ~~الف -441 ~~6و م. # 42 ~~مو 1-3و- و ~~یاتیکم التابوتفیه سکینة منربکم وبقیة مما ترك آلموسی و آلهارون تخمله الملائکة،"، ~~1236 ~~فالتابوت، علىالمستودع ، الذى، كان عنده الوداشع، التى، كانت بقية آل موسى ، يعنى، 3 ~~الأتماء،وآلهارون،يعنى اللواحق. "وقاللهمنبيهم،"، يعنى اللاحق،الذى،كانمدار ~~وهدد. # 154-و ~~وو اوه و ~~الدغوة عليه، قبل داود، وهو إشموئيلبن هلفا، وأمرهم بإقامة طاعة طالوت، وأغلمهم، ~~وسو ~~انهم ، ينصرون به على عدوهم ."... إن آية ملكه أن يأتيكم التابوت فيه سكينة من 6 ~~6،هو. # وس ~~3 ~~وسوه ~~ربكم"*، أى الدليل ms360 علىصحةماأقولهلكم، من أمرطالوت،أنالذىمومؤتمن علىالوداشع، ~~وور ~~يشهدله، ويأمركم بالتسليم له، فيكون فیذلك، صحة لدغواه. # قالوا: وكانوا يقدمون التابوت أمامهم، إذارحلوا. أي، كانوا يقدمونهعلى أنفسهم، 9 ~~سو.2 ~~وهه 1،613 ~~240و ~~ويرجعون إليهفیالرأى والمشورة. وكان فیالتابوت السكينة، أى،سكنوا إلى قوله. لأنه، ~~هه6و ~~كان يستفتح بالوداشع ، فيفتح عليه . كماقالوا: إنهم، كانوا يسمعون من التابوت مثل ~~صوت السنور. فكلما سمعوا ذلك الصوت، رحلوا ونصروا على عدوهم، وكلما لم يسمعوا 12 ~~ذلك الصوت، أقاموا. أي، كلما استفتح هذا المستودع، فاستنار له بالجارى، إمتثلوا ما ~~ه ~~قيل لهم ، فنصروا على عدوهم ، وأيقنوا بالنصر. وكلما لم يسمعوا من آلتابوت صوت ~~1 - الف، ب: نباءه. ج : بناه. # 1 - الف ، ب : طالوت. ج : طالوط. # 2،1- اشاره است به آیه 247 وآيه 248 ازسورة البقرة سوره دوم : وقال لهم نبيهم ان الله قدبعث لكم طالوت ملکا ~~قالوا انتما يكون له الملكث علينا ونحن احق بالملكث منه ولم يؤت سعة من المال قال ان الله اصطفاه عليكم وزاده ~~بسطة فی العلم والجسم والله يؤتى ملكه من بشاء والله واسع عليم . وقال لهم نبيتهم ان آية ملكه ان ياتيكم التابوت فيه ~~سكينة من ربكم وبقية مما ترك آل موسى وآل هارون تحمله الملائكة ان فی ذلكث لآية لكم ان كنتم مؤمنين . # 4 - الف ، ب : يعنى اللاحق . ج : يعنى اللواحق. # 4- درعرسه نسته: فقال، أمدهاست. # 5 - الف ، ج : اشمويل . ب : اشموئيل. # 5 - الف ، ب : قبل .ج : قيل. # 9 - الف ، ب : وكانوا . ج : اولوا كانوا . # 7،9 - الف : فيه سكينة من ربكم . ب ، ج : ندارد . # 12- الف : ب : الستور.ج : السنوز. # 11 - الف ، ب : يستفتح .ج : سيفتح. PageV00P373 # ============================================================ ~~كتابالاصلاح ~~326 ~~4613 ~~السنور، أقاموا . أى، كلما لم يفتح على هذا المستودع، ولم يتبين له من الجارى شيء ، ~~س ~~و س813-1 ~~1-25 ~~أأسكوا، حتى يفتحعليهم، فيمتيلوا مايؤمرون به.فذكر:"...بقية مما ترك آل موسى وآل ~~ههسوم ~~981 ~~-54 ~~هه ~~040-1 ~~3 هارون ، "، كما ذكر فی قصة شعيب ، فقال : "بقيت الله خير لكم إن كنتم مؤمنين،" ، ~~س ~~0930 ~~الف-342 ~~فالبقيت على مافسرنا، هی الوداشع التى، تكونمرفوعةعندالمستودعين( ms361 فیزمنالفترة، ~~س مو ~~0-683 ~~س85810 ~~3215 ~~و إذا غاب متم الزمان. وهي، السنة الجارية فی كل دور فی المستودعين . وكان شعيب منهم ~~سوهو* ~~6 كما ذكرنا، ولم يكن متما. # و و ~~و ربما، كانت الفترة فی وسط آلدور، إلا أن آخر كل دؤر لايخلوامنها، ويقوم فيها ~~و ب ~~و ~~و ~~دو- ~~المستودعون،ويكونون أمناءالله، يرجعإليهمأهل الدغوةبأمورهم، يأمرونهم بمايكون ~~4 فيهصلاحهم ورشدهم . تضديق ذلك،قول الله، عزوجل: "فلولاكان من القرون منقبلكم ~~مهمر ~~-8،52م ~~س و ~~ه ~~9و26-0--23: ~~أولوا بقيةينهون عنالفسادفیالأرضإلاقلیلا ممن أنجینامنهم واتبع الذينظلموا ماأترفوا ~~فيه وكانوا مجرمين."، يعنى، أن قليلامنأهلالدغوة ينجونفیالفترة،ويغلبالمنافقون، ~~سهو ~~س ~~6-6813 ~~12 بضعف أمر المستودعين، عندغيبة الآتماء. وإذا استقام اللاحق، الذى، يدورعليهآلامر، ~~لب الأولياء. كما كان أمر السكينة أيام طالوت، فیوسط الشريعة فیعصرداود، كماقد ~~ته1 ~~ه سهو - ~~ذكرنا. لأن داود كان لاحقا ولم يكن متما،على ماقدتقدم القول به. وقدجرى فیهذاالدور، ~~15 فیوسط الشريعة نخو ذلك. وسوف نشرح ذلك فیباب ذكرثالث الأتماء إن شاء الله. وبه ~~همو ~~86-23 ~~الحول وآلقوة. # 1 - الف: لم يستین . ب،ج :م يتبین . 2- الف: عليه فيمتثلوا مايومروا به .ب،ج : عليها فيمثلوا مايومروا به. # 4 - الف، ب : ماقد. ج : ما. # 3 -الف ، ج : بقية . ب : بقيت. # 5 - الف: شعيب . ب، ج: شعيبا. # 96 - درحاشيه نسخه الف آمده است : ان اخركل دورلايخلو من الفترة وينجو قليل منهم فیالفترة . # 7 - الف ، ب : الا . ج : الى. # 7 - الف ، ب : لايخلو . ج : لايخلوا. # 8 - الف ، ب : بامورهم .ج : بامرهم. # 4 - الف، ج : المستودعون .ب : المستودعين . # 12 - الف ، ب : اللاحق . ج : اللواحق. # 12- الفه، ب: بضعف .ج : يضعف. # 13 - الف : طالوت . ب : لوط. ج : طالوط. # 13- الف ، ب : غلب . ج : غلبه. # 14 - الف ، ب : كان لاحقا. ج : لاحقا. # 15- الف ، ب : ان شاءالله . ج: ان الله. PageV00P374 # ============================================================ ~~الجزء السادس ~~327 ~~و و ~~ونقول: ~~ان جرجيس لم يكنلامتما،ولالاحقا، فیذلكالدور. لأن الفترةقبلظهور تحمد ~~5313 ~~14و0س11 ~~صلى الله عليه وآله، كانت أطول مدة من الفترة فيما تقدم من الأذوار . وقد اتفقت الأمة3 ~~فىظاهرالآمر، أنه، بعث،عليهالسلام،علىحينفترة.وزمنالفترة،إنماتقال: فترة،لأنه، ~~موو. -و13 ~~-84-152 ~~لايكون ms362 فيه متم . وقال الله، عزوجل، وقوله آصدق الحديث : "يا أهل الكتاب قدجاءكم ~~ر سولنا يبين لكم على فترة من الرسل أن تقولوا ماجاءنا من بشير ولا تذيرفقدجاءكم بشير ~~:س1144 ~~8 -0-149و02 س3 ~~3 ~~اف - 343 ونذير وآلله على كل (شىء قدير ."، بالفترة قبل مبعثه، صلىآلله عليه وآله . ومعنىآلفترة، ~~- ~~20 ~~5س -21. # 3 - ~~ان لايكون فی ذلك العصر متم، كما قلنا. وإلا فما معنىالفترة،وهذا تصديق لماقلنا: إن ~~هدهو2 ~~0494و. # رجيس لم يكن متما ولا لاحقا، وكان الأمر فیغاية الضعف فی ذلك الزمان. وروى عن 9 ~~دس1144ه0 ~~و ~~م4وم8 ~~الصادق، عليهالسلام، أنه سئل، فقيلله: من كان الإمام قبل ظهورالنبي،صلىاللهعليه ~~ه. و46 ~~10572 ~~3 ~~94سو ~~آله، فقال : لم يكن إمام وكان زمن فترة. فقيلله: فلم يكن لله فیالأرضحجة* قال: ~~، 142م4ا: ~~لفين، فكانواحجج اللهعلى خلقه . فقد 12 ~~يلى، كان فیالمستودعين، ثم صارت فی المستخلفين، ~~02-813--2 ~~2 ~~دلك بهذا، أن جرجيس لم يكنمتماولا لاحقا،وإنكان يمن أنعم الله عليه. # و 1 ~~سو.-15 ~~92،54 ~~و أما آلآية فیقول الله، عزوجل:"... كفى بالله شهيدا بينى وبينكم ومن عنده علم ~~4ود ~~الكتاب. ". فالمخاطبة وقعتفیالظاهر، بالكفار،الذين،أنكروانبوة تحمد، صلىاللهعليه15 ~~و: ~~2- درمرسه نسته، ما، آمده است. # 2- درحاشیه نسخه الضآمده است : نکرسرجيس. # 2 - درمرسه نسته، سريس، أمده است . # 2 - الف ، ب : ولا . ج : لاو. # 4 - الف : يقال . ب، ج : تقال. # 4 - الف ، ب : فی ظاهر .ج : وظاهر. # 7 - الف : مبعثه . ب : مبعثه (س) . ج : بعی. # 5 - آيه 19 از سورة المائدة سورة پنجم . # 12 - الف ، ب : بلى .ج: بلا. # 11 - الف : فلم يكن . ب : لم بكن . ج : يكن . # 12 - الف : فكانوا . ب، ج : وكانوا. # 12- الف، ج: صارت . ب : صار. # 14- آنه 43 از سورة الرعد سوره 13 : ويقول الذين كفروا لست مرسلا قل کفى بالله شهیدا بینی وبینكم ومن عنده ~~علم الكتاب. # 15 - الف ، ب : الذين . ج : الذى. PageV00P375 # ============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~328 ~~آله، والمعنى، راجع إلى الأضداد، الذين،أنكروا حدالأساس،الذى، أدى عنه إلى أهل ~~سس ~~الدغوة، كما أدى تحمد، صلىالله عليه وآله، إلى أهلالشريعة. فقال الله، عزوجل، ms363 فی أول ~~22 ~~3 هذه ألآية: "وقدمكر الذين من قبلهم فلله المكرجميعا،"، أى، أن السنة قدجرت فی من ~~ه ~~تقدم من آلاضداد، فی إنكارهم حد الآساس، فیكل دور."... فلله المكر جميعا،"، فالله، ~~على الناطق القائم مقام الله "... يغلم ما تكسب كل نفي، " ، أي ، يعلم ما يجرى إليه ~~6 مايسرون من آلنفاق."... وسيعلم الكفار لمن عقبى الدار. "، فالكفار، على الذين ستروا ~~ه و ~~أمر الأساسعن أهلالدغوة. والدار،علىالدغوة، أي، سوفيغلمون،أن المكر يحيق بهم، ~~و أن العقبى فی أمرالدغوة تصيرإلىالآساس. # وب ~~س ~~وه-81 ~~" ويقول الذين كفروا لست مرسلا،"، والمرسل، معناه،المطلق، الذى، يدير أمره ~~كيف يشاء، أي،أن الأضداد،الذين، كتمواحده،ادعوا، أن الأمرغيرمفوض إلىالأساس، ~~ه س. # الف-344 ~~يصير مرسلا فی الدغوة، يدير فيهاكيف يشاء. # 12 "... قل كفى بالله شهيدا بينى وبينكم ومنعنده علم الكتاب."، فالله،علىالناطق، ~~ه ~~ه 5 ~~كمابينا. لأنه، قدقام مقام الله، أي، هوشهيد لهبالأساسية، فيهايخاطب بهأهل النجدين. # 463 ~~و من عنده علم الكتاب،علىالأساس نفسه،لأنه، صاحب التأويل،الذى، موعلم الكتاب. # مهه ~~15 أي، فيما يظهر من الأساسين، فی مخاطبة أهل النجدين بالظاهر والباطن، كفاية وشهادة ~~على مرتبة الأساس ومنزلته ، وعلى بطلان دغوة الأضداد المنكرين له، الماكرين به ، والله ~~1 - الف ، ب : انكروا . ج : كفروا . # 3 - آيه 42 ازسورة الرعد سوره 13 : وقد مكرالذين من قبلهم فلديه المكر جميعا يعلم ماتكسب كل نفس وسيعلم الكفر ~~لمن عقبى الدار. # 6 - الف ، ب : وسيعلم الكفارلمن عقبىالدار . ج : ويتعلم لمن عقب الدار. 9- الف ، ب: ستروا . ج : اشتروا. # 9 - الف، ب : يديرامره . ج : النذيرلوامره. # 7- الف : بحيق بهم . ب : بحيوتهم .ج :حتويهم. # 10 - الف ، ب : غيرمفوض .ج : عن مفرض. # 11 - الف ، ب : يدبر.ج : يدير. # 13 - الف : يشهدله . ب : مهیدله . ج : شهید. # 13 - الف : فيما . ب ، ج : فيها. # 16- الف، ب: به . ج: ندارد. PageV00P376 # ============================================================ ~~329 ~~الجزء السادس ~~يفكر بهم، ولله الغلبة عليهم فى مكرهم، فی جميع الدعوة، إلى آخر الدور. وهذا معنى ~~الآية إذا جعلتها على التاويل. فأما فى ظاهر تفسير قؤله، عزوجل: ". الذى عنده علم ~~الكتاب."، قالت العامة: هو عبدالله بن سلام، وقالت ms364 آلشيعة: هو، أمير المؤمنين، عليه ~~ه. # 24 آل4 ~~السلام. وكلا التفسيرين يدل على ما قلنا. لأن الأساس، هو، عبدالله، على الحقيقة، لأنه. # قام بخالص العبودية للناطق، القائم مقام الله. وروى عنه، آنه قال: آنا عبدالله، وآخو ~~1-49 ~~ر سوله، لايقولها بعدى إلا كذاب. أى، أنه الأساس، القائم بخالص العبودية، وله حد ~~الأساسية، لايدعبها بعده إلاكذاب. فمن آدعاها فی عضره، وزاحمه فی منزلته، فهو كذاب ~~في دعواه، ومن آدعى، أن بعد تحمد، صلى الله عليه واله، يكون ناطقا له اساس، فهو ~~كذاب. وابن سلام، فسلام، على الناطق، لأنه، سلم للأصلين، حتى بلغ حد النطقاء، و ~~سلم الأساسية، إلى منكان منهمسلمابما جرى إليهمن الآصلين فی أمره، بامر من البارى، ~~جل و تعالى. وسلام بالتشديد، كرر فيه تشليمه للأصلين، فيما جرى إليه. وتسليمه إلى ~~الأساس، أمر الأساسية، فهو أبنه، الذى، ورثه الأمر من بعده. # اهمو ~~و ~~و أما القول فی جر جيس: "أنه، كان سادس آلآتماء من اولاد المسيح." ~~فإن جرجيس قد شهد لمحمد، صلى الله عليه وآله، بالنبوة، ولكن لم يكن متما ولا ~~لاحقا، ولاخرجتأويل فيه هذه آلآية باطنا. فلو ذكر ايضا فی تفسير قؤله: ".. ومن عنده ~~علم الكتاب."، لكان صحيحا. لأن، من كان عارفا من آلحدود المتقدمة كان عنده علم ~~4- الف، ب: وكلا. ج: وكل. # 1- الف، ب: يمكربهم. ج: مكرهم. # 8الف، ب: دعواه. ج: دعواة. # 4- الف: يدل. ب، ج: تدل. # 9- الف: يسلم. ب، ج: سلم ~~4 الف: ناطق. ب، ج: ناطقا. # 10-الف: منه. ب، ج: الى من کان منه. # 9- الف، ب: بماجری. ج: بماجرای ~~11- الف، ب: کرر. ج: کور. # 10- الف، ب: بماجری. ج: بماجری. # 13_- الف، ج: سرجیس انه کان. ب: ان سرجیس کان. # 12- الف، ب: فهوابنه. ج: فهو الله ~~13_ ظاهرا. از انه کان، تا، فان جرجییس، قول صاحب محصول است. # 15- الف: هذه الاية. ب: هذا الاية. ج: هذه اية. # 15- الف، ب: خرج. ج: جرح. PageV00P377 # ============================================================ ~~330 ~~كتاب الاصلاح ~~و6 ~~الكتاب، وإنلميكن حدهحد الاتماء واللواحق. وكان جرجيس، من نظراء من رويت ~~او ms365 أشوهسام ~~فيم الأخبار عن النبى، صلى الله عليه وآله، وعن الأئمة، عليهم السلام، أنهم كانوا من ~~611ل ~~3 بقايا حملة الحجة قبل ظهور النبي صلىالله عليه وآله. وأشماؤهم مشهورة عند العلماء. و ~~مه - ~~تهم من سلم لمحمد، صلىاللهعليه والهومنبم، منكفر وجحدوعاندعلى يقينومعرفة ~~نافسا على مرتبته، عليه السلام، وطمعافيمالميجعلهاللهلهأهلا، كماقدجرى آلشرح به، ~~قوه ~~ال أ ~~في قصة موسى وفرعون وغيرها من القصص، فی آخر الأدوار، التى، تقدمتهم، إلا أن ~~هولاء، الذين، كانوا فی آخر دور آلخامس، قبل ظهور تحمد، صلى الله عليه وآله، كانوا ~~أضعف حالا، لطول أمر الفترة، وضعف أمر الدعوة. وتمن آشتهر أمره عند الخاص و ~~العام، فی هذه آلآية، قوم قدذكر بغضهم،وعرف،ورويتفيه الأخبار. منهم، أمية بن أبی ~~الصلت، كان من البالغين فی العلم، فطمع ان ينال مرتبة الناطق، فلما أزيلت عنه، وفازبها ~~النبيي، صلى الله عليه وآله، كفر به وجحده، وحديثه مشهور عند العامة، وقال فيه رسول ~~12 آلله، صلىاللهعليه و آله: آمن بلسانه وكفر بقلبه. وكان من يظن، أنه، ممن سلم الأمر، قوم ~~قد ذكروا، ورويت فيهم الآخبار ظاهرا، و عرفت مراتبهم باطنا. وکان جرجیس منهم، و ~~كان تحمود الآمر، ولكن لم يكن له مرتبة آلتمامية واللواحق. وهكذا، جرت السنة فيما ~~15 تقدم من آلشرائع. إلا أن فی أحوالهم اختلاف، لاختلاف أحوال الأدوار، وبهذا أخبر ~~بوي بو ~~النبيع، صلى الله عليه واله، ووعدان يكون فی اخر هذا الدور، حيث يقول: "إن الإسلام ~~1- الف، ب: من نظراء من. ج: من نظه امن. # 3- الف: حلة المحجة، ب: جملة الحجة. ج: جمله المحجه. # 3 - الف، ج: و اسماءهم. ب: و اسماؤهم. # 4- الف: پ: جحد. ج: حجد. # الف، ج: مرتبة. ب: مرتبته. # 6الف: غيرها. ب، ج: غيرهما. # الف، ب: تقدمتهم. ج: نقدمهم. # 7- الف، ب: حالا. ج:مالا ~~9- الف، ج: ابى الصلت. ب: ابى الصلب. # 10- الف: وفازبها النبی. وفازبها محمد. ج: وفاء بها الني. # 12- الف: وكان ممن. ب. ج: وکان من يظن انه من. PageV00P378 # ============================================================ ~~331 ~~الجزء السادس ~~بدأغريبا وسيعود غريبا، فطوبیللغرباء." وقؤله، عليه ms366 السلام، "إن هذا الدين ليأرز إلى ~~الدينة كما تأرز الحية إلى جحرها." وقوله: "إن الدين ليعقلن من المدينة معقل الأروية ~~من رأس آلجبل." وقوله: "لاتقومالساعة حتى تصير السنةكالشهر، والشهر كالجمعة، و ~~اجمعة كاليوم، واليومكالساعة. والقول فی شرح هذا الباب يضيق. # 1- الف، ج. تارز. ب: نارزت. # 2- الف: ليعقل من المدينة . ب: ليعقل طلى المدينة. ج: ليعقل طلب المدينة. # 3- الف: حتى تكون. ب، ج: حتى تصير ~~2- الف، ب: معقل الاروية. ج: معتل الاردية. # 4- الف، ب: يضیق. ج: ندارد. # در ذيل نسخه الف بعد از يضیق، چنین أمده است: ما فى هذا الدور.. انه کان شييه خامس النطقاء و فی ذكر رابع.. انه ~~كان شبيه رايع النطفاء وان سبيله يحد الاربعية.. سائر الكواكب وماجرى من الغلط فى هذاالباب.. القول فى ان خامس ~~النطقاء كان تربيته من امه وان ثالث الاتماء فى هذا الدورلم يكن له تربية من ام ولااب فلذلك قيل لاشرقية ولاغربية ~~وماجرى من القول فى تاويل هذه الآية الله نور السموات والارض والقول فى ان هذادليل على ثالث الاثماء وانه كاتت ~~له قصة ندانى ما قد بنى عليه تاويل هذه الاية وان قصته تشبه قصة خامس النطقاء وان الارض خلت فى ذلك العصر ~~من لاحق كان يدور الامر عليه وماجرى من القول فى هذه القصة ونحن نقول ان الارض لم تخل بعد مضى الثانى من ~~الانماء ولا فى شيىء من عصر ثالث الاتماء من لاحق كان بدور الامر عليه ومن مستودع كان المفزع اليه بل كان ~~المستودع الذى كان مفزع اللواحق اليه قائما بينهم وكان اللاحق الذى يدور الامر عليه قائما بينهم. # م تتميم هذه السخة الشريفة يوم الجمعة الثانى من شهر شعبان الكريم من سنة 1313 ثلاث عشر بعد الالف وثلاثمائة ~~من الهجرة الطاهرة سلام الله على صاحبها وآله الطاهرين ~~در ذیل نسخه ب بعد از یضیق، چنین آمده است: تمت تمام بخط اقل حالیک سیدنا ومولانا داعی الوقت والزمان نور ~~المهتدين مولانا عبد القادر نجم الدين اطال الله بقاءه ms367 الى يوم الدين عبدالرسول بن ملامزين الشيخ الفاضل سليما نجى بن ~~ملا على بها ملاامبن الماذون سيدى على ثبته الله على طاعته وطاعة وليه وطاعة داعيه بحق سيدنا محمد واله ~~الطاهرين فى اليوم العشرين من شهر ربيع الاول سنة 1278 من هجرة النبى صلى الله عليه وآله تم فى موضع. # با قاری الخطقل بالله مجتهدا اغفر لكاتبه ياخير معبود ~~در ذيل نسخه ج بعد از هذا الباب، چنين أمده است: تمت الكتاب تمام شد قد وقع الفراخ من تحرير هذه النسخة فى ~~الثامن عشر الجمعة من شهر شعبان الكريم من سنة 1351 هالمطابق للتاريخ السادس عشر من شهر دسمبر سنة ~~1932ع فى برهانپور حررها من النسخة القديمة الاقل الاحقر شبخ أدم ابن الماجد الشيخ محمد على السورتى. PageV00P379 # ============================================================ ~~فف ب، اسماء الاشخاح ~~ادم 13/60، 1/61، 12/68، 1/69، 4/74، 4/76، اسماعیل 12/81، 11/113، 7/149، 7/167، ~~،2/183 ،3/178،10/171 5/170،10/169 /45 /46 ،2/85 /84،9/83 ،2/43،1082 ~~اشعیاءالنبی 3/236 ~~12/318،3/242 ،3/205 ،11/153 ،11/135 ~~اشوئیل بن هلفا5/325 ~~اموص بن رعویل 4/303 ~~الياس 1/294 ~~ابراهيم 6/61 8/71 9/72، 4/74، 4/76 2/82، ~~امراة اوريا9/99 ~~،9/152 ،2/151 ،10/150 ،2/149 ،11/127 ~~امراة زيد 3/18 ~~،2/159 ~~،1/159 5/156 ،2/154 ،10/153 ~~امرأة عمران 7/103 ~~5/170 ~~،10/169 ،1/168 ،7/167 8/159 ~~،4/180 ،4/179 ،12/178 ،10/171 ~~اميرالمومنين 1 علیبن ابی طالب عليهالسلام) 4/87، ~~5/184 ~~،14/176 5/165 ،1/159 ،13/152 ،4/88 ~~،9/193 ~~،1/192 ،13/188 ،1/187 ،1218 ~~،10/252 6/252 ،16/248 6/225 8/188 ~~،9/233 ~~4/237 ،4/209 6/196 ،10/194 ~~،4/303 ~~،10/293 .1/284 ،4/270 ،11/268 ~~3/329،4/289،11/285 ~~،3/323 ،10/315 ،8/314 ،14/313 ،10/312 ~~امية بن ابی الصلت 9/330 ~~11/324،3/324 ،11/323 ~~انوشروان 8/159 ~~اوریا 2/18،4/17،4/16 ~~ابن الخطاب 10/160 ~~ايليا1/236 ~~ابنة لوط4/303 ~~ایوب 6/305،3/303،13/291 ~~ابومسلم 9/161 ~~بخت نصر12/148 ~~ابی بن کعب 1/251 ~~استاسیس 13/161 ~~بها فرید 5/16101/160 2/162 ~~اسحق، اسحق بن ابراهيم 7/167،7/149،11/113، خالوت 6/90 ~~14/179،3/174،5/17105/1700103169،1/168، جبرائیل 10/285012/284 ~~،7/312،3/303 ،10/199،2/183 8/181 ~~خرجیس 1/312، 4/312، 2/327، 13/329، ~~13/330،1/330 ~~اسرائيل ابوالاسباط 9/168 PageV00P380 ~~============================================================ ~~333 ~~الفهارس ~~شیث 2/856/84،1/82،4/70،2/69 ~~جم 9/153،11/148 ~~صاحب الانجيل 2/164- 1- عيسى، عيسى بن مريم(ع)) ~~الحارث بن هشام 5/187 ms368 ~~صاحب التوراة 2/165،2/164، (موسى(ع)) ~~الحام 1/151 ~~صاحب الزمان 2/90، 4/231، 9/240، 14/240، ~~الحسن البصری 13/111 ~~4/3028/242 ~~داود 4/16، 7/16، 5/17 12/48، 13/99،4/90، ~~صاحب الشريعة1/76 ~~،13/256 ،9/255 ،9/321 ،10/153 ،4/100 ~~صاحب المجوس 4/153 8/156،10/155 ~~،1/264 ،2/263 6/258 4/257 ،1/257 ~~الصادق (عليه السلام) 12/7، 13/49، 5/61،1/50 ~~5/325 ،13/324 8/293 8/291 ،13/289 ~~5/257 8/256 ،15/248 ،9/158 ،17/70 ~~13/324 ~~10/328 ~~دحية الكلبی 10/187 ~~طالوت 13/326،1/325،13/324 ~~دیصان 3/162،2/160،12/159 ~~ذوالنون 1يونس بن متی) 13/16، 1/29402/292، عايشه 7/187 ~~عبدالله بن سلام 3/329 ~~4/300،7/295 ~~عزیر 13/151 ~~راحیم بن سلیمان 1/149 ~~رسول الله (ص) - محمد (ص) و النبى (ص) 12/14، عثمان 12/250 ~~ر 3/251012/152 ~~17/1405/55،17/53 ،4/50 ~~زردهشت 12/148. 