######OpenITI# #META#Header#End# ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0001.png) ~~ابن مطران، اسعد بن الياس، - 587ق. ~~بستان الاطباء و ررضية الالباء اتصنيف ابونصر اسعد بن الياس بن مطران؛ ~~با مقدمه مهدى محقق. ~~تهران: انجمن آثار ر مفاخر فرهنگي، 1386. ~~صد و دوازده، 377 ص. ~~سلسله انتشارات انجمن آثار ر مفاخر فرهنگي ؛ 483. ~~9789645281265 : ~~وضعيت فهرست نويسي فيها ~~كتاب حاضر شامل سه بخيي است. بخش ادل شرح احوال ابن مطران از اين ابي اصيبعة در ~~عيون الانباء، بخش درم ترجمه وتلخيص كتاب بستان الاطباء و روضة الالباء1 از ~~ابوتصر اسعد بن الياس بن المطران و بخش سوم بستان الاطباء وروضة الالباء3 تصنيف ~~ابونصر اسعد بن الياس بن مطران مي باشد. ~~فارسى - عربى. ~~Aou A2asr Asad ibn llyas ibn fatan: 8uslan al-atibba :عنوان اصلي ~~5a :عنوان اصلى ~~كتابنامه. ~~نمايه. ~~چاپ عكسي از ردي نسخه خطي. ~~ص. هشت - بيست ر سه شرح احوال ابن مطران: در عيون الانباء في طبقات الاطباء ~~/از ابن ابي اصيبعة. چص. بيست رشش - صد و درازده ترجمه و تلخيص كتاب ~~بستان الاطباء رررضة الالباء ( از مهدى محقق. -- ص.2- 372 بستان الاطباء و ~~ررضة الالباء / از ابونصر اسعد بن الياس بن مطران. ~~ابن مطران، اسعد بن الياس، 58ق. ~~پزشكي اسلامي - - متون قديمي تا قرن 14. ~~پزشكي -- مسائل متفرقه. ~~داروشناسي -- متون قديمي تا قرن 14. ~~محقق، مهدى، 1308 - ، مترجم و خلاصه كننده. ~~ابن ابى اصيبعة، احمد بن تاسم، 600-668ق. عيون الانباء ني طبقات الاطباء. ~~انجمن آثار و مفاخر فرهنگي. ~~دب 183 الف /128/3 ~~شمارة كتا بشناسي ملي 1117112 610/917671 PageV01P001 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0002.png) PageV01P002 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0003.png) PageV01P003 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0004.png) ~~پزشكي را ودين را گرنداني زيانست اين جهان و آن جهاني1 ~~پزشكي دانشش تن را پناهست ودين دانستنش جان را سپاهست ~~تني بايد درست و راست كردار نه با ريش ونه بادرد ونه بيمار ~~كه دين ايزدي بتواند آموخت بدانش جان خود بتواند افروخت2 # قدماي يونان روش احتياط و بازجوئي را با پزشكان بكار مي بردند از ~~اين روي بود كه پزشكان ميكوشيدند خود را از خطا و ms001 اشتباه برحذر دارند زيرا ~~پزشك ممكن نبود بر كرسي پزشكي بنشيند مگر آنكه از او آزمايشها و ~~اختبارات لازم بعمل آيد و پس از موفقيت، پزشكان كهن تر براي پزشكان آزموده ~~شده كرسي ترتيب مي دادند و آن را «ركرسي الحكمة)) مي خواندند و فقط ~~پزشكان بحرب و آزموده مي توانستند بر آن كرسي بنشينند و هم اكنون گروهي از ~~پزشكان در شام اين كرسي را نصب ميكنند و بر آن جلوس مي نمايند و اين از ~~قديم دانسته شده بود كه هركس در اين جايگاه بنشيند او مرضي و ممتحن است ~~و چنين پزشكي هرگاه بر بيماري براي معالجه و مداوا وارد مي شد هنگام وارد ~~شدنش كاغذ سفيدي مي خواست و پس از دقت و تأمل در حال بيماري بر PageV01P004 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0005.png) ~~روي آن كاغذ چنين مي نوشت كه در فلان روز بر فلان بيمار وارد شدم و اين ~~روز روز اول يا روز دوم ويا سوم از بيماري او بود و من بيماري او را فلان ~~بيماري تشخيص دادم واين تشخيص من بر پايهآ احوال شخص او واحوال ~~قاروره (= ظرف ادرار) ونبض او بود وسپس فلان دوا وفلان غذا را براي او ~~تجويز كردم. پزشك اين نوشته را نزد خانواده بيمار ميگذاشت و در ديدار دوم ~~خود از بيمار مي نگريست كه چه ديگرگوني در حال او پديد آمده است و آن را ~~در همان نوشته اضافه مي نمود و اين عمل را در هر ديداري بهمين روش انجام ~~مي داد تا حال بيمار و بيماري او به نهايت انجامد اگر بيماري او بهبود يافته بود ~~آن نوشته را نزد بيمار نگاه مي داشت تا تذكار و اصلي باشد براي بار ديگر كه ~~او بيمار گردد و اگر بيمار از دنيا رفته بود و گفته بودند كه پزشك اشتباه كرده ~~است در اين صورت پزشك را در برابر اهل خبرت و بصيرت حاضر مي ساختند ~~و نوشته ms002 را از خانواده بيمار ميگرفتند و آن خبرگان به صناعت پزشكي در آن ~~نظر مي افكندند اگر بيماري و علامات خاص آن همان بوده كه او ياد كرده و ~~علاج و تدبير پزشك با آن موافقت داشته او را سپاس ميگفتند و بيرون ~~مي آمدند، و اگر خلاف آن بوده و درمان او موجب مرگ گرديده بود ديگر او را ~~اجازه درمان نمي دادند و بآنچه كه سزاوار آنست او را مجازات مي كردند3. PageV01P005 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0006.png) # سلطان صلاح الدين ايوبى كه پس از وفات العاضد آخرين خليفه فاطمى ~~مصر در سال 567 و مرگ نورالدين زنگي حاكم سوريه در سال 570 يگانه مرد ~~توانا و مقتدر عالم اسلام گرديد، علي رغم كشمكش هاي داخلي و مبارزه با ~~رقيبان و هواداران حاكمان پيشين توجه فراواني به اهل علم ودانشمندان ~~خصوصا پزشكان داشت، چنانكه در مصر هفت پزشك و در دمشق يازده ~~پزشك در خدمت او به پزشكي اشتغال داشتند كه برخي از آنها يهودي و ~~مسيحى و بقيه مسلمان بودند. # ابونصر اسعد بن الياس بن مطران از پزشكان مسيحى بود كه به دين اسلام ~~درآمده و مورد اعتماد سلطان واقع گشته بود چنانكه در سفر و حضر با او ~~همراهى مىكرد. شرح احوال ابن مطران بوسيلهآ شرح حال نويس توانا ابن ~~ابي اصيبعه تحرير گشته كه ترجمهآ كامل فارسي آن در اين كتاب ملاحظه ~~ميگردد. درپايان اين شرح حال آثار علمي او نيز يك بيك ذكر گرديده كه از ~~ميان آنها كتاب ««بستان الأطباء و روضة الألباء» براى ما باقى مانده است. # ابن ابي اصيبعه تصريح ميكند كه بستان الاطباء در دو جزء مستقل تدوين PageV01P006 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0007.png) ~~شده كه جزء اول آن را شاگرد و ملازم او مهذب الدين عبدالرحيم بر او قراءت ~~كرده ولي پيش از آنكه جزء دوم رابراوقراءت كند او دار فاني را وداع گفته ~~است. احتمال دارد كه نسخه اي كه بر مؤلف قراءت شده همين نسخه ms003 اي باشد ~~كه تصوير آن تقديم خوانندگان ارجمند مي شود بنابراين مي توان اين را ~~قديم ترين نسخه از بستان الاطباء بشمار آورد وپس از آن نسخهاي از جزء دوم ~~در اختيار محمد رضا الشبيبي بوده كه در سال 588 يعني يك سال پس از ~~وفات ابن مطران كتابت شده وشبيبي مقالهاي دربارهآ آن نسخه تحت عنوان: ~~««بستان الاطباء و روضة الالباء، أو دمشق فى عصرها الذهبى) در مجلهآ مجمع ~~علمى دمشق شماره 2 سال 1923 م . نوشته است. # بستان الاطباء مجموعه اي از مطالب گوناگون پزشكي و نوادر حكايات و ~~نكتههاي بديع و داستانهاي علمي و تاريخي است كه او در ضمن مطالعه ~~كتب و مجالست با شيوخ و علما براي خود گردآورده و مطالب مختلف كتاب ~~را برحسب موضوع تحت عنوانهاي: وصيت، اشاره، لمعه، نكته، ملحه قرارداده است. # موضوعاتي را كه ابن مطران در كتاب خود آورده بيشتر مربوط به علم ~~پزشكى وتعاريف اصطلاحات آن، وخواص ادويه وعقاقير، و سخنان پزشكان ~~بزرگ، و ضبط كلمات و واژههاي پزشكي و داروئي است و در دو جا از ~~كتاب خود از خوانندگان اعتذار مي جويد يكي آنجا كه ميگويد مرا ملامت ~~نكنند كه در كتاب خود برخي مطالب كه مربوط به علم پزشكي نيست ~~آوردهام زيرا هرچند كه آن مطالب مربوط به علمي ديگر است ولي پزشكان از ~~آن بي نياز نيستند ص 158. ديگر آنجا كه ميگويد كه برخي نگويند كه همه ~~اين نكتهها كه در كتاب آوردهام بديع و يگانه نيست و متعلمان اين صناعت از ~~آن ها آگاه هستند، زيرا در بسياري از موارد مطالبي را آوردهام كه برخلاف ~~رأي رايج مردم و انديشههاي پيشينيان بوده است. ص 263 . # بستان الاطباء پس از مدت كوتاهي از مرگ مولف مورد استفاده و استناد PageV01P007 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0008.png) ~~اهل علم وپزشكان قرار گرفت چنانكه عبداللطيف بغدادي متوفي 229 در ~~رساله اى كه تحت عنوان: «فى المرض المسمى ديابيطس» نوشته آنجا كه ~~سخن ms004 از منافع سفر جل (= گلابي) بنقل از رازي و ابن سينا ويوحنا بن ~~ماسويه و ابن سمجون مي راند ميگويد: # «وقال صاحب كتاب البستان: إنى وجدت السفرجل مع قلة غذائه من ~~أفاضل الفواكه وجيدها جوهرا وعنصرا..0) ص144 چاپ كويت 1972 م. و ~~ابن ابي اصيبعه متوفي 668 در باب آغاز صناعت طب آنچه را كه ابن مطران ~~از قول ابوجابر مغربي در بستان الاطباء آورده نقل مي كند و سخن خود را با اين ~~عبارت آغاز مي نمايد: # ( و وجدت قى كتاب الشيخ موفق الدين اسعد بن الياس بن المطران الذى ~~و سمه ببستان الأطباء وروضة الألباء كلاما نقله عن أبى جابر المغربى وهو ~~هذا قال : سبب وجود هذه الصناعة وحى والهام...» عيون الانباء فى طبقات ~~الاطباء، بيروت 1965 م . ص 13. # در تهيه كتاب حاضر از متن «( بستان الأطباء») متعلق به كتابخانهآ ملى ملك ~~وابسته به آستان قدس رضوي شمارهآ 4210 استفاده شده است. از اينكه در آغاز ~~كتاب نام مؤلف با جملهآ دعائيه «أدام الله سعادته وبلغه فى الدارين إرادته ~~برده شده و در پائين صفحهآ عنوان كتاب عباراتي ديده مي شود كه حكايت از ~~اين ميكند كه اين نسخه بر مؤلف قراءت گرديده و درپايان آن جمله: ~~وكتب اسعد بن الياس بن المطران حامدألله ومصليا على سيدنا محمد التبى ~~لأمى وعلى آله» ملاحظه ميگردد، مي توان نتيجه گرفت كه اين نسخه يا به ~~خظ مؤلف ويا در زمان مؤلف كتابت و بر او قراء ت گرديده و شايد اين همان ~~نسخه اي است كه ابن ابي اصيبعه ميگويد كه جزء اول از كتاب را شاگرد ~~ابن مطران مهذب الدين بن عبدالرحيم بر او قراءت كرده است. # چون اين نسخه در دو جا در ميان كتاب ويك جا دربايان افتادگي PageV01P008 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0009.png) ~~داشت آن افتادگي ها از نسخه دانشگاه كليولند امريكا بشماره 1676 كه ~~نسخهآ عكسي آن بشماره 1045 در كتابخانهآ مركزي دانشگاه تهران نگهداري ~~مي شود تكميل گرديد. ms005 وچون در هر دو نسخه برخي كلمات ناخوانا بود از ~~نسخهآ مجلس شوراي اسلامي بشمارهآ 6583 براي رفع اشكال و ابهام استفادهشد. # نگارنده معتقد است كه كتابهاي علمي بايد مورد تصحيح انتقادي قرار ~~گيرد و با نقطه گذاري و قسمت بندي كامل به پيوست فهرستهاي گوناگون و ~~مقدمه در معرفي كتاب و شرح احوال مؤلف بر اهل علم عرضه گردد از اين ~~جهت چاپ كتب را بصورت تصويري و عكسي نوعي طفرهزدن از علم و تن ~~زدن از كوشش علمى مي داند لذا وقتى ازطرف مركز انتشار نسخ خطي دعوت ~~بهمكارى شد كتاب «بستان الاطباء» را براي انتشارپيشنهاد كرد مشروط بر ~~آنكه شرح حال تفصيلي مؤلف وفهرستهاي اعلام و كتب و اماكن و برخي ~~از يادداشتهاي توضيحي به كتاب اضافه ونيز مطالب كتاب بصورت خلاصه به ~~زبان فارسي ترجمه گردد تا دانشجويان و نسل جوان اين مرز و بوم از ميراث ~~علمي گذشتگان و نياكان ما به حد اوفي واوفر بهره مند گردند خوشبختانه اين ~~پيشنهاد مورد پذيرش واقع گرديد و اين كتاب چنانكه ملاحظه مي شود به ~~پيشگاه علما و دانشمندان خصوصا علاقهمندان به تاريخ علم در اسلام تقديم ~~مي شود. # در پايان يادآور مي شود كه اگر خوانندگان گرامي سهو و خطا و كم و ~~كاستي در اين مقدمه ملاحظه مي فرمايند حمل بر سهل انگاري را قم آن نكنند ~~چه آنكه زمان محدودي كه براي نگارش آن تعيين گرديده بود تحقيق و تتبع ~~بيش از اين را ميسر نمي ساخت از اين روي اميدوار است كه اهل دانش و ~~بينش با چشم رضايت به آن بنگرند كه: ~~وعين الرضا عن كل عيب كليلة ولكن عين السخط تبدى المساو # تهران، اول بهمن ماه 1367 هجرى شمى - مهدى محقق PageV01P009 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0010.png) PageV01P010 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0011.png) # حكيم پيشوا، عالم فاضل، موفق الدين ابونصر اسعد بن ابوالفتح الياس بن ~~جرجس مطران خواجهآ حكيمان و يگانه دانشمندان بود و به فراواني نعمت و ~~بخشش ms006 اشتهار داشت. # او در علم و عمل صناعت پزشكي فرمانرواي اهل زمان خود بشمار مي آمد ~~و از اقران خود بيشتر به تحصيل اصول وفروع آن صناعت پرداخته بود. در علاج ~~و درمان بس نيكو و در مداراي با مردم نرمي خاص داشت. او به علوم فلسفي ~~عارف و در فنون ادبيات ماهر بود. نحو و لغت و ادب را نزد امام تاج الدين ابو ~~اليمن زيد بن حسن كندي1 فرا گرفت و در آن علوم متمايز گرديد. # موفق الدين بن مطران در دمشق زاده شد و در همانجا پرورش يافت. پدر او ~~نيز پزشكي زبردست بود كه درجستجوي فضيلت گرد جهان ميگشت. او به ~~بلاد روم سفر كرد تا أصولي را كه در علم و مذهبهاي نصاري مورد اعتماد ~~است فرا گرفت سپس به عراق آمد و با امين الدوله ابن تلميذ2 آشنا گشت و ~~نزد او مدتي صناعت پزشكي را آموخت و بسياري از كتابهاي طبي را بر او ~~قرأت كرد تا آنكه خود به علم پزشكي شناخته شد و سپس به دمشق برگشت ~~و تا هنگام در گذشت در آن شهر به حرفهآ پزشكي اشتغال داشت. # موفق الدين بن مطران تيز ذهن وفصيح زبان وپركار بود واو را تاليفاتي ~~است كه دلالت بر فضل و بزرگي او در صناعت پزشكي و ساير علوم ميكند. PageV01P011 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0012.png) ~~او پزشكي را نزد مهذب الدين بن نقاش3 فرا گرفت. ابن مطران را چهرهاي ~~زيبا و خصوصيتهاي بسيار بودو لباسهاي فاخر و گران بها را بسيار دوست ~~مي داشت. او با صناعت پزشكي شاه ناصر صلاح الدين يوسف بن ايوبا را ~~خدمت كرد و در روزگار او بهرهها گرفت منزلت او نزد آن پادشاه رفيع و جاه ~~و جلال او عظيم گرديد و در زير پوشش احسان او به امور مردم مي پرداخت و ~~بدين وسيله مال فراوانى بدست آورد. صلاح الدين - خداي او را رحمت ~~كناد - مردي كريم النفس و ms007 نسبت به كساني كه در خدمتش بودند بسيار ~~بخشش بود چنانكه وقتي از دنيا رفت در خزانهآ او مالي باز نمانده بود. او را ~~نسبت به ابن مطران چنان حسن اعتقاد بود كه در سفر و حضر از او جدا ~~نميگشت و از اين روي او را در احسان خود فرو برد و با عطاهاي خود او را ~~توانگر گردانيد چنانكه غرور و تكبر حتي برپادشاهان بر او چيره گشت و ~~صلاح الدين با وجود اين او را گرامي مي داشت زيرا مي دانست كه او مردي ~~دانشمند است وابن مطران در زمان صلاح الدين به ديانت اسلام مشرف ~~گشت5. # برخي از كساني كه ابن مطران را مي شناختند داستانهائي از كبر و ناز او ~~در برابر صلاح الدين نقل ميكردهاند از جمله آنكه ابن مطران در يكي از جنگها ~~همراه صلاح الدين بود و عادت صلاح الدين در جنگ ها اين بود كه خيمه اي ~~سرخ براي خود برپا ميكرد كه دهليز و اطاق آن نيز برنگ سرخ بود. روزي از ~~روزها كه صلاح الدين سواره گردش ميكرد چشمش به خيمهاي سرخ رنگ ~~افتاد كه اطاق و مستراح آن نيز به رنگ سرخ بود اندكي با تامل به آن ~~نگريست و سپس پرسيد: آن خيمه از كيست؟ . گفتند: از ابن مطران طبيب ~~است. صلاح الدين گفت سوگند بخدا من دانستم كه اين از حماقت ابن مطران ~~است و خنديد و سپس گفت بايد نگذاريم كه فرستادگان اطراف از اين جا ~~بگذرند و گمان برند كه اين خيمه يكي از شاهان است ويا حداقل جاي PageV01P012 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0013.png) ~~مستراح آن را تغيير دهند و فرمان داد تا آن را بزمين افكندند و اين امر بر ابن ~~مطران گران آمد و دو روز به خدمت سلطان نرفت و سپس سلطان رضايت او ~~را فراهم كرد ومالى فراوان باو بخشيد. # از داستانهاي ديگر آنكه پزشكي در خدمت صلاح الدين بود كه او را ms008 ~~ابوالفرج نصراني6 مي گفتند او در مدت خدمت خود به خانه صلاح الدين تردد ~~داشت و روزي به سلطان گفت كه او را دختراني است كه براي جهاز آنان ~~نيازمند مال است و از او خواست كه او را در اين امر ياري دهد. صلاح الدين ~~گفت هر چه براي تجهيز آنان نيازمندي در برگي بنويس و آن را در جيب ~~بگذار. ابوالفرج رفت و در برگي از طلا و جواهر و قماش و ساير چيزهاي مورد ~~نياز را كه بهاي آنها سي هزار درهم مي شد بر آن برگ نوشت و وقتي ~~صلاح الدين ورقه را خواند به خزانه دار خود فرمان داد كه هرچه در آن برگ ~~نوشته است براي ابوالفرج خريداري كند و چيزي از آن فرو نگذارد وقتي اين ~~خبر به ابن مطران رسيد در ملازمت خدمت كوتاهي كرد و صلاح الدين از تغيير ~~در چهره او سبب را دريافت سپس به خزانه دار فرمان داد كه هر آنچه را كه ~~براي ابوالفرج طبيب خريده است گرد آورد و بهاي همه آنها را حساب كند و ~~به هر مبلغ كه بالغ مي شود عين آن را به ابن مطران بپردازد. # ابوالظاهر اسمعيل يكي ديگر از كساني كه ابن مطران را مي شناخته و با او ~~مانوس بوده ميگويد كه غرور و تكبري كه بر ابن مطران چيره گشته بود در ~~دوران دانشجوئي او وجود نداشت زيرا ما هنگامي كه او به تحصيل علم نحو ~~اشتغال داشت هنگامي كه از خانه سلطان به جامع مي آمد مي ديديم كه بر ~~مركبي فربه سوار است و پيرامون او را بردگان ترك و ديگران فرا گرفتهاند و ~~وقتي كه به جامع نزديك مي شد پياده ميگرديد و كتاب خود را در دست و يا ~~در زير بغل مي نهاد و رخصت نمي داد كه كسي او را همراهي كند و ~~همچنين كتاب در دست پياده مي رفت تا به ms009 حلقهآ درس استاد خود مي رسيد و PageV01P013 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0014.png) ~~پس از سلام در ميان گروه با تيز هوشي و آرامي مي نشست تا اينكه از قرأت ~~درس فراغت مي يافت و از حلقه خارج ميگرديد. # صاحب جمال الدين قاضى بزرگوار ابوالحسن على بن يوسف بن ابراهيم ~~قفطى7 ميگويد كه حكيم موفق الدين اسعد بن مطران نصراني بود و سپس ~~مسلمان گرديد و اسلام او بس نيكو بود و ملك ناصر صلاح الدين - خداوند ~~روانش را پاك گرداناد- يكي از كنيزان خانه خود را كه نامش جوزه8 بود باو ~~تزو يج كرد. اين جوزه كنيز خوند خاتون دختر معين الدين زوجه صلاح الدين، بود ~~كه اداره خانهآ آن بانو را بعهده داشت و نزد او بر ديگر كنيزان برتري يافته بود ~~چنانكه بانو بسياري از زيورها و گنجينههاي خود را باو بخشيده و او را متمول ~~و داراي حشم گرانيده بود. جوزه امور ابن مطران را مرتب واحوال او را مهذب ~~و جامه او را نيكو و بيرون و درون او را زيبا گردانيد تا آنكه نامي بلند در ~~دولت يافت و مال فراواني از فرمانروايان دولت كه در دوران بيماري آنها ~~مباشرت داشت براي او حاصل گرديد چنانكه آنان در بخشش مال باو رقابت ~~مي كردند و حال او نزد سلطان بالا گرفت تا بجائي كه نزديك بود به مقام ~~وزارت رسد. # ابن مطران توجه فراواني به پزشكان وفيلسوفان مي نمود هميشه آنان را ~~مقدم مي داشت وبآنان روزي مي رساند. فقيه اسماعيل بن صالح بن بناي ~~قفطي خطيب عيذاب حكايت ميكند وقتي كه سلطان ساحل را فتح كرد من از ~~عيذاب براي زيارت بيت المقدس سفر كردم وقتي به شام رسيدم ديدم كه ~~كوههاي پر درخت آنجا هم شمار بيابانهاي خشك عيذاب است از اين روي ~~به ماندن در آنجا شائق گرديدم و در چاره بدست آوردن روزي افتادم و بسوي ~~فاضل عبدالرحيم9 شتافتم و از او خواستم كه طي ms010 نامهاي از سلطان بخواهد كه ~~خطيبي قلعه كرك را به من واگذار كند او نامه اي بسيار لطيف نوشت و آن را ~~به دمشق بردم كه سلطان در آنجا بود. براي عرضه كردن نامه به سلطان به نزد PageV01P014 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0015.png) ~~ابن مطران راهنمائي گرديدم و با اجازه او وارد خانه اش شدم او را نيكو خلقت ~~و خوش اخلاق يافتم كه خوب سخن را مي شنيد و خوب پاسخ مي داد. خانه او ~~در عمارت و تجمل در نهايت زيبائي بود. لولههاي زرين بركه او كه آب از ~~آنها جاري بود شاهكاري از صنعت بود. در پيشگاه او غلامي بسيار زيبا را ~~ديدم كه به پردهداري ميپرداخت و نام او عمر10 بود. سپس نظرم به فرش هاي ~~گسترده افتاد كه بوي خوش آنها مرا خيره ميكرد من از او حاجت خود را ~~درخواستم واو با برآوردن آن بر من منت نهاد. صاحب جمال الدين ميگويد من ~~زوجه او و فرزند عمر حاجب را بعد از سال ششصد در حلب با حالت ~~رقت باري ديدم كه در كنف ملك ظاهر فرود آمده بودند و با صدقه اي كه بر ~~ايشان مقرر شده بود در آنجا اقامت گزيدند. آن زن پس از مدتي وفات يافت و ~~پس از او آگاه نشدم كه به سر فرزند عمرچه آمد. ~~هنگامي كه ملك ناصر صلاح الدين يوسف بن ايوب كرك را فتح كرد حكيم ~~موفق الدين يعقوب بن سقلاب نصراني11 به دمشق آمد. او جواني بود كه كوفيه ~~و تخيفهآ كوچكي بر سر جوخه ملوطه كبود رنگي همچون جامهآ پزشكان فرنگ بر ~~تن داشت و نزد موفق الدين بن مطران رفت وبه خدمت او درآمد و با او تردد ~~مي كرد تا شايد از او بهره مندگردد. ابن مطران به او گفت: اين جامهاي كه تو ~~بر تن داري مناسب حال پزشكي كه در دولت اسلام است نيست و صلاح آن است ~~كه جامه خود ms011 را تغيير دهي و به جامه پزشكان بلاد ما درآئي سپس براي او ~~جبهاي گشاد عنابي آورد همراه با بقياري كه آن را كامل ميكرد و از او ~~خواست كه آن دو را بپوشد و سپس به او گفت كه در اين جا فرمانرواي ~~بزرگي است كه او را ميمون قصري12 گويند و او بيمار است و من نزد او رفت ~~و آمد دارم و او را درمان ميكنم تو با من بيا و درمان او را تو به عهده بگير ~~وقتي كه همراه او رفت ابن مطران به امير گفت: اين پزشكي فاضل است و ~~من در صناعت پزشكي به او اعتماد و وثوق دارم او ملازم تو و مباشر احوال تو PageV01P015 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0016.png) ~~خواهد بود در همه اوقات و نزد تو اقامت خواهد كرد تا تو بهبود يابي ان شاء الله ~~تعالى. او گفته ابن مطران را پذيرفت و حكيم يعقوب شب و روز ملازم امير ~~گرديد تا آنكه عافيت يافت وپانصد دينار به او بخشيد. حكيم يعقوب آن پانصد ~~دينار را گرفت و نزد ابن مطران آورد و به او گفت: اي مولاي من اين را امير ~~به من بخشيد و من نزد مولاي خود آوردم. ابن مطران گفت: خود آن را بگير و ~~من فقط براي آنكه سودي به تو رسد تو را به امير معرفي كردم. حكيم يعقوب ~~گرفت وابن مطران را دعا كرد. # حكيم عزالدين ابواسحق ابراهيم بن محمد بن سويدي13 براي من نقل كرد ~~كه ابن مطران بر در خانه اش نشسته بود جواني كه از متنعمان بود و جامهآ ~~سياهي بر تن داشت نزد او آمد و ورقي به او داد كه در آن دوازده بيت در ~~ستايش ابن مطران نوشته بود. وقتى ابن مطران آن را خواند به جوان گفت: تو ~~شاعري؟ جوان گفت: نه ولي از اهل بيوتات هستم كه روزگار مرا فرود آورده ~~نزد تو مولا آمده ام وعنان ms012 خود را بدست تو مي سپارم كه هرچه انديشهآ بلندت ~~دربارهآ من حكم ميكند در من معمول داري. ابن مطران جوان را به خانه خود ~~برد و طعامي براي او فراهم آورد و او آن را خورد و سپس به او گفت: عزالدين ~~فرخشاه صاحب صرخد12 بيمار شده و اين بيماري دمي او را رها نمي كند من تو ~~را نزد او مي برم تا او را درمان كني و او پاداش خوبي بتو خواهد داد. جوان ~~گفت: اي مولاي من من آشنائي و مهارت در صناعت پزشكي ندارم. ابن ~~مطران گفت: تو كاري نبايد انجام دهي من دستوري (دستور = نسخه)15 ~~مي نويسم آن را همراه مي بري و از نزد او بيرون نمي آني. جوان گفت: ~~اطاعت مي شود وقتي جوان از نزد ابن مطران بيرون آمد غلام ابن مطران ~~بقچه اي كه در آن قطعههاي قماش دوخته شده بود باو داد و اسبي با زين و ~~لگام در اختيارش نهاد و گفت: اين قماش را بپوش وپشت اين اسب برنشين ~~و بسوي صرخد روانه شو جوان گفت: من جائي ندارم كه شب اسب را در آنجا PageV01P016 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0017.png) ~~بگذارم. غلام گفت: اسب را نزد ما بگذار كه تا بامداد بسته بماند و سپس ~~بامدادان به خواست خدا سفر را آغاز كن. بامداد فردا جوان بر در خانهآ ابن ~~مطران آمد و ابن مطران نامه اي كه با خط خود به عزالدين فرخشاه نوشته بود ~~همراه با نسخه اي كه حاوي دستورهاي درمان او بود به او داد و دويست درهم ~~نيز باو بخشيد تا نفقه خانه اش باشد. جوان بسوي صرخد سفر كرد و مطابق ~~دستور ابن مطران او را درمان نمود و او از آن بيماري بهبود يافت و به حمام ~~رفت و به جوان يكي از بهترين خلعت ها را پوشانيد و استري با زين و سر افسار ~~زرين و هزار دينار مصري به او بخشيد ms013 و سپس به او گفت: آيا در خدمت من ~~در مي آيي؟ جوان پاسخ داد: نمي توانم بپذيرم تا آنكه با استادم حكيم ~~موفق الدين ابن مطران مشورت كنم. عزالدين گفت: حكيم موفق الدين چه ~~كسي است او غلام برادر من است او نمي تواند تو را از صرخد بيرون آورد. ~~وقتى كه اصرار ماندن فزوني و سختي گرفت جوان گفت حال كه اين چنين ~~است من تا منزل مي روم و برمي گردم و سپس به خانه رفت و خلعت و زر و ~~آنچه كه گرفته بود با خود آورد و گفت: آنچه را كه به من بخشيديد پس ~~مي دهم سوگند بخدا كه من به پزشكي آشنائي ندارم و نمي دانم كه آن چيست ~~و آنگاه داستان خود با ابن مطران را نقل كرد. عزالدين به او گفت مجبور ~~نيستي كه نزد ما پزشك باشي آيا بازي نرد و شطرنج را هم نمي داني؟ گفت: ~~چرا مي دانم. و چون اين جوان داراي ادب و فضيلت بود عزالدين باو گفت تو ~~را حاجب خود گردانيدم و اقطاعي را بتو واگذار ميكنم سالي بيست و دو هزار ~~درهم عايدي دارد. جوان گفت: فرمانبردارم اي مولاي من فقط اجازه مي خواهم ~~كه به دمشق نزد حكيم موفق الدين روم و دست او را ببوسم و از خوبي كه ~~در باره من كرده سپاسگزاري كنم. به او اجازه داده شد و نزد ابن مطران آمده ~~و دست او را بوسيد و سپاس فراوان او را گزارد و آنچه را كه به او بخشيده ~~بودند در پيش او گذاشت و گفت اينها را در اين سفر بدست آوردم بفرمانيد PageV01P017 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0018.png) ~~بگيريد. ابن مطران گفت: خود اين ها را بگير كه من از عمل خود فقط سود تو ~~را در نظر داشتم خداوند اين ها را براي تو مبارك گرداند. جوان داستان خود با ~~عزالدين وپيشنهاد خدمت خود را به ابن مطران ms014 باز گفت وسپس برگشت و ~~خدمت او نزد عزالدين استمرار يافت واين احسان ونيكوئى در نتيجهآ ~~جوانمردي موفق الدين بن مطران بود. # من (= ابن ابى اصيبعه) ميگويم: موفق الدين بن مطران همتى عالى در ~~بدست آوردن كتاب داشت چنانكه وقتي از دنيا رفت در كتابخانه اش ده هزار جلد ~~كتاب در پزشكي و علوم ديگر وجود داشت غير از كتابهائي كه او با خط خود ~~استنساخ كرده بود و نيز توجه وعنايتى فراوان به استنساخ و تحرير كتابها ~~داشت. در خدمت او سه ناسخ بودند كه پيوسته براي او كتاب استنساخ ~~ميكردند و از او جامگي و اجرا دريافت مي داشتند از جمله آنان جمال الدين ~~معروف به ابن جماله بود كه خط او منسوب بود16. # ابن مطران با خط خود نيز كتابهاي فراواني را نوشته كه من تعدادي از آنها ~~را ديدهام وهمه در نهايت حسن خط و درستي و اعراب هستند. او بسيار ~~كتاب خوان بود و در بيشتر اوقات خود از خواندن سستي نمي ورزيد. بيشتر ~~كتابهائي كه در اختيارش بود مورد تصحيح و تحرير قرار داده بود. وخط او بر ~~آنها مشاهده مي شود. از توجه بسيار او به كتاب اينكه كتابهاي كوچك و ~~مقالات متفرقه در پزشكي را جمع كرده و همه آنهارا در يك جلد قرار داده و ~~همه را نيز در يك جلد كوچكي كه قطع آن نيم ثمن بغدادي است با ~~سطر بندي آشكار منظم ساخته و خود نيز بسياري از آنها را با خط خود استنساخ ~~كرده بود از اين روي نزد او از اين جزوههاي كوچك مجلات بسياري فراهم ~~آمده بود كه هميشه يكي از اين مجلات را در آستين داشت كه آن را در دربار ~~سلطان و يا هر جائي كه مي رفت مطالعه ميكرد و پس از وفات او همهآ ~~كتابهاي او فروخته شد زيرا كه او فرزندي از خود به جاي نگذاشت. PageV01P018 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0019.png) # حكيم عمران اسرائيلي17 ms015 به من گفت: كه وقتي كه در فروش كتابهاي ~~ابن مطران حاضر شده ديده است كه هزاران عدد از همان جزوههاي كوچك ~~براي فروش آورده بودند كه بيشتر آنها به خط ابن جماله بود و قاضي فاضل ~~كس فرستاد كه آن كتابها را مي خواهد به بيند گنجينهآ كوچكي را براي او ~~فرستادند و اوپس از نظركردن آنها را رد كرد و در مزايدهآ آن كتابها بالغ بر سه ~~هزار درهم شد كه بيشتر آنها را همين حكيم عمران خريده است و هم او به ~~من گفت كه با وارثان ابن مطران توافق شد كه هر جزوهاي بيك درهم فروش ~~رود و پزشكان آن جزوههاي كوچك را عددي خريدند. # من ميگويم: ابن مطران بسيار جوانمرد و كريم النفس بود به شاگردانش ~~كتاب مي بخشيد و به آنان احسان ميكرد و هر گاه كه يكي از آنان براي ~~درمان بيماران مي نشست باو خلعت مي داد و پيوسته باو توجه مي نمود و از ~~بزرگترين شاگردان او استاد ما مهذب الدين بن عبدالرحيم بن علي18 ~~- خدايش رحمت كناد- بود كه همواره با او ملازم بود و در علم با او اشتغال ~~داشت و بارها همراه او در غزوههاي صلاح الدين پس از فتح ساحل سفر كرده ~~بود. # استاد ما مهذب الدين داستاهائي از روش درمان او براي من نقل كرده ~~است از جمله آنكه اسدالدين شير كوه19 حاكم حمص ابن مطران را به حضور ~~طلبيد و او دعوت را اجابت كرد و همراه من بسوي اسدالدين روانه شديم در ~~يكي از راهها مردي مبتلا به جذام بسوي او آمد بيماري در او چنان شدت يافته ~~كه خلقتش متنير و ضورتش متشوه گرديده بود و آنچه تاكنون خورنه و ~~داروهائي كه بدانه درمان كرده براي ابن مطران توصيف كرد و ابن مطران كه ~~از ديدن او ناراحت شده بود به او گفت: گوشت افعي بخور. سپس دو باره ~~سوال كرد. گفت: گوشت افعي ms016 بخور بهبود مي يابي. ما به حمص رسيديم و او ~~بيمار خود را كه اين سفر براي او انجام گرفته بود درمان كرد تا آنكه كاملا PageV01P019 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0020.png) ~~تندرست شد. در مراجعت از حمص در ميان راه به جواني نيك چهره و ~~تندرست برخورد كرديم كه بر ما سلام كرد و دست ابن مطران را بوسيد و ما او ~~را نشناختيم. استاد پرسيد كه تو كه هستي؟ او خود را معرفي كرد كه همان ~~بيمار مجذومي است كه از او درخواست درمان كرد و بر طبق دستور او عمل ~~كرد و بهبود يافت و به داروئي ديگر نيازمند نگرديد. ما از سلامتي كامل او در ~~شگفت شديم واو را وداع كرديم. # و نيز همان مهذب الدين براي من نقل كرد كه من با ابن مطران در ~~بيمارستان بزرگي كه نورالدين ابن زنگي20 ايجاد كرده بود بودم واو بيماران آن ~~بيمارستان را درمان ميكرد از جمله آن بيماران مردي بود كه استسقاي زقي در ~~او رسوخ يافته بود و او مي خواست كه شكم او را سوراخ كند. در آن هنگام در ~~آن بيمارستان جراحي بود كه او را ابن حمدان جرائحي (= جراح) مي خواندند ~~و او در درمان يدي طولي داشت و تصميم گرفت كه شكم مستسقي را سوراخ ~~كند ما حاضر بوديم كه موضع آنچنان كه بايد سوراخ شد و مايعي زردرنگ از ~~آن بيرون آمد و ابن مطران نبض بيمار را گرفته بود و وقتي كه ديد نيروي بيمار ~~وافي نيست كه بيشتر آن مايع بيرون آيد فرمان داد موضع را بستند و بيمار را بر ~~پشت خواباندند و رباط را هم عوض نكردند. ابن مطران به زوجه او سفارش ~~كرد كه رباط را باز نكند و بهيچ وجه آن را عوض ننمايد تا آنكه در روز ديگر ~~بديدن او بيايد. اما وقتي كه ما از نزد او بيرون آمديم و شب فرا رسيده است ~~بيمار به زوجه ms017 خود گفته است كه من سلامت خود را باز يافتم و بيماري در ~~من نمانده است و پزشكان بي جهت مي خواهند درمان را طولاني كنند رباط را ~~بگشاي تا مايعي كه در شكم باقي مانده بيرون بيايد و من به سركار خود روم. ~~ازن از اين عمل خودداري ميكند و مرد پي درپي درخواست خود را تكرار ~~مي نمايد در حالي كه نمي داند كه پزشك بيرون آوردن بقيهآ آب را بوقتي ديگر ~~موكول كرده كه او نيروي از دست رفته خود را باز يابد. وقتي كه زن رباط را PageV01P020 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0021.png) ~~گشود و همه آبها بيرون آمد نيروي مرد نقصان پذيرفت و هلاك شد. # و باز مهذب الدين براي من نقل كرد كه او و ابن مطران در بيمارستان ~~مردي را ديد كه از يك شق بدن دستش و از شق ديگر پايش فلج گرديده بود و ~~ابن مطران او را در اسرع وقت معالجه كرد و با داروهاي موضعى او را درمان ~~كرد و خوب شد. # من ميگويم كه موفق الدين اسعد بن الياس بن مطران دو برادر داشت كه ~~به صناعت پزشكي اشتغال داشتند يكى هبة الله بن الياس وديگرى... ابن ~~الياس. موفق الدين بن مطران در ماه ربيع الاول سال پانصد وهشتاد وهفت در ~~دمشق وفات يافت. # به خط عبدالرزاق بن احمد عامري شاعر قصيده اي منقول است كه در آن ~~موفق الدين بن مطران را پس از اسلام آوردن او ستايش ميكند وآن در سوم ماه ~~رمضان سال پانصد و هشتاد وپنج بوده است. (قصيده چهل وسه بيت است ~~كه چون فقط ستايش اوست و در بردارندهآ مطالبي دربارهآ زندگاني او نيست از ~~ترجمه آن صرف نظر گرديد). # كتابهائي كه موفق الدين بن مطران تاليف كرده است عبارتند از: # 1- بستان الاطباء وروضة الالباء، غرض او در اين كتاب آن بوده كه ~~مجموعهاي از مطالب شيرين و نوادر و تعريف هاي نيكو از آنچه كه ms018 مطالعه ~~كرده و يا از استادان شنيده و يا از كتابهاي پزشكي استنساخ كرده گرد آورد. ~~او موفق نشد كه اين كتاب را باتمام رساند و آنچه را كه من به خط استاد ~~حكيم خود مهذب الدين يافتم دو جزء بود كه جزء اول را بر ابن مطران قراءت ~~كرده بود و دستخط ابن مطران بر آن بود و جزء دوم را كه مهذب الدين گويد ~~مولف وفات يافت پيش از آنكه كتاب را بر او قراءت كند. # 2- المقالة الناصرية فى حفظ الأمور الصحية، او در اين كتاب رعايت ~~ايجاز و بلاغت را كرده و به بهشرين ترتيبي آن را مرتب ساخته و آن را بنام PageV01P021 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0022.png) ~~سلطان الملك الناصر صلاح الدين يوسف بن ايوب قرار داده است. من قسمت ~~اول اين كتاب را به خط جمال الدين معروف به ابن جماله كاتب ابن مطران ~~ديدم كه به فصولي تقسيم شده بود. # 3- المقالة النجمية فى التدابير الصحية، گويا آن را براى نجم الدين21 ~~ايوب پدر صلاح الدين ساخته وچون او وفات يافته كتاب را بنام فرزندش كرده ~~است. # 5- اختصار كتاب الأنوار للكسدانين (كسدانيين - كلدانيين.)، اين كتاب را ~~ابو بكر احمد بن على بن وحشيه22 فراهم آورده و ابن مطران آن را مختصر ساخته ~~و در سال پانصد و هشتاد و يك از آن فارغ شده است. # 6- لغز في الحكمة # 7- كتاب على مذهب دعوة الأطباء23 # 8- كتاب الأدوية المفردة، او اين كتاب را ناتمام گذاشته است وقصد ~~او اين بوده كه در نهايت امكان هر داروئي را بطور تفضيل ياد كند. # 9- كتاب آداب طب الملوك. يكي از منسوبان او مرا گفت كه وقتي ~~ابن مطران وفات يافت مسوده هاي تعدادي از كتابهاي پزشكي و تعليقات متفرقه ~~نزد او بود و خواهران او آن ها را برداشتند و نابود ساختند. و هم او به من گفت ~~كه نزد يكي از خواهران ابن مطران صندوقي را ديده كه مي خواسته ~~سوراخهايش را بگيرد ms019 براي اين منظور تعدادي از همين اوراق را كه به خط ابن ~~مطران بوده بكار برده است. PageV01P022 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0023.png) ~~براي آگاهى از شرح و تفصيل احول او رجوع شوه به: تراجم رجال القرزنين السادس والسابع المعروف بالذيل ~~على الروضتين از ابوشامه مقدسى دمشق متوفى 665 8 .(قاهره 1366ه . 19،7 م0) ص 15 ذيل وقايع ~~613 ه . # 2- موفق الملك امين الدوله ابوالحسن هبة الله بن ابى العلا صاعد بن ابراهيم تلميذ يگانهآ زمان خود در ~~علم طب و ممارست در اعمال پزشكي بود. او كه به زبان سرياني و فارسي آشنا و در زبان عربي متبحر بود ~~كتابهاي فراواني تأليف كرد و بر كتابهاي طبي حاشيه نوشت و تا زمان وفاتش رئيس بيمارستان عضدي ~~بغداد بود. براي شرح احوال او رجوع شود به: عيون الانباء في طبقات الاطباء ابن ابى اصيبعه (بيروت ~~1965م.) ص 9)3. ابن عبري ميگويد كه در اواسط قرن ششم سه پزشك بنام هبة الله از مسيحيان و ~~يهوديان و ملمانان با هم زندگي ميكردند هبة الله بن صاعدبن تلميذ و هبة الله بن ملكا ابوالبركات و هبة الله بن ~~الحسين اصفهانى . تاريخ مختصر الدول (بيروت 1958 م.) ص 201. ~~3 - ابوالحن على بن ابى عبدالله عيسى بن هبة الله النقاش از شاگردان امين الدوله ابن تلميذ بود و به ~~عربيت تلط داشت و به فارسي تكلم ميكرد او در سال پانصد و چهل و چهار وفات يافت. عماد اصفهاني ~~در كتاب خريدة القصر خود گويد كه ابن نقاش دو بيت زير را بر او انشاء كرده است: # اذا وجد الشيخ فى نفه نشاطا فذلك موت خفي # الست ترى ان ضوء التراج له لهب قبل ان ينطفى ~~عيون الانباء في طبقات الاطباء، ص 35. ~~4 - ابوالمظفر يوسف بن ايوب بن شاذي ملقب به ملك ناصر، صلاح الدين صاحب ديار مصر و بلاد شام و ~~فرات ويمن. براي تفصيل از شرح حال و زندگانى او رجوع شود به: وفيات الاعيان ابن ms020 خلكان، تحقيق. ~~احسان عباس (بيروت دار صادر 1968م.)، ج 7 ص 131 تا 218. و نيز براي آگاهي از خاندان ~~صلاح الدين رجوع شود به: شفاء القلوب فى مناقب بنى ايوب تأليف احمدبن ابراهيم حنبلى متوفى 876 ه . ~~به تحقيق ناظم رشيد ( بغداد، وزارة الشقافة والفنون 1978 م.) . ونيز براي اطلاع از خاندان وتبار او رجوع ~~شود به: معجم الانساب والارات الحاكمة فى التاريخ الاسلامى از مستشرق زامباور (قاهره مطبعة جامعة ~~فواد الاذل 1151 م.) ، ص 151 - 153. # 5- مورخان نوشتهاند كه او به مذهب شيعه درآمده و دوستي اهل بيت را اظهار ميكرده است. النجوم ~~الزاهرة فى اخبار مصر و القاهر، ابن تغرى بردى (قاهره، دارالكتب المصرية) ج6 ص 113 وشذرات الذهب ~~في اخبار من ذهب، ابن العماد حنبلى (بيروت، دارالميبرة) ج، ص 288. ~~6 - ابوالفرج نصرانى از پزشكان با تجربه وماهر كه صلاح الدين وفرزند او نورالدين بن صلاح الدين را ~~خدمت كرده وفرزندان او نيز به حرفه پزشكى اشتغال داشتند. عيون الانباء في طبقات الاطباء، ص 6. ~~7- مقصود جمال الدين ابن القفطى مولف كتاب تاريخ الحكما است كه در قفط از نواحي صعيد مصر در ~~سال پانصد و شصت و هشت بدنيا آمده است. او پس از اقامت در قاهره به شام رفته و در حلب در خدمت ~~لمبر ميمون تصري برده و سهس درزمان ملك ظاهر عهده دار اموددبواني گرديده وپس از مدت كوتاهي كه بدون PageV01P023 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0024.png) ~~شغل بود، نزد ملك عزيز به سمت وزارت نانل آمده و همين شغل را در زمان ملك ناصر ادامه داده تا آنكه در ~~سال ششصد وچهل و شش از دنيا رفته است. تاريخ مختصر الدول ابن العبرى، ص 272. # 8- ابن عماد حنبلي ميگويد وقتي ابن مطران در دمشق وفات يافت او را در قاسيون در كنار راه در خانهآ ~~زوجه او « جوزه» دفن كردند و جوزه در كنار آرامگاه ابن مطران مسجدي بنا نهاد كه معروف به «« دارجوزه» ~~است. شذرات الذهب ج، ص 288. # 9- ابوعلى ms021 عبدالرحيم ابن القاضى معروف به قاضى فاضل و ملقب به مجيرالدين از وزيران ملك ناصر ~~صلاح الدين در سال پانصد و بيست و نه در عنقلان بدنيا آمد و در سال پانصد و نود و شش در قاهره وفات ~~يافت. وفيات الاعيان ابن خلكان، ج 3 ص 158. قاضي فاضل در بلاغت و انشاء داراي تبحري خاص بود ~~چنانكه مسودههاي رسائل او بالغ بر صد جلد ميگرديد و كتابخانه اي داشت كه داراي صد هزار جلد كتاب بود. ~~العبر في خبر من غبر حافظ ذهبى (بيروت 1985 م.) ج 3 ص 115. # 10 - نزديكي ابن مطران با اين عمر موجب گرديد كه دشمنان سخنان ناروائي در حق او بگويند از جمله ~~ابن عنين در هجو ابن مطران چنين سروده: # قالوا: الموفق شيعى. فقلت لهم: هذا خلاف الذى للناس منه ظهر # فكيف يجعل دين الرفض مذهبه و مادعاه إلى الاسلام غير عمر ~~النجوم الزاهراة في اخبار مصر والقاهرة، ج6 ص 113. # 11- يعقوب بن صقلان طبيب نصراني در قدس شريف زاده شد و نزد تاذوري فيلسوف انطاكي حكمت ~~آموخت و در همان شهر مباشرت امور بيمارستان را داشت تا آنكه ملك معظم فرزند ملك عادل بن ايوب او را ~~به دمشق برد و در خدمت خود نگاهداشت تا آنكه در سال ششصد و بيست و يك از دنيا رفت. تاريخ مختصر ~~الدول ص 253. # 12 - فارس الدين ميمون القصرى يكى از اميران دولت ظاهر غازي بن صلاح الدين و نيز از اميران دولت ~~عزيز عثمان بن صلاح الدين و نسبت او به قصور خلفاي فاطمى است و در سال ششصد و ده وفات يافته است. ~~النجوم الزاهرة ج6 ص 118 و 173 و تاريخ ابوالقداء ( المطيعة الحسينيه 1325 ه .) ، ج 3 ص 115. ~~13 - عزالدين ابواسحق ابراهيم بن محمدبن سويدي در سال ششصد هجري در دمشق به دنيا آمد. پدر او ~~اهل سويداء حوران بود عزالدين در كودكي با ابن ابي اصيبعه دريك مكتب درس مي خواندند ms022 و اين دوستي ~~ميان آن دو ادامه داشته است. او در بيمارستان نوري و بيمارستان باب بريد به امرپزشكي اشتغال داشته و در ~~مدرسه دخواريه تدريس ميكرده است. # ميگويند كه در سال ششصد و سي و دو تاجري از بلاد عجم به شام آمد و همراه خود شرح ابن ابي صايق ~~بر كتاب منافع الاعضاء جاليينوس را به خط مؤلف همراه داشت وتا آن زمان كسي نسخهاي از آن را در شام ~~نديده بود و عزالدين سويدي از شدت اشتياق به ديدن اين كتاب اين دو بيت را براي آن تا جر نوشت: # وامنن فانت اخوالمكارم والعلى واعارة الكتب الغريبة لم يزل بكتاب شرح منافع الاعضاء من عادة العلماء والنضلاء PageV01P024 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0025.png) ~~و آن تاجر كتاب را كه در دو مجلد بود براي سويدي ارسال داشت. # عيون الانباء فى طبقات الاطباء، ص 759. ~~وقتى كه اين اصيبعه تاريخ پزشكان خود را كه موسوم به عيون الانباء في طبقات الاطباء است تاليف كرد ~~عزالدين سويدي براي دوست ديرين و هم مكتي پيشين خود اين ابيات را انشاء كرد: # موفق الدين بلغت المنى و نلت اعلى الرتب الفاخرة # جملت مى التاريخ من قدمضى و ان غدت اعظمه ناخرة # فخصك الله باحانه فى هنه الدنيا وفى آلاخرة ~~14- صرخذ از بلاد حوران از توابع دمتق كه دژي استوار و شهري نيكو داشته است. معجم البلدان ~~ياقوت حموى (ليچزيك 1868 م.) ج 3 ص 380. # 15 - «« دستور» در اين جا به معني «نسخه پزشك» است و استعمال ديگر اين كلمه به معني «گزارش ~~روزانهآ حال بيمار» است كه اسحق بن علي رهاوي از دانشمندان قرن سوم هحري در عبارت زير استعمال ~~كرده است: «... و أظهر ذلك الدستور من عند اهل المريض» . ادب الطبيب (فرانكفورت 1405 ه . ~~1985 م.) ص 202. # 16- خط منوب به روش ابن بواب كاتب معروف بغدادي. عيون الانباء ص 759. # 17 - حكيم اوحدين بن عمران بن صدقه در سال پانصد و شصت و يك به دنيا ms023 آمد و نزد شيخ رضي الدين ~~رحبى به آموختن طب پرداخت. ابن ابى اصيبعه مي گويد كه اجتماع او با مهذب الدين عبدالرحيم بن على ~~فضيلت بيار و براي بيماران خير كثير ببار آورد كيفيت معالجات او شگفت انگيز بود از جمله درمان مفلوجي ~~كه با نصد انجام داده است. حكيم عمراد در سال ششصد و سي هفت در شهر حمص وفات يافته است. ~~عبون الانباء ص696. # 18 - مهذب الدين بن عبدالرحيم بن علي معروف به دخوار طبيب از پزشكان مشهور كه پزشكي را نزد ~~رضى الدين رحبى خوانده سپس سه ملازمت ابن مطران درآمده است. فوات الوفيات (بيروت 1973 م.) ج 2 ~~ص312. مهذب الدين مدرسهاى بنا نهاد كه به «مدرسهآ دخواريه» معروف است وعزالدين سويدي در آن جا ~~به عنوان مدرس تدريس كرده است. عيون الانباء ص 759. ~~11- اسدالدين شيركوه بن محمد كه بعد از پدرش محمدبن شير كوه يعتي سال پانصد و هشتاد و يك از ~~طرف صلاح الدين ايوبي بر حمص حكومت كرده و مسلمانان را از شر فرنگيان محفوظ داشته و در سال ~~ششصد وسى وهفت در حمص وفات يافته است. النجوم الزاهرة ج6 ص 316 و الفتح القسى فى الفتح ~~القدسى، عماد اصفهانى ( الدار القومية للطباعة والنشر، بدون تاريخ) ص 362. ~~20 - نورالدين ابوالقاسم محمودبن اتابك عماد الدين الزنگى بن قسيم الدوله آق سنقر التركى السلجوقى ~~بيمارستان بزرگ در دمشق بنا نهاد و اوقافي براي بيمارستان و ديوانگان معين كرد. الكواكب الدريه في ~~السيرة النوريه، بدرالدين ابن قاضى شهبة ( دا رالكتاب الجديد، بيروت 1971 م.) ص 16 و 27. ذهبي مي گويد ~~كه او از عادل ترين و متدين ترين و مجاهدترين شاهان بوده و محاسن او « ابين من الشمس واحسن من PageV01P025 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0026.png) ~~القمر» است. العبر فى خبر من غبر، ج 3 ص58. # 21 - ايوب بن شادي امير نجم الدين دويني پدر صلاح التين ايوبي كه ملقب به « الاجل الافضل» بوده و ~~در سال پانصد و ms024 شصت هشت وفات يافته است. العبرفي خبر من غبر، حافظ ذهبى، ج 3 ص،5. # 22 - مقصود ابن وحشيه كلداني مؤلف كتاب معروف ««الفلاحة النبطية» است كه در سال 1984 م. در ~~فرانكفورت از بلاد آلمان بصورت عكي چاپ شده است. ~~23 - مقصود كتاب دعوة الاطباء از مختاربن حسن بغدادي معروف به ابن بطلان متوفى ،44 يا 455 ~~مزلف تقويم الصحة است كه در قاهره (بدون تاريخ) چاپ شده است. PageV01P026 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0027.png) # سكيم اجل ورئيس أوحد ~~موفق الدين، امين الدوله، مهذب الملك ~~ابونصر اسعد بن الياس بن المطران PageV01P027 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0028.png) # 2 - پزشكي كه براي درمان واردشهري مي شود بايد به اوضاع شهر و هواي ~~محيط به آن شهر و آبهاي جاري در آن نظر افكند و نيز با تدبير خاصي كه هر ~~گروه در درمانهاي خود بكار مي برند آشنا باشد. # 3- طبيعت آدمي همچون مدعي، و بيماري همچون دشمن، و نشانه هاي ~~بيماري مانند شهود و قاروره و نبض مانند بينه هستند و روز بحران مانند روز ~~داوري و بيمار همچون شاكي و پزشك همچون قاضي است. # 3- نام يرقان از پرندهاي زرگون ( - طلايي رنگ) اشتقاق يافته است كه ~~در شدت گرما پديد ميآيد و بيشتر در گورستانها و خرابه ها منزل ميكند. # 3- علت آنكه بيماران مبتلا به يرقان هنگامي كه شيريني مي چشند آن را ~~تلخ ميپندارند اين است كه صفرا بر بدنها و حواس آنان غلبه كرده است. # 4- تعجب مكن كه برخي از اعضا با كيفيتي موافقت دارند كه اگر آن ~~كيفيت بر عضو مشابه آن عارض گردد آن را زياني آشكارا مي رساند. # 5- در درمان يرقان درنگ مكن كه بسياري از كسان كه آن را آسان ~~گرفتند به مرگ ناگهاني دچار گرديدند. # 5- اگر مي خواهي در مورد درمان بيماري به يقين برسي نخست بايد ~~بنگري كه آن مورد مشابه با بيماريهاي ديگر هست يا آنكه نيست. # 6 - سفيدي لب دليلي مخصوص بر سوء مزاج كبد است و اين را ms025 بايد پيش PageV01P028 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0029.png) ~~چشم بداري تا بيماريهايي كه از اين امر بوجود مي آيد بداني. # 6- بازگشت مرار از كبد به معده به توسط رودهآ اثناعشري و رودهآ بواب ~~است به نحوي كه ازپايين معده به بالاي آن مي رود. # 7- كلمه («قص) با صاد قص سينه است وبا سين نيست. # 7- اگر مي خواهي بداني كه سده در گردنهآ، مثانهآ بالايي است يا در ~~مجراي پايين آنست كه مرار از آن دفع مي شود بايد به حال براز نظر افكني. # 8- در كتاب يرقان حسن بن سعيد ديدم كه آب هندبا (= كاسني) در ~~همه بيماريهاي كبدي سودمند است چه آن بيماريها گرم باشد يا سرد و مفرد ~~باشد يا مركب. # 8- داروهايي كه در دردهاي كبدي بكار برده مي شوند اگر براي ادرار ~~است بايد بسيار خوب كوبيده شوند ولي اگر براي اسهال است چندان لزومي ~~ندارد. # 9- شير بز بيشتر اسهال آور است چون جنبهآ آب بودن آن بيشتر و جنبه غذا ~~بودن آن كمتر است و غرض از استعمال آب پنير تنقيهآ بدن است نه تغذيه، ولى ~~شير گاو غليظ ترين شيرهاست و چربي آن نيز بيشتر است و در مرطوب ~~نگاهداشتن بدن و فربه ساختن آن بكار مي رود. # 10- در هنگام حرارت مزاج داروهاي بسيار ملطف بكار مبر زيرا سبب ~~ايجاد سده در كبد مي شود ولي در غير حرارت بدون ترس مي تواني آن را بكار ~~ببري. # 10- عارضه هاي متضاد در نتيجهآ سببهاي متضاد بوجود مي آيند و مثال ~~آن سرسام خواب رباي است. # 10 - سبب پيدا شدن قلاع ( = زخم دهان) در دهان كود كان رطوبت و ~~نرمي بدن آنها است و فرق است ميان آن و ميان آنچه كه حادث مي شود به ~~جهت ريزش مواد آلودهاي كه از مغز به دهان وارد مي شود، زيرا اين را قلاع PageV01P029 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0030.png) ~~نمي خوانند بلكه اگر به حلق بريزد خناق است و اگر به سينه بريزد سرفه است ~~و اگر ms026 به معده بريزد قي است و اگر به كبد بريزد استسقا است و اگر به كليه ~~بريزد سوزش ادرار است. # 12- «(وبا)) و «موتان) يك بيماري هستند از بيماريهاي وافده. # 12- ريثيس در كتاب قانون حكايت ميكند كه برخي از مردم در گرماي ~~شديد و سرماي شديد دو طرف صورت آنان اختلاف پيدا كرده و چشمي كه در ~~طرف سرما زده بوده است گود و كوجك شده است. # 12- بايد بداني كه يرقان زرد بيشتر از ناتواني نيروي دافعهآ كبد پيدا ~~مي شود، زيرا وقتي قوه دافعه ناتوان گردد مرار به سوي مرارة دفع نمي شود و با ~~خون مي ماند و با آن به ساير بدن جريان مي يابد و يرقان بوجود مي آورد. # 12- افلاطون حرارت غريزي بدن را «آتش خدايي» مي نامد واين را در ~~كتاب ««طيماوس» ذكر كرده است. # 13- هنگامي كه مي خواهي سرطانها را با آب خاكستر بشويي بايد فقط ~~از خاكستر چوب درخت انجير و بلوط استفاده كني. # 13- به درمان بيماري ها فقط با از بين بردن سببهاي آنها بپرداز و گرنه ~~سودي از درمان نخواهي برد. # 13- جالينوس در كتاب اپيديميا گفته است كه معني سرسام آشفته شدن ~~پيوستهآ ذهن است كه با تب همراه باشد. # 13- هرگاه در جستجوي نشانههاي بيماري صداع ( - سردرد) بودي و آن ~~را نيافتي بايد وضع امتخوانهاي سر را در نظر بگيري، زيرا بسيار اتفاق مي افتد ~~كه استخوانهاي سرمسفط ( = سبد گونه) يا حآد و يا دراز هستند و اين خود سبب ~~صداع و ريزش ماده از گوش و چشم مي شود. # 14 - روفس در كتاب «خريد بردگان» خود گفته است غلامي را نزد من ~~آوردند كه سر او دو برابر سر معسولي بود به نسبت به ساير اعضاي او. و PageV01P030 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0031.png) ~~استخوان سمت راست سرش ناقص بود و محل نقصان بدست نرم مي آمد ~~چنانكه بعضي از شريانهاي آن ديده مي شد و او قادر بر حركت دادن پاي چپ ~~خود نبود. ms027 # 14- اگر غلامي گوشش بجهت چرك ناقص شده باشد و برده فروشان با ~~مس گوش را پاك كرده باشند كه اثري از چرك نمانده باشد پس بنگر اگر ~~سوراخ گوش باز شده باشد نشانه اينست كه چرك گوش كه به علت زخم پيدا ~~شده هنوز موجود است. # 15- رحم زنهاي آبستن شونده بسيار بزرگ و رحم زنهايي كه آبستن ~~نشدهاند بسيار كوچك است و نيز زناني كه جماع بسيار ميكنند رحمشان بزرگ ~~و آنان كه جماع بسيار نميكنند كوچك است. # 15- رباطات رحم كه ميان رحم و مثانه است بيشتر است از رباطات ~~رحم كه ميان رحم وسرم (= مقعد) است. # 16 - رگهاي ناجهندهاي كه در رحم است بزرگتر است از رگهاي جهنده ~~بخاطر آنكه آنها در تغذيه جنين مورد نياز هستند. # 16- گردنهآ مثانه عضله اي است و گوشت آن سخت و غضروفي است و ~~در طول زمان سختي آن بيشتر مي شود چنانكه گردنه مثانه در سالخوردگان در ~~غضروفيت مانند سر قصبة الريه مى شود. # 17- من ميگويم كه اين رأي پذيرفته نيست و مردم اتفاق دارند بر اينكه ~~گردنهآ مثانه گوشتي است و شكافتن براي بيرون آوردن سنگ از آن صورت ~~ميگيرد وبجهت گوشتي بودن آن التيام مي پذيرد. # 17- بدنه رحم در زمان طمث (- خون آور بودن) زبرتر مي شود و علت آن ~~اينست كه خون در آن وارد مي شود و مرطوب مي گردد. # 18- انثيان ( - تخمدان) زن با انثيان ( = دو خايه) مرد نه فقط در شكل ~~و مقدار با هم اختلاف دارند بلكه در سختى نيز متفاوتاند، زيرا تخمدانهاي PageV01P031 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0032.png) ~~زن سست و غددي است و دو خايه مرد نرم و گوشتي است. # 18- حنين گفته است كه ما نيافتيم كه جالينوس كيفيت پردهآ بكارت را ~~ياد كرده باشد بلكه مردي از قدما پيش از جالينوس آن را ذكر كرده است. # 19- در جوامع ثابت بن قره بر كتاب جالينوس موسوم به «نوزاداني كه ~~هفت ماه در رحم بودهاند) آمده است كه اينطور ms028 نيست كه هر نوزادي كه پس ~~از هفت ماه حاملگي بدنيا بيايد زنده بماند و براي شناسايي اين امر بايد ~~حسابهاي ماههاي كامل حمل را با ماه كسري حمل وماه كسري ولادت جمع ~~كني اگر همه صد و هشتاد و دو روز و نصف وثمن روز به تقريب شد زائيده ~~مي شود و اگر كمتر شد مي ميرد. # 20 - در جوامع حنين بر كتاب «رانديشه هاي بقراط و افلاطون» آمده كه ~~عصب حس نرم قرار داده شده زيرا آن منفعل است نه فاعل و آنچه كه قابل ~~است بايد نرم تر باشد از آنچه كه فاعل است. # 20 - اگر بخواهي قلب كسي را باز كني تا حالت نبض قلب و رگهاي ~~جهنده آن را با چشم ببيني بايد اين امر را در خانهاي كه هواي آن گرم است ~~انجام دهي زيرا اگر قلب با هواي سرد برخورد كند شخص فوري مي ميرد. # 21- در كتاب ياد شده آمده كه در سينهآ بيماري ناصوري پديد آمده بود ~~كه به استخوان ميان سرسينه رسيده بود وقتي ما خواستيم او را درمان كنيم و به ~~اجسامي كه گرد استخوان سرسينه را فراگرفته بود نظر افكنديم ديديم كه ~~استخوان سرسينه فاسد شده و ناچار به بريدن آن شديم و اين موضع فاسد ~~همانجايي بود كه پوشش قلب در آنجا قرار دارد كه معمولا ما وقتي در تشريح ~~قلب را باز ميكنيم آن پوشش را ميگشائيم و وقتي اين امر را مشاهده كرديم در ~~بيرون آوردن استخوان توقف كرديم. # 23 - جالينوس در كتاب «اپيديميا» گفته است كه گاهي حبس شدن ~~خون حيض بيماري مي آورد ولي زيان اين بيماري باندازه زياني كه از خون PageV01P032 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0033.png) ~~نفاس پيدا مي شود نيست. # 23- ثابت بن قره در كتاب جالينوس موسوم به «نوزاداني كه هفت ماه در ~~رحم بودهاند)) گفته است كه اينطور نيست كه همه نوزاداني كه پس از هفت ~~ماه بدنيا بيايند زنده بمانند ولي بدون شك ms029 نوزاداني كه به مرحلهآ شش ماه كامل ~~وپنج روز ونصف و ثمن روز نرسيدهاند مي ميرند. # 29- ظفره ( - ناخنه) زيادي طبيعي است مانند انگشت زائد زيرا آن ~~زيادي است كه از پوشش ملتحم پديد مي آيد. # 29- ثابت بن قره در«ر جوامع اصناف الامراض جالينوس)) گفته است كه ~~از مطالب سودمند در علم پزشكي آنكه هرچه كه خارج از امر طبيعي يا بدون ~~واسطه زيان مي رساند يا با واسطه اولي را مرض و دومي را سبب نامند واگر ~~آن امر خارج از طبيعت خود زيان آور باشد عرض ناميده مي شود. # 30- گاهي مرضي از مرض ديگرپيدا مي شود مانند تبي كه از ورم گرم ~~پديد آيد، و همچنين سببي از سبب ديگر مانند عفونت كه از امتلا پيدا شود، و ~~نيز عرضي از عرض ديگر مانند اختلاط فكر كه از بيدار خوابي پديد آيد. # 30- زماني كه رمد در چشم پيدا شود آن در حقيقت از بيماري هاي ~~ملتحمه بشمار مي آيد و بالعرض به بيماري چشم اطلاق مي شود. # 31- از جالينوس در كتاب «انديشه هاي بقراط وافلاطون) نقل شده كه ~~او گفته است كه من دستور دادم كه قلب مردي را با كلبتين بگيرند زيرا در ~~هنگام اختلاج سخت از زير انگشتان رد مي شد. # 32- («نفحه) ماده اي است مخصوص براي ايجاد صوت زيرا نفحه ~~هرگاه به غضروف هاي حنجره برخورد كند ايجاد صوت ميكند همچنانكه هر ~~گاه مضراب به وتر ( = زه) برخورد كند. # 32- دليل آنكه استفاده از حمام در تبهاي عفونت دار منع شده است ~~اين است كه حمام اخلاط را ترفيق و تسييح ميكند و موجب مي شود كه PageV01P033 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0034.png) ~~اخلاط عفونت دار با اخلاط سالم آميخته شود. # 32-نام «بيمارستان» فارسى است زيرا «بيمار» به مريضان گفته ~~مي شود و(ستان» به معني جاي است و نام بيمارستان به يوناني اخشندو- ~~كين است. # 33- زاهد العلما ابو سعيد منصور بن عيسى در كتاب «البيمارستانات» ~~خود گفته است كه نخستين كسي كه ms030 بيمارستان را ابداع و اختراع و ايجاد ~~كرد بقراط بن ايراقليدس است كه نزديك خانه خود بوستاني را اختصاص به ~~بيماران داد و خدمتكاراني را هم براي درمان آنان برگماشت و نام آن جا را احشل ~~و كين يعني محل گردآمدن بيماران نام نهاد. # 33- بخورهايي كه براي دفع بخارها و بادهاي فاسد شهرها بطور عموم ~~سودمند است عبارتست از صندل براي تابستان، عود براي بهار، كندر براي ~~زمستان وپوست توت براي پاييز. # 33 - در همان كتاب ( = كتاب زاهد العلما) به ما از وضع شهر ميافارقين ~~و آبها و گياهان و جانوران آنجا خبر داد و همهآ آنها را نكوهش كرد، و سپس ~~از خشونت خاك آن شهر و سختي زمين آن از قول امير ممهد الدوله مطالبي را ~~نقل كرد. # 36- او حكايتي ديگر را نقل ميكند دربارهآ اينكه هرگاه بوستانها و ~~درخت ها و ميوهها شهري را فراگيرد و مردم آن شهر از ميوههاي آن استفاده ~~كنند چه زيانهايي را در بردارد. # 38- دانش پزشكي نزديك به نابودي بود در زمان زاوس الهي جد ~~اسقلبيوس و زمان بقراط تا آنكه ملك فريسامس پراكندگي آن را ترميم كرد، و ~~شكافتگي آن را پيوند داد تا آنكه آن را برگردانيد و در شهر قو كه شهر بقراط ~~است و در شهر قيداروس و در شهر برغامس كه شهر جالينوس است آن را ~~پابرجا كرد. PageV01P034 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0035.png) # 39- تمام شدن بيمارستان ميافارقين و واردشدن بيماران در آن براي درمان ~~و مداوا سال چهار صد و هفده بوده است. # 39- سوزاندن خرچنگ هايي كه از آنها در دار وها استفاده مي شود بايد در ~~هنگام طلوع ستاره شعري باشد. # 40 - برخي از اعضا نياز به آن دارند كه در غايت صلابت و سختي باشند از ~~اين روي استخواني و مصمت يا داراي استخواني مصمت آفريده شدهاند و ~~برخي ديگر كه پايه و اساس بدن قرار دارند و بايد سبك باشند استخوان مجوف ~~و سخت يا داراي استخوان ms031 مجوف وسخت آفريده شدهاند. # 40 - زادگاه ارسطو يعني سطاخيرا از شهرهاي بزرگ و مشهور نبوده بلكه ~~روستايي بوده است وپس از او معروف گرديد، و زادگاه جالينوس يعني ~~برغامس نيزي شهري كوچك بود، و زادگاه اراطس غريب و خروسپس ~~صاحب رصد روستايي بنام سولا بود و با نام اين دو مشهورگرديد، وآتن كه شهر ~~دانشمندان است نيز بوسيلهآ همان دانشمندان شهرت گرفت. # 41 - نيش زدن حشرات زمين هاي آهكي و بي آب و كبريتي و ديگر ~~زمين هاي گرم وخشك زيان آورتراست از نيش زدن حشرات زمين هاي سرد بر ~~خلاف عقرب كه نيش زدن او در نقاط سرد شديدتر و زيان آورتر است. # 41- ترياق را در مورد نيروهاي ضعيف بكار مبر كه به مرگ مي انجامد ~~همچنين است فلونيا و داروهاي ديگري كه با افيون ممزوج گرديده است. # 41 - اوميرس (= هومر) شاعر گفته است كه فهم حكمت نياز به جاي ~~خالى (= دلى پاك) دارد تا در آن رسوخ يابد. # 41 - در علت آنكه رعاف ( - بيرون آمدن خون از بيني) براي ذات ~~الجنب سودمندتر است تا ذات الريه. # 42 - حس بوسيله نوعي ديگرگوني در عصب صورت مي پذيرد ولي حركت ~~به آنست كه عصب فقط فعلي را انجام دهد، از اين روي است كه عصب حسي PageV01P035 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0036.png) ~~نرم تر وعصب فاعل يعنى حركت سخت تر است. # 2، - در مقاله هفتم از «جوامع آراء بقراط و افلاطون» آمده است كه ~~عصب چشم- برخلاف اعصاب ديگر دماغ و نخاع - از همهآ اعصاب از نظر ~~مقدار بزرگ تر است زيرا اختصاص به انجام افعالي دارد كه اعصاب ديگر آن ~~افعال را انجام نمي دهند. # 42 - سخن جالينوس دربارهآ جسم عصبي كه از جسم عصب مجوف ~~مي رويد و زجاجيه چشم را در برمي گيرد. # 2، - من ميگويم كه اين عصب هنگام بيرون آمدن آن از دماغ (=مغز) و ~~پيش از رسيدن آن به جرم چشم عصبيت بر آن غلبه دارد ولي وقتى به چشم ~~رسيد ms032 دماغيت بر آن غلبه پيدا ميكند. # 43 - انباذقلس گفته است كه ما با خاك خاك را و با آب آب را و با ~~هوا هوا را و با آتش آتش را درك ميكنيم. # 44- آتش به عقيده پلوتارخس از سه صفت گرد آمده است: سرخي و نور ~~و لهيب. # 44 - رازي در كتاب (الباه» گفته است كه كسي كه زير شر اسيف ~~(جمع شرسوف: سر استخوان پهلو از سوى شكم) او طبيعة نفخى باشد جماع ~~نفخ و قراقر شكم او را افزونتر ميكند. # 44 - من ميگويم كه كسي كه حال او چنين باشد حرارت غريزي او ~~ضعيف است و در هنگام جماع حرارت غريزي در آن نواحي از بدن تهييج ~~مي شود وپس از سردشدن بادها و نفح در آن مواضع چيره ميگردد. # 44 - اين گونه نيست كه هر بدن كم گوشتي جماع براي آن زيان آور ~~باشد بلكه بدنهاي كم گوشتي كه رگهاي آن باريك باشد در جماع زيان ~~مي بيند. # د، - بايد تحقيق شود كه چرا جماع با حائض يا با كسي كه مدتي دراز PageV01P036 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0037.png) ~~با او جماع نشده يا با كسي كه بالغ نگرديده نيروي باه را هدر مي سازد و ~~زيان مي رساند. # 5، - محمد بن زكرياي رازي در كتاب ««الابنة» گفته است كه او خود ~~ديده كه زن كردي را به حضور معتضد آوردند كه داراي ريش انبوهي بوده ~~است. # 47 - «رازقى)) همان سوسن سفيد است. # 47 - «مشورت»، حدسي لطيف است به آنچه كه سزاوارترين ازميان امور ~~ممكنه است و مشير بايد عالم به پيرامون امري باشد كه دربارهآ آن با او مشورت ~~شده است. # 47- اگر بگويند اندوه چيست؟ بگو حالتي است كه براي نفس عارض ~~مي شود در نتيجه از دست دادن آنچه كه نفس آن را دوست دارد. و اگر ~~بگويند ترس چيست؟ بگو توقع امري مكروه. و اگر بگويند ماليخوليا چيست؟ ~~بگو چيرگي وسوسه ها بر نفس و وحشت بدون سبب و ms033 گماني فاسد بدون ~~علت. # 47 - ورم ها بر دو قسماند يك قسم از اعضاي رئيسه دفع مي شوند كه در ~~آن نبايد رادعات و رادات و مانعات بكار برده شود و قسم ديگر كه از عضوي ~~رئيس دفع نشده كه بايد در آنها رادعات سرد كننده و رادعات آميخته با ~~مرخيات بكار برده شود. # 48 - جالينوس حكايت كرده است كه در برخي از قربانيهاي پيشين قلب ~~باز مي شد و صحيح و زنده از بدن جدا ميگرديد و بصورت قرباني در محلي كه ~~قرباني ذبح شده را در معبدها ميگذاشتند نهاده ميشد. # 49 - جالينوس گفته است نام گذاري دو رگ سباتي بآن نام خطا است و اين ~~خطا هم در معنى است وهم در اسم و اين خطا از فيلسوفان و پزشكان بجهت ~~عدم آشنايي آنان به علم تشريح پيدا شده است. PageV01P037 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0038.png) # 50- ابن سينا در شفا نقل كرده است كه نفس اجتماع اسطقسات ويا ~~نفس تركيب آنها بوسيله تماس و تلاقي و شكل پذيري كافي نيست كه كاينات ~~از آنها پديد آيد بلكه اين امر منوط است به اينكه برخي در برخي ديگر تأثير ~~گذارد و برخي از برخي ديگر تأثر پذيرد. # 51- بيمارها بر سه قسم اند: يكي دردآور مانند صداع و نقرس، و ديگري ~~بيماريهاي زشتي آور مانند برص و جذام و ريختن موي و مانند آن، سومين آن ~~كاهنده از خلقت تمام مانند كوري و كري و نظير اين دو. # 51- رازي در كتاب «پزشكي ظريفان) خود نقل كرده است كه اگر ~~نيروي پاسخ گويي در علوم در اطاعت انسان وحفظ آن بنا به ميل او بود علوم ~~در سينه ها باقي مي ماند ولي چون فصول دشوار و گزارش ها دراز است چاره اي ~~جز از تدوين كتابها نيست. # 52- علت آنكه آدمي قادر بر گريه كردن است و با ريختن اشك نفس او ~~آرام مييابد و حتي گاهي بدون اراده گريه ميكند بستگي به اين دارد ms034 كه ~~حركات نفساني به انسان چنان فشار شديدي مي آورد كه او قادر بر مغلوب ~~ساختن آن نيست. # 55- جالينوس گفته است كه اخلاق وعادات و زمان داراي نيرويي ~~بزرگ در حركات عوارض است زيرا اخلاق وعادات، جزء بهيمي از اجزاء ~~نفس با اشيايي كه در نفس نشو و نمو ميگيرند الفت پيدا ميكند و در طول ~~زمان عوارض آرام مي يابد و نيروهاي بهيمي وقتي از چيزهايي كه مي خواست ~~سير گرديد از ميل به آنها خودداري ميكند. # 57- علت آنكه طول زمان عوارض نفساني را آرام مي بخشد اينست كه آن ~~جزء از اجزاء نفس كه دچار عارضه گرديده در طول زمان سير مي شود از آنچه ~~كه مورد خواهش او بوده است و نيز از رنج كشيدن آن خسته ميگردد وقتي اين ~~دو امر در او جمع شد آرام مي يابد. PageV01P038 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0039.png) ~~57- افلاطون محاورهاي را كه ميان معلم و متعلم رخ داده نقل ميكند. معلم ~~ميگويد نفس آدم تشنه از جهت آنكه تشنه است چيزي جزنوشيدن آب را ميل ~~نميكند و همه آرزوها و حركاتش بسوي آب است. متعلم ميگويد كه اگر در ~~همين اوقات بسوي خلاف آنچه بسوي آن در حركت بود گرايش پيدا كرد بايد ~~چيز ديگري باشد غير از آنچه كه او را تشنه گردانيده است. # 60 - اگر خواهي كه بدن انساني را در حمام خشك كني هيمه حمام را ~~هيزم بلوط و سرو و آس و مانند اينها قرار بده و اگر خواهي كه بدن او را تر ~~نمايي هيزم طرفا وتوت و گياه سنبل شعير و هيزم صفصاف و دلب وعناب و ~~اجاص ومانند آن را هيمهآ حمام بگردان. # 61- از زاهد العلما حكايت شده كه او گفته است كه سبب اينكه محمد ~~بن زكرياي رازي هنگامي كه به بغداد وارد شد به تعلم طب پرداخت اين بود ~~كه با استادي داروشناس دربارهآ گياه ««حي العالم» گفتگو كرد و باري ديگر ~~علت اينكه كودكي ms035 نوزاد داراي يك سر و دو صورت بوده است براي او بيان ~~شد. # 64- هرگاه پزشك داراي علم و عمل هر دو باشد همچون كسي است ~~كه با دو پاي خود راه مي رود و اگر عالم باشد و عامل نباشد ويا بالعكس ~~همچون كسي است كه با يك پا راه مي رود. # 64 - پيشينيان به پزشكان سالخوره دستور مي دادند كه پيش از آنكه ~~بخواهند نبض كسي را بگيرند انگشت خود را با شمع بمالند زيرا انگشت ~~سالخوردگان بلكه پوست آنان خشك است و نياز به نرم كردن دارد و شمع ~~پوست را نرم ميكند. # 64 - در كتاب «المصايد و المطارد» كشاجم نقل شده كه مردي به ~~شكار رفت در حالي كه دچار صداع (= دردسر) مزمني بود سپس او را رعاف ~~(ريختن خون از بيني) عارض شد سپس دردسر او برطرف گرديد. PageV01P039 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0040.png) # 65 - نخستين پزشك از پزشكان جندي شاپور كه بوسيلهآ منصور خليفه ~~عباسي براي نقل كتابهاي يوناني دعوت شد جرجس صاحب كناش معروف ~~است و سپس امر انتقال علوم در زمان مأمون به حد كمال خود رسيد. # 65- دار وهايي كه گوشتها و جثه ها و مانند آنها را از گنديدن حفظ ~~ميكند عبارتست از: سركه، نمك، زعفران، يخ، عسل، صبر. # 65 - مالي قراطر آب عسل است، افومالي آن است كه شهد گرفته شود و ~~با آب شسته گردد و بدين وسيله آب بدون جوشاندن حفظ گردد. # 67 - وفات يوحنا ماسويه در شهر سرمن راي در روز دوشنبه چهارم جمادي ~~الاخرهآ سال 243 اتفاق افتاده است. # 67 - رازي در كتاب ««الباه» گفته است كه نبيذ ( =مى، باده) عسل ~~ماذي همان نبيذ مصرى است كه آن را (مرز) گويند. # 67 - گمان نرود كه مرد با مجبوبه خود كه در دلش جاي دارد به ~~سبب هاي نفساني مي تواند بيشتر جماع كند و مني بيشتر بيرون دهد و آسانتر ~~انزال نمايد. بلكه سبب آن حرارتي كه از معشوق انتشار مي ms036 يابد و نيروها را ~~براي دفع مني تقويت ميكند. # 29 - اگر نيروهاي نفساني به تنهايي سبب تولد مني مي بود لازم مي آمد كه ~~فكر آن را در كميت توليد و زياده كند و هرگاه فكر ادامه داشته باشد و ~~نيروهاي نفساني در حركت باشد مني بيرون آيد در حالي كه چنين نيست. # 69- خون گرم تر از كبد است در حالي كه از آن پيدا شده است و اين ~~فقط از جهت كبد نيست بلكه از جهت آن كه به قلب متصل است استفاده ~~حرارتي را ميكند كه از كبد افزونتر است و گرم تر از آن مي شود. # 70- بلغم بنا بر راي رثيس (= ابن سينا) در تحت دو جنس عالى قرار ~~دارد: طبيعي و غير طبيعي. طبيعي آن شيرين و اعتدال در قوام دارد و مي تواند ~~تبديل به خون شود و غير طبيعي آن بر خلاف آن است. PageV01P040 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0041.png) # 74- اينگونه نيست كه هرگاه اخلاط با خود مناسبت داشته باشند به ~~نحوي كه نگهدارنده نسبت هر يك با ديگري باشند صحت و سلامتي را بوجود ~~مي آورند. # 75- بدان كه در بيشتر جانوران غذايي كه وارد معده مي شود بدون نوشيدن ~~آب و يا چيزي ديگر كيلوس مي گردد. # 76- پرسش و پاسخ درباره اينكه چرا غش كردن به تندي روي مي آورد ~~در وقت استفراغ به كساني كه اخلاط آنان رقيق است هرچند كه اسهال آنان ~~به افراط نرسيده است. # 77- ابن سينا در قانون گفته است كه اعضاي آليه (= ابزاري) را از آن ~~جهت آليه گويند كه آن اعضا آلات نفس وافعال وحركات هستند. # 78- در علت تب غب و تب ربع در درازي و كوتاهي اختلاف دارند و ~~تب نايبه دراز و خطرناك است. # 78- حس و حركت براي حيات مقوم ذاتي نيستند به نحوي كه اگر در ذهن ~~رفع شوند حيات رفع شود و اينكه در تعريف ««حيوان» گفتهاند متحرك و ~~حستاس است تو را به اشتباه نيندازد زيرا ms037 حس و حركت در ذهن از عضو فلج ~~نفي ميگردد در حالي حيات از او رفع نميگردد پس حس و حركت دو عرض ~~مفارق هستند. # 83- از سخنان قاضى شمس الدين بن الفراش - خداوند تأييد او را پايدار ~~بدارد- او ميگويد كه روزي با يكي از افاضل سخن از نطفه و كيفيت خلقت ~~جنين از آن و اختلافي كه ميان پيشينيان بر سر اين موضوع است به ميان آمد. ~~برخي معتقد بودند كه نطفه از همهآ اعضاي بدن جذب مي شود و تبديل به جنس ~~خود در جنين مي شود و برخي ديگر ميگفتند كه اجزاي نطفه هرچند از همه ~~بدن جذب مي شود ولى از هم متمايز نيستند. # 94- «كما فيطوس» صنوبر بياباني است كه برخي از دانشمندان آن را PageV01P041 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0042.png) ~~از برخي گياه شناسان اندلس نقل كردهاند. # 95- حنين در كتاب «معده» نقل كرده است اگر كسي از بدي گوارش ~~يا فاسدشدن طعام در معده شكايت كرد با شتاب زدگي آن را به معده مربوط ~~مساز پيش از آنكه از كيفيت و كميت غذا پرسش و جستجو كني. # 96- اگر ديدي كه معده اي غذا را فاسد و آن را به ترشي و دودي مبدل ~~مي سازد و تو نمي داني كه آن فقط از بدي مزاج ساده است و يا آنكه با ~~ماده اي همراه است بيمار را با خوردن عسل و نان اگر مزاجش سرد باشد و يا ~~نان خندروس اگر مزاجش گرم باشد بيازماي. # 97- سقوط نيروي ديگرگون كننده (0=- القوة المغيرة) سبب لغزش ~~(= الزلق) معده وپيداشدن استسقاء طبلي ميگردد و اگر در عروق كبد سقوط ~~كند استسقاء زقي و اگر به گوشت سقوط كند استسقاء لحمي را باعث ~~مي شود. # 98- فرق ميان حركت اختلاجي و رعشه در معده ها حركت ’ تشنجي ~~اينست كه تشنجى همان فواق است، و اختلاجي حالتي است كه آدمي خود ~~را اندوهناك مي يابد و در خواب آرام ندارد و گله مندي از اينكه توانايي بر ms038 ~~گزارش از خود ندارد و عوارضي مانند اينها. # 98- بيماريهاي نيروهاي معده دوازده است زيرا آن نيروها چهار است: ~~جاذبه وممسكه و هاضمه و دافعه، و بيماريها سه است: ضعف وبطلان و ~~جريان نادرست. # 100 - كلمهآ «زيت ركابي» كه آن را از شام مي آوردند عربي فصيح ~~است و«زيت انفاق» زيتي است كه از زيتون فج مي افشارند و پس از ~~استخراج آن را مي فروشند و انفاق ميكنند بر استخراج زيت مستعمل واين ~~زيت انفاق سرد است و روغن هاي سرد را از آن مي گيرند و اين براي اين منظور ~~بهتر است از روغن سركه كه شيره است. PageV01P042 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0043.png) # 101- در تفسير «زيت ركابي» دو قول يافتم نخست آنكه آن اسم چيزي ~~است كه با شتر از شام مي آورند كه آن را ركاب خوانند و ديگر ركبه كه نام ~~معصره است پس معناي آن زيت تازه است كه از معصره گرفته شده است. و ~~زيت انفاق گرفته شده از زيتون فج است و كلمه معرب از سرياني است نه ~~آنچه به غلط پندارند كه فلاحان آن را در حوائج خود انفاق ميكنند. # 101- علت آنكه كودكان به سنگ مثانه و سالخوردگان به سنگ كليه ~~دچار مي شوند اينست كه حرارت در كود كان قوي است و با قوت اخلاط را ~~ذوب ميكند و به اعضاي دورتر روان مي سازد و در سالخوردگان به علت كمي ~~حرارت اخلاط ذوب نمي شوند وبه جريان نمي افتند واز اين جهت در كليه ~~باقي مي مانند. # 102- متأخران بيشتر فواق را به تشنج يا حركت تشنجي تفسير كردهاند و ~~بايد بداني كه تشنج در عضله پديدار ميگردد و معده و مري عضله نيستند. # 103- افسنتين را در معده اي كه معتقدي كه در آن بلغم است بكار مبر ~~بلكه آن در معده هايي بكار مي رود كه فضلات صفرا و مرار در آن دفع مي شود ~~حنين در كتاب معده گفته است كه افسنيتن براي ms039 معدهاي سودمند است كه ~~اخلاطي را كه از جنس مرار است و در معده متولد مي شود دفع ميكند ولي در ~~معده اي كه در آن بلغم جمع شده باشد سودمند نيست. # 103- شراب انار منعنع را اسقليبيادس طبيب استخراج كرده و فرمان داده ~~كه بيشتر از سه اوقيه عراقي از آن نوشيده نشود. # 104 - يادداشتي از خود در استخراج علم داروهاي مركب. وقتي داروي ~~مركبي را ديدي بايد از نيروهاي يك يك آن جستجو بعمل آوري و به بيني ~~كه هر يك از آنها براي چه وضع شده است و هر يك با ضمانات خود تا چه ~~اندازه مطابقت دارد. # 113 - ابن وحشيه در كتاب «زهرها» گفته است زيان زهر مهلك كه PageV01P043 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0044.png) ~~كشتن است از جهت نيرويي است در بدن كه مدبر آن است يعني همان نيرو ~~كه آن را ««طبيعت) نامند. # 114- معنى دياسقوريدس درخت نشان خداوند ( =شجارالله) است ونام ~~صحيح جالينوس غلينوس است و معناي آن ساكن وآرام است، و ارسطوطاليس ~~درست آن ارستوثاليس است و معناى آن تام الفضيله يا تمام الفضيله است. # 115- اسحق بن سليمان در كتاب خود گفته است كه درمان بيماري ~~شراسفي بر سه نوع است: نوع اول دو قسم است: يكي تنقيه و كم كردن مره ~~سياه از بدن كه وجود آن سبب بيماري ميشود، و دوم حفظ دهن و معده از ~~توليد چيزهايي مانند آن. نوع دوم كه از بيرون استعمال مي شود نيز دو قسم ~~است: يكي از خارج كه رياضت با اعتدال پيش از غذاست، و ديگري آنچه ~~كه نفس را مسرور ميگرداند از انواع تفريح ها. # 120 - هرگاه نزد تو دارويي است كه با آن مي خواهي دردي را درمان ~~كني و احتمال سود و زيان در آن دارو هست بايد نيك بينديشي كه اگر ~~زيان آن افزون از سود است بايد آن را رها كني، و اگر سود و زيان آن برابر ~~است به عقيده من بايد ms040 آن را هم رها كني، ولي اگر سود آن بر زيانش افزوني ~~دارد بايد آن را بكار بندي. # 121- اسطاذيا گفته است كه نكته اي از كتاب التشريح كه در كتابهاي ~~علمي ياد شده است چهار صد ذراع است. # 121- اعياء عبارتست از تحليل رفتن روح حيواني و آب شدن رطوبت ~~بخاري و گاهي سبب آن افراط در خستگي است و نيز گاهي سبب آن از ~~باطن بدن است. # 122- جالينوس گفته است كه اگر پزشكي در علم پزشكي همپايه بقراط ~~باشد ولي بيمار او از او اطاعت نكند آن پزشك در درمان خود موفق نمي شود. # 1222 - حس لامسه نيرومندترين حواس است از جهت دريافت لذت والم PageV01P044 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0045.png) ~~، لذت جماع والم قولنج دليل بر آن است. # 122- تعريف «ورم») اين است كه آن غلظتي است خارج از طبيعت كه ~~به فعل زيان مى رساند زيان رساندني كه در مرحله اول است. # 123- علي بن عيسي در «رتذكره) خود ميگويد كه به ندرت اتفاق ~~مي افتد كه رمد با تب همراه باشد. اگر كسي در تابستان به رمد دچار شود ~~زود بهبود مي يابد و اگر رمد بجهت تب شدت يابد آفت عظيمي را درپي ~~خواهد داشت. # 126- سخن ابن اشعت در كتاب «ظهور خون) دربارهآ پيداشدن تب دق ~~در كسي كه قرحه اي در ريه دارد كه از آن رهايي نمي يابد و همان سبب ~~مرگ او مي شود. # 129- زخم هاي ريه با سبب هايي كه برخي از آنها را بسياري از مردم ياد ~~كردهاند بهبود نمي يابد و من نديدم كسي را كه اين موضوع را بطور مستوفي ~~بحث كرده باشد. من ميگويم كه قانون بهبود يافتن زخمها عبارتست از ~~خشك گردانيدن محل با اعتدال، سكون و قرار، خوبي و استواري جوهر غذايي ~~كه به عضو مي رسد كه جايگزين گوشت شود، خوبي مزاج، زيرا افراطهاي ~~مزاج بد مانع از بهبود آن مي شود. # 131- نيلي در ««اختصار المسائل» خود ميگويد داروهاي سرخ كننده ms041 را ~~فقط با زيت بكار ببر. من ميگويم زيرا زيت از زخم كردن پوست جلوگيري ~~ميكند و نيازي هم به زخم كردن نيست زيرا هدف جذب حرارت و خون با ~~نيرويي شديد به عضو است. # 132- روده اي كه در صفر پايين مي آيد «قيله» ناميده مي شود و آن بيشتر ~~رودهآ كور ( -اعور) است. جالينوس در اپيديميا گفته است كه سبب آن ~~اينست كه فقط روده كور به تنهايي از ميان روده هايي كه نزديك به اين ~~جاست فاقد رباط هايي است كه آن را پيوند بدهد بنابر اين آن از همه تندتر PageV01P045 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0046.png) ~~پايين مي آيد و حتي ديگرها پاين نمي آيند. # 132- ابن جزار در ««مدخل» خود گفته است كه آموختن دانش پزشكي ~~براي كسي كه به حد كمال نمي رسد مگر اينكه سه چيز در او جمع شده ~~باشد: استاد ماهر وحرص وافر وهوش سرشار. # 133- كسي كه كتابي را خلاصه ميكند بايد انجام سه امر را عهدهدار ~~شود: آنچه را كه در صدد توصيف آن است توصيف كامل كند. معاني آن را ~~كاملا تمام و استيفا كند. در الفاظ ايجاز را رعايت كند وايجاز او ايجاز جمع ~~باشد نه ايجاز حذف. # 133- «موسرج» اسمي است فارسي وصحيح آن «مورسرك» است ~~يعني سر كوچك مورچه. # 133- هرگاه نوع بيماري براي تو مشتبه شد همه اعضايي را كه ممكن ~~است بيماري در آن يا بسبب آن حادث شده باشد بررسي كن و بر يك يك از ~~آن اعضا بنگر و ببين چيزي را مي يابي كه دلالت بر بيماري آن عضو كند و يا ~~آنكه درستي هر يك يك از اعضا را مورد بررسي قرار بده و هر كدام را كه ~~درست نديدي درباره آن به بررسي بپرداز. # 138- رازي در كتاب «اختصار مواضع دردناك») گفته است هرگاه بول ~~در مثانه جمع شد حبسشدن آن يا از جهت اينست كه مثانه بر انضمام و قبض ~~و دفع بول توانا نيست، ويا اينكه ms042 سدهاي در گردنهآ مثانه است، ويا آنكه ~~گردنه مثانه با مجراي احليل بسته شده است. # 140- هرگاه در بيماري خلط بلغمي نارسيده و خلط صفراوي حاد و بد ~~وضعي پيدا شد آن كشنده بيمار است. # 140- اسحق بن عمران در كتاب «ماليخوليا» مي گويد كه مردي را در ~~قيروان ديدم كه عقيده داشت كه سر ندارد و ما از ارزيز سپيد براي او كلاهي ~~ساختيم و بجاي خود بر سر او نهاديم و در آن هنگام او يقين كرد كه او سر ~~دارد. PageV01P046 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0047.png) # 141- در همين كتاب «ماليخوليا» آمده است كه آنان كه به اين بيماري ~~دچار هستند بيش از هر نوع ديگر از بيماران در صدد يافتن پزشك هستند با ~~ذلت از آنان تقاضاي درمان ميكنند و مال فراواني بآنان مي بخشند و وقتي كه ~~به پزشك دست مي يابند فرمان او را گردن نمي نهند و از او اطاعت نميكنند. # 141- برخي از باده نوشان دچار خنده ميگردند تا وقتي كه مستي آنان به ~~آخرين پايه نرسيده است ولي پس از آنكه بدان پايه رسيد به شدت شروع به ~~گريستن ميكنند. # 142- سبب فاعلي خنده قوهآ ناطقه است، و سبب مآدي آن شادي، و ~~سبب صورى آن قهقهه وحالت تبشر صورت است، و سبب تمامي آن ابراز ~~صورت تعجب نفس است كه سخن از ابراز آن كوتاه است. # 144- تعريف «مستظل) در زبان اهل مصر وديگران «شاه بلوط» ~~است. # 144- ابن راس الطنبور در كتاب «برص» خود گفته است كه فرق ميان ~~سفيدي برص زده و بهق زده اينست كه سفيدي در بهق زده فرورفتگي ندارد و ~~از ظاهر پوست تجاوز نميكند ولي در برص زده سفيدي از ظاهر پوست تجاوز به ~~گوشت زير آن ميكند و حتي تا استخوان هم مي رسد. از اين روي سفيدي در ~~ابرص شديدتر از سفيدي در ابهق است. # 145- بايد دانسته شود كه اسم «سده» فقط به امتناع جريان در مجري ~~اطلاق نميگردد بلكه بر آنچه كه ms043 جلوي بخشي از آن را ميگيرد نيز اطلاق ~~مي شود. # 146- قاضي فاضل از من پرسيد كه آيا تو وجود كيميا را عقلا انكار ~~ميكني يا وجودا. من پاسخ دادم كه وجود آن را انكار مي كنم زيرا من نه برهان ~~قاطعى بر امتناع آن يافته ام ونه برهان قاطعى بر وجود آن. # 147- گروهي از پزشكان روزگار ما «كبآبه» را با تشديد تلفظ ميكنند PageV01P047 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0048.png) ~~در حالي كه صحيح آن «كبابه» با تخفيف است و «لبلاب»، نيز عربى و ~~«ردارسيشغان) فارسى است. ~~147- نتيجهآ سخن جالينوس در كتاب «علل و اعراض» اينست كه ~~اعراض برپنج قسم اند: نخست عارضهآ، جسمانى كه فعلى را در بدن انجام ~~مي دهد كه آن را سبب گويند. دوم حالتي كه از سبب حادث مي شود و در ~~طريق تكون است و آن را حدث گويند. سوم خود بيماري است كه آنچه كه ~~تكون يافته وحادث شده در آن بحد كمال رسيده. چهارم زيان فعلي كه با آن ~~بيماري بحد كمال رسيده است. پنجم عرضي كه تابع مرض است. # 149- بنات اسطقسات ده نوع اند: 1- سبب بيماري 2 - عرض لازم ~~بيماري 3- مزاج بيمار، - ظاهر بدن 5- سن بيمار6 - وقت حاضر 7- ~~حال هوا در آن وقت 8- شهر بيمار 9- نيروي بيمار10_ عادات بيمار. # 149_ در كتاب «اغلوقن») نقل شده است كه گفته است ما ميگوييم كه ~~بر صورت كسي كه غش كرده بايد آب ريخت نه بر سينه او كه معدن حرارت ~~غريزي است، زيرا حواس در صورت بيشتر است و لذا احساس آن در برابر آب ~~از ساير اعضا بيشتر مي باشد. # 150- من گويم كه دستهاي كسي كه غش كرده از اين جهت بسته ~~مي شود كه طبيعت او در آن وقت مانند خواب است و نيازبه بيدار كننده ~~(= منبه) دارد و بستن دستها جاي منبه را ميگيرد. # 151- سبب بر چيزي گفته مي شود كه مبدأ تكون چيزي است مانند ~~اسطقس كه سبب وجودي چيزي است كه داراي اسطقس ms044 است، و نيز سبب بر ~~چيزي كه از اسطقسات تركيب شده كه بوسيلهآ آنها چيزي تكون يافته اطلاق ~~مي شود. # 153 - تعريف سبب اينست كه آن حالتي است خارج از طبع كه به ~~توسط مسبب آن به بدن زيان مي رساند. و تعريف مرض اينست كه آن حالتي PageV01P048 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0049.png) ~~است خارج از طبع كه به بدن زيان مي رساند و اين زيان درپايهآ نخستين قرار ~~دارد. # 154- ابن اشعث در كتاب «(بهق وبرص)) خود گفته است كه عرض ~~اعلى كه بمنزله جنس است داراي پنج نوع است: 1_ سبب 2- عرضي كه ~~بنام جنس خود است 3- عرضي كه تابع مرض است 4- زيان فعل 5- ~~حدث. # 154- من مي گويم كه جالينوس در كتاب «راسباب الاعراض) گفته ~~است كه عرض هر چيزي است كه عارض بر بدن مي شود در حالي كه بيرون ~~از طبع بدن است. بنابراين اين پنج نوع كه ياد شد اعراض خوانده مي شوند. # 155- من ميگويم كه تعريف «عرض» بنابر راي بيشتر از متأخران ~~اينست كه آن حالتي است خارج از مجراي طبيعي كه بدنبال مرض مي آيد ~~همچون سايه كه در دنبال جسم است. # 155- فرق ميان ««حدث» و((عرض) اينست كه حدث حركتي دائم ~~است كه استقرار و درنك ندارد و آن طبيعي و غير طبيعي است و عرض هر ~~چند كه متحرك است مانند حركت سفيدي به سياهي ولي آن هم گاهي ~~درنگ دارد همچون روشني كه در آتش و سفيدي كه در برف درنگ دارد. ~~156- جالينوس در كتاب «تشريح زندگان) گفته است كه «بسد) در ~~دريا رطوبتي و نمناك است ولي وقتي با هوا برخورد كند خشك و جامد ~~مي شود. # 156- حنين گفته است كه اسم ««قوت)) در زبان يوناني مشتق از ~~((قدرت)) است يعنى اقتدار بر فعل. # 157- (لفت) بكسر لام به معنى «(سلجم» عربى درست است. # 157- كبودي پسنديده همان خشكي رطوبت جليديه و بسته شدن آن است. # 157 - جالينوس گفته است پزشك توانايي بر درمان و بهبود ms045 بخشيدن بيمار PageV01P049 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0050.png) ~~پيدا نميكند مگر اينكه قياس و فكر را بكار بندد و بداند كه اثر دارويي كه ~~بيماري خاصي را بهبود بخشيده چيست و اين بهبودي ازچه راهي و با چه ~~مقداري صورت گرفته و نزديك ترين صورت به رسيدن ب آن بهبودي چه بوده ~~است. # 157- «خبث» با حركت خاو با از خبث آهن و مانند آن گرفته شده و ~~آن چيزي است كه تنور هنگام ذوب آن را بيرون مي افكند. # 157- آنكه در تعريفات كتاب من نظر مي افكند بايد مرا بر اينكه من ~~موضوعات غير طبي را وارد كتابي طبي كردهام ملامت نكند و نگويد كه اين ~~مربوط به علمى ديگر است زيرا هرچند ايراد او درست است ولي من ~~چيزهايي را در اين كتاب ياد كردم كه پزشك بدان نيازمند است. # 159- نوعى از انواع ««رتيلا» كه ««شبث» ناميده مي شود با شين سه نقطه ~~و با نقطه دار و ثاي سه نقطه وفتحه حرف وسط است. # 159- جالينوس گفته است كه حيواني كه بجاي انسان در مقام تشريح ~~قرار ميگيرد از نظر كف دست و انگشتان خرس و ساير جانوران كف باز ~~هستند. # 159- من ميگويم كه ياد كردن اين جانوران كه در تشريح عضو عضويا ~~اعضاي مختلف مقام انسان قرار ميگيرند بعد از «بوزينگان» و بعد از حيواني ~~است كه «سطور» ناميده مي شود. # 159- ابن سينا در قانون گفته است كه جماع كردن با غلام با انزال كند ~~صورت مي پذيرد و بجهت كثرت تردد خسته كننده است. # 160 - من مي گويم سبب بيرون آمدن سريع مني اصطكاك احليل است ~~با آنچه بآن اصطكاك مي يابد و در مورد غلام احليل وارد فضايي كيسه مانند ~~مي شود و اصطكاك و تماس با آن همچون اصطكاك و تماس با فرج و ~~گردنهآ رحم نيست و مني را هم بخود جذب نميكند آن چنان كه رحم مني را PageV01P050 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0051.png) ~~جذب ميكند. # 141- سزاوار است كه تحقيق و ms046 جستجو شود كه چرا بوي برخي از غذاها ~~موجب سقط جنين مي شود. # 161- كندن پوست از گوشت يا ازپردهآ آن بايد با كاردي بسيار تيز باشد ~~در حالي كه جداكردن عضله و اجزاي آن با كاردي كه تيز نيست بايد صورت ~~گيرد. # 162- كوچك ترين تقسيم بلغم تقسيم سه گانه زير است: 1- قسمي ~~كه اجزاء آن شبيه بهم نيستند مانند آنچه كه با نفس و سرفه از سينه بيرون ~~مي آيد. 2- قسمي كه خود بنفسه غير متشابهه الاجزاء است مانند پاره هايي ~~كه شبيه به چرك حمام است. 3- قسمي كه متشابهه الاجزاء است مثل شور ~~و ترش و بى مزه. # 162- بهترين صورت ساختن روغن شكوفه تاك اينست كه شكوفه تاك ~~را تذبيل كنند و آن را در زيت انفاق در مكاني معتدل از جهت گرما و سرما ~~قرار دهند. # 163- زيت انفاق براي ساختن روغن هاي سرد بهتر از شيره است پس ~~بهتر است كه براي روغنهاي گرم از آن استفاده نشود. # 164- گل سرخ عطسه را در كساني كه حرارت دماغ و معده دارند تهييج ~~ميكند زيرا آن بخار را در داخل دماغ حقنه ميكند و آن را تبريد ميسازد. # 164- من ميگويم از اين روي است كه دماغ پر مي شود و ايجاد زكام ~~مي نمايد. # 164- فقاح با ضمه فا و تشديد قاف و حاي بي نقطه است. ~~1688 - رازي در كتاب اختصار مواضع آلمه (= جاهاي دردناك) گفته ~~است كه كسي را كه قي كردن او دشوار است نبايد او را مجبور به قي كردن ~~كرد. PageV01P051 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0052.png) # 169- در اينكه به درمان و معالجه درست دست يابي كافي نيست كه ~~فقط از موضع عضو دردناك آگاه گردي بلكه نوع علت زيان آور را بايد كشف ~~كني زيرا افعال نفساني تابع آفتهاي دماغ است ولي گاهي تابع ليثر غس و ~~فرانيطس است كه سبب هر يك از اين دو ضد ديگري است. # 170- معدن سنگ شاذنج جزيرههاي درياي چين است. # 171- چيدن بزر فرنجمشك بايد ms047 در روزهايي از ماه آب باشد، و ~~فرنجمشك يكي از انواع «حبق» است. # 171- هر گاه ديدي در آغاز برخي از تبهاي گرم سبات پيدا شده حيرت ~~مكن بلكه آن را درست بپندار زيرا در برخي از دماغ (حمغز) هاي مستعدي ~~كه داري مزاج سرد هستند و يا آنكه در آنها خلط بلغمي است سبات در آغاز ~~تبهاي نو به اي پيدا مي شود. # 172- حنين در كتاب ادويه مفرده جالينوس كه بر روش پرسش و پاسخ ~~است گفته كه روغن زيتون جانوران مقسوم البدن همچون مورچه و زنبور را ~~مي كشد. # 172- وقتي در جستجوي شناخت حقيقت بيماري هستي در شناخت ~~دلائل آن استقصا كن تا از هر جا كه ممكن است حقيقت بيماري براي تو ~~روشن گردد. # 176- جالينوس گفته است براي علت ها نيز خواصي است چنانكه ~~پوستهاي زخم دلالت بر زخم ميكند و ريگ در بول دلالت بر سنگ ميكند، و ~~يك حب قرع دلالت بر بسياري از آن در رودهها ميكند. # 176_ سنگ فقط در كليه و مثانه پيدا ميشود و گروهي ميگويند كه آن ~~گاهي در رودهآ قولون پديد ميآيد. من ميگويم: بقراط گفته است كه سنگ در ~~رودهها و مفصل ها هم پيدا مي شود. # 177- رازي در «اختصار علل الاعضاء الباطنهآ الآلمهآ» گفته است من PageV01P052 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0053.png) ~~سنگ را ديدم كه در كام پپدا شده و آن را شكافتم و بيرون آوردم و پسري را ~~ديدم كه همه انگشتان او سنگ گرديده است. # 177- جالينوس گفته است كه «رديدان» فقط در رودهها پديد مي آيد و از ~~ميان اعضا فقط قلب است كه ورم آن به مرحله اي نمي رسد كه بتوان آن ~~را تنقيح كرد بلكه بيمارپيش از آن مي ميرد. # 178- رازي گفته است كه در بيماريهاي كبد رنگ بيمار به زردي ~~آميخته با سفيدي، و در بيماريهاي طحال به زردي توام با سياهي، ودر ~~بيماريهاي بواسير به زردي توام با سبزي متمايل ميگردد. # 178- نقل از پنج ms048 گفتار اول در ادويه مفردهآ جالينوس كه حنين آن را ~~بصورت پرسش و پاسخ درآورده است. علت اينكه گوهرهاي سبك زودتر از ~~گوهرهاي سنگين محترق مي شوند. # 180 _ گوهرهاي رقيق بدون سرما منجمد نمي شوند مانند آب صاف و ~~گوارا و سركه و مانند آن و اگر بسوي حرارت مايل شوند انجماد آنها دشواريا ~~غير ممكن است. و منجمدشدن آب نمك و آب كبريت و آب قير نيز دشوار ~~است. # 181- علت آنكه داروهاي داغ كننده انفجار خون را قطع مي كنند مانند ~~رعاف ونزف و جراحتي كه از شكافتن رگ و شريان بوجود آمده اينست كه آن ~~دار وها با شدت حرارتي كه دارند موضع را مي سوزانند و بر روي آن پوستي ~~سوخته شده قرار مي دهند كه كوچك نيست و اين پوست همان است كه ~~«(خشكريشه)) ناميده مي شود و همين پوست براي موضع انفجار يافته پوششي ~~مي گردد. # 182- فرق ميان كيموس و كيلوس اينست كه كيموس عبارتست ازنيروي ~~چششي كه موجود است در آنچه كه مورد چشيدن قرار ميگيرد، ولي كيلوس ~~چيزي است كه از تر و خشك تركيب شده كه با عمل حرارت در آندو به PageV01P053 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0054.png) ~~مرحله پختگي درآمده و آن رطوبتي است كه سخت گرديده و اين در بدنهاي ~~حيوان و در نبات و در زمين يافت مي شود. # 183- جرم رباط داراي حس نيست چه آنكه اگر حس داشت با زيادي ~~حركت دادن و خاراندن زيان مي ديد. # 183- ابن سينا در كتاب قانون گفته است كه هر عضو رئيس دو عضو ~~خدمتكار دارد كه يكي از آنها عضوي كه آماده ميكند براي او و عضو ديگري ~~كه از او تاديه صورت مي پذيرد از عضوهاي آماده كننده مانند معده براي كبد ~~و كبد براي دماغ (حمغن) و ريه براي قلب، و از عضوهاي مؤدلي عنه مانند ~~عصب براي دماغ و ريه و قلب و شرايين براي قلب و رودهها براي كبد. # 184 ms049 - رازي در كتاب المنصوري گفته است كه حركات ارادي عبارتند ~~از: 1- حركت پوست پيشاني 2- حركت دو چشم 3- حركت دو گونه 4 - ~~حركت كنار بيني 5- حركت دو لب6 - حركت زبان 7- حركت حنجره ~~8- حركت فك 9- حركت سر 10- حركت گردن 11- حركت شانه 12_ ~~حركت مفصل بازو با ساعد 13 - حركت مفصل ساعد با رسع ،1- حركت ~~همه انگشتان با مفصل هاي آنها 15- حركت اعضايي كه در حلق است 16_ ~~حركت سينه براي نفس كشيدن 17- حركت قضيب 18- حركت مثانه براي ~~باز و بسته كردن مجراي بول 19 - حركت روده مستقيم در جلوگيري از ~~خروج ثفل (=مدفوع) 20 - حركت پوست شكم 21 - حركت مفصل سرين و ~~ران 22 - حركت مفصل ران و ساق وپا 23 - حركت انگشتان پا. # 185- آشكارترين حركتهاي دشوار حركت زبان و حركت قضيب و پس از ~~آن حركت دو دست و دوپا است كه حركت اين اعضا بجهت خلاف مبدأ ~~آنها است. # 185- اگر بروز خون زنانگي از زيادات پاكيزه گرديده در بدنهاي آنان ~~بود كه در نتيجه متبرج نبودن و بريدن از ورزش هاي مردانه بوجود مي آيد بايد PageV01P054 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0055.png) ~~آنانكه در ورزش شبيه مرداناند مانند اهل روستا و كوهستان حيض نشوند و يا ~~كم بشوند. پس باقي مي ماند كه آن خون اضافي باشد كه در بدن آماده ~~گرديده كه اگر فرزند بوجود آيد از آن تغذيه كند. # 187_ حنين در كتاب «اعتذار جالينوس) گفته است كه من سخن ~~سودمندي را براي خوانندگان كتاب خود ميگويم و آن اينست: ««هرگاه ~~كتابهاي حكما را مي خوانيد جالينوس يا افلاطون يا ارسطو باشد هر گاه در ~~بيان مقصود خود مطلبي را با برهان بيان ميكنند آن را بگيريد و بفهميد اما اگر ~~چيزي را بر اساس دين واعتقاد خود بيان ميكنند بدان التفات ننمائيد زيرا آن ~~را براي خوش آمدن مردم ميگويند و يا آنكه از زمانهاي بس گذشته بدان معتقد ~~بوده اند. # 188- جالينوس در كتاب ««برهان) گفته است كه طبيعت انسان دلالت ms050 ~~ميكند بر اينكه محال نيست كه هوا هنگام خروج نور از چشم استحاله پذيرد. # 190- قاضي صاعد اندلسي در كتاب «طبقات الامم» گفته است كه ~~(نيقوماخس») به معنى مقهور كننده دشمن است. # 190- مترجمان ماهر در اسلام چهارند: 1- حنين بن اسحق 2- يعقوب ~~بن اسحق الكندى 3- ثابت بن قره الحرانى 4 - عمر بن فرخان الطبرى. من ~~ميگويم كه نمي دانم چرا نام اسحق بن حنين را ياد نكرده است. # 190 - ابن ابي الاشعت در كتاب «پيدا شدن خون» خود گفته است ~~علت اينكه پيشينيان دستور مي دادند كه استعمال داروها چهارده بار تكرار شود ~~اين بود كه چهارده بار تأثير تمامي از تأثيرات ماه دارد و هفت بار تاثير ناقص ~~دارد. # 191- من مي گويم كه پيشينيان در اعمال خود همه افعال دوره هاي ماه و ~~خورشيد را مورد ملاحظه و نظر قرار مي دادند. # 191 - ارشيجانس در كتاب «در نقرس» خود گفته است كه وجه تسميه PageV01P055 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0056.png) ~~«مرهم رسل» اينست كه آن مرهم از دوازدهآ جزء تركيب يافته و از همين جهت ~~آن را ««مرهم حواريان» نيز گويند. # 192- فرق ميان «بيماريهاي وافد» و«بيماريهاي بلدي» اينست كه ~~بيماريهاي وافد در يك زمان بسراغ همه شهريان مي آيد ولي بيماريهاي بلدي ~~در هر شهري بفراخور حال آن شهر و عادات مردمان آن در هر وقت بر حسب ~~عادت آنان پيدا مي شود. # 193- جالينوس گفته است بيماريهاي پاييزي در سه جنس منحصر ~~ميگردد: 1- ديدان وحب القرع و حيات 2- وسواس سوداي و سرطان و جذام ~~3- سل و درد دل و اقشعرار. # 197- نيروي حس كننده در بدن از عصب نيست بلكه مبدء حس ~~حس كننده از دماغ (=مغز) است و رسيدن حس به نيروي حس كننده يا از ~~عصب ويا از خود دماغ است. # 197- ابن ماسويه در كتاب «در اسهال) خود گفته است كه محل قوه ~~در دماغ است و انتشار آن در بدن بوسيلهآ عصب صورت مي پذيرد. # 198- حنين بن اسحق در كتاب «در تقسيم عصب» ms051 گفته است كه ~~هفت جفت عصب از دماغ (=مغز) رسته شده است. # 199- ابن ماسويه در كتاب «در اسهال» گفته است كه پوست نازك و ~~سرخ پسته كه زير رويهآ چوبين آن است جفت است و جفت هرچيزي كه ~~جفت دارد همين گونه است. # 199_- صاحب «كتاب وزنها) گفته است كه هر ستير چهار مثقال و ~~نيم است و اين ميزان صحيح از كتاب جوهري در لغت بدست آمده است. # 199- در كتاب «النبض الكبير» آمده است كه نبض عظيم يا از حرارت ~~بسيار و يا از نيروي قوي و يا از آلت نرم ويا از كاستي روح نفساني است. # 210 - امين الدوله ابن تلميذ گفته است كه كاستي روح نفساني از PageV01P056 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0057.png) ~~اسباب بزرگي نبض است زيرا روح نفساني از جمله نيازهايي است كه ~~خواهنده نبض است. زيرا نياز يا تعديل حرارت ويا توليد روح است. # 200- من ميگويم هدف از نبض ترويح روح حيواني و توليد روح ~~نفساني است. # 202- علم نبض از سه جهت دشوار است: 1- ممكن نيست كه انسان ~~در لمس و مجست آن مهارت پيدا كند تا آنكه رخ دادهاي كوچك آن را درك ~~كند. 2- ضربان نبض مثالي در عالم وجود ندارد تا از آن آموخته شود. 3 - ~~پزشك كه براي مدت كوتاه دست خود را بر نبض ميگذارد نمي تواند اجناس ~~ده گانه اي را كه در نبض موجود است حس كند. # 203- هرگاه دو جسم با هم برخورد كنند يا اينكه هر دو از جهت قوام ~~برابراند و يا اينكه برابر نيستند بدين گونه كه يكي غامز و ديگر منعمز است. در ~~اولي اگر از هم جدا شوند اين جدايي دفعة صورت مي پذيرد چنانكه صفحه اي ~~را از روي صفحه اي بردارند، ولي در دومي جدايي آنها در مدتي از زمان صورت ~~مي پذيرد كه حس آن را درك ميكند مانند نبض قوي كه چون برخورد آن با ~~دست برخورد غمز و انغماز است دست را دفع ms052 ميكند و داخل آن مي شود. ~~206- دستكاري (= العمل باليد، جراحي) شش گونه است: 1- بستن ~~استخوان شكسته 2 - اصلاح استخوان جابجا شده 3- شكافتن 4 - دوختن ~~5- قطع كردن6- داغ كردن. # 206 - در ««جوامع فرق» سخني آمده است بدين معني كه نخستين كسي ~~كه حالت سومي را كه نه صحت است و نه مرض اختراع كرده ايروفيلوس بوده ~~است. ~~206 - جالينوس در مقاله شانزدهم از مقالات اپيديميا گفته است كه ~~نيروي تغيير دهنده سه نيروي مخصوص را در برمي گيرد: 1- نيروي غاذيه 2- ~~نيروى مولده 3- نيروى هاضمه. PageV01P057 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0058.png) # 208- براي ««ظرف» يعني بستن و بازكردن سريع چشم سودهايي ياد شده ~~است از جمله آنكه اگر چشم ها هميشه در حالت بيداري باز مي بود خسته ~~ميگرديد و از بيرون چيزهايي زيان آور وارد چشم مي شد. # 209- ديگرگون شدن هوا يا از جهت اينست كه گوهر آن ديگرگون ~~مي شود و از آن و با بوجود مي آيد، و يا آنكه كيفيت آن ديگرگون ميگردد به ~~اينكه كيفيت طبيعي آن از آنچه كه مزاج هوا اقتضا ميكند افزون شود ~~همچنانكه در تابستان حرارت و خشكي فراوان پيدا شود و يا كم گردد ~~همچنانكه در تابستان باران زياد ببارد و هوا مرطوبي شود كه اين هر دو حالت ~~يعنى افزوني و كاستي بد است. # 209_ دانشمندان در چگونگي وزن آب اختلاف كردهاند برخي گفتهاند ~~كه آب هم مانند ساير چيزها وزن مي شود و برخي ديگر گفته اند آب ها در وزن ~~با هم فرق دارند. # 210 - در ««جوامع فرق» آمده است كه پيداشدن سرخي به سبب خون ~~رقيقي است كه صفرا در آن زده شده نه از خود صفرا، زيرا از صفرا فقط ~~««نمله» بوجود مى آيد نه سرخى (=حمره). # 211- داروهايي كه زيادي هاي عضو را بيرون مي آورند برخي دافعه ~~هستند كه اگر آن زيادي دفع نگردد دافعه عمل خود را انجام نداده، و برخي ~~مستفرغه هستند كه اگر دافعه زيادي را دفع نكرد بايد ms053 مورد استعمال قرار ~~گيرند. # 211- محمد بن شجاع در كتاب «المحيط بصناعة الطب» گفته است ~~كه شانزده كتاب جالينوس بر دو قسم است: ~~1- كتابهايي كه بمنزله مدخل از براي نظر در علم و عمل پزشكي است و آن ~~چهار كتاب اول است. 2- كتابهائي كه خود نظر در علم و عمل پزشكي ~~است كه دوازده كتاب است. PageV01P058 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0059.png) # 215- صاحب «جوامع» گفته است كه اگر در نتيجه صدمه و ضربه ~~ورمي خوني حادث شد بايد نخست با چيزهاي گرم كننده و آرام بخش معالجه ~~كرد. # 217- درمان ها مختلف اند و اين اختلاف يا در كميت است مانند ~~بيرون آوردن خون باندازهآ زياد يا كم، و يا در كيفيت است چنانكه خون را به ~~يكبار يا چند بار از بدن بيرون آورند. # 217- اصحاب «رجوامع) در «جوامع فرق) گفته اند كه مسأله قوت كه ~~در استفراغ (= بيرون آوردن چيزهايي كه زياد بنظر مي آيد از بدن) فقط قوهآ ~~حيواني نبضي نيست چنانكه مردم زمان ما ميپندارند بلكه قوهآ نفسانيه و قوهآ ~~طبيعيه است، و همچنين انواع اين دو مانند قوه سياسيه وحسيه وحركيه و ~~مد بره كه تحت قوه نفسانيه، وقوهآ جاذبه و دافعه و هاضمه و ممسكه كه تحت ~~قوهآ طبيعيه هستند. # 218- پزشكان ناظر به ديگرگوني هاي محسوس در طبيعت بيمار هستند و ~~به ديگرگونيهاي موجود نظري ندارند. # 218- اگر در حالت تب در حمآم استحمام كني بايد اين سه هدف را در ~~نظر داشته باشي: 1- استحمام در حال تب لرزه 2- هيچ يك از اعضاي ~~رئيسه ضعيف نباشد 3- در عروق اخلاط بد جمع نشده باشد. # 220 - هرگاه بخواهي به سردساختن مزاج كسي كه طبيعت او گرم است ~~به پردازي بايد به او غذاهايي كه بالقوه ويا بالفعل سرد هستند بدهي مانند: ~~اسفناج و سرمق و هندبا وقرع ومغز خيار. # 222- پيشينيان اسامي زير را بر «صرع» اطلاق ميكردند: «بيماري ~~بزرگ)، «ربيمارى كود كان» ، «بيمارى خدايى»، «بيمارى كاهنان») ، ~~رربيماري هرقلى)). # 222 - جالينوس در مقالهآ هفدهم از ms054 اپيديميا گفته است كه علت آنكه PageV01P059 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0060.png) ~~«صرع» را «بيماري هرقلي» ميگويند اينست كه هرقل جبار دچار بيماري ~~صرع گرديده بود. و ممكن است منظور آنكه آن را بدين نام ناميده مانند منظور ~~كسي باشد كه آن را «بيماري عظيم) و«درد بزرگ»، خوانده است و نام ~~هرقل را برگزيده كه دلالت بر بزرگي شأن و جباريت دارد. # 223- سبب ابتدايي بر چند قسم است: 1- سبب بيماري كه متشابهة- ~~الاجزاء است مانند آنكه زهرها (= سموم) سبب تب است. 2- سبب يكي از ~~بيماريهاي ابزاري (= الآلية) مانند آنكه ضربت سبب ورم است 3- سبب از ~~براي جداشدن پيوستگي (=تفرق الا تصال) است مانند شمشير وتير و گزيدن ~~جانور بر روي زخم. # 223 - در «جوامع فرق» آمده است كساني را كه سگ هار گزيده باشد ~~بايد مانند ساير كساني كه جانور گزنده آنان را گزيده معالجه كنند، يا از ~~خارج با داروهاي حرارت داري كه موجب بازشدن زخم و جذب زهر گردند، ~~و يا از داخل با داروهايي كه زهر را نابود و محل آن را خشك كنند مانند ~~ترياق وداروهاي مانند آن. # 224- جالينوس گفته است كه پادزهر (=ترياق) بوسيلهآ نهادن ~~گوشت هاي افعي در آن كامل و تمام ميگردد تا زهر را خشك كند و بجهت ~~مشاكلت و همجنسي آن را بخود كشد. # 224- يحيي نحوي در تفسير خود بر سخن جالينوس گفته است كه ~~گوشت افعي كه در ترياق مورد استفاده قرار ميگيرد بايد خوب ساخته شده ~~باشد تا بتواند زهر را به خود جذب كند. # 225- در كتاب قانون در كيفيت بعمل آوردن ترياق آمده است كه بر ~~پارههاي گوشت افعي نبايد شعاع خورشيد بتابد چه پيش از خشكشدن و چه ~~پس از خشكشدن زيرا خورشيد نيروي مخصوص گوشت افعي را كه با ~~زهرهاي گزندگان و يا زهرهاي نوشيده شده مقابله ميكند بيرون ميكشد. PageV01P060 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0061.png) # 225- ابن وحشيه گفته است كه گوشتهاي افعي كه در ترياق مورد ~~استفاده قرار ميگيرد از آن جهت كاملا سودمند ms055 است كه زهر را جذب ميكند و ~~ادعا ميشود كه در آن گوشت ها حياتي بازمانده است كه با آن قدرت بر جذب ~~زهرپيدا ميكند. # 225- پسر زكريا گفته است كه گوشت افعي سم را تشرب و همه آن را ~~در بدن خشك ميكند و بدين وسيله زيان آن را باز مي دارد. # 226- من ميگويم كه با فراواني اين گونه شواهد بدست مي آيد كم ~~گوشت افعي براي دفع زهري كه نوشيده شده ويا با گزيدن به بدن رفته است ~~سودمند مي باشد و تو ميداني كه مثروذيطوس از ترياق نافع تر است مگر در ~~سودمندي آن براي دفع زهرها كه آن فقط با گوشت افعي چاره ميگردد. # 229- داروهاي حآري كه از خارج براي جذب سم بر روي بدن نهاده ~~مي شود بر چند نوع زير است: 1- جذب زهر با مزاج خود دارو است مانند ~~يياز و خردل كه بر جاي گزيده شده نهاده مي شود. 2- جذب زهر با نيروي ~~نهاده شده در داروي مخصوص جاذبه دار صورت ميگيرد مانند گوشت جوجه ~~هندي 3- جذب زهر بوسيلهآ صنعت خاصي صورت ميگيرد مانند محجمه آتش ~~كه برجاي گزيده شده نهاده مي شود. 4 - جذب زهر بوسيلهآ بازكردن و شكافتن ~~زخم صورت ميگيرد مانند آنكه با مشارط محل زخم را باز كنند تا مادهآ زهر از ~~آن بيرون آيد. # 230 - علت آنكه فصد براي كود كان ممنوع شده اينست كه بدن كودك ~~بجهت غلبهآ رطوبت وحرارت به سرعت تحليل مي رود و نيرويش ضعيف ~~مي گردد لذا بايد خون او محفوظ بماند تا آنكه افزوني وپرورش بدن انجام يابد ~~وخلقت اعضا كامل شود. # 231- من مي گويم اگر بگويند: پس چرا ارمنها و گروهي از تركان ~~كود كان را فصد ميكنند. پاسخ داده ميشود كه آنان هرچند كار نادرستي PageV01P061 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0062.png) ~~انجام ميدهند ولي وضع بلاد آنان بگونه است كه اين عمل زياني به ~~كود كانشان نمي رساند زيرا سردي هواي آن بلاد حرارت غريزي ms056 در باطن را ~~حفظ مي كند. # 232- سبب استفراغ و احتقان دوازده است كه شش سبب زير براي ~~استفراغ است. ~~1- رقيق بودن ماده 2- زياد بودن ماده 3- بازبودن مجري ها 4 - وجود ~~جاذب به جهت استفراغ 5- قوت نيروي دافعه6 - ضعف نيروي ممسكه. و ~~شش سبب كه ضد اسباب ياد شده است براي احتقان است. # 234- جالينوس در كتابهاي زير طريق تحليل بالعكس را بكار برده ~~است: ~~1- العلل والاعراض 2 - حيلة البرء 3 - المواضع الآلمة. # و در كتابهاي زير تركيب را بكار برده است: ~~1- الاسطقسات 2- المزاج 3- القوى الطبيعية. # و در كتابهاي زير تحليل حد را بكار برده است: ~~1- الصناعة الصغيرة 2 - إثبات الطب. # 235- خروج اعضاي مركبه از حالت استوا و اعتدال در تركيب گاهي در ~~همهآ اعضا صورت مي پذيرد چنانكه اين امر در بوسطوس وجود داشت. # 235- تحليل قضيهآ استقرائيه يعني آنكه ميگويند: جانوراني كه گوش ~~آشكار و بارز دارند مي زايند و جانوراني كه گوش فرورفته و گود دارند تخم ~~ميگذارند. # 238 - جالينوس در مقالهآ هيجدهم از مقالات اپيديميا گفته است دقت ~~ثقب ناظر بطور اطلاق سبب خوبى بينائى نيست. # 240 - در «جوامع الصناعة الصغيرة» آمده است كه در درمان زخمها چهار ~~چيز حتما لازم است: PageV01P062 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0063.png) ~~1- جمع شدن اجزايي كه جدا شده 2- نگهداري آن اجزا بعد از جمع شدن بر ~~حال نخستين 3- جلوگيري از اينكه در ميان آن چيزي وارد شودچه در آغاز آن و ~~چه پس از مدتي 4 - غذايي به كيفيت غليظ و لزج (= لغزنده) كه اندازه آن ~~معتدل باشد. # 240 - جالينوس در بخش هفتم از تفسير مقاله ششم اپيديميا گفته است ~~مقصود او از (پزشكان جديد» پزشكاني هستند كه پس از مرگ اسكندر ظاهر ~~شدند يعني پس از فوت او پزشكي را آموخته اند. # 240- وزن در نبض به معني مقايسه است و اين مقايسه يا ميان دو حركت ~~است همچون مقايسه ميان انبساط وانقباض، يا ميان دو سكون است مانند ~~مقايسه ميان سكون بيروني و سكون دروني، و ms057 يا ميان حركت و سكون است مانند ~~مقايسه ميان سكون بيرونى وانبساط. # 241- صالحب «جوامع» گفته است كه نبض در حالت خواب ~~حالت هاي گوناگون دارد زيرا در آغاز خواب كوچكتر و ناتوانتر و كندتر ~~است وپس از استمرار غذا در بدن بزرگ و قوي مي شود و در آخر خواب ~~دو باره به حالت كوچكي و ناتواني برميگردد. # 242- من مي گويم آنچه كه او گفته است نيكو و واقعي است مگر آنچه ~~كه او گفت: «نبض ناتوان و كوچك و كند و متفاوت مي شود درپايان ~~خواب)). # 244- سببهاي تحليل قوي شش چيز است: 1- عدم غذا 2- بد بودن ~~بيمار 3- استفراغ مفرط 4- عوارض نفساني سخت 5- درد شديد. # 244 - در «جوامع» آمده است كه نبض ارگي (-ارهاي، منشاري) ~~نبضي است كه اجزاء رگ در آن نابرابر باشد همچون دندانههاي اره. # 253- اجتماعي كه در نبض پديدار مي گردد يا از تشنج است و يا از فشار ~~ويا از سرماي دروني و بيروني يا از درازي بيماري ويا از اشتباهي كه در امر PageV01P063 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0064.png) ~~بيماررخ مي دهد از نوشيدن آب سرد بي موقع و مانند آن. # 254- هرگاه بشنوي كه ميگويند «فصلهاي طبيعي)) بدانكه آنها ~~سهاند: 1- جنسي كه جامع نر و ماده است 2- مزاج طبيعي 3- نمود بدن. ~~256- هرگاه دو مزاج خارج از طبع را در نظر بگيريم كه يكي ميل بسوي ~~حرارت و ديگري ميل بسوي برودت داشته و ميزان خروج از اعتدال در هر دو ~~برابر باشد، نبض آنكه خارج از اعتدال بسوي حرارت شده قويتر از نبض ~~كسي است كه بسوي برودت خارج از اعتدال شده است. # 257- زنان حامله نيازمند هوا هستند براي ترويح حرارت قلب خود و ~~جنينشان، از اين روي نبض آنان بزرگتر و تندتر وپي در پي تر است از آنچه ~~كه قبلا بوده است. # 258 - هرگاه بخواهي تقسيم كلي از بيماريهاي سر بكني بايد بگويي ~~بيماريهايي كه عارض بر دماغ (= مغز) مي شود يا بر نفس جوهر آن عارض ms058 ~~ميگردد و يا در عروق آن و يا در بطون آن و يا در مجاري كه در آن روح از ~~دماغ به عصب جريان دارد. # 258- من ميگويم بيماريهاي عارض بر نفس جوهر دماغ مانند ورم هايي ~~كه در آن پيدا مي شود، و بيماريهايي كه بر عروق آن حادث ميگردد مانند ~~وسواس سوداوي، و بيماريهايي كه در بطون آن پيدا مي شود مانند سده، و ~~بيماريهايي كه در مجاري كه روح از دماغ به عصب جريان دارد حادث ~~مي شود مانند فالج وتشنج. # 259- عرض عامي كه جالينوس در مورد تبها بكار مي برد اينست كه آخر ~~انقباض و اول انبساط يا آخر انقباض واول انبساط سريع تر باشد از ساير اجزاء ~~نبض، زيرا طبيعت. به سوي انبساط مبادرت مي نمايد تا هواي سردي را جلب ~~كند كه با آن حرارت قلب بسردي گرايد. # 261- كلمهآ «طبيعت» در سخن بقراط به چهار معني آمده است: 1- PageV01P064 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0065.png) ~~مزاج بدن 2- هيئت بدن 3- نيروي مدبر بدن ، - حركت نفس. # 263 - اعتذار مي جويم از اينكه در اين كتاب چيزهايي را ذكر كردهام ~~كه از نوادر نيست و در نزد متعلمان صناعت طب معلوم است. # 264 - دشواري نافض (=تب لرزه) در تب چهارم دلالت بر بريدن تب ~~مي كند زيرا مادهآ بيماري رقيق گرديده و آب شده و بر اعضاي حساس سيلان ~~پيدا كرده وقوت نافض را بوجود آورده است. # 264- تبي كه به نوبت ميگردد (= نوبه) سه چيز در آن جمع است: 1- ~~لرز (= نافض) 2- عرق 3- بريدن تب وقتي نوبه آن سپري ميگردد. # 265- من مي گويم لرز بدان جهت است كه ماده در اين تب بر همهآ ~~اعضاي حساس ريخته شده، و عرق بدان جهت كه ماده تب منحصر در اجسام ~~كثيفه نيست، و بريدن تب بجهت آنكه مادهاي كه در هر نوبه عفن شده ~~استفراغ گرديده زيرا آن مادة منحصر در عروق نبوده است. # 265_ گاهي براي برخي از عارضه ها چيزهايي حادث ميشود كه ~~موجب ms059 ديگر گوني آنها مي شود پس پزشك در اين هنگام بايد حاذق باشد و با ~~توجه بيك عارضه به مداواي بيمار نپردازد و از علامات ديگر غافل گردد. # 268- نافض فقط در كسي كه از لذع (= سوزش) ماده يا حدت ويا ~~دخانيت آن استحمام كرده باشد حادث نمي شود، زيرا اينها فقط وصف ماده ~~هستند در حاليكه اوصاف ضروري ديگري هم لازم است- ~~- جالينوس در اغلوقن گفته است كه اگر پزشك بخواهد معالجه درستي را ~~انجام دهد بايد با نظر در جنسهاي عالي كه از آن بالا تر جنسي نيست نظر ~~افكند و نيز به نوع الانواعي برسد كه از آن پاپين تر نوعي وجود ندارد. # 273- امر خارج از طبيعت اگر فقط فاعل باشد سبب است، و اگر فقط ~~مفعول باشد عرض است، واگر فاعل و مفعول با هم باشد مرض است. # 273- تب دق يا از رطوبتي كه در اعضاي اصلي پراكنده شده است پديد PageV01P065 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0066.png) ~~مي آيد كه آن را دق مطلق گويند، و يا در رطوبتي كه قريب العهد به انعقاد ~~است كه آن را دق مذبل گويند، و يا در رطو بتي كه موجود در نفس اعضاي ~~اصلي است كه آن را دق محشف گويند. # 274- پزشكان از اين جهت بر نبض و بول در تبهاي عفوني تكيه ميكنند ~~كه تب عفوني بيماري از بيماريهاي قلب است كه در مادهاي از اخلاط كه از ~~كبد تولد يافته پيدا مي شود. # 275- اگر تب يك روزي (ححمي يوم) را ديدي كه با خشكي مفرط يا ~~مفرط پوست توام بود بدان كه آن از خستگي و يا از سوزاندن آفتاب است. # 276 - ورمي كه «بوبون») ناميده مي شود كه همان طاعون است ورمي ~~است كه در غدههاي دواربيه (=زيرران) وابط (=بغل) بدون علتى ابتدايي ~~پديد مي آيد. # 276- صاحب «« جوامع» گفته است كه روغن در حمام بكار برده ~~مي شود يا به بدن كشيده مي شود و يا آنكه به بدن ماليده مي ms060 شود. # 277 - در ««جوامع اغلوقن» آمده است كه هر بدني از تب صاحب خود ~~متكاثف نمي شود بلكه بدنهايي كه از آن بخار گرم مرطوب دموي تحلل پيدا ~~ميكند استحصاف و تكاثف مي پذيرد و در آن خون جمع مي شود و پر ~~مي گردد. # 278 - در مقالهآ اول از «جوامع اغلوقن» آمده است كه شناخت اندازهآ ~~بيماري از چيزهايي است كه ازپيش بايد مورد توجه قرار گيرد زيرا آن سود ~~فراواني را در بر دارد و اين شناخت با قياس بدست نمي آيد بلكه با تجربه و ~~مهارت و ممارست در امر بيماران بدست مي آيد. # 279- هنگامي كه هر خلطي مورد استفراغ قرار ميگيرد دو امر بايد در نظر ~~گرفته شود: يكي آنكه استفراغ از ناحيهاي صورت گيرد كه خلط به آن متمايل ~~است. و دوم آنكه موضع استفراغ موضعى موافق با اين عمل باشد. PageV01P066 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0067.png) # 282 - علت آنكه پزشكان در آغاز بيماريها بكار بردن افسنتين را منع ~~كردهاند اينست كه آن موجب قبض و اسهال مي شود. # 283- صاحب «جوامع) گفته است كه «ملوكيه») همان ««خبازي بستاني ~~است)) . # 283_ علت آنكه ماهي رضراضي بهترين ماهيهاست آنست كه در ~~رضراض و جاهاي سنگي كه گرمي و عفونت كم دارد جا ميگزيند. # 284- هرگاه بيماري داراي عارضه اي شديد باشد اگر موج مرض و عرض ~~داراي يك مزاج باشد درمان آسان ميگردد. # 286- امور خارج از طبيعت سه اند: اسباب و امراض واعراض، اسباب ~~را با قلع و قطع آن بايد درمان كرد، و اعراض را با قطع سببهاي آن بايد درمان ~~كرد، و امراض اگر در آغاز پيدايش باشد با قطع سبب درمان مي شود ولي اگر ~~استوار گشته باشد آن را با ضد و مخالف آن بيماري بايد درمان نمود. # 286- اگر خرده گيري از تو بپرسد كه بيماري كه «(مثعب» ناميده ~~مي شود چيست؟ بگوي كه آن لغزندگي (-زلق) معده است كه از زخم آن ~~پيدا مي شود و اين ms061 نامي يوناني قديم است كه عوام ازيونانيان آن را مي دانند. # 287- تعريف «(غشى» عبارتست از: انحلال نيروي حيوانى بطور ~~ناگهاني. # 287- خون زنانگي هنگام آبستني بند مي آيد و بهترين بخش آن غذاي ~~جنين مي شود و بازمانده آن در دو پستان بالا مي رود و تبديل به شير ميگردد و ~~آماده براي تغذيه كودك هنگام زائيده شدن مي شود. # 287- هرگاه در بدن امتلايي باشد از اخلاط فجه لزجه غليظ بايد كه در ~~مداواي آن از منضجات استفاده شود و اين جاست كه برتري عالم بر جاهل ~~آشكار مي شود. # 289 - تا مي تواني از تجويز داروهاي قوي بپرهيز مگر آنكه ناچار باشي PageV01P067 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0068.png) ~~از بكار بردن آن، و تبديل دارويي قوي به دارويي قوي ديگر را پزشكي نخوانند. # 293- هر قوتي كه در بدن رو به ضعف مي رود نشانه اي خاص دارد، ~~مثلا ضعف قوت حيوانى از كوچكى وضعف نبض شناخته مى شود، وضعف ~~قوت نفساني ازضعف حركات ارادي شناخته مي شود، و ضعف قوتهاي طبيعي از ~~ضعف افعال آن مانند هضم و جذب و امساك و دفع دريافته ميگردد. # 295- در درمان اعضاي بسيار مانند معده و كبد نخست بايد قواي آنها ~~حفظ شود با تجويز داروهايي كه قوت قبض باشند. # 296- هرگاه در سر حالت كشيدگي (=تمدد) احساس كردي اگر از ~~نشانهآ سنگيني و درد خالي بود پس آن از بادي غليظ است، و اگر از ضربان ~~بود دلالت دارد كه صداع از ورمي است در غشاهاي سر، و اگر با سنگيني بود ~~دلالت دارد بر اين كه مادهاي در جوف غشاها محتقن شده است. # 296- «سيسنبر)) همان «نمام» است. # 296- امتلاء سر در تبها و پيداشدن سردرد بوسيله يكي از اين علل ~~پنجگانه پيدا مي شود. 1- خلط بدي كه در معده محتقن شده 2- امتلائي ~~كه در بدن پيدا شده 3- حرارتي كه در سرپديد آمده 4 - ضعفي كه در سر ~~پيدا شده 5- فزونى تب. # 297- من ميگويم هر يك از اين پنج ms062 قسم درد سر را درماني است باين ~~ترتيب: اولى باقى وتنقيه معده، دومى با استفراغ همه بدن، و سومى تبريد سر، ~~چهارمي با جذب ماده به خلاف جهت، وپنجمي تبريد حرارت و آرام بخشيدن ~~لهيب آن. # 298- يونانيان قديم از كلمه «فلغمونى» هر التهابى را كه عارض عضوى ~~از اعضا مي شود اراده مي كردند ولي كسانيكه قريب العهد آنان بودند از ~~«فلغمونى» ورم سختى را كه در برابر لمس دفاع ميكند و درد مي آورد اراده ~~كردهاند. PageV01P068 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0069.png) # 298 - ««بوجثلن» هر چند كه ورم غدد است ولي بنا بر رأي اصحاب ~~جوامع از خوني بوجود مي آيد كه بسرخي مي زند. # 298_ برخي از گوشت هاي سست داراي حس است مانند گوشت دو ~~پستان و دو بيضه و گوشتي كه در ريشهآ زبان و حنجره است ولي برخي ديگر ~~داراي حس نيستند مانند ديگر گوشت ها. # 299- پزشكان نيازمندند كه طبيعت عضو را بشناسند و اين ازچهارطريق ~~ميسر است: 1- از مزاج عضو 2- از خلقت عضو 3- از وضع عضو، - از ~~قوت عضو. # 306- هرگاه ماده بسوي عضوي جريان پيدا كرد و خواستي آن را از ~~عضوي به عضوي ديگر جذب كني بايد آن عضو ديگر داراي چهار خصلت زير ~~باشد: 1- مخالفت در ناحيه 2- مشاركت با عضوي كه ماده در آن است 3-_ ~~دوري از آن 4 - محاذات با آن در وضع. # 306- ابن ربن طبرى صاحب فردوس (= فردوس الحكمة) استاد ابوبكر ~~محمد بن زكرياي رازي در پزشكي بوده است، و ابو سهل عيسي بن يحيي ~~المسيحى استاد رئيس ابوعلى سينا بوده است. # 307- بايد كه اعضاي رئيسه را از تبريد شديد باز داري، زيرا جوهر ~~نيروها همان حرارت است و مي تواني بگويي كه حرارت آلت نخستين براي ~~نيروها است از اين روي نبايد به كسي كه تب دارد آب سرد بنوشاني زيرا ~~معده و كبد او در هنگام تب ضعيف است. # 307- دار وهاي ملين برخي در قوتشان لينت بيشتر است و آنها غليظ ms063 و ~~مرطوباند، و برخي قوي تر هستند و آنها لطيف و خشك مي باشند. # 309- «بارزد) همان «قنه)) است وزيتون معروف به ««ساينن» زيتونى ~~است كه بنام شهري از جزاير مغرب ناميده شده و آن در نهايت لطافت است. # 309- مرهمي كه جالينوس آن را «فونيقا» مي نامد مرهم نحلي (=زنبور PageV01P069 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0070.png) ~~عسل) است. اين كلمه مانند موسيقا و ريطوريقا و انالوطيقا و سوفسطيقا و ~~طوبيقا است وبسياري از مردم اينها را با يا مي نويسند مانند «موسيقى)) ولى ~~تلفظ درست اين كلمات همان است كه ياد كرديم. # 310- سبب آنكه گندم خردشده دمل ها را ميپزاند اينست كه مغز گندم ~~تسخين معتدل وترطيب ميكند و آن لزج است و همين است شرايط دارويي ~~كه چرك را بيرون مي آورد. # 311- من مي گويم هرگاه بخواهي كه گندم مطبوخ ممضوغ را در انضاج ~~(=پزاندن زخم) بكار بري گندم هايي را برگزين كه مغز بيشتر و سنگيني بيشتر ~~دارد. # 311- تعريف قرحه (= زخم) شكستن پيوستگي گوشت است. # 311- پيداشدن و بوجودآمدن گوشت نياز به ماده و فاعل دارد. ماده آن ~~خون خوب است از اين روي كسي كه داراي قرحه است بايد خوب تغذيه شود ~~تا خون خوب بوجود آورد. و فاعل آن طبيعت است از اين روي بايد طبيعت ~~بوسيلهآ تعديل مزاج تقويت گردد. # 312 - نام داروي مدمل بر همه داروهاي جراحتها اطلاق مي شود اعم ~~از ملصق و مجفف و منبت گوشت. # 312- مردم را بر زخمهاي فرورفته دو عقيده است. گروهي گويند كه ~~الگر صلابت ذاشته باشد با چري فراوان آن رآلاناصوه خوانتد واگر گرظاهر ~~بدن است وپوست آن مانند خرقه اي نازك است آن را «قرحه خرقيه» نامند. ~~گروهي ديگر گويند زخم پهن را «غور» و «كهف» و زخم تنگ را ~~((ناصور) وزخم پوست نازك را «خرقيه» نامند. # 313 - من ميگويم اجماع بر عقيدهآ دوم است. # 3133- هر عضو مركتي فعل خود را با يكي از اجزاء خود انجام مي دهد و PageV01P070 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0071.png) ms064 ~~اين اصل است و اجزاء ديگر يا حافظ اند و يا معين ( = ياري دهنده). # 316- اسحق بن حنين از كتابي «در دلائل» كه نويسندهآ آن نزد او ~~ناشناس بود نقل كرده است كه براي هر يك از اوقات نوبه جزئيه دلائلي ~~است كه بر آن دلالت ميكند مثلا لرزه و سردي بيرون و اطراف بدن و كوجكي ~~و ضعف و كندي و تفاوت و كشيده شدن نبض دليل آغاز نوبه جزئيه است. # 318- هرگاه مي خواهي بيماري را غذا دهي بايد وقت پايين آمدن نوبه او ~~را بجويي و يا پيش از گرفتن نوبه باو غذا دهي به مدتي كه آن غذا در او ~~تصرفي ايجاد كند. # 319- استدلال جوهري بر بول بر اساس رنگ و قوام و ثفل آن است ولي ~~باين سه نبايد اكتفا شود بلكه گرمي و بوي آن نيز مورد شناسايي قرار گيرد. # 320- يونانيان ديابيطس را استسقاء دآر مي ناميدند و ايرانيان آن را ~~((بركار)) مي گفتند. # 320- هرگاه ديدي كه ثفل رسوب نمي نمايد بدان كه بوهاي غليظي با آن ~~مخلوط است كه مانع از استقرار آن مي شود. # 321- بحران حقيقي فقط از جهت ماده حرارت دار است زيرا اگر خلط ~~شدت حركت نداشته باشد و قوت آن را نيز شدتي نباشد بحران كامل نمي شود. # 321- هرگاه زبان سرخ شود دليل بر آنست كه ورم حرارت داري در معده ~~پديد آمده است، و اگر سياه شود دليل است بر اينكه تب خبيث و بدخيمي ~~حادث شده است. # 322- ابن سرابيون در كتاب «بهق و وضح» گفته است كه هرگاه ~~بخواهي جاي برص را با فرو بردن سوزن بشناسي بايد كه سوزن از ثخن پوست ~~تجاوز نكند زيرا هر چند سوزن به همهآ ثخن پوست نرسيده باشد تا خون جاري ~~نشود وضح بهبود پيدا نميكند تا چه رسد باينكه سوزن از ثخن پوست بگذرد و به ~~گوشتهاي زير پوست برسد. PageV01P071 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0072.png) ~~322- بزر (- تخم) زوفرا جنسي از حزا است در خوزستان ms065 چنانكه ابن ~~سرابيون1 از تقويم الصحه ابن بطلان نقل كرده است. ~~322- داستان زني كه درددل ناشي از حرارت او با خوردن سوبق و آب ~~انار بهبود مي يافت. ~~324- هرگاه بخواهي خميريت نان را از فطريت آن بازشناسي آن را در ~~آب بيفكن اگر رسوب كرد فطير است و اگر در ميان ماند نيمه فطير است. ~~323- (حوك) با حاي بي نقطه و كاف همان «بادروج» است. ~~323- معنى ((ثقيف») نزد پزشكان همان «رحاد» است. ~~323- طباخان و ساختن سركه. ~~334- جسم متخلخل نيازمند به غذاي غليظ است تا استوار بماند و جسم ~~متكايف احتياج به غذاي لطيف دارد تا برسد. ~~326- بهتر آنست كه در يك روزميان دو غذاي گرم و دو غذاي سرد و ~~دو غذاي مستحيل و دو غذاي بادار و دو غذاي فايض و دو غذاي غليظ و دو ~~غذاي سستي آور جمع نكني. ~~329- فرق ميان گرسنگي و اشتها. # 330 - («ترنجبين» طلى است در خراسان بر روي درخت قباد و «شير ~~خشت) در هرات خراسان است بر روي درخت خلاف و ««من») از درخت ~~دفلي مي افتد و «بلوط» در نواحي سنجار و ديار بكر است. # 330- هرگاه بخواهي اندازه لازم را براي نوشيدن آب بداني بنگر در آنچه ~~كه تو را سيراب ميكند نيمي از آن را بنوش كه اين عمل براي بدن تو درست تر ~~و براي معدهات قويتر است و نيز موجب كمي بول و سرعت هضم غذاي تو ~~مي شود. # 330- شراب زرد تلخ به بهبود يافتگان و ضعيف بدنان زيان آور است و ~~نيروي باه (=قوت جنسي) را قطع مي كند. PageV01P072 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0073.png) # 332- با زنان جماع مكن مگر آنكه معدهات خالي باشد زيرا اين موجب ~~مي شود كه فرزند سالم تر و درست تر باشد، و مباضعت مكن با زن مگرپس از ~~آنكه با او بازي كرده باشي و سينه او را فشرده باشي تا آنكه آب تو و آب او ~~جمع شده باشد و شهوت را در چشمانش ms066 به بيني. # 332- آدمي بايد پيش از اين ده چيز قضاي حاجت كند: ~~1- خواب 2- آغاز بيداري 3_ ورزش 4- جماع 5- حمام6- رگ زدن ~~7- حجامت 8- خوردن 9- نوشيدن 10- سوارشدن كشتي و برنشتن اسب. # 333- تا وقتي كه بدن حرارت هوا را جذب كند تا بدان بدن نفس بكشد ~~و غذا را جذب كند تا بدان بدن تغذيه كند بدن زنده است و هرگاه كه از اين ~~دو فعل ناتوان گردد حيوان تلف مي شود. # 333- هرگاه حرارت در بدن كودك زياد بشود و نشو و نماي بدن او را ~~افزون گرداند و هر جزيي از اجزاء او را امتداد دهد دوفك و جاهايي كه دندان ~~در آن قرار دارد امتداد پيدا ميكند. # 334- معناي كلمهآ «اسقلبيوس) بردارندهآ يبوست است زيرا ««اسقلبيه» به ~~معناي يبوست است. # 334- كسي كه حقيقت مزاج را نداند علم طبايع و علم صورتهاي طبيعي و ~~علم دندانها وعلم اختلاف احوال بدنها وعلم تندرستى را ندانسته است زيرا ~~بهمهآ اينها كلمهآ («امزجه) به طريق مواطاة در نام اطلاق مى شود. # 335- بايد تحقيق شود كه چرا اعضايي كه از مني به وجود مي آيند سردتر ~~و خشك تر از اعضايي هستند كه از خون زنانگي بوجود مي آيند در حالي كه ~~حرارت مني زيادتر است. # 337- بايد بداني كه گاهي حكم برعضوبرپايه جوهرو مبدء و غذاي آن است ~~همچنانكه روفس حكم كرده است. و گاهي برپايهآ آنچه كه عضو در حال ~~حاضر دارا است چنانكه جالينوس در كتاب «المزاج») حكم كرده است. PageV01P073 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0074.png) # 338- روفس از بقراط حكايت كرده است كه او گفته است كه زنان ~~بعضي از طوائف مردنسا بودند لذا اگر پسر مي زائيدند آنان را خلع مفاصل ~~مي كردند تا نيرومند نگردند و اگر دختر مي زائيدند آنان را ورزش مي دادند تا ~~قوت و شهامت و مردنمايي در آنان چيره گردد. # 338- علت باريك تر بودن سرين و گردن مردان از زنان و بزرگ تر بودن ~~بالاي ران و ساقهاي زنان از مردان سردى مزاج ms067 زنان است نسبت به مردان. # 340- اعضاي توليد در زنان گرچه به جهت سردي مزاج آنان انقباض و ~~غور آن بسوي داخل بدنشان است ولي طبيعت را هم در آن به جهت حاجت ~~ضروريه و حكمت بالغه مقصودي بوده است و آن براي اينكه رحم مني را قبول ~~و حفظ كند و قرارگاه جنين گردد. # 341- بنا به عقيده ارسطو خون زنانگي ماده بوجودآمدن جنين است و مني ~~صورت گر و فاعل آن است ولي بنا بر عقيده بقراط مني مقامش مقام صورت وماده ~~براي تكون جنين است: و خون زنانگي غذاي آن است و همه اندامهاي سخت ~~از مني و گوشت هاي بدن از خون زنانگي بوجود مي آيند. # 342- بيماري كه موسوم به ((قيطا) است يعنى ««وحم» كمتر عارض ~~زناني مي شود كه آبستن فرزند ذكورند بلكه عارض زناني مي شود كه حامل ~~فرزند اناث هستند زيرا ذكور بجهت حرارتش غذاي بسياري را جذب ميكند ~~ولي اناث بجهت كمي حرارت غذاي بسياري را جذب نميكند. # 3،3- كساني كه سردي و رطوبت بر مزاجشان چيرگي دارد كندي در ~~حركات و تنبلي بر آنان غلبه دارد زيرا مزاج سرد حامل را كه قوه باشد ضعيف ~~ميكند و رطوبت سبب سنگيني محمول مي شود و هر دو سبب غلظت مواد بدن ~~و رطوبت هاي آن مي شوند و بي هوشي و كند ذهني از آن بوجود مي آيد. # 3،3 - از امثال يونان قديم: ««از ترسوى دلاور نما بايد دوري كني» # 343 - برخي از مردم اشتهاشان بلكه گرسنگي شان شدت مي ورزد به PageV01P074 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0075.png) ~~سبب آنكه سردي غلبه ميكند بر غذايي كه در بدنهايشان است از اين روي ~~غذا منقبض مي شود و حجمش كم ميگردد و جا خالي ميكند. # 344- سردي بذات خود اشتها را ضعيف ميكند و آن را از ميان مي برد ~~همچنانكه ساير افعال بدن را ناتوان مي گرداند. # 344- از عللي كه كمك به فربه شدن مزاج مرطوب ميكند نزديكي به ~~تشبه ms068 و التصاق است چه آنكه گوشت وپيه دارندهآ اين گونه بدن نزديك به ~~خون است و نيازمند به انعقاد نزديكي نيست تا آنكه شبيه به گوشتش شود و ~~زماني كه شبيه بشود به هم شكل خود ملاصق ميگردد. # 346- دارندگان بدنهاي مرطوب ساقهاشان كج مي شود به جهت آنكه ~~استخوانهاشان قوي و سخت نيست بلكه نرم است و بدنهاشان كه گوشت دار و ~~پيه دار است سنگيني بر استخوانها ميكند و آنها را كج ميگرداند. # 347- روفس يكي از كساني است كه معتقد است كه حرارت در جوانان ~~بيشتر است تا در كودكان بر خلاف رأي بقراط. # 348- علت آنكه استخوانهاي يافوخ (=جلوي سر كود كان) سست است. ~~اينست كه مغز كود كان در غايت كثرت و مزاحمت با استخوانها و ميننجس است. # 349- بهترين دليل بر ضعف حرارت در كود كان ضعف بدنهاي آتان ~~است زيرا كود كان نمي ايستند و نمي نشينند بلكه بآرامي افتاده مي شوند و ~~بيشتر ساكت و در خواب مستغرق اند. # 351- روفس تندرستي را بدين گونه تعريف كرده: اعتدال نخستين ~~اسطقساتي كه بدن از آنها تركيب يافته است يعني گرم و سرد و تر و خشك. # 352- اصل بيماريها سرما ويبوست است. # 353- پيش از اين گذشت كه حرارت بايد غالب بر رطوبت باشد بنحو ~~اعتدال تا اينكه غلبهآ فاعل بر منفعل باشد پس اگر تندرستي غلبه حرارت و ~~رطو بت است بنحواعتدال بيماري لااعتدال حقيقي حرارت و رطوبت بايد باشد. PageV01P075 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0076.png) # چون قرار بوده است كه كتاب در زماني معين انتشار يابد فرصت گرد آوري ~~و ثبت و جمع همه يادداشتها ميسر نگرديد و به مصداق: «مالا يدرك كله ~~لايترك كله» فرصت نشر همين مقدار را از دست نداد اميد است كه مورد قبول ~~اهل علم قرار گيرد. # در اين يادداشتها به متن عربى ««بستان الاطباء» ارجاع داده شده و ~~مشخصات منابع ياد داشتها فقط يك بار در طي يادداشتي ذكر شده است. # ابن ابي اصيبعه اين تمثيل ms069 را از ««تمثيلات طريفه») ياد كرده و آن را به ~~جالينوس منسوب داشته است. عيون الانباء فى طبقات الاطباء، شرح وتحقيق ~~دكتر نزار رضا، بيروت 1965 م . ص 133. ~~القارورة والنبض 3 # ««قاروره» ظرفي بوده كه بيماران بول (= ادرا) خود را در آن مي ريختند و ~~نزد پزشك مي بردند تا بوسيلهآ آن بتواند تشخيص بيماري دهد. و نبض هم در ~~امر تشخيص بسيار مهم بوده است مولانا در اين بيت خود اشاره به «قاروره» و PageV01P076 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0077.png) ~~(«نبض)) كرده است: ~~رنگ روي و نبض و قاروره بديدهم علاماتش هم اسبابش شنيد # ابن رضوان دو رساله جداگانه يكي در نبض و ديگري در تفسره (- ادران) ~~نوشته و درآن نوع مختلف هر يك و كيفيت تشخيص بيماري را بوسيله آن دو ~~بيان كرده است. # ابن هندو دزبارهآ كلمهآ «رتفسره)) مىگويد: «كناية عن البول وتفسير امره) ~~مفتاح الطب، ص 167. # /e2es Ee442en7y دو رساله ياد شده بوسيلهآ ژاك گراند هنري ~~تصحيح و بزبان فرانسه ترجمه و در سال 1984 م بوسيله مؤسسهآ خاورشناسي ~~شهر لون از بلاد بلژ يك چاپ شده است. # اخويني در وجه تسميه اين روده ميگويد: نام وي اثنا عشري اعني دوازده ~~انگشتي و از بهر آن بدين نام خوانده اندش كه درازي اين رود كاني (- روده) ~~بمقدار دوازده انگشت است. هداية المتعلمين، باهتمام دكتر جلالمتينى، ~~مشهد 1344 ه . ش . ص 88. # معني بواب بپارسي دربان بود و اين را از بهر آن «دربان» خواندهاند كه ~~هر شرابي و طعامي كه به معده فرود آيد معده آن را بكنار گيرد تا از معده ~~چيزي فرونگذرد تا آنگاه كه طعام بگوارد يا تباه شود آنگاه بواب گشاده شود تا ~~طعام از معده برود كانيها (= رودهها) فرود آيد. هداية المتعلمين اخوينى، ~~ص 88. ابن جزار قيرواني ««بواب» را چنين توصيف ميكند: ~~«وهو عند هم كالبواب الذى يغلق الباب مرة ويفتحه أخرى . فى المعدة، PageV01P077 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0078.png) ~~القص 7 # القص رأس الصدر، يقال له بالفارسية «سرسينه» . لسان ms070 العرب ج ~~ص74 ذيل «رقص)). ~~كتاب اليرقان للحسن بن سعيد 8 # مقصود ابوالحسن سعيد بن هبة الله الحسين كه در پزشكى وفلسفهآ مهارتى ~~داشت و از پزشكان المقتدى بامرالله وفرزندش مستظهر بشمار مي آمد و در ~~بيمارستان عضدي بغداد نيز به درمان بيماران ميپرداخت. او در سال چهارصد ~~و نود وپنج وفات يافته است. # گذشته از كتاب او دربارهآ يرقان كتابهاي زير را نيز تأليف كرده است: ~~المغنى فى الطب، فى صفات تراكيب الادوية (در اين كتاب به توضيح ~~داروهائى كه در مغنى ذكر كرده پرداخته است)، الاقناع، التلخيص النظامى، ~~خلق الانسان، فى ذكر الحدود والفروق. از كتاب اخير نسخهاى در مدرسهآ ~~سپهسالار (= شهيد مطهرى) بشمارهآ 1100 موجود است كه آن را ~~اعتضاد السلطنه وقف آن مدرسه كرده است. رجوع شود به عيون الانباء في ~~طبقات الاطباء ابن ابى اصيبعه، ص 342. # «اپيديميا» نام كتاب بقراط است كه جالينوس آن را گزارش كرده است. ~~حنين بن اسحق دربارهآ آن مي گويد: # «گزارش او از كتاب اپيدمي (= »e)» . مقاله اول از اين كتاب را ~~در سه مقاله گزارش كرده است. ايوب آن را به سرياني ترجمه كرد و من آن را PageV01P078 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0079.png) ~~به عربى براي محمد بن موسي ترجمه كردم. و مقاله دوم را نيز در سه مقالة ~~گزارش كرده كه ايوب آن را به سرياني ترجمه كرده و من آن را به عربي ~~ترجمه كردهام. و مقاله سوم را در شش مقاله گزارش كرده است نسخه يوناني ~~اين كتاب بدست من افتاد ولي مقاله پنجم از گزارش ازآن ساقط شده بودوپر ~~غلط وازهم گسيخته ونامنظم بود ومن آن رامرتب گردانيدم و به يوناني نوشتم و ~~سپس آن را به سرياني و عربي براي محمد بن موسي ترجمه كردم و مقدار ~~كمي از آن بازمانده بود كه واقعه اي براي كتابهاي من رخ داد وپايان رسانيدن ~~آن را به تعويق انداخت. مقالهآ ششم را در هشت مقاله گزارش كرده و ايوب ms071 آن ~~را به سرياني ترجمه كرده و نسخه اين مقاله از كتاب اپيدمي همه آن در ميان ~~كتابهاي من موجود است و جالينوس از كتاب اپيدمي فقط اين چهار مقاله را ~~ترجمه كرده ولى سه مقاله ناقص يعنى چهارم وپنجم وهفتم را گزارش نكرده ~~زيرا گفته است كه آنها ساختگي است و به بقراط نسبت داده شده و سازنده ~~آن استوار در علم نبوده است. رساله حنين ص 41 . # مقصود روفس افسسي s 54 42،es«s»44، است كه در سال 98 ميلادي ~~بدنيا آمده و در 117 رخت از جهان بربسته است. اين نديم هنگام ياد كردن از ~~آثار روفس از كتاب فوق نام نبرده و مانفرد اولمان استاد دانشگاه تو بينگن ~~آلمان در مقاله خود كه در نخستين كنگره بين المللي تباريخ علم در اسلام در ~~دانشگاه حلب ايراد كرده اشاره اي به اين كتاب نميكند. الرواية العربية ~~لاعمال روفس الافسسى، ابحاث الندوة العالمية الاولى لتاريخ العلوم ~~عند العرب، جامعة حلب 1977 م . ص 563 -573. # حسن بن بهلول از دانشمندان قرن چهارم هجري فصل چهل و ششم از ~~كتاب خود را تحت عنوان: ««فى شرى المماليك وعلامات صحة ابدانهم» PageV01P079 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0080.png) ~~آورده است. كتاب الدلائل، منشورات معهد المخطوطات العربية، الكويت ~~1408 ه . 1987 م . ص 349. ~~كتاب جالينوس في المولودين لسبعة اشهر 19 # حنين بن اسحق دربارهآ اين كتاب ميگويد: ~~كتاب جالينوس دربارهآ نوزاداني كه هفت ماه در رحم مادر بوده اند. اين ~~كتاب در يك مقاله است و نسخهاي از آن نزد من بود ولي خواندن آن چنانكه ~~بايد براي من ميسر نگرديد تا چه رسد به ترجمه آن با وجود آنكه كتابي نيكو و ~~تازه وپرسود است. پس از مدتي من آن را به زبان سرياني و عربي ترجمه ~~كردم. رسالة حنين بن اسحق الى على بن يحيى في ذكرما ترجم من كتب ~~جالينوس بعلمه وبعض مالم يترجم، به تصحيح و ترجمه بزبان آلمانى بوسيله ~~برگشتراسر Se/4sxsse2 ، ليپزيك 1925 ms072 م. ص 32. كتابي كه مورد ~~استفاده ابن مطران بوده يعنى «جوامع ثابت لكتاب جالينوس») تحت عنوان ~~««مختصر ثابت بن قرة الحرانى لكتاب جالينوس فى المولودين لسبعة اشهر» با ~~مقدمه اي بزبان انگليسى بوسيله خانم اورسولا وايسر 2sd 17ei5se7 در ~~مجلهآ تاريخ العلوم العربية، انتشارات دانشگاه حلب، ج 7 شماره 1 و2 سال ~~1983 م . صفحه 77 چاپ شده است. ~~من جوامع حنين لكتاب آراء بقراط وفلاطن 20 # حنين بن اسحق دربارهآ اين كتاب ميگويد: # كتاب او «در آراء بقراط و افلاطون» . اين كتاب را در ده مقاله نوشته ~~است و غرض او در آن اينست كه بيان كند كه افلاطون در بيشتر گفتارهايش ~~موافق بقراط است از جهت آنكه از او اخذ كرده است و ارسطو در چيزهائي كه ~~با آن دو مخالفت ورزيده خطا كرده است. و بيان ميكند در آن همه آنچه را PageV01P080 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0081.png) ~~كه مورد نياز است از امر نيروي نفس مدبر كه بوسيلهآ آن فكر و توهم و ذكر ~~بوجود مي آيد و نيز اصول سه گانه اي را كه نيروهائي كه تدبير بدن بدانهاست ~~از آن منبعث مي شود و فنون مختلف ديگري غير از اين ها . رسالهآ حنين ص 26. ~~فيسمى مرضا، ويسمى عرضا 29 # اخوينى ميگويد: منزلت عرض از مرض چنان است چون منزلت سايه از ~~ديوار كه تا ديوار بجاي بود سايه بجاي بود و عرض را چون اضافت به بيماري ~~كني عرض بود وچون اضافت بسوي پزشك كنى دليل بود. هداية المتعلمين ~~ص 197 . # ابوسعيد منصور بن عيسي خود از مسيحيان نسطوري و برادرش مطران ~~نصيبين بود و در پزشكي نصيرالدوله بن مروان را خدمت ميكرد اين نصير الدوله ~~همان است كه ابن بطلان بغدادي كتاب «ردعوة الاطباء»، را براي او نوشت. او ~~از پاداشي كه نصير الدوله براي درمان دخترش باو داده بود بيمارستان ميافارقين ~~را بنا نمود و املاك فراواني را اختصاص به آن داد. و ابن ابي اصيبعه ms073 آثار ~~زير را از او ياد مىكند: كتاب البيمارستانات، كتاب في الفصول والمسائل و ~~الجوابات (بخش دوم اين كتاب پاسخ وپرسشهائي است كه در مجلس علم ~~بيمارستان ميافارقين كه آن را فارقي نيز ميگفتند صورت گرفته است) كتاب ~~فى المنامات والرؤيا، فيما يجب على المتعلمين لصناعة الطب تقديم علمه، ~~كتاب امراض العين ومداواتها. عيون الانباء، ص 341. PageV01P081 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0082.png) ~~سطاخيروس 51842s به دنيا آمده است. # جالينوس ،51eن) در سال 129 بعد از ميلاد در شهر پرگامس يا پرگامن ~~4e24p2/4 بدنيا آمده است. # اراطس 428115 درسال 315پيش ازميلاد وخروسبس 475i9145) درسال ~~280 پيش از ميلاد در شهر سولا (»i،9)) 2هك بدنيا آمده است. رجوع ~~شود به فرهنگ كلاسيك اكسفورد رCssicr/ Oletovar 85 در ~~ذيل كلمات ياد شده. ~~الترياق 41 # ابن هندو ميگويد: ترياق هر داروئي است كه مقاوم سموم (= زهرها) ~~باشد و آن لفظي است يوناني مشتق از تبريون كه نام جانوران گزنده مانند افعي ~~و مانند آن است و انواع مهم آن عبارتست از: ترياق اكبر، ترياق فاروق، ~~ترياق افعي كه از گوشت افعي ساخته مي شود، ترياق مثرو ديطوس كه آن را ~~شاه مثروديطوس تعليم داد و بنام خودش ناميد. مفتاح الطب باهتمام مهدي ~~محقق ومحمد تقى دانش پژوه، تهران 1368 ش . ص154 . خاقاني در ~~ديوان خود (تهران 1338 ه . ش) اشاره به ترياق فاروق كرده است. ~~گر همه زهر است خلق، از زهر خلق انديشه نيست # هر كرا ترياق فاروقش زقرآن آمده ~~فلونيا 41 # ابن هندو ميگويد كه فلونيا معجوني است منسوب به فوليون طرسوسي كه ~~آن را او اتخاذ كرده است. مفتاح الطب 156. PageV01P082 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0083.png) ~~فهم الحكمة يحتاج .... 41 # بياد مي آورد بيت زير را از ناصر خسرو: ~~يكتا نشود حكمت مر طبع شما راتا در طلب مال شما پشت دوت # ديوان ناصر خسرو باهتمام مجتبي مينوي و مهدي محقق، تهران 352 اش . ~~ص 447. # اين كلمه معرب امپد كلس eeces/ است. او در سال چهارصد و نود ~~و ms074 سه پيش از ميلاد بدنيا آمده و در سال چهار صد و سي و سه از دنيا رفته ~~است. براي شرح احوال و آثار و افكار او رجوع شود به ذيل همين عنوان در ~~O/2r7 assrien/ Ole/ie44y ((فرهنگ كلاسيك آكسفورد )) # پلوترخس يا فلوطرخس e8»/»41 فيلسوف و شرح حال نويس يوناني كه ~~پس از سال 120 ميلادي از دنيا رفته است. ترجمههاي عربي آتار او مورد ~~استفاده مسلمانان بوده. از مهمترين آثار او كتاب «الآراء الطبيعيه») اوست كه ~~بوسيله قسطابن لوقا بعلبكى بعربى ترجمه شده وتحت عنوان: «فلوطرفس في ~~الآراء الطبيعيه التى ترضى بها الفلاسفة» بوسيلهآ عبدالرحمن بدوى ضميمه ~~كتاب ««ارسطو طاليس في النفس» در سال 1954 م . در قاهره چاپ شده ~~است. فلوطرفس توجه فراواني به عنصر آتش داشت و حتي او معتقد بود كه ~~انسان عبارت است از اجزاء آتشي كه در هيكل او سريان دارد زيرا خاصيت ~~آتش اشراق و حركت است، و خاصيت نفس انساني نيز ادراك و حركت ~~اختياري است، و ادراك از جنس اشراق است و بدين وسيله ثابت ميگردد كه ~~نفس عبارت از آتش است و قول پزشكان كه گفته اند: ««حرارت غريزي تدبير PageV01P083 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0084.png) ~~گربدن است» اين مطلب را تأييد مىكند. الاربعين في اصول الدين، فخرالدين ~~رازي، حيدرآباد دكن 1353 ه ، ص 265. # اين كتاب كه دربارهآ بيماريها و عارضهها است داراي شش مقاله بهم ~~پيوسته است و خواندن اين مقالات پيش از خواندن حيلة البرء ضرورت دارد ~~جالينوس خود اين شش مقاله را كتابى واحد با عنوانى واحد نساخته ولى اهل ~~اسكندريه آنها را گرد كردند و عنوان واحد كتاب «العلل) را بآن دادند گويي ~~خواسته اند كتاب را بنام بيشتر محتويات آن بنامند ولي سريانيان اين كتاب را ~~با عنوانى دورتر و كوتاهتر از واجب ساختند وآن را كتاب «العلل والاعراض» ~~ناميدند و اگر قصدشان اين بود كه عنوان كاملي بدان دهند سزاوار بود كه با ~~اسباب واعراض، امراض را نيز ms075 ياد كنند اما جالينوس مقالهآ اول از اين شش ~~مقاله را بعنوان «(فى اصناف الامراض») ساخته ودر اين مقاله توصيف كرده كه ~~اجناس بيماري ها چند است و هر يك از آن اجناس را بانواع آن تقسيم كرده ~~تا آنجا كه در اين قسمت به دورترين انواع رسيده است. و مقالهآ دوم را عنوان ~~««فى اسباب الامراض» داده وغرض او در آن مطابق با اين عنوان است زيرا ~~او در اين مقاله تعداد اسباب هر يك از امراض و چگونگي آن اسباب را ~~توصيف مىكند. ومقالهآ سوم را به عنوان «فى اصناف الاعراض» آورده ودرآن ~~اجناس و انواع اعراض وچگونگي آنها را بيان كرده است. و بقيه مقالات را ~~««فى اسباب الاعراض» عنوان ساخته ودر آن ها اسباب فاعلهآ هريك از ~~اعراض وچگونگي آن اسباب را وصف نمايد. رسالهآ حنين ص 11. PageV01P084 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0085.png) ~~ابي ريحان في فهرست كتب الرازي نپاريس 1936 م . ص 8 شماره 33. ~~فرانز رزنتال /45er44، رساله ««فى الابنة) رازى را تحت عنوان4/442 ~~7e2//18455»8522، 52 (- كتاب رازي دربارهآ بيماري پنهائي) بزبان ~~انگليسي ترجمه و با مقدمه اي تحقيقي در مجلهآ تاريخ پزشكي شماره 52 سال ~~1978 م . ص 45 تا 60 منتشر ساخته است. # كلمه (« فصول)) معادل كلمه آفوريسم 8555156 است كه بقراط آن را ~~بكار برده است. جاحظ ميگويد كه هر يك از حكيمان كه بخواهد دربارهآ ~~علمي كتابي تأليف كند بايد كه آن كتاب داراي امتيازات هشتگانه زير ~~باشد: همت، منفعت، نسبت، صحت، صنف، تأليف، اسناد، تدبير، وبقراط ~~اين وجوه هشتگانه را در كتابي كه بنام («افوريسموس» است گرد آورده است. ~~كتاب الحيوان، تحقيق عبدالسلام هارون، قاهره 64 - 1356 ه . ق .، ج 2، ~~ص 102. # جالينوس دو كتاب مستقل يكي تحتعنوان ««فى الاخلاق» ديگري ~~تحت عنوان (فى العادات) نوشته است. رسالهآ حنين ص 49 و26. از ترجمهآ ~~كتاب ((في العادات) جالينوس هم اكنون نسخه اي در كتابخانه اياصوفيا ~~موجود است ولى اصل كتاب ««فى الاخلاق» او كه دريونانى ms076 مفقود شده ~~صورت عربي آن در اختيار مسلمانان بوده و دانشمنداني همچون بيروني در ~~رساله ومسعودى در التنبيه والاشراف وسجستانى در منتخب صوان الحكمة و ~~ابوالحسن طبرى در المعالجات البقراطية ومروزى در طبايع الحيوان وديگران ~~از آن نقل قول كردهاند. متأسفانه متن كامل عربى كتاب الاخلاق جالينوس PageV01P085 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0086.png) ~~مفقود شده و فقط خلاصه اي از آن براي ما باقي مانده كه در مجلهآ دانشكده ~~ادبيات دانشگاه قاهره ج 5 جزء1 سال 1937 ص،2-1 بوسيله پول كراوس ~~42207s چاپ و منتشر شده است. فيلسوف ري محمد بن زكرياي رازي، ~~مهدى محقق، ص 162. # كلمهآ «جس» را به بر ماسيدن و بماليدن وبسودن به فارسى معنى ~~كرده اند. مقدمة الادب زمخشري، ليپزيك 188،3 م . ص 137 . و از همين ~~كلمه ««مجس» و«مجسه» آمده به معنى محلى كه پزشك انگشت خود را بر ~~رگ مي گذارد تا از چگونگي بيماري آگاهي يابد خاقاني در تحفة العراقين، ~~تهران 1333 ش . ص 211 گويد: ~~همرنگ زرشك شد سرشكم بگشاد رگ محبس پزشكم # كه مقصود شاعر در اين جا «فصد» يعنى «رگ گشادن» است. # اينكه پزشك نبض گير بايد انگشتش حساس باشد و پيرمردان كه ~~انگشتشان از حساسيت افتاده بايد بوسيله شمع آن را حساس نمايند دليل بر ~~اهميت نبض براي تشخيص بيماري بوده است و حتي در برخي از موارد ~~انگشت غيرحساس را مناسب براي گرفتن نبض نمي دانستهاند. ابن بطلان در ~~كتاب «دعوة الاطباء» خود داستاني را مي آورد كه در آن هنگام امتحان استاد ~~به دانشجو ميگويد: نرمي انگشتان خود را به من بنماي و وقتي شاگرد آن را ~~نشان مي دهد استاد ميگويد: اين انگشتان صلاحيت نبض گيري (= جس ~~العروق) را ندارد. ص 18. ~~جورجس صاحب كناش المعروف 65 # مقصود جورجيوس بن جبرائيل پزشك معروف در بار منصور خليفهآ عباسي PageV01P086 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0087.png) ~~است و ابن ابى اصيبعه دربارهآ «كناش» او چنين گويد: «و لجورجس من ~~الكتب كناشه المشهور، ونقله حنين بن اسحق من ms077 السريانى الى العبرى» . عيون ~~الانباء ص 186. # اخويني در تعريف آن گويد: تب غب آن بود كه يك روز بيايد و يك ~~روز نه، و علامت اين تب و اعراض او آن بود كه با لرزه صعب گيرد واين ~~لرزه از پشت اندر آيد و بلرزاند نيك و همه تن جنبان گردد. هداية المتعلمين ~~ص 4 70. # اخوينى از اين تب تعبير به ««تب چهارم» كرده است. هداية المتعلمين ~~ص744 و ابن هندو در توصيف آن چنين گويد: اگر خلط عفوني سوداوي ~~باشد آن را تب ربع گويند زيرا روزي ميگيرد و دو روز رها ميكند و روز ~~چهارم بازمي گيرد. مفتاح الطب ص 133. شنفري شاعر معروف عرب در قصيدهآ ~~لامية العرب خود از اين تب ياد كرده است: # ف هموم ما تزال تعودهعيادا كحمى الربع أوهى اثقل # رجوع شود به . اللاميات الثلاث، قاهره 1930 م . ص 414 . ~~الاستسقاء الظبلى، الاستسقاء الزقى، الاستسقاء اللحمى 97 # براي تعريف اين سه نوع استسقاء رجوع شود به مفتاح الطب ص 127 و128 ~~و ترجمهآ آن ص 253. # استسقاء زقى به سريانى «زقايا» وطبلى «طبلايا» ولحمى « بسرايا» ~~خوانده مي شود. فردوس الحكمة ص 220 و221. ابن رشد از زقى به مائي PageV01P087 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0088.png) ~~(= آبي) و از طبلي به ريحى (= بادي) تعبير كرده است. تلخيصات ابن رشد ~~لجالينوس، مادريد 1984 م .، ص 233. ~~زيت ركابى، زيت انفاق 100 # ابوريحان بيروني در مورد زيت ركابى ميگويد: ««ما حمل من الشام على ~~الركائب وهو الابل» ودر مورد زيت انفاق گويد: ««ومنه نوع يسمونه ~~««انفاكين» وهو الانفاق ومعناه زيت الباكور» الصيدنة ص 212. ~~افسنتين 103 # ابوريحان ميگويد اين كلمه در رومى ««افسنيتون) بوده است. الصيدنه ~~ص 53. صاحب برهان ميگويد كه افسنتين نوعي از بومادران كوهي است كه ~~گل آن به اقحوان و تلخي آن به صبر نزديك است. # جالينوس در كتاب «الى اغلوقن)) خود گفته است كه افسنتين داراي دو ~~نيروي قابضه و مسهله هر دو است از اين روي نبايد پيش از ms078 نضج بيماري آن ~~را مصرف كرد. ص،16. # ناصرخسرو در ديوان ص 89 ميگويد: ~~جستي بسي زبهرتن جاهل سقمونيا وتربدو افسنتين ~~السموم لابن وحشيه 113 # ابو بكر احمد بن على كسداني معروف به ابن وحشيه كلداني كه در سال ~~291 هجري كتابي را از زبان سرياني به زبان عربى تحت عنوان: ««افلاح ~~الارض، واصلاح الزرع والشجر والثمار، ودفع الآفات عنها» نقل كرده كه به ~~الفلاحة النبطية مشهور گرديده و در سال 198،4 م. در مؤسسهآ تاريخ علوم ~~اسلامي وابسته به دانشگاه فرانكفورت از بلاد آلمان غربي در هفت مجلد چاپ PageV01P088 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0089.png) ~~شده است. از كتابهاي مهم ديگر او « كتاب الأنوار» است كه مورد توجه ابن ~~مطران بوده و آن را مختصر وخلاصه كرده است. # پيش از ابن وحشيه جابربن حيان كتابى تحتعنوان «السموم» نوشته كه ~~تحت عنوان: روكتاب السموم ودفع مضارها تأليف الشيخ ابى موسى جابربن ~~حيان الصوفى - رحمة الله عليه- تلميذ جعفر الصادق) در سال 1958 م . بوسيلهآ ~~الفرد سيگال 2ءS44 81/207 در شهر ويسبادن از بلاد آلمان غربي چاپ ~~شده است و در آغاز كتاب ««سم» را چنين تعريف كرده است. «ان السم ~~جسم كونى ذوطبايع عالية مفسد لمزاج ابدان الحيوان ضربا من الفساد» . ~~ارسطوطاليس -تام الفضيلة 114 # رسالهآ كوتاهى تحت عنوان: «تفسير اسماء الحكماء» به ابونصر فارابى ~~نسبت داده شده كه در آن نامهاي دانشمندان زير بدين گونه تفسير شده است: # 1- افلاطون: الصادق الفصيح 2- ارسطاطاليس: الكامل الفضيلة 3- ~~ابقراط : ماسك الصحة 4 - جالينوس: فاعل العجائب 5- هرمس: السعيد ~~الجد 6 - سقراط : المزين بالحكمة 7- اسقليبيادس : المشتق من القوة الالهية ~~8- روفس: معدن الحكمة 9- فرفوريوس: اللون السماوى 10- الاسكندر: ~~الشديد البأس 11- خروساوريا: اللون الذهبى، سمى بذلك لجودة رأيه 12- ~~اسقلبيوس: نافى اليبوسة 13 - اغلوقن: الازرق 14 - ثامسطيوس: المليح العبارة. # اين رساله در طى مقاله اي از فرانز رزنتال /88554/1 در مجلهآ انجمن ~~خاورشناسان آمريكا /5ur/nn/e /he Arerienn Crientn7 5ecie/ جلد ~~2، 1942 م . ، ص 73-74چاپ شده است. ~~تذكرة على بن عيسي 123 # مقصود «تذكرة الكحالين» على ms079 بن عيسى كخال متوفى به سال 400 PageV01P089 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0090.png) ~~هجري است كه در سال 1383 ه .1964 م. با كمك وزارت معارف عالي ~~حكومت هندوستان در حيدرآباد دكن چاپ و منتشر شده است. # مؤلف اين كتاب را بخواهش يكي از دوستان يا شاگردان خود كه از او ~~دربارهآ جوامع كتب جالينوس در بيماريها و راههاي درمان چشم سؤال كرده ~~نوشته و يادآور شده كه اسكندرانيان شمار بيماريهاي چشم را ذكر كرده ولي ~~ذكر درمان آنها را مورد غفلت قرار دادهاند. ص1. # كتاب تذكره على بن عيسى پس از كتاب «عشر مقالات فى العين» حنين ~~بن اسحق متوفي 264 ه . كه متن آن بوسيلهآ ماكس مايرهوف 885585 ~~1x44 تصحيح و با مقدمه و ترجمه انگليسي در سال 1928 م . در قاهره چاپ ~~شده است، از بهترين كتابها در علم چشم پزشكي اسلامي بشمار مي آيد. ~~اختصار المسائل 131 # مقصود كتاب مسائل حنين بن اسحاق است كه به «(المدخل الى صناعة ~~الطب» معروف بوده كه شروح و تلخيصات متعددي بر آن نوشته شده چنانكه ~~ابن رضوان مىگويد: «رام كثير من الناس تفسير هذا الكتاب وتلخيصه» . في ~~كيفية تعليم صناعة الطب ص 131 . كتاب مسائل حنين بوسيله دكترپول ~~غليونى G4ie4e/i 77»5 به زبان انگليسى ترجمه و همراه با مقدمه و ~~سوابق تاريخي كتاب در سال 1980 در قاهره تحتعنوان زير چاپ شده ~~Otestiers en fediciae er Scee/ars. : است ~~النيلي 131 # مقصود ابوسهل سعيد بن عبدالعزيز النيلى است كه ابن ابي اصيبعه از او ~~كتابهاى: اختصار كتاب المسائل حنين وشرح جالينوس بر كتاب الفصول ~~بقراط با نكتههائي از شرح رازي را ذكر كرده است. عيون الانباء في طبقات PageV01P090 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0091.png) # (ماليخوليا) كلمه اي است كه آن را («ملانكوليا) و دريوناني ~~(ملانخوليا) /2refء8xگويند ومركب است از ««ملن») و((خولى)) ~~به معنى سياه تلخه يا تلخهآ سياه كه به عربى آن را ((المرة السوداء) خوانند. # كتاب ماليخولياي اسحق بن عمران در سال 1977 م. با ترجمه آلماني ms080 در ~~شهر هامبورك از بلاد آلمان چاپ شده است و او كتاب خود را با اين عبارات ~~آغاز كرده است: ررهذا كتاب مختصر وضعه اسحق بن عمران المتطبب، في ~~الداء المعروف بالماليخوليا وهوالوسواس السوداوى، تذكرة على نفسه بما عساه ~~ان يعروه من النسيان، سيما عند دنوه من الشيخوخة التى كان افلاطون يسميها ~~ام النسيان و رحمة لمن ينظر فيه من محبى الطب وابناء الحكمة». # صاحب برهان گويد كه آن نوعي از بلوط باشد بغايت شيرين سموم را نافع ~~است ومثانه را سود دهد و بعربي آن را «بلوط الملك» و به رومي «(قسطل» ~~خوانند. و نيز رجوع شود به كتاب المقنع في الفلاحة ابن حجاج اشبيلى، عمان ~~1982 م . ص 35 و42 . # غافقى در كتاب ( الادوية المفردة» خود اين كلمه را با تخفيف با نقل ~~كرده و گفته است كه مترجمان گفته اند كه (كبابه» را به يوناني «قرقسيون» ~~گويند يعني كلمه اي كه جالينوس بكار برده و در ترجمهآ بطريق ((قرقسيون» ~~آمده در ترجمه حنين ««كبابه» بكار رفته است. PageV01P091 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0092.png) ~~لبلاب 147 # زمخشري در مقدمة الادب لبلاب را به: آپيچه، پيچه، مهر بانك معني ~~كرده است و دينوري از برخي از اعراب شنيده است كه ««عصبه)) همان ~~««لبلاب» است ودر تعريف آن گفته است: «(شجرة تلتوى على شجر) . ~~كتاب النبات ص 138 و255. # ابوريحان در تعريف آن گويد: «شجرة ذات غلظ وشوك كثير)) . و به آن ~~«(عود شيشجان)) نيز گفته شده است. الصيدنه ص 189. و صاحب برهان ~~گويد: درختي باشد سطبر و خاردار و پوست آن بقرفه ماند ليكن از آن گندهتر ~~و سرخ تر مي شود. و در هردو مأخذ با عين ضبط شده است. # ابن هندو ميگويد: «بنات الاسطقسات) يا «بنات الاركان)) به چيزهائي ~~گفته مي شود كه پزشك در درمان ضروري به آنها استدلال ميكند و آنها ~~عبارتند از اين هفت چيز: مزاج بيمار، سن او، عادات او، شغل او، نيروى او، ~~فصل بيمارى او، ms081 مزاج بدن او، مفتاح الطب ص 169. # اين كتاب كه خطاب به اغلوقن است داراي دو مقاله است و جالينوس آن ~~را بعنوان «درمان بيمارى ها خطاب به اغلوقن» قرارداده و بدانشجويان خطاب ~~نساخته ولي اهل اسكندريه چنانكه كمي پيش از اين گفتم آن را در شمار ~~كتابهائي كه خطاب به دانشجويان است قرار دادهاند. منظور جالينوس در اين ~~كتاب اينست كه درمان بيماريهائي را كه بيشتر عارض مي شود با گفتاري PageV01P092 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0093.png) ~~كوتاه بيان كند. او اين كتاب را بخواهش مردي فيلسوف كه از ديدن آثار او ~~در شگفت آمده بود تأليف كرد و چون درمان دهنده بدون شناختن بيماريها ~~پي بدرمان آنها نمي برد لذا دلائل معروف بيماريها را بر درمان آنها مقدم ~~داشت و در مقاله نخستين دلائل تبها و مداواي آنها را توصيف كرد -همه ~~آنها را ياد نكرد بلكه برآنچه كه بيشترعارض مي شود اكتفا نمود- و اين مقاله بر ~~دو قسمت تقسيم ميگردد و در قسمت اول از اين مقاله تبهاي خالي از عوارض ~~غريبه و در قسمت دوم تبهاي همراه با آن عوارض را وصف ميكند و در مقالهآ ~~دوم دلائل آماس ها و درمان آنها را بيان مي نمايد. جالينوس اين كتاب را ~~هنكام تأليف كتاب «در فرقهها) تأليف كرد. رسالهآ حنين ص6 اين كتاب ~~تحت عنوان: رركتاب جالينوس الى اغلوقن فى التاتى لشفاء الامراض) شرح و ~~تلخيص حنين بن اسحق المتطبب بوسيله دكتر محمد سليم سالم در سال ~~1983 م. بوسيلهآ وزارت فرهنگ مصر در قاهره چاپ شده است. ~~في تشريح الأحياء 156 # اين كتاب همان است كه حنين بن اسحق از آن به عنوان «في تشريح ~~الحيوان الحى) ياد كرده و گفته است كه جالينوس آن را در دو مقاله قرارداده ~~و در آن چيزهائي را كه دربارهآ تشريح حيوان زنده بايد دانسته شود بيان كرده ~~است. رسالهآ حنين ص 21. ~~سلجم 157 # كلمهآ «سلجم» با همين صورت در لسان العرب آمده ms082 واين بيت براي آن ~~شاهد آورده شده است: ~~هذا ورب الراقصات الرسم شعرى ولا احسن اكل السلجم # و مؤلف آن را معرب «شلجم» دانسته است. در مقدمة الادب زمخشرى PageV01P093 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0094.png) ~~بصورت ««سرجم») نيز آمده كه به معنى «شلغم» است و در همين كتاب ~~(«لفت) به معنى شلغم گرد آمده است. وابن بطلان در خواص لفت وقنبيط ~~گويد كه آب پشت افزايد و چون هضم شود خوني درست تولد كند. ترجمهآ ~~تقويم الصحة، باهتمام دكتر غلامحسين يوسفى، تهران 1350، ص 91. ~~الخبث 157 # جوهرى در صحاح اللغة همين گونه ضبط كرده وابن منظور در لسان العرب ~~ذيل ««فقح») اين بيت را از قول جرير نقل كرده است: ~~ولو وضعت فقاح بنى نمير على خبث الحديد اذا لذابا ~~الورد مهيج للعطاس 164 # يعن گل سرخ عطسه را تهييج ميكند. رازي در مورد اينكه گل سرخ موجب ~~زكام وعطسه مي شود كتابي نوشته كه ابن ابي اصيبعه آن را تحتعنوان: ~~(«المقالة فى العلة التى من اجلها يعرض الزكام لابى زيد البلخى فى فصل ~~الربيع عند شمه الورد» عيون الانباء ص 425 . اين رساله را خانم فريدرون هاو ~~22iedu o7 تصحيح و با مقدمه اي بزبان عربى و انگليسى يكبار در مجلهآ ~~الابحاث، سال 1973 م . شمارهآ 26 و بار ديگر در مجلهآ تاريخ العلوم العربية ~~سال 1977 م . شمارهآ 1 سال اول تحت عنوان: ««تقرير الرازى حول الزكام ~~المزمن عند تفتح الورد») منتشر ساخته است. # رازي اين رساله را با عبارت زير آغاز كرده است: # ««كتب شهيد بن الحسين البلخى الى محمد بن زكريا الرازى يسأله عن علة ~~ابى زيد احمد بن سهل البلخى الكاتب فاجابه: 00.») . اين نوع الرژى 8،424 ~~كه رازي براي نخستين بار به آن توجه كرده در ادبيات عرب انعكاس پيدا كرده ~~مانند اين دو بيت كه با خرزى در كتاب دمية القصر(حلب 1338 ه . ق.) PageV01P094 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0095.png) ~~ص 38 نقل كرده است. ~~عرانى زكام فابتلاني مكرها بهجر بديع فى ملاحته ms083 فرد ~~وذاك لشمى ورد خديه دائما وقد يعترى داء الزكام من الورد ~~الفقاح 168 # ابن منظور به همين كيفيت اين كلمه را ضبط كرده و گويد: گياهي است ~~مانند اقحوان ومفرد آن فقاحه است. لسان العرب ذيل «(فقح». ~~ليثرغس وفرانيطس 169 # سيد اسماعيل جرجاني ميگويد: فرانيطس سرسام گرم را گويند و ليثرغس ~~سرسام سرد را گويند. ذخيرهآ خوارزمشاهي ج 2 ص 38. اين دو كلمه در ~~كتابهاي پزشكي بصورتريLe84r و 54renitts ديده مي شود و همان است ~~كه از آن تعبير به: منانژيت سرد o/d xeingiis و منانژيت گرم ~~Axeicie شده است. رجوع شود به كتاب طب اسلامي o7 nengii5 ~~751nmic مانفرد اولمان 2ex /nnnn/8x09 ( ادينبورو 1978 م .) ~~ص 29 و30. در كتابهاي پزشكي اسلامي اين كلمه بجهت كثرت استعمال ~~با قاف ضبط شده. محمدبن زكرياي رازي ميگويد: مانيا »871i»8 در بيشتر ~~احوال به قرانيطيس ماننده است و معني اين كلمه ديوانگي هيجان آور ~~مي باشد. الحاوى في الطب، حيدرآباد دكن 1974 م . ج 1 ص 208. ~~شاذنج 170 # معرب ««شادنه») است. هندوشاه نخجواني گويد كه آن داروئي است كه ~~از هندوستان آرند. صحاح الفرس، باهتمام عبدالعلى طاعتى، تهران 1341، ~~ص 281. PageV01P095 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0096.png) ~~فرنجمشك 171 ~~فلنجمشك و فرنجمشك اصابع الفتيات (- انگشتان دوشيزگان) كتاب ~~النبات ابوحنيفهآ دينورى، ص 192 والصيدنه بيرونى، ص، 29 . ~~فى الادوية المفردة 172 ~~جالينوس اين كتاب را در يازده مقاله قرارداده است و چنانكه ياد كردم ~~بدنبال مقالهآ سوم از كتاب مزاج مي آيد. در دو مقالهآ اول خطاي كساني كه ~~راههاي نادرست را در حكم بر نيروهاي داروها پيمودهاند آشكار ساخته است. ~~سپس در مقالهآ سوم اصلي درست را براي تمامي شناخت حكم نيروهاي اول ~~داروها پايه نهاده است سپس در مقالهآ چهارم امر نيروهاي دوم را كه مزه ها و ~~بوي ها باشد بيان كرده و آنچه را كه از اينها بر نيروهاي نخستين داروها ~~استدلال مي شود خبر داده است و در مقالهآ پنجم به توصيف نيروهاي ms084 سوم از ~~داروها كه عبارت از اثر آنها در بدن از قبيل گرم كردن و سرد كردن و خشك ~~ساختن وتر ساختن باشد پرداخته است و سپس در سه مقاله اي كه پس از اين ~~مي آيد نيروي يك يك از داروها را كه اجزاي گياهان است وصف كرده و ~~بعد در مقالهآ نهم نيروهائي كه اجزاي زمين است يعني انواع خاك ها و گلها ~~و سنگها و معدنها را بيان كرده و سپس در مقاله دهم نيروي داروهائي كه ~~در بدن جانوران و در مقاله يازدهم نيروي داروهائي را كه در دريا و آب شور ~~بوجود مي آيد توصيف كرده است. رسالهآ حنين ص 29. ~~القولون 176 # در يوناني كولون »55» نام رودهاي است كه قولنج در آن پيدا مي شود. ~~مفتاح الطب ص 116 و در زبان فارسي آن را «پنج رودگي» گويند. هداية ~~المتعلمين ص 89. سيد اسماعيل جرجاني دربارهآ آن ميگويد: و اين روده اي PageV01P096 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0097.png) ~~است غليظ و به اعور پيوستست آنجا كه از وي اندر گذشت بسوي راست ميل ~~كردست. ذخيرهآ خوارزمشاهي ج1 ص 189. # جالينوس اين كتاب را در شش مقاله قرار داده وغرض جالينوس در آن ~~اينست كه نشانه هائي را كه از آن پي باحوال اعضاي باطنه برده مي شود چه ~~بيماري در آن اعضا پيدا شده باشد و يا آنكه بعدا پيدا شود وصف كند. در ~~مقالهآ اول وقسمتى از مقاله دوم روش عاميان را كه بدان بيماري ها شناخته ~~مي شود وصف ميكند و در مقاله دوم خطاي ارخيجانس را در راههائي كه در ~~جستجوي اين غرض پيموده است آشكار مي نمايد و در بازمانده مقالهآ دوم و در ~~مقالات چهارگانهآ بعدي به ذكراعضاء باطنه و امراض آنها عضو بعضوپرداخته ~~است. او از دماع آغاز كرده و همچنين بدنبال هم بيان مي دارد نشانه هائي كه ~~با آن بر يك يك از اين اعضا در هنگام بيماري استدلال مي شود كه چه ms085 گونه ~~علت هاي آن بايد شناخته شود تا به اقصاي آن منتهي گردد. رسالهآ حنين ~~ص 12. ~~خشكريشه 181 # اين كلمه فارسي و مركب از خشك * ريش به معني زخم است. و در كتابهاي ~~پزشكي اسلامي بكار رفته است. در زبان فارسي كلمهآ (خشك ريش» كنايه ~~از حيله و نفاق و بهانه جوئي آورده شده ناصرخسرو گويد: # ل خشكريش با همگانروز و شب اندر خصومت و جدلي # ديوان ناصرخسرو، باهتمام مجتبى مينوي ومهدي محقق، تهران 1352 ~~ش . ص 501. PageV01P097 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0098.png) # رازى اين كتاب را كه به «الطب المنصورى» و«الكناش المنصورى» ~~معروف است براي منصور بن اسد خويشاوند والى خراسان تأليف كرده است. ~~اين كتاب براي نخستين بار در سال 1481 ميلادي بوسيلهآ جرارد كرمونائي ~~7emen4رGe23e تحت عنوان: i34/6tsois بزبان لا تيني ترجمه ~~گرديد و اين ترجمه در سالهاي ،148، 1492، 1493، 15011497، 1510، ~~1519، در ونيز ايتاليا و در 1533، 1544، 1551 در بازل سويس و در ~~1641، 1674 در اولم آلمان چاپ گرديد. مقالهآ نهم اين كتاب كه دربارهآ ~~درمان همهآ بيماريها از سرتا پا است در قرون وسطي از كتابهاي درسي معروف ~~دانشكده هاي پزشكي اروپا بوده چنانكه رئيس دانشكده پزشكي مون پوليه ~~فرانسه در سال 1558 هنور درس خود را از روي اين كتاب مي داده است. ~~فيلسوف اي محمد بن زكرياي رازي، مهدي محقق (تهران 1349، چاپ دوم ~~1352 ه . ش.) ص 64 . كتاب او براي نخستين بار با فهرستهاي هفتگانه ~~بوسيله مؤسسه نسخه هاي خطي عربي وابسته به سازمان عربي تربيت و فرهنگ ~~وعلوم در سال 1408 ه . 