######OpenITI# #META# Origin: converted with Kraken (ocr model: 10-18-2021_ArabPersGeneralized.mlmodel, segmentation model: DEFAULT) #META# Date: 2022-01-07 #META#Header#End# # هه بجصتععدددددعدععدعدشعششعخشضفج ~~ممالا وم ~~الومسالل ~~ابواسحق ابراهیم اصطخری ~~حمد بن اسعد بن عبدالله تستری ~~ایرج افشار PageV00P001 ~~============================================================ ~~نک ب ~~264 ~~7 ~~مه ~~9 ~~1 ~~موع امارلت اوی ومایی ~~ه ~~مو ~~و قوفات وکسحمووافساریروی ~~شماره‌ 52 ~~هیات بررسی و گزینش کتاب ~~دکتر یخیی مقدوی، دکنر سید جعفر شهیدی، دکتر جواد شیخ الاسلاهی ~~ایرج افشار (سرپرست انتشارات) ~~تعداد دو هزار تسخه از این کتاب در چاپعتاته بومن ~~حروف چینی و چاپ وصحافی گردید ~~تاریح انتشار 1373 PageV00P002 ~~============================================================ ~~نام روررکار ~~~~دداشت واقت ~~اول ق"234 وشات اولخازده 1437ه ش. ر وآه با ی صرف تیجةالیف ~~اکتبا رساهت که اهنا ین توفات رافق بشه بن چجد ایده وصورت اتیاخ ~~وری رراین وضکردوه ~~9 ~~وم و هدفا ی ن یاد تی وا....ن ی است تی را ~~ار ای تهی ر! برو مراین دو ناه نتعرشو دما و مرهوبعت وهتی ره اءیاس فاسی فزر فیای هی ~~اینخ اران باشه کتب کای ه هی می نای! داد این ووفات چاهٹود ~~ده 29 امقداری ولتراهت چا شدا وجاین رقرنا و بطورهه بام ~~مه توفات بر سات فربکی ت جمانه او واتمانه ای مومی یان غاج بجی زه لتن ان یران ر وخز ~~ادهتودم ~~ارم: هان تفراز دکان داتن ات این ونات نیت تا ه کال ان هاز ای کبرازه وقنا ~~1 ~~4 ~~: ~~یگاتا به رساد نبایه تسز قمیت تام شه اهر خیر ب نی نانما زبای تام اه واوزائی وی دابیت ~~.2 ~~قیتی ذواری شود...“ این فوایشه؟ دسه بر اسه صاقل شی زعر’ فوشنمکان ومرنا یکی ای ~~ة ~~فر تید شود ازک نور فشان عاضا دای رداین نخیگی کر باجنبتجاه لی ظر دا لیا مو تهر میا می بهاینه. # م ~~و باساس وانفتنامه دوم دسرخ 14520413) ریان اقفٹ واکا لهران بضا هیه ~~09 ~~تای تی زرقات اسه جالگاه سازا رن افست اد مند بهل ن بتان ناسی بجو ایهن بگا ه اا ~~شه ’ دقبا ستلیکری ها با ما نیلجته دوم برای جای ms001 غاد تهنامه کی ارجرمبا رستا زداون هو نز دلی ~~و PageV00P003 ~~============================================================ ~~ر ~~بورها ~~نٹڑر سبجاینی واضری ابه باران دب هسشن وکلتب دسی ویاشه دا نتیا را کتا لان والگی ~~دلر خود ده نام ایی رتوناتا طا و شکر دد ~~.مگ ~~1 ~~چن دو ما مو افتازنا رو مقرشه ات راطرف یی اکا بیزا ~~5 ~~این مروفات کدازطرف اق عضر تیت کیه انا رات بیا بعین شه وباشه برای ر تاا ~~اا ما نزو شرت با تاب شود دیسی’ نٹه واتا ی یرج انی در که اوتویان شور ~~شس ~~یت ~~طرف ار ت اسر بین شد بهت ررت اب روارفودف ~~پن کارفه این طوربراسد کبرن رهه سال کسی، ازاین خواهم توانت بری ~~ین کاد اجر و م، زاینی تام اختیارات خرودراد اتی جتا لیفه ترجه وفریکتب فیر فزنه ~~ب ~~شه خودایرج افسا رو الماد کردم. دین حنه سال خیر جم کر ووجه ارا لیغات خردم ازطرت ~~ه4. # مد ترنات بع کیه وباوش کر یی بد ات. انی داین بای وتالیف ~~، ب. # و م ~~اهر تر تاب هتنه شترانه ! وم احچننه ، تناشو کا رمراف بودن الیفبر اا ~~ین بیا دبینی رتی قت کنز میم بارنا سی مکی صت تی دایان ک لنه شته کن با نهی ~~هدیانیانت یاشه ~~م ~~0م ~~: اینیاد اشت کی رای جاپ دافا هدکا رشرایت این با بشتشوت ~~هت ~~دافارزری ~~ازله 1354وش. # وخ PageV00P004 ~~============================================================ ~~تکعلة سوم ~~مکتبی که با بودجه این موقوفات بع و نوزیع میشود بابد کاملا منطبق بانیت وافف و هدف وضامه باشد. اگر ~~هه تالیفات و مجوعه هانی که به قلم واقف منتشرشده بامی شود صد ورعد این مطایقت را ندارد، ببب این است حه ~~واقف فصد چاب آنها را با مال خود داشته، ولی زمانی که دارانی خود را وقف عام منموصا برای اننشارات کب ~~ناریخی و ادبی نود چاب کب خود را هم که دارای هین جنبه هاست بعهده‌ بنیاد واگذار کرد ~~اما این مجوز آن ms002 نیت که تالبغات دیگر را هم از هر نوع که باشد و برسه چاپ نماید کب نظم و شری از ~~گذشتگان یا آیند گان با بودجه آن جاب خراهد شد که هدف غانی وافف راکه نرویج زبان دری و تکبم وحدت ملی ~~ایران است در برداشته باشده کی که بونی از هناحیه گرانی" و جدائی طلبی، و حگایت از رواج زبانهای خارجی بقصد ~~تضبف زبان دری، و دیگر چیزهای تفرله آمز و روشها و سیاستهای فننه انگیز داشته باشد نباید با بودجه ابن موهرفات ~~طبع و توزیع شود. # نگته دیگر آنگه" چون شاید برای جاپ کنب و فرهنگ نامه فارسی که دابره ماند بعنی هانبگلربدیه باشد، و ~~تاریخ کامل ایران که اوراق زیاد و هزینه‌ بیشتر دارده درآمد ماهبانه بنباد کفافت خرج آنها را ندهذ میتوان با اندوخته‌ ~~بانکی این موهوفات چاب نعود بشرط اجازه‌ واقف درزمان حیات و مرافقت شورای تولیت بعد از مات یا هرک و ~~دستگاهی که فانونا قائم مقام آنها باشد. # در تگمله دوم ایادداشت واقفامنتشره در جلد سوم *افغار نامهه نگاشتم که *کت و رسالاتی که ما بودجه این ~~وهوفات جاب میغود بابد مزه باشد از تریکات سباسی، منوما الوده نباشد به اغراض سیامی خارجی در لغافه ~~ڑوهش ناریخی و ادبی و ابرانشناسی." و در پایان آن نکمله افرودم *بیم داشتم که مبادا چنین رسالانی سالها بعد از ماه ~~نخواسته و ندانسته، بوسیله این بنباد چاب شود بس لازم بود که در این یادداشت نذکری داده شوده ~~عمده ممخاطب این یاد آوریها بنیاد موفرفات خوو ماست نه موسات انتشاراتی ویگرکه هریک روش خاص خود ~~را داره و ما دخالتی در کار آنها نداریم ~~تا زمانی که نوینده این سطور متولی هتم و فرزند دانشند من ایرج افشاره که به رموز نوبندگی کاملأ آگاه ~~ی باشد خربرست انتشارات این بنیاد استهه موجی برای نگرانی نخواهد بوده و بعد از ماهم امید است کمه این روش ~~ادامه ms003 بابد انشاءالله ~~اردیبهنت 1264 ~~واهین نوشته واقن ~~مله وتبصرة ~~یادداشت واقف برای اطلاع نویندکان ~~کتب نظم و نشری از گذشتگان یا آیندگان که با سرمابه و درآمد این بنیاد جاپ و توزیع می شود باید منطبق بانبت ~~واقف و هدف وفننامه باشد، و مروج زبان دری در قلسرو این زبان و تمکم وحدث ملی و نسامیت گشور ایران باشد و ~~بونی از ناحب گرائی و جدائی علبی ندعده و حایت و ترریج از لهجه مای مملی و زبانهای خارحی، بقعد تضعبفت ~~زبان فارسی دری نکند. خلاصه آنکه این کابها و رسالات باید مزه باشد از روشهای تغرفه آسیر و سباستهایی فتنه ایگیر ~~ه بطود مرموذ و جه علی منموصا ناید آلوده باشد به اغراض مجامی خارجی در لعافه بزوهش ناریی، نزادی با ~~ادبی و فرهنگی و ایران شناسی. # کتب تاریخی و ادبی " عالمانه، خارجی که از عری و ترکی و مرنگی و روسی بفارسی نرحمه میشود اگر دارای مر ~~وو نه ازحود و زیان باشد، باید قست ودمند آنها ترجمه شود فت زیان بعتش اگر ترحمه شود بایه بقمد مارره ~~و مقابله عالمانه با آن باشد نه جاهلانه، زیرا گفته منطقی مکن است مونر باشد، نه وشاننازه و هوچی گری. این بباد در ~~انتشارات خود باید در هر حال از دروغ و ناسزا پرهیز کند. بگعنه نطامی گنجوی: PageV00P005 ~~============================================================ ~~و نتوان راتی را درج گردن دروغی را ناید خرج کردن ~~برای چاب و اتنار کب و رمالات نه ننها هزینه و حق الزحمه نمیخراعیه، بلکه ببب اعمبت وفوق العادة ~~ودمد بودن کاب جایزه نبرمی برهازیم این بنباد در جاب و انتشار کتابهای خوه بطور ملم خرر مادی دارده زیرا ~~کنر از ارزش تسام شدن (از کاغذ و چاب و غیرها از راء فروش درآمد دارد. شاید بعضی تصور کند که کار ماشببه به ~~معامله مرحوم "ملانصرالدین* باشدکه تخم مرغ می خرید دانه ای دو شاهی، میبخت و رنگ میکرد و می ms004 فروخت بگن ~~شاهی اعقیده‌ ما بر اینست که اگر در این سود ضرر مادی و مالی میکنیم وه معنوی که منظور ماست میبریم، و آن ~~اینکه عقیده خود راکه تروبخ زبان دری و تی وحدت ملی و تمامیت ارضی ایران است رواج می وعیم این زیان را ~~به اب مارف وی درراه وایده اله و حذف مل خوو موب میداری ~~برای اطلاهات و توضبمات بینتر لطغا به تکلههای متشر شده در ابتدای کابهای این بنیاد که اضافات و ~~تفاوتهانی باهم داره توجه فرمائید ~~وکترمحمودافشار ~~أدرماه 1362 ~~نظر واقف درباره جایزه های ادبی. تاریخی ~~راس 78/8/4 ~~جواثر. جرایزی که در این مولوفات نعین شده نیز مانند سایر امور آن بیرامون هذف آن است: تکیل وحدت ملی ~~بوسیله تعمیم زبان فاری یعنی کتب و رسالات و مقالات و اشعاری که درپیرامرن این هدف نوشنه شوده خواه به زبان ~~فارسی خواه به زباهای دیگر، خواه بوسیله‌ ابرانیان با ملل دیگر، خواه درخود ایران، خواه در خارج می تواند نامزد ~~دربافت جایزه گردد. برای این کار آبین نامهای بابد تهیه شود. اجمالا اصول آن را بادداشت می کنم. دنباله مطلب ~~نانوشته مانده استا: ~~جایزه های داده شده ~~1268_ دکتر ندیر احمد، دانشعند عندی، استاد بازنشسته دانتحاه علیکره (حندوستان) ~~1369_ دکنر علامحین یوسفی، دانشعند ایرانی، استاد بازنشته داننحاه فردوسی (مشهد) ~~1299_ دکتر امین عبدالعجید بدوی، دانشعند عضری، متخصض ادبیات فارس ~~1370_دکنر محمد دییر سیاقی، دانشعند ابرانی ~~1370-دکتر ظهورالدین احمد، دانشعند باکتانی، استاد بازنشسته وانشکاه پنجاب (لاهور) PageV00P006 ~~============================================================ ~~رقبات موقوفه ومصارف آن ~~وض مقدهات ~~شادروان دکتر مود افشار در سالهای 1237تا 121 بخش اعظم دارانی خرد را بطوری که در وفننامه مای ~~پنجگانه نوشته است وقف کرد و چون یکی از هدفهای اساسی او انتنار کتابهایی به منظور تکیم وحدت ملی و نعیم ~~زبان فاری بود موعه اتتغارات ادبی و تاریخی را به وجود آورد ~~والف درسال 1292 به ملاحظه وحدت منفرری که میان کارهای دانشگاه تهران ms005 و نبات خود دید فعتی از ~~رفبات موفوفات را به دانشگاه نهران سپره نا آن مفدار از مقاصد مندرج در وخنامه ها که با کارهای دانشگاهی مناست ~~است برآورده شود ~~فستی از این رقبات اباغ و ساختمان) به مؤسه لغت نامه دهخدا اخنصاص بافت زیرا کارهای آن مؤمه با معاد ~~ماده‌ 47 وفضامه منطبق است. فستی دیگر به مؤسه باستانشناسی دانشگاه سپرده شده، زبرا وهش در مایل ناریی ~~ایران یکی از منظورهای وافف (ماده‌ 28) است. این هر دو مؤمه در حال حاضر در یاغ موفرفات اباغ فردوس ~~شمبران) مستقرند و از آن رفبات به رایگان اسنفاده میکند. # جز این، محل کتابخانهای که در ماده‌ 29 پیش بینی شده است با کتابهای موجرد در آن به اختیار دانشگاه نهراد ~~گذاشته شد که محقفان در رشته های ناریخی از آن اسنفاده کنند. # وخع ی و دو رفبه موقوفات و چگونگی استفاده از هریک از آنها در حال حاضر به شرح زیراست: ~~الفدرباخ فردوسی شعیران ~~اماختمان و باغی که برای بهبردمتان بدش پینی شده بود اماده‌ 48)، والف در سال 1486 آن را با فرارداد برای ~~استفاده رایگان سازمان لغتتامه‌ وهخدا به دانشگاه تهران سهرده است. در سال 1299 شورای تولیت موافقت کرد که ~~همتی دیکر از باغ به دانشگاه سبرده شود تا با تخریب بنای کهنه، صاختمان جدیدی برای مؤسه لغتامه "هخدا و ~~مرکز بین المللی آموزش زبان فارسی به سرمایه مشترک دانشگاه نهران و موفرفه ایجاه شود. # 2- ساختمان و باغ امادة ششم وغنامه چهارماکه برای مدرسه ملی علوم اجتماعی و اکادمی ملی زبان وکابخانه ~~یش بی شده بود برای استفاده مؤسه باسنانشناسی و دایر نگاه داشتن کابخانه به رایگان به دانشگاه تهران سیرده است: ~~محل کابضانه اطبفة اول همین ساختمان) براساس فرارداد منعقد شده با دانشگاه نهران موره استفاده‌ کابخانه مؤسه ~~3- ساخنمان بزرگ منتمل بر دوازده "ستگاه آپارتمان مکونی و چهار باب مفازه: درآمد حاصل از اجاره دادن ~~~~آنها به مصارف مننب ms006 شده (مواد 14تا 68) در وفننامه میرد ~~4_ ساختمان "متولی خانه*: همر واقف در آن سکونت دارند ~~9_ ساختمان " نولبت خانه *: طبق موافقت نامه واقف در اختیار دخر مجله آینده فرار گرفته و اکنون یک طبقه‌ آن ~~و قرفه احت ~~9_ دو باب دکان در ساختمان کتابخانه برای اجاره دادن: ~~احت عرمه رقبات واقع در باغ فردوس تجریش جمعا 1069 متراست: ~~- ده شماره تلفن ابکن شاره در دفتر موفرفات، یکن شماره در دفتر مجله آینده، دو شماره در متولی خانه، دو ~~شماره در موسه باستانشناصی، دو شماره در مؤمه لغت نامه و بغیه در آپار نمانهای اجارهای مورد استفاده استا ~~ههنج ساعت و بجاه و سه دفیقه از مجری السباء فنات باغ فردوس: به مصرف آبباری باغ میرسد ~~ب درخیایان آفریقا (جردن) نزدیکن تقاملع میرداعاد وجردن ت ~~9سه قطمه زمبن متل به بماحت ههههمترن طیق مواغت قبلی و تایید غورای تولیت برای ایحاد ساختمار ~~دبتان اختصاص یافت و به وزارت آموزش و پرورش به اجاره واگذار شد و اینکن دبتان دکتر محمود افشار در آن ~~وایر است PageV00P007 ~~============================================================ ~~2- یگن قطعه زمین به ماحت 1100 متر ور کنار رفبه بینین: طبق تصبم شورای تولیت برای احداث تأسیسات ~~دانشگاهی اختصاص بافه و به دانشگاه صنعتی امیر کبیر واگذار شده و اکنون در حال احداث صاختمان برای ایجاد ~~ان رومبله وحابدانه است ~~ج در مبارک ابادبعنت اشعرری) ~~ا- اراضی مزروهی به یساست 382070 متر مربع که طبق فانون مصوبه‌ مجلس نورای اسلامی به ملکیت و ~~نصرف موقرفات بازگشته فعلأ در اجاره به زارهان صاحب نسق است. اما براصاص نعیم شورای تولیت و هفد فرارداد ~~مقدار 970514 مترمربع جهت خانه سازی برای فرهنگیان به شرکت تعاونی مگن فرهنگیان شهرسنان ری به اجاره ~~واگذار شده وبقیه (بالغ بر111599 مترا به حالت نین بافی است: ~~2- بکن نطعه باغ به ماحت 39181/50 مترمربع با حتابه رود خانه‌ کرج طبف موافقت نامه وافف به دانشگاه ~~تهران سهرده شده. براساس بیشنهاه دانشگاه ms007 تهران و تصویب شورای تولبت اکنون مقرر است دانشگاه نهران ب از ~~وریافت موافضت مقامات مستول در آن به خانه سازی برای دانشگاهیان اقدام نماید ~~3- بک قطعه زمین به ماحت 1820 مترمتصل به آن باغ که طبق ماده 41 وضنامه برای گورستان دانشمندان ایرانی و ~~ان بودبه مناسبت مجازنودن وفن در مدودهشقریشورای تولبت مواغقت کردهاست این رفبه به رقیهردیف ووم منخم باشد ~~و یزد ~~شش دانگ یک قطعه باغ و ساخنمان در طرزجان پیلاق مشهور یزه که به اختبار وزارت آموزش و برورش فرار ~~گرفته و دبتان به نام محمد افشار ابرادر واقف) در آن ایجاد و تولبت آن به همان وزارنخانه واگذار شده است. # هارف موفوفه ~~1- قالبف، نرجمه و جاپ کنب و رسالات مربوط به لفت و دستورزبان فارسی و جفرافیای تاریخی و تاریخ مبح ~~وکامل ایران (ساده‌ 28 تا 28 وفضنامه). تا زمان حبات والف بانزده جلد انتشار یافته بود ~~2- ککن به انتشار مجله آبنده از راه خریداری سالیانه ده درصد از تعداد جاب شده‌ آن مجله: برای اهداه رایگان ~~به دانشدان، و ایران شناسان وکنایخانه های کشورهای مختلف (مادة 44 وفضامة اول ومادة * وضامة پنجها ~~3_ اعطای جوایز جهت تشویف دانشمتدان، دانش بزوهان و شعرا و نویندگان بالاخص به بهنرین نویدگان و ~~شاهران مجله آبنده (مادة 24 وخامه). ازسال 1498 دادن جایزه آغاز شده است ~~6- اهدای مقداری (حداکثر 218 از انشارات موقرفه به کتابخانه های کشور و خارج از کشور و دانشمندان ایرانی ~~ایرانثامان خارجی (مادة 29 وخنامها ~~افتشارات وبادداشت واقن ~~بادداشت مرخوم واللف درباره میاست و هدف انشارات مرلوفه و تکله های آن درباره تحرة انشنار کتابهایی که ~~درین مجموعه میباید به چاب برسد، به خواسنه و تاکبد آن مرحوم هینه به چاب میرسد تا خواندگان از هدف و ~~منظور والف در بنیاد گذاری موقوفه و چگونگی مصارف آن آگامی بیشتر به دست آورند. # شودای تولت، هس ازوفات والف اکه خود نختین مولی بودا مقرر داشت ms008 بنیاه موفوفات براساس وفننامه و ~~بات واقف راسا به اداره‌ امور انتشارات چردازد. بدین منظور آیبن نامه اجرایی در اسفند 9468 از تصوبب شورای ~~تولبت گذشت و برای گزینش کتاب، هیانی مرکب از یک نفر از متولبان مخصوص و دو نفر از دانشمندان کشور به ~~انتخاب شوراعه قولت تعن مد ~~جابزههای ادبی و تاریخی ~~ماده‌ 34 وقفنامه اول- جنانچه درآمد موقوفات به مقدار قابلی افزایش یابد واقف یا شورای تولیت میتوانند ~~علاوه بر نالیف و ترجمه و چاپ کتب ملفی از آن را نخصبص به جوایز برای تشوبق دانشمندان و دانش بزوهان، ~~نویدگان وشاعران بدهند، بالاخص برای بهنرین نویندگان و شاعران در مجله آبنده. بنابراین باید شعرا و نوپدگان ~~را به سرودن اشعار و تصنیف قطعات نظم و نثر وطنی و ملی و اجتماعی، طرح افتراحات ومسایقهها و دادن جوایز از ~~درآمد مولوفات نشویف و ترغیب نعود. تشنیض این امور درزمان حیات با واقف است که با مشورت دوسنان معطلع ~~خود انجام می دمد، سپر باهینت شش نفره است که دو سوم از متولیان و یکن سوم از هینت مدیره‌ شرکت مطبوعانی ~~آینده با مرکس راکه آبها و اینها به جایشان معین کند، مرکب خواهد بود. # هاده‌ ک وقفنامه پنجم- به سبب انحلال شرکت مطبوهاتی آینده آنچه در مورد نشخبص امور مربوطه بدان جوانز ~~طق ماده‌ 24 وففامه اول مورخ ویماء 1232 به عهده‌ آن شرکت ممول بوده از میان رفته و انجام آن امور منمصرا به ~~هده والف و سی شررای تولیت است که میتوانند از اعل بصیرت یاری بنواهند PageV00P008 ~~============================================================ ~~از الین نامه های اجرالی مصوب شورای تولیت ~~1_در هو حال یکن جایزه به نام هجایزه نارینی و ادبی دگر ممود افشار برای زبان فاری و وحدت ملی ~~ایران* به شخصی که دارای آثار شعری با شری برجته با تقیفات ارزشمندی باشد وکاملا با مقاصد وافف مطابقت ~~واممه باغده واده وفن ~~مقدار جابزه نبابد از میزانی که ینت مدبره در عرمال ms009 آن را تعن و برای تعویب غورای تولبت چشنهاد ~~ی کند تجاوز نماید. در ررتی که ورأمد موقرفه در سال برای دادن نعداه بیشتری جایزه کفایت وافته باشد شورای ~~نولیت نعداد جوایز منصوض آن سال رامعن خراهدکرة ~~2- ددصورتی که گی چانر دریافت جایزه در یکن سال نباشه ملغ جایزه به حاب موفرفه منظور خواهد شد ~~4- برنده‌ جایزه‌ ممصرا براسای رمیدگی به گزارشها و پشنهادهایی که توسط اعضای هیات رسبدگی و یا ~~سرهرست انتشارات و جوایز در هیأت رمیدگی طرح خواهد شد تعیین میشود میچ گونه اعلام فبلی برای اطلاع ~~داوطلبان غرورت نداره ~~9_ سربرست اششارات و جوایز موظف است در هرسال گزارشی که حاوی دلائل و جهات لازم در مورد شابتگی ~~شخصی که میتواند برنده‌ جایزه باشد به هیات رسیدگی ارانه نماید. # 9- در انتخاب دانفیندان کنورهای خارجی در ررت ناوی شرایط، اولویت با دانشندان کنورهای قلیرر ~~زبان فاری است: ~~7_ درمورد دانشندان خارجی که برنده جایزه شوند عراتب بابد به اطلاع وزارت اعور خارجه بسد واز آن طریق ~~اقدامات لازم معمول گردد. # 8- به برنده جایزه مشوری که کوبای جهت دربافت جایزه است به امضای رئب شورای تولیت و رنی مت ~~مدیره و مربرست عالی درمحل موفرفات در روز سالگرد فوت والف ممن مراسم هذیرانی داده خواهد شد. ضمنا ~~گزارش آن در جرابد و مجلات ادبی و رسانه های گروهی اعلام و جزوهای هم که گویای اطلاعاتی درباره‌ شرح حال ~~وافف و نبات وافف وشرح حال برنده‌ جایزه باند منتنر خواهدنه ~~9_ جایزه به تناسب ارزش خدمات ادبی و تاریخی برنده‌ آن عبارت خواهد بود از: ~~الفجابزه نقدی ~~ب- جاپ یکی از تالیفات برنده جایزه و باکمک به انتشار تالیف او. درین مورد باید درکتاب مذکور به عارت ~~ماسبی فیدشرد که کتاب از مل اعتبار جایزه دکتر مموه افشار طبع شده است: ~~ج نام گذاری یکی از انتشارات موقوفه دکر محمود افشار به نام برنده‌ جایره ~~و- چاپ مجوعه مقالات تحقناتی مرتبط با ms010 زبان فارسی و با تاربخ ایران به نام برنده‌ حایره ماسد آنجه وجشن ~~نامهه یاه ناموارهه گفته شده است: ~~ه خربد مقداری از اثر برنده جایزه درمورنی که شخص بعناسبت اثر مذکور برنده شده باشد ~~و- تشکبل مجامع تحقبقانی و ادبی وفرهنگی به نام برنده‌ جایزه و به ریاست او در زمینه‌ ماثل زبان فارسی و ~~تاریخ ایران. # بنیاد موقوفات ~~وکتر محمودافشار یزدی ~~شودای تولیت بعدهآن دا به وو جلعء تفجر هاد گر یرای دانشمندان ایراد ویگری برای وانشمندان خارر PageV00P009 ~~============================================================ ~~شورای تولیت ~~قولیان مقام ~~رئیس مجلس رییس دیوانعالی کشور- وزیر فرهنگ- وزیر بهداری ارئیش شورای تولیت). # رئیس دانشگاه تهران (یا معاونان اول هریک از آنان طبق ماده‌ 2). # لیان هنو ~~در هر مورد ابتدانام متولی منصوض که در وقفنامه است آورده شود و سپس یه ترتیب تاریخ نام کسی ~~که به انتخاب متولی منعو پعشین به جانشینی معین شده است ~~1-مرحوم اللهیار صالح (منصوض در وقفنامه، از 1241)- دکتر مهدی آذرء دکتر یحیی مهدوی. # دکتر منوچهر مرتضوی ~~2- مرحوم حبیب الله آموزگار (منصوص در وقفنامه، از 1341) - دکتر جمشید آموزگار- دکتر ~~علی محمد میر ااز اسفند 1364)- دکر حسین نزادگشتی ~~3- مرحرم دکر محمد علی هدایتی امنصوض در وففنامه، از 1241) دکتر جواد شیخ الاسلامی (از ~~سیزدهم آذر 1264) (نایب رئیس شورای تولیت به انتخاب شورای تولیت). # 4- بهروز افشاره به انتخاب واقف، از چهاردهم اردیبهشت *124 ادییر شورای تولیت به انتخاب ~~شورای تولیت طیق ماده‌ 7] ~~هتوفیان منسوب (فرزندان) ~~5- ایرج اقشار اطبق ماده‌ 2 وقفامه ها) ابازرس وسر پرست عالی موقوفات به انتخاب شورای تولیت ~~طبق ماده‌ 7] ~~9- مهندس نادر افشار اطبق وقفنامههای * و5). # حیات مدیرة ~~به انتخاب شورای تولیت طبق ماده‌ 8 برای مدت سه سال از مهرماه 1369. # دکر سید جعفر شهیدی، استاد دانشگاه تهران و رئیس مؤسبه لغتنامه‌ دهخدا و رئیس سازمان ~~گسترش زبان فارسی: ~~دکر جواد شیخ الاسلامی، استاد دانشگاه تهران وعضو شورای تولیت: جانشین رئیس هیات مدبره. # نعمتالله فیض بخش: مدیر عامل ~~دکر محمد دوالریاستین، از سازمان لغتنامه دهخدا: دبیر: ms011 ~~نظام الدین شفائی نیاکی: از دانشگاه تهران: خزانه دار حابدار. # هیات حزینش کتاب وجایزه ~~دکتر یحیی مهدوی - دکر سید جعفر شهیدی - دکتر جواد شیخ الاسلامی - ایرج افشار (که طبق ~~یادداشتهای واقف و تایید شورای نولیت سر پرست امور انتشارات است). PageV00P010 # ============================================================ ~~فهرست مندرجات ~~حزارش ~~ورالیلدان ~~بج ~~ومه وهترج ~~بجده ~~قصص الانبیاء وجوامع الحکایات ~~بازده شانزده ~~افزوب ~~و ممد بن اسعد کثری ~~شیوه ترجمه ~~بت ویکن بیت وشف ~~وازهحای دیریاب ~~شی ~~وحن ~~و الخط نته ~~ویحی ودو ~~نونه حایی از اشتباه خوانی مترجم ~~وسه و ار ~~مشکل نامهای جفرافیالی ~~نکتههایی درباره عالکن ومعالکن ~~وبج وحنت ~~9 ~~ه هتر ~~4 ~~فرست معالک واقالیم ~~جدول اول ~~14 ~~دریاها و فورست ممالحن ~~215 ~~دیار عرب ~~42-28 ~~دریای پارس ~~7 ~~اهلیم مغرب ~~4ه6 ~~وار م ~~84 ~~دیار شام ~~(فمت افتاده] ~~444 ~~وزستان ~~147 ~~دیار فارس ~~1721 ~~شهرهای کرمان ~~185173 ~~دیارند وحند ومکران ~~014 ~~ارمینهه و اران و اذربیجان ~~21320 ~~شهرهای جبال ~~125214 ~~ویلم و هبرستان ~~127-94 ~~خزد و دریای حزر PageV00P011 ~~============================================================ ~~15374 ~~بیابان هیان فارس وخراسان ~~267159 ~~م جان ~~خواسان ~~026 ~~هاوراءالنهر ~~390 ~~523397 ~~مرست جخرافهایی ~~فهرست طوایف و اقوام وقبایل ~~577-864 ~~فهرست کسان قاریخی و اساطیری ~~522818 ~~فهرست واڈهها ~~4ه86 ~~چند توضی و نادرستیهای جابی ~~999 ~~ورت نققههای جغرافیال PageV00P012 ~~============================================================ ~~گزارش ~~صورالبلدان ~~چهل روز بیش، از روزهای و بادیزه سال 1364 را به بژوهش خواندگی ~~وکالج سنت آنتونی" ومؤسه خاورشناسی دانشگاه اکسفورد در آن دو کانون علمی ~~گذراندم و فرضتی دلپذیر پیش آمده بود که آن دسته از نسخههای خطی فارسی ~~گنجینه پرارزش و نامور ویادلیان، را که ندیده بودم ببینم ~~نخه ای که بیش از همه شناختنش لذت آور بود ترجمه کهنی است از ~~مسالک وممالک اصطخری، چغرافی نویس نامور سده‌ چهارم از مردم اقلیم پارس ~~آنکه کنابش در شمار چند تالیف نختین چغرافیایی دانشمندان مسلمان و به زبان ~~عهربی است ، یعنی همان متن گرانقدری که ترجمه کهن دیگری از آن را میشناختم ~~و خود به ms012 چاب رسانیده بودم و سه بارهم چاب شده است . اما درآن روز گارکه ~~به تصحیح آن ترجمه پرداختم، در عالم بیدقتی متوجه نشده بودم که نسخه موجود ~~در بادلیان (فهرست شده توسط زاخاثوو اته و نیز معرفی شده در کناب استوری) ~~برگردانده دیگری است ازهمان متنی که به دست من در دست چاب بود و بیگمان ~~متنی ارزشمتداصت که باآن پهلو می زند ~~باری، این نسخه کم مانند گرانسنگ در فهرست آن کتابخانه2 به نام وصورالبلدان" ~~1- میدانیم که بنابرتحقیقات دخویه اصل کتاب از آن ابوزیه احمد بن سهل بلخی ~~(متولد 245) بوده است ، متنی که ازمیان رفته و به دست ما نیفتادهاست. اما روایتی ازآن ~~که مطالبی برآن افزوده شله همین مسالک و ممالک عربی است که ایواسحاق ابراهیم بن ~~محمد فارسی اصطخری معروف به کرخی آن را درسالهای 318-321 تألیف کرده و به چاپ ~~رسیده و ترجمه آن موضوع این گزارش است. # 296662 66 66addarfd1a d 16 d6aa a ~~166665 6 56 66d 62 . 64 044646 1889 f 39 ~~399 PageV00P013 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~ارشعم ~~بادشده و درفهرست استوری (نوشته های فارسی) عم طبعأ به همین نام آمدهاست" . # این نام ساخنگی وصورالبلدان" که یکی از مالکان پیشین بهنسخه داده بهخط ~~نستعلیق(فرن دوازدهم) برصفحه نخستبن آن نوشته وبههمین عنوان به فهرستها منتقل ~~شده موجب گمراهی من درشناختن آن بوده است. # نسخه بادلیان همه آثاروفرائن اصالت ، قدمت واعتباررا جمع دارد. قطع ~~آن رحلی است. کاغذش کلفت و نخودی رنگ است . از نوع کاغذهای نامبردار ~~به بغدادی وسمرقندی اصت. خطش به نحخی استوار از بایان قرن عفتم مجری است: ~~هفده صورت (نقشه‌) جفرافیایی دارد و همه بهرنگهای اصبل و جذاب قدیم است: ~~این نسخه از نصخه هابی است که سرگور اوزلی به سال 1811 درشیراز خریده بودو ~~به شماره 60/616a 396) 0066167 373) درفهرست آنجا شناسانده شده است ~~نسخه نقصی هم دارد و آن اینست که دو کزاسه از میانه افتادگی دارد . این ~~افتادگی درنیمی از پایان ms013 بخش شام و بخشهای دریای روم وسرزمین جزیره وعراق ~~و نیمی از آغاز بخش خوزستان است. درباورقی مفحههای 79 و 82 جای افتادگی ~~برگهای گم شده را یادآوری کردهام . اگر این افنادگی که بخشی از آن مربوط ~~به خوزستان است پیش نیامده بود، به مناصبت آنکه مترجم بهظن قوی ازمردم شوشتر ~~بودهاست سودمندی خاضی می داشت، هم برای دستیابی به ضبط اعلام جغرافیایی ~~آن ناحیه از زبان دانشمندی محای وهم شاید برای آگاهی احتمالی درباره احوال ~~مترج متن. # اهمیت متن و نسخه صبب شد که مدت بیست روز از روزهای دل انگیز و ~~خوشرنگ پادیزی اکسفورد بااجازهای که دکتر جان گرنی 2667دی 10 از اولیای ~~کتابخانه گرفت به "در نویسی"4 آن نسخه گذشت. خوشبختانه توانستم سراسرمتن ~~را بنویسم. اما چون مجال بازبینی نبود، هم به لطف آفای دکتر گرنی میکروفیلمی ~~از آن فراهم آمد تادر تهران بتوانم به مقابله ومطابقه بیردازم وآن را آماده‌ چاب کنم: ~~صورتی که برای چاب آماده شده مبتنی است بر نقل نسخه خطی از حیث ~~366686 169d46 2 46626 6d66d1958119 ~~6- "در نویسی" اصطلاحی رایج در گویش مردم یزد برای استنساخ و سواد برداری ~~است. آنهه درتهران گاهی "رونویسی" می گویند. PageV00P014 # ============================================================ ~~گزارش ~~هانزدهم ~~هبارات، مگر درمواردی که به مناسبتی کلمهای داخل [] آورده شده باشد. اما ~~درمورد تامهای جفرافیایی همه جا نتوانستم پیرو نسخه خطی بعانم، زبرا بسباری ~~ازنامها نادرست، بی نقطه، ناخوانا وگاه نقاشی وار بود، طبعا برای ضبط نزدیک ~~بصحت ضرورت داشت متن عربی جاب دخویه (لیدن، 1927)5 وجاب مشترک ~~محمد جابرعبدالعالالحسینی ومحمد شفیق غربال (فاهره، 1961) مطابقه شود و ~~درمواردی منون دیگر جغرافیایی دیده شوو تانتیجه‌ همسنجی وموارد اختلاف، اعم ~~از آنجه به عبارات مرتبط است وآنچه دراعلام مشهود افناده ، در بادداشتهای بایان ~~هربخش آورده شود ~~چون ترجمه دیگر را به نام هسالک و مهالک چاب کردهام برای آنکه در ~~آینده ، به هنگام ارجاع به این دو متن، تخلیط و التباسی روی ندهد وحتی تصور ms014 آن ~~نشود که چاپ نوینی از همان نرجمه است متن کنونی به نام مهالک و مسالک ~~متتشر می شود و این نام اصطلاحی بوده است رایج در میان پبشینیان .از جمله ~~ابوالمعالی منشی درترجمه کلیله و دمنه بهر امشاهی آن را برقلم آورده است.، ~~کرجمه وهترجم ~~مترجم در دیباچه کوتاه خودکه برمتن افزوده نوشته است این کتاب را ~~یه در خواست و سلطان اعظم، قزان بن امیرتو کلتهور از عربی به فارسی درآورده و ~~بنابه تمایل آن امیر در ترجمه کوشیده است از آوردن کلمات مهجور عربی که دور از ~~ذهن فارسی زیانان می بودهاست بپرهیزد(اگرچه درهمین دیباچه رهایت آن روش را ~~نگرده). متن مترجم به نشری بی تعقید و اطناب و بر کنار از وازههای دشوار عربی ~~است، مگر به ندرت: ~~57146 66 6962dffr 71edع ead6erra6ddddf 4 ~~0666616.61d6d. 1922 ~~چاب دخویه بعدها یکیار در هلند و باردیگر در تهران بطور لوحی (افست) منتشر ~~امت ~~تح مبی مینوی. تعران، 12،1343 PageV00P015 ~~============================================================ ~~دوو ~~عشیده م سسه ~~ده در ~~ممع ~~د ~~6خ ه م ~~مم PageV00P016 ~~============================================================ ~~س ~~هروددهیی ~~تستت ~~2 ~~یه نه حدووی ~~م ~~سود ~~سد وبوم دد ~~و ~~ر PageV00P017 ~~============================================================ ~~مالک ومسالله ~~نام این قزان و پدرش تو کلتمور را در منابعی که حاوی اخبار تاریخی قرون ~~هفتم وهشتم است تاکنون ندیده و نیاقتهام. از دیباچه هم نکنهای به دست نمی آید نا ~~بدانیم این شخص در کدام ناحیه می زیسته وبر کدام قلمر وحکومت می کرده است، ~~نام مترجم یکبار در دیباچه ویکبار دریادداشت مقابله و تصحیح (برگ پایان ~~نسخه) آمده است. در دیباچه بدون ذکرنسبت محهد بن اسعد بن عبدالله است ~~ولی دریادداشت بایانی بفصورت محعد بن اسعد بن عبدالله ععروف بالحیطا ~~(ظاهرأ) آمده است. # چون آن سطری که کلمه معروفیت مترجم در آن آمده است درهم و بی نقطه ~~(تقریبا) است وسائیدگی و سیاهی هم در آن پیدا شده بهضرس قاطع نمی توان گفت ~~که ضیط کلمه مذکوروحنطی" است یاوحنفی" .درین ms015 باره پس از این بحث خواهدشد ~~صورتی که به شکل "حنطی* درچاب متن نقل شدهاست به انکای ظاهرضبط ~~نسخه وصورت خوانده شده توسط زاخائو واته“ فهرست نگاران بادلیان و نیز ~~مشورت با دوصنانم محمدتقی دانش بژوه و دکنرهباس زریاب (خوبی) است. البته ~~این دو دوست عکس نسخه را (که آن هم چندان روشن نیست) دیدهاند . دوست ~~دیگرم آفای دکنر اصفر مهدوی که در آذرماه 1370 همسفر اکسفورد بودیم و متفقا ~~برای دیدن نسخه به کتابخانه رفتیم کلمه را همینطور که نقل شده است خواندند. # ترجمه یادداشت مترجم در پایان نسخه (که از خود درین بادداشت به "محول ~~- برگرداننده - یاد می کند) به نگارش فارسی محمدتقی دانش بژوه چنین است : ~~7- احتمال میدهم این هدر و هسر افرادی بودهاند از سلسله جفتای فرزند چنگیز ~~نام چند نن از آنان که به ریاست و امارت رسیده و شناخته شدهاند با کلمه تیمور (تمور) ~~مرکب است مانند توقاتیمور(670)، اسن تیمور(749)، قازان تیمور(744)، دواتیمور، ~~اورک تیمور. کلمه تزان همان غازان و غزغن است. برای این کلمه به فهرست لغات ترکی ~~و مفولی درفارسی تالیف گ. دورفر (40064464 .0) مراجعه شود. # 2024166060 6de,a6d6 6deea 6rf626266d 166dad6 ~~1963-75(9761 ~~8- این کلمه را مؤلفان فهرست بادلیان * الحبظی * نقل کردهاند زیرا به ظاهر چنین ~~خوانده شدنی است، نقطهای که آنها برروی ظ * دانستهاند قاعدتأ مربوط به حرف ماقبل ~~احت، شاید هم حنطی خوانده بودهاند وصورت مطبوع درفهرست علط چاهی باشد PageV00P018 ~~============================================================ ~~گزارش ~~نوزسع ~~آنجه درباره این بادداشت باید گفته شود چند موردست: ~~نسخه به خط کانبی است غیرمترجم، خط متن و یادداشت بایانی (که خط ~~مترجم است) دوگونه است. اگر مترجم خود کاتب نسخه بود دریادداشت مذکور ~~همانطورکه به همل مقابله و تصحیح نسخه اشارت کردهاست ظاهرا به این نکته هم ~~اشاره می کرد که کتابت نسخه از خود اوست، چنانکه مرسوم می بودهاست: ~~آنجه بعخا مترجم می نماید ازعبارت ووالله اعلم بالصواب (درسطردوم) ~~به بعدصت (بهخط تعلیق) تابایان همان عبارت، همچنین ms016 تمام پادداشت مربوط به مقابله. # ظاهرأهمه کلمات و عبارات الحاقی در مامش صفحات که هنگام مقابله ~~الحاق شده به خط مترجم است ، این موارد درجاب کنونی میان حر. نهاده شد ~~اختلاف میان خط منن واین اصلاحها کاملا واضح است : ~~- تاریخ رقم بایان یافنن کنابت را (که دریادداشت مقابله مترجم و به خط ~~اوست) مؤلف فهرست بادلیان وسه سعیی وسمابه الهلالی" (670) آورده وگفته ~~است که چنین خوانده شدنی است. اما نادرست خوانده شده . تاریخ کنابت نسخه ~~سال عوء و عبارت چنین است: ~~"فی تاریخ ذی قعدة سنة سنولست و) وتسعبن وستمانة الهلالیة ~~شاید تصور شود براینگه رقم مربوط به سده‌ کتابت وسبعمائةع یا وتسعمائة ~~است. وتسعمائة" قطعا نیست، زبرا خط وکاغذ ومورتهای نسمخه دلالت بر آن دارد ~~که چنین نسخهای نمی تواند کتابت قرن دهم مجری باشد، وسبعمائةه هم نیست زیرا ~~ازحرف وعین وسط هیچگونه ظهوری و اثری ور کلمه مشهود نیست. درحالی که ~~کلمات دیگری که دارای وعین و سطهاصت ودر عبارات به خط مترجم عست به وضوح ~~نمام حرف عین خوانده می شود و میچگاه در کتابت قریب به حذف نیست. از آن ~~موارد است کلمات معتمد، یعقو، یغمض، معمور، قعده وتسعین، آنجه درکتابت ~~کلمه و ستمائه، تاحدی به فکل و* به چشم می آید دنباله حرف وو" پس از آن ~~اصت که بهصوی بالارفته، همانند وو* پیش از آن که به کلمه وست* پیوستهاست و ~~به سوی بالا کشانیده شدهاست. آفای دکتراصفرمهدوی هم که اصل نسخه را دیدند ~~صال *ا* را درست دانستند: PageV00P019 ~~============================================================ ~~وند ~~ن8م3 ~~جن ~~همه ~~ه ~~مة ~~ه ~~ونوه قون ام امة ~~مه ~~ه هه ~~ج ~~9 ~~مهالنع ~~6.4 ~~نه ~~لکتةمة ~~20 ~~ه ~~تکد ~~231 ~~9ممنق ~~به بجدی هه ~~یم ~~ه ~~4. # ب ~~. معه ~~ه ~~ر ~~اس ~~ه ~~ه ~~هه ~~444 ~~314 ~~23 ~~م1 ~~4ه ~~14 ~~ه ~~ه سو ~~ه ~~س ~~70 ~~حکس یادداشت عقابله مترجم درصفحه بایانی PageV00P020 ~~============================================================ ~~گزارش ~~وی ~~4 وپایان یافت مقابله و تصحیح به ms017 اندازه‌ نوان و توانائی . از خدای ~~و بزرگ می خواهم به صاحب آن، آنچه غایت آرزوی اوست وآنچه ف ~~نهایت در خواه اوست بدهد. چه اوست که می تواند در خواستها را! # اجابت کند و سزاوار برآن است. # خدای مهربان باشد بر آن کس که بدان بنگرد و آن را بخواند. و ~~دعا باد بردارندهاش و فرمان دهنده و برگرداننده دعائی نیکو ، و ~~ببخشابد و جشم ببوشد از لغزشهای او . جه بیشتر احوال آن ~~اخبار گونه است که اعتماد برآنها نشاید ، و با نظری است وآن هم ار ~~سزاوار اعتماد نیست. چه در زمانی کوتاه دگر گونی بسیار بدان راه] ~~مییابد. # چه بسا شهر ها و جایها درین زمان آبادان است که در گذشته نبوده استو ~~و برعکس آن ، وعذر آن آشکارست. با این همه می نوان اندوهها را ~~به خواندن آن زدود و در شهرها به گشت وگذار پرداخت ، اگرچه ~~[خواننده] درجایی نشسته است. فایده آن درعقول [ناپیدا نیست و ~~درستی آن] برعهده‌ راوی است، و کسی را که درآن رابی هست ~~باید ببرهیزد. # نوبسنده‌ ابن سطرها در تاربخ باد شده، کوجکنربن بدگان خدا و ~~مواعید یرم جد محدی سید من د سبرد باسر ~~و او برگردانده‌ آن است. خدای اوراو بدر و مادر اورا پامرزد أی ~~و همه مردان و زنان مسلمان را. خدایا آن را به خیر و به نیکوبی ~~به پایان بر ~~کرجمه یادداشضت مترجم دربارە مقابله نسخه (نگارش فارسی مجهدتقی دانش بزوه) PageV00P021 ~~============================================================ ~~هالاه ومسالک ~~بو ~~همانطورکه اشاره شد فهرست نگار بادلیان کلمه معروفیت مترچم را ~~والحیظی خوانسده است . تاحدودی که از درهمی و سائیدگی و سیاهی کلمات ~~درین موضع می توان دریافت ظاهرا این کلمه را به صورتی نمیتوان خواند، جز ~~همان که او تشخیص داده است . با این تفاوت که "الحنطی * متناسب می نماید و ~~معنای روشنی از آن برمی آید، ~~تصص الاساه ~~استوری درجایی که معرفی نسخه بادلیان را می آورد در حاشیه ms018 ای گفته است ~~یطور مشهود این محمد بن اسعد بن عبدالله همان مترجم قصص الانببای بوشنیی ~~است.10 اما درجایی که قصص الانبیاء را می شناساند ذکری نکردهاست که مترجم آن ~~کناب، مسالک وممالک اصطخری را ترجمه کرده است.11 استوری یاد آورشدهاست ~~مترجم قصص الانبیاء که در روزگار اولجایتو می زیست از جوامع الحکایات عوفی ~~منتخبی فراهم کرده و نامش درناریخ گزیده و حبیب السیر آمدهاست . از محققان ~~معاصر دکثر نظامالدین هندی12 وه. و. دودا12 اطریشی وا. روسی14 ایتالیائی ~~به مناصبت همان منتخب جوامع الحکایات اشارتی به کار آن مؤلف کردهاند ~~9- منسوب به العنطه (گندم). الحنطی به دو معنی کندمگون و بسیار گندم خوار ~~آمدهاست. البته حنطی را نسبت بهطایفه الحنط از مردم یمن هم ذکر کردهاند. ولی چون ~~مترجم حنطی را "هعروفیت" خود گفتهاست ظاهرآ یکی ازهمان دو معنی اول متناسب ترست ~~تا حنطی نسبت بهطایفه. # 10669ar 6rf6 6d6d 1936.62162 ~~11- همان کتاب ، جلد اول، صفحة *1 وصفحة1250 ~~12191266116 6 642dr62a 26 a 21173ان ~~58806 dda,rad 44ddarrad 14a,a 266 ~~19296123 ~~1369.6608d 6d 602d. 6 1649216666d 66614 ~~616 669186r66 54666f66 9a 193160 ~~دودا قطعا این مطلب را از پزوهش نظام الدین آورده است. # 14666 6 661 664r 666466da 6 ~~6999d11946 PageV00P022 ~~============================================================ ~~گزارش ~~نخستین جایی که از ترجمة فارصی قصص الانبیای ابوالحسن بن الهیصم ~~البوشنجی15 نام رفته در فهرست نسخههای خطی مجموهة ادوارد براون اصت ~~به مناسبت آنکه براون یک نسخه خطی آن کتاب را ضمن چهل و نسخه خطی دیگر ~~ورسال1930 از حاجی عبدالمجید بلشاء خریده بوده است . نسخة قصص الانبیای ~~براون مورخ سال 731 هجری است: ~~نام مترجم قصص الانبیاء درخطبهای که خود برمتن ترجمه شده افزوده است ~~چنانکه در نسنه دیده می شود وبندة شعیف محمد بن اسعد بن عبدالله الحنی ~~18- راجع بعمةلف متن عربی قصص الانبیاء که ابوالحن بن الهیصم است یا ابونعیم ~~زة بن الهیم بوشتجی تمیهی، مؤلف فعرست مجموعة براون تحقیقی داردکه چون مورد ~~فحص درین مقام نیست ms019 از آن درمی گذریم . خوانندگان علاقهمند خود به مأخذ مذکور ~~مراجعه خواهند کرد ~~476461r6 6r666 4 46 6d6 6ed6641d4 66d9d,6 4 ~~106460666d6. 8 6. 864d6 6red6d dd 6f6a ~~446666 rrrd66 1992 66 138-14 ~~بعدها عبدالحی حبیبی در تعلیقات طبقات ناصری تآلیف منهاج سراج، جلددوم بص08 ~~(چاب کابل، 1343) ومتعاقبا به مناسیت دست یابی به نسخه فارسی خطی موزه کابل مقاله ای ~~درمجله یفما سال هجدهم (1344): 574-574 (قصص الانبیاء بوشنجی یا تابی) منتشر ~~کردهاست. اواین نتیجه را عرضه می کندکه قصص الانبیای مذکورتالیف ابوالحسن الهیعم بن ~~محمدنابی است ونسبت او درترجمه فارسی به بوشنجی أمدهاست. درباره قصص الانبیای نابی ~~مذکور درطبقات ناصری، پیش از عبیبی، مرعوم فکری سلجوقی درنامهای به من نوشت و ~~به مناسبت داشتن نسخه ای خطی از آن تشخیمر داد که نسخه خطی او بخشی از ترجمه فارسی آن ~~کتاب است. من آن نامه را درمجله راهنمای کتاب سال یازدهم (1341)1600-162 تحت ~~عنوان * نامه بارافغانی * به چاب رسانیدهام: ~~تسخه نفیس موزه‌ کابل در 265 ورق به خط نسخ برروی کاغذ کلفت است و ~~بروکوی مؤلف فهرست نسخههای افغانستان به استناد نوشته‌ بروکلمن (01 432) و ~~ذیل او (154701) و به اتکای ضبط حاجی خلیفه مترجم کتاب را محمد بن اسعد تستری ~~تمیمی قزوینی معرفی کردهاست واین انتساب ، انتسایی اشتباه است میان دو همنام همقرن. # درین باره درمتن گزارش بحت شده است. # 190662546da14 682 266 6 69dff6ع ~~846196463 PageV00P023 ~~============================================================ ~~ه ~~24 ~~صه ~~نةب ~~34 ~~م4 ~~22 ~~پر. بهشندان ب سنلارن پارشنفیه کاند نیان لر کانه انز بان که دن ~~هیه باقدان مدلظتکم اشاروتان اتت عنهاتغابچ مکبوات ابیاز طم بیه ~~نبلهاین اعین دماع بف له البه هدیلاارادرتة وجن هم لنبلون الاین علم زا ~~گک عم نبجا ردجحادردواجاسر چاد رحیان رایانریدد ینع انبآن اب یلتلم وفقای عنابر ب ~~لو اد بشمنیفتهی بضدید اززان جاش وادا خلاقه بجوها کردایندة ولفنحرمنا ~~بداددد ~~دجالنه بن البر والعجروابشارامراب ددرجا مت ~~ان ل اخلامنکردهورضاب ~~مگشنجاتویخوازاشابابرکزیزخلتثم اجناهدرحیدرعدکنددبوسوا) ~~ومرچ فافددجت ارشادخلق یوشایبحال دادوبعالمیان ms020 ربتادتاراه کوهکا ب ~~لات بواسطنته هدابتاشانازسهحرتلمیتیالان را راسترسند ویازنصطنیعیه ~~کراصلوات ناعرک الفات بعه خلن دنستاد و رمامت مفرازححزت برکرید واررارچت ~~هالیارح برعد وماارتاکلها رحمد للعالمین صدهراردررد وتخین برمرقله طمرومشمن ع ~~اد وانلجاب واباع انباد. عر علی ارولجهم حفا لتقحایا زالله الذوخل البرایا ~~لیدبنة فینمدرلمعربرعدالله الجنو لد ~~البییمناللهعنةلویندزبطالعه ~~هابی فایدسند واخکایا، نیرزکان کشه ارباب خزذرا اعتبار رننناه نامحاصل ~~ومود اجما ا محتتفرح وزح خاطر ذریوارخ وحلایات نطالعه فی رفت ازکشا در رتاب ~~عکه انذکا بجوامع اجطابب اله ازمو لفلت مورابنا امام عالم تزد الدی محم عوفت ~~ادیح اللهدیماست کادم. .بت حکابات لطث دلبدتبرد رهروخ، ~~ابرادکرده ومبرمردام ~~: مسه . مزکالفردنهة ماملیها ؟ # لفمیندعنلالمتقی ~~بدناست لمللطفاه نابانج لطن عر ~~اش ین ~~اد بعانازداچ عاد باالام ~~امة الا مان الیفببعما . ما دح نسة وان نسع ان فعای ~~لاشاب ه ا ل ن خارخلرکا ستیه فایات بارردسخ ملوح لاحاخره ابا یدکة) ~~یل لها انان فاله نهطن رعلر یمظازاه مان مایا مین ضلقوزةالی أزلحتک ییا لطلاح ~~ه، : ~~ب ~~کس صفحة اول نسخه قصص الانبیاء (مجموعة براون- دانشکاه کمبریج) PageV00P024 ~~============================================================ ~~133 ~~ه آذ ~~هاهنفف ~~مام ~~تاجق غن فنادیس خبن خابکبم ~~نلهیه الم فل جماین دماکاهفیین قطنیین ~~تی ممنةجای ه مان بجنشبعی ~~شوونلزیانجت هویک بجن بدبهبنت نانیدین وبین وحمت ~~هدهه تامب تعت مة دفح ویعیفه لمات که نانفامالل له ومه مکمته ~~وای یات صعت تات وعدانانک کلله بی ازجوت ایع دعنه فعامهومولهکن ~~ناموهضننوعا نودفه بعنعاغراممهدجون ~~اوی : دعناهمان غزیهعوان مذخکنت ~~و4و1 ~~اصالم بتقل ~~نا196 ~~رقه ن ~~242 ~~ه14 ~~کا ~~بخ تزمنماراغر ه ~~ز لرتاب ~~از ~~ک ~~تدنقة ~~لون ضیزورهامبا اوز ~~421 ~~بم افند تزمنبسرایه ~~132 ~~331 ~~500 ~~9 ~~صفحه آخرنسخة قصص الانبیاء PageV00P025 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~بمت وشق ~~(بدون نقطه برروی حرف ماقبل آخر) التستری است14. این نسام مطابقت کامل ~~دارد با صورتی که حمدالله مستوفی درتاریخ گزیده آورده و نوشتهاست: ومحمدبن ~~سعد بن هبدالله الحنفی النستری صاحب منتتب جامع الحکایات معاصر اولجایتو ~~سلطان بود1 الجایتو میان سالهای 704-716 صلطنت می کرد. # بس از حمدالله ms021 مستوفی خواندمیر در بخش رجال حبیب السیر ذیل احوال ~~الجایتو دکر اورا چنین آوردهاست: "دیگری از آن جمله محمدبن اسعد بن عبدالله ~~الحنفی النستری است که منتخب جامع الحکابات از مؤلفات اوست."18ظاهرأ مأخذ ~~خواندمیر تاریخ گزیده بودهاست: ~~4.461d16 16_ ازروی عکس اوراق نخستین آن نسخه که به لطف آقای ر. ملویل ~~استاد دانشگاه کیمیریج به دسته رسید نقل میشود. ضمنا یاید گفت متأسفانه فقط یک صفحه ~~ازخطبه (مقدمه) مترجم درین نسخه باقی است وپس از عبارت "بههارسی نقل کرد ترجمه روشن ~~ودرآن" افتادگی دارد. ورق بعد که شماره‌ "2" دارد ازمیان مطلب کتاب است و ارتباطی ~~به مقدمه ندارد . دریفا که دسترسی به نسخه کابل هم درین روز گار آشفته امکان پذیر ~~نیست تامگر از آن نسخه اطلاعی بیشتر به دست بیاید. اما از روی چند سطری که مرحوم ~~عبدالحی عبیبی آورده معلوم می شود که این ترجمه را مؤلف به نام * مخدوم اتابک اعظم ~~خلیفة العجم وارت ملکن جم، شهریاراسلام نصرة الدنیاوالدین خلدالله دولته مطرز کردانید. * ~~(بغا، 57614). # اما اینکه مرحوم حبیبی این نصرةالدین را محمد جهان پهلوان بن ایلد گز از اتابکان ~~آذربایجان (568- 581) دانسته وعصر ترجمه‌ کتاب را به قرن ششم منسوب کرده نادرست ~~است. مترجم مذکور یک قرن پس از آن میزیسته و قاعدتا ابن اتابک نصرةالدین باید ~~نصرة الدین احمد از اتایکان لرستان (مشهور به فضلویه یا هزاراسب) باشدکه در696 ~~به اتابکی رسید وتاسال 730 برقرار بود ونواحی ایذه و شوشتر در امارت و فرمانروائی او ~~بود. او مردی ادب دوست و فضل پرور و خیرات کننده بود وبه همین ملاحظه شعرا و ادبا ~~ومؤلفان چندکتاب معتبررا به نام او مصدر کردهاند، از جمله تاریخ معجم فی آثارملوک العجم ~~از فضل الله قزوینی و معیار نصرتی از شمس فخری اصفهانی و تجارب السلف از هندوشاه ~~نخجوانی است: ~~17- تاریخ گزیده ، چاپ دکتر عبدالحسین نوایی (تهران 1339) ، ص 705 و یا ~~چاپ عکسی اوقاف گیب (ص 811) دیده شود. باید گفت که ms022 چاپ عکسی مذکور کلمات ~~" صاحب منتخب جامع الحکایات " را ندارد و دکتر نوائی از نسخ دیگری نقل کردهاست. # همچنین از آن نسخه اسم جد و صاحب ترجمه هم ساقط است: ~~18- حبیب السیر، چاپ کتابفروشی خیام، 19704(به جای الحتفی به غلط التجفی است): PageV00P026 ~~============================================================ ~~گزارش ~~هنب جوامع الکیات ~~اطلاع مربوط به منتخب کردن جوامع الحکایات توسط این محمدبن اصعدبن ~~هبدالله درکشف الظنون هم هست. درآنجا ذیل وجامع الحکایات ولامع الروابات" ~~آمده است: ~~ومنتخبه لممدبن اصعدبن عبدالله التستری الحنفی من شعراء صلاان محمد ~~خدابنده وتوفی بعد0740 ~~ازین منتخب جوامع الحکایات ولوامع الروایات عوفیی تا اکنون دو نسخه ~~موجود و فناخته شده است ~~یکی نسخهای است که در مجموعه و نورعثمانیه * در استانبول است (شماره‌ ~~3273 که نخستین بار دکنر نظام الدین هندی در مدخلی که به انگلیسی درباره کتاب ~~مذکورنوهت و مستقلا چاب شده آن نسخه را معرفی کرده)،، ~~دیگرنصخه ای است از اوراق 16 تا 194مجموعه ای بعشمارة 71 .79206629 ~~در کتابخانه واتیکان در اینالیا مورخ ربیع الثانی010اهجری. درین نسخه بطوری که ~~مؤلف فهرست نقل کرده نام مؤلف درخطبه محمدبن عبدالله الحنفی النستری است.21 ~~نام بدر مؤلف واصعدم هم افتادهاست: ~~اینگی که به غلط گیری چابی مقدمه مشغولم خوفبختانه به لطف وهمت ~~آفای آنجللو بیه مونتسه ایرانشناس ایتالیائی فتوکپی صفحات اول و آخر نسخه‌ ~~مذکور به دستم آمد و عکس آن برای ملاحظه هلاقمندان چاب میشود: ~~متأسفانه هنوز موفق نشدهام هگی از نسخه موجود درترکیه به دست بیاورم ~~تا معلوم شود که چه اخنلافی با نسخه واتیکان دارد. * ~~19- کشف الظنون ، چاب استانبول ، ستون 540 ~~20_ حاشیه 12 دیده شود. برای ترجمه فارسی آن به مقیمه خانم امیربانو کریی ~~(مصفا) صفحات نودوسه وصدوبنج از جلداول ازقسم سوء جوامع الحکایات (تهوان،1494) ~~راجه شوء ~~21- فهرست واتیکان، 119، حاشیة *1 دیده شود ~~* همین روزها که این صفحات را غلط گیری نهایی می کردم عکس چند صفحه ازین ~~نصخه را دوست دانشمند آقای دکتر تحسین یازیجی از استانبول ms023 فرستادهاست . هس باتشکر ~~از اپشان درینجا چاب میشود PageV00P027 ~~============================================================ ~~ممالک ومالک ~~د ~~9 ~~غ بلا . # - ~~ه،1 ~~22 ~~هولس ~~ه ~~کة ~~ته ~~یقرنه ~~هن ان ~~39 ~~هد ~~ت ~~هنهام ~~ختهله ~~منه ~~ض ~~9 ~~د ~~ت ~~24 ~~2 ~~مة و ~~1 ~~به ~~نش دعش اند ~~ههجمة ~~ول ~~972 ~~3 ~~فحافة21 ~~22 ~~2اد ~~4 ~~3 ~~9 ~~ن ~~29 ~~ان اناه سوهة ~~بدبه مه ~~وه 4 ~~12 ~~فا ~~ه ~~1 ~~1 ~~هسیها ~~14 ~~دا ~~1 ~~32 ~~ازالظاه ~~متوت ~~29 ~~9 ~~قه ~~نم : ~~: ~~4. # 0* ~~ه ~~یه ~~حصه ~~م ~~بهه 836 ~~محس صفحه آخر منتخب جوامع الکایات (نسخه والیکان) PageV00P028 ~~============================================================ ~~. # چه ~~20 ~~صلنهخهتای ~~منفطه نبوت را ازرکزعد ~~ورداره وجردهتایغاوخهبن بخررریابدناراه کوفنکان باذمنعیت ضله ~~ایده بظت هذات ابنان بچذما مردیان یچده بجاحال وعال نودره بیرد ~~وابغاظب ایخلاتی ح فتفضانماد وصدفنین اهلیکهت واضلم کردایدف ~~قالاطیل الذین انهم م من البینین والجدیقعن والفحداء والعالحیز وتصصر ~~ولیخارأبنیان لیعیق وجن اذایصحل کردول فیافی لویهار بی ضصم عرة لاد ~~قبابضنل ~~فعلیعطیاهان افضلها ومن القبات الها برتلمن بوزبدودحن ~~میسالک وجات مبارک اونمدکرداولکن بخلاشه فخام النزن صدهارکدرد ~~متحت سدعضه مقدس وخمدمهراه بغاظک واران واشاع اوادجزین ودب ~~ضیف محون اسع بنه بما تلهوالتتک خااقهنه کجون جاع سلیه این ~~وشنودن وال گذشنکان واحا وتعص ایفان ضعفی تام میا ضدود بهطاله بتماع ~~ندایقسندکندوضقرخیاراینانببن ~~ان فایباست لب ~~ق اخبارخواهدبردودان اعتبابونجایح وماعظ انطع وایرعن ابد ~~اول طخال کات وکلت ابنان طب ولازمات خل نضص دران راءت ~~ونضبان وددهمجانعت اماهن حدثا یقیی ولکن قدیق الدف ببن یربه وبل ~~حنفخلی انعفات ارت کای املانا القعام الجالم الزابی شج ابو لهن برنهبم ~~الننی دوع ف ددن باب ساغت کای هم النطیرت وتت لات ودوایات ~~7 . دسکن نفاسب یعنو رستکلول ماور دکور نا ودعة انه ملاننی تام کله دثابط ~~..ها اورا واحتاهزییماء راکفته ودیهن بخان که ماجین جفی بونان ن ~~اخه صیف ان کارالفطابفه انعفی بارره اکردتیرهدرض ودز ~~مکس صفحه اول منتخب جوامع الحکایات (نسخه ترکیه) PageV00P029 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~سیام ~~و محمدبن اسعد فستری ~~چون درمطالبی که ms024 از مآخذ مختلف درباره نام این مؤلف ومترجم آورده شد ~~مواردی هست که مطابقت ندارد ناچار توضیح و تفصیل بیشتری را ورخورست ~~فاانتساب این سه کتاب (ترجمة مسالکث وممالک اصطخری- ترجمة قصص الانبیاء ~~بوشنجی ومنتخب جوامم الحکایات) به محمد بن اصعدبن عبدالله مسلم فود. ضمنا بطور ~~مقدمه باید به یکث مطلب دیگر اشاره کرد و آن همنامی دو دانشمند همزمان است که ~~موجب اشتباه وتعخلیعلی برمؤلف فهرست نسخه مای خطی افغانستان (دوبروکوی) غمن ~~معرفی نسخه فصص الانبیاء قده ~~درهمان قرنی که محمدبن اسعدبن عبدالله، مترجم مسالکن وقصص ومنتخب ~~جوامع الحکایات، به این گونه کارهای ادبی درز بانفارضی می برداخت دانشمندی فقیه ~~همنام او می زیست که تالیفاتش همه در رشته عای اصول وحکمت ومنطق و به عربی ~~بودراو ضافعی مذعب بوو نه حنفی). نام این دانشمند شافعی درطبقات الشافعیه تألیف ~~جمالالدین عبدالرحیم الاسنوی (درگذفته در772) که قدیم ترین مآخذ نسبت ~~به زمان صاحب ترجمهاصت بدرالدین محمد بن اصعد التستری مضبوما است وگفته ~~شدهاست که حدود ده سال درفزوین درس می گفت، سیس درصال *72 به مضررفت و ~~مدتی اندک در آنجا ماند. پس از آن تابحتاتها را درهمدان و زمستانها را در بغداد ~~می گذرانید تا اینکه درسال732 در همدان در گذشت. اواخر زندگی ترک نماز کرده ~~بود وهمیشه بازی شطرنج می کرد و رافضی شده بود، مؤلف طبقات نام اورا ذیل ~~والبدرالتستری، آورده و ازو به "شیخنا ، نام بردهاست. از تألیفاتی که برای این ~~دانشمند برشمرده تعلیفاتی است برشرح ابن حاجب، برمنهاج الوصول الی علم الاصول ~~قاضی بیضاوی ، برطوالع ، برمطالع الانوار ارموی ، برالغایة القصوی وبعضی ~~ازمؤلفات ابن سینا: ~~مختصری از همین مضامین را شهاب الدین احمد عسقلانی (درگذشته سال ~~852) در والدررالکامنة فی اعیان المائة الثامنة" آورده ومتذکرگرایش او به ورفض، ~~شده وگفنه است که جمال الدین اصنوی سرگذشت او را ضبط کرده است . مؤلف ~~22- الطبقات الشافعیة، جاب عبدانةه الجبوی. بقداد، 120_جلداول صفحات *42031 PageV00P030 ~~============================================================ ~~گزارش ~~سیویکم ~~الدررالکامنه نام اوراومحمدبن اصعدالتستری بدرالدین" ms025 آورده4، ~~بس ازین دوماخذ، دکر این بدرالدین را درحاجی خلیفه می بابیم وهمومت که ~~این نقیه را با محمدین اصعدبن عبدالله گزیده کننده‌ جوامع الحکایات یکی دانسته اصت: ~~حاجی خلیفه درموارو ذیل نام اورا آورده: ~~- ذبل اشارات تألیف ابن سینا : وللشیخ بدرالدین محمد اسعدالیمانی ثم ~~التستری کتاب ایضأ بین المحاکمة بینهما (یعنی بین شروح امام فخررازی ~~ونصیرالدین طوسی)24 ~~- ذیل الغایة القصوی: فرحه ایضا بدرالدین محمدبن اصعد التستری المتوفی ~~فی حدودسنة 190735 ~~- دذیل مطالع الانوار محمود اهری : وشرحه بدرالدین محمد بن اصعدالیمنی ~~المشهور بالتستری وسماه بحل عقد مطالع الانوار.نصنفه فی فهور سنة ~~سبع وسبعمائة بتبریز وتوفی صنة 732 ذکرفی آخره علیشاه الوزبر.29 ~~در مسطورات حاجی خلیفه دو نگته قابل اشاره هست. یکی اینکه چرا سال ~~وفات را یکجا حدودد73 وجای دیگر سال 732 آورده. دیگر اینکه آیا نسبت یمانی و ~~ینی نادرست نیست224 ~~اسعیل باضا بغدادی در هدیة العارفین نام کتابهای او را تنویرالمطالع ، ~~کاشف الاسرار شرح طوالع الانوار، المحاکمة بین فخرالدبن الرازی ونصبرالدین ~~الطوسی فی شرح الاهارات لابن سینا آورده است.2 ~~جند وجه افتراق مشخص میان این دوهنض عبارت است ازز ~~- لقب دومی بدرالدین است وبرای اولی لفبی میخ کجا قید نشده ~~2- البررالکامنة، جاب محمدسید جاء الحق، قاعرة، جلد جمارم، فحةعن ~~24-کشف الظنون، چاب استانبول، ستون 95 ~~69-همان کتاب، ستون 1192 ~~2-هان کتاب ، ستون 1717 ~~27- برای رفع این اشکالات ضرورت دارد که به متون تألیفات او نگریسته شود ولی ~~از موضوع این مقدمه خارج است . # 28- هدیة العارفین ، چاب احتانبول، 1482 PageV00P031 ~~============================================================ ~~ماله ومالله ~~سی ودوم ~~دومی مسلمأ ضافعی منعب بوده و به عمین مناصبت است که اصنوی ~~نام اورا در طبقات الشافعیه آورد و پس از آن به نشیع گراپش یافت: ~~نام جد دومی درمآخذ نیامده. اما مترجم مسالگن نام جدش معین ~~ات که عبدالله بوده است: ~~وجه اشتراک میان آن دو نسبت تستری است: ~~اکنون بازمی گردیم به مسثله اختلاف نسبنی که در نام محمد بن اسعد بن ~~عبدالله هست، ms026 یعنی درمالکه وممالک الحبطی است ودرمراجع دیگرالحنفی ~~وبالاخره می بردازیم به اینکه آیا قصص الانبیاء تألیف اوست یا نیست؟ # آنجه مرا به یکی دانستن مترجم دو کناب معتقد کردهاست شباهتهای لغوی و ~~سبکی میان دو متن (ممالک ومسالکن- قصص الاتبیاء) است. یا مطابقتی که میان ~~یک صفحة بازمانده ازخطبة قصص الانبیاء با خطبة ممالک ومسالک انجام گرفت ~~این مشابهات وجود دارد: ~~فصص الانییاء ~~مسالکت ومعالکن ~~1) آدمیانرا برسایر حیوانات ترجیخ ~~1) ایشان را برسایر خلایق ترجیح وتفضیل ~~وتفضیل نهاد وتاج کرامت. # نهاد وصدر نشین اهل کرامت.. # 2) صدهزاردرودوتحیات. # 2) صد هزار درود و تحیت.. # 3) یاران واتباع.. # 3) باران و اتباع.. # 4) لفظأ بلفظ.. # 3) لفظأ بلفظ ... # 5) لایخفی فیالعقول. # 5) ذوالعقول. # نیک پیداست که این اندازه همگونگی دربر گرفتن لغات را از خزینه ذهن ~~نمی توان صرفا ناشی از تصادف وتوارد دانست. این همسانی لغوی قرینه استواری ~~است برآن که دومتن ترجمه یکن صاحب قلم است واگراشکالی درضبط نسبت او ~~دیده می شود مطلب دیگری است* ~~29- متأسفانه چنانکه بیشتر گفته شد از خطبه این کتاب فقط یک صفحه در نسخه ~~باقی مانده است. PageV00P032 # ============================================================ ~~گزارش ~~طبعا چونیادداضت مربوط بهمقابله ممالکنومسالگن بهخط محدبن اصعدبن ~~هبدالله است نسبت مضبوط در آنجارا که به احتمال الحنعط خوانده می شود باید ~~درست دانست مگراینگه درهم نوشتگی خط و سیاهی و تیرگی روی آورده بر آن ~~موجب شدهاست که نسبت الحنفی بهصورت الحنطی جلوه گری می کند. جدولی را ~~که از اختلافات مربوط بهنام و نسبت ومعروفیت درمنابع تهیه دیدهام برای وضوح ~~مطلب درینجا می آورم قا مشکل گشایان بتوانند مطلب را بشکافند . # 3 امقوها د استس ~~ام ماحد ~~ترجمه مسالکه وم عبداله ااة96 ندارد ~~ترجمة قصص الانبیا محمدین اسعدبن عبدالله العنمی کتابت 1741 التتری ~~منتخب جوامع الحکایات این نسخه را تدیدهام ~~(نورعثانیه) ا بنعبدالله ~~منتخ ت محمدبن عبدالهکتابت 1010 التستری ~~(واتیکان) ~~تاریخ کزیده (عک) معدبن اسعد [بن ندارد]دارد ~~تاریخ گزیده (نوائی)) محمدبن اسعدبن عبدالله) الحنفی ~~النستری ~~حبیب السیر محمدبن اسعدبن عبدالله الحنفی ~~التتری ~~دم اسسه ms027 اس ~~الحکایات) ~~شوه ترجهه ~~اگرچه مترجم در دیباچه تصریح کردهاست که ترجمه او و لفظأ بلفظم است ~~اما بایبندی استواری برین دویه نداشته وجنانکه مرسوم قدما بوده است بیشترمفهوم ~~عبارات را به فارسی بر گردانیده است. برای آنکه شیوه او در ترجمه بهتر نموده ~~جند عبارت فارسی اورا در کنار متن عربی می آورم: PageV00P033 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~ی و عمارم ~~تن عربی (جاب دخویه) ا ترجمه فارسی (چاب کنونی) ~~وعلیه قنطرة فی وصط مدینة دمشق لایعبره ودرمیانةشهرد مشق درین آب قنطرهای ~~الراکب غزارة وکثرة فیفضی الی قری مست واز کثرت و غزارت آن آب سوار ~~الغوطة ویجری الماء فی عامة دورهم و) از آن قنطره گذار نمی تواند کردن وآن ~~ککهم وحماماتهم(ص59_60) ا آب روانه میرود تا به غوطه وچون به ~~غوطه می رسد در تمامت خانه هاو کوچهها ~~وگرمابههای ایشان آب روانه می باشد. # (ص73-72) ~~واما دارابجرد فانهامن بناء دارولذلک ودارابجرد دارا بنا کرده است و از ~~صمیت دارابجرد وتفسیرها عمل دارا، و این جهت اورا دارابجرد می خوانند یعنی ~~عطیها سورهامرجدید مثل سورجوروعلیها که دارا کرد. و درحوالی آن سوری نو ~~خندق بتولد المیاه فیه من النزوالعیون و ساخته هست مانند مور فهر جور ونیز ~~فی هذا المآء حشائش ، آن دخله انسان خندقی کردهاندکه آب چشمه وآنچه از ~~اودابة التفت علیه فلا بتهیأ له عبوره ولا حوالی ونواحی واطراف آن شهراززمین ~~یکاد یسلم الاعلی شدة ~~می تراود در آن خندق می افتد و در میانه ~~1 خندق گیاههای خشک مست. اگر آدمی ~~1 یا چارپای درمیانه آن آب رود چون آن ~~گیاه او را معارض شود و مشاهده افتد ~~البته رفتن میسرنشود و ممکن نباشد واز ~~آنجا به سلامت به کناره بیرون نتواند ~~آمدن مگر به سختی و مشقت و رنج و ~~صعوبت ~~ولها اربعة ابواب وفی وسطالمدینة جبل وآن شهر را چهار دروازه هست و ~~حجارة کانه قبة لیس له اتصال بشیء من نیز در میانه شهر کوهی ms028 هست مانندقبه ای و ~~الجبال ، وبنیانهم من طین ولیس بها فی هیح کوهی متصل نیست وغالب بنای ~~زماننا کثیر اثرالعجم. # خانه های ایشان از گل می باشد ودرین ههد PageV00P034 ~~============================================================ ~~گزارش ~~میوبن ~~از بلدان. یبه وفهرهای عجم اقوام ~~2 بسیار در آنجا فرود آمده ومقبم شدهاند. # واما جور فانها من بناء اردشیرویقال وجور نبز از شهرهای قدیم اندکه ~~ان مکانها کان مآء واقفا کالبحیرة فنذر اردشیر ایشان را بنیاد نهادهاست وچنان ~~اردشیر ان یبنی مدینة علی المکان الذی شنیده آمد که آب رود آن شهر مانندآب ~~یغظفر فیه بعدوه وپبتنی فیها بیت نار فظظفر دریاابستادهاست وهر گزروانه نمی باشدو ~~هناک فاحتال فی ازالة مآه ذلک المکان ) سبب بناو وضع آن شهر آن بود که ملک ~~بمافتح من مجاریه فبنی بذلگ المکان) اردشبر باخدای خود عهد بذیرفته ونذر ~~کرده بودکه در هر موقف و موضع که ~~ووه ~~بردشمن مظفر و منصورشود و ایشان را ~~خاسر ومقهور گرداند شهری بنا کند و ~~آتشکدهای جهت تعظیم و تبجیل دین خود ~~در آنجا سازد. چون برین موضع براعادی ~~و حساد ظفر یافت نذر و وعده‌ خود را ~~به انجاز رسانید و مجاری و ممرآب را ~~ازهر طرف طلب کرد وحیله های بی اندازه ~~آغاز نهاد تا آن آب از آنجا زایل و ناپدید ~~شد و دیه خود را در آنجا بنا نهاد ~~وهی قریبة فی السعة من اصطخرو وآن دبسه را از اصطخر وسابور و ~~سابور و دارایجرد وعلیها سور هامر من دارابجرد معمورتر[ کرد] ونعمت در آن ~~طین وخندق ولها اربعة ابواب. باب مما موجوداست. سوری معمور از گل حوالی ~~یلی المشرق یسمی باب مهر.0(ص124_ آن هست و خندقی نیز در آنجا کرده و ~~آن را چهار دروازه هست: یکی از طرف ~~124 ~~مشرق وآن را دروازه مهر می گویند.. # (ص 111-109) ~~واما طبرستان ، فان اکبر مدنها آمل اما بزرگتر شهرهای طبرستان آمل PageV00P035 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~میوششم ~~وهی مستقر الولاة فی هذا العصر وکانوا) ms029 است وآن درایام ما مفر وموضع حکام و ~~فی قدیم الایام یسکنون ساریة. ) ولاة وقضات آن دیار بوده است ، اما ~~در ایام قدیم حکام آن بر ساریه ساکن و ~~منوطن می بودند ~~وطبرستان بلد کثیر المیاه والثمارو وطبرستان شهری خوش وسبزونزه ~~الاشجار الجبلیة والسهلیة والغالب علیها) است بابیشه عای بسیار ومیوههای وافرهو ~~الغیاض و الغالب علی ابنیتها الخشب و) درختان فراوان درکوه وزمین آن هست ~~وبنای خانههای ایشان غالب چوب ونی ~~القصب ~~می باشد ~~وآن مملکت را شهرهای بسیار از ~~توابع ولواحق هست ومقامها جهت ~~زمستان وتابستان صاخته. # وهی کثیرة الامطار شتآء وصبفأ و واز بسیاری باران که پیوسته در آنجا ~~صطوحهم مسنمة لذلگ ~~می باشد بامهای خانههای ایشان مسنم و ~~تیر برآورده است. # وآمل اکبرمن قزوین مشتبکة العمارة) وساریه بزرگنر از قزوین است ودر ~~لایعلم بقدرها اهمرمنها فی هذه النواحی. آن نواحی میچ شهری بقدر آن معمورتر ~~از ساریه نیست وخانههای اهل آنجا ~~به یکدیگر متصل وملاصق افند. # ویرتفع من طبرستان من الابریسم ما وازتمامت غهرهای طبرستان ابریشم ~~یمبرالآفاق ولیس فی الاسلام مدینة اکثر مرتفع می ضود ودر آفاق از آن حمل و ~~نقل می کنند ودربلاد اسلام- صانهاالله. # منها ابری ~~1 ازهیچ اقلیمی ابریشم بیشتر از طبرستان ~~نمی خیزد ~~و بها خشب کثیر من اصلب الخشب] ودر طبرستان چوبهای سخت می باشد ~~ینحت منها آنیة واطباق تنقل الی الآفاق. چنانکه در هیچ مواضعی چوب بدان ~~سختی نمی باشد واز آن آلت می کنند و ~~جیزها می سازند ودر آفاق نقل می کنند. PageV00P036 # ============================================================ ~~گزارش ~~وف ~~والغالب علی اهلهاوفورالشعروافتران وغالب خلقت اهل آنجا موی بیار ~~الحواجب وصرعة الکلام والعجلة. و ابروی ببوسته وزودصخن می باشندو ~~وعجله وشتاب زدگی پیوسته ایشان را ~~باشد. # وخبزهم اکثرهمن الارزواکثرطعامهم) وغالب طعامهای ایشان برنج وماهی ~~السک وکذلک الدیلم والجیل: ) وبیاز است . همچنانکه در دیلم و ~~(211-212) کوهستان.20 (ص220) ~~اهم نکانی که درباره‌ این نرجمه می توان گفت اینهاست: ~~- اختلافات ومطالب اضافی ترجمه را، اکثرأ ممکن است ms030 ناشی از قلم مترجم ~~و از باب اطناب دوستی او شعرد، وای مشخص است که بسیاری از مطالب درمتن ~~عربی که او در دست داشته می بوده و نسخهای که دخویه به جاب رسانیده فاقد ~~آنهاست. بنابرین ترجمههای فارسی برای نمودن اصل عربی کتاب اهمینی دارد0 ~~- مترجم دریگن مورد مطلبی را از خویش برافزوده و آن بندی است درباره‌ ~~خاصیت دارویی ماهی سقنقور با آوردن این دو بیت شعرفارسی (صفحه 3ع فارسی ~~501عربی): ~~آنچه در ماهی سقنقورست نصف آن در دماغ عصفورست ~~آنچه در مغزو نافه هردوست به یکی جرعه آب انگورست ~~مترجم در انتخاب اصطلاحات گاهی همان وازههای عربی متن را نگاهداشته ~~مانند جرن(ص143،142)، دبابیج(ص192)، مسنم (220) ، غزارت و... اما گاهی ~~کلمه عربی معادل و مرادفی را برگزیده است مانند منیع به جای مرتفع با متعزز ~~و متبرک باز به جای مرنفع وگاهی یک کلمه عربی را به دوسه گونه ترجمه کرده ~~است. اصولاروش مترجم برین است که برای تفهیم مطلب دو با سه کلمه مرادف ~~30_ ازمواردی است که مترچم جیل را جبل خوانده وبه کوهستان ترجمه کرده ~~41- برای بعضی موارد دیگر از اختلافهای مفصل، بطورمثال صفحات 21، 73، ~~1491007، 216 3،3480224،217 دیده خود PageV00P037 ~~============================================================ ~~ممالک ومالله ~~وش ~~بیاورد، جملههای دعایی تقریبا همه جا از مترجم است. آن جمله ها درمتن عربی نیست: ~~در ذکر مسافات گاهی مقدارمسافت با نام منزلرا حذف کردهاست. دربعضی ~~موارد مقدارفرسنگ و روز وتعداد منازل باآنچه درعربی هست متفاوت امت. البته ~~دخویه هم در مقایله میان نسخ عربی همین گونه تعارضها را یافته و متذ کرشدهاست: ~~من درین موارد درمتن دست نبردهام . هرچه را که در نسخه بوده است آوردهام ~~به اعتباراینکه اصل عربی مورد ترجمه چنان می بوده است ~~مترجم در آوردن نامهای خاص گاهی به ترجمه پرداخته . مثلا باب الجدید ~~را دروازه نو و باب الحدید را دروازه آهنین آورده (اگر در نسخه عربی این دو ~~به تصحیف نیامده باشد). البنه عیچ معاوم نیست در تجدید ms031 ترجمه نامهاچه برسراین گونه ~~اعلام آمده باشد. ظاهر این است که اصطخری چون کتاب را به عربی می نوشته هرجا ~~شدنی بوده نامهای فارصی را به عربی در آورده. اگر پل بوده آن را قنطره واگر آسیا ~~بوده آن را طاخونه و اگر "سره بوده رأس کرده است . اما مترجم چون خواسته ~~است آنها را بارسی کند ممکن است به صلیقه وفهم خود اسمها را ترجمه کرده باشد و ~~توجهی به آن نداشته است که اسم واقعی چه بوده تا تطابق داشته باشد . بطور مثال ~~مسلم است که در کویر مرکزی ایسران نام عربی و رأس الماء * نداشتهایم : این ~~اصطخری است که برای فهم عرب زبانان کلمه زیبای فارسی را که ممکن است ~~"سر آب * می بوده به رأس الماء برگردانیده است. # مترجم به سبب بی توجهی یا ناآگاه بودن از اعلام، گاه نامهای جغرافیایی را ~~عربی دانسته و آنها را به ترجمه در آوردهاصت. از آن زمره است نامهای ختل و جیل ~~که وجبل " خوانده وبه کوهستان و کوه نرجمه کردهاست. خوشمزهتر آنکه مترجم ~~کلمه "جبل" و"جبال " راکه اصطلاحا به ناحیة میان آذربایجان و اصفهان اطلاق ~~می شده و در کتب تاریخی و جغرافیایی بهمین شکل عربی آمده است آن را هم ~~به "کوهستان، بدل کرده است . درحالی که ناحیه دیگری به نام قهستان در جنوب ~~خراسان هست ومؤلفان قدیم ظاهرأ برای تشخیص میان آن دو یکی را قهسنان و ~~دیگری را جبال نامیده بودهاند. # - لغات مربوط به امورمدنی وشهر نشینی وساختمانی و اصطلاحات جغر افیائی PageV00P038 ~~============================================================ ~~گزارش ~~ی ونعم ~~ازجمله زمین سبخ، زمین شور، زمین بخس، باریاب، سغ گل، بازار، فرضه، ~~قلعه، سور، خندق، حرض، ربض، بارو، دروازه، باب، دیوار0’’درین متن ~~زیاد است و مترجم گاه همان اصطلاحات مستعمل متن درعربی را نقل کرده و گاه ~~به ترجمه آورده است: ~~وازمعای دردب ~~اگرجه در بایان فهرستی از وازههای دیرباب آورده شد تا خواستاران این ~~متن به آسانی بدانند چه ms032 گونه کلمه هایی در آن آمده است درینجا متناصب است که ~~درباره‌ چند نمونه از آنها سخنی گفته شود : ~~بادیز: یکی از وازههای کهنی که مترجم آورده پادیزست . بادیز شکل ~~کهنی است از بائیز. تبدیل ی به دال هنوز در گویشهای مرکزی ایران منداول است ~~هم اکنون در یزد پایه را و باده* و همسایه را "همساده * می گویند. # کلمه وبادیزه را از جمله در و فرسنامه" تألیف محمد مبارک زنگی (تألیف ~~سال 555) دیدهام،2 ~~دکتر محمد معین در حاشیه‌ برهان قاطع (ذیل بائیز) گفته است در پازند ~~و بادیز" و در فارسی باستان "بتی دیزه* و در اوستائی "پتی دنزه" است. دکنر ~~استفان بانوسی در مقاله وریشه شناصی وازههای پائیز و خزان* (مندرج در مجله ~~"فرهنگ "، کتاب اول، پائبز 1366، صفحه 201-210) بس ازنقل آراء وعقاید ~~و شواهد این احتمال را داده است که از : باد * یخ (ه947- 06990) ترکیب شده ~~است ~~درغاله : وازهای نیست که در متون کهن نباشد. اما کم است . در البلغه ~~تألیف یعقوب کردی درمقابل والشعب" آمدهاست22. آفای محمدتقی دانش بژوه که ~~دوستدار و شیفته زبان شیرین و دیربن فارسی است می فرمودکه این لفظ در کوهستان ~~لاریجان ودر میان چوپانان "نون نال * (نام روستایی است) به شکل درغوله گفته ~~32- عکس این نسخه را دوست دانشمند آقای دکتر محمد امین ریاحی از ترکیه ~~آورده است . به تصادف روزی که آن را خدمتشان میدیدم و تورق می کردم به این فبط ~~برخوردم ~~33_ البلفه. تصیح مجتبی مینوی وفیروزحریرچی: تهران، 1455. ص 217 PageV00P039 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~می ضود، شاید بیغوله هم باآن مرتبط باشد. بههرحال درین متن بهجای دره و تنگه ~~آمدهاست: ~~وبعیده: از مصدر ربقیدن درین متن بعمعنی درافتادن و وارد شدن رودی ~~به رود دیگرست. این مصدر در المصادر زوزنی و شرفنامه منیری وبرمان قاطع و ~~بعضی فرهنگهای دیگر مضبوط است ~~زرخلیفتی: مراد زر مرغوب پرارزش است ودر رساله مناظره‌ گل و مل ~~از نوشتههای محمدبن محمود بن محمد زنگی ms033 بخاری از ادبا ونویسند گان قرن هفتم و ~~هشتم هجری وهمعضر مترجم کتاب نیز آمده است به این هبارت :ودعوی کیمیاگری ~~کردی و ندیدی که زرهای خلیفتی در دامن من است:24 ~~سغ حل: سه بار درین متن آمده و دوبار درصفحه‌ 112 بهصورت ترکیبی ~~سغ گل است . بار اول برروی حرف اول کلمه سغ ضمه گذارده شده (و بیشتر ~~خانههای ایشان از سغ گل می باشد.. و غالب بنیاد خانههای ابرقوه و یزد سغ گل ~~است.00). بار دیگر درضعن وضف شهر سیرچان نوشتهاست: وو تمامت خانههای ~~ایشان به سغ است جهت آنکه چوب درآن ناحیت کمتر می باشد* (صفحة *16) ~~مترجم سغ را به جای کلمه و ازج" عربی آورده است : معنی ازج در کتب ~~لفت عربی به فارسی قدیم چندان دقیق نیست، بطور مثال: ~~ادیب یعقوب کردی نیشابوری مؤلف البلغه در 248 مجری نوشته است : ~~الازج صغ29 ~~ادیب نطنزی مؤلف المرقاة متوفی 499 نوضته است : والازج معروف.24 ~~حبیش تغلیسی مؤلف فانون ادب درسال 558نوشتهاست: "الازج طاق بزرگ".22 ~~در کتب لغت معمولی تر مانند برهان قاطع معنای ازج به فتح الف عمارت دراز ~~طولافی دانسته شده و معنی دیگر آن پوشش سقف خانه و گنبد و امثال آن آمدهاست. # 34- زنگی نامه. نوشتههای محمدبن محمود زنگی بخاری. به کوشش ایرج افشار. # تهران، اتتشارات توس، 1372. ص 59. # 35_ البلفه. تمحیح مجتبی مینوی وفیروزحریرچی، تهران، 1355. صفحة324. # 24_ المرقاة. تصیع مید جمفرسجادی. تهران، 134، صفحة ع15 ~~47- قانون ادب، تصحیح غلامرضا طاعر تهران، 1350، جلد اول، صفحةع*3 PageV00P040 ~~============================================================ ~~گزارش ~~هل ویکم ~~غیاث الدین جمشید کاشانی در فصل نهم از مفناح الحاب که دربارة هندصة ~~سقفها وگنبدهاست کلمه و ازج" را برای سقفهای ضربی گفته است28 ~~بانوجه به اینکه اصطخری و ازج را در وصف ساخنمانهای گلین مناطق ~~کم باران ، یعنی مناطق خشک کویری به کارآورده طبعا مراد بناهایی است که صقف ~~آنهارا از خشت و به اصلوب ضربی وبه اشکال قوسی یا وکلمبوئی، می پوشانیدهاند ~~آفای دکتر محمد ابراهیم باستانی ms034 باریزی در نقد خود برترجمه صورة الارض ابن ~~حوقل (توسط دکنرجعفرشعار) همین نکنه را یادآور شدهاست* ~~گمان دارم کلمه وسق" در وسق دهان همین کلمه سغ است به مناصبت ~~شکل قوسی آن و اگر آن را بنویسند ظاهرا به قاف ضبط می کنند به تصور آنکه ~~ماخود از وسقف م است، وسق سیاه که کنایه از شومی و چشم بد است شاید ~~به مناسیت دودزهگی وسیاهی وپژگی سفف اطاقهای طاق ضربی گلین باشد که غالبا ~~حالت کراهت آمیزی دارد ~~فهندز (فهندز- فهندر 2) : اصطلاحی است متداول درمتون کهن برای ~~قلعههای درونی شهرها. این کلمه شکل معرب کهن در است. درمتن عربی اصطخری ~~همهجا به صورت قهندز دیده می شود. اما در نسخه‌ ترجمه فارسی کنونی آن. که ~~ی جهل بار بیش آمدهاست یا بی نقطه وغیر مضبوط اصت یااینگه مصرحأ بهصورت ~~فهندر (حرف اول به فاء) و فهندز کتابت شده و من که پیروی از ضبط نسخه را ~~ضرودی میدانستم در صفحات 102 و 103 آن را فهندز چاب کردهام. ذیل همان ~~صفحه یادداشتی راجع به استعمال فهندز در شیر ازنامه زرکوب آوردهام که بعدا ~~بامراجعه به حاشیه محققانه مرخوم محمد قزوینی در شدالازار متوجه شدم قهندز ~~و فهندر دو کلمه متفاوت اند که به قول آن مرحوم فقط شباهت عجیبی میان آن دو ~~هست، پس موارد دیگررا که به سیو چندبار می رسد به قهندز تبدبل کردم وضبط ~~بینقطه یا بانقطه نسخه را مورد به مورد دریادداشتها به قید ثبت درآوردم ~~مرحوم ممد قزوینی به مناسبت نام فلعهای در شیراز که به وفهندر" موسوم ~~بوده پس از تفحص و تجمس درمتون به این نتیجه رصیده است که فهندر (معرب آن ~~38- رسالة طاق وازج . ترجمة علیرضا جذبی. تهران، 1366، منحة 17 ~~39- مجله راهنمای کاب.10(136)28 PageV00P041 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~ل ودوم ~~"بهن دره) درمآخذ عربی بهصورت "بهندر" (از جمله در کامل ابن اثیر) حتی به غلط ~~"مهندر آمده است (در احمن التقاسیم جاب دخویه) همان ms035 قلعه ای است که امروزة ~~در نداول عمومی مردم شیراز به نام قلعه بندر شناخته می شود، کموهی هم که ~~قلعه بر آن است به کوه بندر معروف است ~~دسمانعد نخه ~~بری از وازههای فارسی دزاین نسعخه اعراب دارد واغلب همانهاست که ~~درنسخه های قرون شش و حفت دیده می شود آنجه درین نسخه هست اینهاست : ~~سر/134- چنان/126 جنانکه 167،142_ خوار/134- سوار/190 ~~شبان/191- شنیده/467- مرزبان/138 (این کلمه به ضم اول تازگی دارد) ~~نماز/19 ~~_ کلمات مرکب گاه پیوستگی دارد وگاه گسستگی. درچاپ شیوهای مراعات ~~شد که به پیشتهاد زبانشناسان چندی است مرسوم شدهاست. ناجار قبیلها به قبیلهها، ~~جاموا به جامهعا، میوها یه میوهها، خانها به خانهها، جشمها به جشمهها در آمد، ~~مگر در مواضع مورد شکت مانند مرزعها که نمی دانیم مرزعه هاست یا مزرع ها. # - "9" آخر کلمات عربی مانند مسافه، ثروه، صوره، هیته، حیاه، اجره، ~~شهره، حصانة، رزانة به وت " آورده شد ~~ضبط ذال بارسی در "بوذ" و نظایر آن همهجا یکنواخت ویکسان نیست: ~~گاه به دال نوشته شده وگاه به ذال. درچاب همهجا دال آورده شد ~~وب " تقریبا همهجا وب است. برای سهولت خواندن "ب" آورده شد: ~~یای وحدت در کلمههای مختوم به "*م بهصورت "ای" آورده شد، مانند ~~زاویه یحت (ص 21) که زاویهای آورده شد. # - یای جانشین کسره در روزهاء، دریاء وجز آن بهروزهای، به دریای و. # تبدیل شد. # 40- این نام درماخذ مربوط به فارس و سلسله‌ آل مظفر هست ، از جمله درتاریخ ~~آل مظفر محمود کتبی و منتخب التواریخ معینی وشیر از نامه زرکوب. در فارسنامه ابن بلخی ~~م آمده ولی مصححان آن را براساس ضبط فارسنامه ناصری به قهندز تبدیل کردهاند. PageV00P042 # ============================================================ ~~گزارش ~~هل وسوم ~~- کی به که، آنک به آنکه ، آنچ به آنچه تبدیل شد. # - 9به" از سرکلمات (غیر از افعال) و "می " از سرافعال جدا شد ~~حرف منشابه بیصدا، وقتی در دنبال حرف همسان می آید مایند صحترا ~~59 (بهجای صست تر)- درستر/62، 2140113 دوبار، 340 (به جای درستتر)4 ms036 ~~وستر/905 (بهجای بوست تر)- سختر/4 7(بهجای سخت ترین) مرسوم خطکاتب ~~نیست و بههمان صورت که درنسخه آمده است به چاب رسانیده شد: ~~خورم/77، 316،411 دوبار (به جای خرم)، نبسفه/257،146،84 ~~(بهجای نبشته) ، کتو/37 (دربار)، 38 (جهاربار)، 63، 126،89،84(جهاربا:)، ~~127(دوبار)، 189(همه به جای کشتی)، افراصته/346 (به جای افراشنه) از ~~خصوصیات کتابتی نسفه است: ~~- ای نقطگی در بسیاری از کامهها از وبژگیهای کاتب است. عکس دوصفحه ~~از نسخه که بیش ازین به چاب رسانیده شد نشانحهای است از اسلوب کتابت از ~~آوردن ضبط کلمههای بی بقطه.اما مشخص، درحاشیه برای نشان دادن اینکه کلمانی ~~ون رفعع، لطیف، بارسی، سری، احتساب، واج، سفت، بمر، وهمنین ~~نامهای جفر افیابی مشهورجون بلخ، نیشابور: شیراز، اصفهان، صمرقند که درنسته ~~بینقطه کاری عبث و بیهوده ود پس صرف نظر شد ~~[تعون های از انستباه حوانی مترجم ~~ابتدا ترجمه فارسی ودرسطر بعد متن عربی آورده میشود. ابن چند موره نمونهای ~~احت ازمواردی متعدد که دریادد اشتهای هرفصل ذکراتها شده احت: ~~1440 ~~واز آنجا می گذرد به بالای بطن عمله (2) ~~حتی یجاوز علی عبل یطل علیه (ص44) ~~هس15 ~~تابه توج ساها (2) ~~فیمضی الی توج فیر ببابها (ص120) ~~ف 0اس ~~واما رودکروانه از کروان بیرون میآید ~~- واما نهرالکر فانه یحرج من کروان (ص 121) ~~49- اما درصفحة *3 مصرحا درستترین امده است PageV00P043 ~~============================================================ ~~مالک ومانک ~~هل وجوارم ~~ه 4123 ~~به قلعه فرستاد و محبوح کرد (مترجم در جای ،، کنمه بفلطمس را نوشته ~~و ”بها سنتین ، را نام خاص خوانده است) ~~فحة 4141 سفر به آخر ~~بردروازه‌ شهر به طرف شیرازکه برهداکت (2) معروف است ~~علی یاب الباد ممایلی شیراز تعرف بنز قه اکب علی قعرها.. (150) ~~014 ~~و به ششت بارین نی فت بروعنی معروف ~~ترف بجود هی نحیمة. 1591) ~~فحة 177 سطر ماقبل آخر ~~و از حامر الدیبل برآب می گذرند ~~و بها من جاء من الدیبل الی المنصورء (ف175) ~~ف و1 ~~چندان که شش الف ازآن بهدریا می باشد ~~قدمد قطعة من الحور فی البعر شبه انف طولانی ms037 (ص 184-185 حاشیه) ~~فحة 191س ماقبل آخر ~~درآنجا نیز کبوتر می باشد مانند کبوتر طبریه ~~- وبها حمامات مثل حمامات طبریة (187-186) ~~صفة 192س ماقبل أخر ~~باب الروم (بهجای ثیاب رومی) (ص188) ~~ة 227س17 ~~وجزبره دیگر محاذی و مقابل کروهی (4) است وآن جزیره‌ بزرگ است ~~ومنها جزیرة بحذآء الکر وهی کبیرة (ص218) ~~فحه 254 بنج سطر ماقبل آخر ~~خانههای ایشان از گل مییاشد و بالایحشتب سکاوس (2) کرده ~~00 لان الخشب بها یتوس ولا یثبت (م241) ~~فحة 270 سطر ماقبل آخر ~~ازجتد دروازه به طوس و بساعده(؟) میروند ~~- والباب الذی بخرج منه الی طوح ونسا عدة ابواب (ص255) PageV00P044 ~~============================================================ ~~عل و بنجم ~~کزارش ~~صفحة 274 بج سطر ماقبل آخر ~~درآن قیهای بلتد برافراخته و سواد شعره(2) بنی العیاس را درآن ساخته ~~- وخی الدار التی فیها القبة التی صخ فیها سواد دعوة بنی العباس (ص260) ~~ه 10391و13 ~~نوفع مندرج ترصفحه 391 پنج سطر به آخرمانده دیده غود. # ( منقل تاساو جو ادای ~~مشکل اساسی برای هرچاب کننده متن جفرافیایی قدیم یافتن صورت صحیح ~~نامهای آبادبها و روستاها و شهرهاست بدان صورتی که در میان مردم محل گفته ~~میشده و یا به شکلی که مؤلف به رشنه نگارش در آورده بوده است . الیتمه در ~~معجم البلدان یاقوت و انساب سمعانی ابن اشکال کمترست زبرا حروف کلمه تقطیع ~~و اعراب هرحرف معین اصت . اما در نسخ خطی متون دیگر به مرور ایام نامها ~~صورتهای مختلف به خود گرفنه و چه بسا که کاتب آنیا را نفاشی وار آورده وگاهی ~~به شکلی که خود تلفظ می کرده یا می شیاخته در آورده است . نامهای جغرافیایی ~~با پیشامدهانی مانند ~~- ویران شدن آبادی ~~- نام گذاریهای تازه ~~- تغییر آوایی تلفظ ~~- بد شنیدن نام محل وبه همانگونه آن را نوشتن ~~دگر گونی بفتهاست. اکنون بسیاری از نامهایی ته درمتون جفر افیابی نخستین هست ~~برما مکشوف نیست و نمی دانیم چه ضبط و نلعظی داضنه است . بدنویسی کاتبان، ~~بی نقطگی کلمات، همسان نوشتن ms038 نام آبادیهایی که حروفی از آنها به چ و ب وگ و ~~ز بارسی است به همان حروف معناد و متعارف عربی ، نقل نقاشی وار نامهایی که ~~برکاتب ناشناخته بوده از عللی است کمه تصحبح منون جغرافیایی را دشوار می کند: ~~اشکال دیگر برای متنی که از عربی ترجمه شده ، ترجمه شدن بعضی از نامها ~~از عربی یه فارسی است . زیسرا معلوم نیحت واقعأ نام فارسی محل بدین صورت ~~می بودهاست، مثل کنده برای حفره/359، رأس الماء/246 شاید برای سرآب: PageV00P045 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالاه ~~ل وششم ~~دخویه با همه بصیرتی که در تصحیح متون جفرافیحایی یافته بود نقوانست ~~به کمال مقصود برسد زیرا قردید نیست که شناختن صورت صحیح بسیاری از آبادیها ~~موکول ومنوط به آن است که اسامی مدرج درمتون قدیم بامحل تطبیق شود تامعلوم ~~شود که آن آبادی هست یا نیست . اگر هست اکنون چه نامی دارد تا بر آن اساس ~~بتوان به صورت قدیمی آن ناحدودی تزدیک شد. این کار گران برای تصحیح کننده‌ ~~متن از ممتنعات است حتی لسترنیج درمورد فارسناسه ابن بلخی که مربوط به منطقهای ~~مشخص است تتوانست سفر کند ودرباره آبادیها به جستجو وپرسش محلی بهردازد ~~اس که را نوانایی آن هست که پاشنه گبوه را وزبکشد و سراسر اقالیم هفت گانه را ~~درنوردد و به یکث یک آبادیها سربکشد و نام آنها را چنانکه می شنود یا درتب له ها و ~~بنچاقهای محلی احتمالا بیابد به ضبط در آورد2 ~~بههر حال درجاب ممالک و مسالک نکات زبر رعایت شده است : ~~ل اختلاف میان اعلام متن عرمی و فارسی دریادداشتها آمده وهرجه ضبط ~~چاب مصر آورده شده متذکر شدهام تفاوتهای عربی و فارسی ازین قبیل است: ~~فارسی ~~حاب عصر ~~دخویه ~~اسه ~~دضت بارین ~~دشت بارین ~~دضت وارین ~~ک همانطورکه پیش ازین گفته شد چون بسیاری از کلمات بی نقطه است ~~از آوردن ضبط نامهای جغرافیایی مشهور که بی نقطه بود درحاشیه خوددارت شد ~~کل ms039 درمورد اختلاف ضبط یکث اصم جغرافیایی نسبتأ مشهورصورت نخستین ~~آن آمده است . درموارد بعدی اگر اختلاف مهم و اساسی در آن دیده شد به ضبط ~~درآمد. # لح نام بکث محل اگربه چندصورت تلفظ وضبط می شود درهرجا به همانکونه که ~~بود آورده شد مانند اذربیجان آذربابجان آذربیجان، یا نیشابوره نشابوره ~~نیسابود ی نحابور، صرام ه چرام، ساغندی سا کند، خواقیده خواکند، ~~سالوس چالوس، زمین داور، شهرداور، بلدالداور، بلدی الداور ~~42- فرهنگهای آبادیها (نه اکنون تعدادآنها به پنج رحیدهاست) هم مشکل را چندان ~~ر گابد. PageV00P046 # ============================================================ ~~گزارش ~~ل وهفت ~~اعلام فامعلوم را به ناگزیری نقاشی وار آوردهام از جمله 219،218، ~~،42،330،20،227 ~~همنین اصت نامشخص بودن حروف ب، ز، گن وچ دربعضی از اعلام، ~~مانند کوم یا گوم ، کزک یا گزگ. # - مترجم گاه کلماتی را که درمتن عربی با وال" آورده بوده بدون وال و ~~کاه همراه آورده، مانندالاوقل، الطاق ، الذر، الناسی، الغرقد ، اخلاط ، حتی رس ~~(ارس) ران (اران). # نگتههایی درباره هسالک وممالکن ~~درین گزارش، به هبچ روی ضرورت ندارد که به معرفی اصطخری و متن ~~مسالک و ممالک پرداخته شود. زیرا پژوهند گان جغرافیای عالم اسلامی درین باره ~~بارها سخن گفتهاند وگفتنی ها را نوشتهاند3 ~~مسالک وممالک عربی نخستین بار از روی نسخه مورخ 690 توسط دکتر ~~مولر،4d. da16 .به سال 1839 جاب لوحی شد ودرسال 1845 به آلمانی توسط ~~4462446d4aa و درسال 1442 به ایتالیائی نوسط 44addaa به ترجمه درآمد ~~آنجه آقای فیروز منصوری در مقدمه خود برچاب و اشکال العالم* (مشهد، ~~1368) منسوب به جیهانی بصورت شکن و شبهه در احوال اصطخری و کناب ار ~~نوشتهاند نظر و عقیده‌ ایشان است. # 43- مطلبی که مناسبت دارد بطورخلاصه گفته شود چنین است : ~~ابوزید احمدبن سهل بلخی که حدود سال 235 نزدیک بلخ زاده شد واحتمالا در222 ~~در گذشت کتابی درجغرافیا به سال 308 نوشته بودکه ظاهرا "صورالاقالیم* نامیده میشد. # متاسفانه آن متن ازمیان رفته، مطایق تحقیق دخویه روایت دوم ومفصلتر آن همین صورتی ~~است ms040 که توسط ابواسحف ابراهیم ین محد فارسی اصطخری میان سالهای 318 تا 321 ~~محفوظ مانده است. مخصوصا این نوشتهها درین باره دیده شود ~~10606616 61664d21.4d1 22666 2010.2919714299 ~~70626 dd 6rd6d, 19 ~~4441d6 9646. 6d6r6rr4d61196 عdr.61d66 1976 ~~25117 ~~66666d4dd 666r61662 4d1a6d6d 146f4df661069 ~~19491229 961409 PageV00P047 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~ل وهشتم ~~برای تتمیم فایده این گزارش دو نکنه را در پایان می آورم. # یکی اینکه نسخه دیگری از ترجمه پیشین کناب در کتابخانه ملی ملک (تهران) ~~به شماره‌ 5990 هست که زمان چاب ترجمه مذکور آن را ندیده بودم44 این نسخه ~~به خط نستعلیق قرن ده مجری است: ~~دیگراینکه نظر مرحوم ملک الشعرای بهار ناظر براینکه وجهان نامه ترجمه ~~مسالکن وممالک اصطخری است درست نیست5 ~~دیگراینکه در باره مسالک و ممالک فارصی مقالهای از خانم قمر غفار در ~~عابدی نامه" (دعلی، 1990) صفحات 274-281 مندرج است. # دربی این مطالب چون درسالهای اخیر سه متن جفرافبایی قدیم به زبان عربی ~~چاب شده که ممکن است در ایران ناشناخنه باشد و میتوان از آنها درشناخت و ~~تصحیح نامهای جغرافیایی بهره گرفت اسامی آنهارا می آورم: ~~بلاد العرب : تألیف حسن بن عبدالله اصفهانی ،تحقیق حمدالجاسریمن،1384. # الروض الععطار فی خبرالاقطار، معجم جغرافی مع مسرد عام: نألیف محمدبن ~~عبدالمنعم العحسیری. حققه احسان عباس . بیروت، 1975. # کتاب الجعرافیة (کذا): لابی عبدالله محمدبن ابی بکرالزهری (قرن ششم) . اعتنی ~~بتحقیقه محد حاج صادق: بیروت 1971. # مودهاق نخه ~~سبب اینکه نقشههای رنگین نسخه بدین صورت تهیه و چاب شد این است که ~~کنابخانه بودلیان میکروفیلم منفی از نسخه دراختیار گذارد وچون تهیه "اسلاید" از ~~44- فهرست نسقههای کتابخانه ملی ملکک ،جلد چمارم تهران، 1464. # 74-747 ~~45_ تاریخ سیستان. تصحبح محمد تفی بهار . تهران، 1314 ص 197، آنجا ~~نوشته است : "جهان نامه‌ خطی که ترجمه اصطخری است" . ضمنأ بی مناسبت نیست گفته ~~شود که "جهان نامة مذکور درصفحة 635 جاد اول سبک شناسی کتاب "جهان دانش " است: PageV00P048 ~~============================================================ ~~گزاره ~~ل ونع ~~چنان نسخه ممتاز نیاز بهاجازه‌ مخصوض داشت بهتر آن دانسته ms041 شد از روی عکس ~~سیاه و سفید منفی، گرده‌ نقشهها برداشته و اسامی محلها حروف چینی ودرچای خود ~~حسبانیده شود . تاحدودی شبیه کاری که پیش ازین توسط اء44 11500 برای نسخه ~~خطی موسوم بهصورالاقالیم (شمارة 244 کنابخانه ملی اطریش- وین) یعنی ترجمة ~~دیگر مسالگ و ممالک اصطخری انجام شده بود و به چاب رسیده است. # 4161642716d 261d6 dddaf6d r d6d ،2daaf 48dd ~~6960 64 66114dda6df 66344 064 96246fddae6 ~~8416d66r6166 1965 ~~هکس یکن صفحه از نقشهها هم بطورسیاه سپید به چاب رسانیده می شود از ~~لحاظ آنگه معلوم باشد که نامهای مضبو در نسخه اغلب نادرست، غیرمشخص، ~~بی نقطه وناخواناست، ومن چرا ناچار شدهام نامها را از روی متن بهدر آورم ودر ~~نفشعها ببانم: ~~دربایان سباصگزاری خودرا از دوستان ایرانشناس، دکتر جان گرنی (استاد ~~دانشگاه اکسفورد) ، دکنر ر. ملویل (اسناد دانشگاه کمبریج) و دکتر آنجللو بیه ~~مونتسه (رایزن فرهنگی ایتالیا در ایران و استاد پیشین دانشگاه رم) ، دکتر نحسین ~~یازیجی (استاد بازنشسته دانشگاه استانبول) برای تهیه عکس نسخه مای خطی و ~~از آقای سعید بختیاری مدیر مؤسسه گیتاشناسی بران گرده برداری نقشههای رنگی ~~نسخه که به دستور ایشان توسط خانم خافانی در مؤسسه مذکور آماده شد، ابراز ~~می دارد: ~~این گزارش در دو مرحله به هایان رسید ~~4 آذرهاه 1371 ~~اددکان بزد جد اردیبنت 137 ~~ایرج افشار PageV00P049 ~~============================================================ ~~چند توضیح ~~3 ا ه جیان شاید جاد ~~54س22 و [ازسرقسطه) تا. # 82س9 شوشجرد غلط و سوسنجرد (ظاهرا معادل شوشنجرد) درست است به ~~ممنای موزنگرد ~~82 س18 برف درینچا متناسب نیست (درترجمه ثلج) وظاهرأ مترجم کلمه نارنج را ~~ثلج خوانده. آنجا صحبت ازمیوه وفواکه است چرا چنین ترجمه کردهاست: ~~موارد دیگرهم هست. مطلب درمتن عربی نیست ولی درحاشیه آمنه: ~~ز ص 114س (عربی س 127) وص *16س 14(عربیم166) و ~~207س19 ~~94س22 شاید خبر باشد به جای خر(9) ~~94س9 ه شاید لردگان باشد به لورجان(2) ~~95س3 شاید مکان (حکان؟) باشد به جای حسکان (؟) ~~9 س21ه درمتن دخویه ms042 خسوست. ممکناست الف برای نشان دادن قلفظ وفیاو ~~درهایان کلمه به سیاق رسم الخط آن قرون الحاق شده ~~103 دواوین عمال درصفحه 111، دواوین اعمال أمده است ~~137 درنسته دواوین واعمال است وظاهرأ دواوین اعمال درست تواند هود، ~~به قهاس مورد قبول. # 147 درعبارت؛ وآن به وجانات * معروف می شود، کلمه جانات را اگرچه ~~درنسخه خطی بی نقطه است جاملت عم میتوان خواند. در متن عریی ~~چنین أمدهاست ~~ص 3هاس3 جنزرود کنونی درین متن وبعضی متون دیگر جنزود آمده است: ~~164س23س فمروا در متن دخویه وترجه دیگر وشهرو، است وظاهرا الف برای ~~نشاندادن تلفظ ولا،او* بهسیاق رسم الخطآن قرون به هایان نام الحاق شده ~~184 سه روقال درمتن عربی عم روقال است هسچنانکه درمقدسی، شخویه غیطمای ~~یاقوت (الدوقال)، زکریای قزویتی (الدرقال) و ادریسی (رقبان) را در ~~حاشیه نقل کرده است. ظاهرا این همان میوهای است که میان ما به ~~زهالاخته مشقورست ~~،ااس آخره بهستون در متن عربی بیستون است ~~218س17 بهزان علی الظاهر تصحیف تهران است ~~220س22 در نسخه ودستار و طبری * است، ظاهرا واو زائد و دستار طبری ~~درست استه ~~39 س ب سه بخارا نادرست و سمرقند درست است PageV00P050 ~~============================================================ ~~نادرستیای جاپی ~~42 س 17 ریتن ارفتن ~~44 س14 ه جنانه اجنابة ~~82 س ه شوشجرداشوشتجرد(موسنجرد) ~~89 س * ه لوایجانالوالجان ~~94س20 کفرةکفرة ~~94 س 2 ه ابندیانانبدیان ~~104س 23 ه الاالی ~~10س 18 رویان ارویجان ~~111س 17 دواوین واعمال (ظ: دواوبن اعمال ~~114س آخره اوج ااول ~~118س4 ه بابه اتا ~~140س16 آنآل ~~1141 ه صقاره اصفاره ~~98132 ~~137س* ه مادرابین امادرائیین ~~147 10 النصرالنضر ~~162س7 سه مومیای امومیایی ~~142س9 ه العرب) العزب ~~15 س *1 فیبر اغیمر ~~10 س 19ه جانات ابجانات ~~163س 3 وم 169س 18و19 جنزرود اچترود (:) ~~16ساخره723/72 ~~167س736/7293 ~~746/744 -13173 ~~181 س 1 ی خوش اروستای خوش ~~18س14..() زیادی است برداشته نود. برای توجه مطبعه بوده است که ~~مطلب بعدرا به آن متصل کنند ~~816/82922191 ~~04س 7 ms043 ه خونجان اخوتجان ~~204 س ماقبل آخره همدان ادینور ~~203 س اخره شهرروز اشهرزور PageV00P051 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~بنجاه ودوم ~~204س 14 وزادقانازادقان ~~205س 14 اصفهانااصفهان ~~210س 22ه مزخرغهات امزخرفات ~~619س 11 قوس اقومس ~~230س1ه حلیل اجلیل ~~234 س ماقبل آخره استنطاف ااستنکاف ~~234 س آخره مرقراموقر ~~11268 بیشر ابیشتر ~~280 جهارسطر ماقبل آخره 1184/1174 ~~281س 16_ ادرسکن اادرسکر ~~30 س4 و8 کشنه اکسبه ~~331س140914141 ~~332س 1406/14114 ~~141914214334 ~~339 س 7 بخاراسرقند (این سهو ازنسخه است) ~~357 س 16 کرماغاکرمابج ~~499 س5 فراجون اقراجون PageV00P052 ~~============================================================ ~~42 ~~ه ~~4دم ~~ع سهقلف ~~16 ~~2 PageV00P053 ~~============================================================ PageV00P054 ~~============================================================ PageV00P055 ~~============================================================ ~~EMPTY PAGE? PageV00P056 ~~============================================================ ~~بسم الله الرحمن الرحیم ~~الحمدلله رب العالمین حمدالشاکرین . اللهم ایاک نعبد وایاک نستعین : ~~شکرو سپاس بی حد واحصاء خداوندی را که آستانه نعمش منبع زلال امانی و ~~آشیانه کرمش مطلع هلال شادمانی است ، ~~فادری که مشاعل نیرین وسیارات را در گلشن سموات منور ومزین گردانیدو ~~هفت طبقة زمین را "آیة لاولی الالباب" جهت معاش وسکن خلق بکسترد ، قوله ~~تعالی: وان فی خلق السموات والارض واختلاف اللیل والنهار لآیات لاولی الالباب"، ~~صانعی که منازل ثابتات را به دقائق و درجات ارادت او مقررومعین گردانید، ~~قادری که فلک سیارات را در تلاطم امواج و"تیار ماء نجاج" در بحار زاخرات ~~به قدرت جاری فرمود، ~~رازقی که درظلمت شب تارپشه ضعیف ونزار را به لطف و رحمت خود از ~~روزی بی بهره نگذاشت که : ووما من دابة فی الارض الا علی الله رزفها"، ~~مبدعی که طبقات آسمان معلق را بیستون و علاقه فائم و مرتفع بداشت ، ~~رحیمی که الطاف او بی بایان واصناف احسان او فراوان است، ~~کریمی که آدمیان را به فضیلت علم و مزیت حلم بر سایر حیوانات ترجیح و ~~تفضیل نهاد، وتاج کرامت به حکم اشارت : "ولقدکرمنا بنی آدم" برتارک ایشان ~~وضع فرمود: ~~70 ~~و صد هزار درود و تحیات درین ساعت و سایر ساعات به روح مروح و ~~صدر مشرح آن لامح الوجه که در وقت سؤال وهنگام مقال ms044 اشارت "انا املح" ~~گفت، وآن فراخ سینهای که ملک ذوالجلال جهت تعظیم او و تعلیم خاق بهطریق ~~اسنفسار در شأن او بشارت "الم نشرح" داد، PageV00P057 ~~============================================================ ~~معالک ومسالک ~~موجودات را خلاصه ومصنوعات را سلاله سیدالمرسلین وامام المتقین و ~~قائد الغرالمحجلین وشفیع کافة المذتبین ابوالطاهر محمد بن عبدالله بن ~~115 ~~عبدالمطلب (بن ماشم بن عبدمناف ، ~~و بر یاران واتباع وملازمان واشیاع او باد . اللهم صل علی نبیک الامین و ~~صفیک المبین، وآله نجوم الهدی وعیون الندی، و اصحابه مفاتبح الجنة ومصابیح ~~الدجی، وسلم وشرف وکرم. # جنین گوید العبدالضعیف الراجی رحمه الله محمدبن اسعد بن عبدالله که ~~بعداز آنکه از بحار افضال و نوال اسجال و عوارف و عواطف خدایگان بنی آدم ~~سلطان اعظم ولی النعم ملک امراء العالم همام الملة وحسام الامة ، ملجاء الضعفاء و ~~ملاذالفقراء ، حافظ عبادالله ، فاهر اعداء الله ، مولی ملوک العرب والعجم، المؤید ~~من السماء، المنصور علی الاعداء ، الرؤف علی الرعیة، العطوف علی البریة، افتخار ~~جهانیان، مجاهدالدین قزان بن الامیر الکبیر الاجل الاوحد الامجدالمؤبد المظفر ~~توکلتمور- الطایع باوامرالله، القائم بحجة الله ، قاتل الکفرة والمشرکین ، خاذل ~~الزنادقة والملحدین ، نصرالله لواه وقهراعداه ونجح الله مرامه وضاعف اقتداره، ~~که در ایام دولت وحشمت او بنیان ظلم و تعدی مضمحل و منخرم و لشکر ~~بیداد و ستمگری متفرق و منهزم گشت، هر کجا ستم رسیدهای دست اضطرار در ~~فنراک سمند سلطنت او می زندا و هر محنت کشیدهای به بار گاه با جلالت او. # حفهاالله بالنایید- التجاء می جویده ظالمان ایام راسیاست وصولت او نیستی داده وبرسر ~~وجود مظلومان تاج انصاف نهاده ، علماء وفقها[ی) عصر را درظل دولت وعاطفت ~~تربیت میفرماید، و رای منیر واخلاق جمیل او اهل دبن را در مهد عنایت پرورش ~~میدهد، و از کمال عهد و میثاق و فرط مکارم و اخلاق اولیای دولت او در نعیم ~~نصرت مسرور و محبور واعداء مملکت او در مضایق جحیم محنت مخذول ومقهور ~~ایزد تعالی آفتاب دولت او را از زوال کوف و ماه ms045 سعادت او را از زحمت2 ~~خسوف نگاهدار باد، و طریق طوارق) از جناب معلاء او مسدود، وسرادق جلال او [25] ~~به اوتاد خلودمشدود، بمنه وسعة لطفه : PageV00P058 ~~============================================================ ~~خطبه کتاب ~~بنده معترف گشت و الطاف و حسنات و مکرمات او فراوان شد و مجلس ~~رفیع مخدومی ولی النعمی- حرس الله ظل دولته واعلی لوآء قدره- پیوسته ~~به اقتباس اخبار و موعظت و طلب آثار محمدت مشغول ومشعوف بودی. # 0 ~~تا وقتی در کتابی که وضع اقالیم و شرح ممالیک و جداول و بحور در آن ~~مقررو مذکور بود خدمت اورا نظرافناد، فرمود که درمطالعه این کتاب خدمت ما ~~رافایده بسیار خواهد بود، اما چون مؤلف و مصنف آن را بهعربی ساخته وبرداخته ~~است وحضرت ما را بر آن استحضاری زبادت نه غرض ومقصود تمام دست نمی دهد: ~~و بشارت فرمود که اگر این اشارت را انقباد و این فرمان را امتثال نمایی و ~~لفظأ بلفظ این کتاب را منقح و مشرح بی کلام زائد و فضول وتاکید غبر مقصود ~~به آخر به پارسی رسانی، و از ایراد الفاظ بدیبع و ایداع کلمات غریب احتراز و ~~اجتناب واجبدانی این معنی لابق افتد ~~بنده مثال ملتمس او را امتثال و اقامت بهجان و دل واجب شناخت وبه قدر ~~طاقت با قلت فراغت و کثرت مشقت به حکم این اشارت قلم تحریر در بیان تقریر ~~گرفت و از برای تخلید شمهای از عوارف و الطاف بی دریغ و معارف خداوندی ~~کلمه ای چند ایراد افتاد . # و چندان که ممکن شد در تنقیح و تحقیق اشارات وعلامات شرح وضع آن ~~جهد بلیغ نموده آمد و از ترکیب و ترصیع ومحستات کلام به امتزاج الفاظ غریب ~~و استعارات بدیع اعراض کرده آمد، جهت آنکه ترشیح و ترصیع و تجنیس و ~~تسجیع را تعقید و تحبیس از لوازم و مفترضات است . # ومقصود ازین، دانستن مسافت طرق و اوضاع بلدان وبسط اطراف مملکت ~~(62) واوطان است ، نه اظهار بیان فصاحت وایراد تبیان بلاغت.رب ms046 سهل ویشرولا ~~تعسرعلینا. PageV00P059 # ============================================================ ~~[فهرست ممالک و اقالیم) ~~و بریک ترتیب ونسق از اول تا آخرمطرد شد، ودر هراقلیمی جدولی کرده ~~و اسامی بقاع و شهرها در آن مذکور، و فهرست آن برین منوال منظورست. # اول تمامت ممالک و اقالیم بهطریق اجمال و ایجاز گفته آمد، و ازهرطرقی ~~طرفی نموده شد تا علم و یقین ناظر در ادراک کیفیت وضع آن مبادرت نماید. و ~~بعداز آن هریکی را علی حده مشرح و منقح گفته آید ، و اسال الله تعالی ان یوفقنی ~~لصادق الاقوال ومالح الاعمسال ، انه ولی الاجابة وجدیر به وقادر علیه والیه ~~التکلان. # و از شرف زبان و فضیلت بیان و منصبت و منقبت اعراب به دیار ایشان و ~~آنچه درحوالی و اضعاف و ملاصق و مضاف آن است ابتدا کرده شد، وهمجنبن به ~~قرتیب چنانکه مصور ومقررست بیان کرده آید . # پس از آن بهصورت1 دریای فارس و آنچه در حوالی و اضعاف آن [از] ~~شهرها وکوهها و جزیر[ه]ها است ثبت کرده شد . # بعداز آن به شروح اضعاف و حوالی دریای محیط شروع افتاد. # دیگر زمین شام و آنچه بدان ملحق است صورت کرده شد . # بعداز آن دبار عراق و احوال و اخبار اهل آن وادیان ایشان شرح گفته آمد. # پس از آن صورت2 خوزستان و آنچه بدان ملحق و مضاف است ثبت ~~کرده شد . # بعداز آن جدول صورت فارس واضعاف او و اهالی و مقیمان آن که درهر ~~طرفی گروهی مختلف زبان وادیان ساکن و متوطن شدهاند . # پس از آن برین ترتبب و سیاق تمامت ممالک و اقالیم شرح گفته می شود. PageV00P060 # ============================================================ ~~قهرست ممالک و اقالیم ~~اول ذکر منصوره‌ کرمان وآنچه بدان مضاف است ~~دیگر ذکر منصوره و آنچه درحوالی و اطراف آن است مثل شهرهای سندو ~~هند واسلام : ~~بعد از آن اذربیجان وشهرهای کوهستان . # دیگر صورت دیلم : ~~بعداز آن دریای خزر: ~~پس از آن بیابانی که میان پارس و خراسان است : ~~پس از آن صورت سجستان و آنچه ms047 حوالی آن است : ~~پس از آن ذکر خراسان و آنچه بدو ملحق میشود ~~پس از آن ماوراءالنهر واجوال اهالی آن . # و هم برین نسق که گفته آمد هریک را علی حده جدولی ثبت کرده می شود تا ~~[39] به یکدیگر مختبط * ومشتبه نشوند ، واللهاعلم ~~36-44 (صورت تمامت زمین) ~~* چنین است در نسخه ، ظاهرا برگرفته از ه خبط * ، شاید مختلط (2) PageV00P061 ~~============================================================ ~~اجدول اول:صورت تمامت زمین] ~~در جدول اول صورت تمامت زمین معمور و خراب به طریق اجمال گفته ~~میشود وآن منقسم است برممالک و راهها[ی) بزرگ برچهار قسمت : ~~اما آنچه معمورتر و خیر و خصب آن بیشتر واستقامت سیاست آن نیکوتر ~~وعمارت در آن قایم تر مملکت ایران شهر است، وبابل قطب واصل آن اقلیم ~~است و آن را مملکت پارس می گویند و حد آن مملکت در ایام عجم و جاهلیت ~~معلوم بود، ~~چون اسلام شیدالله ارکانها رسید از هرمملکتی نصیبی گرفته شد. از مملکت ~~روم شام ومضرومغرب و اندلس راگرفتند، و از مملکت هندآنجه به زمین منصوره و ~~ملتان پیوسته است تا به کابل و قدری از طخیرستان1 گرفته شد، و از مملکت صین ~~ماوراءالنهر راگرفتند. # و این ممالکها که باد کرده شد هریکی اقلیمی بزرگاند . # در مملکت روم داخل است تمامت حدود صقالبه و آنچه نزدیکن است مثل ~~روس و سریر والان و ارمن و آنکه دین ترسایان دارد . # و در مملکت هند داخل است سند و قشمیر و طرفی از تبت وآنکه دین ~~ایشان دارد ~~و شهرهای سیاهان وبجه2 و زنج را که در زمین مغرب است و آنچه درپهنای ~~آن از مردم وطن دارند شرح داده نشد . جهت آنکه انتظام احوال ممالک جهان ~~بهدین و دیانت وحکم و سیاست مستقیم است و ایشان ازین خصال بی بهره[اندع و ~~ازین قبیل میچ حظی ندارند. پس واجب شد مملکت ایشان را جدا گانه یساد ~~کردن . PageV00P062 # ============================================================ ~~جدول اول: صورت تمام زمین ~~اما بعضی از سیاهان هستند که نزدیک این مملکت متوطناندو ms048 به زیور ~~دیانت خویشتن را آراسته و به رباضت وحکم و امانت باز می گردند و به اهل این ~~ممالکک نزدیک می شوند مثل نوبه و حبشه که به دریا[ی) قلزم است ودر میانه آن و ~~زمین مصر بیابانی که در آن معدن زر می باشد هست و آن گروه به مصر وشام از ~~راه دریای قلزم پیوستهاند. # 48) این است ممالک معروف که یادکرده شد0 ~~0 ~~و مملکت اسلام نیز در آن اضافت کرده میشود، جهت آنکه از اطراف ~~ممالک بر وی جمع می شوند وقسعت زمین برجنوب وشمال است. چون از مشرق ~~از پارهای دریا که عرب آن را خلیج می خوانند که از یحر محیط بر زمین صین ~~است بگبرند تا به خلیجی دیگر که از بحر محیط به زمین مغرب و اندلس است ~~زمین را به دو قسمت کرده باشند وخط این قسمت از دریای صین می رود و شهر ~~هند را و میانه جملگی اسلام را قطع می کند و بعد از آن تا به زمین مغرب می کشد. # و ازین دوقسم هر که درحد شمال است اهل آن سپید می باشند، وهرکه در ~~شمال دورتر سپیدی اپشان از دیگران بیشتر است و آن اقلیمها سرداند ~~و هر که ازین دوقسم از طرف جنوباند اهل آن سیاه میباشند ، وهرکس ~~که درجنوب دورتر سیاهی ایشان زیادهترست ~~و هر اقلیمی منقح ومفصل به موضع خود به ترتیب گفته می شود و ذکر ~~نزدیکی و دوری مسافت و مکان او که در کدام ناحیت و اقلیم موضوع است و از ~~دیه و شهر و رود وقلعه وغیره کرده آید تا ناظر را بر کیفیت آن وقوف افتد ~~0 ~~اماشرقی مملکت اسلام زمین هنداست، ~~و غربی آن مملکت روم و هرچه بدان متصل است مثل ارمن والان وران و ~~سریر وخزرو روس و بلغار وصقالبه وگروهی از ترکان، ~~و شمالی آن مملکت صین است و آنچه بدان پیوستهاند مثل شهرهای ms049 ترکان، ~~و جنوبی آن دریای پارس است: PageV00P063 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~0 ~~اما شرقی مملکت پارس شهرهای اسلام است، ~~و غربی وجنوبی آن دریای محیط، ~~و شمالی آن حدودها[ی] عمل صین است، از بهر آنکه آنچه میان ترکان وشهر ~~روم است از صقالبه می گیرند. و تمامت گردهها[ی] مردم تا بهشهر روم به یکدیگر ~~ببوسته شد ~~0 ~~اما مملکت صین : شرقی وشمالی ا آن دریای محیط است، ~~(951 ~~وجنوبی آن مملکت اسلام وهند، ~~و غربی آن دریای محیط، اگر زمین یأجوج و مأجوج و آنچه از پس ~~ایشان است ازین مملکت گیرند . # اما شرقی زمین هند دریای پارس است، ~~وغربی وجنوبی آن شهرهای اسلام، ~~و شمالی آن مملکت صین . # 0 ~~این است حدود ممالک مشهور که گفته شد، وهر یکن از دریا[ها) ورودها ~~علی حده به تفصیل و شرح به موضع خودگفته می آید . # حواشی مربوط بهصفحات ~~فه ~~1زنندا 2رحمت ~~1- صوره، گاهی به همین صورت است و گاه "صورت". درین چاب همه جا صورت ~~آورده شدا 2- بهصورت ~~ف ع ~~1-طحیرستان1 2- نجه (عمه موارد) PageV00P064 ~~============================================================ ~~[دریاها و حدود ممالک با آنها] ~~و اول به دریاها ابتدا کرده شد . # و بزر گتر ایشان دریای پارس و دریای روم است و ایشان دوپاره از دریای ~~محیطاند محاذی ومقابل یکدیگر : ~~و دریای پمارس بزرگتر و پهن تر از دریای روم است، جهت آنکه حدود ~~دریای پارس از حدصین تا قلزم است، و این مسافت را اگر کسی برراه راست ~~قطع کند مقدار دویحت فرسنگ می باشد. چراکه دربیابان از قلزم تا عراق دوماهه ~~راه باشد، و ازعراق تا رود بلخ دوماه، و از آنجا تا آخر اسلام درحد فرغانه بیست ~~منزل بیش است، واز آنجا زمین خرلخیه را قطع می کند ومی رود در عمل ~~تفزغز2 و آن سی منزل زیادت است، واز آنجا تا به دریا که آخر عمل صین است ~~دوماهه راه است : ~~اما هر که خواهد که این مسافت را قطع کند از قلزم ms050 تا صین راه دراز شود ~~جهت آنکه راههای سخت و پیچیده درین دریا بسیارمست ~~اما دریای روم از بعحر محیط درپارهای دریا که میان مغرب و زمین اندلس ~~است بگیرد تا آنجا که به ثغور شامی می رسد و مقدار دوری آن راه هفت ماهاست ~~و این را استقامت نیکوتر و راستی بیشتر از دریای پارس است، جهت آنکه چون ~~از دهنه آن خلیج بگیرند تا به آخر یک باد ترم می آید . # و میان قلزم که آن را لسان2 می گویند و میان دریای پارس و دریا[ی] روم ~~بهراه فرما چهار منزل است، الا آنکه دریای روم از فرما می گذرد و میرود تا به ~~(55) تغور شامی واین امسافت بیست منزل است . # 0 PageV00P065 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و مسافت راهها[ی) مغرب از دیگر موضع چدا کرده شرح گفته شد تا به ~~مراجعت ذکر آن احتیاج نیفتد . # و از مصر تا مغرب صد وهشتاد منزل است ، و از آخر زمین مغرب تا آخر ~~زمین مشرق چهارصد منزل است : ~~اما پهنای آن از آخر وی تا حد شمال و از آنجا تا حد جنوب، ومیروو ~~برکناره بحر محیط تا به زمین یاجوج و مأجوج و همچنین میرود برپشت صقالبه ~~و تمامت زمین بلغار را قطع می کند و به شهر روم می گذرو، ومسافت این جمله ~~شصت منزل می باشد. # و از زمین شام نا زمین مصر سی منزل است، و همچنین بیرون می گذرد ~~درشام و زمین توبه، پس می کشد در بیابان میان شهرهای سیاهان و زنگیان وبه بخر ~~محیط آخر میشود، و این خطی است که میان جنوبی زمین وشمالی است . # اما آنچه از دوری این خط دانسته شد : اول از ناحیت یأجوج ومأجوج تا ~~به بلغار و زمین صقالبه چهل منزل، و از زمین صقالیه تا شهر روم واز آنجا تا ~~شام شصت منزل ، و از آنجا تا آخر نوبه شصت منزل وبه زمین نوبه آخر می شود ~~تمامت ms051 دویست و بیست منزل است چمله ،همه معور، ~~اما آنچه میان بیابان سیاهان و دریا[ی) محیط [استع همه خراب است و از ~~کس شنیده نشد که در آن موضع هرگز عمارت بوده است ، وتدانم که دوری میان ~~این بیابان تا به کناره‌ محیط چندست . جهت آنکه رفتن در آن بقعه ممکن نمی شود ~~از بسیاری سرما که منع رفتن می کند وعمارت و زندگانی و رفتن ممکن نمیشود، ~~و از طرف دیگر نیز از بسیاری گرما هیچ کس در آنجا عمارت و زندگانی نمی تواند ~~کردن . # و اما هرچه میان صین و مغرب است همه معمور، و زمین همه گرد است و ~~دریای محیط گرد او در آمده مانند طوقی ~~و دریای روم او فارس از دریای محبط شعبهایاند ~~(691 ~~اما دریا[ی] خزر نه از خلیج است وآن از دریای دیگرست . اما اگر کسی ~~بر کناره آن دریا برود از خزر تا حد دیلم و طبرستان و جرجان در بیابان وسیاه کوه PageV00P066 ~~============================================================ ~~دریاها و حدود ممالک با آنها ~~چون بازگردد هم بدان موضع رسد که اول بود. هبچ چیز او را معارض ومانع از ~~رفتن نشود، الا یک رودآب که در آن دریا می افتد . # و اما دریای خوارزم، همچنین در پهنای شهرهای زنگیان (کذا) است. # و از پس زمین روم دو خلیج هست، و دریاها[ی) چند دیگر در آن موضع ~~می باشد که از جهت بسیاری و تطویل یادکرده نشد. # و از دریای محیط خلیجی میرود تا می رسد به پشت صقالبه و قطع می کند ~~زمین روم را برقسطنطینه1، و از آنجا به دریای روم میافند ~~و حد زمین روم از دریسای محیط است تا به شهرهای جلالقه و افرنجه و ~~رومیه و ائیناس2 تا قسطنطینه1 ، پس تا زمین صقالبه و اصل روم که از هیچ اقلیمی ~~در آن آمیخته نیست از حد رومیه تا صقالبه است . # اما آنچه بهشهرهای روم بیوسته است مثل حرافرنجه و جلالفه وغیر ms052 آن زبان ~~ایشان مختلف است و ادیان متفق ~~و اما مملکت صین چهارماهه درسه ماهه راه است. چون از اول خلیج بگیرند ~~تا به دار الاصلام به ماوراءالنهر سه ماه است و از حد مشرق تا قطع کند به حد مغرب ~~در زمین تبت و همچنین می کشد در زمین تغزغز، و خرخیز، بر پشت کیماک تا ~~دریا چهار ماهه راه است . # اما مملکت صبن را زبانها مختلف اند .نرکان تغزغز و خرخیز و کیماک و ~~غزیه و خرلخیهه همه را یک زبان است . تمامت هرچه می گویند از بکدیگر فهم ~~می کنند. # اما زمین صین و قبت - زبانهای ایشان مخالف این زبانهاست و آن مملکت ~~منسوب است به ملکی که به خمدان، مقیم باشد، چنانکه مملکت روم منسوب است ~~به ملکی که به قسطنطینه1 اقامت دارد، و مملکت اسلام- حماهالله- به امیر المؤمنین که ~~(66) به یغداد مقیم می بساشد منسوب است، و مملکت هند منسوب است ابه ملکی که ~~به قنوج" مقیم است: ~~و دیار ترکان از دیگر اقالیم جداکرده آمد . # اما آنچه میان خزر و کیماک و خرلخیه" و بلغار [ست] تمامت از حدود دیار غزیه، PageV00P067 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~است و آنچه درمیان جرجان وپاراب1 و اسپیجاب2 از حدود دار الاسلام است ودیار ~~کیما کیه از پس خرلخیه در ناحیت شمال چون قطع کنی میان صقالبه و کیما کیه را ~~تمامت از آن دیارست، ومقدار مسافت و دوری آن راه را خدا داند که چند است. # اما آنجه میان تغزغز و کیماک و دریای محیط و زمین خرلخیه اصت از ~~حدود خرنحیو است ~~و اما تغزغز و آنچه میان تبت از زمین خرلخیه وخرخیزست ومملکت صین ~~هرچه درمیان صین و تغزغز ونفس صین است ~~صورت اقالیم این است که بادکرده شد . # 70 ~~و تمامت مملکت اسلام به ایران شهر نسبت کرده می شود و آن زمین ~~بابل است. # اما صقالبه دراز و بهن است چندانکه دوماهه در دوماهه مسافت آن ms053 باشد : ~~و بلغار شهری کوچک است با اعمال بزرگ، و مشهوری او از آن است ~~که فرضه آن ممالک است . # و روس قومیاند به ناحیت بلغار که درمیان بلغار وصقالبه مقام دارند . # وگروهی از ترک که ایشان را بجنا کیه3 گویند از شهرهای خود جدا ~~شدهاند. ودرمیان خزر و روم مقام کرده و درایام قدیم درموضع ایشان خانه نبود ~~چون پسیار شدند خانهها بنا کردند . # اما خزر نام جنس آن مردم است و شهر آن را اتل می خوانند، جهت آنکه ~~رود اتل از میانه آن می گذرد و آن رود می رود نا به دریای خزر، و آن شهررا روستا ~~وعرصه فراخ و مملکت بسیار نیحت ، و میان روس و سریر و خزر غزیه4 است . # اماتبت در میان زمین صین وهند و خرلخیه و نغزغز و دریای پارس است ~~و بعضی از آن ادر مملکت هند و بعضی در مملکت صین است و ایشان را خود [79] ~~ملکی قائم فی نفسه هست ، ومی گویند که نسبت ایشان به ملوک یمن میرسد: ~~و اما جتوبی زمین ازشهرهای سیاهان که در آخر مغرب درحد دریای محیط ~~است شهری هست. خانههاومردم بسیار به یکدیگر در آمده، و آن شهر باهیچ مملکتی PageV00P068 ~~============================================================ ~~دریاها و حدود ممالک باآنها ~~بیوسته نیست ، جهت آنکه یکن حد از آن به یحر محیط می رسد و حدی دیگر به ~~بیابانی که میان آن وزمین مغرب است، و حدی دیگر به بیابانی که میان آن و زمین ~~مصرست برپشت الواحات1 و حدی دیگر متصل می شود حر به بیابانیح که گفتیم که ~~عمارت در آن ممکن نمی شود از بسیاری گرما[ی) آن بقعه . و چنان شنیدم که ~~درازی آن زمین تهصد فرسنگ در نهصد2 فرسنگ است، جزآنکه از دربا تا ~~به پشت الواحات1 درازتر از پهنا[ی) آن است ~~و اما زمین نوبه را حدی تا به مصر است، و حدی دیگر تا به زمین بجه به ~~بیابانی که میان او ms054 و قلزم است، وحدی دیگر تسا بیابانی که کس در آن نرفته است ~~از سختی آن راه . # اما حبشه بردریای قلزم است و آن را دریای پارس میخوانند، و حدی از ~~آن تا به شهرهای زنگیان می رسد، و حدی دیگر به بیابانی که میان زمین نوبه و ~~دربای قلزم است، و حدی دیگر با بجه و بیابانی که کس در آن نتواند رفتن. # و اما زمین زنج، درازترین زمین سیاهان است و به هیج مملکنی پیوسته ~~نیست الا بهحبشه وآن برابر یمن وپسارس وکرمان است ، وهمچنین می کذرد به ~~زمین هند . # و اما زمین هند از عمل کرمان در زمین منصوره و بدهه وتمامت ازشهر سند ~~است و می رود تا به قنوج و پس میگذرد به زمین تیت ، نمامت این مصافت چهار ~~ماه است و بهنای آن از دریای پارس به زمین قنوج سه ماه است . # و اما درازی مملکت اسلام از حد فرغانه اضت تا قطع می کند خراسان و ~~(75] کوههاای) عراق و دیار عرب را تا ساحل یمن، وآن شش ماهه راه مسافت است) ~~و پهنای آن شهر روم است و میرود به شام و جزیره و عراق و پارس وکرمان تا ~~زمین منصوره بر کناره‌ دریای فارس . چهار ماهه راه آن را مسافت است: ~~و در درازی اسلام حد مغرب به اندلس ضم کرده شد، جهت آنکه آن مانند ~~آستینی است که درجامهای باشد. # و در شرقی وغربی مغرب اسلام نیست، چراکه چون کسی از مصرگذشت PageV00P069 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و در زمین مغرب رسید جنوبی آن شهرهای سیاهان و شمالی آن دریای روم ~~است، پس زمین روم. اگر چه شاید که درازی اسلام را از فرغانه تا زمین اندلس ~~بگیرند سیصدو ده منزل باشد، چراکه از آخر فرغانه تا وادی بلخ بیست منزل است، ~~و از وادی بلخ تا عراق شصت منزل است ، و از عراق تا به مصر پنجاه منزل است، ~~و از کنت1 تا ms055 به مغرب و مصر تا آخر آن صدوهشتاد منزل است . # و درین کناب شهرهای اسلام به چند اقلیم صورت کرده شد و هریک را ~~جدولی جداگانه ثبت کرده می شود تا تمامت از جایگاه خود دانسته شود، و ~~استمدالله تعالی ان یعیننی به انه خیر معین وموفق ~~و در هرجدولی صورت آن اقلیم و نام شهرها و دیهها و مزرعها وآنچه از ~~توابع ولواحق ونواحی و نزدیک آن است ثبت کرده و بعداز آن به شرح مریک و ~~اهالی ومقیمان وزبان وادیان شروع میافتد تاآسانتر شود ، ان شاءالله تعالی وحده، ~~بعونالله وحسن التوفیق ~~حواشی مربوط بهصفحات 145 ~~فه ~~1- حرلحه وگاهی خزلجیه ، دخویه در عربی خزلجیه را اختیار کرده ودر فهرست ~~اعلام صورت خرلخیه را کنار آن آوردهاست! 