13/153، 9/154، 2/160، عمروبن لحی16/150 ~~سی، عیسی بن مریم 6/61 4/744/21466، ~~4/162،2/162 ~~زکریا 15/104، 6/231، 1/232، 3/233، 5/233 4/76 4/110،9/107، 9/163،11/158،7/150، ~~،1/210 ،6/196 6/166 ،14/164 ،15/163 ~~،10/312 6/312 ،2/294 ،9/242 ،1/234 ~~،4/245 ،3/242 ،13/242 4/241 5/327 ~~12/324،12/315 ~~12/3246/280،7/271،2/312،7/27 0 ~~زید بن حادثه 9/15،12/14 ~~فرعون 10/293، 1/314، 1/316،9/315، 1/322، ~~زینت بنت جت2/14 ~~6330 ~~سادکه 10/160 ~~قارون 10/293 ~~سام، سام بن نوح 11/81، 8/208،11/84 ~~حطبة 11/161 ~~السامری 10/293 ~~کودل 9/160 ~~ستاسف 12/148 ~~لقمان 1/257 ~~سلمة بن محمد الطائی 11/161 ~~سليمان، سليمان بن داود 12/88، 8/90 10/92، لوط 4/196، 3/312. 1/314، 9/315، 3/323. # 11/324،5/324،12/323 ،3/257 ،9/231،9/153 ،11/148 8/97 ،1/95 ~~4/258. 13/259، 5/262 2/263، 1/264، لهراسف (حبخت نصرا 12/148 ~~1/265، 266/ 4/267، 7/286، 11/289، ليا بنت يعقوب 5/303 ~~مانی 12/159، 2/162،2/160 ~~10/2938/293،8/291 ~~حد (ص) 14/59، 6/61،2/60 4/71، 7/71، ~~سنفاد9160 ~~عیب 9/199 ، 3/2،5، 6/208 3/312،10/237. 4/1645/151:7/72 9/170،14/165..221 ~~.7/251 5/25. 5/246 .14/244 ،2/244 .7/317 ،2/316 8/315 .2/314 .1.13 ~~.2/328 ،2/327 ،13/312 5/312 ،13/275 .6/323،1/322،5/321،8/320،7/319،2/318 ~~4330،14/3298/329 ~~3/324،11/324،9/324 ~~مریم 6/106 6/232،11/231،7/112 ~~شون12/238 PageV00P381 ~~============================================================ ~~334 ~~كتاب الاصلاح ~~ال یعقوب12/234،4/233 ~~مزدک 2/162،2/160،12/159،1/159 ~~المسيح 5/72 11/114، 4/208،9/201،13/151د اتباع امير المؤمنين 5/165 ~~10/235. 1/236، 3/236، 13/242، 4/244، ارباب البركة 2/129 ~~6/244 4/245 عيسی، صاحب الانجيل 5/248 اصحاب الادوار 4/60 9/61، 12/61، 2/62، ~~،10/202 ،14/199012/155 ،10/146 ،12/136 6/272 ،4/270 ،11/268 ،12/252 ،12/249 ~~4/278،10/277 ،4/274 ~~9/226،1/207 ~~یره ms369 بن سحید10/10 ~~اصحاب الادوار السبعة 13/62، 12/63، 7/139، ~~ملک مصر 1/313 ~~2147 ~~موسی، موسی بن عمران (6) 7/696/61،10/552، ~~اصحاب الباطن 7/127 ~~،11158 ،7/150 4/76 4/74 6/72 871 ~~اصحاب البركة5/268 ~~،1/182 6/166 ،14/164 ،15/163 ،9/163 ~~اصحاب التفسير12/139 ~~11/185، ع3/18، 10/186، 7/208، 1/210، ~~اصحاب الجاری 7/127 ~~،2/253 ،12/252 ،2/252 .10/237 6/231 ~~اصحاب الرياسات والمقالات 15/224 ~~،11/314 4/312 .3/312 ،4/293 .1/276 ~~اصحاب الشرايع 15/56، 12/58، 12/60، 2/62، ~~6/321 ،12/318 6/317 ،1/316 5/315 ~~5268/75 ،1070،10/64 ،13/63 ،1/63 ~~4330،11/324،4/322 ~~14/221017/203،12/155،17/43 ~~النبی (ص) 6/14، 9/15، 9/18، 2/52، 10/61، ~~اصحاب الشرايع الستة3/148 ~~6/164 5/163 ،10/162 ،3/159 4/152 ~~اصحاب العزانم 14/56، 11/59، 16/60، 2/62، ~~،275،9/274 ،9/252 ،6/244 5/187 5/173 ~~،3/204 8/85 ،17/83 ،4/71 ،12/70 ،165 ~~2/3304/284،- محمد، رسول الله (ص) 15/330 ~~3/312 ~~نوح 1/61،13/16، 8/71 3/73، 4/764/74 ~~اصحاب العزائم الخمسة 3/148،4/64 ~~7/80 1/81، 10/43، 3/84، 84/ 12/46، اصحاب الكتب الثلاثة 14/203 ~~4/237،11/408011/153،11/135 ،9/48 ~~اصحاب الكتب والشرايع 3/74 ~~ولد اسحق 10/149 ~~اصحاب الكهف 1/285،10/284 ~~امان 2/315،2/313،10/293 ~~اصحاب مخاریق5/161 ~~یی، یحیی بن زکریا (6) 5/23106/196، 10/235، اصحاب الودایع 11/322 ~~15/234، 9/236، 12/240، 9/242، 6/312، امناء الله8/236 ~~13/315 ~~الانصار 4/251 ~~اليسح 1/294 ~~اولاد المسيح 13/329 ~~یقوب 4/168، 11/30105/293،13/181،2/170 اهل الاتصال الحقيقى 2/226 ~~وسف 12/301،11/301،16/168 ~~اهل الباطن 10/225 ~~یوشع بن نون 4/252، 12/293 ~~اهل بیت النبی 6/87 ~~ونس (ذوالنون) 5/295،9/294،13/291 1/296، اهل التفسير 16/6، 4/7 6/8 15/9، 13/10، ~~،11/234،3/233،10/164 ،6/46 ،4/15،17/12 ~~8/302 ~~4/248،2/246 ~~هودا 11/293 ~~اهل الجاهلية 13/150 ~~اهل الجماعة 12/165 ~~ففرس اسماء الفرق والطوائف ~~آل موسی 2/326،2/35 ~~اهل الجهل 13/57 ~~آل هارون 2/326،2/325 ~~اهل الحرم 4/112 PageV00P382 ~~============================================================ ~~335 ~~الفهارس ~~اهل الحق 12/225،7/166،11/165 ~~الثنوية 7/261،13/159 ~~اهل الحقيقة 9/71، 15/125، 2/165، 1/166، الحكماء 3/30،10/26، 4/58،8/47،1/39،3/37، ~~13/1995/67،4/66،11/63 ~~12/1738/166 ~~9/10 الحواريون، الحواريين 10/109، 3/114، 14/238، ~~اهل الدعوة 13/12، 14/98، 4/102 ~~42707/253 ،13/251 4/250 ،13/242 ،3/128 ~~،2/126 ،9/125 ،3/124 ،13/123 ~~11/280،9/277 6255 ~~،7/246 ،4/190 ،15/178 ،2/142 ~~5/287 الحكماء الاوائل 5/28 ~~،3/280 ،1/272 ،6/271 .1265 ~~9/313 كماء الشريعة 8/27 ~~،4/312 ،3/298 5/295 ،14/288 ~~326/ الديصانية 13/157 ~~،3/322 ،12/319 ،1/317 4315 ~~الرافضة 9/165،1/1656/164،3/163 ~~2/328،2/328 ms370 ~~الشيعة 3/429 ~~اهل الدعوة الحقيقية6/5 ~~الصابثون: الصابتين 6/157 4/158، 12/159، ~~اهل الدورالاول5/80 ~~7 5 ،4/165 ،1/164 ،11،4 ،2/163 4/162 ~~اهل الدين الخالص 12/165 ~~13/2036،3/166 ~~اهل السلام 11/165، 7/244،7/166 ~~الصحابة 9/251،10/250 ~~اهل السفينة 10/296 ~~العامة3/329،9/280 ~~اهل الشرايع 11/3186/70 ~~عبدة الاصنام 10/162 ~~اهل الشريعة 2/328،9/260،7/141،15/53 ~~العجم12/148 ~~اهل الشريعة المتقدمة6/81 ~~الخلاة 7/244،3/161010/160،10/159 ~~اهل الضلال 10/166 ~~غلاة المجوس 9/1604/160 ~~اهل الظاهر 5/9،1726 2/257 ~~غلاة اليهود 11/160 ~~اهل ظاهر الشريعة 5/297 ~~العرب 3/149، 5/15102/150 5/1815/152 ~~اهل العلم 12/178، 3/317،2/235 ~~القدرية 4/163، 9/165،6/165،2/165 ~~اهل فرق الظاهر 1/7 ~~المارقة 9،4/165 ~~اهل الكتاب 6/71، 7/162، 4/275،14/166 ~~المانية 13/157 ~~اهل الكتابين 10/243،1/161 ~~المجوس 54/148 1/149، 3/153،14/15201/150، ~~اهل الكفر 9/166 ~~،11/163 8/162 ،4/158 ،16/155 ،2/154 ~~اهل اللغة 12/139 ~~6/166 ،3/166 ،7/165 ،2/165 ،1/164 ~~اهل المراتب الثلاثة9/169 ~~13/203 ~~اهل المعرفة 11/57 ~~المجوسية 15/157، 6/154 11/159، 7/163، ~~اهل الملة الخامسة 11/165 ~~4/165 ~~اهل الملة المحمودة 11/165 ~~المرجثة 9،3/1656/164،3/163 ~~اهل الملل 3/166 ~~السسلمون3/166 ~~اهل نینوی 3/294 ~~المشبهة 14/184 ~~اهل الهدى والنجاة 11/166 ~~المعتزلة 6/165 ~~اهل هذه الجزيرة5/300 ~~اهل النجدين 14/125، 14/126، 4/128، 7/177، المفسرون 7/213،4/219،7/59 ~~الملاحدة 3/299 ~~13/328،4/249،7/247،12/244 ~~بنو اسرائیل، بنی اسرائیل 7/46، 10/108، 12/113، المهاجرين 4/251 ~~الناکثین 5/191،12/54 8/276،7/272،13/245، ~~4/263،7/258،1/257 5/252،2/17 0 PageV00P383 ~~============================================================ ~~334 ~~كتاب الاصلاح ~~5/290،13/284 ~~آخرالدور 1/329 ~~التصارى، النصرانية 7/72. 4/150، 13/151، آخر دور الخامس 7/330 ~~15/157، 11/158، 7/162، 2/163، 14/163، آخر النطقاء 6/242 ~~6/164 7/164، 1/165، 4/165، 3/166،7/165، آيات الافاق 3/62 ~~7/244،7/244،12/243 5166 ~~الابداع 9/24، 4/25، 2/26، 9/27، 1/39،1/27، ~~ائمة الراشدين 5/19 ~~7/48 ~~اليهود 010/149،7/72 4/150، 11/158،13/151، الابداع التام 7/376/36 ~~7/162، 13/163، 6/164، 7/165، 3/166، الاتحاد 1/27 ~~5/166 8/235 12/235، 9/243، 11/244، الاتحاد بالاصلين 2/242 ~~8/252 2/253. 3/257. 6/264 1/275، اتحاد الخامس بالاصلين 8/242 ~~3/291،10/284 ~~الاتصال الحقيقى 12/241 ~~الاتماء 2/14، 10/67، 9/87، 2/95، 14/100، ~~ففرس اسماء الحتب ~~2/101، 8/106ه 4/110، 98114، 8/119 ~~الاناجيل 12/251،10/250 ~~،3/171 4/169 ،12/130 ،15/129 ،10/125 ~~الانجیل 14/107، 8/163، 14/203، 11/235، ~~2/176، 2/179، 4/179، 13/185، ح11/14، ~~13/252،12/249،12/243 ،3/234 ~~،3/292،1/285،4/267 ،3/266 6/254 ،9/227 ~~التوراة 6/72 14/107، 8/163 8/164 14/203، ms371 ~~4/325،9/320،9/313،9/300 ~~11/176،12/252 8/252،2/252 ~~الاتماء الستة 4/175،14/174 ~~الزبور 10/89، 7/255 ~~الاتماء السبعة 7/93، 13/130، 11/142، 4/143، ~~الصحف537 ~~4/323،7/2148/149 ~~صحف ابراهيم 13/163 ~~الاثير 5/221، 12/226،7/222 ~~القران العظيم 5/203 ~~الاجسام الحسية 10/40 ~~الصاحف 11/205 ~~الاجسام المذابة6/40 ~~ففرس اسماء الاماكن ~~الاجسام النامية 10/40 ~~اورشليم 12/235 ~~الاجناس 3/29 ~~بیتالمقدس 3/283،9/72 ~~الاجنحة 9/9،17/6، 4/12 7/15،3/14،10/13، ~~خدیر خم 9/252 ~~،13/107،13/104 5/97 ،3/91 ،3/19 ،14/17 ~~مدین 9/317 ~~،4/260 ،10/184 ،13/140 8/128 ،18/125 ~~مکة 12/81 ~~3/302،3/2988/263 ~~نینوی 3/292 ~~احوال الادوار15/330 ~~ادوار الكتمان 6/211 ~~ففرس الاشعار ~~الادوار الستة 15/61، 5/78 7/411، 3/216، ~~وعند الشريعة من وائل أخو فترةعينه تزهر 10/58 ~~10/219 ~~عزممت عليها امرها فصرمته وخير بديحاتالامور صريمها ~~الاربعينات 10/200 ~~5/59 ~~ازدواج الحروف العلوية 7/206 ~~كان بلاد الله وهى عريضة على الخائف المذعوركفة ~~ازدواج الشرايع 15/206 ~~حابل 5/140 ~~الازل 9/25 ~~فعرس الحولحات ~~الاساس 4/54، 9/67، 3/84، 2/48، 3/106، ~~آخر الادوار 12/324 ~~،14/123 ،1/120 ،1/118 ،9/113 ،16/112 PageV00P384 ~~============================================================ ~~الفهارس ~~،4/130 ،10/129 ،2/128 ،4/125 ،12/124 ~~اقامة الدعوة والمفاتحة 10/317 ~~8/182 ،1/176 ،9/175 ،1/139 ،14/130 ~~امام اهل الدعوة 3/267 ~~6/2735/272،9/270،7/247،2/245،5/244 ~~الامامة 2/99 ~~،2/279 5/276 5/276 ،11/275 ،1/274 ~~الامثال 16/57 ~~4/329،1/328،7/306 ،5/289 ~~الامر 11/49،8/48،4/35 ~~اساس ثالث النطقاء 11/241 ~~امرالله (الكلمة) 2/130 ~~اساس الرابع 9/227،4/227 ~~امر الدعوة10/306 ~~اساس السادس 7/227 ~~الامر المنتظر 4/191 ~~الاساس المزدوج بالناطق 9/139 ~~الامهات4/30 ~~الاساسین 7/119، 10/125، 15/136، 14/138، الامهات الاربعة 10/39، 3/40، 14/166،14/145، ~~،15/328 4/307 ،1/165 ،10/147 9/142 ~~9/200 ~~7/2140 ~~الانبعاث 4/27 ~~الاساسية 13/126، 1/280،10/274 ~~الانفس الثلاث 14/33 ~~الاستسلام 5/95 ~~انقضاء الدور 11/117 ~~الاستعلاء5/95 ~~انقطاع البركة 14/114 ~~استفتاحر 10/25855/238 ~~انقطاع التاييد 8/285 ~~الاستكثار 8/52 ~~الانقطاع من الاصلين 2/320 ~~الاسس 4/86 7/140، 6/169 3/171، 4/179، انية المصنوع 2/37 ~~13/185، 11/188، 8/189 2/254، 16/288، الاول (الله) 3/25 1/29، 3/32، 5/34 15/35، ~~8/48،11/34 ~~10/292 ~~اول الاتماء 10/241،7/236 ~~الاسطفسات 12/146، 5/220،2/220 ~~اول المحدود 5/241 ~~الاسطفسات الاربعة 2/224 ~~اول الاسس 11/84 ~~الاسطفسات الثلاثة 6/222، 13/2265/223 ~~اول اولى العزم 9/204 ~~الاسطفسات الظلمانية5/30 ~~اول النطقاء 1/64، 11/66، 9/70، 5/79،2/71، ~~اسماء الله التسعة والتسعين 3/282 ~~،9/218 8/204 .16/203 .6/202 ms372 ،3/148 ~~اسم الله الاكبر 3/282 ~~13/249،1/242 ~~اصلان 10/147، 7/214، الاصلين 7/105، 5/110، ~~اولى العزم 7/56، 6/63 1/71، 5/71 13/75، ~~،1/129 ،20/126 6/121 ،6/120 ،7/119 ~~15/83 ~~،4/186 ،2/185 ،7/184 6/180 ،13/142 ~~اولى العزم من الرسل 6/61 ~~،1/196 ،2/192 ،10/191 8/191 ،4/187 ~~الاولياء عليهم السلام 3/167 ~~6/252 ،4/240 ،4/239 ،10/238 ،15/201 ~~الايادى 2/14 ~~10/329،9/329،16/297 ،1/27 ، ~~الايام الثلاثة 1/297 ~~الاضداد 1/328012/298 ~~الايام السبعة 11/63 ~~اضداد الاساس 12/293 ~~الايام الستة5/78 ~~الاعمال والرسوم6/79 ~~ایس 4/36،3/27،7/25 ~~الاغزية 14/161 ~~ایس واحد 10/24 ~~الافلاک5/30 ~~الايسيات 10/24، 1/25، 7/27، 14/34، 7/47، ~~اقامة الحدود 12/302 ~~2/48 ~~اقامة الدعوة 3/320،14/303 PageV00P385 ~~============================================================ ~~338 ~~كتاب الاصلاح ~~الايسيات المصنوعة 13/35 ~~التناسل الروحانى 4/207 ~~الائمة الراشدين 605/19 ~~التنزیل 2/67، 15/124، 15/126، 2/218،7/137، ~~باب السابع 7/236،2/235 ~~10/225 ~~الباطن 2/175،2/67،10/55 ~~التنزيل والتاويل 11/217،2/170 ~~الباطن والتاويل 6/83 ~~التولد8/28 ~~البركة 14/112،12/111،9/107، 16/116،9/115، ثالث الاتماء 15/326،2/241 ~~4/117. 3/125، 1/127، 8/130، 4/280، ثالث النطقاء 7/236،6/204،2/2015/148 ~~5/320،3/318،10/301 ~~الثانى (العقل) 2/31،2/30، 4/34، 11/36،15/35 ~~البركة المقدسة 5/320 ~~ثانی الاسس 11/84 ~~البركة والنعمة 5/312، 14/313، 5/322 ~~ثانی النطقاء 1/228،10/113 ~~البروج الاثنى عشر 10/266 ~~الثلاثة السيارات13/200 ~~بقايا النطقاء 14/320 ~~الثنوية 11/28 ~~بقايا النطقاء والاتما 15/320، 12/322 ~~الجد 8/120 4/121، 6/184 2/185، 2/146، ~~البيان 6/50 ~~14/276،12/275،3/254 ،11/187 ~~التاثير 8/28 ~~الجد والخيال13/96 ~~التام 5/25 ~~الجناح 16/12،3/7، 3/13، 6/14 1/143،7/123، ~~التالی 14/45، 7/47، 15/48، 1/49، 5/50، 5/127 ~~2/3004/191،7/190 ~~،11/187 5/146 .12/185 ،1/139 ،9/129 ~~الجواهر3/29 ~~5/261 ،3/254 ،10/201 ،15/195 ،10/194 ~~الجواهر الثلاثة 13/43،3/42 ~~8/295،7/292 ،3/279،6/273 ،6/268 ~~الجواهر الظلمانية 1/32 ~~تاليف الشريحة 11/239، 10/242 ~~جواهر العالم 3/4302/41 ~~التاويل 4/66، 2/67، 16/112، 15/124، 7/137، الجواهر المذابة 4/31 ~~4/289،8/2815/271،2/244 ~~خوهر الاجساد 3/43،6/41 ~~الجوهر الاصلى الشريف15/30 ~~تاويل الشريعة 11/217 ~~التائيد 6/50، 9/117، 4/301،13/276،9/122 ~~الجوهر الاول 9/32،1/32 ~~التائيد والحكمة 11/303 ~~الجوهر الثالث 7/43،9/41،3/41 ~~التثنية والازدواج 12/207 ~~الجوهر الثانى 9/41 ~~التراكيب الاربعية 4/221 ~~الجوهر الرابع 2/41، 3/42، 13/43،9/43 ~~التربية والافادة5/305 ~~الجوهر السابع 2/212، 6/212، 13/215 ~~التسليم 5/3148/301 ~~الجوهر الشريف 11/43،7/31 ~~التشاكل 3/26 ~~الجوهر الناطقة9/43 ~~التضاد3/26 ~~الحجة فی الارض 11/327 ~~التعطيل 3/161 ~~حتج الله علی خلقه 12/327 ~~التفسير ms373 والتاويل9/181 ~~الحد1/320 ~~التفصيل (القضاء) 4/51،2/46 ~~حد الاتماء 13/234، 5/302،1/269،7/240 ~~التقدير (القدر) 4/51،2/46 ~~د الاتماء السبعة 4/323 ~~التمام 5/25 ~~حد الاتماء واللواجق 1/330 ~~التمامية 9/2976/26 ~~حد الاجنحة5/314 ~~التناسخ 4/161،9/159 ~~حد الاربعية 5/199، 6/203، 3/221 PageV00P386 ~~============================================================ ~~الفهارس ~~339 ~~الحركة 10/26 ~~حد الاساس 4/328 ~~الحروف العلوية 13/91، 15/204، 5/210 11/253، ~~حدالاساسية 6/329 ~~حدالامامة 4/239 4/262، 2/301/292 ~~11/318،4/256 ~~الحكيم 7/261 ~~حدالامام الغايب 4/262 ~~حد التمامية 6/191 7/231. 