1987 م. در كويت چاپ شده است. # جالينوس اين كتاب را درپانزده مقاله قرارداده و غرض او در آن اينست ~~كه بيان كند روش تبيين آنچه ضرورة مبين مي شود چيست و هدف ارسطو در ~~كتاب چهارم خود در منطق همين بوده است. و تاكنون كسي از اهل زمان ما ~~نسخه اي كامل از آن را به يوناني بدست نياورده با وجود اينكه جبريل همت ~~زيادي به جستن ms086 آن گماشته است و من هم به جستن آن فراوان پرداختم و ~~براي يافتن آن شهرهاي جزيره و شام و فلسطين و مصر را گشتم تا اينكه به ~~اسكندريه رسيدم وچيزي از آن را نيافتم فقط در دمشق بود كه به حدود نيمي PageV01P098 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0099.png) ~~از آن دسترسي يافتم كه مقالاتي نامتوالي و ناتمام بود و جبريل هم مقالاتي از ~~آن يافت كه همهآ آنها عين مقالا تي كه من يافته بودم نبود و ايوب آنچه را كه ~~او يافته بود براي او ترجمه كرد ولي من جانم آرام نمي يافت به ترجمه آن ~~كتاب تا وقتى كه خواندن آن را چنانكه بايد كامل نكنم زيرا نقصان واختلال ~~در آن وجود داشت و من هم آرزومند ومشتاق به يافتن همه كتاب بودم. ~~سپس من آنچه را كه يافته بودم به سرياني ترجمه كردم و آن عبارت بود از ~~جزئي كوتاه از مقاله دوم و بيشتر از مقاله سوم و حدود نيمي از مقاله چهارم از ~~آغاز آن و مقاله نهم بجز قسمتي از آغاز آن كه ساقط شده بود. و مقالات ديگر ~~تا آخر كتاب را يافتم بجز مقاله پانزدهم زيراپايان آن ناقص بود. رسالهآ حنين ~~ص 47. # ابوريحان مي گويد كه كمافيطوس داراي برگهاي انبوهي است و بوي آن به ~~بوي درخت صنوبر است و شكوفه اي باريك و كوچك دارد. الصيدنه ~~ص 320. غافقي تصوير اين گياه را آورده و خصائص داروئي آن را به تفصيل ~~4i828ذكر كرده است. في الادوية المفردة، نسخه خطى كتابخانه اسلر 2 ~~5s/62 دانشگاه مك گيل شمارهآ 7508 اين كتاب كه ظاهرا نسخهآ منحصر ~~بفرد است تاكنون چاپ نشده و ماكس مايرهوف منتخب ابن العبري از اين ~~كتاب را در سال 38 - 1932 م . در قاهره چاپ و منتشر ساخته است. ~~في تقسيم العصب 198 # احتمال دارد كه حنين بن اسحق در اين كتاب روش جالينوس را در ~~كتاب ««في العصب» دنبال كرده باشد زيرا ms087 جالينوس در كتاب خود بيان ~~داشته كه چند جفت عصب از دماغ و نخاع مي رويد و آنها چه نوع وچه گونه PageV01P099 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0100.png) ~~هستند و هريك از آنها چه تقسيماتي دارند و عمل آنها چيست. رسالهآ حنين ~~ص 9 . # جالينوس خود ياد كرده كه كتاب بزرگ خود را در نبض در يك مقاله ~~خلاصه كرده است. ولي من مقالهاي به يوناني ديدم كه بدان گونه بود و ~~نميپذيرم كه جالينوس آن مقاله را نوشته زيرا احاطه بر همه آنچه كه دربارهآ ~~نبض مورد نياز است ندارد گذشته از اينكه مقالهآ خوبي هم نيست. شايد ~~جالينوس وعده داده كه آن مقاله را بنويسد ولي آمادگي آن را نيافته وچون ~~برخي از جاعلان ديدهاند كه او وعده كرده و وفاي به وعد خود ننموده آن مقاله ~~را نوشته و نام آن را در فهرست آوردهاند تا وعده او راست آمده باشد و ممكن ~~است كه جالينوس مقاله اي در اين باره نوشته باشد كه از ميان رفته - چنانكه ~~بسياري از كتابهاي او از ميان رفته است- و اين مقاله ساخته شده و بجاي آن ~~نهاده شده و سرجس آن را به زبان يوناني ترجمه كرده است. رسالهآ حنين ~~ص 33. # پزشكان اسكندريه شانزده كتاب از كتابهاي جالينوس انتخاب كردند كه ~~براي آموزش علم طب مورد قراء ت قرار گيرد. حنين بن اسحق پس از معرفي ~~اين شانزده كتاب چنين ميگويد: # اين است آن كتابهائي كه در مدرسههاي پزشكي اسكندريه مي خوانند. ~~آنان بهمين ترتيبي كه من ياد كردم اين كتابها را قراء ت ميكنند. آنان هر روز ~~جمع مي شوند و بخواندن و فهميدن يك كتاب مي پردازند چنانكه امروزه ~~(Setee7 =) اصحاب نصاراي ما در آموزشگاههائي كه معروف به اسكول PageV01P100 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0101.png) ~~است هر روز براي خواندن كتابي از كتابهاي متقدمان و يا ساير كتب اجتماع ~~ميكنند. هر يك از افراد پس از مهارت در اين كتب به قراءت آن ميپردازند ~~بهمان نحو ms088 كه امروز اصحاب ما تفاسير كتابهاي متقدمان را مي خوانند. اما ~~جالينوس بر اين نبوده كه كتابهايش بر اين روش قراءت گردد. او چنانكه ~~گذشت سفارش كرده كه پس از كتاب او «در فرقه ها) كتابهاي او «در ~~تشريح» خوانده شود و سپس بقيه كتابهاي او بترتيبي كه خود آن را نهاده ~~است قراءت گردد. رسالهآ حنين ص 18. # شروح و تلخيصاتي كه دانشمندان بر اين شانزده كتاب نوشته اند بنام ~~( جوامع» خوانده مى شود. # العمل باليد وعمل اليد وصناعة اليد به «عمل جراحى) گفته مى شود و ~~همين است كه در زبان فارسي بصورت «دستكاري) بكار رفته است. چنانكه ~~ازرقى در ديوان خود (باهتمام على عبدالرسولى، تهران 1338 ه . ش.)، ~~ص 21 گويد: ~~باد خوارزمي چو سنگين دل پزشك دستكار # دست پرمسبار دارد آستين پرنيشتر # و همين كلمهآ ««دستكار» در زبان عربي هم بكار رفته چنانكه ثعالبي در ~~قصيدهآ ساسانيهآ خود كلمهآ (نطاس) را به «دستكاريين» تفسير كرده است. ~~يتيمية الدهر (قاهره 1366 ه . ق.) ج 3 ص 366، ابن سينا در ارجوزهآ طبيه ~~خود فصلى را كه تحت عنوان: ««العمل باليد» آورده بر سه قسم ، عمل در رگها ~~عمل در گوشت عمل در استخوان تقسيم كرده است: ~~واذفرغت من نظام افيد فآن أن أبدأ باعمال اليد # فى العروق ففى جليلها وفى الدقيق ~~فواحد يعمل فى العروق PageV01P101 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0102.png) ~~وثانيا نعمله فى اللحم وثالثا نعمله فى العظم # من مؤلفات ابن سينا الطبية ، حلب، 198م . ص 188. # اين كتاب كه دربارهآ فرقههاي پزشكي است شامل يك مقاله است و ~~منظور جالينوس در اين كتاب آن بوده است كه گفتار هر صنف از فرقههاي ~~سه گانه كه در جنس با هم اختلاف دارند توصيف كند و موارد ادعا و احتجاج ~~و رد بر مخالفان هر يك را بيان نمايد. وعلت اينكه من استثنا قائل شدم و ~~اختلاف در جنس را قيد نمودم اينست كه در هر يك از اين سه فرقه فرقههاي ~~ديگري نيز ms089 يافت مي شوند كه در نوع مختلف اند و مقالات صاحبان آن فرقهها ~~كه داخل در طباند پس از امعان نظر در آن شناخته مي شود و اهميت هر ~~صنفي از آن و چگونگي حكم به حق يا باطل بودن آن دانسته ميگردد. رسالهآ ~~حنين ص 6 اين كتاب تحت عنوان: «فرق الطب للمتعلمين» نقل ابى زيد ~~حنين بن اسحق العبادى المتطبب بوسيلهآ دكتر محمد سليم سالم تصحيح و ~~وزارت فرهنگ جمهوري عربي مصر آن را در سال 1978 م. چاپ و منتشر ~~كرده است. # نوع ترياق (= ترياك، پادزهر) كه منسوب به مخترع آن شاه مثروديطوس ~~است. كتاب الترياق، ابن رشد فقيه اندلسى، رسائل ابن رشدالطبية، منشورات ~~مركز تحقيق النراث، قاهره 1407 ه . 1987 م . ، ص 396. ابن سينا فصل ~~پانزدهم از كتاب «الادوية القلبية» خود را كه اختصاص به داروهاي مركب ~~داده است با توصيف ترياق فاروق و معجون مثروذيطوس بدين گونه آغاز كرده ~~است. PageV01P102 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0103.png) # «الترياق الفاروق والمعجون المعروف بمثروذيطوس فانهما اللذان لايبلغ ~~شيء من الادوية المركبة مبلغهما فى ملايمة مزاج الانسان وموافقته وتقوية ~~القلب وازالة التوحش ومقاومة السموم)) . من مؤلفات ابن سينا الطيبة، ~~منشورات جامعة حلب، معهد التراث العلمى العربى، حلب 1404 ه . ~~1984 م .، ص 282. # جالينوس اين كتاب را در پانزده مقاله قرارداده و در آنها بتوصيف امور زير ~~پرداخته است در مقاله اول عضلات ورباطات دست، در مقالهآ دوم عضلات و ~~رباطات پا، در مقاله سوم دربارهآ عصب وعروق دو دست وپا، در مقاله چهارم ~~عضلا تي است كه دوگونه و دو لب وچانه پائين و سروگردن و دو شانه را ~~بحركت در مي آورد، در مقاله پنجم عضلات سينه و مراق شكم و دو متن و ~~پشت، در مقاله ششم آلات غذا كه عبارت است از معده وامعا وكبد وطحال ~~و كلى ومثانه ومانند آنها در مقالهآ هفتم وهشتم تشريح آلات تنفس. در ~~هفتم آنچه را كه در تشريح قلب و ريه و عروق ms090 ضوارب در زندگي وپس از ~~مرگ حيوان آشكار مي شود توصيف كرده و در هشتم آنچه را كه در تشريح ~~همه جاي سينه ظاهر مي شود وصف نموده است. مقالهآ نهم خاص تشريح دماغ ~~و نخاع است، دهم تشريح چشمان و زبان و مري و آنچه كه باين اعضا پيوسته ~~است. در يازدهم آنچه كه در حنجره است و همچنين استخواني شبيه به لام ~~از حروف يونانى يعنى اين شكل 8 و آنچه بدين مربوط است، در مقالهآ ~~دوازدهم تشريح اعضاي توليد، در سيزدهم تشريح رگهاي زننده و غيرزننده، در ~~مقالهآ چهاردهم تشريح عصبي كه از دماغ مي رويد، در مقالهآ پانزدهم تشريح ~~عصبي كه از نخاع مي رويد. رسالهآ حنين ص 19. PageV01P103 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0104.png) ~~العزاج 213 # جالينوس اين كتاب را سه مقاله ساخته در دو مقالهآ اول اقسام مزاج ~~بدنهاي حيوان و تعداد و چگونگي آنها را توصيف و نشانههائي كه بر هر يك ~~از آنها دلالت ميكند بيان كرده است و در مقالهآ سوم اقسام مزاج داروها و ~~چگونگي آزمايش و شناخت آنها را وصف نموده است و اين مقاله به كتاب ~~«نيروي داروها» كه پس از اين از آن ياد ميكنم پيوسته ميشود. و اين كتاب ~~نيز از كتابهائي است كه خواندن آن پيش از كتاب «حيلة البرء» واجب و ~~ضرورى است. رسالهآ حنين ص 10. # جالينوس اين كتاب را در سه مقاله قرارداده و غرض او در آن اينست كه ~~بيان كند كه تدبير بدن با سه نيرو است كه عبارتند از نيروي حابله و نيروي ~~منميه و نيروي غاذيه. نيروي حابله مركب از دو نيرو است يكي مني را تغيير ~~مي دهد و آن را مي بندد چنانكه از آن اعضاء متشابهة الاجزا مي سازد و ديگري ~~آنكه اعضاي متشابهة الاجزا را با هيئت ووضع ومقدار وعددي كه در هر يك ~~از اعضاي مركبه مورد نياز است تركيب ميكند و نيروي غاذيه را چهار نيرو كه ~~عبارتند ms091 از نيروي جاذبه و نيروي ماسكه و نيروي مغيره و نيروي دافعه خدمت ~~ميكنند. رسالهآ حنين ص 10. # جالينوس اين كتاب را در سه مقاله قرارداده و غرض او در آن اينست كه ~~توصيف نمايد چگونه انسان بدانجا مي رسد كه پيش پيش درمي يابد كه بحران ~~وجود دارد يا نه و در صورتيكه وجود دارد كي پديدار ميگردد و به چه چيز ~~بازگشت ميكند. رسالهآ حنين ص 15. PageV01P104 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0105.png) # اين كتاب را جالينوس در سه مقاله قرارداده و غرض او در دو مقاله اول ~~اينست كه توصيف كند اختلاف حال روزهاي مختلف را درقوت و اينكه ~~بحران در كدام يك وجود دارد و در كدام يك وجود ندارد و نيز در روزهائي ~~كه بحران در آن وجود دارد كدام بحران پسنديده و كدام ناپسند است و آنچه ~~كه باين مطلب مرتبط مي شود. و در مقالهآ سوم علل اينكه چنين اختلافي در ~~قوت روزها وجود دارد بيان ميكند. رسالهآ حنين ص16. # جالينوس اين كتاب را در دو مقاله قرارداده و غرض او اينست كه اجناس ~~و انواع ودلائل تبها را توصيف كند. در مقالهآ اول دو جنس تب را كه يكي ~~در روح و ديگري در اعضاي اصلي كه معروف به اعضاي صلبيهاند توصيف ~~كرده و در مقالهآ دوم جنس سومي از آن را كه در اخلاط عفونت گرفته است ~~وصف نموده است. اين كتاب را سرجس ترجمه اي ناپسند كرده بود و من در ~~آغاز امر در وقتي كه كودكي بيش نبودم براي جبرئيل بن بختيشوع ترجمه كردم ~~و اين نخستين كتابي بود كه از جالينوس به سرياني ترجمه كردم و سپس چون ~~به سن كمال رسيدم آن را صفحه بيني كردم و در نتيجه اغلاطي در آن يافتم ~~كه آن ها را با عنايتي خاص اصلاح و تصحيح نمودم آنگاه كه مي خواستم ~~نسخه اي براي فرزندم برگيرم و همچنين آن را براي ابوالحسن احمد بن موسي ~~به ms092 عربى ترجمه كردم. رسالهآ حنين ص 15. PageV01P105 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0106.png) ~~اين مورد بر عوارض عمومي كه مورد نظر است اكتفا ميگردد و از ميان آنها ~~آنچه كه موجب درمان هر يك از بيماريها مي شود استخراج مي شود. او در ~~اين مورد بآوردن مثالهاي كمي از اشياء جزئي استناد مي جويد. او شش مقاله ~~از اين كتاب را براي مردي بنام ايارن تأليف كرده است در مقاله اول و دوم ~~اصول صحيحي را كه پايهآ اين امر در اين علم بر آنها نهاده شده بيان كرده و ~~اصول نادرستي را كه ارسسطراطس و ياران اوپايه نهادند درهم شكسته است. در ~~چهار مقاله ديگر درمان جدائي پيوستگي اعضا را توصيف كرده است. ايارن ~~پيش از آنكه جالينوس كتاب را تمام كند درگذشت سپس جانيانوس از او ~~خواست كه آن را تمام كند سپس او هشت مقالهآ ديگز را براي او نوشت. در ~~شش مقالهآ اول درمان بيماريهائي كه در اعضاي مشابهة الاجزاپيش مي آيد ~~توصيف كرد و در دو مقالهآ ديگر درمان بيماريهاي اعضاي مركبه را بيان نمود و ~~در مقاله اول از شش مقالهآ نخستين درمان همهآ اقسام سوء مزاج كه دريك ~~عضوپيدا مي شود توصيف كرد و من باب مثال آن توصيف را برآنچه كه در ~~معده حادث مي شود جاري ساخت. در مقالهآ پس از آن كه همان مقالهآ هشتم ~~از كتاب است درمان اقسام تبهائي كه در روح است يعني تب روزرا ~~توصيف ميكند و در مقالهآ پس از آن يعنى مقالهآ نهم درمان تب مطبقه را وصف ~~امي نمايد و در مقالهآ دهم درمان تبي را كه در اعضاي اصلي است يعني تب ~~دق را توصيف ميكند و در آن جميع آنچه كه در اين باره از استعمال حمام ~~بايد دانست بيان مي نمايد. در مقاله يازدهم و دوازدهم درمان تبهائي كه از ~~عفونت اخلاط بوجود مي آيند بيان ميكند. تبهائي را كه خالي از اعراض ~~غريبه است ms093 در مقاله يازدهم و آنهائي كه همراه با اعراض غريبه است در مقالهآ ~~دوازدهم آورده است. رسالهآ حنين ص 16. PageV01P106 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0107.png) # ابن الأخوة قرشي در فصلي كه دربارهآ حسبت جراحان آورده ميگويد: ~~جراحان بايد كتاب جالينوس كه معروف به قاطاجانس دربارهآ زخمها و ~~مرهم ها است بشناسند و از تشريح واعضاي انسان وعضلهها ورگها و ~~شريان ها و عصب هائي كه در آن اعضا وجود دارد آگاهي داشته باشند. معالم ~~القربة في احكام الحسبة، قاهره 1978 م . ص 258. ~~استفراغ، احتقان 232 # اخويني ميگويد: معني احتقان آن بود كه چيزي آمدني اندر تن بماند و ~~نيايد، ومعنى استفراغ آن بود كه چيز نا آمدنى بيايد. هداية المتعلمين ~~ص 179. در كتابهاي پزشكي اسلامي از «استفراغ» گاهي تعبير به ~~« استرسال يا استطلاق) واز ««احتقان» تعبير به «استمساك يا احتباس» ~~شده است. مفتاح الطب ابن هندو ص 37 و40 . ~~التحليل بالعكس 234 # علي بن عباس محوسبي اهوازي دربارهآ تحليل بالعكس گويد: مانند آنكه ~~انسان را در نظر بياوري و بگوئي بدن انسان به اعضاي آلي انحلال مي يابد و ~~اعضاى آلى به اعضاى متشابهة الاجزاء واجزاى متشابهة الاجزاء به اخلاط و ~~اخلاط به نباتي كه غذا است و نبات به اسطقساتي كه غذا از آن تركيب ~~يافته انحلال يابد. كامل الصناعة الطبية ، قاهره 1294 ه . ق . ج 1 ص 10. ~~في الاسطقسات 234 # اين كتاب كه بنام «فى الاسطقسات على رأى بقراط» معروف است ~~داراي يك مقاله است و غرض او در اين كتاب اينست كه بيان كند كه همهآ PageV01P107 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0108.png) ~~اجسامي كه قبول كون و فساد ميكنند يعني بدنهاي حيوان و نبات و اجسامي ~~كه از دل زمين زاده مي شوند تركيب آنها از چهار ركن خاك و آب و هوا و ~~آتش است واين ها اركان اوليه و دور از بدن انسان هستند ولي عناصر ثانوي ~~نزديك كه قوام بدن انسان و ديگر جانوران خون دار بدانهاست عبارتند از اخلاط ~~چهارگانه يعني ms094 خون و بلغم و دو تلخه (صفرا وسودا) . اين كتاب از كتابهائي ~~است كه واجب است پيش از خواندن كتاب «(حيلة البرء» خوانده شود. # علي بن عباس ميگويد: تحليل حد آنست كه علمي را كه در جستجوي ~~آن هستي در زير تعريفي واحد درآوري سپس آن تعريف را از جنس اعلي به ~~فصول وانواع آن تقسيم كنى چنانكه جالينوس در كتاب «الصناعة الصغيرة» ~~پزشكى را براساس تعريف ايروقلس تعريف كرده است. كامل الصناعة ~~الطبية ، ج 1 ص 11. # جالينوس اين كتاب را كه داراي يك مقاله است بعنوان خطاب به ~~دانشجويان ننوشته زيرا منفعت خواندن آن شامل دانشجويان و دانش آموختگان ~~هر دو است زيرا منظور جالينوس در آن اين بوده است كه همهآ مجملات طب ~~را با گفتاري كوتاه بيان كند و اين براي متعلمان و مستكملان هر دو سودمند ~~است. چه آنكه متعلم همهآ مباحث طب را بنحو اجمال در ذهن خود بنحو رسم ~~تصور ميكند سپس بعد از آن به جزء جزء آن بازميگردد و شرح و تلخيص و ~~برهانهاي آن را از كتابهاي مشروح درمي يابد، و مستكمل نيز آن را بمنزلهآ ~~تذكاري براي آنچه كه بنحو تفصيل خوانده و دانسته قرار مي دهد. معلماني كه ~~در زمان باستان در اسكندريه به تعليم طب مي پرداختند مرتبهآ اين كتاب را پس PageV01P108 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0109.png) ~~از كتاب ««فرقه ها» قرار مي دادند وپس از آن كتاب ««در نبض خطاب به ~~دانشجويان و دو مقاله «در درمان بيماريها خطاب به اغلوقن» را بترتيب ~~معين مي نمودند و گوئي اين پنج كتاب را كتابي واحد كه داراي پنج مقاله ~~است ساخته اند و آن را با عنوان واحد براي استفادهآ عموم دانشجويان تعيين ~~كرده اند. رسالهآ حنين ص 5. ~~اثبات الطب 234 # اين كتاب بر رد كساني نوشته شده كه پيرو بخت و اتفاق بوده و طب را ~~انكار مىكرده اند. جالينوس در كتاب «في الحث على تعلم العلوم و ~~الصناعات») ميگويد ms095 كه پيروان بخت بطالاني اند كه به آرزويهاي خود ~~چسبيده اند وخود را در جريان بخت قرار مي دهند. مختصر مقال جالينوس ~~فى الحث على تغلم العلوم والصناعات در مجموعه دراسات ونصوص في ~~الفلسفة والعلوم عندالعرب، عبدالرحمن بدوى، بيروت 1981 م . ص 187. # على بن ربن طبري در فردوس الحكمة ص 522 وابن هندو در ~~مفتاح الطب ص7 فصلي را اختصاص به اثبات علم طب و رد منكران آن دادهاند. ~~النبض المنشارى 244 # نبض منشاري نبض سختي است كه در زدن و بلندي اختلاف دارد مانند ~~دندانه هاي منشار (= اره) كه بر چوب وارد مي آيد. مفتاح الطب 142 . ابن ~~سينا از اين نبض تعبير به ««نبض ارگي» كرده است. رگ شناسي يا رساله در ~~نبض، تهران 1330 ه . ش. ، ص،4 . ~~اسم الطبيعة 261 # جالينوس در آغاز كتاب « الى اغلوقن» خود اين عبارت را ذكر وسپس و PageV01P109 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0110.png) ~~بدين گونه آن را توضيح مي دهد: # مثلا وقتى كه بقراط ميگويد برخى از ««طبيعت» ها در تابستان چنين ~~است و برخي در زمستان چنين. از كلمه طبيعت «مزاج» را اراده ميكند. و ~~وقتي ميگويد كه برخي از ««طبيعت» ها را سينه تنگ و برخي را ساقهاي ~~باريك است. از كلمه طبيعت ««هيأت بدن» را قصد ميكند. و وقتي ميگويد ~~طبيعت شفا دهنده بيماريها است «نيروي تدبيرگر بدن) را مي خواهد. و وقتي ~~ميگويد ««طبيعت» هر چيزي بر همان چيزي كه هست جريان دارد بدون ~~هيچ گونه آموزشي از آن ««حركت نفس) منظور نظر دارد. ص 8. ~~صاحب الجوامع 276 # مقصود ابن مطران از «جوامع» كتاب ««جوامع الابسكندرانيين لكتاب ~~جالينوس إلى اغلوقن على الشرح والتخليص» است كه در آن چهار ركن ~~اصلي حمام را چنين توصيف ميكند: 1- هواي گرم 2- آب گرم 3- آب ~~سرد 4 - روغن، و سپس دربارهآ روغن ميگويد: # (« والدهن يستعمل فى الحمام إما بأن يمسح به البدن فقط وامابان يمرخ و ~~يدلك به» . ص84. ~~خبازي 283 # ابوحنيفهآ دينورى «قبله» و««خبازى» را ms096 يكى دانسته است. كتاب النبات، ~~ص 197. صاحب لسان العرب گويد: الخبازى والخباز نبت بقلة معروفة ~~عريضة الورق لها ثمرة مستديرة قال حميد: ~~وعاد خباز يسقيه الندى ذراوة تنسجه الهوج الدرج # صاحب برهان قاطع ميگويد كه آن نوعي از خطمي است كه شيرازيان آن ~~را « خطمي كوچك» خواند. PageV01P110 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0111.png) ~~ابن مطران عينا اين مطلب را از كتاب «الى اغلوقن) جالينوس در بخش ~~زلق الأمعاء ( = لغزندگى روده ها) ص 234 اخذ كرده است ودر اين ماخذ ~~ررالمثقب) باقاف آمده است: ولذلك تجد العامة يسمون هذه العلة ~~المشقب)) . ~~السمك الرضراضى 283 # ««رضراض)) به معنى سنگ ريزه است ابن منظور در لسان العرب از قول ابن ~~الاعرابى اين بيت را نقل كرده است: ~~يلت الحصى لتابسمر، كانها حجارة رضراض بغيل مطحلب # ابن مطران اين عبارت را عينا از كتاب ««الى اغلوقن فى التأتى لشفاء ~~الامراض)) جالينوس ص176 نقل كرده است. جالينوس آنجا كه خوردني و ~~نوشيدني كساني را كه دچار «رتب غب» هستند ذكر ميكند سه نوع ماهي را ~~توصيه مي نمايد كه دو نوع ديگر آن ماهي كنار دريا و ماهي وسط دريا است. ~~السيسنبرهو النمام 296 # ابوحنيفه دينوري مي گويد: سيسنبر گياهي است كه آن را «نمام» خوانند و ~~نمام از آن جهت خوانند كه بوي آن پراكنده مي شود و اعشي قيس آن را در ~~شعر خود آورده است: ~~لنا جلسان عندها و بنفسج وسيسنبر والمرزجوش منمنما # رجوع شود به: كتاب النبات لابى حنيفه الدينورى المتوفى 282 اعتنى ~~بجمعها محمد حميدالله ، المعهد العلمى الفرنسى للآثار الشرقية بالقاهرة ~~1973 م .، ص 56. صاحب برهان قاطع گويد: سبزيي است ميان پودنه و ~~نعناع وآن را به عربى «نمام») و« نمام الملك» هم ميگويند. ناصرخسرو PageV01P111 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0112.png) ~~كلمهآ «« سيسنبر» را در قصيده اي بكار برده است: ~~خط خداي زود بياموزي گر درشوي به خانه پيغمبر ~~گر درشوي بخانهش، برخاكت شمشاد ولاله رويد و سيسنبر # ديوان ناصرخسروص 47 . # ابن مطران عين عبارت جالينوس را بدون ms097 كم و زياد بدون ذكر مأخذ نقل ~~كرده است. رجوع شود به: (زكتاب جالينوس الى اغلوقن في التاقى لشفاء ~~الامراض مقالتان شرح وتلخيص حنين بن اسحق المتطبب، تحقيق وتعليق ~~دكتور محمد سليم سالم (قاهره 1982 م .)، ص 330 و331 . جالينوس در ~~همين كتاب توضيح بيشتري دربارهآ ورم فلغمونى با اين عبارت داده است: هر ~~ورمي كه در بدن حادث مي شود از زيادي خلطي است كه بر عضو ورم كرده ~~فرومى ريزد حال اگر اين خلط از جنس خون باشد ورم «فلغمونى» خوانده ~~مي شود و اگر از جنس بلغم باشد كه ورم سست را بوجود آورده باشد آن را ~~«تهيج» گويند و اگر از جنس مرار باشد آن ورم را ««حمره» و اگر از جنس ~~سودا باشد آن را «صلابه» خوانند كه اين اخير معروف به سرطان است. ~~كتاب جالينوس الى اغلوقن ص 337. # بوجثلن كلمهاي است يوناني وجالينوس ذكر فصول عرضى ورم در عبارت ~~زير آن را ياد كرده است: اگر ورم در گوشت نرم پيدا شود «فلغموني» است و ~~اگر موجب جمع شدن مده (حچرك) شود «خراج» واگر جمع نشود ~~«طاعون» است، و اگر فلغموني سرخي زده شود و يا سرخي فلغموني زده گردد ~~آن را به يونانى ( بوجثلن» خوانند. كتاب جالينوس الى اغلوقن، ص 355 PageV01P112 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0113.png) # مقصود از «فردوس) كتاب «فردوس الحكمة في الطب») است كه بوسيلهآ ~~دكتر محمد زبير صديقي از روي چهار نسخه برلن وموزهآ بريتانيا و گوتا و ~~نسخه خواجه كمال الدين تصحيح شده وبا نفقه اوقاف گيپ در سال ~~1928 م . در برلن چاپ ومنتشر شده است. # جالينوس در كتاب «رالى اغلوقن» ص 454 گفته است: «المرهم المتخذ ~~بالعظام المحرقة والمتخذ بالقلقطار وهو المرهم المسمى تونيقى)) . در نسخه ~~بدل ( فونيقى) آمده است. # ناصرخسرو رعايت اين نكته را كرده و در ديوان خود ص 213 اين كلمه را ~~با الف بصورت «موسيقا)) بكار برده است: ~~نظميت هر نظام پذيري را گرخوانده اي در ms098 اول موسيقا ~~چون از نظام عالم ننديشي تا چيست انتهاش وچه بد مبدا؟ # كلمات فوق نام چهار كتاب ارسطو در علم منطق است كه معادل عربي و ~~تحرير لا تين آن به قرار زير است: ~~4/62s1ريطوريقا = خطابه 4ع ~~انالوطيقا = برهان 7ح،(844 ~~So/is/8 سوفسطيقا = مغالطه ~~74/ic طوبيقا - شعر ~~فهرست ابن نديم، باهتمام رضا تجدد، تهران 1393 ه . ق . ، ص 308. PageV01P113 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0114.png) # اين كلمه كه در كتابهاي پزشكي غربي بصورت be1e5م ديده مي شود ~~به معنى بيمارى قند است. ابن هندو كلمه ««سلس البول» و« ديابيطس» را ~~بدين گونه تعريف كرده است كه بول جاري شود و در مثانه قرار نيابد. مفتاح ~~الطب ص 128. ~~عبداللطيف بغدادى رسالهاى تحت عنوان: (فى المرض المسمى ديابيطا) ~~نوشته كه متن آن با ترجمه آلماني در سال 1971 م. در شهر بون از بلاد آلمان ~~چاپ و منتشر شده است. او در اين رساله اقسام اين بيماري و علامات هر ~~قسم از آن و كيفيت درمان هر يك را ياد كرده و نام تني چند از پزشكان ~~يوناني و اسلامي را كه در شناخت اين بيماري صاحب نظر بودهاند آورده ~~است. ~~الحوك 323 # ابوحنيفه دينوري نيز ميگويد: الحوك هوالبادروج. كتاب النبات ص 58. ~~ابوريحان ميگويد: با دروج به زبان رومى ««اوقيمون» و به زبان سرياني ~~«حوكا» وبه زبان عربى («حوك» است. الصيدنه ص 87. زمخشري ~~(«حوك» را به ««بادرو» تفسير كرده است. مقدمة الادب ص19. صاحب برهان ~~گويد: گل بستان افروز باشد و بعربي آن را «ضومر» و «مفرح القلب ~~المحزون» خوانند. # فارابى در رساله «تفسيراسماء الحكماء» نيز «اسقلبيوس» را به ~~« نافى اليبوسة») تغسير كرده است. رجوع شود به يادداشت ص 114 ذيل ~~« ارسطو طاليس» . PageV01P114 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0115.png) ~~مزصتام ببننأذا لالبأ هفروينها البلهء ~~تاليف المولا ايكبم الاخا الرببسر الاوجدالصلم ~~برفو الديزا بيزا لدو لو عتبا لملكك ابن كر ~~استعدمز المبأ سهيبزا لمطران دامايمتهه # وورچ ~~و * القدالحمنن # لهه نويابث ~~ب وأملحا بز ان ل ا تا. # عمايحباز انچن ال نفمتقيه # رتلقبا ms099 ب # وكما اسعديزالباتآر فأنم ~~.* ومصلياءب ب ن تحمر النىل ثي PageV01P115 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0116.png) # بسم الته الرحم الرخمر وبهتوهيقي # قالجامع هذا انصناو ابوصهراسعنبزالياس ~~ابزا لطرازدام الله سجاب تدوبلغه فالداري اراده ~~رانجامعح لبفننيا كا وهلان زاكرمتا أبالبعه التمجه ~~مزالاشيوخ لو النتخه مزا لنر الطبيه وقده تمتة ~~بصتارا اطباء ورروضها لالباء وحزنته الج الهبان ~~به وان اسا الله المعونة علما تآمه ولسل ~~فاريه از بكيلزمة نيبالامنتقااسامه التل ~~ملفيول تع أنته منة افبأتلمزنانشئامينه ~~وضببل فيزللطبيبلن ا فقدو علهداواققوم ~~في لبانن نظرل هصبع الدرنيه ومزاج ليو ليط PageV01P116 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0117.png) ~~بعأو البباه الحجاربة فيقا والبتدببر الحنأغمالدى ~~كينعمله فوعوزفو فازهزكاو للهرا ~~الغطرف سماير الشراييط مناظربهه الطببعه ~~كالمدعمو الجله كالحه والعجلاماف كالشهوه ~~هالفأروره والنبع كالبينة ولوهالجأز كو لتن ~~والففل والمرين ك المتوب (والطبيد كالفاضى ~~بكلة التم البيرقأر صشعوم اسم كاء دهالول ~~كودهموده كيرا فشدة الجروماواهبزالفهور ~~فالكفةوفالحرابرنكته الغله فابامباب ~~أليزقا له وقهنواليلو ف كنيوهفز ز الشارا ~~علبك بجلا بانهم حمعا علي الم ف الا و ر حطم PageV01P117 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0118.png) ~~قم المعد ة فاافه والفنواوو الداي فيه التانع اصبب ~~المارالي فر لمعدة والمفه لياما بلذعهغيرالدال ~~بماالموتتو كا لبرا زالاسود الدال عل المولب از ~~يزاره مزاحا المشميه للاخآلابا المرول أحيسمو بقا ~~والبر أزالاسود البالعجا قوفا واخراجاله بكى ~~متبيلال ازفلانقدمز الفغبة ور يق ~~الحألبالعلاماة المحتقه نت لففض بتيكحنهة # الولاماي ~~صادقة بنببه بياغالشفةمزي ساير الاماض ~~بليأ خام *لمشوملج البدفليكن نصبكنك ~~بائما فلمراضها الحارثهعنه نفيبم رجو ~~المارمزا لمدالالمعيدويكو نبتوس المعا PageV01P118 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0119.png) ~~الاننا فشرك ومافوقه الاالبواب تصه ~~اساف لالمعدهثم فاعجلاها نهم القبر الصاد ~~فه الصدفولأ حجوز بالسبز انشاره ادااورتان ~~تتعرففل السله و وقبه المانه العليااوف ~~ججرلما الاسفاالزكمنه تدفع المرارفانطر ~~اواسا اععالالبرأزفازكازاقيبفيارحدوث ~~الصعبده وابصباغ اللوزاصفرايلماتم عابل ~~البا فاز السدة فمعففها الذكفنه بدل ~~الرائعزالجد وو اكم از المار البأو فيفاهو ~~الصايع للنهاز تلكل لايام وازهازوفتحدوت ~~اليرقار اسبن البراز اوقبله ميو اوثيومكب # 7 PageV01P119 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0120.png) ~~فالعله فيعنقها لزب هتدفع اللرارااليعا ~~لازالصابغ انقطع بفعة انشارة وأييوكتا ~~المرفا لحسن نجدلزمالهتدا ببفه وامراض ~~الك اجع كأزها وبأودها ومفرحها ومربها ~~وهد الفظه ms100 قال ويي ازتعلم ازاو بأبج الجد ~~كلهل غطة للها الثد بأوكن[ايعتا كرووايد ~~في الجا وك لل اري دابت وكا ئ اأنتها اد استهة ~~عليبكا مرألللكمد فاسوما النليبا و عببه لادة ~~المستعلمه فأوجبع الكبدهب انيك رنحقهأيةا ~~جيا ليغا مت ا كتبالادراروستهالأكيك ~~متحا ردكنالانأالكما ايضا ال الغومة انآر. PageV01P120 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0121.png) # منلكه العلهما الجبف ملهزا ليز والمخيم ليز # البقرال لبزا لم را كمتا سهأ لا لك مابينه وفل غزليه # وشعد نحوذه وفواقلا لالبازلس ه ففوده وفله ~~حمنيته قبناف البحده والغيرفاستعألالجين ~~فوبمقيد البدزل المتتن د يوو جباز كو نهزلين ~~كل م فتنه واما لبز لبق فا ء انل البأ ذ لفا ~~فاككثها ببيم الككث زبل م وفيه بأاخد اللفلظه ~~فا ي ل لا ل ف خ ذايه فلت لف ي أبان ~~ل ف الآليراما ان أميته كا مارع قهل لير ~~اليإنا كك م نذو لد سآد جا انا اسمتحا ل ان ~~الم أ ر الجااء الشيهه ا ب ل اله م PageV01P121 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0122.png) ~~قطفيه كيرهمقاومكده المزه الهراوعفل ~~الببطز المهولشرج ارهويبربهيد استقصاخنه ~~ونقيهمونبره وعلفا متع ببع ا لاشتحالة وضته ~~احذرخ وجؤدالسدج فالكبرمع رانن ازلحتفل ~~الثتنيد اللط ينفا نف ا كهم ا ماتورسيها لمدة ~~السده فامااهما امنتالج ارقفا ستلهاولاتف ~~اشاده لأ قنو نالاعراض المتضابه الجلآباب ~~متصضادهثالهالبئباز السورك امثقألداناوه ~~السمبفي د لالقلابع كيرا افافنواها لاطف للاع ~~فروح في و اله تولينا لفما لداخ شده تطبه ~~العضا م كايه لينفاانه لئشبهبالطلب PageV01P122 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0123.png) ~~وقله لعتيأ بافواههم لولج شماضل فيهامظعام ~~اوشراب فاد اوفهو وكازح ه اللبزحدة اوملوم ~~احرث القروح النها لفلابج ولكنكورهذايلون ~~بسهولة وسوحة فرفابيينه وي يز ما عد تلبلخ ~~مابة نفيتها ردئه مزالدماغ الالفم فازه لا ~~تحرف فلا باففف لكن ازلغن الحلو ليروان ~~بلخ الصدر وسعا لاواز يلغ المعده فقياوان ~~بلعطت البلطن فاينهالا واز ا فالكبفلستسقاوان ~~تلختاللفرقه فالبولوبالمجلفراول ~~سها يا بيرقا ب نقبضاعتدالوبره الثأنيتبلا ~~عرير ما يبز اصلحبه فليكن عندكه * لكلهالت PageV01P123 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0124.png) ~~نوق ف الوبا والموتا زصرف والحدمزا لامراص ~~الوافده حكا يد كجييه حلم لنيرخ القأفون ~~انبحر ms101 غلي خ النا سل لاو السقي ف مب شلك # ص8 صم وم ~~وح تدير لل رالتي النفتو الباودمخزوود ~~وضفر نبيه نبفوي اتعام ازاليرازااصفرانااة ~~فىا الفعمغ ه الفو لدافع الي الكهذال ~~انفاد اضه فتلم تدفعالمرارالالمان صبنيا ~~مع الد ولس همهه المعاء البرفب التيكان # ولالإجوبه مشترده ببنهذا النوع وبأر البنوع # السدم لآلةا مزجتواجر وفيففلالن # ييم الحان العرزتها لنارا الاهيه ذكه فطلو PageV01P124 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0125.png) ~~فيالكلاه ز بو لبالشعر تببر اد ااعتانن ~~تص السطأنا قتبا الوما فلاينبع أيكون ~~الرمابت ا لزك فاخدماه الآومابحشبللي اولك # 2 كي وبه ~~اغهيروصبا لالقشاخلمبداواةصرع الا ازاله ~~سبه والا فلر بتقهلشيا توفيف قالج في ~~اييدكيا السرسأء منهاه اعلا باالنفزالدليم، ~~اديع اشاره مت نفقدق كلاماة الصدلعفوه ~~معدؤمآع لآيمزيه الصدبع اوجا وبته لا نولل ~~فلم فنبع لا جلفا نظ فوضنح عنظأم الباير فالفها ~~كيا مأ قو زميفطه اوجا با ومستطيله فلاا ~~أيتب اكفابلم اتها ميت بب الصداعوكي PageV01P125 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0126.png) ~~مزا اززازاؤمزالعنه بزوافاد اخهين حكابه ~~اتيتم لروفتخ مابه فيشرا لماليك قألآلحرة ~~بغلا و حدقمقداروأسه واللاشيه ~~بالضعفمة أكازينبفولنكو نعليوادأقييل ~~المصابرلعضا بدنة وكال راسؤا ~~الظام فمالحجأنب الايم صنهتير امز التلث ~~مه لري لسنه وكازموضخ النفصازعززاسه # ليفالتتالمحجه تا ففهتيرنعخالشلهزيل ~~«لك لوضع وكاز ه فوجج وكا زلا ملكك ~~بجله الئيى بنبية لني ائتعلاهاناط PageV01P126 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0127.png) ~~ناف ا لصمع مزمره وكارالنخاسؤزفدنظهو ~~الادز المسم فلم بوافز المده لك ج لبلا فانآطر ~~فازوايتتثه تبالاد زواسيافافطع هأفانة لمه ~~صحيحه فما االمده فادزجرغرة نكنه ~~قأل جالبينوسر بنابه فم دشل الرم ازو ~~المرأةالحأصلاغظما كه زمزاارجأم ور ~~المراة النيلرفقيللصغرهاورحا لمراه لن لرجز ~~بيدجمليها والني ل تجامح ديرا لعغرورحالمراه ~~التتجامح كي الك برقأل واما متعظمت الحم ~~فتم لا ما ينز الا البيزوا سفا البطزه نمل ر كفيل ~~مل لم اا إنتأرهربالظطاة الرحال فيما ينها # 15 PageV01P127 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0128.png) ~~وييز المثانها كومور ابطانها المننبيا يينهاويرالسم ~~نكنه الجروو غير الغرار بالت بافيااحه لعجلاا ~~رمزالعروفالضوارب اج الحاج الابعغريي الجين ~~ومنشا هذه العآوقغهوالفوارب النباتهامن # عهي 3 ~~العرفير المخح د زير بلااصلبهزالوتهزومننا ~~الوارد مزا ورهط المأرهعا الصلبائيضا واولى ~~فحوالذيلعميه اليره الا ms102 بمرئهكه وقبة المثانه ~~عضلية والل في ام لبفطروفومزبابجعلابه ~~مع تادي النا ز متنكزدقبه المثانه فالت ~~شيهكه وامر فصبه الرهيو الصر وفيهولعم ~~ازعذا ف النشا اثوافوىوهيمز ولهت افقهلاب PageV01P128 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0129.png) ~~مماهوفيمزل تلدك فهدا نظرو الناس ممحو ~~علىا رقبه المشابه طمته واز العتو لاخزاج الحصاه ~~بتبغوا بنكو رفيها لاها لميتها سغ النخامهلوك ~~الذكه المذوره مزتاب ج الينو سح نشرتح اللم ~~وانا أروا نه مخالف لرائه وغيرهذاالكابل لا ~~ازيكونهذا مفصوراعجلم الطاحنفالسعلنخح ~~مزفذا از التوع زالحصاه لا كوزالاوالعيان ~~لنكو زخفوقا المثأن ةفهم لتآ في مصلبولأمعاف ~~بملما التحام وكو ر ظرا ف منفع علاغير ه اشفه ~~اشتأوه بدن الرحم ونمارالطمشاغلظوسببه ~~ورؤدالدهاليهوابتلاله سنداوته وبدنهم PageV01P129 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0130.png) ~~المراة الت لدت كميرا الفخزكيراء مزلع لد وسبه ~~نزخ الماالسبالمقدم اشارة انتيا المعاقالفان ~~أنثيا الرحل لبرف المعداروالشففالك ~~وفي الصلالبه وهاك رابدبيه المراة رخوتا رغددياب ~~وانثم الرجل المالصلابهماهما يسبها زاللجه ~~الخعا لليزايشارد قالحفيزل نحد جالنغنوي ~~ذكر العذره كيعالمحا(ونها لكاوجدناذلك ~~الرجليم الفدماء فبلحالبنوسرفانه قالفاتن ~~(فوتعه رقبه ال م تلون فالبكرمنصد ا نضاما ~~تحد شمنه عفوزومزيلكالضور كلبشعروف ~~مزالعروف الت فالعم وفيداه ضاط ل خل الماه PageV01P130 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0131.png) ~~ابنناوه متترعهعزجوامح تابت لسابعالينوس ~~والولوهزليمبعه اشهر لببك [مولو ~~اولدفا امقابع بچلنزرولن وجه معروه ملعاش ~~منهم ومزه ومنمم سمق ط ا بعتيثرفة از تاخرقاب ~~الاستهاليه والحناوكشرالشهرالذككات ~~فيهالحياوكيثرالسثهر الزككان فيه الولاد ~~فجهها فازدانت جمل لمقية وابزونمايس ~~كوماونضولفباليفرتفهومولوچوان ~~كابتاو[وهوستةظواههم افلهاهنا افاباللعات ~~فكيفالايام وهد الايابيوزمزالشهو PageV01P131 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0132.png) ~~الهمرته سته اسهر وحمسهابام ونضتقربا ~~لانة لابعنيرم ولد ف الستابع مز البتهوزالتمة ~~الامزحاوزالحمسكالابامالمزكورةونصف اليوم ~~اشأره مزحامع حنير لكابارا بقاطا وفلااطن ~~عصد الحترجع ا ليبنآنةه مفعال لاناعله ~~وملجهلقابالا للفغاينبغيا زكون اليزهما ~~جعلفلهلا ايثناوه ازلعبت الليوعقل ~~حبواز لبتستلبتعالنبخ القلب والعروف ~~الوارب النأثيه فنهعما نا قتنبهفارنفعل ~~ذلدفيبب هواه كارفاتهازلفمالقلب الهوا ~~البازدانلف للحيوارلعرعة ولييبو النح علي PageV01P132 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0133.png) ~~علم بح كطعيضه لكن حدنلة احملاف وبشوش ~~كيوو فبراكلالفقلفماواوبته ~~به حكابه مزالكا بالدداوعولنا ازعللا ~~كان عدومناصوره اللغز الظ النك ~~فوشط فصه فلما البمنامداهاته دمثه ناع ظلم ~~الفتج يم ما لئط به مزنا اجماء فحدفا القص ~~قراصاببه فنعاب الجهرفا عطسنادلكالفطعه ms103 ~~وكازا لخ الفاشدمزالفحرهوالينيعليه ~~مسعقر غلا للقلبوهوالمعع النع زعلاتنا ~~از يقتحه فالمشرل الذي نيبيه الكتفغ لقله ~~فلمارا بنلدكدوقعنابوقفلندلافلتراع PageV01P133 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0134.png) ~~العفلالذكان فرفشدودايتحنابنااينا ~~و استبقا العشا المغشياه عزج اخل حفطعل ~~سلمتهغرانالمجدهزا الغشاسلم الأفهبه ~~اصلا دازع اهومنهمتصل الففرق رچفزوجنا ~~تنطرالالقلب ظابتينا دشاما نزاه اداثآفنا ~~عنهالتمد فعماالمتح سلم ل الخلمونبت ~~الم دلكالومع الذم فطع له مز الفعجتى ~~امتلا وا تصللحه بخومارنقوممزسأر ~~القلب وفليه مثلهلازعؤمرومزب الد ~~رأتغلافا لقلبقأل و ليبينغلازتعب ~~مأكن للبقد بعرا واكنوالغلام # 22 PageV01P134 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0135.png) ~~افلتفاره لم يحآوفهنا لزا لعلهشنماكرمما # وه ~~كون وكبوم الجر اجاة اليم نتقبا لصلد روع ~~ذاعله ير يافم فالغلا فاللبخاص شعن ~~الاشماحا الملف كما ياو عر قتلغيرم اشارد ايمزقيل # بالماحم " ~~فالج فليدكببا اينه قدتحد فالمرخع زلعباسن ~~دم الطمه لكمه لابيبلخ مرتم ما سلخ مضر ~~اختبا ترقم البفا يه لاوناحتبا سردمالبفاير لبايما ~~نورشا متلا وفتط لككة يورد مع دلكفسادافي ~~الاغلهجا نفهبم اعآلازيا ببلفولفبابالمولون ~~لسبخه استهردلاتا بغنا هازلست ردأيولوونبولد ~~فيس بحم انشه هبيرو انآمالو قلا محالهم ل # 23 PageV01P135 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0136.png) ~~لهمينته اغه كلاو حمسه بام وزصف وثمريهم ~~بالبقر بب ولعكازكل مولوهبولر يحدهك العد ~~مزا اباه بعيثرلز الالاريتنابولكزةدكيو تففور ~~يول دوزن السابع اصحخ احنئذلالحروله ~~فظرافيه وودنا ولتمبأم النحناه ودلك ~~الكاوا زا لعصب فع وزر مزكوف قبلع خلاله ~~المذكو نوهشته اشروحمته اياوونعضفشن ~~كيؤوبقريبا انه لوكا نعكفا بالفتبر وامتلايه وتقلاة ~~و الجنآرن و الشمر ك ارن لليكره لماد ازلت # داملي ~~فيه نط حبانكونعملها الافهابور وابجاة ~~علم لم يل د للد كاز العمالضو دور ثمتبيه # 24 PageV01P136 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0137.png) ~~ويفصفا لدوزهالشهشيه فموالمدةالماورهوبل ~~حساههر لل تعتثرع لذاء ازنسبه انصساب ~~الفهة وقفاانابسا لبامتلأت الممرتابقبلاتة # فش ~~واد الداود افا هه كازهسهطظ النطهرهه ~~واولي يز الح رومو لده ونلثايارمزرب ~~علما اهبدلايغهرابيز يومادامله فاقولال ~~هذابويينر وكؤن اليهماله مزالهمرسته ~~امتلأت وسقه اجتاج ادتكامله لضفهوه ~~سشسمه وهذاهوالمطلوب فهاوالمولودلبف ~~اعفهرولابينا لهدا نابتا اعف الموله دنولههيا ~~كتازقراستياسقه اقلأت وشيه اببلعات PageV01P137 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0138.png) ~~كامله ولخفبهدمشمسيه وفداهوالطلوب ~~فحماهالمولجلستعه اشهر لأيزالهذاثابتا # 44 ~~ايينا الولوجا متكان قداستكا سن املات ~~وسيه لجما باف ولعف بوم شم يسهودخل ~~الامثلاء القمر السأبع ms104 لايزالدد ال لصتمله ~~اعن ا لا بلا السابع ا لاجماع السابع فازحازه ~~كانع فظا ومأ فلامالةلانه ص ور فسا بالشم ~~النا مزه قدبوو المولؤد فحسا بالأ مز اسلاة ~~المحئوب كلامتلا قتركلشهركاملااالفتوه ~~ف الت انم ف لا فتل القر د لعمأء لكالمك ~~والجروامثلا الأمفه التيخ وزتبالواستاده PageV01P138 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0139.png) ~~عندامنلا القمروبو زكمابالاتام في السا بعميف ~~وننيسبموته المالسابع ولببر زلكوانناموتده ~~لولادته فااثأمزمنألحل ازمسانلهنمولو 2 ~~كانفيالفشا لحعفله بالچدوحسه شوما ~~باقيه مزهذا الوروسمه اشهر كلا ميووبهين ~~يوما و نعفيوميقوببلا جلا وك أشوريوما ~~فاز العتنه ورالكالمله لاندخلههذاللحبادفلون ~~حجلهد لكمئبه واحدولسحأزدةما ونصفوول ~~متلا فيالشعثن بو ا مزت عبازع مكوزله العام ~~مايتا بوموارتجه ايا موهسته اشهروسبعه ~~وعطروتمييعا ونضففهدا بالجدم وقع و:* # 27 PageV01P139 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0140.png) ~~والسابع ولانل اذ بتنا للته چشوما لأوا البنه ~~كاملوالبلته چثراحكل هركام اجلمافلنا ~~مزا زهلاام لا مح ب ببنهكاملاذماسقط ~~مزا للمثه يثريوما الاول لأ لعمباوها الضهفر # مي ~~الفرفيها وقوته دالامتلا ء بوحبل زبكلو رضاب ~~الشه لا منلا لجلقة الفقلللاجعرد الايام ~~كان له متي ازاول واخروسته والوسطابليوف ~~ولا ج بوفع فالما مز جاله ثما ببه اخمايأت ~~وسمبعه اسمقبأات فيعلعذامد از الامسرواقول ~~إنه لوا بفو مصقط نعلظه فيالشجششهرمانم ~~تم مه لقا الممسه عشر يوما ونص ضيوووربع PageV01P140 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0141.png) ~~بومستعه انهرماعاحسبناه نم ولرويلنه ~~عندبوماعزالفهرالنا مزعدجادازحسابه ~~فوا لباسعوكارمولووا بيحلنثرلأ بنهله نيعه ~~امضلان مريه فاءامم انته الفلهز وزبالكه لسيهة ~~كالالصبح الزابيه لأونا امما ه زاده مالعننا ~~الملفح ابني وه زجعوامح ج للاصفنا فالام اغلتابة ~~بزقره اشيا متفح معرفتاوهذا العلمنا ~~ازه مباه وخاوح عرالامر الطييهفانهامان ~~وه حوز خربالفا بد لام زنخ ي توسا يينمخا ~~واما از بضرتالوهل توسط وكيمروسباواما ~~از يكوزهوتفمه ضرو اللفعله لعفوضا PageV01P141 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0142.png) ~~ومنبها انه فديكه نمرضعزمرعمه الحيعن الورم ~~لحار ويكوزعب عربكد مثاالعفونمچن ~~الامتلا وكونعمرض ع نع زمغلاختلاطالدي ~~حز ا لسمر وكوز م رخع زبر مث العز العفنه ~~وسمه بعنمرغشلانضبابا باخلاطعزللحراق ~~ومرخعن عرضث الحمعز السهرويخعرمض ~~ملا لصداع عزالجج وسمبععزعزمثالاملا ~~عزالتخر اشاؤمادلحرثالرمدفالعييز هول ~~الحتبقه من الملته وبالعرض مر ض العير الها ~~فالمررجال تقيقه الملحمه وعاطر بوالعرض ~~الچيزفا رعرع الطبقه ms105 الفربني حؤؤوهب PageV01P142 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0143.png) ~~منه العنبته وماابفبالمنأ ظرونرك فبه ماولبت ~~علم الملت هنطفع فلكعنيد ازبه ولا زالعيرمضه ~~بردزنرهو لكازيفتولازها امواضابرهمر ~~ازول العلا احنامحلف بمزالعيزحكايه ~~كرج فوارأبقزاطا وفلاطن فأديلانا اعلم افي ~~قدامترت الفتاناصنر فلبمرا الفأق ازيصبط ~~القلب بالدلما لمد كا (نفلةمزالاصابعادا ~~اميك بملع بماكا زحبلملغلاباعنيفاولكن ~~لم ميفه لذلكالحوازانآما شلا فجته ولاف ~~عركمه الاوادبه بادازلصيح حيا حاعظيماو تفس ~~تنفسالاما ع لدمنه و جك يريه ورطيه لة PageV01P143 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0144.png) ~~ن يقمنت لهو اتنما بنا لالمففر وهد اليألاذ اسد ~~الفلبهذا الشدحركه العروةالضوار بففا اس ~~النفائه الما به الحخأعية لكوز الصوته ذ لكا الفه ~~ادا فوحقا غضاري ه الحهي كما فرع المضراه الفتر ~~صارتوتالي بيطرفهذافانه ذفيوا نشاله # رن بدت589 . ~~انما منحا ستعأ لالحمأمنفالحمياة العقعيه لانه يرف ~~لود الا خلاب لييتما وخلط متعن الحبافصيرقا ~~بأجا واحآ لويودك هتيو اخلاباله بولالهمعف ~~النقله العفيه الما لطيليه الما لوت نله اعمد ~~البيما رشدأزفارس و«الا ز البييازهو المتضيت از # ت و ضح فان ائنم اليحنا نيه لأهد وكيرنلته PageV01P144 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0145.png) ~~مركمابزاه الهلااون معيدمنعوريزعيي ~~البيم ارستافات ققألاوامنجددالبهارسعان ~~واختچه واوجده دبراط بزامةاعليدو دلدانه ~~عملبا لفربعرج ا وعوع مردمتا زكان لموه ~~مفرداللمرخة جچافيه خدما بفوموزكداوانهم ~~وسماهاحشدوكيزاع يجح المرخ ابثاره للفات ~~الجامه البنع المخا دأة والريلع البلبدتهالفاده ~~هولها فااصيففا لصندلواما ففالعدالنع ~~واها فالشتاءفالكندرواملفما لريفمشدر ~~التومت حكابيمزه فا اللابن اخبرنا انيا ~~مزوضع مدثنه ميافارقيروددسياههاونباها # 33 PageV01P145 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0146.png) ~~وبيفانانها المختدك بهاوزم دل ولك قرقا (وفذ ~~كنلاازاشوحمادازحدثنبه الامئر ممقدالدوله ~~ما شمهدلما قلناه مرحشونهثربهذهالبلاوفلب ~~ارفها وقله نچومهنرابهاونرارزه الجوف الهواوازلناك ~~اللذنزيوديازا لي النباد متكانا عريريرزجلاوهآ لموفه ~~لأيداز المفتيه وداكان قأكل اسنه سبع ~~وتتعير ويلثما به انه جر ك لحيفر ت حز النز الوزرك ~~الموجو والعراو فنچومته وجلاوته وطيطعمه ~~وعذوبتهفا نرف نفاسثمرشما لهز البلاا ~~فايفد توقت عزس ا لنج مز حيلمز العراو عبله ~~مقدارلغير فليلوجابهالمهاهناوخر يرة PageV01P146 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0147.png) ~~نبنا وزيير الكنلما استهمامنه تبغالعافبين ~~شئباقألانه لشل الوزيركفجميع اخواله الآنفي ~~طعه فاند اف لحلا وهقأ لفقةلماله زه الحله قص ~~ميه لاج(ازالشمسقاهنااضجف منفهابالعراف ~~رادكانتهونهاسيبالزنادة فادلاوه فلمدازغ ~~السنه التابنه حملبينادالورنري لخالفدف ~~اللوزهالصورع والطيعولبلا ووالسنهالتالنه ms106 ~~حيابنا فريبا مزا هذ البلا لعبدامزالوزيك ~~فواكمزاغواله وفيا لسنه الرابهه جملزلادنا ~~هذ وخلع تلكا احو المزا لعونواللورواللهم PageV01P147 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0148.png) ~~والمعن دازفيالوززوسابرالاشيافالزاهدالقلما ~~فل افأ للحل مر مهد الدوله دلكغورو مي ~~ماكازفع لمزازلاعره النأبنه وارفد ~~البلاء ه لحسبها وكح ويفتمادكه ج والنخع ~~المبقوله مزفارتر المرلما بغارف كصكملاب ~~عليه بفارتر حكايه اخكهند وألروفد ~~رايتبازاذل يشيا مما لأعغنلعيه وأمت الضرر ~~اللاهو للماستمزالبسا بيزءالاتنخاروالعوالكهثي ~~احاطت بمدنينه مظمدزواستغلافلهام ~~فواكهها فاقول ازاجتت ونسنه 387 ~~مع ففخ الروسا مزا له تر بعروز اوسعير # 36 PageV01P148 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0149.png) ~~وفبر وريا ذترمالز مسمزار فحي ان المالدعمد الروله رحمه اله ~~با زعما نه ازوكاز اراد المچيدو العرج لرج الي سعبيا لفر ~~ضفمنها صحكة آلم والهواحو لزا هلهه ازمنماعنا لحنمر ~~وصف له الا لما الحندح النها ليصح لذ سلحون مائها وحفراا ~~ؤمرايعنها لللي دل لرا الم لد عند الموله لماراهامدعا له لج ~~لاهلرمرارعرا مرا صص احب اركعلها له موطنا يفيمر ~~بنها ومسكنا با ويا لبثه طلبا لصححيته مبباشم فواعا ~~بعد الر خمروساص النها وما ه حربها النهامر للجال والمواصع ~~البعيد محوها ومشدارها وفهرقها الاسحار لطزه بآر ~~الينا روحصلال وعلاحونخالعا بوفدفاده ~~وابع النارا لارضزه سوا اما كنجم اسفل الهاحلونعه ~~وبسنا لهم وه انبحروكن الم زوصارف مدا لصعهرهاجا ~~عضد مرا حبا لورجه مرا لعله له ورهم فلماكمرهفها المماء ~~رابسعللانر وعلد الججر درم الفاكهه مذقوامايمارء ~~رسارا ن برنم صهر فها دهد ليزكاتوا سنموزها نمحا رلفلهال PageV01P149 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0150.png) ~~مر يصبدوليت علبله جمله المشيرازليحخ ولحمزحاله ~~بچدازانوييلوالموضي زشيرازالبهلوالنكفعيل ~~هذ التغخايرهوالشحوالهواك وكنن الميا لاندا ~~والخاواث بعيد قلتها وفساحها بيدهحقها ور فها ~~ملح قددازالطب قاربازنيندفيما بيززمان ~~رأوتل ا لفيباسقليوترورمانب براط دفهة فنبغ ~~فربيامتنل لللكة شعثه ولتفتقد وحقله ~~چتياعأب فوقرره فعيننهقو وهحمدتننقراط ~~وومديه فيذازونوفمع دين برغاسروهينه ~~جالبنرت مييتناوالعل وطعيت وكادنفني ~~حلاما الله بظهور بر اط بزل افليذيرويثن PageV01P150 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0151.png) # انثزراط و تاوسز عشروز حتبل فأ طهره تازة أزي دزنه ~~بجللشطلايقزط ايقالتثلماحداماعليسيل ~~اللفر والث بنه عكاغا يه الاها زوالاحتصارآوالالت ~~فكلر نو البساها و التقينز علحه ار الفرلعمن ~~بناما ستان مييا فا رف زوحلول ms107 المض ه ي توع ~~في لا واتم ممتهل وال مزسنه سبع عشم # 5 ~~وارنع مي ببوضابالخاق السراطيز التمله ~~فا للوييه تفبو لفكو نئ طلؤع السشق العبز ~~قبله عشهايابمالم عشعا بابرتبجده المعايير لجمع ~~منبفا ك زعجفا ودوعولهما ف اباء الربيع ~~عنيدالف كا لماه والدرا و لاينبزازيكون PageV01P151 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0152.png) ~~ريسطه نمط الادهاز الحان نملا الخنفالادهالرطة ~~يعملة الريع قلع ا لعقائرمزا لار الجزلب يكهزقلك ما لها ~~ولاعندذ بولعا ولكرعدكنما لهايمط العجارار المحن ~~مرا لاعصا زوا لاوراويعى لزيخبذوالعص زچلي كمالا ملدن ا منا ~~الرطوته وكللد لرت علكمايا ملاب وسخص نها وي وركان ~~له واشارة مزالاعضاما احتاج الغابه الصلاب ~~والسن لحلوعظا مصماا وداعط مصمرن ومهاما اخناجى ~~ازلور عمادا وانا ساود عامه واحخرمغنهان لو حفنعافملبوطما ~~مجوفا صليا اود لعظ محوفصلپب ومنها مالحاح ليكين ~~روز باندا لصلدبه بلوعظما مسنانا اوذاعظم منانيرمنها ~~ما اخباح لركير اكمر مد لد فلوغنروفا ومها مالقاج ~~اربكرا لين مزهداانصا لحلوم غضر ووقام ومنها ماللح ~~اركونه مانا للمعندلا لابعلم) محلوله ليفاجسم ع يج ~~ل عل كماريل نعد راله عا وما ناكلرلم فرعليهذا ~~را مها حن بانن الاحرا للقضا على لهنا الريض ملحبه ~~ارسطوطا لبر بهنبه سطه بفزا ولم كن مرل لمدر الكار رل كلر لهبا PageV01P152 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0153.png) ~~لالبونا نبر ابم سهوروانما كانمزتعغر الزي فلماطهم ~~ارسطوطا لرمنافوعط لسمها ومدنحالسو) نامس ~~رهي بسيصعره مزحمليمرايزاسبا ومربه اراطسلع نوسس ~~صاحب الرهد و به بصا للحا سو لالمبلل لها انكماخزهولادزلولاحرح ~~صدرل