######OpenITI# #META# title: divan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/rumi_moulavi/divan/ #META#Header#End# ### || [genre: Gh] # 1 ای رستخیز ناگهان وی رحمت بی‌منتها %~% ای آتشی افروخته در بیشه ~~اندیشه‌ها # 2 امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی %~% بر مستمندان آمدی چون بخشش و ~~فضل خدا # 3 خورشید را حاجب تویی اومید را واجب تویی %~% مطلب تویی طالب تویی هم ~~منتها هم مبتدا # 4 در سینه‌ها برخاسته اندیشه را آراسته %~% هم خویش حاجت خواسته هم ~~خویشتن کرده روا # 5 ای روح بخش بی‌بدل وی لذت علم و عمل %~% باقی بهانه‌ست و دغل کاین علت ~~آمد وان دوا # 6 ما زان دغل کژبین شده با بی‌گنه در کین شده %~% گه مست حورالعین شده گه ~~مست نان و شوربا # 7 این سکر بین هل عقل را وین نقل بین هل نقل را %~% کز بهر نان و بقل را ~~چندین نشاید ماجرا # 8 تدبیر صدرنگ افکنی بر روم و بر زنگ افکنی %~% و اندر میان جنگ افکنی فی ~~اصطناع لا یری # 9 می‌مال پنهان گوش جان می‌نه بهانه بر کسان %~% جان رب خلصنی زنان والله ~~که لاغست ای کیا # 10 خامش که بس مستعجلم رفتم سوی پای علم %~% کاغذ بنه بشکن قلم ساقی ~~درآمد الصلا PageV1P0001 ### || [genre: Gh] # 1 ای طایران قدس را عشقت فزوده بال‌ها %~% در حلقه سودای تو روحانیان را ~~حال‌ها # 2 در لا احب افلین پاکی ز صورت‌ها یقین %~% در دیده‌های غیب بین هر دم ز ~~تو تمثال‌ها # 3 افلاک از تو سرنگون خاک از تو چون دریای خون %~% ماهت نخوانم ای فزون ~~از ماه‌ها و سال‌ها # 4 کوه از غمت بشکافته وان غم به دل درتافته %~% یک قطره خونی یافته از ~~فضلت این افضال‌ها # 5 ای سروران را تو سند بشمار ما را زان عدد %~% دانی سران را هم بود اندر ~~تبع دنبال‌ها # 6 سازی ز خاکی سیدی بر وی فرشته حاسدی %~% با نقد تو جان کاسدی پامال ~~گشته مال‌ها # 7 آن کو تو باشی بال او ای رفعت و اجلال او %~% آن کو چنین شد ms0001 حال او بر ~~روی دارد خال‌ها # 8 گیرم که خارم خار بد خار از پی گل می‌زهد %~% صراف زر هم می‌نهد جو بر ~~سر مثقال‌ها # 9 فکری بدست افعال‌ها خاکی بدست این مال‌ها %~% قالی بدست این حال‌ها ~~حالی بدست این قال‌ها # 10 آغاز عالم غلغله پایان عالم زلزله %~% عشقی و شکری با گله آرام با ~~زلزال‌ها # 11 توقیع شمس آمد شفق طغرای دولت عشق حق %~% فال وصال آرد سبق کان عشق زد ~~این فال‌ها # 12 از رحمه للعالمین اقبال درویشان ببین %~% چون مه منور خرقه‌ها چون گل ~~معطر شال‌ها # 13 عشق امر کل ما رقعه‌ای او قلزم و ما جرعه‌ای %~% او صد دلیل آورده و ~~ما کرده استدلال‌ها # 14 از عشق گردون متلف بی‌عشق اختر منخسف %~% از عشق گشته دال الف بی‌عشق ~~الف چون دال‌ها # 15 آب حیات آمد سخن کاید ز علم من لدن %~% جان را از او خالی مکن تا ~~بردهد اعمال‌ها # 16 بر اهل معنی شد سخن اجمال‌ها تفصیل‌ها %~% بر اهل صورت شد سخن ~~تفصیل‌ها اجمال‌ها # 17 گر شعرها گفتند پر پر به بود دریا ز در %~% کز ذوق شعر آخر شتر خوش ~~می‌کشد ترحال‌ها PageV1P0002 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها %~% زان سوی او چندان وفا زین ~~سوی تو چندین جفا # 2 زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم %~% زان سوی او چندان نعم ~~زین سوی تو چندین خطا # 3 زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد %~% زان سوی او چندان کشش ~~چندان چشش چندان عطا # 4 چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود %~% چندین کشش از بهر چه تا ~~دررسی در اولیا # 5 از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی %~% آن دم تو را او می‌کشد تا ~~وارهاند مر تو را # 6 از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی %~% آن لحظه ترساننده را با ~~خود نمی‌بینی چرا # 7 گر ms0002 چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او %~% گاهی بغلطاند چنین گاهی ~~ببازد در هوا # 8 گاهی نهد در طبع تو سودای سیم و زر و زن %~% گاهی نهد در جان تو نور ~~خیال مصطفی # 9 این سو کشان سوی خوشان وان سو کشان با ناخوشان %~% یا بگذرد یا بشکند ~~کشتی در این گرداب‌ها # 10 چندان دعا کن در نهان چندان بنال اندر شبان %~% کز گنبد هفت آسمان در ~~گوش تو آید صدا # 11 بانک شعیب و ناله‌اش وان اشک همچون ژاله‌اش %~% چون شد ز حد از آسمان ~~آمد سحرگاهش ندا # 12 گر مجرمی بخشیدمت وز جرم آمرزیدمت %~% فردوس خواهی دادمت خامش رها کن ~~این دعا # 13 گفتا نه این خواهم نه آن دیدار حق خواهم عیان %~% گر هفت بحر آتش شود ~~من درروم بهر لقا # 14 گر رانده آن منظرم بستست از او چشم ترم %~% من در جحیم اولیترم جنت ~~نشاید مر مرا # 15 جنت مرا بی‌روی او هم دوزخست و هم عدو %~% من سوختم زین رنگ و بو کو ~~فر انوار بقا # 16 گفتند باری کم گری تا کم نگردد مبصری %~% که چشم نابینا شود چون بگذرد ~~از حد بکا # 17 گفت ار دو چشمم عاقبت خواهند دیدن آن صفت %~% هر جزو من چشمی شود کی ~~غم خورم من از عمی # 18 ور عاقبت این چشم من محروم خواهد ماندن %~% تا کور گردد آن بصر کو ~~نیست لایق دوست را # 19 اندر جهان هر آدمی باشد فدای یار خود %~% یار یکی انبان خون یار یکی ~~شمس ضیا # 20 چون هر کسی درخورد خود یاری گزید از نیک و بد %~% ما را دریغ آید که ~~خود فانی کنیم از بهر لا # 21 روزی یکی همراه شد با بایزید اندر رهی %~% پس بایزیدش گفت چه پیشه ~~گزیدی ای دغا # 22 گفتا که من خربنده‌ام پس بایزیدش گفت رو %~% یا رب خرش را مرگ ده تا ~~او شود بنده خدا ms0003 PageV1P0003 ### || [genre: Gh] # 1 ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما %~% ای درشکسته جام ما ای ~~بردریده دام ما # 2 ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما %~% جوشی بنه در شور ما تا می ~~شود انگور ما # 3 ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما %~% آتش زدی در عود ما نظاره کن ~~در دود ما # 4 ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما %~% پا وامکش از کار ما بستان گرو ~~دستار ما # 5 در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل %~% وز آتش سودای دل ای وای ~~دل ای وای ما PageV1P0004 ### || [genre: Gh] # 1 آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا %~% آن رنگ بین وان ~~هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا # 2 از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن %~% از شمع گویم یا لگن یا رقص ~~گل پیش صبا # 3 ای عشق چون آتشکده در نقش و صورت آمده %~% بر کاروان دل زده یک دم امان ~~ده یا فتی # 4 در آتش و در سوز من شب می‌برم تا روز من %~% ای فرخ پیروز من از روی آن ~~شمس الضحی # 5 بر گرد ماهش می‌تنم بی‌لب سلامش می‌کنم %~% خود را زمین برمی‌زنم زان ~~پیش کو گوید صلا # 6 گلزار و باغ عالمی چشم و چراغ عالمی %~% هم درد و داغ عالمی چون پا نهی ~~اندر جفا # 7 آیم کنم جان را گرو گویی مده زحمت برو %~% خدمت کنم تا واروم گویی که ~~ای ابله بیا # 8 گشته خیال همنشین با عاشقان آتشین %~% غایب مبادا صورتت یک دم ز پیش ~~چشم ما # 9 ای دل قرار تو چه شد وان کار و بار تو چه شد %~% خوابت که می‌بندد چنین ~~اندر صباح و در مسا # 10 دل گفت حسن روی او وان نرگس جادوی او %~% وان سنبل ابروی ms0004 او وان لعل ~~شیرین ماجرا # 11 ای عشق پیش هر کسی نام و لقب داری بسی %~% من دوش نام دیگرت کردم که ~~درد بی‌دوا # 12 ای رونق جانم ز تو چون چرخ گردانم ز تو %~% گندم فرست ای جان که تا ~~خیره نگردد آسیا # 13 دیگر نخواهم زد نفس این بیت را می‌گوی و بس %~% بگداخت جانم زین هوس ~~ارفق بنا یا ربنا PageV1P0005 ### || [genre: Gh] # 1 بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما %~% زیرا نمی‌دانی شدن همرنگ ما ~~همرنگ ما # 2 از حمله‌های جند او وز زخم‌های تند او %~% سالم نماند یک رگت بر چنگ ما ~~بر چنگ ما # 3 اول شرابی درکشی سرمست گردی از خوشی %~% بیخود شوی آنگه کنی آهنگ ما ~~آهنگ ما # 4 زین باده می‌خواهی برو اول تنک چون شیشه شو %~% چون شیشه گشتی برشکن بر ~~سنگ ما بر سنگ ما # 5 هر کان می احمر خورد بابرگ گردد برخورد %~% از دل فراخی‌ها برد دلتنگ ~~ما دلتنگ ما # 6 بس جره‌ها در جو زند بس بربط شش تو زند %~% بس با شهان پهلو زند سرهنگ ~~ما سرهنگ ما # 7 ماده است مریخ زمن این جا در این خنجر زدن %~% با مقنعه کی تان شدن در ~~جنگ ما در جنگ ما # 8 گر تیغ خواهی تو ز خور از بدر برسازی سپر %~% گر قیصری اندرگذر از زنگ ~~ما از زنگ ما # 9 اسحاق شو در نحر ما خاموش شو در بحر ما %~% تا نشکند کشتی تو در گنگ ما ~~در گنگ ما PageV1P0006 ### || [genre: Gh] # 1 بنشسته‌ام من بر درت تا بوک برجوشد وفا %~% باشد که بگشایی دری گویی که ~~برخیز اندرآ # 2 غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت %~% ای صد هزاران مرحمت بر روی ~~خوبت دایما # 3 ماییم مست و سرگران فارغ ز کار دیگران %~% عالم اگر برهم رود عشق تو را ~~بادا بقا # 4 عشق تو کف برهم زند صد ms0005 عالم دیگر کند %~% صد قرن نو پیدا شود بیرون ز ~~افلاک و خلا # 5 ای عشق خندان همچو گل وی خوش نظر چون عقل کل %~% خورشید را درکش به جل ~~ای شهسوار هل اتی # 6 امروز ما مهمان تو مست رخ خندان تو %~% چون نام رویت می‌برم دل می‌رود ~~والله ز جا # 7 کو بام غیر بام تو کو نام غیر نام تو %~% کو جام غیر جام تو ای ساقی ~~شیرین ادا # 8 گر زنده جانی یابمی من دامنش برتابمی %~% ای کاشکی درخوابمی در خواب ~~بنمودی لقا # 9 ای بر درت خیل و حشم بیرون خرام ای محتشم %~% زیرا که سرمست و خوشم زان ~~چشم مست دلربا # 10 افغان و خون دیده بین صد پیرهن بدریده بین %~% خون جگر پیچیده بین بر ~~گردن و روی و قفا # 11 آن کس که بیند روی تو مجنون نگردد کو بگو %~% سنگ و کلوخی باشد او او ~~را چرا خواهم بلا # 12 رنج و بلایی زین بتر کز تو بود جان بی‌خبر %~% ای شاه و سلطان بشر لا ~~تبل نفسا بالعمی # 13 جان‌ها چو سیلابی روان تا ساحل دریای جان %~% از آشنایان منقطع با بحر ~~گشته آشنا # 14 سیلی روان اندر وله سیلی دگر گم کرده ره %~% الحمدلله گوید آن وین آه ~~و لا حول و لا # 15 ای آفتابی آمده بر مفلسان ساقی شده %~% بر بندگان خود را زده باری کرم ~~باری عطا # 16 گل دیده ناگه مر تو را بدریده جان و جامه را %~% وان چنگ زار از چنگ ~~تو افکنده سر پیش از حیا # 17 مقبلترین و نیک پی در برج زهره کیست نی %~% زیرا نهد لب بر لبت تا از ~~تو آموزد نوا # 18 نی‌ها و خاصه نیشکر بر طمع این بسته کمر %~% رقصان شده در نیستان یعنی ~~تعز من تشا # 19 بد بی‌تو چنگ و نی حزین برد آن کنار و بوسه این %~% دف گفت می‌زن بر ~~رخم ms0006 تا روی من یابد بها # 20 این جان پاره پاره را خوش پاره پاره مست کن %~% تا آن چه دوشش فوت شد ~~آن را کند این دم قضا # 21 حیفست ای شاه مهین هشیار کردن این چنین %~% والله نگویم بعد از این ~~هشیار شرحت ای خدا # 22 یا باده ده حجت مجو یا خود تو برخیز و برو %~% یا بنده را با لطف تو ~~شد صوفیانه ماجرا PageV1P0007 ### || [genre: Gh] # 1 جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما %~% صد جان برافشانم بر او گویم ~~هنییا مرحبا # 2 رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بی‌چون شوم %~% صبر و قرارم برده‌ای ای ~~میزبان زودتر بیا # 3 از مه ستاره می‌بری تو پاره پاره می‌بری %~% گه شیرخواره می‌بری گه ~~می‌کشانی دایه را # 4 دارم دلی همچون جهان تا می‌کشد کوه گران %~% من که کشم که کی کشم زین ~~کاهدان واخر مرا # 5 گر موی من چون شیر شد از شوق مردن پیر شد %~% من آردم گندم نیم چون ~~آمدم در آسیا # 6 در آسیا گندم رود کز سنبله زادست او %~% زاده مهم نی سنبله در آسیا ~~باشم چرا # 7 نی نی فتد در آسیا هم نور مه از روزنی %~% زان جا به سوی مه رود نی در ~~دکان نانبا # 8 با عقل خود گر جفتمی من گفتنی‌ها گفتمی %~% خاموش کن تا نشنود این قصه ~~را باد هوا PageV1P0008 ### || [genre: Gh] # 1 من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا %~% آن جام جان افزای را برریز ~~بر جان ساقیا # 2 بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان %~% دور از لب بیگانگان پیش آر ~~پنهان ساقیا # 3 نانی بده نان خواره را آن طامع بیچاره را %~% آن عاشق نانباره را کنجی ~~بخسبان ساقیا # 4 ای جان جان جان جان ما نامدیم از بهر نان %~% برجه گدارویی مکن در بزم ~~سلطان ساقیا # 5 اول بگیر آن جام مه بر کفه آن پیر ms0007 نه %~% چون مست گردد پیر ده رو سوی ~~مستان ساقیا # 6 رو سخت کن ای مرتجا مست از کجا شرم از کجا %~% ور شرم داری یک قدح بر ~~شرم افشان ساقیا # 7 برخیز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیا %~% تا بخت ما خندان شود پیش آی ~~خندان ساقیا PageV1P0009 ### || [genre: Gh] # 1 مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا %~% مهمان صاحب دولتم که دولتش ~~پاینده با # 2 بر خوان شیران یک شبی بوزینه‌ای همراه شد %~% استیزه رو گر نیستی او از ~~کجا شیر از کجا # 3 بنگر که از شمشیر شه در قهرمان خون می‌چکد %~% آخر چه گستاخی است این ~~والله خطا والله خطا # 4 گر طفل شیری پنجه زد بر روی مادر ناگهان %~% تو دشمن خود نیستی بر وی ~~منه تو پنجه را # 5 آن کو ز شیران شیر خورد او شیر باشد نیست مرد %~% بسیار نقش آدمی دیدم ~~که بود آن اژدها # 6 نوح ار چه مردم وار بد طوفان مردم خوار بد %~% گر هست آتش ذره‌ای آن ~~ذره دارد شعله‌ها # 7 شمشیرم و خون ریز من هم نرمم و هم تیز من %~% همچون جهان فانیم ظاهر ~~خوش و باطن بلا PageV1P0010 ### || [genre: Gh] # 1 ای طوطی عیسی نفس وی بلبل شیرین نوا %~% هین زهره را کالیوه کن زان ~~نغمه‌های جان فزا # 2 دعوی خوبی کن بیا تا صد عدو و آشنا %~% با چهره‌ای چون زعفران با چشم ~~تر آید گوا # 3 غم جمله را نالان کند تا مرد و زن افغان کند %~% که داد ده ما را ز غم ~~کو گشت در ظلم اژدها # 4 غم را بدرانی شکم با دورباش زیر و بم %~% تا غلغل افتد در عدم از عدل ~~تو ای خوش صدا # 5 ساقی تو ما را یاد کن صد خیک را پرباد کن %~% ارواح را فرهاد کن در عشق ~~آن شیرین لقا # 6 چون تو سرافیل دلی زنده کن آب و ms0008 گلی %~% دردم ز راه مقبلی در گوش ما ~~نفخه خدا # 7 ما همچو خرمن ریخته گندم به کاه آمیخته %~% هین از نسیم باد جان که را ~~ز گندم کن جدا # 8 تا غم به سوی غم رود خرم سوی خرم رود %~% تا گل به سوی گل رود تا دل ~~برآید بر سما # 9 این دانه‌های نازنین محبوس مانده در زمین %~% در گوش یک باران خوش ~~موقوف یک باد صبا # 10 تا کار جان چون زر شود با دلبران هم‌بر شود %~% پا بود اکنون سر شود ~~که بود اکنون کهربا # 11 خاموش کن آخر دمی دستور بودی گفتمی %~% سری که نفکندست کس در گوش ~~اخوان صفا PageV1P0011 ### || [genre: Gh] # 1 ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار ما %~% ای از تو آبستن چمن و ای از ~~تو خندان باغ‌ها # 2 ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس %~% ای پاکتر از جان و جا آخر کجا ~~بودی کجا # 3 ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش %~% پیراهن یوسف بود یا خود ~~روان مصطفی # 4 ای جویبار راستی از جوی یار ماستی %~% بر سینه‌ها سیناستی بر جان‌هایی ~~جان فزا # 5 ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش %~% ماه تو خوش سال تو ~~خوش ای سال و مه چاکر تو را PageV1P0012 ### || [genre: Gh] # 1 ای باد بی‌آرام ما با گل بگو پیغام ما %~% کای گل گریز اندر شکر چون ~~گشتی از گلشن جدا # 2 ای گل ز اصل شکری تو با شکر لایقتری %~% شکر خوش و گل هم خوش و از هر ~~دو شیرینتر وفا # 3 رخ بر رخ شکر بنه لذت بگیر و بو بده %~% در دولت شکر بجه از تلخی جور ~~فنا # 4 اکنون که گشتی گلشکر قوت دلی نور نظر %~% از گل برآ بر دل گذر آن از ~~کجا این از کجا # 5 با خار بودی همنشین چون عقل با جانی قرین %~% بر ms0009 آسمان رو از زمین منزل ~~به منزل تا لقا # 6 در سر خلقان می‌روی در راه پنهان می‌روی %~% بستان به بستان می‌روی آن ~~جا که خیزد نقش‌ها # 7 ای گل تو مرغ نادری برعکس مرغان می‌پری %~% کامد پیامت زان سری پرها ~~بنه بی‌پر بیا # 8 ای گل تو این‌ها دیده‌ای زان بر جهان خندیده‌ای %~% زان جامه‌ها ~~بدریده‌ای ای کربز لعلین قبا # 9 گل‌های پار از آسمان نعره زنان در گلستان %~% کای هر که خواهد نردبان ~~تا جان سپارد در بلا # 10 هین از ترشح زین طبق بگذر تو بی‌ره چون عرق %~% از شیشه گلابگر چون ~~روح از آن جام سما # 11 ای مقبل و میمون شما با چهره گلگون شما %~% بودیم ما همچون شما ما روح ~~گشتیم الصلا # 12 از گلشکر مقصود ما لطف حقست و بود ما %~% ای بود ما آهن صفت وی لطف حق ~~آهن ربا # 13 آهن خرد آیینه گر بر وی نهد زخم شرر %~% ما را نمی‌خواهد مگر خواهم ~~شما را بی‌شما # 14 هان ای دل مشکین سخن پایان ندارد این سخن %~% با کس نیارم گفت من ~~آن‌ها که می‌گویی مرا # 15 ای شمس تبریزی بگو سر شهان شاه خو %~% بی حرف و صوت و رنگ و بو بی‌شمس ~~کی تابد ضیا PageV1P0013 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان امروز ماییم و شما %~% افتاده در غرقابه‌ای تا خود ~~که داند آشنا # 2 گر سیل عالم پر شود هر موج چون اشتر شود %~% مرغان آبی را چه غم تا غم ~~خورد مرغ هوا # 3 ما رخ ز شکر افروخته با موج و بحر آموخته %~% زان سان که ماهی را بود ~~دریا و طوفان جان فزا # 4 ای شیخ ما را فوطه ده وی آب ما را غوطه ده %~% ای موسی عمران بیا بر آب ~~دریا زن عصا # 5 این باد اندر هر سری سودای دیگر می‌پزد %~% سودای آن ساقی مرا باقی همه ~~آن شما # 6 دیروز مستان ms0010 را به ره بربود آن ساقی کله %~% امروز می در می‌دهد تا ~~برکند از ما قبا # 7 ای رشک ماه و مشتری با ما و پنهان چون پری %~% خوش خوش کشانم می‌بری ~~آخر نگویی تا کجا # 8 هر جا روی تو با منی ای هر دو چشم و روشنی %~% خواهی سوی مستیم کش ~~خواهی ببر سوی فنا # 9 عالم چو کوه طور دان ما همچو موسی طالبان %~% هر دم تجلی می‌رسد ~~برمی‌شکافد کوه را # 10 یک پاره اخضر می‌شود یک پاره عبهر می‌شود %~% یک پاره گوهر می‌شود یک ~~پاره لعل و کهربا # 11 ای طالب دیدار او بنگر در این کهسار او %~% ای که چه باد خورده‌ای ما ~~مست گشتیم از صدا # 12 ای باغبان ای باغبان در ما چه درپیچیده‌ای %~% گر برده‌ایم انگور تو ~~تو برده‌ای انبان ما PageV1P0014 ### || [genre: Gh] # 1 ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را %~% باخویش کن بی‌خویش را ~~چیزی بده درویش را # 2 تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را %~% بر زهر زن تریاق را چیزی بده ~~درویش را # 3 با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود %~% ما را تو کن همراه خود ~~چیزی بده درویش را # 4 چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی %~% با ما چه همره می‌کنی چیزی ~~بده درویش را # 5 درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان %~% نی دلق صدپاره کشان چیزی ~~بده درویش را # 6 هم آدم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی %~% هم راز و هم محرم تویی ~~چیزی بده درویش را # 7 تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود %~% خار از تو نسرین ~~می‌شود چیزی بده درویش را # 8 جان من و جانان من کفر من و ایمان من %~% سلطان سلطانان من چیزی بده ~~درویش را # 9 ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن %~% منگر به تن بنگر ms0011 به من ~~چیزی بده درویش را # 10 امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم %~% بر عشق جان افشان کنم ~~چیزی بده درویش را # 11 امروز گویم چون کنم یک باره دل را خون کنم %~% وین کار را یک سون کنم ~~چیزی بده درویش را # 12 تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی %~% خود را بگو تو چیستی چیزی ~~بده درویش را # 13 جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم %~% تو محتشم او محتشم چیزی ~~بده درویش را PageV1P0015 ### || [genre: Gh] # 1 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا %~% ای عیسی پنهان شده بر طارم ~~مینا بیا # 2 از هجر روزم قیر شد دل چون کمان بد تیر شد %~% یعقوب مسکین پیر شد ای ~~یوسف برنا بیا # 3 ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستت %~% گاوی خدایی می‌کند از سینه ~~سینا بیا # 4 رخ زعفران رنگ آمدم خم داده چون چنگ آمدم %~% در گور تن تنگ آمدم ای ~~جان باپهنا بیا # 5 چشم محمد با نمت واشوق گفته در غمت %~% زان طره‌ای اندرهمت ای سر ~~ارسلنا بیا # 6 خورشید پیشت چون شفق ای برده از شاهان سبق %~% ای دیده بینا به حق وی ~~سینه دانا بیا # 7 ای جان تو و جان‌ها چو تن بی‌جان چه ارزد خود بدن %~% دل داده‌ام دیر ~~است من تا جان دهم جانا بیا # 8 تا برده‌ای دل را گرو شد کشت جانم در درو %~% اول تو ای دردا برو و آخر ~~تو درمانا بیا # 9 ای تو دوا و چاره‌ام نور دل صدپاره‌ام %~% اندر دل بیچاره‌ام چون غیر ~~تو شد لا بیا # 10 نشناختم قدر تو من تا چرخ می‌گوید ز فن %~% دی بر دلش تیری بزن دی بر ~~سرش خارا بیا # 11 ای قاب قوس مرتبت وان دولت بامکرمت %~% کس نیست شاها محرمت در قرب او ~~ادنی بیا # 12 ای خسرو مه وش بیا ای خوشتر ms0012 از صد خوش بیا %~% ای آب و ای آتش بیا ای ~~در و ای دریا بیا # 13 مخدوم جانم شمس دین از جاهت ای روح الامین %~% تبریز چون عرش مکین از ~~مسجد اقصی بیا PageV1P0016 ### || [genre: Gh] # 1 آمد ندا از آسمان جان را که بازآ الصلا %~% جان گفت ای نادی خوش اهلا و ~~سهلا مرحبا # 2 سمعا و طاعه ای ندا هر دم دو صد جانت فدا %~% یک بار دیگر بانگ زن تا ~~برپرم بر هل اتی # 3 ای نادره مهمان ما بردی قرار از جان ما %~% آخر کجا می‌خوانیم گفتا ~~برون از جان و جا # 4 از پای این زندانیان بیرون کنم بند گران %~% بر چرخ بنهم نردبان تا جان ~~برآید بر علا # 5 تو جان جان افزاستی آخر ز شهر ماستی %~% دل بر غریبی می‌نهی این کی بود ~~شرط وفا # 6 آوارگی نوشت شده خانه فراموشت شده %~% آن گنده پیر کابلی صد سحر کردت ~~از دغا # 7 این قافله بر قافله پویان سوی آن مرحله %~% چون برنمی‌گردد سرت چون دل ~~نمی‌جوشد تو را # 8 بانگ شتربان و جرس می‌نشنود از پیش و پس %~% ای بس رفیق و همنفس آن جا ~~نشسته گوش ما # 9 خلقی نشسته گوش ما مست و خوش و بی‌هوش ما %~% نعره زنان در گوش ما که ~~سوی شاه آ ای گدا PageV1P0017 ### || [genre: Gh] # 1 ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما %~% انا فتحنا الصلا بازآ ز ~~بام از در درآ # 2 ای بحر پرمرجان من والله سبک شد جان من %~% این جان سرگردان من از گردش ~~این آسیا # 3 ای ساربان با قافله مگذر مرو زین مرحله %~% اشتر بخوابان هین هله نه از ~~بهر من بهر خدا # 4 نی نی برو مجنون برو خوش در میان خون برو %~% از چون مگو بی‌چون برو ~~زیرا که جان را نیست جا # 5 گر قالبت در خاک شد جان تو بر افلاک شد %~% گر ms0013 خرقه تو چاک شد جان تو ~~را نبود فنا # 6 از سر دل بیرون نه‌ای بنمای رو کایینه‌ای %~% چون عشق را سرفتنه‌ای پیش ~~تو آید فتنه‌ها # 7 گویی مرا چون می‌روی گستاخ و افزون می‌روی %~% بنگر که در خون می‌روی ~~آخر نگویی تا کجا # 8 گفتم کز آتش‌های دل بر روی مفرش‌های دل %~% می غلط در سودای دل تا بحر ~~یفعل ما یشا # 9 هر دم رسولی می‌رسد جان را گریبان می‌کشد %~% بر دل خیالی می‌دود یعنی ~~به اصل خود بیا # 10 دل از جهان رنگ و بو گشته گریزان سو به سو %~% نعره زنان کان اصل کو ~~جامه دران اندر وفا PageV1P0018 ### || [genre: Gh] # 1 امروز دیدم یار را آن رونق هر کار را %~% می‌شد روان بر آسمان همچون ~~روان مصطفی # 2 خورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دل %~% از تابش او آب و گل افزون ز ~~آتش در ضیا # 3 گفتم که بنما نردبان تا برروم بر آسمان %~% گفتا سر تو نردبان سر را ~~درآور زیر پا # 4 چون پای خود بر سر نهی پا بر سر اختر نهی %~% چون تو هوا را بشکنی پا ~~بر هوا نه هین بیا # 5 بر آسمان و بر هوا صد رد پدید آید تو را %~% بر آسمان پران شوی هر ~~صبحدم همچون دعا PageV1P0019 ### || [genre: Gh] # 1 چندانک خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را %~% می‌دان که دود گولخن هرگز ~~نیاید بر سما # 2 ور خود برآید بر سما کی تیره گردد آسمان %~% کز دود آورد آسمان چندان ~~لطیفی و ضیا # 3 خود را مرنجان ای پدر سر را مکوب اندر حجر %~% با نقش گرمابه مکن این ~~جمله چالیش و غزا # 4 گر تو کنی بر مه تفو بر روی تو بازآید آن %~% ور دامن او را کشی هم بر ~~تو تنگ آید قبا # 5 پیش از تو خامان دگر در جوش این دیگ جهان %~% بس برطپیدند و نشد درمان ~~نبود ms0014 الا رضا # 6 بگرفت دم مار را یک خارپشت اندر دهن %~% سر درکشید و گرد شد مانند گویی ~~آن دغا # 7 آن مار ابله خویش را بر خار می‌زد دم به دم %~% سوراخ سوراخ آمد او از ~~خود زدن بر خارها # 8 بی صبر بود و بی‌حیل خود را بکشت او از عجل %~% گر صبر کردی یک زمان ~~رستی از او آن بدلقا # 9 بر خارپشت هر بلا خود را مزن تو هم هلا %~% ساکن نشین وین ورد خوان جا ~~القضا ضاق الفضا # 10 فرمود رب العالمین با صابرانم همنشین %~% ای همنشین صابران افرغ علینا ~~صبرنا # 11 رفتم به وادی دگر باقی تو فرما ای پدر %~% مر صابران را می‌رسان هر دم ~~سلامی نو ز ما PageV1P0020 ### || [genre: Gh] # 1 جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را %~% از زعفران روی من رو ~~می‌بگردانی چرا # 2 یا این دل خون خواره را لطف و مراعاتی بکن %~% یا قوت صبرش بده در یفعل ~~الله ما یشا # 3 این دو ره آمد در روش یا صبر یا شکر نعم %~% بی شمع روی تو نتان دیدن ~~مر این دو راه را # 4 هر گه بگردانی تو رو آبی ندارد هیچ جو %~% کی ذره‌ها پیدا شود بی‌شعشعه ~~شمس الضحی # 5 بی باده تو کی فتد در مغز نغزان مستی یی %~% بی عصمت تو کی رود شیطان ~~بلا حول و لا # 6 نی قرص سازد قرصی یی مطبوخ هم مطبوخیی %~% تا درنیندازی کفی ز اهلیله ~~خود در دوا # 7 امرت نغرد کی رود خورشید در برج اسد %~% بی تو کجا جنبد رگی در دست و ~~پای پارسا # 8 در مرگ هشیاری نهی در خواب بیداری نهی %~% در سنگ سقایی نهی در برق ~~میرنده وفا # 9 سیل سیاه شب برد هر جا که عقلست و خرد %~% زان سیلشان کی واخرد جز ~~مشتری هل اتی # 10 ای جان جان جزو و کل وی حله بخش ms0015 باغ و گل %~% وی کوفته هر سو دهل کای ~~جان حیران الصلا # 11 هر کس فریباند مرا تا عشر بستاند مرا %~% آن کم دهد فهم بیا گوید که ~~پیش من بیا # 12 زان سو که فهمت می‌رسد باید که فهم آن سو رود %~% آن کت دهد طال بقا ~~او را سزد طال بقا # 13 هم او که دلتنگت کند سرسبز و گلرنگت کند %~% هم اوت آرد در دعا هم او ~~دهد مزد دعا # 14 هم ری و بی و نون را کردست مقرون با الف %~% در باد دم اندر دهن تا ~~خوش بگویی ربنا # 15 لبیک لبیک ای کرم سودای تست اندر سرم %~% ز آب تو چرخی می‌زنم مانند ~~چرخ آسیا # 16 هرگز نداند آسیا مقصود گردش‌های خود %~% کاستون قوت ماست او یا کسب و ~~کار نانبا # 17 آبیش گردان می‌کند او نیز چرخی می‌زند %~% حق آب را بسته کند او هم ~~نمی‌جنبد ز جا # 18 خامش که این گفتار ما می‌پرد از اسرار ما %~% تا گوید او که گفت او ~~هرگز بننماید قفا PageV1P0021 ### || [genre: Gh] # 1 چندان بنالم ناله‌ها چندان برآرم رنگ‌ها %~% تا برکنم از آینه هر منکری ~~من زنگ‌ها # 2 بر مرکب عشق تو دل می‌راند و این مرکبش %~% در هر قدم می‌بگذرد زان سوی ~~جان فرسنگ‌ها # 3 بنما تو لعل روشنت بر کوری هر ظلمتی %~% تا بر سر سنگین دلان از عرش ~~بارد سنگ‌ها # 4 با این چنین تابانیت دانی چرا منکر شدند %~% کاین دولت و اقبال را باشد ~~از ایشان ننگ‌ها # 5 گر نی که کورندی چنین آخر بدیدندی چنان %~% آن سو هزاران جان ز مه چون ~~اختران آونگ‌ها # 6 چون از نشاط نور تو کوران همی بینا شوند %~% تا از خوشی راه تو رهوار ~~گردد لنگ‌ها # 7 اما چو اندر راه تو ناگاه بیخود می‌شود %~% هر عقل زیرا رسته شد در ~~سبزه زارت بنگ‌ها # 8 زین رو همی‌بینم کسان نالان چو نی وز دل تهی ms0016 %~% زین رو دو صد سرو روان ~~خم شد ز غم چون چنگ‌ها # 9 زین رو هزاران کاروان بشکسته شد از ره روان %~% زین ره بسی کشتی پر ~~بشکسته شد بر گنگ‌ها # 10 اشکستگان را جان‌ها بستست بر اومید تو %~% تا دانش بی‌حد تو پیدا کند ~~فرهنگ‌ها # 11 تا قهر را برهم زند آن لطف اندر لطف تو %~% تا صلح گیرد هر طرف تا محو ~~گردد جنگ‌ها # 12 تا جستنی نوعی دگر ره رفتنی طرزی دگر %~% پیدا شود در هر جگر در سلسله ~~آهنگ‌ها # 13 وز دعوت جذب خوشی آن شمس تبریزی شود %~% هر ذره انگیزنده‌ای هر موی ~~چون سرهنگ‌ها PageV1P0022 ### || [genre: Gh] # 1 چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها %~% کز چشم من دریای خون جوشان ~~شد از جور و جفا # 2 گر لب فروبندم کنون جانم به جوش آید درون %~% ور بر سرش آبی زنم بر سر ~~زند او جوش را # 3 معذور دارم خلق را گر منکرند از عشق ما %~% اه لیک خود معذور را کی ~~باشد اقبال و سنا # 4 از جوش خون نطقی به فم آن نطق آمد در قلم %~% شد حرف‌ها چون مور هم سوی ~~سلیمان لابه را # 5 کای شه سلیمان لطف وی لطف را از تو شرف %~% در تو را جان‌ها صدف باغ تو ~~را جان‌ها گیا # 6 ما مور بیچاره شده وز خرمن آواره شده %~% در سیر سیاره شده هم تو برس ~~فریاد ما # 7 ما بنده خاک کفت چون چاکران اندر صفت %~% ما دیدبان آن صفت با این همه ~~عیب عما # 8 تو یاد کن الطاف خود در سابق الله الصمد %~% در حق هر بدکار بد هم مجرم ~~هر دو سرا # 9 تو صدقه کن ای محتشم بر دل که دیدت ای صنم %~% در غیر تو چون بنگرم ~~اندر زمین یا در سما # 10 آن آب حیوان صفا هم در گلو گیرد ورا %~% کو خورده باشد باده‌ها زان ~~خسرو میمون لقا ms0017 # 11 ای آفتاب اندر نظر تاریک و دلگیر و شرر %~% آن را که دید او آن قمر در ~~خوبی و حسن و بها # 12 ای جان شیرین تلخ وش بر عاشقان هجر کش %~% در فرقت آن شاه خوش بی‌کبر ~~با صد کبریا # 13 ای جان سخن کوتاه کن یا این سخن در راه کن %~% در راه شاهنشاه کن در ~~سوی تبریز صفا # 14 ای تن چو سگ کاهل مشو افتاده عوعو بس معو %~% تو بازگرد از خویش و رو ~~سوی شهنشاه بقا # 15 ای صد بقا خاک کفش آن صد شهنشه در صفش %~% گشته رهی صد آصفش واله ~~سلیمان در ولا # 16 وانگه سلیمان زان ولا لرزان ز مکر ابتلا %~% از ترس کو را آن علا کمتر ~~شود از رشک‌ها # 17 ناگه قضا را شیطنت از جام عز و سلطنت %~% بربوده از وی مکرمت کرده به ~~ملکش اقتضا # 18 چون یک دمی آن شاه فرد تدبیر ملک خویش کرد %~% دیو و پری را پای مرد ~~ترتیب کرد آن پادشا # 19 تا باز از آن عاقل شده دید از هوا غافل شده %~% زان باغ‌ها آفل شده ~~بی‌بر شده هم بی‌نوا # 20 زد تیغ قهر و قاهری بر گردن دیو و پری %~% کو را ز عشق آن سری مشغول ~~کردند از قضا # 21 زود اندرآمد لطف شه مخدوم شمس الدین چو مه %~% در منع او گفتا که نه ~~عالم مسوز ای مجتبا # 22 از شه چو دید او مژده‌ای آورد در حین سجده‌ای %~% تبریز را از وعده‌ای ~~کارزد به این هر دو سرا PageV1P0023 ### || [genre: Gh] # 1 چون نالد این مسکین که تا رحم آید آن دلدار را %~% خون بارد این چشمان ~~که تا بینم من آن گلزار را # 2 خورشید چون افروزدم تا هجر کمتر سوزدم %~% دل حیلتی آموزدم کز سر بگیرم ~~کار را # 3 ای عقل کل ذوفنون تعلیم فرما یک فسون %~% کز وی بخیزد در درون رحمی ~~نگارین یار را ms0018 # 4 چون نور آن شمع چگل می‌درنیابد جان و دل %~% کی داند آخر آب و گل ~~دلخواه آن عیار را # 5 جبریل با لطف و رشد عجل سمین را چون چشد %~% این دام و دانه کی کشد ~~عنقای خوش منقار را # 6 عنقا که یابد دام کس در پیش آن عنقامگس %~% ای عنکبوت عقل بس تا کی تنی ~~این تار را # 7 کو آن مسیح خوش دمی بی‌واسطه مریم یمی %~% کز وی دل ترسا همی پاره کند ~~زنار را # 8 دجال غم چون آتشی گسترد ز آتش مفرشی %~% کو عیسی خنجرکشی دجال بدکردار ~~را # 9 تن را سلامت‌ها ز تو جان را قیامت‌ها ز تو %~% عیسی علامت‌ها ز تو وصل ~~قیامت وار را # 10 ساغر ز غم در سر فتد چون سنگ در ساغر فتد %~% آتش به خار اندرفتد چون ~~گل نباشد خار را # 11 ماندم ز عذرا وامقی چون من نبودم لایقی %~% لیکن خمار عاشقی در سر دل ~~خمار را # 12 شطرنج دولت شاه را صد جان به خرجش راه را %~% صد که حمایل کاه را صد ~~درد دردی خوار را # 13 بینم به شه واصل شده می از خودی فاصل شده %~% وز شاه جان حاصل شده ~~جان‌ها در او دیوار را # 14 باشد که آن شاه حرون زان لطف از حدها برون %~% منسوخ گرداند کنون آن ~~رسم استغفار را # 15 جانی که رو این سو کند با بایزید او خو کند %~% یا در سنایی رو کند یا ~~بو دهد عطار را # 16 مخدوم جان کز جام او سرمست شد ایام او %~% گاهی که گویی نام او لازم ~~شمر تکرار را # 17 عالی خداوند شمس دین تبریز از او جان زمین %~% پرنور چون عرش مکین کو ~~رشک شد انوار را # 18 ای صد هزاران آفرین بر ساعت فرخترین %~% کان ناطق روح الامین بگشاید ~~آن اسرار را # 19 در پاکی بی‌مهر و کین در بزم عشق او نشین %~% در پرده ms0019 منکر ببین آن ~~پرده صدمسمار را PageV1P0024 ### || [genre: Gh] # 1 من دی نگفتم مر تو را کای بی‌نظیر خوش لقا %~% ای قد مه از رشک تو چون ~~آسمان گشته دوتا # 2 امروز صد چندان شدی حاجب بدی سلطان شدی %~% هم یوسف کنعان شدی هم فر ~~نور مصطفی # 3 امشب ستایمت ای پری فردا ز گفتن بگذری %~% فردا زمین و آسمان در شرح تو ~~باشد فنا # 4 امشب غنیمت دارمت باشم غلام و چاکرت %~% فردا ملک بی‌هش شود هم عرش ~~بشکافد قبا # 5 ناگه برآید صرصری نی بام ماند نه دری %~% زین پشگان پر کی زند چونک ~~ندارد پیل پا # 6 باز از میان صرصرش درتابد آن حسن و فرش %~% هر ذره‌ای خندان شود در فر ~~آن شمس الضحی # 7 تعلیم گیرد ذره‌ها زان آفتاب خوش لقا %~% صد ذرگی دلربا کان‌ها نبودش ز ~~ابتدا PageV1P0025 ### || [genre: Gh] # 1 هر لحظه وحی آسمان آید به سر جان‌ها %~% کاخر چو دردی بر زمین تا چند ~~می‌باشی برآ # 2 هر کز گران جانان بود چون درد در پایان بود %~% آنگه رود بالای خم کان ~~درد او یابد صفا # 3 گل را مجنبان هر دمی تا آب تو صافی شود %~% تا درد تو روشن شود تا درد ~~تو گردد دوا # 4 جانیست چون شعله ولی دودش ز نورش بیشتر %~% چون دود از حد بگذرد در ~~خانه ننماید ضیا # 5 گر دود را کمتر کنی از نور شعله برخوری %~% از نور تو روشن شود هم این ~~سرا هم آن سرا # 6 در آب تیره بنگری نی ماه بینی نی فلک %~% خورشید و مه پنهان شود چون ~~تیرگی گیرد هوا # 7 باد شمالی می‌وزد کز وی هوا صافی شود %~% وز بهر این صیقل سحر در ~~می‌دمد باد صبا # 8 باد نفس مر سینه را ز اندوه صیقل می‌زند %~% گر یک نفس گیرد نفس مر نفس ~~را آید فنا # 9 جان غریب اندر جهان مشتاق شهر لامکان %~% نفس بهیمی در ms0020 چرا چندین چرا ~~باشد چرا # 10 ای جان پاک خوش گهر تا چند باشی در سفر %~% تو باز شاهی بازپر سوی ~~صفیر پادشا PageV1P0026 ### || [genre: Gh] # 1 آن خواجه را در کوی ما در گل فرورفتست پا %~% با تو بگویم حال او ~~برخوان اذا جا القضا # 2 جباروار و زفت او دامن کشان می‌رفت او %~% تسخرکنان بر عاشقان بازیچه ~~دیده عشق را # 3 بس مرغ پران بر هوا از دام‌ها فرد و جدا %~% می‌آید از قبضه قضا بر پر ~~او تیر بلا # 4 ای خواجه سرمستک شدی بر عاشقان خنبک زدی %~% مست خداوندی خود کشتی ~~گرفتی با خدا # 5 بر آسمان‌ها برده سر وز سرنبشت او بی‌خبر %~% همیان او پرسیم و زر گوشش ~~پر از طال بقا # 6 از بوسه‌ها بر دست او وز سجده‌ها بر پای او %~% وز لورکند شاعران وز ~~دمدمه هر ژاژخا # 7 باشد کرم را آفتی کان کبر آرد در فتی %~% از وهم بیمارش کند در چاپلوسی ~~هر گدا # 8 بدهد درم‌ها در کرم او نافریدست آن درم %~% از مال و ملک دیگری مردی ~~کجا باشد سخا # 9 فرعون و شدادی شده خیکی پر از بادی شده %~% موری بده ماری شده وان مار ~~گشته اژدها # 10 عشق از سر قدوسیی همچون عصای موسیی %~% کو اژدها را می‌خورد چون افکند ~~موسی عصا # 11 بر خواجه روی زمین بگشاد از گردون کمین %~% تیری زدش کز زخم او همچون ~~کمانی شد دوتا # 12 در رو فتاد او آن زمان از ضربت زخم گران %~% خرخرکنان چون صرعیان در ~~غرغره مرگ و فنا # 13 رسوا شده عریان شده دشمن بر او گریان شده %~% خویشان او نوحه کنان بر ~~وی چو اصحاب عزا # 14 فرعون و نمرودی بده انی انا الله می‌زده %~% اشکسته گردن آمده در یارب ~~و در ربنا # 15 او زعفرانی کرده رو زخمی نه بر اندام او %~% جز غمزه غمازه‌ای شکرلبی ~~شیرین لقا # 16 تیرش عجبتر یا کمان چشمش تهیتر ms0021 یا دهان %~% او بی‌وفاتر یا جهان او ~~محتجبتر یا هما # 17 اکنون بگویم سر جان در امتحان عاشقان %~% از قفل و زنجیر نهان هین ~~گوش‌ها را برگشا # 18 کی برگشایی گوش را کو گوش مر مدهوش را %~% مخلص نباشد هوش را جز یفعل ~~الله ما یشا # 19 این خواجه باخرخشه شد پرشکسته چون پشه %~% نالان ز عشق عایشه کابیض ~~عینی من بکا # 20 انا هلکنا بعدکم یا ویلنا من بعدکم %~% مقت الحیوه فقدکم عودوا الینا ~~بالرضا # 21 العقل فیکم مرتهن هل من صدا یشفی الحزن %~% و القلب منکم ممتحن فی وسط ~~نیران النوی # 22 ای خواجه با دست و پا پایت شکستست از قضا %~% دل‌ها شکستی تو بسی بر ~~پای تو آمد جزا # 23 این از عنایت‌ها شمر کز کوی عشق آمد ضرر %~% عشق مجازی را گذر بر عشق ~~حقست انتها # 24 غازی به دست پور خود شمشیر چوبین می‌دهد %~% تا او در آن استا شود ~~شمشیر گیرد در غزا # 25 عشقی که بر انسان بود شمشیر چوبین آن بود %~% آن عشق با رحمان شود چون ~~آخر آید ابتلا # 26 عشق زلیخا ابتدا بر یوسف آمد سال‌ها %~% شد آخر آن عشق خدا می‌کرد بر ~~یوسف قفا # 27 بگریخت او یوسف پیش زد دست در پیراهنش %~% بدریده شد از جذب او برعکس ~~حال ابتدا # 28 گفتش قصاص پیرهن بردم ز تو امروز من %~% گفتا بسی زین‌ها کند تقلیب ~~عشق کبریا # 29 مطلوب را طالب کند مغلوب را غالب کند %~% ای بس دعاگو را که حق کرد از ~~کرم قبله دعا # 30 باریک شد این جا سخن دم می‌نگنجد در دهن %~% من مغلطه خواهم زدن این ~~جا روا باشد دغا # 31 او می‌زند من کیستم من صورتم خاکیستم %~% رمال بر خاکی زند نقش صوابی ~~یا خطا # 32 این را رها کن خواجه را بنگر که می‌گوید مرا %~% عشق آتش اندر ریش زد ~~ما را رها کردی چرا # 33 ای خواجه صاحب قدم ms0022 گر رفتم اینک آمدم %~% تا من در این آخرزمان حال تو ~~گویم برملا # 34 آخر چه گوید غره‌ای جز ز آفتابی ذره‌ای %~% از بحر قلزم قطره‌ای زین ~~بی‌نهایت ماجرا # 35 چون قطره‌ای بنمایدت باقیش معلوم آیدت %~% ز انبار کف گندمی عرضه کنند ~~اندر شرا # 36 کفی چو دیدی باقیش نادیده خود می‌دانیش %~% دانیش و دانی چون شود چون ~~بازگردد ز آسیا # 37 هستی تو انبار کهن دستی در این انبار کن %~% بنگر چگونه گندمی وانگه ~~به طاحون بر هلا # 38 هست آن جهان چون آسیا هست آن جهان چون خرمنی %~% آن جا همین خواهی بدن ~~گر گندمی گر لوبیا # 39 رو ترک این گو ای مصر آن خواجه را بین منتظر %~% کو نیم کاره می‌کند ~~تعجیل می‌گوید صلا # 40 ای خواجه تو چونی بگو خسته در این پرفتنه کو %~% در خاک و خون ~~افتاده‌ای بیچاره وار و مبتلا # 41 گفت الغیاث ای مسلمین دل‌ها نگهدارید هین %~% شد ریخته خود خون من تا ~~این نباشد بر شما # 42 من عاشقان را در تبش بسیار کردم سرزنش %~% با سینه پرغل و غش بسیار ~~گفتم ناسزا # 43 ویل لکل همزه بهر زبان بد بود %~% هماز را لماز را جز چاشنی نبود دوا # 44 کی آن دهان مردم است سوراخ مار و کژدم است %~% کهگل در آن سوراخ زن ~~کزدم منه بر اقربا # 45 در عشق ترک کام کن ترک حبوب و دام کن %~% مر سنگ را زر نام کن شکر لقب ~~نه بر جفا PageV1P0027 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ما %~% سرمه کش چشمان ما ای چشم ~~جان را توتیا # 2 ای مه ز اجلالت خجل عشقت ز خون ما بحل %~% چون دیدمت می‌گفت دل جا ~~القضا جا القضا # 3 ما گوی سرگردان تو اندر خم چوگان تو %~% گه خوانیش سوی طرب گه رانیش ~~سوی بلا # 4 گه جانب خوابش کشی گه سوی اسبابش کشی %~% گه جانب ms0023 شهر بقا گه جانب دشت ~~فنا # 5 گه شکر آن مولی کند گه آه واویلی کند %~% گه خدمت لیلی کند گه مست و ~~مجنون خدا # 6 جان را تو پیدا کرده‌ای مجنون و شیدا کرده‌ای %~% گه عاشق کنج خلا گه ~~عاشق رو و ریا # 7 گه قصد تاج زر کند گه خاک‌ها بر سر کند %~% گه خویش را قیصر کند گه دلق ~~پوشد چون گدا # 8 طرفه درخت آمد کز او گه سیب روید گه کدو %~% گه زهر روید گه شکر گه درد ~~روید گه دوا # 9 جویی عجایب کاندرون گه آب رانی گاه خون %~% گه باده‌های لعل گون گه شیر ~~و گه شهد شفا # 10 گه علم بر دل برتند گه دانش از دل برکند %~% گه فضل‌ها حاصل کند گه ~~جمله را روبد بلا # 11 روزی محمدبک شود روزی پلنگ و سگ شود %~% گه دشمن بدرگ شود گه والدین و ~~اقربا # 12 گه خار گردد گاه گل گه سرکه گردد گاه مل %~% گاهی دهلزن گه دهل تا ~~می‌خورد زخم عصا # 13 گه عاشق این پنج و شش گه طالب جان‌های خوش %~% این سوش کش آن سوش کش ~~چون اشتری گم کرده جا # 14 گاهی چو چه کن پست رو مانند قارون سوی گو %~% گه چون مسیح و کشت نو ~~بالاروان سوی علا # 15 تا فضل تو راهش دهد وز شید و تلوین وارهد %~% شیاد ما شیدا شود یک رنگ ~~چون شمس الضحی # 16 چون ماهیان بحرش سکن بحرش بود باغ و وطن %~% بحرش بود گور و کفن جز ~~بحر را داند وبا # 17 زین رنگ‌ها مفرد شود در خنب عیسی دررود %~% در صبغه الله رو نهد تا ~~یفعل الله ما یشا # 18 رست از وقاحت وز حیا وز دور وز نقلان جا %~% رست از برو رست از بیا ~~چون سنگ زیر آسیا # 19 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم %~% نلحق بکم اعقابکم هذا مکافات ~~الولا # 20 انا شددنا جنبکم ms0024 انا غفرنا ذنبکم %~% مما شکرتم ربکم و الشکر جرار ~~الرضا # 21 مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن %~% باب البیان مغلق قل صمتنا اولی ~~بنا PageV1P0028 ### || [genre: Gh] # 1 ای از ورای پرده‌ها تاب تو تابستان ما %~% ما را چو تابستان ببر دل گرم ~~تا بستان ما # 2 ای چشم جان را توتیا آخر کجا رفتی بیا %~% تا آب رحمت برزند از صحن ~~آتشدان ما # 3 تا سبزه گردد شوره‌ها تا روضه گردد گورها %~% انگور گردد غوره‌ها تا ~~پخته گردد نان ما # 4 ای آفتاب جان و دل ای آفتاب از تو خجل %~% آخر ببین کاین آب و گل چون ~~بست گرد جان ما # 5 شد خارها گلزارها از عشق رویت بارها %~% تا صد هزار اقرارها افکند در ~~ایمان ما # 6 ای صورت عشق ابد خوش رو نمودی در جسد %~% تا ره بری سوی احد جان را از ~~این زندان ما # 7 در دود غم بگشا طرب روزی نما از عین شب %~% روزی غریب و بوالعجب ای صبح ~~نورافشان ما # 8 گوهر کنی خرمهره را زهره بدری زهره را %~% سلطان کنی بی‌بهره را شاباش ~~ای سلطان ما # 9 کو دیده‌ها درخورد تو تا دررسد در گرد تو %~% کو گوش هوش آورد تو تا ~~بشنود برهان ما # 10 چون دل شود احسان شمر در شکر آن شاخ شکر %~% نعره برآرد چاشنی از بیخ ~~هر دندان ما # 11 آمد ز جان بانگ دهل تا جزوها آید به کل %~% ریحان به ریحان گل به گل ~~از حبس خارستان ما PageV1P0029 ### || [genre: Gh] # 1 ای فصل باباران ما برریز بر یاران ما %~% چون اشک غمخواران ما در هجر ~~دلداران ما # 2 ای چشم ابر این اشک‌ها می‌ریز همچون مشک‌ها %~% زیرا که داری رشک‌ها بر ~~ماه رخساران ما # 3 این ابر را گریان نگر وان باغ را خندان نگر %~% کز لابه و گریه پدر ~~رستند بیماران ما # 4 ابر گران چون داد حق از بهر لب خشکان ما %~% رطل گران ms0025 هم حق دهد بهر ~~سبکساران ما # 5 بر خاک و دشت بی‌نوا گوهرفشان کرد آسمان %~% زین بی‌نوایی می‌کشند از ~~عشق طراران ما # 6 این ابر چون یعقوب من وان گل چو یوسف در چمن %~% بشکفته روی یوسفان از ~~اشک افشاران ما # 7 یک قطره‌اش گوهر شود یک قطره‌اش عبهر شود %~% وز مال و نعمت پر شود ~~کف‌های کف خاران ما # 8 باغ و گلستان ملی اشکوفه می‌کردند دی %~% زیرا که بر ریق از پگه خوردند ~~خماران ما # 9 بربند لب همچون صدف مستی میا در پیش صف %~% تا بازآیند این طرف از غیب ~~هشیاران ما PageV1P0030 ### || [genre: Gh] # 1 بادا مبارک در جهان سور و عروسی‌های ما %~% سور و عروسی را خدا ببرید ~~بر بالای ما # 2 زهره قرین شد با قمر طوطی قرین شد با شکر %~% هر شب عروسیی دگر از شاه ~~خوش سیمای ما # 3 ان القلوب فرجت ان النفوس زوجت %~% ان الهموم اخرجت در دولت مولای ما # 4 بسم الله امشب بر نوی سوی عروسی می‌روی %~% داماد خوبان می‌شوی ای خوب ~~شهرآرای ما # 5 خوش می‌روی در کوی ما خوش می‌خرامی سوی ما %~% خوش می‌جهی در جوی ما ای ~~جوی و ای جویای ما # 6 خوش می‌روی بر رای ما خوش می‌گشایی پای ما %~% خوش می‌بری کف‌های ما ای ~~یوسف زیبای ما # 7 از تو جفا کردن روا وز ما وفا جستن خطا %~% پای تصرف را بنه بر جان خون ~~پالای ما # 8 ای جان جان جان را بکش تا حضرت جانان ما %~% وین استخوان را هم بکش ~~هدیه بر عنقای ما # 9 رقصی کنید ای عارفان چرخی زنید ای منصفان %~% در دولت شاه جهان آن شاه ~~جان افزای ما # 10 در گردن افکنده دهل در گردک نسرین و گل %~% کامشب بود دف و دهل ~~نیکوترین کالای ما # 11 خاموش کامشب زهره شد ساقی به پیمانه و به مد %~% بگرفته ساغر می‌کشد ~~حمرای ما حمرای ما # 12 والله ms0026 که این دم صوفیان بستند از شادی میان %~% در غیب پیش غیبدان از ~~شوق استسقای ما # 13 قومی چو دریا کف زنان چون موج‌ها سجده کنان %~% قومی مبارز چون سنان ~~خون خوار چون اجزای ما # 14 خاموش کامشب مطبخی شاهست از فرخ رخی %~% این نادره که می‌پزد حلوای ما ~~حلوای ما PageV1P0031 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی %~% در خواب غفلت بی‌خبر زو ~~بوالعلی و بوالعلا # 2 زان می که در سر داشتم من ساغری برداشتم %~% در پیش او می‌داشتم گفتم ~~که ای شاه الصلا # 3 گفتا چیست این ای فلان گفتم که خون عاشقان %~% جوشیده و صافی چو جان بر ~~آتش عشق و ولا # 4 گفتا چو تو نوشیده‌ای در دیگ جان جوشیده‌ای %~% از جان و دل نوشش کنم ~~ای باغ اسرار خدا # 5 آن دلبر سرمست من بستد قدح از دست من %~% اندرکشیدش همچو جان کان بود ~~جان را جان فزا # 6 از جان گذشته صد درج هم در طرب هم در فرج %~% می‌کرد اشارت آسمان کای ~~چشم بد دور از شما PageV1P0032 ### || [genre: Gh] # 1 می ده گزافه ساقیا تا کم شود خوف و رجا %~% گردن بزن اندیشه را ما از ~~کجا او از کجا # 2 پیش آر نوشانوش را از بیخ برکن هوش را %~% آن عیش بی‌روپوش را از بند ~~هستی برگشا # 3 در مجلس ما سرخوش آ برقع ز چهره برگشا %~% زان سان که اول آمدی ای یفعل ~~الله ما یشا # 4 دیوانگان جسته بین از بند هستی رسته بین %~% در بی‌دلی دل بسته بین ~~کاین دل بود دام بلا # 5 زوتر بیا هین دیر شد دل زین ولایت سیر شد %~% مستش کن و بازش رهان زین ~~گفتن زوتر بیا # 6 بگشا ز دستم این رسن بربند پای بوالحسن %~% پر ده قدح را تا که من سر ~~را بنشناسم ز پا # 7 بی ذوق آن جانی که او در ماجرا و ms0027 گفت و گو %~% هر لحظه گرمی می‌کند با ~~بوالعلی و بوالعلا # 8 نانم مده آبم مده آسایش و خوابم مده %~% ای تشنگی عشق تو صد همچو ما را ~~خونبها # 9 امروز مهمان توام مست و پریشان توام %~% پر شد همه شهر این خبر کامروز ~~عیش است الصلا # 10 هر کو بجز حق مشتری جوید نباشد جز خری %~% در سبزه این گولخن همچون ~~خران جوید چرا # 11 می‌دان که سبزه گولخن گنده کند ریش و دهن %~% زیرا ز خضرای دمن فرمود ~~دوری مصطفی # 12 دورم ز خضرای دمن دورم ز حورای چمن %~% دورم ز کبر و ما و من مست شراب ~~کبریا # 13 از دل خیال دلبری برکرد ناگاهان سری %~% ماننده ماه از افق ماننده گل ~~از گیا # 14 جمله خیالات جهان پیش خیال او دوان %~% مانند آهن پاره‌ها در جذبه آهن ~~ربا # 15 بد لعل‌ها پیشش حجر شیران به پیشش گورخر %~% شمشیرها پیشش سپر خورشید ~~پیشش ذره‌ها # 16 عالم چو کوه طور شد هر ذره‌اش پرنور شد %~% مانند موسی روح هم افتاد ~~بی‌هوش از لقا # 17 هر هستییی در وصل خود در وصل اصل اصل خود %~% خنبک زنان بر نیستی دستک ~~زنان اندر نما # 18 سرسبز و خوش هر تره‌ای نعره زنان هر ذره‌ای %~% کالصبر مفتاح الفرج و ~~الشکر مفتاح الرضا # 19 گل کرد بلبل را ندا کای صد چو من پیشت فدا %~% حارس بدی سلطان شدی تا ~~کی زنی طال بقا # 20 ذرات محتاجان شده اندر دعا نالان شده %~% برقی بر ایشان برزده مانده ز ~~حیرت از دعا # 21 السلم منهاج الطلب الحلم معراج الطرب %~% و النار صراف الذهب و النور ~~صراف الولا # 22 العشق مصباح العشا و الهجر طباخ الحشا %~% و الوصل تریاق الغشا یا من ~~علی قلبی مشا # 23 الشمس من افراسنا و البدر من حراسنا %~% و العشق من جلاسنا من یدر ما ~~فی راسنا # 24 یا سایلی عن حبه اکرم به انعم به %~% کل المنی فی ms0028 جنبه عند التجلی ~~کالهبا # 25 یا سایلی عن قصتی العشق قسمی حصتی %~% و السکر افنی غصتی یا حبذا لی ~~حبذا # 26 الفتح من تفاحکم و الحشر من اصباحکم %~% القلب من ارواحکم فی الدور ~~تمثال الرحا # 27 اریاحکم تجلی البصر یعقوبکم یلقی النظر %~% یا یوسفینا فی البشر جودوا ~~بما الله اشتری # 28 الشمس خرت و القمر نسکا مع الاحدی عشر %~% قدامکم فی یقظه قدام یوسف ~~فی الکری # 29 اصل العطایا دخلنا ذخر البرایا نخلنا %~% یا من لحب او نوی یشکوا ~~مخالیب النوی PageV1P0033 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا %~% از آسمان آمد ندا کای ماه ~~رویان الصلا # 2 ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن کشان %~% بگرفته ما زنجیر او ~~بگرفته او دامان ما # 3 آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین %~% ای جان مرگ اندیش رو ای ساقی ~~باقی درآ # 4 ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو %~% ای هست ما از هست تو در ~~صد هزاران مرحبا # 5 ای مطرب شیرین نفس هر لحظه می‌جنبان جرس %~% ای عیش زین نه بر فرس بر ~~جان ما زن ای صبا # 6 ای بانگ نای خوش سمر در بانگ تو طعم شکر %~% آید مرا شام و سحر از بانگ ~~تو بوی وفا # 7 بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن %~% بر جمله خوبان ناز کن ای ~~آفتاب خوش لقا # 8 خاموش کن پرده مدر سغراق خاموشان بخور %~% ستار شو ستار شو خو گیر از ~~حلم خدا PageV1P0034 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار ما دلدار ما ای عالم اسرار ما %~% ای یوسف دیدار ما ای رونق ~~بازار ما # 2 نک بر دم امسال ما خوش عاشق آمد پار ما %~% ما مفلسانیم و تویی صد گنج ~~و صد دینار ما # 3 ما کاهلانیم و تویی صد حج و صد پیکار ما %~% ما خفتگانیم و تویی صد ~~دولت بیدار ما # 4 ما خستگانیم و تویی ms0029 صد مرهم بیمار ما %~% ما بس خرابیم و تویی هم از ~~کرم معمار ما # 5 من دوش گفتم عشق را ای خسرو عیار ما %~% سر درمکش منکر مشو تو برده‌ای ~~دستار ما # 6 واپس جوابم داد او نی از توست این کار ما %~% چون هرچ گویی وادهد همچون ~~صدا کهسار ما # 7 من گفتمش خود ما کهیم و این صدا گفتار ما %~% زیرا که که را اختیاری ~~نبود ای مختار ما PageV1P0035 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه بیا خواجه بیا خواجه دگربار بیا %~% دفع مده دفع مده ای مه عیار ~~بیا # 2 عاشق مهجور نگر عالم پرشور نگر %~% تشنه مخمور نگر ای شه خمار بیا # 3 پای تویی دست تویی هستی هر هست تویی %~% بلبل سرمست تویی جانب گلزار ~~بیا # 4 گوش تویی دیده تویی وز همه بگزیده تویی %~% یوسف دزدیده تویی بر سر ~~بازار بیا # 5 از نظر گشته نهان ای همه را جان و جهان %~% بار دگر رقص کنان بی‌دل و ~~دستار بیا # 6 روشنی روز تویی شادی غم سوز تویی %~% ماه شب افروز تویی ابر شکربار بیا # 7 ای علم عالم نو پیش تو هر عقل گرو %~% گاه میا گاه مرو خیز به یک بار ~~بیا # 8 ای دل آغشته به خون چند بود شور و جنون %~% پخته شد انگور کنون غوره ~~میفشار بیا # 9 ای شب آشفته برو وی غم ناگفته برو %~% ای خرد خفته برو دولت بیدار بیا # 10 ای دل آواره بیا وی جگر پاره بیا %~% ور ره در بسته بود از ره دیوار ~~بیا # 11 ای نفس نوح بیا وی هوس روح بیا %~% مرهم مجروح بیا صحت بیمار بیا # 12 ای مه افروخته رو آب روان در دل جو %~% شادی عشاق بجو کوری اغیار بیا # 13 بس بود ای ناطق جان چند از این گفت زبان %~% چند زنی طبل بیان بی‌دم و ~~گفتار بیا PageV1P0036 ### || [genre: Gh] # 1 یار مرا غار مرا عشق جگرخوار مرا %~% یار ms0030 تویی غار تویی خواجه نگهدار ~~مرا # 2 نوح تویی روح تویی فاتح و مفتوح تویی %~% سینه مشروح تویی بر در اسرار ~~مرا # 3 نور تویی سور تویی دولت منصور تویی %~% مرغ که طور تویی خسته به منقار ~~مرا # 4 قطره تویی بحر تویی لطف تویی قهر تویی %~% قند تویی زهر تویی بیش ~~میازار مرا # 5 حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی %~% روضه امید تویی راه ده ای یار ~~مرا # 6 روز تویی روزه تویی حاصل دریوزه تویی %~% آب تویی کوزه تویی آب ده این ~~بار مرا # 7 دانه تویی دام تویی باده تویی جام تویی %~% پخته تویی خام تویی خام ~~بمگذار مرا # 8 این تن اگر کم تندی راه دلم کم زندی %~% راه شدی تا نبدی این همه گفتار ~~مرا PageV1P0037 ### || [genre: Gh] # 1 رستم از این نفس و هوا زنده بلا مرده بلا %~% زنده و مرده وطنم نیست ~~بجز فضل خدا # 2 رستم از این بیت و غزل ای شه و سلطان ازل %~% مفتعلن مفتعلن مفتعلن کشت ~~مرا # 3 قافیه و مغلطه را گو همه سیلاب ببر %~% پوست بود پوست بود درخور مغز ~~شعرا # 4 ای خمشی مغز منی پرده آن نغز منی %~% کمتر فضل خمشی کش نبود خوف و رجا # 5 بر ده ویران نبود عشر زمین کوچ و قلان %~% مست و خرابم مطلب در سخنم ~~نقد و خطا # 6 تا که خرابم نکند کی دهد آن گنج به من %~% تا که به سیلم ندهد کی کشدم ~~بحر عطا # 7 مرد سخن را چه خبر از خمشی همچو شکر %~% خشک چه داند چه بود ترلللا ~~ترلللا # 8 آینه‌ام آینه‌ام مرد مقالات نه‌ام %~% دیده شود حال من ار چشم شود گوش ~~شما # 9 دست فشانم چو شجر چرخ زنان همچو قمر %~% چرخ من از رنگ زمین پاکتر از ~~چرخ سما # 10 عارف گوینده بگو تا که دعای تو کنم %~% چونک خوش و مست شوم هر سحری ~~وقت دعا # 11 دلق ms0031 من و خرقه من از تو دریغی نبود %~% و آنک ز سلطان رسدم نیم مرا ~~نیم تو را # 12 از کف سلطان رسدم ساغر و سغراق قدم %~% چشمه خورشید بود جرعه او را چو ~~گدا # 13 من خمشم خسته گلو عارف گوینده بگو %~% زانک تو داود دمی من چو کهم ~~رفته ز جا PageV1P0038 ### || [genre: Gh] # 1 آه که آن صدر سرا می‌ندهد بار مرا %~% می‌نکند محرم جان محرم اسرار مرا # 2 نغزی و خوبی و فرش آتش تیز نظرش %~% پرسش همچون شکرش کرد گرفتار مرا # 3 گفت مرا مهر تو کو رنگ تو کو فر تو کو %~% رنگ کجا ماند و بو ساعت ~~دیدار مرا # 4 غرقه جوی کرمم بنده آن صبحدمم %~% کان گل خوش بوی کشد جانب گلزار مرا # 5 هر که به جوبار بود جامه بر او بار بود %~% چند زیانست و گران خرقه و ~~دستار مرا # 6 ملکت و اسباب کز این ماه رخان شکرین %~% هست به معنی چو بود یار وفادار ~~مرا # 7 دستگه و پیشه تو را دانش و اندیشه تو را %~% شیر تو را بیشه تو را آهوی ~~تاتار مرا # 8 نیست کند هست کند بی‌دل و بی‌دست کند %~% باده دهد مست کند ساقی خمار ~~مرا # 9 ای دل قلاش مکن فتنه و پرخاش مکن %~% شهره مکن فاش مکن بر سر بازار مرا # 10 گر شکند پند مرا زفت کند بند مرا %~% بر طمع ساختن یار خریدار مرا # 11 بیش مزن دم ز دوی دو دو مگو چون ثنوی %~% اصل سبب را بطلب بس شد از ~~آثار مرا PageV1P0039 ### || [genre: Gh] # 1 طوق جنون سلسله شد باز مکن سلسله را %~% لابه گری می‌کنمت راه تو زن ~~قافله را # 2 مست و خوش و شاد توام حامله داد توام %~% حامله گر بار نهد جرم منه ~~حامله را # 3 هیچ فلک دفع کند از سر خود دور سفر %~% هیچ زمین دفع کند از تن خود ~~زلزله را ms0032 # 4 می‌کشد آن شه رقمی دل به کفش چون قلمی %~% تازه کن اسلام دمی‌خواجه رها ~~کن گله را # 5 آنچ کند شاه جفا آبله دان بر کف شه %~% آنک بیابد کف شه بوسه دهد آبله ~~را # 6 همچو کتابیست جهان جامع احکام نهان %~% جان تو سردفتر آن فهم کن این ~~مسئله را # 7 شاد همی‌باش و ترش آب بگردان و خمش %~% باز کن از گردن خر مشغله زنگله ~~را PageV1P0040 ### || [genre: Gh] # 1 شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما %~% راست بگو شمع رخت دوش کجا بود ~~کجا # 2 سوی دل ما بنگر کز هوس دیدن تو %~% دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد ~~قبا # 3 دوش به هر جا که بدی دانم کامروز ز غم %~% گشته بود همچو دلم مسجد لا ~~حول و لا # 4 دوش همی‌گشتم من تا به سحر ناله کنان %~% بدرک بالصبح بدا هیج نومی‌و ~~نفی # 5 سایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تو %~% نور کی دیدست که او باشد از ~~سایه جدا # 6 گاه بود پهلوی او گاه شود محو در او %~% پهلوی او هست خدا محو در او ~~هست لقا # 7 سایه زده دست طلب سخت در آن نور عجب %~% تا چو بکاهد بکشد نور خدایش به ~~خدا # 8 شرح جدایی و درآمیختگی سایه و نور %~% لا یتناهی و لئن جئت بضعف مددا # 9 نور مسبب بود و هر چه سبب سایه او %~% بی سببی قد جعل الله لکل سببا # 10 آینه همدگر افتاد مسبب و سبب %~% هر کی نه چون آینه گشتست ندید آینه ~~را PageV1P0041 ### || [genre: Gh] # 1 کار تو داری صنما قدر تو باری صنما %~% ما همه پابسته تو شیر شکاری ~~صنما # 2 دلبر بی‌کینه ما شمع دل سینه ما %~% در دو جهان در دو سرا کار تو داری ~~صنما # 3 ذره به ذره بر تو سجده کنان بر در تو %~% چاکر و یاری گر تو آه ms0033 چه یاری ~~صنما # 4 هر نفسی تشنه ترم بسته جوع البقرم %~% گفت که دریا بخوری گفتم کری صنما # 5 هر کی ز تو نیست جدا هیچ نمیرد به خدا %~% آنگه اگر مرگ بود پیش تو ~~باری صنما # 6 نیست مرا کار و دکان هستم بی‌کار جهان %~% زان که ندانم جز تو کارگزاری ~~صنما # 7 خواه شب و خواه سحر نیستم از هر دو خبر %~% کیست خبر چیست خبر روزشماری ~~صنما # 8 روز مرا دیدن تو شب غم ببریدن تو %~% از تو شبم روز شود همچو نهاری ~~صنما # 9 باغ پر از نعمت من گلبن بازینت من %~% هیچ ندید و نبود چون تو بهاری ~~صنما # 10 جسم مرا خاک کنی خاک مرا پاک کنی %~% باز مرا نقش کنی ماه عذاری صنما # 11 فلسفیک کور شود نور از او دور شود %~% زو ندمد سنبل دین چونک نکاری ~~صنما # 12 فلسفی این هستی من عارف تو مستی من %~% خوبی این زشتی آن هم تو نگاری ~~صنما PageV1P0042 ### || [genre: Gh] # 1 کاهل و ناداشت بدم کام درآورد مرا %~% طوطی اندیشه او همچو شکر خورد ~~مرا # 2 تابش خورشید ازل پرورش جان و جهان %~% بر صفت گلبشکر پخت و بپرورد مرا # 3 گفتم ای چرخ فلک مرد جفای تو نیم %~% گفت زبون یافت مگر ای سره این مرد ~~مرا # 4 ای شه شطرنج فلک مات مرا برد تو را %~% ای ملک آن تخت تو را تخته این ~~نرد مرا # 5 تشنه و مستسقی تو گشته‌ام ای بحر چنانک %~% بحر محیط ار بخورم باشد ~~درخورد مرا # 6 حسن غریب تو مرا کرد غریب دو جهان %~% فردی تو چون نکند از همگان فرد ~~مرا # 7 رفتم هنگام خزان سوی رزان دست گزان %~% نوحه گر هجر تو شد هر ورق زرد ~~مرا # 8 فتنه عشاق کند آن رخ چون روز تو را %~% شهره آفاق کند این دل شب گرد ~~مرا # 9 راست چو شقه علمت رقص کنانم ز هوا ms0034 %~% بال مرا بازگشا خوش خوش و منورد ~~مرا # 10 صبح دم سرد زند از پی خورشید زند %~% از پی خورشید تو است این نفس سرد ~~مرا # 11 جزو ز جزوی چو برید از تن تو درد کند %~% جزو من از کل ببرد چون نبود ~~درد مرا # 12 بنده آنم که مرا بی‌گنه آزرده کند %~% چون صفتی دارد از آن مه که ~~بیازرد مرا # 13 هر کسکی را هوسی قسم قضا و قدر است %~% عشق وی آورد قضا هدیه ره آورد ~~مرا # 14 اسب سخن بیش مران در ره جان گرد مکن %~% گر چه که خود سرمه جان آمد آن ~~گرد مرا PageV1P0043 ### || [genre: Gh] # 1 در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا %~% ابروی او گره نشد گر چه که ~~دید صد خطا # 2 چشم گشا و رو نگر جرم بیار و خو نگر %~% خوی چو آب جو نگر جمله طراوت و ~~صفا # 3 من ز سلام گرم او آب شدم ز شرم او %~% وز سخنان نرم او آب شوند سنگ‌ها # 4 زهر به پیش او ببر تا کندش به از شکر %~% قهر به پیش او بنه تا کندش ~~همه رضا # 5 آب حیات او ببین هیچ مترس از اجل %~% در دو در رضای او هیچ ملرز از قضا # 6 سجده کنی به پیش او عزت مسجدت دهد %~% ای که تو خوار گشته‌ای زیر قدم ~~چو بوریا # 7 خواندم امیر عشق را فهم بدین شود تو را %~% چونک تو رهن صورتی صورت ~~توست ره نما # 8 از تو دل ار سفر کند با تپش جگر کند %~% بر سر پاست منتظر تا تو بگوییش ~~بیا # 9 دل چو کبوتری اگر می‌بپرد ز بام تو %~% هست خیال بام تو قبله جانش در ~~هوا # 10 بام و هوا تویی و بس نیست روی بجز هوس %~% آب حیات جان تویی صورت‌ها ~~همه سقا # 11 دور مرو سفر مجو پیش تو است ماه تو ms0035 %~% نعره مزن که زیر لب می‌شنود ز ~~تو دعا # 12 می‌شنود دعای تو می‌دهدت جواب او %~% کای کر من کری بهل گوش تمام ~~برگشا # 13 گر نه حدیث او بدی جان تو آه کی زدی %~% آه بزن که آه تو راه کند سوی ~~خدا # 14 چرخ زنان بدان خوشم کآب به بوستان کشم %~% میوه رسد ز آب جان شوره و ~~سنگ و ریگ را # 15 باغ چو زرد و خشک شد تا بخورد ز آب جان %~% شاخ شکسته را بگو آب خور و ~~بیازما # 16 شب برود بیا به گه تا شنوی حدیث شه %~% شب همه شب مثال مه تا به سحر ~~مشین ز پا PageV1P0044 ### || [genre: Gh] # 1 با لب او چه خوش بود گفت و شنید و ماجرا %~% خاصه که در گشاید و گوید ~~خواجه اندرآ # 2 با لب خشک گوید او قصه چشمه خضر %~% بر قد مرد می‌برد درزی عشق او قبا # 3 مست شوند چشم‌ها از سکرات چشم او %~% رقص کنان درخت‌ها پیش لطافت صبا # 4 بلبل با درخت گل گوید چیست در دلت %~% این دم در میان بنه نیست کسی ~~تویی و ما # 5 گوید تا تو با تویی هیچ مدار این طمع %~% جهد نمای تا بری رخت توی از ~~این سرا # 6 چشمه سوزن هوس تنگ بود یقین بدان %~% ره ندهد به ریسمان چونک ببیندش ~~دوتا # 7 بنگر آفتاب را تا به گلو در آتشی %~% تا که ز روی او شود روی زمین پر ~~از ضیا # 8 چونک کلیم حق بشد سوی درخت آتشین %~% گفت من آب کوثرم کفش برون کن و ~~بیا # 9 هیچ مترس ز آتشم زانک من آبم و خوشم %~% جانب دولت آمدی صدر تراست ~~مرحبا # 10 جوهریی و لعل کان جان مکان و لامکان %~% نادره زمانه‌ای خلق کجا و تو ~~کجا # 11 بارگه عطا شود از کف عشق هر کفی %~% کارگه وفا شود از تو جهان بی‌وفا # 12 ز اول روز ms0036 آمدی ساغر خسروی به کف %~% جانب بزم می‌کشی جان مرا که ~~الصلا # 13 دل چه شود چو دست دل گیرد دست دلبری %~% مس چه شود چو بشنود بانگ و ~~صلای کیمیا # 14 آمد دلبری عجب نیزه به دست چون عرب %~% گفتم هست خدمتی گفت تعال عندنا # 15 جست دلم که من دوم گفت خرد که من روم %~% کرد اشارت از کرم گفت بلی ~~کلا کما # 16 خوان چو رسید از آسمان دست بشوی و هم دهان %~% تا که نیاید از کفت بوی ~~پیاز و گندنا # 17 کان نمک رسید هین گر تو ملیح و عاشقی %~% کاس ستان و کاسه ده شور گزین ~~نه شوربا # 18 بسته کنم من این دو لب تا که چراغ روز و شب %~% هم به زبانه زبان گوید ~~قصه با شما PageV1P0045 ### || [genre: Gh] # 1 دی بنواخت یار من بنده غم رسیده را %~% داد ز خویش چاشنی جان ستم چشیده ~~را # 2 هوش فزود هوش را حلقه نمود گوش را %~% جوش نمود نوش را نور فزود دیده ~~را # 3 گفت که ای نزار من خسته و ترسگار من %~% من نفروشم از کرم بنده ~~خودخریده را # 4 بین که چه داد می‌کند بین چه گشاد می‌کند %~% یوسف یاد می‌کند عاشق کف ~~بریده را # 5 داشت مرا چو جان خود رفت ز من گمان بد %~% بر کتفم نهاد او خلعت ~~نورسیده را # 6 عاجز و بی‌کسم مبین اشک چو اطلسم مبین %~% در تن من کشیده بین اطلس ~~زرکشیده را # 7 هر که بود در این طلب بس عجبست و بوالعجب %~% صد طربست در طرب جان ز ~~خود رهیده را # 8 چاشنی جنون او خوشتر یا فسون او %~% چونک نهفته لب گزد خسته غم گزیده ~~را # 9 وعده دهد به یار خود گل دهد از کنار خود %~% پر کند از خمار خود دیده ~~خون چکیده را # 10 کحل نظر در او نهد دست کرم بر او زند %~% سینه بسوزد از ms0037 حسد این فلک ~~خمیده را # 11 جام می الست خود خویش دهد به سمت خود %~% طبل زند به دست خود باز دل ~~پریده را # 12 بهر خدای را خمش خوی سکوت را مکش %~% چون که عصیده می‌رسد کوته کن ~~قصیده را # 13 مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن %~% در مگشا و کم نما گلشن نورسیده را ~~PageV1P0046 ### || [genre: Gh] # 1 ای که تو ماه آسمان ماه کجا و تو کجا %~% در رخ مه کجا بود این کر و فر ~~و کبریا # 2 جمله به ماه عاشق و ماه اسیر عشق تو %~% ناله کنان ز درد تو لابه کنان ~~که ای خدا # 3 سجده کنند مهر و مه پیش رخ چو آتشت %~% چونک کند جمال تو با مه و مهر ~~ماجرا # 4 آمد دوش مه که تا سجده برد به پیش تو %~% غیرت عاشقان تو نعره زنان که ~~رو میا # 5 خوش بخرام بر زمین تا شکفند جان‌ها %~% تا که ملک فروکند سر ز دریچه ~~سما # 6 چونک شوی ز روی تو برق جهنده هر دلی %~% دست به چشم برنهد از پی حفظ ~~دیده‌ها # 7 هر چه بیافت باغ دل از طرب و شکفتگی %~% از دی این فراق شد حاصل او همه ~~هبا # 8 زرد شدست باغ جان از غم هجر چون خزان %~% کی برسد بهار تو تا بنماییش ~~نما # 9 بر سر کوی تو دلم زار نزار خفت دی %~% کرد خیال تو گذر دید بدان صفت ~~ورا # 10 گفت چگونه‌ای از این عارضه گران بگو %~% کز تنکی ز دیده‌ها رفت تن تو ~~در خفا # 11 گفت و گذشت او ز من لیک ز ذوق آن سخن %~% صحت یافت این دلم یا رب تش ~~دهی جزا PageV1P0047 ### || [genre: Gh] # 1 ماه درست را ببین کو بشکست خواب ما %~% تافت ز چرخ هفتمین در وطن خراب ~~ما # 2 خواب ببر ز چشم ما چون ز تو روز گشت شب %~% آب مده به تشنگان عشق بس ~~است ms0038 آب ما # 3 جمله ره چکیده خون از سر تیغ عشق او %~% جمله کو گرفته بو از جگر کباب ~~ما # 4 شکر باکرانه را شکر بی‌کرانه گفت %~% غره شدی به ذوق خود بشنو این جواب ~~ما # 5 روترشی چرا مگر صاف نبد شراب تو %~% از پی امتحان بخور یک قدح از شراب ~~ما # 6 تا چه شوند عاشقان روز وصال ای خدا %~% چونک ز هم بشد جهان از بت ~~بانقاب ما # 7 از تبریز شمس دین روی نمود عاشقان %~% ای که هزار آفرین بر مه و آفتاب ~~ما PageV1P0048 ### || [genre: Gh] # 1 با تو حیات و زندگی بی‌تو فنا و مردنا %~% زانک تو آفتابی و بی‌تو بود ~~فسردنا # 2 خلق بر این بساط‌ها بر کف تو چو مهره‌ای %~% هم ز تو ماه گشتنا هم ز تو ~~مهره بردنا # 3 گفت دمم چه می‌دهی دم به تو من سپرده‌ام %~% من ز تو بی‌خبر نیم در دم ~~دم سپردنا # 4 پیش به سجده می‌شدم پست خمیده چون شتر %~% خنده زنان گشاد لب گفت ~~درازگردنا # 5 بین که چه خواهی کردنا بین که چه خواهی کردنا %~% گردن دراز کرده‌ای ~~پنبه بخواهی خوردنا PageV1P0049 ### || [genre: Gh] # 1 ای بگرفته از وفا گوشه کران چرا چرا %~% بر من خسته کرده‌ای روی گران ~~چرا چرا # 2 بر دل من که جای تست کارگه وفای تست %~% هر نفسی همی‌زنی زخم سنان چرا ~~چرا # 3 گوهر نو به گوهری برد سبق ز مشتری %~% جان و جهان همی‌بری جان و جهان ~~چرا چرا # 4 چشمه خضر و کوثری ز آب حیات خوشتری %~% ز آتش هجر تو منم خشک دهان چرا ~~چرا # 5 مهر تو جان نهان بود مهر تو بی‌نشان بود %~% در دل من ز بهر تو نقش و ~~نشان چرا چرا # 6 گفت که جان جان منم دیدن جان طمع مکن %~% ای بنموده روی تو صورت جان ~~چرا چرا # 7 ای تو به نور مستقل وی ز تو اختران خجل ms0039 %~% بس دودلی میان دل ز ابر ~~گمان چرا چرا PageV1P0050 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو ملولی ای پدر جانب یار من بیا %~% تا که بهار جان‌ها تازه کند دل ~~تو را # 2 بوی سلام یار من لخلخه بهار من %~% باغ و گل و ثمار من آرد سوی جان صبا # 3 مستی و طرفه مستیی هستی و طرفه هستیی %~% ملک و درازدستیی نعره زنان که ~~الصلا # 4 پای بکوب و دست زن دست در آن دو شست زن %~% پیش دو نرگس خوشش کشته نگر ~~دل مرا # 5 زنده به عشق سرکشم بینی جان چرا کشم %~% پهلوی یار خود خوشم یاوه چرا ~~روم چرا # 6 جان چو سوی وطن رود آب به جوی من رود %~% تا سوی گولخن رود طبع خسیس ~~ژاژخا # 7 دیدن خسرو زمن شعشعه عقار من %~% سخت خوش است این وطن می‌نروم از این ~~سرا # 8 جان طرب پرست ما عقل خراب مست ما %~% ساغر جان به دست ما سخت خوش است ~~ای خدا # 9 هوش برفت گو برو جایزه گو بشو گرو %~% روز شدشت گو بشو بی‌شب و روز تو ~~بیا # 10 مست رود نگار من در بر و در کنار من %~% هیچ مگو که یار من باکرمست و ~~باوفا # 11 آمد جان جان من کوری دشمنان من %~% رونق گلستان من زینت روضه رضا ~~PageV1P0051 ### || [genre: Gh] # 1 چون همه عشق روی تست جمله رضای نفس ما %~% کفر شدست لاجرم ترک هوای نفس ~~ما # 2 چونک به عشق زنده شد قصد غزاش چون کنم %~% غمزه خونی تو شد حج و غزای ~~نفس ما # 3 نیست ز نفس ما مگر نقش و نشان سایه‌ای %~% چون به خم دو زلف تست مسکن و ~~جای نفس ما # 4 عشق فروخت آتشی کآب حیات از او خجل %~% پرس که از برای که آن ز برای ~~نفس ما # 5 هژده هزار عالم عیش و مراد عرضه شد %~% جز به جمال تو نبود جوشش و رای ms0040 ~~نفس ما # 6 دوزخ جای کافران جنت جای مؤمنان %~% عشق برای عاشقان محو سزای نفس ما # 7 اصل حقیقت وفا سر خلاصه رضا %~% خواجه روح شمس دین بود صفای نفس ما # 8 در عوض عبیر جان در بدن هزار سنگ %~% از تبریز خاک را کحل ضیای نفس ما ~~PageV1P0052 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلاها %~% گفتم می می‌نخورم پیش تو شاها # 2 داد می معرفتش آن شکرستان %~% مست شدم برد مرا تا به کجاها # 3 از طرفی روح امین آمد پنهان %~% پیش دویدم که ببین کار و کیاها # 4 گفتم ای سر خدا روی نهان کن %~% شکر خدا کرد و ثنا گفت دعاها # 5 گفتم خود آن نشود عاشق پنهان %~% چیست که آن پرده شود پیش صفاها # 6 عشق چو خون خواره شود وای از او وای %~% کوه احد پاره شود خاصه چو ماها # 7 شاد دمی کان شه من آید خندان %~% باز گشاید به کرم بند قباها # 8 گوید افسرده شدی بی‌نظر ما %~% پیشتر آ تا بزند بر تو هواها # 9 گوید کان لطف تو کو ای همه خوبی %~% بنده خود را بنما بندگشاها # 10 گوید نی تازه شوی هیچ مخور غم %~% تازه‌تر از نرگس و گل وقت صباها # 11 گویم ای داده دوا هر دو جهان را %~% نیست مرا جز لب تو جان دواها # 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوایش %~% روی چو زر و اشک مرا هست گواها ~~PageV1P0053 ### || [genre: Gh] # 1 از این اقبالگاه خوش مشو یک دم دلا تنها %~% دمی می نوش باده جان و یک ~~لحظه شکر می‌خا # 2 به باطن همچو عقل کل به ظاهر همچو تنگ گل %~% دمی الهام امر قل دمی ~~تشریف اعطینا # 3 تصورهای روحانی خوشی بی‌پشیمانی %~% ز رزم و بزم پنهانی ز سر سر او ~~اخفی # 4 ملاحت‌های هر چهره از آن دریاست یک قطره %~% به قطره سیر کی گردد کسی ~~کش هست استسقا # 5 دلا ms0041 زین تنگ زندان‌ها رهی داری به میدان‌ها %~% مگر خفته‌ست پای تو تو ~~پنداری نداری پا # 6 چه روزی‌هاست پنهانی جز این روزی که می‌جویی %~% چه نان‌ها پخته‌اند ای ~~جان برون از صنعت نانبا # 7 تو دو دیده فروبندی و گویی روز روشن کو %~% زند خورشید بر چشمت که اینک ~~من تو در بگشا # 8 از این سو می‌کشانندت و زان سو می‌کشانندت %~% مرو ای ناب با دردی بپر ~~زین درد رو بالا # 9 هر اندیشه که می‌پوشی درون خلوت سینه %~% نشان و رنگ اندیشه ز دل ~~پیداست بر سیما # 10 ضمیر هر درخت ای جان ز هر دانه که می‌نوشد %~% شود بر شاخ و برگ او ~~نتیجه شرب او پیدا # 11 ز دانه سیب اگر نوشد بروید برگ سیب از وی %~% ز دانه تمر اگر نوشد ~~بروید بر سرش خرما # 12 چنانک از رنگ رنجوران طبیب از علت آگه شد %~% ز رنگ و روی چشم تو به ~~دینت پی برد بینا # 13 ببیند حال دین تو بداند مهر و کین تو %~% ز رنگت لیک پوشاند نگرداند ~~تو را رسوا # 14 نظر در نامه می‌دارد ولی با لب نمی‌خواند %~% همی‌داند کز این حامل چه ~~صورت زایدش فردا # 15 وگر برگوید از دیده بگوید رمز و پوشیده %~% اگر درد طلب داری بدانی ~~نکته و ایما # 16 وگر درد طلب نبود صریحا گفته گیر این را %~% فسانه دیگران دانی حواله ~~می‌کنی هر جا PageV1P0054 ### || [genre: Gh] # 1 شب قدر است جسم تو کز او یابند دولت‌ها %~% مه بدرست روح تو کز او ~~بشکافت ظلمت‌ها # 2 مگر تقویم یزدانی که طالع‌ها در او باشد %~% مگر دریای غفرانی کز او ~~شویند زلت‌ها # 3 مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند %~% و یا گنجینه رحمت کز او ~~پوشند خلعت‌ها # 4 عجب تو بیت معموری که طوافانش املاکند %~% عجب تو رق منشوری کز او ~~نوشند شربت‌ها # 5 و یا آن روح بی‌چونی کز این‌ها جمله ms0042 بیرونی %~% که در وی سرنگون آمد ~~تأمل‌ها و فکرت‌ها # 6 ولی برتافت بر چون‌ها مشارق‌های بی‌چونی %~% بر آثار لطیف تو غلط گشتند ~~الفت‌ها # 7 عجایب یوسفی چون مه که عکس اوست در صد چه %~% از او افتاده یعقوبان به ~~دام و جاه ملت‌ها # 8 چو زلف خود رسن سازد ز چه‌هاشان براندازد %~% کشدشان در بر رحمت ~~رهاندشان ز حیرت‌ها # 9 چو از حیرت گذر یابد صفات آن را که دریابد %~% خمش که بس شکسته شد ~~عبارت‌ها و عبرت‌ها PageV1P0055 ### || [genre: Gh] # 1 عطارد مشتری باید متاع آسمانی را %~% مهی مریخ چشم ارزد چراغ آن جهانی ~~را # 2 چو چشمی مقترن گردد بدان غیبی چراغ جان %~% ببیند بی‌قرینه او قرینان ~~نهانی را # 3 یکی جان عجب باید که داند جان فدا کردن %~% دو چشم معنوی باید عروسان ~~معانی را # 4 یکی چشمیست بشکفته صقال روح پذرفته %~% چو نرگس خواب او رفته برای ~~باغبانی را # 5 چنین باغ و چنین شش جو پس این پنج و این شش جو %~% قیاسی نیست کمتر جو ~~قیاس اقترانی را # 6 به صف‌ها رایت نصرت به شب‌ها حارس امت %~% نهاده بر کف وحدت در سبع ~~المثانی را # 7 شکسته پشت شیطان را بدیده روی سلطان را %~% که هر خس از بنا داند به ~~استدلال بانی را # 8 زهی صافی زهی حری مثال می خوشی مری %~% کسی دزدد چنین دری که بگذارد ~~عوانی را # 9 الی البحر توجهنا و من عذب تفکهنا %~% لقینا الدر مجانا فلا نبغی ~~الدنانی را # 10 لقیت الما عطشانا لقیت الرزق عریانا %~% صحبت اللیث احیانا فلا اخشی ~~السنانی را # 11 توی موسی عهد خود درآ در بحر جزر و مد %~% ره فرعون باید زد رها کن ~~این شبانی را # 12 الا ساقی به جان تو به اقبال جوان تو %~% به ما ده از بنان تو شراب ~~ارغوانی را # 13 بگردان باده شاهی که همدردی و همراهی %~% نشان درد اگر خواهی بیا بنگر ~~نشانی را ms0043 # 14 بیا درده می احمر که هم بحر است و هم گوهر %~% برهنه کن به یک ساغر ~~حریف امتحانی را # 15 برو ای رهزن مستان رها کن حیله و دستان %~% که ره نبود در این بستان ~~دغا و قلتبانی را # 16 جواب آنک می‌گوید به زر نخریده‌ای جان را %~% که هندو قدر نشناسد متاع ~~رایگانی را PageV1P0056 ### || [genre: Gh] # 1 مسلمانان مسلمانان چه باید گفت یاری را %~% که صد فردوس می‌سازد جمالش ~~نیم خاری را # 2 مکان‌ها بی‌مکان گردد زمین‌ها جمله کان گردد %~% چو عشق او دهد تشریف ~~یک لحظه دیاری را # 3 خداوندا زهی نوری لطافت بخش هر حوری %~% که آب زندگی سازد ز روی لطف ~~ناری را # 4 چو لطفش را بیفشارد هزاران نوبهار آرد %~% چه نقصان گر ز غیرت او زند ~~برهم بهاری را # 5 جمالش آفتاب آمد جهان او را نقاب آمد %~% ولیکن نقش کی بیند بجز نقش و ~~نگاری را # 6 جمال گل گواه آمد که بخشش‌ها ز شاه آمد %~% اگر چه گل بنشناسد هوای ~~سازواری را # 7 اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و تر بودی %~% ازیرا آفتی ناید حیات ~~هوشیاری را # 8 به دست آور نگاری تو کز این دستست کار تو %~% چرا باید سپردن جان نگاری ~~جان سپاری را # 9 ز شمس الدین تبریزی منم قاصد به خون ریزی %~% که عشقی هست در دستم که ~~ماند ذوالفقاری را PageV1P0057 ### || [genre: Gh] # 1 رسید آن شه رسید آن شه بیارایید ایوان را %~% فروبرید ساعدها برای خوب ~~کنعان را # 2 چو آمد جان جان جان نشاید برد نام جان %~% به پیشش جان چه کار آید مگر ~~از بهر قربان را # 3 بدم بی‌عشق گمراهی درآمد عشق ناگاهی %~% بدم کوهی شدم کاهی برای اسب ~~سلطان را # 4 گر ترکست و تاجیکست بدو این بنده نزدیکست %~% چو جان با تن ولیکن تن ~~نبیند هیچ مر جان را # 5 هلا یاران که بخت آمد گه ایثار رخت آمد ms0044 %~% سلیمانی به تخت آمد برای ~~عزل شیطان را # 6 بجه از جا چه می‌پایی چرا بی‌دست و بی‌پایی %~% نمی‌دانی ز هدهد جو ره ~~قصر سلیمان را # 7 بکن آن جا مناجاتت بگو اسرار و حاجاتت %~% سلیمان خود همی‌داند زبان ~~جمله مرغان را # 8 سخن بادست ای بنده کند دل را پراکنده %~% ولیکن اوش فرماید که گرد آور ~~پریشان را PageV1P0058 ### || [genre: Gh] # 1 تو از خواری همی‌نالی نمی‌بینی عنایت‌ها %~% مخواه از حق عنایت‌ها و یا ~~کم کن شکایت‌ها # 2 تو را عزت همی‌باید که آن فرعون را شاید %~% بده آن عشق و بستان تو چو ~~فرعون این ولایت‌ها # 3 خنک جانی که خواری را به جان ز اول نهد بر سر %~% پی اومید آن بختی که ~~هست اندر نهایت‌ها # 4 دهان پرپست می‌خواهی مزن سرنای دولت را %~% نتاند خواندن مقری دهان ~~پرپست آیت‌ها # 5 ازان دریا هزاران شاخ شد هر سوی و جویی شد %~% به باغ جان هر خلقی کند ~~آن جو کفایت‌ها # 6 دلا منگر به هر شاخی که در تنگی فرومانی %~% به اول بنگر و آخر که جمع ~~آیند غایت‌ها # 7 اگر خوکی فتد در مشک و آدم زاد در سرگین %~% رود هر یک به اصل خود ز ~~ارزاق و کفایت‌ها # 8 سگ گرگین این در به ز شیران همه عالم %~% که لاف عشق حق دارد و او داند ~~وقایت‌ها # 9 تو بدنامی عاشق را منه با خواری دونان %~% که هست اندر قفای او ز شاه ~~عشق رایت‌ها # 10 چو دیگ از زر بود او را سیه رویی چه غم آرد %~% که از جانش همی‌تابد ~~به هر زخمی حکایت‌ها # 11 تو شادی کن ز شمس الدین تبریزی و از عشقش %~% که از عشقش صفا یابی و ~~از لطفش حمایت‌ها PageV1P0059 ### || [genre: Gh] # 1 ایا نور رخ موسی مکن اعمی صفورا را %~% چنین عشقی نهادستی به نورش چشم ~~بینا را # 2 منم ای برق رام تو برای صید و دام تو ms0045 %~% گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته ~~صحرا را # 3 چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره %~% چه داند یوسف مصری غم و درد ~~زلیخا را # 4 گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش %~% که من دامم تو ~~صیادی چه پنهان صنعتی یارا # 5 چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم %~% سبب خواهم که واپرسم ندارم ~~زهره و یارا # 6 اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد %~% نه اینم من نه آنم من که گم ~~کردم سر و پا را # 7 یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم %~% یکی گوشم که من وقفم شهنشاه ~~شکرخا را # 8 خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را %~% که جانش مستعد باشد ~~کشاکش‌های بالا را PageV1P0060 ### || [genre: Gh] # 1 هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را %~% تقاضایی نهادستی در این جذبه ~~دل ما را # 2 منم ناکام کام تو برای صید و دام تو %~% گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته ~~صحرا را # 3 چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره %~% چه داند یوسف مصری نتیجه شور و ~~غوغا را # 4 گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش %~% که من دامم تو ~~صیادی چه پنهان صنعتی یارا # 5 چو شهر لوط ویرانم چو چشم لوط حیرانم %~% سبب خواهم که واپرسم ندارم ~~زهره و یارا # 6 اگر عطار عاشق بد سنایی شاه و فایق بد %~% نه اینم من نه آنم من که گم ~~کردم سر و پا را # 7 یکی آهم کز این آهم بسوزد دشت و خرگاهم %~% یکی گوشم که من وقفم شهنشاه ~~شکرخا را # 8 خمش کن در خموشی جان کشد چون کهربا آن را %~% که جانش مستعد باشد ~~کشاکش‌های بالا را PageV1P0061 ### || [genre: Gh] # 1 بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را %~% از آن پیغامبر خوبان پیام ~~آورد مستان را # 2 زبان سوسن ms0046 از ساقی کرامت‌های مستان گفت %~% شنید آن سرو از سوسن قیام ~~آورد مستان را # 3 ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل %~% چو دید از لاله کوهی که جام ~~آورد مستان را # 4 ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی %~% چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد ~~مستان را # 5 سقاهم ربهم خوردند و نام و ننگ گم کردند %~% چو آمد نامه ساقی چه نام ~~آورد مستان را # 6 درون مجمر دل‌ها سپند و عود می‌سوزد %~% که سرمای فراق او زکام آورد ~~مستان را # 7 درآ در گلشن باقی برآ بر بام کان ساقی %~% ز پنهان خانه غیبی پیام آورد ~~مستان را # 8 چو خوبان حله پوشیدند درآ در باغ و پس بنگر %~% که ساقی هر چه درباید ~~تمام آورد مستان را # 9 که جان‌ها را بهار آورد و ما را روی یار آورد %~% ببین کز جمله دولت‌ها ~~کدام آورد مستان را # 10 ز شمس الدین تبریزی به ناگه ساقی دولت %~% به جام خاص سلطانی مدام ~~آورد مستان را PageV1P0062 ### || [genre: Gh] # 1 چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را %~% چو آن پنهان شود گویی که ~~دیوی زاد صورت را # 2 چو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهم %~% چو پنهان شد درآید غم ~~نبینی شاد صورت را # 3 اگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانست %~% بسی جانی که چون آتش ~~دهد بر باد صورت را # 4 وگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمن %~% که مکر عقل بد در تن کند ~~بنیاد صورت را # 5 چه داند عقل کژخوانش مپرس از وی مرنجانش %~% همان لطف و همان دانش کند ~~استاد صورت را # 6 زهی لطف و زهی نوری زهی حاضر زهی دوری %~% چنین پیدا و مستوری کند ~~منقاد صورت را # 7 جهانی را کشان کرده بدن‌هاشان چو جان کرده %~% برای امتحان کرده ز عشق ~~استاد صورت را # 8 چو با ms0047 تبریز گردیدم ز شمس الدین بپرسیدم %~% از آن سری کز او دیدم همه ~~ایجاد صورت را PageV1P0063 ### || [genre: Gh] # 1 تو دیدی هیچ عاشق را که سیری بود از این سودا %~% تو دیدی هیچ ماهی را ~~که او شد سیر از این دریا # 2 تو دیدی هیچ نقشی را که از نقاش بگریزد %~% تو دیدی هیچ وامق را که ~~عذرا خواهد از عذرا # 3 بود عاشق فراق اندر چو اسمی خالی از معنی %~% ولی معنی چو معشوقی فراغت ~~دارد از اسما # 4 تویی دریا منم ماهی چنان دارم که می‌خواهی %~% بکن رحمت بکن شاهی که از ~~تو مانده‌ام تنها # 5 ایا شاهنشه قاهر چه قحط رحمتست آخر %~% دمی که تو نه‌ای حاضر گرفت آتش ~~چنین بالا # 6 اگر آتش تو را بیند چنان در گوشه بنشیند %~% کز آتش هر که گل چیند دهد ~~آتش گل رعنا # 7 عذابست این جهان بی‌تو مبادا یک زمان بی‌تو %~% به جان تو که جان بی‌تو ~~شکنجه‌ست و بلا بر ما # 8 خیالت همچو سلطانی شد اندر دل خرامانی %~% چنانک آید سلیمانی درون مسجد ~~اقصی # 9 هزاران مشعله برشد همه مسجد منور شد %~% بهشت و حوض کوثر شد پر از ~~رضوان پر از حورا # 10 تعالی الله تعالی الله درون چرخ چندین مه %~% پر از حورست این خرگه ~~نهان از دیده اعمی # 11 زهی دلشاد مرغی کو مقامی یافت اندر عشق %~% به کوه قاف کی یابد مقام و ~~جای جز عنقا # 12 زهی عنقای ربانی شهنشه شمس تبریزی %~% که او شمسیست نی شرقی و نی غربی ~~و نی در جا PageV1P0064 ### || [genre: Gh] # 1 ببین ذرات روحانی که شد تابان از این صحرا %~% ببین این بحر و کشتی‌ها ~~که بر هم می‌زنند این جا # 2 ببین عذرا و وامق را در آن آتش خلایق را %~% ببین معشوق و عاشق را ببین ~~آن شاه و آن طغرا # 3 چو جوهر قلزم اندر شد نه پنهان گشت و نی ms0048 تر شد %~% ز قلزم آتشی برشد در ~~او هم لا و هم الا # 4 چو بی‌گاهست آهسته چو چشمت هست بربسته %~% مزن لاف و مشو خسته مگو زیر ~~و مگو بالا # 5 که سوی عقل کژبینی درآمد از قضا کینی %~% چو مفلوجی چو مسکینی بماند آن ~~عقل هم برجا # 6 اگر هستی تو از آدم در این دریا فروکش دم %~% که اینت واجبست ای عم اگر ~~امروز اگر فردا # 7 ز بحر این در خجل باشد چه جای آب و گل باشد %~% چه جان و عقل و دل باشد ~~که نبود او کف دریا # 8 چه سودا می‌پزد این دل چه صفرا می‌کند این جان %~% چه سرگردان همی‌دارد ~~تو را این عقل کارافزا # 9 زهی ابر گهربیزی ز شمس الدین تبریزی %~% زهی امن و شکرریزی میان عالم ~~غوغا PageV1P0065 ### || [genre: Gh] # 1 تو را ساقی جان گوید برای ننگ و نامی را %~% فرومگذار در مجلس چنین ~~اشگرف جامی را # 2 ز خون ما قصاصت را بجو این دم خلاصت را %~% مهل ساقی خاصت را برای خاص ~~و عامی را # 3 بکش جام جلالی را فدا کن نفس و مالی را %~% مشو سخره حلالی را مخوان ~~باده حرامی را # 4 غلط کردار نادانی همه نامیست یا نانی %~% تو را چون پخته شد جانی مگیر ~~ای پخته خامی را # 5 کسی کز نام می‌لافد بهل کز غصه بشکافد %~% چو آن مرغی که می‌بافد به ~~گرد خویش دامی را # 6 در این دام و در این دانه مجو جز عشق جانانه %~% مگو از چرخ وز خانه تو ~~دیده گیر بامی را # 7 تو شین و کاف و ری را خود مگو شکر که هست از نی %~% مگو القاب جان حی ~~یکی نقش و کلامی را # 8 چو بی‌صورت تو جان باشی چه نقصان گر نهان باشی %~% چرا دربند آن باشی ~~که واگویی پیامی را # 9 بیا ای هم دل محرم بگیر این باده خرم ms0049 %~% چنان سرمست شو این دم که ~~نشناسی مقامی را # 10 برو ای راه ره پیما بدان خورشید جان افزا %~% از این مجنون پرسودا ببر ~~آن جا سلامی را # 11 بگو ای شمس تبریزی از آن می‌های پاییزی %~% به خود در ساغرم ریزی ~~نفرمایی غلامی را PageV1P0066 ### || [genre: Gh] # 1 از آن مایی ای مولا اگر امروز اگر فردا %~% شب و روزم ز تو روشن زهی ~~رعنا زهی زیبا # 2 تو پاک پاکی از صورت ولیک از پرتو نورت %~% نمایی صورتی هر دم چه باحسن ~~و چه بابالا # 3 چو ابرو را چنین کردی چه صورت‌های چین کردی %~% مرا بی‌عقل و دین کردی ~~بر آن نقش و بر آن حورا # 4 مرا گویی چه عشقست این که نی بالا نه پستست این %~% چه صیدی بی ز شستست ~~این درون موج این دریا # 5 ایا معشوق هر قدسی چو می‌دانی چه می‌پرسی %~% که سر عرش و صد کرسی ز تو ~~ظاهر شود پیدا # 6 زدی در من یکی آتش که شد جان مرا مفرش %~% که تا آتش شود گل خوش که تا ~~یکتا شود صد تا # 7 فرست آن عشق ساقی را بگردان جام باقی را %~% که از مزج و تلاقی را ~~ندانم جامش از صهبا # 8 بکن این رمز را تعیین بگو مخدوم شمس الدین %~% به تبریز نکوآیین ببر ~~این نکته غرا PageV1P0067 ### || [genre: Gh] # 1 چو شست عشق در جانم شناسا گشت شستش را %~% به شست عشق دست آورد جان بت ~~پرستش را # 2 به گوش دل بگفت اقبال رست آن جان به عشق ما %~% بکرد این دل هزاران جان ~~نثار آن گفت رستش را # 3 ز غیرت چونک جان افتاد گفت اقبال هم نجهد %~% نشستست این دل و جانم ~~همی‌پاید نجستش را # 4 چو اندر نیستی هستست و در هستی نباشد هست %~% بیامد آتشی در جان ~~بسوزانید هستش را # 5 برات عمر جان اقبال چون برخواند پنجه شصت %~% تراشید و ابد ms0050 بنوشت بر ~~طومار شصتش را # 6 خدیو روح شمس الدین که از بسیاری رفعت %~% نداند جبرئیل وحی خود جای ~~نشستش را # 7 چو جامش دید این عقلم چو قرابه شد اشکسته %~% درستی‌های بی‌پایان ~~ببخشید آن شکستش را # 8 چو عشقش دید جانم را به بالای‌یست از این هستی %~% بلندی داد از اقبال ~~او بالا و پستش را # 9 اگر چه شیرگیری تو دلا می‌ترس از آن آهو %~% که شیرانند بیچاره مر آن ~~آهوی مستش را # 10 چو از تیغ حیات انگیز زد مر مرگ را گردن %~% فروآمد ز اسپ اقبال و ~~می‌بوسید دستش را # 11 در آن روزی که در عالم الست آمد ندا از حق %~% بده تبریز از اول بلی ~~گویان الستش را PageV1P0068 ### || [genre: Gh] # 1 چه باشد گر نگارینم بگیرد دست من فردا %~% ز روزن سر درآویزد چو قرص ~~ماه خوش سیما # 2 درآید جان فزای من گشاید دست و پای من %~% که دستم بست و پایم هم کف ~~هجران پابرجا # 3 بدو گویم به جان تو که بی‌تو ای حیات جان %~% نه شادم می‌کند عشرت نه ~~مستم می‌کند صهبا # 4 وگر از ناز او گوید برو از من چه می‌خواهی %~% ز سودای تو می‌ترسم که ~~پیوندد به من سودا # 5 برم تیغ و کفن پیشش چو قربانی نهم گردن %~% که از من دردسر داری مرا ~~گردن بزن عمدا # 6 تو می‌دانی که من بی‌تو نخواهم زندگانی را %~% مرا مردن به از هجران به ~~یزدان کاخرج الموتی # 7 مرا باور نمی‌آمد که از بنده تو برگردی %~% همی‌گفتم اراجیفست و بهتان ~~گفته اعدا # 8 تویی جان من و بی‌جان ندانم زیست من باری %~% تویی چشم من و بی‌تو ~~ندارم دیده بینا # 9 رها کن این سخن‌ها را بزن مطرب یکی پرده %~% رباب و دف به پیش آور اگر ~~نبود تو را سرنا PageV1P0069 ### || [genre: Gh] # 1 برات آمد برات آمد بنه شمع براتی را %~% خضر آمد خضر آمد بیار آب ms0051 حیاتی ~~را # 2 عمر آمد عمر آمد ببین سرزیر شیطان را %~% سحر آمد سحر آمد بهل خواب ~~سباتی را # 3 بهار آمد بهار آمد رهیده بین اسیران را %~% به بستان آ به بستان آ ببین ~~خلق نجاتی را # 4 چو خورشید حمل آمد شعاعش در عمل آمد %~% ببین لعل بدخشان را و یاقوت ~~زکاتی را # 5 همان سلطان همان سلطان که خاکی را نبات آرد %~% ببخشد جان ببخشد جان ~~نگاران نباتی را # 6 درختان بین درختان بین همه صایم همه قایم %~% قبول آمد قبول آمد مناجات ~~صلاتی را # 7 ز نورافشان ز نورافشان نتانی دید ذاتش را %~% ببین باری ببین باری تجلی ~~صفاتی را # 8 گلستان را گلستان را خماری بد ز جور دی %~% فرستاد او فرستاد او شرابات ~~نباتی را # 9 بشارت ده بشارت ده به محبوسان جسمانی %~% که حشر آمد که حشر آمد شهیدان ~~رفاتی را # 10 شقایق را شقایق را تو شاکر بین و گفتی نی %~% تو هم نو شو تو هم نو شو ~~بهل نطق بیاتی را # 11 شکوفه و میوه بستان برات هر درخت آمد %~% که بیخم نیست پوسیده ببین ~~وصل سماتی را # 12 زبان صدق و برق رو برات مؤمنان آمد %~% که جانم واصل وصلست و هشته ~~بی‌ثباتی را PageV1P0070 ### || [genre: Gh] # 1 اگر نه عشق شمس الدین بدی در روز و شب ما را %~% فراغت‌ها کجا بودی ز ~~دام و از سبب ما را # 2 بت شهوت برآوردی دمار از ما ز تاب خود %~% اگر از تابش عشقش نبودی تاب ~~و تب ما را # 3 نوازش‌های عشق او لطافت‌های مهر او %~% رهانید و فراغت داد از رنج و ~~نصب ما را # 4 زهی این کیمیای حق که هست از مهر جان او %~% که عین ذوق و راحت شد همه ~~رنج و تعب ما را # 5 عنایت‌های ربانی ز بهر خدمت آن شه %~% برویانید و هستی داد از عین ادب ~~ما را # 6 بهار حسن ms0052 آن مهتر به ما بنمود ناگاهان %~% شقایق‌ها و ریحان‌ها و ~~گل‌های عجب ما را # 7 زهی دولت زهی رفعت زهی بخت و زهی اختر %~% که مطلوب همه جان‌ها کند از ~~جان طلب ما را # 8 گزید او لب گه مستی که رو پیدا مکن مستی %~% چو جام جان لبالب شد از آن ~~می‌های لب ما را # 9 عجب بختی که رو بنمود ناگاهان هزاران شکر %~% ز معشوق لطیف اوصاف خوب ~~بوالعجب ما را # 10 در آن مجلس که گردان کرد از لطف او صراحی‌ها %~% گران قدر و سبک دل شد ~~دل و جان از طرب ما را # 11 به سوی خطه تبریز چه چشمه آب حیوانست %~% کشاند دل بدان جانب به عشق ~~چون کنب ما را PageV1P0071 ### || [genre: Gh] # 1 به خانه خانه می‌آرد چو بیذق شاه جان ما را %~% عجب بردست یا ماتست زیر ~~امتحان ما را # 2 همه اجزای ما را او کشانیدست از هر سو %~% تراشیدست عالم را و معجون ~~کرده زان ما را # 3 ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده دربینی %~% چو اشتر می‌کشاند او به گرد ~~این جهان ما را # 4 چه جای ما که گردون را چو گاوان در خرس بست او %~% که چون کنجد ~~همی‌کوبد به زیر آسمان ما را # 5 خنک آن اشتری کو را مهار عشق حق باشد %~% همیشه مست می‌دارد میان ~~اشتران ما را PageV1P0072 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بت میخانه تا خانه برد ما را %~% بنمود بهار نو تا تازه کند ما را # 2 بگشاد نشان خود بربست میان خود %~% پر کرد کمان خود تا راه زند ما را # 3 صد نکته دراندازد صد دام و دغل سازد %~% صد نرد عجب بازد تا خوش بخورد ~~ما را # 4 رو سایه سروش شو پیش و پس او می‌دو %~% گر چه چو درخت نو از بن بکند ما ~~را # 5 گر هست دلش خارا مگریز و مرو یارا %~% کاول بکشد ما ms0053 را و آخر بکشد ما ~~را # 6 چون ناز کند جانان اندر دل ما پنهان %~% بر جمله سلطانان صد ناز رسد ما ~~را # 7 بازآمد و بازآمد آن عمر دراز آمد %~% آن خوبی و ناز آمد تا داغ نهد ما ~~را # 8 آن جان و جهان آمد وان گنج نهان آمد %~% وان فخر شهان آمد تا پرده درد ~~ما را # 9 می‌آید و می‌آید آن کس که همی‌باید %~% وز آمدنش شاید گر دل بجهد ما را # 10 شمس الحق تبریزی در برج حمل آمد %~% تا بر شجر فطرت خوش خوش بپزد ما ~~را PageV1P0073 ### || [genre: Gh] # 1 گر زان که نه‌ای طالب جوینده شوی با ما %~% ور زان که نه‌ای مطرب ~~گوینده شوی با ما # 2 گر زان که تو قارونی در عشق شوی مفلس %~% ور زان که خداوندی هم بنده ~~شوی با ما # 3 یک شمع از این مجلس صد شمع بگیراند %~% گر مرده‌ای ور زنده هم زنده شوی ~~با ما # 4 پاهای تو بگشاید روشن به تو بنماید %~% تا تو همه تن چون گل در خنده ~~شوی با ما # 5 در ژنده درآ یک دم تا زنده دلان بینی %~% اطلس به دراندازی در ژنده شوی ~~با ما # 6 چون دانه شد افکنده بررست و درختی شد %~% این رمز چو دریابی افکنده شوی ~~با ما # 7 شمس الحق تبریزی با غنچه دل گوید %~% چون باز شود چشمت بیننده شوی با ~~ما PageV1P0074 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را %~% این یوسف خوبی را این خوش قد و ~~قامت را # 2 ای شیخ نمی‌بینی این گوهر شیخی را %~% این شعشعه نو را این جاه و جلالت ~~را # 3 ای میر نمی‌بینی این مملکت جان را %~% این روضه دولت را این تخت و ~~سعادت را # 4 این خوشدل و خوش دامن دیوانه تویی یا من %~% درکش قدحی با من بگذار ~~ملامت را # 5 ای ماه که در گردش هرگز نشوی ms0054 لاغر %~% انوار جلال تو بدریده ضلالت را # 6 چون آب روان دیدی بگذار تیمم را %~% چون عید وصال آمد بگذار ریاضت را # 7 گر ناز کنی خامی ور ناز کشی رامی %~% در بارکشی یابی آن حسن و ملاحت را # 8 خاموش که خاموشی بهتر ز عسل نوشی %~% درسوز عبارت را بگذار اشارت را # 9 شمس الحق تبریزی ای مشرق تو جان‌ها %~% از تابش تو یابد این شمس حرارت ~~را PageV1P0075 ### || [genre: Gh] # 1 آخر بشنید آن مه آه سحر ما را %~% تا حشر دگر آمد امشب حشر ما را # 2 چون چرخ زند آن مه در سینه من گویم %~% ای دور قمر بنگر دور قمر ما را # 3 کو رستم دستان تا دستان بنماییمش %~% کو یوسف تا بیند خوبی و فر ما را # 4 تو لقمه شیرین شو در خدمت قند او %~% لقمه نتوان کردن کان شکر ما را # 5 ما را کرمش خواهد تا در بر خود گیرد %~% زین روی دوا سازد هر لحظه گر ~~ما را # 6 چون بی‌نمکی نتوان خوردن جگر بریان %~% می‌زن به نمک هر دم بریان جگر ~~ما را # 7 بی پای طواف آریم بی‌سر به سجود آییم %~% چون بی‌سر و پا کرد او این پا ~~و سر ما را # 8 بی پای طواف آریم گرد در آن شاهی %~% کو مست الست آمد بشکست در ما را # 9 چون زر شد رنگ ما از سینه سیمینش %~% صد گنج فدا بادا این سیم و زر ما ~~را # 10 در رنگ کجا آید در نقش کجا گنجد %~% نوری که ملک سازد جسم بشر ما را # 11 تشبیه ندارد او وز لطف روا دارد %~% زیرا که همی‌داند ضعف نظر ما را # 12 فرمود که نور من ماننده مصباح است %~% مشکات و زجاجه گفت سینه و بصر ~~ما را # 13 خامش کن تا هر کس در گوش نیارد این %~% خود کیست که دریابد او خیر و ~~شر ما را PageV1P0076 ### || [genre: ms0055 Gh] # 1 آب حیوان باید مر روح فزایی را %~% ماهی همه جان باید دریای خدایی را # 2 ویرانه آب و گل چون مسکن بوم آمد %~% این عرصه کجا شاید پرواز همایی را # 3 صد چشم شود حیران در تابش این دولت %~% تو گوش مکش این سو هر کور عصایی ~~را # 4 گر نقد درستی تو چون مست و قراضه ستی %~% آخر تو چه پنداری این گنج ~~عطایی را # 5 دلتنگ همی‌دانند کان جای که انصافست %~% صد دل به فدا باید آن جان ~~بقایی را # 6 دل نیست کم از آهن آهن نه که می‌داند %~% آن سنگ که پیدا شد پولادربایی ~~را # 7 عقل از پی عشق آمد در عالم خاک ار نی %~% عقلی بنمی باید بی‌عهد و ~~وفایی را # 8 خورشید حقایق‌ها شمس الحق تبریز است %~% دل روی زمین بوسد آن جان سمایی ~~را PageV1P0077 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی ز شراب حق پر دار شرابی را %~% درده می ربانی دل‌های کبابی را # 2 کم گوی حدیث نان در مجلس مخموران %~% جز آب نمی‌سازد مر مردم آبی را # 3 از آب و خطاب تو تن گشت خراب تو %~% آراسته دار ای جان زین گنج خرابی ~~را # 4 گلزار کند عشقت آن شوره خاکی را %~% دربار کند موجت این جسم سحابی را # 5 بفزای شراب ما بربند تو خواب ما %~% از شب چه خبر باشد مر مردم خوابی ~~را # 6 همکاسه ملک باشد مهمان خدایی را %~% باده ز فلک آید مردان ثوابی را # 7 نوشد لب صدیقش ز اکواب و اباریقش %~% در خم تقی یابی آن باده نابی را # 8 هشیار کجا داند بی‌هوشی مستان را %~% بوجهل کجا داند احوال صحابی را # 9 استاد خدا آمد بی‌واسطه صوفی را %~% استاد کتاب آمد صابی و کتابی را # 10 چون محرم حق گشتی وز واسطه بگذشتی %~% بربای نقاب از رخ خوبان نقابی ~~را # 11 منکر که ز نومیدی گوید که نیابی این %~% بنده ره او ms0056 سازد آن گفت نیابی ~~را # 12 نی باز سپیدست او نی بلبل خوش نغمه %~% ویرانه دنیا به آن جغد غرابی ~~را # 13 خاموش و مگو دیگر مفزای تو شور و شر %~% کز غیب خطاب آید جان‌های ~~خطابی را PageV1P0078 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه نمی‌بینی این روز قیامت را %~% ای خواجه نمی‌بینی این خوش قد ~~و قامت را # 2 دیوار و در خانه شوریده و دیوانه %~% من بر سر دیوارم از بهر