1/234، 11/242، خاتم الاسس 4/227 ~~4/292 1/302، 5/306 9/307، 3/319، خالق المبدع 12/157 ~~خامس اولى العزم 11/312 ~~10/321 ~~خامس النطقاء، 4/231، 11/232، 7/236،12/233، ~~الحدث9/25 ~~13/241،1/241،12/23 ~~حد التم 12/234 ~~الخطوط السبعة 1/785/77 ~~حد النطقاء 4/239، 12/240، 1/269، 313/ ~~الخسف 6/173 ~~9/329،7/320 ~~الخيال 1/111،14/110، 6/125، 2/185، 2/186، ~~الحدود 5/8 14/12، 14/15، 2/16، 6/18،9/17، ~~،11/275 ،3/254 ،3/238 ،1/232 ،11/187 ~~،16/116 ،4/111 ،13/108 ،3/95 .1/55 ~~14/296،11/295 ~~،10/194 5/142 ،6/129 6/128 ،18/125 ~~الخيالات 13/256 ~~،4/260 ،3/254 ،2/247 ،3/245 ،13/195 ~~خیال التالی 9/1205/110،10/99 ~~6/3205/295،9/292،1/290،4/284،4/287 ~~خیال المتم 13/104، 2/232 ~~ود اصحاب الادوار9/326 ~~خيال المتم الغانب 14/233 ~~حدود التاویل 2/227 ~~الخيالین 4/105، 4/119،7/106، 5/127، 1/129، ~~الحدود الثلاثة والعشرين 5/216،27/214 ~~2/270،4/187 5/180،13/142 ~~الحركة والسكون 6/38،13/37،2/28 ~~درجة الامامة 6/239 3/301،15/287 ~~الحركة والسكون الوهميتان 11/39 ~~الدعاة9/300 ~~الحركة الوهمية1/38 ~~الدعوات الاربعة 4/146 6/147 14/155، 2/224، ~~الحروف الثلاثة5/205 ~~9/224 ~~الحسنى (الجنة) 9/54 ~~الدعوة 8/283،1/63 ~~الحسية (النفس...) 14/33 ~~الدعوة الحقيقية 15/62، 12/71، 4/78 8/91 ~~الحقيقة (ضد المجاز) 1/26 ~~1/285،1/246،6/189،4/175،6/155،2/148 ~~الحكمة 4/117 ~~الدعوة والتاويل 10/217 ~~الحكمة المستجنه1/70 ~~الدور4/60 ~~كماء الشريعة 8/27 ~~دور ابراهيم 8/170 ~~حدود الدعوة 13/140،15/91،3/40 ~~دورالادوار 17/130،1/62،16/61 ~~الحدود السقلية4/268،7/248 ~~الدور البسيط 2/207 ~~الحدود العلوية 6/2618/241 ~~الدور الثالث8/236 ~~الحدود العلويه والسفلية 3/272،10/94 ~~دور ثالث النطقاء 10/241 ~~الحدود القائمين بالدعوة 2/141 ~~الدور الخامس 7/330،10/234 ~~الحدود المائة 3/282 ~~الدور الرابع 9/2426/235 ~~الحد والمرتبة5/89 ~~الدور السابع 12/64،7/64، 5/78 4/212،1/206، ~~الحرف الرابع 12/206 ~~11219،1/217،4/216 ~~حرف رابع التطقاء 5/207 ~~الدور العزيمة 1/57 ~~الحرف السابع 5/210،17/206 PageV00P387 ~~============================================================ ~~340 ~~كتاب الاصلاح ~~9/224،4/224 ~~ديوان النبوة 1/282 ~~الشرايع الست، الشرايع الستة 6/77، 1/78، 4/212، ~~ذات النفس 7/24 ~~رابع الاتماء 3/203،7/202 ~~5/218،1/216 ~~الشرايع الظاهرة ms374 4/137 ~~رابع الازواج الثلاثة 9/210 ~~رابع اصحاب الادوار10/203 ~~الشرايع المنسوخة2/60 ~~شرايع النطقاء 11/224 ~~رابع اصحاب الشرايع 15/206 ~~الرابع بالفعل 3/227 ~~شرايع النطقاء الثلاثة 11/206 ~~رابع الحروف5/211 ~~الشرايع والدور 1/144 ~~رابع النطقاء 2/155. 3/157، 4/158، 11/170، ~~الشحناء 3/295 ~~،2/203 4/202 ،3/200 ،11/199 ،4/199 ~~الشريعة 5/57 1/63، 6/313،4/135،17/83 ~~5/228،11/226 ،5/207 ~~الشريعة الاولى 1/221،3/136، 11/271،11/237 ~~الرحمة التامة8/29 ~~الشريعة الجديدة 8/45 ~~رسوم الشريعة 13/252،2/83 ~~الشريعة الظاهرة 11/137، 1/175 ~~الرکن الشديد 7/323 ~~الشريعة المتقدمة 4/320 ~~الشريعة المنسوخة9/86 ~~الرمز 7/106،11/82 ~~الزمان 8/24- 5/26،2/25، 11/27 ~~شریعة موسی 5/253 ~~الزمن الفترة 10/323، 4/326 ~~الشريعة الناسخة9/86 ~~سابع الاتماء3/128 ~~شريعة الناطق الثالث 11/207 ~~سابع الادوار الستة 3/211 ~~الشريعة والتنزيل 11/207 ~~سابع اصحاب الادوار8/220 ~~الشريعة والدعوة1/136 ~~السابع بالفعل 5/227 ~~صاحب الامر 1/98، 3/238، 4/313 1/317، ~~السابق 14/45. 7/47، 15/48، 6/49 5/50 ~~3/322،9/320،1/318 ~~4/184،1/184 6/144 ،4/136،7/116،1/106 ~~صاحب البيت 10/6،2/6 ~~،1/320 5/261 ،10/201 ،15/195 ،2/185 ~~صاحب التاويل 14/328،13/248،13/247 ~~2/320 ~~صاحب التركيب1/206 ~~سابق الحروف 2/205 ~~صاحب الدعوة 8/295،9/263،1/91،1/6 ~~سادس الاتماء 13/329،7/312 ~~صاحب الدعوة العظيمة11/94 ~~سادس الائمة 10/199 ~~صاحب الدور5/210 4/321،6/313 ~~سادس النطقاء 13/216 ~~صاحب دور الادوار 6/130،7/121 ~~الستة السيارات 10/200،1/200 ~~صاحب الدور الخامس 7/233 ~~الستر والكتمان 10/26 ~~صاحب الدور السابع 7/56، 16/61،9/61،16/56، ~~السكون 10/26 ~~4/210،16/206 ،14/206 ،7/147 ،3/63 ~~السيارات السبع 10/228 ~~11/228،6/2224/220 ~~السيارات الستة 11/221 ~~صاحب دور الکشف 5/212 ~~شرایع اصحاب الادوار 2/211 ~~صاحب العزيمة1/76،2/61 ~~شرايع الانبياء 1/60 ~~صاحب الكشف 4/63، 1/205، 12/241، 9/264، ~~شرایع الاولين 2/219 ~~7/228 ~~الشرايع الثلاث 13/155، 1/233،4/220 ~~صاحب الودایع 14/320،2/318 ~~الشرايع الثلاثة 8/146، 6/147 3/211، 6/223 الصور الآدمية 7/177 PageV00P388 ~~============================================================ ~~339 ~~الفهارس ~~العلم التام 8/29 ~~الصور الانسانية 6/173 ~~علم الحقائق 5/225 ~~الصور البسيطة 6/224،10/144 ~~العلم الحقيقى 1/224،9/94،1/73،2/70 ~~6/35،12/34 ،3/30 ~~الصورة30 ~~علم الكتاب 14/328 ~~الصور الروحانية 1/136،11/64 ~~العلم المستجن1/83 ~~الصور المشوهة 7/177 ~~علوم الشريعة9/79 ~~الطبائع 13/33 ~~الطبايع الاربع، الطبايع الاربعة 4/221، 11/145، العلوم المستجنة 5/83 ~~الغلو 10/161 ~~11/147 ~~الغلو والتقصير14/188 ~~الطمانينة 4/114 ~~الغيب 15/51 ~~الظاهر 2/175،2/67،10/55 ~~غيبة الاتماء12/326 ~~ظاهر التنزیل 9/164، 10/243 ~~غيبة السابع 8/243 ~~ظاهر الشريعة 11/296،5/271،4/255 ~~غيبة المتم 12/265 ~~الظاهر ms375 والباطن 11/217،9/181،15/107 ~~الفاضل المفيد 1/145 ~~العالم 2/34 ~~الفتح1/1298/119،6/106،4/102 ~~العالم الاعلى 7/212،2/212،12/43،9/29 ~~الفترة 2/327،7/326 ~~العالم الاعلى البسيط 3/147 ~~الفرعین 9/12، 4/320،1/143 ~~العالم الاوسط3/30 ~~الفرق الاربعة 8/166 ~~العالم البسيط 8/221،7/212 ~~الفرق المذمومة 8/165 ~~عالم الجسد 3/42 ~~بالفعل 1/26 ~~العالم السفلى4/30 ~~فعل النفس 7/24 ~~العالم الصغير 14/211،10/62،13/44 ~~فلک الدين 11/62 ~~العالم العلوى5/45 ~~القيض 10/139 ~~العالم الكبير 16/44 ~~القائم بالامر10/316 ~~العالم اللطيف 1/167 ~~القائم بامر الله 11/278 ~~العالم المركب 2/36،11/30 ~~القائم مقام الغيب 5/262 ~~العالم المنفعل 3/147 ~~القائمين بالامر 5/112 ~~العرصات الستة 1785/77 ~~القدر14/45 ~~العرصة 1/77 ~~القربان 5/68 ~~العزم 3/204،1/66،6/59 ~~العزيمة 14/56، 5/57 17/83،1/71،2/65،1/59 القضاء 14/45 ~~قضاء الحسن 1/54 ~~العقد 5/237 ~~قضاء السوء1/59 ~~العقد الاربعة 13/154 ~~القضاء والقدر1/48 ~~عقد المجوس 13/157 ~~القطيعة8/314 ~~عقد النطقاء 4/155 ~~القلم 8/27 ~~العقل 6/33،12/23 ~~بالقوة 14/25 ~~العقل الاول 5/24 ~~الكاف والنون 2/39 ~~العلة الاولى 1/3،9 ~~الكتب المنزلة 12/163 ~~علة العوالم3/45 ~~الکتمان 12/221 ~~علم الباطن 4/297 PageV00P389 ~~============================================================ ~~342 ~~كتاب الاصلاح ~~الكشف 12/221،1/207 ~~المبدع والمخلوق 11/157 ~~الكلمة (امرالله) 4/231،1/199،2/130،10/32، متشاكلات 13/25 ~~11/240 ~~متضادات 13/25 ~~كلمة الاخلاص 10/94 ~~المتفتت (الجوهر..)4/41 ~~كلمة الله 7/49 ~~المتكلس (الجوهر...) 4/41 ~~كلمة البارى 1/39 ~~المتمسكين بظاهر الشرايع 3/72 ~~الكواكب الخمسة 13/128 ~~المتم 12/12، 16/12، 2/13، 6/14، 4/16،2/15، ~~الكواكب السبعة السيارة 12/199 ~~،12106،1/100 ،9/99،1/103 ،1/94 ،1/14 ~~الكواكب الستة 10/221 ~~4/128 ،2/128 ،14/124 4/123 ،1/111 ~~اللاحق 3/15،13/12، 4/16، 2/17، 3/106،2/94، 6/129 9/130، 12/140، 12/188، 16/190، ~~14/296،11/277 8/191،7/1904/123 ~~،12/275 ،12/273 ،7/154 ،12/194 ،7/191 ~~طائف التاويل 6/101 ~~،14/296 ،12/295 5/295 ،10/292 ،9/282 ~~اللطائف المستجنة3/66 ~~4/319،1/306 ~~اللواحق 2/14، 7/15، 5/16 12/98،2/90،7/47، المرتبة الاربعية 5/208،12/200، 10/226 ~~،15/129 ،7/128 ،13/113 ،13/102 ،3/101 ~~مرتبة الاربعية والسبعية 4/211 ~~،1/140 ،2/179 ،9/175 8/156 7/153 ~~مرتبة الاساس 13/285 ~~ه12/18، 14/194، 7/232، 12/234 2/247، ~~مرتبة الاساسية 6/178 ~~،7/265 ،3/264 ،13/256 8/254 ،7/252 ~~مرتبة التمامية 5/178، 14/179، 11/180، 1/294، ~~،11/275 6/274 ،11/273 ،4/267 ،4/266 ~~14/330،7/212 ~~،7/292 ،9/291 ،12/289 ،14/288 5/276 ~~مرتبة الجسمانيین 3/187، 5/313 ~~5/314 ،12/312 ،3/302 ،9/300 ،9/294 ~~مرتبة السابعية 10/226 ~~4/325،9/323،13/318 ~~مرتبة السبعية5/208 ~~الواحق الاثنى عشر 4/86، 6/143، 8/214، ms376 3/267، ~~مرتبة الكمال في الاربعية 7/200 ~~8/312 ~~مرتبة النطق 1/317 ~~اللواحق المستخلفين 13/99 ~~مرتبة النطقاء 5/315 ~~لواحق المسيح 11/293 ~~المرسل9/328 ~~المتم الثانى 2/322 ~~لواحق الناطق 5/289،8/118 ~~اللوح 8/27 ~~متم الزمان 10/191، 193، 7/265، 3/297،7/282، ~~ه ~~ماذون 6/14،9/10،15/7، 2/300،7/123 ~~5/326،1/323 ~~الماذونين 8/9 3/19،3/14،10/13، ~~المتم الغايب 3/191، 2/262،11/254 ~~5/92 13/140،2/128، 3/29858/263،10/184 متولدات العالم 3/164،9/35،13/33 ~~ماءمدین 9/317 ~~المجاز والتقريب12/25 ~~المامور بالدعوة 11/302 ~~مجمع الشواهد 15/211 ~~المبدع 7/48،12/36،3/27 ~~المحنة11/298 ~~المبدع 2/27، 11/34، 12/36، 3/189،11/183 ~~المدبرات السبع 4/626/60 ~~المبدع الاول 1/25،9/24، 14/25، 12/27، 16/34، المذاب (الجوهر) 4/41 ~~13/39،7/366/36 ~~مراتب الاتماء6/285 ~~المبدع التمام 6/37،7/36 ~~المراتب الثلاثة 1/297 ~~المبدع التمام بالابداع 4/37 ~~مراتب الحدود8/260 PageV00P390 ~~============================================================ ~~الفهارس ~~343 ~~مواليد العالم3/40 ~~المركبات 12/33 ~~المؤتمن على الودايع 7/325 ~~المساهمة 4/232،12/231 ~~المستجيب 2/7، 4/10 11/11، 14/12، 4/13، المويد بالبركة 2/264،10/238 ~~مؤيس الايس 7/25 ~~1/301،6/241،1/19،11/18 ~~المستجيبين 4/9، 8/12 6/92، 7/101، 13/107، الناطق 8/5 13/16، 2/54، 1/106، 8/113 ~~8/130،1/128،9/1248/123 ،6/120،2/118 ،12/184 ،14/140 4/127 ،7/124 ،11/112 ~~،7/247 ،2/245 ،2/218 ،12/141 ،14/138 ~~1/261،12/2395/238 ~~7/306،10/289،11/275،1/274،3/254 ~~المستخلفین 12/327 ~~الناطق الاول 2/68، 2/68، 3/136،13/135،3/77، ~~المسترشدین 7/124 ~~1/204،14/147 ~~المستمع 3/302،1/301 ~~المستودع 7/318، 8/320 1/326،3/325،1/322 الناطق الثالث 11/207،8/148 ~~الناطق الثانى 12/70، 3/77، 13/136، 14/147، ~~المستودع المامون 8/324،11/323 ~~المستودعين 7/233، 13/315، 13/322،11/322، 1/204 ~~الناطق الخامس 9/236 ~~12/3265/326 ~~ناطق الدور 7/107 ~~المسخ 5/173 ~~الناطق الرابع 10/228، 13/312 ~~التشمع 3/302 ~~الناطق السادس 3/179 ~~المصنوعات 12/35 ~~الناطق القائم بامرالله 14/217 ~~المصور الاول6/33 ~~الناطق القائم مقام الله 5/328، 5/329 ~~المعاينة 3/115 ~~الناطق المنتظر 4/236، 5/3215/319،3/315 ~~المفاتحة4/2836/239،7/238 ~~14/33 ( ~~الناطقة (النفس..) 33 ~~المفاتحة فى السر 11/319 ~~الناطقين 1/165،5/144،13/136 ~~المفضول المستفيد 1/145 ~~الناطقين الاولين 13/216،9/212 ~~المقدر 7/4801/47 ~~الناطقين الظاهرين 5/166 ~~الملة الخامسة7/166 ~~الناقص 5/25 ~~الملة والشريعة 8/170 ~~14/33 ( ~~النامية (النفس...) 33 ~~الملتين الظاهرتين 5/166 ~~الملل الاربعة 8/163 5/164 14/165، 8/166ه النجباء 9/249،6/248 ~~النجدین 14/135، 10/142، 12/217 ~~12/166 ~~النجوة 13/316 ~~الملل الثلاث 2/163 ~~النجیب4/129،4/128 ~~الملل الضلال4/166 ~~سخ الشريعة 3/320 ~~الممازجة 8/222 ~~المنافقون، المنافقين 5/284، 4/285، 10/298، النسخ والتبديل 5/71، 2/73، 10/237 ~~النسخ والتجديد 12/86 ~~3/308 ~~النسخ والعزيمة 8/204 ~~المنبعث 5/27 ~~النسك5/68 ms377 ~~المتبعث الاول 5/2601/25 ~~النطقاء 11/51، 6/56 7/57 ع6/1104/8 ~~المنبعث التام 10/34 ~~،13/185 ،3/171 6/169 ،7/140 5/116 ~~المنتظر صاحب الدور 10/313 ~~6/288،15287 4/253 4/189 ،11/188 ~~الموازرة5/289 ~~10/292،3/292 ~~المواليد4/22101/146،3/144،1/28 PageV00P391 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~333 ~~النطقاء الثلاثة 4/220،10/206،12/203 ~~الوسط7/199 ~~النطقاء الستة 8/67 12/211، 5/216 13/221، وسط الدور 7/326 ~~وسط الشريعة 13/326 ~~4/227 ~~الوصلة 8/314 ~~النفاق والاستنكاف9/318 ~~النفس 4/24،12/23، 6/33 7/185،1/36،10/34 الولادة الخفية 1/147 ~~النفس البهيمية 10/44 ~~الولادة الروحانية 4/170 ~~الولادة المستجنة 14/146 ~~النفس الحسية البهيمية 1/42 ~~النفس المقدسة 8/121 ~~الولى القائم مقام الله 8/94 ~~النفس المنطقية 9/121 ~~الهیولی 19/28، 5/35،12/34،1/30 ~~النفس الناطقة 12/44،5/42،13/30 ~~الهيولى الاولى 1/38 ~~النفس النامية 2/42،9/41 ~~الهيولى الثالثه 9/39 ~~النقصان 6/265/25 ~~الهيولى الثانية 9/39 ~~النور التام 8/29 ~~الهيولى الثلاث 6/39 ~~النور السابع 13/231 ~~الهيولى الكدرة 9/31 ~~النور والظلمه 11/28 ~~الهيولى والصورة 2/24، 12/27، 10/30، 13/37، ~~النير الاعظم 3/63، 12/226،11/221 ~~9/486/38 ~~الودایع 12/321، 3/325،11/323 ~~اليقين 3/115 ~~ودايع الاتماء9/320 PageV00P392 ~~============================================================ ~~فرس الاحاديث والروايات ~~احاديث خاتم الانبياء محمدبن عبدالله صلىالله عليه وآله: ~~"لايمر أحدكم بقوم وهم لهكارهون"9/18 ~~سئل عن ضالة الإبل قال (ص): "معها سقاؤها وجذاؤها فلايعترض لها" فقيل فضالة ~~الغنم؟ قال: "لك أولأخيك أوللذئب" 13/18 ~~أفر من قضاء الله إلى قدره" 4/50، 14/54،17/53 ~~الولم يثق من آلدنيا إلا يؤم وأحد لطول الله ذلك اليؤم حتى يخرج من ولدى من يملأها ~~عدلا کماملئت جورأ" 10/61 ~~كل سبب ونسب منقطع يؤم القيامة إلا سببى ونسبى" 14/127 ~~اريت حدود العرب، فرآيت رجلا قصيرا أزعر، يجر قصبه فى النار، فقلت: من هذا؟ # فقيل لى: هذا، عمرو آبن لحى، وهو أول من بحر البحيرة وسيب السائبة ووصل ~~الوصيلة و حمى آلحام و دعا إلى عبادة الأصنام وغير دين إبراهيم عليه ~~السلام" ~~15/150 ~~سنوا فيهم سنة أهل الكتاب" 3/159 PageV00P393 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~344 ~~المؤجئة يهود هذه الأمة، والرافضة نصارى هذه الأمة، والقدرية مجوس هذه الأمة" ~~3/163 ~~"كائن فی امتي مشخ وخشف" 5/173 ~~ساله آلحارث بن هشام، فقال: يا رسول الله كيف يأتيك الوحى؟ فقال: "أحيانا يأتينى ~~مثل صلصلة الجرس وهو آشده على ms378 فيفصم عنى وقد وعيت ما قال، وأحيانا يتمثل ~~ل الملك فيكلمنی فأعىما يقول" 5/187 ~~"أنا أول من تنشق عنى الأرض ولافخر" 1/217 ~~"أنا أول من يقرعبابالجنة ولافخر" 2/217 ~~"الؤلا أن تقول فيك طائفة من أمتى ما قالت النصارى فى المسيح" 6/244 ~~من كنت مؤلاهفعلیمؤلاهاللهموالمنوالاهوعادمن عاداهوانصرمننصرهوآخذل ~~من خذله" ثم قال: "هل سمعتم"؟ "قالوا: "نعم"، قال: "اللهم آشهد أنى قد بلغت" ~~10/252 ~~امربسد المشجد وقال: "سدواهذه الآبواب اللافظة إلاباب على" 10/274 ~~"من آراد العلم فليآت آلباب" 12/274 ~~"إن هذا الدين ليأرز إلى المدينة كما تأرز الحية إلى جخرها" 1/331 ~~"إن الدين ليغقلن من المدينة معقل الأروية من رأس آلجبل" 2/331 ~~لا تقوم الساعة حتى تصير آلسنة كالشهر والشهر كالمجمعة، والجمعة كاليوم واليوم ~~كالتاعة" 3/331 ~~احاديث على بن ابى طالب عليه السلام: ~~و قدروى أن عمر أراد قتل المجوس فقال له أمير المؤمنين على عليه السلام: إنه كان لهم PageV00P394 ~~============================================================ ~~الفهارس ~~347 ~~بی وکتاب ولکن ضیعواکتابهم ومنعة من قتلهم" 13/152 ~~. أبغض الخلق الى الله رجلان رجل وكله الله إلى نفسه فهو جائر عن قصد السبيل ~~م شغوف بكلامبدعة وقدلهج بالصوموالصلوة فهو فتنة لمن آفتتن به، ضال عن هذی ~~من كان قبله، مضل لمن آقتدى به فی حياته وبغد مؤته، حمال خطايا غيره، رهين ~~خطيئته ورجلقمشجهلا فیجهالالناس،قدسماهأشباهه من الناس عالما ولميعش ~~في العلم يؤما سالما" 1/177 ~~يملك اثنان فی النار: تحب غال ومقصر قال"8/188 ~~الوأن آلحق خلص لم يخف على ذی حجى ولو آن الباطل وضح ما اختلف فيه إثنان و ~~لكن يؤخذ من ذا ضغث ومن ذا رضغث فيمزجان فهناك يشتؤلى آلشيطان على ~~اؤليائه وينجى الله الذين امنوا بمفازتهم، 6/225 ~~-6-4 ~~روى أن الشمس غربت، وفاتت أميرالمؤمنين، عليه السلام صلاة العضر، ثم ردها الله ~~عليه حتی صلاها" 11/285 ~~"أنا عبدالله وأخو رسوله لايقولها بغدى إلاكذاب" 4/289 ~~احاديث جعفر بن محمد السادق عليه السلام: ~~ظاهر الإثم هو الزنا وباطن الإثم نكاح آمرأة الأب" 12/7 ~~ان بعض أضحابهقال: كنت عنده، فقلت فی کلامی: "ماشاءالله وآراد و ms379 قضى و قدر" فقال ~~الصادق عليه السلام: "أخطآت، إنما هو ماشاءاللهوارادوقدر وقضى. إن الله إذااراد ~~شيئا شاءه، فإذاشاء وأرادقدره، فإذاقدرهقضاه، فإذاقضاه امضاء" 13/49 ~~مه ~~روى عن الصادق عليه السلام: "سادة ولد ادم خمشسة وعليهم دارت الرحى وهم ~~أولواالعزم من الرسل نوحوإبراهيموموسى وعيسى ومحمد" 5/61 PageV00P395 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~348 ~~روى عن الصادق عليه السلام أنه سئل عن زرد هشت الذى يقال إنه نبيع المجوس فقال: ~~إنما هو زردشت معناه الشيخ الثقة وكان نبينا من الأنبياء سن لهم سننا فغيرت ~~ه مه ~~المجوس بغده وبدلت کما فعلت التهود و النصارى بغد موسى وعيسى عليهما السلام ~~وضلت کما ضلوا" 9/158 ~~روى عن آلصادق عليه السلام أنه سئل عن تفسير قؤله: "ص والقران ذى الذكر" فقال: ~~الذكر هو اميرالمؤمنين عليه السلام." 