لرحلره شرفبما يزكرما وسمنهما اليها وامياهمرني ~~السلماء لم سهراضاالابه والافهمعليما بوول جا لسيبرهعالارض ~~طلالرخا نكتنه هواما لارزضالطسالعفره ~~والكممرهبة رسايرا لاراضل لحارع البا يسه ابند اصا إنبهشها ~~مزهوا مراوا للدارا لسارده ما خلاالعفزه العفه اندما والر ~~صها والسلد ازا لا رب معمو ولط لارصرابفا الما لغ ~~الصفدره السا وصبه لانفهه لماعطاء ~~الرا و مرفوصعسفه مغرد فان له مود الالمعن ابحا له ~~ركدلد الفض الوفنا وعنن مزا لا دوبه الرخا لطه اا منولاالآب ~~اعطاكمها مرفو صعفهفانل موحى نكت ~~والا ومرهرا لهت عانفه للحكه حاجج الموعع الليح ~~اكله والععولاونفصر مسله لمكا ms108 ندارالحنب ~~نف ديها الرعا فاحكثر مما سعع بته فيذ انالره PageV01P153 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0154.png) ~~الجواب لارالماز محلفانن رار الجنبهرا درنهابعد ~~مندها لححاب واعبه الصدروعنلاه بكننه ~~الحر يكوبها رشعر العصبه به موجوابعر والحركن كحدبان ~~يعغلبا لمص فلا نقتما فلا زما لا ولما: جعلا بعم الم تغفر لحي لريجب ~~الفاعل لعني لركه اسله يكاببلدد جوامعرأرابصراط ~~وافلاطبة المفالها لابة عصانهرروزسايالععب ~~الدماعي را ليحاو لعظه العصبكله نفادراركا ربوار جرريفرد ~~باحاكه له نحاح لرببوزن دفرلبرا لاعطمابمما لر كلون ~~جعد منفخا ومنما اريناعلهلتا رطا هرصلا بمنها ~~زحرم مزجوبفه الروح الديا والصيرمرالدماع ممواراكثها ~~فخرمه كان يجل لا بحاله اركمط بوجوه صلمب قوي وهذاني لم ~~مكر الز كين دور أز ن غلظ العصته رنخزخ مها وطةا العص اننيا ~~وخر جز مهكان حاج انمغ قة وعاراجدمما اركوز آجيه لنا ~~والاهولكونطا مرهصلا بما بكبلد إنساركه ~~قالحا لسوسارا باحرزالحر العب اللم بنب رحلمض ~~المجرة حنى محل ونخرويرض كتوعليلزحاجه والمت ~~كمهمعبا رجدة عانا مجرأر العملغ واز انينيه انسانالم بر PageV01P154 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0155.png) ~~منا رحمو اببالن لدالطم ابني اشحأمل لببمع القلي ~~ارنما خموا عبزخل ينولة عبلم لببهنهالمعنبخ ~~ال ا فخي لو عا ال ل با لا هابواه ~~ود بدلي ار ك دمايا ان الصر فنازكه لبليم ام نر ~~كا ك ت رحومه ال لصل) المد مر اللط الن عواو ~~طر لما تلا ن ا ا ي ~~ر جفا صام ا ال للر ل يلم اا اكتن ~~الما مد ند أما ا حعا مد ل لبااع النبار ف كا لر يوفي # لمامرظ اشا له الي لولتر ف لداناءاقمن تر ~~وتبار ب الل باام ل # وو ون كر ارادا ه حا المح نانجه م لعاه # ركبان ودلكر ان بن الجابهاصنچةهل للاب # ول ال ا لل ه لائتد PageV01P155 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0156.png) ~~الارض وجملدهانا بعرديحاسه البمر الى هى عايه لشي عبه ~~سما فيا لمحسو مان مرطببة الشعاع ومعرهكاته لسمع الي في قوان ~~الابعراص الحخاصته بالعرا بمعرف جاسه الزروالى فحمانه الطغوم ~~سسعرجاسه اللمرالي هما صه الاحبام واماخاصه لسمر ~~را صلها ظا ابطير ms109 المعر مير مرطورا لهمدع هي علعاءها لخاله ~~هذاممزكلامجا نسوس الجلك: الواضر ووأراءعلحا ~~رابلاط ملچه البازء راي لوطوجاربرحمعب ~~مرزلسهاوصاف خمزع ونرر ولهت الرابنحا كابالباه ~~مزحلان عب شرا سيفه نالطبعنفخ احكدد لدالعم والماتز ~~ة بطه وخا صره الجماء- جل دلدارهنحاله ~~غرا زه العريز يعيفه فا ذاجا مع وليحكلنبهحا لحارا لغريك ~~* الحماغ ي هذ الاماكزخاسه فابه لعود بالبرد عليها واذا ~~مردب بلنا لاماكرا سولبه ليها تلدا لريلح والفح فنألد ~~ذللميتقربف لد المكان إشاره ليكل الابان # العلسلةا للحم لهريما الجماع بلرا لابداا لعليلهاللم الرتفة # العولف وذلدا سيكينا لاندل ةبسيله اللحم واسعها لعره وملوة # دما يكحتلة لجماع ونامصا لما واما الاملر التيه لبله الحمر PageV01P156 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0157.png) # ضبغة العررق لملة الدم فيراضرثين نها وهى بلا لبرار بحتالا له # مطلبب سع لبحن عنلم كاراتياا لجانعرعذلم ~~توسفررما رحطوبلو اللاي لمرسلعر مظل الاه اونعر حدا ~~چاية مزكاب ممدر كم باي الابه مالراتاماهربسا ~~لاكرا دحى بما اا لمعصه اغمة كا زلهالحه واوه جل ~~اليسستفي فهما رخخ كلا ا صول مذكته كبا لفدما والمخدئر ~~باقي منها لخحسبر مالحض باميهما الونن وسلم فذلد لاما نابا ~~كلتا فيا لحكابارا لطسه ارشا الله لعلم لنر المنى المحتلها من ~~مل لدكر ولانيا لذي هوعلي رايجالينوسر ومرنا بعولي ~~حا عراط سمبا ليتوليرالبن لايض التوليد وزاجتمالهما ~~راخلا حلهما لاحلوا ارتور رد رويه منما لك لوممالاني ~~راهما علمجالسوا ولكلرواعة منهمالعىه الطف عرعرفامامن ~~علبالد كورعله شددفان المرلردمع انه دكريكي الداور ~~وغالبتة ويكو صلب الاعفياء يا بها غليط السواقوتها ~~رمتقد اما سنجا ع أذ فور اتح ه البد نئ الاجلهوربع العضب ~~نعم الكلامره ار ا لعروآدم الهون واسع [لصبصغب العحر. ~~ظلهر المنا صل واما مزغلبتبوا لانة نانهاع انفا لي كوت عا # 45 PageV01P157 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0158.png) ~~اضداد هدب الاوصا و جمها حي بكوباوصاوا لاروستكمل ~~فها باحمعها حن لاقونها بها وصرلحر واما الوسطعلى ~~السواءهو الحني بد نفيرل لحسئ الرجل المزكو لبي صفا اؤساء ~~وعوللدم لنارحالكلمانبباليالطر المدكوروهو الحل المصوع ~~منا لا كانوالم طخه الرخال او لحسقر بهم البلما وهوالي ~~الوسط بكلنه بجدهر مل رحول لحسيربهم ms110 مننيگيرخند ~~ماترهجرالنا الي الرحال رحا لاموشرب لير اخلروراصا والبا ~~علبهرا غلبوتصحر فهما الزصجرر ثالمحايب والمولمردن ~~هرعلمطيفه المالراركازمخألببا محب عطيخ تلجماع ~~وغلبسهن مظلو عظيم وميلا لو النخسرء البظهوالطب ~~بمعاتة العراة والبنسا والتهتج ليمزء كرذللماكان ~~مبه المارصافظل لرجاراوزسزرنصوالم الرحوله او وبا كا نبنه ~~الحلرصا با لبسأ افرتببمزها ليا نهو ارهه اذاصحهنا ~~فهي العرض ااحروهر البنى لمه الماه الموينه اليم لا يقوهالن ~~اوصاف لنسانني الاطئه نسا كلما فري منهاكات اهعا ند كادعاننا ~~وجرزلثريا ركلما بعدت منهل كانت ابصا فيرااصد مراء صافما ~~حنيادابزه مرا ل وصافا لرجا لنه صن مل كران وغلب علهنة PageV01P158 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0159.png) ~~العررتو كش الشعرور المربا تهز الجيخرولم كز ذ لناولادرلا ~~تجلز وبرما فبلرا لرعاله فضر الجماع وملرطا الجما وكع ظهاب ~~الصطا مبابران الماساحسوب انعلي الامواللعارحييل بما فلراهاز ~~واذل ارا لامر علهناه ودانا سا كزات دوات شوان نصعا ~~الذفر بهلا يسخ ولزسد مربيكر لطرانهايا بهذا وموفرنا راللخم لحي ~~حفنى بكين لجنه والمحقسر والمكار دلد افوي اثر فازهفدا المذاخ لوكان4 ~~هده الكواهمد اليكبهجماده لميكربتلايل بايناماكان ~~فهين استيأينبف للطهساز بيظيها بتقهيو الغلر نكنه ~~الراز هوالسوع والاص هل بتنه المنتامددت ~~لطضداموب م كه با لاخظر مربمها وا لاولىبا برها وبفناج ~~المشهر ازب خر معثلم جوانوا للمرا لمنارفي نوففب ~~ارقسو اللدما الجن فهل ا(للي رثارضعروفدحبدب ولتيل ~~ما الحرو فقل توقومكروع ما ولزقيليا المالنحلا ~~فقل جد ابه انبلاصاوهري عل الغنرفلوعتمرجيهبب ~~وطزفاسد مرعيرمرحبب الفازفلابزسببا ~~الاورا مصع ان صيف مدنوع مزلعضارهسه لايلجو ازچملا ~~اوليا ما يجا غرهامزا لراد عاز والراد ازوالمابغاروعمماب ~~الموادوالباءذات والجل PageV01P159 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0160.png) ~~ما يد حل هذا بالما زللعل الورفروهدا ~~الصنفا لمرخياقا لبارده باعنداللن زبالفضله ~~الردئد المورمه للعفوعجردل العغوالرييس ~~وصنفمدفون لاجرعورهمسر وكجب ازتستملر ~~فيه الراببماتالمهذانهالمكفنانتهبنالوالراد ~~ممر وجبالمرخيات تغل بعليها الرا وجادكنيرا ~~منزييا والمرأف خلبجلللرا بكأزكيامقهيا ~~والمرخيأت المحللاد مخطلاوده علبكلا رحد فرما ~~لطبها الى الاورام تفية وايها تحلل فاكازمققتيا ~~الحخننعمانفييه وماكا ز محللا فعلت فيعلاك ~~الرببير ملجه حكج ا لمينوس ازح بض فابئن # 48 PageV01P160 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0161.png) # الاول كاز نككتفح ز الهلبوبعتلع حبكت # ويوضع قربائ بم واضع الذت ms111 وفيا لهم أر # زررالع بخدنله منصحوزا عخحيه ننسبه قالج تتنممه العرق الساتير ~~مسر ساتب رين حهذا الاسما عني عبا تبي جهلا وصوخظا ءوقع ~~يخام اش ف مبنتن سنايم والمغخي و النسمية و لكا نصصبالصو ~~خاري زر مرزر بهن كرهنه ملاصحولهدير العرقبن محاو تتجاور ابندنر اوفلما ~~* بارا وه هحي دجماجه مزالفلكسف والاطب اللهذين ~~فرززاس اررا نه سر طرف* ~~ان ر ررئمر بنم نر العزق يرله شدوفمافلقلهسارتة بالتشد شدو ~~رسنهب لعصر ملر مبچمايما الصبت ي زالهأ علةي زلخح ما عضا الصوت ~~ببر ب فمائنع بسن ورا ؤارنا لصوت ميعق بلمع الشدطنوان لد ~~زرررر زمتر اتماككار اجلشة العوو وليعذلدواناهو PageV01P161 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0162.png) ~~لشند الچصب ومع دلد فاناجرف نغط[الصون ~~لادعابل لببقطه فعولهر سما تييز فيخطا مينوك ~~ولعفلي اشنازه منكتا بالشفا لابزتيا الالطماق ~~لا يكو هساخماعها ولا بضرن كبها التمأبر واللاي ~~ووبولالمشلازكورزنمنها الاينأ تيليا وبععلبغما ~~ولحونفيل جخهامزتحخ ونستو للمجلهقييه ~~متتا به لسسما مزاجافيني رنتسن هد للصو للقهة ~~ولهناملازالرابا ف ومااشبه اد اخلهل االبه ~~واحتيتوتكبكلم كندرباو ابب رولا لهصون ~~الدوباته الما زيا تمعلي م فعظلهانيفعل ~~بحنها فب ح كنيا افتستق له يفييواحة # 50 PageV01P162 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0163.png) ~~كالشابعة وعميجها وبروجمنها فجابالمشارهه ~~وهزمفا زعحوونها الذاببه كورنابهمنوظه اواعاض ~~الت بها سمفلعمل لبفاعجا الاسحا اغير ونستى اسحا له ~~ه ~~بازنبعت [افراوايكون(كلمفردمفالاا ولسقر ~~رففلكفيه العألبأب ابففممافالعألبلمحه ~~العلل سقسم فويمك عية اللتهامسيأم اماعع ~~موله متلا لصدلع والمفرير وسايرا لاو جأح المولمه ~~المعلفهواماستهي، ماالرعوالحذامرونساقه ~~التعروما اسبه دلكهام منفض ب وزتماوللحلقة ~~مولمه كان اوغهرمملهكالعما والصهوامالما ~~نكة وملحه مزها رطب الظراو لكبازي قأل # 51 PageV01P163 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0164.png) ~~الس وهلم تخله العلوم اعير الصدورولك ااعسنت ~~الفصولهطا لالبعسيرا كن ب مزييرويرالسوابقلع ~~الرسومروغنبط الاقا وباباللام المينو رلاسيم لوقد ~~نعرضع دلكضج الملوك ومللد وكا لغلم اشاره ~~السبب وارا السا زعبرئدالباوتستبةكمعته ~~وبسكنه سه ه وقربكي خيرارادهح لأقدرن ~~بيكنكزالباهوازحكازالعوازغ الصبه لما ~~أنضف الانسأزنه طاستر راح لأنع درارععف ~~واما ازكون رسكمد ح لألفدرحما بارها ارات ~~(وفهلاما لبفعاي الهد ال لع رل ففاوعل # 52 PageV01P164 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0165.png) ~~تعبرهامنه ونحف بهابجنا ففياليص مع فريببه ~~لوقرستر مز كلامم وهذا ms112 الففلسيبا زلانسان ~~سكيغهرارا وتهيانآ شا فيا وهوارخه انالعوارغ سظ ~~الانساز ععلا س رك لايقدرعاغلهومغالبنههد ~~بيريفسه فاما ارنسكز دعسه اليكروترفيمحتهوع ~~مرندها وحنزدفانه لا بقينع قيه قولهاراليفس ~~لسكيهكوناما ماحيلانفتررعماابارتها بارادته فان # منقطعه ~~علوز النفس و ريوزمفيما وهو الجززوالدموع ~~وامالجوفازهدالحالهسسيم ال[سميزلحدهاأن ~~يكوزا لابسأز سدنبدالحزوفد نسشفن دمته ولاغر ~~زككحزنه وتر و معته با فاما اولسمباه # 53 PageV01P165 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0166.png) ~~از المقعم للدف ال بفوراد البأطزغوراقرندا ~~حت مستع اوغالهامزا لطأه اصلا وهزا المطلبعار ~~طيم ود اكرانه ور تبن ووعيرهزا العله انتلا للمف ~~فوالحزمع خورها ال البا طز مرحكه مالسهي جدا ~~إلا لظأف ما ونعدوفهو العطبودة لكلاسباب ~~تحدها فالعلم الطبعفاداداودله وهوابجافما ~~كليف لالبأطن التا العيلما الظأهت لللا ~~االعمأوالدمأ بغي المؤجب للد موعاينرخامالان ~~هابعجا ز لاوا انصاو لماتع الفظأو العضاك ~~بأطنفأمع فعلها لانفصأرفادا ب طاها الفعل ~~مط ل العصأر واست ختاما زهتو الم زعلحاله # 54 PageV01P166 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0167.png) ~~رأج ابقباغ اليفس وبللة الدموع لأج لبلان ~~الالعماوواماالاالتأوفهوسز الحززوللآر ~~الدموع ففده بين ف النور عقال لاوالبضرلطكز ~~سح اتا ما لهآفت روا الفأ وحم اتأرتفها باوادنهود ~~و فاله حا المزله فرتزاينناره قألج ~~اكل لاو العها ب اف و الزمأ زلها فوععنظيمه و كافر ~~اليأ وخ وهلك ونخ الجأبأت واباخلاونا له الجره ~~البهيهع امز الم اشيا النفلو وبلمعفاوف ~~طولالمدو لسكر الجارغ وتكنعد ما نسبع الفك ~~البهيميه عزقه ليالبقلرمن انتيا الرنفان بستهيها ~~فيما مضأفام المجارفالجبه فاما لير خهمالوز PageV01P167 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0168.png) ~~دسيب الزما زوحده عسي الاسفا م منرله الاخلاو ~~والعجأ دأد الت كوذا لعوارعخ ولأحدها ابعناسقل ~~بببه ونسك كمايكالغروسا ير العواوغمزدله ~~اناكلا فب داجأ ا بجأهطو لالزمأ زالازنسع ~~العأ م از ابناخ انهرا رنجه فابتقا يهدا السب ~~عرهذا الرآيا راياخي وللنيراياا وبماهل) ~~الالشبع مر اليع ا حميع الطظط السقي التحم ~~مز كز الدائ النتصلها متسشاويه و دذل اللامر ~~فيا ولا بوادا أخرلابخداحراشبع مفأسقل ~~عزمأكا ردصقدهاولورمه كمايرما انان ~~نه مأين لد م البيطاء والنم صر العفا PageV01P168 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0169.png) ~~والبوح ومبع الاغييا الشيهه بمذا اشا ره انما ~~كانددلطولالمدته كزالعوارلخ البفسبهلارالجر ~~مز اعزا الفندا العار ز سبع وطولالمدهمر ms113 يه ~~الذ اله نصب أييلز معانا يةفلا اصبتع ~~عليها با منا رنسكرته لصبللذلك منال الهره لموخ ~~الجمل بجاعه ممهداتم تتعبونلوله ليه لاچخاو ~~والحمؤح فف آرهيفهرمع فارسه ولييك الفنارلر ~~هدا الموقتع الهنكم مياورها فلا طونبة قال # ره.3ي ~~فللط قا[الصله قديزازيفت العطشارمن ~~طرئو مأهوعلت أز لهيرتقوييك البنرول ~~هنا توق و الي ت ك قا لالمعلم الامرفهذايبينت PageV01P169 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0170.png) ~~مزاءوفأزيتم الاخل و الجهه المحثها اليهاوي ~~بي دعطتما فهلصبا زكو رزويهايتم اخير ~~التشم النم بعط نقودها كما بتأب البهيه لالته ~~ودلكانالبي نفخولازنشماواجادا حينه بفجاة ~~تحاخ بحه وحليون يزمم الوتهزافنمأرك ~~مزالحال متأ لد لدا والبام ليخيزا نيقال ~~فيهوندني ندوييانزالفوروتذبافا اليهمعا ~~بلاتمانقأل داحدعيهرفع القوووالأخك ~~عفيهاون ينهامعنه قألالمتلم ما افقلاوزلام ~~كلآهاأ اصلا قا لالمعلم انقولازغ البأ # 58 PageV01P170 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0171.png) ~~قوما د با ي للتو فلهو ار كعردولقالالمتعلم اول ~~الز لكاهيرومراوا هيي فارالمعلر فا الزيك اشأن ~~بووكفها ولاءالبيعوق ينبد لوف انقههم شيا يامر ~~بالشرب منيا اغ ينع مر النتقبو ليهه لل الباعر ~~بدعالالمله كذاالوفالالمجلمافلسناونفه ~~دلكألي ن عنع حزا عثألهف الانتبا نل ف الضلاا ~~تولم الفكواز الالثبا ال لمو ووتاوانا بآلورنل ~~عارغ الفرواماضافالالمقلهدأمهمايوب ~~عبأن ان ياه زا فأل المعلمه فا دأاوا مرعك ~~هذا فلسنا ج اخهر خواوفصخيتينا باننما النان ~~وازك اواي فهملغه صا يبم منسسم الت الكي PageV01P171 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0172.png) ~~به نتنك الفسقوهاوجزآ مز اجزا الفت فكرها ~~ولسم الش الذيي ب نشو وف توع ونيطتروقح ~~فاوكره مزساير السهما قوعغهر فكربه لت ~~اوجلغهرهكنهوانيا فوم احبر وبالاعل ~~واللده فال المتجله ما يقع فوطنا ااهر ~~ببحب يمأوصفت لرع بيوع هنا انهيك ~~اندبتحادبلافألنييزأفاجزفعكمحلفه ~~فرر يوشهواينهفاالوكانت واحده ~~غير مجربهلم كن الاغيالتجاابدولكيها ~~كانثلا رفهة لطام واجالا احنلاوزولا ~~قاچه فيفاخت وادآ ارودفا خفوويدن # 60 PageV01P172 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0173.png) ~~ابسا تف الحما و فايهي (وقود الحما ع صملب البلها الرا ~~ولار حا نقا كلها واذا دينازنزلبه فايب وقده # سرعه ~~يلر الملأأو التوة وحتهيخ سن[الشبولب ~~العمعأريوالولبب والصابدالاار وماشاكلها ~~وازاورقتلياهرأفلباوقوداليامشفق لكه ~~الايل متاضصم وحمفتالالتا زوهزاللطناهو الابخ ~~بجموه ومفرقه حيكايكه چززاهد اليلمايتال ~~كابرنممقه اا بززكراالراوانهچند ~~صؤوليصبنئت ه السلاف قنا االماوستا زالخدك ~~الفشاهدهفا فولال ms114 طوز ر ال فدلافت ~~اليما وصتا فما لدآع اللاويه ومرزازالمظهر لها PageV01P173 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0174.png) ~~فيالمبدوفاجابهبازنالازاولماعرقفنمفاكاق ~~حمالچاليروكارنسبه افلوللزمزسلسله اسقلبيوش ~~وداكازاه لوللرلازيه ورعرحار ون ولچمولم ~~الما سخديدا فلما اشفامعه ارياح لفسه الالحروج ~~الىغأطينهرفأمولمانه هملوه اشالايفي ~~كازعليههذا العناف وانه وعهلليه تبركب ~~بهفففالممذلك فاسنظألوضعيععليه ~~واصجيع مرع دفعا متلد لك وبرافلمأوا الناس ~~سره بره وعلمؤابت ابماكازهناالدواسمة ~~حياة العالموتداوليه االسزففتلم ~~فلما سآمع الرازفة لكلعبيبهوكحلان لحك # 62 PageV01P174 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0175.png) ~~المهذا البيارنأن فاكصيا مو لوو ابوحهأز ~~ورأمروا وسما [ا الطبلعز سبب ذلكفأنبربه ~~فأججبهوله ولديا لع تشونقا اله وهو علق ~~بقلب تصد كل ي العنايهوكأزحاليوله ~~لي فلمعكابه ابسعيدزالهه العلابازمارستان ~~ميافا وقيز فازكابةهه فايفالعز الرازانتكان ~~وفخله مزامبتح بمايناهذاالمارستازذالعندك ~~غيرح وازدازلكجابعنناطكلههصنويه ~~عغيمرا زياغولازالالنبه ازنككتهذه الحليه حئيه ~~لازا إسعد و مجاا وييرنفا والقوله لأزالارك ~~دكلاديا وعبوما رأه عزمشال المارستازه بذك PageV01P175 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0176.png) ~~حقوالكابه وتزو العلليز بانهههالرايتم الماران ~~ملهكنا داوذا لطبييجالا عأملا د ازكمرشي ~~جام جايراداما زعاللغي وعام اوعاملاخير ~~جأ لك أز كمن ني جاطل واحده نككه انمامر ~~القآدما لمتأل بأز مقارموقبلج البه از ~~لبتمع لازلانا م المالح لا بل لودم ج اقه يابسه ~~فلة اجاللمببزبالشع وليز البزهليالافاحكايه ~~عنتابالمصايده المطأر لكقاجمعا للخبف # وابحا ~~يرواحر تم غدأرجلالاالعيدوهولحدعة ~~مزمنا فطفز هر فله جافاال لانبب للحه # 64 PageV01P176 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0177.png) ~~آولمزات ماع المور رخى لله به مزأ الباء ~~الجندكعا بوربيات بنعمزخ بفسه اشاالجلوم ~~واطهأرصنلعة اللتومممهمهالملك ~~كااعور ج عاعبا لأاغ المعرآوو فانآة اولستدك ~~اسم وويل اليوم الكم والرراهما شياكيرة ~~جزله وامر با لهار الو اطشعانعلمه وشل ~~بح دفلكنبا لعي فا زمترترد[ك وكاغايام ~~المامونزاللهكه كاصومتهورخته # ~~الادويي الت كمنا الحم والحتخوما شالهالصن ~~الغن الحا. المل الرزانن البلج الفسل ~~الصبرو فرليها تتوقببف مالي الفوما لعل PageV01P177 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0178.png) ~~اوومأليهوازنهفد الشهدها بالماءآولحتفط ~~بدل الما مرخلرطي اوزروما لهواز يوخامن ~~السلح مزما المطرالعفخ انحلطوبوضع ~~والشتر و تتهف طبها الشاد المعسلهوا رنوند ~~منعكرفيه فن فسه اجزاونرالعساجريلوك ~~ويلقا وانا ءوا سعالداز الليا ز ليفاعله لللم ~~بسه سير ح يق زوفدعوتهفادا سكنغعليانه ~~خرن الح ي شر الصسل هواز موخمالشاب # واجل ~~الغو العأو ان همزا لعسل لي ب وزقف، ~~وخخ ms115 الاواولدرك اوسمالهوالسعكخين ~~وعنأ عبساوخل اوساليهوظهه خلطمحا # 66 PageV01P178 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0179.png) ~~الملم رود روما لهو شراب بحدمرنع ماد الورد ~~امح اليمل مله كاند وفأه يوفابوماسوبه ~~السعرر أ يعوم الاغير لارج خلوز صزج الاخه ~~سنه هعرم بنكمر قأد الرازك كابه فالباة ~~ازنب ذالعم الأذهوالبب زالبعر كالمسمى ~~مزر تنيببه لانمم تريا ولانسازقدرعمعاع ~~محجوتبه التنيت لتت مرقلبه محته جماعالحتر ~~ويمنيم نا اكتر وهرل ابزا ل البيي تطرازاسأب ~~البعشب تعوالمنكا ثد وال امشاد وازاملي ~~كذاكفانزاحقت المعرفملكفا عجلمارسب ~~ازالحان سث الالعوو ليناأوفرواشد # 67 PageV01P179 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0180.png) ~~فلسخ الرروننخاع نقوكا لهوك للابشاووالدفع ~~بالجاعل تكحل ازكوزصا وتعجا ووعاد لا ~~واخطببالدالفرح والسوروهذا المداوفيف ~~المنئلذلدوبفتاج وليوم اجموكشماوااكفيه ~~ولز اج لكته وفجه وليهاميه الحروج لرفته ~~وسيلنه وبرز الفوح بيع ماعرهاين انبلي ~~فله عية المن تمم الاورج وحتانآه رعبا جزج ~~كما ا افراطنيق) مويو السبوةتجاوف ~~القوو لفهر الا الم العثفر وقد تهعز محاع ~~نوكبكالدلدفا يقلتا العمرواءنم ذلكانناره ~~لوكايدالهوكالبفتاينه وحدهاسبالتولرالني # 68 PageV01P180 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0181.png) # بمنهح ازأنآن ح مرب ع الاكنا دولكازعهما دام # الور والقوك الممسييب بترك باو منه ام الوع # متحكر ولبيرا المركفارولكانلالدادازراد ~~المبآفاببت التهف الفسده سبجالتقول المت ~~اليح استبدلابرا يبح ما ف الاوحيةو اخاجفيهم ~~ابفازايده فوببواشأود الده اسخ مر الكبرهو ~~ورعه سرهس ن ~~متول عنهاولفيرن لدأبالكدفقطظ وانالاثأل ~~بالقل لمعفيد رأه زاله عام اللبكه لو لبخ ~~فأط ر لنا جرخ لكال ال وقلنا انم بوردم الدء ~~اليرلان م عولد عنه ولكن لمالط ل فصلبه PageV01P181 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0182.png) # والعصب بار ه فبفصه عزأزيكوز الرم نخ ~~مزنخ لككازا للح لمهذره المبوهه عفل اانحس ~~ليينا ربر مزالدملأفاي مزاق أله بالفل ا نعال ~~الهموك واسخ زاللحما امتح فيه مرني ليف ~~العصبييراح ابهوانماهوارمبامدفها ~~تنبيه اجأس اليلعم هعا ماينئده وهوزابي ~~الرشح نشارعاليا ز وهما طبيحو غيرطبتي ~~وفالطيويمنهحلو معدلا لقتوام هسبه ببح ~~النكور ح مابانمامنج وغير لطبتي امنه ~~حلوق ز القواملانصط ازبصير وماليية ~~حلاوته مند ونننثه كا لاوللكهاطلهه # 70 PageV01P182 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0183.png) ~~eو ~~فالطه ونه مخاطفوموم بهتبيم الأم ~~والفروتهقههما ازالمحخ أطيحل الاجزاوالخاوتك ~~الالجز امتشا بههأ ح ومنه الحأموهومشآت لج ~~عيند الحترواقأزمتلفماعن العقلانماكان ~~محلففاعن العقللاسنوا الابزاف ms116 للقيقانما ~~كمزفع لنخ ليعو نب برح ارة غ يزتطسعيه ~~ولهينز اامرفيه هكراوفوفللحقيق محله اازا ~~وفوالظأهروولا لبسه الحرعنويالاجزا ~~دومنهالمايوهوالرموجتأ الذكلاقوأم له ~~دومنه العليطجاوهوالمعروف نالجحل ~~وقلدابمكازمجروبح برجهز المعاصل # 71 PageV01P183 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0184.png) ~~بختوق احتغلفاوازج أجبرد الي اداعجدد ~~الانواع وانزواع الانواع كازكماعددته لكوادا # 455 ~~عدحقها اجبنأسا وقا البلغمصنفأو طيوير ~~طيه وله أعدهتها او لعا م نو س طه فقاهو ~~ثهابنه اربجه مزحهه الطعر وهوملح وحأض ~~وكفح وميخ واربة صرحة القولم ماي # ظهر ~~وزجايي ومخابطح ع جقة وهزهاضنأف العوه ~~فالقأنزلخمه منلعة اشاره لصعلت ~~الألطسنأ سبه يد ابففتها يي ضكو دنانله ~~لنتنبةك [واجبهفا ال الاخولور المححه فان ~~الا متلا الذحهحت المكلروهوهلأ وهاركون # 74 PageV01P184 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0185.png) ~~لاخلاا دسفبهطسحبه لچصها الى يعتر فق ~~منقله بزالبفنسبغلبه الانلا وكالوه ~~ازاد دالصهر اوچدها اوالسود اوحدها اوالدمر ~~اوالبلفر وحده اوالبلغم وحده لكن همع انفاحيه ~~النشبه دبنم فالكمر وفرممرضه بالكن لابرداة ~~النيسبة نلببه اعلمرانة وكير مزالحبوارغير ~~الغذا الوأره عل المحده كيلوسا بغير نربب ماء ~~ولأمرقو اخ ولودا زجو ففرهيا ببمادالبينز منلا ~~وهدا ابسنأ راليه ا لريين القأنوزمزازالغذا ~~بصابر فزمزالحبوار زلوسابدايهوكمچونه ~~مائخا لهطه مزالمسروب واازهاومتاله لجمل # 75 PageV01P185 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0186.png) ~~بأدلالنزوالمغابمابامابليه وارنعهورا ~~كأزا لسبعه ولسعه وههمه ولبعلهله ~~وجما والحرذوزفاينه لألينرنالماوالحبهفقد ~~قه(فيها مشللكا وازيكوزفقدنقأيفطويل ~~خهرمد الشنا لاليشريه وقدرمباغنذت ~~بالمرادواصارنه كيلو سا مزغ برشرب ماء ~~وكذلاكيييرم الييوانات مسله لمم كان ~~الغشم سرع المالرة والاحلابلاد اهه سففو ~~وادله بيزطبهم الاسال الجواب اذالاخاط ~~الرقبقه لسهآولة استير افها وتحللهابسهل ~~استحا بها الروح ميا فما وكوننحليل # PageV01P186 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0187.png) ~~الروح واستهراخه لسوهو لة استفما باهزه ~~الااخلابا اباه سهلا ر حاككهراويسوالعتثمال ~~صاحبها ساينوزت بسبنا نر اماسميت ~~الاعخا الالبيه اليه لأئفا والازالبفن وافال ~~والحركاز ندتم لغلوفرجاب ~~السر فارمح الغب وحتم الريجع موان محلفتان ~~فوالقص وا للولويم لم يب طونله خله اما ~~قصم الفيهلاطلافة ما اتحا وسهوله استفلفما ~~واماطولالريع فلعغلظ ما درها وبرودتهاواجها ~~للوانضاج للئدء طويلة وامأسلمه الغب ~~علهتفرها ولنغبا بها فةرلح الطمعه فيوو # 77 PageV01P187 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0188.png) ~~وحفهامادنفها واما سلامه الرنع فلأ لرل ~~الطعبيه بومببرومنوبا لقوك ولسنرح ايوم ~~ملاوأة العودة واما لولالنأبه فللزوجه ~~مأج تهأوثرتها ms117 وبربها ويسرنحملها واما ~~خطرصا فلا نها باخدوك [يوهولأ تآ ح الطمية ~~ولآنه يرغمعها فالمعدونودكادب بلان ~~الشهوهوالحالغتم الذكدمببهوليت الاستراانيا ~~لا نها تطلوك ابنناره الحي والحوكا لبنيا للمياه قتان ~~دايا فحد ازرهيهما والزفراربفةالحماه ~~ولا يعلطنكالحد بازالجميواز مخركحيا سرفانه ~~لاسطلهداوب لير ازللحروالحركههوزاريفايها PageV01P188 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0189.png) ~~دهته وحرككه و احبالسكننهوصضاع ~~الجمؤد فازها ولا المهيروه نزاكيازا حسورولايحو ~~أولا رح خفو عز لعه ففايهم ولا بنتح ك فف روبا ~~الحيأه ولم يودالح ولا الحركه وقديعنويه عل ~~ذأفول وهوازها ولاوازكانوالجباولا لحميون ~~ولا عركو رنفلا بلورهذاما نهالوجو دقوهالحس ~~والحرك مع الحجيأ و في الهة وواناحا ليينهاوين ~~فغلها فالعهنوسدهاومزاح كالوفلنا فاانتان ~~الجخزانه دوفوهناطفقه ممتزه الانه حالينها ~~ونز فعلها امررممناج اوخط فازة لكالمايل PageV01P189 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0190.png) ~~لابمنعاذكودابساناناطهاوازيدخلقحز ~~الابسا زولككيكجوز ازسورحلولقوع الحس ~~والحركه مع الحمياه غيرمفارفه وودحأليمهلون # لكه ور سره ~~وعلهاحا بلم ييهامز اس أله وبوج ليلاخلا ~~بيوجهعليهترممتاولنا وهواالييأهوهوانفا ~~القوهالمادا حلتفوا لسحاهيارة ا لعبول ~~قو الحر والركه القق المنح [عتيم لقبول ~~شاخرعخير والنحح يباله لجانجدالقبه غير ~~والمفوهالذأد الجوزاز نكه كذ لكولكده اللق ~~لهانسأ زالدن متمل تفع دهنا اربغهف الانانيه ~~فلا يور الح لاه مقي اذا بيا لكرعهما PageV01P190 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0191.png) ~~لاز ما نر مفا رو فا زنقيت از الجينأه للر ة اليتو ~~ولجوزازبفارو الحروالحركه مهنارفليه والحي ~~والحركه عرضيأمفأرقا زوالحجه عاهذا ~~كلام الريس القأنوزقالوالهوكيالسنشيه ~~لاتدز ووالروح والاخا الا بچدحلورهد # 5 پررر عه ي.. ~~الموه ليين لطجيوابيه وازبقبل عفومن الهوك ~~المصبا بنه وله نيطامزهكذمالفوه ففوكحت # ر.ه ~~الأركا زالعنوالحدرالمفلوج واوداة ~~الحا للفوه الحير والحركه لمأج منيهاكزفيله ~~او بده عارقفه بيرا لدماخ وبلنهما فالاعاب ~~المبقه اليعا وهما مع دللحيياز والعفوالدك PageV01P191 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0192.png) # حفرزوهبيسيد فاد اف العخوالمعلوج فوعديظ ~~حبانه نيلب ازا لالعانوفازاليه قوه الحس # وللحركه وكااصقاالفهولها بسصحه القوع ~~الحواينه فيهوانما الما نفع هوالذكهوالدنفه ~~عوفولهما الفعاولاكنا) للعةوالمبيتفان ~~دازهذا الدلام للرير جلا فلعته حقليل ~~فنيه البحز الظم والحقوالحركهعوضأزمفارقان ~~للجاه وازداز طبلهو نزاويلوزهاولناه انفامن ~~الاعجأج والمثيل النطفق المحموزهما عرضيان ~~ملارزنمازع لاجوز ازكوناداتبا للحاء ودلد PageV01P192 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0193.png) ~~وذلكهما اردنا ازنهب شاره مزللام القاي ~~ستمترالديزبز الفرابترالام النه نابده الجرى ~~بوما الكلام مع بعخ لافاغلة ms118 النطفه ولهلاق ~~الحه فماوزكر حلا و الاورمببرو لكوازمنمم ~~مز هبا لانا لنظفتهمجربمزحميع لاچناء ~~وكلرمف ويتكنم زللمن روزالجزءمزالنطفه ~~المخزبعزالصخ والشبه بهفالعبنازتكونابل ~~الجزه المخر بهزالعارولاان كذلكا لحميغ لعظا ~~والجلهذه العله وجدالشبه وال ابنامزالاياولها ~~جويا الجزء المخر بعن العبلامكزازيحلوبينه لانفف ~~ولا المحدم برلانو از رعيه چ يرواماتيلون PageV01P193 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0194.png) ~~مز اجبه مابسنبهه فال طفد وارذا نتعننابه ~~الاجزلعن والحر وهم محم لهنها لاجزاعند الكون ~~ومنامم مزن هللاد النطفدواز لنجبدبب مري ~~الانجصمل دذ بالمهوة لهأوترحدن وفالمأر الم ~~لها واستفر فااوهيهالم يطنخ فيبهاوجرت ~~ومصبها لاقلرهالكتهالايزفيتهاهدالابنا ~~ولأبكواز محملف ها بلاماعاردمزاجاوراسفت ~~له مفيه ولحده فوووةا از يلة عنفا الاححها ~~المحمليفه عرغيرتأي الاجزاوالستبه امناكأزة ~~الحيي لازالمزآج كا علمت هيه اسورت ييد ~~تفلعلالنفيا محلفه متضابه ودلالانبلل بل # 84 PageV01P194 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0195.png) # الممماووا ~~جميع صفاد السترابيظ الحامله ليككالدفات # السوية ~~الفنااه المتفا جله فازالحرارهوالرطوبدلوب ~~والبرووة لابه للة المرلبانالمسفهفالشبه ~~الوحود و الخمهر لي زو مزأج المظلفهالحاله ~~الملقأه مزلتنا الابوتفالعتبه فمالول للنه ~~اوالبروجه فو الم كبأافلا لجزا اجتمرلعخا ~~محلفه وميكو ز ولجزءمخهامتلالعوالمحديبه ~~ييه النطفه فالنطلهه لهأمزاج لكنهيهواخله ~~تررت واسمقرنتلا ابفا اجزاعحمكت قالوكان ~~الفاضلالاحا الدكجرفالمذأدممعه ييللف ~~الايل اول وسيرم واز المذهبأيرلفتة لذال PageV01P195 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0196.png) ~~خيثرولقر ير والاستفا لسح احدهما وابلا للغ ~~تبل شحح الحالرفيه فصورونهولاولا انالشرع ~~وامراول ين لنأعزورعولكر لنأفيه منفهه ~~والمنفعه مطله بكا از الصرورع غهر مرك ~~ولأبدم الابياء العبلا كالوجوربماوختص ~~فازالافالا مرن البأ ا ككيره تو اليحى ~~اينها مشروحوانما العدالذخ اج اليهه ~~تذا المنا م الو ما هعن أمازممأ ل ل لبات # أما ا البم الصبوة فحب فالملاه وو # بلا تفا وه وجوه الصور الحتلف الخروئ لب ~~واحلا المأبلا بفأولهبوع الصوز الحجريه PageV01P196 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0197.png) ~~بالعرورع ولهيم لفلن يد لك وفقذا الواي ملسلب ~~الا با دقلووا ماللهفرع الوام الاوللهذا ~~ولنآ ف الود يلي طر فوزا زاسمعتببت فهذاالمكان ~~احردرت المع رالمعصحو لوقارقوكا زالموادلاوك ~~انمالهأ الاستهأدالجر للققيولو الفود الحخه ~~واما الصوروالفتومو ا لاهر امز فهولها مر منتاء ~~آفروهذا ظاهرة المابه الأواع برهزعليه ~~* العلو واما اللبة السلنيه وهم الة وجافيها ~~فينا الصوم الفالحصميه والصوزه الطسعيه ~~ففلالفلفبهاقوهاز قكوزهنأشاخر ~~والاستعداب ms119 النهفيها لاخلاقه ورعاخرك PageV01P197 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0198.png) ~~لنيرهولها مز الصوزه الجستمته اوالطسعته ~~التيهم الفعلوامناهووبهانسبالماده لاول ~~وكاز المابه الاو الأبفتبلهذه الصورعالموففه ~~فيفها الابي دازوبلنالصورهونهاولييش من ~~الصور الجسمتها والطسعته نعليهلصورفك ~~35 ~~مح يلحسميتهاوطستهاوهنا معله لعم ~~جدذفيها بوجودهفذهالصوره الجسمته استچداد ~~لاخكم اليبدا الذلعطأها الصون أول ~~ولئره الهلام فالنفه ليخ أمر فالمنطفنه ~~المفويكلتجرابها م حمهع الاجز اليرالحخآز ~~مزالعيزفو الذكل عطص ون الجلزولا المجاب # 88 PageV01P198 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0199.png) # مزالا نفهواللدول عط مموزهالانف بلهن الصور # باسرها بصي جاا لابده الماولابه وسطصور # اللهه الرلهنفيب واده مستقره باسياله ~~فازف أمت الاسنالچرقايم وحميع البيووسلمه ~~مازل جراال هكر مهاد حنه مفهامعقدلقتبول ~~تكايألحف صورما لعصخو الفكأنهنامنهوهزأرفايهم # هفر ~~لقال ون ل للكن رقتصا أحومز الاول وهواللالد ~~الموحود الطفن ليرفومنلواناهولهامبدا ~~افرفالاسفهيدأد باف للملفه بالفون النيها ~~اوبماهود الصور وولللير لهأمزد ايفاالامقداك ~~المجتلهه النابيه للكفيا ذ الطار ييهبا المواد PageV01P199 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0200.png) ~~أاوا فأبيفة رصبادأخرواما الستح دأد لطصن ~~والقوه الحأ لهه فاي اللهيوا لأودالاولوهابجرا ~~بيه دلل فو م ا لفه ف الفقة ل لقبوالصور الك ~~وما اظزاند يكنكاونةوليي لد لكازه ليبنه ~~منف ال عخ ب سم لقيو لصود هتنل لالصضو ~~وقلبأز الاار عورع العن ولا ئوطي الأبهن ~~حيشانما ماده اوع انما هوسهاردايهأ مزمب ~~اخر ولا نيقطع النصهكب للهاكذكواحلاف ~~الموبوبأر وتفيهمليتبع اصلا فالامتهكادات # واخل هأتبع اخلفالمبأ دكقالجركاءةالوانآن ~~تقفا لمذهزج الا الثتنطا باهراالنفنهيل PageV01P200 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0201.png) ~~كا لاسنفد اب اذ المخبد للدقبا ن الأرنيه جما المواد ~~الاوا الثابته مزعورهاوكالصورفابهمرواة ~~أخ بو اسطه الصورهالحببميه وكحأن العارلعد ~~الختبه وبهيبه البولالقثرفالخثبه اسعدت ~~ليخحا لنجاروبنه استهارد لهبولالف منمهبا ~~اخروهده امنر جا بتتخبفيه والنكحقف ~~داكيانداد ابوفيتا لجبهمزالبروالنواهمن ~~النترف الارخ فك لعنهما هر بمزالابفغوالماء ~~ماين به المأده اللوهيلها الطباعه الماحت ~~ونرعلب فوا يقبله محورهالمه وعوره السنبله ~~وبا خد ولحم رلكه زلالداوالقلبالنكفابان PageV01P201 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0202.png) ~~بسشتا رزفسن يندد لكلق بولالصورص ~~مبايها ولولا ازهده الاسمنهر ابات كحاعلهلها ~~عزمبا د أخ الاكيين از الحتة البسنل ينل ~~الافذ المركباز المخلفهوبص يرلها اعضا لهلمنابه ~~ولعفا الد همكبمزالتشابهه والذكلغاط ~~فهدا البابامرالقتبه الذر انرع الحبالعلا ~~وهلايدك علاز الممفما مزاع مظومن ~~مثلههلقينا لمركناكاز الطيجه منق فها ~~تما ms120 يز اشخاضيالا فاع المطيفوقأوكأصنن ~~العلآرنبخيهاليهاداقلأر هبلانها فربل للفظ ~~ولعلمدفي ل د لككلفأربها اسخاط الفليلاتر قالب PageV01P202 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0203.png) ~~آنو اصت اونو تغ مها جوز النتب ده بالمها كاة وسهرها ~~بالظفبه والداهه يتحمهرلقفماب نزله الممفورآن الهاكى ~~فزمقتدبه فهكا انهالبا وزالادمكذلك ~~توعدفا لاهما وزالابتانالطيفصهاها ~~امك بالجليبفتتة هلهمزفع قهافه لاهو ~~السبب زوبو التبهفالاولا امهك ~~الابنأده بمامافبه ام نعزوخزار فض الالتبه ~~وااولاح ف بل هن ز الولهشبها والديها ~~الشبهعممااومزلح باود لكهبووط للتايز ~~والحاج اللكوتا الله عاليهوهتصور ~~كانظه لشك العوره الاملة فولمجم الولد PageV01P203 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0204.png) ~~وهيعوزمالوالديزاومافرببمهماوهمتها الوه ~~الاولع بثحاالحنيرعليها اوجليحا قرببعتالوما ~~خلود با للمحاج ونشحل ف عأله وخيا المجأچه ~~عندالانزا ل فصأدلعادالهيه شكلت الهفا ~~وصرو فجملانثا لهاوكأن الغزهد لكالوره ~~ليالبا عدعواصولها الفعبه اعشبه ~~ولدزيد بزد وولدعم نبمروفازخهذا ~~حفطلم يلا للابفاع والاشخأه وكيهاقلجة ~~المقلهف لعفاي قب ار لالله لبأربجم ~~فحرلفكافلؤ ن فمصنوبربككاه ~~بآ لطلاجر لفه خ عا ولانرلث مفالم # 94 PageV01P204 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0205.png) ~~حنبرع المعره عبواد انهكا اليك سواستمرا ~~اوفساب الطباهراالاهسرع المدشبته لاالمعوده ~~فلألمالعزكهفيهالغذاوكيتهفازليين ~~ماشكا ليكم نملشنه ذاظر فألالمده ~~واجتاع ابفا له تيع و لداواح دعلاممقالب ~~مأنها ل فاد الاستهرلكنةالعحرهعله ~~هواما لككرعالاتدية وامالرب اتكهبتهلواما ~~أشيه افندتفا واما لكم الاسترهكفتهاواما ~~سمبا لووت الذيستملااغره فيهادالان ~~نيرموافة وامابساحلافهاوامانسبفخول ~~رديت جنمه فالعاولما فصبالدماغ ولم السب PageV01P205 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0206.png) ~~الكلحال واماسبلب الكيه والما ببمهبايانهاواما ~~لبعبسه مفرطوهذ ابملحها نك بلبتذ ~~راد ارايب فسابدا والمدده المعموعه اوالاكفاي ~~فلانحلم امزسومرلج سافجه او مع ماب فلعم ~~ولكالم فراا نالبم جرؤب ليسلأونباوازان ~~هچروواخجر غنده ونتوابركه ه فنر اوما قطوافنه ~~قدفعمها وقأرهب وويه فالخرجما ليعههللك ~~وقرفهام النجح مقتدابانينواو ليتر معدا ~~غيره فالمفربهوبهناع بلأمابنه واذخرج ~~معهاحدا لغلا طالردئهالأرهاوالبارده ~~تقطهيت الند للالمولراج مع مابه امحاله # 96 PageV01P206 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0207.png) # ولف وفلهنا حأله أخبوهما ذيكوزالنم # .«5و # خبار معبو فيه الككن كوزلاجا لأعربج الفيي # ولالل بطيام النخري و علامتا عليه لنى ~~فازصاعبه كمد العثازدايما هصلب سوء ~~المزاج لكحثيأن هو لمصبو يخلاء فعنا ~~م عدنه خجج كبا غ بزم لاعديهومچها ~~بالهم ابنناؤه سقؤط القوة المخيره فالمعره ~~يوذكا للذلوالموددوالالاسسقا الطبلي ~~وسهوطها ؤعروو الكبديووكالااسعقا الزذ ~~وسفقطها فا لهودك ms121 الها ل اسسف اللحن ~~وفهفها اماف العد مفصازا لفغم واما PageV01P207 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0208.png) ~~بالچرووالكدتهفطوبه البدروا لهووهييهته ~~له جولا لعفزواما ف الله القترتبل الباره عغي ~~الاما غوثلا يتها سهله البلاف لول بالعقه ~~زكنه الفوفئزللحرة الاخلاصي والركشه ~~والمعدوالحوكه الفسفيه اوالنشيي والفواف ~~والات لمحيي ه ال اله التحد الانسأز منها الكرب ~~وقله البباو علح اله مزاها لالانلمأعوشلوى ~~مالاببتد أن هت عنهوالشوق الماحدارافي ~~احشا يهوشفو الجتأولعجراغ شهيهة با صفنا ~~تفم را مأف ففكالمعد اينأ عشع رضألدل ~~قوضع فه لان مجتعنك وهما تج فون PageV01P208 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0209.png) ~~جاذبومستكه وهامه و جافيه ببلار الحاده ~~هوالمقم اسة خاللحده ضهفها اولاسترخا ~~المعدهجريهامجر كهنكاهوا ونحدشو للحبنب ~~اخلاج اولقبنح اووحتنه بطلاز المحسله ارلكا ~~تحتووي وا الاطچمووليخه اأنييا وزلواايها ~~صفآها ازلاكعجا اللبام اوئس الا بپماوان ~~بثرك قبلتماوهضهداوازلعرتوها العافان ~~معا بجريها مج يمعنر از سكحلج ~~ووعشه اونشبنم وفدد كرقجلمتها نطلان ~~الهاصنمه از لكهضلعلاععنهانقصان ~~القصمر جويها جركهفكر ا ازنضتد الطبام PageV01P209 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0210.png) ~~(ااالحموضه اوالالدخانيه رطلاد الدله ~~ازل يدفع اصلا ضهتها ارنه فيهرفنعاعفيها ~~حتاج الاعبا صر مجيزجريها بج ك مكما ~~هواز يدفع مع نبتا لالجران المنكع وشيهه ~~بعخرالفدماءبزحزلهضاوالشديباووهده ~~ولأ ميكنه ازيتماسل تعرلهف الزنة الوكال ~~هو المحهواهمنز الشأمر وه ي د فسخوالينت ~~الاعا وهو الزبت المعتعرمز النيوز البج لخرجه ~~وسچونه ومففونهيمااستراج الرية المستعمل ~~وقولعن الزنبيتا لانفأقبادواعل ما تعمل ~~الابهازالباربه بوقوخيرفيهامننهن PageV01P210 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0211.png) # اللوه والشرج لي حب ذ وبعسير النيين # الردابوي فه ليزاحدهما انه اسم لمأحم لعا لابل ~~مزالعشاموهما الركاب ولاخر الربه اسمر للعم ~~فيحوزمعاه و نياطر اكا اخدهزالمعضم واماما ~~5 ~~التهدهوموافح استعاله فالطبففواسم ليت ~~المعتهمر الننبوز النبم والزينآ ارننا قه لعتصر ~~مزال يتز الفح ميرقمز المسر ا ئلا كادكي ببضهم ~~مرانههفقهالف ل ه ففاهم اشأوه السب ~~ونتقلد الحأدفالعيان المثأنه وفالكهول ~~فاللمملز الحار ف الصياز ق ييتق وااذابة ~~الاخللها و اسألتها ال ام اص لعيد ة فلانت قق # 101 PageV01P211 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0212.png) ~~عوا عشا ئيا طيهته باره وفيها نهيو لاهتاه ~~عسحقدفيه واما فالكهولفلهله الحاوولأيزونب ~~«لاخلا بجا د وبها فا لضيأ زول كو زحرتهلكرته ~~مآيهفمة بقن اللاولعقنها الم انهو هباز ms122 تعم ~~ان الما ده نبعا فنكووننمية له بولا لابعتا ودلله ~~البهنيوه ولزوكج علهاو مسفلاه قعأوكته ~~تقهدلستها المحلثو ك م ائفس الفنواوتلن بخاو ~~حركا شفية حدث له أونبع ار تعلم از لقبخاتما ~~كونوعضا ولبر المعده بجضاولا المكواتما ~~ككه الفهو افلالحلوازكحمن ما ده اعنمزاج # 102 PageV01P212 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0213.png) ~~فالتع ز مزاج سبيهه بلا لسوابالسعالزمراح ~~والممرصابده غعيهه بالسعالجزماهملاخزابما ~~مبسييهه كركه السعا لاولمزلسمبه كشبجا يلازفتل ~~مليقل حركه شييهة بالمشبح وتكوز البسمطابةه ~~لميعني وصه ل نستلا لاوستيز ف معرهتك ~~آزونفها لمغاب (استقاله والمعده التمبادتفلا ~~الصفراوالمرارفقكقألحنان بابه فالمعيهان ~~الاوسنهئرز نافح جةاللمعودهليئهاالاظابطالهن ~~جنبالمرارالمولدوالمعده ولنير تنعادا ~~دازمحتمبا فالمعدمبلغم ملخة شابالمان ~~المبعنع استرج اسقليب يادثا لطيتيب اهر PageV01P213 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0214.png) ~~ازلا بقاوز شرتبه بلد اواوع ابيافت [ننه ~~جيا سخ أج لما لادويه المركبه يتباد اراييت ~~دوامربا ازنفر كرفووادوبقهواعداواعرا ~~ويطظر لمأد اوضع ويهالواحدعفهاوهلهو ~~مطابولانانهفادازمطابقا بصيبه المععلهو ~~لم كر مطأيقا نطرتابعا لمأدأعفه الوأضع فبه ~~فازدازلصلاهج تقوه بهض الاجويه جروند واركان ~~مقل مول ف خ لفه الت ي لجر مق دازالحأجرقه ~~يضا ولأنا الي نفير ت ك للما فيه تاجته ~~فتو نحنئك قد فف غواعهه بلاكال ~~ازكازمحكبا وقدد ال لبتي لطه لر انخحيا # 104 PageV01P214 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0215.png) ~~ون أضتربلك متا لاب ماك دكته وليك البثال ~~ليفه هذا الفره بزو الكفم سته مأقبلانيون ~~شنه ماقي لاستهز انبه فنأقبلمحطارنبه ~~أقب افلف اهنةا ا لازعرصقا لار ارف يييه ~~ثاقيلاونوز سقالرحددببدشستره قالارتجها ~~بالما والثره البأسه مفال المخ ر ستكاشهر # و595 ~~عنأفغهذا القرع لغثم الشقليدوللالآفهف ~~المعد هو للمنلهبه لمزعنقيا طعلهه ولاوبأع الللن ~~ولاطحخابالبضه ولموبه دربجاوفروخ فاه ~~واجلرعله اللال مضراهدذا الذرصلعير ~~باما النها غهنفائفتهاعن فبولفب PageV01P215 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0216.png) ~~نف يأ سفه ذل الفرصله فرمر مماكسنا ~~ييتفاللعثمالشديد السبحمين ولنفه المعددع ~~شرأ م حتروج قدراربج اوافيولللقب بالما ~~البادد ولمز نيا طبأمه مباء قلغلفه ملبفار ~~وكمركا براه ناح فا بخ الط نبولوجلى ~~البلطنه الثابلو ببا الهسل ولاحا لقينة ~~بالما البأ د ولمزبهكه ببا وقروح وفالمجاطبيخ ~~حتبالايل ولمنعلهوفطمالهالسكمي افيه ~~وضعةل الفوروكيته اا بززالكفير ولاسفلغ ~~الموا با لح له وفظيقاد المعده ببي اسنخ نفا ولطيفها # وبدقتهلالبول ا ms123 زفته فود رنه و متله لأقو # 106 PageV01P216 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0217.png) ~~والكمون الساساط ولابيبون وامأ لهستئن ~~فلمأفئه مرقه الثاب تبلو ولعشل لسفغ الذلاط ~~الرديه المحمسه فيالمعره وشدالمعده وفونتهاواما ~~الدار تين فلمأيه مز مقأومة الموادالعنيه المتنه ~~ولانة لطيفا ابزايفت ياركا لمعده وكبلو الالابا ~~التفهها ؤلطفها ادأانت يثها لزوجه اوغلا ولملم ~~فازفيو قو ايمفيرن ويحلله فالمغبره لغتكييه # ~~الالاباالردييه لاباالمتفه الحيثه الرالح واليقه ~~المحلله فيلعا يرما الاو لوالافيوزولخديحتن ~~المعده ولملبه النوه المعطهللمرانة العرزياملاح ~~مأفللبأطن وام الجنديبيسترفلكفوة # ملكتر # 107 PageV01P217 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0218.png) ~~الافيوز البارده وكذلكالفلفل وامأ السر ~~مخلهن فبه قوم القوه وقومتوه ف القاه ~~فلما فيه مل اضاع العوزعمان لكومزنه # 5 جهت ير ~~فلما وبومقوه سميهوالمعده لكاةمل ثثاعن ~~«لك مكب جليكا لمتهماالتووعاكك ~~في كبللادويه واما الصط فلافيومرقوه ~~عط تبه قو محأرة منفجه ملطفه ولمافي ~~ملايموبفر المعد انهاستل محيا ومرضيا ~~واما نهيهولجد ولهد ما دكرت وغيرخافي ~~بلح كلفهيأعبلها لقياز الطبا سترام ~~فازلالححهز للبقليع والبلطيفومابده الغيخجها # 108 PageV01P218 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0219.png) ~~والحفو لفي سأز ا لفملو [والعنهفتأجم والما ~~الباردهليبرق رهواللةبكراجه والحطلينأر ~~والكهردع المفاج للف بخوبقوببه فالمعدوالف ~~لما جأفها وتما اليساه الحر لاصاله وقويه ~~الفوه العززميه واللوجلع البأطنهحاها والما ~~البأر دلنع ما نبص بلما المعده ونسكيزنارينها ~~وحركة المميخ محتابهما والأمفلفطع المواه ~~المنفبه المالمعجاوالنوفب وقووع الابجلتلباها ~~والتكحآ للطجالللعلمنه وبقوامزلتل ~~تهغه الغث بالاينوزلماييبهمنفهجوتلليف ~~واسخا ولد زار لحملط لمحموو ذروته وهط # 109 PageV01P219 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0220.png) ~~جزوهرالعخ والشرزهبطرته وانه بوا ~~مشتعمل فالعحه وفابلع للعطش الاينع اللل ~~المورقته ودللا لعبطشرموا يبخا للغن لانه ~~تولعز ملمادازاء بورهيا و بالكر ضرلخلبيله لوه ~~الف اعله لغة واحداشه للكنا وقد بيت يفوه ~~انآه محيا لاز قلا لعسلم لكلهم فانهمحيدكقدا ~~الفهنفى وبالاصتة رفل قونته الع فقتبهه اللف ~~خايقهه بال لاعقويته العده ويفيكه الجتاواذلبم ~~اليلعغم للاجج ها اللا ح لأ وباللف ا فلاتخانه ~~واجايته الحأر الغهركقا الهضم وبالداليي ~~فلبخيفه ظوباقالمعده فهذااجوبه # 110 PageV01P220 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0221.png) ~~مشركه وهز النفيه وامأ المف فبهاوبالقلفل ~~والابنسوزويزرا لرفتروالمروالدارهي لمأويها ~~رمزالاسخ أزةالحلي (ونهشيق ا لربأج واماللبه ~~فبالافيو زوامألمزعقبباطچامه بمازكرنا فااد ~~المت رمه مزنعونيبالمعدهوكباخلط برملاد ~~الع لشرهببهاوجافيومزاعلاح الحلهالعتي ~~المقيقبا لالدويم آلم زونع ms124 ول وعجاع البألنه ~~وبط يقبتزاحدهما بالتى ربالازيخاافيوزوالغ ~~باصلاح الاخلاباهزها ادويية اللد و لق وبدرها ~~لاززاروالاغراج عغنا ل بأطن ولام ابالينه ~~صقوه المأود العفريهالنابه فا لبأط لبجء # 3*9ي PageV01P221 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0222.png) ~~الاخلاط السبباله بالقوه الاهبونيه ولقرؤح ~~الامجاوالذركب سهونه المعده واونايه لاللاها ~~المزلفه ا لمهيه ويفهاللوبادومنممامليلان # عمر سروهسه ~~علاالقرهخ وماخلط بومنماير ا ام الفلاق ~~وفتسقيه وامأبفهه الطحالفبالاببوزو ~~الح فر والالسبر حاته يفع بت ا الطال ~~واوجا بعه نماد والدلينموشه ايغا ال ~~وقدبقمزاووته الافيزوالم دييد سترفاما ~~الافيو ذفمددكرفأمفافجه وضمن بتنأ واما ~~الجدبلعاملمد فعخرع وولدكرتهابجا واما ~~ضرح بالخهضا التين عا ض هفجوهركفان # 112 PageV01P222 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0223.png) ~~يما ثي افيو ز و توته البارلدهبه ود للا لا فين ~~أف أما منخ انه مزأ بجفاء هذ الشنان ~~ويا له قي ل ست ها لهم سقال سب ل بت ~~تح الفا ح الي روح وسأر هافقلهدا الفع ~~الفطه از فا الله كيأ ب الشموملابزنبي ~~نفاره تفا لعحه السم العيا لعتلانا هحقته ~~من وازادب ع له ابثن اللبطف عهة لا بتف لبف ~~الاخالتع وبا الاصح د آلاخف السميم ح ع ي مق # النتا ا ا عليه آ خ ا بال ي فلر ل # القول ف لا قابيهة اله وقل لا وفي عستمل # وقوالالا لقلة السبهول لء نكاتقاليه PageV01P223 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0224.png) # الفودولأ افباباص منز اعولها خلاز نبغم ربالدانهر ~~منلاوالمسكه ولاا نيغا بالطمبعه دوزالحيوانيه ~~وباللجيوانه بؤزالمسببه ولسنهانضراصل ~~الفوكح تو زمضرتهابالطويقعه فهها الني ~~بهمافواء البدزاجع الي عهافواه القوك الطيم ~~والحيوابتة والعسيه ملمه ويا سفورينزش ~~مفنابه تجاو الله وجاليوسعچ اس وعلبنبي ~~ومهنابه السلحرزاوالمادي وبقا لحا لينو ~~وخالين س وغا لينونز وقلبچااالف واللاه ~~لاما مشددفيوز امحو اليونانيه ~~وارسطوطالبيم كحيح اسوا رستوتالبوفقناه # 114 PageV01P224 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0225.png) ~~اشاره مرزخمادبا سب نسلم اللو بقا ل كلاما ملنه ~~مااقوك رمداواة العله الشراسيفي ~~تاتجل الجمله الأول سسم فقصممير احدهما ~~سفيه الره السوبا المسببه للمرغوقليلها ~~مالبدن والتأو حمط الفمو المعده مزتوليد ~~فتله امأالفى وبالنوجتثرمز الاطعمه المولده ~~لمأذ كرتاه مزالعديهة واما المعهوبا زتههم ~~ههاغيرمخوولامنيا لمأيرجليهاوهذا ~~ريكوزيازتدخلعما المعره الاعديه الرطبه ~~بالفعاف لاحآياء الرطب الملبهوالاعدنيه # 115 ms125 PageV01P225 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0226.png) ~~الرطبه اليضه ونبازيكوره بهامزالادويه الن ~~بيهاكمفيه فليله لطيفه معحنه بما الهضمقق ~~غلظ المره البعود اما الهوتح والبضنع وقيرس ~~5 ~~لالحدير والطفه ار زمزذ لكلقدر لاچرة ~~الغدابه هبيتببا الدم ولا نقبهه رعمل تحتاج اليه ~~ويلطيفا لخلط السؤداوى والجمله الثأينه ~~بستعمام زخا نج وهسقسم السمير واحد القي ~~الاستمام ودرلو بلالاستماع والميأ العدبه ~~والمطبوخ وبهاد الحخايف النله فروالسفبح ~~وورةالحلاضو رزهتومااشبها وانناف # 116 PageV01P226 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0227.png) # الادهان كما فبه مزالابقأذ هزه الفوهوبان # لرقزمماز العله بادها زمحلله محنه يرفو ~~لت يل النفح والفزمم با هو ححوه بهزه العلة ~~والجمله التألنه مفسمابهخا الاسمير احرهمامز ~~خارج وهوايعما سشم المسمزاهما الراخة ~~المعر (هالمستمله فهلالعغذاوبقدارمتومط ~~وبرباغة حليه لالانالغذا والناونمأ بيبم ~~البفتروه بشطها مزالاغلد والبفرلح بانواع ~~المفرمأتا لمعلقه بالبعر والثأو الممي ~~الاوليرزناستمألرشمزالشابالرجا اكترز ~~فيه مزاشيا احبها مزالمزاج أزلايو ناهخا PageV01P227 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0228.png) ~~ككهمابهاوصرفا محرفامفيلالماؤ المعده ~~هرهاومتار الحرارلاحطابة الايارنها والبان ~~رمزجوفع ا لارحزعليظاولأرفبها ولاخبعا ~~وللحدننا ولاد اكهينهرهيه بايلورخاليا ~~مزاوصافه الزسبمه جامجالاوصافهالجيره ~~واسبيشا و لارلعح الطيه الهارده ووضع الي ~~كبا رفها ملعدبقبا له مهب رلج الصباليثشاق ~~فواهاخاعه فالقيح لح الاعنذية المفق ~~با له حها احأب هذ العله اليقيه لجول ~~الضأ لححالحملازهذه لكناصه لحم الحبداء ~~الرض لحجمالف ر ايبلج الاناضه الذكرفراخ # 118 PageV01P228 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0229.png) ~~الحجلوالدراجوالطبهوج كالهد لنولبدها ~~دمارهبهارطبايرقو عزعلطالسوراوصلح ~~مبستييلها السممك الصخيبر العهركو مز اعنافه ~~نات الشباييا البنى الراك البلطى ~~وبالجله كلسمك صال العذا هلئي الشوقال ~~التمقوانا اركم ازالسراطيز الهرته معوثه ~~اومطبوخه وعا الش يرسفهم فجا عظنما ~~لرانابتانه عنهرعهاهله وخيرمستعل ~~وعلمم لازفبه اللطاغه والرطويه البعد ~~مزاباستم الهوقله البفىه اصلا والمواوقالبلافره ~~م ينع فالسموم وفأصه فالكلبالن هو PageV01P229 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0230.png) ~~عندالحفيو مألنخآليأوصبه اداكاذ لكجوا ~~تريدآنن تداوكه مرضامكازفبه مزالنفع ~~والغرمقد ارمفتد ار ارحت احرها وتتبو ~~الاحر عييه ازعرتفانه لاهحلو مزاديكون ~~كزرهازيدمزبهغخووهاامتروكوامامساوبا ~~بهچه لعزره وهذلعردككمتروك ابآخ اواا ~~تفضليفجه جضقوقدامستنع للكزليرهنا ~~وعمدادالعفرافه المنأفع لكن وقدرها ~~مثالدلكازالبقولاتطراحاب العطه المراقيه ~~مزلنه وجوهاحنها قلهغنابهاوالتأف ~~ازيجها ر طوه ضليها لمستهامر الماله # 120 PageV01P230 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0231.png) ~~تنالالببرمنهاسشبابأنفسرجوهرالدم والبال ~~انها تكزالرمبع ونملامننه الامجا وامامنابعه ~~فهذ العله فهابصرابج الهفم و لبيزالببلروهن ~~وازاندافامزيلكلكنها ا فدراواعظه ~~لرا ف ms126 المنأين ولسبتع مزال قبولماننهفد ~~الافوا ك فازعرها مقف هههما لكنهمنن ~~نابالبسرلح الكير قالالاسطاا يا المذكن ~~فتبا لولم واربب ميه وراع فاجملمه لعرف ~~وماهبيدالاعمباء الاجيأ هوتلل الروح اليرلف ~~وذوبا وبللوبه منا رتهلهاج ليعتعالجم ~~يبع البدر عركهماو لمباازسبه PageV01P231 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0232.png) ~~مزاط البرر وهو المنبه بالااوك فنببة قالج ~~لوار ظببيا و وززيقراط بالطب وله لهمهرغه ~~لمي مرظبه نشآ اشأره حاسه اللسرافك ~~الحواسر لفة والما دلياهلكفاالذه الجماع وفه ~~الالم الفتولخ اشاره حد الورهر انهخنظارج ~~عزا لطهييم نتر الفع (معنتنعاولبه لى ~~شرچه اما قوله غلنأ خأج نم الطيعوين ~~واماقوله خارج عزا اطحيجه ليفروتبنوين ~~الفوالطيه لازالم ثأطيهم وامأقوله ~~مضر بالفعلولانه قد بغلظامزا لامأصحمعهع PageV01P232 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0233.png) ~~وتنج عزا لطيعة ذلدا لوقز تمرليرهولهه ~~للفعلمنا لهللعا لالره ونوفت الغضوللغار ~~فازا لربه وفذيرالأ لعزبلرزخارجب المحخرك ~~الطيبو الفلظاجف الزادة كماد اخافعبها ~~مف واءكث ر مفر ولييمت وارمد ولاناميه ~~ولامعنع بالفع (واماقوله معرم اولييه فلمالعلمه ~~والعفول المددون والمرز والسبب والعرعز ~~تلره ل ينعببم قأل والرمدلاهيون ~~مع الج الاوما امندره فاز حبماحمالرمد ~~والعبفخاعه فانه برارمده سرنفافان ~~استدالر مدج الجمانذز بافة عليه لى # 123 PageV01P233 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0234.png) ~~خناج لهنا الحث وحب ازتتبتهتعلمانه ~~فالا زالر مدلا بلوز مع الحمميم لد لوزحوث ~~الرمديي دحدوذ الجموالاوا لمندرهواما المى ~~بعدالرمدبرومعنيهناهوازالمأكه المحدنه ~~المجم لاحلواز بلو زسليجة فالبدز اوفاانخيه ~~اوفيا لمعده اوغهيهام افدجرفهمرهكانه ~~بحد للم ولا بفدلا بلر ولأوزه فصوضع ااخر ~~مزالبدزفانهابضخا انتدة الجم ثنرحرذ الورم ~~بهرها الاحلسمي الجراز فلاحيهة المحي ~~وحكف تالوره وبعاها فناد راوتلو رخهرة ~~فكاندامهغير منقب اللضيه ضه # 124 PageV01P234 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0235.png) ~~هاجر يوزهه له با ننترم فيولهارابعقها ~~اما بالابسدادو اعا بالك ثرع المأيفيه هزالن ولح ~~فحدزالعفزوخرة الحماومورمهله ولاكلام # سا لحص ~~فهذا فالمابه امامنبة الالدر ومورمه ~~لهافحدقا لرمرو الحم وامايح رته للح فضيير ~~مصبوبب ببدد اكييرها لا لاالعيزولااك ~~ترهامزا لاحناولحرشورماوسمنها ~~الازع رببد ز يكوزهئه مزالمهع ادكن نصبلك ~~اعحفا همعحتلهفه فهيوزالعفزن لعنهاسابها ~~ومحد اللجورفبعضها منصباوهورما اومحديا ~~رمداءهذاليسل وامأقولهانهازحث # 125 PageV01P235 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0236.png) ~~جت صاحبنمد فوف عايففا تهايفتعر ~~مدته ولار الحقيرهو المو ادوالعچيير وهخوعبف ~~كهي الحلي والوفنلحا لجادبف لمأعندالبلد ~~قهيم الجم المادة ms127 ترقةتها فتحللها الصيف بوفها ~~فتقفر هدره المررف اصا اوكازمع هذا السب ~~الموحبلزه الالومديقرييده بيشتدقألمابد كه ~~كيبععظهمه والبليه فا دحهليله اشاوة ~~منتقرقبه منتا ب ظهور الدم لايزالاشهث ~~آقا لكلا ما فسمبعه وثعم الدوكزبه قحه ~~الرببه فلر لضه كما بنبو وحلط بسبعون ~~مركه فوليسنؤفهابضا وفح نبم زدلك PageV01P236 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0237.png) ~~مفصلا اماسب موف مركهؤنمزقرجه الي ~~قهواز القرحه اما از بلوزشرئده الرطويبه حبا ~~حد نوح اره القلباوكان مزأج حاريجأوز ~~الالص دد أ لير يراليحيم الائلا فبالحران الغربه ~~الوايقله هنه الالقلباؤوابئبه الهتواالملل ~~عجفافخالطالهوا الوارد الالقلبلحهها الحرانه ~~العززيه فادأوصبااداللبفتلكمابي[الهوا ~~الوباك الحخارج اد اوضلالما لقلبه با زهدا ~~ازالقوحه يكوزكمفيها رد يبخييه ومدنها ~~مننن والججنية فنيوز الهوا النخار ك الملل ~~بمزيا كما لمد متكبفا ككفيتها تر كخالبطا الهوا PageV01P237 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0238.png) ~~السفهي العاصل المالقلبففسده وكببله ~~نن افيه طاحجونبه وبائيه فادأوصاالاالفلب ~~اماتواهلك وامافم ا لدووتبها للول ~~وهوفرجها لرئه فبرسميتزاماجزفا رطماف ~~اللججضاء باسبهراغ موابالقرحه وفيفهاق ~~تيبرالامعنما الاضليه وخاصه القلبفيكوف ~~الدف وهنا لا بكوزا لاخ أر اواماجزان ~~مزاع القرمحديكوزللهالجراره والبروسء الملج ~~الحأك فوالرتهيقلبالهما الواصالالرته ~~المهملاصلاح منج القلبوتروبجه وبغان ~~الي نفستهفاداقلبه وغينه االرانه والبده PageV01P238 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0239.png) ~~وصل الما لفلباسعنه وحنفه اولا اولاجت ~~نص ر نزاجاوطببعامهنوباصير الفلبائبما ~~دا مناح جار با بترهزغ ارصابهمورمه ولاانقه ~~وكوزالدوعهذا بلو زمراولاامراع فبل ~~الهزاكوداكلديلوزدوة الابهيد الهزال ~~ونبغما رنعلم ازدلامنا الماصوفمايعليعن ~~الفرحه والافنا فتلها ل نيكاهفبه انناره ~~وروح الره لأ يبرالاسبابدككر مزالنأس ~~تبخهاولم أرادالازمز استوفاها وجلجهاما ~~اقوك وهواز أنوز بده الجراجأن المجخيف لعغل ~~والسوزوالقرار وجوجه الغذا الواملاد الهو PageV01P239 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0240.png) ~~وجوهرع ومنانت نوزا بنا للوتودماج ~~كثم لا وز احي اوزاطافسوه المزأج مانيحام ~~المرادفيه والربهويخومبل ابمابرطلو باف ~~راسيه عد ربه منعبه اليها حقصاددلك ~~الاتلا لهومبالهامزاجالبا وجدبلوالاعضا ~~الرلبه وهذامرفاحدالموانع والتأبغ اوها ~~فشهوهوكما دكرجالينوسرمره ح [ؤجمر ~~فغأئة الرقه والمرارببوهذاا بعدالاثياجن ~~نوليد اللادكأزا لمر تملح ونبانفوابيقاده ~~اكده متبحافلنا والتألشانفا متركفره ~~الصدرايلفأد ايما الجوزا إل لبعزه PageV01P240 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0241.png) ~~الركه الاربق درسكونا ليفيرالهاخلالحارم ~~ونها المزأج ووأه كنزيكوزر دياولوجا دلماوفا ~~بهل المواصتح المذكوره وما دكرناه فنزاللارنه ~~غير المفارقه والا سووالمزأج فبهااوفغتها ~~مزا اعضا المشماركه بتبع راحاية اورامن ms128 ~~الضرورك فصاب مزاج العلبر وانحباب طمان ~~حاده مزال أمواعجران اخكيييره ابفا قي ~~زيهأله نها لقله لزومهأو اتملا درن اللارع ~~احتصازالمسا بل للنبليقا للأنستة الادوه ~~المحم الأمع الزنين لر سمبه ازا لنيييمنع ~~تبيحه لجلدلاحلبه القريهاد المطلوب # 131 PageV01P241 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0242.png) ~~حبد بالحراره والده ال تعخوهوه شديده ~~وهذاامابالمحالآجمواما بالاجوبة لمحع النفي* ~~مفرحه لولا الننيولوفرحت لابطلت الفترحه ~~ملعملنا لاجويه بسبه مماد كرتاباسأ لهدم ~~ازسا لمزالعفوولبده الخفيف لعدالقرطح ~~لببده المعد الذيفلفا لصفروهو المتالفيله ~~لو فا لاكزالاجور لىنقا لجالينوسعوا ~~مزاسيكياسببه ازا اجور وعده مرمساين ~~الاميحا الفر يكه منهذا المكأزيغي ار لةيرتله ~~وفواسرعها الخدادا بالنخدغيره مدخك ~~ابزالحجزار قاللأ تم لاج عللصناههللب # 132 PageV01P242 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0243.png) ~~دوزاجنماج نلنهاشبياله معلم حازف ~~وحرجر بالخ وذكا موافو رچلماج ~~المخهراز يلوز فأعحلا بلثه اشبايوزمسقصيا ~~لعفه مأهوواسه ومسنتما مستوفبالمهانه ~~ومتوجل فا لفط جأز لع لا اجازالحيذ ~~955 ~~نعرف موسرج اسم فارس بحيي مورسرك ~~بفسهره رو لير نمله اشاده ادارابب مضاقد ~~عرزلشتبه چليالامره فاستق الالعفا اليككن ~~انكورح دوثه فينآها وسبها وانظرأوفعفر ~~صفومنها ما يدك جلانه ميجر اوفا نطراك ~~حم عحهه حف ومنقا المين منهاع لحه # 133 PageV01P243 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0244.png) ~~متثبت فوامت اواجدهواه اكنرمزواحد ~~ومنأل ماد دريه ازانشانا امأبه اسرالببول ~~فمنا ليزات مطلوباو مقعو بنا الستيتركج ~~عحته ومره هوالاعضا الم منزلد زحرب ~~البه الطروفااحلياوفوبقبالعضي ~~وطنوهذا لاختبا نهوهكذامااولاففتشهل ~~حدث بالجاو التته فل الماسيه الىا للمسده ~~اولأوما العال ثا لسده وهنا المكان ~~ود اكانها اماتحدتشا مأمز شنصب والمجث ~~اوينب فيهه اماج ورم غببقه وكلاهماقللة ~~الحيدوثحف المأ السده لوقوع شعمه لا # 134 PageV01P244 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0245.png) ~~حوز ارخحد فا ل أزنكورة الكبدورهر وقدابجن ~~وخرج قفيمه فهذه ا لطروه الدفألدم الجاركي» ~~اتما هوارو الدمر واكتزما ببه وعلامههذا الصه ~~المذكو رسمجووعبلا مأق الوره الكبدكوعلامات ~~الانفأدنانا واما الورمفلا رهذا العصو ~~الم ور عب رق وليرله مزا لجو ماتقبا الورمر ~~قبلحروته فيوحبدا وامأباف ماينبفيه ~~ملقلة غنذاءهذا العخوانفا وانلييزيلزح ~~أصلا هعلامه اريكوزاللافه فهذيرللمجرين ~~بمفلوحدونهاه نيهماخلو مانجهام العهما ~~مزالبولوترهاالبزفازححهذاففتد # 135 PageV01P245 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0246.png) ~~علم اسو البول مماهووازامكن لمذا فتحه ظر ~~فازكانة الكلحصماهوعبلاسابها موجوره حلم ~~بازسب أهر البو لعصاه اللمفاز ms129 ل كنففتد ~~بفا زككو رالكسدهوبركي البولاوالمثانه فاد له ~~تكنا لمثأنه خاليه مزا لبول وعلاماتةآن ~~لالترالمربير سف ولا نزيرةمكاز المثأنه لعلوم ~~ولا ئرك كاز المثانه متزكزامتليا واحبالبقل ~~والتمده ف واضع بر ل البولجكر الطئي بان ~~السدهوبملالبوكوازازالامتبصددلك ~~وهوا نحفبدالموفع الذكهذا العأنهالدب ~~ممليامت بح اولح المريين وبقلا وتمدبا # 136 PageV01P246 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0247.png) ~~علمه الطيبيب ا زالمرفه المنأنه اوونتقهها اللقل ~~ااجليم ا فبه و الأدف فاانانه هوعهها ~~عزا لدفع نق وينيفللطي ارتفزعلالكان ~~المزكو زبيق «اقأسه العلم ابم ف رمبهدرامرد ~~باليسترو طالمبا لبوك والترحرووضع كيييل ~~عيل البطازا لياسه والوضع الهوكه ن الدئجر ~~بوالحن قارهرواليول ففل تح العلاقه وباف # صصحه* ~~ازا لديرا ازحايسنه حوا ز ليرسدلك ~~فالجي فدوو فا فلراهوسماوبعزصاف ~~اونهرم فازدائت نبلاماد الحصا وجوده فلا ~~ببأج لالالمتي ب ننذيرها وازل كن ظلرفت # 137 PageV01P247 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0248.png) ~~اكاند الاعضاء الو بهربها ورمراوفزرجري ~~عنه دو اوكا زالمريعر بولا لدوفار ليكنن ~~فانظرابالعضع بعسهولومزعلامادلاورأم ~~الحأرها والبارده اوسنرهمافار لم نب دولاوايدا ~~ممادرن علمت حببنزاز الهرزاماهبونبات ~~ش المري وواز تعم اراجنا المجركهو أعلاه ~~مواسعله واصح ماسترزه لدوارخحه بالاله الي ~~بسمأ الأثا طير يم كاذيظركهكناكنت ~~جالينويوفقك بلبة مزاعقازالرازك ~~للموأضع الالمه قالمي اقبر الوكف المنانه ~~فأما ل فح اما لااز لمنانهلا قدرأزرعفم PageV01P248 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0249.png) ~~وبففرعلا لبول ونروعه وامالارسدة في ~~عنقها ود الازا لصمله المطوق عماه الثانه ~~اللمع خرؤج البول بسثدالجيواز اياهابارادته ~~معلله فهنا الوفتلاز الجيوازلارداساك ~~البول باليخليته وهذالهله اداعطلة لم ~~امنع حوج البول واددا استرخت وتچطلبلا ~~بجزلادة الحيواز كاز فدلكخروج البولبلا ~~إرا ده فجلاز السسبفاحتقأز البولاملان ~~المثأله لأب درا آ نر فيحه واما لا رنعنقها ~~ارالاحليل مساؤجان لمنهورهد بازمن ~~هنا انهلاح فكن تعط لالعضلة المطوفه PageV01P249 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0250.png) ~~علعبوالمناينه احبأس البوليبا ام اع رقعنه ~~حزوج بغيراراده فقا انناره من اجتمع ه ~~مرمحلط بلغهم زن وخلطاصهراوك حدي ~~ردي الكمفته فهوفناك | يسبه ارلطالطا ~~البلف المذكو نقاج لعجمهالمدهمزالزمان ~~طوله حبدا والحلهطا الصفراوالمدلورحرف ~~اعراضا حيثهتا الهو ولسرعه وباحتابهم ~~ييورمادكر مزالخط حكابه مزكاب ~~الما لبخوليا لانعو برنفمران قاد رايه القيولن ~~رجا لعتقدانه لأرا عله عمد فالنصا ~~حعلنه جاهية القلنوه وحبلنها جارانه ms130 PageV01P250 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0251.png) ~~ومي[الحودةهدة ذع هه ازله رايسا ~~نكن غربد مزهذا التا فا داراعحاب ~~المأليخ ليا ابث د خلنة الر حرصالطلبالمعلبلح ~~لهمبد للوز ابعفمم له وبذلوز الرغابمن ~~اموالهم له فاد أهوواتا هله سقا دوله ولد ~~بطيعوه وهزه خاصه احابالمألخ لباءولله ~~لارفه اناره انما داز فوقرهم السصادلحل # 382 ~~مابدامهلم يود السكرهم الحاله بعدهاذ ~~اددبم الي ل الفأبه ببوببكا أشدي يالانمر ~~فياول لسحر تعد لالحرا مزحبم وترلبها ~~وتميلقا الا لاعتدألقفرح البعرباعتدار # 141 PageV01P251 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0252.png) ~~المزاج وتطوببه النحا روحدت الفحمدفادا اوظ ~~دلاكافن ا م ا لاخرافا لدووافتابه فنبعهر ~~الرمأغ فاوستد الروح البعنوو اظلم علها الخار ~~فخافتوحزنتتوبكا السكاز لكالبك ~~مع انكفبفا خظر سالدا اسبا بالمودييال ~~هنا انهايبازكو ننجوعموهمشاحران المرلج ~~وصرؤفهالشاب ويلالدمبالطبع اااجتافات ~~وبغير ال ا لساحتة تفع العزم مطأبق اولولة ~~هنذا لكان همزشر الحمنزلدت بهالما دكرنا ~~(وليرالامتكذاك ابنشازد السب الفاعلي ~~للنخحكا لق النأطفه السب الأدما لفرح # 142 PageV01P252 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0253.png) ~~ااذيموصبه جوده جووهرالدم الميرثها اعتدال ~~مزاج جدوفوع لطا لعافيته نزسوباوببه ~~واعندالعاج غير عحر ولما بجملالنآسهفاد ~~وصلاليه عماغابيجه ولطباوتوغيرالناهب ~~به الالرفه والغايا زهوعه لونهواشرافه ~~ولاأفه مخارةه واشراق أضادارذلك سمبا ~~تأدنا اولبا للفرح والمفرح مال ديا اولبا للنحك ~~وف غلط مرتلزا زالصنيك ع اكااسباب ~~المذكود والوم وجادثلينهلحوتااولتا ~~أما الن آله دي الفزح عى بالفس السب ~~الصوو قهقه وحاله بشريحادثه لل PageV01P253 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0254.png) ~~ك اله بجم العزح وزا بده كلما لكلام والسبب ~~البمأ مئ ابرازمأ و المفي ريخ عهره التفتب ~~الني نقم الكلام عز ابرازها الا لوجو فتممته ~~ناصبه لخيطفي همالضحكه لهنا ركن ~~فصر ايراه ما عند معز المعرراتعه منالمام ~~لاباز ما عيده مزالتعجبالهج اله جلم الفش # هكام هره هي و ~~وهم الضك تعم لنا لفسطل لغواهر ~~ممحروعبهمهو الشا صلط مقالهابززاتر ~~لطنبور ف البرض قال الفقيبرنععاخ الهب # بالمبه و و قلهو نخوله و البهوو وقله تباوزه ~~الجلد وامأو ابعرفاز النيأفت اوزر # 142 PageV01P254 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0255.png) ~~فر الجل د الملنخته عزا للخ حقي ا ل العبظولهذا ~~كوزساعه استدمراغالابهووالسب ~~البأفه زواحد وهوضومنا وموذالعودالمغين ~~للغذاح يتيهه بالمغذك وقأ[ائجخنا دانت ~~الفدمالسم البرح اللبنمر ابشناوه ms131 سغاازم ~~ازاسم السله سظلولاعاسبلهمناع ماجري ~~فالجرى ففصا دلكنع بمام ابمنع ببضه دوز بفض ~~متأل لكانا اد افلنا ات روقه البوكتدك ~~ج السده فانا معناه ازالسدة منعتيفود ~~الش التحزمزا)نجدار وصق البول وخرح رففه ~~وهنا يتوهم بازتسشيما نشب والمجكفرج PageV01P255 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0256.png) ~~مزخ لله اوممأ باصو به مز محوف المجكمأحرج ~~وبفع ليفله دونه السده فارتما بكالرنان ~~واحتمع ذلكا لفروداكالفافااحكر الستدهوني ~~الامروصحب مداواننه تلبيد سا لم الاغي # ر وگ رو ~~الفاضل قالاتآنكروجودالميا عقلا آم ~~وجود افاجته بانني اتما اخها وجودا ادلم ~~احدبرهاناقاطعامنهها ولاوحبفاعنارفانا ~~قاطجا ئدلعما وحجدها ياجاب رج مز الحلضن ~~نابنه نكرها چقلا فسا لهالدلثلرفقاللأنه ~~لاكبو ز تبد[الانولع الي نوعا أخوصبر التبل ~~فجاقايما ائعصا فا جا به مالنجلج انلييرولا # 146 PageV01P256 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0257.png) ~~واحدا وزا لفا ء ل مز الاشنا بنهلافيه نوج ~~احدهمافأميه حأ لهولكنة سبد لسدلا دليئبيا ~~وقامرصفه نوج وايه بد سه ف الوجووهوهو ~~فل مكن له جواب ن ببنجماعه الاطباه # مه ~~بهرنا بفو لوزبابه متدب ةولصحهاكبا به ~~خخضه وهكر س صحبجه واللبلابعهنده ايخا ~~والبارسستخان فارش اشاره متبجه كلام ~~الحجألبنوسية العللوالاجماف الاعراض ~~حمعه واولما العرطرالحا دذ للجنهاولا الذي ~~بفچافووهوالسبه الثأذالحالالخجد ~~عزالهنبم فيه وهل ط نو الكون تير كلهلقح PageV01P257 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0258.png) ~~وهوالحدف والمفألث المرخ بفسهوهوالحال ~~اب كمأ(ادا زنوننا وحدثاوالرابح ضرب ~~الفه [الذككه لحد المرضح قشيلجا لخاكب ~~عزا لطبع تخر بالفعمغرهاولببمآونفسده ~~فالم ل الحا ر جه برا لطبع الم امحبتصرو ~~الغعالشي وضرر الفع شم عيره والحامب ~~العوف البابع للمرر الذكق منليقهوهوالنابع ~~أعزا اج لاجر غرص چ صحو رنعقو بالهن ~~منزله الظ للشخم فلبي المأ ش الشس # عشدا ركو له ظ ل ولاممع الحد يقعداول # اف أرالميه تلبيه بآت الاسطقشافت # 148 PageV01P258 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0259.png) ~~العشم هى آ سمبب المرضالعرف اللازم ~~لمرفجمزاخ المريد سححنه البدنه سن ~~المرف و الوفت الكحأضر زحال اللواودلك ~~اليف الوفتح البلد ط قوه ى عاجته ~~الشأده عزهااعغلوقز صلة وجوابا قال ~~انما استملنأردثرالما والعث جا الوجهجون ~~الصدروهومه بزاطرانه العرزته لازالحا ~~فالوجه اكترهعگواحساسه بآدالمالصآفر ~~مزغع مزالعضا ولازالفم ولان منملناته ~~بستفرع الروح الحوانزوتلاشاهماوالوبه ~~عوجبمراحاهذا اريكون رشثهعالوجه PageV01P259 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0260.png) ms132 ~~اوحبه منه بماغهره با لأجوزازيلورعل ~~غين لعدمهذه الفوايد لى هنا واماشد ~~البدي الغشم فلانا لطييعه وو لكالوق ت ~~كالنأئمه ححتأج المنبه فتستعل السد القايم ~~كمفأما لآنبه للنأمه ايلا التا ة ممينا لهألك ~~حالة لمقأومه والما نيه المنه وبوطهامن ~~سمنه علها يشنأره السب مفا لعل السثي ~~الذ يهومبدا وكع زالسثمكا اسطقتستر تلاخ # ك ف أهوله اسطقتنرفانه سمبه الوجورك ~~ولكن له مز السفئن الحش والجدني لقيد # ونيأل ابصنا علىالث لمو لفمرا اسطعساب PageV01P260 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0261.png) ~~ح يكو زمنها الس و متاله (السعبيه ألهالحداد ~~المشويه للحرئدوا ألة المازالموبه للحشب ~~والله الفباروالمطله للقيرونفألج للتي ~~الدم فزاجلمصاز التخ ورحرنباومثاله ~~مزالسفينكه ارهلبا آهكر مككانهاوالماوييال ~~ذهملا الصاف الذكف والفلعلللش چصار ~~الالعرغالمعنوربه وما لهمزالسهتيه الجار ~~الذكهو السسبفكعنهاوصنچتهاحمادتنا الغض ~~الميزكوروها زخلف اليحوتوصلمايرمانهيرسه ~~الكزاها ولعيدحاليفوهر بالسبببههو الجار وقا ~~هوذلكوقدحررارسطوطال اللامة # 1 PageV01P261 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0262.png) ~~فذاوسهدبه وحيه بابراهيزم نطيفيه وآنت ~~ادأ بظرد وحرن وجؤبها ابنهذه الاسباب ~~الم ردوزه فا لسفينه وجبو وموابد لها لاوحجوج ~~مسبودالانه ازعرمالحدثدوللحشب ~~والغرفالمعدومر الاعنبابا لمادته المعنچله ف ~~السبنينه وارعده المخارفالمجروم السب ~~الفأعمل الموحهلوجود السضنه باحاله يقچل ~~با الغض المطلومبوانت تعلم ازهزا السب ~~اعاواسد صرد ووجوعها مزيلكا لشباب ~~ويلكمنقعله وهذا فاعلوالفأ علا شرف ~~مز الهفع لوهنا الكلاء ليفثاهذا الفع # 152 PageV01P262 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0263.png) ~~اللامر مخا بعدالدطييكه لارسطوطا ابنرآناره ~~حد السب نه حالخارجهعر الطبع مضع البدن ~~سوسط مسببه وحد المرمانه حالخا رجدعز ~~الطبع مضع باليدرمع اوايه لى لافرق ~~سينما الاوايراثا لمضرع انها والسبب منوسط ~~وفيل لمرغ لا منوسط وحد العرضانه نغاي ~~خارج عزالحال لطيعيه لى لعايراربقول ~~البهر المرح ار خابغير حارج عزالطيعه ~~ازالمرفلآسرهونغهرامطلفالكتاغيرأما ~~والبيرح غر مللو مزكتاد البهة والرص PageV01P263 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0264.png) ~~كابرا شچت قالانواج العراا غمل النك ~~هومنرلة الحبسحمسه انواب ا السمب ~~ب العرم الهمم باسمحتشوج والزفغ ~~انه ابع للمرصد ضررالععلد الحدث ~~ل ج تقوك ومفاليته فواسبابالاعراض ~~ازالعرزههوكل س بعض للعد نارجاعجن ~~طيعه بتفخو نجنه ذهدهالمسه اعجراضا ~~ولضصح هذامزالمقاله لج وهوفنهأ يزظافر ~~وومزنقدلامج انه قا لمثا ل «لكاندانن ~~إحبتد ارل ب ولعضا لكنا بعاصع آن ~~آمازالعضباة عاهلما يعرز للبدر # 154 PageV01P264 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0265.png) ms133 ~~خارجاعزا لطتيه حح مزهذا ازالعهرزنقال ~~بما الحمسه المدكورع وهلامرابز ال لىححد ~~العرحر علرأ لكثرا لممأخ ين انهحا ليتبع المز ~~خارحه بمزالمجرد الطنعم زل مايتبع الظك ~~السر لمجد الفرؤيزالجدذوالعضان # 4 ~~الحدة حركه بايه غهير مسفرع ولألابه وفي ~~طصد وخهي طمعبه والعرخواركارتوحيد ~~من اكحركآة البيأخطلاالسواءفانهاضاقد ~~بوبدلا بتا كلبو ت النضاللناروكلبو الباض ~~التجج وهزا عروه فرو أأغ وهوازالحدثت ~~مينو رمحم وم رضيا والعرض لا بلور الام في PageV01P265 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0266.png) ~~علغهرها وككذلكااحدان الطيبفيها ~~صناعه الطبب ملية قالجالينوتر لشط # ~~الاجا ازاليسد يورنطبا واليجاد الافاه ~~الهوأجم دوصاركمانركه والولاواصله ~~انكازادازنعف بالسرخح باهيوصدر ~~الانساز مزله موخحه النيح تم اللهاه ~~كجتىور الحجخع اول هلكلال رز العوادفائظر ~~ذلكمزصد رحنررفلنه لاغلاره وشاصلا ~~نعر نف ألحنيزاشم القوه مشسق ~~اسازلالمونا سه زمز العدنه ارم لامدا عل الفعل # 156 PageV01P266 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0267.png) ~~رع و ~~نعبر نفب الغت كمرالكاءالشلجم جردتعهحج ~~نكه الزرفه المرضه حمود الرطوبه الحلبدبه ~~وابعقادها وصببه فقال جا ابفوعر لا بقدر الطبيب # و0 3 ~~اربعللح بهر كك وزا زبفدرازنقببيروسفر عييلم ~~مافعا الروا الذكمجه فوه ما إد اعبالج به نوجا ~~مزالعله فابراها بايطرفويبرتهاويايمفدار ~~وعا اوردبا لوجوه فنن لك تعرلففالحجث ~~باك الحخاءوالباء خبشاك دندوغييع مانفاه ~~الكيروقنا لسبك لماجتنار نبع للماهر ~~فهر البعريفأد الموضوهه فكاهذاأن ~~لا يلو من يفقدا بخن فعنلي الطب # 157 PageV01P267 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0268.png) ~~ما لييروزفا چه الطب قابل ازهزا سحلوبعلم ~~ااخر فانهوازلارللز لدوانه لم اذك مانيستففه ~~لطيلب ولا ايييما لم جنخ اليه بلما لاببله ثد ~~وهد اشأ صسن عأحاله ورتفع قدر وبنشأرك ~~ذوكا لع لوم ها فعلومهم لكنه ازاحي اليهحمل ~~بفسهه عانعلماعولالعلوووابصفبها وحرص ~~جما ازكوزهلسوفا فما امسزة لك متهوما ~~اشد شنرالعقلووالعلماءله وييفنه نرعنا ~~اقندا التائربه وتنليذهم له وابصاونم ملازمنه ~~وسترنم خلمتدوازكستاوتوانا فلا اقامن ~~مر فدهن اللع والتقنفات ليلا لو خاليا # 158 PageV01P268 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0269.png) ~~رمزك[الفنله وباللر همتهبز نهرريمالنرع ~~عزا نفآواج الرتبلا الممما شبنا لعححير اسموانه ~~بالتئز المنفو طه ثلنا والباء المجه نبقط لتها ~~والتا المعيه بتلآ نفبامزفهفهاوه محركه الوثط ~~الفتح نتبه اننبأ ره فألجالبنوتر الحموان ~~الذك لهوع فح اله شرلخ مقأه لاد م فمور ا لكن ms134 ~~والاصا بع الدب وساير الجميو ازالمسهوو الفر ~~ل برفذ الحجوانانن الفأيه مفام الادي # ره*25چسه ري ~~سه 9 ~~ولنودو فمهمن ك در أون اعضاء متلفه ~~انماهونبد القرورولهر الحجيوازالمس طوزل ~~ابنناره جماع الغلم فجلانه بعلى الانأل # 159 PageV01P269 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0270.png) # ي2 # م # ~~متعب كمره التوب اددع الريس القأنون لة34 ~~لى السمب ازالمعجاة اخراج المة محاكه الكن ~~وخاص بوفها لمأحاكه ونصاكه فوالغلام لجالكمع ~~المفضاء كالكيمر له يمت مماسنه ومما دت لها ~~كمصاكه الفرج ورقبه الرحم نهم وليست فنهبادب ~~للمن كمافيا لرحمهوصورا لمست دح الفوك منخارآج ~~مهدوما اوفوقو المجدومويمذا السبانآضا ~~4 ~~فضلعلاح المحازيهاعنييقلهاججدابهالميم وزاله ~~واسمنرلغه له مطلب ننبه ازنطلب لكانت ~~ييه جغ الطها وكسقط الاج تبييه عتط # 1 PageV01P270 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0271.png) ~~الحلدكزا للمحم اوعزالعشاسبغيا ززيلوزسكب ~~حابه جداويفصيلالضلوحلي لحنه مرو ~~كحتاج ااسكيز لممت ديادة اصلا وبنبغاكخنر ~~ره-3 ~~بمأحار لكما ارحففا لهوا بعفرما ان فحتاج ~~ال اللوتدولينه رششته عليه ولينه به ~~وصنا يهر محلفه الاندأ(ذوأدزابرن اجبل ~~ولحلف فيأذه وغهرحاده وامأ الجاده ولبعليف ~~وترامعهنلا وعصب وحبنه بها واما غدر لاة ~~فلد وللهاتف الوتع وترفجما يعاكمائفعل ~~اوتأر الاصابع وكوات راسهيحا تز لحه ذج ~~بهلبفلاء عيحتاح الم ارنحبها مرطففا # 161 PageV01P271 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0272.png) ~~الذهح وفطرواجد حبيبالمساواه أوخر ~~بها الحفعزا والشقب ووقز الكنها اناره ~~او فتسمة لمشم لبأ اصنأو البلغمهزه المسمه ~~وهوازهسم بلثه افصام فقسمر اجزاوهغهير ~~منسابهه كالذكجخرج بالهنع السعال ~~والا آرج وز المخبر وفسرههو بعشهعير ~~منصا بوا اجزاءكالحاءوالشيه بوتنخ المام ~~وقصم مبسابه الاجخاء كالملح والحا مخوالنف ~~نفوفببف اجودما ينع دفزرهم الرم ~~ازعخدرهر الكررهيدت (تم جعلذرنة العلر ~~ه بدا رسحدل فوالجروالبروليلا ييسخ اري ~~أقويد السمنرعليه ولامنع طهور عويته # 162 PageV01P272 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0273.png) # ازقوكا لبرد عليه لككنه فب ازبكوزالالحر ~~قلم لا بمعضدازما ظهوقوه فقاح الرمونرك ~~الزهر ذ الزبد بوهر ع خزج منه ولعتض جيدل ~~امانا ليد واماحشبه عاخشبه مقولوزراسها ~~حلقه بلو بمفما الصأوا محكاو يججمرعا طرنما ~~م اخنز حنويلمقي اتم لفمف الرشمرالففأح ~~بان أحز» ونعجرابه كماف(يالاولكررد لكحي ~~تسطح مندراحه ففاح الكرمورفع وكمنيل ~~هزا ينبزازنتراهزالور دوسايرالارهان ~~الى توضع والربتب ولا تعلفاهنم واعجمله ~~المل الزيت الابفاو اصاللادهانا ms135 لباره ~~مزالشيرج ولببرس ويازيعنلبهالحاره # 163 PageV01P273 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0274.png) ~~مرتاب الاعتما لاالخزازقا لالوردهتخ ~~لعط أس لهزكا زجاز الدماخم والمعده وداك ~~انه جقزالحخأر وببرده فد اخلالدماغ لي ~~بمرهذا الوجه ملا الدماغ وححر الردا م ~~وداك انه منع بقبهه النحلل وبببلدضاود ~~الدمأخ بحق زا لخأزويكتف وسيفالبزة ~~المالحبله الودمزمراج د شركه ونبفي ~~ازحهط الشراياوهحرالدماغ اوخالمعد ~~اوكلافماوهيقي ازيا لداعج طنبا اوافا ~~ووهن الواضع مفركعيووهه لهله فعلغلر ~~الوزد فعله وازتأ بهه فالمرأحم كا أبولهيرند # 164 PageV01P274 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0275.png) ~~فالمزاج فرقف نطرة الشزابط وفونبهيگون ~~دماع حارومجا رضبفه وأننمدعلمةونا ازعن ~~علاما ق الجازه سيعه المجاريوالجوأ دعرهدا ~~اما الاول فانز الوردوازكانارزا ماببا والاش ~~باره ايا لساوق رحكما لطبا بازالبر ما فالمايه ~~والبرزدفينما فو الاواغقير ازالرطويب فمالورد ~~ع التسبة مزا لبتر با لعغبة ا الجوفته ~~فيل لوز ونزيد لكعاد لااعنفضقأرهماو سطلما ~~باببوو القرح ونفلهما البأوعمنما انه والائن ~~المزوغل لورهاقرواد احفوهنا فيكون ~~الخحا المحلجز لوردارطب لا حاله الخار # 165 PageV01P275 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0276.png) ~~المخلمزلا نرفا لنحار الطباسرحم ابحهابا ~~واستجالر الما لظويبة الما يه ويتبچحاقبه ~~الجوهركفيية لمنا وروبعيو الخارالطفي ~~الانتي)والمعد كفبرده فيككثه ولحيل اج ~~وكسد المنأودجت ليلهسچاوزا اسباب ~~عاصدوتالنرله ليرق أمرفذا الفعاوانظر ~~الشا أخرو لمأنيظفته الالمغف لعناية ~~وفوش الانرو الو ز دوداكه ازالعوفر عليع ت # الورداغها ف الو فرع اش الاير والداخل # االلا لم دنه مز الهودامعن جأا لداخلاليها # مزا ابآزو الحلضر خ المحالسر منه اضعأف # 166 PageV01P276 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0277.png) # وم0 ~~المأضة المجالسرهزالاس وامأ ح الاكال ~~النأني ف ازسعه المجأركتبع المراج وكنزه الماده # 530 ~~ومنولر كزنهذا حاضر لدزهند فالمواصع فانت ~~غألعا والحك والبلعليه ولا منع ازلوز لاب ~~وبعخ الروور قلئله والحراره المزاجينوز ~~وكاز الواحراز يلون المحاركواسعجه لولعدة ~~المأده ولكضيو المحاراليقعالماه وحرارع ~~الرماغ لمزا جا لطيع وقولنا اوعمارضلحاج ~~اللحن اشدوهوانارأينا مزشتم الوربد ~~فصباه فاداعارافوحد منهالسشباب ~~اوفما لحهوله أز كممزر اليه الورد والذ لعل # 167 PageV01P277 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0278.png) # ملر ~~بههذاهو ازالمزأج الطيعة للاوضب وهنا ~~الدماغخ لكو زحاراا بابساونهكحزا لرطوبه ~~الموجوده فالصبا تبلا يلكا لاف ضبه تونستيها ~~ونوسيعها دق مأبنها مزالدم والرطبو ابلولة ~~حتماد ا الشتؤل المزاج السخ الضاو الالاعلى ~~كمسشت ms136 يلكلاوضيه وضاوتت وانسوه زأعاياف ~~البعليا الميقدم خد بمواهنا واحضرههنك ~~ونسابر السترابيط نعرنف الفماح مضموم ~~الفاء من دج القالآف بالمحا مغير المجهه نبقطم ~~المواضع الالمه اختضار التارف قاللا ~~تفبت ا لتف مزيلجسر علي القي بأل # 168 PageV01P278 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0279.png) # فلييراس تكزاهه چليه بصليه واعول نشله و # الاسن لاعز ا ز مز لع نخب طميعيه لاسها لالدوا ~~لاسنبع ا للفتوك واوه جبةا وتعطيه ايا،كما فعل ~~جمايعه مرجمأ لباطباء اشاره اجزية ~~اعابة العلاج ازتعم مؤضع العضوالعلييل ~~بار نقع السمب المصفرقفا رضررالافهأللسبه ~~تا بع لفه في الرملغ لكنه رتبع لثرغروفاسطر ~~وسكبكلوليرهخهما محنا بالاخز ودياكازالسهر ~~والتو تحر شبوس ومزاجچار واما النوم ~~والسماف وعزسب بارخوأرهبما بكنك ارعلم ~~منه ولكانز الادوبه السارج، تخدرونسبتوليت # 169 PageV01P279 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0280.png) ~~الحركات رالاره بفعلصته [ك ودذلدهزا # 4 ~~التدبببر والاعد يد فاز الجيا رواللطيفمخما ~~لجدنا لارووحفهالركأن وبالصحم ازافتراب ~~وهولعخ لاشبا الم تستل الناسريها المنوم ~~اد اكا زعمقامراهوكلغران ثهشرهبغيرمراج ~~وجلغيرطچحام حلبارقا لا نوما عزن لكايه ~~كازا جا علام ففه ونمزلهومخ الالحمام ~~واخلوعليه الباب وطشرن لك العلام عطتا ~~شدداولم كين ف المز لصأعشرهبقرا باعتقا ~~ينم معدار ككرقبق بهر شربها باماكبه ~~لابيياء ببهححموامتلها وهنه ومأت PageV01P280 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0281.png) ~~ونعلم دللمزاذ الحيوازا لهمزا جاردم نراج ~~خيتره وونن الشتاءيلوة الشتاء ملقا ~~اححنه كالميته ح ان ا لاوأو لوحملتها فن لك ~~الوقت ييدكء لم سهبألها ازنهنرواماوعنان ~~الصيف فلايهداولابعرجزالحراب نلنه ~~مچدزعجرالسأذل جزايرمزلححح الصيرننه ~~البقا بطبزر الفن حمشكنب ا زنيلون ايامن ~~شهراأب والفربمشلعننمزالحو اشازه ~~ادأرايت تحغرن ابللحيات الحأره سبأتا ~~فلاسي يرلكنتبت فان لبع الالامبغه المسعده ~~التها مر دمزاج ا التعها خلط لغترث # 171 PageV01P281 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0282.png) ~~السبات فوايتدا نوايبالحمبان ولودانحابه ~~وسسبد لكلزا له ملغ ببر د بتراجح الده لخار ~~الحارالعمو الببن لرخفطهنافانه حمز ~~حه رف الادويةالمفرده لجألبيوسعاطريف ~~المسلة والجوابب فالالنيت نفلالحيان ~~المعسوم البدزهلالمله والننبوروسايرها ~~وصبه استق بعرهقالدلايل تطلبك رفه ~~جقيفه المرضصحبع الاما ن ال المشبة ~~بهامتلات لذلككلهاسيقاه الورم الصلب ~~الذكلوزف الحانباايمزادوزالبغراسيفوانه ~~نصفجاين يدلعلازالورمف البه لير الى # 172 PageV01P282 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0283.png) ~~واما الدايره الحابللابسر فلالجوزازد لعجا الب ~~بايدللا الطال واما الدلل مما برزفيماحرج ~~مكضرجوهر العنواوكبالموكعليهالعضوالفاح ~~فالبولالداله ms137 بما المتانهوكعطبعأر لاوالح ~~الاحمرالم اله جحل الكما واما ازكارمابنززطلبد ~~ممنافها يرفته كيئر امزوفنع العخومناك ~~دلكاننهارخرحمزابساز عطعه مزعينا فلا ~~شاازخموغ مزالحففرمه ترنق ااتعلم ~~590 ~~فاي موضع ثم فقمرفه مزانه ازحج بالذهنو ~~امافوز المعره واما فالمسركى وازخمم السحال ~~علمدةان اسافي لججعواماوهحبم اليه وان # 173 PageV01P283 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0284.png) ~~خرج الفع والننحفح علمتانهف الجنه وومكان ~~فربب واداحوج بالبولعلمنا نه والات البول ~~وارج الغاربيطوف لامحا وفماسافاالمعدهوما ~~حرج مزالهباوف الارحأم والاوجاع ائمنا ند(س ~~جاالعخ والدكهته عرج الش مثا لدلك ~~انه ازحز هشع فره بالق عفوفي المعدفان ~~كأنالعجع تيالقعمقدام يويغ فالمعدم ~~وازمازا لوجع زله مزياحيه الفه سفاالعق ~~وفيف المركى وادا ابلع الانآسازساله حرافه ~~وحدهووحدالوجع عيديرفتها انتله ناحمه ~~خلف والوجح ولمركامحأله ولزوحدبيد PageV01P284 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0285.png) ~~بهآدد لك وفيبا الفر فرببا اليه مزناحيم ~~البسأدفا لقرحه ف المعده وفاعجاليمها و اروجبد ~~الوجع اسف امز دلكوما يلا اانالحيه البم وللا ~~ففياسأو (المودهواعلم ازللعل ارياخواعا ~~اتلرمها ش ل النباة المثمم الفر ع كسرفحف ~~الزاس والأز وبفلبالمفمخ ف المعده ~~والقلاف اليئه لخأله الل الط يرعنيف ~~الكبد والبول الضبه بد ل ككريهفا لجأنب ~~المحربهزالكبد وشدهحمن الوحنتح الوم ~~الحارحرث والره لى هذهالحمة لانتبه ~~الصحيه زاحلدة أبلم الوجن ميها وهذع PageV01P285 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0286.png) ~~المالومزاحل الحم ووجودت لاماد دافطا لويبيم ~~ونالفا لموصب مز مف الحمآع فوالجمالدموبا و مصق ~~اللببه دوزأف العجهوفالمدوته لبير ناك ~~بلالوخه كله اجرنفالج وللهلاأيا اضها ~~حوا برة لاز عثوز القه يه تدلتأقجة القل # ون مين 1 ~~و الول بولعلحصم الواهده م ح با لفبع تل ~~الع ير ما والامها ولاعنا اينا عللزتحيا ~~كديحف فسشواها عثلينهلالاء فالمجزوتولد ~~الحما والكلع المثانه فقاوفديم ققم ان ~~الجاود متولد ف القولون لى فرد ~~بفراط ازللصا له ف لينه الفأصلوقه قا PageV01P286 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0287.png) ~~توا لالرأزت : اخصاوبپيرعلاالاععا الباطيه ~~الالمه قالابيت اناللخاة نولدفت والجنك ~~وببا لنا يوفاواحخحبناها قألورأيتلاما ~~فدصا وكنا صأبعه دلها عجاوةفا لج والدتيبان ~~لا قولد الا فالما وقط والقلبصز نسايسر ~~«اعنا لايكنا فيه ورمرلع ازنعق بلرمؤ ~~اليلي لفه لل لك والرته والرتأطأن لايلون ~~ومهاوجع ولز افقا بهزالهلالعجر لغ لائلن ~~غيهامثلمايلز السا ب قوترالاعار ms138 وتعون ~~المدة الفأفزو الهشعارا لمحلف، ووره البد ~~الحأو الحبم المجقه وسوابد اللسانه غربآ # 177 PageV01P287 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0288.png) ~~اللوزعزا لبد وضرب مزبعيراللوزعزالطحال ~~وضرببكزاهمرا باوج كبعرالبواسيبرولهلوا ~~مزالا لوارخعوعبه لانخحفاعزالمدرب فال ~~الرارى انأ افولازاللوزحةه لاالكبد ~~يو زحابلا الالصفره المنوبا لبيأخوف ~~علل الطحالا لما العمفع مع السواد ووعلالالبر ~~الالصفه مع الحفرع انشناره منترعه مزالجم ~~المقللاة أاولمز لا دوييه الممربه جملفي ~~بزامحصتله وجابا السمبولتر أوالجاه ~~الححيفه والمنخربه اسرع مزاحترا و البقيلهلحمت ~~إنالحفيف ايما اوجهنفته قله انماجه لززه # 178 PageV01P288 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0289.png) ~~هو متحل أحثاوعفلاود ليلدلك قايرة ~~العلمالطيوكما ازلاخلا موو فيهانعا ~~فاد اوضح هذزا فما ويه مزخلأ وهو المعنه الخلخل ~~ملوقو أوالهوا اسرح مستح لالمالمنا ر ~~واواملتهب بها ولذلك صار النارتسرعال ~~اسعاله والممأبه واحرلقه ولسرومعه الحبر ~~كله ال نيهوفدولااز الهوائحياجلهاعد ~~مز اعزايه مكمنف له مهلحجان فادا استعل ~~بالن أرصما ومتا لنأو مكمنفه للجر مركاحان ~~او قهصأرالهوا المأل لخلايه كله نارا ودلل ~~فالم نزلا با يز وغاض ازان المزب حهيفا PageV01P289 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0290.png) ~~اشاره الجوص الرفيو لالبزازبجددجير ~~البد كالماء الجدب والخ اع ماشاكلهما فاوكان ~~ممدلا لهازحمودهيجكر ولايككالخر ~~جود الما الملحوما اللبرتوما الغيراول ~~فاما الحجهر ا لغلن جد لينلظه لالمزاجيدلك # و. ~~بمد لدالاسرب والانك فازكلهاجرينهما ~~بحدوفووغمايه الحران ومادلكلبريالغل ~~والزفت جدعلل لتمام وهوحا وبچدوضموغ ~~البجالحا ومنروالصيها لصايفليردلك ~~الاللغلظفاما المأوالخافلاجدارالآلبرخ ~~غالب فقطنذنيه انا صامةاهيه PageV01P290 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0291.png) ~~الداوه بقطع ايفجا رالدم كالرعا ف والنزف ~~والجراج بسة العر وو اليثر بازلانهابشدة ~~جرازتها نخر و الآموضع وجيلع ليه ق شة حرقم ~~لييست صيرع وه المماه خ لشه ون ~~الفسسم تع ير عواي لك لعفع المنردمه زله ~~الفطا ومز اعباد لكر زامتماحتجنا ازللو كفد ~~قد الخرهه الدموحلنا المكآوكعلبه ههداءي ~~اشد ما تحو زلاز المكأوي متول نكعاهك ~~الضفه لم نفح شميا ومع انها لا نفع اجا ~~تطربهججه ا سيلاا ز الدمود لكزالنارليس ~~تآلع ابغجا والدهوهسه مط انفالخنر PageV01P291 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0292.png) ~~بلانما نفچلذ لكفرز طريوانها اد ا احرفد المرامع ~~التة بلقاها المكاوصاو الشه الدييفقامما ~~فدلح روشيها بالعطاءلماوناه ولذلكعاوت ~~الادوب الحأزه ايضامتملي حر ثعنا فالوضع ~~الذوقدا لجمنه الدم شين مخترقهة بلرفيشده ms139 ~~لم يقطع الدم بلزادته اساده الفروتزالكمين ~~والكل سل زالكمو لرفوه المذاة الموجوده ننما ~~ذأو وازعتيت قلنكيفيه مأند أوتا وكيف ~~احبب ارزلع ر فنهذا المبعخكاينا مأكان ~~واما الميلور فالشم المولصمزالمطب واليأبش ~~السجنيز بعمل يلران فهما وهوزط يه قرتحت # 182 PageV01P292 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0293.png) ~~رهزها لرطوببه نوحبدوما از لجيوانه والبات ~~وواأرغرو اننوابع هالرطوبه المسماه كيلوسا ~~كتيرم لأفم وامأاصنافها المدركه بالمدات ~~وثماييبد اصنا المسهوزه تنبه جرمالراطا ~~أههم الحترخشيه عليه مزتغرره لوكازله حتبكن ~~الجركة والجك انشنأره مزا لقأهآوزلائثينا ~~قا الد عفوريس عه وازخادمازعضوهي ~~له وعويو دبكعبهفالمهيي كالمعده للبل ~~والكبد للدمال والرئه للقلب والمودك ~~فكا لعصب للمقاغ والرئه والقلب الشلي ~~للقلبهالاوزده للكبروالاسيأن مخلايهم PageV01P293 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0294.png) ~~المهيم ا لافنا المولدهللمة قاهما والموبك ~~امأ فو الرحبال فالاعليل وعرو فو ب مماونبينه ~~وامأ فا لهفصا وعروو سند فع وينهأ المأا االمحبل ~~المنصور ى للراز) قأ لالدك أق لارادته ~~اجع ههذه حكه جلده لليهة جركه ~~الصين والحخدين وطرفالانف والسفتين ~~واللسان حركه الحجى والفك لمككه ~~الراس والعنق حك د الكيف حكمفطل ~~العدع السهد حركه مفهلا لسلعدمع ~~الرسع حركمجلمة الاصابع وكلواجرهز مفالها ~~حركه الالعضا التنف الحلف حزكه الصدر للاي PageV01P294 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0295.png) ~~وركه الفتضير تركه المنأنه فعلهناعا الول ~~وعمهاوشرها حركطرف المها المستفتم لي ~~كنييه خروج النفلحركهمرأة البلزجركه ~~ع 5 # ~~مفه [الورك والفىد حركه مفضل الفمدلولق ~~والودمحركه اصابع الفروينسه اظهر ~~لكنهفا لمعتايهحكه اللسازوجركه العغي ~~ثم دجدماحراة البدير والرجيز وفهحك الاعضا ~~العامبابيها ابنتاره لوكا زالطمفه ~~الفشاء لفمله عقا ولبصامهز عمز قاه البج ~~والارهتلع عزالربايغه الرجوليه لمازالثيهان ~~بمنهزب التجأك فالرتأفة كأهلالقروكن PageV01P295 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0296.png) ~~الحبال لالحضزاع لكروليلات الح بيخرحتابل عنانه ~~فبفا زكوزالطمث فر زاده دمعما ملتلب ~~اببرابهزب وزعدة ليعرية الولرعندوجود ~~ولهذامارالطمشلهر هرعنهصلوه ~~ه ~~الجأع وصلويز للجملمع وصلوحمر للم بع يحون ~~عنداستيفا الرمرقدرهاوقوتها الممحن ~~بما ازكوزمحملا لققكوبز الولد واداكبن ~~وتستارما مآفز ا عى طلت جزاء يلوزمحلا ~~تأبلا للتوليد القلع الطهث وا لعبتففل ~~راذا لطبعد اعطاعه متم الم وتمش ~~البحم كشا بصغها جزمةرارها الطيف # 186 PageV01P296 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0297.png) ~~الصالحا لفتبولحلولالولد نفلهرد لكالبش ~~لبيرهذا ف البناسر فقط باوفيعغ الحبوان ~~البركفانه فيج عاصسرمزاجه ms140 وكثم تهرؤه ~~وسدهزباضتهوتليلماتحللم زحمهالشمر ~~والاكتنماف فلببر لل اضه وهذا المعمفني ~~فلسظر ووفه فابليه ومععره وصببه ~~مزكلام حنين ا لاعر زار عمرحاليوسر فال ~~ان القأيللكم محشرالقرالناوهذا قولا ~~أركاورحرا مفكمسفع بهوهوهنا من أم ~~فينا به عزبا لحكاء جاليوتركازاوفلالن ~~اوار ظوطا لمزا وكيرهم لما وحدتوهم قد # 187 PageV01P297 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0298.png) ~~الغرض اازكقضرؤنه وضچواذهانم فيه ~~وف تموه فاركار مزالاشياءاليت خلفوبابنم ~~وما بعيق رؤنه فلا بلمه نوز البيه فاهم اننا ~~بقولونه لسحثنوبهعند البأع اولآنه واي ~~فراعيف دمندزما رظويل اناره من # 9 ~~مقا لعبر هله قال وقدقال ونها بالبرهان ~~لههذا الفول افولا وطمحهالاساردل ~~جمأايه لييرم المحا ل ازن حونز الهو الستحيل ~~عندحروج النور البضر واما ازلدلك ~~في تزمزالاشياء التى طهر لحصر لطهواينا # 188 PageV01P298 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0299.png) ~~وف خهسه اشيا لاحدها ازالمصراد أكوتهب ~~بتهحز كالاله وتچبهاد احمضنا اعيننا والنان ~~النبر اعزا لنا سر برونة الظلمه يلقا لعنهم ~~ننورااد اممسنوفه امره تمربتخوها واحد و التطر ~~والنألثاراحدك العنييزاد اتمضالشع ~~تقبا ليهرود لكودللانه بههريصاناواغا ~~مزه ذاالبارغ ال الناظرستهاع زجعه ~~بسس والرابخ ازهزهالمبه مفامنن ~~عمآيع الايصا بلليلته مزا لدملغ فيهامجرك ~~محسوسر العه اعآم العصبه الناظرم لات لارك ~~نمها بهخ جوهلهو مزالحواوث والخاس PageV01P299 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0300.png) ~~أزهز العحب عطينهة مزعر ال ماخ ~~والسسمب ون لكلنه بجر كفيهامزدلكالبلن ~~تل مليه مزكما بطبقا ةالامم للعأضى ~~صالعدالاندلي قألنفقوماضربعتيره ~~قأه لنخخم بلححة ارحداو التراجه فى ~~الاسله اولجه . خيز مز ايحو ولعقوبيف ~~ابسنخاوالنديثابت برقمر الجرار وعمر عح ~~بزالفرخار الطبرت لى لااعلهلمترك كرب # ة ~~اسحتي ننهه مزتابطهورالدعلابن ~~لي ااشعث قالانما امرفالفتمايتصررر ~~الابدوبيه ارببع عشمهرع لكنقاييوتلامم PageV01P300 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0301.png) ~~تانيرأف الفهروالسبعه تانبر نأوضص لى ~~فدركانتا لفدما تهنافاعمالهم ادوارالفر # ود حره ~~فيلمايوفعله وذورعاليشرايفا فازالروا ~~الافيؤ زانما بچلوه بچدسته اشهر لتمله دونن ~~الشهير ودو واو القمرالمذوره واه الكاب ~~ولحا * ا لاعجادتد والدفالقيأمراعتماوالدوا ~~واتجاد ابزاه وتفأعلفوادبچنا وبعزكق ~~تحددله القوه المطلوي بيد الترتبالوله ~~مز ميع والفچماله مزيي داتملهه الىلانآنب ~~اولبمزادوبقالمريب ملحه مرناب ~~ارشبجا نتخاليقهل قا لانآما سم زهلم لسل # 191 PageV01P301 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0302.png) ~~هذا الاسشم لارعدتجواجهايناعضرويهنا ~~السبد س مر هع الجواربيزسم نح دفانفل ~~انعكازسة القره لهه ابنا يترم ms141 الاوون ~~بلاس ارم ايرا ولأني توزملع وم الاحد ~~وكان لسو الرسلفلألف هذا المرههعن ~~ابنع شر اجسة مهه الرسات وقالالخارف ~~ليهية الفروبير الامأغرالع اوزهوالالع ~~الساريبه ازالامرالغ اله اويههما لت طوة عجل ~~اصرا عديينة اسره اكتهم وقر وليده ~~«الايب أمز الملطربي ( الح اكت و بيلنة ~~م ا فل ا قتحاسه لالبألة لهم PageV01P302 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0303.png) ~~اابننا ده قالجالينوس الامراغالمأصته # الحييةطي رها فلثه اجناس آ الرندان ~~وچبالقرح والححاف ب الوسواس السداي ~~والسط أوالج زامرج السل الر الفواد ~~والاسهأو لى اأحدوف الدندازالمات ~~فللح رف فلته ازالعطوه سقع العيف # ~~ومبرد البل ط عتيوله واامهاوالمعدبيم بتلد ~~ونه الدود الحنأوفاد احدالحخئه ابغطفت ~~الجرارآه الا ابلط نوهلستكرارةه الستللاك ~~ابفحرمحا لحك نولدنفبا وتخارا فيانلف ~~الملعيف زرلامأم وييه جيا ن لماطيلا # 193 PageV01P303 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0304.png) ~~بجما غدره كانده ن زحاف وامأصعيرافيلون ~~حي ا لقرح واما متوسطا هنوز دنيرانا واما ~~مرزحف به الوسو اسروهابرماد پرفارالصيف ~~واربد البأطروقد اخروما و اعغما والعروف ~~فيما ل الحبلد برنهمز المار الصيف وشيله وا ~~افلوهذا المجفانكوخ الببررزكله فهون ~~الحادث عنهجناما اويدرفجه العمينوواچد ~~فوزس حطبانا واما ارنكورن الرملغ فيون ~~وسواساسو بلواوقدكورالعسواتابعنا ~~مح لحة افل لخلعا والبرنكله والبمأغ ~~وفدكون والمحروة الدماغ وحه ووقه # 194 PageV01P304 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0305.png) ~~كلاهج بافزاامراغ السوباوته الخزيفته كالربع ~~والبوحثر وعظر الطال ومااشيه دلك واما ~~الغنفا لبالنممادرو ماحلاهالهوا ~~في الحزئي مستضرالدورونكن الزلواليل ~~وسايرالامالصدركاورامه وداتالجبوزات ~~الرثهوالشعصه وبأ و مايعرعنواما الم الفزاد ~~ونيكورزاما لايصبا با لاعلل الفأسد التدايت ~~يتالجلد وفلعجمأو البدزقييه مزالصيف ~~راد أتها بفالجلد ورجيتا اخلط الحالبا ط ~~عندبرد الهواءواما لان اخلاظ احارة اعبت ~~الالامچاوييهلبودويما كلبنه فاهلجتقا # 195 PageV01P305 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0306.png) ~~واصجدنتها الوالمعدم وتراقاافهافاحرث ~~وجع الفنوادوالهذابيدهب جالينمر فلقض ~~نروجه وفقم وكلامج فزهزا الجبفراليثالث ~~السهاله انولعه والزحتير لار المأ اه المنعتم ~~الراجهه المالبأطزل فتصلتفالعناداعتثت ~~الووالشيازوالأمالعده وازحةتت فلعالى ~~المها احرتب الأم لكا لمعأضع الم تعرفها ~~وازحدثب فولحدالحثا احدث فيوعاله ~~المعزوفهبماقدر المأبه فالحرووالنفوه ~~وفوالمزنام وفالقعام وازاخحدلالچاو ~~السفال لطلانهال الق و لخ اوقنوج # 196 PageV01P306 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0307.png) ~~لابچاءوازارصبا امعتيدة احرث انواج ~~النأيرا لنكحدثها مثلها اناره ليحل ~~حاس البرذويببلكلايرفااحهه ~~مزا لرماغ ووعول الحبرالذلالحا برام ~~اعصبيواما بالدماغ ms142 نعسه فازح اسه التم ~~لاناييها قوه الح يضب باانما با بهاط لداخ ~~بعنشه ودلكاوحلمة البثركهماستهاوعاى ~~الرملغ الممت دمهزوبسسقمد ازالحترهبن ~~الدماغ لايفخ صببقالابزعاسويه ونابه ~~فالاسهال. واتالففه لحلهافاليماغ ~~وا هشأورها بالعصب فيل لدرليكسبةله PageV01P307 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0308.png) ~~ملخلا الشمفايه باتيه الحسرلا فعصب عهنا ~~شأهد وقالحبيززا سي هتأ به فيعشيم ~~الچصب بنبتمزالمدماخ سبعه ازواج هض ~~فالزوج الاولسبتعصبتاه مزحانبالزايدتيب ~~النابقيزللسبهتيرلمنالنتريالميزهامتها ~~وعايالد ماع بها تأز الزا يقا زاميما زالمخين ~~ولي زهما الشمفهذا دليل احن والدلبل ~~البالث المشرح واز ا لزوع القرآبيهو الاول ~~وهويخلالمالجازرمتهوارزفتهجران ~~الروح البل اليل لچنروالزوح الثاويخل ~~انيفا الالعيزوسبروحلته والعننزوعطيانها # 198 PageV01P308 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0309.png) ~~نوه الحزو الحركه وماوو الاوواج فيعحيدة وعل ~~زوج مهاف ددكرالايزنوعلاياتالمموضع ~~حاسته الشم عصبت بلالياانفف لاااعئره ~~ترف قألا بزصا سوبه وكتاوللاسهال ~~ازفشقالهسنوالرفبو العم الزكتحت الحشب ~~هوالجننوكذاجفتد[مالهجفت تعريف ~~ااخر تقأ لصاحب مابالاونازاللتازارنعه ~~مثا قياه نصف وعح مزكمأ بالحوهرك اللفه ~~اشازه مزالتبة الكب يرجوامع الاسكد ارن ~~قال النج العظهم كوزاما مزحت ابكيره ~~واما صزفوهفوته واما مزأ لينه واماي # 199 PageV01P309 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0310.png) ~~فوحواشييه انمانكوزقله الروح الععش فراشار ~~عظه البيلانه مزح لهالحاجة الباعبهاليه ~~الانالحاجه اما بييديلالحارهواصأ بوليدالروع ~~اليفبم فاد أقل كثرثالحلجه الابوليده فعظر ~~السنبخ لذ للاء يشقد لكا لچاجه كمابيظم ~~النبجر لفته الحلج الالتروئل الكيرلى ~~هذا موضع عظييه ودأك ازالابيه للبن ~~هين وح الروج الجيو ازآ وقوليد الروح ~~الننح فما از الروع الحيواومن ساملج ~~الحرانه تجح الى التروتح ي لم لنبزوكدلد # 200 PageV01P310 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0311.png) ~~متيبغفر الروح الفضح احتاج المتوليد روح ~~كت برحبيواوعوله منه البةسه فعظم الف ~~بدزلكلرا اعبودان هن الحاج عدنله الحران ~~المعزطه لكفه حب عدركا ولشتراففذ ~~وفورلليار العفن كنعداسشتراطنا ازالحا له ~~الصحيه وجو دق كاملمو الافلو نزلفا از المزاج ~~البداوازا لالع لب طواز الفوه نعيفه لز ~~تح لفأهزاوبالججلة افوك ام سب رابع17 ~~كمالاللثه اباخرالمذكور ولاخأضلجخهه ~~الروع الجيواذ فانه هه ودالمسله انهمتان # 4 ~~كيرا استملت بنه الطيعه ولهليد الروخ # 2201 PageV01P311 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0312.png) ~~البفش طراد أقزر ر اقاج بااختأيت النوح ~~خحفط به الحيوان تخم بج البنش فج) العفحهروه ~~وصارمزالمعيرفنه فره الفوه وليزالالروانآف ~~زنيم ازفنوه القوه نأفع لماشرحمأه عزوفود ~~الكمأر ms143 العغركوفا ليزالالةوقطظ اشاوه ~~المماتازعلم النبحج ا ق لاسشبا تليومنهاانه ~~لايمكزا انسأزا زيقدربب فلمهسهومجست كحفف ~~ررك القلبلفاحدثفيهواوامكته فليير ~~دلكوقها زنسير ولأبدركمزامه والان ~~الجوئل بل حتاج البوكه وتو غبال فايقه ~~ومدهمزالزصا زلرنله فاز*ا لمنيتادرك # 202 PageV01P312 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0313.png) ~~الانعبأ زعيدمختستي نسنه مزعر محها ~~فوابزاكه وتها ازعبات العروليبيرلهاف ~~الرجودمتا لتعلممنه ومنها ازالطييحاج ~~وزأرل تيبر لا جرزله اد اوضع ببه جم النض ~~ارخحت با لابا ير العشم الموحول والبنبراشازه ~~اعآملبانه ادا البقاعسآماوفلاحلواز لونا متاوك ~~القوام فنككوزلةا احدهما الاخلصفيخ كائلفي ~~المأ الماات ألم كناحرهامن مته الحريياي ~~سسدان وكا بلفاالهوأ الهواافلم كزلالبها ~~مزيياحتواو الاخزولاههوبه بنوع مزابواع ~~الحركات وازكو ناغ فر مهستاوفالقوام فلون PageV01P313 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0314.png) ~~احيرهماخأمزا والاخرممزاوفامنا الأول فادابفزقا ~~كازا وتراوهما دفيعة كرفع الصفنيه جز الضفحه ~~واما الناذ فادا بهرقادان هزقما ومدهمن ~~الزما زيدركها الحير مزلة النبخ القوتفانه ~~لمادان لقاوع لليدلقاعهيزوابغازهب فچهاوظل ~~فيهاصأزادا فأرقهلعندا ابقباةلعيسن ~~فوكنه ولذلك صأرالابقبأع موسالكنة ~~بقلالحيترباونمي دهر متدازالفبخ اعأعفعقا ~~لاجداواما غحبفا حتاصضيوا وقالحالنو ~~وهذاالدابل نقبأغ العرؤو بكوزمحموا ~~فلهغالامناير و فولعمالافهوحف PageV01P314 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0315.png) # فالحجنما اذزكمزمق دارا لابعسا بط و البن # العلهآر ولحتة الجنمضالديعزالقوه فالعص ~~القوكدطتر الجنمرالذيمزقوام العرف ~~فالعب الصلبولحرن البغالذيهزصفيه ~~الجركه فوالنبخ المتان شوهاشرا طوادراك ~~الابقبأغ الجدلك امينا وقالتتأج ازنلع زال ~~عفظياحانر احباصلامقباومايفزأن ~~بتركحب عز الصلا برمع الظ ليي لصريع ~~وازامقبلخه وطوزابيزواطهرمزالحيع لقم ~~فاهما دارفتوطآوفهذهالايماف دازالباف ~~له عتومعطاوادأدازعغر اصيفالييين PageV01P315 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0316.png) ~~نسريع دازابقباغه حملريتيزوادادارعفير ~~جنا ضعيفا ليناحتا سربه احدادازابفباعه ~~تخير محسوير اصلا نكنه اصنا فالعل ~~باليد فمته جبرالعظ المكصور واملاح ~~العفل المخلوع والببا والحنيأله والطع ~~والكيجوامع الفرف قالكلاصاميناب ~~ازاوللا ستحرج الحأله الثألثه الم لنيت ~~جولامر لوايزه فيلسن قالحاليش ~~ووا اسأ دسه عشمزجلعقألتاييفهيا ~~إزالطوه المغيره تة بل فقو، غأحيه وي ~~الفوه العأديه التيع لنة فا لببا ز لالاف PageV01P316 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0317.png) ~~ماهملله الهوالليي واعنها واصلاح مالحبول ~~ومقبد لمزمزاعم لأفالهواوفقأ بلوم ~~دنانة والفتره المولده للدم العم ليالعقاجالادان ~~كما دكرنا ااع فاء سلام بفوور لها ببدل ~~مافز صناعبعلق نولد والقوهالهامه ~~للطعاوفالمحده المعييه له عالح النخليد ~~الرم اشازه جوا الطرف وفوسقه ~~اطباف الجمزوفيحما الطييهلنا فع منهااننه ~~لودا بقا سقمأن لمد ms144 اليقطه لمعامفتويين ~~لودها نا يكلا وونالهما الإعيا ومهاانبام ~~فخفادازيكخلهة العفيفرغارج اشيا # 207 PageV01P317 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0318.png) ~~لهيره تضر طعانها ومنها او البجمر كازسطيه ~~الاعما ونجختدالعئ ولختم وتخلبالها الدموع ~~كما بصيفرزحمدقالمالنمعزغر ازنطبق ~~جفنه وعنها ازملاسه العنروبطبرتها ~~البراقة اليعليهادان ستذهبوبههنيف ~~الهواء اناه اولو زيدف المدة الولاطبأف ~~الحفزعلالفرف وو الطرفعاهنا المقدار ~~لاستضر جاز اشييا تيره حهدا ينا حتاح اليه ~~مزلثر الجروسرعه ال واله والحزآف ~~مزعوت رؤيه المحركادلبعةورممكد ~~الدايرات ويها وفه لكا بلغييه # 208 PageV01P318 