علامت را # 3 ماهیست که در گردش لاغر نشود هرگز %~% خورشید جمال او بدریده ظلامت را # 4 ای خواجه خوش دامن دیوانه تویی یا من %~% درکش قدحی با من بگذار ملامت ~~را # 5 پیش از تو بسی شیدا می‌جست کرامت‌ها %~% چون دید رخ ساقی بفروخت کرامت ~~را PageV1P0079 ### || [genre: Gh] # 1 امروز گزافی ده آن باده نابی را %~% برهم زن و درهم زن این چرخ شتابی ~~را # 2 گیرم قدح غیبی از دیده نهان آمد %~% پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را # 3 ای عشق طرب پیشه خوش گفت خوش اندیشه %~% بربای نقاب از رخ آن شاه نقابی ~~را # 4 تا خیزد ای فرخ زین سو اخ و زان سو اخ %~% برکن هله ای گلرخ سغراق و ~~شرابی را # 5 گر زان که نمی‌خواهی تا جلوه شود گلشن %~% از بهر چه بگشادی دکان گلابی ~~را # 6 ما را چو ز سر بردی وین جوی روان کردی %~% در آب فکن زوتر بط زاده آبی ~~را # 7 ماییم چو کشت ای جان بررسته در این میدان %~% لب خشک و به جان جویان ~~باران سحابی را # 8 هر سوی رسولی نو گوید که نیابی رو %~% لاحول بزن بر سر آن زاغ غرابی را # 9 ای فتنه هر روحی کیسه بر هر جوحی %~% دزدیده رباب از کف بوبکر ربابی را # 10 امروز چنان خواهم تا مست و خرف سازی %~% این جان محدث را وان عقل ~~خطابی را # 11 ای آب حیات ما شو فاش ms0057 چو حشر ار چه %~% شیر شتر گرگین جانست عرابی را # 12 ای جاه و جمالت خوش خامش کن و دم درکش %~% آگاه مکن از ما هر غافل ~~خوابی را PageV1P0080 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقی جان پر کن آن ساغر پیشین را %~% آن راه زن دل را آن راه بر دین ~~را # 2 زان می که ز دل خیزد با روح درآمیزد %~% مخمور کند جوشش مر چشم خدابین ~~را # 3 آن باده انگوری مر امت عیسی را %~% و این باده منصوری مر امت یاسین را # 4 خم‌ها است از آن باده خم‌ها است از این باده %~% تا نشکنی آن خم را ~~هرگز نچشی این را # 5 آن باده بجز یک دم دل را نکند بی‌غم %~% هرگز نکشد غم را هرگز نکند کین ~~را # 6 یک قطره از این ساغر کار تو کند چون زر %~% جانم به فدا باشد این ساغر ~~زرین را # 7 این حالت اگر باشد اغلب به سحر باشد %~% آن را که براندازد او بستر و ~~بالین را # 8 زنهار که یار بد از وسوسه نفریبد %~% تا نشکنی از سستی مر عهد سلاطین ~~را # 9 گر زخم خوری بر رو رو زخم دگر می‌جو %~% رستم چه کند در صف دسته گل و ~~نسرین را PageV1P0081 ### || [genre: Gh] # 1 معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا %~% کفرش همه ایمان شد تا باد ~~چنین بادا # 2 ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد %~% باز آن سلیمان شد تا باد چنین ~~بادا # 3 یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی %~% غمخواره یاران شد تا باد چنین ~~بادا # 4 هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی %~% نک سرده مهمان شد تا باد چنین ~~بادا # 5 زان طلعت شاهانه زان مشعله خانه %~% هر گوشه چو میدان شد تا باد چنین ~~بادا # 6 زان خشم دروغینش زان شیوه شیرینش %~% عالم شکرستان شد تا باد چنین بادا # 7 شب رفت صبوح آمد ms0058 غم رفت فتوح آمد %~% خورشید درخشان شد تا باد چنین ~~بادا # 8 از دولت محزونان وز همت مجنونان %~% آن سلسله جنبان شد تا باد چنین ~~بادا # 9 عید آمد و عید آمد یاری که رمید آمد %~% عیدانه فراوان شد تا باد چنین ~~بادا # 10 ای مطرب صاحب دل در زیر مکن منزل %~% کان زهره به میزان شد تا باد ~~چنین بادا # 11 درویش فریدون شد هم کیسه قارون شد %~% همکاسه سلطان شد تا باد چنین ~~بادا # 12 آن باد هوا را بین ز افسون لب شیرین %~% با نای در افغان شد تا باد ~~چنین بادا # 13 فرعون بدان سختی با آن همه بدبختی %~% نک موسی عمران شد تا باد چنین ~~بادا # 14 آن گرگ بدان زشتی با جهل و فرامشتی %~% نک یوسف کنعان شد تا باد چنین ~~بادا # 15 شمس الحق تبریزی از بس که درآمیزی %~% تبریز خراسان شد تا باد چنین ~~بادا # 16 از اسلم شیطانی شد نفس تو ربانی %~% ابلیس مسلمان شد تا باد چنین بادا # 17 آن ماه چو تابان شد کونین گلستان شد %~% اشخاص همه جان شد تا باد چنین ~~بادا # 18 بر روح برافزودی تا بود چنین بودی %~% فر تو فروزان شد تا باد چنین ~~بادا # 19 قهرش همه رحمت شد زهرش همه شربت شد %~% ابرش شکرافشان شد تا باد چنین ~~بادا # 20 از کاخ چه رنگستش وز شاخ چه تنگستش %~% این گاو چو قربان شد تا باد ~~چنین بادا # 21 ارضی چو سمایی شد مقصود سنایی شد %~% این بود همه آن شد تا باد چنین ~~بادا # 22 خاموش که سرمستم بربست کسی دستم %~% اندیشه پریشان شد تا باد چنین ~~بادا PageV1P0082 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار قمرسیما ای مطرب شکرخا %~% آواز تو جان افزا تا روز مشین از پا # 2 سودی همگی سودی بر جمله برافزودی %~% تا بود چنین بودی تا روز مشین از ~~پا # 3 صد شهر خبر رفته کای مردم آشفته %~% بیدار شد ms0059 آن خفته تا روز مشین از ~~پا # 4 بیدار شد آن فتنه کو چون بزند طعنه %~% در کوه کند رخنه تا روز مشین از ~~پا # 5 در خانه چنین جمعی در جمع چنین شمعی %~% دارم ز تو من طمعی تا روز مشین ~~از پا # 6 میر آمد میر آمد وان بدر منیر آمد %~% وان شکر و شیر آمد تا روز مشین ~~از پا # 7 ای بانگ و نوایت تر وز باد صبا خوشتر %~% ما را تو بری از سر تا روز ~~مشین از پا # 8 مجلس به تو فرخنده عشرت ز دمت زنده %~% چون شمع فروزنده تا روز مشین از ~~پا # 9 این چرخ و زمین خیمه کس دید چنین خیمه %~% ای استن این خیمه تا روز ~~مشین از پا # 10 این قوم پرند از تو باکر و فرند از تو %~% زیر و زبرند از تو تا روز ~~مشین از پا # 11 در بحر چو کشتیبان آن پیل همی‌جنبان %~% تا منزل آباقان تا روز مشین ~~از پا # 12 ای خوش نفس نایی بس نادره برنایی %~% چون با همه برنایی تا روز مشین ~~از پا # 13 دف از کف دست آید نی از دم مست آید %~% با نی همه پست آید تا روز مشین ~~از پا # 14 چون جان خمشیم اما کی خسبد جان جانا %~% تو باش زبان ما تا روز مشین ~~از پا PageV1P0083 ### || [genre: Gh] # 1 چون گل همه تن خندم نه از راه دهان تنها %~% زیرا که منم بی‌من با شاه ~~جهان تنها # 2 ای مشعله آورده دل را به سحر برده %~% جان را برسان در دل دل را مستان ~~تنها # 3 از خشم و حسد جان را بیگانه مکن با دل %~% آن را مگذار این جا وین را ~~بمخوان تنها # 4 شاهانه پیامی کن یک دعوت عامی کن %~% تا کی بود ای سلطان این با تو و ~~آن تنها # 5 چون دوش اگر امشب نایی و ببندی لب ms0060 %~% صد شور کنیم ای جان نکنیم فغان ~~تنها PageV1P0084 ### || [genre: Gh] # 1 از بهر خدا بنگر در روی چو زر جانا %~% هر جا که روی ما را با خویش ببر ~~جانا # 2 چون در دل ما آیی تو دامن خود برکش %~% تا جامه نیالایی از خون جگر ~~جانا # 3 ای ماه برآ آخر بر کوری مه رویان %~% ابری سیه اندرکش در روی قمر جانا # 4 زان روز که زادی تو ای لب شکر از مادر %~% آوه که چه کاسد شد بازار شکر ~~جانا # 5 گفتی که سلام علیک بگرفت همه عالم %~% دل سجده درافتاده جان بسته کمر ~~جانا # 6 چون شمع بدم سوزان هر شب به سحر کشته %~% امروز بنشناسم شب را ز سحر ~~جانا # 7 شمس الحق تبریزی شاهنشه خون ریزی %~% ای بحر کمربسته پیش تو گهر جانا ~~PageV1P0085 ### || [genre: Gh] # 1 ای گشته ز تو خندان بستان و گل رعنا %~% پیوسته چنین بادا چون شیر و ~~شکر با ما # 2 ای چرخ تو را بنده وی خلق ز تو زنده %~% احسنت زهی خوابی شاباش زهی ~~زیبا # 3 دریای جمال تو چون موج زند ناگه %~% پرگنج شود پستی فردوس شود بالا # 4 هر سوی که روی آری در پیش تو گل روید %~% هر جا که روی آیی فرشت همه زر ~~بادا # 5 وان دم که ز بدخویی دشنام و جفا گویی %~% می‌گو که جفای تو حلواست همه ~~حلوا # 6 گر چه دل سنگستش بنگر که چه رنگستش %~% کز مشعله ننگستش وز رنگ گل حمرا # 7 یا رب دل بازش ده صد عمر درازش ده %~% فخرش ده و نازش ده تا فخر بود ما ~~را PageV1P0086 ### || [genre: Gh] # 1 جانا سر تو یارا مگذار چنین ما را %~% ای سرو روان بنما آن قامت بالا ~~را # 2 خرم کن و روشن کن این مفرش خاکی را %~% خورشید دگر بنما این گنبد خضرا ~~را # 3 رهبر کن جان‌ها را پرزر کن کان‌ها را %~% در جوش ms0061 و خروش آور از زلزله ~~دریا را # 4 خورشید پناه آرد در سایه اقبالت %~% آری چه توان کردن آن سایه عنقا را # 5 مغزی که بد اندیشد آن نقص بسست ای جان %~% سودای بپوسیده پوسیده سودا ~~را # 6 هم رحمت رحمانی هم مرهم و درمانی %~% درده تو طبیبانه آن دافع صفرا را # 7 تو بلبل گلزاری تو ساقی ابراری %~% تو سرده اسراری هم بی‌سر و بی‌پا را # 8 یا رب که چه داری تو کز لطف بهاری تو %~% در کار درآری تو سنگ و که ~~خارا را # 9 افروخته نوری انگیخته شوری %~% ننشاند صد طوفان آن فتنه و غوغا را ~~PageV1P0087 ### || [genre: Gh] # 1 شاد آمدی ای مه رو ای شادی جان شاد آ %~% تا بود چنین بودی تا باد چنان ~~بادا # 2 ای صورت هر شادی اندر دل ما یادی %~% ای صورت عشق کل اندر دل ما یاد آ # 3 بیرون پر از این طفلی ما را برهان ای جان %~% از منت هر دادو وز غصه هر ~~دادا # 4 ما چنگ زدیم از غم در یار و رخان ما %~% ای دف تو بنال از دل وی نای به ~~فریاد آ # 5 ای دل تو که زیبایی شیرین شو از آن خسرو %~% ور خسرو شیرینی در عشق چو ~~فرهاد آ PageV1P0088 ### || [genre: Gh] # 1 یک پند ز من بشنو خواهی نشوی رسوا %~% من خمره افیونم زنهار سرم مگشا # 2 آتش به من اندرزن آتش چه زند با من %~% کاندر فلک افکندم صد آتش و صد ~~غوغا # 3 گر چرخ همه سر شد ور خاک همه پا شد %~% نی سر بهلم آن را نی پا بهلم ~~این را # 4 یا صافیه الخمر فی آنیه المولی %~% اسکر نفرا لدا و السکر بنا اولی ~~PageV1P0089 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا %~% هم محرم عشق تو هم محرم تو ~~جانا # 2 هم ناظر روی تو هم مست سبوی تو %~% هم شسته ms0062 به نظاره بر طارم تو جانا # 3 تو جان سلیمانی آرامگه جانی %~% ای دیو و پری شیدا از خاتم تو جانا # 4 ای بیخودی جان‌ها در طلعت خوب تو %~% ای روشنی دل‌ها اندر دم تو جانا # 5 در عشق تو خمارم در سر ز تو می دارم %~% از حسن جمالات پرخرم تو جانا # 6 تو کعبه عشاقی شمس الحق تبریزی %~% زمزم شکر آمیزد از زمزم تو جانا ~~PageV1P0090 ### || [genre: Gh] # 1 در آب فکن ساقی بط زاده آبی را %~% بشتاب و شتاب اولی مستان شبابی را # 2 ای جان بهار و دی وی حاتم نقل و می %~% پر کن ز شکر چون نی بوبکر ربابی ~~را # 3 ای ساقی شور و شر هین عیش بگیر از سر %~% پر کن ز می احمر سغراق و ~~شرابی را # 4 بنما ز می فرخ این سو اخ و آن سو اخ %~% بربای نقاب از رخ معشوق نقابی ~~را # 5 احسنت زهی یار او شاخ گل بی‌خار او %~% شاباش زهی دارو دل‌های کبابی را # 6 صد حلقه نگر شیدا زان باده ناپیدا %~% کاسد کند این صهبا صد خمر لعابی ~~را # 7 مستان چمن پنهان اشکوفه ز شاخ افشان %~% صد کوه چو که غلطان سیلاب ~~حبابی را # 8 گر آن قدح روشن جانست نهان از تن %~% پنهان نتوان کردن مستی و خرابی را # 9 ماییم چو کشت ای جان سرسبز در این میدان %~% تشنه شده و جویان باران ~~سحابی را # 10 چون رعد نه‌ای خامش چون پرده تست این هش %~% وز صبر و فنا می‌کش طوطی ~~خطابی را PageV1P0091 ### || [genre: Gh] # 1 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا %~% زهی قدر و زهی بدر تبارک و تعالی # 2 زهی فر زهی نور زهی شر زهی شور %~% زهی گوهر منثور زهی پشت و تولا # 3 زهی ملک زهی مال زهی قال زهی حال %~% زهی پر و زهی بال بر افلاک تجلی # 4 چو جان سلسله‌ها را بدرد ms0063 به حرونی %~% چه ذاالنون چه مجنون چه لیلی و ~~چه لیلا # 5 علم‌های الهی ز پس کوه برآمد %~% چه سلطان و چه خاقان چه والی و چه ~~والا # 6 چه پیش آمد جان را که پس انداخت جهان را %~% بزن گردن آن را که بگوید ~~که تسلا # 7 چو بی‌واسطه جبار بپرورد جهان را %~% چه ناقوس چه ناموس چه اهلا و چه ~~سهلا # 8 گر اجزای زمینی وگر روح امینی %~% چو آن حال ببینی بگو جل جلالا # 9 گر افلاک نباشد به خدا باک نباشد %~% دل غمناک نباشد مکن بانگ و علالا # 10 فروپوش فروپوش نه بخروش نه بفروش %~% تویی باده مدهوش یکی لحظه بپالا # 11 تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار %~% بپالا و بیفشار ولی دست میالا # 12 خمش باش خمش باش در این مجمع اوباش %~% مگو فاش مگو فاش ز مولی و ز ~~مولا PageV1P0092 ### || [genre: Gh] # 1 میندیش میندیش که اندیشه گری‌ها %~% چو نفطند بسوزند ز هر بیخ تری‌ها # 2 خرف باش خرف باش ز مستی و ز حیرت %~% که تا جمله نیستان نماید شکری‌ها # 3 جنونست شجاعت میندیش و درانداز %~% چو شیران و چو مردان گذر کن ز ~~غری‌ها # 4 که اندیشه چو دامست بر ایثار حرامست %~% چرا باید حیلت پی لقمه بری‌ها # 5 ره لقمه چو بستی ز هر حیله برستی %~% وگر حرص بنالد بگیریم کری‌ها ~~PageV1P0093 ### || [genre: Gh] # 1 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا %~% چه نغزست و چه خوبست چه زیباست ~~خدایا # 2 از آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیم %~% نه از کف و نه از نای نه دف‌هاست ~~خدایا # 3 یقین گشت که آن شاه در این عرس نهانست %~% که اسباب شکرریز مهیاست ~~خدایا # 4 به هر مغز و دماغی که درافتاد خیالش %~% چه مغزست و چه نغزست چه بیناست ~~خدایا # 5 تن ار کرد فغانی ز غم سود و زیانی %~% ز تست آنک دمیدن نه ز سرناست ~~خدایا ms0064 # 6 نی تن را همه سوراخ چنان کرد کف تو %~% که شب و روز در این ناله و ~~غوغاست خدایا # 7 نی بیچاره چه داند که ره پرده چه باشد %~% دم ناییست که بیننده و ~~داناست خدایا # 8 که در باغ و گلستان ز کر و فر مستان %~% چه نورست و چه شورست چه سوداست ~~خدایا # 9 ز تیه خوش موسی و ز مایده عیسی %~% چه لوتست و چه قوتست و چه حلواست ~~خدایا # 10 از این لوت و زین قوت چه مستیم و چه مبهوت %~% که از دخل زمین نیست ز ~~بالاست خدایا # 11 ز عکس رخ آن یار در این گلشن و گلزار %~% به هر سو مه و خورشید و ~~ثریاست خدایا # 12 چو سیلیم و چو جوییم همه سوی تو پوییم %~% که منزلگه هر سیل به دریاست ~~خدایا # 13 بسی خوردم سوگند که خاموش کنم لیک %~% مگر هر در دریای تو گویاست ~~خدایا # 14 خمش ای دل که تو مستی مبادا به جهانی %~% نگهش دار ز آفت که برجاست ~~خدایا # 15 ز شمس الحق تبریز دل و جان و دو دیده %~% سراسیمه و آشفته سوداست ~~خدایا PageV1P0094 ### || [genre: Gh] # 1 زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایا %~% چه نغزست و چه خوبست و چه زیباست ~~خدایا # 2 چه گرمیم چه گرمیم از این عشق چو خورشید %~% چه پنهان و چه پنهان و چه ~~پیداست خدایا # 3 زهی ماه زهی ماه زهی باده همراه %~% که جان را و جهان را بیاراست خدایا # 4 زهی شور زهی شور که انگیخته عالم %~% زهی کار زهی بار که آن جاست خدایا # 5 فروریخت فروریخت شهنشاه سواران %~% زهی گرد زهی گرد که برخاست خدایا # 6 فتادیم فتادیم بدان سان که نخیزیم %~% ندانیم ندانیم چه غوغاست خدایا # 7 ز هر کوی ز هر کوی یکی دود دگرگون %~% دگربار دگربار چه سوداست خدایا # 8 نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم %~% چه بندست چه ms0065 زنجیر که برپاست ~~خدایا # 9 چه نقشیست چه نقشیست در این تابه دل‌ها %~% غریبست غریبست ز بالاست ~~خدایا # 10 خموشید خموشید که تا فاش نگردید %~% که اغیار گرفتست چپ و راست خدایا ~~PageV1P0095 ### || [genre: Gh] # 1 لب را تو به هر بوسه و هر لوت میالا %~% تا از لب دلدار شود مست و ~~شکرخا # 2 تا از لب تو بوی لب غیر نیاید %~% تا عشق مجرد شود و صافی و یکتا # 3 آن لب که بود کون خری بوسه گه او %~% کی یابد آن لب شکربوس مسیحا # 4 می‌دانک حدث باشد جز نور قدیمی %~% بر مزبله پرحدث آن گاه تماشا # 5 آنگه که فنا شد حدث اندر دل پالیز %~% رست از حدثی و شود او چاشنی افزا # 6 تا تو حدثی لذت تقدیس چه دانی %~% رو از حدثی سوی تبارک و تعالی # 7 زان دست مسیح آمد داروی جهانی %~% کو دست نگه داشت ز هر کاسه سکبا # 8 از نعمت فرعون چه موسی کف و لب شست %~% دریای کرم داد مر او را ید بیضا # 9 خواهی که ز معده و لب هر خام گریزی %~% پرگوهر و روتلخ همی‌باش چو دریا # 10 هین چشم فروبند که آن چشم غیورست %~% هین معده تهی دار که لوتیست مهیا # 11 سگ سیر شود هیچ شکاری بنگیرد %~% کز آتش جوعست تک و گام تقاضا # 12 کو دست و لب پاک که گیرد قدح پاک %~% کو صوفی چالاک که آید سوی حلوا # 13 بنمای از این حرف تصاویر حقایق %~% یا من قسم القهوه و الکاس علینا ~~PageV1P0096 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم به سوی مصر و خریدم شکری را %~% خود فاش بگو یوسف زرین کمری را # 2 در شهر کی دیدست چنین شهره بتی را %~% در بر کی کشیدست سهیل و قمری را # 3 بنشاند به ملکت ملکی بنده بد را %~% بخرید به گوهر کرمش بی‌گهری را # 4 خضر خضرانست و از هیچ عجب نیست %~% کز چشمه جان ms0066 تازه کند او جگری را # 5 از بهر زبردستی و دولت دهی آمد %~% نی زیر و زبر کردن زیر و زبری را # 6 شاید که نخسپیم به شب چونک نهانی %~% مه بوسه دهد هر شب انجم شمری را # 7 آثار رساند دل و جان را به مؤثر %~% حمال دل و جان کند آن شه اثری را # 8 اکسیر خداییست بدان آمد کاین جا %~% هر لحظه زر سرخ کند او حجری را # 9 جان‌های چو عیسی به سوی چرخ برانند %~% غم نیست اگر ره نبود لاشه خری ~~را # 10 هر چیز گمان بردم در عالم و این نی %~% کاین جاه و جلالست خدایی نظری ~~را # 11 سوز دل شاهانه خورشید بباید %~% تا سرمه کشد چشم عروس سحری را # 12 ما عقل نداریم یکی ذره وگر نی %~% کی آهوی عاقل طلبد شیر نری را # 13 بی عقل چو سایه پیت ای دوست دوانیم %~% کان روی چو خورشید تو نبود ~~دگری را # 14 خورشید همه روز بدان تیغ گزارد %~% تا زخم زند هر طرفی بی‌سپری را # 15 بر سینه نهد عقل چنان دل شکنی را %~% در خانه کشد روح چنان رهگذی را # 16 در هدیه دهد چشم چنان لعل لبی را %~% رخ زر زند از بهر چنین سیمبری را # 17 رو صاحب آن چشم شو ای خواجه چو ابرو %~% کو راست کند چشم کژ کژنگری را # 18 ای پاک دلان با جز او عشق مبازید %~% نتوان دل و جان دادن هر مختصری ~~را # 19 خاموش که او خود بکشد عاشق خود را %~% تا چند کشی دامن هر بی‌هنری را ~~PageV1P0097 ### || [genre: Gh] # 1 ای از نظرت مست شده اسم و مسما %~% ای یوسف جان گشته ز لب‌های شکرخا # 2 ما را چه از آن قصه که گاو آمد و خر رفت %~% هین وقت لطیفست از آن ~~عربده بازآ # 3 ای شاه تو شاهی کن و آراسته کن بزم %~% ای جان ولی نعمت هر وامق ms0067 و عذرا # 4 هم دایه جان‌هایی و هم جوی می و شیر %~% هم جنت فردوسی و هم سدره خضرا # 5 جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم %~% گویید خسیسان که محالست و علالا # 6 خواهی که بگویم بده آن جام صبوحی %~% تا چرخ به رقص آید و صد زهره زهرا # 7 هر جا ترشی باشد اندر غم دنیی %~% می‌غرد و می‌برد از آن جای دل ما # 8 برخیز بخیلانه در خانه فروبند %~% کان جا که تویی خانه شود گلشن و صحرا # 9 این مه ز کجا آمد وین روی چه رویست %~% این نور خداییست تبارک و تعالی # 10 هم قادر و هم قاهر و هم اول و آخر %~% اول غم و سودا و به آخر ید بیضا # 11 هر دل که نلرزیدت و هر چشم که نگریست %~% یا رب خبرش ده تو از این عیش ~~و تماشا # 12 تا شید برآرد وی و آید به سر کوی %~% فریاد برآرد که تمنیت تمنا # 13 نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد %~% شاباش زهی سلسله و جذب و تقاضا # 14 در شهر چو من گول مگر عشق ندیدست %~% هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا # 15 هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست %~% گر حاذق جدست وگر عشوه تیبا ~~PageV1P0098 ### || [genre: Gh] # 1 دلارام نهان گشته ز غوغا %~% همه رفتند و خلوت شد برون آ # 2 برآور بنده را از غرقه خون %~% فرح ده روی زردم را ز صفرا # 3 کنار خویش دریا کردم از اشک %~% تماشا چون نیایی سوی دریا # 4 چو تو در آینه دیدی رخ خود %~% از آن خوشتر کجا باشد تماشا # 5 غلط کردم در آیینه نگنجی %~% ز نورت می‌شود لا کل اشیا # 6 رهید آن آینه از رنج صیقل %~% ز رویت می‌شود پاک و مصفا # 7 تو پنهانی چو عقل و جمله از تست %~% خرابی‌ها عمارت‌ها به هر جا # 8 هر آنک پهلوی تو خانه گیرد %~% به ms0068 پیشش پست شد بام ثریا # 9 چه باشد حال تن کز جان جدا شد %~% چه عذر آورد کسی کز تست عذرا # 10 چه یاری یابد از یاران همدل %~% کسی کز جان شیرین گشت تنها # 11 به از صبحی تو خلقان را به هر روز %~% به از خوابی ضعیفان را به شب‌ها # 12 تو را در جان بدیدم بازرستم %~% چو گمراهان نگویم زیر و بالا # 13 چو در عالم زدی تو آتش عشق %~% جهان گشتست همچون دیگ حلوا # 14 همه حسن از تو باید ماه و خورشید %~% همه مغز از تو باید جدی و جوزا # 15 بدان شد شب شفا و راحت خلق %~% که سودای توش بخشید سودا # 16 چو پروانه‌ست خلق و روز چون شمع %~% که از زیب خودش کردی تو زیبا # 17 هر آن پروانه که شمع تو را دید %~% شبش خوشتر ز روز آمد به سیما # 18 همی‌پرد به گرد شمع حسنت %~% به روز و شب ندارد هیچ پروا # 19 نمی‌یارم بیان کردن از این بیش %~% بگفتم این قدر باقی تو فرما # 20 بگو باقی تو شمس الدین تبریز %~% که به گوید حدیث قاف عنقا ~~PageV1P0099 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای جان نو داده جهان را %~% ببر از کار عقل کاردان را # 2 چو تیرم تا نپرانی نپرم %~% بیا بار دگر پر کن کمان را # 3 ز عشقت باز طشت از بام افتاد %~% فرست از بام باز آن نردبان را # 4 مرا گویند بامش از چه سویست %~% از آن سویی که آوردند جان را # 5 از آن سویی که هر شب جان روانست %~% به وقت صبح بازآرد روان را # 6 از آن سو که بهار آید زمین را %~% چراغ نو دهد صبح آسمان را # 7 از آن سو که عصایی اژدها شد %~% به دوزخ برد او فرعونیان را # 8 از آن سو که تو را این جست و جو خاست %~% نشان خود اوست می‌جوید نشان ~~را # 9 تو آن ms0069 مردی که او بر خر نشسته است %~% همی‌پرسد ز خر این را و آن را # 10 خمش کن کو نمی‌خواهد ز غیرت %~% که در دریا درآرد همگنان را ~~PageV1P0100 ### || [genre: Gh] # 1 بسوزانیم سودا و جنون را %~% درآشامیم هر دم موج خون را # 2 حریف دوزخ آشامان مستیم %~% که بشکافند سقف سبزگون را # 3 چه خواهد کرد شمع لایزالی %~% فلک را وین دو شمع سرنگون را # 4 فروبریم دست دزد غم را %~% که دزدیدست عقل صد زبون را # 5 شراب صرف سلطانی بریزیم %~% بخوابانیم عقل ذوفنون را # 6 چو گردد مست حد بر وی برانیم %~% که از حد برد تزویر و فسون را # 7 اگر چه زوبع و استاد جمله‌ست %~% چه داند حیله ریب المنون را # 8 چنانش بیخود و سرمست سازیم %~% که چون آید نداند راه چون را # 9 چنان پیر و چنان عالم فنا به %~% که تا عبرت شود لایعلمون را # 10 کنون عالم شود کز عشق جان داد %~% کنون واقف شود علم درون را # 11 درون خانه دل او ببیند %~% ستون این جهان بی‌ستون را # 12 که سرگردان بدین سرهاست گر نه %~% سکون بودی جهان بی‌سکون را # 13 تن باسر نداند سر کن را %~% تن بی‌سر شناسد کاف و نون را # 14 یکی لحظه بنه سر ای برادر %~% چه باشد از برای آزمون را # 15 یکی دم رام کن از بهر سلطان %~% چنین سگ را چنین اسب حرون را # 16 تو دوزخ دان خودآگاهی عالم %~% فنا شو کم طلب این سرفزون را # 17 چنان اندر صفات حق فرورو %~% که برنایی نبینی این برون را # 18 چه جویی ذوق این آب سیه را %~% چه بویی سبزه این بام تون را # 19 خمش کردم نیارم شرح کردن %~% ز رشک و غیرت هر خام دون را # 20 نما ای شمس تبریزی کمالی %~% که تا نقصی نباشد کاف و نون را ~~PageV1P0101 ### || [genre: Gh] # 1 سلیمانا بیار انگشتری را %~% مطیع و بنده کن ms0070 دیو و پری را # 2 برآر آواز ردوها علی %~% منور کن سرای شش دری را # 3 برآوردن ز مغرب آفتابی %~% مسلم شد ضمیر آن سری را # 4 بدین سان مهتری یابد هر آن کس %~% که بهر حق گذارد مهتری را # 5 بنه بر خوان جفان کالجوابی %~% مکرم کن نیاز مشتری را # 6 به کاسی کاسه سر را طرب ده %~% تو کن مخمور چشم عبهری را # 7 ز صورت‌های غیبی پرده بردار %~% کسادی ده نقوش آزری را # 8 ز چاه و آب چه رنجور گشتیم %~% روان کن چشمه‌های کوثری را # 9 دلا در بزم شاهنشاه دررو %~% پذیرا شو شراب احمری را # 10 زر و زن را به جان مپرست زیرا %~% بر این دو دوخت یزدان کافری را # 11 جهاد نفس کن زیرا که اجری %~% برای این دهد شه لشکری را # 12 دل سیمین بری کز عشق رویش %~% ز حیرت گم کند زر هم زری را # 13 بدان دریادلی کز جوش و نوشش %~% به دست آورد گوهر گوهری را # 14 که باقی غزل را تو بگویی %~% به رشک آری تو سحر سامری را # 15 خمش کردم که پایم گل فرورفت %~% تو بگشا پر نطق جعفری را PageV1P0102 ### || [genre: Gh] # 1 دل و جان را در این حضرت بپالا %~% چو صافی شد رود صافی به بالا # 2 اگر خواهی که ز آب صاف نوشی %~% لب خود را به هر دردی میالا # 3 از این سیلاب درد او پاک ماند %~% که جانبازست و چست و بی‌مبالا # 4 نپرد عقل جزوی زین عقیله %~% چو نبود عقل کل بر جزو لالا # 5 نلرزد دست وقت زر شمردن %~% چو بازرگان بداند قدر کالا # 6 چه گرگینست وگر خارست این حرص %~% کسی خود را بر این گرگین ممالا # 7 چو شد ناسور بر گرگین چنین گر %~% طلی سازش به ذکر حق تعالا # 8 اگر خواهی که این در باز گردد %~% سوی این در روان و بی‌ملال آ # 9 رها ms0071 کن صدر و ناموس و تکبر %~% میان جان بجو صدر معلا # 10 کلاه رفعت و تاج سلیمان %~% به هر کل کی رسد حاشا و کلا # 11 خمش کردم سخن کوتاه خوشتر %~% که این ساعت نمی‌گنجد علالا # 12 جواب آن غزل که گفت شاعر %~% بقایی شا لیس هم ارتحالا PageV1P0103 ### || [genre: Gh] # 1 خبر کن ای ستاره یار ما را %~% که دریابد دل خون خوار ما را # 2 خبر کن آن طبیب عاشقان را %~% که تا شربت دهد بیمار ما را # 3 بگو شکرفروش شکرین را %~% که تا رونق دهد بازار ما را # 4 اگر در سر بگردانی دل خود %~% نه دشمن بشنود اسرار ما را # 5 پس اندر عشق دشمن کام گردم %~% که دشمن می‌نپرسد کار ما را # 6 اگر چه دشمن ما جان ندارد %~% بسوزان جان دشمن دار ما را # 7 اگر گل بر سرستت تا نشویی %~% بیار و بشکفان گلزار ما را # 8 بیا ای شمس تبریزی نیر %~% بدان رخ نور ده دیدار ما را PageV1P0104 ### || [genre: Gh] # 1 چو او باشد دل دلسوز ما را %~% چه باشد شب چه باشد روز ما را # 2 که خورشید ار فروشد ار برآمد %~% بس است این جان جان افروز ما را # 3 تو مادرمرده را شیون میاموز %~% که استادست عشق آموز ما را # 4 مدوزان خرقه ما را مدران %~% نشاید شیخ خرقه دوز ما را # 5 همه کس بر عدو پیروز خواهد %~% جمال آن عدو پیروز ما را # 6 همه کس بخت گنج اندوز جوید %~% ولیکن عشق رنج اندوز ما را PageV1P0105 ### || [genre: Gh] # 1 مرا حلوا هوس کردست حلوا %~% میفکن وعده حلوا به فردا # 2 دل و جانم بدان حلواست پیوست %~% که صوفی را صفا آرد نه صفرا # 3 زهی حلوای گرم و چرب و شیرین %~% که هر دم می‌رسد بویش ز بالا # 4 دهانی بسته حلوا خور چو انجیر %~% ز دل خور هیچ دست و لب میالا # 5 از آن دستست ms0072 این حلوا از آن دست %~% بخور زان دست ای بی‌دست و بی‌پا # 6 دمی با مصطفا و کاسه باشیم %~% که او می خورد از آن جا شیر و خرما # 7 از آن خرما که مریم را ندا کرد %~% کلی و اشربی و قری عینا # 8 دلیل آنک زاده عقل کلیم %~% ندایش می‌رسد کای جان بابا # 9 همی‌خواند که فرزندان بیایید %~% که خوان آراسته‌ست و یار تنها ~~PageV1P0106 ### || [genre: Gh] # 1 امیر حسن خندان کن چشم را %~% وجودی بخش مر مشتی عدم را # 2 سیاهی می‌نماید لشکر غم %~% ظفر ده شادی صاحب علم را # 3 به حسن خود تو شادی را بکن شاد %~% غم و اندوه ده اندوه و غم را # 4 کرم را شادمان کن از جمالت %~% که حسن تو دهد صد جان کرم را # 5 تو کارم زان بر سیمین چو زر کن %~% تو لعلین کن رخ همچون زرم را # 6 دلا چون طالب بیشی عشقی %~% تو کم اندیش در دل بیش و کم را # 7 بنه آن سر به پیش شمس تبریز %~% که ایمانست سجده آن صنم را PageV1P0107 ### || [genre: Gh] # 1 به برج دل رسیدی بیست این جا %~% چو آن مه را بدیدی بیست این جا # 2 بسی این رخت خود را هر نواحی %~% ز نادانی کشیدی بیست این جا # 3 بشد عمری و از خوبی آن مه %~% به هر نوعی شنیدی بیست این جا # 4 ببین آن حسن را کز دیدن او %~% بدید و نابدیدی بیست این جا # 5 به سینه تو که آن پستان شیرست %~% که از شیرش چشیدی بیست این جا ~~PageV1P0108 ### || [genre: Gh] # 1 بکت عینی غداه البین دمعا %~% و اخری بالبکا بخلت علینا # 2 فعاقبت التی بخلت علینا %~% بان غمضتها یوم التقینا # 3 چه مرد آن عتابم خیز یارا %~% بده آن جام مالامال صهبا # 4 نرنجم ز آنچ مردم می‌برنجند %~% که پیشم جمله جان‌ها هست یکتا # 5 اگر چه پوستینی بازگونه %~% بپوشیدست این اجسام بر ms0073 ما # 6 تو را در پوستین من می‌شناسم %~% همان جان منی در پوست جانا # 7 بدرم پوست را تو هم بدران %~% چرا سازیم با خود جنگ و هیجا # 8 یکی جانیم در اجسام مفرق %~% اگر خردیم اگر پیریم و برنا # 9 چراغک‌هاست کآتش را جدا کرد %~% یکی اصلست ایشان را و منش # 10 یکی طبع و یکی رنگ و یکی خوی %~% که سرهاشان نباشد غیر پاها # 11 در این تقریر برهان‌هاست در دل %~% به سر با تو بگویم یا به اخفا # 12 غلط خود تو بگویی با تو آن را %~% چه تو بر توست بنگر این تماشا ~~PageV1P0109 ### || [genre: Gh] # 1 تو بشکن چنگ ما را ای معلا %~% هزاران چنگ دیگر هست این جا # 2 چو ما در چنگ عشق اندرفتادیم %~% چه کم آید بر ما چنگ و سرنا # 3 رباب و چنگ عالم گر بسوزد %~% بسی چنگی پنهانیست یارا # 4 ترنگ و تنتنش رفته به گردون %~% اگر چه ناید آن در گوش صما # 5 چراغ و شمع عالم گر بمیرد %~% چو غم چون سنگ و آهن هست برجا # 6 به روی بحر خاشاکست اغانی %~% نیاید گوهری بر روی دریا # 7 ولیکن لطف خاشاک از گهر دان %~% که عکس عکس برق اوست بر ما # 8 اغانی جمله فرع شوق وصلیست %~% برابر نیست فرع و اصل اصلا # 9 دهان بربند و بگشا روزن دل %~% از آن ره باش با ارواح گویا PageV1P0110 ### || [genre: Gh] # 1 برای تو فدا کردیم جان‌ها %~% کشیده بهر تو زخم زبان‌ها # 2 شنیده طعنه‌های همچو آتش %~% رسیده تیر کاری زان کمان‌ها # 3 اگر دل را برون آریم پیشت %~% ببخشایی بر آن پرخون نشان‌ها # 4 اگر دشمن تو را از من بدی گفت %~% مها دشمن چه گوید جز چنان‌ها # 5 بیا ای آفتاب جمله خوبان %~% که در لطف تو خندد لعل کان‌ها # 6 که بی‌تو سود ما جمله زیانست %~% که گردد سود با بودت زیان‌ها # 7 گمان او بسستش زهر ms0074 قاتل %~% که در قند تو دارد بدگمان‌ها PageV1P0111 ### || [genre: Gh] # 1 ز روی تست عید آثار ما را %~% بیا ای عید و عیدی آر ما را # 2 تو جان عید و از روی تو جانا %~% هزاران عید در اسرار ما را # 3 چو ما در نیستی سر درکشیدیم %~% نگیرد غصه دستار ما را # 4 چو ما بر خویشتن اغیار گشتیم %~% نباشد غصه اغیار ما را # 5 شما را اطلس و شعر خیالی %~% خیال خوب آن دلدار ما را # 6 کتاب مکر و عیاری شما را %~% عتاب دلبر عیار ما را # 7 شما را عید در سالی دو بارست %~% دو صد عیدست هر دم کار ما را # 8 شما را سیم و زر بادا فراوان %~% جمال خالق جبار ما را # 9 شما را اسب تازی باد بی‌حد %~% براق احمد مختار ما را # 10 اگر عالم همه عیدست و عشرت %~% برو عالم شما را یار ما را # 11 بیا ای عید اکبر شمس تبریز %~% به دست این و آن مگذار ما را # 12 چو خاموشانه عشقت قوی شد %~% سخن کوتاه شد این بار ما را PageV1P0112 ### || [genre: Gh] # 1 ای مطرب دل برای یاری را %~% در پرده زیر گوی زاری را # 2 رو در چمن و به روی گل بنگر %~% همدم شو بلبل بهاری را # 3 دانی چه حیات‌ها و مستی‌هاست %~% در مجلس عشق جان سپاری را # 4 چون دولت بی‌شمار را دیدی %~% بسپار بدو دم شماری را # 5 ای روح شکار دلبری گشتی %~% کو زنده کند ابد شکاری را # 6 ای ساقی دل ز کار واماندم %~% وقتست بده شراب کاری را # 7 آراسته کن مرا و مجلس را %~% کراسته‌ای شرابداری را # 8 بزمیست نهان چنین حریفان را %~% جا نیست دگر شرابخواری را PageV1P0113 ### || [genre: Gh] # 1 اندر دل ما تویی نگارا %~% غیر تو کلوخ و سنگ خارا # 2 هر عاشق شاهدی گزیدست %~% ما جز تو ندیده‌ایم یارا # 3 گر غیر تو ماه باشد ای ms0075 جان %~% بر غیر تو نیست رشک ما را # 4 ای خلق حدیث او مگویید %~% باقی همه شاهدان شما را # 5 بر نقش فنا چه عشق بازد %~% آن کس که بدید کبریا را # 6 بر غیر خدا حسد نیارد %~% آن کس که گمان برد خدا را # 7 گر رشک و حسد بری برو بر %~% کین رشک بدست انبیا را # 8 چون رفت بر آسمان چارم %~% عیسی چه کند کلیسیا را # 9 بوبکر و عمر به جان گزیدند %~% عثمان و علی مرتضا را # 10 شمس تبریز جو روان کن %~% گردان کن سنگ آسیا را PageV1P0114 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان و قوام جمله جان‌ها %~% پر بخش و روان کن روان‌ها # 2 با تو ز زیان چه باک داریم %~% ای سودکن همه زیان‌ها # 3 فریاد ز تیرهای غمزه %~% وز ابروهای چون کمان‌ها # 4 در لعل بتان شکر نهادی %~% بگشاده به طمع آن دهان‌ها # 5 ای داده به دست ما کلیدی %~% بگشاده بدان در جهان‌ها # 6 گر زانک نه در میان مایی %~% برجسته چراست این میان‌ها # 7 ور نیست شراب بی‌نشانیت %~% پس شاهد چیست این نشان‌ها # 8 ور تو ز گمان ما برونی %~% پس زنده ز کیست این گمان‌ها # 9 ور تو ز جهان ما نهانی %~% پیدا ز کی می‌شود نهان‌ها # 10 بگذار فسانه‌های دنیا %~% بیزار شدیم ما از آن‌ها # 11 جانی که فتاد در شکرریز %~% کی گنجد در دلش چنان‌ها # 12 آن کو قدم تو را زمین شد %~% کی یاد کند ز آسمان‌ها # 13 بربند زبان ما به عصمت %~% ما را مفکن در این زبان‌ها PageV1P0115 ### || [genre: Gh] # 1 ای سخت گرفته جادوی را %~% شیری بنموده آهوی را # 2 از سحر تو احولست دیده %~% در دیده نهاده‌ای دوی را # 3 بنموده‌ای از ترنج آلو %~% کی یافت ترنج آلوی را # 4 سحر تو نمود بره را گرگ %~% بنموده ز گندمی جوی را # 5 منشور بقا نموده سحرت %~% طومار خیال منطوی را # 6 پر باد هدایتست ریشش ms0076 %~% از سحر تو جاهل غوی را # 7 سوفسطاییم کرد سحرت %~% ای ترک نموده هندوی را # 8 چون پشه نموده وقت پیکار %~% پیلان تهمتن قوی را # 9 تا جنگ کنند و راست آرند %~% تقدیر و قضای مستوی را # 10 سوفسطایی مشو خمش کن %~% بگشای زبان معنوی را PageV1P0116 ### || [genre: Gh] # 1 از دور بدیده شمس دین را %~% فخر تبریز و رشک چین را # 2 آن چشم و چراغ آسمان را %~% آن زنده کننده زمین را # 3 ای گشته چنان و آن چنانتر %~% هر جان که بدیده او چنین را # 4 گفتا که که را کشم به زاری %~% گفتمش که بنده کمین را # 5 این گفتن بود و ناگهانی %~% از غیب گشاد او کمین را # 6 آتش درزد به هست بنده %~% وز بیخ بکند کبر و کین را # 7 بی دل سیهی لاله زان می %~% سرمست بکرد یاسمین را # 8 در دامن اوست عین مقصود %~% بر ما بفشاند آستین را # 9 شاهی که چو رخ نمود مه را %~% بر اسب فلک نهاد زین را # 10 بنشین کژ و راست گو که نبود %~% همتا شه روح راستین را # 11 والله که از او خبر نباشد %~% جبریل مقدس امین را # 12 حالی چه زند به قال آورد %~% او چرخ بلند هفتمین را # 13 چون چشم دگر در او گشادیم %~% یک جو نخریم ما یقین را # 14 آوه که بکرد بازگونه %~% آن دولت وصل پوستین را # 15 ای مطرب عشق شمس دینم %~% جان تو که بازگو همین را # 16 چون می‌نرسم به دستبوسش %~% بر خاک همی‌زنم جبین را PageV1P0117 ### || [genre: Gh] # 1 بنمود وفا از این جا %~% هرگز نرویم ما از این جا # 2 این جا مدد حیات جانست %~% ذوقست دو چشم را از این جا # 3 این جاست که پا به گل فرورفت %~% چون برگیریم پا از این جا # 4 این جا به خدا که دل نهادیم %~% کس را مبر ای خدا از این جا # 5 ms0077 این جاست که مرگ ره ندارد %~% مرگست بدن جدا از این جا # 6 زین جای برآمدی چو خورشید %~% روشن کردی مرا از این جا # 7 جان خرم و شاد و تازه گردد %~% زین جا یابد بقا از این جا # 8 یک بار دگر حجاب بردار %~% یک بار دگر برآ از این جا # 9 این جاست شراب لایزالی %~% درریز تو ساقیا از این جا # 10 این چشمه آب زندگانیست %~% مشکی پر کن سقا از این جا # 11 این جا پر و بال یافت دل‌ها %~% بگرفت خرد هوا از این جا PageV1P0118 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز و صبوح را بیارا %~% پرلخلخه کن کنار ما را # 2 پیش آر شراب رنگ آمیز %~% ای ساقی خوب خوب سیما # 3 از من پرسید کو چه ساقیست %~% قندست و هزار رطل حلوا # 4 آن ساغر پرعقار برریز %~% بر وسوسه محال پیما # 5 آن می که چو صعوه زو بنوشد %~% آهنگ کند به صید عنقا # 6 زان پیش که دررسد گرانی %~% برجه سبک و میان ما آ # 7 می‌گرد و چو ماه نور می‌ده %~% حمرا می ده بدان حمیرا # 8 ما را همه مست و کف زنان کن %~% وان گاه نظاره کن تماشا # 9 در گردش و شیوه‌های مستان %~% در عربده‌های در علالا # 10 در گردن این فکنده آن دست %~% کان شاه من و حبیب و مولا # 11 او نیز ببرده روی چون گل %~% می‌بوسد یار را کف پا # 12 این کیسه گشاده از سخاوت %~% که خرج کنید بی‌محابا # 13 دستار و قبا فکنده آن نیز %~% کاین را به گرو نهید فردا # 14 صد مادر و صد پدر ندارد %~% آن مهر که می‌بجوشد آن جا # 15 این می آمد اصول خویشی %~% کز سکر چنین شدند اعدا # 16 آن عربده در شراب دنیاست %~% در بزم خدا نباشد آن‌ها # 17 نی شورش و نی قیست و نی جنگ %~% ساقیست و شراب مجلس آرا # 18 خاموش که ز سکر نفس کافر ms0078 %~% می‌گوید لا اله الا PageV1P0119 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند تو پس روی به پیش آ %~% در کفر مرو به سوی کیش آ # 2 در نیش تو نوش بین به نیش آ %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 3 هر چند به صورت از زمینی %~% پس رشته گوهر یقینی # 4 بر مخزن نور حق امینی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 5 خود را چو به بیخودی ببستی %~% می‌دانک تو از خودی برستی # 6 وز بند هزار دام جستی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 7 از پشت خلیفه‌ای بزادی %~% چشمی به جهان دون گشادی # 8 آوه که بدین قدر تو شادی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 9 هر چند طلسم این جهانی %~% در باطن خویشتن تو کانی # 10 بگشای دو دیده نهانی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 11 چون زاده پرتو جلالی %~% وز طالع سعد نیک فالی # 12 از هر عدمی تو چند نالی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 13 لعلی به میان سنگ خارا %~% تا چند غلط دهی تو ما را # 14 در چشم تو ظاهرست یارا %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 15 چون از بر یار سرکش آیی %~% سرمست و لطیف و دلکش آیی # 16 با چشم خوش و پرآتش آیی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ # 17 در پیش تو داشت جام باقی %~% شمس تبریز شاه و ساقی # 18 سبحان الله زهی رواقی %~% آخر تو به اصل اصل خویش آ PageV1P0120 ### || [genre: Gh] # 1 چون خانه روی ز خانه ما %~% با آتش و با زبانه ما # 2 با رستم زال تا نگویی %~% از رخش و ز تازیانه ما # 3 زیرا جز صادقان ندانند %~% مکر و دغل و بهانه ما # 4 اندر دل هیچ کس نگنجیم %~% چون در سر اوست شانه ما # 5 هر جا پر تیر او ببینی %~% آن جاست یقین نشانه ما # 6 از عشق ms0079 بگو که عشق دامست %~% زنهار مگو ز دانه ما # 7 با خاطر خویش تا نگویی %~% ای محرم دل فسانه ما # 8 گر تو به چنینه‌ای بگویی %~% والله که تویی چنانه ما # 9 اندر تبریز بد فلانی %~% اقبال دل فلانه ما PageV1P0121 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم رخ خوب گلشنی را %~% آن چشم و چراغ روشنی را # 2 آن قبله و سجده گاه جان را %~% آن عشرت و جای ایمنی را # 3 دل گفت که جان سپارم آن جا %~% بگذارم هستی و منی را # 4 جان هم به سماع اندرآمد %~% آغاز نهاد کف زنی را # 5 عقل آمد و گفت من چه گویم %~% این بخت و سعادت سنی را # 6 این بوی گلی که کرد چون سرو %~% هر پشت دوتای منحنی را # 7 در عشق بدل شود همه چیز %~% ترکی سازند ارمنی را # 8 ای جان تو به جان جان رسیدی %~% وی تن بگذاشتی تنی را # 9 یاقوت زکات دوست ما راست %~% درویش خورد زر غنی را # 10 آن مریم دردمند یابد %~% تازه رطب تر جنی را # 11 تا دیده غیر برنیفتد %~% منمای به خلق محسنی را # 12 ز ایمان اگرت مراد امنست %~% در عزلت جوی ایمنی را # 13 عزلت گه چیست خانه دل %~% در دل خو گیر ساکنی را # 14 در خانه دل همی‌رسانند %~% آن ساغر باقی هنی را # 15 خامش کن و فن خامشی گیر %~% بگذار تو لاف پرفنی را # 16 زیرا که دلست جای ایمان %~% در دل می‌دارمؤمنی را PageV1P0122 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم شه خوب خوش لقا را %~% آن چشم و چراغ سینه‌ها را # 2 آن مونس و غمگسار دل را %~% آن جان و جهان جان فزا را # 3 آن کس که خرد دهد خرد را %~% آن کس که صفا دهد صفا را # 4 آن سجده گه مه و فلک را %~% آن قبله جان اولیا را # 5 هر پاره من جدا همی‌گفت %~% کای شکر و سپاس مر خدا را # 6 ms0080 موسی چو بدید ناگهانی %~% از سوی درخت آن ضیا را # 7 گفتا که ز جست و جوی رستم %~% چون یافتم این چنین عطا را # 8 گفت ای موسی سفر رها کن %~% وز دست بیفکن آن عصا را # 9 آن دم موسی ز دل برون کرد %~% همسایه و خویش و آشنا را # 10 اخلع نعلیک این بود این %~% کز هر دو جهان ببر ولا را # 11 در خانه دل جز او نگنجد %~% دل داند رشک انبیا را # 12 گفت ای موسی به کف چه داری %~% گفتا که عصاست راه ما را # 13 گفتا که عصا ز کف بیفکن %~% بنگر تو عجایب سما را # 14 افکند و عصاش اژدها شد %~% بگریخت چو دید اژدها را # 15 گفتا که بگیر تا منش باز %~% چوبی سازم پی شما را # 16 سازم ز عدوت دست یاری %~% سازم دشمنت متکا را # 17 تا از جز فضل من ندانی %~% یاران لطیف باوفا را # 18 دست و پایت چو مار گردد %~% چون درد دهیم دست و پا را # 19 ای دست مگیر غیر ما را %~% ای پا مطلب جز انتها را # 20 مگریز ز رنج ما که هر جا %~% رنجیست رهی بود دوا را # 21 نگریخت کسی ز رنج الا %~% آمد بترش پی جزا را # 22 از دانه گریز بیم آن جاست %~% بگذار به عقل بیم جا را # 23 شمس تبریز لطف فرمود %~% چون رفت ببرد لطف‌ها را PageV1P0123 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی تو شراب لامکان را %~% آن نام و نشان بی‌نشان را # 2 بفزا که فزایش روانی %~% سرمست و روانه کن روان را # 3 یک بار دگر بیا درآموز %~% ساقی گشتن تو ساقیان را # 4 چون چشمه بجوش از دل سنگ %~% بشکن تو سبوی جسم و جان را # 5 عشرت ده عاشقان می را %~% حسرت ده طالبان نان را # 6 نان معماریست حبس تن را %~% می بارانیست باغ جان را # 7 بستم سر سفره زمین را %~% بگشا سر ms0081 خم آسمان را # 8 بربند دو چشم عیب بین را %~% بگشای دو چشم غیب دان را # 9 تا مسجد و بتکده نماند %~% تا نشناسیم این و آن را # 10 خاموش که آن جهان خاموش %~% در بانگ درآرد این جهان را PageV1P0124 ### || [genre: Gh] # 1 گفتی که گزیده‌ای تو بر ما %~% هرگز نبدست این مفرما # 2 حاجت بنگر مگیر حجت %~% بر نقد بزن مگو که فردا # 3 بگذار مرا که خوش بخسپم %~% در سایه‌ات ای درخت خرما # 4 ای عشق تو در دلم سرشته %~% چون قند و شکر درون حلوا # 5 وی صورت تو درون چشمم %~% مانند گهر میان دریا # 6 داری سر ما سری بجنبان %~% تو نیز بگو زهی تماشا # 7 آن وعده که کرده‌ای مرا دوش %~% کو زهره که تا کنم تقاضا # 8 گر دست نمی‌رسد به خورشید %~% از دور همی‌کنم تمنا # 9 خورشید و هزار همچو خورشید %~% در حسرت تست ای معلا PageV1P0125 ### || [genre: Gh] # 1 گستاخ مکن تو ناکسان را %~% در چشم میار این خسان را # 2 درزی دزدی چو یافت فرصت %~% کم آرد جامه رسان را # 3 ایشان را دار حلقه بر در %~% هم نیز نیند لایق آن را # 4 پیشت به فسون و سخره آیند %~% از طمع مپوش این عیان را # 5 ایشان چو ز خویش پرغمانند %~% چون دور کنند ز تو غمان را # 6 جز خلوت عشق نیست درمان %~% رنج باریک اندهان را # 7 یا دیدن دوست یا هوایش %~% دیگر چه کند کسی جهان را # 8 تا دیدن دوست در خیالش %~% می‌دار تو در سجود جان را # 9 پیشش چو چراغپایه می‌ایست %~% چون فرصت‌هاست مر مهان را # 10 وامانده از این زمانه باشی %~% کی بینی اصل این زمان را # 11 چون گشت گذار از مکان چشم %~% زو بیند جان آن مکان را # 12 جان خوردی تن چو قازغانی %~% بر آتش نه تو قازغان را # 13 تا جوش ببینی ز اندرونت %~% زان پس نخری تو داستان را ms0082 # 14 نظاره نقد حال خویشی %~% نظاره درونست راستان را # 15 این حال بدایت طریقست %~% با گم شدگان دهم نشان را # 16 چون صد منزل از این گذشتند %~% این چون گویم مران کسان را # 17 مقصود از این بگو و رستی %~% یعنی که چراغ آسمان را # 18 مخدومم شمس حق و دین را %~% کوهست پناه انس و جان را # 19 تبریز از او چو آسمان شد %~% دل گم مکناد نردبان را PageV1P0126 ### || [genre: Gh] # 1 کو مطرب عشق چست دانا %~% کز عشق زند نه از تقاضا # 2 مردم به امید و این ندیدم %~% در گور شدم بدین تمنا # 3 ای یار عزیز اگر تو دیدی %~% طوبی لک یا حبیب طوبی # 4 ور پنهانست او خضروار %~% تنها به کناره‌های دریا # 5 ای باد سلام ما بدو بر %~% کاندر دل ما از اوست غوغا # 6 دانم که سلام‌های سوزان %~% آرد به حبیب عاشقان را # 7 عشقیست دوار چرخ نه از آب %~% عشقیست مسیر ماه نه از پا # 8 در ذکر به گردش اندرآید %~% با آب دو دیده چرخ جان‌ها # 9 ذکرست کمند وصل محبوب %~% خاموش که جوش کرد سودا PageV1P0127 ### || [genre: Gh] # 1 ما را سفری فتاد بی‌ما %~% آن جا دل ما گشاد بی‌ما # 2 آن مه که ز ما نهان همی‌شد %~% رخ بر رخ ما نهاد بی‌ما # 3 چون در غم دوست جان بدادیم %~% ما را غم او بزاد بی‌ما # 4 ماییم همیشه مست بی‌می %~% ماییم همیشه شاد بی‌ما # 5 ما را مکنید یاد هرگز %~% ما خود هستیم یاد بی‌ما # 6 بی ما شده‌ایم شاد گوییم %~% ای ما که همیشه باد بی‌ما # 7 درها همه بسته بود بر ما %~% بگشود چو راه داد بی‌ما # 8 با ما دل کیقباد بنده‌ست %~% بنده‌ست چو کیقباد بی‌ما # 9 ماییم ز نیک و بد رهیده %~% از طاعت و از فساد بی‌ما PageV1P0128 ### || [genre: Gh] # 1 مشکن دل مرد مشتری را %~% بگذار ره ستمگری را # 2 رحم آر مها که ms0083 در شریعت %~% قربان نکنند لاغری را # 3 مخمور توام به دست من ده %~% آن جام شراب گوهری را # 4 پندی بده و به صلح آور %~% آن چشم خمار عبهری را # 5 فرمای به هندوان جادو %~% کز حد نبرند ساحری را # 6 در شش دره‌ای فتاد عاشق %~% بشکن در حبس شش دری را # 7 یک لحظه معزمانه پیش آ %~% جمع آور حلقه پری را # 8 سر می نهد این خمار از بن %~% هر لحظه شراب آن سری را # 9 صد جا چو قلم میان ببسته %~% تنگ شکر معسکری را # 10 ای عشق برادرانه پیش آ %~% بگذار سلام سرسری را # 11 ای ساقی روح از در حق %~% مگذار حق برادری را # 12 ای نوح زمانه هین روان کن %~% این کشتی طبع لنگری را # 13 ای نایب مصطفی بگردان %~% آن ساغر زفت کوثری را # 14 پیغام ز نفخ صور داری %~% بگشای لب پیمبری را # 15 ای سرخ صباغت علمدار %~% بگشا پر و بال جعفری را # 16 پرلاله کن و پر از گل سرخ %~% این صحن رخ مزعفری را # 17 اسپید نمی‌کنم دگر من %~% درریز رحیق احمری را PageV1P0129 ### || [genre: Gh] # 1 بیدار کنید مستیان را %~% از بهر نبیذ همچو جان را # 2 ای ساقی باده بقایی %~% از خم قدیم گیر آن را # 3 بر راه گلو گذر ندارد %~% لیکن بگشاید او زبان را # 4 جان را تو چو مشک ساز ساقی %~% آن جان شریف غیب دان را # 5 پس جانب آن صبوحیان کش %~% آن مشک سبک دل گران را # 6 وز ساغرهای چشم مستت %~% درده تو فلان بن فلان را # 7 از دیده به دیده باده‌ای ده %~% تا خود نشود خبر دهان را # 8 زیرا ساقی چنان گذارد %~% اندر مجلس می نهان را # 9 بشتاب که چشم ذره ذره %~% جویا گشتست آن عیان را # 10 آن نافه مشک را به دست آر %~% بشکاف تو ناف آسمان را # 11 زیرا غلبات بوی آن مشک %~% صبری ms0084 بنهشت یوسفان را # 12 چون نامه رسید سجده‌ای کن %~% شمس تبریز درفشان را PageV1P0130 ### || [genre: Gh] # 1 من چو موسی در زمان آتش شوق و لقا %~% سوی کوه طور رفتم حبذا لی حبذا # 2 دیدم آن جا پادشاهی خسروی جان پروری %~% دلربایی جان فزایی بس لطیف و ~~خوش لقا # 3 کوه طور و دشت و صحرا از فروغ نور او %~% چون بهشت جاودانی گشته از فر ~~و ضیا # 4 ساقیان سیمبر را جام زرین‌ها به کف %~% رویشان چون ماه تابان پیش آن ~~سلطان ما # 5 روی‌های زعفران را از جمالش تاب‌ها %~% چشم‌های محرمان را از غبارش ~~توتیا # 6 از نوای عشق او آن جا زمین در جوش بود %~% وز هوای وصل او در چرخ دایم ~~شد سما # 7 در فنا چون بنگرید آن شاه شاهان یک نظر %~% پای همت را فنا بنهاد بر ~~فرق بقا # 8 مطرب آن جا پرده‌ها بر هم زند خود نور او %~% کی گذارد در دو عالم ~~پرده‌ای را در هوا # 9 جمع گشته سایه الطاف با خورشید فضل %~% جمع اضداد از کمال عشق او گشته ~~روا # 10 چون نقاب از روی او باد صبا اندرربود %~% محو گشت آن جا خیال جمله شان ~~و شد هبا # 11 لیک اندر محو هستیشان یکی صد گشته بود %~% هست محو و محو هست آن جا ~~بدید آمد مرا # 12 تا بدیدم از ورای آن جهان جان صفت %~% ذره‌ها اندر هوایش از وفا و از ~~صفا # 13 بس خجل گشتم ز رویش آن زمان تا لاجرم %~% هر زمان زنار می‌ببریدم از ~~جور و جفا # 14 گفتم ای مه توبه کردم توبه‌ها را رد مکن %~% گفت بس راهست پیشت تا ~~ببینی توبه را # 15 صادق آمد گفت او وز ماه دور افتاده‌ام %~% چون حجاج گمشده اندر مغیلان ~~فنا # 16 نور آن مه چون سهیل و شهر تبریز آن یمن %~% این یکی رمزی بود از شاه ~~ما صدرالعلا PageV1P0131 ### || [genre: Gh] # 1 در میان ms0085 پرده خون عشق را گلزارها %~% عاشقان را با جمال عشق بی‌چون ~~کارها # 2 عقل گوید شش جهت حدست و بیرون راه نیست %~% عشق گوید راه هست و رفته‌ام ~~من بارها # 3 عقل بازاری بدید و تاجری آغاز کرد %~% عشق دیده زان سوی بازار او ~~بازارها # 4 ای بسا منصور پنهان ز اعتماد جان عشق %~% ترک منبرها بگفته برشده بر ~~دارها # 5 عاشقان دردکش را در درونه ذوق‌ها %~% عاقلان تیره دل را در درون ~~انکارها # 6 عقل گوید پا منه کاندر فنا جز خار نیست %~% عشق گوید عقل را کاندر توست ~~آن خارها # 7 هین خمش کن خار هستی را ز پای دل بکن %~% تا ببینی در درون خویشتن ~~گلزارها # 8 شمس تبریزی تویی خورشید اندر ابر حرف %~% چون برآمد آفتابت محو شد ~~گفتارها PageV1P0132 ### || [genre: Gh] # 1 غمزه عشقت بدان آرد یکی محتاج را %~% کو به یک جو برنسنجد هیچ صاحب تاج ~~را # 2 اطلس و دیباج بافد عاشق از خون جگر %~% تا کشد در پای معشوق اطلس و ~~دیباج را # 3 در دل عاشق کجا یابی غم هر دو جهان %~% پیش مکی قدر کی باشد امیر حاج ~~را # 4 عشق معراجیست سوی بام سلطان جمال %~% از رخ عاشق فروخوان قصه معراج را # 5 زندگی ز آویختن دارد چو میوه از درخت %~% زان همی‌بینی درآویزان دو صد ~~حلاج را # 6 گر نه علم حال فوق قال بودی کی بدی %~% بنده احبار بخارا خواجه نساج را # 7 بلمه ای‌هان تا نگیری ریش کوسه در نبرد %~% هندوی ترکی میاموز آن ملک ~~تمغاج را # 8 همچو فرزین کژروست و رخ سیه بر نطع شاه %~% آنک تلقین می‌کند شطرنج مر ~~لجلاج را # 9 ای که میرخوان به غراقان روحانی شدی %~% بر چنین خوانی چه چینی خرده ~~تتماج را # 10 عاشق آشفته از آن گوید که اندر شهر دل %~% عشق دایم می‌کند این غارت و ~~تاراج را # 11 بس کن ایرا بلبل عشقش نواها می‌زند %~% پیش ms0086 بلبل چه محل باشد دم دراج ~~را PageV1P0133 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا در نوش آور شیره عنقود را %~% در صبوح آور سبک مستان خواب آلود ~~را # 2 یک به یک در آب افکن جمله تر و خشک را %~% اندر آتش امتحان کن چوب را و ~~عود را # 3 سوی شورستان روان کن شاخی از آب حیات %~% چون گل نسرین بخندان خار غم ~~فرسود را # 4 بلبلان را مست گردان مطربان را شیرگیر %~% تا که درسازند با هم نغمه ~~داوود را # 5 بادپیما بادپیمایان خود را آب ده %~% کوری آن حرص افزون جوی کم پیمود ~~را # 6 هم بزن بر صافیان آن درد دردانگیز را %~% هم بخور با صوفیان پالوده ~~بی‌دود را # 7 می میاور زان بیاور که می از وی جوش کرد %~% آنک جوشش در وجود آورد هر ~~موجود را # 8 زان میی کاندر جبل انداخت صد رقص الجمل %~% زان میی کو روشنی بخشد دل ~~مردود را # 9 هر صباحی عید داریم از تو خاصه این صبوح %~% کز کرم بر می فشانی باده ~~موعود را # 10 برفشان چندانک ما افشانده گردیم از وجود %~% تا که هر قاصد بیابد در ~~فنا مقصود را # 11 همچو آبی دیده در خود آفتاب و ماه را %~% چون ایازی دیده در خود هستی ~~محمود را # 12 شمس تبریزی برآر از چاه مغرب مشرقی %~% همچو صبحی کو برآرد خنجر مغمود ~~را PageV1P0134 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا گردان کن آخر آن شراب صاف را %~% محو کن هست و عدم را بردران این ~~لاف را # 2 آن میی کز قوت و لطف و رواقی و طرب %~% برکند از بیخ هستی چو کوه قاف ~~را # 3 در دماغ اندرببافد خمر صافی تا دماغ %~% در زمان بیرون کند جولاه هستی ~~باف را # 4 آن میی کز ظلم و جور و کافری‌های خوشش %~% شرم آید عدل و داد و دین ~~باانصاف را # 5 عقل و تدبیر و صفات تست چون استارگان %~% زان می ms0087 خورشیدوش تو محو کن ~~اوصاف را # 6 جام جان پر کن از آن می بنگر اندر لطف او %~% تا گشاید چشم جانت بیند ~~آن الطاف را # 7 تن چو کفشی جان حیوانی در او چون کفشگر %~% رازدار شاه کی خوانند هر ~~اسکاف را # 8 روح ناری از کجا دارد ز نور می خبر %~% آتش غیرت کجا باشد دل خزاف را # 9 سیف حق گشتست شمس الدین ما در دست حق %~% آفرین آن سیف را و مرحبا سیاف ~~را # 10 اسب حاجت‌های مشتاقان بدو اندررساد %~% ای خدا ضایع مکن این سیر و این ~~الحاف را # 11 شهر تبریزست آنک از شوق او مستی بود %~% گر خبر گردد ز سر سر او اسلاف ~~را PageV1P0135 ### || [genre: Gh] # 1 پرده دیگر مزن جز پرده دلدار ما %~% آن هزاران یوسف شیرین شیرین کار ما # 2 یوسفان را مست کرد و پرده‌هاشان بردرید %~% غمزه خونی مست آن شه خمار ~~ما # 3 جان ما همچون سگان کوی او خون خوار شد %~% آفرین‌ها صد هزاران بر سگ ~~خون خوار ما # 4 در نوای عشق آن صد نوبهار سرمدی %~% صد هزاران بلبلان اندر گل و گلزار ~~ما # 5 دل چو زناری ز عشق آن مسیح عهد بست %~% لاجرم غیرت برد ایمان بر این ~~زنار ما # 6 آفتابی نی ز شرق و نی ز غرب از جان بتافت %~% ذره وار آمد به رقص از وی ~~در و دیوار ما # 7 چون مثال ذره‌ایم اندر پی آن آفتاب %~% رقص باشد همچو ذره روز و شب ~~کردار ما # 8 عاشقان عشق را بسیار یاری‌ها دهیم %~% چونک شمس الدین تبریزی کنون شد ~~یار ما PageV1P0136 ### || [genre: Gh] # 1 با چنین شمشیر دولت تو زبون مانی چرا %~% گوهری باشی و از سنگی فرومانی ~~چرا # 2 می‌کشد هر کرکسی اجزات را هر جانبی %~% چون نه مرداری تو بلک باز ~~جانانی چرا # 3 دیده‌ات را چون نظر از دیده باقی رسید %~% دیده‌ات شرمین شود از دیده ~~فانی ms0088 چرا # 4 آن که او را کس به نسیه و نقد نستاند به خاک %~% این چنین بیشی کند بر ~~نقده کانی چرا # 5 آن سیه جانی که کفر از جان تلخش ننگ داشت %~% زهر ریزد بر تو و تو شهد ~~ایمانی چرا # 6 تو چنین لرزان او باشی و او سایه توست %~% آخر او نقشیست جسمانی و تو ~~جانی چرا # 7 او همه عیب تو گیرد تا بپوشد عیب خود %~% تو بر او از غیب جان ریزی و ~~می‌دانی چرا # 8 چون در او هستی به بینی گویی آن من نیستم %~% دعوی او چون نبینی گوییش ~~آنی چرا # 9 خشم یاران فرع باشد اصلشان عشق نوست %~% از برای خشم فرعی اصل را رانی ~~چرا # 10 شه به حق چون شمس تبریزیست ثانی نیستش %~% ناحقی را اصل گویی شاه را ~~ثانی چرا PageV1P0137 ### || [genre: Gh] # 1 سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما %~% در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما # 2 شاخه‌های باغ شادی کان قوی تازه‌ست و تر %~% خشک بادا بی‌شما و تر ~~مبادا بی‌شما # 3 این همای دل که خو کردست در سایه شما %~% جز میان شعله آذر مبادا ~~بی‌شما # 4 دیدمش بیمار جان را گفتمش چونی خوشی %~% هین بگو چون نیست میوه برمبادا ~~بی‌شما # 5 روز من تابید جان و در خیالش بنگرید %~% گفت رنج صعب من خوشتر مبادا ~~بی‌شما # 6 چون شما و جمله خلقان نقش‌های آزرند %~% نقش‌های آزر و آزر مبادا ~~بی‌شما # 7 جرعه جرعه مر جگر را جام آتش می‌دهیم %~% کاین جگر را شربت کوثر مبادا ~~بی‌شما # 8 صد هزاران جان فدا شد از پی باده الست %~% عقل گوید کان می‌ام در سر ~~مبادا بی‌شما # 9 هر دو ده یعنی دو کون از بوی تو رونق گرفت %~% در دو ده این چاکرت مهتر ~~مبادا بی‌شما # 10 چشم را صد پر ز نور از بهر دیدار توست %~% ای که هر دو چشم را یک پر ~~مبادا بی‌شما ms0089 # 11 بی شما هر موی ما گر سنجر و خسرو شوند %~% خسرو شاهنشه و سنجر مبادا ~~بی‌شما # 12 تا فراق شمس تبریزی همی خنجر کشد %~% دست‌های گل بجز خنجر مبادا ~~بی‌شما PageV1P0138 ### || [genre: Gh] # 1 رنج تن دور از تو ای تو راحت جان‌های ما %~% چشم بد دور از تو ای تو ~~دیده بینای ما # 2 صحت تو صحت جان و جهانست ای قمر %~% صحت جسم تو بادا ای قمرسیمای ما # 3 عافیت بادا تنت را ای تن تو جان صفت %~% کم مبادا سایه لطف تو از بالای ~~ما # 4 گلشن رخسار تو سرسبز بادا تا ابد %~% کان چراگاه دلست و سبزه و صحرای ~~ما # 5 رنج تو بر جان ما بادا مبادا بر تنت %~% تا بود آن رنج همچون عقل جان ~~آرای ما PageV1P0139 ### || [genre: Gh] # 1 درد ما را در جهان درمان مبادا بی‌شما %~% مرگ بادا بی‌شما و جان مبادا ~~بی‌شما # 2 سینه‌های عاشقان جز از شما روشن مباد %~% گلبن جان‌های ما خندان مبادا ~~بی‌شما # 3 بشنو از ایمان که می‌گوید به آواز بلند %~% با دو زلف کافرت کایمان ~~مبادا بی‌شما # 4 عقل سلطان نهان و آسمان چون چتر او %~% تاج و تخت و چتر این سلطان ~~مبادا بی‌شما # 5 عشق را دیدم میان عاشقان ساقی شده %~% جان ما را دیدن ایشان مبادا ~~بی‌شما # 6 جان‌های مرده را ای چون دم عیسی شما %~% ملک مصر و یوسف کنعان مبادا ~~بی‌شما # 7 چون به نقد عشق شمس الدین تبریزی خوشم %~% رخ چو زر کردم بگفتم کان ~~مبادا بی‌شما PageV1P0140 ### || [genre: Gh] # 1 جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا %~% آسمان با جملگان جسمست و با ~~تو جان چرا # 2 چون تو آیی جزو جزوم جمله دستک می‌زنند %~% چون تو رفتی جمله افتادند ~~در افغان چرا # 3 با خیالت جزو جزوم می‌شود خندان لبی %~% می‌شود با دشمن تو مو به مو ~~دندان چرا # 4 بی خط و بی‌خال تو این عقل امی ms0090 می‌بود %~% چون ببیند آن خطت را می‌شود ~~خط خوان چرا # 5 تن همی‌گوید به جان پرهیز کن از عشق او %~% جانش می‌گوید حذر از چشمه ~~حیوان چرا # 6 روی تو پیغامبر خوبی و حسن ایزدست %~% جان به تو ایمان نیارد با چنین ~~برهان چرا # 7 کو یکی برهان که آن از روی تو روشنترست %~% کف نبرد کفرها زین یوسف ~~کنعان چرا # 8 هر کجا تخمی بکاری آن بروید عاقبت %~% برنروید هیچ از شه دانه احسان ~~چرا # 9 هر کجا ویران بود آن جا امید گنج هست %~% گنج حق را می‌نجویی در دل ~~ویران چرا # 10 بی ترازو هیچ بازاری ندیدم در جهان %~% جمله موزونند عالم نبودش میزان ~~چرا # 11 گیرم این خربندگان خود بار سرگین می‌کشند %~% این سواران باز می‌مانند ~~از میدان چرا # 12 هر ترانه اولی دارد دلا و آخری %~% بس کن آخر این ترانه نیستش پایان ~~چرا PageV1P0141 ### || [genre: Gh] # 1 دولتی همسایه شد همسایگان را الصلا %~% زین سپس باخود نماند بوالعلی و ~~بوالعلا # 2 عاقبت از مشرق جان تیغ زد چون آفتاب %~% آن که جان می‌جست او را در خلا ~~و در م # 3 آن ز دور آتش نماید چون روی نوری بود %~% همچنان که آتش موسی برای ~~ابتلا # 4 الصلا پروانه جانان قصد آن آتش کنید %~% چون بلی گفتید اول درروید اندر ~~بلا # 5 چون سمندر در میان آتشش باشد مقام %~% هر که دارد در دل و جان این چنین ~~شوق و ولا PageV1P0142 ### || [genre: Gh] # 1 دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را %~% گفتمش خدمت رسان از من تو آن ~~مه پاره را # 2 سجده کردم گفتم این سجده بدان خورشید بر %~% کو به تابش زر کند مر ~~سنگ‌های خاره را # 3 سینه خود باز کردم زخم‌ها بنمودمش %~% گفتمش از من خبر ده دلبر خون ~~خواره را # 4 سو به سو گشتم که تا طفل دلم خامش شود %~% طفل خسپد چون بجنباند کسی ~~گهواره را # 5 ms0091 طفل دل را شیر ده ما را ز گردش وارهان %~% ای تو چاره کرده هر دم صد چو ~~من بیچاره را # 6 شهر وصلت بوده است آخر ز اول جای دل %~% چند داری در غریبی این دل ~~آواره را # 7 من خمش کردم ولیکن از پی دفع خمار %~% ساقی عشاق گردان نرگس خماره را ~~PageV1P0143 ### || [genre: Gh] # 1 عقل دریابد تو را یا عشق یا جان صفا %~% لوح محفوظت شناسد یا ملایک بر ~~سما # 2 جبرئیلت خواب بیند یا مسیحا یا کلیم %~% چرخ شاید جای تو یا سدره‌ها یا ~~منتها # 3 طور موسی بارها خون گشت در سودای عشق %~% کز خداوند شمس دین افتد به ~~طور اندر صدا # 4 پر در پر بافته رشک احد گرد رخش %~% جان احمد نعره زن از شوق او ~~واشوقنا # 5 غیرت و رشک خدا آتش زند اندر دو کون %~% گر سر مویی ز حسنش بی‌حجاب آید ~~به ما # 6 از ورای صد هزاران پرده حسنش تافته %~% نعره‌ها در جان فتاده مرحبا شه ~~مرحبا # 7 سجده تبریز را خم درشده سرو سهی %~% غاشیه تبریز را برداشته جان سها ~~PageV1P0144 ### || [genre: Gh] # 1 ای وصالت یک زمان بوده فراقت سال‌ها %~% ای به زودی بار کرده بر شتر ~~احمال‌ها # 2 شب شد و درچین ز هجران رخ چون آفتاب %~% درفتاده در شب تاریک بس ~~زلزال‌ها # 3 چون همی‌رفتی به سکته حیرتی حیران بدم %~% چشم باز و من خموش و می‌شد ~~آن اقبال‌ها # 4 ور نه سکته بخت بودی مر مرا خود آن زمان %~% چهره خون آلود کردی ~~بردریدی شال‌ها # 5 بر سر ره جان و صد جان در شفاعت پیش تو %~% در زمان قربان بکردی خود چه ~~باشد مال‌ها # 6 تا بگشتی در شب تاریک ز آتش نال‌ها %~% تا چو احوال قیامت دیده شد ~~اهوال‌ها # 7 تا بدیدی دل عذابی گونه گونه در فراق %~% سنگ خون گرید اگر زان بشنود ~~احوال‌ها # 8 قدها چون تیر بوده گشته در هجران ms0092 کمان %~% اشک خون آلود گشت و جمله ~~دل‌ها دال‌ها # 9 چون درستی و تمامی شاه تبریزی بدید %~% در صف نقصان نشست است از حیا ~~مثقال‌ها # 10 از برای جان پاک نورپاش مه وشت %~% ای خداوند شمس دین تا نشکنی ~~آمال‌ها # 11 از مقال گوهرین بحر بی‌پایان تو %~% لعل گشته سنگ‌ها و ملک گشته ~~حال‌ها # 12 حال‌های کاملانی کان ورای قال‌هاست %~% شرمسار از فر و تاب آن نوادر ~~قال‌ها # 13 ذره‌های خاک‌هامون گر بیابد بوی او %~% هر یکی عنقا شود تا برگشاید ~~بال‌ها # 14 بال‌ها چون برگشاید در دو عالم ننگرد %~% گرد خرگاه تو گردد واله ~~اجمال‌ها # 15 دیده نقصان ما را خاک تبریز صفا %~% کحل بادا تا بیابد زان بسی ~~اکمال‌ها # 16 چونک نورافشان کنی درگاه بخشش روح را %~% خود چه پا دارد در آن دم ~~رونق اعمال‌ها # 17 خود همان بخشش که کردی بی‌خبر اندر نهان %~% می‌کند پنهان پنهان جمله ~~افعال‌ها # 18 ناگهان بیضه شکافد مرغ معنی برپرد %~% تا هما از سایه آن مرغ گیرد ~~فال‌ها # 19 هم تو بنویس ای حسام الدین و می‌خوان مدح او %~% تا به رغم غم ببینی ~~بر سعادت خال‌ها # 20 گر چه دست افزار کارت شد ز دستت باک نیست %~% دست شمس الدین دهد مر ~~پات را خلخال‌ها PageV1P0145 ### || [genre: Gh] # 1 در صفای باده بنما ساقیا تو رنگ ما %~% محومان کن تا رهد هر دو جهان از ~~ننگ ما # 2 باد باده برگمار از لطف خود تا برپرد %~% در هوا ما را که تا خفت پذیرد ~~سنگ ما # 3 بر کمیت می تو جان را کن سوار راه عشق %~% تا چو یک گامی بود بر ما دو ~~صد فرسنگ ما # 4 وارهان این جان ما را تو به رطلی می از آنک %~% خون چکید از بینی و چشم ~~دل آونگ ما # 5 ساقیا تو تیزتر رو این نمی‌بینی که بس %~% می‌دود اندر عقب اندیشه‌های ~~لنگ ما # 6 در طرب اندیشه‌ها خرسنگ باشد جان ms0093 گداز %~% از میان راه برگیرید این ~~خرسنگ ما # 7 در نوای عشق شمس الدین تبریزی بزن %~% مطرب تبریز در پرده عشاقی چنگ ما ~~PageV1P0146 ### || [genre: Gh] # 1 آخر از هجران به وصلش دررسیدستی دلا %~% صد هزاران سر سر جان شنیدستی ~~دلا # 2 از ورای پرده‌ها تو گشته‌ای چون می از او %~% پرده خوبان مه رو را ~~دریدستی دلا # 3 از قوام قامتش در قامت تو کژ بماند %~% همچو چنگ از بهر سرو تر خمیدستی ~~دلا # 4 ز آن سوی هست و عدم چون خاص خاص خسروی %~% همچو ادبیران چه در هستی ~~خزیدستی دلا # 5 باز جانی شسته‌ای بر ساعد خسرو به ناز %~% پای بندت با ویست ار چه ~~پریدستی دلا # 6 ور نباشد پای بندت تا نپنداری که تو %~% از چنان آرام جان‌ها دررمیدستی ~~دلا # 7 بلک چون ماهی به دریا بلک چون قالب به جان %~% در هوای عشق آن شه ~~آرمیدستی دلا # 8 چون تو را او شاه از شاهان عالم برگزید %~% تو ز قرآن گزینش برگزیدستی ~~دلا # 9 چون لب اقبال دولت تو گزیدی باک نیست %~% گر ز زخم خشم دست خود گزیدستی ~~دلا # 10 پای خود بر چرخ تا ننهی تو از عزت از آنک %~% در رکاب صدر شمس الدین ~~دویدستی دلا # 11 تو ز جام خاص شاهان تا نیاشامی مدام %~% کز مدام شمس تبریزی چشیدستی ~~دلا PageV1P0147 ### || [genre: Gh] # 1 از پی شمس حق و دین دیده گریان ما %~% از پی آن آفتابست اشک چون باران ~~ما # 2 کشتی آن نوح کی بینیم هنگام وصال %~% چونک هستی‌ها نماند از پی طوفان ~~ما # 3 جسم ما پنهان شود در بحر باد اوصاف خویش %~% رو نماید کشتی آن نوح بس ~~پنهان ما # 4 بحر و هجران رو نهد در وصل و ساحل رو دهد %~% پس بروید جمله عالم لاله ~~و ریحان ما # 5 هر چه می‌بارید اکنون دیده گریان ما %~% سر آن پیدا کند صد گلشن خندان ~~ما # 6 شرق ms0094 و غرب این زمین از گلستان یک سان شود %~% خار و خس پیدا نباشد در ~~گل یک سان ما # 7 زیر هر گلبن نشسته ماه رویی زهره رخ %~% چنگ عشرت می‌نوازد از پی خاقان ~~ما # 8 هر زمان شهره بتی بینی که از هر گوشه‌ای %~% جام می را می‌دهد در دست ~~بادستان ما # 9 دیده نادیده ما بوسه دیده زان بتان %~% تا ز حیرانی گذشته دیده حیران ~~ما # 10 جان سودا نعره زن‌ها این بتان سیمبر %~% دل گود احسنت عیش خوب ~~بی‌پایان ما # 11 خاک تبریزست اندر رغبت لطف و صفا %~% چون صفای کوثر و چون چشمه حیوان ~~ما PageV1P0148 ### || [genre: Gh] # 1 خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا %~% باده گردان چیست آخر داردارت ~~ساقیا # 2 ساقی گلرخ ز می این عقل ما را خار نه %~% تا بگردد جمله گل این خارخارت ~~ساقیا # 3 جام چون طاووس پران کن به گرد باغ بزم %~% تا چو طاووسی شود این زهر و ~~مارت ساقیا # 4 کار را بگذار می را بار کن بر اسب جام %~% تا ز کیوان بگذرد این کار و ~~بارت ساقیا # 5 تا تو باشی در عزیزی‌ها به بند خود دری %~% می‌کند ای سخت جان خاکی ~~خوارت ساقیا # 6 چشمه رواق می را نحل بگشا سوی عیش %~% تا ز چشمه می‌شود هر چشم و چارت ~~ساقیا # 7 عقل نامحرم برون ران تو ز خلوت زان شراب %~% تا نماید آن صنم رخسار ~~نارت ساقیا # 8 بیخودی از می بگیر و از خودی رو بر کنار %~% تا بگیرد در کنار خویش ~~یارت ساقیا # 9 تو شوی از دست بینی عیش خود را بر کنار %~% چون بگیرد در بر سیمین ~~کنارت ساقیا # 10 گاه تو گیری به بر در یار را از بیخودی %~% چونک بیخودتر شدی گیرد ~~کنارت ساقیا # 11 از می تبریز گردان کن پیاپی رطل‌ها %~% تا ببرد تارهای چنگ عارت ساقیا ~~PageV1P0149 ### || [genre: Gh] # 1 درد شمس الدین بود سرمایه درمان ms0095 ما %~% بی سر و سامان عشقش بود سامان ~~ما # 2 آن خیال جان فزای بخت ساز بی‌نظیر %~% هم امیر مجلس و هم ساقی گردان ما # 3 در رخ جان بخش او بخشیدن جان هر زمان %~% گشته در مستی جان هم سهل و هم ~~آسان ما # 4 صد هزاران همچو ما در حسن او حیران شود %~% کاندر آن جا گم شود جان و ~~دل حیران ما # 5 خوش خوش اندر بحر بی‌پایان او غوطی خورد %~% تا ابدهای ابد خود این سر ~~و پایان ما # 6 شکر ایزد را که جمله چشمه حیوان‌ها %~% تیره باشد پیش لطف چشمه حیوان ~~ما # 7 شرم آرد جان و دل تا سجده آرد هوشیار %~% پیش چشم مست مخمور خوش جانان ~~ما # 8 دیو گیرد عشق را از غصه هم این عقل را %~% ناگهان گیرد گلوی عقل آدم ~~سان ما # 9 پس برآرد نیش خونی کز سرش خون می‌چکد %~% پس ز جان عقل بگشاید رگ شیران ~~ما # 10 در دهان عقل ریزد خون او را بردوام %~% تا رهاند روح را از دام و از ~~دستان ما # 11 تا بشاید خدمت مخدوم جان‌ها شمس دین %~% آن قباد و سنجر و اسکندر و ~~خاقان ما # 12 تا ز خاک پاش بگشاید دو چشم سر به غیب %~% تا ببیند حال اولیان و ~~آخریان ما # 13 شکر آن را سوی تبریز معظم رو نهد %~% کز زمینش می‌بروید نرگس و ریحان ~~ما PageV1P0150 ### || [genre: Gh] # 1 سر برون کن از دریچه جان ببین عشاق را %~% از صبوحی‌های شاه آگاه کن ~~فساق را # 2 از عنایت‌های آن شاه حیات انگیز ما %~% جان نو ده مر جهاد و طاعت و ~~انفاق ما # 3 چون عنایت‌های ابراهیم باشد دستگیر %~% سر بریدن کی زیان دارد دلا ~~اسحاق را # 4 طاق و ایوانی بدیدم شاه ما در وی چو ماه %~% نقش‌ها می‌رست و می‌شد در ~~نهان آن طاق را # 5 غلبه جان‌ها در آن جا پشت پا بر ms0096 پشت پا %~% رنگ رخ‌ها بی‌زبان می‌گفت ~~آن اذواق را # 6 سرد گشتی باز ذوق مستی و نقل و سماع %~% چون بدیدندی به ناگه ماه خوب ~~اخلاق را # 7 چون بدید آن شاه ما بر در نشسته بندگان %~% وان در از شکلی که نومیدی ~~دهد مشتاق را # 8 شاه ما دستی بزد بشکست آن در را چنانک %~% چشم کس دیگر نبیند بند یا ~~اغلاق را # 9 پاره‌های آن در بشکسته سبز و تازه شد %~% کنچ دست شه برآمد نیست مر ~~احراق را # 10 جامه جانی که از آب دهانش شسته شد %~% تا چه خواهد کرد دست و منت دقاق ~~را # 11 آن که در حبسش از او پیغام پنهانی رسید %~% مست آن باشد نخواهد وعده ~~اطلاق را # 12 بوی جانش چون رسد اندر عقیم سرمدی %~% زود از لذت شود شایسته مر اعلاق ~~را # 13 شاه جانست آن خداوند دل و سر شمس دین %~% کش مکان تبریز شد آن چشمه ~~رواق را # 14 ای خداوندا برای جانت در هجرم مکوب %~% همچو گربه می‌نگر آن گوشت بر ~~معلاق را # 15 ور نه از تشنیع و زاری‌ها جهانی پر کنم %~% از فراق خدمت آن شاه من ~~آفاق را # 16 پرده صبرم فراق پای دارت خرق کرد %~% خرق عادت بود اندر لطف این مخراق ~~را PageV1P0151 ### || [genre: Gh] # 1 دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا %~% مست آمد با یکی جامی پر از ~~صرف صفا # 2 جام می می‌ریخت ره ره زانک مست مست بود %~% خاک ره می‌گشت مست و پیش او ~~می‌کوفت پا # 3 صد هزاران یوسف از حسنش چو من حیران شده %~% ناله می‌کردند کی پیدای ~~پنهان تا کجا # 4 جان به پیشش در سجود از خاک ره بد بیشتر %~% عقل دیوانه شده نعره زنان ~~که مرحبا # 5 جیب‌ها بشکافته آن خویشتن داران ز عشق %~% دل سبک مانند کاه و روی‌ها ~~چون کهربا # 6 عالمی کرده خرابه از برای یک کرشم %~% وز ms0097 خمار چشم نرگس عالمی دیگر هبا # 7 هوشیاران سر فکنده جمله خود از بیم و ترس %~% پیش او صف‌ها کشیده ~~بی‌دعا و بی‌ثنا # 8 و آنک مستان خمار جادوی اویند نیز %~% چون ثنا گویند کز هستی فتادستند ~~جدا # 9 من جفاگر بی‌وفا جستم که هم جامم شود %~% پیش جام او بدیدم مست افتاده ~~وفا # 10 ترک و هندو مست و بدمستی همی‌کردند دوش %~% چون دو خصم خونی ملحد دل ~~دوزخ سزا # 11 گه به پای همدگر چون مجرمان معترف %~% می‌فتادندی به زاری جان سپار و ~~تن فدا # 12 باز دست همدگر بگرفته آن هندو و ترک %~% هر دو در رو می‌فتادند پیش آن ~~مه روی ما # 13 یک قدح پر کرد شاه و داد ظاهر آن به ترک %~% وز نهان با یک قدح می‌گفت ~~هندو را بیا # 14 ترک را تاجی به سر کایمان لقب دادم تو را %~% بر رخ هندو نهاده داغ ~~کاین کفرستها # 15 آن یکی صوفی مقیم صومعه پاکی شده %~% وین مقامر در خراباتی نهاده ~~رخت‌ها # 16 چون پدید آمد ز دور آن فتنه جان‌های حور %~% جام در کف سکر در سر روی ~~چون شمس الضحی # 17 ترس جان در صومعه افتاد زان ترساصنم %~% می‌کش و زنار بسته صوفیان ~~پارسا # 18 وان مقیمان خراباتی از آن دیوانه تر %~% می‌شکستند خم‌ها و می‌فکندند ~~چنگ و نا # 19 شور و شر و نفع و ضر و خوف و امن و جان و تن %~% جمله را سیلاب برده ~~می‌کشاند سوی لا # 20 نیم شب چون صبح شد آواز دادند مؤذنان %~% ایها العشاق قوموا و استعدوا ~~للصلا PageV1P0152 ### || [genre: Gh] # 1 شمع دیدم گرد او پروانه‌ها چون جمع‌ها %~% شمع کی دیدم که گردد گرد ~~نورش شمع‌ها # 2 شمع را چون برفروزی اشک ریزد بر رخان %~% او چو بفروزد رخ عاشق بریزد ~~دمع‌ها # 3 چون شکر گفتار آغازد ببینی ذره‌ها %~% از برای استماعش واگشاده سمع‌ها # 4 ناامیدانی که از ایام‌ها بفسرده‌اند %~% گرمی جانش ms0098 برانگیزد ز جانشان ~~طمع‌ها # 5 گر نه لطف او بدی بودی ز جان‌های غیور %~% مر مرا از ذکر نام شکرینش ~~منع‌ها # 6 شمس دین صدر خداوند خداوندان به حق %~% کز جمال جان او بازیب و فر شد ~~صنع‌ها # 7 چون بر آن آمد که مر جسمانیان را رو دهد %~% جان صدیقان گریبان را درید ~~از شنع‌ها # 8 تخم امیدی که کشتم از پی آن آفتاب %~% یک نظر بادا از او بر ما برای ~~ینع‌ها # 9 سایه جسم لطیفش جان ما را جان‌هاست %~% یا رب آن سایه به ما واده برای ~~طبع‌ها PageV1P0153 ### || [genre: Gh] # 1 دیده حاصل کن دلا آنگه ببین تبریز را %~% بی بصیرت کی توان دیدن چنین ~~تبریز را # 2 هر چه بر افلاک روحانیست از بهر شرف %~% می‌نهد بر خاک پنهانی جبین ~~تبریز را # 3 پا نهادی بر فلک از کبر و نخوت بی‌درنگ %~% گر به چشم سر بدیدستی زمین ~~تبریز را # 4 روح حیوانی تو را و عقل شب کوری دگر %~% با همین دیده دلا بینی همین ~~تبریز را # 5 تو اگر اوصاف خواهی هست فردوس برین %~% از صفا و نور سر بنده کمین ~~تبریز را # 6 نفس تو عجل سمین و تو مثال سامری %~% چون شناسد دیده عجل سمین تبریز را # 7 همچو دریاییست تبریز از جواهر و ز درر %~% چشم درناید دو صد در ثمین ~~تبریز را # 8 گر بدان افلاک کاین افلاک گردانست از آن %~% وافروشی هست بر جانت غبین ~~تبریز را # 9 گر نه جسمستی تو را من گفتمی بهر مثال %~% جوهرین یا از زمرد یا زرین ~~تبریز را # 10 چون همه روحانیون روح قدسی عاجزند %~% چون بدانی تو بدین رای رزین ~~تبریز را # 11 چون درختی را نبینی مرغ کی بینی برو %~% پس چه گویم با تو جان جان این ~~تبریز را PageV1P0154 ### || [genre: Gh] # 1 از فراق شمس دین افتاده‌ام در تنگنا %~% او مسیح روزگار و درد چشمم ~~بی‌دوا # 2 گر چه ms0099 درد عشق او خود راحت جان منست %~% خون جانم گر بریزد او بود صد ~~خونبها # 3 عقل آواره شده دوش آمد و حلقه بزد %~% من بگفتم کیست بر در باز کن در ~~اندرآ # 4 گفت آخر چون درآید خانه تا سر آتشست %~% می‌بسوزد هر دو عالم را ز ~~آتش‌های لا # 5 گفتمش تو غم مخور پا اندرون نه مردوار %~% تا کند پاکت ز هستی هست گردی ~~ز اجتبا # 6 عاقبت بینی مکن تا عاقبت بینی شوی %~% تا چو شیر حق باشی در شجاعت ~~لافتی # 7 تا ببینی هستیت چون از عدم سر برزند %~% روح مطلق کامکار و شهسوار هل ~~اتی # 8 جمله عشق و جمله لطف و جمله قدرت جمله دید %~% گشته در هستی شهید و در ~~عدم او مرتضی # 9 آن عدم نامی که هستی موج‌ها دارد از او %~% کز نهیب و موج او گردان شد ~~صد آسیا # 10 اندر آن موج اندرآیی چون بپرسندت از این %~% تو بگویی صوفیم صوفی ~~بخواند مامضی # 11 از میان شمع بینی برفروزد شمع تو %~% نور شمعت اندرآمیزد به نور اولیا # 12 مر تو را جایی برد آن موج دریا در فنا %~% دررباید جانت را او از سزا ~~و ناسزا # 13 لیک از آسیب جانت وز صفای سینه‌ات %~% بی تو داده باغ هستی را بسی نشو ~~و نما # 14 در جهان محو باشی هست مطلق کامران %~% در حریم محو باشی پیشوا و مقتدا # 15 دیده‌های کون در رویت نیارد بنگرید %~% تا که نجهد دیده‌اش از شعشعه ~~آن کبریا # 16 ناگهان گردی بخیزد زان سوی محو فنا %~% که تو را وهمی نبوده زان طریق ~~ماورا # 17 شعله‌های نور بینی از میان گردها %~% محو گردد نور تو از پرتو آن ~~شعله‌ها # 18 زو فروآ تو ز تخت و سجده‌ای کن زانک هست %~% آن شعاع شمس دین شهریار ~~اصفیا # 19 ور کسی منکر شود اندر جبین او نگر %~% تا ببینی داغ فرعونی بر آن جا ~~قد ms0100 طغی # 20 تا نیارد سجده‌ای بر خاک تبریز صفا %~% کم نگردد از جبینش داغ نفرین ~~خدا PageV1P0155 ### || [genre: Gh] # 1 ای هوس‌های دلم بیا بیا بیا بیا %~% ای مراد و حاصلم بیا بیا بیا بیا # 2 مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو %~% ای گشاد مشکلم بیا بیا بیا ~~بیا # 3 از ره منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو %~% ای تو راه و منزلم بیا بیا بیا ~~بیا # 4 درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل %~% در میان آن گلم بیا بیا بیا ~~بیا # 5 تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم %~% از جمالت غافلم بیا بیا بیا ~~بیا # 6 تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو %~% غافلم نی عاقلم باری بیا رویی ~~نما # 7 شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی %~% ای عجوبه و اصلم بیا بیا ~~بیا بیا PageV1P0156 ### || [genre: Gh] # 1 ای هوس‌های دلم باری بیا رویی نما %~% ای مراد و حاصلم باری بیا رویی ~~نما # 2 مشکل و شوریده‌ام چون زلف تو چون زلف تو %~% ای گشاد مشکلم باری بیا ~~رویی نما # 3 از ره و منزل مگو دیگر مگو دیگر مگو %~% ای تو راه و منزلم باری بیا ~~رویی نما # 4 درربودی از زمین یک مشت گل یک مشت گل %~% در میان آن گلم باری بیا رویی ~~نما # 5 تا ز نیکی وز بدی من واقفم من واقفم %~% از جمالت غافلم باری بیا رویی ~~نما # 6 تا نسوزد عقل من در عشق تو در عشق تو %~% غافلم نی عاقلم باری بیا رویی ~~نما # 7 شه صلاح الدین که تو هم حاضری هم غایبی %~% ای عجوبه واصلم باری بیا ~~رویی نما PageV1P0157 ### || [genre: Gh] # 1 امتزاج روح‌ها در وقت صلح و جنگ‌ها %~% با کسی باید که روحش هست صافی ~~صفا # 2 چون تغییر هست در جان وقت جنگ و آشتی %~% آن نه یک روحست تنها بلک ~~گشتستند جدا ms0101 # 3 چون بخواهد دل سلام آن یکی همچون عروس %~% مر زفاف صحبت داماد دشمن روی ~~را # 4 باز چون میلی بود سویی بدان ماند که او %~% میل دارد سوی داماد لطیف ~~دلربا # 5 از نظرها امتزاج و از سخن‌ها امتزاج %~% وز حکایت امتزاج و از فکر ~~آمیزها # 6 همچنانک امتزاج ظاهرست اندر رکوع %~% وز تصافح وز عناق و قبله و مدح و ~~دعا # 7 بر تفاوت این تمازج‌ها ز میل و نیم میل %~% وز سر کره و کراهت وز پی ~~ترس و حیا # 8 آن رکوع باتأنی وان ثنای نرم نرم %~% هم مراتب در معانی در صورها مجتبا # 9 این همه بازیچه گردد چون رسیدی در کسی %~% کش سما سجده‌اش برد وان عرش ~~گوید مرحبا # 10 آن خداوند لطیف بنده پرور شمس دین %~% کو رهاند مر شما را زین خیال ~~بی‌وفا # 11 با عدم تا چند باشی خایف و امیدوار %~% این همه تأثیر خشم اوست تا وقت ~~رضا # 12 هستی جان اوست حقا چونک هستی زو بتافت %~% لاجرم در نیستی می‌ساز با ~~قید هوا # 13 گه به تسبیع هوا و گه به تسبیع خیال %~% گه به تسبیع کلام و گه به ~~تسبیع لقا # 14 گه خیال خوش بود در طنز همچون احتلام %~% گه خیال بد بود همچون که ~~خواب ناسزا # 15 وانگهی تخییل‌ها خوشتر از این قوم رذیل %~% اینت هستی کو بود کمتر ز ~~تخییل عما # 16 پس از آن سوی عدم بدتر از این از صد عدم %~% این عدم‌ها بر مراتب بود ~~همچون که بقا # 17 تا نیاید ظل میمون خداوندی او %~% هیچ بندی از تو نگشاید یقین می‌دان ~~دلا PageV1P0158 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز مقدارت هزاران فخر بی‌مقدار را %~% داد گلزار جمالت جان شیرین خار ~~را # 2 ای ملوکان جهان روح بر درگاه تو %~% در سجودافتادگان و منتظر مر بار را # 3 عقل از عقلی رود هم روح روحی گم کند %~% چونک طنبوری ز عشقت برنوازد ~~تار را ms0102 # 4 گر ز آب لطف تو نم یافتی گلزارها %~% کس ندیدی خالی از گل سال‌ها گلزار ~~را # 5 محو می‌گردد دلم در پرتو دلدار من %~% می‌نتانم فرق کردن از دلم دلدار ~~را # 6 دایما فخرست جان را از هوای او چنان %~% کو ز مستی می‌نداند فخر را و ~~عار را # 7 هست غاری جان رهبانان عشقت معتکف %~% کرده رهبان مبارک پر ز نور این ~~غار را # 8 گر شود عالم چو قیر از غصه هجران تو %~% نخوتی دارد که اندرننگرد مر ~~قار را # 9 چون عصای موسی بود آن وصل اکنون مار شد %~% ای وصال موسی وش اندرربا ~~این مار را # 10 ای خداوند شمس دین از آتش هجران تو %~% رشک نور باقی‌ست صد آفرین این ~~نار را PageV1P0159 ### || [genre: Gh] # 1 مفروشید کمان و زره و تیغ زنان را %~% که سزا نیست سلح‌ها بجز از تیغ ~~زنان را # 2 چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را %~% چه کند عورت مسکین سپر و گرز و ~~سنان را # 3 چو میان نیست کمر را به کجا بندد آخر %~% که وی از سنگ کشیدن بشکستست ~~میان را # 4 زر و سیم و در و گوهر نه که سنگیست مزور %~% ز پی سنگ کشیدن چو خری ~~ساخته جان را # 5 منشین با دو سه ابله که بمانی ز چنین ره %~% تو ز مردان خدا جو صفت جان ~~و جهان را # 6 سوی آن چشم نظر کن که بود مست تجلی %~% که در آن چشم بیابی گهر عین و ~~عیان را # 7 تو در آن سایه بنه سر که شجر را کند اخضر %~% که بدان جاست مجاری همگی ~~امن و امان را # 8 گذر از خواب برادر به شب تیره چو اختر %~% که به شب باید جستن وطن یار ~~نهان را # 9 به نظربخش نظر کن ز میش بلبله تر کن %~% سوی آن دور سفر کن چه کنی دور ~~زمان را # 10 بپران تیر ms0103 نظر را به مؤثر ده اثر را %~% تبع تیر نظر دان تن مانند ~~کمان را # 11 چو عدواید تو گردد چو کرم قید تو گردد %~% چو یقین صید تو گردد بدران ~~دام گمان را # 12 سوی حق چون بشتابی تو چو خورشید بتابی %~% چو چنان سود بیابی چه کنی ~~سود و زیان را # 13 هله ای ترش چو آلو بشنو بانگ تعالوا %~% که گشادست به دعوت مه جاوید ~~دهان را # 14 من از این فاتحه بستم لب خود باقی از او جو %~% که درآکند به گوهر دهن ~~فاتحه خوان را PageV1P0160 ### || [genre: Gh] # 1 چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را %~% که بدر پرده تن را و ببین ~~مشعله‌ها را # 2 تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری %~% وگر از اصل تو دوری چه از این ~~مشعله‌ها را # 3 خردا چند به هوشی خردا چند بپوشی %~% تو عزبخانه مه را تو چنین ~~مشعله‌ها را # 4 بنگر رزم جهان را بنگر لشکر جان را %~% که به مردی بگشادند کمین ~~مشعله‌ها را # 5 تو اگر خواب درآیی ور از این باب درآیی %~% تو بدانی و ببینی به یقین ~~مشعله‌ها را # 6 تو صلاح دل و دین را چو بدان چشم ببینی %~% به خدا روح امینی و امین ~~مشعله‌ها را PageV1P0161 ### || [genre: Gh] # 1 تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را %~% تو مرا گنج روانی چه کنم ~~سود و زیان را # 2 نفسی یار شرابم نفسی یار کبابم %~% چو در این دور خرابم چه کنم دور ~~زمان را # 3 ز همه خلق رمیدم ز همه بازرهیدم %~% نه نهانم نه بدیدم چه کنم کون و ~~مکان را # 4 ز وصال تو خمارم سر مخلوق ندارم %~% چو تو را صید و شکارم چه کنم تیر و ~~کمان را # 5 چو من اندر تک جویم چه روم آب چه جویم %~% چه توان گفت چه گویم صفت این ~~جوی روان را # 6 چو ms0104 نهادم سر هستی چه کشم بار کهی را %~% چو مرا گرگ شبان شد چه کشم ناز ~~شبان را # 7 چه خوشی عشق چه مستی چو قدح بر کف دستی %~% خنک آن جا که نشستی خنک آن ~~دیده جان را # 8 ز تو هر ذره جهانی ز تو هر قطره چو جانی %~% چو ز تو یافت نشانی چه کند ~~نام و نشان را # 9 جهت گوهر فایق به تک بحر حقایق %~% چو به سر باید رفتن چه کنم پای دوان ~~را # 10 به سلاح احد تو ره ما را بزدی تو %~% همه رختم ستدی تو چه دهم باج ~~ستان را # 11 ز شعاع مه تابان ز خم طره پیچان %~% دل من شد سبک ای جان بده آن رطل ~~گران را # 12 منگر رنج و بلا را بنگر عشق و ولا را %~% منگر جور و جفا را بنگر صد ~~نگران را # 13 غم را لطف لقب کن ز غم و درد طرب کن %~% هم از این خوب طلب کن فرج و ~~امن و امان را # 14 بطلب امن و امان را بگزین گوشه گران را %~% بشنو راه دهان را مگشا راه ~~دهان را PageV1P0162 ### || [genre: Gh] # 1 بروید ای حریفان بکشید یار ما را %~% به من آورید آخر صنم گریزپا را # 2 به ترانه‌های شیرین به بهانه‌های زرین %~% بکشید سوی خانه مه خوب خوش ~~لقا را # 3 وگر او به وعده گوید که دمی دگر بیایم %~% همه وعده مکر باشد بفریبد او ~~شما را # 4 دم سخت گرم دارد که به جادوی و افسون %~% بزند گره بر آب او و ببندد او ~~هوا را # 5 به مبارکی و شادی چو نگار من درآید %~% بنشین نظاره می‌کن تو عجایب خدا ~~را # 6 چو جمال او بتابد چه بود جمال خوبان %~% که رخ چو آفتابش بکشد چراغ‌ها ~~را # 7 برو ای دل سبک رو به یمن به دلبر من %~% برسان سلام و خدمت تو عقیق ms0105 ~~بی‌بها را PageV1P0163 ### || [genre: Gh] # 1 چو مرا به سوی زندان بکشید تن ز بالا %~% ز مقربان حضرت بشدم غریب و ~~تنها # 2 به میان حبس ناگه قمری مرا قرین شد %~% که فکند در دماغم هوسش هزار ~~سودا # 3 همه کس خلاص جوید ز بلا و حبس من نی %~% چه روم چه روی آرم به برون و ~~یار این جا # 4 که به غیر کنج زندان نرسم به خلوت او %~% که نشد به غیر آتش دل انگبین ~~مصفا # 5 نظری به سوی خویشان نظری برو پریشان %~% نظری بدان تمنا نظری بدین ~~تماشا # 6 چو بود حریف یوسف نرمد کسی چو دارد %~% به میان حبس بستان و که خاصه ~~یوسف ما # 7 بدود به چشم و دیده سوی حبس هر کی او را %~% ز چنین شکرستانی برسد چنین ~~تقاضا # 8 من از اختران شنیدم که کسی اگر بیابد %~% اثری ز نور آن مه خبری کنید ~~ما را # 9 چو بدین گهر رسیدی رسدت که از کرامت %~% بنهی قدم چو موسی گذری ز هفت ~~دریا # 10 خبرش ز رشک جان‌ها نرسد به ماه و اختر %~% که چو ماه او برآید بگدازد ~~آسمان‌ها # 11 خجلم ز وصف رویش به خدا دهان ببندم %~% چه برد ز آب دریا و ز بحر مشک ~~سقا PageV1P0164 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا %~% بستان ز من شرابی که قیامتست ~~حقا # 2 چه تفرج و تماشا که رسد ز جام اول %~% دومش نعوذبالله چه کنم صفت سوم ~~را # 3 غم و مصلحت نماند همه را فرود راند %~% پس از آن خدای داند که کجا کشد ~~تماشا # 4 تو اسیر بو و رنگی به مثال نقش سنگی %~% بجهی چو آب چشمه ز درون سنگ ~~خارا # 5 بده آن می رواقی هله ای کریم ساقی %~% چو چنان شوم بگویم سخن تو ~~بی‌محابا # 6 قدحی گران به من ده به غلام خویشتن ده %~% بنگر که از خمارت ms0106 نگران شدم ~~به بالا # 7 نگران شدم بدان سو که تو کرده‌ای مرا خو %~% که روانه باد آن جو که ~~روانه شد ز دریا PageV1P0165 ### || [genre: Gh] # 1 چمنی که تا قیامت گل او به بار بادا %~% صنمی که بر جمالش دو جهان نثار ~~بادا # 2 ز بگاه میر خوبان به شکار می‌خرامد %~% که به تیر غمزه او دل ما شکار ~~بادا # 3 به دو چشم من ز چشمش چه پیام‌هاست هر دم %~% که دو چشم از پیامش خوش و ~~پرخمار بادا # 4 در زاهدی شکستم به دعا نمود نفرین %~% که برو که روزگارت همه بی‌قرار ~~بادا # 5 نه قرار ماند و نی دل به دعای او ز یاری %~% که به خون ماست تشنه که ~~خداش یار بادا # 6 تن ما به ماه ماند که ز عشق می‌گدازد %~% دل ما چو چنگ زهره که گسسته ~~تار بادا # 7 به گداز ماه منگر به گسستگی زهره %~% تو حلاوت غمش بین که یکش هزار ~~بادا # 8 چه عروسیست در جان که جهان ز عکس رویش %~% چو دو دست نوعروسان تر و ~~پرنگار بادا # 9 به عذار جسم منگر که بپوسد و بریزد %~% به عذار جان نگر که خوش و خوش ~~عذار بادا # 10 تن تیره همچو زاغی و جهان تن زمستان %~% که به رغم این دو ناخوش ابدا ~~بهار بادا # 11 که قوام این دو ناخوش به چهار عنصر آمد %~% که قوام بندگانت بجز این ~~چهار بادا PageV1P0166 ### || [genre: Gh] # 1 کی بپرسد جز تو خسته و رنجور تو را %~% ای مسیح از پی پرسیدن رنجور بیا # 2 دست خود بر سر رنجور بنه که چونی %~% از گناهش بمیندیش و به کین دست ~~مخا # 3 آنک خورشید بلا بر سر او تیغ زدست %~% گستران بر سر او سایه احسان و ~~رضا # 4 این مقصر به دو صد رنج سزاوار شدست %~% لیک زان لطف بجز عفو و کرم نیست ~~سزا # 5 آن دلی را که ms0107 به صد شیر و شکر پروردی %~% مچشانش پس از آن هر نفسی زهر ~~جفا # 6 تا تو برداشته‌ای دل ز من و مسکن من %~% بند بشکست و درآمد سوی من سیل ~~بلا # 7 تو شفایی چو بیایی خوش و رو بنمایی %~% سپه رنج گریزند و نمایند قفا # 8 به طبیبش چه حواله کنی ای آب حیات %~% از همان جا که رسد درد همان جاست ~~دوا # 9 همه عالم چو تنند و تو سر و جان همه %~% کی شود زنده تنی که سر او گشت ~~جدا # 10 ای تو سرچشمه حیوان و حیات همگان %~% جوی ما خشک شده‌ست آب از این سو ~~بگشا # 11 جز از این چند سخن در دل رنجور بماند %~% تا نبیند رخ خوب تو نگوید به ~~خدا PageV1P0167 ### || [genre: Gh] # 1 ای بروییده به ناخواست به مانند گیا %~% چون تو را نیست نمک خواه برو ~~خواه بیا # 2 هر که را نیست نمک گر چه نماید خدمت %~% خدمت او به حقیقت همه زرقست و ~~ریا # 3 برو ای غصه دمی زحمت خود کوته کن %~% باده عشق بیا زود که جانت بزیا ~~PageV1P0168 ### || [genre: Gh] # 1 رو ترش کن که همه روترشانند این جا %~% کور شو تا نخوری از کف هر کور ~~عصا # 2 لنگ رو چونک در این کوی همه لنگانند %~% لته بر پای بپیچ و کژ و مژ کن ~~سر و پا # 3 زعفران بر رخ خود مال اگر مه رویی %~% روی خوب ار بنمایی بخوری زخم قفا # 4 آینه زیر بغل زن چو ببینی زشتی %~% ور نه بدنام کنی آینه را ای مولا # 5 تا که هشیاری و با خویش مدارا می‌کن %~% چونک سرمست شدی هر چه که بادا ~~بادا # 6 ساغری چند بخور از کف ساقی وصال %~% چونک بر کار شدی برجه و در رقص درآ # 7 گرد آن نقطه چو پرگار همی‌زن چرخی %~% این چنین چرخ فریضه‌ست چنین ~~دایره را # 8 بازگو آنچ بگفتی که ms0108 فراموشم شد %~% سلم الله علیک ای مه و مه پاره ما # 9 سلم الله علیک ای همه ایام تو خوش %~% سلم الله علیک ای دم یحیی الموتی # 10 چشم بد دور از آن رو که چو بربود دلی %~% هیچ سودش نکند چاره و لا حول ~~و لا # 11 ما به دریوزه حسن تو ز دور آمده‌ایم %~% ماه را از رخ پرنور بود جود و ~~سخا # 12 ماه بشنود دعای من و کف‌ها برداشت %~% پیش ماه تو و می‌گفت مرا نیز ~~مها # 13 مه و خورشید و فلک‌ها و معانی و عقول %~% سوی ما محتشمانند و به سوی ~~تو گدا # 14 غیرتت لب بگزید و به دلم گفت خموش %~% دل من تن زد و بنشست و بیفکند ~~لوا PageV1P0169 ### || [genre: Gh] # 1 تا به شب ای عارف شیرین نوا %~% آن مایی آن مایی آن ما # 2 تا به شب امروز ما را عشرتست %~% الصلا ای پاکبازان الصلا # 3 درخرام ای جان جان هر سماع %~% مه لقایی مه لقایی مه لقا # 4 در میان شکران گل ریز کن %~% مرحبا ای کان شکر مرحبا # 5 عمر را نبود وفا الا تو عمر %~% باوفایی باوفایی باوفا # 6 بس غریبی بس غریبی بس غریب %~% از کجایی از کجایی از کجا # 7 با که می‌باشی و همراز تو کیست %~% با خدایی با خدایی با خدا # 8 ای گزیده نقش از نقاش خود %~% کی جدایی کی جدایی کی جدا # 9 با همه بیگانه‌ای و با غمش %~% آشنایی آشنایی آشنایی آشنا # 10 جزو جزو تو فکنده در فلک %~% ربنا و ربنا و ربنا # 11 دل شکسته هین چرایی برشکن %~% قلب‌ها و قلب‌ها و قلب‌ها # 12 آخر ای جان اول هر چیز را %~% منتهایی منتهایی منتها # 13 یوسفا در چاه شاهی تو ولیک %~% بی لوایی بی‌لوایی بی‌لوا # 14 چاه را چون قصر قیصر کرده‌ای %~% کیمیایی کیمیایی کیمیا # 15 یک ولی کی خوانمت که صد هزار %~% اولیایی اولیایی اولیا # 16 حشرگاه ms0109 هر حسینی گر کنون %~% کربلایی کربلایی کربلا # 17 مشک را بربند ای جان گر چه تو %~% خوش سقایی خوش سقایی خوش سقا ~~PageV1P0170 ### || [genre: Gh] # 1 چون نمایی آن رخ گلرنگ را %~% از طرب در چرخ آری سنگ را # 2 بار دیگر سر برون کن از حجاب %~% از برای عاشقان دنگ را # 3 تا که دانش گم کند مر راه را %~% تا که عاقل بشکند فرهنگ را # 4 تا که آب از عکس تو گوهر شود %~% تا که آتش واهلد مر جنگ را # 5 من نخواهم ماه را با حسن تو %~% وان دو سه قندیلک آونگ را # 6 من نگویم آینه با روی تو %~% آسمان کهنه پرزنگ را # 7 دردمیدی و آفریدی باز تو %~% شکل دیگر این جهان تنگ را # 8 در هوای چشم چون مریخ او %~% ساز ده ای زهره باز آن چنگ را PageV1P0171 ### || [genre: Gh] # 1 در میان عاشقان عاقل مبا %~% خاصه اندر عشق این لعلین قبا # 2 دور بادا عاقلان از عاشقان %~% دور بادا بوی گلخن از صبا # 3 گر درآید عاقلی گو راه نیست %~% ور درآید عاشقی صد مرحبا # 4 مجلس ایثار و عقل سخت گیر %~% صرفه اندر عاشقی باشد وبا # 5 ننگ آید عشق را از نور عقل %~% بد بود پیری در ایام صبا # 6 خانه بازآ عاشقا تو زوترک %~% عمر خود بی‌عاشقی باشد هبا # 7 جان نگیرد شمس تبریزی به دست %~% دست بر دل نه برون رو قالبا ~~PageV1P0172 ### || [genre: Gh] # 1 از یکی آتش برآوردم تو را %~% در دگر آتش بگستردم تو را # 2 از دل من زاده‌ای همچون سخن %~% چون سخن آخر فروخوردم تو را # 3 با منی وز من نمی‌داری خبر %~% جادوم من جادوی کردم تو را # 4 تا نیفتد بر جمالت چشم بد %~% گوش مالیدم بیازردم تو را # 5 دایم اقبالت جوان شد ز آنچ داد %~% این کف دست جوامردم تو را ~~PageV1P0173 ### || [genre: Gh] # 1 ز آتش شهوت برآوردم تو را %~% و ms0110 اندر آتش بازگستردم تو را # 2 از دل من زاده‌ای همچون سخن %~% چون سخن من هم فروخوردم تو را # 3 با منی وز من نمی‌دانی خبر %~% چشم بستم جادوی کردم تو را # 4 تا نیازارد تو را هر چشم بد %~% از برای آن بیازردم تو را # 5 رو جوامردی کن و رحمت فشان %~% من به رحمت بس جوامردم تو را ~~PageV1P0174 ### || [genre: Gh] # 1 از ورای سر دل بین شیوه‌ها %~% شکل مجنون عاشقان زین شیوه‌ها # 2 عاشقان را دین و کیش دیگرست %~% اصل و فرع و سر آن دین شیوه‌ها # 3 دل سخن چینست از چین ضمیر %~% وحی جویان اندر آن چین شیوه‌ها # 4 جان شده بی‌عقل و دین از بس که دید %~% زان پری تازه آیین شیوه‌ها # 5 از دغا و مکر گوناگون او %~% شیوه‌ها گم کرده مسکین شیوه‌ها # 6 پرده دار روح ما را قصه کرد %~% زان صنم بی‌کبر و بی‌کین شیوه‌ها # 7 شیوه‌ها از جسم باشد یا ز جان %~% این عجب بی آن و بی این شیوه‌ها # 8 مرد خودبین غرقه شیوه خودست %~% خود نبیند جان خودبین شیوه‌ها # 9 شمس تبریزی جوانم کرد باز %~% تا ببینم بعد ستین شیوه‌ها PageV1P0175 ### || [genre: Gh] # 1 روح زیتونیست عاشق نار را %~% نار می‌جوید چو عاشق یار را # 2 روح زیتونی بیفزا ای چراغ %~% ای معطل کرده دست افزار را # 3 جان شهوانی که از شهوت زهد %~% دل ندارد دیدن دلدار را # 4 پس به علت دوست دارد دوست را %~% بر امید خلد و خوف نار را # 5 چون شکستی جان ناری را ببین %~% در پی او جان پرانوار را # 6 گر نبودی جان اخوان پس جهود %~% کی جدا کردی دو نیکوکار را # 7 جان شهوت جان اخوان دان از آنک %~% نار بیند نور موسی وار را # 8 جان شهوانی‌ست از بی‌حکمتی %~% یاوه کرده نطق طوطی وار را # 9 گشت بیمار و زبان تو گرفت %~% روی سوی قبله کن بیمار را # 10 قبله ms0111 شمس الدین تبریزی بود %~% نور دیده مر دل و دیدار را PageV1P0176 ### || [genre: Gh] # 1 ای بگفته در دلم اسرارها %~% وی برای بنده پخته کارها # 2 ای خیالت غمگسار سینه‌ها %~% ای جمالت رونق گلزارها # 3 ای عطای دست شادی بخش تو %~% دست این مسکین گرفته بارها # 4 ای کف چون بحر گوهرداد تو %~% از کف پایم بکنده خارها # 5 ای ببخشیده بسی سرها عوض %~% چون دهند از بهر تو دستارها # 6 خود چه باشد هر دو عالم پیش تو %~% دانه افتاده از انبارها # 7 آفتاب فضل عالم پرورت %~% کرده بر هر ذره‌ای ایثارها # 8 چاره‌ای نبود جز از بیچارگی %~% گر چه حیله می‌کنیم و چاره‌ها # 9 نورهای شمس تبریزی چو تافت %~% ایمنیم از دوزخ و از نارها PageV1P0177 ### || [genre: Gh] # 1 می‌شدی غافل ز اسرار قضا %~% زخم خوردی از سلحدار قضا # 2 این چه کار افتاد آخر ناگهان %~% این چنین باشد چنین کار قضا # 3 هیچ گل دیدی که خندد در جهان %~% کو نشد گرینده از خار قضا # 4 هیچ بختی در جهان رونق گرفت %~% کو نشد محبوس و بیمار قضا # 5 هیچ کس دزدیده روی عیش دید %~% کو نشد آونگ بر دار قضا # 6 هیچ کس را مکر و فن سودی نکرد %~% پیش بازی‌های مکار قضا # 7 این قضا را دوستان خدمت کنند %~% جان کنند از صدق ایثار قضا # 8 گر چه صورت مرد جان باقی بماند %~% در عنایت‌های بسیار قضا # 9 جوز بشکست و بمانده مغز روح %~% رفت در حلوا ز انبار قضا # 10 آنک سوی نار شد بی‌مغز بود %~% مغز او پوسید از انکار قضا # 11 آنک سوی یار شد مسعود بود %~% مغز جان بگزید و شد یار قضا PageV1P0178 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو عودی سوی این مجمر بیا %~% ور برانندت ز بام از در بیا # 2 یوسفی از چاه و زندان چاره نیست %~% سوی زهر قهر چون شکر بیا # 3 گفتنت الله اکبر رسمی است %~% گر تو آن ms0112 اکبری اکبر بیا # 4 چون می احمر سگان هم می‌خورند %~% گر تو شیری چون می احمر بیا # 5 زر چه جویی مس خود را زر بساز %~% گر نباشد زر تو سیمین بر بیا # 6 اغنیا خشک و فقیران چشم تر %~% عاشقا بی‌شکل خشک و تر بیا # 7 گر صفت‌های ملک را محرمی %~% چون ملک بی‌ماده و بی‌نر بیا # 8 ور صفات دل گرفتی در سفر %~% همچو دل بی‌پا بیا بی‌سر بیا # 9 چون لب لعلش صلایی می‌دهد %~% گر نه‌ای چون خاره و مرمر بیا # 10 چون ز شمس الدین جهان پرنور شد %~% سوی تبریز آ دلا بر سر بیا ~~PageV1P0179 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو آب زندگانی فاسقنا %~% ای تو دریای معانی فاسقنا # 2 ما سبوهای طلب آورده‌ایم %~% سوی تو ای خضر ثانی فاسقنا # 3 ماهیان جان ما