######OpenITI# #META# title: na #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/attar/na/ #META#Header#End# # 1 بلبلی از گلستان دور اوفتاد %~% وز غم گل سخت مهجور اوفتاد # 2 شب همه شب ناله‌ها میکرد زار %~% صبر از وی کرد عزلت اختیار # 3 هیچ آرامش نبودی روز و شب %~% روز و شب بودی میان تاب و تب # 4 آه و فریادش بگردون میشدی %~% دم بدم از عشق محزون میشدی # 5 عاشقی دل رفته دور از دیار %~% بیکس و بی مونس و بی غمگسار # 6 درچنین حالت حدیثی گفت راست %~% کین همه سرگشتگی از بهر ماست # 7 گفت با خود چون کنم از درد دل %~% من نیم با این ضعیفی مرد دل # 8 از قضا را می‌گذشت آنجا صبا %~% تا رود سوی گلستان صفا # 9 ناله بشنید هنگام سفر %~% از زبان مرغکی بس مختصر # 10 رفت پیشش گفت کین فریاد چیست %~% این همه شوریدگی از بهر کیست # 11 تو چه مرغی نام خود برگوی راست %~% کز فغانت بر تنم شد موی راست # 12 گفت ما را بلبلی کردند نام %~% عشق گل با جان مابسته مدام # 13 من ز عشق روی گل نالم همی %~% روز و شب در نالشم بی همدمی # 14 گفت ای دل داده میدانی مرا %~% من کیم کین نکته می‌پرسم ترا # 15 گفت آری پیک راه عاشقان %~% هست لطفت دستگیر طالبان # 16 تو صبائی در طلب در جستجوی %~% در حریم وصل گل در گفتگوی # 17 کرد آغاز آن فقیر ناتوان %~% داستانی در فراق دوستان # 18 بعد از آن بگریست بسیاری بدرد %~% با دلی پر خون و با رخسار زرد # 19 دل بدرد آمد صبا را گفت پس %~% من ندیدم چون تو عاشق هیچکس # 20 گر ز من کاری طلب داری بگوی %~% گفت دارم ای صبای مشکبوی # 21 رحمتی کن بر دل مسکین من %~% شادگردان خاطر غمگین من # 22 گر ترادر گلستان افتد گذر %~% این غزل را پیش گل از من ببر PageV01P01 # 1 ای سرو سردار خوبان جهان %~% الامان از دست عشقت الامان # 2 سخت زارم در ms01 فراق روی تو %~% رحمتی کن بر من ای جان جهان # 3 گر تو جان خواهی روان بخشم ترا %~% زانکه تو جانی و من زنده بجان # 4 صبر بی رویت ندارم یک نفس %~% طاقت هجرت ندارم یک زمان # 5 گر بگریم بر غمت بر من مخند %~% ور برآیم بر سر کویت مران # 6 من ز تو پر خار حسرت مانده‌ام %~% او ز من فارغ میان گلستان # 7 آخر از بهر خدا در ما نگر %~% تا بکی باشم ز عشقت در فغان # 8 این غزل چون خواند بر باد صبا %~% کرد تحسینش صبای با صفا PageV01P02 # 1 پس صبا این بیتها بر لوح دل %~% نقش کرد و گفت خود را العجل # 2 چون صبا نزدیک گل آمد زراه %~% دید گل در گلستان همچو ماه # 3 دید گل در گلستان سرفراز %~% خوش نشسته از سر تمکین و ناز # 4 دید گل را در چمن چون خسروی %~% مه زرخسار لطیفش پرتوی # 5 گل بدو گفتا کجا بودی بگوی %~% آنچه می‌باید ترا از من بجوی # 6 گفت عزم آمدن کردم برت %~% تا به‌بینم دست و پا و هم سرت # 7 مرغکی آمد بر من بس حقیر %~% برکشیده نغمه‌های دلپذیر # 8 داستانی چند پیش من بخواند %~% و از غم دل چند حرفی باز راند # 9 رحمتی بر جان غمگینم نهاد %~% دست من بوسید و در پایم فتاد # 10 گفت چون نزدیک آن زیبا رسی %~% پیش آن مه پاره رعنا رسی # 11 باخودش یک لحظه صاحب راز کن %~% آنگهی شعرمرا آغاز کن # 12 گر اجازت میدهی تا