15/248 ~~عن الصادق عليه السلام: "نحن كلنا واحد وفضلنا واحدوامرنا واحد" 8/256 ~~روى عن الصادق عليه السلام: "أن الله بعت إلى لقمان ملكا فقال له إن الله يأمرك أن ~~922م ~~حكم بين الناس فقال للملك إن الحكم بين الناس شديد فإن اعفانى الله عن ذلك ~~11 ~~فذلك احب إلى وإن عزم على سمعت وآطعت. فبعث الله إليه بالحكمة فامتلا منها ~~فكان احكم أهل زمانه وقلد الله داود الخلافة فقبلها ولم يشترط شرط لقمان فايتلى ~~غير مرة فكان داود يقول للقمان مامن مثلك أتيت آلحكمة وصرفت عنك آلبلية و ~~ابتلی آخوک داود" 2/257 ~~اء11 ~~سائر الروايات: ~~و يشهد لذلك قول المسيح: "ماقامت النساء عن مثل يحيى بن زكريا" 10/235 ~~روى عن عمر آنه قال: "لولاعلي لهلك عمر" 15/152 ~~قالت عائشة: "ولقد رأيته ينزل عليه الوحى فی اليوم الشديد البرد فيفصم عنه وإن ~~جبينه ليفيض عرقا" 7/187 ~~قد روى ان الله عزوجل امر ادم عليه السلام، ان يضرب خيمة وصفهاله من آلجنة فى ~~موضع البيت آلحرام فضربها هناک وكانت قبلة ولده. تم بنی شيت بعده مكان آلخيمة ~~ه- PageV00P396 ~~============================================================ ~~الفهارس ~~339 ~~بيتا بالحجارة والطين" 1/69 ~~"روى أن أول من بنى آلبيت هو آدم عليه السلام" 3/69 ~~اروى أن ms380 الله عزوجل أول ما خلق الأرض خلق البيت الحرام ثم دحى الآرض من ~~تحته 4/69 ~~روى آن الله عزوجل انزل على ادم تحريم الميتة والدم ولحم الخنزير وانه انزل عليه ~~مان وعشرين ورقة فيها حروف المعجم وهو أول كتاب فی الدنيا حذالله عليه الألسنة ~~لها وهى مثال الألواح آلتى أنزلها الله على موسى عليه السلام، 5/69 ~~روى فی وجه آخر أن شيئا تقدم فصلى بالملائكة وبإخوته وان جبرئيل امره بذلك عن ~~اله تعالى وغسلوه وكفنوه وحنطوه ودفنوه" 10/69 ~~روىأنهمالقواأقلامهم فینهر جأر وجعلواعلامةالسبق القلم الذى يشتقبل الماءفجرت ~~الاقلام كلها مع جرى آلماء غير قلم زكريا فإنه استقبل آلماء، اى اشتفتحوا وجعلوا ~~العلامة بينهم من ملق الجارى، اشتفتاحه فتلق آلجارى اشتفتاح زكريا دونهم. واما ~~الباقون فجرىفيهمعلىالرشم الأول لميفتحعليهمحيناشتفتحواإلا فیآوانه"2/107 ~~روى عن بغض آلسلف أنه قال: ألآديان خميسة: واحدلله وآربعة للشيطان" 13/166 ~~روى أن المسيح لما أحيى المؤتى سألوه أن يحيى لهم سام بن نوح يعنى ان يقيم فيهم ~~أساسا يقوم مقام سام بن نوح من بين جميع الأنام فأحيى لهم سام بن نوح أى اقام ~~أساسا مقام سام لأن شريعته كانت شريعة نوح" 8/208 ~~"روى أن لقمان كان فی عصر داود وأنه كان عبدا لبعض بنى إشرائيل فاعتقه" 1/257 ~~روى فی آلحديث انه أرسل (ذوالنون) إلى أهل نينوى. وكان من شانه ان الله وعده ان ~~2/294 4.. # ينزل العذاب على قومه لما عصوه وخالفوه..." ~~وقالو فی الحديث: حمتى يوم كفارة سنة" 10/298 PageV00P397 ~~============================================================ ~~كتاب الاصلاح ~~350 ~~ويروى فی حديث آخر: آنه وجد على آمرأته لأنهاقطعت ذوائبها، فباعتها بطعام فحلف ~~أن يجلدها مائة" 1/308 PageV00P398 ~~============================================================ ~~244.6 140), 44. 169-126 d dr, 42 4 . :هعa1علd0 ،264لمللd6a 4110 661-8768208670 (206 ك ~~67d 4d1848469 . 81621 15/81146، ,ص6d a 944/986 4 0ad049/47) :, 14. 61623 86ف495:62646 ~~03d4701a 86/15a7a (208483, 1961) 4مf6 1قة لعr 20401461aل1a1فح5A664r 66317 15a5 a, /d. 269-96 (021 كنا ~~صقل) 4446a 14عa5. 44d186a3 46 1648f 4aم6aa 8665 للعل ه مه.dfعله.(66-106 ~~1661)،6546d4154 لصd888408 (40. 1- ~~0 فdقفم f ص46286ه 44،6 04 406540844646 صفهه ل5224046602142616 ~~668681414a44616611d1665 1617 5462 ms381 .حa265588 6045مملd66d1 . # 86.6-1, 2a6ddra2424 علd rd2a:4 d6addr20d4 3a 5006a (d2a6dd6 11 7. # 9d6:0 .6.01 216583,2 ,3/فل6. .فd, 15-26 ~~ل 46d 115464558 8416 ص 7 64666ص1461 40 1/66 45 5066664403ق42 ~~446624536 44164a0441/a 261134 5464166 1 446 515166 0446 466/44844616 416 .448446 مص ~~ل ل ا65 5 م6ه ه6ع6a صاع4261.16466 ~~466 6476 ص02عه ع4ل46762658 . ص ل-لة افةل-اة54440046540 ~~لقم88م م81 ع .ق6عف اصعف8 لففd6dف ق8ق41444166418ف44415440 ~~2576 ~~a1 44813، . 7. صهل 5ع024a 6،،61/،،460426608 4551 وته ععنه ~~للا ، 618 اما قل 1602-560 ق4 8-1 ص446501186 ~~121(5626460 a6d666،4ل م ق06 8646 66عع ~~3ه a-226465 40 4486 746601646 4A60 /1 فه 16 11/94 1ل 266405ع1751. # ه ]ن 161 41176ل 64410166 4921/61 46470 264646 .62 .0 ,5144ف2164 لصd6daل46d aع266566,75 ~~561404414d1046666 3ف1 ما d 0764845-d6 6 44 41d5 86605 ه ~~1176،566 10 ع76 ص56a 28لع ا6ص 400656467641 ~~51862724dd4662/648864.840164 11،a50 4d 860 10 151811dd. 1صه PageV00P399 ~~============================================================ ~~) 46مه)4654 ~~لf. 2186 1/61/5034765), d. 6 4عل4282151a4d6a (20. 2. 7a ص5ف06 .2 . .8 تقاقفلفله4ه ~~41a604r f 04656 4186 15ممل aق1451احم .6645aaa614644146), 0 103 م6a (624ص226426 ~~55014804154702f 1664454 ف ه قل 4ن r 1ص a f21 4a6814 265ل ~~1ل5108،6648 6 ( م) 6468666418076186816ص114-لة .4024 قف4814641 ~~8 عد 284562616 . ههن 864800/ 66656. 56) 44448 ~~5 666 4 8 .660686846 ل 8466 الاللع44ل6650054،607664 ~~85 5 6 48 2416 462076188684 ل5 ص486166616204314414166ق0764610 ~~ه ) وال1855118 (ف 6م ل ل ,4068 34446 .4 6466664664616841640444141684186 ~~606666 ( 066612 18466d61868181 6ل س ال ~~ه466d58، 65d665 88 66826 4 4 ص441440 4443 :4416542 صه)658518864 ~~46166d64 44a0 2d4ص169 846مص مصسله 64026م f466 51076645 11 ~~/68 4440 . قمةاة لل -ه .ق01ف024651464ص2051165644650454666 ~~ل . وتنهال 46d 41d 222614 46164 7ل46476016 4666/1 1947,64.29-0:20246 ~~م648 ح 10 قفحa4d (0عf6aA ع للول ععل ع.وعا566464663 ~~865 005 44614407 1 42916صا امم404666026 85444406154864617 ~~12666a400/63a747, d. 11-13 م56 ~~131115144فقل1 140 400210 15 2186514011 11 644646ف66246 ~~ا4df. 214a /6/5-r4/466, 2d, 161: -62404a, 2a06ل4:7a ,166 .,(ت8.156544/1940ف51) ~~51 م11 ,106 .,564646 ~~5 56 ع048،644 62ه 464 1صل4a اه66ع571022 ~~24 824 864164 ،ف6،، ع، 8ع 486616ق64624611411,56241 ~~6 1 6114/26/2 ms382 5 صف ع1644 1611446 .20 615724420 ع.2صحل6/ع4064 ~~قلقا1169d 4146 41764 6011 a446. 41 0116 010م 48401م6614 464514646 قص61066-616 ~~ل4f. 02040, 24,66 167a86446 0. 101 , . 65/441466/ع1ع60.6 ~~80a 1117/،ه ع ص 16525حنية59 ~~257 ~~قلة. .4فا .م408d 19164 4 1514d1d64, 566 1 ص ) م87 ~~415184 46646d6f 51ده) م5 ) ،6 ص) ،468ل8 46686ف ~~لr 15 ع به فر) a1 75 ه (ي) عaلل (2) 05605674900 ~~664408 44666761d- 486446و الال الل لا ع 41664 46ف ~~6d.48* (4-761.1:0. (196 /10 مممr. 4166 .,1-ق f. 4. 2/92/1, ،4a 5021a 602 ~~م 0 68ع م ا) ع1 هعه ~~662465.6d.2.20.0144/81 م م7311 -260 .0 , (176 ,ص264864) 416فاa. ،لهف لحa -/d 0لل150 ل211 ص ~~4d 04644. 11 د الع لم8 1ع454d6ه ~~ه :(1003 ,011011-1) 40191711 . ومنه ،d4dd46 2476661615 a26ل446ف26 ~~ه مل6d44a 701 3(14d64/ 104 0, 160-01 7 1ع ~~ل ، د. 1 14ق1 ى ~~:d0 ،86 0088081. . 61 اع ع .صd8همعل1a فaل46245,11603 4466440 ~~8ad4616161426, 1-37 160ع057002 ~~ad49 , . 109 7/ ل لقط 4ad116 6 6878651 44/8 0 36-22 .6معصه وته معت90 ~~م 4 4766691، لa 44d6 a66 4 131 16 9116ف444a 444dd, 218 0. 103446 4 031ف606466ت4 660401644626 ~~6645144d446126801 20 646 41618447 0 1 85866. متعي) م4466 ~~- , ,a 1616446ع45a24 م116 ~~: 2681 566 1626 6660ممd6d 86 46 16146481 10ه 1ص4ف418124661ق1310 422266421 ~~a0466 27d dd. -143), ad 0824 f60162 4 (0r. 144-64): 1f. 118140 , /6 ه ه 6462766 ~~66a466846ra40466 1 2ad (fd. 12-133),6,14d- 62 d dd, 222-36 (20 21451 1291061 ://60165 1 4a ~~53 PageV00P400 ~~============================================================ ~~للل الل68 ل 447656 147 4656 ل6،6476 ل aل 466.تصا-لة244666204610 ~~465922/61015144/a 400.d.46d f. 48d614113 -86 121081161 0 , 12 ~~41r6 402001r64 25 486 511- 446/05476 2762464 /8 4 44764068 46 10مف،f60 6697قق4066045-16 2526 ~~04d62d6162r df16d4 عd6d6d f. f. .16dra2a 2d661,d هrd Aaardفd6a 67656072 a 6/6ل ق ~~615a:7،،a4,, 6A7d d6r , A4 277ل6،عaaع ععع ال ~~16r5 r65, 6/ d616r46a 2882, 6d. ,. f86f (4d6r, 16d/ 2 27f6a. r لa d6a 66 ~~,ل4r 4ad 745467 2151dAa4d 24644 (2ع66264816a 6ad ،46 0a ع52A6d24دصد عانا2556 ~~197 ~~13 ,92 ,646 ,166 2744) حم2 .4ل 24 -44-65فة ms383 قمقاةالال1645 ~~66ل44d666 2 16م11815441468 10641صه4dق -لة /7646534462696461766 ~~-617861a, 163) , 13 م14مa468a44a441r (.0ddd1a, 1262:26044ا 01d5a4173182 ع0026.26 ~~a 26016244016 /855866 4 18/24166 قمقا- ل01 -له .تحق6- له 41a 4461 6rل 11r40d1400 666692440106د ~~،2658،16107 24106 16 ف446d،04a 476 266. دةتها6 024164 ~~666446644621 44f. ال ا86 16 011 86540115/ 646 417626 1266466812065181 .654 .0 ,1960 .444 . ملصهان ~~16442,581 4541a616 408 44481 43, 488 1047 0116 31 31047 14031 44 0011811041, 14/1 6 111626 16110 148 ~~6 41 10145 قمصص266d1116d /86614d113, 81-0114 404/666 1661/1816 ,م41080464651846465 ~~14766042284a 7 01ل اق45 لر د) 54170 07، 4ق44 ع41 ( م ) سعمع ~~1166654166(d4a421-21454//.6622116401ه 6/ ,صف ،d 4.16، 16641 10556 61،6 10 7ل ~~68ل 3ف4 الاس1ف2 4147 ,0116 168666406168 44/0 162695151،407 ا ه )4606652 ~~a146764 ( ) 5110 a87001a () 1 8161 66 555417 ره ~~4446416466da f4لd4 28 ص14فa 1 /41قd68،ل416 06 ݣ744 .677 40 1101743116 606614526م ~~a 4 41ad 1a 16 5766 4 8صd6 40944146 1601400466ه666646d -611451aم1165166 ~~ل66 1ق-4 8420146) 46 2801 14614088ق4 7ف54240814844404416692064166:4164646116666640 ~~6 فم 6418812116 404 18014 1مم116318 4240466604 86441 141054 111 ,ص14، ص 4410d 654011ف4461 ~~ق4-01145 11045161618554667 01 404416 ~~41 .42ف14514-ل4هد ~~,431r 2add5d4a46/ 5411518a . 7, 10ح .04608d44,,.66a7a1A6f 02 026664 6ف00264 ~~5140442464d 42221 2: 110 (00d 26 416 2664 d0120120d1ف40ه 4مصb 66 664a 08664 0346 10 ص ~~لال لقالل1r 044d 160151 1316 6610167فdم044 416 744645164466 تماة14-51.قم44126916 ~~الا45 46 2- 41 . ،6 مقدق41-11131 .( 45681-/4 4/473) 466468661446406654418612866667/666 ~~ل ع 46 .ق01فم140d 401104/411 144113اع1654694401a 464 440 6616402ف20 ~~(26208621, 19622604404, 14462d, 16) . 66, ع24 لاهa 8لa. 22 24عd5aaل7ل aaعa ~~لل2d43 017مd د 4a. 262454d عم ع1 مالهصم104 .4 .161:4 .:1 .61 .( ,16 6626ه1) ~~(446/64 262. 1271.61 ~~اد ه) عd, 1-66568 7686،586 6518 ه تقاقللم2ه ~~64760 (2618 426d21 53:14021/648464/261814011 441146 866866 16 11141 40 1465662 6للل ~~a165d6665416, 14 51d1d 4166 4a 444684606 491 2 2. 751454 4/661/6 44516016216 001م014681فا ~~44666061 4ل 14a 8631581886 4ل a 17 641015مق446- 6 045666 ق410 4 511461461002816 ~~، 66d5162 ،246218 516 41 167 44610 .446ه 51666 460144051 076206 112 /704218 ~~2 ~~521261446 644 66r 568461a 16 8لعل a وننه لاد1ا ا، صمه1ل. ms384 صر ~~.r62541/ 405216 1961)،640. 29- 61/216ad 4ا25) ع67aA6146a4ه عل42.1610226ra 6 1f. 62440 10 22406 ل692405 ~~،577ع/1a6 ه f 62مdd,6d1a4r 6 10 6. 75,62ع 0dص5a 1296511166 4فل606 . .102-102 .661666 ~~38466a:ق74-ا5 61ف52صفنلكح قد 16 تود 48 مa.a/ 8446 a 7،4/616 461 5a 164لللدr ا ل ~~472674627 7728d0466 7f fAd 4dd40 2624 (554 85 11/6 42 45 61 - 160 .640 :99 -6 . ,(1994 . ف ع ~~) 61614 ه 11 ف) 145184669464 -51 1656/64621 054846664466،49 PageV00P401 ~~============================================================ ~~14468b ((d402d. 16) 46a. 311 (400ع 4ad 6d. 2. . 6d45, 46166d .1ق167a6a46 2a60105d, 244ع8هف ~~16465),ddd2dd16a427 01644 (2d, 09- 10, ~~d8 لل لف.. . ,,a,1416-ع 6عل ع06662ada 6 م16410 . ع5146260110 ~~645241ad 2-2 لعللa61d6r 4245446. . # 6ل5 6ف 1801aه 1 ,ا لق1113 -ا r 441 4116 836 4/10 165461101 408 4441ل65162.51646665 ~~44451686 ص441640ه45-6676 ~~5514.15. 057010646144d fع41,1عra . 0. 16- 1,1a26 150/844 4ل 45666615 ح0 1علd1067 ~~244406540 1542ar 44aAdf6d. 64f. 11882 (2613980 ,1226 مd ~~84401468 ,صص4d466:14. 1aة 1466d 0/ 46 41164416 16 6842162164 0241046 654011ل26م4 ~~A641627.4 - 16 ,426.640عa26166 1514184 4 860645 0م1عل ~~d 17 و 1aفم-66651668 ~~41ad 46416161r2a ، 00, 101-10 عAd67ad1064 ,ص14:115144-102 .2 .8م6619، 6446101 ~~5066142d614106 450664521510841a 16060d. # 5582666d1408 4 64164511406471 668847 45 ص f614م6 م 566 6ع ~~45 ععم4 ,1644024 فaم8 فته 6ف1 47 (4ه) .4ف14246045ف65445 ~~ل ل48 4066 4466604 ,51104م141a1 قف660r 94601 441a6 71162 4 410ل15607662644)266 ~~d0d8a 4d 466 11) . 4-64116412 44101466 4 4 6/ 4045104/406 .6عع146d 4174666131 7646447ف6/ ~~4462660684026 04444a،،1620 4416 1831 586فم265) 11666684 ل و ) م ~~0054408a 404045164 14/ 266666a446 416 016 4264046191 16 1 554041-645ف14164تق1ل55 ~~a 408564، 566 8882- 40 4/684 464 484881ة40 -61 316) .41 44044626026667451456616 ~~0 لل ه 5Ad465117 6/7 16 ,6642 ص64514 6ة6-5 صل44، ~~ه) a0a ع ص46r 441662 666413 3866d 66 a864 66/ققق1614 4626، ~~d. 222/034- 6, (411 1840888666) 47 d6d646 40 1245441446 2 4144261 d7a 24454) قصق-اة 74048446 ~~644846636(163).15142,66a486,666.26 68 ع 5 47166064 7 .6ص40268عd8مم ~~64646.0 34646 16 (1963):60. 110-21:2.4014066 3246 26213a 12443a 4a 1d0a2da 618f /6666 1613/81 4 44 ~~46006481 6861a481d4عr 99 (12) :,0. 671-29:4d64a, 56 . 22 188 10 -ل., ~~2612664-41006 8 085 a 668 6a6 4 4a6 608266 ms385 (2011/ 474d 51-4ع ~~(76661621406.66446464a0441ع06 466466 عd0d6 -02265081112 4118 5-22425 8 ~~، ad-8444403عd66 6 ع 6d626 ع م6d1 464451 صف667645162145 ~~6 1616466 /8/6516 /642ص 848 140 1268151846 4 814ص444ل ,46242 96144611145176) 21 ~~2 64) ( 4 6 46 2646460 646464 .5هعمف.6da614640176, 6d.4للل .04418 .44ها ~~162،6f, 1:. 16-23 ~~84614/6 41466d7 4646مd 68مصقص-لة 4لd،64015154،671 2662/416446 4ام ~~1م4 16 . ،94م18 85 ف140dd. 148فم01dd600 -146114/181 66160486614441ل44166 ~~ال .127682f/19672.), 701. 1:60. 51 -4 ,204 . ل مته .65646264607716در ~~ف050ف0 24/6 01ف466a 81 61م4a644ع7 .ح40176-966804.408 ~~4644745462r 216araAd0add5ddad, 2a 202 ب4064) .لعf. 1263), 404r. 162 -61. 46 402 42/6 404601612/ 4 7/641a63 ~~57 لعلفعله21 666451828446 قاةف15 6مr 684a 4 4ه 18d.بله صل1514 ~~علل 6 426256 204420464،666 84646458616 16161ص6876694641611 ~~ا00061671f 4 6 51304 4 .76-1/71 . . ,6 22 6-1ه 446d 71748a (416621976)مهه ~~464161.5446:66616 86aعda40444546. هa 144268d4a ع ع عاء 54 عه ~~(694a, 1965),666a.60462 661، ق151041 46 .- 1481 6 ع11ف ~~22 PageV00P402 ~~============================================================ ~~212.164d11660624 6 مda4 - -47660 666 عa77401606 . 4a 6a4266 243 14647a443 عa لع 461م ~~41547r (61046924. 15 ~~14681d 1154 1ه 60146 66466 4470 16 ص4810 1169414514 1 62066611626 40عa111dعل ~~6م 6م66620 02) ععمل48 م 418/4661151 20646147/ا ع444 ف7264655024666218188 ~~6 لم f 5 1 ,666650 ص ه 2 6101م11a1 6م0فع0 446 0456 62465406 ~~ال 7ل قفf1 ص4672d44 416 64014641 58ف4021 .ل4d846 .6157فل لمافتع522614662914 ~~للf86 4045 1114168146 6404 566 41661406 1ل 58علفaعل009108684404026 ~~724026642846466044/0844641 0244641, 410d 2ا ن) م5 61 116 48113- 5214م1431 /66 0ف ~~ل ل للاال 2685 1181514 ف51846942.16f. 1.6.14046764, f. 152 1.24446 1144141ف4 ~~4761888d 18/d8301566 4866 4845 : سه ه (4016-14)..حنم1 10444656.ا 289 ~~,23 .5 4844 16/م6611 8466176 مة 6621ل 1d/414534046 0 1/04 ص46d d .6 6410524م544662 ~~44266 02514 44476846 4014668 47248 قفا 4154164 46220126ع440218646ف4ف45 ~~44010091d6464616476140 60 4446461لd ممهه اام ه167 651 14168 66ف2162 .126م ( ~~6d40 6022650145 4016.(،ع f. 167 4 46 4148مa 121214664104. 