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0319.png) ~~خفتضرب ببه يقراط المشلفحكمه الطبيعه # لمهه بفيمالها وزامالاحفع ~~سعغ تر فحد معيز فن لكك وباواما لا زلمعيمه ~~سغير وبغبرسفيته عقميم السميزاف ~~ازرئددعبتبه الطسعيه جزه ابهراجها ~~ككما بعضه الصيفا زيلوزمهرظ الحراره ~~معزط النبرحذا والبازا زيفص وسلبلل ~~كعتي مضاباه لكتيمته كمانهفة الصيف ~~اوزكوزگيرالمطر ظباستوياوكلدلك رك ~~ن ته احلا لنا سرة كعته وزرا ~~بي بقأ اييضه ذركا يذ زكلشي قالهف PageV01P319 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0320.png) ~~وهير ع نه بحفر زقا لبعن بأز ايرب سخ ~~كلواحدمنهاعهتب طهاموادلابفيه ~~بلا فهان فايهمالزمعنه بقل العغازوقله ~~الفغمدازابفروقالبعظر باخيهمايفچل ~~بداز توحدهطعتا زوتوزازع قج أن شم ~~سلازنا لماءتب عشفا زن توزنأ زفنا ي فاوححت ~~فماؤها الاتقلوينديازخهرالماءواخفه ~~مالفضما لظچام جوامع المرفقأل ~~حدوذ الحن الحاء امابآعآزصزد رقيق ~~غربب فيه الضف الاومزالصفزا اوجرها ~~(وداكاز الصفرأوحيقا اتمالحدثعينها PageV01P320 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0321.png) ~~النله لاالحجر تلبيل الادويه المحخرح ~~الفص الحاعلة النومنها دابغه واد ~~صأو الفضلفيث لايدفع فلرنتفم[الداهه # 26و5 ~~ومنها مستفرعنه وهمالم نمجوترخهفاداالي ~~الحب اسفقا لهااد الم ظع فابدفاع الصلع ~~الداهفه المحيط بصناجه اللب تالبف ~~محد بزتخحاع قالاعله اذالشته يمشلاليو ~~بتقنمهيميرمنها مابجكجكالمدخ الالنظر ~~وعلم وعماالصلعهالطبتهوااربع ~~الولو النأ ظره علمهعراهما فله ناب ~~منفااربجه بنطرة الاقياء الطسخيه وف PageV01P321 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0322.png) ~~ومناسته سطرة الاسشبياء الخارجه عر الطبع ~~وهحكا ببالعلا والاعراغ والمولنع الالمه ~~والعنبر اليروا لخ ازها باه العحجر از الحمياة ~~وواحد منها ينطروبه احنطالاشبا الطمية ~~وهولناب بدئر الاصحاء وا أخر بنط روعايبلد ~~الاشيا الحخأيجة عرالطئحه وفوما ئحيلة ~~البروهذأبعضيلالكئب فامالعله ~~والجصازهاوهنا البنهواكفا الصنلبه ~~هز الجله الونوهولعاعفوايه لمالان ~~عر الصناعه الطبيه حا اامرالطيي # 212 PageV01P322 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0323.png) ~~ورب الش الحنأوج الماكا لا لطسعيه وحب ~~مزهذا ازكونمظر المتتعلم فامرالطيعوما ms145 ~~الحهظهو الجخنارجم عزا لطبيجه ومايرده والامز ~~الطبب الزدهزشأنا لطيئير لنن نطرفيههو ~~الاسطة دافومزاجهاوالفورالحادتعب ~~مزاجهأوالاعضا الحادنتهمنها وهوكا الطمات ~~بنان العناض الموجوبده وااحسأم المربتبه ~~ووكابه فوالمزاج يظر فمزاجهاوفصتابه ~~والقوي الطسبه نط فالقوذالاوشة ~~عنفأو فحتأبه فالبشررخ يظروالافنا ~~الحأدثم عنها عالاشها الخأرجد عزالطييه PageV01P323 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0324.png) ~~عزا املييعةهما ا مراغ واسبا با لامراغ واابلض ~~وهذ ييتو ف الكلاء فيهاوهمابه فالعكلا ~~والاهراع ولنأانت لام أخعنهاظأهع ونا ~~ررأطنه اما الظأهع دليلهاظأهروامثا ~~البلطنه وزليلها بأطح ففعليلمناكيف بستد # 3. ~~عليها فكتابه والموافع الالهولاكاف ~~بعخ العلا مأت التي ستدل مفافعالنبع ~~ولازا لكله وي وتفينا جاعلمناعنه ~~عقابه فلتبخرالكيرولأدانت الامماض ~~لزمها الحاوروالحار يو علقه لا ياهعلمتا # عزالحارئزةداهوفالجرازوعزلتالم ن # 214 PageV01P324 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0325.png) ~~صتابه فلأد اليچخرار نه لما ازاحداعنأف # الامراغ اليا وكاز الملامويفامفتناجا ~~افردللكلا فتعلكتا با وهودابه والحيات # 5 ~~فامأمالح نطالامر الطيوونقكلمه نه ذ ~~تدي تر الانتخحا ءوامأما يرد المحار ج عز لطيم ~~الا لمألة الطعحية عتكلمفئه فحيلة لرو ~~فهذاغفخ السنتهشراشاره اران ~~حدونما لوره الدموكهزسبهبأد منوله لعدنبه ~~والضربه فنبوا زنجاللح واولالآمريلايا ~~الى لخزى برني يما نستفيح الحلط الفلعل ~~له صذاقا لصاه الجلمع لى ليكان PageV01P325 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0326.png) ~~هذلحقا بأظأهر لما امر حالينو سمرملط اليفع ~~المصدوم بدفزوزدويزرعليه الاسزؤزبط ~~رنطلغير موجع وفألو لطاجا ستان الرهم ~~الحلما ويه مز القتبض نفع المواضع المصدومة ~~رالاوزراءم جز الاسبا بالبأد يه وهذابرلعا المعمد ~~بالكلله اولانمانا دازاز الورم عز سياد ~~أحديه ا لقطع سييلالما دهاالعضووحنت ~~تيدر ازا لبدز بوف استيمل المحللاتثرافتك ~~شرطيير طوهذالمداواة ازلاستفما مولا ~~بل يحل لا ستخا للحح غهرجاد ب اصلا ~~ولامقب للكأز فاما ازله كن لبدزيقيا فالدلواه # 216 PageV01P326 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0327.png) ~~بالقابنموومادكرجالينوس المراوآة ~~حتلهاما و الكبه مثلما نستفرع مزالدهقداز ~~اكثراواهل واما والكييه منامألتها ااسان ~~تاوه واحدهةاوون وعانتلدي زه وامأوجملة ~~الجنيكما اديا احبحنا از دستفرغ ماده تحلب ~~العبفو بالمحللان فردعناهاعزالعدوازايا ~~القأبضات فيكوز فتعصلنا خلو الموعج ~~اما تادع واسالجلل وصببه النظفامر ~~القوه عنه الاستفزلخ لييره وفيامزالفوة ~~الجبعابنه البخته فقهاجطمائرزاه ونزمأننا ~~لكن وفوامر القوه السفشية والقوه الطيفيد # 217 PageV01P327 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0328.png) ~~السياسيهاوالحسيبهاوالحركيه اوالمدبة ~~قيا ليفضبه والجاذييه اوالدافيه اوالهاصمه ~~اوالممنشكهت الطفته ودله هزاكلام ~~اصحابالجوامع فحامع الضروخنه ms146 باطبا ~~انما نط وزخ العغي المحسوسرلا * الغي المود ~~فالطبع اشاره الاستمام ووالجيأء فالحباب ~~لها نبغلكازنفععدفيه لهذه اللثهالاغلض ~~احبها ازكوزالاستمام بلا نا ففوالاخادلا ~~بيكوز ولودمزالمعضاء القيتيحغينا ~~والاخ ازلا ر يزف الهروة الاولم انله # 218 PageV01P328 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0329.png) ~~اليفه مف الكن يرمحمقف ل ااسنع # الاستماص عع روحجوه الناععرصه فللحوقومن ~~فتلالمهاد الكيهره للنأفبدكمنهاوقله ~~واوفا رتبا اح تكح له كي ل يكها ولنعها # البفش ~~واددبابع الط اهر عن الاءغليما فيعدمض ~~فتتفززع كحه ف الحم واأ ني ممع غه بن ~~الانصضا الربعبيه فلاوز الطحامرقة الموأبفلدا ~~ولت وابصبتمبلنها الامنا اله فاكر ~~عزال حتا التويته وادادازالرسيرفهيها ~~قيا الوابالخخوبيواتلهنالمرنغخ واما ~~ننهه ع صول الالايا اليهعدالهروق PageV01P329 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0330.png) ~~جيدهامع رديها ونيهامع ه لويوجك # وتبر مظ ~~تلكهالااخلا بانبنه المالمبرزاجح وق دكنا ~~اومانا الهذا قبلانازه ادأاقف ~~تديير ا مفصلا لعبرنيعزاج مزهو فطه ~~مجوور ونبفام نفله مزالاعد يييابهفاقوة ~~وفيقلامثالهاالاسفانأخ والسرمووالعندبا ~~والقرع ولبمالجياور والهثأوالحللات واللبن ~~الحاوخ ا لمنروع الزباصلاوالااع والهالم ~~والق يعول الجداء وامراوالعرارئي الحمخاة ~~فالمشمومأفة اليائد كالبفحح والنيلو فوالأفرر # 220 PageV01P330 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0331.png) ~~وما الوودوما اذلاز والببرم و الخلاة والام ~~والوؤد وما) اشر به الربا كمامضه الفابه ~~الحنأليه عز السكروخهآ شلبم لما الفراح ~~وخأصه ازظرب صنه جرعا عمطا لويو وحذنه ~~الغضب والاكأوواستقلعنه الاشتمام ~~بالما الفأصر هك(ميوم لأصمه ولامريير لك ~~مرا واثمهاوقدرعتباد لكولا العن ~~مره فماليرر ووونيومه فهواه بازه ~~وهو م ت دثر ولا مطيل العهم باوهوز اكمر ~~اسنتهالهاليقطه لي بببفاذتورف ~~قدرقوله وبصوونهه وهوا بأووفو PageV01P331 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0332.png) ~~تدمشرود اكاز الهوا الباود المستنبشوئيفلخ ~~سو المزاج الجار ويسزم زحق الحرانه المبتمه ~~(وعت الوها لمالبأطزه الدنا ويفت المسام ~~ومينع احتا ز الجا رفيا لبرزهمللماتت ~~الجلد صقر الحراوقدعملم از النوم لبض ~~واز العطيهرد علحه القدمأمطلقوف ~~اسم الصرع علما لمرض العظام والمرضالعى ~~والمزض [لاهى والمرضا لكاهنى والعله ~~الرقليه لى قألجا لينومرة الايه ~~عشرمزا مدميا لم ستمالصرع العله الهقليه # لازهرقاالجبارازامابه الصرع لي PageV01P332 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0333.png) ~~يشبه اوه كوزع سأ صأهذا الاسم الماعمد ~~لماعتعدله مزعماها بالعله العظثهه اوالمرض ~~العظيم فلنفرع لها اسمادالا عما العظيمن ~~ابتم هر قالعظشانبه وجبروته الجوامع ~~قاكالسعب البادكامأ اونكورنسبالمرض ~~معشأبهالابزاء ms147 منرلقما كوزالسوم سيا ~~الي واما ازنلوزسبالمروزمزاامزاض اليه ~~بمينرلة ماقكوزالعرتبه سباللوزرواما ~~اوصكورعمبالعفرقا لانقأل كالسميقالسممم ~~ونهشه الطميوار القعواشاره قأل ~~وجامعر الهغنق الذيزهشمم كلبعلب # 223 PageV01P333 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0334.png) ~~بداوونب كما بياويعا مر مربهه جيواومن ~~الحوانا فا أخر دذوات السمم اما مزخاوح بلارد ~~الححارقة الجأذيبه الى يوفض بل الفريهمماوته ~~ويفتح اسها وبجزب السم ويخعه وامام ~~داخله بالاقيليه ال بضنف السم ولجفه باولة ~~الفوأقوما اظبهةفا ل جالينوس اثا ~~كا فا لمتوافكا ملا باما بونع لو لافايي ~~فئه يبيفها السقرلبتدابهاايتاه المنأكله ~~وفالطيل لخوى فيعشهوه لكلاهجا لنوس ~~الولخرالا فأ عملتأج ازكودف الصعهاوقة ~~عملمه والمرباولهكنه احتدام اليم اليه ولثره PageV01P334 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0335.png) # ضيبه لعملالبريا و وينبفا لايفع عليفايعي # با قراع للافا ع شلع السثتر العة لانتبل # الجما فو لايبيد فازالشرتبقزها الوو الحه ~~لوم الافأكا لفأبله للسهوم اليهشيه الزوب ~~وقالابزو حنببه إزلحوة الافاعا المتضه ~~فللترباوابنابعتغلبة البفع والرياو ~~اجنتدابها ا لسر وييدو ا زفيهاياه باويةبما ~~بقوك ع احنندا بالسركم نضت ركبه وتترطب ~~وكفولفيه اشياكا قواله الطويله الفارغ ~~اككنها وقالا برزن ذيا آن لهحم لانا عي PageV01P335 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0336.png) ~~مشره بالح ولحعفه والبدزكله ميمنع غاليه ~~لي فن نعالههذه الشواهدلحر الافافي ~~المسآروب والمصبوبه زالبهير وانت تعلم آن ~~مثرون ط تر ابله والمنافع مزالعرياقالاف ~~هنذه لعاوله وه نفهه مز السموم ولريك دال ~~إلالحجحرا افأ عم فنهرزحينبذ بعليلالمرياف ~~بانه تحوكا لأو الغريرن علكي فع مضره الس ~~ير تعلي ل بالغ بلالبألغ ارتقال ايهجف ~~السمو تفنيه ماحيذادلحالافايؤله وازلا وقول ~~الرئيس المقا بله للسموم البهقيه والمثروبه ~~لانقصد بوهذابعينه لعزا لاحدابفعد # 226 PageV01P336 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0337.png) ~~افزبانه مقاومه ومفابله والمزاج بدلعلى ~~انه لبيسرمفا بله الحاو للباردادلحماافاعي ~~جازوسمهلحا رصق از بلو رناما خأصيه غير ~~منطوفويها واما باحندابه السم بالمساكله ~~والما بهه لكرز الجمنع بما انه حفيف واجتداب ~~وقدا بتت اعقالهم فاز قا يلهبافيادويه ~~الذلوان هذلالثومو الحمرو الييز والجوزولب ~~حبا لا رج وبأف المدلون مشرب للبزوالطين ~~الرومم قلنااتفا يفيلياله تقطع نعلها ~~كما قطع بفچلا لب ريأف ولأشهد لفاكم ~~شفد له علأابح عليها بغايه النفع كحا # 227 PageV01P337 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0338.png) ~~جمع عليه حمانه المبتدا بهعلسارها والعتم ms148 ~~بما حمعها وانها لعوضعنه عندچدمه ولم ~~الافاعما لصلوني كح امه لعهؤد البزرياف ~~كمأ ازالصهرمود الاباوح الفيقرا والحريف ~~عمودلوغا زيأ ولهذا قأللحدكادالنزاق ~~ازمهبدا التتر با وكاومزرج[اك لحب الغار ~~عندنفثرلكا ابعله وزييعلي مصار ~~برياوالاربچه وارفلازهأو وي وولمبيول ~~بقوله لكح الدوامان دروماخ العريب ~~اليعصدفزاج فبه لح الافاعفكملوجار ~~(لغأيه مأ لصدمنه وفعالفح منزالعممم PageV01P338 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0339.png) # والخليصر صز الموت بهال الالدورهالحارة # لت نوفح مزخارج لاحرابه السم اما بالمزاج # فالنوموالحزدلالموخوعهزعلمعضع # النهشه لاسخانه وحذبالدموخروجمننه ~~وبربع الدمومافنهمزالسيلكالقوه ~~ريحرج مزحندخل وانادبه بالعوالنه ~~ادواء جأذلس شماجد به الغلي ~~المدتدوالهربالعشورالحيظه وهذكلوم ~~الدجأج الهعنكا داشفالمدحاج حارة رومن ~~عاموضع الفسشه والصقت بهافانه وأتل ~~فيها انا تجذب السم ترك علماظاهاعنتط PageV01P339 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0340.png) ~~السيرح ودالعقرالمموخه الموضوعه ~~ب سعنها فاينها تز بماويعته المكان ~~مزالسم ونسكراالم واما جاذيه الصعناهه ~~كجام م النار الموخوعة لاجزأبا لسمما ~~فيهامرقوه الحجدب ولحعنيفه باويها مزجوهر ~~النأد المفنى لم نآلقاه مركل وطوبه وبهانه ~~واما بالسقرلح فكا الثأ سيا النومرو الحزجل ~~وزلقربجها الافا سخابهااوكالشرا المتارط ~~لليوشيع والنفرلح ودوام سيلآنمايسيل ~~مزالعضو نوفيف المما منع العصر فاليان ~~لازالصلتحل يدنه تزنعا لعليه الرطوببه PageV01P340 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0341.png) ~~والحرارة عليه ولاا وعوتةه اضهف ولازدمه ~~اكبارنكورمحعوظا مچداللزنياده والتمافي ~~بدنه واستكألاعضايه خلقهاواما الثن ~~ولاوهمه ودفاه بدنه قدبردوحمنوقوته ~~قنصعفة لر فازقاد قأيلفازلابمز ~~وطبأوقد مزا لترك بعفدوزالصياريثل ~~فجواب دلد انه وارناوعظط) وقدساعهم ~~علمادمانضرعمد لككييرابلام وانابارد ~~ببرداححنط الحار الغرزي فا لبلط ولأبلغ ~~ازندبرجكم برب لتدني اوكسبم وايكانمب ~~الاجماع والتلأزمايقا ومر عيح لظطيبدو ه PageV01P341 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0342.png) # وذهبعهم ما بعنرهم فوالمألالباجلة ~~تمرقدرماخ حونه مزالدهوالقدر الدك ~~لحزجغيرهمزالامم الحجامة فلاينقغرت ~~مقدار الدمالزكعبالاحتفاظيه والسب ~~النيحفظحازهم ومزفواهما زضتمل ~~ولبت كعيرهم مزنعل عللهدانم التليل ~~تعغلونه بالايفعلونه ف الكارمنم ا البانه ~~واهل البلادالمأرة اما لان البجريهة الجلمل ~~دلدواما إنا لنفويروا لطبايع بالفطره ~~تجأفته وصرهنه اشناره اسباما ~~لستفرع اوحقن 3أسبا سته وتفاع PageV01P342 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0343.png) ~~وهي ا رفه المأبه كئر نهأ س اسابج ~~المجاوك كه وجؤبجادب ااجهه الاسزاع ~~* قوه الغوه الوافية» فيالمسة ~~وشته لاحقاذ4 ااادقدهالملكولة ~~لوامثله هليها مثأك رقة الابدة مأيبن # شن ~~للنثاهمزالمنزعا رقهالده وقأل ~~كقرقا ماييني للهأزمم الفيومال ~~ونفالا بسأيع اليبأوكعايفض ف الجملع لبرزز ms149 ~~المنى ومثألاكئدبا عا جزدالسخدةض ~~الاطضاء فامأهزخا ر ح فالدوا الجاراوالعا ~~اليار بوصثألفقق الفوه الداففه مايوف PageV01P343 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0344.png) ~~بره.هسه كيههست ههره ب ~~لمزنترب الما البارد فوعتفو الج المحرقهيوق ~~مزس أعنه ونفارقه الجني ومنأ لضوف ~~العوه المسكه مأ يع ف لمردحثم م حنوج ~~البلا والغاده لعزغيرارادنه زننه ~~استفمل حا ليلو مر ط لوالتلي بالعصر فلاء ~~العللهالامعجاغق فداببلة البرووة ~~دادالموأضع الالمه واستفاالبركبفاب ~~الاسطعسأت وفعاوالماج وفها والقوى ~~الطبيجه واستهلمليا الجزفهاد اامخلبه ~~الصزأع وفتاباباد الطب الجوامع ~~حروج الاعضا ء المركته عزالاستواء # 231 PageV01P344 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0345.png) ~~مثلماكانة بوسطس ككراومبروش ~~التشبأ عمر از بوسطسترهذاكانخ العسكروكان ~~الحددب وظهر وصدرميستطيلالراس ~~كأن زابسنه زوروازعرالسشعرمنتوفنهازور ~~اعرج لى بعلبلالعضيه الاستقراييه ~~اعن قولهيهك اماله اذ زاززه فهولدوكل ~~ماله ادزنخما يره هوبيغر اعلارللماله ~~اد زماززه فله خخي باززه ولانشاه فرج اونين ~~والزيا بررهنه ابلعصا واحزجهاهووفور ~~الج أن الغزييز ته فيعيح بدز للحيواز ستافق PageV01P345 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0346.png) ~~وامطاره البغيد تا ملث هلعفواي ~~مسحته مزا لبزوزوالحروج ورلفجه وماممصته ~~ولا احفته فلما ولدد ابيخ النخبهفورها ~~وكلينواوصلنه ] امستى ومببه ومملته ~~وتمامحلفقه فله يسوعلييدوالاالنما الفهيغله ~~للاستمالخلقه وصنتهاشبابه واماماادته ~~غايةفخاه غابرحيه واناوجب دللفه ~~الجحاوحرارته وابهخامهاعزا لطراقال ~~البا طر فا اشأ التيعرنافنها الامزأه ~~الرآديه دانالليه هابه وهذا المعو ~~اعادنه فلما ولية لم كنلها ما لتلكبلك اوه PageV01P346 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0347.png) ~~ااول مز الغوه والفعا ونعت بع بزالفهاواعت ~~العبة لع تم زخ لوج بالبحف يز ونتدرا الخ ~~ولودائت هذالجرارع كتلك لهعلت كزلك ~~الفهالكلا بقعتينهافقصوتب فغللاله ~~فا اووببنالعبضه مابده فلهاودلانا ~~اودعةاليندماة ليوليدالفرخ وعناينهم ~~به ا لكقأل طعته التل بها ازوكو زعل ~~لوكأ ومحء لاويند المأبه القيةالفك ~~منع الدعااوزلماما يفلها والافاف المتر ~~عليهأ تلفا بال بم اعز التبكده جوهلانآن ~~مزالحخ وووةاالطأمرعلها ويهلاالغف PageV01P347 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0348.png) ~~واسنطهة بيبز العلب واللمير للم فمزافتاده ~~واياه كما فلهابر كمجله مزانضأ لصلبل ~~وقجفته وحضننه فاسخنه رل رع مستباره ~~بالتغيه و الندفيه فنحركدلكما والبيمه ~~مزق فمحوزه فصور كلطبا ير بامالب ~~لله مز الحنل لعهط النععوكازذلكهآزنان ~~فيمتشا ولوفووالرانآ فيعخ المي عني ~~وليير لدف الحضيزولك ن اص الأاملفان ~~واللكازعالحن يوحسازقوته فذ لگعقدف ~~مزالمسأيلها فهنا ماأليقهلما الكاب فلاه ms150 ~~چاج الهفحه فالجا لينسر فى الحنةهقر # 238 PageV01P348 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0349.png) ~~مزح لة مفالات ابيايمبا نه للير دقه يقب # اينه لبيمافه لقبر ~~اناظر مطللفا سسبالجودهالمبمرفازالعأ الد ~~راد ادانت زقيق بقر لنا ظرفانا دل كلقله الروح ~~النفس تلافته الطمعهنشيه عليه مزالنبه ~~تبعب دقيو واز البقتبالمنتسط و العيالزرفا ~~الكبيع البور لن يرممه ول ز منابنالعيي ~~زرقا ن بر يي التركيب وكانت منفسط القب ~~كايت مز احجوه الايه كصا وازما لالالدفة ~~قليلااا زعا زأيه وزايالجما يةأضخل ~~كجوامع الصمناة الصيوم قألفتاج الفيه ~~في داوايه المادآنهه اشيا لأنحاله آجنخ لبرا PageV01P349 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0350.png) ~~الي بفرقته ب حفطها بع دللجمع عاحا لها ~~3 المنع مزا وبقع وما بيزيل) ا لاشباءشهد ف ~~ابتداء الامراوبعدزمأن ب الفذالدك ~~رحزكمفيه عليظد لزجة ومدداره معت دلا ~~ملحك ادأقا لجالينوسرا الطبا الحرت فانمالن ~~بامم مر ازهنم ببع دوعاه الاسد ولعني ~~مزتهل مبههوته ثوصا وطبتباناعأك ~~بلفطه والا بيه مرمييو السادشهمن ~~اسدكيا نكننة الوززخ النبنمفاه القاييه ~~اما بيرح كبرم زلة لعايس و نن سلط لاتاض ~~واما آئ تكون م له لمقا يينه م السهف PageV01P350 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0351.png) ~~الحنأرج والبتكوز المداخل واما ميرخكة ~~وشصكوزمب زلةالمقا بيتة بيزالسكور الحا ~~والاسباط ابنناوه توا لصاحبالحوابع لن ~~وعقت النؤمروزحالاذمحلف فهو ~~اوللنوم اصغواغيعف واشدتفاوثارابطا ~~ودلك ااحثارء الفرزته اد اغارتتالى ~~عمو الدزه شابد الغذا الطكا لنا لبفمر ~~بهدكانه فمزها وبعزفهافسئر دالبدزفف ~~فامابع بداستتاء الفذا ف النبر بورعظها ~~قو لمتعنا وتابطيا والستب وعظه وقوته ~~از الت ادا قهت العزا وعتر يه واعتك PageV01P351 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0352.png) ~~البد زو لحنه فوية ن لك الكةه والسبب ~~زتفأوتهوايطايه ا نعخل لفبض لنغ ت م ~~اجو ماز ال بنرنة أخ بامر ا أطبالاداف ~~التن م ي يفد الا ز تصيهفي الطياسفاونا ~~ودل را له فول الت يقبامز ا لغدا واداهي ~~كنوع كزح عمز لبد استني غا تالحمت ~~تو المحمحوسة القي ققآت ليتظه عمف ~~الجلع ل كلافأله حممنزواقع الاقوله # ازالنجرع منويجفغر بظ تفاهف # ااخا للفم بسبا لغما و الاو ة فضلا العذ # تق اسه الآهر استفر فها المناوفله # 242 PageV01P352 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0353.png) ~~لدمر ~~ب(اكمب ms151 ~~ر الحسوسة وغبرالمحمونةفازهذاوهما ~~وفهوداك انزالحجرارهلم ختنوبالزدا ابجمع ~~آا فصيف فتو يفخلاة وقددانت اولااصين # والأزعفي ا نالة مزالعذاءاعوكواهبر الغلات # ووزاننخ اولاانعفوهمالتمزا لعنداء # اقوة اصبروالفلام العناييه افامرآن ~~بوين فحة الحأر الغرير فلالعجع وهذاما فاله ~~حيهالخي فالعسده للنبغالغئزوهو # انه فألاو الحاو الغرزكاد اهغم الفدا # وقوزعته العضالم بوله متعلو نيعلق # بوستويالرطوباتالاطلبه مكما افيمنها PageV01P353 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0354.png) ~~شييمامبر دالحجار الفريزپيوصاو الصخ اط ~~الحأ لوالحكرهادا لناو تأكايفتهان ~~لم تجدما تأكله بنبئيه اسباهباالفوه ~~66. عده العذا. ردباه المرض وحبه الاسلف ~~المهفرط. عوارخ البضالفتوتيه الوجع ~~المبرح : المرعل لطومبل الجوامع ~~ففالوالنبح المشاردهما لدييكوزاجزا ~~العروفنه غل متشاوييه وشييهه باسنان ~~المبشاووه لديو ولا زالعرو محتلف ~~فالصلا بهوالليزوهلكانهلمادازالمقلط ~~الذكه بفضه قداسجلمتعفوتهوعهنه PageV01P354 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0355.png) ~~لر سنحكر عفؤنته ها ر ما لم تستحا قؤنه ~~كرف صلاببه فبخ اخماء العوومأتحكم ~~هدنلينا ونوز فهنا السبمحلفامشارا ~~لحهذاعوله والنبخ الحاون بمزالورم ~~الفلهفو وفكفبغايرهبغيراعاماوال ~~واصا بصبره الخاع فابوننف اوقاة ~~الاربجه قالر وقد سغرابغا النبج شبه ~~كفذا الورهالمسم فلعنوفعاطتو العض ~~اعالمزوملاشيا عرغمصه علطريوااعجلض ~~واما عزقب اابننبا لأد عنها مجه اصطرارا ~~وهن اللخطرازيه تكوزلمأعزق لبوهر PageV01P355 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0356.png) ~~العضوالذكخدت نيه هدا الورموامام ~~قبلالاع اغ اللازمه له امأمزهل العنو ~~فازبعا اعضاء الغأ لب چليها فوجوفرها ~~الصبوالنبرآمزويلهذارحنهبشارا ~~صلبا لى ونكووعالهذا الكلام المشارك ~~غيج الصلبوازداكذلك لانه لولهيكن ~~دلدلكاوهاعلدمشارياكما اودامشارك ~~علب والعول الهدك از المبفغ مرزاحاء ~~الميشا ويل ق لعلايه منألم يطع لارتهاع ~~والشهوف واأقول يجما لخو ل سليدرك ~~فهذا الموضع فهذا قألصبوازنف PageV01P356 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0357.png) ~~نبخا لورمالحأرعلا اطلاا وماهوبنتوك ~~لماك از الورم الحار امتلاوقدد اميز المين ~~ازحبرم الفرلو سمدج وصير لذلك النخحلها ~~فاد اله بهيا والعرو ازلغ عا يه عظمه ~~صارمزفبلالنبرمهدلكاعغمادازعليه ~~ودلا انا وترقلنا ازنعظم النضتاج ال ~~ملله اشيا قوه وونه وحاجمرهقه وخر ~~مواق فلاوالفروهذا الموضع لعنى ~~العروتغيرموانلصلا يتهله سياهذا ~~السما نله زالنبرعظيما ولانالصلاببة ~~ايضا لانك العطويبلغ عايتهفالباط PageV01P357 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0358.png) ~~لفا رعنط المراء لنط انآبساطامنعطها ~~حتحانه يوزه ببه اجزايه الامباطعظيما ~~ووعف احزايهالاسسا بطصف برا اننه ~~بصير ونلاشيهانش [المشنأوودلك ~~انه يؤ حبله جدب ثه تقهرهتيدببزراس ~~ترتفعروالجامه سيه وزهذا التخرهبلشنانا ~~فورنشيهذا الفبعاطرو المشآيه مشارا ~~ولسبتوهذا النوع مزا احتلاو انينا ميشارا ms152 ~~لى فجلفوله لايكورالمسشاوه الد ~~علما امتر هو الصلا به وبلف لاححا ب للوامع ~~توز المشاونيه لا صلاعزحا لللجلط المنض # 248 PageV01P358 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0359.png) ~~نةالورمفلبارمعيرصتعفزو دروان ~~تفمم ازالبعفزها هنا استأله مزعله اللكن ~~احدشصلايبه ومادازهه لينا احدث لمنا يقع ~~الاحتلافوجرم الشرراز ضلابه ولين ~~فالليرفطاوع التنهوووالصلبيانغ النهور ~~فيقع فحبمبولبناعخوفوالشهالمشايك ~~وهداقة لهماواسأضورفماوقألانه لالول ~~الغبخمه شاربامالركنا لورمالحا رفعو ~~عصتولهيمتدلهالورمالحاززالرتهاننه ~~بليزهقه النب لطيعه الهو ولمنقيل ~~ضالحبللجوامحفنا اعم ازالورم الحار # 249 PageV01P359 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0360.png) ~~تحرد البف المنشارك ظلق فعوضعوابد ~~برفمواضع ليره منها قوله الورم الحجأررغير ~~العنبخ بصيراجاما وبصباخاما اما النفه ~~العام فاز فلوزو حد عمزا لدمجمثكان ~~وفولعير العبه له بر ابتيوبه ميشاويا السبب ~~ون للما فلناه قبل فهذا بترنفحد لكوا ~~ومنهاعوله وامأمزقبا العغ والنكدف ~~فيههنا الوره الح أجشهن الدر فاز النبف ~~سغير باز ا لاعضا العصيه مفرلة المثأنه ~~والمع المستمفو لزوالمعدهوالغشاالستط ~~للاصلاع نهله النبخ سبهااهاورعت PageV01P360 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0361.png) ~~ورماحارا موبا اد صلاببه واشرمينتازه ~~وسفافوله نبزا چحابد انالحنمرطيف ~~اود اناكجبائتا هوو رمر ويو زن جاسشارا ~~ككفسا برعزبه ورهرومزط ئو ارهذا الورم ~~وعضوصلبضه رو والصفواشدطلاب ~~واكثره مشاويه وقتدحبعل الوره الحا ر سمبا ~~لخف المهشاوكسوادارخعف وعم لو فغير ~~عضولكنة اوداون فچخدوعصح كازاشر ~~ميشارنبه وصلانبه والر المثاريهؤج ~~صلب مخل وعالابساط شنع مقوار ~~لى لصلحب المجامع لما اخديتلم PageV01P361 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0362.png) ~~با سض م مم علع يقله كلورعحاوف ~~دلحفواز نجه ميشاروما اطلو لك ~~وااكلاءا لرو لصحه كنه فسل مرناك ~~انه فأل فنيزاعحاببد اذا لربه وامااعاب ~~دات الويه فنبضهم عمل بفرمو جنيبفلين ~~مخنلفف من اترولر بنكر المييشا وكفوففال ~~فالمعلهل واصاموجيه فلكثره الطوبه ~~ولاز الدمرفطبعهرطب بدكرالدمودبل ~~علا زالورممنه وقال ونعاصيابإلسام ~~الحأرواما نه اغاب الشؤسامالجأن ~~فوصلبعغيرقوكهليلامسرع بزا # 252 PageV01P362 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0363.png) # متوا ترو ويبدليعنز الموحية ولم يي ص آره # المبشاربكه فهنلر وحب نابه دحرو ر مان # 5 عد وره # كاويز وهوب بنف عهفوبزلز يبلاعدطن* ~~الع خوووا نهما بما البيثاوليه فا قوث ~~فدل د للم يم ا مقو لا لو اح مرق اله ~~فيا زالنبخرل لمبتشاو ك لأح شمة له تهطز ~~ط يعه ا لبنوچتية ويتناود * لاقات ~~تفاوقالهوفبها لمعچه الاجتمابعحووث ~~وفالبغاصابزالشخ ms153 واما عز الضعنط ~~واما جرا لبره الداخلاوالكارج وامأجرب ~~طلجولالهرف واما يما فه تحرونف الاعثماء PageV01P363 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0364.png) ~~وامل ر خهماء بهرخرة الآر المر ميرص فر ~~كابا ز فغروقهاوصاشاكله ل ~~الكزنا اجما بج الم اثجز البب ككو ز عتم بدا ~~من د امز طرفيه والح ادتعز الهننطيوت ~~فقلا متز اعا والحا دت عزالبرد بلورحهر ~~متهبنا والجا دتججر طو لامحهيبون ~~عليا والئد جوا فه حأله باباحتارلكون ~~بلوز علفا واليأرث عزا لنكا خلييه ~~الميزيا بدادةعزالمبرولمعه اخرك ~~متي مقهم تولد الففولا لطسويبه فاجلم ~~انفايلته الحنسالماصع لر ر لاي الملخ # 254 PageV01P364 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0365.png) ~~الطع وصحمهالبدن وهزهخدتما ~~تحرنه اولا بذابها ولهه اشنيا اخرنخرث ~~ملع وفؤ اخرالامروهماشاتحدذونلك ~~الولالطييه وهوابهنا يلنه اصناو ~~ونفهوا بدا مزنسرماهوو الطبعو ~~الحا الاشباالطيهيه كالسزوالحلوالؤب ~~وصفهوا ببا خارج عز الطبع كالمر ومنف ~~وسعها هنليزه لكمقاادادارمقدان وهقيبه ~~تماما منفهارطهاواذادازمهتداره ~~وكمفيته بما عخهو ما ئنيونازخارجاعن ~~الطيئع واسمها الاسباب ال ليستف الطبع PageV01P365 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0366.png) ~~وهم السنته الضرورتهعني لر زهنلا ~~السته البنوم خاصة مقدار فد اربيورحارجا ~~عزالطبع فامأفيته ونا ف ا لطبع امدا ~~واما بافيها فبكوزه ا لطبع وخارجايينه ~~ولد لك تت اسيالييت فالبع اشاوه ~~منا زهزا جازغارجأ ونعز ا لطبع احدهي ~~الل لكير والاغرا1البردودازخروجماعن ~~الاغتدال ااطر فهر غمووباسئمابجدههنا ~~فوالحجرعزاعن الك بدهنافا امم ~~نه كازن جنر الحرو و اوق مكص منع المبرور ~~والسبا ه لكان لملامة المزأج لهوف # PageV01P366 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0367.png) # البد زا ييد مزعلامه المزاج البأردفازهانا ~~صهلزوجماعزالاختدال وكنه ~~الطأول تأج مزا لهواءالصا يروع كرولها ~~وجورقلب جنبنها فلذلكنن الفبفريهن ~~اهلوا شرع والندنوانراصلصارزقب ~~دلكلاجاالزناده فالجلبولانوزالضض ~~افتكولااضلآرلحق الائزيدوالفوه ~~ولانقع منا إأره اطرارا الطمعق بوا ~~فكيرامدفما الغارج وهدهسستم بالنخه ~~و الفله فارركدفعكازالغضبوان ~~تقوتقه ولبلأوليلأابستاعفافاللده # 257 PageV01P367 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0368.png) ~~كرالحركهااخريل لداخلهيهشمكابفتسام ~~ناول فازتحكت دفهه كازا لفخ وان ~~فخرك والأه لبلا دانت اصنافالفم اشاره ~~ادا ارد تاز نسما مراغا لراسيسبهكليه ~~فهتل الوللالعازغه والدماف اما ~~از يعرف فت بف علع واما ازعض ~~العروو الوفه واما أرتعمه طونه ~~واما ازتفغ الجاود الم فابجر الرفخ ~~مزاالدماغ الم لجحيب لى فالعلل العاض ~~فنفسر ج طر أاودا مالتتدرفيهوالعلل ~~البأنضه والعرقة للمفيه ms154 كالبتو للر PageV01P368 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0369.png) ~~بطونه فكالسده وهماما مسسله واما يمار # جالحلاث ~~مسنحكه ودالمأده المصبوبه فنتخحاويف ~~يفااركأف والعطنبر المهدمأزر السباب ~~ازداينت لغميبة وازداند فوالبطرزالمؤخر ~~همهزرله ابلمود اك ادانت بارارهآ بابسه وسو ~~المزاج والعلا الج ثو المجارك التحكرك ~~فيها الروح مزال ماغ الالچموالسده ~~المستحكه الطحدثه لاسترخا ء والعالج وغير ~~المسمحك الطححدتآه لليشبغ نكنة العرض ~~الجام الحميأفالذي ركالببو تر يقولهليا PageV01P369 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0370.png) ~~وقوله وترك العل كنا ص الحهي ف اوقابب ~~الف راف اونقول وبلوزا لعرخ الخاطا لحمبا ~~فئومضدوماكما بقوله وحياز الييوم او ~~موحو د اظأهراكمابهوله وخمابتالچفر ~~هوازكوز ااخزالاببسأجاواوالانقباعواول اواخرارابتباغر ~~الاببيأط اصرع مزس ابراجزا النبخمع اتطاء ~~درفعة وداكانه لبيرتخلوالحمييا ئ لهام ~~ازيكوزلملجران اعلبعهالدما ده اوالماده ~~اغلب المان اوكوناطتاهماغالبته لثيرين ~~فان داننا طراره اخلب والحأجه المالطفيه ~~اشد دازا أخرالعباض واول اببا بلسآرع # 260 PageV01P370 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0371.png) ~~مزصابر ا جزاء البغود لك لن الطيه جهتبار ~~الل لابأط لجلبه وأبازدا طف بهع العله ~~واردايف المأدهاعلبوداب الحاج الماخاج ~~الفضولالبغاببه اشدكازااخالابشاط ~~واولا لالهبأعز ا سرع مز عاير اجرا) النض ~~لاز الطبيعه تباء رالا) لقبأ عخ لسعفروتدفغ ~~الفخولالبغاينه وترحمها وازدانأ غالبابن ~~كلافما ايآف المأبدهوالحرار جرهزالامران ~~جمييا مرلة مانعرف لك والشرسام لمار # 30ير ~~بوفبقراسم الطيبعه برن كلام ~~بقراطعام بواوج احنهامزاج البد # 241 PageV01P371 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0372.png) ~~والنأ د هيبه البدن والثألث الهو ة ~~المدببع للبدزوالراببع حركه النفسرننال ~~دلك انوحيث بهول ازا لطبايح منهاما ~~هخ العبفصالحة ومنهاماهالشتاء ~~صالجه فاما برنديذلالمراج وحمنفل ~~ازمزالطبايع ما الصدر منهاضيفومنها ~~ما السأوأرصهادقبمأ زفانا يرئدبذلك ~~كيبه البدنحنث بقول ازالطنعه8ي ~~الشأفيه لامرا غفانابريد يذلك الموه للب ~~للببدب وحب بقول اوطيثيه كر شتحك ~~جلما هوعليد منزغمبد تعم فانمايرند بذنلك # 262 PageV01P372 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0373.png) ~~جركاة اليص لى اچمندارعزمتي ~~اشيا لزيهااهالمنيت مزالفرايدوانفا ~~محلومدعند منفلم العناجقولبيرداما ~~اكتبمعمها انا اودتبه الخيب ولكن قلالب ~~اشيا عفريببة واشبا فو لها الناسجاخلاف ~~ساهووانتيا ددرت والكر جلخلاون ارا القبما ~~فيها فرة لكهدا القول وداكازالاطبا ~~قعلمبنا العذا فوقر وبهال نثبلاجي ~~الحرارة والخروزنحموزانه مطبفيا ولا لسمع ~~فيه مراحدنهم كلامامحررا والغذاينع ~~فوقت ابتدا النولبة لطفيه الحرار الغززته PageV01P373 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0374.png) ~~ومح لطة مأ لديتةا ويكترحليها وطفهاواما ms155 ~~فوسط النويك فلييرهذا علته ولكزلاز القعي ~~ووقت توبه الج تفهه لهوومزاج الجبيف لا ن ~~يمك نها بضيا لغذا ولمينهضم عصلاناب ي # و-: ~~وما بة الت زكته انما انتصعويبالانض # ن ه ~~ف الجم التع دلا له بماقلاجها لا الماك ~~تكزقبتفقت وكمأب نهسالت بواااعضاء ~~اك اسد فاحد كت قوه الناوم فقتاونه ~~جله لجا ف ب الهضابها الصلعنه لكانه ~~الأبه عليظة فجدنكته الحجم التم لبوثنلب ~~كجتمع بها مل انبا افا النا فضو لاض PageV01P374 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0375.png) # العرف والثألن افلاع الحم ادا اعض # نوبها لى اأ البنا فر فازالمابه وفن ~~الحم بنكب علا اعناء حصاسة واما العرق ~~فلارزصاده الحم يييرمون فاحجباورفه ~~كالعرفةهستفرع واما افلاع الجم عنزانا ~~نوتبتع اف لالا لمأبه الم نهفر نوبهنوببة ~~59ب9 67 ~~كة فرهكلهاادكانشليتطحهوزهآنفا ~~فالبروف لمچه فدحدثلبعخاباجاز ~~اشيا ف تنيرصاسبع حينذارنكوزالطيهد ~~حادقاوغهر صيمالماواووالقضيه بل ~~المرحرالنرل كرنوادور النلحباف # 265 PageV01P375 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0376.png) ~~اخلبعخها بظرما السبالرياوجاخلا له ~~مشالهنا از الحم الموا ظيه مرع لامانها ~~ان لاينقا صاحبها مزنو ببتهابقأجيداوفد ~~يختمع لهنا اشياوعاليقامنها و برق الماة ~~لاللحخللجلد وقله الخلطوبة وتزابة اوالض ~~مزن لكفوالعت الحالص ه ار نقع نوبا زأو ~~تلات نوبعنق ونيحو نعنداتتهاء النوبه ~~الاولا بزدا الناينه وعاهذافتطزهايهه ~~وهاهنا بييزففاالحازوولاصعوه ف ~~هذايثوكا لهددباسقصاءوفوشرلكسمه PageV01P376 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0377.png) ~~القير اللممه اشاره العلامات الدالهعا ~~ازالعبتطولمدنفماء احرها ازيكون ~~الحت ييزتبراغيراستواء لازهذامنهابدل ~~عل ازملاتهالبستمرانالصفروفطبلعلطا ~~باخلاا لزجهم ارنكواالنبر محلفلغير ~~متطم وبدذ*لكبتتالاواوهدامنا ~~بللم ازالمأبة صقله للطعمقلاه العفا ~~وارفاعلي له 3 ازكورجران الجم مافونة ~~فوتفهة البدنلازهنابد لعملادالبلغم د ~~خالبلهافهولصبيروذنوعزراماستعل ~~عيه الحرلوء وبسبه اظوحراما رو وللة PageV01P377 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0378.png) ~~(وبدوبعو انكون البول والنخئع اأ بببين ~~فيهما ال البورالثالةاوالالرابع كبلامه ~~نح لصلاع از كوزوهه المرييخ وعبع بلنه ~~لبيرسبررفبها لهزا الكن لوناز ممتل برخيل ~~لازهلليدلبلا تلاءمد لا نحراؤ الم ~~تندئبا الطو تحلها فاخد موضا اكوفتما ~~بها يين البدزهسفح اشازه لاح رد ا لنأفث # 8 ~~استمزله ع المابه اوحدتها اوججفايتهاففط ~~فارزهذهاوصاف المابه فقا لكن حالح لااواذ ~~اذكهنورتهفيو كتنانفا لجلراللالزي ~~دونه وككصهذ المابه فانهناالحاك لاي PageV01P378 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0379.png) ~~بقليلهاوالدليلعما انه تخرثه تدابفالحجلد ~~وكثرها طاده لبييريد وزحمايها ولذعها ~~انكا ينادخلت مموما غيح مابده ms156 الحجمالي ~~الحاو صمبدابوفته والنوبب فعبهوازشتها ~~وكاتوهعاق الجابكايتمابعنه الدكعبفن ~~وق الرازهوابقباغهازدف والمنافغبته ~~عم الآووع لاعظيقا وازاملقته اليه فللهلط ~~الجمؤالما لاهقدوة يالاحتراوهالجلدقلخل ~~بانآيسلها الطران الظأصرع وفل شوطماالنبنخ ~~حلبله بفچاعظييا وةعلجلة اأواول ~~امنيواضا ؤثانيههاكابخيزفيما اتخلصه ~~مرة* PageV01P379 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0380.png) ~~مزدلاعرنفلها وجاليوس منا فع ~~الجمام قالكلاماعن معمناه انه لوكان ~~نيي ستفرع مزحمبيع اجزاوالجملربالسوقيه ~~مرخارج كما فهل لحما معزغئر ان لسخائخانه ~~ادكارزا بلغالاسماءنفجا والحبات ولكر لما ~~كانة الحمباتاحت[ااسخاو المع(بوحه ~~اشع استعمأله فينها الدبالشرابط المذكة ~~فا اسخا زالفعلبوف اتع استعالهفنها الا ~~بالبفرايط المذكون والبنارة الممقبماون ~~ابعنلعه فيقأأضال نواينع الاخلكطولظ ~~فأشكصلعدهافيهففع فأفات مخفول PageV01P380 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0381.png) ~~عننها ومعاوزا اخةها امنلعهوهوارحان ~~ومخلبله ولابعليا وا ئينماوحلالحجممانومانع ~~ااححف الحمباد الح عزا لاوزاعفازالجمام ~~باسان دواوخايه للورمحلباليه زباد د ~~وترقنفدللموادميهلاحلكبه اباها ومانع # ٹ ~~آاخة الحمادالهزاامتلاهوهوازالحمام ~~بست ايا خلابط وكلها وباز ببها ونر بووسفخ ~~والفوه بهمكاهادلكوبعرهابلرنصا ~~فرزز العرو و وابدا الا لطولع نز الورشكن ~~اثناؤه مثألبما قول واغلوفرانهادا ~~ازاد الطييا رندا وكهداواه صواه از تكك PageV01P381 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0382.png) ~~بالمطوفا لاعنا يزالعالهه الخ لانخداعهلا ~~سفهاو سهوا لمنوع الانواع الي لانتجد ايننل ~~مفا االمتخى . الحم الغب الخا لصه # ~~حنسها الاوك وفوالاعقلا ايفامرض، ~~وبسها الثأوانهامرغحار، وعنسها ~~الالث ايها من وحننها الرابع انفايم من ~~عفونه ونوعها الحاصرانفها جم معهونه ~~الصفرا ونزهها الذكلا بفه فوه الض ~~اففاعمحفطخاله لى ويقعا ايته لأل ~~بهذاباالمداوأو هبكذاامانفامض ~~عحبلززال كائنألكما تقطا امراخراججمع PageV01P382 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0383.png) # واما اففا مرخرج ادفحبل ارتيبد (مناه الى # البرج واما انه جم م با زين يل هي دوع الميات # واما ايفا جم مز عفر فهر ارلتفرع افما # واما ا فامرنع فزا الصقر لفاعة فحبار # فصةفرغ الصفراالعفينه خاضة واماابا ~~لوغب خالصه فازي جببرياااشد ~~منفيرا لخالضهسه السثي الحنأرج ~~عزا لليعهازكازفلعل وقهافهوا اسب ~~وازدا زمنهول فقطافهوالعرص وازكان ~~فاعلاهمفولامچاءهوالمزسه جمتي ~~الدقحركمزالبطوبه المموته فالاعفاو PageV01P383 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0384.png) ~~الاصليه وبقادلهاالدونطلفا واما2 ~~الرطوية الفرسه العهر بالابعفا دونيال لها ~~الدو المذبل وامافيالرطوه الموجؤده فبفس ~~الاعضا الالصلييوتبال لها البق المخف ~~اشناره اتما اعيق الاطبابلا النبعزوالبول ~~فوالجيا العنيه لازنا لحجمالعميبه علههزعلل ~~القلب وع ابوه برا أخلاطا المولده منزا الكبد ~~ملذلكعأو النترخاعة يدلعلا كناله لاله ms157 ~~احتصاضها بالقلب والوليلعلهالاذلك ~~ازالكدهالعآدنالزيفيه بنولد الاحللبل ~~والبه ل بيلعلحال اللهطا والاخلبجاما # 274 PageV01P384 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0385.png) ~~ازكوزهم الينشسبث الحم دلالبول جليع ~~وعمدمه وهذا فحيانا لعفونه وامأوحماف ~~البيؤمويدل مزجهة كثه السخونه وقلتها ~~اساره اداوايتحيومومهايبرالجلد ~~المنظ وتتبر الحلر المنطبوزعز التهب ~~وعر احاة الشمرفاحنيازسقدمبالعضيه ~~نوأ فطرفا زكازمجه النقاب والعنيزوه ~~الراير فاجكم بابفهابراحآراو الشمثروازكان ~~خلوامهآن ك فلكم بافقلعز التعبب واد ~~وأينا لعنهغا بزيزهازدازعورهامعشكوف ~~ممزا لعمواركارنمع حره فرزللهه وان # 275 PageV01P385 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0386.png) ~~ك زمعهنياالما لمنغان والوم فيزالسهر ~~واا و ايتهما جلحطميزوالمغضب ملحه ~~الوره المشمم به بوزههو الطاجوزوهوالونم ~~الحادث فو العخدد التمت الارندبيطا بط لبن ~~سيا دنفا لصلحب الجوامع اللفله بسل ~~فيي لا أنا أنيمتح به الب ذوقطه ائما انمح ~~ويه لل به و ازم ح والمب ققطصدد عسام ~~البدزومنع از تتيلله نهشي وازمر جه ~~الد زعد لكة نداعكالمنا ققا و نقلال ~~يل ونذييويخ وايشع سابالبدن # الا ندح ثعجه المر ازعلفا نتقعم لك # PageV01P386 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0387.png) ~~وايرمنهما هسبل طالا لم مازالبدن ~~عليتها ودل كلنه ارنادفالبددهرالرطوبه ~~حللباكالطويه وازصأدفه وليلالطويه ~~والفالب چليه الببمر رطبه ابننانن جوامع ~~اغلوقف قال لببر [بب زسداتفصلحه ~~لكزعلدا وهزا لاب بارنتللعنه بخاو حايدطه ~~ذموكوفوادااسححفوتدانهلعمع فيهالدم ~~رامتلا وماك ازفك بتجلامنهخازحار ~~يابهرعهواد اكاتنواستحلد لمكنههراب ~~يمكنا ذ عفز اصابه يوم لى هذلعن ~~غرييود اكلنالعلة فالعليللعترون PageV01P387 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0388.png) ~~علماحدهذيزا لصهبرهولونا دابالاسماف ~~فانه لاحدتحل بوم مالدكناخانيباوهذا ~~صحة لكن قوله از الخار الحار الوطب يحكف # ره سري وبهي ~~الجم لمنة لحتيبوم ولكزهبفيا زتعلمانهذا ~~ابضا ازعفزمااحيم زصه ففوسونوختروان ~~ال ينز ففح مع التمدرها حالبينوس ~~ولطأ لهينها الفوك وانفا منجحة امها بزكخالح ~~حابآ لم عفرحخ وانها طول مدتهاحت وتااسدف ~~السبعهابايوه الد كرها الزازيوساها ~~السكع هونوجحا وم الاينفا اطولعمل ~~اليوم بنبيه قألوخامع المالهالاعل # 278 PageV01P388 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0389.png) # مزاعلوفب الالهمعرفهمق دازالمرص # ممابآبفل ذ بدم دكره و دلك تككره معوينا # مزاالمفاح بذكك ولاتناما بجت مهرنالردف ~~عببه ادكانت ليي ممانجر القتأ ع لكن كتت ~~الدربة والاحتنال ف مباشره الاجمال مزاوله ~~المفو د لكلزكاو اجدزا ا ماض علمافلنا ~~فبلاما بيحزمقدان يابجتماع مزا امؤزلجنه ~~الموجده في ل واجدمماخاص اناره ينغي ~~ازفةصدوامفرلغ دلللحخاج ms158 ازسففه ~~الايرزاحرفما ازسفغهمزالنلحير المهو PageV01P389 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0390.png) ~~المستفرغ موفنعا مواوقا لذلك مواوقه الموضع ~~زوبلثهاشيااحدهاوععهازبلوت ~~محاذ يا للموفع العلي علماستقام نهزلهة ~~ماادادانة العله فيا لحأبآ لا يمرعخزج الدم ~~مزالحا ينب ل ا يمر فانه ا رخرجح الدم مزالحجأيب ~~الافيردار لا ستابضر والثأنظييحهالموفع ~~ازلجم ن لييركفضع شرئف فازملهذالملاء ~~رالالمواخع الثرفيه الجلبله المظامر لملغليبه ~~جملحظرمنزسوء العافبه لعظ الافهفيه ~~والا لكععله الطيو انكوزمزسازالعخو ~~القلي لأن هفع ماتولفهمزللفضاعلى PageV01P390 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0391.png) ~~مبركع لمت وااهذا الصآو الزدمنه وز # الاسصفراغح متال [كلفهمنازننخ الكرخلط # زدكموزقاربنا از بسقفرفه وعنخدله ~~52 ~~اعيه الميطن تأعتوا لهد لبيز والمنانة الا ازلحبه اللراقل ~~مواوها لذا لملاو لكييرفتتغمأرزالكدكيراآن ~~تررفع ما بتله فيه ا عز العن و عاب طهيةها ~~الالابح ولكن هز العليم لببر ص فا لالفه ~~لاصفغ مألا اه من أعامثالعا ي اليه ~~والتل يا الصكد لى «هز الخالفكلبا # مه چه* ~~الواو دتالرلمتفرنفما دة البالوليه سفلفها ~~رمزبمالصدرالسعاله قم افقازاف PageV01P391 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0392.png) # مواوة نالطبع الاانت الكدعاح كطمعها وهو # الكل المتأنه والثأو لعا اله بلز عهول ا ملقه # لكنهذابهد ارتعلم از المنألرت] انالونزلنا # ازالماده زوهط الكدغير مايله الماحدى ~~جهتا لبهجزا البعلفاففااهادابتدولككلن ~~الابدد ازأفلبهاغ الاسفألله هآفت ودرك ~~الكمدباا نفيلمافعلمعرهالعاچاري ~~عادتها فطمعقها واما لوكان المالاه مايله ~~العفقر لكنفي ليير الجبالاسو لنغ وقال ~~غيف وبالعكير ابشازه اما ففا الاطياء استمال ~~الافسزفافا يللج الققبل النح ازفهه فوق PageV01P392 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0393.png) ~~قبفرواساد صفبمه مزئدالمازاه عسركحلل ~~واسها له يزجمها ولحركها لحروج نعرخ بجلابه ~~ويها مووندبليا لطيعه فامايب النبنحتهير ~~الح القأ بجه معيبللمسيهلة ادكاية المقهله ~~بتجلعا فيمأمزعة هامنها لا و العايهنه تعاين ~~القه الدافيه ببا فيمأ مزقه خونتعض لماده ~~وقداستحا بد لمحر وح وطأء عتهببتهلة لك ~~بحري قالصايبالمجابع الملوحة في ~~الحباوها ليناذابشنان انماازالسيك ~~الصنا ليودالسمك واطلىه لايه اوكالضاض ~~والمواضع الصخنيه العليله الجماة والعنرفلا PageV01P393 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0394.png) ~~تعتدي زث عفزولازامواج البجرادا ~~صاكدالح احوية السما الذياويهالمادخل ~~جركمتوالبه مفنك لما عننه مزعضوله ~~ققابله للعفراثناره ادادا وصوخدوحرض ~~شريدوجبازنطرفا وتازموبهمامزاجا ~~واحلهاند المدلواه ودتتجما نوك واسمال ~~الضتكوجع عرس ومزاجها وفا للبردينفع ~~الوب التحديرو بجلدولكالسوالمزاج الحار ~~حازدا زالمرغ مجناو اللعرغ وحبلة طفان ~~رأيقا لعز ms159 الفز ملت المداوافاليهع ليه ~~بالمض وازمايد المب حر احه وبلتالهاواه # 284 PageV01P394 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0395.png) # له ولصتهم المؤغ للمو مزرادتهوكذزاوتابر # الادثيا مشللدللحم دموتهولحمه والقفد ~~صوله ~~الهوبه مداواه الحم الكليه ودللتحمه بلجغار واللب ~~از قصنا بالمحله مزالغداوالمعدهوتلرمالعله ~~موجود مرتيا زوعلالمعهمنخاوداعل ~~الح رحرار بحله بما لاي يت وللهكمفز الوره القاترووضلابك ~~راكحر الفانز اللييه كما المعده لكبها حرارع هضم الو الفت ~~ونلالمرخ ا الشيافنه المولة وادأنم ~~هذاالاخعطزعبقالل لفضد وقدعل ~~انآه بوزا لفصدفالحم الدمونهالالقام فون ~~فنه بقلمق بأه اخرت ما لم تيحياخيي PageV01P395 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0396.png) ~~اسازه الاسنيا الخأرجه عزالطيعهثلثه ~~وه ا سباب والام اغرع الاعراضغاالشباب ~~تداويةطعهالو قعلهالو الاعراخ بدا ويبقبطلع سابه ~~واماا امراغ وهاملهمو وح دالكور وملان ~~كذلدمنومداوي يقطع السب الفأعلله ~~وصنا ماقداستحلموند ومااز ذلكهنبني ~~ازيداوكباخالفه ومهامابنهقدان ~~وتبخه بف زوما ازكه لك فين اويداوك ~~ماقهككانهنه بجدهو ماركوزنقطع السب ~~الفلعلله بنه ازساللمقنشقال PageV01P396 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0397.png) ~~جمف وح بالوهذ البسمبه فدميه يورنابب ~~لكنا نما يعرفهاعوام اليونا ببزسببد حد العني ~~انه اخلال القوه الحيهابيه دفيه لجه دم ~~الطشتبن وقالحافاجوكا مافيه يلوت ~~عذالليزومابليه فالحوده رفع الالتدبل ~~وبستي (لتناوتقا مچدالبعدة وعيند الولابع ~~والعأ يط آصفا اءوتالولا دوالخزاوالمهمه ~~وتخيح بااع لضعالولابره قسلها ويزلغهاعيو ~~خروج الحبزوفخح صنفاالبدزخروجراشان ~~اداكا ون البدزل متلدمزا فلا ط لجلن ب فليظه # 287 PageV01P397 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0398.png) ~~بننبوادبت عرز المففو مداوانفاوهنال ~~تتبيرفعنلرا لعبالم علمالجاهروداكازالننج ~~الدا لوالد نسحنفا ون ز بما ونرقفها فنحوبها ~~الكازا وسع وتدكوزع ما امالحو الحرأره ~~العززهنغمانفها الحازالغرزكواطفايهااياه ~~واما لشو اعميه وفزرها بلالواحبا بسعمل ~~فهذا المدازاولا الامالعر الغزافاينآ بيطف ~~الحار الففرركعاما فمالبدزعز لكللفصلة ~~فقديهو الفدر الذكمحن ا لوخ منهايفنيه ~~الحأجه المالمغذالا لحت مدماكا زحخثاف ~~والقوم فواجكه عذالاضعفلحلواسفرغ # 288 PageV01P398 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0399.png) ~~كما ء نح ورن فاد النتقناه لكا لمشاوراليهرحعب ~~ا[المعضجاف والملطفأفوالمعطياننفدرر ~~حتاد احصلالنفح اسنفرغب تمالحبوهذا ~~باب مزالمداواةعظيملماره ملخماللللان # القوبه ~~اجد سسبه احذرا افتام عماا ادويه ةوتب ~~ما فوحو تتعنها مجيا وامعمم از القدبهعلع ~~الدوا الفوكية فاي آخرقوي لييرببلب وانما ~~الطبار نغچا النعون اصرزاذفمان ~~ففرحع مزا لأبوما د حرج بالدواالتوكت ~~وااخرا زيكوزه لك مافعاااويه لقفالدوا ~~الزل جفائطاله خاليهيزعننوولشران # # 289 PageV01P399 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0400.png) ~~بالقوكمثاك دلك ms160 رح المبتخ معزنهحطا ~~بلغم لزج كير لاجج فالواحبا سنفرلغه مزاففب ~~الطيوعلام لعلمث فا لقأنوز الط وهوالفي ~~والادويهالمعقيه لمغاهذا الخلط قتوتهعيفه ~~بالقوه فلكاسنتمالهلولك الععوتغخ عففا ~~يلطزالصاعه وجسر تمصللفيها اصا ~~استعمالهافهوااصلاعخي لواةالخلط بالدداء ~~المقاوم واما البعنيخرعنها سقبكا المحض ~~حجرعالامزها يها ر شيع دللجر لزآ ونعتبوعليه ~~ك نعخ باشسا ع أت ثم لسحخم دتمبص لااز ~~المسحنه العلبله الدبححباد الرنة ا لمطبوخ فيه # 29 PageV01P400 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0401.png) # اللاذزه قوه قليله لمنزالصط)ا لتخ ما7 ~~المعد ونرقفه وخحرل المعده للق بامخانهاورن # الحاصلفييها ولسخ البديزوالرجليز لواعله ~~والناسبه النمتدنها وبيزالمعده فازالمعدهلدا ~~سخخمفسحمنا باطزافواداسردت بزدنالالبلاف ~~واد احد فالضأز سحالالج اوهبفغالصان ~~وادلحدفنا لكرهب عمستينا لطان فمايازد ~~ننقصه فدالاداحندا بااراد سخ العله ~~وماينها عرؤ لطو وسفه القوأ بةييتأفانل ~~وييا اما الملالفأترعليضبنوولضلاطه ~~بمأ فالمعد مزدلكا للغم التفيووولسل PageV01P401 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0402.png) ~~حرولجه ولكثهاوالمغده بالاشنكا ومنه ونكون ~~حروجه انها اسهلواما الزي ولصننهواناي ~~المعده ونستهله ممافيم مزعق اللح ونلطبفه ~~المابه واعاته عا اظلا والطببعجه الزوانت ~~تحتاج اليه عقيا لغة فاناماءوروعق الفي ~~باستعما لشيا فهحركة للطينعه وله اوار ~~عهذا بد بر يفوم لك نفام الدتروالححرف ~~وجوز الفن اسفاغ الحاضا وكريرهذاالتدير ~~تيوم مفا مهما فاصتفراغ الماده مربعيل ~~وكوزفدامننغا لمتملغير اون الاحاج ~~تهها متم لكله ادويه اكا اع تيتفسالبط PageV01P402 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0403.png) ~~ثلماهبادآ تسنفاكفوه الفوه وسعه ~~العروقع سعه الصدروفمالرفب ووسهوله # ل و5 ~~الق ونفح المأبه فهزامزالطبيعه ومالطي ~~حصلالحقنه ودراو الفارووفانكا زوابي ~~الا زتطم حقفة اخنو العليبل حبا زيلون ~~مطبو خ مآهاة ننه لفاقره نضعنوالبز ~~دكاخام وضعفالقوع الحولين ييفمضف ~~الخوخيهرفعفا لفقتوعالمشبه بوف ~~مزعفالحكانالارادبنوضيفالقركالطبي ~~ييرف ضع لففالما دالصم والجبا لاشال ~~والدفع وللداض عن فين و مزل اعض لحمليلة # 293 PageV01P403 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0404.png) ~~العد دعبلامه فأضصه فلعغتا لفوه الطسعه ~~فللكبدالالاو الشببه لضالة الما لطرك ~~ولضعفا لمعده بفضاز المثهوه والهضم ولضة ~~القلبسرعه الالمعا ابولعة كجومرالدماغ ~~بغضازا ونبأله الانسانيه ولضعف الكلسبف ~~قله يزالبولعزالدم ولخخزالاسيزقله ~~التوليد ورداد صنح المن فمالستق هز القوام ~~واللوزو الراحه ولغعفالامچامقله الصر ~~غلما مساك لبراز يهد او لانفح ودهبباه ~~لفلعه ابشنازه عزع داواه لاصنا والحليله ~~الحخ كالمعده والكدهغيرفماحفظاقواها PageV01P404 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0405.png) ~~وجد نمهر قععفه مزسوءمزاج ms161 بارد ~~فالابدوببه التي نغا نستعماخمثاهناهي ~~كالزعفرازه السونو والصبو المصط النن ~~والشراب الفأبخودهر السف بالو كبف التاين ~~والذزعالقتنب وازكانتعحفه بن ~~سوو مزام حازفاادوتها لت لشتفماغشله ~~ما البقله وما الهنبباهما لكجمهم الطبوم ~~الطاا لكرر هما عنب التعلبونا الامروما ~~عا الرا عفما الموئد المعتضره المسخب ~~ومتكبة سسه متحبت تمددالذ # 295 PageV01P405 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0406.png) ~~الراسر فافظرفاو كأزخالا مزفر سنه بقلاو ~~الم عفوننلج غليظه واركا فحم ضريارند ~~جل از ا لعداج مزورمرة الاعشيتعازداز ~~مج بقاع وبدلجلممابه محتقنهوحمف ~~الاعشبه بعرلف القيسنه هوالفمام ~~اثشناره الا الراخخ الحيافوجدهث ~~الصلاع مجان ورالالرعراحدخمسه ~~اشباب ا امأخلطا ندكمحمقرزغ المعدهب ~~واما امتلا جتمع عيح البدز وامارانفف ~~الراس وامتا ضعنمنه ة واما عظرمز ~~المى لف عظ لمون زنسباللصداء # 296 PageV01P406 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0407.png) ~~واعتلا الرايعزا لأدزا الا بج نحل وتذؤبكبن ~~حرارة الححونغما ترتفع الما لراسرل ملواه ~~هذالحمممهالدورهمزاسباالصداع ~~باختمرصا وكوز مزا لفتول امالاوكه لوله ~~بالقيد وسقيه المعده صزن لكالخلط واما ~~الداف فهاوابته استياغ الببد غله واما ~~العال هنداوانته بير د الراسكاء الفعار ~~جادته اوما الخترقامأ الابع هذداوانه ~~حزبالمأبوه عنهالضلاونالجحه بالسشد ~~والدلكه والمججه والحمزوبقوته بماننفاد ~~المناج المصعله واما الحأصويرفيد # 297 PageV01P407 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0408.png) ~~حرائ الخزان وتسكيزلقبها وموضع دف ~~الورد الفأ و واللل المضروينزالممبرديرناليج ~~عليه نكننه فدما الونازجنوزعوام ~~ولغموف لالنقا ب بعومو عضومرا اعجما، ~~واما مزق بب حمد منهم فيغ نوزنةبولهم ~~ملعموو الوره الصلب الدك افع المترول بع ~~تعريف بعجلزهومح انه ورم العندح ~~لابكوزالامزدميضربفيهالح علوزاي ~~اصحاب للطلمع يننبجه مزالد الرخوئاله ~~حترومنه مالصله والنكله حترمن لجه ~~البدييز ولحر السحأزواللح الزيية اضاالثان PageV01P408 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0409.png) ~~رالحيقع وباقيه