زنهارخواه %~% از تو ای دریای جانی فاسقنا # 4 از ره هجر آمده و آورده ما %~% عجز خود را ارمغانی فاسقنا # 5 داستان خسروان بشنیده‌ایم %~% تو فزون از داستانی فاسقنا # 6 در گمان و وسوسه افتاده عقل %~% زانک تو فوق گمانی فاسقنا # 7 نیم عاقل چه زند با عشق تو %~% تو جنون عاقلانی فاسقنا # 8 کعبه عالم ز تو تبریز شد %~% شمس حق رکن یمانی فاسقنا PageV1P0180 ### || [genre: Gh] # 1 دل چو دانه ما مثال آسیا %~% آسیا کی داند این گردش چرا # 2 تن چو سنگ و آب او اندیشه‌ها %~% سنگ گوید آب داند ماجرا # 3 آب گوید آسیابان را بپرس %~% کو فکند اندر نشیب این آب را # 4 آسیابان گویدت کای نان خوار %~% گر نگردد این که باشد نانبا # 5 ماجرا بسیار خواهد شد خمش %~% از خدا واپرس تا گوید تو را PageV1P0181 ### || [genre: Gh] # 1 در میان عاشقان عاقل مبا %~% خاصه در عشق چنین شیرین لقا # 2 دور بادا عاقلان از عاشقان %~% دور بادا بوی گلخن از صبا # 3 گر درآید عاقلی گو راه نیست %~% ور درآید عاشقی صد مرحبا # 4 عقل تا تدبیر ms0113 و اندیشه کند %~% رفته باشد عشق تا هفتم سما # 5 عقل تا جوید شتر از بهر حج %~% رفته باشد عشق بر کوه صفا # 6 عشق آمد این دهانم را گرفت %~% که گذر از شعر و بر شعرا برآ ~~PageV1P0182 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل رفته ز جا بازمیا %~% به فنا ساز و در این ساز میا # 2 روح را عالم ارواح به است %~% قالب از روح بپرداز میا # 3 اندر آبی که بدو زنده شد آب %~% خویش را آب درانداز میا # 4 آخر عشق به از اول اوست %~% تو ز آخر سوی آغاز میا # 5 تا فسرده نشوی همچو جماد %~% هم در آن آتش بگداز میا # 6 بشنو آواز روان‌ها ز عدم %~% چو عدم هیچ به آواز میا # 7 راز کآواز دهد راز نماند %~% مده آواز تو ای راز میا PageV1P0183 ### || [genre: Gh] # 1 من رسیدم به لب جوی وفا %~% دیدم آن جا صنمی روح فزا # 2 سپه او همه خورشیدپرست %~% همچو خورشید همه بی‌سر و پا # 3 بشنو از آیت قرآن مجید %~% گر تو باور نکنی قول مرا # 4 قد وجدت امراه تملکهم %~% اوتیت من کل شی و لها # 5 چونک خورشید نمودی رخ خود %~% سجده دادیش چو سایه همه را # 6 من چو هدهد بپریدم به هوا %~% تا رسیدم به در شهر سبا PageV1P0184 ### || [genre: Gh] # 1 از بس که ریخت جرعه بر خاک ما ز بالا %~% هر ذره خاک ما را آورد در ~~علالا # 2 سینه شکاف گشته دل عشق باف گشته %~% چون شیشه صاف گشته از جام حق تعالی # 3 اشکوفه‌ها شکفته وز چشم بد نهفته %~% غیرت مرا بگفته می خور دهان میالا # 4 ای جان چو رو نمودی جان و دلم ربودی %~% چون مشتری تو بودی قیمت گرفت ~~کالا # 5 ابرت نبات بارد جورت حیات آرد %~% درد تو خوش گوارد تو درد را مپالا # 6 ای عشق با توستم وز باده تو مستم %~% وز تو بلند و پستم ms0114 وقت دنا تدلی # 7 ماهت چگونه خوانم مه رنج دق دارد %~% سروت اگر بخوانم آن راستست الا # 8 سرو احتراق دارد مه هم محاق دارد %~% جز اصل اصل جان‌ها اصلی ندارد ~~اصلا # 9 خورشید را کسوفی مه را بود خسوفی %~% گر تو خلیل وقتی این هر دو را بگو ~~لا # 10 گویند جمله یاران باطل شدند و مردند %~% باطل نگردد آن کو بر حق کند ~~تولا # 11 این خنده‌های خلقان برقیست دم بریده %~% جز خنده‌ای که باشد در جان ز ~~رب اعلا # 12 آب حیات حقست وان کو گریخت در حق %~% هم روح شد غلامش هم روح قدس لالا ~~PageV1P0185 ### || [genre: Gh] # 1 ای میرآب بگشا آن چشمه روان را %~% تا چشم‌ها گشاید ز اشکوفه بوستان را # 2 آب حیات لطفت در ظلمت دو چشم است %~% زان مردمک چو دریا کردست دیدگان ~~را # 3 هرگز کسی نرقصد تا لطف تو نبیند %~% کاندر شکم ز لطفت رقص است کودکان ~~را # 4 اندر شکم چه باشد و اندر عدم چه باشد %~% کاندر لحد ز نورت رقص است ~~استخوان را # 5 بر پرده‌های دنیا بسیار رقص کردیم %~% چابک شوید یاران مر رقص آن جهان ~~را # 6 جان‌ها چو می‌برقصد با کندهای قالب %~% خاصه چو بسکلاند این کنده گران ~~را # 7 پس ز اول ولادت بودیم پای کوبان %~% در ظلمت رحم‌ها از بهر شکر جان را # 8 پس جمله صوفیانیم از خانقه رسیده %~% رقصان و شکرگویان این لوت رایگان ~~را # 9 این لوت را اگر جان بدهیم رایگانست %~% خود چیست جان صوفی این گنج ~~شایگان را # 10 چون خوان این جهان را سرپوش آسمانست %~% از خوان حق چه گویم زهره بود ~~زبان را # 11 ما صوفیان راهیم ما طبل خوار شاهیم %~% پاینده دار یا رب این کاسه را ~~و خوان را # 12 در کاسه‌های شاهان جز کاسه شست ما نی %~% هر خام درنیابد این کاسه را ~~و نان را # 13 از کاسه‌های نعمت تا کاسه ms0115 ملوث %~% پیش مگس چه فرق است آن ننگ میزبان ~~را # 14 وان کس که کس بود او ناخورده و چشیده %~% گه می‌گزد زبان را گه می‌زند ~~دهان را PageV1P0186 ### || [genre: Gh] # 1 از سینه پاک کردم افکار فلسفی را %~% در دیده جای کردم اشکال یوسفی را # 2 نادر جمال باید کاندر زبان نیاید %~% تا سجده راست آید مر آدم صفی را # 3 طوری چگونه طوری نوری چگونه نوری %~% هر لحظه نور بخشد صد شمع منطفی را # 4 خورشید چون برآید هر ذره رو نماید %~% نوری دگر بباید ذرات مختفی را # 5 اصل وجودها او دریای جودها او %~% چون صید می‌کند او اشیا منتفی را ~~PageV1P0187 ### || [genre: Gh] # 1 این جا کسیست پنهان خود را مگیر تنها %~% بس تیز گوش دارد مگشا به بد ~~زبان را # 2 بر چشمه ضمیرت کرد آن پری وثاقی %~% هر صورت خیالت از وی شدست پیدا # 3 هر جا که چشمه باشد باشد مقام پریان %~% بااحتیاط باید بودن تو را در ~~آن جا # 4 این پنج چشمه حس تا بر تنت روانست %~% ز اشراق آن پری دان گه بسته گاه ~~مجری # 5 وان پنج حس باطن چون وهم و چون تصور %~% هم پنج چشمه می‌دان پویان به ~~سوی مرعی # 6 هر چشمه را دو مشرف پنجاه میرابند %~% صورت به تو نمایند اندر زمان ~~اجلا # 7 زخمت رسد ز پریان گر باادب نباشی %~% کاین گونه شهره پریان تندند و ~~بی‌محابا # 8 تقدیر می‌فریبد تدبیر را که برجه %~% مکرش گلیم برده از صد هزار چون ما # 9 مرغان در قفس بین در شست ماهیان بین %~% دل‌های نوحه گر بین زان مکرساز ~~دانا # 10 دزدیده چشم مگشا بر هر بت از خیانت %~% تا نفکند ز چشمت آن شهریار ~~بینا # 11 ماندست چند بیتی این چشمه گشت غایر %~% برجوشد آن ز چشمه خون برجهیم ~~فردا PageV1P0188 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار جان‌ها ای شاخ تر به رقص آ %~% چون یوسف اندرآمد مصر و ms0116 شکر به ~~رقص آ # 2 ای شاه عشق پرور مانند شیر مادر %~% ای شیرجوش دررو جان پدر به رقص آ # 3 چوگان زلف دیدی چون گوی دررسیدی %~% از پا و سر بریدی بی‌پا و سر به ~~رقص آ # 4 تیغی به دست خونی آمد مرا که چونی %~% گفتم بیا که خیر است گفتا نه شر ~~به رقص آ # 5 از عشق تاجداران در چرخ او چو باران %~% آن جا قبا چه باشد ای خوش کمر ~~به رقص آ # 6 ای مست هست گشته بر تو فنا نبشته %~% رقعه فنا رسیده بهر سفر به رقص آ # 7 در دست جام باده آمد بتم پیاده %~% گر نیستی تو ماده زان شاه نر به رقص ~~آ # 8 پایان جنگ آمد آواز چنگ آمد %~% یوسف ز چاه آمد ای بی‌هنر به رقص آ # 9 تا چند وعده باشد وین سر به سجده باشد %~% هجرم ببرده باشد دنگ و اثر ~~به رقص آ # 10 کی باشد آن زمانی گوید مرا فلانی %~% کای بی‌خبر فنا شو ای باخبر به ~~رقص آ # 11 طاووس ما درآید وان رنگ‌ها برآید %~% با مرغ جان سراید بی‌بال و پر به ~~رقص آ # 12 کور و کران عالم دید از مسیح مرهم %~% گفته مسیح مریم کای کور و کر به ~~رقص آ # 13 مخدوم شمس دین است تبریز رشک چین است %~% اندر بهار حسنش شاخ و شجر به ~~رقص آ PageV1P0189 ### || [genre: Gh] # 1 با آن که می‌رسانی آن باده بقا را %~% بی تو نمی‌گوارد این جام باده ما ~~را # 2 مطرب قدح رها کن زین گونه ناله‌ها کن %~% جانا یکی بها کن آن جنس ~~بی‌بها را # 3 آن عشق سلسلت را وان آفت دلت را %~% آن چاه بابلت را وان کان سحرها را # 4 بازآر بار دیگر تا کار ما شود زر %~% از سر بگیر از سر آن عادت وفا را # 5 دیو شقا سرشته از لطف تو فرشته %~% طغرای تو ms0117 نبشته مر ملکت صفا را # 6 در نورت ای گزیده‌ای بر فلک رسیده %~% من دم به دم بدیده انوار مصطفا ~~را # 7 چون بسته گشت راهی شد حاصل من آهی %~% شد کوه همچو کاهی از عشق کهربا ~~را # 8 از شمس دین چون مه تبریز هست آگه %~% بشنو دعا و گه گه آمین کن این دعا ~~را PageV1P0190 ### || [genre: Gh] # 1 بیدار کن طرب را بر من بزن تو خود را %~% چشمی چنین بگردان کوری چشم بد ~~را # 2 خود را بزن تو بر من اینست زنده کردن %~% بر مرده زن چو عیسی افسون ~~معتمد را # 3 ای رویت از قمر به آن رو به روی من نه %~% تا بنده دیده باشد صد دولت ~~ابد را # 4 در واقعه بدیدم کز قند تو چشیدم %~% با آن نشان که گفتی این بوسه نام ~~زد را # 5 جان فرشته بودی یا رب چه گشته بودی %~% کز چهره می‌نمودی لم یتخذ ولد ~~را # 6 چون دست تو کشیدم صورت دگر ندیدم %~% بی هوشیی بدیدم گم کرده مر خرد را # 7 جام چو نار درده بی‌رحم وار درده %~% تا گم شوم ندانم خود را و نیک و ~~بد را # 8 این بار جام پر کن لیکن تمام پر کن %~% تا چشم سیر گردد یک سو نهد حسد ~~را # 9 درده میی ز بالا در لا اله الا %~% تا روح اله بیند ویران کند جسد را # 10 از قالب نمدوش رفت آینه خرد خوش %~% چندانک خواهی اکنون می‌زن تو این ~~نمد را PageV1P0191 ### || [genre: Gh] # 1 بشکن سبو و کوزه ای میرآب جان‌ها %~% تا وا شود چو کاسه در پیش تو ~~دهان‌ها # 2 بر گیجگاه ما زن ای گیجی خردها %~% تا وارهد به گیجی این عقل ز ~~امتحان‌ها # 3 ناقوس تن شکستی ناموس عقل بشکن %~% مگذار کان مزور پیدا کند نشان‌ها # 4 ور جادویی نماید بندد زبان مردم %~% تو چون عصای موسی بگشا برو زبان‌ها # 5 عاشق ms0118 خموش خوشتر دریا به جوش خوشتر %~% چون آینه‌ست خوشتر در خامشی ~~بیان‌ها PageV1P0192 ### || [genre: Gh] # 1 جانا قبول گردان این جست و جوی ما را %~% بنده و مرید عشقیم برگیر موی ~~ما را # 2 بی ساغر و پیاله درده میی چو لاله %~% تا گل سجود آرد سیمای روی ما را # 3 مخمور و مست گردان امروز چشم ما را %~% رشک بهشت گردان امروز کوی ما را # 4 ما کان زر و سیمیم دشمن کجاست زر را %~% از ما رسد سعادت یار و عدوی ما ~~را # 5 شمع طراز گشتیم گردن دراز گشتیم %~% فحل و فراخ کردی زین می گلوی ما را # 6 ای آب زندگانی ما را ربود سیلت %~% اکنون حلال بادت بشکن سبوی ما را # 7 گر خوی ما ندانی از لطف باده واجو %~% همخوی خویش کردست آن باده خوی ما ~~را # 8 گر بحر می بریزی ما سیر و پر نگردیم %~% زیرا نگون نهادی در سر کدوی ما ~~را # 9 مهمان دیگر آمد دیکی دگر به کف کن %~% کاین دیگ بس نیاید یک کاسه شوی ~~ما را # 10 نک جوق جوق مستان در می‌رسند بستان %~% مخمور چون نیابد چون یافت بوی ~~ما را # 11 ترک هنر بگوید دفتر همه بشوید %~% گر بشنود عطارد این طرقوی ما را # 12 سیلی خورند چون دف در عشق فخرجویان %~% زخمه به چنگ آور می‌زن سه توی ~~ما را # 13 بس کن که تلخ گردد دنیا بر اهل دنیا %~% گر بشنوند ناگه این گفت و گوی ~~ما را PageV1P0193 ### || [genre: Gh] # 1 خواهم گرفتن اکنون آن مایه صور را %~% دامی نهاده‌ام خوش آن قبله نظر ~~را # 2 دیوار گوش دارد آهسته‌تر سخن گو %~% ای عقل بام بررو ای دل بگیر در را # 3 اعدا که در کمینند در غصه همینند %~% چون بشنوند چیزی گویند همدگر را # 4 گر ذره‌ها نهانند خصمان و دشمنانند %~% در قعر چه سخن گو خلوت گزین سحر ~~را # 5 ای جان ms0119 چه جای دشمن روزی خیال دشمن %~% در خانه دلم شد از بهر رهگذر را # 6 رمزی شنید زین سر زو پیش دشمنان شد %~% می‌خواند یک به یک را می‌گفت ~~خشک و تر را # 7 زان روز ما و یاران در راه عهد کردیم %~% پنهان کنیم سر را پیش افکنیم ~~سر را # 8 ما نیز مردمانیم نی کم ز سنگ کانیم %~% بی زخم‌های میتین پیدا نکرد زر ~~را # 9 دریای کیسه بسته تلخ و ترش نشسته %~% یعنی خبر ندارم کی دیده‌ام گهر را ~~PageV1P0194 ### || [genre: Gh] # 1 شهوت که با تو رانند صدتو کنند جان را %~% چون با زنی برانی سستی دهد ~~میان را # 2 زیرا جماع مرده تن را کند فسرده %~% بنگر به اهل دنیا دریاب این نشان ~~را # 3 میران و خواجگانشان پژمرده است جانشان %~% خاک سیاه بر سر این نوع ~~شاهدان را # 4 دررو به عشق دینی تا شاهدان ببینی %~% پرنور کرده از رخ آفاق آسمان را # 5 بخشد بت نهانی هر پیر را جوانی %~% زان آشیان جانی اینست ارغوان را # 6 خامش کنی وگر نی بیرون شوم از این جا %~% کز شومی زبانت می‌پوشد او ~~دهان را PageV1P0195 ### || [genre: Gh] # 1 در جنبش اندرآور زلف عبرفشان را %~% در رقص اندرآور جان‌های صوفیان را # 2 خورشید و ماه و اختر رقصان بگرد چنبر %~% ما در میان رقصیم رقصان کن آن ~~میان را # 3 لطف تو مطربانه از کمترین ترانه %~% در چرخ اندرآرد صوفی آسمان را # 4 باد بهار پویان آید ترانه گویان %~% خندان کند جهان را خیزان کند خزان ~~را # 5 بس مار یار گردد گل جفت خار گردد %~% وقت نثار گردد مر شاه بوستان را # 6 هر دم ز باغ بویی آید چو پیک سویی %~% یعنی که الصلا زن امروز دوستان ~~را # 7 در سر خود روان شد بستان و با تو گوید %~% در سر خود روان شو تا جان ~~رسد روان را # 8 تا غنچه برگشاید با سرو ms0120 سر سوسن %~% لاله بشارت آرد مر بید و ارغوان را # 9 تا سر هر نهالی از قعر بر سر آید %~% معراجیان نهاده در باغ نردبان را # 10 مرغان و عندلیبان بر شاخه‌ها نشسته %~% چون بر خزینه باشد ادرار ~~پاسبان را # 11 این برگ چون زبان‌ها وین میوه‌ها چو دل‌ها %~% دل‌ها چو رو نماید قیمت ~~دهد زبان را PageV1P0196 ### || [genre: Gh] # 1 ای بنده بازگرد به درگاه ما بیا %~% بشنو ز آسمان‌ها حی علی الصلا # 2 درهای گلستان ز پی تو گشاده‌ایم %~% در خارزار چند دوی ای برهنه پا # 3 جان را من آفریدم و دردیش داده‌ام %~% آن کس که درد داده همو سازدش دوا # 4 قدی چو سرو خواهی در باغ عشق رو %~% کاین چرخ کوژپشت کند قد تو دوتا # 5 باغی که برگ و شاخش گویا و زنده‌اند %~% باغی که جان ندارد آن نیست جان ~~فزا # 6 ای زنده زاده چونی از گند مردگان %~% خود تاسه می نگیرد از این مردگان ~~تو را # 7 هر دو جهان پر است ز حی حیات بخش %~% با جان پنج روزه قناعت مکن ز ما # 8 جان‌ها شمار ذره معلق همی‌زنند %~% هر یک چو آفتاب در افلاک کبریا # 9 ایشان چو ما ز اول خفاش بوده‌اند %~% خفاش شمس گشت از آن بخشش و عطا ~~PageV1P0197 ### || [genre: Gh] # 1 ای صوفیان عشق بدرید خرقه‌ها %~% صد جامه ضرب کرد گل از لذت صبا # 2 کز یار دور ماند و گرفتار خار شد %~% زین هر دو درد رست گل از امر ~~ایتیا # 3 از غیب رو نمود صلایی زد و برفت %~% کاین راه کوتهست گرت نیست پا روا # 4 من هم خموش کردم و رفتم عقیب گل %~% از من سلام و خدمت ریحان و لاله را # 5 دل از سخن پر آمد و امکان گفت نیست %~% ای جان صوفیان بگشا لب به ماجرا # 6 زان حال‌ها بگو که هنوز آن نیامده‌ست %~% چون خوی صوفیان نبود ذکر ~~مامضی PageV1P0198 ### || [genre: ms0121 Gh] # 1 ای خان و مان بمانده و از شهر خود جدا %~% شاد آمدیت از سفر خانه خدا # 2 روز از سفر به فاقه و شب‌ها قرار نی %~% در عشق حج کعبه و دیدار مصطفا # 3 مالیده رو و سینه در آن قبله گاه حق %~% در خانه خدا شده قد کان آمنسا # 4 چونید و چون بدیت در این راه باخطر %~% ایمن کند خدای در این راه جمله ~~را # 5 در آسمان ز غلغل لبیک حاجیان %~% تا عرش نعره‌ها و غریوست از صدا # 6 جان چشم تو ببوسد و بر پات سر نهد %~% ای مروه را بدیده و بررفته بر ~~صفا # 7 مهمان حق شدیت و خدا وعده کرده است %~% مهمان عزیز باشد خاصه به پیش ما # 8 جان خاک اشتری که کشد بار حاجیان %~% تا مشعرالحرام و تا منزل منا # 9 بازآمده ز حج و دل آن جا شده مقیم %~% جان حلقه را گرفته و تن گشته ~~مبتلا # 10 از شام ذات جحفه و از بصره ذات عرق %~% باتیغ و باکفن شده این جا که ~~ربنا # 11 کوه صفا برآ به سر کوه رخ به بیت %~% تکبیر کن برادر و تهلیل و هم دعا # 12 اکنون که هفت بار طوافت قبول شد %~% اندر مقام دو رکعت کن قدوم را # 13 وانگه برآ به مروه و مانند این بکن %~% تا هفت بار و باز به خانه ~~طواف‌ها # 14 تا روز ترویه بشنو خطبه بلیغ %~% وانگه به جانب عرفات آی در صلا # 15 وانگه به موقف آی و به قرب جبل بایست %~% پس بامداد بار دگر بیست هم ~~به جا # 16 وان گاه روی سوی منی آر و بعد از آن %~% تا هفت بار می‌زن و می‌گیر ~~سنگ‌ها # 17 از ما سلام بادا بر رکن و بر حطیم %~% ای شوق ما به زمزم و آن منزل ~~وفا # 18 صبحی بود ز خواب بخیزیم گرد ما %~% از اذخر و خلیل به ما ms0122 بو دهد صبا ~~PageV1P0199 ### || [genre: Gh] # 1 نام شتر به ترکی چه بود بگو دوا %~% نام بچه ش چه باشد او خود پیش دوا # 2 ما زاده قضا و قضا مادر همه‌ست %~% چون کودکان دوان شده‌ایم از پی قضا # 3 ما شیر از او خوریم و همه در پیش پریم %~% گر شرق و غرب تازد ور جانب ~~سما # 4 طبل سفر ز دست قدم در سفر نهیم %~% در حفظ و در حمایت و در عصمت خدا # 5 در شهر و در بیابان همراه آن مهیم %~% ای جان غلام و بنده آن ماه خوش ~~لقا # 6 آن جاست شهر کان شه ارواح می‌کشد %~% آن جاست خان و مان که بگوید خدا ~~بیا # 7 کوته شود بیابان چون قبله او بود %~% پیش و سپس چمن بود و سرو دلربا # 8 کوهی که در ره آید هم پشت خم دهد %~% کای قاصدان معدن اجلال مرحبا # 9 همچون حریر نرم شود سنگلاخ راه %~% چون او بود قلاوز آن راه و پیشوا # 10 ما سایه وار در پی آن مه دوان شدیم %~% ای دوستان همدل و همراه الصلا # 11 دل را رفیق ما کند آن کس که عذر هست %~% زیرا که دل سبک بود و چست و ~~تیزپا # 12 دل مصر می‌رود که به کشتیش وهم نیست %~% دل مکه می‌رود که نجوید مهاره ~~را # 13 از لنگی تنست و ز چالاکی دلست %~% کز تن نجست حق و ز دل جست آن وفا # 14 اما کجاست آن تن همرنگ جان شده %~% آب و گلی شده‌ست بر ارواح پادشا # 15 ارواح خیره مانده که این شوره خاک بین %~% از حد ما گذشت و ملک گشت و ~~مقتدا # 16 چه جای مقتدا که بدان جا که او رسید %~% گر پا نهیم پیش بسوزیم در شقا # 17 این در گمان نبود در او طعن می‌زدیم %~% در هیچ آدمی منگر خوار ای کیا # 18 ما همچو آب در گل و ریحان ms0123 روان شویم %~% تا خاک‌های تشنه ز ما بر دهد ~~گیا # 19 بی دست و پاست خاک جگرگرم بهر آب %~% زین رو دوان دوان رود آن آب ~~جوی‌ها # 20 پستان آب می خلد ایرا که دایه اوست %~% طفل نبات را طلبد دایه جا به ~~جا # 21 ما را ز شهر روح چنین جذب‌ها کشید %~% در صد هزار منزل تا عالم فنا # 22 باز از جهان روح رسولان همی‌رسند %~% پنهان و آشکار بازآ به اقربا # 23 یاران نو گرفتی و ما را گذاشتی %~% ما بی‌تو ناخوشیم اگر تو خوشی ز ما # 24 ای خواجه این ملالت تو ز آه اقرباست %~% با هر کی جفت گردی آنت کند ~~جدا # 25 خاموش کن که همت ایشان پی توست %~% تأثیر همت‌ست تصاریف ابتلا ~~PageV1P0200 ### || [genre: Gh] # 1 شب رفت و هم تمام نشد ماجرای ما %~% ناچار گفتنی‌ست تمامی ماجرا # 2 والله ز دور آدم تا روز رستخیز %~% کوته نگشت و هم نشود این درازنا # 3 اما چنین نماید کاینک تمام شد %~% چون ترک گوید اشپو مرد رونده را # 4 اشپوی ترک چیست که نزدیک منزلی %~% تا گرمی و جلادت و قوت دهد تو را # 5 چون راه رفتنی‌ست توقف هلاکت‌ست %~% چونت قنق کند که بیا خرگه اندرآ # 6 صاحب مروتی‌ست که جانش دریغ نیست %~% لیکن گرت بگیرد ماندی در ابتلا # 7 بر ترک ظن بد مبر و متهم مکن %~% مستیز همچو هندو بشتاب همرها # 8 کان جا در آتش است سه نعل از برای تو %~% وان جا به گوش تست دل خویش و ~~اقربا # 9 نگذارد اشتیاق کریمان که آب خوش %~% اندر گلوی تو رود ای یار باوفا # 10 گر در عسل نشینی تلخت کنند زود %~% ور با وفا تو جفت شوی گردد آن جفا # 11 خاموش باش و راه رو و این یقین بدان %~% سرگشته دارد آب غریبی چو آسیا ~~PageV1P0201 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز بامداد سلام علیکما %~% آن جا که شه نشیند و آن ms0124 وقت مرتضا # 2 دل ایستاد پیشش بسته دو دست خویش %~% تا دست شاه بخشد پایان زر و عطا # 3 جان مست کاس و تا ابدالدهر گه گهی %~% بر خوان جسم کاسه نهد دل نصیب ما # 4 تا زان نصیب بخشد دست مسیح عشق %~% مر مرده را سعادت و بیمار را دوا # 5 برگ تمام یابد از او باغ عشرتی %~% هم بانوا شود ز طرب چنگل دوتا # 6 در رقص گشته تن ز نواهای تن به تن %~% جان خود خراب و مست در آن محو و ~~آن فنا # 7 زندان شده بهشت ز نای و ز نوش عشق %~% قاضی عقل مست در آن مسند قضا # 8 سوی مدرس خرد آیند در سؤال %~% کاین فتنه عظیم در اسلام شد چرا # 9 مفتی عقل کل به فتوی دهد جواب %~% کاین دم قیامت‌ست روا کو و ناروا # 10 در عیدگاه وصل برآمد خطیب عشق %~% با ذوالفقار و گفت مر آن شاه را ثنا # 11 از بحر لامکان همه جان‌های گوهری %~% کرده نثار گوهر و مرجان جان‌ها # 12 خاصان خاص و پردگیان سرای عشق %~% صف صف نشسته در هوسش بر در سرا # 13 چون از شکاف پرده بر ایشان نظر کند %~% بس نعره‌های عشق برآید که ~~مرحبا # 14 می‌خواست سینه‌اش که سنایی دهد به چرخ %~% سینای سینه‌اش بنگنجید در ~~سما # 15 هر چار عنصرند در این جوش همچو دیک %~% نی نار برقرار و نه خاک و نم ~~هوا # 16 گه خاک در لباس گیا رفت از هوس %~% گه آب خود هوا شد از بهر این ولا # 17 از راه روغناس شده آب آتشی %~% آتش شده ز عشق هوا هم در این فضا # 18 ارکان به خانه خانه بگشته چو بیذقی %~% از بهر عشق شاه نه از لهو چون ~~شما # 19 ای بی‌خبر برو که تو را آب روشنی‌ست %~% تا وارهد ز آب و گلت صفوت صفا # 20 زیرا که طالب صفت صفوت‌ست آب %~% وان نیست ms0125 جز وصال تو با قلزم ضیا # 21 ز آدم اگر بگردی او بی‌خدای نیست %~% ابلیس وار سنگ خوری از کف خدا # 22 آری خدای نیست ولیکن خدای را %~% این سنتی‌ست رفته در اسرار کبریا # 23 چون پیش آدم از دل و جان و بدن کنی %~% یک سجده‌ای به امر حق از صدق ~~بی‌ریا # 24 هر سو که تو بگردی از قبله بعد از آن %~% کعبه بگردد آن سو بهر دل تو ~~را # 25 مجموع چون نباشم در راه پس ز من %~% مجموع چون شوند رفیقان باوفا # 26 دیوارهای خانه چو مجموع شد به نظم %~% آن گاه اهل خانه در او جمع شد ~~دلا # 27 چون کیسه جمع نبود باشد دریده درز %~% پس سیم جمع چون شود از وی یکی ~~بیا # 28 مجموع چون شوم چو به تبریز شد مقیم %~% شمس الحقی که او شد سرجمع هر ~~علا PageV1P0202 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار خرم آمد نگار ما %~% چون صد هزار تنگ شکر در کنار ما # 2 آمد مهی که مجلس جان زو منورست %~% تا بشکند ز باده گلگون خمار ما # 3 شاد آمدی بیا و ملوکانه آمدی %~% ای سرو گلستان چمن و لاله زار ما # 4 پاینده باش ای مه و پاینده عمر باش %~% در بیشه جهان ز برای شکار ما # 5 دریا به جوش از تو که بی‌مثل گوهری %~% کهسار در خروش که ای یار غار ما # 6 در روز بزم ساقی دریاعطای ما %~% در روز رزم شیر نر و ذوالفقار ما # 7 چونی در این غریبی و چونی در این سفر %~% برخیز تا رویم به سوی دیار ما # 8 ما را به مشک و خم و سبوها قرار نیست %~% ما را کشان کنید سوی جویبار ~~ما # 9 سوی پری رخی که بر آن چشم‌ها نشست %~% آرام عقل مست و دل بی‌قرار ما # 10 شد ماه در گدازش سوداش همچو ما %~% شد آفتاب از رخ او یادگار ما # 11 ای ms0126 رونق صباح و صبوح ظریف ما %~% وی دولت پیاپی بیش از شمار ما # 12 هر چند سخت مستی سستی مکن بگیر %~% کارزد به هر چه گویی خمر و خمار ما # 13 جامی چو آفتاب پرآتش بگیر زود %~% درکش به روی چون قمر شهریار ما # 14 این نیم کاره ماند و دل من ز کار شد %~% کار او کند که هست خداوندگار ~~ما PageV1P0203 ### || [genre: Gh] # 1 سر بر گریبان درست صوفی اسرار را %~% تا چه برآرد ز غیب عاقبت کار را # 2 می که به خم حقست راز دلش مطلق‌ست %~% لیک بر او هم دق‌ست عاشق بیدار ~~را # 3 آب چو خاکی بده باد در آتش شده %~% عشق به هم برزده خیمه این چار را # 4 عشق که چادرکشان در پی آن سرخوشان %~% بر فلک بی‌نشان نور دهد نار را # 5 حلقه این در مزن لاف قلندر مزن %~% مرغ نه‌ای پر مزن قیر مگو قار را # 6 حرف مرا گوش کن باده جان نوش کن %~% بیخود و بی‌هوش کن خاطر هشیار را # 7 پیش ز نفی وجود خانه خمار بود %~% قبله خود ساز زود آن در و دیوار را # 8 مست شود نیک مست از می جام الست %~% پر کن از می پرست خانه خمار را # 9 داد خداوند دین شمس حق‌ست این ببین %~% ای شده تبریز چین آن رخ گلنار ~~را PageV1P0204 ### || [genre: Gh] # 1 چند گریزی ز ما چند روی جا به جا %~% جان تو در دست ماست همچو گلوی عصا # 2 چند بکردی طواف گرد جهان از گزاف %~% زین رمه پر ز لاف هیچ تو دیدی وفا # 3 روز دو سه‌ای زحیر گرد جهان گشته گیر %~% همچو سگان مرده گیر گرسنه و ~~بی‌نوا # 4 مرده دل و مرده جو چون پسر مرده شو %~% از کفن مرده ایست در تن تو آن ~~قبا # 5 زنده ندیدی که تا مرده نماید تو را %~% چند کشی در کنار صورت گرمابه را # 6 ms0127 دامن تو پرسفال پیش تو آن زر و مال %~% باورم آنگه کنی که اجل آرد فنا # 7 گویی که زر کهن من چه کنم بخش کن %~% من به سما می‌روم نیست زر آن جا ~~روا # 8 جغد نه‌ای بلبلی از چه در این منزلی %~% باغ و چمن را چه شد سبزه و سرو ~~و صبا PageV1P0205 ### || [genre: Gh] # 1 ای همه خوبی تو را پس تو کرایی که را %~% ای گل در باغ ما پس تو کجایی ~~کجا # 2 سوسن با صد زبان از تو نشانم نداد %~% گفت رو از من مجو غیر دعا و ثنا # 3 از کف تو ای قمر باغ دهان پرشکر %~% وز کف تو بی‌خبر با همه برگ و نوا # 4 سرو اگر سر کشید در قد تو کی رسید %~% نرگس اگر چشم داشت هیچ ندید او ~~تو را # 5 مرغ اگر خطبه خواند شاخ اگر گل فشاند %~% سبزه اگر تیز راند هیچ ندارد ~~دوا # 6 شرب گل از ابر بود شرب دل از صبر بود %~% ابر حریف گیاه صبر حریف صبا # 7 هر طرفی صف زده مردم و دیو و دده %~% لیک در این میکده پای ندارند پا # 8 هر طرفی‌ام بجو هر چه بخواهی بگو %~% ره نبری تار مو تا ننمایم هدی # 9 گرم شود روی آب از تپش آفتاب %~% باز همش آفتاب برکشد اندر علا # 10 بربردش خرد خرد تا که ندانی چه برد %~% صاف بدزدد ز درد شعشعه دلربا # 11 زین سخن بوالعجب بستم من هر دو لب %~% لیک فلک جمله شب می‌زندت الصلا ~~PageV1P0206 ### || [genre: Gh] # 1 ای که به هنگام درد راحت جانی مرا %~% وی که به تلخی فقر گنج روانی مرا # 2 آن چه نبردست وهم عقل ندیدست و فهم %~% از تو به جانم رسید قبله ازانی ~~مرا # 3 از کرمت من به ناز می‌نگرم در بقا %~% کی بفریبد شها دولت فانی مرا # 4 نغمت آن کس که او مژده تو ms0128 آورد %~% گر چه به خوابی بود به ز اغانی مرا # 5 در رکعات نماز هست خیال تو شه %~% واجب و لازم چنانک سبع مثانی مرا # 6 در گنه کافران رحم و شفاعت تو راست %~% مهتری و سروری سنگ دلانی مرا # 7 گر کرم لایزال عرضه کند ملک‌ها %~% پیش نهد جمله‌ای کنز نهانی مرا # 8 سجده کنم من ز جان روی نهم من به خاک %~% گویم از این‌ها همه عشق فلانی ~~مرا # 9 عمر ابد پیش من هست زمان وصال %~% زانک نگنجد در او هیچ زمانی مرا # 10 عمر اوانی‌ست و وصل شربت صافی در آن %~% بی تو چه کار آیدم رنج اوانی ~~مرا # 11 بیست هزار آرزو بود مرا پیش از این %~% در هوسش خود نماند هیچ امانی ~~مرا # 12 از مدد لطف او ایمن گشتم از آنک %~% گوید سلطان غیب لست ترانی مرا # 13 گوهر معنی اوست پر شده جان و دلم %~% اوست اگر گفت نیست ثالث و ثانی ~~مرا # 14 رفت وصالش به روح جسم نکرد التفات %~% گر چه مجرد ز تن گشت عیانی مرا # 15 پیر شدم از غمش لیک چو تبریز را %~% نام بری بازگشت جمله جوانی مرا ~~PageV1P0207 ### || [genre: Gh] # 1 از جهت ره زدن راه درآرد مرا %~% تا به کف رهزنان بازسپارد مرا # 2 آنک زند هر دمی راه دو صد قافله %~% من چه زنم پیش او او به چه آرد مرا # 3 من سر و پا گم کنم دل ز جهان برکنم %~% گر نفسی او به لطف سر بنخارد ~~مرا # 4 او ره خوش می‌زند رقص بر آن می‌کنم %~% هر دم بازی نو عشق برآرد مرا # 5 گه به فسوس او مرا گوید کنجی نشین %~% چونک نشینم به کنج خود به درآرد ~~مرا # 6 ز اول امروزم او می‌بپراند چو باز %~% تا که چه گیرد به من بر کی گمارد ~~مرا # 7 همت من همچو رعد نکته من همچو ابر %~% قطره چکد ز ابر ms0129 من چون بفشارد ~~مرا # 8 ابر من از بامداد دارد از آن بحر داد %~% تا که ز رعد و ز باد بر کی ~~ببارد مرا # 9 چونک ببارد مرا یاوه ندارد مرا %~% در کف صد گون نبات بازگذارد مرا ~~PageV1P0208 ### || [genre: Gh] # 1 ای در ما را زده شمع سرایی درآ %~% خانه دل آن توست خانه خدایی درآ # 2 خانه ز تو تافته‌ست روشنیی یافته‌ست %~% ای دل و جان جای تو ای تو ~~کجایی درآ # 3 ای صنم خانگی مایه دیوانگی %~% ای همه خوبی تو را پس تو کرایی درآ ~~PageV1P0209 ### || [genre: Gh] # 1 گر نه تهی باشدی بیشترین جوی‌ها %~% خواجه چرا می‌دود تشنه در این ~~کوی‌ها # 2 خم که در او باده نیست هست خم از باد پر %~% خم پر از باد کی سرخ کند ~~روی‌ها # 3 هست تهی خارها نیست در او بوی گل %~% کور بجوید ز خار لطف گل و بوی‌ها # 4 با طلب آتشین روی چو آتش ببین %~% بر پی دودش برو زود در این سوی‌ها # 5 در حجب مشک موی روی ببین اه چه روی %~% آنک خدایش بشست دور ز روشوی‌ها # 6 بر رخ او پرده نیست جز که سر زلف او %~% گاه چو چوگان شود گاه شود ~~گوی‌ها # 7 از غلط عاشقان از تبش روی او %~% صورت او می‌شود بر سر آن موی‌ها # 8 هی که بسی جان‌ها موی به مو بسته‌اند %~% چون مگسان شسته‌اند بر سر ~~چربوی‌ها # 9 باده چو از عقل برد رنگ ندارد رواست %~% حسن تو چون یوسفیست تا چه کنم ~~خوی‌ها # 10 آهوی آن نرگسش صید کند جز که شیر %~% راست شود روح چون کژ کند ~~ابروی‌ها # 11 مفخر تبریزیان شمس حق بی‌زیان %~% توی به تو عشق توست باز کن این ~~توی‌ها PageV1P0210 ### || [genre: Gh] # 1 باز بنفشه رسید جانب سوسن دوتا %~% باز گل لعل پوش می‌بدراند قبا # 2 بازرسیدند شاد زان سوی عالم چو باد %~% مست و خرامان و خوش سبزقبایان ~~ما ms0130 # 3 سرو علمدار رفت سوخت خزان را به تفت %~% وز سر که رخ نمود لاله شیرین ~~لقا # 4 سنبله با یاسمین گفت سلام علیک %~% گفت علیک السلام در چمن آی ای فتا # 5 یافته معروفیی هر طرفی صوفیی %~% دست زنان چون چنار رقص کنان چون صبا # 6 غنچه چو مستوریان کرده رخ خود نهان %~% باد کشد چادرش کای سره رو برگشا # 7 یار در این کوی ما آب در این جوی ما %~% زینت نیلوفری تشنه و زردی چرا # 8 رفت دی روترش کشته شد آن عیش کش %~% عمر تو بادا دراز ای سمن تیزپا # 9 نرگس در ماجرا چشمک زد سبزه را %~% سبزه سخن فهم کرد گفت که فرمان تو ~~را # 10 گفت قرنفل به بید من ز تو دارم امید %~% گفت عزبخانه‌ام خلوت توست ~~الصلا # 11 سیب بگفت ای ترنج از چه تو رنجیده‌ای %~% گفت من از چشم بد می‌نشوم ~~خودنما # 12 فاخته با کو و کو آمد کان یار کو %~% کردش اشارت به گل بلبل شیرین نوا # 13 غیر بهار جهان هست بهاری نهان %~% ماه رخ و خوش دهان باده بده ساقیا # 14 یا قمرا طالعا فی الظلمات الدجی %~% نور مصابیحه یغلب شمس الضحی # 15 چند سخن ماند لیک بی‌گه و دیرست نیک %~% هر چه به شب فوت شد آرم فردا ~~قضا PageV1P0211 ### || [genre: Gh] # 1 اسیر شیشه کن آن جنیان دانا را %~% بریز خون دل آن خونیان صهبا را # 2 ربوده‌اند کلاه هزار خسرو را %~% قبای لعل ببخشیده چهره ما را # 3 به گاه جلوه چو طاووس عقل‌ها برده %~% گشاده چون دل عشاق پر رعنا را # 4 ز عکسشان فلک سبز رنگ لعل شود %~% قیاس کن که چگونه کنند دل‌ها را # 5 درآورند به رقص و طرب به یک جرعه %~% هزار پیر ضعیف بمانده برجا را # 6 چه جای پیر که آب حیات خلاقند %~% که جان دهند به یک غمزه جمله اشیا را # 7 شکرفروش چنین چست هیچ ms0131 کس دیده‌ست %~% سخن شناس کند طوطی شکرخا را # 8 زهی لطیف و ظریف و زهی کریم و شریف %~% چنین رفیق بباید طریق بالا را # 9 صلا زدند همه عاشقان طالب را %~% روان شوید به میدان پی تماشا را # 10 اگر خزینه قارون به ما فروریزند %~% ز مغز ما نتوانند برد سودا را # 11 بیار ساقی باقی که جان جان‌هایی %~% بریز بر سر سودا شراب حمرا را # 12 دلی که پند نگیرد ز هیچ دلداری %~% بر او گمار دمی آن شراب گیرا را # 13 زهی شراب که عشقش به دست خود پخته‌ست %~% زهی گهر که نبوده‌ست هیچ ~~دریا را # 14 ز دست زهره به مریخ اگر رسد جامش %~% رها کند به یکی جرعه خشم و صفرا ~~را # 15 تو مانده‌ای و شراب و همه فنا گشتیم %~% ز خویشتن چه نهان می‌کنی تو ~~سیما را # 16 ولیک غیرت لالاست حاضر و ناظر %~% هزار عاشق کشتی برای لالا را # 17 به نفی لا لا گوید به هر دمی لالا %~% بزن تو گردن لا را بیار الا را # 18 بده به لالا جامی از آنک می‌دانی %~% که علم و عقل رباید هزار دانا را # 19 و یا به غمزه شوخت به سوی او بنگر %~% که غمزه تو حیاتی‌ست ثانی احیا ~~را # 20 به آب ده تو غبار غم و کدورت را %~% به خواب درکن آن جنگ را و غوغا را # 21 خدای عشق فرستاد تا در او پیچیم %~% که نیست لایق پیچش ملک تعالی را # 22 بماند نیم غزل در دهان و ناگفته %~% ولی دریغ که گم کرده‌ام سر و پا ~~را # 23 برآ بتاب بر افلاک شمس تبریزی %~% به مغز نغز بیارای برج جوزا را ~~PageV1P0212 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو عاشق عشقی و عشق را جویا %~% بگیر خنجر تیز و ببر گلوی حیا # 2 بدانک سد عظیم است در روش ناموس %~% حدیث بی‌غرض است این قبول کن به ~~صفا # 3 هزار گونه جنون ms0132 از چه کرد آن مجنون %~% هزار شید برآورد آن گزین شیدا # 4 گهی قباش درید و گهی به کوه دوید %~% گهی ز زهر چشید و گهی گزید فنا # 5 چو عنکبوت چنان صیدهای زفت گرفت %~% ببین چه صید کند دام ربی الاعلی # 6 چو عشق چهره لیلی بدان همه ارزید %~% چگونه باشد اسری بعبده لیلا # 7 ندیده‌ای تو دواوین ویسه و رامین %~% نخوانده‌ای تو حکایات وامق و عذرا # 8 تو جامه گرد کنی تا ز آب تر نشود %~% هزار غوطه تو را خوردنی‌ست در ~~دریا # 9 طریق عشق همه مستی آمد و پستی %~% که سیل پست رود کی رود سوی بالا # 10 میان حلقه عشاق چون نگین باشی %~% اگر تو حلقه به گوش تکینی ای مولا # 11 چنانک حلقه به گوش است چرخ را این خاک %~% چنانک حلقه به گوش است روح ~~را اعضا # 12 بیا بگو چه زیان کرد خاک از این پیوند %~% چه لطف‌ها که نکرده‌ست عقل ~~با اجزا # 13 دهل به زیر گلیم ای پسر نشاید زد %~% علم بزن چو دلیران میانه صحرا # 14 به گوش جان بشنو از غریو مشتاقان %~% هزار غلغله در جو گنبد خضرا # 15 چو برگشاید بند قبا ز مستی عشق %~% توهای و هوی ملک بین و حیرت حورا # 16 چه اضطراب که بالا و زیر عالم راست %~% ز عشق کوست منزه ز زیر و از ~~بالا # 17 چو آفتاب برآمد کجا بماند شب %~% رسید جیش عنایت کجا بماند عنا # 18 خموش کردم ای جان جان جان تو بگو %~% که ذره ذره ز عشق رخ تو شد گویا ~~PageV1P0213 ### || [genre: Gh] # 1 درخت اگر متحرک بدی ز جای به جا %~% نه رنج اره کشیدی نه زخم‌های جفا # 2 نه آفتاب و نه مهتاب نور بخشیدی %~% اگر مقیم بدندی چو صخره صما # 3 فرات و دجله و جیحون چه تلخ بودندی %~% اگر مقیم بدندی به جای چون دریا # 4 هوا چو حاقن گردد به چاه ms0133 زهر شود %~% ببین ببین چه زیان کرد از درنگ ~~هوا # 5 چو آب بحر سفر کرد بر هوا در ابر %~% خلاص یافت ز تلخی و گشت چون حلوا # 6 ز جنبش لهب و شعله چون بماند آتش %~% نهاد روی به خاکستری و مرگ و فنا # 7 نگر به یوسف کنعان که از کنار پدر %~% سفر فتادش تا مصر و گشت مستثنا # 8 نگر به موسی عمران که از بر مادر %~% به مدین آمد و زان راه گشت او ~~مولا # 9 نگر به عیسی مریم که از دوام سفر %~% چو آب چشمه حیوان‌ست یحیی الموتی # 10 نگر به احمد مرسل که مکه را بگذاشت %~% کشید لشکر و بر مکه گشت او ~~والا # 11 چو بر براق سفر کرد در شب معراج %~% بیافت مرتبه قاب قوس او ادنی # 12 اگر ملول نگردی یکان یکان شمرم %~% مسافران جهان را دو تا دو تا و سه ~~تا # 13 چو اندکی بنمودم بدان تو باقی را %~% ز خوی خویش سفر کن به خوی و خلق ~~خدا PageV1P0214 ### || [genre: Gh] # 1 من از کجا غم و شادی این جهان ز کجا %~% من از کجا غم باران و ناودان ز ~~کجا # 2 چرا به عالم اصلی خویش وانروم %~% دل از کجا و تماشای خاکدان ز کجا # 3 چو خر ندارم و خربنده نیستم ای جان %~% من از کجا غم پالان و کودبان ز ~~کجا # 4 هزارساله گذشتی ز عقل و وهم و گمان %~% تو از کجا و فشارات بدگمان ز ~~کجا # 5 تو مرغ چارپری تا بر آسمان پری %~% تو از کجا و ره بام و نردبان ز کجا # 6 کسی تو را و تو کس را به بز نمی‌گیری %~% تو از کجا و هیاهای هر شبان ز ~~کجا # 7 هزار نعره ز بالای آسمان آمد %~% تو تن زنی و نجویی که این فغان ز کجا # 8 چو آدمی به یکی مار شد برون ز بهشت %~% میان کژدم ms0134 و ماران تو را امان ز ~~کجا # 9 دلا دلا به سررشته شو مثل بشنو %~% که آسمان ز کجایست و ریسمان ز کجا # 10 شراب خام بیار و به پختگان درده %~% من از کجا غم هر خام قلتبان ز کجا # 11 شرابخانه درآ و در از درون دربند %~% تو از کجا و بد و نیک مردمان ز ~~کجا # 12 طمع مدار که عمر تو را کران باشد %~% صفات حقی و حق را حد و کران ز ~~کجا # 13 اجل قفس شکند مرغ را نیازارد %~% اجل کجا و پر مرغ جاودان ز کجا # 14 خموش باش که گفتی بسی و کس نشنید %~% که این دهل ز چه بام‌ست و این ~~بیان ز کجا PageV1P0215 ### || [genre: Gh] # 1 روم به حجره خیاط عاشقان فردا %~% من درازقبا با هزار گز سودا # 2 ببردت ز یزید و بدوزدت بر زید %~% بدین یکی کندت جفت و زان دگر عذرا # 3 بدان یکیت بدوزد که دل نهی همه عمر %~% زهی بریشم و بخیه زهی ید بیضا # 4 چو دل تمام نهادی ز هجر بشکافد %~% به زخم نادره مقراض اهبطوا منها # 5 ز جمع کردن و تفریق او شدم حیران %~% به ثبت و محو چو تلوین خاطر شیدا # 6 دل‌ست تخته پرخاک او مهندس دل %~% زهی رسوم و رقوم و حقایق و اسما # 7 تو را چو در دگری ضرب کرد همچو عدد %~% ز ضرب خود چه نتیجه همی‌کند ~~پیدا # 8 چو ضرب دیدی اکنون بیا و قسمت بین %~% که قطره‌ای را چون بخش کرد در ~~دریا # 9 به جبر جمله اضداد را مقابله کرد %~% خمش که فکر دراشکست زین عجایب‌ها ~~PageV1P0216 ### || [genre: Gh] # 1 چه نیکبخت کسی که خدای خواند تو را %~% درآ درآ به سعادت درت گشاد خدا # 2 که برگشاید درها مفتح الابواب %~% که نزل و منزل بخشید نحن نزلنا # 3 که دانه را بشکافد ندا کند به درخت %~% که سر برآر به بالا و می ms0135 فشان ~~خرما # 4 که دردمید در آن نی که بود زیر زمین %~% که گشت مادر شیرین و خسرو حلوا # 5 کی کرد در کف کان خاک را زر و نقره %~% کی کرد در صدفی آب را جواهرها # 6 ز جان و تن برهیدی به جذبه جانان %~% ز قاب و قوس گذشتی به جذب او ادنی # 7 هم آفتاب شده مطربت که خیز سجود %~% به سوی قامت سروی ز دست لاله صلا # 8 چنین بلند چرا می‌پرد همای ضمیر %~% شنید بانگ صفیری ز ربی الاعلی # 9 گل شکفته بگویم که از چه می‌خندد %~% که مستجاب شد او را از آن بهار ~~دعا # 10 چو بوی یوسف معنی گل از گریبان یافت %~% دهان گشاد به خنده که‌های یا ~~بشرا # 11 به دی بگوید گلشن که هر چه خواهی کن %~% به فر عدل شهنشه نترسم از ~~یغما # 12 چو آسمان و زمین در کفش کم از سیبی‌ست %~% تو برگ من بربایی کجا بری و ~~کجا # 13 چو اوست معنی عالم به اتفاق همه %~% بجز به خدمت معنی کجا روند اسما # 14 شد اسم مظهر معنی کاردت ان اعرف %~% وز اسم یافت فراغت بصیرت عرفا # 15 کلیم را بشناسد به معرفت‌هارون %~% اگر عصاش نباشد وگر ید بیضا # 16 چگونه چرخ نگردد بگرد بام و درش %~% که آفتاب و مه از نور او کنند سخا # 17 چو نور گفت خداوند خویشتن را نام %~% غلام چشم شو ایرا ز نور کرد چرا # 18 از این همه بگذشتم نگاه دار تو دست %~% که می‌خرامد از آن پرده مست ~~یوسف ما # 19 چه جای دست بود عقل و هوش شد از دست %~% که ساقی‌ست دلارام و باده اش ~~گیرا # 20 خموش باش که تا شرح این همو گوید %~% که آب و تاب همان به که آید از ~~بالا PageV1P0217 ### || [genre: Gh] # 1 ز بهر غیرت آموخت آدم اسما را %~% ببافت جامع کل پرده‌های اجزا را # 2 برای غیر بود ms0136 غیرت و چو غیر نبود %~% چرا نمود دو تا آن یگانه یکتا را # 3 دهان پر است جهان خموش را از راز %~% چه مانع‌ست فصیحان حرف پیما را # 4 به بوسه‌های پیاپی ره دهان بستند %~% شکرلبان حقایق دهان گویا را # 5 گهی ز بوسه یار و گهی ز جام عقار %~% مجال نیست سخن را نه رمز و ایما ~~را # 6 به زخم بوسه سخن را چه خوش همی‌شکنند %~% به فتنه بسته ره فتنه را و ~~غوغا را # 7 چو فتنه مست شود ناگهان برآشوبند %~% چه چیز بند کند مست بی‌محابا را # 8 چو موج پست شود کوه‌ها و بحر شود %~% که بیم آب کند سنگ‌های خارا را # 9 چو سنگ آب شود آب سنگ پس می‌دان %~% احاطت ملک کامکار بینا را # 10 چو جنگ صلح شود صلح جنگ پس می‌بین %~% صناعت کف آن کردگار دانا را # 11 بپوش روی که روپوش کار خوبان‌ست %~% زبون و دستخوش و رام یافتی ما را # 12 حریف بین که فتادی تو شیر با خرگوش %~% مکن مبند به کلی ره مواسا را # 13 طمع نگر که منت پند می‌دهم که مکن %~% چنان که پند دهد نیم پشه عنقا ~~را # 14 چنان که جنگ کند روی زرد با صفرا %~% چنان که راه ببندد حشیش دریا را # 15 اکنت صاعقه یا حبیب او نارا %~% فما ترکت لنا منزلا و لا دارا # 16 بک الفخار ولکن بهیت من سکر %~% فلست افهم لی مفخرا و لا عارا # 17 متی اتوب من الذنب توبتی ذنبی %~% متی اجار اذا العشق صار لی جارا # 18 یقول عقلی لا تبدلن هدی بردی %~% اما قضیت به فی هلاک اوطارا ~~PageV1P0218 ### || [genre: Gh] # 1 چو اندرآید یارم چه خوش بود به خدا %~% چو گیرد او به کنارم چه خوش بود ~~به خدا # 2 چو شیر پنجه نهد بر شکسته آهوی خویش %~% که ای عزیز شکارم چه خوش بود ~~به خدا # 3 گریزپای رهش را کشان کشان ms0137 ببرند %~% بر آسمان چهارم چه خوش بود به خدا # 4 بدان دو نرگس مستش عظیم مخمورم %~% چو بشکنند خمارم چه خوش بود به خدا # 5 چو جان زار بلادیده با خدا گوید %~% که جز تو هیچ ندارم چه خوش بود به ~~خدا # 6 جوابش آید از آن سو که من تو را پس از این %~% به هیچ کس نگذارم چه خوش ~~بود به خدا # 7 شب وصال بیاید شبم چو روز شود %~% که روز و شب نشمارم چه خوش بود به ~~خدا # 8 چو گل شکفته شوم در وصال گلرخ خویش %~% رسد نسیم بهارم چه خوش بود به ~~خدا # 9 بیابم آن شکرستان بی‌نهایت را %~% که برد صبر و قرارم چه خوش بود به ~~خدا # 10 امانتی که به نه چرخ در نمی‌گنجد %~% به مستحق بسپارم چه خوش بود به ~~خدا # 11 خراب و مست شوم در کمال بی‌خویشی %~% نه بدروم نه بکارم چه خوش بود به ~~خدا # 12 به گفت هیچ نیایم چو پر بود دهنم %~% سر حدیث نخارم چه خوش بود به خدا ~~PageV1P0219 ### || [genre: Gh] # 1 ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا %~% که بامداد عنایت خجسته باد مرا # 2 به یاد آر دلا تا چه خواب دیدی دوش %~% که بامداد سعادت دری گشاد مرا # 3 مگر به خواب بدیدم که مه مرا برداشت %~% ببرد بر فلک و بر فلک نهاد مرا # 4 فتاده دیدم دل را خراب در راهش %~% ترانه گویان کاین دم چنین فتاد مرا # 5 میان عشق و دلم پیش کارها بوده‌ست %~% که اندک اندک آیدهمی به یاد مرا # 6 اگر نمود به ظاهر که عشق زاد ز من %~% همی‌بدان به حقیقت که عشق زاد ~~مرا # 7 ایا پدید صفاتت نهان چو جان ذاتت %~% به ذات تو که تویی جملگی مراد مرا # 8 همی‌رسد ز توام بوسه و نمی‌بینم %~% ز پرده‌های طبیعت که این کی داد ~~مرا # 9 مبر وظیفه رحمت که در فنا افتم ms0138 %~% فغان برآورم آن جا که داد داد مرا # 10 به جای بوسه اگر خود مرا رسد دشنام %~% خوشم که حادثه کردست اوستاد ~~مرا PageV1P0220 ### || [genre: Gh] # 1 مرا تو گوش گرفتی همی‌کشی به کجا %~% بگو که در دل تو چیست چیست عزم تو ~~را # 2 چه دیگ پخته‌ای از بهر من عزیزا دوش %~% خدای داند تا چیست عشق را سودا # 3 چو گوش چرخ و زمین و ستاره در کف توست %~% کجا روند همان جا که گفته‌ای ~~که بیا # 4 مرا دو گوش گرفتی و جمله را یک گوش %~% که می‌زنم ز بن هر دو گوش طال ~~بقا # 5 غلام پیر شود خواجه‌اش کند آزاد %~% چو پیر گشتم از آغاز بنده کرد مرا # 6 نه کودکان به قیامت سپیدمو خیزند %~% قیامت تو سیه موی کرد پیران را # 7 چو مرده زنده کنی پیر را جوان سازی %~% خموش کردم و مشغول می‌شوم به ~~دعا PageV1P0221 ### || [genre: Gh] # 1 رویم و خانه بگیریم پهلوی دریا %~% که داد اوست جواهر که خوی اوست سخا # 2 بدان که صحبت جان را همی‌کند همرنگ %~% ز صحبت فلک آمد ستاره خوش سیما # 3 نه تن به صحبت جان خوبروی و خوش فعل‌ست %~% چه می‌شود تن مسکین چو شد ز ~~جان عذرا # 4 چو دست متصل توست بس هنر دارد %~% چو شد ز جسم جدا اوفتاد اندر پا # 5 کجاست آن هنر تو نه که همان دستی %~% نه این زمان فراق‌ست و آن زمان ~~لقا # 6 پس الله الله زنهار ناز یار بکش %~% که ناز یار بود صد هزار من حلوا # 7 فراق را بندیدی خدات منما یاد %~% که این دعاگو به زین نداشت هیچ دعا # 8 ز نفس کلی چون نفس جزو ما ببرید %~% به اهبطوا و فرود آمد از چنان بالا # 9 مثال دست بریده ز کار خویش بماند %~% که گشت طعمه گربه زهی ذلیل و بلا # 10 ز دست او همه شیران شکسته پنجه بدند %~% که ms0139 گربه می‌کشدش سو به سو ز ~~دست قضا # 11 امید وصل بود تا رگیش می‌جنبد %~% که یافت دولت وصلت هزار دست جدا # 12 مدار این عجب از شهریار خوش پیوند %~% که پاره پاره دود از کفش شدست ~~سما # 13 شه جهانی و هم پاره دوز استادی %~% بکن نظر سوی اجزای پاره پاره ما # 14 چو چنگ ما بشکستی بساز و کش سوی خود %~% ز الست زخمه همی‌زن همی‌پذیر ~~بلا # 15 بلا کنیم ولیکن بلی اول کو %~% که آن چو نعره روحست وین ز کوه صدا # 16 چو نای ما بشکستی شکسته را بربند %~% نیاز این نی ما را ببین بدان ~~دم‌ها # 17 که نای پاره ما پاره می‌دهد صد جان %~% که کی دمم دهد او تا شوم لطیف ~~ادا PageV1P0222 ### || [genre: Gh] # 1 کجاست مطرب جان تا ز نعره‌های صلا %~% درافکند دم او در هزار سر سودا # 2 بگفته‌ام که نگویم ولیک خواهم گفت %~% من از کجا و وفاهای عهدها ز کجا # 3 اگر زمین به سراسر بروید از توبه %~% به یک دم آن همه را عشق بدرود چو ~~گیا # 4 از آنک توبه چو بندست بند نپذیرد %~% علو موج چو کهسار و غره دریا # 5 میان ابروت ای عشق این زمان گرهیست %~% که نیست لایق آن روی خوب از آن ~~بازآ # 6 مرا به جمله جهان کار کس نیاید خوش %~% که کارهای تو دیدم مناسب و همتا # 7 چو آفتاب جمالت برآمد از مشرق %~% ز ذره ذره شنیدم که نعم مولانا # 8 حلاوتیست در آن آب بحر زخارت %~% که شد از او جگر آب را هم استسقا # 9 خدای پهلوی هر درد دارویی بنهاد %~% چو درد عشق قدیمست ماند بی ز دوا # 10 وگر دوا بود این را تو خود روا داری %~% به کاه گل که بیندوده است بام ~~سما # 11 کسی که نوبت الفقر فخر زد جانش %~% چه التفات نماید به تاج و تخت و ~~لوا # 12 چو باغ ms0140 و راغ حقایق جهان گرفت همه %~% میان زهرگیاهی چرا چرند چرا # 13 دهان پرست سخن لیک گفت امکان نیست %~% به جان جمله مردان بگو تو باقی ~~را PageV1P0223 ### || [genre: Gh] # 1 چه خیره می‌نگری در رخ من ای برنا %~% مگر که در رخمست آیتی از آن سودا # 2 مگر که بر رخ من داغ عشق می‌بینی %~% میان داغ نبشته که نحن نزلنا # 3 هزار مشک همی‌خواهم و هزار شکم %~% که آب خضر لذیذست و من در استسقا # 4 وفا چه می‌طلبی از کسی که بی‌دل شد %~% چو دل برفت برفت از پیش وفا و ~~جفا # 5 به حق این دل ویران و حسن معمورت %~% خوش است گنج خیالت در این خرابه ~~ما # 6 غریو و ناله جان‌ها ز سوی بی‌سویی %~% مرا ز خواب جهانید دوش وقت دعا # 7 ز ناله گویم یا از جمال ناله کنان %~% ز ناله گوش پرست از جمالش آن ~~عینا # 8 قرار نیست زمانی تو را برادر من %~% ببین که می‌کشدت هر طرف تقاضاها # 9 مثال گویی اندر میان صد چوگان %~% دوانه تا سر میدان و گه ز سر تا پا # 10 کجاست نیت شاه و کجاست نیت گوی %~% کجاست قامت یار و کجاست بانگ صلا # 11 ز جوش شوق تو من همچو بحر غریدم %~% بگو تو ای شه دانا و گوهر دریا ~~گویا PageV1P0224 ### || [genre: Gh] # 1 بپخته است خدا بهر صوفیان حلوا %~% که حلقه حلقه نشستند و در میان حلوا # 2 هزار کاسه سر رفت سوی خوان فلک %~% چو درفتاد از آن دیگ در دهان حلوا # 3 به شرق و غرب فتادست غلغلی شیرین %~% چنین بود چو دهد شاه خسروان حلوا # 4 پیاپی از سوی مطبخ رسول می‌آید %~% که پخته‌اند ملایک بر آسمان حلوا # 5 به آبریز برد چونک خورد حلوا تن %~% به سوی عرش برد چونک خورد جان حلوا # 6 به گرد دیگ دل ای جان چو کفچه گرد به سر %~% که تا چو کفچه ms0141 دهان پر کنی ~~از آن حلوا # 7 دلی که از پی حلوا چو دیک سوخت سیاه %~% کرم بود که ببخشد به تای نان ~~حلوا # 8 خموش باش که گر حق نگویدش که بده %~% چه جای نان ندهد هم به صد سنان ~~حلوا PageV1P0225 ### || [genre: Gh] # 1 برفت یار من و یادگار ماند مرا %~% رخ معصفر و چشم پرآب و وااسفا # 2 دو دیده باشد پرنم چو در ویست مقیم %~% فرات و کوثر آب حیات جان افزا # 3 چرا رخم نکند زرگری چو متصلست %~% به گنج بی‌حد و کان جمال و حسن و بها # 4 چراست وااسفاگوی زانک یعقوبست %~% ز یوسف کش مه روی خویش گشته جدا # 5 ز ناز اگر برود تا ستاره بار شوم %~% رسد چو می‌زندش آفتاب طال بقا # 6 اگر چیم ز چراگاه جان برون کردست %~% کجاست زهره و یارا که گویمش که ~~چرا # 7 الست عشق رسید و هر آن که گفت بلی %~% گواه گفت بلی هست صد هزار بلا # 8 بلا درست و بلادر تو را کند زیرک %~% خصوص در یتیمی که هست از آن دریا # 9 منم کبوتر او گر براندم سر نی %~% کجا پرم نپرم جز که گرد بام و سرا # 10 منم ز سایه او آفتاب عالمگیر %~% که سلطنت رسد آن را که یافت ظل هما # 11 بس است دعوت دعوت بهل دعا می‌گو %~% مسیح رفت به چارم سما به پر دعا ~~PageV1P0226 ### || [genre: Gh] # 1 به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا %~% که صبر نیست مرا بی‌تو ای عزیز ~~بیا # 2 چه جای صبر که گر کوه قاف بود این صبر %~% ز آفتاب جدایی چو برف گشت ~~فنا # 3 ز دور آدم تا دور اعور دجال %~% چو جان بنده نبودست جان سپرده تو را # 4 تو خواه باور کن یا بگو که نیست چنین %~% وفای عشق تو دارم به جان پاک ~~وفا # 5 ملامتم مکنید ار دراز می‌گویم %~% بود که کشف ms0142 شود حال بنده پیش شما # 6 که آتشیست که دیگ مرا همی‌جوشد %~% کز او شکاف کند گر رسد به سقف سما # 7 اگر چه سقف سما ز آفتاب و آتش او %~% خلل نکرد و نگشت از تفش سیه سیما # 8 روان شدست یکی جوی خون ز هستی من %~% خبر ندارم من کز کجاست تا به کجا # 9 به جو چه گویم کای جو مرو چه جنگ کنم %~% برو بگو تو به دریا مجوش ای ~~دریا # 10 به حق آن لب شیرین که می‌دمی در من %~% که اختیار ندارد به ناله این ~~سرنا # 11 خموش باش و مزن آتش اندر این بیشه %~% نمی‌شکیبی می‌نال پیش او تنها ~~PageV1P0227 ### || [genre: Gh] # 1 بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا %~% فرشته را ز فلک جانب زمین کشدا # 2 به هر شبی چو محمد به جانب معراج %~% براق عشق ابد را به زیر زین کشدا # 3 به پیش روح نشین زان که هر نشست تو را %~% به خلق و خوی و صفت‌های ~~همنشین کشدا # 4 شراب عشق ابد را که ساقیش روح است %~% نگیرد و نکشد ور کشد چنین کشدا # 5 برو بدزد ز پروانه خوی جانبازی %~% که آن تو را به سوی نور شمع دین ~~کشدا # 6 رسید وحی خدایی که گوش تیز کنید %~% که گوش تیز به چشم خدای بین کشدا # 7 خیال دوست تو را مژده وصال دهد %~% که آن خیال و گمان جانب یقین کشدا # 8 در این چهی تو چو یوسف خیال دوست رسن %~% رسن تو را به فلک‌های برترین ~~کشدا # 9 به روز وصل اگر عقل ماندت گوید %~% نگفتمت که چنان کن که آن به این ~~کشدا # 10 بجه بجه ز جهان همچو آهوان از شیر %~% گرفتمش همه کان است کان به کین ~~کشدا # 11 به راستی برسد جان بر آستان وصال %~% اگر کژی به حریر و قز کژین کشدا # 12 بکش تو خار جفاها از آن که ms0143 خارکشی %~% به سبزه و گل و ریحان و یاسمین ~~کشدا # 13 بنوش لعنت و دشنام دشمنان پی دوست %~% که آن به لطف و ثناها و آفرین ~~کشدا # 14 دهان ببند و امین باش در سخن داری %~% که شه کلید خزینه بر امین کشدا ~~PageV1P0228 ### || [genre: Gh] # 1 شراب داد خدا مر مرا تو را سرکا %~% چو قسمتست چه جنگست مر مرا و تو را # 2 شراب آن گل است و خمار حصه خار %~% شناسد او همه را و سزا دهد به سزا # 3 شکر ز بهر دل تو ترش نخواهد شد %~% که هست جا و مقام شکر دل حلوا # 4 تو را چو نوحه گری داد نوحه‌ای می‌کن %~% مرا چو مطرب خود کرد دردمم ~~سرنا # 5 شکر شکر چه بخندد به روی من دلدار %~% به روی او نگرم وارهم ز رو و ریا # 6 اگر بدست ترش شکری تو از من نیز %~% طمع کن ای ترش ار نه محال را مفزا # 7 وگر گریست به عالم گلی که تا من نیز %~% بگریم و بکنم نوحه‌ای چو آن ~~گل‌ها # 8 حقم نداد غمی جز که قافیه طلبی %~% ز بهر شعر و از آن هم خلاص داد مرا # 9 بگیر و پاره کن این شعر را چو شعر کهن %~% که فارغست معانی ز حرف و باد ~~و هوا PageV1P0229 ### || [genre: Gh] # 1 ز سوز شوق دل من همی‌زند عللا %~% که بوک دررسدش از جناب وصل صلا # 2 دلست همچو حسین و فراق همچو یزید %~% شهید گشته دو صد ره به دشت کرب و ~~بلا # 3 شهید گشته به ظاهر حیات گشته به غیب %~% اسیر در نظر خصم و خسروی به خل # 4 میان جنت و فردوس وصل دوست مقیم %~% رهیده از تک زندان جوع و رخص و غلا # 5 اگر نه بیخ درختش درون غیب ملیست %~% چرا شکوفه وصلش شکفته است ملا # 6 خموش باش و ز سوی ضمیر ناطق باش %~% که نفس ناطق ms0144 کلی بگویدت افلا ~~PageV1P0230 ### || [genre: Gh] # 1 سبکتری تو از آن دم که می‌رسد ز صبا %~% ز دم زدن نشود سیر و مانده کس ~~جانا # 2 ز دم زدن کی شود مانده یا کی سیر شود %~% تو آن دمی که خدا گفت یحیی ~~الموتی # 3 دهان گور شود باز و لقمه ایش کند %~% چو بسته گشت دهان تن از دم احیا # 4 دمم فزون ده تا خیک من شود پرباد %~% که تا شوم ز دم تو سوار بر دریا # 5 مباد روزی کاندر جهان تو درندمی %~% که یک گیاه نروید ز جمله صحرا # 6 فروکش این دم زیرا تو را دمی دگر است %~% چو بسکلد ز لب این باد آن بود ~~برجا PageV1P0231 ### || [genre: Gh] # 1 چو عشق را تو ندانی بپرس از شب‌ها %~% بپرس از رخ زرد و ز خشکی لب‌ها # 2 چنان که آب حکایت کند ز اختر و ماه %~% ز عقل و روح حکایت کنند قالب‌ها # 3 هزار گونه ادب جان ز عشق آموزد %~% که آن ادب نتوان یافتن ز مکتب‌ها # 4 میان صد کس عاشق چنان بدید بود %~% که بر فلک مه تابان میان کوکب‌ها # 5 خرد نداند و حیران شود ز مذهب عشق %~% اگر چه واقف باشد ز جمله مذهب‌ها # 6 خضردلی که ز آب حیات عشق چشید %~% کساد شد بر آن کس زلال مشرب‌ها # 7 به باغ رنجه مشو در درون عاشق بین %~% دمشق و غوطه و گلزارها و نیرب‌ها # 8 دمشق چه که بهشتی پر از فرشته و حور %~% عقول خیره در آن چهره‌ها و ~~غبغب‌ها # 9 نه از نبیذ لذیذش شکوفه‌ها و خمار %~% نه از حلاوت حلواش دمل و تب‌ها # 10 ز شاه تا به گدا در کشاکش طمعند %~% به عشق بازرهد جان ز طمع و ~~مطلب‌ها # 11 چه فخر باشد مر عشق را ز مشتریان %~% چه پشت باشد مر شیر را ز ثعلب‌ها # 12 فراز نخل جهان پخته‌ای نمی‌یابم %~% که کند شد همه ms0145 دندانم از مذنب‌ها # 13 به پر عشق بپر در هوا و بر گردون %~% چو آفتاب منزه ز جمله مرکب‌ها # 14 نه وحشتی دل عشاق را چو مفردها %~% نه خوف قطع و جداییست چون مرکب‌ها # 15 عنایتش بگزیدست از پی جان‌ها %~% مسببش بخریدست از مسبب‌ها # 16 وکیل عشق درآمد به صدر قاضی کاب %~% که تا دلش برمد از قضا و از گب‌ها # 17 زهی جهان و زهی نظم نادر و ترتیب %~% هزار شور درافکند در مرتب‌ها # 18 گدای عشق شمر هر چه در جهان طربیست %~% که عشق چون زر کانست و آن ~~مذهب‌ها # 19 سلبت قلبی یا عشق خدعه و دها %~% کذبت حاشا لکن ملاحه و بها # 20 ارید ذکرک یا عشق شاکرا لکن %~% و لهت فیک و شوشت فکرتی و نها # 21 به صد هزار لغت گر مدیح عشق کنم %~% فزونترست جمالش ز جمله دب‌ها ~~PageV1P0232 ### || [genre: Gh] # 1 کجاست ساقی جان تا به هم زند ما را %~% بروبد از دل ما فکر دی و فردا ~~را # 2 چنو درخت کم افتد پناه مرغان را %~% چنو امیر بباید سپاه سودا را # 3 روان شود ز ره سینه صد هزار پری %~% چو بر قنینه بخواند فسون احیا را # 4 کجاست شیر شکاری و حمله‌های خوشش %~% که پر کنند ز آهوی مشک صحرا را # 5 ز مشرقست و ز خورشید نور عالم را %~% ز آدمست در و نسل و بچه حوا را # 6 کجاست بحر حقایق کجاست ابر کرم %~% که چشم‌های روان داده است خارا را # 7 کجاست کان شه ما نیست لیک آن باشد %~% که چشم بند کند سحرهاش بینا را # 8 چنان ببندد چشمت که ذره را بینی %~% میان روز و نبینی تو شمس کبری را # 9 ز چشم بند ویست آنک زورقی بینی %~% میان بحر و نبینی تو موج دریا را # 10 تو را طپیدن زورق ز بحر غمز کند %~% چنانک جنبش مردم به روز اعمی را # 11 نخوانده‌ای ختم ms0146 الله خدای مهر نهد %~% همو گشاید مهر و برد غطاها را # 12 دو چشم بسته تو در خواب نقش‌ها بینی %~% دو چشم باز شود پرده آن تماشا ~~را # 13 عجب مدار اگر جان حجاب جانانست %~% ریاضتی کن و بگذار نفس غوغا را # 14 عجبتر اینک خلایق مثال پروانه %~% همی‌پرند و نبینی تو شمع دل‌ها را # 15 چه جرم کردی ای چشم ما که بندت کرد %~% بزار و توبه کن و ترک کن خطاها ~~را # 16 سزاست جسم بفرسودن این چنین جان را %~% سزاست مشی علی الراس آن تقاضا ~~را # 17 خموش باش که تا وحی‌های حق شنوی %~% که صد هزار حیاتست وحی گویا را ~~PageV1P0233 ### || [genre: Gh] # 1 ز جام ساقی باقی چو خورده‌ای تو دلا %~% که لحظه لحظه برآری ز عربده ~~عللا # 2 مگر ز زهره شنیدی دلا به وقت صبوح %~% که بزم خاص نهادم صلای عیش صلا # 3 بلا درست بلایش بنوش و در می‌بار %~% چه می‌گریزی آخر گریز توست بلا # 4 پیاله بر کف زاهد ز خلق باکش نیست %~% میان خلق نشستست در خست خ # 5 زهی پیاله که در چشم سر همی‌ناید %~% ز دست ساقی معنی تو هم بنوش هلا ~~PageV1P0234 ### || [genre: Gh] # 1 مرا بدید و نپرسید آن نگار چرا %~% ترش ترش بگذشت از دریچه یار چرا # 2 سبب چه بود چه کردم که بد نمود ز من %~% که خاطرش بگرفتست این غبار چرا # 3 ز بامداد چرا قصد خون عاشق کرد %~% چرا کشید چنین تیغ ذوالفقار چرا # 4 چو دیدم آن گل او را که رنگ ریخته بود %~% دمید از دل مسکین هزار خار ~~چرا # 5 چو لب به خنده گشاید گشاده گردد دل %~% در آن لبست همیشه گشاد کار چرا # 6 میان ابروی خود چون گره زند از خشم %~% گره گره شود از غم دل فکار چرا # 7 زهی تعلق جان با گشاد و خنده او %~% یکی دمش که نبینم شوم نزار چرا # 8 جهان ms0147 سیه شود آن دم که رو بگرداند %~% نه روز ماند و نی عقل برقرار چرا # 9 یکی نفس که دل یار ما ز ما برمید %~% چرا رمید ز ما لطف کردگار چرا # 10 مگر که لطف خدا اوست ما غلط کردیم %~% وگر نه خوبی او گشت بی‌کنار چرا # 11 برون صورت اگر لطف محض دادی روی %~% پیمبران ز چه گشتند پرده دار چرا ~~PageV1P0235 ### || [genre: Gh] # 1 مبارکی که بود در همه عروسی‌ها %~% در این عروسی ما باد ای خدا تنها # 2 مبارکی شب قدر و ماه روزه و عید %~% مبارکی ملاقات آدم و حوا # 3 مبارکی ملاقات یوسف و یعقوب %~% مبارکی تماشای جنه المأوی # 4 مبارکی دگر کان به گفت درناید %~% نثار شادی اولاد شیخ و مهتر ما # 5 به همدمی و خوشی همچو شیر باد و عسل %~% به اختلاط و وفا همچو شکر و ~~حلوا # 6 مبارکی تبارک ندیم و ساقی باد %~% بر آنک گوید آمین بر آنک کرد دعا ~~PageV1P0236 ### || [genre: Gh] # 1 یار ما دلدار ما عالم اسرار ما %~% یوسف دیدار ما رونق بازار ما # 2 بر دم امسال ما عاشق آمد پار ما %~% مفلسانیم و تویی گنج ما دینار ما # 3 کاهلانیم و تویی حج ما پیکار ما %~% خفتگانیم و تویی دولت بیدار ما # 4 خستگانیم و تویی مرهم بیمار ما %~% ما خرابیم و تویی از کرم معمار ما # 5 دوش گفتم عشق را ای شه عیار ما %~% سر مکش منکر مشو برده‌ای دستار ما # 6 پس جوابم داد او کز توست این کار ما %~% هر چه گویی وادهد چون صدا ~~کهسار ما # 7 گفتمش خود ما کهیم این صدا گفتار ما %~% زانک که را اختیار نبود ای ~~مختار ما # 8 گفت بشنو اولا شمه‌ای ز اسرار ما %~% هر ستوری لاغری کی کشاند بار ما # 9 گفتمش از ما ببر زحمت اخبار ما %~% بلبلی مستی بکن هم ز بوتیمار ما # 10 هستی تو فخر ما هستی ما ms0148 عار ما %~% احمد و صدیق بین در دل چون غار ما # 11 می ننوشد هر میی مست دردی خوار ما %~% خور ز دست شه خورد مرغ خوش ~~منقار ما # 12 چون بخسپد در لحد قالب مردار ما %~% رسته گردد زین قفس طوطی طیار ما # 13 خود شناسد جای خود مرغ زیرکسار ما %~% بعد ما پیدا کنی در زمین آثار ~~ما # 14 گر به بستان بی‌توایم خار شد گلزار ما %~% ور به زندان با توایم گل ~~بروید خار ما # 15 گر در آتش با توایم نور گردد نار ما %~% ور به جنت بی‌توایم نار شد ~~انوار ما # 16 از تو شد باز سپید زاغ ما و سار ما %~% بس کن و دیگر مگو کاین بود ~~گفتار ما PageV1P0237 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای کیا نفسی بیا %~% در عیش را سره برگشا # 2 این فلان چه شد آن فلان چه شد %~% نبود مرا سر ماجرا # 3 نهلد کسی سر زلف او %~% نرهد دلی ز چنین لقا # 4 نکند کسی ز خوشی سفر %~% نرود کسی ز چنین سرا # 5 بهل این همه بده آن قدح %~% که شنیده‌ام کرم شما # 6 قدحی که آن پر دل شود %~% بپرد دلم به سوی سما # 7 خمش این نفس دم دل مزن %~% که فدای تو دل و جان ما PageV1P0238 ### || [genre: Gh] # 1 کرانی ندارد بیابان ما %~% قراری ندارد دل و جان ما # 2 جهان در جهان نقش و صورت گرفت %~% کدامست از این نقش‌ها آن ما # 3 چو در ره ببینی بریده سری %~% که غلطان رود سوی میدان ما # 4 از او پرس از او پرس اسرار ما %~% کز او بشنوی سر پنهان ما # 5 چه بودی که یک گوش پیدا شدی %~% حریف زبان‌های مرغان ما # 6 چه بودی که یک مرغ پران شدی %~% برو طوق سر سلیمان ما # 7 چه گویم چه دانم که این داستان %~% فزونست از حد و امکان ما # 8 چگونه زنم دم که ms0149 هر دم به دم %~% پریشانترست این پریشان ما # 9 چه کبکان و بازان ستان می‌پرند %~% میان هوای کهستان ما # 10 میان هوایی که هفتم هواست %~% که بر اوج آنست ایوان ما # 11 از این داستان بگذر از من مپرس %~% که درهم شکستست دستان ما # 12 صلاح الحق و دین نماید تو را %~% جمال شهنشاه و سلطان ما PageV1P0239 ### || [genre: Gh] # 1 تو جان و جهانی کریما مرا %~% چه جان و جهان از کجا تا کجا # 2 که جان خود چه باشد بر عاشقان %~% جهان خود چه باشد بر اولیا # 3 نه بر پشت گاویست جمله زمین %~% که در مرغزار تو دارد چرا # 4 در آن کاروانی که کل زمین %~% یکی گاوبارست و تو ره نما # 5 در انبار فضل تو بس دانه‌هاست %~% که آن نشکند زیر هفت آسیا # 6 تو در چشم نقاش و پنهان ز چشم %~% زهی چشم بند و زهی سیمیا # 7 تو را عالمی غیر هجده هزار %~% زهی کیمیا و زهی کبریا # 8 یکی بیت دیگر بر این قافیه %~% بگویم بلی وام دارم تو را # 9 که نگزارد این وام را جز فقیر %~% که فقرست دریای در وفا # 10 غنی از بخیلی غنی مانده‌ست %~% فقیر از سخاوت فقیر از سخا PageV1P0240 ### || [genre: Gh] # 1 نرد کف تو بردست مرا %~% شیر غم تو خوردست مرا # 2 گشتم چو خلیل اندر غم تو %~% آتشکده‌ها سردست مرا # 3 در خاک فنا ای دل بمران %~% کز راندن تو گردست مرا # 4 می‌ران فرسی در گلشن جان %~% کز گلشن جان وردست مرا # 5 در شادی ما وهمی نرسد %~% کاین خنده گری پرده‌ست مرا # 6 صد رخ ز درون سرخ‌ست مرا %~% یک رخ ز برون زردست مرا # 7 ای احول ده این هر دو جهان %~% کز راحت تو دردست مرا # 8 در رهبریت ای مرد طلب %~% بر هر سر ره مردست مرا # 9 خاموش و مجو تو شهرت خود %~% کز راحت تو دردست مرا PageV1P0241 ### || [genre: ms0150 Gh] # 1 خیک دل ما مشک تن ما %~% خوش نازکنان بر پشت سقا # 2 از چشمه جان پر کرد شکم %~% کای تشنه بیا ای تشنه بیا # 3 سقا پنهان وان مشک عیان %~% لیکن نبود از مشک جدا # 4 گر رقص کند آن شیر علم %~% رقصش نبود جز رقص هوا # 5 دورم ز نظر فعلم بنگر %~% تا بوی بود بر عود گوا # 6 از بوی تو جان قانع نشود %~% ای چشمه جان ای چشم رضا PageV1P0242 ### || [genre: Gh] # 1 بگشا در بیا درآ که مبا عیش بی‌شما %~% به حق چشم مست تو که تویی چشمه ~~وفا # 2 سخنم بسته می‌شود تو یکی زلف برگشا %~% انا و الشمس و الضحی تلف الحب و ~~الولا # 3 انا فی العشق آیه فاقرونی علی الملا %~% امه العشق فاعرجوا دونکم سلم ~~الهوی # 4 دیدمش مست می‌گذشت گفتم ای ماه تا کجا %~% گفت نی همچنین مکن همچنین در ~~پیم بیا # 5 در پیش چون روان شدم برگرفت تیز تیزپا %~% در پی گام تیز او چه محل باد ~~و برق را # 6 انا منذ رایتهم انا صرت بلا انا %~% صوره فی زجاجه نور الارض و السما # 7 رکب القلب نوره فجلی القلب و اصطفی %~% کل من رام نوره استضا مثله ~~استضا # 8 کیف یلقاه غیره کل من غیر فنا %~% تو بیا بی‌تو پیش من که تو نامحرمی ~~تو را # 9 به ثنا لابه کردمش گفتم ای جان جان فزا %~% گفت یک دم ثنا مگو که دوی ~~هست در ثنا # 10 تو دو لب از دوی ببند بگشا دیده بقا %~% ز لب بسته گر سخن بگشاید گشا ~~گشا # 11 ان علینا بیانه تو میا در میان ما %~% چو در خانه دید تنگ بکند مرد ~~جامه‌ها # 12 نی که هر شب روان تو ز تنت می‌شود جدا %~% به میان روان تو صفتی هست ~~ناسزا # 13 که گر آن ریگ نیستی نامدی باز چون صبا %~% شب نرفتی دوان دوان به لب ~~قلزم ms0151 صفا # 14 بازآمد و تا ویست بنده بنده‌ست خدا خدا %~% ماند در کیسه بدن چو زر و ~~سیم ناروا # 15 جان بنه بر کف طلب که طلب هست کیمیا %~% تا تن از جان جدا شدن مشو از ~~جان جان جدا # 16 گر چه نی را تهی کنند نگذارند بی‌نوا %~% رو پی شیر و شیر گیر که علیی ~~و مرتضی # 17 نیست بودی تو قرن‌ها بر تو خواندند هل اتی %~% خط حقست نقش دل خط حق ~~را مخوان خطا # 18 الفی لا شود و تو ز الف لام گشت لا %~% هله دست و دهان بشو که لبش گفت ~~الصلا # 19 چو به حق مشتغل شدی فارغ از آب و گل شدی %~% چو که بی‌دست و دل شدی ~~دست درزن در این ابا PageV1P0243 ### || [genre: Gh] # 1 چه شدی گر تو همچون من شدییی عاشق ای فتا %~% همه روز اندر آن جنون همه ~~شب اندر این بکا # 2 ز دو چشمت خیال او نشدی یک دمی نهان %~% که دو صد نور می‌رسد به دو ~~دیده از آن لقا # 3 ز رفیقان گسستیی ز جهان دست شستیی %~% که مجرد شدم ز خود که مسلم شدم ~~تو را # 4 چو بر این خلق می‌تنم مثل آب و روغنم %~% ز برونیم متصل به درونه ز هم ~~جدا # 5 ز هوس‌ها گذشتیی به جنون بسته گشتیی %~% نه جنونی ز خلط و خون که طبیبش ~~دهد دوا # 6 که طبیبان اگر دمی‌بچشندی از این غمی %~% بجهندی ز بند خود بدرندی ~~کتاب‌ها # 7 هله زین جمله درگذر بطلب معدن شکر %~% که شوی محو آن شکر چو لبن در ~~زلوبیا PageV1P0244 ### || [genre: Gh] # 1 از برای صلاح مجنون را %~% بازخوان ای حکیم افسون را # 2 از برای علاج بی‌خبری %~% درج کن در نبیذ افیون را # 3 چون نداری خلاص بی‌چون شو %~% تا ببینی جمال بی‌چون را # 4 دل پرخون ببین تو ای ساقی %~% درده آن جام لعل چون خون را # 5 ms0152 زانک عقل از برای مادونی %~% سجده آرد ز حرص هر دون را # 6 باده خواران به نیم جو نخرند %~% این دو قرص درست گردون را # 7 نخوت عشق را ز مجنون پرس %~% تا که در سر چهاست مجنون را # 8 گمرهی‌های عشق بردرد %~% صد هزاران طریق و قانون را # 9 ای صبا تو برو بگو از من %~% از کرم بحر در مکنون را # 10 گر چه از خشم گفته‌ای نکنم %~% روح بخش این حما مسنون را # 11 شمس تبریز موسی عهدی %~% در فراقت مدارهارون را PageV1P0245 ### || [genre: Gh] # 1 صد دهل می‌زنند در دل ما %~% بانگ آن بشنویم ما فردا # 2 پنبه در گوش و موی در چشمست %~% غم فردا و وسوسه سودا # 3 آتش عشق زن در این پنبه %~% همچو حلاج و همچو اهل صفا # 4 آتش و پنبه را چه می‌داری %~% این دو ضدند و ضد نکرد بقا # 5 چون ملاقات عشق نزدیکست %~% خوش لقا شو برای روز لقا # 6 مرگ ما شادی و ملاقاتست %~% گر تو را ماتمست رو زین جا # 7 چونک زندان ماست این دنیا %~% عیش باشد خراب زندان‌ها # 8 آنک زندان او چنین خوش بود %~% چون بود مجلس جهان آرا # 9 تو وفا را مجو در این زندان %~% که در این جا وفا نکرد وفا PageV1P0246 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ تسبیح بشنو از بالا %~% پس تو هم سبح اسمه الاعلی # 2 گل و سنبل چرد دلت چون یافت %~% مرغزاری که اخرج المرعی # 3 یعلم الجهر نقش این آهوست %~% ناف مشکین او و مایخفی # 4 نفس آهوان او چو رسید %~% روح را سوی مرغزار هدی # 5 تشنه را کی بود فراموشی %~% چون سنقرئک فلا تنسی PageV1P0247 ### || [genre: Gh] # 1 گوش من منتظر پیام تو را %~% جان به جان جسته یک سلام تو را # 2 در دلم خون شوق می‌جوشد %~% منتظر بوی جوش جام تو را # 3 ای ز شیرینی و دلاویزی %~% دانه حاجت نبوده دام تو را # 4 ms0153 کرده شاهان نثار تاج و کمر %~% مر قبای کمین غلام تو را # 5 ز اول عشق من گمان بردم %~% که تصور کنم ختام تو را # 6 سلسله‌ام کن به پای اشتر بند %~% من طمع کی کنم سنام تو را # 7 آنک شیری ز لطف تو خوردست %~% مرگ بیند یقین فطام تو را # 8 به حق آن زبان کاشف غیب %~% که به گوشم رسان پیام تو را # 9 به حق آن سرای دولت بخش %~% بنمایم ز دور بام تو را # 10 گر سر از سجده تو سود کند %~% چه زیانست لطف عام تو را # 11 شمس تبریز این دل آشفته %~% بر جگر بسته است نام تو را PageV1P0248 ### || [genre: Gh] # 1 دل بر ما شدست دلبر ما %~% گل ما بی‌حدست و شکر ما # 2 ما همیشه میان گلشکریم %~% زان دل ما قویست در بر ما # 3 زهره دارد حوادث طبعی %~% که بگردد بگرد لشکر ما # 4 ما به پر می‌پریم سوی فلک %~% زانک عرشیست اصل جوهر ما # 5 ساکنان فلک بخور کنند %~% از صفات خوش معنبر ما # 6 همه نسرین و ارغوان و گلست %~% بر زمین شاهراه کشور ما # 7 نه بخندد نه بشکفد عالم %~% بی نسیم دم منور ما # 8 ذره‌های هوا پذیرد روح %~% از دم عشق روح پرور ما # 9 گوش‌ها گشته‌اند محرم غیب %~% از زبان و دل سخنور ما # 10 شمس تبریز ابرسوز شدست %~% سایه‌اش کم مباد از سر ما PageV1P0249 ### || [genre: Gh] # 1 هین که منم بر در در برگشا %~% بستن در نیست نشان رضا # 2 در دل هر ذره تو را درگهیست %~% تا نگشایی بود آن در خفا # 3 فالق اصباحی و رب الفلق %~% باز کنی صد در و گویی درآ # 4 نی که منم بر در بلک توی %~% راه بده در بگشا خویش را # 5 آمد کبریت بر آتشی %~% گفت برون آ بر من دلبرا # 6 صورت من صورت تو نیست لیک %~% جمله توام صورت من چون ms0154 غطا # 7 صورت و معنی تو شوم چون رسی %~% محو شود صورت من در لقا # 8 آتش گفتش که برون آمدم %~% از خود خود روی بپوشم چرا # 9 هین بستان از من تبلیغ کن %~% بر همه اصحاب و همه اقربا # 10 کوه اگر هست چو کاهش بکش %~% داده امت من صفت کهربا # 11 کاه ربای من که می‌کشد %~% نه از عدم آوردم کوه حرا # 12 در دل تو جمله منم سر به سر %~% سوی دل خویش بیا مرحبا # 13 دلبرم و دل برم ایرا که هست %~% جوهر دل زاده ز دریای ما # 14 نقل کنم ور نکنم سایه را %~% سایه من کی بود از من جدا # 15 لیک ز جایش ببرم تا شود %~% وصلت او ظاهر وقت جلا # 16 تا که بداند که او فرع ماست %~% تا که جدا گردد او از عدا # 17 رو بر ساقی و شنو باقیش %~% تات بگوید به زبان بقا PageV1P0250 ### || [genre: Gh] # 1 پیشتر آ پیشتر ای بوالوفا %~% از من و ما بگذر و زوتر بیا # 2 پیشتر آ درگذر از ما و من %~% پیشتر آ تا نه تو باشی نه ما # 3 کبر و تکبر بگذار و بگیر %~% در عوض کبر چنین کبریا # 4 گفت الست و تو بگفتی بلی %~% شکر بلی چیست کشیدن بلا # 5 سر بلی چیست که یعنی منم %~% حلقه زن درگه فقر و فنا # 6 هم برو از جا و هم از جا مرو %~% جا ز کجا حضرت بی‌جا کجا # 7 پاک شو از خویش و همه خاک شو %~% تا که ز خاک تو بروید گیا # 8 ور چو گیا خشک شوی خوش بسوز %~% تا که ز سوز تو فروزد ضیا # 9 ور شوی از سوز چو خاکستری %~% باشد خاکستر تو کیمیا # 10 بنگر در غیب چه سان کیمیاست %~% کو ز کف خاک بسازد تو را # 11 از کف دریا بنگارد زمین %~% دود سیه را بنگارد سما # 12 لقمه نان ms0155 را مدد جان کند %~% باد نفس را دهد این علم‌ها # 13 پیش چنین کار و کیا جان بده %~% فقر به جان داند جود و سخا # 14 جان پر از علت او را دهی %~% جان بستانی خوش و بی‌منتها # 15 بس کنم این گفتن و خامش کنم %~% در خمشی به سخن جان فزا PageV1P0251 ### || [genre: Gh] # 1 نذر کند یار که امشب تو را %~% خواب نباشد ز طمع برتر آ # 2 حفظ دماغ آن مدمغ بود %~% چونک سهر باید یار مرا # 3 هست دماغ تو چو زیت چراغ %~% هست چراغ تن ما بی‌وفا # 4 گر دبه پر زیت بود سود نیست %~% صبح شود گشت چراغت فنا # 5 دعوت خورشید به از زیت تو %~% چند چراغ ارزد آن یک صلا # 6 چشم خوشش را ابدا خواب نیست %~% مست کند چشم همه خلق را # 7 جمله بخسپند و تبسم کند %~% چشم خوشش بر خلل چشم‌ها # 8 پس لمن الملک برآید به چرخ %~% کو ملکان خوش زرین قبا # 9 کو امرا کو وزرا کو مهان %~% بهر بلادالله حافظ کجا # 10 اهل علم چون شد و اهل قلم %~% دیو نیابی تو به دیوان سرا # 11 خانه و تنشان شده تاریک و تنگ %~% چونک ببردیم یکی دم ضیا # 12 گرد که بادش برود چون شود %~% افتد بر خاک سیه بی‌نوا # 13 چون بجهند از حجب خواب خویش %~% بازبمالند سبال جفا # 14 اه چه فراموش گرند این گروه %~% دانششان هیچ ندارد بقا # 15 زود فراموش شود سوز شمع %~% بر دل پروانه ز جهل و عما # 16 بازبیاید به پر نیم سوز %~% بازبسوزد چو دل ناسزا # 17 نذر تو کن حکم تو کن حاکمی %~% بر شب و بر روز و سحر ای خدا ~~PageV1P0252 ### || [genre: Gh] # 1 چند نهان داری آن خنده را %~% آن مه تابنده فرخنده را # 2 بنده کند روی تو صد شاه را %~% شاه کند خنده تو بنده را # 3 خنده بیاموز گل سرخ را %~% جلوه کن ms0156 آن دولت پاینده را # 4 بسته بدانست در آسمان %~% تا بکشد چون تو گشاینده را # 5 دیده قطار شترهای مست %~% منتظرانند کشاننده را # 6 زلف برافشان و در آن حلقه کش %~% حلق دو صد حلقه رباینده را # 7 روز وصالست و صنم حاضرست %~% هیچ مپا مدت آینده را # 8 عاشق زخمست دف سخت رو %~% میل لبست آن نی نالنده را # 9 بر رخ دف چند طپانچه بزن %~% دم ده آن نای سگالنده را # 10 ور به طمع ناله برآرد رباب %~% خوش بگشا آن کف بخشنده را # 11 عیب مکن گر غزل ابتر بماند %~% نیست وفا خاطر پرنده را PageV1P0253 ### || [genre: Gh] # 1 باده ده آن یار قدح باره را %~% یار ترش روی شکرپاره را # 2 منگر آن سوی بدین سو گشا %~% غمزه غمازه خون خواره را # 3 دست تو می‌مالد بیچاره وار %~% نه به کفش چاره بیچاره را # 4 خیره و سرگشته و بی‌کار کن %~% این خرد پیر همه کاره را # 5 ای کرمت شاه هزاران کرم %~% چشمه فرستی جگر خاره را # 6 طفل دوروزه چو ز تو بو برد %~% می‌کشد او سوی تو گهواره را # 7 ترک کند دایه و صد شیر را %~% ای بدل روغن کنجاره را # 8 خوب کلیدی در بربسته را %~% خوب کمندی دل آواره را # 9 کار تو این باشد ای آفتاب %~% نور فرستی مه و استاره را # 10 منتظرش باش و چو مه نور گیر %~% ترک کن این گنگل و نظاره را # 11 رحمت تو مهره دهد مار را %~% خانه دهد عقرب جراره را # 12 یاد دهد کار فراموش را %~% باد دهد خاطر سیاره را # 13 هر بت سنگین ز دمش زنده شد %~% تا چه دمست آن بت سحاره را # 14 خامش کن گفت از این عالم است %~% ترک کن این عالم غداره را ~~PageV1P0254 ### || [genre: Gh] # 1 خیز صبوحی کن و درده صلا %~% خیز که صبح آمد و وقت دعا # 2 کوزه پر از می ms0157 کن و در کاسه ریز %~% خیز مزن خنبک و خم برگشا # 3 دور بگردان و مرا ده نخست %~% جان مرا تازه کن ای جان فزا # 4 خیز که از هر طرفی بانگ چنگ %~% در فلک انداخت ندا و صدا # 5 تنتن تنتن شنو و تن مزن %~% وقت تو خوش ای قمر خوش لقا # 6 در سرم افکن می و پابند کن %~% تا نروم بیهده از جا به جا # 7 زان کف دریاصفت درنثار %~% آب درانداز چو کشتی مرا # 8 پاره چوبی بدم و از کفت %~% گشته‌ام ای موسی جان اژدها # 9 عازر وقتم به دمت ای مسیح %~% حشر شدم از تک گور فنا # 10 یا چو درختم که به امر رسول %~% بیخ کشان آمدم اندر فلا # 11 هم تو بده هم تو بگو زین سپس %~% ای دهن و کف تو گنج بقا # 12 خسرو تبریز تویی شمس دین %~% سرور شاهان جهان علا PageV1P0255 ### || [genre: Gh] # 1 داد دهی ساغر و پیمانه را %~% مایه دهی مجلس و میخانه را # 2 مست کنی نرگس مخمور را %~% پیش کشی آن بت دردانه را # 3 جز ز خداوندی تو کی رسد %~% صبر و قرار این دل دیوانه را # 4 تیغ برآور هله ای آفتاب %~% نور ده این گوشه ویرانه را # 5 قاف تویی مسکن سیمرغ را %~% شمع تویی جان چو پروانه را # 6 چشمه حیوان بگشا هر طرف %~% نقل کن آن قصه و افسانه را # 7 مست کن ای ساقی و در کار کش %~% این بدن کافر بیگانه را # 8 گر نکند رام چنین دیو را %~% پس چه شد آن ساغر مردانه را # 9 نیم دلی را به چه آرد که او %~% پست کند صد دل فرزانه را # 10 از پگه امروز چه خوش مجلسیست %~% آن صنم و فتنه فتانه را # 11 بشکند آن چشم تو صد عهد را %~% مست کند زلف تو صد شانه را # 12 یک نفسی بام برآ ای صنم %~% رقص درآر ms0158 استن حنانه را # 13 شرح فتحنا و اشارات آن %~% قفل بگوید سر دندانه را # 14 شاه بگوید شنود پیش من %~% ترک کنم گفت غلامانه را PageV1P0256 ### || [genre: Gh] # 1 لعل لبش داد کنون مر مرا %~% آنچ تو را لعل کند مر مرا # 2 گلبن خندان به دل و جان بگفت %~% برگ منت هست به گلشن برآ # 3 گر نخریدست جهان را ز غم %~% مژده چرا داد خدا کاشتری # 4 در بن خانه‌ست جهان تنگ و منگ %~% زود برآیید به بام سرا # 5 صورت اقبال شکرریز گفت %~% شکر چو کم نیست شکایت چرا # 6 ساغر بر دست خرامان رسید %~% فخر من و فخر همه ماورا # 7 جام مباح آمد هین نوش کن %~% با زره از غابر و از ماجرا # 8 ساغر اول چو دود بر سرت %~% سجده کند عقل جنون تو را # 9 فاش مکن فاش تو اسرار عرش %~% در سخنی زاده ز تحت الثری PageV1P0257 ### || [genre: Gh] # 1 گر بنخسبی شبی ای مه لقا %~% رو به تو بنماید گنج بقا # 2 گرم شوی شب تو به خورشید غیب %~% چشم تو را باز کند توتیا # 3 امشب استیزه کن و سر منه %~% تا که ببینی ز سعادت عطا # 4 جلوه گه جمله بتان در شبست %~% نشنود آن کس که بخفت الصلا # 5 موسی عمران نه به شب دید نور %~% سوی درختی که بگفتش بیا # 6 رفت به شب بیش ز ده ساله راه %~% دید درختی همه غرق ضیا # 7 نی که به شب احمد معراج رفت %~% برد براقیش به سوی سما # 8 روز پی کسب و شب از بهر عشق %~% چشم بدی تا که نبیند تو را # 9 خلق بخفتند ولی عاشقان %~% جمله شب قصه کنان با خدا # 10 گفت به داوود خدای کریم %~% هر کی کند دعوی سودای ما # 11 چون همه شب خفت بود آن دروغ %~% خواب کجا آید مر عشق را # 12 زان که بود عاشق خلوت طلب %~% تا غم ms0159 دل گوید با دلربا # 13 تشنه نخسپید مگر اندکی %~% تشنه کجا خواب گران از کجا # 14 چونک بخسپید به خواب آب دید %~% یا لب جو یا که سبو یا سقا # 15 جمله شب می رسد از حق خطاب %~% خیز غنیمت شمر ای بی‌نوا # 16 ور نه پس مرگ تو حسرت خوری %~% چونک شود جان تو از تن جدا # 17 جفت ببردند و زمین ماند خام %~% هیچ ندارد جز خار و گیا # 18 من شدم از دست تو باقی بخوان %~% مست شدم سر نشناسم ز پا # 19 شمس حق مفخر تبریزیان %~% بستم لب را تو بیا برگشا PageV1P0258 ### || [genre: Gh] # 1 پیش کش آن شاه شکرخانه را %~% آن گهر روشن دردانه را # 2 آن شه فرخ رخ بی‌مثل را %~% آن مه دریادل جانانه را # 3 روح دهد مرده پوسیده را %~% مهر دهد سینه بیگانه را # 4 دامن هر خار پر از گل کند %~% عقل دهد کله دیوانه را # 5 در خرد طفل دوروزه نهد %~% آنچ نباشد دل فرزانه را # 6 طفل کی باشد تو مگر منکری %~% عربده استن حنانه را # 7 مست شوی و شه مستان شوی %~% چونک بگرداند پیمانه را # 8 بیخودم و مست و پراکنده مغز %~% ور نه نکو گویم افسانه را # 9 با همه بشنو که بباید شنود %~% قصه شیرین غریبانه را # 10 بشکند آن روی دل ماه را %~% بشکند آن زلف دو صد شانه را # 11 قصه آن چشم کی یارد گزارد %~% ساحر ساحرکش فتانه را # 12 بیند چشمش که چه خواهد شدن %~% تا ابد او بیند پیشانه را # 13 راز مگو رو عجمی ساز خویش %~% یاد کن آن خواجه علیانه را PageV1P0259 ### || [genre: Gh] # 1 چرخ فلک با همه کار و کیا %~% گرد خدا گردد چون آسیا # 2 گرد چنین کعبه کن ای جان طواف %~% گرد چنین مایده گرد ای گدا # 3 بر مثل گوی به میدانش گرد %~% چونک شدی سرخوش بی‌دست و پا # 4 اسب و رخت ms0160 راست بر این شه طواف %~% گر چه بر این نطع روی جا به جا # 5 خاتم شاهیت در انگشت کرد %~% تا که شوی حاکم و فرمانروا # 6 هر که به گرد دل آرد طواف %~% جان جهانی شود و دلربا # 7 همره پروانه شود دلشده %~% گردد بر گرد سر شمع‌ها # 8 زانک تنش خاکی و دل آتشی‌ست %~% میل سوی جنس بود جنس را # 9 گرد فلک گردد هر اختری %~% زانک بود جنس صفا با صفا # 10 گرد فنا گردد جان فقیر %~% بر مثل آهن و آهن ربا # 11 زانک وجودست فنا پیش او %~% شسته نظر از حول و از خطا # 12 مست همی‌کرد وضو از کمیز %~% کز حدثم بازرهان ربنا # 13 گفت نخستین تو حدث را بدان %~% کژمژ و مقلوب نباید دعا # 14 زانک کلیدست و چو کژ شد کلید %~% وا شدن قفل نیابی عطا # 15 خامش کردم همگان برجهید %~% قامت چون سرو بتم زد صلا # 16 خسرو تبریز شهم شمس دین %~% بستم لب را تو بیا برگشا PageV1P0260 ### || [genre: Gh] # 1 هان ای طبیب عاشقان سوداییی دیدی چو ما %~% یا صاحبی اننی مستهلک لو ~~لاکما # 2 ای یوسف صد انجمن یعقوب دیدستی چو من %~% اصفر خدی من جوی و ابیض عینی ~~من بکا # 3 از چشم یعقوب صفی اشکی دوان بین یوسفی %~% تجری دموعی بالولا من مقلتی ~~عین الولا # 4 صد مصر و صد شکرستان درجست اندر یوسفان %~% الصید جل او صغر فالکل فی ~~جوف الفرا # 5 اسباب عشرت راست شد هر چه دلم می‌خواست شد %~% فالوقت سیف قاطع لا ~~تفتکر فیما مضی # 6 جان باز اندر عشق او چون سبط موسی را مگو %~% اذهب و ربک قاتلا انا ~~قعودها هنا # 7 هرگز نبینی در جهان مظلومتر زین عاشقان %~% قولوا لاصحاب الحجی رفقا ~~بارباب الهوی # 8 گر درد و فریادی بود در عاقبت دادی بود %~% من فضل رب محسن عدل علی ~~العرش استوی # 9 گر واقفی بر شرب ما وز ساقی ms0161 شیرین لقا %~% الزمه و اعلم ان ذا من غیره ~~لا یرتجی # 10 کردیم جمله حیله‌ها ای حیله آموز نهی %~% ماذا تری فیما تری یا من یری ~~ما لا یری # 11 خاموش و باقی را بجو از ناطق اکرام خو %~% فالفهم من ایحائه من کل ~~مکروه شفا PageV1P0261 ### || [genre: Gh] # 1 فیما تری فیما تری یا من یری و لا یری %~% العیش فی اکنافنا و الموت فی ~~ارکاننا # 2 ان تدننا طوبی لنا ان تحفنا یا ویلنا %~% یا نور ضؤ ناظرا یا خاطرا ~~مخاطرا # 3 ندعوک ربا حاضرا من قلبنا تفاخرا %~% فکن لنا فی ذلنا برا کریما غافرا # 4 من می‌روم توکلی در این ره و در این سرا %~% اگر نواله‌ای رسد نیمی مرا ~~نیمی تو را # 5 خود کی رود کشتی در او که او تهی بیرون رود %~% کیل گهر همی‌رسد بر ~~مشتری و مشترا # 6 کیل گهر همی‌رسد قرص قمر همی‌رسد %~% نور بصر همی‌رسد اندکترین چیزها # 7 خوش اندرآ در انجمن جز بر شکر لگد مزن %~% جز بر قرابی‌ها مزن جر بر ~~بتان جان فزا PageV1P0262 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده اگر می‌ببرد جان مرا %~% متع الله فوادی بحبیبی ابدا # 2 جانم آن لحظه بخندد که ویش قبض کند %~% انما یوم اجزای اذا اسکرها # 3 مغز هر ذره چو از روزن او مست شود %~% سبحت راقصه عز حبیبی و علا # 4 چونک از خوردن باده همگی باده شوم %~% انا نقل و مدام فاشربانی و کلا # 5 هله ای روز چه روزی تو که عمر تو دراز %~% یوم وصل و رحیق و نعیم و رضا # 6 تن همچون خم ما را پی آن باده سرشت %~% نعم ما قدر ربی لفوادی و قضا # 7 خم سرکه دگرست و خم دوشاب دگر %~% کان فی خابیه الروح نبیذ فغلی # 8 چون بخسپد خم باده پی آن می‌جوشد %~% انما القهوه تغلی لشرور و دما # 9 می منم خود که نمی‌گنجم در خم جهان %~% برنتابد خم نه ms0162 چرخ کف و جوش مرا # 10 می مرده چه خوری هین تو مرا خور که میم %~% انا زق ملئت فیه شراب و ~~سقا # 11 وگرت رزق نباشد من و یاران بخوریم %~% فانصتوا و اعترفوا معشرا اخوان ~~صفا PageV1P0263 ### || [genre: Gh] # 1 لی حبیب حبه یشوی الحشا %~% لو یشا یمشی علی عینی مشا # 2 روز آن باشد که روزیم او بود %~% ای خوشا آن روز و روزی ای خوشا # 3 آن چه باشد کو کند کان نیست خوش %~% قد رضینا یفعل الله ما یشا # 4 خار او سرمایه گل‌ها بود %~% انه المنان فی کشف الغشا # 5 هر چه گفتی یا شنیدی پوست بود %~% لیس لب العشق سرا قد فشا # 6 کی به قشر پوست‌ها قانع شود %~% ذو لباب فی التجلی قد نشا # 7 من خمش کردم غمش خامش نکرد %~% عافنا من شر واش قد وشا PageV1P0264 ### || [genre: Gh] # 1 راح بفیها و الروح فیها %~% کم اشتهیها قم فاسقنیها # 2 این راز یارست این ناز یارست %~% آواز یارست قم فاسقنیها # 3 ادرکت ثاری قبلت جاری %~% فازداد ناری قم فاسقنیها # 4 لب بوسه بر شد جفت شکر شد %~% خود تشنه‌تر شد قم فاسقنیها # 5 الله واقی و السعد ساقی %~% نعم التلاقی قم فاسقنیها # 6 هر چند یارم گیرد کنارم %~% من بی‌قرارم قم فاسقنیها # 7 ساقی مواسی یسخوا بکاسی %~% یحلف براسی قم فاسقنیها # 8 در گوش من باد خوش مژده‌ای داد %~% زان سرو آزاد قم فاسقنیها # 9 کاسا اداری عقل السکاری %~% منهم تواری قم فاسقنیها # 10 می‌گفت من خوش وی گفت می‌چش %~% ما در کشاکش قم فاسقنیها PageV1P0265 ### || [genre: Gh] # 1 هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا %~% اذکرنی و امضه طیب زمان سلفا # 2 یا رشا الحاظه صیرن روحی هدفا %~% یا قمرا الفاظه اورثن قلبی شرفا # 3 شوقنی ذوقنی ادرکنی اضحکنی %~% افقرنی اشکرنی صاحب جود و علا # 4 اذا حدا طیبنی و ان بدا غیبنی %~% و ان نای شیبنی لا زال یوم الملتقی # 5 اکرم ms0163 بحبی سامیا اضحی لصید رامیا %~% حتی رمی باسهم فیهن سقمی و شفا # 6 یا قمر الطوارق تاجا علی المفارق %~% لاح من المشارق بدل لیلتی ضحی # 7 لاح مفاز حسن یفتح عنها الوسن %~% یا ثقتی لا تهنوا و اعتجلوا مغتنما # 8 یا نظری صل لما غمضت عنه النظرا %~% اغضبه فاستترا عاد الی ما لا یری # 9 کن دنفا مقتربا ممتثلا مضطربا %~% منتقلا مغتربا مثل شهاب فی السما # 10 یا من یری و لا یری زال عن العین الکری %~% قلبی عشیق للسری فانتهضوا ~~لماورا PageV1P0266 ### || [genre: Gh] # 1 قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا %~% البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا # 2 الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی %~% و المشجر ندمانی و الورد محیانا # 3 من کان له عشق فالمجلس مثواه %~% من کان له عقل ایاه و ایانا # 4 من ضاق به دار او اعطشه نار %~% تهدیه الی عین یسترجع ریانا # 5 من لیس له عین یستبصر عن غیب %~% فلیأت علی شوق فی خدمه مولانا # 6 یا دهر سوی صدر شمس الحق تبریز %~% هل ابصر فی الدنیا انسانک انسانا # 7 طوبی لک یا مهدی قد ذبت من الجهد %~% اعرضت عن الصوره کی تدرک معنانا # 8 من کان له هم یفنیه و یردیه %~% فلیشرب و لیسکر من قهوه مولانا ~~PageV1P0267 ### || [genre: Gh] # 1 فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری %~% تفسرها سرا و تکنی به جهرا # 2 و انشرت امواتا و احییتهم بها %~% فدیتک ما ادریک بالامر ما ادری # 3 فعادوا سکاری فی صفاتک کلهم %~% و ما طعموا ثما و لا شربوا خمرا # 4 ولکن بریق القرب افنی عقولهم %~% فسبحان من ارسی و سبحان من اسری # 5 سلام علی قوم تنادی قلوبهم %~% بالسنه الاسرار شکرا له شکرا # 6 فطوبی لمن ادلی من الجد دلوه %~% و فی الدلو حسنا یوسف قال یا بشری # 7 یطالع فی شعشاع و جنه یوسف %~% حقائق اسرار یحیط بها خبرا # 8 تجلی علیه الغیب و اندک عقله %~% کما اندک ذاک الطور و استهدم الصخرا ms0164 # 9 فظل غریق العشق روحا مجسما %~% و نورا عظیما لم یذر دونه سترا ~~PageV1P0268 ### || [genre: Gh] # 1 تعالوا بنا نصفوا نخلی التدللا %~% و من لحظکم نجلی الفؤاد من الجلا # 2 نعود الی صفو الرحیق بمجلس %~% تدور بنا الکاسات تتلو علی الولا # 3 رحیقا رقیقا صافیا متلالئا %~% فنخلوا بها یوما و یوما علی الملا # 4 شرابا اذا ما ینشر الریح طیبها %~% تحن الیها الوحش من جانب الفلا # 5 خوابی الحمیرا افتحوها لعشره %~% بمفتاح لقیاکم لیرخص ما غلا # 6 یتابع سکر الراح سکر لقائکم %~% فیسکر من یهوی و یفنی من قلا # 7 انا شدکم بالله تعفون اننی %~% لقد ذبت بالاشواق و الحب و الولا # 8 لمولا تری فی حسنه و جماله %~% امانا من الافات و الموت و البلا # 9 سقی الله ارضا شمس دین یدوسها %~% کلا الله تبریزا باحسن ما کلا ~~PageV1P0269 ### || [genre: Gh] # 1 افدی قمرا لاح علینا و تلالا %~% ما احسنه رب تبارک و تعالی # 2 قد حل بروحی فتضاعفت حیاه %~% و الیوم نای عنی عزا و جلالا # 3 ادعوه سرارا و انادیه جهارا %~% ان ابدلنی الصبوه طیفا و خیالا # 4 لو قطعنی دهری لا زلت انادی %~% کی تخترق الجب و یروین وصالا # 5 لا مل من العشق و لو مر قرون %~% حاشاه ملالا بی‌حاشای ملالا # 6 العاشق حوت و هوی العشق کنجر %~% هل مل اذا ما سکن الحوت زلالا ~~PageV1P0270 ### || [genre: Gh] # 1 تعالوا کلنا ذا الیوم سکری %~% باقداح تخامرنا و تتری # 2 سقانا ربنا کاسا دهاقا %~% فشکرا ثم شکرا ثم شکرا # 3 تعالوا ان هذا یوم عید %~% تجلی فیه ما ترجون جهرا # 4 طوارق زرننا و اللیل ساجی %~% فما ابقین فی التضییق صدرا # 5 ز کف هر یکی دریای بخشش %~% نثرن جواهرا جما و وفرا PageV1P0271 ### || [genre: Gh] # 1 حدا الحادی صباحا بهواکم فاتینا %~% صدنا عنکم ظبا حسدونا فابینا # 2 و تلاقینا ملاحا فی فناکم خفرات %~% فتعاشقنا بغنج فسبونا و سبینا # 3 عذل العاذل یوما عن هواکم ناصحیا %~% ان یخافوا عن هواکم ms0165 فسمعنا و ~~عصینا # 4 و رایناکم بدورا فی سماوات المعالی %~% فاستترنا کنجوم بضیاکم و ~~اهتدینا # 5 بدرنا مثل خطیب امنا فی یوم عید %~% فاصطفینا حول بدر فی صلوه اقتدینا # 6 فدهشنا من جمال یوسف ثم افقنا %~% فاذا کاسات راح کدما بیدینا # 7 فبلا فم شربنا و بلا روح سکرنا %~% فبلا راس فخرنا و بلا رجل سرینا # 8 فبلا انف شممنا و بلا عقل فهمنا %~% و بلا شدق ضحکنا و بلا عین بکینا # 9 نور الله زمانا حازنا الوصل امانا %~% و سقی الله مکانا بحبیب التقینا # 10 و شربنا من مدام سکر ذات قوام %~% فی قعود و قیام فظهرنا و اختفینا # 11 فهززنا غصن مجد فنثرنا تمر وجد %~% فاذا نحن سکاری فطفقنا و اجتبینا ~~PageV1P0272 ### || [genre: Gh] # 1 طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا %~% یا حبیب الروح این الملتقی ~~اوحشتنا # 2 حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا %~% مرحبا بدر الدجی من لیله ادهشتنا # 3 لیس نبغی غیرکم قد طال ما جربتنا %~% ما لنا مولا سواکم طال ما فتشتنا # 4 یا نسیم الصبح انی عند ما بشرتنی %~% یا خیال الوصل روحی عند ما جمشتنا # 5 یا فراق الشیخ شمس الدین من تبریزنا %~% کم تری فی وجهنا آثار ما ~~حرشتنا PageV1P0273 ### || [genre: Gh] # 1 ایه یا اهل الفرادیس اقرؤا منشورنا %~% و ادهشوا من خمرنا و استسمعوا ~~ناقورنا # 2 حورکم تصفر عشقا تنحنی من ناره %~% لو رات فی جنح لیل او نهار حورنا # 3 جا بدر کامل قد کدر الشمس الضحی %~% فی قیان خادمات و استقروا دورنا # 4 الف بدر حول بدری سجدا خروا له %~% طیبوا ما حولنا و استشرقوا دیجورنا # 5 قد سکرنا من حواشی بدرهم اکرم بهم %~% استجابوا بغینا و استکثروا ~~میسورنا PageV1P0274 ### || [genre: Gh] # 1 ابصرت روحی ملیحا زلزلت زلزالها %~% انعطش روحی فقلت ویح روحی مالها # 2 ذاق من شعشاع خمر العشق روحی جرعه %~% طار فی جو الهوی و استقلعت ~~اثقالها # 3 صار روحی فی هواه غارقا حتی دری %~% لو تلقاه ضریر ms0166 تائه احوالها # 4 فی الهوی من لیس فی الکونین بدر مثله %~% ان روحی فی الهوی من لا تری ~~امثالها # 5 لم تمل روحی الی مال الی ان اعشقت %~% رامت الاموال کی تنثر له اموالها # 6 لم تزل سفن الهوی تجری بها مذ اصبحت %~% فی بحار العز و الاقبال یوما ~~یالها # 7 عین روحی قد اصابتها فاردتها بها %~% حین عدت فضلها و استکثرت اعمالها # 8 افلحت من بعد هلک ان اعوان الهوی %~% اعتنوا فی امرها ان خففوا حمالها # 9 آه روحی من هوی صدر کبیر فائق %~% کل مدح قالها فیه ازدرت اقوالها # 10 ییاس النفس اللقا من وصال فائت %~% حین تتلو فی کتاب الغیب من افعالها # 11 حبذا احسان مولی عاد روحا اذ نفث %~% ناولتها شربه صفی لها احوالها # 12 ان روحی تقشع اللقیات فی الماضی مدا %~% ثم لا تبصر مضی اذ تفکر ~~استقبالها # 13 اختفی العشق الثقیل فی ضمیری دره %~% ان روحی اثقلت من دره قد شالها # 14 مثله ان اثقل الیوم المخاض حره %~% اوقعتها فی ردی لم تغنها احجالها # 15 غیر ان سیدا جادت لها الطافه %~% ان روحی ربوه و استنزلت اطلالها # 16 سیدا مولی عزیزا کاملا فی امره %~% شمس دین مالک اوفت لها آمالها # 17 صادف المولی بروحی و هی فی ذاک الردی %~% من زمان اکرمته ما رات ~~اذلالها # 18 جا من تبریز سربال نسیج بالهوی %~% اکتست روحی صباحا انزعت سربالها # 19 قالت الروح افتخارا اصطفانا فضله %~% ثم غارت بعد حین من مقال نالها ~~PageV1P0275 ### || [genre: Gh] # 1 یا خفی الحسن بین الناس یا نور الدجی %~% انت شمس الحق تخفی بین شعشاع ~~الضحی # 2 کاد رب العرش یخفی حسنه من نفسه %~% غیره منه علی ذاک الکمال المنتهی # 3 لیتنی یوما اخر میتا فی فیه %~% ان فی موتی هناک دوله لا ترتجی # 4 فی غبار نعله کحل یجلی عن عمی %~% فی عیون فضله الوافی زلال للظما # 5 غیر ان السیر و النقلان فی ذاک الهوی %~% مشکل صعب مخوف فیه اهراق ms0167 ~~الدما # 6 نوره یهدی الی قصر رفیع آمن %~% لا ابالی من ضلال فیه لی هذا الهدی # 7 ابشری یا عین من اشراق نور شامل %~% ما علیک من ضریر سرمدی لا یری # 8 اصبحت تبریز عندی قبله او مشرقا %~% ساعه اضحی لنور ساعه ابغی الصلا # 9 ایها الساقی ادر کاس البقا من حبه %~% طال ما بتنا مریضا نبتغی هذا ~~الشفا # 10 لا نبالی من لیال شیبتنا برهه %~% بعد ما صرنا شبابا من رحیق دائما # 11 ایها الصاحون فی ایامه تعسا لکم %~% اشربوا اخواننا من کاسه طوبی لنا # 12 حصحص الحق الحقیق المستضی من فضله %~% سوف یهدی الناس من ظلماتهم نحو ~~الفضا # 13 یا لها من سؤ حظ معرض عن فضله %~% منکر مستکبر حیران فی وادی الردی # 14 معرض عن عین هدل مستدیم للبقا %~% طالب للما فی وسواس یوم للکری # 15 عین بحر فجرت من ارض تبریز لها %~% ارض تبریز فداک روحنا نعم الثری ~~PageV1P0276 ### || [genre: Gh] # 1 سبق الجد الینا نزل الحب علینا %~% سکن العشق لدینا فسکنا و ثوینا # 2 زمن الصحو ندامه زمن السکر کرامه %~% خطر العشق سلامه ففتنا و فنینا # 3 فسقانا و سبانا و کلانا و رعانا %~% و من الغیب اتانا فدعانا و اتینا # 4 فوجدناه رفیقا و مناصا و طریقا %~% و شرابا و رحیقا فسقانا و سقینا # 5 صدق العشق مقالا کرم الغیب توالی %~% و من الخلف تعالی فوفانا و وفینا # 6 ملا الطارق کاسا طرد الکاس نعاسا %~% مهد السکر اساسا و علی ذاک بنینا # 7 فراینا خفرات و مغان حسنات %~% سرجا فی ظلمات فدهشنا و هوینا # 8 فالهین نظرنا فشکرنا و سکرنا %~% و من السکر عبرنا کفت العبره زینا # 9 فرحعنا بیسار و ربی ذات قرار %~% و حکینا لمشاه و شهدنا و الینا ~~PageV1P0277 ### || [genre: Gh] # 1 انا لا اقسم الا برجال صدقونا %~% انا لا اعشق الا بملاح عشقونا # 2 فصبوا ثم صبینا فاتوا ثم اتینا %~% لهم الفضل علینا لم مما سبقونا # 3 ففتحنا حدقات و غنمنا صدقات ms0168 %~% و سرقنا سرقات فاذا هم سرقونا # 4 فظفرنا بقلوب و علمنا بغیوب %~% فسقی الله و سقیا لعیون رمقونا # 5 لحق الفضل و الا لهتکنا و هلکنا %~% ففررنا و نفرنا فاذا هم لحقونا # 6 انا لولای احاذر سخط الله لقلت %~% رمق العین لزاما خلقونا خلقونا # 7 فتعرض لشموس مکنت تحت نفوس %~% و سقونا بکؤوس رزقونا رزقونا ~~PageV1P0278 ### || [genre: Gh] # 1 مولانا مولانا اغنانا اغنانا %~% امسینا عطشانا اصبحنا ریانا # 2 لا تاسی لا تنسی لا تخشی طغیانا %~% اوطانا اوطانا من اجلک اوطانا # 3 شرفنا آنسنا ان کنت سکرانا %~% یا بارق یا طارق عانقنا عریانا # 4 من کان ارضیا ما جا مرضیا %~% فلیعبد فلیعبد فرقانا فرقانا # 5 من کان علویا قد جا حلویا %~% نرویهم معنانا الوانا الوانا # 6 و الباقی و الباقی بینه یا ساقی %~% یا محسن یا محسن احسانا احسانا ~~PageV1P0279 ### || [genre: Gh] # 1 یا منیر الخد یا روح البقا %~% یا مجیر البدر فی کبد السما # 2 انت روح الله فی اوصافه %~% انت کشاف الغطا بحر العطا # 3 تقتل العشاق عدلا کاملا %~% ثم تحییهم بغمزات الرضا # 4 صائد الابطال من عین الظبا %~% مالک الملاک فی رق الهوی # 5 قوم عیسی لو راو احیائه %~% عالم الحس انکروا عیسی اذا # 6 این موسی لو رای تبیانه %~% لم یواس الخضر یوما کاملا # 7 لیت ابونا آدم یدری به %~% اذنای من جنه لما بکا # 8 هجره نار هوینا قعره %~% یا شفیعا قل لنا این الردا # 9 خده نار یطفی نارنا %~% یطفی النیران نار من رآی PageV1P0280 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقی المدامه حی علی الصلا %~% املا زجاجنا بحمیا فقد خلا # 2 جسمی زجاجتی و محیاک قهوتی %~% یا کامل الملاحه و اللطف و العلا # 3 ما فاز عاشق بمحیاک ساعه %~% الا و فی الصدود تلاشی من البلا # 4 الموت فی لقائک یا بدر طیب %~% حاشاک بل لقاؤک امن من البلا # 5 لما تلا هواک صفاتا لمهجتی %~% فیها حمائم یتلقین ما تلا # 6 اسقیتنی المدامه من طرفک البهی %~% حتی جلا فؤادی ms0169 من احسن الجلا ~~PageV1P0281 ### || [genre: Gh] # 1 یا من لوا عشقک لا زال عالیا %~% قد خاب من یکون من العشق خالیا # 2 نادی نسیم عشقک فی انفس الوری %~% احیاکم جلالی جل جلالیا # 3 الحب و الغرام اصول حیاتکم %~% قد خاب من یظلل من الحب سالیا # 4 فی وجنه المحب سطور رقیمه %~% طوبی لمن یصیر لمعناه تالیا # 5 یا عابسا تفرق فی الهم حاله %~% بالله تستمع لمقالی و حالیا # 6 یا من اذل عقلک نفس الهوی