این زمان %~% گفته او پیش تو خوانم روان # 13 ور نمی‌دانی که او را نام چیست %~% گفت میدانم تو یک ساعت بایست # 14 من چنان دانم که بلبل نام اوست %~% وصل رویم آرزو و کام اوست # 15 عاشق روی من است آن بی وفا %~% بینوائی خرقه پوش و بس گدا # 16 بارها آمد میان گلستان %~% عرض ما را برد آن بیخان ms02 و مان # 17 چون مرا از گلستان بردند اسیر %~% در پی احوال شد آن فقیر # 18 گرد بستان و گلستان برنگشت %~% تخم پیمان و وفاداری نکشت # 19 گر نبودی عاشقی او مجاز %~% بعد من بودی بر آن آیین و ساز # 20 مردمی باید در این راه نخست %~% باشد اندر عشق ورزیدن درست # 21 او مرا رسوا کند در هر مقام %~% کی برد او در ره معنی تمام # 22 چون من از کتم عدم باز آمدم %~% هر زمان زیبا و با ساز آمدم # 23 اینکه او بازآمده است ای بیوفا %~% برد مغز من از آن تندی چرا # 24 حالیا آن شعر اورا در نهان %~% نرم نرمی پیش ما جمله بخوان # 25 تا نگردد باغبان واقف ازین %~% ور نه خون او بریزد بر زمین # 26 چون صبا بر خواند آن بیت سه چار %~% کرد اندیشه در آن باب آن فکار # 27 گفت این پوشیده باید داشتن %~% تخم پنهانی بباید کاشتن # 28 تا نما زشام این گفت و شنید %~% بود گل را با صبا تا شب رسید # 29 گل صبوحی کرد اندر گلستان %~% شد منور گلستان در بوستان # 30 چون به گلزار آمد و خرم نشست %~% رونق گلهای بستان را شکست # 31 چون بسی در خوبروئی ناز کرد %~% این غزل در مدح خود آغاز کرد ~~PageV01P03 # 1 من نمی‌دانم چه نیکو دلبرم %~% کز لطیفی در زر و در زیورم # 2 نیستم عاشق چرا هر صبحدم %~% پیرهن را تا بدامن میدرم # 3 دوست می‌دارند مردم روی من %~% دل از ایشان من بدین رو میبرم # 4 کس چه می‌ماند بمن از شاهدان %~% بر سر خوبان از این روشنترم # 5 آنچه درخوبیست دارم ای عزیز %~% در لطافت غیرت ماه و خورم # 6 چونکه بر رویم سحرگه میفتد %~% از طراوت لاجرم زیباترم # 7 دست بر دستم برند از گلستان %~% زانکه خندان روی و نازک پیکرم # 8 چون صبا بشنید آن گفتار او %~% کرد تحسین بر چنان اشعار او ms03 PageV01P04 # 1 چون صبا بشنید آن گفتار او %~% کرد تحسین بر چنان اشعار او # 2 گفت ای گل راست گفتی این سخن %~% هست گفتار تو چون در عدن # 3 شد منور از تو باغ و بوستان %~% بی‌جمال تو مبادا گلستان # 4 پاره زر در دهان گل نهاد %~% لاله آمد پیش و در پایش فتاد # 5 لؤلؤ افشان کرد بر فرقش سحاب %~% کین غزل خوش گفتی ای در خوشاب # 6 چون بگفت این بیتها را در صبوح %~% با صبا گفتا مرا در تن چو روح # 7 این غزل را نزد آن دیوانه بر %~% که تو از عشق جمالم درگذر # 8 تا نفرمایم ریاحین را به تیغ %~% سر ببرند از تو ایشان بی دریغ # 9 این همه شور و شر و غوغات چیست %~% وین همه فریاد تو از بهر کیست # 10 من ز تو بیزارم و آواز تو %~% من نخواهم شد دمی همراز تو # 11 پادشاهی نیستی یا سروری %~% خواجه یا مال و ملک و زیوری # 12 تو گدائی عشق باشه باختن %~% جوز بر گنبد بود انداختن # 13 لقمه خود تا نماند در گلوت %~% ور نه آید سنگ خذلان برسبوت # 14 گفت بسیاری از اینها با صبا %~% چون رسی پیشش بگو این ماجرا # 15 گفت فرمان ترا من چاکرم %~% هرچه گوئی جمله پیش او برم PageV01P05 # 1 پیش از آن دم کاید ازمحبوب ذوق %~% قمری آمد با دل مدروح و شوق # 2 گفت از گل غیبت بسیار او %~% داشت صد انواع درد کار او # 3 کرد غمازی بلبل هر زمان %~% جان و دل در باخته بلبل روان # 4 گفت ای بلبل ز من این پند گوش %~% کن تلطف باش در هجران خموش # 5 کین زمان در خدمتش دیدم محن %~% گلستان از بوی آن مشک ختن # 6 عشق می‌بازد بر وی مرد وزن %~% او گشاده روی خندانت چو من # 7 هر که بوی آن گل نو برشنید %~% خویش را از عشق او رسوا بدید # 8 ms04 که جمال خویش کرده آشکار %~% گفته ‌اندر مدح خود بیتی سه چار # 9 ز آن همی ترسم که در دستان فتد %~% در میان جمله مستان فتد # 10 زآنکه می‌آیند مردم می‌روند %~% هر یکی رنگی و بوئی می‌برند # 11 هر زمان با هر کسی دارد نظر %~% از رموز عشق کی دارد خبر # 12 سخت بی‌دردست از عشاق او %~% کی بود در راه حق مشتاق او PageV01P06 # 1 گفت بلبل من دگر نایم بباغ %~% زانکه دارم دل ز جور او بداغ # 2 بیوفائی پیشه دارد آن صنم %~% لاجرم از دور بانگی می‌زنم # 3 گر بدانی سازگاری می‌کند %~% مهر پیوندی و یاری می‌کند # 4 عاشق خود را نمی‌راند ز پیش %~% می‌شدم نزدیک او با جان خویش # 5 چونکه با عاشق نمی‌سازد دمی %~% بهر دل ریشان ندارد مرهمی # 6 من چرا آیم بباغ و بوستان %~% تا کرا بینم میان گلستان # 7 خوبرو هستند در عالم بسی %~% نیست اندر نسل آدم زو کسی # 8 مشتری هستند او را بی شمار %~% من ندارم طاقت این کار و بار # 9 در رهم صد خار محنت می‌نهد %~% هر دمم صد درد و زحمت می‌دهد # 10 هر زمان بر رنگ و بو نازد همی %~% در ره عشقم زبون سازد همی # 11 ناله من از غنون دیگر است %~% عاشقان را ناله من درخور است # 12 من سلیمان را غلامی کرده‌ام %~% جمله مرغان را گرامی کرده‌ام # 13 او چه داند قدر چون من بلبلی %~% نیست پیش اهل دل جز یک گلی # 14 گوئیا از عجز میرانم سخن %~% ورنه کی باشد حدیث ما محن # 15 گر چه می‌گویم سخن از درد دل %~% تو مگو آنجا که من گردم خجل # 16 گفته آزرده دل باشد درشت %~% بی لگد نبود بدان پا دار مشت # 17 چون بیاوردی ازو پیشم خبر %~% گر توانی از منش حرفی ببر # 18 گفت نتوانم سخن گفتن ز تو %~% پیش آن رعنا گهر سفتن ز تو # 19 گر برم حرفی بداند ms05 غمز من %~% زانکه او داناست اندر رمز من # 20 صبر کن امشب که می‌آید صبا %~% نزد تو باصد عتاب و ماجرا # 21 الوداعی کرد بلبل را و رفت %~% صبحدم باد صبا آمد شنفت # 22 ناله بلبل شنید ازدور جای %~% کای صبا بهر خدا زوتر بیای # 23 چون صبا را دید نالش کرد زار %~% همچو ابری کرد چشم او نثار # 24 گفت آن دم با صبا احوال خویش %~% گرمتر شد هر زمان بر حال خویش # 25 کای صبا از دوست پیغامی بده %~% گر دعائی نیست دشنامی بده # 26 هرچه آن گل بر زبان آورده بود %~% یک بیک با بلبل مسکین نمود # 27 و آن غزل برگفت که فرموده بود %~% خویش را در هر سخن بستوده بود # 28 بلبل مجروح را مجروح کرد %~% هر غم دل بر زبان مشروح کرد PageV01P07 # 1 ای چون من صد بنده و چاکر ترا %~% تا بکی باشم چنین غم خور ترا # 2 من چنین دور از وصال روی تو %~% باغبان شب تا سحر در بر ترا # 3 ای مسلمان بر من مسکین ببخش %~% تا نگوید هیچکس کافر ترا # 4 رحمتی کن بر من بی پا و سر %~% تا ببازم جان و دل برسر ترا # 5 خون ما برخاک می‌ریزی مریز %~% تا نگیرد داور محشر ترا # 6 آه از آن مشاطه کو نقش تو بست %~% با زر و زرینه و زیور ترا # 7 حال من تا تو نبینی ای صنم %~% کی به پیغامی شود باور ترا # 8 بر صبا چون کرد املا این غزل %~% گفت دارم عشق رویش از ازل # 9 این غزل را هم بگوش او رسان %~% در نهانی تا بدانند ناکسان # 10 کاین پریشان حال را بر جان ببخش %~% دردمند عشق را درمان ببخش # 11 تا ببازم جان خود را در غمت %~% کی بدارم دست من از دامنت # 12 چون شنید این نکته‌ها بر گفت باز %~% نزد گل آمد به هنگام نیاز # 13 چون میان گلستان ms06 شد صبحگاه %~% گل شکفته بود همچو روی ماه # 14 چون بیامد پیش روی گل رسید %~% مرحبائی کرد چون گل را بدید # 15 گل بدو گفت ای صبا امشب مرا %~% در چمن تنها رها کردی چرا # 16 گشت معلوم صبا آن گفتنش %~% تا ندانند دشمنان در سفتنش # 17 حال را می‌گفت با گل سر بسر %~% گشته از عشق رخش از خود بدر # 18 نازها می‌کرد گل در انجمن %~% چاک کرده هر زمانی پیرهن # 19 بلبل شوریده گفتا زینهار %~% گر مجالی باشدت پیش نگار # 20 این غزل را پیش آندلبر بخوان %~% رخش دانش اندرین معنی بران # 21 باز گل اندیشه بسیار کرد %~% عاقبت غم بر دل خود یار کرد PageV01P08 # 1 نرم شد در عشق بلبل خاطرش %~% شفقتی بنمود طبع ماهرش # 2 گل بخنده گفت با باد صبا %~% ای ندیم من چه فرمائی مرا # 3 چون صبا بشنید کردش آفرین %~% گفت چون دیر آمدی ای نازنین # 4 اعتمادی نیست بر دوران حسن %~% زود گردد پاره شادوران حسن # 5 حسن چون عمر است چون باید بکس %~% دل بدست آورد که کار اینست و بس # 6 دستگیری کن چو داری دستگاه %~% بد مکن زیرا بدت آید براه # 7 نوعروس خوبروئی دلفریب %~% عاشقان را کی بود ازتو شکیب # 8 این مصالح آن چنان بیند رهی %~% خوب باشد که مر او را دل دهی # 9 در سخنهائی که روح افزایدت %~% هر زمان از غیب در بگشایدت # 10 نزد خود خوانش چو دیگر بندگان %~% تا شود خرسند چون خرسندگان # 11 باشد اندر خدمتت چون او بپای %~% پیش تختت چون غلامان سرای # 12 گل صبا را گفت این فرمان تراست %~% نزد خود خوانش اگر شه ار گداست # 13 این غزل را در بدیهه همچو زر %~% کرد انشا باصبا گفتش ببر PageV01P09 # 1 ای پر آتش داشته پیوسته دل %~% هر شکایت کان ز ما داری بهل # 2 بار عشق روی ما برجان منه %~% تا نگردی در غم هجران خجل # 3 چشم ms07 راهی می‌کشم زوتر بیا %~% العجل ای یار زیبا العجل # 4 پای ما چون سرو بستان ز انتظار %~% هست یا سودات تا زانو بگل # 5 با صبا همراه شو هنگام صبح %~% گر شکایت نیستت ازما بدل # 6 بر سر پیمان و عهدت آمدم %~% تا نگوئی دیگرم پیمان گسل # 7 متصل می‌باش با ما روز و شب %~% راز دار ما شو و شو متصل # 8 روی من می‌بینی که از خوبی گذشت %~% از جمال خوبرویان چگل PageV01P10 # 1 چون بخوانی این غزل با او بگوی %~% انتظارت می‌کشم زوتر بپوی # 2 تا بخواهم عذر تو یکبارگی %~% زانکه از ما دیده آوارگی # 3 هیچ اندیشه مکن از دشمنان %~% زانکه دارم بیعدد