2- بغرغرا 3- درترجمه دیگر ~~به "زبانه " ترجمه شدها ~~ف ~~1- عربی : ومنها الی اقصی النوبة نحوا من ستین مرحلة . ظاهرا درشام ~~فه 1 ~~1- قسطینه ، ترجمه دیگر: قسطنطنیه 2- اتاسا 3- نغرعر ~~4- خرخیر 5_ همه اسامی بی نقطه یاکم نقطه است 6 حمدان! 7- فیوج ~~8- حزرو کماک وجرلحه 9- عزنه ~~فه 1 ~~1_تاراب 2_ بی نقطه 3_ بحناکیه1 4_ غرنه ~~13 ~~1- عربی : علی ظهرالواحات. ترجمه دیگر نداردا 2- عربی : سبعمائة] ~~3- فیوح ~~ف 1 ~~1- کذا در اصل، معنی ندارد. عربی : وقد بینا فی مساوات المغرب.. PageV00P070 # ============================================================ ~~آدیار عرب] ~~تبرک و تیمن را ابتدا به دیار عرب و اطراف آن کرده شد، جهت آنکه قبله ~~در آن چایگاه است و آن اصل دیههاست و در آن موضع به غیراز عرب هیچ کس ~~متوطن نیست و آن زمین خاصه ایشان راست که هیچ کس را با ایشان شرکت ~~نمیباشد: ~~891] و دریای بارس حوالی آن اقلیم درآمده است {از عبادان ، و آب دجله ~~در آنجا چمع میشود و از آن به دریا میافتد، و همچنین می کشد و به أیله1 آخر ~~میشود و در آنجا دیار عرب به آخر میرسد، و ازین دریا این موضع را لسان ~~می خوانند و به دریای قلزم معروف است و ms056 همچنین میرود و به تاران و جبیلات2 ~~بریده میشود: ~~شرقی دیار عرب و جنوبی و بعضی از غربی آن این است که یاد کرده ~~آمد. # و همچنین آب أیله4 می کشد تا به شهر قوم لوط و بحیره‌ منتنه5 که آن ~~رابحیره زغره می گویند واز آنجا می رود نا به شراه2 و بلقا و ایشان از اعمال ~~فلسطیناند ~~و أذرعات" وحوران وبثنیه6 وغوطه وناحیت بعلبک و ایشان از اعمال ~~دمشقاند. # و تدمر و صلمیه ایشان هردو از عمل حمض اند ~~و خناصره10 و بالس و ایشان هردو از اعمال قنسریناند. # و تمامت دیار عرب تا بهفرات رسانیده شد، و آب فرات می کشد تا به دیار ~~عرب وهمچنین میرود تا11 بهرقه وقرقیسیا2 او رحبه2 او دالیه وعانه وحدیثه وهیت و ~~انبار وکوفه، و بعداز آن به بطیحه می افند، و پس می کشد به دیار عرب برنواحی PageV00P071 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~کوفه وحیره1 و برخورنق [و] سوادکوفه، وبه حد واسط و به نزدیک واسط به قدر ~~یک منزل به دجله میافتد و می رود به سواد بصره و بطیحه هاری) آن و به عبادان ~~آخر می شود: ~~آنچه در حدود دیار عرب محیط بود این است که یاد کرده آمد. # و آب عبادان تا أیله2 از دریا[ی] پارس است و آن سه ربع دیار عرب را ~~مشتمل می شود به حد شرقی وجنوبی و بعضی از غربی، آنچه باقی است از حد ~~غربی از أیله2 نا بالس" تامی گذرد از انبار تمامت از حد جزیره است ، و از انبار ~~تا عبادان از حد عراق است و به دیار عرب به ناحیث آیله، بیابانی هست که آن را ~~تیه بنی اسرائیل می گویند و آن بیابان اگر چه به دیار عرب پیوسته است {اما از [85] ~~دیار ایشان نیست ، وآن میان زمین عمالقه و یونانیه وزمین قبط است ، و در آن ~~موضع آب و چراگاه عرب را نیست، جهت آنکه از مملکت ایشان ms057 بیرون است و ~~گروهی چند از ربیعه وبنی مضر در آن جزیره ساکن شدهاند وخانه ومسکن و چراگاه ~~کرده و ازجهت آن در دیارعرب یاد کرده شد که پیوسته آن قوم در آنجامقام دارند. # و در دیار عرب دیهها[ی] چند معمور و شهرها[ی] مشهور که آن را اعمال ~~فراخ پهن می باشد هست ، و این قوم که گفته شد در کناره‌ دریاری) روم و فارس ~~فرود آمدهاند و بعضی ازیشان ترسا شدند و دین اهل روم گرفتند مثل تغلبه از ~~قببله ربیعه . و غسان نیز ترسا شدند و دین روم گرفتند جنانکه از قبیله ربیعه . # و از یمن تا به زمین شام شتران به چرا می گذارند . # و اصل و دیار عرب حجاز است که مشتمل می شود بهمکه و مدینه وتهامه و ~~دیهها[ی] یمن را. # و زمین حجاز به زمین بحرین و بیابان عراق و بیابان شام پیوسته است و ~~مشتمل است برتهامه وزمین یمن وعمان و مهره وحضرموت و شهرهای صنعاوعدن ~~و تمامت دیهها[ی) یمن را ، و از آنجا با حد سرین6 تا می رسد به ناحیت یلملم،. # بس می گذرد بربشت طایف و می کشد تا به حدیمن به دریای پارس از مشرق، ~~تمامت از یمن است . واز آنجا تا به دریاای] عرب دو شب است: ~~و آنچه در حد سرین، به دریای] پارس نزدیک مدین3 باز می گردند در PageV00P072 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~د مشرق برخجر و میرود تا جبلی طی و منین می کشد تا پشت یمامه تا ~~دریاای] پارس، تمامت از حجاز است ~~و آنچه از حد یمامه تانزدیک مدینه وهمچنین تا باز می گردد به بیابان بصره ~~تامی کشد به بحرین و از آنجا به دریا می افتد تمامت از تجد است ~~و آنچه از حد عبادان تا انبار برابر نجد است وحجاز به زمین [بنی] اسد و ~~[بنی] طی و بنی تمیم و تسامت قبیله ها[ی) مضر از بادیه عراق است ~~و آنچه از ms058 حد انبار تا به با[لس] برابر بادیه شام است و بربهنا[ی] تیما و ~~بیابان خساف تا به نزدیک وادی القری وحجرا اربادیه جزیره است ~~وهرچه از بالس تا ایله برابر حجازاست بر دریا[ی] بارس به ناحیت ~~مدین برابر زمین تجوک تا می پیوندد به دیار [بنی] طی تمامت از بادیه شام است: ~~و جماعتی از علما، مدینه را از نجد می گیرند جهت آنکه به وی نیک نزدیک ~~991] است، و مکه را از تهامه نجد می گیرند چرا که نزدیک است به وی، والله اعلم ~~اصورت دیارعرب ~~195) ~~و درین جدول پیداکرده می شود آنچه علم من بدان رسیده باشد ازمواضع ~~آن دیار، و آنچه مشتمل نست و به دانستن آن احتیاج میافتد مثل شهر و کوه ~~و ریگهای آن دیار و هرچه ازان موضع در آفاق شفرتی دارد و مسافت تمامت ~~راههای آن، واستمد به السعونة . # و در تمام دیار غرب هیج دریا و رودی که کشتی در آن تواند رفنن نیست : ~~چرا که بحیرد منتنه، که آن را بحیره زغر4 می گویند اگرچه بدبن دیار ملاصق و ~~نزدیک است اما ازین قبیل نیست: ~~و رودی که به زمین یمن در دیار سبا جمع میشد آن موضع راه گدر آبی ~~بود که برروی او سدی برافراشته بودند تا آب بسبار در آنجا جمع میشد و آن ~~آب را در دیهها و مزرعها استعمال می کردند. بعد ازان که خدای تعالی شغردی ~~ایشان را معمور ولشکرهای ایشان را منصور گردانیده و دبهها[ی) ایشان تا به شام ~~متصل شده خدای را عزوجل کفران و نافرمانی کردند و فساد وتباه کاری آغازنهادند PageV00P073 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~تابه شومی معصیت وگناه آفتی بریشان رسید و تمامت از آن بقعه مستأصل شدند و ~~آن سد بریده شد و آبهای روان ناپیدا گشت ، چنانکه حق جل جلاله فرمودکه ~~و مزقناهم کل ممزق"، و آن آب الی یومنا هذا از آن بقعه منقطع شد . واما ~~جو بهاری) کوجکن ms059 و چاهها در آن دیار بسپارست . # و از دیار عرب اول به مکه ابتدا کرده شد، و مکسه در میان درغاله‌ کوه ~~موضوع است و درازی مکه از معلاه1 (تا] مسفله2 دو فرسنگ ست ، و از حد ~~جنوبی تا به شمال و از زیر جیاد، به پشت قعیقعان چهار دانگ فرسنگی باشد ~~و درمیان ایشان هردو سکهها بسیار می باشد.، ومسجد در میان مکه است و ~~کعبه درمیان مسجد، و در کعبه قسدری از زمین بلندترست و برابر قبه زمزم و مقام ~~ابراهیم سنگی است(و نشان قدم ابراهیم در آن کرده، به نزدیک زمزم، بر هر دو (ه 10] ~~خط راه گذر در است . # و در پیش کعبه از سوی مغرب دیواری گرد بر آورده هست و آن نیز از خانه‌ ~~کعبه است، الا آنکه داخل نیست وآن را "حجر" می کویند وحجاج "حجره را ~~نیز با خانه [بنی] تمیم طواف می کنند. # و در آخر آن حجر دو رکن است: یکی را "رکن الشامی" و یکی را "رکن ~~العراقی" می خوانند ~~و به غیر از آن دو رکن دیگر هست که به نزدیک در کعبه است ، و "حجر ~~الاسود" در آن دیوار بقدر قامتی کمترنهاده است. و رکنی دیگر را " رکن یمانی، ~~می گویند. # و "سقایة الحاج" که آن به سقایة عباس عبدالمطلب معروف است بر پشت ~~زمزم است . # و زمزم در میانه سقایه وخانه کعبه موضو ع است. # و "دارالندوه" در غربی مسجدالحرام دریشت "دار الاماره" است و از آنجا ~~به مسجد راه کرده: ~~و "دارالندوه" مسجدی است که درایام جاهلیت قریش در آن جمع می شدند: PageV00P074 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~وصفا جایگاهی بلندست از کوه ابوقبیس، ومیان صفا ومسجدالحرام راهی ~~و بازاری هست که آن را "عرض الوادی" می گویند، وهر که برصفا بایستد برابر ~~حجرالاسود باشد ~~و"مشعرالحرام * سنگی است از حد قعیقعان1 میان صفا ومروه ، وعرکه ~~برایشان هردو بایحتد برابر ور کن عراقی باشد، الا آنکه در میانه دیواری ms060 هست ~~که آن رکن را ازنظر مردم پوشانیده است . # و ابوقبیس کوهی است بلندتر از کعبه ازجانب شرقی آن ، وقعیقعان کوهی ~~است ازغربی کعبه، و ابوقبیس از آن بلندتر و بزر گتر. و گویند سنگ بنیاد خانه ~~کعبه از قعیقعان است . # و آنجه برپشت عرفات از مکه است میان قمیقعان ومکه یک فرسنگ است، ~~و در آنجا درغاله هست - درازی آن دو میل، اما پهنا اندک است . و در آن ~~[100] درغاله خانه ها[ی) بسیار هست که مسلمانان هریکن ازطرفی و شهری در آن جمع ~~شدهاند . # و مسجد خیف در میانه درغاله است الاآنکه به مکه نزدیک تراست. # وجمره‌ عقبه در آخر منا نزدیک مکه است، وجمرة العقبه که "جمر" را ~~بدان نسبت می کنند از مناست وجمره‌ اول وجمرە4 میانسه همه بالای مسجد ~~خیفاند تا به نزدیک مکه : ~~و حاجیان به مزدلفه خوابگاه می صازند، و چون از عرفات باز می گردند ~~نماز جماعت به مزدلفه می گزارند. و مزدلفه درمیان بطن محسر2 و مازمین4 است: ~~امابطن محسر وادی است میان منا و مزدلفه ، نه از مناست و نه از مزدلفه ~~و اما مازمین4 درغاله است میان دو کوه که آخر آن به بطن عرنه5 میباشد. # و آن جایگاهی است که چون امام بایستد آن موضع برابر وی باشد و راه حصن ~~نیز هم آن جایگاه است . # و دیوار بنی عامر نزدیک عرفه است، و در آن جایگاه مسجدی هست که ~~امام حاجیان نماز پیشین و پسین را به جمع آنجا می گزارند، و آن دیواری است که PageV00P075 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~درو درخت خرما بسیارست و چشمه آب روان . بقعه را بهعبدالله بن عامر بن کثیرا ~~نصبت می کنند. # و عرفات از حرم نیست . ولیکن حد حرمین از مازمین2 است ، چون از آن ~~جایگاه گذضت دو علم زده هست . آنچه از پس آن دوعلم است از حساب حرم ~~می گیرند. # و تنعیم که به مسجد عایشه رضی الله عنها منسوب است ms061 آن نیز از حرم ~~ع ~~و آنچه از پس آن می باشد از صدد حرم است، و حد حرم ده منزل است به ~~رفتار یک روز . # و برهر طرفی از حرم مناره ای هست که حرم از دیگر زمین ممتاز می باشد. # و در تمامت مکه آب روان نیست مگر اندکی : ~~و چنان شنیدم که بعضی ازحکام و شرفا آنجا چشمه آب پدید آوردهاند ، ~~چنانکهاندکی آب خوش از آن بیرون می آید : و درایام امیر المؤمنین المقتدربالله ~~قمام شد. # 1119) ~~و آبهای ایشان ا از باران میباشد، و آبهای چاه آن موضع را نمی شاید ~~خوردن، وخوشتر از دمه آبهاای) آنجا آب چشمه زمزم است ، و پیوسته از آن ~~خوردن ممکن نمی شود. # و درتمامت مکه از آنچه دانسنه شد هبچ جای درخت میوه دار نیست مگر ~~در ببابان : ~~و چون ازحرم گذشت چشمه و چاه و خانهها و رودبارما[ی] سبز و مزرعه ~~و درختان خرما می باشد. # اما آنچه تفحص کرده شد هیچ کس ندیده و نشنیده است که درحرم درخت ~~مبوهدار بودهاست الا دو سه درخت خرما که هیج ثمره ندارد، ودوسه درخت متفرق ~~نیز هست: ~~اما ثبیر کوهی است بلندتر از منا، و مزدلفه از آنجا دیده میشود، ، ودر ~~ایام جاهلیت چنان بود که بعد از آفتاب برآمدن حجاج بربالای آن می شدندی: PageV00P076 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~21 ~~و "مشعرالحرام" به مزدلفه اصت وامام حجاج آنجا نمازشام و خفنن وبامداد ~~می گزارد. # و بعضی از حدیبیه درحل است و بعضی درحرم . و در آن موضع بودکه ~~کافران بیغمبررا صلی الله علیه وصلم ازمسجد حرام بازگردانیدند ، و آن دورتر جائی ~~است از حل بهخانه کعبه ، وحدیبیه نه در بهنای خانه است ونه در درازی، الا ~~آنگه او حرم را مانند زاویهای است و میان ایشان هردو و مجد یکن روز بیش ~~اسه ~~اما مدینه کمتر ازنیمه مکه است ، و آن در زمین سبخ موضوع است، و در ~~آنجا درختان بسیار می ms062 باشد. و آب مزرعها و درختان ایشان از چاهاست که بندگان ~~صیاه میکشند: ~~و گرد مدینه سوری صاخته هست و مسجد در میانه‌ آن بنا کرده، و پیفمیر ~~صلیالله علیه وسلم بهجانب شرقی آن مسجد مدفون است به نزدیک قبله ، وآن ~~دیواری بلندبر آورده است. چنانکه میان آن وسقف مسجد هبچ حجابی نیست الا ~~[115) قدری گشوده هست، و در آن مسجد هیچ در نیست ، و بیغمیر صلی الله علیه وسلم ~~و ابوبکر و عمر رضیالله عنهما در آن مدفوناند . # و منبری که پیغمبرصلی الله علیه وصلم در آن خطبه کرده است به منبری دیگر ~~بوشبده شده است : ~~و روضه درمیانه‌ منبر وگور پیغمبر است علیه افضل ماصلی الله علی احد من ~~العالمین ~~و مصلی که پیغمبر علیه السلم روزهای عید در آن نماز کردی در غربی مدینه ~~به اندرون شهر است ~~و قبا بیرون از مدیته به فدر دو میل است به نزدیکن قبله و درایام پیغمبرصلی الله ~~علیه وعلی آله وسلم ترسایان در آنجا جمع میشدند و آن را مانند دیهی کرده. # و احدکوهی است در شمالی مدینه و هیچ کوهی به مدینه از احد نزدیکتر ~~نیست، و آن ازشهر به قدر دوفرسنگ دورست. ونزدیک احد مزرعها وضیاع اهل ~~آن شهر را می باشد PageV00P077 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~ووادی عفیق به میانه‌ فرع واحدصت. وفرع از طرف جنوب مدینه اصت، ~~و از آتجا تا مدینه چهار روزه راء است، و در آنجا مجدی بزرگن هت. اما ~~بیفتر ضیاع آن خراب است ~~[و بقیع غرقدا ازطرف مشرقی مدینه است بیرون از دروازه‌ آن، وهمچنین ~~والی مدینه ضباع بسیار هت اما بیشتر آن خراب است) ~~و هقیق رودخانه اصت برابر قبله مدینه در راه مکه ، و ازمدینه تا آنجا چهار ~~فرسنگ باشد. و در آن دیار هیچ جابی آب خوشتر و شیرین تر از چاهها[ی] ~~ق یت ~~و اما شهر یمامه غیر ازفهر پیغمبر صلی الله علیه وصلم است، ودرتحت خرما ~~آنجا بیشتر ms063 از مدینه وشهرمای حجاز می باشد: ~~اما یحرین برلب دریاری] پارس از ناحیت نجداست و شهر آن را هجر ~~میگویند وبیشتر اهل آن چهودند . # و آن نه از حساب حجازست جهت آنکه به دیار فرامطه نزدیکن است و او ~~را دیههاری) بسیار هست. و قبیله ای چند از مضر آنجا فرود آمده وخانهها ماخته و ~~متوطن شدهاند. # و بعد ازمگه و مدینه در زمین حجاز میچ شهری بزرگتر از یمامه نیست . # و وادی القری در بزرگی نزدیک آن است، و در آنجا درختان و چشمهها و ~~یره حست ~~و جار2 فرضه مدینه است) و آن از مدینه به سه منزل دورست و برکناره‌ [12] ~~دریا موضوع، و آن درطول وعرض کمتر از جده می باشد. # و جده فرضه اهل مکه است برکناره‌ دریا، و ازمکه تا آنجا به قدر دو منزل ~~میباشد، و آن موضعی معمورست با تجارتی بسیار و مالها[ی) وافر. و در تمامت ~~حجاز به غیر از مکه مال و تجارت از آن جایگاه بیشتر نیست. و بزرگتر تجارت ~~ایشان به اسب می باشد ~~وطایف شهری کوچکن است، و آن درطول و عرض چندانکه وادی القری ~~باشد. و بیشتر میوههای آن انگور و میویزاست، وهوای آن از هوای دیگر مواضع ~~خوشتر میباضد، و بیشتر میوهها[ی] مکه از آنجاست. وآن به پشت کوه غزوان2 PageV00P078 ~~============================================================ ~~دیاد عرب ~~موضوع است، و دیار بنی معدو تمامت قبیلسهمای هذیل به غزوان متوطن و ~~ساکن اند. # و در تمامت حجاز از آنچه دانسته شد هیچ موضعی سردتر از سر این کوه ~~نیست، و ازین سبب است که هوای طایف معتدل می باشد. و چنان شنیده شد که ~~وقتها آب برسر این کوه فسرده میشود، و در آن دیار میچ دیه و شهر نیست که ~~نین صرد باشد ~~و حجر دیهی کوچکن است بااهل وسکان اندک، و از وادی القری تا آنجا ~~یک روزه راه است درمیان کوهها، و آن موضع دیار نمودست که خدای تعالی ms064 در ~~حق ایشان فرمودکه : ووثمودالذین جابوا الصخر بالواد وفرعون ذی الاوتاد؛ ~~ومرا آن کوهها مشاهده افتاد. # و زیرهاای) کوه که خدای تعالی درحق ایشان فرمود:و وتنحتون، من الجبال ~~بیوتأ فارهین". # وخانههای ایشان مانند خانههای ما در میان کوه موضوع است. وآن کوهها ~~را اثالب" میخوانند. # وچون از دور آن کوهها کسی را معاینه شودگمان برد که به یکدیگر متصل اند. # چون نزدیک شود هریک باره از آن به نفس خود قایماند، چنانکه از هیچ جانب ~~[125) به دیگری پپوسته نیستند0 ~~و گرد مرپاره از آن طواف می شاید کردن و حوالی آن ریگهساری] بسیار ~~میباشد، چنانکه میچ کس برسر پارهای از آن نمی توانمد شدن مگر به مشقت و ~~وت وسختی وصعوبت بسیار: ~~و چاه نمودکه حق تعالی درحق ناقه فرمودکه : ولها شرب ولکم شرب یوم ~~معلوم" درآنجاست : ~~و تبوکن میان حجر وشام است بهنیمه راهشام، وازحجر تا آنجا چهارمنزل ~~باشد و آن قلعهای بلند و نیک منیع است با چشمههای آب و درختان خرمای ~~بسیار: ~~و دیواری هست که آن دیوار را نسبت به پیغمبر علیه الصلوة والسلم می کنند. PageV00P079 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و گویند که اصحابی که خدای تعالی شعیب پیغمبر را علیه السلم بریشان ~~فرستاد بدان جایگاه بودند، اما شعیب از مدین بود ~~و مدین بزرگتر از تبوک است بر کناره دریای قلزم موضوع، واز تبوک ~~تا مدین شش منزلاست، وچاه مغطاه که خانهای در آن بناکردهاند آن جایگاهاست، ~~وآب آن موضع از چشمه آب روان می باشد. و مدین نام قبیلهای است که شعیب ~~علیه السلام ازیشان بود و آن دیه را بهنام ایشان میخوانند، و خدای تعالی می فرماید ~~که : "و الی مدین اخاهم شعیبأ. و آن چاه که بهمدین میباشد آن است که موسی ~~ابن عمران علیه السلم گوصفندان شعیب را علیه السلم از آن آب داد. # و اما جحفه منزلی معمورست ، و میان آن و دریا دو میل بیش نیست، و در ~~عمارت وطول ms065 وعرض چندان که فید باشد ~~و فید از دیار طی است، و جبلی طی به دو روزه ازان دورترست، و در آن ~~درخت خرما بسیار میباشد. اما آب و زراعت اندک است . وگروهی یسیار از ~~طی در آنجا اقامت می سازند او در بعضی از سال از اندکی آب از آنجا نقل [13] ~~می کنند و بهطلب آب وگیاه میروند. # و جبله2 قلعهای است در آخرستاره2، و وادی ستاره4 میان بطن مره و عسفان ~~است بردست چب کسی که به مکه رود. و درازی وادی دو روزه راه است: ~~و در پس آن وادیی دیگر هست که آن را وادی سایه4 می گویند، و دیگری ~~هست که آن را سایره می خوانند . و درخت خرما چنمد آنجا می باشد که از آن ~~بکربن واثل و بنی تمیم است و درطرفی از آن لقیط2 بن زراره را که برادرحاجب ~~ابن زراره بود [ملکی هست]: ~~و خیبر“ جایگاهی خسوش است با درختان بحیار و چشمه هاری) آب ~~روان. # و ینبع قلعهای است و در آن نیز آب روان و مزرعه بسیار میباشد و در ~~آنجا وقفی از آن امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه هست و در روزگار ما فرزندان ~~او متولی آن شده بودند ، و خرمای آن نیکوتر از خرمای تمامت مواضع است : PageV00P080 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~وعیص1 قلعه کوچک است میان مروه و ینبع ~~و عشیره2 قلعه کوجکث است میان ینبع و مروه، وخرما[ی) آن از تمامت ~~خرماما نیکوترست الا از و خرمای صیحانی " که در خیبر می باشد و "بردی و ~~"عجوه‌ مدینه "- این سه نوع که گفته شد- ازخرماای) عشیره1 بهترند ~~وکوه رضوی کوهی بلندست بسه نزدیک ینبع و در آن راهها و وادیها[ی] ~~بسیارست و آن سبزتر از ینبع است . وکسی که گرد آن برآمده بود مرا خبر ~~کرد که در راهها[ی) آن کوه چشمهها و درختان بسیار هت. و جماعتی که ایشان ~~را " کیسانیه" می خوانند [می گویند] که محمدبن ms066 علی بن ابی طالب کرم الله وجهه که ~~به محمد حنفیه معروف است درمیان آن درختها زنده[و) در آنجا مقیم است ~~و سنگ مسین2 از کوه رضوی درآفاق منتقل می کنند. و نزدیک آن کوه ~~خانه هالی) جند ساخته هست ~~135) و درمیانه دبار جهینه4 بر کناره‌ دریا قومی بسیار متوطن {شدهاند و آن گروه ~~را حسنیین5 می خوانتد رخانه های ایشان خیمه ها می باشد از موی چنانکه خیمه های ~~عرب ، و خانههای ایشان تقدیر کرده شد هفصد خاتسه بود، و در بعضی از سال ~~به طلب چراگاه از آنجا نقل می کنند. و درخلقت وصورت وخوی مانند عرباند، ~~چنانکه از یکدیگر ایشان را ممتاز نمی توانند کرین. و دیار ایشان به نزدیک مشرق ~~به ودان4 متصل میباشد: ~~و ودان6 ازجحفه به قدر یک منزل دورترست و میانه ودان4 و ابوا2 که راه ~~حج است در غربی آن شش میل و هر میلی دو دانگ فرسنگی است ~~و در آن وقت که من در آنجا مقیم بودم رئیس آنجا " جعفریان" بودند یعنی ~~فرزندان جعفربن ابی طالب، و ایشان را در فرع و سایره املاک وضیاع وخویش ~~و اتباع بسیار هست : ~~و در میان ایشان و " حسینیان" محاربت و خصومت پیوسته بودی تا آنگاه ~~که گروهی ازیمن که ایشان را بنی حرب می گفنند برایشان مستولی شدند و املاک و ~~ضباع ایشان را خراب کردند و به قهر و جر ایشان را ضعیف گردانیدند . # و نیما کوشکی معمورتر از تبوک است در شمالی آن ، ودر آنجا در ختان PageV00P081 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~خرما می باشد و آن موضع "ممتار" بادیه است . و از آنجا تا شام سه روزه راه ~~اصت ~~و درمیان عراق وشام هیچ موضعی دانسته نشد الاکه قومی از عرب در آن ~~متوطن اند وچراگاه ساخنه، مگرکه میان یمامه وبحرین ومیان عمان از پس عبدالقیس ~~که آن بیابان از آب و چراگاه خالی است. از جهت آن، کس در آن ساکن ms067 نمیشود ~~و در آن نمی روند. # اما میان قادسیه تا شفوق1 در درازی و پهنا، از نزدیک سماوه تا به حد بادیه ~~بصره، در تمامت قبیلهها[ی] بنی اسد ساکن اندا و هر وقت که کسی برجبلی طی [149] ~~بایستد محاذی و مقابل وادی القری می باشد ~~وچون از معدن از دست چپ مدینه گذشت به [بنی] سلیم می رسد، و چون ~~از دست راست مدینه گذرد درچهینه می رسد و در آنجا قبیله هازی) بسیار متوطن ~~میباشند مثل بکر بن واثل وقبیلههای مضر وحسیتین وجعفریین) وقبیلههای بنی مضر ~~واماناحیتها[ی] مکه- آنچه نزدیک مکهاست غالب از طرف مشرق قبیله ها[ی] ~~بنوسعد و بنوهلالاند درقبیلهها[ی) هذیل، و درغربی آن قبیلههاری] مدلج، و غیر ~~ایشان از قبایل مضر ساکن اند. # اما در بیشتر بیابان بضره احیا و قبایل ساکن اند، و بیشتر ایشان بنی تمیم اند. # و در تمامت آن بیابان تا به بحرین و یمامه چراگاه می سازند. بعد از آن از پس ایشان ~~قبیلهها[ی) عبدالفیس متوطناند ~~اما در بیابان جزیره حی هاری] بسبار از ربیعه و یمن میباشند و بیشتر ایشان ~~کلب الیمن اند. و در آنجا قبیلهای متوطن اند که ایشان را بنی العلیصه می گویند و ~~حاکم شام در بعضی از ایام به محاربت و مقاتلت لشکرها[ی) شام* بیرون آمد . # امیر بنی العلیص" به لشکر شام حمله آورد و با ایشان جنگن پیوست و ایشان را ~~مخدول و مبهوت کرد تا مکتفی بالله امیر المؤمنین به نفس خود به شهر رقه قصد ~~اوکرد و او را مقهورگردانید ~~واز بیابان سماوه ودومةالجندل* تا به عین الشمس و بیابان خساف تمامت ~~از حساب جزیره است ، و آن در میانه بالس و رقه است به دست چپ آن کس که ~~بهشام میرود: PageV00P082 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~و صفین زمینی اصت به نزدیک فرات ازین بیابان ، وآن در میان فرات و ~~رفه وبالس است، و امیر المؤمنین علی بن ابی طالب کرم الله وجهه بامعاویه بههم ~~آن ms068 جایگاه حرب کردند و آن جنگ را بدان موضع نسبت می کنند ، و آن زمین ~~[145) را از دور من دیدهام0/ اما آن کس که آن را دید حکایت کرد که گور عماربن یاسر ~~در آنجاست و بیت المال که امیر المؤمنین علی بن ابی طالب غنیمت در آنجا جمع ~~می کرد هم در آنجاست . # ودر بیابان شام خانهها[ی] بسبار از [بنی) فزاره2 و لخم، و جذام، هست و ~~قبیلهای چند دیگر از یمن و ربیعه و مضر به یکدیگر درآمدهاند و بیشتر ایشان از ~~یمناند ~~و ریگی درآنجا هست که آن را "حجاز "5 می خوانند. پهنای آن از شقوق ~~است تا بهاجفر6، و درازی آن از جبلی طی از جانب مشرق به دربا می کشد، وآن ~~ریگی زرد و نرم است و از بعضی از آن گرد می خیزد ~~و اما تهامه دوسه پاره کوه بلندست به یکدیگر درافتاده ، وآن از حساب یمن ~~است. و اول آن کوه مطلع است به دریای قلزم از طرف غربی، و شرفی آن ناحیت ~~صعده1 و جرش" ونجران4 است. وشمالی آن حدود مکه است : ~~و صنعا از طرف جنوب تهامه است و دوری مسافت ایشان ده منزل باشد ~~و صورت کوهها[ی) تهامه درجدول دبار عرب ثبت کرده شد: ~~و شهرهای خیوان10 را دیهها[ی) معمور به یکدیگر متصل ومزرعها وآبها و ~~اهل بسیار هست. و در آن چندگونه از قبیله ها[ی] یمن ساکن شدهاند ~~و نجران11 و جرش’1 دوشهراند در بزرگی هردونزدیک یکدیگر، و دریشان ~~درخت خرما بسیار می باشد، و دریشان نیز قبیلهمای چند از یمن متوطن اند ~~و صعده4 ازهردو بزر گترست و معمورتر، وپوست که از صنعا به آفاق حمل ~~می کنند از آن جایگاه است . # و از نجران11 و جرش2 و طایف نیز پوستها[ی] بسیار در آفاق نقل می کنند، ~~الا بیشتر از صعده2 می خیزد ومالها و بازرگانان آنجا جمع میشوند وحسینی که به ~~(159) زیدی معروف،1 است در آنجا ms069 مقیم امی باشند. ودر نمامت شهرها[ی] یمن بزرگترو ~~مال درآن بیشتر و اهل آن خیرتر ازصنعا نیست : PageV00P083 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و چنان شنیده شد که در آن موضع اعندال هوا چنان است که ایشان را در ~~گرما و سرما خوابگاه ونشستگاه یکی باشد و از موضع به موضع نقل نمی کنند. # و شمار ساعنها[ی) زمستان و نابستان به یکدیگر نزدیک میباشد. # و مقام ملوک یمن آنجا بوده است و در آنجا گوشکی خراب شده . نلی ~~بزرگ هست که می گویند که آن گوشک ملوک یمن بودهاست، ودر یمن خانهای ~~از آن عالی تر در قدیم عهد نبودهاست . # و مذیخره1 کوهی است که جعفریان را در آن کوه ضیاع و املاک هست، و ~~چنان شنیده آمد که بلندی آن کوه بیست و هشت فرسنگ است ، و درآن آب و ~~مزرعها وگیاه بسیار می باشد و گیاه آن گیاهی زردست که عرب آن را "ورس" ~~می خوانند و چپزها را در آن رنگ می کنند . و کس در آن نمی نواند رفتن مکر ~~از یک راه. # و چنان شنیده شد که قرمطی که در بمن به محمد بن الفضل معروف بود در ~~وقتی از اوقات در آنجا غالب و قادر شده است . # و شبام2 کوهی است باچشمهها و دیهها ومزرعه و سکان بسیار، وآن کوهی ~~مشهورست از یمن. و عقیق و جزع ازیمن میخبزد. و ایشان دو سنگاند که چون ~~قدری از روی آن می تراشند عقیق و جزع بیرون میآید، جهت آنکه روی سنگ ~~بوشیده است. وچنان شنیده شد که ایشان هردو در بیابان میان سنگتریزه افتادهاند ~~و عدن شهری کوچک است و شهرت آن جهت آن است که فرضه بحرین ~~است و از آنجا روندگان بهدریا میروند. و معدن لؤلؤ در آنجا میباشد. و به یمن ~~شهرهای بزرگتر از آن هست اما مشهور نیست : ~~و شهرهای اباضیه2 به نزدیک خیوان است و آن معمورترین آن ناحیت ~~است با دیهها و ms070 مزرعها[ی] بسیار). و شیرین تر از آب آن بقعه در آن دیار نیست. [155] ~~و حضرموت در شرقی عدن به نزدیکن دریاست ، و در آنجا ریگهای بسیار ~~می باشد که آن را"احقاف" می گویند. و حضرموت در نفس خویش شهری کوچک ~~است. اما او را توابع و اعمال فراخ و پهن هست، و هود پیغمبر علیه السلم در آنجا ~~مدفون است . و در آنجا چاهی بلند هست که آن را " برهوت"4 میگویند وهر گز ~~کس به قعر آن نرسیده است: PageV00P084 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~اما شهر بزرگ دیار مهره را شحرا می گویند، و آن شهر را عرصه تنگ ~~است. و ایشان به عجمی سخن می کویند و کس در آنجا مقیم نمی تواند شدن. # و در آن شهر درخت خرما و زرع نیست ، ولیکن اغلب مالها[ی) ایشان شتر ~~میباشد، و "اشتربختی" که ازان موضع می آورند از شتران بختی دیگر مواضع ~~به راه رفتن وغیره سخت تر می باشند، و لبان2 که در آفاق سابرست از آن حمل ~~می کنند و خانعهای ایشان به یکدیگر نیک در آورده بنا کردهاست. # و شهرهای آن دیار به رودخانهها موضوع است. و بعضی از مردم می گویند ~~که آن دیار برأسه از حساب عمان است . # و عمان شهری خوش است، بااهل بسیار و انبوه ،و در آنجا درخت خرما ~~و میوه‌ شهرها [ی) گرمسیر مانند موز و انار و ریتون و کنار وآنچه بدین ماند ~~بیارست ~~و شهر بزرگ آن را صحار2 میگویند و آن بر کناره دربا موضوع است. # و متاع دریا در آنجا بسیار می باشد. و در دیار عمان هیچ شهری معمورتر و مال ~~در آن بیشتر از صحار نیست، و آن دیار را شهرهای بسیار هست . # چنان شنیده شد که حدهای آن اعمال سیصد فرسنگ است. و دزدی وراه ~~زدن وحرب ومخاصمت پیوسته درایشان غالب بود و کس را مطاع ومنقاو نمی شدند ~~تا آن وقت که درمیانه ایشان کروهی ازبنی ms071 سامة بن لوی که از مشاهیر و بزرگان و ~~شرفا[ی) آن دیاراند محاربت و مقانلت افتاد ، و ازیشان مردی که او را محمد بن ~~[199] قاسم السامی4/ می گفتند به نزدیک معتضد آمد و از وی مدد ویاری خواست. معتضد ~~ابن ثوره را باده عزار سوار بهمعاونت او فرستاد تا عمان را از بهر معتضد فتح کردند ~~و خطبه به نام او خواندند . و دزدان از آنجا به ناحیتی که آن را نزوه6 میخوانند ~~گریختند و متفرق گشتند. و الی یومناهذا در آنجا امام سنت و جماعت ثبت کردند ~~وبیت المال ساختند و متوطن شدند ~~و تمامت شهرهای عمان کرمسبراند، و چنان شنیده شد که در آن ناحیت ~~به موضعی که از دریا دورترست برفی تنکک میباشد و هیچ کس نگفته است که ~~من آن را دیدهام ، الا تمامت این حکایت از شنودد می گویند . PageV00P085 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و زمین سباا[ی] بمن و مسکن طایفهای ازحمیر، و زمین حضرموت تمامت ~~گرمسبراند . # واما دیار همدان و اشعرا وکنده وخولان این تمامت در پهنای یمن از یکدیگر ~~دور موضوع اند، و درمیانه آن دیهها و مزرعها بسیار می باشد ~~و در آن بیابانها دیه ها[ی) چند هست که بعضی از آن از حساب تهامه است و ~~بعضی از حساب نجد یمن از جانب شرقی تهامه. و در آنجا کوه کمترمی باشد و زمین ~~آن راست است : ~~و نجد یمن غبر از نجد حجازست، الاآنکه جنوبی نجد حجاز بهشمالی ~~نجد یمن متصل میشود، و میان هر دو نجد و عمان بیایانی هست که کس در آن ~~نی تواند رفتن ~~و در یمن بوزنه بسبار می باشد، وچنان شنیده شد که کس در آن جایگاه تنها ~~بهموضعی دیگر نمی تواند شدن مگر جمعی بسیار، و الا بوزنگان او را زحمت ~~رسانند. و چون بوزنگان جمع می شوند ایشان را ملکی میباشد مانند ملک ~~مکس عسل که تمامت او را منابعت و مشایعت می کنند و ms072 از اقتضای رای و فرمان ~~او تجاوز نمی کفند. # و در آنجا حیوانی دیگر هست که اورا و عدار" می خوانند. # و حکایات غریب و بدیع دیوان که در آن موضع اند و مردم را از راه بیرون ~~میاندازند و اعجوبهها که به هرمدتی) آنجا حادث و ظاهر می شود درین کتاب [166] ~~ذکر کرده نشد، جهت آنکه مقصود از تسوید بیاض این کنساب علامات بلدان و ~~مسافت اوطان است، والشروع بمایحتاج الیه اولی من غیره، والله اعلم بالصواب: ~~یادکردن مسافت دیار عرب ~~مسافات بیابان عرب آنچه برین دریا محیط میشود : ~~- اول از عبادان تا به بحرین پانزده منزل ~~- و از بحرین تا عمان یک ماه است PageV00P086 ~~============================================================ ~~دیار عرب ~~- و از عمان تا مهره یکث ماه ~~و از مهره ناحضرموت یک ماه ~~و از حضرموت تا عدن یکن ماه ~~و از عدن تا جده یکن ماه ~~و از جده تا به کناره‌ جحفه پنج منزل ~~- و از کناره‌ جحفه تا به جارا سه منزل ~~- و از جار1 تا أیله بیست منزل ~~- و از أیله تا بالس بیست منزل ~~- و از بالس تا کوفه سی منزل ~~- و از کوفه تا یصره دوازده منزل ~~و از بصره تا عبادان دومنزل ~~آنچه حوالی این دیارست این است که یاد کرده شد ~~اماراههاای] آن ~~- از کوفه تا مدینه بیست منزل ~~- و از مدینه تا مکه ده منزل، و راه بزرگ و فراخ از کوفه بهمکه سه منزل ~~ازین راه کوتاهترست. چون به معدن النقره برصد بازگردد به مدینه و از آنجا بیرون ~~آید به معدن بنی سلیم، بعد از آن به ذات عرق رود، و از آنجا به مکه می رسد: ~~اما مسافت راه بضره ~~- از بصره تا مدینه هزده منزل، ودرین راه به نزدیک معدن النقره راه کوفه ~~بیدا میشود ~~و از بحرین تا مدینه بیست منزل است ~~و از دمشق تا مدینه همجنین ~~و از فلسطین تا بهمدینه همین مقدار ~~و از مصر ms073 تامدینه بر کناره‌ دریا بیست منزل است، ومصر ومغرب راراه PageV00P087 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~مفرد نیست چرا که راه آن و راه اهل ایله به یکدیگر می رسند و هردو راهها یکی ~~باشد. # و آن نخستین حد بیابان است و پیش از آن که در بیابان رسند راهها متفرق ~~میشوند. # و چون از مدین گذشتند امل مصر و فلسطین را دو راه1 پیدا می آید. یکی ~~2179] ~~از آن درمیانه دو دیه میرود به ناحیتی که پنومروان زهری1 محدث را آنجا به قتل ~~آوردند وگور او در آن جایگاه است، و برراه مروه میروند تا به مدینه . # و راه دیگر میرود به ساحل تا به جحفه بیرون می آید ودر آنجا راه عراق و ~~دمشق و فلسطین و مصر با یکدیگر بههم جمع میشوند ~~اماراه بصره و رقه را کس نسی رود و معطل شده است، و باقی تمامت ~~راهها[ی] آن دیار را میتوانند رفتن ~~- و از عدن تا یهمکه یک ماد مسافت است ، وآن را دو راه میباشد. یکی ~~برکناره دریا و آن راه دورترست، و یکی دیگر بر راه صنعا و صعده و چرش و ~~نجران و طایف تا به مکه می رد- و این راه دربیابان می رود و نزدیکترین راهها ~~این است ~~الا آیکه درین راه قبیلهها[ی] یعن و دیهها[ی] آن می باشند و دران، خواص ~~آن قوم توانند ریتن: ~~- و اما اهل حضرموت و مهره پهنا[ی) شهرها[یع خود را قطع می کنند تا ~~بهجاده می رسند و جاده‌ میانه عدن و مگه است، و دوری راه ایشان تا بهجادد بیست ~~منزل است، و از آنجا تا به مکه پنجاه منزل ~~- و اما راه عمان راهی دشخوار و پیچیده و ناخوش است، و آن راه را در ~~بیابان رقتن صعب می باشد ~~_ و اما راهی که ایشان را از دریا می باشد: اول به جده می روند وهر گاه که ~~این راه را به کناره دریا قطع می ms074 کنند آن بیابانی دور و درازست و در آن بیابان ~~هیچ کس متوطن نمی باشد. و در کناره دریا از مهره و حضرموت میروند تا به عدن، ~~و از آنجا به راه عدن راه بریشان دور میشود و این راه را خود کمتر میروند. # و همچنین آنچه میان عمان و بحرین [است) راهی دشخوار وصعب است PageV00P088 ~~============================================================ ~~دهاد عرب ~~و در بیابان رفتن آن مشکل می باشد، جهت آنکه بیابانی دور و درازست وساکنان ~~آن اندک . # اما راه بحرین و عبادان را از راه بیابان کس نمی رود، جهت آنگه در ~~[175] میانه بیابانی خالی از گیاه وآب هست و راه ایشان از دریاست. # و از بصره تا به بحرین هزده منزل است درقبیلههاری) عرب، و درین راه ~~بیوسته می روند و آن راهی خوش و معمور است الا از شراة وحرامی خالی ~~نعی باشد ~~از تمامت دیارعرب آنچه محتاچ بود دانستن آن این بود که یاد کرده شد. # اما مسافاتی که میان دیار عرب است چون قبیلههااند، وایشان را به غیر ازاهل ~~بادیه به دیگری احتیاج نمی باشد ~~واشی مربوط به صفحات 17 32 ~~ف ~~2_ بایله ا 3- میته 4 وعرا ~~فه 1 ~~-مفلاه ا2- مستقبله 3- حبادیه ~~19 ~~فان ا حمره ا3 محن ا4 مازمن ا9 عرقه ~~فه ~~1- عربی : کریزا 2- مارمنا 3- ننعم ~~ه ن ~~1-عرقدا 2_خارا 3 عروان ~~صفه ~~1-عزوان ا 2- تنحذون 3- بالب ~~ه * ~~1_ اصحاب ایکه21_ جله 4_ سیارها4_ ساره:9_مروا ~~سبانه ا 7_ قیط 4. حمیرا ~~5 ~~2عه 4 مسن ا حهنه ل9 حسنین ~~6 نودانا 7- انوا PageV00P089 ~~============================================================ ~~مسالک ومسالله ~~-سقوق ا2_ سل1 3 جعفرینا4 مدححا8- شی العلیط ~~کذا1 7- بنی الغلیطا4- دومه الجدلاوحساف ~~قه ~~مویه ا 2- فراره ا 3 حما ع حدام ر کخار ~~عربی: الرمل المذکور بالحجاز هوا اجعرا 7- سعده41- عرین ~~9 نحران ا10-خولان ~~11 یحرانا 12_حرس 14-رسی(2) ~~عربی: والحسنی المعروف بزیدی ~~فه 28 ~~3- اباضه ا 4 برهوت ~~مدجوه 2سنام ~~- را2_ لببانا3_ صنحارا4_ الشامیا 5_ ابی ثورا ~~6- سری ~~1-صعا2 اشفو ~~ف ~~1-دهر فی محدث PageV00P090 ~~============================================================ ~~رحدود ms075 دریای پارس] ~~و بعد ازدیار عرب جدول صورت دریا[ی) فارس ثیت کرده میشود، چرا ~~که بیشتر حدود دیار عرب دربای) پارس میباشد و به دیار عرب متصل و ملاصق ~~است . # و تمامت شهرهای اسلام که درخوالی دریاست [به]شرح گفته آید. بعداز آن ~~بادکرده شود تمامت آنچه این دریا برو مشتمل میشود. و ابتدا به قلزم کرده شد ~~وقلزم ازطرف مشرق بر کناره‌ دریا موضوع است و آب آن دربا به أیله از ~~آنجا میرسد، ~~و بعد از آن بهحدود دیار عرب می گردد، و آن از پیش یاد کرده شد، ~~واز آنجا به عمان می رسد و پس از آن پهنای دجله را قطع می کند تا آنجا که ~~به ساحل دریا به مهروبانمی رسد ~~و از آنجا به جنانه2، پس میگذرد به کناره‌ دریاری] بارس، ~~و از آنجا می رود تا به سیراف، پس می رود به کنارها[ی) هرموز از پس ~~کرمان تا به دیبل و کنارها[ی] ملتان - وآن کناره سند است - وحد ملتان تا به دیار ~~اسلام می کشد، ~~و پس از آن تا به کناره‌ هند میرود، ~~و از آنجا می رود تا به کنارهای تبت و زمین صین را قطع می کند. # و چون از غربی دریای قلزم از کناره دریا بگیرد می رود در بیابانی که از حدود ~~[189) مصر است تا می رسد به بیابانی که آن را بجه’ می خوانند و در آنجا معدن/ زر ~~میباشد، ~~و از آنجا می رود تا شهری که بر کناره دریای نیل است و آن را عیذاب4 ~~میخوانند، PageV00P091 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~بعد از آن به شهرهای حبشه می کشد و او برابر مکسه و مدینه است تا برابر ~~نزدیک عدن ، ~~و بعد از آن حبشه را قطع می کند و به پشت شهر نوبه متصل می شودو ~~به شهرهای زنگیان به آخر می رسد، و فراخترین این ممالک آن جایگاه است. # وهمچنین می کشد تابه تمامت شهرها[ی) اسلام و ms076 مسافت آن دریا درشهرهای ~~اسلام آخر می شود، و در آن دریا جزیر[ه]ها و اقلیمها[ی] مختلف تا برابر صین ~~در پیش می آید. # و درین جدول دربای پارس و آنچه از شهرها و دیهها و غیره برومتعلق است ~~و حدود آن هرچه در میانه آن است و محتاج است دانستن آن هریک جداگانه1 ~~مشرح و منقح شرح گفته شود تا خواننده را در تحقیق آن زودقر وقوف افتد. # وباللهالعصمة والنوفیق، والله اعلم واحکم بالصواب، والیه المرجع والمآب0/ [186] ~~صورت بخر فارس ~~صورت این دریا و حدود آن بهطریق اجمال این است که درین جدول ثبت ~~کرده آمد. # و آنچه بر آن محیط است و از لواحق و توابع آن است ازشهر ودیه وکوه ~~و معدن به تفصیل هریک بادکرده شود ، ان شاء الله تعالی: ~~اما ازین دریا آنچه از اول قلزم تابر ابربطن یمن است آن را قلزم میخوانند ~~و مقدار درازی آن سی منزل است و پهنای آن از آنچه دراصل میباشد سهروزه ~~کمترمی شود، وهمچنین تنگ می باشد. چندان که از طرفی طرفی دیگررا میتوان ~~دید، و می رود تا بهشهر قلزم وپس از آن می گذرد به جانبی دیگر ازین دریا. # و دریای قلزم مانند بیابانی است و در آن کوهها بسیار می باشد که آب ~~بالای آن بر آمده و آن را پوشانیدهاست و هر کسی کشتی را در آن جا روانه نمی تواند ~~کردن مگر کسی که بهراهها[ی] آن استاد و ماهر باشد که به روز درمیانه آن کوهها ~~کشتی روانه دارد و ازجوانب محافظت می کند و از کوهها آن را برهیزد تا به ~~سلامت بیرون جهد PageV00P092 ~~============================================================ ~~دریای هارس ~~اما درین دریا به شب رفتن هیچ یک را ممکن نمیشود و آب آن دریا ~~آبی صافی و روشن است چنانکه کوهها که در میانه آن است معاینه می باشد ~~و درمیانه دریاای) قلزم و ایله موضعی هست بهتاران معروف، ودرین دریا ~~هیچ موضعی بدتر ومخوفتر ms077 ازان نیست، جهت آنکه در آنجا در بن دوکوه گردابی ~~بزرگ می باشد وچون باد بربالای آن کوهها می وزد به دوقسمت بریده می شود ودر ~~میان این هردو کوه در میافتد و چون باد از میانه آن دو کوه متقابل بیرون آید آن ~~موضع را درغلبه وجوش می آورد و امواج می خیزاند و هر کشتی که در آن گرداب ~~به اختلاف این دوباد بیفتد هیچ یکن به سلامت بیرون نتواند آمدن. و چون اندک ~~[195] بادی ازطرف جنوب بجهد البته کشتی را در آنجا ننوانند راندن1 و مقدار درازی ~~آن شش میل است. وقرعون درین جایگاه غرق شده است. # و به نزدیک تاران1 موضعی هست که آن را جبیلات2 می گویند وآب آن ~~به بادی اندک هیجان می کند و موجها بسیار می انگیزد و آن نیز موضعی مخوف است: ~~و به باد صبا بهطرف مغرب و به دبور بهطرف مشرق نعی روند ~~و چون برابر ایله می رسد در آنجا ماهیان بزرگ گونه ها[ی) ایشان ~~مختلف بسیار می باشد. # و چون برابر بطن یمن رسد آن را دریای عدن میخوانند ~~چندانکه از عدن بگذرد، بعد از آن دریای زنج میخوانند. # چندانکه برابر عمان برسد چون خواهد که به بارس باز گردد، و این دریایی ~~سباه وتاریک است و آنچه میانه آن است پیدا نمی باشد. و معدن مروارید به نزدیک ~~عدناست وهر مروارید که از آنجا میخیزد به عدن نقل می افتد ~~و چون از عمان گذشت چندانکه از حدود اسلام بیرون میرود همچنین تا ~~می گذرد به نزدیک سرندیب تمامت را دربای بارس میگویند. و شکم این دریا ~~نیک پهن است در پهناری] شهر زنگیان. # و درین دریا زمینها[ی] زیر، که کشتی را از بالا بهزیرمی اندازد بسیارست و ~~معاطف سخت وصعب درهر طرفی از آن بی اندازه. و سخت ترین آن دریا میانه PageV00P093 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~چنابه و بصره است و آن جایگاه را هور جنابه1 می ms078 خوانشد و آن به وخشبات" ~~معروف است: ~~و از آنجا تا به عبادان برراه گذر آب دجله تا دریا شش میل است وچون آب ~~دریا آنجا می رسد چندان تنک می شود که کشتیهای بزرگ را در آنجا استعمال ~~نمی توانند کردن از اندکی آب که اگر کشتی به آن جایگاه در آورند بیشک ~~به زمین فرو شود مگر در وقت مدکه آب زیادت باشد. # ودرین موضع چوبهای چند بربای افراشتهاندوخانهها بنابر کرده و دیده بانان ~~مقررگردانیده/ تا در آنجاسا کن شدهاند و بهشب آتش افروخنه میدارند تاکشتی اه 20] ~~را به هنجار آتش ایشان در آن جایگاه می آورند. # و می دانتد که آنجا اول دجله است ومدخل به دجله کردهاند، و آن نیزموضعی ~~هایل ومخوف است که چون کشتی گم شود از شکستن آن می ترسند از اندکی و ~~تنکی آب. # و برابر چنابه موضعی هست که آن را خارک می گویند و آنجا معدن ~~مرواریدست، الا اندک بیرون می آید. و هرمروارید که از آنجا بیرون میشود در ~~قیمت از مرواریدهای دیگر مواضع افزون میباشد. و گویند که مرواریدی که آن ~~را "در یتیم " می خوانند از آنجا بیرون می آید. # و بهعمان و سرندیب نیز معدن مروارید هست، ومعدن لؤلؤ بههیچ موضع ~~دانسته نشد الابه دریای پارس. # و درین دریا ازحد قلزم تاحد صین بسه روزی و شبی دو نوبت مدو جزر ~~می باشد: ~~و بطن دریا راکه خاص به دریای پارس نسبت کردهاند جزیرهها [ی] چند ~~هست یکی از آن را لافت" می گویند ، ودیگر را اوال ، وسدیگررا خارک ، و ~~به غیراز ایشان جزیر[ه]ما چند هست که مردم در آن ساکن میباشند. و در آنجا ~~ایشان را آب خوش و زراعت وضرع می باشد ~~و این جمله که یادکرده شد درحدود اسلام از صفات و توابع وخواص آن ~~دریاست ، و آنچه بر کناره آن است مجموع یاد کرده آید تا آسانتر شود. و ابتدا PageV00P094 ~~============================================================ ~~دریای هارس ms079 ~~به قلزم کرده می شود و همچنین آنچه نزدیک آن است به ترتیب شرح گفته می آید، ~~انشاءالله تعالی ~~اما قلزم شهری خوش باعمارت تمام و اهل بسیار، به واگشنن جای دریا ~~موضوع است، و این دریا به قلزم آخر می شود در آخرلسان. و به قلزم درخت و ~~مزرعه وآب روان نیست، اما از چاهها و راهها[ی) دور آب بدانجا نقل می کنند . # و آن فرضه‌ مصرو شام است، وحمولات مصر و شام تا به حجاز ویمن و ~~ساحلها[ی] این دریا از آنجا نقل می کنند، و میان ایشان هر دو و مصر سه منزل ~~12067 است. # و همنین می ردود تا به کناره دریا و درین میانه هیچ دیه و شهرنیست الا ~~جایگاهی چند هست که مردم جهت صید کردن در آنجا متوطن شدهاند ،و نیز ~~درخت خرما در آنجا می باشد اما اندک ~~وهمچنین می رود تا آنجا که تاران وجبیلات1 و آنچه برابرطوراست میرسد ~~و از آنجا به ایله میرود ~~و ایله شهری کوچک و معمورست و در آن کشت اندک میباشد، و آن ~~شهری است که حق تعالی صید روز شنبد به جهودان در آنجا حرام کرده است .و در ~~آنجا عهدی از آن بیغمبر صلی الله علیه و سلم به دست جهودی هست ~~و اما مدین، وآنچه بدین دیار ملاصق است از واگشتن جایها[ی) آن تا به ~~عمان و بحرین تا عبادان به دیار عرب تمامت یاد کرده شد. # اما عبادان قلعه‌ کوچکت و معمور برلب دریا موضوع است و آب دجله در ~~آنجا می شود. و در آن رباطی هست که نگاهبانان قطریه2 وغیر ایشان در آنجا ~~اقامت ساختهاند تا اگر از دزدان دریا کسی پیدا شود ایشان به دفع وقمع ایشان ~~مشغول شوند، و پیوسته در آن رباط کسان مقیم می باشند ~~و بعد از آن میرود به پهنای دجله بر کناره این دریا نا آنجا که به مهروبان4 ~~می رسد و ms080 جایگاهی چند هست که کس در بیابان نمیتواند رفتن مگر در آب جهت ~~آنکه آبهاری) خوزستان به دورق و حصن مهدی و باسیان جمع میشوند، و از ~~آنجا به آب دریا متصل می باشد. PageV00P095 # ============================================================ ~~مسالک ومسالک ~~و مهروبان1 شهری کوچکن و بغایت معمورست و آن فرضه ارغان2 و آنچه ~~نزدیک آن [است) مثل زمین بارس وبعضی از خوزستان. بعداز آن به کناره‌ آن دریا ~~میروند تا سینیز2 ~~و سینیز2 شهری بزر گتر از مهرویان1 است. و سینیزی از آنجا می خیزد ~~و آن فرضه نمام فارس است، و گرمای آن سخت گرم می باشد ~~بس از آن به جنابهه می رسد وجنابه بزر گنر ازمهروبان4 است وآن فرضه [ه21] ~~تمامت پارس است. و آن را نیز خصب بسیار وگرما[ی) گرم می باشد ~~بس به کناره دریا می رود تا به نجیرم ~~و بر کناره دریا موضعی هست که آن را سیف می گویند، و آن میانه جنابه ~~و نجیرم است، و در آنجا دیهها و مزرعه[ها] و خانهها[ی) از یکدیگر دورساخنه ~~بسیارمی باشد. پس از آن می روند تا به سیراف می رسند ~~و سیراف فرضه بزرگ پارس است. اما گرمای آن عظیم گرم است و به غیر ~~از خانهها هیچ دیگر در آن نمی باشد. # و از آنجا می گذرد به بالای بطن عمله3 و در آن هیچ حمل وضرع و زرع ~~نیست و مال ونعمت در آنجا بیشتر از نمامت شهرهاای) بارس می باشد ~~بس از آن می گذرد به کناره دریا بر مواضع ممتنع و بریده و منقطع وکوه ~~و بیابان، تا آنجا که به گوشک ابن عماره می رسد، و آن گوشکی بلندست درین دریا. # و در تمامت شهرهای پارس گوشکی از آن معمورتر و بلندتر نیست . و گویند که ~~خداوند این گوشک آن بود که حق نعالی در حق وی فرمودکه : "وکان وراءهم ~~ملک یأخذ کل سفینة غصبا" ~~و به کناره این دریا تا بههرموز ms081 می روند و آن فرضه کرمان است با مالسی ~~بحیار و بازرگانان بی اندازه و نعمتها[ی] بی حدو درخنان خرما[ی) فراوان. اما ~~عظیم گرم می باشد ~~بس بازمی گردد بر کناره رود تا به دیبل’و آن شهری معمورست و بازر گانان ~~در آن جمع می شوند و آن فسرضه شهرها[ی) سند و منصوره و زمین زط است و ~~آنچه نزدیک آن تا به زمین صین. PageV00P096 # ============================================================ ~~دریای بارت ~~پس میرود به کناره‌ شهرهاای) سند تا آنجا که به کناره تبت متصل میشود ~~و پس از آن می رسد به کناره‌ صبن، و ازپس صین کس نرفته است ~~اما هروقت که کسی از قلزم، غربی این دریا بگیرد می رود تا آنجا که به بیابانی ~~خالی می رسد که هیچ چیزی در آن نیست، و آن بیابان بهناحیه بجه1 پیوستهاست: ~~(215) و بجه1 اصحاب اخبیه اندو ایشان) از اهل حبشه سیاه ترمی باشند، ولباس ایشان ~~چون لباس عرب است و ایشان را هیچ شهر و مزرعه و دیه نیست و امتعه و اطعمه ~~از شهرهاای) حبشه ومصر و نوبه در آنجا نقل می کنند. و حد ایشان به میان حبشه ~~و زمین نوبه و زمین مصر ومعدنهای زر می رسد، و این معدن از نزدیکن سواد مصر ~~می کشد تا به ده منزل به گوشکی که بر کناره دریا موضوع است و آن را عیذاب2 ~~می گویند، وگروهی آن معدن را "علاقی"2 میخوانند و آن زمینی گشاده و هامون ~~است با ریگهای بسیاروهیچ کوه در آن نیست و مالهای آن معدن به مصر میافتد و ~~آنجا معدن زرست و نقره آنجا نمی باشد ، و بجه1 گروهی بت پرست اندو آن را ~~بغایت پسندیده ومستحسن می دارند ~~بعداز آن بهزمین حبشه می پیوندد و ایشان ترسایانند، و رنگ ایشان بهرنگ ~~عرب نزدیکث است در میانه سپیدی و سیاهی . و ایشان بر کناره‌ آن دریا تا برابر ~~عدن ساکن اند. و بوستهای ملمع و بیشتر ms082 پوستها[ی] یمن که نعلین و غیره از آن ~~می سازند از آنجا در آفاق می افتد. # و از آنجا میرود تا به بیابان یمن وایشان مسلماناناند ، و آن زمین نه زمین ~~دارالحرب است . و ایشان را بر کناره‌ این دریا موضعی هست که آن را زیلع، ~~می گویند وآن فرضه‌ عبوره است نا به حجاز و یمن ~~و بعد ازان می گذرد و به بیابان نوبه متصل می شود . و اهل نوبه تمامت ~~ترسااند، و آن دیار فراختر ازحبشه است و شهرها وعمارات در آن بیشتر: ~~و آب رود نیل در میانه شهرها و دیههای آن موضع به زمین فرود میرود ~~و تاپیدا می باشد، ومی کشد تا به بیابان زنج ~~و از آنجا می گذرد و می رود تا بیابانی که در آن نمی توانند رفتن از دوری ~~راه آن . PageV00P097 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~بعد از آن می رود به زمین زنج تا آنجا که برابر عدن می باشد، و از آنجابه ~~دریا می رصد ~~پس از آن می گذرد از برابر تمامت شهرها[ی] اسلام و در برابر دوری ~~شهرهاای] هند از فراخی و یزرگی آن ~~و چنان شنیدم که دربعضی از اطراف1 اقلیم زنگیان شهرهای سردسیر هست [229) ~~و در آنجا زنگیان سپید متوطن [اند]. # و اقلیم زنگبار اقلیمی خشک واندک عمارت وزراهت است، الا موضعی ~~که به قرارگاه ملک متصل است ونزدیک معمورتر می باشد ~~واشی مربوط به صفحات 4145 ~~46 ~~مهرویان ا 2_ حنایه ا 3_ نجها4 عنداب ~~ق ~~1- چون کلمه سائیدگی یافته درست خوانده نمی شود، به قرینه چنین آورده شد ~~1- باران ا 2_ حسلاتا 3_ ایله 4- ریر، درعریی: هوارات ~~34 ~~1-جانه 21_ لافت ~~-باران وحسلابا 2- مدین ا 3_ قطوریه ا 4- مهرویان ~~1_ مهرویان ا 2_ ارنان] 3_ رسترا 4_ سنریا 5_ حنانه ~~6_ مهرونانا 7_ صرم! 8- عربی: حتی یجاوز علی جبل یطل علیه "بطن عمله؟"، ~~ترجمه دیگر نداردا 9_ دییل ~~و ~~1نجها2_ عدان 3_ علامیا 6- ریلعا 5- عیون ms083 ~~از روی متن عربی گرفته شد : فرضة للعبور الی العجاز والیمن PageV00P098 ~~============================================================ ~~اما اقلیم مغرب ~~بر کنارها[ی] دربا[ی] روم می کشد و آن به دو نیمه است و هرنیمهای از آن ~~شهرها ودیهوا هست: ~~اماشرقی آن: برقه1، وافریقیه ، وتاهرت2 ، وطنجه، وسوس2، و ~~زویله2، وآنچه در اضعاف و توابع آن است. # و غربی آن اندلس است وآنچه ازتوابع آن ، وتمامت شهرما ودیهها[ی] ~~آن اقلیم در یکن جدول ثبت کرده شد. # اما آنچه درمیانه اسکندریه از حد دریا[ی) روم نا چندان که می رود پرپشت ~~الواحات تا به بیابانی که به زمین نوبه میرسد تمامت از جانب شرقی این دریاست. # و غربی آن دریای محیط است و آن می کشد تا برحده5. # و شمالی آن مغرب است، و از آنجا میرود تا مهدیه. بعداز آن تابه تونس.* ~~پس میرود تا به طبرقه2، و از آنجا تا به جزیره‌ بنی مزغنا3، بعداز آن [تا] ناکور4، ~~پس میرود تا بصره، وازآنجا تا ازیله10. بعداز آن به [سوس) الاقصی میرسد. # و از آنجا می کشد نا به بیابانی که بعداز آن هیچ عمارت نمی باشد. # اما از طرف جنوبی آن نمامت ریگ است ، وآن ریگ می کشد ازپشت ~~سجلماسه11، و از آنجا تا یه زویله12 تا بهپشت الواحات و به زمین مصر میرسد. # یادکردن حدود و نواحی آن ~~اما آنچه نزدیک دریای محیط است از حد شهرها[ی] جلالفه12 تا به کوره14 ~~و آن را شنترین15 نیز میخوانند. # و از آنجا میرود تا اخشنبه14، بس تا اشبیلیه12 ومی گذرد به سدونه18. PageV00P099 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و همچنین چندان که میرود بهجزیره‌ کوه طارق، واز آنجا به مالقه1 رسد. # بس میرود بجانه2، و از آنجا تا به شهرمرصیه2 تا [بلنسیهتا] طرطوشه". # بعد از آن به شهرها[ی] کافران به نزدیک دریا به شهرها[ی) افرنجه به نزدیک ~~مغرب به شهرهای علجسکس5 می رصد ~~پس از آن به شهرهای بسکونس". # و از آنجا تا چندان که به شهرها[ی) جلالقه می رسد این ms084 تمامت که درحدود ~~وحوالی دریاری) محیط است ازاقلیم اندلس است، واللهاعلم بالصواب 0/ (225) ~~اصورت) البخرالمحیط ~~(2391 ~~اما برقه شهری میانهاست به زمین هامون موضوع، نه بزرگ ونه کوچک و ~~حوالی آن شهرها[ی) معمور وبا نعمت و نزاهت هست ، واز همه چوانب آن ~~بیابان است و طایفهای چند از بربر در آن بیابانها مقیم شده . و در قدیم عهد، ~~خراج برقه به مصر نقل می افناد و عمال مصر به نیابت حکام مصر در آن متوطن : ~~تا وقتی که عبیدالله که سلطان مغرب بود بیرون آمد و بدان جایگاه مستولی وغالب ~~گشت وعمال مصر را از آنجا معزول ومخذول گردانید . # و مغرب، از عمل افریقیه است و تمامت بنیاد خانه هاای) آن شهر از سنگن ~~سخت است بر کناره دریاری) روم موضوع ،و درتعمت وخصب ودعت و راحت ~~بغایت کمال است، وشهرها[ی] چند بزرگ و فراخ و استوار از لواحق و توابع ~~آن هست . # و اما مهدیه شهری کوچک است و عبیدالله که سلطان مغرب بود به نو آن را ~~بنیاد کرده است و مهدیه نام آن نهاده، و آن نیز به کناره دریا موضوع است. # و عبیدالله مذکور از قیروان کسان را بازگردانیده و نصب کرده تا در آنجا ~~ساکن ومتوطن شدهاند . و ازقیروان تا بدان جایگاه مسافت دو روزه راه است. # و تونس، شهری بزرگ با نعمت و آبها[ی] روان و مزرعها[ی] فراخ، و PageV00P100 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~آن دراول بیابان اندلس است. و به دریا از تونس1 گذار می کنند و به شهرها[ی] ~~نزدیک آن طرف مثل مغرب و افرنجه به تجارت مشغول می شوند ~~و بغبر از اینجا ازهیچ موضع به طرف دیگر ازین دریا کس را گذار ~~تی افتد ~~و طبرقه2 شهری کوچک است، اما راه آن عظیم دشخوار می باشد، ودر ~~آنجا کژدم هست که هر کس را که بزند بکشد همچنان که به عسکرمکرم : ~~و بغیر ازین دریا بههیچ موضعی دیگر معدن مرجان دانسته نشده است . # و ms085 جزیره‌ بنی مزغنا2 شهری معمورست و گروهی چند از بربر درو جمع ~~آمده و آن در فراخی و خصب و نعمت بغایت است، چنانکه مثل آن درعمارت در ~~آن نواحی نیست : ~~[235] و ناکور4 شهری) بزرگ برلب دریا موضوع است، واز آنجا گذار می کنند ~~و در بجانه می روند، و آن شهری برنعمت و استوارست: ~~و بصره5 شهری بزرگ وخوش و نزه است در برابر جزیره‌ جبل طارق، و ~~میانه آن و جزیره پهنای دریا دوازده فرسنگن است ~~و ازیله6 شهری بزرگ است برکناره‌ دریا، وآن آخر علمین" است تا به ~~اندلس ~~و سوس الاقصی نام شهری است و آن را شهرها[ی] بزرگ با نعمت بسیار و ~~میورهآعای الوان از هرجنسی و خصب و نصزاهت یسیار هست ، وکروهی چند از ~~بربر در آنجا گرد شده و اقامت ساختهاند. # اما بصره5 و ازیله4 هردو از اعمال طنجهاند ~~و طنجه شهری کوچک است. وشهر بزرگ وقصبه آن را فاس2 میخوانند. # و یحیی فاطمی در آن شهر بود وعبیدالله الخارجی باجهد بسیار وخدم وحشم قراوان ~~آن شهر را نتوانست گشادن. و الی یومنا هذا هیچ لشکر بیگانه درآن غالب و ~~مستولی نشد، وطنجه را شهرها و دیهها و بیابانها از اعمال و توابع هست ~~و اما ناکور’ و جزیره‌ بنی مزغناه1 را نیز شهرها و دیهها[ی) بسیار است و ~~ایشان به نزدیک تاهرت الاعلی اند PageV00P101 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و ناهرت شهری بزرگ وخوش و نزه است و بیابانها[ی) فراخ و کشتها و ~~میو[ه]های بسیار از اعمال آن هست. وغالب در آنجاگروه اباضیهاند. # و سجلماسه شهری میانه است از کناره‌ تاهرت، الا آنکه راه آن مندرس و ~~منقطع شده است و کس در آن نمی تواند رفتن مگر به مشقت وصعوبت در بیابان و ~~ریگ فراوان، و آن به معدن زر نیک نزدیک است، ومعدن زر میان زمین سیاهان و ~~زویله1 می باشد. ومی گویند که هیچ معدنی که مقصود زودتر مستخلص می شود ms086 و ~~زر در آنجا بیشتر مسی باشد و معدن آن صافی تر، مانند این معدن کس نشان نداده ~~است، الا آنکه رفتن درآن معدن صعویتی دارد، واستعد اد اهبة ان مشقتی0/ ~~(249] ~~وگویند که شهر تاهرت باتمامت توابع آن از اعمال افریقیهاند الا آنکه نام و ~~عمل آن را در دواوین حساب2 مفردگردانیدهاند ~~و سطیف، شهری بزرگ و نزهاست میانه تاهرت و قیروان و آن راشهرها[ی] ~~چند هست و هر یک از آن شهرها را دیهها و عمارات پسیار بریکدیگر متصل ~~[است]. و سکان آن قبیلهای اند از بربر که ایشان را کنامه4 می خوانند. # و درعهد قدیم عبیدالله بریشان غالب وقادر شده است. و ابوعبدالله محتسب ~~بیوسته درمیانه ایشان مقیم بود، تا آنگاه که قواعد ملک و دولت اوممهد ومستحکم ~~گشت و تمامت منقاد اوامر ونواهی او شدند. # و درمغرب بغیر از قرطبه که بهاندلس است هیچ شهری بزرگتر از قیروان ~~نیست و ملوک و بزرگان وعمال مغرب به قرطبه اقامت میسازند . و آل اغلب و ~~فرزندان او نیز تا آن وقت که ابوعبدالله محتسب آن ملک را ازیشان زایل کرد ~~در آنجا مقیم بودند . # و بیرون از قیروان در بیابان خانه[ای) چند هست که لشکرگاه آل اغلب ~~بوده است و مقام ایشان آنجا بود و آن را رقاده5 میخوانند ~~و چون عبیدالله مهدیه را بهلب دریا به نو بنیاد نهاد تمامت سکان از آنجا نقل ~~کردند و بهمهدیه مقیم شدند ~~و اما زویله4 شهری میانه است از حد مغرب و آن را شهرهای] کوچکث و ~~بهن از توابع ولواحق هست و بهزمین سیاهان نیک نزدیک است. PageV00P102 # ============================================================ ~~دیار مثرب ~~و شهر ستانهاای] سیاهان بزرگ و پهن اند . اما غالب آن خالی و خشک ~~است. و در کوهها[ی) ایشان تمامت میوره] ها که درشهرها[ی) اسلام می باشدهست، ~~الاآنکه آن را نمی خورند و از آن تغذی و تفکه نمی کنند. چه ایشان را طعامها و ~~گیاهانی دیگر هست که بدان اجتزا ms087 و بسنده1 می کنند و از آن در شهرها[ی] اسلام ~~میباشد ~~و خادمان سیاه که در شهرها[ی] اسلام نقل می کنند از آنجا می باشند و ~~ایشان نه از اصناف نوبه وزنج و حبشهاند. ولیکن ایشان خود جنسی دیگرند ~~سیاهتر و صافی تر ازین جمله [که] باد کرده آمد. # (245] و گویند از اقالیم که سیاهان/ در آن ساکن اند مثل حبشه و بجه، و زنج و ~~نوبه و غیر ایشان هیچ اقلیمی فراختر ازین نیست ، و حدود آن آنچه از طرف ~~جنوب است میرود تا به نزدیک دریای محیط، وآنچه از طرف شمال است ~~می رسد به بیابانی که به بیابان مصر متصل می شود از پس زمین السواحات .پس ~~از آن به بیابانی میرسد که میان آن و زمین نوبه است. پس بر بیابانها که میان آن ~~و زمین زنج است و او را به هیچ چیزی از عمارات اتصالی نیست، الا از روی ~~مغرب از سختی راهی که میان ایشان و دیگرمردم است: ~~آنچه محتاج بود از دانستن آن از شرقی دریای مغرب این بود که یاد کرده ~~آمد. و اما غربی آن از طرف مغرب اندلس است : ~~و در اندلس شهرستانها[ی) نزدیک هست، وهریک را شهرها و دیههاای] ~~بسیار و بقعههای نزه و فراخ ازتوابع اسم بلد و لواحق آن . # و شهر بزرگ آنرا قرطبه میخوانند و [آن] درمیانه اندلس است ودریای ~~محیط گرد آن در آمده : ~~بس می گردد به دریا[ی] روم تا به زمین افرنجه و میگیرد از شهر شنترین2 ~~تا اخشنبه4 ، و از اخشنبه4 تا اشبیلیه5 . بعد از آن میرود تا به سدونه4 ، پس از آن ~~به آن جزیره، پس با مالقه ، بعد از آن تا بجانه2 تا شهرها [ی] مرسیه3، ومیرود ~~تا شهری بلنسیه6، و پس از آن به طرطوشههامی رسد. وطرطوشه15آخر شهرهاست ~~که بر کناره دریا میباشد. PageV00P103 # ============================================================ ~~مالک و مسالک ~~بس ازطرف دریا بهشهرهای افرنجه وازطرف بیابان به شهرها[ی] علجسکس ~~متصل میشود ms088 . و آن شهرستانها[ی) خراب است، وتمامت اهل آن شهرها ~~ترسایاناند. # بعد از آن به شهرهای بسکونس1 متصل میشود، و اهل آن نیز قرسااند ~~پس از آن به شهر های جلالقه می پیوندد، و در آن نیز ترسایان اقامت ~~دارند . # و چون مسافت بدان جا می رسد ازحدود اندلس دو حد به آخر می رسد: ~~259 ~~یک حد از آن تا به دریا و یک حد دیگر با دار الکفر . # و این شهرستانها که یسادکرده آمد که بر کناره‌ دریا موضوع اند تمامت ~~شهرها[ی] بزرگ و معمور و بانعمت اند ~~و اندلس در دست بنی امیه بود و تمامت اهل آن و اجناد وشراة ایشان را ~~مطاع و منقاد، وتوابع و لواحق آن تمامت بریشان مستقیم شده ، چنانکه از بهر ~~فرزندان عباس رضی الله عنه آن را نتوانستندگشادن . و عبیدالله که سلطان مغرب ~~بود با قوت و شوکتی هرچه بلیغتر و جهد بسیار و لشکر فراوان بر فتح آن قادر ~~نشد تا آن هنگام که دولت بنی مروان سپری و منقضی گشت . بعد از آن از ازیله ~~مغرب به جزیره طارق گذشت و بربنی امیه غالب و قادر شد و در آنجا حاکم گشت ~~و حل و عقد وقبض و بسط اوامر و نواهی آن باوی رجوع افتاد و تا ثایت در ~~خاندان او حکم و ریاست آن مؤبد و مخلد ماند . # و از شهرهای مشهور اندلس اول جیان2 است ~~و طلیطه2 ~~و نفزه4 ~~و سرقصطه5 ~~ولارده ~~ووادی الحجاره ~~و ترجاله" ~~وقوریه1 PageV00P104 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~و جیان1 ~~ومارده2 ~~وباجه4 ~~و غافق ~~و لهلهه ~~وقرمونه2 ~~و مورور2 ~~و استجه" ~~وریه ~~و هریکن ازین که یاد کرده شد به نفس خود شهری بزرگاند و بعضی ~~ازیشان در بزرگی نزدیک قرطبه باشد. # و بیشتر بنیاد خانهها[ی) ایشان از سنگ است. و تمامت شهرها[ی) آن ~~اقلیم در ایام جاهلیت بنا کردهاند، الابجانه10 که به نوساخته است ، و آن در حد ~~شهر ستانی است که آن را ms089 بیره11 می گویند. # و از شهر شنترین1 که برلب دریا[ی) محیط است عنبر بحیار میخیزد، و ~~به دریا[ای] روم و پارس هیچ موضعی بهغیر از شنترین2، دانسته نشد که در آن عنبر ~~میباشد ، و آن مدت که مرا به شام مقام بود چنان شنیدم که به کناره‌ دریای روم ~~قدری عنبر افناده بود. # و به شهر شنترین12 در بعضی ازایام ماضیه حیوانی از دریا بیرون آمدهاست و ~~[255] خود را بر کناره دریا بهسنگ می خاریدل و از آن حیوان پشم می افتاد در نرمی ~~مانند دیبا و رنگ آن رنگ زر، و مردم هیچ از آن نمیگذاشتند و آن اندک و ~~نیک عزبز و با حرمت بود ، آن را جمع می کردند و از آن جامهها میبافتند و ~~رنگ آن در یک روز به چند گونه میگردید، و ملوک بنی امبه کس را رها ~~نمی کردند که در آن تصرف کند و هر که در آن خرید و فروخت می کرد یا از آن ~~لباس میساخت او را هلاک می کردند . وآن را از آنجا نقل نمی توانستند کردن ~~مگر پنهان . و یک جامه از آن به هزار دینار خلیفتی قیمت بیش بود از عزیزی و ~~نیکویی آن . PageV00P105 # ============================================================ ~~مسالک ومماله ~~و [مالقه) قومی از اعراب در آنجا متوطن می باشند وبوستی هست درشت قرو ~~خشن تر از پوست نهنگ که آنرا درقبضه شمشیر می گیرند و عرب آن را "سفن" ~~میخوانند، و از شهر شنترین در آفاق نقل می افند. # و اندلس را دراول اسلام از جزیره‌ طارق گشادهاند ، وجبل طارق کوهی ~~معمور و استوارست به شهرها و دیهها، و آخر معبرست که از دریا به اندلس ~~میروند. # و طلیطله شهری است در کوهی بلند بنا کرده و تمامت خانههای آن از سنگ ~~است و به ارزیز استوار و محکم کرده. و گرد آن هفت کوه است تمامت معمور و ~~بلند و منیع، با مردم بسیار که در آنجا ساکن ms090 شدهاند ، و گرد آن رودی بزرگ ~~هست ودر بزرگی نزدیک دجله باشد و آن رود را تاجه2 میخوانند از شهر شنتبریه4 ~~بیرون میآید. # و وادی الحجاره نام شهری است، و آنچه مضاف وملحق است به وادی ~~الحجاره از دیهها وشهرها وغیره تمامت به شهرهای بنی سالم معروف اند ~~و ریهه کوره بزرگ است با نعمت بسیار، و شهر بزرگ آن ارجدونه2 ~~است. و عمربن حفصون" که بر بنی امیه بیرون آمد از آنجا بود. # وفحص البلوط6 کوره‌ بزرگ و برنعمت و استوارست ، و شهر بزرگ آن ~~را غافق میخوانند ~~و قوریه10 درقدیم عهد شهری بزرگ بود الا آنکه به تعصبی که میان ایشان ~~افتاده بود و بعضی ازیشان جلالقه‌ ترسایان را به مدد و معاوتت بردند و از تعصب ~~ایشان ولشکر بسیار بیگانه آن شهر خراب شد ~~و مارده و طلبطله از شهرها [ی) بزرگ و استوار اندلس اند، و در ایشان ~~هردو ا از ملوک بنی امیه کس نمی باشد، الا آنکه درین هردو شهر خطبه به نام [269] ~~ایشان می کنند. # و شنترین11 کورهای است و شهر آن را قلمریه12 میخوانند . # و ثغور الجلالقه12: ~~مارده PageV00P106 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~و نفزه1 ~~ووادی الحجارة ~~و طلیطله ~~و شهر جلالقه که به نزدیک ثغور اندلس است و آن را سموره میخوانند ~~تمامت ازتوابع آناند ، و بیشتر و غالب جلالقه به شهری مقیم اندکه آن را ابیط2 ~~میگویند و آن از شهرهای اسلام دورترست: ~~و از اصناف کفر که نزدیک وحوالی اندلس اند بیشتراز عدد افرنجه نیست و ~~ملک ایشان را قارله2 می گویند. و با آنکه از دیگر اصناف کفر در عدد و عدد4 ~~بیشتراند از جهت آنکه به دارالاسلام و دریا نزدیکترند از اصناف جنس خود ~~به نسبت با ایشان کمترین گروهها افرنجهاند. # و حجابی که میانه ایشان و افرنجه است از شهرهای کفر غیر ازیشان است، ~~بعد از آن به بسیاری جلالقه نزدیک ایشان باشند . # و بسکونسد از تمامت ایشان در ms091 عدد کمتر می باشند، اما ایشان را شوکت ~~و شجاعت بیشترست: ~~و آن گروه که در ثغور اندلس مقیماند در عدو نزدیک بسکونس* باشند و ~~ایشان سرقسطه" وتطیله" ولارده اند ~~و میان ایشان قومی از ترسایان مقیم اند که ایشان را علجسکس می خوانند ~~وآن حجابی است میان15 ایشان و افرنجه . # و بربر که به زمین اندلس است و تمامت شهرهای مقرب، بردوگونه است. # یک صنف ازیشان [بتر و صنف دیگر] گروهها[ی] برانس. و نفزه11 و مکناسه 12 ~~وهواره12 و مدیونه اند، وایشان به اندلس میباشند ، وکتامه 12 و زناته15 و ~~مصموده وملیله وصنهاجه14 از برانس12 است. # و اما زناته8 به ناحیتها[ی) تاهرت متوطناند ~~و قبیله کنامه 14 به ناحیت سطیف 19 اقامت دارند. # و تمامت بربر که ایشان از برانس اند در همه مغرب از شرقی دریاای) روم ~~(265] به یکدیگر نزدیک شده و پپوستهاند0 ~~و اما نفزه25 ومکناسه12 از اندلس اند میان جلالقه و قرطبه : PageV00P107 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و اما هواره1 و مدیونه 2 در شنتبریه 2 متوطناند . # و به شهر بیره2 جزیره‌ بزرگ هست که انواع امتعه آن بیشتر از جزیر[ه]های ~~دیگرست، و از شهرتی که آن راست آن را بر دیگر جزایر مقدم میدارند. # و به اندلس معادن زر بسیارست ، وبه ناحیت بیره4 و مرسیه 5 نیز معدن ~~نقره میباشد ~~و نزدیک قرطبه موضعی هست که آن را کرتش4 می گویند . # و در تطیله4 سمورهای بزرگ می باشد : ~~و زویله“ شهری است که درروی شهرهای سیاهان آن را بنا کردهاند و بیشتر ~~بندگان سیاه ازین شهرها به زویله 3 می افتد و از آنجا در آفاق حمل می کنند . # و هر که در زمین عرب در شرقی دریا[ی) روم به نزدیک ساحل است لون ~~ایشان به سیاهی نزدیک می باشد، و چندان که در ناحیت جنوب از مشرق دورتر ~~می باشند سباهی ایشان زیادت میشود، تا آنجاکه به شهرهای سیاهان می رسد.و ~~هر که در آن ناحیت است ms092 سیاهی ایشان زیادت تر از اصناف دیگر سیاهان می باشد. # و آن که درغربی دریای روم واندلس است لون ایشان نیک سپید است. وچندان که ~~به مغرب و شمالی نزدیکتر میباشد و از طرف دیگر دورتر میشود سپیدی ایشان ~~بیشترست، و همچنین تا چندان که می رود در بهنای همه شهرهای روم، و از آنجا ~~تا صقالیه چندان که می رود همین حکم دارد، سپیدی و نیکی بوست وسرخی موی ~~ایشان را بیشتر می باشد. وگروهی از ایشان را موی و چشم نیک سیاه می باشد و ~~ایشان گروهی اند از جلالقه از اقلیم روم : ~~و میان مغرب و شهرهای سیاهان بیابانهالی) ممتنعه ومنقطعه بسیار هست که ~~در آن کس نمی تواند رفتن مگر از موضعی چند معروف : ~~و ملوک افریقیه و برقه از فرزندان اغلب اندکه در ایام دولت فرزندان عباس ~~رضیالله عنه حکم او درآن نافذ بود تا به ادریس بن ادریس در حرب مواجهه/و [279] ~~میان ایشان و افریقیه به شهر تاعرت* خصومت و مقاتلت بود و ایشان برو غالب و ~~قادر بودند. # و ملوک اندلس فرزندان بنی امیه بودند، و الی یومنا هذا کس در آنجا خطبه PageV00P108 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~به نام فرزندان عباس نکرده است الابه نام فرزندان بنی امیه ، وایشان از فرزندان ~~هشام بن عبدالملکاندو در روزگارما بزرگ وحاکم ایشان عبدالرحمن بن محمدین ~~عبدالله بن [محمدبن اعبدالرحمن بن الحکم بن هشام بن عبدالرحمن بن معاویة2 بن ~~هشام بن عبدالملک بن مروان بن الحکم بود . # و اول کسی که در ایام دولت و پادشاهی فرزندان عباس از اندلس گذشت و ~~بربشان غالب و قادر شد عبدالرحمن بن معاویه بوده است وحکم و امارت آن ~~موضع الی یومنا در خاندان وفرزندان او مخلد و مؤبد ماند . # وغالب مذهب اعل مغرب حدیث است ، و بیشتر فتوی ایشان مذهب انس ~~ابن مالک رضی الله عنه ~~و آنچه از مغرب می خیزد و به شهرهای دیگر نقل میافتد و از مواضع ms093 به ~~مغرب حمل می کنند از امتعه وغیره : اول بندگان سیاهان به مغرب می آورند و ~~بندگان سپید از اندلس نقل می کنند، وکنیزکان و خادمان را بیهیچ صنعتی هزار ~~دینارقیمت می گیرند. و نمد مغربی و استران زینی و مرجان وعنبرو زیت وعسل، و ~~بوستی هست خشن تر از پوست نهنگ که درقبضه شمشیرمی گیرند، ودیبا وسمور، و ~~مناعها[ی) دیگر از مغرب در آفاق نقل میافتد: ~~اما مسافت راه عفرب ~~از مصر تا برقه بیست منزل است، ~~- و از برقه تا طرابلس، همچندان، ~~- و از طرابلس" تا به قیروان همچنین، ~~پس تمامت همه راه از مصر تا به قیروان شصت منزل است، ~~- و از قیروان تا سطیف * شانزده منزل ، ~~- و از سطیف تا تاهرت 5 تا فاس ، پنجاه منزل ، ~~- واز فاس * تا سوس" الاقصی سی منزل ، ~~- و تمامت مسافت این راه ح از قیروان تا به سوس الاقصی صدو شانزده ~~منزل است پس جمله این مسافت .ی از اول مصر تا غایت آخر مغرب در شرقی PageV00P109 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~دریاای] روم شش ماهه راه است . و حاجیان که از آخر مغرب به حاج میروند [278] ~~از اول ماه محرم ارتحال می کنند و همه آن سال در آن سفر می روند تا آن گاه که ~~جج را دریابند . # - و از قیروان تا زویله ’ یک ماه است، ~~- و از قیروان تا مهدیه دو روز، ~~- و از قیروان تا تونس2 سه منزل ، ~~- و از تونس2 تا طبرقه" ده منزل، ~~- و از طبرقه 2 تا تنس" شانزده متزل ، ~~- و از تنس" تا جزیره‌ بنی مز غنا6 پنج روز، ~~- و از تاهرت7 تا ناکور4 سی منزل، ~~- و از تاهرت 2 تا سجلماسه پانزده منزل، ~~- و از فاس* تا بصره شش منزل ، ~~- و از فاس9 تا ازیله15 هشت منزل ، ~~و از قیروان تا سجلماسه در راه بیابان پنجاه منزل است ~~جمله مسافات راه که در مغرب است در شرقی دریاری] روم این است که ~~یادکرده ms094 آمد. # اما مسافت راه اندلس ~~بدان که شهر بزرگ آن را قرطبه میگویند ، و از آنجا تا به اشبیلیه11 سه ~~منزل، ~~- و تا استجه12 محاذی قبله یک منزل، ~~- و از قرطبه تا سرقسطه12 پنج رون ~~- و تا تطیله 14 سیزده روز، ~~- و از تطیله 14 تا لارده 15 چهار منزل، ~~- و از قرطبه تا طلیطله شش روز، ~~- و از طلیطله تا به وادی الحجاره دو روز، PageV00P110 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~و از قرطبه نا مکناسه چهار روز، ~~- و از آنجا تا هواره ممچندان، ~~- و [از آنجا] تا نفزه ده روز، ~~و از آنجا تا شهر سموره چهار روز، ~~- و از قرطبه تا قوریه، دوازده رون ~~- و از قوریه2 تا باجه2 شش رون ~~- وراه مارده از نزدیک اخشنبه5 گرفته می شود، ~~- و از قرطبه می رود تا اشبیلیه * و از آنجا تا یاجه" تا مارده و همچنین تا ~~قوریه8 تا قلمریه" تا شهر شنترین، ~~و از باجه11 تا شتترین10 دوازده روز، ~~- وتا آخر شهرها[ی] کوچک شنترین12 پنج رون، ~~- و از قرطبه تاوفحص البلوط12 یک روز ، و شهر بزرگ آن را غافق1 ~~میخوانند، ~~- و از فحص البلوط12 تا لبله15 چهارده رون ~~- و از قرطبه تا قرمونه14 از طرف مغرب در ناحیه اشبیلیه"1 و راه مارده ~~جهار روز، ~~- و از قرمونه18 تا اشبیلیه12 دو10 روز، ~~-وو از استجه25 تا مالقه21 هفت روز ، و مالقه 21 در شرقی قرطبه است ، و ~~استجه 17 در قبله آن ، ~~و از استجه 22 ا تا شهر ارجدونه 23 سه منزل است، ~~1289 ~~- و از قرطبه تا بجانه 24 شش روز، ~~- و از قرطبه تا شهر مرسیه25 هفت26 روز، ~~-و از استجه 27 تا ارجدونه 28 هفت 20 روز، ~~- و از قرطبه تا به شهر بلنسیه 30 دوازده21 روز، ~~- و از طرطوشه 32 تا بلنسیه 30 دوازده22 روز، ~~- و از مرسیه 34 تا بجانه 25 شش روز، PageV00P111 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و از بجانه 1 تا مالقه ده روز، ~~- و از مالقه ms095 تا به جزیره‌ جبل طارق چهار روز، ~~- و شهر بزرگ سدونه قلسانه3 است، ~~- و از آنجا تا قرمونه4 سه روز ~~این بود تمامت آنچه واحب بود پیداکردن آن از مسافات این دیار از غربی ~~زمین مصر در حد شهرهای اسلام، ~~و همچنین چندان که باز می گردد دربرابرمشرق ~~به شرح وبیان مفصل و منقح گفته می آید، ان شاءالله تعالی وحده . # حواشی مربوط به صفحات *4 ~~ه ~~1- ناقها 2_ باهرتا 3. سوسن 4_ زوبلها 9_ یعنی تاحد ~~آن( علی حده، درعربی)ا 6 تولس! 7_ طبریها 4_ بنی رعبیا9_ تکور ~~10- ازله11- سلماسه 16- روبله / 13- جلالعة 14-صوره ~~(عربی: علی کورة یقال لها شنترین)) 15- سرس) 16- احسه/ 17- اسلمبه ~~1 سلوسه ~~فه ~~1- صالبه ~~2- بحانه 3 مرنةا 4_ طرطوسیه9_ علحسکس ~~6_ بسکونش ~~7- تولسا ~~ف ~~2 طبریه ا 3. بنی دعبی ا4. باکودا 9_ بصیره ~~1- تولس ~~ازله ا 7-علمن . عری * نداردا 8_ ناسا 9_ باکوره ~~10- بنی رعی ~~ف ه ~~1- رویله ا 2_ به ضم اول وتشدید ثانی ا2. شطیفا 7- کنامه ~~8- رفاده ا رویله ~~ة ~~1- اجتزا به معنی بسندکردن است وکلمه‌ عطف شده به آن ظاهرأ "بسنده * است ~~به معنی اکتفاء ا2_ نجه ا 3 سبرس ا4 حبشها 9 اسلیه ~~سدوسه ا * بجانه ا * مرنه ا وا ملیسها10 طرطوسه ~~کونسا2_خمان ا3_ طلطه ر4_ سرتها9_ ترنصه ~~ترحاله الودنه PageV00P112 ~~============================================================ ~~دیار مغرب ~~حبان، عربی : نضاردا 2_ باردها 3_ باحر: ~~4 عافق ~~لله ا فرمونه ا 7موروده 4- انسته ~~دونها ~~جانه ا 11 برنة 12- سرین ا 14 سیرنن ~~ف0ه ~~یرین ا2. ارزیرا. باحمه ر4. سرها ~~ونهن ~~روه ا 7 حفصها *. محض البلوطو عافی 10_ بررنه ~~19سیرین 12- حداسه ~~ه 6 ~~1-فزه ا2_ اسطا 3_ بارله! 4_ به ضم اول و فتع ثانی ~~کولس اتکولسا 7_ سرفصه71- بلیطه 9_ علحسکس ~~که ا1 هسره ا12-مکیاسة 14_ هواده ا 12-کنامه ~~1-ربامه ا 16- صهاجه 17- ترانس14-ربابه 191_ شطیف ~~20-نیزه ~~ة ~~واده ا2 مدتونه ا * سره ا سره ا همریه ز ~~کولسا 7- طلیله1 8- زوبلها 9_ باهرت: ~~ه ~~1- عبدالملک)2- معویة7 3_ اطرابلس4 شطمد 6_ باهرت ~~بارس7- شوش ~~4 ms096 ~~1 زوبله ا2 نولس ا3. طبریه ا سسدا 9_ تیسر ~~ی دعی 7_ باهرتا2_ باکورا 9_ بارسا10_ارمله ~~19 اسله اسحها 12- سرقصه 14- بطیله 51_ ارده ~~6 ~~عره 2_ مورته ن 4_ قوربه ل4باحةا 9- احسنیه ~~امله * باحه ا * فوده ا9 فلسره ~~90 سرنن ~~19-جه 12- سیرینا 13 محض البلوط: 14_ عا 19- لیله ~~1-فرمونه ا 17- اسیله ا 18_ فرمونها 19- عربی : ایام ~~2 اس 21_ مالفة 26_ اسبیحة1 24_ ارعنونة 24_ یحانه ~~1مریسه ا *6_ عری:14 یوما 27_ اسحه: 28_ ارحود ~~29-عربی3 مراحل401_ ملیسه 1 41- عربی: 18 یومأ/ 32 طرطوسه ~~33 عربی مراحل 44_ مریسه/ 49_ بحانه ~~ه ~~-انه ا 2_مالفة3_ فلسانه ( 4 فرمونه PageV00P113 ~~============================================================ ~~[دیار مصر] ~~اما مصر راحدود بسیارست ~~یک حد از آن از دریای روم است، میانه اسکندریه و برقه در بیابانها و ~~زمینها، ~~وهمجنین میدودتا به پشت الواحات، و از آنجا به شهر نوبه می کشد ~~پس باز می گردد برحدود نوبه وحد اسوان 1 تا به زمین بجه2، ~~و از پس اسوان 1 می رود تا آنجا که به دریای قلزم میرسد، ~~و از دریای قلزم میگذرد تا به طور سینا، ~~و از آنجا باز میگردد به تیه بنی اسرائیل، ~~و بعد از آن می کشد تا به اسکندریه می رسد، ~~و بعد از آن متصل باشد به اول حدی که ازین دیار از پیش یاد کرده آمد. # والله اعلم بالصواب ~~1288] ~~ورت مصر2991 صورت ~~اما مسافات این زمین از صاحل دریای روم: ~~از آنجا که اول یاد کرده آمد تا آنجا که به زمین نوبه از پس الواحات متصل ~~میشود بیست وپنج منزل است: ~~و از حد نوبه از طرف جنوب در حدود نوبه مشت منزل، ~~- و از قلزم به راهی که بر کناره دریا می رود تا بازمی گردد به تیه بنی اسرائیل ~~شش منزل است، ~~- و از حد دریا تا به حد تیه تا آنجا که به دریاری) روم متصل میشود هشت ~~منزل است، PageV00P114 ~~============================================================ ~~دیار مضر ~~و همچنین می ms097 کشد به دریا تا به اول حدی که یاد کرده شد و مسافت1 آن ~~ده منزل است: ~~اما درازی راه آن دیار: ~~- اول از اسوان، تا به دریای روم بیست و پنج منزل است، و در میانه این ~~مسافت دریایی کوچک هست و در آن دریا جزیره چند می باشد، هریک در طول و ~~عرض دو منزل در دو منزل ~~تمامت مسافت آن دیار این است که یاد کرده شد . # اماذکرشهرها وبقاع آن ، هریک به تفصیل ~~گفته شود ان شاءالله تعالی ~~بدان که شهر بزرگ آن دیار را فسطاط 3 میخوانند و آن در طرف شمالی ~~رود نیل موضوع است، جهت آنکه رود نیل از مشرق میرود، در میان مشرق و ~~جنوب، و شهرهای آن موضع تمامت بریک جانب موضوع اند. الا آنکه در بیابان ~~رود نیل خانهای چند معدود و اندک هست و آن موضع را جزیره می گویند. # و از شهر فسطاط2 به جسر و کشتی در آن جزیره گذار می کنند. # و از طرف جزیره جسری دیگرهست که از آن می گذرند و به دیهی میروند ~~که آن دیه را جیزه4 میخوانند و آن بر کناره رود دیگر موضوع است. # و شهر فسطاط2 در عمارت و خصب و زراعت بغایت کمال است، ودر ~~بزرگی دو دانگی از بغداد باشد، و در مساحت مقدار چهاردانگ فرسنگی است: ~~ودرهرمحلهای از فسطاط2 قومی از عرب مقام دارند که آن محله را به بزرگ ~~آن قوم نصبت می کنند . # و زمین یک طرف از آن قدری از طرف دیگر سسترهست. و در آن خانههای ~~چند بلند و منیع بنا کرده ، چنانکه هریک خانه را هشت طبقه می باشد و در طبقه ~~[295] زیریناکس ساکن نمی باشد. # و یک طرف دیگر را "موقف " می خوانند و آن سخت ترست ، و بنیاد ~~خانههای ایشان از یکدیگر جدا و منفصل است همچنانکه حمرا که در کناره‌ رود PageV00P115 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~نیل است : ~~و در آنجا ms098 دو مسجد جامع هست : یکی در میانه بازار و آن را عمر[و]بن ~~العاص بناکرده است ، ویکی دیگر به موقف ، و آن را احمد بن طولون ساخته ~~و افراشته است: ~~و بیرون از شهر مصر خانه چند هست که آن را احمد بن طولون بنیاد ~~کرده است و آن از میلی بیشترست ، و خدم و حشم و لشکر او در آنجما متوطن ~~بودندی و آن را "قطایع" میخوانند. همچنانکه آل اغلب بیرون از شهر قیروان ~~رفاده’ را ساخته بودند و در آنجا درخت خرما و انگور بسیار می باشد ~~و زراعتها و خصب و نعمت ایشان از آب رود نیل است، و چندان که آن ~~آب می رود زراعت می کنند ~~و از حد اسوان، تا اسکندربه وتمامت شهرهاری) ریف با خصب وزراعت ~~و نعمت و نزاهت از آن آب می باشد ~~و از آن وقت که گرما سخت می باشد تا به وقت پادیز آب بیشترست، وچون ~~آب کمتر می شود در پی آن زراعت می کنند و دیگر آن مزرعه را آب نمی دهند. # و در زمین مصر برف وباران نمیشد، ودرتمامت شهرهاری) زمین مصردر ~~هیچ شهری بغیر از فیوم2 آب روان نیست، و فیوم4 درمیانه شهرها موضوع است: ~~و گویند که یوسف علیه السلام از بهر ایشان از رود نیل چیزی ساخته است ~~که آب در آن جمع می شود و آن را به سنگ نیک محکم و استوار بر آورده و ~~"لاهون" نام کرده . # اما ابتدا[ی] آب رود نیل را کس ندانسته است ، جهت آنکه آن آب از ~~بیابانی که از پس زمین زنج است بیرون آید، و در آن بیابانهاکس نرفته است، ~~و آن آب میرود تا به آخر شهرها[ی] زنگبار و بعد از آن بیابان وعمارات زمین ~~نوبه را قطع می کند و می رود به عمارتها که به یکدیگر متصل است تا آنجا که به ~~زمین مصر میافتد ~~و این رود در اول ابندا ms099 که بیرون می آید از آب دجله وفرات که با یکدیگرا [309] ~~جمع میشوند بزرگترست ، و در شیرینی و سپیدی از تمامت رودها[ی) دیار PageV00P116 ~~============================================================ ~~دیاد م ~~اسلام نیکوتر ~~و درین رود انواع حیوانات می باشد که در رودهای دیگرنیست مثل نهنگن ~~و غیره . و نیز ماهیی هست که عرب آن "رعاده" می خوانند و هیچ کس آن را ~~نمیتواند گرفتن و شکل آن مانند شکل مارست و بسیار می لغزد وچون از دست ~~میافتد می میرد. در شکل مانند ماهیان دیگر می باشد. # و نهنگ حبوانی است که حیات1 و معاش او در آب است و درازی سر او ~~به قدر نیمه تن او باشد و او را دندانها[ی) دراز و قوی باشد که اگر ددی یا شتری ~~را به دندان بگبرد البته به خود بکشد، وگاه باشد که از آب بیرون آید و به زمین ~~رود و هیچ کس را مزاحم نمی شود و رنج نمی رساقد، و پوست او عظیم خشن ~~است چنانکه برقبضه شمشیر می گیرند و هیچ سلاحی بر وی کار نمی کند و مؤثر ~~نمیشود مگر به زیر دستها و پایهای او که قدری نرمترست . و رنجی هست که از ~~مجامعت متولد می شود از پوست نهنگث معالجه میفرمایند ~~و امثال این از عجایب وغیره بغیراز رود نیل بههیج موضعی دیگرنمی باشد. # و بر کناره‌ رود نیل از حد اسوان2 ح تا آنجا کبه به بحیره می رسد شهرها ~~و دیههای بسیارهست به یکدیگر متصل. وشهر اسوان2. اول ثغر و موضع چنگ ~~زمین نوبه است، و در آنجا گروهها [ی) مختلف مجتمع شدهاند و هر قومی را ~~دینی دیگر. # و در صعید) مصر از جنوبی رود نیل معدن ز برجد می باشد در بیابانی که در ~~آن عمارت نیست و کس در آن نمی رود و بغیر ازین موضع در هیچ جای معدن ~~زبرجد از کس شنیده نشده است . # و در شمالی رود نیل بسه نزدیک ms100 فسطاط 4 گورستانی هست و امام شافعی ~~رضی الله عنه در میانه آن گورستان مدفون است ~~و اما اسکندریه ، شهری خوش است بر کناره‌ رود نیل با خلق بسیار و انبوه ~~و خانه[های] به یکدیگر متصل وملاصق، و از کثرت اهل و خلق آن شهر به یکدیگر ~~در آمدهاند . # و در میانه دریا منارهای هست از سنگت سخت استوار و محکم و مرسخ PageV00P117 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~بر آورده. و می گویند خانهها که در میانه مناره است ابه عدد نزدیک سیصد باشد [301] ~~و هیج کس بر زبر آن نتواند شدن مگر کسی که در آن ماهرباشد و به راه آن حاذق، ~~و آن بنا بغایت بلندست : ~~و هرچه از فسطاط 1 به کناره‌ رود نیل است آن زمین را "صعید " میخوانند ~~و هرچه از زیرترست آن را "ریف" می گویند ~~و از طرف فسطاط در چنوبی رود نیل خانهها بسیار هست با خلق انبوه و ~~ببشمار و در آن خانهها ساکن شده و آن بناها در تمامت زمین صعید متفرق و ~~منفصل واز یکدیگر منتشرند. # و در حد فسطاط1 در دو فرسنگی آن بناها[ی] بلند و عجبب و رفیع ومنیع ~~هست و در میانه آن خانهها دوخانه بناکرده است از عجبترین و عظیمترین خانهها، ~~و چنان شنیده شد که مقدار بلندی هریک چهارصد گزباشد برشکل منارهای بر آورده ~~و از زیر عظیم فراخ گرفته و چندان کسه بالا می رود تنگتر می شود تا آنجا کسه در ~~تنگی زبر آن بقدر زانوجای شتری می گردد . و در انسدرون ایشان کتابه ها[ی] ~~یونانی نهاده . و در اندرون آن راهی هست که پیاده در آن میتواند رفتن. # و درسترین2 آنچه شنیدم از احوال واخبار این موضع آن است که گورهای ~~ملوک آن زمیناند. # و پهنا[ی) عمارتی که به رود نیل است از حد اسوان2 به مقدار مسافت رقتن ~~نیم روز ازین طرف تا آنجاکه به فسطاط 1 می رسد، و بعد از ms101 آن، آن مملکت پهن ~~میشود. و پهنای آن از حد اسکندریه است تا به کوهی که به بیابان قلزم منصل ~~می شود و آن هشت روزه راه است . و در پهنای زمین مصر هیچ بیابانی از خلق ~~خالی نیست . # و اما الواحات را شهرها [ی] معمور و آبها[ی) روان و درختان فراوان و ~~دیههای معمور درایام ماضیه و اعوام صالفه بوده است، اما به روز کار ما از آن هیج ~~باقی مانده نیست حردر آنجا، ومیو[ه]های بسیار و گوسفندان بیایانی و از اصلاب ~~و نتایج ایشان بیحد و اندازه متولد شده میشد. # و الواحات بر حد چنوب صعید مضر است بسه سه روزه راه در بیابان و PageV00P118 ~~============================================================ ~~دیار م ~~3093) زمین الواحات به بیابانی پیوستهاست که آن بیابان به زمین سیاهان متصل می شود ~~و به زمین مصردریایی کوچک هست که آب رود نیل در آن دریا میافتد ~~و آن دریای0’1 و به بحیره‌ تنیس معروف است: ~~و چون آب رود نیل به سر بند می رسد طعام آن خوشتر از اول میباشد: ~~و در آنجا شهرهای چند هست مثل جزیره2 تطیف2 البحیره* وغیر آن .و ~~هیج راهی در آن نیست مگر به کشتی عبور می کنند. # و از شهرهای بزرگ و مشهور آن یکی تنیس است و دمیاط، و درین هردو ~~شهر گوسفند و مزرعه نیست اما جامهها[ی] رفیع باقیمت مصری از آنجا میخیزد. # و آب این دریا که باد کرده شد اندک است، چنانکه در بیشتر آن بی کشتی ~~میشاید رفتن: ~~و ماهیی هست آن را "دلفین " می گویند کمه چون غرق شده را دریابد از ~~لطمات امواج به سلامت به کناره رساند . # و نیز جنسی دیگر از اچناس ماهی هست که آن را "سقنقور* میخوانند و ~~اطبا نافه آن را با معاجین به هم ترکیب می کنند شهوت باه5 را زیادت می کند، و ~~این بیت عربی هم بدین معنی درین موضع لایق بود، آن را ذکر کرده ms102 شد . # شعر ~~کان لما کان لی همة یأکل من لحم سقنقور ~~و اطبا را درین معنی بیتی بیتی بارسی هست و این است: ~~ب ~~آنجه در ماهی سقنقورست نصف آن در دماغ عصفورست ~~و آنچه در مغز ونافه‌ هر دوست به یکی جرعه آب انگورست ~~و جنسی دیگر در آنجا از ماهی هست که هر کس که از آن بخورد به شب ~~در، خوابهاای) هایل و مخوف بیند. # و از حد بحیره تا این دریا تا به حد شام تمامت آن زمین همه ریگن سرخ ~~است به یکدیگر متصل، و آن ریگستان را "جفار" می خوانند . و در آن درخت ~~خرما و منزلها و چشمهها به هر طرف از یکدیگر دور هست وآب چشمههاری] PageV00P119 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~به یکدیگر متصل نمی شوند ، و یک حد از آن به دریاای] روم میرسد و یک حد ~~دیگر به تبه 1. # وریف، مصر تا به حد قلزم نه ازحدود جفارست و در آن م پیوسته نیست . [315] ~~اما می گویند که تیه بنی اسرائیل در طول چهار فرسنگ است و در عرض بر ~~عدد مذکور نزدیک موباشد. و در آن بیابانها زمین سخت و ریگستان بسیارست و ~~درختان خرما و چشمهها[ی) آب از یکدیگر جدا درحوالی واطراف آن می باشد. # ویک حد از آن به جفار، پیوسته می شود و حدی دیگر به کوه طور سینا، ~~و هیچ حدی از آن به زمین بیت المقدس متصل نیست، و فلسطین نه از حدود تیه ~~است، و حدی دیگر به بیابانی متصل می شود که آن بیابان به پشت ریف مصرست ~~و آن می کشد تا به کناره قلزم . # و اما اشمونین شهری کوجک و معمورست با درختان خرما و مزرعهاری ~~بسیار، وجامهها[ی) فراوان از اشمونین5 برمی خیزد و به اطراف آفاق نقل می افتد ~~و در محاذی آن از شمالی رود نیل شهری کوچک ومعموربا در ختان بسیار ~~هست و آن را بوصیر می خوانند، ومروان ms103 بن محمد در آنجا کشته شد. وگویند ~~ساحران را که فرعون جمع کرده بود تا روز زینه وعرض، مقابل ومعارض موسی ~~علیه السلم شوند از آنجا بودند . # و در اسوان1 درخت خرما و زراعت بسیار می باشد و بزرگترین شهرهای ~~صعید مصر اسوان1 است: ~~و اسنا“ و اخمیم دو شهر کوچک و معمورند در بیابان به نزدیک یکدیگر ~~موضوع، با درختان و مزرعها[ی) بسیار، وذوالنون مصری رحمه الله از اخمیم * ~~یوده است، ~~و فرما شهری کوچک وخوش ونزه است به کناره‌ دریا موضوع، وجالینوس ~~حکیم یونانی در آنجا مدفون است. # و از فرما تا به تنیس15 به در یا دوفرسنگ است، و به تنیس11 تلی بزرگ هست ~~از مرد گان بریکدیگر نهاده و برافراشته و آن تل را "بوتون" 12 میخوانند ، و ~~چنان می نمایند، والله اعلم، که آن تل پیشتر از عهد رسالت موسی علیه السلم بوده PageV00P120 ~~============================================================ ~~دیار مد ~~است ، جهت آنکه دین و آیین مصریان در ایام موسی آن بود که مردگان را دفن ~~(329] نمی کردند، وچون اصلام- ثبت الله قواعدها و شید ارکانها- ا رسید چیانکه معین ~~است ایشان را تیز قاعده و عادت دفن است ، و کفنهای ایشان چیزی است که از ~~جنس "خیش "1 می نماید. و در کاسه ها[ی] سر و استخوانها[ی) ایشان الی یومنا ~~هذا صلابتی مشاهده می افتد ~~وعین الشمس ومنف 2 دو دیه خراباند از غربی فسطاط 3. عین الشمس از ~~شمالی فسطاط 3 است ومنف2 از جنوبی آن ~~وگویند که فرعون درین هر دو دیه مبیت ومرقد ساختی و مقام کردی، و در ~~قبله آن به سرکوه مقطم موضعی هست که آن را "تنور فرعون" می گویند : ~~و چنان شنیده شد که چون فرعون از یکی ازین دیهها بیرون آمدی در آنجا ~~ایشان آتش می افروختند تا آن موضع که فرعون در آن اقامت ساخته بود معتددشدی: ~~و در رود نیل مصر جایگهی چند هست که نهنگ در آنجا زیان نمی رساند: ~~اول ms104 آنچه نزدیک فسطاط2 است و به بوصیر، وغیر آن ازمواضع معروف ومشهور ~~و حوالی فسطاط2 زراعت بسیار می کنند، و در آنجا گیاهی می باشد مثل ~~"قضبان" که آن را "بلسم"4 می خوانند و روغن "بلسان" از آن میسازند وبههیج ~~موضع دیگر از آن گیاه نمی باشد ~~و اما عباسه" و قاقوس" و جرجیره از زمین حوفاند و هرچه از طرف رود ~~نیل زیر تر از شهر فسطاط2 است آن را "حوف" 0امی خوانندو آنچه از جانب جنوب ~~است "ریف"1’ می کویند. و بیشتر روستا[ی] مصر وشهرها و دیفها[ی] آن درین ~~دو موضع مذکور می باشد. # و اما از اسوان12 تا معدن زر پانزده روز مسافت است، و زمین معدن از ~~حساب مصر، است اما از حساب بجه 14 می گیرند ~~و از معدن به عبذاب14 متصل میشود وگویند که عیذاب 14 از زمین بجه12 ~~نیست ولکن از شهرهای حبشه است . # و زمین معدن زمیتی است راست وهامون وگشاده است و هیچ کوه در آن ~~نیست مگراندکی ریگ و سنگ ربزه ، و آن موضع راکه مردم در آن مجتمع PageV00P121 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~میشوند "علاقی" امیخوانند ~~و در زمبن بجه" هیچ دبهیاو کوشکی نیست که مردم در آن مقام کنند الا [325) ~~همه بیابان است ~~و در آن زمین شتران بختی با قیمت و قوی میباشد . چنانکه در آفاق هیچ ~~کس چون شنران بختی آن موضع نشان نداده است. و بندگان وشتران واقمشه و ~~امتعه آن زمین جمله به شهر مصر می افتد ~~و می گویند که درزمین مصر بهیمه باقیمت وقوی و ملمع می باشد ونیکوتر ~~از آن در شهرهای اسلام کس نشان نداده است: ~~و از پس شهر اسوان، نوعی از بهیمه کوچک می باشد بقدر گوسفندی و ~~رنگ آن سیاه وسپید ، چنانکه استران ملمع. و حیات4 ومعاش ایشان در آن زمین ~~میباشد و چون ایشان را از آن زمین بیرون می آورند البته میمیرند و بغیر از آن ~~زمین ms105 زند گانی ابشان را ممکن نمی باشد . # و در آنجا جنسی از بهایم هست که ایشان را " سملاقیه "5 می گویند. چنان ~~شنیده آمد که مادران وحشی می باشد و پدران اهلی، یا برعکس . # و در زمین جفار جنسی از مار می باشد بقدر یکن بدست که از زمین بلند بر ~~می خیزند و بر روی مردم و محمل میافند و می گزد و به قتل مردم از انواع دیگر ~~حیات* بلیغ تر میباشد . # و اهل مصر دراخبار آوردهاندکه تمامت زمین جفار1 در ایام فرعون معمور ~~بوده است و در آن دیهها و آب روان بود، و آنکه حق تعالی در حق وی فرمود ~~"و دمرنا ما کان یصنع فرعون وقومه وما کانوا یعرشون" چفار بوده است و ازبن ~~طریق اورا"عریش" می خوانند ~~والله اعلم واحکم بالصواب ~~صورة شاما ~~(339 ~~(330 صورت شام است) PageV00P122 ~~============================================================ ~~دهارام ~~واشی صفد625 ~~ه58 ~~موانا 2- نجدا ~~ف 29 ~~2- سوان ا* قسطاط4 حرها9 لمسستترا ~~9 ما ~~وافاده ا2_ سوان ا ع موم ا قوم ~~ف ~~وةا 2سوان ا صعیدها* قسطاط ~~قسطاطا 2_ ( درستترینا)ا 4- سوان ~~فه ة ~~9-هوسه کلمه از لب ورق نسنه بریده شده است 1 2- الجزائر3- شطیف ~~الحلرها8_ بات ~~ف ة ~~2_دیف ا3_ بلعدانا 4_. اسنوساا5. اسوس ~~سوان *- انلا9اح10س ~~بوصنا ~~19-یتنس ~~12-برکوم ~~س ا2 صف ا قسطاطا - توصن 5- قعان ~~عربی بلسان ا 7- فاسه ن 7-قافوراه حرحیراا 0اجوفا ~~19- وف 12موان ا293 نجه 14- عداب ~~فه ~~لافی ا2_ نجه ل * سوانا4_ حیوة91- سقلاته ~~جمع علی (ماران) ا 7-حفار PageV00P123 ~~============================================================ ~~[دیار شاع] ~~و اما دیار شام را، غربی دریای روم است. # و شرقی آن بیابان است از ایله1 تا فرات، و از آنجا تا حد روم . # و شمالی آن شهرهای روم است : ~~و جنوبی آن حد مصر و تیه بنی اسرائیل است ~~و آخر حدود آن به نزدیک مصر رفیح2 است. # و هرچه از طرف روم است آن را "ثغور" می خوانند و آن ملطیه و حدث و ~~مرعش وهارونیه وکنیسه و عین ms106 زربه2 و مصیصه و اذنه 4 و طرسوس5اند ~~و هرچه از طرف شرقی و غربی آن است در جدول صورت شام ثبت کرده ~~شد و اعاده‌ ذکر آن به تطویل وملال می انجامد . # و تمامت ثغوردرحدود شام جمع کرده آمد و بعضی از ثغوربه "شامی" معروف ~~است و بعضی به ثغور "جزیره" وایشان هر دو از زمین شام اند، جهت آنکه آنچجه از ~~پس فرات زمین شام است و آنچه از ملطیه تا مرعش آن را وثغورجزیره" می خوانند ~~از بهر آنکه اهل جزیره در آنجا مقیم میباشد و آن زمین برین نام منسوب است و ~~از نفس جزیره است ، وکوره شام جند4 فلسطین و جند6 شام است. # و [میان ثغور شام و]ثغور جزیره جبل اللکام، وآن فاصل است میان هر دو ~~نغرها . وجبل اللکام کوهی است در اندرون شهرهای روم . وچنین می گویند که آن ~~کو، ارشهر روم بقدر دویست فرسنگ می گذرد ودرشهرهای اسلام میان مرعش و ~~هارونیه و عین زربه " پیدا میشود، و از آنجا آن کوه را نیز لکام میخوانند . # چندان که از لاذفیه8 می گذرد پس از آن او راکوه بهرأ می گویند . # و از آنجا می رود تا شهر تنوخ، و از آنجا تا حمص . از آن پس او راکوه ~~لبنان میخوانند، و آن کوه چون از ینجاگذشت تا به شام می کشد و از آنجابه دریای PageV00P124 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~قلزم متصل می باشد ~~اما جندا فلسطین : اول حدود شام است ازطرف مغرب ومسافه دوری میان ~~رفح2 تا حد لجون4 دو روزه راه سوار است، و پهنای آن از یافا 2 تا ریحا5 دو ~~دوزه است . # [3497 ~~اما زغر ودیارقوم لوط وجبال وشراة بدان) متصل است ومیرود تا ایله: ~~و دیار قوم لوط و بحیره‌ میته“ و زغز“ تا بیسان6 و شهر طبریه را "غور ~~میخوانند جهت آنکه میان دو کوه موضوع است . و تمامت زمین شهرهای شام ~~از آن بلندترست، وبعضی از آن ازاعمال ms107 اردن 10 است وبعضی ازحساب فلسطین ~~و حدود شهر فلسطین از پیش یساد کرده شد، و آب شهر فلسطین از باران ~~میباشد، و درختان و زراعت آن بغایت خوش وشیرین است: ~~و در نابلس11 آبها[ی] روان هست: ~~و خوشتر و پاکتر شهرها[ی]شام فلسطین است؛ وشهر بزرگ آن را رمله ~~میخوانند و در بزرگی بیت المقدس میانه ایشان هر دو باشد. # وبیت المقدس شهری بلند وخوش است برسر کوهها، وهر که خواهدکه ~~در آنجا رود به هرجانب که باشد بیت المقدس از موضع او بلندترست ، و در مر ~~طرفی از آن گروهی از فلسطین مقیماند ~~و در آنجا مسجدی هست عظیم بلند و منیع چنانکه در تمامت شهرهاای) ~~اسلام از آن بزرگنر نیست وبنیاد مسجد درگوشه غربی آن می کشد ومی رود تا نیمه ~~از پهنای مسجد [را] فرا می گیرد وبافی از مسجد تا آنجا[ست) که صخره موضوع ~~است، در آنجا سنگی بلند مانند دکهای موضوع است، ودرمیانه سنگن صخره قبه ای ~~نیک عالی براقراشته هست وبلندی صخره بقدر قامتی باشد وطول وعرض صخره ~~به یکدیگر نزدیکاند، و کمیت مقدار مساحت آن ده گز در ده گز باشد، و درمیانه ~~آن سنگ نردبانی هست که کسان در آن فرو میروند و آن مانند زیرزمینی است و ~~آن را طول وعرض یکسان است: ~~و در بیت المقدس آب روان نمی باشد مگر چشمه ای چند هست که آب PageV00P125 ~~============================================================ ~~مسالک و ممالک ~~آن چندانی نیست که زراعت را شاید، و آن فراختر عرصه آن دیارست و خصب ~~آن بیشتر از تمامت شهرها[ی) فلسطین. # و محراب داود علیه السلم در آنجاست، و آن خانه بلند و منیع است. از ~~سنگ بر آورده بقدر پنجاه گز باشد، وپهنای آن به تقدیر و تخمین سی گز باشد، و ~~برزبر آن خانهای اهست مانند حجرهای و آن را محراب میخوانند و هرکه [349) ~~از رمله به بیت المقدس می رود اول جیزی که او را معاینه و ms108 معارض می شود آن ~~محراب است: ~~و در مسجد بیت المقدس عامه وکافه پیغمبران را محرابها هست، هریکی را ~~قبلهای معروف وبه نام او مرسوم ~~و از بیت المقدس به ناحیت جنوب بقدرشش میل دیهی هست به بیت اللحم ~~معروف ومولد ومسقط عیسی بن مریم علیه السلام در آنجا بوده است. # و می گویند که در کنستی2 از آن موضع پارهای درخت خرما که مریم از آن ~~خورده بود هست و آن را متبرک و متعزز و موقر و مبجل، میدارندو به نیکوتر ~~ومهی صیانت ومحافظت واجب میدانند ~~و از بیت اللحم تا به راه جاده آن در طرف جنوب شهری کوچک هست و ~~در بزرگی مشابه دیهی است که آن دیه به مسجد ابرهیم علیه السلام معروف است ~~و در آن مسجد که روز آدینه در آن جمع میشوند ابرهیم و اسحق و یعقوب ~~علیهم الصلوة والسلم- به یکث صف مدفوناند، وهرزنی را از آن ایشان محاذی و ~~مقابل مزار شوهر او دفن کرده . # وشهر بیت المقدس درزمینی نشیب میان کوه موضوع است با درختان انبوه ~~و میو[ه)ها[ی) بسیار. و غالب در کوهها[ی] آن دیار و جمله کوهها[ی] فلسطین و ~~زمین هامون آن درختان زیتون و انجیر و نوعی از خرما برنی4 می باشد ، و دیگر ~~انواع فواکه بسیار آنجا هست . اما غالب این است که گفته شد . # و نابلس شهر بزرگ سامره است ، و می گویند که نابلس 5 بیت المقدس ~~است، وبعضی می گویند که سامره بیت المقدس است. وبه هیچ موضعی از آفاق هیچ ~~شهری نیست بغیر ازین موضع که اورا سامره نام باشد PageV00P126 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~و در آخر شهرهای فلسطین به نزدیک جفار1 مضر شهری هست که آن را ~~غزه2 می خوانند، و هاشم بن عبد مناف در آنجا مدفون (است) ومحمد بن ادریس ~~(359) الشافعی رحمة الله علیه درایام اظهارمذهب وبحث در آنجا متوطن بودی، ودرایام ~~جاهلیت عمر بن الخطاب را- رضی الله عنه- چون ازحجاز باز گشته ms109 بود در آنجا به ~~اسبری گرفته بودند. # و عدد منابرشهر فلسطین به مقدار بیست باشد. وآن بغایت خوش ونزه است ~~با خصب و رفاهت، و نعمت و راحت و امتعه وفواکه، و مایحتاج الیه در آنجا از ~~تمامت شهرها ارزانتر می باشد ~~و جبال و شراة4 دو شهرند . در دواوین حساب از اذرح" جدا کرده و از ~~توابع ولواحق آن بیرون آورده. و بعضی از مردم شهر جبال را "روات"4 می خوانند. # و این هر دو شهربغایت خصب و نزاهت و نعمت و آسایش و راحت اند،و بیشتر ~~اهل و متوطنان و حکام ورئیس ایشان اعراباند. # و شهر بزرگ اردن را طبریه میخوانند و آن شهر بر کناره‌ دریا موضوع ~~است با آبهاری] روان و درختان بسیار. و درازای آن دوازده میل است وپهنای آن ~~دوفرسنگ است تا سه فرسنگن. # و در آنجا چشمهها[ی) آب روان هست. و از آنجا که آب بیرون می آید تا ~~به شهر دوفرسنگن باشد وچون آن آب به شهر می رسد با آب دجله به هم رودی ~~بزرگ می باشد. و هر پوست که در آن آب می اندازند تمامت مویهای آن پاک ~~میریزد وهیچ باقی نمی گذارد، واستعمال آن به خوردن و آشامیدن متعذر می باشد: ~~اما آن آب را به گرمابهها ومتوضاها به خرج می کنند. # و در اول حد غور ارطرف جنوب شهری هست به مسجد ابرعیم علیه السلم ~~معروف، وبعضی آن را بحیره" میخوانند: ~~و این حد می کشد تا بیسان8 و از آنجا میرود تا به زغر6 و از زغر6 تا به ~~بحیره‌ میته10 ~~و غور میان دوکوه است و زمین آن عظیم زیرا است، وبرف در آنجا بسیار ~~نیماند، ودرختان و چشمهها و رودهاای) بسیار هست: PageV00P127 ~~============================================================ ~~حلک و مسالک ~~و اول حد غور از حساب وتوابع ارون است چندان که به بیسان1 می رسد: ~~وچون از بیسان11 گذشت از حدود فلسطین است، ودرین بطن اکرروندهای [350] ~~برود به راه ms110 راست به ایله میرسد. # وصور شهری نزه وعظیم استوارست، بر کناره‌ دریا موضوع. وچنانشنیده ~~آمد که در سواحل دریا[ی) آن اقلیم هیچ شهری قدیمتر از صور نیست، و تمامت ~~حکماای] یونانی از آنجا بودهاند. # ویعقوب. علیه السلم. به شهر اردن مقیم بودی ~~و چاه یوسف -علیه السلم- بقدر دوازده میل ازشهر صور دورترست درمیانه ~~طبریه ودمشق ~~[و اما جند] دمشق: و آن از بزرگترین شهرهای شام است در زمینی فراخ، ~~و از حوالی کوهها بسر آن محیط و آبهاری] روان و درختان بسیار و مزرعها ~~به یکدیگر متصل با خصب ونزاهت و دعت و راحت، و تمامت این بقعه را غوطه ~~می خوانند. و پهنای آن یک منزل است و درازا دو منزل. و درمغرب وشام2 هیچ ~~جائی نزهتر وخوشتر از غوطه دمشق نیست: ~~وآب آن بقعه از زیر کنشتی مستنبط می شود که آن کنشت را فیجه2 می خوانند ~~و اول آب که بیرون می آید به مقدار یک گز بلندی ویک ارش پهنا می باشد وبعداز ~~آن برشکافها[ی] کوه روانه می شود و از آنجا چشمهای چند دیگر بر وی ملحق و ~~متصل می باشد و رودی عظیم بهن وبزرگ می گردد و آن رود را یزید4 بن معویه5 در ~~بهنای دجله روانه کرده است. و دو رود از آن متشعب و متفرق می شود: یکی را رود ~~مزه6 می گویند و دیگری را رود قنات 3، و آن آب برشکاف کوه میرود چنانکه ~~بیدا نمی باشد تا به موضعی که آن را نیرب 3 می خوانند و چون به نیرب6 میرسد ~~بردوی زمین روانه وظاهرمی شود ~~و گویند که نیرب3 آن موضع است که حق تعالی در حق وی فرمودکه: ~~"و آویناهما الی ربوة ذات قرار و معین"، و آن رود اصل رودهای آن دیارمی باشد ~~و آن را و بردا"1 میخوانند. # و در مبانه شهر دمشق درینا آب قنطرهای هست . و از کثرت وغزارت آن [369) PageV00P128 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~آب ms111 سوار از آن قنطره گذار نمی تواند کردن. و آن آب روانه میرود تا به غوطه، و ~~چون به غوطه می رسد در تمامت خانهها و کوچهها و گرمابه هاری] ایشان آن آب ~~دوانه میباشد ~~و نیز در آنجا مسجدی هست که در تمامت اسلام از آن بزرگتر ومعمورتر ~~نیست. و اما دیوار و قبهای که بالای محراب نزدیکن مقصوره است چنانکه شنیده ~~شد که آن از بناهای صابیان است و نمازجای ایشان بود و بعد از آن در دست ~~یونانیان افتاد و آن موضع را موقر و مبجل می داشتند و تعظیم دین خود به واجبی ~~مینمودند، و چون ملوک بت پرستان و جهودان در آنجا غالب و مستولی شدند ~~آن موضع را معبد خود ساختند . و یحبی بن زکریا را علیهما السلام در آن مدت ~~صر بریدند و سر او را به در مسجد آویختند و آن در را "جیرون" می خوانند، و ~~بعد از مدتی بعید چون ترسایان غالب و منصور شدند وایشان را خاسر و مقهور ~~کردند آن موضع راکنیسه و کتابخانه خود ساختند و دین خود را در آنجا اظهار ~~کردند، وچون اسلام شیدالله قواعدها- رسید ولشکر اصلام در آنجا متغلب ومظفر ~~شدند آن بقعه را مسجدی بنیاد نهادند، ودر باب جبرون هم آن جایگاه که سریحیی ابن ~~زکریا را. علیهما السلام_ آویخته بودند سرامیر المؤمنین حسین بن علی- علیهما السلام ~~آویخته شد، اللهم العنهم واخذلهم . بعد از آن چون ولید بن عبدالملک در آنجا ~~اقامت ساخت آن مسجد را درعمارت آورد. زمین تمامت آن را رخام بگسترد، و ~~روی دیوار اورا مجزع کرد، و استونها[ی] آن را رخام منقش کرده برافراشت ، ~~و سراستونها[ی) آن را تمامت خشتها[ی] زر نهاد، ومحراب آن را زراندود ~~به جواهر مرضع گردانید، وگرد سقف و جدران را نبشتهها از زر کرد، وگویند ~~[365] پنج سال خراج شام دروجه نفقه آن بوده است، وبام آن را از ارزیزگداخته(اندودند، ~~و سقف آن چوبهای زراندود ms112 کرده نهادند، و چنان ساختند که آب در بام مسجد ~~می کردد، ودرتمامت استونها فرو می رود، واز آنجابه متوضاها ومایحتاج الیه روانه ~~میشود تا مردم آن را استعمال می کنند ~~و بعلبکن نیز ازجند دمشق است برسر کوه موضوع، وتمامت بنیاد خانههای ~~آن از سنگ محکم کرده وگوشکها[ی] چند بلند ومنیع از سنگ ساخنه هست بر PageV00P129 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~استونها[ی) بلند بناکرده ، جنانکه در تمامت زمین شام هیچ خانهای از آن عجبترو ~~عظیمتر نمی باشد : ~~و اطرابلس شهری معمورست بسا درختان و نیشکر و خصب بسیار بر کناره‌ ~~دریا[ی] روم موضوع ~~و جند حمص در زمینی است راست وهامون وشهر آن را حمض میخوانند ~~با خصب ونزاهت و ارزانی وراحت بسیار، و آب وهوای آن از تمامت شهرهاری) ~~شام خوشتر میباشد، و اهل آن را حسنی وجمالی وافر هست، ودر آنجا ازانواع ~~حشرات و مضرات و موذیات مثل مار وکژدم نمی باشد، و آن را آب روان و ~~مزرعهاای) فراوان و درختان بسیار هست، و بیشتر زراعت ایشان چیزی از چنس ~~جو قدری بزرگترو آن را " اعذاء "1 می خوانند. و کنشتی از آن ترسایان آنجا هست ~~که در تمامت شهرهای شام بدان بزرگی نیست. و در بعضی از آن زمین مسجدها ~~ساختهاند و در بعضی کلیسا . # و عامه وآجاده راه شام حمض است ودر آن راه سنگها گستردهاند تا روندگان ~~را مشقت وصعوبت کمترباشد: ~~و انطر طوس گوشکی است بر کناره‌ دریای روم و آن ثغر اهل حمص است ~~و مصحفی از مصاحف عثمان بن عفان- رضی الله عنه- در آنجا هست . # و سلمیه شهری خوش ونزه بر کناره بیابان است، وغالب در آن شهروتوابع ~~و اعمال آن قبایل بنی هاشم ساکن ومتوطناند . # و شیزر، وحماة دوشهر کوچک و نزه ومعموراند با اهل بسیار وخلق انبوه، ~~با آب و درخت و مزرعه بسیاران ~~و حلب در چنده قنسرین موضوع است او آن شهری خوش ونزه است برسر [379] ~~راه عراق و ms113 ثغور وتمامت شامان2. # و قنسرین نام موضعی است که شهرهای چند کوچکن را به وی اضافت می کنند ~~و نسبت میبرند، وآن از سخترین1 شهرهای شام است. # و معرة مصرین" شهری است بغایت خصب و نزاهت، و درتمامت توابع و ~~اعمال آن "اعذا" زراعت می کنند. PageV00P130 # ============================================================ ~~دیار شام ~~و در جمله نواحی آن به هیچ موضعی آب روان نمی باشد الابه قنرین ، ~~جهت آنکه آبها[ی] آن موضع بیشترآب باران است . # و خناصره گوشکی است بر کناره‌ بیابان، وعمر بن عبدالعزیز- رحمة الله علیه- ~~در آن گوشک مقام داشت. # و عواصم نام ناحینی است از آن موضع ، وهیچ جانبی را بعینه عاصم ~~نمیگویند، وشهر بزرگ آن را انطاکبه می خوانند. و در نمامت اقلیم شام بغیراز ~~دمشق هیچ چایی مهمورتر ونزهتر از آن نیست، و سوری بلندگرد آن شهر بر آوردهاند ~~و نیز کوهی بلند به حوالی او محیط است، و در آن کوه مزرعه ودر ختان و آسیاب ~~بسیار، و چنان شنیده آمد که حوالی سور شهر سواررا دو روزه راه است. و در ~~تمامت خانهها و مسجد جامع و کوچه هسای ایشان آب روانه است و میرود، و در ~~حوالی و نواحی وحدود آن ضباع و دیههاای] معمور ونزه با نعمت وراحت بسیار ~~هست، وصخره[ی) که به موسی بن عمران- علیه السلام- منسوب است در آن ~~موضع میباشد: ~~و بالس1 شهری کوجک است بر کباره‌ رود فرات، و اولشهری که از عراق ~~به شام میروند بالس1 است و آن بغایت عمارت و کمال نزاهت میباشد و فرضه ~~فرات است اهل شام را. # و منبج شهری در بیابان است نزه وبا نعمت و راحت وافروبیشتر زراعت ~~آن موضع " اعذا"2 است. # و سنجه نزدیک آن است و آن شهری کوچک است و به نزدیک قنطره ~~ساختهاندکه درتمام شهرها واقلیم اسلام رفیعتر وعجیبتر از آن نیست و آنرا قنطره‌ ~~سنجه4 می خوانند: ~~و سمیساط بر کناره‌ فرات است به ازدیک جسر منبج، و ایشان دو شهر ms114 ~~کوچک و نزهاند با نعمت و راحت بسیار و در آن مزرعهاری] باریاب و بخس ~~(375] می باشد(و این هر دو شهر را آب از رود فرات است: ~~و ملطیه5 شهری بزرگ است ودر تمامت شهرها[ی] ثغور کوه لکام هیچ شهری ~~بزرگتر از ملطیه" نیست، وحوالی آن کوههای) چند هست و در آن کوهها درختان ~~گردکان بسیار و اتواع فواکه فراوان می باشد تمامت مباح که آن را هیچ مالکی معین PageV00P131 ~~============================================================ ~~محالک و مسالک ~~نمیباشد، و آن از دیهها[ی] شهر روم به یک منزل دورتر موضوع است . # و حصن منصور قلعه کوجک است و منبری نیز در آنجا می باشد و زراعت ~~ایشان اغلب چیزی است از جو بزر گتر که عام آن را "جودیوان" می گویند1 وایشان ~~آن را "عذی"" میخواتند. # و حدث ومرعش دو شهر معموراند باآب روان و زراعت بسیار و درختان ~~فراوان، وایشان نبز هردو ثغراند ~~و زبطره2 قلعهای است، و از شهرهاری) ثغر هیچ شهری وقلعه ای به روم ~~نزدیکتر از آن نیست، واهل روم آن را خراب کردهاند. # و در غربی کوه لکام در بعضی از شکافها[ی) آن قلعهای هست که آن را هارونیه ~~می خوانند، ودر آن درختان خرما بسیار و زراعت و خصب فراوان است وهرون الرشید ~~آن را بتیاد کرده است و ازین جهت اورا هارونیه می خوانند. # و بیاس شهری کوچک است بر کناره دربای روم با درختان خرما بسیار و ~~زداعت و تحصب ونعت: ~~و اسکندرونه5 قلعهای است بر کناره دریاای] روم: ~~و تینات * نیز قلعه[ای) است بر کناره دریا که چوب صنوبر که در شامات و ~~مصر وثغور نقل می افتد از آنجا حمل می کنند. # وکنیسه اگوشکی است قدری از ساحل دورتر و در آن منبری هست و آن [389) ~~نیز ازجمله ثغور است ~~و منقب قلعه کوجک است وعمربن عبدالعزیز- رحمه الله- آن را بتیاد کرده ~~است وبرافراشته ، ومنبری در آنجا نیزهست وجامعی به خط او در آنجا نهاده . # و ms115 عین زربه3 شهری کوچک است و در کوچکی چندانکه غوریه6 باشد ، ~~و آن بغایت خصب و نزاهت است با میو[ه]ها[ی) فراوان و مزرعها[ی] فراخ ~~و چنان شنودهاند که چون وضیف خادم می خواست که بهشهر روم رود معتضد درین ~~شهر اورا دریافت. # و مصیصه دو شهرند . یکی را مصیصه10 می گویند و دیگریراکفربیا11، ~~و این هر دو برطرف رود جیحان موضو ع اند و در میانه ایشان قنطرهای هست از PageV00P132 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~سنگ و ایشان هر دو بغایت نزه و خورم اند، و آن در زمینی بلند موضوع است ~~چنانکه هر که درمسجد جامع آن بایستد بقدر چهار فرسنگ می تواند دید. # و رود جیحان از شهر روم بیرون می آید ومیرود تا مصیصه، بعد از آن ~~به روستایی میرود که آن روستا را ملون میخوانند، و از آنجا به دریای روم می افتد ~~و اذنه1 شهری معمور است با نعمت بسیار ومیولهاهاری) وافر، وآن ~~به بزرگی به مقدار یک جانب از مصیصه باشد، و آن بر کناره‌ رودی موضوع است ~~که آن را سیحان میخوانند ~~و سیحان در بزرگی و طول و عرض از چیحان کمترمی باشد، و قنطرهای از ~~سنگ بلند نیک رفیع و عجیب در آنجا هست، و این رود نیز از شهرروم بیرون ~~می آید: ~~و طرصوس شهری بزرگ است و در آن سواران و پیاده ولشکر بسیار جمع ~~و خدم و حشم انبوه با ساز وآلت می باشد، و آن بغایت خصب ونزاهت ورفاهت ~~است، و دو سور دارد، و در هنگام محاربت و مقاتلت از طرسوس2 هزاران هزار ~~[385) سوار با آلت وساز تمام در اجنگ بیرون می آیند. # و در میان حد روم و آن کوهی هست و آن کوه فاصل است میان شهرها[ی] ~~دوم و اسلام: ~~و از حد سجستان و کرمان وپارس و کوهستان و خوزستان وتمامت عراق و ~~حجاز ویمن وشامات و مصرگروه کروه در طرسوس، ساکن شده اقامت ساختهاند ~~و ms116 بیشتر سکان آن شهرغریباند. جهت آنکه چون آن شهر را دینهاند از نزاهت و ~~خصب و دعت و راحت در آنجا فرود آمده مقیم شدهاند ~~و أولاس قلعهای است برکناره‌ دریا و در آنجا قومی زاهد و متعبد مقیم، و ~~آخر عمارتی که از حدود اسلام به کناره‌ دریا[ی] روم می باشد آولاس است: ~~و رقیم، شهری کو چک است به نزدیک بلتما و تمامت خانهها ودیوارها[ی] ~~آن از سنگ نراشیده است، چنانکه هر که آن را مشاهدء کند پندارد که همه آن دبوار ~~از یک سنگ است : ~~و بحیره‌ میته 4 به نزدبک زغر6 است و آن از صدد و حساب غور است . PageV00P133 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و آن را "میته" از جهت آن می خوانند که در آن هیچ حیوانی از ماهی وغیره نیست. # و در آنجا چیزی هست که آن را "حمر" می خوانند وچون قدری از آن در میانه ~~رزستان انگور شهر فلسطین می اندازند بار می آورند، همچنانکه درخت خرما از ~~کاردوی نر به وی می نهتد ~~و دیار قوم لوط را "زمین مقلوبه" می خوانند، ودر آنجا هیچ زرع وگوسفند ~~وگیاه نمی باشد. و آن بفعهای ناخوش و زمینی سیاه است، وسنگها بسیارهست همه ~~به مقدار نزدیک یکدیگر. و روایت می کنند از ناقلان معتمد که آن سنگها ازحجاره ~~"مسومة" است که حق تعالی به قوم لوط فرستاده بود، و در تمامت آن سنگها در ~~هریکن مانند مهری نهاده است ~~و معان شهری کوچک است وساکنان ومتوطنان وملوک آنجا از فرزندان ~~بنی امیهاند. و در آنجا قلعهای هست که اگر شراة و دزدان بریشان غلبه آرند در آن ~~قلعه روند به محاربت و دفع وقمع ایشان به مناعت آن قلعه مشغول میشوند0/ (299) ~~و خوران وبشنیته دو روستا[ی) بزرگ اند از چند دمشق وتمامت مزرعهاری] ~~ایشان بخس است . # و بصری نزدیک بلفا است، وحوض که در خبر آمده است چنان شنیده شد که ~~آن در میانه بصری ms117 و عمان است. # و شهر بغراس برراه گذرتغورست، وسیدةالنسا زبیدد خاتون - رحمها الله. # در آنجا میهمانخانه ای ساخته است و در تمامت شام بغیر ازینجا به هیچ شهری ~~دیگر میهمانخانه نیست : ~~و بیروت2 شهریخوش و نزه است با نعمت وراحت بر کناره‌ دربای روم ، ~~و آن از صدد اعمال دمشق است، و امام اوزاعی - رحمة الله علیه - در آنجا مقیم ~~بودی: ~~والله اعلم بالصواب ~~یادکردن تمامت مسافات شام ~~اول حد درازا[ی] آن زمین از ملطیه 4 تا رفحه است : ~~- از ملطیه4 تا منبج، چهار روز، ~~و از منبج تا حلب دو روز، PageV00P134 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~و از حلب تا حمص پنج روز، ~~و از حمص تا دمشق پنج روز، ~~- و از دمشق تا طبریه چهار روز، ~~- و از طبریه تا رمله سه روز، ~~و از رمله تا به رفح دو روز، ~~و قمامت بیست و پنج روز می باشد ~~و در پهنا، آن اقلیم در موضعی بیشتر و در موضعی کمتر میبساشد. یکی ~~از اطراف آن از فرات است تا جسر منبج1، و از آنجا میرود تا قورس، پس از ~~آن می گذرد برحد قنسرین2، وار آنجا به عواصم، بعد از آن ازحدود انطاکیه، پس ~~از آن می گذرد به کوه لکام، ومیرود تا بیاس4، و از آنجا به مثقب ، بعد از آن به ~~مصیصه، واز آنجا بر اذنه5، بس از آن به طرسوس میرود، واین مسافت نا ~~این جایگاه ده منزل است . # و اگر کسی این راه را از بالس رود اول از بالس میرود تا حلب، واز آنجا ~~تا انطاکیه، پس از آن با اسکندرونه"، و از آنجا تا بیاس*، وهمچنین میرود نا ~~آنجا که به طرسوس می رسد، و آن نیز درمسافت ده منزل میباشد . الا آتکه راه ~~مستقیم و روشن وجاده طریق اول است که یاد کرده آمد. # اما طرف دیگر از آن اقلیم از حد فلسطین می گیرد و از حد یافاه1 و میرود ~~تا به ms118 رمله ، و از آنجا تا بیت المقدس، پس از آن تا اریحا11، واز آنجا تا زغر12، ~~[295] بس از آن 1* . # * دریتچا چند برگ از نسعخه اقتاده است و برای اینکه نسخه را نا افتاده نشان ~~بلهند به خط شبیه بهخط نسخه کامات * جامارق عست “ را افزوده اندکه با مضلب صنحة ~~بعد موجود قدری بخواند، در حالی که هنوز آثاز ”راده‌" فدیمی پانین گوشه نست چب ~~صفحه بافی است وچیزی است شبیه "داما ، (2) به هرحال دنباله شام تا اواخره طالب مربوط ~~به خوزستان افتاده است، یعنی مطاق ترجمه دیگرمسالک از سطر نفم صفحة 68 تا مطر ~~شسم صفحة 9 ومطابق سطر 2 صفحة ع متن عربی (دخویه) ذا سطر صنحة 92 ~~علاقه مندان به یافتن مطلب تاچار ترجمه دیگررا خواعند دید. آنجه افاد، دنباله ~~شام، دریای روم، زمین جزیره، عراق ، و نیمی از بعخش خوزستان است PageV00P135 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~حواشی صفحات *796 ~~ف ~~اطه! 2_ دمح ا 3_ رزنه ا ادبه ا 9 طرطوس ~~جندبه خمجیه 7- رربها4_ لادقیه!9. عربی: بهراء]10_توح ~~فه م ~~دا 2- رمح ا 3- لعون ا 4 بلقاا 9- ارا ~~رعدا( 7- کذا درترجمه حاضر. متن عربی" المنتنة * (گنده درترجمه تخستین) ~~و چون مراد بحرالمیت است ظاعرأ مترجم "میته" را استعمال کرده و ماهم نگاه داشتیم ~~درچاب عبدالعال . بحرالعیتة4- عرن ا9یسانا 10- اردوان ~~11- بابلس ~~ف ~~1-کذا ، درحالی که موسوم متناسب می آیدا 2- (ء- کنشت) درترجمه کنیسه ~~3_ متجل 4. عربی، و جمیز و عنب . در ترجمه‌ فارسی دیکر نیامله ، جمیز ~~را انجیر آدم * نوشتهاند. “برنی" شناخته نشدا 8- بابلسا ~~ق و ~~حفار2_ عزه1 3_( رفاهیت) 1 4_ سراها 5_ ادرح ~~دوادا 7 بحره ن 4- یسیان ا 9- دعره ~~10- به حاشیة * ~~فحة مراجعه شود ا 11- بی نقطه یاء (عربی : غاثر) ~~ف ~~_ سان ا 2_ عرنی وو شام" نداردا 3_ فتحها 4 زبد ~~( معاویه) ن 6ممره(به تشدید زاء) ا 7_ قهاه.. عربی : قنواتا ~~8_یترب 9. عرنی؛ بردی ~~ه ~~1-عدا 2_ عربی : عامة طریق ا 3. طرطوسا 4- سیرین ~~حدا 6. بجای شامات (جمع عربی) شامان ms119 . غلط چابن نیستا ~~( سخت ترین) ا 4-معرةالنعمان ا9 اعدا ~~6 ~~ن س ا 2 منحا 3 اعدا47_ سنحه1 9- ملیطه PageV00P136 ~~============================================================ ~~دیار شام ~~1_ این عبارت درعربی تیست وازمترجم است.