تعی %~% من ذله النفوس سریعا معالیا # 7 یا مهملا معیشته فی محبه %~% اسکت کفی الا له معینا وکالیا PageV1P0282 ### || [genre: Gh] # 1 جا الربیع مفتخرا فی جوارنا %~% جا الحبیب مبتسما وسط دارنا # 2 طیبوا و اکرموا و تعالوا التشربوا %~% عند الحبیب مبتشرا فی عقارنا # 3 من رام مغنما و تصدی جواهرا %~% فلیلزم الجواری وسط بحارنا PageV1P0283 ### || [genre: Gh] # 1 اخی رایت جمالا سبا القلوب سبا %~% و هل اتیک حدیث جلا العقول جلا # 2 الست من یتمنی الخلود فی طرب %~% الا انتبه و تیقظ فقد اتاک اتی # 3 یقر عینک بدر و فی جبینته %~% سعاده و مرام و عزه و سنا # 4 و سکره لفؤادی من شمائله %~% کانها ملات کاسنا و اسقانا # 5 عجائب ظهرت بین صفو غرته %~% تلالات لسناه بمهجتی و صفا PageV1P0284 ### || [genre: Gh] # 1 اتاک عید وصال فلا تذق حزنا %~% و نلت خیر ریاض فنعم ما سکنا # 2 و زال عنک فراق امر من صبر %~% و محنه فتنتنا و خاب من فتنا # 3 فهز غصن سعود و کل جنا شجر %~% فقر عینک منه و نعم ذاک جنا # 4 فطب تجوت من اصحاب قریه ظلمت %~% و نال قلبک منهم شقاوه و عنا ~~PageV1P0285 ### || [genre: Gh] # 1 یا من بنا قصر الکمال مشیدا %~% لا زال سعدا بالسعود مؤیدا # 2 هز القلوب و ردها بصدوده %~% فغدا دما العاشقین مبددا # 3 یا ساکنین محال العشق فی قلق %~% تظنون ان العشق یترککم سدا # 4 لا و الذی حاز الملاحه و البها %~% و لم ms0170 یبق للعشاق حیلا و لا یدا # 5 و ذلک شمس الدین مولا و سیدا %~% و تبریز منه کالفرادیس قد غدا ~~PageV1P0286 ### || [genre: Gh] # 1 ورد البشیر مبشرا ببشاره %~% احیی الفؤاد عشیه بورودها # 2 فکان ارضا نورت بربیعها %~% فکان شمسا اشرقت بخدودها # 3 یا طاعنی فی صبوتی و تهتکی %~% انظر الی نار الهوی و وقودها ~~PageV1P0287 ### || [genre: Gh] # 1 یا کالمینا یا حاکمینا %~% یا مالکینا لا تظلمونا # 2 یا ذا الفضائل زهر الشمائل %~% سیف الدلائل لا تظلمونا # 3 یا نعم ساقی حلو التلاقی %~% مر الفراق لا تظلمونا # 4 فی القلب بارق مثل الطوارق %~% بین المشارق لا تظلمونا # 5 نادی المنادی فی کل وادی %~% لا بالعناد لا تظلمونا # 6 افدیک روحی عند الصبوح %~% یا ذا الفتوح لا تظلمونا # 7 هذا فؤادی فی العشق بادی %~% فی الحب عادی لا تظلمونا # 8 اسمع کلامی نومی جرامی %~% عند الکرام لا تظلمونا # 9 عشقی حصانی نحو المعانی %~% هذا کفانی لا تظلمونا # 10 العشق حال ملک و مال %~% نومی محال لا تظلمونا PageV1P0288 ### || [genre: Gh] # 1 یا مخجل البدر اشرقنا بلالا %~% یا ساقی الروح اسکرنا بصهبا # 2 لا تبخلن و اوفر راحنا مددا %~% حتی تنادم فی اخذ و اعطا # 3 دعنا ینافس فی الصهبا من سکر %~% بالسکر یذهل عن وصف و اسما # 4 خوابی الغیب قد املاتها مددا %~% راحا یطهر عن شح و شحنا PageV1P0289 ### || [genre: Gh] # 1 بی یار مهل ما را بی‌یار مخسب امشب %~% زنهار مخور با ما زنهار مخسب ~~امشب # 2 امشب ز خود افزونیم در عشق دگرگونیم %~% این بار ببین چونیم این بار ~~مخسب امشب # 3 ای طوق هوای تو اندر همه گردن‌ها %~% ما را همه شب تنها مگذار مخسب ~~امشب # 4 صیدیم به شصت غم شوریده و مست غم %~% ما را تو به دست غم مسپار مخسب ~~امشب # 5 ای سرو گلستان را وی ماه شبستان را %~% این ماه پرستان را مازار مخسب ~~امشب PageV1P0290 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواب به جان تو زحمت ببری امشب %~% وز ms0171 بهر خدا زین جا اندرگذری امشب # 2 هر جا که بپری تو ویران شود آن مجلس %~% ای خواب در این مجلس تا درنپری ~~امشب # 3 امشب به جمال او پرورده شود دیده %~% ای چشم ز بی‌خوابی تا غم نخوری ~~امشب # 4 و اللیل اذا یغشی ای خواب برو حاشا %~% تا از دل بیداران صد تحفه بری ~~امشب # 5 گر خلق همه خفتند ای دل تو بحمدالله %~% گر دوش نمی‌خفتی امشب بتری ~~امشب # 6 با ماه که همخویم تا روز سخن گویم %~% کای مونس مشتاقان صاحب نظری امشب # 7 شد ماه گواه من استاره سپاه من %~% وز ناوک استاره‌ای مه سپری امشب ~~PageV1P0291 ### || [genre: Gh] # 1 زان شاهد شکرلب زان ساقی خوش مذهب %~% جان مست شد و قالب ای دوست مخسب ~~امشب # 2 زان نور همه عالم هر شیوه همی‌نالم %~% تا بشنود احوالم ای دوست مخسب ~~امشب # 3 گاهی به پریشانی گاهی به پشیمانی %~% زین عیش همی‌مانی ای دوست مخسب ~~امشب # 4 یک روز تو گر خواری یک روز تو مرداری %~% از ما چه خبر داری ای دوست ~~مخسب امشب # 5 بیرون شو از این هر دو بیگانه شو ای مردو %~% قم قد ضحک الورد ای دوست ~~مخسب امشب # 6 از هجر تو پرهیزم در عشق تو برخیزم %~% شمس الحق تبریزم ای دوست مخسب ~~امشب PageV1P0292 ### || [genre: Gh] # 1 مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب %~% ای جان و دل مهمان زنهار مخسب ~~امشب # 2 روی تو چو بدر آمد امشب شب قدر آمد %~% ای شاه همه خوبان زنهار مخسب ~~امشب # 3 ای سرو دو صد بستان آرام دل مستان %~% بردی دل و جان بستان زنهار مخسب ~~امشب # 4 ای باغ خوش خندان بی‌تو دو جهان زندان %~% آنی تو و صد چندان زنهار ~~مخسب امشب PageV1P0293 ### || [genre: Gh] # 1 بریده شد از این جوی جهان آب %~% بهارا بازگرد و وارسان آب # 2 از آن آبی که چشمه خضر و الیاس %~% ندیدست و نبیند آن ms0172 چنان آب # 3 زهی سرچشمه‌ای کز فر جوشش %~% بجوشد هر دمی از عین جان آب # 4 چو باشد آب‌ها نان‌ها برویند %~% ولی هرگز نرست ای جان ز نان آب # 5 برای لقمه‌ای نان چون گدایان %~% مریز از روی فقر ای میهمان آب # 6 سراسر جمله عالم نیم لقمه‌ست %~% ز حرص نیم لقمه شد نهان آب # 7 زمین و آسمان دلو و سبویند %~% برون‌ست از زمین و آسمان آب # 8 تو هم بیرون رو از چرخ و زمین زود %~% که تا بینی روان از لامکان آب # 9 رهد ماهی جان تو از این حوض %~% بیاشامد ز بحر بی‌کران آب # 10 در آن بحری که خضرانند ماهی %~% در او جاوید ماهی جاودان آب # 11 از آن دیدار آمد نور دیده %~% از آن بام‌ست اندر ناودان آب # 12 از آن باغ‌ست این گل‌های رخسار %~% از آن دولاب یابد گلستان آب # 13 از آن نخل‌ست خرماهای مریم %~% نه ز اسباب‌ست و زین ابواب آن آب # 14 روان و جانت آنگه شاد گردد %~% کز این جا سوی تو آید روان آب # 15 مزن چوبک دگر چون پاسبانان %~% که هست این ماهیان را پاسبان آب ~~PageV1P0294 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای روی تو صد ماه و مهتاب %~% مگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتاب # 2 مرا در سایه‌ات ای کعبه جان %~% به هر مسجد ز خورشیدست محراب # 3 غلط گفتم که اندر مسجد ما %~% برون در بود خورشید بواب # 4 از این هفت آسیا ما نان نجوییم %~% ننوشیم آب ما زین سبز دولاب # 5 مسبب اوست اسباب جهان را %~% چه باشد تار و پود لاف اسباب # 6 ز مستی در هزاران چه فتادیم %~% برون مان می‌کشد عشقش به قلاب # 7 چه رونق دارد از مجلس جان %~% زهی چشم و چراغ جان اصحاب # 8 بخندد باغ دل زان سرو مقبل %~% بجوشد خون ما زین شاخ عناب # 9 فتوح اندر فتوح اندر فتوحی %~% توی مفتاح و حق مفتاح ابواب ms0173 # 10 ز نفط انداز عشق آتشینت %~% زمین و آسمان لرزان چو سیماب # 11 بر مستانش آید می به دعوی %~% خلق گردد برانندش به مضراب # 12 خمش کن ختم کن ای دل چو دیدی %~% که آن خوبی نمی‌گنجد در القاب ~~PageV1P0295 ### || [genre: Gh] # 1 مخسب ای یار مهمان دار امشب %~% که تو روحی و ما بیمار امشب # 2 برون کن خواب را از چشم اسرار %~% که تا پیدا شود اسرار امشب # 3 اگر تو مشترییی گرد مه گرد %~% بگرد گنبد دوار امشب # 4 شکار نسر طایر را به گردون %~% چو جان جعفری طیار امشب # 5 تو را حق داد صیقل تا زدایی %~% ز هجر ازرق زنگار امشب # 6 بحمدالله که خلقان جمله خفتند %~% و من بر خالقم بر کار امشب # 7 زهی کر و فر و اقبال بیدار %~% که حق بیدار و ما بیدار امشب # 8 اگر چشمم بخسبد تا سحرگه %~% ز چشم خود شوم بیزار امشب # 9 اگر بازار خالی شد تو بنگر %~% به راه کهکشان بازار امشب # 10 شب ما روز آن استارگان‌ست %~% که درتابید در دیدار امشب # 11 اسد بر ثور برتازد به جمله %~% عطارد برنهد دستار امشب # 12 زحل پنهان بکارد تخم فتنه %~% بریزد مشتری دینار امشب # 13 خمش کردم زبان بستم ولیکن %~% منم گویای بی‌گفتار امشب PageV1P0296 ### || [genre: Gh] # 1 ای در غم تو به سوز و یارب %~% بگریسته آسمان همه شب # 2 گر چرخ بگرید و بخندد %~% آن جذبه خاک باشد اغلب # 3 از بس که بریخت اشک بر خاک %~% شد خاک ز اشک او مطیب # 4 از گریه آسمان درآمد %~% صد باغ به خنده مذهب # 5 من بودم و چرخ دوش گریان %~% او را و مرا یکی‌ست مذهب # 6 از گریه آسمان چه روید %~% گل‌ها و بنفشه مرطب # 7 وز گریه عاشقان چه روید %~% صد مهر درون آن شکرلب # 8 آن چشم به گریه می‌فشارد %~% تا بفشارد نگار غبغب # 9 این گریه ابر و خنده خاک ms0174 %~% از بهر من و تو شد مرکب # 10 وین گریه ما و خنده ما %~% از بهر نتیجه شد مرتب # 11 خاموش کن و نظاره می‌کن %~% اندر طلب جهان و مطلب PageV1P0297 ### || [genre: Gh] # 1 آه از این زشتان که مه رو می‌نمایند از نقاب %~% از درون سو کاه تاب و ~~از برون سو ماهتاب # 2 چنگ دجال از درون و رنگ ابدال از برون %~% دام دزدان در ضمیر و رمز ~~شاهان در خطاب # 3 عاشق چادر مباش و خر مران در آب و گل %~% تا نمانی ز آب و گل مانند خر ~~اندر خلاب # 4 چون به سگ نان افکنی سگ بو کند آنگه خورد %~% سگ نه‌ای شیری چه باشد ~~بهر نان چندین شتاب # 5 در هر آن مردار بینی رنگکی گویی که جان %~% جان کجا رنگ از کجا جان را ~~بجو جان را بیاب # 6 تو سؤال و حاجتی دلبر جواب هر سؤال %~% چون جواب آید فنا گردد سؤال ~~اندر جواب # 7 از خطابش هست گشتی چون شراب از سعی آب %~% وز شرابش نیست گشتی همچو آب ~~اندر شراب # 8 او ز نازش سر کشیده همچو آتش در فروغ %~% تو ز خجلت سر فکنده چون خطا ~~پیش صواب # 9 گر خزان غارتی مر باغ را بی‌برگ کرد %~% عدل سلطان بهار آمد برای فتح ~~باب # 10 برگ‌ها چون نامه‌ها بر وی نبشته خط سبز %~% شرح آن خط‌ها بجو از ~~عنده‌ام الکتاب PageV1P0298 ### || [genre: Gh] # 1 یا وصال یار باید یا حریفان را شراب %~% چونک دریا دست ندهد پای نه در ~~جوی آب # 2 آن حریفان چو جان و باقیان جاودان %~% در لطافت همچو آب و در سخاوت چون ~~سحاب # 3 همرهان آب حیوان خضریان آسمان %~% زندگی هر عمارت گنج‌های هر خراب # 4 آب یار نور آمد این لطیف و آن ظریف %~% هر دو غمازند لیکن نی ز کین بل ~~ز احتساب # 5 آب اندر طشت و یا جو چون ز کف جنبان ms0175 شود %~% نور بر دیوار هم آغاز گیرد ~~اضطراب # 6 عرق جنسیت برادر جون قیامت می‌کند %~% خود تو بنگر من خموشم و هوا علم ~~بالصواب PageV1P0299 ### || [genre: Gh] # 1 کو همه لطف که در روی تو دیدم همه شب %~% وان حدیث چو شکر کز تو شنیدم ~~همه شب # 2 گر چه از شمع تو می‌سوخت چو پروانه دلم %~% گرد شمع رخ خوب تو پریدم ~~همه شب # 3 شب به پیش رخ چون ماه تو چادر می‌بست %~% من چو مه چادر شب می‌بدریدم ~~همه شب # 4 جان ز ذوق تو چو گربه لب خود می‌لیسد %~% من چو طفلان سر انگشت گزیدم ~~همه شب # 5 سینه چون خانه زنبور پر از مشغله بود %~% کز تو ای کان عسل شهد کشیدم ~~همه شب # 6 دام شب آمد جان‌های خلایق بربود %~% چون دل مرغ در آن دام طپیدم همه شب # 7 آنک جان‌ها چو کبوتر همه در حکم ویند %~% اندر آن دام مر او را طلبیدم ~~همه شب PageV1P0300 ### || [genre: Gh] # 1 هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب %~% که براق بر در آمد فاذا فرغت ~~فانصب # 2 چو طریق بسته بودست و طمع گسسته بودست %~% تو برآ بر آسمان‌ها بگشا ~~طریق و مذهب # 3 نفسی فلک نیاید دو هزار در گشاید %~% چو امیر خاص اقرا به دعا گشاید آن ~~لب # 4 سوی بحر رو چو ماهی که بیافت در شاهی %~% چو بگوید او چه خواهی تو بگو ~~الیک ارغب # 5 چو صریر تو شنیدم چو قلم به سر دویدم %~% چو به قلب تو رسیدم چه کنم ~~صداع قالب # 6 ز سلام خوش سلامان بکشم ز کبر دامان %~% که شدست از سلامت دل و جان ما ~~مطیب # 7 ز کف چنین شرابی ز دم چنین خطابی %~% عجب‌ست اگر بماند به جهان دلی مدب # 8 ز غنای حق برسته ز نیاز خود برسته %~% به مشاغل اناالحق شده فانی ملهب # 9 بکش آب را از این گل که ms0176 تو جان آفتابی %~% که نماند روح صافی چو شد او ~~به گل مرکب # 10 صلوات بر تو آرم که فزوده باد قربت %~% که به قرب کل گردد همه جزوها ~~مقرب # 11 دو جهان ز نفخ صورت چو قیامتست پیشم %~% سوی جان مزلزلست و سوی جسمیان ~~مرتب # 12 به سخن مکوش کاین فر ز دلست نی ز گفتن %~% که هنر ز پای یابید و ز دم ~~دید ثعلب PageV1P0301 ### || [genre: Gh] # 1 در هوایت بی‌قرارم روز و شب %~% سر ز پایت برندارم روز و شب # 2 روز و شب را همچو خود مجنون کنم %~% روز و شب را کی گذارم روز و شب # 3 جان و دل از عاشقان می‌خواستند %~% جان و دل را می‌سپارم روز و شب # 4 تا نیابم آن چه در مغز منست %~% یک زمانی سر نخارم روز و شب # 5 تا که عشقت مطربی آغاز کرد %~% گاه چنگم گاه تارم روز و شب # 6 می‌زنی تو زخمه و بر می‌رود %~% تا به گردون زیر و زارم روز و شب # 7 ساقیی کردی بشر را چل صبوح %~% زان خمیر اندر خمارم روز و شب # 8 ای مهار عاشقان در دست تو %~% در میان این قطارم روز و شب # 9 می‌کشم مستانه بارت بی‌خبر %~% همچو اشتر زیر بارم روز و شب # 10 تا بنگشایی به قندت روزه‌ام %~% تا قیامت روزه دارم روز و شب # 11 چون ز خوان فضل روزه بشکنم %~% عید باشد روزگارم روز و شب # 12 جان روز و جان شب ای جان تو %~% انتظارم انتظارم روز و شب # 13 تا به سالی نیستم موقوف عید %~% با مه تو عیدوارم روز و شب # 14 زان شبی که وعده کردی روز بعد %~% روز و شب را می‌شمارم روز و شب # 15 بس که کشت مهر جانم تشنه است %~% ز ابر دیده اشکبارم روز و شب ~~PageV1P0302 ### || [genre: Gh] # 1 مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب %~% عود را درسوز ms0177 و بربط را بکوب # 2 این ننالد تا نکوبی بر رگش %~% وان دگر در نفی و در سوزست خوب # 3 مجلسی پرگرد بر خاشاک فکر %~% خیز ای فراش فرش جان بروب # 4 تا نسوزی بوی ندهد آن بخور %~% تا نکوبی نفع ندهد این حبوب # 5 نیر اعظم بدان شد آفتاب %~% کو در آتش خانه دارد بی‌لغوب # 6 ماه از آن پیک و محاسب می‌شود %~% کو نیاساید ز سیران و رکوب # 7 عود خلقانند این پیغامبران %~% تا رسدشان بوی علام الغیوب # 8 گر به بو قانع نه‌ای تو هم بسوز %~% تا که معدن گردی ای کان عیوب # 9 چون بسوزی پر شود چرخ از بخور %~% چون بسوزد دل رسد وحی القلوب # 10 حد ندارد این سخن کوتاه کن %~% گر چه جان گلستان آمد جنوب # 11 صاحب العودین لا تهملهما %~% حرقن ذا حرکن ذا للکروب # 12 من یلج بین السکاری لا یفق %~% من یذق من راح روح لا یتوب # 13 اغتنم بالراح عجل و استعد %~% من خمار دونه شق الجیوب # 14 این تنجو ان سلطان الهوی %~% جاذب العشاق جبار طلوب PageV1P0303 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ می‌دانی چه می‌گوید رباب %~% ز اشک چشم و از جگرهای کباب # 2 پوستی‌ام دور مانده من ز گوشت %~% چون ننالم در فراق و در عذاب # 3 چوب هم گوید بدم من شاخ سبز %~% زین من بشکست و بدرید آن رکاب # 4 ما غریبان فراقیم ای شهان %~% بشنوید از ما الی الله المأب # 5 هم ز حق رستیم اول در جهان %~% هم بدو وا می‌رویم از انقلاب # 6 بانگ ما همچون جرس در کاروان %~% یا چو رعدی وقت سیران سحاب # 7 ای مسافر دل منه بر منزلی %~% که شوی خسته به گاه اجتذاب # 8 زانک از بسیار منزل رفته‌ای %~% تو ز نطفه تا به هنگام شباب # 9 سهل گیرش تا به سهلی وارهی %~% هم دهی آسان و هم یابی ثواب # 10 سخت او را گیر کو سختت گرفت %~% اول ms0178 او و آخر او او را بیاب # 11 خوش کمانچه می‌کشد کان تیر او %~% در دل عشاق دارد اضطراب # 12 ترک و رومی و عرب گر عاشق است %~% همزبان اوست این بانگ صواب # 13 باد می‌نالد همی‌خواند تو را %~% که بیا اندر پیم تا جوی آب # 14 آب بودم باد گشتم آمدم %~% تا رهانم تشنگان را زین سراب # 15 نطق آن بادست کآبی بوده است %~% آب گردد چون بیندازد نقاب # 16 از برون شش جهت این بانگ خاست %~% کز جهت بگریز و رو از ما متاب # 17 عاشقا کمتر ز پروانه نه‌ای %~% کی کند پروانه ز آتش اجتناب # 18 شاه در شهرست بهر جغد من %~% کی گذارم شهر و کی گیرم خراب # 19 گر خری دیوانه شد نک کیر گاو %~% بر سرش چندان بزن کید لباب # 20 گر دلش جویم خسیش افزون شود %~% کافران را گفت حق ضرب الرقاب ~~PageV1P0304 ### || [genre: Gh] # 1 آواز داد اختر بس روشنست امشب %~% گفتم ستارگان را مه با منست امشب # 2 بررو به بام بالا از بهر الصلا را %~% گل چیدنست امشب می خوردنست امشب # 3 تا روز دلبر ما اندر برست چون دل %~% دستش به مهر ما را در گردنست امشب # 4 تا روز زنگیان را با روم دار و گیرست %~% تا روز چنگیان را تنتن تنست ~~امشب # 5 تا روز ساغر می در گردش است و بخشش %~% تا روز گل به خلوت با سوسنست ~~امشب # 6 امشب شراب وصلت بر خاص و عام ریزم %~% شادی آنک ماهت بر روزنست امشب # 7 داوودوار ما را آهن چو موم گردد %~% کهن رباست دلبر دل آهنست امشب # 8 بگشای دست دل را تا پای عشق کوبد %~% کان زار ترس دیده در مأمنست امشب # 9 بر روی چون زر من ای بخت بوسه می‌ده %~% کاین زر گازدیده در معدنست ~~امشب # 10 آن کو به مکر و دانش می‌بست راه ما را %~% پالان خر بر او نه کو ms0179 ~~کودنست امشب # 11 شمشیر آبدارش پوسیده است و چوبین %~% وان نیزه درازش چون سوزنست امشب # 12 خرگاه عنکبوتست آن قلعه حصینش %~% برگستوان و خودش چون روغنست امشب # 13 خاموش کن که طامع الکن بود همیشه %~% با او چه بحث داری کو الکنست ~~امشب PageV1P0305 ### || [genre: Gh] # 1 رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب %~% بنشین میان مستان اینک مه و ~~کواکب # 2 آن روز پرعجایب وان محشر قیامت %~% گشتست پیش حسنت مستغرق عجایب # 3 چون طیبات خواندی بر طیبین فشاندی %~% طیبتر از تو کی بود ای معدن ~~اطایب # 4 جان را ز تست هر دم سلطانیی مسلم %~% این شکر از کی گویم از شاه یا ز ~~صاحب # 5 در جیب خاک کردی ارواح پاک جیبان %~% سر کرده در گریبان چون صوفیان ~~مراقب # 6 عشق تو چون درآمد اندیشه مرد پیشش %~% عشق تو صبح صادق اندیشه صبح کاذب # 7 ای عقل باش حیران نی وصل جو نه هجران %~% چون وصل گوش داری زان کس که ~~نیست غایب # 8 جان چیست فقر و حاجت جان بخش کیست جز تو %~% ای قبله حوایج معشوقه ~~مطالب # 9 نک نقد شد قیامت اینک یکی علامت %~% طالع شد آفتابت از جانب مغارب # 10 درکش رمیدگان را محنت رسیدگان را %~% زان جذبه‌های جانی ای جذبه تو ~~غالب # 11 تا بیند این دو دیده صبح خدا دمیده %~% دام طلب دریده مطلوب گشته طالب # 12 عشق و طلب چه باشد آیینه تجلی %~% نقش و حسد چه باشد آیینه معایب # 13 کو بلبل چمن‌ها تا گفتمی سخن‌ها %~% نگذشت بر دهان‌ها یا دست هیچ کاتب # 14 نه از نقش‌های صورت نه از صاف و نه از کدورت %~% نه از ماضی و نه حالی ~~نه از زهد نه از مراتب # 15 عقلم برفت از جا باقیش را تو فرما %~% ای از درت نرفته کس ناامید و ~~غایب PageV1P0306 ### || [genre: Gh] # 1 کار همه محبان همچون زرست امشب %~% جان همه حسودان کور و کرست ms0180 امشب # 2 دریای حسن ایزد چون موج می‌خرامد %~% خاک ره از قدومش چون عنبرست امشب # 3 دایم خوشیم با وی اما به فضل یزدان %~% ما دیگریم امشب او دیگرست امشب # 4 امشب مخسب ای دل می‌ران به سوی منزل %~% کان ناظر نهانی بر منظرست امشب # 5 پهلو منه که یاری پهلوی تست آری %~% برگیر سر که این سر خوش زان سرست ~~امشب # 6 چون دستگیر آمد امشب بگیر دستی %~% رقصی که شاخ دولت سبز و ترست امشب # 7 والله که خواب امشب بر من حرام باشد %~% کاین جان چو مرغ آبی در کوثرست ~~امشب PageV1P0307 ### || [genre: Gh] # 1 خوابم ببسته‌ای بگشا ای قمر نقاب %~% تا سجده‌های شکر کند پیشت آفتاب # 2 دامان تو گرفتم و دستم بتافتی %~% هین دست درکشیدم روی از وفا متاب # 3 گفتی مکن شتاب که آن هست فعل دیو %~% دیو او بود که می‌نکند سوی تو ~~شتاب # 4 یا رب کنم ببینم بر درگه نیاز %~% چندین هزار یا رب مشتاق آن جواب # 5 از خاک بیشتر دل و جان‌های آتشین %~% مستسقیانه کوزه گرفته که آب آب # 6 بر خاک رحم کن که از این چار عنصر او %~% بی دست و پاتر آمد در سیر و ~~انقلاب # 7 وقتی که او سبک شود آن باد پای اوست %~% لنگانه برجهد دو سه گامی پی ~~سحاب # 8 تا خنده گیرد از تک آن لنگ برق را %~% و اندر شفاعت آید آن رعد خوش ~~خطاب # 9 با ساقیان ابر بگوید که برجهید %~% کز تشنگان خاک بجوشید اضطراب # 10 گیرم که من نگویم آخر نمی‌رسد %~% اندر مشام رحمت بوی دل کباب # 11 پس ساقیان ابر همان دم روان شوند %~% با جره و قنینه و با مشک پرشراب # 12 خاموش و در خراب همی‌جوی گنج عشق %~% کاین گنج در بهار برویید از خراب ~~PageV1P0308 ### || [genre: Gh] # 1 واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب %~% کاندر خرابه دل من آید آفتاب # 2 از پای ms0181 درفتاده‌ام از شرم این کرم %~% کان شه دعام گفت همو کرد مستجاب # 3 بس چهره کو نمود مرا بهر ساکنی %~% گفتم که چهره دیدم و آن بود خود ~~نقاب # 4 از نور آن نقاب چو سوزید عالمی %~% یا رب چگونه باشد آن شاه بی‌حجاب # 5 بر من گذشت عشق و من اندر عقب شدم %~% واگشت و لقمه کرد و مرا خورد چون ~~عقاب # 6 برخوردم از زمانه چو او خورد مر مرا %~% در بحر عذب رفتم و وارستم از ~~عذاب # 7 آن را که لقمه‌های بلاها گوار نیست %~% زانست کو ندید گوارش از این ~~شراب # 8 زین اعتماد نوش کنند انبیا بلا %~% زیرا که هیچ وقت نترسد ز آتش آب ~~PageV1P0309 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب %~% آورد آتشی که نمیرد به هیچ آب # 2 بنگر به خانه تن و بنگر به جان من %~% از جام عشق او شده این مست و آن ~~خراب # 3 میر شرابخانه چو شد با دلم حریف %~% خونم شراب گشت ز عشق و دلم کباب # 4 چون دیده پر شود ز خیالش ندا رسد %~% احسنت ای پیاله و شاباش ای شراب # 5 دریای عشق را دل من دید ناگهان %~% از من بجست در وی و گفتا مرا بیاب # 6 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین %~% اندر پیش دوان شده دل‌های چون سحاب ~~PageV1P0310 ### || [genre: Gh] # 1 زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب %~% دست نگر پا نگر دست بزن پا بکوب # 2 مسخره باد گشت هر چه درختست و کشت %~% و آنچ کشد سر ز باد خار بود خشک ~~و چوب # 3 هر چه ز اجزای تو رو ننهد سر کشد %~% پای بزن بر سرش هین سر و پایش ~~بکوب # 4 چونک نخواهی رهید از دم هر گول گیر %~% خاک کسی شو کز او چاره ندارد ~~قلوب PageV1P0311 ### || [genre: Gh] # 1 به جان تو که مرو از میان کار مخسب %~% ز عمر یک شب ms0182 کم گیر و زنده دار ~~مخسب # 2 هزار شب تو برای هوای خود خفتی %~% یکی شبی چه شود از برای یار مخسب # 3 برای یار لطیفی که شب نمی‌خسبد %~% موافقت کن و دل را بدو سپار مخسب # 4 بترس از آن شب رنجوریی که تو تا روز %~% فغان و یارب و یارب کنی به زار ~~مخسب # 5 شبی که مرگ بیاید قنق کرک گوید %~% به حق تلخی آن شب که ره سپار مخسب # 6 از آن زلازل هیبت که سنگ آب شود %~% اگر تو سنگ نه‌ای آن به یاد آر ~~مخسب # 7 اگر چه زنگی شب سخت ساقی چستست %~% مگیر جام وی و ترس از آن خمار مخسب # 8 خدای گفت که شب دوستان نمی‌خسبند %~% اگر خجل شده‌ای زین و شرمسار مخسب # 9 بترس از آن شب سخت عظیم بی‌زنهار %~% ذخیره ساز شبی را و زینهار مخسب # 10 شنیده‌ای که مهان کام‌ها به شب یابند %~% برای عشق شهنشاه کامیار مخسب # 11 چو مغز خشک شود تازه مغزیت بخشد %~% که جمله مغز شوی ای امیدوار مخسب # 12 هزار بارت گفتم خموش و سودت نیست %~% یکی بیار و عوض گیر صد هزار مخسب ~~PageV1P0312 ### || [genre: Gh] # 1 رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب %~% که ابر را عربان نام کرده‌اند رباب # 2 چنانک ابر سقای گل و گلستانست %~% رباب قوت ضمیرست و ساقی الباب # 3 در آتشی بدمی شعله‌ها برافزود %~% بجز غبار نخیزد چو دردمی به تراب # 4 رباب دعوت بازست سوی شه بازآ %~% به طبل باز نیاید به سوی شاه غراب # 5 گشایش گره مشکلات عشاقست %~% چو مشکلیش نباشد چه درخورست جواب # 6 جواب مشکل حیوان گیاه آمد و کاه %~% که تخم شهوت او شد خمیرمایه خواب # 7 خر از کجا و دم عشق عیسوی ز کجا %~% که این گشاد ندادش مفتح الابواب # 8 که عشق خلعت جانست و طوق کرمنا %~% برای ملک وصال و برای رفع حجاب # 9 به بانگ او همه ms0183 دل‌ها به یک مهم آیند %~% ندای رب برهاند ز تفرقه ارباب # 10 ز عشق کم گو با جسمیان که ایشان را %~% وظیفه خوف و رجا آمد و ثواب و ~~عقاب PageV1P0313 ### || [genre: Gh] # 1 تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب %~% برو که عشق و غم او نصیب ماست ~~بخسب # 2 ز آفتاب غم یار ذره ذره شدیم %~% تو را که این هوس اندر جگر نخاست بخسب # 3 به جست و جوی وصالش چو آب می‌پویم %~% تو را که غصه آن نیست کو کجاست ~~بخسب # 4 طریق عشق ز هفتاد و دو برون باشد %~% چو عشق و مذهب تو خدعه و ریاست ~~بخسب # 5 صباح ماست صبوحش عشای ما عشوه ش %~% تو را که رغبت لوت و غم عشاست بخسب # 6 ز کیمیاطلبی ما چو مس گدازانیم %~% تو را که بستر و همخوابه کیمیاست ~~بخسب # 7 چو مست هر طرفی می‌فتی و می‌خیزی %~% که شب گذشت کنون نوبت دعاست بخسب # 8 قضا چو خواب مرا بست ای جوان تو برو %~% که خواب فوت شدت خواب را قضاست ~~بخسب # 9 به دست عشق درافتاده‌ایم تا چه کند %~% چو تو به دست خودی رو به دست ~~راست بخسب # 10 منم که خون خورم ای جان تویی که لوت خوری %~% چو لوت را به یقین خواب ~~اقتضاست بخسب # 11 من از دماغ بریدم امید و از سر نیز %~% تو را دماغ تر و تازه مرتجاست ~~بخسب # 12 لباس حرف دریدم سخن رها کردم %~% تو که برهنه نه‌ای مر تو را قباست ~~بخسب PageV1P0314 ### || [genre: Gh] # 1 چشم‌ها وا نمی‌شود از خواب %~% چشم بگشا و جمع را دریاب # 2 بنگر آخر که بی‌قرار شدست %~% چشم در چشم خانه چون سیماب # 3 گشت شب دیر و خلق افتادند %~% چون ستاره میانه مهتاب # 4 هم سیاهی و هم سپیدی چشم %~% از می خواب هر دو گشت خراب # 5 جمله اندیشه‌ها چو برگ بریخت %~% گرد بنشست بر ms0184 همه اسباب # 6 عقل شد گوشه‌ای و می‌گوید %~% عقل اگر آن تست هین دریاب # 7 بنگی شب نگر که چون دادست %~% جمله خلق را از این بنگاب # 8 چشم در عین و غین افتادست %~% کار بگذشت از سؤال و جواب # 9 آن سواران تیزاندیشه %~% همه ماندند چون خران به خلاب PageV1P0315 ### || [genre: Gh] # 1 چونک درآییم به غوغای شب %~% گرد برآریم ز دریای شب # 2 خواب نخواهد بگریزد ز خواب %~% آنک بدیدست تماشای شب # 3 بس دل پرنور و بسی جان پاک %~% مشتغل و بنده و مولای شب # 4 شب تتق شاهد غیبی بود %~% روز کجا باشد همتای شب # 5 پیش تو شب هست چو دیگ سیاه %~% چون نچشیدی تو ز حلوای شب # 6 دست مرا بست شب از کسب و کار %~% تا به سحر دست من و پای شب # 7 راه درازست برانیم تیز %~% ما به درازا و به پهنای شب # 8 روز اگر مکسب و سوداگریست %~% ذوق دگر دارد سودای شب # 9 مفخر تبریز توی شمس دین %~% حسرت روزی و تمنای شب PageV1P0316 ### || [genre: Gh] # 1 یار آمد به صلح ای اصحاب %~% ما لکم قاعدین عند الباب # 2 نوبت هجر و انتظار گذشت %~% فادخلوا الدار یا اولی الالباب # 3 آفتاب جمال سینه گشاد %~% فاخلعوا فی شعاعه الاثواب # 4 ادب عشق جمله بی‌ادبیست %~% امه العشق عشقهم آداب # 5 باده عشق ننگ و نام شکست %~% لا رأسا تری و لا اذناب # 6 لذت عشق با دماغ آمیخت %~% کامتزاج العبید بالارباب # 7 دختران ضمیر سرمستند %~% وسط روض القلوب و الدولاب # 8 گر شما محرم ضمیر نه‌اید %~% فاسئلوهن من ورا حجاب # 9 شمس تبریز جام عشق از تو %~% و خذ الکبد للشراب کباب PageV1P0317 ### || [genre: Gh] # 1 علونا سما الود من غیر سلم %~% و هل یهتدی نحو السما النوائب # 2 ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا %~% و قد جاوز الکونین هذا عجائب # 3 فان فارق الایام بین جسومنا %~% فوالله ان القلب ما هو غائب # 4 ms0185 فقلبی خفیف الظعن نحو احبتی %~% و ان ثقلت عن ظعنهن الترائب # 5 علیکم سلامی من صمیم سریرتی %~% فانی کقلبی او سلامی لائب # 6 و کیف یتوب القلب عن ذنب ودکم %~% فقلبی مدا عما خلاکم لنائب # 7 حواب لمن قد قال عابد بعله %~% اری البعل قد بالت علیه الثعالب # 8 جواب نصیرالدین لیث فضائل %~% اری الود قد بالت علیه الارانب ~~PageV1P0318 ### || [genre: Gh] # 1 امسی و اصبح بالجوی اتعذب %~% قلبی علی نار الهوی یتقلب # 2 ان کنت تهجرنی تهذبنی به %~% انت النهی و بلاک لا اتهذب # 3 ما بال قلبک قد قسی فالی متی %~% ابکی و مما قد جری اتعتب # 4 مما احب بان اقول فدیتکم %~% احیی بکم و قتیلکم اتلقب # 5 و اشرتم بالصبر لی متسلیا %~% ما هکذی عشقوا به لا تحسبوا # 6 ما عشت فی هذا الفراق سویعه %~% لو لا لقاؤک کل یوم ارقب # 7 انی اتوب مناجیا و منادیا %~% فانا المسی بسیدی و المذنب # 8 تبریز جل به شمس دین سیدی %~% ابکی دما مما جنیت و اشرب PageV1P0319 ### || [genre: Gh] # 1 ابشروا یا قوم هذا فتح باب %~% قد نجوتم من شتاب الاغتراب # 2 افرحوا قد جا میقات الرضا %~% من حبیب عنده‌ام الکتاب # 3 قال لا تأسوا علی ما فاتکم %~% اذ بدی بدر خروق اللحجاب # 4 ذا مناخ اوقفوا بعراننا %~% ذا نعیم لیس یحصیه الحساب # 5 ان فی عتب الهوی الف الوفا %~% ان فی صمت الولا لطف الخطاب # 6 قد سکتنا فافهموا سر السکوت %~% یا کرام الله اعلم بالصواب PageV1P0320 ### || [genre: Gh] # 1 آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده‌ست %~% تا روز بر دیوار ما ~~بی‌خویشتن سر می‌زده‌ست # 2 چرخ و زمین گریان شده وز ناله‌اش نالان شده %~% دم‌های او سوزان شده ~~گویی که در آتشکده‌ست # 3 بیماریی دارد عجب نی درد سر نی رنج تب %~% چاره ندارد در زمین کز ~~آسمانش آمده‌ست # 4 چون دید جالینوس را نبضش گرفت و گفت او %~% دستم بهل دل را ببین رنجم ~~برون ms0186 قاعده‌ست # 5 صفراش نی سوداش نی قولنج و استسقاش نی %~% زین واقعه در شهر ما هر ~~گوشه‌ای صد عربده‌ست # 6 نی خواب او را نی خورش از عشق دارد پرورش %~% کاین عشق اکنون خواجه را ~~هم دایه و هم والده‌ست # 7 گفتم خدایا رحمتی کرام گیرد ساعتی %~% نی خون کس را ریخته‌ست نی مال کس ~~را بستده‌ست # 8 آمد جواب از آسمان کو را رها کن در همان %~% کاندر بلای عاشقان دارو و ~~درمان بیهدست # 9 این خواجه را چاره مجو بندش منه پندش مگو %~% کان جا که افتادست او نی ~~مفسقه نی معبده‌ست # 10 تو عشق را چون دیده‌ای از عاشقان نشنیده‌ای %~% خاموش کن افسون مخوان ~~نی جادوی نی شعبده‌ست # 11 ای شمس تبریزی بیا ای معدن نور و ضیا %~% کاین روح باکار و کیا ~~بی‌تابش تو جامدست PageV1P0321 ### || [genre: Gh] # 1 آمده‌ام که تا به خود گوش کشان کشانمت %~% بی دل و بیخودت کنم در دل و ~~جان نشانمت # 2 آمده‌ام بهار خوش پیش تو ای درخت گل %~% تا که کنار گیرمت خوش خوش و ~~می‌فشانمت # 3 آمده‌ام که تا تو را جلوه دهم در این سرا %~% همچو دعای عاشقان فوق فلک ~~رسانمت # 4 آمده‌ام که بوسه‌ای از صنمی ربوده‌ای %~% بازبده به خوشدلی خواجه که ~~واستانمت # 5 گل چه بود که گل تویی ناطق امر قل تویی %~% گر دگری نداندت چون تو منی ~~بدانمت # 6 جان و روان من تویی فاتحه خوان من تویی %~% فاتحه شو تو یک سری تا که ~~به دل بخوانمت # 7 صید منی شکار من گر چه ز دام جسته‌ای %~% جانب دام بازرو ور نروی ~~برانمت # 8 شیر بگفت مر مرا نادره آهوی برو %~% در پی من چه می‌دوی تیز که ~~بردرانمت # 9 زخم پذیر و پیش رو چون سپر شجاعتی %~% گوش به غیر زه مده تا چو کمان ~~خمانمت # 10 از حد خاک تا بشر چند هزار منزلست %~% شهر به شهر بردمت بر سر ms0187 ره ~~نمانمت # 11 هیچ مگو و کف مکن سر مگشای دیگ را %~% نیک بجوش و صبر کن زانک ~~همی‌پرانمت # 12 نی که تو شیرزاده‌ای در تن آهوی نهان %~% من ز حجاب آهوی یک رهه ~~بگذرانمت # 13 گوی منی و می‌دوی در چوگان حکم من %~% در پی تو همی‌دوم گر چه که ~~می‌دوانمت PageV1P0322 ### || [genre: Gh] # 1 آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت %~% وان نفسی که بیخودی یار چه کار ~~آیدت # 2 آن نفسی که باخودی خود تو شکار پشه‌ای %~% وان نفسی که بیخودی پیل شکار ~~آیدت # 3 آن نفسی که باخودی بسته ابر غصه‌ای %~% وان نفسی که بیخودی مه به کنار ~~آیدت # 4 آن نفسی که باخودی یار کناره می‌کند %~% وان نفسی که بیخودی باده یار ~~آیدت # 5 آن نفسی که باخودی همچو خزان فسرده‌ای %~% وان نفسی که بیخودی دی چو ~~بهار آیدت # 6 جمله بی‌قراریت از طلب قرار تست %~% طالب بی‌قرار شو تا که قرار آیدت # 7 جمله ناگوارشت از طلب گوارش است %~% ترک گوارش ار کنی زهر گوار آیدت # 8 جمله بی‌مرادیت از طلب مراد تست %~% ور نه همه مرادها همچو نثار آیدت # 9 عاشق جور یار شو عاشق مهر یار نی %~% تا که نگار نازگر عاشق زار آیدت # 10 خسرو شرق شمس دین از تبریز چون رسد %~% از مه و از ستاره‌ها والله عار ~~آیدت PageV1P0323 ### || [genre: Gh] # 1 درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت %~% درآ تا خانه هستی بپردازم ~~همین ساعت # 2 صلا زن پاکبازی را رها کن خاک بازی را %~% که یک جان دارم و خواهم که ~~دربازم همین ساعت # 3 کمان زه کن خدایا نه که تیر قاب قوسینی %~% که وقت آمد که من جان را ~~سپر سازم همین ساعت # 4 چو بر می‌آید این آتش فغان می‌خیزد از عالم %~% امانم ده امانم ده که ~~بگدازم همین ساعت # 5 جهان از ترس می‌درد و جان از عشق می‌پرد %~% که مرغان را به رشک ms0188 آرم ز ~~پروازم همین ساعت PageV1P0324 ### || [genre: Gh] # 1 که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست %~% که آن جا کم رسد عاشق و ~~معشوق فراوانست # 2 که تا نازی کنیم آن جا و بازاری نهیم آن جا %~% که تا دل‌ها خنک گردد ~~که دل‌ها سخت بریانست # 3 نباشد این چنین شهری ولی باری کم از شهری %~% که در وی عدل و انصافست و ~~معشوق مسلمانست # 4 که این سو عاشقان باری چو عود کهنه می‌سوزد %~% وان معشوق نادرتر کز او ~~آتش فروزانست # 5 خداوندا به احسانت به حق نور تابانت %~% مگیر آشفته می‌گویم که دل ~~بی‌تو پریشانست # 6 تو مستان را نمی‌گیری پریشان را نمی‌گیری %~% خنک آن را که می‌گیری که ~~جانم مست ایشانست # 7 اگر گیری ور اندازی چه غم داری چه کم داری %~% که عاشق چون گیا این جا ~~بیابان در بیابانست # 8 بخندد چشم مریخش مرا گوید نمی‌ترسی %~% نگارا بوی خون آید اگر مریخ ~~خندانست # 9 دلم با خویشتن آمد شکایت را رها کردم %~% هزاران جان همی‌بخشد چه شد گر ~~خصم یک جانست # 10 منم قاضی خشم آلود و هر دو خصم خشنودند %~% که جانان طالب جانست و جان ~~جویای جانانست # 11 که جان ذره‌ست و او کیوان که جان میوه‌ست و او بستان %~% که جان ~~قطره‌ست و او عمان که جان حبه‌ست و او کانست # 12 سخن در پوست می‌گویم که جان این سخن غیبست %~% نه در اندیشه می‌گنجد ~~نه آن را گفتن امکانست # 13 خمش کن همچو عالم باش خموش و مست و سرگردان %~% وگر او نیست مست مست ~~چرا افتان و خیزانست PageV1P0325 ### || [genre: Gh] # 1 حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی‌حالت %~% لیلی کن و مجنون کن ای صانع ~~بی‌آلت # 2 صد حاجت گوناگون در لیلی و در مجنون %~% فریادکنان پیشت کای معطی ~~بی‌حاجت # 3 انگشتری حاجت مهریست سلیمانی %~% رهنست به پیش تو از دست مده صحبت # 4 بگذشت مه توبه آمد به ms0189 جهان ماهی %~% کو بشکند و سوزد صد توبه به یک ~~ساعت # 5 ای گیج سری کان سر گیجیده نگردد ز او %~% وی گول دلی کان دل یاوه نکند ~~نیت # 6 ما لنگ شدیم این جا بربند در خانه %~% چرنده و پرنده لنگند در این حضرت # 7 ای عشق تویی کلی هم تاجی و هم غلی %~% هم دعوت پیغامبر هم ده دلی امت # 8 از نیست برآوردی ما را جگری تشنه %~% بردوخته‌ای ما را بر چشمه این ~~دولت # 9 خارم ز تو گل گشته و اجزا همه کل گشته %~% هم اول ما رحمت هم آخر ما ~~رحمت # 10 در خار ببین گل را بیرون همه کس بیند %~% در جزو ببین کل را این باشد ~~اهلیت # 11 در غوره ببین می را در نیست ببین شی را %~% ای یوسف در چه بین شاهنشهی ~~و ملکت # 12 خاری که ندارد گل در صدر چمن ناید %~% خاکی ز کجا یابد بی‌روح سر و ~~سبلت # 13 کف می‌زن و زین می‌دان تو منشا هر بانگی %~% کاین بانگ دو کف نبود ~~بی‌فرقت و بی‌وصلت # 14 خامش که بهار آمد گل آمد و خار آمد %~% از غیب برون جسته خوبان جهت ~~دعوت PageV1P0326 ### || [genre: Gh] # 1 از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده‌ست %~% کز غیرت لطف آن جان در قلقی ~~مانده‌ست # 2 بنوشته بر آن دفتر حرفی ز شکر خوشتر %~% از خجلت آن حرفش مه در عرقی ~~مانده‌ست # 3 عمر ابدی تابان اندر ورق بستان %~% نی خوف ز تحویلی نی جای دقی ~~مانده‌ست # 4 نامش ورقی بوده ملک ابد اندر وی %~% اسرار همه پاکان آن جا شفقی ~~مانده‌ست # 5 پیچیده ورق بر وی نوری ز خداوندی %~% شمس الحق تبریزی روشن حدقی ~~مانده‌ست PageV1P0327 ### || [genre: Gh] # 1 بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت %~% پرباد چرا نبود سرمست چنین ~~دولت # 2 هر لحظه و هر ساعت بر کوری هشیاری %~% صد رطل درآشامم بی‌ساغر و بی‌آلت # 3 مرغان هوایی ms0190 را بازان خدایی را %~% از غیب به دست آرم بی‌صنعت و ~~بی‌حیلت # 4 خود از کف دست من مرغان عجب رویند %~% می از لب من جوشد در مستی آن ~~حالت # 5 آن دانه آدم را کز سنبل او باشد %~% بفروشم جنت را بر جان نهم جنت ~~PageV1P0328 ### || [genre: Gh] # 1 بیایید بیایید که گلزار دمیده‌ست %~% بیایید بیایید که دلدار رسیده‌ست # 2 بیارید به یک بار همه جان و جهان را %~% به خورشید سپارید که خوش تیغ ~~کشیده‌ست # 3 بر آن زشت بخندید که او ناز نماید %~% بر آن یار بگریید که از یار ~~بریده‌ست # 4 همه شهر بشورید چو آوازه درافتاد %~% که دیوانه دگربار ز زنجیر ~~رهیده‌ست # 5 چه روزست و چه روزست چنین روز قیامت %~% مگر نامه اعمال ز آفاق ~~پریده‌ست # 6 بکوبید دهل‌ها و دگر هیچ مگویید %~% چه جای دل و عقلست که جان نیز ~~رمیده‌ست PageV1P0329 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت %~% سرمست همی‌گشت به بازار مرا یافت # 2 پنهان شدم از نرگس مخمور مرا دید %~% بگریختم از خانه خمار مرا یافت # 3 بگریختنم چیست کز او جان نبرد کس %~% پنهان شدنم چیست چو صد بار مرا ~~یافت # 4 گفتم که در انبوهی شهرم کی بیابد %~% آن کس که در انبوهی اسرار مرا ~~یافت # 5 ای مژده که آن غمزه غماز مرا جست %~% وی بخت که آن طره طرار مرا یافت # 6 دستار ربود از سر مستان به گروگان %~% دستار برو گوشه دستار مرا یافت # 7 من از کف پا خار همی‌کردم بیرون %~% آن سرو دو صد گلشن و گلزار مرا ~~یافت # 8 از گلشن خود بر سر من یار گل افشاند %~% وان بلبل وان نادره تکرار مرا ~~یافت # 9 من گم شدم از خرمن آن ماه چو کیله %~% امروز مه اندر بن انبار مرا یافت # 10 از خون من آثار به هر راه چکیدست %~% اندر پی من بود به آثار مرا یافت # 11 چون ms0191 آهو از آن شیر رمیدم به بیابان %~% آن شیر گه صید به کهسار مرا ~~یافت # 12 آن کس که به گردون رود و گیرد آهو %~% با صبر و تأنی و به هنجار مرا ~~یافت # 13 در کام من این شست و من اندر تک دریا %~% صاید به سررشته جرار مرا ~~یافت # 14 جامی که برد از دلم آزار به من داد %~% آن لحظه که آن یار کم آزار مرا ~~یافت # 15 این جان گران جان سبکی یافت و بپرید %~% کان رطل گران سنگ سبکسار مرا ~~یافت # 16 امروز نه هوش است و نه گوش است و نه گفتار %~% کان اصل هر اندیشه و ~~گفتار مرا یافت PageV1P0330 ### || [genre: Gh] # 1 زان شاه که او را هوس طبل و علم نیست %~% دیوانه شدم بر سر دیوانه قلم ~~نیست # 2 از دور ببینی تو مرا شخص رونده %~% آن شخص خیالست ولی غیر عدم نیست # 3 پیش آ و عدم شو که عدم معدن جانست %~% اما نه چنین جان که بجز غصه و غم ~~نیست # 4 من بی‌من و تو بی‌تو درآییم در این جو %~% زیرا که در این خشک بجز ظلم ~~و ستم نیست # 5 این جوی کند غرقه ولیکن نکشد مرد %~% کو آب حیاتست و بجز لطف و کرم ~~نیست PageV1P0331 ### || [genre: Gh] # 1 این خانه که پیوسته در او بانگ چغانه‌ست %~% از خواجه بپرسید که این ~~خانه چه خانه‌ست # 2 این صورت بت چیست اگر خانه کعبه‌ست %~% وین نور خدا چیست اگر دیر ~~مغانه‌ست # 3 گنجی‌ست در این خانه که در کون نگنجد %~% این خانه و این خواجه همه فعل ~~و بهانه‌ست # 4 بر خانه منه دست که این خانه طلسم‌ست %~% با خواجه مگویید که او مست ~~شبانه‌ست # 5 خاک و خس این خانه همه عنبر و مشک‌ست %~% بانگ در این خانه همه بیت و ~~ترانه‌ست # 6 فی الجمله هر آن کس که در این خانه رهی یافت %~% سلطان زمینست و سلیمان ms0192 ~~زمانه‌ست # 7 ای خواجه یکی سر تو از این بام فروکن %~% کاندر رخ خوب تو ز اقبال ~~نشانه‌ست # 8 سوگند به جان تو که جز دیدن رویت %~% گر ملک زمینست فسونست و فسانه‌ست # 9 حیران شده بستان که چه برگ و چه شکوفه‌ست %~% واله شده مرغان که چه ~~دامست و چه دانه‌ست # 10 این خواجه چرخست که چون زهره و ماه‌ست %~% وین خانه عشق است که بی‌حد ~~و کرانه‌ست # 11 چون آینه جان نقش تو در دل بگرفته‌ست %~% دل در سر زلف تو فرورفته چو ~~شانه‌ست # 12 در حضرت یوسف که زنان دست بریدند %~% ای جان تو به من آی که جان آن ~~میانه‌ست # 13 مستند همه خانه کسی را خبری نیست %~% از هر کی درآید که فلانست و ~~فلانه‌ست # 14 شومست بر آستانه مشین خانه درآ زود %~% تاریک کند آنک ورا جاش ~~ستانه‌ست # 15 مستان خدا گر چه هزارند یکی اند %~% مستان هوا جمله دوگانه‌ست و سه ~~گانه‌ست # 16 در بیشه شیران رو وز زخم میندیش %~% کاندیشه ترسیدن اشکال زنانه‌ست # 17 کان جا نبود زخم همه رحمت و مهرست %~% لیکن پس در وهم تو ماننده ~~فانه‌ست # 18 در بیشه مزن آتش و خاموش کن ای دل %~% درکش تو زبان را که زبان تو ~~زبانه‌ست PageV1P0332 ### || [genre: Gh] # 1 اندر دل هر کس که از این عشق اثر نیست %~% تو ابر در او کش که بجز خصم ~~قمر نیست # 2 ای خشک درختی که در آن باغ نرستست %~% وی خوار عزیزی که در این ظل شجر ~~نیست # 3 بسکل ز جز این عشق اگر در یتیمی %~% زیرا که جز این عشق تو را خویش و ~~پدر نیست # 4 در مذهب عشاق به بیماری مرگست %~% هر جان که به هر روز از این رنج بتر ~~نیست # 5 در صورت هر کس که از آن رنگ بدیدی %~% می‌دان تو به تحقیق که از جنس ~~بشر نیست # 6 هر نی که بدیدی به میانش ms0193 کمر عشق %~% تنگش تو به بر گیر که جز تنگ شکر ~~نیست # 7 شمس الحق تبریز چو در دام کشیدت %~% منگر به چپ و راست که امکان حذر ~~نیست PageV1P0333 ### || [genre: Gh] # 1 از اول امروز حریفان خرابات %~% مهمان توند ای شه و سلطان خرابات # 2 امروز چه روزست بگو روز سعادت %~% این قبله دل کیست بگو جان خرابات # 3 هرگز دل عشاق به فرمان کسی نیست %~% کو مست خرابست به فرمان خرابات # 4 صد زهره ز اسرار به آواز درآمد %~% کز ابر برآ ای مه تابان خرابات # 5 ما از لب و دندان اجل هیچ نترسیم %~% چون زنده شدیم از بت خندان خرابات # 6 بر گاو نهد رخت و به عشق آید جان مست %~% کاین رخت گرو کن بر دربان ~~خرابات # 7 هر جان که به شمس الحق تبریز دهد دل %~% او کافر خویش است و مسلمان ~~خرابات PageV1P0334 ### || [genre: Gh] # 1 همه خوف آدمی را از درونست %~% ولیکن هوش او دایم برونست # 2 برون را می‌نوازد همچو یوسف %~% درون گرگی‌ست کو در قصد خونست # 3 بدرد زهره او گر نبیند %~% درون را کو به زشتی شکل چونست # 4 بدان زشتی به یک حمله بمیرد %~% ولیکن آدمی او را زبونست # 5 الف گشت‌ست نون می‌بایدش ساخت %~% که تا گردد الف چیزی که نونست # 6 اگر نه خود عنایات خداوند %~% بدیدستی چه امکان سکون‌ست # 7 نه عالم بد نه آدم بد نه روحی %~% که صافی و لطیف و آبگون‌ست # 8 که او را بود حکم و پادشاهی %~% نپنداری که این کار از کنونست # 9 نمی‌گویم که در تقدیر شه بود %~% حقیقت بود و صد چندین فزونست # 10 خداوندی شمس الدین تبریز %~% ورای هفت چرخ نیلگونست # 11 به زیر ران او تقدیر رامست %~% اگر چه نیک تندست و حرونست # 12 چو عقل کل بویی برد از وی %~% شب و روز از هوس اندر جنونست # 13 که پیش همت او عقل دیده‌ست %~% که همت‌های ms0194 عالی جمله دونست # 14 کدامین سوی جویم خدمتش را %~% که منزلگاه او بالای سونست # 15 هر آن مشکل که شیران حل نکردند %~% بر او جمله بازی و فسونست # 16 نگفتم هیچ رمزی تا بدانی %~% ز عین حال او این‌ها شجونست # 17 ایا تبریز خاک توست کحلم %~% که در خاکت عجایب‌ها فنونست PageV1P0335 ### || [genre: Gh] # 1 بده یک جام ای پیر خرابات %~% مگو فردا که فی التأخیر آفات # 2 به جای باده درده خون فرعون %~% که آمد موسی جانم به میقات # 3 شراب ما ز خون خصم باشد %~% که شیران را ز صیادیست لذات # 4 چه پرخونست پوز و پنجه شیر %~% ز خون ما گرفتست این علامات # 5 نگیرم گور و نی هم خون انگور %~% که من از نفی مستم نی ز اثبات # 6 چو بازم گرد صید زنده گردم %~% نگردم همچو زاغان گرد اموات # 7 بیا ای زاغ و بازی شو به همت %~% مصفا شو ز زاغی پیش مصفات # 8 بیفشان وصف‌های باز را هم %~% مجردتر شو اندر خویش چون ذات # 9 نه خاکست این زمین طشتیست پرخون %~% ز خون عاشقان و زخم شهمات # 10 خروسا چند گویی صبح آمد %~% نماید صبح را خود نور مشکات PageV1P0336 ### || [genre: Gh] # 1 ببستی چشم یعنی وقت خواب است %~% نه خوابت آن حریفان را جواب است # 2 تو می‌دانی که ما چندان نپاییم %~% ولیکن چشم مستت را شتاب است # 3 جفا می‌کن جفاات جمله لطف است %~% خطا می‌کن خطای تو صواب است # 4 تو چشم آتشین در خواب می‌کن %~% که ما را چشم و دل باری کباب است # 5 بسی سرها ربوده چشم ساقی %~% به شمشیری که آن یک قطره آب است # 6 یکی گوید که این از عشق ساقیست %~% یکی گوید که این فعل شراب است # 7 می و ساقی چه باشد نیست جز حق %~% خدا داند که این عشق از چه باب است ~~PageV1P0337 ### || [genre: Gh] # 1 سماع از بهر جان بی‌قرارست %~% سبک برجه ms0195 چه جای انتظارست # 2 مشین این جا تو با اندیشه خویش %~% اگر مردی برو آن جا که یارست # 3 مگو باشد که او ما را نخواهد %~% که مرد تشنه را با این چه کارست # 4 که پروانه نیندیشد ز آتش %~% که جان عشق را اندیشه عارست # 5 چو مرد جنگ بانگ طبل بشنید %~% در آن ساعت هزار اندر هزارست # 6 شنیدی طبل برکش زود شمشیر %~% که جان تو غلاف ذوالفقارست # 7 بزن شمشیر و ملک عشق بستان %~% که ملک عشق ملک پایدارست # 8 حسین کربلایی آب بگذار %~% که آب امروز تیغ آبدارست PageV1P0338 ### || [genre: Gh] # 1 سماع آرام جان زندگانیست %~% کسی داند که او را جان جانست # 2 کسی خواهد که او بیدار گردد %~% که او خفته میان بوستان‌ست # 3 ولیک آن کو به زندان خفته باشد %~% اگر بیدار گردد در زیان‌ست # 4 سماع آن جا بکن کان جا عروسیست %~% نه در ماتم که آن جای فغانست # 5 کسی کو جوهر خود را ندیدهست %~% کسی کان ماه از چشمش نهانست # 6 چنین کس را سماع و دف چه باید %~% سماع از بهر وصل دلستان‌ست # 7 کسانی را که روشان سوی قبله‌ست %~% سماع این جهان و آن جهانست # 8 خصوصا حلقه‌ای کاندر سماعند %~% همی‌گردند و کعبه در میانست # 9 اگر کان شکر خواهی همان جاست %~% ور انگشت شکر خود رایگانست ~~PageV1P0339 ### || [genre: Gh] # 1 دگربار این دلم آتش گرفتست %~% رها کن تا بگیرد خوش گرفتست # 2 بسوز ای دل در این برق و مزن دم %~% که عقلم ابر سوداوش گرفتست # 3 دگربار این دلم خوابی بدیدست %~% که خون دل همه مفرش گرفتست # 4 چو سایه کل فنا گردم ازیرا %~% جهان خورشید لشکرکش گرفتست # 5 دلم هر شب به دزدی و خیانت %~% ز لعل بار سلطان وش گرفتست # 6 کجا پنهان شود دزدی دزدی %~% که مال خصم زیر کش گرفتست # 7 بسی جان که همی‌پرد ز قالب %~% ولی پایش حریف کش گرفتست # 8 ز ms0196 ذوق زخم تیرش این دل من %~% به دندان گوشه ترکش گرفتست PageV1P0340 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کامروز ما را روز عیدست %~% از این پس عیش و عشرت بر مزیدست # 2 بزن دستی بگو کامروز شادی‌ست %~% که روز خوش هم از اول پدیدست # 3 چو یار ما در این عالم کی باشد %~% چنین عیدی به صد دوران کی دیدست # 4 زمین و آسمان‌ها پرشکر شد %~% به هر سویی شکرها بردمیدست # 5 رسید آن بانگ موج گوهرافشان %~% جهان پرموج و دریا ناپدیدست # 6 محمد باز از معراج آمد %~% ز چارم چرخ عیسی دررسیدست # 7 هر آن نقدی کز این جا نیست قلبست %~% میی کز جام جان نبود پلیدست # 8 زهی مجلس که ساقی بخت باشد %~% حریفانش جنید و بایزیدست # 9 خماری داشتم من در ارادت %~% ندانستم که حق ما را مریدست # 10 کنون من خفتم و پاها کشیدم %~% چو دانستم که بختم می کشیدست ~~PageV1P0341 ### || [genre: Gh] # 1 مرا چون تا قیامت یار اینست %~% خراب و مست باشم کار اینست # 2 ز کار و کسب ماندم کسبم اینست %~% رخا زر زن تو را دینار اینست # 3 نه عقلی ماند و نی تمیز و نی دل %~% چه چاره فعل آن دیدار اینست # 4 گل صدبرگ دید آن روی خوبش %~% به بلبل گفت گل گلزار اینست # 5 چو خوبان سایه‌های طیر غیبند %~% به سوی غیب آ طیار این‌ست # 6 مکرر بنگر آن سو چشم می‌مال %~% که جان را مدرسه و تکرار اینست # 7 چو لب بگشاد جان‌ها جمله گفتند %~% شفای جان هر بیمار اینست # 8 چو یک ساغر ز دست عشق خوردند %~% یقینشان شد که خود خمار اینست # 9 گرو کردی به می دستار و جبه %~% سزای جبه و دستار اینست # 10 خبر آمد که یوسف شد به بازار %~% هلا کو یوسف ار بازار اینست # 11 فسونی خواند و پنهان کرد خود را %~% کمینه لعب آن طرار اینست # 12 ز ملک و مال عالم چاره دارم ms0197 %~% مرا دین و دل و ناچار اینست # 13 میان گر پیش غیر عشق بندم %~% مسیحی باشم و زنار اینست # 14 به گرد حوض گشتم درفتادم %~% جزای آن چنان کردار اینست # 15 دلا چون درفتادی در چنین حوض %~% تو را غسل قیامت وار اینست # 16 رخ شه جسته‌ای شهمات اینست %~% چو دزدی کردی ای دل دار اینست # 17 مشین با خود نشین با هر که خواهی %~% ز نفس خود ببر اغیار اینست # 18 خمش کن خواجه لاغ پار کم گو %~% دلم پاره‌ست و لاغ پار اینست # 19 خمش باش و در این حیرت فرورو %~% بهل اسرار را کاسرار اینست ~~PageV1P0342 ### || [genre: Gh] # 1 ز همراهان جدایی مصلحت نیست %~% سفر بی‌روشنایی مصلحت نیست # 2 چو ملک و پادشاهی دیده باشی %~% پس شاهی گدایی مصلحت نیست # 3 شما را بی‌شما می‌خواند آن یار %~% شما را این شمایی مصلحت نیست # 4 چو خوان آسمان آمد به دنیا %~% از این پس بی‌نوایی مصلحت نیست # 5 در این مطبخ که قربانست جان‌ها %~% چو دونان نان ربایی مصلحت نیست # 6 بگو آن حرص و آز راه زن را %~% که مکر و بدنمایی مصلحت نیست # 7 چو پا داری برو دستی بجنبان %~% تو را بی‌دست و پایی مصلحت نیست # 8 چو پای تو نماند پر دهندت %~% که بی‌پر در هوایی مصلحت نیست # 9 چو پر یابی به سوی دام حق پر %~% که از دامش رهایی مصلحت نیست # 10 همای قاف قربی ای برادر %~% هما را جز همایی مصلحت نیست # 11 جهان جوی و صفا بحر و تو ماهی %~% در این جو آشنایی مصلحت نیست # 12 خمش باش و فنای بحر حق شو %~% به هنبازی خدایی مصلحت نیست PageV1P0343 ### || [genre: Gh] # 1 به جان تو که سوگند عظیمست %~% که جانم بی‌تو دربند عظیمست # 2 اگر چه خضر سیرآب حیاتست %~% به لعلت آرزومند عظیمست # 3 سخن‌ها دارم از تو با تو بسیار %~% ولی خاموشیم پند عظیمست # 4 هر آن کز بیم تو ms0198 خاموش باشد %~% اگر چه خر خردمند عظیمست # 5 هر آن کس کو هنر را ترک گوید %~% ز بهر تو هنرمند عظیمست # 6 فکندم خویش را چون سایه پیشت %~% فکندن پیشت افکند عظیمست # 7 که بغداد تو را داد بزرگست %~% سمرقند تو را قند عظیمست # 8 حریصم کرد طمع داد قندت %~% اگر چه بنده خرسند عظیمست # 9 بریدستی مرا از خویش و پیوند %~% که دل را با تو پیوند عظیمست # 10 خمش کن همچو عشق ای زاده عشق %~% اگر چه گفت فرزند عظیمست # 11 رکاب شمس تبریزی گرفتم %~% که زین شمس زرکند عظیمست PageV1P0344 ### || [genre: Gh] # 1 بگو ای یار همراز این چه شیوه‌ست %~% دگرگون گشته‌ای باز این چه ~~شیوه‌ست # 2 عجب ترک خوش رنگ این چه رنگست %~% عجب ای چشم غماز این چه شیوه‌ست # 3 دگربار این چه دامست و چه دانه‌ست %~% که ما را کشتی از ناز این چه ~~شیوه‌ست # 4 دریدی پرده ما این چه پرده‌ست %~% یکی پرده برانداز این چه شیوه‌ست # 5 منم آن کهنه عشقی که دگربار %~% گرفتم عشق از آغاز این چه شیوه‌ست # 6 بدان آواز جان دادن حلالست %~% زهی آواز دمساز این چه شیوه‌ست # 7 مسلمانان شما این شور بینید %~% که مثلش نیست هنباز این چه شیوه‌ست # 8 شراب و عشق و رنگم هر سه غماز %~% یکی پنهان سه غماز این چه شیوه‌ست ~~PageV1P0345 ### || [genre: Gh] # 1 شنیدم مر مرا لطفت دعا گفت %~% برای بنده خود لطف‌ها گفت # 2 چه گویم من مکافات تو ای جان %~% که نیکی تو را جانا خدا گفت # 3 ولیکن جان این کمتر دعاگو %~% همه شب روی ماهت را دعا گفت PageV1P0346 ### || [genre: Gh] # 1 قرار زندگانی آن نگارست %~% کز او آن بی‌قراری برقرارست # 2 مرا سودای تو دامن گرفته‌ست %~% که این سودا نه آن سودای پارست # 3 منم سوزان در آتش‌های نو نو %~% مرا با یارکان اکنون چه کارست # 4 همی‌نالد درون از بی‌قراری %~% بدان ماند که آن جان نگارست # 5 ms0199 چو از یاری تو را جان خسته گردد %~% نمی‌داند که اندر جانش خارست # 6 تو در جویی و خارت می‌خراشد %~% نمی‌دانی که خاری در سرا رست # 7 گریزان شو از آن خار و به گل رو %~% که شمس الدین تبریزی بهارست ~~PageV1P0347 ### || [genre: Gh] # 1 صدایی کز کمان آید نذیریست %~% که اغلب با صدایش زخم تیریست # 2 مؤثر را نگر در آب آثار %~% کاثر جستن عصای هر ضریریست # 3 پس لا تبصرونت تبصرونی‌ست %~% بصر جستن ز الهام بصیریست # 4 تو هر چه داری نه جویانش بودی %~% طلب‌ها گوش گیری و بشیریست # 5 چنان کن که طلب‌ها بیش گردد %~% کثیرالزرع را طمع وفیریست # 6 مشو نومید از ظلمی که کردی %~% که دریای کرم توبه پذیریست # 7 گناهت را کند تسبیح و طاعات %~% که در توبه پذیری بی‌نظیریست # 8 شکسته باش و خاکی باش این جا %~% که می‌جوید کرم هر جا فقیریست # 9 کرم دامن پر از زر کرد و آورد %~% که تا وا می‌خرد هر جا اسیریست # 10 عزیزی بخشد آن کس را که خواری‌ست %~% بزرگی بخشد آن را که حقیریست # 11 که هستی نیستی جوید همیشه %~% زکات آن جا نیاید که امیریست # 12 ازیرا مظهر چیزیست ضدش %~% از این دو ضد را ضد خود ظهیریست # 13 تو بر تخته سیاهی گر نویسی %~% نهان گردد که هر دو همچو قیریست # 14 بود فرقی ز تری تا ترست خط %~% چو گردد خشک پنهان چون ضمیریست # 15 خمش کن گر چه شرحش بی‌شمارست %~% طبیعت‌ها عدو هر کثیریست PageV1P0348 ### || [genre: Gh] # 1 مبر رنج ای برادر خواجه سختست %~% به وقت داد و بخشش شوربختست # 2 اگر چه باغ را نیمی گرفته‌ست %~% ولیکن سخت بی‌میوه درختست # 3 گشاده ابروست و بسته کیسه %~% مشو غره که او را سیم و رختست # 4 دو دستش را به تخته دوختستند %~% چه سود ار خواجه بر بالای تختست # 5 وجودش گر چه یک پاره‌ست چون کوه %~% سخااش مرده است و لخت ms0200 لختست ~~PageV1P0349 ### || [genre: Gh] # 1 ز بعد وقت نومیدی امیدیست %~% به زیر کوری اندر سینه دیدیست # 2 نبینی نور چون دانی تو کوری %~% سیه نادیده کی داند سپیدیست # 3 قرین صد هزاران نقش و معنی %~% نهان تصریف سلطان وحیدیست # 4 که جنباننده این نقش و معنی‌ست %~% چو بادی رقص‌های شاخ بیدیست # 5 مشو نومید از دشنام دلدار %~% که بعد رنج روزه روز عیدیست # 6 که یبقی الحب ما بقی العتاب %~% که هر نقصی کشاننده مزیدیست # 7 رها کن گفت به از گفت یابی %~% یقین هر حادثی را خود ندیدیست ~~PageV1P0350 ### || [genre: Gh] # 1 طبیب درد بی‌درمان کدامست %~% رفیق راه بی‌پایان کدامست # 2 اگر عقلست پس دیوانگی چیست %~% وگر جانست پس جانان کدامست # 3 چراغ عالم افروز مخلد %~% که نی کفرست و نی ایمان کدامست # 4 پر از درست بحر لایزالی %~% درونش گوهر انسان کدامست # 5 غلامانه است اشیا را قباها %~% میان بندگان سلطان کدامست # 6 یکی جزو جهان خود بی‌مرض نیست %~% طبیب عشق را دکان کدامست # 7 خرد عاجز شد اندر فکر عاجز %~% که سرکش کیست سرگردان کدامست # 8 بت موزون به بتخانه بسی جست %~% که موزونات را میزان کدامست # 9 چه قبله کرده‌ای این گفت و گو را %~% طلب کن درس خاموشان کدامست ~~PageV1P0351 ### || [genre: Gh] # 1 چو با ما یار ما امروز جفتست %~% بگویم آنچ هرگز کس نگفته‌ست # 2 همه مستند این جا محرمانند %~% میندیش از کسی غماز خفته‌ست # 3 خزان خفت و بهاران گشت بیدار %~% نمی‌بینی درخت و گل شکفته‌ست # 4 اگر یک روز باقی باشد از دی %~% زمین لب بسته است و گل نهفته‌ست # 5 هلا در خواب کن اوباش تن را %~% که گوهرهای جانی جمله سفته‌ست # 6 خمش کن زردهی زان در نیابی %~% وگر محرم شوی بستان که مفتست ~~PageV1P0352 ### || [genre: Gh] # 1 زهی می کاندر آن دستست هیهات %~% که عقل کل بدو مستست هیهات # 2 بر آن بالا برد دل را که آن جا %~% سر نیزه زحل پستست ms0201 هیهات # 3 هر آن کو گشت بی‌خویش اندر این بزم %~% ز خویش و اقربا رسته‌ست هیهات # 4 چو عنقا برپرد بر ذروه قاف %~% که پیشش که کمربسته‌ست هیهات # 5 عجایب بین که شیشه ناشکسته %~% هزاران دست و پا خسته‌ست هیهات # 6 مرا گویی که صبر آهسته‌تر ران %~% چه جای صبر و آهسته‌ست هیهات # 7 بده آن پیر را جامی و بنشان %~% که این جا پیر بایسته‌ست هیهات # 8 خصوصا جان پیری‌ها که عقل‌ست %~% که خوش مغزست و شایسته‌ست هیهات # 9 از آن باغ و ریاض بی‌نهایت %~% همه عالم چو گلدسته‌ست هیهات # 10 چو گلدسته‌ست پوسیده شود زود %~% به دشتی رو کز او رسته‌ست هیهات # 11 میی درکش به نام دلربایی %~% که بس زیبا و برجسته‌ست هیهات # 12 ز بس خون‌ها که او دارد به گردن %~% خرد را طوق بسکسته‌ست هیهات # 13 شکن‌هایی که دارد طره او %~% بهای مشک بشکسته‌ست هیهات # 14 خمش کردم خموشانه به من ده %~% که دل را گفت پیوسته‌ست هیهات ~~PageV1P0353 ### || [genre: Gh] # 1 ز میخانه دگربار این چه بویست %~% دگربار این چه شور و گفت و گویست # 2 جهان بگرفت ارواح مجرد %~% زمین و آسمان پرهای و هوی‌ست # 3 بیا ای عشق این می از چه خمست %~% اشارت کن خرابات از چه سوی‌ست # 4 چه می‌گویم اشارت چیست کاین جا %~% نگنجد فکرتی کان همچو مویست # 5 نیاید در نظر آن سر یک تو %~% که در فکر آنچ آید چارتویست # 6 چو ز اندیشه به گفت آید چه گویم %~% که خانه کنده و رسوای کویست # 7 ز رسوایی به بحر دل رود باز %~% که دل بحرست و گفتن‌ها چو جویست # 8 خزینه دار گوهر بحر بدخوست %~% که آب جو و چه تن جامه شویست ~~PageV1P0354 ### || [genre: Gh] # 1 در این خانه کژی ای دل گهی راست %~% برون رو هی که خانه خانه ماست # 2 چو بادی تو گهی گرم و گهی سرد %~% رو آن جا که نه گرما و ms0202 نه سرماست # 3 تو خواهی که مرا مستور داری %~% منم روز و همیشه روز رسواست # 4 تو میرابی که بر جو حکم داری %~% به جو اندرنگنجد جان که دریاست # 5 تو پر و بال داری مرغ واری %~% به پر و بال مردان را چه پرواست # 6 نجس در جوی ما آب زلالست %~% مگس بر دوغ ما بازست و عنقاست # 7 صلا ای آفتاب لامکانی %~% که ذره ذره از تابش ثریاست # 8 بحمدالله به عشق او بجستیم %~% از این تنگی که محراب و چلیپاست # 9 دهل برگیر و در بازار می‌رو %~% ندا می‌کن که یوسف خوب سیماست # 10 دریدم پرده ناموس و سالوس %~% که جان من ز جان خویش برخاست ~~PageV1P0355 ### || [genre: Gh] # 1 تو را در دلبری دستی تمامست %~% مرا در بی‌دلی درد و سقامست # 2 بجز با روی خوبت عشقبازی %~% حرامست و حرامست و حرامست # 3 همه فانی و خوان وحدت تو %~% مدامست و مدامست و مدامست # 4 چو چشم خود بمالم خود جز تو %~% کدامست و کدامست و کدامست # 5 جهان بر روی تو از بهر روپوش %~% لثامست و لثامست و لثامست # 6 به هر دم از زبان عشق بر ما %~% سلامست و سلامست و سلامست # 7 ز هر ذره به گفت بی‌زبانی %~% پیامست و پیامست و پیامست # 8 غم و شادی ما در پیش تختت %~% غلامست و غلامست و غلامست # 9 اگر چه اشتر غم هست گرگین %~% امامست و امامست و امامست # 10 پس آن اشتر شادی پرشیر %~% ختامست و ختامست و ختامست # 11 تو را در بینی این هر دو اشتر %~% زمامست و زمامست و زمامست # 12 نه آن شیری که آخر طفل جان را %~% فطامست و فطامست و فطامست # 13 از آن شیری که جوی خلد از وی %~% نظامست و نظامست و نظامست # 14 خمش کردم که غیرت بر دهانم %~% لگامست و لگامست و لگامست PageV1P0356 ### || [genre: Gh] # 1 چو آن کان کرم ما را شکارست %~% به ms0203 هر دم هدیه ما را ده هزارست # 2 که ما را نردبان زرین و سیمین %~% نهد چون قصد ما بر بام یارست # 3 بلادری‌ست در عالم نهانی %~% که بر ما گنج و بر بیگانه مارست # 4 به پیش ما خزینه سیم مشمر %~% که ما را زر و سیم بی‌شمارست # 5 ز پروانه اگر این افترا بود %~% دو صد چندین ز دست شهریارست ~~PageV1P0357 ### || [genre: Gh] # 1 نگار خوب شکربار چونست %~% چراغ دیده و دیدار چونست # 2 عجب آن غمزه غماز چونست %~% عجب آن طره طرار چونست # 3 عجب آن شهره بازار خوبی %~% عجب آن رونق گلزار چونست # 4 دلم از مهر در ماتم نشسته‌ست %~% عجب در مهر دل دلدار چونست # 5 ز لطف خویش یارم خواند آن یار %~% عجب آن یار بی این یار چونست # 6 به ظاهر بندگان را می‌نوازد %~% عجب با بنده در اسرار چونست # 7 چو اول دیدمش جانیم بخشید %~% بدانستم که در ایثار چونست # 8 اگر دوباره کردی آن کرم را %~% یقین گشتی که در تکرار چونست # 9 عجب آن شعر اطلس پوش جعدش %~% بگرد اطلس رخسار چونست # 10 طبیب عاشقان را بازپرسید %~% که تا آن نرگس بیمار چونست # 11 عجب آن نافه تاتار چونست %~% عجب آن طره بلغار چونست # 12 عجب بر دایره خط محقق %~% که بشکسته‌ست صد پرگار چونست # 13 من زارم اسیر ناله زیر %~% نپرسد روزکی کان زار چونست # 14 دلم دزد نظر او دزد این دزد %~% عجب آن دزد دزدافشار چونست # 15 تو را ای دوست چون من یار غارم %~% سری در غار کن کاین غار چونست # 16 که تا بینم تو را جان برفشانم %~% نمایم خلق را نظار چونست # 17 نهایت نیست گفتم را ولیکن %~% نمودم شکل آن گفتار چونست PageV1P0358 ### || [genre: Gh] # 1 در این جو دل چو دولاب خرابست %~% که هر سویی که گردد پیشش آبست # 2 وگر تو پشت سوی آب داری %~% به پیش روت آب اندر شتابست # 3 چگونه ms0204 جان برد سایه ز خورشید %~% که جان او به دست آفتابست # 4 اگر سایه کند گردن درازی %~% رخ خورشید آن دم در نقابست # 5 زهی خورشید کاین خورشید پیشش %~% چو سیماب از خطر در اضطرابست # 6 چو سیماب‌ست مه بر کف مفلوج %~% بجز یک شب دگر در انسکابست # 7 به هر سی شب دو شب جمع‌ست و لاغر %~% دگر فرقت کشد فرقت عذابست # 8 اگر چه زار گردد تازه روی‌ست %~% ضحوکی عاشقان را خوی و دابست # 9 زید خندان بمیرد نیز خندان %~% که سوی بخت خندانش ایابست # 10 خمش کن زانک آفات بصیرت %~% همیشه از سؤالست و جوابست PageV1P0359 ### || [genre: Gh] # 1 ایا ساقی تویی قاضی حاجات %~% شرابی ده که آرد در مراعات # 2 چنان گشتم ز مستی و خرابی %~% که نشناسم اشارات از عبارات # 3 پدر بر خم خمرم وقف کردست %~% سبیلم کرد مادر بر خرابات # 4 دو گوشم بست یزدان تا رهیدم %~% ز حال دی و فردا و خرافات # 5 دگرگون است کوی اهل تمییز %~% که آن جا رسم طاعاتست و زلات # 6 در این کو کدخدا شاهی است باقی %~% فرو روبیده این کو را ز آفات ~~PageV1P0360 ### || [genre: Gh] # 1 اگر حوا بدانستی ز رنگت %~% سترون ساختی خود را ز ننگت # 2 سیاهی جانت ار محسوس گشتی %~% همه عالم شدی زنگی ز زنگت # 3 تو آن ماری که سنگ از تو دریغ است %~% سرت را کس نکوبد جز به سنگت # 4 اگر دریا درافتی ای منافق %~% ز زشتی کی خورد مار و نهنگت # 5 مرا گویی که از معنی نظر کن %~% رها کن صورت نقش و پلنگت # 6 چه گویم با تو ای نقش مزور %~% چه معنی گنجد اندر جان تنگت # 7 هوای شمس تبریزی چو قدس است %~% تو آن خوکی که نپذیرد فرنگت ~~PageV1P0361 ### || [genre: Gh] # 1 دو چشم آهوانش شیرگیرست %~% کز او بر من روان باران تیرست # 2 کمان ابروان و تیر مژگان %~% گواهانند کو بر جان امیرست ms0205 # 3 چو زلف درهمش درهم از آنم %~% که بوی او به از مشک و عبیرست # 4 در آن زلفین از آن می‌پیچد این جان %~% که دل زنجیر زلفش را اسیرست # 5 مگو آن سرو ما را تو نظیری %~% که ماه ما به خوبی بی‌نظیرست # 6 بیندازم من این سر را به پیشش %~% اگر چه سر به پیش او حقیرست # 7 خیال روی شه را سجده می‌کن %~% خیال شه حقیقت را وزیرست PageV1P0362 ### || [genre: Gh] # 1 چنان کاین دل از آن دلدار مستست %~% ز خوف صاف ما آن یار مستست # 2 خمارش نشکنم الا به خونم %~% از این شادی دل غمخوار مستست # 3 شفق وارم به هر صبحی به خون در %~% که در هر صبح آن خون خوار مستست # 4 مده پند و مبر خونم به گردن %~% که چشم دلبر کین دار مستست # 5 چرا این خاک همچون طشت خون‌ست %~% که چشم ساقی اسرار مستست PageV1P0363 ### || [genre: Gh] # 1 تا نقش خیال دوست با ماست %~% ما را همه عمر خود تماشاست # 2 آن جا که وصال دوستانست %~% والله که میان خانه صحراست # 3 وان جا که مراد دل برآید %~% یک خار به از هزار خرماست # 4 چون بر سر کوی یار خسبیم %~% بالین و لحاف ما ثریاست # 5 چون در سر زلف یار پیچیم %~% اندر شب قدر قدر ما راست # 6 چون عکس جمال او بتابد %~% کهسار و زمین حریر و دیباست # 7 از باد چو بوی او بپرسیم %~% در باد صدای چنگ و سرناست # 8 بر خاک چو نام او نویسیم %~% هر پاره خاک حور و حوراست # 9 بر آتش از او فسون بخوانیم %~% زو آتش تیزاب سیماست # 10 قصه چه کنم که بر عدم نیز %~% نامش چو بریم هستی افزاست # 11 آن نکته که عشق او در آن جاست %~% پرمغزتر از هزار جوزاست # 12 وان لحظه که عشق روی بنمود %~% این‌ها همه از میانه برخاست # 13 خامش که تمام ختم گشته‌ست ms0206 %~% کلی مراد حق تعالاست PageV1P0364 ### || [genre: Gh] # 1 می‌دان که زمانه نقش سوداست %~% بیرون ز زمانه صورت ماست # 2 زیرا قفسی‌ست این زمانه %~% بیرون همه کوه قاف و عنقاست # 3 جویی‌ست جهان و ما برونیم %~% بر جوی فتاده سایه ماست # 4 این جا سر نکته‌ای‌ست مشکل %~% این جا نبود ولیکن این جاست # 5 جز در رخ جان مخند ای دل %~% بی او همه خنده گریه افزاست # 6 آن دل نبود که باشد او تنگ %~% زان روی که دل فراخ پهناست # 7 دل غم نخورد غذاش غم نیست %~% طوطی‌ست دل و عجب شکرخاست # 8 مانند درخت سر قدم ساز %~% زیرا که ره تو زیر و بالاست # 9 شاخ ار چه نظر به بیخ دارد %~% کان قوت مغز او هم از پاست PageV1P0365 ### || [genre: Gh] # 1 دود دل ما نشان سوداست %~% وان دود که از دلست پیداست # 2 هر موج که می‌زند دل از خون %~% آن دل نبود مگر که دریاست # 3 بیگانه شدند آشنایان %~% دل نیز به دشمنی چه برخاست # 4 هر سوی که عشق رخت بنهاد %~% هر جا که ملامت‌ست آن جاست # 5 ما نگریزیم از این ملامت %~% زیرا که قدیم خانه ماست # 6 در عشق حسد برند شاهان %~% زان روی که عشق شمع دل‌هاست # 7 پا بر سر چرخ هفتمین نه %~% کاین عشق به حجره‌های بالاست # 8 هشیار مباش زان که هشیار %~% در مجلس عشق سخت رسواست # 9 میری مطلب که میر مجلس %~% گر چشم ببسته‌ست بیناست # 10 این عشق هنوز زیر چادر %~% این گرد سیاه بین که برخاست # 11 هر چند که زیر هفت پرده‌ست %~% پیداست که سخت خوب و زیباست # 12 شب خیز کنید ای حریفان %~% شمعست و شراب و یار تنهاست PageV1P0366 ### || [genre: Gh] # 1 دل آمد و دی به گوش جان گفت %~% ای نام تو این که می‌نتان گفت # 2 درنده آنک گفت پیدا %~% سوزنده آنک در نهان گفت # 3 چه عذر و بهانه دارد ای جان %~% آن ms0207 کس که ز بی‌نشان نشان گفت # 4 گل داند و بلبل معربد %~% رازی که میان گلستان گفت # 5 آن کس نه که از طریق تحصیل %~% آموخت ز بانگ بلبلان گفت # 6 صیادی تیر غمزه‌ها را %~% آن ابروهای چون کمان گفت # 7 صد گونه زبان زمین برآورد %~% در پاسخ آن چه آسمان گفت # 8 ای عاشق آسمان قرین شو %~% با او که حدیث نردبان گفت # 9 زان شاهد خانگی نشان کو %~% هر کس سخنی ز خاندان گفت # 10 کو شعشعه‌های قرص خورشید %~% هر سایه نشین ز سایه بان گفت # 11 با این همه گوش و هوش مستست %~% زان چند سخن که این زبان گفت # 12 چون یافت زبان دو سه قراضه %~% مشغول شد و به ترک کان گفت # 13 وز ننگ قراضه جان عاشق %~% ترک بازار و این دکان گفت # 14 در گوشم گفت عشق بس کن %~% خاموش کنم چو او چنان گفت PageV1P0367 ### || [genre: Gh] # 1 گویم سخن شکرنباتت %~% یا قصه چشمه حیاتت # 2 رخ بر رخ من نهی بگویم %~% کز بهر چه شاه کرد ماتت # 3 در خرمنت آتشی درانداخت %~% کز خرمن خود دهد زکاتت # 4 سرسبز کند چو تره زارت %~% تا بازخرد ز ترهاتت # 5 در آتش عشق چون خلیلی %~% خوش باش که می‌دهد نجاتت # 6 عقلت شب قدر دید و صد عید %~% کز عشق دریده شد براتت # 7 سوگند به سایه لطیفت %~% سوگند نمی‌خورم به ذاتت # 8 در ذات تو کی رسند جان‌ها %~% چون غرقه شدند در صفاتت # 9 چون جوی روان و ساجدت کرد %~% تا پاک کند ز سیئاتت # 10 از هر جهتی تو را بلا داد %~% تا بازکشد به بی‌جهاتت # 11 گفتی که خمش کنم نکردی %~% می‌خندد عشق بر ثباتت PageV1P0368 ### || [genre: Gh] # 1 در شهر شما یکی نگاریست %~% کز وی دل و عقل بی‌قراریست # 2 هر نفسی را از او نصیبیست %~% هر باغی را از او بهاریست # 3 در هر کویی از او فغانیست %~% در هر ms0208 راهی از او غباریست # 4 در هر گوشی از او سماعیست %~% هر چشم از او در اعتباریست # 5 در کار شوید ای حریفان %~% کاین جا ما را عظیم کاریست # 6 پنهان یاری به گوش من گفت %~% کاین جا پنهان لطیف یاریست # 7 او بد که به این طریق می‌گفت %~% کز تعبیه‌هاش دل نزاریست # 8 او بود رسول خویش و مرسل %~% کان لهجه از آن شهریاریست # 9 نوحست و امان غرقگانست %~% روحست و نهان و آشکاریست # 10 گرد ترشان مگرد زین پس %~% چون پهلوی تو شکرنثاریست # 11 گرد شکران طبع کم گرد %~% کان شهوت نیز برگذاریست # 12 این جا شکریست بی‌نهایت %~% این جا سر وقت پایداریست # 13 خاموش کن ای دل و مپندار %~% کو را حدیست یا کناریست PageV1P0369 ### || [genre: Gh] # 1 آمد رمضان و عید با ماست %~% قفل آمد و آن کلید با ماست # 2 بربست دهان و دیده بگشاد %~% وان نور که دیده دید با ماست # 3 آمد رمضان به خدمت دل %~% وان کش که دل آفرید با ماست # 4 در روزه اگر پدید شد رنج %~% گنج دل ناپدید با ماست # 5 کردیم ز روزه جان و دل پاک %~% هر چند تن پلید با ماست # 6 روزه به زبان حال گوید %~% کم شو که همه مرید با ماست # 7 چون هست صلاح دین در این جمع %~% منصور و ابایزید با ماست PageV1P0370 ### || [genre: Gh] # 1 گر جام سپهر زهرپیماست %~% آن در لب عاشقان چو حلواست # 2 زین واقعه گر ز جای رفتی %~% از جای برو که جای این جاست # 3 مگریز ز سوز عشق زیرا %~% جز آتش عشق دود و سوداست # 4 دودت نپزد کند سیاهت %~% در پختنت آتشست کاستاست # 5 پروانه که گرد دود گردد %~% دودآلودست و خام و رسواست # 6 از خانه و مان به یاد ناید %~% آن را که چنین سفر مهیاست # 7 از شهر مگو که در بیابان %~% موسیست رفیق من و سلواست # 8 صحبت چه کنی ms0209 که در سقیمی %~% هر لحظه طبیب تو مسیحاست # 9 دلتنگ خوشم که در فراخی %~% هر مسخره را رهست و گنجاست # 10 چون خانه دل ز غم شود تنگ %~% در وی شه دلنواز تنهاست # 11 دل تنگ بود جز او نگنجد %~% تنگی دلم امان و غوغاست # 12 دندان عدو ز ترس کندست %~% پس روترشی رهایی ماست # 13 خاموش که بحر اگر ترش روست %~% هم معدن گوهرست و دریاست PageV1P0371 ### || [genre: Gh] # 1 من سر نخورم که سر گران‌ست %~% پاچه نخورم که استخوان‌ست # 2 بریان نخورم که هم زیان‌ست %~% من نور خورم که قوت جان‌ست # 3 من سر نخوهم که باکلاهند %~% من زر نخوهم که بازخواهند # 4 من خر نخوهم که بند کاهند %~% من کبک خورم که صید شاهند # 5 بالا نپرم نه لک لکم من %~% کس را نگزم که نی سگم من # 6 لنگی نکنم نه بدتکم من %~% که عاشق روی ایبکم من # 7 ترشی نکنم نه سرکه‌ام من %~% پرنم نشوم نه برکه‌ام من # 8 سرکش نشوم نه عکه‌ام من %~% قانع بزیم که مکه‌ام من # 9 دستار مرا گرو نهادی %~% یک کوزه مثلثم ندادی # 10 انصاف بده عوان نژادی %~% ما را کم نیست هیچ شادی # 11 سالار دهی و خواجه ده %~% آن باده که گفته‌ای به من ده # 12 ور دفع دهی تو و برون جه %~% در کس زنان خویشتن نه # 13 من عشق خورم که خوشگوارست %~% ذوق دهنست و نشو جان‌ست # 14 خوردم ز ثرید و پاچه یک چند %~% از پاچه سر مرا زیانست # 15 زین پس سر پاچه نیست ما را %~% ما را و کسی که اهل خوانست PageV1P0372 ### || [genre: Gh] # 1 گر می‌نکند لبم بیانت %~% سر می‌گوید به گوش جانت # 2 گر لب ز سلام تو خموش است %~% بس هم سخن است با نهایت # 3 تن از تو همی‌کند کرانه %~% جان بگرفته است در میانت # 4 صورت اگرت چو تیر انداخت %~% جانش بکشید چون کمانت # 5 هرچ از تو نهان ms0210 کند بگوید %~% در گوش ضمیر رازدانت # 6 این دم اگر از میان برونی %~% بازآرد دل کمرکشانت # 7 در باطن کرده خاص خاصت %~% در ظاهر کرده امتحانت # 8 خامش که چو در تو این غم انداخت %~% بس باشد این کشش نشانت PageV1P0373 ### || [genre: Gh] # 1 پرسید کسی که ره کدامست %~% گفتم کاین راه ترک کامست # 2 ای عاشق شاه دان که راهت %~% در جست رضای آن همامست # 3 چون کام و مراد دوست جویی %~% پس جست مراد خود حرامست # 4 شد جمله روح عشق محبوب %~% کاین عشق صوامع کرامست # 5 کم از سر کوه نیست عشقش %~% ما را سر کوه این تمامست # 6 غاری که در اوست یار عشقست %~% جان را ز جمال او نظامست # 7 هر چت که صفا دهد صوابست %~% تعیین بنمی کنم کدامست # 8 خامش کن و پیر عشق را باش %~% کاندر دو جهان تو را امامست PageV1P0374 ### || [genre: Gh] # 1 مر عاشق را ز ره چه بیمست %~% چون همره عاشق آن قدیمست # 2 از رفتن جان چه خوف باشد %~% او را که خدای جان ندیمست # 3 اندر سفرست لیک چون مه %~% در طلعت خوب خود مقیمست # 4 کی منتظر نسیم باشد %~% آن کس که سبکتر از نسیمست # 5 عشق و عاشق یکی‌ست ای جان %~% تا ظن نبری که آن دو نیمست # 6 چون گشت درست عشق عاشق %~% هم منعم خویش و هم نعیمست # 7 او در طلب چنین درستی %~% در پیش سهیل چون ادیمست # 8 چون رفت در این طلب به دریا %~% دری‌ست اگر چه او یتیمست # 9 ای دیده کرم ز شمس تبریز %~% مر حاتم را مگو کریمست PageV1P0375 ### || [genre: Gh] # 1 امروز جنون نو رسیده‌ست %~% زنجیر هزار دل کشیده‌ست # 2 امروز ز کندهای ابلوج %~% پهلوی جوال‌ها دریده‌ست # 3 باز آن بدوی به هجده‌ای قلب %~% آن یوسف حسن را خریده‌ست # 4 جان‌ها همه شب به عز و اقبال %~% در نرگس و یاسمن چریده‌ست # 5 تا لاجرم از بگاه هر ms0211 جان %~% چالاک و لطیف و برجهیده‌ست # 6 امروز بنفشه زار و لاله %~% از سنگ و کلوخ بردمیده‌ست # 7 بشکفت درخت در زمستان %~% در بهمن میوه‌ها پزیده‌ست # 8 گویی که خدای عالمی نو %~% در عالم کهنه آفریده‌ست # 9 ای عارف عاشق این غزل گو %~% کت عشق ز عاشقان گزیده‌ست # 10 بر چهره چون زر تو گازیست %~% آن سیمبرت مگر گزیده‌ست # 11 شاید که نوازد آن دلی را %~% کاندر غم او بسی طپیده‌ست # 12 خاموش و تفرج چمن کن %~% کامروز نیابت دو دیده‌ست PageV1P0376 ### || [genre: Gh] # 1 آن را که در آخرش خری هست %~% او را به طواف رهبری هست # 2 بازار جهان به کسب برپاست %~% زین در همه خارش وگری هست # 3 تا خارششان همی‌کشاند %~% هر جای که شور یا شری هست # 4 در یم صدفی قرار گیرد %~% کو را به درونه گوهری هست # 5 اما صدفی که در ندارد %~% در جستن درش معبری هست # 6 گه در یم و گاه سوی ساحل %~% در جستن قطره‌اش سری هست # 7 خاموش و طمع مکن سکینه %~% آن راست سکون که مخبری هست PageV1P0377 ### || [genre: Gh] # 1 ای گشته ز شاه عشق شهمات %~% در خشم مباش و در مکافات # 2 در باغ فنا درآ و بنگر %~% در جان بقای خویش جنات # 3 چون پیشترک روی تو از خود %~% بینی ز ورای این سماوات # 4 سلطان حقایق و معانی %~% وز نور قدیم چتر و رایات # 5 چون گشت عیان مجو کرامت %~% کز بهر نشان بود کرامات # 6 تا ساحل بحر سیل پیداست %~% چون غرقه شود کجاست هیهات # 7 ما مات تویم شمس تبریز %~% صد خدمت و صد سلام از مات PageV1P0378 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده میان سینه غارت %~% ای جان و هزار جان شکارت # 2 جز کشتن عاشقان چه شغلت %~% جز کشتن خلق چیست کارت # 3 می‌کش که درست باد دستت %~% ای جان جهانیان نثارت # 4 بس کشته زنده را که دیدم %~% از غمزه چشم پرخمارت # 5 ms0212 بس ساکن بی‌قرار دیدم %~% در آتش عشق بی‌قرارت # 6 یک مرده به خاک درنماند %~% گر رنجه شوی کنی زیارت # 7 جان بوسد خاک تو به هر دم %~% بر بوی کنار بی‌کنارت PageV1P0379 ### || [genre: Gh] # 1 آن خواجه اگر چه تیزگوش است %~% استیزه کن و گران فروش است # 2 من غره به سست خنده او %~% ایمن گشتم که او خموش است # 3 هش دار که آب زیر کاه است %~% بحری است که زیر که به جوش است # 4 هر جا که روی هش است مفتاح %~% این جا چه کنی که قفل هوش است # 5 در روی تو بنگرد بخندد %~% مغرور مشو که روی پوش است # 6 هر دل که به چنگ او درافتاد %~% چون چنگ همیشه در خروش است # 7 با این همه روح‌ها چه زنبور %~% طواف ویند زانک نوش است # 8 شیری است که غم ز هیبت او %~% در گور مقیم همچو موش است # 9 شمس تبریز روز نقد است %~% عالم به چه در حدیث دوش است PageV1P0380 ### || [genre: Gh] # 1 آن ره که بیامدم کدامست %~% تا بازروم که کار خامست # 2 یک لحظه ز کوی یار دوری %~% در مذهب عاشقان حرامست # 3 اندر همه ده اگر کسی هست %~% والله که اشارتی تمامست # 4 صعوه ز کجا رهد که سیمرغ %~% پابسته این شگرف دامست # 5 آواره دلا میا بدین سو %~% آن جا بنشین که خوش مقامست # 6 آن نقل گزین که جان فزایست %~% وان باده طلب که باقوامست # 7 باقی همه بو و نقش و رنگست %~% باقی همه جنگ و ننگ و نامست # 8 خاموش کن و ز پای بنشین %~% چون مستی و این کنار بامست PageV1P0381 ### || [genre: Gh] # 1 ای از کرم تو کار ما راست %~% هر جای که خرمی‌ست ما راست # 2 عاشق به جهان چه غصه دارد %~% تا جام شراب وصل برجاست # 3 هر باد چغانه‌ای گرفته %~% کو منتظر اشارت ماست # 4 هر آب چو پرده دار گشته %~% اندر پس ms0213 پرده طرفه بت‌هاست # 5 هر بلبل مست بر نهالی %~% ماننده راح روح افزاست # 6 بسیار مگو که وقت آش است %~% چون گرسنگی قوم شش تاست PageV1P0382 ### || [genre: Gh] # 1 هین که گردن سست کردی کو کبابت کو شرابت %~% هین که بس تاریک رویی ای ~~گرفته آفتابت # 2 یاد داری که ز مستی با خرد استیزه بستی %~% چون کلیدش را شکستی از کی ~~باشد فتح بابت # 3 در غم شیرین نجوشی لاجرم سرکه فروشی %~% آب حیوان را ببستی لاجرم رفتست ~~آبت # 4 بوالمعالی گشته بودی فضل و حجت می‌نمودی %~% نک محک عشق آمد کو سؤالت ~~کو جوابت # 5 مهتر تجار بودی خویش قارون می‌نمودی %~% خواب بود و آن فنا شد چونک از ~~سر رفت خوابت # 6 بس زدی تو لاف زفتی عاقبت در دوغ رفتی %~% می‌خور اکنون آنچ داری دوغ ~~آمد خمر نابت # 7 مخلص و معنی این‌ها گر چه دانی هم نهان کن %~% اندر الواح ضمیری تا ~~نیاید در کتابت PageV1P0383 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان را گر چه در باطن جهانی دیگرست %~% عشق آن دلدار ما را ذوق و ~~جانی دیگرست # 2 سینه‌های روشنان بس غیب‌ها دانند لیک %~% سینه عشاق او را غیب دانی ~~دیگرست # 3 بس زبان حکمت اندر شوق سرش گوش شد %~% زانک مر اسرار او را ترجمانی ~~دیگرست # 4 یک زمین نقره بین از لطف او در عین جان %~% تا بدانی کان مهم را آسمانی ~~دیگرست # 5 عقل و عشق و معرفت شد نردبان بام حق %~% لیک حق را در حقیقت نردبانی ~~دیگرست # 6 شب روان از شاه عقل و پاسبان آن سو شوند %~% لیک آن جان را از آن سو ~~پاسبانی دیگرست # 7 دلبران راه معنی با دلی عاجز بدند %~% وحیشان آمد که دل را دلستانی ~~دیگرست # 8 ای زبان‌ها برگشاده بر دل بربوده‌ای %~% لب فروبندید کو را همزبانی ~~دیگرست # 9 شمس تبریزی چو جمع و شمع‌ها پروانه‌اش %~% زانک اندر عین دل او را ~~عیانی دیگرست PageV1P0384 ### || [genre: Gh] ms0214 # 1 خلق‌های خوب تو پیشت دود بعد از وفات %~% همچو خاتونان مه رو می‌خرامند ~~این صفات # 2 آن یکی دست تو گیرد وان دگر پرسش کند %~% وان دگر از لعل و شکر پیش ~~بازآرد زکات # 3 چون طلاق تن بدادی حور بینی صف زده %~% مسلمات مؤمنات قانتات تائبات # 4 بی عدد پیش جنازه می‌دود خوهای تو %~% صبر تو و النازعات و شکر تو و ~~الناشطات # 5 در لحد مونس شوندت آن صفات باصفا %~% در تو آویزند ایشان چون بنین و ~~چون بنات # 6 حله‌ها پوشی بسی از پود و تار طاعتت %~% بسط جانت عرصه گردد از برون ~~این جهات # 7 هین خمش کن تا توانی تخم نیکی کار تو %~% زانک پیدا شد بهشت عدن ز ~~افعال ثقات PageV1P0385 ### || [genre: Gh] # 1 چون نداری تاب دانش چشم بگشا در صفات %~% چون نبینی بی‌جهت را نور او ~~بین در جهات # 2 حوریان بین نوریان بین زیر این ازرق تتق %~% مسلمات مؤمنات قانتات ~~تائبات # 3 هر یکی با نازباز و هر یکی عاشق نواز %~% هر یکی شمع طراز و هر یکی صبح ~~نجات # 4 هر یکی بسته دهان و موشکاف اندر بیان %~% هر یکی شکرستان و هر یکی کان ~~نبات # 5 جان کهنه می‌فشان و جان تازه می‌ستان %~% در فقیری می‌خرام و می‌ستان ز ~~ایشان زکات # 6 شیر جان زین مریمان خور چونک زاده ثاینی %~% تا چو عیسی فارغ آیی از ~~بنین و از بنات # 7 روز و شب را چون دو مجنون درکشان در سلسله %~% ای که هر روزت چو عید و ~~هر شبت قدر و برات # 8 چونک شه بنمود رخ را اسب شد همراه پیل %~% عقل مسکین گشت مات و جان ~~میان برد و مات # 9 عاشقان را وقت شورش ابله و شپشپ مبین %~% کوه جودی عاجز آید پیش ایشان ~~در ثبات # 10 جان جمله پیشه‌ها عشقست اما آنک او %~% تره زار دل نبیند درفتد در ~~ترهات # 11 من خمش کردم ms0215 چو دیدم خوشتر از خود ناطقی %~% پیش او میرم بگویم ~~اقتلونی یا ثقات # 12 شمس تبریزی چو بگشاید دهان چون شکر %~% از طرب در جنبش آید هم رمیم و ~~هم رفات # 13 رو خمش کن قول کم گو بعد از این فعال باش %~% چند گویی فاعلاتن ~~فاعلاتن فاعلات PageV1P0386 ### || [genre: Gh] # 1 خاک آن کس شو که آب زندگانش روشنست %~% نیم نانی دررسد تا نیم جانی در ~~تنست # 2 گفتمش آخر پی یک وصل چندین هجر چیست %~% گفت آری من قصابم گردران با ~~گردنست # 3 دی تماشا رفته بودم جانب صحرای دل %~% آن نگنجد در نظر چه جای پیدا ~~کردنست # 4 چشم مست یار گویان هر زمان با چشم من %~% در دو عالم می‌نگنجد آنچ در ~~چشم منست # 5 رو فزون شو از دو عالم تا بریزم بر سرت %~% آنچ دل را جان جان و دیدگان ~~را دیدنست # 6 ذره ذره عاشقانه پهلوی معشوق خویش %~% می‌زند پهلو که وقت عقد و کابین ~~کردنست # 7 اندر آن پیوند کردن آب و آتش یک شده‌ست %~% غنچه آن جا سنبلست و سرو آن ~~جا سوسنست # 8 زیر پاشان گنج‌ها و سوی بالا باغ‌ها %~% بشنو از بالا نه وقت زیر و ~~بالا گفتنست # 9 من اگر پیدا نگویم بی‌صفت پیداست آن %~% ذوق آن اندر سرست و طوق آن در ~~گردنست # 10 شمس تبریزی تو خورشیدی چه گویم مدح تو %~% صد زبان دارم چو تیغ اما به ~~وصفت الکنست PageV1P0387 ### || [genre: Gh] # 1 خدمت بی‌دوستی را قدر و قیمت هست نیست %~% خدمت اندر دست هست و دوستی ~~در دست نیست # 2 دوستی در اندرون خود خدمتی پیوسته است %~% هیچ خدمت جز محبت در جهان ~~پیوست نیست # 3 ور تو مستی می‌نمایی در محبت چون نه‌ای %~% عشق گوید دوغ خورد و دوغ ~~خورد او مست نیست # 4 پست و بالا چند یازد از تکلف در هوا %~% چند خود را پست دارد آن کسی کو ~~پست نیست # 5 همچو ms0216 ماهی مانده در دام جهان زان بحر دور %~% وانگهان پنداشته خود را ~~که اندر شست نیست PageV1P0388 ### || [genre: Gh] # 1 چون دلت با من نباشد همنشینی سود نیست %~% گر چه با من می‌نشینی چون ~~چنینی سود نیست # 2 چون دهانت بسته باشد در جگر آتش بود %~% در میان جو درآیی آب بینی سود ~~نیست # 3 چونک در تن جان نباشد صورتش را ذوق نیست %~% چون نباشد نان و نعمت صحن ~~و سینی سود نیست # 4 گر زمین از مشک و عنبر پر شود تا آسمان %~% چون نباشد آدمی را راه بینی ~~سود نیست # 5 تا ز آتش می‌گریزی ترش و خامی چون پنیر %~% گر هزاران یار و دلبر ~~می‌گزینی سود نیست PageV1P0389 ### || [genre: Gh] # 1 ساربانا اشتران بین سر به سر قطار مست %~% میر مست و خواجه مست و یار ~~مست اغیار مست # 2 باغبانا رعد مطرب ابر ساقی گشت و شد %~% باغ مست و راغ مست و غنچه مست ~~و خار مست # 3 آسمانا چند گردی گردش عنصر ببین %~% آب مست و باد مست و خاک مست و نار ~~مست # 4 حال صورت این چنین و حال معنی خود مپرس %~% روح مست و عقل مست و خاک ~~مست اسرار مست # 5 رو تو جباری رها کن خاک شو تا بنگری %~% ذره ذره خاک را از خالق جبار ~~مست # 6 تا نگویی در زمستان باغ را مستی نماند %~% مدتی پنهان شدست از دیده ~~مکار مست # 7 بیخ‌های آن درختان می نهانی می‌خورند %~% روزکی دو صبر می‌کن تا شود ~~بیدار مست # 8 گر تو را کوبی رسد از رفتن مستان مرنج %~% با چنان ساقی و مطرب کی رود ~~هموار مست # 9 ساقیا باده یکی کن چند باشد عربده %~% دوستان ز اقرار مست و دشمنان ز ~~انکار مست # 10 باد را افزون بده تا برگشاید این گره %~% باده تا در سر نیفتد کی دهد ~~دستار مست # 11 بخل ساقی باشد آن جا یا فساد ms0217 باده‌ها %~% هر دو ناهموار باشد چون رود ~~رهوار مست # 12 روی‌های زرد بین و باده گلگون بده %~% زانک از این گلگون ندارد بر رخ ~~و رخسار مست # 13 باده‌ای داری خدایی بس سبک خوار و لطیف %~% زان اگر خواهد بنوشد روز ~~صد خروار مست # 14 شمس تبریزی به دورت هیچ کس هشیار نیست %~% کافر و مؤمن خراب و زاهد و ~~خمار مست PageV1P0390 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست %~% وان حیات باصفای باوفا مست ~~آمدست # 2 گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش %~% کو بدین شیوه بر ما بارها مست ~~آمدست # 3 آب ما را گر بریزد ور سبو را بشکند %~% ای برادر دم مزن کاین دم سقا ~~مست آمدست # 4 می‌فریبم مست خود را او تبسم می‌کند %~% کاین سلیم القلب را بین کز کجا ~~مست آمدست # 5 آن کسی را می‌فریبی کز کمینه حرف او %~% آب و آتش بیخود و خاک و هوا ~~مست آمدست # 6 گفتمش گر من بمیرم تو رسی بر گور من %~% برجهم از گور خود کان خوش لقا ~~مست آمدست # 7 گفت آن کاین دم پذیرد کی بمیرد جان او %~% با خدا باقی بود آن کز خدا ~~مست آمدست # 8 عشق بی‌چون بین که جان را چون قدح پر می‌کند %~% روی ساقی بین که خندان ~~از بقا مست آمدست # 9 یار ما عشق است و هر کس در جهان یاری گزید %~% کز الست این عشق بی‌ما و ~~شما مست آمدست PageV1P0391 ### || [genre: Gh] # 1 گر ندید آن شادجان این گلستان را شاد چیست %~% گر نه لطف او بود پس عیش ~~را بنیاد چیست # 2 گر خرابات ازل از تاب رویش پر نگشت %~% پس هزاران صومعه در محو جان ~~آباد چیست # 3 جان ما با عشق او گر نی ز یک جا رسته‌اند %~% جان بااقبال ما با عشق او ~~همزاد چیست # 4 گر نه پرتوهای آن رخسار داد حسن داد %~% پس به ms0218 دیوان سرای عاشقان بیداد ~~چیست # 5 ساکنان آب و گل گر عشق ما را محرمند %~% پس درون گنبد دل غلغله و فریاد ~~چیست # 6 گر نه آتش می‌زند آتش رخی در جان نهان %~% پس دماغ عاشقان پرآتش و ~~پرباد چیست # 7 گر نه آتش رنگ گشتی جان‌ها در لامکان %~% صد هزاران مشعله همچون شب ~~میلاد چیست # 8 گر نه تقصیر است از جان در فدا گشتن در او %~% لطف نقد اولین و وعده و ~~میعاد چیست # 9 گر نه شمس الدین تبریزی قباد جان‌ها است %~% صد هزاران جان قدسی هر دمش ~~منقاد چیست PageV1P0392 ### || [genre: Gh] # 1 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست %~% هر حریفی کو بخسبد والله ~~از اصحاب نیست # 2 روی بستان را نبیند راه بستان گم کند %~% هر که او گردان و نالان شیوه ~~دولاب نیست # 3 ای بجسته کام دل اندر جهان آب و گل %~% می‌دوانی سوی آن جو کاندر آن جو ~~آب نیست # 4 ز آسمان دل برآ ماها و شب را روز کن %~% تا نگوید شب روی کامشب شب ~~مهتاب نیست # 5 بی خبر بادا دل من از مکان و کان او %~% گر دلم لرزان ز عشقش چون دل ~~سیماب نیست PageV1P0393 ### || [genre: Gh] # 1 چشمه‌ای خواهم که از وی جمله را افزایش است %~% دلبری خواهم که از وی ~~مرده را آسایش است # 2 بنده بحر محیطم کز محیطی برتر است %~% سنگ و گوهر هر دو را از فضل او ~~بخشایش است # 3 باغ و طاووسند هر یک از جمالش بانصیب %~% زاغ را خالی ندارد گر چه ~~بی‌آرایش است # 4 صورت ار نقصان پذیرد نیست معنی را کمی %~% عاشق اندر ذوق باشد گر چه در ~~پالایش است # 5 بنگر اندر جان که هست او از بلندی بی‌خبر %~% گر چه اندر قالب او در ~~خانه آلایش است # 6 شمس تبریزی قدومت خانه اقبال را %~% صحن را افروزش است و بام را اندایش ~~است PageV1P0394 ### || [genre: Gh] ms0219 # 1 عشق اندر فضل و علم و دفتر و اوراق نیست %~% هر چه گفت و گوی خلق آن ره ~~ره عشاق نیست # 2 شاخ عشق اندر ازل دان بیخ عشق اندر ابد %~% این شجر را تکیه بر عرش و ~~ثری و ساق نیست # 3 عقل را معزول کردیم و هوا را حد زدیم %~% کاین جلالت لایق این عقل و ~~این اخلاق نیست # 4 تا تو مشتاقی بدان کاین اشتیاق تو بتی است %~% چون شدی معشوق از آن پس ~~هستیی مشتاق نیست # 5 مرد بحری دایما بر تخته خوف و رجا است %~% چونک تخته و مرد فانی شد جز ~~استغراق نیست # 6 شمس تبریزی تویی دریا و هم گوهر تویی %~% زانک بود تو سراسر جز سر خلاق ~~نیست PageV1P0395 ### || [genre: Gh] # 1 در ره معشوق ما ترسندگان را کار نیست %~% جمله شاهانند آن جا بندگان را ~~بار نیست # 2 گر تو نازی می‌کنی یعنی که من فرخنده‌ام %~% نزد این اقبال ما فرخندگی ~~جز عار نیست # 3 گر به فقرت ناز باشد ژنده برگیر و برو %~% نزد این سلطان ما آن جمله جز ~~زنار نیست # 4 گر تو نور حق شدی از شرق تا مغرب برو %~% زانک ما را زین صفت پروای آن ~~انوار نیست # 5 گر تو سر حق بدانستی برو با سر باش %~% زانک این اسرار ما را خوی آن ~~اسرار نیست # 6 راست شو در راه ما وین مکر را یک سوی نه %~% زان که این میدان ما ~~جولانگه مکار نیست # 7 شمس دین و شمس دین آن جان ما اینک بدان %~% جز به سوی راه تبریز اسب ما ~~رهوار نیست # 8 مست بودم فاش کردم سر خود با یارکان %~% زانک هشیاری مرا خود مذهب آزار ~~نیست # 9 گر نهی پرگار بر تن تا بدانی حد ما %~% حد ما خود ای برادر لایق پرگار ~~نیست # 10 خاک پاشی می‌کنی تو ای صنم در راه ما %~% خاک پاشی دو عالم پیش ms0220 ما در ~~کار نیست # 11 صوفیان عشق را خود خانقاهی دیگر است %~% جان ما را اندر آن جا کاسه و ~~ادرار نیست # 12 در تک دوزخ نشستم ترک کردم بخت را %~% زانک ما را اشتهای جنت و ابرار ~~نیست PageV1P0396 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب امروز بر شکل دگر تابان شدست %~% در شعاعش همچو ذره جان من رقصان ~~شدست # 2 مشتری در طالع است و ماه و زهره در حضور %~% یار چوگان زلف مه رو میر ~~این میدان شدست # 3 هر قدح کز می دهد گوید بگیر و هوش دار %~% هش که دارد عقل دارد عقل خود ~~پنهان شدست # 4 بزم سلطان است این جا هر که سلطانی است نوش %~% خوان رحمت گسترید و ~~ساقی اخوان شدست # 5 ساقیا پایان رسیدی عشق را از سر بگیر %~% پا چه باشد سر چه باشد پا و ~~سر یک سر شدست PageV1P0397 ### || [genre: Gh] # 1 از سقاهم ربهم بین جمله ابرار مست %~% وز جمال لایزالی هفت و پنج و چار ~~مست # 2 این قیامت بین که گویی آشکارا شد ز غیب %~% خم و کوزه حوض کوثر از می ~~جبار مست # 3 تن چو سایه بر زمین و جان پاک عاشقان %~% در بهشت عشق تجری تحتها ~~الانهار مست # 4 چون فزون گردد تجلی از جمال حق ببین %~% ذره ذره هر دو عالم گشته موسی ~~وار مست # 5 از تقاضاهای مستان وز جواب لن تران %~% در شفاعت مو به موی احمد مختار ~~مست # 6 او سر است و ما چو دستار اندر او پیچیده‌ایم %~% از شراب آن سری گردد ~~سر و دستار مست # 7 یوسف مصری فروکن سر به مصر اندرنگر %~% شهر پرآشوب بین و جمله بازار ~~مست # 8 گر بگویم ای برادر خیره مانی زین عجب %~% عرش و کرسی آسمان‌ها این همه ~~کردار مست # 9 شمس تبریزی برآمد در دلم بزمی نهاد %~% از شراب عشق گشتست این در و ~~دیوار مست PageV1P0398 ### || [genre: Gh] # 1 آخر ای دلبر ms0221 نه وقت عشرت انگیزی شدست %~% آخر ای کان شکر وقت شکرریزی ~~شدست # 2 تو چو آب زندگانی ما چو دانه زیر خاک %~% وقت آن کز لطف خود با ما ~~درآمیزی شدست # 3 گر بپوسم همچو دانه عاقبت نخلی شوم %~% زانک جمله چیزها چیزی ز بی‌چیزی ~~شدست # 4 زین سپس با من مکن تیزی تو ای شمشیر حق %~% زانک از لطف تو ز آتش تندی ~~و تیزی شدست # 5 جان کشیدم پیش عشقش گفت کو چیزی دگر %~% گفتم آخر جان جان زین سان ز ~~بی‌چیزی شدست # 6 چون حجاب چشم دل شد چشم صورت لاجرم %~% شمس تبریزی حجاب شمس تبریزی ~~شدست PageV1P0399 ### || [genre: Gh] # 1 چون نظر کردن همه اوصاف خوب اندر دلست %~% وین همه اوصاف رسوا معدنش آب ~~و گلست # 2 از هوا و شهوت ای جان آب و گل می صد شود %~% مشکل این ترک هوا و کاشف ~~هر مشکلست # 3 وین تعلل بهر ترکش دافع صد علتست %~% چون بشد علت ز تو پس نقل منزل ~~منزلست # 4 لیک شرطی کن تو با خود تا که شرطی نشکنی %~% ور نه علت باقی و درمانت ~~محو و زایلست # 5 چونک طبعت خو کند با شرط تندش بعد از آن %~% صد هزاران حاصل جان از ~~درونت حاصلست # 6 پس تو را آیینه گردد این دل آهن چنانک %~% هر دمی رویی نماید روی آن کو ~~کاهلست # 7 پس تو را مطرب شود در عیش و هم ساقی شود %~% آن امانت چونک شد محمول ~~جان را حاملست # 8 فارغ آیی بعد از آن از شغل و هم از فارغی %~% شهره گردد از تو آن گنجی ~~که آن بس خاملست # 9 گر چه حلواها خوری شیرین نگردد جان تو %~% ذوق آن برقی بود تا در دهان ~~آکلست # 10 این طبیعت کور و کر گر نیست پس چون آزمود %~% کاین حجاب و حائل‌ست آن ~~سوی آن چون مایلست # 11 لیک طبع از اصل رنج و غصه‌ها ms0222 بررسته‌ست %~% در پی رنج و بلاها عاشق ~~بی‌طایلست # 12 در تواضع‌های طبعت سر نخوت را نگر %~% و اندر آن کبرش تواضع‌های بی‌حد ~~شاکلست # 13 هر حدیث طبع را تو پرورش‌هایی بدش %~% شرح و تأویلی بکن وادانک این ~~بی‌حائلست # 14 هر یکی بیتی جمال بیت دیگر دانک هست %~% با مؤید این طریقت ره روان را ~~شاغلست # 15 ور تو را خوف مطالب باشد از اشهادها %~% از خدا می‌خواه شیرینی اجل ~~کان آجلست # 16 هر طرف رنجی دگرگون فرض کن آن گاه برو %~% جز به سوی بی‌سوی‌ها کان ~~دگر بی‌حاصلست # 17 تو وثاق مار آیی از پی ماری دگر %~% غصه ماران ببینی زانک این چون ~~سلسله‌ست # 18 تا نگویی مار را از خویش عذری زهرناک %~% وان گهت او متهم دارد که این ~~هم باطلست # 19 از حدیث شمس دین آن فخر تبریز صفا %~% آن مزاجش گرم باید کاین نه کار ~~پلپلست PageV1P0400 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآ ای مه که بی‌تو ماه را استاره نیست %~% تا خیالت درنیاید پای ~~کوبان چاره نیست # 2 چون خیالت بر که آید چشمه‌ها گردد روان %~% خود گرفتم کاین دل ما جز که ~~و جز خاره نیست # 3 آتش از سنگی روان شد آب از سنگی دگر %~% لعل شد سنگی دگر کز لطف تو ~~آواره نیست # 4 بارها لطف تو را من آزمودم ای لطیف %~% مرده را تو زنده کردی بارها یک ~~باره نیست # 5 ابر رحمت هر سحر گر می‌ببارد آن ز تست %~% وین دل گریان من جز کودک ~~گهواره نیست # 6 همچو کوه طور از غم این دلم صدپاره شد %~% لیک اندر دست من زان پاره‌ها ~~یک پاره نیست # 7 آهن برهان موسی بر دل چون سنگ زد %~% تا جهد استاره‌ای کز ابر یک ~~استاره نیست PageV1P0401 ### || [genre: Gh] # 1 نقش بند جان که جان‌ها جانب او مایلست %~% عاقلان را بر زبان و عاشقان ~~را در دلست # 2 آنک باشد بر زبان‌ها لا احب الافلین %~% باقیات الصالحات است ms0223 آنک در دل ~~حاصلست # 3 دل مثال آسمان آمد زبان همچون زمین %~% از زمین تا آسمان‌ها منزل بس ~~مشکلست # 4 دل مثال ابر آمد سینه‌ها چون بام‌ها %~% وین زبان چون ناودان باران از ~~این جا نازلست # 5 آب از دل پاک آمد تا به بام سینه‌ها %~% سینه چون آلوده باشد این ~~سخن‌ها باطلست # 6 این خود آن کس را بود کز ابر او باران چکد %~% بام کو از ابر گیرد ~~ناودانش قایلست # 7 آنک برد از ناودان دیگران او سارقست %~% آنک دزدد آب بام دیگران او ~~ناقلست # 8 هر که روید نرگس گل ز آب چشمش عاشقست %~% هر که نرگس‌ها بچیند دسته بند ~~عاملست # 9 گر چه کف‌های ترازو شد برابر وقت وزن %~% چون زبانه ش راست نبود آن ~~ترازو مایلست # 10 هر کی پوشیده‌ست بر وی حال و رنگ جان او %~% هر جوابی که بگوید او به ~~معنی سائلست # 11 گر طبیبی حاذقی رنجور را تلخی دهد %~% گر چه ظالم می‌نماید نیست ظالم ~~عادلست # 12 پا شناسد کفش خویش ار چه که تاریکی بود %~% دل ز راه ذوق داند کاین ~~کدامین منزلست # 13 در دل و کشتی نوح افکن در این طوفان تو خویش %~% دل مترسان ای برادر ~~گر چه منزل‌هایلست # 14 هر که را خواهی شناسی همنشینش را نگر %~% زانک مقبل در دو عالم همنشین ~~مقبل‌ست # 15 هر چه بر تو ناخوش آید آن منه بر دیگران %~% زانک این خو و طبیعت ~~جملگان را شاملست # 16 پنبه‌ها در گوش کن تا نشنوی هر نکته‌ای %~% زانک روح ساده تو زنگ‌ها ~~را قابلست # 17 هر که روحش از هوای هفتمین بگذشت رست %~% می خور از انفاس روح او که ~~روحش بسملست # 18 این هوا اندر کمین باشد چو بیند بی‌رفیق %~% مرد را تنها بگوید هین که ~~مردک غافل‌ست # 19 وصل خواهی با کسان بنشین که ایشان واصلند %~% وصل از آن کس خواه باری ~~کو به معنی واصل‌ست # 20 گرد مستان ms0224 گرد اگر می کم رسد بویی رسد %~% خود مذاق می چه داند آنک ~~مرد عاقلست # 21 نکته‌ها را یاد می‌گیری جواب هر سال %~% تا به وقت امتحان گویند مرد ~~فاضلست # 22 گر بنتوانی ز نقص خود شدن سوی کمال %~% شمس