من دوستان # 4 چون بدانند دوستان احوالهات %~% رحمت آرند بر تو و آمالهات # 5 بوستان و گلستان آن تواست %~% بعد از این جان من و جان تو است # 6 باغبان را من کنم دلخوش ز تو %~% گرچه در دل دارد او آتش ز تو # 7 روز وشب در مجلسم باشی مقیم %~% نزد من باشی مرا باشی ندیم # 8 آنچه می‌گویم برو باوی رسان %~% گو مترس از ناکسان و از کسان # 9 کرد یک یک آن حکایتهای راز %~% از برای خاطر آن دل نواز # 10 چون صبا را دید بلبل پیش رفت %~% مست عشق آمد دلش از خویش رفت # 11 دست بوسی کرد وز جان ناله کرد %~% دیده را چون ابر پر از ژاله کرد # 12 گفت نه برگردنم منت بسی %~% زانکه از من می‌کشی زحمت بسی # 13 باز رستی از نگار سنگدل %~% دلبر هر جائیی پیمان گسل PageV01P11 # 1 گفت با بلبل که شادی کن کنون %~% زانکه دولت مر ترا شد رهنمون # 2 چون بسی گفتیم از دستان تو %~% گل بیامد بر سر پیمان تو # 3 بعد ازین شکرانه می‌باید مرا %~% زانکه کردم درد جانت را دوا # 4 گفت معشوقت که از رفته مگوی %~% هرچه ماگفتمم از گفته مگوی # 5 کز برای عذر تو گفتم ms08 غزل %~% از صبا بشنو که دارد در بغل # 6 کرد آغاز آن سخن را کارساز %~% آن سخن‌هائی که گفته بد براز # 7 سر بسر تفسیر کن در پیش او %~% تیرها انداخت پر از کیش او # 8 کانتظارت می‌کشد برخیز زود %~% تا بمیرد هر که باشد از حسود # 9 مرهمی کن با من دلداده مرد %~% گر همی خواهن خلاصی دل ز درد # 10 گفت بلبل ای برادر راست گوی %~% تا در اندازم بپایت سر چو گوی # 11 زانکه او شاهیست با خیل و حشم %~% پیش او مانند من صد کالعدم # 12 بارها رفتم براهش در حضور %~% تا رسد از پرتو رویش چه نور # 13 ناله‌های صبح آخر کار کرد %~% بر دل و جان فتنه بسیار کرد # 14 هیچ روزی یاد این غمگین نکرد %~% گوش بر آواز این مسکین نکرد # 15 گر مرا باور بود از خواندنش %~% با تو گویم سعی کن آوردنش # 16 گر بدانم یک دلست با من بجان %~% بر سرش بازم من این جان را روان # 17 کس چه می‌داند که آن عیار چیست %~% خنده او صبحدم از بهر کیست # 18 تا بدام خود درآرد خاطری %~% خون کند جان و دل هر ناظری # 19 ناله از طنازی او دل بداغ %~% ارغوان خون در جگر در صحن باغ # 20 سنبل سیراب ازو با داغ و درد %~% شنبلید از جور او رخسار زرد # 21 طوطی سازنده قمری پیش او %~% هست در شهر مطوق خویش او # 22 این همه گویندگان دارد ندیم %~% کی کند باد من مرد سلیم # 23 من نه آنم کو مرا بازی دهد %~% چون مرا در دام آرد واجهد # 24 من ازین بازی بسی دیدم ز دهر %~% شهد شیرین را شناسایم ز زهر # 25 نیر می‌گوئی بیا با من به راه %~% کانتظارت میکشد گلچهره ماه # 26 من بقول او نیایم پیش او %~% زانکه من هستم قوی دلریش او # 27 راست می‌گوئی نشان او بیار %~% تا کنم پیش نشانش جان ms09 نثار # 28 گر نشان او بیاری بشنوم %~% بر چنین کردار تو من بگردوم # 29 چون صبا بشنید از جا برجهید %~% از فرح آمد در آن گفت و شنید ~~PageV01P12 # 1 گفت بلبل و ای ازین جان باختن %~% خویش را اندر بلا انداختن # 2 ای گل نوخاسته باری بیا %~% تا به بینی حال مسکین مرا # 3 تا به بینی حال این بیچاره را %~% عاشق دل داده غمخواره را # 4 