120476762, 464 14، 1146 1 ~~109086624046014466848 42 0162 86a (4.1692)، 4ا ف 81 18111 66104 فصا ~~4624146666111610 6d 6f aع dd481 6م f12.10 44446 11811 61885 م ~~مالa64464 462182 46 44 460/46 سلفص240266502404614 ,44644466 ~~لل 00151164- 46 1454 ms386 11617 6662606 14 121411861401 024146 268416 46 666هم4 64612762271696 ~~6لل 16402666 ,ه .4فق44 62464 ص74 646/م4024161 59662666460 ~~ل4 17 40 54010624 402166616405 ف4466662146 ~~8616 416 7646 ل41a610 لل09a4407627،46544 0252 .1650،04ته ~~081) 2م20 . .لع و فه ململمفال4 :462145 4441200246414 44085 524466441026 ~~52626500165661470226 r f. 1756f 64 296 04ه860 صd280 61- 04 8148 1618803لd 16761606 6 ~~542921r 154226061a4012) 52فfd. d.8468, 26764644فr 4 6d a6 174) : 43/7ح ra15d,aa04/ 5a4454, 2 ~~61-6226d a /65810مd1 88d aa 106244da 608/6 6 . ,60154028158 150822 46 1فda0745a ~~164a2646a4.6.42664 ,18 .12 . 6ه ,66 -149 ,20 ,(1622 ..-22 ,/4040940) ع6لd 461 ~~ل 6لع لع 44rdل 6a66a, 24d /2405عم16ad62ada46, 6d. 24- 26: f. dA ع مف42.6 :516. # 462644666ad445علf 8علadع46ع. rع dd5ل Aad a 26243, 186 7 6ع ~~1 , (166 ,4644 260) 44ف4.6641. 898 ~~41dd062 211dd 146d 4511 ع هf 4054 ص1526962068 ~~4464648104445.4/1d 451414621401185 14146 261 04ف ~~0f -046 011dad1,6) 666ل1 6 41046ل 6776 15 6 4402ل 5ddd6601ق51-6 51046151 572622020671 ~~2656244016 44624640a f444d6001. 121 46 4464/8661, 21- 164 4 464 2104411817 4016 ف601 1861 666 قق ~~O06102216. 46,, 144d66ل 668066 12/676 10 54246 لفf [164 م66لa 46f dd7 4a4, 16d666a6 ~~065566510a.26 154146 2a67627601 04 266 626044 4024a 2126d. 20f41/a 6076604 1/ 211166 4 8صة6 -1ة ~~66f/6001a40104-6لA1d6ad6d 1514021d6667 .66م,ل0لa6f. 216654 868 52/05 لa 78a لf45d ~~add1a a-4r 54Ad 66 9 (1928):0 . 393- 66 475 643/28ل7f. 1a467،ra4ada61/6a2r61ح2da :ف15008 266 6 ~~4A6ar.f.52. A6df.f. حںd6d,a2a, 2da :6ع d4d6 - 6لd 2r6d64, .... 2. 2/2 5 ~~206:7.48d61dda .5فdadddr ,d dd10r 7f. 1a 15draaa67, 412، 761.6:d. 32 264 d1a0 ~~6266604 5f 440076 40d 115 261ad62a 40 106 20d1 . 566 .لf. 4dd653603 4264a 47a 71611 ,546 40 4،عل ~~664d226 104dd Or6. 806f 16641084 11, 0104a045 2 a ع *r75462 ع6 مr 24463 2 62عaa 44 ~~86d2661ad6d04, 61 162 7046ف) 4444851265 .ل ~~401047 2161146517462026161461a 427 144، قفd 18861/ 420 0 13 ~~4445a افa4103d404 44217 قف 666 م044ف591460.4856616264 ~~466a a aa . 6 d, , r6ddr 5aaar , 2r. 5 ~~69-100622a /62 لم6 762561مrd 4da 6ad4dd1af 60026 ,66 -149 ,,6. لf 0-1عd6 d/6444166 ل600 1166)ل ms387 ~~20 PageV00P403 ~~============================================================ ~~66 ~~,14d, . 62 (2061451a 1251151، 40. 317- 3له ~~410 4d. . 267 (2106186a 44805,, . 217 ~~640,40/4062474a . d 464624a6185147024, 4،6 17876 226646 8 2666404424ه ~~لمفهله46.1 6 ل 65، تنه ~~ماة7469165-31 ~~446411648b (1640106 1م) d,40 04. 4ad 6506فaللr 4b6d6a 41702 146 17 4644 466 16 ل46ف d1 4 ~~116.6666166 .6646160846a, 66لa/a4d dd A6604646a 44464a442. 2d0401a. 2d. 4فعا) اa, 1927), d. 23 ~~26464024464460176 162a 41-/a8324 264626 46, 46166 0 06 d-444154.110 140مله لقاف ، ~~20ddd4116416 1046. ،421 40ddd 4466 46 (4d6 6640م46لd 7 14-462dd614-6 2198 1/64 114465، ( ~~20) 169 ..2 .71 ,(166 .614064) 1عحa 21 . .لع . وتته .متل6/-51 16. (ن حردد ~~121151:,472 ~~ل547167 1مb 1a a-a4 (422 . ,29881 ص5ف5a7. 2.. 160 (2/6 ,9-02/-669ته ~~ل6لل 68 لمf 836 16466 60762464060 566 4160 .5424ف24 ~~(10474476 6844118524654166 121dd 5 4646 66فd 2r f.4- 14a4a مصقلa (8/ - 71291a, 197 ) .4295446 مل علف ~~6 2ق8- .4. 7 ع614 1486 ,/41762651062607 934164621415 ~~1 4 (172) 8س44 ~~/8 حم1d 81- 01185183م/141صص4d .6 م44d1 84م11a 400 4/0210ه 41086 41244466 0226417-4814427تلص41(فقل1هه ~~ل ااد ل ا لا صه وص61اا لقللح 4ل16d 4/ 260 411. 66 1181ل ,6662848064016446 ~~. 1009a r, 1244) ع8ه .عa 547026 8م4-ل4 ,1323 .4.(444/1942-1263 .ا154008) ~~d,1 174/1661 . صص 1 1 د .146،66 ~~مر 8 (841 ، 5 44726ل 646661418440186 ق468708ه ~~266 40 14020 0448062 76)2 0246421 476 6466 -ل .dr 00 - 46048610:(260045) هوهصحه ~~(4،64405404416615146210 2716. -600a ، .d -،1a ~~، د دد د دمه م اقدلة7 ~~13 8) له مه ع د متعو وقا-ا 4718445،16008 ~~6 ~~268 2156 /1 ل2d7f(2-.ه ~~81dd 0824 0816176 64 46 ص 646d 266 8404847651446م46042161 ~~66024 16 1761841085 186261 . 17 171م2260 1476066411 60 4147 ,451-1121.1146764 ~~466،146-412466 ~~42414a4aل 48 . . علf اa 8 ~~4664466664a1621441d66 41614d145166 (20944a, 146) .40d, 21 04 ~~الل8ل4d 253) 4 8 .46 ص4 6646ع64d41d 4100/2206. 02-61ف 4d 016 248141472046ف-اهه ~~2466184 4162/466 ل8 30016 04 ل ص) 24761/165111 865-6276168862 ~~د ق420ل-41، او حومبوع) ~~27.2-2.669661,/462 276051 12112dA401a 0 10111ع476 4ص وق1ل8212ح-لح ~~4460096.3-496d 260448a dd4463A770 d . f .add5d 231 0مa. 6 56ا لل ~~6466d6 ~~246041662442/0025414 15121441a000486474 2440 4063 121854-4 فجقل 46 م4ة16 -1قr . 8 186 66466 ~~1510821216474-546811851،4d 644 .ققة -لة ms388 م. a6667 011a45 1 4051 4016 311046 4 0416 5 ~~414a 486 1514/23a 440d 4 276 4 8816 481 ل84141 ع676 عع5082640041 ~~2666256164911 2446 46454A6601650d26 4840/646 16ع f. 84661، ع ~~241176642 4322dAda 13a8a4a 26 (1967:, ~~0 PageV00P404 ~~============================================================ ~~16 -212 .220 ,م52124013ف4d. f. 262 (22031ف2 ~~14d. (226651فb 1282031 2. 216 ~~104 67 61760 فمفه 4a261.1 (367204. 1930/121) 6.164. 21،6- مفا قق85051،-ا5 626106162 ~~61621666617466. f. 64622a, a 290874 5f ،7a26d1627 قa ل، 484 6466656 160هa287، ~~ل 86لf 66a0 8a, 45 (02116 268 648 16 16 441166 46406168276 -62468ل46هفه 46فه ~~1 م2a6 2831 1514/24165081941652 , 13- 06, 14 6ف1 10 16416 7 1151546665160 451047ه قناا ~~6d . 11-1 128 56566وته ~~206662656761:28510ad 51-/. 6-مهa عd. .2. 46006600مa هd 1f. dda4 ~~اعة :264626d10 6 88 - . 12 1466644642) (1660/.1234446 م2146) ~~1646126d 8 846465452 (1866/.126644 ,2402) قصح6119ف424 ~~aلa للق400) 166 ..761.2.(16 ح1644021) 1عف21 . .لع ا هصه اقل2114661-08 ~~60d. 166 (4a 42a4a 42003115) ( تقة12 -هa 4290668460 67 6. 26d66 6 - 512 0 47) م مه ~~1570,764. 1:.4(4a 4a1مa 416 (83592/864/-لهd r. 472 (40a 1/8401a 6/- 6صقطله قان04 4542 . (31ق ~~66666464166466d ~~لةل-51) فق41510 -1ة 263a 6474a 6/- 1367 . 6d. f. f. .40 -/6 284-5حقة7 .4فمص220445 ~~26.523 ~~f. 6 016 1151646 4 651فaa 6931 4 51فا عف2a 410 .12-11 .114.0-851ق216861 ~~76 8584666 5661 16اص44d, 04 64ad101a 8 -8 ف021651 42604141 416 26 ،،/64654-017485364،، ~~f 4648, 6 2قa5d666602 4 4 1م15-1846 46 661065 ص d،424علل ~~551112168ف1528112 ~~ل 864656666502 424856 6 ص ص للق1فaه44604ص145 قصعت2826116142هد ~~/م ل64d-66502, 47110 44441 017763460 400 18،462-16 6ل1 46 مةللت ل661a204116ف2.لها ~~و aف4010 45 01 مd4-لة 4-لة 4401164414.1164،02 ~~6d66666 7 783 5160 (يلة1ad0-1 33100) .م 232) لفهلللهل20a 46 0) 486 .الللة6014ف24 ~~دلللعل 8848 668 7 ع6466 ,صعلع18/441a 6d66ت .ل846 502744624246601 ~~26) 166 .22 .. وه ولدللة 6 مممة8/422421-23 صمم44444 م4 6ل4045568،66 ~~1260161.24d 44404546 .. م ه مه م f. 1ه 10 2 802،681 661فةa ~~د .115444 6 274375846 473-6/2/766/ -ا627a44a- 8d4506 d -ال d6d65a م1455460.ا 4142464292- ~~654642d62(208213, 1022, 6d 6. عل . d65لa 11 حه د مر علa 216 . علع ~~416ا 2146 .1 ما148664a 2/d 46544r 261-d4/. 0 م4f ms389 ,6 66مa 44623184صفا4206) 206 ., (4026 .6ف202) :4686141 ~~d6447 (4a2 ,(1962 ,4626عd, 163- ~~الق8صللa6 6416ل81للصa6600151 51-1 66ق476 402 6فع 5046 ,420151011855164 ~~1 , مم1قص51b 116dف1d, 669- 60 (4216 6م64 . ل علا76م446546101r d455044, 140 ما 14654026 ~~7 961010 6146046 2461ad6 44r 62/d (6A7aar 1344, 64d. 6-1/2:4d62/, ،132, 12 . , ~~0.61-62,4.616016 029dعفa 602 ملaممd84a466,. .24-79 (20285a1205 ف08 46- : .1ص ~~466d111825...4 ~~. .م ه حه وهد ان مدد .2صا18-ا5 6.32:0460.تلعقه ~~262 ~~ل ل110511ad61d0686dd 6171 15 10084 52.14566006 . 6566صل5 .6 . .,76746 119610066466045د ~~26606751-a62642صaa 6dad 01هdd0600ف01 04481صr6f-5/611451, 400 - 166/16181- 89 25 (. 442/10 ~~d 6128d828168, 22f8ل 2844d 66، 003 550 66وهق هاه * م زرنه ردد ~~، ,a. 24:46 6. ,474 . ...645م rd 6d ه d5 م221ra 2444 : م61a 42061ف22061)26,6.1. # 2 PageV00P405 ~~============================================================ ~~ل,0140622047,0 معلةهح76 ~~6 7 6 فd616 224 صa2م3 ل ص4164614 565240450184013 ~~5Aه عل 6عل665مع 666عل5 لع.1:ع402628101 4144467هع ع66165فل ~~f 21467. ل ح :a6 . 224اعدافع لaمه عللf. 3514, 5 :1926 .قف241) 4444486 ~~69401244081614d446 0444a 12641a848 . dلa5dd46 (16:0. 66-114:17 . 44. # 07d1 854ad 464 15 (103 ع60aaar 6244/a 4a ع00a660 1642،4a14 8ف6809044062940ف4658 ~~لال A466a 7 ، 61641 4فf4 158لع464d604 0، م1-5626464. # ققاف لل6 -لة 2421d 50822216d68:386 746 4450 22700 6641فd1146296ف4f 0686ل6/.20.234-60162 ~~84514a43d (1526):40 142 ~~ع8 ف دف وك ساللالله جةل15 ~~، d f3،76،46 2،4166 4 0عa12926616446a 67 1. 664صف14a . 26-62 (2266-54851ه ~~(146d24, 16/). 514-121, 224668اة 412 8 1 ، ت علم ال صلعلع ~~7670086a 406.14.461, 24a252r 151a4d1 518465ص ~~514 . .م43/51 514ف206) 363 . .ح4d-ا1648 ~~1584646add66 846 16816 866d6d 41 446121 246ع f ،786 ~~4 6 6 عص 227116 26/281 434447ق88 606م64ه 44066 ص4 80 1756850 ~~516646155469d4650.1614م ~~13466 -44dم d. 62-64 (205فحa 12919310 ,مr. 214-16 . 646247 2ا ه لل1 156 5164 ل ~~645 وه ولك 6502ع64 ~~8م15 مل50a1 628 ,464عع15-11 . 666607) 126601846مل64246606 ~~f.43d aa1d5a6 a445174, 0. 53عل16426 ~~199a4-ةd04 ,4294651 1عفلح20) 26466 ,26 اd. 216- 16). 10. 42. 8/5125631061 144466 11ه 6ل ~~a- 514 8. 26 /1ف 4/1d, 438440610 1146 284166640621/6. 4d 21 .168م62م116-145ه قله،.5 ~~6 661505 18) 1مf4a66888 282844081 6 فل 66068 60666ل 54/1464401 ~~21r a416da441 a445a, 0d, 0 - 1عل75 ~~4d1- 0. 266 (2243145a 4498061,, d. 216ج19 ~~66452628461616ff 8442 aه ع a 4542r 4d 165 ms390 (10644190 .ع, ~~.dd8a/8ع4 742،26ح 1186. 51/448861فA61a, 1531/,40. 26 (2061لdadف6666r465846a5a (84/ م120-21244.116 ~~86516118465م224a 12921r 15018 ,ص6441Aa485, 42.1f. 0d16f (168d6a, 16) , 20, 2d-00.1611ح646662446 ~~196 ~~216 ,0 ,ما ق4841161a 128d) 266. مل1aاه210 ~~126451-74a16022. ،a4860ع اصوي) م166661عd661 ا ة 14ا ~~316 . ,م1a1291صل42231) 06.266 ~~284.64644, 221612821 15008414446510884650 dd, 192 96, 4.f. 1094192r, 4a 5a 131 .0 86ه ~~4246 -71 ،12484 1/45427عل ع ص ص684a6/ 8ق1 6841602- 1.48650 ~~6a4d64260 146865a 404 21/445, 646 ,1 .6 .ل (da 12 ~~1401dd47 6. 84. 546147 614620461844611 611 4166 111416 ,,217 . ,664498451ف26) 1.266م1-8265ه ~~480445660406404 25a160 . 588414435018465 68 ,462ع مقصصd. a ~~201620446 0d0140105418 8d4. 4545ع666848 باق -ل A 60f 78565، ~~لa. 566 . 2. 805 . 1ه4d1. . 262 (22406145a 1224654, fr. 227), 9a f4828ا2 ~~،4520842076f. 6:. 639. 4صd df. :64624, -24a 12831r 1544184/4331068d166,. 6r. 2/-204: 481d ~~،641624568. d PageV00P406 ~~============================================================ ~~26 4046 492a046 6711666d6f- 07761614a,. 566 : d. 22846 47d 2. 4d65, 61- 6444 80 24 ~~00a9d6. 2aa22a. ,rd6d a 2156a. 76269462 261626d 16 25 6 احd. 4f. r. 2dd50a ~~8dق1/0 ممa. 460 36قة2ddd2/68,, 51-2 .ا :141d6a, 1913-1836)), 761. 2.240. 1134-36) .ل514 .760516 ~~288612761.6،44, 474-77 ~~امل 66666 ملa46a 4 81-684 66 ،-246 2827 16124مf.4624d6681-6466ف32 ~~6لفعا/625464مصعمه 2/7ح 40d 2294150A4418 140164 421 646 6448166 11a قصة1ل11 /12 645196160 ~~1963,4640. 219- 20 (02461081r 40a016فA42 عr 6411dda 24ad 2a,1 r6a4d/ f16d ص4هa 51ad466 23 (29 :4 ~~6690.4264694462.11/ 2646221113 40 6.4. 1624/6 09066 04a 1610848610, 876 (1/04لr 1176 10811/844011 17 210446 1 ~~627 202 2546 f-a6a6146 40 702a, 666 f. 0188, 601062لa/4a 70. ا هله ~~10627, 251-/86842. 244a 1-42586 11لل a4144106 . 0160مd 40668 -21 0664202-اقa14 - 416 617:, ~~2a 5d745/46a 1d03 6 ع و مد aعrن3 2عل عrع51الع 87d 15,05441/16ه ~~(14466a64, 176),4, 16, 8d7 . 461ف42 62 044421م114/4 066،ه -1406علd620 15118144661161مa 164 64/ 146عا ~~57(1961,0 101-102 ~~54.14.1291246, 0464 48846b 2313 .6.ق ~~6106018451a (0404,4d14062014d, 42-37) 5448 6611661 661افr 07 14833421 ما) 1661 6416 162486 -ة ~~12250446664761102246 292433 1a م Aad ال4عا dم 468ع5ع.عa لaع ~~6724261d67 .aلa0156a (442,0dd66 122), da, 2- ~~للaع 4622448) 1حقحم - لة /484147 400ل a1812d 61- 10d0d4//9-ا4 8ف aل 124425416 ,264985 ~~8.6.5(126:06. -36 66-76. 4160f. ،ف 100416ح4674اd 4374106601d6،425416 11علrddd6 4 444لd1 16ف ~~6944-10 (266440a . 461aA/fa ms391 r. 6. * (1936):d. 200 -334. 22764 51116 016 44401/ 485 ~~44146664.566281 6866141 51d16666 7 6:854 66 .84/164 6666ل ~~ة 6-51 4 124764 2401244081 176م 4ada2160 . 94822.:4. 40ba676, ،0466 1aم264 40قحة4-16. # 244a16adaAa 26 (1967:6d, -22،4d6م م م24618 216 46 ل 64466، م ~~ل ر ود قل1ل26416 48866 162324646.16-2541944416637) ~~(24d. 124)): ت متاماd6d4/849, 0165585ح 19 . 1 660 4146 4 42911 044176 587444مصق a 154aa ad5ل ~~641d646716 6d. (40] .تd291 (44197, 12,.. 187, d. 6 40 ~~624154461496 8d28016116d 7 2. 5 2a 19777.866 ,) مفه4 . ل a ف ~~6044046, 41.9462.26. 516246 . /a406A4ل1 ل صال 4141566 214168 18656 ف28142 ص ~~44660174674 444644540r 4 15/424صفa, 6صr 11. 08864, ،2246 1541aa 8d4620811 4 فالال0 16ا ~~عل ال a, . 42/ 4466 15f a 4644. 4466454صةة 0262d84764 4 25 حق-اة 4847م64415067.4 ~~266464446446d01746ad 616482حf 2A4a 62. عAr464ad. عd. 2402 .2اd661aa (1فa. 1633)، 4640, 142- 602 460 ~~3ع ل 2a8 2/41/646 ص4d 216d 104762644, 04 4611346215 0 44ف/66164d2r 4..) 647 4fa1 /1044) تصة1 -0401861431 ~~8،414463845401،44 Addd4.6.1.ا 044تf. 7266137, 61 81. (3288 684016, 44644 /445164, 156 ~~ص ون ا لقن عماتد 0a4،5aل13144441476 66/ .عنa446 ام 11a4106/4a لم67-10.40444 ~~عه .288a ص4ل6671d6 08854dd: a4d06م صعف ف -له، لع168144 844 163,666664811 ~~80184469d. 162 , /762544م14 مافي2d661a. 4 .ح.4) .. مل08م-لة18aح 6اة. 10 56844261467 ~~d. (0b8ع 64Ad466 4a 46d 625/48f 15//4145a, 22 6ف10 47 61013766 42821، .91804 ~~19652.62 -122dd666r4a1r, d. 62 94 60. 116 - 23 ~~1649d61d0 294411d6a 9مd 2402711d8412154646 6/ مa 164/aa 404: (1960) ملd. 129815 421024516) 66-مل ~~-8ddad6a/ 154aa1/f 715402a a11d 2a046a4. 6 f. 08414 417 ,06,099 4ل 117a 2111626 ل40 266294420106، ~~(9660d6 196) 4d. 21-73):4d63a, ،96 10080081, ، 6. 42-66:4 26486 6611640145 ,ص60لa 4/7 154a 122 ~~(4169,17,..1966, d. 6- 06 ~~114114 40544d/644مه عd 6لع42ع4161علa 3ع4انa ا ال75. 126.6 ,ص746666) حو دد ~~d145a ا7445044 ~~12f.26619481a 466 6016 15112414 41d 106- 1541ل ل 5 23448- 17 6082666 414ف ~~26 PageV00P407 ~~============================================================ ~~168d2 2/ 017444ف f611611464-266ي) 47811601d /42 441426م1644-ل449 ~~r6f. 7/2 441 .44 0416244416ح d46644215 402.51/1216 0421666م6164164824 ~~4160416866 14723 14660 r -14446d0184a f. 02160118946 4Ad 012bdd1 1 ~~15041216044017 02 40201a64444642. 03 44 16964 646 762117 f ./041 ~~161244a 2 30121) 62276 26976 40 6661216 6ف424 446662166146247116 ~~59429249425. 1444440766 46d6 4094 16d 10416 14021460 41646 6d1 ms392 ~~2462464219144 864d6 4262a 601416 dd665121 ,4876762 .0469,16م ~~02104 2066666 -1969416 8 21146 d164 f220d 446 لف6ل ~~12146436118411 0611 43 40482626663 ~~465 ~~46104166661 ~~61 36 26144911 2ن ,14a 4181a 402066504 1544 440096766a (1164762514 اه4254251110 ~~2967 246166544444151411141d8866, 444 ,00004401101 2640/6 1176 4286 02464116 402 (687626447ل مل ~~474446611944dd44041 01فa 4221 31441 1401 04464 1141411 51 16صا لة61 56 ا 6ة ~~7944647-611 1176 (86 2 126r 5104r 006658 11 60121016442/6 41046 1702f. 4140 4021104618121 66017/ 344641, 4 ~~5d0671502 4466502 621411ف886 171 ع11r 660 444 6202666 70414610ا ~~(1514462161488d4A8466, 491/ ,124/14111644416 106 4) (44142681 .467646447لا الةيd6016 -0121/106146 77 110 ~~626-5441 111051 448114 40 6ف1 ل1لل04d663. 