تبریزی کنون اندر کمالت ~~کاملست PageV1P0402 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو پنداری به حسن تو نگاری هست نیست %~% ور تو پنداری مرا بی‌تو ~~قراری هست نیست # 2 ور تو گویی چرخ می‌گردد به کار نیک و بد %~% چرخ را جز خدمت خاک تو ~~کاری هست نیست # 3 سال‌ها شد که بیرون درت چون حلقه‌ایم %~% بر در تو حلقه بودن هیچ عاری ~~هست نیست # 4 بر در اندیشه ترسان گشته‌ایم از هر خیال %~% خواجه را این جا خیالی هست ~~آری هست نیست # 5 ای دل جاسوس من در پیش کیکاووس من %~% جز صلاح الدین ز دل‌ها هوشیاری ~~هست نیست PageV1P0403 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای آنک بخوردی سحری باده که نوشت %~% هله پیش آ که بگویم سخن راز ~~به گوشت # 2 می روح آمد نادر رو از آن هم بچش آخر %~% که به یک جرعه بپرد همه طراری ~~و هوشت # 3 چو از این هوش برستی به مساقات و به مستی %~% دهدت صد هش دیگر کرم باده ~~فروشت # 4 چو در اسرار درآیی کندت روح سقایی %~% به فلک غلغله افتد ز هیاهوی و ~~خروشت # 5 بستان باده دیگر جز از آن احمر و اصفر %~% کندت خواجه معنی برهاند ز ~~نقوشت # 6 دهد آن کان ملاحت قدحی وقت صباحت %~% به از آن صد قدح می که بخوردی شب ~~دوشت # 7 تو اگرهای نگویی و اگر هوی نگویی %~% همه اموات و جمادات بجوشند ز جوشت # 8 چو در آن حلقه بگنجی زبر معدن و گنجی %~% هوس کسب بیفتد ز دل مکسبه ~~کوشت # 9 تو که از شر اعادی به دو صد چاه فتادی %~% برهانید به آخر کرم مظلمه ~~پوشت # 10 همه آهنگ لقا کن خمش ms0225 و صید رها کن %~% به خموشیت میسر شود این صید ~~وحوشت # 11 تو دهان را چو ببندی خمشی را بپسندی %~% کشش و جذب ندیمان نگذارند ~~خموشت PageV1P0404 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا کت نگذارم که روی راه سلامت %~% که سر و پا و سلامت نبود روز ~~قیامت # 2 حشم عشق درآمد ربض شهر برآمد %~% هله ای یار قلندر بشنو طبل ملامت # 3 دل و جان فانی لا کن تن خود همچو قبا کن %~% نه اثر گو نه خبر گو نه ~~نشانی نه علامت # 4 چو من از خویش برستم ره اندیشه ببستم %~% هله ای سرده مستم برهانم به ~~تمامت # 5 هله برجه هله برجه قدمی بر سر خود نه %~% هله برپر هله برپر چو من از ~~شکر و غرامت # 6 ببر ای عشق چو موسی سر فرعون تکبر %~% هله فرعون به پیش آ که گرفتم در ~~و بامت # 7 چو من از غیب رسیدم سپه غیب کشیدم %~% برو ای ظالم سرکش که فتادی ز ~~زعامت # 8 هله پالیز تو باقی سر خر عالم فانی %~% همه دیدار کریمست در این عشق ~~کرامت # 9 نکند رحمت مطلق به بلا جان تو ویران %~% نکند والده ما را ز پی کینه ~~حجامت # 10 نبود جان و دلم را ز تو سیری و ملولی %~% نبود هیچ کسی را ز دل و دیده ~~سمت # 11 بجز از عشق مجرد به هر آن نقش که رفتم %~% بنه ارزید خوشی‌هاش به تلخی ~~ندامت # 12 هله تا یاوه نگردی چو در این حوض رسیدی %~% که تکش آب حیاتست و لبش ~~جای اقامت # 13 چو در این حوض درافتی همه خویش بدو ده %~% به مزن دستک و پایک تو به ~~چستی و شهامت # 14 همه تسلیم و خمش کن نه امامی تو ز جمعی %~% نرسد هیچ کسی را بجز این ~~عشق امامت PageV1P0405 ### || [genre: Gh] # 1 چند گویی که چه چاره‌ست و مرا درمان چیست %~% چاره جوینده که کرده‌ست ~~تو را خود ms0226 آن چیست # 2 چند باشد غم آنت که ز غم جان ببرم %~% خود نباشد هوس آنک بدانی جان ~~چیست # 3 بوی نانی که رسیده‌ست بر آن بوی برو %~% تا همان بوی دهد شرح تو را ~~کاین نان چیست # 4 گر تو عاشق شده‌ای عشق تو برهان تو بس %~% ور تو عاشق نشدی پس طلب ~~برهان چیست # 5 این قدر عقل نداری که ببینی آخر %~% گر نه شاهیست پس این بارگه سلطان ~~چیست # 6 گر نه اندر تتق ازرق زیباروییست %~% در کف روح چنین مشعله تابان چیست # 7 چونک از دور دلت همچو زنان می‌لرزد %~% تو چه دانی که در آن جنگ دل ~~مردان چیست # 8 آتش دیده مردان حجب غیب بسوخت %~% تو پس پرده نشسته که به غیب ایمان ~~چیست # 9 شمس تبریز اگر نیست مقیم اندر چشم %~% چشمه شهد از او در بن هر دندان ~~چیست PageV1P0406 ### || [genre: Gh] # 1 چشم پرنور که مست نظر جانانست %~% ماه از او چشم گرفتست و فلک لرزانست # 2 خاصه آن لحظه که از حضرت حق نور کشد %~% سجده گاه ملک و قبله هر ~~انسانست # 3 هر که او سر ننهد بر کف پایش آن دم %~% بهر ناموس منی آن نفس او ~~شیطانست # 4 و آنک آن لحظه نبیند اثر نور برو %~% او کم از دیو بود زانک تن ~~بی‌جانست # 5 دل به جا دار در آن طلعت باهیبت او %~% گر تو مردی که رخش قبله گه ~~مردانست # 6 دست بردار ز سینه چه نگه می‌داری %~% جان در آن لحظه بده شاد که مقصود ~~آنست # 7 جمله را آب درانداز و در آن آتش شو %~% کآتش چهره او چشمه گه حیوانست # 8 سر برآور ز میان دل شمس تبریز %~% کو خدیو ابد و خسرو هر فرمانست ~~PageV1P0407 ### || [genre: Gh] # 1 آن شنیدی که خضر تخته کشتی بشکست %~% تا که کشتی ز کف ظالم جبار برست # 2 خضر وقت تو عشق است که صوفی ز شکست ms0227 %~% صافیست و مثل درد به پستی بنشست # 3 لذت فقر چو باده‌ست که پستی جوید %~% که همه عاشق سجده‌ست و تواضع ~~سرمست # 4 تا بدانی که تکبر همه از بی‌مزگیست %~% پس سزای متکبر سر بی‌ذوق بس است # 5 گریه شمع همه شب نه که از درد سرست %~% چون ز سر رست همه نور شد از ~~گریه برست # 6 کف هستی ز سر خم مدمغ برود %~% چون بگیرد قدح باده جان بر کف دست # 7 ماهیا هر چه تو را کام دل از بحر بجو %~% طمع خام مکن تا نخلد کام ز ~~شست # 8 بحر می‌غرد و می‌گوید کای امت آب %~% راست گویید بر این مایده کس را ~~گله هست # 9 دم به دم بحر دل و امت او در خوش و نوش %~% در خطابات و مجابات بلی‌اند ~~و الست # 10 نی در آن بزم کس از درد دلی سر بگرفت %~% نی در آن باغ و چمن پای کس ~~از خار بخست # 11 هله خامش به خموشیت اسیران برهند %~% ز خموشانه تو ناطق و خاموش بجست # 12 لب فروبند چو دیدی که لب بسته یار %~% دست شمشیرزنان را به چه تدبیر ~~ببست PageV1P0408 ### || [genre: Gh] # 1 تا نلغزی که ز خون راه پس و پیش‌ترست %~% آدمی دزد ز زردزد کنون ~~بیشترست # 2 گربزانند که از عقل و خبر می‌دزدند %~% خود چه دارند کسی را که ز خود ~~بی‌خبرست # 3 خود خود را تو چنین کاسد و بی‌خصم مدان %~% که جهان طالب زر و خود تو ~~کان زرست # 4 که رسول حق الناس معادن گفته‌ست %~% معدن نقره و زرست و یقین پرگهرست # 5 گنج یابی و در او عمر نیابی تو به گنج %~% خویش دریاب که این گنج ز تو ~~بر گذرست # 6 خویش دریاب و حذر کن تو ولیکن چه کنی %~% که یکی دزد سبک دست در این ره ~~حذرست # 7 سحر ار چند که تاریست حساب روزست %~% هر که را روی ms0228 سوی شمس بود چون ~~سحرست # 8 روح‌ها مست شود از دم صبح از پی آنک %~% صبح را روی به شمس است و حریف ~~نظرست # 9 چند بر بوک و مگر مهره فروگردانی %~% که تو بس مفلسی و چرخ فلک پاک ~~برست # 10 مغز پالوده و بر هیچ نه در خواب شدی %~% گوییا لقمه هر روزه تو مغز ~~خرست # 11 بیشتر جان کن و زر جمع کن و خوشدل باش %~% که همه سیم و زر و مال تو ~~مار سقرست # 12 یک شب از بهر خدا بی‌خور و بی‌خواب بزی %~% صد شب از بهر هوا نفس تو ~~بی‌خواب و خورست # 13 از سر درد و دریغ از پس هر ذره خاک %~% آه و فریاد همی‌آید گوش تو ~~کرست # 14 خون دل بر رخت افشان به سحرگاه از آنک %~% توشه راه تو خون دل و آه ~~سحرست # 15 دل پرامید کن و صیقلیش ده به صفا %~% که دل پاک تو آیینه خورشید فرست # 16 مونس احمد مرسل به جهان کیست بگو %~% شمس تبریز شهنشاه که احدی ~~الکبرست PageV1P0409 ### || [genre: Gh] # 1 دوش آمد بر من آنک شب افروز منست %~% آمدن باری اگر در دو جهان آمدنست # 2 آنک سرسبزی خاک‌ست و گهربخش فلک %~% چاشنی بخش وطن‌هاست اگر بی‌وطنست # 3 در کف عقل نهد شمع که بستان و بیا %~% تا در من که شفاخانه هر ممتحن ~~است # 4 شمع را تو گرو این لگن تن چه کنی %~% این لگن گر نبود شمع تو را صد ~~لگنست # 5 تا در این آب و گلی کار کلوخ اندازیست %~% گفت و گو جمله کلوخ‌ست و ~~یقین دل شکنست # 6 گوهر آینه جان همه در ساده دلی‌ست %~% میل تو بهر تصدر همه در فضل و فن ~~است # 7 زین گذر کن صفت یار شکربخش بگو %~% که ز عشوه شکرش ذره به ذره دهن است # 8 خیره گشته است صفت‌ها همه کان چه صفت است %~% کان صفت‌ها چو بتان ms0229 و صفت ~~او شمن است # 9 چشم نرگس نشناسد ز غمش کاندر باغ %~% پیش او یاسمن است آن گل تر یا ~~سمنست # 10 روش عشق روش بخش بود بی‌پا را %~% خوش روانش کند ار خود زمن صد زمنست # 11 در جهان فتنه بسی بود و بسی خواهد بود %~% فتنه‌ها جمله بر آن فتنه ما ~~مفتتنست # 12 همه دل‌ها چو کبوتر گرو آن برجند %~% زانک جانی است که او زنده کن هر ~~بدنست # 13 بس کن آخر چه بر این گفت زبان چفسیدی %~% عشق را چند بیان‌ها است که ~~فوق سخنست PageV1P0410 ### || [genre: Gh] # 1 عجب ای ساقی جان مطرب ما را چه شدست %~% هله چون می‌نزند ره ره او را ~~کی زدست # 2 او ز هر نیک و بد خلق چرا می‌لنگد %~% بد و نیک همه را نعره مطرب مدد ~~است # 3 دف دریدست طرب را به خدا بی‌دف او %~% مجلس یارکده بی‌دم او بارکدست # 4 شهر غلبیرگهی دان که شود زیر و زبر %~% دست غلبیرزنش سخره صاحب بلدست # 5 خیره کم گوی خمش مطرب مسکین چه کند %~% این همه فتنه آن فتنه گر خوب ~~خدست PageV1P0411 ### || [genre: Gh] # 1 آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاست %~% و آنک بیرون کند از جان و دلم ~~دست کجاست # 2 و آنک سوگند خورم جز به سر او نخورم %~% و آنک سوگند من و توبه‌ام ~~اشکست کجاست # 3 و آنک جان‌ها به سحر نعره زنانند از او %~% و آنک ما را غمش از جای ~~ببرده‌ست کجاست # 4 جان جان‌ست وگر جای ندارد چه عجب %~% این که جا می‌طلبد در تن ما هست ~~کجاست # 5 غمزه چشم بهانه‌ست و زان سو هوسی‌ست %~% و آنک او در پس غمزه‌ست دل خست ~~کجاست # 6 پرده روشن دل بست و خیالات نمود %~% و آنک در پرده چنین پرده دل بست ~~کجاست # 7 عقل تا مست نشد چون و چرا پست نشد %~% و آنک او مست شد از چون ms0230 و چرا ~~رست کجاست PageV1P0412 ### || [genre: Gh] # 1 من نشستم ز طلب وین دل پیچان ننشست %~% همه رفتند و نشستند و دمی جان ~~ننشست # 2 هر کی استاد به کاری بنشست آخر کار %~% کار آن دارد آن کز طلب آن ننشست # 3 هر کی او نعره تسبیح جماد تو شنید %~% تا نبردش به سراپرده سبحان ننشست # 4 تا سلیمان به جهان مهر هوایت ننمود %~% بر سر اوج هوا تخت سلیمان ننشست # 5 هر کی تشویش سر زلف پریشان تو دید %~% تا ابد از دل او فکر پریشان ~~ننشست # 6 هر کی در خواب خیال لب خندان تو دید %~% خواب از او رفت و خیال لب ~~خندان ننشست # 7 ترشی‌های تو صفرای رهی را ننشاند %~% وز علاج سر سودای فراوان ننشست # 8 هر که را بوی گلستان وصال تو رسید %~% همچنین رقص کنان تا به گلستان ~~ننشست PageV1P0413 ### || [genre: Gh] # 1 روز و شب خدمت تو بی‌سر و بی‌پا چه خوشست %~% در شکرخانه تو مرغ شکرخا ~~چه خوشست # 2 بر سر غنچه بسته که نهان می‌خندد %~% سایه سرو خوش نادره بالا چه خوشست # 3 زاغ اگر عاشق سرگین خر آمد گو باش %~% بلبلان را به چمن با گل رعنا چه ~~خوشست # 4 بانک سرنای چه گر مونس غمگینان‌ست %~% از دم روح نفخنا دل سرنا چه ~~خوشست # 5 گر چه شب بازرهد خلق ز اندیشه به خواب %~% در رخ شمس ضحی دیده بینا چه ~~خوشست # 6 بت پرستانه تو را پای فرورفت به گل %~% تو چه دانی که بر این گنبد مینا ~~چه خوشست # 7 چون تجلی بود از رحمت حق موسی را %~% زان شکرریز لقا سینه سینا چه ~~خوشست # 8 که صدا دارد و در کان زر صامت هم هست %~% گه خمش بودن و گه گفت مواسا ~~چه خوشست PageV1P0414 ### || [genre: Gh] # 1 تشنه بر لب جو بین که چه در خواب شدست %~% بر سر گنج گدا بین که چه ~~پرتاب شدست # 2 ای ms0231 بسا خشک لبا کز گره سحر کسی %~% در ارس بی‌خبر از آب چو دولاب شدست # 3 چشم بند ار نبدی که گرو شمع شدی %~% کآفتاب سحری ناسخ مهتاب شدست # 4 ترسد ار شمع نباشد بنبیند مه را %~% دل آن گول از این ترس چو سیماب ~~شدست # 5 چون سلیمان نهان است که دیوانش دل است %~% جان محجوب از او مفخر حجاب ~~شدست # 6 ای بسا سنگ دلا که حجرش لعل شدست %~% ای بسا غوره در این معصره دوشاب ~~شدست # 7 این چه مشاطه و گلگونه غیب است کز او %~% زعفرانی رخ عشاق چو عناب شدست # 8 چند عثمان پر از شرم که از مستی او %~% چون عمر شرم شکن گشته و خطاب ~~شدست # 9 طرفه قفال کز انفاس کند قفل و کلید %~% من دکان بستم کو فاتح ابواب ~~شدست PageV1P0415 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب و نوحه گر عاشق و شوریده خوش است %~% نبود بسته بود رسته و روییده ~~خوش است # 2 تف و بوی جگر سوخته و جوشش خون %~% گرد زیر و بم مطرب به چه پیچیده خوش ~~است # 3 ز ابر پرآب دو چشمش ز تصاریف فراق %~% بر شکوفه رخ پژمرده بباریده خوش ~~است # 4 بنگر جان و جهان ور نتوانی دیدن %~% این جهان در هوسش درهم و شوریده ~~خوش است # 5 پیش دلبر بنهادن سر سرمست سزا است %~% سر او را کف معشوق بمالیده خوش ~~است # 6 دیدن روی دلارام عیان سلطانی است %~% هم خیال صنم نادره در دیده خوش ~~است # 7 این سعادت ندهد دست همیشه اما %~% دیدن آن مه جان ناگه و دزدیده خوش ~~است # 8 عشق اگر رخت تو را برد به غارت خوش باش %~% پیش آن یوسف زیبا کف ببریده ~~خوش است # 9 بس کن ار چه که اراجیف بشیر وصل است %~% وصل همچون شکر ناگه بشنیده خوش ~~است PageV1P0416 ### || [genre: Gh] # 1 من پری زاده‌ام و خواب ندانم که کجاست %~% چونک شب گشت نخسپند که ms0232 شب ~~نوبت ماست # 2 چون دماغ است و سر استت مکن استیزه بخسب %~% دخل و خرج است چنین شیوه و ~~تدبیر سزاست # 3 خرج بی‌دخل خدایی است ز دنیا مطلب %~% هر که را هست زهی بخت ندانم که ~~که راست PageV1P0417 ### || [genre: Gh] # 1 سر مپیچان و مجنبان که کنون نوبت توست %~% بستان جام و درآشام که آن ~~شربت توست # 2 عدد ذره در این جو هوا عشاقند %~% طرب و حالت ایشان مدد حالت توست # 3 همگی پرده و پوشش ز پی باشش تو است %~% جرس و طبل رحیل از جهت رحلت ~~توست # 4 هر که را همت عالی بود و فکر بلند %~% دانک آن همت عالی اثر همت توست # 5 فکرتی کان نبود خاسته از طبع و دماغ %~% نیست در عالم اگر باشد آن فکرت ~~توست # 6 ای دل خسته ز هجران و ز اسباب دگر %~% هم از او جوی دوا را که ولی نعمت ~~توست # 7 ز آن سوی کآمد محنت هم از آن سو است دوا %~% هم از او شبهه تو است و هم ~~از او حجت توست # 8 هم خمار از می آید هم از او دفع خمار %~% هم از او عسرت تو است و هم از ~~او عشرت توست # 9 بس که هر مستمعی را هوس و سوداییست %~% نه همه خلق خدا را صفت و فطرت ~~توست PageV1P0418 ### || [genre: Gh] # 1 بوسه‌ای داد مرا دلبر عیار و برفت %~% چه شدی چونک یکی داد بدادی شش و ~~هفت # 2 هر لبی را که ببوسید نشان‌ها دارد %~% که ز شیرینی آن لب بشکافید و ~~بکفت # 3 یک نشان آنک ز سودای لب آب حیات %~% هر زمانی بزند عشق هزار آتش و نفت # 4 یک نشان دگر آن است که تن نیز چو دل %~% می‌دود در پی آن بوسه به تعجیل ~~و به تفت # 5 تنگ و لاغر گردد به مثال لب دوست %~% چه عجب لاغری از آتش معشوقه زفت ms0233 ~~PageV1P0419 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت %~% گفت بس چند بود گفتمش از چند ~~گذشت # 2 چون چنین است صنم پند مده عاشق را %~% آهن سرد چه کوبی که وی از پند ~~گذشت # 3 تو چه پرسیش که چونی و چگونه است دلت %~% منزل عشق از آن حال که پرسند ~~گذشت # 4 آن چه روی است که ترکان همه هندوی ویند %~% ترک تاز غم سودای وی از چند ~~گذشت # 5 آن کف بحر گهربخش ورا النهر است %~% روضه خوی وی از سغد سمرقند گذشت # 6 خارش حرص و طمع در جگر و جانش افکند %~% چون نسیم کرمش بر دل خرسند ~~گذشت # 7 ذوق دشنام وی از شهد ثنا بیش آمد %~% لطف خار غم او را گل خوش خند گذشت # 8 گر در بسته کند منع ز هفتاد بلا %~% تا که این سیل بلا آمد و از بند ~~گذشت # 9 هر کی عقد و حل احوال دل خویش بدید %~% بند هستی بشکست او و ز پیوند ~~گذشت # 10 مرد چونک به کف آورد چنین در یتیم %~% خاطر او ز وفای زن و فرزند گذشت # 11 بس که از قصه خوبش همه در فتنه فتند %~% کاین مقالات خوش از فهم ~~خردمند گذشت PageV1P0420 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا این می از انگور کدامین پشته‌ست %~% که دل و جان حریفان ز خمار ~~آغشته‌ست # 2 خم پیشین بگشا و سر این خم بربند %~% که چو زهرست نشاط همگان را ~~کشته‌ست # 3 بند این جام جفا جام وفا را برگیر %~% تا نگویند که ساقی ز وفا ~~برگشته‌ست # 4 درده آن باده اول که مبارک باده‌ست %~% مگسل آن رشته اول که مبارک ~~رشته‌ست # 5 صد شکوفه ز یکی جرعه بر این خاک ز چیست %~% تا چه عشق‌ست که اندر دل ما ~~بسرشته‌ست # 6 بر در خانه دل این لگد سخت مزن %~% هان که ویران شود این خانه دل یک ~~خشته‌ست # 7 باده‌ای ده ms0234 که بدان باده بلا واگردد %~% مجلسی ده پر از آن گل که خدایش ~~کشته‌ست # 8 تا همه مست شویم و ز طرب سجده کنیم %~% پیش نقشی که خدایش به خودی ~~بنوشته‌ست PageV1P0421 ### || [genre: Gh] # 1 ای که رویت چو گل و زلف تو چون شمشادست %~% جانم آن لحظه که غمگین تو ~~باشم شادست # 2 نقدهایی که نه نقد غم توست آن خاکست %~% غیر پیمودن باد هوس تو بادست # 3 کار او دارد کموخته کار توست %~% زانک کار تو یقین کارگه ایجادست # 4 آسمان را و زمین را خبرست و معلوم %~% کآسمان همچو زمین امر تو را ~~منقادست # 5 روی بنمای و خمار دو جهان را بشکن %~% نه که امروز خماران تو را ~~میعادست # 6 آفتاب ار چه در این دور فریدست و وحید %~% شرقیانند که او در صفشان ~~آحادست # 7 خسروان خاک کفش را به خدا تاج کنند %~% هر که شیرین تو را دلشده چون ~~فرهادست # 8 می‌نهد بر لب خود دست دل من که خموش %~% این چه وقت سخن‌ست و چه گه ~~فریادست PageV1P0422 ### || [genre: Gh] # 1 مگر این دم سر آن زلف پریشان شده است %~% که چنین مشک تتاری عبرافشان ~~شده است # 2 مگر از چهره او باد صبا پرده ربود %~% که هزاران قمر غیب درخشان شده ~~است # 3 هست جانی که ز بوی خوش او شادان نیست %~% گر چه جان بو نبرد کو ز چه ~~شادان شده است # 4 ای بسا شاد گلی کز دم حق خندان است %~% لیک هر جان بنداند ز چه خندان ~~شده است # 5 آفتاب رخش امروز زهی خوش که بتافت %~% که هزاران دل از او لعل بدخشان ~~شده است # 6 عاشق آخر ز چه رو تا به ابد دل ننهد %~% بر کسی کز لطفش تن همگی جان ~~شده است # 7 مگرش دل سحری دید بدان سان که وی است %~% که از آن دیدنش امروز بدین ~~سان شده است # 8 تا بدیده است دل آن ms0235 حسن پری زاد مرا %~% شیشه بر دست گرفته است و پری ~~خوان شده است # 9 بر درخت تن اگر باد خوشش می‌نوزد %~% پس دو صد برگ دو صد شاخ چه لرزان ~~شده است # 10 بهر هر کشته او جان ابد گر نبود %~% جان سپردن بر عاشق ز چه آسان شده ~~است # 11 از حیات و خبرش باخبران بی‌خبرند %~% که حیات و خبرش پرده ایشان شده ~~است # 12 گر نه در نای دلی مطرب عشقش بدمید %~% هر سر موی چو سرنای چه نالان ~~شده است # 13 شمس تبریز ز بام ار نه کلوخ اندازد %~% سوی دل پس ز چه جان‌هاش چو ~~دربان شده است PageV1P0423 ### || [genre: Gh] # 1 دلبری و بی‌دلی اسرار ماست %~% کار کار ماست چون او یار ماست # 2 نوبت کهنه فروشان درگذشت %~% نوفروشانیم و این بازار ماست # 3 نوبهاری کو جهان را نو کند %~% جان گلزارست اما زار ماست # 4 عقل اگر سلطان این اقلیم شد %~% همچو دزد آویخته بر دار ماست # 5 آنک افلاطون و جالینوس ماست %~% پرفنا و علت و بیمار ماست # 6 گاو و ماهی ثری قربان ماست %~% شیر گردونی به زیر بار ماست # 7 هر چه اول زهر بد تریاق شد %~% هر چه آن غم بد کنون غمخوار ماست # 8 دعوی شیری کند هر شیرگیر %~% شیرگیر و شیر او کفتار ماست # 9 ترک خویش و ترک خویشان می‌کنیم %~% هر چه خویش ما کنون اغیار ماست # 10 خودپرستی نامبارک حالتی‌ست %~% کاندر او ایمان ما انکار ماست # 11 هر غزل کان بی‌من آید خوش بود %~% کاین نوا بی‌فر ز چنگ و تار ماست # 12 شمس تبریزی به نور ذوالجلال %~% در دو عالم مایه اقرار ماست ~~PageV1P0424 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان را جست و جو از خویش نیست %~% در جهان جوینده جز او بیش نیست # 2 این جهان و آن جهان یک گوهر است %~% در حقیقت کفر و دین و کیش نیست # 3 ای دمت عیسی دم از دوری ms0236 مزن %~% من غلام آن که دوراندیش نیست # 4 گر بگویی پس روم نی پس مرو %~% ور بگویی پیش نی ره پیش نیست # 5 دست بگشا دامن خود را بگیر %~% مرهم این ریش جز این ریش نیست # 6 جزو درویشند جمله نیک و بد %~% هر کی نبود او چنین درویش نیست # 7 هر که از جا رفت جای او دل‌ست %~% همچو دل اندر جهان جاییش نیست ~~PageV1P0425 ### || [genre: Gh] # 1 غیر عشقت راه بین جستیم نیست %~% جز نشانت همنشین جستیم نیست # 2 آن چنان جستن که می‌خواهی بگو %~% کان چنان را این چنین جستیم نیست # 3 بعد از این بر آسمان جوییم یار %~% زانک یاری در زمین جستیم نیست # 4 چون خیال ماه تو ای بی‌خیال %~% تا به چرخ هفتمین جستیم نیست # 5 بهتر آن باشد که محو این شویم %~% کز دو عالم به از این جستیم نیست # 6 صاف‌های جمله عالم خورده گیر %~% همچو درد درد دین جستیم نیست # 7 خاتم ملک سلیمان جستنیست %~% حلقه‌ها هست و نگین جستیم نیست # 8 صورتی کاندر نگین او بدست %~% در بتان روم و چین جستیم نیست # 9 آن چنان صورت که شرحش می‌کنم %~% جز که صورت آفرین جستیم نیست # 10 اندر آن صورت یقین حاصل شود %~% کز ورای آن یقین جستیم نیست # 11 جای آن هست ار گمان بد بریم %~% ز آنک بی‌مکری امین جستیم نیست # 12 پشت ما از ظن بد شد چون کمان %~% زانک راهی بی‌کمین جستیم نیست # 13 زین بیان نوری که پیدا می‌شود %~% در بیان و در مبین جستیم نیست ~~PageV1P0426 ### || [genre: Gh] # 1 در دل و جان خانه کردی عاقبت %~% هر دو را دیوانه کردی عاقبت # 2 آمدی کاتش در این عالم زنی %~% وانگشتی تا نکردی عاقبت # 3 ای ز عشقت عالمی ویران شده %~% قصد این ویرانه کردی عاقبت # 4 من تو را مشغول می‌کردم دلا %~% یاد آن افسانه کردی عاقبت # 5 عشق را بی‌خویش بردی در حرم %~% عقل را ms0237 بیگانه کردی عاقبت # 6 یا رسول الله ستون صبر را %~% استن حنانه کردی عاقبت # 7 شمع عالم بود لطف چاره گر %~% شمع را پروانه کردی عاقبت # 8 یک سرم این سوست یک سر سوی تو %~% دوسرم چون شانه کردی عاقبت # 9 دانه‌ای بیچاره بودم زیر خاک %~% دانه را دردانه کردی عاقبت # 10 دانه‌ای را باغ و بستان ساختی %~% خاک را کاشانه کردی عاقبت # 11 ای دل مجنون و از مجنون بتر %~% مردی و مردانه کردی عاقبت # 12 کاسه سر از تو پر از تو تهی %~% کاسه را پیمانه کردی عاقبت # 13 جان جانداران سرکش را به علم %~% عاشق جانانه کردی عاقبت # 14 شمس تبریزی که مر هر ذره را %~% روشن و فرزانه کردی عاقبت PageV1P0427 ### || [genre: Gh] # 1 این چنین پابند جان میدان کیست %~% ما شدیم از دست این دستان کیست # 2 عشق گردان کرد ساغرهای خاص %~% عشق می‌داند که او گردان کیست # 3 جان حیاتی داد کوه و دشت را %~% ای خدایا ای خدایا جان کیست # 4 این چه باغست این که جنت مست اوست %~% وین بنفشه و سوسن و ریحان کیست # 5 شاخ گل از بلبلان گویاترست %~% سرو رقصان گشته کاین بستان کیست # 6 یاسمن گفتا نگویی با سمن %~% کاین چنین نرگس ز نرگسدان کیست # 7 چون بگفتم یاسمن خندید و گفت %~% بیخودم من می‌ندانم کان کیست # 8 می‌دود چون گوی زرین آفتاب %~% ای عجب اندر خم چوگان کیست # 9 ماه همچون عاشقان اندر پیش %~% فربه و لاغر شده حیران کیست # 10 ابر غمگین در غم و اندیشه است %~% سر پرآتش عجب گریان کیست # 11 چرخ ازرق پوش روشن دل عجب %~% روز و شب سرمست و سرگردان کیست # 12 درد هم از درد او پرسان شده %~% کای عجب این درد بی‌درمان کیست # 13 شمس تبریزی گشاده‌ست این گره %~% ای عجب این قدرت و امکان کیست ~~PageV1P0428 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی و بی‌وفایی کار ماست %~% کار کار ماست چون او یار ms0238 ماست # 2 قصد جان جمله خویشان کنیم %~% هر چه خویش ما کنون اغیار ماست # 3 عقل اگر سلطان این اقلیم شد %~% همچو دزد آویخته بر دار ماست # 4 خویش و بی‌خویشی به یک جا کی بود %~% هر گلی کز ما بروید خار ماست # 5 خودپرستی نامبارک حالتیست %~% کاندر او ایمان ما انکار ماست # 6 آنک افلاطون و جالینوس توست %~% از منی پرعلت و بیمار ماست # 7 نوبهاری کو نوی خود بدید %~% جان گلزارست اما زار ماست # 8 این منی خاکست زر در وی بجو %~% کاندر او گنجور یار غار ماست # 9 خاک بی‌آتش بننماید گهر %~% عشق و هجران ابر آتشبار ماست # 10 طالبا بشنو که بانگ آتشست %~% تا نپنداری که این گفتار ماست # 11 طالبا بگذر از این اسرار خود %~% سر طالب پرده اسرار ماست # 12 نور و نار توست ذوق و رنج تو %~% رو بدان جایی که نور و نار ماست # 13 گاه گویی شیرم و گه شیرگیر %~% شیرگیر و شیر تو کفتار ماست # 14 طالب ره طالب شه کی بود %~% گر چه دل دارد مگو دلدار ماست # 15 شهر از عاقل تهی خواهد شدن %~% این چنین ساقی که این خمار ماست # 16 عاشق و مفلس کند این شهر را %~% این چنین چابک که این طرار ماست # 17 مدرسه عشق و مدرس ذوالجلال %~% ما چو طالب علم و این تکرار ماست # 18 شمس تبریزی که شاه دلبری‌ست %~% با همه شاهنشهی جاندار ماست ~~PageV1P0429 ### || [genre: Gh] # 1 گم شدن در گم شدن دین منست %~% نیستی در هست آیین منست # 2 تا پیاده می‌روم در کوی دوست %~% سبز خنگ چرخ در زین منست # 3 چون به یک دم صد جهان واپس کنم %~% بنگرم گام نخستین منست # 4 من چرا گرد جهان گردم چو دوست %~% در میان جان شیرین منست # 5 شمس تبریزی که فخر اولیاست %~% سین دندان‌هاش یاسین منست PageV1P0430 ### || [genre: Gh] # 1 عشوه دشمن بخوردی عاقبت %~% سوی هجران عزم کردی عاقبت # 2 ms0239 بازگردی زان خسان زن صفت %~% سوی این مردان چو مردی عاقبت # 3 سیر گردی زان همه جفتان تو زود %~% چونک فرد فرد فردی عاقبت # 4 چون گل زردی ز عشق لاله‌ای %~% لاله گردی گر چه زردی عاقبت # 5 چونک خاک شمس تبریزی شدی %~% نور سقفی لاجوردی عاقبت PageV1P0431 ### || [genre: Gh] # 1 این چنین پابند جان میدان کیست %~% ما شدیم از دست این دستان کیست # 2 می‌دود چون گوی زرین آفتاب %~% ای عجب اندر خم چوگان کیست # 3 آفتابا راه زن راهت نزد %~% چون زند داند که این ره آن کیست # 4 سیب را بو کرد موسی جان بداد %~% بازجو آن بو ز سیبستان کیست # 5 چشم یعقوبی از این بو باز شد %~% ای خدا این بوی از کنعان کیست # 6 خاک بودیم این چنین موزون شدیم %~% خاک ما زر گشت در میزان کیست # 7 بر زر ما هر زمان مهر نوست %~% تا بداند زر که او از کان کیست # 8 جمله حیرانند و سرگردان عشق %~% ای عجب این عشق سرگردان کیست # 9 جمله مهمانند در عالم ولیک %~% کم کسی داند که او مهمان کیست # 10 نرگس چشم بتان ره می‌زند %~% آب این نرگس ز نرگسدان کیست # 11 جسم‌ها شب خالی از ما روز پر %~% ما و من چون گربه در انبان کیست # 12 هر کسی دستک زنان کای جان من %~% و آنک دستک زن کند او جان کیست # 13 شمس تبریزی که نور اولیاست %~% با چنان عز و شرف سلطان کیست ~~PageV1P0432 ### || [genre: Gh] # 1 اندر این جمع شررها ز کجاست %~% دود سودای هنرها ز کجاست # 2 من سر رشته خود گم کردم %~% کاین مخالف شده سرها ز کجاست # 3 گر نه دل‌های شما مختلفند %~% در من از جنگ اثرها ز کجاست # 4 گر چو زنجیر به هم پیوستیم %~% این فروبستن درها ز کجاست # 5 گر نه صد مرغ مخالف این جاست %~% جنگ و برکندن پرها ز کجاست # 6 ساقیا باده به ms0240 پیش آر که می %~% خود بگوید که دگرها ز کجاست # 7 تو اگر جرعه نریزی بر خاک %~% خاک را از تو خبرها ز کجاست PageV1P0433 ### || [genre: Gh] # 1 هم به بر این بت زیبا خوشکست %~% من نشستم که همین جا خوشکست # 2 مطرب و یار من و شمع و شراب %~% این چنین عیش مهیا خوشکست # 3 من و تو هیچ از این جا نرویم %~% پهلوی شکر و حلوا خوشکست # 4 خجل است از رخ یارم گل تر %~% با چنین چهره و سیما خوشکست # 5 هر صباحی ز جمالش مستیم %~% خاصه امروز که با ما خوشکست # 6 بجهم حلقه زلفش گیرم %~% که در آن حلقه تماشا خوشکست # 7 شمس تبریز که نور دل‌ها است %~% دایما با گل رعنا خوشکست PageV1P0434 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی بالاست مر او را چه غمست %~% هر کی آن جاست مر او را چه غمست # 2 که از این سو همه جان‌ست و حیات %~% که از این سو همه لطف و کرمست # 3 خود از این سو که نه سویست و نه جا %~% قدم اندر قدم اندر قدم‌ست # 4 این عدم خود چه مبارک جایست %~% که مددهای وجود از عدمست # 5 همه دل‌ها نگران سوی عدم %~% این عدم نیست که باغ ارمست # 6 این همه لشکر اندیشه دل %~% ز سپاهان عدم یک علمست # 7 ز تو تا غیب هزاران سال‌ست %~% چو روی از ره دل یک قدمست PageV1P0435 ### || [genre: Gh] # 1 گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت %~% گفتا چه کار داری گفتم مها ~~سلامت # 2 گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی %~% گفتا که چند جوشی گفتم که تا ~~قیامت # 3 دعوی عشق کردم سوگندها بخوردم %~% کز عشق یاوه کردم من ملکت و شهامت # 4 گفتا برای دعوی قاضی گواه خواهد %~% گفتم گواه اشکم زردی رخ علامت # 5 گفتا گواه جرحست تردامنست چشمت %~% گفتم به فر عدلت عدلند و بی‌غرامت # 6 گفتا که بود همره گفتم ms0241 خیالت ای شه %~% گفتا که خواندت این جا گفتم که ~~بوی جامت # 7 گفتا چه عزم داری گفتم وفا و یاری %~% گفتا ز من چه خواهی گفتم که لطف ~~عامت # 8 گفتا کجاست خوشتر گفتم که قصر قیصر %~% گفتا چه دیدی آن جا گفتم که صد ~~کرامت # 9 گفتا چراست خالی گفتم ز بیم رهزن %~% گفتا که کیست رهزن گفتم که این ~~ملامت # 10 گفتا کجاست ایمن گفتم که زهد و تقوا %~% گفتا که زهد چه بود گفتم ره ~~سلامت # 11 گفتا کجاست آفت گفتم به کوی عشقت %~% گفتا که چونی آن جا گفتم در ~~استقامت # 12 خامش که گر بگویم من نکته‌های او را %~% از خویشتن برآیی نی در بود نه ~~بامت PageV1P0436 ### || [genre: Gh] # 1 هر جور کز تو آید بر خود نهم غرامت %~% جرم تو را و خود را بر خود نهم ~~تمامت # 2 ای ماه روی از تو صد جور اگر بیاید %~% تن را بود چو خلعت جان را بود ~~سلامت # 3 هر کس ز جمله عالم از تو نصیب دارند %~% عشق تو شد نصیبم احسنت ای ~~کرامت # 4 گه جام مست گردد از لذت می تو %~% گه می به جوش آید از چاشنی جامت # 5 معنی به سجده آید چون صورت تو بیند %~% هر حرف رقص آرد چون بشنود کلامت # 6 عاشق چو مستتر شد بر وی ملامت آید %~% زیرا که نقل این می نبود بجز ~~ملامت PageV1P0437 ### || [genre: Gh] # 1 هر دم سلام آرد کاین نامه از فلانست %~% گویی سلام و کاغذ در شهر ما ~~گرانست # 2 زین مرگ هیچ کوسه ارزان نبرد بوسه %~% بینی دراز کردن آیین نر خرانست # 3 هر جا که سیمبر بد می‌دانک سیم بر بد %~% جان و جهان مگویش کان جان ز ~~تو جهانست # 4 بتراش زر به ناخن از کان و چاره‌ای کن %~% پنهان مدار زر را بی‌زر صنم ~~نهانست # 5 گر حلقه زر نبودی در گوش او نرفتی %~% در ms0242 گوش حلقه زر بر طمع او نشانست # 6 ور زانک نازنینی بی‌سیم و زر ببینی %~% چونک عنایت آمد اقبال رایگانست # 7 این یار زر نگیرد جانی بیار زرین %~% زیرا که زر مرده آن سوی ناروانست # 8 سنگی است سرخ گشته صد تخم فتنه کشته %~% مغرور زر پخته خام است و ~~قلتبانست # 9 خامش سخن چه باید آن جا که عشق آید %~% کمتر ز زر نباشی معشوق ~~بی‌زبانست PageV1P0438 ### || [genre: Gh] # 1 بگذشت روز با تو جانا به صد سعادت %~% افغان که گشت بی‌گه ترسم ز ~~خیربادت # 2 گویی مرا شبت خوش خوش کی به دست آتش %~% آتش بود فراقت حقا و زان زیادت # 3 عاشق به شب بمردی والله که جان نبردی %~% الا خیال خوبت شب می‌کند ~~عیادت # 4 در گوش من بگفتی چیزی ز سر جفتی %~% منکر مشو مگو کی دانم که هست یادت # 5 راز تو را بخوردم شب را گواه کردم %~% شب از سیاه کاری پنهان کند عبادت ~~PageV1P0439 ### || [genre: Gh] # 1 امروز شهر ما را صد رونق‌ست و جانست %~% زیرا که شاه خوبان امروز در ~~میانست # 2 حیران چرا نباشد خندان چرا نباشد %~% شهری که در میانش آن صارم زمانست # 3 آن آفتاب خوبی چون بر زمین بتابد %~% آن دم زمین خاکی بهتر ز آسمانست # 4 بر چرخ سبزپوشان پر می‌زنند یعنی %~% سلطان و خسرو ما آن‌ست و صد ~~چنانست # 5 ای جان جان جانان از ما سلام برخوان %~% رحم آر بر ضعیفان عشق تو ~~بی‌امانست # 6 چون سبز و خوش نباشد عالم چو تو بهاری %~% چون ایمنی نباشد چون شیر ~~پاسبانست # 7 چون کوفت او در دل ناآمده به منزل %~% دانست جان ز بویش کان یار ~~مهربانست # 8 آن کو کشید دستت او آفریده‌ستت %~% وان کو قرین جان شد او صاحب قرانست # 9 او ماه بی‌خسوف‌ست خورشید بی‌کسوفست %~% او خمر بی‌خمارست او سود ~~بی‌زیانست # 10 آن شهریار اعظم بزمی نهاد خرم %~% شمع و شراب و شاهد امروز ms0243 رایگانست # 11 چون مست گشت مردم شد گوهرش برهنه %~% پهلو شکست کان را زان کس که ~~پهلوانست # 12 دلاله چون صبا شد از خار گل جدا شد %~% باران نبات‌ها را در باغ ~~امتحانست # 13 بی عز و نازنینی کی کرد ناز و بینی %~% هر کس که کرد والله خام‌ست و ~~قلتبانست # 14 خامش که تا بگوید بی‌حرف و بی‌زبان او %~% خود چیست این زبان‌ها گر آن ~~زبان زبانست PageV1P0440 ### || [genre: Gh] # 1 بنمای رخ که باغ و گلستانم آرزوست %~% بگشای لب که قند فراوانم آرزوست # 2 ای آفتاب حسن برون آ دمی ز ابر %~% کان چهره مشعشع تابانم آرزوست # 3 بشنیدم از هوای تو آواز طبل باز %~% باز آمدم که ساعد سلطانم آرزوست # 4 گفتی ز ناز بیش مرنجان مرا برو %~% آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست # 5 وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست %~% وان ناز و باز و تندی دربانم ~~آرزوست # 6 در دست هر که هست ز خوبی قراضه‌هاست %~% آن معدن ملاحت و آن کانم ~~آرزوست # 7 این نان و آب چرخ چو سیل‌ست بی‌وفا %~% من ماهیم نهنگم عمانم آرزوست # 8 یعقوب وار وااسفاها همی‌زنم %~% دیدار خوب یوسف کنعانم آرزوست # 9 والله که شهر بی‌تو مرا حبس می‌شود %~% آوارگی و کوه و بیابانم آرزوست # 10 زین همرهان سست عناصر دلم گرفت %~% شیر خدا و رستم دستانم آرزوست # 11 جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او %~% آن نور روی موسی عمرانم آرزوست # 12 زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول %~% آن‌های هوی و نعره مستانم آرزوست # 13 گویاترم ز بلبل اما ز رشک عام %~% مهرست بر دهانم و افغانم آرزوست # 14 دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر %~% کز دیو و دد ملولم و انسانم ~~آرزوست # 15 گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما %~% گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست # 16 هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد %~% کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست # 17 پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها ms0244 از اوست %~% آن آشکار صنعت پنهانم ~~آرزوست # 18 خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز %~% از کان و از مکان پی ارکانم ~~آرزوست # 19 گوشم شنید قصه ایمان و مست شد %~% کو قسم چشم صورت ایمانم آرزوست # 20 یک دست جام باده و یک دست جعد یار %~% رقصی چنین میانه میدانم آرزوست # 21 می‌گوید آن رباب که مردم ز انتظار %~% دست و کنار و زخمه عثمانم ~~آرزوست # 22 من هم رباب عشقم و عشقم ربابی‌ست %~% وان لطف‌های زخمه رحمانم آرزوست # 23 باقی این غزل را ای مطرب ظریف %~% زین سان همی‌شمار که زین سانم ~~آرزوست # 24 بنمای شمس مفخر تبریز رو ز شرق %~% من هدهدم حضور سلیمانم آرزوست ~~PageV1P0441 ### || [genre: Gh] # 1 بر عاشقان فریضه بود جست و جوی دوست %~% بر روی و سر چو سیل دوان تا ~~بجوی دوست # 2 خود اوست جمله طالب و ما همچو سایه‌ها %~% ای گفت و گوی ما همگی گفت و ~~گوی دوست # 3 گاهی به جوی دوست چو آب روان خوشیم %~% گاهی چو آب حبس شدم در سبوی ~~دوست # 4 گه چون حویج دیگ بجوشیم و او به فکر %~% کفگیر می‌زند که چنینست خوی ~~دوست # 5 بر گوش ما نهاده دهان او به دمدمه %~% تا جان ما بگیرد یک باره بوی ~~دوست # 6 چون جان جان وی آمد از وی گزیر نیست %~% من در جهان ندیدم یک جان عدوی ~~دوست # 7 بگدازدت ز ناز و چو مویت کند ضعیف %~% ندهی به هر دو عالم یکتای موی ~~دوست # 8 با دوست ما نشسته که ای دوست دوست کو %~% کو کو همی‌زنیم ز مستی به کوی ~~دوست # 9 تصویرهای ناخوش و اندیشه رکیک %~% از طبع سست باشد و این نیست سوی دوست # 10 خاموش باش تا صفت خویش خود کند %~% کو های های سرد تو کو های هوی دوست ~~PageV1P0442 ### || [genre: Gh] # 1 از دل به دل برادر گویند روزنیست %~% روزن مگیر گیر که سوراخ ms0245 سوزنیست # 2 هر کس که غافل آمد از این روزن ضمیر %~% گر فاضل زمانه بود گول و ~~کودنیست # 3 زان روزنه نظر کن در خانه جلیس %~% بنگر که ظلمت است در او یا که ~~روشنیست # 4 گر روشن است و بر تو زند برق روشنش %~% می‌دان که کان لعل و عقیق است و ~~معدنیست # 5 پهلوی او نشین که امیر است و پهلوان %~% گل در رهش بکار که سروی و ~~سوسنی است # 6 در گردنش درآر دو دست و کنار گیر %~% برخور از آن کنار که مرفوع ~~گردنیست # 7 رو رخت سوی او کش و پهلوش خانه گیر %~% کان جا فرشتگان را آرام و ~~مسکنیست # 8 خواهم که شرح گویم می‌لرزد این دلم %~% زیرا غریب و نادر و بی‌ما و ~~بی‌منیست # 9 آن جا که او نباشد این جان و این بدن %~% از همدگر رمیده چو آبی و ~~روغنیست # 10 خواهی بلرز و خواه ملرز اینت گفتنیست %~% گر بر لب و دهانم خود بند ~~آهنیست # 11 آهن شکافتن بر داوود عشق چیست %~% خامش که شاه عشق عجایب تهمتنیست ~~PageV1P0443 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیار باده که ایام بس خوشست %~% امروز روز باده و خرگاه و آتش است # 2 ساقی ظریف و باده لطیف و زمان شریف %~% مجلس چو چرخ روشن و دلدار مه ~~وشست # 3 بشنو نوای نای کز آن نفخه بانواست %~% درکش شراب لعل که غم در کشاکش ~~است # 4 امروز غیر توبه نبینی شکسته‌ای %~% امروز زلف دوست بود کان مشوش است # 5 هفتاد بار توبه کند شب رسول حق %~% توبه شکن حق است که توبه مخمش است # 6 آن صورت نهان که جهان در هوای او است %~% بر آب و گل به قدرت یزدان ~~منقش است # 7 امروز جان بیابد هر جا که مرده‌ای است %~% چشمی دگر گشاید چشمی که اعمش ~~است # 8 شاخی که خشک نیست ز آتش مسلم است %~% از تیر غم ندارد سغری که ترکش است ms0246 # 9 در عاشقی نگر که رخش بوسه گاه او است %~% منگر بدانک زرد و ضعیف و ~~مکرمش است # 10 بس تن اسیر خاک و دلش بر فلک امیر %~% بس دانه زیر خاک درختش منعش است # 11 در خاک کی بود که دلش گنج گوهر است %~% دلتنگ کی بود که دلارام در کش ~~است # 12 ای مرده شوی من زنخم را ببند سخت %~% زیرا که بی‌دهان دل و جانم شکرچش ~~است # 13 خامش زنخ مزن که تو را مرده شوی نیست %~% ذات تو را مقام نه پنج است و ~~نی شش است PageV1P0444 ### || [genre: Gh] # 1 این طرفه آتشی که دمی برقرار نیست %~% گر نزد یار باشد وگر نزد یار ~~نیست # 2 صورت چه پای دارد کو را ثبات نیست %~% معنی چه دست گیرد چون آشکار نیست # 3 عالم شکارگاه و خلایق همه شکار %~% غیر نشانه‌ای ز امیر شکار نیست # 4 هر سوی کار و بار که ما میر و مهتریم %~% وان سو که بارگاه امیرست بار ~~نیست # 5 ای روح دست برکن و بنمای رنگ خوش %~% کاین‌ها همه بجز کف و نقش و نگار ~~نیست # 6 هر جا غبار خیزد آن جای لشکرست %~% کآتش همیشه بی‌تف و دود و بخار نیست # 7 تو مرد را ز گرد ندانی چه مردیست %~% در گرد مرد جوی که با گرد کار ~~نیست # 8 ای نیکبخت اگر تو نجویی بجویدت %~% جوینده‌ای که رحمت وی را شمار نیست # 9 سیلت چو دررباید دانی که در رهش %~% هست اختیار خلق ولیک اختیار نیست # 10 در فقر عهد کردم تا حرف کم کنم %~% اما گلی که دید که پهلویش خار نیست # 11 ما خار این گلیم برادر گواه باش %~% این جنس خار بودن فخرست عار نیست ~~PageV1P0445 ### || [genre: Gh] # 1 گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست %~% از عشق برنگردد آن کس که ~~دلشده‌ست # 2 مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌کند %~% مه را چه جرم خاصیت سگ ms0247 چنین ~~بده‌ست # 3 کوهست نیست که که به بادی ز جا رود %~% آن گله پشه‌ست که بادیش ره ~~زده‌ست # 4 گر قاعده است این که ملامت بود ز عشق %~% کری گوش عشق از آن نیز ~~قاعده‌ست # 5 ویرانی دو کون در این ره عمارتست %~% ترک همه فواید در عشق فایده‌ست # 6 عیسی ز چرخ چارم می‌گوید الصلا %~% دست و دهان بشوی که هنگام مایده‌ست # 7 رو محو یار شو به خرابات نیستی %~% هر جا دو مست باشد ناچار عربده‌ست # 8 در بارگاه دیو درآیی که داد داد %~% داد از خدای خواه که این جا همه ~~دده‌ست # 9 گفتست مصطفی که ز زن مشورت مگیر %~% این نفس ما زن‌ست اگر چه که ~~زاهده‌ست # 10 چندان بنوش می که بمانی ز گفت و گو %~% آخر نه عاشقی و نه این عشق ~~میکده‌ست # 11 گر نظم و نثر گویی چون زر جعفری %~% آن سو که جعفرست خرافات فاسده‌ست ~~PageV1P0446 ### || [genre: Gh] # 1 ای گل تو را اگر چه که رخسار نازکست %~% رخ بر رخش مدار که آن یار ~~نازکست # 2 در دل مدار نیز که رخ بر رخش نهی %~% کو سر دل بداند و دلدار نازکست # 3 چون آرزو ز حد شد دزدیده سجده کن %~% بسیار هم مکوش که بسیار نازکست # 4 گر بیخودی ز خویش همه وقت وقت تو است %~% گر نی به وقت آی که اسرار ~~نازکست # 5 دل را ز غم بروب که خانه خیال او است %~% زیرا خیال آن بت عیار نازک ~~است # 6 روزی بتافت سایه گل بر خیال دوست %~% بر دوست کار کرد که این کار ~~نازکست # 7 اندر خیال مفخر تبریز شمس دین %~% منگر تو خوار کان شه خون خوار نازکست ~~PageV1P0447 ### || [genre: Gh] # 1 امروز روز نوبت دیدار دلبرست %~% امروز روز طالع خورشید اکبرست # 2 دی یار قهرباره و خون خواره بود لیک %~% امروز لطف مطلق و بیچاره ~~پرورست # 3 از حور و ماه و روح و ms0248 پری هیچ دم مزن %~% کان‌ها به او نماند او چیز ~~دیگرست # 4 هر کس که دید چهره او نشد خراب %~% او آدمی نباشد او سنگ مرمرست # 5 هر مؤمنی که ز آتش او باخبر بود %~% در چشم صادقان ره عشق کافرست # 6 ای آنک باده‌های لبش را تو منکری %~% در چشم من نگر که پر از می چو ~~ساغرست # 7 زد حلقه روح قدس مه من بگفت کیست %~% آواز داد او که کمین بنده بر درست # 8 گفتا که با تو کیست بگفت او که عشق تو %~% گفتا کجا است عشق بگفت اندر ~~این برست # 9 ای سیمبر به من نظری کن زکات حسن %~% کاین چشم من پر از در و رخسار از ~~زرست # 10 گفت از شکاف در تو به من درنگر از آنک %~% دستیم بر در تو و دستیم بر ~~سرست # 11 گفتا که ذره ذره جهان عاشق منند %~% رو رو که این متاع بر ما محقرست # 12 پیش آ تو شمس مفخر تبریز شاه عشق %~% کاین قصه پرآتش از حرف برترست ~~PageV1P0448 ### || [genre: Gh] # 1 جانا جمال روح بسی خوب و بافرست %~% لیکن جمال و حسن تو خود چیز دیگرست # 2 ای آنک سال‌ها صفت روح می‌کنی %~% بنمای یک صفت که به ذاتش برابرست # 3 در دیده می‌فزاید نور از خیال او %~% با این همه به پیش وصالش مکدرست # 4 ماندم دهان باز ز تعظیم آن جمال %~% هر لحظه بر زبان و دل الله اکبرست # 5 دل یافت دیده‌ای که مقیم هوای توست %~% آوه که آن هوا چه دل و دیده ~~پرورست # 6 از حور و ماه و روح و پری هیچ دم مزن %~% کان‌ها به او نماند او چیز ~~دیگرست # 7 چاکرنوازیست که کردست عشق تو %~% ور نی کجا دلی که بدان عشق درخورست # 8 هر دل که او نخفت شبی در هوای تو %~% چون روز روشنست و هوا زو منورست # 9 هر کس که بی‌مراد شد ms0249 او چون مرید توست %~% بی صورت مراد مرادش میسرست # 10 هر دوزخی که سوخت و در این عشق اوفتاد %~% در کوثر اوفتاد که عشق تو ~~کوثرست # 11 پایم نمی‌رسد به زمین از امید وصل %~% هر چند از فراق توم دست بر سرست # 12 غمگین مشو دلا تو از این ظلم دشمنان %~% اندیشه کن در این که دلارام ~~داورست # 13 از روی زعفران من ار شاد شد عدو %~% نی روی زعفران من از ورد احمرست # 14 چون برترست خوبی معشوقم از صفت %~% دردم چه فربه‌ست و مدیحم چه لاغرست # 15 آری چو قاعده‌ست که رنجور زار را %~% هر چند رنج بیش بود ناله کمترست # 16 همچون قمر بتافت ز تبریز شمس دین %~% نی خود قمر چه باشد کان روی ~~اقمرست PageV1P0449 ### || [genre: Gh] # 1 از بامداد روی تو دیدن حیات ماست %~% امروز روی خوب تو یا رب چه ~~دلرباست # 2 امروز در جمال تو خود لطف دیگرست %~% امروز هر چه عاشق شیدا کند سزاست # 3 امروز آن کسی که مرا دی بداد پند %~% چون روی تو بدید ز من عذرها ~~بخواست # 4 صد چشم وام خواهم تا در تو بنگرم %~% این وام از کی خواهم و آن چشم خود ~~که راست # 5 در پیش بود دولت امروز لاجرم %~% می‌جست و می‌طپید دل بنده روزهاست # 6 از عشق شرم دارم اگر گویمش بشر %~% می‌ترسم از خدای که گویم که این ~~خداست # 7 ابروم می‌جهید و دل بنده می‌طپید %~% این می‌نمود رو که چنین بخت در ~~قفاست # 8 رقاصتر درخت در این باغ‌ها منم %~% زیرا درخت بختم و اندر سرم صباست # 9 چون باشد آن درخت که برگش تو داده‌ای %~% چون باشد آن غریب که همسایه ~~هماست # 10 در ظل آفتاب تو چرخی همی‌زنیم %~% کوری آنک گوید ظل از شجر جداست # 11 جان نعره می‌زند که زهی عشق آتشین %~% کب حیات دارد با تو نشست و خاست # 12 چون بگذرد خیال تو در کوی ms0250 سینه‌ها %~% پای برهنه دل به در آید که جان ~~کجاست # 13 روی زمین چو نور بگیرد ز ماه تو %~% گویی هزار زهره و خورشید بر سماست # 14 در روزن دلم نظری کن چو آفتاب %~% تا آسمان نگوید کان ماه بی‌وفاست # 15 قدم کمان شد از غم و دادم نشان کژ %~% با عشق همچو تیرم اینک نشان ~~راست # 16 در دل خیال خطه تبریز نقش بست %~% کان خانه اجابت و دل خانه دعاست ~~PageV1P0450 ### || [genre: Gh] # 1 پنهان مشو که روی تو بر ما مبارکست %~% نظاره تو بر همه جان‌ها مبارکست # 2 یک لحظه سایه از سر ما دورتر مکن %~% دانسته‌ای که سایه عنقا مبارکست # 3 ای نوبهار حسن بیا کان هوای خوش %~% بر باغ و راغ و گلشن و صحرا ~~مبارکست # 4 ای صد هزار جان مقدس فدای او %~% کید به کوی عشق که آن جا مبارکست # 5 سودایییم از تو و بطال و کو به کو %~% ما را چنین بطالت و سودا مبارکست # 6 ای بستگان تن به تماشای جان روید %~% کآخر رسول گفت تماشا مبارکست # 7 هر برگ و هر درخت رسولیست از عدم %~% یعنی که کشت‌های مصفا مبارکست # 8 چون برگ و چون درخت بگفتند بی‌زبان %~% بی گوش بشنوید که این‌ها ~~مبارکست # 9 ای جان چار عنصر عالم جمال تو %~% بر آب و باد و آتش و غبرا مبارکست # 10 یعنی که هر چه کاری آن گم نمی‌شود %~% کس تخم دین نکارد الا مبارکست # 11 سجده برم که خاک تو بر سر چو افسرست %~% پا درنهم که راه تو بر پا ~~مبارکست # 12 می‌آیدم به چشم همین لحظه نقش تو %~% والله خجسته آمد و حقا مبارکست # 13 نقشی که رنگ بست از این خاک بی‌وفاست %~% نقشی که رنگ بست ز بالا ~~مبارکست # 14 بر خاکیان جمال بهاران خجسته‌ست %~% بر ماهیان طپیدن دریا مبارکست # 15 آن آفتاب کز دل در سینه‌ها بتافت %~% بر عرش و فرش و گنبد خضرا ms0251 ~~مبارکست # 16 دل را مجال نیست که از ذوق دم زند %~% جان سجده می‌کند که خدایا ~~مبارکست # 17 هر دل که با هوای تو امشب شود حریف %~% او را یقین بدان تو که فردا ~~مبارکست # 18 بفزا شراب خامش و ما را خموش کن %~% کاندر درون نهفتن اشیا مبارکست ~~PageV1P0451 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی و سردهی ز لب یارم آرزوست %~% بدمستی ز نرگس خمارم آرزوست # 2 هندوی طره‌ات چه رسن باز لولییست %~% لولی گری طره طرارم آرزوست # 3 اندر دلم ز غمزه غماز فتنه‌هاست %~% فتنه نشان جادوی بیمارم آرزوست # 4 زان رو که غدرها و دغاهاش بس خوش‌ست %~% غدرش مرا بسوزد غدارم آرزوست # 5 زان شمع بی‌نظیر که در لامکان بتافت %~% پروانه وار سوخته هموارم ~~آرزوست # 6 گلزار حسن رو بگشا زانک از رخت %~% مه شرمسار گشته و گلزارم آرزوست # 7 بعد از چهار سال نشستیم دو به دو %~% یک ره به کوی وصل تو دوچارم ~~آرزوست # 8 انکار کرد عقل تو وین کار کرده عشق %~% انکار سود نیست چو این کارم ~~آرزوست # 9 رانیم بالش شه و رانی به زخم مار %~% با مصطفای حسن در آن غارم آرزوست # 10 تاتار هجر کرد سیاهی و عنبری %~% زان مشک‌های آهوی تاتارم آرزوست # 11 باریست بر دلم که مرا هیچ بار نیست %~% ای شاه بار ده که یکی بارم ~~آرزوست # 12 عارست ای خفاش تو را ناز آفتاب %~% صد سجده من بکرده بر آن عارم ~~آرزوست # 13 با داردار وعده وصلت رسید صبر %~% هجران دو چشم بسته و بر دارم آرزوست # 14 هست این سپاه عشق تو جان سوز و دلفروز %~% و اندر سپاه عشق تو سالارم ~~آرزوست # 15 دجال هجر بر سرم از غم قیامتیست %~% لابد فسون عیسی و تیمارم آرزوست # 16 مکری بکرد بنده و مکری بکرد وصل %~% از مکر توبه کردم مکارم آرزوست # 17 تا سوی گلشن طرب آیم خراب و مست %~% از گلشن وصال تو یک خارم آرزوست # 18 ms0252 زان طره‌های زلف کمرساز بنده را %~% کز شهر دررمیدم کهسارم آرزوست # 19 موسی جان بدید درختی ز نور نار %~% آن شعله درخت و از آن نارم آرزوست # 20 تبریز چون بهشت ز دیدار شمس دین %~% اندر بهشت رفته و دیدارم آرزوست ~~PageV1P0452 ### || [genre: Gh] # 1 بد دوش بی‌تو تیره شب و روشنی نداشت %~% شمع و سماع و مجلس ما چاشنی ~~نداشت # 2 شب در شکنجه بودم و جرمی نرفته بود %~% در حبس بود این دل و دل دادنی ~~نداشت # 3 ای آنک ایمنست جهان در پناه تو %~% مه نیز بی‌لقای تو شب ایمنی نداشت # 4 کبر و منی خلق حجاب تو می‌شود %~% در سایه بود از تو کسی کو منی نداشت # 5 دل در کف تو از تو ولیکن ز شرم تو %~% سیماب وار بر کف تو ساکنی نداشت ~~PageV1P0453 ### || [genre: Gh] # 1 جان سوی جسم آمد و تن سوی جان نرفت %~% وان سو که تیر رفت حقیقت کمان ~~نرفت # 2 جان چست شد که تا بپرد وین تن گران %~% هم در زمین فروشد و بر آسمان ~~نرفت # 3 جان میزبان تن شد در خانه گلین %~% تن خانه دوست بود که با میزبان نرفت # 4 در وحشتی بماند که تن را گمان نبود %~% جان رفت جانبی که بدان جا گمان ~~نرفت # 5 پایان فراق بین که جهان آمد این جهان %~% اندر جهان کی دید کسی کز جهان ~~نرفت # 6 مرگت گلو بگیرد تو خیره سر شوی %~% گویی رسول نامد وین را بیان نرفت # 7 در هر دهان که آب از آزادیم گشاد %~% در گور هیچ مور ورا در دهان نرفت ~~PageV1P0454 ### || [genre: Gh] # 1 آن روح را که عشق حقیقی شعار نیست %~% نابوده به که بودن او غیر عار ~~نیست # 2 در عشق باش که مست عشقست هر چه هست %~% بی کار و بار عشق بر دوست بار ~~نیست # 3 گویند عشق چیست بگو ترک اختیار %~% هر کو ز اختیار نرست اختیار نیست ms0253 # 4 عاشق شهنشهیست دو عالم بر او نثار %~% هیچ التفات شاه به سوی نثار نیست # 5 عشقست و عاشقست که باقیست تا ابد %~% دل بر جز این منه که بجز مستعار ~~نیست # 6 تا کی کنار گیری معشوق مرده را %~% جان را کنار گیر که او را کنار نیست # 7 آن کز بهار زاد بمیرد گه خزان %~% گلزار عشق را مدد از نوبهار نیست # 8 آن گل که از بهار بود خار یار اوست %~% وان می که از عصیر بود بی‌خمار ~~نیست # 9 نظاره گو مباش در این راه و منتظر %~% والله که هیچ مرگ بتر ز انتظار ~~نیست # 10 بر نقد قلب زن تو اگر قلب نیستی %~% این نکته گوش کن اگرت گوشوار نیست # 11 بر اسب تن ملرز سبکتر پیاده شو %~% پرش دهد خدای که بر تن سوار نیست # 12 اندیشه را رها کن و دل ساده شو تمام %~% چون روی آینه که به نقش و ~~نگار نیست # 13 چون ساده شد ز نقش همه نقش‌ها در اوست %~% آن ساده رو ز روی کسی ~~شرمسار نیست # 14 از عیب ساده خواهی خود را در او نگر %~% کو را ز راست گویی شرم و حذار ~~نیست # 15 چون روی آهنین ز صفا این هنر بیافت %~% تا روی دل چه یابد کو را غبار ~~نیست # 16 گویم چه یابد او نه نگویم خمش به است %~% تا دلستان نگوید کو رازدار ~~نیست PageV1P0455 ### || [genre: Gh] # 1 ما را کنار گیر تو را خود کنار نیست %~% عاشق نواختن به خدا هیچ عار ~~نیست # 2 بی حد و بی‌کناری نایی تو در کنار %~% ای بحر بی‌امان که تو را زینهار ~~نیست # 3 زان شب که ماه خویش نمودی به عاشقان %~% چون چرخ بی‌قرار کسی را قرار ~~نیست # 4 جز فیض بحر فضل تو ما را امید نیست %~% جز گوهر ثنای تو ما را نثار ~~نیست # 5 تا کار و بار عشق هوای تو دیده‌ام ms0254 %~% ما را تحیریست که با کار کار ~~نیست # 6 یک میر وانما که تو را او اسیر نیست %~% یک شیر وانما که تو را او شکار ~~نیست # 7 مرغان جسته‌ایم ز صد دام مردوار %~% دامیست دام تو که از این سو مطار ~~نیست # 8 آمد رسول عشق تو چون ساقی صبوح %~% با جام باده‌ای که مر آن را خمار ~~نیست # 9 گفتم که ناتوانم و رنجورم از فراق %~% گفتا بگیر هین که گه اعتذار نیست # 10 گفتم بهانه نیست تو خود حال من ببین %~% مپذیر عذر بنده اگر زار زار ~~نیست # 11 کارم به یک دم آمد از دمدمه جفا %~% هنگام مردنست زمان عقار نیست # 12 گفتا که حال خویش فراموش کن بگیر %~% زیرا که عاشقان را هیچ اختیار ~~نیست # 13 تا نگذری ز راحت و رنج و ز یاد خویش %~% سوی مقربان وصالت گذار نیست # 14 آبی بزن از این می و بنشان غبار هوش %~% جز ماه عشق هر چه بود جز غبار ~~نیست PageV1P0456 ### || [genre: Gh] # 1 ای چنگ پرده‌های سپاهانم آرزوست %~% وی نای ناله خوش سوزانم آرزوست # 2 در پرده حجاز بگو خوش ترانه‌ای %~% من هدهدم صفیر سلیمانم آرزوست # 3 از پرده عراق به عشاق تحفه بر %~% چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست # 4 آغاز کن حسینی زیرا که مایه گفت %~% کان زیر خرد و زیر بزرگانم آرزوست # 5 در خواب کرده‌ای ز رهاوی مرا کنون %~% بیدار کن به زنگله‌ام کانم ~~آرزوست # 6 این علم موسقی بر من چون شهادتست %~% چون مؤمنم شهادت و ایمانم آرزوست # 7 ای عشق عقل را تو پراکنده گوی کن %~% ای عشق نکته‌های پریشانم آرزوست # 8 ای باد خوش که از چمن عشق می‌رسی %~% بر من گذر که بوی گلستانم آرزوست # 9 در نور یار صورت خوبان همی‌نمود %~% دیدار یار و دیدن ایشانم آرزوست ~~PageV1P0457 ### || [genre: Gh] # 1 امروز چرخ را ز مه ما تحیریست %~% خورشید را ز غیرت رویش تغیریست # 2 صبح ms0255 وجود را بجز این آفتاب نیست %~% بر ذره ذره وحدت حسنش مقرریست # 3 اما بدان سبب که به هر شام و هر صبوح %~% اشکال نو نماید گویی که ~~دیگریست # 4 اشکال نو به نو چو مناقض نمایدت %~% اندر مناقضات خلافی مستریست # 5 در تو چو جنگ باشد گویی دو لشکر است %~% در تو چو جنگ نبود دانی که ~~لشکریست # 6 اندر خلیل لطف بد آتش نمود آب %~% نمرود قهر بود بر او آب آذریست # 7 گرگی نمود یوسف در چشم حاسدان %~% پنهان شد آنک خوب و شکرلب برادریست # 8 این دست خود همی‌برد از عشق روی او %~% وان قصد جانش کرده که بس زشت و ~~منکریست # 9 آن پرده از نمد نبود از حسد بود %~% زان پرده دوست را منگر زشت منظریست # 10 دیویست نفس تو که حسد جزو وصف اوست %~% تا کل او چگونه قبیحی و ~~مقذریست # 11 آن مار زشت را تو کنون شیر می‌دهی %~% نک اژدها شود که به طبع آدمی ~~خوریست # 12 ای برق اژدهاکش از آسمان فضل %~% برتاب و برکشش که از او روح مضطریست # 13 بی حرف شو چو دل اگرت صدر آرزوست %~% کز گفت این زبانت چو خواهنده بر ~~دریست PageV1P0458 ### || [genre: Gh] # 1 ای مرده‌ای که در تو ز جان هیچ بوی نیست %~% رو رو که عشق زنده دلان ~~مرده شوی نیست # 2 ماننده خزانی هر روز سردتر %~% در تو ز سوز عشق یکی تای موی نیست # 3 هرگز خزان بهار شود این مجو محال %~% حاشا بهار همچو خزان زشتخوی نیست # 4 روباه لنگ رفت که بر شیر عاشقم %~% گفتم که این به دمدمه و های هوی ~~نیست # 5 گیرم که سوز و آتش عشاق نیستت %~% شرمت کجا شدست تو را هیچ روی نیست # 6 عاشق چو اژدها و تو یک کرم نیستی %~% عاشق چو گنج‌ها و تو را یک تسوی ~~نیست # 7 از من دو سه سخن شنو اندر بیان عشق %~% گر ms0256 چه مرا ز عشق سر گفت و گوی ~~نیست # 8 اول بدان که عشق نه اول نه آخرست %~% هر سو نظر مکن که از آن سوی سوی ~~نیست # 9 گر طالب خری تو در این آخرجهان %~% خر می‌طلب مسیح از این سوی جوی نیست # 10 یکتا شدست عیسی از آن خر به نور دل %~% دل چون شکمبه پرحدث و توی توی ~~نیست # 11 با خر میا به میدان زیرا که خرسوار %~% از فارسان حمله و چوگان و گوی ~~نیست # 12 هندوی ساقی دل خویشم که بزم ساخت %~% تا ترک غم نتازد کامروز طوی نیست # 13 در شهر مست آیم تا جمله اهل شهر %~% دانند کاین زهی ز گدایان کوی نیست # 14 آن عشق می‌فروش قیامت همی‌کند %~% زان باده‌ای که درخور خم و سبوی ~~نیست # 15 زان می زبان بیابد آن کس که الکنست %~% زان می گلو گشاید آن کش گلوی ~~نیست # 16 بس کن چه آرزوست تو را این سخنوری %~% باری مرا ز مستی آن آرزوی نیست ~~PageV1P0459 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق آن قند تو جان شکرخای ماست %~% سایه زلفین تو در دو جهان جای ماست # 2 از قد و بالای اوست عشق که بالا گرفت %~% و آنک بشد غرق عشق قامت و ~~بالای ماست # 3 هر گل سرخی که هست از مدد خون ماست %~% هر گل زردی که رست رسته ز صفرای ~~ماست # 4 هر چه تصور کنی خواجه که همتاش نیست %~% عاشق و مسکین آن بی‌ضد و همتای ~~ماست # 5 از سبب هجر اوست شب که سیه پوش گشت %~% توی به تو دود شب ز آتش سودای ~~ماست # 6 نیست ز من باورت این سخن از شب بپرس %~% تا بدهد شرح آنک فتنه فردای ~~ماست # 7 شب چه بود روز نیز شهره و رسوای اوست %~% کاهش مه از غم ماه دل افزای ~~ماست # 8 آه که از هر دو کون تا چه نهان بوده‌ای %~% خه که نهانی چنین شهره ms0257 و ~~پیدای ماست # 9 زان سوی لوح وجود مکتب عشاق بود %~% و آنچ ز لوحش نمود آن همه اسمای ~~ماست # 10 اول و پایان راه از اثر پای ماست %~% ناطقه و نفس کل ناله سرنای ماست # 11 گر نه کژی همچو چنگ واسطه نای چیست %~% در هوس آن سری اوست که هم پای ~~ماست # 12 گر چه که ما هم کژیم در صفت جسم خویش %~% بر سر منشور عشق جسم چو ~~طغرای ماست # 13 رخت به تبریز برد مفخر جان شمس دین %~% بازبیاریم زود کان همه کالای ~~ماست PageV1P0460 ### || [genre: Gh] # 1 شاه گشادست رو دیده شه بین که راست %~% باده گلگون شه بر گل و نسرین که ~~راست # 2 شاه در این دم به بزم پای طرب درنهاد %~% بر سر زانوی شه تکیه و بالین ~~که راست # 3 پیش رخ آفتاب چرخ پیاپی کی زد %~% در تتق ابر تن ماه به تعیین که راست # 4 ساغرها می‌شمرد وی بشده از شمار %~% گر بنشد از شمار ساغر پیشین که ~~راست # 5 از اثر روی شه هر نفسی شاهدی %~% سر کشد از لامکان گوید کابین که راست # 6 ای بس مرغان آب بر لب دریای عشق %~% سینه صیاد کو دیده شاهین که راست # 7 هین که براقان عشق در چمنش می‌چرند %~% تنگ درآمد وصال لایقشان زین که ~~راست # 8 سیمبر خوب عشق رفت به خرگاه دل %~% چهره زر لایق آن بر سیمین که راست # 9 خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان %~% در دو جهان همچو او شاه خوش آیین ~~که راست PageV1P0461 ### || [genre: Gh] # 1 یوسف کنعانیم روی چو ماهم گواست %~% هیچ کس از آفتاب خط و گواهان ~~نخواست # 2 سرو بلندم تو را راست نشانی دهم %~% راستتر از سروقد نیست نشانی راست # 3 هست گواه قمر چستی و خوبی و فر %~% شعشعه اختران خط و گواه سماست # 4 ای گل و گلزارها کیست گواه شما %~% بوی که در مغزهاست رنگ که در ms0258 ~~چشم‌هاست # 5 عقل اگر قاضیست کو خط و منشور او %~% دیدن پایان کار صبر و وقار و ~~وفاست # 6 عشق اگر محرم است چیست نشان حرم %~% آنک بجز روی دوست در نظر او فناست # 7 عالم دون روسپیست چیست نشانی آن %~% آنک حریفیش پیش و آن دگرش در قفاست # 8 چونک به راهش کند آن به برش درکشد %~% بوسه او نه از وفاست خلعت او نه ~~از عطاست # 9 چیست نشانی آنک هست جهانی دگر %~% نو شدن حال‌ها رفتن این کهنه‌هاست # 10 روز نو و شام نو باغ نو و دام نو %~% هر نفس اندیشه نو نوخوشی و ~~نوغناست # 11 نو ز کجا می‌رسد کهنه کجا می‌رود %~% گر نه ورای نظر عالم بی‌منتهاست # 12 عالم چون آب جوست بسته نماید ولیک %~% می‌رود و می‌رسد نو نو این از ~~کجاست # 13 خامش و دیگر مگو آنک سخن بایدش %~% اصل سخن گو بجو اصل سخن شاه ماست # 14 شاه شهی بخش جان مفخر تبریزیان %~% آنک در اسرار عشق همنفس مصطفاست ~~PageV1P0462 ### || [genre: Gh] # 1 هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست %~% ما به فلک می‌رویم عزم تماشا ~~که راست # 2 ما به فلک بوده‌ایم یار ملک بوده‌ایم %~% باز همان جا رویم جمله که آن ~~شهر ماست # 3 خود ز فلک برتریم وز ملک افزونتریم %~% زین دو چرا نگذریم منزل ما ~~کبریاست # 4 گوهر پاک از کجا عالم خاک از کجا %~% بر چه فرود آمدیت بار کنید این چه ~~جاست # 5 بخت جوان یار ما دادن جان کار ما %~% قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست # 6 از مه او مه شکافت دیدن او برنتافت %~% ماه چنان بخت یافت او که کمینه ~~گداست # 7 بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست %~% شعشعه این خیال زان رخ چون ~~والضحاست # 8 در دل ما درنگر هر دم شق قمر %~% کز نظر آن نظر چشم تو آن سو چراست # 9 خلق چو مرغابیان زاده ز ms0259 دریای جان %~% کی کند این جا مقام مرغ کز آن ~~بحر خاست # 10 بلک به دریا دریم جمله در او حاضریم %~% ور نه ز دریای دل موج پیاپی ~~چراست # 11 آمد موج الست کشتی قالب ببست %~% باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست ~~PageV1P0463 ### || [genre: Gh] # 1 نوبت وصل و لقاست نوبت حشر و بقاست %~% نوبت لطف و عطاست بحر صفا در ~~صفاست # 2 درج عطا شد پدید غره دریا رسید %~% صبح سعادت دمید صبح چه نور خداست # 3 صورت و تصویر کیست این شه و این میر کیست %~% این خرد پیر کیست این همه ~~روپوش‌هاست # 4 چاره روپوش‌ها هست چنین جوش‌ها %~% چشمه این نوش‌ها در سر و چشم شماست # 5 در سر خود پیچ لیک هست شما را دو سر %~% این سر خاک از زمین وان سر پاک ~~از سماست # 6 ای بس سرهای پاک ریخته در پای خاک %~% تا تو بدانی که سر زان سر دیگر ~~به پاست # 7 آن سر اصلی نهان وان سر فرعی عیان %~% دانک پس این جهان عالم ~~بی‌منتهاست # 8 مشک ببند ای سقا می‌نبرد خنب ما %~% کوزه ادراک‌ها تنگ از این تنگناست # 9 از سوی تبریز تافت شمس حق و گفتمش %~% نور تو هم متصل با همه و هم ~~جداست PageV1P0464 ### || [genre: Gh] # 1 کار ندارم جز این کارگه و کارم اوست %~% لاف زنم لاف لاف چونک خریدارم ~~اوست # 2 طوطی گویا شدم چون شکرستانم اوست %~% بلبل بویا شدم چون گل و گلزارم ~~اوست # 3 پر به ملک برزنم چون پر و بالم از اوست %~% سر به فلک برزنم چون سر و ~~دستارم اوست # 4 جان و دلم ساکنست زانک دل و جانم اوست %~% قافله‌ام ایمنست قافله ~~سالارم اوست # 5 بر مثل گلستان رنگرزم خم اوست %~% بر مثل آفتاب تیغ گهردارم اوست # 6 خانه جسمم چرا سجده گه خلق شد %~% زانک به روز و به شب بر در و دیوارم ~~اوست # 7 دست به ms0260 دست جز او می‌نسپارد دلم %~% زانک طبیب غم این دل بیمارم اوست # 8 بر رخ هر کس که نیست داغ غلامی او %~% گر پدر من بود دشمن و اغیارم ~~اوست # 9 ای که تو مفلس شدی سنگ به دل برزدی %~% صله ز من خواه زانک مخزن و ~~انبارم اوست # 10 شاه مرا خوانده است چون نروم پیش شاه %~% منکر او چون شوم چون همه ~~اقرارم اوست # 11 گفت خمش چند چند لاف تو و گفت تو %~% من چه کنم ای عزیز گفتن بسیارم ~~اوست PageV1P0465 ### || [genre: Gh] # 1 باز درآمد به بزم مجلسیان دوست دوست %~% گر چه غلط می‌دهد نیست غلط ~~اوست اوست # 2 گاه خوش خوش شود گه همه آتش شود %~% تعبیه‌های عجب یار مرا خوست خوست # 3 نقش وفا وی کند پشت به ما کی کند %~% پشت ندارد چو شمع او همگی روست ~~روست # 4 پوست رها کن چو مار سر تو برآور ز یار %~% مغز نداری مگر تا کی از این ~~پوست پوست # 5 هر کی به جد تمام در هوس ماست ماست %~% هر کی چو سیل روان در طلب جوست ~~جوست # 6 از هوس عشق او باغ پر از بلبل‌ست %~% وز گل رخسار او مغز پر از بوست ~~بوست # 7 مفخر تبریزیان شمس حق آگه بود %~% کز غم عشق این تنم بر مثل موست موست ~~PageV1P0466 ### || [genre: Gh] # 1 آنک چنان می‌رود ای عجب او جان کیست %~% سخت روان می‌رود سرو خرامان ~~کیست # 2 حلقه آن جعد او سلسله پای کیست %~% زلف چلیپا و شش آفت ایمان کیست # 3 در دل ما صورتیست ای عجب آن نقش کیست %~% وین همه بوهای خوش از سوی ~~بستان کیست # 4 دیدم آن شاه را آن شه آگاه را %~% گفتم این شاه کیست خسرو و سلطان کیست # 5 چون سخن من شنید گفت به خاصان خویش %~% کاین همه درد از کجاست حال ~~پریشان کیست # 6 عقل روان سو به سو روح دوان ms0261 کو به کو %~% دل همه در جست و جو یا رب ~~جویان کیست # 7 دل چه نهی بر جهان باش در او میهمان %~% بنده آن شو که او داند مهمان ~~کیست # 8 در دل من دار و گیر هست دو صد شاه و میر %~% این دل پرغلغله مجلس و ~~ایوان کیست # 9 عرصه دل بی‌کران گم شده در وی جهان %~% ای دل دریاصفت سینه بیابان کیست # 10 غم چه کند با کسی داند غم از کجاست %~% شاد ابد گشت آنک داند شادان ~~کیست # 11 ای زده لاف کرم گفته که من محسنم %~% مرگ تو گوید تو را کاین همه ~~احسان کیست # 12 آن دم کاین دوستان با تو دگرگون شوند %~% پس تو بدانی که این جمله ~~طلسم آن کیست # 13 نقد سخن را بمان سکه سلطان بجو %~% کای زر کامل عیار نقد تو از کان ~~کیست PageV1P0467 ### || [genre: Gh] # 1 با وی از ایمان و کفر باخبری کافریست %~% آنک از او آگهست از همه عالم ~~بریست # 2 آه که چه بی‌بهره‌اند باخبران زانک هست %~% چهره او آفتاب طره او ~~عنبریست # 3 آه از آن موسیی کانک بدیدش دمی %~% گشته رمیده ز خلق بر مثل سامریست # 4 بر عدد ریگ هست در هوسش کوه طور %~% بر عدد اختران ماه ورا مشتریست # 5 چشم خلایق از او بسته شد از چشم بند %~% زانک مسلم شده چشم ورا ساحریست # 6 اوست یکی کیمیا کز تبش فعل او %~% زرگر عشق ورا بر رخ من زرگریست # 7 پای در آتش بنه همچو خلیل ای پسر %~% کآتش از لطف او روضه نیلوفریست # 8 چون رخ گلزار او هست چراگاه روح %~% روح از آن لاله زار آه که چون ~~پروریست # 9 مفخر جان شمس دین عقل به تبریز یافت %~% آن گهری را که بحر در نظرش ~~سرسریست PageV1P0468 ### || [genre: Gh] # 1 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست %~% پر شکرست این مقام هیچ تو را ~~کار نیست ms0262 # 2 غصه در آن دل بود کز هوس او تهیست %~% غم همه آن جا رود کان بت عیار ~~نیست # 3 ای غم اگر زر شوی ور همه شکر شوی %~% بندم لب گویمت خواجه شکرخوار نیست # 4 در دل اگر تنگیست تنگ شکرهای اوست %~% ور سفری در دلست جز بر دلدار ~~نیست # 5 ای که تو بی‌غم نه‌ای می‌کن دفع غمش %~% شاد شو از بوی یار کت نظر یار ~~نیست # 6 ماه ازل روی او بیت و غزل بوی او %~% بوی بود قسم آنک محرم دیدار نیست ~~PageV1P0469 ### || [genre: Gh] # 1 ای غم اگر مو شوی پیش منت بار نیست %~% در شکرینه یقین سرکه انکار نیست # 2 گر چه تو خون خواره‌ای رهزن و عیاره‌ای %~% قبله ما غیر آن دلبر عیار ~~نیست # 3 کان شکرهاست او مستی سرهاست او %~% ره نبرد با وی آنک مرغ شکرخوار نیست # 4 هر که دلی داشتست بنده دلبر شدست %~% هر که ندارد دلی طالب دلدار نیست # 5 کل چه کند شانه را چونک ورا موی نیست %~% پود چه کار آیدش آنک ورا تار ~~نیست # 6 با سر میدان چه کار آن که بود خرسوار %~% تا چه کند صیرفی هر کش دینار ~~نیست # 7 جان کلیم و خلیل جانب آتش دوان %~% نار نماید در او جز گل و گلزار نیست # 8 ای غم از این جا برو ور نه سرت شد گرو %~% رنگ شب تیره را تاب مه یار ~~نیست # 9 ای غم پرخار رو در دل غمخوار رو %~% نقل بخیلانه‌ات طعمه خمار نیست # 10 حلقه غین تو تنگ میمت از آن تنگتر %~% تنگ متاع تو را عشق خریدار نیست # 11 ای غم شادی شکن پر شکرست این دهن %~% کز شکرآکندگی ممکن گفتار نیست ~~PageV1P0470 ### || [genre: Gh] # 1 پیش چنین ماه رو گیج شدن واجبست %~% عشرت پروانه را شمع و لگن واجبست # 2 هست ز چنگ غمش گوش مرا کش مکش %~% هر دمم از چنگ او تن تننن ms0263 واجبست # 3 دلو دو چشم مرا گر چه که کم نیست آب %~% مردمک دیده را چاه ذقن واجبست # 4 دلبر چون ماه را هر چه کند می‌رسد %~% عاشق درگاه را خلق حسن واجبست # 5 طره خویش ای نگار خوش به کف من سپار %~% هر که در این چه فتاد داد رسن ~~واجبست # 6 عشق که شهر خوشیست این همه اغیار چیست %~% حفظ چنین شهر را برج و بدن ~~واجبست # 7 غمزه دزدیده را شحنه غم در پیست %~% روشنی دیده را خوب ختن واجبست # 8 عاشق عیسی نه‌ای بی‌خور و خر کی زیی %~% کالبد مرده را گور و کفن ~~واجبست # 9 مریم جان را مخاض برد به نخل و ریاض %~% منقطع درد را نزل وطن واجبست # 10 نزل دل بارکش هست ملاقات خوش %~% ناقه پرفاقه را شرب و عطن واجبست # 11 لطف کن ای کان قند راه دهانم ببند %~% اشتر سرمست را بند دهن واجبست ~~PageV1P0471 ### || [genre: Gh] # 1 کالبد ما ز خواب کاهل و مشغول خاست %~% آنک به رقص آورد کاهل ما را ~~کجاست # 2 آنک به رقص آورد پرده دل بردرد %~% این همه بویش کند دیدن او خود جداست # 3 جنبش خلقان ز عشق جنبش عشق از ازل %~% رقص هوا از فلک رقص درخت از ~~هواست # 4 دل چو شد از عشق گرم رفت ز دل ترس و شرم %~% شد نفسش آتشین عشق یکی ~~اژدهاست # 5 ساقی جان در قدح دوش اگر درد ریخت %~% دردی ساقی ما جمله صفا در صفاست # 6 باده عشق ای غلام نیست حلال و حرام %~% پر کن و پیش آر جام بنگر نوبت ~~که راست # 7 ای دل پاک تمام بر تو هزاران سلام %~% جمله خوبان غلام جمله خوبی تو ~~راست # 8 سجده کنم پیش یار گوید دل هوش دار %~% دادن جان در سجود جان همه ~~سجده‌هاست PageV1P0472 ### || [genre: Gh] # 1 هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست %~% ما به چمن می‌رویم عزم تماشا ms0264 ~~که راست # 2 نوبت خانه گذشت نوبت بستان رسید %~% صبح سعادت دمید وقت وصال و لقاست # 3 ای شه صاحب قران خیز ز خواب گران %~% مرکب دولت بران نوبت وصل آن ماست # 4 طبل وفا کوفتند راه سما روفتند %~% عیش شما نقد شد نسیه فردا کجاست # 5 روم برآورد دست زنگی شب را شکست %~% عالم بالا و پست پرلمعان و صفاست # 6 ای خنک آن را که او رست از این رنگ و بو %~% زانک جز این رنگ و بو در ~~دل و جان رنگ‌هاست # 7 ای خنک آن جان و دل کو رهد از آب و گل %~% گر چه در این آب و گل دستگه ~~کیمیاست PageV1P0473 ### || [genre: Gh] # 1 ز عشق روی تو روشن دل بنین و بنات %~% بیا که از تو شود سیئاتهم حسنات # 2 خیال تو چو درآید به سینه عاشق %~% درون خانه تن پر شود چراغ حیات # 3 دود به پیش خیالت خیال‌های دگر %~% چنانک خاطر زندانیان به بانگ نجات # 4 به گرد سنبل تو جان‌ها چو مور و ملخ %~% که تا ز خرمن لطفت برند جمله ~~زکات # 5 به مرده‌ای نگری صد هزار زنده شود %~% خنک کسی که از آن یک نظر بیافت ~~برات # 6 زهی شهی که شهان بر بساط شطرنجت %~% به خانه خانه دوند از گریزخانه مات # 7 کدام صبح که عشقت پیاله‌ای آرد %~% ز خواب برجهد این بخت خفته گویدهات # 8 فرودود ز فلک مه به بوی این باده %~% بگویدم که مرا نیز گویمش هیهات # 9 طرب که از تو نباشد بیات می‌گردد %~% بیار جام که جان آمدم ز عشق بیات # 10 به پیش دیده من باش تا تو را بینم %~% که سیر می‌نشود دیده من از آیات # 11 ندانم از سرمستیست شمس تبریزی %~% که بر لبت زده‌ام بوسه‌ها و یا بر ~~پات PageV1P0474 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که عاشق ماهست وز اختران پیداست %~% بدانک مست تجلی به ماه راه ~~نماست # 2 میان ms0265 روز شتر بر سر مناره رود %~% هر آنک گوید کو کو بدانک نابیناست # 3 بگرد عاشق اگر صد هزار خام بود %~% مرا دو چشم ببندی بگویمت که کجاست # 4 بیا به پیش من آ تا به گوش تو گویم %~% که از دهان و لب من پری رخی ~~گویاست # 5 کسی که عاشق روی پری من باشد %~% نزاده است ز آدم نه مادرش حواست # 6 عجب مدار از آن کس که ماه ما را دید %~% چو آفتاب در آتش چو چرخ بی‌سر ~~و پاست # 7 سر بریده نگر در میان خون غلطان %~% دمی قرار ندارد مگر سر یحیاست # 8 او آفتاب و چو ماهست آن سر بی‌تن %~% که روز و شب متقلب در این نشیب و ~~علاست # 9 بر این بساط خرد را اگر خرد بودی %~% بیامدی و بگفتی که این چه ~~کارافزاست # 10 کسی که چهره دل دید اوست اهل خرد %~% کسی که قامت جان یافت اوست کاهل ~~صلاست # 11 در این چمن نظری کن به زعفران رویان %~% که روی زرد و دل درد داغ آن ~~سیماست # 12 خموش باش مگو راز اگر خرد داری %~% ز ما خرد مطلب تا پری ما با ماست # 13 که برد مفخر تبریز شمس تبریزی %~% خرد ز حلقه مغزم که سخت حلقه رباست ~~PageV1P0475 ### || [genre: Gh] # 1 بخند بر همه عالم که جای خنده تو راست %~% که بنده قد و ابروی تست هر ~~کژ و راست # 2 فتد به پای تو دولت نهد به پیش تو سر %~% که آدمی و پری در ره تو بی‌سر ~~و پاست # 3 پریر جان من از عشق سوی گلشن رفت %~% تو را ندید به گلشن دمی نشست و ~~نخاست # 4 برون دوید ز گلشن چو آب سجده کنان %~% که جویبار سعادت که اصل جاست ~~کجاست # 5 چو اهل دل ز دلم قصه تو بشنیدند %~% ز جمله نعره برآمد که مست دلبر ~~ماست # 6 پس آدمی و پری جمع گشت ms0266 بر من و گفت %~% بده ز شرق نشان‌ها که این دمت ~~چو صباست # 7 جفات نیز شکروار چاشنی دارد %~% زهی جفا که در او صد هزار گنج وفاست # 8 قفا بداد و سفر کرد شمس تبریزی %~% بگو مرا تو که خورشید را چه رو و ~~قفاست PageV1P0476 ### || [genre: Gh] # 1 ز آفتاب سعادت مرا شراباتست %~% که ذره‌های تنم حلقه خراباتست # 2 صلای چهره خورشید ما که فردوسست %~% صلای سایه زلفین او که جناتست # 3 به آسمان و زمین لطف ایتیا فرمود %~% که آسمان و زمین مست آن مراعاتست # 4 ز هست و نیست برون‌ست تختگاه ملک %~% هزار ساله از آن سوی نفی و ~~اثباتست # 5 هزار در ز صفا اندرون دل بازست %~% شتاب کن که ز تأخیرها بس آفاتست # 6 حیات‌های حیات آفرین بود آن جا %~% از آنک شاه حقایق نه شاه شهماتست # 7 ز نردبان درون هر نفس به معراجند %~% پیاله‌های پر از خون نگر که ~~آیاتست # 8 در آن هوا که خداوند شمس تبریزیست %~% نه لاف چرخه چرخ‌ست و نی ~~سماواتست PageV1P0477 ### || [genre: Gh] # 1 وجود من به کف یار جز که ساغر نیست %~% نگاه کن به دو چشمم اگرت باور ~~نیست # 2 چو ساغرم دل پرخون من و تن لاغر %~% به دست عشق که زرد و نزار و لاغر ~~نیست # 3 به غیر خون مسلمان نمی‌خورد این عشق %~% بیا به گوش تو گویم عجب که ~~کافر نیست # 4 هزار صورت زاید چو آدم و حوا %~% جهان پرست ز نقش وی او مصور نیست # 5 صلاح ذره صحرا و قطره دریا %~% بداند و مدد آرد که علم او کر نیست # 6 به هر دمی دل ما را گشاید و بندد %~% چرا دلش نشناسد به فعلش ار خر ~~نیست # 7 خر از گشادن و بستن به دست خربنده %~% شدست عارف و داند که اوست دیگر ~~نیست # 8 چو بیندش سر و گوش خرانه جنباند %~% ندای او بشناسد که او منکر نیست ms0267 # 9 ز دست او علف و آب‌های خوش خوردست %~% عجب عجب ز خدا مر تو را چنان خور ~~نیست # 10 هزار بار ببستت به درد و ناله زدی %~% چه منکری که خدا در خلاص مضطر ~~نیست # 11 چو کافران ننهی سر مگر به وقت بلا %~% به نیم حبه نیرزد سری کز آن سر ~~نیست # 12 هزار صورت جان در هوا همی‌پرد %~% مثال جعفر طیار اگر چه جعفر نیست # 13 ولیک مرغ قفس از هوا کجا داند %~% گمان برد ز نژندی که خود مرا پر ~~نیست # 14 سر از شکاف قفس هر نفس کند بیرون %~% سرش بگنجد و تن نی از آنک کل سر ~~نیست # 15 شکاف پنج حس تو شکاف آن قفس است %~% هزار منظر بینی و ره به منظر نیست # 16 تن تو هیزم خشکست و آن نظر آتش %~% چو نیک درنگری جمله جز که آذر نیست # 17 نه هیزمست که آتش شدست در سوزش %~% بدانک هیزم نورست اگر چه انور نیست # 18 برای گوش کسانی که بعد ما آیند %~% بگویم و بنهم عمر ما مأخر نیست # 19 که گوششان بگرفتست عشق و می‌آرد %~% ز راه‌های نهانی که عقل رهبر نیست # 20 بخفت چشم محمد ضعیف گشت رباب %~% مخسب گنج زرست این سخن اگر زر نیست # 21 خلایق اختر و خورشید شمس تبریزی %~% کدام اختر کز شمس او منور نیست ~~PageV1P0478 ### || [genre: Gh] # 1 ستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینست %~% بهانه کن که بتان را بهانه ~~آیینست # 2 از آن لب شکرینت بهانه‌های دروغ %~% به جای فاتحه و کاف‌ها و یاسینست # 3 وفا طمع نکنم زانک جور خوبان را %~% طبیعت است و سرشت است و عادت و ~~دینست # 4 اگر ترش کنی و رو ز ما بگردانی %~% به قاصد است و به مکر است و آن ~~دروغینست # 5 ز دست غیر تو اندر دهان من حلوا %~% به جان پاک عزیزان که گرز رویینست # 6 هزار وعده ده آنگه خلاف ms0268 کن همه را %~% که آن سراب که ارزد صد آب خوش ~~اینست # 7 زر او دهد که رخش از فراق همچو زر است %~% چرا دهد زر و سیم آن پری که ~~سیمینست # 8 جواب همچو شکر او دهد که محتاج است %~% جواب تلخ تو را صد هزار تمکینست # 9 جمال و حسن تو گنج است و خوی بد چون مار %~% بقای گنج تو بادا که آن ~~برونینست # 10 قماش هستی ما را به ناز خویش بسوز %~% که آن زکات لطیفت نصیب مسکینست # 11 برون در همه را چون سگان کو بنشان %~% که در شرف سر کوی تو طور ~~سینینست # 12 خورند چوب خلیفه شهان چو شاه شوند %~% جفای عشق کشیدن فن سلاطین است # 13 امام فاتحه خواند ملک کند آمین %~% مرا چو فاتحه خواندم امید آمینست # 14 هر آن فریب کز اندیشه تو می‌زاید %~% هزار گوهر و لعلش بها و کابینست # 15 چنانک مدرسه فقه را برون شوها است %~% بدانک مدرسه عشق را قوانینست # 16 خمش کنیم که تا شرح آن بگوید شاه %~% که زنده شخص جهان زان گزیده ~~تلقینست PageV1P0479 ### || [genre: Gh] # 1 به حق آن که در این دل بجز ولای تو نیست %~% ولی او نشوم کو ز اولیای ~~تو نیست # 2 مباد جانم بی‌غم اگر فدای تو نیست %~% مباد چشمم روشن اگر سقای تو نیست # 3 وفا مباد امیدم اگر به غیر تو است %~% خراب باد وجودم اگر برای تو نیست # 4 کدام حسن و جمالی که آن نه عکس تو است %~% کدام شاه و امیری که او گدای ~~تو نیست # 5 رضا مده که دلم کام دشمنان گردد %~% ببین که کام دل من بجز رضای تو ~~نیست # 6 قضا نتانم کردن دمی که بی‌تو گذشت %~% ولی چه چاره که مقدور جز قضای تو ~~نیست # 7 دلا بباز تو جان را بر او چه می‌لرزی %~% بر او ملرز فدا کن چه شد خدای ~~تو نیست # 8 ملرز بر ms0269 خود تا بر تو دیگران لرزند %~% به جان تو که تو را دشمنی ورای ~~تو نیست PageV1P0480 ### || [genre: Gh] # 1 چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست %~% جهان چه دارد در کف که آن ~~عطای تو نیست # 2 سزای آنک زید بی‌رخ تو زین بترست %~% سزای بنده مده گر چه او سزای تو ~~نیست # 3 نثار خاک تو خواهم به هر دمی دل و جان %~% که خاک بر سر جانی که خاک ~~پای تو نیست # 4 مبارکست هوای تو بر همه مرغان %~% چه نامبارک مرغی که در هوای تو نیست # 5 میان موج حوادث هر آنک استادست %~% به آشنا نرهد چونک آشنای تو نیست # 6 بقا ندارد عالم وگر بقا دارد %~% فناش گیر چو او محرم بقای تو نیست # 7 چه فرخست رخی کو شهیت را ماتست %~% چه خوش لقا بود آن کس که بی‌لقای تو ~~نیست # 8 ز زخم تو نگریزم که سخت خام بود %~% دلی که سوخته آتش بلای تو نیست # 9 دلی که نیست نشد روی در مکان دارد %~% ز لامکانش برانی که رو که جای تو ~~نیست # 10 کرانه نیست ثنا و ثناگران تو را %~% کدام ذره که سرگشته ثنای تو نیست # 11 نظیر آنک نظامی به نظم می‌گوید %~% جفا مکن که مرا طاقت جفای تو نیست ~~PageV1P0481 ### || [genre: Gh] # 1 برات عاشق نو کن رسید روز برات %~% زکات لعل ادا کن رسید وقت زکات # 2 برات و قدر خیالت دو عید چیست وصال %~% چو این و آن نبود هست نوبت ~~حسرات # 3 به باغ‌های حقایق برات دوست رسید %~% ز تخته بند زمستان شکوفه یافت ~~نجات # 4 چو طوطیان خبر قند دوست آوردند %~% ز دشت و کوه برویید صد هزار نبات # 5 دو شادیست عروسان باغ را امروز %~% وفات در بگشاد و خریف یافت وفات # 6 بیا که نور سماوات خاک را آراست %~% شکوفه نور حقست و درخت چون مشکات # 7 جهان پر از ms0270 خضر سبزپوش دانی چیست %~% که جوش کرد ز خاک و درخت آب حیات # 8 ز لامکان برسیدست حور سوی ملک %~% ز بی‌جهت برسیدست خلد سوی جهات # 9 طیور نعره ارنی همی‌زنند چرا %~% که طور یافت ربیع و کلیم جان میقات # 10 به باغ آی و قیامت ببین و حشر عیان %~% که رعد نفخه صور آمد و نشور ~~موات # 11 اذان فاخته دیدیم و قامت اشجار %~% خموش کن که سخن شرط نیست وقت صلات ~~PageV1P0482 ### || [genre: Gh] # 1 هر آنک از سبب وحشت غمی تنهاست %~% بدانک خصم دلست و مراقب تن‌هاست # 2 به چنگ و تنتن این تن نهاده‌ای گوشی %~% تن تو توده خاکست و دمدمه ش چو ~~هواست # 3 هوای نفس تو همچون هوای گردانگیز %~% عدو دیده و بیناییست و خصم ضیاست # 4 تویی مگر مگس این مطاعم عسلین %~% که زامقلو تو را درد و زانقلوه عناست # 5 در آن زمان که در این دوغ می‌فتی چو مگس %~% عجب که توبه و عقل و رأیت ~~تو کجاست # 6 به عهد و توبه چرا چون فتیله می‌پیچی %~% که عهد تو چو چراغی رهین هر ~~نکباست # 7 بگو به یوسف یعقوب هجر را دریاب %~% که بی ز پیرهن نصرت تو حبس عماست # 8 چو گوشت پاره ضریریست مانده بر جایی %~% چو مرده‌ای‌ست ضریر و عقیله ~~احیاست # 9 به جای دارو او خاک می‌زند در چشم %~% بدان گمان که مگر سرمه است و خاک ~~و دواست # 10 چو لا تعاف من الکافرین دیارا %~% دعای نوح نبیست و او مجاب دعاست # 11 همیشه کشتی احمق غریق طوفان‌ست %~% که زشت صنعت و مبغوض گوهر و رسواست # 12 اگر چه بحر کرم موج می‌زند هر سو %~% به حکم عدل خبیثات مر خبیثین ~~راست # 13 قفا همی‌خور و اندرمکش کلا گردن %~% چنان گلو که تو داری سزای صفع و ~~قفاست # 14 گلو گشاده چو فرج فراخ ماده خران %~% که کیر خر نرهد زو چو پیش او ~~برخاست # 15 ms0271 بخور تو ای سگ گرگین شکنبه و سرگین %~% شکمبه و دهن سگ بلی سزا به ~~سزاست # 16 بیا بخور خر مرده سگ شکار نه‌ای %~% ز پوز و ز شکم و طلعت تو خود ~~پیداست # 17 سگ محله و بازار صید کی گیرد %~% مقام صید سر کوه و بیشه و صحراست # 18 رها کن این همه را نام یار و دلبر گو %~% که زشت‌ها که بدو دررسد همه ~~زیباست # 19 که کیمیاست پناه وی و تعلق او %~% مصرف همه ذرات اسفل و اعلاست # 20 نهان کند دو جهان را درون یک ذره %~% که از تصرف او عقل گول و ~~نابیناست # 21 بدانک زیرکی عقل جمله دهلیزیست %~% اگر به علم فلاطون بود برون سراست # 22 جنون عشق به از صد هزار گردون عقل %~% که عقل دعوی سر کرد و عشق بی‌سر ~~و پاست # 23 هر آنک سر بودش بیم سر همش باشد %~% حریف بیم نباشد هر آنک شیر وغاست # 24 رود درونه سم الخیاط رشته عشق %~% که سر ندارد و بی‌سر مجرد و یکتاست # 25 قلاوزی کندش سوزن و روان کندش %~% که تا وصال ببخشد به پاره‌ها که ~~جداست # 26 حدیث سوزن و رشته بهل که باریکست %~% حدیث موسی جان کن که با ید ~~بیضاست # 27 حدیث قصه آن بحر خوشدلی‌ها گو %~% که قطره قطره او مایه دو صد دریاست # 28 چو کاسه بر سر بحری و بی‌خبر از بحر %~% ببین ز موج تو را هر نفس چه ~~گردشهاست PageV1P0483 ### || [genre: Gh] # 1 هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست %~% به هر چه روی نهی بی‌وی ار ~~نکوست بدست # 2 چو مغز خام بود در درون پوست نکوست %~% چو پخته گشت از این پس بدانک ~~پوست بدست # 3 درون بیضه چو آن مرغ پر و بال گرفت %~% بدانک بیضه از این پس حجاب اوست ~~بدست # 4 به خلق خوب اگر با جهان بسازد کس %~% چو خلق حق نشناسد نه نیک ms0272 خوست ~~بدست # 5 فراق دوست اگر اندک‌ست اندک نیست %~% درون چشم اگر نیم تای موست بدست # 6 در این فراق چو عمری به جست و جو بگذشت %~% به وقت مرگ اگر نیز جست و ~~جوست بدست # 7 غزل رها کن از این پس صلاح دین را بین %~% از آنک خلعت نو را غزل رفوست ~~بدست PageV1P0484 ### || [genre: Gh] # 1 سه روز شد که نگارین من دگرگونست %~% شکر ترش نبود آن شکر ترش چونست # 2 به چشمه‌ای که در او آب زندگانی بود %~% سبو ببردم و دیدم که چشمه ~~پرخونست # 3 به روضه‌ای که در او صد هزار گل می‌رست %~% به جای میوه و گل خار و سنگ ~~و هامونست # 4 فسون بخوانم و بر روی آن پری بدمم %~% از آنک کار پری خوان همیشه ~~افسونست # 5 پری من به فسون‌ها زبون شیشه نشد %~% که کار او ز فسون و فسانه بیرونست # 6 میان ابروی او خشم‌های دیرینه‌ست %~% گره در ابروی لیلی هلاک مجنونست # 7 بیا بیا که مرا بی‌تو زندگانی نیست %~% ببین ببین که مرا بی‌تو چشم ~~جیحونست # 8 به حق روی چو ماهت که چشم روشن کن %~% اگر چه جرم من از جمله خلق ~~افزونست # 9 به گرد خویش برآید دلم که جرمم چیست %~% از آنک هر سببی با نتیجه ~~مقرونست # 10 ندا همی‌رسدم از نقیب حکم ازل %~% که گرد خویش مجو کاین سبب نه زان ~~کونست # 11 خدای بخشد و گیرد بیارد و ببرد %~% که کار او نه به میزان عقل موزونست # 12 بیا بیا که هم اکنون به لطف کن فیکون %~% بهشت در بگشاید که غیر ~~ممنونست # 13 ز عین خار ببینی شکوفه‌های عجیب %~% ز عین سنگ ببینی که گنج قارونست # 14 که لطف تا ابدست و از آن هزار کلید %~% نهان میانه کاف و سفینه نونست ~~PageV1P0485 ### || [genre: Gh] # 1 به حق چشم خمار لطیف تابانت %~% به حلقه حلقه آن طره پریشانت # 2 بدان حلاوت بی‌مر و تنگ‌های ms0273 شکر %~% که تعبیه‌ست در آن لعل شکرافشانت # 3 به کهربایی کاندر دو لعل تو درجست %~% که گشت از آن مه و خورشید و ذره ~~جویانت # 4 به حق غنچه و گل‌های لعل روحانی %~% که دام بلبل عقل‌ست در گلستانت # 5 به آب حسن و به تاب جمال جان پرور %~% کز آن گشاد دهان را انار خندانت # 6 بدان جمال الهی که قبله دل‌هاست %~% که دم به دم ز طرب سجده می‌برد ~~جانت # 7 تو یوسفی و تو را معجزات بسیارست %~% ولی بس‌ست خود آن روی خوب برهانت # 8 چه جای یوسف بس یوسفان اسیر توند %~% خدای عز و جل کی دهد بدیشانت # 9 ز هر گیاه و ز هر برگ رویدی نرگس %~% برای دیدنت از جا بدی به بستانت # 10 چو سوخت ز آتش عشق تو جان گرم روان %~% کجا دهد شه سردان به دست ~~سردانت # 11 شعاع روی تو پوشیده کرد صورت تو %~% که غرقه کرد چو خورشید نور سبحانت # 12 هزار صورت هر دم ز نور خورشیدت %~% برآید از دل پاک و نماید احسانت # 13 درون خویش اگر خواهدت دل ناپاک %~% ز ابلهی و خری می‌کشد به زندانت # 14 نه هیچ عاقل بفریبدت به حیلت عقل %~% نه پای بند کند جاده هیچ سلطانت # 15 تو را که در دو جهان می‌نگنجی از عظمت %~% ابوهریره گمان چون برد در ~~انبانت # 16 به هر غزل که ستایم تو را ز پرده شعر %~% دلم ز پرده ستاید هزار ~~چندانت # 17 دلم کی باشد و من کیستم ستایش چیست %~% ولیک جان را گلشن کنم به ~~ریحانت # 18 بیا تو مفخر آفاق شمس تبریزی %~% که تو غریب مهی و غریب ارکانت ~~PageV1P0486 ### || [genre: Gh] # 1 چو عید و چون عرفه عارفان این عرفات %~% به هر که قدر تو دانست می‌دهند ~~برات # 2 هلال وار ز راه دراز می‌آیند %~% برای کارگزاری ز قاضی الحاجات # 3 به مفلسان که ز بازارشان نصیبی نیست %~% ز مخزن زر ms0274 سلطان همی‌کشند زکات # 4 پی گشادن درهای بسته می‌آیند %~% گرفته زیر بغل‌ها کلیدهای نجات # 5 به دست هر جان زنبیل زفت می‌آید %~% شنیده بانگ تعالو لتأخذوا الصدقات # 6 بیا بیا گذری کن ببین زکات ملک %~% به طور موسی عمران و غلغل میقات # 7 دریده پهلوی همیان از آن زر بسیار %~% دریده قوصره‌هاشان ز بار قند و ~~نبات # 8 ز خرمن دو جهان مور خود چه تاند برد %~% خمش کن و بنشین دور و می‌شنو ~~صلوات PageV1P0487 ### || [genre: Gh] # 1 در این سلام مرا با تو دار و گیر جداست %~% دمی عظیم نهان‌ست و در حجاب ~~خداست # 2 ز چنگ سخت عجیب‌ست آن ترنگ ترنگ %~% چه‌هاست نعره برآورده کان چه‌هاست ~~چه‌هاست # 3 شراب لعل بیاورد شاه کاین رکنی‌ست %~% خمش که وقت جنون و نه وقت کشف ~~غطاست PageV1P0488 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو مست وصالی رخ تو ترش چراست %~% برون شیشه ز حال درون شیشه گواست # 2 پدید باشد مستی میان صد هشیار %~% ز بوی رنگ و ز چشم و فتادن از چپ و ~~راست # 3 علی الخصوص شرابی که اولیا نوشند %~% که جوش و نوش و قوامش ز خم لطف ~~خداست # 4 خم شراب میان هزار خم دگر %~% به کف و تف و به جوش و به غلغله پیداست # 5 چو جوش دیدی می‌دان که آتش‌ست ز جان %~% خروش دیدی می‌دانک شعله سوداست # 6 بدانک سرکه فروشی شراب کی دهدت %~% که جرعه‌اش را صد من شکر به نقد ~~بهاست # 7 بهای باده من المؤمنین انفسهم %~% هوای نفس بمان گر هوات بیع و شراست # 8 هوای نفس رها کردی و عوض نرسید %~% مگو چنین که بر آن مکرم این دروغ ~~خطاست # 9 کسی که شب به خرابات قاب قوسینست %~% درون دیده پرنور او خمار لقاست # 10 طهارتی‌ست ز غم باده شراب طهور %~% در آن دماغ که باده‌ست باد غم ز ~~کجاست # 11 ابیت عند ربی نام آن خراباتست %~% نشان یطعم و یسقن هم ms0275 از پیمبر ماست ~~PageV1P0489 ### || [genre: Gh] # 1 مرا چو زندگی از یاد روی چون مه توست %~% همیشه سجده گهم آستان خرگه ~~توست # 2 به هر شبی کشدم تا به روز زنده کند %~% نوای آن سگ کو پاسبان درگه توست # 3 ز پیش آب و گل من بدید روح تو را %~% خرد بگفت که سجده کنش که او شه ~~توست # 4 سجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابد %~% نهاده روی بر آن خاک خوش که ~~او ره توست # 5 چه باشدت اگر این شوره خاک را که منم %~% به نعل بازنوازی که آن گذرگه ~~توست # 6 ایا دو دیده تبریز شمس دین به حق %~% تو کهربای دلی دل به عاشقی که ~~توست PageV1P0490 ### || [genre: Gh] # 1 جهان و کار جهان سر به سر اگر بادست %~% چرا ز باد مکافات داد و ~~بیدادست # 2 به باد و بود محمد نگر که چون باقیست %~% ز بعد ششصد و پنجاه سخت ~~بنیادست # 3 ز باد بولهب و جنس او نمی‌بینی %~% که از برای فضیحت فسانه شان یادست # 4 چنین ثبات و بقا باد را کجا باشد %~% در این ثبات که قاف کمتر آحادست # 5 نبود باد دم عیسی و دعای عزیر %~% عنایت ازلی بد که نورست ادست # 6 اگر چه باد سخن بگذرد سخن باقیست %~% اگر چه باد صبا بگذرد چمن شادست # 7 ز بیم باد جهان همچو برگ می‌لرزد %~% درون باد ندانی که تیغ پولادست # 8 کهی بود که بجز باد در جهان نشناخت %~% کهی کهی نکند ز آنک که نه ~~فرهادست # 9 تو باخبر نشوی گر کنم بسی فریاد %~% که از درون دلم موج‌های فریادست # 10 اگر تو بحر ببینی و موج بر تو زند %~% یقین شود که نه بادست ملک ~~آبادست PageV1P0491 ### || [genre: Gh] # 1 ز دام چند بپرسی و دانه را چه شدست %~% به بام چند برآیی و خانه را چه ~~شدست # 2 فسرده چند نشینی میان هستی خویش %~% تنور ms0276 آتش عشق و زبانه را چه شدست # 3 بگرد آتش عشقش ز دور می‌گردی %~% اگر تو نقره صافی میانه را چه شدست # 4 ز دردی غم و اندیشه سیر چون نشوی %~% جمال یار و شراب مغانه را چه شدست # 5 اگر چه سرد وجودیت گرم درپیچید %~% به ره کنش به بهانه بهانه را چه ~~شدست # 6 شکایت ار ز زمانه کند بگو تو برو %~% زمانه بی‌تو خوشست و زمانه را چه ~~شدست # 7 درخت وار چرا شاخ شاخ وسوسه‌ای %~% یگانه باش چو بیخ و یگانه را چه ~~شدست # 8 در آن ختن که در او شخص هست و صورت نیست %~% مگو فلان چه کس است و ~~فلانه را چه شدست # 9 نشان عشق شد این دل ز شمس تبریزی %~% ببین ز دولت عشقش نشانه را چه ~~شدست PageV1P0492 ### || [genre: Gh] # 1 تو مردی و نظرت در جهان جان نگریست %~% چو باز زنده شدی زین سپس بدانی ~~زیست # 2 هر آن کسی که چو ادریس مرد و بازآمد %~% مدرس ملکوتست و بر غیوب حفیست # 3 بیا بگو به کدامین ره از جهان رفتی %~% و زان طرف به کدامین ره آمدی که ~~خفیست # 4 رهی که جمله جان‌ها به هر شبی بپرند %~% که شهر شهر قفس‌ها به شب ز مرغ ~~تهیست # 5 چو مرغ پای ببسته‌ست دور می‌نپرد %~% به چرخ می‌نرسد وز دوار او عجمیست # 6 علاقه را چو ببرد به مرگ و بازپرد %~% حقیقت و سر هر چیز را ببیند چیست # 7 خموش باش که پرست عالم خمشی %~% مکوب طبل مقالت که گفت طبل تهیست ~~PageV1P0493 ### || [genre: Gh] # 1 به شاه نهانی رسیدی که نوشت %~% می آسمانی چشیدی که نوشت # 2 نگار ختن را حیات چمن را %~% میان گلستان کشیدی که نوشت # 3 ایا جان دلبر ایا جمله شکر %~% چه ماهی چه شاهی چه عیدی که نوشت # 4 ز مستان سلامت ز رندان پیامت %~% که قفل طرب را کلیدی که نوشت # 5 چه ms0277 رعنا رقیبی چه شیرین طبیبی %~% که در سر شرابی پزیدی که نوشت # 6 دلا خوش گزیدی غم شمس تبریز %~% گزیده کسی را گزیدی که نوشت ~~PageV1P0494 ### || [genre: Gh] # 1 اگر مر تو را صلح آهنگ نیست %~% مرا با تو ای جان سر جنگ نیست # 2 تو در جنگ آیی روم من به صلح %~% خدای جهان را جهان تنگ نیست # 3 جهانیست جنگ و جهانیست صلح %~% جهان معانی به فرسنگ نیست # 4 هم آب و هم آتش برادر بدند %~% ببین اصل هر دو بجز سنگ نیست # 5 که بی این دو عالم ندارد نظام %~% اگر روم خوبست بی‌زنگ نیست # 6 مرا عقل صد بار پیغام داد %~% خمش کن که فخرست آن ننگ نیست PageV1P0495 ### || [genre: Gh] # 1 طرب ای بحر اصل آب حیات %~% ای تو ذات و دگر مهان چو صفات # 2 اه چه گفتم کجاست تا به کجا %~% کو یکی وصف لایق چو تو ذات # 3 هر که در عشق روت غوطی خورد %~% ریش خندی زند به هست و فوات # 4 شرق تا غرب شکرین گردد %~% گر نماید بدو شکرت نبات # 5 جان من جام عشق دلبر دید %~% لعل چون خون خویش گفت که‌هات # 6 جان بنوشید و از سرش تا پای %~% آتشی برفروخت از شررات # 7 مست شد جان چنان که نشناسد %~% خویشتن را ز می جز از طاعات # 8 بانگ آمد ز عرش مژده تو را %~% که ز من درگذشت نور عطات # 9 مژده از بخششی که نتوان یافت %~% به دو صد سال خون چشم و عنات # 10 که به هر قطره از پیاله او %~% مرده زنده شود عجوز فتات # 11 گرش از عشق دوست بو بودی %~% کی نگوسار گشتی هرگز لات # 12 چون شدی مست او کجا دانی %~% تو رکوع و سجود در صلوات # 13 چونک بیخود شدی ز پرتو عشق %~% جسم آن شاه ماست جان صلات # 14 چو بمردی به پای شمس الدین %~% زنده گشتی تو ایمنی ز ms0278 ممات # 15 داد مخدوم از خداوندیش %~% بهر ملک ابد مثال و برات PageV1P0496 ### || [genre: Gh] # 1 صوفیان آمدند از چپ و راست %~% در به در کو به کو که باده کجاست # 2 در صوفی دل‌ست و کویش جان %~% باده صوفیان ز خم خداست # 3 سر خم را گشاد ساقی و گفت %~% الصلا هر کسی که عاشق ماست # 4 این چنین باده و چنین مستی %~% در همه مذهبی حلال و رواست # 5 توبه بشکن که در چنین مجلس %~% از خطا توبه صد هزار خطاست # 6 چون شکستی تو زاهدان را نیز %~% الصلا زن که روز روز صلاست # 7 مردمت گر ز چشم خویش انداخت %~% مردم چشم عاشقانت جاست # 8 گر برفت آب روی کمتر غم %~% جای عاشق برون آب و هواست # 9 آشنایان اگر ز ما گشتند %~% غرقه را آشنا در آن دریاست PageV1P0497 ### || [genre: Gh] # 1 فعل نیکان محرض نیکیست %~% همچو مطرب که باعث سیکیست # 2 بهر تحریض بندگان یزدان %~% از بد و نیک شاکر و شاکیست # 3 نکر فرعون و شکر موسی کرد %~% به بهانه ز حال ما حاکیست # 4 جنس فرعون هر کی در منیست %~% جنس موسی هر آنک در پاکیست # 5 از پی غم یقین همه شادیست %~% و از پی شادی تو غمناکیست # 6 خاک باشی گزید احمد از آن %~% شاه معراج و پیک افلاکیست # 7 خاک باشی بروید از تو نبات %~% گنج دل یافت آنک او خاکیست # 8 ما همه چون یکیم بی‌من و تو %~% پس خمش باش این سخن با کیست ~~PageV1P0498 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جز دولت و عنایت نیست %~% جز گشاد دل و هدایت نیست # 2 عشق را بوحنیفه درس نکرد %~% شافعی را در او روایت نیست # 3 لایجوز و یجوز تا اجل‌ست %~% علم عشاق را نهایت نیست # 4 عاشقان غرقه‌اند در شکراب %~% از شکر مصر را شکایت نیست # 5 جان مخمور چون نگوید شکر %~% باده‌ای را که حد و غایت نیست # 6 هر که را ms0279 پرغم و ترش دیدی %~% نیست عاشق و زان ولایت نیست # 7 گر نه هر غنچه پرده باغی‌ست %~% غیرت و رشک را سرایت نیست # 8 مبتدی باشد اندر این ره عشق %~% آنک او واقف از بدایت نیست # 9 نیست شو نیست از خودی زیرا %~% بتر از هستیت جنایت نیست # 10 هیچ راعی مشو رعیت شو %~% راعیی جز سد رعایت نیست # 11 بس بدی بنده را کفی بالله %~% لیکش این دانش و کفایت نیست # 12 گوید این مشکل و کنایاتست %~% این صریح است این کنایت نیست # 13 پای کوری به کوزه‌ای برزد %~% گفت فراش را وقایت نیست # 14 کوزه و کاسه چیست بر سر ره %~% راه را زین خزف نقایت نیست # 15 کوزه‌ها را ز راه برگیرید %~% یا که فراش در سعایت نیست # 16 گفت ای کور کوزه بر ره نیست %~% لیک بر ره تو را درایت نیست # 17 ره رها کرده‌ای سوی کوزه %~% می‌روی آن بجز غوایت نیست # 18 خواجه جز مستی تو در ره دین %~% آیتی ز ابتدا و غایت نیست # 19 آیتی تو و طالب آیت %~% به ز آیت طلب خود آیت نیست # 20 بی رهی ور نه در ره کوشش %~% هیچ کوشنده بی‌جرایت نیست # 21 چونک مثقال ذره یره است %~% ذره زله بی‌نکایت نیست # 22 ذره خیر بی‌گشادی نیست %~% چشم بگشا اگر عمایت نیست # 23 هر نباتی نشانی آب است %~% چیست کان را از او جبایت نیست # 24 بس کن این آب را نشانی‌هاست %~% تشنه را حاجت وصایت نیست PageV1P0499 ### || [genre: Gh] # 1 قبله امروز جز شهنشه نیست %~% هر که آید به در بگو ره نیست # 2 عذر گو وز بهانه آگه باش %~% همه خفتند و یک کس آگه نیست # 3 نگذارد نه کوته و نه دراز %~% آتشی کو دراز و کوته نیست # 4 در چه طبع تو خیالاتست %~% یوسفی بی‌خیال در چه نیست # 5 چون که گندم رسید مغز آکند %~% همره ماست و همره که نیست # 6 پاره ms0280 پاره کند یکایک را %~% عشق آن یک که پاره ده نیست # 7 گه گهی می‌کشند گوش تو را %~% سوی آن عالمی که گه گه نیست # 8 شمس تبریز شاه ترکانست %~% رو به صحرا که شه به خرگه نیست PageV1P0500 ### || [genre: Gh] # 1 امشب از چشم و مغز خواب گریخت %~% دید دل را چنین خراب گریخت # 2 خواب دل را خراب دید و یباب %~% بی نمک بود از این کباب گریخت # 3 خواب مسکین به زیر پنجه عشق %~% زخم‌ها خورد وز اضطراب گریخت # 4 عشق همچون نهنگ لب بگشاد %~% خواب