من نمی‌دانم چه سازم در فراق %~% زانکه می‌سوزم ز تاب اشتیاق # 5 اشک ما چون خون همی آید روان %~% بر رخ زرد من مسکین دوان # 6 شب همه شب تا سحر از نالشم %~% روز روشن می‌دهد شب فالشم # 7 کس نمی‌پرسد ز من حال تو چیست %~% این همه فریاد و سوزش بهر کیست # 8 محرمی باید که همرازم شود %~% ساز او ماننده سازم شود # 9 ناز عشق خود بگویم چند حرف %~% کز برای چه بکردم عمر صرف # 10 کس نه بیند ناله و سوز مرا %~% تا نه بیند همچو شب روز مرا # 11 چند گویم با دل مسکین خود %~% صبر کن با دل بده تسکین خود # 12 این نصیحت نزد تو چون ماجراست %~% پند من درگوش او باد هواست # 13 چون کنم دل را بصحرا افکنم %~% چند ازین خود را بغوغا افکنم # 14 عاشقی ورزیده‌ام من سالها %~% این زمان دارم از این اقوالها # 15 کس ندارم تا بپرسد حال من %~% شمه برگوید از احوال من # 16 آه و فریاد از چنین کردار خویش %~% بازگشتم دور از پرکار خویش # 17 من چنین بی‌خویشتن بنشسته‌ام %~% عقد جان و تن ز هم بگسسته‌ام # 18 از که نالم زانکه من این کرده‌ام %~% خویشتن را خویشتن آزرده‌ام ~~PageV01P13 # 1 باز برگفتار بلبل شد نسیم %~% همچو شبنم باز بر گل شد نسیم # 2 گل صبا را گفت بلبل بیوفاست %~% پیش ما آوردنش عین خطاست # 3 مدتی با ارغوان می‌باخت عشق %~% روز چندی یاسمن پرداخت عشق # 4 خواهرم را آنکه نرگس ms10 نام اوست %~% عاشق او بود کین خوب و نکوست # 5 هیچ گل در بوستان از وی نرست %~% کو نگفتش عشق او دارم بدست # 6 یار هرجائی نمی‌آید بکار %~% ترک او کردم تو دست از من بدار # 7 هر که با او باش و جاهل دم زند %~% عرض خود بر باد بدنامی دهد # 8 گفته بودندم سبکباری مکن %~% با کسان بد سیر یاری مکن # 9 ورنه بلبل کیست کو خواهد نشان %~% تا بیاید نزد من درگلستان # 10 این زمان آمد مرا این حال پیش %~% از که نالم چون زدم بر خویش نیش # 11 بعد ازین پیشم سخن ازوی مگوی %~% پیش او از بهر من دیگر مپوی # 12 گر ترا دردی بود در ره مقیم %~% ور ترا در عشق شد قلب سلیم # 13 با گروه مختلف همدم مشو %~% پیش هر نامحرمی محرم مشو # 14 خیز ای عطار یکتا شو به عشق %~% در جمال عقل بینا شو به عشق # 15 در ره او محرم اسرار باش %~% واقف سر دل عطار باش # 16 چون شنید این نکته‌ها باد صبا %~% گفت ای فرخ رخ زیبا لقا # 17 هرچه گفتی هست او زان بیشتر %~% لیک می‌ترسم که هنگام سحر # 18 ناله‌ها پیش خدای خود کند %~% و از برای تو دعای بد کند # 19 شادمانی تو و آخر در گذار %~% بر هدف آید خدنگ جان شکار # 20 هر که او شب خیز باشد صبحگاه %~% حق نگرداند دعای او تباه # 21 خاصه چون او مرغکی شیرین نفس %~% خلق را بر داستان او هوس # 22 زنده دل مرغیست کو شب تا بروز %~% در میان باغ می‌نالد بسوز # 23 پادشاهان را هوای صحبتش %~% هست و می‌دارند دایم حرمتش # 24 عاشق خود را بخوان و خوش بگوی %~% نیک اندیشان خود را بدمگوی # 25 ور بخواهی پیش تو باشد بپای %~% آن چنان گوینده دستان سرای # 26 در چمن جائی دهم او را مقام %~% تا بنالد خوش در آنجا او مدام # 27 گشت ms11 راضی گل بدین گفتارها %~% گفت باید کردنت این کارها # 28 لیک شرطی هست آن باوی بگوی %~% تا