ا 2- اصل: عدی (عذی به معنی ~~کشت دیمم آمده، منتهی الارب)ا 3- ریطره1 * تماس 9- اسکندریها ~~بان ا 7_ ( مصحف، در عربی وقارسی دیگر)ا 4_ عین رزنها ~~بجای غورا10مصیا 19کفرا ~~1-ادنه 2_ طرطوسا * رقم1 *کذا،حاشیة *صفحة ** ~~دیده شودا 9- رعرا ~~1حرته ا 2_ بعراس ا 3_ شروب!4 ملیطه1 هومح ~~منح ~~ف ~~متح 2مومس ا منسرینا4 باسا9-ادیه ~~رطوس 7- اسکندریها8_ ساسا9 طرطوس10_ماقا ~~19-اربا 14-رعز PageV00P137 ~~============================================================ ~~[دنبالهع خوزستان ~~00.[در عسکر مکرم گونه ای عقرب کوچک هست] که هر که را بگزد البته ~~بمیرد و به قتل مردم، آن از مار بلیغ تر می باشد. # و دیبا که در آفاق از آن حمل می کنند از شوشترمی خیزد، و جامه کعبه نیز از ~~آنجا می برند . و در شوشتر سلطان طرازی ساخته است . # و خز و جامهها[ی] ابریشم که در آفاق حمل می کنند از شوش می خیزد، و در ~~شوش نوعی از انواع ترنج هست مانندکف دست وپنجهها بروی با بوی، خوش: ~~چنانک در هیچ موضعی از آن نمی باشد ~~و شوشجرد1 که در آفاق حمل می کنند ازقرقوب می خیزد، و به قرقوب و ~~شوش سلطان دو طراز بنا کرده است: ~~و از بصنی به آفاق عالم پرد[ه]ها حمل می کنند ودر آن نبشته2 که "هذا عمل ~~بصنی . و به برذون4 وکلیوان5 وغیر آن آن صنعت را می کنند ومی نویسند که این ~~عمل بصنی2 است. اما معدن آن بصنی، است: ~~و از رامهرمز نیزجامه ها[ی) ابریشم دربعضی مواضع نقل می کنند. وچنان ~~شنیده آمد که مانی نقاش حر در آنجا کشنه شد، وبعضی می گویند که او درزندان ~~بهرام بوده است و بعد از آن بهرام بینی او را برید وگردن اورا زد و قتلرا ظاهر ~~کرد. و به رامهرمزانواع فواکه مخنلف الالوان والاوان جمع می شودکه درشهرها ms120 ~~که درحوالی ونواحی آناند نمی باشد ، مثل درختان خرما وگردکان وبرف6 وترنج ~~وغبره: ~~و جندی شابور شهری خوش ونزه است با خیروخصب فراخ ودرختان خرما ~~و زراعت بسیار و آبها[ی) روان، و یعقوب بن اللیث الصفار در آنجا از نزاهت و ~~خوشی آن شهر و آنکه به شهرهای دیگر پیوسته و متصل است در آن فرود آمد ~~و نا آن وقت که او را وفات رسید در آنجا مقیم بود، و این ساعتهم بدان جایگاه PageV00P138 ~~============================================================ ~~وزستان ~~مدفون است . # و از نهر تیری جامهها[ی] رفیع وبا قیمت مرتفع میباشد، واز لطافت مقابل ~~4091) و ممائل جامه هاریم بغداد امی باشد و از آن در بغداد حمل می کنند وبه جامه هاری) ~~آنجا مشابه ومعارض می باشد وهم بدان نرخ میفروشند ~~و جبی شهری خوش ونزه است و اورا روستاری) بسیار وپهن هست، وشیخ ~~کبیر ابوعلی جبائی که در عصر خود امام اهل اعتزال بود از آنجا بود ~~و یک طرف از خوزستان به دربا می کشد، وتمامت آبهای خوزستان به حصن ~~مهدی جمع میشوند و از آنجا به دریا می افتند، وهمچنان پهن میشود تا آنجا که ~~به جزر و مد می رسد، و چندان فراخ می باشد که مانند دریایی می گردد ~~و از طیب تکههای1 نیکومانند تکه[های] ارمنی می خبزد چنانکه در تمامت ~~شهرها[ی] اسلام بغیر از ارمن بهتر از آنجاکس نمی سازند ، مگر به روز گار ما ~~به نو به طوس میسازند که آن قدری نیکوتر و لطیف تر از طیبی و ارمنی است: ~~و سنبیل شهری است به نزدیکن حوالی پارس و در ایام محمد بن واصل تا ~~آخر دولت سچزیه" آن از اعمال بارس بوده است . بعد از آن به اعمال خوزستان ~~مضاف و ملحق شد ~~و زط2 وخابران2 دوکورهاند برکناره دو رود آب روان موضوع. # و بنیان 5 نزدیک سردن4 است به زمین پارس و اصفهان، و هوای آن قدری ~~سرد می باشد، ودرحوالی و اتباع ms121 و نواحی خوزستان هبچ روستایی سرد سیر نزدیکتر ~~از بنیان1 نیست: ~~و آسکن“ دیهی است و در آن منبر نمی بحاشد، وحوالی آن درختان خرما ~~بسیار محیط شده است، وچنان شنیده آمد که "ازارقه " را در آنجاخصومت افتاده ~~بود. و آن چنان بود که دو هزار تن از بصره در بی چهل مرد دزد و شراة بیرون ~~آمدند تا ایشان را مخذول و هلاک کنند ، چون به آسکن رصیدند به محاربت و ~~مقاتلت آغاز کردند. این چهل مرد تمامت ایشان را بکشتند. ودوشاب ارجانیکه ~~(405) در آفاق حمل می افتد از آنجا مرتفع میشود0! # و مناذر بزرگ ومناذر کوچکث، دوشهراند معمور به درختان خرما وزراعت PageV00P139 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و ارتفاع و انتفاع بسیار. # اما بیسافات میان شهرهاای] خوزستان ~~اول از پارس تا عراق دو راه، جاد، و شارع وبزرگ است: یکی از آن تا ~~بصره میرودو از آنجا تا بغداد، ~~و دوم راه از پارس تا واسط و از آنجا تا بغداد . # اماراه بضره : ~~- از ارجان تا آسکن1 نزدیک دومنزل سبک باشد، ~~- و از آنجا تا زیدان2 یک منزل، وزیدان2 دیهی است، ~~- پس از آنجا تا به دورق یک منزل، و دورق شهربزرگ سرق است، ~~- و از سرق تا به خان مردویه یک منزل، و آن خانی است که سیاحان در ~~آنجا فرود می آیند، ~~- و از خان مردویه تا باسیان یکث منزل، و باسیان شهری میانه است ، نه ~~کوچک و نه بزرگ، وبغایت معمورست ، و رود آب در آنجا به دو قسمت ~~بریده میشود، ~~و از باسیان تا حصن مهدی دو منزل، ودر آنجا نیز منبری هست، و آن را ~~در آب میتوان رفتن. و نیز از دورق تا باسیان در آب میروند وراه آب آسانتر از ~~راه بیایان است : ~~و از حصن مهدی تا بیان یک منزل، ودر بیان منبری هست، ودرین موضع ~~حد خوزستان ازین طرف منتهی میشود، و بیان بر کناره‌ دجله مبنی است، وهرکه ~~میخواهد از ms122 آنجا به کشنی4 می نشیند. ومیرود نا ابله5، و اگر میخخواهد ~~برپشت آن می رود تا برابر ابله5. پس میگذرد از آن آب و به ابله" میرود. # و اما راه واسط: ~~از آنجا تا بغداد اول از ارجان تا سوق سنبیل یک منزل، ~~- و از آنجا تا قرقوب ورامهرمز دومنزل، ~~- بس از رامهرمز تا عسکر مکرم سه منزل، ~~- و از آنجا تا جندی شاپور یکث منزل، ~~- و از آنجا تا شوش یک منزل، PageV00P140 ~~============================================================ ~~خوزمتان ~~- و از آنجا ثا قرقوب [یک منزل]، ~~- و از آنجا تا طیب یکن روز، ~~- و از آنجا بعد از آن به اعمال واسط متصل می شود ~~و از عسکر مکرم تا واسط راهی مختصر وموجزهست، جهت آن یاد کرده ~~[315] نشدم که مقصود از ایراد و تسوید صفحات این مختصر یاد کردن بعد مسافات میان ~~شهرهاست نه ذکرراهها[ی) مطول ومختصر، و آنچه باد کرده شد مجموع ترست : ~~- و از عسکر تا اذج چهار منزل، ~~- و از عسکر تا اهواز یکن منزل، ~~- و از آنجا [تا ازم یک منزل، ~~و از اهواز تا دورق چهار منزل، ~~- و از عسکر مکرم تا دورق چهار منزل ~~- و از اهواز] تا رامهرمز سه منزل، جهت آنکه اهواز وعسکر مکرم در برابر ~~یکدیگر موضوع و مبنیاند، و رامهرمز در آن موضع در .10 و هیات مانند یک ~~زاویه مثلث است، ~~- و از عسکر تاسوق الاربعاء یکن منزل، وجبی برابرومحاذی سوق الاربعاصت، ~~- و از آنجا تا حصن مهدی یکن منزل، ~~- و از اهواز تا نهر تیری یک روز، ~~- و از شوش تا برذون2 یک منزل سبک است، ~~- و از شوش نا متوث" یکن منزل. # تمامت مسافت دیار خوزستان این است که یاد کرده آمد. # واشی صفحات 85-82 ~~فه ~~1_ شاید شوشنجرد (عربی: سوستجرد). نوعی هارچه بوده است 2 تصنی ~~3- نبسته ( نبشته) 4- ردون ا 9. کیلوانا6. عربی و ترجمه ~~دیگر فارسی عبارت مربوط به فواکه را ندارند جز نسعخهای درقاعره که عبدالعال درحاشیه ~~صفحه 65 ms123 چاپ خود نقل کرده : ثلج. اما به گمان من علی الظاهر باید تحریقی باشد از PageV00P141 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~"نارنج * به قرینه "اترج" در عربی (ترنج در فارسی) ، یعتی مترجم کلمه‌ " نارنج* ~~رابه تحریف نلج، خوانده و به وبرف ترجمه کرده است به عرحال *برف درینچا ~~ورد میتمایدا 7- صفحه 114 سطر نیز دیده شود ~~3 ~~1- عربی: (تکگ) ،فارسی دیگر: شلواربندا 2- سجریها 3- رط ~~جایزان ا کان ا سردا 7- بلسان ا 2_ اسکن ~~9_ دوشاب دخانی، در اصل یکن حرف میان ود، ووخم وجود داشته است که مصع ~~تراشیده است . درمتن عربی تصحیح دخوبه ارجانی آمده و در ترجمه فارسی دیگرهم ~~صه ~~1 اسک2_ دیران ا 4_ دیران ا 6 کستی(کشتی) ~~5- ایله (همه بار) ا عسنبل ~~هه ~~1- یک کلمه بعلت چسبید کی با رنگهای صورت صفحه مقابل محو شده است ~~وخوانده نمی شودا 2_ بردونا 3_ مثوب PageV00P142 ~~============================================================ ~~[دیار پارس] ~~و اما بارس و آنچجه از نواحی و حوالی او محیط و محفوف است: ~~اول از طرف مشرق می کشد تا حدودکرمان، ~~و از طرف مغرب با خوزستان و اصفهان است، ~~و از طرف شمال حدود پارس در بیابان منتهی می فود میان پارس وتخراصان ~~و بعضی از حدود اصفهان، ~~و از طرف جنوب دریا است ~~والله اعلم واکمل جل سلطانه وعز کماله. # صورة پارس ~~(415 ~~(429 صورت هارس است) ~~صورت پارس وآنچه درحوالی و اضعاف آن است این بودکه درین جدول ~~ثبت کرده شد و آن برشکل مربع است ، الا یک گوشه از آن که نزدبک اصفهان ~~است و گوشهای دیگر که از طرف کرمان است نزدیک بیابان. # و درحدی که ملاصق ومتصل دریا است از اول تاآخراین مسافت برین تقدیر ~~مقوس مینماید ~~و آن دو گوشه دیگر که از طرف اصفهان و کرماناند ربع آن می شود، جهت ~~آنکه از شیراز وخوزستان میان ایشان هر دو تاکرمان واصفهان مسافت چندان است ~~که نیمه از راه شیراز تا خوزستان، ومیان شیراز وشهرها[ی) گرمسیر اقلام ms124 کرمان ~~ین مقدار است: ~~و درین جدول صورت پارس وحدود آن بی روستا وکوههاکه درحوالی و ~~نواحی آن محیط شده گفنه شد، اگرچه درحوالی آن کوه خود کمتر میباشد. # و شهری نیز که در آن منبرنبوده است درین چدول ثبت کرده نیامد وبه شرح PageV00P143 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~آن شروع نیفتاد، و اما در رساله شمهای بادکرده شد تا خواننده را معلوم شود ~~و هر موضعی وکوره آن و آنچه از نوابع آن است درشهرها[ی] آن گفتهاید ، ~~ان شاءالله تعالی ~~بادکردن شهرهاای] پارس وکوراه اها وزموم واحیا وقلعهها ~~و آیشکداهاها و دربا و رودها و آنچه در حوالی و نواحی آن است ~~بدان که اصل اقلیم پارس پنج شهراند. # و بهترین و قدیمترین این شهرها کوره‌ اصطخر است، ونام او خود اصطخر ~~نهادهاند، وآن بهترین کورههای1 آن دیارست : ~~و اردشیرخره به بزرگی وطول وعرض نزدیک آن باشد، و شهرقصبه آن را ~~جور، می خوانند، و درین کوره شهرهای چند داخل است مثل قباد و جره آو غیره. # و اردشیرخره را شهرها[ی] دیگر بزرگنر از چور وتوابع ولواحق واعمال ~~هست مثل شیراز وسیراف ~~و لیکن جور شهراردشیر [خره ا]ست جهت آنکه اردشیر آن را بنا کرده است/ ~~426 ~~ودارالملک او بوده است . # و شیر از قصبه تمامت شهرها[ی] پارس است، و امرا و اهل دواوین ورؤسا ~~در آنجا مقیم میباشند، و آن شهر ازقدیم نبوده است و در اسلام آن را به نو پدید ~~کردهاند . # و در طول وعرض دارابجرد نزدیک آن باشد ، وقصبه‌ آن را دارابجرد ~~نیز میخوانند. # و شهر فسا بزرگتر ومعمورتر از آن است، الا آنکه کورهها را ودیهها را به ~~دارالملک نسبت می کنند، و شهر آن را دارا بنیاد نهاده وشهر کرده است: ~~وکوره ارجان در بزرگی نزدبک آن باشد، و شهر بزرگ آن اقلیم ارجان ~~است. و در آن اقلیم هیچ کورهای بزرگنر از آن نیست. # وکوره سابور به بزرگی نزدیک آن بساشد، و درین کوره ms125 شهرها[ی] چند ~~بزرگتر از آن هست مثل نو بندجان ، وکازرون . اما این کورهها به سابور نسبت PageV00P144 ~~============================================================ ~~دیاد هارس ~~نسبت میبرند جهت آنکه ملک سابور آن را بناکرده است. # وامازموم اپنج است: ~~و اول زم جیلویه4 است و آن بزرگترین زموم است و آن را زم الرمیجان2 ~~نیز می گویند. # و در بزرگی زم احمد بن اللیث که آن را لوالجان4 می گویند نزدیک آن باشد. # و زم حسین5 بن صالح که آن را زم الدیوان می خوانند در بزرگی نزدیک زم ~~لوایجان" باشد . بعد از آن زم شهریار وآن به زم البازنجان* معروف است : ~~و اما آنچه ازین زموم در حدود اصفهان است1 زم احمد بن حسن و آن را ~~زم کاریان“ می خوانند و آن زم اردشیرست. # واماحیهاای] کردان ~~و حبهای کردان از آن بیشترست که در عدد واحصا محیط و مضبوط شود. # چهت آنکه شنیده شد که در زمین پارس خانههای کردان بادیه نشین از پانصد هزار ~~بیشتراست که درزمسنان وتابستان از موضع به موضع به انتجاع می روند، همچنانکه ~~639) اهل عرب. # و ازین جمله که یاد کرده شد در هریک خانه از آن بی مبالغه وتأکید از خدم ~~و عبید وحشم ازجنس مرد، بیرون از زن وکوچک، از یکی تا ده بیرون می آیند. # و درین مختصر از اجناس و اوصاف و حلیت و هیأت و حرکت وصکنت و عدد ~~ایشان چندان که مقدرت باشد درضبط گنجد بیان کرده شود، ان شاءالله نعالی. و این ~~گروه ازین عدد درهیچ گونه نقصان نمی باشند مگر به دیوان صدقات . # [رودها] ~~اما رود بزرگ که در آن طرف است که اگر کشتی در آن بیندازد عبور ~~تواند کردن چند رود معدودست وایشان بغایت شیرین و گوارقده وسبک می باشند: ~~اول رود طاب ~~ودوم رود شیرین ~~ورود شادکان ~~و رود درخید 10 PageV00P145 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~ورود خوبدان1 ~~و رود رتین2 ~~ورود سکان ~~ورود کر2 ~~ورود جرسق، ~~و رود اخشین" ~~و رود ms126 فرواب ~~ورود تپرزه2 ~~واما دریاهای آن اقلیم ~~اول دریای پارس است ~~و دریا[ی] بختگان" ~~و دریا[ی] دشت ارزن ~~و دریا[ی] توزه1 ~~و دریاای] چوپانان1 ~~و دریا[ی] جنگان12 ~~وآتش خانههاای) آن موضع ~~هیچ شهری وموضعی از دیارپارس نیست الا البنه درآن آتشکده هست الی ~~ماشاءالله، و بیشتر در آنجا گبرمی باشند. و ازین آتشکدهها خانههای چند هست که ~~آنرا از دیگران تعظیم و توفیر بیشترمی دارند وفضیلت می نهند بردیگر آتشکد[ه]ها ~~و هریک در موضع خود گفته آید، ان شاءالله تعالی عزوجل. # و قلعهای چند منیع و حصین در هر طرفی و ناحیتی از آن اقلیم هست و ~~بیشنر آن به ناحیت سیف بنی الصفار است، و هریک به مقام خود مشرح و مفصل ~~گفته آید . # و اول نام هر شهری که در آن اقلیم وآنچه از لواحق وتوابع آن باشد مثل ~~دیه ومزرعه وآب وغیره، هریک علی حده، شرح گفته شود. وروستا کهدر آن ناحیت [435) ~~از شهرها مستبد است و در دواوین جدا و منفرد آن نیزگفته آید، و ازین مجموع PageV00P146 ~~============================================================ ~~دیار پارس ~~که به اجمال گفته آمد در بعضی منبر می باشد و در بعضی نه ، ونیز بسیار شهرها ~~باشدکه اورا روستا وحواشی وتوابع بسیار بود ونام آن مشهورنشده باشد وهریکن ~~را مفصل و جداگانه شرحی گفته آید، ان شاءالله عزوجل ~~امانواحی کوره اصطخر ~~ناحیت یزد است و آن بزرگتر ناحیتهاست آن طرف را و در آن شهرهاای] ~~له ت ~~اول کثه و آن شهر بزرگ آن اقلیم و ناحیت است، و [میبد] و نایین1 و ~~فهرج، و غیر از آن، که درین ناحیت چهارمنبرهست و به هیچ ناحیتی دیگرنیست. # و ناحیت روذان در قدیم از صدوکرمان بوده است. بعد از آن با دیار پارس ~~مضاف وملحق شد. ومقدار درازی آن ناحیت شصت فرسنگ است : ~~وابرقوه ~~و اقلید2 ~~و سرمق ~~وجوبرقان وشهر آن مشکان4 است ~~و ارخمان5 ~~و جارین2 ~~[وقوین] ~~وطرخنیشان" ~~وبوان ~~ورهنان8 ~~و برم، وآن دو شهر است ms127 : یکی آباده وآن دیه عبدالرحمن است ودیگر ~~مهر زنجانه1 ~~وخورستان11 ~~و بودنجان12 ~~وصاهکثالکبری، وصاهکن الصغری ~~ومروست12 PageV00P147 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~وشهر فابک* ~~وهراه1 ~~ودوذان. # ودرین جمله که یادکرده شد هیچ جای منبر نیست، و شهرهای چند دیگر ~~اول انار ~~وکیش(4) ~~وخبر ~~الاذکان5، وشهرآن را اذکان می خوانند ~~ورادان ~~و سرصک" ~~وهزار ~~ومایین2 ~~و ابرج ~~وقونه (4). # ورامجرد ~~وطسوج10، وشهر آن را خرمه11 می خوانند ~~وحیره16 ~~وکاسکان ~~[و مهرجاسقان] ~~[و جفوذ] ~~وحمر14 ~~وفاروق ~~وسرواب14 ~~ومهرجان15 ~~وسمان PageV00P148 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~وجعد راس (2) ~~وکمین ~~ورون1 ~~(249] و ارد2، و شهر آن را بجه2 می ا[گویند] ~~وکرد، ~~و کلاره ~~و سروستان4 ~~و اوسینجان1 ~~وسردن"، وشهرآن لورجان است ~~واسلان10 ~~و بامان11 ~~و خمایجان":سغلی ~~و در تمامت این تعداد که گفته شد هیچ منبر نیست الادر حیره و سردن12 و ~~کمین که درین هرسه منبر می باشد. # واما نواحی شهرهاای اردشیرخره ~~اول شیراز و آن مقرو مکان ملوک و عمال آن دیار است و آن را سیزده ~~طسوج هست، و در هرطسوجی دیهی معمورو به عمارتها بیوسته و ملاصق، وهر ~~یک طسوج از آن در دیوانی مفرد در دساتیر حساب مثبت و ذکرعدد هریکن این ~~است که گفته آید . # اول طسوج کفره العلیا، طسوج کفرة السفلی ~~طسوج کیر14 ~~طوج جویم15 ~~طسوج دصکان ~~طسوج تنبوک16 ~~طسوج کاریان12 PageV00P149 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~طسوج اساربانان1 ~~طسوج ابندیان2 ~~طسوج شاهمرنگ2 ~~طسوج طیریان" ~~طسوچ شهرستان ~~طسوج خان ~~و در تمامت این طساسیج دو منبراست: یکی از آن درشیرازست و آن درقدیم ~~عهد نبوده است، اما به روزگار اسلام- شیدالله بنیانها- آن را در حساب و عدد ~~طاسیج آوردهاند از شاهمرنگ2 و از طیریان4 و از ساربانان " و از تنبوک8 و ~~ازکاریان. # و موضع مسجد جامع وبازارها از شاهمرنگ، وجایگاه خانهها[ی) امرا و ~~عمال از ساربانان . # و در جویم منبرحست ~~یادکردن بوادی اردشیر خوه ~~اول جوره1 ~~و میمند11 و شهر آن مایین10 است ~~وصیمکان12 ~~وخوار14؟ # وفرجان15 ~~و باسجان1 ~~و خنیفغان17 ~~و خبر10، و آن غیر از خبر1 شهر اصطخراست ms128 ~~وبادوان ~~وخورسنان25 ~~و فوسجان2 ~~عل ~~و جیرین22 PageV00P150 ~~============================================================ ~~دیار هادس ~~وهرمزا ~~و تشکانات" ~~وحسکان ~~وهمبان ~~وکوهکان ~~وکیزرین2 ~~و سیف بنی الصفار. و[در آن) باسکوت و باورم، ~~و سیف آل ابی زهیر ~~(44) وسیف عماره، وآن به جلندی (معروف است5 ~~[کران]، ونفس آن شهرراکران4 میخوانند ~~و درین مجموع که معدود شد درهیچ یکن از آن منبرنیست : ~~و سیراف نیز از قصبه آن دیارست وسه منبردر آنجا می باشد: ~~و نجیرم ~~و جم3 ~~دشت بارین1، [قصبه آد] غندیجان10، واز توابع آن شهری هست که آن را ~~فهلو11 می گوبند ~~دشت الدسنقان12، و شهر آن را صفاره12 می گویند ~~و توج4 ~~لاغرستان15 وشهرآن را خربق میخوانند ~~وکبر ~~و کارزین ~~و ابزر12 ~~و سمیران17 ~~وکوار ~~و کهرجان، ودر کهرجان منبر نعی باشد PageV00P151 ~~============================================================ ~~و اماجزیراهاحاکه به دریاست وبه اردشیر خره نو وقد ~~اول جزیره‌ [بنی اکوان است و آن رالافت میخوانند، ودر ضهر آن ~~و دیگر اوال، ودر شهر آن نیز منبری هست: ~~ونواحی شهراای] دارایجرد ~~اول کرم است و دو منر در آن هست : یکی آباده و دوم گردبجرد ~~مصر ~~و قا ~~و طمنان ، ودر آنجا نیز منیرهست ~~ودر موله نیت ~~و در کردبان4 هست ~~و رم ~~وفصتجان3 ~~ودارکان6، هر دو متبر هست ~~و ازبراه2 ~~و مناق ~~و جویم ~~و در ایج و اصطهبانان15 تیز منبر هحت ~~و نیریز1او شهر آن را خیار12 می گریند ~~و در مریزجان10 وما روان14 نیز منبرهست ~~و خو151، و شهر آن روبنج14 است ~~و در روستا رستاق12، و فرج10، و تارم14، ماسکانات25 منبر می باشد ~~و در قنطره21 وسوانجان26وشق الرستاق وشق الرود وتالات22 وشق الماسنان4، ~~منبر نمییاشد ~~و زم شفویار، و شهر آن را زم میخوانند: PageV00P152 ~~============================================================ ~~8منوا شرفی اسور ~~اول سابور ~~وکازروفته وشهر آقه را جان میگوینه ~~الطکن ~~وت ~~وهزبزه ~~و چروج ~~و حفت، و شرین تمامت منبرتیت ~~وزامجان ~~ودر کمارج مهت ~~45 وهندیجان سایور ~~وقیرمردان ~~ونویتجان: ~~و شعب بوان’’، و در آن منبر نمی باشد ~~و در تنبوکن"، مورستان": ms129 منبری هست ~~ودر جویخان14 ~~و درخیده1 ~~و انبوران، ~~وجنبدالملجان" ~~والمامغان18 ~~و به آسکگ14 ~~وفرطاست20 ~~و بین21 ~~و بادست"2 ~~و کرو22 ~~و پهلو24 PageV00P153 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~وبهبسکان ~~وکامفیروز، ~~درین جمله که گفته آمد هیچ منبر نیست : ~~و [کام) فیروز را پنج * روستا هست : ~~اول ارز2 و بازر2 واشتادان وکاکان و آتشجاه 5 ~~ودر مستجان4 ~~وزنجان" ~~و بند رهبان8 ~~وخمایجان العلیا ~~و سیسکان ~~ومورق1 ~~وداذین 11 ~~ودوان ~~وخره ~~و صرام، درین تمامت که مذکور شد هیچ متبرنیست ~~ونواحی شهرهای ارجان ~~اول ارجان است و شهر آن را بازرنج12 می خوانند، و در آن منبر نیست. # و در بلاد سابور ~~و ریشهر12 منبر می باشد ~~و در بنیان14 ~~وکهکاب15 ~~وجلادجان16 ~~وملجان17 ~~* در متن فارسی چهار آمده ولی درمتن عربی "خمسة" آمده و در هر دومتن بنج ~~آبادی یاد شده است . PageV00P154 # ============================================================ ~~دیار پارس ~~و سلجان1 ~~ودیر ایوب ~~ودیر العمر ~~و فرزک2 ~~و هندیجان ارجان4 منبر نیست، ~~والله اعلم بالصواب ~~واما زموم آن ~~در هر زمی ازین زموم که از پیش یاد کرده شد شهرها و دیههاری] مجموع ~~و متصل ومعمور و ملاصق به یکدیگرهست وخراج هراقلیمی از آن را رئیس کردان ~~آن موضع استیفا می کنندوجماعتی چند را جهت بدرقه قوافل نصب کردهتا محافظت ~~جوانب وطرق می کنند. و اگر وقتی سلطان را به مدد ومعاونت احتیاج افتد در دف ~~وفهر اعدا غایت جهوده مبذول میدارند، و آن مانند ممالکی است. # وامازم جیلویه، ~~به رمیجان1 معروف است و درین زم از اطراف وحدود برومحیط می شود ر ~~نفس آن زم از طرف اصفهان میگیرد، وطرفی از کوره‌ شهراصطخر، وطرفی دیگر ~~[455] از شهرسابور، وطرفی از شهرارجان، وحدی دیگراز آن’به بیضا میرسد، وحدی ~~دیگربه حدود اصفهان متصل می باشد، وحدی دیگراز آن به حدود خوزستان منتهی ~~میشود، وحدی دیگر به ناحیت سابورمی کشد ~~و آنچه دراضعاف واطراف و حوالی ونواحی این موضع امت از ضیاع و ~~شهر و دیه و غیره از اعمال وصدد ابن زم است: ms130 ~~1و1ما زم بازنجان] ~~و در حوالی ونواحی اعمال اصفهان گروهی از بازنجان" متوطن اند وایشان ~~گروهیاند از اقوام باز نجان8 که ایشان از صدد شهریار9اند. واز قوم بازنجان هیچ یک ~~دراعمال پارس اقامت نمی سازند ومتوطن نمیشوند. اما آنان [را] ضیاع و املاک و ~~دیهها[ی] بسیار در آن دیار می باشد. # واهازم دیوان ~~از آن حسین بن صالح است، و آن از شهرها وتوابع سابورست، وحدی PageV00P155 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~از آن به نزدیک اردشیرخره است ، و حدود بطنف (2)1 نزدیک آن است وکوره‌ ~~صابور ~~(449 ~~و آنچه درمیانه واضعاف و اتباع ازشهرها ودیهها ومزرعه وغیره [می باشد] ~~از قبیل2 این زم است. # وامازم اللوالجان ~~از آن احمد بن اللیث است، وآن از کوره‌ اردشیرخره است. یکحد از آن ~~به نزدیک دریا متصل می باشد، وحوالی آن سه حد محیط است. # و آنچه دراضعاف و اوساط آن می باشد از شهرودیه ومزرعه از حساب وصدد ~~آن می گیرند. # واما زم کاریان" ~~یک حد به سیف [بنی آصفارمی کشد، ویک حد دیگربه زم بازنجانه وحدی ~~دیگر از آن ملاصق دیار کرمان میباشد، وحدی دیگر به اردشیرخره می پیوندد، و ~~تمامت که یاد کرده آمد در اردشیرخره است. # یادکردن جماعت کردان که به پارس و حوالی آن ~~قی عی باشند ~~اول کرمانیه4 ~~و رامانیه" ~~ومدثر8 ~~وحی محمدبن بشره ~~و بقیلیه10 ~~و بنداد مهریه11 ~~وحی محمدین اسحق ~~و با ~~و اسحاقیه ~~و اذرکانیه12 ~~و شهر کیه PageV00P156 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~و طهمادهنیها ~~وزبادیه2 ~~وشهرویه" ~~و بندادقیه4 ~~و خسرویه5 ~~وزنجیه6 ~~و صفریه ~~و شهیاریه12 ~~و مهرکیه8 ~~و مبارکیه9 ~~و اشتامهریه10 ~~وشاهونیه11 ~~و فراتیه12 ~~و سلمونیه ~~وصیرپه12 ~~و آزاد دختیه14 ~~و براز دختیه 15 ~~ومطلبیه ~~وممالیه ~~و شاهکانیه 14 ~~[و کجتیه]17 ~~و جلیلیه 18 ~~و مهرکبه10 ~~آنچه علم من محیط بود بدان از اسامی احیاء اکراد این است که یادکرده ~~شد، و غایت کمال و عدد ایشان از دواوین صدقات محقق ومضبوط خواهد شد، ~~والله اعلم: ~~و چنان شنیده ms131 آمد که این احیا و قبایل از بانصد هزارخانه بیشتر می باشد، PageV00P157 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و از هریک حی و یکن قبیله دوهزارسوار تا صد سوار بیش و کم بیرون می آید. # و در زمستان و تابستان جهت آب وگیاه از موضع به موضع نقل می کنند ~~الااندکی از ایشان که در حدود شهرها[ی) گرمسیر یا سردسیر بسافند که در یک ~~موضع مقیم شده باشند و از آنجا منتقل نشوند ~~و ایشان را ازاسباب و آلات وحیوان وامتعه واقمشه وآلات حرب وقوت و ~~شوکت چندان هست که سلطان هرگز ظلم وتعدی بریشان نمی تواند کردن از کثرت ~~و شوکت ایشان. و رمه وگوسفند با ایشان بسیارمی باشد. اما شتر کمتر دارند. # وگروه کردان بغیر از بازنجان1 که از موضع خود نقل می کنند هیچ کس دیگر ~~افتجاع تمی کنند و ایشان تا به حد اصفهان جهت چراگاه می روند، وبیشتر چهاربای ~~ایشان اسبان ترکی می باشد، و ایشان را مال ونعمت و وسع و دعت وافرمی باشد ~~وهینت و مذهب وسیرت ایشان ~~مانند قبایل عرب و بربراند وهمچنان ایشان در زمستان وتابستان بهطلب آب ~~وگیاه میروند. # و چنان شنیده شد که عدد احیاه ایشان ازصد بیشترمی باشد و آنچه ذکراعداد ~~ایشان ممکن است او برخاطر مرسخ بقدر سی حی باشد، و درین کتاب این جمله از [468) ~~بیش گفته شد. # یادکردن قلعههاای] پارس ~~دراقلیم پارس شهرهاری] چند هست که به قلعه ها[ی) حصین ومنیع استوار و ~~در حوالی آن سورهای رفبع محیط، و نیز فهندزات * درایشان هست و کومهاری] ~~مفردو بلند و از خانهها دور، و در بالای ایشان قلعهها ساخته و شهرها که در آن ~~فلعمعا می باشد ~~اول در اصطخر قلعه ای هست وخوالی او سوری در آورده ~~و به شهر کنه و بیضا و سرمق قلعهها هست. # و در شهر اقلید فهندز و قلعه و سوری هست: ~~و در قریه آس فهندزی وسوری مست: ~~* چون درنسته همهجا ” قهندز ms132 " أمده است ته "قهندز" همان صورت نکاهداشته ~~شد، "قهندز" در متن عربی است، در متون دیگر ازجمله شیرازنامه زرکوبهم "فهندز" ~~آمله است : PageV00P158 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~در شیراز فهندزی هست و آن را شهموبذامی خوانند و سوری نیزدارد: ~~و در جور قلعهای وسور هست: ~~و درکارزین" وکیر و ابزر، وسمیران وفسا فهندز و ربض هست. # و به دارابچرد و روبنجه قلعه وربض مست: ~~و در سابور سوری هست، اما ربض نیست ~~ودر جنجان6 قلعه وربض هست: ~~و در جفته" قلعه هست ~~و اما قلعهها که در آن ناحیت است چنان شنیده شد که برکوهها[ی] دیار ~~پارس به نزدیک شهرها و آنچه از توابع ولواحق آن است دربعضی از ایام شمرده ~~شده است در دواوین حساب پنج هزار قلعه بوده است، و ذکر تعداد آن به تطویل ~~و ملالت مودی و مقصی خواهد بود وابراد تمامت آن درین موضع تعذری مرچه ~~تمامتردارد، الا هریک در دواوین عمال مکتوب ومثبت است و آنچه درخاطرمرسخ ~~بود به طریق اجمال وایجاز گفته شد، والله الموفق والمعین. # و درین دیار قلعههای چند هست که سلاطین و جبابره اکاصره و اکابره از ~~رزانت و حصانت و مناعت آن هیچ یکن بر فتح آن قادر نشده وغالب نگشتهاند. # و ازین جمله یکی قلعه دیگدان8 است و آن قلعه را به جلندی نسبت میبرند ~~(479] و هیچ کس به زبر آن نمی تواند شدن و آن موضع مرصد آل رعماره است وعشر ~~محمولات کشتیها در آنجا می گیرند. # و دیگرقلعه کاریان10 و آن برکوه طین11 است و محمد بن واصل با لشکری ~~بسیار وخدم وحشی وافرقصدفتح وهدم آن کرد، واحمد بن الحسن الازدی ~~در آنجا متحصن شد و چندان جهد بلیغ نمود ازفتح آن عاجز وقاصرماند. # و دیگرقلعه سعیداباد به رامجرد12 که از کوره اصطخراست و آن بر کوهی بلند ~~عظیم ومنیع مبنی است چنانکه از بالای کوه تا بدان قلعه دربلندی بقدریک فرسنگ ~~راه است. واین قلعه درایام کفروجاهلیت به ms133 قلعه اسفندباد12 معروف بود، چون اصلام ~~شیدالله ارکانها وثیت قواهدها- رسید زیاد بن ابیه 14 درابام خلافت امیر المؤمنین ~~عای بن ابی طالب-علیه السلام در آن قلعه متحصن شده بعداز آن آن را نسبت به زیاد ~~می بردند. ودرایام دولت بنی امیه منصور بن جعفر که حاکم پارس بود در آنمتحصن PageV00P159 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~گشت و آن را قلعه متصور می خواندند، وبعد از آن مدتی چند خخراب ومنهدم شد ~~پس از آن محمد بن واصل الحتظلی که در آن عهد حاکم ووالی پارس بود آن را در ~~عمارت آورد و آبادان کرد وبدومنسوب ومرقوم شد، وچون یعقوب بن اللیث پارس ~~را در تحت حکم خود آورد و اوامر ونواهی او در آن اقلیم ممضی و ممشی شد و ~~امرا و کبرا او را مطیع ومنقساد شدند با وجود این برفتح آن قلعه قادرنمی شد مگر ~~به اذن محمد بن واصل، و بعد از آن آنرا خراب کرد ودیگر باره بدان محتاج و مظفر ~~نشد، و بعد از آن آن را زندانی ساخت و برهر که خشمی گرفتی و یا گناهی بزرگ ~~کردی پاداش او آن بودی که در آن زندان محبوس می کردند و معذب می داشتند. # و قلعه اشکنوان1 از روستای مایین است، و آن قلعه نیک حصین و منیع می باشد ~~با چشمه آب روان، و راه ارتقای آن عظیم مشق وصعب می باشد: ~~و قلعه جوذرز2صاحب کیخسرو4 است و آن موضع را "سویقه"5 می خوانند ~~و ازصدد و قبیل کامفیروز است، و آن قلعهای نیک بلند وحصین می باشد. [475) ~~و دیگر قلعه جص و آن به ناحیت ارجان است، وتمامت متوطنان ومقیمان ~~آنجاگبراند و دانشمندان ایشان در آنجا کنابهای فرس را درس می گویند، و آن ~~قلعهاینیکن بلند ومنیع است: ~~و قلعههای چند دیگرهست که کس برفتح آن فادرنمی شود الا به مکرواحتبال ~~و آن بیش از آن است که شرح عدد آن درین اوراق مستوفی شود، یا ms134 هیچ یک ~~مدرک کلی آن تواند شد، والله اعلم بها. # یادکردن آتش خانهها که در آن موضع است ~~آنش خانهها[ی) پارس از آن بیشترست که در عد و حد محصور و مقصور ~~تواند بود ~~اما هیج دیهی وروستایی نباشد الا که در آن البته آتش خانهها[ی] بسیار باشد، ~~الاماشاءالله ~~و آنجه مشهورترین و معروف ترین آتش کد[ه]های آن اقلیم است و آن را ~~تعظیم بیشترمی دارند وبردیگران ترجیح وتفضیل می نهند ممکن وقابل تعداد هست: ~~اول آتش کده کاریان2 است و آن به آتش کده بارنوا3 معروف میشود. PageV00P160 # ============================================================ ~~دیار هارس ~~و دیگر آتش کدهها به خره، و آن به دارابن دارا منسوب است و از غایت ~~توقیر وتبجیل که آن را می دارند هرسوگند که بسا تأکید و مبالغه می باشد که البته ~~امکان کذب نخواهد بود بدان آتش کده میخورند. # و آتش کده دیگرهست نزدیک برکه جور و آن را بارین2 میخوانند و کسی ~~که آن را مشاهده کرده بود مرا معلوم کرد که گرد آن به زبان پهلوی نوشته است که ~~سی هزاردرهم به خرج آن شده است: ~~و دیگر آتش کده به چره2 که بر در سابوراست و آن را شبر خشین] می خوانند. # و به در ساسان نیز آنش کدهای هست که به جنبدکاوسدمعروف می شود: ~~و به کازرون آتش خانه ای هست که آن را جفته6می خوانند. # و دیگری هست به کلازن2 معروف: ~~و به شیراز آنش خانه[ای) هست به کارنیان" معروف ~~و دیگری هست که آن را هرمز می خوانند و این آتش کده به دروازه ~~(489] شیرازست ابه دیهی که آن را برکان می خوانند ~~و آتش خانه دیگرهست به مسوبان10معروف: ~~و هر گه ازیشان می خواهد که در بعضی ازین دیرها مقیم و مجاور شود البته ~~پیش بعضی از معتکفان آتش کده و دانشمندان ایشان متعرض می شود نا او را به ~~گمیز گاو غسل می کنند و بعد از آن مجاور و ms135 معتکف میشود ~~بادکودن رودهای آب که در ناحیت پارس است ~~اول یک رود آب خوش از اصفهان در آن اقلیم روانه میشود به نزدیک ~~برج1 ودر رود مسن2امی افتد و رود محن12 ازحدود اصفهان بیرون می آیدوبه ناحیت ~~سردن13ظاهر می شود، و به نزدیک دیهی که آن را مسن14 می خواننداین هردورودهاری] ~~آب با یکدیگر جمع میشوند و از آنجا میروند تا به در ارجان به زیر قنطره ~~تکان15 و آن قنطره میان پارس و خوزستان است وتمامت روستای16 ریشهر از آن ~~آب زراعت می کنند و بعد از آن به نزدیک حد شوشتر به دریا میافتد ~~و اما رود شیرین12 که به ناحیت بازرنج 18 است [از کوه دینار] بیرون PageV00P161 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~می آید و تمامت فرزک1 و جلادگان2 و اتباع و نواحی آن را آب میدهد. بعد از ~~آن به زمین فرود می شود و ناپیدا می باشد تا آنجا که به دریا می افتد، همچنانکه ~~برابر رود جنابه2. # و اما رود شادگان4 از بازرنسج" و کوهها[ی] آن بیرون می آید و روانه ~~میشود به تنبوک مورستان، و خان حماد، و تمامت [روستای ) زیزانیزد2 ~~و نائین“ و کهرکان را آب می دهد، و از آنجا می رود به دشت دستقان15، و از آن ~~موضع می رود نا آنجا که به دریا می افتد ~~و اما رود خوبذان 11، از خوبذان 11 بیرون می آید و روستای خوبذان11 و ~~انبوران12 را معمور می دارد، پس به جلادجان 13 ریخته میشود و از آنجا به ~~دریا میافتد ~~و اما رود درخید14 از کوهها[ی] جویخمان 15 بیرون می آید و به دریای ~~درخید14 می افتد. # و اما رود رتین16 از خمایجان الاعلی"1 بیرون می آید ومیرود تا به زیریان18 ~~میرسد. پس به رود سابور میافتد، بعد از آن از رود سابور ریهیذه’1 میشودا و ~~می گذرد تا به توج20 ساها21، واز آنجا به دریا می افتد. # و رود اخشین12 از کوهستان ms136 داذین2) بیرون می آیدوچون به جنقان24 میرسد ~~در رود توج15 میافتد. # و اما رود سکان از روستای رویحان26 بیرون می آید از دیهی که آن را شاد ~~فری’2 می خوانند و مزرعها[ی) ایشان راآب می دهد وبا خصب و نزاهت می کند: ~~بعداز آن ربهیده11 میشود به روستای سیاه28 وتمامت آن روستا را آب میدهد، و ~~از آنجا می رود به کوار و آن را نیزآب میدهد، و از آنجا می رود به صیمکان26 و ~~آن را نیز سیراب می کند. پس به کارزین میرود و آن را نیز آب می دهد، واز آنجا ~~میرود به دیهی که آن را سک می گویند، و از آنجا به دریا میافتد. و آن وادی را ~~خود سکت می خوانند و در میچ رودی از رودهای پارس معمورتر ازین نیست: ~~و اما رود جرسق"2 از روستای ماصرم بیرون می آید، و روستای مشجان21را ~~میشکافد، و از آنجا میرود به زیر قنطره‌ حجاره‌ عادیه که آن به قنطره‌ سبوک22 ~~معروف است، و بعد از آن به روستای خره22 درمی رود و آن را آب میدهد، و از PageV00P162 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~آنجا به روستای داذین میروده و از آنجا به رود اخشین2 می افتد: ~~و اما رودکر2 از کروان بیرون می آید از حد ارد3، و این رود را به کروان ~~نسبت میبرند، و از شکاف کوه بوانه بیرون می آید و تمامت روستای کامفیروز را ~~آب می دهد و از آنجا ریهیده می شود و دیه رامجرد4 را وکاصکان را وطسوج را ~~آب می دهد، واز آنجا به دریاری] جفوزمی افتد و آن را دریای بختگان" می خوانند ~~ومی گوبند که این رود آب از بعضی شهرها[ی] دارابجرده بیرون می آید و میرود ~~تا آنجا که به دریا می افند ~~و اما رود فرواب10 از جوبرقان11 بیرون می آید از دیهی که آنرا فرواب12 ~~می خوانند و روانه می شود تا به دروازه اصطخر به ms137 زبر قنطره خراسان و می رود تا ~~آنجا که به رود کر میافتد. # 4997] و رود تپرزه12 از ناحیت دارجان14 سیاه بیرون امی رود وروستای جنیفغان15 ~~را و جور16 را آب می دهد، و از میانه اردشیرخره بیرون می آید، و بعد از آن ~~به دریا می افتد ~~و اما رودهای دیگر که در بزرگی وطول و عرض از آنچه یاد کرده شد کمتراند ~~بیش از آن است که در عدد محصی ومحیط تواند شد، والله اعلم باعدادها. # یادکردن دریاهاای] فارس ~~بدان که دریای پارس شعبهای از دریای محیط است که از صین بیرون می آید ~~و از شهر واق واق’1 می گذرد تا می رود بر حدود شهرهای صند و هند و کرمان تا ~~آنجاکه به پارس میرسد: ~~و این دریا را از سایر و کافه ممالک جهت آن به پارس نسبت می کنند که از ~~آنجا که این دریا از محیط متشعب می شود تا به پارس هیچ مملکتی معمورتر ازین ~~نمی باشد و ملوک و رؤسای آنجا الی یومنا هذا پیوسته بردور و نزدیک حوالی و ~~اطراف آن دریا در محاربت ومقاتلت مستولی و متغلب بودهاند، و نیز از جهت آنکه ~~در هیچ موضعی از بارس که دریا در آن باشد نیست که کشتی در آن رود و از حد ~~آن مملکت بگذرد مگر به پارس. PageV00P163 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و دریایی چند دیگرهست که عمارت و زراعت و دیهها برو محفوف ومحیط ~~می باشد و ازین جمله یکی دریا[ی] بخنگان1 است که رود کور2 که به نزدیک جفوز2 ~~است خردر آن روان می شودی، و آن می رود تا به نزدیک صاهکن کرمان ومسافت ~~طول آن بیست فرسنگ می باشد، وآب آن شوراست. و درحوالی واضعاف و نواحی ~~واطراف آن دریا انواع دد مثل شیرو پلنگ و غیره می باشد، وروستاها ودیهها[ی] چند ~~برین دریا محیط می شود و آن به کور[ه]ها[ی) شهر اصطخراست. # و دیگر دریای دشت ms138 ارزن و آن از صدد وحساب کوره سابور است، ومقدار ~~طول آن ده فرستگ است، وآن دریا را آب خوش وگوارنده است، ودربعضی/ [495] ~~از اوقات آن دریا خشک می شود چنانکه هیچ آب بر وی نمیماند مگر اندکی، ~~وگاه باشد که آب آن چندان زیادت میشود که ده فرسنگ را مشتمل می باشد ودر ~~حوالی وکناره‌ این دریا عمارت و زراعت محتف و محیط است . و تمامت مامی ~~شیر از از آنجا می باشد. # و دیگر دریای توزه و آن از حساب کوره سابور است به نزدیگ کازرون و ~~درازی آن ده فرسنگ است و آب آن شور می باشد وصیدها[ی] بزرگ ومنافع ~~بسیار در آن هست : ~~و دیگر دریای جنگان6 و آب آن شور می باشد و از تمامت اطراف وحوالی ~~آن نمک هست و مقدار طول آن دوازده فرسنگ است، و درحوالی وحواشی این ~~دریا دیههاای) معمور ازصدد وحساب کهرجان می باشد. و این دریا از اعمال اردشبر ~~خره است وابتدای آن از دوفرسنگی شیرازست تا آخرحد خوزستان. # و دیگردربا[ی] باسفهویه2، ودبر باسفهویه2 در کناره آن مبنی است8، وآب ~~این دریا عظیم شور می باشد و مسافت طول آن هشت فرسنگ است ، و در آن ~~صیدها[ی) وافر وانواع متافع هست، و درحوالی وحواشی آن بیشههای چندهست ~~و دریشان دوخ تر و نی وگز وغیره که اهل شیراز از آن منتفع و متمتع می باشند . # و این دریا از حساب کوره‌ اصطخرست به نزدیک زرقان، وزرقان از روستاای) ~~هراه است. PageV00P164 # ============================================================ ~~دیار هارس ~~صفت شهرهاای بزرک ومقدار خانههاای] آن ~~وآنچه بدان ماند ~~اول اصطخر، و آن شهری میانه است ، وفراخی آن به مقدار دودانگن ~~فرسنگی باشد، و قدیمتر ومشهورترین شهرهای فارس این است، وملوکن آن اقلیم ~~بیوسته در آنجا اقامت ساخته و متوطن بودندی تا آنگاه که ملک اردشیردار الملک ~~خود را به جور نقل کرد، و در اخبار از روات ثقات چنان رسید که سلیمان بن داود ~~593]. علیهماالسلام- از طبریه ms139 به اصطخر از بامداد تا شب می رفتی ~~و در آنجا مسجدی هست به مسجد سلیمان پیغمبر معروف، وقومی از عوام ~~پارس که ایشان تحقیق اشیا را ادراک نکرده و به دلالات ومبرهنات او خوض و ~~شروع نکردهاند می گویند که جم که پیش از ضحاک بود سلیمان بوده است، علیه ~~من الله الصلوات. # و در ایام قدیم وعهد بعید در خوالی اصطخر سوری بوده است واین ساعت ~~از آن چیزی باقی نیست: ~~و بنای خانههای آن شهراغلب از سنگ و گچ بقدر وسع طاقت صاحب البیت ~~بر آورده است: ~~و قنظره‌ خراسان به دروازه‌ شهر است ازطرف خراسان، و در عهد وایام ما ~~از پس قنطره‌ خراسان خانههای چند ساختهاند که در قدیم الدهر نبوده است ~~و اما سابور شهری است که سابور ملک آن را بنیاد نهاده است و آن در ~~فراخی وطول و عرض مقابل وممائل اصطخرباشد، و دراصطخر وبا بسیار هست، ~~الاهوا[ی) صحرا و بیرون از شهر درست ترولطیف ترست. # و دارابجرد را دارا بنا کرده است و ازین جهت او را دار ابجرد میخوانند ~~یعنی که داراکرد. و در حوالی آن سوری نو ساخته هست مانند سور شهر جور ~~و نیز خندفی کردهاند که آب چشمه و آنچه از حوالی و نواحی واطراف آن شهر ~~از زمین می تراود در آن خندق می افتد، و درمیانه آن خندق گیاهها[ی] خشک هست: PageV00P165 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~اگر آدمی با چهارپای درمیانه آن آب رود چون آن گیاه اورا معارض شود ومشاهده ~~افتد البته رفتن میسرنشود و ممکن نباشد، واز آنجا به سلامت به کناره بیرون نتواند ~~آمدن مگربه سختی و مشقت و رنج وصعوبت: ~~و آن شهررا چهار دروازه هست. وتیز درمیانه شهر کوهی هست مانند قبهای ~~به هیچ کوهی متصل نیست، وغالب بنای خانههای ایشان از گل می باشد، ودرین عهد ~~از بلدان ..ییه1 وشهرهای عجم اقوام بسیار در آنجا فرود آمده ومقیم شدهاند ~~و جور ms140 نیز از شهرهسای قدیم اندا که اردشبر ایشان را بنیاد نهاده است .و [505) ~~چنان شنیده آمد که آب رود آن شهر مانند آب دریا ایستاده است و هر گز روانه ~~نمیباشد. و سبب بنا و وضع آن شهر آن بود که ملک اردشیربا خداری اخود عهد ~~بدیرفته و نذر کرده بودکه در هرموقف وموضع که بردشعن مظفر ومنصور شود و ~~ایشان را خاسر ومقهور گرداند شهری بناکند و آتش کدهای جهت تعظیم وتبجیل ~~دین خود در آنجا سازد. چون براین موضع براعادی وحساد ظفریافت نذرو وعده‌ ~~خود را به انجاز رسانید و مجاری و ممر آب را از هرطرف طلب کرد وحیلههای ~~بیاندازه آغاز نهاد تا آن آب از آنجا زایل و ناپدید شد و دیه خود را در آنجا ~~بنا نهاد . # و آن دیه را از اصطخر و سابور و دارابجرد معمورتر [کرد] و نعمت در آن ~~موجود نرست . و سوری معمور از گل حوالی آن هست، وخندقی نیزدر آنجاکرده ~~و آن را چهار دروازه هست: یکی از طرف مشرق و آن را "دروازه مهره می گویند ~~و دیگر از طرف جنوب و آن را "دروازه اردشیر" میخوانند . و درمیانه شهر ~~مانند دکه بزرگ بناکرده هست و آن را "طربال " میخوانند و اهل فرس آن را ~~"ایوان" می گویند، و دروازهای از طرف مغرب وآن را "دروازه‌ بهرام" می گویند، ~~و یکی ازطرف شمال و آن را "دروازه هرمز" میگویند. # و کیاخره2 بنایی است که آن را اردشیر ساخته است . # و چنان شنیده شد که آن شهردر بلندی چنان است که هر که در بالای آن بایستد ~~البنه برتمامت روستا و شهر مطلع باشد . وبلندترین بناهای آن شهر آتش خانهها ~~است و در برابر آن کوهی هست که آب از آنجا بیرون می آید و در بالای "طربال" PageV00P166 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~برمی آید مانند چشمه وبعداز آن به راهی دیگر فرو می رود وآن بنا ازسنگ وگج ~~برآورده بود، الا ms141 اغلب آن در عهد ما خراب شده است و بیشتر سنگها[ی) آن را ~~[519] مردم اهل آن شهر به بناای] خانه ها[ی) خود به خرج کرده واز آن اندکی برجای) ~~باقی مانده است ~~و آبهای روان درین شهرمی باشد، و آن شهری نیک نزه وبا خصب ونعمت ~~است چنانکه هر که از آن شهر بیرون آید از هر دروازه که باشد بقدریک فرسنگ ~~در بستانها و قلعههاری) نزه رخوش می باشند ~~و شهر شیراز، در قدیم عهد نبوده است و آن را در ایسام اسلام محمد بن ~~قاسم بن ابی عقیل پسرعم حجاج بن یوسف بنا کرده و شیراز نام نهاده، وشیراز به ~~زبان اهل فرس یعنی شکم شیر. جهت آنکه نمامت شهرها که در آن ناحیت و اقلیم ~~است مالهای ایشان جمله به شیراز نقل می شود و از آنجا به هیچ موضعی دیگرجمل ~~نمیافتد، و آن لشکرگاه مسلمانان بوده است: ~~چون اصطخررا فتح کردند در آنجا فرود آمدند ولشکرگاه ساختند و شهری ~~را بنیاد نهادند بقدریک فرسنگن فراخی آن ~~و میچ سور در آن نمی باشد، و خانهها و عمارت آن به یکدیگر درآورده ~~ومتصل است با اهل بسیار و لشکر فراوان وپیوسته در آن شحنه لشکرفارس مقیم ~~میباضد، و دواوین و اعمال پارس و لشکر کشان آن اقلیم در آن مجنمع میشوند. # و اما کارزین شهری کوچک است و در طول و عرض مقدار دو دانگی از ~~اصطخر باشد و قلعهای در آنجا هست. و این شهر در بزرگی و اهل وقوت واصباب ~~چندان نیست که واجب کند آن را درسلک شهرهای دیگر در آوردن ، الاسبب آن ~~بادکرده شدکه قصبه قباد خره1 است: ~~و بزرگترین کور[ه]هایی که در حوالی اصطخرست از طرف خراسان کنه ~~است، وکثه حومه یزد است ~~و بعد از آن ابرقویه در بزرگی نزدیک آن باشد. # و بزرگترین شهری ازین اعمال که به ناحیت و به نزدیک کرمان است رودان ~~وهریه2 است: PageV00P167 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ms142 ~~و از ناحیت اصفهان کرد و سردن است . # و اما کثه که حومه یزدا است شهری خوش ونزه [و] با نعمت فراوان وراحت ~~بیبایان به کناره‌ بیابان موضوع است و آب و هوای)آن خوش و درست میباشد، [515) ~~و تمامت روستای آن با خصب و ارزانی ونعمت و دعت هرچه تمامتراند، و بیشتر ~~بنیاد خانههای ایشان از سغ گل2 می باشد. # و نیز شهری از توابع و لواحق آن هست و در آن شهر قلعهای ساخته و در ~~آن قلعه دو در از آهن کرده: یکی را "باب ایزد"2 میخوانند و دیگررا وباب مسجد" ~~جهت آنکه آن در به مسجد جامع نیک نزدیک است، ودر آن شهردومسجد جامع ~~هست و هر دوبر کناره‌ شهر موضوع و مبنیاند . و آب آن شهر از کاریز بیرون ~~می آید. و نیز از طرف قلعه رودی آب از دیهی بیرون می آید و به کناره‌ آن شهر ~~روانه می باشد. و آن دیهی خوش و نزه است با حصب و نزاهت و نعمت و راحت ~~و درختان فراوان و انواع و الوان فواکه بی پایان چنانکه چندان از انواع فواکه ~~از آنجا بیرون می آید که در همه حوالی و نواحی نقل می کنند و از آن فاضل در ~~حوالی اصفهان حمل می کنند. و در آنجا معدن سرب می باشد. و آن را روستاای] ~~بهن با خصب و نزاهت نیز می باشد ، ودر کوهها[ی) آن درختان و گیاهها[ی] بسیار ~~با منفعت می باشد و در تمامت آفاق از آن حمل می کنند، وبیرون شهر ربضی هست ~~و در آن ربض خانههاای) معمور و تمام عمارت و بازارهای بسیار، وغالب اهل ~~آن به اجناس علوم خوض می کنند. اما غالب درنحو ولغت وانشاء وکتبت مشغول ~~و مشعوف می باشند ~~و ابرقوه، شهری خوش و تزه امت با خصب و نعمت وارزانی و راحت، ~~با خلق انبوه به یکدیگر در آمده . در طول وعرض مقدار دودانگ ms143 اصطخر باشد و ~~بنای خانههای آنجا به یکدیگر متصل وملاصق است وغالب بنیاد خانههای ابرقوه و ~~یزد سغ گل است. و درحوالی و اطراف آن هیچ درخت و پستان نمی باشد مگر ~~به موضعی که از شهر قدری دورتر باشد. # و روذان دیهی خوش و معمور است. درطول وعرض وخانه وبازار و اهل [529) ~~مقابل وممائل ابرقوه باشد، الا زمین روذان سبزتر ونزهتر از ابرقوه می باشد واساس PageV00P168 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~خانهها[ی] ایشان از گل است. # و سرمق شهری سبز و لطیف [و] با نعمت و نزاهت است، و نرخ امتعه و ~~اطعمه در آنجا نیک ارزان می باشد ~~و بزرگترین شهرهای اصطخر بیضاست و آن را بیضا ازجهت آن می خوانند ~~که در آن شهرقلعه[ای) هست که مردم از دور سپیدی آن را مشاهده می کنند، و آن ~~موضع لشکرگاه مسلمافان بوده است در آن وقت که درفتح اصطخر مشغول بودند ~~چون از محاربت ومقاقلت باز گشتندی آنجا را قصد می کردندی وبا یکدیگرجمن ~~میشدند. و پارسیان آن را نشاتک1 می خوانند و آن دربزرگی وطول وعرض مقابل ~~اصطخر باشد، وبنیاد خانههای ایشان از قل می باشد و در عمارت وخصب وراحت ~~کمالی هرچه تمامتر دارد و از "بارخواره ایشان اهل شیر از منتفع می باشند. # بادکردن شهرهاای] سابور ~~بزرگترین شهرها[ی] این کوره کازرون و جره2 و نوبنجان 3 است و بنیا: ~~خانهها[ی] کازرون و دیگر حرشهرهای آن نواحی ح از گل اند و در بعضی از آن ~~سنگ و گچ استعمال می کنند. وایشان نیزمعمور وفراخ وسبز ونزهاند وخانهها[ی] ~~همه به یکدیگر ملاصق ومتصل ~~وکازرون و توبنجان2 در بزرگی و طول و عرض نزدیک یکدیگر باشند الا ~~آنکه بنیاد خانههای کازرون استوارتر ومحکمتر می باشد و قلعهها در آن بیشتر از ~~نوبنجان4 است. ودرتمامت پارس میچ جایی آب و هوا درستر و لطیف تراز کازرون ~~نیست، و آب ایشان از چاه می بماشد. و آن شهری نیک فراخ و معمور ms144 است با ~~میوره]ها[ی] بسیار. وسبزتر و نزهتر شهرها[ی] کوره سابور کازرون و نوبنجان2اند. # و بزر گنر شهرهاای] دارابجرد فسا است و آن شهری خوش و نزه است و ~~خانههای آن شهر از یکدیگر جدا بنا کرده است و شوارع و راهگذرها[ی] ~~[525) مردم افراخ و در بزرگی وطول و عرض مقابل ومماثل شیراز باشد، وآب وهوای ~~فسا خوشتر از آب وهوای شیرازاست وخانه ها[ی) فسا نیزفراختر از شیراز می باشد: ~~و بنیاد خانهها[ی] فسا تمامت از گل است. و بیشتر چوبها که در خانههاری) ایشان PageV00P169 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و از ناحیت اصفهان کرد وسردن است ~~و اما کنه که حومه یزدا است شهری خوش ونزه [وم با نعمت فراوان وراحت ~~بی بایان به کناره‌ بیابان موضوع است وآب و هوایاآن خوش و درست میباشد، [515] ~~و تمامت روستای آن با خصب و ارزانی ونعمت و دعت هرچه تمامتراند، و بیشتر ~~بنیاد خانههای ایشان از سغ گل" میباشد. # و نیز شهری از توابع و لواحق آن هست و در آن شهر قلعهای ساخته و در ~~آن قلعه دو در از آهن کرده: یکی را "باب ایزد"2 می خوانند و دیگررا وباب مسجد" ~~جهت آنکه آن در به مسجد جامع نیکث نزدیک است، ودر آن شهردومسجد جامع ~~هست و هر دوبر کناره شهر موضوع و مبنیاند ، و آب آن شهر از کاریز بیرون ~~می آید. و نیز از طرف قلعه رودی آب از دیهی بیرون می آید و به کناره‌ آن شهر ~~روانه می باشد، و آن دیهی خوش و نزه است با خصب و نزاهت و نعمت و راحت ~~و درختان فراوان و انواع و الوان فواکه بی پایان چنانکه چندان از انواع فواکه ~~از آنجا بیرون می آید که در همه حوالی و نواحی نقل می کنند و از آن فاضل در ~~حوالی اصفهان حمل می کنند. و در آنجا معدن سرب می باشد و آن را روستاای] ~~بهن با خصب و ms145 نزاهت نیز می باشد. ودر کوهها[ی) آن درختان و گیاهها[ی] بسیار ~~با منفعت می باشد و در تمامت آفاق از آن حمل می کنند، وبیرون شهر ربضی هست ~~و در آن ربض خانههاای] معمور و تمام عمارت و بازارهای بسیار، وغالب اهل ~~آن به اجناس علوم خوض می کنند. اما غالب درنحو ولغت وانشاء وکتیت مشغول ~~و مشعوف می باشند ~~و ابرقوه، شهری خوش و نزه است با خصب و نعمت وارزانی و راحت، ~~با خلق انبوه به یکدیگر در آمده. در طول وعرض مقدار دودانگ اصطخر باشد و ~~بنای خانههای آنجا به یکدیگر متصل وملاصق است وغالب بنیاد خانههای ابرقوه و ~~یزد سغ گل2 است. و درحوالی و اطراف آن هیچ درخت و بستان نمی باشد مگر ~~به موضعی که از شهر قدری دورتر باشد ~~و روذان دیهی خوش و معمور است. درطول وعرض اوخانه وبازار و اهل (529) ~~مقابل وممائل ابرقوهباشد، الا زمین روذان سبزتر ونزهتر از ابرقوه می باشد. واساس PageV00P170 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~خانه ها[ی] ایشان از گل است. # و سرمق شهری سبز و لطیف [و] با نعمت و نزاهت است، و نرخ امتعه ر ~~اطعمه در آنجا نیک ارزان می باشد ~~و بزرگترین شهرهای اصطخر بیضاست و آن را بیضا ازجهت آن می خوانند ~~که در آن شهرقلعه[ای] هست که مردم از دور سپیدی آن را مشاهده می کنند، وآن ~~موضع لشکرگاه مسلمافان بوده است در آن وقت که درفتح اصطخر مشغول بودند ~~چون از محاربت ومقاتلت بازگشتندی آنجا را قصد می کردندی وبا یکدیگرجم ~~میشدند. و پارسیان آن را نشاتک1 میخوانند و آن در بزرگی وطول و عرض مقابل ~~اصطخر باشد، وبنیاد خانههای ایشان از کل می باشد و در عمارت وخصب وراحت ~~کمالی هرچه تمامتر دارد و از وبارخواره ایشان اهل شیر از منتفع می باشند. # یادکردن شهرهاای] سابور ~~بزرگترین شهرها[ی] این کوره کازرون و جره2 و نوبنجان 3 است و بنیان ~~خانه ها[ی] کازرون و ms146 دیگر حر شهرهای آن نواحی از گل اند و در بعضی از آن ~~سنگ و گچ استعمال می کنند. وایشان نیز معمور وفراخ و سبز ونزهاند وخانهها[ی] ~~همه به یکدیگر ملاصق و متصل: ~~وکازرون و نوبنجان2 در بزرگی و طول و عرض نزدیک یکدیگر باشند الا ~~آنکه بنیاد خانههای کازرون استوارتر ومحکمتر می باشد و قلعهها در آن بیشتر ار ~~نوبنجان4 است. ودرتمامت پارس هیچ جایی آب و هوا درستر و لطیف تراز کازرون ~~نیست، و آب ایشان از چاه می پساشد. و آن شهری نیک فراخ و معمور است با ~~میو[ه]ها[ی) بسیار. وسبزتر و نزهتر شهرهای] کوره سابور کازرون و نوبنجان2اند. # و بزر گنر شهرها[ی] دارابجرد فسا است و آن شهری خوش و نزه است و ~~خانههای آن شهر از یکدیگر جدا بنا کرده است و شوارع و راهگذرهازی] ~~(525) مردم افراخ و در بزرگی وطول و عرض مقابل ومماثل شیراز باشد، وآب وهوای ~~فسا خخوشتر از آب وهوای شیر از است وخانه هازی) فسا نبزفراختر از شیراز می باشد ~~و بنیاد خانهها[ی) فسا تمامت از گل است. و بیشتر چوبها که در خانههازی) ایشان PageV00P171 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~استعمال می کنند چوب سرو می باشد. و آن شهری قدیم است ~~و نیز آن را شهری هست ودر آنجا قلعه وخندقی و ربضی کردهوبازارها[ی) ~~آن شهر در ربض می باشد. و در آن شهر انواع فواکه هست که در شهرها[ی] ~~سردسیر وگرمسیر می باشد، در آنجا با یکدیگر جمع میشوند مثل رطب وگردکان ~~وبرف1 و ترنج وغیرآن. # و تمامت شهرها[ی] کوره‌ اردشیرخره به یکدیگر نزدیکاند، و جمله سبز ~~و نزه می باشند. و از کوره اردشیرخره جور و شیراز یادکرده شد. # و بزرگتر شهری در آن دیار بعد از شیراز سیراف است، و آن در بزرگی ~~نزدیک شیر از باشد. و بنای خانه ها[ی] ایشان غالب از چوبی است که آن را از زنگبار ~~نقل می کنند، و بیشترآن به طبقه ms147 میباشد . و آن شهر برکناره‌ دریا موضوع است ~~و خانههای آن به یکدیگر ملاصق ومتصل، با اهل بسیار ووسعت ودعت وافر .و ~~بیوسته دربناها به مبالفه وتأکید خرج می کنند وهر کس جدی بلیغ می نماید. تاچنان ~~شنبده شد که یک مرد بازرگان بیشتراز سی هزاردینار به عمارت خانه خود به خر ج ~~کرده است. و در حوالی و نواحی آن هیچ درخت نمی باشد . اما بدان نزدیکی ~~کوهی مست پهن و فراخ و درانواع نعم و قواکه وآب روان. و خوشی آن شهر ~~ازین کوه است و آن را جم2 میخوانند و آن کوه بغایت بلند ورفیع است چنانکه ~~از بلندی آن هوای او به سرد سیر ممائل ومشابه می باشد، و شهر سیراف از تمامت ~~شهرهای آن اقلیم گرمترست: ~~و ارجان شهری بزرگ و با نعمت وخصب وراحت، ودرختان خرما اوزیتون [535] ~~و میورهآهاری] شهرهاری] گرمسیرست. و در حوالی و توابع و نواحی و ~~ملاحق آن بیابان و دریا و زمین هامون و کوه هرچهار میباشد . و آب آن شور و ~~زمین آن سبخ است . و از آنجا تا به دریا یک منزل بیش نمی باشد ~~ر خر شهرهای) بارس شبرازست ، و فسا در بزرگی و طول و عرض ~~نزدیک آن باشد، و سبراف در طول و عرض نزدیک فسا باشد . بعد از آن در بزرگی ~~ارجان نزدیک سبراف است. بس ازپشان بزرگی و کوجکی باقی برین نمط است: ~~اوج نوج2 و سابور و اصطخر وکثه و دارابجرد و جور 4 و جنابه5 و نوبنجان6 و PageV00P172 ~~============================================================ ~~115 ~~دیار بارس ~~غندیجان1. تمامت برین ترتیب که گفته شد در بزرگی نزدیک بکدیگراند. # و توج2 شهری گرمسیرست با درختان خرما[ی] وافر، و آن در زمینی غور ~~و زیر موضوع است و بنیاد خانههای ابشان از گل می باشد ~~و نوبنجان2 نیز شهری گرم است و درختان خرما در آنجا اندک می باشد و ~~به دو فرسنگی آن درغاله‌ کوه بوان4 است با ms148 دیهها و آبهای روان و درختان وافر ~~به یکدیگر پیوسته و متصل، چنانکه از بسیاری در خنان خانههای ایشان پیدا نمی باش: ~~مگر وقتی که در میانه آن شهر باشند. و درتمامت بارس هیچ درغاله نزهتر وسبزتر ~~ازین درغاله نیست و آن از حساب شهرهای سردسیر است : ~~و جنابه" و سینیز4 ومهروبان" بر کناره دریا موضوع اند وبغایت گرم می باشند ~~و در ایشان درختان خرما بسیار وانواع نعم و الوان فواکه هست. # یادکردن مسافات پارس ~~[از شیراز تا سیراف] ~~- اول از شیراز تا به دیه کفره پنج فرسنگ است ~~- و از کفره تا به دیه بخر’ پنج فرسنگ ~~- و از بخر8 تا کوارغلوه1 پنج فرسنگ، و آن را شهری خوش ونزه هست ~~- و از بخره تا دیه بنجمان 10 چهارفرسنگن ~~- و از بنجمان10 تا شهر چور11 شش فرستگ ~~و از شهرجور12 تا به دشت شوراب12 پنج فرسنگ است ~~- و از آنجا تا به خان آزاد مرد14 شش فرسنگ، واین خان15 صحرابی است ~~(535] چنان ا تقدیر کرده شد که آن صحرا در طول و عرض سه فرسنگ در مه فرسنگ ~~باشد و در تمامت آن نرجس می باشد چنانکه هیچ یک گز از آن خالی از نرجس ~~نمیباشد. # - و از خان آزاد مرد تا دیه کیرند16 شش فرسنگ ~~- و از آنجا تا دیه می شش فرسنگ ~~- و از دیه می تا سرگریوه [بادرکان خان] 12 شش فرسنگ PageV00P173 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~11 ~~- و از بادر کان ا[خان] تا خان برکانه"[خان] جهار فرسنگ ~~- و از [خان) برکانه2 تا شهر سیراف هفت فرسنگ ~~و این مجموع من اوله الی آخره گفته شد شصت وهشت فرسنگ می باشد . # مسافت راه شیراز تا یزد و آن راه خراسان است ~~- اول از شیراز تا زرقان2 شش فرسنگ ~~- و از زرقان2 تا به اصطخر شش فرسنگ ~~- و از اصطخر تا دیه بیر چهارفرسنگ ~~- و از بیر2 تا کهمنده هشت فرسنگ ~~- و از کهمنده تا دیه بید 3 هشت ms149 فرسنگ ~~- و از دیه بید4 تا ابرقوه [دوازده فرسخ] ~~و از ابرقوه تا دیه اسد * سبزده فرسنگ ~~- و از دیه اسد تا دیه جوز1[شش فرسنگ]و از آنجا تاقلعه گبران شش فرسنگ ~~- و از قلعه گبران تا به شهر کثه که حومه‌" پزدست پنج فرسنگ ~~- و از یزد تا موضعی که آن را انجیره6 می خوانند شش فرسنگ ، و در ~~انجیره “ هیچ دیه و بنا نمی باشد . اما صحراست که در آن صحرا در ختان انجیر ~~بی حد و عد میباشد ~~- و از انجیره4 تاکثه هفت فرسنگ، و آن آخر اعمال پارس است: ~~و ابن تمامت که از پیش معدود شد هفتاد و هفت فرسنگن می باشد ~~و مسافت راه شیراز تا جنابه ~~- اول از شیراز تا خان اسد شش فرسنگ و آن بر کناره رود سکان مبنی و ~~موضوع است ~~- و از خان [اسد] تا دشت ارزن10، چهارفرسنگ ~~- و از دشت ارزن تا دیه تیره 11 ~~- و از دیه تیره11 تا [کازرون ده فرسنگ] ~~- [و از کازرون] تا دیه دز بز12 چهار فرسنگ ~~- و از دز بز16 تا خان سرگریوه چهار فرسنگ ~~- و از سرگریوه تا شهر توج12 چهار فرسنگ ~~نام ا "ده شیر" است PageV00P174 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~و از شهر توج ا تا جنابه دوازده فرسنگ ~~تمامت چهل وچهار فرسنگن است ~~مسافت راه شیراز تا سیرجانا ~~(549) ~~- اول از شیراز تا اصطخر دوازده فرسنگن ~~- و از اصطخر تا دیه زیاداباد هشت فرسنگ، و آن از روستای جوراست ~~- و از زیاداباد2 تا مرصد گلودر، هشت فرستگ ~~- و از گلودر" تا دیه چوپانان شش فرسنگ، و دریسایی کوچک در آنجا ~~- و از چوپانان تا دیه عبدالرحمن شش فرسنگ، و آن شهری است که آن را ~~آباده5 می خوانند ~~- و از دیه عبدالرحمن تا به دبه آس [شش فرستگ ~~- و از دیه آس تا صاهکن6 الکبری هشت فرسنگ ~~- و از صاهک تا رباط سرمقان) هشت فرستگن ~~- و از رباط سرمقان تا رباط پشت خم، ms150 نه فرسنگن ~~- و از آنجا تا سیرجان کرمان نه فرسنگ ~~و درین مسافت که یادکرده شد از اول تا رباط سرمقان از اعمال و حساب ~~بارس است، و آنچه از پس آن ازصدد وقبیل حدودکرمان است، والله اعلم: ~~و تمامت مسافت ازشیراز تا سیرجان“ شصت ودو فرسنگن است. # مسافت راه شیراز تا شهرهاای گرمسیرکرمان ~~- اول از شیراز تا دیه خان [میم) که از روستای کهرجان است هفت فرسنگ ~~- و از آنجا تا شهر خورستان نه فرسنگن ~~- و از خورستان1 تا موضعی که به رباط معروف است چهار10 فرسنگ ~~- و از رباط [تا] شهر کرم11 چهار فرسنگ ~~- و از کرم11 تا شهر فسا پنج فرسنگ ~~- و از فسا تا طمستان12 [چهار فرسنگ PageV00P175 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~118 ~~- و از طمستان) تا جومه فستجان اشش فرسنگن ~~- و از آنجا تا شهر دارکان چهار فرسنگ ~~و از دارکان تا شهر مربزجان" چهار فرسنگ ~~- و از آنجا با به شهر سنان چهار فرسنگن ~~و از سنان تا شهر دارابجرد یک فرسنگ ~~- و از آنجا شهر زم مهدی پنج فرسنگ ~~- و از زم2 [مهدی] تا شهر رستاق الرستاق پنج فرسنگ ~~- و از رستاق الرستاق تا شهرفرج2 هشت فرسنگن ~~- و از فرج4 تا شهر تارم5 چهارده فرسنگ ~~تمامت این مسافت از شیراز تا تارم هشتاد ر دوفرسنگ است. # اما مسافت راه شیراز تا اصفهان ~~- اول از شیراز تا شهر هزار6 نه2 فرسنگ ~~- و از شهر هزار6 تا شهر مایین- هفت9 فرسنگ ~~- [و از مایین نا مرصد کنسا شش فرسنگ ~~- و از کنسا تا کنار چهار فرسنگ ~~- و از کنار تا فصر اعین هفت فرسنگ] ~~- و از قصراعین نا دیه اصطخران10 هفت فرسنگن ~~- و از اصطخران تا دیه خان اویس11/هفت فرسنگن ~~1546 ~~- و از خان اویس11 تا دیه کوژ12 هفت فرسنگ ~~- و از کوژ12 تا دیه کره هشت فرسنگ ~~- و از آنجا تا خان لنجان12 هفت فرسنگ ~~- و از خان لنجان تا اصفهان نه14 فرستگن ~~و حد پارس از شیراز ms151 به خان اویس11 به آخرمی رسد15 و آن مسافت چهل و ~~سه فرسنگ است، واز شیر از تا اصفهان هفتاد و دوفرسنگ باشد. # اما مسافت راه شیراز تا خوزستان ~~- اول از شیراز تا جویم14 پنج فرسنگ PageV00P176 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~119 ~~- و از جویم1 تا دیه خلان چهار فرسنگن ~~- و از خلان تا دیه خراره2 پنج فرسنگن ~~- و از خراره2 تاکرکان پنج فرسنگ ~~- و از کرکان تا شهر نوبنجان2 شش فرسنگن ~~- و از نوبنجان3 تا دیه خوروان4 چهار فرسنگن ~~- و از خوروان4 تا درخیده چهار فرسنگ ~~- و از درخیده تا دیه خان حماد چهار فرسنگ ~~- و از خان حماد تا به دیه بندکن2 هشت فرسنگن ~~- و از بندکن2 تا دیه عقارب آن را دیه هیر می گویند چهار فرسنگ ~~- [و از هیر تا راسین چهار فرسنگن] ~~- و از راسبن" تا ارجان هفت فرسنگ ~~- و از ارجان4 تا سوق سنبیل10 شش فرسنگ ~~و در میانه ارجان و سوق سنبیل10 قنطرهای هست که حد شیراز بحدان ~~قنطره منتهی می شود ~~تمامت مسافت از شیراز تا ارجان شصت فرسنگ است، والله اعلم: ~~امامسافت شهرهاای) بزرک به فارس ~~- اول از فسا تا کارزین هشده فرسنگ ~~- و از آنجا تا جهرم ده فرسنگ ~~- و از آنجا تا کارزین11 هشت [فرسنگ] ~~- و از شبراز تا اصطخر دوازده فرسنگن ~~- و از شبراز تا کوار ده فرسنگن ~~و از شیراز تا جور بیست فرسنگن ~~و از شیراز تا فسا بیست وهفت فرسنگن ~~- و از شیراز نا بیضا هشت فرسنگن ~~- و از شیراز تا دارابجرد پنجاه وچهار12 فرسنگ ~~- و از شیراز تا سیراف شصت فرسنگ ~~- و از شیراز تا نوبنجان12 بیست وپنج فرسنگن PageV00P177 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~120 ~~- و از شیراز تا یزد هفتاد وچهارفرمنگ ~~- و از شیراز تا توج1 سی و دوفرسنگ ~~- و از شیراز تا جنابه2 پنجاه و چهارفرسنگ ~~- و از شیراز نا ارجان شصت فرسنگ ~~- و از شیراز تا شابور * بیست او پنج فرسنگ ~~[559] ~~- [و از شیراز تا کازرون ms152 بیست فرسنگ ~~- و از شیراز تا خره بیست وپنج فرسنگ] ~~- و از شیراز تا خرمه، چهارده فرستگ ~~و از شیراز تا جهرم سی فرسنگ ~~- و از جور تاکازرون شانزده فرسنگت ~~_و از شیراز تا به نجیرم، دوازده فرسنگ ~~و از مهروبان تا قلعه ابن عماره- و دراز ترین مسافات اقلیم فارس این است ~~که باد کرده شد - و این مسافت از راه دریا صد وشصت فرسنگ است . # و آنچه عمارت و زراعت در آن محیط می باشد از حدکرمان تاحد اصفهان: ~~- اول از رودان5 تا أبان4 هژده فرسنگ ~~- و از أبان تا فهرج بیست وپنج فرسنگن ~~و از فهرج تاکنه پنج فرسنگن ~~- و از کنه تا میبد2 ده فرسنگ ~~- و از میبد تا عقده ده فرسنگن ~~- و از عقده8 تا نایین بانزده فرسنگن ~~- و از نایین6 تا اصفهان بیست وپنجه1 فرسنگ11 ~~- و از رودان تا نابین" هشتاد و سه فرسنگن ~~و مسافت حدی که به طرف کرمان است از حد سیف از نزد حصن ابن عماره ~~تا آنجا که به تارم12 می رسد و بعد از آن می کشد به رودان تا آنجاکه به بیابان ~~خراسان، همچناتکه از دریا به خط شیراز تا می رسد به بیابان خراسان واین مسافت ~~صد وبیست فرسنگ می باشد ~~* درنسخه " بشابور" آمده که با " بیشابور" متناسب است، نام درست آن PageV00P178 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~121 ~~و حدی دیگر که به طرف خوزستان و مهروبان است به ارجان می رصد ~~و شهرهاای] سابور و سردن تا اول حد اصفهان شصت فرسنگن است: ~~یادکردن آب وهوا و خاصیت پارس ~~تمامت عمارت زمین فارس بریک خط مستقیم اند الا از ارجان1 تا نوبنجان" ~~تا خره2 که بر حدود سیف می گذرد تاکارزین، و می کشد به زموم " و دارابجرد تا ~~فرج وتارم". # و هرچه بر ناحیت جنوب است گرمسیر می باشد، و هرچه از طرف شمالی ~~مرو صیر ~~و از دیار و اقلیم پارس شهرهای چند گرمسیر هست و نیز ms153 شهرهای چند ~~سردسیر می باشد: ~~آنچه گومسیر است ازین اقلیم ~~اول ارجان ~~و نوینجان 8 ~~ومهروبان ~~و سینیز ~~و جنابه10 ~~و توج11 ~~ودشت وستقان12 ~~وخره12 ~~(555) و داذین14/ ~~ومورق15 ~~و کازرون من ~~و دشت بارین12 ~~و جیبرین12 ~~ودشت بوسقان18 ~~وزم اللوالجان"1 PageV00P179 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~172 ~~وکیر ~~و کیرزبن ~~و ابزر2 ~~و سمیران ~~وخمایجان4 ~~وخربق4 ~~و کران ~~وسیراف ~~ونجیرمه ~~وقلعه ابن عماره. # و آنچه در میانه و اضعاف و اتباع آن است . و تمامت این مجموع که یاد ~~کرده شد از دیار پارس گرمسیر است. # وشهر سرد سیر پارس ~~اول اصطخر ~~وبیفا ~~ومایبن ~~و ایرج، ~~وکامفیروز ~~و کرد ~~و کلار" ~~وسوق ~~وسروستان ~~والاوسبنجان 0 ~~وارد ~~[ورون] ~~وصرام11 ~~و بازرنج12 PageV00P180 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~و سردن ~~و خرمه1 ~~وحیره1 ~~و نیریز2 ~~و مسکانات ~~و ایجه ~~و اصطهبانات4 ~~و برم2 ~~و رهنان8 ~~و بوان9 ~~[و طرخنیشان] ~~وجوبرقان15 ~~و اقلید11 ~~وسرمق ~~وابرقوه ~~و یزد12 ~~و جارین12 ~~و نایین14، ~~و آنچه در اضعاف و اتباع و حدود آن شهرها می باشد از سردسیر است: ~~و شهرهای چند دیگرهم بدین دیار هست که انواع فواکه و اطعمه که در ~~شهرها[ی] سرد سر وگر مسیر می باشد دریشان با یکدیگر جمع میشود مثل فساو ~~جود و شیراز وسابور ونوبنجان"1 وکازرون. # و در نواحی و اطراف اقلیم پارس شهرها[ی] سردسیر هست که از افراط و ~~بسیاری سرما هیچ چیز بدان زمین به بر نمی آید مگر چیزی که زراعت کنند. # و چند شهر از دیار شهرها[ی) پارس کر مسیر هست که در تابستان هیچ مرغی ~~در آنجا از گرما آنجا قرار نمی گیرد، مثل لاغرستان16، وآن روستایی است : ~~و چنان شنیده شد که شخصی درین شهر درخانهای بلند که آن خانه بربیابان PageV00P181 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~مطلبع و مشرف بود ساکن بود، و در آن بیابان در نظر او سنگی برافراشته قائم و ~~آن شخص بر آن سنگ نظر انداخته ، چون روز به نیمه رسیده و حر ظهیره تمام ~~قوت گرفت آن سنگ ms154 از گرمای زمین آن موضع شکافته شد[ه] بود از یکدیگر ~~همچنانکه در آتش شکافته می شود ~~و هوای شهرهای سردسیر خوش و درست می باشد’ وهوای گرمسیر بدو 1*56] ~~مدموم و مفسد است ولون مردم را منبدل و متغبر می گرداند. # و در شهر دارابجرد وبا بسیار می شد، و در شهرتوج نیز میباشد ~~و در شهرهای گرمسیر آن طرف درستر از هوای ارجان و مسیراف و جنابا2 ~~وسینیزأست: ~~و هرشهری که در میانه این دو حدگرمسیر وسردسیرمی باشد هوای آن بغایت ~~اعندال وخوش است، مثل شیراز وفسا وکازرون وجور وغبرآن . # و در تمامت پارس هوای درستر و لطیفتر از هسوای کازرون نیست، و اندام ~~اهل آن لطیف و با قوت می باشد، و آب این شهر خوشتر وگوارندهتر از آبهای ~~تمامت پارس است ~~و بدترین آبهای آن اقلیم آب دار ابجردست. # بادکردن صورتهاای] اهل و لباس و دین هریک ~~اماصورت ایشان : ~~هر که در شهرها[ی] گرمسیر متوطن می باشد غالب آن است که خلقت ایشان ~~تحیف و نزار و موی اندک واسمر می باشند ~~و کسانی که در سرد سیر مقیم و متوطن اند هیکل و قالب ایشان بزرگ و ~~ضخم میباشد و موی برتن و اندام ایشان بسیار می باشد ونیک سپیداند ~~و اهل آن دیاررا سه زبان می باشد : ~~یکی پارسی و بیشتر در غالب اوقات در بیع وشری و معاملات این زبانرا ~~استعمال می کنند، وتمامت اهل پارس به یک لغت سخن میگویند و آنچه مطلوب ~~و مقصود است از یکدیگر معلوم و مفهوم می باشد و هیچ از آن بر عامه پوشیده و PageV00P182 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~مفی نمی باشد ~~و یکی دیگر زبان پهلوی که کتاب عجم و بزرگان و رؤسا و امام ایشان در ~~مکاتبات ومراسلات استعمال می کنند، و گبران که درین مواضع مقیم اند هم بدین ~~زبان سخن می گویند و این محتاج تفسیرست تا اهل فرس آن را معلوم کنند. # و دیگر ms155 الفاظ و لغات عربی که مکاتبان سلطان ودواوین وعامه مردم و امرا ~~(565) و رؤسا وصدور و اکابر آن را استعمال می کنند. # ااماصورت لباس ایشان] ~~و ملوک وعمال سلطان آنجا قبا می پوشند و کلاه برسرمی نهند، وگاه باشد ~~که دراعه که شکاف آن فراخ و گریبان و جیب آن پهن می باشد استعمال می کنند، و ~~دستار برسر[میآنهند و زیر دستار کلاه برافراشته و ضخم می باشد، وشمشیرحمایل ~~می کنند، و موز[ه]های ایشان کوچکتر از موز[ه]های اهل خراسان است: ~~و قاضیان آنجا کلاه قاضیانه و آنچه بدان ماتد چنانکه گوشهای ایشان را ~~فراگرفته نمی باشد بر سر می نهند با طیلسانها و جامه وجبه، واما دراعه وموزه‌ ~~مکسر و کلاهی که گوش ایشان را پوشیده باشد استعمال نمی کنند. # و اما اصحاب و ارباب کتاب دراعه و عمامه می پوشند و اگر به زیردستار ~~کلاه نهاده باشند چنان می سازند که هیچ از کلاه پبدا نمی باشد. والبنه رها نکنند که ~~شوخ کن شود. و موز[ه]های مکسر کو چکتر از موز[ه]های سلطان در با می کنند. # اما لباس مزارعان و بازر گانان از یک گونه است. طیلسان و دستار و موزه ~~استعمال می کنند، و درموزه‌ ایشان هیچ پاره1 نمی باشد، و جامهها وجبه می پوشند: ~~و کاه باشد که جامهها[ی) بطانه داده استعمال می کنند . و در لطافت جامه و ~~نظافت تن بر یکدیگر تفاضل و تفاخر می کنند . و زی ایشان همه یک لون است ~~مانند زی اهل عراق ~~اما اخلاق وخوی وشیمت ملوک وسادات وکسانی که اختلاط : آمیزش ~~با ایشان می کنند مثل عمال ونواب دیوان وضمنا وغیرایشان : PageV00P183 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~غالب آن است که مروت وکرم را کار میفرمایند و از اخلاق دنیه و افعال ~~ردیه محترز و مجتنب می باشند و هرچیزی که بر رداءت و رذالت مفضی و مودی ~~(579 ~~می شود ا البته به زبان نمی آورند. # ودر عمارت خانهها و خورشها ms156 جهد بلیغ ومبالفة عظیم می نمایند، ومحاکاة ~~و مناقشه و خصومت درین چیزها که یاد کرده شد می کنند. وظاهر ایشان به ادب و ~~تمییز آراسته می باشد ~~و اما غالب بازر گانان در جمع و ادخار مال و امساک و حرص سعی بلیغ ~~می کنند. # و اما اهل کنارها[ی) دریا که به فارس است ایشان اغلب عمر به تجارت دریا ~~به سر میبرند و در آن سفر توقف می کنند. چنانکه کس باشد که درهمه عمر خود ~~از وطن دور شده وغایب باشد ~~و در خبر چنان شنیده آمدکه شخصی از سیراف به کشتی نشست و غایب ~~شد و مدت چهل سال مکمل از آن کشتی بیرون نیامد . چون به کناره‌ دریا رسیدی ~~شریک خود را نصب می کرد تا در شهر می رفت وکاری و حالی که بود می گزارد ~~و مقضی الحاجه نزدیک او باز می شد وبه کشتی می نشست و او به هیج گونه از آن ~~کشتی بیرون نمی آمد مگر وقتی که کشتی محتاج عمارت و اصلاح بودی. # و حظی جزیل و نعمتی وافر ایشان را از آن تجارت در دست میافتد ~~تا چنان شنیدم که به روز گارما مردی بازرگان را مال به چهار هزارهزاردینار ~~رسیده بود. و بیشتر ازین با کسان دیگرشنیده شد . # و اگر کسی درلباس ایشان نظر کند البته معلوم نکند که کدام مهتر و بزرگ ~~آن قوم اند از انواع الوان تنعم ونعمت که ایشان راست . # و اما اهل کازرون وفسا و غیره - ایشان در بیابان به تجارت مشغول می شوند و ~~از آن حظی و افر و نعمتی کامل ایشان را دست میدهد. تا هریکی از ایشان را مال و ~~نعمت فراوان و بی پایان جمع میشود، و ایشان در غربت و کربت و صعوبت و ~~مشفت نیک صابرمی باشند و بر جمع و ادخار مال حربص1 و توانگری و ثروت و [575) ~~یسار در آن قوم همگنان را ms157 مشاهده می افتد PageV00P184 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~و کسی که معتبرالقول بود مرا حکایت کرد و گفت که در تاریخ سنه اربع و ~~عشرین و ثلثماله در شهر بصره حاضر شدم و نامه بازر گانان دریای عمان در آنجا ~~رسیده، چنان نموده که آتش حریق بر کشتیهای ایشان افتاده بود وباد از طرف جنوب ~~برخاسته و می سوحت، و از طرف شمال نیز وزیدن گرفت و شخصی از پارس به ~~ابن مروان معروف در کشتی بود، چنان تفصیل کرده بودند که از بهر او از غلامان ~~سباه غیر از سپید دوازده هزار تن سوخته بودند، و از امتعه و افمشه وبوی خوش ~~چندان سوخته بود که آن در ضبط و تقریر ممکن و میسر نمی شد و ندانستند، الا ~~کافور که چهارصد برکه سوخته بود در هربر کهای پنجاه خروارکافور بود و برکه ~~کشتی کوچک است . # و هیچ شهری از دریا وبیابان وغیره نشان داده نشد که قومی از پارس در آنجا ~~مقیم بوده الا اعیان ومشاهیر آن شهر بودهاند، وغالب برایشان توانگری واستقامت ~~حال و نعمت بسیار وبسیار می باشد ~~وامادینهای ایشان ~~اول اهل ساحل تا سیراف واز آنجا تا مهروبان1 تا ارجان، وبیشترشهرها[ی] ~~کر مسیر در قدر و جبر میذهب اهل بصره دارند و مذهب اعتزال در ایشان کمتر ~~میباشد. # و در اهل جهرم غالب مذهب اعتزال میباشد ~~و مذهب اعل خره2 غالب مذهب شیعه است ~~و اما شهرهای سردسیر: در شیراز4 (و) اصطخر وفساد غالب مذهب منت ~~و جماعت است چنانکه مذهب اهل بغداد . # و غالب بر اهل پارس فتوی مذهب حدیث است: ~~واما دینهای ایشان، ~~اول در دیار بارس جهود و ترسا و گبر می باشد، وصابی وسامری نیزهست: ~~و تمامت ادیان دبگر هیچ یک پیدا نیست : PageV00P185 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~و از تمامت ملتها درین دیار گبران بیشتراند و از بسیاری که هستند در همه ~~مملکتی غلبه دارند . # بعد ازان ابه بسیاری ترسایان با ایشان نزدیکاند و کمترین ایشان ms158 در عدد [584] ~~جهوداناند: ~~و اما کتابهای گبران و آتش کد[ه]ها و هرچه در ایام ملکان ایشان بود در ~~قدیم عهد تمامت ایشان را به میراث رسیده است و تا غایت به دست ایشان مخلد ~~مانده و دین خود را مستحکم وموقر می دارند. وگبران را هیچ جایی بیشتر از پارس ~~خانه نیست جهت آنکه خانهها[ی) ملکان و دین و کتابهای ایشان آنجا بوده است: ~~یادکردن طبقات و عنصب هردم به فارس ~~اختلاف طبقات هریکن در پارس چنان است که نسب و مال وحرمت مردم ~~را به میراث می رسد و آن را عظیم اعتبارمی گیرند. وچنان یاد کرده شد در کتبهای ~~ایشان که ملوک و سلاطین درقدیم عهد در آنجا متوطن بودهاند و اطراف و آفاق ~~عالم را مسخر و میسر خود کحرده و تحت حکم در آورده مثل ضحاکث و جمو ~~افریدون و غیره که نام ایشان درین مختصر نگنجد. # تا آنگاه که افریدون نواحی و اطراف را برفرزندان خود قسمت کرد و هر ~~یک را ازیشان به جانبی نصب فرمود. بعد از آن ملوک فرس مقیم و متوطن ~~ایرانشهر شدند. تا می گویند که ذوالقرنین بن دارا بن داراب ملک بوده است و برهر ~~مملکتی طایفه[ی] مقرر و معین شد تا آنگاه که حل و عقد و قبض و بسط امور در ~~فبضه قدرت و ایالت اردشیر مستقر و متمکن شد. دیگرباره تمامت امور سباسی و ~~ممالک با یک کس رجوع کرده شد . # و همواره برین قاعده مستمرمتولی و ملکن آن ممالک می بودند مثل سابور ~~و بهرام و قباد و فیروز و هرمز وتمامت اکاسره که در آخر ایام ایشان بودند، ودیار ~~ایشان از پارس به دیار عرب و روم منتقل شد . چنانکه ملوک یمن چون آفاق را ~~مسخر کردند تختگاه خود را از آن موضع نقل کردند، وچنانکه ملوک اسلام از ~~عرب از دیار خود نقل کردند به بابل جهت آنکه ایشان میانه مملکت می باشند ms159 و بر ~~هرطرف او نواحی اطلاعی دارد . # (585 PageV00P186 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~و از تعداد اسامی ملوک پارس اجتناب واحتراز کرده شد جهت آنکه اخبار ~~ایشان وضوحی و انتشاری هرچه تمامتر دارد، وحالات وحکایات وبدایع وعجیب ~~که در ایام دولت ایشان حادث شده برهمگنان مخفی نمی باشد ~~اما در اسلام بعضی ازیشان متقلد امارت شدند وبه شرط احکام آن قیام نمودند ~~و بعضی ازحکم وتولیت ومملکت به استقلال و کفایت خود بنشستند از اهل پارس و ~~عرب و ایشان متوطن ومقیم پارس گشتند و از اهل آنجا شدند وکسانی که ازیشان ~~متفرق شده بودند یکی ازیشان هرمزان بوده است از فرزندان اساوره و در ایام ~~عمربن الخطاب- رضی الله عنه -2 او را اسیر گرفته بودند. چون پیش امیر المؤمنین ~~علی رضی الله عنه 2 رسید و احوال و حکایات عرض داد او را رها کرد و امان ~~داده شد و مسلمان گشت و به شرایط اسلام تا آنگاه که عمراومنقضی شد انقیاد نمود، ~~و در میانه او و فرزندان ابی طالب مصاهرت بود و سبب قتل او آن بودکه به قتل ~~امیرالمؤمنین عمربن الخطاب متهم شده بود . ومی گفتندکه تا ابی لولوه که بنده‌ ~~مغیرة بن شعبه رضی الله عنه- بود به قتل عمرمتفق ویکدل بوده است بعد از وفات ~~عمرعبدالله بن عمر- رضی الله عنهما- او را بکشت ~~و چنان شنیده شد که سلمان بارسی حرضی الله عنه- از فرزندان اسارره بوده ~~است. بعد از آن زاهد شد و به ترک دنباکرد و به طلب دین اصلام شیدالله بنیانها. # بیرون آمد و ترک دین و ملک خود کرد تا آنگاه که به مدینه پیغمبر- صلی الله علیه ~~وسلم افضل ما صلی علی احد من العالمین رسید، وپیغمبر- علیه اللام- به مدینه ~~بود مسلمان شد ~~و بعضی ازیشان آل عمارهاند و ایشان به فرزنسدان جلندی معروف اند و ~~ایشان را ملکهای پهن وضیاع بسیار وقلعههای چند بر کماره دریا به یکدیگر نزدیک ~~به پارس تا به حدکرمان مست . # و ms160 می گویند که ملک ایشان در آنجا پیش از موسی بن عمران- علیه السلم ~~بوده است و آنکه حق تعالی درحق وی فرمودکه "وکان {وراءهم ملک یأخذ کل ~~(599 ~~سفینة غصبا" جلندی بودهاست، وایشان گروهی اند از آزد یمن، وایشان را الی یومنا PageV00P187 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~هذا قوت وشوکت وعدد وعدت چندان است که سلطان ایشان را مقهور نمی تواند ~~کردن، و ازدنام پدر آن قبیله است ، و رصد دریا و ده یک کشتیها را ایشان ~~میگبرند. # و عمرو بن اللیث مدت دو سال حمدان بن عبدالله حارث را نصب فرمود نا ~~درمحاربت و مقاتلت با ایشان اقامت نماید وایشان را مقهور گرداند. حمدان غایت ~~جهد مبذول داشت، البته برایشان قادرنمی شد وچون عاجزومضطرگشت به عباس بن ~~احمد بن حسن که بسرعم اوبود استعانت برد ولشکروحشم اورا به مدد خواند. # و احمد بن الحسن که زم کاریان2 به وی نسبت کرده هد از فرزندان جلندی ~~یوده است ~~و فرزندان حجرین احسد الی یومنا هذا در آن زم با قوت ومنعت وشوکت ~~هرچه تمامتر است: ~~و صفار3 نیز که سیف بنی الصفار3 را به وی نسبت میبرند از فرزندان ~~جلندی است ، و ایشان قدیمتر ملوک پارس اند و موضع وطرف ایشان منیع تر ~~جواتب واطراف است: ~~و ابوزهیر که سیف بتی زهیر را بدو نسبت می کنند ازیشان است، و ایشان ~~ازقرزندان سامة بن لوی ملوکث آن سیف اند، وعدد ایشان بسیارمی باشد، وابوساره4 ~~که به فارس متغلب و قادرشد ازیشان بود، و مردم را به نفس خود دعوت می کردتا ~~آنگاه که مأمون خلیفه رحمة الله علیه5 از خراسان محمد بن اشعث را به محاربت او ~~ارسال فرمود تا به صحرای کس4 که از حساب و صدد شیرازست به ایشان رسید و ~~مقانلت آغاز نهادند . محمد بن اشعث لشکر اورا هزیمت کرد واورا بکشت، ودر ~~آن وقت حاکم ووالی بارس یزید بن عقال وجعفربن ابی زهیر بودند وهرون الرشید ~~ازافراط ذکاه وفراست ms161 و عقل ودیانت جعفربن ابی زهیر می فرمود که اگر گوش او ~~سنگی نبودی وزارت را ازو لایقتر کس نبود. # ومظفربن جعفررا تمامت دستقان2 ومملکت سیف ازحد جنابه تا نجیرم در [595] ~~تحت تصرف بود وباقی تمامت فرزندان زهیر از زیرتر از نجیرم تا حد بنی عماره PageV00P188 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~در تصرف داشتند، ومسکن ومقام ابی زهیر کران بود، ومظفر برکناره‌ دریا بهصقاره1 ~~متوطن بودی. # وگروهی دیگر ازیشان فرزندان آل حنظلة2 بن تمیم اند از فرزندان عروة بن ~~ادیه2 که درایام بنی امیه بعد ازقتل عروه از بحرین به پارس گذشتند و به اصطخر و ~~نواحی آن ساکن شدند و مالهای بحیار ودیهها[ی] بزرگ و نفیس حاصل کردند ~~و همرو بن عیینة4 ازیشان بود و ازمال منالی هرچه تمامترداشت. تا چنان شنیده شد ~~که به دو هزارهزار درهم مصاحف قرآن خریده شد و در مسجدها[ی) شهرمالی] ~~اسلام وقف کرده بود، و مبلغ خراج واهل خانه وضیاع ایشان هرسال ده هزارهزار ~~درم بود ~~و مأمون خلیفه -رحمه الله عمربن ابرهیم را و پسر اورا مرداس بن عمر راکه ~~کنیت او ابوبلاله بود برات6 نولیت وحکم بر کناره دریا نصب فرمود تا با قطریه، ~~محاربت ومقاتلت کند، ومال وی چندان شده بود که سه هزارهزاردرهم خراج آن بود. # و بسر عم او محمد بن واصل "همچندین جمع شده و خراج مالهای ایشان ~~به یکدیگر نزدیک بود و در مال میان ایشان تفاوتی بسیار نبود . وبزرگتر اهل آن ~~خاندان عمرو بن عیینه4 بوده است واز شوکت وقوت آن چنان، ~~یکی آن است که چون اتراک بهدار الخلافه مستولی وغالب وقادرشدند وخلفا ~~طاقت ایشان نداشتند و ایشان را در اقطاع بزرگ و پهن متفرق گردانیدند و ملوک ~~ومتولیان با..’کردند تا از ممالک وتختگاه خلیفه دورتر باشند. و در میانه ایشان ~~چهل امیر بزرگ بود و بزرگترایشان را که در حکایات و حالات با او مشورت می کردند و ~~اقتضاه رای اورا متابعت می نمودند مولد می ms162 گفتند وایشان را از ظلم وتعدی مانع و ~~(609) دافع می شد، والبته رها نمی کردی که برکسی حیفی وجوری رود10 تمامت جمع ~~شدند واتفاق کردند که اورا هلاک کنند. مولد از مرداس بن عمر استجازت طلبید و ~~زنهار خواست ~~او را در چوار خود ممکن گردانید و از آنجا به بغداد روانه کرد ، و آن ~~گروه ابراهیم بن سیما را به نفسها و فروج و دمأه خود حاکم گردانیدند و PageV00P189 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~فرمان او را انقیاد می نمودند و متابعت و مشایعت واجب می داشتند . تا آنگاه که ~~عبیدالله بن یحیی ازنیابت معتمد2 بالله امیر المؤمنین به مرداس نامهای نوشت ودر ~~نامه در قتل و هلاکث ایشان مبالغه و نأکید بسیار کرد و مرداس بر محمد بن واصل ~~کس فرستاد تا لشکر وحشم وخدم واتباع واشیاع خود را جمع گردانند و تمامت ~~امرای اتراک را هلاک کرد حر الا ابرهیم بن سیما را و چهارگروه دیگر و ~~بزرگ اتراک ی بعد ازمولد به فارس او بود ~~و بعد از آن محمد بن واصل به پارس مستولی ومتغلب شد تا آن وقت که از ~~بغداد عبدالرحمن مفلح را با لشکری جمهور وعظیم با طاشم، بههم به محاربت و ~~مقانلت اوفرستادفد. محمد بن واصل لشکر عبدالرحمن را مقهور وهزیمت کرد و ~~طاشم2 را بکشت وعبدالرحمن را به اسیری گرفت و اورا نیزبکشت وامورواحکام ~~بارس تمامت بر وی رجوع افتاد ومستقرشد . تا آنگاه که مرداس که پسرعم او پود ~~از ترس خود قصد او کرد و یعقوب بن اللیث را به مدد خود خواند. # یعقوب بن اللیث به مدد ومساعدت مرداس به پارس رفت وبا محمدبن واصل ~~به مروسدان4 به ناحیه ببضاءه در آنوقت که از محاربت ومقتلت عبدالرحمن بن مفلح ~~باز گردیده بود به یکدیگر رسیدند. جنگ در پیوستند و اورا هزیمت کرد و لشکراو ~~را متفرق ومقهور گردانید و محمد بن واصل گریخت وبه سیراف شد و در سیراف ~~او ms163 را اسبر کردند و تسلیم یعتموب بن اللیث کردند . یعقوب اورا به قلعه فرستاد و ~~.00" محبوس کرد تا آنگاه که یعقوب بمه چندی سابور مقیم شد محمد بن واصل ~~با زندانیان به هم منغلب شدند و متحصن کشتند. یعقوب مثال داد و کسی را معین ~~گردانید تا ایشان را هلاک کنند الا دو سه تن 1ازیشان را امان دهد . فرمان او به [605] ~~نفاد پیوست ~~3 ~~و از ملوک پارس کسانی که در آنجا حاکم بودند و از پارس نبودند: ~~اول آل ساماناند ~~از فرزندان بهرام، وبهرام از اردشیرخره بود ودر ری متوطن ومقیم بودی: ~~بعد از آن بار کردند به مخاصمت و مقاتلت اتراک وقصد بلخ کرد و گروه اتراک PageV00P190 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~را متفرق گردانید و دراوامر ونواهی وحل وعقد عظیم شد وشوکت وقوت اوغالب ~~گشت تا آنگاه که کسری درنفس وملک با وی خیانت کرد وبه محاربت او درنفس و ~~مال قصد کرد وکسری محتاج و مفتقر شد که به ملک روم اعنضاد ومعاونت طلبد و ~~مملکت وسلطنت خودرا ترک کوید تا آنگاه که درجوار واستعانت او متمکن شد. # تا وقتی که ملک روم باوی عهد بشکست، و ذکر و حکایات او در کتبها مطول ~~[و] مشرح گفته می آید . # و آل سامان از فرزندان او بودند وایشان ملوک ماوراءالنهر بودندی، و نهر ~~بلخ که به جیخون معروف است و آنچه درنواحی واطراف آن تحت تصرف ایشان ~~بود وامارت1 وسلطنت ایشانرا به میراث می افتاد. تا آنگاه که به اسمعیل بن احمد بن ~~اسد نقل افتاد قواعد وارکان عدل ممهد و مشیدگردانیدتا ملک اورا تمکینی وقراری ~~هرچه تمامر ومستحکمتر پذیرفت. تا هرچه برمعتضد بالله امیر المؤمنین با وفورقوت ~~و شو کت و حشم وخدم فتح وقبض آن دشواربودی بروی آسان شد، وهرچه متفرق ~~بود جمع کرد. تا تمامت خراسان وماوراءالنهر وجرجان وطبرستان وقومس وری ~~و قزوین و ابهر و زنجان را درتحت حکم آورد. # و از اکاسره یکت شخص ms164 تنها را چندین ممالک مسخر وتحت حکم نبوده ~~است وبا این چندین ممالک که اورا بود با اتراک مخاصمت وجنگت پیوست و ~~ایشان را خوار و مقهور گردانید تا قوت و هیبت و دبدبه و حشمت و عظمت او به ~~[619) حدود صین رسیده بود او ملوک اتراکٹ ازو با خوف وترس بودندی تا چنان ~~شد که آنچه برطرف اسلام بود از شهرهای ترکان مثل دار الاسلام شده بود ~~بعد از وفات او احمد2 بن اسمعبل که پسر اوبود درمملکت مقیم شد وقواعد ~~ارکان دولت در ایام دولت او مشید و ممهدگشت و فتح سجستان اگرچه با تمامت ~~حکام دشخوار ومعضل آبود بر وی آسان ومیسرشد، وباقی که از سجزیان مانده بودند ~~ایشان را مقهور و مخذول گردانید و از عدل و حسن نظر بر رعایا وکمال شفقت ~~چندانکه مقدرت او بود سعی بلیخ نمود، چنانکه آثارحکم وعدل وسیاست او در ~~آفاق منتشر و ظاهرگشت. # وبعد از آن نصربن احمد که بنده امیرالمؤمنین بود ملک شد وقوت وشوکت PageV00P191 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و معدلت ونصرت او به مقامی رسید که هیچ لشکرو حشم و امرا و سلاطین لشکر ~~او را معارض و مقابل نمی شد، وهر که با وی ور محاربت مواجهه نمودی البته ~~او را خایب و مقهور کردی و تا ایام حیات او بود در دولت هرگز هیج کس بروی ~~مظفر وقادر نشد. # و اما آنکه مملکت پارس را تحت حکم خود آورد و بر وی غالب شدند ~~حسین بن بشر بود از قبیله بنی ازدکه ایشان به بخارا مقیم و متوطن بودندی. اما ~~مولد ومنشاء او درشحنه 1 بود و در ایام خلافت معتز6 ومستعین) دراقطار وحوالی ~~بارس غالب و قادر شد و او را قوتی و شوکتی هرچه تمامتر بود تا آنگاه که ~~یعقوب بن اللیث به نزدیک قنطره‌ سکان کسه از توابع شیرازست با او معارض شد ~~و محاربت ومقاتلت از طرفین پیوستند و او را هزیمت ms165 کرد و لشکر او را بکشت و ~~بعد از آن او را در طلب فرستاد و اسبر گردانید و مدتی در حبس مکبول داضت . # پس از آن او را هلاک کرد. # و اما ملوک زموم که پیوسته به دروازه هر شهری ازیشان هسزار تن مقیم ~~بودندی یکی از آن زم زمیجان4 است که به زم5 جیلویة المهرجان2 معروف امی باشد [615] ~~و او قدیمتر ولشکر و اهل او بیشتر از جبلویه" بود و برادر او سلمة بن روزبه بعد ~~از وی بود، واهل جیلویه“ ازخمایجان زیرتر از کوره‌ اصطخر منتقل شده بودند ، ~~و اوسلمه راخدمت می کرد. بعد از آن چون صلمه بمرد جیلویه0 برین زم غالب شد ~~و کار او عظیم و قوی گشت تا چنان شد که الی یومنا هذا آن زم را به وی نسبت ~~میبرند وقوت وشوکت او به مقام ومرتبه[ای] رسیده بود که با فرزندان ابی دلف ~~محاربت آغاز نهاد و معقل بن عیسی را که برادر ابی دلف بود بکشت. # بعد از آن ابودلف با لشکر و حشم بسیار قصد وی کرد وبا وی مخاصمت ~~ببوست و اورا بکشت وسراورا ببرید و تاآن وقت که روزکار دولت ایشان منقضی ~~و سپری شد از آن حرب و جنگ باز می گفتند و در حروب اعادی آن سر را با خود ~~می بردند و اهیانه سر او را به نقره در گرفته به نیزه برافراشته بودند تا آنگاه که ~~عمر[و] بن اللیث احمد بن عبدالعزیز را به زرقان 10 منهزم ومقهور کرد و آن نیزه با PageV00P192 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~اهیانه به هم در دست وی افتاد. آن را بشکست ونابیداکرد و ریاست و بزرگی آن ~~زم الی یومنا هذا در فرزندان جیلویه1 باقی ومخلد ماند . # 34 ~~و اما رئیس و حاکم زم دبوان آزاد مرد بن کوشهاد2 بود از اکراد و ~~مدتی مدید آن زم تحت حکم او بود. چون ظلم و تعدی آغازنهاد وعدوان و ستم ~~به ms166 استقصا رسانید سلطان قصد وی کرد و به عمان منهزم و هلاکی گشت و بدان ~~موضع متوفی شد، و بعد از آن زمام حل و عقد زموم در قبضه قدرت حسین بن ~~صالح متمکن شد و او از اکراد بود و عهدی بعید آن زم در دست وی باقی ماند: ~~پس از آن با فرزندان او رجوع کرد تا به روزگار عمر [و] بن اللیث. بعد از آن ~~از ایشان مفتوح وبا ساسان بن غزوان2 که از اکراد بود منتقل شد، و الی یومنا هذا ~~در تحت تصرف ایشان مخلد ماند ~~(629] و اما زم لوالجان4 در دست آل صفاره بود تا آن اوقت که محمد بن ابرهیم ~~الطاهری که به آزادمرد * معروف بودی درین کوهستان مقاتلت کرد و او را ~~منهزم گردانید و متولی و حاکم پارس گشت و بعد از آن با مردی از اکراد که با ~~احمد بن اللیث معروف بود نقل افتاد وحکم آن دیار الی یومنا هذا درخاندان ایشان ~~مخلد ومؤبد ماند ~~3* ~~و اما زم کاریان، از قدیم عهد الی یومنا هذا در دست تصرف فرزندان صفاره ~~بوده است و در روز گار ما رئیس و مهتر ایشان حجربن احمد بن حسن است: ~~و اما رئیس وحاکم زم بازنجان" را شهریار“ می خوانند ونسب او به اکراد ~~متصل می شود، وآن زم را نسبت به وی می کنند و درمیانه او و جبلویه مصاهرت ~~بوده است، وبعد از آن با دست تصرف قاسم بن شهریارافتاد. پس از آن بهموسی بن ~~قاسم10 منتقل شد و بازنجان" ازین زم بودهاند با ضیاع ومتاع وموالی بسیار از پارس PageV00P193 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~نقل کردند ودرحد اصفهان متوطن وساکن شدند ومهترایشان موسی بن عبدالرحمن ~~بوده است. بعد از آن ریاست با موسی بن مهراب1 نقل افتاد . بعد از آن با پسر او ~~ابی مسلم محمد بن موسی منتقل شد و چون از وی منقرض کشت دردست تصرف ~~برادر وی فارس بن موسی ms167 استقامت یافت. پس از آن به پسرش احمد بن فارس انقل ~~کرد و الی یومنا هذا ریاست آن موضع درخاندان ایشان جاوید ماند. # اما کسانی که ازین قوم برخاسته و در علم وحلم وغیره یگانه و وحید دهر ~~بودهاند چنانکه صلاحیت وزارت و عمل وکنابت و غیره از اعمال جلیل و افعال ~~خطیرداشنند یکی ازیشان عبدالحمید بن بحیی بود و او در عصر خود بی نظیرومفرد ~~بوده است و در بنی امیه اورا قرابت بودکه ایشان را به وی نسبت می بردند ودرعلم ~~وکتبت وفهم وفطنت از اقران خود قصب الصبق ربوده وممتازگشته بود، جنانکه ~~اخبار وحکایات او در آفاق سایر ومنتشر است واحتیاج به شرح افعالوبسط احوال ~~او نمی افتده چه حالات او در کتب مسطور و در آفاق مشهورست ~~[628] ~~و دیگر عبدالله بن المقفع و او از پارس بوده است. مدتی مدید و عهدی ~~بعید در بصره مقیم شد و درایام خلافت منصور در بصره کشته شد، وسبب آن بودکه ~~از بهر عبدالله بن علی امانی از زبان منصور نبشته بود و در آن شرط کرده که اگر ~~این امان را منصور نقض کند مسلمانان از بیعت وی بیزار باشند . چون آن حکایت ~~به سمع منصور رسید خشمناک شد و عامل و حاکم بصره را مثال فرمود تا او را ~~پنهان بکشت : ~~و یکی دیگر ازیشان سیبویه بوده است و او به فضیلت رای و مزیت عقل ~~مذکور و به اصابت تدبیر مشهور بود و امام عامه وکافه نحاة است ونحاة تضنیف ~~او را "کتاب) می خوانند و اشعار او درعالم معتبر بوده است وپیوسته در بصره مقیم ~~بودی. ومی گویند که او از اصطخربدده است ودر پارس متوفی شد و در شیراز به ~~مقبره مزدکان، به دروازه‌ ابرده4 مدفون اضت: ~~و کسانی که از فرس شحنه دواوین خلافت و اهمال بودند که قوام ملکن و ~~ولایت و اموال و رعیت5 به تدبیرصائب و ضعیر ثاقب ایشان معقود ms168 و به تجربت و PageV00P194 ~~============================================================ ~~دیار پارس ~~ممارست مضروف وموقوف بودی: ~~اول ازیشان وزراء برامکه1اند و فرزندان ذیریاستین2 و الی یومنا هذا از ~~مادرایین وفیریابیبن، و تمامت شحانی5خلافت همه از اولاد فرس بودهاند. # و در تمامت دواوین اسلام هیچ دیوانی مشکل تر ازعمل دیوان پارس نیست ~~جهت اختلاف الوان زراعت و تفاوت وتباین خراج آن در اصناف زراعت و تغیر ~~اپواب اموال آن وتشعب اعمال برمتقلدان، وشنیده نشد که هیچ شخصی به استقلال ~~تمامت اعمال وکلبت احوال آن راکما ینبغی اقامت نموده است الادر هرعملی از ~~اعمال آنجا شخصی یه استقلال که آن عمل را به وی نسبت می کنندنصب کردهاند ~~الاگروهی اندک که تمامت اعمال آن را محفوظ ومضبوط داشتهاند. # (639) یکی ازیشان معلی بن النصرکاتب حسن بن رچا ابوده است و او از اهل عراق ~~بود وبه شیراز متوطن ومقیم شد و در آنجا متوفی گشت: ~~وهمچنین حسین بن رجاکه از فطنت و ذکا به مرتبهای بود که احوال حروب و ~~اهمال دیوان را مضبوط می داشت، و او نیز درشیراز متوقی شد و نزدیک دارالاماره ~~که به دار هداب بن ضرار مازنی معروف است که مأمون آن را بناکرده است و ~~برافراشته. دفن کردند، و او در احوال دواوین و اعمال آن پنجاه سال مباشر و ~~مشغول بوده است و بعد از عزلت و بطالت شش سال دیگر باقی ماند. # و ماهان بن بهرام از اهل شیراز بود وکاتب ووذیر و مشیرعلی بن الحسین بن ~~بشر و محمد بن واصل بود، و اعمال این هر دو دیوانها به استقلال با وی رجوع ~~میافتاد. # و برادر اوکامل بن بهرام وکنیت او ابی لیث بوده است و هرگز به استقلال ~~موصوف تشد الا به دیوان رسالت ~~و یکی دیگر حسن" بن عبدالله بود که کنیت او ابی سعید1، ونام اوعبدالله بن ~~بزرجمهر بن خدایداده1 بن مرزبان می گفتند وازقبل مادر آن به مروان بن مالبرحرد11 ~~میرسد وتمامت اعمال دواوبن را مفرد ms169 ومجموع متعهد ومتدرکث و متقلد و متقید ~~شده بودو باوی حوالت و مراجعت افتاده : ~~و دیگر محمد بن یعقوب و کنیت او ابوعبدالله بود و از اهل یزد بودی ودر PageV00P195 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~دواوین اعمال پارس بزرگ شد و در افعال واحوال آن خبرتی مرچه تمامتراورا ~~حاصل آمد و در بخارا متوطن ومقیم شد ~~و خانععا[ی) چند به پارس هست که اعمال دیوان از قدیم عهد الی یومنا ~~هذا در میانه ایشان به میراث منتقل می شود ~~گروهی ازیشان آل حبیب اند: مدرک واحمد وفضل فرزندان حبیب، ومسقط ~~و مولد ایشان به کامفیروز بوده است. اما منشا ایشان به شیراز بوده است و در آنجا ~~اقامت داشتند ومتقلد ومتدرک عملها[ی) بزرگ شدند، ومأمون خلیفه مدرک بن ~~حبیب ا را استدعا فرمود و به نزدیکن خود مقرب و محظوظ کرد و در ایام معتضد ~~[635) در بغداد متوفی شد. او بعضی از مردم یحیی بن اکثم را متهم می کردندکه او را ~~بوشیده از خلق نهان کشته است ~~ودیگر آل ایی صفیه،که ازفرزندان باهله بودهاند وازیشان یحیی وعبدالرحمن ~~وعبدالله فرزندان محمد بن اسمعیل باهلهاند، و درایام مأمون در آنجا متوطن شدند ~~ومتقلد اعمال دیوانی گشتند. # و فرزندان مرزبان بن زادیه2 از اهل شیرازاند ، و حسن بن مرزبان نایب ~~محمد بن واصل یود و بعد از وی از آن یعقوب بن اللیث شد، وعلی بن مرزبان از ~~قبل ونیابت عمر[و] بن اللیث دردیوان استدراک نایب بودی، و الی بومنا هذا اعمال ~~دواوین یه خاندان ایشان متداول است. وجعفر بن سهل بن مرزبان که کاتب ابی الحارث* ~~ابن فریفون بود از اهل آن خاندان بود ~~و فرزندان مرزبان بن خدابداده قدیمتر و در عدد بیشتر این خانهها اندکه ~~بادکرده شد: ~~و ابوسعید حسن بن عبدالله ونصربن منصوربن مرزبان واحمد که ازخراسان ~~بود وجماعتی چند دیگر که به استقصا تعدید ایشان ممکن نمی شود، ازیشان انده و ~~هریک متولی وحاکم ومتقلد بعضی از اعمال دیوان ms170 آنجا الی یومنا هذا بودهاند . # و این تمامت که گفته شد با جماعتی دیگر که ذکر اسامی ایشان به تطویل ~~میانجامد اعمال دیوان درمیانه ایشان به حکم ارث منتقل می شود. PageV00P196 # ============================================================ ~~دیار بارس ~~و قومی از فرس به دینها[ی] غیرمشهور تمسکن کردهاند و از مذهب ودین ~~مشهور و معروف آبا و اجداد خود اعراض کرده که ذکر فعل ایشان به فظاعت1 و ~~شناعت می انجامد. واگرنه آن بودی که اهمال افعال ایشان ضربی از عصبیت ونوعی ~~از مجاملت باشد بعضی از افعال حسنه وسیته ایشان بادکرده آمدی. اما از هرچه به ~~فضاحت واظهارقباحت انجامد صفح واعراض کردن لایق است . اما وقوف در ~~بعضی از حالات واخبار مردم چندان که به نقصان ومذمت او مفضی ومودی نشود ~~(649 ~~از عقل دور نباشدل و ازخدای ما خود نخواهد بود ~~وآنجه معروف تر ومشهورتر ازین حکایات حکایت و قضیه حسین بن متصور ~~حلاج است و او از اهل بیضا بود و در اول عمر او مردی حلاج بود وصلاحبت و ~~عبادت را شعار و دثارخود ساخت وبدان متحلی شد و مرروز منزلت و منقبت او ~~طبقه برطیقه ترقی می کرد تا حالت او به چایی انجامید که پیوسته می گفتی که هرکه ~~را نفس شهوانی وعضبی وحیوانی درطاعت وعبادت حق تعالی از رجس و دناءت ~~دنیاوی منقی و باک گردد ودل او به اعمال صالحه مشغول شده واز افعال ردیه احتراز ~~واجتناب واجب داند و برمفارقت گذات جسمانی وشهوات بهیمی درپناه صبرگریزد ~~و در ترک و دفع شهوات ومنع محظورات برنفس گردنکش ستمکاره خودغالب ~~و فادرباشد در مقعد صدق قرار ومکان بابد وهمیشه دردرجات علوی روح پاک او ~~سایر باشد و آنگاه که طبع او از افعال ردیه و اخلاق ناپسندیده بشریه صافی ماند ~~روح الله تعالی که عیسی بن مریم -علیه الصلوة والسلم- از آن بوده است دردل وجان ~~وی نزول کند وچشمههای حکمت از دل او برزبان روانه شود و مطاع ومنقاد ms171 حق ~~تعالی گردد تا هرچه از وی صادرشود افعال حق باشد وهرچه گوید اقوال حق باشد ~~و اوامر ونواهی اوحر از آن ی حق تعالی باشد، ومردم را به نفس خود دعوت کرد. # و امرا و ملوک عراق وجزیره و کوهستان و آنچه نزدیک آن است بسیار ~~الحاح واقتراح کردند که به پارس مراجعت کند. البته شفاعت و التماس ایشان درمحل ~~اجابت جای داده نشد وطمع از قبول ملتمس برداشتند و ایشان را بگذاشت و به ~~دارالخلافه مقیم شد وحجاب و امرا وحواشی و خدام را دعوت می کرد، تا حال ~~به جایی رسید که تمامت ارباب عقول وقضات ومفتیان ترسیدند که به مدتی اندک PageV00P197 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~(645] خلقی بسیار را گمراه گرداند . حسین منصور را ا زنده بردار کردند تا آنگاه ~~که بمرد: ~~و دیگر از آن گروه حسن جنابی است وبه کنیت او را ابی سعید1 می گویند و ~~او از اهل جنابه بود، و اظهار مذهب قرامطه می کرد و به قهر و زجر اورا از جنابه ~~بیرون کردند از آنجا ببرون آمد ودر بحرین آبه تجارت مقبم شد وعربرا استمالت ~~داد وبه دین ونحلت خودخواند تا تمامت اهل بحرین و آنچه از حوالی و نواحی آن ~~است اورا اجابت کردند و به دین او در آمدند وفرمان اورا مطاوعت و مشایعت ~~کردند و اورا از خبث وخیانت وغش وفساد وخبالت وشکستن لشکر سلطان ودشمنی ~~با اهل صلاح وجنگ با اهل عمان وآنچه نزدیک وی است چندان بود که اخبار او ~~در کتب مطول مسطور ومشهور است و احتیاج به شرح وبسط آن نمی افتد . تا ~~آنگاه که کشته شد و روزگار داد از وی بستد که عواقب ارتکاب محظورات و فساد ~~از وبالی البنه خالی نخواهد ماند ~~بعد از آن پسر او سلیمان2 بن الحسن رسوم وافعال ردبه پدر را احیا می کرد ~~و به قطع قوافل ونهب منازل وقتل حجاج جهد می نمود تا چنان ms172 شد که در روزگار ~~او راه کعبه برحاجیان بسته شد ومزاج عالم از عفونت ظلم اومعلول گشت و دل و ~~چشم وخدم از تواتر عدوان او ملول شد وتعدی وجور براهل حرم وکعبه آغاز نهاد ~~وگنجهای مکه را غارت کرد و معتکفان آنجا را بکشت، و ذکر افعال سیئه و اخلاق ~~ردیه او در عالم منتشرشد . تا وقتی از اوقات مقابل ومعارض قوافل حجاج شد وبا ~~ایشان جنگ در پیوست و در آن حرب عم اورا که ابوسعید می گفتند وقرابات اورا ~~مأخوذ کردند ومقهور گردانیدند و بعضی را در شیراز مدتی در حبس مکبول داشتند. # چون بیخ این فساد بر کنده شد مخالفان و معارضان دولت سلطان روی باصلاح و ~~16591 سداد کردند و بریشان گواه گرفته شد 7 که از مذهب فرامطه بیزارباشد و جهان از ~~حبث و رجس و فساد ایشان باکن شد ~~والله الحافظ للاسلام واهله ، والشرء لمن حادالله ورسوله5 فی امره . PageV00P198 # ============================================================ ~~دیار هارس ~~بادکردن چیزهاای] عجیب که در آن اقلیم است ~~اول خانههای چند هست بلند ومنیع از سنگ برافراشته و در آن صورتها و ~~استونها نگاشته1 کرده وطلل خانه ها[ی] قوم عاد الی یومنا هذا در آن موضع مشاهده ~~میافتد. و اهل فرس می گوبند که آن مسجد سلیمان پیغمبرحعلیه السلم- بوده است و ~~آن بنا را دیوان ساختهاند و آن بنا با خانهها که در بعلبک دیده می شود شبهتی دارد ~~در بزرگی، واهل این روزگار چون آن را مشاهده می کنند از عظمت و شکوه آن ~~شگفت میمانند. # و به ناحیت اصطخر نوعی از انواع سیب هست که یک نیمه از آن ترش و ~~یک نیمه شیرین می باشد، ووقتی از اوقات مرداس بن عمرحکایت سیب را به خدمت ~~حسن بن رجا می گفت، انکاری در روی حسن از بن حکایت مشاهده می کرد. مرداس ~~آن سیب را حاضر کرد تا انکار وی به یقین مبدل شد. # و به دیه عبدالرحمن چاهی هست ms173 وقامتی چند بلندی آن است وقعر آن همه ~~ساله خشک میباشد الا در یک وقت معلوم ومعروف، که چون سال بدانوقت رسد ~~آب از آن چاه مرتفع می شود و برروی زمین روانه می باشد و آسیابهای چند بر وی ~~می گردد و تمامت مزرعها را آب میدهد و بعد از آن فرود میشود و دبگر باره ~~برعادت اول می باشد. # و در ناحیت سابور کوهی هست که تمامت صورتها[ی] هر ملکی ورئیسی اکه ~~ازعجم معروف است و آنچه از مقیمان آتش کده و دانشمندان و بزرگان حکماری) ~~ایشان مشهور ومذکوراند در آنجا صورت کرده، و قصهها وایام و حکایات ایشان ~~در کتابها نوشته در آنجا موضوع، و سکان آن موضع قومی تعیین کرده نصب ~~داشتهاند که محافظت آنجا می کنند. # و در شهر ارجان موضعی هست اکه به حصن الجص معروف میشود. (655) ~~و به جور برکه آب هست بردروازه شهر به طرف شیراز که به نز’ معروف ~~است و بر قعر آن دیگی بزرگ از روی4 نهاده و سوراخی نیک تنگ در آن کرده ~~و آبی بسیار از آن سوراخ تنگ بیرون می آید، چنانکه هیچ کس گمان نرد که از ~~سوراخی چنان تنگ آبی بدان بسیاری بیرون تواند آمدن . PageV00P199 # ============================================================ ~~ممالک و مسسالک ~~و نزدیک ابرقوه تلهای بزرگ وعظیم از خاکستر می باشد و گمان ایشان آن ~~است که آنجا که نمرود- علیه من الله مایستحقه- ابرهیم خلیل را- علیه السلم- به ~~منجنیق نهاد و در آتش انداخت در آن موضع بوده است و این گمان خطاست ، ~~جهت آنکه دراخبار و آثار از ناقلان معتبر و ناقدان مشتهر چنان شنیده شد که نمرود ~~بیوسته به بابل متوطن و مقیم بودی ، و همچنین تمامت ملوکت کنعانیان پیش از ~~ملوک فرس بودهاند ~~و مومیای از دار ابجرد میرتفع می شود و ذکر آن در بحث دارابجرد ~~گفته شود ~~و در کوره ارجان به دیهی که آن را صاهکن1 العرب می خوانند چاهی هست ~~که مقیمان ms174 آنجا حکایت می کنند که بارهای بسیار قعر آن چاه را به رسنهای دراز و ~~چیزهای سنگی امتحان کردهاند البته مقدارو کمیت و کیفیت عمق آن معلوم نشده است ~~و پیوسته علی مرورالایام واللیالی آب از آن چاه بر می جوشد چنانکه آسیابها[ی] ~~چند در آنجا از آن آب می گردد و تمامت آن دیه و مزرعه ایشان آب از آنجا ~~برمی گیرند. # و به کوره‌ رستاق الرستاق دیهی هست که آن را هند[یجان] میخوانند و در ~~آنجا درمیانه دو کوه چاهی هست و علی الدوام به مرورالایام دودی عظیم از قعر آن ~~چاه تصاعد می کند و از تبش گرما[ی] آن دود کس به نزدیک آن چاه نمیتواند ~~رفتن، و هر مرغ که از بالای آن طیران می کند و اگرچه از آن بلندتر می باشد در ~~آنجا افند و بسوزد ~~و به دشت بارین دیهی مست به جور’ معروف و خانهها و اهل آن جایگاه ~~به سحر و ساحری منسوب ومعروف آنده و پیومته درعلم سحر مشغول و مشعوف ~~[1669 می باشند ا وایراد ذکر ایشان درین کتاب به تطویل می انجامد وعیبی وقبحی دارد ~~و به کوره اردشیرخره بردروازه شیراز چشمه آب هست که مردم آن را ~~جهت تنقیه به عوض مسهل به کار می دارند و به عدد هر یک قدح که بخورند یک ~~مجلس اجابت اقند : ~~و به ناحیت کامفیروز دیهی در میان کوهها[ی) بلند هست و آن دیه به مورجان5 ~~معروف می شود، و در آن کوه غاری هست ودر آن غار جرنی و از بالای آن غاردر PageV00P200 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~آن "جرن" آب می چکد ومردم چنان پندارند که آنجا طلسم ساخته است. اگریک ~~تن در آن غار در روند چندان آب بیرون آید که یک تن به کار دارد، و اگر هزار ~~مرد باشند چندان بیرون آیدکه به قدرحاجت ایشان باشد. # و بر در ارجان به طرف خوزستان قنطرهای هست بریکن طاق، بر ms175 آب خوش ~~ساخته و نسبت آن به دیلمی میبرند، وپهنای آن طاق از زمین تا دیوار میان هردو ~~ستونها هشتادگام باشد وبلندی آن چندان باشد که اشترسواری با علمی نیکن بلند ~~قایم از آنجا بگذرد . # و به ناحیت کران1 گلی سبز مانند چغندر می باشد و آن را میخورند و مثل ~~آن گمل در هیچ شهری دانسته نمی شود. # و به ناحیت جنابه به دریا جایگاهی هست به خارک معروف و معدن لؤلؤ ~~آنجا جایگاه است، و می گویند که نادر که هیچ جوهری در قیمت از آن بالاتر ~~نمیرود از آنجا می خیزد، و در یتیم را اگر در جهان اورا وجودی بساشد همانا که ~~از آنجا مرتفع خواهد بود ~~و به ناحیت شیراز ریحانی هست که به وسوسن نرچس ، معروف است : ~~ورق او مانند ورق سوسن است واندرون آن راست مانند چشم نرگس می باشد ~~و به ناحیت داذین، رودی آب خوش هست و آن بسه رود اخشین معروف ~~می شود و بدان آب زراعت می کنند و بساتین را آب می دهند واگر کسی در آن آب ~~جامه می شوبد جامه وی سبز میباشد ~~(665) و درکوهستان دشت بارین5 دیهی هست که آن را "بر"4 می خوانند وچشمه ~~آب که به "آب نوح" معروف می شود در آنجا هست ورنجها و دردها را از آن آب ~~معالجه می کنند و مجرب است. وگاه باشد که از آن آب به زمین صین میبرند، ~~جهت آنکه در آفاق او را شهرتی هست و در خراسان و شهرهای دور از آن آب ~~نقل می کنند. # و اما آنچه از شهرها[ی] پارس مرتفع می شود و به شهرهای دیگر نقل می کنند ~~و دراجناس خود تفضیل وترجیح دارد و به دریا از آن نقل می افتد اول گلاب است ~~که از شهر چورمرتفع می شود وبه شهرهای دیگر نقل می کنند و از اجناس گلابهای PageV00P201 ~~============================================================ ~~محالک و مسالک ~~دیگر نیکوتر می باشد، ms176 و درحجاز ویمن وشام ومصر ومغرب وخوزستان وخراسان ~~از آن حمل می کنند، و ازولایات وروستای جور گلاب بر می خیزد نیکوتر از گلاب ~~جور. الا آنکه معظم جهاز1 از جور مرتفع می باشد ~~و آب کاردو از جور مرتفع می شود. # و آب فیصوم درهیچ شهری بغیر از جور نمی باشد ~~و آب زعفران مسوسن، و آب بید که برجنس خود - که از شهرهای دیگر ~~برمی یزد. فضل دارد. # و از شهر سابور هر روغنی که مرنفیع می باشد بر نمامت روغنهای دیگر ~~ترجیج و فضل دارد الا روغن خیری و بنفسج که ابن روغن از کسوفه نیکوتر می ~~حیزد : ~~و انبجات4 که در آفاق از آن حمل می کنند از آن جا می باشد. # و از سینیزه و جنابه4 وکازرون وتوج" جامهها[ی] کنان بغایت لطافت مرتفع ~~میشود، و سلطان در هر یک ازینها که گفته شد طرازی ساخته است، و هرجامهای ~~که ازیشان مرتفع می شود در شهرهای اسلام حمل می افند ~~و از فسا الوانی چند ازجامه مرتفع می شود و در آفاق از آن نقل می کنند و ~~سلطان نیز در آنجا طرازی ساخته است تا جامه صاری) زر کرده وشعر وسوسنجرد 3 ~~در آن می بافند. # و وشی زر کرده که از فسا می خیزد نیکوتر است از آنچه از شهرهای دیگر ~~میباشد ~~(6791 ~~و اما وشی که به زرنکرده باشد از جهرم نیکوتر و بیشترمی خیزد. # و اما جامهها[ی) شعری مثقالی با قیمت بسیار در آنجا از بهر سلطان می سازند ~~و پرد[ه] ها[ی) رفیع و تمامت انواع جامهها[ی] رفیع و با قیمت از آنجا مرتفع ~~میشود ~~و نیز از قز پرد[ه]ها[ی] باحشمت وعلم از بهر سلطان می سازند وجامه هاری] ~~شعر و قز از آنجا چندان مرتفع می باشد که درهیچ شهری از شهرها[ی] اسلام مقدار ~~آن برنمی خیزد، و از آن به شهرهای بسیار نقل می کنند. # و سوسنجرد1 که ازین شهر ms177 برمی خیزد نیکوتر از سوسنجرد1 قرقوب وتوج PageV00P202 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~125 ~~وقارم است: ~~و جامه هالای] قز با قیست بسیار از آنجا مرتفع می شود ~~و از جهرم جامه ها[ی] رفیع نگار کرده وشادروانها وجامههای نخ ومصلی ~~و زیلوها که به "جهرمی " منسوب ومعروف است از آنجا مرتفع می شود ~~و از یزد و ابرقوه جامههاری) چند از پنبه مرتفیع میشود و ور آفاق از آن ~~حمل می کنند. # و از غندیجان2 قصبه دشت بارین2 شادروان و پرد[ه] عسا و آنچه بدین ماند ~~مرتفع میشود و مقابل و ممائل عمل وارمنی" میباشد، و در آنجا سلطان طرازی ~~ساخته است و از آن در آفاق حمل می کنند ~~و سوسنجرد4 فسا ترجیح دارد برسوستجرد4 قرقوب، جهت آنکه سوسنجرد4 ~~قرقوب از ابریشم می باشد و سومنجرد4 غندیجان، از صوف، و در صنعت صوف ~~[را] کار بیشتر باشد از ابریشم ~~و از سیراف چیزهای چند مرتفع می شود ازقماشات وامتعه وبوی خوش و ~~غیره مثل عود وعنبر وکافور وجواهر وخیزران وعاج و آبنوس و فلعل و صندل و ~~تمامت بویها[ی] خوش وداروها وتوابلهکه ایراد اسامی ایشان به تمام و استفصا ~~ممکن نشود و به ملال و تطویل انجامد. و در تمامت بارس وکوهستان و عراق و ~~خوزستان و خراسان ازین امتعه که شمرده شد از سیراف حمل ونقل میافتد ~~و سبراف فرضه آن موضع است و اهل آن شهرتوانگرترین اهل شهرهاری] ~~[675) دیگراند، و کس باشد از اهل آنجا که مال وی ا از شصت هزارهزار درهم می گذرة ~~که از تجارت دریا با وی جمع می شود، و غالب شهرها که برکناره‌ دربا اند البته ~~فومی از سیراف در آنجا وطن دارند . # و از ارجان6 دوشاب نیکو مرتفع می باشد همچنانکه در آسک7 می باشد. # و آسکن2 آن موضع است که جنگ ازارقه در آنجا بوده است و آن چنان ~~بودکه چهل تن از شراة دو هزار مرد را از بصره در آنجا بکشتند ms178 ~~و این دوشاب برتمامت دوشابها که درعراق ودیگر شهرهاست ترجیح دارد PageV00P203 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~الاسیلان که به احساء وهجر می باشد از آن بهترست، و در آفاق از آن نقل می کنند. # و در کازرون جنسی از خرما می باشد که آن را "جیلان" امی خوانند و آن خرما ~~خاص در آن شهرمی باشد، و درعراق و کرمان وحجاز و تمامت مواضع که درخت ~~خرما در آنجا می باشد نیکوتر ازین خرما نیست، و از بسیاری این خرما در آفاق ~~حمل میافتد ~~و در خوالی دارابجرد خندقی هست و در آن خندق ماهی می باشد که خارو ~~استخوان درو نیست و ازاجناس ماهی آن لذیذتر ولطیف تراصت: ~~و از دارابجرد جامههای "طبری" مرتفع می شود مانند همل طبرستان: ~~و از کازرون جامههای کتان مرتفع می شود و در اطراف از آن نقل می کنند. # و به دار ابجرد کوهی هست ودر آن کوه غاری کرده که مومیایی که به نزدیک ~~سلطان از آن حمل می کنند از آنجا می خیزد، وجماعتی و کلا در آنجا نصب کرده ~~جهت محافظت آن. و درهر سالی در یک وقت معلوم در آن غاررا می گشایند و در ~~سنگی از آن غار سوراخی کو چک می باشد و در آن سوراخ مومیایی جمع میشود ~~وچون آن مومیایی حاصل می شود مانند اناری می یاشد و آن را به حضورعدول و ~~ثقات وائمه وقضات مهر می کنتد و به خزانه سلطان میبرند. و مومیابی درست که ~~هیچ غش وخیانت در آن نیست 1 این است، وآنچه غیر ازین ازاطراف بهخدمت (684] ~~سلطان نقل می کنند تمامت مزورست و هیچ مومیایی در آن نمی باشد: ~~و به نزدیک آن غار دیهی هست که آن را آبین2 میخوانند و آن دیه را ~~بدان نسبت میبرند ومعنی "آبین") یعنی موم دیه است ~~و در ناحیت دار ابجرد کوهها[ی] نمک میباشد الوان منغیر: سپید وسیاه و ~~سبز و زرد و ms179 سرخ و غیره، و از آن نمک خوان و هرچه می خواهند می سازند و ~~در آفاق از آن حمل می کنند . و در تمامت مواضع دیگر نمک در بطق زمین ~~میباشد و از آب منجمد می شود الا اینجا که کوه نمک ظاهر مشاهده میافتد: ~~و به دار ابجرد روغنی هست که آن روغن را "رازقی" می گویند، ودر ~~پارس و غیره مثل آن نمی باشد، ودر اطراف عالم از آن حمل می کنند. # و تمامت معادن مثل نقره وآهن وسرب وکبربت و نفط وآنچه بدان ماند PageV00P204 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~هست، وازین جنس در تمامت شهرهای دیگر نمی باشد، مگر به ناحیت بزد که در ~~آنجا موضعی هست به نایین امعروف و در آن معدن نقره اندکی مست ~~و در هیج موضعی از پارس معدن زر تشان ندادهاند الا به سردن2 و از آنجا ~~در بصره ونواحی دیگر حمل می افند ~~و از کوهستان اصطخر آهن بیرون می آید: ~~و درکوره اصطخر دیهی هست به دارابجرد معروف و معدن زیبق در آنجا ~~است ~~و مداد که در شیراز جهت کاتبان و رنگهاری) دیگر می سازند برنمامت ~~مدادهاای] شهرها[ی] دیگر ترجیح دارد: ~~و جامه هاای] برد از شیراز بسیار مرتفع میشود، ودر آفاق از آن نقل می افند ~~و از جانه3 که از کوره‌ اصطخر است جامه ها[ی] پنبه بغایت لطافت و رفیع ~~مرتفع میشود و از غایت حسن وبها ولطافت آن از بهر سلطان از آن نقل می کنند ~~و آن به "جانات"" معروف می شود. # یادکردن نقود وکیل و وزن ایشان ~~در تمامت اضعاف وحوالی بارس بیع وشری به درهم می کنند ودر آن دیار ~~دینار مانند عرضه می باشد. # و هر درهم که در پارس ضرب می کنند الی یومنا هذا از ایام سجزیه به نام ~~امیرالمؤمنین می باشد ~~و وزنهای ایشان هر ده درم به وزن هفت دیناراست، ومقداروزن درهمهاری] ~~ایشان متساوی است، و زیساده و نقصان ms180 کمتر می باشد- چنانکه در یمن و تمامت ~~مواضع دیگر. # و آنجه قماشات و امتعه و اطعمه در آن کیل می کنند درشیر از دومن می باشد: ~~یکی کو چک و یکی بزرگ. و سنگ بزر گتر آن هزارو چهل درهم میباشد. ودر ~~هبچ موضع سنگ در بزرگی بدین مقدار کس نشان نداده است مگرسنگ اردبیل ~~و سنگ کو چکتر سنگ بغدادست و آن دویست وشصت درهم می باشد واین سنگن PageV00P205 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~148 ~~درتمامت شهرها[ی) اسلام وپارس مستعمل است: ~~و اگرچه ایشانرا وزنها[ی] دیگرهست اما معروف و مشهور این سنگ است. # و در بیضا هریک من هشتصد درهم است، ~~و به اصطخر جهارصد درهم ~~و در خره دویست و هشتاد درهم، ~~و در سایور سیصد درهم ~~و در بعضی ازنواحی اردشیرخره دویست وچهل درهم است . # یادکردن کیلهاای] آن اقلیم ~~در شیراز جریب استعمال می کنند، و هر یکن جریب ده قفیز می باشد ~~و هر قفیزی شانزده رطل، اگر مکیل گندم می بساشد اندکی در بیش و کم ~~تفاوت می افتد ~~و رطلی صدوسی درهم است. # و ثلث ونصف وریع هریکن به نفس خود علی حده کیلی صغیراند ~~و کیل کوچکن جزوی از بیست وچهاراست از بن قغیز و جریب اصطخر و ~~قفیز آن قیمهای از چریب شیر ازست ~~و کیلها[ی] کامفیروز و آنچه بدان متصل و ملاصق است به خمس از مکاییل ~~بیضا زیادت است ~~و کیلها[ی) بیضا بر کیل اصطخر به عشری بیشترست . # و کیلها[ی) ارجان از کیل شیراز به ربعی زیادت است. # و کیلها[ی] سابور وکازرون به مکاییل شیرار به عشری زیاده تر میباشد . # یادکودن چیزها که در بیت العال مال ااز آن جمع ~~(699 ~~میشود مثل مردم وزموم و اعشار سفن وغیره ~~و آنچه اموال دیوان بر وی متوجه و مطلق می باشد: ~~اول خراج زمین است وصدقات و ده یک کشتیها و پنج یک معدنها ومراعی PageV00P206 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~وجزیه جهودان واجرت دار الضرب ومرصدها ms181 ودرختان وضیاع وگرفتن غله وثمن ~~آبها واجرت ملاحان وبیشهها. # اما خراج زمین برسهگونه است : ~~برمساحت و مقاسمه و قوانینی که آنجا محافظت می کنند که از قدیم عهد ~~آن زمین را به مقاطعه معین و معروف که در آن زیادت و نقصان نمی رود گرفته ~~باشد. اگر در آن زمین زراعت کنند و اگرنه آن مقرر مذکور میرسانند . # امامساحت ومقاسمه : ~~اگر زراهت کنند خراج به دیوان می رسانند، و اگر زراعت نکنند هیسچ ~~یدهند: ~~وتمامت زمین بارس مساحت است الازمها که مقاطعات اند، ونیز از زموم ~~جیزی اندک مقاممه هست : ~~و خراج شهرها در مساحت مختلف است و بیشتر ازهمه خراج زمین شیراز ~~است، و بر هر نوعی از انواع حبوب وغیره خراجی مقدر و معین است. ویکن ~~جریب اراکه آنجا آب روان باشد وجو وگندم زراعت کنند صد و شصیت درهم ~~خراج میباشد ~~و در جریبی بزرگ از زمینی که در آن آب روان نباشد ونی2 و ارزن ~~هندوی بدان زرع کنند دویست وسی وهفت درهم خراج آن است، ~~و در جریبی بزرگ که پنبه در آن زرع کنند دویست وپنجاه وشش درهم و ~~چهار دانگ خراج میباشد، ~~ودر جریبی بزرگ از رز انگور هزار و چهارصد و بیست و بنج درهم ~~خراج است، ~~و جریب بزرگ سهجریب وچهاردانگ جریبی است از جریب کوجکن، و ~~جریب کوچک شصت گزست به گز ملک، وهریک گز نه قبضه است. PageV00P207 # ============================================================ ~~ممالک و مسسالک ~~150 ~~و این که یاد کرده شد خراج شیرازست در زمینی که آب روان باشد. # وخراج زمین اکوار به قدرجهاردانگ زمین شیرازاصت، جهت آنکه جعفربن [695) ~~ابی زهیرالسامی از برای زمین با هرون الرشید سخن گفت . هارون الرشید او را ~~به چهار دانگ خراج شیراز باز گردانید. # و خراج اصطخر از خراج شیراز در زراعت به چیزی اندک کمترست، و ~~آن نیز خراج زمینی است که در آن آب روان باشد. # اما خراج زمین بخس : ~~دو دانگی از خراج باریاب ms182 است2. # و زراعت که از چاهها2[ی] پیراسته4 و حوضها[ی) بزرگ می کنند چهار ~~دانگ خراج شیرازست. # و چون آب از موضعی بیرون آید و مزرعها از آن آب خورند از خراج ~~دانگی نیم کمتر می شود. # و اگر آن زراعت از آن آب دونویت بخورد تمامت خراج پاریاب می دهند. # و در تمامت شهرهاری] دار ابجرد وارجان وسابور زراعت ومقدار خراج ~~زمین ایشان مخالف و زیادت و نقصان است از آنچه گفته شد. # { ~~و اما مقاصمه بر دوکونه است: ~~یکی گونه درخت وزمین وغیره که در نحت تصرف قومی از اهل زموم ، و ~~عهود و وثیقهها[ی] قسدیم از امیرالمؤمنین عمربن الخطاب5 - رضی الله عنه - و ~~امیر المؤمنین علی بن ابیطالب - علیه السلم - وخلفا در دست ایشان ناطق، ومقاسمه ~~به عشر وثلث و ربع می کنند. # و یک گونه دیگر از مقاسمات بر دیهها طاری می شود کمه از آن بیت المال ~~است و مردم در آن زراعت می کنند. # {3 ~~و اما زمین [و] درخت وضباع وغیره: PageV00P208 ~~============================================================ ~~دیار بارس ~~زمین ضیاع سلطانی بیرون از مساحت است و از سلطان آن را به مقاسمه و ~~به مقاطعه می گیرند و درهمی چند برخود واچب کرده به خدمت سلطان می رسانند: ~~و اما در صدقات و ده یک کشتیها و هنسج یکن معادن و جزیه جهودان و ~~دارالضرب و مراصد و اجرت ملاحان و بیشهها و بها[ی) آب و مراهی در رسم ~~از آنچه در شهرها[ی) دیگر معهود می باشد نزدیکاند. # (1709 و در فارس بغیر از شیراز به هیچ جای دارالضرب نیست ~~و اما اجرت خانهها و دکاکین که به شیرازست: ~~بازارها وخانههای چند هست که مردم در آن ساکن میباشند، و اجرت آن ~~زمین به سلطان می دهند ~~و آسیابها و اجرت خانههایی که در آن گلاب می سازند اجرت آن نیز به ~~سلطان می رسانند: ~~و رسم قدیم در پارس چنان بود که در رز انگور و درخنان تمامت ms183 پارس میج ~~خراج نبود تا آنگاه که علی بن عیسی متولی ووزیرشد درسال سیصد ودواز هجرت ~~بیغمبرحصلی الله علیه وسلم- و بعد از آن عادت و رسم متغیر و متبدل شد و تمامت ~~خراجی گشت: ~~و در پارس درختان و ضیاع وزمین هست که خداوندان ایشان هریک به ~~بزرگی از حواشی سلطان عراق تعلق ساختهاند که درخراج ایشان را تخفیف می باشد ~~و تا غایت به دست فرزندان ایشان بر آن حالت باقی مانده و تخفیف می کنند و از ~~یکدیگر آن زمین وضیاع را میخرند و می فروشند و به رهن می کنند و به میراث ~~میگیرند. PageV00P209 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~15 ~~واشی صفحات 15184 ~~34 ~~1- کله کورهها را به مرسوم رسم الخط خود همهجا *کورها * می نویسد وما همه جا ~~به وکورهها" بر گرداندهایم . در موارد بعدی اشارهای به این دگر گونی نخواهد شد ~~2_حودا 3_ قباذوحره (عرهی : قباد خره) ا 3. بوسدحان (عربی : نوبنجان) ~~ف ~~1_ دخویه: رموم، عبدالعال : زموم ، درینجا متابعت نسخة فارسی شدکه همه جا ~~موم داردا 2حیلوله ا 4_ الرسحان ا 4 الوایحان9- احمد ~~6_ البارحانا 7- اینجا در کتابت چندکلمه اضافی دارد. * اول زم باریحان است* ~~وبا متن عربی مطابقت نداردا *سکارتانا9-مارکان ا10 درحندا ~~1حوندان 2_ رسا3. کوا 4. عربی: جرشیق . ولی چون ~~در ضبط معجم البلدان هم جرسق آمده واین مختصر اختلاف تلفظی دراساس تغییری ایجاد ~~تمی کند همان شکلی که درنسخه بود نگاه داشته شدا 9- اخسن ا6- فروات ~~7- برده (در دنبال آن آورده است : و رود تردن ، و این کلمات درعربی وترجمه دیگر ~~نیست . ظاهرآ سهوالقلم و تکرارکاتب است. لذا در متن آورده نشد 8- یکان ~~9- اررن ا10_ ثورا 16_حریادبانا12_ حکان ~~41 ~~1_ مایین! 