چون ماهی اندر آب گریخت # 5 خواب چون دید خصم بی‌زنهار %~% مول مولی بزد شتاب گریخت # 6 ماه ما شب برآمد و این خواب %~% همچو سایه ز آفتاب گریخت # 7 خواب چون دید دولت بیدار %~% همچو گنجشک از عقاب گریخت # 8 شکرلله همای بازآمد %~% چونک باز آمد این غراب گریخت # 9 عشق از خواب یک سؤالی کرد %~% چون فروماند از جواب گریخت # 10 خواب می‌بست شش جهت را در %~% چون خدا کرد فتح باب گریخت # 11 شمس تبریز از خیالت خواب %~% چون خطاییست کز صواب گریخت PageV1P0501 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآ عیش بی‌تو شادان نیست %~% کیست کو بنده تو از جان نیست # 2 ای تو در جان چو جان ما در تن %~% سخت پنهان ولیک پنهان نیست # 3 دست بر هر کجا نهی جانست %~% دست بر جان نهادن آسان نیست # 4 جان که صافی شدست در قالب %~% جز که آیینه دار جانان نیست # 5 جمع شد آفتاب و مه این دم %~% وقت افسانه پریشان نیست # 6 مستی افزون شدست و می‌ترسم %~% کاین سخن را مجال جولان نیست # 7 دست نه بر دهان من تا من %~% آن نگویم چو گفت را آن نیست PageV1P0502 ### || [genre: Gh] # 1 بر شکرت جمع مگس‌ها چراست %~% نکته لاحول مگسران کجاست # 2 هر نظری بر رخ او راست نیست %~% جز نظری کو ز ازل بود راست # 3 اسب خسان را ms0281 به رخی پی بزن %~% عشوه ده ای شاه که این روی ماست # 4 عشوه و عیاری و جور و دغل %~% تو نکنی ور کنی از تو رواست # 5 از تو اگر سنگ رسد گوهرست %~% گر تو کنی جور به از صد وفاست # 6 تیره نظر چونک ببیند دو نقش %~% جامه درد نعره زند کاین صفاست # 7 چونک هر اندیشه خیالی گزید %~% مجلس عشاق خیالش جداست # 8 کعبه چو از سنگ پرستان پرست %~% روی به ما آر که قبله خداست # 9 آنک از این قبله گدایی کند %~% در نظرش سنجر و سلطان گداست # 10 جز که به تبریز بر شمس دین %~% روح نیاسود و نخفت و نخاست PageV1P0503 ### || [genre: Gh] # 1 خیز که امروز جهان آن ماست %~% جان و جهان ساقی و مهمان ماست # 2 در دل و در دیده دیو و پری %~% دبدبه فر سلیمان ماست # 3 رستم دستان و هزاران چو او %~% بنده و بازیچه دستان ماست # 4 بس نبود مصر مرا این شرف %~% این که شهش یوسف کنعان ماست # 5 خیز که فرمان ده جان و جهان %~% از کرم امروز به فرمان ماست # 6 زهره و مه دف زن شادی ماست %~% بلبل جان مست گلستان ماست # 7 کاسه ارزاق پیاپی شده‌ست %~% کیسه اقبال حرمدان ماست # 8 شاه شهی بخش طرب ساز ماست %~% یار پری روی پری خوان ماست # 9 آن ملک مفخر چوگان و گوی %~% شکر که امروز به میدان ماست # 10 آن ملک مملکت جان و دل %~% در دل و در جان پریشان ماست # 11 کیست در آن گوشه دل تن زده %~% پیش کشش کو شکرستان ماست # 12 خازن رضوان که مه جنت‌ست %~% مست رضای دل رضوان ماست # 13 شور درافکنده و پنهان شده %~% او نمک عمر و نمکدان ماست # 14 گوشه گرفتست و جهان مست اوست %~% او خضر و چشمه حیوان ماست # 15 چون نمک دیگ و چو جان در بدن %~% از همه ظاهرتر و پنهان ماست ms0282 # 16 نیست نماینده و خود جمله اوست %~% خود همه ماییم چو او آن ماست # 17 بیش مگو حجت و برهان که عشق %~% در خمشی حجت و برهان ماست PageV1P0504 ### || [genre: Gh] # 1 پیشتر آ روی تو جز نور نیست %~% کیست که از عشق تو مخمور نیست # 2 نی غلطم در طلب جان جان %~% پیش میا پس به مرو دور نیست # 3 طلعت خورشید کجا برنتافت %~% ماه بر کیست که مشهور نیست # 4 پرده اندیشه جز اندیشه نیست %~% ترک کن اندیشه که مستور نیست # 5 ای شکری دور ز وهم مگس %~% وی عسلی کز تن زنبور نیست # 6 هر که خورد غصه و غم بعد از این %~% با رخ چون ماه تو معذور نیست # 7 هر دل بی‌عشق اگر پادشاست %~% جز کفن اطلس و جز گور نیست # 8 تابش اندیشه هر منکری %~% مقت خدا بیند اگر کور نیست # 9 پیر و جوان کو خورد آب حیات %~% مرگ بر او نافذ و میسور نیست # 10 پرده حق خواست شدن ماه و خور %~% عشق شناسید که او حور نیست # 11 مفخر تبریز تویی شمس دین %~% گفتن اسرار تو دستور نیست PageV1P0505 ### || [genre: Gh] # 1 کار من اینست که کاریم نیست %~% عاشقم از عشق تو عاریم نیست # 2 تا که مرا شیر غمت صید کرد %~% جز که همین شیر شکاریم نیست # 3 در تک این بحر چه خوش گوهری %~% که مثل موج قراریم نیست # 4 بر لب بحر تو مقیمم مقیم %~% مست لبم گر چه کناریم نیست # 5 وقف کنم اشکم خود بر میت %~% کز می تو هیچ خماریم نیست # 6 می‌رسدم باده تو ز آسمان %~% منت هر شیره فشاریم نیست # 7 باده‌ات از کوه سکونت برد %~% عیب مکن زان که وقاریم نیست # 8 ملک جهان گیرم چون آفتاب %~% گر چه سپاهی و سواریم نیست # 9 می‌کشم از مصر شکر سوی روم %~% گر چه شتربان و قطاریم نیست # 10 گر چه ندارم به جهان سروری %~% دردسر ms0283 بیهده باریم نیست # 11 بر سر کوی تو مرا خانه گیر %~% کز سر کوی تو گذاریم نیست # 12 همچو شکر با گلت آمیختم %~% نیست عجب گر سر خاریم نیست # 13 قطب جهانی همه را رو به توست %~% جز که به گرد تو دواریم نیست # 14 خویش من آنست که از عشق زاد %~% خوشتر از این خویش و تباریم نیست # 15 چیست فزون از دو جهان شهر عشق %~% بهتر از این شهر و دیاریم نیست # 16 گر ننگارم سخنی بعد از این %~% نیست از آن رو که نگاریم نیست ~~PageV1P0506 ### || [genre: Gh] # 1 کیست که او بنده رای تو نیست %~% کیست که او مست لقای تو نیست # 2 غصه کشی کو که ز خوف تو نیست %~% یا طربی کان ز رجای تو نیست # 3 بخل کفی کو که ز قبض تو نیست %~% یا کرمی کان ز عطای تو نیست # 4 لعل لبی کو که ز کان تو نیست %~% محتشمی کو که گدای تو نیست # 5 متصل اوصاف تو با جان‌ها %~% یک رگ بی‌بند و گشای تو نیست # 6 هر دو جهان چون دو کف و تو چو جان %~% کف چه دهد کان ز سخای تو نیست # 7 چشم کی دیدست در این باغ کون %~% رقص گلی کان ز هوای تو نیست # 8 غافل ناله کند از جور خلق %~% خلق بجز شبه عصای تو نیست # 9 جنبش این جمله عصاها ز توست %~% هر یک جز درد و دوای تو نیست # 10 زخم معلم زند آن چوب کیست %~% کیست که او بند قضای تو نیست # 11 همچو سگان چوب تو را می‌گزند %~% در سرشان فهم جزای تو نیست # 12 دفع بلای تن و آزار خلق %~% جز به مناجات و ثنای تو نیست # 13 بشکنی این چوب نه چوبش کمست %~% دفع دو سه چوب رهای تو نیست # 14 صاحب حوت از غم امت گریخت %~% جان به کجا برد که جای تو نیست # 15 بس کن ms0284 وز محنت یونس بترس %~% با قدر استیزه به پای تو نیست ~~PageV1P0507 ### || [genre: Gh] # 1 شیر خدا بند گسستن گرفت %~% ساقی جان شیشه شکستن گرفت # 2 دزد دلم گشت گرفتار یار %~% دزد مرا دست ببستن گرفت # 3 دوش چه شب بود که در نیم شب %~% برق ز رخسار تو جستن گرفت # 4 عشق تو آورد شراب و کباب %~% عقل به یک گوشه نشستن گرفت # 5 ساغر می قهقهه آغاز کرد %~% خابیه خونابه گرستن گرفت # 6 در دل خم باده چو انداخت تیر %~% بال و پر غصه گسستن گرفت # 7 پیر خرد دید که سرده توی %~% دست ز مستان تو شستن گرفت # 8 طفل دلم را به کرم شیر ده %~% چون سر پستان تو جستن گرفت # 9 جان من از شیر تو شد شیرگیر %~% وز سگی نفس برستن گرفت # 10 ساقی باقی چو به جان باده داد %~% عمر ابد یافت و بزستن گرفت # 11 بیش مگو راز که دلبر به خشم %~% جانب من کژ نگرستن گرفت PageV1P0508 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ دلم باز پریدن گرفت %~% طوطی جان قند چریدن گرفت # 2 اشتر دیوانه سرمست من %~% سلسله عقل دریدن گرفت # 3 جرعه آن باده بی‌زینهار %~% بر سر و بر دیده دویدن گرفت # 4 شیر نظر با سگ اصحاب کهف %~% خون مرا باز خوریدن گرفت # 5 باز در این جوی روان گشت آب %~% بر لب جو سبزه دمیدن گرفت # 6 باد صبا باز وزان شد به باغ %~% بر گل و گلزار وزیدن گرفت # 7 عشق فروشید به عیبی مرا %~% سوخت دلش بازخریدن گرفت # 8 راند مرا رحمتش آمد بخواند %~% جانب ما خوش نگریدن گرفت # 9 دشمن من دید که با دوستم %~% او ز حسد دست گزیدن گرفت # 10 دل برهید از دغل روزگار %~% در بغل عشق خزیدن گرفت # 11 ابروی غماز اشارت کنان %~% جانب آن چشم خمیدن گرفت # 12 عشق چو دل را به سوی خویش خواند %~% دل ز همه خلق رمیدن گرفت # 13 خلق ms0285 عصااند عصا را فکند %~% قبضه هر کور که دیدن گرفت # 14 خلق چو شیرند رها کرد شیر %~% طفل که او لوت کشیدن گرفت # 15 روح چو بازیست که پران شود %~% کز سوی شه طبل شنیدن گرفت # 16 بس کن زیرا که حجاب سخن %~% پرده به گرد تو تنیدن گرفت PageV1P0509 ### || [genre: Gh] # 1 باز به بط گفت که صحرا خوشست %~% گفت شبت خوش که مرا جا خوشست # 2 سر بنهم من که مرا سر خوشست %~% راه تو پیما که سرت ناخوشست # 3 گر چه که تاریک بود مسکنم %~% در نظر یوسف زیبا خوشست # 4 دوست چو در چاه بود چه خوشست %~% دوست چو بالاست به بالا خوشست # 5 در بن دریا به تک آب تلخ %~% در طلب گوهر رعنا خوشست # 6 بلبل نالنده به گلشن به دشت %~% طوطی گوینده شکرخا خوشست # 7 تابش تسبیح فرشته‌ست و روح %~% کاین فلک نادره مینا خوشست # 8 چونک خدا روفت دلت را ز حرص %~% رو به دل آور دل یکتا خوشست # 9 از تو چو انداخت خدا رنج کار %~% رو به تماشا که تماشا خوشست # 10 گفت تماشای جهان عکس ماست %~% هم بر ما باش که با ما خوشست # 11 عکس در آیینه اگر چه نکوست %~% لیک خود آن صورت احیا خوشست # 12 زردی رو عکس رخ احمرست %~% بگذر از این عکس که حمرا خوشست # 13 نور خدایی‌ست که ذرات را %~% رقص کنان بی‌سر و بی‌پا خوشست # 14 رقص در این نور خرد کن کز او %~% تحت ثری تا به ثریا خوشست # 15 ذره شدی بازمرو که مشو %~% صبر و وفا کن که وفاها خوشست # 16 بس کن چون دیده ببین و مگو %~% دیده مجو دیده بینا خوشست # 17 مفخر تبریز شهم شمس دین %~% با همه فرخنده و تنها خوشست PageV1P0510 ### || [genre: Gh] # 1 همچو گل سرخ برو دست دست %~% همچو میی خلق ز تو مست مست # 2 بازوی تو قوس خدا یافت یافت %~% تیر تو ms0286 از چرخ برون جست جست # 3 غیرت تو گفت برو راه نیست %~% رحمت تو گفت بیا هست هست # 4 لطف تو دریاست و منم ماهیش %~% غیرت تو ساخت مرا شست شست # 5 مرهم تو طالب مجروح‌هاست %~% نیست غم ار شست توام خست خست # 6 ای که تو نزدیکتر از دم به من %~% دم نزنم پیش تو جز پست پست # 7 گر چه یکی یوسف و صد گرگ بود %~% از دم یعقوب کرم رست رست # 8 مست همه گرد در این شهر ما %~% دزد و عسس را شه ما بست بست PageV1P0511 ### || [genre: Gh] # 1 صبر مرا آینه بیماریست %~% آینه عاشق غمخواریست # 2 درد نباشد ننماید صبور %~% که دل او روشن یا تاریست # 3 آینه جویی‌ست نشان جمال %~% که رخم از عیب و کلف عاریست # 4 ور کلفی باشد عاریتیست %~% قابل داروست و تب افشاریست # 5 آینه رنج ز فرعون دور %~% کان رخ او رنگی و زنگاریست # 6 چند هزاران سر طفلان برید %~% کم ز قضا دردسری ساریست # 7 من در آن خوف ببندم تمام %~% چون که مرا حکم و شهی جاریست # 8 گفت قضا بر سر و سبلت مخند %~% کاین قلمی رفته ز جباریست # 9 کور شو امروز که موسی رسید %~% در کف او خنجر قهاریست # 10 حلق بکش پیش وی و سر مپیچ %~% کاین نه زمان فن و مکاریست # 11 سبط که سرشان بشکستی به ظلم %~% بعد توشان دولت و پاداریست # 12 خار زدی در دل و در دیدشان %~% این دمشان نوبت گلزاریست # 13 خلق مرا زهر خورانیده‌ای %~% از منشان داد شکرباریست # 14 از تو کشیدند خمار دراز %~% تا به ابدشان می و خماریست # 15 هیزم دیک فقرا ظالمست %~% پخته بدو گردد کو ناریست # 16 دم نزدم زان که دم من سکست %~% نوبت خاموشی و ستاریست # 17 خامش کن که تا بگوید حبیب %~% آن سخنان کز همه متواریست PageV1P0512 ### || [genre: Gh] # 1 کیست در این شهر که او مست نیست %~% کیست ms0287 در این دور کز این دست نیست # 2 کیست که از دمدمه روح قدس %~% حامله چون مریم آبست نیست # 3 کیست که هر ساعت پنجاه بار %~% بسته آن طره چون شست نیست # 4 چیست در آن مجلس بالای چرخ %~% از می و شاهد که در این پست نیست # 5 می‌نهلد می که خرد دم زند %~% تا بنگویند که پیوست نیست # 6 جان بر او بسته شد و لنگ ماند %~% زانک از این جاش برون جست نیست # 7 بوالعجب بوالعجبان را نگر %~% هیچ تو دیدی که کسی هست نیست # 8 برپرد آن دل که پرش شه شکست %~% بر سر این چرخ کش اشکست نیست # 9 نیست شو و واره از این گفت و گوی %~% کیست کز این ناطقه وارست نیست ~~PageV1P0513 ### || [genre: Gh] # 1 قصد سرم داری خنجر به مشت %~% خوشتر از این نیز توانیم کشت # 2 برگ گل از لطف تو نرمی بیافت %~% بر مثل خار چرایی درشت # 3 تیغ زدی بر سرم ای آفتاب %~% تا شدم از تیغ تو من گرم پشت # 4 تیغ حجابست رها کن حجاب %~% بر رخ من گرم بزن یک دو مشت # 5 وصف طلاق زن همسایه کرد %~% گفت به خاری زن خود هشت هشت # 6 گفت چرا هشت جوابش بداد %~% در عوض زشت بدان قحبه رشت # 7 بهر طلاقست امل کو چو مار %~% حبس حطامست و کند خشت خشت # 8 آتش در مال زن و در حطام %~% تا برهی ز آتش وز زاردشت # 9 بس کن و کم گوی سخن کم نویس %~% بس بودت دفتر جان سر نوشت PageV1P0514 ### || [genre: Gh] # 1 خانه دل باز کبوتر گرفت %~% مشغله و بقر بقو درگرفت # 2 غلغل مستان چو به گردون رسید %~% کرکس زرین فلک پر گرفت # 3 بوطربون گشت مه و مشتری %~% زهره مطرب طرب از سر گرفت # 4 خالق ارواح ز آب و ز گل %~% آینه‌ای کرد و برابر گرفت # 5 ز آینه صد نقش شد و ms0288 هر یکی %~% آنچ مر او راست میسر گرفت # 6 هر که دلی داشت به پایش فتاد %~% هر که سر او سر منبر گرفت # 7 خرمن ارواح نهایت نداشت %~% مورچه‌ای چیز محقر گرفت # 8 گر ز تو پر گشت جهان همچو برف %~% نیست شوی چون تف خود درگرفت # 9 نیست شو ای برف و همه خاک شو %~% بنگر کاین خاک چه زیور گرفت # 10 خاک به تدریج بدان جا رسید %~% کز فر او هر دو جهان فر گرفت # 11 بس که زبان این دم معزول شد %~% بس که جهان جان سخنور گرفت ~~PageV1P0515 ### || [genre: Gh] # 1 بازرسیدیم ز میخانه مست %~% بازرهیدیم ز بالا و پست # 2 جمله مستان خوش و رقصان شدند %~% دست زنید ای صنمان دست دست # 3 ماهی و دریا همه مستی کنند %~% چونک سر زلف تو افتاده شست # 4 زیر و زبر گشت خرابات ما %~% خنب نگون گشت و قرابه شکست # 5 پیر خرابات چو آن شور دید %~% بر سر بام آمد و از بام جست # 6 جوش برآورد یکی می کز او %~% هست شود نیست شود نیست هست # 7 شیشه چو بشکست و به هر سوی ریخت %~% چند کف پای حریفان که خست # 8 آن که سر از پای نداند کجاست %~% مست فتادست به کوی الست # 9 باده پرستان همه در عشرتند %~% تنتن تنتن شنو ای تن پرست PageV1P0516 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز بگه خاسته سر مست مست %~% مست شرابی و شراب الست # 2 عشق رسانید تو را همچو جام %~% از بر ما تا بر خود دست دست # 3 بازوی تو قوس خدا یافت یافت %~% تیر تو از چرخ برون جست جست # 4 هر گهری کان ز خزینه خداست %~% در دو لب لعل تو آن هست هست # 5 فاش شد این عشق تو بی‌قصد ما %~% بند بدرید ز دل جست جست # 6 فاش شد آن راز که در نیم شب %~% زیر زبان گفته بدم پست پست # 7 کرم ms0289 خورد چوب و بروید ز چوب %~% عشق ز من رست و مرا خست خست ~~PageV1P0517 ### || [genre: Gh] # 1 نفسی بهوی الحبیب فارت %~% لما رات الکوس دارت # 2 مدت یدها الی رحیق %~% و النفس بنوره استنارت # 3 لما شربته نفس و ترا %~% خفت و تصاعدت و طارت # 4 لاقت قمرا اذا تجلی %~% الشمس من الحیا توارت # 5 جادت بالروح حین لاقت %~% لا التفتت و لا استشارت PageV1P0518 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج %~% تا رو نماید مرهمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 2 چندان فروخور آن دهان تا پیشت آید ناگهان %~% کرسی و عرش اعظمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 3 خندان شو از نور جهان تا تو شوی سور جهان %~% ایمن شوی از ماتمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 4 باری دلم از مرد و زن برکند مهر خویشتن %~% تا عشق شد خال و عمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 5 گر سینه آیینه کنی بی‌کبر و بی‌کینه کنی %~% در وی ببینی هر دمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 6 چون آسمان گر خم دهی در امر و فرمان وارهی %~% زین آسمان و از خمش ~~کالصبر مفتاح الفرج # 7 هم بجهی از ما و منی هم دیو را گردن زنی %~% در دست پیچی پرچمش کالصبر ~~مفتاح الفرج # 8 اقبال خویش آید تو را دولت به پیش آید تو را %~% فرخ شوی از مقدمش ~~کالصبر مفتاح الفرج # 9 دیویست در اسرار تو کز وی نگون شد کار تو %~% بربند این دم محکمش ~~کالصبر مفتاح الفرج # 10 دارد خدا خوش عالمی منگر در این عالم دمی %~% جز حق نباشد محرمش ~~کالصبر مفتاح الفرج # 11 خامش بیان سر مکن خامش که سر من لدن %~% چون می‌زند اندرهمش کالصبر ~~مفتاح الفرج PageV1P0519 ### || [genre: Gh] # 1 ای مبارک ز تو صبوح و صباح %~% ای مظفر فر از تو قلب و جناح # 2 ای شراب طهور از کف حور %~% بر حریفان مجلس تو مباح # 3 ای گشاده هزار در بر ما %~% وی بداده به ms0290 دست ما مفتاح # 4 وانمودی هر آنچ می‌گویند %~% مؤذنان صبح فالق الاصباح # 5 هرچ دادی عوض نمی‌خواهی %~% گر چه گفتند السماح رباح PageV1P0520 ### || [genre: Gh] # 1 یا راهبا انظر الی مصباح %~% متشعشعا و استغن عن اصباح # 2 انظر الی راح تناهی لطفه %~% و سبی النهی یا لطف‌ها من راح # 3 فالراح نسخ للعقول بنوره %~% کالشمس عزل للنجوم و ماح # 4 الجد یسجد راحنا متخاضعا %~% و اعوذ من راح یزید مزاحی # 5 اهل المزاح و اهل راح‌هالک %~% لا خیر فیهم مسکرا او صاحی # 6 العقل مساح الزمان و اهله %~% فتجانبوا من عاقل مساح # 7 الراح اجنحه لسکری انها %~% یجتازهم بحرا بلا ملاح # 8 ذا الراح لا شرقیه غربیه %~% من دنه مسکیه نفاح # 9 نسخ الهموم و لیس ذاک لغفله %~% زاد العقول و مدها بلقاح # 10 فتحوا العیون بطیبه و نسیمه %~% سکروا به فاذا هم بملاح # 11 صاروا سکاری نحو باب ملیکنا %~% ملک الملوک و روحهم کریاح # 12 ملک البصیره شمس دین سیدی %~% ظلنا به ذی عزه مرتاح # 13 هاتوا من التبریز من صهبائهم %~% من مازح متروق وشاح PageV1P0521 ### || [genre: Gh] # 1 ماه دیدم شد مرا سودای چرخ %~% آن مهی نی کو بود بالای چرخ # 2 تو ز چرخی با تو می‌گویم ز چرخ %~% ور نه این خورشید را چه جای چرخ # 3 زهره را دیدم همی‌زد چنگ دوش %~% ای همه چون دوش ما شب‌های چرخ # 4 جان من با اختران آسمان %~% رقص رقصان گشته در پهنای چرخ # 5 در فراق آفتاب جان ببین %~% از شفق پرخون شده سیمای چرخ # 6 سر فروکن یک دمی از بام چرخ %~% تا زنم من چرخ‌ها در پای چرخ # 7 سنگ از خورشید شد یاقوت و لعل %~% چشم از خورشید شد بینای چرخ # 8 ماه خود بر آسمان دیگرست %~% عکس آن ماهست در دریای چرخ PageV1P0522 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی‌وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد %~% قهر خدا باشد که بر لطف ~~خدا عاشق نشد # 2 چون ms0291 کرد بر عالم گذر سلطان ما زاغ البصر %~% نقشی بدید آخر که او بر ~~نقش‌ها عاشق نشد # 3 جانی کجا باشد که او بر اصل جان مفتون نشد %~% آهن کجا باشد که بر آهن ~~ربا عاشق نشد # 4 من بر در این شهر دی بشنیدم از جمع پری %~% خانه ش بده بادا که او بر ~~شهر ما عاشق نشد # 5 ای وای آن ماهی که او پیوسته بر خشکی فتد %~% ای وای آن مسی که او بر ~~کیمیا عاشق نشد # 6 بسته بود راه اجل نبود خلاصش معتجل %~% هم عیش را لایق نبد هم مرگ را ~~عاشق نشد PageV1P0523 ### || [genre: Gh] # 1 بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد %~% خورشید جان عاشقان در خلوت ~~الله شد # 2 روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان %~% شب ترک تازی‌ها بکن کان ترک ~~در خرگاه شد # 3 گر بو بری زین روشنی آتش به خواب اندرزنی %~% کز شب روی و بندگی زهره ~~حریف ماه شد # 4 ما شب گریزان و دوان و اندر پی ما زنگیان %~% زیرا که ما بردیم زر تا ~~پاسبان آگاه شد # 5 ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته %~% رخ‌ها چو شمع افروخته کان ~~بیذق ما شاه شد # 6 ای شاد آن فرخ رخی کو رخ بدان رخ آورد %~% ای کر و فر آن دلی کو سوی آن ~~دلخواه شد # 7 آن کیست اندر راه دل کو را نباشد آه دل %~% کار آن کسی دارد که او ~~غرقابه آن آه شد # 8 چون غرق دریا می‌شود دریاش بر سر می‌نهد %~% چون یوسف چاهی که او از ~~چاه سوی جاه شد # 9 گویند اصل آدمی خاکست و خاکی می‌شود %~% کی خاک گردد آن کسی کو خاک این ~~درگاه شد # 10 یک سان نماید کشت‌ها تا وقت خرمن دررسد %~% نیمیش مغز نغز شد وان نیم ~~دیگر کاه شد PageV1P0524 ### || [genre: Gh] # 1 بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه ms0292 شد %~% خیزید ای خوش طالعان وقت ~~طلوع ماه شد # 2 ساقی به سوی جام رو ای پاسبان بر بام رو %~% ای جان بی‌آرام رو کان یار ~~خلوت خواه شد # 3 اشکی که چشم افروختی صبری که خرمن سوختی %~% عقلی که راه آموختی در نیم ~~شب گمراه شد # 4 جان‌های باطن روشنان شب را به دل روشن کنان %~% هندوی شب نعره زنان کان ~~ترک در خرگاه شد # 5 باشد ز بازی‌های خوش بی‌ذوق رود فرزین شود %~% در سایه فرخ رخی بیدق ~~برفت و شاه شد # 6 شب روح‌ها واصل شود مقصودها حاصل شود %~% چون روز روشن دل شود هر کو ز ~~شب آگاه شد # 7 ای روز چون حشری مگر وی شب شب قدری مگر %~% یا چون درخت موسیی کو مظهر ~~الله شد # 8 شب ماه خرمن می‌کند ای روز زین بر گاو نه %~% بنگر که راه کهکشان از ~~سنبله پرکاه شد # 9 در چاه شب غافل مشو در دلو گردون دست زن %~% یوسف گرفت آن دلو را از ~~چاه سوی جاه شد # 10 در تیره شب چون مصطفی می‌رو طلب می‌کن صفا %~% کان شه ز معراج شبی ~~بی‌مثل و بی‌اشباه شد # 11 خاموش شد عالم به شب تا چست باشی در طلب %~% زیرا که بانگ و عربده ~~تشویش خلوتگاه شد # 12 ای شمس تبریزی که تو از پرده شب فارغی %~% لاشرقی و لاغربیی اکنون سخن ~~کوتاه شد PageV1P0525 ### || [genre: Gh] # 1 ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد %~% طشتش فتاد از بام ما نک ~~سوی مجنون خانه شد # 2 می‌گشت گرد حوض او چون تشنگان در جست و جو %~% چون خشک نانه ناگهان در ~~حوض ما ترنانه شد # 3 ای مرد دانشمند تو دو گوش از این بربند تو %~% مشنو تو این افسون که او ~~ز افسون ما افسانه شد # 4 زین حلقه نجهد گوش‌ها کو عقل برد از هوش‌ها %~% تا سر نهد بر آسیا چون ~~دانه در پیمانه شد ms0293 # 5 بازی مبین بازی مبین این جا تو جانبازی گزین %~% سرها ز عشق جعد او بس ~~سرنگون چون شانه شد # 6 غره مشو با عقل خود بس اوستاد معتمد %~% کاستون عالم بود او نالانتر از ~~حنانه شد # 7 من که ز جان ببریده‌ام چون گل قبا بدریده‌ام %~% زان رو شدم که عقل من ~~با جان من بیگانه شد # 8 این قطره‌های هوش‌ها مغلوب بحر هوش شد %~% ذرات این جان ریزه‌ها مستهلک ~~جانانه شد # 9 خامش کنم فرمان کنم وین شمع را پنهان کنم %~% شمعی که اندر نور او ~~خورشید و مه پروانه شد PageV1P0526 ### || [genre: Gh] # 1 گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند %~% وین عالم بی‌اصل را چون ~~ذره‌ها برهم زند # 2 عالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شود %~% آدم نماند و آدمی گر خویش با ~~آدم زند # 3 دودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملک %~% زان دود ناگه آتشی بر گنبد ~~اعظم زند # 4 بشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکان %~% شوری درافتد در جهان وین ~~سور بر ماتم زند # 5 گه آب را آتش برد گه آب آتش را خورد %~% گه موج دریای عدم بر اشهب و ~~ادهم زند # 6 خورشید افتد در کمی از نور جان آدمی %~% کم پرس از نامحرمان آن جا که ~~محرم کم زند # 7 مریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتری %~% مه را نماند مهتری شادی او بر غم ~~زند # 8 افتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحل %~% زهره نماند زهره را تا پرده ~~خرم زند # 9 نی قوس ماند نی قزح نی باده ماند نی قدح %~% نی عیش ماند نی فرح نی زخم ~~بر مرهم زند # 10 نی آب نقاشی کند نی باد فراشی کند %~% نی باغ خوش باشی کند نی ابر ~~نیسان نم زند # 11 نی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوا %~% نی نای ماند نی نوا نی چنگ ms0294 ~~زیر و بم زند # 12 اسباب در باقی شود ساقی به خود ساقی شود %~% جان ربی الاعلی گود دل ~~ربی الاعلم زند # 13 برجه که نقاش ازل بار دوم شد در عمل %~% تا نقش‌های بی‌بدل بر کسوه ~~معلم زند # 14 حق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوخته %~% آتش بسوزد قلب را بر قلب آن ~~عالم زند # 15 خورشید حق دل شرق او شرقی که هر دم برق او %~% بر پوره ادهم جهد بر ~~عیسی مریم زند PageV1P0527 ### || [genre: Gh] # 1 آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند %~% چون پیش او زاری کنی ~~تلخ تو را شیرین کند # 2 اول نماید مار کر آخر بود گنج گهر %~% شیرین شهی کاین تلخ را در دم ~~نکوآیین کند # 3 دیوی بود حورش کند ماتم بود سورش کند %~% وان کور مادرزاد را دانا و ~~عالم بین کند # 4 تاریک را روشن کند وان خار را گلشن کند %~% خار از کفت بیرون کشد وز گل ~~تو را بالین کند # 5 بهر خلیل خویشتن آتش دهد افروختن %~% وان آتش نمرود را اشکوفه و نسرین ~~کند # 6 روشن کن استارگان چاره گر بیچارگان %~% بر بنده او احسان کند هم بند را ~~تحسین کند # 7 جمله گناه مجرمان چون برگ دی ریزان کند %~% در گوش بدگویان خود عذر گنه ~~تلقین کند # 8 گوید بگو یا ذا الوفا اغفر لذنب قد هفا %~% چون بنده آید در دعا او در ~~نهان آمین کند # 9 آمین او آنست کو اندر دعا ذوقش دهد %~% او را برون و اندرون شیرین و ~~خوش چون تین کند # 10 ذوقست کاندر نیک و بد در دست و پا قوت دهد %~% کاین ذوق زور رستمان ~~جفت تن مسکین کند # 11 با ذوق مسکین رستمی بی‌ذوق رستم پرغمی %~% گر ذوق نبود یار جان جان را ~~چه باتمکین کند # 12 دل را فرستادم به گه کو تیز داند رفت ره %~% تا سوی تبریز وفا ms0295 اوصاف ~~شمس الدین کند PageV1P0528 ### || [genre: Gh] # 1 خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد %~% دیدی تو یا خود دید کس ~~کاندر جهان خر بز خورد # 2 ترونده پالیز جان هر گاو و خر را کی رسد %~% زان میوه‌های نادره زیرک ~~دل و گربز خورد # 3 آن کس که در مغرب بود یابد خورش از اندلس %~% وان کس که در مشرق بود او ~~نعمت هرمز خورد # 4 چون خدمت قیصر کند او راتبه قیصر خورد %~% چون چاکر اربز بود از مطبخ ~~اربز خورد # 5 آن کو به غصب و دزدیی آهنگ پالیزی کند %~% از داد و داور عاقبت ~~اشکنجه‌های غز خورد # 6 ترک آن بود کز بیم او دیه از خراج ایمن بود %~% ترک آن نباشد کز طمع ~~سیلی هر قنسز خورد # 7 وان عقل پرمغزی که او در نوبهاری دررسد %~% از پوست‌ها فارغ شود کی غصه ~~قندز خورد # 8 صفراییی کز طبع بد از نار شیرین می‌رمد %~% نار ترش خواهد ولی آن به که ~~نار مز خورد # 9 خامش نخواهد خورد خود این راح‌های روح را %~% آن کس که از جوع البقر ده ~~مرده ماش و رز خورد PageV1P0529 ### || [genre: Gh] # 1 امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می‌رسد %~% سلطان سلطانان ما از سوی ~~میدان می‌رسد # 2 امروز توبه بشکنم پرهیز را برهم زنم %~% کان یوسف خوبان من از شهر ~~کنعان می‌رسد # 3 مست و خرامان می‌روم پوشیده چون جان می‌روم %~% پرسان و جویان می‌روم ~~آن سو که سلطان می‌رسد # 4 اقبال آبادان شده دستار دل ویران شده %~% افتان شده خیزان شده کز بزم ~~مستان می‌رسد # 5 فرمان ما کن ای پسر با ما وفا کن ای پسر %~% نسیه رها کن ای پسر کامروز ~~فرمان می‌رسد # 6 پرنور شو چون آسمان سرسبزه شو چون بوستان %~% شو آشنا چون ماهیان کان ~~بحر عمان می‌رسد # 7 هان ای پسر هان ای پسر خود را ببین در من نگر %~% زیرا ز ms0296 بوی زعفران ~~گویند خندان می‌رسد # 8 بازآمدی کف می‌زنی تا خانه‌ها ویران کنی %~% زیرا که در ویرانه‌ها ~~خورشید رخشان می‌رسد # 9 ای خانه را گشته گرو تو سایه پروردی برو %~% کز آفتاب آن سنگ را لعل ~~بدخشان می‌رسد # 10 گه خونی و خون خواره‌ای گه خستگان را چاره‌ای %~% خاصه که این بیچاره ~~را کز سوی ایشان می‌رسد # 11 امروز مستان را بجو غیبم ببین عیبم مگو %~% زیرا ز مستی‌های او حرفم ~~پریشان می‌رسد PageV1P0530 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی‌کار شد %~% مستی اگر در خواب شد مستی ~~دگر بیدار شد # 2 خورشید اگر در گور شد عالم ز تو پرنور شد %~% چشم خوشت مخمور شد چشم ~~دگر خمار شد # 3 گر عیش اول پیر شد صد عیش نو توفیر شد %~% چون زلف تو زنجیر شد دیوانگی ~~ناچار شد # 4 ای مطرب شیرین نفس عشرت نگر از پیش و پس %~% کس نشنود افسون کس چون ~~واقف اسرار شد # 5 ما موسییم و تو مها گاهی عصا گه اژدها %~% ای شاهدان ارزان بها چون ~~غارت بلغار شد # 6 لعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموخته %~% جان خانه دل روفته هین نوبت ~~دیدار شد # 7 هر بار عذری می‌نهی وز دست مستی می‌جهی %~% ای جان چه دفعم می‌دهی این ~~دفع تو بسیار شد # 8 ای کرده دل چون خاره‌ای امشب نداری چاره‌ای %~% تو ماه و ما استاره‌ای ~~استاره با مه یار شد # 9 ای ماه بیرون از افق ای ما تو را امشب قنق %~% چون شب جهان را شد تتق ~~پنهان روان را کار شد # 10 گر زحمت از تو برده‌ام پنداشتی من مرده‌ام %~% تو صافی و من درده‌ام ~~بی‌صاف دردی خوار شد # 11 از وصل همچون روز تو در هجر عالم سوز تو %~% در عشق مکرآموز تو بس ~~ساده دل عیار شد # 12 نی تب بدم نی درد سر سر می‌زدم دیوار بر %~% کز طمع آن خوش گلشکر قاصد ms0297 ~~دلم بیمار شد PageV1P0531 ### || [genre: Gh] # 1 مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند %~% نی آن چنان سیلیست این کش ~~کس تواند کرد بند # 2 ذوق سر سرمست را هرگز نداند عاقلی %~% حال دل بی‌هوش را هرگز نداند ~~هوشمند # 3 بیزار گردند از شهی شاهان اگر بویی برند %~% زان باده‌ها که عاشقان در ~~مجلس دل می‌خورند # 4 خسرو وداع ملک خود از بهر شیرین می‌کند %~% فرهاد هم از بهر او بر کوه ~~می‌کوبد کلند # 5 مجنون ز حلقه عاقلان از عشق لیلی می‌رمد %~% بر سبلت هر سرکشی کردست ~~وامق ریش خند # 6 افسرده آن عمری که آن بگذشت بی آن جان خوش %~% ای گنده آن مغزی که آن ~~غافل بود زین لورکند # 7 این آسمان گر نیستی سرگشته و عاشق چو ما %~% زین گردش او سیر آمدی گفتی ~~بسستم چند چند # 8 عالم چو سرنایی و او در هر شکافش می‌دمد %~% هر ناله‌ای دارد یقین زان ~~دو لب چون قند قند # 9 می‌بین که چون در می‌دمد در هر گلی در هر دلی %~% حاجت دهد عشقی دهد ~~کافغان برآرد از گزند # 10 دل را ز حق گر برکنی بر کی نهی آخر بگو %~% بی جان کسی که دل از او یک ~~لحظه برتانست کند # 11 من بس کنم تو چست شو شب بر سر این بام رو %~% خوش غلغلی در شهر زن ای ~~جان به آواز بلند PageV1P0532 ### || [genre: Gh] # 1 رندان سلامت می‌کنند جان را غلامت می‌کنند %~% مستی ز جامت می‌کنند ~~مستان سلامت می‌کنند # 2 در عشق گشتم فاشتر وز همگنان قلاشتر %~% وز دلبران خوش باشتر مستان ~~سلامت می‌کنند # 3 غوغای روحانی نگر سیلاب طوفانی نگر %~% خورشید ربانی نگر مستان سلامت ~~می‌کنند # 4 افسون مرا گوید کسی توبه ز من جوید کسی %~% بی پا چو من پوید کسی مستان ~~سلامت می‌کنند # 5 ای آرزوی آرزو آن پرده را بردار زو %~% من کس نمی‌دانم جز او مستان ~~سلامت می‌کنند # 6 ای ms0298 ابر خوش باران بیا وی مستی یاران بیا %~% وی شاه طراران بیا مستان ~~سلامت می‌کنند # 7 حیران کن و بی‌رنج کن ویران کن و پرگنج کن %~% نقد ابد را سنج کن مستان ~~سلامت می‌کنند # 8 شهری ز تو زیر و زبر هم بی‌خبر هم باخبر %~% وی از تو دل صاحب نظر ~~مستان سلامت می‌کنند # 9 آن میر مه رو را بگو وان چشم جادو را بگو %~% وان شاه خوش خو را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 10 آن میر غوغا را بگو وان شور و سودا را بگو %~% وان سرو خضرا را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 11 آن جا که یک باخویش نیست یک مست آن جا بیش نیست %~% آن جا طریق و کیش ~~نیست مستان سلامت می‌کنند # 12 آن جان بی‌چون را بگو وان دام مجنون را بگو %~% وان در مکنون را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 13 آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو %~% وان یار و همدم را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 14 آن بحر مینا را بگو وان چشم بینا را بگو %~% وان طور سینا را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 15 آن توبه سوزم را بگو وان خرقه دوزم را بگو %~% وان نور روزم را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 16 آن عید قربان را بگو وان شمع قرآن را بگو %~% وان فخر رضوان را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 17 ای شه حسام الدین ما ای فخر جمله اولیا %~% ای از تو جان‌ها آشنا ~~مستان سلامت می‌کنند PageV1P0533 ### || [genre: Gh] # 1 رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می‌کنند %~% وان مرغ آبی را بگو مستان ~~سلامت می‌کنند # 2 وان میر ساقی را بگو مستان سلامت می‌کنند %~% وان عمر باقی را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 3 وان میر غوغا را بگو مستان سلامت می‌کنند %~% وان شور و سودا را بگو ~~مستان سلامت می‌کنند # 4 ای مه ز رخسارت خجل مستان سلامت می‌کنند %~% وی راحت و آرام دل مستان ms0299 ~~سلامت می‌کنند # 5 ای جان جان ای جان جان مستان سلامت می‌کنند %~% یک مست این جا بیش نیست ~~مستان سلامت می‌کنند # 6 ای آرزوی آرزو مستان سلامت می‌کنند %~% آن پرده را بردار زو مستان ~~سلامت می‌کنند PageV1P0534 ### || [genre: Gh] # 1 سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می‌رود %~% آب حیات از عشق تو در جوی ~~جویان می‌رود # 2 عالم پر از حمد و ثنا از طوطیان آشنا %~% مرغ دلم بر می‌پرد چون ذکر ~~مرغان می‌رود # 3 بر ذکر ایشان جان دهم جان را خوش و خندان دهم %~% جان چون نخندد چون ز ~~تن در لطف جانان می‌رود # 4 هر مرغ جان چون فاخته در عشق طوقی ساخته %~% چون من قفس پرداخته سوی ~~سلیمان می‌رود # 5 از جان هر سبحانیی هر دم یکی روحانیی %~% مست و خراب و فانیی تا عرش ~~سبحان می‌رود # 6 جان چیست خم خسروان در وی شراب آسمان %~% زین رو سخن چون بیخودان هر دم ~~پریشان می‌رود # 7 در خوردنم ذوقی دگر در رفتنم ذوقی دگر %~% در گفتنم ذوقی دگر باقی بر ~~این سان می‌رود # 8 میدان خوش است ای ماه رو با گیر و دار ما و تو %~% ای هر که لنگست اسب ~~او لنگان ز میدان می‌رود # 9 مه از پی چوگان تو خود را چو گویی ساخته %~% خورشید هم جان باخته چون ~~گوی غلطان می‌رود # 10 این دو بسی بشتافته پیش تو ره نایافته %~% در نور تو دربافته بیرون ~~ایوان می‌رود # 11 چون نور بیرون این بود پس او که دولت بین بود %~% یا رب چه باتمکین ~~بود یا رب چه رخشان می‌رود PageV1P0535 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود %~% آمد ندای آسمان تا مرغ جان ~~پران شود # 2 هم بحر پرگوهر شود هم شوره چون گوهر شود %~% هم سنگ لعل کان شود هم جسم ~~جمله جان شود # 3 گر چشم و جان عاشقان چون ابر طوفان بار شد %~% اما دل ms0300 اندر ابر تن چون ~~برق‌ها رخشان شود # 4 دانی چرا چون ابر شد در عشق چشم عاشقان %~% زیرا که آن مه بیشتر در ~~ابرها پنهان شود # 5 ای شاد و خندان ساعتی کان ابرها گرینده شد %~% یا رب خجسته حالتی کان ~~برق‌ها خندان شود # 6 زان صد هزاران قطره‌ها یک قطره ناید بر زمین %~% ور زانک آید بر زمین ~~جمله جهان ویران شود # 7 جمله جهان ویران شود وز عشق هر ویرانه‌ای %~% با نوح هم کشتی شود پس ~~محرم طوفان شود # 8 طوفان اگر ساکن بدی گردان نبودی آسمان %~% زان موج بیرون از جهت این شش ~~جهت جنبان شود # 9 ای مانده زیر شش جهت هم غم بخور هم غم مخور %~% کان دانه‌ها زیر زمین ~~یک روز نخلستان شود # 10 از خاک روزی سر کند آن بیخ شاخ تر کند %~% شاخی دو سه گر خشک شد باقیش ~~آبستان شود # 11 وان خشک چون آتش شود آتش چو جان هم خوش شود %~% آن این نباشد این شود ~~این آن نباشد آن شود # 12 چیزی دهانم را ببست یعنی کنار بام و مست %~% هر چه تو زان حیران شوی ~~آن چیز از او حیران شود PageV1P0536 ### || [genre: Gh] # 1 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود %~% ای ساقی افزون ده قدح تا ~~وارهیم از نیک و بد # 2 هر آدمی را در جهان آورد حق در پیشه‌ای %~% در پیشه‌ای بی‌پیشگی کردست ~~ما را نام زد # 3 هر روز همچون ذره‌ها رقصان به پیش آن ضیا %~% هر شب مثال اختران طواف ~~یار ماه خد # 4 کاری ز ما گر خواهدی زین باده ما را ندهدی %~% اندر سری کاین می‌رود او ~~کی فروشد یا خرد # 5 سرمست کاری کی کند مست آن کند که می‌کند %~% باده خدایی طی کند هر دو ~~جهان را تا صمد # 6 مستی باده این جهان چون شب بخسپی بگذرد %~% مستی سغراق احد با تو درآید ~~در لحد # 7 آمد ms0301 شرابی رایگان زان رحمت ای همسایگان %~% وان ساقیان چون دایگان ~~شیرین و مشفق بر ولد # 8 ای دل از این سرمست شو هر جا روی سرمست رو %~% تو دیگران را مست کن تا ~~او تو را دیگر دهد # 9 هر جا که بینی شاهدی چون آینه پیشش نشین %~% هر جا که بینی ناخوشی ~~آیینه درکش در نمد # 10 می‌گرد گرد شهر خوش با شاهدان در کش مکش %~% می‌خوان تو لااقسم نهان ~~تا حبذا هذا البلد # 11 چون خیره شد زین می سرم خامش کنم خشک آورم %~% لطف و کرم را نشمرم کان ~~درنیاید در عدد PageV1P0537 ### || [genre: Gh] # 1 گر آتش دل برزند بر مؤمن و کافر زند %~% صورت همه پران شود گر مرغ معنی ~~پر زند # 2 عالم همه ویران شود جان غرقه طوفان شود %~% آن گوهری کو آب شد آب بر ~~گوهر زند # 3 پیدا شود سر نهان ویران شود نقش جهان %~% موجی برآید ناگهان بر گنبد ~~اخضر زند # 4 گاهی قلم کاغذ شود کاغذ گهی بیخود شود %~% جان خصم نیک و بد شود هر ~~لحظه‌ای خنجر زند # 5 هر جان که اللهی شود در لامکان پیدا شود %~% ماری بود ماهی شود از خاک ~~بر کوثر زند # 6 از جا سوی بی‌جا شود در لامکان پیدا شود %~% هر سو که افتد بعد از این ~~بر مشک و بر عنبر زند # 7 در فقر درویشی کند بر اختران پیشی کند %~% خاک درش خاقان بود حلقه درش ~~سنجر زند # 8 از آفتاب مشتعل هر دم ندا آید به دل %~% تو شمع این سر را بهل تا باز ~~شمعت سر زند # 9 تو خدمت جانان کنی سر را چرا پنهان کنی %~% زر هر دمی خوشتر شود از زخم ~~کان زرگر زند # 10 دل بیخود از باده ازل می‌گفت خوش خوش این غزل %~% گر می فروگیرد دمش ~~این دم از این خوشتر زند PageV1P0538 ### || [genre: Gh] # 1 مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند %~% آن ms0302 کو دلش را برده‌ای جان هم ~~غلامت می‌کند # 2 ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را %~% مستی که هر دو دست را پابند ~~دامت می‌کند # 3 ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان %~% حسنت میان عاشقان نک دوستکامت ~~می‌کند # 4 ای چاشنی هر لبی ای قبله هر مذهبی %~% مه پاسبانی هر شبی بر گرد بامت ~~می‌کند # 5 آن کو ز خاک ابدان کند مر دود را کیوان کند %~% ای خاک تن وی دود دل ~~بنگر کدامت می‌کند # 6 یک لحظه‌ات پر می‌دهد یک لحظه لنگر می‌دهد %~% یک لحظه صحبت می‌کند یک ~~لحظه شامت می‌کند # 7 یک لحظه می‌لرزاندت یک لحظه می‌خنداندت %~% یک لحظه مستت می‌کند یک ~~لحظه جامت می‌کند # 8 چون مهره‌ای در دست او گه باده و گه مست او %~% این مهره‌ات را بشکند ~~والله تمامت می‌کند # 9 گه آن بود گه این بود پایان تو تمکین بود %~% لیکن بدین تلوین‌ها مقبول ~~و رامت می‌کند # 10 تو نوح بودی مدتی بودت قدم در شدتی %~% ماننده کشتی کنون بی‌پا و گامت ~~می‌کند # 11 خامش کن و حیران نشین حیران حیرت آفرین %~% پخته سخن مردی ولی گفتار ~~خامت می‌کند PageV1P0539 ### || [genre: Gh] # 1 مستی سلامت می‌کند پنهان پیامت می‌کند %~% آن کو دلش را برده‌ای جان هم ~~غلامت می‌کند # 2 ای نیست کرده هست را بشنو سلام مست را %~% مستی که هر دو دست را پابند ~~دامت می‌کند # 3 ای آسمان عاشقان ای جان جان عاشقان %~% حسنت میان عاشقان نک دوستکامت ~~می‌کند # 4 ای چاشنی هر لبی وی قبله هر مذهبی %~% مه پاسبانی هر شبی بر گرد بامت ~~می‌کند # 5 ای دل چه مستی و خوشی سلطانی و سلطان وشی %~% با این دماغ و سرکشی چون ~~عشق رامت می‌کند # 6 آن کو ز خاکی جان کند او دود را کیوان کند %~% ای خاک تن وی دود دل ~~بنگر کدامت می‌کند # 7 بستان ز شاه ساقیان سرمست شو چون باقیان %~% گر نیم ms0303 مست ناقصی مست ~~تمامت می‌کند # 8 از لب سلامت ای احد چون برگ بیرون می‌جهد %~% اندازه لب نیست این این ~~لطف عامت می‌کند # 9 ماه از غمت دو نیم شد رخساره‌ها چون سیم شد %~% قد الف چون جیم شد وین ~~جیم جامت می‌کند # 10 در عشق زاری‌ها نگر وین اشک باری‌ها نگر %~% وان پخته کاری‌ها نگر کان ~~رطل خامت می‌کند # 11 ای باده خوش رنگ و بو بنگر که دست جود او %~% بر جان حلالت می‌کند بر ~~تن حرامت می‌کند # 12 پس تن نباشم جان شوم جوهر نباشم کان شوم %~% ای دل مترس از نام بد کو ~~نیک نامت می‌کند # 13 بس کن رها کن گفت و گو نی نظم گو نی نثر گو %~% کان حیله ساز و حیله ~~جو بدو کلامت می‌کند PageV1P0540 ### || [genre: Gh] # 1 صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود %~% در پاکبازان ای پسر فیض و ~~خداخویی بود # 2 خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا %~% اندر سخا هم بی‌شکی پنهان ~~عوض جویی بود # 3 هست این سخا چون سیر ره وین بخل منزل کردنت %~% در کشتی نوح آمدی کی ~~وقف و ره‌پویی بود # 4 حاصل عصای موسوی عشقست در کون ای روی %~% عین و عرض در پیش او اشکال ~~جادویی بود # 5 یک سو رو از گرداب تن پیش از دم غرقه شدن %~% زیرا بقا و خرمی زان سوی ~~شش سویی بود # 6 خود را بیفشان چون شجر از برگ خشک و برگ تر %~% بی رنگ نیک و رنگ بد ~~توحید و یک تویی بود # 7 ره رو مگو این چون بود زیرا ز چون بیرون بود %~% کی شیر را همدم شوی تا ~~در تو آهویی بود # 8 خاموش کاین گفت زبان دارد نشان فرقتی %~% ور نی چو نان خاید فتی کی وقت ~~نان گویی بود PageV1P0541 ### || [genre: Gh] # 1 بی گاه شد بی‌گاه شد خورشید اندر چاه شد %~% خورشید جان عاشقان در خلوت ~~الله ms0304 شد # 2 روزیست اندر شب نهان ترکی میان هندوان %~% هین ترک تازیی بکن کان ترک ~~در خرگاه شد # 3 گر بو بری زان روشنی آتش به خواب اندرزنی %~% کز شب روی و بندگی زهره ~~حریف ماه شد # 4 گردیم ما آن شب روان اندر پی ما هندوان %~% زیرا که ما بردیم زر تا ~~پاسبان آگاه شد # 5 ما شب روی آموخته صد پاسبان را سوخته %~% رخ‌ها چو گل افروخته کان بیذق ~~ما شاه شد # 6 بشکست بازار زمین بازار انجم را ببین %~% کز انجم و در ثمین آفاق ~~خرمنگاه شد # 7 تا چند از این استور تن کو کاه و جو خواهد ز من %~% بر چرخ راه کهکشان ~~از بهر او پرکاه شد # 8 استور را اشکال نه رخ بر رخ اقبال نه %~% اقبال آن جانی که او بی‌مثل و ~~بی‌اشباه شد # 9 تن را بدیدی جان نگر گوهر بدیدی کان نگر %~% این نادره ایمان نگر ~~کایمان در او گمراه شد # 10 معنی همی‌گوید مکن ما را در این دلق کهن %~% دلق کهن باشد سخن کو سخره ~~افواه شد # 11 من گویم ای معنی بیا چون روح در صورت درآ %~% تا خرقه‌ها و کهنه‌ها از ~~فر جان دیباه شد # 12 بس کن رها کن گازری تا نشنود گوش پری %~% کان روح از کروبیان هم سیر و ~~خلوت خواه شد PageV1P0542 ### || [genre: Gh] # 1 یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خود %~% هیکل یارم که مرا می‌فشرد در ~~بر خود # 2 گاه چو قطار شتر می‌کشدم از پی خود %~% گاه مرا پیش کند شاه چو سرلشکر ~~خود # 3 گه چو نگینم به مزد تا که به من مهر نهد %~% گاه مرا حلقه کند دوزد او ~~بر در خود # 4 خون ببرد نطفه کند نطفه برد خلق کند %~% خلق کشد عقل کند فاش کند محشر ~~خود # 5 گاه براند به نیم همچو کبوتر ز وطن %~% گاه به صد لابه مرا خواند تا ~~محضر ms0305 خود # 6 گاه چو کشتی بردم بر سر دریا به سفر %~% گاه مرا لنگ کند بندد بر لنگر ~~خود # 7 گاه مرا آب کند از پی پاکی طلبان %~% گاه مرا خار کند در ره بداختر خود # 8 هشت بهشت ابدی منظر آن شاه نشد %~% تا چه خوش است این دل من کو کندش ~~منظر خود # 9 من به شهادت نشدم مؤمن آن شاهد جان %~% مؤمنش آن گاه شدم که بشدم کافر ~~خود # 10 هر کی درآمد به صفش یافت امان از تلفش %~% تیغ بدیدم به کفش سوختم آن ~~اسپر خود # 11 همپر جبریل بدم ششصد پر بود مرا %~% چونک رسیدم بر او تا چه کنم من پر ~~خود # 12 حارس آن گوهر جان بودم روزان و شبان %~% در تک دریای گهر فارغم از ~~گوهر خود # 13 چند صفت می‌کنیش چونک نگنجد به صفت %~% بس کن تا من بروم بر سر شور و ~~شر خود PageV1P0543 ### || [genre: Gh] # 1 ای که ز یک تابش تو کوه احد پاره شود %~% چه عجب ار مشت گلی عاشق و ~~بیچاره شود # 2 چونک به لطفش نگری سنگ حجر موم شود %~% چونک به قهرش نگری موم تو خود ~~خاره شود # 3 نوحه کنی نوحه کنی مرده دل زنده شود %~% کار کنی کار کنی جان تو این ~~کاره شود # 4 عزم سفر دارد جان می‌نهیش بند گران %~% برسکلد بند تو را عاقبت آواره ~~شود # 5 چونک سلیمان برود دیو شهنشاه شود %~% چون برود صبر و خرد نفس تو اماره ~~شود # 6 عشق گرفتست جهان رنگ نبینی تو از او %~% لیک چو بر تن بزند زردی رخساره ~~شود # 7 شه بچه‌ای باید کو مشتری لعل بود %~% نادره‌ای باید کو بهر تو غمخواره ~~شود # 8 بشنو از قل خدا هست زمین مهد شما %~% گر نبود طفل چرا بسته گهواره شود # 9 چون بجهی از غضبش دامن حلمش بکشی %~% آتش سوزنده تو را لطف و کرم باره ~~شود # 10 گردش ms0306 این سایه من سخره خورشید حق است %~% نی چو منجم که دلش سخره ~~استاره شود PageV1P0544 ### || [genre: Gh] # 1 بی تو به سر می نشود با دگری می‌نشود %~% هر چه کنم عشق بیان بی‌جگری ~~می‌نشود # 2 اشک دوان هر سحری از دلم آرد خبری %~% هیچ کسی را ز دلم خود خبری ~~می‌نشود # 3 یک سر مو از غم تو نیست که اندر تن من %~% آب حیاتی ندهد یا گهری ~~می‌نشود # 4 ای غم تو راحت جان چیستت این جمله فغان %~% تا بزنم بانگ و فغان خود ~~حشری می‌نشود # 5 میل تو سوی حشرست پیشه تو شور و شرست %~% بی ره و رای تو شها رهگذری ~~می‌نشود # 6 چیست حشر از خود خود رفتن جان‌ها به سفر %~% مرغ چو در بیضه خود بال و ~~پری می‌نشود # 7 بیست چو خورشید اگر تابد اندر شب من %~% تا تو قدم درننهی خود سحری ~~می‌نشود # 8 دانه دل کاشته‌ای زیر چنین آب و گلی %~% تا به بهارت نرسد او شجری ~~می‌نشود # 9 در غزلم جبر و قدر هست از این دو بگذر %~% زانک از این بحث بجز شور و ~~شری می‌نشود PageV1P0545 ### || [genre: Gh] # 1 هین سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود %~% وارهد از حد جهان بی‌حد و ~~اندازه شود # 2 خاک سیه بر سر او کز دم تو تازه نشد %~% یا همگی رنگ شود یا همه آوازه ~~شود # 3 هر که شدت حلقه در زود برد حقه زر %~% خاصه که در باز کنی محرم دروازه ~~شود # 4 آب چه دانست که او گوهر گوینده شود %~% خاک چه دانست که او غمزه غمازه ~~شود # 5 روی کسی سرخ نشد بی‌مدد لعل لبت %~% بی تو اگر سرخ بود از اثر غازه شود # 6 ناقه صالح چو ز که زاد یقین گشت مرا %~% کوه پی مژده تو اشتر جمازه شود # 7 راز نهان دار و خمش ور خمشی تلخ بود %~% آنچ جگرسوزه بود باز جگرسازه ~~شود ms0307 PageV1P0546 ### || [genre: Gh] # 1 سجده کنم پیشکش آن قد و بالا چه شود %~% دیده کنم پیشکش آن دل بینا چه ~~شود # 2 باده او را نخورم ور نخورم پس کی خورد %~% گر بخورم نقد و نیندیشم فردا ~~چه شود # 3 باده او همدل من بام فلک منزل من %~% گر بگشایم پر خود برپرم آن جا چه ~~شود # 4 دل نشناسم چه بود جان و بدن تا برود %~% غم نخورم غم نخورم غم نخورم تا ~~چه شود PageV1P0547 ### || [genre: Gh] # 1 چشم تو ناز می‌کند ناز جهان تو را رسد %~% حسن و نمک تو را بود ناز دگر ~~که را رسد # 2 چشم تو ناز می‌کند لعل تو داد می‌دهد %~% کشتن و حشر بندگان لاجرم از ~~خدا رسد # 3 چشم کشید خنجری لعل نمود شکری %~% بو که میان کش مکش هدیه به آشنا رسد # 4 سلطنتست و سروری خوبی و بنده پروری %~% و آنچ بگفت ناید آن کز تو به ~~جان عطا رسد # 5 نطق عطاردانه‌ام مستی بی‌کرانه‌ام %~% گر نبود ز خوان تو راتبه از کجا ~~رسد # 6 چرخ سجود می‌کند خرقه کبود می‌کند %~% چرخ زنان چو صوفیان چونک ز تو ~~صلا رسد # 7 جز تو خلیفه خدا کیست بگو به دور ما %~% سجده کند ملک تو را چون ملک از ~~سما رسد # 8 دولت خاکیان نگر کز ملکند پاکتر %~% پرورش این چنین بود کز بر شاه ما ~~رسد # 9 سر مکش از چنین سری کید تاج از آن سرش %~% کبر مکن بر آن کسی کز سوی ~~کبریا رسد # 10 نقد الست می‌رسد دست به دست می‌رسد %~% زود بکن بلی بلی ور نکنی بلا ~~رسد # 11 من که خریده ویم پرده دریده ویم %~% رگ به رگ مرا از او لطف جدا جدا ~~رسد # 12 گر به تمام مستمی راز غمش بگفتمی %~% گفت تمام چون شکر زان مه خوش لقا ~~رسد PageV1P0548 ### || [genre: Gh] # 1 آب زنید راه را هین که نگار می‌رسد %~% مژده دهید ms0308 باغ را بوی بهار ~~می‌رسد # 2 راه دهید یار را آن مه ده چهار را %~% کز رخ نوربخش او نور نثار می‌رسد # 3 چاک شدست آسمان غلغله ایست در جهان %~% عنبر و مشک می‌دمد سنجق یار ~~می‌رسد # 4 رونق باغ می‌رسد چشم و چراغ می‌رسد %~% غم به کناره می‌رود مه به کنار ~~می‌رسد # 5 تیر روانه می‌رود سوی نشانه می‌رود %~% ما چه نشسته‌ایم پس شه ز شکار ~~می‌رسد # 6 باغ سلام می‌کند سرو قیام می‌کند %~% سبزه پیاده می‌رود غنچه سوار ~~می‌رسد # 7 خلوتیان آسمان تا چه شراب می‌خورند %~% روح خراب و مست شد عقل خمار ~~می‌رسد # 8 چون برسی به کوی ما خامشی است خوی ما %~% زان که ز گفت و گوی ما گرد و ~~غبار می‌رسد PageV1P0549 ### || [genre: Gh] # 1 پنبه ز گوش دور کن بانگ نجات می‌رسد %~% آب سیاه درمرو کآب حیات می‌رسد # 2 نوبت عشق مشتری بر سر چرخ می‌زند %~% بهر روان عاشقان صد صلوات می‌رسد # 3 جمله چو شهد و شیر شو وز خود خود فقیر شو %~% زانک ز شه فقیر را عشر و ~~زکات می‌رسد # 4 رحمت اوست کآب و گل طالب دل همی‌شود %~% جذبه اوست کز بشر صوم و صلات ~~می‌رسد # 5 در ظلمات ابتلا صبر کن و مکن ابا %~% کآب حیات خضر را در ظلمات می‌رسد ~~PageV1P0550 ### || [genre: Gh] # 1 جان و جهان چو روی تو در دو جهان کجا بود %~% گر تو ستم کنی به جان از ~~تو ستم روا بود # 2 چون همه سوی نور تست کیست دورو به عهد تو %~% چون همه رو گرفته‌ای روی ~~دگر کجا بود # 3 آنک بدید روی تو در نظرش چه سرد شد %~% گنج که در زمین بود ماه که در ~~سما بود # 4 با تو برهنه خوشترم جامه تن برون کنم %~% تا که کنار لطف تو جان مرا ~~قبا بود # 5 ذوق تو زاهدی برد جام تو عارفی کشد %~% وصف تو عالمی کند ذات تو مر ms0309 مرا ~~بود # 6 هر که حدیث جان کند با رخ تو نمایمش %~% عشق تو چون زمردی گر چه که ~~اژدها بود # 7 هر که رخش چنین بود شاه غلام او شود %~% گر چه که بنده‌ای بود خاصه که ~~در هوا بود # 8 این دل پاره پاره را پیش خیال تو نهم %~% گر سخن وفا کند گویم کاین وفا ~~بود # 9 چون در ماجرا زنم خانه شرع وا شود %~% شاهد من رخش بود نرگس او گوا بود # 10 از تبریز شمس دین چونک مرا نعم رسد %~% جز تبریز و شمس دین جمله وجود ~~لا بود PageV1P0551 ### || [genre: Gh] # 1 چیست صلای چاشتگه خواجه به گور می‌رود %~% دیر به خانه وارسد منزل دور ~~می‌رود # 2 در عوض بت گزین کزدم و مار همنشین %~% وز تتق بریشمین سوی قبور می‌رود # 3 شد می و نقل خوردنش عشرت و عیش کردنش %~% سخت شکست گردنش سخت صبور ~~می‌رود # 4 زهره نداشت هیچ کس تا بر او زند نفس %~% پخته شود از این سپس چون به ~~تنور می‌رود # 5 صاف صفا نمی‌رود راه وفا نمی‌رود %~% مست خدا نمی‌رود مست غرور می‌رود # 6 ای خنک آن که پیش شد بنده دین و کیش شد %~% موسی وقت خویش شد جانب طور ~~می‌رود # 7 چند برید جامه‌ها بست بسی عمامه‌ها %~% چون که نداشت ستر حق ناکس و عور ~~می‌رود # 8 آنک ز روم زاده بد جانب روم وارود %~% وان که ز غور زاده بد هم سوی غور ~~می‌رود # 9 آن که ز نار زاده بد همچو بلیس نار شد %~% وان که ز نور زاده بد هم سوی ~~نور می‌رود # 10 آن که ز دیو زاده بد دست جفا گشاده بد %~% هیچ گمان مبر که او در بر ~~حور می‌رود # 11 بانمکان و چابکان جانب خوان حق شده %~% وان دل خام بی‌نمک در شر و شور ~~می‌رود # 12 طبل سیاستی ببین کز فزع نهیب او %~% شیر چو گربه می‌شود میر چو ms0310 مور ~~می‌رود # 13 بس که بیان سر تو گر چه به لب نیاوری %~% همچو خیال نیکوان سوی صدور ~~می‌رود PageV1P0552 ### || [genre: Gh] # 1 بی همگان به سر شود بی‌تو به سر نمی‌شود %~% داغ تو دارد این دلم جای ~~دگر نمی‌شود # 2 دیده عقل مست تو چرخه چرخ پست تو %~% گوش طرب به دست تو بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 3 جان ز تو جوش می‌کند دل ز تو نوش می‌کند %~% عقل خروش می‌کند بی‌تو به ~~سر نمی‌شود # 4 خمر من و خمار من باغ من و بهار من %~% خواب من و قرار من بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 5 جاه و جلال من تویی ملکت و مال من تویی %~% آب زلال من تویی بی‌تو به ~~سر نمی‌شود # 6 گاه سوی وفا روی گاه سوی جفا روی %~% آن منی کجا روی بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 7 دل بنهند برکنی توبه کنند بشکنی %~% این همه خود تو می‌کنی بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 8 بی تو اگر به سر شدی زیر جهان زبر شدی %~% باغ ارم سقر شدی بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 9 گر تو سری قدم شوم ور تو کفی علم شوم %~% ور بروی عدم شوم بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 10 خواب مرا ببسته‌ای نقش مرا بشسته‌ای %~% وز همه‌ام گسسته‌ای بی‌تو به ~~سر نمی‌شود # 11 گر تو نباشی یار من گشت خراب کار من %~% مونس و غمگسار من بی‌تو به سر ~~نمی‌شود # 12 بی تو نه زندگی خوشم بی‌تو نه مردگی خوشم %~% سر ز غم تو چون کشم ~~بی‌تو به سر نمی‌شود # 13 هر چه بگویم ای سند نیست جدا ز نیک و بد %~% هم تو بگو به لطف خود ~~بی‌تو به سر نمی‌شود PageV1P0553 ### || [genre: Gh] # 1 این رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه می‌شود %~% بی هوسی مکن ببین کز هوسی چه ~~می‌شود # 2 دزد دلم به هر شبی در هوس شکرلبی %~% در سر کوی شب روان از عسسی چه ~~می‌شود # 3 هیچ دلی ms0311 نشان دهد هیچ کسی گمان برد %~% کاین دل من ز آتش عشق کسی چه ~~می‌شود # 4 آن شکر چو برف او وان عسل شگرف او %~% از سر لطف و نازکی از مگسی چه ~~می‌شود # 5 عشق تو صاف و ساده‌ای بحر صفت گشاده‌ای %~% چونک در آن همی‌فتد خار و ~~خسی چه می‌شود # 6 از تبریز شمس دین دست دراز می‌کند %~% سوی دل و دل من از دسترسی چه ~~می‌شود PageV1P0554 ### || [genre: Gh] # 1 چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند %~% نیست عجب که از جنون صد چو مرا ~~چنین کند # 2 بال برآرد این دلم چونک غمت پرک زند %~% بارخدا تو حکم کن تا به ابد ~~همین کند # 3 چونک ستاره دلم با مه تو قران کند %~% اه که فلک چه لطف‌ها از تو بر ~~این زمین کند # 4 باده به دست ساقیت گرد جهان همی‌رود %~% آخر کار عاقبت جان مرا گزین ~~کند # 5 گر چه بسی بیاورد در دل بنده سر کند %~% غیرت تو بسوزدش گر نفسی جز این ~~کند # 6 از دل همچو آهنم دیو و پری حذر کند %~% چون دل همچو آب را عشق تو آهنین ~~کند # 7 جان چو تیر راست من در کف تست چون کمان %~% چرخ از این ز کین من هر ~~طرفی کمین کند # 8 دیده چرخ و چرخیان نقش کند نشان من %~% زانک مرا به هر نفس لطف تو ~~همنشین کند # 9 سجده کنم به هر نفس از پی شکر آنک حق %~% در تبریز مر مرا بنده شمس دین ~~کند PageV1P0555 ### || [genre: Gh] # 1 جور و جفا و دوریی کان کنکار می‌کند %~% بر دل و جان عاشقان چون کنه ~~کار می‌کند # 2 هم تک یار یار کو راحت مطلقست او %~% یار ز حکم و داوری با تو چه یار ~~می‌کند # 3 یک صفتی قرین شود چرخ بدو زمین شود %~% یک صفتی خریف را فصل بهار ~~می‌کند # 4 از صفتی فرشته را دیو و ms0312 بلیس می‌کند %~% وز تبشی شب مرا رشک بهار ~~می‌کند # 5 می زده را معالجه هم به می از چه می‌کند %~% اشتر مست را ز می باز چه ~~بار می‌کند # 6 از کف پیر میکده مجلسیان خرف شده %~% دور ز حد گذشت کو آن که شمار ~~می‌کند # 7 هست شد آن عدم که او دولت هست‌ها بود %~% مست شد آن خرد که او یاد خمار ~~می‌کند # 8 عشرت خشک لب شده آمد و تر همی‌زند %~% آن تریی که اندر او آب غبار ~~می‌کند # 9 ساقی جان بیا که دل بی‌تو شدست مشتغل %~% تا که نبیند او تو را با کی ~~قرار می‌کند # 10 جزو دوید تا به کل خار گرفت صدر گل %~% جذبه خارخار بین کان دل خار ~~می‌کند # 11 مطرب جان بیا بزن تنتن تن تنن تنن %~% کاین دل مست از به گه یاد نگار ~~می‌کند # 12 یاد نگار می‌کند قصد کنار می‌کند %~% روح نثار می‌کند شیر شکار می‌کند # 13 تا که چه دید دوش او یا که چه کرد نوش او %~% کز بن بامداد او ناله ~~زار می‌کند # 14 گفت حبیب نادرست همچو الست و جنس او %~% تا که به پاسخ بلی چرخ دوار ~~می‌کند # 15 جمله مکونات را چرخ زنان چو چرخ دان %~% جسم جهار می‌کند روح سرار ~~می‌کند # 16 دور به گرد ساغرش هست نصیب اسعدی %~% کو بحراک دست او دور سوار می‌کند # 17 ای همراه راه بین بر سر راه ماه بین %~% لیک خمش سخن مگو گفت غبار ~~می‌کند PageV1P0556 ### || [genre: Gh] # 1 دل چو بدید روی تو چون نظرش به جان بود %~% جان ز لبت چو می‌کشد خیره و ~~لب گزان بود # 2 تن برود به پیش دل کاین همه را چه می‌کنی %~% گوید دل که از مهی کز ~~نظرت نهان بود # 3 جز رخ دل نظر مکن جز سوی دل گذر مکن %~% زانک به نور دل همه شعله آن ~~جهان بود # 4 شیخ شیوخ عالمست ms0313 آن که تو راست نومرید %~% آن که گرفت دست تو خاصبک ~~زمان بود # 5 دل به میان چو پیر دین حلقه تن به گرد او %~% شاد تنی که پیر دل شسته ~~در آن میان بود # 6 راز دل تو شمس دین در تبریز بشنود %~% دور ز گوش و جان او کز سخنت گران ~~بود PageV1P0557 ### || [genre: Gh] # 1 یار مرا چو اشتران باز مهار می‌کشد %~% اشتر مست خویش را در چه قطار ~~می‌کشد # 2 جان و تنم بخست او شیشه من شکست او %~% گردن من به بست او تا به چه کار ~~می‌کشد # 3 شست ویم چو ماهیان جانب خشک می‌برد %~% دام دلم به جانب میر شکار ~~می‌کشد # 4 آنک قطار ابر را زیر فلک چو اشتران %~% ساقی دشت می‌کند برکه و غار ~~می‌کشد # 5 رعد همی‌زند دهل زنده شدست جزو و کل %~% در دل شاخ و مغز گل بوی بهار ~~می‌کشد # 6 آنک ضمیر دانه را علت میوه می‌کند %~% راز دل درخت را بر سر دار می‌کشد # 7 لطف بهار بشکند رنج خمار باغ را %~% گر چه جفای دی کنون سوی خمار ~~می‌کشد PageV1P0558 ### || [genre: Gh] # 1 زهره عشق هر سحر بر در ما چه می‌کند %~% دشمن جان صد قمر بر در ما چه ~~می‌کند # 2 هر که بدید از او نظر باخبرست و بی‌خبر %~% او ملکست یا بشر بر در ما ~~چه می‌کند # 3 زیر جهان زبر شده آب مرا ز سر شده %~% سنگ از او گهر شده بر در ما چه ~~می‌کند # 4 ای بت شنگ پرده‌ای گر تو نه فتنه کرده‌ای %~% هر نفسی چنین حشر بر در ~~ما چه می‌کند # 5 گر نه که روز روشنی پیشه گرفته رهزنی %~% روز به روز و ره گذر بر در ما ~~چه می‌کند # 6 ور نه که دوش مست او آمد و درشکست او %~% پس به نشانه این کمر بر در ما ~~چه می‌کند # 7 گر نه جمال حسن او گرد ms0314 برآرد از عدم %~% این همه گرد شور و شر بر در ما ~~چه می‌کند # 8 از تبریز شمس دین سوی که رای می‌کند %~% بحر چه موج زد گهر بر در ما چه ~~می‌کند PageV1P0559 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود %~% چونک جمال این بود رسم وفا چرا ~~بود # 2 این همه لطف و سرکشی قسمت خلق چون شود %~% این همه حسن و دلبری بر بت ~~ما چرا بود # 3 درد فراق من کشم ناله به نای چون رسد %~% آتش عشق من برم چنگ دوتا چرا ~~بود # 4 لذت بی‌کرانه ایست عشق شدست نام او %~% قاعده خود شکایتست ور نه جفا ~~چرا بود # 5 از سر ناز و غنج خود روی چنان ترش کند %~% آن ترشی روی او روح فزا چرا ~~بود # 6 آن ترشی روی او ابرصفت همی‌شود %~% ور نه حیات و خرمی باغ و گیا چرا ~~بود PageV1P0560 ### || [genre: Gh] # 1 طوطی جان مست من از شکری چه می‌شود %~% زهره می پرست من از قمری چه ~~می‌شود # 2 بحر دلم که موج او از فلک نهم گذشت %~% خیره بمانده‌ام که او از گهری ~~چه می‌شود # 3 باغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدم %~% نرگس تازه خیره شد کز شجری چه ~~می‌شود # 4 جان سپهست و من علم جان سحرست و من شبم %~% این دل آفتاب من هر سحری چه ~~می‌شود # 5 دل شده پاره پاره‌ها در نظر و نظاره‌ها %~% کاین همه کون هر زمان از ~~نظری چه می‌شود # 6 از غلبات عشق او عقل چه شور می‌کند %~% وز لمعان جان او جانوری چه ~~می‌شود # 7 من همگی چو شیشه‌ام شیشه گریست پیشه‌ام %~% آه که شیشه دلم از حجری چه ~~می‌شود # 8 باخبران و زیرکان گر چه شوند لعل کان %~% بی خبرند از این کز او ~~بی‌خبری چه می‌شود # 9 از تبریز شمس دین راست شود دل و نظر %~% آن نظر خوش از کژ و ms0315 کژنگری چه ~~می‌شود PageV1P0561 ### || [genre: Gh] # 1 خیال ترک من هر شب صفات ذات من گردد %~% که نفی ذات من در وی همی اثبات ~~من گردد # 2 ز حرف عین چشم او ز ظرف جیم گوش او %~% شه شطرنج هفت اختر به حرفی مات ~~من گردد # 3 اگر زان سیب بن سیبی شکافم حوریی زاید %~% که عالم را فروگیرد رز و ~~جنات من گردد # 4 وگر مصحف به کف گیرم ز حیرت افتد از دستم %~% رخش سرعشر من خواند لبش ~~آیات من گردد # 5 جهان طورست و من موسی که من بی‌هوش و او رقصان %~% ولیکن این کسی داند ~~که بر میقات من گردد # 6 برآمد آفتاب جان که خیزید ای گران جانان %~% که گر بر کوه برتابم کمین ~~ذرات من گردد # 7 خمش چندان بنالیدم که تا صد قرن این عالم %~% در این هیهای من پیچد بر ~~این هیهات من گردد PageV1P0562 ### || [genre: Gh] # 1 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد %~% به زیر آن درختی رو که او ~~گل‌های تر دارد # 2 در این بازار عطاران مرو هر سو چو بی‌کاران %~% به دکان کسی بنشین که ~~در دکان شکر دارد # 3 ترازو گر نداری پس تو را زو رهزند هر کس %~% یکی قلبی بیاراید تو ~~پنداری که زر دارد # 4 تو را بر در نشاند او به طراری که می‌آید %~% تو منشین منتظر بر در که ~~آن خانه دو در دارد # 5 به هر دیگی که می‌جوشد میاور کاسه و منشین %~% که هر دیگی که می‌جوشد ~~درون چیزی دگر دارد # 6 نه هر کلکی شکر دارد نه هر زیری زبر دارد %~% نه هر چشمی نظر دارد نه ~~هر بحری گهر دارد # 7 بنال ای بلبل دستان ازیرا ناله مستان %~% میان صخره و خارا اثر دارد ~~اثر دارد # 8 بنه سر گر نمی‌گنجی که اندر چشمه سوزن %~% اگر رشته نمی‌گنجد از آن ~~باشد که سر دارد # 9 چراغست ms0316 این دل بیدار به زیر دامنش می‌دار %~% از این باد و هوا بگذر ~~هوایش شور و شر دارد # 10 چو تو از باد بگذشتی مقیم چشمه‌ای گشتی %~% حریف همدمی گشتی که آبی بر ~~جگر دارد # 11 چو آبت بر جگر باشد درخت سبز را مانی %~% که میوه نو دهد دایم درون دل ~~سفر دارد PageV1P0563 ### || [genre: Gh] # 1 همی‌بینیم ساقی را که گرد جام می‌گردد %~% ز زر پخته بویی بر که سیم ~~اندام می‌گردد # 2 دگر دل دل نمی‌باشد دگر جان می‌نیارامد %~% که آن ماه دل و جان‌ها به ~~گرد بام می‌گردد # 3 چو خرمن کرد ماه ما بر آن شد تا بسوزاند %~% چو پخته کرد جان‌ها را به ~~گرد خام می‌گردد # 4 دل بیچاره مفتون شد خرد افتاد و مجنون شد %~% به دست اوست آن دانه چه ~~گرد دام می‌گردد # 5 ز گردش فارغست آن مه چه منزل پیش او چه ره %~% برای حاجت ما دان که چون ~~ایام می‌گردد # 6 شهی که کان و دریاها زکات از وی همی‌خواهند %~% به گرد کوی هر مفلس ~~برای وام می‌گردد # 7 از این جمله گذر کردم بده ساقی یکی جامی %~% ز انعامت که این عالم بر ~~آن انعام می‌گردد # 8 شبی گفتی به دلداری شبت را روز گردانم %~% چو سنگ آسیا جانم بر آن ~~پیغام می‌گردد # 9 به لطف خویش مستش کن خوش جام الستش کن %~% خراب و می پرستش کن که ~~بی‌آرام می‌گردد # 10 گشا خنب حقایق را بده بی‌صرفه عاشق را %~% می آشامش کن ایرا دل خیال ~~آشام می‌گردد # 11 بده زان باده خوش بو مپرسش مستحقی تو %~% ازیرا آفتابی که همه بر عام ~~می‌گردد # 12 نهان ار رهزنی باشد نهان بینا ببر حلقش %~% چه نقصان قهرمانت را که ~~چون صمصام می‌گردد # 13 اگر گبرم اگر شاکر تویی اول تویی آخر %~% چو تو پنهان شوی شادی غم و ~~سرسام می‌گردد # 14 دلم پرست و آن اولی که هم تو گویی ms0317 ای مولی %~% حدیث خفته‌ای چه بود که ~~بر احلام می‌گردد PageV1P0564 ### || [genre: Gh] # 1 اگر صد همچو من گردد هلاک او را چه غم دارد %~% که نی عاشق نمی‌یابد که ~~نی دلخسته کم دارد # 2 مرا گوید چرا چشمت رقیب روی من باشد %~% بدان در پیش خورشیدش همی‌دارم ~~که نم دارد # 3 چو اسماعیل پیش او بنوشم زخم نیش او %~% خلیلم را خریدارم چه گر قصد ~~ستم دارد # 4 اگر مشهور شد شورم خدا داند که معذورم %~% کاسیر حکم آن عشقم که صد طبل ~~و علم دارد # 5 مرا یار شکرناکم اگر بنشاند بر خاکم %~% چرا غم دارد آن مفلس که یار ~~محتشم دارد # 6 غمش در دل چو گنجوری دلم نور علی نوری %~% مثال مریم زیبا که عیسی در ~~شکم دارد # 7 چو خورشیدست یار من نمی‌گردد بجز تنها %~% سپه سالار مه باشد کز استاره ~~حشم دارد # 8 مسلمان نیستم گبرم اگر ماندست یک صبرم %~% چه دانی تو که درد او چه ~~دستان و قدم دارد # 9 ز درد او دهان تلخست هر دریا که می‌بینی %~% ز داغ او نکو بنگر که روی ~~مه رقم دارد # 10 به دوران‌ها چو من عاشق نرست از مغرب و مشرق %~% بپرس از پیر گردونی ~~که چون من پشت خم دارد # 11 خنک جانی که از خوابش به مالش‌ها برانگیزد %~% بدان مالش بود شادان و ~~آن را مغتنم دارد # 12 طبیبی چون دهد تلخش بنوشد تلخ او را خوش %~% طبیبان را نمی‌شاید که ~~عاقل متهم دارد # 13 اگر شان متهم داری بمانی بند بیماری %~% کسی برخورد از استا که او را ~~محترم دارد # 14 خمش کن کاندر این دریا نشاید نعره و غوغا %~% که غواص آن کسی باشد که ~~او امساک دم دارد PageV1P0565 ### || [genre: Gh] # 1 بتی کو زهره و مه را همه شب شیوه آموزد %~% دو چشم او به جادویی دو چشم ~~چرخ بردوزد # 2 شما دل‌ها نگه دارید مسلمانان که من باری ms0318 %~% چنان آمیختم با او که دل ~~با من نیامیزد # 3 نخست از عشق او زادم به آخر دل بدو دادم %~% چو میوه زاید از شاخی از ~~آن شاخ اندرآویزد # 4 ز سایه خود گریزانم که نور از سایه پنهانست %~% قرارش از کجا باشد کسی ~~کز سایه بگریزد # 5 سر زلفش همی‌گوید صلا زوتر رسن بازی %~% رخ شمعش همی‌گوید کجا پروانه ~~تا سوزد # 6 برای این رسن بازی دلاور باش و چنبر شو %~% درافکن خویش در آتش چو شمع ~~او برافروزد # 7 چو ذوق سوختن دیدی دگر نشکیبی از آتش %~% اگر آب حیات آید تو را ز آتش ~~نینگیزد PageV1P0566 ### || [genre: Gh] # 1 نباشد عیب پرسیدن تو را خانه کجا باشد %~% نشانی ده اگر یابیم وان ~~اقبال ما باشد # 2 تو خورشید جهان باشی ز چشم ما نهان باشی %~% تو خود این را روا داری ~~وانگه این روا باشد # 3 نگفتی من وفادارم وفا را من خریدارم %~% ببین در رنگ رخسارم بیندیش این ~~وفا باشد # 4 بیا ای یار لعلین لب دلم گم گشت در قالب %~% دلم داغ شما دارد یقین پیش ~~شما باشد # 5 در این آتش کبابم من خراب اندر خرابم من %~% چه باشد ای سر خوبان تنی ~~کز سر جدا باشد # 6 دل من در فراق جان چو ماری سرزده پیچان %~% بگرد نقش تو گردان مثال ~~آسیا باشد # 7 بگفتم ای دل مسکین بیا بر جای خود بنشین %~% حذر کن ز آتش پرکین دل من ~~گفت تا باشد # 8 فروبستست تدبیرم بیا ای یار شبگیرم %~% بپرس از شاه کشمیرم کسی را کشنا ~~باشد # 9 خود او پیدا و پنهانست جهان نقش است و او جانست %~% بیندیش این چه ~~سلطانست مگر نور خدا باشد # 10 خروش و جوش هر مستی ز جوش خم می باشد %~% سبکساری هر آهن ز تو آهن ربا ~~باشد # 11 خریدی خانه دل را دل آن توست می‌دانی %~% هر آنچ هست در خانه از آن ~~کدخدا ms0319 باشد # 12 قماشی کان تو نبود برون انداز از خانه %~% درون مسجد اقصی سگ مرده چرا ~~باشد # 13 مسلم گشت دلداری تو را ای تو دل عالم %~% مسلم گشت جان بخشی تو را وان ~~دم تو را باشد # 14 که دریا را شکافیدن بود چالاکی موسی %~% قبای مه شکافیدن ز نور مصطفی ~~باشد # 15 برآرد عشق یک فتنه که مردم راه که گیرد %~% به شهر اندر کسی ماند که ~~جویای فنا باشد # 16 زند آتش در این بیشه که بگریزند نخجیران %~% ز آتش هر که نگریزد چو ~~ابراهیم ما باشد # 17 خمش کوته کن ای خاطر که علم اول و آخر %~% بیان کرده بود عاشق چو پیش ~~شاه لا باشد PageV1P0567 ### || [genre: Gh] # 1 چو آمد روی مه رویم چه باشد جان که جان باشد %~% چو دیدی روز روشن را ~~چه جای پاسبان باشد # 2 برای ماه و هنجارش که تا برنشکند کارش %~% تو لطف آفتابی بین که در ~~شب‌ها نهان باشد # 3 دلا بگریز از این خانه که دلگیرست و بیگانه %~% به گلزاری و ایوانی که ~~فرشش آسمان باشد # 4 از این صلح پر از کینش وز این صبح دروغینش %~% همیشه این چنین صبحی ~~هلاک کاروان باشد # 5 بجو آن صبح صادق را که جان بخشد خلایق را %~% هزاران مست عاشق را صبوحی ~~و امان باشد # 6 هر آن آتش که می‌زاید غم و اندیشه را سوزد %~% به هر جایی که گل کاری ~~نهالش گلستان باشد # 7 یکی یاری نکوکاری ز هر آفت نگهداری %~% ظریفی ماه رخساری به صد جان ~~رایگان باشد # 8 یکی خوبی شکرریزی چو باده رقص انگیزی %~% یکی مستی خوش آمیزی که وصلش ~~جاودان باشد # 9 اگر با نقش گرمابه شود یک لحظه همخوابه %~% همان دم نقش گیرد جان چو من ~~دستک زنان باشد # 10 دل آواره ما را از آن دلبر خبر آید %~% شبی استاره ما را به ماه او ~~قران باشد # 11 چو از بام ms0320 بلند او رو نماید ناگهان ما را %~% هوای سست بی آن دم مثال ~~نردبان باشد # 12 کسی کو یار صبر آمد سوار ماه و ابر آمد %~% مکن باور که ابر تر گدای ~~ناودان باشد # 13 چو چشم چپ همی‌پرد نشان شادی دل دان %~% چو چشم دل همی‌پرد عجب آن چه ~~نشان باشد # 14 بسی کمپیر در چادر ز مردان برده عمر و زر %~% مبین چادر تو آن بنگر که ~~در چادر نهان باشد # 15 بسی ماه و بسی فتنه به زیر چادر کهنه %~% بسی پالانیی لنگی که در ~~برگستوان باشد # 16 بسی خرگه سیه باشد در او ترکی چو مه باشد %~% چه غم داری تو از پیری ~~چو اقبالت جوان باشد # 17 بریزد صورت پیرت بزاید صورت بختت %~% ز ابر تیره زاید او که خورشید ~~جهان باشد # 18 کسی کو خواب می‌بیند که با ماهست بر گردون %~% چه غم گر این تن خفته ~~میان کاهدان باشد # 19 معاذالله که مرغ جان قفس را آهنین خواهد %~% معاذالله که سیمرغی در ~~این تنگ آشیان باشد # 20 دهان بربند و خامش کن که نطق جاودان داری %~% سخن با گوش و هوشی گو که ~~او هم جاودان باشد PageV1P0568 ### || [genre: Gh] # 1 بهار آمد بهار آمد بهار مشکبار آمد %~% نگار آمد نگار آمد نگار بردبار ~~آمد # 2 صبوح آمد صبوح آمد صبوح راح و روح آمد %~% خرامان ساقی مه رو به ایثار ~~عقار آمد # 3 صفا آمد صفا آمد که سنگ و ریگ روشن شد %~% شفا آمد شفا آمد شفای هر ~~نزار آمد # 4 حبیب آمد حبیب آمد به دلداری مشتاقان %~% طبیب آمد طبیب آمد طبیب ~~هوشیار آمد # 5 سماع آمد سماع آمد سماع بی‌صداع آمد %~% وصال آمد وصال آمد وصال پایدار ~~آمد # 6 ربیع آمد ربیع آمد ربیع بس بدیع آمد %~% شقایق‌ها و ریحان‌ها و لاله ~~خوش عذار آمد # 7 کسی آمد کسی آمد که ناکس زو کسی گردد %~% مهی آمد مهی آمد که ms0321 دفع هر ~~غبار آمد # 8 دلی آمد دلی آمد که دل‌ها را بخنداند %~% میی آمد میی آمد که دفع هر ~~خمار آمد # 9 کفی آمد کفی آمد که دریا در از او یابد %~% شهی آمد شهی آمد که جان هر ~~دیار آمد # 10 کجا آمد کجا آمد کز این جا خود نرفتست او %~% ولیکن چشم گه آگاه و گه ~~بی‌اعتبار آمد # 11 ببندم چشم و گویم شد گشایم گویم او آمد %~% و او در خواب و بیداری ~~قرین و یار غار آمد # 12 کنون ناطق خمش گردد کنون خامش به نطق آید %~% رها کن حرف بشمرده که ~~حرف بی‌شمار آمد PageV1P0569 ### || [genre: Gh] # 1 بهار آمد بهار آمد بهار خوش عذار آمد %~% خوش و سرسبز شد عالم اوان ~~لاله زار آمد # 2 ز سوسن بشنو ای ریحان که سوسن صد زبان دارد %~% به دشت آب و گل بنگر که ~~پرنقش و نگار آمد # 3 گل از نسرین همی‌پرسد که چون بودی در این غربت %~% همی‌گوید خوشم زیرا ~~خوشی‌ها زان دیار آمد # 4 سمن با سرو می‌گوید که مستانه همی‌رقصی %~% به گوشش سرو می‌گوید که یار ~~بردبار آمد # 5 بنفشه پیش نیلوفر درآمد که مبارک باد %~% که زردی رفت و خشکی رفت و عمر ~~پایدار آمد # 6 همی‌زد چشمک آن نرگس به سوی گل که خندانی %~% بدو گفتا که خندانم که ~~یار اندر کنار آمد # 7 صنوبر گفت راه سخت آسان شد به فضل حق %~% که هر برگی به ره بری چو تیغ ~~آبدار آمد # 8 ز ترکستان آن دنیا بنه ترکان زیبارو %~% به هندستان آب و گل به امر ~~شهریار آمد # 9 ببین کان لکلک گویا برآمد بر سر منبر %~% که ای یاران آن کاره صلا که ~~وقت کار آمد PageV1P0570 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کامشب به جان بخشی به زلف یار می‌ماند %~% جمال ماه نورافشان بدان ~~رخسار می‌ماند # 2 به گرد چرخ استاره چو مشتاقان آواره %~% که از سوز دل ایشان ms0322 خرد از کار ~~می‌ماند # 3 سقای روح یک باده ز جام غیب درداده %~% ببین تا کیست افتاده و کی بیدار ~~می‌ماند # 4 به شب نالان و بیداران نیابی جز که بیماران %~% و من گر هم نمی‌نالم ~~دلم بیمار می‌ماند # 5 در این دریای بی‌مونس دلا می‌نال چون یونس %~% نهنگ شب در این دریا به ~~مردم خوار می‌ماند # 6 بدان سان می‌خورد ما را ز خاص و عام اندر شب %~% نه دکان و نه سودا و ~~نه این بازار می‌ماند # 7 چه شد ناصر عبادالله چه شد حافظ بلادالله %~% ببین جز مبدع جان‌ها اگر ~~دیار می‌ماند # 8 فلک بازار کیوانست در او استاره گردان است %~% شب ما روز ایشانست که ~~بی‌اغیار می‌ماند # 9 جز این چرخ و زمین در جان عجب چرخیست و بازاری %~% ولیک از غیرت آن ~~بازار در اسرار می‌ماند PageV1P0571 ### || [genre: Gh] # 1 ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند %~% ز زخم تیغ فردیت همه جانند و ~~بی‌جانند # 2 تو از نقصان و از بیشی نگویی چند اندیشی %~% درآ در دین بی‌خویشی که بس ~~بی‌خویش خویشانند # 3 چه دریاها که می‌نوشند چو دریاها همی‌جوشند %~% اگر چه خود که خاموشند ~~دانااند و می‌دانند # 4 در آن دریای پرمرجان یکی قومند همچون جان %~% ورای گنبد گردان براق جان ~~همی‌رانند # 5 ایا درویش باتمکین سبک دل گرد زوتر هین %~% میان بزم مردان شین که ~~ایشان جمله رندانند # 6 ملوکانند درویشان ز مستی جمله بی‌خویشان %~% اگر چه خاکیند ایشان ولیکن ~~شاه و سلطانند # 7 ز گنج عشق زر ریزند غلام شمس تبریزند %~% و کان لعل و یاقوتند و در کان ~~جان ارکانند PageV1P0572 ### || [genre: Gh] # 1 برآمد بر شجر طوطی که تا خطبه شکر گوید %~% به بلبل کرد اشارت گل که تا ~~اشعار برگوید # 2 به سرو سبز وحی آمد که تا جانش بود در تن %~% میان بندد به خدمت روز و ~~شب‌ها این سمر گوید # 3 همه تسبیح گویانند اگر ماهست اگر ماهی %~% ولیکن ms0323 عقل استادست او ~~مشروحتر گوید # 4 درآید سنگ در گریه درآید چرخ در کدیه %~% ز عرش آید دو صد هدیه چو او ~~درس نظر گوید # 5 هزاران سیمبر بینی گشاییده بر او سینه %~% چو آن عنبرفشان قصه نسیم آن ~~سحر گوید # 6 که را ماند دل آن لحظه که آن جان شرح دل گوید %~% که را ماند خبر از ~~خود در آن دم کو خبر گوید # 7 حدیث عشق جان گوید حدیث ره روان گوید %~% حدیث سکر سر گوید حدیث خون ~~جگر گوید PageV1P0573 ### || [genre: Gh] # 1 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد %~% قیامت‌های پرآتش ز هر ~~سویی برانگیزد # 2 دلی خواهیم چون دوزخ که دوزخ را فروسوزد %~% دو صد دریا بشوراند ز موج ~~بحر نگریزد # 3 ملک‌ها را چه مندیلی به دست خویش درپیچد %~% چراغ لایزالی را چو قندیلی ~~درآویزد # 4 چو شیری سوی جنگ آید دل او چون نهنگ آید %~% بجز خود هیچ نگذارد و با ~~خود نیز بستیزد # 5 چو هفت صد پرده دل را به نور خود بدراند %~% ز عرشش این ندا آید ~~بنامیزد بنامیزد # 6 چو او از هفتمین دریا به کوه قاف رو آرد %~% از آن دریا چه گوهرها کنار ~~خاک درریزد PageV1P0574 ### || [genre: Gh] # 1 ایا سر کرده از جانم تو را خانه کجا باشد %~% الا ای ماه تابانم تو را ~~خانه کجا باشد # 2 الا ای قادر قاهر ز تن پنهان به دل ظاهر %~% زهی پیدای پنهانم تو را ~~خانه کجا باشد # 3 تو گویی خانه خاقان بود دل‌های مشتاقان %~% مرا دل نیست ای جانم تو را ~~خانه کجا باشد # 4 بود مه سایه را دایه به مه چون می‌رسد سایه %~% بگو ای مه نمی‌دانم تو ~~را خانه کجا باشد # 5 نشان ماه می‌دیدم به صد خانه بگردیدم %~% از این تفتیش برهانم تو را ~~خانه کجا باشد PageV1P0575 ### || [genre: Gh] # 1 دل من چون صدف باشد خیال دوست در باشد %~% کنون من ms0324 هم نمی‌گنجم کز او ~~این خانه پر باشد # 2 ز شیرینی حدیثش شب شکافیدست جان را لب %~% عجب دارم که می‌گوید حدیث حق ~~مر باشد # 3 غذاها از برون آید غذای عاشق از باطن %~% برآرد از خود و خاید که عاق ~~چون شتر باشد # 4 سبک رو همچو پریان شو ز جسم خویش عریان شو %~% مسلم نیست عریانی مر آن ~~کس را که عر باشد # 5 صلاح الدین به صید آمد همه شیران بود صیدش %~% غلام او کسی باشد که از ~~دو کون حر باشد PageV1P0576 ### || [genre: Gh] # 1 چو برقی می‌جهد چیزی عجب آن دلستان باشد %~% از آن گوشه چه می‌تابد عجب ~~آن لعل کان باشد # 2 چیست از دور آن گوهر عجب ماهست یا اختر %~% که چون قندیل نورانی معلق ز ~~آسمان باشد # 3 عجب قندیل جان باشد درفش کاویان باشد %~% عجب آن شمع جان باشد که نورش ~~بی‌کران باشد # 4 گر از وی درفشان گردی ز نورش بی‌نشان گردی %~% نگه دار این نشانی را ~~میان ما نشان باشد # 5 ایا ای دل برآور سر که چشم توست روشنتر %~% بمال آن چشم و خوش بنگر که ~~بینی هر چه آن باشد # 6 چو دیدی تاب و فر او فنا شو زیر پر او %~% ازیرا بیضه مقبل به زیر ~~ماکیان باشد # 7 چو ما اندر میان آییم او از ما کران گیرد %~% چو ما از خود کران گیریم ~~او اندر میان باشد # 8 نماید ساکن و جنبان نه جنبانست و نه ساکن %~% نماید در مکان لیکن حقیقت ~~بی‌مکان باشد # 9 چو آبی را بجنبانی میان نور عکس او %~% بجنبد از لگن بینی و آن از ~~آسمان باشد # 10 نه آن باشد نه این باشد صلاح الحق و دین باشد %~% اگر همدم امین باشد ~~بگویم کان فلان باشد PageV1P0577 ### || [genre: Gh] # 1 مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد %~% مرا قولیست با جانان که ~~جانان جان من باشد # 2 به ms0325 خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان %~% که تا تختست و تا بختست ~~او سلطان من باشد # 3 اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم %~% وگر من دست خود خستم همو ~~درمان من باشد # 4 چه زهره دارد اندیشه که گرد شهر من گردد %~% کی قصد ملک من دارد چو او ~~خاقان من باشد # 5 نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش %~% بمیرد پیش من رستم چو از دستان ~~من باشد # 6 بدرم زهره زهره خراشم ماه را چهره %~% برم از آسمان مهره چو او کیوان ~~من باشد # 7 بدرم جبه مه را بریزم ساغر شه را %~% وگر خواهند تاوانم همو تاوان من ~~باشد # 8 چراغ چرخ گردونم چو اجری خوار خورشیدم %~% امیر گوی و چوگانم چو دل ~~میدان من باشد # 9 منم مصر و شکرخانه چو یوسف در برم گیرم %~% چه جویم ملک کنعان را چو او ~~کنعان من باشد # 10 زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصر %~% زهی الزام هر منکر چو او ~~برهان من باشد # 11 یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت %~% بپوشد صورت انسان ولی ~~انسان من باشد # 12 سر ما هست و من مجنون مجنبانید زنجیرم %~% مرا هر دم سر مه شد چو مه ~~بر خوان من باشد # 13 سخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزی %~% تو خامش تا زبان‌ها خود چو دل ~~جنبان من باشد PageV1P0578 ### || [genre: Gh] # 1 دگرباره سر مستان ز مستی در سجود آمد %~% مگر آن مطرب جان‌ها ز پرده در ~~سرود آمد # 2 سراندازان و جانبازان دگرباره بشوریدند %~% وجود اندر فنا رفت و فنا ~~اندر وجود آمد # 3 دگرباره جهان پر شد ز بانگ صور اسرافیل %~% امین غیب پیدا شد که جان را ~~زاد و بود آمد # 4 ببین اجزای خاکی را که جان تازه پذرفتند %~% همه خاکیش پاکی شد زیان‌ها ~~جمله سود آمد # 5 ندارد رنگ آن عالم ولیک از تابه دیده ms0326 %~% چو نور از جان رنگ آمیز این ~~سرخ و کبود آمد # 6 نصیب تن از این رنگست نصیب جان از این لذت %~% ازیرا ز آتش مطبخ نصیب ~~دیگ دود آمد # 7 بسوز ای دل که تا خامی نیاید بوی دل از تو %~% کجا دیدی که بی‌آتش کسی ~~را بوی عود آمد # 8 همیشه بوی با عودست نه رفت از عود و نه آمد %~% یکی گوید که دیر آمد ~~یکی گوید که زود آمد # 9 ز صف نگریخت شاهنشه ولی خود و زره پرده‌ست %~% حجاب روی چون ماهش ز زخم ~~خلق خود آمد PageV1P0579 ### || [genre: Gh] # 1 صلا یا ایها العشاق کان مه رو نگار آمد %~% میان بندید عشرت را که یار ~~اندر کنار آمد # 2 بشارت می پرستان را که کار افتاد مستان را %~% که بزم روح گستردند و ~~باده بی‌خمار آمد # 3 قیامت در قیامت بین نگار سروقامت بین %~% کز او عالم بهشتی شد هزاران ~~نوبهار آمد # 4 چو او آب حیات آمد چرا آتش برانگیزد %~% چو او باشد قرار جان چرا جان ~~بی‌قرار آمد # 5 درآ ساقی دگرباره بکن عشاق را چاره %~% که آهوچشم خون خواره چو شیر ~~اندر شکار آمد # 6 چو کار جان به جان آمد ندای الامان آمد %~% که لشکرهای عشق او به ~~دروازه حصار آمد # 7 رود جان بداندیشش به شمشیر و کفن پیشش %~% که هرک از عشق برگردد به آخر ~~شرمسار آمد # 8 نه اول ماند و نی آخر مرا در عشق آن فاخر %~% که عاشق همچو نی آمد و ~~عشق او چو نار آمد # 9 اگر چه لطف شمس الدین تبریزی گذر دارد %~% ز باد و آب و خاک و نار جان ~~هر چهار آمد PageV1P0580 ### || [genre: Gh] # 1 مه دی رفت و بهمن هم بیا که نوبهار آمد %~% زمین سرسبز و خرم شد زمان ~~لاله زار آمد # 2 درختان بین که چون مستان همه گیجند و سرجنبان %~% صبا برخواند افسونی ~~که گلشن بی‌قرار ms0327 آمد # 3 سمن را گفت نیلوفر که پیچاپیچ من بنگر %~% چمن را گفت اشکوفه که فضل ~~کردگار آمد # 4 بنفشه در رکوع آمد چو سنبل در خشوع آمد %~% چو نرگس چشمکش می‌زد که وقت ~~اعتبار آمد # 5 چه گفت آن بید سرجنبان که از مستی سبک سر شد %~% چه دید آن سرو خوش ~~قامت که رفت و پایدار آمد # 6 قلم بگرفته نقاشان که جانم مست کف‌هاشان %~% که تصویرات زیباشان جمال ~~شاخسار آمد # 7 هزاران مرغ شیرین پر نشسته بر سر منبر %~% ثنا و حمد می‌خواند که وقت ~~انتشار آمد # 8 چو گوید مرغ جان یاهو بگوید فاخته کوکو %~% بگوید چون نبردی بو نصیبت ~~انتظار آمد # 9 بفرمودند گل‌ها را که بنمایید دل‌ها را %~% نشاید دل نهان کردن چو جلوه ~~یار غار آمد # 10 به بلبل گفت گل بنگر به سوی سوسن اخضر %~% که گر چه صد زبان دارد صبور ~~و رازدار آمد # 11 جوابش داد بلبل رو به کشف راز من بگرو %~% که این عشقی که من دارم چو ~~تو بی‌زینهار آمد # 12 چنار آورد رو در رز که ای ساجد قیامی کن %~% جوابش داد کاین سجده مرا ~~بی‌اختیار آمد # 13 منم حامل از آن شربت که بر مستان زند ضربت %~% مرا باطن چو نار آمد تو ~~را ظاهر چنان آمد # 14 برآمد زعفران فرخ نشان عاشقان بر رخ %~% بر او بخشود و گل گفت اه که ~~این مسکین چه زار آمد # 15 رسید این ماجرای او به سیب لعل خندان رو %~% به گل گفت او نمی‌داند که ~~دلبر بردبار آمد # 16 چو سیب آورد این دعوی که نیکو ظنم از مولی %~% برای امتحان آن ز هر سو ~~سنگسار آمد # 17 کسی سنگ اندر او بندد چو صادق بود می‌خندد %~% چرا شیرین نخندد خوش کش ~~از خسرو نثار آمد # 18 کلوخ انداز خوبان را برای خواندن باشد %~% جفای دوستان با هم نه از ~~بهر نفار آمد # 19 زلیخا گر ms0328 درید آن دم گریبان و زه یوسف %~% پی تجمیش و بازی دان که ~~کشاف سرار آمد # 20 خورد سنگ و فروناید که من آویخته شادم %~% که این تشریف آویزش مرا ~~منصوروار آمد # 21 که من منصورم آویزان ز شاخ دار الرحمان %~% مرا دور از لب زشتان چنین ~~بوس و کنار آمد # 22 هلا ختم است بر بوسه نهان کن دل چو سنبوسه %~% درون سینه زن پنهان دمی ~~که بی‌شمار آمد PageV1P0581 ### || [genre: Gh] # 1 اگر خواب آیدم امشب سزای ریش خود بیند %~% به جای مفرش و بالی همه مشت ~~و لگد بیند # 2 ازیرا خواب کژ بیند که آیینه خیالست او %~% که معلوم‌ست تعبیرش اگر او ~~نیک و بد بیند # 3 خصوصا اندر این مجلس که امشب در نمی‌گنجد %~% دو چشم عقل پایان بین که ~~صدساله رصد بیند # 4 شب قدرست وصل او شب قبرست هجر او %~% شب قبر از شب قدرش کرامات و مدد ~~بیند # 5 خنک جانی که بر بامش همی چوبک زند امشب %~% شود همچون سحر خندان عطای ~~بی‌عدد بیند # 6 برو ای خواب خاری زن تو اندر چشم نامحرم %~% که حیفست آن که بیگانه در ~~این شب قد و خد بیند # 7 شرابش ده بخوابانش برون بر از گلستانش %~% که تا در گردن او فردا ز غم ~~حبل مسد بیند # 8 ببردی روز در گفتن چو آمد شب خمش باری %~% که هرک از گفت خامش شد عوض ~~گفت ابد بیند PageV1P0582 ### || [genre: Gh] # 1 رسیدم در بیابانی که عشق از وی پدید آید %~% بیابد پاکی مطلق در او هر ~~چه پلید آید # 2 چه مقدارست مر جان را که گردد کفو مرجان را %~% ولی تو آفتابی بین که ~~بر ذره پدید آید # 3 هزاران قفل و هر قفلی به عرض آسمان باشد %~% دو سه حرف چو دندانه بر آن ~~جمله کلید آید # 4 یکی لوحیست دل لایح در آن دریای خون سایح %~% شود غازی ز بعد آنک صد ms0329 ~~باره شهید آید # 5 غلام موج این بحرم که هم عیدست و هم نحرم %~% غلام ماهیم که او ز دریا ~~مستفید آید # 6 هر آن قطره کز این دریا به ظاهر صورتی یابد %~% یقین می‌دان که نام او ~~جنید و بایزید آید # 7 درآ ای جان و غسلی کن در این دریای بی‌پایان %~% که از یک قطره غسلت ~~هزاران داد و دید آید # 8 خطر دارند کشتی‌ها ز اوج و موج هر دریا %~% امان یابند از موجی کز این ~~بحر سعید آید # 9 چو عارف را و عاشق را به هر ساعت بود عیدی %~% نباشد منتظر سالی که تا ~~ایام عید آید PageV1P0583 ### || [genre: Gh] # 1 یکی گولی همی‌خواهم که در دلبر نظر دارد %~% نمی‌خواهم هنرمندی که دیده ~~در هنر دارد # 2 دلی همچون صدف خواهم که در جان گیرد آن گوهر %~% دل سنگین نمی‌خواهم که ~~پندار گهر دارد # 3 ز خودبینی جدا گشته پر از عشق خدا گشته %~% ز مالش‌های غم غافل به ~~مالنده عبر دارد PageV1P0584 ### || [genre: Gh] # 1 مرا دلبر چنان باید که جان فتراک او گیرد %~% مرا مطرب چنان باید که ~~زهره پیش او میرد # 2 یکی پیمانه‌ای دارم که بر دریا همی‌خندد %~% دل دیوانه‌ای دارم که بند ~~و پند نپذیرد # 3 خداوندا تو می‌دانی که جانم از تو نشکیبد %~% ازیرا هیچ ماهی را دمی از ~~آب نگزیرد # 4 زهی هستی که تو داری زهی مستی که من دارم %~% تو را هستی همی‌زیبد مرا ~~مستی همی‌زیبد # 5 هلا بس کن هلا بس کن که این عشقی که بگزیدی %~% نشاطی می‌دهد بی‌غم ~~قبولی می‌کند بی‌رد PageV1P0585 ### || [genre: Gh] # 1 سعادت جو دگر باشد و عاشق خود دگر باشد %~% ندارد پای عشق او کسی کش ~~عشق سر باشد # 2 مراد دل کجا جوید بقای جان کجا خواهد %~% دو چشم عشق پرآتش که در خون ~~جگر باشد # 3 ز بدحالی نمی‌نالد دو چشم از غم نمی‌مالد %~% که او خواهد که هر لحظه ms0330 ز ~~حال بد بتر باشد # 4 نه روز بخت می‌خواهد نه شب آرام می‌جوید %~% میان روز و شب پنهان دلش ~~همچون سحر باشد # 5 دو کاشانه‌ست در عالم یکی دولت یکی محنت %~% به ذات حق که آن عاشق از ~~این هر دو به درباشد # 6 ز دریا نیست جوش او که در بس یتیمست او %~% از این کان نیست روی او اگر ~~چه همچو زر باشد # 7 دل از سودای شاه جان شهنشاهی کجا جوید %~% قبا کی جوید آن جانی که کشته ~~آن کمر باشد # 8 اگر عالم هما گیرد نجوید سایه‌اش عاشق %~% که او سرمست عشق آن همای نام ~~ور باشد # 9 اگر عالم شکر گیرد دلش نالان چو نی باشد %~% وگر معشوق نی گوید گدازان ~~چون شکر باشد # 10 ز شمس الدین تبریزی مقیم عشق می‌گویم %~% خداوندا چرا چندین شهی اندر ~~سفر باشد PageV1P0586 ### || [genre: Gh] # 1 صلا جان‌های مشتاقان که نک دلدار خوب آمد %~% چو زرکوبست آن دلبر رخ من ~~سیم کوب آمد # 2 از او کو حسن مه دارد هر آن کو دل نگه دارد %~% به خاک پای آن دلبر که ~~آن کس سنگ و چوب آمد # 3 هر آنک از عشق بگریزد حقیقت خون خود ریزد %~% کجا خورشید را هرگز ز مرغ ~~شب غروب آمد # 4 بروب از خویش این خانه ببین آن حس شاهانه %~% برو جاروب لا بستان که لا ~~بس خانه روب آمد # 5 تن تو همچو خاک آمد دم تو تخم پاک آمد %~% هوس‌ها چون ملخ‌ها شد نفس‌ها ~~چون حبوب آمد # 6 ز بینایی بگردیدی مگر خواب دگر دیدی %~% چه خوردی تو که قاروره پر از ~~خلط رسوب آمد # 7 تو چه شنیدی تو چه گفتی بگو تا شب کجا خفتی %~% حکایت می‌کند رنگت که ~~جاسوس القلوب آمد # 8 صلاح الدین یعقوبان جواهربخش زرکوبان %~% که او خورشید اسرارست و علام ~~الغیوب آمد PageV1P0587 ### || [genre: Gh] # 1 صلا رندان دگرباره که آن شاه قمار آمد ms0331 %~% اگر تلبیس نو دارد همانست او ~~که پار آمد # 2 ز رندان کیست این کاره که پیش شاه خون خواره %~% میان بندد دگرباره که ~~اینک وقت کار آمد # 3 بیا ساقی سبک دستم که من باری میان بستم %~% به جان تو که تا هستم مرا ~~عشق اختیار آمد # 4 چو گلزار تو را دیدم چو خار و گل بروییدم %~% چو خارم سوخت در عشقت گلم ~~بر تو نثار آمد # 5 پیاپی فتنه انگیزی ز فتنه بازنگریزی %~% ولیک این بار دانستم که یار من ~~عیار آمد # 6 اگر بر رو زند یارم رخی دیگر به پیش آرم %~% ازیرا رنگ رخسارم ز دستش ~~آبدار آمد # 7 تویی شاها و دیرینه مقام تست این سینه %~% نمی‌گویی کجا بودی که جان ~~بی‌تو نزار آمد # 8 شهم گوید در این دشتم تو پنداری که گم گشتم %~% نمی‌دانی که صبر من ~~غلاف ذوالفقار آمد # 9 مرا برید و خون آمد غزل پرخون برون آمد %~% برید از من صلاح الدین به ~~سوی آن دیار آمد PageV1P0588 ### || [genre: Gh] # 1 شکایت‌ها همی‌کردی که بهمن برگ ریز آمد %~% کنون برخیز و گلشن بین که ~~بهمن بر گریز آمد # 2 ز رعد آسمان بشنو تو آواز دهل یعنی %~% عروسی دارد این عالم که بستان ~~پرجهیز آمد # 3 بیا و بزم سلطان بین ز جرعه خاک خندان بین %~% که یاغی رفت و از نصرت ~~نسیم مشک بیز آمد # 4 بیا ای پاک مغز من ببو گلزار نغز من %~% به رغم هر خری کاهل که مشک او ~~کمیز آمد # 5 زمین بشکافت و بیرون شد از آن رو خنجرش خواندم %~% به یک دم از عدم ~~لشکر به اقلیم حجیز آمد # 6 سپاه گلشن و ریحان بحمدالله مظفر شد %~% که تیغ و خنجر سوسن در این ~~پیکار تیز آمد # 7 چو حلواهای بی‌آتش رسید از دیگ چوبین خوش %~% سر هر شاخ پرحلوا به سان ~~کفچلیز آمد # 8 به گوش غنچه نیلوفر همی‌گوید که یا ms0332 عبهر %~% باستیز عدو می خور که ~~هنگام ستیز آمد # 9 مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن %~% مکن با او تو همراهی که او بس سست ~~و حیز آمد # 10 خمش باش و بجو عصمت سفر کن جانب حضرت %~% که نبود خواب را لذت چو بانگ ~~خیز خیز آمد PageV1P0589 ### || [genre: Gh] # 1 سر از بهر هوس باید چو خالی گشت سر چه بود %~% چو جان بهر نظر باشد ~~روان بی‌نظر چه بود # 2 نظر در روی شه باید چو آن نبود چه را شاید %~% سفر از خویشتن باید چو ~~با خویشی سفر چه بود # 3 مرا پرسید صفرایی که گر مرد شکرخایی %~% کمر بندم چو نی پیشت اگر گویی ~~شکر چه بود # 4 بگفتم بهترین چیزی ولیکن پیش غیر تو %~% که تو ابله شکر بینی و گویی ~~زین بتر چه بود # 5 ازیرا اصل جسم تو ز زهر قاتل افتادست %~% سقر بودست اصل تو نداند جز ~~سقر چه بود # 6 جهان و عقل کلی را ز عقل جزو چون بینی %~% در آن دریای خون آشام عقل ~~مختصر چه بود # 7 دو سه سطرست که می‌خوانی ز سر تا پا و پا تا سر %~% دگر کاری نداری تو ~~وگر نه پا و سر چه بود # 8 چو کور افتاد چشم دل چو گوش از ثقل شد پرگل %~% به غیر خانه وسواس جای ~~کور و کر چه بود PageV1P0590 ### || [genre: Gh] # 1 چه بویست این چه بویست این مگر آن یار می‌آید %~% مگر آن یار گل رخسار ~~از آن گلزار می‌آید # 2 شبی یا پرده عودی و یا مشک عبرسودی %~% و یا یوسف بدین زودی از آن ~~بازار می‌آید # 3 چه نورست این چه تابست این چه ماه و آفتابست این %~% مگر آن یار خلوت ~~جو ز کوه و غار می‌آید # 4 سبوی می چه می‌جویی دهانش را چه می‌بویی %~% تو پنداری که او چون تو از ~~این خمار می‌آید # 5 چه نقصان آفتابی را اگر ms0333 تنها رود در ره %~% چه نقصان حشمت مه را که ~~بی‌دستار می‌آید # 6 چه خورد این دل در آن محفل که همچون مست اندر گل %~% از آن میخانه چون ~~مستان چه ناهموار می‌آید # 7 مخسب امشب مخسب امشب قوامش گیر و دریابش %~% که او در حلقه مستان چنین ~~بسیار می‌آید # 8 گلستان می‌شود عالم چو سروش می‌کند سیران %~% قیامت می‌شود ظاهر چو در ~~اظهار می‌آید # 9 همه چون نقش دیواریم و جنبان می‌شویم آن دم %~% که نور نقش بند ما بر ~~این دیوار می‌آید # 10 گهی در کوی بیماران چو جالینوس می‌گردد %~% گهی بر شکل بیماران به ~~حیلت زار می‌آید # 11 خمش کردم خمش کردم که این دیوان شعر من %~% ز شرم آن پری چهره به ~~استغفار می‌آید PageV1P0591 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چرخ وجود من از این گردش فروماند %~% بگرداند مرا آن کس که گردون ~~را بگرداند # 2 اگر این لشکر ما را ز چشم بد شکست افتد %~% به امر شاه لشکرها از آن ~~بالا فروآید # 3 اگر باد زمستانی کند باغ مرا ویران %~% بهار شهریار من ز دی انصاف ~~بستاند # 4 شمار برگ اگر باشد یکی فرعون جباری %~% کف موسی یکایک را به جای خویش ~~بنشاند # 5 مترسان دل مترسان دل ز سختی‌های این منزل %~% که آب چشمه حیوان بتا ~~هرگز نمیراند # 6 رایناکم رایناکم و اخرجنا خفایاکم %~% فان لم تنتهوا عنها فایانا و ~~ایاکم # 7 و ان طفتم حوالینا و انتم نور عینانا %~% فلا تستیاسوا منان فان العیش ~~احیاکم # 8 شکسته بسته تازی‌ها برای عشقبازی‌ها %~% بگویم هر چه من گویم شهی دارم ~~که بستاند # 9 چو من خود را نمی‌یابم سخن را از کجا یابم %~% همان شمعی که داد این را ~~همو شمعم بگیراند PageV1P0592 ### || [genre: Gh] # 1 برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید %~% تو هم ای دل ز من گم شو ~~که آن دلدار می‌آید # 2 نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست ms0334 او %~% مرا از فرط عشق او ز شادی ~~عار می‌آید # 3 مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید %~% که کفر از شرم یار من مسلمان ~~وار می‌آید # 4 برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد %~% نخواهم صبر گر چه او گهی ~~هم کار می‌آید # 5 روید ای جمله صورت‌ها که صورت‌های نو آمد %~% علم هاتان نگون گردد که ~~آن بسیار می‌آید # 6 در و دیوار این سینه همی‌درد ز انبوهی %~% که اندر در نمی‌گنجد پس از ~~دیوار می‌آید PageV1P0593 ### || [genre: Gh] # 1 امروز جمال تو سیمای دگر دارد %~% امروز لب نوشت حلوای دگر دارد # 2 امروز گل لعلت از شاخ دگر رستست %~% امروز قد سروت بالای دگر دارد # 3 امروز خود آن ماهت در چرخ نمی‌گنجد %~% وان سکه چون چرخت پهنای دگر ~~دارد # 4 امروز نمی‌دانم فتنه ز چه پهلو خاست %~% دانم که از او عالم غوغای دگر ~~دارد # 5 آن آهوی شیرافکن پیداست در آن چشمش %~% کو از دو جهان بیرون صحرای دگر ~~دارد # 6 رفت این دل سودایی گم شد دل و هم سودا %~% کو برتر از این سودا سودای ~~دگر دارد # 7 گر پا نبود عاشق با پر ازل پرد %~% ور سر نبود عاشق سرهای دگر دارد # 8 دریای دو چشم او را می‌جست و تهی می‌شد %~% آگاه نبد کان در دریای دگر ~~دارد # 9 در عشق دو عالم را من زیر و زبر کردم %~% این جاش چه می‌جستی کو جای ~~دگر دارد # 10 امروز دلم عشقست فردای دلم معشوق %~% امروز دلم در دل فردای دگر دارد # 11 گر شاه صلاح الدین پنهانست عجب نبود %~% کز غیرت حق هر دم لالای دگر ~~دارد PageV1P0594 ### || [genre: Gh] # 1 آن را که درون دل عشق و طلبی باشد %~% چون دل نگشاید در آن را سببی ~~باشد # 2 رو بر در دل بنشین کان دلبر پنهانی %~% وقت سحری آید یا نیم شبی باشد # 3 جانی که جدا گردد جویای خدا ms0335 گردد %~% او نادره‌ای باشد او بوالعجبی ~~باشد # 4 آن دیده کز این ایوان ایوان دگر بیند %~% صاحب نظری باشد شیرین لقبی ~~باشد # 5 آن کس که چنین باشد با روح قرین باشد %~% در ساعت جان دادن او را طربی ~~باشد # 6 پایش چو به سنگ آید دریش به چنگ آید %~% جانش چو به لب آید با قندلبی ~~باشد # 7 چون تاج ملوکاتش در چشم نمی‌آید %~% او بی‌پدر و مادر عالی نسبی باشد # 8 خاموش کن و هر جا اسرار مکن پیدا %~% در جمع سبک روحان هم بولهبی باشد ~~PageV1P0595 ### || [genre: Gh] # 1 آن مه که ز پیدایی در چشم نمی‌آید %~% جان از مزه عشقش بی‌گشن همی‌زاید # 2 عقل از مزه بویش وز تابش آن رویش %~% هم خیره همی‌خندد هم دست همی‌خاید # 3 هر صبح ز سیرانش می‌باشم حیرانش %~% تا جان نشود حیران او روی ننماید # 4 هر چیز که می‌بینی در بی‌خبری بینی %~% تا باخبری والله او پرده ~~بنگشاید # 5 دم همدم او نبود جان محرم او نبود %~% و اندیشه که این داند او نیز ~~نمی‌شاید # 6 تن پرده بدوزیده جان برده بسوزیده %~% با این دو مخالف دل بر عشق ~~بنبساید # 7 دو لشکر بیگانه تا هست در این خانه %~% در چالش و در کوشش جز گرد ~~بنفزاید # 8 در زیر درخت او می‌ناز به بخت او %~% تا جان پر از رحمت تا حشر بیاساید # 9 از شاه صلاح الدین چون دیده شود حق بین %~% دل رو به صلاح آرد جان ~~مشعله برباید PageV1P0596 ### || [genre: Gh] # 1 امروز جمال تو بر دیده