نگرداند ز ما من بعد روی # 29 از گل رخسار ما برگی ببر %~% نزد آن دیوانه شوریده سر # 30 کین نشان میر خوبانست بیا %~% بی بهانه صبحدم نزدیک ما # 31 چون صبا شد باز از صحن چمن %~% برد برگ گل از آن گل پیرهن # 32 آن همه ناله صبا از دور جای %~% می‌شنید و گفت هان دیگر میای # 33 ناگهانی آن صبا آمد نهان %~% در گلستان از برای گل عیان # 34 گفت آخر جای بلبل خودکی است %~% تا به بینم منزلش چون گل کی است # 35 چون صبا نزدیک بلبل شد پگاه %~% در نهانی از نشان نیک خواه # 36 رنگ و روی برگ گل بلبل بدید %~% بر زمین چون مرغ کشته می‌طپید # 37 داستانی اندر این معنی بخواند %~% هر غمی کان بود از دل باز راند # 38 برگرفت آن برگ گل را بوسه داد %~% در قدمهای صبا لختی فتاد # 39 کی صبا بی تو مبادا بوستان %~% و از نسیمت تازه باداگلستان # 40 شد یقینم از سر صدق و صفا %~% آمدی این بار پیشم ای صبا # 41 بعد از این میآیم و جان می‌دهم %~% جان خود از بهر جانان میدهم ~~PageV01P14 # 1 هر دو با هم آمدند تا گلستان %~% رفت و او را برد نزد دلستان # 2 چون جمال گل بدید آن مستمند %~% از زبان خویشتن برداشت بند # 3 در مدیح گل بصوت دل ربا %~% داستانی خواند در پیش صبا # 4 در میان ناله و زاری گذار %~% گفت دورم بعد از این از خود مدار # 5 گل بچشم مرحمت در وی نگاه %~% کرد و گفت ای مستمند پرگناه # 6 عالمی را بر سرم بفروختی %~% این چنین دستان ز که آموختی # 7 عاجزا از گلستان آوارگی %~% میکنی دیگر مکن بیچارگی # 8 روز و شب در بزم ما میباش شاد %~% باده مینوش و مده خود را بباد ms12 # 9 در وصال یار محرم باش خوش %~% بامیی صافی تو همدم باش خوش # 10 هر زمان در وصل یار گلعذار %~% باش دور از آفت رنج وغبار # 11 در جمال گل نظر بازی مکن %~% بر دل و بر جان خود بازی مکن # 12 باغبان را چون ز بلبل شد خبر %~% در گلستان رفت آن شوریده سر # 13 روز و شب با گل همی بازد هوس %~% با صبا و گل شده است او همنفس # 14 باغبان را آتشی در جان فتاد %~% پیش گلزار آمد و کین در نهاد # 15 صبحگاهی بد که آمد سوی باغ %~% دل ز دست بلبل مسکین بداغ PageV01P15 # 1 هر گلی کان بود بر شاخی بچید %~% بلبل بیچاره کان حالت بدید # 2 در معنی از زبان عشق سفت %~% این غزل بر سرگذشت خویش گفت PageV01P16 # 1 سالها بودم ز عشق گل بدرد %~% با دو چشم پر زخون و روی زرد # 2 خوش وصالی بد رخ این باغبان %~% تا چه آمد بر سرش از گرم و سرد # 3 برد محبوب مرا از گلستان %~% با دو چشم پر ز خون و روی زرد # 4 بعد از این خاک سر کویش بیار %~% بار او بر چشم ما کن همچو گرد # 5 چون نکردم شکر ایام وصال %~% پیش آمد باز این دوران بدرد # 6 ای دل غمدیده با دوران بساز %~% یا برو طومار دعوی در نورد # 7 ناله کردن تا چه بگشاید مرا %~% این زمان از باغبان باید مرا # 8 رفت بلبل از پی گل تا بشهر %~% تا چه می‌آید بروی گل ز دهر # 9 دید سوراخی درو گل ریخته %~% آتشی در زیر آن انگیخته # 10 آبروی گل از آنجا می‌چکید %~% این غزل می‌گفت بلبل می‌شنید PageV01P17 # 1 هی که را رنگی بود بی کر و فر %~% بیشکی هر کس برو دارد نظر # 2 و آن کس را کاتشی در جان بود %~% آتشش