2_ اعلید 3_ اکنون سورمق گفته ونوشته می شودا 4- مسکان ~~ارحمان ا حایرن ا 7- طرحسان ا4- رهانا9 بوم ~~10_ مرویحان ا 11_ حوسان 12_ بردنحانا 13_ صروسف (عربی : ~~مروسف) قطعا مروست منظورست ~~*- شهرفابک (عربی. فاتک) قطعا شهربابک است که میتواند به دف *هم نوشته ~~شده باشدا 1_ ms184 عواه! 2_ ابار (عربی: آبان و غلط است)1 3- عربی: ~~ندارد. شاید "شمش " نزدیک انار مراد است 4- خرا 5- الارکان، ارکان ~~6 سرسکا 7- ماینا 8- انرح1 9- کذا، عربی : نونه (کذا) ~~10- طسوح ا 11-حرمه (جرمه ؟) 12-حرا 13_ حرس ~~14_ سرواتا 15- عربی ازینجا ندارد تاکمین PageV00P210 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~193 ~~ف ~~روزا 2_ ادن ا 3- نجها *کرا 9- کلان ~~_ سروغیرا 7- لاوسحان (آیا ارسنجان نیست) 1 4- سرور 9- یورحانا ~~0- اساد 19_ تابان ا 12_ حمایحانا 14_ بضره وسروان ~~14_کره 19_حو! 15_ سولا عاسکارسان (عربی بکارنیان) ~~1- اساربایان، عربی : اشارباتان ا 2_ ابدمان1 4- شاهموید ~~3- طریان اک جاراو حبریانا هکذا (اساربانان) ا4_ سول ~~کارسان ا0خودا11متدا 12_ مابا1-مکان ~~14- شرادا19_ فرحان ا16باسحان 17_ حمان14_ خر ~~209_خوزستان ا 21_فربان ا 22_ حرین ~~1مرا 2_ سکاباتا 3. کبریا4. با سکوت وباررم. عبارت ~~عربی چنین است سیف بنی الحفار لیس بها مثبروفیها باسکوت وماورم اه ننه و ~~آن به جلتدی کوار معروف استا کواز ا 7_ برم ا 4- حرا ~~9_دمت بارس، عربی :دشت وارین ا10_ عبدیحانا 11_ کذا در نسعخه، ~~عربی : نهلق (4)) 12- الدسیقان: 13- صفار1 14 بوح 15_ لاعریسان، ~~عربی: الاغرستان . امروزه "لاغر" 16- ابرن 17- سران) ~~1-اماره ~~3- طهمشان - کردمان ~~2- العص ~~مسحان ا 6 دریشان ا 7 ازبرا ا 2_سانا 9_ اخ ~~10- اصطهنابادا11_ نرین 12_ حبار141_ مررحان! 14_ مادوان ~~19حسوا 16_ روح 17_ روستا و ساق (عربی : رستاق الرستاق)ا ~~18- رح/ 19_ بارم20_ ماسکانان! 21_ بطره 22_ سوایحانا ~~23_ بالاب 24_ شق الماسایان ~~ان ا2_ الماالا 3 حفها4 درنواا عروح ~~7- رامحان ا *کمارح ا_ سرمردان 10_ یونان ~~1-سب بواد 16_ سولا 14- عربی: المورستان! 14- حریحان PageV00P211 ~~============================================================ ~~مماله ومسالک ~~199 ~~18- درحد 19- ایوران ا 17-حداللحان 1 14_ المعاففات) ~~19_باست ا 20_ قوطاا 21_ سرا 22_ بادت ا 23-کر ~~24بعلو ~~بهکانا2_ باردا 3_ باردا4_ استادانا9_ مسحاه: ~~ان ا 7 دسان ا 4- سلر وهارا و حمایحان ا0ا ود ~~19_داریا 12_ مادریح ا 14_سفنا 14_ ننو، طبق استدراکن ~~عبدالعال که از روی یاقوت آورده اصلاح شد) 15- کهکار1 16- جلارحان ~~17-ملحان ~~1- الحانا2_دیربالوتا 4_ فررکیا 6- مندیحان وارحان ~~ود حیلوله 7- رسحان ا8- باریحان ~~9 ms185 سهریان ~~ه ~~1-کذا نامفهوم، عربی : وثلاثة حدود یحیط بهاکورة سابور ~~2- قسل ~~(صفحة 106 سطر 12)/ 3- اللوایحان) *کارتان ~~8- باربحان ~~کرمانها 7_ دامانها4-مدینا9 نشر ~~10- بفله ~~19- داد مقرمه! 12- اردکاسه ~~طبادمه .17ر1 3_ سهروبه] 4- بدادقه (عربی: ~~ندادکیه) جرونها 6 رحه! 7_ سهادنه 8- مهرکه ~~مبارکه! 10_ اسامهربه! 11_ ساموسه ا 12- مرابها 13- صبرنه ~~14_ ارادحیه! . 15_ براردحیه ! 16_ عربی : شاهاکانیه (شاهک هم در اسامی ~~فارسی دارهم و ممکن است متن درست باشد)] 17- در فارسی ندارد] 18_ حلله ~~19- مفرکبه، عربی ندارد ~~9-باریحان ا2_ الس ~~ان ممود ا 2 حور ر اود روسع ~~د مدکذا منسعا کوین ~~11- طن ا 12_ اس اجردا 13_ اسندیار ]: 14- امیه PageV00P212 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~158 ~~1اکونا2_ مایس ا 3. خوردد2. کخسرها9 شریعه ~~و بادکذارات الفرس و ایامهم تتدارس فیها: بکدبان 4- فرا ~~10 ~~1_هرها2_ بارترا 3. حوه، عربی ندارد. به قرینه چنین آورده شد ~~سوحسن ا 9- کاوسر (کاوسر؟) ا6 یحمه *کلادنا بکارسان ~~9_ میرکان! 10_ مسونان. در عربی آتشکده مسوبان از آن قریه برکان دانسته شده ~~است و آتشکده‌ هرمز را مربوط به برکان ندانستها 11_ ترحا 12-م، ~~ی ا 14_ سورن 14_ مس!19_ تکاد 16.متن. روستا و ریشهر ~~عربی رستاق ریشهر) ا 17_ سرین ا 18_ بارریح ~~1- بورک1 2_ حلارحان!2_ حنابه!_ سادکان 5_ باررخ ~~ول مره بسارا 7_ حان حمار 4- دیرانردرا 9ماینا ~~دت رسیعان ا 19-خوندان ا 12_ انوران ا14- حلادحانا ~~13_ دوحند 14_ خونان ا 16_ دا 17_ حاحبان (در عرهی ~~الع) ا 14-وسریان 1 19- (ترجمة ینحدر) ~~20- تاسوح ~~21-کذا. (عربی :0 الی توج فیمبر ببابها ومنها الی البحر) / 22_ احسینا ~~24_ دارین! 24_ حفانا25_ بوح 26_ رونحا. 27_ سادونی ~~30_ عربی: جرشیق (جرسق هم میتوانه ~~24-اء 29- صکان ~~درست باشد 31_ مسجاب ا 32 سوکا 34- حره ~~1 ~~1_داونن 2_ احسنا 3 کر وانه (تصور می شود مترچم در متن ~~عربی * و اما نهرالکر فانه یخرج من 000" "کرفاته " را یک کلمه خوانده! 4- ازد: ~~موان ا و مجردا 7. مررا 4. یکان ا9_ داربجردا ~~10-فروان ا 11- خویرمان ا 12- فرقاب ~~93 بزده ~~14_ داراجارا ms186 19_ حسففانا16_خورا 17- الواق ~~ه10 ~~9- کان ا 2 ( کر) ا 3- حقون :* ضاهک (عربی اصلا ~~نارد) ا 9. تودا ع.محکان. 7. باسقهویه (عربی: باسفوپه. متن ~~با ضبطق نگاه داشته شد) ا 8- این عبارت درعربی نیست 9_ هزارا PageV00P213 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~19 ~~99 ~~1_ جزء بیشین این کلمه زیر ورقه محافی شده رفته و چیزی است شیپه ناییه؟ # عبارت در عربی نیست ا 2_ کیاحره ~~119 ~~1-قباد جره ا 2-هرته ~~1 ~~1_جومه بردا 2. متن وسغ کله، وزیر آن به خط ریز کلمهای شبیه ~~سبو* نوشته است (عربی: آزاجطین) / 3- الرر ~~19 ~~1- یسایگن . دخویه . نشانک. دخویه در حاشیه نقل کرده که درابوالفداهم نشانک ~~است ودرادریسی نشابک و در یاقوت نسایک لسترنج به نشاتک تعحیح کردها2 حره ~~عربی: خره (آبادی مشهوری که امروزههم هست جره است)ا 3- یوسحان . # 4- بوبیجان ~~19 ~~1- عربی : الثلج والرطب والجوز والاترج . (شاید اینجا با صفحة 82 مطلب ~~متفاوت باشد) ا2. جمرا 3. بوح ا4. خودا9.حبایه یوسحان ~~115 ~~-عدیحان2- توح4_ یونان1 4_ نوان91_ حیابه ~~ما 7 مهرونان (معرویان و مهروبان هردو آمده است) ا 4_ بر ~~-کلوان علونه (عربی: غلوة.)!10_ سمحان! 11-کوارحورا 12- حور ~~13_ سونانا 14_ جان ارادمردا15_خارا و1-کرند1 17_ عریی ~~العقبة بادرکان خان * فراسخ ~~114 ~~1_ ادرکان! 2_ ترکانها 3_ دورانا با 5کهد ~~بدا 7- حودار 4_ جومها 9_ حبره (عربی: آبخیزه و غلط است) ~~هنوز این محل در راه خراسان مشهورست به انجیره وکاروانسرا دارد. جزین خود مؤلف ~~گفته است که در آن محل درخت انجیر زیادست و طبعا آن اسم بر گرفته از نام درخت ~~است . من در چاپ ترجمه دیگر مسالک وممالک متوجه این اشتباه تشده بودم . ~~10-دست ارریحانا 11_ سره1 12-ری1 14- توح ~~1_ بوحا 2_ عربی: شیرجانا 3_ رباداناد! 4_ عربی :کلوذرا ~~اره ا (چاعن 7- حا 4_ سرمقان 9_ خورستانا ~~10- متن فارسی هفت وغلط است 11کورم ا14- حمسانا PageV00P214 ~~============================================================ ~~دیار هارس ~~157 ~~118 ~~- محان ا 2- مریران ا 4- رم (دخویه) ا 4- مرح ~~(اکنون. فرگ) 9_ مازما هرار1 7_ عربی : هفت1 4_ ماینا ~~9- عربی: شش)10- کذا/ 11-حان اوسا 12_کرو) 14_ ms187 حان لیحان ~~1_ عربی حفت 98میرستدا عا- خونم ~~119 ~~ود احراده ا 3_ نرسحان ا ج عوران ا9 حذ ~~درحندا 7- سدک ا 4_ راسسن ا9_ ارحان ا اسنل ~~11- کازرون. سهوی درینجا از نظر مسافتها مست ، به دو سطر قبل نگاه شود) ~~12_ عربی : پنجاها 14- بوسحان ~~وح ا 2. حان ا3. جومه ا4. برما 9_ رودیان ~~6- ابان کذا. ظاهرآ "انار کنونی ا 7-مندا 80- عقد (عقده در مآخذ ~~دیگر عقدی اکنوتی)ا 9. مایننا 10_ عربی: چهل وهنجا 11_ اینچا در ~~نسخه‌ چندکلمه به سهو اضافه دارد. و از رودان تا نایین هانزده فرسنگ و از تایین تا ~~اصفهان بیمت و هنج فرسنگا 12_ نارم! 14_ مهرویان. عرنی: مهروبان ~~12 ~~ارحان ا2_بوحان 3. حرها3. کازرون ا9. رموما ~~ح ا 7_ بارم ا 4 بوجان ا سرا 10_ حنایه ~~11_ وحا 12_ دست رساقا 13_ حرها 14_دارینا 16- مورا ~~فست بارتن 17- حرین 14_دت بوصفانا 19_ الوایحان ~~ه 1 ~~1-کرو کبررین (عربی: فقط کیرزین. اکنون کارزین گفته میشود)! 2- ابرین ~~اان ا ع حرمق ا ک. ترم ا اندح ا کلاه ~~10- الاوسیحان1 11-صرار ~~8- عربی نداردا 9 مروسیرا ~~12- باررن ~~ته 123 ~~وم ا2_حبره ا 3- سمودن (2) ا3 مسکابات (عربی : ~~ماسکانات) شکل مضبوط در فارسی هم شاید درست باشد! 8. انجا 6 اصطهمایات ~~7- رم 4 رهان بواد10_جویرمان:11_ اقلیدا 12- تردا ~~13_حارینا 14- راسا 15_ بوسحان) 16_ اعرسان (عربی: ~~الاعرستان) PageV00P215 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~18 ~~و ~~1وحاحاا3 سنرا ~~14 ~~1-در عربی: مکسر ~~و ~~9-مهرومانا 2_ ارحان: 3_ حره41_ شیراز اول (2) اصطخر و ~~ساو غالب ا9 فساو ~~1- کذا (شاید عجائب یا بدایع عجیب) ا جمله دعانی یا لعنی را زدودهاند فقط ~~* عنه * باقی مانده 3_ اینجاهم مختصری اغتشاش و تراشیدگی واردکردهاند ولی ~~جمله همین است که نقل شد چ. نام تراشیده شده بوده و دوباره برروی آن توشته ~~ش امح ~~و ~~- عبدالله بن اللیت! 2کارتان 3- صفاف، الصفاق) 4- ایوسامة ین لوی ~~5_ ونع فعلی نسخه چنین است که برجای عبارت نخستین نوشته شده استا * کرا ~~- رمیعان ا * ی با تضر اا ms188 نضره ~~و ~~-صعادها6ابی حنظلة3_ ادینه: 4 عمربن عتبه81- ابوهلال ~~6- براها 7_ مطرتها2_ امال1 9_ یک کلمه ناخوانا که موقع تصحیع ~~به خط رهز شردل نون متولیان نوشته شده نظیر سن * ~~10- عربی: وولوا ~~فارس لیبعدوا عن الباب : ~~و ~~1- عبدالله1 2- معتصد. عربی وبالله ندارد! 3_ طاشیم! 4- مروسندان ~~5- سصان ! 6- بهللس (2). عربی: نحبسه بها سنتین . ظاهرا مترجم میها سنتین" ~~را نتوانسته درست بخواند و آن را یک کلمه و نام قلعه دانسته 1 7- هراه ~~ف و ~~اماده 2-مدا 3 معظل ا سرنان ~~ف ~~_ سخها2 معر 3_ مسعس ا 4- رموم محان! 5- رم ~~حملوله المفرحان: 7- حیلوله ا 4- درقان PageV00P216 ~~============================================================ ~~دهار هارس ~~159 ~~135 ~~-صلولها 2کومستان! 4 عروانا 4- یطوالحان1 9 صفاق ~~کارتان ا 7_ بارتحانا2_ شقریرانااحملولها10- ابرما ~~ش ~~9-مهران ا 2- عربی ومن بعده لاحمد بن موی ا 3- مردکان ~~- ابرده ا 5_ رعایت (عربی ندارد. تصحیح فیاسی)ا ~~1_ برمکه ا2_ دی دبارستینا 3_ مادراس ا * عراس ~~عری شنه ا صرادا 7. بشرا بحسنا9 ابی سعد ~~10- حرامدان! 11- عربی: بنی مروان (کلمات اضافی وس بال برحرد * معلوم ~~نشد چیست) ~~13 ~~حت 21_ ابی صفره41_ بادیها4_ ابی الحرثا9- فراسدادا ~~ه 139 ~~1- خلاقت (2) براساس عربی : لشناعة امرهم وفظاعة اخبارهم اصلاح شد ~~ه ~~1-ابی سعدا2_ یرین31_ سلیمن!4. البیرا 9- عربی تدارد ~~ن ~~1_ * نگاشته * به خط دیگر زیر سطرآمدها 2_ رییسیا 3_ سر قداکت ~~در عری: تعرف بنز، قد اکب علی قعرها قدرنحاس عظیمة ، مترچم ونز قد اکب ، را ~~یک کلمه و اسی خاص دانسته و نقل کرده است] 4. عربی : نحاسا ~~1- ضاهکا 2_ عربی : یکورة سابور رستاق (2) ا 3- بارینا ~~4- یروهنی (عربی: تعرف بجور هی تحیسة لاشجرفیها * بجورهی * را یکن کلمه خوانده ~~5- لورحان ا دوخویههم نخوانده ودرحاشیه ع آورده است یعنی کذاان ~~1 ~~کوارا2حباب31_ دادین41. احسن1 9_ باررین ~~مو PageV00P217 ~~============================================================ ~~ممالله ومالک ~~ش ~~1_جمادا 2_ زبرآن نوشته بوی مادرانا 3_ مرشوس!4_ انحاب ~~س ا عحاماا 7_ توح ا 7_شوشجرد (در فارسی دیگر: ~~سوزن کرد) ~~موشرد ~~1 ~~2- عبدیحانا *_ باردین ا4 شوشجرد (عمه باردر ~~1-مارم ~~5_ یوایل ارجابا 7_ اسک ~~این ms189 سطور) ~~1- عربی: جیلاندار! 2- اینن (جزء دوم انگبین با این کلمه یکی است) ~~ون ~~9- بانن ~~2-ردا 3 بجانه، عرنی: جانات اج بحاماب، ~~عربی : الجاناتی ~~عرا ~~1 ~~یوه ~~9 ~~9-حرت! 2_کذا، در عربی آمده است : الرطاب والمقائی (مترجم شاید ~~*مقانی * را عینا نقل کرده بوده وکاتب تیمی از کلمه را نوشته است) ~~8 ~~1- الشامی. درحاشیه عربی گفته شده که نسبت به سامة بن لوی است! 2- بارباب ~~2_ جاما! 4. براسته ا 9_ در اسم دست کاری شدهاستا PageV00P218 ~~============================================================ ~~[شهرهای کرمان] ~~و اما شرقی کرمان زمین مکران است و بیابانی که در میانه مکران از پس ~~بلوص معارض میشود، ~~و غربی آن زمین بارس است، ~~و شمالی آن بیابان خراسان وسجستان است، ~~و جنوبی آن دریای پارس است، ~~و آن را در حدود سیرجان1 دخلی هست و آن دوصورت ماند آستین جامه ~~میباشد: ~~و آنچه از طرف دریا بدین دیار ملاحق می شود در مساحت و هیات مقوس ~~مینماید: ~~والله اعلم وبه الاستعانة . # (705 ~~صورتکرمانا ~~[ 719 نقشه کرمان است) ~~صورت دیار کرمان و آنچه دراضعاف وحوالی واطراف آن است این است ~~که دراین جدول ثبت کرده شد ~~و در کرمان شهرهای سرد سیر و گرم سیرهست، و سردسیر کرمان کمتر از ~~سرد سیر پارس می باشد در سرما، و در گرد شیراز هیچ گرم سیر نمی باشد الادر ~~شهرهای سرد سیر بعضی از گرم سیرعارض می شود ~~و شهرها که از صدد و قبیل آن است و در آفاق شهرتی دارند: ~~اول سیرچان، است وجیرفت، وبم وهرموز، ومابین بارس [وجیرفت شهر ~~روبین] در میانه این اقلیم افتاده است. و اهل جیرفت4 و روبین5 دعوی می کنند که ~~آن خود از حساب وصدد کرمان است: PageV00P219 ~~============================================================ ~~ممالک ومسسالک ~~12 ~~وشهر کشیستان ~~وجیروقان" ~~ومرزقان2 ~~وولاشگرد) ~~ومفونه. # و آنجه از طرف جیرفت تا به سیرچان: ~~اول ناجت ~~وخبر". # [و مایین سیرجان وبم: ~~الشامات ~~و بهار ~~وخفاب ~~وغبیرا ~~وکوغون ~~ورائین ~~وسروستان ~~ودارجین.] ~~و مابینجیرفت و بم شهری هست که آن ms190 را هرمزمی خوانند وبه قریة الجوزه ~~مروف است ~~و آنجه در میانه سیرجان و فارس1می باشد: ~~أناس12 ~~وگردکان12 ~~و بیمند14اند. # و آنچه در میانه سیرجان و پارس تا حدود دارایجرد است : ~~حسناباد15 ~~وکاهون است PageV00P220 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~و آنجه از طرف سیرجان به بیابسان است : ~~بروسیر ~~و جنزرود2 ~~و زرند ~~وفیرزین2 ~~وماهان ~~وخبیص اند ~~و آنجه بعطرف بیابان است به ناحیت دریا: ~~نرماشیره ~~وفهرج ~~و سنیج" اند، الاآنکه سنیج" در میانه بیابانی است از حدودکرمان که کس ~~در آن ییابان نمی تواند رفتن : ~~و اگرچه به شهرها از هرطرف نزدیکن است و آن درجدول بیابان خراسان ~~و خواش“ صورت کرده شد، جهت آنکه بعضی می گویند که خواش22 از عمل و ~~صدد صجستان است و در آخر حدکرمان صورت کرده آمد ~~و در حوالی کوه بارز : ~~شهر ریقان10 ~~و قفیر11 است وقوهستان ابی غانم: ~~و برطرف هرموز است وجیرفت12: ~~شهرکومین12 ~~و نهرزنجان14 ~~ومنوجان19. # و در شهر شهروا که به کناره دریا است منبر نیست: ~~آنه از شهرهای مشهوردانسته شد این است که گفته آمد. # و از کوهها[ی] بلند و مشهور که در آن طرف است یکی کوه قفص است و ~~دیگر کوه بارز14. و کوهها[ی] چند هست که در آن (کوهها معدن نقره می باشد. [715] PageV00P221 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~و در شهرهای کرمان هیچ دربایی و رود بزرگ نیست الا دریاری] بارس و ~~خلیجیکه از دریای بارس بیرون می آید و ناپدید می شود و بسه هرموز بادید ~~می آید و آن را جیر2 می خوانند، و کشتیها ار دریا در آنجا می آید و آب آن عظیم ~~شور می باشد ~~و درمیانه شهر ها[ی] کرمان بیابان است، وعمارات آن دیار به یکدیگر پیوسته ~~و متصل نمی باشد به خلاف عمارات پارس ~~و از طرف جنوبی کوهستان قفص دریسا است، وشمالی آن حدود جیرفت ~~و رودبار2 و قوهستان ابی غانم، است ، و شرقی آن اخواش* است و بیابانی ~~که میان قفص ms191 و مکران میباشد، و غربی آن بلوص است و حدود منوجان * و ~~نواحی مرموز ~~و می گویند که آن هفت کوه بلند و نزهاند و دریشان درختان خرما وافر و ~~بسیارست ودرهر کوهی ازینها رییسی مرتب کرده که حل وعقد وقبض وبسط سلطان ~~آنجا برقدرت او معقود می باشد و در اوامر ونواهی فرمان او را مطاع و منقاد ~~میباشند، وازسلطان نیزایشان را مشاهره‌ معین هست که دست ایشان از عدوان و ~~تعدی برقوافل کوناه می باشد. وبا این همه تمامت کرمان را تا حد بیابان سجستان و ~~بارس قطع می کنند. وبا ایشان اسب کمتر می باشد وتمامت پیاده می باشند وغالب ~~ایشان دراز بالا ونحیف وگندمگون می بساشند و چنان شنیده شد که پدران ایشان از ~~عرب بودهاند ~~و در شهرهای ایشان مال و نفایس وذخایر چندان مجنمع می فسود که زبان ~~وصف از شرح آن قاصرست: ~~و اما قوم بلوص در زیر کوه قفص متوطن ومقیم اند و اهل قفص را از میچ ~~کس خوف نمی باشد الااز اهل بلوص، وایشان خحداوند نعمت وحشمت اند وخانة ~~ایشان [در] بیابان" از موی است چنانکه از آن عرب . و ازیشان هیچ کس زحمت ~~به کس نمی رسد *و پیوسته گبر بودهاند و تا ایام بنی امیه کس بریشان غالب نشده ~~بود. و از اهل قفص مریدتروعتیدتر3اند وچون حکم وتولیت درخاندان بنوالعباص) [729] PageV00P222 ~~============================================================ ~~شهرهای کرمان ~~مقرر ومرتب شد و اوامر ونواهی اطراف با ایشان رجوع افتاد آن گمروه مسلمان ~~شدند. اما عناد و ستیزه ودرشتی را ترک نمی کردند تا به روز گارسجزیه . بعد از ~~آن یعقوب و عمر[و) فرزندان لیث حکام و رؤسا و ملوک ایشان را به فهر و زجر ~~بگرفنند و هلاک کردند و آن کوه را از طاغی و باغی پاک و خالی کردند . # و آن کوه با خصب و نزاهت تر است ازقفص، ومعادن آمن آنجا می باشد. # واماکوهها[ی] معادن : ~~اول کوهی چند هست که معدن ms192 نقره در آن می باشد و آن از پشت جیرفت ~~می کشد به درغاله [ای) که به دربای، معروف است، و از آنجا تا به کوه نقره ~~دوفرستگ باشد. # و در بای درغاله نیک نزه وسبزست با دعت وراحت و نعمت وافرونزاهت ~~و تمامت آن درغاله به دیهها و آبهاای) روان و بساتین معمور است: ~~و شهرهای کر مسیر که از صدد وحساب کرمان است پیشتراز شهرهای سردسیر ~~آن می باشد، وشاید که شهرهای سردسیر آن اقلیم به نسبت با شهرهای گر مسیردانی ~~نیم آن باشد، جهت آنکه شهرهای سردسیر آن اقلیم از سیرجان و آنچه درحوالی و ~~اضعاف آن می باشد تا به حد پارس وبیابانی که به نزدیک بم است بیش نیست: ~~و از حد هرموز تا به حدکرمان وحد پارس وحد سیرجان و آنچه درمیانه ~~ایشان است مثل هرموز و منوجان، وجیرفت وکوههاای) قفض و دشت رویست 5 ~~و پشت خمء وآنچه ازتوابع و لواحق آن است از بیابان وشهرها ودیهها و روستا ~~تا حدکرمان وخبیص نمامت گر مسیر است : ~~و غالب اهل کرمان باریک اندام و اسمرمی باشند، جهت آنکه گرما در آنجا ~~غالب امت: ~~و از طرف مشرق بغیر از جیرفت“ و بم’ میچ سردصیر نیست ~~و از طرف غربی جیرفت همه شهرها سردسیر است و برف در آن می باشد ~~وکوه نقره از آنجا تا به دربای می کشد و از آنجا تا به جیرفت و همچنین می رود ~~مقابل کوه بارز تا آنجا که آخرمی شود. # و به نزدیکن جیرفت کوهی هست که آن را میجان گویند، وتمامت /میو[ه]ها [724] PageV00P223 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~که درجیرفت می آورند وبرف وغیره از آنجا نقل می کنند. # و به جیرفت رودی آب هست به دیورود معروف و آب آن عظیم تر می رود ~~و آوازی درشت و هابل از آن می خیزد جهت آنکه سنگهاری] بزرگ و بسیار در ~~در میانه آن افتاده است و هیچ کس در ms193 میانه آن نمی نسواند رفتن مگر پای خود ~~را از سنگ محافظت کند، و مقدار آن آب چندان است که بیست آسیاب بدان ~~می گردد. # و تمامت بازر گانان دربا درموقعی معلوم ور هرموز جمع می شوند و هرموز ~~فرضه آن دریا است و بازار و رباطها و مسجد جامع در آن هست. اما در نفس شهر ~~خانه بازرگانان نیست الا آنکه در روستا متفرق می باشند. و در آن درخت خرما ~~بسیار می باشد وغالب زراعت ایشان ارزن است . # و اما جیرفت شهری خوش و نزه است با خصب وراحت ودعت ونعمت، ~~و درازا[ی) آن به مقدار دوفرسنگ است و بازرگانان خراسان وسجستان در آنجا ~~جمع می شوند وچیزها حمل می کنند. و میو[ه]های چند که در سردسیروگرمسیر ~~می باشد با یکدبگر در آنجا جمع می شود مثل رطب و ترنج و گردکان و برف، و ~~رود آنجا دیو رود است ومزرعهای ایشان پاریاب است. # و اما شهر بم، بزرگتر از جیرفت است با دیههای بسیار، وهوای آن خوشتر ~~از هوای جیرفت می باشد، و در آنجا درختان خرما یسیار هست ،ودر میان آن ~~شهر قلعه عظیم رفیع و منیع هست و سه مسجد چامع در آنجا می باشد که خلق در ~~جمعات در آن جمع می شوند ~~یک مسجد از آن خوارج است که خوارج در آن جمیع می شوند به نزدیک ~~خانه منصوربن خردین2 ~~و مسجدی دیگر در بزازان که اهل سنت و جماعت درجمعات در آن جمع ~~میشوند. # و مسجدی دیگر در میانه قلعه است. # و در مسجد جامع که به خوارج منسوب می شود بیت المال صدقات ایشان ~~آنجا است . PageV00P224 # ============================================================ ~~شهرهای کرمان ~~و حرامی و شراة ودزد درین شهر کمتر می باشد، و ایشان را از مال منالی ~~ه فمامتر هست: ~~و بزرگنرشهرهای کرمان سیرجان است )و آب آن شهر از کاریز بیرون می آید [729)] ~~وآب روستاهای آن ازچاه می باشد وتمامت خانههای ایشان به ms194 وسغ * است جهت ~~آنکه چوب در آن ناحبت کمترمی باشد. # و غالب ایشان مذهب اهل حدیث دارند، وغالب براهل چیرفت مذعب ~~اصحاب رأی است، و غالب براهل رودباراو قوهستان ابی غانم" وبلوص ومنوگان، ~~لعب شیعت است ~~و از حد مغون4 [و) ولاشکرد5 نا ناحیت هرموز، درین تمامت فربزه وزیره ~~زراعت می کنند و از آن در آفاق نقل میافتد و پانیذ و نیشکر در آنجا میگیرند . # وغالب طعام ایشان ارزن است: ~~و درختان خرما فراوان نیز در آنجا می باشد. چنانکه در آن شهر و درتمامت ~~حوالی و نواحی آن صد من خرما به یکن درهم می باشد. و ایشان را عادتی نیکو ~~هست که هرخرما که باد از درخت آن را بریزاند خداوند باغ آن را از زمین البته ~~برنمی گیرد الا درویشان. وگاه باشد که باد بسیار وزد وخرما فراوان بعزیرمی اندازد ~~چنانگه ضعفا و مساکین را از باغات راحت بیشتر از صاحب می رسد . و در آن ~~درختان خرما ایشان را هیچ خراجی نیست مگرعشر که به سلطان می رسانند چنانکه ~~در بره م ~~و اما ناحیت رویست4 فیهری خشک است و زراعت در آن کمترمی باشد، و ~~غالب اهل آن دزد می باشند ~~و شهروا" دیهی هست بر کناره‌ دریا موضوع و در آن منبر نیست ، وغالب ~~اهل آن صیاداند. وهر که خواهد که از پارس به مرموز رود منزل او در آنجا می افتد. # وزبان تمامت اهالی کرمان زبان پارسی است الازبان اهل ففص وبلوص و ~~اهل بیابان که ایشان را به غیر از زبان پارسی زبانی دیگرهست. # و از بم جامهها[ی) پنبه بغایت رفیع و لطیف مرتفع میشود واز آن در آفاق ~~حمل می کنند: ~~و از ناحیت زرند جامههای بطانه معروف برمی خیزد و در پارس و عراق ~~حمل می کنند. PageV00P225 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~144 ~~و خواش قومی اندکه خداوند شتر وگوسفند می باشند و در بیابان متوطن ~~7] شدهاند و خانهها ساخته بیشتر ms195 از نی که در آن فرود می آیند ودر آنجا ا درختان ~~خرما بسیار می باشد، و فانیذ که در سجستان حمل می کنند از آنجا مرتفع می شود. # اما غالب نقود ایشان درهم است وفلوس، ونقود مختلف را استعمال ~~نمی کنند، و در دینار نیز بیع و شری و معاملت نمی کنند و دینار در میانه ایشان ~~جونعرض است: ~~یادکردن مسافات که در عیانة شهرهاای کرمان است ~~اول از سیرجان کا رستاق الرستاق [که] از حدود پارس است: ~~و از سیرجان تا کاهون دو منزل ~~و ازکاهون تا حسناباد2 دوفرسنگ ~~و از حسناباد2 تا رستاق الرستاق یکن منزل ~~واز سیرجان تا رودان که به طرف پارس است ~~و از آنجا تا بیمند4 چهار فرسنگ ~~و از بیمند4 تاگردکانه دو فرسنگ ~~و از گردکان5 تا اناس6 یک منزل [بزرگ] ~~و از اناس تا رودان از حد پارس یک منزل سبک است ~~و از صیرجان تا رباط سرمقان یک 7منزل ~~واز سیرجان تابم ~~اول یکن منزل و منزل آن شامات“ است وبه کوهستان معروف میشود ~~و از شامات9 تا بهار15 یک منزل ~~و از بهاره1 تا خناب11 یک منزل سبک ~~و از خناب11 تا غبیرا12 بک منزل ~~[و از غبیرا تاکوغون یک فرسنگ ~~و از کوغون تا رائین بک منزل PageV00P226 ~~============================================================ ~~بلادکرمان ~~199 ~~و از رائین تا سروستان یک منزل سبگ] ~~و از سروستان تا دارچین یک منزل ~~و از آنجا تا بم یک منزل ~~واز سیرجان تا" جیرفت ~~اگر از راه بم رود اول برود تا سروستان، پس به دست راست بگردد تا به ~~دیه هرمز2. جوز.2 یکن منزل ~~و از آنجا تا جیرفت یک منزل دیگر ~~و اگر خواهد از سیرجان تا ناجته دو منزل ~~و از ناجت5 تا شهر خیر یک منزل ~~و از خیرع تاکوه نقره یک منزل ~~و از کوه نقره تا دربای یک منزل ~~و از دریای تا جیرفت یک منزل ~~یادکردن مسافت راه از سیرجان ms196 تا خبیض ~~اول از سیرجان نا فرزین دو منزل ~~و از فرزین15 تا ماهان یک منزل ~~و از ماهان تا خبیص پنج 1منزل ~~و از سیرجان تا زرند و از زرند تا بردشیر"1 دو منزل ~~و از بردشیر12 تا جنزرود14 یک منزل بزرگ ~~739 ~~و از جنزرود15 تا زرند یک منزل بزرگ ~~و از زرند تا حد بیابان یک منزل بزرگ ~~و از بم تا بیابان و از آن تا نرماشبر16 [یک منزل] ~~[ و از نرماشیر] تا فهرج بر کناره بیابان یک منزل ~~واز بم تا جیرفت ~~[تا دارجین یکن منزل ~~و از دارجین تا هرمز یک منزل PageV00P227 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالام ~~و از هرمز تا جیرفت) یک منزل ~~واز جیرفت تا پارس ~~[تا فناةالشاه یک منزل] ~~و از آنجا تا مفون1 یک2 منزل ~~و از مغون1 تا ولاشگرد2 یک منزل ~~و از آنجا تا سورقان2 یک منزل ~~و از سورقان5 تا مرزفان6 یک منزل ~~و از مرزقان6 تا جیروقان2 یک فرسنگ ~~و از جیروقان8 تا کشیستان4 یک منزل سبک ~~و از کشیستان15 تا روبین11 یک منزل سبک ~~و از روبین11 تا فارس12 یک منزل سبک ~~بادکردن مسافت هرموز تا جیرفت ~~اول میروند تا ولاشگرد ~~بعد از آن بردست چپ می گردد و میرود تاکومین12، و این تمامت یک ~~منزل بزرگ است ~~و از کومین12 تا رود زنگان14 یک منزل ~~و از رود زنگان14 تا منوجان15 یک منزل ~~و از منوجان15 تا هرموز دو منزل ~~بادکردن مسافت هرموز تا پارس ~~از هرموز تا شهروا16 بر کناره‌ دریا یک منزل ~~و از شهروا12 تا رویست10 صه منزل ~~و از رویست18 تا تارم19 صه منزل ~~تمامت مسافات کرمان این است که بادکرده شد PageV00P228 ~~============================================================ ~~شهرهای کرمان ~~179 ~~واشی مربوط به صفحات 171 ~~ة ~~1-رحان ا 2- سرحان (درهمه موارد این ورق) و در عربی عمه جا ~~شر جان ا 3. حرف ا ج حیرف ا رونن ~~ون ~~-کیسان ا2_ حنروقان ا 4_ مررفان!4. اسکوبا ه معون ms197 ~~ناح ا 7- حرا 4_ واسن و (2) تصور می شود مترجم *مابین * را ~~نام محلی دانسته و به چنن مورتی تقل کرده 9_ هریرا 10- بی نقطه ~~1 طرس ا14_ اناس ا14_کروکن 14_مد1 19_ حساباد ~~1_ بردسرا 2_ حبرود، عربی؛ چنزرود، چون بازرندآمده شاید چترود است ~~که نوزهم به عین نام است ا3. فردس ا حص ~~برماسهر ~~9- قارنا ~~. فرح ا 7_ سع1 8_ حواس (عربی : خاش) ~~0رهان ا 11_ قفر ا 12- است و جیرفت و (2) ~~1-کومن ~~14- نهو ریحان ا 19- مبوحانا 16_ قارن ~~و ~~1- حبحان. ظاهرآ مترجم وخلیجامن * را نام خا خوانده ~~3- رودنان 1 4- ابی غنایم/ 9_ احواس. عربی (الاخواش).1 6- منوحان ~~7- بیان (2) به بیابان اصلاح شد زیرا در عربی آمده: وبیوت شعر مثل البادیه، ~~عه ~~146 ~~1 عفص ا2_ دونایا2 دوهای ن میوحان ا9سرور ~~وب و ا ص 4. بی نقطه است اا دونای ا10محان ~~ف ~~1-دنو رودا 2_ حردینا 3- تزادان (عربی : بزازین) ~~9-رودبال 2_ ابی غنایم 4_ منوکان (منوجان)/4- معون ~~8- ولاسکرد (عربی : ولاشجرد) ا 6- رونست1 7- مرواا PageV00P229 ~~============================================================ ~~مالک وممالاه ~~179 ~~9 ~~واسا2. عر ز3. حسینا بادا4 سعندا 9کرکان ~~اناسا 7_ عربی : دوا 4-سابمانا9سایان ا10- بهار ~~19-حباب12- عرا ~~1-دارحین ا2_ بای ا 3_ مرمرا 6- خور (عریی: الی هرمز ~~ریةالجوز) ا 9_ راحب عحرا 7_ درنایا 8_ درنای ~~فرطون ا10_قریدون ا11.عربی: مها 12_ بردشرر بردمیر) ~~13_نردسرا 14_حرود1 19_حروه (چترود کنونی)! 16_ برماسیر ~~1-معون ا 2- دو (ظاهرأ به مناسبت یکی کردن دوفاصاه) ! 3- ولاسکرد ~~(عربی : ولاشجرد) ا 4- سروقان ا 9- سروفان ا مورقان ~~- حبروقان اخروقانا9کسان101_کیسانا 11-دوین ~~19-مسارم141-کومنا 14-رنکان191-مبویحان1*1- سهرو ~~17 شوا14_وونست ا *1 نادم PageV00P230 ~~============================================================ ~~[شهرهای سند] ~~و اما شهرها[ی] سند که در حوالی و اطراف و نواحی آن است در یکن ~~جدول صورت کرده می شود و آن تمامت شهرها[ی] سند است و بعضی از شهرهای ~~هند و مکران وطوران وبدهه1. # و شرقی آن تمامت دریاای] پارس است، ~~وغربی کرمان و بیابان و اعمال سجستان، ~~و شمالی آن شهرهای هند است، ~~و جنوبی آن بیابانی اصت که میانه مکران و قفص است- و از ms198 پس آن دریای ~~بارس می باشد ~~و از جهت آن دریای پارس از طرف شرقی و از پس این شهرها محیط ~~میشود که این دریا از صیمور2 می کشد برجانب شرقی تا آنگاه که به تیز" مکران ~~میرسد، بعد از آن باز می گردد درین بیابانها برحوالی شهرهای کرمان، ودر ~~هیأت ومساحت مقوس است. والله اعلم بها. # 17491 ~~(75 صورت بلاد السند * ست) ~~صورت شهرها]ی] سند و آنچه از توابع ولواحق آن می باشد این است که ~~درین جدول ثبت کردهاند وهریک را علی حده شرحی گفته شود، ان شاءالله تعالی: ~~اول شهرها که درین بلاد است و در عالم ایشان را شهرتی هست از ناحیت ~~مکران : ~~وکیزه ~~وقنزبوره4 ~~و درک2 PageV00P231 ~~============================================================ ~~محلک و مسالک ~~وراسگ. و آن شهر خروج است ~~و به2 ~~و بند2 ~~و قصرقند4 ~~واصفقه6 ~~وفهلفهره" ~~و مشکی" ~~و قتبلی ~~و آرمائیل ~~واماشهرهای طوران10: ~~محالی ~~و کیزکانان11 ~~وسورة ~~و قصدار12 است: ~~و شهر بدهه13 قندابیل12 است. # یادکردن شهرهای سند ~~اول منصوره است ونام آن به زبان مند [برهمنابادع ~~ودیبل15 ~~وبیرون12 ~~و قالری18 ~~و انری8 ~~وبلری0 ~~ومسواهی0 ~~و بهرج21 ~~و بانیه22 ~~و منحاتری23 ~~وسدوسان24 ~~وروره" PageV00P232 ~~============================================================ ~~دیار سند ~~بادکودن شهرهاای] هند ~~اول قامهل ~~وکنبایه2 ~~و سوباره2 ~~و سندان" ~~وصیوره ~~وملتان4 ~~و جندراور2 ~~و بسدم است: ~~آنچه دانسته شد این بود که گفته آمد. # و از کنبایه تا صیموره1 از صدد و حساب شهرهاری) بلهرا 11 است و بلهرا ~~نام ملکی است از ملوک هند، و آن شهر ستانها[ی) کفر است. اما در این شهرها ~~مسلمان نیزمی باشد. وآنچه از حوالی و اطراف بلهرا است تمامت مسلمان می باشد ~~و در آنجا مسجدی هست که روزها[ی) جمعه مروم در آن جمع می شوند: ~~و بلهرا درشهری مقیم می باشد که آن را مانکیر12 می گویند و آن را دیهها و ~~اتباع و ممالک بحیار و پهن و براخ هست : ~~و مقدار منصوره درطول و عرض دو دانگ فرسنگی در دو دانگ ms199 فرسنگی ~~باشد. و رودی آب از رود مهران در آن محیط می شود و آن مانند جزیرهای است: ~~و اهالی آن مسلماناند و والی و حاکم ایشان از قریش است، ومیگویند ~~که او از فرزندان هباربن آسود است، و پیوسته پدران او در آن زمین غالب وقادر ~~بودهاند، و خطبه به نام خلیفه می کنند . # و آن شهری گرمسیرست با خصب و نزاهت ودرختان خرما[ی) بسیار، الا) (755] ~~نیشکر و انگور و سیب و کمثری و گردکان نمی باشد در آنجا. # و در زمین ایشان نوعی از فواکه هست که آن را لیمونه12 می گویند و آن ~~عظیم و بغایت ترش می باشد PageV00P233 ~~============================================================ ~~مالله ومالک ~~ومیوه دیگر هست مثل شفتالو وآن را "الانبج * میخوانند وطعم آن باطعم ~~شفتالوشبهتی هرچه تمامتر دارد، و نرخ میو[ه]ها[ی) ایشان نیک ارزان میباشد. # و نقود ایشان وقاهریات" است و هریکت درهم از آن بقدر پنجاه درهم باشد: ~~وایشان را درهمی دیگرهست که آن را "الطاطری2 همی خوانند و وزن آن یک درهم ~~و چهار دانگ درهمی می باشد، و اغلب به دینار معاملت می کنند ~~وزی ایشان زی اهل عراق است الاآنکه زی ایشان بهزی ملوک هندنزدیک ~~میباشد درپوشیدن جامهها[ی) شعری و جامههاای) کوتاه: ~~و اما شهرملتان شهری خوش ونزه است با خصب و راحت ودرطول وعرض ~~نیمهای ازشهرمنصوره باشد وآن را "فرج بیت الذهب" می خوانند ~~و در آن شهر بتی هست که هندوان آن را تعظیم و تبجیل وتوقیر میدارند و ~~هرسالی از شهرها[ی) دور با مالی وافر به رسم زیارت نزدیک آن بت میروند و ~~هرچه از آن مال جمع می شود به عمارت بتخانه و معتکفان و مجاوران به خرج ~~می کنند و این شهر را ملتان ازجهت آن می خوانند که این بت در آنجا است، ودر ~~آن شهر کوشکی هست درموضعی معمور درمیانه بازار ملتان و آن بت در میانه آن ~~کوشک نهاده و آن کوشک میانه بازار بزرگ عاجبین ms200 و صف صفارین است، ودر ~~میانه این کوشکن قبهای رفیع وعالی برافراشته هست و آن بت در آن خانه نهاده و ~~حوالی آن ترر قبه خانهها هست تا معتکفان آن در آنجا ساکن میباشند و در آن ~~حوالی ی بغیر از این گروه که درین کوشکاندکس بت نمی پرستد، و آن بت ~~برصورت آدمی ساخته است وچهار گوشه نشسنه برسر کرسی که از گچ وآجرساخته ~~1767] ~~است وتمامت اندام آن بت پوشیده4 ا به پوستی سرخ مانند سختیان، واز اندام او ~~بغیر ازچشم او پیدا نمی باشد، و بعضی کویند که تن او از چوب است و بعضی ~~میگویند که آن نه از چوب است ، الا آنکه رها نمی کنند که کس اندام آن بت را ~~بیند، و به جای چشمهای او دوکوهرنهاده و برسر او تاجی به زر مرصع به چواهر ~~نهاده و در آن کرسی مربع نشسته و دستها برسر زانو نهاده و بر دست او انگشتها ~~کرده که هر که بیند بپندارد که چهارانگشت بردست وی است. وهرچه از حوالی و ~~اطراف مال در آن بتخانه می افتد امیر ملنان آن را می گیرد ودر بتخانه و مجاوران و PageV00P234 ~~============================================================ ~~دهار مند ~~معتکفان آن نففه می کند. وچون لشکرهند قصد کنند که باآن شهرمحاربت ومقاتلت ~~پیوندند آن بت را از آنجا برمی گیرند و بیرون می آورند وشکستگی و سوختگی ~~آن بت را ایشانرا می نمایند تا چون ایشان آن حالرا مشاهده می کنند بازمی گردند. و ~~اگر نه آن بودی بارها ملتان را خراب کرده بودندی . # و از جهت آن ملنان را وفرج بیت الذعب *1 می خوانند که دراول اسلام در ~~مسلمانان تنگی و فقر وقحط واضطراربود، چون ملتان را فتح کردند از آنجا مالی ~~بسیار ونعمتی وافر ایشان را با دست افتاد و توانگرشدند. # و بیرون از ملتان بقدر نیم فرستگ خانههای بسیارهست که آن را جندراور2 ~~میگویند و آن لشکرگاه امیر آن شهر است. وامیر ms201 از آنجا در شهر نمی رود مگر ~~ردوز جمعه که در فیلی سفید می نشیند و در مسجد جمعه حاضرمی شود، و امیرایشان ~~قریشی است از فرزندان سامة بن لوی که در ایام قدیم برایشان غالب و قادر بوده ~~است وساکن و متوطن گشته . و او مطاع و منقاد امیر منصوره نعی باشد، و خطیه ~~به نام خلیفه می کنند ~~و اما بسمد2 شهری خوش وکوچکن است با خصب ونعمت، وآن وملتان و ~~(765] جندراور4 از شرقی رود مهران موضوعاند، ومسافت در میانه این شهرها تا رود ~~مهران یک فرسنگ است وآب آن شهرها از چاه می باشد. # و شهر رور در بزرگی نزدیک ملنان باشد، و آن را دو سور هست در کناره ~~دود مهران و آن حدمنصوره است ~~و دیبل 5 از شرقی 6 مهران است بر کناره‌ دریا و آنجا منجری عظیم است، ~~چنانکه بازر گانان اطراف در آنجا جمع میشوند و آن فرضه‌ آن دیار است . و ~~مزرعه ایشان بخس می باشد، و درخت خرما وغیره در آنجا بسیار نیست، و شهری ~~خشکن است، و سکان آنجا جهت تجارت مقیم اند ~~و بیرون" شهری است در میانه دیبل5 و منصوره برجاده راه موضوع وبه ~~منصوره نزدیکتر می باشد ~~و منحانری به طرف غربی رود مهران است و از حامر (2) الدیبل برآب ~~میگدرند و به منصوره میروند، وایشان در هر دو کناره رود مهران نهادهاند PageV00P235 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~174 ~~و مسواهی و بهرج وسدوسان2 تمامت در غربی رود مهران موضوعاند ~~و اما أنری وقالری از شرقی رود مهراناند برراهی که از منصوره به ملتان ~~میرود، و ایشاد هر دو از کناره‌ رود مهران دورترند از شهرهای ویگر ~~و اما بلری، بر کناره مهران است از طرف غربی به نزدیک باره‌ رود که از ~~مهران روانه می شودو بر پشت منصوره میرود ~~واما بانیه"شهری کوچک است وعمر بن عبدالهزیزهباری قرشی جد این گروه ~~که برمنصوره غالب اند از آنجا ms202 بوده است: ~~و قامهل از شهر هند است، و از قامهل تا مکراد و بدهه و آنچه از پس آن ~~است تا حد ملنان تمامت که باد کرده آمد از شهرسند است. و کفار درحدود شهرهای ~~سند متوطن می شوند وایشان از بدههاند ~~و اما بدهه شهری است درغربی مهران گسترده از میانه حدود طوران ومکران ~~وملتان وشهرهای منصوره، واهل آن خداوند شتراناند ونوعی از انواع شتر درآن ~~ناحیت هت عظیم جسیم و بزرگ وضخیم (که آنرا "فالج"میخوافندودو کوهان [* 77] ~~دارد. از آنجا در آفاق جهت فحل ونتاج حمل می کنند. وشهر بزرگ بدهه که مردم ~~در آن تجارت می کنند قیدابیل حرو بدهه است و اهل آن مانند اهل بادیه اندو ~~ایشان را بیشه،وخانهها ار تی ساخته مست. وگروهی بسیاردر آن زمین از حد ملنان تا ~~دریا ساکن ومقیم شده وایشان به "مید *10معروف اند. و در بیابان در میانه مهران و ~~فامهل ایشان را چراگاه وخانهها[ی] بسیارمی باشد. # وقامهل ~~و سندان10 ~~وصیمور12 ~~و کنبایه شهرهای خوش و نزه و فراخ اند با عسل یسیار و نعمت ارزان .و ~~در هر یک مسجدی جامع هست و احکام اسلام در آن ظاهر. ومیو[ه]های آنجا از ~~نارجیل12و موز14 و انبج15 میباشد. و غالب زراعت ایشان برنج است و درخت ~~خرما در آن زمین نمیباشد ~~وراهوق PageV00P236 ~~============================================================ ~~دیار سند ~~179 ~~و کلوان دو روستا اند نزدیک یکدیگر، و ایشان هر دو میانه کیز1 ~~و ارمائیل2اند. # اما کلوان از مکران است . # و راهوق از حد منصوره است ، ومزرعه ایشان بخس می باشد وثمره نیز ~~اندک برمی آید، الا آنکه ایشان راگله ورمه وغیره بسیارست : ~~و طوران شهر بزرک وقصبه قصدار2 است، وقصدارآرا دیهها وروستا بسیار ~~هصت، و والی و حاکم ایشان به مغیر، بن احمد معروف نود و خطبه به نام خلیفه ~~میخواند. ومسکن و مفام او به ناحیتی خوش ونزه است. وتمامت انواع فواکه ~~در آنجا موجودست مثل اناروتمامت میواه آها[ی] سردسیر، ودرخت خرمادر ms203 آنجا ~~نمی باضد. و آن را کیز کایان" می خوانند. # و درمیانه بانیه وقاءهل بیابانها هست، و از فامهل تا کنبایه نیز بیابان است ~~و در این عهد و ایام ار کنبایه تا صیمور دیهها[ی) چند ساختهاند به یکدیگر ~~متصل وملاصق ومعمور وآن از اعمال وتوابع هند است: ~~و زی کافران ومسلمانان در جامه بوشیدن و موی سر فرو کردن یک است. و ~~لباس ایشان جامه و شلوار می باشد از سختی گرما که در آن شهرها می باشد. وزی ~~17751 اهل ملتان ولباس ایشان همچجنین است. # و اهل منصوره وملتان به پارسی و سندی سخن می گویند، و زبان اهل ~~مکران بارسی و مکری است: ~~وکسی که جامه کوتاه می پوشد در آنجا اندک است الا بازرگانان که لباس ~~ایشان جامه و ردا“ می باشد، چنانکه لباس و زی تمامت اهل عراق است و پارس ~~ومکران را ناحیتهای فراخ و بهن هست ، و غالب اوقات در آنجا قحط ~~میباشد: ~~و حاکم و والی [آنجا]15 شخصی است * عیسی بن معدان معروف و او را ~~به زبان خود "مهراج"11 می گویند و مسکن و مقام او به شهر کیز12 می باشد، و آن ~~شهری خوش و نزه است با درختان خرما[ی) بسیار وفرضه مکران و آن نواحی ~~است و در طول وعرض نیمه[ای] از ملتان باشد PageV00P237 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~وتیز فرضه مکران. است، وآن به تیز مکران معروف می شود: ~~و بزرگتر شهرها[ی) مکران قنزپورا است. # و به2 ~~و بند 2 ~~و قصرقند4 ~~و درک ~~و فهلفهره6 تمامت شهرهای کوچکاند وگرمسیر، وروستای ایشان خروج* ~~است، و شهر بزرگ و قصبه آن را راسک می خوانند ~~و روستای دیگرهست که آن را جدران2 می گویند و در آنجا پانیذ و نیشکر ~~بی حد و عد می باشد، و تمامت پانیذ که در آفاق حمل می افتد از آنجا مرتفع می باشد ~~الاچیزی اندک که از ناحیت ماسکان نقل می افتد. و درقصدار3 نیز ms204 فانید می باشد ~~و درین روستا پیوسته حرامی و دزد مقیم می باشد ~~و یک طرف از آن به نواحی کرمان متصل می شود به شهری که آنرا مشکی ~~می خوانند. وحاکم مشکی شخصی است به مطهرا بن رجا معروف و بغیر از خلیفه ~~هیچ کس را خطبه نمی کند و مطاع و منفاد هیچ یک از حکام و ملوک که در آن ~~نواحی مستقراند نمی باشد. وحدود این اعمال که تحت [فرمان ) وی است و اوامر ~~و نواهی او به نفاذ بیوسته در طول و عرض سه منزل درسه منزل باشد ~~و با آنکه زمین آن دیار از جمله وصددگر مسیر است انواع فواکه سردسیر ~~در آنجا می باشد. # 7897 ~~و ارمائیل10 ~~و قنبلی1) دو شهر بزرگاند و مسافت در میانه ایشان دو منزل است، و در ~~میانه ارمائیل10 ودربا مسافت نیم فرسنگ می باشد. و ایشان هر دو در میانه دییل12 ~~ومکران موضوعاند: ~~و قندابیل12 شهری بزرگ است دربیابان موضوع و حدود اعمال او از بدهه ~~ممتاز است و آن شهری خوش و تزه است با درختان بسیار . اما درخت خرما ~~در آنجا نمی باشد . PageV00P238 # ============================================================ ~~کهار سند ~~و در میانه کیزکانان1 و قنداببل، خوش و نزه هست که آن را ابل، ~~میخوانند و تمامت مکان آنجا مسلمان اند . و از بدهه4 قومی از کفار در آنجا ~~متوطن شدهاند. وبیشترزراعت ایشان بخس است و ایشان را رزه و گوسفند بسیار ~~میباشد. و ایل، نام آن شخص است که درآن کوره مقیم وغالب وقادربوده است، ~~و ازین جهت آن موضع را به وی نسبت می کننند ~~یادکردن مسافات آن مواضع ~~- اول از تیزه تاکیز2 پنج منزل است ~~- و از کیز" تا قنزپور3 دو منزل، وهر که خواهد که از قنزپور به تیز مکران ~~رود راه او به کیز می افند ~~- و از قنزپور“ تا درک سه منزل ~~- و از درک تا راسگ سه منزل ~~و از راسک تا فهلفهره سه ms205 منزل ~~- و از فهلفهره تا اصفقه دو منزل سبکن ~~- و از اصفقه تا بنده1 یک منزل ~~- و از بند10 تا به11 یک منزل ~~- و از به11 تا قصرقند12 یک منزل ~~- و از کیز13 تا ارمائیل14 شش منزل ~~- و از ارمائیل14 تا قنبلی15 دومنزل ~~- و از قنبلی14 تا دیبل17چهارمنزل ~~- و از منصوره تا دیبل18 شش منزل ~~و از منصوره تا ملتان دوازده منزل ~~و از منصوره تا طوران بانزده منزل ~~- و از قصداره1 تا ملتان بیست منزل ~~و از منصوره تا اول حد بدهه پنج منزل ~~- و از کیز که مقام و مسکن عیسی بن معدان است تا به بدهه ده منزل PageV00P239 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~182 ~~- و از بدهه تا تیز اپانزده منزل . # - و اول عمل مکران از تیز1 است و از آنجا تا قصدار2 دوازده منزل است ~~- و از ملتان نا اول حدود استان3 که به بالس، معروف است ده منزل ~~- و هر که خواهد که از منصوره در بدهه 5 رود در شهری که برکناره‌ رود [789] ~~مهران است) و آن را سدوسان میخوانند می باید رفت، واز آنجا عبور کردن و در ~~بدهه رفتن ~~- و از قندابیل تا مستنج که شهرقصبه بالس است چهارمنزل ~~- و از فصدار2 تا قندابیل" پنج منزل ~~و از قندابیل تا منصوره هشت منزل ~~- و از قندابیل" تا ملتان [که] مفاوز[ است) ده منزل ~~و در میانه منصوره و قامهل مسافت هشت منزل است ~~- و از قامهل تا کنبایه چهارمنزل، و کنبایه ازدربا به یک فرسنگ دورترست ~~- و از کنبایه تا سوباره" چهار منزل، وسوباره0 از دریابه نیم فرسنگ دور ترست ~~- و از سوباره1 تا سندان10 پنج منزل و آن نیز نیم فرسنگ ازدریا دورترست ~~و درمیانه سندان وصیعور1 مسافت پنج منزل است ~~و میان صیمور11 وسرتدیب پانزده منزل ~~- و میان ملتان وبسمد12 دومنزل ~~- و از بسمد 12 تا رور14 سه منزل ~~- و از رور15 تا انری14 چهار منزل ~~- و از انری16 تا قلری12 دو ms206 منزل ~~- و از قلری10 تا منصوره یک منزل ~~- و از دیبل14 تا بیرون20 چهار منزل ~~- و از بیرون20 تا منحاتری21 دومنزل ~~- و از قلری22 تا بلری2" چهار فرسنگ PageV00P240 ~~============================================================ ~~دیار سند ~~- و بانیه 1 در میانه منصوره وقامهل است، و از فامهل تا منصوره یکن ~~فرسنگ. # والله اعلم بجمیع الاشیاء ~~یادکردن رودها که در آن دیارست ~~اول در آنجا رودی هست که آن را مهران می گویند. # و چنان شنیده شد که آن رود از پشت کوهی بیرون می آید که بعضی از ~~جو بهاای] چیخون از آنجا منفجر ومستنبط می شود و رود مهران از آنجا به ناحیت ~~ملتان به بسمد میرود، و از آنجا به منصوره، وبعد از آن برشرقی دیبل2 روانه ~~میباشد ومی رود تا آنجا که به دریا میافتد، و آن رودی نیک بزر گ وخوش است: ~~و چنان شنیده شد که در آنجا نیز نهنگن می باشد همچنانکه به رود نیل، ودر ~~بزرکی و تبزی مسانند رود نیل است. و در بعضی از اوقات برروی زمین روانه ~~میباشد و به زمینهای گو و زیر ریهیده میباشد، و در آن زمین زراعت می کنند ~~چنانکه در زمین مصر یاد کرده شد ~~و سند رود از ملتان به سه1 منزل دودترست و آن نیز رودی بزرگ وفراخ ~~و بهن می باشد، و چنان شنیده شد که آن رود به مهران آخر میشود ~~و اما به شهر مکران غالب بیابان [هاع و مزرعها بخس است ودرختان در آنجا ~~کمتر میباشد، و در آنجا در میانه منصوره از رود مهران آب درمی آید و آن ~~موضم را مانند بطیحه کرده است : ~~و طایفه ای از سند که به زط4 معروف اند در آنجا متوطن و مقیم می باشند و ~~هر که ازیشان به آب نزدیکترست خانه ایشان از نی میباشد، وطعام ایشان اغلب ~~ماهی و مرغان آبی است و بسدان تغذی می کنند و روز گار میگذارند. و هرکه ~~ازین ms207 قوم در بیابان نزدبکترست در احوال و اخلاق مانند کردان می باشد: ~~والله اعلم ~~آنچه از طرف مشرق بود تا حدود اسلام یاد کرده شد . بعد ازان در شرح ~~روم و بیان آن طرف شروع می افتد، بعون الله وحسن تیسیره PageV00P241 ~~============================================================ ~~ماله ومسالله ~~184 ~~واش مربوط به صفحات 183-173 ~~1 هعاا2_ صونا *وع تیرا 9 کبرا * فرتونا 7_ درکی ~~خروح ا 2ه ا 3. ندا * قصر مدا 9 اصعقه ~~مفوه ا 7- مسکنی ا 4فصل ارماسل ا10_ عبارت ~~درعربی : واماطوران فان مدنها / 11- کرکامان/ 12_ فصدان) 14 بدعه ~~14_ مداسل 19_ و نام آن به زبان سند دسل است (عربی : واسمها بالسندیة ~~برمناباد، والدیبل .)ا 16_ سروزا 17_ بابوی ا18_ انوی ~~19_وی ا0سوایا21_ سرح22_بابه241_ مابری ~~24- سدوسانا 79-دور ~~ق ~~قاقل ا2. کنبانه ا3. سوناره اج سدادا . صود ~~ملان ا * حندرودا * نعندا وکایه ا10 مور ~~19- طهرا1 12- مناکرا ~~1 ~~1- الایح (مقصود انبه است، مترجم کلمه عربی را با وال * به شکل عربی نقل ~~کرده است)ا 2_ فالعربابا 3_ اطاطریا4_ بوسیده ~~ش ~~1- بست المال (2) وصفحة قبل س 9 : بیت النعب ق عربی ا 2حبداور ~~بدا ا حمدداورا ادیل ا*. عربی : غرهیا 7_ برور ~~4 محابری ا9- مترجم عبارت عربی *وبها من جاء من الدیبل الی المنصورة* ~~را درست نخوانده و* من جاء من الدیبل * را به صورت * ازحامر * (نام خاص) نقل ~~کرده است ~~1 سواهی ا2_ بهرحا 3_ ندوسان!4_ انری91_ مالوی ~~لوی ا 7- باسها 4- فالح ا 9 (عربی اخصاص) ~~مندا 1 سداد ا 12_ ورا13 اد حل 16_ مود ~~15- اسع PageV00P242 ~~============================================================ ~~دار ستد ~~185 ~~1 ~~کسا2_ ارماسلا3_ قصدان: ع معر 9کیرکایان ~~اها 7-عربی : العریعةا *-عربی : مکریهااعربی : القص ~~و الاردیة ا10حصن، زاننست ودرعربی تیست ا11- مهناا 12کر ~~140 ~~نرون ا ایه ا3 بدا 4 قصر مدا فعلفعوه ~~وح ا 7-حرنان ا4-قصدان91مظفرا10_ اومایل ~~11-فسلیا 12- دبل1 13_ مداسل ~~18 ~~کیرکان ا2_ قداسلا 3 ایلا بدعها 9 زر ~~ملموه ~~(عری: کووم) ا 6 سا 7_کیرا 8_ شریون ~~14- ارمامل ~~-دا 12-ه 12-قصرقدا *1کرا ~~19- قصدان ~~15قیل ms208 ا افلیا 17_دل ا14- بدیل ~~1 ~~4- بالسا ~~-ا 2- قصدان 3-سان ، عربی الاستان ~~9حونانا ~~م 7_ فداسل ا 4-سویانها ~~14-رود ~~بندان ا11صود 16ود 13- تسه ~~15-روذ161_ ابریا 17_قلدی!14_طدی 191-دبل ~~21- مابری ا 22_ فالوی241 تلدان ~~14 ~~-واه ا2_ تندن 3 دببل اع رطا PageV00P243 ~~============================================================ ~~ارمنیه و اران و اذربیجان] ~~بدان که نیمهای از حدود و اقلیم روم تا آخر اسلام که درحد مشرق است و ~~آنچه اول در آن ابتدا کرده می شود ارمنیه1 و اران2 واذربیجان است، و آن تنها در ~~یک اقلیم در آورده و معدود شده است ~~اما ارمنیه و اران2 و اذربیجان وآنچه ازتوابع ولواحق واضعاف آن است و ~~هرچه از جوانب بر وی محیط می باشد ~~اول ازطرف مشرق :کوه ودبلم، ~~وشرقی: دریاای] خزر وغیره، ~~و آنچه از طرف غربی بر وی ملحق است مثل [ارمن و] لان، ~~و [آنچه از طرف شمالی درآن محیط میشود] کوهستان قبق2 وغیر آن، ~~و آنچه از طرف چنوب در آن محیط می شود مثل حدود عراق و قدری از ~~جزیره تمامت در یکن صورت جمع کرده شد- و آن ابن است : ~~والله اعلم وهو میسرلاعمال العباد وبه 0(2)1 ~~1796 ~~8091 صورت ارعنیه واران و اذربیجات)) ~~18097 ~~الاستعانة بالله وحده ~~بدان که بزر گتر شهرها[ی] اذربیجان اردبیل است و در طول وعرض بقدر ~~چهاردانگ فرسنگی در مثل خود باشد، و آن شهری خوش ونزه است با خصب و ~~نزاهت و نعمت وراحت ونرخها[ی] ارزان، و آن شهر لشکرگاه و مسکن امرای آن ~~طرف بوده است. و حوالی آن شهر سوری هست و در آن سور چهار در کرده و ~~غالب خانههای آنجا از گل می باشد و آن را روستا[ی] بزرگ و پهن هست، و ~~شهرهای چند در نواحی وحوالی او از توابع ولواحق آن هست. PageV00P244 # ============================================================ ~~ارمنیه و اران و اذربیجان ~~و در آن نزدیکی کوهی بلند و عظیم و منیع بقدر دو فرسنگ هست و علی ~~الدوام در زمستان و تابستان برف در آن ms209 کوه می باشد و هر گز از آنجا مفارفت ~~نمی کند و نمی گدازد. # و مراغه در طول وعرض نزدیگ آن باشد، و آن شهری خوش ونزه است ~~با بستانهای بسیار و مزرعهای فراخ، و آنجا در قدیم عهد لشکرگاه و دارالاماره ~~بوده است. و درایام ماضی در حوالی آن سوری بوده است و پسر ابی الساج آن ~~سور را خراب کرده است: ~~و ارمیه1 درطول وعرض نزدیک مراغه باشد و آن شهری خوش و نزه وسبز ~~است با خیر و نعمت و آسایش و راحت ونرخهای ارزان. وآن برکناره‌ دریاری] ~~شراة2 موضوع است: ~~و اما میانج ~~وخونج4 ~~و اجن] ~~ودخرقان" ~~وخوی ~~وسلماس ~~ومرند ~~و تبریز ~~و برزند" ~~و ورثان 8 ~~وموقان ~~وجابروان ~~و اشنه10 ~~تمامت شهرها[ی] کوچکاند، و در کوچکی به یکدیگر نزدیک می باشد. # وجابروان و تبریز و اشنه11 این هرسه شهرها و آنچه در حوالی و اضعاف ~~آن [است] به ردینی12 معروفاند PageV00P245 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و اما بردعه شهری نیک بزرگ است با خصب و نزاهت و امن وراحت و ~~زراعت وافر وانواع فواکه. و درطول وعرض فرسنگی درفرصنگی بیشتراست. و ~~درمیانه خراسان وعراق بعد از ری شهری بزرگتر و معمورتر وموضعی موافق ترو ~~نیکوتر از بردعه نیست. وبه نزدیک بردعه به کمتر ازیک فرستگ موضیعی هست ~~که آن را اندراب1 می گویند! و در آن موضع بقدر یک روز در یک روز تمامت [805] ~~بستانها و باغها بر یکدیگر متصل هست وعظیم نزه وخوش می باشد ~~و در آنجا بندق هست نیکوتر از بندق سمرقند، وشاهبلوط آنجا نیکوتر از ~~شاهبلوط شام امت ~~و نیز ایشان را میوهای هست که آن را روقال" می گویند به مقدار غبیرابی، ~~باشد و آن را استه هست که چون آن روقال رسیده می باشد استه او شیرین می باشد ~~و اگر نرسیده باشد استه آن عظیم تلخ و ترش می باشد ~~و اما شاهبلوط بقدر نیمه‌ گردکانی باشد و لون آن سیاه ms210 است وطعم آن به ~~طعم بندق مناسبتی مرچه تمامتر دارد ~~و در بردعه انجیری هست که در خلاوت و لذت بر انجیرهالی) تمامت ~~مواضع فضل دارد و از آن در مواضع دور نقل می کنند . # و در نواحی و اطراف آن درختان توث مباح می باشد که او را هیچ مالکی ~~معین نیست و از آن توثها ابریشم بسیار می گیرند و جامهها می بافند و در پارس و ~~خوزستان جهازها4 از آن ابریشم روانه می کنند. # و دورتر از بردعه رودی آب شورهست که آن را کر5 می خوانند وشورماهی ~~بسبار در آن می باشد و از آن در آفاق نقل می کنند. وایشان را از رود کر دو جنس ~~ماهی مرتفع می شود: یکی را زراقن4 و دیگری را عشب" می گویند. و در تمامت ~~چنان رودها دیگر در طعم و منفعت ترجیح و تفصیل دارند. # و به در شهر بردعه دروازهای هست که آن را "باب الاکراد" میخوانند ~~و در آنجا بازاری بزرگ ساخته و آن بازار را "کرکی * می خوانند وهر ~~روز یک شنبد خلق بسیار به معامله و بیع و شری در آن بازار مجتمع میشوند و ~~آن مجمعی عظیم می باشد و از شهرتی که آن بازار را هست مردم روز یک شتبد را PageV00P246 ~~============================================================ ~~ارمنیه و اران و اذربیجان ~~وروز کرکی "1 می خوانند و در شمارهفته می گویند که روز آدینه و شنبدو کرکی1 ~~و دوشنبد وهچنین تا روز آدینه . # و بیت المال آنجا در مسجد است همچنانکه در شام می باشد . وبام آن از ~~(819) ارزیزااندوده است و دری از آمن در آن کرده، و در اندرون بیت المال نه استون ~~برافراشته است، ودارالاماره درشهر به جنب مسجد جامم موضوع است، و بازار ~~در ربض آن می باشد. # و اما باب الابواب شهری است بر کناره دریاری] طبرسنان مبنی و آن بزر گتر ~~ازاردبیل است با زراعت وخصب وراحت بسیار، و درنفس شهرمیوه ms211 کمترمی باشد ~~الا از مواضع و نواحی که نزدیک آن است در آن نقل می کنند. ولنگرهای کشتی ~~درمیانه آن می باشد . # و بر هر دو کنارهای دریا بندی ساختهاند از سنگ سخت و ارزیز ریخته ~~محکم کرده برافراشته، چنانکه آن موضع کشتی را از رفتن منع می کند وآب بدان ~~موضع بیجیده می شودو آوازی بلند بر می آورد و از هر دو طرف دریا زنجیری ~~کشیدهاند که کشتی از آنجاگذار نمی کند مگر به اذن و فرمان حاکم آنجا . # و سوری محکم و استوار از سنگن سخت حوالی این شهر بر آورده هست و ~~آن از بناهای نوشروان بوده است وطولانی از نزدیک کوه ممتدمی شود . وازین ~~کوه هیچ راه به طرف مسلمانان نمی باشد، و در عهد قدیم راهی بوده است اما به ~~مرور ایام مندرس و ناپدید شده است، و از بلاد ونواحی شهرها[ی) کفر به طرف ~~بلدان اسلام رفتن صعب و مشق می باشد ، و پارهای ازین سورمی کشد تا به دریا و ~~از دریا قدری فرومی گیرد چندان که شبه3 انف از آن به دریا می باشد و کشتی را ~~از رفتن مانع می باشد، وکشتی به نزدیک سور عبور نمی تواند کردن . و از جمله ~~نغور بزرگ که اعادی و حساد منگسر بسبار در حوالی و اطراف و تواحی آن ~~متوطن اند یکی این است ~~و درین شهراز هرطرفی گروهی انبوه و ازهرجانبی قومی باستوه4 (2) زبان و ~~ادیان مختلف با یکدیگر جمع شده و اقامت ساختهاند. و به جنب آن کوهی بلند و ~~عظیم هست به "ذئب 5 معروف، و هرسال هبزم بسیار در آن جمع میشود PageV00P247 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~190 ~~وچون خواهند اهل آذربیجان و ارمینیه و اران را از دشمن اعلام کنند و ~~انذار کنند به شاهق آن کوه آتشی عظیم و سهمگین می افروزند تا ایشان را مفهوم (815 ~~میشود: ~~و گاه باشد که آب دریا به باره شهر می ms212 رسد. وچنان شنیده شد کهدر آن کوه ~~که در باب الابواب 1 ممتد می شود اقوام بسیار از هر طرف ساکن و متوطن اند ~~چنانکه هفتاد لغت مختلف می گوبند- که خانهها که ملاصق یکدیگرند زبان یکدیگر ~~را معلوم نمی کنند. # و ملو ک اکاسره جهت دفع حساد و اعادی ومنع وقهر کفار وطواغی چون ~~آن موضع منزلی مخوف وخطرناک بود از اعیان ومشاهیر ومعاریف از هرشهری ~~قومی و از هر طرفی گروهی در آن موقف ضررومنزل خطر مرتب ومعین گردانیدهاند ~~تا در آنجا متوطن ومقیم می باشند و آن جایگاه را حراصت ومحافظت لازم دانند و ~~اکر وفتی خصمان غلوی کنند یا حالتی بد اندیشند در محاربت ومقاتلت جهد بلیغ ~~نمایند تا آن طرف محروس ماند و آن جانب محفوظ ومضبوطگردد. و آن زمین را ~~برایشان اطلاق قرمودهاند تا بغایت وسم وجهد زراعت می کنند وازتکالیف مصون ~~باشند جهت این مهم راء وازیشان که در آنجا مرتب ومعین شدهاندگروهی هستند ~~که ایشان را طبرسران می گویند وکروهی به نزدیک ایشانهست به فیلان2 معروف ~~و قومی دیگرهست به لکزامعروفاند وعدد ایشان بیش از شمار اقوام دیگرست و ~~لیرانه و شروان4وغیرایشان . وهر گروهی ازینها که یادکرده شد جانبی وطرفی را ~~محافظت می کنند وعدد سوار وپیاده ایشان از آن پیش است که درین مختصرایراد ~~آن ممکن و میسرشود ~~و این شهرازطرف دریا فرضه‌ خزر وسریر2 و شنذان" و خیزان وگرج10 و ~~رقلان11 و زریکران12 و غمیک13 است، وازطرف بیابان فرضه جرجان وطبرستان ~~و دیلم وکوهستان است . # و جامههای کتان بغایت ا لطافت از آنجا مرتفع میشود ، وبه اذربیجان و ~~(829 ~~ارمینیه 14 و اران جامه کتان نمی باشد الا درین شهر و روستا[ی] آن . واز نوعی از ~~بندگان جهت فروختن در آنجا جمع می آورتد، و زعفران بسیار از آنجا مرتفع PageV00P248 ~~============================================================ ~~دیار ارمینیه واران و اذربیجان ~~191 ~~می باشد. # و به نزدیکی آن ازطرف اسلام بر کناره دریا روستایی هست به مسقط ms213 معروف ~~و شهر لکز1 به نزدیک آن است و ایشان گروهی بسیاراند خداوند شتران بزرگ و ~~ضخیم و درخت وضیاع و مزرعه معمور وشهرها[ی) بسیار وانبوهاند. واز احرار ~~قومی در آنجا متوطن شدهاند که ایشان را "خماشره" می گویند، و از تمامت اقوام ~~که در آنجا منوطن اند ایشان بیشتراند. # اما قوم ملوک ازیشان در عدد بیشترند، وگروه مشاق، در عدد ازیشان کمتر ~~میباشد. بعد از آن گروه اکره، پس از آن گروه مهان،. # وشهر طبرسران4 در میانه این قوم و باب الابواب است، وآن و اهل او در ~~صفت وخلقت وعمارت وزراعت مانند لکز است الا آنکه شهرلکز فراختراست ~~و مردم در آن بیشتر میباشند ~~و فیلان5 بالاتراز آن است وآن کوره‌ کوچک است بر کناره این دریا مبنی. # و در مقدار کمتر ارمسقط شابران4 است وبه شابران4 معروف میشود. و آن شهر با ~~خصب و نعمت و امن و راحت است با روستای بهن و بزرکن ~~و روستای جشمدان2 از آن بالاترست و از پس آن ضیاع و اعمال کوهستان ~~است و شروان تا حد باکه’ و درنیق و لکز10 و آنجا که هر دو رودها به یکدیگر ~~جمع میشوند: ~~وکیران11 از پس شروان است و آنجا قلعه بزرگ وخوش ونزه با خصب و ~~راحت هست، و چنان شنیده شدکه در آن قلعه چشمه [های) بسیار می باشد چنانکه ~~در وقت بیرون آمدن آب بانگث و شغب می کند، و اهل آن موضع مواشی و ~~گوسفندان خود را بی شبان در آن قلعه به چرا می گذارند از استواری وبزرگی آن. # 18291 و شهر تفلیس را سه دروازه هست و آن بغایت عمارت و زراعت استبا ~~مبواه آهای بسیار، و آن تیز نغری است از ثفور معدود. اما در طول و عرض از ~~باب الابواب کمتر می باشد، و در حوالی آن دو سور از گل ساختهاند و در آنجا نیز ~~کبوتر12 می باشد مانند کبوتر طبریه، و ms214 آب آنجا گرم می باشد. # و در اران هیچ شهری بزرگتر از بردعه و باب الابواب و تفلیس نیست. PageV00P249 # ============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~192 ~~و اما بیلقان و ورثان1 و [ بردیج ]، وبرزنج وشماخیه2 و شروان وابخاز4 و ~~شابرانه و قبله4 وشکی، وجنزه" و شمکور و خنان1 شهرها[ی) کوچکثاند و ~~در بزرگی به یکدیگر نزدیکاند، و تمامت با خصب ونعمت و آسایش وراحت و ~~نرخهای ارزاناند ~~و اما قبله10 و شکی 11 هر دو روستای آنجااند مثل شروان12 و اران12 و ~~موقانیه، و ایشان ممالک آن دیاراند. # و دبیل14 بزرگنر از اردبیل است وآن فصبه ارمنیه است وپیوسته دارالاماره ~~به ارمنیه می باشد همچنانکه دارالامارة اران15 بردعه است ودارالامارة اذربیجان ~~اردبیل. و در خوالی آن سوری ساخته هست و در آنجا ترسایان بسیار متوطن ومقیم ~~میباشند، و مسجد جامع به جنب کنشتها[ی) ترسایان است وجامههایم ابریشم و ~~زیلو و بالشت16 وتکمها[ی]12 مشابه و مماثل ارمنی از ابریشم حراز آنجا مرتفع ~~میباشد، و ایشان را چیزی دیگر هست که رنگ سرخ می کنند و آن را "فرمز) [834] ~~می خوانند، و چنان شنیده شد که آن رنگ را کرمی هست که برخود میتند مانند ~~کرم "قزه که به نفس وحوالی خود میتند ~~و آن قصبه ارمنیه است، وسنباط بن اشوط در آنجا مقیم می بودی و پیوسته ~~تحت حکم امرا و رؤسای نرسایان بوده است، وغالب اهل ارمنیه ترسایاناند ~~و مملکت ارمن به روم متاخم و نزدیک است ویک حد از آن به روم متصل ~~متصل میشود، وحدی دیگر بسه بردعه، وحدی دیگر به جزیره، و حدی دیگر به ~~اذربیجان وکوهستان، و از آنجا می کشد تا به ری و آنچه از پس ریمیباشد و ~~نفرها که به نزدیکن روم است تمامت از حساب و صدد ارمنیهاند و اهل آذربیجان ~~خود را به ارمنیه نسبت می کنند ~~و موضعی هست در آن دیار به طرابزنده10 معروف و بازرگانان در آنجا از ~~اطراف مجتمع می ms215 شوند و از آنجا به روم به تجارت میروند: ~~و هرشهری ودیهی که درحوالی واضعاف ونواحی واطراف آن دیار است و ~~[ دبابیج و بزیون و جامه رومی از آنها خبزد14]، تا بدین ناحیت از طرابزنده است. # و اما نشوی25 وبرکری21 واخلاط12 ومنازگرد22 وبدلیس24 وقالیقلا25 و ارزن24 PageV00P250 ~~============================================================ ~~دیار ارمینیه و اران و اذربیجان ~~و میافارقین وسراج تمامت شهرها[ی) کوچکتاند و معمور با خصب و نعمت و ~~راحت و نزاهت، و در کوچکی تمامت به یکدیگر نزدیکاند. # و بعضی میافارقین را از شمار وصدد جزیره می گیرند، الا آنکه او از یس ~~جزیره است و از پس آن حد جزیره می باشد و آن در میانه دجله و قرات صورت ~~کرده شد، و ازین جهت آن در تحت ارمنیه گفته آمد. # بادکردن رودهای آن طرف ~~اول رودکر است، ~~ودودرس، ~~اما سپید2 رود که درمیانه اردبیل و زنجان است از آن کو چکترست که کشتی ~~از آن عبورتواندکردن . # و رود کر رودی بزرگ وخوش است و آب آن رود طبع را نیک شایسته و ~~گوارنده می باشد، و آن از ناحیت کوه بیرون می آید برحدود جنزه،و شمکور تا به ~~نزدیک نفلیس، وبعد از آن به شهرهای کفارمی افتد ~~اما رود رس رودی خوش است و آب آن نیک سبک میبساشد و از ارمنیه ~~بیرون می آید و در باب الابواب، و ورثانه می رود واز آنجا میرسد به پس موقان و ~~از پس آن موضع [است] که رود کر از آن بیرون می آید، وبعد از آن به دریا میافتد. # یادکردن دریاهای آن طرف ~~و اما دریاها که بدان طرف اند: ~~[835) اول به اذربیجان دریای بزرگ هست که به دریای ارمیه4 معروف میشودا ~~و آب آن شورمی باشد و در آن ماهیان بسیارهست، وحیوانی نیزمی باشد که آنرا ~~"سگ آبی" می خوانند. و حوالی و اطراف و نواحی آن دریسا تمامت دیهها و ~~عمارات به بکدیگر متصل است : ~~و مسافت در میانه ms216 این دریا تا مراغه سه فرسنگ است، و از آنجا تا ارمیه7 ~~دو فرسنگ، و میان آن و داخرقان3در راه دریا چهار فرسنگ، و برراه چهاریای نیز ~~چهارروز می باشد. اما به کشتی چون باد نیکو و راست جهد به یکث شب می روند PageV00P251 ~~============================================================ ~~ممالک ومالله ~~و از دریای ارمنیه که به دریای آرجیش1 معروف است جنسی از اجناس ماهی ~~می خیزد که آن را وطریخ"2 می خوانند و از آن در آفاق حمل می کنند. # و دیگر دریای طبرستان است، و شهرها[ی] چند بر کناره و حوالی آن ~~موضوع است: ~~اول باب الابواب [وباکوه]، و درآنجا معدن نفط سبز و سپید می باشد ~~و دیگر شهر موقان2، ودرمیانه ایشان مسافت بغیر ازیک دهنه دریا نمی باشد و ~~از آن دریا در آن شهر شورماهی) بسیار مرتفع می شود ودر آفاق از آن حمل می کنند و ~~موقان برجنب آن مبنی است، و آن را دیهها[ی] چند از توابع ولواحق هست، و ~~اول در تحت تصرف گبران بودی، و به چنب آن کوهی نیز هست ،بعد از آن ~~یکباره از دریای دیلم می کشد تا به حد چالوس5، و از آنجا می گذرد به طبرستان ~~به آبسکون2. پس میگرددگرد دریا در بیابان نا به کوه سیاکوه ، ومیرود تا آنجا ~~که به دریای خزر این حدآخر می شود. و بعد از میرود به باب الابواب: ~~اما ازدجله چیزی اندکن به ارمنیه می رسد، وتمامت صورت دچله درچدول ~~بلاد جزیره وعراق ثبت کرده آمد. # و از شهر بردعه واطراف و نواحی آن انواع استران قوی، و قزء بسیار مرتفع ~~می شود. و استران آنجا بغایت قوی و رونده می باشند، و از آنجا برای فروختن در ~~در اکناف عالم حمل می کنند. و از فزاهای آنجا به شهرهای هندوستان نقل می افتد. # و حد آن 1 ازباب الابواب است تا به تفلیس به نزدیک رود رس به موضعی [849) ~~که به حجبران معروف ms217 می شود: ~~و حد اذربیجان از کوه بزرگ است که در آن نواحی می باشد تا چندان که ~~به پشت طرم می کشد و در طرم، ازیتون و انار وانجیر بسیار می باشد و آن شهری ~~گرمسیر است و میرود تا به حد زنجان، تا به پشت دینور، پس از آن می گردد ~~به حدود شهر زور تا آنجا که به نزدیک دجله می رسد. بعد از آن بازمی گردد به حد ~~ارمنیه . و حدود ارمنیه بیش ازین شرح کرده شد ~~و درین شهر خصب وراحت ووسیع و نزاهت چندان است که یکن گوسفند ~~به دو درهم می باشد و سه من عسل به یک درهم. ونعمت و راحت آنجا اگر صفت PageV00P252 ~~============================================================ ~~دیار ارمینیه و اران و اذریجان ~~کرده شود هر که ندیده باشد البته آن خبر را مصدق نخواهد داشت وازین حکایت ~~شگفتی نماید. # و ایشان را ملکان هستند هریکن به طرفی معین مقیم وساکن شده، و در آن ~~موضع امرونهی وحل وعقد او به نفاذ پیوسته وخلق آنجا او را مطاع ومنقاد و ~~ایشان را مال وممالک بسیارمی باشد .وازیشان یکی شروانشاه است، وملک ابخاز ~~به ابخازشاه2 معروف میشود، ولیرانشاه2،وطبرسرانشاه4، وفیلانشاه6،وحدان شاه4، ~~و اهراوران شاه2، و او خداوند تخت حجاج بن یوسف است و آنچه حوالی آن ~~است، پس از آن یوسف بن الحجاج است، پس ازوحجاج بن یوسف، ترتیب نسب ~~ایشان برین جمله است که یاد کرده شد. و غالب ملوک و بزرگان آنجا با غربا و ~~اهل علم وآن کس که با ایشان اختلاط وامتزاج نماید خوش مجالست ومحاضرت ~~میباشد ~~و غالب در شهرهالی] ارمنیه و اذربیجان و اران و کوهها[ی) آن سرما ~~بسیار و مفرط می باشد ~~و در دبیل کوهی عظیم و بزرگ هست که آن را حارث4 می خوانند وهیج کس ~~در زبرآن نمی تواند رفتن از صعوبت والتوا وصختی که آن راه راست، وعلی الدوام ~~برف بر وی می باشد ~~و از ms218 پس آن کوهی دیگرهست کو چکتر از آن که آن را حویرث میخوانند و ~~(849) چشمهها وآب روان و هیزم فراوان وصبدها[ی] آن شهرهارا/ از آن کوه می باشد، ~~و چنان شنبده شد که در آن اقلیم هیچ کومی بلندتر از حارث نیست. # بادکردن کیل آنجا و زبان ایشان ~~و من اردبیل هزاروچهل درهم است، همچنانکه از آن شیراز، الا آنکه ~~اهل شیرازی "من " می گویند و به اردبیل "رطل" . # و اهل ارمنیه و اذربیجان و اران10 به پارسی وعربی سخن می گویند. # و اهل دبیل1او آنچه حوالی وملاصق آن است به زبان ارمنیه سخن میگویند. # و نواحی بردعه به زبان رانیه12سخن می گویند و آن لعتی آسان است: PageV00P253 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~194 ~~واز پس بردعه و شمکورگروهی از ارمن مقیم شدهاندکه ایشانرا "سیاوردیه" ~~میخوانند وبیوسته به لعب ولهو وفساد و دزدی وافعال ناپسندیده مشغول میباشند ~~و اغلب معاملات آن نواحی به درهم و دینار می باشد ~~یادکردن بمسافات راه آن طرف از بردعه تا اردبیل ~~- اول از بردعه تا یونان، [هفت فرسنگ] ~~- و از آنجا تا بیلقان" هفت فرسنگ ~~- و از بیلفان2 تا ورثان شش4 فرسنگ ~~- و از ورثان" تا بلخاب، هفت فرسنگ ~~- و از بلخاب6 تا برزند" [هفت فرسنگ] ~~- [و از آنجا] تا اردببل پانزده فرسنگ ~~یادکردن مسافات از بردعه ة باب الابواب ~~- اول از بردعه تا برزنج هشده فرسنگ ~~- و از برزنج رودکر روانه می شود و میرود تا شمانتی، و در شماخی منبر ~~نیست، و این مسافت چهار[ده) فرسنگ است ~~- و از شماخی تا شروان9 ، و آن شهری کوچک است و منبر در آن نیز ~~نیست، و این مسافت سه روز است: ~~- و از شروان تا ابخازه1 دو روز ~~- و از ابخاز11 تا جسر صمور دوازده فرسنگن ~~- و از جسر سمور تا باب الابواب12 بیست فرسنگ کمتر می باشد ~~و در کوهستان باب الابواب قلعهعای چند هست که ملوک اکاسره آن را بنا ~~کردهاند و در هریک قومی ms219 تعیین فرموده که آن راه را که از دریا[ی] خزر به دیار ~~اسلام میرود محفوظ و مضبوط می دارند و تمامت آن کوهها شمرده شده است ~~چهارد، کو اند و گروهها[ی] مختلف در آن قلاع متوطن شدهاند: قومی از موصل [859] ~~از قبیله ربیعه2) وشام، وآن قلعهها بریشان منسوب و معروف شده است، و در آنجا ~~توالد و تناسل می کنند، و آن لغت در میان فرزندان ایشان الی یومنا هذا مخلد PageV00P254 ~~============================================================ ~~دیار ارمینیه و اران و اذرییجان ~~و باقی مانده است، وهیچ یکن را بریشان حکمی و دستی نمی باشد ~~ومیان لکز و شروان یک حد است، ودر میانه شروان و لیران1 یک حد ~~دیگر و آن نزدیک و ملاصق اوست ، و میان اران و موقانیه حدی دیگر به آخر ~~یرسد . # وهمچنین شهرها[ی) عبسیه2 وکوهتان آن ولکز2 تا به کوهها[ی] ایشان ، ~~وایشان بدان نزدیک می باشند جهت میل ورغبتی که ملک عبسیه4 را با ایشان هست ~~و محافظت و مراقبت ایشان می کنند : ~~پس از آن شهرهای شکیه موضوعاند، بعد از آن عبریه4 ، پس از آن ~~ساریه7، پس از آن تفلیس ~~یادکردن مسافت راه از بردعه تا تفلیس ~~- از بردعه نا شهر جنزه’ نه فرستگ ~~و از جنزه8 تا شمکوره ده فرسنگ ~~- و از شمکور تا شهرخنان10 بیست ویک فرسنگن ~~- و از خنان10 تا به قلعه ابن کندمان ده فرسنگ ~~و از قلعه ابن کندمان تا تفلیس دوازده فرسنگ ~~مسافت راه از بردعه تا دبیل ~~- [ از بردعه تا قلقاطوس نه فرسنگ ~~و از قلقاطوس تا متریس سیزده فرسنگن ~~و از متریس تا دومیس دوازده فرستگن ~~- و از دومیس تاکیل کوی12 شانزده فرسنگ ~~- و از کیل کوی تا سیسجان شانزده فرسنگ ~~و از سبسجان تا دبیل شانزده فرسنگی ~~و این راه از بردعه تا دیبل) در راه ارمن وتمامت آن راه مملکت سنباط بن ~~اشوط12 است. # دیگر راهی که از اردبیل به زنجان است ~~- از اردبیل تا به قنطره‌ [سپید رودع ms220 دو منزل PageV00P255 ~~============================================================ ~~مالک ومسالله ~~- و از قنطره تا خونج یک روز ~~- و از خونج تا نوی یک روز ~~- و از نوی تا زنجان یکن روز ~~مسافت راه از] اردبیل تا مراغه]2 ~~- از اردبیل تا میانج2 بیست فرسنگ ~~- و از میانج2 تا شهر خونجه یک منزل ~~- و از آنجا تاکولسره4، و آن روستایی فراخ و بزرگ است ده فرسنگ ~~- و از کولسره4 تا مراغه ده فرسنگ ~~یادکردن مسافت از اردبیل تا آمد ~~- از اردبیل تا مراغه چهل فرسنگ ~~- و از مراغه تا داخرقان8 دومنزل ~~- و از آنجا تا شهر ارمیه [دو منزل ~~- و از ارمیه) تا سلماس دو منزل ~~- و از سلماس تا خوی0اهفت فرصنگ ~~- و از خوی تا برکری11 سی فرسنگ ~~1856] ~~- و از برکری11 تا آرجیش12 دو13 روز ~~و از آرجیش12 تا خلاط سه روز ~~و از خلاط تا بدلیس4اسه روز ~~- و از بدلیس14 تا میافارقین سه روز ~~- و از میافارقین تا آمد چهار روز ~~مسافت راه عراغه تا دبیله ~~- اول از مراغه تا ارمیه سی فرسنگن ~~و از ارمیه تا سلماس چهارده فرسنگن ~~- و از سلماس تا خوی هفت فرسنگن ~~و از خوی تا نشوی14سه روز ~~- و از نشوی16 تا دبیل12 چهار منزل ~~* ~~و از مراغه تا دینور شصت فرسنگ و در آن منبر نمی باشد: PageV00P256 ~~============================================================ ~~دیار ارمینیه و اران و اذربیجان ~~199 ~~واشی صفحات1984186 ~~184 ~~1_ ارمنیه وارمینیه (به هردوصورت) جای جای آمده است ودرین چاپ عمه جا ~~ارمینیه آورده شدا 2- همه جا درین صفحه وران، نوشته و در صفحه‌ صورت اران ~~3- ق ~~ف 18 ~~1-( اورمیه کنونی) ا2_ سراه ا3_ مابعا4 ونع ~~5- دیر حرقان (عربی . دخراقان)! 9حویا 7- بررند 8- ریانا ~~9جامرفان ا10_ اسیها 11_اسه1 12_ ردیشی ~~ف 144 ~~1-ابدرات] 2_ روقالا 3_ روقالا 6 (عربی : و یجهز منه ~~اکرونه1 و درای 7_ سب (عربی: عشوبه)! 7 کرخی ~~189 ~~1کرخیا2_ ارزیرا 3 کذا، عربی : شبه: مترجم "شبه" را مسته ~~خوانده وبهشش ترجمه کردها 4_ عربی : اممشتی والسنة مختلفة 9_دیب ~~فة ms221 ~~9-باب الالباب) 2- طبرسنان 4- فلانا *لک91- لیران ~~سروان ا 7_ میا 2 سدان ا احدای ا10کرخ ~~19-رملان 12-رریکان ا 13-عمید1 14_ ارمینه ~~ن ~~لکه ا 2- مساق ا 3- مهاذا 4- طرسا 9- فلان ~~سابران ا 7_ حسمندان ا 4_ ( باکوء) ا9_ دربق ~~10- لکر 11-کیران در معجم البلدان و انساب آمده وشهرمعروف است ولیزان، ~~منحصرا دراصطخری چاب دخویه 1 16_ از اشتباهات عجیب مترجم است که وحمامات * ~~جمع حمام را به کبوتر ترجمه کرده است ~~ف ن ~~1-ربان ا2. یدنح ا3_ شماخها *_ انحان9_ سایرانا ~~قله 7 مکی ا4حرها9_جنانا10_عنبسها11_ سکی ~~12- سیروان1 13- عربی: لابران! 14_دمل! 19_ ازان 16_ بالشت ~~17_عربی: تککی 18_ طرابرندها 19_ نسخه دارد. و از دواسع و برتون ~~و از دروازه روم . ناچار داخل [ ا از روی متن عربی و متن فارسی اول تصحیع PageV00P257 ~~============================================================ ~~الک ومسالک ~~0 ~~شد، مترجم کنونی ثیاب الرومی را به اشتیاه * بابالروم * خوانده یا در نسخه مختارش ~~آنچنان بودها ~~20_ نسوی ا 21_ بوکسریا 22- عربی: خلاط ~~23- منارتحردا 24- بدلس ! 25_ والبعا1 26_ ارزن ~~19 ~~1- سرح21_سند1 3 عرها4_ باب الالبابا 9-رثان (نسخة ~~عربی: منتهی الی باب ورثانا6 ارمنها 7- ارمنیها 4- دیرابحرقان ~~19 ~~1_ ارحس: 2_ طریخا 3_ مرقان1 6_ عربی : سورماهی ~~5_ بالوس اسکون1 7 عربی : الفوة (روناس) . درترجمه نارسی دیگر ~~هم وقزه آمدها 2_ ححیران (دخویه بیشنهاد کرده که باید تخجوان باشد) ~~9طرم ا 10-طیرم (طارم) ~~95 ~~1-لایجانا 2_ لایجان شاه 3- بران شاه 4 طرسان شاها ~~5_ صلان شاها * عربی: ابخازشاه! 7- عربی : اهرازورشاها4- ران ~~حرث 101-ران ا 11-دیل1 12- ( ارانی) ~~1 ~~1- عریی: ساوردیه ا 2_ بونان 3. بلفانا 4. عربی : هفتا ~~ورمان ا. بهلابا 7_ نررندا 4_ بردنع ا9 بسران ~~10- ابحانا19_ انحان1 12_ باب اللباب1 14_ ربیع ~~ف 19 ~~9-دیران (دخویهعم باشک آورده) ا 2- عسها 3- لکر ~~3- عنبسها 5- سکی ا و_ عنبرنه درعربی: عسریه هم در کمانه آورده شده) ~~اره ا مودا0-حان11- مسافات ~~دا نیاورده است و در عربی هست و نقل کردم ~~12- شاید: گیل کوی ~~13- شنباط بن اسود ~~198 ~~1_ حونع ا 2_ بانویا 3- عنوان هبردعه تادبیل ms222 درارمن" بودوچون ~~لظ بود ازعربی اخذ شدا 4_ ماحا9 خوتع کواسره! 7_ مراغه ~~غلط است اصلاح شد 8_ دیرحرقانا 9_ ارمنه ا 10_حوی ~~11- برکری! 12_ ارحسا 13_ عربی : یک روز 14_ تدلس ~~15-دمل ا16سوی 17_ دببل PageV00P258 ~~============================================================ ~~[جبال] ~~وکوههاکه برکوفه و بصره و آنچه بدان متصل است مشتمل میشود از ~~آنچه در میانه آن داخل کرده آمد یک حد از آن طرف شرقی بیابان خراسان و ~~بارس واصفهان، ~~و شرقی خوزستان است، ~~وحد غربی آن اذربیجان، ~~و حد شمالی آن شهرها[ی) دیلم و قزوین و ری است: ~~و قزوین و ابهر و ری و زنجان ممتاز و جدا از کور[ه]مای آن نواحی در ~~یک چدول صورت کرده می آید و در دیار دیلم متصل گردانیده می شودجهت آنکه ~~باکوهستان آن نیک ملاصق ومختلط است واین مسافت بر مساحت مقوس مینماید. # و حد جنوبی آن زمین هراق و خوزسنان است: ~~والله اعلم واحکم بالصواب .1 ~~(869 ~~1866) ~~8661 صورت جبال] ~~صورت کوهستان و آنچه در حوالی و اضعاف و نواحی و انباع آن است ~~این بود که درین جدول ثبت کرده شد. # و بزر گترین شهر[های) آن دیارهمدان است و دینور واصفهان وقم ونهاوند ~~و آن را نیزشهرهای کوچک هست مثل قاشان و لورو کرج وجربایقان2 واردستار2 ~~وغیره . # و هرچه درین اقلیم محتاج باشد ایراد آن تمامت گفته شود، ان شاءالله تعالی: ~~اما مسافت راههاای] آن دیار ~~ازهمدان تا حلوان ~~اول از همدان تا شهر اسداباد هفت فرسنگن PageV00P259 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~- و از اسداباد تا قصر اللصوص هفت فرسنگ، [ودر آن منبرست) ومونس ~~آن را بناکرده است ~~- و از قصراللصوص تا مادران1 هفت فرسنگن ~~- و از آنجا تا قنطره ابی النعمان پنج فرسنگن ~~و از آنجا تا دیه ابی ایوب جهار فرسنگن ~~- و از آنجا تا بهستون دوفرسنگ ، و دیه آن را ساسانیان2 می خوانند ~~- و از بهستون تا فرماسین2 یکن منزل و هشت فرسنگن ~~- و از قرماصین2 تا زبیدیه4 یک منزل و ms223 هشت فرسنگ ~~- و از زبیدبه5 تا قلعه مرج نه فرسنگ ~~- و از مرج تا شهرحلوان ده فرسنگ ~~مسافت راه از هعدان تاری ~~اول از همدان تا به شهر ساوه سی فرسنگن ~~- [و از ساوه تا ری سی فرسنگ] ~~مسافت راه از هعدان نادینور ~~- اول به مادران می روند و ازمادران تا سحنه4چهار فرسنگ ~~و از سحنه تا دینورچهارفرسنگن ~~مسافت راه از همدان تا ادربیجان ~~اول ازهمدان تا فارسجینده فرسنگن ~~- و از فارسجین2 تا اوذ3 هشت [فرسنگه] ~~- و از اوذ8 تا قزوین دو روز، ودرمیانه قزوین تا همدان هیچ شهر نمی باشد ~~- و از قزوین تا ابهر دوازده فرسنگ ~~- و از ابهر تا زنجان بانزده1 فرسنگ ، و ابن راه به وقت خوف و خیاط ~~میسپرند: ~~اما چون راه ایمن می باشد از همدان میروند به سهرورده1 واز آنجا به زنجان PageV00P260 ~~============================================================ ~~جیال ~~و مسافت آن سی فرسنگ زبادت می باشد: ~~بادکردن راهی که از همدان تا اصفهان میرود و مسافت آن ~~- اول از همدان تا شهر رامن هفت فرسنگ ~~- و از آنجا تا بروجرد پانزده1 فرسنگ ~~- و از بروجرد تا کرجده فرسنگ ~~- و از کرج2 تا برج" دوازده فرسنگ ~~- و از برج تا خونجان حریک منزله ~~- واز خونجان ی تااصفهان هیچ شهرنمی باشد و آن مسافت سی فرسنگن است. # بادکردن راهی که از همدان به خوزستان میرود (و ذکر مسافات آن ~~- اول از همدان تا رودآورع ~~-و از رودآورء تا نهاوند هفت فرسنگ ~~- و از نهاوند تا لاشترحرده فرسنگن ~~- و از لاشتری تا شابرخاست دوازده فرسنگن ~~- واز شابر خاست2 نا لور سی فرسنگن، و درین مسافت هیچ شهرودیه نیست ~~- و از لور تا شهر8 اندامش دو فرسنگ ~~- و از قنطره اندامش تا جندی سابور دو فرسنگ ~~امسافات) شهرهاای] کوهستان ~~- اول از همدان تا ساوه سی فرسنگن ~~- و از ساوه تا قم دوازده فرسنگ، دو روز ~~- و از قم تا قاشان دوا ده فرسنگ، دو روز ~~- و از ری تا قزوین سی فرسنگ ms224 ~~و از همدان تا دینور بیست فرسنگ بیشنرست ~~و از همدان تا شهرزور چهارمنزل ~~- و از حلوان تا شهرروز چهارمنزل، PageV00P261 ~~============================================================ ~~هالک ومسالاه ~~و از دینور تا صیره پنج منزل ~~و از دینور تا سیروان چهارمنزل ~~- و از صیروان نا صیمره یکن روز ~~- و ازلور تا کرج1 شش منزل ~~و از اصفهان تا فاشان سه منزل ~~- و از قم تا قاشان دو منزل ~~والله اعلم. # اشهرهای جبال] ~~اول همدان ~~ورودآور ~~[و رامن] ~~و بروجردا ~~وفراونده2 ~~ووزاذقان4 ~~وشابرخاسته ~~ولاشتر ~~ونهاوند ~~وقصراللصوص ~~و اسداباد ~~ودینور ~~وقرماسین4 ~~ومرج2 ~~و طزر8 ~~وخورمه4 ~~وسهرورده1 PageV00P262 ~~============================================================ ~~جبال ~~20 ~~وزنجان ~~و ابهر ~~و نان ~~وقم ~~وقاضان ~~ودوده ~~و بوسته ~~وکرج ~~وصیمره ~~و سیروان ~~و برج ~~وسرای ~~ودوان2 ~~و اصفهان : مدینه و یهودیه ~~وخان لنجان ~~[وباره] ~~و تمامت این شهرها که یاد کرده شد درقدیم عهد نبودهاند و در اسلام مبدع و ~~محدثاند . اما دور [بنی] الراسبی5 وطالقان وقصرالبرادین* در قدیم بودهاند، ~~یادکردن صفات شهرها و آنچه در آن است ~~اول همدان و آن شهری بزرگ و خوش و نزه است با بستانها و آب روان ~~و زراعت بسیار و در طول و عرض بقدر فرسنگی در مثل خود باشد و آن را شهر و ~~ربض هست و چهار دروازه دارد و درهر دروازه دری از آهن کرده ، وتمامت بنیاد ~~خانههای ایشان از گل می باشد. # و اما دینورشهری خوش ونزه است واهل آن خوش خلق وغریب دوست اند ~~و در محاورت لطیف سؤال و خوش سخن، و ایشان غریب دوستر از اهل همدان ~~می باشند، و در آتجا درختان بسیار و میواه] ها[ی) فراوان و زراعت بی اندازه PageV00P263 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~میباشد، و مرزعهای ایشان به موضعی بلند ورفیع است و آن درا بزرگی مقدار [875) ~~چهار دانگ فرسنگی باشد. # واما اصفهان دو شهر است: اول یهودیه ودیگر مدینه ، و میان هردو مقدار ~~چهار دانگ فرسنگی باشد، و در هریکن از اینها مسجد جامعی هست .و یهودیه ~~از مدینه وهمدان بزرگتر ms225 است، ومدینه کمنر ازنیمه یهودیه است .وبنای خانههای ~~ایشان از گل می باشد. واز شهرها که در کوه1 مبنی اند هیچ یکی درخصب ونزاهت و ~~عرصه فراخ و پهن ومال واهل بسیارتر از یهودیه نیست ، و آن فرضه‌ پارس و ~~کوهستان وخراسان وخوزستان است . وجامههازی) با قیمت بغایت لطافت مثل ~~عتابی و نگار کرده و سقلاطونیات و تمامت جامههای ابریشم وپنبه از آنجا مرتفع ~~میباشد ودر عراق و بارس وتمامت کوهستان و خراسان وغیر آن از شهرها [ی] ~~اسلام از آن حمل می کنند و نقل میافتد . وزعفران بسیار نیز در آنجا می باشد، و ~~میو[هآهاای) آنجا بر فوا که دیگر مواضع فضل و ترجیح داردواز لذت و بوی خوش ~~که آن راهست از آن در عراق حمل می افتد. و از عراق ناخراسان بغیر ازری شهری ~~باخصب و راحت و خیرو و دعت وعیش و مسرت در آن بیشتر از اصفهان نیست : ~~وکرج شهری خوش است. اما بنیاد خانههای ایشان از یکدیگر دور وجدا ~~بنا کرده است و هیچ خانه به یکدیگر متصل نیست، و در آن زراعت و گوسفند ~~وحیوانات بسیار هست ، اما بستان وخصب در آن کمتر می باشد و آن در قدیم عهد ~~مقرو موضع و مقام ابی دلف و فرزندان او بوده است تا آنگاه که دولت ایشان ~~منقضی و سپری شد و این ساعت آن موضع به کرج ابی دلف معروف است و ~~خانهها و کوشکهاری) ملوک متفرق در آنجا موسس ومبنی مست . و میو[ه]ها ~~وامتعه ایشان بیشتر از بروجرد و آنچه نزدیکن آن است می باشد. وتمامت خانههای ~~ایشان از گل است. # و بروجرد شهری خوش ونزه است و درازای آن بقدر نیم فرسنگ باشد با ~~خیر و نعمت وراحت ودعت و آسایش بسیار، و طول آن بیشتر از عرض است ~~وزعفران بسیار از آنجا مرنفع می باشد . # و نهاوند شهری خوش ونزه است با بساتین و باغات بسیار و میوهامای PageV00P264 ~~============================================================ ~~جیال ~~وافرو ms226 بی حد، و آن برسر کوهی بلند مبنی است و میو[ه]های آن در لذت و بوی ~~(889) وکثرت ولون/بغایت لطافت و کمال نهایت است، چنانکه درعراق ونواحی آن از ~~آن نقل وحمل میافتد، ودو مسجد جامع در آن هست : یکی از آن در قدیم عهد ~~بوده است ویکی دیگر به نوساختهاند. وزعفران بسیار نیز از آنجا مرتفع می شود ~~و رود آورا نام روستایی است و منبر آن در شهر کرج است و آن به کرج رود آور1 ~~معروف میباشد، و آن شهری کوچک و خوش است . اما آن را نزاهت و خیرو ~~خصب بسیار می باشد و تمامت بنیاد خانههاای) ایشان از گل می باشد. ودر آنجا ~~زهفران بیشتر از تمامت شهرهای کوهستان مرتفع میشود، و از زعفران آنجا در ~~نمامت عراق و نواحی آن حمل می افتد از بسیاری ونیکویی آن . # اما حلوان شهری کوچکن و خوش ومعمورست و هوای آن هوای گرمسیر ~~باشد، و آن در برکوهی بلند موضوع است بادرختان خرما و انجبر بسیار که در ~~جودت ولذت مذکور ودر اطراف مشهور می باشد در آنجا هست .و آن کوه که ~~حلوان در بر آن موضوع است تا بهدیار عراق می کشد، وحلوان خود در صورت ~~عراق یاد کرده آمد . و غالب بنای خانههای ایشان از گل است ونیز می باشد که از ~~سنگ می سازند ، و دربزرگی وطول وعرض به مقدار نیمهای از دینور باشد . ودر ~~یک منزل دورتر از آن برف میافتد ~~واما صیمره و سیروان، دوشهر کوجکن اند با آب بسیار، وغالب بنیادخانههای ~~ایشان از گل وگچ می باشد. و انواع فواکه که در شهرهای گرمسیر و سردسیر ~~میباشد درایشان هردو مجتمع میشود مثل خرما و گردکان وبرف2 وترنج وغیره: ~~و ایشان دو شهر خوش ونزهاند و آب در تمامت محلهها وکوچه هاری) ایشان ~~روانه میرود: ~~و اما شهرزور شهری خوش وکوچک است به نزدیک عراق واغلب اوفات ~~اکراد در آن غالب و مستولی ms227 می باشند4 واز قدیم عهد درتحت تصرف [امرای] ایشان ~~مخلد مانده است وهیچ حاکم وامیر ایشان را نعی باشد ~~همچنانکه سهرورد- وآن شهری کوچک است و کسی که ذکر او مشتهر PageV00P265 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~وقول اومعتبر بود مرا حکایت کرد که در سهرورد صنفی از اصناف رز انگور هست ~~که یک سال انگور بار می آورد وسال دیگر ودع1 و چنان شنیده شد که در بعضی از ~~اوقات بیخ آن را به موضعی دیگر انقل کرده بودند، البته برنداد وبعرد . # (889] ~~واما قزدین را شهرهای یسیار از توابع ولواحق هست . و مسجد جامع در ~~شهر اندرون است ، ودر آنجا نیز قلعهای هست و آن ثغراهل دیلم است واز آنجا ~~تا آن شهر که حاکم ورئیس ایشان در آن اقامت دارد دو منزل است بقدر دوازده ~~فرسنگ. واز لواحق واعمال وتوابع آن دو شهر کوچک هست ودرین دوشهر دو ~~ضیاع می باشد، هریکی ازیشان به چهار فرسنگ دور ویکی ازیشان بهرست معروف ~~است ودیگر تاضفین، وجاده وشارع بزرگن در میان این هردو شهر هست وعجب ~~آن است که در رست2 آهن کوفته می شود ودرتاشفین4 البته کوفته نمی شود، وچیزها ~~درناشفین5 رنگ کرده می شود ودر رست6 رنگ نمی گیرد . و اگر اهل یکی ازین ~~صنعتها که گفته شد به موضع دیگر نقل می کنند عمل خود او را میسر نمی شود. # وطالقان شهری کوچک است بالاتر از ایشان، وآن به دیلم از قزوین نزدیکترست : ~~وآب روان درقزوین نمی باشد مگر چندان که خلق آن شهر به مایحتاج آن رابه کار ~~میدارند و آن مقدار آب درمیانه مسجد جامع می گذرد، ودرختان ومزرعه وانگور ~~بسیار درحوالی واطراف آن شهر هست چنانکه از بادام وجوز ولوز" آن در آفاق ~~حمل می کنند ، و بیشتر زراعت ایشان چیزی است از جو قدری بزرگتر که عرب ~~آن را "عذی"0 می خواند. وبیشترمزرعه ایشان بخس است و بغیراز آب باران دیگر ~~آب نمی خورند. وانواع جامههای مرغزی از ms228 آنجا مرتفع می باشد چنانکه در هیچ ~~شهری از شهرهای اسلام شنیده نشد که مثل آن ساختهاند . # و اما قم شهر خوش ونزه وسبز است وحوالی آن سوری برآورده . وآب ~~آنجا از چاه می باشد ، و در آن شهر درختان بسیار ومیوه وافرهست مثل فستق و ~~بندق وغیره : ~~و در آن نواحی هیچ چائی بندق نیست الا به شهر لاشتر . ودرکوهستان PageV00P266 ~~============================================================ ~~ججال ~~20 ~~به هیج شهری درخت خرما نیست الا به صیمره وسیروان وشایرخاست جهت آنکه ~~به عراق تلاصقی وقربتی دارند. و از کسی که معتبرالقول بود شنیده شد که ~~(899] اغلب) آب چهاهها[ی) قم شور میباشد. اما چون چاه را حفر می کنند فراخ و ~~مربع میباشد. بعداز آن از قعر تا به سر آن را به سنگ برمی آورند تا چون فصل ~~زمستان می رسد آب باران در آنجا مجتمع می شود و به آب چاه مختلط و ممتزج ~~می باشد و آن آب را شیرین می کند . چون زمستان می گذرد تمامت تابستان از آن ~~جهامها آب شیرین میخورند ، وغالب مذعب ایشان شیعت است، واغلب سکان و ~~مقبمان آنجا هرب اشتریاند. و بنیاد خانههای قم و کاشان اغلب از گل میباشد ~~وقاشان شهری کوچک است باخصب ونعمت ومیو[ه]ها[ی] بسیار ودر آنجا ~~صنفی از عقارب سیاه منکر هست که هر که را بگزد بکشد . و در تمامت شهرهای ~~کوهستان بغیر از ری که شهری بزرگ است باقی همه در کوچکی به یکدیگر ~~نزدیک می باشد. # و اما اردستان شهری خوش است، و در طول و عرض دو دانگ فرسنگی ~~باشد در تفس خود، و آن را پنج دروازه هست و در هرمحله ای قلعهای ساخته و ~~ابریشم و جامهها[ی] رفیع ولطیف با قیمت از آنجا مرتفع میشود و به آفاق نقل ~~میافتد. و آن شهر راکاریزها بسیار هست که مزرعهای روستای آنجا را آب ازیشان ~~میباشد، واثر بنیاد خانههای انوشروان الی یومناهذا مشاهده می افتد . وغالب اهل ~~آنجا مذهب ms229 اهل حدیث دارند ، و مسجد جامع در میانه‌ شهرمبنی است ، و درهر ~~شهری که قومی از این شهر اقامت ساخته متوظن شدداند البته اعیان و مشاهیر آن ~~شهر بودهاند، و در آن شهرکاتب وبازر گان ولغوی ونحات بسیار می باشد . # و در تمامت شهرهای کوهستان هیچ جایی دریابی کوچک و بزرگ بارودی ~~که کشتی بزرگ از آن گذار کند نیست وغالب در راه وشهرهای آن کوه می باشد ~~الااز همدان تا ری واز قم تا همدان که کوه اندک مشاهده می افتد. اماکوهی چند ~~که در حدود این دیار محیط شدهاند یک کوه از آن در حدود شهرزور می کشد ~~بهحلوان وصیمره وسیروان ولور تا اصفهان وحد پارس ، و پس از آن می کردد PageV00P267 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~به قاشان ومی رود تا همدان، و از آنجا تا به قزوین وشهرزور در حدود آذربیجان و ~~به شهرزوو دیگر باره آخرمی شود، واین تمامت زمین که یاد کرده شد کوه است ~~که به هیچ موضع قضا و گشادگی زمین نیست0/ واگر اندکی فضایی باشد البته (898] ~~ملاصق اوکوه خواهد بودن. # ومملکت ری در دیلم ضم کرده شد ودر جدول آن ثبت کرده شرح گفته آمد. # واگرچه او خود علی حیاله مملکنی مستقیم ومستقل است اما جهت آنکه او به دیار ~~دیلم متصل وملاصق است و هیچ حاجب ومانع در میانه ایشان عارض نمی شودکه ~~اعمال آن را از دیلم جدا کردهاید که آن اقلیم از وی فک کرده شود ازین جهت ~~است که یکبار آن را از حساب وصدد کوهسنان می گیرند و یکبار از قبیل خراسان ~~واز طرف مشرق ~~بعداز بغداد هیچ شهری معمورتر و بزرگتر ازری نیست الاآنکه عرصة ~~نیسابود فراختر می باشد، اما ری معمورتر و خانههای ایشان به یکدیگر متصل و ~~ملاصق اند، و خصب ونزاهت وامن وراحت آن بیشتر از نیسابورست وطول نفس ~~شهرری یک فرسنگ ونیم درمثل خود است . وغالب خانههای ایشان از گل است. # کوهها] ~~و ms230 کوهها[ی) چند که درتفس واضعاف این شهرها داخل اندکه ایراد آن جهت ~~تعریف ممالک واجب می شود: ~~یکی از آن کوه دماوند است، و آن کوهی عظیم بلند می باشد چنانکه کسان ~~را آن کوه از صد فرسنگ دورتر مشاهده می افتد ، و می گویند که آن کوه؛چندان ~~بلندست که از شیراز پارس آن را می بینند واین ضعیف را آن کوه از نزدیک اصفهان ~~مشاهده شده است وهرگز شنیده نشد که هیچ یکن برشاهق آن کوه مرتفع و مرتقی ~~شده است واز هذیانات و مزخرغات اهل فرس یکی آن است که دعوی می کنند و ~~می گویند که ضحاک حی قایم در بالای آن کوه مربع نشسته است و جمله ساحران ~~از اطراف واکناف آفاق در آنجا مأوی می سازند ومجتمع می شوند ~~و دیگر کوه بهستون است و آن کوهی عظیم و بلند و ممتنع است چنانکه PageV00P268 ~~============================================================ ~~جبال ~~هبچ کس را در اعلی و ذروه آن ارتقا وارتفاع میسر نمی شود، و در زیر این کوه ~~حاجیان را راهی بزرگ جاده وشارع هست . وروی این کوه از بالا تا زیر املس ~~است چنانکه هر که را معاینه شود گمان برد که آن را تراشیدهاند؛ وقدری نیز از ~~[1900 روی زمین تراشیدهاند و املس کرده. وبعضی از مردم می گویند که ملوک اکاسره/ ~~جهت عظمت و عزت و اظهار قدرت و سلطنت خواستهاند که حوالی آن کوه را ~~بازاری بسازند، و در پشت این کوه به نزدیک راه موضعی هست مانند غاری و از ~~آن غار آب بیرون می آید وبردر آن غار صورتی ساخته بغایت لطافت وحذاقت که ~~هر که آن را بیند پندارد که متحرک است . و چنان شنیده شد که آن صورت اسب ~~کسری است که آن را شبدیز می گفتند و کسری [را] نیز در آن صورت کرده . # و درین نمواحی و اطراف هیچ کوهی بلند و معروف نیست که شرح کرده ~~نشده است : ~~وکوه ms231 سبلان1 بزرگتر از کوه دماوند است ، و درکوه [حارث به] دبیل ~~زراعت و عمارت بیشنر از کوه سبلان، و دماوند است . # اما کوهها[ی] خرمیه: کوهها[ی] بلند ومنیع اند و سکان آنجا گروهی اند ~~معروف به خرمیه وبابکت ازیشان بوده است، وایشان را درهردیهی مسجدها می باشدو ~~بیوسته قرآن می خوانند و به ذکر واوراد مشغول میباشند و به صلاحیت و زهدو ~~تقوی و ورع مشعوفند. و نقدهای ابشان زر ونقره می باشد واغلب این هردونقدها ~~را استعمال می کنند . اما غالب نقد آنجا زر می باشد . و وزن آنجا وزن همدان ~~است، هریک من چهارصد درهم : ~~و در تمامت این کوهها که یادکرده شد هیچ موضعی معدن زر و نقره نشان ~~داده نشده است ~~و به سیروان2 تلی بزرگ هست که چون آب باران روی آن تل را میشوید از ~~یک دینار تا بدرە2 زر مردم را آنجا یافته میشود. # و به طیرم4 معادن آهن میباشد : ~~و به نزدیک اصفهان ملاصق پارص معدن سرمه هست : ~~و در کوه دماوند معدن زاج و سرمه می باشد PageV00P269 ~~============================================================ ~~ممالله ومسالله ~~119 ~~وغالب درین تمامت کوهها گوسفندان می باشند . وبیشتر طعام اهل آنجا ~~شیر است و آنچه از آن زاینده می شود مثل ماست وبنیر وغیره، واز پنیر آنجا در ~~پارس وعراق وغیرآن نقل می افتد. # واشی مربوط بهصفحات 12201 ~~کرخا 2_عرنابعان! 4_ اردسان ~~1-ماذران (در عربی)ا 2_شایستانا 3_ فرماسینا 4- زبیدی ~~ادر عریی) ا ه رسدته ا وسحه 7_ فارسح ا 4 ادد ~~9_20 فرسخ (در عربی)! 10_ شهرزور ~~ف ~~1-11 فرسخ (در عری)ا 2_ کرخا3 کرحا 4- برح ~~حرسانا *. رودآودا 7_ سابرخاستا 4_ قنطرة (بجای شهر: ~~در عربی) ! 9_ فرسنگ (مراحل درعریی به منزل تبدیل شد) ~~0 ~~1کرخا 2- بروجرد وامرا 4_ فراوند! 