1-861 4041 4804 16954 11 49444186ف 4146 518666 4762454944046 ~~111r 4216 .17512 . ان41d f. 106 (6ع762644r 471620145121 4811472Aم4/) 24665624861984164 ~~11a163045 8/ 86 046ف4a 46 466 40 104/111486 66186204617 404 .4446461ل للان5806271602446 ~~1209162141522601 414642 62601881 11641186 :41/63 64962045 680 40024 10 1117 5148466 14411 466 4066 9 ~~4066448510113111 41616046614771 4 ~~1d 181: 4. 18a, ،44a 86م404 6 81 40446 1446411 ,1184946 644اصق6-ل 016 19641464208466 ~~2546/d4AA6da1241416, 1r64694462 46462684064/r. 6d. 4. 7446149464 (1-61ad017, 1963- 1.761. 1:4. 1: ~~1605451a616441624077 46 حda4476 (4a6 ,126 .مه0فd. 240. . f.عa ،هd فة ~~ف .2 ع42 66461086 666654862 ,14011ع 446d4a151244a .116rله ~~6451. (164d67/dad016, 196--).701. 1:4. 1 ~~25 PageV00P408 ~~============================================================ ~~r6 45 64ل2611a45d,1 7 44767 16846صم4ه7002661 ~~.م5d66664 /216 4006341011 1 76 ,/6342م 46 474686462468076/ ~~46664d44216294 4214لهd6 16ف4لA64844021 4040474 80 044 646d144 17/ 16/م ~~2 42651021, 10 403444021 4 4rd 41 ص112ق A415666/a/446 لل ف150 4016ق ~~ل م ل4 3266830 14441 447ل40364404 446 1486-19464 46116620 ~~09544144 44666.494 424641ad26d d4416 /21 46 84221 230146 86 ~~16 4466401d 4001A641067 1b ف 89ل266 6 . هم ~~02746d08761464مماما400-فحd9087676 022.4فf. 67611 14 41046 1// 664 ~~16d r 6014d 6712621-6, 44 r0418 204 6A13421 407 1 7م060664614 ~~6 مل4646d 146 1614084a -261464084646 41dddd d416010d8ق5-6 ~~51666d640d24-4214884d291-144 11140 61611164146 98م21-106فd6 2 ~~44111 200164106 ~~641466468221 40002 44264 d4664031: 1471/61f64 /- 464. 81116 411 1-16 ~~440646040640242426 f 4d6 d424116 4 406 (.12db, 246 dd6631 4 ~~084454402416187624 4164102116214, 4466 /2 44/6 68847 f 466 64/1/1 ms393 ~~6 46 4 64.41 ف ل34464164024046664 ~~44664464614264115421 083 051106 31 46 44218 421 46746 446164 40 28 ~~6142446216416954409241/44a 41ad -6- 2841d 46406 4/3 ,فd11116 6061 ماقلل ~~46204204626,4644462/4r 6141 2 1644626 174حad 910108064 361644011 40512 210 .ا ~~46416645 ~~46,6641444021 021 4486 1114d0542-110446328641 300311ف ~~6-68446640d4021ف f 42r6 d06124d 446436 4 466 1401664 /4d1dadd d 19d, 8 ~~3004604444A6614640186, 427461dd48829 مd440466 02486446 12854 54216 ~~16184442666 6 476762. 1214400d4402a 04 446 4160486 م ~~5166646404444616181626461214 151118418 120401640102d 041 46976 44 ~~1666262166621 62/04a 4d403, 7a6a 76 fda ~~2166dd-4d1d021446 4644, 426841116 6d64 .ع41a4ف 40 446254436668 ~~6369442121d621 21 6ل. 46حق16-لaa6 a024151 0d 82482866 ~~4294161844026 210142646 AaA6ad66 ddad6f 446 19d266 4 424541d 4ا و للقم ~~22/46266105r 845446تعن ~~4746463441 47 4406 464016 f fA6415666/a4/44666 40 6601 ل4041 .ع PageV00P409 ~~============================================================ ~~41ad 41A62r f 0465/4a67 ف41A62 14385, 10 11420d6 423126ق ~~2a 4 44146 4146 11140 36146141 4110 021184026 6ف471 464680 6446626 ~~1163 ~~ل f 41rd 1d664 6445214 021 0166 4 216 446فه 41064 1214260 69216141 ~~16441462184021464-4214d6116066434/6 40 ف461164046 6 12192 1476 .4644 ف ~~540664476f 714f 1-69 4646 0bd4d6114, 42142ddd6 4a6 4r64r ~~6216ف6 64م266-16116 30141) 1846 18266 421 624760 0266202186166 ~~261446d401821 .61/6283 00404640106/421 44140 ماd 4d 4 46/ 424266لa6 401 ~~944812.6244211446616 60114d 44466416 464876627 41fd 44416ل a ~~د و ه لل ص60 466 1021110186 648116 2146442 441قل ~~ال ل مه ~~6628 0121400660416854 4083417 441 466 4126- 224d1d4 6 4 ل441 80 ,624 ف ~~42466 441A6 8410b f 6-1081ق2 مقحقا1116 -1 .4ح-f 597 , 421 64 ~~4262602162.-21964a.26480 1صف و فن مه لd6 86 116م ~~16644A6 94121 21868 1 6 411094/431 72:6 4417 1dd62113ا لقلم ~~60823744a 4661d4040024 0441r6 42/421 661 2832461 84-284 44 (ةa6 ~~4444016, 22dd 414 46d6df 2614641 6تa 6411 46 64d46d 51 2046 464 ~~446662044149421 41ad4a466d dd34416 4406 8.4211 404210 111 ق 6-ل ~~12684a, 4486 14640241 162421 04 1-446110d10 66 464 44 ~~ل11d1 1 8ق) 4r6 4 424416 ف460426 401086 6690 7441 0414649021 ~~264642264166/404464416/1/4a 627442/, 2210116 4461611a 4146 1d d6 ~~d1aف442 66141216114 640116 4/86 441626 ms394 1646146 621181431 6021646 ~~74665122454 6446484402 14714f 36630 40 44A6 8076204 2 4A6 قa12ل ص ~~023660404116 46614216 4 613478 471A64876 640648440116 صd 158 /4a4 ~~4466 ل6d46 d7620 26 67476 41217م2661 66446644116746 ~~461946224/4f61/4d2r 40 4r6 44354 168d4 4 42r6 4204d- 4416/1/4a 6414d2/, 426 ~~1d664216, d21 6263041 0 4176111611م4 2/321) 6367 466 16424166471627 ~~(06441049644d62449146164-10209476466 فاماd1 66 /618421فd 31فل ~~41 6221116 44 066768 6 1م8 246 ,610921 54846126 60469231811321 ~~4a fمل 646 ص67 ف 6014ba f d ص14 666479/421 ~~946640406 7 r66d624 a48/8a 81 4a6 841d6 f PageV00P410 ~~============================================================ ~~044294.1076221d d604021 40 41064dق1مd, 81 262ام01 ما20 4148ل 4016م ~~470266164664r664a4لr6f. 261464046 لd6676 46 86 66فdd d40 16 ~~6274669d216 80 6-6266676قd 6م،88م d4ا للع667عص ل ~~642666410 6،667674، 6d586624464/61164/ 65ل عق ~~46120d2181 8r.6444r421 4f40101 عd2 فاa 4 4a 4d6 423 2/ 11 84م ~~166407116 404 ~~61 46 46445 2686لd d6 461 فه2 026ف268418 ~~462694416 301a 00 40 0216 41181 1مهf 64d2468 19463) 5076 a24dل ~~4114 42646 41149176 206 .م64148 121026 86 844 06م4606202921 ~~46262d22842-2044646, 676211411042104642/12 6646612/6 62 1م ~~7424d11. 662ddd 111046 40 0121241021 466764 44اd 4166 76- 6 ~~9442026:4944, 4116 0104846027 0f4206 4241844046 4 4166 17dل4 0082 41881م ~~5 صa4446. 10d6 481ad6r 6a6. 6401a116 46 84/46666ع44 676101276104 ~~461 441 887644 02443101466146 ./02246402 6761404216194ف4122411941041446 ~~664611644 11866 411410131 1461 ~~4ن مم 48، 3 12004446 601416 4414 51046 46446 4410666 84291646 ~~1له 1d 4 114611002637لf ل6له 6فع* 226 04331ق 24206 42666 ~~464462666444602،46406460866 2b 4618f 666 ~~46654546464 2641166121 446 147041 4 484426 (5d46 4 48346 46 ص d118 ~~87)241A066426 4A6721 4 61464026 (5da 46 466 201A645) . 7 6 ~~41aa 44r6a. (70 2d4106 1d 5424 1626حق1- ،444، 3 0446 ~~011266 2 d4206 -8ف 6411 534015 م64626م ~~10d4064d6 ~~5a 6/ / 61666-ل4 609061464401508 ~~04a 246121444602/404,4, df6 76 1 646ف604 ~~5926816446646a618 40 424644 صd4d66 2 6 661ال ~~468624064421 2210216 161/821840dd646. 33447166162460 486 dd28ف ~~446804416 027 41a 841. 441dd44 26ف647 4176 .لعf61/6d 60320441 4413 PageV00P411 ~~============================================================ ~~4664d 976 2 ,87 صق48d1ل 20846 2164416118406,4661م61446 ~~da ، 612 54م76 61 26 ,/201801 ms395 11064 .21 ,544106 446 /69422 ~~61669312404666-4d011 -11461860826462640 476 (2 4436قلd 61466 16م ~~f 236626 8464 1م.. ه ع 26/1 44616184242612466131 ~~ل للل64d 6346 4 06 6 ل8 ,39ف661d46..ه 6612 /644662 ~~871666416 422 86 2r61769 471dd 462619460 40 921d 66144116 1 ~~2645446 4246664402d, 46 26684 16 1101قd6d 6 47d 6081 40846لل ~~641566644a46 68d66 41646261a4048 40 466 4d14406461 11ف f da2,da,. 216 231 ~~454027451414086d 40614481 404414 4024a 147216 1 6فd0106 64 ~~46 6866 6 /61 22664/48 ف43014d 626161،،740462ف46،21641 ~~6421064110402484644 0241,600. 21d 4r 4 ~~41946 1064-21641041d62, 2/444928 فr (. 268r2ص, A/1076 ~~406/1104)86 2071466 146 471416 41r6 d66 4/2 0d4 464634-11, 111 16 7 3ل ~~f74 16a8a/2466d 66181 2415181 1م446344121 ~~f 116444/ 1115416 41822241 46 07466 46287ص ~~4366406044/1446 4rd 4ad6334046 2 (A6 4قr 66447ف f ف ~~قا7144626a 86، 6406م11181 546698214614441642164 ~~904 42461463321 16 94 4466 8/1401 16 01d66d 44b 46d 6274391 4/6 71 ~~ل 6 476666 4) 466) 44660-647 16421 ~~4216426611014648d1aad1211d, 836 1a6446 446 66/1d 4/14 4/6فa ~~4d 64d46 م14188644d6 61d 876f 6 70 2146160ف646346 ~~5466421064986604466, 416d1 1876 44642 4721 1add. 681 صd ~~24080 02366102186 40 a. 210 46/68 414141 0162144d2ف ~~446446426, 46 84d21 16 476a 121026 21161401 ,4662 28/4 44 لa 3 ~~2623411 4666866 2 d 4ص ~~14476346A4240 6 62450 40 4621046 467ا-ف8 44ممو ر ~~44A6 1426 126 4d 274644 f 4A6 266017061/-6 46486616 466 ، ~~461464046 d4466, 416161646, 4116 0468216 41d4821 d, 21 416 666 4 ~~46240944021 4416617d221821 08,r 88 0f 648241016 4486 .114/ 366/11 85 4 ~~666762/a 44d47 .(34) 6404244 .6411(مaa 12b016466 4r6 61ل ~~موامه 4 421 ,007 466114111841 2 44064023084-21 42646666 PageV00P412 ~~============================================================ ~~126446548461614 661476d 46121 416 26/10186 36811161146176 666 4194 44 ~~ل 417d d676104013/6414 4 194041مd40 462663dd 26 44A6 d12ddم414648 ~~4645666a4a46 40301 4aد عAل 46 41 عdd6d 26 6 قd68م ~~47140169861dd1841 40 61466f 5a6d d 4db 66615 0 6 6176 ~~046 41146476 442430d442/ 4482b 48 16 6 :121018صلل4 2401164 ع ~~ف لا 441d 44/6 464644011 0444،،26 /66 ,2411 2210 04441071666 026ف01210164 ~~-132017642ddadddd ms396 46 4621 46662 ع,1626 4111 10662649446 ~~44A6 0040A646 11 661/6261 44 f 4 216ف2421 2 4461666 66694106 ~~a 6766 d6 1d66 402 404,6 1151069a047قق61146 -2 .4844412 1161126 ~~41468d26466494 147d 21 2441 46409244فه44 م f f ~~(4)266762r 6024 f 46116 42 df. 0322106. 866 4 4146 41ف ~~r 6767 1618062 17548 446 876 24 ف6762502442641616114686 ~~6462-641164848 60 441d86 4640944. 2dd10216 416 42040/646/ 1d. 76 ~~1646204644, 64,d 401ad66 41A6 2064 1dda0مd160 54 4286 1/461165416751 ~~d14d4d 61/d 02676240/4/6 449486 446 4194 4/46184118421184116-ل2445 ~~ل ل، م ا) 811111 16 204644242612666621662646 ~~ال r64db6 f 06646 4 6 64d d6 22608266فم4 عوي ~~676120116414 24146 11d1181 400 141 4216 14702210, 446 47d66 4 صdا ~~614408164466 045944424f, 21A6 441 46640-11/6 40 41646 66761046866 ص ~~484 11 صل aل4 684426 (1647 .4.6) 9363، 65091168 ~~7d641 110826 406466d6 ,0866 م8م61214 2626662146416 ~~d18411d 441 - 04/4618 126 9210 6/ - 68446316/4/6111 6حم62/61 466761 ~~(4624120861 218106r 444a 4r6 402401843فa f 4116 1141411م dr. 0ل ~~56026624611 961 6/d832466464 /2 466d410194d 691 4 42641666644d ~~/6761414162ل 4ddd41941-17 4 (adف 841d 4f 011ف46،466434 41041626662/4206 ~~446636518764341661264daa11 ~~ل44A6 8113 16 041 0716 04 21ف221 426 40 4424162264626176 ~~5-6745186a. 126 4064نa 66ص1ف f 6666 6 67 . وممع ~~6246421846826 /4 466 41ddd0462 64d, حقا1146 - لd 6 04762 466فd421 1166 421 4ف ~~,64d 02140106480 946604466 /f 004. 05241 /6 32144016.446ف6424188562 PageV00P413 ~~============================================================ ~~46446d411 48 61d6666434044a684631402168 /14732 416 4011 ف ~~016464022 6046464476176r 6a f،،6aع 7 ه) مص a6d3ل ~~د د مد 833 ل44669618744،61-27641 ~~4120266010,4096d 4046 ،6ar (f. 109f. /f. 109) 26 2046 45/43 . 4494 46, ~~0626d20 4676 2106224216 f 42r6 636 187 16 4r6 11465126 4416 4d ~~664266 466d 9116 ،4ad 102 f 4dd إع f da0ا ه ل وه) ح ~~(41062, /410/4 ~~ف fل 00r 141 4fd d66 ص4a6 1d138 426 4401ق4896544084664a6ق ~~3681216114:116 0111208366 1421 81d 46 4681041-601244 486 40 صd6 667674 ~~ل ا2 8 84 767 76 ف4 ، ه مم*) 056160 ~~4161 2087 4744a ،1446649 446 88 16454.(4 ممويه) عd, 24766 1146 4 ~~114a ms397 d64ق 146) (44 ) 6046684108.4412046411646660462442746226484/31 ~~64414d62226924216 4 61 466 4846 f 66 188/5, 416d4, 6 -16848114 ~~374d6626164 .4) م1446ه 4464 441 41حف,, f. 1062, /f 1022، f. 1094) ~~26246402646 44 616 f 46086 ه ~~ع 5486 6،26 66م710da 1d66ddd6(6)،4ع54464202 ~~الم 16146- 4662 44546466614، ~~15240143164021r 44406 440266 846 f 66 176 141 0061112 ~~1d16211690d6dd616 41 440640a (4. 111. -4. 112, /4. 1117. - f. 1124./. 05 ~~6644،6،،4424 2a6م مd 44da d464616 2 52452 46266 86 ل ~~4666968186, 244646441161/4 1876 821 46-61426 2146f 64116 ل ~~6d 88 686116م5ف14611641-466و d94644145 44-1aم546466446 ~~ع2،6 ~~1 26 166ق6 -ل5 ,26 ص40024 246 634046م-2646246646 ~~408414 24611651011 4466 1 ~~...848 46 66764047 161d66 4ا d64 م ~~646266542161616 4fd 0111-164021 /4 141071666 210 ~~د414 654666444411 ~~ا4ن 27ف01d44a f421 2d 624dص466124616821646 ~~4d4144116/66 (4*م) (f. 1114. /4. 1117،) PageV00P414 ~~============================================================ ~~، 6 . 76 ل66624a666 0d06 1154640 26.ققمه) ~~(64464630040 22106 21647 546d 1475. 7d 26 641668 2 466 f ~~66602/d6040 (4.102, /4. 1022).2A66426, 744dar d466 846 5a ~~1945187664846d421 4a6d0d466 4 2d6416666/444444 4 12266121 226 . عd f044 ~~15544142216d 23486 ~~aa40 406826d, 166 26468468 476 683184r f ݣ40024 06 71626... # 454266 (4..42624264 24) 2210 41Ad 6474/261416214 02446 62d1dd0213, 421 ~~6060260 466624264d6274 244A6 6468 187 7 1666 2446 68ل ~~(f.102r. /4.102 ~~4d66d18r f4r6 442644 2876764144 م26/66 645,46640424 ~~44464004 a 1004 46 (84131 8/0 46 41r6 4691 161062 f 44a6 d08ل 4 ل ~~462dd218644083.46. 41r6 11ddd0406f. 4 62464426844 -لة 40 42342 ,ص ~~6664746 44421 612162666 46 44d 286 (،54440666 (8ف ~~6- 5866 6 694666تاه) .ه2 ~~f. 2067،) . 146 4846642/ 4 669/41/6/210670) ( مهه،ع ~~ل d64 7 4766 818 (د) 29436215936160 ~~24.560121866a6 804326 8،42d6. (d4ص (f. 1/62/f 1/667. # 40201a64 21 16 114691/11 40 681 6934 4 4 ص64 42446640261846ق16له ~~0824176d4081 6426. 146614هd/5/ (448 مaa 110dل ~~ص8 . ه صا 4ad 6216 4 9346 426 1ة4242421146614 ~~2614460404622664404:2/09640 4266 1624 44:44231/9126 4 661611/ :146 ~~4466164449d:1660640 426444169d1:148,صصdd190 4206 16698 (f. 1067 - 4 ~~1027/f.1026 -.107-). 246 66001d64 4ddadd9d 46 16d 6646 8 ~~46d42166, 21 0 07 116 46 6 466461464046 م46864201210440294669 ~~45 6ا ل46ص4 ص(ا 02111646 157666 ~~424621426 421-60451d4d64 1م1/0116 8 2 46642431 604666046 17ف ~~(d6464d3321 ms398 (4. 102,/f. 10ل44d-ل15 ~~168484034116f /121208266 4466 402401844036 40616 4لd334 131 2 1مa6 130 ~~4466761016404 22764666644a46 040d61 46 66466 2 586 180 PageV00P415 ~~============================================================ ~~46660164970d460 4r 74 فبa 24660658104 ,88 0 419416 6246 1ف ~~62946621841464312a 461046601d 0441a6 3201664 (7/21 61- 6a04) ~~463 ا . 17 .حوم 4ه* 4600190164 444666406231166 ~~44112113. 762a 420d614446 5411 261184d6 40 028r 02b/451415, 8 ~~6040 69311 12411 6 616d44- f 06 006928 286 6ا و* ص ~~ل9318 4/6 41849-186/664-164417/1761116164111 1164624216 ~~210764216214, 147a d4d264 لbd 4dAd42164/4 02 616907 44daلd6حd 76 ~~4461111 . 613215 181462 42 ~~44642026,462646 041r6f 46664041م f 41/d 8410/. 46 166 11 ~~0274644 2466 d60a46 204 466 2941 4 4106 400246 a. 1. 6 ~~0746646fd2d116 f 41A6 444014421 4 (621ف226116114646-66م - ~~76-164492d 21-1/96942 (f. 9a - f. 1167. /f. 0r - f. 1162) . 41-164426024 ~~(49/- 2196924101a4 414416644416 11842168مa 13101d46 4176 11184فمd84 3 ~~،f03- -666 ح744d6 46 122 معم س) م2466،67 ~~a46661841, 464444a 2182164 421 4rd 31211/6 41046ف4سهم ~~5966 (4.094- f.62,/f. 00-) 32 144d 464 1-426 14لd7 6 ~~40024 4166 4694 2169116 86161/4 1644646 4166 م248142-2169602461118 ~~1664166464d0441 26فdd 47dd2046. 40942,. 