در جان چه باشد کارگر # 3 ترک چشمی هر کرا زد ناوکی ms13 %~% دارد از دست زمانه در جگر # 4 هرچه من با عاشقان کردم بجور %~% گردش ایام آوردش بسر # 5 من چنین در آتش از کردار خویش %~% بلبل بیچاره از من بی خبر # 6 ای صبای خوش نسیم آخر بدم %~% باد سردی بر من و گرمی ببر # 7 این بگفت و گشت خامش تا برفت %~% از وجود نازنینش جان بدر # 8 گر تو داری خاطر عطاروش %~% باشی از فیض خدا صاحب نظر PageV01P18 # 1 بلبل از باد صبا در بوستان %~% نوحه می‌کردند بهر دوستان # 2 مدتی فریاد و زاری در چمن %~% کرد بلبل پیش نسرین و سمن # 3 کار دنیا این چنین است ای پسر %~% الحذر از کار دنیا الحذر # 4 آمدند آنجا همه مرغان باغ %~% با دل پر درد و با جان بداغ # 5 گریه و زاری همی کردند و آه %~% شب همه شب تا بوقت صبحگاه # 6 عارف مرغان که طوطی نام اوست %~% شکر شیرین همه در کام اوست # 7 تعزیت چون داد بر شاخی نشست %~% گفت از بالای گردون تا به پست # 8 از ملایک تا به انسان و پری %~% وز سلاطین تا گدا و لشکری # 9 کس نماند در جهان بر روی خاک %~% بلکه زیر خاک خواهد رفت پاک # 10 ای خوشا آنکس که او چالاک رفت %~% دل بدست آورد و زیر خاک رفت # 11 کی بقا دارد جهان ای بوالهوس %~% کی بماند این جهان با هیچکس # 12 از گل و گلزار و گلشن دور شو %~% در جهان معنوی مستور شو # 13 دوست میداری خدا و در دیار %~% گردنت آزاد گرداند ز یار # 14 گردن دیو طبیعت را بزن %~% بیخ شهوت از زمین دل بکن # 15 گر تو در بند هوا باشی مقیم %~% کی شود قلب تو ای خواجه سلیم # 16 زهد و تقوی و ورع را کار بند %~% رندی و می خوارگی تا چند چند ~~PageV01P19 # 1 آن شنیدی گفت پیری با پسر %~% کای پسر از کاردنیا الحذر # 2 ms14 خدمت یزدان خود کن روز و شب %~% تا شود از خار تو پیدا رطب # 3 آینه جان را مصفا کن بذکر %~% کل مصنوعات را می‌بین بفکر # 4 در طریقت چون زدی دم ای فقیر %~% هر که را بینی فتاده دستگیر # 5 گریه و زاری مکن بر مردگان %~% کین گناهست نزد حق ای کاردان # 6 گر توانی بهر ایشان خیر کن %~% اندرین معنی که گفتم سیر کن # 7 بوستان و گلستان را گل نماند %~% این همه ازوی بماند و او نماند # 8 عمر اصحاب عزا بسیار باد %~% خاطر غمخوارگانش شاد باد # 9 این بگفت آمد بزیر از شاخسار %~% نزد بلبل شد گرفتش در کنار # 10 دل دهی دادش که مگری بیش ازین %~% او برحمت باد از جان آفرین # 11 هر که آنجا بود از پیر و جوان %~% هر کسی گشتند از سوئی روان # 12 ماند بلبل با دلی پر داغ و درد %~% روز چندی ناله و فریاد کرد # 13 در فراق یار خود جان را بداد %~% رفت سوی عالم معنی چو باد # 14 ما دگر خواهیم رفت از این جهان %~% کس نماند در زمانه جاودان ~~PageV01P20 # 1 یا الهی رحمت آور از کرم %~% جمله را از لطف گردان محترم # 2 فیض بخش از فضل بر عطار خویش %~% تا بگوید خاطرش اسرار خویش # 3 گر ندارد طاعتی ای ذوالجلال %~% از کرم بخشش بفضل با نوال # 4 در حریم وصل او را شاد کن %~% جانش از بند بلا آزاد کن # 5 پادشاهی و کریمی و رئوف %~% هم عطا بخشی و هم فرد و عطوف # 6 بر تو دارم جمله امید از کرم %~% یا آلهی عفو کن یا ذوالنعم PageV01P21 ms15