4_ بادفان ا8 ~~سایرخاست 6 فرماس ا 7- مرح ا 8-طردا 9_ چومه ~~10- شهرورود ~~205 ~~کرحا2_ صره ا3_ مردانا4 اصفهان وا9 ~~الراسیا6 البرادسا ~~ق ه ~~1- ( جبال (عربی) منطفه جغرافیایی مشهور مورد نظرست)ا 2- کرح ms232 ~~1- زودآور] 3- کذا، عربی ندارد . به هرحال تناسبی باگردکان و ترنج ~~نداردا 1- باشدا PageV00P270 ~~============================================================ ~~214 ~~جبال ~~1- کلمه وودع" به همان خط متن در کنار صفحه کتابت شده ودرمتن جای یک کلمه بیاض ~~است معلوم می شودکه درثبت آن شکن داشته استا 2_ راسقینا 4- رست ~~ناشمس ا 9- باسعینا 6 رسا 7- لوزهمان یادام است، ~~تکرار چه لزومی داشته 7- عدی ~~7-مروان ا4_ سابرخاست ~~سیلانا 2_ شروانا 3_ بذره ا4 (طارم) PageV00P271 ~~============================================================ ~~[دیلم و طبرستان] ~~و اماحدود دیلم و آنچه در آن متصل می باشد که آن از صدد وحساب دیلم است: ~~اول از ناحیت جنوب قزوین وطیرم وچیزی از اذربیجان وطرفی ازری است، ~~و از جهت شمال دریای خزر، ~~و از جهت مغرب طرفی از اذربیجان، وبعضی از ری، ~~و از جهت مشرق متصل می شود دربقیه ری وطبرستان، ~~و از طرف جنوب دریای خزر، ~~و از جهت مغرب طرفی از آذربیجان وشهرها[ی) اران: و آنچه نزدیک این ~~است مثل کوهها[ی] روبنج و پادوسپان2 و کوهها[ی] قارن و جرجان تمامت در ~~دیلم ضم کرده شد. # و اما دریای خزر به مفرد واستقلال به یکی جدول ثبت کرده آید . # و اذربیجان واران، ایشان هر دو به هم در یکن صورت گفته می شود ~~و بعداز جدول صورت دیلم وطبرستان جدول دریای خزرثبت کرده می شود، ~~انشاءالله تعالی وحده ~~1905] ~~19191صورت طبرستان ودیلم ~~19191 ~~- وباللهالحول والقوة. # صورت طبرستان ودیلم و آنچه از شهرها[ که] دراضعاف وحوالی آن بود ~~درین جدول ثبت کرده شد وهریک را علی حده شرحی گفته آید، ان شاءالله تعالی وحده. # اما زمین دیلم بعضی کوه است و بعضی بیابان، و آنجه بیابان است جمله ~~کوهها بر یکدیگر شکسته است و آن بر کناره دریای خزرگسترده است زیر کوههای ~~دیلم. واما نفس شهر دیلم را کوههاری) بلند ومنیع می باشد و آن موضع را که مقر PageV00P272 ~~============================================================ ~~دیلم و طبرستان ~~ملک آنجاست رودبارا می خوانند وآل جستان" که حاکم و رئیس دیلم بودهاند ~~در آنجا مقیم انده ms233 وخلاف کردهاند که دیلم چه چیزست: بعضی از مردم می گویند که ~~دیلم بعضی از فرزندان ضبهاند، وبعضی دیگرمی گویند که این اسم بروی ارتجالا ~~موضوع است . و در آن موضع که ایشان را اقامت می باشد درختان فراوان و ~~بیشه ها[ی) بسیار هست وبیشتر بیشهها و درختان در کوهی است که در میانه دریا و ~~طبرستان می باشد، و دیههای آن موضع از یکدیگر دور و جدا موضوعاند. و ~~ایشان را زراعت وحبوان کوچک می باشد و چهارپای بزرگ که برنشستن را لایق ~~باشد ندارند، و ایشان را زبانی دیگر هست، نه پارسی و نهتازی، وچنان شنیده شد ~~که در بعضی از کوهها[ی] دیلم زبانی میگویند به خلاف زبان متوطنان کوهو دیلم. # وغالب خلقت ایشان است که نحیف ونزار واندک حرموی باشند وکارها به تعجیل ~~کنند واندکح مبالات می باشند. ودر اولعهد دیلم دارالکفر بودهاست واز ایشان ~~برده می گرفتند ودر بندگی تحت حکم می آوردند و میخریدند ومی فروختند تا به ~~روزگار حسن بن زیدرضی الله عنه_. بعد از آن خراجی معین بریشان مقرر گردانیدند و ~~اغلب ایشان مسلمان شدند والی یومناهذا در اطراف و نواحی آن کفار متوطن و ~~مقیماند ~~و روبنج2 و کوهها[ی] قارن و پادوسپان2 تمامت کوهها[ی] بلند و منیع و ~~ممننع اند، ودرهریکگ امیری ورئیسی معین مرتب کرده و ایشان باخصب و نزاهت و ~~دعت وراحت ودرختان بلند و آبهاای) روان وبیشههای بسیار می باشند. # و در کوهها[ی] قارن شهرها ودیهها[ی] بسیار نمی باشد الاسهماره و فریم، و ~~[1915 ایشان به یک منزل از ساریه2 دورترند، وقومی در آنجا مقیم اندکه از روزگار ~~کسری مملکت وحکم آنجا ایشان را به میراث منتقل می شود. # و کوهها[ی] پادوسیان کوههای بلند ورفیع ومنیع اند ورئیس وحاکم ایشان ~~بهدیهی مقیم است که آن را ارم میخوانند وقریه منصوره نیز می گویند، و درتمامت ~~دیههاای) پادوسیان هیچ متبر نمی باشد، واز آنجا نیز تابه ساریه10 یک منزل است: ms234 PageV00P273 ~~============================================================ ~~مالک و مسالاه ~~واما کوهها[ی] روبنج1_ در اول عهد از ممالک عظیم و بزرگ بودهاست ~~الادرین عهد اغلب امرا وملوک ایشان هلاک شدند وآن بی نام شد وآن ازقبیل و ~~صددری وطبرستان است ~~وهر که خواهد در ری رفتن از طبرستان بگیرد بر سالوس2 و آن به کنساره‌ ~~دریا می باشد و راهی سخت صعب است، و هروقتی که آن راه را بهشحنه استوار ~~می کنند وایمن راه از دیلم به طبرستان مشکل وصعب می شود: ~~و مسافت درمیانه این کوهها از حد دیلم تا استراباد، واز آنجا تا دریا بیشتر ~~از یک روزست، وگاه باشد که این مسافت چندان کم شود که آب دریا به کوههای ~~آن برسد. و کسی که خواهد که این مسافت را قطع کند چون از دیلم بگذرد و به ~~کوه برسد چندان فراخ باشد که میان آن و دریا دو روز بیشتر می باشد. # و اما آنچه ازین اقلیم ملاصق ومتصل است به قزوین وغیره: اول شهر ابهرو ~~زنجان وطالقان وقصر برادین2. # وآنچه به ری متصل می باشد: اول خوار2 وشلنبه ووبمه4 است . # وآنچه درحوالی قومس افتاده است: سمنان و دامغان و بسطام است . # وآنچه در اطراف و نواحی طبرستان است : آمل و ناتل" وسالوس وکلار ~~[و رویان] و میله* وعین الهم وبرجیو مامطیره1 و ساریه11ومهروان ولمراسک12و ~~طمیسه12 است . # وآنچه دراعمال جرچان وافع است: اول جرجان و استراباد وآبسکون14 و ~~دهستان15. # و اما در کوهها[ی] روبنج1 و فادوسبان17 و قارن18 بغیر از سمنان هیچ جائی ~~منبر نمی باشد: ~~وسمنان درکوه قارن است . # وشهر ری بزرگنربن شهرها[ی] این دیارست . واز عراق ناآخرشهرها[ی] ~~اسلام از طرف مشرق هیچ شهری معمورتر وخیروخصب و مال ونعمت اهل آن PageV00P274 ~~============================================================ ~~دیلم و طبرستان ~~یشتر وبزرگتر از ری نیست ودرطول وعرض فرسنگی درفرسنگی باشد وتمامت ~~(929] خانههای ایشان از گل است وآجر و گچ نیزا در بناها استعمال می کنند. و آن را ~~دروازه ای چند معروف ومشهور هست : اول باطان1 واز ms235 آن دروازه به کوهستان و ~~عراق می روند، و دروازه‌ دیگررا بلیسان2می گویند واز آن دروازه به قزوین میروند و ~~دیگر دروازه‌ کوهک2 و از آن بیرون می آیند [و به طبرستان میروند، و دروازه‌ ~~هشام و از آن بیرون می آیند وبه قومس وخراسان میروند، ودروازه‌ سین از آن ~~بیرون می آیندع و بهقم می روند؛ و بازارهای چند در آنجا مشهور و معروف هست ~~مثل روذه وبلیسان2 [و] دهک نو و نصراباد و حسن آباد2 وساربانانه وباب الجبل و ~~باب هشام و باب سین و باب آهنین و باب زامهران2. اما معمورترین این بازارها ~~که یاد کرده شد روذه است جهت آنکه بازر گانان بزرگ با نعمت و ثروت و مال ~~وافربسیار در آن بازار به معامله جمع می شوند و آن راهی پهن است وخانهها و بناها ~~بریکدیگر منصل و ملاصق. ودر آنجا شهری هست و در آن شهرقلعهای منیع وبلند ~~کرده ومسجد جامع در میانه شهرست. و آب آن شهراز رودهای چند می باشد که در ~~آنجا روانهاند و بیشتر آن شهر خراب است. و عمارت در گرد شهر بیشتر می باشدبو ~~کاریز نبز ایشان را هست. و در آن شهر دو رود بزرگ و فراخ هست: یکی از آن ~~را سورین می خوانند و آن به بازار روذه4می گذرد، و دیگررا جیلانی15 میخوانند ~~و آن به بازار ساربانان11 می گذرد، و ازین هردو رود آب مردم منتفع می باشند و ~~عمارت وزراعت و املاک وضیاع در آن دو رود قایم است . واغلب نقدهاای] ~~ایشان به درهم ودینار می باشد، و پوشش وکسوت وزی اهل ایشان زی اهل عراق ~~است، وایشان را مروت وعقل وبصارت وتدبیر و ثیات وصیانت بسیار می باشد و ~~فزاری منجم وحمزه مقری که در ایام خود در قراءت امام بوده است و عبدالعظیم ~~طالبیین ومحمدبن حسن الفقیه که تلمیذ امام اعظم ابوحنیفه کوفی حرضی الله عنه-بوده ~~است وکسائی علی بن حمزه ms236 که یکی از امام قراء سبعه است12 این تمامت که شمرده ~~شد در آنجا مدفوناند. # واما خوارشهری کوچکن وخوش است ونزه باعمارت وزراعت و خصب و PageV00P275 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~راحت ودر بزرگی مفدار داتگی نیم میلی باشد واهل آن به تحصیل آداب وفضایل و ~~شرف نفس مشغول ومشعوف اند، و از ناحیت وادی دماوند آب روانه می شود و ~~1925] ~~و در آن شهر گذار امی کند وایشان را ضیاع وباغ وبستان و روستا بسیارست ، ~~و اما ویمه وشلنبه1. ایشان هردو از نواحی وادی دماونداند، وایشان دوشهراند ~~کو چکتراز خوار. ویمه2 بزرگتر از شلنبه1 است ودر آن زراعت و آب وبوستانها و ~~انگور وعناب بسیار می باشد. # و خوار بر کناره وادی مبنی است و در آن تواحی واطراف هیچ شهری از ~~آن سردتر نمی باشد ~~و شهرری را بغیر از بن شهرها که یساد کرده شد دیهها[ی] چند هست که در ~~بزرگی بیشتر ازین شهرها معدوداند مثل سد2 و کرک4 وبهتان5[و] ورامین *وار نبویه" ~~و ورزنین ودزاه9 وبریمین0اوقوسین11 وسنست12 وسحرهایان13 وغیر آن از دیهها ~~که شنوده شد که درهریک از شمار ده هزار مردبیش در آن اقامت ساخته متوطن اند. # و به دو فرسنگی آنجا دیهی هست به سد معروف ، چنان شنیده شد که کلید ~~باغهای بزرگ آن پنج هزار است ، ودرین دیه هرروز صدوبیست گوسفندودوازده ~~گاو وگوساله به خرج می شود. # و از روستای مشهور آن اقلیم دو قصر14اند : یکی داخل ویکی خارج. # و بهزان15 وسن14 و پشاپویه12و دنباوند وروستای قوسین18 و غیر آن تمامت ~~از لواحق آن اقلیماند . # واز ری پنبه بسیار وجامهها و پرد[ه] ها[ی) بسیار مرتفیع می شود و در عراق و ~~اذربیجان وبغداد از آن حمل ونقل می افتد ~~و در تمامت نواحی و اطراف این دیار هیچ چایی رودی بزرگ چنانکه ~~کشتی را از آن عبور ممکن شود نیست. # واماکوههاایی] که درآن طرف است ~~اول از اعمال ری دماوند است و آن کوهی نیکث ms237 بلند ومتیع است ومؤلف ~~این مختصر آن را درشهر ری از میانه بازار روده معاینه دیدهاست ، وچنانشنوده ~~شد که از نزدیک ساوه19 کسان آن کوه را دیدهاند، وآن کوهی است در میانه کومها PageV00P276 ~~============================================================ ~~دیلم و طبرستان ~~مفترش، ودر بالای آن مانند قبهای بلند برآورده واز زیرکوه تسا شاهق آن چهار ~~فرستگ است و تساغایت شنیده نشد که هیچ کس در بالای آن شده است . و از ~~هذیانات اهل فرس یکی آن است که ضحاک ملک در بالا[ی] آن حی قایم مربع ~~(939] نشسته است وساحران ازا از اطراف در زیر آن مجتمع میشوند. واز زبرآن کوه ~~علی الدوام به مرور ایام دودی عظیم برمی خیزد. و در حوالی این کوه دیهی چند ~~موضوعاند مثل دیه دبیران او درمیه2 و نوا2 وغیرآن. و علی بن شروین که دروادی ~~جبحون اسیرگرفته شد از دیه درمیه بود، و قله کوهی بلندست چنانکه از تمامت ~~کوهها آن بقعه بلندتر می باشد، ومردم به زبر آن نمی روند ودر آن کوه هیچ درخت ~~وگیاه و مزرعه نمی باشد. ودرتمامت کوهستان و نواحی و اطراف دیلم و آنچه برو ~~متصل و ملاصق می باشد هیچ کوهی بلندتر وعظیم تر ازین نیست : ~~و اما بزرگترین شهرها[ی] قوس دامغان است ، و آن شهر بزرگتر از ~~خوارست که درچدول و بحث ری گفته شد ~~و سمنان کوجکتر از دامغان است . # و بسطام کوچکنر از سمنان است. # و به دامغان آب اندک می باشد، و عمارت آن میانه است : ~~و در بسطام میوه بسیار می باشد چنانکه درعراق از آن حمل بسیار می افتد ~~و از قومس جامه هاری) بغایت لطافت و کمال حذاقت مرتفع میشود و به ~~شهرهای دوراز آن حمل ونقل می کنند. # و اما قزوین شهری تخوش ونزه است بازراعت وعمارت وخصب و تزاهت ~~و نیز قلعهای در آن می باشد و در اندرون آن شهری کوچک هست وقلعهای در آن ~~ساخته ومسجد جامع درشهراندرون است و آب ms238 آنجا از آب باران وچاه میباشد و ~~هیچ رودی ورآن نیست الا کاریزی کوجک که آب از آن چندان بیرون میآید ~~که میخورند وهیچ از آن آب جهت زراعت باقی نمیماند . و آن ثغراهل دیلم ~~است واختلاف وخصومت در آنجا بسیار میباشد واز میویز ولوز و جامههای آن ~~درعراق وبلدان باسه4 حمل می افتد. ودایم درمیانه اعل آن شهر مخاصمت ومقاتلت PageV00P277 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~می باشد ودرطول وعرض میلی درمیلی باشد و در زمین آن شهر و رز انگور ایشان ~~هیچ خراج نمی باشد و با آنکه آن شهررا آب اندک است بغایت نزاهت می باشد. # و ابهر و زنجان دوشهر خوش ونزهاند باآب بسیار ودرختان وافر وزراعت و ~~عمارت فراوان، و زنجان بزرگتراز ابهرست و براهل زنجان غفلت غالب می باشدا: ~~(935] ~~اما بزرگتر شهرهای طبرستان آمل است، و آن درایام ما مقر وموضع حکام و ~~ولاة وقضات آن دیار بوده است . اما در ایام قدیم حکام آنجا به ساریه1 ساکن و ~~متوظطن میبودند ~~وطبرستان شهری خوش و سبز ونزه است بابیشهها[ی) بسیار، ومیواه]ها[ی] ~~وافرو درختان فراوان در کوه و زمین آن هست و بنا[ی) خانهها[ی) ایشان غالب ~~چوب ونی می باشد. و آن مملکت را شهرها[ی) بسیار از توابع ولواحق هست و ~~مقامها جهت زمستان و تابستان ساخته و از بسیاری باران که پیوسته در آنجا می باشد ~~بامهای خانههای ایشان مسنم وتیر برآورده است . # و ساربه1 بزرگتراز قزوین است، ودر آن نواحی هیج شهری بقدر آن معمورتر ~~از ساریه1 نیست وخانهها [ی) اهل آنجا به یکدیگر متصل وملاصق افتد . # و از تمامت شهرهای طبرستان ابریشم مرتفع میشود ودر آفاق از آن حمل و ~~نقل می کنند، ودر بلاد اسلام- صانهاالله- از هیچ اقلیمی ابریشم بیشترازطبرستان ~~نی خیزد. ودر طبرستان چوبها[ی] سخت می باشد چنانکه درهیچ مواضعی، چوب ~~بدان سخنی نمی باشد واز آن آلت می کنند و چیزها می سازند ودر آفاق نقل می کنند. # وغالب خلقت اهل آنجا موی ms239 بسیار وابروی پیوسته وزودسخن می باشند و عجله و ~~شتاب زدگی پیوسته ابشان را میباشد. وغالب طعامهای ایشان برنج و ماهی وپیاز ~~است همچنانکه در دیلم و کوهستان می باشد، و در طبرستان گونه هاری) چند ~~جامههای ابریشم مرتفع میشود وصوف ودراعه وزیلو ودستار وطبری وغیر آن از ~~طبرستان در آفاق عالم وتمامت شهرها[ی) اسلام نقل می کنند. # و در تمامت طبرستان هیچ جای رودی بزرگ نیست چنانکه کشتی در آن ~~روانه باشد جهت آنکه دریا ایشان را نیک نزدیک است ومسافت از آنجا تا به دریا ~~کمتر از یک روز می باشد. # و در تمامت زمین طبرستان آب و بیشه می باشد مگر زمینی که بلند باشد یا PageV00P278 ~~============================================================ ~~دیلم و طبرمتان ~~19491 کوهی که آب به بالای آن راه نیابد که آن موضع خشک ماند ، رباقی نمامت ~~زمین طبرستان نمگن است . # [واما جرجان] و آن بزرگتر از آمل می باشد، و بنیاد خانههای آنجا از ~~گل است و خاک آن خشکتر از خاک آمل می باشد وباران و نم در آن زمین کمتر ~~از طبرستان می باشد. و اهل آن را ثبات و وقار و مروت و یسار بیشتر است، وآن ~~دو باره است: یکی از آن را مدینه و دیگر را بکرایاد [می خوانند] و در میانه هردو ~~رودی آب می رود وکشتی از آن عبورمی کند، واز آنجا جندان جامهها و1 ابریشم ~~مرتفیع میشود که در آفاق حمل می کنند و اغلب ابریشم طبرستان به زر دوده ~~واقع می شود واز آنجا به جرجان حمل می کنند. وایشان را آبها[ی] بسیار وضیاع ~~و درختان فراوان می باشد. # و در طرف مشرق بغیر از عراق هیچ شهری معمورتر و لطیف تر در مقدار ~~جرجان نیست، جهت آنکه در آن درختان خرما و برف و میوله] هاری) سردسیرو ~~انجر وزیتون وتمامت میو[ه) ها[ی) گرمسیروسردسیر در آنجا مجتمع می شود. و ~~اهل آن بامروت وسخاوت و کرم وسعادت می باشند ms240 وبیوسته خویشتن را به اخلاق ~~حمیده مزین ومتحلی می دارند. و ازیشان گروهی در اول برخاستهاند که در کرم و ~~مروت وخیر و راحت رسانیدن قصب السبق ربودهاند ودر آفاق معروف و مشهور ~~بوده و ازیشان یکی عمرکی بوده است که وزیر خلیفه مأمون بودی: ~~و معاملات آنجا و طبرستان به دینار و درهم می باشد و وزنهای آنجا هریک ~~من سیصد درهم است همچنانکه از آن ری وطبرستان و استاراباد و قومس . و از ~~آنجا جامههای ابریشم بسیار مرتفع می باشد ودر آفاق نقل می افتد ~~و استاراباد شهری خوش و نزه، باخصب و نعمت ودعت وراحت است و ~~فرضه‌ آنجا به دریاست و به کشتی مینشینند و به دریاری) خزر در باب الابواب و ~~جیل و دیلم وغیر آن می روند . # و درین نواحی واطراف هیچ شهری را فرضهای بزرگتراز آبسکون2 نیست ~~ودر آنجا ثغری هست بهرباط دهستان معروف، و آن ثغر اتراک غزبه4 است، وآن ~~نفر به حد جرجان متصل می شود در بیابانی که نزدیک خوارزم است PageV00P279 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و مسافات آن و راهی که از ری به آذربیجان است تمامت گفته شود ~~ان شاءالله تعالی ~~(946) ~~بادکودن مسافات ~~اهی که از احدا اذربیجان به ری است ~~- اول از ری تا قزوین چهار منزل ~~- و از قزوین تا ابهر دو منزل سبک ~~- واز ابهر تا زنجان دو روز بیشتراز آنچه در میانه قزوین وابهراست وهر که ~~خواهد که راه او کوتاه تر گردد و به شهر قزوبن درنرود واز نزدیک ری از دیهی که ~~آن را یزداباد1 می گویند بگیرد از روستای دستبی2 واین مسافت را قطع کند . # اما مسافت راه از ری تا کوهستان ~~- اول از ری تا قسطانه [یک منزل] ~~- و از قسطانه تا مشکویه ، واین مسافت یکن منزل است ~~- و از مشکویه2 تا ساوه چهار فرسنگ، وگاه باشد که ساوه از عدد وصدو ~~کوه4 می باشد وگاه از اعمال ری. # اما مسافت که ms241 از ری تاخراسان است برراه قومس ~~- اول از ری تا افرندین5 یک منزل ~~- و از افرندین6 تا کهده2 یک منزل ~~- و از کهده7 تا خوار یک منزل ~~- و از خوار نا قریة الملح" یک منزل ~~- و از قریة الملح" تا رأس الکلب یک منزل ~~- و از رأس الکلب تا سمنان یک منزل ~~- و از سمنان [تا علیاباد یک منزل ~~- و از [علیاباد تا جرمجوی، [یک منزل] ~~و از جرمجوی تا دامغان یک منزل ~~- و از دامفان تا حداده یک منزل PageV00P280 ~~============================================================ ~~دیلم و طبرستان ~~- و از حداده تا پذش یک منزل ~~- واز بذش2 تا مورجان حریک منزل ~~- و از آنجاح تا هفدر یک منزل ~~- و از هفدر تا اسد آباد یک منزل، واسدآباد از اعمال وقبیل نیشابورست، ~~ودراصد آباد وقفهای بسیار سیاحان و ابناء السبیل را هست که هر که در آنجا می رود ~~او را طعام می دهند وهر که بیمار می شود اورا معالجه می کنند تا آنگاه که شفا یابد. # وراه که از طبرستان به جرجان میرود ~~- اول از آمل تا میله2 دو فرسنگ ~~- و از میله2 تابرجی4 سه فرسنگ ، و این تمامت یک منزل است ~~- و از برجی4 تا ساریه یک منزل ~~- و از ساریه تا مارست5 یکن منزل ~~- و از مارست6 تا ابادان یکن منزل ~~- و از ابادان [تا طمیسه یکن منزل ~~- و از آنجا] تا استاراباد حر یک منزل ~~- و از آنجا نا رباط حفص یک منزل ~~- و از رباط حفص تا جرجان یک منزل ~~- و هر که خواهد از آمل بیرون رود و میرود تا مامطیر، و آن یکن ~~منزل است ~~- و از مامطیر تا ساریه2 یکن منزل، واینراه را به برجی“ نیندازد وبه مقصود ~~این نزدیکتر وکوتاهترست. # و در اینجا تمامت راهها یادکرده می شود جهت اظهار آن: ~~یادکردن مسافات از آمل تا دیلم ~~959 ~~- و اول از آمل / تا ناتل یک منزل ~~- و از ناتل15 تاسالوس یک منزل سبک ~~- و از سالوس ms242 تا کلار یک منزل PageV00P281 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالله ~~224 ~~- و از کلار تا دیلم یک منزل ~~- و از آمل تا عین الهم چهار فرسنگ ~~یادکردن راههاای] دیگر که از جرجان به خراسان میروند ~~اول از جرچان تا دینار زاری1 یک منزل ~~- و از دینار زاری1 تا املوتلو2 یک منزل ~~- و از املوتلو2 تا اجغ یک منزل ~~و از اجغ تا سیبداسست3 یک منزل ~~- و از سیبداست3 تا سپراین" یک منزل ~~یادکردن راه جوجان تا قومسه ~~- اول از جرجان تا جهینه4 یکن منزل ~~- و از جهینه4 تا بسطام یک منزل ~~تمامت مسافت راهها[ی] آن دیار و مواضع و نواحی آن این بود که یاد ~~کرده شد، واللهاعلم . # حواشی مربوط به صفحات 224-214 ~~ف214 ~~9-ران ا 2_ دوتعا 3_ امادوسان ~~ف215 ~~1- روذآور 2_ حسانا 3رونع ا 4_ قادوسانا9_ سمنانا ~~فرم ا 7- سارته ا 4- بادوسانا9_ بادوسان 10 ساریه ~~فحه 216 ~~1- دورنعا ~~2- (جالوس)ا ~~3- عربی در متن ندارد ~~حوادا5 سلینها عمه7_ باملا4_مثلها9 ترحی ~~10- مامطر! 11_ ساربه ا 12_ لماسک (عریی مهروان ولماسک را درمتن ندارد ~~13_ طمسا 14_ سکونا 19_ دعسان! 16_درتح1 17_ قادوسان ~~18-مارن PageV00P282 ~~============================================================ ~~دیلم وطبرستان ~~229 ~~ف ~~1- عربی :طاقا 2_ ملمسان (عربی : ندارد)! 3- عربی : کوهین ~~3- عربی: نداردا 5. سرمایانا و. سیا 7_ بردامهران، عربی : ندارد ~~8سورس ا9 رودا10_صلالی ا 11-ساربان ا 12_ بعضی ~~اسامی در عریی نیست وکسابی را تکرارکرده. # 21 ~~1_سلنه! 2_ ایمها 3 سرا 2_ عربی: ندارد! 9_ کذا، عربی: ندارد ~~علیالظاهر باید *بهنام* کنار ورامین باشد، وبهتان صورت محرف آن است ا * ورامس ~~7_ ارد ونومها4_ ورسا9_ درا! 10_ عربی: نداردا 11_ قوسس ~~12و 13_ عربی : نداردا 14_ قصران را که نام محلی و جمع است ترجمه کرنه ~~15_ بهبان، عربی: بهزان1 16_ اکسر(عربی: اسن) ا 17- ساونه ~~1وسرا 19-سلوه ~~21 ~~1- دشران! 2_ درمها 3_ برا (عربی: برا). جائی جز آیادی "نواه ~~نمیتواند متظور باشدا 4 کذا ~~-سارتها2- کذا ~~1- بردوقه (عربی، یحمل بزر دوده من جرجان) ! 2- اصل :کوء (مترجم جیل ~~راوجبل" خواتده وبه کوه ترجمه ms243 کرده است. ناچار عوض شدا 3_ السکون ~~9-غرنها ~~ف ~~1- برداناا 2_ سیمین ا 3- مسکونها * ( جبال) ~~- افریدس ا امریدن 7 کهنها8-(دهنمه))9_ خرمموا ~~1 دلیس ا 2_ تدلس3_ ملها6_ نرحی1 9_ بارسب ~~ارست ا 7_ سارتها4. برخیا9_اتلا10_بایل ~~1-دار راری ا 2_ ملویلق ا 3_ سداسب (شاید : سیید اسب) ~~4- سیراس (اسفراین) ا9قماع حهنه PageV00P283 ~~============================================================ ~~[دریای خزر] ~~اماشرقی دریای خزر بعضی از دیلم است و طبرستان و جرجان، وبعضی از ~~بیابانی که در میانه جرجان و خوارزم است، ~~و غربی آن اران است و حدآن از اران است تا کوهها[ی) قبق تا حدودو ~~نواحی سریر و شهرهای خزر و بعضی از بیابان غزیه2، ~~و شمالی او بیابان غزیه2 است به ناحیت سیاکوه، ~~وجنوبی آن جیل، ودیلم است : ~~و صورت دریای خزر در یک جدول ثبت کرده می آید، ان شاءالله تعالی و ~~آن این است ~~والله اعلم واحکم بالصواب والیه المرجع والمآب. # 1956 ~~صورت دریای غخزر ~~969 ~~اصورت بحر خزرست] ~~صورت دریای خزر و آنچه از لواحق آن است مثل جزیره وشهر و دیه و ~~غیره درین جدول ثبت کرده شد ، و هریک را علی حده شرحی موجز ومنقح گفته ~~آید ، انشاءالله تعالی ~~و درین دریا هبچ از شهر و دیه وغیره متصل نمی باشد چنانکه اگرشخصی ~~از موضعی معین بگیرد و بر کناره این دریا میرود دیگر باره به موضع اول رسد ~~که هیچ حاجز و مانع او را معارض نشود، مگر یک رود آب خوش که در آن ~~دریا می افتد. # و آن دریایی شور است و بلند و تاریک، و آن را جز رو مد نمیباشد، و ~~فعر آن گل است به خلاف دریای قلزم و پارس، که در بعضی از دریای پارس از PageV00P284 ~~============================================================ ~~دریای خزر ~~صفای آب آن آنچه به قعر آن است مشاهده می افتد، ودر بیشتر قعر آن سنگها و ~~غیره انداخته است ، و بلندی و کوتاهی آن نیز معلوم می شود. و ازین دریا میچ ~~جنس از مروارید ms244 و مرجان و غبره چنانکه از در[یا] های دیگر میخیزد مرتفع ~~نمیشودا و مردم را بغیر از ماهی از آنجا هیچ انتفاع نمی باشد. # و از بلاد اسلام به زمین خزر و آنچه میان راه وکوه طبرستان و جرچان ~~است بدان دریا به تجارت میروند ~~و درین دریا هیچ جزیره معمور نیست که کسی در آن متوطن و ساکن باشد ~~به خلاف دریای پارس و روم، الا آنکه درین دریا جزیرهای چند هست که در آن ~~بیشهها و آب و درخت می باشد اما هیچ زمین خشکن نمی باشد. # و ازیشان یکی جزیره سیاکوه[است]، و آن چزیره بزرگ است با چشمه ها و ~~درختان و بیشهها وغیره، و حیوانات وحشی نیز در آنجا می باشد ~~وجزیره دیگر محاذی ومقابل کر2است و آن جزیره بزرگ است بابیشه ها و ~~درختان و آبها[ی] بسیار، و "فوه" بسیار از آنجا در آفاق حمل میافتد و استران ~~بردعی [را] از آن بوته در کشتیها جمع می آورند، وچون بازرگانان به تجارت مشغول ~~می باشتد اسیان و استران ایشان از آن بوته میخورند. عظیم فربه وجسیم می باشند: ~~[965] و جزیره دیگر هست که آن را جزیره‌ روسیه2 (2) 1 ~~و جزیر[ه]های چند دیگر کوچک مست : ~~و از آبسکون نا خزر از طرف دست راست هبچ دیه و شهر برکناره این ~~دریا نمی باشد الایکن موضع که آن را دهستان بساسر4 میخوانند، و آن از ~~آبسکون به پنجاه فرسنگ دورترست و آن را از شمار وصده اعمال دریا می گیرند و ~~در آن موضع از اطراف آفاق خلقی بی حد وعد چهت صید کردن مقیم شدهاند . # و غیر ازین موضع در حوالی این شهر هیچ موضعی دانسته نشد که جمعی ~~در آن اقامت ساخته متوطن شدهاند الاسیاکوه که طایفهای از ترکان درآن اقامت ~~ساختهاند و مقام ایشان در آنجا در عهد ما بوده است سبب خلافی که در میان ~~ایشان و غزیه" افتاد این قوم ازیشان منقطع ms245 شدند و چراگاه و مأوای دیگر گرفتند. و PageV00P285 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~ایشان را چشمهها[ی] بسیارست، و آنچه از دست راست این دریا است از آبسکون ~~این است که گفته شد. # و از آبسکون از دست چب تا دریای خزر عمارات به یکدیگر متصل و ~~ملاصق است تا آنجا که بعضی از باب الابواب و خزر را عمارت شامل می باشد، از ~~جهت آنکه هر وقت که کسی از آبسکون بگیرد و به حدود جرجان و طبرستان و ~~دیلم وجیل او [اران] وموغان و شروان2و مسقط وباب الابواب2 بگذرد، واز آنجا ~~به سمندر رود، تمامت این مسافت چهار روز می باشد، واز سمندر تا اتل، بیابان ~~است و مسافت آن هفت فرسنگ می باشد ~~و درین دریا از ناحیت سیاکوه موضعی مخوف هست که چون باد کشتی را ~~در آن موضع بکشد از شکستن آن البته خوف می باشد و چون کشتی6 شکسته شود ~~البته هیچ جمع کردن از آن میسر نمی شود . جهت آنکه در آنجا اتراک غالب و ~~مستولیاند ~~[اخزر] ~~و اما خزر نام اقلیمی است و شهر بزرگ آن را اتل میخوانند، و اتل نام ~~رودی است که در آن شهر از روس و بلغار روانه می باشد، و شهر اتل بردو قسمت ~~است : یکی از آن به غربی این رود است که آن را اتل می خوانند و این بزرگتر ~~از پاره‌ دیگرست که در شرقی4 آن میباشد، و موضع و مقام ملک در اطرف (979] ~~غربی آن است ، و ایشان به زبان خود ملک را وبکث"2 میگویند و "باک ، نیز ~~میخوانند: ~~و آن پاره که غربی است مقدار آن در درازی یک فرسنگ باشد و سودی ~~حوالی آن ساخته است الاآنکه بنای خانههاری] آن شهر از یکدیگرجدا ومتفرق ~~است، وخانههای ایشان تمامت خرگاه نمد می باشد، الاخانه‌ چند اندک از [که) گل ~~ساخته اند. و ایشان را بازارها و گرمابهها هست و در آنجا خلقی از مسلمانان جمم ms246 ~~شده اقامت ساختهاند . و چنان شنوده آمد که در عدد از ده هزار تن بیش می آیند و ~~ایشان را در آن جا سی مصجد هست . و کوشک ملک از کتساره‌ رود قدری PageV00P286 ~~============================================================ ~~دریای خزر ~~دورترست و آن از آجر بنا کرده و افراشته است ، وهیچ کس را قلعه از آجر ~~نمیباشد الا اورا، و ملک رها نمی کند که هیچ کس خانه از آجر بنا کند جهت ~~شرف و کرامت خود را، و در سور آن چهار در هست ، یکث در از آن به طرف ~~رود است و یکی دیگر به جانب صحرا است برپشت آن شهر ~~و ملک ایشان جهودست. و چنان شنیده آمد که اهل وحشم وخدم وعبیدکه ~~درخوالی او متردد می باشند و فرمان او را به امضا می رسانند چهارهزار مرد باشند و ~~اغلب متوطنان خزر مسلمانان و ترسایاناند. و در میانه ایشان بت پرست نیزهست، و ~~کمترین ملت و ادیان در آنجا جهوداناند الا آنکه ملک و مقربان و کارداران و ~~خواص او جهودان اند. وغالب اخلاق ایشان اخلاق بت پرستان است، چنانکه ~~هرگاه که یکدیگر را ببینند تعظیم و تبجیل دارند و سجده آرند . و احکام آن شهر ~~به طریق رسم قدیم مجری و ممفی می باشد مخالف دین جهود وترسا، ولشکر ~~ملک دوازده هزار شخص اند از خدم و حشم وعبید و غیره که جهت محاربت و ~~و مقاتلت مرتب و مقرر شدهاند . وچون از آن لشکر مرتب معدود یک تن متوفی ~~می شود دیگری به جای وی نصب می کنند جنانکه عدد لشکراو از ین کمترنمی باشد: ~~و ایشان را مشاهره وجامگی نیست الاچیزی اندک که درمدتی بسیار بهصعی و ~~جهدی تمام چون ایشان را با لشکری محاربت و مخاصمت افتد واندک منفعتی از ~~(1975 آن1 دست دهد به مالابد خود خرج می کنند. وملک آن موضع را زر از رصدها و ~~ده یک کشتیها ورسومی که او را در هر ms247 راهی و دربایی ورودی می باشد حرحاصل ~~می شود ی، و ایشان را نیز براهل محلها و نواحی از هرگونه که در آن محتاج ~~می باشد از طعام و شراب و غیر آن وظیفهها می باشد. واز نیابت خود نه وزیر مرتب ~~گردانیده است تا خصومات مردم را قطع و حکومات را به امضا می رسانند: یکی ~~از مسلمانان و دیگر از جهودان و ترسایان و بت پرستان، تا هر کس حاجت و ~~حکایت خود را با وزیر اهل ملت خود مرافعه می کنند، و هیچ کس حکومات و ~~قضایا و حالات به نفس خود به ملک نمی رساند الادر زمانی معلوم و آن را روز ~~قضا می خوانند که وزرا و حجاب و ضمنا و نواب با یکدیگر جمع شده اعمال PageV00P287 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~خطیر و افعال حلیل را به خدمت ملک عرض دارند، تا رای او چه اقتضا فرماید . # حسب اشارت او امتثال و انقیاد نموده آید. # و این شهر را هیچ دیه نیست ومرزعهای ایشان بقدر بیست فرسنگ از شهر ~~دورترست، بیرون می آیند و در آن زراعت می کنند، و بعضی زراعت خود را ~~برکناره رود جمع می کنند و بعضی دیگر برصحرا می گدارند و بعد از آن به گوساله ~~غلههای خود را به شهر حمل می کنند ~~و غالب قوت ایشان برنج و ماهی می باشد. اما شمع و عسل که از آنجا در ~~شهرهای دیگر حمل می افتد از نفس آن شهر مرتفع نمی باشد، ولیکن از روس و ~~بلغار در آنجا نقل می کنند، و از آنجا به دیگر مواضع حمل میافتد . و پوست ~~خز که در آفاق حمل می کنند ازین رودها می باشد که در ناحیت بلغار و کویابه1 و ~~دوس است و بغیر ازین رودها در هیچ رودی دیگر نمی باشد. # ونیمه شرقی دریاای] خزر مقرو موضع بازر گانان بزرگند ، و در آنجا ~~مسلمانان وامتعه و فماشات بسیار می باشد ms248 و دیهی هست که خاص ملک و خواشی و ~~خدم او متوطن و مقیم بدان میباشند و هیچ یک را بغیر از اهل خزر در آن دیه ~~1989) ~~مشارکت )و مداخلت نمی باشد ~~و زبان اهل خزر علی حیاله به زبانی دیگرست به خلاف پارسی و عربی و ~~ترکی، و هیچ شبهتی با دیگر زبانها ندارد . # و چنان شنیده شد که رود اتل از نزدیک خرخبز2 بیرون می آید و در میانه ~~کیما کیه و غزیه4 می گذرد، و آن حدی است که در میانه کیماکیه و غزیه4 است . # بس میرود ازطرف مغرب خربرپشت بلغار و می گردد به طرف مشرق به بلاد روسو ~~از آنجا به بلغار می گذرد و می رودی تا به بلغار و از آنجا به دریاای) خزر می افتدو ~~گویند که این رود به هفتاد و چند شعبه میشود و به هر ناحبتی و اقلیمی روانه ~~میباشد و اصل و عمود رود به دریای خزر میافتد. # و چنان شنیده شد که اگر این رود متفرق نشدی در طول و عرض و عمق آن ~~از جیحون بیش خواست بودن. # و نیز چنان شنوده آمد که آن رود چندان است که چون به دریا میافتد دو PageV00P288 ~~============================================================ ~~دریای غزر ~~روزه راه از دریا آب خوش ازین رود می باشد و برآب دریا غلیه می گیرد. چنانکه ~~طعم آن را خوش می کند، و در زمستان فسرده و برف می باشد و رنگ آب دریا ~~را از حالت خود دیگرگون می کند . # و از حوالی واضعاف دریاای) خزرشهری هست که آن را سمندر می خوانندو ~~آن در میانه اقل وباب الابواب مبنی ومؤسس است، ودر آن شهر بستانها[ی] ~~فراوان هست ~~و چنان شنیده شدکه در چهل هزار موضع ایشان را رز انگور می باشد، و ~~آن زمین تا به نزدیک سریر می کشد و غالب میو[ه]های ایشان انگور میباشد. و ~~گروهی از مسلمانان در آنجا اقامت ساختهاند و متوطن شده ms249 و مسجدها بناکرده و ~~تمامت خانههای ایشان از چوب می باشد و بامها "خرپشت" اکرده، و ملکن ایشان را ~~باملک خزر قرابتی و وصلتی هست : ~~و از آنجا تا حد سریر دو فرصنگ است و در میسانه ایشان پیوسته صلح ~~می باشد و دشمنی و عداوت نمی باشد، و تمامت اهل سریر ترسایاناند. و می گویند ~~که در قدیم عهد سریر از آن بعضی از ملوک فرس بوده است، و چنان شنیده آمد ~~(985) که ملک ایشان از فرزندان بهرام چوبین بوده است. وحل وعقدو قبض (وبسط و ~~اوامر و نواهی الی یومنا هذا در دست قدرت ایشان مخلد و مؤبد مانده . # و نیز می گویند که سریر مدتی مدید و عهدی بعید در تحت تصرف اکاسره ~~بوده است و درمیانه اهل سربر ومسلمانان مصالحت است، اگرچه در اوامر ومصالح ~~از یکدیگر محترز و مجتنب می باشند . # و در تمامت خزر هیچ جای دانسته نشد که گروهی در آن جمع شوند جهت ~~معاملت وبیع وشری، و در آنجا گروهی نزدیک خزر اقامت ساختهاند، ودر ~~میانه ایشان و خزر هیچ قومی دیگر نیست، و خانههای ایشان از یکدیگر جداگانه ~~بناکرده است . # در وادی اتل2 برطاس نام ناحیتی است چنانکه روس و خزر . اما سریر نه ~~نام شهری است و نه نام مردم- ولکن نام مملکتی است : PageV00P289 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالله ~~و خزرراهیچ شبهتی اباترکان نیست، و مویهای ایشان عظیم سیاه می باشد و ~~ایشان دوگروهاند: یکی ازیشان را قراخزرامی گویند و رنگ ایشان اسمرمی باشد و ~~به سیاهی نزدیکتر چنانکه رتگ گروهی از هند، وگروهی دیگر بغایت سپیداند با ~~حسن وزیب ونظافت ولطافت ~~و هر بنده که از آنجا2 در آفاق نقل می افتد بت پرست می باشد جهت آنکه ~~بت پرستان آن موضع فروختن وخریدن وبخشیدن پسران خود را معاف میدارندو ~~جایز می شرند . اما جهودان و ترسایان که در آنجا مقیم اند اولاد خود را فروختن ~~عیب و شین و حرام می دانند ms250 و اهل شهر خزر نیز حرام میدارند ~~و از آن دربا بغیر از سریشم هیچ چیزی برنمی خیزد . اما بتدگان وعسل و ~~شمع و خز و پشم از نواحی و اطراف در آنجا جمع می شود و از آن در آفاق ~~حمل میافتد ~~و لباس و پوشش اهل خزر و آنچه نواحی و توابع آن است جامههاری] ~~کوتاه وقبا می باشد، و انواع جامه از نواحی جرجان و طبرستان و گیلان وارمینیه و ~~اذربیجان و روم در آنجا حمل میافتد. و از نفس شهر هیچ چیز مرتفع نمی باشد. # و اما سیاست و حکم و استقامت که در آنجا معهود است: بزرگتر ایشان را ~~"خاقان خزر " می خوانند و در حشم و خدم و عظمت (و سلطنت از ملکن خزر [692] ~~بیشترست، الا آنکه ملک خزر را ملک و دولت وسلطنت به میراث منتقل میشود و ~~در آنجا پیوسته مقیم می باشد. و این قوم هرگاه که خواهند که یکی را به جای ~~خاقان مرتب و مقررگردانند تمامت صدور و اهالی و اعیان جمع شود و گلوای) او ~~را یه قوت بگیرند و بیفشرند تا نزدیک باشد که جان او از کالبد مفارقت کند و ~~درین میانه گویند که ترا در حکم و مملکت و دولت و سلطنت چند سال میباید؟ # او به جواب گوید که چندین سال. بعداز آن او را رها کنند و در حکم و مملکت ~~میگذارند و اگر چیزی زیاده از معهودگوید مثل صد سال و آنچه یدین ماند که ~~اغلب را سال بدان مقدار نمی رسد در محل قبول جای داده نمی شود. و اگر بیش ~~از اجل معهود متوفی شود او را توقیر و تبجیل میدارند و به اعزاز و اکرام او را PageV00P290 ~~============================================================ ~~دریای خزر ~~دفن می کنند، و اگرباقی می ماند چندانکه غایت ملنمس او برسد البته او را بکشند. # وهر کس را به خاقانی قبول نمی کنند، الایک خانه معروف هست که حکم ms251 و ~~خاقانی دریشان مخلد و مؤبد مانده است و او را امرو نهی وحل وعقد نیست الا ~~آنکه جانب او را موقر و محترم میدارند. و هرگاه که او را بینند سجده دارند و ~~هیچ کس را قدرت و یارا نیست که سبب قضیه [ای] به سرای او رود مگر گروهی ~~چند مثل وزیر و ملک و آنکه در حرمت و وقار به طبقه ایشان باشد . و ملک نیز ~~وفتی به خدمت سلطان می رود که او را کاری خطیر وعملی جلیل عارض شود و چون ~~ملک در بیش سلطان در رود چون چشم ملکن برخاقان افتد خود را زار به خاکن ~~افکند و زمین را بوسه آرد و قدری از جای خود باز پس رود وقایم بایستد تا آن ~~وقت که سلطان او را نزدیک خود خواند. و چون کاری صعب و دشخوار پیش آید ~~ایشان را، خاقان به نفس خود بیرون آید وهرکه او را بیند از پیش چشم او به ~~یک طرف شود از جهت حرمت ومحافظت چانب او، وهیچ کس او را معارض و ~~مقابل نشود. # (995] چون خاقان بمیرد او را دفن کنند. اهیچ کس را از گور او گذار نیفتد الا ~~پای خود را برهته کند و گور او را سجده آرد و تاگور خاقان از چشم او نابدید ~~نشود سوار نگردد. و جانب او را عظیم موقر و مبجل میدارند و اشارت فرمان ~~اورا انقیاد می نمایند. نا چنان شنیده شد که اگر کسی مستوجب کشتن می باشدو ~~خاقان بخواهد که بر ملا میانه خلق به خلاقت قصاص کند او را میفرمایدکه خود ~~نفس خود را قصاص کند. آن شخص البته به هبچ گونه مخالفت نمی شمرد وبه ~~موضعی دور می رودو خود را به فرمان خاقان هلاک می کند. # و خاندانی که خاقانی در آن مخلد و مؤبد مانده است ایشان را از مال منالی ~~نمیباشد، و هرگز حکم و سلطنت از خاندان ms252 ایشان نقل نمی کند. و چون بزرگی و ~~رباست یه یکی از ایشان می رسد تمامت خلق جمع میشوند و باوی بیعت می کنندو ~~یاد نمی آورند که او پیش ازین به چه حالت بوده است و از حکم و فرمان اواستنطاف ~~نمی کقند و عیب نمیدارند و او را مرقر و مبجل می دارند PageV00P291 ~~============================================================ ~~ماله و مسالک ~~و کسی که معتمدالقول بوده مرا حکایت کرد و گفت که در بازار ایشان مردی ~~جوان را دیدم که نان می فروخت و مشارالیه بود، به آن که چون دولت خافان ~~منقضی و سپری شود یا متوفی شود به حکم سلطنت و خاقانی هیچ کس از و نزدیکتر ~~نیست، الا آنکه مسلمان بود و البته مسلمانان را رئیس و حاکم خود نمی کنند و ~~خاقانیت منعقد نمی شود مگر به کسی که جهود باشد. # وتخت وقبه زر نمی زنند الا از بهر خاقان . ودر آنجا منصب ضراب بالاتر ~~از منصب ملک می باشد. و مسکن او نبز بالاتر از مسکن ملک است . # و خانههای نواحی برطاص از چوب است و بناها از یکدیگر دور و جدا ~~ماه ~~و بسجرت دوگروهاند. یک گروه در آخز غزیه2 بر پشت بلغار متوطن ~~میباشند ، و چنان شنیده شد که عدد مردان ایشان دو هزار باشد جدا از زن و ~~فرزندان ایشان ، و آن موضعی منیع است وهیچ کس بریشان ) غالب وقادر (1009) ~~نمیباشد. اما ایشان در طاعت وفرمان برداری بلغاراند، وگروهی دیگر از بسجرت1 ~~به نزدیک بچناک2 مقیم اندو آن گروه و اهل بجناک2 به ترک و به روس نزدیک ~~میباشند: ~~وزبان اهل بلغار مثل زبان اهل خزرست ، و اهل برطاس را به خلاف ~~زبانهای ایشان زبانی دیگرهست. و زبان روس نیزغیر از زبان خزر وبرطاس است. # و بلغار نام شهری است وسکان و متوطنان آنجا مسلماناند و مسجدهازی) ~~جامع ساخنه. و نزدیکی آن شهری هست که آن را سوار می خوانند و در آن تیز ~~مسجد ms253 جامعی هست و کسی که در آن مسجد خطبه کرده بود مرا حکایت کر[د] و ~~گفت که مقدار عدد مردم که در میانه آن هر دو شهرها است ده هزار مرد باشد و ~~ایشان را خانهها از چوب ساخته هست که در زمستان در آن قرار می گیرند و در ~~تابستان به خر گاهها مقیم می باشند ~~و خطیب آنجا مرا حکایت کرد و گفت که در تابستان شب چندان کوتاه ~~می باشد که در آن یک فرسنگ بیش نمی شاید رفتن و درزمستان روز بدین صفت PageV00P292 ~~============================================================ ~~دریای خزر ~~کوتاه می باشد و شب دراز، چنایکه روز زمستان چون شب تابستان میباشد : ~~وقوم روس از سه جنساند: یکی صنف ازیشان به بلغار نزدیگ اندوملک ~~ایشان به شهری مقیم است که آن شهر را کویابه1 می خوانند و آن شهر بزرگتر از ~~بلغار است، وگروهی دیگر ازیشان بالاتر اقامت ساخنهاند وایشان را صلاویه ~~میخوانند، وگروهی دیگر را ارثانیه2 میخواتند، و حاکم ایشان به ارثا2 افامت ~~دارد، و مردم از آنجا به کویابه1 به تجارت و معاملت می روند . # و اما هرگز شنیده نشد که درشهر ارنا2 هرگز هیچ کس از غربا به تجارت رفنه ~~است. جهت آیکه هر که در آن شهر می رود و آن زمین را میبیند و حالات ایشان ~~را مشاهده می کند البته او را زنده نمی گذارند . اما بازرگایان غریب در آن دریا ~~با ایشان به هم به تجارت و خرید و فروخت مشغول میشوند. اما رها نمی کنند ~~که هیچ یک را اختلاطی و امتزاجی یا ایشان باشد . # و از شهر ارثا، سمور سیاه و ارزیز’ در شهرهای دیگر حمل میافتد. # و روس قومی اندکه عادت و شیمت ایشان آن است که چون کسی ازیشان ~~(1005] متوفی شود او را در آتش اندازند ) نا بسوزد، و پیوسته به خانهها[ی) خود عود ~~میسوزند. وبعضی ازیشان ریش وگیسو و ابرو میتراشند ولباس ایشان جامه ماری) ~~کوتاه است : ~~ارثانیهه ms254 و خزر و بلغار بزرگ درحد شمالی روم نیک نزدیکاند و ایشان ~~عددی بسیاراند . تا چنان شنیده شد که چندان قوت و شوکت ایشان را می باشدکه ~~خراج آنجه به طرف روم است از شهر و دبه و مزرعه وضیاع وغیره با ایشان ~~رجوع میافتد . و تمامت اهل بلغار اندرون6 دین ترسایاناند. # یاد کردن مسافات که در میابه دریای خزر و نراحی آن می باشد ~~- اول از آبسکون2 به بلاد خزر سیصد فرسنگ ~~- و از آبسکون6 از طرف دست چپ کسی که به خزر رود سیصد فرسنگ ~~است PageV00P293 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~23 ~~- و از آبسکون1 تا دهستان ساسس2 شش منزل، و هرگاه که باد لایق وزد از ~~طبرستان تا باب الابواب در پهنای دریا قطع می کنند [در هفت روز] ~~- و اما از آبسکون1 تا به شهرها[ی] خزر طول آن از عرض بیشتر می باشد ~~جهت آنکه در مساحت آن عرصهای منزوی است ~~-و از اتل تا سمندر هشت روز ~~- و از سمندر تا باب الابواب سه روز، ~~و از اتل تا اول حد برطاس بیست روزست ~~- و از اول برطاس تا آخر حد آن پانزده روز است ~~- و از برطاس تا بجناکن4 ده منزل ~~- و از اتل تا بجناک یک ماه ~~- و از اتل تا بلغار [از راه بیابان یک ماه] ~~[و از بلغار] تا اول حد روم ده منزل ~~و از بلغار تا کویابه4 بیست منزل ~~- و از بجناک2 تا بسجرت“ اندرون [ده روز) ~~- [ و از بسجرت اندرون) تا بلغار بیست و پنج منزل ~~واشی مربوط به صفحات ع22ت234 ~~1- بیابانا 2_سرنه ا 4- کوهها، مترجم هالجیل" را الجبال" خوانده ~~وبه "کوهها ترجمه کردهاستا 4_ بازس ~~فه 24 ~~1- می شود 2_ اصل: کروهی، اشتباهی است از مترجم که درعبارت "جزیرة ~~بحذاء الکر وهی کبیرة بها..، "کروهی *را اسم خاص دانسته است1 3- کذا وعیارت ~~ناقص است. عربی: نداردا 4- کذا، عربی: دهستان (کلمه‌ بی نقطه بعدی را ندارد) ~~غرنه PageV00P294 ~~============================================================ ~~دربای خزد ~~137 ~~1- اصل ms255 بکوه (و غلط است) . مترجم چیلرا جبل خوانده و به کوه ترجمه کرده ~~2- سروان1 3_ الباب! 4_ عربی : اثل (همه موارد)!5 کستی ~~9- اصل : غربی (وغلط است) 1 7- یلکه ~~1- کوتابها2_ (شباهتی؟)ا3 خرخدا 4_ عرنه ~~و ~~خرشتا 2- اتل و ~~و ~~1- (شباهتی9)1 2- وراحورا3 د که ~~ف ~~-ر 2-عزنهل * بحاکه ~~225 ~~1-کوباه ا3 اوتانمها 3. ارناا 6 ارزیرا 9_ وارهیاس ~~وخزر (عربی : ولباس الخزر- حاشیة آن . وارثا بین الخزر وبلغار الاعظم) ~~6- بلغار واندرون 1 7- ایسلون ~~ف ~~9- انلون1 2_ همان کلمه ای است که درحاشیة صفحة 228 شماره * أمده ~~(حاشیه عربی : بباس)ا 3_ عربی : چهارا 4_ بحناکا 9- بحاک ~~کونابها 7- بحاک71_ تسحرب PageV00P295 ~~============================================================ ~~(بیابان میان فارس و خراسان ~~و اما بیابان خراسان و پسارس وحدود و نواحی و اطراف آن و آنچه از ~~هر طرف بدو مضاف و ملحق ومحیط می شود هریک به تفصیل وشرحی منقح ~~گفته شود. # اول از طرف شرقی آن حدود مکران است و بعضی از سجستان، ~~وغربی آن حدود قومس وری وقم وقاشان است، ~~و شمالی آن حدود خراسان است و بعضی از سجستان، ~~و جنوبی آن حدهای کرمان و پارس است و چیزی از حدود اصفهان ~~و صورت این درین جدول به تمام ثبت کرده می آید، ان شاءالله تعالی ~~صورت بیا[نا]نی که در میانه پارس و خراسان است ~~019 ~~1016 ~~صورت مفازه او] راه1 میان فارس و خراسان! # درین جدرل ثبت کرده شد تمامت بیابانی که درمیانه پارس و تخراسان است، و ~~در مملکت اسلام هیچ بیابانی که از خلق خالی باشد چنانکه این بیابان نیست. # و سکان ومقیمان آنجا اندک اند وشهرها[ی] آنجا بقدر آن است. جهت آنکه ~~در آن بیابان چراگاه و حیها[ی] عرب متوطن و مقیم اند و شهرها و دیهها در نجد و ~~تهامه در تمامت حجاز در هیچ موضعی نیست الا آنکه قبیلهای از اعراب در آنجا ~~متوطن و در بی زراعت و مراعی رغیره متردد و مشغول میشوند. و درتمامت یمن ~~همچنین الا چیزی اندک که ms256 از طرف دریاری] نجد و یمن میان عمان و تهامه که ~~آن موضع از دیار عرب است، و از اهل و سکان خالی مانده است . # و همچنین بیافانها که در میانه کرمان و مکران و سند2 است و در تمامت ~~خانه ها[ی) آنجا از نی وغیره بناکرده است واصناف مردم در آنجا منوطن ومقیم PageV00P296 ~~============================================================ ~~بیابان میان فارس وخراسان ~~و در بیابانها [ی] بریر حی ها از قبایل بربر در زراعت و عمارت مشغولند و ~~اقامت صاخته ~~و فایده ذکر بیابانها و ایراد آن درین موضع آن است که تمامت راهها و ~~آنچه در حوالی و اضعاف آن اصت مثل منازل وضیاع و مواضع وغیره مفهوم و ~~معلوم شود، چرا که درین بیابان که شرح گفته می آید عمارت و آبادانی و مقیم ~~بسیار نیست ، ودرین بیایان دزدان و حرامی و شراة و قطاع طریق بیشتر از ~~بیابانها[ی] دیگر می باشد و پیوسنه به نهب قوافل و قطع طرق و منازل مترصد و ~~مراقباند. جهت آنکه آن مملکت بعینه به اقلیمی مضاف نیست که اهل آن اقلیم آن ~~موضع را از دزد و حرامی محافظت واجب دانند. چرا که از هرطرفی خداوندان ~~قوت و شوکت در آن بیابان مجتمع شدهاند و هریک از یشان دیگری را مطاع و ~~منقاد نمی باشد: ~~و بعضی ازین بیابان در اعمال خراسان و قومس داخل میباشد، و بعضی ~~دیگر از حساب سجستان است، و بعضی از مملکت کرمان و پارس و اصفهان وقم و ~~فاشان وری است: ~~و چون دزدان که در آن بیایان مقیم اند از اقلیمی از ین اقلیمها که گفته شد ~~(1029] مالی دزدند با راهی (قطع کنند در مملکتی دیگر در میروند و آسوده و متمکن ~~از سر رفاهیت خاطر به تصرف آن مشغول می شوند، و ازین جهت میچ کس بربشان ~~مظفر و منصور نمی شود: ~~و با آنکه آن بیابان را ممالک منشعب وملوک مختلف اند از التواو ~~صعوبت آن ms257 اسب در آن راه نمی تواند رفتن ، وچون خواهد که آن بیابان را قطع ~~کند به اشتر میروند. # اما چهاربای که امتعه قوافل را نقل وحمل می کنند ایشان را راهها وآبهاری] ~~معین و معروف و معدود هست که آن را می سبرند و از جاده‌ آن تجاوز نمی کنند ~~چه اگر در طرفی از آن میل کنند و از جاده‌ راه بیرون شوند در مقام هلاکت و ~~ضلالت افتند. PageV00P297 # ============================================================ ~~ممالک و مسسالاه ~~و درین بیابان کوهی هست و در آن کوه دزدان اقامت ساختهاند و اموال و ~~ذخایر و دفاین در آنجا جمع کنند، و جهت احتیاط در آنجا خانهها [ی] محکم ~~ساختهاند، و آن به کر کس اکوه معروف می شود. و آن بیابانی [را] که نزدیک ~~ری وقم است از شرقی این بیابان تا دو روزه راه کر کس میخوانتد: ~~و کر کس1 کوه که گفنه شد کوهی بزرگ و بلند و منیع نیست2 اما راه او ~~بریده و مندرس است و از دیگر کوهها متفرق و دور افتاده و از همه طرفی گرد او ~~بیابان در آمده . # و چنان شنیده شد که در زیر این کوه به دو فرسنگ دورتر جاده راه هست و ~~درین کوه آبی هست که آن را آب بنده2 می خوانند و از شکافها[ی] آن کوه نبزآبی ~~اندک بیرون می آید و میانه آن کوه مانند ساحه است و ایشان نیز به صعوبت و ~~مشقت به دزوه وشاهق آن کوه می روند از بسیاری التوا و انعطاف وراههای ~~باریک که در آن کوه است، و هر وقت که شخص بر کناره‌ آب بنده بایستد آن ~~موضع را مانند حظیره می بیند و کوه از جوانب و حوالی برو محیط شده. # و درین بیابان هیچ دیه نیست و نیز هیچ شهری در آن موضع دانسته تشده ~~است الا سنیج" و آن از اعمال کرمان است که در آن بیابان بر راه سجستان مبنی ms258 ~~است و از تمامت نواحی و اطراف آن شهر بیابان محیط می شود، ~~و درین بیابان بر راه اصفهان تا نیسایور موضعی هست که آن را جرمق ~~میخوانند و آن سه دیه است ~~و در حوالی آن بیابان شهرهای چند معروف و مشهور هست ابرین جملت و [1025 ~~ترتیب که گفته می شود: ~~اول از جانب پارس : نایین5 و یزد و عقده ~~و از حد اصفهان : اردستان ~~و از حدکرمان : خبیص، و راور" و نرماشیر" ~~و از حدکوهستان: فم و قاسان و دزه’و همچنین ری وخواره1، و روستای آن ~~ملاصق آن بیابان است PageV00P298 ~~============================================================ ~~بیابان میان فارس و خراسان ~~و از ناحیت قومس: دامفان وسمنان ~~و از [حد) خراسان: شهرهای قوهستان ، و از آن یکی طبسین وطبس و ~~قاین است که حد روستا[ی) آن درین بیابان می رسد ~~اراههای بیابان] ~~و راه معروف درین بیابان راهی است که از اصفهان به ری میروند و این ~~نزدیکتر از راه دیگرست ~~وراهی دیگر از کرمان تا سجستان ، ~~و یکی دیگر از پارس وکرمان نا خراسان ، ~~و یکی از آن راه یزد است در حد پارس، ~~و راه شور2 وراه راور2 و راه خبیص، از حدودکرمان تا خراسان ، ~~و راهی هست که آن را "راه نو می خوانند و آن راه از حدکرمان است ~~تاخراصان . # تمامت راهها[ی] معروف که درین بیابان مبسوط بود و آن را میسپرند این ~~استکه گفته شد، واللهاعلم بحقیقتها ~~و راهی دیگر از اصفهان به قومس میرود و این راه را نمی روند مگر به ~~وفت ضرورت و آن راهی راست است بریکن خط راست و مستقیم می کشد ~~و احوال سکان و متوطنان آن بیابان و اسامی شهرها که در اطراف آن است و ~~تمامت راههای معروف او گفته شد و عدد مسافت آن به تفصیل شرح داده آید، ~~انشاءالله تعالی وحده ~~یادکردن راهی که از ری به اصفهان می رود ~~- اول از ری تا شهر ورامین یک منزل، ms259 و در ورامین" بازاری بزرگ هست. # و از ری تا دزه4 یکن منزل، و در دزه1 منبر هست، و مسافت از ری نا ~~ورامین در عمارت و خصب است الا مقدار دو فرسنگ در میانه راه که در آن هیچ ~~مارت نیست PageV00P299 ~~============================================================ ~~مماله ومسالک ~~149 ~~- و از ورامین تا دیرالجص یک منزل ، ودر میانه‌ ورامین ودیرالجص ~~محاذی و مقابل کر کس، کوه و سیاکوه بیابانی هست ، و دیرالجص رباطی است ~~ازگچ و آجر مشید برافراشته ومحکم کرده وبدرقه داران در آن معتکف ومتوطن و ~~کاروان آنجا منزل می کند او آن را هیچ زراعت و درخت و آب روان نیست الا ~~10397 ~~یک چاه آب شور که از آن آب البته نمی شاید خوردن . بیرون از دیر دو حوض ~~بزرگ ساختهاند تا در زمستان آب باران در آن جمع می شود و زمستان و تابستان ~~از آن دو حوض ایشان را آب می باشد . و از دو جانب بیابان در آن محیط است. # و از دیرالجص تا کاج" نیز بیابان است و کاج در قدیم عهد و ایام دیهی ~~معمور بوده است واین ساعت خراب شده است، و هیچ کس در آن مقیم نمی باشد. # الاچون کاروان گذار کند آنجا منزل سازد . وآنجا جاهها[ی) چندآب شورهست و ~~آب خوردن ایشان را از باران می باشد که در حوضها جمع می شود ~~- و از کاج" تا قم یک منزل، و ازین راه چون روندهای از شهر بیرون رود ~~دو فرسنگ بیابان است، و بعد از آن به دیهی می رسد و دیگر در بیابان میرود تا ~~آنگاه که به شهر می رسد ~~- و از قم تا قریة المجوس یک منزل، وآن راهی معمور و مشهور و روشن ~~است، و درین دیه گبران می باشند ~~و ازین دیه تا قاشان دو منزل است بهچنب بیابان، و تمامت این راه معمور ~~~~و از قاشان تا قلعه بدره دو منزل، و بعضی ازین راه ms260 بیابان است، و درین ~~قلعه عمارت و زراعت می باشد و صدخانه در آنجا ساختهاند ~~- و از بدره تا رباط ابی علی بن رستم یک منزل بزرگ، و این راه در بیابانی ~~است که در بیابان کر کس کوه متصل می شود . و درین قلعه پیادگان جهت دفع ~~حوادث ومنع نوایب مرتب ومقیم می باشند و قافله وکاروان در آنجا منزل می سازد و ~~نزدیکن این قلعه دیهی هست که از آن دیه آب روانه میشود و در میانه رباط ~~میافتد و در میانه رباط حوضی بزرگ ساخته هست که آب در آن جمع می شود و ~~از آنجا بیرون میرود PageV00P300 ~~============================================================ ~~بیابان میان فارس و خراسان ~~- و ازین رباط تا دیه1 دانجی، یکن منزل ~~- و از دانجی" تا اصفهان یکن منزل سبک، و راهی که از دانجی2به شهر ~~میرود آن راه بغایت عمارت می باشد ~~ک و راهی دیگر از ری به اصفهان میان سیاکوه و کرکس کوه از دست ~~(1037) حب روند، و سیاکوه از دست راست او[ست)، و در سیاکوه نیز دزدان اقامت ~~می سازند و در آن عمارت و زراعت می باشد ~~- و از کر کس، کوه تا دیرالجص چهار فرسنگ ~~- و از دیر الجص تا سیاکوه پنج فرسنگ ~~- و از کر کس، کوه تا دزه هفت فرسنگ . # یادکردن راهی که به خراسان میرود ~~- اول از نایین5 تا مزرعه در راه بیابان، و در آن مرزعه گاه باشد که دوکس ~~یا سه تن مقیم باشند و آن را بونه4 می گویند، و چشمه آب در آنجا هست که از آن ~~آب زراعت می کنتد. # و از بونه4 تا جرمق چهار منزل، و درین راه در هردو فرسنگ یاسه فرسنگ ~~گنبدی و برکه آب ساختهاند. و جرمق را سده2 می خوانند و آن سه دیهاند. یکی ~~ازیشان را بیاذق می خوانند و دوم را جرمق و سوم را ارابه4، وآن ازپس خراسان ~~است و در آن جا درخنان خرما ms261 و زراعت و چشمههای آب و گوسفندان بسیار ~~میباشد. و این هرسه دیه به یکدیگر نزدیکاند. چنانکه از هردیهی دبهی دیگر را ~~میشاید دیدن و در هر دیهی از آن هزار مرد متوطن و مقیماند ~~- و از جرمق تا توخانی10 چهار11 منزل است، و در هرسه یا چهار فرسنگ ~~گنبدی آب و بر کهای کرده ~~- [و از نوخانی تا رباط حوران یک منزل] ~~- و از رباط تا دیه آتشگهان12 بک منزل سبک ~~- و از آتشگهان12 تا طبس12 یک منزل، و هر که خواهد بگیرد از نوخانی15 PageV00P301 ~~============================================================ ~~مماله ومسالک ~~244 ~~تا دسکروان1 یک منزل ~~-و از دسکروان1 تا بن2 یک منزل بزرگ ~~- و از [بن تا] ترشیز2 دومنزل ~~- و از ترشیز2 تا نیسابور پنج منزل ~~ک و راه شورو یزده و نایینء به دیه کری با یکدیگر مجتمع میشوند، و ~~در آن دیه پیوسته هزار مرد مقیم می باشد، و او را روستاهای بسیار مست . # و در میانه طبس و کری سه منزل است ~~یاد کردن راه شورم ~~و شور4 نام رودی است که در بیابان روانه میرود، و آن نه نام دیهی است و ~~نام شهری ~~- و در اول بیابان دیهی هست که آن را بیره1می خوانند، و آن دیهی کوچکن ~~است چنانکه عدد متوطنان آنجا از ده کمتر می بساشد، و آن از حدود کرمان ~~است، و از آنجا تا چشمه آب که آن را "معول""می خوانند یک منزل است، و در ~~1049 ~~آنجا هیچ خانه نساختهاند ~~- و از آنجا تا غمر سرخ، و آن دیهی بزرگ است در زمین گو در گل سرخ ~~موضوع ~~- و از آنجا تا منزلی که آن را چاه بروهت10 می خوانند و بثر وقباب11 نیز ~~میخوانند یک منزل، و در آن موضع یک تن مقیم نمیباشد . # - و از آنجا تا هزارحوض12 یک منزل ، و درآن آب باران جمع می شود : ~~- و از هزارحوض نا شور، یک منزل و آن چشمهای جوشنده وشوراست، ~~الا ms262 آن را می شاید خوردن ، وقبهای چند آنجا هست و هیچ یکن12در آن نمی باشد. # - و از آنجا تا معول’ یک منزل و در آن قبهای چند ساخته : ~~- و از معول8 تا منزل کری یک منزل بزرگ است . و بر چهار فرسنگی ~~کری بر که ای ساخته هست که آب سیل در آن جمع می شود: PageV00P302 ~~============================================================ ~~بیابان میان فارس وخراسان ~~145 ~~و درین بیابان ، میان شورا و برا از دست راست کسی که از خراسان به کرمان ~~می دود سوری هست بقدر دو قرسنگن، و در آن درختان بسیار می باشد مثل لوز و ~~صیب و غبره، و در آنجا صورتها کرده است مانند صورتهای آدمی : ~~یادکردن راه راور2 ~~- اول از دیه راور2 تا یه موضعی که آن را در کوی جوء می خوانند یک ~~منزل، و در آنجا چشمه آب اندک هست اما هیچ خانه در آن نیست . و راور، ~~دیهی خوش و معمور است و در آن قلعهای ساخته با آب روان، و آن از قبیل و ~~همل کرمان است ~~- و از در کوی جو4 تا شور1 دوازده6 یک منزل، ودر قدیم عهد آنجا رباطی ~~بوده است و در این ایام خراب است و آن درغاله مخوف وهایل است بادرختان ~~بسیار و هرگز دزدان و مفسدان از آنجا خالی نمی باشد، و هیچ یکن4 را در آنجا ~~اقامت تیتت ~~- و از آنجا می روند تا دیر بردان2، و آن صحرا است و هیچ خانه در آن ~~نمیباشد، و در آنجا چاههاای) بسیار ساختهاند که آب باران در ایشان جمع ~~می شود و هیچ خانه در آن نمی باشد، و این مسافت یک منزل است . # - [و از آنجا نا حوض یک منزل.] ~~- و ازین حوض تا نابند2 - و آن رباطی است که در آن رباط بقدر بیست ~~خانه ساختهاند با درختان و آب روان چنانکه آسیایی کو چک از آن آب می گردد و ~~بقدر آن آب همارت و ms263 زراعت می کنند. و به دوفرسنگ پیشتراز نابند4 دور10 چشمه ~~آب و قبهها و درختان خرما هست و در آن هیچ کس مقیم نمی باشد، [و بر راست ~~نابند درختان خرما هست و در آن هیچ کس مقیم نمی باشد] و هرگز از شراة11 و ~~(1045] دزد خالی نمی باشد الاآنکه اهل نابنده آن موضع و درختان را/محافظت می کنند. # - و چون از نابند، دو منزل می روند به موضعی میرسند که آن را بثر شکن12 ~~می خوانند، و درین راه در هردو فرسنگ حوضهای آب وقبهها ساختهاند، الا PageV00P303 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~14 ~~میچ کس در آن مقیم نمی باشد. و به بیر شک1 چاهی آب خوش و گوارنده‌ با ~~لاوت هست . # - و از آنجا تا خور2 یک منزل، ~~- و از خور2 تا خوست2 دو منزل، ~~- و از خوست4 تاکری سه منزل: ~~یادکردن راه خبیض ~~خبیص شهری کوچک است بر کناره‌ بیابان مبنی، با آب روان و درختان ~~فراوان و خصب و نزاهت و درختان و نرخها[ی) ارزان . # - و از آنجا تا به موضعی که آن را دروازقه می خوانند یک منزل است، و ~~در آنجا خانه های بسیار خراب هست چندان که چشم از بسیاری آن خیره می ماندو ~~تلهای چند نیز مشاهده می افند که دلالت می کند که در قدیم عهد و ایام خانهها ~~بودهاند، اما در آنجا هبچ چشمه وچاه و رود نیست . # - و از آنجا تا به موضعی که آن را رود شوره میخوانند، و آن رودخانهای ~~است که آب باران از آن می گذرد ودر آنجا آب روانه نمی باشد" مگر آب باران و ~~آب باران به زمین سبخ می گذرد و شور می باشد، و تمامت خاک آن بیابان شور و ~~نمکین3 است ، و این مسافت یک منزل می باشد . # - و از آنجا به موضعی که بارسکن می خوانند یک منزل، و آن کوهی ~~کوچک است : ~~-و از آنجا تا به موضعی که آن را ms264 نیمه میخوانند یک منزل . # - و ازین مکان تا به جایگاهی که آن را حوض میخوانند، و آن حوضی ~~است که آب باران در آن جمع می شود [یک منزل.] ~~- و از آنجا تا رأس الماء دو منزل است، و در آنجا چشمه آب هست که آب ~~آن چشمه در حوضی که نزدیک آن است جمع میشود، و از آن آب زراعت ~~می کنند، و آن رباطی است که پیوسته یک تن دو تن بیش در آن مقیم نمی باشند. PageV00P304 # ============================================================ ~~بیابان میان فارس و خراسان ~~و از رأس الماه باید به کوکور [رفت]، و آن دیهی معمور است و آن را ~~از حد قوهسنان میگیرند، [یک منزل] ~~و از کوکور تا خوست1 دو منزل. # و در بیایان خبیص از رأس الماء دو فرسنگت دورتر بهطرف خراسان به مقدار ~~چهار دانگ فرسنگی، تمامت سنگهای سیاه افتاده است . # و از بارسک تا قبرالحاجی سنگ ریز[ه]هسای خرد انداخته مییاشد، و ~~(1059] بعضی از آن سنگها در سپبدی مانند کافور می باشد و بعضی در سبزی مانند ~~آبگینه . # و چون از رأس الماء به قدر دو فرسنگ ازین بیابان می گذرد و به قدر یکن ~~فرسنگ [به سوی کوه] هیچ گیاه و سبزی معارض نمی باشد: ~~یادکردن راهی که از یزد به خراسان می رود ~~اول از یزد تا انجیره2 یک منزل ، و در انجیره، هیچ دیه و مردم نمیباشد ~~الاچشمهای آب و حوضی که آب باران درآن جمع می شود . و از یزد تا انجیره2 ~~هیچ عمارت نیست : ~~و از انجیره4 تا به دیه [خرانه) یکن منزل، و درین میانه هیچ عمارت ~~نمی باشد. و خرانهه دیهی بزرگ است چنانکه عدد مردان آنجا دویست می باشد، ~~بازراعت و گوسفندان و بستانها و ضیاع وغیره: ~~و از خرانه4 تا تل سیاه سپید یک منزل، و در آن آبادانی و عمارت نیست. و ~~آن رباطی است خوش . اما کس در آن متوطن و مقیم نیست. و دو ms265 حوض آنجا ~~ساخته هست که آب باران در آن جمع میشود: ~~و از تل سیاه سپید تا ساغند، یک منزل، و در آن نیز عمارت نمی باشد. و ~~ساگند“ دبهی بزرگ است چنانکه پیوسته چهارصد مرد در آنجا مقیم می باشند و ~~آن بغایت عمارت و زراعت است با چشمه آب روان .و خرانه معمورتر از آن ~~ات PageV00P305 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~748 ~~و از ساغند1 تا پشت بادام2 یک منزل بزرگ و در آن عمارت نیست . و در ~~آنجا رباطی ساخته هست و چامهاکرده . # و از پشت بادام تا رباط محمد یکث منزل سبکک ، ودر میانه ایشان هبچ ~~عمارت نیست، و در آن رباط بیوسته پنجاه مرد متوطن و مقیم می باشند و ایشان را ~~زراعت و چشمههای آب هست . # و از رباط محمد تا ریگن2 یک منزل ، و آن موضعی است که کاروان منزل ~~در آنجا می کند و در رباط آن هیچ کس مقیم نمی باشد . و درین میانه به مقدار دو ~~فرسنگ تمامت ریگ است و آن را ریگن" میخوانند . # و از ریگ“ تا خان مهلبه یک منزل، و درآنجا چشمه آب هست وکوهی ~~نزدیک آن است ، و در میانه ایشان هردو عمارت نیست . # و از مهلب تا رباط خوران یک منزل، و در میانه ایشان نیز عمارت نیست، و ~~رباط خوران رباطی است از سنگ و گچ برآورده و پیوسته جهت محافظت آن ~~حوالی دو سهگروه در آنجا اقسامت ساخته متوطن شدهاند. 1و چشمه‌ آب نیز در [1045] ~~آنجا هست و هبچ زراعت در آن نمی باشد. # و از رباط حوران تا رباط زاد آخره، یک منزل و، در زاد آخره2 چاهی آب و ~~خانی نیز ساخته هست . اما هیچ کس در آن نمی باشد، و در میانه ایشان هردو هیچ ~~حماریت نیست ~~و از زاد آخره8 تا دیه بستادران4 یک منزل، و در آن دیه پیوسته به قدرسیصد ~~مرد مقیم میباشند. و پیوسته در کاریزها در آنجا ms266 آب روان میرود، و از آن آب ~~زراعت و عمارت می کنند، و ایشان را انگور وگوسفند بسیار می باشد. # [و از بستادران تا بن یک منزل سبک است0] ~~و از بن10 تا رادویه یک منزل . و رادویه منزلی است که درآن منزل چاه و ~~خان ساخته است . اماکس در آن متوطن نمی باشد ~~و از رادویه تا ریکن11 یک منزل، و درمیانه ایشان عمارت نیست. و ریکن12 ~~رباطی است که در آن زراعت و آب روان میباشد، و پیوسته دوسه گروه در آن ~~منوطن میباشند PageV00P306 ~~============================================================ ~~بعابان میان فارس وخراسان ~~149 ~~و از ریکن1 تا استلشت2 یک منزل است، و در آن حوضی آب ساخته و ~~خانی نیزکرده ، اما در آن خان کس متوطن نمی باشد . # و از اشتلشت2 تا ترشیز2 یک منزل ، و آن حومه‌" [پشت ] نیسابورست : ~~و درین راه به هردو قرسنگ خانی و حوضی آب ساخته هست : ~~وراه آن بیابان از اصفهان تاری ~~بریک خط راست وترصیف است، وراه نایین5 نزدیک آن است و ملاصق ~~آن راه نایین4 تا خراسان راهی هست ، ونزدیک آن راهی دیگر که از بزد به ~~خراسان می رود. # وراه شوره ~~نزدیک آن است. پس راه راور’، پس از آن راه خبیص ، بعداز آن راهی ~~نو هست که از سجستان به کرمان می روند ~~وراهنو ~~و راه نو از نرماشیره‌ میرود تا دیه دارستان15 و ابن مسافت یک منزل ~~است و در آن درختان بسیار می باشد. و از پس آن هبچ عمارت نیست : ~~و از آنجا به رأس الماء یک منزل. و11 رأس الماء چشمهای است که در برکه ~~بزرگ جمیع می شود و از آن برکه بیرون می آید و در بیابان پهن میشود. # 10697] و از رأس الماء تا دیه سلم چهار منزل ، وتمامت این چهار منزل بیابان ~~است، و می گویند که دیه سلم از اعمال کرمان است: ~~و از دیه سلم تا هراه12 ده روزه است . # و اگر خواهد ms267 از نرماشیر13 بگیرد و میرود تا سنبج12 پنج منزل . # و از سنیج12 تا دیه سلم پنج روز . و درین دیه چشمه آب اندک است . # واماراه سجستان ~~اول آن از نرماشیره1 است و میرود تا سنیج2، و این مسافت پنج روزست PageV00P307 ~~============================================================ ~~هماله ومساللم ~~190 ~~در حدکرمان ~~و از سنیج14 تاصجستان هفت منزل ~~و آن خوددر جدول سجستان و کرمان شرح گفته آید . # بتوفیق الله عزوجل ومنه . # حواشی مربوط به صفحات 250-238 ~~ه12 ~~1_اصل:20_ سنا 3_ ظاهرا "دره زیادی است ~~1-استرا ~~1- کرکش! 2_ عربی: فاما جبل کرکس کوه فهوجبل لیس بالکبیر (کبیر. # کویر، آن را به معنای بزرگ گرفته)! 3_ آب بندها 4_ سمحا5_ ماس ~~یص ا 7_ زورن ا 4_ برماسرا9-رزه ا 10-خوارزم ~~ف وة ~~2 سورا* دودا عح ا 9 رامن ~~ررها7- زره ~~ف ~~1- دیرالحصس!2- کرکشا 3_ کاح ~~1-تادیها2_ دانحیا3_ دانعیا4_ کرکشا 5_ ماس ~~نونه ا 7- (سهده)، عربی : سیده؟1 4_ سادی (.بیانه، امروزه به ~~خلط "بیاضه" می نویسندا 9. ارابه (شاید ارابه تصحیف اردیب باشد و یا دیهی که ~~امروز عروسان نام دارد وشاید اروسه؟ یا شبیه آن بوده و به تصحیف ارانه ضبط شده)ا ~~10- وجای ا 11-جهارصد1 12_ اکهان ا 13- اسکها ~~14- عربی: طبسن ا 18- یوحان ~~فه ~~دسکرادا 2. با3. برسین1 4 سودا ه بردا PageV00P308 ~~============================================================ ~~تان ~~259 ~~ماس ا 7_ سرها 8_ کذا، عربی : مقول، هیچ یکن نباید ضبط درستی ~~باشد (دراحسن التقاسیم: معزل)) 9 عیرونی سرتحا 10_ چجاه بروهت؟ # 11_عربی: وهوبثر وقباب! 12_ عربی: حوض هزارا 13_ ( هیچ کس، ~~در مفحه بعنعم أمده است) ~~46 ~~1_ سورا 2_ یکن کلمه بمانند هسری" نوشته (عربی. بر)، اگرعربی درست ~~باشدآن را ترجمه نکرده واسم خاص دانسته است10 3_ زاورا4- کوجری، ~~ولی در احسن التقاسیم " درکوجوی * آمده است همانند باترجمها 5- عربی: ~~دوازدة مرحلة. (ظاهرا کلمه "یک" زیادی است) !6_ (میج ک)! 7_ سردانا ~~8- بایند 9_باندا 10- کذا، ظاهرا کلمه ای زیاد است (شاید . درو): ~~ی: عینماء19-سراها 12- سکه ~~ه ~~ک ا2خودا 3. خوس ا4. خورا 9_ دوازق ~~سورا 7- میباشد (عربی ms268 : ولایجری الامن مطر) ا 8 (نمکن) ~~به ~~1-حود2- الحارحیا 4- خره (نام این محل هنوز انجیره است ودر مآخذ ~~قدیم به تصحیفهای مختلف آمدهاست)ا 4 رعره 9_ حرابهه حرانه ~~7- ساعدا 8_ (ساغند) درین یکن مورد به گاف ضبط شده استااخوانه ~~ف ~~1_ ساعد2_ سب بادام! 3_ انل!4_ رکه91- عربی: مهلب ~~6- دراینجا بدون "خان* ا 7- ارادحره 41- ارادحرها9_ سسادران ~~10_ برا 11_ ریک (شاید ریگن درست باشد)ا 12_ رنکی ~~م ~~رکن ا2_ اصلست ا 4_ برسن ا 4- جومه (مانند چند ~~مورد دیگرکه حومه را جومه ضبط کرده)! 9_ ماس! 6- راس (جانی جز نایین ~~تی تواند باشد تصحیف شده است) 7_ سورا4-زورن ا9 برماسنا ~~10- ارستان (نسخه شاید تصحیف *تابه داستان * است)11-وازا12- ( ~~هرات) ا 14- برماسن ا 14-سع PageV00P309 ~~============================================================ ~~[سجستان] ~~و اما سجستان، و آن در حوالی و اتباع و اضعاف آن است. دریک جدول ~~ثبت کرده می شود. # جهت آنکه، هرچه ازطرف مشرق درین دیار محیط می شود کرمان است، و ~~بیابانی که میان زمین مکران و زمین سند و سجستان و چیزی از اعمال ملتان است، ~~و آنچه از طرف مغرب خراسان است و یعضی از عمل هند، ~~و آنچه از طرف شمال زمین هند است، ~~و آنچه از طرف چنوب بیابانی است که میان سجستان و پارس و کرمان ~~است ~~و هرچه از طرف خراسان و غور و هند است برشکل نیم دایره مقوس است ~~و درین چدول ثبت کرده می آید ~~انشاءالله تعالی وحده ~~10697 ~~10791صورت سجستان) ~~11079 ~~جدول صورت سجستان و آنچه خوالی واضعاف آن است این است که ثبت ~~کرده شد، و هریک علی حده به شرحی منقح گفته آمد: ~~اما شهرها و آنچه درحوالی و نواحی آن است که یاد کردن آن درین مختصر ~~محتاج است : ~~اول زرنج ~~وکس ~~ونه2 PageV00P310 ~~============================================================ ~~تان ~~-و الطاقا ~~- وقرنین2 ~~- وخواش" ~~- وفره4 ~~جرهه ~~و بست9 ~~ودودان ~~-و سروان" ~~وصالقان" ~~- و بغنین ~~- ودرغش10 ~~آو تل] ~~- و بشلنگ11 ~~- و بنچوای12 ~~- و کهک ~~- وگرمه12 ~~- وقصر"1 ~~- وسیوی15 ~~- و اسفنجای14 ~~- و جامان17 ~~و بزر ms269 گتر شهرهای آن اقلیم زرنج’1 است و آن را شهری و ربضی ~~هست، و در شهر قلعهای و خندقی ساختهاند، و درربض نیز قلعه ای هست. وآبی ~~که در آن ختدق است هم از آنجا بیرون می آید و از مواضع دیگر آبها بدان ~~جا نیز میافتد PageV00P311 ~~============================================================ ~~مالک ومسالله ~~259 ~~و این شهر را پنج دروازه هست: یکی از آن را دروازه‌ نو میخوانند، ~~و دیگر را دروازه‌ کهن، و ازین هردو دروازه بیرون می آیند و در پارس ~~میدوند، ~~و سدیگر را کرکویه1 می خوانند و ازین دروازه به خراسان میروند، ~~و چهارم را دروازه نیشک" می گویند و از آن دروازه به بست3 می روند، ~~و پنجم را دروازه طعام می گویند، و تمامت درهای ایشان از آمن است . # و در ربض آن شهر سیزده دروازه هست : ~~یکی از آن را دروازه مینا، می خوانند و از آن دروازه به پارس میروند، ~~و دروازه جرجان نزدیک آن است : ~~بعداز آن دروازه شیرکه ~~پس از آن دروازه‌ شتاراق4، ~~بس از آن دروازه‌ شعیب" ، ~~بس از آن دروازه‌ نوخیک8، ~~و دیگر دروازه‌ کان ، ~~و دیگر دروازه‌ نیشک10، ~~و دیگر دروازه‌ کرکویه1 ، ~~ودیگر دروازه‌ استریس11، ~~دیگر درواره‌ غیجره، ~~و دروازه‌ بارستان12، نزدیک آن است ، ~~بس ار آن دروازه‌ روی گران12. # و تمامت بنای خانههای ایشان از گل میباشد و بالایحشب بیکاوش (2) کرده14 و ~~در آنجا هیچ خانه از چوب پوشیده نیست جهت آنکه در آن نواحی چوب ~~مفقودست ومتعدر. # و مسجد جامم در نفس شهر است، ودر ربض مسجد جامم نیست ،و ~~خانههای حکما و امرا در ربض میباشد در میانه دروازه‌ طعام و دروازه‌/ پارس و [1075] PageV00P312 ~~============================================================ ~~ال ~~155 ~~بیرون از شهر: ~~و زندان در شهرست به نزدیکن مسجد جامع ، و دارالاماره هم در آن ~~موضع است برپشت مسجد جامع به نزدیکن زندان اسست ~~اما حکم و امارت در روزگار از آنجا در ربض منتقل شده است ~~و در آنجا در ms270 میانه دروازه طعام و دروازه پارس کوشکی از آن یعقوب بن ~~اللیت هست . # و کوشکی دیگر در آن موضع از آن برادر او همرو1 بن اللیث هست. # ودارالاماره در خانه یعقوب بن اللیث است ~~و در اندرون شهر در میان دروازه‌ کرکویه2 و دروازه‌ نبشک2 خانههای ~~چند بلند بر آورده هست که در عهد قدیم خانههای یعقوب بن اللیث بوده است و ~~ایشان به زبان خود آن را ارگ" میخوانند . # و بازارهای شهر اندرون، حوالی مسجد جامع است. و آن بازارها بغایت ~~ر ~~کمال عمارت می باشند. و بازاری بزرگ هست که آن را عمر[و] بن اللیث ساخته ~~است و وقف مسجد جسامع کرده ،ودر آنجا نیز بیمارستان و مسجدی هست .و ~~اجرت این بازارها هرروز هزار درهم است ~~و در شهر اندرون رودهای چند از یکدیگر متقرق و جدا هست . یک رود ~~از آن از دروازه‌ کهن درمی آید، و یک رود دیگر از دروازه‌ نو، و سدیگر از ~~دروازه طعام، و این رودها هریک درطول وعرض وعمق چندان اند که در هریگی ~~ازیشان آسیابی مستعمل شود ~~و نزدیک مسچد جامع دوحوض عظیم و بزرگ ساختهاند، و دریشان هردو ~~آب روان می رود و از آن حوضها بیرون می آید و به خانمهای بزرگان اهل آن ~~شهر میدود: ~~و در ربض نیز بستانها و آب روان هست. و آن رودها که میانه شهر روانهاند ~~[ از) رودهای ربض متشعب می شوند PageV00P313 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالله ~~159 ~~و از دروازه پارس تا به دروازه‌ مینا1 بر یک خط مستقیم تمامت بازارها ~~اصت که درین میانه هیچ انقطاعی و انفصالی نمی باشد و آن به مقدار نیم فرسنگن ~~باشد. و زمین آن زمینی نرم و آسان و سبخ با ریگهای فراوان . # وآب وهوای آن گرم می باشد چنانکه از گرما[ی]آن هرگزبرف2 در آنجا/ [1089 ~~نیافتد. # و در حوالی و اطراف آن هیچ کوه نمی باشد . و درین دیار از طرف فره ~~کوه نزدیکن است ms271 ، و هسیشه در آنجا بادها[ی) سخت می جهد چنانکه آسیابها به ~~صنعت نصب می کنند تا از آن بادها می گردد، و تود[ه] های ریگ را از موضع ~~به موضع نقل می کند، و اگرنه آن بودی که اهالی آن شهرحیلهها ساختندی والا باد ~~از ریگ فراوان تمامت شهرها و دیهها را مدروس و ناپدید و مطموس کردی: ~~و حیلت ایشان آن می باشد که چون خواهند که توده‌ ریگٹ را از موضعی ~~به موضعی دیگر نفل کنند، در حوالی آن دیواری از چوب و خاشاک و غیره ~~بر آورند و در زیر آن دیوار یک در رها کنند، وچون باد می جهد از آن در ودر ~~زیر توده ریگ در میشود و آن را در حرکت و غلیان آورد و بلند بر میدارد ~~چندان که از چشم مردم ناپدید می باشد و آن را در موضعی دور میاندازد ~~و می گویند که در ایام قدیم شهری بزرگ میان کرمان و سجستان بوده است ~~مقابل ومحاذی راسکن2 از دست چپ کسی که از سجستان به کرمان میرود بقدر سه ~~منزل دورتر. وبعضی از طلل بناهای ایشان الی یومناهذا مشاهده می افتد و آن شهررا ~~رام شهرستان می گفتند. # چنانکه شنیده شد که رود سجستان در قدیم عهد در آنجا میرفت و در آن ~~آب بندی ساخته بودند. چون آن بند منهدم شد و کس سد خلل آن نکرد آب بکلی ~~به زبر افتاد و به طرفی دیگر میل کرد و اهل آن شهر تمامت از وطن مألوف مستأصل ~~شدند و شهر زرنج" را بنیاد نهادنده و اغلب مقیمان آنجا به زرنج" متوطن شدند. # و بزرگترین رودهای آن دیار رود هندمند است و آن رود از پشت غور PageV00P314 ~~============================================================ ~~257 ~~بیرون می آید و میرود تا از حد رخج و شهرها[ی] داور بیرون2 میگذرد، واز ~~آنجا به بست می رود تا به سجستان رسد، و از آنجا به دربای زره می افتد. ms272 # و آب آن دریا اغلب اوفات زیادت و کم می باشد، همچنانکه از آن دریاهای ~~دیگر در وقت جزر ومد. وطول این دریا بقدر سی فرسنگ است، وآن از ناحیت ~~کرین4 است برراه فوهستان تا قنطره کرمانه بر راه پارس، و پهنای آن مقدار یک ~~(1085] منزل باشد . وطعم آب آن دریا ناخوش می باشد، ومساهی ونی فراوان6/ از ~~آنجا برمی خیزد. و تمامت اطراف و حوالی این دریا به دیهها معموراند، الایگ ~~طرف که بیابان است ~~و رود هندمند رودی بزرگ است کمه از بست2 بیرون می آید ومی رود تا به ~~منزل سجستان، و از آنجا بر رودهای چند متفرق ومتشعب می شود: ~~روداول که از آن منقسم می شود رود طعام است، و این رودمیرود به دیهها و ~~ضباع وزراعت و روستا تا آن جا به حد نیشکن“ می رسد . # [و رودی دیگر باشترودست 0] ~~و رودی دیگر را سنارود1 میخوانند، و آن رود نزدیکی یک فرسنگی ~~سجستان می رود. و در آن آب ، از پشت سجستان کشتی15 می رود در وقتی که آب ~~زیادت می باشد. اما وقتی که آب کم میشود نا11 برعادت پیوسته می باشد کشتی؟ # را عبور از آن میسر نمی شود. # و اصل و عمود تمامت رودهالای) سجستان سنا،ارود ست و این تمامت ~~رودها از آن منقسم می شود . یکن رود از آن روانه می شود و بقدرصی دیه را آب ~~میدهد و معمور می دارد: ~~و رودی دیگر که آن را میلی2امی خوانند هم ازین رود روانه می شود و بسیاری ~~از روستاهای آن دیار را معمور و سیراب می گرداند. # و آنچه ازین رود باقی میماند به رودی می افتد که آن را کزک15 می خوانند ~~و در آنجا بندی محکم ساختهاند تا آب آنجا به دریای زره فرو نرود. PageV00P315 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و به رود هندمندا نیز بندی محکم ساخته هست، و در آن جسری از کشتی ~~کرده همچنانکه در رودهای عراق: ms273 ~~و هرچه از وادی فره2 و غیر آن از رودها[ی] آن نواحی فاضل و بساقی ~~میماند به دریای زره می افتد ~~و رود نیشک2 از نزدیک غور بیرون می آید وتمامت آن نواحی را معمورو ~~سیراب می گرداند و اندک چیزی که از آن باقی میماند به دریای زره می افتد ~~* ~~و سجسنان شهری خوش ونزه است با الوان طعام وخرما و انگور، و بیشتر ~~اهل آن با مال و یسار و قدرت و منال می باشند. # و در بیایانی که میان سجستان و مکران است صیغ بسیار می باشد و در آفاق ~~11094) ~~از آن نقل می افند،او بیشتر طعام اهل و سکان آنجا صمغ می باشد . # و بالس نام ناحیتی است از آن دیار، و شهر آن را سیوی، میخوانند و ~~حاکم و والی ایشان در قصر متوطن و ساکن می باشد ~~و اسفنجایه بزرگتر از قصر است . # و رخج نام اقلیمی است، و آن در میانه بلد داور و بالس میافتد و آن ~~بغایت خصب و نعمت و نزاهت است، و شهر بزرگ آن را بنجوای" می گویند: ~~و شهر کهک از اعمال وتوابع آن است، و اغلب اهل آن صوف می بافند و ~~مالی عظیم و وافرایشان را از آن صنعت دست می دعد . و آنچه معهود ومرسوم ~~است مالی بسیار و بیشمار در بیت المال می رسانند و اغلب خانههای ایشان بزرگ و ~~فراخ میباشد: ~~وبلدی الداور2 اقلیمی خوش ونزه است باخصب ونعمت وامن وراحت و ~~آن ثغری از ثغور شهرهای غور و بغنین و بشلنگ15و خلج11 و خاش12 است. و ~~هیچ سور در آن نیست الافلعهای در آن ساخته هست و شهری بزرگ، واصل آن ~~اقلیم را تل12 میخوانند . و شهرهای چند در آن اقلیم هست مثل درغش14 و آن PageV00P316 ~~============================================================ ~~تان ~~برراه گذر رود هندمند است برکناره‌ دریا موضوع . # و بعضی از اهل بغنین1 و خلج و کابل و غور و شهرهای آن نواحی مسلمان ms274 ~~شدهاند و دین خود ترک کرده و بعضی خراج برخود لازم گردانیده وصلح کرده: ~~وهوای تمامت آن اقلیم سردسیر است: ~~و اهل خلج" گروهی از اتراکاند که در قدیم ایام در زمینی که میان هند و ~~نواحی سجستان است در پشت غور رسیدهاند، وآن موضع را جای نزه وخوش ~~مشاهده کرده فرود آمده متوطن شده خانهها بناکردهاند، و ایشان راچهاربای بسیار ~~می باشد. ودر خوی و خلقت و عادت و سیرت مانند اتراکاند، ولباس ایشان نیز ~~مانند ترکان است . # و اما بست2 شهری خوش ونزه و بغایت بزرگ است ، چنانکه در اعمال ~~سجستان بعد از زرنج میچ فهری بزرگتر از آن نیست ، الاآنکه راه آن عظیم ~~سخت وبیچیده است. ولباس ایشان لباس اهل عراق است . واهل آن بیوسته به ~~(1095) مروت وکرم و یسار و قدرت مشغول می باشند. و در آنجا امتعه واقمشه‌) بازرگانان ~~شهر هند و سند می باشد که در آفاق نقل می افتد ، و درختان فراوان از خرما وغیره ~~در آنجا هست . # و اما قرنین4 شهری کوچک است با روستای بسیار و دیههاری) فراوان، و ~~آن به یکن منزلی چپ کسی است که از سجستان به بسته می رود. # و گروهی که ایشان را به وصفاره نسبت می برند و در بارس و سجستان و ~~کرمان و خراسان غالب و قادر شدند از آنجا بودهاند، و ایشان چهار برادر بودند ~~فرزندان ابواللیث صفار ،یکی ازیشان یعقوب بوده ودوم عمرو وسوم طاهر و ~~چهارم علی، اما طاهر به دروازه‌ بست کشته شد، و یعقوب در جندی سابور که از ~~اعمال خوزستان است بعداز آن که از بغداد مراجعت کرد متوفی شدو هم در آنجا ~~مدفون است، و اما علی بن اللیث مهلت واستیمان به چرجان از رافع طلب داشت و ~~چون بدان طرف پیوست به دهستان متوفی شد و گور او همان جایگاه است ~~و یعقوب بزر گتر ایشان بوده است، و اما عمرو مکاری بوده است و ms275 چنان PageV00P317 ~~============================================================ ~~ممالله ومسالک ~~290 ~~شنیده شد که او دربعضی از ایام بنا بوده است، و علی بن اللیث به سال کوچکنر ~~از ایشان بود ~~و سبب بیرون آمدن ایشان و مباشر کارهای خطیر و اعمال جلیل شدن و ~~اقالیم و ممالک تحت تصرف خود در آوردن آن بود که ایشان را خالی بوده است ~~که او را کثیر بن رفاق1 گفتندی و او با جمعی به هم با خوارج محاربت و مقاتلت ~~می کردند در قلعهای که آن را ملاده2 می گفتند گرفته و کشته شدند و آن گروه ~~خلاص یافتند و به زمین بست رفتند . و در آن نواحی مردی بود و قومی بسیار برو ~~جمع شده وقصد غزا وقتل خوارج کرده و او را درهم بن نصر گفتندی . این چهار ~~برادران از جمله اتباع و حشم و خدم او شدند و از آنجا قصد سجستان کردند و ~~در آن زمان حاکم سجستان ازقبل و تیابت طاهری، ابرهیم بن جسین بود و آن وقت ~~از لشکر و عبید و خدم و حشم ضعیف وبی بهره بود، این گروه به دروازه شهر ~~فرود آمدند و درهم بن نصرکه بزرگ و رئیس ایشان (بود چنان نمود که او از 1109) ~~طاعت داران وهواخواهان طاهری است ، وقصد آن شهر جهت قتل طواغی و ~~قطع بواغی2 کردهاند . تا چنان شد که تمامت عام با ایشان میل کردند و ایشان را ~~به شهر در آوردند، و حاکم و والی آن شهر در بعضی از نواحی خود را به طرفی ~~انداخت و آن قوم در آن شهر متوطن ومقیم شدند وتمامت شراة ودزدان و ~~مفسدان را مخذول و مقهور گردانیدند. # و این دزدان را بزرگی بود به عماربن یاسر معروف، درهم بن نصر، یعقوب ~~ابن اللیث را به مقاتلت ومحاربت او فرستاد تا با اوکارزار کرد وعمار بن یاسر کشته ~~شد، و بعداز این هرگاه که ایشان را دشمنی بزرگ و خصمی الد باشوکت وقدرت ~~پیداشدی ms276 یعقوب بن اللیث را به محاربت او فرستادندی.البته مظفر ومنصور مراجعت ~~نمودی، و هرروز طبقه برطبفه مرتبه او ترقی می کرد تاکار او بغایت کمال ونجاح ~~آمال رسید. و پیوسته با زیردستان نیکویی کردی و جانب خدم وحشم و اصحاب ~~را در مجالست و محاضرت محافظت می نمود تاتمامت رعایا وارباب دولت به ریاست ~~و تولیت او میل کردند و او را به رباست و حاکمی نصب فرمودند و حل وعقدو PageV00P318 ~~============================================================ ~~مچتان ~~قبض و بسط اوامر ونواهی با وی رجوع افتاد. # و درهم بن نصرکه حاکم ورئیس ایشان بود بعداز آن از جمله حشم وخدم ~~او شد، و ملک و رباست بر وی معین و مقرر و مستقیم گشت و از عدل شامل او ~~مردم مغترف و مرفه شدند ، و بیوسته مراعات جانب درهم بن نصر می کرد و حق ~~خدمت او می شناخت وبه هر وجه که لایقتر بود مکافات می کرد و خاطر اورا ~~استمالت می نمود و موقر و مبجل میداشت ~~بعداز مدتی عزم حج و زیارت کرد و چون از حج بازگردید در یغداد مقیم ~~شد. بعد از آن از پیش سلطان رسولی نزدیک ایشان آمد و در مبایعت و متابعت1 ~~سلطان ایشان را بیعت کرد . او را بکشتند و بعد از آن مباشر کارهای بزرگ شدند . # چنانگه به فارس و کرمان و خوزسنان و بعضی از عراق و خراصان غالب و قسادر ~~شدند و آفاق را تحت حکم آوردند واعادی وحساد را مخذول و مقهور گردانیدند و ~~کار ایشان بالاگرفت . # (11106 واما الطاق شهری کوچک/وخوش ونزه است با انواع فواکه وانگور ~~بسیار، چنانکه در تمامت صجستان از انگور آنجا نقل می کنند و فراخ می باشد، و ~~آن را روستاها[ی) بزرگ هست، وهر که از سجستان به خراسان میرود الطاق ~~اولی منزل او می باشد. # و خواش2 شهری خوش ونزه است بادرختان خرما وغیره ، و آن بر یک ~~منزلی قرنین4 است بردست چب کسی که ms277 به بست میرود. واز آنجا تاراه نیم فرسنگ ~~باشد و آن بزر گتر از قرنین4 است. ودر قرنین4 آبهای روان وکاریز می باشد . # و امافره شهری است بزرگتر ازین شهرها که یاد کرده شد یا درختان خرما و ~~الوان فواکه ونعمت وخصب وراحت، و آن را روستابی هست که در آن روستا ~~شصت دیه می باشد . و در یکن منزلی آن از دست راست کسی که از سجستان به ~~خراسان می رود رودی آب هست که آن را رود فره5 می خوانند. # [و اما جزه] و آن شهری کوچکن و خوش ونزه است، و در طول وعرض PageV00P319 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~199 ~~بقدر فرنین1 باشد. و آن را دوستای پهن و دیهها[ی) بسیار [است]. وآب آن شهر ~~ازکاریز بیرون می آید، و تمامت خانه ها[ی] ایشان از گل است. # وسروان2 شهری کوچک است مانند قرنین1 الاآیکه معمورتر از قرنین ~~است، با درختان بسیار و میو[ه]ها[ی) فراوان و انگور وافر. وآن از یست به دو ~~منزل دورقرست . منزل اول را فیروزقند2 میخوانند و دیگر را سروان4 بر راه ~~شهر داور ~~و صالقانه شهری خوش است بریک فرسنگی بست موضوع و بیشتر ~~اهل آن جولاهاند. وآب ایشان از رود است وبنای خانهها ازگل، و در بزرگی ~~چندان که قرنین4 باشد . # و روذان2 از قرنین8 کوچکترست ، و آن به نزدیک فیروزقند است از ~~دست راست کسی که به رخج"1 می رود. و بیشتر چیزی که از آنجا مرتفع میشود ~~نمک است و ایشان را آب روان و زراعت و میو[ه]ها[ی] بسیار مست . # یادکردن مسافت آن دیار ~~اول راهی هست که به سه فرسنگی سچستان به هراة میرود ~~- و اول منزل آن راکر کویه11 می خوانند ~~- و از کرکویه11 تا بشتر12 چهار فرسنگ، و درین میانه از قنطره گذار می افتد ~~و آنچه از رود هندمند باقی میماند از زیر این قنطره می گذرد ~~- و از بشتر12 تا جوین12 یک منزل ~~- و از جوین12 تا بست ms278 یک منزل ~~و از بست تا کنجر14 یک منزل ~~- و از کنجر12 تا سرشک15 یک منزل ~~- و از سرشکن15 تا قنطره‌ وادی فره14 یک منزل ~~- و از وادی فره14 تا دره یکن منزل PageV00P320 ~~============================================================ ~~1 ~~ان ~~- و از دره تاکوستان1 یک منزل ، و آن آخر اهمال سجستان است ~~- و از کوستان2 تا خاستان3 که از اعمال اسفزار4 است یک منزل ~~- و از خاستان تا قناة سری4 یکن منزل ~~و از آنجاح تا کوه سیاه یکن منزل ~~(1119- و از کوه سیاه تا جامان" یک منزل (و از جامان تا هراه یک منزل. # یادکردن راهی که از سجستان به بست می رود ~~- و درین راه منزل اول زانبوق است ~~- و از زانبوق تا دیه سروزن16، و آن دیهی معمورست و این مسافت یک ~~منزل میباشد ~~و از سروزن تا دیه حروری، و آن دیهی معمورست و سلطن آن را بنا ~~کرده است یک منزل، و در میانه ایشان هردو رودی میگذرد که آن را نیشک11 ~~میخوانند، و در آن آب پلی ساخته از آجر هست ~~- و از حروری می روند تا دهگن12 ومنزل رباط از دهکن12 است، و چون ~~ازین رباط بگذرد بیابان می باشد، و در یک منزل از آن رباطی هست که آن را ~~آب شور12 می خوانند ~~- و ارآب شور14 تا رباط کرودین15، و از رباط کرودین15 تا رباط فهستان، و ~~از رباط قهستان تا رباط عبدالله، و از رباط عبدالله تا شهر بست ، واز رباط دهک ~~تابست [به] یک فرسنگ ، واین تمامت بیابان است . # اما راهی که از بست به غزنه16 می رود ~~- اول از بست تا رباط فیروزقند12 و از آنجا تا رباط میغون18 یک منزل ~~- و از آنجا تا رباط کبیر19 یک منزل ~~- و از آنجا تا شهر رخج0" که آن را بنجوای21 می خوانند یکن منزل PageV00P321 ~~============================================================ ~~مالک ومساله ~~- و از آنجا تا تکین آباد1 یک منزل ~~بس تا خرسانه یک منزل ~~- پس تا ریاط سراب یک ms279 منزل ~~- پس تا الاوقل2 ، و آن رباطی است که کاروان در آن فرود می آید و این ~~مسافت بکن منزل است : ~~- پس تا رباط جنگل آباد3 یک منزل ~~- پس تادیه غرمه یک منزل ~~- و از آنجا نا دیه خاست6 یک منزل ~~-و از آنجا تا دیه جومه" یکن منزل ~~بس تا خابسار8 یک منزل ، و آن اول حد غزنه است ~~پیس تا دیه خشباجی یک منزل ~~- پس تا رباط هزاره1، و آن دیهی معمورست یک منزل، و آن اول حد ~~غزنه است . # و از سجستان تا بالس1 راهی در بیابان هست ~~- اول بگیرد از رخج12 که آن را بنجوای12 میخوانند و میرود تا رباط ~~حجریه14 یک منزل است ~~- و از آنجا تا رباط جنگی15 یک منزل ~~- و از آنجا تا رباط اسفنجای16 یک منزل ~~یادکردن راهی که از سجستان به کومان و فارس عیرود ~~- اول منزل از سجستان درین راه خاوران12 است ~~- و دوم رباط دارک ~~- و از دارک تا برین18 یک منزل ~~- [و از آنجا تا کاونیشک یک منزل] ~~- و از آنجا تا رباط الناسی10 یک منزل PageV00P322 ~~============================================================ ~~مجان ~~- و از آنجا تا رباط قاضی یک منزل ~~- و از آنجا تا رباط کرامخان1 یک منزل ~~- و از آنجا تا سنیج، یک منزل ، و سنیج نام شهری است از کرمان و ~~د ستان . # - و چون کسی از کاونیشک2 می گذرد میان آن و کندر رباطی هست که آن ~~را همرو بنا کرده است و آن موضع به قنطره کرمان معروفت اصت و در آن هیچ ~~(1115) قنطره نیست اما به فنطره معروف است ~~یادکردن تهامت بیاباتهای سجسنان ~~از سجستان تا جزه4 سه منزل ~~- میان فره5 و قرنین4، و میان آن و فره5 نیز دومنزل ~~- و در میانه نه“ و فرهه یک منزل بیشر و آن محاذی و مقابل طرف بیابان ~~است ~~- و میان آن و کرمان به نزدیکی حد کرمان سی فرسنگ است ~~- و الطاق به راه کس" در پنج فرسنگی آن ms280 مبنی است ~~- و خواش“ از راه بست بقدر یک فرسنگ است ~~- و میان آن وقرنین منزلی هست ~~- و از بست تا سروان دو منزل به راه شهر داور ~~پس از آن یک منزل رود هندمند می گذرد حو به تل10 میرودی ~~- و از آنجا می گذرد و میرود تا درغش11 برکناره‌ رود هندمند وابن مسافت ~~یک منزل می باشد، و ایشان هردو از یک طرف اند ~~- و از تل12 تا بغنین12 یک روز ، و در آن قبایل و احیا متوطن اند ~~- و بشلنگ14درجنوبی بغنین15و بنجوای16 برپشت غزنه17 است، و درمیان ~~آن و کهک مقدار یک فرسنگ باشد در غربی بنجرای14 PageV00P323 ~~============================================================ ~~محالک و مسالک ~~1 ~~- و از بنجوای تا اسفنجای6 صه منزل ~~- وقصر محاذی ومقابل آن موضیع است، ودر میانه ایشان هردو یکن ~~فرستگ مسافت بیش نیست : ~~و از اسفنجای نا سبوی" دو منزل ~~واللهاعلم: ~~واشی مربوط به صفحات 26-252 ~~ف25 ~~1_ رریحا 2- کبر(عربی: کش. درتاریخ سیستان به هردوصورت کش وکس آمده) ~~به ~~فه د2 ~~1-( طاق)2. غریننا 3_ حواسا 4_ تاریخ سیستان. فراه ~~لست ا 7-سودان ا7-طالقان 9 بعا ~~10- ارعس11-نسلک! 12_ فحرایا 14_ غزنها 14- عربی: ~~الا 15- سوی ا16- اسحای / 17-حامان ا14- ذرنع ~~ه25 ~~1 کرکونها2_ نسکا 3_ بست4 سا 9_ سترک ~~سر ا 7-س ا 8- بوحویکا 9-کار، عربی: الکان ~~10_ سسکا 11_ استرسا 12_ بارسیان! 13- عربی و تاریخ سیستان: ~~رودگران (تبدیل ی به دال امکان دارد).1 14- عربی : *لان الخشب بهایتسوس ~~ولایثبت*" مترجم عبارترا نتوانسته یخواند ونقل کرده امابه تصحیف عجیب18_ عمر ~~:455 ~~1- کرکونه 2_ بسک! 3_ ارکی ~~ه25 ~~1_مسا 2- * برف (چون درهمین عبارت برف آمده مکررست)! 4_ اراست ~~- ررعا 5_ بنیاد نهاد نهادند ~~ف 25 ~~1 دح ا2. برون ا3. بست ا4. کوسا 9- کریهان ~~و 7_ یست ا 8_ سسکا9-سازا 10- کستیا ~~11_ بی نقطه دراصل! 12_ کسیا 13_ سیار رودا 14_ میلاد! 15_ رک PageV00P324 ~~============================================================ ~~جبال ~~267 ~~258 ~~ندومندا2 قره ا3. سکن ر 4- سوی ا 9 سمحای ~~ر ا 7_ حوی ا 8_ عربی ms281 : بلادالداورا 9 یعس ~~10-لک11_ خلع 12_حاس 13_ ایگ 14_ درعش ~~269 ~~ا2_دکه !3. ست! 4. فرس ا 9یست ~~ف ~~1- مسرس رقافا 2. عربی : ققیل (2)1 3- بواعی ~~- ل 2(طاق) ا3_ خراس ا ع فرسا9قرها ~~1فرسا 2_ شروانا 3_ مرورفیدا 4_ هرسروان (عربی : ~~هی سروان، هرسروان را در حاشیه دارد) 9- مالقان ا 6 عرس ~~7- روذآنا 8_ عرس!9 مروز میدا10_نحج 11- کرکونه ~~12ا 1_حریا14_ کنجه ا 19-سرسکا 16_قره ~~ف ن ~~-کیوسان 2_ کوسان1 3-حاسانا 4_ اسفراا9- حاشان ~~قبامسری ا حارمان!4_ حارمانا9راسوقا10_ سرورنا ~~11_ یسکا 12_ رهک ! 13_ ارسونا 14_ ارشون] 15- کرودس ~~19_ عرتها 17_ فروزا 18_ میعون ا19_ کشا 20_ رحع ~~21- سحرای ~~ف ~~1_ یکرابادا 2_ حرساها 3_ اوفی41_ حنکل ابار 9_ عزیرا ~~حاست 7 حومة ا 4حانسارا احاجی ا10-هذا ~~19- باله 12-رح 14_ سحران1 14_حجر 19_ حنکی ~~1- اسفیحای ا 17-حاوبان ا14- برسا19_ ماینا ~~فه ~~کرااا2 سحا3_ سکن4 حرها9_ قرها ~~قر ا 7. کشا4. حواس!. عرسا 10_ بلا 11_ درعس ~~12_ بل ا 14_ بع ا 14_ بعلیکا 19_ وای1 ع1-غرته ~~17- اسمحای (مکن است که بدون الف هم درست باشد) ~~ف ~~1-وای ا2_ اسحای 4 سرینا PageV00P325 ~~============================================================ ~~خراسان ~~و اما خراسان نام اقلیمی است و آن را شهرها[ی] چند بزرگ و دیههاری] ~~معمور از توابع و اواحق، وهریک ازیشان را به شرحی منقح وموجز بیان ~~کردهاید، ان شاءالله نعالی ~~و حدود که برو محیط می شود: ~~اول از طرف شرقی آن نواحی سجستان و شهرهند است، جهت آنکه هرچه ~~در پشت غور است از صدد وقبیل دیار هند می گیرد، و دیار خلج درحدود کابل ~~داخل است و وخان در پشت کوه از نواحی شهرهند است، ~~و غربی آن بیابان غزیه2 ونواحی جرجان است ، ~~وشمالی آن ماوراءالنهر، است، و اندک چیزی ازشهر ترکان برپشت کوه، ~~و جنوبی آن بیابان پارس و قومس است تا نواحی کوهها[ی] دیلم ناجرجان ~~و طبرستان و ری و آنچه بدان متصل میشود، ~~و این تمامت یک اقلیم است . # و ختل"در ناحیت ماوراء النهر4 ضم کرده شد ودر ms282 جدول آن ثبت کرده آید، ~~انشاءالله تعالی . جهت آنکه میانه رود وخشاب، وجریاب" است. # و خوارزم تیز در ماوراءالنهر4 در آورده شد، جهت آنکه شهر بزرگ اقلیم ~~ماوراءالنهر3 است، و آن به بخارا نزدیکتر از شهرهای خراسان است . # و در خراسان از طرف مشرق زنقه1[ای] در میانه بیابان پارس و شهرهراه و ~~غوره1 تا غزنه11 هست و نیز زنقه12[ای] درطرف مغرب از حد قومس تا آنجا که ~~به نواحی فراوه12 متصل وملاصق می باشد هست : ~~واین هردو ربع از تربیع تمامت خراسان است، و دریشان هردو ازحد جرجان ~~و دریا[ی] خزر تا خوارزم به عمارت ومساحت تقویس است، والله اعلم بالصواب./ [1129 PageV00P326 ~~============================================================ ~~خراسان ~~249 ~~1145 ~~1139) صورت خراسان و هاوراءالنهر وحدود بخارا [و) وادی جیجون ~~و اما شهرها[ی] خراسان که اعمال برومجتمع و متفرق می شود بزرگنر آن ~~نیسابور و مرو و بلخ وهراه است . # و در خراسان شهرهای چند دیگر هست، اما در بزرگی و اهل و غیره ازینها ~~کمتر است و ازین جمله: ~~یکی فوهستان است ~~ودیگر طوس ~~ونصا ~~و ابیورد ~~ومرحس ~~و اسفزار ~~و بوشنج ~~وبادغیس ~~وکنج رستاق2 ~~ومرورود ~~وجوزجان" ~~وغرج الشاره ~~و بامیان ~~وطخارستان ~~وزم ~~و آمل. # و اما خوارزم در جدول ماوراءالنهر یاد کرده شود، جهت آنکه آن شهر ~~ماوراءالنهر2 است و آن با شهرهای ماوراءالنهر2 بریک طرف نزدیکترست به شهر ~~خراسان . PageV00P327 # ============================================================ ~~مالک ومساله ~~270 ~~ونشابورراشهرهای چندهست که ایشان درذکر مفرد نشدهاند، جهت آنکه اعمال ~~و احوال آن در شهر نشابور راجع می باشد، وهریک درصفت نشابور شرح گفته آید. # و طخارستان از بلخ مفرد شرح گفنه آید، و اگرچه درجدول آن داخل است. # الادر ذکر و دواوین تنها افتاده است . چنانکه در عدد شهرها می گویند که بلخ ~~و طخیرستان، و دریافتن آن بیشتر از استبعاب1 است و تألیف آن در یکنصورت ~~متعذر است، و شناختن هر مکانی از آن درصورت خراسان ثبت کرده شد. # اما نیسابور ابرشهر’ است، و آن شهری خوش و بزرگن ms283 است در زمینی ~~راست و هامون موضوع، و تمامت خانههای ایشان از گل است و از یکدیگر جدا ~~بناکردهاند. و مقدار زمین آن درطول و عرض یک فرسنگ در یک فرسنگ است ~~و آن را دو شهر وقهندزی و ربضی هست، و شهر دیگر، وقهندزی2 نبزدارد. و شهر ~~آن معمور است و مسجد جامع آن در ربض است به موضعی که آن را معسکر ~~میخوانند: ~~ودارالاماره به موضعی است که آن را میدان الحین می گویند، ومیان ~~دارالاماره و مسجد جامع مقدار دانگی نیم فرسنگی باشد ، ودارالاماره از بنای ~~عمروبن اللیث است . # و قهندز2 را دو دروازه هست، و شهر آن را چهار دروازه می باشد، یکی از ~~آن را دروازه‌ سرپلمی خوانند، و دیگر را سکه معقل، و سوم را دروازه فهندز3، ~~وچهارم را قنطره‌ تکبن4. # و قهندز2 آن موضع بیرون ازشهر است، و ربض به شهر وقهندز2محتف ~~و محیط است و آن ربض را درهای چند هست . # 11351 ~~اما دروازه که از آن بیرون می آیند و به عراق و جرجان میروند و آن به ~~دروازه‌ قباب2 معروف است ، و دروازهای که از آن به بلخ و مرو و ماوراء النهر4 ~~میروند به دروازه [جنگ معروف است، و دروازهای که از آن به فارس وقوهتان ~~میروند به دروازه) احوص آباد معروف است، و از چند دروازه بهطوس ونساه ~~میروند : یکی از آن را دروازه‌ سوخته می گویند و دیگری را بسر شیرین10، و ~~غیر ایشان . PageV00P328 # ============================================================ ~~خراسان ~~و بازارهای چند بیرون از شهر و قهندزا در ریض ساخته هست ، و بزرگتر ~~بازارهای ایشان دو بازاراند: یکی از آن به مربعه بزرگ معروف است و دیگری ~~به مربعه کوچک، و چون کسی از مربعه بزرگ بگیرد از طرف مشرق و همچان ~~به درازا می کشد تا به گورستان حسین4 ، وهروقت کمه از مربعه‌ کوچک بگیرد ~~از طرف مغرب آن بازار می کشد تا آنجا که از بوستان معمر میگذرد، و ms284 چون ~~از جنوبی مربعه بگیردآن بازار ممتد می شود تا به گورستان حسین، وشمالی مربعه ~~بزرگ تاسرقنطره می کشد. و مربعه کوجک به نزدیگ گورستان حسین2 آنجا که ~~دارالاماره است : ~~و بیشتر آبها[ی) آن موضع از کاریز می باشد و پیوسته به زیر خانههای ایشان ~~روانه است تا بقدر حاجت از آن استعمال می کنند و ازین کاریزها بیرون شهر در ~~بیابان ظاهر می شود، وتمامت ضیاع و املاک ایشان را سیراب می گرداند. و ~~کاریزی چند در میانه شهر پیدا می باشد و در خانهها و بستانها[ی) اندرون شهر را ~~سیراب می گرداند ~~و بغیراز کاریز ایشان را رودی بزرگ هست که آن را وادی سغاور4 می گویند، ~~و از آن رود بعضی از اهل آن شهر وطرفی از بساتین محظوظ و مننفع میباشند و این ~~شهر را روستای بزرگ و فراخ مست. وهیچ رودی ازین بزر گتردرین شهرنیست. # 11149 ~~و در تمامت خراسان آب و خاک و هوایی خوشتر و عرصهای بزرگتر از ~~فیسابور نیت . # و انواع جامهها از پنبه 1و ابریشم از آنجا مرتفع میشود که در تمامت ~~شهرها[ی] اسلام وبعضی از شهرها[ی] کفرازجودت و کثرت آن نقل وحمل میافند: ~~و نیسانور را حدود فراخ و روستای معمورهست وشهرهایی چند درخوالی ~~آن می باشد که از حساب وصدد آن است مثل : ~~بوزجانه ~~و مالن6 که به کواخرز" معروف است ~~و جایمتد4 ~~وسلومکن ~~و کندر PageV00P329 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالاه ~~272 ~~و سنگان1 ~~وزوزن ~~وترشیز2 ~~و بجستان ~~وزاوه، ~~و آزادوار ~~وخسروگرده ~~و بهمناباد ~~و مزینان6 ~~و سابزوار" ~~ودیواره8 ~~ومهرجان ~~و اسفرائین ~~وخوجان10 ~~و رزیله11 ~~و اگر طوس از قبیل و صدد نیسابور باشد شهرهای چند دیگر درین اقلیم ~~مضاعف می گردد مثل: ~~رادکان12 ~~و طابران12 ~~و مزدیغره14 ~~ونوقان15که علی بن موسی الرضاحرضی الله عنه-در آن مدفون است، وهرون ~~الرشید14 از آن شهر به چهار[یک] فرسنگ17 دورتر به دیهی که آن را سناباد18 می گویند ~~مدفون است ~~و از کوهها[ی] نیسابور فیروزج ms285 یافت میشود. # و دارالاماره درقدیم عهد و ایام تا روز گار طاهریه به مرو و بلخ بود وچون ~~نیسابور معمور و بزرگ شد و اهل آن با نعمت و زینت و حسن و جمال وتجمل PageV00P330 ~~============================================================ ~~خراسان ~~شدند وکناب و ادیا آنجا اقامت ساخته دارالامارة آنجا منتقل شد وبسیار از مشاهیر ~~علما و ایمه وفضلا که از آنجا برخاستهاند و ذکر ایشان در کتب مشهور ومعروف ~~[است) و درین کتاب به تطویل وملالت انجامد، وچون ایشان را خود شهرتی هرچه ~~تمامترهست به تعریف حاجت نمی افتد. ازین جهت از ابراد آن اعراض کرده آمد. # مرو شهری بزرگ وقدیم است و آن را مرو شاهجان می خوانند، ومی گویند ~~که قهندز1 آن از بناهایی است که در روزگار طهمورت ساختهاند وبغای خانه هازی) ~~تفس شهر از عهد دوالقرنین است ~~و زمین آن زمیتی راست و هامون ونرم وسبخ است با ریگ بسیار و حوالی ~~آن هیچ کوه نیست ، وکوه را نیز از دور کس نمی بیند : ~~و خانههای ایخان از گل می باشد، و در آن شهر سه مسجد حرجامع مست ~~که خلق در جمعات در آن حاضر می شوند ~~[1145] اول مسجدی که جمعه در آن می گزارند، ادر اول اسلام در اندرون شهر ~~مسجدی بود. وچون اسلام قوی شد ومسلمانان بسیار شدند مسجدی که آن به دروازه ~~شهر مبتی است و به مسجد العتیق معروف بناکرده شد، و اهل حدیث در آن مسجد ~~نماز می گزارند. # و در عهد قدیم مسجدی بوده است به مسجد بنی ماهان معروف، ودر ایام ما ~~نماز جمعه از آن مسجد ترک کردهاند ~~و بعد از آن مسجدی به ماجان2 بنا کردند و می گویند که آن مسجد و بازار و ~~دارالاماره که بدو متصل است از بناهای ابی مسلم اند، و ابومسلم در آن مقیم میبود ~~و امرا و ملوک و رؤسای مرو الی یومنا هذا در آن متوطن و ساکن میباشند و ~~آن قبهای ms286 بلند وفراخ است از آجر ساخته و فراخی آن قبه پنجاه و پنج گز است ~~در ضرب پنجاه و پنج گز، و آن قبه را چهار در هست و بالای آن درها ایوانهاای] ~~بلند برآورده چنانکه هر ایوانی سی گز باشد . در پیش هر ایوانی ساحه مربع ~~ساحته: ~~و قهندز1 آن شهر در بزرگی مانند شهری است، الاآنکه آن در مرور ایام PageV00P331 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~حراب و مندرس شده است . # و در آن کاریزی چند می باشد که آب اذ زمین بلند آن به غورها و زمین گو ~~فرومیافند، والی یومنا هذا آن آب روانه می باشد. و گاه باشد که از آن آب بقول و ~~خربزه وغیره زراعت می کنند . # و بازارهای آن شهر در قدیم عهد وایام به دروازه‌ شهر به جنب، مسجد عتیق ~~بوده است و ابومسلم در آن مقیم بودی، بعداز آن بازارها به ماجان2 نقل کردند ~~و آن تیکوترین بازارها[ی) ایشان است باالوان نعمت و راحت ولطافت . # و تماز روز عید در محله سرمیدان2 در مربعه ابی جهم) می گزارند، و آن در ~~میانه رود هرمز فره5 و ماجان است : ~~و درین شهر رودهای چند معروف هست: یکی از آن رود هرمزفره5 است، ~~و در کناره آن رودخانهها[ی] بسیار از آن شهر موضوع و مبنیاند، و آن از طرف ~~سرحس است : ~~و هر کسی که از سرخس درین شهر درمی آید حاو را به غیر ازین راهنیست ح ~~و آن خانهها را در آن1 موضع حسین بن طاهر بناکرده است ومیخواست [1159] ~~که بازارها ودارالاماره را در آنجا نقل کند . # و تمامت محلت سرشابای6 وخانههای شیخ اجل ابی الفضل محمدبن عبیدالله7 ~~البلعمی ازبن رود آب میخورند . # و رودی دیگرهست که آن به ماجان معروف می شود و دار الاماره وبازارها و ~~مسجدجامع نو و زندان وخانه فرزندان ابوالنجم که مولی فرزندان ابی معیطه ~~بودند بر کناره این رود موضوعاند و آن خانه[ای] بلندست و در آن قبه[ای] ms287 بلند ~~برافراشته وسواد دحیره (2)11 بنی العباس را در آن ساخته و آن قبه الی یومنا هذا باقی ~~مانده است ، واین ساعت آن خانه ملک شیخ اجل اوحد ابوالفضل12 است ~~و رودی دیگر هست که به رود رزیق12 معروف میشود و گذرگاه آن آب ~~به دروازه این شهر میباشد، و ازین رود اهل آن شهر آب می خورند و از آن آب ~~به حوضها جمع می کنند PageV00P332 ~~============================================================ ~~خراسان ~~ومسجد العتیق به کناره آن رود موضوع است. و زیرترازین رود کوشکها[ی) ~~چند هست از آل1 خالد بن احمد بن حمادکه حاکم وامیر بخارا بوده است ~~ورودی دیگر هست به اسعدی الخراصانی معروف، و اهل محلت دروازه‌ ~~سنجان و پنی ماهان وغیرآن از آن رود آب میخورند. و بر کناره آن رودخانهها ~~چند از دیار مرو بناکرده است ، و اینها که یادکرده شد رودهاری) مرواند ~~و در خوالی رودها وخانههاای) آنجا سوری محتف ومحیط هست، ودر ~~شهر و روستای آن تبزسوری هست و آن سور به ورای" معروف می شود واثروطلل ~~آن سور الی یومنا هذا مشاهده می افتد ~~و شهر اندرون را چهار دروازه هست : یکن دروازه از آن به طرف مسجد ~~جامع است و دروازه‌ آن را سنجان2 میخوانند، و دروازه‌ دیگر هست که آن را ~~بالین4 می گویند، ودروازه‌ دیگر را در مشکانه و ازین دروازه بیرون می آیند و ~~به ماوراءالنهرء می روند ، و مکان و مقر مأمون درین دروازه بود، و در ایامی که ~~[1155) مأمون به مرو اقامت ساخته بود آن را شهری مجموع و آبادان کرد تا آنگاه که ~~خلافت او منقضی و سپری شد ~~و در شهر مرو رودی بزرگن هست که تمامت رودهاری) شهر و روستا ~~ازو متشعب و متفرق می شوند و مبدأ او از بس بامیان" است، وآن رود به مرغاب، ~~معروف است و معنی او آن است که این رود مروست. و بعضی ازمردم می گویند که ~~آن رود به موضعی ms288 منسوب است که آن آب از آن بیرون می آید و آن را مرغاب، ~~میخوانند، و آن رود را به مرورود گذار میافتد. و ایشان هر دو به مرو نیک ~~نزدیکاند و آن را آب از دیهی منقسم میشود که آن را زرق، میخوانند و از ~~آنجا در کوچهها و محلتها روانه می باشد ~~و ازین رود رودی کوچک روانه می باشد و لوحها[ی] چند از چوب در آن ~~رودکرده، و در آن لوحهسا سوراخهاری) چند ساخته که از آن سوراخها بقدر ~~مایحتاج آب بیرون می آید که اگر از آن مقدار آب زیادت باشد به خانهها و مسکنهای ~~ایشان آب در رود و ایشان را زحمت رساند. واگر وقتی آب زیادت باشد از عادت PageV00P333 ~~============================================================ ~~ممالک ومالک ~~معهود برهمه محله ها آب زبادت می باشد و زحمت می رساند، و اگر در آنجا آب ~~کم می شود در همه موضعی کم می باشد چنانکه برتمامت یکسان می رسد: ~~و او را خود به استقلال حاکمی مرتب و معین هست و او از حاکم ووالی ~~معونها در هیبت و سلطتت بیشتر می باشد ~~و چنان شنیدم که درین رود بیشتراز ده هزار زورق پیوسته انداخته می باشدو ~~هریک در آن به عملی مشغول ~~ومرو در اول اصلام لشکرگاه اسلام بوده است و از آنجا مملکت پارس ~~اسلامرا مستقیم شد، جهت آنکه یزدجرد که ملک فرس بود در آنجا بهطاحونه زرق2 ~~کشتهشد. وقوت و شوکت دولت بنوالعباس در آنجا غلبه گرفت و مأمون را دولت ~~وخلافت در آنجا مستقیم گشت و به محمدبن هرون که برادر او بود غالب وقادرشد. # وتمامت) سرهنگان و مستخدمان وکاتبان که درعراق بودند وحاکمان خراسان [1169] ~~از آنجا بودهاند، و بسیاری از ایمه وفقه[ی] مشهور و معروف از آنجا برخاستهاند ~~و اگر نه آن بودی که این مختصر به تطویل انجامیدی و خواننده را ملالت رسیدی ~~احوال و اخبار هر یک شرح داده آمدی . و اما ایشان را ms289 شهرت از آن بیشترست ~~که به تعریف و تجدید دگر احتیاج افتد. # و در ایام عجم در نواحی این شهر هیچ کس در علم و ادب و فضل و هنر ~~مانند ایشان نبوده است، چنانکه طبیب ایشان برزویه بوده است که در روزگار خود ~~قصب السبق ربوده و ممتازگشته وبی نظیر بود و ذکراو در کتبها[ی) مطول" مشروح ~~و مذکور[ست] . و بازی کننده ایشان به باربد معروف یود که برتمامت اهل صنایع ~~موسیقی و ملاهی از دیگران مقدم بود ~~و در تمامت شهرهای خراسان هیچ شهری خوشتر از مرو نیست، و به هیج ~~موضعی نان با طعامتر4 و لذیدتر از آن نمی باشد ، چنانکه از نان خشک و میویز و ~~فواکه آن در آفاق حمل می افتد، و برتمامت انواع فواکه ترجیح و تفضیل دارد. # اما طعم و نیکویی فواکه مروزی نیکوتر ازین میباشد وازصحت و لطافت میو[ه]های ~~ایشان آن است که خربزه‌ آنجا را از یکدیگر می شکافد و به آفاق حمل میافند، و در PageV00P334 ~~============================================================ ~~خراسان ~~هبچ شهری دیگر این معنی ممکن نمی شود: ~~و آن شهر در نظام و حسن ترصیف و رسته وقسمت خانهها و محلت بغایت ~~کماداند، و هر یک محلت در کناره‌ رودی مبنی است و هر بازاری از دیگری ~~جدا و ممتاز، و برتمامت شهرهای خراسان ترجیح وتفضیل دارند ~~و اشترغار که در آفاق از آن حمل و نقل میافتد از بیابانها[ی] آن اقلیم ~~مرتفع می شود. واز مرو ابریشم و قز بسیار برمی خیزد ، و در اخبار چنان شنیده ~~شد که درعهد قدیم الی یومنا هذا از طبرستان ابریشم بهمرو نقل می افتد، واز مرو ~~رود1 چندان ابریشم برمی خیزد که در آفاق حمل کنند ، و هنبه نرمه و جامههای چند ~~(1165] که در آفاق حمل می کنند از آنجا می باشد. # و چند منبردر آن شهرهست، بعضی از قدیم وبعضی نوساخته. و اول دومنبر ~~است به مرو و یک منبر به کشمیهن2، ویک ms290 منبربه هرمزفره2 ، و [یک منبر به] ~~سنج، ویکث منبربه جیرنجه، و[یک منبر به] بهدندانقان4، و یکمنبرحبه قرینین"، ~~ویک منبری [به باشان، ویک منبر به خرق ، و یک منبر] یه سوسقان . آنچه ~~دانسته و شنیده شد از منایر مشهور که در مرواست این است که گفته شد . # و اما هراه*. نام شهری است و آن را اعمال وروستا و توابع و مضاف بسیار ~~فراخ و بهن و شهرها[ی) چند هست که ایشان را به هراه اضافت می کنند مثل : ~~مالن2 ~~و خیساره ~~و استر بیان10 ~~واوفه11 ~~و ماراباد ~~و باشان12 ~~وکروخ2 ~~وخشت،1 ~~و به اسفزاره1 : ادرسکر16 PageV00P335 ~~============================================================ ~~مماله و مسالک ~~وکواران1 ~~و کوشک2 ~~و کواشان2 . # این چهارده2 نام که گفته شد نامهای شهرهااند الا اسفزاره که نام کورهای است ~~و اماهراه شهری خخوش و نزه و بانعمت وراحت و محصب ودعت است، و ~~قلعه بزرگ در آن ساخنه و درحوالی آن شهر آب روانه است و بندی محکم بر آورده ~~و ربضی نیز دارد واندرون شهر بغایت عمارت می باشد و آن را نیز ربضی ساختهاند. # و در آن شهر قهندزی نیزهست ومسجد جامع درشهر است و مقر وموضع ~~حکام آنجا بیرون از قلعه است به موضعی که به خراسان آباد معروف است و آن از ~~شهر قدری جدااست، چنانکه میان آن وشهر بر راه یوشتج بر غربی هراه سهفرسنگن ~~اصت وبنای آن قلعه از گل است و درطول و عرض نیم فرسنگ باشد در مثل خود. # و شهر اندرون آن را چهار دروازه هست: اول دروازهای باشد به طرف ~~شمال که از آن بیرون می آیند و به بلخ میروند و آن را دروازه سرای میگویند، ~~و دروازه دیگر از طرف غربی هست که از آن به نیسابور می روند و آن را دروازه‌ ~~زیاد می خوانند، و از طرف شرقی دروازه دیگر هست که از آن دروازه به غور ~~میروند و آن به دروازه‌ خشکن معروف است، و ازطرف و ms291 جهت جنوبی دروازه‌ ~~دیگر هست که از آن به سجستان می روند و آن را فیروز آباد3 میخوانند . و درهای ~~11179) ~~ایشان تمامت ازچوب است الا دروازه‌ سرای که از آهن است0 ~~ودر هردروازهای بازاری ممتدمی شود و در حوالی آن بازارها خانهها و ~~محلنها[ی) بسیار می باشد چنانکه در خرید و فروخت به بازاری دیگر ایشان را ~~احتیاج نمیافتد، و در ریض و شهر اندرون آب روانه می باشد. # و قلعه را نیز محاذی و مقابل هردروازهای از شهر دری ساختههست وهردری ~~را به نسام دروازه[ای) که مقابل آن است نسبت میبرند، و بیرون قلعه دیواری ~~ساختهاند که در حوالی قلعه محیط می باشد. بلندتر از قامتی ، و از قلعه تا دیوار ~~سی گام است: PageV00P336 ~~============================================================ ~~خراسان ~~و مسچد جامع آنجا در میانه شهر می باشد وگرد مسجد بازارها[ی) یسیار با ~~اهل انبوه وغلبه هست ، و در پشت قبله مسجد درختهاای) چند از الوان فواکه ~~فرس کردهاند. # و در تمامت شهرهای خراسان وماوراءالنهرا و سجستان و کوهستان هیچ ~~مسجد جامیع معور به مردم وغلبه مانند مسجد هراه نیست بودرعمارت و اهل بسیار ~~مسجد بلخ نزدیکی آن است و بعدازو مسجد سجستان که درین مسجدها که شرح ~~داده شد خلقی انبوه ازعلما وادیا و فقها و ارباب فضل وهنر پیوسته جمع می شوند. # و در مساجد دیگر مردم در جمعات جمع می شوند: ~~و هرچه از خراسان وپارس از امتعه واقمشه وغیره مرتفع می باشد، در هراه ~~نقل میافتد. وهراه فرضه خراسان وسجستان و پارس وکوهستان است: ~~و درحوالی هراه کوه هیچ نیست الاکه به راه بلخ که از هراه به دو فرسنگ ~~دورست. وهیزم ایشان از بیابانی می باشد که میان هراه واسفراین است. و درین کوه ~~که گفنه شد هیچ درخت و هیزم و چراگاه و آب و علف نیست، اما سنگها ازجهت ~~آسیا از آنجا می تراشند. و برسراین کوه آتش کده معمورهست که آن را و سرشک، ~~میخوانند ms292 و میان آتش کده و شهر کنشتی هست که ترسایان در آن کنشت تعظیم ~~دین خود یهواجبی می کنند، و از آنجا تا شهر هیچ آب وبستان وباغ نیست الارودی ~~که به دروازه شهر می گذرد و برسر آن قنطرهای ساختهاند که مردم از آن عبور ~~می کنند و بعداز آن هیچ آب و سیزی نیست: ~~[1179] و در تمامت درواز[ه]های آن شهر آبها[ی) روان {و بستانهاری) فراوان ~~میباشد، اما معموارآترین ایشان دروازه‌ فیروز آباد2 است . # و رودها[ی) آن شهر از نزدیک رباط کروان مستنبط می شود وچون از غور ~~بگذرد به هراه می رودو رودهاای] چند از آن متشعب وجاری می باشد و به هرطرف ~~متفرق می گردد. # و از چمله رودها که از آن متشعب میشود یکی رود برخوی، است که از ~~آنجا روانه می شود و تمامت روستاری) سنداسنگنه را سیراب و مخضرمی گرداند. PageV00P337 # ============================================================ ~~همالک ومسالک ~~و رودی دیگر هست که آن را بارست1 می خوانتد و آن تمامت روسةا[ی] ~~کواشان آو سیاوشان ومالنو تیزان4 [و روامز] را سیرمی کند و سیراب می گرداند. # و رودی دیگر را ادرسحان (2)5می خوانند و آن تمامت روستا[ی] سوسان 6را ~~آب میدهد : ~~و رودی دیگر را سکوگان می گویند و روسنای سله2را آب می دهد. # و رودی دیگر را کراغ می خوانند و آن می رود و تمامت روستای کوگان1 ~~را آب میدهد: ~~و رودی دیگر غوسمان15 است و روستا[ی] کرک را آب از آنجا می باشد. # و رودی دیگر هست که آن را کنکن11 می خوانند و روستای غوبان12 و ~~کربکرد12 آب از آن میخورند و به زراعت و عمارت خرج می کنند . # و رودی دیگر هست که آن را فغر14 میخوانند و آن رود درحد بوشنج روانه ~~است و روستای [بغاوردان و] فیرد15 راآب از آن می باشد ودر خوردن وعمارت و ~~زراعت خرج می کنند: ~~و رودی دیگر هست که آن را انجیر4) می خوانند و آن به ms293 هراه روانه میباشد ~~در راه سجستان، وبقدر یک منزل بستانها و باغها به یکدیگر متصل و ملاصق اند ~~ایشان را آب میدهد ~~و بزرگتر شهرهای آن دیار بعداز هراه کروخ"1 و اوفه است ، و از کروخ"1 ~~چندگونه از الوان فواکه مرتفع میباشد و از کثرت و چودت آن در آفاق سایر ~~می شود. از جمله یکی کشمش است و میویز طایفی که در آفاق حمل می کنند، ~~بیشتر این میو[ه]ها از مالن10 می خیزد . # و کروخ17 شهری کوچک است و اهل و ساکنان آنجا خشن و دزداند . و ~~مسجد جامع آن شهر به محلتی است که آن را سپیدان’1 میخوانند،/ و بنیاد [1179) ~~خانههای ایشان از کگل است . تمامت بستانها وباغها بریکدیگر متصل وملاصق ~~[است] و آبهاای] روان و درختان فراوان و دیهها[ی] معمور [دارد]، چنانکه در ~~تمامت آن راه از بساتین و باغ هیچ انفصالی نمی باشد. PageV00P338 # ============================================================ ~~خراسان ~~289 ~~و در اوفه جماعتی متوطناند، و به مقدار بزرگی و طول و عرض کروخ ~~باشد با بستانها و آب روان، و پنای خانههای ایشان از گل است . # و مالن2 از کروخ اکو چکترست. اما او را بسنانها[ی] بسیار و آبها[ی] روان ~~ومیو[ه]هالای) فراوان به یکدیگر متصل وملاصق هست ، وآن شهر بغایت معروف ~~ومجموع است. # و خیسار2 کوچکتر از مالن2 است، و درختان و آب روان در آن کمتر می باشد ~~و اهل آن یک گروهاند. # و استربیانه شهری است در کوه موضوع، و در اهل وسکان از مالن4 ~~کوچکنرست، و اهل آن خوارج اند. و آب روان و درخت و بستان در آن اندک ~~است و غالب آن زمین را زراعت می کنند و انگور ایشان را نمی باشد: ~~و ماراباد4 شهری است کو چکتر از مالن با بستانها[ی] فراوان و آبها[ی] ~~روان، و زراعت و عمارت بسیار و بی پایان هست . # و اسفزار" را چهار شهرهست که در دواوین عمال و حکام از صدد و قبیل آن ~~مثبتاند، و بزرگتر ms294 ایشان کواشان8 است و آن شهر کوچکتر از کروخ، است با ~~آب روان و بستانها و زراعت بسیار، دوم کواران ، سه دیگر کوشک، چهارم ~~ادرسکن10 ، و اینها در بزرگی و نعمت و زراعت به یکدیگر نزدیکاند، و اهل ~~اسفزار11 از یک صنف اند. # و بوشنج را نیز شهرها[ی] بسیار از توابع و لواحق هست : ~~یکی خرگرد12 ~~وفرگرد ~~وکوسوی12 ~~وکره: ~~و بزرگتر ایشان بوشنج است، و در بزرگی به مقدار نیمه از هراه باشد،و ~~بوشنج و هراه در زمینی راست و هامون است، واز بوشنج تا کوه دو فرسنگ ~~است و این همان کوه است که از هراه تا آن کوه دو فرسنگ بود. وبنای خانههای ~~آنجا مانند بنا[ی] خانهها[ی] هراه است . ودر آن آبها[ی] روان ودرختان فراوان PageV00P339 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~می باشد. و چندان درختان سرو در آنجا می باشد که دریلاد خراسان درهیچ شهری ~~چندان نیست ، و از چوب آن در آفاق و اطراف انفل وحمل میافتد. وآب (1186) ~~آن شهر از رود هراه است و آن رود می رود تا به سرخس و در آنجا آخر می شود و ~~در همه شهرها از آن آب استعمال می کنند1 الا در بعضی از سال ~~و در شهر بوشنج حصاری ساخته هست و خندقی در آن کرده و آن حصار ~~راسه در هست: یکٹ در را باب علی میخوانند و از آن به نیشابور می روند، و ~~یکی دیگر را دروازه هراه [میخوانند] و از آن دربه هراه میروند، سه دیگر را ~~ددوازه‌ قوهستان" [می خوانند] و از آن در بیرون می آیند و به قوهستان میروند. # و بزرگترین این شهرها بعداز بوشنج شهر کوسوی2 است. و درین شهرآب ~~روان و زراعت و بسنان اندک است . و در بزرگی و طول و عرض دو دانگی از ~~بوشنج باشد، و بنیاد خانههای ایشان از گل است : ~~و خرگرد2 [با آب و بسنانهای فراوان از کوسوی کوچکترست . # و فرگرد] کوچکتر از خرگرده است و ms295 درین شهر آب روان می باشد . اما ~~بستان بسیار نیست ، و اهل آن شهر خداوندان گوسفند و سوائماند ~~[کره] و آن در بزرگی بقدر فرگرد باشد. # و اما بادغیس را شهرها چندهست که در دواوین از عدد وصدد بادغیس6اند. # یکی از آن را "جبل الفضه می خوانند ~~[وکوفا] ~~و دیگر کوغناباد2 ~~و بشت8 ~~وجاذوی ~~و کابرون15 ~~و کالوون11 ~~ودهستان . # اما مصکن و مقر والی و سلطان آن دیار به کوغناباد2 می باشد . PageV00P340 # ============================================================ ~~283 ~~خراسان ~~و معمورتر و بزرگتر این شهرها که یاد کرده شد دهستان است و آن در ~~بزرگی و طول و عرض نیمه از بوشنج باشد . و بناای) تمامت خانههای ایشان از ~~عمل است. و در آن شهر سردابه و زیرزمین بسیار می باشد و آب روان در آن اندک ~~است، ودر آن شهربستان و زراعت و رزانگور وخضرت ونزاهت و پاریاب نیست. # اما زراعت و عمارت ایشان از زمین یخس است . # وشهرهاای کوفا و) جبل الفضه نیز همچنین است . ودر جبل الفضه معدن ~~نقره میباشد ~~و کوفا1 از شمار وصدد جبل الفضه است، واما شهرکوفا درزبرا صحرا ~~مبنی است. # و به کوغناباد2 و بشت، و جاذویه بستان و آب روان فراوان می باشد، و ~~اغلب زراعت ایشان بخس است ~~(11199 و به کالوون6 و به کابرون بستان وآب روان نیست، و آبهای آنجاجهت ~~خوردن و زراعت و عمارت از باران و چاه میباشد و اهل آن خداوندان زرع ~~وضرع* وگوسفنداناند. # وکوه نقره از راه سرخس اصت تا به هراه . # ومذهب اهل بادغیس امذهب سنت و جماغت است الا دیه خجستان* که از ~~آن احمد بن عبدالله9 است که نمامت اهل آن دزد و حرامی اند: ~~و اما کنج10 نام روستای آن اقلیم است و شهر بزرگ و قصبه آن را ببن11 ~~می خوانند و آن را سورها[ی] عظیم و قوی و منیع می باشد: ~~و بغشور12در بزرگی نزدیک بوشنج باشد، و بغشور12و کیف13 از لواحق و ~~توابع ms296 کنج10 است. # و کنج10 بزرگتر شهرها[ی] این دیار است و اغلب اوقات سلطان در آن متوطن ~~می باشد: ~~وکیف13 در بزرگی دو بار چند بغشور12 میباشد : ~~و در ببن15 و کیف13 آبها[ی] روان و بوستانها و رز انگور بسیار میباشد. و ~~اغلب بنیاد خانههای ایشان از گل است . PageV00P341 # ============================================================ ~~مالک ومالک ~~184 ~~و اما بغشورا شهری خوش است در بیابان موضوع، وتمامت زراعت آن ~~بخس می باشد وآب آن شهر از چاه است. و اهل وسکان آن خداوندان مال ومنال و ~~زراعت و نعمت می باشند. وآب و هوا[ی) آن شهر بغایت صحیح و لطیف است. # و تمامت این شهرها که یادکرده شد برراه مرورود موضوع اند، و شهرهای ~~چند از توابع و لواحق مرورودهست : ~~اول قصر احنف2، ودزه2، [و] مرورود. # و بزرگترین این شهرها مرورود است، و آن در طول و عرض بزرگنر از ~~بوشنج است، و رودی بزرگ در آن هست ، و آن رود تا به مرو می رسدو ایشان ~~را در آن2 آب بساتین و باغ و زراعت و رز انگور بسیار است، و آب و هوای ~~آن بغایت صحت ولطافت است . # و قصر احنف2 به یک منزل از آن دورترست ، بر راه بلخ موضوع است : ~~و شهر دزه6 بر چهار فرسنگی راه انبارء است. # و در قصر احنف آبها[ی] روان والوان فواکه ونعم فراوان می باشد ~~و در میانه شهر دزه1 رودآب به دو پاره شکافته و منقسم می شود، و در میانه ~~این هر دو آب قنطرهای ساختهاند و برکناره آن رودها بساتین 1 و باغات نزه و ~~1195] ~~سبز و معمور هست ، و از شهر مرورود تا به رود، زمین زیر’ و غورست، ~~و شهر طالقان در بزدگی و طول و عرض بقدر مرورود باشد باآب روان و ~~بستانها، اما بساتین اندک است ، و بنیاد خانهها[ی) آن و مرورود از گل است. و ~~هوای آن خوشتر از هوای مرورودمی باشد ~~و از مرورود از جانب غربی ms297 تا کوه سه فرسنگ است، و از طرف مشرق ~~به کوه دو فرسنگ ، و طالقان با روستا بههم درکوه موضوعاند . # و شهر فاریابکوچکتراز طالقان است الا آنکه بستان و باغ و زراهت در ~~فاریاب بیشتر از طالقان میباشد . و بنیاد خانههای ایشان از گل است . # و جوزجان10 نام ناحیتی است، وشهر بزرگ وقصبه آن را یهودیه و ~~شبورقان11 می گوبند. و انخذ12 نام روستابی است. # و شهر بزرگ آن را اشترج11 می خوانند . PageV00P342 # ============================================================ ~~خراسان ~~و کند درم ~~و انبار2 ~~و سان نام شهرها[ی) آن دیارند : ~~و انبار2 بزرگتر ایشان است و سلطان آن دیار در آن مقام دارد . و آن شهر ~~برکوه مؤسس و موضوع است. و درطول وعرض بیشتر از مرورود است. و در آن ~~شهر آبهاای) روان ورز و انگور2 و بوستان بسیار هست، و تمامت بنیاد خانههای ~~ایشان از گل می باشد: ~~و سان شهری کوچک است با آبها[ی] روان و بوستانها[ی] فراوان ، و آن ~~نیز در کوه موضوع است : ~~وکنددرم4 نیز در کوه مبنی ومؤسس است، و آن درطول و عرض از کرومه ~~بزرگنرست(4)" ~~و خور شهری خوش است با آب بسیار(2) ~~و شبورقان“ ضهری خوش است و نزه با آب روان و غالب در آن زراعت ~~است و بوستانها در آن اندک می باشد. و در طول و عرض نزدیکن یهودیه باشد ~~و اشترج شهری کوچک است در ببایان موضوع، و آن را هفت شهر ~~کوچک از توابع و لواحق هست ، و خانهای چند از سنگ ساخته بیرون شهر ~~(1209] هست. ودر اضعاف وحوالی آن خانهها اکراد ساخته وایشان/خداوندان کوسفند ~~واشتره امی باشند. # و از ناحیت جوزجان11 پوستها مرتفع می شود و از آن در آفاق حمل میافتد. # و تمامت این زمین باخصب و نزاهت و نعمت و راحت می باشد. # و از شبورقان12تا انبار13 از طرف جنوب یک منزل، ~~- و هر که خواهد از شبورقان12 به پهودیه رود لابد او را به فاریاب14 گذار ~~میافتد. ms298 واین مسافت از طرف شمال دو منزل است ، ~~- و از باریاب15تا یهودیه یک منزل، ~~- و از شبورقان12 تا انخذ16 دو منزل از طرف شمال، PageV00P343 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~18 ~~- و از شبورقان1 تا کنددرم چهار منزل، ~~- و از آنجا تا یهودیه یک منزل . # و غرج الشار3 دو شهرند . یکی از آن را نشین، میخوانند و دیگری را ~~سورمین5، و ایشان هردو در بزرگی نزدیک یکدیگراند. و مقام سلطان ازین هردو ~~شهر بیرون می باشد، و ملکی که او را "شاره، می خوانند و این ممالک را به وی ~~نسبت می کنند در کوهی مقام دارد که آن را بلکیان" می خوانند. و درین هردو شهر ~~آب روان و درختان قراوان می باشد. و از شهر نشین4 برنج بسیار مرتفع میشود ~~چنانکه در آفاق از آن حمل می کنند ، و از سورمین5 میویز در نواحی و اطراف ~~حمل میافتد ~~و از [نشین تا]دزه3 مرورود یک منزل بر یک راه است از طرف شرقی آن . # و از نشین6 تا سورمین5 از طرف جنوب یک منزل و آن درکوه موضوع ~~است ~~و اما غور شهری بزرگ است، و آن در مملکت اسلام یادکرده شد . و آن ~~کوهی معمورست از الوان ثمرات وفواکه، با چشمههاری) بسیار وبستانها و ~~جویهاای] وافر، و آن نیک سبز و منیع است. # و از اعمال هراه تافره16 درحوالی غور داخل است و از فره15 تا بلدی داور10 ~~تا رباط کروان از اعمال ابن فریغون12 است . # و از رباط کروان تا غرچستان13 و از آنجا تا هراه هرچه از شهرو دیه درحوالی ~~غور بود این است که شرح داده آمد. و تمامت اهالی ایشان مسلماناند و از جهت ~~آن یاد کرده شد که در میانه مملکت اسلام است . # و اما سرخس شهری معمور است، در میانه نشابور و مرو موضوع، و آن ~~در زمینی راست و هامون است و آب روان در آن نیست الایکن1رود که در بعضی [1205) ~~از سال در آن ms299 شهر روانه می باشد و آن رود تیز پیوسته نمی باشد و در بعضی از ~~سال آن آب روانه می شود و در مقدار افزون از رود هراه می باشد و آن رود روانه ~~می شود و بعضی از نواحی آنجا را در عمارت می کبرد. PageV00P344 # ============================================================ ~~خراسان ~~و اغلب زراعت ایشان بخس است، ودرطول و عرض نیمهای از مروباشد، و ~~خاک آن بغایت درست است. و غالب نواحی آن چراگاه است و آن را دیه وضیاع ~~اندک است .