1A602466 2 1184421 401a16001 ~~4086116440443 4/ 6/16116 ف4402640421م416 قص01d3480 1611 ص024642102834/4 ~~87d 241 0454d6 404 / - 16486 7401001 2946 921 4ه 24094d26 23 ف4466421 ~~2301214261-469422646464d 424466111460261844011 8 6 .14]ن ~~46694617 68d 4084 6- 2/9942 4261فd 201466 146 d2bd626dd411 4 ad2 ~~4441d64 116ف460 65121م46 40446 11 ~~ق ,aad 027) 4/6 66630416 ص218584686664/2 -46 64651 ~~154694486 341 6d0644. 276 16 41a6 667674a a 164 16- 46 قa ~~264626d40161/4 64666546 4484 -644466226 41r6 ،241d0f 1518 لا ~~44426 f4d6d6402442 44166 6676277 4361116 011 6/6461816 42013 ~~440261611d 02661ف- ~~266444162041462 864116114 40 91- 219594a. 6 -684826- 641166 76 44611 ~~246612426،3 47404416 40613142140 447 0 204105, 4/2d1 23d ،،42a6d642d411 ~~6 1854 4، 21 ا.ل متموم حمههله-/0) ،417ف610011 6016426 PageV00P416 ~~============================================================ ~~0624420(24a444344d4) 4440643186463 4 4dd 4/6 ا لف ع ~~6. 406 84dda. 17676, 44A6 (4364 404 846141b 6304406 86 6176a ~~62046b 19462412، 26ف664618 ~~467266620d641d6d4244d 04 46 2020201464, 2 04100221 221041a, 44a6r 27 ~~2602644f 406 14336 (4. 617 - f. 6/4 614 - 4. 617، ~~1147مdd 614646 صf466 4444 ع666 6446184166 ~~411046(f.62,/f.66 - f.57):1454 46 406 424صb (8a4ص) f ms399 41r 04dbd05a ~~6446462844216721 42141622 206826394426 4646 11r 4464 46 66 ~~4d6 4241 dd1dd4 6 ، عوس) 4420648351611762116(ينه) ~~a62666 6 6 62a f 611 (م48) /2151922 14616 ~~101211d66 (4 46 846 مd 211dم1 .6ممل ~~م) ف44a 0240d210384/. 44r6 42221 2 44r6 603 416 7/21ف 62662664760246 ~~516466409066.246469160 406 966 4/3a 416 444a 14d62204 1م ~~44 416 م4قd6662660 6446 4A6 4r6f (0d. 46, d0284106 40 91- 16ف71 ~~042046446514466402401 f6 6440416 47021 4264 06936-4 166 صفa 7 ~~لل 4d6 4 ( هف) a4a 424 6614668 116464112ف146.(2م5) ~~40621644021 44d6 1214654046 4 4206 641d 066 14 / ه م للل ~~f62 -622/f.62). 141 44d6r 170206 4rd 26116101 62aba) ( ه ~~67616439214d66184640 411026 6d0 6 2 614148ل ~~1266907666d216481648-ل ,ا dd1d266 6da 46dd 91 4621115 86 466 4ل ~~5642662645447464a44a .2ل faAa 6و6 لa 2 4a6 f2480م ~~4621 4666 ف6476 216 ,61612164843 4068 4 0217626646 26417664464126 1642 ~~2046964301 461144d241 646416 f 2266644546 4084 0246141 21611640454-ح ~~4242/6 1646 426660 6r 6d 1684401466-2 1406ل rd 94d21 ، ~~60626646242164 64116 446 46 d2176266216 04 4083 61612161146 40 01 0 ~~0841464a 4ad d66 f 6416666a4 6.4م161 4176 410 4161441 4663466 ~~01204118466116 46276264 24d ~~6d844021 404 1446-لd6d. 46. 446 001d44/11 f 64616 f 26 ~~10a6 4042b6 462181 126 466 6076 26d160 ل614041 46 ,616640246421 ~~9416 74646401d 61)) . وه /6462ووهه) ،0ب 4) 66/لd3 ~~0a516 4245 ل) ص610ف116 ص0 /1646601(24 /22 PageV00P417 ~~============================================================ ~~المل b6a 231 r a 6 ل20f 46064dd6ح44542892644066766 ~~f6664 7 ص846a 082666dقص-4.(-6-562/42-267 ~~66210d19645402 d 667dda 4 48416 عa6 ~~4A6 4 121654011فda466 41A6 0201a6ف21661d .14640466094ق ~~489،446246 164d 44da d0d1d 164 2.d62 21r 6r 3، /346a646 18 ~~لالل 27366 121 .6 2ه 2671046 4 186 366418468124666360 ~~2466a632ad44604 424216 44 212 1168r 1447 (f. 406/.12ق ~~2769312 16108446b 46 8044b d6666 6d6 4dd5a2) 666 ~~26661d 2614640115, 466 6446426464 264 (م) 432064 242162 ~~d416d 7 4664 1ق4 16664ف2471)6564 ~~169444200146646944626d/64144021 f 44r62018851021 4 4686 14666124d 416836ل ~~464661466162406284 4/. 646222ddd8164 43d12 d460440 361161046-62844 م (f. 604 ~~f652/429-2.632 6 ~~13064001a6644642d2 8d61مa44d36144046 60420 46 4176 2dd664021 ~~6144046 ms400 012d14 466م1مd6d1 04106121 446416666/a4/74d . 1- 16284464ق ~~5167d2629466 4003. 261424046 0321db418 ,266مd261r 4116 66, 44صd05 ~~491249266 240d 69048406 (630040 406641A62) . a666 4083 614610 ~~021d1661a64 46268626 16 ~~5426644d6 04604 26404 44a60401Ad d f/4d1صd111119d. 16dr 44,6 6 ~~424463022d24144/, 44424 22d210218) م ~~6da626 4464 446 4d4. 69406 46416 4 6 28ف41 ,446144415 ~~ل6 د) مان0101371688 ~~4461641648b04009صصd (f. 6. -f. 62,/f 29d - f. 1، ~~0246602604216 40 426 4476 013d1مd2d4466 611d81624460 61/6 مح-ل ~~4764d6460d06:a64ل/f, 602227112109 .صمقa (2 19/92111 2012 ~~(44610284476 24061a4764ح 12626 026فa 4 140حقa2 66 (610246 ق/d 44101لr 2 44 ~~52040 5160 46460016 f 4046 6111/27، (46 ق ع هه ~~( ،141ف645 مصه) مانل2266 ~~للرس مم8 /4340626-611413 ~~ل4712161r 6dd 6 مaadd090 221d ،440. 44-421ف16461201641فح2664 ~~169626, 4a6d 416 366062426 4166 2926، (** 144629117, 1142644) 2 PageV00P418 ~~============================================================ ~~4642d f15084162فa,622dمdd62a12 4146 عddd427, 12b addd404a 401ں,A /14 ~~d6416640d8 6934 446 4644, 476 1/668 26//218 40 قr عل فققم ~~14a6245d1 154183147 ,402020146 021 467646 قda 40,40446d r6 1654 186 ~~4446151484a 444091 57646b 63 A666 1dd 46 8676a 6 ل ~~64166664a46221d 4r6 29231d463426 04406 4016ص444046 4416 ل 68-م ~~4d62a 6 141 26462 08144041 40 56838 /1441 ع8102d6f. 7ف24629 ~~مقع 6d6162262146 421 4166 924 2م92d 2266-2161d61ف1601 ~~0662614 6 ~~446446400644861-821d 10664 461/66 141 1114146131 16 4116406 f 667 ~~4441166, 691 1118d62 8460م a (201. 2) 61d1 ~~ه ع40400a64 1151a66 a ص68 ,4486462164 40 01664.46301406 ~~6936519r f406 6 42671046 4 141 81 421430d66 4168 18. 4 ~~6944626 200146640 41A6 42 ,2/081 4 66لaل 685 ,666 ,1م0م ~~26641a2d21ad, 10d4 14 d661104 2-401/ 40 426 4436 ar. 431, 412 ~~1466682d 46446 460ل144r6 2134d02 0276/) 4 4186 24/8) 1م2818 466 ,166448415 ~~rd6d 6dd402-4030011646, r 446413 4 1لق666م84dله فيق216 ~~4664d661466612 6021لd44686 04 41A6 1 ,011م031 4 121 406 14/411 1476 ,1231ق ~~516468.406A46942-644 037 4261696قd6416666/rf446 2696616 ~~214542 ح 22d6 46 ع2036716746 ~~24644046044661946 021 40,201A6 42/ 44قع bلd4 علd16686 f ~~5646 44834a (f. 22 -4443/f. 267 - f. 42) 66 2446 118668ل ~~62d460 4060016 6A4114 0r r. 4ad61d76 2210 f. 216411 121 4062 4145 ~~26404046044620201dd4a,d0440a3 46 1610188 40 261646 106617حd 3فال d 4 ms401 ~~0 ف6466 16108446 5416 ./68 40 28446 .81131 024416 446246310105 ~~7626921 02d 44A08d0a 1476 d 441ad6d40f 41646402r 241d d (4d1 4 ~~64084f, 446016604 41A666470 200066/d 4464466 41 46416266/a4r46 646 ~~d606d9فقd2a. 224r 8ل8 1لdf 61834 16464027 4ل r 47الة ~~4416646401466173ق ~~10r6d60a4d 085/-ةaa a66626 4,d1 4da2r فd 601 24,6 20 4مهه ~~64a.42aaa,1d64dr6d,2a2,. 226a6d,6rdd76, 264dd76 0669لة ~~ة) 2ل66a6 .1عd6a626d اله PageV00P419 ~~============================================================ ~~لا.(f. 152/147 .2) (2244) 161ف23 221(حودوقه) 661614476) ~~2669240466184.426 2940208d 60044462616 16692 42626 .ل f 20add2 ~~4r6 476226116 4 0042d 1 43221 644/4462ف446 ,245944-2 241ق1-ل6466266 ~~4 للاd4d441 04 60dd. 4204216 40 83- 2/96928, 41/6 49440210/ 60ف 604622464166 ~~44261646d6. 424762681 6d1.26 14 01114954 40 47046, 1 -164a1 (ححف) 64 ~~9446694021816001 464696d (444س) f41r61d626637 21 (4. 14- 7/4. 147 ~~46d8d 671d6266 6-6/4 6d87 d266646 184 9 -260 26ف410204فاف ~~10764146144164101410d6, 1466 24116 2 6041 8666246 41694 4 484 2 4, ~~042121608d d0662404490411 41 42641128416م20 0431870210 44140مd 7 /2214441461 ل ~~f 0001 6 444216ف 6634022d4611 4624216 4 4Adل461476d6قحق6له ~~246824466166661646 7 4dd6676a 46 416 f604 1م, ~~46168. 8446262a-6 421 4a 41A62r f 4a Ad21811 164116 26184021 4 ~~221d 6d1 41094366 8 4r6 d11763581 12146164 a ل17/21 4462.4444083 ~~066d849426141/6 46 441616144d4a61216 2 44r626751844-4681 361102 ~~d.61264d61426, 66616. 616d66 21م ,6446621201645 ~~4548244216 201214 4301421d443/421447 21664 40 46261946 6040107فd021 ~~00444216024001a6141 121/26 66406291 4621113 1ل 6ق1-لة 1م ~~صاااة الا4681 1292115988،2144640886086 ~~.766226826876 4d46ص f 46 6d2d ~~64160164691404045441d6 060646111 -21 .قعdd4dd604024/ 81مa21 ~~44A61114200d420 2 4ن 64A0d 43 846461ص6 8744 64644046646) ~~926761401286214 442,40184020464 -104d604010 / 141 15321446101, 2666 ~~46646646A4118421r 4/24460dd06 6 ~~2266401, 2d604018402146121 84 لصA63 436116 42 41a ا261161116-266و ~~646486640516d442141141462166 /41 1611411312, 76762. 41636 16 4ل ~~30124042041264240 41d 203644-16 4246284/2a 2676610 46 4/68712 4 ~~24 114644 46 47 4قع 41 44166ل 084aم4617051d 10 161م1446116488 PageV00P420 ~~============================================================ ~~م قdف716r 001d 47141,/40465143 0812101067121 044 66041ف46041 ~~52646 ~~4/6446 1104 45 (712/5) 1م242260 46941545-186848640664648441664194426 ~~هم /16494666466446442611646666م5-441818 ~~6466003960 (47460a24a6) 421 2062464 51646 () 31b 466 44546ع ~~546221741162466246461116 () (f -f 1/4/f. 1- ) ~~1162244/44 121 011م624 4ل 1166d 46441 م101040d66, 4a60dحق16-لة 76762 ~~) 4121 41م7130 4064464 464104 5466866216347247(4752) ~~6 ل 406 15416(قمفمفه) 11ف5426662162601321 ~~46116421d 6 246430814017 ms402 (48) 226 16762, 0116 21 46 68d6 d ~~(8)04d4640a428 46 40240240 4226d (aق (f. 1//f.1 ~~624-16442666246494 466041 46 4664464427 262 666641-6 0d6a 6 ~~d 411 12مم9م46346411084 ~~16 ص8 م0d 26 .1046ل4 4846قص1-لة r 66346ل 46 05241060117 ~~قهوم) 116566 426 22120 (44م5م) 9416119026 (5844) 464306(4) ~~ل21 8160م4610 4 02108442646166440548416 2646402426 ~~55036462260 406676 6-1/6266 (484884). 4716d680416 4176 02144416 ص ~~44610763 2421d. 46 646486 46416d 81160 6 16675 م ~~ل2 246 012/1094460641166 61691646661626646266264146 ~~2822)621045720d46 (46204,4). 46, 42d4162616, 018746 d01ل daل 1م ~~(4.12- f.152/f. 13. # 408446f 187dr 21bd66 df 0510 4ل 916d610dd/68466 46a 4/2066ق6ل8 ~~276 4:264 662051646 f dr76r674 (7 صهd 2664 (5dصa . لل لصل ~~ل2d66d6r 4dd 6df.a 2rd 66/46d 16 4a6 f(م426) 06616647661066 ~~،aa .6. ,dd6d6 d6f, 1dd,666 2d d277656, 2 ~~65ع7600 6ف (حصاه، د) و6A66 76 ع6 ~~26601212066d04426400321948266 (4. 177 - f. 166//f. 182) ~~Ar,4r6d,dd6a6/- 6aadA6/6d 4r661aعf1ddabadd6d16 486 067a93 ~~ل ا ا ا ال الا ا ال لال ا ل ا ى ~~ااقا اله ه اه) اه ل PageV00P421 ~~============================================================ ~~21606664416 404646020 44186 1610188a 24/24 40 16654 6 ~~641541 21d 662d66 f (4 : /024641 614621464-266يA6 4644 014ad ~~006284449d04840215 430121 6676281 81ف6 1 416,01626 6214فd41445 ~~5427951-8dd9466, 4246416 44/49, 2446, 211d 50121d 4d dا ~~514060066464 60183914) 4466 0446 /4 :41A666 45 018440116م ~~2166. ق. ک کود ایدا فع نهم لع4141ح72 م04628648 ~~463/4664a482, 8 014a 4 018421 8043666 02 44 فيa 11111 اف ~~464d-6621 2224 2221471 1-33494 41a : 21174/36 2814 2436440) ااف ا2 1ر ~~14 240408017 54846 4211101646 ص4 1480 156884 2654544: ~~20215d46/./116111 42a11011 003 42084 46-5312م462d 6.21648041181فف6 ~~ال 44d6.111 (176 414762614dل 41a6 ف144r9d68/4/413421, 221ف1 1164404:141 ~~24866, 4,024664d. f 544:486 11d.a 1164/466 121147101646 23 2 ~~464469164 784046 404045 8746 204611d 4140 314160/431 466 ~~6d6811 67,206110021نd r1,6/.47 410626 f 4041 146 4 ~~54641464642166.3466a 178644a122641 46لان ~~464518466421 /441d66,611d 2 2264/6666/44/446 . 02. 581794/21 104643 ~~ر4 4116،611-6 41 ,11،941361461126: 44464040446466408214636 ~~او534 60454444747 ~~ااف 14118a 2:011 :4 34461572135 ا 2 116 :. # :(241r 146- 211414f f 476 4446844 144160/446/ 41r6166 76a 6. 6 ~~(69666 0441204466 4rd36218416f. Adل 17 6166 66 27 60846ل ~~لا قق20151ن ms403 fdr 710462 7 6 وعمه /1 4746362009-68 ~~74044,1a 1- 444 -44d71 ,ق3ققadd141لdd66 0d04d40215 42020, a ~~ل1d184d5166،716 5-24421 ،46 46440:781-4-مه426ق1146 ~~54454a6d08-19822. 21 -071316212431 ف13712 2244484844)، 7:4304/23 وفار ~~0d0146r6421 16/,. 2616447617 69217 (3 426فم4/4 4/ /02فاف6 26224214 ~~5152218414464424 166 40 4445 4041-14944021, 214d263088 6801836 /4 1514424 ~~416016 4876674626 4404.417d 6494ىd 04a 44A6 40ad060400d44 10043م ~~1646641464402417611142044402/. (-4 2/602014-111 3121 40 26414433 ~~4276 4 40924 مفف401-6بd6d46d4611517617 a4726.,b 1rddم2029764474 ~~46455214111a6464026 14424،421/661مf40 21d12d319311416 6 1412441, 404043 2 4 PageV00P422 ~~============================================================ ~~5 ل ه 0م118 8ل4ق1610 44917ف616 411م8م4145126464 ~~694664 266 ,26//04 15101418 -/1102 40 4702135 4660076 مل46 6664104721 ~~9d01: 176 6- ص1 1046م440 16 76 666402604614612104816 ~~14a748d4a d1 4663ل) 2007d.43 حf406 4704ن 16مف 646 1618660ل 6641 ~~,620/1427 .4) قبفا0 -ل5 21قا0لa م4261818ه a/126406/4م2 ~~لا م/ل -d. 262/67 44) .ق15عa ففق31 60مة 4.26قق14 ~~14 1827م790 40264646 04 /2100 646444430420040148) ~~42643092.21 dd4402, 104f 6474d2 2404062114مf, ddAa ~~فلالة صلملة1 فf (1621-16) 14d64740426 ، 40م4d :4قت61 84370 ~~و سه لاد تدن ه :192664115 ~~لد، لله لله الل ا ا ل قنتم لع1لم576 ~~4044664A6184466d6442144021 44166 4/2 ،08،52، ~~1116114 ~~15250121616441160 0r d6 161018474 10446 6 94/26 4لd43-ل لق ~~(d.622/1466) 4dd4dd 00040116f f41A6 4dd/046 12014,646401/, 1510841 . # 6 0/6 6 141dad0 (. 1163 3 1164/126d- 70) .71a 8 f1104111 ~~646d642 A283216 4040245, 466 66/3bd 48d121dd 942017, 41- .440, 66104 ف ~~606,5-4.2611644.41, 400r f 924 7 48 ~~لا ال لافما6611 4446 ا 66421 4414-46965145464644 ~~6466 148416 34012م6 04 46644010801 ,40676 ,2603446 ~~f464d216, 911d 1226, 211d dd8466 42 /634م416 142961941 ~~424284274814 6876617 66 9d12d 6 4434/462511، مd 2247 -ل ~~476126201760461666176614 4/6611a11831 4110761116114.27420244 - 480 1222 ~~648766- 480446- 81 042421م 4126 4 ف03-1622260226-4691. وفم متهاده ~~4d913 -41604-762 404 0 ف4265151646046/0222,462/08/116 ~~4621d026466464646460446d 0.480080 مقق10ل1- 1 10441 -اa ~~a 1116ف4a4 72 44 .57مه63 مدا6667 ~~d 44/6211/116 2/94 46d 6-4صق0ف-446466r f640dd 226d 427461164. 41ق56 ~~475646184464d6624d 419208 111 446 74666/ d (451851 ه مه ع ~~164626662 .82d270 -22301840فa . 80d 233 61-46426 14404d 2 1207 ~~694646640 -04a464- 00164445 230111 16401160 06116294013 4014074110 ،441 8ق PageV00P423 ~~============================================================ ~~66d44266 2 408 118d 1 a0176 146 /1adف46d4d66160 404dف4626 ~~104626. 4 426976464 f 46 1،24d4, 4dar 8d61d6d, 6761 a ms404 ~~646411611a154144 اd121421 264641 14646d 200r 614024 4624d. 2446 212 ~~59464166667f42 744 4a6666 81 ~~646862076d 44166 1646 400/ 16 411466 21d 14d 4dd661f. 7فاا ~~14d169/4164 2615466 4 86 676/4 2 2-ل8 2112841 41 066614647447 ~~66616881669112 165 -1844602644021 441 2092411 44462664 42033 ~~94446/921192181 169626140 431 294/3 17d 1 161r 8d 6 ~~5466566654041a666d660116 666f 4b6 44 f14 d ~~5794816944461d1d16114, 0d4614 0d641 9/-1684864217017642162/4117 4d 90310 ~~6464 8 1191426 146 04162214416 466440416 ,6416م14 666116 107616/4 ~~261 ~~لص515له ~~ا له 1 لdل1 67021-ل0 666ل الف1764 16484666416 ~~24d 646 66d111 4714466 م1214611644 2146 1069 441 6176 1028640 ~~446461818464 66621 ~~4 46ف 991a . عf463a4A2 ددعه 3 126166664414/642147 ~~انه ع8 6 6قلة 661210451216481181 ~~ه ا ا ~~ه د ه ه ~~ه رلا3ل4a665140 7ع788 616ح 4 16 4626 614801216214) ~~414/22774-4 896 27 41 1مfd 484 ص664 ~~6م42 146وه 17 1ق2 461 462/620946ع46462944164. # 221 ,4 , م8م4d1024824 1611 1 ,4 63م46 461 ,271446664169413 ~~dd82111 4a6 6641a 40 6a ه 66646 46 ~~06216 ~~2b 4a6 6112486 462415 4 470م68-ف54616ه ~~4d466f0d1662664/62221/,240015, 210 4384d4d63 . 664401/ d PageV00P424 ~~============================================================ ~~/d14041 4696411/0163 316م ~~4A6 4d118141 40766/1 4 6م14a 4-ل8 6476617 6662164406 ~~160614166d666646 666121501a46 .20876762 .6416مr 618416476 54 40 ~~5040946. 