لالهت اشارة مزالجوامحع ~~احاج الاطباا لاسندلا لطبيعه العفنو ~~لانه بجمح ارتجه اجنا رمزاجنايرا استدلال ~~آمزمزاجه بمزحلعتهج مزوضعه ~~دصرغمنه امأ الاستدلالمزيزاج الهخر ~~لهداوابته مخماج اليه لانالمداواهانما ~~ايراودبكابة الچنالمناجالطيع بعله ~~عزالبضيزا لذيحدثبهخاراعالطيع ~~وداكازالمدلواه ابناه طيو لصلك المدارك ~~مزالحأ راحأزج الالحألالطسف ولزلك ~~حهعليه انلع نالشة الحخانحعالطيعة PageV01P409 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0410.png) ~~الزكمئه بنقا ونرد ولهو المرزوالشمالطيي ~~الزيل ليه سقلويردوهومزاج العوالعلبل ~~الذكا يزلعليه ووقتحته منا لدلك ~~ارحجالكلولجرمنالعصبمقد ارام الحاة ~~ومفتدارامزاله وى ونيونه اللجهزاطراره ~~بالطيع اوبع برجان ومزالبروب دتمان ~~وفالععب بالطبعمزاطرا بدتجازومن ~~البرودة اربع ms162 درجا قثم تياجليا نائيفا ~~قرزألانجمطعما وصاوا الحألخأرجم ~~عزالطينع كعارت فهماالمحرانه والبروه ~~بالسواعصلر وكلواحبمنما مزه اولي PageV01P410 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0411.png) # مرالحرارن والبروده متندرجازالابتركى ~~ازا لامربيره ادا للحجورفدزاب برمن اجهطب ~~الالمرؤجةوازمداوانه توزيارنيقظر ~~مزبوودنعدبير انالعصبقدزألمن ~~مزاجه الطبيو الالحجارةادكازفذنا دفبهك ~~المجراوه دازوانمداواته بلونازسفض ~~دلكفه لذالاتناوظيههالكارواحد ~~منهاصزاجح فبههاالحران عليه لغلب مزالرل ~~ممدآلها اللج ولجحفاالبرؤهعليه اغلبع ~~الهرانمفلةالچعب وليهامعدلالزاج ~~لازمن اج مركبمزاعزاء متساويدم العنار PageV01P411 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0412.png) ~~كلفامنلة الطدفداواه ف[رواجدمنهماعنا ~~مايلهت سب مزاجانآما بيوز ازجع الي ~~مزاجه الطببعيب واماخلقه اليهةووبيته ~~5 ~~فناج المالستد المنها عمامه اوانف از العضا ~~منهامالها مواضع خاليه مرداخلوخارح كالنه ~~ومنهامالهامواضعخاليه فزداخلفط مزله ~~العرؤة الفواربوغير العارنبالتمفي البيي ~~والرحلين ومنهامالهاموافع خاليهمزخايج ~~فقطمنرلة العما بالنفالصدر الصناف ~~ومنهاما ليي لها مولفع خا ليه لامزه لخلرلا ~~مزحاوح كنله الاتحا بالتي الديزوالغلي PageV01P412 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0413.png) # وصثفأ مايوهع ملزوام زله الكلييبر والطفاف ~~ومقهاصاجوهرم وسما بمهزلة اللبدواللهجال ~~فأغد الاعه ضاء كأجة ال الادويهالقوته با ~~مادازعنه الأ جونفله مرد لخولامزخارم ~~وبقدماماكاز الحوتيمزايزولحد ~~ولجدهامألهصرنيهزالجا بيزالا ازجوفن ~~ححيفة علزز منزلهالطحاك ولعدها عالهتوف ~~مزالمابهةز وهو سم فصحللآ * واما السلال ~~مزوصع الية عملم راوات قلوز عا بعلم ~~الابا الوض يلعاشيزراهدهالمشاركه ~~الممز النا كثا له كد به البه للليئن PageV01P413 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0414.png) ~~بالغرو الاجوف وللام تياء نالفرف المغوة بالأب ~~والاخز الموفع من رلة مابةولازا ليجرموضوه ~~فالكجانه ل لائمزوالطحار فوالجأية الالبمرر ~~فاداعلمنهذافاعجلمابينا ازالعضع لستحج ~~منه فوابيز احلها مزنفسالمعضع وهناسفع ~~به فمداواة سوء المناج والاخز المشأوكه ~~وهذا بفقفعبه فاسنراح الموآد والثالفمنه ~~جمعيعا وهذا سفع به فا استفراع وفيا اجتا ~~المالنأجي المخا لفه وول تولع الشخ موغهه ~~واما موضع الخ وفانونهبجبعاهذا ~~المثالازنازالعخوالفيبه اوز قربالين PageV01P414 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0415.png) ~~تبنرا زالدوليلفاه وفوته بافيه بجاحالها ~~فعنبو ازبداويهرؤاء قوته نفرزمرضه ~~وازدازدحداجيتلا يمله الروا الآيجد ~~تقظفر ند ومنبغ ازمزاب وفوته نقدرمابعلم ~~ازا لطرو فقط منها بيث بكوز الباوممايل ~~كفابيه مدواه المرص ك واما العان زالجح ~~مزعشاركه العضولدغضاءال بشركه سفع ~~به فواسفراغ ماليسفرع مراچعضا متالدله ~~انن ازكابتالمأبه وجده الكدسبغان ~~يسمفرع بالبول وازفاية والحأبن المفتعر ~~مزالكبدسبعا لستفغ بالاسقالزدلك # 305 PageV01P415 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0416.png) ~~لازخدببه الكيالنهشاركه العضا البهل منا ~~للبطز الاسفااعما امجاوالجاينالمعقرمنها ~~اكث شاوكه لمباهمعه لغهرهاوصمه ms163 ~~اداداند الماده سابلهة المعمنوواردتان ~~حتدهلعنه العغيوا احرفي*ازاوزدلك ~~العضوجامعالازبع هصاآ المخالفهف ~~الناحية والمشازكا للعضوالنكفيه # عقوه ~~المايه* والببدو التلجة دوالمحلذاه ~~لهووضهه لجه اينزبزالطبرفصا ~~العزدوش هفواسناد ابكممد بززرتاالانك ~~والطبوابوسهاعيس بزلحم المشهواساذ # لا لزال لنوال لابناين ل # لافليلرر ليداليلزريه باق # تايع كرهانو كا الوز لبلر لبو فاك !1 PageV01P416 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0417.png) # ك نكا ر ~~الرنبنراوعلاع سبنا فال قانب الخواضع ~~بنبا فد وعلم الاصنا الرييسه العبرييد ~~البندقدوه اادجه فر القوياهماهوالجران ~~وازشهق قلد انالحران ه الاله الاولللمقوى ~~ولذلكلاه بازيحفي المحوم اذ ادان بد اوعته ~~غصيقه ما بارباوع فنحماه كمالوكابتاووتك ~~ولوكابة الجيح نمييه انار الادوبه المله ~~سنفا ما قوته اليزوهعليفله لبه و سفاما ~~هوافتوه لطيفه بابسه اما الغليطه الطبه ~~فالمخلخ الطرته ال لع لح والتجوم الطريتهالي ~~ام بقرنبا الملخ والزيب المسم ساينز لفقل # 307 PageV01P417 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0418.png) ~~المحاخ مخ عظ لايل وهوالظعهاونبصخ عطام ~~العجللانه واللطاءهبعددلك واما التوم ~~بميها نتجوم الطيورزومنها سحومذوانا لارحع ~~وافضلنخوم العليزنم البط لانه لطيفحتا ~~ولييرلهحده ولجده نجوم الدجاح لانه ابر ~~مر تحه الببط وافضاتخوم رواتالاربع ~~بنح الاسدلاية الطفها وتجده ننم الحازالبرك ~~وتتحرالدبلانه افاللطافة ونيدهزاثم ~~العجل لانآها سبروه وغليط ارخوامنين ~~مزهزايخر الملعزوهومع هذاحادوبد ~~هن كلها ثم اليسرلانه اسبتر واحدمبعا PageV01P418 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0419.png) # فاما الاجوتيه الملينه اللطلفه اليانسه وهي ~~مف لالبهود وعيسلاللبنواشووالبارزة ~~باه والزينا لعنمووالزننتالمعروويساين ~~بادر نعربب البأرزدهوالفنه والزتالعروف ~~84 ~~بساينزهوزيت سم باشميلدة وه منزجزاير ~~المغرثبوهونييت فغايه اللطأفهنجرلب ~~الموقم الزكلميبهجاليوسرففنيقاههوالخل ~~وهوموه العلفطأراول حروفة فالمالثان ~~واونم الثالث نوزثم الرابع يأمعمة بنقظين ~~منتحثم فأفه هقوحه مرهفه الف وقدكب ~~بالبا بل فتركب بالياكي مزهنن آما وهين ت # 309 PageV01P419 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0420.png) ~~ر القأفه كقة بالفهويهنفها ورفطه نبا ~~وانالوطيقا وسوونسطيقا وطو ينقباواسما ~~نرها كيرع سندكرها عزا اخرصا ازسا الله ~~رعال ونشرحهافاهم حتبونهاموسيقوقكر ~~مزالناس بقولوه الياءوذلدفييافنيه ~~وليير لصحح لاما دكهتتنيبه إنما ~~صارةا لمحنطه المصفغه نبخ الدماميللان ~~لب الحظة لسمزا سخ انا معت لال و ري طب و هملنع ~~وقذه شرايط الدوا الميح القاوثم ضان # اليه الريوما فئه مزفةه الهضم يع يزعانجا ~~ما لايفعله الطخح بالماءاوبا لدفرلكز المطبف PageV01P420 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0421.png) # الدفزوالماء اكتتتمصكن اللالم لى لفحنذ # اددا ms164 ارد فازدستعحل لحفقله المطب ون المغؤة ~~فالاصاج فأخةرمنما اكنزهالبآوار زنها # رزرفا سبهحت الفرجة انفا اسقاغز ا نصأل ~~الحمراشنار حدؤثا للم وكونمخاج الى ~~ماجه والفابمل فادندهالده الحدولذلك ~~تحتاج صاب القرجه ارن دا بأعد ية ليتها ~~كفيه نهلتدملبياومتدارهابحثب ~~ما يكن الفوه أزعم بهوفا عله الطبعه ولله ~~فدد أننكة الطينعه ولففيتفا يونن ~~تهديلالمناج ولذ لكذغ ان عبدلفلم # 311 PageV01P421 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0422.png) ~~فدطلواسمالدواالمدملعل عامه ادوببه ~~الجراحاف مزا لملعوو المجفينه المنبللجم ~~تحويزرا فاما الدوا الذطيبا زنقع عليهنا # 5 ~~الاسم نفييق فهوالدواالنكهح حفيفةبض ~~فاما البنه للج فاكارنهبه مناوقريب ~~مزالررجة الأول نببه. النأمرف سمية ~~العرزح الغايره جلر بيز عقوم قولوزان ~~كابةا لفره داصب لعم اليرزولمكؤفها ~~صلانب فوستن وزاوازدانت ينهامع ~~عورهاصلانب وكاندكهتنه الومح سميتت PageV01P422 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0423.png) ~~نأصفووا وازدافت فيبآمأيلظ أهب البدنجتى ~~محوزالحلدهال تيلؤهارفينه مزله الخزنه # سمين ففر كدخ رقبه وقوهرقلوز انا لعرحه ~~ازدان واسحه سميت عغوداوهمفا وارنانت ~~حخيفه صنطاالوله سميت ناعور اوازكاترفيقه ~~الجلبحب اسآميخ قيه بالراءه القاف ~~لى الاجمأع علما لزأيالثأو اشازه ~~ككلعخومرتب فانا الفعلينه بولحيين ~~الايودالالعاجبهواصله وباومالوفيه ~~فلما حافظأ وامامدال والافهاماسانر ~~ووافتهاما معد وغادم مثالدلك PageV01P423 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0424.png) ~~العيزل لحليديه لىكبالبنوعر تنقولهها الللام ~~ف العللوالاعجرامويبهر عليه وممائقربال ~~زمك أ سظر العنوالزكاحبت از كبقهذا ~~منه ممنرفعت وو هملواع امزاجزايه النك ~~منهأترلب فوجوت اوغحأله مققفتخ يزاريفب ~~ما الن مخلهو لى خلقماولبه فا بجلم ازالنكفهب ~~مزد لكالعشولهسرقححالاصل الفدلفوعبه ~~الفعل اجلهلوعاخلوفيهمزلعضاءالخر ~~منأل دلكلة ننط از اللسازاتماجو[اولامبيا ~~الصو زآله للعوةههعن العليهاالحام الفم ~~احأده الفع لا اول مقطع اللالفا ظ اولا # 4 PageV01P424 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0425.png) ~~اولااواكمقلببه الطجام فيالفملانه لؤاقلع ~~اللسازمزالفلوحبل احناويمايوكاوسبوق ~~اللفما لم الحلو اذ لا جأفع لها مزهه الجلف ~~وامنع لعايته والبلع واسلغته والمشروبات ~~فلي ا لالموفت وليس فا سناع الكلاممنه ~~المضأوشمو ليرم الللاءممتبع بنها بالأن ~~باكثر فلونزلملزهامعصب الحرمنه لاونا ~~ماجح االمساوله اولاوببتاولونزلنادنهاب ~~عضبا لحركة لبلنا ماجعلاللسأ زدشهه ~~اولا لفحنا فعامنفية يبغة ونزالزال ~~فلنا لونرلناازالهواوبومزالطفاةوالطحاب PageV01P425 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0426.png) # 3و ~~لمكنن الاضراؤبا لعبحركازأله الحليد وهواعل ~~انه لوذ هبرطويه مررطويا البيزلمهين ~~اصرارهابا لببحرلازيلكا لرطويبه دفب لكرلظها ~~لما دهبة اسففر والحلبيدته فاستف البر وهذا ~~هوالفرفنيزا زرفقلوالبراصنضاولايزوال ~~الطومه السضيته مفلاه ms165 بآزا وقولانه اسمر ~~يدها بللليربه ادذهابللسغي مي والحليةة ~~وبستضالبهروذهابالحليدبي،خربالبحرلا ~~لبثما ازرمزالطيقاف والطوابمزكناف ~~بجهول فوالدلاببل مقلزيزاسن ~~ودكراية لا بعرفصلحبه اسشاره اعلم ازللر PageV01P426 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0427.png) ~~واعرمزاء قاه النبببالحزئبه دلاباند (عليه ~~فالنافغوردطاهراليدزوبردلاطراف ~~وعطرالبوعنصه وابطاوه ويفاونه وترك ~~دلابلابندا النوببالجزيه وترته الحرارايتدا ~~قوم الشبنواببضارالحراربماعالجلروخيح ~~سبرالورفنعزالضفروالعفعفو الاعطا والبلرذ ~~والصلاباصلا!(الغظ والفقه والسرعه واللان ~~واللبز*شده النبخب لايل ترتبالوبه الحزيه ~~ونعضر الطرارء فالبدزويقع الظعزالن ~~والسه والنواتروبفا القتوه عمماهباتد ~~مزكلايلالابنها وسزسايرا لابراعفلة PageV01P427 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0428.png) ~~وظهورا لعزوالدكلا بيعا مچذه مزالحجم شن ~~مزعلاما نانطاط العوبه المجربه وقدككيل ~~ازمفلهذ العلامانالاننو به شيمن ~~وب الامراعه واذظا لنوبكالصداع والصرع ~~والرمدفح العواببلكنقدسلوزهزالحمافتما ~~بلزم حاله واحدة كعفف عزالحم الدموتيه فلون ~~دلاللزومللحالهالواء عغبرالمخلفاصلا ~~اوالحاله المسقضه اوالمترتبه بدليدا بما افالمض ~~غيرذيننوبهفلامطلبمنه الدلايلالمدكونه ~~وصبر ادا ارفت ازتغذومريغا مسعوان ~~تطلبله وقتامطحلط نوبلوفبلاخدها # 318 PageV01P428 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0429.png) # بمبده نصمرف فنها ماغدونه نفقنه واخنياا ~~فازدابد الموبغيرمفارفه هذه المفارقه # فاعنذالمربفره وفناحأما البوبه الجرنه ~~عازهانا لمرخلا بفنزولابستراضلا يان ~~بعدهع فالوقنالدنيدازمزعلدنه اريفدك ~~فيهفهقجخوتقبرفيه الزمارنكته ~~الاسقه لا لالحودر البولهكونمزلنثه اشبيا ~~اللوزوالقوام والنفالكهبانلاعنهر ~~عاهذادؤزتازبعرف لسالخارح وزالجنه ~~ود اكازالبولالعحه وازنازكريه الراجه ~~مليسر مفب وكيفادادانزثريدالترودرال PageV01P429 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0430.png) ~~واوها زالنول الممحتخ حارا و الملمر ولي سنصابه ~~موديه ولايزكمخارج ولاهماردركنه ~~دا نها ليونازموزذ بله سطثر الاسبينفاالدار ~~والفرر بنميه البرك ازندته متم راب ~~المفللايرسبفلعلم ازرباياعليطة غالطه ~~عتمعهه ازسفر لى ريافهنا ازالفل ~~فخلهفغهم تاج الطنخوعتامطيخابطباخا ~~سفصعز الواحب خلفت فيه رياح برقله ~~فضم ميخه مزااسقرارالمانه الطميي ~~ونهوزهذادليلأعا فله نتح فاداطيخنه ~~طبح أيما ونيه ماحةاجهز الننخج زالعمه ماهان PageV01P430 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0431.png) # سخلععيه ونفيعنجاجلاوزسب المكابة # الطنووبل جماكما لالنبخح انأده الححان ~~الحجيهملأبكونا لاعجمازارهكلها اواكرها ~~لانه م لم يكن مز الخلطحفزوشتهيركه ~~ومنا لف وع ثدءلم تمرالعحآ ازفامتا ادادانت ~~المابه بارد غليرحافم للقوككازروالالمرض ~~بالحليل اول منه باونكيورحفجه وهواللخران ~~ولسمها نقضا الامزاغا لطونليه فرارزنجازلا ~~كيقمقه نكننه ادلا زالملسازاحمردل ~~عملى عؤمحاؤل المعدو ادا ازاشو د دلعل ~~خبنالجمورباه سجتهاوهو البداخت PageV01P431 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0432.png) ~~هدا اكزرر خنته مزكلامانزسرامون ~~البهو والوضح تنبفي ادا اردت ازلعبرموهع ~~البرمر بالمخرآ مخلايه الاتجاووالابر تخالجلد ~~فانفا از لذشلالدممزدؤزيلوحهاثرالجلد ~~اجمع لرببرالوفح فكف ازيا فتترالجلرتا ~~مما دق مزل الحم نعرب بزر الزوفراهونس # 550 ~~مزاليزاحورستتازقاله ابزسراببوزيقو ms166 بمن ~~ولص إبزطلا وحكابه فأ لكاند اماه بوض ~~ليهاوبع المخوادب ح ان ونييكرنا لسويومع ~~ما الرما نالحأعخوزولعنهاالعد بالمطفيه ~~والسبر كت اا ارد تأز تعمعم التبز # 322 PageV01P432 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0433.png) # مزفطرتهفالفهووالمنافازرسبازفطيرا # والممنويتط متو يسها و سبدلكازالحمر # الطبفوفيه لوضه عفنيه اوجبت له بسير ~~حزان وك رعهواببه بنلكا لهوابيه نهبر ~~الحخبزاسنب ا طا فيا بعدم الاصطكال والتلزنه ~~تعرلبف الجوك بالجاءوخهر مجمه والكاف ~~لهو الباذوج نكنه معم البفيفعندااطبا ~~الححاد مليه الطباخوزيعالجوز المخالبقت ~~طيفا با لزغرور والنشاواطثا الرضع من ~~الجداوزكته فالالعله ولطا فهلبزأتز ~~استبداد الام لغلطها بلعلظ مافنه نعويلا # 323 PageV01P433 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0434.png) ~~علم مابقجله طييفه الابازعينداعمدابهامنه ~~اننازه الحبمالمملخلخاج العنداء ~~نليظ لنبه المتابهتالعنداد لطية ليمل ~~والمعده الحارة الحررعليطحة لابهرو والعله ~~واازا لمعر مع عععرارتها نقضم الاصام ~~الي تعجرالف دؤرعر ابضاجها العنظاه الخايف ~~لاز الهدور ودعرمت خاصيه الهتوه الهاه ~~الت اجلها بعطأع بم العذا جللابتهلجرم ~~المعده جلععفه ولينه كا بنظاع العقي ~~لابر العقاو د اسرع مزانطيلعه لدواف ~~المباقب وكا ئنطاع احصام الحواناملابر # 324 PageV01P434 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0435.png) ~~الزيا بهج وخاطبيه النو وار اللجثعذااعنا ~~بدمابهاوكما يفيلادناب الحجرادفي الحجر ~~عندالفابيه البزرآلحفطرمزالبزدريذالدي ~~اعن العابه نوجدو النها ولعض الناسر عا ~~غايه الكال نيضم السخخ الع احلما عجزاكله ~~كير مز ا لنا سكالحلع زااكلة مهولايظلع ~~القدالهم وبليز فيمعبهم كما ليزا لالمايب ~~تحدالرصا ع ف ؤزالمطا روة فيل العأايه ~~لهم فوكروالعنا مابفع [النأرمعكهرالحجلب ~~قلللالرملد فيهضم بب نهنةه و تحل يعضه ل خار ~~نتوستط المسام و بيضه يه ملم لالناغ PageV01P435 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0436.png) ~~تيوم واحد ينبزها زيز لالعراخ المسوبه والنتقوم ~~ولأيز باز ديزدا لمضيرن والمصلبه ولابيزلحف ~~كالحنرو السمكا لطري ولاييز سچليزالمشمش ~~والبلطح ولا بي رمس محاتر العقولو الفول ~~ولد ميزوابضايز لالصترميبه والسماقيه ولابين ~~عليظز النمكتودوالجيزالعببوولايين ~~مرحيزد المخاخ والتحم مكماهذه مضكره ~~لاستما ادا اعةبا لولحبمنما بالاخزولتنب ~~الحليعه الارزواله لست مج الفجلالبهمل ~~مع الثوم والمأستمع لحما لدحاجوالما الحار PageV01P436 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0437.png) # والحلوا بدالاسفيذباجات والاغدبه المللجه # ( ~~والما البار و عنقييا لفأكماوالطيأم الجار ~~والحلواوالكماب بماح طبلله فلميوالحروع ~~ولممبسخلا وجهناهتاوام واناحاس ~~اوطجاماحارالبقهتانانحاسراهفغداب ~~(وينب ند لابتا السما لمشوم بلهفيزابنا ~~مثوياحارالفن و مدثلوطعلماوشربا ~~رقع فيه ذوكيبرارههخ ms167 الشرادت واعدر ~~الفا كهم العفنة والطيام الحد وبالجلة ~~كلغذاه اباه المرولأنستلذه الحتولا ~~مشر بعلم طعام فللملك لعل شراب ولالنا # 327 PageV01P437 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0438.png) ~~تزتدبسا لاف لاوارفع المابره وابتلشته ~~الاكلر وامنع العواريخ والغل فامزاللحوم ~~المشالح والنا فبروايجها الشباب والمآضبر ~~فازهذه كلها واز لهيبد اكلهاصروابهاهسوف ~~تكخبدلاشبماادا ادمزج للابهارد متها باوه ~~المأج اوننببح وبالضدفا ورأ يتنجملبه بهو ~~مزالة وابضغيشبهم قولبح مزت اعتهم والرانك ~~نقول انه رأئعهر جمع بي القنوم والعبا فاعيف ~~والحاليصه سنانيقوللنهايناطعاميز ~~مالو فبز لم تج العا بهنتيما لوچمعالعتلاوانآني # 8 ور5 ~~اسهوآز ا وذ هلك لوللك لي وهالهنا PageV01P438 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0439.png) ~~شترا با زما لوفا ر لا جمع نهمالو جمع لنه اللا # و ره م ~~لمك ولونزا وواناء واجحاكتع ووحههما كالرن ~~نز لنوهوحيك اثنازه الفرفير المجح ولهن ~~و ازعلامأ ن الجوع نفه الحميو السره وللا ~~المعيده ادياناها لاشيا ز عاظه وحد تحنا ~~لاطحم له ونبدوشهوه المطعاووتريدولالتذ ~~وتدلطمه الشم ونقلالريقة الفم والقن ~~لييرلها مزهذالعلامأن سوىالسووالب ~~الغذافاد ابدانبعها اند فهموبطبلامرها ~~نعرنفب الفرحيزط يقع لخاسا زعايب ~~العنابد والشير شتيقع فراهمزخلثان # 329 PageV01P439 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0440.png) # يه كههي ). هي ك2 # و زيچك كر ~~علي خحراللكف: والمز له قط غلى تخ الدي ب ~~والبلطسخواحمسنجاروب باو بكروصبد الدوا كير # رچچهك # 7 5 ~~اردقا ون عرف شر با لماء فا فظر ق دومامرونيكيي حنيي ر ور ~~واش فب نحفه فانه اعح ليدنل واوو لمعهيدب ك ي تمه ~~وافالبولكه واهضم طعامك عرن مشايل ب بن ه ينيني ~~الحمر الصفا المتم نخرتالناعهي والفضفي تمصر # ك ~~الابدازلهبتها وعرتها وفطع الباه لان الحار ~~التتعباته الجاع وطنخ لمننعهث والفزح لون ~~البييد واصا بل اما لحاوة ليكرون ~~بالاداج العفاراسرح مزالحارلازالخر ~~العليله تنه هم ورتقم المالد ملغ كيصحابع PageV01P440 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0441.png) # مزالكين وها تبأل عغ م ز الخ لبلاغر # الحأدتهنبو الهصم بر طفو الحران ك المن # والبرد كيق خلذ لكا لهو اف المسام الحححتها ~~التر مليه الفه السشرا بالذكد اجض ~~مزعكر الحكرخمي ليعه جيدهزالدحوضنه ~~رمالحطيللكها لاليخه النييا لمرونزوالحح ~~المهقوة والامرز علمنهم دا الفية التزاب ~~او العضنه . وادأقطهمالعزبي جان ~~مزالظهالفمرنا قيعر النوه ms168 وطخنفب ~~مأتهروض صفاح حدبعاعطينهن ~~اواوا لبرةوالوعدوفت يوم ثما لامآنن PageV01P441 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0442.png) ~~حوفته وصببن اياكافتجاهع امراة الا ~~وحشاك حفبفع فازه لكاشلم وا للولد ~~ولاتباضع امراة الاببدا زيلاعبها وتهم ~~جله تدييها لمجتع ماو له ماولها وتعر السشهق ~~مزعمفيهلوماعامنهاوالعفالةقلدهلال ~~والرد تجدالفزاغ دابر مومياي واباك ~~والمجاوه اللبب المضثاوالبول فاذالنواف # 3ه3 ~~وزهلك يخرثذرقة فعيوزااولادي ~~عثه اشي ا آلا ج زأرنديها الابسأذ الاقبند الباز ~~التور واولالابتباه وهبل الرباضه وقبل ~~الجلع وقبلالحام وقملالفعد وقبل PageV01P442 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0443.png) # الحأمه وفبلالعنا وقبل السشرا بوويل # الركوبووطوز السفروظهورا لمير كنابن # روفترالاربوزمفاله اشأن بادامت ~~الحواره مكلها ازحتدالهوادسيفث بهالبدن ~~فالعذا ومعد وبه البدتاي عم وقله ~~فرتفده ولعقههه وددال تدخاالهوا وحزم ~~مزمقعبافالبدزحةومنصتعزان ~~عحيوان تفهاهذيزا لهحليزا لازنلافه بطلان ~~النفتراشع نهكننه ازالحراة إدا ~~رادة فيدزا لعجرواخزذ ترنيونترالعدز ~~ونماه ومددف كلجزهزاجزايه مراواينا # 333 PageV01P443 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0444.png) ~~الفكيزوالليفثظ لمواضل ألى الاسنازملوزه ~~فويهاولازا اسنازلابكنها ازيفمبا النما فاافطاز ~~البلنه كما يقبله سابرالاعضاءلكتها ترند ~~فيالطوكفقطم لة الحفأومببرلهلعند ~~هللا زمقط اديا السنعن المواضع التهملزه ~~ينهاوبنبت بدلملهوماو فالغلقاللمواضع ~~التماسوسقطت بلامنها لمبه اسقلببوب ~~معنأه النأو للعبوسة ازاشم الببوسه اسغلبه ~~اشنأوه اع لم انه مزل علم احر المزاج مماصف ~~فاتهعلم الطبا يع ل وا لطبا يع اناهمام زحب ~~ماليدة مزا تاح الفوكالح كبالييواف PageV01P444 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0445.png) ~~منها وفاتف علمامرالهموزالليهجيه لرالهوف ~~الطسعبه انما احلفت بسببلحلاوالامرجه ~~وفانتهعلمامزالاسنازازاحلافالاسنازلنما ~~فوبغهواامزجه واوقانمحرؤدومحلومه ~~وفاته الصر اعلا هنصألات الابوار لا واحلاف ~~حلابالاندازابنيا امما و تغيراامنالعاء ~~وفانهعلياعرالعخه لادالعحه انماهماعندال ~~القوكا أولففنه هلها يفال لها امزحةآ على ~~ط يوال اطاة فابدتم منزل مقزهنها اشيا ~~دا وخطاؤه والامور الخا وجهعز الطييعه ~~اكثنوابه كبر طلبسواذث PageV01P445 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0446.png) ~~عرا مرا اعدا المتكوه غزاليز له كانتازد ~~وايببر مز ااعضا دالمتكونه جمزدمالطمه ~~والمنماجر فقدفأكرؤفترفهنذا الكاب الجله ~~فازا لعضا المنكونه مزالمغ وهوالصليه مشل ~~العرووة الضرانيزوا ليماب واللاير وافش ~~والغا و يفلدافييص بالاعناء المنفكرنه ~~مزحهالطم ونه الاعضنا اللمتمهجدةتلك ~~اقالانع مزفذلاو لل فدر يب فلولظما ~~بكووغ امز الهن ع بسيب ففا طه بهابقصت ~~حرارنها واماهن الح اللحته فانهالميش ~~عنبعدوقهامزالومدلنلكصارفحانق # 336 PageV01P446 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0447.png) ~~بيه و ن يب الدد باقيد فبها دهدا علة تبعا زخرر ~~ازنشا الله ms169 سببه قالوالره كين اج ان ~~فبر والببسلى فدبعدعت بالكلام زهنا ~~و ال ك ~~سكر # فهدزهذاللجوع لى تبغيا زتعلمان # الهحذوحكر علي لواد امظر منجوهر نبا # كحنه ومما يضر ك كما وعجل وونتة هذالفع # وحكما انز علما لصحوبماو لآن كافچلعا ليس ~~فحلبالماج فالجكعليا لرته الفارطبه ~~وعبدها ف لاعضا ا لطبه نس التلااببا ~~وكمابجلم علا لرحم مزلعسجوههاو مبدادنها ~~ابتفلعع ببه مانفا بار جه نا بسه ومزك مافهنا PageV01P447 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0448.png) ~~يايفاحان نطبه ممنه لمعه اخركةهذاالمهن ~~و سبسقصبه اكزمقذاارنناانته لمد ~~حل وعنرعرفرلط اند قألازا مد مزالنا ~~كانت لشاوها مذكرات وكرزاد اولد زورا ~~عدز علعزمفاصلم ليلا بو وعمايسأيات ~~وازولدفانانارضنهر واستعلنزواحيخ تهن ~~عمكلى ى خلبعلهر الفوه والتهامه والبدكير ~~مسله السبوه قهخورالرجالههقلبهم3 ~~عجزعدور النشاورقابهزوعظاعا زالهسا حصرر ~~وسووقهر عم اعماز لرجال و سووقهم ب PageV01P448 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0449.png) ~~مزاج النشاعزمماج الرجال وهاكازالد ~~فمحازكل لامزحة وهم الرحاللور صهواه ~~واربفاعه حرارته وغلبانها كنتر يكورف اعال ~~ابدانهم اككلعتعطمهالادا فوتخر الرتابروثع ~~الصدوزع حراره الفلوبوحزكزاسافل ~~البد زفيترق الحهورو تفيخ الاعجاز وتعرق ~~السوووو اليشابالضدلبزدالدملكد ~~الياسافلا لبرزهمدروا لرقلبوسعرزوابحاد ~~وسخر لجؤر وتكبر الاردأ وبخ السووف ~~وندفم اليحو بكا د لكقيتالى ببدن ~~جلسه فازعاوالمرأة اداقيسالساوت PageV01P449 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0450.png) ~~الحل زسماطحانساوالوهل اعلطبباينوان ~~بنسبحرسا والمراوالمزالمراةودقه ~~ساو الرحلالرزالرجلوذاكوعببع ~~مادكرنا اشنازه اعلم ازاعحضا النوليد ~~الانأث وازازابقهأمنها وغووزهاالهلغل ~~ابدانهر لعرد المزاج قلئنرد لليغيرفقمن ~~الطيئعة لكرلطاجتضرورته وعلمة بالفه ~~وهمازكون الر يقبلالمنيحارفعليه ويقبله ~~مزلاندرمرفر بب وليكونهق ا لمنيزادلو لم يلر ~~لذلكحكون تمابها اعضاء البوليدوالكال ~~لبل الحمل ومنا فعموا بقطع النوع وكذلد PageV01P450 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0451.png) ~~كمالة الطح فازا لحيلمه الالمتي فللة الماف ~~زدرا لابتم لبلا تياونا الماده الطمنباجمع ~~كماوا لرحبا لفابقت فيه بهته اعدياعد ~~للم يز وقله الحرارنة سبب لاجنماع الرط بد بالر ~~ماحتأج البوابدابهر لعغدايهاناياوقت ~~الحمل غذا للمحنيزو وق الولاب، تبده ~~ع هر ا بنالعحككه الطنار و سا ل اوات ~~ادا لترت العرو فايصبتا لالرم اسئر ~~الجفرولذلكارالجواركعنداول ماير ~~يضهمزن مفح نداهز ودل دلكع لمثاة ~~المتأركة لمغة الطمثعليايا زطفالن PageV01P451 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0452.png) ~~اده لكوزالجنبزو المفمقامه متقام الصور ~~والفاعل واماعل أيقراط فالمنمفامه ~~مقامالصوزة والماده معالتزالحنيز ~~والطمة غنالهوابه تولد مز المنعيع اليضا ~~الصلبه ms170 وسولد مزدم الطمثالم مشله ~~المرزالمسمو طاوهوالوحر بعن خ للنشا الحايل ~~بالذخوزافل لجرم له زابتبا بلابابتاتر ~~لازا لركر بسب قو حرارتهحتر با لغدا الثير ~~والائم يسبب قله حرارتها لاحندب العذاالكير ~~ولذلدعارما سبق منه بنصبللا لعدهوس ~~بانراع مزا لفتناد فاد اهرغله هنزاالعساد PageV01P452 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0453.png) # المحتلف نولرك مثه الثهوات الرائة المحثلفه # اشنازه الذينعلب عام زاهم البرد الطه ~~تغلر عليهم اطاول لركات والسلعمهاسبه ~~ازالمراج المأره نضهفا لحامل هوالقه والطيه ~~بوبمباليبقلالمحولهكلاهماسبلعلظيولا ~~الدن زطوباتهعتكورقله النكاويلاده اللن ~~وسايرها تبحع دلكملمه كازمنامثأل ~~البونا نا لفدنة نبعا حزر الفرعأزادا ~~ح اشنأره مزالنأ زم شتدسهوةم ~~يلجوعهم ستبازالبرد علبعلمافابانيم ~~رمزعداو وسقبفرويف كجله ولحلو له PageV01P453 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0454.png) ~~الاولبيلام مثلتم ن لكالحنلا اليزب رابما ببحوب ~~و بهذا السب باليرمنمنبه قالفاما ~~البرودمذايهافانهابآععفالشهوه وندهب ~~بهاكاانهابضعف سايزالابعالاليافبه لى نني ~~ازطلر ندهذا بچد زنعلم انه الحوعزاحلانهه ~~لاروز وعاطببوون انى الامر فوم ولاقوه عمن ~~بربل دكنا لبرد معينا بالعضل عالاوعل ~~اليه مزالكلام الربسيومزالهصولومرداب ~~الصاعه الصغهره ما بلوبه ازساللله اشان ~~اغلم ازمزالاشها ل لحينه جأسمزيدنضلب ~~الرزأج الطبقر با لتشبه والالصاووداك # 344 PageV01P454 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0455.png) # ازلحخرونحمصاحبمهفا البرزعرتراللمه ~~اكيح الا الايفادوسحمصا رسيهالمه ~~فاد ادضبه الوانيالمثاكلبهوبالضدمن ~~دلكهكو و ل صلحها لمزأج الأبستر فازدمه بهد ~~ابعفا به عحقاج الفتاوظوباوديرهمنه يون ~~دلكفورهاز الطولمماونمارفنا نطويامهه ~~دلكالبد زحتكنسييهالم ولكالبد ~~الصلابهواليبترفاد أعانذلاكما لغوكرن ~~هذامهافالسزلورارابازكونالدزالاب ~~رداك معسلب [السمخكلوقبمبترهلا ~~انكلها ارات يرزال بوذلا با برا زطبم PageV01P455 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0456.png) ~~محارخ ونلتزلحه ودعارانضالما بعبء ~~نهمزحمماء مسمتقهبلرازفني طوبدف ~~الطر توين فتير المزأج فادحوزن لكلل دتب ~~عحا ب الانبازا لتطبه سعوج سووقهم سبلر ~~عظامهم نييت الفوتيه السلبكو بالتيه وابدانم ~~الحمي شي يما مقئلة سقل ليه اؤنع جهاونع ~~إن ارجل الد اخلة المخرو ر لسغبج لحانة # ولأنزا لوتيعة لحنه الح ازع مز لا فاافضه # اكنال بلاعضاءوه ا لانزشاالسافوعوج # الخاخ امزل انظ لدزعلهما وامانه # البا زه النج مالضة ف هاه كناو الهليل # 346 PageV01P456 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0457.png) ~~علمهذا البعليلاندلدأسانهنميزاسزاغ ~~معوج الساف بزالد لخل الاخمعوج السافز ~~الخارج وحبرف المعوج الساويزالمخارح سيق ~~الاخرسبفا كي ل بعد ازلنثرط المساواه فناة ~~الاخالا والمقاره والساواةنبه روف ~~احد مز بعيقدازا لجرانة والشباب اكنمنأني ~~الصيا ms171 رغلافالرأي ولط وقالومضعانز ~~ودلكغيدوقوج المن فالرتمونكزالحهيي ~~منه فيرهيلازالحيرخاسداالكونفغايه ~~الطوبه ما رفالحرابن بالفنافمة الاأنا ~~بالفته فمنغايه الفق ودلكاز الرطوباليع PageV01P457 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0458.png) ~~حزوجها الما لوحايضعف قالوربااصحال ~~كنه الطوبه ونف لهذاالوقت مزقي لاننها ~~هوع حرهامواففه لقبول الخلقه والقؤرن ~~والفما والزياده نكنند انا اشترغن عظام ~~البا فوخ دلد الاستخظا الزمتله لتبان ~~الدملغ ذا الطفأل ونغأيه الكمرلن والمزاحمه ~~اللعظام والمينبخرمافبه مزعرؤفضاره ~~موصحوم عليه فلو زلحمتهة كنع جوقه الدماغ ~~يزداخل العظام مزحارج لا دذهلدالي ~~رحمع عريا و اليية الورعفلي لمأفوخ # 348 PageV01P458 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0459.png) ~~عا يهة مزا ل ألة للابيقع مزاجه ولير خأطة ~~روز غيرهمزاخا الراش لانه لاجاجاليه ~~العوم ولز ا لافاقه بده نه ولابطنانب ~~ك ثتن الد قاغ قنثا خلاه الط عهو دلكن ~~ب زالم ئزنف صازا لطوبا تا لطقليه ~~قووةيمدفدزا لكا بهه للسنح ضاد قد ~~احترؤت ونيوهذا الح ا زونفع السفه # ولكلا لنقة الفيك لع له عاللهاشان قالب ~~واكرالد لايلع لف آ لأه فالآلب اليهن # ان بانهم ودال از لطفل لايلنه انقبيم # واععد البه الصك يان له لفما ملق فو # PageV01P459 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0460.png) ~~علي الأكر ساككت لاضوض مستعرقة النوم ~~لازالحران لمادائت مندونه يكمنع الرطوي الي ~~كاتفافد حفها لاكنها ازفوم البدنسيشبه ~~لكها لما انة سأوطم سقبضه الان أهلصا ر ~~البدنا باسافطا نففاو العنم فيهغعيها ~~واما بعتدوزبا اللبز فهال االبزلت حاج ~~الا ستحا لكبر لكنه مستبعدلا رتستيلال ~~الدموفتهم لا ز لمحويا إضا ونوكههرمن ~~الارقاز انعم لائكهم لزضم اللبرلكهمم ~~قذفوما لة صونهمنه وربا برزمزبطزم ~~فاد ا زابت شيرا لطفل ننا وحبي وقام لزناله # 350 PageV01P460 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0461.png) ~~الحرارة الم فنهونماهاوهم له ونهاالطسعيه ~~بفوم الحبشدوخمله فعنردلك طلازعلك ~~نفقأقالحبرو مماكا زمزا لفدا اعلبعزاللين ~~واووى لا زالجران حنث ذخاج مزالعداال ~~ماهوافوي لي مزهنا ئستحرج منع الاطباء ~~الاطفا لا لفذا بفهبا للبرا ان معة اشود علم ~~انه صواب تهرلف حترففز الحهانا ~~اعتدال(داسطهساذ ااولالي الفمنها المدن ~~اع الحأرو البازدوالرطهه الاش لي ~~وؤفرايضارقوالارنهافناي بوهمزهل ~~ح والننهها اجفالبد للهينقال PageV01P461 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0462.png) ~~له نالححيقه مححكماقألجالببفوسرع الصفأعه ~~الصغيرم ابننازه نبابرفيها اماها الامزاض # سرهوو ~~انماهوبردويني قالوليرنجبده ~~شمزا احبمام اللتيرم لا ms172 فا اجام المعاف ~~مزا اب حبلة ولايو بدر موضع وغايه البش ~~والحجوداووغايه البردمفبت ونها شقم ~~التباقاوكفتددمهاشق لكزالحرار والطويه ~~بما ازالطحرارع لعلهة والطوببماب هماسبب ~~جيأد كلشهاعدالم فازاالمحمأه اماان ~~رتكوات فلبهابير غلبة معندا،وفولت ~~كأظلق آحالعلعولنا فما با لطبع لان # 352 PageV01P462 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0463.png) # كفلفنافرما ب بنوف هيتتا خأرجا عزالطيعه # وفم ا لذر لا ليفليعلهم الحرا والزطوبه غليه # اعتد الحفيوي لازها ولا الآما حجيا تهم الطبع # لكن نارجا عزا لطبع وابنما الجمبأه الطيعبه ~~الحهنقبيفامايا وز بغلبللحران والرطويهغلب ~~اعندال لي قريفدم بازالحرارجمان ~~كؤنغالبة لدظو بب غلبه لعدا رحمملون ~~فلبه الفاعل لمععلةالهازدانة الحهانما ~~هوراعند الغلبه الحرارة والطو به لعلوم ان ~~ولل) المررانماهواعندالعقيه للران والرظربه ~~الحم) واد قلنا ويامرعله لا لعند اللعبو فككيوقم PageV01P463 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0464.png) ~~ترنع غمالب مزا لاعندا لحمل لان ازفعلنا ذلدلم كن فيالكي وتا ولكن ~~انما نريد لز نرفغ وتسلي عرا لا بد لزالاعتدار الح ومزهزا نعلمانا ذا ~~انلنا جنللوارة رارطوته ليانهامورلستييعطة وليساعالحرالة ~~والر طوتة الغرفية وجدنا اخلاؤ الامر اصرالاذز لومبلها ذئفه ~~عيمل لم صا لدنيم رنياد الحرازة وحرة بما عر با عدا (النمجتل الير ~~لصحة رككلد ازز زاد عليبهرمر نةمزبيه للرا وتقصحقم ~~لطوة والمكبة مزهر لتلجيبة اح با دتج لمنتا ماجنرهد، ~~العكيم فيات عليا نها بتطه صيا لحرارة والصو ينظ زنيا ~~بالحرار الفكينتي والرطوه الغرة ا رفبذ الامراض لغان ~~فيز وهيا البارد واليا ببر المر كدمنما واحرلار احرا الفارجة ~~منا لحرانة تحل ل لحران الطبيعتة ولذل صاردا اغظلب ~~الحجانة الحجنا رجتير الطبيخله صا لحر ارا يطته كملذ لد ~~ااضرا المآي مسد كمكبا لز تعول المرضر ان رتح ار أز انفظن الاريال ~~الحراة الحارجة ويكماله نصميه باردابآنا أذ انآظزا اليعان PageV01P464 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0465.png) ~~الطبيمتة وانهه امنها مآمثلبهنا بعي افمعنى الرطوبان ~~ندا نرطوتها ححنا رخ عرا لطبيعيمني الرحلوته لغهزر لخودتي ازكر ~~الاستا ئازكانت هفي الاشيأ عاما وصفتدكلير لنما بلوذاة ~~مر غلبة الير واما مرفام السرودة واما م غجلبتها جمبعا المص ~~انما هوحط بق نلك الى الموث وطبع الموننارد ا بن الم خارداء ~~يا نما وارديا بسر عالد ms173 ليل ماذلكمايظهرا الطبيايع نلاكت ~~فازا لعلبايع سواكا ن حد شها منذا دل ال ماد الني تلب بب ~~انتقال لسنان ارنا فضلهها فالفتحوا كانط لحراق الطلبة ~~فيها معدلة وارداعا صحرما كا ننا لحران الفرير ترالحلفة ~~الغرهية فها نا فصه ومرا لما لاتا يضا كانيمقتناة تابي ~~عليطتيقل لملك قدماكانت بالمنا سبة وتسهل ندا لهاف ~~لا تحوأل جسرقت مرا لاوها نظلسنةا ويسبله ل ~~وجسفذا مزل لا غذية ازتحعمل ز الاهالنما كان ~~حف ط الصح والحرارة والرطوة الطبيعيه نيهم ارن ~~أفضل وأجود وما كان ميهابالفر كا الملها مل كنيتيين ~~صارت تحل يها (يضا الصح نعند مالأ البرواة اليبوي ~~اذدا كاعا م لي لمنبيسد النظام العليعو كانآ افله ليلطجدالة PageV01P465 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0466.png) # الغهية والرلة الغر يته كانا لصحة الم فارزا دتعلى الحياة # الف رزي فل لطوتة العفمه ز ت بكا نلم بالدض هالي وافهر # عن فهنا الموضج الرودة واليبوية نقصارالحرارة والرط لطبعين ~~اوعدمها الاطزلير اقول ازناوكت المرضكو البرون واليبوتفالبة ~~لاة رالرطرتة اليى المبز على لاطلاق كاطتا لا يجد لازالمو ~~وذلدان ابراز المورا بينا يكو للجران اغل مرالبودة رالطولببة ~~بالطوته اكزة ا ليرسة ولهذا صايتا بدار المونزوتعزبحهول ؤلكنا ~~يعني تولسافي برارالموليباررة ايبته بالفيا سلط ابدازالاجيأوتدول ~~ينل نفه المرض راخد وطريق انار ديا بسبا لانا ف الي افتحا ~~نقولا هساها بردرن بيبوبة انما يعنى تقصاز الجرار الطيحمة ~~رارر طولا لطبيق لكزلبيترعليا لاطلروقافمر اشاره ~~الطبية رم الشمل لضار لبدر زمزد اخلعنيأخذتلثة لتيا* ~~رام باز ترفع ويحز حب العت الدافت جما يوح البدو و لعلن ~~مرا ور انحا لها واما ان هضهر ريخيله وبعرة المالق ~~العاوي وهذا بفما بضا ولا جك ذلك وامأاربجطه شيءه ~~اخصد ته لمنج رلدنشن رحبنه تمسه كح مك اطوالار ~~عناخررهندا لصعنها ه لى بلينها قبيص أشسآره PageV01P466 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0467.png) ~~اجناسرالا سبابالمعغز لب يزح بنازا حدهها ما لغر وكش # شلانتزيده ا ونيقصصدللا خرمالعهه ني حك فيلمابان تسخنادنزلو ~~ارترطه ايققه نعريف العل الهمةبطانا الفان ~~واليا المعجه تحتها بمطيار والطلهه المعمتهو الوجم الله لعفج لمل ~~تنبيه اسم الطبيقزما لرعليا كلقريلمدبر ms174 لبدلي # لور قفسيمته كانتا طبيعتظ وحيولنيةا تقالماجماعتها5 ~~اشكارة قال واذاكانه للا فعال الطبعيم عاللمغلي. ~~يكرر بالا فعن (النفانية ايضاتا متكا ملة ولزلدصارالطبي ~~اذافق هاف (النفانية تقر معا ايضا لي والنوس ~~يترلاز قوميا لنف نافعتلزاج البدمن ملحه حكن ~~اذارسطلطا ليسر ان لابايل لامان لها ولر جيواناسماء السرانيه ~~بنزوبلنيه صفا وتوجشيأ دارا لزابير والنزد النبار للاذ ~~تبيبغ مربيبها انها اذا ماتت لاتنقر راب انهابيهم اشالة ~~اعلم انقد يكو عزانمتال الاسطفات مع حضظها لإعثدالما ~~ومزاجصا مرض مزاجى وتللك اللاطن تبعا بينو ~~طبهما روفس وبينانهذا انه نديكوت نمالبد ملطانبتداز ~~ذي دمزالمبدنة مقدا ركذهم بذالبوله مقدارصد لمنا PageV01P467 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0468.png) ~~الطوة معتدار ذي سبتها بعصها الى عضر بج سل لزيكك ~~الدزبها جححا مترا صحكا ملولته منخردهضعمن ~~لرايز من هذ المناسببة ولكننه انتتالالي الاخروبي لذلك الال ~~يصلح ان يكو زونيه موا لبررد مقدار ماينزل لثد رحح رالقد بحل الكلن ~~فير من لحرتقدار ماينزله لث درح وارو حتورجر القلبة صتعنه للت ~~في الرياغ نقتدصا رف التلبد رحتبر دلا يصلح النيكور بنه وفي الدماغ رحت ~~هر(ابصلح ارنكحزننه وكلا هما ملضز ولمر ينعر مقرار الحارة فجمله ~~البرد ورا معدا رالبرددة ومود قوقن تلرا لوجررز كتلابطب ~~نوفف رايارتليرسهرارالصحاما يكود كجورانصباب ~~الررح فان لمرا نما يكون برداءا نخبا به كانديستد لجودنه باوب ~~عليقدارن لابن معندل ورداء انصباب علمابه وافرفيالكمية ~~فيزدحم ويضيو علا قغت ونقعمرفكومرا لآمراض ورالم نفور ~~هرأرا لمتم محفوظتزا عتدالا لثقب فارضاقه افا تسعت لدلسح ~~وسمراصلما قرقةالني شمفرة الحاب انارة ~~اعلم لنل لروح الطبيعي ف الب مبداوا الامرلانه اولمرالمني ~~ثميز بدزم لعبرد لكشعلها لصاج الذ يعيبنارأنلح كر للحلب ~~فمادا مننر عننرتها حا فظن لكمعها الطببعكابت الصحة PageV01P468 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0469.png) ~~بمتى خرجت الماليخا بنبه والبمنروا التهاب كار ا لمفةه م ~~ه ومت حما ينفتر الصجار المنا حمة حي صرذا لي فكور لضيف ~~الزائه واماا نها ينطفىبممكب فحالة البقا، واما ما تخلال ~~البرل لفخنعنبر ا لصي زالمسأم اطلهج مرح خل )ا ينو نملح ~~الب قاياولاكتير نوفنفك ديمة اطيرف صاحب ~~الهبا و ااخزاأنو لاتخذى بيتول ms175 لزي كبالاجامرهنا الهيا ~~المسون الهوهيا لفنتير شعاع الشرياالته انلانالةا ~~وقضفيه وكاجسه سهه منه مشلا لكا لهبا ويقفد للجر ختلرباي ~~الحكريلخ الجلدقا لوانما ذلد لتلخ لبفتر ماحه مرا البسن ~~تلدطا لاخا الي لابجا تننبه قالا ن ليركل نعنفا ~~لكرا لضعفا لينربكوز مزسففاج او الحرج عل لطيعفتط ~~هممرص ذلدانا لانقول وزضعنا لنالج ان مغريورا توا ~~نسبما لجرع والعحظ مزغيرلز يكون جمدض وذلد انه سرلح ~~م ابدار حنز ماتوا توفيعي ارانسطليبه ~~انا لصحة بومراذا ك ازا لرؤخ والغزان نرلربه الخاين ~~رلنتكيفائها الحاصتباميه لكنه لم قاباهيحده له صحة ~~نوفيتت انا طهل فيلرهر قالفاتا ماهلي صه PageV01P469 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0470.png) # ولا محشي فاظتغير معلوم وابرلفيرهرالطبية (ازا لهحة- ~~فيتفازل اموي المناسة للجيولزه # نعياليوله العزج خابرالمعرى # علم ككتارجا ببنوس الفصول ~~شمح جالينوسب غرضر براحأ كناب الفصول يحتد راناع المر ~~المختلضة ن الحفا لحاد نسلاشكارو الاوا(والتهم وتهنيا بنخابا ~~معاءمالخلل اننارق الروبر الجمارارخصار ~~الجامع لز الجد معاز متود طاجر لاقام الزض الحامت ~~ولرل اختصارانتزاع معازهامته مذك بافنا مل لخف لجرئه واز الراج ~~معان محلنيها افامالبرضللجعلمتبب اشارة ~~سبب وجود هن الصناعت وچي والهام والدليلعاذلدلرذ ~~البعضاعة موج وغه للعبائة باشخاصا لناس اما لار نعشدهم لصحة ~~عند المرض واما لازحفط العحملهر رم سنع لينهمصي البصناعز ~~با لاشتخا عربرانمنا بقت از يكو م مرفتيعلم امهذ الانخا مذوات ~~مبدا لوتوعها لجد العددوكلرمحد ذفاوله ولطدنكر ولايكور ثخاسن ~~الثامرجا مالانها ية له لازحروج مالانغماية لع ال الفعامحال ~~بل لير الانقد (جه هلانما يت ل بل يكر لرتفا يلصعه عجبها PageV01P470 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0471.png) # قالسفا ذاكانا تنخاعر ال لانقي هف الهناعةلارواذلن # بدله ضرودت ومن لبترارل شخص الفيهواولي الكزه عنقرانيها ~~كا نتفاريائر هجوومرا لبتير ايضا انه لاينانيه له شخر لجدلمه مذا ~~العناعةاستباطا لقصرعمر زطول المناعة الالو ل جمعلز بدا ~~لبكرن علرل تباطها مرا جا لير الصا عه متعن يحكمر ككلينف ~~لارستنبطما لاختلاف بلالا تف لودا (شنيام التهياولا الكه ~~ليلجه لر ستمع لمام تفوم احلكا شخلا بياول لخر ين ~~حع لها زعا ذا لمتيساوم رجهة ابانها لم تراج لي حكر ~~بل هنذايؤدراضأفزباتا لعلوه والطنلعانانها ms176 المام ~~لانها ذاتا تناق به ارا لاثتناصر لابجوز الج تمعظام نفرلهي ~~بخيي ال حتما صالايكو الاعلام متقون انما الاختل ان بفع مرهلم ~~الايغنان قال فقد از از الاشخاص ف مبدا الكر ال ~~منها لستناطا زه الصناعة وكذلدعنديهما يلككرل بايم ~~رافترا قصر ووقوع الخلفبينهر ويقولانمالجواريشيال ~~عولهاينا في عنول ازبعفابنان مزالنا براز كنينه مانت. ~~المحثائشروا لعقا قر ومواضع لمعادمن خراعها وتوهلعضاء ~~سايرا لحيدلن رخواصها ومضارها دمنانها ولعرد سايرالامراض PageV01P471 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0472.png) # اختلفارخه اهلها عمهق بارم ير القق ال # كي لمادوة وماوون تنمر قله الادمة ما لدتمه اج أ احاور # تارد مما ينتع ذلكم بازصناعة العلب نانما ذ وصوي # ملك رانه عامة وعلم زجك العرة قدان ستبيا طئشع ~~واذل ك لمناعة الطبه لابتدا همالا ال ستنبا حداد الوحا و ~~يلام كانا سيلر الم ستنباط فنال عتعا كي ~~لن طيوالوحم ار الهام لج هذالالينوتنر ~~فمطار ب لنز ي از الينوصس كالنسا لشنٹكر ال مد دوله ~~عينا عتوچبه الها منته وة ال فلره طف كار بلش ~~لاست لببورمان لجلا مر بد ا ملم لكرر خمزهن ~~عناعة وحيتة الها مند خطاو تفعير للقو ل ال تن طن ~~لجر ضاعة الطه حاحة هنا الصالم لم لكد الي ول لها ~~حليحسمته واجمنزعيا، واطابه علامار الكميتلا ك يون ~~ب اببمهكن ا بععلر فا صا ببر فقة الرعافنزا لعتن ها كانج وجرد ~~لا ا ا ل اار ~~وله والطع تحولتيل لصناء تم نح البرت ا ال هر كف ه حر PageV01P472 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0473.png) ~~ولوزز لنا لفتح العرةالى اخرممربهزصنعت الجرح الوانخذ نكازلدأ ~~كما ذكزامرا لنفو ولعلف الازهازنا لستخاج التعرطرنمار ~~هرا بانا مرا لطب وآح امتلامرا لطعا ماميلا فرطأإمتا فبه ~~احدالاسه اغيرابما القي داماها اسهااعدغنيازشدييركندلر ~~ومفتز رفرا فر ور يلح حواله ف البطر فحعندذلل استفاغ ليك ~~الجده ومدكانا حل مرا لنا سرعتب يعض التنزعازفا حله فاسهله قا ~~السها لارآقيث كثزا رصا رتعنر هزة از هذ الفتذه نفعلهذا نك ~~ولنهنا المحان محقة لتلدل لاواص رنا لها مذك الذللتخي ~~وحثعلم استما(القليل منه لما يعوق عليه القي ms177 اوا اسكالف ~~عليه الاعراضرفا داء الوع صمنها رحقة عنه مالعي تلللفل ~~ولطفت الصنامة صمرفجواسمها دنظتة بان لنا لرنية ~~بنتلل ما مننها يفخلرذ للهمامنما لا يفعله بجنف رجاصفا ~~العقول ننظر لذ الدروا الدنقا ذلدام الطعله واللكفيات ~~بسبوا كيل للسان مند رانييفنها فجعل ذللسمان ولسخج ~~واعانته التجق والخرحبت ما ر دول مر الفوع لا الفعلو كنبا فلط ~~فيه وحح ما حدر عليه حبسا صحميأ مياكعي ذلدادالب ~~اه لا لاعلم الاديه رايا لاعز ني ها ليفر استعلب الفل PageV01P473 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0474.png) ~~سآآ ف فذائفا نيفعه به ودام غليي فاراه احسبا زيحلم يما نبهاراه ~~نيطة فده حا مضا فابيصا ولماند لا يحلو لن يكفي ن جفقينن ~~حن داوعير لا دي جموفه محض بفط استعملم ذز عنه مينك ~~صلر نوج لايفيده مافان هو فعد اليشر فارعر ن قط فاستبمله ~~دل لشحصن نه د تكد امدته فيا يحة هرفا بده لحا مخل لمعطلق ~~الزذ للا لطر مفيد فتلا ا لحاله رسمادتا بجا وسمه للبليقي ~~رعاز له ابقابن نفقي زا لاستنفايغ ولطف ل لعضا عروهمل عل ~~فزو ل حمل ستخرتبا كهانيد انست لبطم البرائع وانوا لبن ~~نمها كا ولههله ستخفخ سا حه ي نود خفا وا حتق نملا ببل ~~علة وتمر حتي نكلتا لجناعة دلعهر لا بج مخالد وحد اكر ~~مرا وعمز ادا خلط مسفند تشد دمناحزواذا فح قديم ملات ~~فكني جميع الصناغات يدا لغال علي طبي وتا ~~جبترا لاعنم ان لدحلد ا ستزهم كنداطر ة نيع حررومضي لا ~~بين نا حتاج از بيمرف مرحاجة اجرمر برصع تلدا لكبد ~~ال كا نتهعه علياور اف نبادت بموط ا كانت پزوحد الار حدئي تي ~~حاجته وعاد ليا خذا لكبد فوحد كها كرذا ببنهنا لخاما # تلدالاو اووعفدلد النبان وصارييد دواللملفف PageV01P474 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0475.png) ~~عت فطربه رامر سقتله فا تولحن ذالالفلف ~~ل لخ ير ببلرة.جنئز علمة لزهذا الدا فعافهالقل ~~لا بده لز تكوت جلر دوا اخر نيمنع هنا الهعد ا تقالم نن ~~الا كقيت صليه الخ تبو ام و ر ل يلبعة كليع ms178 ال كلالة ~~مل الأية ي لتله الاوارت النازآن نه به حا ~~رنلهم ين و ع ن حتمي قع فلين لكا للها فا ن عر ~~(لعط وتيز علمما قلت اذلم كرل لييافايوري ~~فور رر ما ضار عليه مرالكمة رالنفع الن كلا ~~أكعا م لكر قيا نن صما عقولي رف هدلاواللفي ~~بم أنرهلم را لفوا لايرله مزضد قلئيا انممانط اننة # رهران ظلدع فانا رق لما لتبجقنه والنب ظلم ته # غي ولهدسي والصا لم اكعطر بعتد عله لم جيبليم # ت لمد ايماتا دايظم نبعلم از ال اارتر # علما ننحوا لدفي دمتاه ج نا رتال # بال ا ا ا PageV01P475 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0476.png) # البسته راغ المفخطر لزا لقرة لاعملخ لذلانه # قرخالك رنعفت نلا يمحينها بجيرا لودا وتسين ا ددمن # بتالب ابجابلز لد عفتب لزالأى كهم اين كدكا رهحا # ورفبت له نعفنا كله مزجمل منوم ثان يومالهد ا رما ليه ~~بفعدا يصا (نسميز منه مثلا الرتنمن طبيعدكا زلا أدامن تة ~~اراجي السودا غرضاه ناني بم ككها ضطر ار قلو تم اسكروگان ~~سكوا صه عا كله وكارزننا وله الدواو الشبا واقامه لتنصه ~~ارجحم نوقع قالرا لامراص ال و اكنا يه ~~لموولالمرضا لدمويا لينمزغادة لاطبا) بسمفا لما نثرا ~~قنشانه ان مدرعووا لرأير ليست شوا ربب دربخا وق ~~لحجاربالشبكي رحجا بالدثاع تمتقم لزج بعرد ند ~~مله لم بصثرالبا سالاكماة النتا ونيحنم ~~طمامهم زلاينهخم حللك انجفد ا اكلي ف فارقا ل ~~نالخرلة نجج مزظاهر البيذ بيتمعا داخا تترد آجا ~~الحرار في لشتا ابهيا فبيرما مر وز العرف بان ا لقا يلا و ~~اليت نقرچد العبان ببربوولقاك الصينا بطرة انان ~~عتربان طنسلي ار صنا الظن چار حنكل بزانا ا كي # 364 PageV01P476 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0477.png) ~~غر يهنتميه وذللازا لارم انما يسنفيد الحرارة مجاچما ~~مرلا لشمسروابدابا ابما تستعفنيد الحراته مزدالهامرلفلب ~~والمبارة را لبدبالجوفدهومبدزالحراةونه ~~بصلرالحران الرالماعصا الطالفرم واباط اوفلوحورل ~~يكفلم لجوف الصيه تضتعنجراته والصيف نطتزها ربكبي ~~الظا هرحاووالبننآ بهوي والشناوضرها ووالتم ~~نظرا لحرارا لغريز ال فنا والارض تظير لاصا العلبة ~~مشلرا لعظا فوكما لز التمه الصيف ms179 بيخرا لارم لعدهالبره ~~وفيا لشنايعز بعلة البردنكندد الحرارة الغريزهالصذ ~~سخرا لاعضاالطاهرم لعيه البرد ورجودنظرهادني ~~الستا بولعليه البرد تازبالتايلنما باللحمالارعن ~~ه السننتا حارقيلزله ازلحب الارضعليكارواعولن4 ~~بالحيرا ختلاف الحي والبرد عني نيظن بها ما ليسفنها ~~لجب يحتج عليد يبرد آلما صبفاردمنورتنزساء فارتاب ~~العلتة الحرابرة نجل لارض الشخيا انالحجراره بامرا ~~الشتا فيرجرال نظرز الارفر كله فكذلد الحراز العرنرية ~~تيلله فعليمنا القابر تجبازوج للحران فيا يينتبا الا لشم # 367 PageV01P477 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0478.png) # لاالي ظزا لارضلان لارضيا نما بستفيدالحراته للتميلعن ~~ن نظرل لارضرش يسخزا لار فنقولن از الحارة زفتطاذلدتيء ~~ترا باما لبردكما زسم الحرارة العرية انها يعمر ف الشتافتخيمل ~~كلمها رمبدائها فكزلل فعا مذ الجران فالشعا أنفا نعر النو ~~ومبتدائها وهرا لسمس ومزا لمخال اننرمالجالبزدلانهمااذا ~~تلاتا لم ددعر احده ماصا حبه دقع الاجسام لكن عمل كل و لحد اما ف ~~صاخبه عملرا لا سنخا له واليقا له عرجاباعة لا النقلة بنظبانر ~~ازهماكيفيا زرالكيفيا زليمر قبنقابا نفسها ل غعزوس* ~~ينخوبه الاجوا فامما هرركشة ا لبردظا ه السبزازاص لما ثل ~~هرمنع ما يتخندمزا لحرارة لالحح فيا لاروا لقا بلهة شت يل ~~التمود وعمل جينرا سحق لم طهتوا لمسئلة والجواله ~~ملحة اوراخرا لادروجورهز منسوتهالي حاله بديه ~~الادر دحررهده هيزالجنايرابرس بلاد آسيباوبلاد ~~اسيا معرونة الياليوم بهدا الاسم علي ماذكه لنعضرم وصل ~~الببم مرناحية فونبه لقر بيا بما لف لاعائد ~~تاردها لازجميع ماتقدم ة البراف بمفنادزتها فيه مسيلة ~~انماا وجب لز كم ضذالناع الملقيلجمها فيا لزلقارمرلابيع PageV01P478 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0479.png) ~~بلة وسط زرمرا الربي حضوصلا متناع استعا للحومها صف ~~الغلبت الحروا ليبسر الزائدوغ كيفيا لسم لنهاقبللبصنا قلخاع ~~ع أبد انف الاضا ما لمتكل مزحلء العثم سمهها وابهيد ~~الم آلقاص ا فز صمألا لح ديد اد النخا ستبنع م از لكينلتمب ~~الشلة ألاجعلراب فح اجبا مها وخرنفا نسنب تخم نعبلا ل اغين ~~وحرأ ني فصل أ يها اجسا مها وسحألضعفبا نقصانز قما فارقلة ~~راخعتا والمتباع ما يتخدد منها بلبا دفذ افافاما اللهه ~~كنيرما نا ضا لحا كاحد هبا لا نها ذا وايل تيلر السلاخ ms180 طوڈا ~~الميهر أ عن فصلا بها البتتوية ولا وجدد الطمر ين لمر افولها ~~لاريعدرمنه وهرالحببفا الثان النييح وفد ~~اتراريا نخ وا مما في اخن نعتمفا نقل اصيف ديگله راچها كما ~~نسكلبه بني دكانه جب بعمرها له يكوبجيدها فالسه الاوسط ~~شهو البس فالسلد المعتدلي نكثنهب ~~علح ن للما لاز ني احماع الثم خاته بديرولنات ~~ن رن القن الغ يول البس نقر ا للعرالقني القيرلي انى ~~كد الر ا يحع أنن القق لتيي لبالسم رجا صلف قوق # درايته نما يكين ند هدا واما ي سمكيرخجد افظي نحته PageV01P479 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0480.png) ~~ؤز بازقا نما يكهز تليلا وقطع منها قب لتا طابع ~~من لسها ولببع اخابع مرفهنها اما هفا القدروز رةآسها ~~بلتجاوث مسوضعرا لقلب لاجلركر زنحبارة القبب رالدلازيشعيك ~~الزطوت التي فيالاجا النرته مزا لدوئس فحيعله اسمتيه واما النقلن ~~انماتقطر منرهنا القدر ليقطعر موضوالمعا السمقبكله المني ~~محبمع فير الفصولالرايت نكيقه قادائما امرالي ايلق ~~شحر الاناعيمع لحويها فيالترلاق بلساعيير ذه لتحهمتها تعدي ~~عداردطرلانه اشد حراره وحدة وعده ولانه لخلطا والتراق ~~افيدا زومنهالتيفين مزاجادسهلسوتغره وصينه ~~متراشتيه عليدا لبلغم اي صيف هولنارددا لتوفم ~~زوا مسهلا اومصلحا لكلمل ضياف لايجطو لخاجتناديت ~~صيف ثا سعه اقراضالاواعى المحكمته واعا رقول ~~نكننه امنتروض التهاقة الرحلج مخلوهن ~~انشاق برطوتة التيافي دمصر فو وخا لفحاروخلوصعابلع لننة ~~ايچا دبر عنا نبةا لتحاسرل لمفيره لنوة النزا ز لببميانا لزحاج ~~ينخزمرا لهواشربهما ففسخرل لترهاو فوز المتدار لول تتفنير ~~بخاصة لا فيما لعدا لمطبرخ وصيبك PageV01P480 ![image file](./0587MuwaffaqDinIbnMutran.BustanAtibba_0481.png) ~~افراص* ~~اذلحض ك الانا عي لا يحر لرتزخرعل التها وق نلعة واحدة ~~با لاتعه هزه الائاز ولعشد نا بها تفةا اسرع وقت ف ~~نغربيف اذا رأيك كجا لطي يلبتة المنجازنال ليلارة ~~ووعي يخ كسنو الي م سمز وچا هر معم تقطه رزايه # لعرهمن الرطلا بايلم ومرالرطل لطب عن ~~متقا لا يكربر ا لييا همرمائ وتمانترعشهمير در مآ ل يا شيخ لهم ~~قد ححتفيت زلدتحقيتا بليغا ليعتد علير لزف الذتعاله # تم الجزا لاولزكتابا لبستان يحمدالة # يتلوه فيالجرالشالماثننشا البلعالى # ازالعطاراذارالعبراهالطيه طل # والحسهاسعلىينا # عمالبي واله ms181 PageV01P481