و معظم مال ایشان اشتر است ، و هرچه از شهرهای خراسان مرتفع ~~می شود در آنجا حمل میافتد. و آب آن شهراز چاه می باشد، وآسیابها[ی] ایشان ~~را چهارپای می گرداند و آسیاب که آب آن را می گرداند هیچ نیست . و بنا[ی] ~~خانههای ایشان از گل است : ~~و اما نسا نام شهری است و آن بغایت خصب و نعمت است با آب بسیار و ~~بوستانها[ی) فراوان . و آن در بزرگی وطول وعرض مانند سرخس باشد ، و ~~آب در خانهها و کوچه هاای) آن شهر روانه می باشد و بغایت نزاهت وخصب و ~~دهت است، و روستای فراخ و بهن در شکاف کوهها هست ~~و فراوه ثغری است در روی بیابان غزیه، و آن از دیهها و عمارت بریده و ~~دور است. و در آنجا متبری هست که کسانی که آنجا مقیم اند در آن خطبه می کنند. # وعدد ایشان اندک است. الا بأس وشجاعت وقوت و شوکت ایشان به مثابتی ~~است که اقوام کثیر با عدد بسیار ازیشان ترسان میباشند. و آن رباطی است فراوه ~~نام کرده و هیچ دیه در آن نبست و عمارت از هیچ طرفی در آن متصل نیست . و ~~یک چشمه آب جهت خوردن در میانه دیه روانه میرود و درین آب ایشان را بستان ~~و زراعت نمی باشد، الا آنکه چیزی که ایشان را از آن آب حاصل میشود. واهل ~~آن کمتر از هزار مرداند. # وقوهستان ms300 از اعمال خراسان است، وآن در بیابان پارس موضوع است، و ~~[1219) در آفاق و اقالیم هیچ شهری برین نام نبست و نام [شهر] بزرگ آن قاین2 است و ~~اهل آن شیعت امیر المؤمنین علی بن ابی طالب اند علیه السلم. ودرحوالی واضعاف ~~آن شهرها[ی) چند هست که از قبیل و صدد و مضاف وتوابع آن شهراند مثل : ~~ینابذ2 ، ~~و طبسین4 [شناخته شده به کری وخور وطبس)، ~~و آن به طبس5_ مسینان4 معروف است : PageV00P345 ~~============================================================ ~~ممالک ومحالک ~~188 ~~و [قاین)- تمامت بنیاد خانههای ایشان از گل است و خندقی و قهندزای در ~~آن هست ومسجد و دارالاماره به قهندزااند وآب آنجا از کاریز می باشد . و بستان ~~در آن شهر اندک است. و دیهها از یکدیگر جدا و متفرقاند، و آن شهر از جمله ~~شهرهاای] سردسیر است: ~~و اما شهر طبسینکوچکتر از قاین2 است، و آن از جمله شهرها[ی] کرم سیر ~~است با درختان خرما و میو[هآها که در شهرها[ی] گرم سیر می باشد ، و در آن شهر ~~قلعهای هست . اما او را قهندز1 نمی باشد . وبناای) تمامت خانهها[ی) ایشان از ~~گل می باشد. و درین شهرآب از کاریز است. و درختان خرما در آنجا بیشتر از ~~درختان خرما[ی] شهر قاین2 است: ~~و اما خور2 کمتر از طبسین5 است و آن به نزدیک خوست4 موضوع است و ~~در شهر خوست منبر نیست و منیر آن شهر به خور، است ، و بتیادخانههاریم آن ~~ازگل می باشد. و در آن شهر قلعه و فهندزا نیست وآب آن اندک و نایافت است ~~جهت آنکه از کاریز می باشد و بستان اندک دارد و مقیمان و اهل آنجا خداوند ~~گوسفندان و سوائماند. وآن بر کناره‌ بیابان موضوع است، و در آن بستان نیست. # واما شهر ینابذ2 از خور" بزرگترست، و بنیاد خانهها[ی] ایشان از گل می باشدو ~~اورا دیهها و روستاها هست و آب آن موضع از کاریز می باشد . # و شهر طبس از ینابذه بزرگترست و ms301 آن را نیز آب از کاریز است . و بنیاد ~~خانه هسای ایشان از گل است وآن را قلعهای خراب و قهندزای هست ~~و درخنان خرما به قوهستان و طبسین هست . # و تمامت آنچه ازین دیار یاد کرده آمد از توابع وصدد سردسیراند و خوالی ~~و توابع قوهستان شهرها[ی] چند ا دیگر در بیابان هست که ایراد آن از غرض [1215 ~~دور می افتد: ~~و در قوهستان عمارات از یکدیگر دورست همچنانکه در نواحی خراسان. و ~~در اضعاف شهرها[ی) این دیار بیابانهای چند هست، و در ایشان اکراد متوطن و ~~مقیم و ایشان خداوندان گوسفندان و شتر و سوائماند. و آن بیابان از حد قاین10 PageV00P346 ~~============================================================ ~~خراسان ~~است و از طرف و جانب نشابور به دو روز دورترست ، و گمل که جهت خوردن ~~به ادوبه در آفاق حمل میافند از آنجا می باشد و در تمامت قوهسنان هیچ جای ~~رود آب روان نیست الا تمامت را آب از کاریز و چاه میباند. و انواع کرباس ~~ونخ و نسیج از آنجا مرتفع می شودو در آفاق حمل میافند، و اقمشه رفیع در ~~آنجا بسیار می باشد ~~اما آنچه از شهرها به بلخ متصل میشود: ~~اول از طخیرستان1 ~~و ختل ~~و بنجهیر ~~و بدخشان ~~وعمل بامیان وآنچه بدان متصل وملاصق است ~~اما از شهرها[ی) طخیرستان ~~یکی خلم، است ~~ودیگر سمنجانه ~~وبغلان ~~و سکلکند ~~و وروالیز" ~~و آرهن8 ~~وراون ~~وطایقان10 ~~و سکیمشت11 ~~وروب1 ~~و سرای عاصم1 ~~و اندراب ~~و خست14 اندراب PageV00P347 ~~============================================================ ~~ممالله ومسسالک ~~و مذر ~~وکاه. # و اما ختل را شهرها[ی] چندهست . و دریشان چهاربایسان نیک و قوی ~~میباشد، جنانکه از جودت و کثرت آن درآفاق حمل می افند و جهت فروختن نقل ~~می کنند، و آن شهرها از حساب و صدد ختل اند و ازین شهرها که گفته شد: ~~اول هلاورد ~~ولاوکند، و ایشان هر دو در صدو وخشاند ~~و کاربنک2 ~~وتملیات4 ~~وهلبکه ~~و سکندره ~~و منک ~~و اندیجاراغ" ~~وفارغر" ~~و روستای بنگی8. # وصورت ms302 ختل’ در جدول ماوراءالنهره1 نیز ایراد خواهد شد . وشهرهای ~~ختل قمامت با آب روان و درختان فراوان و نعمت و زراعت و غایت خصب و ~~راحت می باشد وجمله در زمین راست و هامون مؤصس و مینی اند، الا سکندره که ~~درکوهی بلند موضوع است . وتمامت شهرهاکه از اعمال 1و لواحق ومضافات [229 ~~ختل اند جمله درکوهاند الا وخش11 که آن در بیابان است . # و بزرگتر شهرها[ی] ختل مملکت منک است، و درعرض و طول و بزرگی ~~هلبک12 نزدیک آن باشد. و سلطان آن اقلیم به هلبک12 مقیم میباشد. # و ختل در میانه رود وخشاب12 و رود بدخشان مبنی و موضوع است و آن ~~را جریاب2امی خوانند. و درخلال و میانه آن رودهای بسیار هست که تمامت رودها PageV00P348 ~~============================================================ ~~299 ~~خراسان ~~به نزدیک قواذیان1 پیش از آنکه به ترمذ2 رسند با یکدیگر جمع میشوند و یک ~~رود بزرگ و سهمناک می باشد2 ~~و در حوالی شهر منک سوری رفیبع و بلند و منیع هست، و آن سوردر ~~هد قدیم و روزگار کفر نبوده است ، الادر اسلام آن سور را برین حال که گفته ~~شد از سنگ وگچ محکم و عظیم برآوردند. # و شهر منک در بزرگی و طول و عرض چند اندرابه4 باشد. # و هلیکث5 از آن کوچکترست : ~~اماابدخشان)، آن را روستای بزرگت و بهن مست بغایت عمارت و زراعت و ~~خصب وراحت ، ودریشان جوبها[ی) آب روان وفواکه الوان، وآن در غربی ~~رود جریاب موضوع است ~~و از آنجا چندگونه از امتعه و اقمشه مرتفع می شود و بازرگانان از آنجا ~~نقل می کنند . و در کوهها[ی) این ولایت معادن لاژورد می باشد و پیوسته از آن ~~بیرون می آید. # و از راه وخان2 از شهر تبت مشک بسیار در آفاق حمل و نقل می افتد ~~واما اعمال بامیان" و آنچه از توابع و لواحق آن است مشرح ومنقح گفته ~~شود، انشاءالله تعالی ~~و از شهرهای آن دیار اول بامیان است ms303 ~~وبسفورفنده ~~و سکاوند ~~و کابل ~~ولجراه ~~وفروان ~~وغزنه.11 PageV00P349 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~199 ~~و بنجهبرا شهری متفرد و تنها است و او را خود پنجهیر میخوانند ~~و بدخشان نام اقلیمی است و او را روستاای) بهن و دراز هست. اما قصبه و ~~شهر بزرگ آن دیار را بدخشان میخوانند و آن مملکت ابی الفتح2 است: ~~و اما بلخ شهری بزرگ وخوش است، در زمینی راست و هامون موضوع و ~~از آن تا به کوهی که بدان شهر نزدیک است مسافت چهار فرسنگ می باشد، وآن ~~کوه راکوم، می خوانند. و در آن شهر سور و ربض هست و مسجد جامع ادر [1225) ~~میانه شهر مبنی است، و تمامت بازارهای آن شهر درخوالی مسجد جامع است و ~~پیوسته محافل فقهاو ادبا و محابر و منابر علما با خلق بسیار در مسجد جامع جمم ~~میشوند و در بحث مشغول می باشند ~~و آن شهر در طول و عرض نیم فرسنگ در نیم فرسنگ باشد ، و تمامت ~~بنای خانههای ایشان از گل است . و آن شهر را دروازدای چند هست: یکی را ~~دروازه‌ نوبهار میگویند، و دیگر را دروازه‌ رحبه4، [و دیگر را] الحدید، و دیگر ~~را دروازه هندوان، و یکی دیگر را دروازه بهود، و دیگری را دروازه شست بنده و ~~یکی دیگر را دروازه یحبی4. # و درین شهر رودی آب روان هست که آن را دهاس میخوانند و آن رودآب ~~به ربض آن شهر از طرف دروازه‌ نوبهار می گذرد، و درین رود آب به مقدارده ~~آسیا می گردد و تمامت روستای آن شهر را سبراب میگرداند، و از آنجا می رود ~~تا به سیاه جرد1 . و در حوالی این تمامت درواز[ه]ها که گفته شد باغات [و]بساتین ~~محتف و محیط است ، و در سور این شهر خندق نیست و سور آن از گل است . # و بزرگتر شهرهای طخیرستان طایقان ، و طایقان شهری خوش ونزه است ~~در زمینی راست و هامون، واز آنجا تا ms304 به کوه نشیب و گو است . و در آن شهر ~~بستانها[ی] بسیار با رزها[ی] انگور فراوان هست . و نیز رودی بزرگ در آن ~~جاری است . و طایقان در طول وعرض دو دانگی از بلخ باشد . # و وروالیزه1 در بزرگی مقدار آن باشد . # و اندرابه11 ضهری خوش ونزه است در شکاف کوه موضوع، و هرنقره که PageV00P350 ~~============================================================ ~~خراسان ~~293 ~~از معادن چاربایه و پنجهیر برمی خیزد در آنجا حمل و یقل می افتد، و در آن شهر ~~دو رود آب روانه هست: یکی را رود اندراب می خوانند و دیگری را رودکاسان. و ~~در آنجا درختان خرما2 فراوان و الوان فواکه ونعمت هست: ~~و تمامت شهرها[ی) طخیرستان4 در بزرگی و طود وعرض و اهل به یکدبگر ~~مشابه ومماثل ونزدیکاند الا طایقانه ووروالیز، واندرابه که این هر سه با ~~(1229) شهرهای دیگر به بزرگی نسبت ندارند، و درخت1و میوه و زراعت دریشان بیشتر ~~از شهرها [ی] دیگر میباشد ~~و اما پنجهیر شهری خوش ونزه است درکوه موضوع، و پبوسته در آن شهر ~~هزار مرد مقیم می باشند و غالب اهل آن شهر به لهو و عشرت و طرب وفساد مشغول و ~~مشعوفاند. ودر آن شهر رودی آب هست و یستانهاای) بسیار . اما ایشان را ~~مزرعه و زراعت کمتر از اهل شهرهای دیگر می باشد ~~و اما چارپایه“ شهری خوش ونزه است و در طول و عرض از پنجهیر، ~~کمترست و دریشان هردو معدن نقره می باشد. و کسانی که در آن موضع متوطن و ~~مقبم میباشند جهت راحت و ارتفاع و مال آن معادناند. و در چارپایه3 فط (2)10 ~~بستان و زراعت نیست ، و رودی آب از پنجهیره در آنجا روانه میرود و در میان ~~چارپایه11 به دو از یکدیگر شکافنه میشود و آن آب میرود تا فروان12 تا آنجاکه ~~به زمین هند می افتد . # یادکردن شهرهاای] دیار بامیان12 ~~بزرگنرشهرها[ی] آن دیار14 بامیان است و ایشان در کوه مبنی وموضوع اند. # و بامیان در ms305 بزرگی وعرض نیمه از بلخ باشد، و نمامت آن دیار را به "شیر بامیان،15 ~~سبت میبرند. و هیج قلعه در آن تیست. و درمیانه آن شهر رودی بزرگن میرودو ~~به غرجسنان16 میافتد. و از اطراف آن از شهرها[ی] نزدیک مثل ارسفر12 و غیره ~~انواع فوا که در آنجا حمل می کنند جهت آنکه هیچ بستان در آن نیست . # و درنواحی و حوالی بامیان هیچ شهری درکوه موضوع نیست الا نفس شهر ~~بامیان. ودر تمامت شهرهای آن رودها[ی] بسیار و درختان فراوان و میو[ه]هاای] PageV00P351 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~بی بایان می باشد الادر غزنه1که ددآن هیچ بوستان نیست. و در جمله شهرها که در ~~نواحی واطراف بلخ اند هیچ شهری معمورتر وخبر و نعمت در آن بیشتر از غزنه2 ~~فیست، جهت آنکه فرضه هند است ~~و درکابل قهندزای هست که آن تهندز2 را} به تحصن موصوف می کنند وآن 1235 ~~را یک راه بیشتر نمی باشد . و در آن شهر مسلمانان اقامت دارند ، و آن را نیز ~~ربضی هست که کافران از بلاد هند در آن متوطن می باشند ~~و چون خواهند که در شهر حاکمی نصب کنند البته آن حاکم را به خدمت ~~ملک کابل می آورند تا با وی عقدی میبندد، و اگر چه موضع آن ملک درمسافت ~~دور باشد . و ایشان را دعوی چنان است که حکم و امر کسی که با این ملکن عقد ~~نکرده باشد درست تمی باشد. و چون او را بهخدمت ملکث کابل می برند و باوی ~~عقد می کند مملکت و خزاین و حشم و خدم و دفاین برو مقرر و معین می شودو ~~اوامر و نواهی او ممضی وروان می گردد ~~و کابل نیز فرضه هند است ~~و از بلخ گونه [ای] چند از شتران بختی4 که در سیر و حمل بر دیگر شتران ~~ترچیح و تفضیل دارند می خبزد. و از انواع فواکه و ترنج ونیلوفر ونیشکرو آنچه ~~در شهرهای گرم سیر باشد ms306 در آن شهرهست، الا آنکه در آنجا درخت خرما نمی باشد: ~~و در شهر و نواحی و اطراف آن برف میباشد ~~و لجراه و سکاوند وکابل هرسه گرم سیراند اما درختان خرما دریشان نمی باشد. # و اما در غور کوههای چند از حوالی و اطراف شهر هست. ودر تمامت آن ~~کوهها مسلمانان ساکن ومتوطناند، الا اهل نفس شهر کافرند ، ودر میانه ایشان ~~مسلمان اندک می باشد. و کوههاری] غور کوههایی منیع و رفیع اند.و زبان ایشان ~~غیراز زبان اهل خراسان است و آن کوهها که درخوالی غور است تمامت بانعمت و ~~زراعت و الوان فواکهاند ~~و از جهت آن ذکر غور در جدول صورت خراسان کرده شد که دو دانگی ~~از آن ازصدد و حساب خراسان است و یکن حد از آن به خراسان منتهی می شودو PageV00P352 ~~============================================================ ~~خراسان ~~199 ~~بکی دیگر به سجمتان. و بیشتر بندگان از غور به هراه و سجستان میافتند. # (1249] و کوهیا درپشت غور هست که آن کوه درحدود خراسان محیط می ضود و ~~میدود به حدود بامیان1، وهمجنین میرود تا پنجهیر ودر شهرها به وخان، در ~~میرود. و چون در ماوراءالنهر، می رسد متفرق و متشعب می باشد، و بعضی از آن ~~کشیده می شود به حدود شهرهای ترکان به حدود ایلاق، و شاشء تا به نزدیک ~~خرخیز1. ودرین کوه از اول تا آخر معادن زر و نقره می باشد ، واصل عمود این ~~کوه از نزدیک شهرهای خرخیز’ است تا آنجا که به ماوراءالنهرمی رسد وبه فرغانه و ~~شاش’ میرود و بیشتر معادن در دارالاسلام است در ناحیت پنجهیر، و آنچه از ~~پس آن میباشد ~~و اما جیحون و خوارزم در جدول ماوراء النهر ثبت کرده شد ~~و آمل و زم در شهراند بر کناره جیحون به یکدیگر نزدیک و در بزرگی و ~~طول و عرض مقابل و مماثل. و دریشان هر دو آبها[ی) روان و بسانین بسیارهست: ~~و در آمل اقمامت راهها[ی) خراسان تا ماوراء ms307 النهر مجنمع میباشد. و درین ~~دیار بیابانها[ی] پهن وفراخ بسیارست . # وزم11 در عمارت و اهل وسکان وطول وعرض از آمل کمتر است، الا آنکه ~~در آن مغبری هست که از آنجا از خراسان به ماوراء النهرگذار می کنند و از هر دو ~~طرف و حوالی این دو شهر بیابانها محبط و محتف است ~~و یک بیابان از آن از حدود بلخ است تا دریای خوارزم و غالب درین بیایان ~~ریگ می باشد و هیچ چشمه و آب روان در آن نیست، الا دو سه چاه که از بهر ~~قوافل حفر کردهاند، و اهل آن نواحی در آن بیابان چراگاه می سازند تا آنجا که ~~به راه مرو می رسد تا به آمل . بعد از آن این مسافت در بیابانی مغضی می شودکه تا ~~ماوراءالنهر در آن چراگاه نمی کنند و آب اندک می باشد . # و در شهرها و اطراف خراسان انواع شتر چندان که در بلخ و سرخس ~~(1245) می باشد در تعامت شهرها[ی) آن افلیم انمی باشد ~~اما گوسفند از شهرهایی که در آن دیار نزدیک و ملاصق است در آن اقلیم PageV00P353 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~نقل می کیند و اغلب گوسفندان درین شهرها از غور و غزیه1 و خلخ، می آورند. و ~~جهاربای و اطعمه وافمشه و انواع ملبوسات و مایحتاج الیه الناس2 از اطراف و ~~اکناف آفاق درین دیار نقل می کنند. و نیکوترین دواب و حیوانات درین اقلیم ~~آن است که از نواحی بلخ می آورند. ونفیس ترین بند گان آن است که از شهرها[ی] ~~ترکان در آن چمع می آید، و ازین اجناس ازین دیار در اطراف مننقل می شود. و ~~از لطیفترین ملابوسات از جنس ابریشم و پنبه آن است که از نیسابور ومرو مرتفع ~~می شود. و از اجناس چلود و سختیان در آن دیار آن است که از شهرهای غزیه4 ~~در آنجا جمع می آورند. # و شیرینتر آبهای آن اقلیم آب رود جیحون است ، و ms308 توانگرترین سکان ~~بلاد خراسان اهل نیسابوراند، و بیشترین فقها و علما وادبا و ائمه فضلا در مروو ~~بلخ میباشند، و نیکوترین موضعی در همارت و زراعت و خصب و راحت از آن ~~دیار زمین نیسابوز است . # و از هراه تا مرورود چیزی5 بزرگتر از جو زراعت می کنند و عرب آن را ~~"عذی4 میخواند ~~و درهمه خراسان هیچ شهری گرم سیر نیست، الا آنچه در ناحیت قوهستان ~~از طرف پارس وکرمان است ، و بیشتر سرما و برف و تگرگ2 در نواحی بامیان2 ~~است جهت آنکه خوارزم از جمله وصدد و عدد ماوراءالنهر است ~~و اما عدد مسافات که در میانه بلاد خراسان است و معرفت طرق ونواحی و ~~اطراف آن تمامت دربن جدول مشرح و منقح ذکر کرده شود . # اما [از ذکر] مسافات بعید و طرق هارمه(2)“ که درین مختصر او را مدخلی ~~نیست و ابراد ذکر آن درین موضع به تطویل و ملال انجامد اعراض کرده آمد . # والله الموفق للصدق والصواب و الیه المرجع والمآب. # یادکردن مسافات شهرها ای] این دیار * ~~- اول از نسابور تاآخر حدآن دیار از طرف قومس /تا دیه کردان به نزدیک (1259 ~~اصداباد هفت منزل PageV00P354 ~~============================================================ ~~197 ~~خراسان ~~- و از دیه کردان تا دامغان پنج منزل ~~و از نشابور تا سرخس شش منزل ~~و از اول اعمال نسابور ازجانب قومس تا رود جیخون بر یکت خط راست ~~و مستقیم است ومسافت آن بیست وسه متزل است ~~و از نیسابور تا اسفرایین پنج منزل، و آن از اعمال نیسابور است ~~- و از نیابور تابوزجان2 چهار منزل ~~و از بوزجان2 تا بوشنج چهار منزل ~~- و از بوشنج تا هراه یک منزل ~~و از هراه تا اسفزار، [سه منزل ~~- و از اسفزار] تا دره دو منزل، و آن آخر اعمال هراه است ~~و از دره تا سجحتان هفت روز ~~- و از اسفرایین اتا دره نوزده روز ~~- و از نسابور تا طوس سه منزل ~~- و از نسابور تا نسا شش ms309 منزل ~~- و از نسا تا فراوه4 پنجه منزل ~~- و از نشابور تا قاین نه منزل، و آن قصبه قوهستان است ~~- و از قاین تا هراه هشت مزل ~~و از مرو تا مرورود شش منزل ~~و از مرو تا هراه دوازده4 منزل ~~- و از مرو تا اباورد2 شش منزل ~~- و از آنجا تا نسا چهار منزل ~~** ~~و مصافت آنچه در میانه مرو و آمل و سرخس بود از پیش گفته شد. # - و از هراه تا مرورود شش منزل ، و آن راه بلخ است ~~و از هراه تا سرخس پنج منزل ~~و راهی که از هراه به نیسابور می رود تا آخر حدودآن از طرف صجستان PageV00P355 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~194 ~~تاقصبه قوهستان گفته شد ~~- و مسافت از بلخ تا مرورود دوازده روز است ~~- و از بلخ تا کناره دریا به راه ترمذ دو روز ~~- و از یلخ تا اندرابه نه منزل ~~- و از بلخ تا بامیان ده منزل ~~- و از بلخ تا بدخشان سیزده منزل ~~و از بلخ به کناره‌ وادی به راه ختل به موضعی که به میله معروف است ~~صه منزل: ~~و از بدخشان بر کناره‌ وادی جیحون تا خوارزم تمامت از حساب عرض ~~خراسان است ~~- اول از بدخشان نا ترمذ محاذی و برابر رود سیزده منزل ~~- و از ترمذ تا زم پنج منزل ~~- و از زم تا آمل چهار منزل ~~- و از آمل تا شهر خوارزم دوازده منزل ~~و از شهر خوارزم تا به دریای خوارزم شش منزل ~~مسافاتی که در میانه شهرهای معروف و مشهور خراسان بود شرح داده شد، ~~واللهاعلم بالصواب. ونیز بیدا کرده شود که اعمال ولواحق هرشهر مشهور [1255] ~~بانفس شهر وقصبه آن مسافت چندست ، و اول ازین دیار ابتدا به نیسابور ~~کرده شد : ~~و از نسابور تا بوزجان" چهار منزل ~~_ و از بوزجان2 از طرف دست چپ کسی که از هراه می آید تا نسابور یک ~~منزل ~~- و از آنجا تا شهری که آن ms310 را مالن2 می گویند یک منزل ~~- و از مالن2 تا جایمنده [یک منزل] PageV00P356 ~~============================================================ ~~199 ~~خراسان ~~- [و از جایمند] به سنگان1 یک روز ~~- و از سنگان1 تا ینابذ2 دو روز ~~- و از ینابذ2 تا فاین2 یکن4 منزل ~~و چون کسی از طرف دست چپ شهر سنگانهگذار کند به دو روزه راه آن ~~شهرسلومک موضوع است ~~- و از سلومک6 تا زوزن" [یک روز] ~~- [و از زوزن] تا قاین سه روز است ~~- و از نسابور تا ترشیز“ چهار منزل ~~- و از ترشیز تا کندر یک روز ~~- و از کندر تا ینابذ دو روز ~~- و از ینابذه تا قاین10 دو روز ~~و از نسابور تا خسروجرد چهار منزل ~~- و سابزوار11 از خسروجرد2) به دو فرسنگ دورترست ~~- و از خسروجرد12 تا بهمناباد یگث منزل بزرگ است و در میانه بهمناباد و ~~مزینان13 بر راه قومس یک فرسنگ است ~~- و از نسابور تا خان روان یک منزل ~~- و از خان روان تا مهرجان14 دو روز ~~- و از مهرجان14 تا اسفرایین دو روز ~~و چون کسی از بهمناباد بیرون آید تا مهرجان و شهر آزادوار یک روز ~~- و از شهر آزاد وار تا دیواره 15 یک روز ~~و از دیواره15 تا مهرجان دو روز ~~واما مسافات شهرهاای] عرو ~~- اول از مرو تا کشمبهن4 یک منزل ، - و [هرمزفره] محاذی ومقابل ~~کشمیهن17 به مقدار بک فرسنگ دیهی هست و از دصت چپ آن دیه بیابان سیفانه18 ~~است و آن بیابان درین راه می کشد تا به خوارزم [وباشان] PageV00P357 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~- و اما باشان1 از هرمزفره به یک فرسنگ دورترست ~~- و شهر سنج به یکن منزل از آن دورترصت درمیانه راه سرخس و راه مرو ~~و جبرنج، بهشش فرسنگ ازشهر دورتر موضوع است به رودخانه زرقه ~~و [مرو] رم هم دربن راه موضوع است به چهار فرسنگی مرو ~~- و دندانقان از مرو به دو منزل دورترست بر راه سرخس ~~11269 ~~و قرینین به چهار منزل از مرو دورترست به رودخانه ms311 مرو موضوع ~~و خرق به سه فرسنگ از شهر دورترست : ~~اما مسافات شهرهاای هراه ~~و آنچه متصل و ملاصق آن است مثل بوشنجو بادغیس15و رسناق کنج 11: ~~- اول از هراه نا اسفزار12 سه منزل- وشهرهای اسفزار12 چهاراند و ایشان ~~را اذ پیش ذکر کرده آمد، و هرچهار در مسافت بقدر یک منزل کمتر موضو عاند ~~- و در میانه هراه و مالن12هراه یکن12 روز ~~- و مبان هراه15 وکروخ 14 سه روز ~~و میان بوشنج و کره چهار فرسنگ از دست چپ کسی که به نسابور ~~ردود و میان آن شهر تا راه دو فرسنگ است ~~- و از بوشنج تا فرگرد17 دو روز ~~- و از فرگرد17 تا خرگرد18 دو روز ~~- و از خرگرد18 تا زوزن یک روز ~~- و از هراه تا باشان20 هراه یک منزل ~~- و از باشان20 تا خیسار21 یکث منزل ~~- و از خیسار21 به استربیان22 [یک منزل ~~- و از استربیان] تا ماراباد23 یکث منزل سبک ~~- و از ماراباد3. تا اوفه یک روز24 ~~- و از آنجا تا خشت25 دو روز. وبعضی از خشت5، در حدود غور داخل است ~~- و از هراه تا ببنه26 دو منزل PageV00P358 ~~============================================================ ~~خراسان ~~309 ~~- و از ببنه1 تاکیف2 یک منزل ~~- و از کیف2 نا بغشور4 یک روز. # اما مسافت شهر اهای] بلخ ~~- اول از بلخ تا خلمه دو روز ~~- و از بلخ تا وروالیز دو روز ~~و از طایقان" تا بدخشان هفت روز ~~- و از خلمه تا سمنجان1 پنج روز ~~و از سمنجان15 تا اندرابه پنج روز ~~- و از اندرابه11 تا چاربایه12 سه منزل ~~- و از چاربایه12 تا پنجهبر12 [یک روز ~~- و از بنجهیر) تا فروان"1 دو منزل ~~- و از بلخ تا بغلان15 شش منزل ~~- و از بلخ تا مذر16 [شش منزل ~~- و از مذر16 تا که یک منزل] ~~- و از که تا بامیان17 سه منزل ~~- و از بلخ تا اشبورقان18 سه منزل ~~- [و از اشبورقان تا فاریاب سه منزل) ~~و از فاریاب تا طایقان سه منزل ~~و از طایقان ms312 تا مرورود سه منزل ~~یاد کردن مسافت که در میانه شهرهای قوهستان است ~~اول از قاین14 تا زوزن20 صه منزل ~~و از قاین19 تا طبص مسینان21 دو روز ~~و از قاین14 تا شهر خور یک فرستگ ~~و از خور22 تا خوست23 یکث24 فرسنگ ~~و از قاین19 تا طبسین24 سه منزل ، والله اعلم : PageV00P359 ~~============================================================ ~~ممالک ومالک ~~304 ~~واشی مربوط به صفحات 301-369 ~~1- اسفران ا 2_ باب عسا 3_ کنع رسبایا- حورمحان ~~عرج اللسان) 6بامیان ا 7- ماورا النهرا ~~ف ~~9_ ایشعاب] 2_ ابران شهرا 3- عمه موارد قهندره وکاه بدون نقطة فا ~~نوشتها 4_ ظاهرا مربض" در بریدگی صحافی از میان رفته، یا وواو" زائدست ~~5- عربی: رأس القنطره] 6_ ورمکس (شاید : درتکین) در نسخه بدلهای عربی ~~هم یعهمین کونه اشکال است 7-فیاب1 4- ماورا النهر: 9- وساعد ~~(عده، جزیی است ازعبارت عریی و به اشتباء خوانده ، الی طوس ونساوعدة ابواب فیها ~~10- سرسرلس (عربی : بسرشیرین) ~~ف وة ~~9- فهنددا 2_ بابکورسان حبره (عربی مقابرالحسینیین)ا 3- عربی : ~~میدانالحسین) 4 سعاود5- رحان ا همالتا 7- کرداحرد ~~8- حانمدا 9- سلوما (شاید تلفظی دیگر از آنچه امروزه سلومه تلفظ میشود ~~و طبعا شکل کهن ترش سلومک است) ~~ق ~~1_ سکان! 2_ نرا 3_ سحان (عربی: خانروان) نقل ما براساس حاشیة ~~عربی وشباهت ضیط نسخه‌ حاضرستا 4_ زاور (عربی ندارد) ا 9- مسوحرد ~~مرتیانا 7- ساروانا 4- زبراده9_ اسفراینا 10- جرجان ~~19- ربربدین ~~12_ رایکانا 13_ طابران 14- بروعود ~~16- هرون الرشد 17- عربی: علی نحوربع فرسخ 18- ساباد ~~15- بوهان ~~ف 74 ~~1- فهندر ~~2- بنی هامان 1 4 ماحان ~~1_ بحنب (عربی: حیث. درنسخه بدل وجنب دارد) 2_ ماحانا 3 عربی: ~~راس المیدانا 6_ عربی: ابی الجهما 5_ هرمزقره ! 6_ نرسانای (عربی: رأس الشابای) ~~7- عبدالله1 8- عربی: نداردا 9- آل ابی النجم ~~10- بی معط ~~11- عربی: التی صبغ فیها سواد دعوة بنی العباس. مترجم "دعوةه را "دحبرة، دیده ونقل ~~کرده است 12_ عربی: در حاتبه و نسخه بدل است ا 13_ رریق PageV00P360 ~~============================================================ ~~دهلم وطبرستان ~~0 ~~ف 25 ~~-آن21- مبرمامانا3_ سحانا 4_ بالس1 ه مکان (وبه این ضبط ~~همغلط نیست)ا ماورا النهرا 7_ ms313 قامیان41_مروعابا9_ وریق ~~1- عبی: وواجل من والی المعونةا 2- درق1 3- شاید : مطول ~~مشروحا4- ( باطعمتر): ~~1-عربی، وبماحمل من بزر دودالقزا 2- کممین ا 2- هرمزقره ~~6 سعا 5 حرحا 6 مالد بدعانا 7_ فرسا 8- ماک ~~حسان ا10_ اسرتان) 11- اوقه/ 12_ بالسان1 13- کروح ~~1- 19_ اسرانا16_ ادسکن ~~* هرات راهمهجا بعرامه (طبعا عراة) می نویسد ودرنقل آن تصرفی نشد ~~47 ~~کزارانا2_ کوسف 3_ خراسانا 4_ ودهه زائدست ~~اسراناع فقندرا 7_ حسک1 8_ مروزاباذ ~~1-ماورا النهر 2_ و3_ فروزاباذ 6- یوحوی (نوجوی؟) ~~5- سداسد ~~ف ~~1-بارست 2- کراسان1 3_ ماان! 6_ سرانا 5- عریی: ~~اذربیجانا 6_ مبرسانا 7_ صقلها 8- کراع91- کرکان ~~10_ عوسحانا11_ کبک 12_ عریانا 13_ کریکردا 14_ سعر ~~1- سوحا 1حا 17- کروج ا14-مالب 197- سندان ~~م ~~کروح] 2- مالبن (مالین هم طیعا اشکالی ندارد)] 3 حنسان! 4 مالن ~~5- اسرتان! 6_ وامازاباذا 7_ اسعران1 8_ کسواسان1 9_ کروج1 10_ اردسکن ~~(عربی: ادرسکر) تصحیع از روی حافظابروا 11- اسعراینا 12- عرکرد/14_ کوسم ~~3 ~~1 می کندا 2_ قوهسانا 3_ کرسویا ع حسروکرد ~~رکرد باذعسا 7_ کوعاادا 2- فراست ا9-حان ~~10- اوکابرونا 11-کالون PageV00P361 ~~============================================================ ~~ماللک ومالله ~~0 ~~ف 3 ~~1کواکینا 2_ کوذ رزبرا 3_ کوعما بادا 4. سبا 5_ بحاد ~~کالودیا 7_ بارعیس ا4ححسانا9-عبیدالله!10- کنح ~~11ا 12_ ع سورا 13_ کفا 14_ کنفا 15_در ~~*- چنین است که نقل شد "ضرع" به معنایی نیامدهاست که مناسبت داشته باشد. شاید ~~وشیاع" می خواسته است بنویسد. عربی: "وهم اصحاب زروع میاخس واصحاب اغنام" است. # فه 284 ~~1 نعورا2_ احفا3_ درها4_ (به جای ازآن) ا 5- رره ~~سارا 7_ زرها4_ دیراعربی: غلوة)ا9عاربابا10-خوررحان ~~99-سورفان 12_ اسحرا 1- اشلح (اشتلج؟ میتواند اشترج باشد) ~~285 ~~1- کندروم! 2_ اسانا 3_ چنین است نه ورز انگوره! * کندروم ~~5 و 6_ این عبارت در عربی نیست و ظاهرا برمترجم اشتباه روی داده و کروم را نام ~~محلی دانسته است . عبارت عربی این است، وهی مدینة کثیرة الکروم 7- این عبارت ~~در عرنی دنباله وصف کنددرم است و مترجم به اشتباه "جوزه (گردو) را نام محل دانسته ~~است . متن عربی این است : (باتوجه به عبارت قبل که در شماره‌ 8سع ms314 نقل شد) والجوز، ~~و لها میاه کثیرة/ 8- سورفان (ضمنا گفته شود که کاتب بعدازه خوش استه ده کلمه را ~~مکردنوشته است) ا9سلع10_ استرا 11_حورحان! 12- سورفان ~~13_ اسان! 14_ فارباب 15_ باربابا19_ اسحد ~~46 ~~1- سورفان ا2 کندم 3_ عرح واسانا. سنرا 5- سورمن ~~ساق ا 7- ملکبانا 4- تا ~~10-قره ~~9 سن ~~19- بلدی داود 16_ افریعون (افریغون هم درست است) 1 13_ غرحستان ~~فه ~~شزه ا 2_ قان ا 3. بسایدن3. طسس ا 5- طبیسین ~~مستیار ~~34 ~~فهندر 2 طسن ا 3 مانرا4. جورا 9 طیس ~~وش 7- نتامدا 4ودا 9 سامد10- قان ~~فه 289 ~~طرستان ا2_ حتل ا3. منجیدا4. خلم91_ سمحان ~~نعلان 7- رالس ا 4- ارعرا9_ران ا10_ طمایکان ~~19_ سکیست ا 12_ ورا 14_س ابی عاص ا14_ حن PageV00P362 ~~============================================================ ~~رلیهق ~~:240 ~~دن ا وق ا ه ونم جسمهلت ن همن فیکن: ~~ارع 3 فنه 47-بل 90- دوهالبعمموارة بی تتله ماعلری ~~ازیکی از ققطهعاست چون تلمی شنلتجه لست از آوودن ننه بهلهلیخوقدفری شد ~~هاوراللعرا11واالفی14وحغلب*و حلاب: ~~و لفیان ا ع تومدا سصمو باقدا جج لنقواته اذم وعم ~~مل ج وان ا به لعنان اامووعده وغاید بهجزووقند) ~~وان اعرسه ~~ت ~~ج لبن فففت عربی فه کوا ، جهجب ~~ی اشر مایل مجلخ بنتی) ا هامساصعردا ایستانا ~~افدلردفوی یم او* والین ا فاساندلویها ~~لومل ه ب جاویلی ا ج و عری تجدا اانا ~~ههللقان لمعولود نوین منیه)ا دحوافیامن انهانفوانه ~~خرما (2) معربی وکرو* ولهیارلیتیهمرخومارله ممنی علیر توخد فموه قوفه) ~~جاریفیه ا مجلومابهازهاافوماسها*و مروان ~~اقلمان ا جالشهدهالتکرر) ادهاممیفعغانا، عاحسوطعبان ~~فقلهشله فرعی بننتا ~~ال ا اونین ~~ة ~~ن ا نه ا ج فنا و ه ا ه ماب ~~لان ا ع ح منحن ان ا عاوه للنهرتدمه مواد) ~~لان ا ون ا هان ا جا خیرا ن فواس ~~امل وتلعت ن ااحدوم ~~ونه ا* عربی شضج1 4- عر بی ن جلوتاج المنلحالههبهایسهم ~~عحغزنه اهحعدی (عربی : فلاعذای علی هراة وروالروز ملعذلمع هذی ~~نی کیت ویم است)ا عجقکدک ا بلاضتلعهانز ه کفاشاید: ~~لهمه با طرقهاری) یعه،یحمعنتی واعهایه کومفتهروا * آد آودسننه بدل ms315 ~~نلههاکه محووف درفقرست مسافات، که نصطیمی و فناخته بشدهه. دلونده خرده ارقه شدر زیرا ~~ددیسیاری مواره وبینقطه است و آن مواند بدهنجات قیلیامده استه ظعمای که بفجند ~~کونه قبط دارد (نحشایور، نسابور) عرجد به هبان بصورتی که بدنصخه کمدولمت آورمصشد: PageV00P363 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~0 ~~19- اسفرا ا 2_ بورحان ا 3_ اسفراس ا 4- فراوه ~~8- عربی:614_ دوازده ( ابیورد) ~~ف ~~1- کوه (مترجم ختل را جبل خوانده وبه کوه ترجمه کرده است) ا 2- مورحان ~~3- (مالین) ا * مالین ا9- حام ~~1_ سکان! 2_ مامد 3. باب 4_ عربی دو روز (یونان)! 5- سکارا ~~سالومل (سالومک؟) ا 7- روزن41- برسن 91_ سایدا10_ فاینا ~~99-امرمان ا 12 حسروحردا 14- مرسان ا 14- مهرحان ~~15_ ربرادها16 کشرا 17_ کشیرا 18_ سعانه بسیفانه" درلقت ~~به معنی زن دراز و باریک است و مترجم آن را عینا نقل کرده است به گمان آنکه نام ~~بیابان است ~~2- عرمزقره ا3 سع ا4. حسرمح ا 9- زرف ~~1-سان ~~دندایمان ~~فرس ا 4 حوقا9_ بوشحا10_ بادعا ~~12- اسفراین1 13- مالی ~~11-کنما ~~14- عربی : نصف ~~18-حرکرده ~~16- کرجا ~~15-هرج ~~17-فرکوده ~~19- جرکردها20_ باسانا29_ حسان1 22_ سرسانا 23_ بارباذا ~~2 عری مرحلة خفیفة ا 29حس ا 7به ~~م ~~2 کف ا3 کف ا4. یعنوراک. حلم1ع ورالین ~~-طالقان ا4- بدخسانا9 سحان101- سحان/16_ اندرانه ~~12-حاربانه7 14_ سهیر 14- مروان 1 19_ غلان16- مدر ~~(نادرست تیست) ا 17- بامیان ا 14- اسودقان 1 19- ماینا ~~20- روزن 21_طس مسان ا 12_ حود 24_ حوسب!24_ عربی ~~قرسخان (دو فرسنگ) ا 29- طسن PageV00P364 ~~============================================================ ~~[ماوراء النهر] ~~بادکردن هرچه در حوالی و اطراف ماوراء النهرست از شهر وکوه و رود ~~و معادن و دیه و باغات و بساتین محیط است : ~~اول از طرف فامر و راشت1 و آنچه نزدیک ختل، می باشد از زمین هند ~~بر یگ خط راست و مستقیم از جانب شرقی این دیار است، ~~و [غربی آن] شهرهای غزیه و خرلخیه4 از حد طرازه تا می کشد برشکل ~~نیم داره4 مقوس می باشد تا آنجا که با پاراب"و بیسکند، و صغد و سمرقند و نواحی ~~بخارا تا خوارزم تا به کناره‌ دریای خوارزم ms316 میرسد، ~~و آنچه از طرف شمال بر آن دریا محبط است دیار اتراک خرلخیه10اند از ~~اندرون شهرها[ی] فرغانه11 تا طراز12 و آن بر یک خط مستقبم می کشد جهت آنکه ~~رود ختل میان رود جریاب12 و وخشاب14 است ، ~~و جنوبی آن رود جیحون است از نزدیک بدخشان تا به دربای15 خوارزم ~~بریک خط راست و مستقیم : ~~و شهرهای خوارزم و ختل در جدول صورت دیار ماوراءالنهر ثبت کرده ~~شد جهت آنکه ختل درمیانه رود جریاب12 و وخشاب14 است و عمود جیحون، و ~~جریاب12 و آنچه از پس و بیش و حوالی و نواحی و نزدیک آن است از عدد و ~~صدد شهرها[ی) ماوراءالنهراند ~~و شهر خوارزم نیز ازقبیل و حساب ماوراءالنهر است، جهت آنکه او به وی ~~نیگ ملاصق ونزدیک است و اعمال خوارزم به اعمال ماوراءالنهر مختلط، و ~~از شهرها[ی) خراسان هیچ شهری به ماوراءالنهر نزدیکتر از خوارزم نیست ~~صورت ماوراءالنهر این است که درین جدول ثبت کرده شود ~~(11279 ان شاهالله تعالی وحده رب اختم بالخبر PageV00P365 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~308 ~~صورت اقلیم ماوراءالنهر این است که درین جدول ثبت کرده شد ~~و اقلیم ماوراء النهر را خصب ونعمت و راحت و دعت بیشتر از تمامت اقالیم ~~دوی زمین است، و خیر و نعمت در آن بیشتر و اهل و سکان آن بیوسته به افعال ~~خیرات و اصناف مبرات و مکرمات مشغول ومشعوف می باشند، وبه هرکاری و ~~حاجنی که کسی ایشان را اسندعاکند و اگرچه بهجاه وحرمت ومال و حشمت از و ~~کمتر باشد اجایت کند و مخالفت جایز نشمرد ، و آنچه تحت حکم ایشان باشد از ~~انواع و اشیاء نفیس به یکدیگر بذل کنند و دربخ ندارند، و همیشه با شدت وقوت ~~و شوکت و منعت و ساز وآلت حرب و اسب و سلاح و غیره باشند ~~اما فراخی آن چنان است که در مواضع دیگر بارها قحط می افند. چنانکه ~~از قلت طعام به شهرها[ی] دیگر نقل ms317 می کنند- ودرماوراءالنهر به مدنهای مدیدیک ~~قحط را کس نشان نمی دهد . و اگر چنانکه از فرط سرما یا گرما یا آفنی سماوی ~~به زراعت ایشان رسد در آنچه باقی ماند به شهرهای ایشان بقدر مایحتاج خرج ~~می کنند تا جبرحال ایشان باشد، و مستغنی می باشند که قوت از شهرها[ی) دیگر ~~در آنجا نقل کنند . # و در تمامت ماوراء النهر هیچ موضعی از شهرو دیه و مزرعه وچراگاه خالی ~~نیست ، و هرچه اهل آن شهرها را بدان احتیاج است از اطعمه وغبره بههمه انواع ~~آن را محاقظت و رعایت واجب دارند چنانکه تا وقت ارتفاع آن ازیشان افزون ~~میباشد و به دیگران می رسد ~~اما طعامهای ایشان در بسیاری و فراخی چنان است که ایراد آن از کثرت و ~~شهرت احتیاج نمی اقتد ~~و آبهای ایشان بغایت شیرین و سبک است، و تمامت چاهها[ی) شهرها و ~~دیهها و کوهها و روستای آن دیار آب خوش می باشد. # و اما چهار بایان ایشان درنتاج و زه چناناند که ایشان را درهمه حالتی /بسندهو [285 ~~کافی می باشد، و استر و چهاربای و شتر وغیره همچنبن . و از غزیه، و خرلخیه او ~~آنچه در آن دیار نزدیک و ملاصق است ماده میش جهت گوشت در آنجا جمع PageV00P366 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~30 ~~می آورند چندان که ازیشان فاضل میماند. # و در آنجا از انواع ملبوسات جامهها[ی] چند از پنبه برتفیع می شود و در ~~آفاق از آن حمل می افتد، و لباسها[ی] قزو صوف و پشم نیز ایشان را بسیارمی باشد ~~و در آن دیار معدنهای آهن چندان است که از قدر حاجت ایشان در ساختن ~~سلاح و آلت حرب افزون میماند و در آفاق نقل میافند، ونیز معادن زرو نقره ~~و زیبق در آن دیار چندان است که در تمامت شهرها[ی) اسلام در بزرگی وبسیاری ~~مقابل آن نیست ، الامعدن نقره که به پنجهیرااست در بزرگی مقابل آن معادن باشد ~~اما زیبق و زر و ms318 مس وانواع این ازمعدنیات اغلب از ماوراءالنهر مرتفع می شود، و ~~درمیچ شهری از شهرهای اسلام نوشادر و کاغد" نمی باشد الابه ماوراءالنهر ~~و اما میو[ه]ها[ی] آن اقلیم و نواحی و توابع آن مثل صغد، واشروصنه2 و ~~فرغانه وشاش به حلاوت چنان است که بر تمامت شهرها[ی] آفاق ترجیح دارد ~~و از بسیاری و ارزانی آن را کس رعایت و محافظت نمی کند ~~و بندگان از دیار ترکان که ملاصق آن اقلیم اند در آنجا نقل میافتد ، واز ~~آن بند گان در آفاق ازین دیار میافتد، و در مشرق هیچ شهری با اهل و رقیقه بهتر ~~ازین دیار نیست : ~~و مشک بسیار در آنجا از تبت وخرخبز، جمع می شود و در تمامت شهرهای ~~اسلام از آن حمل می افتد ~~و از صغانیان" و واشجرد“ چندان زعفران مرتفع می شود که در آفاق از آن ~~نقل می کنند . # و سور و سنجاب و پوست روباه و غیر آن از چیزمای تفیس وامتعه ~~مرغوب و باقیمت ازین دیار می خیزد ~~[1299) وکرم و مروت او بذل و سماحت ایشان چنان است که در بیشتر شهرماری) ~~ماوراء النهر تمامت به یک خانه میماند و اگر غریب در شهری از آن شهرها فرود ~~آید از بسیاری مجاملت و فرط شفقت ایشان در حق او چنان پندارد که آن غریب ~~در خانه‌ خود فرود آمده است، و چون میهمان به خانه ایشان نزول کند بی آنکه PageV00P367 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~اورا از سایقه با ایشان معرفتی بوده باشد حرحرمت دارند و نگه داشت کنند، و ~~البته تجشم نکنند و کراهیت ندارند بل که به رغیتی هرچه تمامتر و تاکیدی هرچه ~~بیشتر میهمان را از یکدیگر می ستانند و هر یکن بقدرجاه وقدرت وحرمت ومکنت ~~خود آن غریب را اهتمام و استمالت می کنند و به جبرحال او مبادرت می نمایند ~~و همیشه خود را به زیور عقل و علم و حلم مزین دارند، وچندان که ایشان ~~را ms319 وسع و طافت می باشد در لطافت طبع و نظافت تن جهد بلیغ می نمایند. # و پیوسته متردد امتعه و اقمشهاند جهت میهمانان که ناگه به خانه هاری) ایشان ~~فرود می آیند. # ودر آنجا هیچ یک از اهل حرفت نباشد الا که بقدر طاقت و مؤنت خود ~~خانه خوش و مفرد و فراخ جهت مبهمانان جدا از خانه‌ خود ساخته است و چون ~~عریب به دیار و زمین ایشان فرود آید هر یک او را احترامی و توقیری می کنند و ~~از یکدیگر آن غریب را میستانند تا خاطر آن غریب به کدام میل کند وهیچ کس ~~از غربا در آن دیار دل مشغول مرقد و خوابگاه نمی باشد، چه او را خود تبجبلو ~~حرمت می دارند و او را از دست نمی گذارند. و اگر غریب محافظت جوانب ~~تمامت می کند و تعیین کردن یکی را میسر نمی شود با یکدیگر خصومت و محاکا ~~آغاز نهند . # و چنان اتفاق افتادکه من وقتی به صغدا حاضر شدم خانی دیدم وحوالی آن ~~میخها چند به زمین کوفته ، چنان شنیده شدکه مدت صد سال بیش بود که در آن ~~خانه را فراهم نکردهاند، و هر که در آن1 دیار آمده است او را در آن خانه فرود [295 ~~آوردهاند و هیج کس را از آمدن ماتبع نمی باشند، وگاه باشد که به یک شبصدتن ~~تا دویست تن با چندان که ایشان را مکاری و خدم و حشم و چهارپای باشد بی آنکه ~~خداوند آن خانه را تکلفی و زحمتی رسد کسان را مرتب و معین داشتهاند تا ایشان ~~را خدمت می کنند و طعام و علفه و علوفه و پوشش هم در آن شب بی آنکه به جایی ~~دیگر حاجتمند شوند معد ساخته هست و پبوسته آن خان برین طریق بوده است، و ~~حون میهمان قرود می آید به تحصیل طعام وعلوفه ایشان مشغول تمی باشند، چه پیوسته PageV00P368 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~جهت ایشان الوان ms320 امتعه ونعم معد و مرتب هست ،وخداوند آن خان از نعمت و ~~صولت و راحت و حشمت چنان است که چندان که میهمان در سرای او بیشتر ~~فرودمی آیند سرور و خورمی و ابتهاج و استبشار او را زیادت می باشد. و من در ~~هیچ موضعی مانند این خان ندیدهام و نشنیده مگر که اتفاق مثل این مبرات حاکمی ~~فادر و غالب را افتاده باشد. اما شنوده نشد که کدخدای و موجه شهری را این ~~چندین مکنت بوده است و اغلب کسان که ایشان را از دنیاوی چیزی با دست ~~میافند و از مال منالی حاصل می کنند بیشتر به فساد و ملاهی و مناهی و آرزوی ~~نفس خود صرف وخخرج می کنند و تقرب وتوجه به خیرات و حسنات کمتر ~~می کنند . # و اهل آن اقلبم در اشیاء ملوم ومذموم مناقشت ومخاصمت ننمایند. و بیشتر ~~اهالی ماوراءالنهر به افعال پسند[ید]ه واعمال مرضیه مشغول ومشعوف می باشندو ~~خانات و رباطات و عمارت1 راهها و اصناف [و) انواع خیرات جهت رضای باری ~~نعالی و تقدس می سازند، و در راه غزاوه2 اموالو املاک وقف و بذل می کنند و ~~به هوا وهوس مشغول کمتر می باشند. # (1309] و در خبر شنیده شد (که وفتی اتفاق افتاد که رباطها[ی) ماوراءالنهر شمرده ~~آمد از عددده هزار بیش بود و درین ده هزار چون رونده فرود آید مایحتاج او ~~از طعام و علف چهاربای وپوشش شب بی هیچ، تردد و مطل حاضر کنند، ومحاذی و ~~مقابل هر رباطی سقایه ای بغایت رفیع ساخته که بیوسته مردم را از آن آب می دهند ~~برای ثواب آخرت و تخلید دلال و سماحت ایشان، و در تمامت محال و سرهاای] ~~بازار همچنین . # و از شخصی شنیده شد که در سمرقند بهشهر و بازار و دیوارهای آن بغیراز ~~سقایهها[ی] بلند و خنبها[ی) آب که از هرطرف موضوع است دوهزار سقایه هست ~~که مردم از آن آب میخورند. # اما در ms321 قوت و شوکت در غزوات و محاربات مانند ایشان کس نشان نداده ~~است، جهت آنکه درتمامت حوالی و نواحی ماوراءالنهر کفار اقامت دارد وپیوسته PageV00P369 ~~============================================================ ~~و ممالک و مسالک ~~این قوم با ایشان محاربت و مقاتلت می کنند وهمه روز به ساز و آلت حرب و ~~سلاح شوری1 و مانند این مشغول می باشند ~~و آنچه در میانه این اقلیم تا اسپیجاب" است تمامت از حساب این دیار است و ~~درین مسافت اتراک اقامت دارند، و از اسپیجاب2 تاآخر فرغانه ترکان حرخرلخیه2 ~~مقیماند و پس باز می گردد درحدود ماوراءالنهر از صغد، وشهر هند از پشت ختل" ~~تا به حد ترکن4 در پشت قرغانه برین تمامت که ذکر کرده شد غالب و قادراند . # با آنکه در مخاصمت و محاربت و زور وقوت هیچ قومی مانند ترکان نیست ~~و تمامت شهرهای ماوراءالنهر مانند ثغری است که پیوسته برروی ترکان در ~~محاربت مقاومت می نمایند و ایشان را خاسر و مقهور می گردانند ونمی گذارند که ~~ایشان را در دار الاسلام مدخلی باشد. # وکسی که در غزالی) شاوغر" بارها با نصر بن احمده حاضر شده بودمرا ~~حکایت کرد وگفت که در آن غزا پیش از آنکه باز گشتن ایشان مهیا شدی مدتی مدید ~~از لشکر او سیصد هزار و چهارصد مرد منفصل و دور شده بودند و از بصیاری و ~~جمهور که ا آن لشکر بود هیچ یک را معلوم نشده بود که کسی ازیشان غایب (1305 ~~قده است : ~~و چنان شنیده شد که وقتی معتصم بالله امیرالمؤمنین به عبدالله بن طاهر نامه ~~نوشت و از لشکر و خدم وحشم به طریق تهدید و انذار عرض داشت . اتفساق ~~آن نامه به نوح بن اسد رسید، چون بخواند و برمضعون ومکتون آن وقوف یاقت ~~جواب نوشت که در دیار ماوراءالنهر سیصد هزار دیه است که چون وقتی کاری ~~خطیر وعملی جلیل معارض شود از هر یک از آن دیهها چندان که درکار باید سوار ms322 و ~~بیاده بیرون کنند که در بازار و مجامع و محافل آن دیهها پیدا نباشد که کسی از یشان ~~بیرون شده است از کثرت و جمهوری ایشان ~~و چنان شنیدم که به شاش، و فرغانه از ساز و آلت حرب هریک را چندان ~~باشد که در هیچ نغری از نغور که یاد کردهشد چندان نمی باشد. چنانکه یگ مرد را ~~از رعایا بیرون از سلاح و آلت حرب از صد اسب تا پانصد اسب می باشد: PageV00P370 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~و سلطان درخواسته ایشان هیچ طمع و تصرف نمی کند ~~و با آنکهراه ایشان از دیگر مواضع به کعبه دورترست دربادیه بیشتر ازیشان ~~هیچ کس در نمی رود، و اول کسی که در حج مسابقت کند آن گروه میباشند، و ~~در آمدن هیچ کس بیشتر ازیشان از بادیه بیرون نمی آید. # و با این همه قدرت و قوت وشوکت ومتعت که ایشان راست طاعت بزرگان ~~خود عین فرض میشمرند و توقیر و تبجیل وحرمت به جای می آورند و بایکدیگر ~~به لطف و مواسا سخن گویند، و در بیع و شری هیچ مناقشت ومحاکا نکنند. # و خلفا را چون کاری صعب معارض شدی و لشکری عظیم مقابل افتسادی ~~به مددو معونت لشکر از ماوراء النهر طلبیدی : ~~و دلیری و فرمان برداری و عزت وحرمت وتوقیر وتبجیل، و لباس و ~~(1319) جامههای افاخر حر ایشان را بیشتر از اجناس دیگر مردم است : ~~و بزرگان ترکان پیوسته یا عظمت و شوکت و لشکر و خدم بی عدد پودهاند ~~مانند فراغنه1 و اتراک که شحنگان دار الخلفا بودهاند. وگروه ترکان از بسیاری که ~~بودند به دار الخلافه غالب و مستولی شدند مثل افشین و پسر2 ابی الساج که [از] اشروسنه2 ~~بود، و اخشید4 که از شهر سرقند بود، و مرزبان بن ترکفیه و [عجیف بن ~~عنبسه) از صغدە وبخارا1 و غیر ایشان که امراء حضرت بودند : ~~و حاکم و غالب درین اقلیم و تمامت خراسان آل سامان ms323 بودند و ایشان از ~~فرزندان بهرام چوبین است. و حکایت او در قوت و شوکت در زمانه خود بی نظیر ~~بود، و در کتب اخبار ایشان را شهرتی هرچه تمامترست . # و مثل آن اسباب در مملکت اسلام هیچ ملکی را جانبی متیع تر و هدت و ~~ساز وآلت حرب و شوکت وعظمت و کمال اسباب چون ملک این اقلیم رانیست: ~~جهت آنکه در تمامت اسلام هیچ لشکری نیست که از یک موضع باشند و در میانه ~~قرابت و مواصلت باشد، چنانکه اگرایشان را زحمتی رسد روی بازگردیدن نباشد و ~~جان و تن را بذل یکدیگر کنند. و لیکن هربک را از طرفی و گوشهای می آورند و ~~چون از آن کار فارغ شدند هر کس به موضع خود نقل می کنند. و اگر در محاربت PageV00P371 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~ایشان را آسیبی رسد هر کس راه خود گیرند و سربیرون برند و هیچ چیز ایشسان ~~را مانع نشود. و این گروه هرگز در حادثات از یکدیگر متفرق نشوند و یکدیگر ~~را محافظت می کنند، و تمامت ایشان بندگان درهم خریدهاند وآنچه از نسل ایشان ~~توالد کرده باشد . وغیر از درهم خرید گان کسانی باشند که خانه و وطن ایشان ~~پیدا و اصلی می باشند و چون کسی ازین گروه وفات مییابد از فرزندان او جماعتی ~~به جای او می رصند و هرگز از عدد آن لشکر کمتر نمی شود. و در واقعه و حادثه ~~که با یکدیگر مصاحب و مرافق شوند ا البته به هیچ گونه از یکدیگر مستبد1 و (1315] ~~منفرق نشوند تا آنگاه که دگر باره به موضع خود باز می رسند . هرگز گریختن و ~~پشت کردن ایشان را عادت و سمت نمی باشد، و همچنانکه رسوم دزدان لشکر و ~~شحنگان شهرها باشد آن گروه در ممالک منتقل نشوند . # ودر یعضی از ایام ماضیه بندهای از آن اسمعیل بن احمد6 رحمه الله در وقت ~~فننه‌ عبدالله بن معتز، در آن ms324 زمان که از احمد بن اسمعیل رحمه الله2 گریخته بود از ~~خراسان بیرون آمد و عازم طرف پارس شد و با او لشکری بسیار و ساز و آلت حرب ~~وشو کتی هرچه تمامتر [بود] چنانکه خلیفه از لشکر بسیار او غمناک و متأسف ~~شد و اثر قدوم او در آن مملکت تأثیری عظیم کرد از بسیاری لشکر و حشم وخدم و ~~اسب که او را بودو او بندهای بود از بندگان حکام این اقلیم که به خروج و دخول ~~او بدین دیار هیچ کس را خبر نبود و پیدا نشده بود و در لشکر ایشان هیچ اثر ~~نکرده بود. # و در تمامت شهرها[ی) اسلام از ملوک عجم در سلطنت و عظمت مثل آل ~~سامان نبوده است و ایشان را ملک و حکم به میراث منتقل می شود، وریاست در ~~خاندان ایشان مخلد ومؤبد مانده . # و سبب رفتن ایشان از پارس به خراصان و آنچه به روزگار ایشان حادث شد ~~چون ایشان از پارس بودند درجدول صورت پارس یاد کرده آمد و از اعادت" ذکر ~~ایشان درین موضع اعراض کرده شد: ~~و اقلیم ماوراء النهر در سبزی ونزاهت به غایتی است که درشهرها[ی) اسلام PageV00P372 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~مثل آن کس نشان نداده است . # و هیچ اقلیمی و شهری دیده و شنیده نشد که در سبزی و نزاهت مانند بخارا ~~باشد، جهت آنکه اگر کسی بالای قهندز1 آن بایستد برهر طرف که نظر اندازد ~~سبزی و آب روان او را معاینه و مشاهده افتد. # [1325] و در آن زمین آسمان مانند مکبه سبز می باشد که به یساطی او کوشکها ~~از میانه آن سبزی و نزاهت مانند سپرها پیدا می باشد. و زمینها[ی) مزرعه وضیاع ~~ایشان تمامت راست وهامون است وهیچ التواو اعوجاج ور آن نیست : ~~ودر تمامت ماوراء النهر و خراسان شهری خوشتر و معمورتر و اهل وسکان ~~آن توانگرتر از بخارا نیست، به قدر عرصه و عمارت آن. # و از اقالیم و مواضع ms325 درسه بقعه هست که در آفاق نزاهت ایشان را شهرتی ~~هست و در کتب مسطور و در زبانها مذکور و اعجوبه‌ جهاناند: یکی سغد، ~~مرقندست و دیگر نهرابله4 ، سدیگر غوطه دمشق ، اگرچه سابور و چوره که از ~~اعمال و توابع بارس انه در خصب و راحت و دعت و نزاهت از نهرابله وغوطه‌ ~~دمشق کمتر نیستند، الا آنکه شهرت در آفاق این بقاع راست . وغوطه دمشق در ~~نزاهت چنان است که اگر شخصی نظر کند بقدر یک فرسنگ یا کمتر البته از را ~~کوه معارض می شود که در آن کوه هیچ درخت و گیاه نمی باشد و مواضع خالی ~~از درخت و گیاه نیز بغیر از کوه مشاهده می افتد ~~و بهترین شهرها در نزاهت آن است که از هرطرف که کسی نظراندازد هیچ ~~کوه و موضعی خالی از درخت و سبزی از را معاین نشود، وآنجا که مد نظر شود ~~نیک سبز باشد . # و اما در رود ابله وتواحی و اطراف آن هیچ موضعی نیست الاکه چون ~~کسی نظر اندازد البته او را زمینها[ی] خالی از درخت و گیاه معارض او شود و ~~در آنجا خود هیچ جای بلند نیست6 که قدر یک فرسنگ را میشاید دید . # اما در صفد2 سمرقند و نفس شهر چون به قهندز، آن کسی بایستد تمامت همه PageV00P373 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~21 ~~سبز وخورم ونزه باشد . # و در آن موضع و اقلیم هیچ موضعی نیست که کوهی خسالی از درخت و ~~سبزی نزدیک آن باشد او نیز هیچ زمین گرد آلود در آن نیست الا تمامت سبزو [1225) ~~خوش ونزهانده و زراعت ایشان درمیانه سبزی گیاه می باشد و آن در عمارت به غایت ~~کمال و قوام است و عظیم تازه و تر می باشد ~~و در حوالی شهر بخارا و دیهها و مرزعها[ی) آن سوری بلند ومنیع ساخته ~~هست و مسافت آن سور دوازده فرسنگن می باشد در دوازده فرستگ، تمامت معمور ~~و صغد1 سمرقند ms326 خوشتر ونزهتر آن بقاع است وآن خوشتر از غوطه دمشق ~~و رود ابله، جهت آنکه از حد بخارا بر وادی صغدا از دست چب چندان که می رودو ~~از دست راست تمامت سبزو خوش و خورماند و بستانها بریکدیگر متصل تابه حد ~~بتماکه درین میانه هیچ عمارت منقطع نمیشود، و مقدار آن مسافت هشت روزه ~~راه است : ~~و در تمامت این رودها پیوسته آب روانه می باشد، و در میانه میدانها و ~~مرغزارها[ی) سبز درختان فراوان و زراعت، و حوضها[ی] خوش ساختهاند و آن ~~عمارت و خضرت متصل میشود به هردو کنارها[ی) این رودخانه. # و از پس این عمارت و خحضرت مزرعها[ی]بخس است، و از پس مزرعهای ~~بخس جراگاه گوسفندان وکوشکها ساخته . # و قهندز4 شهرهای آن اقلیم وربض آن در میانه سبزی است چنانکه جامه ~~دیبای سبز، و آبهای آن را سبزی پوشانیده است و به کوشکها مزین کرده : ~~و در آفاق عالم هیچ شهری خوشتر ازین شهر نیست، وحوضها و آبهای ~~روان در تمامت محلها[ی) آنجا روانه می رود. # و درتمامت فرغانه وشاش واشروسنهه وجمله ماوراءالنهر درختان به بکدیگر ~~در آمده و میو[هآهای بسیار، و مرغزارها به یکدیگر بیوسته و ملاصق است. # چنانکه در تمامت آفاق مثل آن نیست. # وکوه فرغانه در میانه آن و ترکاذ ممتد میشود و در آن کوه میو[ه]های) [1335) PageV00P374 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~217 ~~الوان از انگور وگردکان وسیب و غیره باگل و ینفسج و اصتاف و انواع ریاحین ~~بسیار می باشد که هیچ مالکی معین ایشان را نیست و هر کس که می خواهد از آن ~~می خورد و می برد و هیچ کس او را مانع نمی شود ~~و به شهر اشروسنه1 نوعی از گل مست، که تا آخر باذبز2 باقی میماند. # و ماوراءالنهر را شهر چند از توابع و لواحق هست، و آنچه ازین دیار ~~ملاصق و مصاقب جیخون است مثل شهر بخارا که در معیر خراسان اصت و قمامت ~~که بهصعرقند منسوب می ms327 شوند وبدان منصل است مثل فاش) واشروسته1 وفرغانه و ~~کش، و نسف وصغانیانه و اعمال و حوالی آن و دیگر ختل، و آنچه به کناره‌ رود ~~می کشد از ترمذ، و دیگر قوادبان" و اخسیسک" و خوارزم: ~~و اما پاریاب و اسپیجاب10 تا طراز و ایلاق11 تا شاش12 تمامت از حساب ~~وصدد ماوراءالنهر12 می گبرند، جهت آنکه ایشان در میانه رود وخشاب12 و ~~جریاب19موضوعاند ~~و خوارزم نیز از حساب وصدد ماوراءالنهر است جهت آفکه شهر آن را ~~وراءالنهر می خوانند و ازیشان به شهرها[ی] ماوراءالنهر نزدیکتراند از شهرهای ~~خراسان . # اما بخارا12 وکش4 ونسف تمامت از حساب وصدد صغد10 بودند ، ولیکن ~~ازیشان جدا کرده شد تا در تفصیل صیک تر و آسانتر شود . # و هیچ اشکال و صعوبت به دریافتن معرفت آن دیار و آنچه در میانه آن است ~~نمیباشد الا بازگشتن در پهنای آن دیار و به شرح و بسط آن غلو کردن به ملالت و ~~اطالت می انجامد وهیچ فرق واشکال درمیانه جمع وتفصیل گفتن نیست ، الا آنکه ~~شرح چیزی به تفصیل گفتن آسانتر میباشد از آن که مجموع را فرا هم در یک ~~سلک آورند و بعداز آن به تقسیم مشغول شوند و ادراک عاملات مواضع و بلدان ~~در آن صعوبتی داشته می باشد ~~(1335] و دارالامارة خراسان آن جایگاه است / و آن تاشهرهای ماوراءالنهر به ~~توصیف بر یک خط مستقیم موضوع است ، بعد از آن به شرح آنچه نزدیک و PageV00P375 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~314 ~~ملاصق و حوالی آن است شروع کرده میشود ~~اولاز اقلیم ماوراء النهر ابتدا به شرح جیخون کرده می آید وبعد از آن هرچه ~~درحوالی و اطراف آن است از شهرو دیه و مزرعه وضیاع و غیره گفته شود ودر ~~هر یکن شرحی بی تحلیل و تطویل ذکر کرده شود، ان شاءالله تعالی ~~و اما اصل جیخون رودی است که آن را چرباب می خوانند و آن از شهرهای ~~وخان2 پیرون می آید و می گذرد ms328 در حدود بدخشان ، و رودهای چند دیتگر بروی ~~اضافت میشود، از جمله یک رود از حدود ختل، و وخش بیرون می آید، و بعد ~~از آن رودی عظیم بزرگ و پهن وعمیق و سه مناک می شود ~~و ازین رودها رودی به نزدیک جریاب1 هست که آن را اخشواه می خوانندو ~~آن رود را هلبک" می خوانند. # و نزدیک آن رردی دیگر هست که آن را بربان" میخوانند . # وسوم را فارغر. # چهارم را رود اتدیجاراغ، ~~پنجم را رود وخشاب10، و این رود بزر گترین این رودها است که گفته شد. # و تمامت این رودها پیشتر از آرهن11 مجتمع میشود ، پش از آن رود ~~وخشاب10 نیز با ایشان متصل می شود ~~و رودها[ی] صغانیان12 نیز از آنجا می باشد . # و رودها[ی) قوادیان13 تمامت جمع میشوند و به نزدیک قوادیان به دریا ~~میاقتد. # و آب رود وخشاب10 از شهرهای ترکان بیرون می آید و ناپدید می باشد و ~~در زیر زمین میدود و در وخشاب10 پیدا می باشد، و از آنجا به کوه14 می رود تا ~~آنجا که از قنطره می گذرد . و در هیچ موضعی آن آب تنک نمی باشد الا درین ~~جایگاه ، و این قنطره حدی است میان ختل15 و واشجرد . پس ، از آن وادی ~~میرود به حدود بلخ تا به ترمذ، اپس از آن میرود تا زم، بعداز آن تا آمل ، تا 13457 ~~آنجا که به خوارزم میرسد، و از آنجا به دربای16 خوارزم میافتد. PageV00P376 # ============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~219 ~~و اهل ختل او ترمذ تا ناحیت زم ازین رودبار هیچ یک منفعت نمی گیرند و ~~زراعت نمی کنند. اما تمامت زم و آمل و فربر2 از آن با عمارت وخصب وراحت ~~می باشند. پس از آن آب می رود به خوارزم و بیشتر ازین آب منفعت اهل خوارزم ~~رامی باشد ~~و اول شهری که از اقلیم ماوراء النهر برکناره‌ جیجون موضوع است شهر ~~ختل ا[و] وخش’اند. وایشان دو شهر خوش ونزه ms329 ومعموراند ، وهر دو از یک ~~حساباند چنانکه در دواوین وغیره از یکدیگر ایشان را انفصال وانفکاک ~~نمیباشد وهر دو در میانه جریاب5 و وخشابء موضوعاند: ~~و از شهرهای ختل1: ~~یکی هلبک است ~~و دیگر منک ~~و تملبات" ~~و فارغره ~~وکاربنج10 ~~و اندیجاراغ11 ~~و روستا[ی] بنک12. # و از شهرها[ی] وخش: ~~اول هلاورد ~~و لاوکند . # و منک13 و هلاورد درطول و عرض از هلبک14 بزرگتراند، الا آنکه سلطان ~~آن اقلیم به هلبکن 14 مقام دارد. # و آنچه ازشهرها به نزدیک ختل1 است یکی سندیه15 است، و دیگر وخان14 ~~و ایشان هردو از حساب دار الکفرند، و در آنجا بتدگان جهت فروختن جمع می آورد. # و مشک در آفاق از آنجا نقل می افتد: ~~و در وخان17معدنهاری) زر بسیار هست: PageV00P377 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~340 ~~و در رودبارها[ی) ختل چون آب سبل در اشهرها[ی] و خان می گذرد وبعد ~~از آن مردم از آن دیار رودبارها زر می یایند ~~و بلاد تبت" به وخان2 نزدیک است ~~و زمین ختل زمینی بغایت خوش ونزه است با زراعت بسیار و میواه]ها[ی) ~~وافر، و در آنجا حیوانات وگوسفندان یسیار می باشد ~~و چون کسی از ختل و وخش، می گذرد برنواحی واشجرده و قوادیان4 و ~~ترمذ وصغانیان2 وآنچه درحوالی آن است، و آن شهردر اعمال و دواوین تنها است. # و تزمذ شهری اخوش ونزه است برکناره رودخانه‌ جیحون با آب بسیارو [1346 ~~اهل انبوه و آن را قهندز’ و ربضی هست وگرد ربض نیز سوری برآورده ، و ~~دارالاماره در قهندز ’است و زندان بیرون از قهندز’ در شهرمیانه بازار است، ومسجد ~~آدینه و نمازگاه عید در اندرون سور و در ربض است و بازارها تمامت در شهر ~~میباشد، و پنای خبانههای ایشان از گل است و در بیشتر محلتها و بازارهاای) ~~آن آجر انداختهاند . و آن موضع فرضة آن نواحی است برکناره‌ رود جیحون . # و ازین دیار تاکوه یک منزل مسافت است، و آب آنجا از رود جیخون ms330 ~~می باشد و رودی دیگر نیز از صفانیان" آنجا می رود، واز آب رود جیحون بهضیاع ر ~~مزرعه ایشان هیچ به خرج نمی شود و آب زراعت و ضیاع ایشان از رود صغانیان، ~~اصت ~~و شهرها[ی) چند در حوالی واضعاف آن هست که از شمار وصدد ایشان اند: ~~یکی از آن صرمنجن4 و هاشم گرده، است . # وقوادیان را کور[ه]ها[ی) چند هست ، و آن در طول و عرض و مقدار ~~کمتر از ترمذ است ، وشهر نوذر12 در حوالی آن است . # و از واشجرد12و شومان14 تا نزدیکت صغانیان ازعفران بسیار مرتفع می شودو ~~از آن در آفاق حمل میافتد. و از قوادیان11 فوه بسیار در اطراف نقل می افتد ~~وصغانیان1 در طول وعرض از ترمذ بیشترست، الا آنکه اهل ومتوطنان و ~~صکان و مال در ترمد بیشترست، وصغانیان را شهری15 هست PageV00P378 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~اما اخسیسکن1 مقابل ومحاذی زم موضوع است : ~~وزم در زمین خراسان است، الا آنکه ایشان هردو در دواوین عمال از ~~یکدیگر منفک نمی شوند. ومنیر ابن حوالی و نواحی به شهر زم است، و آن ~~شهری کوچک وخوش ونزه است باخصب و راحت و غالب اطراف آنجا چراگاه ~~(1359] شتران وگوسفندان، (ودرپس چراگاهها بیابانهاهست ~~و اما فربرا شهری است از شهرها[ی) خراسان، و آن خود در صفت بخارا و ~~اضعاف آن شرح داده شد ~~و خوارزم نام اقلیمی است، وآن اقلیم از بخارا ووراءالنهر2 منفصل وجدا ~~است و از همه حوالی آن بیابان محیط میشود، و یک حد آن از طرف شمال و ~~مغرب به حد غزیه امتصل میشود، و حد جنوبی و شرقی آن خراسان وماوراءالنهر ~~است، و آن در آخر جیحون مبنی و مؤسس است ~~و بعدازین رود هیچ عمارت نیست تا آنجا که این رود به دریای خوارزم ~~میافتد و آن بر هر دو طرف رود چیخون است و شهر آن برجانب شمالی جیحون ~~منی است ~~و در جانب جنوبی آن شهری بزرگ هست که آن را جرجانیه4 ms331 میخوانند. # به غیر از نفس شهر خوارزم. و هیچ شهری در آن دیار بزرگتر از آن نیست . و ~~بازرگانان غزیه5 به آنجا به تجارت مشغول می شوند و قافلهها که به جرجان و خزر و ~~خراسان میروند از آنجا پیرون می آیند. # و در تقدیر و حساب چنان می بایست که نیمی از خوارزم در چدول صورت ~~خراسان بودی و نیمی دیگر درصورت ماوراءالنهر، الا آنکه مقصود از ایراد این ~~کلمات اظهار طرف و بلدان و مواضع و اوطان است، و بی شبهت و شک چون ~~تمامت در یک جدول شرح گفته شود ظهور وبیان بیشتر یابند و ناظررا ادراک آن ~~زودتر و آسانتر خواهدبود، چنان داعی شد که مجموع آن شرح داده تا اوطان و ~~ضیاع ومایلحق به ومحیط علیه در جدول صورت ماوراءالنهر درج کرده شود ، ~~چه مقصود کماینبغی ازین جدول محصل می شود بی آنکه در دو صورت به تطویل و PageV00P379 ~~============================================================ ~~ممالک ومسسالک ~~322 ~~تکرار و ملال شرح گفته شود. # و به غیر از نفس شهر خوارزم شهرهای دیگر هست که از توابع و مضاف و ~~لواحق آن است : ~~(135 ~~یکی از آن { درغان1 است ~~و هزاراسب" ~~وخیوه2 ~~و خشمیئن" ~~و اردخشمیین ~~و سافردز2 ~~و نوزوار2 ~~و کردران خواش8 ~~وکردره ~~و دیه براتکین10 ~~ومذمینیه 11 ~~ومرداجقان12 ~~وممینهاباده 13 ~~وحاس 134 ~~وجرجانیه: ~~اما شهر بزرگ آن را خوار زمیه کاث14 می خوانند و آن را قهندزه1ی در قدیم ~~بوده است. اما به روز گار ماخراب شده است، و او رادر اصل شهری بود ~~اما رود آب آن را خراب گردانیده است. و خانههای اهالی آن از پس شهرست، و ~~قهندزه1 به رود آب نیک نزدیک ساخته است و سرای خوارزمشاه نزدیک مسجد ~~جامع ساخنه و زندان به نزدیک قهندز16. و در میانه شهر رودی آب می رود که آن ~~را جردور16 می گویند، و بازار و شهر را این رود به دو باره وامی شکافد، ~~و آن شهر ms332 در طول وعرض سه فرسنگ در سه فرسنگ است، واما ~~درواز[ه]های آن شهر بعضی خراب شدهاند و درهای ایشان را مردم برده و بعضی PageV00P380 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~32 ~~باقی مانده، و بر رودبار بعداز آن که خراب شد دروازهای چند بناکردهاند. # و اول حد خوارزم را از آمل طاهریه1 می خواتند و آن عمارت می کشد از ~~جنوبی جیحون، ودر شمالی جیخون هیچ عمسارت نمی باشد تا آنجا که به دیهی ~~میرسد که آن را غارابخشنه1 می گویند و از غارابخشنه3 تا به شهر خوارزم شش ~~فرسنگ [است) واین شش فرسنگ از هردوطرف رودجیحون میرود. جیخون بغایت ~~عمارت می باشد. و2 پیش از غارابخشنه به شش فرسنگی آن رودی آب از جیخون ~~جدا می شود و می رود و تمامت روستا و شهررا از آن منفعت می باشد و آن رودرا ~~گاوخواره می خوانند یعنی این رود گاو خورده است. و پهنای آن رود پنج گز ~~است چنانکه کشتی6 در آن آب روانه می شود و بلندی دو قامت باشد. و چون این ~~(1369] رود ازین موضع به قدر دو فرسنگ امی رود رودی آب از وی جدا می شود که آن ~~را کریه4 می خوانند و بعضی از روستای آن دیار را در عمسارت می آورد و نزه ~~میکند. # و از طاهریه1 تا هزارسب، بر کناره جیحون هیج عمارت بزرگ نیست و ~~چون این مسافت به هزارسب1 می رصد پهنای آن به قدر یکن منزل می شود تا آنجاکه ~~مقابل و محاذی شهر می شود، و از آنجا چندان که می باشد عرض آن کمتر می شود ~~تاچون به جرجانیه میرسد عرض آن به قدر دو فرسنگ می باشد. وبعداز آن میرسد ~~به دیهی که آن را کیت8 می گویند و آن به پنج فرسنگی کوجاغ" موضوع و مبنی ~~است به نزدیک کوه، و در پهنای این عرصه بغیر ازین یک دیه هیچ عمارت ~~نمیباشد. و از پس آن کوه بیابان ms333 است: ~~و از هزارسب" تا تمامت آنچه برغربی جیخون است رودها[ی] چند می رود. # یکی از آن را رود هزارسب می گویند و آن از جیحون بیرون می آید از نزدیک آمل و ~~در بزرگی نیمهای از رود گاوخواره باشد و کشتی نیز در آن گذار میتواند کردن. # و دورتر از هزارسب به قدر دو فرسنگ رودی هست که آن را کردران ~~خواش10 میخوانند و آن بزرگنر از رود هزارسب است . # و از پس آن رودی است که آن را رود خیوه11 می خوانندو آن از رود کردران PageV00P381 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~344 ~~خواش1 شکافته می شود و کشتی * در آن رود، تا خبوه2 میتواند رفتن . # بس از آن رود مدرا، است، و آن در بزرگی مقدارگاوخواره باشد، و ~~مصافت در میانه رود مدرا’ و خیوه5 دو دانگ فرسنگی باشد ، و از رود مدرام تا ~~رودوداک4 کشتی روانه می شود تا جرجانیه، ومسافت از رود وداکٹ6 تا رود ~~مدرا4 دو دانگ فرسنگی و از رود وداک6 نا خوارزم دو فرسنگ باشد . # و زیرتر از شهر در ناحیت جرجانیه رودی میرود که آن را بوه میخوانند/ (1366] ~~و آب آن رود و رود وداک6 زیرتر از حد دیهی می رود که آن را اندراستان7 ~~میخوانند، و بعد از آن با یکدیگر جمع می شود، و رود وداک6 بزرگتر از بوه ~~است و دریشان هر دو کشتی تا به جرجانیه می تواند رفتن ، و بعداز آن بندی بسته ~~هست که کشتی * در آنجا از رفتن باز میایستد و نمی تواند گذشتن . # و از آنجا که این رود با یکدیگر جمع میشوند تا جرجانیه8 یک منزل است ~~و از رود گاوخواره تا شهر دوازده فرسنگ. # و پهنای خوارزم به نزدیک شهر دو فرسنگ می باشد. # و رود کردر4 از خوارزم به چهار فرسنگ دورتر از چهارموضع10 به یکدیگر ~~نزدیک بیرون می آید و بعداز آن با یکدیگر جعع میشوند، و در بزرگی مثل رود ~~بوه میباشد. ms334 و میگویند که گذرگاه آب جیحون آنجا میباشد و هرگاه که آب ~~جیحون کم میشود ازین رود آب بدانجا نقل میاقتد. # و محاذی و مقابل کیت10 بقدر یک فرسنگ از جانب شمالی تا شهری که آن ~~را مذمینیه11 می خوانند رودی آب روانه میرود و آن از جیحون به چهار فرسنگ ~~دورترست و ازجهت آن چنین موضوع است که یک رود از کردر12 بیرون می آید و ~~میرود در میانه کیت10 و مذمینیه13 و در آنجا بریده میشود. # و برکناره دریا به غیر از مذمینیه14 هیچ عمارت نیست و در میانه کردر12 و ~~جیحون روستای مرداچقان15 است. ومیان مرداجقان15و جبخون دوفرسنگ است و ~~آن برابر جرجانیه موضوع است، و در هر دیهی که میانه کردر12 و شهرست رودی ~~آب از جیحون روانه می باشد. # و تمامت این رودها که گفته شد از جیخون بیرون می آیند، و رود جیحون PageV00P382 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~(1379] می رود تا آنجا که به دریای اخوارزم میافتد به موضعی که صبادان اقامت دارند، و ~~در آن هیچ خانه و بنا نیست و آن موضع را خلیجان1 میخوانند. # و در کناره این دریا مقابل و محاذی خلیجان2 زمین غزیه است و هرگاه که ~~در میانه ایشان صلح قایم باشد از آن طرف می آیند تا براتکین4 و از جانب دیگر ~~تا جرجانیه . و از هردو موضع از جیخون گذار میافتد به یکن منزل پیش ارآنکه ~~به گاوخواره رسد: ~~و کوهی هست که آب جیحون از میان آن کوه می گذرد و جیحون را نیک ~~می گرداند، چندان که تا دو دانگ مقدار اول می رساند . و آن موضع را ابوقشه4 ~~می خوانندو کشتی در آنجا نمی توانند در آوردن، جهت آنکه آب درینجا تیز میرود ~~و از بلندی به زمین گو ریهیده میشود ~~و از آن موضع که رود جیحون در آن میافتد تا آنجا که به رود شاش، ~~میرسد درین دریا به مقدار ده روز مسافت می ms335 باشد، و در زمستان رود جیخون گاه ~~باشد که سخت فسرده می شود چنانکه در حاجات از بالای آن گذار می کنند و ~~چبزهای سنگی می گذرانند. # و اول که ازین دریا برف می گیرد از خوارزم می باشد، و همچنین میرود ~~تا آنجا که بلند می شود. و در این دریا هیچ موضعی سردتر از خوارزم نیست . # و بر کناره دریای خوارزم کوهی هست که آن را جغراغزه میگوبند و در ~~آنجا آب فسرده می باشد و تا تابستان باقی میماند. و در آن بیشه نی هست. # و چنان شنیده شد که ازین دریا به قدر پنجاه فرستگ آب شورست و هیع ~~موضعی ببدا نیست که آب این دریا به وی فرو شود: ~~ورود جیحون و رود شاش در آن میافتد، و آب آن خوش تمی باشد، ودر ~~طول و عرض آن دریا هیچ تفاوت نمی کند . چنان می پندارم - والله اعلم بحقیقتها، ~~فهوعلیم بکلشیء- که در میانه این دریا و خزر شکافها باشد که آبها[د] هردو به ~~یکدیگر متصل می شود، و مسافت میان هر دو دریا بیست منزل [است) و هر دو بر ~~(1375] یک خط مستقیم اند ~~و خوارزم شهری خوش ونزه است با اطعمه واقمشه و امتعه ارزان و ~~میولهآها[ی) فراوان. اما گردکان در آنجا نمی باشد . و جامهعای پنبه وصوف و PageV00P383 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~32 ~~قماشات بسیار از آنجا مرتفع می شود و در آفاق نقل می افتد. و خواص و کدخدایان ~~ایشان رامروت و یسار و قدرت اتفاق عظیم می باشد، و آوازه وشهره‌ ایشان در ~~اسفار و اخطار بیشتر از اهل خراسان است و در تمامت خراسان هیچ شهری بزرگ ~~نباشد الاکه از اهل خوارزم جماعتی بسیار در آن متوطن شده واقامت ساخنهاند . # و ایشان را خود زبانی دیگر هست که از زبانها[ی] دیگر ممیز می باشد و از ~~شهرهای خراسان هیچ کس را با زبان ایشان شبهتینیست ~~و لباس ایشان جامههای کوتاه وکلاه می ms336 باشد . و در خلقت از اهل خراسان ~~نحیف تر می باشند. و در غزا و مخاصمت با غزیه4 ایشان را شوکتی و قدرتی مرچه ~~تمامتر هست، و در آن شهرها هیچ معدن زر ونقره و غیره از چواهر نیست : ~~و بیشتر ثروت و مال و یسار ایشان از تجارت ترکان وزه و زادگوسفندان و ~~مواشی می بساشد. و بیشتر بندگان صقالبه و دریای خزر و ماوراءالنهر با بند گان ~~ترک به هم در آنجا می افتد، و از نواحی و حوالی صمور وپوست روباه و غیره از ~~انواع "وبرات" در آنجا می افتد. # آنچه از لواحق و توابع وصدد و حساب جیحون بود از شهرو دیه وکوه و ~~غیره این بود که یادکرده شد. # بعداز آن به دیار ماوراءالنهر شروع میافتد، ودر شرح اقلیم ماوراء النهر ~~اول به بخارا ابتدا کرده می شود جهت آنکه نخست شهرها[ی) ماوراءالنهر بخارا ~~است و امرا و رؤسا و حکام خراسان در آن متوطن میباشند و با دیگر شهرهاری] ~~ماوراءالنهر بر یک نسق و ترتیب موضوع است . # وچون از شهر بخار اپرداخته شود هر شهر که به وی نزدیکث باشد شرح گفته آید،/ [1389] ~~ان شاءالله تعالی ~~اما بخارا شهری خوش و نزه است در زمینی راست و هامون موضوع، و ~~نام آن نومجکث است، و اغلب بنای خانههای ایشان از چوب می باشد وبه یکدیگر ~~در آورده با کوشکها و بوستانها و محلتها و کوچه ها[ی] فراخ. و او را دیهها[ی] ~~به یکدیگر متصل هست به قدر دوازده فرسنگ در دوازده فرسنگ . # و در خوالی تمامت کوشکها و خانهها و دیهها سوری بر آورده هست ، ودر PageV00P384 ~~============================================================ ~~227 ~~ماوراءالنهر ~~میانه و حوالی واطراف آن هبچ جای خالی وخراب نیست، و زیرتربن از ین سورکه ~~بادکرده شد به نفس شهر و آنچه بر آن متصل است کوشکها و موضعها و محلهها و ~~بوستانها که از عدد وصدد شهراند می باشد. و اهل شهردر زمستان و تابستان ms337 در آنجا ~~متوطن می شوند جهت زینت و تماشا را. # و آن را سوری دیگر هست به قدر یک فرسنگ در بک فرسنگ و دراندرون ~~آن سور شهری هست و سوری عظیم بلند ومنیع حوالی آن برآورده ، و بیرون ~~از شهر قهندزی1 هست به شهر بیوسته و آن نیز قهندزی1 منیع وحصبن است ،و ~~امرا و ولاة خراسان که از آل ساماناند در فهندز2 متوطن میباشند . # و درین شهر نیز ربضی هست . ومسجد جامع به دروازه‌ قهندز، آن شهر ~~می باشد و زندان در قهندز2، و بازارها در ربض است. # و در تمامت خراسان و ماوراءالنهر هیچ شهری با انبوه و خلق بسیارو ~~خانههاای) به یکدیگر متصل مانند بخارا نیست : ~~و در ربض و بازار بخارا رود صغد2 به دو صنف شکافته و آنجا آخر رود ~~صغد2 است، واز آنجا به قدر حاجت به مزارع وضیاع و آسیاب به خرج می رودو ~~آنچه فاضل میماند در آبگیری میافند برابر بیکند4 به نزدیک فربره که به سام ~~خواش معروف است : ~~و در آن دروازه ، هفت در از آهن ساخته هست : یکی از آن را درواره‌ ~~شهر می گویند، و یکی دیگر را نور2، سدیگر را دروازه‌ حفره’، چهارم را دروازه‌ ~~قهندز2 ، پنجم را دروازه‌ بنی اسد، وششم دروازه‌ مهراست، هفتم دروازه‌ پنی صعد ~~[1389] و درقهندز2 (دو دروازه ساختهاند: یکی از آن را دروازه ریگستان4گوبند و ~~دیگری را دروازه جامع. و اهل آنجا را به مسجد جامع ازین دروازه راه است10. # و در بهاای) چند در ربض هست : ~~از یک درب از آن بیرون می آیند و به خراسان می روند، و آن به درب میدان ~~معروف میشود، ~~و نزدیکن این درب از جانب شرقی دری هست به درب ابرهیم معروف، ~~و درین درب دربی دیگر هست به ریو11 معروف، PageV00P385 ~~============================================================ ~~مالک ومسساله ~~228 ~~و نزدیگی این درب دربی دیگرهست به مردقشه معروف، ~~و درب کلاباذ نزدیکی این درب است - وهر که ازین ms338 دیار خواهد که به بلخ و ~~نسف رود از درب کلاباذ و مردقشه1 بیرون می روند، ~~و نزدیک کلاباذ دربی هست به نوبهار معروف، ~~و دیگری نزدیک آن است که آن را درب سمرقند می گویند و از آن درب ~~به سمرقند وماوراءالنهر میروند، ~~و درب فغاسکون2 نزدیکن درب سمرقند است، ~~و درب مردقشه نزدیک درب فغاسکون3 ، ~~[پس ازان درب رامیثنه،] ~~بس از آن درب حدشرون4 - و از آن به خوارزم میروند، ~~و دروازه‌ غشجه نزدیک آن است : ~~و در ربض میانه بازار دربها[ی) چند دیگر هست : ~~یکی از آن را درب حدید4 میخوانند ، ~~و دوم را باب قنطره حسان- ونزدیک آن دو در هست نزدیک مسجد ماج ار ~~در میانه ایشان هردر دروازهای هست به رخنه’ معروف، ~~و هم در آن نزدبک ملاصق کوشک ابی هشام کنانی دروازه‌ دیگرهست ، ~~و دروازه‌ فارجک10 نزدیک آن است ، ~~وملاصق این نزدیک قنطرة السویفه11 دروازه‌ دیگر هست ، ~~و دروازه‌ دروازجه12، و دروازه سکه مغان13 ملاصق است ، ~~و دروازه‌ درب سمرقند بدان نزدیک است . # و در قهندز12 این شهر هیچ جایی آب روان نیست جهت آیکه زمین آن شهر ~~از زمین آن ناحیت قدری بلندترست ، و تمامت آبهاای] آن دیار از یک رود ~~بزرگ متشعب می شود. ازجمله رودی جاری می ضودا به فشیدیزه18 معروف و آن از ~~1299/ ~~رود بخارا [د]. موضعی که به ورغ14 معروف است روانه میشود و می رود به درب PageV00P386 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~329 ~~مردقشه به چویبار ابی علی1 تا آنجا که به دروازه شیخ بزرگ ابی الفضل مورسد، و ~~از آنجا به رود نوکنده2 می افتد و به قدر دوهزاربستان و کوشک به غیر از زراعت و ~~غیره با خصب و عمارت می باضد و از اول این رود تا آنجا که به زمبن فرو میرود ~~بقدرفیم فرسنگ باشد. # و رودی که به جویبار بکار2 معروف است در میاه آن شهر به موضعی که به ~~مسجد احیدا معروف است از ین ms339 رود روانه می شود و میرود تا آنجا که به نو کنده5 ~~میافتد، وبعضی از متوطان ربض آن شهر را ازین رود آب میباشد . و به قدر ~~هزار کوشک و بستان به غیر از زراعت ازین رود با خصب و عمارت می باشند. # و دودی دیگر هست به چویبار القواریریین6 معروف. و این روء از شهر ~~متشعب می شود از موضعی که به مسجد العارض معروف است. وبعضی ازمترطنان ~~ربض آب از ین رود میگیرند، و آب این رود بزرگتر از آب رود بکار2 است ، و ~~زمینها و بساتین ازین رود بیشتر منتفع می باشد. # و رودی دیگر هست به جو[ی] غشج معروف و آن رود تبز از شهر نزدیگ ~~مسجد جامع عارض ازین رود متشعب می شود ، و آن نیز بعضی از اراضی ربض ~~را آب میدهد و از آنجا بیرون می آید و بهرود تو کنده4 می افتد - واین رود در ~~بزرگی و طول وعرض و عمق به قدر رود جویبار عارض باشد. # و رودی دیگر هست به رود بیکند0امعروف، و آن نبز هم ازین رود متقرق ~~میشود از میانه شهر از موضعی که نزدبک سرکوچه ختبع11 است ، وازبن رود ~~نیزبعضی از متوطنان ومزرعها[ی) ربض را آب میباشد ومی رود و به رود نو کنده12 ~~میافتد: ~~و رود نو کنده13 نیز هم ازین رود بزرگ متشعب و متفرع میشود از نزدیک ~~(1395] خانه حمدونه. وتمامت رودها که ازین رود بزرگ جدا می باشند به نو کنده میافندا ~~و بعضی از اهل ربض به حاجات ازین آب استعمال می کیند . وبعد از آن مورود ~~تا آنجا که به بیابان می افتد. و ازین رود هیج دیه و شهر وضیاع و مزرعه را منفعت ~~نی باشد: PageV00P387 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~330 ~~و رود طاخونه نزدیک آن است. و این رود نیز از میانه شهر هم ازین رود ~~بزرگ جدا می شود از موضعی که به نوبهار معروف اصت و بر کنارها[ی) آن ms340 رودخانه ها ~~و آسیابها می باشد و می رود تا آنجاکه به بیکند می رسد : ~~و رودی دیگر هست به رود کشنه2 معروف که از رود بزرگ روانه میشود ~~در شهر به موضعی که به نوبهار معروف است و آن موضع را با ربض به هم از آن ~~رود آب می باشد، و از آنجا به کوشکها و ضیاع بسیار و بوستانها و غیره روانه ~~میباشد ، تا آنجا که از کشنه2 می گذرد و به مایمرغ" می رسد . # و تیز رودی دیگر هست به رود رپاح4 معروف که از رود بزرگ متشعب ~~میشود از نزدیک ریگستان ، و قهندزه [را] از آن رودآب می باشد . # و دار الاماره به نزدیک کوشک جلال دیزه4 است . # و رودی دیگر هست که از رود بزرگ روانه میشود در شهر نزدیک فنطره‌ ~~حمدونه2 و به زیر زمین روانه میباشد تا به حوضهاای] چند که به دروازه‌ بتی اصد ~~ساخنهاند. و آیچه از آن فاضل و باقی میماند در فارقین" قهندز می افتد. # و رودی دیگر هست به رود زغاره1 کنده معروف و آن از رود بزرگ روانه ~~می شود به موضعی که به ورغ 11 معروف است، و از آنجا به دروازه‌ دروازجه12 ~~روانه میشود و اهل دروازجه12 را تا به دروازه سمرقند از آن رود آب می باشد، ~~و بعداز آن می رود نا آنجا که به سپیدماسه2امی رسد، و از آنجا به قدر دو فرسگ ~~می گذرد و کوشکها[ی] بسبار و بوستانها[ی] وافر و زمینها[ی] فراوان را سبراب ~~می گرداند. # و اسا روستای بخارا یسیار و پهن وفراخ است : ~~یکی از آن الذر14 ~~و فرغیده1 می گویند، و آن نزدیک دوسحرد؟16 است ~~و روستای طواویس17 ~~و بورق18 PageV00P388 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~339 ~~وخرغانه ازیرا ~~1419 ~~وبومه" ~~و نجار جفر4 ~~وروستا[ی] کاخشتوان" ~~و اندیار کندمان5 ~~وسامجن مادون ~~وسامجن ماوراه ~~وفراور زیر ~~واروان ~~وفراور بالاء ~~ااز روستاهای اندرون دیوار، وپیرون : جزه، وشابخش وخرغانه بالام ~~وروستا[ی) رامنده ~~و بیکنده1 ms341 ~~و فربر1 ~~و از اصل رود بزرگ صغد12 در حد بخارا بیرون از نفس شهر و دیوار ~~به ناحبت طواویس" رودها[ی] چند متفرق و روانه میشود تا به دروازه شهر و از ~~آنجا به دیهها و مرزعها در اندرون دیوار متفرق می شوند. و عمارت بعضی از بخارا ~~درین رودها می باشد. # و رودی دیگر در آنجا هست که به سافری کام معروف است که از رود بزرگ ~~روانه میشود و دیهها و مرزعهاری) چند را آب می دهد و میرود تا آنجا که ~~به وردانه می رصد، و اهل وردانه از آن آب میخورند. # و رودی دیگر هست به خرغان رود2) معروف [است) و آن نبز از رود بزرگ ~~روانه می شود و دبههاری) چند را آب می دهد و معمور میدارد و به راوس آخر ~~میشود، و اهل راوس را ازین روه آب می باشد ~~و رودی دیگر هست به رود جرغ15 معروف و آن نیز از رود بزرگ متشعب PageV00P389 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~می شود و می رود تا آنجا که بر جرغ1 آخر می شود، و اهل جرغ را از آن رودآب ~~میباشد. و آنچه باقی و فاضل میماند دیگر یاره باز میگردد و به رود بزرگ ~~میافتد. # و رودی دیگر هست بسه نوکنده2 معروف و آن نیز از رود بزرگ روانه ~~می شود و دیههاومزرعها[ی] چندرا آب می دهد تا آنجا که به فرانه4 میرسد، و امل ~~فرانه را ازین رود آب میباشد. # و رودی دیگر هست به رود برخشهه معروف و آن نیز از رود بزرگ می گیرد ~~و دیههای چند را آب میدهد و میرود تا برخشه5، و اهل برخشهه ازین رود آب ~~می خورتد، ~~و رودی دیگر هست به رامیثنه4 معروف که از رود بزرگ روانه می شود و ~~دیمها[ی] چند راآب می دهد تا آنجا که بهرامیثنه4 می رسد، و اهل رامیشه4 ازین رود ~~آب می خورند: ~~و از جمله‌ رودهای آن ms342 طرف رودی هست به اروان1 معروف که از رود ~~بزرگ روانه شود و دیهها وضیاع چند را آب می دهد {و میرود تا آنجا که [1415] ~~به انب میرسد، و اهل انب ازین رود آب میخورند. # و رودی دیگرهست به فراورالعلیا، معروف که از رود بزرگ روانه میشودو ~~دیهها[ی] چند را آب می دهد نا آنگاه که به او بوقاره21خر می شود، و اهل و سکان ~~اوبوقار11 ازین رود آب میخورند. # و دودی دیگر هست به خامه12 معروف و آن نیز از رود بزرگ روانه ~~میشود و دیهها و مزرعهای چند راآب میدهد و میرود و به خامه آخر میشود، و ~~اهل خامه از آن رود آب می گیرند . # و رودی دیگر هست به تنکان12 معروف و آن نیز از رود بزرگ متشعب ~~می شرد و دبههای بسیاررا آب می دهد تا آنجا که بهور که12 میرسد، و اهل ورکه12 ~~ازین رود آب میگیرند. # و رودی دیگر هست به نو کنده16 معروف و آن نیز از رود بزرگ متشعب PageV00P390 ~~============================================================ ~~4 ~~ماوراءالنهر ~~می شود و دیههاری) بسیار را آب می دهد و با عمارت می دارد و می رود تا آنجا که ~~به نوباغ امیرا می رسد، و اهل آن از بن رود به حاجات آب میگیرند: ~~و هرآب که از رود صغد2 افزون می باشد به رودی که به الذر، معروف است ~~روانه می شود، و این رود در ربض بخارا را به دو [پاره] باز می شکافد و از میانه ~~ربض می گذرد، و رودهای شهر تمامت از رود ذر4 روانه می شود. # و بیشتر این رودها که یادکرده شد آن است که از فراخی و بلندی کشتی در ~~آن عبور می کند وتمامت از رود بزرگ که داخل دیوار بخاراست از حدطواویسه ~~متفرق و متشعب می شود تا آنجاکه به شهر میرسند ~~وخانهها[ی) بخارا جمله به یکدیگر متصل بناکرده است ، و زمین خانههای ~~ایشان از زمین اصل قدری بلندتر ms343 ساخنه است. و قهندزی4 چند آن شهررا هست که ~~تمامت آن بقعه از آن تازه ونزه است. وهمه خانهها[ی) ایشان مجموع بنا کردهاند ~~و در اندرون دیوار هیج کوه و بیابان نیست . # و به بخارا از کوه وورکه" نزدیکتر نیست و از آن کوه سنگها در شهر به بناها ~~[1425] به کار می دارند و در میانه خانهها می گسترند او گل نیز از آنجا حمل می کنند و ~~ظرفها از آن می سازند و آهک وگچ و غیره از آن میگیرند . و ایشان را بیرون ~~از دیوار به چند موضع نمک هست . و هیزم ایشان از بستانها می باشد و از بیابان ~~نیزگز و نی در شهر حمل می کنند. # و زمینها[ی) بخارا تمامت به آب نزدیک اند جهت آنکه تمامت آبهاری] ~~صغد2 در آنجا فرود می رود و ازین سبب در آنجا هیچ درخت بلند مثل گردکان و ~~چنار و آنچه بدان ماند نیست الا تمامت درختان آنجا کوتاه وناتمام میباشد.و ~~میو[ه]های ماوراءالنهر در لذت از میو[ه]مای دیگر اقالیم نیکوترست . و میو[ه] ~~هاای) بخارا از میو[ه]ها[ی) تمامت ماوراءالنهر خوشتر می باشد: ~~و استقامت عمارت بخارا چنان است که یکث مرد را با اهل وعیال به هم به یک ~~جریب زمین که زراعت کند قناعت می افتد ومعاش او ازان مهیا می باشد، و با آنکه ~~آن زمین در عمارت کمالی هرچه تمامتر دارد، عدد اهل آن چندان است که آنچجه PageV00P391 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~حاصل می شود از دخل ایشان را بسنده نمی باشد، تا از شهرها[ی] دیگر از هرجنس ~~از طعام در آن حمل می کنند. # وکوهی که به بخارا نزدیک است آن را ورکه میخوانند، و آن کوه ~~می کشد تا به ناحیت سمرقند به میان کش او سمرقند و به کومهاای) بتمیهاشروسنه2 ~~درپهنا[ی] فرغانه متصل میشود و می کشد تا آنجا که برناحیه شلجی و طراز4 بیرون ~~میرود، و از کسی که آن راه رفته و دانسته بود ms344 شنیدم که این کوه تا به حد صین ~~می کشد: ~~و ازین بیابان که درمیانه به اشروسته، است درپهنای فرغانه وایلاق6 وشلجی و ~~لبان“ تا به زمین خرخبز“ تمامت در عمود این کوه است و کوهی چندند و متصل ~~است. و نوشادر که از اعمال بتمامی باشد و زاج و آهن و زیبق و روی و سرب و ~~زرو نفط و قیر وزفت وفیروزه که به فرغانه می باشد و کوهی که در بلاد فرغانه ~~یادکرده آمد که سنگ آن مانند فحم امی سوزد و میو[ه]های مباح که در جدول (1415] ~~فرغانه صفت کرده شد در سراین کوه یا در زیر آن تا به کوهی که ملاصق آن است ~~البه یافته میشود. # و چشمههای چند درین کوه هست که چون تابستان گرما سخت شود آن آب ~~فرده می شود و همچون ستونی میبساشد وآب از آن جشمه متقطع میشود، و ~~آن آب به زمستان گرم و به تابستان عظیم سرد و خوش میباشد ~~و در آن کوه حیوانات بسیار مقرمی سازند، جهت آنکه آن موضع به تابستان ~~سرد و به زمستان گرم میباشد: ~~و بخارا را دیهها[ی] بزرگ در اندرون دیوار و بیرون آن هست. اما آنچه ~~در اندرون دیوارست از جمله یکی طواویس، است، و بعغیر از شهر بخارا هیج ~~جایی بزرگتر از منبر طواویسنیست. و بعداز آن منبر به نومجکثهاو زندنه11 و ~~ومغکان12 و خجاده12. # و آنجه بیرون از دیوارست: ~~اول بیکند14. PageV00P392 # ============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~وفربرا ~~وکرمینیه، ~~و خدیمنکن2 ~~وخرغانکث ~~ومذیامجکن6 ~~اما طواویس. شهری خوش ونزه است با بستانها[ی] بسیار و آبهاری] ~~ردوان و آن را بازاری بزرگ و مجمعی عظیم با خلقی انبوه هست، و از تمامت ~~شهرهاای] ماوراءالنهر هرسال در یک وقت معلوم جمع می باشند و به معاملات ~~مشغول میشوند، و چندگونه از جامهها[ی) پنبه به غایت لطافت از آنجا مرتفع ~~میشود و در تمامت مواضع از آن نقل می افتسد. وطواویسء را قهندزی2 مست ~~به غیر از ms345 شهر، و مسجد جامع در اندرون شهر است . # و اما شهرها[ی) چند که در اندرون دیوار اند تمامت در بزرگی و عمارت ~~نزدیک یکدیگرند و هریک را قلعهای و قهندزی هست، ~~و امسا کرمینیه از طواویس بزرگتر و معمورترست و نزاهت و اهل آن ~~پیشترند. # و خرغانکث15 و مذیامجکن11 محاذی آن موضوعاند، و ایشان هردو در ~~بزرگی و طول و عرض و عمارت نزدیک یکدیگرند. # و [در] کرمینیه12 دیهها[ی] بسیار هست و در دیهی مزرعها[ی] فراوان و ~~منبری ساخته ، الا بیکند13 که در آن منبر نیست. اما او را چندان رباطها هست که ~~(1429) در هیچ شهری از اشهرها[ی) ماوراءالنهر نیست. و چنان شنیدم که در آن شهر هزار ~~رباط هست و آن را سوری فوی و مسجد جامع هست و به خرج آن مسجد مبالغه ~~بسیار کرده و محراب آن را زراندود گردانیده . # وفربر14 شهری معمور وخوش و نزه تزدیک جیحون موضوع است ~~با دیهها، وزبان ایشان زبان اهل صغد است11 الا آنکه اهل فربر14 چند حرف را از ~~حالت خودمی گردانند، و بیشتر ایشان ودری" میگویند، و اهل آن پیوسته در PageV00P393 ~~============================================================ ~~هانک ومسالک ~~3 ~~ادب مشغولاند حالت خود چنانکه در فضل از اهل ماوراء النهر زیادت میباشند ~~و معاملات ایشان به دینار نمی باشد الا به درهم، ودینار درمیانه ایشان مانند ~~"عرض" است. و ایشان را درهمها هست که آن را غطریفی می خوانند و آن درهمها ~~اذآهن و روی و اسرب وجواهری چند دیگر بریکدیگرترکیب کرده ساختهاست و ~~به غیر از بخارا به هبچ جای دیگر روانه نمی باشد و به عوض سکه آن درهم صورت ~~کرده است و آن را در ایام اسلام ضرب کردهاند . و المسیبیه، و محمدیه2 نیر دو ~~جنس اند از اجناس دراهم که در آن اقلیم روانه می باشد و ایشان را نبز ضرب در ~~ایام اسلام بوده است. وغالب امرا[ی) ایشان قبا و کلاه می پوشند همچنان که اهل ~~ماوراءالنهر ~~و در ms346 اندرون دیوار و بیرون آن بازارهای چند هست به یکدیگر پیوسته و در ~~اوقات معلوم از اطراف دربیع و شری بنده وگوسفند و جامه و غیره جمع میشوند: ~~و از آنجا و نواحی آن جامهها[ی] با قیمت و رفیع مرتفع میشود و در عراق و ~~تمامت آفاق از آن حمل میافند. # و در قهدز4 بخارا قلعهای خوش و بزرگ هست و مرارا کثیرا از ثقات و ~~اهالی بخارا شنوده شد که از گاه بنای آن قلعه الی یومنا هذا هرگز انفاق نیفتاده ~~است که دراندرون آن قلعه از متوطنان و غیره هبچ یکن متوفی شدهاست الا به ببرون ~~قلعه، و هرلشکر که به مشورت با یکدیگر در آنجا جمع شده اتفاق کردهاند، البته ~~مظفر و منصور مراجعت نمودداند. 7و آن قلعه را عظیم موقر و مبجل5 میدارند و [1425 ~~خدمت می کنند و به حاجات 2000 آن بدانجا مجتسع میشوند: ~~و میگویند که اهل بخارا دراصل از اصطخر بودهاند که از آنجا نقل کردندو ~~به اطراف خراسان متوطن و ساکن شدهاند . # و امیران بخارا که از اهل سامان اند به بخارا متوطن می باشند جهت آنکه از ~~شهرها[ی) ماوراءالنهر هیچ شهری به خراسان نزدیکتر از بخارا نیست ، و هر که ~~در بخارا باشد خراسان از پیش وی وماوراءالنهر از پس او می باشد، و ایشان ~~جوانب امرا خود را مراعات و محافظت واجب می دارند و امتثال فرمان او را PageV00P394 ~~============================================================ ~~ماوراعالنهر ~~منقاد و مطاع، وهرگز از اقتضای رای و فرمان او تجاوز نمی کنند، ودر حسن ~~اطاعت1 امرا از تمامت اهالی ماوراءالنهر افزون می باشند ~~و اول کسی که از فرزندان سامان متولی خراصان [شد] اسمعیل بن احمد بوده ~~است که ولایت مملکت خراسان با او رجوع افتاد وکار بروی استقامت یافت و ~~اوامر و نواهی او در آنجا ناقذ شد و دربخارا مقام ساخت. و ملک و دولت بعد از ~~وفات او بر فرزندان وی به حکم ارث منتقل ms347 شد و مخلد ومؤبد ماند. # و در عهد قدیم حکام ماوراءالنهر به سمرقند و شاش، وفرغانه مقیم بودند ~~جهت دقع تسلط و منع تظلم2 ترکان. و حاکم بخارا به غیر از حکام ماوراء النهربود ~~تا آنگاه که دولت طاهری مپری شد ~~و اما خجاده4 یه سه فرسنگی بخارا است، از دست راست کسی که از بخارا ~~به بیکنده میرود، و میان این راه و جاده بزرگ به قدر یک فرسنگ باشد. # و اما مفکان4 به پنج فرسنگی راه بیکنده است و میان ایشان هر دو تا راه سه ~~فرسنگ باشد. # و زندنه2 بر شمالی شهر به چهار فرسنگ موضوع است. # و اما نومجکت“ به چهار فرسنگی دست چپ کسی که به سمرقند میرود ~~یک فرسنگ ، و این مسافت زمین زبره است. # [1439) و خدیمنکن10/ بالاترست11. # و خرغانکث12 محاذی و مقابل کرمینیه12 است به قدر یک9 فرسنگ از پس ~~وادی مبنی است . # و جانب شرقی بخارا به صغد متصل میشود و اگر کسی این راه را از ~~کرمینیه14 رود اول یه دبوسیه15 می رسد، و بعد از آن به ربنجن14 و کشانیه17 و اشتیخن13 ~~و سعرقند، و این تمامت که باد کرده شد اصل شهر صفد است جهت آنکه بعضی ~~می گویند که بخارا وکش10 و نسف از حساب و صدد صغداند، اما درین مختصر ~~هر یک جداگانه شرح داده شد. # و شهر بزرگ صغد سمرقند است و آن شهری خوش و نزه است بابناها[ی] PageV00P395 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالله ~~رفیع و بساتین مروح بر جنوبی وادی الصغد موضوع، و آن را قهندزا و ربض و ~~شهر هست . و زندان و دارالاماره در قهندز1 ساختهاند و هر دو بهغایت عمارت ~~میباشند. # و تیز در شهر قلعهای هست و در آن قلعه چهار در ساخته هست : یکن در ~~از طرف مشرق و آن را درواره‌ صین می گویند، و آن در را که از طرف مغرب ~~است نوبهار می گویند، و آنچه از طرف شمالی ms348 است به دروازه‌ بخارا معروف ~~میشود، و آنچه از طرف جنوب است آن را دروازه‌ کش2 میخوانند ، وکش2 ~~شهری خوش ونزه است و آن را بازارهای بزرگ هست و خانه هاری) خوش: ~~و در میانه آن شهر از رود رصاص آب روانه میشود و آن رودی است که ~~در حوالی آن مسناة2 بلند از سنگ بر آوردهاند که از صفارین آب در آن روانه ~~میشود تا آنجاکه به دروازه شهر در می آید از دروازه کش. و در قعر آن رود ~~سنگها[ی] بزرگ به یکدیگر متصل ساخته است جهت آنکه حوالی شهر خندقی ~~ساخته هست و تمامت گلهای آن خندق را به سور شهر به خرج کردهاند، و گرداگرد ~~آن سور خندقی عظیم کرده هست. بعداز آن به حوالی آن مسناة3 از سنگ عظیم و ~~منیع بر آوردند تا آب به شهر تواند رفتن . # و آن رود ازعهد جاهلیت تا غایت برین حالت و هیأت الی یومناهذا روانه ~~است ادر میانه بازار به موضعی که به رأس الطاق معروف است. ودر سمرقند هیچ [1435 ~~شهری [از آن) معمورتر نیست : ~~و بر کناره آن رود عمارتهای چند وقف کردهاند برآنکه هرچه از آن ~~عمارات خلل پذیرد از حاصل آن به سد آن خرج می کنند تا آن مسناة2 خراب ~~نشود، و جماعتی بسیار این مهم را. زمستان و تابستان را. در آنجا مقیم اند و ~~وجه معاش ایشان از آن میباشد : ~~و مسجد جامع در میانه شهر زیرهتر از قهندزا موضوع است، ودر میانه ~~مسجد و قهندز راهی بهن هست ، و ازین رود در شهر آبها روان هست و بساتین ~~بسیار از آن معمور می باشد: ~~و دارالاماره‌ آل سامان به غیراز دارالاماره‌ قهندز1 است به موضعی که آن را ~~سفران میخوانند موضوع است: PageV00P396 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~39 ~~و شهر وربض نزدیک وادی صغده است ، و آن سور ربض را می کشد از ~~موضعی که به افشینه1 معروف است به دروازه‌ کوهک تا ms349 آنجا که باز می گردد ~~به ورسنین ، بعداز آن می گردد به [دروازه‌] فنک2 به دروازه‌ ریودد4، پس از آن ~~میرود تا به دروازه فرخشید6، بعداز آن به دروازه غداوده، بس می کشد بهوادی. و ~~وادی از طرف شمال ربض را مانند خندقی است. و کناره آن سور که گرد ربض ~~ورآمده است به قدر دو فرستگ باشد. # و بزرگنر بازار بخارا " رأس الطاق، است. بعد از آن بازارها و محلتها و ~~بناها به یکدیگر در آورده و متصل است با کوشکها و بستانها که در آن می پیوندد، و ~~در آن شهر هیچ کوچه و خانه نباشد بی آب روان مگر اندکی: ~~و درهرخانه البته بستانی باشد. و درخصب چنان است که اگر کسی به بالای ~~قهندز2 صغد بایستد هیچ خانه از شهر پیدا نمی باشد از بسیاری درختان که [درم ~~خانههای آنجا پدید کردهاند. و خانهها در کناره‌ رود و بازارها[ی) بسیار است : ~~و آن فرضه ماوراءالنهر است وتمامت شهرها[ی) ماوراءالنهر انواع امتعه ~~[1445] و اطعمه واقمشه / از آنجا نقل می کنند . # و در قدیم عهد دارالاماره در ماوراءالنهر بوده است تا به روزگار دولت ~~اسمعیل بن احمد. بعد از آن فرمود تا دارالاماره را به بخارا نقل کردند. # و سور ربض را دروازه چندهست: یکی از آن را دروازه غداود’می گویند، و ~~دیگر را اسبسک4 [و دروازه سوخشبن]، و [دروازه] افشینه15و دروازه‌ کوهک، و ~~دروازه‌ ورسنبن11، و دروازه‌ ریوده12، و دروازه‌ قرخشید،12 ~~و بعضی از مردم میگویند که اصل شهر آن تبع"1 بوده است و ذوالقرنین ~~بعضیاز بنیاد آن را به اتمام رسانیده است . # و من به دروازه‌ کش15 قدری آهن پهن دیدم به میخها[ی] چند دوخته به قدر ~~سپری و بدان چیزی نوشنه، از آن نوشته استفسار کرده شد چنان گفتند که به زبان ~~حمیری نوشته است وهیچ یکن آن را نمی توانست خواندن الا از هدران خود ~~شنیده بودند که مکتوب آن است که این عمارت ms350 از عمارات و بناهای ملوک یمن ~~است که ایشان را تبابعه16 میخوانند، و دیگر نوشته بود که از صنعا[ی) یمن PageV00P397 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالام ~~به سمرقند [هزار فرسنگ است و درایامی که در سمرقند] مقیم بودم فتنه[ای] واقع ~~شده و آن در بسوخت و نوشته ناپد[ید] گشت. و ابوالمظفر محمد بن لقمان بن ~~احمدبن [نصر بن احمد بن] اسد1 آن در را دیگرباره چنانکه اول بود بی آن نوشته ~~فاحت ~~و هوا و خاک و زمین سمرقند از نیکوترین هوایها و خشکترین آن مواضیع ~~است، و اگر نه آن بودی که بخار آبها[ی] بسیار که در کوچهها و محلهها[ی] ایشان ~~روانه است تصاعد کردی و درختان بید بسیار بودی از خشکی طبع آن زمین ایشان ~~را زیان رسیدی. و تمامت بنیاد خانهها[ی) ایشان از گل و چوب است . # و اهل آن پیوسته براکتساب فضل وعلم وادب مشغول وبر اظهار مروت ~~مشعوف می باشند، چنانکه به غایت جهد و طاقت مروت و ادب را استعمال می کنند ~~و درین یاب از تمامت شهرها[ی) خراسان سابق اند وقصب الفضل ربوده وبا ~~یکدیگر ا به مال مقابل می کند.3 ~~11446 ~~و بندگان از اطراف به سمرقند جمع می آورند و از آنجا به آفاق و تمامت ~~ماوراءالنهر نقل میافتد ~~و در دیار ماوراءالنهر خاکی درستر از خاک سمرقند نیست، و میان سمرقند ~~باکوه یک منزل سبک است، و هیج کوه حوالی آن نیست مگر یک کوه کوجک ~~که بر وی متصل میشود و آن به "کوهک" معروف است و آن کوهک می کشد تا ~~آنجا که به سور سمرقند می بیوندد و آن به درازی4 به مقدار نیم فرسنگ باشد. و ~~سنگها که درشهر در بنای خانهها به خرج می کنند وگل که از آن ظرفها می سازند و ~~و آهک و آبگینه و غیر آن اهل آن شهر را از کوهک میباشد . و چنان شنیده ~~شد که زرو نقره نیز در آنجا هست . اما ms351 تا غایت هیچ کس این عمل آنجا نکرده ~~است ، و در تمامت شهر ومحله ها وکوچهها سنگن گسترده است ~~و اهل آن شهر راآب از وادی الصغدمی باشد و مبدأ رود وادی از کوهها[ی] ~~بتمم است، و همچنین می رود تا آنجا که به بنجیکثه میرسد، بعد از آن میرود ~~به موضعی که به ورغسر4 معروف است یعنی "سربند"، و بعداز آن رودهای سمرقند PageV00P398 ~~============================================================ ~~349 ~~ماوراءالنهر ~~هر یکن به طرقی متشعب و متفرق می شوند، و روستای بسیار از غربی وادی از ~~جانب سمرقند در آن متصل می شود ~~اما رودها[ی] جانب شرقی این وادی: از جمله یکی محاذی و مقابل ورغسرا ~~است به موضعی که به غوبارا معروف می شود، از رود وادی جدا می گردد ازجهت ~~آنکه در آن موضع کوههای بسیار می باشد و زمین که لایق زراعت باشد پیدا می آید. # و از ورغسرا رودهاری) چند منشعب میشود: ~~اول رود برش2 ~~و دیگر رود بارمش" ~~ورود بشمین6 . # و اما رود برش روانه می شود و میرود بر پشت سمرقند و رودهای شهرو ~~دیههاری) چند را به قدر بک منزل معمور میدارد2. # و بشمین1 از طرف جنوب بارمش’است و از اول تا آخر دیهها[ی) بسیار ~~(1459) را آب میدهد الا آنکه این رود زودتر بریده میشود و به زراعت وعمارت ~~به خرج میشود: ~~و بزرگترین این رودها برش2 است ، بعداز آن بارمش4 ، پس از آن ~~بشمین6 . و در رود برش و بارمش، کشتی عبور میتواند کردن. و ازیشان هر دو ~~رودهای چند روانه می شود که ذکر عددآن به تطویل میانجامد، و هریک از آنها ~~مزرعها وضیاع و دیههاای) بسیار را معمور ونزه میدارند. # و از ورغسره1 تا آخر آن روستایی هست به درغم11 معروف و آن روستا در ~~طول به قدر ده فرسنگ و در عرض به قدر چهارده فرسنگ [است) ~~و روستای معروف آن دیار اول ورغسر12 است ~~و مایمرغ12 ~~و سنجرفغن12 ~~و درغم15. # و رودهای ms352 چند دیگر هست که از رود غوبار14 روانه میشوند، و از جمله‌ PageV00P399 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالله ~~342 ~~آن رود اشتیخن1 است، ~~و دیگر سناواب ~~ورود بوزماجز. # اما آب رود سناواب2 برپشت بوزماجز، می رود و دیههاری) چند را معمور ~~می دارد و می رود تا به حدود اعمال اشتیخن هو از آنجا از اول تاآخر به قدر دومنزل ~~مسافت تمامت دیهها و ضیاع را معمور می گرداند. # و اما رود بوزماجزء در بزرگی کمتر از[و] است، وآن از طرف شهر روانه ~~میشود و تمامت روستای بوزماچزء را آب می دهد ~~و اما رود اشتیخن1 از اول که بیرون می آید به قدر چهارفرسنگ را معمور ~~می گرداند و باقی هیچ از آن منتفیع نمیباشد و رودهای چند از آن شکافته می شود، و ~~به مقدار هفت فرسنگ از آن زمین [را] آب میدهد تا آنجا که به اشتیخن1 ~~میرسد، و اشتیخن او روستای آن را آب میدهد. و این رود بزرگترین رودهای آن ~~دباراست، و از غربی آن هبچ رودی متشعب نمی شود تا آنجا که به سمرقند می رسد و ~~از آنجا می گذرد. و از اول این رود تا آنجا که به سمرقند می رسد از بیست فرسنگ ~~زیادت است . و چون از سمرقند به قدر دو منزل می گذرد یک رود از آن متشعب ~~میشود به رود تقی معروف، و درتمامت صفد هیچ رودی معمورتر واهل وخصبو ~~نزاهت و روستا و کوشک و دیه ازبن رود [بیشتر] که یاد کرده شد نیست و آن ~~به دروازه‌ اصغد است. ودر اول آن رودها[ی] بسیار شکافته می شود برابر هردیهی و [ت145 ~~شهری و روستایی تا آنجا که از حد ربنجن“ به کرمینیه و حد بخارا می رسد: ~~از جمله یکی رود ربنجن10 است: ~~ورودهای دبوسیه11 ~~و رودها[ی) کرمینیه12، و همچنین می رود تا آنجا که به بخارا می رسد: ~~اما شرقی آن وادی رودهای چند برابر سمرقند متشعب می شوند، ms353 از جمله ~~یکی رود کبنجکث13 است: ~~و رودها و روستای دیگر هست که به رودها[ی) کبنجکت14 و روستای PageV00P400 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~4 ~~مرزبان و غیر آن میرود و دیههای بسیار را معتور می دارو ~~و نیز باشد که هر یک دیه را یک رود مفرد باشد، و گاه باشد که دیههای ~~بسیار را رودی بیش نیست ~~و تمامت این رودها از وادی شکافته می شود و می رود تا آنجا که رود کشانیه3 ~~از آن جدا می شود، و از آنجا می گذرد ومیرود تا به حدود دیوار بخارا، و از ~~آنجا به هر یک دیه یکن رود آب روانه میشود، ودرازی و مقدار آن رود از ~~ورغسر4 تا حد بخارا آنجا که رودها[ی) بخارا شکافته ، در اندرون دیوار مقدار ~~شش روز است، تمامت دیه و بستان و درختان انبوه به یکدیگر درآمده . جنانگه ~~اگر دیدبانی بر وادی الصغد بایستد به غیر از سبزی و خصب و نزاهت هیچ دیگر ~~اورا معارض نشود الاقهندزه یا گوشکی که عمارت او به غایت رفیع باشد که از میانه ~~درخنان و سبزی معاینه شود، و زمین منقطع العماره او را هیچ معاینه نشود . # و تا به صد سمرقند آب سیل بند را خراب می کند و راه گذر آب سیل از ~~آنجا می باشد، و در آنجا بندها[ی) بسیار مست : ~~و در ورغسره رز انگور وضیاع بسیار هست که خراج ازیشان برداشته اندو ~~تاغایت برآن حالت باقی مانده، جهت آنکه به تقریر آنکه جماعتی مرتب آن ~~موضع متوطن باشند و به عوض خراج آن بندها را عمارت کنند . # (1369] و این تمامت رودها که یادکرده شد ازوادی صفد منشعب می شود و بعضی ~~از آن به زیر قنطره‌ جرد1 بر دروازه‌ سمرقند می گذرد، و آنچه از زیر قنطره ~~نمی گذرد و هم در آن موضیع میماند جوبها از صغد به سمرقند از آنجا می گذرانند. # و در تابستان آب این رود عظیم اندک میباشد ms354 چنانکه از کوه بتم“ بی کشتی ~~به اشروسنه می روند و گاه باشد که آب چندان افزون شود که به سر بند بلند ~~بر می آید و آواز هایل می کند و به قنطره جرد2 می رسد، و اهل سمرقند از بسباری ~~آب از سر بند گذار نمی کنند. # و اما روستاهای سمرقند: ~~اول بنجیکث10 است، و شهر آن را بنجیکث11 می خوانند. PageV00P401 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~344 ~~و ورغسر1 نزدیک آن است و شهر آن را ورغسر2 می خوانند. # به نزدیک [بنجیکث] کوه ساودار2 است و درآن متبر نیست . # و نزدیک ساودار2 و ورغسر4 از طرف سمرقند روستا[ی] مایمرغ" است. # و در ستجرفغن6 و نواحی آن نیز منبرنیست . الا آنکه به مایمرغ" موضعی ~~هست به ریودد’ معروف و اخشیده که حاکم سمرقند بود در آن مقیم بودی. و آن ~~دیهی خوش و نزه است وگوشکهای چند درحوالی ونواحی آن هست و تمامت را ~~به اخشیدیه10 نسبت می برند ~~و سنجرفعن ااو ورغسر12 در اول عهد از حساب و صدد مایمرغ12 بودهاند. # بعداز آن از مایمرغ12 منفصل شد . # و روستای آن دیار تمامت به یکدیگر متصلاند: اول روستای مایمرغ"1 ~~به روستال[ی) درغم پبوسته است و در آن منبر نیست، و روستای درغم15 به روستای ~~ابغر12 پیوسته است ، و دریشان هر دو نیز منبر نیست، ~~اما بنجیکث17روستا[ی] خوش ومجموع و نزهاست، نه بزرگ ونه کوجک، ~~با میوه های فراوان و درختان بسیار مثل جوز و لوز که در لذت و طعم بر دیگر ~~مواضع ترجیح دارد وفضل: ~~اما مایمرغ7 نیز ازحساب روستای سمرقند است، وآن روستا به غایت کمال ~~عمارت است، و دیهها بریکدیگر متصل با درختان بسیار. و در تمامت سمرقند میچ ~~4661 ~~ردوستایی چنین مشبک العماره نیست 0 ~~و سنجرفغن’1 روستایی کوچک است و آن مشنمل میشود بر دیهها[ی] ~~اندک . # و ساوداره2 کوهی است از جنوبی سمرقند، و درنواحی سمرقند هیچ روستا ~~را آب و هوا و زراعت و درخت و ms355 میوه درستتر و لذیدتر از ساوداره2 نیست . و ~~اهل آن تندرست و نیکولون می باشد. و درازی آن روستا زیادت از ده فرسنگ ~~میباشد و آن به کوه نیک نزدیک است . و در ساوداره2 عمارتی چند ترسایان ~~را هست که وقتها[ی] معلوم به عبادت در آنجا جمع میشوند و وقفها[بر] آن ساختهو PageV00P402 ~~============================================================ ~~349 ~~ماوراء النهر ~~پیوسته در آنجا ازیشان قومی معتکف می باشند و آن موضع به وزگرد1 معروف ~~است . # و اما روستای درغم در عمارت و زراعت نیکوتر از روستاهای آن اقلیم ~~است و تمامت آن دیهها به یکدیگر متصل ، و درازی روسنای درغم به قدر یک ~~منزل باشد. # و اما زمین ابغرة تمامت بخس است، الا آیکه دیهها[ی] آن به غایت کمال ~~همارت می باشد با اهل بسیار که از تمامت روسنای سمرقند در آنجا جمع می شوند ~~و مالهای ایشان اغلب گوصفند و زمینهای بخس [است]. وچنان شنیده شد که در آن ~~زمین گاه باشد که از یک قفیز حبوب که زراعت کنند زیادت از صد قفیز برمی دارند. # و اهل آن تندرست ولطیف طبع می باشند . و درازی ابغر2 دو منزل باشد. # و در آن ناحیت دیهی هست در بزرگی به قدر دوفرسگ، و چنان شنیده شد ~~که هرگاه که زراعت روستا[ی] ابغر از آفات سالم ماند نمامت اهل صغد و بخارا ~~را سالها کافی می باشد. و در آنجا چراگاه بسیار هست که از تمامت چراگامها[ی] ~~ماوراءالنهر بهتر می باشد ~~تمامت روستای سمرقند از طرف جنوبی وادی این بود که یاد کرده شد . # بعداز آن به شرح طرف شمال آن رجوع می افند، ان شاءالله تعالی: ~~[1479] و بلندترین روستای آن طرف یارکث2 است و از نزدیک/ اشروسنه است، ~~و منبر در آن نیست و آب آن از وادی الصغد است که در آنجا جشمه[ای] جند ~~هست که آب آنجا از آن چشمهها می باشد . و زمبن بخس در آن بسیارست ، و ~~ایشان را چراگاه نیست ms356 . و دخل زمین آن به غایت کمال است چنانکه از تمامت ~~زمینهای آن اقلیم افزون می باشد . # و روستای بورنمد4 از طرف اشروسنه5 است و در آن منبر نیست ، ودیههای ~~اندک از توابع آن هست : ~~و به روستای یارکث4 روستای بوزماجز2 از طرف سمرقند متصل میشود و ~~شهر آن را بارکث8 می خوانند. و در شمالی وادی صغد هیچ روستایی بهن ترو ~~دیه و عمارت وضیاع در آن بیشتر ازین نیست، جهت آنکه از حد غوباره می کشد PageV00P403 ~~============================================================ ~~مماله ومسالله ~~344 ~~تا به نزدیک سمرقندو آن درطول و عرض یه مقدار یک فرسنگ باشد دریک فرسنگ. # و روستای کبوذنجکث1 بدین روستا متصل و ملاصق است و آن نیز روستابی ~~خوش ونزه است با درختان بسیار و دیههاری) به یکدیگر پیوسته، وشهر آن را ~~کبوذنجکث" میخوانند. # و روستای وذار2 برپشت آن روستا است و آن روستای خوش ونزه است ~~با آبها[ی) بسیار جهت زراعت، و زراعت ایشان در دو موضع از دو جنس هست ~~درکوه و زمبن بخس وفاریاب . # ووذار، و کثیره از جسله دههای این روستا است و ایشان هردو تحت تصرف ~~قرمیاند از قبیله بکر بن وایل که ایشان به سباعیه4 معروفاند و ایشان را به سمرقند ~~ولایات بصیار هست. وبیوسته در آنجا ایشان را خانهها به جهت مسلمانان ساخته ~~هست. و اخلاق حسنه ایشان را خود در آفاق شهرتی هرچه تمامتر هست ~~و روستای مرزبان2 از جمله دیههای صغد است از طرف زمین عراق و برین ~~روستا متصل می شود. # و این شش روستا که یاد کرده شد از شمالی وادیاند و شش روستای دیگر ~~از طرف [شمالی]" آن و دریشان منبر نیست: ~~و اما یغان4 تسا به ایام افشین10 از حساب و صدد سمرقند بوده بعد از آن به ~~1475] ~~اشروسنه11 اضافتو ملحق کرده شد ~~و سمرقند دوازده روستا هست چنانکه یاد کرده شد و مقدار هر یک از آن ~~دو منزل باشد، و کمترین روستاهای آن از ms357 نیم منزل کمتر نمی باشد . # و نقدهای ایشان : اول به شهر سعرقند درهمی هست به اسماعیلی معروف و ~~بدان اغلب معاملات می کنند، و درهم شکسته و دینار نیز رواته است ، و ایشان را ~~به غیر از نقود درهمی هست محمدیه" معروف و آن از چوهری چند مرکب است ~~مثل آهن و روی ونقره و غیر آن، وآن درهم به غیر ازشهر سمرقند وآنچه توابع آن ~~است روانه نعی شود ~~و اما اشتیخن2 اشهری خوش ونزه است و اعمال آن جدا از اعمال سمرقندست و PageV00P404 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~اورا دیهها و روستا[ی) بسیارهست به غایت نزاهت و بستانها[ی) بسیار و مرغزارهاو ~~مواضع خوش ونزه. با آنکه تمامت صفد درنزاهت و خصب و راحت و درختان و ~~فواکه به یکدیگر نزدیک اند، از جمله آن معمورترست . و اشتیخن را فهر و ~~ربض و قهندزا هست و او را رودها وضباع مفرد نیز می باشد، وعجیف بن عنبه4 ~~در بعضی از دیهها[ی) آن دیار متوطن بودی و دیهها وضیاعی چند او را ملک در ~~آنجا هست . و در اشتیخن بازارها[ی) خوش و مجمعهاای] عظیم در قدیم عهد ~~بودهاست، چنانکه معتصم بالله امیرالمؤمنین آن را بردیگر ولایات ترجبح نهادی، و ~~بعداز آن معتمد محمد بن طاهر بن عبدالله بن طاهر آن را اقطاع خود کرد. # و اما کشانیه4 معمورترین شهرهای صغدست. و آن و اشتیخن5 در بزرگی ~~نزدیک یکدیگرند، الا آنکه به شهر اصل کشانیه2 بزرگترست و دیههای آن بغایت ~~معموراند. وحدود روستای اشتیخن5 بزر گترست. جهت آنکه حد اشتیخن4 از ~~پشت یغان6 است از کوهی که آن را ساغرج می خوانند تاحد کشانیه4 و آن به درازا ~~(1489] پنج منزل است و در پهنا یک منزل) و در دو منزل ازین روستا دیهها[ی] کشانیه4 ~~است، و این هر دو روستاها که باد کرده شد در شمالی وادی الصغد موضوعاند: ~~و اما اربنجن7 و دبوسیه6 هر دو به راه خراسان از جنوبی وادی الصغد ~~موضوعاند. و ms358 اربنجن15 بزرگتر و معمورتر و دیه و ضباع و روستای آن بیشتر از ~~دبوسیه11 است، چراکه دبوسیه12 را روستا و دیه بسیار نیست : ~~و اصل شهرها[ی) صغد کشانیه12است و اهل و متوطنان آنجا از توانگرترین ~~شهرها[ی) صغداند: ~~وکش شهری خوش است و آن را قهندزی14 وشهر وربض هست، وشهری ~~دیگر به ربض پیوسته اما شهر اندرون با قهندز14 به هم خراب است و شهر بیرون ~~معمور. و دارالاماره آنجا بیرون ازشهر و ربض است به موضعی که به مصلی معروف ~~میشود، و زندان را نیز هم آنجا ساختهاند ومسجد جامع شهر اندرون خراب ~~است، و بازارها در ربض ساخته . # و مقدار این شهر درطول وعرض سه فرسنگ در سه فرسنگ است، و بنیاد PageV00P405 ~~============================================================ ~~مالک و مسالک ~~244 ~~خانههای آن ازگل وچوب است، و آن شهر بهغایت خوش ونزه است، وهوای ~~آن گرم می باشد و میوههای آنجا از میوههای تمامت شهرهای سمرقند پیشتر می رسد ~~الا آنکه راه آن بهغایت صعب وناخوش است، و از تمامت شهرهای غور درآنجا ~~به تجارت مشغول می شوند ~~و شهر اندرون آن را چهار دروازه هست : یکی از آن را دروازه‌ حدید ~~میگویند، ودیگر را دروازه عبیدالله، سدیگر را دروازه‌ قصابان، چهارم را ~~دروازه‌ شهر اندرون*، - و شهر بیرون را دو دروازه هست: یکی از آن را دروازه‌ ~~شهر میخوانند، ودوم را دروازه‌ بر کنان، ~~و بر کنان دیهی است که آن دروازه را به وی نسبت می برند ~~و درین شهر دو رود بزرگ هست : یکی از آن را رود گازران2 میگوبند و ~~آن از کوه سبام2 بیرون می آید و در جنوبی آن شهر میرود، و دیگر رود اسروذ ~~که از روستا[ی] کبشک رود2 برشمالی آن شهر روانه میشودا، و این هردو رودها [1485] ~~که یادکرده شدند به دروازه آن شهر روانه می شوند: ~~اما روستا را رودها[ی) بسیار هست ، از جمله آن رودی هست به جاجروده ~~معروف به یک فرسنگی سمرقند، و ms359 یکی دیگر برراه بلخ و آن به خشک رود ~~معروف است به یک فرسنگی شهر، و رودی دیگر هست خزار رود معروف ~~به هشت قرسنگی شهر بر راه بلخ و هرچه ازین آبها زیادت می باشد به وادی نسف ~~روانه می شود، و در تمامت خانههاری) شهر و ربض آب روان میباشد: ~~و درازی اعمال و توابع آن چهار روز در جهار روز است، و آنچه از ~~شهرها[ی] توابع آن است: ~~نوقد2 قریش ~~و سونج ~~و اسکیفغن10، و ایشان هردو از روستای خزارند. # و [در] آن شهر نمک از سنگ برمی خبزد و در آفاق از آن نقل می کنند، و از ~~حبوب و نمرات آن نیز در آفق حمل میافتد، و در کوهها[ی] آن داروها[ی] PageV00P406 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~249 ~~بسیار هست ، و ترنجبین در آنجا بسیار می افتد ~~و آن را روستایی چند هست مثل: ~~روستا[ی] میان کش ~~وروستاای) رود ~~وروستا[ی] بوزماجز ~~وروستاای) سامر ~~و [روستای کشک] ~~و روستا[ی) ارغان ~~وروستالی) جاجرود4 ~~وروسناای] خزارروده ~~و روستا[ی] نشکردە6 اندرون ~~و روستا[ی] نشکرده‌" بیرون ~~و روسنا[ی] مایمرغ8 ~~این تمامت که باد کرده شد روستا[ی] کشاند ~~و اما نسف شهری خوش ونزه در راه گذر بخار[ا] و بلخ است در زمینی ~~راست و هامون، و آن را قهندزی خراب و ربض و چهار دروازه هست. یکی از ~~آن را دروازه نجاریه10 میگویند، و دیگر را دروازه‌ سمرقند، سدیگر را دروازه‌ ~~کش11 [و دیگررا دروازه غوبذین) و آن از کوه دورست. و در نفس شهر و اعمال ~~آن هیچ جابی کوه نبست مگر از ناحیت کش12 و از بن کوه نا نسف دو منزل است. # و در میانه نسف تا رود جیخون بیابان است و هیچ کوه در آن نیست: ~~و آبها[ی] کش11 تمامت در آنجا جمع میشود از آنجا بک رود بزرگ ~~[1499] در میانه شهر روانه می شود و در آن شهر بیش ا ازین یک رود نیست، بعد از ~~آن به دیهها و ms360 اعمال وضیاع منفحرق ومتشعب می شود. و دارالاماره برکبارة ~~این رود است به موضعی که آن را "رأس القنطره" میخوانند، و زندان نزدیک ~~دارالاماره ساخته است، ومسجد جامع به نزدیک دروازة غوبدین)1 است، ومصلی ~~که روزها[ی] عید در آنجا نماز می کنند دراندرون شهر به نزدیک دروازه نجاریه10 PageV00P407 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالله ~~است ، و تمامت بازارهای ایشان در ربض می باشد میانه دارالاماره ومسجد جامع ~~و شهر نسف را دیهها[ی] بسیار و نواحی فراخ مست . و در ناحیت نسف ~~بهغیر از منبرنفس شهر دو منبر دیگر هست: یکی برده و دیگر کبشه*. و دیههای ~~چند دیگر هست که دریشان منبر نیست و غالب زمین زراعت ایشان بخس می باشد ~~و در تمامت شهرها[ی] نسف و روستا[ی) آن هیچ جایی آب روان نیست ~~الایک رود و آن رود نیز در بعضی از سال خشک میشود، و چاههاری) بسیار ~~هست که بستانها و مباقل را از آن آب می دهند. و غالب بر نسف ارزانی ودعت و ~~فراخی ونعمت می باشد ~~و اما اشروسنه1 نام اقلیمی است، چنانکه صغد درعالم هیچ شهر و موضعی ~~بدین نام نیست ، و غالب در آنجا کوه است ، و آنچه از اقالیم ماوراءالنهردر ~~حوالی آن محیط می شود از جانب شرقی بعضی از قرغانه است، وغربی آن حدود ~~سمرقند، وشمالی آن شاش، وبعضی از فرغانه است، و جنوبی بعضی از حدود ~~کش2 وصغانیان4 وشومان5 وواشجرد4 و راشت ، [و شرقی بعضی از فرغانه]. # و شهر بزرگ آن را به زبان اشروسنه1 بونجکت می خوانند، و شهرهای چند از ~~لواحق وتوابع آن هست : ~~اول ارسیانیکث ~~و کرکث ~~وغزق15 ~~و وغکث1 ~~و ساباط ~~و زامین12 ~~و دیزک12 ~~و نوجکث14 ~~و خرفانه14. # جمله شهرها که یاد کرده شد از عدد اشروسنه14اند. و حکام آن اقلیم به شهری ~~متوطناندکه آن را بونجکث17 می گویند و آن شهری است که هروقت حربی واقع PageV00P408 ~~============================================================ ~~ماوراهالعیر ~~113 مودابت هزلد عرد از آن خفر به جنگن بهرون ms361 می روند ~~و بباد خلفعملی ایقان از گلی رجوب لحت، وکن رافهری اندرون هست و ~~مودی منیع هر آن عی .