421 76 42d 4676- d6d40146فd 4644404/ 4 4d 2076484 ل ~~d412128 14-لةd66011 8 488441462 04408 64214مd416 67 ~~26645006140091611ad61d26664616, 21 212d 14-لةd64d0dاr 441 ~~66634a18 6 هه f76467 1321 50680 2046 ~~d 446436 46 4470 0961013 , 26 4434 4ف28121663182 026144164690761/4 ~~14496214620d21661674 2 4r6 2076214 2 11a0a. 6 66ل ~~8281146612666d 464747 406d4441 4ل ص1 فd6 ,d14d16 4 ،،3مa 4d08 ~~04076d 4666 46 761666 116ف4ف2046 11 .11م126298043(هه) ~~6d2/4 2 488d 67462 6 64515 40 076 4حمله462215-14 ~~5487017626474 441 47a 0040a691a 6d20d1 4216 (ف64 6 4/ف10م ~~476 286 02012 50221466 454 1A6 0dل8 4 ل67686 661 876 1461 لل ~~2006661a63 16169ف1يdd46141 .0فd 41/4 64 6 مف4 48 4م ~~44622061a21 43A82 29d6f 40مصa ،246r،2 2046 66 4 1a ~~766692476Add46406640 فلr 44166426d460 4rd /12441 4 4ل d8 ~~26145211464a666762141 44قمa f 46 466 2 ms405 46 2d64فa ~~اة 461418 /469-1 6642864040646916 ~~66404144571111 2906d46434166م 246، .44466 8حل4- 21281 1م ~~447461 14785 10d246644a 686 218208/ 1 ( مه ا و ~~66add216d 64/26 1669160 11/قل d611684 40464 4463 16/04ق ~~541640582 46f 464601d641d 4026dd62 ع f 46426 4044 16/026ق ~~6ع6ل6 ع 0186dق*ا 8dd 244611a8546 446 70d2/6ل066 ~~4640dddr60416 319/32. 2464da106 66640/6 40 (:44744 21ad61d6 ~~6766r64,afحقلةa626ddd6d d6 ad7674 لf186dd ,d 7676عr4للقم ~~460606d71r r6 496 d669لa7 4466188لrd461420 4410614ل ~~d6r6r,adr6fdd,f2d61da, f6ddad,,. 114adb 1 لةa6,، .772:466ل ~~65) , 6ad6,d, 26a6 46aa226 (سنةd:65 ~~، ( و , ~~7696.61.. 2162866a6655،6 د66م PageV00P425 ~~============================================================ ~~ل4d412 6- 128444746 84413 1 406 714 مدك 406818101131 ~~400126 40244241r62466614611 ,96101مd/91 016468فاةا ~~66466460016426 44061446 f 1-12 46626 41094 46046 61/0410 1876 .9ص ~~92684444466602204210441 4466145402r 4 41A6 da20a/f 127 1124-664a ~~445,76442d6241116462فص a 14-1 2124431 420121 44462 4194 قd 8, /71ف ~~716168 61-41921d8صa. 6861142-6 قa 4ف 104 66فd 1276 11921166 4 4 ~~45264269-842611ddd6/4446 6d66604001 146-14ا للص ~~541811/d866 111 1646 1461 4 112416 1/46d4d2 -464 ، اقطلقb46624 f ~~13414a466642161 6/0467. 401b 9/-2daddقط61-4451 1422242 . 666462805621 ~~464720466421d 693116. 42216, 3 ،4447 - ل8 اقلا12/5 9116 121821 4 466ف ~~،4420-64404620 66 4A6 44264 44 40 2مr6 26610146 2 6, 4280914 سق ~~266246136 8 8366 786 1ad 4684154 41046 1884 أقطلr 4Ad 410 ~~65491164d16274126 6609d 404 166 026dr6d 4A6 9211/911 3466 4/2 416 ~~479246d 41, 86 . 465180a 6111825 241608611d 4084 486 82 ~~60164649440261461-1b 8 -2d608121 8210 فa 91 - 964301 811 4 466624 ~~920645-146d6931 44166 46411646 446ا/ ~~947 164 14664822a 40 4266 0016121 4 4106 144d 2 21-1ا صل121 47 . 44فص ~~6-d17 4217176 642116614 146 41Ad 8341811811 12107621/61/42 2 . 8a1d1 ~~64146941026 2-16449661 4476169862 4 406 4111911841 111076116114 11 ~~4694161604 6646241 134a, 40141 40 11401, -426 71 ع ~~2616460404Ad6/291d021 661294 049708176 18413d 02309512461 121 136 29/4 ~~4r6 6d06ddd64/4 /44040044b4416164 8241 2/6 476 9284a ل12719/05121 ~~8 66-6042 4164411 601216 32 /1866648 06946166 40 م3076 46264221321 ~~10446404821-811 62624 f488 446 6 22667661 ~~4616606 0446 129102911f 600a11a106, 40aa 24df 6/-1623180a 8 636 ~~4445a4r61d64624، ةل ,صd 1-6-183 91- 2262d19d141a (d. 416/1024 - ~~1216040466 6 16912/6 ،408 84126 ms406 6. d0d141 قاف-1684491 -61 1م ~~6020946b 4646d6161 4297/4216 24 م41 6مdd0 446 8d4ں1ا ~~446646166116436196116 4446 226d66, 261413 722046 04266, 41 ~~146266d 42r6 02644402/, 4094 4A6 a767f f r6 1a-1 6مم868248 ~~70410446 016 14b 216/26, 46201d64814d 94d1a46d 66 4A6 69 PageV00P426 ~~============================================================ ~~2261d618/ 94/م41141446d-9408م9ف06231ف4020184d616ه ~~6204461/48462346.36046676281 00-161116361318449 , 2/2 68d1 016, d46644 ~~9044446794044r 4406161044484411 مما 177 118411/1 4048 106) ان ~~.110f 2d611 6/4261/ 2004 40 2664 876 0قه14.462d4/3 2-لة 4446 ~~0148246-21 6414 40 041062 106361821 50d266 4741 260024 46 62411416 ~~(66a40d/f 121 4461d 664016 41620876 601216 14674 2a 4166 791d084r f 4 ~~10604902a. 6861688 1-10426 22941416ق (d. . 716/1016) ا 4ققد ~~20d40a -61 16م11ص (d. 9. 72/1522 6) ا ل همعل ف ~~اصa 16حقحا-لةd43,da 1 ع,174a 2 ,ص4881440 4-8 ,64 2169062 26464/27 ~~5-201666،4a 48a127م A1rd0120 0. 41ad00841 5 -61فع1ف20 م4حقa 6 ~~a6 7 206 4666 47 6082ل صa.30 12قم76-46ح0-6 1مف5412.4 ~~5066664 4094 41064240 448121 6/-1686466d rd 4-8 41841 4 1112-31 للل14-اة ~~04494214/6d 446532216416 12/ 41d 6d216 04146 4. 1.6., 1684116 31611 4 ~~1d 4094 4406r 2d 2ةل40d6421d49464466 40036140 4 ف921 ,266421 6242661687 ~~62104668116 626021. 276762, 51216 44b 4666 608266121 444064-84 ~~121 4d1144-406261644006541 .حr 41094 46r 409848مr (140r 646 ~~244ں 021م4d46 221 42186061105114 214124213م02051 2604 4166426 ~~28244460039446414021 40 6931462 480fd 60866 121 221 44614104 40 4661 ~~4616546, 476 4421d 4194 221 1121248404 2314d6204-91 4644. 41 -34144454 444 ~~671269-d2221 (.266/996 266/096) .4162740116 4/6 116d216 4 40a 28ا ق ~~اللاف1 م aaa4, 6 4a6 18d776 ع6a266169064 04 rق9631- ~~5-8269646042 fهaه ل r20dr 7 7ا الال 26ل ~~4444 ل 4187 66 12 ف11461144-116 4166341666 ,36 764466336664021901166 ~~لd4 2/ 46 421 2مهققم60-668/ ,58 40 46 1.6:42084 ,02746445 ~~07611a6114, 1d /61-144 114 4094 /4 4106 1601842 قd4026 21d 642 0 ~~64622026 1011 -a8121 216762 64414مافd 44266 8 41666 4466ف616ف ~~4762270 466 6826 06260/, 2166 16 2104r6f 42801 46A4، 444مق -/ ف ~~29261-06608426(d. 429/1/27) * ل46611 ص774 عيل ~~664726 41A62661064910,6814166 4744f 41Ad 6921r 646402r 4 4نA6 Aa2 aa ~~/174024d9461d. 4464121400248214 464416 2144416 46610 411 601/4216 043 4040401610 ~~44903م610ل22a ،33 dd6, 4466 16686 ms407 f A61م 44،، 0201 22161140116 64106644 PageV00P427 ~~============================================================ ~~-458466444408 41adمa 62476408 16492 4 4176168d660 ~~1 ,0 ,قd36, 142 امققا0a 4286 66066404 ة1 ~~446A6644 764442 ,ص14642ق401511 14646016446626 206440 ~~3607622102 412/.41ad109 . 84, 47140 6d16 46 1 /06 430227 اف ~~511/664944642666194d 4164414646646 f 4dd 8dd2dd 0/1061, ~~4197497646646244644r430-206 4446d4 4. 40a ل- d, 76 4a4ل ~~71604294 642dd62/62, d4 2d 44ad 1116d 4Ad 6076 ~~12611116 2/626 .51841م26392 42 1644 36 طة14 211/034404440 716اف6) ~~02461816 4464040d1a26 26944664 46 4d f 41fd 9لd 4dd 10841a, 34 ~~66610154011476246d 404 4146لrd 6444444021 4/2 416d 4d20d/4, 14694406 414 6 ~~.مق a068. 2212/ 9141b (. م 5) 51102417 121614001 ~~5-186454664044428640/34019668221164416264641 214928174/ 4d f/441 6 ~~446794872646 7d6944d6d4dd6add116642/ 7d646211 122111 10/0 1 ~~(392164640221863 ،4 19646241/ 260d46184d 1d 40201168 46 صd 12186462, ~~25 260 ح14d1-لة a dd449441 169d6, 442 . 210844/9a . 22 2d4, 2424221ققم 53017 ~~468118412 24181, 154 46 426464 2 4166 4060401a 2 26-94614a dd66 4ل ~~164041 46166 76 ص7d ,21 111 4166 4 444066076474 026ف2644 094711 ~~442666144266 404166 42012a 466 6212866 40,40d1d6 41d 1 6 6ف6 /12 46ل ~~966344d6641d68 414/9 64124164 40 44094 4146 4026666604 01/8ب , ~~881426 da20da 244714r 1486 dd6a 762 r 4d 21-4511ق141 اا ~~لق16 2066461 ~~629346027646 4166 266 4408a 418464ف 6 مa, 50216 114/1145 184/21م ~~f4519.8-،4608/84a, 032140416 4 4146 44211 ص1 2791616141426400244019607 ~~للا ق1610 1ممa 0d62624 16213 648فف 401162م106949 ~~426326126112163264636 4046،4rd180 4. f4640841 2. 8d1d -d22ل ~~46821841 92-0a. 1446 474446a 16626 4164 41dd1d 1746 7611-41d6 ~~62621 041446294d64741 9144/1666 0414212046ا م 111011 84/01167 ,5-ف ~~9467626686 ،0246 f 46 161841ل ا 61 م ~~56290ddd47 2/-6 ~~246664021 0446،4a44861 /2مd 26 664dd6d 26d f6,1626 ~~تهر ال 476d 408711 25 166 20f 1476 48ق-1 4494 464 406 4744 2446141 PageV00P428 ~~============================================================ ~~92661685d41d1837 f44 لdا ~~64664a4424-420834 ل ~~62d406 401424لة 1حقbبمل dd0da 244714 426 1321 46 14dda60 07 ~~62488af20004b4606r a 169062 4 4/41 81 1260/60/6164 4206 4لdd76 2 4 ~~ل5846a6 6ف420 16 1682 421 1 /0 ق422651 045144 4406 266106264 ~~8d. 6 74 1 4786 صصح ق 44646 16661 2406278446 469076404 ~~60666614664 4dd 41 ms408 746 121 4d221 6dddd6d r مdق ~~86476661216 401876 146d46462144314 4016111 428 46 414416م ~~(6466246dd206a 41a 146 716 4 4,6 d3831 26d 426172f6 ~~490440115, 21 72046 44401183r 4 6145104a 46dا ه و63 لقم ~~0 21م6266d 4660 4/8م) 4445 4084 46/245ح441-5 2421وه ~~ل م4 - القل8 ل4،لع8a هع 27 44706 /626162222 ~~ع قصل /314ص401183r 21-68d 2ن476642604046646 ~~d46614154641 4 .قل8، .16 14498/11 .اف 24084 ه 6 067624406 ~~aللd لالقصقصل8176164 ~~4446216626dd6d 02d 04 1r ق6-لةa104/8م مامص a20408264/417 44044/ ~~6681641428dd3d a1 ،586618ع71 80118ص46 ~~646مa-8d صdada, 218 ع24r 416618266 ل بفتي) ~~4d4 110 1216144 11 46 11886 ,478ق2631 4765 6024621م48 464662408 ~~467664f446 42416 454 61لa616/2مr 446 44a 44a4صفa 444a ح ~~1ق-ة 1ة4002801 ~~164426069dd46, 8فت d1فd6d 40 20684 صd444d4مd6474 7684 ل ~~6d46 7562 16478 . م4 1ص16681 16ل4662846/8 ~~46626446d46216741 210 46420066d41. ،6146 45666 ~~16040146642610666d46 2r 4aa6d0144 4عA6 اقفام .لاف ~~92221461466dd066مd 44464 42044 44466 4d 876- 11760d1164 لa 18 ~~ف1 64 ل فل214 21ف78464026dف 1م) 116م088 25666069660440 ~~66065 ~~542169 66 7886616460 60115 46ق4 4 0216 ,5676214ف44634 ~~8 او م عضرا ق1 421 /1م 01042000 ق674601624061542182 ~~ق 686640dd46d 446 6021, 4408 14494 -1134. 117662, 1ى6425 PageV00P429 ~~============================================================ ~~d1a1ل 42d1064a46/dd02 rdف-4 2666 40266116 ,46616 ~~0761416114 460 44066 70 026 478d (0124218 446 صd16364121 2 4/6 131114 ~~476116214 404214 000 6446f 418612. 169062 6/9360 144116614 402. 4886 4416 ~~296 4 264626 6876 ص2f. 1191 241 1.22.76162 36(ن) 06206 ~~464411 4186 146 0416188822601440146331 676101216204ف66314664 ~~2ل6dف59446410416962661114647244621/310691 ~~644264.206762:d616692r 66صdd446618ح fddل ف ل ~~44620226 4644 020 (411 2604 . 7d 54410201 16876 4104 166 4 14d46 f 404 ~~dم4 2166668 4446 ,/6441 43663614141026 40 4620249214462414102063 ~~406172644421246 62114264/. 14d 141d0d44021 40 44646 176r 604ا عل ال 027م ~~1641460261d1011412 6460 41 6d1 216 ~~فا5ص86164-1 ~~76940 46104r 044 41a69d410f. لf 2 2هف عr لاقل9 ل فل ~~2666d 0218d416461146116448d 4744466 421 46 44642481 0264644 41ف ~~6663 1640466644040 2147417 43r 40 42024r 4684 /2a 1-46 261d6046 ~~لال02440182d 42d 66 5046660 4466 469342162416614089ف51ف14 ~~44d26 f / -1416 74d24 6939ل69d41 86 46 266441116120ح794161 ~~6193514 207406 46 1f ms409 4 446 1410141614, 14 4616d 04 76 711 ~~44 6426 - ل 21 416666 21668331م2119 16م4064 6426421514421) ~~a (،91f62، 3 121464010837 16ه 86 414654624414016 16146 ~~مف عهه ال f 4206 d2 و64a416 f 4A6 144ف 464r 32م41610141 6422 ~~1 21/ 3617 40 46 014666 14024360466ق1ة216114 64944:41668304 ~~4448608366, 22761111110243314 0649416, 6A1 86 4/6 /693 4616 1244/ 11 4 ~~166248694,6 114 410711 40 146 4404 14404181 60d6615 ~~9216 044016444 1461446d7/f 46 2104 421611441 141064 4286 411 67611 ف40216ص ~~اه ا ا ل ا ال ا ا ا ل الا PageV00P430 ~~============================================================ ~~676d, ad ar-draaa 2addda1af dAd6d6r6r r7d aa6d6d a6a ~~2ddf2d6d,d21,r61rddardrdr dd, r:dd, Ad616,a2a 0d,,,4 ل ~~dd28d-106aAa, 210aa610aa (d. 346/942), 4r6 24dd2,d6r f 250a8 لل ~~186,،3 4694 16, /d60401a4d146441d62ar6d 1d1504016r . 5ه d6 ~~1264A646/104a60643,9620d40 04 2610840 8مةd4dd62-6 7626 601161/ 44a41d621 ~~72d614010164 6a1d000, 7d22r r. dddd1d16 20d f. 4294db 617d 4 ~~d6460ad01a f46 6254dAddd16 3 ،4A 06251a1 61,a 514dd6 d4 ~~447444666462d 04a610439468 141 416 664/26 02 14926 4 44 4611 8صق1-اح ~~08646. 61116 14 1-969ad لr6f16421 61d4/2461 -1مdd11- ~~(46426 44a 924ق11461 -ل2 قa4) قf. 47/104a 6404d2/ 42780216 4d 1d4bdaa ~~16081a4062616d04dd6618a 0ال ~~6d401029440116264d410 -1/3 81ف164644r6/26 -/540115154529ته ~~160-261461046454. 02a 74046 6441646 6df 46 0812101/6, 60100 ~~242604106/.4040401a664. 2426d 01a48128 113مa41/ d04d440115 40131 4466184463 ~~ف54a66dd2226ddA4. O26 241A61d6641611818 d150407ع ~~47025,14544076762. 44/4d218461d 1064. (434168717 641662 4644 ف446فf ~~1884d44466026441d601d664642/4112 682110166 44266 6712/601440206 4 611ف ~~4160016d 021 151d21611 121 76442/2/4a 61d4d4 ~~4626646221 51dd166 /11 1- 16818 16/4 64624 -0621116 41041 ,d 6021 ~~1020662A62686021 402440464/96 41d61416664104144r 4 74411 461384d 60d26 ~~6267625118d 266676 416101 0d4 114d 33140461r 611 060 2/6131 430131 4 ~~6766 4004548636 420 40 4446 64924 0 4446 6404d 46 d 6444011 6811 ~~6266d026, 4-460727 644221044 فA6f. ص2 4/11 01620846 /42421ںف ~~4A 646 2 11 لعل12d46 /,ad 46 71 246 84054-/4664د. # 644081 54002 f146 40d6264 2r 76546241 6146, 2,. 446 48241r d446 ~~(46702296 4034 41086106 64ddr 412da66 84d d344491 84021ل f 4 ~~ا ا ا قان ال ا ا ا ا الا ا ا ا هه ~~ل6 ل17r 766 . .601424 ms410 66674 46 11ل 474,2416954 ~~1624014d4ddd402d 6658a 8104 لr6f 5a1846 400 14 440 4a64694462, 4 ~~6761218126d 408245 0444664644 2-0404466 40 427643 0726 (461 6 4 14746266 PageV00P431 ~~============================================================ ~~6ddd440214 ~~ومتهق6لة اق411 ~~0704 ~~4640125d46f44d39d 41d 4416045ddل ~~602d0d6a3a1,202dله14,ل ~~.14440840 ~~للd6/4 4/84 4م4ق1460d466441466931710464027 41543ص244 ~~461164d21 82663 440a f18dd/ 4d dمd . 16d41م a6 صل df ال ~~aل 671 6616 ل666146 ,44ع2466f2 ته ~~42461 024664/4626 40d10 49166 66 7 4a 03م ~~9461-4(d.15/926 f 225/96) 21288266 17 41ماها, a64 PageV00P432 ~~============================================================ ~~72 ~~4150080171611 ~~5 ~~ت522500914511 021241 ~~2612844d464151a4ddd 01d16 ~~108762514d 4261d298d - 420476514 12 ف ~~16114211 414 ~~261d4620131 60426 4211a1d6d6 41d4d 47112aa1 ~~6d62914 ~~111 ~~254406 41514dd 04d16 ~~8413145- 13361d 124 ~~261(9821) 6707213 -6721332 ~~64(9621)600236 ~~d9:d41d1-11 ~~74d46d4b 26d40 2003 ~~607216d41264d16 f131adbdb 04dعلل ~~24040924 0241045 08014084401d 18 06 26020d06d 11 41r f0222d 474101 4106 4ل ~~472444611 621111831041 02 41rd 047116 00/21614ت ~~1664-55522- PageV00P433 ~~============================================================ ~~5 ~~بن ~~14462544 ماة464 ~~14620444d1141 618462102111410686 2646284 4 ~~84842651 4 ~~2641911 ~~01ملف4 200116 ~~44: ~~ا1سا180 ~~2 ~~4-الة 11فل11811،14.11414441 1141111 ق4104 ~~606االماية ~~1611م1411 145111 ~~448144فف1را1110 42(4) ل604826 ~~. ارا:: ~~1151a1710 ألdd6116 ~~211614511141141184411 ~~ازا ~~11441 711101 ~~4111411ل 1) ل(4() 4. ,/41185114 لا. ()فنك ~~در2/1 11114111 PageV00P434 ~~============================================================ ~~2644604 ~~6698818868084648a554a 65 ~~47525440115116840 ~~61541404602154d dف ~~651ف 11فوع1-ص46 6514ف/ ~~24044448195 PageV00P436 ~~============================================================ ~~222 ~~ب ~~مهه ~~مه ،وف ~~: ~~: سفه. # ه ~~و2 PageV00P440 ~~============================================================ ms411