و ربخی نیز دارد، وغهر و ربض را بقعم صوری دیگر ~~احته لست وشیر لندرون راهوقنوازه ت : یکی راهروازة بالامیتحوانندو ~~دیگ دا ددوازة شمر، وبد جلمع درخهر اندرون است، وفهندز ودارالامارة ~~د ربخی بهربحه لع روف می فود ~~وهرهر انددون بوحی بزرگی مت ودرأن رود آصیابهاصاخته وقهندز و ~~مر بیرون عر سیانه‌ آن لست ،و منجد جامع بیرون از قهندزا و بازارهاری) بسبار ~~دشعر اندرون و معد ربض مت. ودیولر ربن بقدر یکق فرستگی باهیدو ~~آن را ختدی عی خوافند، و قدین غندق خانه وبصتان وگوهک و رز و مزرعها ~~بسیارمت و قصلت لزلب شوراغد وعرجه از بیرون ور عی باهید از قبیل رومتا ~~لست ~~و آن را چهار دروازه هست : یکی از آن را دروازه‌ زامین2 می خوانند . و ~~دروازه‌ مرسمتده2، صدیگر دروازه‌ نوجکث" ، چهارمین دروازه‌ کلهباذه. # ودرین شهرفش رودهت ز ~~ول سارین"، و آن در میانه فهرجاری است ~~و دیگر را ابرجن3 ~~سدیگر ربماجن ~~چهارم سکیکجن0 ~~جم ردیجن11 ~~فم سنکجن"1 ~~و اصل این شش رود که شمرده آمده از یک موضیع اصت و مقدار آن چندان ~~است که ده آسیاب از آن آب می گردد . و از شهر تا آنجا که ابن آب بیرون می آید ~~کمتر از نیم فرسنگ است. و در بزرگی زامین12 نزدیک آن ههر باشد و آن بر راه ~~شارع فرغانه موضوع است چون به صفد روند PageV00P409 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~352 ~~و این شهر را سوسنده1 تیزامی خوانند وآن را شهری قدیم نیز هست الا که [1505] ~~بعضی از آن خراب شده است، و تمامت بازارها ومسجد جامم وجمله معاملات و ~~مردم به سوسنده1 نقل افتاد، ودر حوالی شهر نو سور نیست: ~~وآن را آبهاای] روان و بسنان و رز و مزرعهها[ی) بسیارهست و از پس آن ~~شهرکوه اشروسنه2 است، و از بیش شهرها[ی) غزیه2. و ms362 باقی تمامت صحرا است ~~که هیچ کوه در آن نیست . # و دیز کن4 شهری خوش ونزه است در زمینی هامون موضوع. و شهر قصبه ~~دوستا[ی) فکنان دیزکن5 است، و اهل سمرقند چهارپایان خود را دربنجا ربط ~~می کنند. و در آن خانهها و رباطها[ی] سبیل بسیار می باشد. # و بزرگترین رباطها[ی] آن اقلیم خدیسر4 است و آن از دیزک به مقدار دو ~~فرسنگ دورترست و آن رباط از مشهورترین رباطهای آن دیارست و افشین7 آن ~~را بناکرده است. و در میانه آن رباط چشمه آب روانه میرود. # و این شهرها که یاد کرده شد تمامت در بزرگی و نزاهت و ارزانی و راحت و ~~آب روان و بستان به یکدیگر نزدیکاند . # الا آنکه مرسمنده“ شهری عظیم بزرگ است ودر آن هیچ آب روان وبستان و ~~رز نیست، و از افراط سرما آنجا هیچ درخت نیز نمی باشد. اما آب چشمه درآنجا ~~بسیارست و خاکن آن بهغایت درست می باشد ~~و اما خرقانهو زامین6او ساباط برراه شاش11و فرغانه موضوعاند. و هر که ~~خواهد که از زامین2، به راه خاوس12 به خجند4ارود راه او بر کرکث می افتد، و از ~~صمرقند تا فرغانه نه فرسنگن است . # و در تمامت شهر اشروسنه هیچ جابی آب روان و دریا چندان نیست که ~~کشتی از آن عبور تواند کردن . اما آن را دیهها[ی] معمور و مزرعها[ی] بسیار و ~~چراگاهها[ی] نیک هست . # 1509] ~~و هر شهری را ازین شهرها که یاد کرده آمد 1 روستا بسیار هست ، ونیز ~~روستای چند دیگر در آن ناحیت می باشد که ایشان را شهری نیست که آن روستاها PageV00P410 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~353 ~~بدان شهر نسبت کرده شود ~~و از آن جمله روستا[ی) بشاغر1 است ~~ومسحا ~~[و] پرغرم ~~و بانغام ~~و مینکه ~~و بسکن4 ~~و اسبسکث". # و بتم“، و آن کوهی به غایت بلند و منیع است و غالب وقت در آن کوه ~~سرمالای] سردمی باشد، و در آن دیهی معمور با اهل بسبار ms363 ساخته. # و بتم قلعهای بهغایت بلند و منیع است ودر آنجا معدن زر ونقره ونوشادر و ~~زاج هست ، و اندران قلعه از سختی گرما چنان است که هیچ یک در آن نمی تواند ~~رفتن و هر که برود بسوزد مگر که خویشتن را به نمد بگیرد یا چیزی که اندام او را ~~نرم دارد، و چون در آنجا رود هرچه او را با دست افتد بگیرد و زود بیرون ~~میجهد و آن بخار زمین را حفر می کند تا ازین اجناس که گفته شد از آن بیدا ~~می باشد. و اگر از حوالی دیوارها[ی] بلند بروی محیط نبودی بخار از آن موضع ~~متفرق شدی و هیچ یکن را مضرت نرسانیدی . اما چون از همه طرف دیوارها ~~بر آورده است بخار جمع می شود و هر که در آنجا می رود از بخار آن هلاک ~~میشود: ~~و کوهها[ی] بتم10 سه است : بتم11 اول و بتم15 میانه وبتم10 اندرون . و ~~آبها[ی) صغد و سمرقند و بخاری از بتم6 میانه بیرون می آید از موضعی که آن را ~~جی16 می خوانند: ~~و نوشادر که در آفاق نقل می افتد از بتم برمی خبزد ، و آن کوهی بلند ودر ~~آن کوه مانند غاری و حوالی آن غار دیوارها بر آورده بلند ودر آن محکم کرده و ~~از آن دودی عظیم برمی خیزد چنانکه آن دود به شب از دور آتش دیده میشود، ~~و کس در آن نمی تواند رفتن مگر چنانکه شرح داده آمد . PageV00P411 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~353 ~~و چون آب از کوه بتم بیرون می آید روانه میشود تا پرغر2 وبنجیکث2، [1519] ~~و از آنجا می دود تا به سمرقند: ~~و از مسحا4 نیز آبها[ی] روان بیرون می آید و در پرغر2 میافتد و آب ~~برغر و رود صغانیان5 و رود فرغانه4 از پشت مسحا2 از نزدیک آب جی6 در رود ~~به سرقند ومحیط می باشد: ~~و مینک موضعی است که قتیبة بن مسلم در ms364 آنجا کشته شد. و قلعه افشین11 ~~هم در آنجا است. اما مقام او در شهر بود: ~~و اشروسنه را علی بن احمد بن خالد وفرزندان ابی الساج12 فتح کردهاند ~~از دیهی که آن را جنکاکث12 و سویدک14 می گویند . # و از مرسمنده15 و فرغانه6 آمن بسیار درآفاق نقل میافتد، و در مرسمنده5 ~~بازاری و مجمعی بزرگ هست که در هر ماهی یک نوبت خلق از شهرهاری] ~~دور به معاملات در آن جمع می شوند: ~~و اما شاش16 و ایلاق دو شهر بزرگند و مقدار پهنای ایشان دو روز و درازا ~~سه روزه است . و در تمامت خراسان وماوراء النهر هیچ اقلیمی در عمارت و ~~بزرگی و مساحت و دیهها و متبرها بیشتر و عرصه فراختر ازین نیست ، و یکث حد ~~از آن می رود تا به شاش14 و دریای خوارزم. و آن را از طرف بیابان دروازدای ~~هست از آهن درمیانه آن و اسپیجاب17 به قلاص10 معروف که شیران و حیوانات در ~~آنجا به چرا می گذارند. و حدی دیگر از آن میرود تا کوهها که به عمل شاش ~~معروف است و عمارت آن اقلیم تا آنجا از یکدیگر منفک و منفصل10 نمیشود. # و درباقی حدود عمارات از یکدیگر دورترست . و حدی دیگر از آن میرود تا ~~وینگرده" که دیه ترسایان است : ~~و شاش در زمینی راست و هامون و نرم موضوع است، و درین عمارت که ~~به یکدیگر پیوسته است هیچ کوه و زمین بلند نیست ، و آن ثغری بزرگ است ~~بر روی ترکان و هیچ ثغری ازین منیع ترنیست، و بنای خانههای / ایشان فراخ (1515] PageV00P412 ~~============================================================ ~~459 ~~ماوراءالنهر ~~است و در تمامت خانهها آب روانه می رود، و هیج خانه از میان درختان فراوان و ~~سبزی پیدا فمی باشد. و آن از نیکوترین شهرها[ی) ماوراءالنهر است: ~~و شهر قصبه آن را بنکث می خوانند، وشهرهاری] چند هست که در ~~دواوین از عدد و صدد آن شهراند: ~~اول بنکث ~~و دنففانکث2 ms365 ~~و جینانجکث2 ~~[و نجاکث] ~~و بناکت2 ~~وخرشکته ~~و اشبینغو7 ~~و اردلانکت" ~~و خدینکت8 ~~و کنکراکث4 ~~و کلشجک0 ~~و غرچند11 ~~و غزک11 ~~و انوذکت12 ~~و غناج14 ~~و چبوزن- ~~ووردوک ~~و کبرنه14 ~~وغدرانک12 ~~و نوجکث18 PageV00P413 ~~============================================================ ~~ممالله ومسالک ~~49 ~~[ ~~و بغنکث" ~~[و برکوش ~~وخاتونکث] ~~و فرنکث2 ~~و کداک2 ~~ونکالکه ~~و جیفوکت6. # این تمامت که یادکرده شد از توابع و لواحق شاش" است. # و اما شهرها[ی] ایلاق- شهر قصبه آن را بتونکت" می خوانند وآن را چند ~~م ت ~~وسکاکت ~~و بانجخاش ~~و نوکث10 ~~و بالایان11 ~~و اربیلخ": ~~ونموذلغ12 ~~و تکث14 ~~و خمرک15 ~~و بسکت14 ~~و کهسیم"1 ~~ودخکث18 PageV00P414 ~~============================================================ ~~357 ~~ماوراءالتهر ~~وخاش1ت ~~وخرجانکت2. # اما بنکث نام قصبه است و آن را قهندزی* و شهری هست، و قهندز* آن ~~بیرون از شهر است، الاآنکه دیوار قهندز * وشهر هردو یکی است ، ودر شهرنیز ~~ربضی هست و در ربض نیز سوری ساخته وبیرون از سور ربضی دیگر و بستانهاای) ~~بسیار و منزلها[ی] خوش که ذکر آن به تطویل می انجامد، و آن را سه درواز معست: ~~یک دروازه از آن به ابی العباس معروف است ~~و دیگر به دروازه کش2 ~~سدیگر را دروازه حدیده میخوانند. # و در ربض اول دروازهای چندهست: ~~اول دروازه‌ حمد[ین) ~~و دوم دروازه نو اندرون ~~وسوم دروازه اندرون ~~وچهارم دروازه فرخان ~~و پنجم دروازه‌ سورکده10 ~~و ششم دروازه‌ کرماغ11 ~~و هفتم دروازه‌ کوچه سهل ~~و هشتم دروازه‌ راشدیجاق12 ~~ونهم دروازه‌ کوچه خاقان4 ~~(1529) ودهم دروازه‌ کوشک {دهفان" ~~و ربض بیرون را نیز دروازهای چند مست : ~~یکی از آن دروازه فغکث16 ~~و دیگر دروازه خاسکث12 ~~و دروازه سکندیجاق18 ~~و دروازه‌ نو ~~و دروازه‌ باکردیجاق10 PageV00P415 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~358 ~~و دروازه سکرک ~~و دروازه‌ در ثغرباذا ~~و دارالاماره در قهندز2 است ، و زندان نیزهم آن جایگاه است و مسجد ~~جامم را بردیوار قهندز’ ساختهاست، و در شهر اندرون بعضی از بازارها هست، ~~الاآنکه بیشتر بازارها در ربض است . و درازا[ی] شهر از سور سوم تا اینجا و ~~تمامت پهنا[یم آن ms366 را قطع می کند یک فرسنگ می باشد. و درمیانه شهر اندرون و ~~ربض به هم آب روانه میباشد، و در ربض آب روان بسیارست ، و خانهها[راع از ~~یکدیگر دور بنا کردهاند. # و عبدالله بن حمید2 دیواری عظیم استوار ساخته است از کوهی که در آن ~~ناحیت است و آن را سافلغ" میخوانند وآن دیوار تا به وادی شاش5 می کشد، و ~~این دیوار مانع است کفار را آمدن بدین دیار. و چون کسی به مقدار یک فرسنگ ~~ازبن دیوار بگذرد خندقی بزرگ او را معارض میشود و آن خندق تا وادی شاشه ~~می گذرد . # و به غیر ازین رودها که گفته شده رودی دیگر هست به رود ترکن2 معروف و ~~ازین رود می رود تا بهوادی شاشه در شهر نجاکث2 میافتد، و بعضی ازین رود از ~~بسکام بیرون می آید و بعضی از جدغل. و اصل منبع آن از شهر ترک خلخیه10 ~~است ~~و در شهرایلاق رودی هست به ایلاق معروف و آن رود از حد ترک بیرون ~~می آید و به عمارات و زراعات به خرج می رود و آنچه فاضل میماند در وادی ~~شاشه به حد بناکث می افتد. # اما شهرشاشه را آب از رود ترک11 می باشد. # و شهر قصبه ایلاق را تونکث12 می خوانند و آن در طول و عرض از نیمه ~~بنکث13 کمتر است و آن را ] قهندز2 و شهر و ربض هست . و یک حد از آن (1525) ~~می کشد تا بهرود ایلاق. و دارالاماره در قهندزاست ومسجدجامع و زندان نزدیک PageV00P416 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~359 ~~قهندزا، و بازارها تمامت در اندرون شهر و ربض می باشند، و در شهر اندرون و ~~ربض به هم آب روانه میرود ~~و حدود شهر شاش و ایلاق به یکدیگر پیوستهاند و هیچ فاصله درمیان ایشان ~~هردو نیست. و بستان و عمارت از آخر ایلاق تا وادی شاش2 به بنکث2 به یکدیگر ~~متصل است، و درین میانه عمارت منقطع نمی شود ms367 ~~و در کوههاای) ایلاق معادن زر و نقره هست ، و پشت آن کوه به حدود ~~فرغانه می بیوندد ~~و بزرگترین شهرها[ی] ایلاق نوکث2 و تونکثه است ، و باقی شهرها در ~~طول و عرض و اهل ازین هردو کمترند . # و در دیار و بلاد ماوراءالنهر به غیر از شهر سمرقند وبنکث6 دارالضرب ~~ه ~~و اما شهر اسیبجاب1 در طول و عرض دو دانگی از بنکث4 باشد، ودر ~~آن شهر قهندز و ربض عست. اما درایام ما قهندزا آن خراب شده بود، و اما شهرو ~~ربض معموراند. و درشهر اندرون درخواای ربض سوری برآورده هست به مقدار ~~فرسنگی و آبها[ی] روان و درختان فراوان در ربض. اما تمامت بناری] خانه هاری] ~~ایشان از گل است [و] در زمینی راست و هامون مؤسس . و از آنجا تا کوه سه ~~فرسنگ است، چهار فرسنگ بیش نیست. و آن شهر را چهار دروازه هست: ~~یک دروازه از آن به نوجکث" معروف است ~~و دروازه‌ دیگر به فرخان ~~و دیگری به سراکرائه10 ~~و دیگری به بخارا.11 ~~و بازارها در شهر وربض است، ودارالاماره و جسر و مسجد و جامع در ~~شهر اندرون مبتی اند، و شهراندرون به غایت خصب و فراخی ونعمت و دعت است: ~~و در بلاد ماوراءالنهر و خراسان هیچ شهری دانسته نشد که خراج در آن ~~[1539] نباشد، الا اسپبجاب PageV00P417 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و شهرها[ی] چند درحوالی و نواحی آن هست مثل: ~~بدخکث1 ~~و سبانیکث ~~وطراز2 ~~و اطلخ ~~و شلجیه ~~و کدر ~~[و بیسکند] ~~وشاوغر" ~~وصبران2 ~~ووسیج ~~اما سبانیکت2 شهر بزرگ و قصبه کوره کنجیدهاست . # و کدره شهر بزرگ و قصبه پاراب10 است ~~و صبران11 شهری خوش ونزه است و ترکان غزیه12 در آنجا به تجارت و ~~خرید و فروخت و صلح کردن جمع میشوند للتجارات12. شهری خوش و خصب ~~است ~~و باراب14 نام ناحیتی است و مقدار آن در طول وعرض کمتر از یکث روز ~~میباشد، الا آنکه آن مقدار عظیم قوی و منیع ms368 است و زمین آن زمینی سبخ است ~~با بیشهها[ی] بسیار . و مزرعها[ی) ایشان از طرف غربی وادی است، و رود آنجا ~~از رود شاش15 روانه می شود: ~~و در شهر بیسکند14 منبر می باشد و آن ازطرف غربی وادی شاش15است و ~~ترکان غزیه17 و خرلخیه18 که مسلممان میشوند از هر دو طرف در آنجا جمع ~~میباشند، و ایشان را قوت و قدرت و شوکت می باشد و بسیارست، و اغلب در ~~خرگاهها10 مقیم می باشند ~~و طراز2 شهری خوش است در میان دیار اسلام و کفار موضوع، ودر حوالی ~~آن قلعه ها[ی) چند هست به طراز2 معروف. وآن موضع آخر حد بلاد اسلام است ~~جهت آنکه چون کسی ازین طرف بگذرد در خرگاهها[ی] خرلخیه0" می رسد. PageV00P418 # ============================================================ ~~ماوراء النهر ~~39 ~~و این تمامت که شرح داده شد از اعمال وحدود و اضعاف و نواحی ~~شاشااند. # و اما خجنده2 ملاصق و نزدیک فرغانه و درجدول صورت فرغانه ثبت کرده ~~شد، الا آن را در دواوین و اعمال از یکدیگر منفک و جدا کردهاند ر آن درغربی ~~رود شاش موضوع است و طول آن بیشتر از عرض است، و به مقدار یکث فرسنگ ~~باغات و بساتین حوالی آن هست. و درمیانه بساتین و باغات خانهها بنا کرده است : ~~و هیچ شهری از اعمال آن دیار نیست مگر کند، وآن شهری خوش و نزه ~~(1535] است . و میوههای آن شهر از میوهها[ی) شهرها[ی){ دیگر نیکوتر می باشد. و در ~~آن شهر باغات و بساتین بسبارست و خانهها[ی] آن اغلب به یکدیگر درآمده و ~~نزدیک به یکدیگر بنا کردهاند. و آن را شهر و قهندز4 هست و مسجد جامع آن ~~در شهر است و دارالاماره در میدان ربض و زندان در قهندز،. وسکان آنجارا جمال ~~و زیب و حسن بیشتر از اهالی شهرهاری) دیگرمی باشد، وپیوسته مروت و کرم وسخا ~~درایشان مشاهده می افتد. اما نفس شهر عرصهای تنگن است و از تمامت نواحی و ~~حوالی ms369 اطعمه و اقمشه در آنجا حمل می کنند، و از جهت آنکه آن عرصه تنگ ~~است جبر حال ایشان را از فرغانه واشروسنه5 در رود شاش4 کشتبها اطعمه و غیره ~~می آورند. # و این رودی است که از رودها[ی] بزرگ فاضل میماند، و اصل رود بزرگ و ~~عمود این رودها از شهرترکان در حد اوز کند2 بیرون می آید، و بعداز آن می رودو ~~مرورود خرشاب و رود اورست9 و رود جدغل10 وغیر آن در آن میافتد و جمع ~~می شود و آن رودی عظیم می باشد، و می رود تا به اخسیکث11، بعد از آن میرود ~~به خجنده12، و از آنجا به بناکث12 میرود ، بعد از آن به بیسکند14 می گذرد، و ~~از آنجا می رود به پاراب15، و چون از حد صبران 16 می گذرد در بیابانی روانه ~~می شود که آن بیابان در هردو جانب اتراک غزیه17 معتد شود، وهمچنین میرود ~~تا به یک فرسنگی قریه‌ 18 حدیثه11، و از آنجا به دریا[ی] خوارزم میافتد، و ~~[دو] منزل از قریه‌ 18 حدیثه19 دورتر[ست]. PageV00P419 # ============================================================ ~~محالک ومسالک ~~249 ~~و این رود چهار دانگی از رود جیحون باشد، و از آنجا فماشات به قریه ~~حدیثه حمل می کنند، هرگاه که از طرفین صلح قایم باشد . وسکان و اهالی قریە1 ~~1 ~~حدیثه تمامت مسلمان اند الاآنکه دارالملک غزیه2است. {و ملک غزیه2 به زمستان ~~11549] ~~در آنجا مقیم می باشد. و جند و خواره2 نزدیک آن هست، ومسلمانان در آن اقامت ~~ساخته ~~و قریە1 حدیثه از خوارزم به ده منزل دورترست، و از پاراب بیست منزل ~~وقرغانه نام اقلیمی است و آن مملکتی پهن است با دیهها وشهرهاری) ~~بزرگ. و شهر بزرگ و قصبه آن اقلیم اخسیکث4 است و آن بر کناره رود شاش6 ~~به زمینی راست و هامون موضوع است، و از آنجا تاکوه یک فرسنگن است ~~از طرف شمالی رود. ودر شهر آن ربض و قهندز هست، و دارالاماره وزندان ~~در ms370 ربض موضوعاند، ومسجد جامع بیرون از قهندز نزدیکی آن است، و نمازگاه ~~عید بر کناره‌ رود شاش2 است، و بازارها[ی] آن شهر در شهر و ربض است و ~~بیشتر بازارها[ی] آن در شهر است . و مقدار آن در بزرگی دو دانگ فرسنگی ~~باشد، و تمامت بنای خانههای ایشان از گل است، و در ربض آن نیز سوری هست و ~~در شهر اندرون دروازهای چند هست : ~~اول دروازه‌ بحیر(2)" ~~و دیگر دروازه‌ مردقشه ~~و دیگر دروازه کاسان ~~و دیگر دروازه‌ جامع10 ~~و دیگر دروازه‌ رهانه. # و در شهر وربض آبها[ی) روان و حوضهاری) بسبار هست، ودر هر ~~دروازهای از اینها که گفته شد ربض آن مفضی11 می شود. به قدر دو فرسنگ تمامت ~~بساتین و باغات به یکدیگر نزدیک و پیوسته و جویها روان، و درین دو فرسنگی ~~هیچ عمارت منقطع نمی شود ~~و قبا در بزرگی وطول و عرض نزدیک اخسیکٹ4 باشد. وقبا شهری PageV00P420 ~~============================================================ ~~44 ~~ماوراءالنهر ~~خوش ونزهاست باالوان نعم و دعت و راحت. وآن را شهر وقهندز و ربضهست، ~~الاآنکه به روزگار ما قهندز1 آن خراب شدهاست. ومسجد جامع درقهندز مبنیو ~~(1545) مؤمس است)و بازارها و دارالاماره و زندان در ربض اند، و حوالی ربض سوری ~~محتف ومحیط هست . و آن شهر را آبها[ی) روان و بساتین بسیار هست چنانکه ~~از بساتین اخسیکث" بیشتر می باشد ~~و اوش، در بزرگی نزدیک قبا باشد. و اوش، را شهری و قهندزای معمور ~~هست و دارالاماره و زندان در قهندز مؤسس اند. و درشهر ربضی هست وحوالی ~~ربض سوری ساخته و آن نزدیک کوهی است که پاسبانان جهت ترکان در آن کوه ~~اقامت دارند، و آن را سه4 دروازه هست : ~~اول دروازه‌ جبله ~~ودروازه‌ ماء6 ~~و دروازه‌ مفکده2 ~~و دروازه[های) مدینه محصنه [است.) ~~و اوز کند8 آخر شهرها[ی) فرغانه است از طرف دارالحرب* ، و آن ~~در بزرگی و طول وعرض چهاردانگی از اوش10 باشد، و نیزآن را قهندزای هست و ~~در نفس شهر ms371 نیز قلعهای بناکردهاند، و آن را نیز ربضی هست. و تمامت بازارها در ~~ربض است و اتراک در معاملات در آن مجتمع می شوند، و آن را بساتین و آبهای ~~دوان هست . # و در تمامت فرغانه هیچ شهری نیست الاکه او را قهندزای و شهری محصن ~~بابساتین و آبها[ی] روان و درختان فراوان در آن هست . # و در تمامت بلاد ماوراءالنهر هیچ شهری و دیه بیشتر از دیههاای) فرغانه ~~نیست و گاه باشد که در چراگاه و فرود آمدن جا مقدار یک منزل از حد غزیه11 ~~فرا می گیرند از بسیاری اهل و مواشی و زراعت که ایشان راست. # و از شهرها[ی] کوچک فرغانه یکی نسیاای]12 العلیا است، PageV00P421 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~244 ~~و یکی نسیاای] السفلی ~~وسوم اسیره2 ~~وچهارم نقاد2 ~~و پنجم میان رودان4 ~~وششم جدغل" ~~وهفتم اورست4 ~~و هشتم بیسکند" ~~و نهم سلات8 ~~اما نسیاء العلیا اول شهرها[ی) فرغانه است ، هر وقت که کسی از ناحیت ~~خجنده10 درین دیار داخل اشود ~~1559 ~~و از شهرها[ی] آن نسیا[ی]11 العلیا ~~و انکث12 ~~و سوج12 ~~و خواکند14 ~~ورشتان15 ~~ورشتان14 به نسیا[ی)16 العلیا متصل می شود . # و از شهرها که از لواحق وتوابع نسیالای]17 السفلی اند ~~اول مرغینان14 ~~و زندرامش14 ~~و اشتیقان20 ~~و برنک21 ~~و اندکان22 ~~واین هردو شهر یعنی تسیاای]16 العلیا و نسیاری)16 السفلی در زمینی راست و ~~هامون مؤسس و موضوعاند، و در میانه ایشان هر دو هیچ کوه معارض نمی شود PageV00P422 ~~============================================================ ~~249 ~~ماوراءالنهر ~~و اسبره1 را بعضی اعمال در کوه است و بعضی در بیابان، و شهرها که از ~~توابع واضعاف آن است : اول طماخش2 وبامکاخش2. # و سوج نیز شهری است درحد این دیار از صدد و اعمال آن . ملاصق کوه ~~است و آن را شصت کوه از اعمال و توابع هست . # و اوال6 نام شهری است و آن را دبهها چند از لواحق هست ، و آن نبز از ~~حدود این دیارست. # و نقاد[مدینه] جبلیه نام کورهاست وشهر آن را مسکان4 ms372 می خوانند و آن کوره ~~را بغبر از مسکان هیچ شهر دیگر نیست ~~و اوش، و قباه دو شهراند و ایشان را دیهها[ی] بسیار از توابع و لواحق ~~و در حد اوش شهری دیگر هست که او را مدوا می خوانند. # و اوز کتد نام شهری است و او را دیهها[ی] چند از توابع هست، و در ~~اعمال آن هیچ شهر دیگر نیست: ~~و قاسان10 هم نام ناحیتی است و هم نام شهری، وآن را دیهها[ی] بسیار از ~~لواحق وتوابع هست: ~~[و جدغل نام ناحیتی است) وشهر آن را اردلانکث11 می خوانند. وبه غیر ازین ~~هبچ شهری از اعمال آن دیار نیست . # و میان رودان13 نام کورهاست، و دیهها[ی] بسیار از لواحق و توابع آن هست. # وشهر بزرگ آن را خیلام12 می خوانند . وولادت امیر المؤمنین سید ابی الحسن ~~نصر بن احمد درآن اتفاق افتاده است درخانه [خیر بن] ابی الخیر2: ~~وکروان14 نام شهری است ، و دبهها[ی] چند از توابع آن هست. # 115551 و اورست نام شهری است، و آن را نیز دیهها[ی] چند از توابع مست: ~~بیسکند15و سلات14 دو شهراند و ایشان را نیز دیهها[ی] چند از توابع مست. # و ازین هردوشهر بیرون می آیند و به شهرهای ترکان میروند، همچنانکه اوز کند17. # و آن موضع را ازین دیار وهفده"10 یعنی "هفت ده" است ، و آن بیوسته در ~~دست ترکان بودهاست، الا درروز گار ما آن موضع فتح کرده شد و به اعمال اسلام PageV00P423 ~~============================================================ ~~همالک و مسالک ~~34 ~~ملحقگشت . و این بتعه به اوز کندا نیک نزدیک است . # و چیزها[ی] چند از فرغانه مرتفع می شود که از تمامت اکوار ماوراء النهر ~~نمی خیزد، جهت آنکه در فرغانه کوهها[ی) چند هست که دریشان معدن زر و نقره ~~میباشد به ناحیت نقاد2 واخسیکث" و غیر آن . # و از کوهها[ی] سوج" زیبق بسیار برمی خیزد . # وبه ناحیت نسیاه العلیا چشمهها(ی) زفت بسیارست . # و از کوهها[ی) اسبره6 نفط بسیار و فیروزج و ms373 آهن و روی وزرو سرب ~~مرتفع میشود ~~و در اسبرهکوهها[ی] چند هست که آن کوهها مانند فحم سوخته میشود، ~~و از سنگهساای) آن کوه هرسه خروار به یکث درهم میفروشند، و چون سوخته ~~می شود فحم آن را با آب مختلط و ممتزج می کنند و جامههارا بدان سیبد می کنند، ~~و در تمامت زمین مثل آن دانسته نشده است . # و در اسبره’ نیز کوهها[ی] چند هست، یک پاره از آن سیاه و یک پساره ~~سرخ و باره دیگر زرد و پارهای سپید، هرپارهای از رنگی مختلف ~~و در کوهها[ی] فرغانه درخت طبرخون که در آفاق حمل می کنند می باشد. # و کولکان10 در هیچ موضعی نیست الابه نواحی اسپیجاب11 و فرغانه . # و از دروازه‌ (2)12 اوز کند1 از شهر تسرکان نوشادر بسیار مرتفع میشود ~~همچنانکه از کوهها[ی] بتم12. # والله اعلم بالصواب والیه المرجع والمآب: ~~یادکردن مسافات راههاای] ماوراءالنهر ~~اول ذکر راهی که از وادی جیحون /به فربر14 و فرغانه میرود . (11569 ~~- از فربر14 تا بیکند15 یک منزل ~~- و از بیکند16 تا بخارا 12 یک منزل ~~- و از بخارا 17 تا طواویس18 یک منزل ~~- و از طواویس18 تا [کرمینیه یک منزل ~~- و از کرمینیه تا] دبوسیه19 یک منزل سبک PageV00P424 ~~============================================================ ~~267 ~~ماوراءالنهر ~~- و از دبوسیه1 تا اربنجن2 یک منزل[سبگ] ~~- و از اربنجن" تا زرمان2 بک منزل ~~- و از زرمان2 تا سمرقند [یک منزل ~~- و از سمرقند] تا ابارکث 3 یک منزل ~~- و از ابارکث4 تا رباط سعد یک منزل، و درین منزل چون کسی فرود آید ~~به رباط ابی احمد از آنجا از راه شاش و فرغانه بدر شکافته می شود ~~- و از رباط سعد تا بورنمذه یک منزل ~~- و از بورنمذه تا زامین6 یک منزل ~~- و از زامین6 تا ساباط [بک منزل ~~- و از ساباط] تا ارکند2 یک منزل ~~- و از ارکند2 تا شاوکت" یک منزل ~~- و از شاوکت8 تا خجنده1 یک منزل ~~- و از خجنده4 تا کند10 یک منزل ms374 ~~- و از کند تا سوج11 یکن منزل ~~- و از سوج11 تا رشتان12 بک منزل ~~- و از رشتان12 تا زندرامش13 یک منزل ~~- و از زندرامش12 تا قبا14 یک منزل ~~- و از قبا14 تا اوش15 یک منزل بزرگ ~~- و از اوش15 تا اوزکند16 یک منزل بزرگ، ~~راه فربر17 نا اوز کند16 که آخر ماوراء النهر است این است که یادکرده شد. # - و هر که خواهد که از خجنده به اخسیکث18 که قصبه فرغانه است رود ~~از کند بیرون آید و میرود [ نا سوج یک منزل ~~- و از سوج] تا خواقند14 یک منزل بزرگ ~~- و از خواقند20 تا اخسیکث18 یک منزل ، و در آنجا دو راه بادید می آید: ~~یکراه از آن به بیابان و ریگ بهقدر هفت فرسنگ تا به دروازه اخسیکت18 PageV00P425 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~464 ~~و بعد از آن از رود شاش می گذرند وبه اخسیکن1 می روند ~~و راهی دیگر از رود می گذرند و میروند به بیابان و آن پنج فرسنگ ~~است و از آنجا تا دروازه اخسیکث چهار فرسنگ. # تمامت مسافت که یاد کرده آمد از فربر2 تا اوز کند بیست2 و سه منزل است. # اما راهها که از شاش تا آخر شهرهای اسلام می رود ~~اول از ابارکث2 تا قطوانء دیزه5 یک منزل ، وراه شاش6 و فرغانه هردو ~~یکی است، و از آنجا می روند تا به رباط ابی احمد. بعداز آن می گردد به دست ~~چب و میرود تا به شاش، و هرکه از رباط ابی احمد بیرون می آید اگر خواهد ~~به قطوان دیزه منزل سازد /و اگر خواهد باز گردد و به خرقانه2 رود. # (1565 ~~- و از آنجا به دیزک8 ~~- و از آنجا نا بثر حسین4 ~~- بعد از آن تا بثر حمید ~~- و از آنجا به وینگرد11 ~~- [بعد استورکث) ~~- پس از آن تونکث12 ~~- پس به رباط القلاص13، که آن را انفرن14 می خوانند ~~- و از آنجا به دیه غزگرد15 ~~- پس از آنجا به اسپیجاب16 ~~- و ms375 از آنجا به بدخکث17 ~~- و از بدخکث 17 به طراز 18 و آن یکن19 روزه راهاست که در میانه هیچ ~~رباط و عمارت نمی باشد ~~- و هر که خواهد که از آنجا به بناکث20 رود تا ابار کث 21 [به] رباط سعد ~~فرود آید ~~- و از آنجا میرود تا زامین22 ~~- و از زامین22 تا خاوس 2) PageV00P426 ~~============================================================ ~~249 ~~ماوراءالنهر ~~- واز آنجا تا بناکث1 ~~- و از آنجا تا استورکث؟ # و تمامت مافت راه از وادی چیخون تا طراز بیست منزل است ~~یادکردن راههایی که از بخارا به بلخ میرود ~~- اول از بخارا تا فراجون2 یکن منزل ~~- و از آنجا4 تا میانکال5 یک منزل ~~- و از میانکال" تا مایمرغ4 یک منزل بزرگ ~~و از آنجا تا نسف یک روز ~~- و از آنجا نا سونج یک روز ~~- و از سونج" تا دادگی8 یک منزل ~~- و از آنجا [تا] کندک9 یک منزل ~~- و از آنجا تا باب الحدید یکن منزل ~~- و از آنجا تا رباط رازیک10 یک منزل ~~- و از آنجا تا هاشم جرد11 یک منزل ~~- و از آنجا تا ترمذ یک منزل ~~- و از آنجا از جیحون به سیاهجرد12 گذار می افند و آن یکن منزل است ~~- و از آنجا تا بلخ یک منزل ~~این جمله بادکرده شد از بخارا تا بلخ سیزده منزل است: ~~راهها که از سعرقند به بلخ می رود ~~چون از سمرقند بیرون می آیند تا به کش12 دو روزه راه است ~~- و از آنجا تا کندک14 صه منزل، و در آنجا راه بخارا و بلخ با سمرقند ~~به یکدیگر پیوستهاند PageV00P427 ~~============================================================ ~~ممالاه ومسالک ~~اما راهی که از بخارا به خوارزم میرود ~~11579 ~~و آن را دو راه است ایکی از راه بیابان: ~~چون1 از آنجا بیرون آید میرود تا فرخشه2 و این مسافت یک منزل است ~~قامت مور" ~~بس از آن هشت منزل در بیابان می رود که در هشت منزل هیچ رباط ودیه ~~نمیباشد ~~اما آن کس که خواهد که ms376 از جیحون گذرد: ~~- اول به آمل می رسد، بعداز آن به خوارزم" گذار می افتد، جهت آنکه از ~~بخارا تا فربر4 دو منزلاست، ~~- و از فربر4 از وادی می گذرند و به آمل می رصند ~~- و از حد آمل تا ویزه5 یک منزل ~~- و از وبزه5 تا مردوس یک منزل ~~- و از مردوس تا اسباس4 یک منزل ~~- و از اسباس6 تا سیفانه یک منزل ~~- و از آنجا تا طاهریه8 یک منزل ~~- و از آنجا تا جگربند9 یک منزل10 ~~- و از آنجا تا درغان 11 یک منزل ~~- و از آنجا تا سدور12 یک منزل ~~- و از آنجا تا هزارسب یکن منزل ~~- و از آنجا تا شهر خوارزم یکن منزل ~~این جمله که یاد کرده شد از بخارا تا خوارزم از راه معمور دوازده منزل ~~اس م ~~مسافات راهها که در میانه شهرها[ی) مشهور ماوراء النهر است این است که ~~پادکرده شد. PageV00P428 # ============================================================ ~~ماوراء النهر ~~279 ~~و هر که خواهد که از این راه به اشروسنه1 رود اولدر راه فرفانه، خرقانه2 ~~و زامیناند و ایشان از شهرهای اشروسنه1اند. # و باقی مسافات که در میان اقلیم ماوراء النهرست هر یکی به زودی مشروح ~~گفته شود. # و از دیار ختل اول ابتدا به خوارزم کرده می شود. بعد از آن به شرح اقلیم ~~ماوراءالنهر شروع می افتد ~~هسافت راه ختل وصغانیان" و آنچه در میانه ایشان است ~~- از معبر بدخشان بر رود جریاب6 شش، منزل است [تا منک] ~~- و از منگ7 تا قنطرة الحجر و از آنجا تا وخشاب دومنزل ~~- و هر که به رود وخشاب4 قرود آید از آنجا تا لیو کند1 دو منزل می باشد ~~(1575]_ و از آنجا به آب فرود می آیندایک منزل- تا هلاورد به کشنی 1امی روند، ~~و هلاورد و لیو کند12 هردو برکناره‌ رود وخشاب موضوعاند، و ایشان هردودو ~~شهراند از حساب فهرهاری) وخش، ~~- و از معبر آرهن14 تا هلاورد دو منزل ~~- و از معبر تا هلبکن16 دو روز ms377 ~~- و از هلبک14 تا منکن17 دو روز ~~- و کاربنج18 رود جرباب5 از معبرآرهن12 به قدر یک فرسنگ بالاترست. # - و تملیات19 از قنطرة الحجره2 در راه منکن21 به قدر چهار فرسنگ دورست ~~و از معبر بدخشان تا روستای [بنکن) دو منزل ~~- و از روستای بنک22 از آب رود اندیجاراغ" می گذرند و در میانه ~~روستای بنک24 واندیجاراغ22 میرود و آن یک منزل است ~~- و از اندیجاراغ22 به رود فارغره2 می گذرند و به فارغره" می روند و در ~~میانه ایشان یک روزه راه مسافت است ~~بعد از آن رود برسان24 به هلبکن12 می رود. PageV00P429 # ============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~344 ~~تمامت مسافت که در میاته وخش، و ختل بوده شرح داده آمد. # هسافیت میان ارهذ وصخانیان ~~- اول از ترمذ تا جرمنکان، یک منزل ~~- و از جرمنکان3 تا دار زنجی4 یک منزل ~~- و از دارزنجی دو منزل ~~اهی که از صغانیان به واشجرد، میرود ~~- اول از صغانیان تا شومان7 دو منزل ~~- و از شومان2 تا اندیان8 یک روز ~~- و از اندیان" تا واشجرد 6 یک روز ~~- و از واشجرد6 تا ایلاق یک روز ~~- و از ایلاق تا دربند یک روز ~~- و از دربند تا جاوکان 10 یک روز ~~- و از جاوکان تا قلعه دو روز، و قلعه از توابع و اعمال راشت11 است ~~- [و از صغانیان تا یاسند دو روز ~~- و از صغانیان تا زینور یک منزل] ~~- و از صغانیان تا بوراب12 یک منزل ~~و از صغانیان تا ریگدشت2اشش فرسنگت، و چون به قدر دو فرسنگ از ~~بوراب14 می گذرد راه نزدیک و جاده این دیار مشاهده می افتد و آن راه میرود ~~تا به ریگذشت12 و از راه ریگدشت12 سه فرسنگ است، و آن راهی است بر بک ~~خط مستقیم تا پاراب15 ~~- و از ترمذ تا قوادیان 16 دو منزل ~~1589] ~~و از قوادیان ا تا صغانیان سه منزل ~~- و از واشجرد تا قنطره سنگ17 یک روز PageV00P430 ~~============================================================ ~~3 ~~ماوراءالنهر ~~مسافت این دیار از صغانیان تا ms378 آخر دیار ختل1 این بود که گفته شد . # مسافات خوارزم ~~- اول از شهر خوارزم تا خیوه2 یک منزل ~~- و از خیوه2 تا هزارسب یک منزل ~~- و از شهر4 تا جرجانیه [سه منزل ~~از آنجا تا اردخشمیین یکن منزل ~~و از اردخشمیثن تا نوزوار یک منزل ~~- و از آنجا تا جرجانیه] یک منزل ~~- و در میانه هزارسپ و کردران خواشه سه فرسنگ ~~- و از کردران خواشه تا خیوه4 پنج فرسنگ ~~- و از خبوه4 تا سافردز" پنج فرسنگ ~~- و از سافردز" تا شهر سه فرسنگ ~~- [و از شهر] تا درجاش دو منزل ~~و از درجاش نا کردر9 یک منزل ~~- و از شهر تا کردر از آنجا می گذرد تا درجاش دو منزل ~~- و از کردر4 تا دیه براتکین10 دو روز. مدمینیه11 و دیه بر اتکین0انزدیک ~~یکدیگراند، و مدمینیه11 به جیحون نزدیکترست ~~- و از مدمینیه12 نا وادی جیحون چهار فرسنگ ~~- و میان مرداجقان2 او رود جیحون دو فرسنگ است، و آن محاذی ومقابل ~~جرجانیه است ~~و میان جرچانیه و جیحون یکث فرسنگن اصت: ~~اما هسافات شهرها به بخارا ~~- اول از بومجکت12 که شهر بزرگ وقصبه بخاراست و از آنجا تا بیکنده1 ~~یک منزل PageV00P431 ~~============================================================ ~~ممالله ومسالک ~~- و از بومکجت1 تا خجاده2 سه فرسنگ بردصت راست کسی که از بخارا ~~به بیکند3 میرود، و از آنجا تا راه یک فرسنگ است ~~و اما مغکان4 از شهر به چهار فرسنگ دورترست در شمالی شهر موضوع ~~_ و اما بومجکث" به چهار قرسنگی طواویس4 است از طرف شمال و درمیان ~~آن راه نیم فرسنگ است ~~- و میان کرمینیه2 و خدیمنکن8 یک فرسنگ به نزدیک صغد ~~و میان خدیمنکن و زاه سمرقند راه قدری تشیب و زیرست از دست چب ~~کسی که به سمرقند می رود ~~- و مذیا مجکث از پس وادی الصغد مبنی و مؤسس است، و خدیمنکن0 ~~محاذی و مقابل کرمینیه10 است به قدر یک فرسنگ از پس وادی الصغد ~~- و خرغانکث7 نزدیک مذیامجکث است : ~~امامسافات ms379 سعرقند وصفد ~~1586] ~~- اول از سمرقند نا ابارکث12 چهار فرسنگ ~~و از آنجا تا ورغسر12 چهار فرسنگ ~~- و از آنجا تا بنجیکث14 پنج فرسنگ ~~- و از سمرقند تا بنجیکث14 نه فرسنگ ~~- و از سمرقند تا وذار15 دو فرسنگ ~~- واز آنجا تا کبودنجکث16 دو فرسنگ ~~- و از سمرقند تا اشتیخن17 هفت فرسنگ بر شمالی سمرقند ~~- و از اشتیخن 17 تاکشانیه18 از جانب غربی اشتیخن17 پنج فرسنگ است ~~- و از اشتیخن17 تا زرمان19سه فرسنگ ~~- و از کشانیه20 تا ربنجن21 دو فرسنگ ~~واههاای] میان کش ونسف وشهرآن ~~- اول از کش تا نسف سه منزل است از طرف مغرب PageV00P432 ~~============================================================ ~~75 ~~ماوراءالنهر ~~- و ازکش1 [تا] صغانیان2 شش منزل ~~- و از کش1 تا نوفد قریش، پنج منزل بر راه نسف ~~- و از کش1 تا سونج" دو منزل ، و اسکیفغن5 بربک فرسنگی سونجا مبنی ~~است، وسونج، به شهر نسف نزدیکتر از اسکیفغن است ~~- و از نسف تاکسبه" چهار فرسنگ است بر راه بخارا اربرارین (2) که ~~گفته شد ~~- و مسافت میانه نسف تا بزده شش فرسنگ است : ~~امامسافت شهر اشروسنه ~~- اول از خرقانه11 تا دیزک12 پنج فرسنگ ~~- و از خرفانه11 تا زامین 13 نه فرسنگ ~~- و از زامین12 تا ساباط سه فرسنگ ~~-و از زامین12تا کرکث بر راه خاوس14 سیزده فرسنگ است از دست چپ ~~کسی که به فرغانه میرود ~~- و میانه شهر اشروسته15 و ساباط سه فرسنگ است ~~و میان نوجکث16 و خرقانه 17 دو فرسنگ ~~- و ارسیانیکت14 از طرف جنوب خرقانه14 است برحد فرغانه از طرف ~~شرقی شهر اشروسنه2 هفت21 فرسنگی آن ~~و ففکث22 به مقدار سه فرسنگت از شهر و راه خجنده23 و دو سر مبنی است ~~- و از فغکث 23 تا غزق25 دو فرسنگ ~~- و از غزق25 نا خجنده26 شش فرسنگ . # مسافات از شهرشاش و ایلاق و اسپیجاب و آنچه برآن متصل است ~~وآنچه از لواحق وتوابع ونواحی ومضاف آن است ~~- اول بناکث27 بر کناره‌ رود شاش28 موضوع اصت ~~(1599]- و از آنجا / تا خرشکث20 یک ms380 فرسنگ ~~- و از خرشکث20 تا خدینکث30 بک فرسنگ PageV00P433 ~~============================================================ ~~ممالله ومسالک ~~7 ~~و از آنجا تا استورکث سه فرسنگ ~~- و از آنجا تا دنفغانکث 1 دو فرسنگ ~~- و از آنجا تا زالییکث2 یک فرسنگ ~~- و از آنجا تا بنکث2 دو فرسنگی. # - و این تمامت که گفته شد نامهای شهرهای این دیاراند که بر یک خط ~~مسنقیم راه بناکث" به بنکثه موضوع و مبتیاند: ~~- و اما شهرها که بر راه تونکت4 است . [تونکت] شهر بزرگ و قصبه ~~ایلاق است ~~- و اول از تونکت" نا نوفکت8 یک فرسنگت ~~- و از آنجا تا بالایان1 دو فرسنگ ~~- و از آنجا تا [بانجخاش دو فرسنگن ~~- و از آنجا تا سکاکت یکث فرسنگ ~~- و از آنجا تا] نوکث10 یک فرسنگ. # - واما آنچه میان رود ترک و رود ایلاق است ازطرف مشرق از راه ایلاق ~~در یکن منزلی آن راه به قدر دو فرسنگ چیفوکث11 است ~~- و به دو فرسنگی آن شهر فرنکث 12 است ~~- و بغونکث 12 به نزدیکی آن است به قدر یک فرسنگ ~~- و اتوذکت14 نزدیکی آن است به قدر دو فرسنگ ~~- [وکداک] ~~- و غدرانک18 ~~- وکبرنه16 ~~و غزک17 ~~و وردوکگ10 PageV00P434 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~377 ~~و جبوزن1 ~~تمامت نزدیک یکدیگرند و مسافت میانه هریکن یک روزست : ~~و اما شهرها که در میان رود ترکت و رود ایلاق است از جانب غربی راه ~~ایلاق: ~~- اول اشبینفو است ~~- وکلشجک، ~~- و اردلانکث" ~~- و بسکت6 ~~- و سامسیرک4 ~~وخمرک ~~-وفناج. # - و هریک ازینها به مقدار یک منزل از یکدیگر دور و مؤسس اند ~~- و اما میان بناکث4 و نوکث 10 و رود شاش11 و رود ایلاق شهرهای چند ~~هست مثل: ~~- تحتاح (4)12 ~~و غرجند14 ~~-و خاش14 ~~ودخکة15 ~~- و تکث16 ~~- و کوه سیم به مقدار دو روز از آمل (2) دورترست .17 ~~و اما میان رود ایلاق و رود شاش از غربی نوکث 10 شهری هست که آن را ~~اربیلخ10 می خوانند. # و دیگری هست که آن را نموذلغ20 می گویند، و ایشان هردو به ms381 مقدار پنج ~~فرسنگ از یکدیگر دورند: PageV00P435 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~و جینانجکث1 بر راه [وینگرد به] بنکث2 موضوع است و از آنجا تا رود ~~شاش دو فرسنگ می باشد. # - و نجاکث2 در وادی شاش موضوع است و درآنجا رود ترک باه این رود ~~11596 ~~به هم جمع میشودا ~~- و از آنجا تا بناکت6 سه فرسنگ است . # - و کنگراک2 بر کناره رود ترک به نزدیک خدینکت" بریک فرسنگی آن ~~موضوع است. # - و اما آنچه میان رود ترک و دیوارشاش که از پس آن قلاص است شهر ~~خاتونکث موضوع است بهقدر دو فرسنگ از شهر دورتر ~~- برکوش0ابرسه فرسنگی خاتونکت11 است برنشانه12 و محاذی آن ~~- و از آنجا تا خرکانکت12 چهار فرسنگ برنشان12طرف مشرق ~~- و از بنکث11 تا اسپیجاب [چهار منزل ~~- و از اسپیجاب] نا اسبانیکت16 دو منزل ~~- و از اسبانیکت12 تا کدر18 قصبه پاراب11 دو منزل سبک ~~- و از کدر18 تا شاوغر20 یک منزل ~~- و از شاوغره2 تا صبران یک منزل سبک ~~و وسیج بر کناره آن رود است از طرف غربی آن زبرتر از کدر به دو ~~فرسگ ~~_ و پاراب22 از طرف شرقی رودخانه است ~~- و میان کدر23 و رود نیم فرسنگ مسافت است ~~_ و راه از اخسیکت24 تا شکت15 نه فرسنگ است و آن اول میان رودان است ~~- و از اخسیکت28 تا سلات26 آخر میان رودان مقدار پنج منزل است ~~- و از اخسیکت24 تا کاسان27 از طرف شمالی آن پنج فرسنگ ~~- و از کاسان28 تا اردلانکث29 یک منزل PageV00P436 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~379 ~~- و از کاسان28 تا نجم1 در نشان2 شمال یکن روزست ~~- و از اخسیکت3 تاکروان هفت فرسنگ ~~- و از اخسیکت2 نا وانکت" هفت5 فرسنگ ، وحد آن به ایلاق متصل ~~می شود و آن میان مغرب و شمال است از دیار اخسیکت. # - و کروان میان آن و کاسان4 مبنی و مؤمس است ~~- و از اخسیکت3 تاکروان نه فرسنگ ~~- و پاراب2 و اخسیکت3 بر کناره رود شاش موضوع و مؤسساند ~~- و کند ms382 میان آن و رود مبنی است، به قدر یک فرسنگ است دورتر از آن ~~و همچتین بین وانکت و وادی زیادت از یک فرسنگ است ~~- [و بین خواکند و وادی پنج فرسنگ] ~~- و از قبا تا رشتان6 که میان او و میان رود شاش است تمامت یکن منزل ~~بیش نیست: ~~- و از قبا نا اشتیقان10 سه فرسنگ ~~- و از اشتیقان11 تا وادی نه فرسنگ و آن بر راه قبا است چون به اخسیکت2 ~~روند: ~~- و از سوج12 تا بامکاخش13 پنج منزل ~~[و از بامکاخش تا طماخس به فدر یک میل ~~- و از بامکاخش تا سوج پنج فرسنگ] ~~- و از سوج12 تا اوال ده فرسنگ بر راه اوجنه15 ~~- و از قبا تا شهر نقاد14 از طرف مشرق هفت [فرسنگ) ، وحدود ایشان ~~هردو بریکدیگر متصل و ملاصق است ~~(1609] و از اوش12 تا مدوا18 دو فرسنگ است) ~~- و از وانکت19 تا خیلام20 سه فرسنگ ~~- و ازخیلام 20 تا سلات21 نه فرسنگ ، ودر سلات22 و بیسکند23 منبر ~~نمیباشد، اما ایشان دوثغراند از ثغور این دیار، ازین جهت یادکرده شدند ~~* PageV00P437 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~380 ~~و الله اعلم بالصواب والیه المرجع و المآب وصلی الله علی محمد وآله ~~الطاهرین وسلم تسلیما کثبرا ~~تمت بحمدالله وحسن توفیقه فی تاریخ ذی قعدة سنة ست وتسعین وستمائة ~~الهلالیة ~~تهت العقابلة والتصحیح بقدر الوسع والطاقة واسال الله ~~تعالی ان یعطی لصاحبه (غایة امله ونهایة سوله انه ولی الاجابة ~~وجدیر به قادرعلیه ورحم اللها لعن نظرفیه وقراینه دعالصاحبه ~~ولآمره ومحواله]* دعا حسنا صدقا و یعفوو یفعض اعن زلاقه ~~فان اکثر احواله اخباری و هو غیر معتعد علیه او نظری وهو ~~ایضا لایستحق ا ان یقول علیه فان فی زهان قلیل ینقلب تقلبا ~~کثیرا فربهاکان من البلدان و المواضع افی الزمان مععورا ~~وفی العاضی مغمورا وبالعکس والعذرفیه واضح ومع هدا ایجلو ~~الهموم بقراءته ویتفرج البلاد وهو قاعد ولایخفی فی العقول ~~هذه [ الفائدة] *ا والعهدة علی الراوی والحدر علی الرأی ~~کاتب هذه الاسطرفی تاریخ ms383 العدکور اضعف عبادالله واعجز ~~خطقالله محمد بن اسعد بن عبدالله الععروف بالحنطی (2) ~~وهومحوله غفرالله .900 لجمیع العسلمین والهسلمات. # وب اختم بالخیر: ~~روز یازدهم دسامبر 1985 در تالار کتابخانه بودلیان رونویسی ~~ابن کتاب پایان گرفت. # ایرج افشار ~~احتمالی است از دوست دانشمندم دکتر عباس زریاب خویی، باسپاس از او. PageV00P438 # ============================================================ ~~EMPTY PAGE? PageV00P439 ~~============================================================ ~~EMPTY PAGE? PageV00P440 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~244 ~~واشی مربوط بعصفحات *379-30 ~~ش ~~* هون درهمه موارد ماوراء النهر آمده است ازین پس تسخه بدل نقل نعی شودا ~~9-قاین و راسب ا 2- کوه (2) مترجم یختل* را وجبل خوانفه است ~~3 غرنه ا* عرلحه 7 هطوان اع( دایره)7 7_ باراب ~~(عربی . فاراب) 7 4- سکدیگرا 9- عربی: صغد سمرقند همه جا صغد سغد) ~~را به مص آورده و چون در رسم الخط آن روز گار مرسوم بوده است دست زده نشد ~~خرلحنة19-فرعانه 141- طرارا 14-حرباب141_ وحشاب ~~15- درمال ~~ق ~~1- این عبارت را درصقة بیش هم أورده استا2- غرنه * خرلعنه ~~2_ به همین شبط دال ا4( سغدم ا4- اغروسها ~~رقق ا خرخیر 7_صعابان 41- واسحردا ~~ف ~~-صدا 2- عربی : منزلا ~~41 ~~عاره ا2 به همین غبط (موی) ا3- عراها ع وا ~~ف1 ~~9-( سلحشوری)21_ اسحاب ا3خرلضة 41 (سفد) ~~حل ا 6برک1 7_ سروقتها 8_ احمد بن نصرا 9_ساسا ~~1 ~~1-فراعه1 2- آل ابی الساج (عربی)! 3 امروستها 4 احثبدا ~~5- ازکبفی ا6 صعدا7-حداببه ~~41 ~~9_کذا؟ مستبعدا 2_ عربی : عبداللها 4_ بجای رحمه الله واحمده داردا ~~- اعادةا ~~215 ~~( سغد ا * ابله ~~-1- فهدرا 2- اعوحاح ~~ورا 6_ از "الاکه تا ونیست مکررست در نسخها 7- فهندرا ~~1- (سغد)! 2_ت1 3_ دوا 4_ فهندرا 9_ اسروسنها PageV00P441 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~284 ~~- احروسنه ا2_ باذیزا3 ساساع کس ا 5- صعایسانا ~~ل 7_ فراربان 4- احسسک91_ بارباتا90_ اسحاب ~~19- الاق 12_شاس 13- اند 14-وحشاب1 19-حرباب ~~1_ متن چنانکه هست نقل شد. چون مترجم مقداری باقصرفات ترجمه کرده متن عربی ~~دیده شود (ازشش سطر پیش تا اینجا)ا 17_ برا! 18_ صند ~~1و ~~رباب 2وحانا3. حتل!4. وحضا5_ باحس1 * هلیک ~~رمان ا 4مارع ا9ابدبخا10- وحساب111- ارهرا ~~12-صابان1 13_فوادیانا 14-حل (ظاهرا مترجم "جبل" را ختل ، ~~خوانده و اسم خاص ms384 پنداشته است ورنه به کوه ترجمه کرده بود . در موارد دیگر بالعکس ~~گاه مختلء را مجبل خوانده و به کوه برگردانیده.ا 15- دیار (2) کوه. در عربی ~~الوخف (وخش) و در تسخه بدلش وختل" است. معلوم میشود دز نسخه عربی در دست ~~مترجم وختل بودهکه جبل خوانده وبه وکوهه ترجمه کردهاستا ع1. دیار به جای ~~دریاکه در عربی بحیره آمده است. این مورد شاید سهوالقلم کاتب است . # 49 ~~1-همه موارد (گاهی : حل) / 2- روذیاز (ظاعرا سهوالقلم کاتب است) ~~ر ا ع وحس ا ک عرنات ا وحشابا 7_ هلیکن ~~8- لی 9_فارعنا10_ کامح1 11_ اندراراحا 12_ کن ~~اعربی : رستاق بنک)/ 13- لامن 14-هلک1 19- سفسه (متن ~~عربی دیده شود به مناسبت اختلاف) متن ا 16- وحان 1 17- بوحان ~~سل وشهرها2_ وحان ا3.ا4 وحس ا6سوامخردا ~~قوادمان ا 7- صعابان ا4_ فهندراا صرمرا 10- عربی : ~~اشم جردا 19-عوادبانا 12- بودن ا 14_ اسرد1 14- سومانا ~~15- چتین است متن، عربی : قلعه (ازسهوهای مترجم که ظاهرا قلعه را بلد خواندهاست) ~~421 ~~1- احسکا 2 قرسا3_ واالنهر41 غزنها 5- جرحانته ~~عرنه PageV00P442 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~349 ~~1- درعان 2_ هواراست3_ حرها 4- نوروان (همان نامی ~~است که بعداز دونام دیگرآورده وسهوقلم کاتب است بجای خشمیثن)! 8_ اردحسیس ~~6_ سافرون! 7_ بوروان! *_کردان و حواس (دخویه آن را یک نام دانسته است) ز ~~0دبه براکین ا 11-مدمننه1 12- مردادوانا ~~9- کردن ~~13_ این دو نام راکه مقلوط است دخویه درمتن ندارد. اما درحاشیه به فکلهای مختاف ~~فقلکردهاست. ظاهرأ وحاس" باید خاش، خواش باشد/ 14- بالخوارزمیة (به خوارزمی) ~~15-فهندرا 16 حرورود ~~1- طاهرته ا 2_ عاراتحةا * عارانجه ا* حو(2) ~~کتیا کوثها 7_ هرارست (عربی : هزار اسب) 1 8_حه (باتوجه ~~به اینکه درصفحه 324 س18 درنسخه "حبب است شایده کیت" درست باشدا 9 کراح ~~10- کردارحراس ا19-حوه ~~1- کردواس وحراس 2. حوه ا مدرون آ 4 مدری ~~وه ا6 ودال 7- اندریان ا 4-جرحانه1 9- لکزا ~~10- موضوع (غلط، کاتب بالای سر آن علامتی برای اصلاح زده ولی به آن برنگشته است) ~~امکرر ح (ممکن است جیت باشد که درین صورت گیت باید خواند 12_ ms385 مدمنه ~~12- کردن 14_ مدمشه! 14_مدمنیها15_ مردارخوارا* کستی ~~44 ~~- حلان ا2_ حلحان ا 3_ غرنها4. براکنا9_ جرحانتها ~~رنوفه ا 7- ساس ا4 جعراعر ~~فه ~~1- کذا، آن را در معنی شیاهت آورده!1 2_ عربها 2- بومحکت ~~ف م ~~فهندری ا2. فهندرا2. (سفدم ا * سکیدا9 قرس ~~م حاس ا 7_ بورا 4. حعدها9_زیکسانا10- راستا ~~11-دبو PageV00P443 ~~============================================================ ~~هحالک ومسالک ~~44 ~~ف ~~1-در احسن التقاسیم : مردکشان1 2- معاسکونا 3- معاشکون ~~حداسوون ا عح ا حدیدن 7-ماح ا 4_ رحبه ~~9_هاشم کتانیا10_مارحان! 11_ الشریفه (در ترجمه دیگر بازارک) ~~12-دروارحه 1 14-معان! 14_فهندزا15_ یعن دره1 14-زدع ~~4_ ساریکان ا4 اعد ~~1- عربی ابی ابراهیم! 2- بوکنده ~~وکندها6 الفرارسا 7- یکان ~~8- بعروعسع (عربی : جوغشج) ~~یوکنده 10- کدا 11- حصم ~~12- بنوکنده ! 13_ بوکنده ~~ق ~~1-سگدا 2_ کشه! 3_ ماربرع ~~6- اح91- فهندر * آب ~~حلال دیره ا 7حمدوته ا 4_ فارفس ~~9 فهندر 10- رعان کنده ~~19_ورعا 12_ دروارحبه 13-سسد ماحه (عربی : سیید ماشه) ~~14-عربی : الذرا 15_ وفر (عربی : فرغیدد) / 16- دوسخرد (عربی: فرغیدد ~~وخرا 17_ طواو ا 18_ بورف: ~~حرعانه ررا 2بومه ا امارحضرا 4_ کاحسوانا ~~5- ابدندان وکندیانا سامحن وا 7- فراور ربرا 4- فراوان بالا ~~ردا10- کنه: 11-ورین ا12- (سفد) ا 13- طواوس ~~14-رعان روز 15- عرع ~~رع 2. بوکندها3. مرانه 4. قرابه ا ف نرحسه ~~(عربی: فرخشه) 6 رامته : 7- ادوان 41- بابه9- فراوی العلیا ~~10_ ربوقانا 11_ ربوقان! 12_ وادی (2): 13_ سکان ! 14_ ورکر ~~15- بوکنده ~~ق ~~1- رقاع الامیرا2_ (سغد)1 3_ بذرا 4-درین مورد مصرحا ~~بدون الف ولام "ذره است (عربی : ندارد) ا 5- طواویس ا * فهندری PageV00P444 ~~============================================================ ~~ماوراء النهر ~~47 ~~ش ~~ک ا 2. تم 3_ امروسه ن 4- براحته سلحی وطار ~~اف سح ا 7_ لیان ا - عرحرا9طواویس ~~ک ا 19-رندیه ا12-مکان131-حاره 14- کد ~~25 ~~رن 2 کرمتیه ا 3 حدیمکرا * حرعایکب ~~مکت ا طواونس 7_ فهدری ا4- قهندری او کرمنه ~~رعامکب ا 11-مدامک ل 14- کرمسه 13- کد ~~14-فرین ~~-فطرنفته (شاید . قطریفیه ؟) ا 2- المة 3- محدبه ~~4- فعندرا 9- منحل ا 6یک کلمه ناخوانا : سی (2) ~~1- اطاعت !2_ ساس ا4. چنین است، ظلم؟ ا* ححاره ~~کدا معکان 7_ زیدیه ا 8_ بومکتا 9- عربی: غلوةا ~~10_حدیکت 111_ درچتد مطر اخیر تلخیص و تخلیط شده. ms386 متن عربی دینه شود ~~12-حدکت ا 13- کرمانه ا 14-کرمسنه1 19- دیوسه ~~16- رمحنا 17- کساینه 181_ اسحنا19 کس ~~444 ~~فهندرا 2_ کس1 3- مسنا (مسناة به معنی بندأب است) 4 در ~~5- نقطه ندارد. درعربی نیست ! 6_ متن عربی ندارد ودرحاشیه آن "اسفرانه آمده است ~~1 افیها 2ورسنا3_ مک41- رنوردا9 فرجدا ~~عداودا 7فهندرا8 عداودا9_ اسکه101_ افسلسه ~~19ورسن 12_دیود 14_فرجندا 14-بعا1 19- بدرک ~~14_ بسابعه ~~1- اسلا2_ کذا "می کتده به جای ومی کننده 3_ داریا- تم ~~کت ا و ورعس PageV00P445 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~88 ~~ف ~~9 ودعن ا. غریان 3. ربوسا ا. بادمس! فا. تشمر ~~مطلب مربوط به رودهای برش و بارمش را درهم کرده ونام بارمش را نیاورده است ~~شرا 4 بارس ا 9دمشمرا 10-روعنا 19- فرعم ~~12-مرعس1 14-مابرع ودرع141_ سروفرق191- الدرعم ~~16-عوقان ~~ه ~~- اس ا2- ساواتب ل 4 بون ماعن أ 6- لود ماجن ~~5_ سحن! 6_ بورماحن 7_ کذاه تقیه (2). عربی درمتن ندارد. حاشیه:قی ~~4 ارحن ا9کرمنه ا10_ اوین 11-دیوسله / 12-کرمنه ~~13 کنتحث 1 14- کنتحب ~~ه ~~مرربان ا2_ دودی3 کساسها 2_ ورعش ا9 فهتدرا ~~ررعمش ~~ردا4 عا 9اسروسة107_ بحاکت ~~19- کث ~~1- ورعش ~~ورع3_ سادوانا4 مرعسا9_داتمرع ~~بو قغرا ~~7 ماتمع4ربودا9اجسد10- احسدیه ~~19-بوفعر 12-وعمرا 13_ فاسرع1 14_ ماتمرع191-درعم ~~1_ انع1 17_ سکت141_ماسرع19_ یونغر1 20_ سادوان ~~5 ~~1_ور کودا 2.ها3. فارکتا4 قورتمدا 9_ اسروسها ~~نارکبا 7- بررماحنا2_ بارک 91- عریانا ~~1- کیروتلب ا 2_ کنویحکت! 3_دان ا 4- ودانا ~~کس1_ ساعیه1 7_ مرردانا 8_ جای یکی دوکلمه بیاض است ~~9- درهتن عربی نیست، درحاشهه آن "بعماره با علامت سؤال آورده شده10_ افس ~~19- اسروسه 14_ امسض PageV00P446 ~~============================================================ ~~289 ~~ماوراهالنهر ~~1- اسن ا2 فهندراج. عحف بن عسسهاهکسانیه ویاکیانیه ~~اسرا عربی : نداردا 7- ساعرا اوران اودیوسها ~~ر19-دبوسها12-دبوسه 14- کسانه141-فعندر ~~* ازینجا تامطلب مربوط به نسف درصفحة * ** درمتن عربی نیست و درحاشیه أمدهاست ~~1- برکمان 2- عربی: قصاران / 3- سام (عربی. داسام، این حوقل بسیام ~~* کشک ا 9.حماحرودا و ابران رودا 7 بوقدا 4. قرس ~~10- اسکنفعر ~~9- سولع ~~1-مایکن 2- بورماجر (عربی : بلایدرین) 3- ارعان ! 4 جاورحران ~~رودا ک حران بسکرده! 7_ درین مورد تشکرده بانقطه است 4_ ساعرع ~~هددا10_ بحارته ا 11-کسا 16- عرسا ~~450 ~~* نام آبادیهای ms387 برده وکیشه در متن عربی نیامفه است ~~1_ اسروستها2_ شاسا 3 کس41 صماسان! 9_ سومان ~~_ واسجرد1 7- راستا 8_ سوسحکت (عربی: ندارد)ا9_ سامکنت ~~10- عرقا 11_معکت 12_ رامینا 13_ دیرکا 14_ بوحکت ~~15-حراته6- اسروستها 17- بوتک ~~ه251: ~~1- فهندرا 2-رامینا 3 مرسمدها4 یوحکت91- کهلنار ~~6_ نامهای رودها در متن عربی تیست و در حاشیه‌ آن آمده استا 7- سارس ~~8 بوحسا 9_ رساحس10_ سکنجرا 11- رونحنا 12- سکجر 14-امن ~~25 ~~سسدها 2- اسروسنه! 3 غرنه1 * دیرک1 9- یکان. (عربی ~~قسمتی را در متن ندارد و در حاشیه آمده است)! 6_ حدیس، (عربی درمتن ندارد ~~و در حاشیه آورده شده است)! 7_ افس ! 8- مرسمدها 9_ خرفانه ~~1- زامن 11- شاس 141- رامن ا14-حاوس141-حجنده PageV00P447 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~9 ~~ه 45 ~~1-بساعر1 6-مسحا (تصیح طبق ابن حوقل)! 4-س عر4- فربابعام ~~کن ا 7- اسکت ا 4-ضا9- م ~~8- مه ~~19-یتم1 12-حی (ابن حوقل : جن) ~~-90 ~~454 ~~ر عن ا ا مک ر ج مال صعاسان ~~1-بتم ~~4 ی ا ومشکنا10- فسه ~~فرعانه ~~12_ ابی الساح 14_ حکاکث/ 14-مورک/15- سنده ~~19- افسن ~~-ساس ا 17- اسحاب 1 18-علاص (عربی : تعرف بالقلاص) ~~19-متصل (2)201_ و سکر ~~:458 ~~کت ا 2- ربععاکت ا 3- حایحکبا 4_ بناکت ~~وسکاسورا 7_ ادرلایکت81حدیدکت91- ککواک ~~ک11_غرحیلا 12_ عرک! 13_ ابررکت 14_ تحاح ~~1 حور ا 16حبریه 17_ یحدرایکا 18- بوحکت ~~45 ~~1- این جانامهای غزک و انوذکت آمده که قبلا نقل شده ~~2- بعتک ~~3_ فریکتا 4_ کنداکا 9_ یکالک! ع حنعوکت (عربی: ندارد) ~~7- ساس4_ بوبلتا9_ بابحاس!10- رک11-یالان ~~12_ اح 13_ بورلعا 14_ یکا18_عمرک1 16_سکت ~~17- کهشم181_ دحکث ~~فه 45 ~~اس ا2_ حرکاکتا 3 تنکتا4 کسا 5_ عدید ~~6_ عربی و فارسی؛ حمدینا 7- عربی؛ حدید (به جای جدید که نو ترجمه شده) ~~8- عربی: باب الامیرا 9_ فرحانا 10_ سورکند (فارسی دیگر : سورکده) ~~11- کومایعا 12_ عربی: سکة1 13- راشدبحاق) 14- حامان ~~15- عربی، قصرالدفقان 16-قوعکب 17_ حاسک 18- سکندیحاب! # 19- عربی ونارسی دیگر. باب الحدید. - مترجم وچدیده دانسته و "نو" ترجمه کرده. # 20- ناکردیحان (عربی : کردکار؟- در ابن حوقل مثل متن است) PageV00P448 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~99 ~~45 ~~1_ ددنعر ا 2 فهندرا 3. حبدا 4- سانلع (تعبیح از روی ~~یاقوت 01 247)! 9_ ms388 شاس ! 6_ بیش ازآن رود دیگری را نام نبردها 7_ برکه ~~ک دعلرا10-حلکیه111-یزکا 14- بویکث ~~45 ~~فهندر 2. شاسا2. نکا4. بوکتا 9 بورکت ~~7_ اسحاب ا4_مارتوحکت ا9فرحانا10- نراکدابه ~~19-تحارا ~~دکتا2 ساکتا هطرارا4 طلعا5 شلیا ~~ساوعرا 7_ صران ا 4. وسح ا 9_کورا10_ باردابا ~~19-میدان1 12- عرنه/ 13- للتحاراب (2) . مترجم کلمة التجارات" ~~مربوط به عبارات قبل را نام شهر تصور کرده و درینچا آورده استا 14_ بارات ~~(عربی: فاراب) ا19-ساس1-سکند 17_ غرنه ا 14- خرلعه ~~اعربی، خزلجیه) 191- عربی خرکاهات20-خرلخه ~~ه اع: ~~ا2 نده ا جسد ک(ة)4 قهندرا9- اسروسه ~~اش ا 7_ اورکندا 4خوشاب 9_ اوس ا10_ جدعلی ~~19- احسکت 12-ححه1 13-ماکتا 14 سکندا 15_ باراب ~~صران ا17_ غرنه ا*1عرنه او1 حدیثه ~~ف ~~1_عرنها 2_ غرنها 3حندقی (؟)] . احسک ا 8_ ساس ا ع فهندرا ~~7- شاسا8- (کذا)91_مردفشها0_ فارسی دیگر. آدینه 11_ مفص ~~12- احسک ~~فه ~~1_فهندرا 2. احسکبا 4_ اوس1 4_ در عربی وفازسی دیگرمه ~~دروازه است و چون مترچم آن را چهار دانسته ناچار "ابواب الحدینة محصنه" را طوری ~~ترجمه کرده است که نام چهارم باشدا 5. حل! 6. فارسی دیگر: آب ~~7- مکدها 2_ اورکندا9_داراتردا10_اوس19- عرنه ~~92- سبا PageV00P449 ~~============================================================ ~~ممالک ومالک ~~9 ~~ف ~~2 اسبرا 3- بوادوسان ا عحان ا 6_ خدعل ~~داور ا * ودا * اس ا وا ا 10 حجنده ~~19_ یساالعلی ! 12_ امکب! 14_ سوح (فارسی دیگر سوخ، تصحیع براساس ~~14- رمان ا 19-واکندا 16- 17-سا ~~20 اسعانا ~~14-مرغان ا 19- رندواما ~~21- بریک ~~22-عربی : اندکان ~~1_ اسرها 2_ طماحسا 3_ تامکاحسا 4_ سرح (فارسی دیکر: ~~وج، تصحیح براساس معجم البلدان)ا9_ اول61 بوادحامها 7_ اوس ~~- ات91_ ارکفا10_قاشان1 12_ ولارکتا 12- حلام ~~13- اب الحر 14_کودانا 19_ اسلکند1 19_ سلاب! 17- اورکند ~~1-عفده ~~1_ اورکندا2_ بعارا 3 احکتا 4_ بسوحا 5_ یساا ~~اسیره7_ باسره ا4-اسیرها9طرخونا10_ الکولکان (عربی) ~~19- اساب ا 12- مفهوم مناسبی تداردا 14-یتم 14-فرین ~~19- تتکدا 16_ بکدا 17_ باراا18_طواوسا19_ دبوسه ~~2- ارنسح (عربی : ربنجن) ~~1دموسه ~~3- ررمان: ~~4 ابارلب (عربی : بارکت) ا 5_ مورنعها 6_ رامینا 7_ اورکند ~~ساوکت ا9حندها10_ کدا 11_ بسوحا 12- رسان ~~13_دیروامسا14_ما 15_ اوسا 16_ اورکندا 17_ فرین ~~14- احک ا19- حوامد ~~1_ احکت ! 2_ فرینا 3_ ms389 اورکندا * میان دوستاره درنسخه مکررنوشته ~~شده است ا4_ ابارکتا 9_ بطران دره ا ساس1 7- فرغانه ~~8_ برکا9 ق حسنا 10_ سق حس ا 11_ و قکردا 12- کب ~~12- بابعلا141_نقرب 19-عرکردا1_اسیحاتب 17_ مفحک ~~18_ طرارا 19_ عربی: دوا 20_یناکت 1 21_ براک ا 22- رامین ~~23- حاوس PageV00P450 ~~============================================================ ~~293 ~~ماوراءالنهر ~~ع ~~1ساکت ا2_ سورکت ا 3_ فراحون ا 4- و از بخارا ~~میارکانا6 مای سرعا7_ تسوحا 4_ دادکناو کدل ~~10- داریک / 19-عاشم عدود (وجردرا معدوده خوانن) 1 12_ ساجرد ~~13-کا 14- کبدل ~~خون چون ا 2. فره ا 3_ خوار زیرا 4- فرین ~~و ا اساس ا7_سعابه7_ طاهرته اوحکث بد ~~10- این متزل را پس از بعدی نوشته بود، اما مطابق عربی شدا 11- ررعا ~~12- سدون ~~- اشروسه 21_حرفاته 41-رامین41_ صعاسان ( 9-حرباب ~~- دومنزل (براساس عربی اصلاح شد) / 7- میل1 4- فطره العوالی ~~وحساب 101_ الوکند1 11_ کستیا 12_ ابوکنده1 14- وحش ~~14_ ارعرا 15_ملیکا 16_ملیکا 17- ملا18_ کاوسع ~~19- عملیات / 20_ الحجرء 21_ مکه! 22- منکه! 23_ ابدبحاراع ~~29- نل 1 25_ تارعی26_توقان/ 27- ملکه ~~ف ~~2- حرمهان (اگر چرمنقان خوانده شود درست است ~~1-وحس ~~3- جرمقان (ایضا)! 4_ دارربحی ! 5_ دار رنحیا 6_ واسجرد (میتواند ~~درست باشد)! 7_ سومان 8_ اقدیان ! 9_ درند! 10_ حاوکان ~~11_ داسا 12_ بورابا 13_ ریکدست] 14_ باراب ~~18-باراب (درعری : ماباب 4)1 16-فوادیان/ 17-عربی : الحجارها ~~1حلا 2_ حوها 3_ حاها 6_ عربی : مدینه! 5- کردان ~~موه 7 سافرون 8- درحاسا 9- دردن ~~10- براکین 11_ مدمینیه 12_ مدمها 13_ مرداحمان ~~14- ومک 191- کد PageV00P451 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~394 ~~1- ومکت ا2_ حاره ا3_ کدا4 معکان ( 9- یومحلب ~~واوسا 7_ ارمنیه ا بحدیکن اومدبامحک10- ارمنه ~~11_دعایکا 12_ یارکستا 13_ ورغن 14_ حکت!15_ ودان ~~1- کنودتحت ا 17 اس ا 14- کساسه ا 19- درمان ~~20- کسانیه 21_ ارتحر ~~:425 ~~کسا2_ صعابانا 3. بوقد قربش] 4. سونحا 5_ از ~~کفنا6_ اسکمفنا 7_ کسه1 8_ کذا2 عربی: خلی طریق لتجاری ~~اسفل من الطریق . بنابرین شاید کلمه ناشناخته *زیر ازین، یا وزیر از راه" پاشد ~~9 برده10_ اسروشنه 11_حرفانه1 12_ دارک1 14- رامین ~~1-حوس 18-اسروسنه ا 16- نوحکت 17- فرغانه ~~14_ قارستا (تحریف.وارسیا وواو یه الف جسبیله) 19_ حراونه 20_ ms390 اسروسنه ~~21- عربی: نه 22_ فعکت 24- ححده 1 24- تعکت1 25- عرق ~~2_ ححنده 27_ تاک 241_ ساش991سرسک301_ حدکب ~~ف ~~1-رنفعایکت 2- دالسک1 3_ ننکب 1 4_ ساک91- بنلت ~~که برراه سکت و توکت استا 7- نکتا 4- بوسکتا 9_ بالان ~~10_ نوکا11_حموکت 12_ قرکت 13_ بعرنک ( 14_ انردک ~~15- عداودکا 16- کفریه 17-عوک 18_ دروک ~~ش ~~حبودت ا2_ مسعوا 3_ کاحسکا 4 اردلانک ~~کت سامسک 7_ حمرکا4_ بحاحا9_ سالت ~~10-وک 11- ساسی 12_ ظاهر أهمان غناج بیشین است وبهسهوالقلم ~~درینجا مکرر نوشته شده (عربی : ندارد) ا 14- عرحد ~~14-حاس ~~15_ مکا 16_ بنکبا 17- عربی : " وکوه سیم فی مقدار یومین فی اقل ~~من یوم ا 18_ بوکت 19_ رع ا 20_ سمودلع PageV00P452 ~~============================================================ ~~ماوراءالنهر ~~395 ~~حنایکت ا2_ تک ا 4 ساس ا نحالب8_ تا ~~اک ا 7_ کبراکا8_ حدنکا9حابونکا10- برکوس ~~19- حابورک ا 12-نسانها 13-حومانک1 14- بسان ~~15-ک4_ اسایکت 17_ السانکت1 18-کورا1 19_ بارناب ~~20- ساوعر21_ وسع/ 22_ باراب ا 94- کند1 24_ اعسک ~~25-سکت 1 26_ سلاف 1 27_ قاشان1 28_ قاسان291_ اردلانکت ~~ف ~~2_ بشان (سعت) ا 3 احسک ا ع است ~~5- نه (سبع راتس خوانده) اقاشان! 7_ نابا7_ساش 9 روسمتا ~~10- اساف 19_ استنمانا 12_ تسوحا 14_ بامکاحس یاموح ~~1-وح19-اوعها 16تعارا 17-واسا 14-مدو ~~19- ریکت ا20- حنلام21_ سلاب/ 22_ شلاب1 23_ تساکند PageV00P453 ~~============================================================ ~~EMPTY PAGE? PageV00P454 ~~============================================================ ~~فهرست جقرافیائی ~~مراجعه کنندگان به این گونه متون توجه دارند که بعضی از مناطق جفراقیائی ~~به نام قبایل و طوایف و اقوامی شناخته شده است که آنها در آن نواحی ~~میزیستهاند. پس آنها را معمولا در فهرست اقوام و طوایف آوردهایم . # مسالک نشانه است برای ترجمه دیگر ~~الف ~~آباده (دیه عبدالرحمن) . اصطخرفارس 91 ~~آباده . دارابجرد فارس96 ~~آب بنده . کوهکرکس 240 (مسالک : آب بیده) ~~آبسکون. دریای خزر 246،235،228،227،221،216،194 ~~آبشور (رباط). سجستان 263 ~~آبین : فارس 146 ~~آتشکده بارنوا (کاریان) . فارس 104 ~~آتشکده‌ بارین .فارس 110،105 ~~آتشکده برکان . فارس 105 ~~آتشکده‌ جره . فارس 105 ~~آتشکده‌ جفته (زکارون) .فارس 105 ~~آتشکده جنبد کاوس. فارس 105 ~~آتشکده‌ جور (باربن) . فارس 105 ~~آنشکده خره. فارس 105 ~~آتشکده‌ در ساسان ms391 (جنبد کاوس). فارس 105 ~~آتشکده‌ سرشک. هرات 279 ~~آتشکده‌ شبرخشین . فارس 105 PageV00P455 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~94 ~~آتشکده‌ کارنیان . شیراز ~~105 ~~آتشکده‌ کاریان . فارس ~~104 ~~آتشکده کلازن. فارس ~~105 ~~105 ~~آتشکده مسوبان. فارس ~~آتشکده‌ هرمز. شیراز 105 ~~آتشگهان . خراسان 243 ~~آذربایگان (. آذربیجان) ه اذربیجان ~~آرهن. طخارستان 318،289 ~~آزاد مرد ه خان آزاد مرد ~~آزاد وار. نیشابور 299،272 ~~آس - قلعه آس ~~آس (دیه مورد) فارس 117،102 ~~اسک . فارس 145،97،84،83 ~~آسیا ه رود آسیا ~~آمد. روم198 ~~آمل . طبرستان ~~224-220،214 ~~آمل . ماوراءالنهر ~~377،323،319،318،294،297 ،295،249 ~~ابادان. طبرستان ~~223 ~~ابارکث. سمرقند ~~345، 367، 374،368 (مسالک عربی : بارکث) ~~ابان. کرمان120 ~~اباورد (ابیورد) . خراسان 297،269 (بههردوصورت آمده است) ~~ابخاز 196،195،192 ~~ابرجن شهرود ابرچن ~~ابرده حهدروازه‌ ابرده ~~ابرشهر (نیشابور) 270 ~~ابرقوه( ابرقویه). فارس 145،142،124،116،112،111،91 (به هردو ~~صورت آمده است : PageV00P456 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~ابزر قلعه ابزر ~~ابزر. فارس 122،103،95 (اکنون افزر تلفظ می شود) ~~ابغر.سمرقند 345،344 (مسالک عربی : اوغر) ~~ابله .دریای بارس 315،84 ~~ابله. ماوراءالنهره رود ابله ~~ابن عماره ه سیف عمارة ~~ابن عماره ه قلعة ابن عماره ~~ابن کندمان ه قلعة ابن کندمان ~~أبوا. دیارعرب 25 ~~ابوقبیس کوه ابوقبیس ~~ایهر.جبال 222،220،214،205،202،201،143 ~~ابی احمد ه رباط ابی احمد ~~ابیط،دیارعرب51 ~~ابی نعمان قنطرة ابی نعمان ~~ابیورد(. باورد) ه ابیورد ~~اتل هرود اتل ~~اتل. ورای ارس 236،231،230،228،12 (درمتون دیگر اثل هم آمده است) ~~اثالب (کوه-)، دیار عرب 23 ~~ائیناس .روم ~~224 ~~اجغ. گرگان ~~اجفر.دیار عرب ~~147 ~~اجن . اذربیجان ~~احد کوه احد ~~144 ~~احساه. دیار عرب ~~احقاف (ربگ) . دیارعرب 28 PageV00P457 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~احتت ه فصراحنف ~~احوص آباد دروازه‌ احوص آباد ~~احید (2) ه مسجد احید ~~اخسیسکت . ماوراءالنهر 321 ~~اخسیکت . ماوراءالهر 361،317-379 (در متون دیگرگاه اخسیکث ضبط ~~شده است) ~~اشنبه. مغرب 4، 55،47 (عربی : خشنبه) ~~اخشوا(رود) . ماوراءالنهر 318 ~~اخشیدیه :سرقند م3 ~~اخشین ه رود اخشین ~~اخلاط. روم 194،192 ~~امیم مصر 44 ~~اخواش (خواش) 164 ~~ادرسکر. هرات 277، 281 (در اصطخری عربی و ترجمه دیگر وابن حوقل ~~ومقدسی ادرسکرست ولی درحافظ ابرو ادرسکن آمده) ~~اذربیجان (آذبیجان آذربایجان) 5، ع14، 214،210،202،201،198، ~~232،222،214 ~~أذرح. شام ms392 71 ~~اذرعات . دیار عرب15 ~~اذریجان ه رود اذریجان ~~اذکان. فارس 92 ~~اذنه . شام 79،77،44 ~~ارابه. بیابانک 243 ~~اران.ورای ارس ع8ا، 724،22،214،192،195،192،191،190 ~~اربلخ ه اربیلخ ~~اربنن صغد 33،343 ~~اربیلخ (- اربلخ) . ماوراءالنهر 377،356 PageV00P458 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~ارثا.روس 235 ~~ارجان (ارغان) فارس4، 84،م119،114105،104،99،98،8 ~~141،127،124،121-150،148،145(به هر دوگونه درین ترجمه ~~آمده است) ~~ارجدونه . مغرب 55،50 (مسالک عربی وفهرست دخویه : ارشدونه) ~~ارجیش ه دریای ارجیش ~~ارجیش . روم 198،194 (درفهرست دخویه ارزبزهم آمده است) ~~ارخمان . فارس 91 (درفهرست دخویه الارخمان هم آمده است) ~~ارد. فارس 122،107،93 (درفهرست دخویه الارد هم آمده است) ~~اردبیل . اذربیجان 147،ع189،14، 194-195،193،192 ~~اردخشمیثن . خوارزم 372،322 (درمتون دیگر ارثخشمیین هم آمدهاست- ~~فهرست دخوبه) ~~اردستان .اصفهان240،209،201 ~~ادشیرخره. فارس 148،142،132،114،108،107،100،95،93،44 ~~377،365 ~~اردلانکث . جدغل ماوراءالنهر ~~378،455 ~~اردلانکث . شاش ماوراءالنهر ~~72،71،49 ~~اردن. شام ~~ارز. فارس ~~ارزن.روم ~~192 ~~293 (اما در عربی. حاشیه- ارسف آمده همانطور که در ابن ~~ارسفر : بامیان ~~حوقل. فهرست دخویه دیده شود) ~~ارس ه رود ارس ~~ارسیانیکث .اشروسنه ماوراءالنهر 450، 378،3275 (در فهرست دخوی ~~صورتهای ارسبانیکث واسبانیکت هم آمده است) ~~ارغان. فارس ه ارجان ~~ارغان کش ماوراءالنهر 349 PageV00P459 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~402 ~~ارکند. ماوراءالنهر 367 ~~ارم: طبرستان 215 ~~ارمائیل .سند 179،174،،141،14 ~~امن(ارمنیه ارمیتیه) 146،83،74،4، 232،197-190 ~~ارمی ا(اح اورمیه )ق ارمیه ~~ارمیه ه دریای ارمیه ~~ارمینیه ه ارمن ~~ارمیه (اورمیه) . اذربیجان 198،193،187 ~~آرتبویه . ری 218 (رتبویه در متون دیگر آمده- فهرست دخویه) ~~اروان. بخارا 331 ~~اروان رود اروان. بخارا ~~ارومی سه ارمیه ~~اریحا. شام79 ~~آزادوار ه آزادوار ~~ازبراه.فارس 96 ~~آرم. خوزستان 5م (در فهرست دخویه اجم هم آمده است) ~~ازیله. مغرب 43، 45، 48، 54 (صورتهای دیگر آن در متون دیگر ازیلا، ~~ازیلی است. فهرست دخویه) ~~اساربانان (طسوج.) فارس 94 (در ترجمه دیگرو عربی: اشاربانان) ~~اسباس . ماوراءالنهر370 ~~اسبانیکث . ماوراءالنهر 378 (نیز دیده شود ارسیانیکث - ارسبانیکث که ~~دخویه هم درفهرست از متون دیگر آوردهاست) ~~اسبره،قرغانه 66-364 ~~اسبیاب ه اسبیجاب ~~اسپریس ه دروازه‌ اسپریس ~~اسیسک ه دروازه‌ اسپسک ~~اسیسکت . ماوراءالنهر 453 (درابن حوقل هست فهرست دخویه) PageV00P460 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیانی ~~اسیجاب ( اسببجاب) . ماوراءالنهر 412،12، 317، 366،459،454، ~~378،475،344 ~~اسپیدرود ه سبیدرود ms393 ~~اصیدماسه ه سبیدماسة ~~استارباده استراباد ~~استان مصند142 ~~استجه ،مغرب 55،54،49 ~~استراباد 223،221،214 ~~ربیان هرات 300،281،277 ~~استلشت . بیابان 249 (نیز: خان استلشت) ~~استورکث ( ستورکث) . ماوراء النهر 376،368 (دخویه درفهرست خود ~~نسخه بدل استورکث را از متون دیگر آورده است) : ~~اسد سه نجان اسد ~~ادآباد. جبال 204،202،201 ~~اسدآباد. نیشابور 296،223 ~~اصرود ه رود اسرود ~~اسعدی سه رود اسعدی ~~اسغرابن . خراسان 224، 299،297،279،272(به صورتهای سبراین، ~~اسفرائین درمتون دیگر آمده است. فهرست دخویه) ~~اسفزار. خراسان 269،263، 300،297،241،274،277 ~~اسفنجای . سجستان 266،264،258،254 (نیز: رباط اسفنجای) ~~فندآباد (قلعة-). فارس 103 ~~اسفید رود صبید رود ~~اسکلکند سه سکلکند PageV00P461 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~40 ~~اسکندرونه .شام79،74 ~~اسندریه مصر 6260،58،44 ~~کیففن . ماوراءالنهر 348، 375 ~~اسلان. فارس 93 ~~اسنا مصر 4م ~~اسوان مصر57-6ع ~~اشاربانان ه اساربانان ~~اشبورقان ه شبورقان ~~اشبیلبه . مغرب 44، 55،54،47 ~~اشبینغو. ماوراءالنهر 375،355 ~~اشتادان .فارس94 ~~اشترج. جوزجان 285،284 ~~اشتورکت استورکث ~~اشتیخن ه رود اشتیخن ~~اشتیخن . بخارا 337، 342، 346 *3 م3 ~~اشتیقان . فرغانه 79،364 ~~اشروسته ه کوه اشروسنه ~~اشروسنه . ماوراءالنهر 309، 313، 136، 334،417، 344،345،344 ~~375،371،461،354 ،352 ،35 ~~اشعر، دیار عرب 30 ~~شکنوان . فارس 104 ~~اخمونین مصر 44 ~~اشنه . اذربیجان (امروزه اشتوگفته میشود) ~~اصبهانه اصفهان ~~اصطخر قلعة اصطخر PageV00P462 ~~============================================================ ~~40 ~~فهرمت جقرافیائی ~~اصطخر.فارس ، 131،124،122،120107،104،102،99،91، ~~141،134،134، 336،150،148،147 (نیز: دروازة اصطخر) ~~اصطخران .فارس118 ~~اصطهبانان . فارس 123،96(اصطهبانات درمتون دیگر. اکنون هم چنین گفته ~~یشود) ~~اصففه . مکران 181،174 (ظاهرأ اسیکة کنونی) ~~افهان جبال 83، 136،121،120،114،05،102،99،882، ~~249،223248،210،209،20-20 ~~اطلخماوراءالنهر360 ~~اعین ه قصراهین ~~51،48045،44،18 ~~افرنجه (- فرنج افرنج) ~~فرندین. ری 222 ~~افریقیه 43، 44 52،46 ~~افشین قلعه اقشین ~~افشینه . سرقند9* ~~اقلید قلعه اقلید ~~اقلید. فارس 123،102،91 ~~الان .ورای ارس6، 186،7 ~~الاوقل ه اوقل ~~البیره بیره ~~الذره رودذر ~~الذر. یخارا330 ~~الطاق ه طاق ~~الهم چشمة الهم (عین الهم) ~~املوتلو. جرجان 224 (در دیگر متون: امروتلو- فهرست دخویه) ~~انار.فارس 92 ~~اناس : کرمان 168،162 PageV00P463 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~40 ~~انب .بخارا332 ~~اتبار.خراسان 285،284 ~~انبار. دیارعرب 17-15 ~~انبدیان. فارس 94 (در جاب به غلط ابندیان آمده است) ~~انبوران .فارس 106،97 ~~انجیره رود انجیر ~~انجیره . یزد 247،114 ~~انخذ. جوزجان 245،284 (دخویة صورت دیگر آن اندخوذ، اندخوی، ~~التخذرا ms394 آورده است- فهرست دخویه) ~~اندامش قنظره اندامش ~~اندامش . خوزستان- جبال 203 (امروزه اندیمشک گفته میشود) ~~اندراب حه رود اندراب ~~اندراب ( اندرابه) . طخارستان 301،298،293-291،289 ~~اندراب . بردعه ورای ارس144 ~~اندراستان . جرجانیه خوارزم 324 ~~اندکان . فرغانه 364 ~~ادلس4، 54-4314،13،9،7 ~~اندیان . صغانیان ماوراءالنهر 372 ~~اندیان . کندمان بخارا 331 ~~اندیجاراغ ه رود اندیجاراغ ~~اندیجاراغ. ختل 319،290 ~~اتری .سند 182،174،174 ~~اطاکیه. شام 79،75 ~~انطرطوس . شام 74 (دخویه صورت انطرسوس را هم از متون دیگر آورده ~~است. فهرست دخویه ~~انفرن (رباط القلاص) . ماوراءالنهر 368 ~~اکت. فرغانه 364 PageV00P464 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیانی ~~اوذکث .شاش 3760455 ~~اوال.جزیره96،44 ~~اوال. فرغانه 379،465 ~~اوبوقار، یخارا 332 ~~اوبه ( اوفه) . هرات 300،281،240،277 ~~وج. فارس 114 ~~اود. جبال 202 (مسالک عربی : اوذ) ~~اورست ه رود اورست ~~اورست . فرغانه 3650364 (اورشت درمتون دیگر. فهرست دخوبه) ~~اورمی ه ارمیه ~~اوزگند. ماوراءالنهر 361، 368-365،463 ~~اوسبنجان .فارس 122،93 ~~اوش . ماوراءالنهر 3650463، 369،367 ~~اوفه ه اویه ~~اوقل (الاوقل) . سجستان 264 ~~اولاس. شام 77 ~~اویس ه خان اویس ~~اهواز،خوزستان ~~ایج (-ایگ) ~~173،96 ~~ابدج. خوزستان ~~ایرانشهر128،12،6 ~~ایرج .فارس 122،92 ~~ایزد دروازه ایزد ~~ایگ ایج ~~ایل.سند181 ~~ایلاق ه رود ایلاق PageV00P465 ~~============================================================ ~~مالک ومسالک ~~0 ~~ایلاق .ماوراءالتهر 417،295، 434، 354، 475372،459،458،454 ~~379،374 ~~أیله. دیار عرب 14، 41،17، 32، 72،49064039،47045 ~~ایوب ه دیر ایوب ~~بشر چاه ~~باب دروازه ~~باب الابراب . ورای ارس 236،240،228،221،196،194-189 ~~بابالحدید ه دروازه‌ أهنین ~~249 ~~باب الحدید . ماوراهالنهر ~~بابل 4، 142،128،12 ~~اجه. اندلس 5548 ~~بادرکانخان (گریوه-). فارس 116،115 (دخویه اذرکان را نسخه بدل ~~برای آن آورده است - فهرست دخویه) ~~بادست .فارس97 ~~بادغیس .خراسان 300،284،282،249 ~~بادوان. فارس 93 ~~بادوسبان ه پادوسیان ~~بادیه بصره 26 (نیز بصره دیده شود) ~~بادیه‌ جزیره 17 (تیز جزیره دیده شود) ~~بادیه شام 17 (نیز شام دیده شود) ~~بادیه عراق 17 (نیز عراق دیده میشود) ~~بارز.فارس98 ~~بارز ه کوه بارز ~~بارست ه رود بارست ~~بارسنان ه دروازه بارستان PageV00P466 ~~============================================================ ~~40 ~~فهرست جفرانیائی ~~بارسک (کوه) . کرمان 247،246 ~~بارکث. سمرقند ه ابارکت ~~بارما ه کوه بارما ~~بارمش رود بارمش ~~بارنوا ه آتشکده بارنوا ~~باره.جبال 205 ~~بارین ه آتشکده بارین ~~بارین ه دشت بارین ~~217 ms395 ~~بازار باب آهنین .ری ~~217 ~~بازار باب الجبل .ری ~~217 ~~بازار باب سین 0ری ~~217 ~~بازار باب هشام ری ~~217 ~~بازار بلیسان .ری ~~بازاردهگ نو.ری 217 ~~بازار رأس الطاق. سمرقند 339 ~~بازار روده .ری 217 ~~بازار زامهران.ری 217 ~~بازار ساربانان .ری 217 ~~بارار سنببل ه سوق سنبیل ~~بازارکرکی. بردعه 188 ~~بازار ماچان .مرو 274 ~~بازار نصرآباد. ری 217 ~~بازرنج. فارس 122،106،105،98 (مسالک عربی : بازرنگ) ~~بازنجان. فارس 135،102،100،99،89(دخویه ضبط باذنجان راسم آورده ~~فهرست وخویه PageV00P467 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~90 ~~باسجان قارس 14 ~~باسفهویه دریاجه باسفهویه ~~بامفهویه ی دیر باسفهویه ~~باصند.صفانیان ماوراءالنهر 372 ~~باسیان . دریای پارس 84،39 ~~باشان مرر 300،299 ~~باشان .عرات 277 ~~باشترود.جستان 157 ~~باشفرد (باشجرد)ه بشچرت ~~باطاق . ری 217 (شاید : باطاق، درصورت باطان هم درمتون آمده است) ~~باکردیجاق سه دروازه با کردیجاق ~~باکوه 194،191 (باکه هم آمده - بادکوبه کنونی) ~~بالایان. موراءالنهر 376،356 ~~بالس . دیار عرب 17-15، 24، 182،79،75،31،27 ~~بالس . سجستان264،254 ~~بالین ه دروازه بالین ~~بامان .فارس 93 ~~بمحاخش . فرغانه 379،365 ~~بامیان .خراسات 249، 301،298،296،295،293،291،249،275 ~~باتجخاش . ماوراءالنهر 376،456 ~~بانغام . ماوراءالنهر 354 ~~بانیه . سند 184،179،174،174 ~~باورد ه ابیورد ~~باورم. فارس95 ~~بن (-ببنه) . بادغیس هرات 301،300،284 ~~بتم (کوه بتم) . ماوراءالنهر 414، 334 440، 354،45343 PageV00P468 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~419 ~~بثنیه .شام 78،15 ~~بجانه . مغرب 45،44، 5655،49،47 ~~بجستان . خراسان 272 ~~بجناک (-بجنه) 236،234،12 ~~بجه فارس 93 ~~ع، 41،45،14، 665،58،47 ~~بجیر ه دروازه بجیر ~~بحر ه دریا ~~بحرین ،دریای بارس 14، 10،141،39،3330،24،24،22،17 ~~بحیره دریاجه ~~البحیره .مصر 71،43 ~~بحیره‌ زغره دریاچه زغر ~~بحیرةالمنتنة (دریاچةگنده) 17 (نیز: بحیرة میته) ~~بحیرة مینه 77،71،69(نبز: بحیرة المنتنة) ~~بخاران رود بخارا ~~بخارا (نومجکث -نموجکث) 138،134، 273،272،249،268 ~~3453420339331326،321،3210317-2150313 ،307،275 ~~375374،370،369،346،353 ،349 ~~بختگان ه دریای بختگان ~~بخرفارس 115 ~~بدخشان رود بدخشان ~~بدخشان 301،298،292،291،289، 371،318،307 ~~بدخکث . اسبیجاب ماوراء النهر 368،360 ~~بدره (قلعة-) . کاشان 242 ~~بدش بدش PageV00P469 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~412 ~~بدلی .ورای ارس 198،192 ~~به سند 14، 173، 1810،174،174 ~~ش قومس 223 ~~بر(دیه) . فارس 143 ~~بر (شاید : بثر) . بیابان 245 ~~براتکبن . خوارزم 322، 325، 373 (دخویه فراتکبن هم در فهرست آورده ~~است. قراتکین 4) ~~برادین ه قصرالبرادین ~~بربان ه ms396 رود بربان ~~برج. فارس 105 ~~برج. جبال 205،203 ~~بی :طبرستان 223،214 ~~برتحشه ه رود برتحشه ~~برخشه ، ماوراءالنهر 332 (صورتهای برخشی، ورخشی، فرخشه درفهرست ~~دخویه آمده است) ~~برخوی ه رود برخوی ~~برداه رود بردا ~~بردان ه دیر بردان ~~بردسیر. کرمان 169،163 ~~بردعه. ورای ارس هدا، 197-194،192،191 ~~برده. ماوراءالنهر 350 ~~بردیج. اران 192 ~~برذون .خوزستان 85،82 ~~برزنج . اذربیجان 196،187 ~~برسان ه رود برسان ~~برش ه رود برش PageV00P470 ~~============================================================ ~~413 ~~فهرست جقرافیانی ~~برسان رود برسان ~~برش ه رود برش ~~برطاس .خزر 236،434،231 ~~برغر (ورغر) ه پرغر ~~برقه . مغرب 43، 58،54،52،44 ~~برکان. شیراز105 ~~برکانه ه خان برکانه (شاید همان برکان قبلی) ~~برکری .روم 198،192 ~~برکنان . کش ماوراءالنهر 348 ~~برکوش. شاش ماوراءالنهر 378 ~~برم. فارس 123،91 (دخوبه صورت بورم راهم آورده است- فهرست) ~~برنک .فرغانه 364 ~~بروجرد (وروجرد)، جبال 206،204،203 ~~بروهت (چاه). بیابان 244 ~~بره برج ~~برهمناباد. سند174 ~~بوهوت (چاه): دیار عرب ~~برین سجستان 244 ~~بزازان . کرمان 166 ~~بزدغور ه بزدیغره ~~بزده. ماوراءالنهر 375 ~~بزدیغره .طوس خراسان 272 (نسخه بدل آن درفهرست دخویه بزدغورست) ~~بست ،سجستأن 253، 254، 259،257-265،263 (صورت بشت همدر ~~فهرست دخویه آمده است) ~~بستادران . بیابان244 ~~بسجرت ، خزر 236،234 (صورت دیگری است از بشغرد و بشجرت) PageV00P471 ~~============================================================ ~~414 ~~محالک ومسالک ~~بسرشبرین (2) دروازه‌ بسر شیرین (پسر شیرین4) ~~بطام.قومس 224،219،214 ~~219 ~~بسفورقند. تخراسان ~~358 ~~بسکام . ماوراءالنهر ~~377،456 ~~بسکث . ماوراءالنهر ~~353 ~~بسکن. ماوراءالنهر ~~51048،34 ~~بسکونس . مغرب ~~بد هند 13،182،177،176 ~~بشت ،بادغی خراسان 283،282 ~~بششر،سجستان 744 ~~برتت مه بربت ~~برو ه برنت ~~یشلنگ . سجستان 245،258،253 ~~بین رود بشمین ~~یشین ابشین افشین ~~بصره. دریای بارس 44،84،38،33-31،24،17، 142،145،14،122 ~~201،167 ~~بصره مغرب 53،45،44 ~~بصری.شام74 ~~ی (بصنا) . خوزستان 82 ~~بطای بطیحه ~~بطن عرنه . دیار عرب19 ~~بطن محصر . دیار عرب 19 ~~بطن مر،دیارعرب 24 ~~یطن یمن ،دیار عرب 34، 37 ~~بطیحه .دیار عرب 16،15 PageV00P472 ~~============================================================ ~~415 ~~فهرست جغرافیانی ~~لبک.شام 141،73،15 ~~بفاوردان .هرات 280 ~~بداد 84،11، 144،132،131،127، 261،259،214،210،142 ~~براس.شام78 ~~بفشور. بادغیس خراسان 301،284،283 ~~بغلان .طخارستان 301،289 ~~بنگث (بغونکث) شاش ماوراءالنهر 376،356 ~~بین سجستان 265،259،258،253 ~~بغونکت بغنکث ~~بقیع غرقد . دیار عرب22 (درترجمه ms397 دیگر بقیع الغرقد) ~~بکار ی جویبار بکار ~~بکرآباد . جرجان 221 ~~بلادسابور. فارس 98 ~~خ 14، 296،294،292،249،284،279،274،272،270،269،132 ~~269349،348،328،318،301،294 ~~بلخ نیز رود بلخ ~~بلخ ه نیز وادی یلیخ ~~194 ~~بلخاب . آذربیجان ~~بلخشان ه بدخشان ~~بلد داور ه داور (زمین داور) ~~بلری ،سند 182،174،174 ~~غار ،236244،230،228،12،11،10 ~~بلفا. شام 15، 78،77 ~~بلکیان ه کوه بلکیان ~~بلنسیه ، مغرب 44 55،47 ~~بلوص ( بلوج) 167،164،161 PageV00P473 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~41 ~~بهرا. هند175 ~~بلیسان .ری 117 ~~بلیسان ه بازار بلیسان ~~بم. کرمان 162-165،162،141 ~~بمجکث ه تومجکث (در فهرست دخوبه اختلاقهای تمجکث و بعوجکث آورده ~~شده و ذیل نموجکت ونومجکث (بخارا ارقام متن مقدسی آمده است): ~~ب .خراسان 244،244 ~~بناکت (- بناکث) . شاش ماوراءالنهر 455، 458، 369،468،361، ~~378-375 ~~بنجکث ه بنجیکث ~~بنجمان فارس 115 ~~بنجوای ،سجستان 266-263،658،253 ~~بنجیکث (بنجکث). صغد ماوراء النهر 340، 343، 344، 350، 374،353 ~~بنویر ه پنهید ~~بند،سند 141،1،174 ~~بند رهبان .فارس 94 ~~بندک . فارس 119 ~~بنگ .ختل 319،290، 371 ~~بنکث . شاش ماوراءالنهر 455، 378،326،359-352 ~~بنیاسد دروازه‌ بنی اسد ~~بنی العباس دروازه بنی العباس ~~بنی گاوان (جزیره) . دریای پارس 96 ~~بنیماهان ی دروازه بنیماهان ~~بنی مروان ی مسجد بنی مروان ~~بنی مزغنا ه جزیزه‌ بتی مزغنا ~~بنیان . فارس 98،84 PageV00P474 ~~============================================================ ~~417 ~~فهرست جغرافیائی ~~بوان .فارس 123،115،07،97،91 ~~بوان ه کوه بوان ~~بوتون (تل) مصر 64 ~~بودنجانفارس91 ~~بوراب . ماوراء النهر 372 (درعربی ومتون دیگر بهصورت کوراب هم آمده. # فهرست دخویه ~~بورق ،بخارا 330 ~~بورتمد ( فورنمذ) . سرقند 345، 367 ~~بوزجان (- بوزگان) . خراسان 271، 298،297 ~~بوزماجن ه دود بوزماچن ~~345،342 ~~بوزماچن صغد سمرقند ~~بوزماجن کش 349 ~~271 ~~بوستان معمر. نیشایور ~~بوسقان ه دشت بوسقان ~~وسنه جبال 205 ~~بوشنج ( بوشنگ) . خراسان 30،297،244-240،278،249 ~~بوصیر مصر 45،44 ~~بومجکت . بخارا 373، 374 (نومجکث دیده شود- نیز فهرست دخویه) ~~بومه. بخارا 331 ~~بونجکث .اشروسنه ماوراءالنهر 3450(. بنجکث- فهرست دنحویه) ~~بونجکث ، صغدماوراءالنهر ه بنجیکث ~~بونه .بیابان 343 ~~بوه ه رود بوه ~~ستد 181،140،174 ~~بهار کران 168،162 ~~بهبسکان .فارس94 PageV00P475 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~414 ~~بهراء ه کوه بهراء ~~بهرام ه دروازه بهرام ~~برج ،سند 178،174 (این نام باید همان بهره باشد) ~~بهره. قهر ههره ه فهرج ~~بهزان.ری218 ~~بهستون ms398 ،جبال 202 (امروزه بیستون است) ~~بمناباد. نیشابور 299،272 ~~344 ~~بثر (چاه) حسین . ماوراءالنهر ~~بثر حمید. ماوراء النهر 344 ~~بثر شک . کرماز 246،245 ~~بیابان ه وادی و بطن هم دیده شود ~~بیابان (مفازه) 250-238 ~~بیابان بضره 17 ~~بیابان بنی اسرائیل ه تیه بنی اسرائیل ~~بیابان بارس 287،268 ~~بیابان حساف ه خساف ~~بیابان زنج ه زنج ~~بیابان سجستان 164 ~~بیابان سماوه ه سماوه ~~بیابان سیاهان 10 ~~بیابان سیفانه .خراسان 320،299 ~~بیابان غزیه 283 نیز غزیه ~~بیابان قلزم62 ~~بیابان کرکس240 ~~بیاذق (- بیاذه). بیابانک 243 (امروز به غلط بیاضه نوشته می شود) ~~بیاس .شام 79،76 PageV00P476 ~~============================================================ ~~419 ~~فهرست جفرافیائی ~~بیان .خوزمتان 84 ~~بیتاللحم .شام70 ~~بیتالمقدس .شام 69،44، 79،70 ~~11 ~~بیر.فارس ~~بیروت ،شام ~~182،172،174 ~~بیرون، سند ~~52،49 ~~ببره، اندلس ~~245،244 (بر2) ~~بیره. بیابان ~~72،71،9 ~~بیسان .شام ~~بیستون ه بفستون ~~بیسکند . اسبیجاب ماوراءالنهر 379،361،360،307 ~~بیسگند .فرغانه ماوراءالنهر 465،364 ~~بیضا.فارس 144،149،142،122،119،114،102،99 ~~بیضا نیز قلعة بیضا ~~بیکند. بخارا 327، 330، 331، 3350334، 66،337، 374،73 ~~بیگند ه رود بیکند ~~بیلقان .اران 196،192 ~~بیمند،کرمان 148،162 ~~بین فارس 97 ~~بادوسبان (بادوسبان) . طبرستان 216،214 ~~بادوسیان ه نیز کوه پادوسبان ~~باراب ( باراب فاراب) . ماوراءالنهر 360-317،307، 472،362، ~~379،374 ~~بارس (فارس) 33،13،8،6،5، 161،157،4،83،77،40 PageV00P477 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~220 ~~210،209،206،201،144،179،170،148،147،145،16 ~~238،212-254، 315،314،296،276،257 (نیز فارس دیده شود ~~ودریای بارس) ~~پارسی (زبان) 1670124، 259،230،195،179،168 ~~باریاب ه فاریاب ~~برغر (- برغر ورغر) . اسروشنه ماوراءالنهر 353، 354 ~~بسا ه فا ~~بشابویه (فشابویه) .ری 218 ~~پشت بادام (رباط) . بیابان 244 ~~165،117 ~~پشت خم (رباط) . میان فارس وکرمان ~~بل قنظره ~~پل تکین ه دروازه‌ پل تکین ~~هیر (-بنجهیر) 309،301،295،293،292،289 ~~بوشگ بوشنج ~~بهرج ه فهرج ی بهره ی بهرج ~~بهلو.فارس 97 ~~بهلوی (زبان) 225،125،105 ~~پیروز آباد ه فیروز آباد ~~تاران . دیارعرب 15، 39،37 ~~تارم.فارس 170،121،120،118،96 ~~تارم . گیلان ه طارم ~~تاشفین ،دیلم 204 (درقهرست دخویه نسخه بدل فاشقین آمده) ~~تالات. فارس96 ~~تاهرت . مغرب 45،43، 54-51 ~~320،409،41،45،1-1 PageV00P478 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیائی ~~429 ~~تبریز. آذربیجان 187 ~~تبوک . دبارعرب 25-23،17 ~~تخارستان ه طخارستان ~~تدمر، دیارعرب 15 ~~ترجاله. مغرب 48 (دخویه از متون دیگر صورت ترجیله را هم آورده) ~~ترشبز. خراسان ms399 249،244، 299،272 (درمتون دیگر به اشکال طرئیث و ~~ترشیش هم آمده) ~~ترک به رود ترک ~~ترک. فهرست اقوام و طوایف دیده شود ~~ترمذ. ماوراءالنهر 372،3690320317،298،291 ~~تستر ه شوشتر ~~تشکانات . فارس 95 ~~طیله .مغرب 51، 54،52 ~~فزغز 12،11،9 ~~تقلیس . ورای ارس 197،194،193،191 ~~تقی ه رودتقی ~~تکان (قنطره، پل). فارس 105 ~~تکث . ایلاق ماوراءالنهر 3770356 ~~تکین ه قنطره تکین ~~تکین آباد. سجستان 263 ~~ل .صجستان 245،958،254 ~~تل بوتون.مصر 64 ~~تل سیاه سپید. بیابن 247 ~~تملیات .ختل ماوراءالنهر 3190290 ~~تمیشه ی طمیش ~~تنبوک .فارس 94،93 PageV00P479 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~492 ~~نبوک مورستان .فارس 106،97 (دخویه بهصورت موردستان هم نقل کرده) ~~نس ،مغرب54 ~~تنعیم، دیار عرب 20 ~~تنگان ه رود تنکان ~~تنکث ه تونکث ~~ومصر44 ~~قنودفرعون .مصر 45 ~~س مصر 4،43 ~~قوذ حه دریای قوز ~~توج. فارس 144،124،921،120،11-114،106،95 ~~توج سه نیز رود توج ~~وس طوس ~~ونس .مغرب 54،45-43 ~~تونکث (تکث) . ایلاق ماوراءالنهر ~~374،368،3590458،456 ~~تهامه .دیار عرب 234،30،27 ~~قیرزه ه دود تیرزه ~~تیرمردان. فارس 97 ~~تیره فارس114 ~~تیز.مکران 173،،182-14 ~~تیزان .هرات280 ~~تیما. دیار عرب 25،17 ~~تینات .شام ع7 ~~یه بنی اسرائیل . شام 48،64،58،16 ~~ثبیر (کوه) . دیارعرب20 PageV00P480 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیانی ~~423 ~~ثغرآباد حه دروازه‌ ثغر آباد ~~تغور. جزیره44 ~~غور.شام 48، 78،76،74 ~~جابروان. آذربیجان 187 ~~جاجرود.ماوراءالنهر 349 ~~جاجرود جاجرود) ه رود جاجرود ~~جاذری .بادغیس خراسان 283،242 ~~جار،دیار عرب 31،22 ~~جاربایه ه چارپایه ~~جارین .فارس 123،91 ~~جامان .سجستان 243،253 ~~جانه،اصطخرفارس 147 ~~جاوکان. ماوراءالهر 372 ~~جایمند.خراسان 299،294،271 ~~جبال شام 71،69 ~~جبال. غرب و یخشی از مرکز ایران 212-201 ~~جبل کوه ~~جبل الطارق (کوه طارق) 50،45043 (نیز جزیره‌ طارق) ~~جبل الفضه . ماوراءالنهر 283،282 (نیزکوه سیم) ~~جبل لکام . شام 79076،75،44 ~~جبله . دیار عرب 24 ~~جبلی طی (کومطی) . دیارعرب 27،26،24،17 (نیزکوهطی) PageV00P481 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~494 ~~جبلیه. فرغانه ماوراءلنهر 365 ~~جبوزن. شاش ماوراءالنهر 377،455 (دخویه صورت جموزن هم از متون ~~دیگر آورده - فهرست) ~~جبی :خوزستان 45،83 ~~جبیلات. دیار عرب 39،37 (دخویه جبیلان هم ازمتون دیگر آورده_ فهرست) ~~جحفه ،دیار عرب 32،31،25024 ~~چدران . مگران180 ~~جدغل . فرغانه ماوراءالهر 358 3450364 ~~چدغل ms400 نیز رود جدغل ~~ده :دیار عرب 32،41،22 ~~جربایقان (جرفدقان) . جبال 201 (امروزه گلپایگان گفته میشود) ~~رجان 216،214،190143،12،10، 224-266،224،224،221 ~~321،270،2680259،254 ،232 ~~جرچان ه نیز کوه جرجان ~~جرجانیه (گرگانج) . خوارزم 373،325-321 ~~جیر،مصر 45 ~~جرد ه قنطره جرد ~~جردود ه رود چردور ~~جرسق ه رود جرسق ~~چرش . دیارعرب 32027 ~~جرغ (جرغ) ه نبز رود جرغ ~~جرغ (جرغ) .بخارا 332 ~~جرمجوی .دامفان222 ~~جرمق (جرمه) بیابایک 233،240 (امروزه منحصرأگرمه تلفظ می شود) ~~جرمنکان . ترمذ ماوراءالنهر 372 (دخویه از متون دیگر جرمنقان وصرمنجان PageV00P482 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~425 ~~وصرمنجن را آورده . پسضبط آن با "چ" تواند بود به سبب تبدیل شدن ~~به فص") ~~جرمه ه جرق ~~جروج. فارس 97 (دخویه نسخه بدل جروز را هم ضبط کرده) ~~جره.فارس 113،105،4 ~~جوه (آتشکده) . فارس 105 ~~جریاب ه رود جریاب ~~ڑه. بخارا 331 ~~جزهمسجستان 265،241،254 ~~زیره 14،13، 194-192،139،48،26،17 ~~زبره .مصر 43،59 ~~جزیره‌ اوال . دریای فارس 96،34 ~~جزیره بنی گوان . دریای فارس 96 ~~جزیره‌ بنی مزغا . مغرب 45،43، 54 ~~جزیره‌ روسیه (2) 227 ~~جزیره‌ سیاه کوه. خزر 227 (نیز سیاه کوه) ~~جزیره طارق 48، 56،50 (نیز جبل طارق) ~~جزیره‌ لافت، دریای بارس 96،34 ~~صر سور، اذربیجان 19 ~~جسر منبج. شام 79،75 ~~جشمدان . ورای ارس 191 (شاید جشمدان) ~~جص ه دیرالجص ~~جص به قلعةالجص ~~جعد رأس (2) . فارس 93 ~~جفانیان (چفانیان) ه صغانیان ~~جفراغزه کوه جفراغز ~~جفار.مصر 43 4، عش71 ~~جفته ه قلعه جفته PageV00P483 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~47 ~~جفته. فارس 103،97 ~~جفته (آتشکده) . کازرون 105 ~~جفوز. فارس 108،92 ~~جفوذ ه نیز دریای جفوز ~~جگربند. ماوراءالنهر 370 (دخویه صورتهای جقربند و چقروند را هم از ~~متون دیگر آورده است- فهرست) ~~جلادگان (جلادجان) .فارس 106،97 ~~جمفارس 114،95 ~~جم ه نیز کوه جم ~~جمره عقبه .دیارعرب 19 ~~چابه سه رود جنابه ~~جنابده یسابد ~~جنبد (گنبد) کاوس (آتشکده). فارس 105 ~~جنبد الملجان فارس 97 (دخویه جنبدملغانهم از مقدسی آوردهاستحفهرست) ~~جنجان .فارس 103097 (شاید جنقان؟ جنقان هم دیده شود) ~~چنجان ه نیز قلعه جنجان ~~جند .ماوراءالنهر 62 ~~جند راور. هند 175، 177 ~~جند حمص 74(نیزحمص) ms401 ~~جند دمشق 78،73،72(نیزدمشق) ~~جند شام 68(نیز شام) ~~جند فلسطین 69،68(نبز فلسطین) ~~چند قنسربن 74 (نیز قنسرین) ~~جندی شابور . خوزستان 84،82، 259،203،132 ~~جنز رود، کرمان. اشتباه ضبط است برای چترود، ولی دراصطخری و ابن حوقل و ~~مقدسی جاب دخویه هم جنزود آمده : چترود دیده شود : PageV00P484 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~427 ~~جنزه. اران 197،193،192 ~~جنقان .فارس 107،106 (شاید جنجان؟) جنجان هم دیده شود ~~جنکاکث . اشروسنة ماوراءالبهر 354 ~~جنگ سه دروازه‌ جنگ ~~جنگان ه دریای جنگان ~~جنگی رباط جگی ~~جنبففان فارس 107 ~~جنگل آباد ه رباط جنگل آباد ~~جوبرقان .فارس 123،107،91 ~~جوذرز (قلعه) . فارس 104 (شاید جور دز) ~~جور (گور) فیروز آباد فارس8، 105،103094، 110،109،107، ~~315،144،143،141،124،123،119،117 ،115،114 ~~جور. فارس 142 (دیهی است) ~~جور ی نیز قلعه جور ~~جوز . کرمان 169،162 ~~جوزجان .خراسان 285،284،269 ~~ومه ، سجتان ه24 ~~جومه فستجان فارس118 ~~جویبار ابی علی بخارا 329 ~~جویبار بکار. بخارا 329 ~~جویبار القواریریین . بخارا 329 ~~جویخان .فارس 106،97 (شاید جویجان) ~~جوی غشج، بخارا 329 ~~جویم.فارس 119،118،96،94،93 (دوجویم ابی احمد ودارابجرد) ~~جوین مسجستان 242 ~~هرم. فارس 145،144،127،120،119،96 ~~هینه . جرجان 224 ~~هینه .دیارعرب 14،95 PageV00P485 ~~============================================================ ~~همالک ومنک ~~228 ~~جی :ماوراءالنهر 354،354 ~~جیان ،مغرب 49،44 ~~بربن .فارس 121،94 ~~جان ه رود جیحان ~~جحون (رود) 230،219،184،134، 326317،307،29-295،273 ~~373،370،469،446،342،349.335 ~~جیحون (وادی) ه وادی جیحون ~~جیر کران 164 ~~جیرفت کرمان 17-161 ~~جیرنج ( کیرنگ) 300،277 ~~جبروقان . کرمان 170،162 ~~چیرون دروازه‌ جیرون ~~زه مصر5 ~~جیغوکث .شاش ماوراءالنهر 376،456 ~~جیل (گیل) 228،226،122 ~~جلانی ه رود جیلانی ~~جلویه . فارس 135134،89 ~~جینانجکث . شاش مارراءالنهر 355، 378 ~~چاج رود چاج ~~چاج ه شاش ~~اود سه جاجرود ~~جاربایه. طخارستان 3010293 ~~جالوس (صالوس) 223،216،194 ~~چاه بروهت . بیاان244 ~~جاه برهوت . دیار عرب18 ~~چاه شک (بثر شک) کرمان 246،245 ~~اه مغطاه . دیار عرب 23 PageV00P486 ~~============================================================ ~~429 ~~فهرست جفرافیانی ~~اه یوسف شام 72 ~~149،143 ~~ترود مکرمان ~~چرغ جرغ ~~رام ه صرام ~~شمه ه هین ~~جشمه الهم ه عین الهم ~~جفانیان نه رود صغانیان ~~چفانیان ه صغانیان ~~فته ه جفته ~~جوپانان ه دریای چوپانان ~~چوپانان .فارس 117 ~~ین ه ms402 یق ~~حارث سی کوه حارث ~~حاس (2) . خوارزم 322 (شاید : خاش) ~~حبش (حبشه) 36،13، 41، 65،42 ~~حجاره ه قنطره‌ حجاره ~~حجاره ه وادی الحجارة ~~جاز .دبار عرب 14، 27،23،22،17 (ریگن)، 7،71،41،39،40، ~~238،144،144 ~~جر ه قنطرة الحجر ~~جر، دیارعرب 23،17 ~~جرالاسود19،18 ~~حجریه ه رباط حجریه ~~جیران. ورای ارس 194 (شاید: خجیران) ~~حداده. دامفان 224،222 PageV00P487 ~~============================================================ ~~هالک ومسسانک ~~430 ~~حدث .شام76،44 ~~حد شرون ه دروازه حدشرون ~~حدیببه. دوار عرب 11 ~~حدیثه . دیار عرب15 ~~حدیثه (قریه) . ماوراءالنهر ~~342،441 ~~ردری سجستان 243 ~~حان ه قنطره‌ حان ~~کان .فارس 95 ~~حسن آباد ه بازار حسن آباد ~~حسن آباد. ری 217 ~~حسن آباد. کرمان 168،162 ~~صن ، دیارعرب 19 ~~صن ابن عماره .فارس 122،120،40 ~~حصن الجص : فارس ~~141 ~~حصن منصور،شام ~~حصن مهدی .قارس ~~85-83،39 ~~حضرمویت ،دیار عرب ~~3240،28،14 ~~فص ه رباط حفض ~~حل .دبارعرب 21 ~~لب.شام 79،74،74 ~~لوان .جبال 209،207،204-201 ~~ماد ه جان حماد ~~حماة. شام74 ~~حسدونه ه قنطره حمدونه ~~حمدین سه دروازه‌ حمدین PageV00P488 ~~============================================================ ~~231 ~~فهرست جغرافیائی ~~حمر، فارس ~~م ~~79،74،68015 ~~، فام ~~د ~~حمیری (زبان).339 ~~حور(4). جوزجان 285 ~~حوران ه رباط خوران ~~حوران .شام 78،15 ~~وض .کرمان 246،245،74 ~~و م 6 ~~حوبرث ی کوه خویرت ~~حیره، دیار عرب ع ~~یره. اصطخر 93،92، 123 ~~خابران .خوزستان 84 ~~خابسار . سچستان 264 (دخویه صورت خوابار را از متون دیگر آورده) ~~جاتونکث . ماوراءالبهر 3280456 ~~حارک . دریای فارس 143034 ~~خاس ه خاش ~~امت سجستان *4 ~~خاصتان .خراسان 263 ~~خاسکث ه دروازه خاسکث ~~خاش ه خواش. کرمان ~~خاش ه خواش. سجستان PageV00P489 ~~============================================================ ~~مسالک ومسالک ~~43 ~~خاش (خاس) . ایلاق ماوراءالنهر 377،3570322 ~~امه ه روو تجامه ~~جامه، بخارا 334 ~~خان آزاد مرد. فارس 115 ~~خان استلشت . خراسان 249 ~~خان اصد (شبر) فارس 116 ~~118 ~~خان اویس فارس ~~خان بادرکان .فارس ~~116،115 ~~114 ~~خان برکانه. فارس ~~خان حماد. فارس ~~119،10 ~~خان روان .خراسان ~~199 ~~خان سرگریوه. فارس ~~114 ~~خان شیر سه خان اسد ~~خان لنجان . اصفهان ~~205،118 ~~خان مردویه :فارس ~~خان مهلب .بیابان ~~244 ~~خان میم (دیه) . فارس ~~117 ~~خاوران . سجستان ms403 ~~744 ~~خاوس : ماوراءالنهر ~~352، 68، 375 (دخویه در فهرست صورت خاوض ~~هم از متون دیگر آوردهاست) ~~خبر ، اردشیر خوره‌ فارس 94 (امروزه خفر تلفظ می شود) ~~خبر.اصطخر 92(امروزه خفر تلفظ میشود) ~~خبیص : کرمان 249246،241،240،169،165،163 ~~ختل ه رود ختل ~~ختل . ماوراءالنهر 307،298،290،289،248، 371،320317،312 PageV00P490 ~~============================================================ ~~43 ~~فهرست جفرافیانی ~~373 (ختلان هم درمتون دیگر آمده است) ~~جاده. بخارا *33، 333، 374 (در فهرست دخویه صورتهای خخاده و ~~خجادی هم آمده است) ~~خجستان .بادغیس مرات 183 ~~جنده :ماوراءالنهر 361،452، 375،362 ~~دیس ه وباط خحدیس ~~دیمنکن ،بخارا 374،334،335 ~~خدینگث .شاش ماوراءالنهر 455، 378،375 ~~خراره. فارس 119 ~~خراسان ه قنطره خراسان ~~راسان 82،14، 161،145-143،134،133،140،125،120،111، ~~،254،252،234،222،217،210،206،201،18،166،143 ~~336،327،324،321،317 ،315313،401-268،261،259 ~~359،454،342 ،340،334 ~~خراسان آباد . هرات 278 ~~خرانه ( خرانق به تلفظ کنونی) 247 ~~خربق فارس 122،95 ~~خرجانکث. ایلاق ماوراءالنهر 357 (دخویه درفهرست خرکاکث. خرگانکث ~~هم آوردهاست، در بخارا خرغانکث هست) ~~خرخیز . ماوراءالنهر 11، 334،409،295،230،12 ~~رسافه سجستان 144 ~~خرفاب ه رود خرشاب ~~375،355 ~~خرشکث . شاش ماوراءالنهر ~~رغان روده رود خرغان ~~خرغانکث . بخارا 335، 337، 378،374 (دخویه در قهرست خرکانکث ~~خرگانکث را از متون دیگر آورده است) ~~خرغانه بالا. بخارا 231 ~~خرغانه زیر. بخارا 331 PageV00P491 ~~============================================================ ~~همالک ومسسالک ~~434 ~~رق مرو 300،277 ~~خرقانه. اشروسه ماوراءالنهر 450، 375،321،3680452 ~~خرکانکث ه خرجانکث و خرغانکث (خرگانکث) ~~خرگرد. خراسان 300،282 ~~رلخیه 9، 12،11، 404،307، 360،312 (دخویه در متن وفهرست ~~صورت خزلجیه را هم آورده است) ~~رمه.فارس 124،92 ~~خرمیه (کوه) .خراسان 211 ~~خروج. مکران180 ~~ره.قارس 144،122،121،120،104،105،94 ~~خوار ه رود خزار ~~خزار.کش ماوراء النهر 349،348 ~~خزار رود. کش ماوراءالنهر 349 ~~خزر 10،7-226،190،12-325،321،236 (نیز دریای خزر) ~~خزری (زبان-)230 ~~خساف، دیارعرب 26،17 (دخویه درفهرست صورت خشاف هم آورده است) ~~حت طخارستان 289 (دخویه در فهرست صورتهای خاست و مخوست هم ~~آورده است) ~~خسروگرد. خراسان 299،272 ~~خسوا. فارس 96 (در فهرست دخویه خسو وخشو آمدد است . امکان دارد ~~مترجم و کاتب ترجمه حاضر به مرسوم کتابت قدیم برای نشان داد تلفظ ~~"او" در کلمه، الف را به پایان اضافه کرده است) ~~خشبات ،دریای فارس34 ~~شباچی سجستان 264 ~~حشت ،فارس 97 PageV00P492 ~~============================================================ ~~435 ~~فهرست جغرافیانی ms404 ~~حشت هرات 300،277 ~~خشکن دروازه خشکن ~~خشک رود ه رود خشکن رود ~~شمیشن .خوارزم 322 ~~خلاط به اخلاط ~~خلان.فارس 119(دخویه در فهرست خلار هم آورده است. امروزه نام ~~خلار داریم) ~~جسجستان18،259،54 ~~خلخ. ماوراءالنهر458،296 ~~خلم . طخارستان 301،289 ~~خلیجان .خوارزم 325 (دخویه درفهرست خلجان هم آورده شدهاست) ~~خمایجان سفلی فارس 134،122،93 (امروزه همایجان تلفظ می شود ~~دخویه درفهرست خمایگان هم آورده است) ~~خمایجان علیا. فارس 134،122،106098 (امروزه همایجان تلفظ می شود ~~دخویه خمایگان هم آورده است) ~~مدان . دیار عرب11 ~~خمرک. ابلاق ماوراءالنهر 456، 377 ~~خناب .کرمان 168،162 ~~خاصره . دیار عرب 75،15 ~~حنان . اران 192،192 ~~خنیفغان .فارس 94 ~~خوابسار نه خابسار ~~خواد.ری 240،222،219214 ~~خوار.فارس 93 PageV00P493 ~~============================================================ ~~محالک ومسالن ~~434 ~~وارزم 321،419317،302،799،298،295،264،248،224،22 ~~323-328،324، 470،362، 374،471 (نیز دریای خوارزم ~~خواره. ماوراء النهر 362 ~~خواش .سجستان 265،261،258،253 (خاش) (دخویه درفهرست ضورت ~~خواست هم برای آن آورده است) ~~خواش (خاش) . کرمان 164،163(اخواش)، 168 (دخویه درفهرست ~~صورت خواص هم آورده است) ~~خواکند (-خواقند) . فرغانه ماوراءالنهر 379،367،364 ~~خوبدان ه رود خوبدان ~~خوبدان .فارس 106 (دخویه درفهرست صورتهای خوراواذان، خواذان هم ~~از متون دیگر آوردهاست) ~~خوجان .خراسان 272 (دخویه در فهرست خوشان هم آورده است) ~~خور،بیابان 246 ~~خور. طبسین خراسان 301،244،287 ~~خورستان. اصطخر فارس91 ~~خورستان. اردشیر خوره فارس 117،92 ~~خورمه جبال 211،204 ~~خورنق ،دیار عرب 16 ~~خوروان . فارس 119 (شاید همان خوراراذان، خواذان خوبذان؟) ~~144،121،114،104،105،99،r ،4خوزستان 4، 39، 44،0، 2ش ~~241،259،206،203،201،18،145 ~~خوست ، قهستان، بیابان 245، 301،284،247(دخویه درفهرست صورتهای ~~خوست وخواست را هم از متون دیگر آورده است) ~~خولان . دیار عرب 30 ~~خونج (خانه) . آذربیجان 198 PageV00P494 ~~============================================================ ~~فهرمت جفرافیائی ~~37 ~~خونجان جبال 203 ~~جوی. آذربیجان 198،187 ~~96 (دخویه درفهرست صورتهای غبرو خیل راهم آوردهاست) ~~حیار .فارس ~~25،24 ~~خیبر، دیار هرب ~~149،142 ~~خیر. کرمان ~~190 ~~خیزان . اران ~~300،181،2 ~~خیسار.هرات ~~خیلام . ماوراء النهر 379،365 ~~خیوان ،دیار عرب 28،27 ~~وه ه وود وه ~~خیوه . خوارزم 373،324-322 ~~داخرقان (دخرقان) . آذربیجان 187، 198،193(امروزه دمخوارقان ~~گفته ونوشته میشود) ~~دادکی. ماوراءالنهر 369 (دخویه نسخه بدل دیدجی را هم آورده است). # داذین .فارس 143،121،102،106،98 ~~دارابجرد حه ms405 قلعه دار ابجرد ~~دارابجرد (-دارابگرد) .فارس 113،110،109،107،103،96،8، ~~162،150،146،142،124،121،119،114،114 ~~دارابجرد اصطخر. فارس 147 ~~دارالاسلام 12،11 ~~دارالامارة 137،18 (شیراز) ~~107(دخویه درفهرست نسخه بدل داراجان را هم آورده ~~دارجان سیاه. فارس ~~است) ~~169،162(امروزه دارزین گفته می شود، دخویه درفهرست ~~دارجین :کرمان PageV00P495 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~434 ~~این صورت را از متون دیگر آورده است) ~~دارزنجی ،ترمذ ماوراءالنهر 372 ~~239 ~~دارستان . کرمان ~~تان 744 ~~دارک (رباط-). # 118،96(دخویه درفهرست نسخه بدل داراکان را هم آورده ~~دارکان . فارس ~~است) ~~دارالندوه18 ~~دالیه. دیارعرب15 ~~دامفان .قوم 297،241،222،219،214 ~~دانجی :اصفهان 243 ~~داور (زمین-) وبلدی داور وشهرداور سجستان 246،265،262،258،257 ~~وبوسیه ه دود دبوسیه ~~دبوسیه ، بخارا ههه، هم، ععم 7 ~~دبیران .طبرستان 219 ~~دبیل . ارمینیه 211،198،197،195،192 ~~دجله (رود-) 14،15، 35، 39،48، 194،193،84،72،71 ~~دخرقان ه داخرقان ~~کث . ایلاق ماوراءالنهر 356، 377 (دخویه درفهرست صورتهای ذخکث ~~و ادخکث هم آورده است) ~~دربای. کرمان 169،165(امروزه دلفار ودرفارگفته ونوشته می شود. # دخویه درفهرست نسخه بدلهای درفارد، درفانی، دربانی را آورده است) ~~دربند، ماوراءالنهر 372 ~~درخاش . خوارزم 373 (درمتن بهغلط درچاش آمده است، سهبار) ~~درنحید ه دریای درحید ~~در حیله ه روددر محید PageV00P496 ~~============================================================ ~~234 ~~قهرست جغر افیائی ~~درخحید، فارس 119،97 ~~در ساسان ه آتشکده در ساسان ~~درغان . خوارزم 370،322 ~~درغش :سجستان 265،258،253 ~~درغم. سمرقند 341، 3450344 ~~درفارد ه دربای ~~درک سند 173،،181،18 ~~در کوی جو: کرمان 245 (دخویه درفهرست در کوجوی آورده است) ~~ود مستان م متجان ~~درمیه .طبرستان 1219 ~~درنیق . ورای ارس 191 ~~بخارا ~~دروازچه ه دروازه‌ دروازچه .ب ~~دروازق .ترمان 246 ~~دروازه، در، باب ~~دروازه‌ آهنین ه دروازه حدید ~~دروازه‌ آهنین ه بازار باب آهنین ~~دروازه‌ آهنین. ری 217 ~~دروازه‌ ابراهیم. بخارا 327 ~~دروازه‌ ابرده . شیراز 134 ~~دروازه‌ احوص آباد. نیشابور270 ~~110 ~~دروازه‌ اردشیر.جور ~~254 ~~دروازه اسپریس . زرنج ~~339 ~~دروازه‌ اسپسک . سمرقند ~~109،107 ~~دروازه‌ اصطخر. شیراز ~~339 ~~دروازه‌ افشینه ،سمرقند PageV00P497 ~~============================================================ ~~ممالک ومسانک ~~440 ~~دروازه‌ اکراد. بردعه184 ~~دروازه‌ اندرون . بنگث ایلاق 357 ~~دروازه‌ ایزد. کنه 112 ~~دروازه بارستان . زرنج 254 ~~دروازه‌ باطق. ری 217 (ظاهرأ باطاق، درنسخه بدلها باطان هم ms406 آمده است) ~~دروازه‌ باکردیجاق . تونکت 357 ~~دروازه بالا. اشروسنه ~~351 ~~275 ~~دروازه بالین .مرو ~~342 ~~دروازه‌ بجیر ، فرغانه ~~دروازه‌ بخارا اسپیجاب ~~359 ~~338 ~~دروازه‌ بخارا، صمرقند ~~348 ~~دروازه‌ برکنان . کش ~~دروازه بسر شیرین (2) . نیشابور ~~270 ~~دروازه‌ بلیسان .ری 117 ~~دروازه‌ بنی اسد. بخارا 330،327 ~~دروازه‌ بنی العباس . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ بنی ماهان .مرو 275 ~~درواره‌ بهرام.جور 110 ~~دروازه‌ بارس . زرنج 256-254 ~~دروازه باطاق ه دروازه‌ باطاق ~~دروازه‌ پل تکین . نیشابور ه دروازه‌ قنطره‌ تکین ~~دروازه‌ ثغراباذ. بنکث ایلاق 358 ~~دروازه‌ جامع. بخارا 327 ~~دروازه‌ جامع . فرغانه 362 ~~دروازه‌ جبل .اوش 363 ~~دروازه‌ جبل .ری 217 (شاید همان دروازه‌ کوهک؟) PageV00P498 ~~============================================================ ~~441 ~~فهرست جغرافیائی ~~دروازه‌ جبل ه بازار دروازه‌ چبل ~~254 ~~دروازه‌ جرجان .زرنج ~~270 ~~دروازه‌ جنگ . نیشابور ~~دروازه‌ جیرون. دمشق ~~334 ~~دروازه‌ چین ،سمرقند ~~دروازه‌ حدشرون . بخارا 328 ~~دروازه‌ حدید (آهنین). بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ حدید (آهنین) . بخارا 328 ~~دروازه‌ حدید (آهنین). بلخ 292 ~~دروازه‌ حدید (آهنین). کش 348 ~~دروازه‌ حدید (آهنین). ماوراءالنهر 369 ~~دروازه‌ حفره، بخارا 327 (دخویه درفهرست باب کنده هم آوردهاصت) ~~دروازه‌ حمدین . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ خاسکث . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ خشک .هرات 278 ~~دروازه‌ در ثغراباذ ه دروازه‌ ثغراباذ ~~دوازه‌ دروازچه . بخارا 330،328 ~~دروازه‌ راشدیجاق . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ رامیثنه . بخارا 328 ~~دروازه‌ رحبه . بلخ 292 (آیا همان کلمه بعدی نیست) ~~دروازه‌ رخنه. بخارا 328 (آیا همان کلمه قبلی نیست) ~~دروازه‌ رویگران ، زرنج 254 ~~دروازه رهانه . اخسیکث 362 ~~دروازه‌ ریگستان. بخارا 327 ~~دروازه‌ ریو. بخارا 327 PageV00P499 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~442 ~~ددوازه‌ ربودد، سمرقند 339 ~~دروازه‌ زامهران.ری 217 ~~دروازه‌ زامین. اشروسنه 351 ~~دروازه‌ زیاد . هرات 278 ~~دروازه‌ سراکرائه. اسپیجاب 359 ~~دروازه‌ سرای .هرات 278 ~~دروازه‌ سریل. نپشابور 270 (نخویه درفهرست رأس القنطره آورده است) ~~دروازه‌ سکرک. بنکث ایلاق 358 ~~دروازه‌ سکندیجاق . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ سکه.0 دروازه‌ کوچه ~~دروازه‌ سکه (کوی) معقل . نیشابور270 ~~دروازه‌ سکه (کوی) مفان. بخارا 328 ~~دروازه‌ سمرقند . بخارا 330،328، 343 ~~دروازه‌ صرقد نسف ms407 349 ~~دروازه‌ سنجان .مرو 275 ~~دروازه‌ سوخته . تیشابور 270 ~~دروازه‌ سوحشین ،سرقند 339 ~~دروازه‌ سورکده. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه سین ه بازار باب سین ~~دروازه سین .ری 217 ~~دروازه‌ شتاراق. زرنج ~~254 ~~دروازه‌ شصت بند، بلخ ~~192 ~~193 ~~دروازه‌ شعیب، زرنج ~~دروازه شهر. اشروسنه ~~350 ~~دروازه‌ شهر. بخارا 327 PageV00P500 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~دروازه‌ شهر : کش ماوراءالنهر 348 ~~دروازه‌ شیخ ابی الفضل . بخارا 329 ~~دروازه‌ شیراز . اردشیر خوره‌ فارس 142 ~~دروازه شیرک. زرنج 254(شاید: شیزک، دخویه درفهرست سیزگ هم آورده) ~~دروازه‌ صین . سمرقند334 ~~دروازه‌ طعام . زرنج 255،254 ~~دروازه‌ عبیدالله . کش ماوراءالنهر 348 ~~دروازه‌ علی. بوشنج خراسان 282 ~~دروازه‌ غداود. سرقند339 ~~دروازه‌ غشج . بخارا 328 ~~دروازه‌ غنجره. زرنج254 ~~349 ~~دروازه‌ غوبدین . نسف ماوراءالنهر ~~دروازه‌ فارجک . بخارا 328 ~~دروازه فرخان . اسبیجاب 359 ~~دروازه فرخان. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه فرخشید،سرقند 339 ~~دروازه فغاسکون. بخارا 228 ~~357 ~~دروازه‌ فغکث. ایلاق ماوراءالنهر ~~دروازه‌ فنک. سمرقند 339 ~~دروازه‌ فیروز آباد. هرات 279،278 ~~دروازه‌ قصابان .کش ماوراءالنهر 344 ~~دروازه‌ قنطره‌ تکین . نیشابور 270 ~~دروازه‌ قنطره‌ حسان . بخارا 328 ~~دروازه‌ قنطره‌ سویقه . بخارا 328 ~~دروازه‌ قوهستان . بوشنج خراسان 182 PageV00P501 ~~============================================================ ~~44 ~~ممالک ومسالک ~~دروازه‌ فهندر. بخارا 327 ~~دروازه‌ قهندز . نیشابور270 ~~دروازه‌ کاسان . اخسکیث فرغانه 362 ~~دروازه‌ کان . زرنج 254 ~~دروازه‌ کرکویه . زرنج 2550454 ~~دروازه‌ کرمابج . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ کش. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ کش، سمرقند 348، 339 ~~دروازه‌ کشنسف 349 ~~دروازه‌ کلایاد. بخارا 328 ~~دروازه‌ کلهباد. اشروسنه 351 ~~دروازه‌ کنده ه دروازه حفره ~~دروازه‌ کوچه خاقان. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ کوچه سهل. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ کوشک دهقان . بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ کوهک (جبل). ری 217 (دخویه درفهرست کوهین هم آورده است) ~~دروازه‌ کوهک. سمرقند 339 ~~دروازه‌ سکه. # دروازه‌ کوی.’ دروازه‌ کوچه0 ~~دروازه‌ کهن. زرنج 255،254 ~~دروازه گرگان . زرنج ه درجرجان ~~دروازه‌ ماء (ماه2). اوش ماوراءالنهر ~~4 ~~دروازه‌ مدینة محصنه . اوش ماوراءالنهر ~~343 ~~دروازه‌ مردفشه . بخارا 329،328 ~~دروازه‌ مردقشه. اخسیکث فرغانه 342 ~~دروازه‌ مرسمندهه . بونجکث اشروسنه 351 PageV00P502 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیائی ~~45 ~~دروازه ms408 مسجد. کنه یزد 112 ~~دروازه‌ مسجد آدینه ه دروازه‌ جامم 0 ~~دروازه مشکان. مرر 275 ~~دروازه‌ مغکده. اوش ماوراءالنهر 363 ~~دروازه‌ مهر. بخارا 327 ~~دروازه‌ مهر جور 110 ~~دروازه‌ میدان .بخارا 327 ~~دروازه‌ مینا. زرنج 256،254 ~~349 ~~دروازه‌ نجاریه . نسف ماوراءالنهر ~~دروازه نو. بنکث ایلاق 357 ~~دروازه‌ نو. زرنج 255،254 ~~دروازه‌ نوبهار. بخارا 328 ~~دروازه‌ توبهار. بلخ 392 ~~دروازه نوبهاد. سمرقند334 ~~دروازه‌ نوجکث . اشروسنه 359،351 ~~دروازه‌ توخیک . زرنج 254 ~~دروازه‌ نور. بخارا 327 ~~دروازه‌ نیشک . زرنج 255،254 ~~دروازه‌ ورستین .سمرقند 339 ~~دروازه‌ هراه . بوشنج خراسان 282 ~~دروازه‌ هرمز جور110 ~~دروازه‌ هشام ه بازار دروازه هشام ~~217 ~~دروازه‌ هشامری ~~192 ~~دروازه‌ هندوان . بلخ ~~1292 ~~دروازه‌ یحیی . بلخ PageV00P503 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~444 ~~دروازه‌ بهود. بلخ 292 ~~ورهسجتان 197،243،244 ~~دری (زبان): 335 ~~دریاچه ارمیه دریای ارمیه ~~دریاجه باسفهویه، فارس م0 ا(دخویه درفهرست صورتهای باسفویه وباشفویه ~~هم از متون دیگر آورده است): ~~دریاچه زغر . دیار عرب 17،15 ~~دریاچه گنده ه دریاچه منتنه ~~دریاچه منتنه (گنده) 15 ~~دریای ارجیش . ارمینیه 194 ~~دریای ارمنیه 194 ~~دریای ارمیه ( اورمیه) 193،187 (نیز دریای شراة) ~~دریای بختگان (جفوز) . فارس 108،107،90 ~~دریای پارس (فارس) 49،42-35،22،17-2،4، 164،161،104،107، ~~227،224،173 ~~دریای توز. فارس108،90 ~~دریای جفوز. فارس ه دریای بختگان ~~دریای جنگان . فارس 108،90 (دخویه درفهرست جمکان هم آورده است) ~~دریای چوبانان .فارس 90 ~~دریای چین ه دریای صین ~~دریای خزر 5، 246226،221،214،196،194،189،146،12،10، ~~268 (نیز خزر) ~~دریای خوارزم 11، 318،307،298،295، 361،456،326،325،321 ~~(تیز خوارزم) ~~دریای درحید.فارس 106 ~~دریای دشت ارزن108،90 PageV00P504 ~~============================================================ ~~447 ~~فهرست جفرافیانی ~~دریای دیلم 194 (نیز دریای خزر) ~~دریای دوم 43،16،14،11-9، 44، 47، 51، 52، 54، 48،44،59،58، ~~76،7-227،78 (نیز روم) ~~دریای زره .سجستان 258،257 ~~دریای شراة 193،187 (نیز دریای ارمیه) ~~دریای صین (چین) 7 ~~دریای طبرستان 194،189 ~~دریای عدن 37 (نیز عدن) ~~دریای عرب 16 ~~دریای عمان 127 ~~دریای فارس ه دریای پارس ~~226،58،49-35،22،24،15،13،7 ~~دریای قلزم ~~10،49،47 ،44،44،13-7،4 ~~دریای محیط ~~دریای مغرب ~~35 (نیز رود نیل) ~~دریای نیل ~~دزبز.فارس 116،97 ~~دزه ه قنطره دزه ~~دزه . ری 233،241،240،218 (دخویه در قهرست صورت دزک ms409 ودزاه ~~و دزا هم آورده است) ~~دزه . مرورود 286،284 (دخویه درفهرست صورت دزق را هم آوردهاست) ~~222 ~~دستبی (دشتبی) : قزوین ~~دستقان ه دشت دستقان ~~دستیقان ه دشت دستقان ~~دسکان .فارس 93 ~~244 ~~دسکروان. خراسان PageV00P505 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~444 ~~دشت ارزن ه دریای دشت ارزن ~~114،10 ~~دشت ارزن .فارس ~~145-142،121،95 ~~دشت بارین فارس ~~121 ~~دشت بوسقان قارس ~~130،121،106،95 ~~دشت الدستقان . فارس ~~165 ~~وشت رویحت ،کرمان ~~115 ~~دشت شوراب ،فارس ~~دشت وارین ه دشت بارین ~~دلفار نه دربای ~~دماوند سه کوه دماوند ~~دماوند114 ~~مشق 31،14، 73،72،32، 316415،79،78،75 ~~دمیاطمصر 43 ~~ه وومیس ~~دنباونده دماوند ~~دندانقان مرو 300،277 ~~دنفغانکث . شاش ماوراءالنهر 376،355 ~~دوان. جبال 205 ~~دوان.قارس94 ~~دور بنی الراسبی. جبال 205 ~~دورق،خوزستان 39، 85،84 ~~دومةالجندل .دیار عرب 16 ~~دومیس . ارمنیه 197 (دخویه در فهرست صورت دمیس را هم آورده است) ~~ه ویه ~~دهاس ه رود دهاس ~~ده شیر نه قریه شیر PageV00P506 ~~============================================================ ~~449 ~~فهرست جغرافیائی ~~دهستان . بادغیس هرات 183،242 ~~دهستان. جرجان 159،221،214 ~~34،22 ~~دهستان بیاسر(2). چرجان ~~دهک .سجستان 263 ~~دهک نو ه بازار دهک نو ~~دهک توری 117 ~~ده نمکن .سمنان 222 ~~دیار بنی سعد ی بتی سعد ~~دیار نمودی نمود ~~دیار سبا ه سبا ~~دیار شام ه شام ~~دیار طیعرب 24 ~~دیار عرب سه عرب ~~دیار موره ی مفره ~~ویبل.سند 35، 40، 183-140172،174 ~~دبر ایوب. فارس 99 ~~دیر باصفهویه. فارس 108 (دخویه درقهرست صورت باسقویه عم آوردهاست) ~~دیر بردان .کرمان 245 ~~دیرالجص .ری 243،242 ~~دیرالعمر. فارس99 ~~دیر گچین ه دیر الجص ~~دیزک . اشروسنه 3680352،450 (دخویه درفهرست دزک هم آورده است) ~~دیگدان (قلعه.). فارس 103 (دخویه در فهرست صورت دیگپایه را هم ~~آورده است) ~~دیلم، طبرستان 264،228،226،224-214،210،208،201،190،146،10،5 PageV00P507 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~450 ~~دیلمی ه قنطره دیلمی ~~دیلمی (زبان) 215 ~~دینار ه کوه دینار ~~دینار زاری، جرجان 224(دخویه درفهرست صورت دینا زاری هم آوردهاست) ~~دینور. جبال 207-201،198،194 ~~دیوار بنی عامر. دیار عرب 19 ~~دیورود ه رود دیورود ~~دبواره. نیشابور 299،272 (دخویه در فهرست منحصراصورت دیوارد را ~~آورده است براساس این حوقل واصطخری) ms410 ~~دیورود کرمان166 ~~دیه ابو ایوب .جبال 201 ~~دیه اسد (دهشیر) . یزد 114 ~~دیه اصطخران. فارس118 ~~دیه براتکین . خوارزم ه براتکین ~~دیه بید. فارس 116(امروزه ده بید گفته می شود ~~دیه چوز کرمان ه جوز ~~دیه جوز یزد 114 ~~دیه خان میم فارس 117 ~~دیه شیر دیه اسد ده شیر ~~دیه عبدالرحمن . فارس 91، 141،117 ~~119 ~~دیه عقارب، فارس ~~297،294 ~~دیه کردان. قومس ~~118،115 ~~دیه کره. اصفهان ~~115،93 ~~دیه کفره. قارس ~~118 ~~دیه کوژ. فارس ~~244 ~~دیه گبران. قم PageV00P508 ~~============================================================ ~~فهرست جغراقیائی ~~451 ~~دیه مجوس ه دیه گیران ~~دیه مورده آس ~~دیه نمک ه ده نمکن ~~ذیب (کوه) . ورای ارس 189 ~~ذات عرق .دیار عرب 31 ~~فد ه رودذر ~~ذر (الذر) . بخارا 330 ~~رادان .فارس 92 ~~دادکان .خراصان 272 ~~رادویه . خراسان 248 (دخویه درفهرست نسخه بدل زادویه هم آوردداست) ~~رازیک. ماوراءالنهر 369 ~~داس 0ه صره ~~رأس الطاق. سمرقند 339،338 ~~رأس الطاق ه بازار رأس الطاق ~~رأس القنطره .نسف ماوراءالتهر 349 ~~رأس الکلب. سمتان 222 ~~رأسالماء. بیابان 249،242،206 ~~راسکی. سجستان 256 ~~راسک .مکران 174،،181،14 ~~اسین . فارس 119 ~~راشت .ماوراءالنهر 72،450،307 ~~راشدیجاق ه دروازه‌ راشدیجاق PageV00P509 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~452 ~~امجرد. فارس 107،103،92 ~~رام شهرستان .سجتان 254 ~~رامن . جبال 204،204 (دخویه درفهرست صورت رامین هم آوردهاصت) ~~رامند. بخارا 331 ~~امهرمز. خوزستان 85،44،42 ~~رامیشنهه رود رامیثنه ~~رامیثنه . بخارا 332،328 ~~118 ~~رامین دی ~~ران (الران) ~~195 ~~رانیه (زبان) ~~249،245،241،240(دخویه درفهرست زاور آورده همانطور ~~راور. کرمان ~~که در ترجمه دیگر هم زاورست) ~~داوس. بخارا 331 ~~راون .طخارستان 289 ~~249،244،24 ~~راهشور. بیایان ~~239،249 ~~راهنو. بیابان ~~179،17 ~~رداهوق،سند ~~275 ~~رای.مرو ~~رائین . کرمان 169،168،162(امروزه راین گفته می شود) ~~رباح رودرباح ~~رباط.فارس 117 ~~رباط آبشور. سجستان 763 ~~رباط ابی احمد. سرقند 364،367 ~~رباط اسفنجای .سجستان 244 PageV00P510 ~~============================================================ ~~453 ~~فهرمت جفرافیائی ~~رباط الناسی .سجستان م رباط ناسی ~~رباط اوقل .سجستان 264 ~~رباط پشت بادام . بیابان244 ~~رباط پشتخم .فارس 117 ~~رباط نل سیاه صپید . بیابان 243 ~~رباط جنگل آباد . سجستان 264 ~~264 (دخویه درفهرست صورت کنکی هم ms411 آورده است) ~~رباط جنگی : سجستان ~~264 (درترجمه دیگر رباط سنگین آمده است) ~~رباط حجریه :سجستان ~~223 ~~رباط حفص . جرجان ~~رباط خوران .خراسان 248،243 (دخویه در فهرست صورت کوران هم ~~آورده است. بنابرین باید جوران باشد) ~~رباط خدیس . اشروسنه 352 ~~رباط دارک . سجستان 264 ~~رباط درکوی جو: کرمان 245 ~~رباط دهستان .جرجان 121 ~~رباط دهک. سجستان 263 ~~رباط دیرالجص .ری 242 ~~رباط رازیک. ماوراءالنهر 369 ~~رباط رأس الماء. کرمان 249،242،246 ~~249،248 (شاید ریگن) ~~رباط ریکن . بیابان ~~28 ~~رباط زاد آخره . بیابان ~~263 ~~رباط سرآب. سجستان ~~168،117 ~~رباط سرمقان . کرمان ~~رباط سعده. سرقند 368،347 PageV00P511 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~454 ~~رباط عبدالله بست خراسان 163 ~~رباط علی بن رستم. کاشان 242 ~~باط عمرو ،سجستان 165 ~~رباط فراوه، خراسان 287 ~~رباط فیروزمند .سجستان 263،262 ~~رباط قاضی ،سجستان 245 ~~رباط القلاص. ماوراءالنهر 368 (دخویه درقهرست ریاط انفرن بالقلاص دارد) ~~رباط قهستان .بست خراسان 263 (دخویه صورت هفتشان هم آورده است) ~~رباط کبیر، سجستان 243 ~~رباط کرامخان . صجستان 265 ~~رباطکروان . هرات 286،279 ~~رباطکرودین . سجستان 263 ~~رباط محمد. بیابان 244 ~~رباط میفون ،سجستان 763 ~~245 (امروزه نای بندگفته و نوشته میشود) ~~رباط نابند کرمان ~~265،264 ~~رباط ناسی . سجستان ~~264 ~~رباط هزار . سجستان ~~ربنجن ه رود رینجن ~~بتجن . بخارا 333، 333،342 ~~ربیعه . دیار عرب 14، 196،27 ~~رتین ی رود رتین ~~دحبه ه دروازه‌ رحبه ~~دحبه، دیار عرب 15 ~~ج. سجستان 264-262،658،257 PageV00P512 ~~============================================================ ~~455 ~~فهرست جغرافیائی ~~رخنه ه دروازه رخنه ~~ددینی، آذربیجان 187 ~~رزیق ه رود رزیق ~~رزیله. نیشایور 272 ~~رس ه رود ارس ~~رست .دیلم 1240 ~~رستاقی ،دارابجرد فارس ~~168،142،114 ~~رستاق الرستاق .کرمان ~~300 (نیز کنج روستاق) ~~رستاق کنج. ماوراء النهر ~~369،367،344 ~~رشتان . فرغانه ماوراءالنهر ~~رصاص ه رود رصاص ~~رضوی ه کوه رضوی ~~مصر79،7869،4 ~~رقاده ،دیارعرب 0،44 ~~رقلان. اران190 ~~رقه، دیار عرب 15، 32،27،26 ~~رقیم ، مصر77 ~~رکن شامی . مکه 18 ~~رکن عراقی . مکه 19،18 ~~رم ه زم ~~رله مصر79،70،49 ~~رمیجان (زمیجان). فارس 99،89 ~~روامز . هرات280 ~~روان ه خان روان ~~دوب،طخارستان 289 PageV00P513 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~486 ms412 ~~روینج سه قلعه روبنج ~~روبنج فارص103،94 ~~روبنج (کوه). طبرستان 216-214 ~~وبین مکرمان 170،161 ~~رود. کش ماوراءالنهر 349 ~~ود مه بوی ه نور ~~رود آسیا. اشروسنه ماوراءالنهر 351 (نیز رود طاحونه دیده شود ~~دود ابرجن . اشروسنة ماوراء النهر 351 ~~رود ابله. ماوراءالنهر 316،315 ~~رود اتل ورای ارس 228،12 ~~روداخشوا. ماوراءالنهر314 ~~وداخشین :فارس143،107،106،90 ~~رود اذریجان .هرات240 ~~رود ارس (رس) . آذربیجان- اران 194،193 ~~رود اروان . بخارا 332 ~~رود اسرود. کش ماوراءالنهر 348 ~~رود اسعدی الخراسانی .مرو 275 ~~رود اشتیخن ،سرقند 342 ~~رودالذر سه رودذر ~~رود انجیر. هرات140 ~~رود اندراب . طخارستان 292 ~~رود اندیجاراغ. ماوراءالنهر 371 ~~رود اورست. ماوراءالبهر 361 ~~رود ایلاق. ماوراءالنهر 376،358، 377 ~~رود بارست، عرات 240 (دخویه درفهرست صورتهای بارشت و باربصت ~~هم آورده است) PageV00P514 ~~============================================================ ~~457 ~~فهرست جغرافیانی ~~دود بارمش ،سمرقند 341 ~~دود باشترود .سجستان 157 ~~دود بخارا. بخارا328 ~~دود بدخشان .خراصان190 ~~رود بربان . ماوراءالنهر 314 (دخویه در فهرست صورت بلبان هم آورده ~~است) ~~333،331 ~~وود برخحشه، بخارا ~~342،331 ~~دود برحشه ، یخارا ~~179(دخویه در فهرست صورت برجوی هم آورده ~~دود برخوی ،هرات ~~است) ~~ودیردا (بردی) . دمشق7 ~~رود برسان .ماوراءالنهر371 ~~رود برش سرقند341 ~~رود بشمین . سمرقند 341 ~~ودبلخ133،9 ~~دود بوزماچن ،سرقند 342 ~~رود بوه. جرجانیه خوارزم 324 (دخویه درفهرست بوبه هم آورده است) ~~رود بیکند. بخارا 329 ~~رود تاجه. مغرب 50 ~~278-376،454 ~~رود ترک. ایلاق ماوراءالنهر ~~دودتقی .سرقند 342 ~~دود تنکان .بخارا 332 ~~دود توج. فارس 106 ~~رودتیرزه. فارس 92،90 ~~348 ~~رود چاجرود. کش ماوراءالنهر PageV00P515 ~~============================================================ ~~هحالک ومانک ~~458 ~~دود جدغل . ماوراءالتهر 361 ~~رود جردور. ماوراءالنهر 348،322 ~~دودجرسق قارس 106،90 ~~رود جرغ (چرغ). بخارا 331 ~~رود جریاب . ماوراءالنهر 371،319-317،407،291،290،264 ~~رودجنابه فارس 10 ~~رود جیحان .شام 33،74 ~~رود جیون ی جیحون ~~رود جیلانی .ری 217 ~~رود چاج رود شاش ~~رود چرغ ه رود جرغ ~~رود چفانیان ه رود صغانیان ~~رود خامه ،بخارا 332 ~~رود ختل ،ماوراءالبهر 307 ~~ردود خرشاب . ماوراءالنهر 361 ~~رود خرغان رود. بخارا 331 ~~344 ~~رود خزار رود. کش ماوراءالنهر ~~348 ~~رود خشک ms413 رود. کش ماوراءالنهر ~~رود خوبدان .فارس 106،90 ~~رود خیوه . خوارزم 323 ~~رود دبوسیه ، سمرقند 342 ~~رود درخید. فارس 106،89 ~~روددهاس .بلخ192 ~~دود دیو رود. کرمان 166 ~~رودذر (الذر) . بخارا 333 PageV00P516 ~~============================================================ ~~499 ~~قهرست جقرافیاتی ~~دود رامیثنه ، بخارا 332 ~~رود رباح. بخارا340 ~~رودربنچن ، سرقفد 343 ~~دودرتین ،فارس 106،90 ~~274 (دخویه درفهرست نهرالزرق هم آورده است. نیز ~~رود رزیق (2). مرو ~~روددیده شود ~~دودرس ه رود ارس ~~دودرصاص. سرقند348 ~~دود رویجن . اشروسنه ماوراءالنهر 351 ~~رود ریمایجن . اشروسته ماوراءالتهر 351 ~~رود زرق. ماوراءالنهر 300،274 (نیز رود رزیق دیده شود) ~~رود زغارکنده . مارراءالنهر330 ~~رود زنگان. کرمان170 ~~رود سابور.فارس 106 ~~رودسارین . اشروسته ماوراءالنهر 351 ~~331 ~~رود سافری کام. بخارا ~~رود سپبد رود. گیلان ~~197،193 ~~ادود هندمند ه رود هیرمند ~~دود سجستان154 ~~271 ~~رود سغاور. تیشاپور ~~وود سقد ه وود صغد ~~رود سکان .فارس106،90 ~~رود سکوکان . هرات280 ~~رود سکیجکن(2). اشروسنه ماوراءالنهر 351 (در دخویه سنبکجن) ~~دود سنارود سجنان157 ~~دود سناواب .سعرقند 342 PageV00P517 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~449 ~~رود سنبکجن . اشروسنه ماوراءالنهر 351 ~~رودسند183 ~~217 (در دخویه سورقنی آمدهاست) ~~رود سورین ری ~~دود سیحان .شام ~~106،89 (در فهرست دخویه شاذقان هم آمده است) ~~دود شادگان. فارس ~~رود شاش (جاچ) ماوراءالنهر 361،425، 375،368،362، 379،372 ~~رود شور. بیابان 246-244،241 ~~رودشیرین .فارس 105،89 ~~رود صغانیان (چغانیان) . ماوراء النهر 354،320 ~~دود صغد . ماوراء النهر 334،331،427 ~~رودطاب. فارس 89 ~~رود طاحونه . بخارا 330 (نیز رود آسیا دیده شود) ~~رود طعام. سجستان 257 ~~رود عقیق عقیق ~~رود غشج . بخارا 329 ~~رود غوسمان .هرات 240 ~~رودفارغر. ماوراء التهر 371،318 ~~رودقراور السفلی بخارا 332 ~~رود فراور العلیا. بخارا 332 ~~رودفرغانه. ماوراءالنهر 354 ~~رود فرواب.فارس107،90 ~~رودفره.سجستان 1241 ~~رود قشیدیزه . بخارا 328 (درفهرست دخویه صورت فشیردیزههم آمده است) ~~رودفغر.هرات240 ~~رودقنات . شام72 PageV00P518 ~~============================================================ ~~44 ~~فهرست جغرافیائی ~~رود القواریریین .ماوراءالنهر 329 ~~رودکاسان .طخارستان 293 ~~رود کاوخواره سه رود گاوخواره ~~دود کر. ارمینیه 184، 196،193 ~~رودکر (کور) . فارس 107،107،90 ~~رودکراغ. هرات 280 ~~رود کردران خواش . خوارزم 324،323 ~~رود کرمینیه ،سرقند 342 ~~رودکریه . خوارزم 323 ~~رود کزک. ms414 سجستان 257 (ظاهرا گزک؟) ~~رودکسبه (2). رودکشنه ~~دود کشانیه ، سمرقتد 343 ~~رود کشنه . ماوراءالنهر 330 (درفهرست دخویه رود کسبه در بخارا هست) ~~رود کنگ. هرات280 ~~رودگازران. کش ماوراء النهر 348 ~~رود گاوخواره. خوارزم 325-323 ~~دود ماجان مرو274 ~~رودمدرا (مدری) .خوارزم 324 ~~رود مرغاب . مرو 361،275 ~~رود مرو روده رود مرغاب ~~رودمزه. شام 72 ~~رودمسن .قارس 105 ~~183،182،178،177،175 ~~رودمهران .سند ~~257 ~~دود میلی سجستان ~~332،329 ~~دود نو کنده. بخارا ~~263،258 ~~رود نیشکت. سجستان PageV00P519 ~~============================================================ ~~هالک ومسالک ~~462 ~~رود تیل (دریای نیل) . مصر 65-59،41، 183 ~~دودوخش ه وخشاب ~~رود وخشاب . ماوراء النهر 407،290،26، 319317 ~~رودوداک.خوارزم 324 ~~رودهراه (عرات) . هرات 284،282 ~~رود هرمزفره .مرو 174 ~~رود هزاراسب . خوارزم 324 ~~رودهلبک. ماوراءالنهر 318 ~~265262،25-256 ~~دودهندمتد ( هیرمند) سجستان ~~207،204،203( رود راور) ~~روداور. جیال ~~262،253 ~~رودان. سجستان ~~164،120،112،111،92،9 ~~رودان. کرمان ~~رودبار. خوارزم 323 ~~رودبار. دیلم 215 ~~رودبار. کرمان 163،144 ~~رود راور ه رود آور ~~دوده.جبال 205 ~~دوده ه بازار روده ~~دور.سند 182،177،174 ~~وس4، 245،234،230،228،127 ~~رم 16-6، 52، 48، 76، 7، 235،232،192،146،183،134،128، ~~236 (نیز دریای روم) ~~رون. فارس 122،93 ~~رویان. طبرستان 214 ~~ویست ه دضت رویست PageV00P520 ~~============================================================ ~~443 ~~فهرست جغرافیائی ~~رویحان . فارس 106 (ظاهرأ رویجان؟) ~~دویجن ه دود رویجن ~~دویست ، کرمان 165، 167، 170 (دخویه در فهرست نسخه بدل رویست ~~هم آورده است) ~~رویگران ه دروازه‌ رویگران ~~رهانه ه دروازه رهانه ~~رهنان .فارس 123،98،91 ~~ی 148،133،132، 216،414،210،209،20،204201،192 ~~348،249،243-238،222 ~~ریحا، شام 69 ~~105،9 ~~ریشهر. فارس ~~6564،42،40 ~~ویف مصر ~~163 ~~ریفان کرمان ~~249،248 (ظاهرأ ریگن - نیز رباط ریکن) ~~ریکن . بیابان ~~244 ~~ریگ . بیابان ~~ریگان ه ریقان ~~ریتدشت ،ماوراءالنهر 372 ~~ریگستان . بخارا 328، 330 ~~ریگن ه ریکن ~~دیمایجن ه رود ریمایجن ~~ریوه دروازه ریو ~~ریودد. سمرقند 339، 344 ~~ریه . اندلس 50،49 ~~زاد آخره (رباط -). بیابان 248 PageV00P521 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~44 ~~زادقان .جبال 204 ~~ذالثیکث . اشروسنه ماوراءالنهر 374 ~~زامجان.فارس 97 ~~زامهران ه بازار زامهران ~~زامهران .ری 217 ~~زامین . اشروسنه ماوراءالنهر ~~375،71،344،367،452-450 ~~زانبوق .سجستان 243 ~~زاور(2). کرمان ه راور ~~زاوه. خراسان 272 ~~زبان ارمنی 195 ~~زبان بارسی 124، 168،164، 259،240،195،179(نیز زبان فرس و ~~زبان دری ms415 دیده شود ~~زبان پهلوی ~~725،125،111،05 ~~230 ~~زبان ترکی ~~234 ~~زبان حمیری ~~230 ~~زبان خزری ~~335 (نیز زبان فارسی دیده شود) ~~زبان دری ~~215 ~~زیان دیلسی ~~زبان رانیه ~~195 ~~179 ~~زبان سندی ~~زبان عجمی ~~زبان عربی ~~230،195،125 ~~زبان فرس ه فرس دیده شود ~~زبان مکری(2) 179 مکرانی PageV00P522 ~~============================================================ ~~468 ~~فهرست جغرافیائی ~~زبطره. شام 76 ~~زبیدیه . جبال 202 (دخویه درفهرست صورت زبیدی هم آورده است) ~~زرق ه رود زرق ~~زرق .مرو 276،275 ~~زرقان . فارس 134،116،108 ~~زرمان .ماوراءالنهر 374،467 ~~رنج. سجستان 252، 259،256،253 ~~زرند. کرمان 169،167،163 ~~زره به دریای زره ~~زریکران. اران190 ~~زط خوزستان 83 (نبز فهرست اقوام دیده شود) ~~زغارکنده ه رود زغار کنده ~~زغر.شام 79،77،71،69 ~~زم. خراسان 321318،295،269 ~~زم. فارس 96 (زم بصورت ورم" هم در متون جغرافیائی مضبوط است و ~~دخویه همه را ذیل رم آورده است)، جمع آن زموم : 148،134،121 ~~زم احمد بنحسن .فارس89 ~~زم احمد بن لیث . فارس89 ~~زم اردشیر. فارس89 ~~زم بازنجان فارس 145،99،89 (دخویه در فهرست نسخه بدل بارنجان ~~هم آورده است) ~~زم جیلویه (مهرجان). فارس 134،99،89 ~~زم حسین بنصالح. فارس89 ~~زم دیوان . فارس 135،99،89 ~~زم زمیجان فارس 134،99،89 PageV00P523 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~444 ~~زم شهریار.فارس 96،89 ~~زم کاریان. فارس 145،130،100،89 ~~زم لوالجان. فارس 89، 145،130،100 ~~زم مهدی فارس118 ~~زم مهرجان .زم چیلویه ~~زمزم (چشمة-) دیار عرب 20،18 ~~زمیجان (زم) .فارس ~~134،99،89 ~~زمین داور ه داور ~~زمین سیاهان . مقرب ~~74 ~~زمین مقلوبه. شام ~~زتاته .مغرب51 ~~زنج. مغرب 6، 41،13، 42، 60،47 (نیز زنگبار دیده شود) ~~زنجان (-زنگان). جبال 143، 194،193، 205،202،201،198،197، ~~222،220،214 ~~زنجان.فارس94 ~~زندرامش . فرغانه ماوراءالنهر 367،364 ~~زندنه ،بخارا 333،334 ~~زنگان ه رود زنگان ~~زنگان ه زنجان ~~42، 60، 114 (نیز زنج دیده شود) ~~زنگبار. مغرب ~~301-199،272 ~~زوزن. خراسان ~~54،52،44،43 ~~زویله . مفرب ~~زیاد ه دروازه‌ زیاد ~~زیاد آباد. فارس 117 ~~زیارت ه وادی زیارت ~~زیدان. خوزستان 84 PageV00P524 ~~============================================================ ~~فهرست جغر افیانی ~~67 ~~زیریان.فارس 106 ~~زیزانزد. فارس106 ~~زیلم ،مغرب 41 ~~زینور. ماوراءالنهر 372 ~~ساباط. اشروسنة ماوراءالنهر 375،3670452،450 ~~سابزوار.خراسان 299،272 ~~سابوره رود سابور ~~صابور حه قلعه سابور ~~سابور (شابور). ms416 فارس 84، 114،114،110،104،105،104،99،97 ~~315،150،148،144،141،123،121،140 ~~ساربانان ه اساربانان ~~ساربانان ه یازار ساربانان ~~ساری ه ساریه ~~سارین ه رود سارین ~~ساریه (- ساری) . طبرستان 223،220،215 ~~ساریه (2). ورای ارس ~~197 (دخویه در فهرست ساوردیه هم آورده است) ~~105 ~~ساسان (در) .فارس ~~ساسانیان ه بهستون ~~ساغرج سه کوه ساغرج ~~344 ~~ساغرج. ماوراءالنهر ~~ساغند (ساحند) . بیابان 248،242 ~~سافردز .خوارزم 373،322 ~~سافری کام ه رود سافری کام ~~سافلغ ه کوه سافلغ ~~سالوس ه چالوس PageV00P525 ~~============================================================ ~~ممالک ومسسالک ~~444 ~~سامجن مادون .بخارا 331 ~~سامجن ماوراء. بخارا 331 ~~سام خواش (خاس) . خوارزم 327 ~~49 ~~سامر. کش ماوراء النهر ~~اره 0 ~~377(دخویه درفهرست بسام سرک (2) هم آوردهاست) ~~سامسیرک. ماوراءالنهر ~~284 ~~سان.چوزجان خراسان ~~ساودار ه توه ساودار ~~ساودار ( شاودار) .سرقند 344 ~~ساوغره شاوغر ~~اوه .جبا 122،214،204،202 ~~سایره (وادی) ، دیار عرب 25،24 ~~سایه (وادی -) .دیار عرب 24 ~~سبا (زمین-) دیار عرب 30،17 ~~سبانیکث ( اسبانیکث) . اسپیجاب ماوراءالنهر360 ~~سبلان کوه سبلان ~~سبوک قنطره سبوک ~~سیاهان اصفهان ~~سبراین سه اسقراین ~~سیجاب ه اسییاب ~~سپیدان ه مسجد سییدان ~~میید رود ه قنطرة صبید رود ~~سید رود (رود) .گیلان 197،193 ~~سیید ماسه . ماوراءالنهر 330 (دخویه در فهرست سپیدماشه آورده است) ~~ستاره . دیار عرب 24 PageV00P526 ~~============================================================ ~~44 ~~فهرست جغرافیائی ~~ستورکثه استورکث ~~جستان ه وود سجستان ~~ان 5، 264249،241-238،174،14،64،161،13،77، ~~297،295،24278،26 ~~اسه مغرب 43، 54،44 ~~سحرهاباد(2) ری 218 ~~نه ( صحنه) جبال 202 ~~ر118 ~~سدور .ماوراءالنهر 370 ~~دوسان .سند 142،174،174 (دخویه در ففرست نسخه بدل سدوستان عم ~~آورده است) ~~سدونه . مغرب 44، 56،47 ~~مده ه جر ~~صر0ه راس. # سراب (رباط-) .صجستان 264،263 (عین الماء) ~~سراج. روم 193 ~~سراکرائه ه دروازه‌ سراکرایه ~~سرای سه دروازه‌ سرای ~~سرای .جبال 205 ~~189 ~~سرای عاصم ،طخارستان ~~سرپل سه دروازه سریل ~~حس .خراسان 269، 40،797،295،2،24،283،282،274 ~~سردن،فارس 93،83، 143،123،121،112،105 (دخویه در فهرست ~~نسخه بدل سردان هم آورده است) ~~سرشابای (محله) مرو 274 PageV00P527 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~470 ~~سرشک آنشکده سرشک ~~سرشک سجستان 262،92 ~~صرق خوزستان 84 ~~قطه ( سرقصطه) مغرب 54،51،44 ~~سرگریوهه خان سرگریوه ~~سرمق ه قلعه سرمق ~~مق (سورمق. سورمه) فارس 124،113،102،91 ~~صرمقان (رباط) فارس 168،117 ms417 ~~سرمیدان (محله-).مرو 274 ~~سرتدیب 182،34،37 ~~سرواب فارس ~~265،262،25 ~~صروان . سجستان ~~263 ~~سروزن .سجستان ~~149،142،122،93 ~~سووستان .فارس ~~سروشنه اشروسنه ~~231،224،190،12،7 ، ~~سریر ،ورای ارس ~~سرین ،دیار عرب ~~53،51،46 ~~سطف مغرب ~~مععد ه ریا سعد ~~سعیدآباد (قلعه-) . فارس 103 ~~ساور ه رود سغاور ~~سغاور ه وادی سفاور ~~سفران .سعرقند 334 ~~سفید روده اسپید رود PageV00P528 ~~============================================================ ~~279 ~~فهرست جغرافیانی ~~سقایه عباس عبدالمطلب .دیار عرب18 ~~سقلاب ه صقلاب ~~سک. فارس 106 (دخویه درفهرست صورت شکن هم آورده است) ~~کاکت. ایلاق ماوراءالنهر 3760456 ~~کان رود سکان ~~سکان قنطره سکان ~~کاوند. خراسان 294،291 ~~سکرک ه دروازه سکرک ~~سکلکناء. طخارستان 289 ~~کندره . ختل ماوراءالنهر 290 ~~سکندیجاق ه دروازه سکندیجاق ~~سکوکان ه رود سکوکان ~~سکه ه دروازه‌ سکه ~~سکیجکن سه رود سکیجکن ~~سکیمشت . طخارستان 289 (دخویه در فهرست صورت اسکمش هم آورده ~~است) ~~سلات . فرغانه ماوراءالنهر 365،364، 379،378 ~~سلجان. فارس99 ~~سلم (دیه) . کرمان 249 ~~لماس . آذربیجان 198،187 ~~لمیه . شام 74،15 ~~لومک. خراسان 299،271 (امروزه سلومه وسلامک گفته ونوشته می شود) ~~سله .هرات 240 ~~ان .فارس 92 ~~ساوه دیار عرب 76 PageV00P529 ~~============================================================ ~~محالک ومستانک ~~474 ~~35-40337،334،328،317315،313،411،407،1 ~~سرقند ~~374349،3670459،354 -54 ~~نان . قومس 241،219،216،205 ~~نجان (سمنگان) .طخیرستان 301،289 ~~ندر خزد 244،241،224 ~~و ه ر مو ~~وده ،مغرب 55،56 ~~سمیران ه قلعه سمیران ~~سیران فارس 122،103،95 ~~میساط.شام75 ~~س دی214 ~~سناباد . طوس خراسان 272 (دخویه درفهرست صورت سناود هم آوردهاست) ~~سنارود.مجستان 157 ~~سنان . فارس 118،96 (شهرسنان هم آمده آیا شهرستان نبوده2) ~~صناواب ه رود سناواب ~~ستبکجن ه رود سنبکجن ~~119،84،83 ~~ستبیل (سوق-) .خوزستان ~~سنج. مرو 300،277 ~~سنجان ه سنگان ~~منجان ه دروازه سنجان ~~جرفغن ،سرقند 341، 334 ~~صنجه ه قنطرة سنجه ~~سنجه .شام75 ~~ند 5، 4، 41،40،35،13، 259،252،238،184-173،107 ~~ه دود سقد ~~سنداسنگ . هرات 279 PageV00P530 ~~============================================================ ~~47 ~~فهرست چفرافیاتی ~~ندان .هند 182،178،175 ~~سندی (زبان-) 179 ~~319 ~~صندیه .ختل ماوراءالنهر ~~ت ری114 ~~سنگ قنطره سنگ ~~نگان ( سنجان) . خراسان 299،272 ~~تیج :کرمان 256،250،249،240،163(امروزه گاهی بهچ تلفظ میشود) ~~وار.خزر 244 ~~سوانجان .فارس ع9 ~~وباره حند 182،175 ~~سوج،فرغانه ماوراءالنهر 364-379،367 (دخویه در فهرست نمخه بدل ms418 ~~سوخ هم آورده است) ~~سوخته ه دروازه‌ صوخته ~~سوخشین دروازه سوخشین ~~سورقان .کرمان 170 ~~سورکده دروازه سورکده ~~ورمق ( سورمه) ه سرمق ~~سورمین غرجستان 286 (دخویه در فهرست نسخه بدل شورمین همآورده ~~است) ~~سوده، صند 174 (دخویه درفهرست نسخه بدل شوره هم آورده است ~~سورین ه رود سورین ~~سوس سه شوش ~~52،45،43 ~~سوس الافصی ~~140 ~~صوسان مهرات ~~277 ~~سوسقان ،مرو PageV00P531 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~474 ~~صوسنده ،ماوراءالنهر 452 ~~سوق سه بازار ~~صوق فارس 122 ~~سوق الاربعاء. خوزسنان 45 ~~سوق سنبیل (بازار ستبیل) . خوزستان 119،84،83 ~~ونج. کش ماوراءالنهر 375،369،348 ~~سویدک. اشروسنه ماوراءالنهر 354 ~~سویقه قنطره سویقه ~~سویقه فارس 104 ~~هرورد. جبال 208،207،204،202 ~~سهمار .طبرستان 115 ~~سیاکوه ه سیاه کوه ~~سیام ه کوه سیام ~~سیاوشان .هرات240 ~~سیاه (دیه) فارس104 ~~سیاه جرد. بلخ 292 ~~سیاهجرد. ماوراءالنهر 369 ~~سیاه کره . بیابان 243،242،226،10 ~~سیاه کوه. خزر 228،222،194 ~~سیاه گرد ه سیاه جرد ~~سییداست. خراسان 224(دخویه درفهرست صورت سبداست هم آوردهاست) ~~سیحان ه رود سیحان ~~صیراف ،دریای قارس 45، 40، 8، 45، 124،122،119،114،114، ~~145،132،127،124 ~~یرجان (سیرگان) . کرمان 161،117- 167،165-169(دخویه در ~~فهرسیت شیرچان هم آورده است) PageV00P532 ~~============================================================ ~~76 ~~فهرست جغرافیانی ~~یروان جبال 211،209،207،205،204 ~~سیستان ه سجستان ~~یسجان .ارمینیة 197 ~~سیکان .فارس98 ~~یف فارس121،120 ~~سیف آل ابیزهیر (بنی زهیر) فارس 130،95 ~~یف بنیالصفار. فارس 130،100،95،90 ~~سیف عماره.فارس 95 ~~یفانه (بیابان) . خراسان 370،299 ~~سیم ی کوه سیم ه کوه تقره ~~و ه عره ~~سین ه دروازه سین ~~سینیز ( شینیز). دریای فارس 144،124،121،115،40 ~~هوی ، سجستان 266،258،253 (دخویه دز فهرست صورت سیوه ه ~~آورده است) ~~شابای ه سرشابای ~~شابخش . بخارا 341 ~~شابران . ورای ارس 192،191 ~~شابر خاست. جبال 209،204،204 (دخویه درفهرست صورت شابرخواست ~~هم آورده است) ~~شابور ه سابور ~~شادگان حه رود شادگان ~~شاذفری. فارس104 ~~شاش ه رود شاش PageV00P533 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~474 ~~شاش ه وادی شاش ~~شاش (جاج) ماوراءالنهر 309،295، 312، 314، 317، 350،332 ~~378،325،448،3620460-358،456،354،352 ~~ام 6،4، 16،14،10،9،7، 189،79-68،49،39،27-25،23،17، ~~19 ~~شامات (جمع همان پیشین) ~~168،77،74 ~~شامات . کرمان 162 ~~شامی (ثغور)68 ~~شاودار ه صاودار ~~شاوغر (ساوغر) . اسپیجاب ماوراء النهر 378،360،312 ~~شاوکث . ماوراءالنهر 367 ~~شاهمرنگ ms419 . فارس 93 ~~شبام (کوه) . دیارعرب 28 ~~شبرخشین (آتشکده -) . فارس ~~105 ~~شبورقان. خراسان 284-301،286 (دخویه درقهرست صورتهای اشبورقان، ~~اشفورقان ، شبرقان هم آورده است) ~~شتاراق ه دروازه‌ شتاراق ~~شحر ،دیار عرب 18 ~~حته 134 ~~شراة ه دریای شراة ~~شراه. دیار عرب15 ~~شروان .ورای ارس228،197،196،192-190 ~~شصت بند به دروازة شصت بند ~~شعب بوان بوان ~~شعیب ه دروازة شعیب ~~شق الرستاق . فارس 96 PageV00P534 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~477 ~~شقالرود. فارس96 ~~شقالماسنان .فارس94 ~~شقوق ،دیار عرب 27،24 ~~شک ه چاه شکن ~~شکت. ماوراءالنهر 374 ~~شکی : اران 197،192 ~~شلات ه سلات ~~360،234 (دخویه درفهرست صورت شلجیکت ~~شلچی، اسپیجاب ماوراءالنهر ~~هم آورده است) ~~شلنبه. ری 218،214 (دخویه در فهرست صورت شلعبه هم آورده است) ~~شماخیه (شماخی) . اران 196،192 ~~شمکور . اران 197،196،193،192 ~~شتبریه مغرب52،50 ~~شتترین .مغرب 43، 56،5049،47 ~~شندان .اران190 ~~شور (رود) . بیابان 246-244،241 ~~شوراب. فارس 115 ~~شوراب ه دشت شوراب ~~85،84،42 ~~شوش: خوزسنان ~~105،8 ~~شوشتر. خوزستان ~~372،350،320 ~~فومان . ماوراءالنهر ~~37 ~~شهر.ماوراءالنهر ~~شهربابک. کرمان ~~92(معمولا در متون شهرفاتک- ازجمله در اصطخری ~~و مقدسی و ابن حوقل چاب دخویه. آمدهاست. دخویه نسخه بدل شهر ~~فاتق هم آورده است . من آن را به مناسبت شهر بابک مورد تلفظ امروز ~~شهرفابک نقل کردهام وتصرر می کنم فاتک تصحیف است.) PageV00P535 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~474 ~~شهرداوره داور ~~شهرزور.جبال 110،209،207،204،194 ~~شهرستان (طسوج) . فارس 94 ~~شهر سنان . فارس ه سنان (آیا شهرستان نیست؟) ~~شهر قلزم36 ~~شهرکرم . فارس 117،94 ~~شهرواکرمان 143، 170،167 (در دخویه وترجمه دیگر شهروست. الف ~~ظاهرأ برای تلفظ "او" در پایان کلمه است) ~~شهریار (زم) .فارس 99،89 ~~شهار ه مهار ~~شهموبد ه قلعه شهموبد ~~شیراز.فارس 44،87، 124،124،12-111،104،105،104،94،93 ~~210،195،161،15147،143،140،148،134،127 ~~شیربامیان نه بامیان ~~شیرجان ه سیرجان ~~ضیرک. دروازه‌ شیرک ~~شیرین ه رود شیرین ~~شیزر، شام 74 ~~فنیز ه سینیز ~~ص ~~صالفان .سجستان 262،253 (دخویه در فهرست صورت زالقان هم آورده ~~است ~~اهک. کرمان 108 (معرب جاهک) ~~اهکالصغری :کرمان 91 ~~صامک الکبری. کرمان 117،91 ~~صاهک الغرب . ارجان 142 PageV00P536 ~~============================================================ ~~479 ~~فهرست جغرافیائی ~~صبران .اسیبجاب ماوراءالنهر361،460، 374 ~~صحار .دیار عرب 19 ~~صحرای کس 130 ms420 (دخویه در فهرست صورت کش هم آورده است) ~~صرام (جرام) . فارس 122،98 (امروزه چرام تلفظ می شود، نه بعصورت ~~معرب آن) ~~صرمنجن، ماوراءالنهر 320(درفهرست دخویه صورتهای صرمنجان بصرمنکان، ~~صرمنقان هم آمده است) ~~عده ،دیار عرب 32،27 ~~د م اعه ~~صفانیان (چغانیان) . ماوراءالنهر 325321،450،320-317،409 ~~صفانیان ه رود صغانیان ~~صفد ( سفد) ماوراءالنهر 307 410، 315،412 432،445،417 ~~334،454،50،347-342،339 ~~ه و ل ~~د ه وادی صغد ~~صفاره. فارس 131،95 (شاید صغاده چفاده باشد که اکنون نزدیک آباده ~~بدین نام داریم، چغاد همان چکادست) ~~صفاهان اصفهان ~~صفین ،دبار عرب 14 ~~قالبه 326،52،12-6 ~~صقلاب ه صقالبه ~~صلاویه . روس 245 (امروزه اسلاوگفته می شود) ~~نعا،دیار عرب 1، 2،27، 339 ~~ناجه مغرب51 PageV00P537 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالله ~~48 ~~صور. شام 72 ~~ره 1سیمره) جبال 209،207،205،204 ~~صیمکان ،فارس 94،ع10 ~~ود . هند 182،179،178،175،174 ~~ین (جبن) 45،126، 41،40،44،36، 344،143،133،107 ~~صین ه دروازه‌ چین و دریای صین ~~طاب ه رود طاب ~~طابران. طوس خراسان 272 ~~طاحونه ه رود طاحونه ~~طارق ه کوه طارق (جبل طارق) وجزیرة طارق ~~طارم ه طرم ~~طاق (الطاق) . سجمتان 265،261،253 ~~طالفان . جبال 216،208،205 ~~طالقان .مرورود 284 ~~طاهریه . خوارزم 323، 370 ~~طایف .دبار عرب 42،23،23،22،94 ~~طایقان . طخارستان 300،293،292،289 (دخویه درفهرست نسخه بدلهای ~~طانفان ، طایکان ، طارکان (شاید : طادکان؟) هم آورده است) ~~طرستان264،232،224226،224214،194،190،144،133،10، ~~277 ~~طبرستان ه دریای طبرستان ~~طرسران .ورای ارس 191،190 ~~طبرقه .مغرب 52،45،44 ~~طبریه. شام 109،79،72،71،49 PageV00P538 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~طبس گیلکی . خراسان 288،244،243،241 ~~طبس مسینان .خراسان 301،287 ~~طبسین .خراسان 241، 301،244،282 ~~طخارستان (طخیرستان) .خراسان 249،4، 293،292،289،270 ~~طرابزنده . روم 192 ~~طرابلس .مغرب 53، 24 ~~طراز . اسیجاب ماوراءالنهر 307، 369،364،360،334،317 ~~طربال .جورفارس110 ~~طرئیت ه ترشیز ~~رخنیشان .فارس 123،91 ~~طرسوس .شام79،73،44 ~~طرطوشه .مغرب 44، 55،47 ~~طرم (طارم. طیرم). جبال 214،211،194 (دخویه درفهرست نسخه ~~بدل ظرم هم آورده است) ~~طزر، جبال ~~وج. فارس 107،97 ~~طسوج اساربانان . فارس 94 ~~طوج انبدیان فارس 93 ~~طوج تنبوک. فارس 93 ~~طوج خان .فارس 94 ~~طوج جویم فارس 93 ~~طوج دسکان . فارس 93 ~~طوج شاهمرنگ .فارس 94 ~~طوج شهرستان .فارس 93 ~~طوج طیریان .فارس 93 PageV00P539 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~484 ~~طوج ms421 کاریان. فارس 93 ~~طوج کبیر. فارس 93 ~~طوج کفره. فارس 93 ~~طعام ه دروازه طعام ~~طعام ه رود طعام ~~طلیطله. مغرب 44، 54،5150 ~~طاخش .فرغانه ماوراءالنهر 365، 379 (در دخویه طماخس است) ~~ستان .فارس 118،117،94 ~~طمیسه (طمیشه) .طبرستان 223،214 ~~طنجه .مغرب 45،43 ~~374،466،345-30 ~~طواویس. بخارا ~~178،174،173(طور)، 181،179 ~~طوران .سند ~~طور سینا. شام ~~43،5 ~~297،272،270،249 ~~طوس، خراسان ~~24 (نیزکوه طی) ~~طی.دیار عرب ~~85،83 ~~طیب.خوزستان ~~طیرم ه طرم ~~طیریان (طسوج) . قارس 94 (دخویه در فهرست نسخه بدل طبریان هم آورده ~~است) ~~طین کوه طین ~~العارض ه مسجد العارض ~~عانه ،دیارعرب 15 ~~عبادان. خوزستان 15-30،17-39،38،33 (امروزه آبادان نوشته وگفته ~~میشود) ~~عباسه .مصر 65 (دخویه درفهرست صورت عباسیه هم آورده است) PageV00P540 ~~============================================================ ~~83 ~~فهرست جغرافیائی ~~عبدالرحمن ه دیه عبدالرحمن ~~هبدالله ه رباط عبدالله ~~عبریه ، ورای ارس 197 (دخویه درفهرست صورت عنیریه هم آوردهاست ~~عبسیه ، ورای ارس 197 (دخویه در فهرست صورت عنبسیه هم آورده است) ~~عبیدالله ه دروازه‌ عبیدالله ~~ی ه مد عتیق ~~314،244،141،125،24، ~~جمی (زبان)124 ~~عجوه،دیار عرب 15 ~~دن 1، 31،28، 44،42، 42،41،37 ~~حدن ه دریای عدن ~~راق 32،26،17-13،9،4، 75،74، 145،149،132،125،84،77، ~~179،176،162،151،14،ع1،14، 212209206،194 ~~346،334-276،270،261،259 ،258،221،219-214 ~~عرب (دیار، قوم) 45،33،30،27-25،14-13،7،4، 52،50،41،39، ~~248،144،140،129،124،02،89،7 ~~عربی (زبان-) 230،195،925 ~~عرض الوادی . دیار عرب19 ~~عرفات .دیار عرب19 ~~عرنه ه بطن عرنه ~~عریش ،مغرب 66 ~~هسفان .دیار عرب 24 ~~سکر مکرم . خوزستان 45، 85،84،82 ~~عشیره ،دیار عرب 125 ~~عقارب (دیه) . فارس119 ~~عقده (عقدا) .یزد 240،120 PageV00P541 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~484 ~~حقیق ه رود عقیق ~~عقیق (وادی-) .دیار عرب 22،21 ~~علاقی (معدن-) مغرب 66،41 ~~لجکس مغرب 51،48،44 ~~علمین .مغرب 45 ~~علی دروازة علی ~~علی بن رستم ه رباط علی بن رستم ~~علی آباد. سمنان 222 ~~ان 1، 238،140،135،78،3632،45،32-29،24 ~~عمان ه دریای عمان ~~عمر ه دیر العمر ~~عمر ه رباط عمر ~~عواصم. شام 79،75 ~~عیذاب . مغرب 65،41،45 ~~عیص ،دیار عرب 15 ~~ین سه شمه م ~~عین زربه .ام 76،64 ~~بنالشمس . مصر 65،24 ~~عین الهم (جشمةالهم) . طبرستان 224،214 ~~غارابخشنه. خوارزم 323 (دخویه درفهرست صورتهای غارامخشنه، غاراخشه ~~راهم آورده است) ~~غافق.اندلش 55،50،49 ms422 ~~فاوخواره ه گاوخواره ~~غبیرا. کرمان 168،162 ~~ده ه تده ~~غداوده دروازه‌ غداود PageV00P542 ~~============================================================ ~~48 ~~فهرست جغر افیائی ~~غدرانگ .شاش ماوراءالنهر 326،455 (دخویه در فهرست نمدوانک هم ~~آورده است) ~~غرجستان 293،286، نیز غرج الشار دیده شود ~~غرج الشار. خراسان 286،269، نیز غرجستان دیده شود ~~غرجند .شاش ماوراءالنهر 455، 377 (دخویه در فهرست غرکند هم آورده ~~است) ~~غرم،سچسنان 243 ~~فز (دیاروقوم) ه غزیه ~~غزق .اشروسنه 375،450 ~~غزک . شاش ماوراء النهر 455، 376 (دخویه در فهرست صورت غزق هم ~~آورده است) ~~غزگرد. ماوراءالنهر 368 ~~غزنه ( غزنی . غزنین) . خراسان 291،268،265،263 ~~غزوان ه کوه غزوان ~~غزه.شام71 ~~غزیهغز (دیار وقوم) 287،26،244،230،227،226،221،12،11، ~~345،371،63260،352 ،324،325،321،408،307،294 ~~غسان . دیارعرب16 ~~غشج جوی غشج ~~غشج ه دروازه غشج ~~غشج رود غشج ~~غمر سرخ. بیایان 244 ~~میک . اران190 ~~غاج، شاش ماوراءالنهر 455، 377 ~~فنجره ه دروازه‌ غنجره PageV00P543 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~484 ~~دیجان .فارس 145،115،95 (دخویه درفهرست فقط صورتهای الغندجان ~~والغندکان هم آورده است) ~~غوبار. سرقند 345،341 ~~غوبان . هرات 280 ~~غوبدین ه دروازه‌ غوبدین ~~خور. شام 49، 77،46،72،71 ~~خور. خراسان 256،252، 296294،746،279،274،264،259،258، ~~348،30 ~~غوریه ه غور. شام ~~خوسان ه رود غوسان ~~وطه دمشق .شام 15، 316،315،74،72 ~~فادوسبان ه پادوسیان ~~فاراب ه باراب ~~فارجک ه دروازه‌ فارجکن ~~فارس (-بارس) 4، 162،40، 270،264،261،170، نیز پارس ویدهشود ~~فارسجین .جبال 202 (دخویه صورتهای فارسین و بارسین هم آورده است) ~~فارغر. ختل ماوراءالنهر319،290، 371 (دخویه درفهرست صورت فارغی ~~هم آورده است) ~~فارغره رود فارغر ~~فاروق فارس 92 ~~فاریاب (- باریاب). مرورود 301،285،284 ~~فارس . مغرب 45، 54،53 ~~فاقوس مصر45 ~~فامر. ماوراءالنهر 307 PageV00P544 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~فحصالبلوط.عغرب55،50 ~~فرات (رود-) 64،26،15، 193،79،75 ~~فراغنه . ماوراءالنهر 312 (کذا درمتن ، ظاهرأ فرغانه درست است) ~~فرانه.بخارا 332 (دخویه درفهرست صورت برانیه هم آوردهاست) ~~فراوره رود فراور ~~فراور بالا بخارا 331 ~~فراور پائین. بخارا 331 ~~قراونده . چبال 204 (دخویه در قهرست نسخه بدل فراویده هم آورده است) ~~فراوه ه رباط فراوه ~~فراوه. خراسان 267، 297،287 (دخویه در فهرست به افراوه هم ارجاع ~~داده است) ~~فربر. بخارا 319، 421، 064-366،345،431،324 ~~فرج. فارس 121،118،96 (امروزه فرگ گفته ونوشته می شود) ~~قرج بیتالذعب . هند ms423 174، 177 ~~فرجان.فارس 93 ~~فرخان ه دروازه فرخان ~~فرخشه، بخارا 370 (دخویه در فهرست صورتهای فرخشا وبرخشه عم آورده ~~است) ~~فرزک. فارس 106،99 ~~فرخشید ه دروازه فرخشید ~~فوزین .کرمان 169 ~~فرس (مردم وزبان) 141،128،125،111،104، 231،219،210،142، ~~274 ~~فرطاست . فارس 97 ~~فرع، دیارعرب 25،22 PageV00P545 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~484 ~~قرغانه سه رود فرغانه ~~فرغانه کوه فرغانه ~~فرغانه .ماوراءالنهر 9، 409،407،295،14،13، 314،312، 334،313، ~~364-366364،362،361،459،454-450،337 ~~فرغیدد. بخارا 330 (دخویه درفهرست صورت برغیدد هم آورده است ~~فرکرد. هرات 300،282(دخویه درفهرست فلجرد و فرکرده هم آوردهاست) ~~فرمامصر 64،9 ~~376،356 (دخویه در قهرست صورت قرتگه ~~فرنکث. شاش ماوراءالنهر ~~هم آورده است) ~~فرنگ ه اقرنجه ~~فرواب.فارس 107 ~~فرواب رود فرواب ~~فروان . خراسان 301،293،291 ~~فره ه رود فره ~~فره،سجستان 453، 256، 746،265،262،261،258(قراه هم کفته ~~میشود) ~~فریم : طبرستان 215 ~~فسا قلعه فسا ~~فسا(بسا). فارس هد 96، 114،104، 124،123،119،117،114، ~~145،144،122،126 ~~فستجان (جومه). فارس 118،96 ~~فسطاط مصر 45،62،61،59 ~~فشاپویه ی پشاپویه ~~فشیدبزه ه رود فشیدیزه ~~ففاسکون ه دروازه فغاسکون PageV00P546 ~~============================================================ ~~489 ~~فهرست جغرافیانی ~~ففر رودفغر ~~ففکث . ماوراءالنهر 375،357 (دخویه در فهرست به وغکث هم ارجاع ~~میدهد) ~~فکنان . اشروستة ماوراءالنهر 352 ~~لسطین . شام 31،15، 44،32، 69،48، 79،74،72-20 ~~فنک ه دروازه فنک ~~فوسجان . فارس 94 (دخویه درفهرست صورت فوشجان هم آوردهاست) ~~فهرج . کرمان 169،163 ~~فهرج. یزد 120،91 ~~فهلفهره . سند 174، 11810140 فهل فهره) ~~فهلو .فارس 95 (درچاب دخویه فهلق) ~~فیجه ضام 72 ~~فید ،دیار عرب 24 ~~فیرد.هرات280 ~~فیرزین. کرمان 163 ~~فبروز آباد. فارس جور ~~فیروز آباد ه دروازه فیروز آباد ~~فیروز قند. سجستان 143،242 ~~قیشجان ه قستجان ~~فیلان . ورای ارس191،190 ~~قیوم مصر 4 ~~قادسیه .جبال 24 ~~قارله. معرب51 ~~قارن. طبرستان 216،213 PageV00P547 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~و ~~قارن کوه ه کوه قارن ~~قاصان (کاسان) . ماوراءالنهر 365، 379،374 ~~قاشان (حکاشان) . جبال 242-238،210،209،205-201 ~~قاضی رباط قاضی ~~قالری (- قلری) . سند 182،174،174 ~~قالیقلا. ورای ارس 192 ~~قامهل . عند 143،12179،174،175 ~~قاین . خراسان 241، 301،299،998،244،287 ~~قبا.فرغانه ماوراءالنهر 362، 465،363، 379،362 ~~قبا.یثرب. دیار عرب 21 ~~قیاب . بیابان 244 ~~قباد.فارس44 ~~قبادخره فارس: 109 ~~قبرالحاجی . بیابان 247 (دخویه درفهرست نسخه بدل قبرالخارجی هم آورده ~~است) ~~قبق (کوه-) 226،184 ms424 ~~قبله. اران 192 ~~قبه زمزم . دیار عرب ~~قراجون .بخارا ~~349 ~~قراخزر 232 ~~قرطبه . مغوب ~~55،54،52 ،51،49،4 ~~قرقوب . خوزستان 82، 84، 145،144،85 ~~قرقیسیا 15 ~~قرماسین (کرمانشاه) . جبال 204،202 ~~قرمونه . اندلس 56،55،49 PageV00P548 ~~============================================================ ~~قهرست جغرافیانی ~~491 ~~قرنین .سجستان 245،262،261،259،254 ~~قریه م ه دیه0 ~~فریةالمجوس قم 242 ~~قریةالملح. سمنان 222 ~~قریتین .مرو 300،277 ~~قزدار ه قصدار ~~قزوین .جبال 920،919،217،214،214،210،204،204201،134، ~~222 ~~قزوین ه قلعه قزوین ~~طانه (کشتانه) .ری 222 ~~طینه11 ~~شمیر (کشمیر) 6 ~~قصابان ه دروازه قصابان ~~18-179،174 ~~قصدار ( قزدار) . سند ~~صر،سجستان 266،658،254 ~~قصر احنف. مرو 184 ~~قصر اعین فارس118 ~~قصرالبراذین (برادین). جبال 206،205 ~~قصراللصوص. جبال 204،202 (همان کنگاورست. درترجمه دیخربهصورت ~~قصر دزدان آمده است) ~~قصران .ری118 ~~صرقند. سند 174،،181،14 ~~قطایع مصر 4 ~~قطوان دیزه . ماوراءالنهر 368 (درفهرست دخویه صورت دزه هم آمدهاست) ~~قعیقان .دیار عرب 19،14 PageV00P549 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~492 ~~فص (. کوچ) . مکران 173،167-164 ~~قفض ه کوه قفص ~~قفیر .کرمان 163 ~~قلاص . ماوراءالنهر 368،454، 378 ~~قلری قالری ~~قلزم 64،41،39،13،9، نیز دریای قلزم دیده شود ~~قلسانه. مغرب 54 ~~قلعه. ماوراءالنهر 372 ~~لعهأس. فارس 102 ~~قلعه ابزر. فارس 103 ~~قلعه ابن عماره . فارس120 ~~قلعة ابن کندمان . ورای ارس 197 ~~لعه اسفنداباد فارس 103 ~~قلعه اشکنوان اشکنوان ~~لعه اصطخرفارس 109،102 ~~قلعه افشین . اشروشنه ماوراءالنهر 354 ~~قلعه اقلید. فارس 102 ~~قلعه بدره. کاشان 242 ~~لعه بیضا. فارس 102 ~~قلعة الجص .فارس 104 ~~لعهجفته. فارس 103 ~~لعه جنجان . فارس 103 ~~قلعه جوذرز . فارس 104 (شاید گودرز) ~~قلعه جور. فارس 103 ~~قلعه دارابجرد. قارس 103 PageV00P550 ~~============================================================ ~~493 ~~فهرست جقراقیائی ~~10 ~~قلعه روبنج. فارس ~~104 ~~قلعه سابور. فارس ~~102 ~~قلعه سرمق. فارس ~~104 ~~قلعه سعیدآباد. فارس ~~103 ~~قلعه سمیران .فارس ~~103 ~~قلعه شه موبد شیراز ~~لعةفسافارس 103 ~~لعهقزوین . جبال 219 ~~قلعه قیر ه قلعه کیر ~~قلعه کارزین . فارس 103 ~~قلعه کثه. یزد 102 ~~قلعة کیر ( قیر). فارس 103 ~~قلعه گبران (مجوس در ترجمه دیگر). یزد 116 ~~قلعة مرج جبال 202 ~~قلعهملاده. سجستان 240 ~~قلعهمنصور . فارس 104 ~~لقاطوس . ارمنیه 197 ~~قلمریه . مغرب 55،50 ~~جبال 242238،217،209،204،205-201 ~~قنات ms425 ه رود قنات ~~قنات سری ،تخراسان 263 ~~قناةالشاة. کرمان170 ~~قبلی سند 174،،181،14 ~~قندابیل (قندبیل) . سند 178،174،،182-18 ~~قنزهور. سند 181،180،174 (درفهرست دخویه صورت قتجبورهم أمده ~~است) PageV00P551 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~494 ~~قنسرین .شام 15، 79،75،74 ~~نطره .فارس94 ~~قنطرة ابی النعمان .جبال 202 ~~فنطره‌ اندامش .چبال 203 ~~105 ~~قنطره‌ تکان . میان فارس و خوزستان ~~قنطره‌ تکین ه درواره‌ قنطره‌ تکین ~~قنطره‌ جرد. ماوراءالنهر 343 ~~قنطره‌ حجاره‌ عادیه .فارس *10 ~~قنطرة الحجر. ماوراءالنهر 371 ~~قتطره‌ حسان ه دروازه قنطره حسان ~~قطره‌ حمدونه .بخارا 329 ~~قطرة خراسان .فارس 109،107 ~~قنطره‌ دزه . خراسان ~~284 ~~143 ~~قنطره‌ دیلمی . فارس ~~قنطره‌ سبوک . فارس ~~106 (در فرست دخویه نسخه بدل شوک هم آمده ~~است) ~~قنطره‌ سپید رود، جبال ~~197 ~~قنطره سکان . شیراز 134 ~~قنطره‌ سنجه. شام 75 ~~قنطره سنگ . ماوراءالنهر 372 ~~فنطره‌ سویقه ه دروازه قنطره سویقه ~~قنطره‌ فره . سجستان 242 ~~قنطره‌ کرمان . سجستان 265،257 ~~قنطره‌ وخشاب . ماوراءالنهر 318 ~~نوجسند 13،11 ~~قوادیان. ختل ماوراءالنهر 291، 317، 318، 320، 372 (درفهرست دخویه ~~صورت قباذیان هم آمده است) PageV00P552 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~295 ~~قواریریین ه جویبار قواریریین ~~قواربریین سه رود قواریربین ~~قواریریین حه مسجد قواریریین ~~قورس. شام 79 (درفهرست دخوبه قورص آمده است) ~~قوریه . مغرب55،50،44 ~~قوسین .ری218 ~~ومس (کومش) 239،2380224،222،221،219،217،214،133، ~~199،297،296،268،24 ~~قوهستان ( قهستان کوهستان) . خراسان 241، 279،270،269،257، ~~301،19-296،284-282،242 ~~قونه (2) .فارس 92 ~~قوین. فارس 91 ~~قهسنان رباط قهستان ~~قهستان ه قوهستان ~~قهندز ه دروازه قهندز ~~قیر ه قلعه قیر ~~قیروان . مغرب 44، 46 53، 60،54 ~~کی ~~کابرون . بادغیس خراسان 283،282 ~~کابل 4، 294،291،268،259 ~~کاث . خوارزم 322 ~~کاج. ری 242 ~~کاخشتوان . بخارا 331 ~~کاربنگ (- کاربنج) . ختل ماوراءالنهر 319،290 PageV00P553 ~~============================================================ ~~ممالک ومساناه ~~49 ~~کارزین ه قلعه کارزین ~~کارزین . فارس 121،119،111،106،103،95 ~~کارنیان (2) (آتشکده) . فارس 105 ~~کاریان. فارس 104،103،100،94،93،89 ~~کاریان (آتشکده) . فارس 104 ~~کاریان ه قلعه کاریان ~~کازرون. فارس ج، 124،123،121،120،116،114،104،105،97، ~~148،144،144،124 ~~کاسان . ماوراءالنهره قاسان ~~کاسان ه دروازه‌ کاسان ~~کاسان ه رود کاسان ~~کاسکان . فارس 107،97،92 ~~کاشان ه قاشان ~~کالوون . بادغیس خراصان 282، 283(دخویه درفهرست نسخه یدل کالیون هم ~~آورده است) ~~کامفیروز .فارس104،94، 148،142،134،122،107 ~~کان ه دروازه‌ کان ~~کاوخواره گاوخواره ms426 ~~کاونیشک .سجستان 265،264 ~~کاه. طحارستان 290 ~~کاهون .کرمان 168،162 ~~کبرنه . شاش ماوراءالنهر 376،355 ~~کبشک رود. کش ماوراءالنهر 348 ~~کبشه . نسف ماوراءالنهر350 ~~کبنچکت . سمرقند 342 PageV00P554 ~~============================================================ ~~297 ~~فهرست جغرافیائی ~~کبودنجکث . سمرقد 324،344 ~~کبیر ه رباط کبیر ~~کبیر (طوج) . فارس 93 ~~کتامه .مغرب 51،44 ~~کنه ه قلعه کنه ~~که .یزد 240،120،116،114،114،111،102،91 ~~کداک. شاش ماوراءالنهر 376،356 ~~کدر . اسبیجاب ماوراءالنهر360، 378 ~~کر. خزر 227 ~~کر (رود) . فارس ه رودکر ~~کراغ ه رود کراغ ~~کرامخان ه رباط کرامخان ~~کران . فارس 143،131،122،95 ~~کربگرد. هرات 280 ~~کرتش . مغرب 52 ~~کرج ابی دلف جبال 206-201 ~~کرج رود راور. جبال 207 ~~کرد. فارس 122،112،93 ~~کردان ه دیه کردان ~~کردبان . فارس 96 (دخویه در فهرست نسخه بدل کردمان هم آورده است) ~~کردر. خوارزم 324،322، 373 ~~کردران خواش. خوارزم 373،322 (دخویه درفهرست ضورت کردرانخاس ~~هم آورده است) ~~کردران خواش ه رود کردران خواش PageV00P555 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ح ~~498 ~~کرک .ری 218 ~~کرک. هرات 280 ~~کرکان . فارس 119 ~~کرکث. اشروسنه ماوراءالنهر 4520350، 375 (دخویه درفهرست نسخه بدل ~~کردکث هم آوردد است) ~~کرکس کوه. جبال 243،242،240 ~~کرکویه . سجستان 263 ~~کرکویه سه دروازه کرکویه ~~کرکی (بازار). بردعه 188 ~~کرم. فارس 117،96 ~~کرمان ه قنطره کرمان ~~کرمان 5، 45،13، 40، 129،120،114،104،102،100،91،87،77، ~~،252،250،245،244،241234،18،،174،170-161،144 ~~296،245،264،261،259 ،256 ~~کرمانج ه دروازه کرمانج ~~کرمانشاه ه قرماسین ~~کرمینیه . بخارا 335، 337، 334،366،342 ~~کرمینیه ه رود کرمینیه ~~کرو. اصطخر فارس 97 (دخویه صودت کرویه هم آورده است) ~~کروان. فارس 107 ~~کروان. ماوراءالنهر 379،365 ~~کروان ه رباط کروان ~~کروخ. هرات 300،281،280،277 ~~کرودین .سجستان 263 ~~کره. بوشنج (پوشنگ) خراسان 300 PageV00P556 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~99 ~~کره . اصفهان 118،115 ~~کره بودلف کرج بودلف ~~کره روذ راور نه کرج رود راور ~~کری. طبس خراسان 287،257،246،244 ~~کرین . قوهستانه کری ~~کریه ی رودکریه ~~کزک رود کزک ~~کس ، سجستان 265،252 (درفهرست دخویه صورت کش هم ضبط است) ~~کس (صحرا). فارس 130 ~~کسبه. ماوراءالنهر 375،330 ~~کش . سجستان کس ~~کش . ماوراءالنهر 334،317، 437، 348، 342، 349، 374،369،450 ~~375 ~~کش ه دروازه کش ~~کشانیه ه رود کشانیه ~~کشانیه ( کشانی). بخارا ~~کشک. کش ماوراء النهر ~~339 ms427 ~~کشعیر ه قشمیر * ~~کشمیهن .مرو 199،237 ~~کشنه ه رود کشنه ~~کشیستان . کرمان 170،162 ~~کبه 313،140،21 ~~کفر بیا. شام 76 ~~کفر توثا. شام 77 PageV00P557 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~کفره. فارس 115،93 ~~کلاباد ه دروازه کلاباد ~~کلار. طبرستان 224،223،216 ~~کلار. قارس 93، 122 (شاید خلار ؟ دخویه در فهرست نسخه بدل جلاررا ~~آورده است وشاید خلار باشد) ~~کلازن (آتشکده) . فارس 105 (دخویه درفهرست صورت گل آذر هم آورده ~~ات ~~کلشجک . شاش ماوراءالنهر 355، 377 ~~کلوان .سند 179 ~~کلهباد ه دروازه کلهباد ~~کلیوان .خوزستان 82 ~~کمارج.فارس 97 ~~کمین .فارس 93 ~~کنار. فارس 118 ~~کنبایه هند 182،179،174،175 ~~کنت (4) 13 ~~کنج رستاق . بادغیس خراسان 283،269 ~~کنجر ، سجستان 262 (دخویه در فهرست صورت کنکره هم آورده است) ~~کنجیده . اسپیجاب ماوراءالنهر360 ~~کند. ماوراءالنهر 379،367 ~~کند درم ، جوزجان 286،285 (دخویه در فهرست صورت کندرم هم آورده ~~است) ~~کندر (رباط) . سجستان 365 ~~کندر . نیشابور 299،271 ~~کندک. ماوراءالنهر 369 PageV00P558 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~کنده ه دروازه کنده ~~کنده، دیار عرب 30 ~~کنسا. فارس118 ~~کنک ه رود کنک ~~کنگراک. شاش ماوراءالنهر ~~378،455(دخویه درفهرست صورت کندراکن ~~هم آورده است) ~~کنیسه . شام 76،67 ~~کواخرز. نیشابور 271 ~~کوار. فارس 150،119،106،95 ~~کواران . هرات 278 ~~کوارغلوه. فارس 115 ~~کواشان . هرات 281،280،274 ~~کوجاغ. خوارزم 323 ~~کوچ قفص ~~کوچه به سکه ~~کوچه خاقان ه دروازه‌ کوچه خافان ~~کوچه ختع. بخارا 329 ~~کوچه سهل دروازه‌ کوچه سهل ~~کوز. فارس 118 (دخویه درفهرست صورت کروهم آورده است) ~~کوستان . سجستان 263 (دخوبه درفهرست صورت کوسکان هم آورده است) ~~کوسوی .هرات 282 ~~کوشک. هرات 278 ~~کوشک ابن عماره. پارس40 ~~کوشک احنف ه قصر احنف ~~کوشک جلال دیزه . بخارا 330 PageV00P559 ~~============================================================ ~~محالک ومسالک ~~502 ~~کوشک دهقان ه دروازه‌ کوشک دهقان ~~کوغناباد. بادغیس خراسان 283،282 (دخویه درفهرست صورت کوغانا باد ~~هم آورده است) ~~کوغون . کرمان 168،162 ~~کوفا. بادغیس خراصان 283،282 ~~کوفه. دیار عرب ~~201،144،31،16،95 ~~کوکان. هرات ~~140 ~~744 ~~کوکور. قهستان ~~کوم ه کوه کوم ~~کومش ی قومس ~~کولسره. آذربیجان ~~198(دخویه درفهرست صورت کورسره هم آورده ~~است) ~~کومین . کرمان 170،163 ~~کوه ابوقبیس . دیار ms428 عرب18 ~~کوه اثالب . دیار عرب 23 ~~کوه احد. دیار عرب 22،21 ~~کوه اشروسنه. ماوراءالنهر 452 ~~کوه بارز . کرمان 165،163 ~~کوه بارسک . کرمان 247،244 ~~کوه بتم به بتم ~~کوه بلکیان . غرجستان284 ~~کوه بوان .فارس 115،107 ~~کوه بهراء. شام68 ~~کوه بهستون ( بیستون) ،جبال 210 ~~کوه پادوسپان . طبرستان 215،214 PageV00P560 ~~============================================================ ~~04 ~~فهرست جغرافیائی ~~کوه جرجان 214 ~~کوه جغراغز. خوارزم 325 ~~کوهجمفارس 114 ~~کوه حارث (حرث) . ارمینیه 211،195 ~~کوه حویرث . ارمینیه 195 ~~کوه دماوند (دنباوند) 218،211،210 ~~کوه دینار (-دنا) . فارس 105 ~~کوه ذیب. اران189 ~~کوه رضوی. دیار عرب 25 ~~کوه روبنج. دیلم 216-214 ~~کوه ساغرج، صمرقند 347 ~~358 ~~کوه سافلسغ . ایلاق ماوراءالنهر ~~344 ~~کود ساودار (شاودار). سمرقند ~~کود سبلان . آذربیجان 211 ~~کوه سیام. کش ماوراءالنهر 348 ~~کوه سیاه. اسفزار خراسان 263 ~~کوه سیاه کوه. بیابان ه سیاه کوه ~~کوه سیم . ایلاق ماوراء النهر 377،456 ~~کوه سیم (-جبل الفضه) . بادغیس خراسان 282 ~~کوه سیم، بنجهیر 277 ~~کوه شبام . دیار عرب 28 ~~کوه طارق 43 ~~کوه طورسینا ه طورسینا ~~کوه طی. دیارعرب 26،24،17 ، نیز جبلی طی ~~کوه طین. فارس 103 PageV00P561 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~504 ~~کوه غزوان . دیار عرب 23،22 ~~کوه فرغانه . ماوراءالنهر 316 ~~کوه قارن (-قارن کوه) . طبرستان 215،214 ~~کوه قبق . ورایارس 226،186 ~~کوه قفص .مکران 163، 165،164 ~~244،242،240 ~~کوه کرکس کوه. بیابان ~~کوه کوم. بلخ 292 ~~340 ~~کوه کوهک. سمرقند ~~کوه لبنان . شام 68 ~~کوه لکام ه جبل لکام ~~کوه ماسبدان سه ماسبذان ~~کوه مذیخره . دیار عرب ~~کوه مردقشه سه مردقشه ~~کوه مطلع . دیار عرب ~~کوه مقطم. شام 45 ~~کوه میجان . کرمان 165 ~~کوه نقره. کرمان 169،165 ~~کوه نقره. ماوراءالنهر ه کوه سیم ~~کوه ورکه. بخارا 334،233 ~~کوهستان سه (جبال) 5، 217،210،209،206،192،145،139،77، ~~240،222،22 ~~کوهستان حه قهستان خراسان ~~کوهستان ابی غانم کرمان 167،164،163 ~~کوهستان شامات .کرمان 164 ~~کوهستان قفص. مکران 164 PageV00P562 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~505 ~~کوهک ه دروازه‌ کوهک ~~کومک ه کوه کوهک ~~کوهک.ری 217 ~~کوهک .سمرقند 340 ~~کوهکان . فارس 95 ~~کویابه .خزر 234،245،230 ~~که. یلخ301 ~~کهده.ری 222 ~~کهرجان .فارس 117،104،106،95(دخویه ms429 درفهرست صورت کهرکان ~~هم آورده است) ~~کهسیم (کوه سیم) . ایلاق ماوراء النهر 377،356 ~~کک.سجستان 265،258،25 ~~کهکاب.فارس 98 ~~کهمندفارس 116 ~~کهن ه دروازه‌ کهن ~~کیاخره. جور، فارس110 ~~کیت. خوارزم 323، 324 (دخویه درفهرست ذیل جیت آوردهاست) ~~کیر ه قلعه کیر ~~کیر (- قیر) . فارس 122،103،95 ~~کیران. اران 191 ~~کیرند. فارس 115 ~~کیز .سند 181،175،173 ~~کیزرین . فارس 122،95 (کارزین4) ~~کیز کانان . سند 181،179،174 ~~کیش. فارس 92 PageV00P563 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~50 ~~کیف . بادغیس خراسان 301،283 ~~کیل کوی. ارمینیه 197 (دخویه درفهرست صورتهای کیلکوین، کیلکون ، ~~کیلوای هم آورده است) ~~کیماک ( کیماکیه) 230،12،11 ~~ک ~~گازران ه رودگازران ~~گاوخواره ه رود گاوخواره ~~گبران ه دیه گبران ~~گبران ه قلعه گبران ~~گچین ه دیرگچین ~~گربایگان سه جرفادقان ~~گرج. ورای ارس190 ~~ردبجرد. فارس96 ~~گردکان. کرمان 168،162 ~~گرگان ه دروازه گرگان ~~گرگان ه جرجان ~~گر گانج ه جرجانیه ~~گرمه ه جرمق (بیابان) ~~گرمه. سجستان 253 ~~گلودر (مرصدر) . فارس 117 ~~گنابذ ه ینابذ ~~گنبد ملجان . فارس 98،97 ~~گنج روستاق ه روستای گنج ~~گنده حه دریاچه گنده PageV00P564 ~~============================================================ ~~فهرست جفرافیائی ~~گندی شاپور ه چندی سابور ~~گوره جور ~~گورحاجی ه قبرالحاجی ~~گورستان حسین .نیشابور 271 ~~گوزگانان ه جوزجانان ~~گیل سه جیل ~~لاذقیه .مغرب ~~لارده . مغرب ~~54،51،48 ~~204،203 (امروزه الشترگفته ونوشته می شود) ~~لاشترجبال ~~لاغرستان . فارص 123،95 ~~لافت فارس16،34 ~~لانه الان ~~لاوکند. ختل ماوراءالنهر 319،290 ~~لاهونمصر م4 ~~لبان. ماوراءالنهر 334 ~~لبله. اندلس 55،49 ~~لبنان ه کوه لبنان ~~لجرا. خراسان 294،291 (دخویه درفهرست لجریاب هم آورده است) ~~لجون.شام69 ~~لسان . قلزم 15،9 ~~لکام کوه لکام ~~لمراسک . طبرستان 214 ~~لنجان ه خان لنجان PageV00P565 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~0 ~~لوالجان.فارس ~~100،89 ~~لور (لر). جبال ~~209،204،203،20 ~~لورگان. فارس ~~197،190 ~~لیران. ورایارس ~~لیوکند ه لاوکند ~~ماء ه دروازةماء ~~ماچان ،ه بازار ماچان ~~ماجان سه رود ماچان ~~ماجان ه مسجد ماجان ~~ماجان .مرو274،274 ~~مادران. جبال 202 ~~مارآباد. هرات 300،281،277 ~~مارده . مغرب 55،50،49 ~~مارست ،طبرستان 223 (دخویه درفهرست نسخه بدل بارست هم آورده ~~است) ~~ماروان. فارس 96 (مادوان2) ~~مازمین .دیار عرب 20،19 ~~ماسبذان ه کوه ماسبذان ~~ماسرم ms430 . فارس 106 (درفهرست دخویه ماصرم است) ~~ماسکان . مگران180 ~~ماسکانات .فارس96 ~~مالقه. اندلس 44، 47، 56،55،50 ~~مالن . نیشابور 298،271 PageV00P566 ~~============================================================ ~~09 ~~فهرمت جغرافیانی ~~مالن هرات 277،،300،281،28 ~~مامطیر. طبرستان 123،214 ~~مامفان .فارس 97 ~~مانکبر. هند 175 ~~ماوراءالنهر،،11، 1334، 195،90،279،275،27264 ~~34030 ~~ماهان .کرمان 169،163 ~~ماهی رویان ی ماهی روبانه مهروبان ~~ایین فارس 122،118،104،94،92 ~~مایمرع. بخارا330 ~~مایمرعمصغد 34، 344، 349،344 ~~متریس . ارمینیه 197 ~~متوٹ ،خوزستان شه (دخویه درفهرست صورت متوت هم آورده است ~~متقبشام 79،76 ~~محالی .سند 174 ~~محرابطن-). دبار عرب19 ~~ه ربا مد ~~محوله.فارس 14 ~~مدرا رود مدرا (آیا مدوانیست؟) ~~مدمینیه (مذمینیه) . ماوراء النهر 322، 323،324 ~~مدوا. اوش ماوراءالنهر 379،365 (آیا مدرا نیست؟) ~~مدیامجکث ه مذیامجکث ~~مدین . دیار عرب 14، 39،32،24،17 ~~مدینه ، دیار عرب 14، 21،17، 119،46،42،41،26،25،22 PageV00P567 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~510 ~~مدینه .اصقهان 206،205 ~~مدینه ،جرجان 221 ~~مدینه محصنه ه دروازة مدینه محصنه ~~مذر.طخارستان301،290 ~~مذیامجکث . بخارا 345، 374 ~~مذیخره کوه مذیخره ~~مر ه بطن مر ~~مراغه . آذربیجان 198،193،187 ~~مربعه ابیجهم .مرو 284 ~~مربعه امیر. اشروسنه ماوراءالنهر 451 ~~مرج (قلعه-) . جبال 204،202 ~~مرداجقان ه مزداجقان ~~مردقشه ه دروازه‌ مردقشه ~~مردقشه کوه مردقشه ~~370 ~~مردوس ماوراءالنهر ~~مردویه نه خان مردویه ~~مرزبان. سعرقند 344، 344 ~~مرزفان . کرمان 170،161 ~~مرسمنده . اشروسنة ماوراءالنهر ~~354،352،351 ~~مرسیه : مغرب 44، 55،52،47 ~~مرعش. شام 76،6 ~~مرغاب ه رود مرغاب ~~مرغاب مرو 275 ~~مرغینان . فرغانه ماوراءالنهر 364 ~~مرند. آذربیجان 187 PageV00P568 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیائی ~~511 ~~،297295،22،246،244،272،275 ،273،272،270،249 ~~1300،299-مروشاهجان) ~~مرودود ته رود مرورود ~~مرورود. خراسان 361،301،298-296،24-284،269 ~~132 ~~مروسدان فارس ~~مروست ،قارس ~~32،25،1 ~~مروه، دیار عرب ~~118،9 ~~مویزچان فارس ~~مزداجقان .خوارزم 324،322 (دخویه نسخه بدلهای مزداحقان، مزداخکان ~~هم آورده است ~~مزدکان (مقبره) .فارس 136 ~~مزدلفه دیار عرب 21-19 ~~مزرعه . بیابان 243 ~~مزه ه دود مزه ~~مزینان . تیشابور 299،272 ~~مستجان .فارس 14 ~~محند ~~مسجده ه دروازه‌ مسجد ~~71،70 ~~مسجد ابراهیم : شام ~~329 (ظ : اخشید) ~~مسجد احید (2). بخارا ~~مسجد بلخ عرات 179 ~~مسجد بنیمروان مرو274 ~~سد الحرام11،19،14 ~~مجد سییدان . هرات 140 ~~مسجد سلیمان بن داود. اصطخر141،109 PageV00P569 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~512 ~~مجد سجستان .هرات 779 ~~مسجدالعارض . بخارا 329 ~~مجد عتیق مرد 283، 23 ~~مسجد قوادیریین، ms431 بخارا 329 ~~مسجد ماجان . بخارا 328،273 (ماج) ~~مسحا. اشروسنة ماوراءالنهر 454، 354 ~~مسفله.دیار عرب 14 ~~مقط اران 228،191 ~~مسکان . فرغانه 365 ~~مسکانات .فارس 123 ~~مسن فارس 105 ~~من ه رود مسق ~~مسواهی .سند 174،174 ~~مسوبان آتشکده مسوبان ~~مسومة (حجارة). شام ~~مشجان ( مشکان) فارس ~~116،99 ~~مشعرالحرام ،دیار عرب ~~21،19 ~~مشکان ه دروازه مشکان ~~مشکان ه مشجان ~~مشکویه . جبال 222 ~~مشکانات ه مسکانایت ~~مشکی ، مکران 180،174 (دخویه درفهرست صورت مشکه هم آورده است) ~~مصفارس 96 ~~866580،4541،39،35،32،31،14،13،10،7 ،4 ~~183،144،77،74 ،7 PageV00P570 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~مصرین .شام 74 ~~موده، مخرتب ا5 ~~میصه . شام44، ع، *79،7 ~~مطلع ه کوه مطلع ~~معانشام74 ~~معدن بنی سلیم ،دیار عرب31 ~~معدن نقره. دیار عرب 31 (نیزکوه نقره و سیم دیدهشود) ~~معره. شام 74 ~~مسکر. نیشایور 270 ~~معلاه، دیارعرب18 ~~معول ه چشمه معول ~~مغوب 41،14، 632 144،72 ~~مفطاة (جاه) . دیارعرب 24 ~~مفگان. بخارا 334، 334،333 ~~مفگده ه دروازه مغگده ~~مغون. کرمان 162، 170،167 (شاید چشمة معول (2) هم مغون باشد) ~~مقام ابراهیم . دیارعرب18 ~~مقطم کوه مقطم ~~کران 161، 164، 258،252،238،183-178،174 ~~مکری (زبان) 179 ~~مکناسه . مغرب55،51 ~~ه 140،36،32،31،27-24،22-14 ~~ملاده ه قلعه ملاده ~~ملازگرد به منازگرد (مناذجرد) ~~ملتان (ملتان) 6، 35، 252،183-175 PageV00P571 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~514 ~~98،97 ~~ملجان .فارس ~~78،75،44 ~~ملطیه. شام ~~ملون. شام ~~51 (دخویه درفهرست صورت ملیلی هم آورده است) ~~ملیله مغرب ~~ممتار .دیارعرب14 ~~ممطیر حه مامطیر ~~ممینهاباد (2) . خوارزم 322 ~~مناذر بزرگ .خوزستان 83 ~~مناذرکوچک .خوزستان 83 ~~متازگرد ( ملاز کرد ملاذچرد مناذچرد) 192 ~~مبج،شام 79،74،75 ~~منتنه ه دریاچه منتنه ~~منحاتری .سند 182،133،174 ~~منصور حه قلعة منصور ~~منصوره،سند4، 93، 0، 18414 ~~منصوده .طبرستان 215 ~~مص ه ~~منگ .ختل ماوراءالنهر371،319،291،290 ~~منوجان ( منوگان) . کرمان 163- 170،167 ~~منی (-منا) .دیار عرب 20،19 ~~مورجان .فارس 142 ~~مورجان قومس 224 ~~مورستان. فارس 106،97(دخویه درقهرست صورت موردستان را هم آورده ~~است. شاید این صورت درست تر باشد به مناسبت وفور درختچه مورد ~~درنواحی فارس) PageV00P572 ~~============================================================ ~~فهرست جغرافیانی ~~515 ~~مورق.فارس 121،98 ~~مورور.اندلس49 ~~موصل جبال 196 ~~موقان ( موقانیه موغان) . آذربیجان 192،187- 228،197،194 ~~وقف ممصر0،59 ~~مولتان ه ملتان ~~دیه . مغرب 43، 44، 54،44 ~~مهره دروازه‌ مهر ~~مهران نه ms432 رود مهران ~~مهرجاسقان .فارس92 ~~مهرجان. فارس ~~199،272 ~~مهرچان . نیشابور ~~مهرزنجان .فارس ~~214 ~~مهروان .طبرستان ~~مهروبان (-ماهی رویان) 45، 39، 40، 127،121،120،115 ~~مهره .دیارعرب 32،31،64 ~~مهلب (خان-) . بیابان 248 ~~میفارس 115 (دخویه درفهرست صورت "مه" هم آورده است) ~~میافارقین . آذربیجان 198،193 ~~میان رودان. فرغانه 365،363 ~~میانکال. بخارا 369 ~~میانکدر . ماوراءالنهر 378 ~~میان کش .کش ماوراءالنهر 349 ~~میانه (میانج) : آذربیجان 198،187 ~~میبد، یزد 120،99 PageV00P573 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~514 ~~میته ه دریای میته (منتنه ~~میجان (کوه) . کرمان 165 ~~میدان ه دروازه میدان ~~میدان حسین .نیشایور 270 ~~فونم صجستان 243 ~~میله .ختل ماوراءالنهر 298 ~~میله .طبرستان 223،214 ~~میلی ه رود میلی ~~ما ه حان میم ~~میمند،فارس 94 ~~میناه دروازه مینا ~~مینگ . اشروسنه ماوراءالنهر 353، 354 ~~ابلس 0شام70،9 ~~نابند (-نایبند). کرمان 245 ~~تاتل . طبرستان 223،216 ~~ناجت. کرمان 169،162 (دخویه درفهرست صورت ناجته هم آوردهاست) ~~ناصی ه رباط ناسی ~~ناکور. مغرب 54،45،43 ~~نائین .فارس 123،120، 144، 249،244،243،240 ~~نائین. فارس (دیگری) 106 ~~نجارجفر، بخارا31 ~~نجاریه ه دروازه‌ نجاریه ~~تجاکث . شاش ماوراءالنهر 458،455، 378 ~~نجد. دیارعرب 238،30،22،17 (دونجد ست: یکی دریمن یکی درحجاز) PageV00P574 ~~============================================================ ~~517 ~~فهرست جغرافیاتی ~~نجران .دیارعرب 32،27 ~~نجم (2) . ماوراءالنهر 378 ~~نجیرم . فارس 130،122،95،40 ~~فضجوان نشوی ~~ضب ه فسف ~~نرماشیر :کرمان 249،240،169،163 ~~نز(برکه-). قیروزآباد فارس 131 ~~نزوه،دیارعرب 29 ~~خراسان 292،282،270،269 ~~فسف ه وادی نسف ~~فماوراءالنهر 317، 328، 375،24،469،450348،33 ~~نسیای سغلی . ماوراءالنهر 364 ~~نسیای علیا. ماوراءالنهر 366،364،363 ~~نشابور ه نیشایور ~~نشاتک (بیضا) ،فارس ~~113 ~~349 ~~نشکرده. کش ماوراءالنهر ~~198،192 ~~نشوی ( نخجوان) .اران ~~نشین غرجستان 286 ~~نصر آباده بازار نصرآباد ~~نصرآباد.ری 217 ~~فره. اندلس 55،51،48 ~~نقار.فرغانه 364 379،346 ~~نقره ه کوه سیم ه کوه نقره ~~نکالک. شاش ماوراءالنهر 356 ~~موذلغ . ایلاق ماوراءالنهر 356، 377 PageV00P575 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~518 ~~نوه دروازه‌ نو ~~نوا. طبرستان 219 ~~نوباغ امیر. بخارا 333 ~~نوبنجان (نوبندگان).فارس ، 97، 113- 124،121،119،115 ~~نوبندگان ه توبنجان ~~1058،r 43 ،41 ،44،14،10 فوبه مغرب ~~نوبهار ه دروازه نوبهار ~~توبهار. بخارا330 ~~نوجکث . دروازه توجکث ~~نوجکث . اشروسنه ماوراءالنهر 375،350 ~~355 ~~نوجکث. شاشماوراءالنهر ~~نوخیک دروازه‌ نوخیک ~~244 ~~نوخانی . خراسان ~~320 ~~نوذر. ماوراءالنهر ~~نوره دروازه‌ نور ~~333،322 ms433 ~~نوزوار. خوارزم ~~نوغکث. ایلاق ماوراءالنهر 376 (دخویه در فهرست نسخه بدل نوبخکث هم ~~آوردهاست) ~~نوقان .طوس 272 ~~نوقد قریش . کش ماوراءالنهر 375،348 ~~نوکث ( نکث). بخارا 326، 334، 333، 373 (دخویه درفهرست نسخه ~~بدلهای بومجکث و بنجکث را آوردهاست) ~~نوکنده سی رود نو کنده ~~نوی. آذربیجان 194 ~~نه. سجستان 265،252 (دخویه درفهرست صورت نیه هم آوردهاست) ~~تهاوند.جبال 206،204،204،201 PageV00P576 ~~============================================================ ~~519 ~~فهرست جفرافیانی ~~نهر ی رود ~~نهرتیری . خوزستان 45083 ~~نهرزنجان.کرمان 163 ~~قیرب،شام 72 ~~یریز.فارس 123،96 ~~یشابود ( نیسابور نشابور) 272-269،249،244،240،223،210 ~~30-296،189،286،82،274 ~~یشک .سجستان 264،247 ~~نیشک ه دروازه‌ نیشک ~~نیشک ه رود نیشک ~~نیل ه رود نیل ~~یه ،کرمان 244 ~~واحات (الواحات): 43،13، 63،62،58،42 ~~وادی بلخ4 ~~وادی جیحون 373،349،346،249 ~~وادیالحجارة . اندلس 54،51،50 ~~وادی زیارت. ماوراءالنهر 379 ~~وادی سایره. دیارعرب 24 ~~وادی سایه . دیارعرب ~~وادی ستاره . دیارعرب ~~27 ~~وادی سغاور، نیشابور ~~378،36035 ~~وادی شاش : ماوراءالنهر ~~374343345343 ،34338،314 ~~وادی صفد. ماوراء النهر ~~22،21 ~~وادی عقیق ، دیارعرب PageV00P577 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~520 ~~وادیالقری . دیارعرب 26،24،22،17 ~~وادی نسف . ماوراءالنهر348 ~~واسط. شام 85،84،14 ~~واشجرد. ماوراءالنهر 309، 418، 372،350،420 ~~واق واق 107 ~~وانکث. ماوراءالنهر 379 ~~وخان .خراصان 320218،295،91،264 ~~وخش رود وخش ~~372320،314،29 ~~وخش. ختل ماوراءالنهر ~~وخشاب نه رود وتحشاب ~~وخشاب ه قنطره وخشاب ~~وداکث ه رود وداک ~~ودان . دیارعرب25 ~~وذار. سمرقند 336، ه3 (در فهرست دخویه صورتهای وذاره و ویذار ~~هم آمدهاست) ~~ورامین .ری 242،241 ~~وراءالنهر. 321،317 ~~ورثان .اران 196،193،192،187 ~~وردانه . بخارا 331 ~~وردوک. شاش ماوراءالنهر ~~376،455 ~~ورزنین .دی214 ~~ورسنین ه دروازه ورسنین ~~ورسنین سمرقتد 9ه ~~ورغ. بخارا 330،328 ~~ورغر ه پرغر (برغر) PageV00P578 ~~============================================================ ~~529 ~~فهرست جغرافیانی ~~ورفسر، سرقند 340 344 ~~ورکه کوه ورکه ~~ورکه . بخارا 332 (دخویه درفهرست صورت ورکی هم آورده است) ~~وروالیز طخارستان 3010293،292،289 ~~وروگرد ه بروجرد ~~وزگرد. سمرقند 345 ~~378،440 ~~وسیج. اسپبجاب ماوراءالنهر ~~350 ~~وغکث . اشروسنة ماوراءالنهر ~~ولاشگرد. کرمان 162، 170،167 ~~ویذار ه وذار ~~ویزه. ماوراء النهر 370 (آیا دیزه نیست؟) ~~ویشگرده واشجرد ~~ویمه .ری 218،214 ~~وینگرد. ماوراءالنهر 378،368،354 ~~هاروتیه .شام7664 ~~هاشمگرد. ماوراءالنهر 369،320 ~~نجد14،24 ~~هراه ی رودهراه ~~هراه ه دروازه هراه ~~هراه (هرات هری). خراسان 262،249، ms434 282272،29،263 ~~300،297295،2 ~~هراه (هرات). فارس 108،92 ~~هرمز سه آنشکده هرمز PageV00P579 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~522 ~~هرمز سه دروازه‌ هرمز ~~هرمز (هرموز). فارس 45، 141،95،0- 170،167 ~~هرمز.کرمان 170،169 ~~هرمزفره ه رود هرمزفره ~~رمزفره. مرو 300،299،277 ~~هرموز ه هرمز ~~هری ه هراه ~~هریه. فارس111 ~~هزار، سجستان نه رباط هزار ~~هزار فارس 118،92 ~~هزاراسب .خوارزم 322، 371،0،323 ~~هزارحوض . بیابان 244 ~~هشام ه دروازه هشام ~~ده حفده ~~هفدر .قومس 224 ~~هفده (ففت ده). ماوراء النهر 365 ~~هلاورد. ختل ماوراءالنهر ~~319،290 ~~هلبک سه رود هلبک ~~371،19،291،29 ~~هلیک. ختل ماوراءالنهر ~~مجان. فارس95 ~~مدان ،دیارعرب ~~1211209،2020 ~~همدان ،جبال ~~همند، فارس ~~هنده (منذوستان) 41،45،13-11،8،4،5، 13-175،174،102 ~~312،307،294،293،268،259،25219 PageV00P580 ~~============================================================ ~~523 ~~فهرست جغرافیانی ~~هندوان ه دروازه هندوان ~~نلمند فیرمندحه رود هندمند ~~هندیجان .فارس97 ~~هور جنابه دریای پارس ~~هیت دیارهرب*1 ~~هبر. فارس 119 ~~یارکث .سرقند 345 ~~یافا (یافه). شام 79،69 ~~یحیی دروازه‌ یحیی ~~بزد 123،120،114،114،111،91 240،142،145،132، ~~249،242،244،249 ~~یزد آباد. ری 222 ~~یغان . صغد 344، 43 ~~یلعلم: دیارعرب16 ~~یامه دیارعرب 16،22،17 ~~یمن .دیارعرب 14،14،12، 41،3906،31،40،24-25،17 ~~،239،244،144،129،128 تیز بطن بن ~~ینابذ (گناباد جنابد). خراسان 299،288،287 ~~بع ،دیارعرب 25،24 ~~یونان (یونانیه) 16 ~~یونان .اران194 ~~یهوده دروازه‌ یهود ~~بهودیه، اصفهان 204،205 ~~یهودیه. جوزجان 246-244 PageV00P581 ~~============================================================ ~~فهرست طوایف واقوام وقبایل وزموم ومداهب ~~اسحاقیه. کرد 100 ~~اسلام (مسلمان ، مسلماتی) 5-، 12- ~~آزاد دختیه . کرد 101 ~~1،51،،7 3435،14 ~~آل ه بتی“ نیز دیده شود ~~94،408377،73 66 ~~آل ابوزعیر 150،131،130،95 ~~134،133،129،128،03 ~~آل ابوالنجم 274 ~~1،13،178177144 ~~آل ابیدلف 134 ~~204-20،19،91114 ~~آل ابی ساج 354 ~~آل ابی زهیر سیف آل ابی زهیر ~~23122226220،21 ~~234 ~~آل ابی صفیه 138 ~~اشتامهریه کرد 101 ~~آل اغلب (ینی اغلب) 60،52،46 ~~اصحاب اخبیه ه اخبیه ~~آل بنی عماره آل عماره ~~ااسره 196،190،133،128،903، ~~آل بونجم ه آل ابوالنجم ~~231،211 ~~آل جستان 214 ~~اکراد کرد ~~آل جلتدی ه جلندی ~~اکره 191 ~~آل حبیب 138 ~~اهل اعتزال (معتزله) 127،83 ~~آل خالد بن احمد بنحماد 275 ~~اهل سنت وجماعت 127، ع283،1 ~~آل حنظلة بن تمیم 131 ~~آل سامان ه سامانیان ~~آلسیف 130 ~~بتر 51 ~~آل صفار 260،259،145،130 ~~برازدختیه ، کرد 101 ~~آل ضبه ms435 215 ~~برامکه 137 ~~آل عماره 130،129،903 ~~اباضیه (اباضیان) 45،28 ~~برانس 51 ~~بربر 23،1021،4-44 ~~اخبیه (اصحاب) 41 ~~اذرکانیه . کرد 101 ~~بقیلیه کرد 100 ~~ارثانیه 235 ~~بلغار فهرست جقرافیائی دیده شود ~~ارمنی 195145 ~~بلوج ی فهرست چقرافیائی دیده شود ~~ازد پنی ازد ~~بندادقیه کرد 101 ~~ااوره 129 ~~بندادمهریه کرد 100 PageV00P582 ~~============================================================ ~~فهرست طوایف و اقوام وقبایل وزموم ومذاهب ~~525 ~~ترسا (ترسایان- ترسایی) 6، 41،16 ~~بنوسه آل نیز دیده شود ~~168،127،74،1، ،4 ~~بنو مد ه پنیسعد ~~97،63231229،196 ~~بشی الصفار سیف بنی الصفار ~~25،33 ~~بنو هذیل *2 ~~ترک (ترکان. ترکی) 131،12-7_ ~~بنو هلال *2 ~~232،224227،221،13 ~~بنیازد 134،130،129 ~~بیاسد 26،17 ~~،29،295،268،25،23 ~~316،313 312،309،318 ~~بنی اسرائیل 58 ~~ینی اغلب آل اغلب ~~358354،337،324،24 ~~بیامیه 164،131،104،78،53-48 ~~6،445،33261،30 ~~یتم 26،94،18،97 ~~تغلب *1 ~~بنیجذام 27 ~~ثمود 24 ~~بنیحرب 18 ~~جح ~~ی حیر 4 ~~بنی الراسبی ه دور بنی الراسبی ~~جعفریان 18،2125 ~~جلالقه 50،48،44،3،11، 52،5 ~~بنی زهیره آل ابو زهیر ~~جلندی (آل-) 130،129 ~~بنیسالم 50 ~~بنیسامة بن لوی 19 ~~جلیلیه ، کرد 101 ~~یسعد 16،24 ~~جهود (جهودان) 73،27، 128،127 ~~یسلیم 31 ~~232،229،151139 ~~بنی الصفار مه آل صفار ~~جلویه 8، 135134 ~~بنیعامر 19 ~~حسینی (زیدی) 17 ~~بنیالعباس 164 276،274 ~~حسینیان 16،25 ~~بنی العلیص 26 ~~خرز فهرست جغرافیائی دیده شود ~~بنی عماره آل عمارة ~~خماشره 191 ~~بنیفزاره 27 ~~خوارج 281،260166 ~~بنی کلب 27 ~~در ~~بنیلخم 27 ~~بنیمروان 32، 48 ~~رامانیه. کرد 100 ~~یضر 1، 1،17 ~~ره 1 19،27 ~~بنیهاشم 74 ~~روات 71 ~~رومی (رومیان، رومیه) 11 (به روم ~~درفهرست جغرافیائی نیز نگاه شود) ~~تابعه 339 PageV00P583 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~52 ~~صاحهه کرد 100 ~~زبادیه . کرد 101 ~~صفاریان ه آل صفار ~~183،40 ~~زنگی(زنگیان) 36،13،11،10، 37 صفریان . کرد 101 ~~صحانی 15 ~~زیدی حسیشی ~~صیریه کرد 101 ~~به 115 ~~ساساتیان ~~سامانیان (آنسامان) 132، 314،313 ~~طاهری (طاهریان) 437،2720240 ~~34،333،،327 ~~طهمادیه . کرد 101 ~~سامری 127 ~~6ع ~~اعیه 4 ~~عباسیان ه پنی العباس ~~سجزیه (دولت) 83، 165،147 ~~عرب اشتری 109 ~~چزیان 133 ~~اده میف عاره ~~سلمونیه ،کرد 101 ~~عمالقه علا ~~متت و جاعت ه اهل سنت وجماعت ~~غزیه فهرست ms436 جفرافیانی دید، شود ~~سیاوردیه عاا ~~ق ~~اعان * 3152،14-107 ~~فراتیه . کرد 101 ~~سیف آل ابی زهیر 95، 130 ~~ف بنیالصفار 130،100،95،90 قبط *ا ~~قراخزر 232 ~~سف عماره 9 ~~قرمطی(قرامطه، قرمطیان) 22، 140،28 ~~ش ~~قریش 175، 177 ~~شاهاکانیه، کرد 101 ~~ن ~~شاهونیه . کرد 101 ~~کجینه کرد 101 ~~شراة 71،69 ~~شهرکیه. کرد 100 ~~کردان 89، 183،134،101،100،99، ~~188024 ~~شهرویه کرد 101 ~~کرمانیه. کرد 100 ~~شهیاریه. کرد 101 ~~کنعانیان 142 ~~شه 187،209،67،127 ~~کیسانیه 25 ~~ض ~~گبر (گبران) 104، 125، 128،127، ~~صابی (صابثان) 73، 127 ~~194،13 PageV00P584 ~~============================================================ ~~527 ~~فهرست طوایف و اقوام وقبایل وزموم ومذاهب ~~مطلبیه . کرد 101 ~~لخم 27 ~~معتزله ه اهل اعتزال ~~لر(لور) فهرست جغرافیانی دیده شود ملوک 191 ~~ز 197،191،190 ~~ممالیه . کرد 101 ~~مهان 191 ~~و7891 ~~مهرکیه .کرد 101 ~~د 174 ~~مبارکیه کرد 101 ~~نی ~~مدثرکرد 100 ~~نصرانی ه ترسا ~~مدلج 29 ~~هندوان سه هند درفهرست جغرافیانی دیده شود ~~مدیونه (بربر) 52،51 ~~هواره 51، 55،52 ~~مسلمان اسلام ~~یونانی (یونانیان) 73،72 ~~مشاق 191 ~~67،2،22،17،1_ نیز بشی د یهود ی فود PageV00P585 ~~============================================================ ~~فهرست کسان تاریخی واساطیری ~~بن اسد 340 ~~الف ~~ابوالنچم معیطی 274 ~~آزاد مرد طاهری محمد بن ابراهیم ~~ابیحارث بن فریغون ه ابن فریغون ~~آزاد مرد بن کوشهادکرد 135 ~~ابیالحسن نصر بن احمد 365 ~~ابخاز شاء 195 ~~ابیدلف 206،134 ~~ایراهیم خلیل الله 142،70 ~~ابی الساج 187 313، 354 ~~ابراهیم بن حسین طاهری 260 ~~ابی زهیره درفهرست اقوام ~~ابراهیم ین سیما 931، 132 ~~ابی صفیه 138 ~~ابن ابی الساج ابی الساج ~~ابیطالب 129 ~~ابنثور 29 ~~ابی غانم 163 ~~ابن علی بن رستم 242 ~~ابی الفتع 292 ~~ابن فریقون 286،138 ~~ابی لؤلو 129 ~~ابی معیط 274 ~~این مروان 127 ~~ابوبلال ه مرداس بن عمر ~~ابیهاشم کتانی 328 ~~ابوحنیفەکوفی 217 ~~احد 138 ~~ایودلف ه ابیدلف ~~ادن اسعیل ساماتی 314،133 ~~ابوزهیر 95، 131130 ~~احد بن حیب 134 ~~ایوساره 130 ~~احدبن حسن 130،10،89 ~~ابوسعید جنابی ه حسن بن عیدالله ~~احمد بن طولون 0 ~~ایو عبدالله ه محمد بن یعقوب ~~احمدبن عبدالعزیز 134 ~~ابو عیدالله المحسب * ~~احمد بن عبدالته 283 ~~ابوعلی جبانی 83 ms437 ~~احد بن فارس 136 ~~ابوالغضل محمدبن عبدالله بلعی 274 احمد بن لیث 89، 135،100 ~~احید 344،313 ~~ابولیت ه کامل بن بهرام ~~ادریس بن ادریس 52 ~~ابواللیث الصفار 259 ~~اش118،1100988 ~~ابومسلم محمد ین موسی ~~ایومسلم خراسانی 273، 274 ~~ازد 134130129 ~~ابوالمظفر محمد بن لقمان بن تصر بن احمد اسحق 70 PageV00P586 ~~============================================================ ~~519 ~~فهرست کسان تاریخی و اساطیری ~~اسعل بن احمد سامانی 144، 414، حدان شاه 195 ~~334،334 ~~سن بن رجا 141،137 ~~اخلب 52 ~~حسن بن زید علوی 215 ~~افریدون 128 ~~حسن بنعبدالله جنابی 10،1380147 ~~افشین 36،313 354352 ~~سن مرزبان 138 ~~انس بن مالک 53 ~~حسین بن بشر 144 ~~ین بن رجا 137 ~~انوشروان نوشیروان ~~اوزاعی 78 ~~حین بن صالح 135،99،89 ~~اهراوران شاء 195 ~~حسن بن طاهر 274 ~~سین بن علی 73 ~~حسین بن منصور حلاج 149، 140 ~~بای 211 ~~حمدان بن عبدالله حارث جاتدی 140 ~~باربد *17 ~~دونه وا ~~باهله 138 ~~حمزه مقری 117 ~~برزویة طبیب 276 ~~حتظلة بن تمیم 131 ~~بکر بن واثل 136،26،24 ~~خالد بن احمد 275 ~~بودلف ه ابودلف ~~خوارزمشاء 322 ~~بوممحید ابومید ~~خیر بن ابی الخیر 365 ~~بهرام 132،128،82 ~~بهرام جوبین 413،231 ~~ف ~~دارا 109،105 ~~جالینوس یونانی 64 ~~داود 70 ~~جعفر بن ابوطالب 25 ~~درهم بن نصر 261،240 ~~جعقربن ابی زهیرالشامی 150،130 ~~ذوالریاستین 137 ~~جعفر بن سهل بن مرزبان 138 ~~ذوالقرنین 128، 439،273 ~~جلندی ،حمدان بنعیدالله 130 ~~ذوالنون مصری ~~178،909 ~~جنابی ه حسن بن عبدالله ~~وز ~~رافع 259 ~~حج ~~زبیده خاتون (سیدةالنساء) 78 ~~حاجب بن زراره 24 ~~زهری (محدث) 32 ~~جاج بنیوسف 195،111 ~~زیاد بن ابیه 103 ~~جر بن احمد بن حسن 135،130 PageV00P587 ~~============================================================ ~~محالک و مسالک ~~530 ~~عبدالحمید بن یحیی 13 ~~عبدالرحمن آلابی صفیه 138 ~~سابور (ملک) 128،109،89 ~~عبدالرحمن بن محمدبن عبدالرحمن بن الحکم ~~ساسان بنغزوان 135 ~~سامة بن لوی 130، 177 ~~عبدالرحمن بن معاویه 53 ~~سلمان بارسی 129 ~~عبدالرحمن بن مفلح 142 ~~سلمة بن روزبه 13 ~~عبدالعظیم طالبیین 217 ~~سلیمان بن حسن جنایی 140 ~~عبدالله آل ابی صفیه 138 ~~سلیمان بن داود 109 ~~عبدالله ms438 بن بزرجمهر بن خدایداد بن مرزبان ~~ناط بن اشوط 192، 197 ~~137 ~~سبویه 13 ~~عبدالله بن حمید 388 ~~عبدالله بنطاهر 312 ~~بدالله بنعامر بن کریز (کثیر؟) 20 ~~شاهوره سابور ~~عبدالله بنعلی 136 ~~شار عرجستان 284 ~~عبدالله بنعمر 129 ~~شافعی 61، 71 ~~عبدالله بن معتز 314 ~~شبدیز (اسب) 211 ~~عبدالله بن مقفع 147 ~~شروانشاه 195 ~~عییدالله خارجی 47-44 ~~شم ~~عبیدالله بن یحیی 132 ~~شهریار 135 ~~عثمان بنعفان 7 ~~صض ~~ف بن عنبسه 3، *3 ~~صفار 130 نیز بنی صقار ~~عروة بن ادیه 131 ~~ضبه 115 ~~علی بن لیت صفار 260،259 ~~ضاک 219،210،168،10 ~~علی بن ابی طالب (ع) 24، 103،27، ~~187،150129 ~~علی بن احمد بن خالد 354 ~~طاشم 132 ~~علی بنحسین بن بشر 137 ~~طاعرین لیت صفار 259 ~~علی بن حمزه کسائی 217 ~~طبرسران شاه 195 ~~علی بن شروین 219 ~~مورت 273 ~~علی بن عیسی 151 ~~علی بن مرزبان 138 ~~عباس بن احمد بن حسن 135 ~~علی بنموسی الرضا (ع) 272 ~~عباس عبدالمطلب 18 44، 52، 53 عماریاسر 260،27 PageV00P588 ~~============================================================ ~~531 ~~فهرست کسان تاریخی و اساطیری ~~عمربن ابراهیم 131 ~~ربن حفصول50 ~~مامون 130 131 221،138،132 ~~عمربن خطاب 150129،71،21 ~~176،27 ~~عمرین عبدالعزیز 76175 ~~مانینقاش 82 ~~عمربن عبدالعزیز هباری قریشی 178 ماهان بن بهرام 137 ~~مجاهدالدین قزان (قزان توکلتهور)2 ~~رکی 221 ~~محمد بن ابراهیم طاهری 145 ~~عمرو 149 ~~محمد بن ادریس شافعی 71 ~~عمرو بن العاص 59 ~~محمد بن اسحاق 100 ~~روبن عیینه 13 ~~عمرو بن اللیث 134،130، 138،135، محمد بن اسعد بن عبدالله (مترجم) 2 ~~940،26925256 محمدبن اسمعل باعله 13 ~~ممد بن اشعت 130 ~~یسی بن مریم 139،70 ~~د بن بشر 0ه1 ~~یسی بن محدان 18،17 ~~محمد بن الحسن فقیه 217 ~~د بن حنفیه ق ~~محمد بن طاهر بن عبدالته بن طاهر 347 ~~فارس بن مومی 136 ~~محمد بن عبدالله(ص) 2 ~~فزاری منجم 217 ~~محمدبن عبدالله بلعی ه ایوالفعل محمد ~~قضل بن بیب 138 ~~محمد بن علی بن ابیطالب 25 ~~فیروز 138 ~~ممد بنالفضل 18 ~~فیلان شاه 195 ~~محمد بن ms439 القاسم السامی 19 ~~محمدبن القاسم بن ابی عقیل 111 ~~قاسم بن شهریار 135 ~~محمدبن لقمان حه ابواله ظفرمحمدبن لقمان ~~قباد 128 ~~د بن موسی *1 ~~قتیبة بن مسلم 354 ~~محدبن واصل حنظلی 104،104،84، ~~قزان بن توکلتمور 2 (مهدی الیه کتاب) ~~134،17132،139 ~~محد بن هارون 17 ~~ک ~~محمد بن یعقوب (ابوعبدالله) 137 ~~کامل بن بهرام 137 ~~مدرک بن حبیب 138 ~~کسائی مه علی بن حمزه ~~مرداس ین ععر(ابوبلال) 141،142،131 ~~کسری حه اکاسره درفهرست طوایف دیدهشود ~~مرزبان بن خدایداد 138 ~~مرزبان بنزادویه 138 ~~مرزبان بن ترکسفی 313 ~~لقیط بن زراره 24 ~~مروان بن مال برحرد (2) 137 ~~لیران شاه 195 PageV00P589 ~~============================================================ ~~ممالک ومسالک ~~532 ~~مروان بن ممد *ع ~~مین 134 ~~وصیف خادم *7 ~~مطهر بن رجا140 ~~ولید بن عبدالملک ~~مظفر بنجعفر 130 131 ~~ماویه *1 ~~معتز 134 ~~هارونالرشید ع7، 130، 272،150 ~~4* ،314 ~~هاشم بن عبدمناف 7 ~~صد ، ، 134،83 ~~د 144، 347 ~~عباربن اسود 175 ~~معقل بنعیسی 134 ~~هداب بنضرار مازنی 137 ~~معلیبنالشضرکاتب 137 ~~هذیل 26،23 ~~خیر بن احمد 17 ~~هرنز 128 ~~مغیرة بن شعبه 179 ~~هرمزان 129 ~~مقتدر 10 ~~هشام بن عبدالمل 53 ~~مکتفی 26 ~~مصور بن جمفر 14،104 ~~منصور بن خردین 16 ~~یاجوج وماجوج 10،8 ~~وسی بن عبدالرحمن *13 ~~ییی آلابی صفیه 138 ~~موسی بنعمران 24، 65،4 179،75 ~~یحیی بن اکثم 138 ~~موسی بنقاسم 145 ~~ی بن زکریا 73 ~~موسی بن مهراب *13 ~~یی فاطی 45 ~~مولد 132،131 ~~یزدجرد *27 ~~مهراج 179 ~~یزید بن عقال 130 ~~یزید بن معاویه 72 ~~تصر بن احمد 133، 36312 ~~یعقوب (بامبر)72،70 ~~نصر بن منصور بن مرزبان 138 ~~یقوب بن لیث صفار 82، 132،103، ~~فرود 142 ~~160،25925،1،18،134 ~~توح بن اسد 312 ~~یوسف (بامبر) 0 72 ~~نوشروان 209،189 ~~یوسف بن حجاج 195 PageV00P590 ~~============================================================ ~~فقرست لغات و اصطلاحات وهدنیات ~~استرملمع 6 ~~استون (ستون) 189،114،74،74 ~~آب بید 144 ~~استه 184 ~~آب زعفران 144 ~~اسرب (سرب) *33 ~~آب قیصوم 144 ~~اسعلی (درهم) 346 ~~آب کاردو 144 ~~اشتر (شتر) 239، 287،285(تیز شتر ~~آبگیر 327 ~~دیده شود) ~~آبگینه 340 ~~اشترغار 277 ms440 ~~آبنوس 145 ~~اعمال دیوان 148 دوبار، 320،139 ~~آبین 146 ~~(اعمال ودواوین) ~~آجر 320 ~~اعذاء *7 دوبار، 78 (عذی دیده شود) ~~اسیاب 151، 287،256 ~~اقامت ساختن 77 (مقیم شدن) ~~آهن 340،333 ~~اقطاع 347 ~~ان 334،309،208165،144 ~~ه 310،29،291،28،279 ~~35434033 ~~2610339،345(نیزقماشات دیدهشود) ~~الف ~~اموال دیوان 148 ~~انبج، اتیجات 174،176،144 ~~ابریشم 220،209،192،188،145 ~~انار 194،179،29 ~~294،277،229 ~~اجر 121،207،1941172 ~~ارزن 166، 167 ~~انجیر بردعه 188 ~~ارزن هندوی 149 ~~انگور 0 248218208175 ~~ارزیز 50، 135،189،73 ~~317،681،262،241،258 (تیز ~~ار 255 ~~رزانگور دیده شود) ~~ارمتی (هارچه، جامه) 145 ~~اهیانه (کاسة سر) 135،134 ~~اسب 212304،14 ~~اسب ترکی 102 ~~اسر 308،194 ~~بادام 208 (نیز لوز دیده شود) ~~استر بردعی 227 ~~بارخوار (خواربار) 113 ~~استرزینی 53 PageV00P591 ~~============================================================ ~~همالک ومسالک ~~534 ~~اوست روباه 37 ~~باره شهر 190 ~~بازی کننده *27 ~~بوست ملمع 41 ~~بالشت 192 ~~بوست نهنگ53050 (نیزنهتگ دیده شود) ~~بدرقه داران 242 ~~بوشش شب 311 ~~بلحس ~~بیاز 220 ~~برات 131 ~~برکه (کشتی کوچک) 127 ~~تبش 142 ~~برنج 178، 286،240،220 ~~تختگاه 131،128 ~~بزیون 192 ~~ترنج 82، 294،207،114 ~~بطانه 17،129 ~~ترنجیبن 349 ~~بک (باک) 228 (عنوان ملکه) ~~تکه (نوعی فرش وبافتنی) 192 ~~بلسان (روغنس) 65 ~~تکه ارمنی 84 ~~بلسم 8 ~~تکه طبی 83 ~~بندق (فندق) 208،188 ~~توابل 145 ~~بتفسج (بنفشه) 317،144 ~~توت 188 ~~بوزنه (بوزینه) 30 ~~به نفسخود 233،209،426،29 ~~ه ~~جامگی 239 ~~تالمال 16،150،29 ~~جمه ،221،29218،80 ~~بد 40،14 ~~334،36277 ~~جامة ابریشم 82، 220،20،192 ~~بادیز (پائیز) 60، 317 ~~121 ~~باریاب 283،166،150(نیز فاریاب) جامة برد 147 ~~بانیذ (فانیذ) 167، 180 ~~جامه بطانه 17،125 ~~برده 118،145،144،82 ~~جامه بغدادی 83 ~~پشم 309،232 ~~جامه بشم 271 ~~پلن 108 ~~جامةبنبه 271،20،167،147،14 ~~نبه 296،218،149(نز جامة بنبه 339،325،309 ~~دیده شود) ~~جامه رومی 192 ~~بنبه نرمه 277 ~~جامه زرکرده 144 ~~بتیر 212 ~~جامه سینیزی 40 ~~بوست 645،53،27(نیزجلوددیدهشود) جامة شعری 17 PageV00P592 ~~============================================================ ~~535 ~~فهرست لفات و اصطلاحات ومدنیات ~~جامه‌ شعری مثقالی 144 ~~جامه طبری 120،144 ~~خاقان 232 ~~جامفکتان 190،144 ~~خاقاتیت 234 ~~جامهکعبه 82 ~~خان 211،210 ~~جامفکوتاه 232 ~~خراج 150،149،148 ~~جامه مرغزی 208 ~~خربزه (خربوزه) 276،274 ~~جامه مصری 63 ~~خرپشت 231 (بهجای مستم) ~~جامه تخ ms441 145 ~~خرگاه 360،234،228 دوبار ~~جامه نگارکرده 206 ~~خرما (درغالب صفحات دیار عرب) مع ~~جامه نهرتیری 84 ~~83،82،78،7704،3 ~~168166،144،144،118،114 ~~جه 125 ~~221،20207،17،177،17 ~~جرن 143،142 (سنکاب) ~~193،288،2-258،445،243 ~~ریب 13،148 ~~حز 242،230،82 ~~جز 28 ~~ب31 ~~جزیه 151،13 ~~یدی ه روغن خیری ~~جلود ع29 (تیزهوست دیده شود) ~~خوابگاه 28،19 ~~جواهر 32 ~~خیزران 145 ~~جو 149 ~~خیش 65 ~~جو دیوان و7 ~~جوز 344،208 (نیز گردکان دیده شود) خیمه 25 ~~جولاه 262 ~~جهاز شتر 188 ~~دارالضرب 151 ~~جهرمی (زیلو) 145 ~~دبابیج 192 ~~جیلان (میوه) 146 ~~درآوردن 29 ~~در یتیم 38، 143 ~~چراگاه 316،308،295،287، 321 دراعه 220125 ~~درخاله 19،18 سهبار، 315 سه بار، ~~343،369 ~~165دوبار، 245 ~~چنار 333 ~~درهم 211196،197،147 ~~جهاربای 30829،290،239 ~~حرامی 23، 167، 239،180، دوبار، 217، 221، 346،335 ~~درهم اسعیلی 346 ~~184 ~~درهم خریدگان 314 ~~7 PageV00P593 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~534 ~~رطب 114 (نیز خرما دیده شود) ~~درهم شکسته 346 ~~درهم غطریفی ه غطریفی ~~طل 195،148 ~~دساتیر 93 ~~رعاده (ماهی) 61 ~~دوباه *32430 ~~دستار 220،165 ~~دشخوار 45،42 233،133 ~~روغن باسان 65 ~~روغن بنفسج 144 ~~دکه 110 ~~دواوین 419،270، 321 (نیز اعمال روغن خیری 144 ~~روغن رازقی 146 ~~دواوین و دیوان دیده شود) ~~روغن عطر 144 ~~دوخ (نی) 108 ~~روقال 188 (2 زوغال) ~~دوشاب 145 ~~وی 36،334،141، ~~دوشاب ارجانی 83 ~~ریهیله ع ا(دوبار)، 325183،907 ~~دیبا 53 ~~(درجای ینحدر) ~~دیبای شوشتری 82 ~~دنار 211،196،176،168،147 ~~344،436،221،217 ~~زاج 353،334211 ~~دینار خلیفتی 49 ~~زبرجد 61 ~~دیو 30 ~~زر 46،41،45 65،52 181147 ~~دیوان اعمال 136،111، 137 ~~،36،31،309،2921 ~~دیوان حساب 103 ~~366،369383 ،40،334 ~~دیوان خلافت 137 ~~زر دوده 221 ~~دیوان رسالت 137 ~~زراقن (ماهی) 188 ~~دیوان صدقاته صدقات ~~زعفران 309،207،20،190،144 ~~دیوان عمال 281،103 ~~320 ~~دیوان مفرد 93 (نیز دواوین دیده شود) زغال اخته ه روقال (2) ~~زغال سنگ 366،334 ~~فت 66،34 ~~رازقی ه روغن رازقی ~~زم (زموم ی رم ی رموم). بخش ~~راهکردن 18 ~~جفرافیائی دیده شود ~~راه گذر 38،17، 349،33،113،78 ~~زمین سلطانی 151 ~~رز انگور 78 (رزستان) ، 149، 151، زود سخن (سرعة الکلام) 220 ~~20 231،220 245283 زورق 276 ~~343،292 ms442 ~~زوغال (2) به روقال ~~زه وزاد 326 ~~رزستان 78 PageV00P594 ~~============================================================ ~~527 ~~فهرست لغات و اصطلاحات ومذنیات ~~سنگی (ستگین) 325 ~~یبق 366334،30،147 ~~زیتون (زیت) 29، 53، 70، 114 سوانم 288،282 ~~سوزنکرد ه موستجرد ~~221،194 ~~سوسن 143 ~~زیره 167 ~~سوسن نرجس 144 ~~زیلو 220،192،145 ~~وستجرد 82، 145،14 ~~317،245،178،14 ~~سیلان (دوشاب) 146 ~~ختیان 196،17 ~~سرب (اسرب) 14، 434، 346،ع6 سیتزی ه جامة سینیزی ~~سردابه 183 ~~ش ~~رمه 21 ~~شادروان 145 ~~سو 182،114 ~~شاهبلوط 184 ~~ریشم 234 ~~شاهق 140،219،210190 ~~سغ 167 ~~شتر (اشتر) 168،28، 192،178 ~~سغگل 112 دوبار ~~321،408،295،24 (نبز اشتر ~~سن (بوست) 50 ~~دیده شود) ~~سقلاطونیات 206 ~~شتر بختی 66،29 294 ~~سقنقور (ماهی) 63 ~~شراة 33، 48، 17،145،83،78 ~~سآبی 193 ~~160،24023 ~~سلاح شوری 312 ~~شرفا 29،20 ~~سملاقیه (بهیمه) عع ~~شعر 144 ~~ور 52، 324،309،3 ~~شاوار 179 ~~ور سیاه 235 ~~شمشیر 175 ~~ستجاب وم ~~ش2، 142 ~~شنید 188،39 دوبار، 189دوبار ~~سنگ اسیا 279 ~~شورماعی 144، 194 ~~سنگ اردبیل 147 ~~شهراندرون 360-458 ~~سنگ اردشیرخره 148 ~~شوخ گن 125 ~~سن اصطخر 148 ~~شیر 108 ~~سنگ بغداد 147 ~~سنگ بیضا 148 ~~ص ~~سنگ خره 148 ~~صدقات (ودیوان صدقات) 101،89، ~~سنگ سابور 148 ~~166،151،144 ~~سنگ شیراز 147 PageV00P595 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~538 ~~158 ~~فاتیده پانیذ دیده شود ~~صدل 145 ~~فریزه 167 ~~صنوبر 7 ~~فستق (سته) 208 ~~ف325،30،64،2 ~~فلفل 145 ~~فندق بندق ~~فوه 320،227 ~~الطاطری (سکه) *17 ~~فهندزه قهندز ~~طبرخون *36 ~~قیروزج (فیروزه) 272، 366،334 ~~طراز 1450144،82 ~~فیریابیین 137 ~~طربال 110 ~~طریخ (ماهی) 194 ~~طیلسان 125 ~~قاهریات (سکه) 176 ~~ع ~~با 336،232،125 ~~اج 145 ~~قبضه 13 ~~عتابی 206 ~~قبه 245 ~~عداد (حیوان) 30 ~~قدیم عهد * ~~عذی(نوعیجوا 996،208،76 (اعذاء ~~قرمز (کرم) 192 ~~دیده شود) ~~قز (کژ کج) 144، 145، 194، 277 ~~عرض 336،168 ~~30 ~~عسل 178،53 132،230،194 ~~قضبان (گیاه) 65 ~~عشب (ماهی) 184 ~~عقرب 209،82 (تیز کزدم دیده شود) قطریه 39، 131 ~~فیز 345148 ~~عقیق 28 ~~امه 125 ~~قماشات 62،324،240،145 (نیز ~~عناب 114 ~~اقمشه دیده شود) ~~عتبر 49، 145،53 ~~قیر 334 ~~عود 239 ~~قهندز 103،102(فهندز چاب شده، ~~حییوا 188 ~~مقدمه دیده شود)،273،271،270 ~~غطریفی (درهم) 336 ~~322،32031،316274 ~~غور (زمین گود) ms443 115، 284،274 ~~335333،30،328،32 ~~338 مکرر، 3733،33 ~~363357 ،351،34 ~~فاریاب 346 (نیز باریاب دیده شود) ~~فالج (شتر) 178 ~~یصوم 124 PageV00P596 ~~============================================================ ~~539 ~~فهرست لغات واصطلاحات ومدنیات ~~کن ~~تریوه 115 ~~کاردو 144 ~~گذ (درخت) 333،108 ~~کاردوینر 78 ~~گز (اندازه) 149 ~~کاریز 112، 167، 748،219،217، ~~گز ملک 149 ~~289،288،274،271262،261 ~~گل خوردنی 289 ~~کاغذ 309 ~~گل سبز 143 ~~کافور 145،127 ~~گلاب 151 ~~کبریت 146 ~~گلابجوری 143 ~~کبوتر 991(درمتن عربی حمام نهحمامه) ح ~~کمیز گاو 105 ~~کبوتر طبریه 191 (همچنان) ~~گندم 149 ~~کتان 146،144 ~~گو(گودال) 183، 244، 292،274، ~~کرباس 289 ~~325 ~~کزدم 74 (نیزعقرب دیده شود) ~~گوارنده 246،193 ~~کشش 280 ~~گوساله 230،218 ~~کلاه 336،326125 ~~گوشک ه کوش ~~کلاه قاضیانه 125 ~~کوسفند 168، 206،194،191،181 ~~کمثری (امرود، گلابی) 175 ~~کنار 29 ~~282،644،247،243،218،212 ~~31،296،295288،285 ~~کنشت (کنست) 74،72070 ~~کوره 0، 201،1918883،69 ~~3493332،321،340 ~~کوشک (گوشک) 25، 28، 41،40، ~~گوسفند ییابانی 62 ~~17،7و متعدد ~~لاژورد 291 ~~گاو 218 ~~لبان 29 ~~گج 333 ~~گذار افتادن 233، 275، 325، 370 لوز 219،208، 366،245 (نیزبادام ~~دیده شود) ~~370 ~~گذارکردن 59، 243،218،209،73 لؤلو 143،38،28 ~~لیمونه (لیمو) 175 ~~343،325،32 ~~گذرگاه 324،274 ~~گردآلود 316 ~~گردکان (جوز) 75، 82، 114، 175 مادرائیین 137 ~~مار *ی 82،74 ~~333325،317،20 PageV00P597 ~~============================================================ ~~ممالک و مسالک ~~540 ~~ماست 112 ~~مومیانی 146،142 ~~اهی 220184،146108،37 بهراج 179 ~~257،230،227 ~~ش 308 ~~دلفین 63 ~~ویز 18274،219،22 ~~وحاده 1 ~~مویز طایفی 280 ~~زراقن 188 ~~مهمانخانه 78 ~~سقنقور 63 ~~شورماهی 194،184 ~~نارجیل 178 ~~-طریخ 194 ~~انخشک *17 ~~حب14 ~~نایافت 288 ~~مثقالی (بارچه) 144 ~~دیه (سکه) ع،ع4 ~~189 ~~مداد 147 ~~ترجس 115 (تیز نرگس) ~~مربعه ه به فهرست جغرافیائی مراجعه شود نرگس 143 (نیز نرجس) ~~سج 289 ~~مرجان 277053،49 ~~تشستگاه 28 ~~مروارید 3837 127 ~~نعلین 41 ~~30 ~~فس شهر 221، 232،230214 ~~مسیبیه (سکه) 344 ~~298،294،293،273،25 ~~ش 309،29 ~~231323،322321،315 ~~مصلی (نوعی قرش) 145 ~~43،261،40،4 ~~قاسه151،180 ~~فط سبز 194 ~~مقاطعه 151،14 ~~تفسیید 194 ~~قصوره 73 ~~نقره 41، 168،13146،52 ~~مکیه 315 ~~2950293،292،283،219 ~~مگ عسل 30 ~~353،344،340،364 ،30 ~~من (اندازه) 221،2110195 ~~360459 ~~مواشی 326 ~~نگاهبان 39 ~~مور 178،29 ~~نگه داشت 310 ~~موزه 165 ~~ناز بسین 19 ~~موزة سلطان 125 ~~ناز پیشین 19 ~~موزه مکسر ms444 125 ~~نماز جای 73 PageV00P598 ~~============================================================ ~~541 ~~فهرست لغات واصطلاحات ومدنیات ~~نازگاه 362،320 ~~د 453228 ~~واگشتن 39 (دوبار) ~~تمدمغربی 84 ~~وبرات *32 ~~ه 4433،22،1104 ~~ودع (توعی انگور) 208 ~~مگن 221 ~~نوشادر 209، 353044، ودس 28 ~~وشی زرکرده 144 ~~ن 50 53، 61، 183،6(نیز ~~بوست نهنگ دیده شود) ~~183178،164،149،108 ~~فد (مفتصد 19 ~~333،229،657،24،220 ~~هیچ یک (میچکس) 245، 353 ~~یشگر 74، 17 294،180175 ~~یزم 23،279،189 ~~نیلوفر 294 PageV00P599 ~~============================================================ ~~چند توضبح دربارة صورتها (نقشعها) ~~سخه بودلیان هفده صورت دارد و چون صفحاتی از آن افتاده (در بخشهای دریای ~~روم . دیار جزیره. دیار عراق. بختی از خوزستان) صورتهای مربوه به این بخشها ~~موجود نیت. یعنی فافد چهار نفشه است، میبایت بیت و یک نفته میداشت ~~همانند نخههای ترجمه دیگر، از جمله نسخه موزه باستان که بطور رنگی در کتاب ~~”مالک و ممالک “چاب کردهام. همچنبن است نخه کتابخانه ملی وین که بیت و ~~یک صورت دارد و مزیک آن را به چاب رسانبده است. مزیک در 1961 در گذضت و ~~کنایخ چهار سال پس از آن به جاب رسید ~~نفتههای مالک و ممالک اصطخری تا کنون درین چایها به چاپ رسبده است ~~1938 نفنههای هماندی که در نسخه صورةالارض ابن حوقل بوده وتوسط ~~کرامرس 2313100. 48. ") در چاپ دوم آن کناب آمده است، کرامرس نفتهها را از ~~روی نسخه شماره 3346 ” خرانه الرای العتبق " (استانبول) به خط ورسم خود نقل کرده ~~و در نبجه صورت روشن و خوانا بدارد. او در بباری از موارد نامهایی را که نتوانسته ~~خیص بدهد بهمان صورت نسخه خطی نفاضی کرده است، یکی از آنها را بطور نمونه ~~نهه چابب رسانیدهام ~~1340 بیست و یک صورت رنگی از روی نسخه خطی فارسی موزه ایران باستان ~~نه خط ابن ساوجی مورخ 726 در چاپی که از آن کردهام آمده است. PageV00P600 # ============================================================ ~~توضیح نفتهها ~~1991 ببت و ب صورت در چاب عریی نرسا دکتر ممد جابر ~~عبدالعالالحیی ومحمد شفیق غربال از روی نخه شماره 257 مورخ 878 دارالکتب ~~المصریة أمده است ~~1995 بیست ms445 ویک صورت رنگی از روی نخه خطی فارسی کتابخانه ملی ~~اطریش (وین) که از فرن یازدهم ادوازدهم هجری است توسط هانس مزیک طبع شده ~~امن ~~14a 26 2d6 6d r 12, 6r6r 247 1 1r ل4 ~~642d65 adr .10. 170 ~~در گرده برداریها که از روی نسخه فارسی بودلیان درین چاپ آورده میشود ~~کوشش شده است که حتی الامکان اسامی محلها به صورتی باشد که در متن آوردهایم و ~~وجه درست آنها است. ورنه اکتر نامهایی که در نقشهها دیده میشود مغلوط وغیر خوانا ~~وبینقطه وغبر وافعی است ~~ضمنا باید توجه داشت مبان صورتتهای منفوش در نخههای مختلف، اختلافهای زیاد ~~چه از حیت رسم خطوط و تعیین مواضع جغرافبایی و چه از حیث ضبط اعلام دیده ~~میشود. یکی از کارهای پژوهشی در جغرافیای گذشته همین امرست که محققی در ~~رمینه جغرافیای تاریخی بتواند روزی با تطبیق دادن نقشهها جدولی مقایهای عرضه کند ~~از دوست دانشمندم محن آشتیانی مقیم آکمفورد سپاسگزاری بسیار دارم که ~~توانست از منن عربی المسالک والممالک اصطخری که " مولر 0در سال 1839 ~~نخستین چاب آن را از روی نصخه خطی ”گوتا “ در همان شهر منتشر کرده بود فتوکیی ~~بفرستد تا برای دیدن همکاران ایرانی که آن چاپ بر ایشان دستیاب نیت، درین کتاب ~~به جا برد ~~رضوانشیر -شب دهم فروردین 1373 PageV00P601 ~~============================================================ ~~د ~~1 ~~27 ~~ب ~~ممحم ~~ه PageV00P602 ~~============================================================ ~~545 ~~العغرب ~~ال ا العع ~~111 ~~قا الاة ~~14 ~~4 ~~9 ~~4 ~~ق ~~ة 2 ~~29ال ~~ات(22) ~~742 ~~ق ~~ابلق ~~چ 2 ~~اه بلاه اله ~~لادالتیت ~~بلاد الصین PageV00P603 ~~============================================================ ~~1 ~~اشه ~~4 ~~781خ ~~هافاوه ~~41 ~~النةة ~~22 ~~ه ~~بو ~~1 ~~انت ~~لاخسو ~~1 ~~~~1 ~~ن ع ~~عمعه ~~7 PageV00P604 ~~============================================================ ~~صورت دیارعرب ~~جبو ~~س ~~العب)) ة ~~112 ~~د ~~47 ~~د ~~ت ش ~~~~عن ~~((اقلزم ~~به ~~لبوت ~~3 ~~الشتوی ~~(اسلمیه) ~~وه ~~یع ~~(53 ~~الة ~~423 ~~الخاصا ~~ک ~~االغرات ~~واحکا ل ~~م ~~ات ~~بفداد) PageV00P605 ~~============================================================ ~~15 PageV00P606 ~~============================================================ ~~صورت بحرفارس ~~3 ~~(نه ~~دا ~~ببی ~~ف کول ~~عت ~~م ~~اجزیوة ~~ملنه ms446 ~~(خر ~~جزة ~~(3) ~~-نهات ~~مله ~~(بخزدة ~~: بجه. # و ~~هتا. # 4 ~~دان والصین ~~اتا PageV00P607 ~~============================================================ ~~الح لقح ~~سمل ~~2 ~~31 ~~1 ~~7) ~~ن PageV00P608 ~~============================================================ ~~البرالعحیط ~~4 ~~1 ~~() (2 ~~مساحن البربر ~~اجبل طارق ~~114 ~~(للرموم) ~~ن ~~للت ~~(ورجه) ~~4 ~~ابلادمکناسه ~~4 ~~~~سع ~~3 ~~(ودو) ~~6 ~~(الحجارة) ل ~~حرةا بی (3) ~~قا1)القروان ~~عل ~~بکونس ~~اهرنجه ~~ل ~~((زویله)) ~~س ~~2 ~~بحرالروم ~~ذ PageV00P609 ~~============================================================ ~~6 ~~14 ~~64 ~~11 ~~11 ~~4 ~~1 ~~14 ~~18 ~~9 ~~1 ~~1 ~~ه PageV00P610 ~~============================================================ ~~ورت مصر ~~ج ~~214 ~~14 ~~4 ~~29 ~~القلزم از ~~14 ~~اجر PageV00P611 ~~============================================================ ~~مللهه ش ~~م ~~4 ~~2 ~~27 ~~14 ~~11 PageV00P612 ~~============================================================ ~~صورةالشام ~~4 ~~محد) ~~ریم ~~(1- ~~(ت ~~فیارته) ~~تا ~~الارح) س ~~(نع] ~~4 ~~5 ~~(د)2 ~~احرابلس ~~(ب ~~لادی ال ~~ت 1) ~~ادمت) اقی ~~احندروله) ~~4 قع2 ~~رص] ~~(هویه) ~~4 ~~زن ~~2) ~~الطاکیه ~~ل ~~(وس) ا! 21 ~~(ز) ~~الزبطرم) ~~(اصنا (سقا ~~السفرن) ~~دالروم ~~امت ~~ج ~~وو PageV00P613 ~~============================================================ ~~0 ~~، PageV00P614 ~~============================================================ ~~557 ~~صورت فارس ~~4 ~~اجزوه) ~~(جزوه) ~~((91 ~~رون) ~~و1) ~~(ج3) ~~ن) ~~7(4 ~~ع ~~55 ~~(2) ~~( ~~ها (بحیرة ~~اراممن ~~جور ~~(بحیرة اتوز) ~~) اذل ~~ع ~~(خبر) ~~~~(3 ~~(یم اجوم ~~گ ~~الد ~~ل له ~~دلاة یل رود ~~2 ~~22 .(5 ~~(اصما ~~م) ~~ح ~~وو ~~1((ی)) ~~4 ~~الماکانات) ~~ال ~~(7) ~~2) 3 (سعدارخ ~~؟ # ق ~~(س) انم ~~(اقلید2 ~~(54) ~~رستا بو ~~الال ~~لللعللکلت ال ~~(إصفهان)) لل ~~اا حدودما بین اصفهان وفارس PageV00P615 ~~============================================================ ~~ه PageV00P616 ~~============================================================ ~~559 ~~صورت کرمان ~~الجبو ~~بحرفارس ~~4 ~~12 ~~زجنا ~~مجانم ~~لاحیدره. # موفست ~~اقه ~~4111 ~~(- ~~30 ~~م مودعهدوه (جوت) ~~495 ~~7ن ~~(2 ~~14لم ~~4( ~~() ~~(معن) ~~(بجن) ~~(بغد) ~~23 ~~اماحان ~~(بزای ادنی) ~~) تتروع ~~ر) ازر ~~ج ~~اخ ~~زو ~~هفازة خراسان وسجتان ~~1د3 PageV00P617 ~~============================================================ ~~الهلق ~~8 ~~411 ~~01 ~~ن PageV00P618 ~~============================================================ ~~561 ~~بلاد السند ~~0 الدیبل ~~کنبایه برسوباره رسندانا امیور ~~(فبلی) ~~(مل) ~~(همهد) ~~(متع) (البیرون) ~~(من) ~~(بانیه) ~~سع ~~(6325) () ~~2 ~~قص (رسن) ~~فلاد السند ~~4 ~~رض ~~11-) (مد) ~~اممتعرها ~~بلادمکران ~~سداد الهند ~~اصددل [ب ~~(فری) ~~"خویان ~~(5) ~~(س ~~(جندرور ~~(3) ظر ~~(س ~~PageV00P619 ~~============================================================ ~~44 ~~(2 ~~13 PageV00P620 ~~============================================================ ~~صورت ارمینیه واران وادرییجان ~~اتروان] (لاخاز) (قبده) ~~ج ~~(ق ~~صر ~~()(7) ~~(بودع) (فا ن ~~نهرارس لنم ~~1141 ~~البعن ~~اکوه سبدن) ~~افا لیقلةا ~~ممد) ~~() (ع ~~وم ~~(وان ~~دنه 1(2) ms447 ~~وقا ~~(زجان) ~~31 ~~ایه) ا ادرباجه ارومه) المس ل و رن ~~(بمنم ~~آمرا رمع ~~(الدینور) ~~الحدودالا الخزةه ~~5 PageV00P621 ~~============================================================ ~~ظق ~~231 ~~2 ~~9 ~~چه ~~11 ~~ال8 PageV00P622 ~~============================================================ ~~515 ~~صوبه الجبال ~~26 ~~ملواد ~~اشهرزور ~~الدامشلا اللور ~~م ~~اسرواد) ~~جرباد ~~(سه) ~~) (ن سة مهد) ~~3 ~~(لاشتق) (مو3)) ~~لرماسین ~~الوند ~~س () ~~(ستان) ~~دان ~~الدینور) (دوده) ~~افاشان] ~~1و ~~الری) الخوا ~~اسعنان ~~فونق ~~4 ~~جبال الدیلم ~~اود ~~1کو ~~لس ~~ادرای خزدا ~~لهف ~~وی PageV00P623 ~~============================================================ ~~32 ~~9 PageV00P624 ~~============================================================ ~~ورت طبرستان ودیلم ~~بلاداران واله ~~بجی ~~ریجان ~~(رن) ~~( ~~16 ~~(س3) ~~احیل) ~~(اسفبد دود ~~ادریای خزر) العلوس) ~~5 ~~اح ~~(3] ~~2 افص ~~الری ~~ج (2) ~~ساره ~~() ~~ل[مهرراد ~~راسن ~~(8 ~~(جرجان) ~~5 ~~ل(خس) است ~~(دمتان)) ~~(ص ~~1 ~~منازة بین الغزه و جرجان الی خراسان و خوارزم ~~ت PageV00P625 ~~============================================================ ~~1 ~~4 ~~3 ~~374 PageV00P626 ~~============================================================ ~~519 ~~صودت بخرالخزر ~~اتعل ~~26 ~~(جرجان) ~~س4م ~~4 ~~(ابعون) ~~اجنوه سد کوها ~~(م 1 ~~بحرالخزر ~~(آمل) ~~پیم ~~4 ~~(اجنوةبب ابواب)) کن ت ~~له ~~السلوس) ~~4، ~~المفرب PageV00P627 ~~============================================================ ~~4 ~~هه ~~3 ~~18 ~~20 ~~3 ~~خ ~~ب ~~14 ~~فه ~~بفنم ~~2 ~~9 ~~1 ~~99 ~~2 PageV00P628 ~~============================================================ ~~صورت مفازه میان فارس و خراسان ~~4 ~~جمعن والعفقن ~~حریق سجتان ~~ث ~~طریق سجستان ~~(بهج) ~~خبیص ~~) (قم ~~(اذکانم ~~اصرج ~~الحبین) ~~احقده ~~(نالین) ~~ر کوها ~~اسما (ق) ~~علا ~~(معم ~~((ی)) PageV00P629 ~~============================================================ ~~1 ~~هی ~~ه4 ~~2 ~~99 ~~0 ~~ة ~~2 PageV00P630 ~~============================================================ ~~رت ستان ~~حدود خراسان ~~3 جلاا ~~واور ~~بد ~~(م) ~~الغور) ~~(و5) ~~م ~~4 ~~الغر ~~ه ~~2 ~~(51 ~~(بفنن) ~~(خزه) ~~(بخر) ~~لت ~~(بشلحه) ~~ادریاجهزرها ~~(دودان) ~~() ~~قرنین ~~مد ~~رص ~~~~(سجی) ~~() ~~بمد ~~قا ~~هفازة العند ~~ق PageV00P631 ~~============================================================ ~~575 ~~~~ق ~~ه ~~(6 ~~222 ~~1 ~~(2 ~~201 ~~) ~~اقاق ~~2 ~~4ق ~~14 ~~ا4 ~~111 ~~2 1 ~~ه ~~(2) ~~22 ~~ق ~~64 ~~( ~~الشعال ~~22 ~~اسعج ~~الع) ت ~~1 ~~~~18 ~~د ~~؟ # ( ~~جه) ~~القا ~~2 ~~2 ~~( ~~122 ~~(0) ~~(- ~~ی ~~2 ~~() ~~(2) ~~او ~~ق ق5 ~~( ~~( ~~ق) مفازة من نساالی خوارزم ~~حود جرجان ~~مفازة بین فراوه وجرجان العفرب PageV00P632 ~~============================================================ ~~2 ~~کهب ~~49 ~~31 ~~1 ~~10 ~~1 ~~111 ~~191 ~~28 ~~12 ~~م ~~12 ~~4هع ~~194 ~~مه4 PageV00P633 ~~============================================================ ~~19 ~~167 ~~3 ~~09 ~~91 ~~0 ~~996 ~~9 ms448 ~~3 ~~0 ~~همو ~~قعه لش کها ~~ل تسهتلایکانه ~~4 ق ~~ه ب * PageV00P634 ~~============================================================ ~~6 ~~6حه ~~42 ~~1242 ~~2 ~~77 41 ~~2 ~~6 ~~عع ~~هه بن ه PageV00P635 ~~============================================================ ~~573 ~~جل ~~ة ~~ام ~~ه ~~حل ~~اج ~~10 ~~9 ~~1 ~~4 ~~46 ~~7 ~~4 ~~ت ~~ا) ~~0 ~~فر ~~6 ~~2 ~~ن ~~ی شاةن ~~ه ~~حاو یملغ ~~16 ~~کوتبدان ~~29 ~~4 ~~ت ~~رس ~~و2 ~~و ~~جوان ~~44 ~~خ ~~بخ ~~ج ~~قد شل ~~چو شماخی ~~ب ~~ب ~~ن ~~ل ~~نمونهای از صورتهای نسخه "وین ، PageV00P636 ~~============================================================ ~~579 ~~(5) ~~(2) ~~(0 ~~(1) ~~(5) ~~(9) ~~(2) ~~(2) و)(2) ~~(1،) ~~(5) (5) ~~(15) ~~(12) ~~(5) ~~(15) (9) ~~(2) ~~(5) ~~(9) ~~(94) ~~(25) ~~ص ~~مقال ~~ا7 ~~32 ~~~~و ~~(25) ~~(95) ~~د65 ~~(9) ~~(5) ~~(5) (5) ~~(5و) (34) ~~(5ه) (2) (4) (5)1 د ~~(5) (5) (3) (45) (45) (55) ~~نمونعای از طرح مزیک برای صورتهای نسخه "وین ، PageV00P637 ~~============================================================ ms449