مبارک باد %~% بر ما هوس تازه پیچیده مبارک باد # 2 گل‌ها چون میان بندد بر جمله جهان خندد %~% ای پرگل و صد چون گل خندیده ~~مبارک باد # 3 خوبان چو رخت دیده افتاده و لغزیده %~% دل بر در این خانه لغزیده مبارک ~~باد # 4 نوروز رخت دیدم خوش اشک بباریدم %~% نوروز و چنین باران باریده مبارک ~~باد # 5 بی گفت ms0336 زبان تو بی‌حرف و بیان تو %~% از باطن تو گوشت بشنیده مبارک باد ~~PageV1P0597 ### || [genre: Gh] # 1 یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد %~% تا ذره صفت ما را کی زیر و زبر ~~یابد # 2 آن بخت که را باشد کید به لب جویی %~% تا آب خورد از جو خود عکس قمر ~~یابد # 3 یعقوب صفت کی بود کز پیرهن یوسف %~% او بوی پسر جوید خود نور بصر یابد # 4 یا تشنه چو اعرابی در چه فکند دلوی %~% در دلو نگارینی چون تنگ شکر ~~یابد # 5 یا موسی آتش جو کرد به درختی رو %~% آید که برد آتش صد صبح و سحر یابد # 6 در خانه جهد عیسی تا وارهد از دشمن %~% از خانه سوی گردون ناگاه گذر ~~یابد # 7 یا همچو سلیمانی بشکافد ماهی را %~% اندر شکم ماهی آن خاتم زر یابد # 8 شمشیر به کف عمر در قصد رسول آید %~% در دام خدا افتد وز بخت نظر یابد # 9 یا چون پسر ادهم راند به سوی آهو %~% تا صید کند آهو خود صید دگر یابد # 10 یا چون صدف تشنه بگشاده دهان آید %~% تا قطره به خود گیرد در خویش گهر ~~یابد # 11 یا مرد علف کش کو گردد سوی ویران‌ها %~% ناگاه به ویرانی از گنج خبر ~~یابد # 12 ره رو بهل افسانه تا محرم و بیگانه %~% از نور الم نشرح بی‌شرح تو ~~دریابد # 13 هر کو سوی شمس الدین از صدق نهد گامی %~% گر پاش فروماند از عشق دو پر ~~یابد PageV1P0598 ### || [genre: Gh] # 1 امشب عجبست ای جان گر خواب رهی یابد %~% وان چشم کجا خسپد کو چون تو ~~شهی یابد # 2 ای عاشق خوش مذهب زنهار مخسب امشب %~% کان یار بهانه جو بر تو گنهی ~~یابد # 3 من بنده آن عاشق کو نر بود و صادق %~% کز چستی و شبخیزی از مه کلهی ~~یابد # 4 در خدمت شه باشد شب همره مه باشد %~% تا از ملا اعلا ms0337 چون مه سپهی یابد # 5 بر زلف شب آن غازی چون دلو رسن بازی %~% آموخت که یوسف را در قعر چهی ~~یابد # 6 آن اشتر بیچاره نومید شدست از جو %~% می‌گردد در خرمن تا مشت کهی یابد # 7 بالش چو نمی‌یابد از اطلس روی تو %~% باشد ز شب قدرت شال سیهی یابد # 8 زان نعل تو در آتش کردند در این سودا %~% تا هر دل سودایی در خود شرهی ~~یابد # 9 امشب شب قدر آمد خامش شو و خدمت کن %~% تا هر دل اللهی ز الله ولهی ~~یابد # 10 اندر پی خورشیدش شب رو پی امیدش %~% تا ماه بلند تو با مه شبهی یابد ~~PageV1P0599 ### || [genre: Gh] # 1 جامم بشکست ای جان پهلوش خلل دارد %~% در جمع چنین مستان جامی چه محل ~~دارد # 2 گر بشکند این جامم من غصه نیاشامم %~% جامی دگر آن ساقی در زیر بغل ~~دارد # 3 جامست تن خاکی جانست می پاکی %~% جامی دگرم بخشد کاین جام علل دارد # 4 ساقی وفاداری کز مهر کله دارد %~% ساقی که قبای او از حلم تگل دارد # 5 شادی و فرح بخشد دل را که دژم باشد %~% تیزی نظر بخشد گر چشم سبل دارد # 6 عقلی که بر این روزن شد حارس این خانه %~% خاک در او گردد گر علم و عمل ~~دارد # 7 شهمات کجا گردد آن کو رخ شه بیند %~% کی تلخ شود آن کو دریای عسل دارد # 8 از آب حیات او آن کس که کشد گردن %~% در عین حیات خود صد مرگ و اجل ~~دارد # 9 خورشید به هر برجی مسعود و بهی باشد %~% اما کر و فر خود در برج حمل ~~دارد # 10 جز صورت عشق حق هر چیز که من دیدم %~% نیمیش دروغ آمد نیمیش دغل دارد # 11 چندان لقبش گفتم از کامل و از ناقص %~% از غایت بی‌مثلی صد گونه مثل ~~دارد PageV1P0600 ### || [genre: Gh] # 1 آن عشق که از پاکی از روح حشم ms0338 دارد %~% بشنو که چه می‌گوید بنگر که چه ~~دم دارد # 2 گر جسم تنک دارد جان تو سبک دارد %~% هر چند که صد لشکر در کتم عدم ~~دارد # 3 گر مانده‌ای در گل روی آر به صاحب دل %~% کو ملک ابد بخشد کو تاج قدم ~~دارد # 4 ای دل که جهان دیدی بسیار بگردیدی %~% بنمای که را دیدی کز عشق رقم ~~دارد # 5 ای مرکب خود کشته وی گرد جهان گشته %~% بازآی به خورشیدی کز سینه کرم ~~دارد # 6 آن سینه و چون سینه صیقل ده آیینه %~% آن سینه که اندر خود صد باغ ارم ~~دارد # 7 این عشق همی‌گوید کان کس که مرا جوید %~% شرطیست که همچون زر در کوره ~~قدم دارد # 8 من سیمتنی خواهم من همچو منی خواهم %~% بیزارم از آن زشتی کو سیم و درم ~~دارد # 9 القاب صلاح الدین بر لوح چو پیدا شد %~% انصاف بسی منت بر لوح و قلم ~~دارد PageV1P0601 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که تو را دارد از عیش چه کم دارد %~% وان کس که تو را بیند ای ~~ماه چه غم دارد # 2 از رنگ بلور تو شیرین شده جور تو %~% هر چند که جور تو بس تند قدم دارد # 3 ای نازش حور از تو وی تابش نور از تو %~% ای آنک دو صد چون مه شاگرد و ~~حشم دارد # 4 ور خود حشمش نبود خورشید بود تنها %~% آخر حشم حسنش صد طبل و علم دارد # 5 بس عاشق آشفته آسوده و خوش خفته %~% در سایه آن زلفی کو حلقه و خم دارد # 6 گفتم به نگار من کز جور مرا مشکن %~% گفتا به صدف مانی کو در به شکم ~~دارد # 7 تا نشکنی ای شیدا آن در نشود پیدا %~% آن در بت من باشد یا شکل بتم ~~دارد # 8 شمس الحق تبریزی بر لوح چو پیدا شد %~% والله که بسی منت بر لوح و قلم ~~دارد PageV1P0602 ### || [genre: Gh] ms0339 # 1 گویند به بلا ساقون ترکی دو کمان دارد %~% ور زان دو یکی کم شد ما را ~~چه زیان دارد # 2 ای در غم بیهوده از بوده و نابوده %~% کاین کیسه زر دارد وان کاسه و ~~خوان دارد # 3 در شام اگر میری زینی به کسی بخشد %~% جانت ز حسد این جا رنج خفقان ~~دارد # 4 جز غمزه چشم شه جز غصه خشم شه %~% والله که نیندیشد هر زنده که جان ~~دارد # 5 دیوانه کنم خود را تا هرزه نیندیشم %~% دیوانه من از اصلم ای آنک عیان ~~دارد # 6 چون عقل ندارم من پیش آ که تویی عقلم %~% تو عقل بسی آن را کو چون تو ~~شبان دارد # 7 گر طاعت کم دارم تو طاعت و خیر من %~% آن را که تویی طاعت از خوف امان ~~دارد # 8 ای کوزه گر صورت مفروش مرا کوزه %~% کوزه چه کند آن کس کو جوی روان ~~دارد # 9 تو وقف کنی خود را بر وقف یکی مرده %~% من وقف کسی باشم کو جان و جهان ~~دارد # 10 تو نیز بیا یارا تا یار شوی ما را %~% زیرا که ز جان ما جان تو نشان ~~دارد # 11 شمس الحق تبریزی خورشید وجود آمد %~% کان چرخ چه چرخست آن کان جا ~~سیران دارد PageV1P0603 ### || [genre: Gh] # 1 هرک آتش من دارد او خرقه ز من دارد %~% زخمی چو حسینستش جامی چو حسن ~~دارد # 2 غم نیست اگر ماهش افتاد در این چاهش %~% زیرا رسن زلفش در دست رسن دارد # 3 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد %~% گر راستیی خواهی آن سرو ~~چمن دارد # 4 صد مه اگر افزاید در چشم خوشش ناید %~% با تنگی چشم او کان خوب ختن ~~دارد # 5 از عکس ویست ای جان گر چرخ ضیا دارد %~% یا باغ گل خندان یا سرو و سمن ~~دارد # 6 گر صورت شمع او اندر لگن غیرست %~% بر سقف زند نورش گر ms0340 شمع لگن دارد # 7 گر با دگرانی تو در ما نگرانی تو %~% ما روح صفا داریم گر غیر بدن دارد # 8 بس مست شدست این دل وز دست شدست این دل %~% گر خرد شدست این دل زان زلف ~~شکن دارد # 9 شمس الحق تبریزی شاه همه شیرانست %~% در بیشه جان ما آن شیر وطن دارد ~~PageV1P0604 ### || [genre: Gh] # 1 ای دوست شکر خوشتر یا آنک شکر سازد %~% ای دوست قمر خوشتر یا آنک قمر ~~سازد # 2 بگذار شکرها را بگذار قمرها را %~% او چیز دگر داند او چیز دگر سازد # 3 در بحر عجایب‌ها باشد بجز از گوهر %~% اما نه چو سلطانی کو بحر و درر ~~سازد # 4 جز آب دگر آبی از نادره دولابی %~% بی شبهه و بی‌خوابی او قوت جگر سازد # 5 بی عقل نتان کردن یک صورت گرمابه %~% چون باشد آن علمی کو عقل و خبر ~~سازد # 6 بی علم نمی‌تانی کز پیه کشی روغن %~% بنگر تو در آن علمی کز پیه نظر ~~سازد # 7 جان‌ها است برآشفته ناخورده و ناخفته %~% از بهر عجب بزمی کو وقت سحر ~~سازد # 8 ای شاد سحرگاهی کان حسرت هر ماهی %~% بر گرد میان من دو دست کمر سازد # 9 می‌خندد این گردون بر سبلت آن مفتون %~% خود را پی دو سه خر آن مسخره ~~خر سازد # 10 آن خر به مثال جو در زر فکند خود را %~% غافل بود از شاهی کز سنگ گهر ~~سازد # 11 بس کردم و بس کردم من ترک نفس کردم %~% خود گوید جانانی کز گوش بصر ~~سازد PageV1P0605 ### || [genre: Gh] # 1 با تلخی معزولی میری بنمی ارزد %~% یک روز همی‌خندد صد سال همی‌لرزد # 2 خربندگی و آنگه از بهر خر مرده %~% بهر گل پژمرده با خار همی‌سازد # 3 زنهار نخندی تو تا اوت نخنداند %~% زیرا که همه خنده زین خنده همی‌خیزد # 4 ای روی ترش بنگر آن را که ترش کردت %~% تا او شکری شیرین در سرکه ms0341 ~~درآمیزد # 5 ای خسته افتاده بنگر که که افکندت %~% چون درنگری او را هم اوت ~~برانگیزد # 6 گر زانک سگی خسبد بر خاک سر کویش %~% شیر از حذر آن سگ بگدازد و بگریزد ~~PageV1P0606 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل به غمش ده جان یعنی بنمی ارزد %~% بی سر شو و بی‌سامان یعنی بنمی ~~ارزد # 2 چون لعل لبش دیدی یک بوسه بدزدیدی %~% برخیز ز لعل و کان یعنی بنمی ~~ارزد # 3 در عشق چنان چوگان می‌باش به سر گردان %~% چون گوی در این میدان یعنی ~~بنمی ارزد # 4 بی پا شد و بی‌سر شد تا مرد قلندر شد %~% شاباش زهی ارزان یعنی بنمی ~~ارزد # 5 چون آتش نو کردی عقلم به گرو کردی %~% خاک توم ای سلطان یعنی بنمی ارزد # 6 بر عشق گذشتم من قربان تو گشتم من %~% آن عید بدین قربان یعنی بنمی ~~ارزد # 7 چون مردم دیوانه ویران کنم این خانه %~% آن وصل بدین هجران یعنی بنمی ~~ارزد # 8 تا دل به قمر دادم از گردش او شادم %~% چون چرخ شدم گردان یعنی بنمی ~~ارزد PageV1P0607 ### || [genre: Gh] # 1 ایمان بر کفر تو ای شاه چه کس باشد %~% سیمرغ فلک پیما پیش تو مگس باشد # 2 آب حیوان ایمان خاک سیهی کفران %~% بر آتش تو هر دو ماننده خس باشد # 3 جان را صفت ایمان شد وین جان به نفس جان شد %~% دل غرقه عمان شد چه جای ~~نفس باشد # 4 شب کفر و چراغ ایمان خورشید چو شد رخشان %~% با کفر بگفت ایمان رفتیم ~~که بس باشد # 5 ایمان فرسی دین را مر نفس چو فرزین را %~% وان شاه نوآیین را چه جای ~~فرس باشد # 6 ایمان گودت پیش آ وان کفر گود پس رو %~% چون شمع تنت جان شد نی پیش و ~~نی پس باشد # 7 شمس الحق تبریزی رانی تو چنان بالا %~% تا جز من پابرجا خود دست مرس ~~باشد PageV1P0608 ### || [genre: Gh] # 1 در خانه غم ms0342 بودن از همت دون باشد %~% و اندر دل دون همت اسرار تو چون ~~باشد # 2 بر هر چه همی‌لرزی می‌دان که همان ارزی %~% زین روی دل عاشق از عرش ~~فزون باشد # 3 آن را که شفا دانی درد تو از آن باشد %~% وان را که وفا خوانی آن مکر و ~~فسون باشد # 4 آن جای که عشق آمد جان را چه محل باشد %~% هر عقل کجا پرد آن جا که ~~جنون باشد # 5 سیمرغ دل عاشق در دام کجا گنجد %~% پرواز چنین مرغی از کون برون باشد # 6 بر گرد خسان گردد چون چرخ دل تاری %~% آن دل که چنین گردد او را چه ~~سکون باشد # 7 جام می موسی کش شمس الحق تبریزی %~% تا آب شود پیشت هر نیل که خون باشد ~~PageV1P0609 ### || [genre: Gh] # 1 نان پاره ز من بستان جان پاره نخواهد شد %~% آواره عشق ما آواره نخواهد ~~شد # 2 آن را که منم خرقه عریان نشود هرگز %~% وان را که منم چاره بیچاره ~~نخواهد شد # 3 آن را که منم منصب معزول کجا گردد %~% آن خاره که شد گوهر او خاره ~~نخواهد شد # 4 آن قبله مشتاقان ویران نشود هرگز %~% وان مصحف خاموشان سی پاره نخواهد ~~شد # 5 از اشک شود ساقی این دیده من لیکن %~% بی نرگس مخمورش خماره نخواهد شد # 6 بیمار شود عاشق اما بنمی میرد %~% ماه ار چه که لاغر شد استاره نخواهد ~~شد # 7 خاموش کن و چندین غمخواره مشو آخر %~% آن نفس که شد عاشق اماره نخواهد ~~شد PageV1P0610 ### || [genre: Gh] # 1 ای خفته شب تیره هنگام دعا آمد %~% وی نفس جفاپیشه هنگام وفا آمد # 2 بنگر به سوی روزن بگشای در توبه %~% پرداخته کن خانه هین نوبت ما آمد # 3 از جرم و جفاجویی چون دست نمی‌شویی %~% بر روی بزن آبی میقات صلا آمد # 4 زین قبله به یاد آری چون رو به لحد آری %~% سودت نکند حسرت آنگه که قضا ms0343 ~~آمد # 5 زین قبله بجو نوری تا شمع لحد باشد %~% آن نور شود گلشن چون نور خدا ~~آمد PageV1P0611 ### || [genre: Gh] # 1 بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد %~% بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد # 2 آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد %~% معشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید ~~آمد # 3 شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد %~% شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید ~~آمد # 4 جان از تن آلوده هم پاک به پاکی رفت %~% هر چند چو خورشیدی بر پاک و ~~پلید آمد # 5 از لذت جام تو دل ماند به دام تو %~% جان نیز چو واقف شد او نیز دوید ~~آمد # 6 بس توبه شایسته بر سنگ تو بشکسته %~% بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید ~~آمد # 7 باغ از دی نامحرم سه ماه نمی‌زد دم %~% بر بوی بهار تو از غیب دمید آمد ~~PageV1P0612 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه بازرگان از مصر شکر آمد %~% وان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد # 2 روح آمد و راح آمد معجون نجاح آمد %~% ور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد # 3 آن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبی %~% از منظره پیدا شد هنگام نظر آمد # 4 خضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زد %~% نک زهره غزل گویان در برج قمر آمد # 5 آمد شه معراجی شب رست ز محتاجی %~% گردون به نثار او با دامن زر آمد # 6 موسی نهان آمد صد چشمه روان آمد %~% جان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد # 7 زین مردم کارافزا زین خانه پرغوغا %~% عیسی نخورد حلوا کاین آخر خر آمد # 8 چون بسته نبود آن دم در شش جهت عالم %~% در جستن او گردون بس زیر و زبر ~~آمد # 9 آن کو مثل هدهد بی‌تاج نبد هرگز %~% چون مور ز مادر او بربسته کمر آمد # 10 در عشق بود بالغ از تاج ms0344 و کمر فارغ %~% کز کرسی و از عرشش منشور ظفر ~~آمد # 11 باقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خو %~% زو پرس خبرها را کو کان خبر آمد ~~PageV1P0613 ### || [genre: Gh] # 1 آن بنده آواره بازآمد و بازآمد %~% چون شمع به پیش تو در سوز و گداز ~~آمد # 2 چون عبهر و قند ای جان در روش بخند ای جان %~% در را بمبند ای جان زیرا ~~به نیاز آمد # 3 ور زانک ببندی در بر حکم تو بنهد سر %~% بر بنده نیاز آمد شه را همه ~~ناز آمد # 4 هر شمع گدازیده شد روشنی دیده %~% کان را که گداز آمد او محرم راز آمد # 5 زهراب ز دست وی گر فرق کنم از می %~% پس در ره جان جانم والله به مجاز ~~آمد # 6 آب حیوانش را حیوان ز کجا نوشد %~% کی بیند رویش را چشمی که فرازآمد # 7 من ترک سفر کردم با یار شدم ساکن %~% وز مرگ شدم ایمن کان عمر دراز آمد # 8 ای دل چو در این جویی پس آب چه می‌جویی %~% تا چند صلا گویی هنگام نماز ~~آمد PageV1P0614 ### || [genre: Gh] # 1 خواب از پی آن آید تا عقل تو بستاند %~% دیوانه کجا خسبد دیوانه چه شب ~~داند # 2 نی روز بود نی شب در مذهب دیوانه %~% آن چیز که او دارد او داند او ~~داند # 3 از گردش گردون شد روز و شب این عالم %~% دیوانه آن جا را گردون بنگر ~~داند # 4 گر چشم سرش خسپد بی‌سر همه چشمست او %~% کز دیده جان خود لوح ازلی ~~خواند # 5 دیوانگی ار خواهی چون مرغ شو و ماهی %~% با خواب چو همراهی آن با تو ~~کجا ماند # 6 شب رو شو و عیاری در عشق چنان یاری %~% تا باز شود کاری زان طره که ~~بفشاند # 7 دیوانه دگر سانست او حامله جانست %~% چشمش چو به جانانست حملش نه بدو ~~ماند # 8 زین شرح اگر خواهی از شمس حق ms0345 و شاهی %~% تبریز همه عالم زو نور نو ~~افشاند PageV1P0615 ### || [genre: Gh] # 1 چونی و چه باشد چون تا قدر تو را داند %~% جز پادشه بی‌چون قدر تو کجا ~~داند # 2 عالم ز تو پرنورست ای دلبر دور از تو %~% حق تو زمین داند یا چرخ سما ~~داند # 3 این پرده نیلی را بادیست که جنباند %~% این باد هوایی نی بادی که خدا ~~داند # 4 خرقه غم و شادی را دانی که که می‌دوزد %~% وین خرقه ز دوزنده خود را چه ~~جدا داند # 5 اندر دل آیینه دانی که چه می‌تابد %~% داند چه خیالست آن آن کس که صفا ~~داند # 6 شقه علم عالم هر چند که می‌رقصد %~% چشم تو علم بیند جان تو هوا داند # 7 وان کس که هوا را هم داند که چه بیچارست %~% جز حضرت الاالله باقی همه ~~لا داند # 8 شمس الحق تبریزی این مکر که حق دارد %~% بی مهره تو جانم کی نرد دغا ~~داند PageV1P0616 ### || [genre: Gh] # 1 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند %~% جان از پی آن باید تا عیش و طرب ~~بیند # 2 سر از پی آن باید تا مست بتی باشد %~% پا از پی آن باید کز یار تعب ~~بیند # 3 عشق از پی آن باید تا سوی فلک پرد %~% عقل از پی آن باید تا علم و ادب ~~بیند # 4 بیرون سبب باشد اسرار و عجایب‌ها %~% محجوب بود چشمی کو جمله سبب بیند # 5 عاشق که به صد تهمت بدنام شود این سو %~% چون نوبت وصل آید صد نام و ~~لقب بیند # 6 ارزد که برای حج در ریگ و بیابان‌ها %~% با شیر شتر سازد یغمای عرب ~~بیند # 7 بر سنگ سیه حاجی زان بوسه زند از دل %~% کز لعل لب یاری او لذت لب بیند # 8 بر نقد سخن جانا هین سکه مزن دیگر %~% کان کس که طلب دارد او کان ذهب ~~بیند PageV1P0617 ### || [genre: Gh] # 1 چون ms0346 جغد بود اصلش کی صورت باز آید %~% چون سیر خورد مردم کی بوی پیاز ~~آید # 2 چون افتد شیر نر از حمله حیز و غر %~% وز زخمه کون خر کی بانگ نماز آید # 3 پای تو شده کوچک از تنگی پاپوچک %~% پا برکش ای کوچک تا پهن و دراز آید # 4 بگشای به امیدی تو دیده جاویدی %~% تا تابش خورشیدش از عرش فرازآید # 5 چنگا تو سری برکن در حلقه سر اندر کن %~% تو خویش تهیتر کن تا چنگ به ~~ساز آید PageV1P0618 ### || [genre: Gh] # 1 آن صبح سعادت‌ها چون نورفشان آید %~% آن گاه خروس جان در بانگ و فغان ~~آید # 2 خور نور درخشاند پس نور برافشاند %~% تن گرد چو بنشاند جانان بر جان ~~آید # 3 مسکین دل آواره آن گمشده یک باره %~% چون بشنود این چاره خوش رقص کنان ~~آید # 4 جان به قدم رفته در کتم عدم رفته %~% با قد به خم رفته در حین به میان ~~آید # 5 دل مریم آبستن یک شیوه کند با من %~% عیسی دوروزه تن درگفت زبان آید # 6 دل نور جهان باشد جان در لمعان باشد %~% این رقص کنان باشد آن دست زنان ~~آید # 7 شمس الحق تبریزی هر جا که کنی مقدم %~% آن جا و مکان در دم بی‌جان و ~~مکان باشد PageV1P0619 ### || [genre: Gh] # 1 از سرو مرا بوی بالای تو می‌آید %~% وز ماه مرا رنگ و سیمای تو می‌آید # 2 هر نی کمر خدمت در پیش تو می‌بندد %~% شکر به غلامی حلوای تو می‌آید # 3 هر نور که آید او از نور تو زاید او %~% می مژده دهد یعنی فردای تو ~~می‌آید # 4 گل خواجه سوسن شد آرایش گلشن شد %~% زیرا که از آن خنده رعنای تو ~~می‌آید # 5 هر گه ز تو بگریزم با عشق تو بستیزم %~% اندر سرم از شش سو سودای تو ~~می‌آید # 6 چون برروم از پستی بیرون شوم از هستی %~% در گوش من آن جا ms0347 هم هیهای تو ~~می‌آید # 7 اندر دل آوازی پرشورش و غمازی %~% آن ناله چنین دانم کز نای تو می‌آید # 8 روزست شبم از تو خشکست لبم از تو %~% غم نیست اگر خشکست دریای تو ~~می‌آید # 9 زیر فلک اطلس هشیار نماند کس %~% زیرا که ز بیش و پس می‌های تو می‌آید # 10 از جور تو اندیشم جور آید در پیشم %~% بینم که چنان تلخی از رای تو ~~می‌آید # 11 شمس الحق تبریزی اندیشه چو باد خوش %~% جان تازه کند زیرا صحرای تو ~~می‌آید PageV1P0620 ### || [genre: Gh] # 1 در تابش خورشیدش رقصم به چه می‌باید %~% تا ذره چو رقص آید از منش به ~~یاد آید # 2 شد حامله هر ذره از تابش روی او %~% هر ذره از آن لذت صد ذره همی‌زاید # 3 در هاون تن بنگر کز عشق سبک روحی %~% تا ذره شود خود را می‌کوبد و ~~می‌ساید # 4 گر گوهر و مرجانی جز خرد مشو این جا %~% زیرا که در این حضرت جز ذره ~~نمی‌شاید # 5 در گوهر جان بنگر اندر صدف این تن %~% کز دست گران جانی انگشت همی‌خاید # 6 چون جان بپرد از تو این گوهر زندانی %~% چون ذره به اصلش شد خوانیش ولی ~~ناید # 7 ور سخت شود بندش در خون بزند نقبی %~% عمری برود در خون موییش نیالاید # 8 جز تا به چه بابل او را نبود منزل %~% تا جان نشود جادو جایی بنیاساید # 9 تبریز ز برج تو گر تابد شمس الدین %~% هم ابر شود چون مه هم ماه ~~درافزاید PageV1P0621 ### || [genre: Gh] # 1 جان پیش تو هر ساعت می‌ریزد و می‌روید %~% از بهر یکی جان کس چون با تو ~~سخن گوید # 2 هر جا که نهی پایی از خاک بروید سر %~% وز بهر یکی سر کس دست از تو کجا ~~شوید # 3 روزی که بپرد جان از لذت بوی تو %~% جان داند و جان داند کز دوست چه ~~می‌بوید # 4 یک دم که خمار تو ms0348 از مغز شود کمتر %~% صد نوحه برآرد سر هر موی ~~همی‌موید # 5 من خانه تهی کردم کز رخت تو پر دارم %~% می‌کاهم تا عشقت افزاید و ~~افزوید # 6 جانم ز پی عشق شمس الحق تبریزی %~% بی پای چو کشتی‌ها در بحر همی‌پوید ~~PageV1P0622 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق شده ای ای دل سودات مبارک باد %~% از جا و مکان رستی آن جات مبارک ~~باد # 2 از هر دو جهان بگذر تنها زن و تنها خور %~% تا ملک ملک گویند تنهات ~~مبارک باد # 3 ای پیش رو مردی امروز تو برخوردی %~% ای زاهد فردایی فردات مبارک باد # 4 کفرت همگی دین شد تلخت همه شیرین شد %~% حلوا شده کلی حلوات مبارک باد # 5 در خانقه سینه غوغاست فقیران را %~% ای سینه بی‌کینه غوغات مبارک باد # 6 این دیده دل دیده اشکی بد و دریا شد %~% دریاش همی‌گوید دریات مبارک ~~باد # 7 ای عاشق پنهانی آن یار قرینت باد %~% ای طالب بالایی بالات مبارک باد # 8 ای جان پسندیده جوییده و کوشیده %~% پرهات بروییده پرهات مبارک باد # 9 خامش کن و پنهان کن بازار نکو کردی %~% کالای عجب بردی کالات مبارک باد ~~PageV1P0623 ### || [genre: Gh] # 1 هر ذره که بر بالا می‌نوشد و پا کوبد %~% خورشید ازل بیند وز عشق خدا ~~کوبد # 2 آن را که بخنداند خوش دست برافشاند %~% وان را که بترساند دندان به دعا ~~کوبد # 3 مستست از آن باده با قامت خم داده %~% این چرخ بر این بالا ناقوس صلا ~~کوبد # 4 این عشق که مست آمد در باغ الست آمد %~% کانگور وجودم را در جهد و عنا ~~کوبد # 5 گر عشق نی مستستی یا باده پرستستی %~% در باغ چرا آید انگور چرا کوبد # 6 تو پای همی‌کوبی و انگور نمی‌بینی %~% کاین صوفی جان تو در معصره‌ها ~~کوبد # 7 گویی همه رنج و غم بر من نهد آن همدم %~% چون باغ تو را باشد انگور که ~~را کوبد # 8 همخرقه ایوبی ms0349 زان پای همی‌کوبی %~% هر کو شنود ارکض او پای وفا کوبد # 9 از زمزمه یوسف یعقوب به رقص آمد %~% وان یوسف شیرین لب پا کوبد پا کوبد # 10 ای طایفه پا کوبید چون حاضر آن جویید %~% باشد که سعادت پا در پای شما ~~کوبد # 11 این عشق چو بارانست ما برگ و گیا ای جان %~% باشد که دمی باران بر برگ ~~و گیا کوبد # 12 پا کوفت خلیل الله در آتش نمرودی %~% تا حلق ذبیح الله بر تیغ بلا ~~کوبد # 13 پا کوفته روح الله در بحر چو مرغابی %~% با طایر معراجی تا فوق هوا ~~کوبد # 14 خاموش کن و بی‌لب خوش طال بقا می‌زن %~% می‌ترس که چشم بد بر طال بقا ~~کوبد PageV1P0624 ### || [genre: Gh] # 1 گر ماه شب افروزان روپوش روا دارد %~% گیرم که بپوشد رو بو را چه دوا ~~دارد # 2 گر نیز بپوشد رو ور نیز ببرد بو %~% از خنبش روحانی صد گونه گوا دارد # 3 آن مه چو گریزانه آید سپس خانه %~% لیکن دل دیوانه صد گونه دغا دارد # 4 غم گر چه بود دشمن گوید سر او با من %~% با مرغ دلم گوید کو دام کجا ~~دارد PageV1P0625 ### || [genre: Gh] # 1 هر کآتش من دارد او خرقه ز من دارد %~% زخمی چو حسینستش جامی چو حسن ~~دارد # 2 نفس ار چه که زاهد شد او راست نخواهد شد %~% ور راستیی خواهی آن سرو ~~چمن دارد # 3 جانیست تو را ساده نقش تو از آن زاده %~% در ساده جان بنگر کان ساده چه ~~تن دارد # 4 آیینه جان را بین هم ساده و هم نقشین %~% هر دم بت نو سازد گویی که شمن ~~دارد # 5 گه جانب دل باشد گه در غم گل باشد %~% ماننده آن مردی کز حرص دو زن ~~دارد # 6 کی شاد شود آن شه کز جان نبود آگه %~% کی ناز کند مرده کز شعر کفن دارد # 7 می‌خاید چون اشتر یعنی که دهانم ms0350 پر %~% خاییدن بی‌لقمه تصدیق ذقن دارد # 8 مردانه تو مجنون شو و اندر لگن خون شو %~% گه ماده و گه نر نی کان شیوه ~~زغن دارد # 9 چون موسی رخ زردش توبه مکن از دردش %~% تا یار نعم گوید کر گفتن لن ~~دارد # 10 چون مست نعم گشتی بی‌غصه و غم گشتی %~% پس مست کجا داند کاین چرخ سخن ~~دارد # 11 گر چشمه بود دلکش دارد دهنت را خوش %~% لیکن همه گوهرها دریای عدن ~~دارد PageV1P0626 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق به سوی عاشق زنجیر همی‌درد %~% دیوانه همی‌گردد تدبیر همی‌درد # 2 تقصیر کجا گنجد در گرم روی عاشق %~% کز آتش عشق او تقصیر همی‌درد # 3 تا حال جوان چه بود کان آتش بی‌علت %~% دراعه تقوا را بر پیر همی‌درد # 4 صد پرده در پرده گر باشد در چشمی %~% ابروی کمان شکلش از تیر همی‌درد # 5 مرغ دل هر عاشق کز بیضه برون آید %~% از چنگل تعجیلش تأخیر همی‌درد # 6 این عالم چون قیرست پای همه بگرفته %~% چون آتش عشق آید این قیر ~~همی‌درد # 7 شمس الحق تبریزی هم خسرو و هم میرست %~% پیراهن هر صبری زان میر ~~همی‌درد PageV1P0627 ### || [genre: Gh] # 1 ای دوست شکر بهتر یا آنک شکر سازد %~% خوبی قمر بهتر یا آنک قمر سازد # 2 ای باغ توی خوشتر یا گلشن گل در تو %~% یا آنک برآرد گل صد نرگس تر ~~سازد # 3 ای عقل تو به باشی در دانش و در بینش %~% یا آنک به هر لحظه صد عقل و ~~نظر سازد # 4 ای عشق اگر چه تو آشفته و پرتابی %~% چیزیست که از آتش بر عشق کمر سازد # 5 بیخود شده آنم سرگشته و حیرانم %~% گاهیم بسوزد پر گاهی سر و پر سازد # 6 دریای دل از لطفش پرخسرو و پرشیرین %~% وز قطره اندیشه صد گونه گهر ~~سازد # 7 آن جمله گهرها را اندرشکند در عشق %~% وان عشق عجایب را هم چیز دگر ~~سازد # 8 شمس الحق تبریزی ms0351 چون شمس دل ما را %~% در فعل کند تیغی در ذات سپر سازد ~~PageV1P0628 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد %~% ور نی مثل کودک تا کعب ~~همی‌بازد # 2 مه رو چو تویی باید ای ماه غلام تو %~% تا بر همه مه رویان می‌چربد و ~~می‌نازد # 3 عاشق چو منی باید کز مستی و بی‌خویشی %~% با خلق نپیوندد با خویش ~~نپردازد # 4 فارس چو تویی باید ای شاه سوار من %~% کز وهم و گمان زان سو می‌راند و ~~می‌تازد # 5 عشق آب حیات آمد برهاندت از مردن %~% ای شاه که او خود را در عشق ~~دراندازد # 6 چون شاخ زرست این جان می‌کش به خودش می‌دان %~% چندان که کشش بیند سوی ~~تو همی‌یازد # 7 باری دل و جان من مستست در آن معدن %~% هر روز چو نوعشقان فرهنگ نو ~~آغازد # 8 چون چنگ شوی از غم خم داده وانگه او %~% در بر کشدت شیرین بی‌واسطه ~~بنوازد # 9 آن آهوی مفتونش چون تازه شود خونش %~% آن شیر بدان آهو در میمنه بگرازد # 10 شمس الحق تبریزی بر شمس فلک روزی %~% باشد که طراز نو شعشاع تو بطرازد ~~PageV1P0629 ### || [genre: Gh] # 1 گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد %~% چون حکم خدا آید آن زیر و زبر ~~باشد # 2 بر هر چه امیدستت کی گیرد او دستت %~% بر شکل عصا آید وان مار دوسر ~~باشد # 3 وان غصه که می‌گویی آن چاره نکردم دی %~% هر چاره که پنداری آن نیز غرر ~~باشد # 4 خودکرده شمر آن را چه خیزد از آن سودا %~% اندر پی صد چون آن صد دام ~~دگر باشد # 5 آن چاره همی‌کردم آن مات نمی‌آمد %~% آن چاره لنگت را آخر چه اثر باشد # 6 از مات تو قوتی کن یاقوت شو او را تو %~% تا او تو شوی تو او این حصن و ~~مفر باشد PageV1P0630 ### || [genre: Gh] # 1 نومید مشو جانا کاومید پدید آمد %~% اومید همه ms0352 جان‌ها از غیب رسید آمد # 2 نومید مشو گر چه مریم بشد از دستت %~% کان نور که عیسی را بر چرخ کشید ~~آمد # 3 نومید مشو ای جان در ظلمت این زندان %~% کان شاه که یوسف را از حبس ~~خرید آمد # 4 یعقوب برون آمد از پرده مستوری %~% یوسف که زلیخا را پرده بدرید آمد # 5 ای شب به سحر برده در یارب و یارب تو %~% آن یارب و یارب را رحمت بشنید ~~آمد # 6 ای درد کهن گشته بخ بخ که شفا آمد %~% وی قفل فروبسته بگشا که کلید آمد # 7 ای روزه گرفته تو از مایده بالا %~% روزه بگشا خوش خوش کان غره عید آمد # 8 خامش کن و خامش کن زیرا که ز امر کن %~% آن سکته حیرانی بر گفت مزید ~~آمد PageV1P0631 ### || [genre: Gh] # 1 عید آمد و عید آمد وان بخت سعید آمد %~% برگیر و دهل می‌زن کان ماه ~~پدید آمد # 2 عید آمد ای مجنون غلغل شنو از گردون %~% کان معتمد سدره از عرش مجید ~~آمد # 3 عید آمد ره جویان رقصان و غزل گویان %~% کان قیصر مه رویان زان قصر ~~مشید آمد # 4 صد معدن دانایی مجنون شد و سودایی %~% کان خوبی و زیبایی بی‌مثل و ندید ~~آمد # 5 زان قدرت پیوستش داوود نبی مستش %~% تا موم کند دستش گر سنگ و حدید آمد # 6 عید آمد و ما بی‌او عیدیم بیا تا ما %~% بر عید زنیم این دم کان خوان و ~~ثرید آمد # 7 زو زهر شکر گردد زو ابر قمر گردد %~% زو تازه و تر گردد هر جا که قدید ~~آمد # 8 برخیز به میدان رو در حلقه رندان رو %~% رو جانب مهمان رو کز راه بعید ~~آمد # 9 غم‌هاش همه شادی بندش همه آزادی %~% یک دانه بدو دادی صد باغ مزید آمد # 10 من بنده آن شرقم در نعمت آن غرقم %~% جز نعمت پاک او منحوس و پلید آمد # 11 بربند ms0353 لب و تن زن چون غنچه و چون سوسن %~% رو صبر کن از گفتن چون صبر ~~کلید آمد PageV1P0632 ### || [genre: Gh] # 1 شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد %~% وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد # 2 مستی سرم آمد نور نظرم آمد %~% چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد # 3 آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد %~% وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد # 4 امروز به از دینه ای مونس دیرینه %~% دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد # 5 آن کس که همی‌جستم دی من به چراغ او را %~% امروز چو تنگ گل بر ره گذرم ~~آمد # 6 دو دست کمر کرد او بگرفت مرا در بر %~% زان تاج نکورویان نادر کمرم آمد # 7 آن باغ و بهارش بین وان خمر و خمارش بین %~% وان هضم و گوارش بین چون ~~گلشکرم آمد # 8 از مرگ چرا ترسم کو آب حیات آمد %~% وز طعنه چرا ترسم چون او سپرم آمد # 9 امروز سلیمانم کانگشتریم دادی %~% وان تاج ملوکانه بر فرق سرم آمد # 10 از حد چو بشد دردم در عشق سفر کردم %~% یا رب چه سعادت‌ها که زین سفرم ~~آمد # 11 وقتست که می نوشم تا برق زند هوشم %~% وقتست که برپرم چون بال و پرم ~~آمد # 12 وقتست که درتابم چون صبح در این عالم %~% وقتست که برغرم چون شیر نرم ~~آمد # 13 بیتی دو بماند اما بردند مرا جانا %~% جایی که جهان آن جا بس مختصرم ~~آمد PageV1P0633 ### || [genre: Gh] # 1 نک ماه رجب آمد تا ماه عجب بیند %~% وز سوختگان ره گرمی و طلب بیند # 2 گر سجده کنان آید در امن و امان آید %~% ور بی‌ادبی آرد سیلی و ادب ~~بیند # 3 حکمی که کند یزدان راضی بود و شادان %~% ور سر کشد از سلطان در حلق کنب ~~بیند # 4 گر درخور عشق آید خرم چو دمشق آید %~% ور دل ندهد دل را ویران ms0354 چو حلب ~~بیند # 5 گوید چه سبب باشد آن خرم و این ویران %~% جان خضری باید تا جان سبب ~~بیند # 6 آمد شعبان عمدا از بهر برات ما %~% تا روزی و بی‌روزی از بخشش رب بیند # 7 ماه رمضان آمد آن بند دهان آمد %~% زد بر دهن بسته تا لذت لب بیند # 8 آمد قدح روزه بشکست قدح‌ها را %~% تا منکر این عشرت بی‌باده طرب بیند # 9 سغراق معانی را بر معده خالی زن %~% معشوقه خلوت را هم چشم عزب بیند # 10 با غره دولت گو هم بگذرد این نوبت %~% چون بگذرد این نوبت هم نوبت تب ~~بیند # 11 نوبت بگذار و رو نوبت زن احمد شو %~% تا برف وجود تو خورشید عرب بیند # 12 خامش کن و کمتر گو بسیار کسی گوید %~% کو جاه و هوا جوید تا نام و لقب ~~بیند PageV1P0634 ### || [genre: Gh] # 1 مستان می ما را هم ساقی ما باید %~% با آن همه شیرینی گر ترش کند شاید # 2 با آن همه حسن آن مه گر ناز کند گه گه %~% والله که کلاه از شه بستاند ~~و برباید # 3 پر ده قدحی میرم آخر نه چو کمپیرم %~% تا شینم و می‌میرم کاین چرخ چه ~~می‌زاید # 4 فرمای تو ساقی را آن شادی باقی را %~% تا باد نپیماید تا باده بپیماید # 5 صد سر ببرد در دم از محرم و نامحرم %~% نی غم خورد از ماتم نی دست ~~بیالاید # 6 چون شمع بسوزاند پروانه مسکین را %~% چون جعد براندازد چون چهره ~~بیاراید # 7 پروانه چو بی‌جان شد جانیش دهد نسیه %~% وان جان چو آتش را زان رطل ~~بفرماید # 8 رطلی ز می باقی کز غایت راواقی %~% هر نقش که اندیشی در دل به تو ~~بنماید # 9 ای عشق خداوندی شمس الحق تبریزی %~% چندانک بیفزایی این باده بیفزاید ~~PageV1P0635 ### || [genre: Gh] # 1 بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید %~% در این عشق چو مردید همه روح ~~پذیرید # 2 بمیرید بمیرید ms0355 و زین مرگ مترسید %~% کز این خاک برآیید سماوات بگیرید # 3 بمیرید بمیرید و زین نفس ببرید %~% که این نفس چو بندست و شما همچو ~~اسیرید # 4 یکی تیشه بگیرید پی حفره زندان %~% چو زندان بشکستید همه شاه و امیرید # 5 بمیرید بمیرید به پیش شه زیبا %~% بر شاه چو مردید همه شاه و شهیرید # 6 بمیرید بمیرید و زین ابر برآیید %~% چو زین ابر برآیید همه بدر منیرید # 7 خموشید خموشید خموشی دم مرگست %~% هم از زندگیست اینک ز خاموش نفیرید ~~PageV1P0636 ### || [genre: Gh] # 1 برانید برانید که تا بازنمانید %~% بدانید بدانید که در عین عیانید # 2 بتازید بتازید که چالاک سوارید %~% بنازید بنازید که خوبان جهانید # 3 چه دارید چه دارید که آن یار ندارد %~% بیارید بیارید در این گوش ~~بخوانید # 4 پرندوش پرندوش خرابات چه سان بد %~% بگویید بگویید اگر مست شبانید # 5 شرابیست شرابیست خدا را پنهانی %~% که دنیا و شما نیز ز یک جرعه آنید # 6 دوم بار دوم بار چو یک جرعه بریزد %~% ز دنیا و ز عقبی و ز خود فرد ~~بمانید # 7 گشادست گشادست سر خابیه امروز %~% کدوها و سبوها سوی خمخانه کشانید # 8 صلا گفت صلا گفت کنون فالق اصباح %~% سبک روح کند راح اگر سست و گرانید # 9 رسیدند رسیدند رسولان نهانی %~% درآرید درآرید برونشان منشانید # 10 دریغا و دریغا که در این خانه نگنجند %~% که ایشان همه کانند و شما ~~بند مکانید # 11 مبادا و مبادا که سر خویش بگیرید %~% که ایشان همه جانند و شما سخره ~~نانید # 12 بکوشید بکوشید که تا جان شود این تن %~% نه نان بود که تن گشت اگر ~~آدمیانید # 13 زهی عشق و زهی عشق که بس سخته کمانست %~% در آن دست و در آن شست و شما ~~تیر مکانید # 14 سماعیست سماعیست از آن سوی که سو نیست %~% عروسی همه آن جاست شما طبل ~~زنانید # 15 خموشید خموشید خموشانه بنوشید %~% بپوشید بپوشید شما ms0356 گنج نهانید # 16 به دیدار نهانید به آثار عیانید %~% پدید و نه پدیدیت که چون جوهر ~~جانید # 17 چو عقلید و چو عقلید هزاران و یکی چیز %~% پراکنده به هر خانه چو ~~خورشید روانید # 18 در این بحر در این بحر همه چیز بگنجد %~% مترسید مترسید گریبان ~~مدرانید # 19 دهان بست دهان بست از این شرح دل من %~% که تا گیج نگردید که تا خیره ~~نمانید PageV1P0637 ### || [genre: Gh] # 1 ملولان همه رفتند در خانه ببندید %~% بر آن عقل ملولانه همه جمع بخندید # 2 به معراج برآیید چو از آل رسولید %~% رخ ماه ببوسید چو بر بام بلندید # 3 چو او ماه شکافید شما ابر چرایید %~% چو او چست و ظریفست شما چون ~~هلپندید # 4 ملولان به چه رفتید که مردانه در این راه %~% چو فرهاد و چو شداد دمی ~~کوه نکندید # 5 چو مه روی نباشید ز مه روی متابید %~% چو رنجور نباشید سر خویش مبندید # 6 چنان گشت و چنین گشت چنان راست نیاید %~% مدانید که چونید مدانید که ~~چندید # 7 چو آن چشمه بدیدیت چرا آب نگشتید %~% چو آن خویش بدیدیت چرا خویش ~~پسندید # 8 چو در کان نباتید ترش روی چرایید %~% چو در آب حیاتید چرا خشک و نژندید # 9 چنین برمستیزید ز دولت مگریزید %~% چه امکان گریزست که در دام کمندید # 10 گرفتار کمندید کز او هیچ امان نیست %~% مپیچید مپیچید بر استیزه ~~مرندید # 11 چو پروانه جانباز بسایید بر این شمع %~% چه موقوف رفیقید چه وابسته ~~بندید # 12 از این شمع بسوزید دل و جان بفروزید %~% تن تازه بپوشید چو این کهنه ~~فکندید # 13 ز روباه چه ترسید شما شیرنژادید %~% خر لنگ چرایید چو از پشت سمندید # 14 همان یار بیاید در دولت بگشاید %~% که آن یار کلیدست شما جمله کلندید # 15 خموشید که گفتار فروخورد شما را %~% خریدار چو طوطیست شما شکر و قندید ~~PageV1P0638 ### || [genre: Gh] # 1 آن سرخ قبایی که چو مه پار ms0357 برآمد %~% امسال در این خرقه زنگار برآمد # 2 آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی %~% آنست که امسال عرب وار برآمد # 3 آن یار همانست اگر جامه دگر شد %~% آن جامه به در کرد و دگربار برآمد # 4 آن باده همانست اگر شیشه بدل شد %~% بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد # 5 ای قوم گمان برده که آن مشعله‌ها مرد %~% آن مشعله زین روزن اسرار ~~برآمد # 6 این نیست تناسخ سخن وحدت محضست %~% کز جوشش آن قلزم زخار برآمد # 7 یک قطره از آن بحر جدا شد که جدا نیست %~% کدم ز تک صلصل فخار برآمد # 8 رومی پنهان گشت چو دوران حبش دید %~% امروز در این لشکر جرار برآمد # 9 گر شمس فروشد به غروب او نه فنا شد %~% از برج دگر آن مه انوار برآمد # 10 گفتار رها کن بنگر آینه عین %~% کان شبهه و اشکال ز گفتار برآمد # 11 شمس الحق تبریز رسیدست مگویید %~% کز چرخ صفا آن مه اسرار برآمد ~~PageV1P0639 ### || [genre: Gh] # 1 تا باد سعادت ز محمد خبر افکند %~% زان مردی و زان حمله شقاوت سپر ~~افکند # 2 از حال گدا نیست عجب گر شود او پست %~% تیغ غم تو از سر صد شاه سر ~~افکند # 3 روزی پسر ادهم اندر پی آهو %~% مانند فلک مرکب شبدیز برافکند # 4 دادیش یکی شربت کز لذت و بویش %~% مستیش به سر برشد و از اسب درافکند # 5 گفتند همه کس به سر کوی تحیر %~% مسکین پسر ادهم تاج و کمر افکند # 6 از نام تو بود آنک سلیمان به یکی مرغ %~% در ملکت بلقیس شکوه و ظفر ~~افکند # 7 از یاد تو بود آنک محمد به اشارت %~% غوغای دو نیمه شدن اندر قمر افکند ~~PageV1P0640 ### || [genre: Gh] # 1 در حلقه عشاق به ناگه خبر افتاد %~% کز بخت یکی ماه رخی خوب درافتاد # 2 چشم و دل عشاق چنان پر شد از آن حسن %~% تا قصه ms0358 خوبان که بنامند ~~برافتاد # 3 بس چشمه حیوان که از آن حسن بجوشید %~% بس باده کز آن نادره در چشم و ~~سر افتاد # 4 مه با سپر و تیغ شبی حمله او دید %~% بفکند سپر را سبک و بر سپر افتاد # 5 ما بنده آن شب که به لشکرگه وصلش %~% در غارت شکر همه ما را حشر افتاد # 6 خونی بک هجران به هزیمت علم انداخت %~% بر لشکر هجران دل ما را ظفر ~~افتاد # 7 گفتند ز شمس الحق تبریز چه دیدیت %~% گفتیم کز آن نور به ما این نظر ~~افتاد PageV1P0641 ### || [genre: Gh] # 1 در خانه نشسته بت عیار کی دارد %~% معشوق قمرروی شکربار کی دارد # 2 بی زحمت دیده رخ خورشید که بیند %~% بی پرده عیان طاقت دیدار کی دارد # 3 گفتی به خرابات دگر کار ندارم %~% خود کار تو داری و دگر کار کی دارد # 4 زندان صبوحی همه مخمور خمارند %~% ای زهره کلید در خمار کی دارد # 5 ما طوطی غیبیم شکرخواره و عاشق %~% آن کان شکرهای به قنطار کی دارد # 6 یک غمزه دیدار به از دامن دینار %~% دیدار چو باشد غم دینار کی دارد # 7 جان‌ها چو از آن شیر ره صید بدیدند %~% اکنون چو سگان میل به مردار کی ~~دارد # 8 چون عین عیانست ز اقرار کی لافد %~% اقرار چو کاسد شود انکار کی دارد # 9 ای در رخ تو زلزله روز قیامت %~% در جنت حسن تو غم نار کی دارد # 10 با غمزه غمازه آن یار وفادار %~% اندیشه این عالم غدار کی دارد # 11 گفتی که ز احوال عزیزان خبری ده %~% با مخبر خوبت سر اخبار کی دارد # 12 ای مطرب خوش لهجه شیرین دم عارف %~% یاری ده و برگو که چنین یار کی ~~دارد # 13 بازار بتان از تو خرابست و کسادست %~% بازار چه باشد دل بازار کی دارد # 14 امروز ز سودای تو کس را سر سر نیست %~% دستار کی دارد ms0359 سر دستار کی ~~دارد # 15 شمس الحق تبریز چو نقد آمد و پیدا %~% از پار کی گوید غم پیرار کی ~~دارد PageV1P0642 ### || [genre: Gh] # 1 در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد %~% آن دلبر عیار مرا دید نشان کرد # 2 من در پی آن دلبر عیار برفتم %~% او روی خود آن لحظه ز من باز نهان کرد # 3 من در عجب افتادم از آن قطب یگانه %~% کز یک نظرش جمله وجودم همه جان ~~کرد # 4 ناگاه یک آهو به دو صد رنگ عیان شد %~% کز تابش حسنش مه و خورشید فغان ~~کرد # 5 آن آهوی خوش ناف به تبریز روان گشت %~% بغداد جهان را به بصیرت همدان ~~کرد # 6 آن کس که ورا کرد به تقلید سجودی %~% فرخنده و بگزیده و محبوب زمان کرد # 7 آن‌ها که بگفتند که ما کامل و فردیم %~% سرگشته و سودایی و رسوای جهان ~~کرد # 8 سلطان عرفناک بدش محرم اسرار %~% تا سر تجلی ازل جمله بیان کرد # 9 شمس الحق تبریز چو بگشاد پر عشق %~% جبریل امین را ز پی خویش دوان کرد ~~PageV1P0643 ### || [genre: Gh] # 1 تا نقش تو در سینه ما خانه نشین شد %~% هر جا که نشینیم چو فردوس برین ~~شد # 2 آن فکر و خیالات چو یأجوج و چو مأجوج %~% هر یک چو رخ حوری و چون لعبت ~~چین شد # 3 آن نقش که مرد و زن از او نوحه کنانند %~% گر بئس قرین بود کنون نعم ~~قرین شد # 4 بالا همه باغ آمد و پستی همگی گنج %~% آخر تو چه چیزی که جهان از تو ~~چنین شد # 5 زان روز که دیدیمش ما روزفزونیم %~% خاری که ورا جست گلستان یقین شد # 6 هر غوره ز خورشید شد انگور و شکر بست %~% وان سنگ سیه نیز از او لعل ~~ثمین شد # 7 بسیار زمین‌ها که به تفصیل فلک شد %~% بسیار یسار از کف اقبال یمین شد # 8 گر ظلمت دل بود کنون ms0360 روزن دل شد %~% ور رهزن دین بود کنون قدوه دین شد # 9 گر چاه بلا بود که بد محبس یوسف %~% از بهر برون آمدنش حبل متین شد # 10 هر جزو چو جندالله محکوم خداییست %~% بر بنده امان آمد و بر گبر کمین ~~شد # 11 خاموش که گفتار تو ماننده نیلست %~% بر قبط چو خون آمد و بر سبط معین ~~شد # 12 خاموش که گفتار تو انجیر رسیدست %~% اما نه همه مرغ هوا درخور تین شد ~~PageV1P0644 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر آن آب به دولاب درآمد %~% وان چرخه گردنده در اشتاب درآمد # 2 بار دگر آن جان پر از آتش و از آب %~% در لرزه چو خورشید و چو سیماب ~~درآمد # 3 بار دگر آن صورت پنهانی عالم %~% از روزن جان دوش چو مهتاب درآمد # 4 خورشید که می‌درد از او مشرق و مغرب %~% از لطف بود گر به سطرلاب درآمد # 5 بار دگر آن صبح بخندید و بتابید %~% تا خفته صدساله هم از خواب درآمد # 6 بار دگر آن قاضی حاجات ندا کرد %~% خیزید که آن فاتح ابواب درآمد # 7 بار دگر از قبله روان گشت رسالت %~% در گوش محمد چو به محراب درآمد # 8 چون رفت محمد به در خیبر ناسوت %~% نقبی بزد از نصرت و نقاب درآمد # 9 از بیم ملک جمله فلک رخنه و در شد %~% وز بیم مسبب همه اسباب درآمد # 10 آری لقبش بود سعادت بک عالم %~% زان پیش که اشخاص به القاب درآمد # 11 بگشاد محمد در خمخانه غیبی %~% بسیار کسادی به می ناب درآمد # 12 از بهر دل تشنه و تسکین چنین خون %~% آن جام می لعل چو عناب درآمد # 13 خاموش کن امروز که این روز سخن نیست %~% زحمت مده آن ساقی اصحاب درآمد ~~PageV1P0645 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر آن مست به بازار درآمد %~% وان سرده مخمور به خمار درآمد # 2 سرهای درختان همه پربار چرا شد %~% کان بلبل خوش لحن به ms0361 تکرار درآمد # 3 یک حمله دیگر همه در رقص درآییم %~% مستانه و یارانه که آن یار درآمد # 4 یک حمله دیگر همه دامن بگشاییم %~% کز بهر نثار آن شه دربار درآمد # 5 یک حمله دیگر به شکرخانه درآییم %~% کز مصر چنین قند به خروار درآمد # 6 یک حمله دیگر بنه خواب بسوزیم %~% زیرا که چنین دولت بیدار درآمد # 7 یک حمله دیگر به شب این پاس بداریم %~% کان لولی شب دزد به اقرار درآمد # 8 یک حمله دیگر برسان باده که مستی %~% در عربده ویران شده دستار درآمد # 9 یک حمله دیگر به سلیمان بگراییم %~% کان هدهد پرخون شده منقار درآمد # 10 این شربت جان پرور جان بخش چه ساقیست %~% از دست مسیحی که به بیمار ~~درآمد # 11 اکنون بزند گردن غم‌های جهان را %~% کاقبال تو چون حیدر کرار درآمد # 12 دارالحرج امروز چو دارالفرجی شد %~% کان شادی و آن مستی بسیار درآمد # 13 بربند لب اکنون که سخن گستر بی‌لب %~% بی حرف سیه روی به گفتار درآمد ~~PageV1P0646 ### || [genre: Gh] # 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند %~% تدبیر به تقدیر خداوند چه ماند # 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند %~% حیلت بکند لیک خدایی بنداند # 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست %~% وان گاه که داند که کجاهاش کشاند # 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن %~% کاین مملکتت از ملک الموت رهاند # 5 شه را تو شکاری شو کم گیر شکاری %~% کاشکار تو را باز اجل بازستاند # 6 خامش کن و بگزین تو یکی جای قراری %~% کان جا که گزینی ملک آن جات ~~نشاند PageV1P0647 ### || [genre: Gh] # 1 ای قوم به حج رفته کجایید کجایید %~% معشوق همین جاست بیایید بیایید # 2 معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار %~% در بادیه سرگشته شما در چه ~~هوایید # 3 گر صورت بی‌صورت معشوق ببینید %~% هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید # 4 ده بار از آن راه بدان خانه برفتید %~% یک ms0362 بار از این خانه بر این بام ~~برآیید # 5 آن خانه لطیفست نشان‌هاش بگفتید %~% از خواجه آن خانه نشانی بنمایید # 6 یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت %~% یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید # 7 با این همه آن رنج شما گنج شما باد %~% افسوس که بر گنج شما پرده ~~شمایید PageV1P0648 ### || [genre: Gh] # 1 بر چرخ سحرگاه یکی ماه عیان شد %~% از چرخ فرود آمد و در ما نگران شد # 2 چون باز که برباید مرغی به گه صید %~% بربود مرا آن مه و بر چرخ دوان ~~شد # 3 در خود چو نظر کردم خود را بندیدم %~% زیرا که در آن مه تنم از لطف چو ~~جان شد # 4 در جان چو سفر کردم جز ماه ندیدم %~% تا سر تجلی ازل جمله بیان شد # 5 نه چرخ فلک جمله در آن ماه فروشد %~% کشتی وجودم همه در بحر نهان شد # 6 آن بحر بزد موج و خرد باز برآمد %~% و آوازه درافکند چنین گشت و چنان ~~شد # 7 آن بحر کفی کرد و به هر پاره از آن کف %~% نقشی ز فلان آمد و جسمی ز ~~فلان شد # 8 هر پاره کف جسم کز آن بحر نشان یافت %~% در حال گذارید و در آن بحر ~~روان شد # 9 بی دولت مخدومی شمس الحق تبریز %~% نی ماه توان دیدن و نی بحر توان شد ~~PageV1P0649 ### || [genre: Gh] # 1 آن سرخ قبایی که چو مه پار برآمد %~% امسال در این خرقه زنگار برآمد # 2 آن ترک که آن سال به یغماش بدیدی %~% آنست که امسال عرب وار برآمد # 3 آن یار همانست اگر جامه دگر شد %~% آن جامه بدل کرد و دگربار برآمد # 4 آن باده همانست اگر شیشه بدل شد %~% بنگر که چه خوش بر سر خمار برآمد # 5 شب رفت حریفان صبوحی به کجایید %~% کان مشعله از روزن اسرار برآمد # 6 رومی پنهان گشت چو دوران حبش دید ms0363 %~% امروز در این لشکر جرار برآمد # 7 شمس الحق تبریز رسیدست بگویید %~% کز چرخ صفا آن مه انوار برآمد ~~PageV1P0650 ### || [genre: Gh] # 1 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد %~% وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد # 2 آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور %~% از نفخه او دمدمه صور برآمد # 3 در هاون اقبال عنایت گهری کوفت %~% صد دیده حق بین ز دل کور برآمد # 4 از تف بهاری چه خبر یافت دل خاک %~% کز خاک سیه قافله مور برآمد # 5 از بحر عسل‌هاش چه دید آن دل زنبور %~% با مشک عسل گله زنبور برآمد # 6 در مخزن او کرم ضعیفی به چه ره یافت %~% کز وی خز و ابریشم موفور برآمد # 7 بی دیده و بی‌گوش صدف رزق کجا یافت %~% تا حاصل در گشت و چو گنجور ~~برآمد # 8 نرم آهن و سنگی سوی انوار چه ره یافت %~% کز آهن و سنگی علم نور برآمد # 9 بنگر که ز گلزار چه گلزار بخندید %~% وز سرمه چون قیر چه کافور برآمد # 10 بی غازه و گلگونه گل آن رنگ کجا یافت %~% کافروخته از پرده مستور ~~برآمد # 11 در دولت و در عزت آن شاه نکوکار %~% این لشگر بشکسته چه منصور برآمد # 12 یک سیب بنی دیدم در باغ جمالش %~% هر سیب که بشکافت از او حور برآمد # 13 چون حور برآمد ز دل سیب بخندید %~% از خنده او حاجت رنجور برآمد # 14 این هستی و این مستی و این جنبش مستان %~% زان باده مدان کز دل انگور ~~برآمد # 15 شمس الحق تبریز چو این شور برانگیخت %~% از مشرق جان آن مه مشهور ~~برآمد PageV1P0651 ### || [genre: Gh] # 1 تدبیر کند بنده و تقدیر نداند %~% تدبیر به تقدیر خداوند نماند # 2 بنده چو بیندیشد پیداست چه بیند %~% حیله بکند لیک خدایی نتواند # 3 گامی دو چنان آید کو راست نهادست %~% وان گاه که داند که کجاهاش کشاند # 4 استیزه مکن مملکت عشق طلب کن %~% کاین ms0364 مملکتت از ملک الموت رهاند # 5 باری تو بهل کام خود و نور خرد گیر %~% کاین کام تو را زود به ناکام ~~رساند # 6 اشکاری شه باش و مجو هیچ شکاری %~% کاشکار تو را باز اجل بازستاند # 7 چون باز شهی رو به سوی طبله بازش %~% کان طبله تو را نوش دهد طبل ~~نخواند # 8 از شاه وفادارتر امروز کسی نیست %~% خر جانب او ران که تو را هیچ نراند # 9 زندانی مرگند همه خلق یقین دان %~% محبوس تو را از تک زندان نرهاند # 10 دانی که در این کوی رضا بانگ سگان چیست %~% تا هر که مخنث بود آتش ~~برماند # 11 حاشا ز سواری که بود عاشق این راه %~% که بانگ سگ کوی دلش را بطپاند ~~PageV1P0652 ### || [genre: Gh] # 1 چون بر رخ ما عکس جمال تو برآید %~% بر چهره ما خاک چو گلگونه نماید # 2 خواهم که ز زنار دو صد خرقه نماید %~% ترسابچه گوید که بپوشان که نشاید # 3 اشکم چو دهل گشته و دل حامل اسرار %~% چون نه مهه گشتست ندانی که بزاید # 4 شاهیست دل اندر تن ماننده گاوی %~% وین گاو ببیند شه اگر ژاژ نخاید # 5 وان دانه که افتاد در این هاون عشاق %~% هر سوی جهد لیک به ناچار بساید # 6 از خانه عشق آنک بپرد چو کبوتر %~% هر جا که رود عاقبت کار بیاید # 7 آیینه که شمس الحق تبریز بسازد %~% زنگار کجا گیرد و صیقل به چه باید ~~PageV1P0653 ### || [genre: Gh] # 1 هر نکته که از زهر اجل تلختر آید %~% آن را چو بگوید لب تو چون شکر آید # 2 در چاه زنخدان تو هر جان که وطن ساخت %~% زود از رسن زلف تو بر چرخ ~~برآید # 3 هین توشه ده از خوشه ابروی ظریفت %~% زان پیش که جان را ز تو وقت سفر ~~آید # 4 از دعوت و آواز خوشت بوی دل آید %~% لبیک زنم نفخه خون جگر آید ~~PageV1P0654 ### || [genre: Gh] # 1 ms0365 از بهر خدا عشق دگر یار مدارید %~% در مجلس جان فکر دگر کار مدارید # 2 یار دگر و کار دگر کفر و محالست %~% در مجلس دین مذهب کفار مدارید # 3 در مجلس جان فکر چنانست که گفتار %~% پنهان چو نمی‌ماند اضمار مدارید # 4 گر بانگ نیاید ز فسا بوی بیاید %~% در دل نظر فاحشه آثار مدارید # 5 آن حارس دل مشرف جان سخت غیورست %~% با غیرت او رو سوی اغیار مدارید # 6 هر وسوسه را بحث و تفکر بمخوانید %~% هر گمشده را سرور و سالار مدارید # 7 یاقوت کرم قوت شما بازنگیرد %~% خود را گرو نفس علف خوار مدارید # 8 العزه لله جمیعا چو شنیدیت %~% خاطر به سوی سبلت و دستار مدارید # 9 چون اول خط نقطه بد و آخر نقطه %~% خود را تبع گردش پرگار مدارید # 10 در مشهد اعظم به تشهد بنشینید %~% هش را به سوی گنبد دوار مدارید # 11 انکار بسوزد چو شهادت بفروزد %~% با شاهد حق نکرت انکار مدارید # 12 یک نیم جهان کرکس و نیمیش چو مردار %~% هین چشم چو کرکس سوی مردار ~~مدارید # 13 آن نفس فریبنده که غرست و غرورست %~% هین عشق بر آن غره غرار مدارید # 14 گه زلف برافشاند و گه جیب گشاید %~% گلگونه او را بجز از خار مدارید # 15 او یار وفا نبود و از یار ببرد %~% آن ده دله را محرم اسرار مدارید # 16 او باده بریزد عوضش سرکه فروشد %~% آن حامضه را ساقی و خمار مدارید # 17 ما حلقه مستان خوش ساقی خویشیم %~% ما را سقط و بارد و هشیار مدارید # 18 گر ناف دهی پشک فروشد عوض مشک %~% آن ناف ورا نافه تاتار مدارید # 19 چون روح برآمد به سر منبر تذکیر %~% خود را سپس پرده گفتار مدارید ~~PageV1P0655 ### || [genre: Gh] # 1 مرغان که کنون از قفس خویش جدایید %~% رخ باز نمایید و بگویید کجایید # 2 کشتی شما ماند بر این آب شکسته %~% ماهی صفتان یک دم ms0366 از این آب برآیید # 3 یا قالب بشکست و بدان دوست رسیدست %~% یا دام بشد از کف و از صید ~~جدایید # 4 امروز شما هیزم آن آتش خویشید %~% یا آتشتان مرد شما نور خدایید # 5 آن باد وبا گشت شما را فسرانید %~% یا باد صبا گشت به هر جا که درآیید # 6 در هر سخن از جان شما هست جوابی %~% هر چند دهان را به جوابی نگشایید # 7 در هاون ایام چه درها که شکستید %~% آن سرمه دیدست بسایید بسایید # 8 ای آنک بزادیت چو در مرگ رسیدید %~% این زادن ثانیست بزایید بزایید # 9 گر هند وگر ترک بزادیت دوم بار %~% پیدا شود آن روز که روبند گشایید # 10 ور زانک سزیدیت به شمس الحق تبریز %~% والله که شما خاصبک روز سزایید ~~PageV1P0656 ### || [genre: Gh] # 1 گر یک سر موی از رخ تو روی نماید %~% بر روی زمین خرقه و زنار نماند # 2 آن را که دمی روی نمایی ز دو عالم %~% آن سوخته را جز غم تو کار نماند # 3 گر برفکنی پرده از آن چهره زیبا %~% از چهره خورشید و مه آثار نماند # 4 در خواب کنی سوختگان را ز می عشق %~% تا جز تو کسی محرم اسرار نماند ~~PageV1P0657 ### || [genre: Gh] # 1 بگو دل را که گرد غم نگردد %~% ازیرا غم به خوردن کم نگردد # 2 نبات آب و گل جمله غم آمد %~% که سور او بجز ماتم نگردد # 3 مگرد ای مرغ دل پیرامن غم %~% که در غم پر و پا محکم نگردد # 4 دل اندر بی‌غمی پری بیابد %~% که دیگر گرد این عالم نگردد # 5 دلا این تن عدو کهنه تست %~% عدو کهنه خال و عم نگردد # 6 دلا سر سخت کن کم کن ملولی %~% ملول اسرار را محرم نگردد # 7 چو ماهی باش در دریای معنی %~% که جز با آب خوش همدم نگردد # 8 ملالی نیست ماهی را ز دریا %~% که بی‌دریا خود او خرم نگردد ms0367 # 9 یکی دریاست در عالم نهانی %~% که در وی جز بنی آدم نگردد # 10 ز حیوان تا که مردم وانبرد %~% درون آب حیوان هم نگردد # 11 خموش از حرف زیرا مرد معنی %~% بگرد حرف لا و لم نگردد PageV1P0658 ### || [genre: Gh] # 1 دلم امروز خوی یار دارد %~% هوای روی چون گلنار دارد # 2 که طاووس آن طرف پر می‌فشاند %~% که بلبل آن طرف تکرار دارد # 3 صدای نای آن جا نکته گوید %~% نوای چنگ بس اسرار دارد # 4 بگه برخیز فردا سوی او رو %~% که او عاشق چو من بسیار دارد # 5 چو بگشاید رخان تو دل نگهدار %~% که بس آتش در آن رخسار دارد # 6 ولیکن عقل کو آن لحظه دل را %~% که دل‌ها را لبش خمار دارد # 7 ز ما کاری مجو چون داده‌ای می %~% که می مر مرد را بی‌کار دارد # 8 دلم افتان و خیزان دوش آمد %~% که می مستی او اظهار دارد # 9 دویدم پیش و گفتم باده خوردی %~% نمی‌ترسی که عقل انکار دارد # 10 چو بو کردم دهانش را بدیدم %~% که بوی آن پری دیدار دارد # 11 خداوندی شمس الدین تبریز %~% که بوی خالق جبار دارد # 12 ز بو تا بوی فرقی بس عظیمست %~% و او بی‌حد و بی‌مقدار دارد ~~PageV1P0659 ### || [genre: Gh] # 1 نثرنا فی ربیع الوصل بالورد %~% حنانینا فنعم الزوج و الفرد # 2 ز رویت باغ و عبهر می‌توان کرد %~% ز زلفت مشک و عنبر می‌توان کرد # 3 ز روی زرد همچون زعفرانم %~% جهانی را مزعفر می‌توان کرد # 4 به یک دانه ز خرمنگاه ماهت %~% فلک‌ها را مسخر می‌توان کرد # 5 تو آن خضری که از آب حیاتت %~% گدایان را سکندر می‌توان کرد # 6 در آن حالی که حالم بازجویی %~% محالی را میسر می‌توان کرد # 7 نخاف العین ترمینا بسو %~% فیا داود قدر حلقه السرد # 8 به خود واگرد ای دل زانک از دل %~% ره پنهان به دلبر می‌توان کرد # 9 جهان شش جهت ms0368 را گر دری نیست %~% چو در دل آمدی در می‌توان کرد # 10 درآ در دل که منظرگاه حقست %~% وگر هم نیست منظر می‌توان کرد # 11 چو دردی ماند جان ما در این زیر %~% اگر زیرست از بر می‌توان کرد # 12 ز گولی در جوال نفس رفتی %~% وگر نی ترک این خر می‌توان کرد # 13 الا یا ساقیا هات الحمیا %~% لتکفینا عنا الحر و البرد # 14 دل سنگین عشق ار نرم گردد %~% دل ار سنگست جوهر می‌توان کرد # 15 بیار آن باده حمرا و درده %~% کز احمر عالم اخضر می‌توان کرد # 16 از آن باده که پر و بال عیش است %~% ز هر جزوم کبوتر می‌توان کرد # 17 از آن جرعه که از دریای فضل است %~% بهشت و حور و کوثر می‌توان کرد # 18 چو تیرانداز گردد باده در خم %~% ز تیر باده اسپر می‌توان کرد # 19 و اسکرنا به کاسات عظام %~% فان السکر دفع الهم و الحرد # 20 چو باده در من آتش زد بدیدم %~% که از هر آب آذر می‌توان کرد # 21 بیا ای مادر عشرت به خانه %~% که جان را فرش مادر می‌توان کرد # 22 وگر در راه تو نامحرمانند %~% تو را از جام چادر می‌توان کرد # 23 چو گشتی شیرگیر و شیرآشام %~% سزای شیر صفدر می‌توان کرد # 24 بزن گردن امل‌ها را به باده %~% کز آن هر قطره خنجر می‌توان کرد # 25 سقاهم ربهم برخوان و می نوش %~% که هر دم عیش دیگر می‌توان کرد # 26 وگر ساغر نداری می بیاور %~% دهان را همچو ساغر می‌توان کرد # 27 و اعتقنا به خمر من هموم %~% و جازی همنا بالدفع و الطرد PageV1P0660 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای زیرک و بر گول می‌خند %~% بیا ای راه دان بر غول می‌خند # 2 چو در سلطان بی‌علت رسیدی %~% هلا بر علت و معلول می‌خند # 3 اگر بر نفس نحسی دیو شد چیر %~% برو بر خاذل و مخذول می‌خند # 4 چو مرده مرده‌ای ms0369 را کرد معزول %~% تو خوش بر عازل و معزول می‌خند # 5 مثال محتلم پندار عزلش %~% تو هم بر فاعل و مفعول می‌خند # 6 یکی در خواب حاصل کرد ملکی %~% برو بر حاصل و محصول می‌خند # 7 سؤالی گفت کوری پیش کری %~% دلا بر سائل و مسول می‌خند # 8 وگر گوید فروشستم فلان را %~% هلا بر غاسل و مغسول می‌خند # 9 چو نقدت دست داد از نقل بس کن %~% خمش بر ناقل و منقول می‌خند ~~PageV1P0661 ### || [genre: Gh] # 1 اگر عالم همه پرخار باشد %~% دل عاشق همه گلزار باشد # 2 وگر بی‌کار گردد چرخ گردون %~% جهان عاشقان بر کار باشد # 3 همه غمگین شوند و جان عاشق %~% لطیف و خرم و عیار باشد # 4 به عاشق ده تو هر جا شمع مرده‌ست %~% که او را صد هزار انوار باشد # 5 وگر تنهاست عاشق نیست تنها %~% که با معشوق پنهان یار باشد # 6 شراب عاشقان از سینه جوشد %~% حریف عشق در اسرار باشد # 7 به صد وعده نباشد عشق خرسند %~% که مکر دلبران بسیار باشد # 8 وگر بیمار بینی عاشقی را %~% نه شاهد بر سر بیمار باشد # 9 سوار عشق شو وز ره میندیش %~% که اسب عشق بس رهوار باشد # 10 به یک حمله تو را منزل رساند %~% اگر چه راه ناهموار باشد # 11 علف خواری نداند جان عاشق %~% که جان عاشقان خمار باشد # 12 ز شمس الدین تبریزی بیابی %~% دلی کو مست و بس هشیار باشد PageV1P0662 ### || [genre: Gh] # 1 تویی نقشی که جان‌ها برنتابد %~% که قند تو دهان‌ها برنتابد # 2 جهان گر چه که صد رو در تو دارد %~% جمالت را جهان‌ها برنتابد # 3 روان گشتند جان‌ها سوی عشقت %~% که با عشقت روان‌ها برنتابد # 4 درون دل نهان نقشیست از تو %~% که لطفش را نهان‌ها برنتابد # 5 چو خلوتگاه جان آیی خمش کن %~% که آن خلوت زبان‌ها برنتابد # 6 بدو نیک ار ببینی نیک نبود %~% از آن بگذر کز آن‌ها برنتابد # 7 ms0370 بگو تو نام شمس الدین تبریز %~% که نامش را نشان‌ها برنتابد ~~PageV1P0663 ### || [genre: Gh] # 1 دلی دارم که گرد غم نگردد %~% میی دارم که هرگز کم نگردد # 2 دلی دارم که خوی عشق دارد %~% که جز با عاشقان همدم نگردد # 3 خطی بستانم از میر سعادت %~% که دیگر غم در این عالم نگردد # 4 چو خاص و عام آب خضر نوشند %~% دگر کس سخره ماتم نگردد # 5 اگر فاسق بود زاهد کنندش %~% وگر زاهد بود بلعم نگردد # 6 چو یابد نردبان بر چرخ شادی %~% ز غم چون چرخ پشتش خم نگردد # 7 چو خرمشاه عشق از دل برون جست %~% که باشد که خوش و خرم نگردد # 8 ز سایه طره‌های درهم او %~% ز هر همسایه‌ای درهم نگردد # 9 بکن توبه ز گفتار ار چه توبه %~% از آن توبه شکن محکم نگردد ~~PageV1P0664 ### || [genre: Gh] # 1 خنک جانی که او یاری پسندد %~% کز او دوریش خود صورت نبندد # 2 تو باشی خنده و یار تو شادی %~% که بی‌شادی دهان کس نخندد # 3 تو باشی سجده و یار تو تعظیم %~% که بی‌تعظیم هرگز سر نخنبد # 4 تو باشی چون صدا و یار غارت %~% چو آوازی به نزد کوه و گنبد # 5 تو آدینه بوی او وقت خطبه %~% نه ز آدینه جدا چون روز شنبد # 6 نگر آخر دمی در نحن اقرب %~% نظر را تا نجنباند نجنبد # 7 خیالی خوش دهد دل زان بنازد %~% خیالی زشت آرد دل بتندد # 8 بر او مسخره آمد دل و جان %~% گه از صله گه از سیلیش رندد # 9 مزن سیلی چنانک گیج گردم %~% ز گیجی دور افتم ز اصل و مسند # 10 خمش تا درس گوید آن زبانی %~% که لا باشد به پیشش صد مهند # 11 اگر گویی تو نی را هی خمش کن %~% بگوید با لبش گو ای مؤید PageV1P0665 ### || [genre: Gh] # 1 چمن جز عشق تو کاری ندارد %~% وگر دارد چو من باری ندارد # 2 چه بی‌ذوقست ms0371 آن کش عشق نبود %~% چه مرده‌ست آن که او یاری ندارد # 3 به غیر قوت تن قوتی ننوشد %~% بجز دنیا سمن زاری ندارد # 4 هر آنک ترک خر گوید ز مستی %~% غم پالان و افساری ندارد # 5 ز خر رست و روان شد پابرهنه %~% به گلزاری که آن خاری ندارد # 6 چه غم دارد که خر رفت و رسن برد %~% بر او خر چو مقداری ندارد # 7 مشو غره به ازرق پوش گردون %~% که اندر زیر ایزاری ندارد # 8 درافکن فتنه دیگر در این شهر %~% که دور عشق هنجاری ندارد # 9 بدران پرده‌ها را زانک عاشق %~% ز بی‌شرمی غم و عاری ندارد # 10 بزن آتش در این گفت و در آن کس %~% که در گفت تو اقراری ندارد ~~PageV1P0666 ### || [genre: Gh] # 1 سماع صوفیان می درنگیرد %~% که آتش هیزمی را تر نگیرد # 2 یقین می‌دانک جسمانیست آفت %~% مکوپ این دست تا پا برنگیرد # 3 بیابد خلوت عشرت مسیحا %~% اگر مجلس ز گاو و خر نگیرد # 4 چرا در بزم خلوت بی‌گرانان %~% دل ما عیش را از سر نگیرد # 5 نه اصل این بنا باشد کلوخی %~% کلوخی لطف آن دلبر نگیرد # 6 که چشم حقد یوسف را نداند %~% که بانگ چنگ گوش کر نگیرد # 7 ز هر آهو نه صحرا مشک یابد %~% ز هر گاوی جهان عنبر نگیرد # 8 ز هر نی ناله مشتاق ناید %~% و هر مرغی ز نی شکر نگیرد # 9 چه داند لطف زهره زهره رفته %~% که او را گوشه چادر نگیرد # 10 می جان را بجز جانی ننوشد %~% که جسمانی می انور نگیرد # 11 نه هر ابری حریف ماه گردد %~% که اختر را بجز اختر نگیرد # 12 اگر دلدار گیرد در جهان کس %~% از این دلدار ما خوشتر نگیرد # 13 خداوند شمس دین آن نور تبریز %~% که هر کس را چو من چاکر نگیرد ~~PageV1P0667 ### || [genre: Gh] # 1 رجب بیرون شد و شعبان درآمد %~% برون شد جان ز تن ms0372 جانان درآمد # 2 دم جهل و دم غفلت برون شد %~% دم عشق و دم غفران درآمد # 3 بروید دل گل و نسرین و ریحان %~% چو از ابر کرم باران درآمد # 4 دهان جمله غمگینان بخندد %~% بدین قندی که در دندان درآمد # 5 چو خورشید آدمی زربفت پوشد %~% چو آن مه روی زرافشان درآمد # 6 بزن دست و بگو ای مطرب عشق %~% که آن سرفتنه پاکوبان درآمد # 7 اگر دی رفت باقی باد امروز %~% وگر عمر بشد عثمان درآمد # 8 همه عمر گذشته بازآید %~% چو این اقبال جاویدان درآمد # 9 چو در کشتی نوحی مست خفته %~% چه غم داری اگر طوفان درآمد # 10 منور شد چو گردون خاک تبریز %~% چو شمس الدین در آن میدان درآمد ~~PageV1P0668 ### || [genre: Gh] # 1 چو شب شد جملگان در خواب رفتند %~% همه چون ماهیان در آب رفتند # 2 دو چشم عاشقان بیدار تا روز %~% همه شب سوی آن محراب رفتند # 3 چو ایشان را حریف از اندرونست %~% چه غم دارند اگر اصحاب رفتند # 4 همه در غصه و در تاب و عشاق %~% به سوی طره پرتاب رفتند # 5 همه اندر غم اسباب و ایشان %~% قلنداروار بی‌اسباب رفتند # 6 کی یابد گرد ایشان را که ایشان %~% چو برق و باد سخت اشتاب رفتند # 7 تو چون دلوی بر بن دولاب می‌گرد %~% که ایشان برتر از دولاب رفتند # 8 ببین آن‌ها که بند سیم بودند %~% درون خاک چون سیماب رفتند # 9 ببین آن‌ها که سیمین بر گزیدند %~% به روی سرخ چون عناب رفتند ~~PageV1P0669 ### || [genre: Gh] # 1 پریر آن چهره یارم چه خوش بود %~% عتاب و ناز دلدارم چه خوش بود # 2 به یادم نیست هیچ آن ماجراها %~% ولیکن زین خبر دارم چه خوش بود # 3 در آن بزم و در آن جمع و در آن عیش %~% میان باغ و گلزارم چه خوش بود # 4 اگر چه مست جام عشق بودم %~% رخ معشوق هشیارم چه خوش بود PageV1P0670 ### || [genre: Gh] ms0373 # 1 دلم را ناله سرنای باید %~% که از سرنای بوی یار آید # 2 به جان خواهم نوای عاشقانه %~% کز آن ناله جمال جان نماید # 3 همی‌نالم که از غم بار دارم %~% عجب این جان نالان تا چه زاید # 4 بگو ای نای حال عاشقان را %~% که آواز تو جان می‌آزماید # 5 ببین ای جان من کز بانگ طاسی %~% مه بگرفته چون وا می‌گشاید # 6 بخوان بر سینه دل این عزیمت %~% که تا فریاد از پریان برآید # 7 چو ناله مونس رنجور گردد %~% گرش گویی خمش کن هم نشاید PageV1P0671 ### || [genre: Gh] # 1 بگویم خفیه تا خواجه نرنجد %~% که آن دلبر همی در بر نگنجد # 2 ز مستی من ترازو را شکستم %~% ترازو کان گوهر را نسنجد # 3 بتان را جمله زو بدرید سربند %~% که ماده گرگ با یوسف نغنجد # 4 هم از جمله سیه روییست آن نیز %~% که پیش رومیی زنجی بزنجد # 5 قراضه کیست پیش شمس تبریز %~% که گنج زر بیارد یا بگنجد PageV1P0672 ### || [genre: Gh] # 1 کسی کز غمزه‌ای صد عقل بندد %~% گر او بر ما نخندد پس که خندد # 2 اگر تسخر کند بر چرخ و خورشید %~% بود انصاف و انصاف آن پسندد # 3 دلا می‌جوش همچون موج دریا %~% که گر دریا بیارامد بگندد # 4 چو خورشیدی و از خود پاک گشتی %~% ز تو چنگ اجل جز غم نرندد # 5 شکرشیرینی گفتن رها کن %~% ولیکن کان قندی چون نقندد PageV1P0673 ### || [genre: Gh] # 1 چنان کز غم دل دانا گریزد %~% دو چندان غم ز پیش ما گریزد # 2 مگر ما شحنه‌ایم و غم چو دزدست %~% چو ما را دید جا از جا گریزد # 3 بغرد شیر عشق و گله غم %~% چو صید از شیر در صحرا گریزد # 4 ز نابینا برهنه غم ندارد %~% ز پیش دیده بینا گریزد # 5 مرا سوداست تا غم را ببینم %~% ولیکن غم از این سودا گریزد # 6 همه عالم به دست غم زبونند %~% چو او بیند ms0374 مرا تنها گریزد # 7 اگر بالا روم پستی گریزد %~% وگر پستی روم بالا گریزد # 8 خمش باشم بود کاین غم درافتد %~% غلط خود غم ز ناگویا گریزد ~~PageV1P0674 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن دل‌ها که بی‌تو شاد باشد %~% چو خاشاکی میان باد باشد # 2 چو مرغ خانگی کز اوج پرد %~% چو شاگردی که بی‌استاد باشد # 3 چه ماند صورتی کز خود تراشی %~% بدان شاهی که حوری زاد باشد # 4 چه ماند هیبت شمشیر چوبین %~% به شمشیری که از پولاد باشد # 5 تو عهدی کرده چون روح بودی %~% ولیکن کی تو را آن یاد باشد # 6 اگر منکر شوی من صبر دارم %~% بدان روزی که روز داد باشد PageV1P0675 ### || [genre: Gh] # 1 سگ ار چه بی‌فغان و شر نباشد %~% سگ ما چون سگ دیگر نباشد # 2 شنو از مصطفی کو گفت دیوم %~% مسلمان شد دگر کافر نباشد # 3 سگ اصحاب کهف و نفس پاکان %~% اگر بر در بود بر در نباشد # 4 سگ اصحاب را خوی سگی نیست %~% گر این سر سگ نمود آن سر نباشد # 5 که موسی را درخت آن شب چو اختر %~% نمود آذر ولیک آذر نباشد ~~PageV1P0676 ### || [genre: Gh] # 1 عجب آن دلبر زیبا کجا شد %~% عجب آن سرو خوش بالا کجا شد # 2 میان ما چو شمعی نور می‌داد %~% کجا شد ای عجب بی‌ما کجا شد # 3 دلم چون برگ می‌لرزد همه روز %~% که دلبر نیم شب تنها کجا شد # 4 برو بر ره بپرس از رهگذریان %~% که آن همراه جان افزا کجا شد # 5 برو در باغ پرس از باغبانان %~% که آن شاخ گل رعنا کجا شد # 6 برو بر بام پرس از پاسبانان %~% که آن سلطان بی‌همتا کجا شد # 7 چو دیوانه همی‌گردم به صحرا %~% که آن آهو در این صحرا کجا شد # 8 دو چشم من چو جیحون شد ز گریه %~% که آن گوهر در این دریا کجا شد # 9 ز ماه و زهره می‌پرسم همه ms0375 شب %~% که آن مه رو بر این بالا کجا شد # 10 چو آن ماست چون با دیگرانست %~% چو این جا نیست او آن جا کجا شد # 11 دل و جانش چو با الله پیوست %~% اگر زین آب و گل شد لاکجا شد # 12 بگو روشن که شمس الدین تبریز %~% چو گفت الشمس لا یخفی کجا شد ~~PageV1P0677 ### || [genre: Gh] # 1 به صورت یار من چون خشمگین شد %~% دلم گفت اه مگر با من به کین شد # 2 به صد وادی فرورفتم به سودا %~% که چه چاره که چاره گر چنین شد # 3 به سوی آسمان رفتم چو دیوان %~% از این درد آسمان من زمین شد # 4 مرا گفتند راه راست برگیر %~% چه ره گیرم که یار راستین شد # 5 مرا هم راه و همراهست یارم %~% که روی او مرا ایمان و دین شد # 6 به زیر گلبنش هر کس که بنشست %~% سعادت با نشستش همنشین شد # 7 در این گفتارم آن معنی طلب کن %~% نفس‌های خوشم او را کمین شد # 8 ازیرا اسم‌ها عین مسماست %~% ز عین اسم آدم عین بین شد # 9 اگر خواهی که عین جمع باشی %~% همین شد چاره و درمان همین شد # 10 مخوان این گنج نامه دیگر ای جان %~% که این گنج از پی حکمت دفین شد # 11 به کهگل چون بپوشم آفتابی %~% جهانی کی درون آستین شد # 12 اگر تو زین ملولی وای بر تو %~% که تو پیرار مردی این یقین شد # 13 زره بر آب می‌دان این سخن را %~% همان آبست الا شکل چین شد # 14 ز خود محجوبشان کردم به گفتن %~% به پیش حاسدان واجب چنین شد # 15 خمش باشم لب از گفتن ببندم %~% که مشتی بیس با پیری قرین شد ~~PageV1P0678 ### || [genre: Gh] # 1 چو دیوم عاشق آن یک پری شد %~% ز دیو خویشتن یک سر بری شد # 2 چو ناگاهان بدیدش همچو برقی %~% برون پرید عقلش را سری شد # 3 در انگشت ms0376 پری مهر سلیمان %~% چو دید آن جان و دل در چاکری شد # 4 چو سر چاکری عشق دریافت %~% فراز هفت چرخ مهتری شد # 5 چو لب تر کرد او از جام عشقش %~% بدان خشکی لب او از تری شد # 6 چو شد او مشتری عشق جنی %~% کمینه بندگانش مشتری شد # 7 چو گاوی بود بی‌جان و زبان دیو %~% بداد جان و عشقش سامری شد # 8 همه جور و جفا و محنت عشق %~% بر او شیرین چو مهر مادری شد # 9 مگر درد فراق و جور هجران %~% که تاب آن نبودش زان بری شد # 10 ز دست هجر او تا پیش مخدوم %~% که شمس الدینست بهر داوری شد # 11 چو دیو آمد به پیشش خاک بوسید %~% از آتش با ملایک همپری شد # 12 از آن مستی به تبریز است گردان %~% که از جانش هوای کافری شد ~~PageV1P0679 ### || [genre: Gh] # 1 نگارا مردگان از جان چه دانند %~% کلاغان قدر تابستان چه دانند # 2 بر بیگانگان تا چند باشی %~% بیا جان قدر تو ایشان چه دانند # 3 بپوشان قد خوبت را از ایشان %~% که کوران سرو در بستان چه دانند # 4 خرامان جانب میدان خویش آ %~% مباش آن جا خران میدان چه دانند # 5 بزن چوگان خود را بر در ما %~% که خامان لطف آن چوگان چه دانند # 6 بهل ویرانه بر جغدان منکر %~% که جغدان شهر آبادان چه دانند # 7 چه دانند ملک دل را تن پرستان %~% گدایان طبع سلطانان چه دانند # 8 یکی مشتی از این بی‌دست و بی‌پا %~% حدیث رستم دستان چه دانند ~~PageV1P0680 ### || [genre: Gh] # 1 کسی که غیر این سوداش نبود %~% ز ذوق ماش یاد ماش نبود # 2 مثال گوی در میدان حیرت %~% دوان باشد اگر چه پاش نبود # 3 وجودی که نرست از سایه خوش %~% پناه سایه عنقاش نبود # 4 نماید آینه سیمای هر کس %~% ازیرا صورت و سیماش نبود # 5 به روزی صد هزاران عیب و خوبی %~% بگوید ms0377 آینه غوغاش نبود # 6 ندارد آینه با زشت بغضی %~% هوای چهره زیباش نبود # 7 دهانی زین شکر مجروح گردد %~% که دندان‌های شکرخاش نبود # 8 به پرهای عجب دل برپریدی %~% ولیک از دام او پرواش نبود # 9 برو چون مه پی خورشید می‌کاه %~% که بی‌کاهش جمال افزاش نبود ~~PageV1P0681 ### || [genre: Gh] # 1 یکی لحظه از او دوری نباید %~% کز آن دوری خرابی‌ها فزاید # 2 تو می‌گویی که بازآیم چه باشد %~% تو بازآیی اگر دل در گشاید # 3 بسی این کار را آسان گرفتند %~% بسی دشوارها آسان نماید # 4 چرا آسان نماید کار دشوار %~% که تقدیر از کمین عقلت رباید # 5 به هر حالی که باشی پیش او باش %~% که از نزدیک بودن مهر زاید # 6 اگر تو پاک و ناپاکی بمگریز %~% که پاکی‌ها ز نزدیکی فزاید # 7 چنانک تن بساید بر تن یار %~% به دیدن جان او بر جان بساید # 8 چو پا واپس کشد یک روز از دوست %~% خطر باشد که عمری دست خاید # 9 جدایی را چرا می‌آزمایی %~% کسی مر زهر را چون آزماید # 10 گیاهی باش سبز از آب شوقش %~% میندیش از خری کو ژاژ خاید # 11 سرک بر آستان نه همچو مسمار %~% که گردون این چنین سر را نساید ~~PageV1P0682 ### || [genre: Gh] # 1 ز خاک من اگر گندم برآید %~% از آن گر نان پزی مستی فزاید # 2 خمیر و نانبا دیوانه گردد %~% تنورش بیت مستانه سراید # 3 اگر بر گور من آیی زیارت %~% تو را خرپشته‌ام رقصان نماید # 4 میا بی‌دف به گور من برادر %~% که در بزم خدا غمگین نشاید # 5 زنخ بربسته و در گور خفته %~% دهان افیون و نقل یار خاید # 6 بدری زان کفن بر سینه بندی %~% خراباتی ز جانت درگشاید # 7 ز هر سو بانگ جنگ و چنگ مستان %~% ز هر کاری به لابد کار زاید # 8 مرا حق از می عشق آفریده‌ست %~% همان عشقم اگر مرگم بساید # 9 منم مستی و اصل من ms0378 می عشق %~% بگو از می بجز مستی چه آید # 10 به برج روح شمس الدین تبریز %~% بپرد روح من یک دم نپاید PageV1P0683 ### || [genre: Gh] # 1 ز رویت دسته گل می‌توان کرد %~% ز زلفت شاخ سنبل می‌توان کرد # 2 ز قد پرخم من در ره عشق %~% بر آب چشم من پل می‌توان کرد # 3 ز اشک خون همچون اطلس من %~% براق عشق را جل می‌توان کرد # 4 ز هر حلقه از آن زلفین پربند %~% پر گردن کشان غل می‌توان کرد # 5 تو دریایی و من یک قطره ای جان %~% ولیکن جزو را کل می‌توان کرد # 6 دلم صدپاره شد هر پاره نالان %~% که از هر پاره بلبل می‌توان کرد # 7 تو قاف قندی و من لام لب تلخ %~% ز قاف و لام ما قل می‌توان کرد # 8 مرا همشیره است اندیشه تو %~% از این شیره بسی مل می‌توان کرد # 9 رهی دورست و جان من پیاده %~% ولی دل را چو دلدل می‌توان کرد # 10 خمش کن زان که بی‌گفت زبانی %~% جهان پربانگ و غلغل می‌توان کرد ~~PageV1P0684 ### || [genre: Gh] # 1 دل با دل دوست در حنین باشد %~% گویای خموش همچنین باشد # 2 گویم سخن و زبان نجنبانم %~% چون گوش حسود در کمین باشد # 3 دانم که زبان و گوش غمازند %~% با دل گویم که دل امین باشد # 4 صد شعله آتش است در دیده %~% از نکته دل که آتشین باشد # 5 خود طرفه‌تر این که در دل آتش %~% چندین گل و سرو و یاسمین باشد # 6 زان آتش باغ سبزتر گردد %~% تا آتش و آب همنشین باشد # 7 ای روح مقیم مرغزاری تو %~% کان جا دل و عقل دانه چین باشد # 8 آن سوی که کفر و دین نمی‌گنجد %~% کی ما و من فلان دین باشد ~~PageV1P0685 ### || [genre: Gh] # 1 ای مطرب جان چو دف به دست آمد %~% این پرده بزن که یار مست آمد # 2 چون چهره نمود آن بت زیبا %~% ماه ms0379 از سوی چرخ بت پرست آمد # 3 ذرات جهان به عشق آن خورشید %~% رقصان ز عدم به سوی هست آمد # 4 غمگین ز چیی مگر تو را غولی %~% از راه ببرد و همنشست آمد # 5 زان غول ببر بگیر سغراقی %~% کان بر کف عشق از الست آمد # 6 این پرده بزن که مشتری از چرخ %~% از بهر شکستگان به پست آمد # 7 در حلقه این شکستگان گردید %~% کان دولت و بخت در شکست آمد # 8 این عشرت و عیش چون نماز آمد %~% وین دردی درد آبدست آمد # 9 خامش کن و در خمش تماشا کن %~% بلبل از گفت پای بست آمد PageV1P0686 ### || [genre: Gh] # 1 کی باشد کاین قفس چمن گردد %~% و اندرخور گام و کام من گردد # 2 این زهر کشنده انگبین بخشد %~% وین خار خلنده یاسمن گردد # 3 آن ماه دو هفته در کنار آید %~% وز غصه حسود ممتحن گردد # 4 آن یوسف مصر الصلا گوید %~% یعقوب قرین پیرهن گردد # 5 بر ما خورشید سایه اندازد %~% وان شمع مقیم این لگن گردد # 6 آن چنگ نشاط ساز نو یابد %~% وین گوش حریف تن تنن گردد # 7 در خرمن ماه سنبله کوبیم %~% چون نور سهیل در یمن گردد # 8 خم‌های شراب عشق برجوشد %~% هنگام کباب و بابزن گردد # 9 سیمرغ هوای ما ز قاف آید %~% دام شبلی و بوالحسن گردد # 10 هر ذره مثال آفتاب آید %~% هر قطره به موهبت عدن گردد # 11 هر بره ز گرگ شیر آشامد %~% هر پیل انیس کرگدن گردد # 12 ز انبوهی دلبران و مه رویان %~% هر گوشه شهر ما ختن گردد # 13 هر عاشق بی‌مراد سرگشته %~% مستغرق عشق باختن گردد # 14 چون قالب مرده جان نو یابد %~% فارغ ز لفافه و کفن گردد # 15 آن عقل فضول در جنون آید %~% هوش از بن گوش مرتهن گردد # 16 جان و دل صد هزار دیوانه %~% از بوسه یار خوش دهن گردد # 17 آن روز که جان ms0380 جمله مخموران %~% ساقی هزار انجمن گردد # 18 وان کس که سبال می‌زدی بر عشق %~% در عشق شهیر مرد و زن گردد # 19 در چاه فراق هر کی افتاده‌ست %~% ره یابد و همره رسن گردد # 20 باقیش مگو درون دل می‌دار %~% آن به که سخن در آن وطن گردد ~~PageV1P0687 ### || [genre: Gh] # 1 روی تو به رنگریز کان ماند %~% زلف تو به نقش بند جان ماند # 2 گر سایه برگ گل فتد بر تو %~% بر عارض نازکت نشان ماند # 3 روزی گذرد ز هجر تو سالی %~% مسکین عاشق چنان جوان ماند # 4 دلتنگ نیم اگر چه دل تنگم %~% کآخر دل من بدان دهان ماند # 5 در چشم من آی تا تو هم بینی %~% یک تن که به صد هزار جان ماند ~~PageV1P0688 ### || [genre: Gh] # 1 دوش از بت من جهان چه می‌شد %~% وز ماه من آسمان چه می‌شد # 2 در پیش رخش چه رقص می‌کرد %~% وز آتش عشق جان چه می‌شد # 3 چشم از نظرش چه مست می‌گشت %~% وز قند لبش دهان چه می‌شد # 4 از تیر مژه چه صید می‌کرد %~% وان ابروی چون کمان چه می‌شد # 5 می‌شد که به لاله رنگ بخشد %~% ور نی سوی گلستان چه می‌شد # 6 آن لحظه به سبزه گل چه می‌گفت %~% وز نرگسش ارغوان چه می‌شد # 7 جز از پی نور بخش کردن %~% بر چرخ دوان دوان چه می‌شد # 8 گر زانک نه لطف بی‌کران داشت %~% آن ماه در این میان چه می‌شد # 9 بنمود ز لامکان جمالی %~% یا رب که از او مکان چه می‌شد # 10 بگشاد نقاب بی‌نشانی %~% وین عالم بانشان چه می‌شد # 11 شب رفت و بماند روز مطلق %~% وین عقل چو پاسبان چه می‌شد # 12 از دیده غیب شمس تبریز %~% این دیده غیب دان چه می‌شد PageV1P0689 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق که جمله از تو شادند %~% وز نور تو عاشقان بزادند # 2 تو پادشهی و جمله عشاق %~% همرنگ تو پادشه نژادند # 3 ms0381 هر کس که سری و دیده‌ای داشت %~% دیدند تو را سری نهادند # 4 خورشید تویی و ذره از توست %~% وان نور به نور بازدادند # 5 چون بوی عنایت تو باشد %~% زالان همه رستم جهادند # 6 چون از بر تو مدد نباشد %~% گر حمزه و رستمند بادند # 7 ای دل برجه که ماه رویان %~% از پرده غیب رو گشادند # 8 مستند و طریق خانه دانند %~% زیرا که نه مست از فسادند # 9 تا عشق زید زیند ایشان %~% تا یاد بود همه به یادند PageV1P0690 ### || [genre: Gh] # 1 هر چند که بلبلان گزینند %~% مرغان دگر خمش نشینند # 2 خود گیر که خرمنی ندارند %~% نه از خرمن فقر دانه چینند # 3 از حلقه برون نه‌ایم ما نیز %~% هر چند که آن شهان نگینند # 4 گر ولوله مرا نخواهند %~% از بهر چه کارم آفرینند # 5 شیرین و ترش مراد شاهست %~% دو دیگ نهاده بهر اینند # 6 بایست بود ترش به مطبخ %~% چون مخموران بدان رهینند # 7 هر حالت ما غذای قومیست %~% زین اغذیه غیبیان سمینند # 8 مرغان ضمیر از آسمانند %~% روزی دو سه بسته زمینند # 9 زانشان ز فلک گسیل کردند %~% هر چند ستارگان دینند # 10 تا قدر وصال حق بدانند %~% تا درد فراق حق بینند # 11 بر خاک قراضه گر بریزند %~% آن را نهلند و برگزینند # 12 شمس تبریز کم سخن بود %~% شاهان همه صابر و امینند PageV1P0691 ### || [genre: Gh] # 1 رفتیم بقیه را بقا باد %~% لابد برود هر آنک او زاد # 2 پنگان فلک ندید هرگز %~% طشتی که ز بام درنیفتاد # 3 چندین مدوید کاندر این خاک %~% شاگرد همان شدست کاستاد # 4 ای خوب مناز کاندر آن گور %~% بس شیرینست لا چو فرهاد # 5 آخر چه وفا کند بنایی %~% کاستون ویست پاره‌ای باد # 6 گر بد بودیم بد ببردیم %~% ور نیک بدیم یادتان باد # 7 گر اوحد دهر خویش باشی %~% امروز روان شوی چو آحاد # 8 تنها ماندن اگر نخواهی %~% از طاعت و خیر ms0382 ساز اولاد # 9 آن رشته نور غیب باقیست %~% کانست لباب روح اوتاد # 10 آن جوهر عشق کان خلاصه‌ست %~% آن باقی ماند تا به آباد # 11 این ریگ روان چو بی‌قرارست %~% شکل دگر افکنند بنیاد # 12 چون کشتی نوحم اندر این خشک %~% کان طوفانست ختم میعاد # 13 زان خانه نوح کشتیی بود %~% کز غیب بدید موج مرصاد # 14 خفتیم میانه خموشان %~% کز حد بردیم بانگ و فریاد PageV1P0692 ### || [genre: Gh] # 1 جانی که ز نور مصطفی زاد %~% با او تو مگو ز داد و بیداد # 2 هرگز ماهی سباحت آموخت %~% آزادی جست سرو آزاد # 3 خاری که ز گلبن طرب رست %~% گلزار به روی او شود شاد # 4 دورست رواق‌های شادی %~% از آتش و آب و خاک و از باد # 5 زین چار بسیط چون چلیپا %~% ترکیب موحدان برون باد # 6 زان سو فلکیست نیک روشن %~% زان سو ملکیست بسته مرصاد # 7 کمتر بخشش دو چشم بخشد %~% بینا و حکیم و تیز و استاد # 8 با دیده جان چو واپس آیی %~% در عالم آب و گل به ارشاد # 9 بینی تو و دیگران نبینند %~% هر سو نوری به رسم میلاد # 10 در هر ابری هزار خورشید %~% در هر ویران بهشت آباد # 11 تختی بنهی به قصر مردان %~% هم خیمه زنی به بام اوتاد # 12 بویی ببری ز شمس تبریز %~% کو را است ملک مطیع و منقاد PageV1P0693 ### || [genre: Gh] # 1 آن کز دهن تو رنگ دارد %~% انصاف که رزق تنگ دارد # 2 وان کس که جدل ببست با تو %~% با عمر عزیز جنگ دارد # 3 ماهی که بیافت آب حیوان %~% بر خشک چرا درنگ دارد # 4 در آینه عکس قیصر روم %~% گر نیست بدانک زنگ دارد # 5 در قدس دلت چو خوک دیدی %~% ملک قدست فرنگ دارد # 6 ما را باری نگار خوش قول %~% اندر بر خود چو چنگ دارد # 7 زان زخمه او همیشه این چنگ %~% پس تن تن و بس ترنگ ms0383 دارد # 8 هر ذره که پای کوفت با ما %~% از مشرق چرخ ننگ دارد # 9 هر جان که در این روش بلنگد %~% جان تو که عذر لنگ دارد # 10 زیرا کاین بحر بس کریمست %~% آن نیست که او نهنگ دارد # 11 سگ طبع کسی که با چنین شیر %~% او سرکشی پلنگ دارد # 12 سنگین جانی که با چنین لعل %~% سودای کلوخ و سنگ دارد # 13 خامش کن و جاه گفت کم جوی %~% کاین جاه مزاج بنگ دارد PageV1P0694 ### || [genre: Gh] # 1 این قافله بار ما ندارد %~% از آتش یار ما ندارد # 2 هر چند درخت‌های سبزند %~% بویی ز بهار ما ندارد # 3 جان تو چو گلشنست لیکن %~% دلخسته به خار ما ندارد # 4 بحریست دل تو در حقایق %~% کو جوش کنار ما ندارد # 5 هر چند که کوه برقرارست %~% والله که قرار ما ندارد # 6 جانی که به هر صبوح مستست %~% بویی ز خمار ما ندارد # 7 آن مطرب آسمان که زهره‌ست %~% هم طاقت کار ما ندارد # 8 از شیر خدای پرس ما را %~% هر شیر قفار ما ندارد # 9 منمای تو نقد شمس تبریز %~% آن را که عیار ما ندارد PageV1P0695 ### || [genre: Gh] # 1 بیچاره کسی که زر ندارد %~% وز معدن زر خبر ندارد # 2 بیچاره دلی که ماند بی‌تو %~% طوطیست ولی شکر ندارد # 3 دارد هنر و هزار دولت %~% افسوس که آن دگر ندارد # 4 می‌گوید دست جام بخشش %~% ما بدهیمش اگر ندارد # 5 بر وی ریزییم آب حیوان %~% گر آب بر آن جگر ندارد # 6 بی برگان را دهیم برگی %~% زان برگ که شاخ تر ندارد # 7 آن‌ها که ز ما خبر ندارند %~% گویند دعا اثر ندارد # 8 نزدیک آمد که دیده بخشیم %~% آن را که به ما نظر ندارد # 9 خاموش که مشکلات جان را %~% جز دست خدای برندارد PageV1P0696 ### || [genre: Gh] # 1 دل بی‌لطف تو جان ندارد %~% جان بی‌تو سر جهان ندارد # 2 عقل ار چه شگرف کدخداییست ms0384 %~% بی خوان تو آب و نان ندارد # 3 خورشید چو دید خاک کویت %~% هرگز سر آسمان ندارد # 4 گلنار چو دید گلشن جان %~% زین پس سر بوستان ندارد # 5 در دولت تو سیه گلیمی %~% گر سود کند زیان ندارد # 6 بی ماه تو شب سیه گلیمست %~% این دارد و آن و آن ندارد # 7 دارد ز ستاره‌ها هزاران %~% بی ماه چراغدان ندارد # 8 بی گفت تو گوش نیست جان را %~% بی گوش تو جان زبان ندارد # 9 وان جان غریب در تظلم %~% می‌نالد و ترجمان ندارد # 10 لیکن رخ زرد او گواهست %~% و اشکی که غمش نهان ندارد # 11 غماز شوم بود دم سرد %~% آن دم که دم خران ندارد # 12 اصل دم سرد مهر جانست %~% کان را مه مهر جان ندارد # 13 چون دل سبکش کند بهارت %~% صد گونه غمش گران ندارد # 14 آن عشق جوان چو نوبهارت %~% جز پیران را جوان ندارد # 15 تا چند نشان دهی خمش کن %~% کان اصل نشان نشان ندارد # 16 بگذار نشان چو شمس تبریز %~% آن شمس که او کران ندارد PageV1P0697 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که ز تو نشان ندارد %~% گر خورشیدست آن ندارد # 2 ما بر در و بام عشق حیران %~% آن بام که نردبان ندارد # 3 دل چون چنگست و عشق زخمه %~% پس دل به چه دل فغان ندارد # 4 امروز فغان عاشقان را %~% بشنو که تو را زیان ندارد # 5 هر ذره پر از فغان و ناله‌ست %~% اما چه کند زیان ندارد # 6 رقص است زبان ذره زیرا %~% جز رقص دگر بیان ندارد # 7 هر سو نگران تست دل‌ها %~% وان سو که تویی گمان ندارد # 8 این عالم را کرانه‌ای هست %~% عشق من و تو کران ندارد # 9 مانند خیال تو ندیدم %~% بوسه دهد و دهان ندارد # 10 ماننده غمزه‌ات ندیدم %~% تیر اندازد کمان ندارد # 11 دادی کمری که بر میان بند %~% طفل دل من میان ندارد # 12 گفتی ms0385 که به سوی ما روان شو %~% بی لطف تو جان روان ندارد PageV1P0698 ### || [genre: Gh] # 1 بیچاره کسی که می ندارد %~% غوره به سلف همی‌فشارد # 2 بیچاره زمین که شوره باشد %~% وین ابر کرم بر او نبارد # 3 باری دل من صبوح مستست %~% وام شب دوش می‌گزارد # 4 گفتم به صبوح خفتگان را %~% پامزد ویم که سر برآرد # 5 امروز گریخت شرم از من %~% او بر کف مست کی نگارد # 6 ساقیست گرفته گوشم امروز %~% یک لحظه مرا نمی‌گذارد # 7 جام چو عصاش اژدها شد %~% بر قبطی عقل می‌گمارد # 8 خاموش و ببین که خم مستان %~% چون جام شریف می‌سپارد PageV1P0699 ### || [genre: Gh] # 1 آن خواجه خوش لقا چه دارد %~% آیینه‌اش از صفا چه دارد # 2 هان تا نروی تو در جوالش %~% رختش بطلب که تا چه دارد # 3 اندر سخنش کشان و بو گیر %~% کز بوی می بقا چه دارد # 4 در گلشن ذوق او فرورو %~% کز نرگس و لاله‌ها چه دارد # 5 هر چند کز انبیا بلافید %~% از گوهر انبیا چه دارد # 6 گر چه صلوات می‌فرستند %~% از صفوت مصطفی چه دارد # 7 یا سایه خود بر او مینداز %~% کو خود چه کس است یا چه دارد # 8 در ساقی خویش چنگ درزن %~% مندیش که آن سه تا چه دارد # 9 عمری پی زید و عمرو بردی %~% زین پس بنگر خدا چه دارد # 10 از سرمجموع اصل مگذر %~% کاین اصل جدا جدا چه دارد # 11 این کاه سخن دگر مپیما %~% بندیش که کهربا چه دارد PageV1P0700 ### || [genre: Gh] # 1 آن خواجه خوش لقا چه دارد %~% بازار مرا بها چه دارد # 2 او عشوه دهد از او تو مشنو %~% رختش بطلب که تا چه دارد # 3 نقدش برکش ببین که چندست %~% در نقد دگر دغا چه دارد # 4 گر دست و ترازوی نداری %~% تا برکشی کز صفا چه دارد # 5 اندر سخنش کشان و بو گیر %~% کز بوی می بقا چه دارد ms0386 # 6 شاد آن که بجست جان خود را %~% کز حالت مرتضا چه دارد # 7 در خویش ز اولیا چه بیند %~% وز لذت انبیا چه دارد # 8 گفتم به قلندری که بنگر %~% کان چرخ که شد دوتا چه دارد # 9 گفتا که فراغتیست ما را %~% کو خود چه کس است یا چه دارد # 10 مستم ز خدا و سخت مستم %~% سبحان الله خدا چه دارد # 11 از رحمت شمس دین تبریز %~% هر سینه جدا جدا چه دارد PageV1P0701 ### || [genre: Gh] # 1 پرکندگی از نفاق خیزد %~% پیروزی از اتفاق خیزد # 2 تو ناز کنی و یار تو ناز %~% چون ناز دو شد طلاق خیزد # 3 ور زان که نیاز پیش آری %~% صد وصلت و صد عناق خیزد # 4 از ناز شود ولایتی تنگ %~% در دل سفر عراق خیزد # 5 تو خون تکبر ار نریزی %~% خون جوش کند خناق خیزد # 6 رو دردی ناز را بپالا %~% زیرا طرب از رواق خیزد # 7 یار آن طلبد که ذوق یابد %~% زیرا طلب از مذاق خیزد # 8 یارست نه چوب مشکن او را %~% چون برشکنی طراق خیزد # 9 این بانگ طراق چوب ما را %~% دانیم که از فراق خیزد PageV1P0702 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که ز جان خود نترسد %~% از کشتن نیک و بد نترسد # 2 وان کس که بدید حسن یوسف %~% از حاسد و از حسد نترسد # 3 آن کس که هوای شاه دارد %~% از لشکر بی‌عدد نترسد # 4 آخر حیوان ز ذوق صحبت %~% از جفته و از لگد نترسد # 5 آن کس که سعادت ازل دید %~% از عاقبت ابد نترسد # 6 چون کوه احد دلی بباید %~% تا او ز جز احد نترسد # 7 مرغی که ز دام نفس خود رست %~% هر جای که برپرد نترسد # 8 هر جای که هست گنج گنجست %~% کشته احد از لحد نترسد # 9 هر جانوری کز اصل آبست %~% گر غرقه شود عمد نترسد # 10 هر تن که سرشته بهشتست %~% بر ms0387 دوزخ برزند نترسد # 11 وان را که مدد از اندرونست %~% زین عالم بی‌مدد نترسد # 12 از ابلهیست نی شجاعت %~% گر جاهل از خرد نترسد # 13 خود سر نبدست آن خسی را %~% کز عشق تو پا کشد نترسد # 14 این مایه لعنتست کابله %~% دل‌های شهان خلد نترسد # 15 هم پرده خویش می‌درد کو %~% پرده من و تو درد نترسد # 16 پازهر چو نیستش چرا او %~% زهر دنیا خورد نترسد # 17 در حضرت آن چنان رقیبی %~% در شاهد بنگرد نترسد # 18 زنهار به سر برو بدان ره %~% کان جا دلت از رصد نترسد # 19 صراف کمین درست و آن دزد %~% از کیسه درم برد نترسد # 20 آن جا گرگان همه شبانند %~% آن جا مردی ز صد نترسد # 21 آن جا من و تو و او نباشد %~% چون وام ز خود ستد نترسد # 22 هرگز دل تو ز تو نرنجد %~% هرگز ذقنت ز خد نترسد # 23 گلشن ز بهار و باغ سوسن %~% وز سرو لطیف قد نترسد # 24 چون گل بشکفت و روی خود دید %~% زان پس ز قبول و رد نترسد # 25 بس کن هر چند تا قیامت %~% این بحر گهر دهد نترسد PageV1P0703 ### || [genre: Gh] # 1 آن جا که چو تو نگار باشد %~% سالوس و حفاظ عار باشد # 2 سالوس و حیل کنار گیرد %~% چون رحمت بی‌کنار باشد # 3 بوسی به دغا ربودم از تو %~% ای دوست دغا سه بار باشد # 4 امروز وفا کن آن سوم را %~% امروز یکی هزار باشد # 5 من جوی و تو آب و بوسه آب %~% هم بر لب جویبار باشد # 6 از بوسه آب بر لب جوی %~% اشکوفه و سبزه زار باشد # 7 از سبزه چه کم شود که سبزه %~% در دیده خیره خار باشد # 8 موسی ز عصا چرا گریزد %~% گر بر فرعون مار باشد # 9 بر فرعونان که نیل خون گشت %~% بر مؤمن خوشگوار باشد # 10 هرگز نرمد خلیل ز آتش %~% گر بر نمرود ms0388 نار باشد # 11 یعقوب کجا رمد ز یوسف %~% گر بر پسرانش بار باشد # 12 آن باد بهار جان باغست %~% بر شوره اگر غبار باشد # 13 زان باغ درخت برگ یابد %~% اشکوفه بر او سوار باشد # 14 احمد چو تو راست پس ز بوجهل %~% عشقا سزدت که عار باشد # 15 این را بر دست و آن بدین مات %~% کار دنیا قمار باشد # 16 آن کس که ز بخت خود گریزد %~% بگریخته شرمسار باشد # 17 هین دام منه به صید خرگوش %~% تا شیر تو را شکار باشد # 18 ای دل ز عبیر عشق کم گوی %~% خود بو برد آن که یار باشد PageV1P0704 ### || [genre: Gh] # 1 ای کز تو همه جفا وفا شد %~% آن عهد و وفای تو کجا شد # 2 با روی تو سور شد عزاها %~% بی روی تو سورها عزا شد # 3 شد بی‌قدمت سرا خرابه %~% باز از تو خرابه‌ها سرا شد # 4 از دعوت تو فنا شود هست %~% وز هجر تو هست‌ها فنا شد # 5 ای کشته مرا به جرم آنک %~% از من راضی به جان چرا شد # 6 آن تخم عطای تست در جان %~% کو را کف دست باسخا شد # 7 اعنات مهیجست جان را %~% ور نی ز چه روی جان گدا شد # 8 گر عاشق داد نیست جودت %~% پس جان ز چه عاشق دعا شد # 9 زد پرتو ساقییت بر ابر %~% کز عکس تو ابرها سقا شد # 10 زد عکس صبوری تو بر کوه %~% تسکین زمین و متکا شد # 11 زد عکس بلندی تو بر چرخ %~% معنی تو صورت سما شد # 12 از حسن تو خاک هم خبر یافت %~% شد یوسف خوب و دلربا شد # 13 از گفت بدار چنگ کز وی %~% بی گفت تو فهم بانوا شد PageV1P0705 ### || [genre: Gh] # 1 روزم به عیادت شب آمد %~% جانم به زیارت لب آمد # 2 از بس که شنید یاربم چرخ %~% از یارب من به یارب آمد # 3 یار آمد و ms0389 جام باده بر کف %~% زان می که خلاف مذهب آمد # 4 هر بار ز جرعه مست بودم %~% این بار قدح لبالب آمد # 5 عالم به خمار اوست معجب %~% پس وی چه عجب که معجب آمد # 6 بر هر فلکی که ماه او تافت %~% خورشید کمینه کوکب آمد # 7 گویی مه نو سواره دیدش %~% کز عشق چو نعل مرکب آمد # 8 این بس نبود شرف جهان را %~% کو روح و جهان چو قالب آمد # 9 شاد آن دل روشنی که بیند %~% دل را که چه سان مقرب آمد # 10 از پرتو دل جهان پرگل %~% زیبا و خوش و مؤدب آمد # 11 هر میوه به وقت خویش سر کرد %~% هر فصل چه سان مرتب آمد # 12 بس کن که به پیش ناطق کل %~% گویای خمش مهذب آمد # 13 بس کن که عروس جان ز جلوه %~% با نامحرم معذب آمد # 14 من بس نکنم که بی‌دلان را %~% این کلبشکر مجرب آمد # 15 من بس نکنم به کوری آنک %~% اندر ره دین مذبذب آمد # 16 خامش که به گفت حاجتی نیست %~% چون جذب فرغت فانصب آمد # 17 خود گفتن بنده جذب حقست %~% کز بنده به بنده اقرب آمد PageV1P0706 ### || [genre: Gh] # 1 آن یوسف خوش عذار آمد %~% وان عیسی روزگار آمد # 2 وان سنجق صد هزار نصرت %~% بر موکب نوبهار آمد # 3 ای کار تو مرده زنده کردن %~% برخیز که روز کار آمد # 4 شیری که به صید شیر گیرد %~% سرمست به مرغزار آمد # 5 دی رفت و پریر نقد بستان %~% کان نقد خوش عیار آمد # 6 این شهر امروز چون بهشتست %~% می‌گوید شهریار آمد # 7 می‌زن دهلی که روز عیدست %~% می‌کن طربی که یار آمد # 8 ماهی از غیب سر برون کرد %~% کاین مه بر او غبار آمد # 9 از خوبی آن قرار جان‌ها %~% عالم همه بی‌قرار آمد # 10 هین دامن عشق برگشایید %~% کز چرخ نهم نثار آمد # 11 ای مرغ غریب پربریده %~% بر ms0390 جای دو پر چهار آمد # 12 هان ای دل بسته سینه بگشا %~% کان گمشده در کنار آمد # 13 ای پای بیا و پای می‌کوب %~% کان سرده نامدار آمد # 14 از پیر مگو که او جوان شد %~% وز پار مگو که پار آمد # 15 گفتی با شه چه عذر گویم %~% خود شاه به اعتذار آمد # 16 گفتی که کجا رهم ز دستش %~% دستش همه دستیار آمد # 17 ناری دیدی و نور آمد %~% خونی دیدی عقار آمد # 18 آن کس که ز بخت خود گریزد %~% بگریخته شرمسار آمد # 19 خامش کن و لطف‌هاش مشمر %~% لطفیست که بی‌شمار آمد PageV1P0707 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز که ساقی اندرآمد %~% وان جان هزار دلبر آمد # 2 آمد می ناب وز پی نقل %~% بادام و نبات و شکر آمد # 3 آن جان و جهان رسید و از وی %~% صد جان جهان مصور آمد # 4 مشک آمد پیش طره او %~% کان طره ز حسن بر سر آمد # 5 زد حلقه مشک فام و می‌گفت %~% بگشای که بنده عنبر آمد # 6 از تابش لعل او چه گویم %~% کز لعل و عقیق برتر آمد # 7 زان سنبل ابروش حیاتم %~% با برگ و لطیف و اخضر آمد # 8 درده می خام و بین که ما را %~% در مجلس خام دیگر آمد # 9 آن رایت سرخ کز نهیبش %~% اسپاه فرج مظفر آمد # 10 هر کار که بسته گشت و مشکل %~% آن کار بدو میسر آمد # 11 می ده که سر سخن ندارم %~% زیرا که سخن چو لنگر آمد PageV1P0708 ### || [genre: Gh] # 1 جان از سفر دراز آمد %~% بر خاک در تو بازآمد # 2 در نقد وجود هر چه زر بود %~% از گنج عدم به گاز آمد # 3 بی مهر تو هر که آسمان رفت %~% درهای فلک فرازآمد # 4 بی آبی خویش جمله دیدند %~% هرک از تو نه سرفراز آمد # 5 جان رفت که بی‌تو کار سازد %~% سوزید و نه کارساز آمد # 6 اندر سفرش ms0391 بشد حقیقت %~% کو بی‌تو همه مجاز آمد # 7 از گرد ره آمدست امروز %~% رحم آر که پرنیاز آمد # 8 سر را ز دریچه‌ای برون کن %~% تا بیند کان طراز آمد # 9 تا نعره عاشقان برآید %~% کان قبله هر نماز آمد # 10 از پیش تو رفت باز جانم %~% طبل تو شنید و بازآمد # 11 ای اهل رباط وارهیدیت %~% کز خط خوشش جواز آمد # 12 آن چنگ طرب که بی‌نوا بود %~% رقصی که کنون به ساز آمد # 13 از سلسله نیاز رستید %~% کان بند هزار ناز آمد # 14 ترک خر کالبد بگویید %~% کان شاه براق تاز آمد # 15 نور رخ شمس حق تبریز %~% عالم بگرفت و راز آمد PageV1P0709 ### || [genre: Gh] # 1 آن شعله نور می‌خرامد %~% وان فتنه حور می‌خرامد # 2 شب جامه سپید کرد زیرا %~% کان ماه ز دور می‌خرامد # 3 مستان شبانه را بشارت %~% ساقی به سحور می‌خرامد # 4 جان را به مثال عود سوزیم %~% کان کان بلور می‌خرامد # 5 آن فتنه نگر که بار دیگر %~% با صد شر و شور می‌خرامد # 6 آن دشمن صبرهای عاشق %~% در خون صبور می‌خرامد # 7 جانم به فدای آن سلیمان %~% کو جانب مور می‌خرامد # 8 جز چهره عاشقان مبینید %~% کان شاه غیور می‌خرامد # 9 در قالب خلق شمس تبریز %~% چون نفخه صور می‌خرامد PageV1P0710 ### || [genre: Gh] # 1 امروز نگار ما نیامد %~% آن دلبر و یار ما نیامد # 2 آن گل که میان باغ جانست %~% امشب به کنار ما نیامد # 3 صحرا گیریم همچو آهو %~% چون مشک تتار ما نیامد # 4 ای رونق مطربان همین گو %~% کان رونق کار ما نیامد # 5 آرام مده تو نای و دف را %~% کرام و قرار ما نیامد # 6 آن ساقی جان نگشت پیدا %~% درمان خمار ما نیامد # 7 شمس تبریز شرح فرما %~% چون فصل بهار ما نیامد PageV1P0711 ### || [genre: Gh] # 1 خوش باش که هر که راز داند %~% داند که خوشی خوشی کشاند # 2 شیرین چو شکر تو باش شاکر ms0392 %~% شاکر هر دم شکر ستاند # 3 شکر از شکرست آستین پر %~% تا بر سر شاکران فشاند # 4 تلخش چو بنوشی و بخندی %~% در ذات تو تلخیی نماند # 5 گویی که چگونه‌ام خوشم من %~% گویم ترشم دلت بماند # 6 گوید که نهان مکن ولیکن %~% در گوشم گو که کس نداند # 7 در گوش تو حلقه وفا نیست %~% گوش تو به گوش‌ها رساند PageV1P0712 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی زان می که می‌چریدند %~% بفزای که یارکان رسیدند # 2 مهمان بفزود می بیفزا %~% زان خنب که اولیا چشیدند # 3 زان می که ز بوش جمله ابدال %~% در خلق پدید و ناپدیدند # 4 ای ساقی خوب شکرلله %~% کان روی نکوت را بدیدند # 5 ای آتش رخت سوز عشاق %~% در عشق تو رخت‌ها کشیدند # 6 ای پرده فروکشیده بنگر %~% کز عشق چه پرده‌ها دریدند PageV1P0713 ### || [genre: Gh] # 1 اول نظر ار چه سرسری بود %~% سرمایه و اصل دلبری بود # 2 آن جام شراب ارغوانی %~% وان آب حیات زندگانی # 3 جمعیت جان‌های خرم %~% در سایه آن دو زلف درهم # 4 از رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ %~% زان سوی جهان هزار فرسنگ # 5 در عشق پدید شد سپاهی %~% در سایه چتر پادشاهی # 6 همچون مه نو ز غم خمیدن %~% چون سایه به رو و سر دویدن # 7 آن مه که بسوخت مشتری را %~% بشکست بتان آزری را # 8 گر هجده هزار عالم ای جان %~% پر گشت ز قال و قال ای جان # 9 گر داد طریق عشق دادیم %~% ور زان مه و آفتاب شادیم # 10 آن دم که ز ننگ خویش رستیم %~% وان می که ز بوش بود مستیم # 11 باغی که حیات گشت وصلش %~% خوشتر ز بهار و چار فصلش PageV1P0714 ### || [genre: Gh] # 1 اول نظر ار چه سرسری بود %~% سرمایه و اصل دلبری بود # 2 گر عشق وبال و کافری بود %~% آخر نه به روی آن پری بود # 3 زان رنگ تو گشته‌ایم بی‌رنگ %~% زان سوی خرد هزار فرسنگ # 4 ms0393 گر روم گزید جان اگر زنگ %~% آخر نه به روی آن پری بود # 5 رو کرده به چتر پادشاهی %~% وز نور مشارقش سپاهی # 6 گر یاوه شد او ز شاهراهی %~% آخر نه به روی آن پری بود # 7 همچون مه بی‌پری پریدن %~% چون سایه به رو و سر دویدن # 8 چون سرو ز بادها خمیدن %~% آخر نه به روی آن پری بود # 9 زان مه که نواخت مشتری را %~% جان داد بتان آزری را # 10 گر سهو فتاد سامری را %~% آخر نه به روی آن پری بود # 11 گر هجده هزار عالم ای جان %~% پر گشت ز قال و قالم ای جان # 12 گر حالم وگر محالم ای جان %~% آخر نه به روی آن پری بود # 13 چون ماه نزارگشته شادیم %~% کاندر پی آفتاب رادیم # 14 ور هم به خسوف درفتادیم %~% آخر نه به روی آن پری بود # 15 ناموس شکسته‌ایم و مستیم %~% صد توبه و عهد را شکستیم # 16 ور دست و ترنج را بخستیم %~% آخر نه به روی آن پری بود # 17 زان جام شراب ارغوانی %~% زان چشمه آب زندگانی # 18 گر داد فضولیی نشانی %~% آخر نه به روی آن پری بود # 19 فصلی بجز این چهار فصلش %~% نی فصل ربیع و اصل اصلش # 20 گر لاف زدیم ما ز وصلش %~% آخر نه به روی آن پری بود # 21 خاموش که گفتنی نتان گفت %~% رازش باید ز راه جان گفت # 22 ور مست شد این دل و نشان گفت %~% آخر نه به روی آن پری بود ~~PageV1P0715 ### || [genre: Gh] # 1 دیر آمده‌ای سفر مکن زود %~% ای مایه هر مراد و هر سود # 2 ای ز آتش عزم رفتن تو %~% از بینی‌ها برآمده دود # 3 هر عود تلف شود ز آتش %~% در آتش توست عید هر عود # 4 اومید تو هر دمی بگوید %~% دستت گیرم به فضل خود زود # 5 اما تو مگو که جهد و کوشش %~% سودم نکند که ms0394 بودنی بود # 6 معزول مکن تو قدرتم را %~% من بسته نیم چو تار در پود # 7 هر لحظه بکاهمت چو خواهم %~% وز فضل توانمت بیفزود # 8 بربند دهان ز گفت و سر نه %~% در سجده دوست کوست مسجود PageV1P0716 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که به بندگیت آید %~% با او تو چنین کنی نشاید # 2 ای روی تو خوب و خوی تو خوش %~% چون تو گهری فلک نزاید # 3 روی تو و خوی تو لطیفست %~% سر دل تو لطیف باید # 4 آن شخص که مردنیست فردا %~% امروز چرا جفا نماید # 5 چیزی که به خود نمی‌پسندد %~% آن بر دگری چه آزماید # 6 از خشم مخای هیچ کس را %~% تا خشم خدا تو را نخاید # 7 برخیز ز قصد خون خلقان %~% تا بر سر تو فرونیاید # 8 آن گاه قضا ز تو بگردد %~% کان وسوسه در دلت نیاید # 9 ای گفته که مردم این چه مردیست %~% کابلیس تو را چنین بگاید ~~PageV1P0717 ### || [genre: Gh] # 1 آخر گهر وفا ببارید %~% آخر سر عاشقان بخارید # 2 ما خاک شما شدیم در خاک %~% تخم ستم و جفا مکارید # 3 بر مظلومان راه هجران %~% این ظلم دگر روا مدارید # 4 ای زهره ییان به بام این مه %~% بر پرده زیر و بم بزارید # 5 یا نیز شما ز درد دوری %~% همچون من خسته دلفکارید # 6 محروم نماند کس از این در %~% ما را به کسی نمی‌شمارید # 7 آن درد که کوه از او چو ذرست %~% بر ذرگکی چه می‌گمارید # 8 ای قوم که شیرگیر بودیت %~% آن آهو را کنون شکارید # 9 زان نرگس مست شیرگیرش %~% بی خمر وصال در خمارید # 10 زان دلبر گلعذار اکنون %~% بس بی‌دل و زعفران عذارید # 11 با این همه گنج نیست بی‌رنج %~% بر صبر و وفا قدم فشارید # 12 مردانه و مردرنگ باشید %~% گر در ره عشق مرد کارید # 13 چون عاشق را هزار جانست %~% بی صرفه و ترس جان سپارید # 14 ms0395 جان کم ناید ز جان مترسید %~% کاندر پی جان کامکارید # 15 عشقست حریف حیله آموز %~% گرد از دغل و حیل برآرید # 16 در عشق حلال گشت حیله %~% در عشق رهین صد قمارید # 17 حقست اگر ز عشق آن سرو %~% با جمله گلرخان چو خارید # 18 حقست اگر ز عشق موسی %~% بر فرعونان نفس مارید # 19 جان را سپر بلاش سازید %~% کاندر کف عشق ذوالفقارید # 20 در صبر و ثبات کوه قافید %~% چون کوه حلیم و باوقارید # 21 چون بحر نهان به مظهر آید %~% ماننده موج بی‌قرارید # 22 هنگام نثار و درفشانی %~% چون ابر به وقت نوبهارید # 23 در تیر شهیت اگر شهیدیت %~% در پیش مهیت اگر غبارید # 24 پاینده و تازه همچو سروید %~% چون شاخ بلند میوه دارید # 25 ز آسیب درخت او چو سیبید %~% چون سیب درخت سنگسارید # 26 گر سنگ دلان زنندتان سنگ %~% با گوهر خویش یار غارید # 27 چون دامن در پیش دوانید %~% گر همچو سجاف بر کنارید # 28 چون همسفرید با مه خویش %~% پیوسته چو چرخ در دوارید # 29 هم عشق شما و هم شما عشق %~% با اشتر عشق هم مهارید # 30 گر نقب زنست نفس و دزدست %~% آخر نه در این حصین حصارید # 31 از عشق خورید باده و نقل %~% گر مقبل وگر حلال خوارید # 32 دیدیت که تان همی‌نگارد %~% دیگر چه خیال می‌نگارید # 33 اوتان به خود اختیار کردست %~% چه در پی جبر و اختیارید # 34 محکوم یک اختیار باشید %~% گر عاشق و اهل اعتبارید # 35 خاموش کنم اگر چه با من %~% در نطق و سکوت سازوارید PageV1P0718 ### || [genre: Gh] # 1 ای اهل صبوح در چه کارید %~% شب می‌گذرد روا مدارید # 2 ماننده آفتاب رخشان %~% از جام صبوح سر برآرید # 3 ای شب شمران اگر شمارست %~% باری شب زلف او شمارید # 4 زخمی که زدست وانمایید %~% گر پنجه شیر را شکارید # 5 در خواب شوید ای ملولان %~% وین خلوت را به ما سپارید # 6 می‌آید ms0396 آن نگار امشب %~% چون منتظران آن نگارید # 7 زان روی که شمس دین تبریز %~% داند که شما در انتظارید PageV1P0719 ### || [genre: Gh] # 1 از بهر چه در غم و زحیرید %~% وقت سفرست خر بگیرید # 2 خیزید روان شوید یاران %~% تا همچو روان صفا پذیرید # 3 پران باشید در پی صید %~% آخر نه کم از کمان و تیرید # 4 اندر حرکت نهانست روزی %~% گر محتشمید وگر فقیرید # 5 در اول روز تازه ز آنید %~% که شب سوی غیب در مسیرید PageV1P0720 ### || [genre: Gh] # 1 هر سینه که سیمبر ندارد %~% شخصی باشد که سر ندارد # 2 وان کس که ز دام عشق دورست %~% مرغی باشد که پر ندارد # 3 او را چه خبر بود ز عالم %~% کز باخبران خبر ندارد # 4 او صید شود به تیر غمزه %~% کز عشق سر سپر ندارد # 5 آن را که دلیر نیست در راه %~% خود پنداری جگر ندارد # 6 در راه فکنده‌است دری %~% جز او که فکند برندارد # 7 آن کس که نگشت گرد آن در %~% بس بی‌گهرست و فر ندارد # 8 وقت سحرست هین بخسبید %~% زیرا شب ما سحر ندارد PageV1P0721 ### || [genre: Gh] # 1 ما مست شدیم و دل جدا شد %~% از ما بگریخت تا کجا شد # 2 چون دید که بند عقل بگسست %~% در حال دلم گریزپا شد # 3 او جای دگر نرفته باشد %~% او جانب خلوت خدا شد # 4 در خانه مجو که او هواییست %~% او مرغ هواست و در هوا شد # 5 او باز سپید پادشاهست %~% پرید به سوی پادشا شد PageV1P0722 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی برخیز کان مه آمد %~% بشتاب که سخت بی‌گه آمد # 2 ترکانه بتاز وقت تنگست %~% کان ترک ختا به خرگه آمد # 3 در وهم نبود این سعادت %~% اقبال نگر که ناگه آمد # 4 عاشق چو پیاله پر ز خون بود %~% چون ساغر می به قهقه آمد # 5 با چون تو مه آنک وقت دریافت %~% تعجیل نکرد ابله آمد # 6 از خرمن ms0397 عشق هر کی بگریخت %~% کاهست به خرمن که آمد # 7 بی گه شد و هر کی اوست مقبل %~% بگریخت ز خود به درگه آمد # 8 اندر تبریزهای و هوییست %~% آن را که ز هجر با ره آمد PageV1P0723 ### || [genre: Gh] # 1 گرمابه دهر جان فزا بود %~% زیرا که در او پری ما بود # 2 مر پریان را ز حیرت او %~% هر گوشه مقال و ماجرا بود # 3 عقلست چراغ ماجراها %~% آن جا هش و عقل از کجا بود # 4 در صرصر عشق عقل پشه‌ست %~% آن جا چه مجال عقل‌ها بود # 5 از احمد پا کشید جبریل %~% از سدره سفر چو ماورا بود # 6 گفتا که بسوزم ار بیایم %~% کان سو همه عشق بد ولا بود # 7 تعظیم و مواصلت دو ضدند %~% در فسحت وصل آن هبا بود # 8 آن جا لیلی شدست مجنون %~% زیرا که جنون هزار تا بود # 9 آن جا حسنی نقاب بگشود %~% پیراهن حسن‌ها قبا بود # 10 یوسف در عشق بد زلیخا %~% نی زهره و چنگ و نی نوا بود # 11 وان نافخ صور مانده بی‌روح %~% کان جا جز روح دوست لا بود # 12 در بحر گریخت این مقالات %~% زیرا هنگام آشنا بود PageV1P0724 ### || [genre: Gh] # 1 کس با چو تو یار راز گوید %~% یا قصه خویش بازگوید # 2 عاقل کردست با تو کوتاه %~% لیکن عاشق دراز گوید # 3 از عشق تو در سجود افتد %~% سودای تو در نماز گوید # 4 از ناز همه دروغ گویی %~% آنچ این دلم از نیاز گوید # 5 من همچو ایازم و تو محمود %~% بشنو سخنی کایاز گوید # 6 پیش تو کسی حدیث من گفت %~% گفتی تو که او مجاز گوید # 7 چون زر سخنان من شنیدی %~% گفتی به طریق گاز گوید PageV1P0725 ### || [genre: Gh] # 1 شب رفت حریفکان کجایید %~% شب تا برود شما بیایید # 2 از لعل لبش شراب نوشید %~% وز خنده او شکر بخایید # 3 چون روز شود به هوشیاران %~% زین باده نشانه ms0398 وانمایید # 4 در جیب شما چو دردمیدند %~% عیسی زایید اگر بزایید # 5 بی هشت بهشت و هفت دوزخ %~% همچون مه چهارده برآیید # 6 یک موی ز هفت و هشت گر هست %~% این خلوت خاص را نشایید # 7 مویی در چشم نیست اندک %~% زنهار که سرمه‌ای بسایید # 8 چون چشم ز موی پاک گردد %~% در عشق چو چشم پیشوایید # 9 در عشق خدیو شمس تبریز %~% انصاف که بی‌شما شمایید PageV1P0726 ### || [genre: Gh] # 1 از دلبر ما نشان کی دارد %~% در خانه مهی نهان کی دارد # 2 بی دیده جمال او کی بیند %~% بیرون ز جهان جهان کی دارد # 3 آن تیر که جان شکار آنست %~% بنمای که آن کمان کی دارد # 4 در هر طرفی یکی نگاریست %~% صوفی تو نگر که آن کی دارد # 5 این صورت خلق جمله نقش اند %~% هم جان داند که جان کی دارد # 6 این جمله گدا و خوشه چین اند %~% آن دست گهرفشان کی دارد # 7 قلاب شدند جمله عالم %~% آخر خبری ز کان کی دارد # 8 شادست زمان به شمس تبریز %~% آخر بنگر زمان کی دارد PageV1P0727 ### || [genre: Gh] # 1 دشمن خویشیم و یار آنک ما را می‌کشد %~% غرق دریاییم و ما را موج دریا ~~می‌کشد # 2 زان چنین خندان و خوش ما جان شیرین می‌دهیم %~% کان ملک ما را به شهد و ~~قند و حلوا می‌کشد # 3 خویش فربه می‌نماییم از پی قربان عید %~% کان قصاب عاشقان بس خوب و ~~زیبا می‌کشد # 4 آن بلیس بی‌تبش مهلت همی‌خواهد از او %~% مهلتی دادش که او را بعد فردا ~~می‌کشد # 5 همچو اسماعیل گردن پیش خنجر خوش بنه %~% درمدزد از وی گلو گر می‌کشد تا ~~می‌کشد # 6 نیست عزرائیل را دست و رهی بر عاشقان %~% عاشقان عشق را هم عشق و سودا ~~می‌کشد # 7 کشتگان نعره زنان یا لیت قومی یعلمون %~% خفیه صد جان می‌دهد دلدار و ~~پیدا می‌کشد # 8 از زمین کالبد برزن سری وانگه ببین ms0399 %~% کو تو را بر آسمان بر می‌کشد یا ~~می‌کشد # 9 روح ریحی می‌ستاند راح روحی می‌دهد %~% باز جان را می‌رهاند جغد غم را ~~می‌کشد # 10 آن گمان ترسا برد مؤمن ندارد آن گمان %~% کو مسیح خویشتن را بر چلیپا ~~می‌کشد # 11 هر یکی عاشق چو منصورند خود را می‌کشند %~% غیر عاشق وانما که خویش ~~عمدا می‌کشد # 12 صد تقاضا می‌کند هر روز مردم را اجل %~% عاشق حق خویشتن را بی‌تقاضا ~~می‌کشد # 13 بس کنم یا خود بگویم سر مرگ عاشقان %~% گر چه منکر خویش را از خشم و ~~صفرا می‌کشد # 14 شمس تبریزی برآمد بر افق چون آفتاب %~% شمع‌های اختران را بی‌محابا ~~می‌کشد PageV1P0728 ### || [genre: Gh] # 1 اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند %~% اینک آن رویی که ماه و زهره ~~را حیران کند # 2 اینک آن چوگان سلطانی که در میدان روح %~% هر یکی گو را به وحدت سالک ~~میدان کند # 3 اینک آن نوحی که لوح معرفت کشتی اوست %~% هر که در کشتیش ناید غرقه ~~طوفان کند # 4 هر که از وی خرقه پوشد برکشد خرقه فلک %~% هر که از وی لقمه یابد حکمتش ~~لقمان کند # 5 نیست ترتیب زمستان و بهارت با شهی %~% بر من این دم را کند دی بر تو ~~تابستان کند # 6 خار و گل پیشش یکی آمد که او از نوک خار %~% بر یکی کس خار و بر دیگر ~~کسی بستان کند # 7 هر که در آبی گریزد ز امر او آتش شود %~% هر که در آتش شود از بهر او ~~ریحان کند # 8 من بر این برهان بگویم زانک آن برهان من %~% گر همه شبهه‌ست او آن شبهه ~~را برهان کند # 9 چه نگری در دیو مردم این نگر کو دم به دم %~% آدمی را دیو سازد دیو را ~~انسان کند # 10 اینک آن خضری که میرآب حیوان گشته بود %~% زنده را بخشد بقا و مرده را ~~حیوان کند # 11 گر ms0400 چه نامش فلسفی خود علت اولی نهد %~% علت آن فلسفی را از کرم درمان ~~کند # 12 گوهر آیینه کلست با او دم مزن %~% کو از این دم بشکند چون بشکند تاوان ~~کند # 13 دم مزن با آینه تا با تو او همدم بود %~% گر تو با او دم زنی او روی ~~خود پنهان کند # 14 کفر و ایمان تو و غیر تو در فرمان اوست %~% سر مکش از وی که چشمش غارت ~~ایمان کند # 15 هر که نادان ساخت خود را پیش او دانا شود %~% ور بر او دانش فروشد ~~غیرتش نادان کند # 16 دام نان آمد تو را این دانش تقلید و ظن %~% صورت عین الیقین را علم ~~القرآن کند # 17 پس ز نومیدی بود کان کور بر درها رود %~% داروی دیده نجوید جمله ذکر ~~نان کند # 18 این سخن آبیست از دریای بی‌پایان عشق %~% تا جهان را آب بخشد جسم‌ها ~~را جان کند # 19 هر که چون ماهی نباشد جوید او پایان آب %~% هر که او ماهی بود کی فکرت ~~پایان کند # 20 گر به فقر و صدق پیش آیی به راه عاشقان %~% شمس تبریزی تو را همصحبت ~~مردان کند PageV1P0729 ### || [genre: Gh] # 1 اینک آن مرغان که ایشان بیضه‌ها زرین کنند %~% کره تند فلک را هر سحرگه ~~زین کنند # 2 چون بتازند آسمان هفتمین میدان شود %~% چون بخسپند آفتاب و ماه را ~~بالین کنند # 3 ماهیانی کاندرون جان هر یک یونسیست %~% گلبنانی که فلک را خوب و خوب ~~آیین کنند # 4 دوزخ آشامان جنت بخش روز رستخیز %~% حاکمند و نی دعا دانند و نه نفرین ~~کنند # 5 از لطافت کوه‌ها را در هوا رقصان کنند %~% وز حلاوت بحرها را چون شکر ~~شیرین کنند # 6 جسم‌ها را جان کنند و جان جاویدان کنند %~% سنگ‌ها را کان لعل و کفرها ~~را دین کنند # 7 از همه پیداترند و از همه پنهان ترند %~% گر عیان خواهی به پیش چشم تو ~~تعیین ms0401 کنند # 8 گر عیان خواهی ز خاک پای ایشان سرمه ساز %~% زانک ایشان کور مادرزاد را ~~ره بین کنند # 9 گر تو خاری همچو خار اندر طلب سرتیز باش %~% تا همه خار تو را همچون گل ~~و نسرین کنند # 10 گر مجال گفت بودی گفتنی‌ها گفتمی %~% تا که ارواح و ملایک ز آسمان ~~تحسین کنند PageV1P0730 ### || [genre: Gh] # 1 پیش از آن کاندر جهان باغ و می و انگور بود %~% از شراب لایزالی جان ما ~~مخمور بود # 2 ما به بغداد جهان جان اناالحق می‌زدیم %~% پیش از آن کاین دار و گیر و ~~نکته منصور بود # 3 پیش از آن کاین نفس کل در آب و گل معمار شد %~% در خرابات حقایق عیش ما ~~معمور بود # 4 جان ما همچون جهان بد جام جان چون آفتاب %~% از شراب جان جهان تا گردن ~~اندر نور بود # 5 ساقیا این معجبان آب و گل را مست کن %~% تا بداند هر یکی کو از چه دولت ~~دور بود # 6 جان فدای ساقیی کز راه جان در می‌رسد %~% تا براندازد نقاب از هر چه آن ~~مستور بود # 7 ما دهان‌ها باز مانده پیش آن ساقی کز او %~% خمرهای بی‌خمار و شهد ~~بی‌زنبور بود # 8 یا دهان ما بگیر ای ساقی ور نی فاش شد %~% آنچ در هفتم زمین چون گنج‌ها ~~گنجور بود # 9 شهر تبریز ار خبر داری بگو آن عهد را %~% آن زمان کی شمس دین بی‌شمس ~~دین مشهور بود PageV1P0731 ### || [genre: Gh] # 1 دی میان عاشقان ساقی و مطرب میر بود %~% در هم افتادیم زیرا زور ~~گیراگیر بود # 2 عقل باتدبیر آمد در میان جوش ما %~% در چنان آتش چه جای عقل یا تدبیر ~~بود # 3 در شکار بی‌دلان صد دیده جان دام بود %~% وز کمان عشق پران صد هزاران ~~تیر بود # 4 آهوی می‌تاخت آن جا بر مثال اژدها %~% بر شمار خاک شیران پیش او نخجیر ~~بود # 5 دیدم آن جا پیرمردی طرفه‌ای ms0402 روحانیی %~% چشم او چون طشت خون و موی او ~~چون شیر بود # 6 دیدم آن آهو به ناگه جانب آن پیر تاخت %~% چرخ‌ها از هم جدا شد گوییا ~~تزویر بود # 7 کاسه خورشید و مه از عربده درهم شکست %~% چونک ساغرهای مستان نیک ~~باتوفیر بود # 8 روح قدسی را بپرسیدم از آن احوال گفت %~% بیخودم من می‌ندانم فتنه آن ~~پیر بود # 9 شمس تبریزی تو دانی حالت مستان خویش %~% بی دل و دستم خداوندا اگر ~~تقصیر بود PageV1P0732 ### || [genre: Gh] # 1 ذره ذره آفتاب عشق دردی خوار باد %~% مو به موی ما بدان سر جعفر طیار ~~باد # 2 ذره‌ها بر آفتابت هر زمان بر می‌زنند %~% هر که این بر خورد از تو از ~~تو برخوردار باد # 3 هر کجا یک تار مویت بر هوس سر می‌نهد %~% تار ما را پود باد و پود ما ~~را تار باد # 4 در بیابان غم از دوری دارالملک وصل %~% چند غم بردار بودستم که غم بر ~~دار بود # 5 خار مسکینی که هر دم طعنه گل می‌کشد %~% خواجه گلزار باد و از حسد گل ~~زار باد # 6 گل پرستان چمن را دشمن مخفیست مار %~% این چمن بی‌مار باد و دشمنش ~~بیمار باد # 7 چونک غمخواری نباشد سخت دشوارست غم %~% همنشین غمخوار باد و بعد از این ~~غم خوار باد PageV1P0733 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد %~% خاصه این رهزن که ما را ~~این چنین بر باد داد # 2 مطربا این ره زدن زان رهزنان آموختی %~% زانک از شاگرد آید شیوه‌های ~~اوستاد # 3 مطربا رو بر عدم زن زانک هستی ره‌زنست %~% زانک هستی خایفست و هیچ خایف ~~نیست شاد # 4 می‌زن ای هستی ره هستان که جان انگاشتست %~% کاندر این هستی نیامد وز ~~عدم هرگز نزاد # 5 ما بیابان عدم گیریم هم در بادیه %~% در وجود این جمله بند و در عدم ~~چندین گشاد # 6 این عدم دریا و ما ماهی ms0403 و هستی همچو دام %~% ذوق دریا کی شناسد هر که ~~در دام اوفتاد # 7 هر که اندر دام شد از چار طبع او چارمیخ %~% دانک روزی می‌دوید از ~~ابلهی سوی مراد # 8 آتش صبر تو سوزد آتش هستیت را %~% آتش اندر هست زن و اندر تن هستی نژاد # 9 قدحه و الموریاتش نیست الا سوز صبر %~% ضبحه و العادیاتش نیست جز ~~جان‌های راد # 10 برد و ماندی هست آخر تا کی ماند کی برد %~% ور نه این شطرنج عالم چیست ~~با جنگ و جهاد # 11 گه ره شه را بگیرد بیدق کژرو به ظلم %~% چیست فرزین گشته‌ام گر کژ روم ~~باشد سداد # 12 من پیاده رفته‌ام در راستی تا منتها %~% تا شدم فرزین و فرزین بندهاام ~~دست داد # 13 رخ بدو گوید که منزل‌هات ما را منزلیست %~% خط و تین ماست این جمله ~~منازل تا معاد # 14 تن به صد منزل رود دل می‌رود یک تک به حج %~% ره روی باشد چو جسم و ره ~~روی همچون فؤاد # 15 شاه گوید مر شما را از منست این یاد و بود %~% گر نباشد سایه من بود ~~جمله گشت باد # 16 اسب را قیمت نماند پیل چون پشه شود %~% خانه‌ها ویرانه‌ها گردد چو شهر ~~قوم عاد # 17 اندر این شطرنج برد و ماند یک سان شد مرا %~% تا بدیدم کاین هزاران ~~لعب یک کس می‌نهاد # 18 در نجاتش مات هست و هست در ماتش نجات %~% زان نظر ماتیم ای شه آن نظر ~~بر مات باد PageV1P0734 ### || [genre: Gh] # 1 دوش آمد پیل ما را باز هندستان به یاد %~% پرده شب می‌درید او از جنون ~~تا بامداد # 2 دوش ساغرهای ساقی جمله مالامال بود %~% ای که تا روز قیامت عمر ما چون ~~دوش باد # 3 باده‌ها در جوش از او و عقل‌ها بی‌هوش از او %~% جزو و کل و خار و گل ~~از روی خوبش باد شاد # 4 بانگ نوشانوش مستان تا فلک بررفته ms0404 بود %~% بر کف ما باده بود و در سر ~~ما بود باد # 5 در فلک افتاده ز ایشان صد هزاران غلغله %~% در سجود افتاده آن جا صد ~~هزاران کیقباد # 6 روز پیروزی و دولت در شب ما درج بود %~% شب ز اخوان صفا ناگه چنین روزی ~~بزاد # 7 موج زد دریا نشانی یافت زین شب آسمان %~% آن نشان را از تفاخر بر سر و ~~رو می‌نهاد # 8 هر چه ناسوتی ز ظلمت راه‌ها را بسته بود %~% نور لاهوتی ز رحمت بسته‌ها ~~را می‌گشاد # 9 کی بماند زان هوا اشکال حسی برقرار %~% چون بماند برقرار آن کس که یابد ~~این مراد # 10 عمر را از سر بگیرید ای مسلمانان که یار %~% نیستان را هست کرد و ~~عاشقان را داد داد # 11 یار ما افتادگان را زین سپس معذور داشت %~% زان که هر جا کوست ساقی کس ~~نماند بر سداد # 12 جوش دریای عنایت ای مسلمانان شکست %~% طمطراق اجتهاد و بارنامه اعتقاد # 13 آن عنایت شه صلاح الدین بود کو یوسفیست %~% هم عزیز مصر باید مشتریش ~~اندر مزاد PageV1P0735 ### || [genre: Gh] # 1 گر یکی شاخی شکستم من ز گلزاری چه شد %~% ور ز سرمستی کشیدم زلف دلداری ~~چه شد # 2 گر بزد ناداشت زخمی از سر مستی چه باک %~% ور ز طراری ربودم رخت طراری ~~چه شد # 3 ور یکی زنبیل کم شد از همه بغداد چیست %~% ور یکی دانه برون آمد ز ~~انباری چه شد # 4 ای فلک تا چند از این دستان و مکاری تو %~% گر یکی دم خوش نشیند یار با ~~یاری چه شد # 5 گوییم از سر او ناگفتنی‌ها گفته‌ای %~% چند گویی چند گویی گفته‌ام آری ~~چه شد # 6 گر میان عاشق و معشوق کاری رفت رفت %~% تو نه معشوقی نه عاشق مر تو را ~~باری چه شد # 7 از لب لعلش چه کم شد گر لبش لطفی نمود %~% ور ز عیسی عافیت یابید ~~بیماری چه شد # 8 گر ms0405 براتست امشب و هر کس براتی یافتند %~% بی خطی گر پیشم آید ماه ~~رخساری چه شد # 9 شمس تبریزی اگر من از جنون عشق تو %~% برشکستم عاشقان را کار و بازاری ~~چه شد PageV1P0736 ### || [genre: Gh] # 1 نام آن کس بر که مرده از جمالش زنده شد %~% گریه‌های جمله عالم در ~~وصالش خنده شد # 2 یاد آن کس کن که چون خوبی او رویی نمود %~% حسن‌های جمله عالم حسن او ~~را بنده شد # 3 جمله آب زندگانی زیر تختش می‌رود %~% هر کی خورد از آب جویش تا ابد ~~پاینده شد # 4 یک شبی خورشید پایه تخت او را بوسه داد %~% لاجرم بر چرخ گردون تا ابد ~~تابنده شد # 5 زندگی عاشقانش جمله در افکندگیست %~% خاک طامع بهر این در زیر پا ~~افکنده شد # 6 آهوان را بوی مشک از طره‌اش بر ناف زد %~% تا مشام شیر صید مرج‌ها ~~غرنده شد # 7 بال و پر وهم عاشق ز آتش دل چون بسوخت %~% همچو خورشید و قمر بی‌بال و ~~پر پرنده شد # 8 ای خنک جانی که لطف شمس تبریزی بیافت %~% برگذشت از نه فلک بر لامکان ~~باشنده شد PageV1P0737 ### || [genre: Gh] # 1 مطربم سرمست شد انگشت بر رق می‌زند %~% پرده عشاق را از دل به رونق ~~می‌زند # 2 رخت بربندید ای یاران که سلطان دو کون %~% ایستاده بر فراز عرش سنجق ~~می‌زند # 3 اولیا و انبیا حیران شده در حضرتش %~% یحیی و داوود و یوسف خوش معلق ~~می‌زند # 4 عیسی و موسی که باشد چاوشان درگهش %~% جبرئیل اندر فسونش سحر مطلق ~~می‌زند # 5 جان ابراهیم مجنون گشت اندر شوق او %~% تیغ را بر حلق اسماعیل و اسحق ~~می‌زند # 6 احمدش گوید که واشوقا لقا اخواننا %~% در هوای عشق او صدیق صدق می‌زند # 7 لیلی و مجنون به فاقه آه حسرت می‌خورند %~% خسرو و شیرین به عشرت جام ~~راوق می‌زند # 8 شمس تبریز ایستاده مست در دستش کمان %~% تیر زهرآلود را بر جان احمق ms0406 ~~می‌زند # 9 رستم و حمزه فکنده تیغ و اسپر پیش او %~% او چو حیدر گردن هشام و اربق ~~می‌زند # 10 کیست آن کس کو چنین مردی کند اندر جهان %~% شمس تبریزی که ماه بدر را ~~شق می‌زند # 11 هر که نام شمس تبریزی شنید و سجده کرد %~% روح او مقبول حضرت شد ~~اناالحق می‌زند # 12 ای حسام الدین تو بنویس مدح آن سلطان عشق %~% گر چه منکر در هوای عشق ~~او دق می‌زند # 13 منکرست و روسیه ملعون و مردود ابد %~% از حسد همچون سگان از دور بق بق ~~می‌زند PageV1P0738 ### || [genre: Gh] # 1 قند بگشا ای صنم تا عیش را شیرین کند %~% هین که آمد دود غم تا خلق را ~~غمگین کند # 2 ای تو رنگ عافیت زیرا که ماه از خاصیت %~% سنگ‌ها را لعل سازد میوه را ~~رنگین کند # 3 پرده بردار ای قمر پنهان مکن تنگ شکر %~% تا بر سیمین تو احوال ما زرین ~~کند # 4 عشق تو حیران کند دیدار تو خندان کند %~% زانک دریا آن کند زیرا که ~~گوهر این کند # 5 از میان دل صبوحی کآفتابت تیغ زد %~% گردن جان را بزن گر چرخ را تمکین ~~کند # 6 چشم تو در چشم‌ها ریزد شرابی کز صفا %~% زان سوی هفتاد پرده دیده را ره ~~بین کند # 7 گر شبی خلوت کنی گویم من اندر گوش تو %~% لطف‌هایی را که با ما شه صلاح ~~الدین کند PageV1P0739 ### || [genre: Gh] # 1 مشک و عنبر گر ز مشک زلف یارم بو کند %~% بوی خود را واهلد در حال و ~~زلفش بو کند # 2 کافر و مؤمن گر از خوی خوشش واقف شوند %~% خوی را خود واکند در حین و ~~خو با او کند # 3 آفتابی ناگهان از روی او تابان شود %~% پردها را بردرد وین کار را یک ~~سو کند # 4 چنگ تن‌ها را به دست روح‌ها زان داد حق %~% تا بیان سر حق لایزالی او ~~کند # 5 تارهای خشم ms0407 و عشق و حقد و حاجت می‌زند %~% تا ز هر یک بانگ دیگر در ~~حوادث رو کند # 6 شاد با چنگ تنی کز دست جان حق بستدش %~% بر کنار خود نهاد و ساز آن را ~~هو کند # 7 اوستاد چنگ‌ها آن چنگ باشد در جهان %~% وای آن چنگی که با آن چنگ حق ~~پهلو کند # 8 باز هم در چنگ حق تاریست بس پنهان و خوش %~% کو به ناگه وصف آن دو نرگس ~~جادو کند # 9 نرگسان مست شمس الدین تبریزی که هست %~% چشم آهو تا شکار شیر آن آهو ~~کند PageV1P0740 ### || [genre: Gh] # 1 پنج در چه فایده چون هجر را شش تو کند %~% خون بدان شد دل که طالب خون ~~دل را بو کند # 2 چنگ را در عشق او از بهر آن آموختم %~% کس نداند حالت من ناله من او ~~کند # 3 ای به هر سویی دویده کار تو یک سو نشد %~% آنک در شش سو نگنجد کار او ~~یک سو کند # 4 شیر آهو می‌دراند شیر ما بس نادرست %~% نقش آهو را بگیرد دردمد آهو کند # 5 باطنت را لاله سازد ظاهرت را ارغوان %~% یک دمت سازد قزلبک یک دمت صارو ~~کند # 6 موج آن دریا مجو کو را مدد از جو بود %~% آن بجو کز نور جان دو پیه را ~~دو جو کند # 7 خوش قمررویی کز این غم می‌گذارد چون هلال %~% خوش شکرخویی که با آن ~~شکرستان خو کند # 8 آهنی کو موم شد بهر قبول مهر عشق %~% خاک را عنبر کند او سنگ را لؤلؤ ~~کند # 9 دل کباب و خون دیده پیشکش پیشش برم %~% گر تقاضای شراب و یخنی و طرغو ~~کند # 10 لکلک آن حق شناسد ملک را لکلک کند %~% فاخته محجوب باشد لاجرم کوکو ~~کند # 11 آب و روغن کم کن و خامش چو روغن می‌گداز %~% خرم آن کاندر غم آن روی ~~تن چون مو کند PageV1P0741 ### || [genre: Gh] # 1 عشق عاشق ms0408 را ز غیرت نیک دشمن رو کند %~% چونک رد خلق کردش عشق رو با او ~~کند # 2 کنک شاید خلق را آن کس نشاید عشق را %~% زانک جان روسپی باشد که او صد ~~شو کند # 3 چون نشاید دیگران را تا همه ردش کنند %~% شاه عشقش بعد از آن با خویش ~~همزانو کند # 4 زانک خلقش چون براند خو ز خلقان واکند %~% باطن و ظاهر همه با عشق خوش ~~خو خو کند # 5 جان قبول خلق یابد خاطرش آن جا کشد %~% دل به مهر هر کسی دزدیده رو هر ~~سو کند # 6 چون ببیند عشق گوید زلف من سایه فکند %~% وانگهی عاشق در این دم مشک و ~~عنبر بو کند # 7 مشک و عنبر را کنم من خصم آن مغز و دماغ %~% تا که عاشق از ضرورت ترک ~~این هر دو کند # 8 گر چه هم بر یاد ما بو کرد عاشق مشک را %~% نوطلب باشد که همچون طفلکان ~~کوکو کند # 9 چونک از طفلی برون شد چشم دانش برگشاد %~% بر لب جو کی دوادو بر نشان ~~جو کند # 10 عاشق نوکار باشی تلخ گیر و تلخ نوش %~% تا تو را شیرین ز شهد خسروی ~~دارو کند # 11 تا بود کز شمس تبریزی بیابی مستیی %~% از ورای هر دو عالم کان تو را ~~بی‌تو کند PageV1P0742 ### || [genre: Gh] # 1 آن زمانی را که چشم از چشم او مخمور بود %~% چون رسیدش چشم بد کز ~~چشم‌ها مستور بود # 2 شادی شب‌های ما کز مشک و عنبر پرده داشت %~% شادی آن صبح‌ها کز یار ~~پرکافور بود # 3 از فراز عرش و کرسی بانگ تحسین می‌رسید %~% تا به پشت گاو و ماهی از ~~رخش پرنور بود # 4 هر طرف از حسن او بدلیلیی کاسد شده %~% ذره ذره همچو مجنون عاشق مشهور ~~بود # 5 دل به پیش روی او چون بایزید اندر مزید %~% جان در آویزان ز زلفش شیوه ~~منصور بود # 6 شمع عشق افروز ms0409 را یک بار دیگر اندرآر %~% کوری آن کس که او از عشرت ما ~~دور بود # 7 ساقیی با رطل آمد مر مرا از کار برد %~% تا ز مستی من ندانستم که رشک ~~حور بود # 8 نقش شمس الدین تبریزیست جان جان عشق %~% کاین به دفترهای عشق اندر ازل ~~مسطور بود PageV1P0743 ### || [genre: Gh] # 1 رو ترش کردی مگر دی باده‌ات گیرا نبود %~% ساقیت بیگانه بود و آن شه ~~زیبا نبود # 2 یا به قاصد رو ترش کردی ز بیم چشم بد %~% بر کدامین یوسف از چشم بدان ~~غوغا نبود # 3 چشم بد خستش ولیکن عاقبت محمود بود %~% چشم بد با حفظ حق جز باطل و ~~سودا نبود # 4 هین مترس از چشم بد وان ماه را پنهان مکن %~% آن مه نادر که او در خانه ~~جوزا نبود # 5 در دل مردان شیرین جمله تلخی‌های عشق %~% جز شراب و جز کباب و شکر و ~~حلوا نبود # 6 این شراب و نقل و حلوا هم خیال احولست %~% اندر آن دریای بی‌پایان بجز ~~دریا نبود # 7 یک زمان گرمی به کاری یک زمان سردی در آن %~% جز به فرمان حق این گرما ~~و این سرما نبود # 8 هین خمش کن در خموشی نعره می‌زن روح وار %~% تو کی دیدی زین خموشان کو ~~به جان گویا نبود PageV1P0744 ### || [genre: Gh] # 1 آمدم تا رو نهم بر خاک پای یار خود %~% آمدم تا عذر خواهم ساعتی از کار ~~خود # 2 آمدم کز سر بگیرم خدمت گلزار او %~% آمدم کآتش بیارم درزنم در خار خود # 3 آمدم تا صاف گردم از غبار هر چه رفت %~% نیک خود را بد شمارم از پی ~~دلدار خود # 4 آمدم با چشم گریان تا ببیند چشم من %~% چشمه‌های سلسبیل از مهر آن عیار ~~خود # 5 خیز ای عشق مجرد مهر را از سر بگیر %~% مردم و خالی شدم ز اقرار و از ~~انکار خود # 6 زانک بی‌صاف تو نتوان صاف گشتن در ms0410 وجود %~% بی تو نتوان رست هرگز از غم ~~و تیمار خود # 7 من خمش کردم به ظاهر لیک دانی کز درون %~% گفت خون آلود دارم در دل خون ~~خوار خود # 8 درنگر در حال خاموشی به رویم نیک نیک %~% تا ببینی بر رخ من صد هزار ~~آثار خود # 9 این غزل کوتاه کردم باقی این در دل است %~% گویم ار مستم کنی از نرگس ~~خمار خود # 10 ای خموش از گفت خویش و ای جدا از جفت خویش %~% چون چنین حیران شدی از ~~عقل زیرکسار خود # 11 ای خمش چونی از این اندیشه‌های آتشین %~% می‌رسد اندیشه‌ها با لشکر ~~جرار خود # 12 وقت تنهایی خمش باشند و با مردم بگفت %~% کس نگوید راز دل را با در و ~~دیوار خود # 13 تو مگر مردم نمی‌یابی که خامش کرده‌ای %~% هیچ کس را می‌نبینی محرم ~~گفتار خود # 14 تو مگر از عالم پاکی نیامیزی به طبع %~% با سگان طبع کآلودند از مردار ~~خود PageV1P0745 ### || [genre: Gh] # 1 برنشست آن شاه عشق و دام ظلمت بردرید %~% همچو ماه هفت و هشت و آفتاب ~~روز عید # 2 اختران در خدمت او صد هزار اندر هزار %~% هر یکی از نور روی او مزید ~~اندر مزید # 3 چون در آن دور مبارک برج‌ها را می‌گذشت %~% سوی برج آتشین عاشقان خود ~~رسید # 4 در دلش یاد من آمد هر طرف کرد التفات %~% مر مرا در هیچ صفی آن زمان آن ~~جا ندید # 5 موج دریاهای رحمت از دلش در جوش شد %~% هم نظر می‌کرد هر سو هم عنان را ~~می‌کشید # 6 گفت نزدیکان خود را کان فلان غایت چراست %~% آن خراب عاشق حاضرمثال ~~ناپدید # 7 آنک دیده هر شبش در سوختن مانند شمع %~% آنک هر صبحی که آمد ناله‌های ~~او شنید # 8 آنک آتش‌های عالم ز آتش او کاغ کرد %~% تا فسون می‌خواند عشق و بر دل ~~او می‌دمید # 9 آن یکی خاکی که چون مهتاب بر وی تافتیم ms0411 %~% همچو مهتاب از ثری سوی ثریا ~~می‌دوید # 10 آنک چون جرجیس اندر امتحان عشق ما %~% گشت او صد بار زنده کشته شد صد ~~ره شهید # 11 آنک حامل شد عدم از آفرینش بخت نیک %~% ناف او بر عشق شمس الدین ~~تبریزی برید PageV1P0746 ### || [genre: Gh] # 1 ای طربناکان ز مطرب التماس می‌کنید %~% سوی عشرت‌ها روید و میل بانگ نی ~~کنید # 2 شهسوار اسب شادی‌ها شوید ای مقبلان %~% اسب غم را در قدم‌های طرب‌ها پی ~~کنید # 3 زان می صافی ز خم وحدتش ای باخودان %~% عقل و هوش و عاقبت بینی همه ~~لاشی کنید # 4 نوبهاری هست با صد رنگ گلزار و چمن %~% ترک سرد و خشک و ادباری ماه دی ~~کنید # 5 کشتگان خواهید دیدن سربریده جوق جوق %~% ایها العشاق مرتدید اگر هی هی ~~کنید # 6 سوی چینست آن بت چینی که طالب گشته‌اید %~% این چه عقلست این که هر دم ~~قصد راه ری کنید # 7 در خرابات بقا اندر سماع گوش جان %~% ترک تکرار حروف ابجد و حطی کنید # 8 از شراب صرف باقی کاسه سر پر کنید %~% فرش عقل و عاقلی از بهر لله طی ~~کنید # 9 از صفات باخودی بیرون شوید ای عاشقان %~% خویشتن را محو دیدار جمال حی ~~کنید # 10 با شه تبریز شمس الدین خداوند شهان %~% جان فدا دارید و تن قربان ز ~~بهر وی کنید PageV1P0747 ### || [genre: Gh] # 1 فخر جمله ساقیانی ساغرت در کار باد %~% چشم تو مخمور باد و جان ما خمار ~~باد # 2 ای ز نوشانوش بزمت هوش‌ها بی‌هوش باد %~% وی ز جوشاجوش عشقت عقل ~~بی‌دستار باد # 3 چون زنان مصر جان را دست و دل مجروح باد %~% یوسف مصری همیشه شورش ~~بازار باد # 4 ساقیا از دست تو بس دست‌ها از دست شد %~% مست تو از دست تو پیوسته ~~برخوردار باد # 5 مغز ما پرباد باد و مشک ما پرآب باد %~% باد ما را و آب ما را عشق ~~پذرفتار باد # 6 ms0412 شاه خوبان میر ما و عشق گیراگیر ما %~% جان دولت یار ما و بخت و دولت ~~یار باد # 7 سرکشیم و سرخوشیم و یک دگر را می‌کشیم %~% این وجود ما همیشه جاذب ~~اسرار باد PageV1P0748 ### || [genre: Gh] # 1 مست آمد دلبرم تا دل برد از بامداد %~% ای مسلمانان ز دست مست دلبر داد ~~داد # 2 دی دل من می‌جهید و هر دو چشمم می‌پرید %~% گفتم این دل تا چه بیند وین ~~دو چشمم بامداد # 3 بامدادان اندر این اندیشه بودم ناگهان %~% عشق تو در صورت مه پیشم آمد ~~شاد شاد # 4 من که باشم باد و خاک و آب و آتش مست اوست %~% آتش او تا چه آرد بر من ~~و بر خاک و باد # 5 عشق از او آبستن‌ست و این چهار از عشق او %~% این جهان زین چار زاد و ~~این چهار از عشق زاد PageV1P0749 ### || [genre: Gh] # 1 شاد شد جانم که چشمت وعده احسان نهاد %~% ساده دل مردی که دل بر وعده ~~مستان نهاد # 2 چون حدیث بی‌دلان بشنید جان خوشدلم %~% جان بداد و این سخن را در میان ~~جان نهاد # 3 برج برج و خانه خانه جویم آن خورشید را %~% کو کلید خانه از همسایگان ~~پنهان نهاد # 4 مشک گفتم زلف او را زین سخن بشکست زلف %~% هندوی زلفش شکسته رو به ~~ترکستان نهاد # 5 من نیم سلطان ولیکن خاک پای او شدم %~% خاک پای خویشتن را او لقب سلطان ~~نهاد # 6 همچو گربه عطسه شیری بدم از ابتدا %~% بس شدم زیر و زبر کو گربه در ~~انبان نهاد # 7 گفت ار تو زاده شیری نه‌ای گربه برآ %~% بردر انبان شیر در انبان درون ~~نتوان نهاد # 8 من چو انبان بردریدم گفت آن انبان مرا %~% چون تویی را هر که گربه دید ~~او بهتان نهاد # 9 شمس تبریزیست تابان از ورای هفت چرخ %~% لاجرم تاب نوآیین بر چهارارکان ~~نهاد PageV1P0750 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان کز غیب عشق ms0413 یار ما خنجر کشد %~% گر بخواهم ور نخواهم او مرا ~~اندرکشد # 2 همچو پره و قفل من چون جفت گردم با کسی %~% همچو مرغ کشته آن دم پرم از ~~من برکشد # 3 کفر و دین عاشقانش هم رقوم عشق اوست %~% حاش لله کان رقم بر طایفه دیگر ~~کشد # 4 چون گشاید باگشادم چون ببندد بسته‌ام %~% گوی میدان خود کی باشد تا ز ~~چوگان سر کشد # 5 همچو ابراهیم گاهم جانب آتش برد %~% همچو احمد گاهم از آتش سوی کوثر ~~کشد # 6 گویی آتش خوشتر آید مر تو را یا کوثرش %~% خوشترم آنست کان سلطان مرا ~~خوشتر کشد # 7 آب و آتش خوشتر آمد رنج و راحت داد اوست %~% زین سبب‌ها ساخت تا بر ~~دیده‌ها چادر کشد # 8 دوست را دشمن نماید آب را آتش کند %~% مؤمنی را ناگهان در حلقه کافر ~~کشد # 9 سرخوشان و سرکشان را عشق او بند و گشاست %~% سرکشان را موکشان آن عشق ~~در چنبر کشد # 10 بر حذر باید بدن گر چه حذر هم داد اوست %~% آن حذر او داد کز بهر بچه ~~مادر کشد PageV1P0751 ### || [genre: Gh] # 1 هم دلم ره می‌نماید هم دلم ره می‌زند %~% هم دلم قلاب و هم دل سکه شه ~~می‌زند # 2 هم دلم افغان کنان گوید که راه من زدند %~% هم دل من راه عیاران ابله ~~می‌زند # 3 هم دل من همچو شحنه طالب دزدان شده %~% هم دل من همچو دزدان نیم شب ره ~~می‌زند # 4 گه چو حکم حق دل من قصد سرها می‌کند %~% گه چو مرغ سربریده الله الله ~~می‌زند PageV1P0752 ### || [genre: Gh] # 1 هم لبان می‌فروشت باده را ارزان کند %~% هم دو چشم شوخ مستت رطل را ~~گردان کند # 2 هم جهان را نور بخشد آفتاب روی تو %~% زهر را تریاق سازد کفر را ایمان ~~کند # 3 هر که را در چشم آرد چشم او روشن شود %~% هر که را از جان برآرد عرقه ~~جانان کند # 4 چونک ms0414 بر کرسی برآید پادشاه روح او %~% چرخ را برهم دراند عرش را لرزان ~~کند # 5 آنک از حاجت نظر دارد به کاسه هر کسی %~% لطف او برگیرد و همکاسه سلطان ~~کند PageV1P0753 ### || [genre: Gh] # 1 می‌خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید %~% روی‌ها را از جمال خوب او چون مه ~~کنید # 2 مردگان کهنه را رویش دو صد جان می‌دهد %~% عاشقان رفته را از روی او ~~آگه کنید # 3 از کف آن هر دو ساقی چشم او و لعل او %~% هر زمانی می خورید و هر زمانی ~~خه کنید # 4 جانب صحرای رویش طرفه چاهی گفته‌اند %~% قصد آن صحرا کنید و نیت آن چه ~~کنید # 5 نک نشان روشنی در خیمه‌ها تابان شدست %~% گوش اسبان را به سوی خیمه و ~~خرگه کنید # 6 آستان خرگهش شد کهربای عاشقان %~% عاشقان لاغر تن خود را چو برگ که ~~کنید # 7 در خمار چشم مستش چشم‌ها روشن کنید %~% وز برای چشم بد را ناله و آوه ~~کنید # 8 شاه جان‌ها شمس تبریزیست و این دم آن اوست %~% رخ بدو آرید و خود را ~~جمله مات شه کنید PageV1P0754 ### || [genre: Gh] # 1 شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود %~% زانک شاهنشاه ما هم شاه و ~~هم درویش بود # 2 شاه ما از پرده برجان چو خود را جلوه کرد %~% جان ما بی‌خویش شد زیرا ~~که شه بی‌خویش بود # 3 شاه ما از جان ما هم دور و هم نزدیک بود %~% جان ما با شاه ما نزدیک و ~~دوراندیش بود # 4 صاف او بی‌درد بود و راحتش بی‌درد بود %~% گلشن بی‌خار بود و نوش او ~~بی‌نیش بود # 5 یک صفت از لطف شه آن جا که پرده برگرفت %~% آب و آتش صلح کرد و گرگ ~~دایه میش بود # 6 جان مطلق شد ز نورش صورتی کو جان نداشت %~% گشت قربان رهش آن کس که او ~~بدکیش بود # 7 نیست می‌گفتیم اندر هست گفت آری بیا %~% هست ms0415 شد عالم از او موقوف یک ~~آریش بود PageV1P0755 ### || [genre: Gh] # 1 علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود %~% گر زمستان بد بود اندر بهاران ~~صد شود # 2 بر بهار جان فزا زنهار تو جرمی منه %~% علت ناصور تو گر زانک گرگ و دد ~~شود # 3 هر درخت و باغ را داده بهاران بخششی %~% هر درخت تلخ و شیرین آنچ ~~می‌ارزد شود # 4 ای برادر از رهی این یک سخن را گوش دار %~% هر نباتی این نیرزد آنک چون ~~سر زد شود # 5 از هزاران آب شهوت ناگهان آبی بود %~% کز خمیرش صورت حسن و جمال و خد ~~شود # 6 وانگه آن حسن و جمالان خرج گردد صد هزار %~% تا یکی را خود از آن‌ها ~~دولتی باشد شود # 7 نیکبختان در جهان بسیار آیند و روند %~% لیک بر درگاه شمس الدین نباید ~~رد شود # 8 هر که او یک سجده کردش گر چه کردش از نفاق %~% در دو عالم عاقبت او ~~خاصه ایزد شود # 9 از جفاها یاد ماور ای حریف باوفا %~% زانک یاد آن جفاها در ره تو سد ~~شود PageV1P0756 ### || [genre: Gh] # 1 وصف آن مخدوم می‌کن گر چه می‌رنجد حسود %~% کاین حسودی کم نخواهد گشت ~~از چرخ کبود # 2 گر چه خود نیکو نیاید وصف می از هوشیار %~% چون پی مست از خمار غمزه ~~مستش چه سود # 3 مست آن می گر نه‌ای می دو پی دستار و دل %~% چونک دستار و دلت را ~~غمزه‌های او ربود # 4 گر دو صد هستیت باشد در وجودش نیست شو %~% زانک شاید نیست گشتن از برای ~~آن وجود # 5 نیم شب برخاستم دل را ندیدم پیش او %~% گرد خانه جستم این دل را که او ~~را خود چه بود # 6 چون بجستم خانه خانه یافتم بیچاره را %~% در یکی کنجی به ناله کی خدا ~~اندر سجود # 7 گوش بنهادم که تا خود التماس وصل کیست %~% دیدمش کاندر پی زاری زبان را ms0416 ~~برگشود # 8 کای نهان و آشکارا آشکارا پیش تو %~% این نهانم آتش است و آشکارم آه و ~~دود # 9 از برای آنک خوبان را نجویی در شکست %~% صد هزاران جوی‌ها در جوی خوبی ~~درفزود # 10 می‌شمرد از شه نشان‌ها لیک نامش می‌نگفت %~% در درون ظلمت شب اندر آن ~~گفت و شنود # 11 آنگهان زیر زبان می‌گفت یارم نام او %~% می‌نگویم گر چه نامش هست خوش ~~بوتر ز عود # 12 زانک در وهم من آید دزدگوشی از بشر %~% کو در این شب گوش می‌دارد ~~حدیثم ای ودود # 13 سخت می‌آید مرا نام خوشش پیش کسی %~% کو به عزت نشنود آن نام او را از ~~جحود # 14 ور به عزت بشنود غیرت بسوزد مر مرا %~% اندر این عاجز شدست او بی‌طریق ~~و بی‌ورود # 15 بانگ کردش هاتفی تو نام آن کس یاد کن %~% غم مخور از هیچ کس در ذکر ~~نامش ای عنود # 16 زانک نامش هست مفتاح مراد جان تو %~% زود نام او بگو تا در گشاید زود ~~زود # 17 دل نمی‌یارست نامش گفتن و در بسته ماند %~% تا سحرگه روز شد خورشید ~~ناگه رو نمود # 18 با هزاران لابه‌هاتف همین تبریز گفت %~% گشت بی‌هوش و فتاد این دل ~~شکستن تار و پود # 19 چون شدم بی‌هوش آنگه نقش شد بر روی او %~% نام آن مخدوم شمس الدین در ~~آن دریای جود PageV1P0757 ### || [genre: Gh] # 1 دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد %~% چه نکوبخت درختی که بر و بار ~~تو دارد # 2 چه کند چرخ فلک را چه کند عالم شک را %~% چو بر آن چرخ معانی مهش انوار ~~تو دارد # 3 به خدا دیو ملامت برهد روز قیامت %~% اگر او مهر تو دارد اگر اقرار تو ~~دارد # 4 به خدا حور و فرشته به دو صد نور سرشته %~% نبرد سر نبرد جان اگر انکار ~~تو دارد # 5 تو کیی آنک ز خاکی تو و من سازی و ms0417 گویی %~% نه چنان ساختمت من که کس ~~اسرار تو دارد # 6 ز بلاهای معظم نخورد غم نخورد غم %~% دل منصور حلاجی که سر دار تو دارد # 7 چو ملک کوفت دمامه بنه ای عقل عمامه %~% تو مپندار که آن مه غم دستار ~~تو دارد # 8 بمر ای خواجه زمانی مگشا هیچ دکانی %~% تو مپندار که روزی همه بازار تو ~~دارد # 9 تو از آن روز که زادی هدف نعمت و دادی %~% نه کلید در روزی دل طرار تو ~~دارد # 10 بن هر بیخ و گیاهی خورد از رزق الهی %~% همه وسواس و عقیله دل بیمار ~~تو دارد # 11 طمع روزی جان کن سوی فردوس کشان کن %~% که ز هر برگ و نباتش شکر انبار ~~تو دارد # 12 نه کدوی سر هر کس می راوق تو دارد %~% نه هر آن دست که خارد گل بی‌خار ~~تو دارد # 13 چو کدو پاک بشوید ز کدو باده بروید %~% که سر و سینه پاکان می از آثار ~~تو دارد # 14 خمش ای بلبل جان‌ها که غبارست زبان‌ها %~% که دل و جان سخن‌ها نظر یار ~~تو دارد # 15 بنما شمس حقایق تو ز تبریز مشارق %~% که مه و شمس و عطارد غم دیدار تو ~~دارد PageV1P0758 ### || [genre: Gh] # 1 دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد %~% رخ فرسوده زردم غم صفرای تو ~~دارد # 2 سر من مست جمالت دل من دام خیالت %~% گهر دیده نثار کف دریای تو دارد # 3 ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم %~% که خیال شکرینت فر و سیمای ~~تو دارد # 4 غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند %~% همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو ~~دارد # 5 گل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خجلت %~% که گمان برد که او هم رخ رعنای ~~تو دارد # 6 سر خود پیش فکنده چو گنه کار تو عرعر %~% که خطا کرد و گمان برد که ~~بالای تو دارد # 7 ms0418 جگر و جان عزیزان چو رخ زهره فروزان %~% همه چون ماه گدازان که تمنای ~~تو دارد # 8 دل من تابه حلوا ز بر آتش سودا %~% اگر از شعله بسوزد نه که حلوای تو ~~دارد # 9 هله چون دوست به دستی همه جا جای نشستی %~% خنک آن بی‌خبری کو خبر از ~~جای تو دارد # 10 اگرم در نگشایی ز ره بام درآیم %~% که زهی جان لطیفی که تماشای تو ~~دارد # 11 به دو صد بام برآیم به دو صد دام درآیم %~% چه کنم آهوی جانم سر صحرای ~~تو دارد # 12 خمش ای عاشق مجنون بمگو شعر و بخور خون %~% که جهان ذره به ذره غم ~~غوغای تو دارد # 13 سوی تبریز شو ای دل بر شمس الحق مفضل %~% چو خیالش به تو آید که ~~تقاضای تو دارد PageV1P0759 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد %~% گرو عشق و جنون شد گهر ~~بحر صفا شد # 2 مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد %~% به کرم بحر گهر شد به ~~روش باد صبا شد # 3 چو شه عشق کشیدش ز همه خلق بریدش %~% نظر عشق گزیدش همه حاجات روا شد # 4 به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد %~% به نظرهای الهی به یکی لحظه ~~کجا شد # 5 دل تو کرد چرایی به برون ز آخر قالب %~% وگر آن نیست به هر شب به ~~چراگاه چرا شد # 6 خنک آنگه که کند حق گنهت طاعت مطلق %~% خنک آن دم که جنایات عنایات خدا ~~شد # 7 سفر مشکل و دورش بشد و ماند حضورش %~% ز درون قوت نورش مدد نور سما شد ~~PageV1P0760 ### || [genre: Gh] # 1 چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد %~% چه بسی نعره مستان که ز گلزار ~~برآمد # 2 ز رخ ماه خصالش ز لطیفی وصالش %~% همه را بخت فزون شد همه را کار برآمد # 3 ز دو ms0419 صد روضه رضوان ز دو صد چشمه حیوان %~% دو هزاران گل خندان ز دل ~~خار برآمد # 4 غم چون دزد که در دل همه شب دارد منزل %~% به کف شحنه وصلش به سر دار ~~برآمد # 5 ز پس ظلم رسیده همه امید بریده %~% مثل دولت تابان دل بیدار برآمد # 6 تن و جان از پس پیری ز وصالش چه جوان شد %~% همه را بعد کسادی چه ~~خریدار برآمد # 7 چو صلاح دل و دین را همه دیدیت بگویید %~% که چه خورشید عجایب که ز ~~اسرار برآمد PageV1P0761 ### || [genre: Gh] # 1 بدرد مرده کفن را به سر گور برآید %~% اگر آن مرده ما را ز بت من خبر ~~آید # 2 چه کند مرده و زنده چو از او یابد چیزی %~% که اگر کوه ببیند بجهد ~~پیشتر آید # 3 ز ملامت نگریزم که ملامت ز تو آید %~% که ز تلخی تو جان را همه طعم شکر ~~آید # 4 بخور آن را که رسیدت مهل از بهر ذخیره %~% که تو بر جوی روانی چو ~~بخوردی دگر آید # 5 بنگر صنعت خوبش بشنو وحی قلوبش %~% همگی نور نظر شو همه ذوق از نظر آید # 6 مبر امید که عمرم بشد و یار نیامد %~% بگه آید وی و بی‌گه نه همه در ~~سحر آید # 7 تو مراقب شو و آگه گه و بی‌گاه که ناگه %~% مثل کحل عزیزی شه ما در بصر ~~آید # 8 چو در این چشم درآید شود این چشم چو دریا %~% چو به دریا نگرد از همه ~~آبش گهر آید # 9 نه چنان گوهر مرده که نداند گهر خود %~% همه گویا همه جویا همگی جانور ~~آید # 10 تو چه دانی تو چه دانی که چه کانی و چه جانی %~% که خدا داند و بیند ~~هنری کز بشر آید # 11 تو سخن گفتن بی‌لب هله خو کن چو ترازو %~% که نماند لب و دندان چو ز ~~دنیا گذر آید PageV1P0762 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن ms0420 کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد %~% ز جفا رست و ز غصه همه ~~شادی و وفا شد # 2 ز طرب چون طربون شد خرد از باده زبون شد %~% گرو عشق و جنون شد گهر بحر ~~صفا شد # 3 مه و خورشید نظر شد که از او خاک چو زر شد %~% به کرم بحر گهر شد به ~~روش باد صبا شد # 4 چو شه عشق کشیدش ز همه خلق بریدش %~% نظر عشق گزیدش همه حاجات روا شد # 5 به سفر چون مه گردون به شب چارده پر شد %~% به نظرهای الهی به یکی لحظه ~~کجا شد # 6 چو زمین بود فلک شد همگی حسن و نمک شد %~% بشری بود ملک شد مگسی بود ~~هما شد PageV1P0763 ### || [genre: Gh] # 1 مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند %~% مکن اسرار نهانی که وی اسرار ~~بداند # 2 همه را از تو چو خاشاک بر آن آب براند %~% که همه شیوه می را دل خمار ~~بداند # 3 کف او خار نشاند کف او گل شکفاند %~% همه گل‌های نهانی ز دل خار بداند # 4 تو به هر روز به تدریج یکی چیز بدانی %~% تو برو چاکر او شو که به یک ~~بار بداند # 5 چو اسیری به گه حکم به اقرار و گواهی %~% تن صوفی به گواهی دل اقرار ~~بداند PageV1P0764 ### || [genre: Gh] # 1 هله نومید نباشی که تو را یار براند %~% گرت امروز براند نه که فردات ~~بخواند # 2 در اگر بر تو ببندد مرو و صبر کن آن جا %~% ز پس صبر تو را او به سر ~~صدر نشاند # 3 و اگر بر تو ببندد همه ره‌ها و گذرها %~% ره پنهان بنماید که کس آن راه ~~نداند # 4 نه که قصاب به خنجر چو سر میش ببرد %~% نهلد کشته خود را کشد آن گاه ~~کشاند # 5 چو دم میش نماند ز دم خود کندش پر %~% تو ببینی دم یزدان به ms0421 کجا هات ~~رساند # 6 به مثل گفتم این را و اگر نه کرم او %~% نکشد هیچ کسی را و ز کشتن ~~برهاند # 7 همگی ملک سلیمان به یکی مور ببخشد %~% بدهد هر دو جهان را و دلی را ~~نرماند # 8 دل من گرد جهان گشت و نیابید مثالش %~% به کی ماند به کی ماند به کی ~~ماند به کی ماند # 9 هله خاموش که بی‌گفت از این می همگان را %~% بچشاند بچشاند بچشاند ~~بچشاند PageV1P0765 ### || [genre: Gh] # 1 خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد %~% در مرگ برخورنده ابدا فرازگردد # 2 چو نظر کنی به بالا سوی آسمان اعلا %~% دو هزار در ز رحمت ز بهشت باز ~~گردد # 3 چو فتاد سایه تو سوی مفسدان مجرم %~% همه جرم‌های ایشان چله و نماز ~~گردد # 4 چو رکاب مصطفایی سوی عفو روی آرد %~% دو هزار بولهب هم خوش و پرنیاز ~~گردد # 5 چو دو دست همچو بحرت به کرم گهرفشان شد %~% رخ چون زرم زر آرد که به ~~گرد گاز گردد # 6 کف تست کیمیایی لب بحر کبریایی %~% چه عجب که نیم حبه ز کفت رکاز گردد # 7 دو هزار جان و دیده ز فزع عنان کشیده %~% چو صلای وصل آید گه ترک تاز ~~گردد # 8 همه زهر دین و دنیا ز تو شهد و نوش آمد %~% غم و درد سینه سوزان ز تو ~~دلنواز گردد # 9 همه دامن تو گیرد دل و این قدر نداند %~% که به گرد شیر آهو به صد ~~احتراز گردد # 10 در وصل چون ببستی و به لامکان نشستی %~% ز کجا رسد گشایش چو دری فراز ~~گردد # 11 خمش و سخن رها کن جز اله را تو لا کن %~% به فنا چو ساز گیری همه ~~کارساز گردد PageV1P0766 ### || [genre: Gh] # 1 صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد %~% بنگر به سوی دردی که ز کس دوا ~~ندارد # 2 ز فلک فتاد طشتم به محیط غرقه گشتم %~% به ms0422 درون بحر جز تو دلم آشنا ~~ندارد # 3 ز صبا همی‌رسیدم خبری که می‌پزیدم %~% ز غمت کنون دل من خبر از صبا ~~ندارد # 4 به رخان چون زر من به بر چو سیم خامت %~% به زر او ربوده شد که چو تو ~~دلربا ندارد # 5 هله ساقیا سبکتر ز درون ببند آن در %~% تو بگو به هر کی آید که سر شما ~~ندارد # 6 همه عمر این چنین دم نبدست شاد و خرم %~% به حق وفای یاری که دلش وفا ~~ندارد # 7 به از این چه شادمانی که تو جانی و جهانی %~% چه غمست عاشقان را که ~~جهان بقا ندارد # 8 برویم مست امشب به وثاق آن شکرلب %~% چه ز جامه کن گریزد چو کسی قبا ~~ندارد # 9 به چه روز وصل دلبر همه خاک می‌شود زر %~% اگر آن جمال و منظر فر کیمیا ~~ندارد # 10 به چه چشم‌های کودن شود از نگار روشن %~% اگر آن غبار کویش سر توتیا ~~ندارد # 11 هله من خموش کردم برسان دعا و خدمت %~% چه کند کسی که در کف بجز از ~~دعا ندارد PageV1P0767 ### || [genre: Gh] # 1 چمنی که جمله گل‌ها به پناه او گریزد %~% که در او خزان نباشد که در او ~~گلی نریزد # 2 شجری خوش و خرامان به میانه بیابان %~% که کسی به سایه او چو بخفت مست ~~خیزد # 3 فلکی چو آسمان‌ها که بدوست قصد جان‌ها %~% که زحل نیارد آن جا که به ~~زهره برستیزد # 4 گهری لطیف کانی به مکان لامکانی %~% بویست اشارت دل چو دو دیده اشک ~~بیزد PageV1P0768 ### || [genre: Gh] # 1 چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد %~% نگرد شتر به اشتر که بیا که ~~ساربان شد # 2 ز چپ و ز راست بنگر به قطارهای بی‌مر %~% پی روز همچو سایه به طریق ~~آسمان شد # 3 نه ز لامکان رسیدی همه چیز از آن کشیدی %~% دل تو چرا نداند به خوشی به ~~لامکان شد # 4 همه روز ms0423 لعب کردی غم خانه خود نخوردی %~% سوی خانه باید اکنون دژم و ~~کشان کشان شد # 5 تو بخند خنده اولی که روان شوی به مولی %~% کرمش روا ندارد به کریم ~~بدگمان شد PageV1P0769 ### || [genre: Gh] # 1 همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد %~% چو فروشدم به دریا چو تو گوهرم ~~نیامد # 2 سر خنب‌ها گشادم ز هزار خم چشیدم %~% چو شراب سرکش تو به لب و سرم ~~نیامد # 3 چه عجب که در دل من گل و یاسمن بخندد %~% که سمن بری لطیفی چو تو در ~~برم نیامد # 4 ز پیت مراد خود را دو سه روز ترک کردم %~% چه مراد ماند زان پس که ~~میسرم نیامد # 5 دو سه روز شاهیت را چو شدم غلام و چاکر %~% به جهان نماند شاهی که چو ~~چاکرم نیامد # 6 خردم گفت برپر ز مسافران گردون %~% چه شکسته پا نشستی که مسافرم نیامد # 7 چو پرید سوی بامت ز تنم کبوتر دل %~% به فغان شدم چو بلبل که کبوترم ~~نیامد # 8 چو پی کبوتر دل به هوا شدم چو بازان %~% چه همای ماند و عنقا که برابرم ~~نیامد # 9 برو ای تن پریشان تو وان دل پشیمان %~% که ز هر دو تا نرستم دل دیگرم ~~نیامد PageV1P0770 ### || [genre: Gh] # 1 هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند %~% دلتان به چرخ پرد چو بدن ~~گران نماند # 2 دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید %~% هله تا دو چشم حسرت سوی ~~خاکدان نماند # 3 نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست %~% جز عشق هر چه بینی همه ~~جاودان نماند # 4 عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب %~% سوی آسمان دیگر که به آسمان ~~نماند # 5 ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان %~% پر عشق چون قوی شد غم نردبان ~~نماند # 6 تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست %~% چو دو دیده را ببستی ز ~~جهان جهان ms0424 نماند # 7 دل تو مثال بامست و حواس ناودان‌ها %~% تو ز بام آب می‌خور که چو ~~ناودان نماند # 8 تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را %~% منگر تو در زبانم که لب و ~~زبان نماند # 9 تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش %~% چو برفت تیر و ترکش عمل کمان ~~نماند PageV1P0771 ### || [genre: Gh] # 1 صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد %~% بگذر بدین حوالی که جهان به هم ~~برآمد # 2 به دو چشم نرگسینت به دو لعل شکرینت %~% به دو زلف عنبرینت که کساد ~~عنبر آمد # 3 به پلنگ عزت تو به نهنگ غیرت تو %~% به خدنگ غمزه تو که هزار لشکر آمد # 4 به حق دل لطیفی خوش و مقبل و ظریفی %~% که بر او وظیفه تو ابدا مقرر ~~آمد # 5 که خلیل حق که دستش همه سال بت شکستی %~% به خیال خانه تو شب و روز ~~بتگر آمد # 6 تو مپرس حال مجنون که ز دست رفت لیلی %~% تو مپرس حال آزر که خلیل آزر ~~آمد # 7 به جهانیان نماید تن مرده زنده کردن %~% چو مسیح خوبی تو سوی گور عازر ~~آمد # 8 چه خوش است داغ عشقت که ز داغ عشق هر جان %~% ز خراج و عشر و سخره ابدا ~~محرر آمد # 9 به سوار روح بنگر منگر به گرد قالب %~% که غبار از سواری حسن و منور ~~آمد # 10 ز حجاب گل دلا تو به جهان نظاره‌ای کن %~% که پس گل مشبک دو هزار منظر ~~آمد # 11 دو سه بیت ماند باقی تو بگو که از تو خوشتر %~% که ز ابر منطق تو دل و ~~سینه اخضر آمد PageV1P0772 ### || [genre: Gh] # 1 سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد %~% به مثال ساقیان او به سبو و ~~ساغر آمد # 2 نه سبوی او بدیدم نه ز ساغرش چشیدم %~% که هزار موج باده به دماغ من ~~برآمد # 3 بگشاد این دماغم پر و ms0425 بال بی‌نهایت %~% که به آفتاب ماند که به ماه و ~~اختر آمد # 4 به مبارکی و شادی چو جمال او بدیدم %~% ز جمال او دو دیده ز دو کون ~~برتر آمد PageV1P0773 ### || [genre: Gh] # 1 به میان دل خیال مه دلگشا درآمد %~% چو نه راه بود و نی در عجب از کجا ~~درآمد # 2 بت و بت پرست و مؤمن همه در سجود رفتند %~% چو بدان جمال و خوبی بت خوش ~~لقا درآمد # 3 دل آهنم چو آتش چه خواست در منارش %~% نه که آینه شود خوش چو در او صفا ~~درآمد # 4 به چه نوع شکر گویم که شکرستان شکرم %~% ز در جفا برون شد ز در وفا ~~درآمد # 5 همه جورها وفا شد همه تیرگی صفا شد %~% صفت بشر فنا شد صفت خدا درآمد # 6 همه نقش‌ها برون شد همه بحر آبگون شد %~% همه کبریا برون شد همه کبریا ~~درآمد # 7 همه خانه‌ها که آمد در آن به سوی دریا %~% چو فزود موج دریا همه ~~خانه‌ها درآمد # 8 همه خانه‌ها یکی شد دو مبین به آب بنگر %~% که جدا نیند اگر چه که جدا ~~جدا درآمد # 9 همه کوزه‌ها بیارید همه خنب‌ها بشویید %~% که رسید آب حیوان و چنین سقا ~~درآمد PageV1P0774 ### || [genre: Gh] # 1 هله هش دار که در شهر دو سه طرارند %~% که به تدبیر کلاه از سر مه ~~بردارند # 2 دو سه رندند که هشیاردل و سرمستند %~% که فلک را به یکی عربده در چرخ ~~آرند # 3 سردهانند که تا سر ندهی سر ندهند %~% ساقیانند که انگور نمی‌افشارند # 4 یار آن صورت غیبند که جان طالب اوست %~% همچو چشم خوش او خیره کش و ~~بیمارند # 5 صورتی‌اند ولی دشمن صورت‌هااند %~% در جهانند ولی از دو جهان بیزارند # 6 همچو شیران بدرانند و به لب می‌خندند %~% دشمن همدگرند و به حقیقت ~~یارند # 7 خرفروشانه یکی با دگری در جنگند %~% لیک چون وانگری متفق یک کارند # 8 همچو خورشید ms0426 همه روز نظر می‌بخشند %~% مثل ماه و ستاره همه شب سیارند # 9 گر به کف خاک بگیرند زر سرخ شود %~% روز گندم دروند ار چه به شب جو ~~کارند # 10 دلبرانند که دل بر ندهد بی‌برشان %~% سرورانند که بیرون ز سر و ~~دستارند # 11 شکرانند که در معده نگردند ترش %~% شاکرانند و از آن یار چه ~~برخوردارند # 12 مردمی کن برو از خدمتشان مردم شو %~% زانک این مردم دیگر همه مردم ~~خوارند # 13 بس کن و بیش مگو گر چه دهان پرسخنست %~% زانک این حرف و دم و قافیه هم ~~اغیارند PageV1P0775 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند %~% خوش به هر قطره دو صد گوهر ~~جان بردارند # 2 همه از کار از آن روی معطل شده‌اند %~% چو از آن سر نگری موی به مو در ~~کارند # 3 گر چه بی‌دست و دهانند درختان چمن %~% لیک سرسبز و فزاینده و دردی ~~خوارند # 4 صد هزارند ولیکن همه یک نور شوند %~% شمع‌ها یک صفتند ار به عدد ~~بسیارند # 5 نورهاشان به هم اندرشده بی‌حد و قیاس %~% چون برآید مه تو جمله به تو ~~بسپارند # 6 چشم‌هاشان همه وامانده در بحر محیط %~% لب فروبسته از آن موج که در سر ~~دارند # 7 ای بسا جان سلیمان نهان همچو پری %~% که به لشکرگهشان مور نمی‌آزارند # 8 هست اندر پس دل واقف از این جاسوسی %~% کو بگوید همه اسرار گرش بفشارند # 9 بی کلیدیست که چون حلقه ز در بیرونند %~% ور نه هر جزو از آن نقده کل ~~انبارند # 10 این بدن تخت شه و چار طبایع پایش %~% تاجداران فلک تخت به تو نگذارند # 11 شمس تبریز اگر تاج بقا می‌بخشد %~% دل و جان را تو بشارت ده اگر ~~بیدارند PageV1P0776 ### || [genre: Gh] # 1 ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند %~% هر مرادی که بودشان همه در بر ~~گیرند # 2 جان و دل را چو به پیک در تو بسپارند %~% جان ms0427 باقی خوش شاد معطر گیرند # 3 بندگانند تو را کز تو تویشان مقصود %~% پای در راه تو بنهند و کم سر ~~گیرند # 4 ترک این شرب بگویند در این روزی چند %~% عوض شرب فنا شربت کوثر گیرند # 5 چون ستاره شب تاریک پی مه گردند %~% چو مه چارده رخسار منور گیرند # 6 گر بمانند یتیم از پدر و مادر خاک %~% پدر و مادر روحانی دیگر گیرند # 7 چون ببینند که تن لقمه گورست یقین %~% جان و دل زفت کنند و تن لاغر ~~گیرند # 8 بس کن این لکلک گفتار رها کن پس از این %~% تا سخن‌ها همه از جان مطهر ~~گیرند PageV1P0777 ### || [genre: Gh] # 1 از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود %~% چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود # 2 بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مکن %~% گر برفت از دل تو از دل من ~~می‌نرود # 3 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو %~% بوالحسن نیز درافتاد و حسن ~~می‌نرود # 4 جان پروانه مسکین ز پی شعله شمع %~% تا نسوزد پر و بالش ز لگن می‌نرود # 5 همه مرغان چمن هر طرفی می‌پرند %~% بلبل از واسطه گل ز چمن می‌نرود # 6 مرغ جان هر نفسی بال گشاید که پرد %~% وز امید نظر دوست ز تن می‌نرود # 7 زن ز شوهر ببرد چون به تو آسیب زند %~% مرد چون روی تو بیند سوی زن ~~می‌نرود # 8 جان منصور چو در عشق توش دار زدند %~% در رسن کرد سر خود ز رسن می‌نرود # 9 جان ادیم و تو سهیلی و هوای تو یمن %~% از پی تربیت تو ز یمن می‌نرود # 10 چون خیال شکن زلف تو در دل دارم %~% این شکسته دلم از عشق شکن می‌نرود # 11 گر سبو بشکند آن آب سبو کی شکند %~% جان عاشق به سوی گور و کفن ~~می‌نرود # 12 حیله‌ها دانم و تلبیسک و کژبازی‌ها %~% جان ز شرم تو به تلبیس و به فن ~~می‌نرود PageV1P0778 ### || [genre: ms0428 Gh] # 1 همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد %~% همه شب دیده من بر فلک استاره ~~شمرد # 2 خوابم از دیده چنان رفت که هرگز ناید %~% خواب من زهر فراق تو بنوشید و ~~بمرد # 3 چه شود گر ز ملاقات دوایی سازی %~% خسته‌ای را که دل و دیده به دست تو ~~سپرد # 4 نه به یک بار نشاید در احسان بستن %~% صافی ار می‌ندهی کم ز یکی جرعه ~~درد # 5 همه انواع خوشی حق به یکی حجره نهاد %~% هیچ کس بی‌تو در آن حجره ره ~~راست نبرد # 6 گر شدم خاک ره عشق مرا خرد مبین %~% آنک کوبد در وصل تو کجا باشد خرد # 7 آستینم ز گهرهای نهانی پر دار %~% آستینی که بسی اشک از این دیده سترد # 8 شحنه عشق چو افشرد کسی را شب تار %~% ماهت اندر بر سیمینش به رحمت ~~بفشرد # 9 دل آواره اگر از کرمت بازآید %~% قصه شب بود و قرص مه و اشتر و کرد # 10 این جمادات ز آغاز نه آبی بودند %~% سرد سیرست جهان آمد و یک یک بفسرد # 11 خون ما در تن ما آب حیاتست و خوش است %~% چون برون آید از جای ببینش ~~همه ارد # 12 مفسران آب سخن را و از آن چشمه میار %~% تا وی اطلس بود آن سوی و در ~~این جانب برد PageV1P0779 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد %~% آب بر آتش تو ریختم و سود نکرد # 2 آزمودم دل خود را به هزاران شیوه %~% هیچ چیزش بجز از وصل تو خشنود ~~نکرد # 3 آنچ از عشق کشید این دل من که نکشید %~% و آنچ در آتش کرد این دل من ~~عود نکرد # 4 گفتم این بنده نه در عشق گرو کرد دلی %~% گفت دلبر که بلی کرد ولی زود ~~نکرد # 5 آه دیدی که چه کردست مرا آن تقصیر %~% آنچ پشه به دماغ و سر نمرود نکرد # 6 ms0429 گر چه آن لعل لبت عیسی رنجورانست %~% دل رنجور مرا چاره بهبود نکرد # 7 جانم از غمزه تیرافکن تو خسته نشد %~% زانک جز زلف خوشت را زره و خود ~~نکرد # 8 نمک و حسن جمال تو که رشک چمن است %~% در جهان جز جگر بنده نمکسود نکرد # 9 هین خمش باش که گنجیست غم یار ولیک %~% وصف آن گنج جز این روی زراندود ~~نکرد PageV1P0780 ### || [genre: Gh] # 1 در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد %~% همچو سرو این تن من بی‌دل و جان ~~برخیزد # 2 من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم %~% چون عیان جلوه کند چهره گمان ~~برخیزد # 3 چون رسد سنجق تو در ستمستان جهان %~% ظلم کوته شود و کوچ و قلان برخیزد # 4 بر حصار فلک ار خوبی تو جمله برد %~% از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد # 5 بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار %~% تا ز گلزار چمن رسم خزان ~~برخیزد # 6 پشت افلاک خمیدست از این بار گران %~% ز سبک روحی تو بار گران برخیزد # 7 من چو از تیر توم بال و پرم ده بپران %~% خوش پرد تیر زمانی که کمان ~~برخیزد # 8 رمه خفتست و همی‌گردد گرگ از چپ و راست %~% سگ ما بانگ زند تا که شبان ~~برخیزد # 9 هین خمش دل پنهانست چو رگ زیر زبان %~% آشکارا شود آن رگ چو زبان ~~برخیزد # 10 این مجابات مجیرست در آن قطعه که گفت %~% بر سر کوی تو عقل از سر جان ~~برخیزد PageV1P0781 ### || [genre: Gh] # 1 خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد %~% خبرت هست که دی گم شد و تابستان ~~شد # 2 خبرت هست که ریحان و قرنفل در باغ %~% زیر لب خنده زنانند که کار آسان ~~شد # 3 خبرت هست که بلبل ز سفر بازرسید %~% در سماع آمد و استاد همه مرغان شد # 4 خبرت هست که در باغ کنون شاخ درخت %~% مژده نو بشنید ms0430 از گل و دست افشان ~~شد # 5 خبرت هست که جان مست شد از جام بهار %~% سرخوش و رقص کنان در حرم سلطان ~~شد # 6 خبرت هست که لاله رخ پرخون آمد %~% خبرت هست که گل خاصبک دیوان شد # 7 خبرت هست ز دزدی دی دیوانه %~% شحنه عدل بهار آمد او پنهان شد # 8 بستدند آن صنمان خط عبور از دیوان %~% تا زمین سبز شد و باسر و باسامان ~~شد # 9 شاهدان چمن ار پار قیامت کردند %~% هر یک امسال به زیبایی صد چندان شد # 10 گلرخانی ز عدم چرخ زنان آمده‌اند %~% کانجم چرخ نثار قدم ایشان شد # 11 ناظر ملک شد آن نرگس معزول شده %~% غنچه طفل چو عیسی فطن و خط خوان شد # 12 بزم آن عشرتیان بار دگر زیب گرفت %~% باز آن باد صبا باده ده بستان شد # 13 نقش‌ها بود پس پرده دل پنهانی %~% باغ‌ها آینه سر دل ایشان شد # 14 آنچ بینی تو ز دل جوی ز آیینه مجوی %~% آینه نقش شود لیک نتاند جان شد # 15 مردگان چمن از دعوت حق زنده شدند %~% کفرهاشان همه از رحمت حق ایمان ~~شد # 16 باقیان در لحدند و همه جنبان شده‌اند %~% زانک زنده نتواند گرو زندان ~~شد # 17 گفت بس کن که من این را به از این شرح کنم %~% من دهان بستم کو آمد و ~~پایندان شد # 18 هم لب شاه بگوید صفت جمله تمام %~% گر خلاصه ز شما در کنف کتمان شد ~~PageV1P0782 ### || [genre: Gh] # 1 ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند %~% باده عشق عمل کرد و همه افتادند # 2 همه را از تبش عشق قبا تنگ آمد %~% کله از سر بنهادند و کمر بگشادند # 3 این همه عربده و تندی و ناسازی چیست %~% نه همه همره و هم قافله و هم ~~زادند # 4 ساقیا دست من و دامن تو مخمورم %~% تو بده داد دل من دگران بیدادند # 5 من عمارت نپذیرم که خرابم کردی ms0431 %~% ای خراب از می تو هر کی در این ~~بنیادند # 6 ای خدا رحم کن آن را که مرا رحم نکرد %~% به صفات تو که در کشتن من ~~استادند # 7 بیخودم کن که از آن حالتم آزادیهاست %~% بنده آن نفرم کز خود خود ~~آزادند # 8 دختران دارم چون ماه پس پرده دل %~% ماه رویان سماوات مرا دامادند # 9 دخترانم چو شکر سرتاسر شیرینند %~% خسروان فلک اندر پیشان فرهادند # 10 چون همه باز نظر از جز شه دوخته‌اند %~% گرد مردار نگردند نه ایشان ~~خادند # 11 همه لب بر لب معشوق چو نی نالانند %~% دل ندارند و عجب این که همه ~~دلشادند # 12 گر فقیرند همه شیردل و زربخش اند %~% این فقیران تراشنده همه خرادند # 13 خود از آن کس که تراشیده تو را زو بتراش %~% دگران حیله گر و ظالم و ~~بی‌فریادند # 14 رو ترش کرده چرایی که خریدارم نیست %~% عاشقانند تو را منتظر میعادند # 15 تن زدم لیک دلم نعره زنان می‌گوید %~% باده عشق تو خواهم که دگرها ~~بادند # 16 شمس تبریز به نور تو که ذرات وجود %~% همه در عشق تو موم‌اند اگر ~~پولادند PageV1P0783 ### || [genre: Gh] # 1 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند %~% زیرکان از پی سرمایه به بازار ~~شدند # 2 عاشقان را چو همه پیشه و بازار تویی %~% عاشقان از جز بازار تو بیزار ~~شدند # 3 سفها سوی مجالس گرو فرج و گلو %~% فقها سوی مدارس پی تکرار شدند # 4 همه از سلسله عشق تو دیوانه شدند %~% همه از نرگس مخمور تو خمار شدند # 5 دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست %~% پر گشادند و همه جعفر ~~طیار شدند # 6 صدقات شه ما حصه درویشانست %~% عاشقان حصه بر آن رخ و رخسار شدند # 7 ما چو خورشیدپرستان همه صحرا کوبیم %~% سایه جویان چو زنان در پس دیوار ~~شدند # 8 تو که در سایه مخلوقی و او دیواریست %~% ور نه ز آسیب ms0432 اجل چون همه ~~مردار شدند # 9 جان چه کار آید اگر پیش تو قربان نشود %~% جان کنون شد که چو منصور سوی ~~دار شدند # 10 همه سوگند بخورده که دگر دم نزنند %~% مست گشتند صبوحی سوی گفتار شدند ~~PageV1P0784 ### || [genre: Gh] # 1 ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند %~% و نه زان مفلسکان که بز لاغر ~~گیرند # 2 ما از آن سوختگانیم که از لذت سوز %~% آب حیوان بهلند و پی آذر گیرند # 3 چو مه از روزن هر خانه که اندرتابیم %~% از ضیا شب صفتان جمله ره در ~~گیرند # 4 ناامیدان که فلک ساغر ایشان بشکست %~% چو ببینند رخ ما طرب از سر گیرند # 5 آنک زین جرعه کشد جمله جهانش نکشد %~% مگر او را به گلیم از بر ما ~~برگیرند # 6 هر کی او گرم شد این جا نشود غره کس %~% اگرش سردمزاجان همه در زر ~~گیرند # 7 در فروبند و بده باده که آن وقت رسید %~% زردرویان تو را که می احمر ~~گیرند # 8 به یکی دست می خالص ایمان نوشند %~% به یکی دست دگر پرچم کافر گیرند # 9 آب ماییم به هر جا که بگردد چرخی %~% عود ماییم به هر سور که مجمر ~~گیرند # 10 پس این پرده ازرق صنمی مه روییست %~% که ز نور رخش انجم همه زیور ~~گیرند # 11 ز احتراقات و ز تربیع و نحوست برهند %~% اگر او را سحری گوشه چادر ~~گیرند # 12 تو دورای و دودلی و دل صاف آن‌ها راست %~% که دل خود بهلند و دل دلبر ~~گیرند # 13 خمش ای عقل عطارد که در این مجلس عشق %~% حلقه زهره بیانت همه تسخر ~~گیرند PageV1P0785 ### || [genre: Gh] # 1 آنک عکس رخ او راه ثریا بزند %~% گر ره قافله عقل زند تا بزند # 2 آنک نقل و می او در ره صوفی نقدست %~% رسدش گر به نظر گردن فردا بزند # 3 گر پراکنده دلی دامن دل گیر که دل %~% خیمه امن و امان ms0433 بر سر غوغا بزند # 4 عمری باید تا دیو از او بگریزد %~% احمدی باید تا راه چلیپا بزند # 5 در هر آن کنج دلی که غم تو معتکفست %~% نیم شب تابش خورشید بر آن جا ~~بزند # 6 عارفا بهر سه نان دعوت جان را مگذار %~% تا سنانت چو علی در صف هیجا ~~بزند # 7 زین گذر کن که رسیدست شهنشاه کرم %~% خیز تا جان تو بر عیش و تماشا ~~بزند # 8 کف حاجت بگشا جام الهی بستان %~% تا شعاع می جان بر رخ و سیما بزند # 9 رخ و سیمای تو زان رونق و نوری گیرد %~% که کف شق قمر بر مه بالا بزند # 10 بر سرت بردود و عقل دهد مغز تو را %~% عقل پرمغز تو پا بر سر جوزا ~~بزند # 11 خواجه بربند دو گوش و بگریز از سخنم %~% ور نه در رخت تو هم آتش یغما ~~بزند # 12 بگریز از من و از طالع شیرافکن من %~% کاخترم کوکبه بر آدم و حوا بزند # 13 هین خمش باش که نور تو چو بر دل‌ها زد %~% نور محسوس شود بر سر و بر ~~پا بزند PageV1P0786 ### || [genre: Gh] # 1 آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند %~% و آنچ عشق تو کند شورش محشر نکند # 2 هر کی بیند رخ تو جانب گلشن نرود %~% هر کی داند لب تو قصه ساغر نکند # 3 چون رسد طره تو مشک دگر دم نزند %~% چون رسد پرتو تو عقل دگر سر نکند # 4 مالک الملک چنان سنجق عشاق فراشت %~% که کسی را هوس ملکت سنجر نکند # 5 تاب آن حسن که در هفت فلک گنجا نیست %~% جز که آهنگ دل خسته لاغر نکند # 6 دل ویران که در و گنج هوای ابدیست %~% رخ عاشق ز چه رو همچو رخ زر نکند # 7 من ندانم تو بگو آه چه باشد آن چیز %~% که دلارام به یک غمزه میسر نکند # 8 توبه کردم که نگویم ms0434 من از آن توبه شکن %~% هر کی بیند شکنش توبه دیگر ~~نکند # 9 یا رب ار صبر نیابد ز تو دل ز آتش عشق %~% تا ابد قصه کند قصه مکرر ~~نکند # 10 گر چه با خاک برابر کند او قالب ما %~% خاک ما را به دو صد روح برابر ~~نکند PageV1P0787 ### || [genre: Gh] # 1 آه کان طوطی دل بی‌شکرستان چه کند %~% آه کان بلبل جان بی‌گل و بستان ~~چه کند # 2 آنک از نقد وصال تو به یک جو نرسید %~% چو گه عرض بود بر سر میزان چه ~~کند # 3 آنک بحر تو چو خاشاک به یک سوش افکند %~% چو بجویند از او گوهر ایمان ~~چه کند # 4 نقش گرمابه ز گرمابه چه لذت یابد %~% در تماشاگه جان صورت بی‌جان چه ~~کند # 5 با بد و نیک بد و نیک مرا کاری نیست %~% دل تشنه لب من در شب هجران چه ~~کند # 6 دست و پا و پر و بال دل من منتظرند %~% تا که عشقش چه کند عشق جز احسان ~~چه کند # 7 آنک او دست ندارد چه برد روز نثار %~% و آنک او پای ندارد گه خیزان چه ~~کند # 8 آنک بر پرده عشاق دلش زنگله نیست %~% پرده زیر و عراقی و سپاهان چه کند # 9 آنک از باده جان گوش و سرش گرم نشد %~% سرد و افسرده میان صف مستان چه ~~کند # 10 آنک چون شیر نجست از صفت گرگی خویش %~% چشم آهوفکن یوسف کنعان چه کند # 11 گر چه فرعون به در ریش مرصع دارد %~% او حدیث چو در موسی عمران چه کند # 12 آنک او لقمه حرص است به طمع خامی %~% او دم عیسی و یا حکمت لقمان چه ~~کند # 13 بس کن و جمع شو و بیش پراکنده مگو %~% بی دل جمع دو سه حرف پریشان چه ~~کند # 14 شمس تبریز تویی صبح شکرریز تویی %~% عاشق روز به شب قبله پنهان چه کند ~~PageV1P0788 ### || [genre: Gh] ms0435 # 1 از دلم صورت آن خوب ختن می‌نرود %~% چاشنی شکر او ز دهن می‌نرود # 2 بالله ار شور کنم هر نفسی عیب مگیر %~% گر برفت از دل تو از دل من ~~می‌نرود # 3 همه مرغان ز چمن هر طرفی می‌پرند %~% بلبل بی‌دل یک دم ز چمن می‌نرود # 4 جان پروانه مسکین که مقیم لگنست %~% تن او تا به نسوزد ز لگن می‌نرود # 5 بوالحسن گفت حسن را که از این خانه برو %~% بوالحسن نیز درافتاد و حسن ~~می‌نرود # 6 رسن دوست چو در حلق دلم افتادست %~% لاجرم چنبر دل جز به رسن می‌نرود # 7 مرغ جان از قفس قالب من سیر شدست %~% وز امید نظر دوست ز تن می‌نرود ~~PageV1P0789 ### || [genre: Gh] # 1 واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود %~% فرقیی مشکل چون عاشق و معشوق نبود # 2 جز قیاس و دوران هست طرق لیک شدست %~% بر اولوالفقه و طبیب و متنجم ~~مسدود # 3 اندر این صورت و آن صورت بس فکرت تیز %~% از پی بحث و تفکر ید بیضا ~~بنمود # 4 فرق گفتند بسی جامعشان راه ببست %~% رو به جامع چو نهادند دو صد فرق ~~فزود # 5 فکر محدود بد و جامع و فارق بی‌حد %~% آنچ محدود بد آن محو شد از ~~نامحدود # 6 محو سکرست پس محو بود صحو یقین %~% شمس عاقب بود ار چند بود ظل ممدود # 7 این از آنست که یطوی به زبان لایحکی %~% زانک اثبات چنین نکته بود نفی ~~وجود # 8 این سخن فرع وجودست و حجابست ز نفی %~% کشف چیزی به حجابش نبود جز ~~مردود # 9 نه ز مردود گریزی نه ز مقبول خلاص %~% بهل این را که نگنجد نه به بحث و ~~نه سرود # 10 تو پس این را بهلی لیک تو را آن نهلد %~% جان از این قاعده نجهد به ~~قیام و به قعود # 11 جان قعود آرد آنش بکشد سوی قیام %~% جان قیام آرد آنش بکشد سوی سجود # 12 این یگانه نه ms0436 دوگانه‌ست که از وی برهی %~% به سلام و به تشهد نرهد جان ~~ز شهود # 13 نه به تحریمه درآمد نه به تحلیله رود %~% نه به تکبیره ببست و نه ~~سلامش بگشود # 14 مگس روح درافتاد در این دوغ ابد %~% نه مسلمان و نه ترسا و نه گبر و ~~نه جهود # 15 هله می‌گو که سخن پر زدن آن مگس است %~% پر زدن نیز نماند چو رود دوغ ~~فرود # 16 پر زدن نوع دگر باشد اگر نیز بود %~% رقص نادر بودت بر زبر چرخ کبود ~~PageV1P0790 ### || [genre: Gh] # 1 این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید %~% چون صفیری و ندایی ز سوی غیب ~~شنید # 2 آن مراد همه عالم چه فرستاد رسول %~% که بیا جانب ما چون نپرد جان مرید # 3 بپرد جانب بالا چو چنان بال بیافت %~% بدرد جامه تن را چو چنان نامه ~~رسید # 4 چه کمندست که پر می‌کشد این جان‌ها را %~% چه ره است آن ره پنهان که از ~~آن راه کشید # 5 رحمتش نامه فرستاد که این جا بازآ %~% که در آن تنگ قفس جان تو بسیار ~~طپید # 6 لیک در خانه بی‌در تو چو مرغی بی‌پر %~% این کند مرغ هوا چونک به چستی ~~افتید # 7 بی قراریش گشاید در رحمت آخر %~% بر در و سقف همی‌کوب پر اینست کلید # 8 تا نخوانیم ندانی تو ره واگشتن %~% که ره از دعوت ما گردد بر عقل بدید # 9 هر چه بالا رود ار کهنه بود نو گردد %~% هر نوی کید این جا شود از دهر ~~قدید # 10 هین خرامان رو در غیب سوی پس منگر %~% فی امان الله کان جا همه سودست ~~و مزید # 11 هله خاموش برو جانب ساقی وجود %~% که می پاک ویت داد در این جام پلید ~~PageV1P0791 ### || [genre: Gh] # 1 هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد %~% هله پیوسته دل عشق ز تو شادان ~~باد # 2 غم پرستی که تو را بیند و ms0437 شادی نکند %~% همه سرزیر و سیه کاسه و ~~سرگردان باد # 3 چونک سرزیر شود توبه کند بازآید %~% نیک و بد نیک شود دولت تو سلطان ~~باد # 4 نور احمد نهلد گبر و جهودی به جهان %~% سایه دولت او بر همگان تابان ~~باد # 5 گمرهان را ز بیابان همه در راه آرد %~% مصطفی بر ره حق تا به ابد رهبان ~~باد # 6 آن خیال خوش او مشعله دل‌ها باد %~% وان نمکدان خوشش بر زبر این خوان ~~باد # 7 کمترین ساغر بزم خوش او شد کوثر %~% دل چون شیشه ما هم قدح ایشان باد # 8 شمس تبریز تویی واقف اسرار رسول %~% نام شیرین تو هر گمشده را درمان ~~باد PageV1P0792 ### || [genre: Gh] # 1 هست مستی که مرا جانب میخانه برد %~% جانب ساقی گلچهره دردانه برد # 2 هست مستی که کشد گوش مرا یارانه %~% از چنین صف نعالم سوی پیشانه برد # 3 نعل آنست که بوسه گه او خاک بود %~% لعل آنست که سوی می و پیمانه برد # 4 جان سپاریم بدان باده جان دست نهیم %~% پیشتر زانک خردمان سوی افسانه ~~برد # 5 شاخ شاخست دل از رنگ سر زلف خوشش %~% تا چرا بند چنان موسی سر شانه برد ~~PageV1P0793 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد %~% همچنان باشد کز سمع و بصر بگریزد # 2 زان خورد خون جگر عاشق زیرا شیر است %~% شیردل کی بود آن کو ز جگر ~~بگریزد # 3 دل چو طوطی بود و جور دلارام شکر %~% طوطیی دید کسی کو ز شکر بگریزد # 4 پشه باشد که به هر باد مخالف برود %~% دزد شب باشد کز نور قمر بگریزد # 5 هر سری را که خدا خیره و کالیوه کند %~% صدر جنت بهلد سوی سقر بگریزد # 6 و آنک واقف بود از مرگ سوی مرگ گریخت %~% سوی ملک ابد و تاج و کمر ~~بگریزد # 7 چون قضا گفت فلانی به سفر خواهد مرد %~% آن کس از بیم اجل ms0438 سوی سفر ~~بگریزد # 8 بس کن و صید مکن آنک نیرزد به شکار %~% که خیال شب و شب هم ز سحر ~~بگریزد PageV1P0794 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد %~% سوی زنگی شب از روم لوایی برسد # 2 به برهنه شده عشق قبایی بدهند %~% وز شکرخانه آن دوست نوایی برسد # 3 این همه کاسه زرین ز بر خوان فلک %~% بهر آنست که یک روز صلایی برسد # 4 بره و خوشه گردون ز برای خورش است %~% تا ز خرمنگه آن ماه عطایی برسد # 5 عاشقان را که جز این عشق غذایی دگرست %~% کاسه کدیه ایشان به ابایی ~~برسد # 6 نوخرانی که رهیدند ز بازار کهن %~% کهنه کاسد ایشان به بهایی برسد # 7 مه پرستان که ستاره همه شب می‌شمرند %~% آخر این کوشش و اومید به جایی ~~برسد # 8 رو ترش کرده چو ابری که ببارید جفا %~% از وفا رست جفا هم به وفایی ~~برسد # 9 آنک دانست یقین مادر گل‌ها خارست %~% همچو گل خندد چون خار جفایی برسد # 10 خضری گرد جهان لاف زد از آب حیات %~% تا به گوش دل ما طبل بقایی برسد # 11 گر ز یاران گل آلود بریدی مگری %~% چون ز گل دور شود آب صفایی برسد # 12 دل خود زین دودلان سرد کن و پاک بشوی %~% دل خم شسته شود چون به سقایی ~~برسد # 13 ناسزا گفتن از آن دلبر شیرین عجبست %~% ناسزا گفت که تا جان به سزایی ~~برسد # 14 یار چون سنگ دلان خانه ما را بشکست %~% تا که هر خانه شکسته به سرایی ~~برسد # 15 دوش در خواب بدیدم صلاح الدین را %~% گسترد سایه دولت چو همایی برسد ~~PageV1P0795 ### || [genre: Gh] # 1 وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد %~% مرده آن تن که بدو مژده جانی ~~نرسد # 2 سیه آن روز که بی‌نور جمالت گذرد %~% هیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسد # 3 وای آن دل که ز ms0439 عشق تو در آتش نرود %~% همچو زر خرج شود هیچ به کانی ~~نرسد # 4 سخن عشق چو بی‌درد بود بر ندهد %~% جز به گوش هوس و جز به زبانی نرسد # 5 مریم دل نشود حامل انوار مسیح %~% تا امانت ز نهانی به نهانی نرسد # 6 حس چو بیدار بود خواب نبیند هرگز %~% از جهان تا نرود دل به جهانی نرسد # 7 غفلت مرگ زد آن را که چنان خشک شدست %~% از غم آنک ورا تره به نانی ~~نرسد # 8 این زمان جهد بکن تا ز زمان بازرهی %~% پیش از آن دم که زمانی به زمانی ~~نرسد # 9 هر حیاتی که ز نان رست همان نان طلبد %~% آب حیوان به لب هر حیوانی ~~نرسد # 10 تیره صبحی که مرا از تو سلامی نرسد %~% تلخ روزی که ز شهد تو بیانی ~~نرسد PageV1P0796 ### || [genre: Gh] # 1 ز اول روز که مخموری مستان باشد %~% شیخ را ساغر جان در کف دستان باشد # 2 پیش او ذره صفت هر سحری رقص کنیم %~% این چنین عادت خورشیدپرستان باشد # 3 تا ابد این رخ خورشید سحر در سحرست %~% تا دل سنگ از او لعل بدخشان ~~باشد # 4 ای صلاح دل و دین تو ز برون جهتی %~% تا چنین شش جهت از نور تو رخشان ~~باشد # 5 بنده عشق تو در عشق کجا سرد شود %~% چون صلاح دل و دین آتش سوزان باشد # 6 تو رضای دل او جو اگرت دل باید %~% دل او چون طلبد آنک گران جان باشد # 7 ای بس ایمان که شود کفر چو با او نبود %~% ای بسی کفر که از دولتش ~~ایمان باشد # 8 گلخنی را چو ببینی به دل و روی سیاه %~% هر چه از کان گهر گوید بهتان ~~باشد # 9 شمس تبریز تو سلطان همه خوبانی %~% هم جمال تو مگر یوسف کنعان باشد ~~PageV1P0797 ### || [genre: Gh] # 1 ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود %~% با دل مرده دلان حاجت جنگی ms0440 نبود # 2 عشق شیرینی جانست و همه چاشنی است %~% چاشنی و مزه را صورت و رنگی نبود # 3 عشق شاخیست ز دریا که درآید در دل %~% جای دریا و گهر سینه تنگی نبود # 4 ساحل نفس رها کن به تک دریا رو %~% کاندر این بحر تو را خوف نهنگی نبود # 5 صورت هر دو جهان جمله ز آیینه عشق %~% بنماید چو که بر آینه زنگی نبود # 6 کار روبه نبود عشق که هر روبه را %~% حمله شیر نر و کبر پلنگی نبود ~~PageV1P0798 ### || [genre: Gh] # 1 سفره کهنه کجا درخور نان تو بود %~% خرمگس هم ز کجا صاحب خوان تو بود # 2 در زمانی که بگویی هله هان تان چه کمست %~% کو زبانی که مجابات زبان تو ~~بود # 3 گر سیه روی بود زنگی و هندوی توست %~% چه غمست از سیهی چونک از آن تو ~~بود # 4 ببری در خم خویش و خوش و یک رنگ کنی %~% تا همه روح بود فر و نشان تو ~~بود # 5 ترس را سر ببر و گردن تعظیم بزن %~% در مقامی که عطاها و امان تو بود # 6 ما همه بر سر راهیم و جهانی گذرست %~% چشم روشن نفسی کان ز جهان تو بود # 7 دل اگر بی‌ادبی کرد بر این صبر مگیر %~% طعمش بد که در این جنگ عوان تو ~~بود # 8 سگ به هر سو که چخد نعره به کوی تو زند %~% شیرگیرش که بود تا که زیان ~~تو بود # 9 هین صبوحست بده می که همه مخموریم %~% تا که جان یک نفسی مست ضمان تو ~~بود # 10 در قدح درنگری زود فرح بخش شود %~% گرگ چون دید سگ کهف شبان تو بود # 11 همه خفتند و دو مخمور چنین بیدارند %~% نظری کن سوی خم‌ها که نهان تو ~~بود # 12 سر و پا مست شود هر چه تو خواهی بشود %~% برسد چون نرسد چونک رسان تو ~~بود # 13 هله درویش بخور نک قدح ms0441 زفت رسید %~% سست بودن چه بود چونک اوان تو بود # 14 هله امروز نشستیم به عشرت تا شب %~% چه کم آید می و مطرب چو بیان تو ~~بود # 15 خاک بر سر همه را دامن این دولت گیر %~% چو بر این خاک نشستی همه آن ~~تو بود # 16 می او خور همه او شو سر شش گوش مباش %~% مطلب که دو سه خر گوش کشان تو ~~بود PageV1P0799 ### || [genre: Gh] # 1 گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود %~% ور نکوبی به درشتی در هجران چه ~~شود # 2 ور به یاری و کریمی شبکی روز آری %~% از برای دل پرآتش یاران چه شود # 3 ور دو دیده به تماشای تو روشن گردد %~% کوری دیده ناشسته شیطان چه شود # 4 ور بگیرد ز بهاران و ز نوروز رخت %~% همه عالم گل و اشکوفه و ریحان چه ~~شود # 5 آب حیوان که نهفته‌ست و در آن تاریکیست %~% پر شود شهر و کهستان و ~~بیابان چه شود # 6 ور بپوشند و بیابند یکی خلعت نو %~% این غلامان و ضعیفان ز تو سلطان چه ~~شود # 7 ور سواره تو برانی سوی میدان آیی %~% تا شود گوشه هر سینه چو میدان چه ~~شود # 8 دل ما هست پریشان تن تیره شده جمع %~% صاف اگر جمع شود تیره پریشان چه ~~شود # 9 به ترازو کم از آنیم که مه با ما نیست %~% بهر ما گر برود ماه به میزان ~~چه شود # 10 چون عزیر و خر او را به دمی جان بخشید %~% گر خر نفس شود لایق جولان ~~چه شود # 11 بر سر کوی غمت جان مرا صومعه ایست %~% گر نباشد قدمش بر که لبنان چه ~~شود # 12 هین خمش باش و بیندیش از آن جان غیور %~% جمع شو گر نبود حرف پریشان ~~چه شود PageV1P0800 ### || [genre: Gh] # 1 عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید %~% دولتی هست حریفان سر دولت خارید # 2 چو شکر یک دل و ms0442 آغشته این شیر شوید %~% که ظریفید و لطیفید و ~~نکومقدارید # 3 دانه چیدن چه مروت بود آخر مکنید %~% که امیران دو صد خرمن و صد ~~انبارید # 4 با چنین لاله رخان روح چرا نفزایید %~% در چنین معصره‌ای غوره چرا ~~افشارید # 5 دست در دامن همچون گل و ریحانش زنید %~% نه که پرورده و بسرشته آن ~~گلزارید # 6 رنگ دیدیت بسی جان و حیاتیش نبود %~% مه خوبان مرا از چه چنین پندارید # 7 چون ره خانه ندانید که زاده وصلید %~% چون سره و قلب ندانید کز این ~~بازارید # 8 فخر مصرید چو یوسف هله تعبیر کنید %~% چو لب نوش وفا جمله شکر می‌کارید # 9 ملکانید و ملک زاده ز آغاز و سرشت %~% گر چه امروز گدایانه چنین ~~می‌زارید # 10 ساقیان باده به کف گوش شما می‌پیچند %~% گرد خمخانه برآیید اگر خمارید # 11 همه صیاد هنر گشته پی بی‌عیبی %~% همه عیبید چو در مجلس جان هشیارید # 12 شمس تبریز درآمد به عیان عذر نماند %~% دیده روح طلب را به رخش ~~بسپارید PageV1P0801 ### || [genre: Gh] # 1 می‌رسد یوسف مصری همه اقرار دهید %~% می‌خرامد چو دو صد تنگ شکر بار ~~دهید # 2 جان بدان عشق سپارید و همه روح شوید %~% وز پی صدقه از آن رنگ به گلزار ~~دهید # 3 جمع رندان و حریفان همه یک رنگ شدیم %~% گروی‌ها بستانید و به بازار ~~دهید # 4 تا که از کفر و ز ایمان بنماند اثری %~% این قدح را ز می‌شرع به کفار ~~دهید # 5 اول این سوختگان را به قدح دریابید %~% و آخرالامر بدان خواجه هشیار ~~دهید # 6 در کمینست خرد می‌نگرد از چپ و راست %~% قدح زفت بدان پیرک طرار دهید # 7 هر کی جنس است بر این آتش عشاق نهید %~% هر چه نقدست به سرفتنه اسرار ~~دهید # 8 کار و بار از سر مستی و خرابی ببرید %~% خویش را زود به یک بار بدین ~~کار دهید # 9 آتش عشق و جنون چون بزند بر ms0443 ناموس %~% سر و دستار به یک ریشه دستار ~~دهید # 10 جان‌ها را بگذارید و در آن حلقه روید %~% جامه‌ها را بفروشید و به ~~خمار دهید # 11 می فروشیست سیه کار و همه عور شدیم %~% پیرهن نیست کسی را مگر ایزار ~~دهید # 12 حاش لله که به تن جامه طمع کرده بود %~% آن بهانه‌ست دل پاک به دلدار ~~دهید # 13 طالب جان صفا جامه چرا می‌خواهد %~% و آنک برده‌ست تن و جامه به ایثار ~~دهید # 14 عنکبوتیست ز شهوت که تو را پرده کشد %~% جامه و تن زر و سر جمله به یک ~~بار دهید # 15 تا ببینید پس پرده یکی خورشیدی %~% شمس تبریز کز او دیده به دیدار ~~دهید PageV1P0802 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد %~% خوشتر از جان چه بود از سر آن ~~برخیزد # 2 بر حصار فلک ار خوبی تو حمله برد %~% از مقیمان فلک بانگ امان برخیزد # 3 بگذر از باغ جهان یک سحر ای رشک بهار %~% تا ز گلزار و چمن رسم خزان ~~برخیزد # 4 پشت افلاک خمیدست از این بار گران %~% ای سبک روح ز تو بار گران برخیزد # 5 من چو از تیر توام بال و پری بخش مرا %~% خوش پرد تیر زمانی که کمان ~~برخیزد # 6 رمه خفتست همی‌گردد گرگ از چپ و راست %~% سگ ما بانگ برآرد که شبان ~~برخیزد # 7 من گمانم تو عیان پیش تو من محو به هم %~% چون عیان جلوه کند چهره گمان ~~برخیزد # 8 هین خمش دل پنهانست کجا زیر زبان %~% آشکارا شود این دل چو زبان برخیزد # 9 این مجابات مجیر است در آن قطعه که گفت %~% بر سر کوی تو عقل از سر جان ~~برخیزد PageV1P0803 ### || [genre: Gh] # 1 صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند %~% این دل خسته مجروح مرا جان آرند # 2 عاشقان نقش خیال تو چو بینند به خواب %~% ای بسا سیل که از دیده گریان ms0444 ~~آرند # 3 خنک آن روز خوشا وقت که در مجلس ما %~% ساقیان دست تو گیرند و به مهمان ~~آرند # 4 صوفیان طاق دو ابروی تو را سجده برند %~% عارفان آنچ نداری بر تو آن ~~آرند # 5 چشم شوخ تو چو آغاز کند بوالعجبی %~% آدم کافر و ابلیس مسلمان آرند # 6 بت پرستان رخ خورشید تو را گر بینند %~% بر قد و قامت زیبای تو ایمان ~~آرند # 7 شمه‌ای گر ز تو در عالم علوی برسد %~% قدسیان رقص بر این گنبد گردان ~~آرند # 8 گر بدین عاشق دلسوخته مسکینی %~% شکری زان لب چون لعل بدخشان آرند # 9 جان و دل هر دو فدای شکرستان تو باد %~% آب حیوان چو از آن چاه زنخدان ~~آرند # 10 شمس تبریز اگر بلبل باغ ارمی %~% باش تا قوت تو از روضه رضوان آرند ~~PageV1P0804 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب این بوی که امروز به ما می‌آید %~% ز سراپرده اسرار خدا می‌آید # 2 بوستان را کرمش خلعت نو می‌پوشد %~% خستگان را ز دواخانه دوا می‌آید # 3 در نمازند درختان و به تسبیح طیور %~% در رکوعست بنفشه که دوتا می‌آید # 4 هر چه آمد سوی هستی ره هستی گم کرد %~% که ز مستی نشناسد که کجا می‌آید # 5 از یکی روح در این راه چو رو واپس کرد %~% اصل خود دید ز ارواح جدا ~~می‌آید # 6 رنگ او یافت از آن روی چنین خوش رنگست %~% بوی او یافت کز او بوی وفا ~~می‌آید # 7 مست او گشت از آن رو همگان مست ویند %~% خوش لقا گشت کز آن ماه لقا ~~می‌آید # 8 نی بگویم ز ملولی کسی غم نخورم %~% که شکر رشک برد ز آنچ مرا می‌آید # 9 زان دلیرست که با شیر ژیان رو کردست %~% زان کریمست که از گنج عطا ~~می‌آید # 10 آنک سرمست نباشد برمد از مردم %~% تا نگویند کز او بوی صبا می‌آید # 11 بس کن ای دوست که سنبوسه چو بسیار خوری %~% که ms0445 ز سنبوسه تو را بوی گیا ~~می‌آید PageV1P0805 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب این بوی خوش از روضه جان می‌آید %~% یا نسیمیست کز آن سوی جهان ~~می‌آید # 2 یا رب این آب حیات از چه وطن می‌جوشد %~% یا رب این نور صفات از چه ~~مکان می‌آید # 3 عجب این غلغله از جوق ملک می‌خیزد %~% عجب این قهقهه از حور جنان ~~می‌آید # 4 چه سماعست که جان رقص کنان می‌گردد %~% چه صفیرست که دل بال زنان ~~می‌آید # 5 چه عروسیست چه کابین که فلک چون تتقیست %~% ماه با این طبق زر به نشان ~~می‌آید # 6 چه شکارست که این تیر قضا پرانست %~% ور چنین نیست چرا بانگ کمان ~~می‌آید # 7 مژده مژده همه عشاق بکوبید دو دست %~% کانک از دست بشد دست زنان می‌آید # 8 از حصار فلکی بانگ امان می‌خیزد %~% وز سوی بحر چنین موج گمان می‌آید # 9 چشم اقبال به اقبال شما مخمورست %~% این دلیلست که از عین عیان می‌آید # 10 برهیدیت از این عالم قحطی که در او %~% از برای دو سه نان زخم سنان ~~می‌آید # 11 خوشتر از جان چه بود جان برود باک مدار %~% غم رفتن چه خوری چون به از ~~آن می‌آید # 12 هر کسی در عجبی و عجب من اینست %~% کو نگنجد به میان چون به میان ~~می‌آید # 13 بس کنم گر چه که رمزست بیانش نکنم %~% خود بیان را چه کنیم جان بیان ~~می‌آید PageV1P0806 ### || [genre: Gh] # 1 لحظه‌ای قصه کنان قصه تبریز کنید %~% لحظه‌ای قصه آن غمزه خون ریز کنید # 2 در فراق لب چون شکر او تلخ شدیم %~% زان شکرهای خدایانه شکرریز کنید # 3 هندوی شب سر زلفین ببرد ز طمع %~% زلف او گر بفشانید عبربیز کنید # 4 بس زبان کز صفت آن لب او کند شود %~% چون سنان نظر از دولت او تیز کنید # 5 ای بسا شب که ز نور مه او روز شود %~% گر چه مه در طلبش شیوه شبخیز ms0446 ~~کنید # 6 وقت شمشیر بود واسطه‌ها برگیرید %~% صرف آرید نخواهیم که آمیز کنید # 7 شمس تبریز که خورشید یکی ذره اوست %~% ذره را شمس مگوییدش و پرهیز کنید ~~PageV1P0807 ### || [genre: Gh] # 1 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند %~% همه از نرگس مخمور تو خمار شدند # 2 دست و پاشان تو شکستی چو نه پا ماند و نه دست %~% پر گشادند و همه جعفر ~~طیار شدند # 3 اهل دینار کجا امت دیدار کجا %~% گر چه دینار بشد لایق دیدار شدند ~~PageV1P0808 ### || [genre: Gh] # 1 طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید %~% نقش گرمابه یک یک در سجود ~~اندرآید # 2 نقش‌های فسرده بی‌خبروار مرده %~% ز انعکاسات چشمش چشمشان عبهر آید # 3 گوش‌هاشان ز گوشش اهل افسانه گردد %~% چشم‌هاشان ز چشمش قابل منظر آید # 4 نقش گرمابه بینی هر یکی مست و رقصان %~% چون معاشر که گه گه در می احمر ~~آید # 5 پر شده بانگ و نعره صحن گرمابه ز ایشان %~% کز هیاهوی و غلغل غره محشر ~~آید # 6 نقش‌ها یک دگر را جانب خویش خوانند %~% نقش از آن گوشه خندان سوی این ~~دیگر آید # 7 لیک گرمابه بان را صورتی درنیابد %~% گر چه صورت ز جستن در کر و در فر ~~آید # 8 جمله گشته پریشان او پس و پیش ایشان %~% ناشناسا شه جان بر سر لشکر آید # 9 گلشن هر ضمیری از رخش پرگل آید %~% دامن هر فقیری از کفش پرزر آید # 10 دار زنبیل پیشش تا کند پر ز خویشش %~% تا که زنبیل فقرت حسرت سنجر آید # 11 برهد از بیش وز کم قاضی و مدعی هم %~% چونک آن ماه یک دم مست در محضر ~~آید # 12 باده خمخانه گردد مرده مستانه گردد %~% چوب حنانه گردد چونک بر منبر ~~آید # 13 کم کند از لقاشان بفسرد نقش‌هاشان %~% گم شود چشم‌هاشان گوش‌هاشان کر ~~آید # 14 باز چون رو نماید چشم‌ها برگشاید %~% باغ پرمرغ گردد بوستان اخضر آید # 15 رو به ms0447 گلزار و بستان دوستان بین و دستان %~% در پی این عبارت جان بدان ~~معبر آید # 16 آنچ شد آشکارا کی توان گفت یارا %~% کلک آن کی نویسد گر چه در محبر ~~آید PageV1P0809 ### || [genre: Gh] # 1 باز شیری با شکر آمیختند %~% عاشقان با همدگر آمیختند # 2 روز و شب را از میان برداشتند %~% آفتابی با قمر آمیختند # 3 رنگ معشوقان و رنگ عاشقان %~% جمله همچون سیم و زر آمیختند # 4 چون بهار سرمدی حق رسید %~% شاخ خشک و شاخ تر آمیختند # 5 رافضی انگشت در دندان گرفت %~% هم علی و هم عمر آمیختند # 6 بر یکی تختند این دم هر دو شاه %~% بلک خود در یک کمر آمیختند # 7 هم شب قدر آشکارا شد چو عید %~% هم فرشته با بشر آمیختند # 8 هم زبان همدگر آموختند %~% بی نفور این دو نفر آمیختند # 9 نفس کل و هر چه زاد از نفس کل %~% همچو طفلان با پدر آمیختند # 10 خیر و شر و خشک و تر زان هست شد %~% کز طبیعت خیر و شر آمیختند # 11 من دهان بستم تو باقی را بدان %~% کاین نظر با آن نظر آمیختند # 12 بهر نور شمس تبریزی تنم %~% شمع وارش با شرر آمیختند PageV1P0810 ### || [genre: Gh] # 1 آن شکرپاسخ نباتم می‌دهد %~% و آنک کشتستم حیاتم می‌دهد # 2 آن که در دریای خونم غرقه کرد %~% یونس وقتم نجاتم می‌دهد # 3 در صفات او صفاتم نیست شد %~% هم صفا و هم صفاتم می‌دهد # 4 رخت را برد و مرا درویش کرد %~% نک ز یاقوتش زکاتم می‌دهد # 5 اسب من بستد پیاده مانده‌ام %~% وز دو رخ آن شاه ماتم می‌دهد # 6 کوه طور از شاهماتش پاره شد %~% من کم از کاهم ثباتم می‌دهد # 7 ماه عید روز وصلش خواستم %~% از شب هجران براتم می‌دهد # 8 چون برون از شش جهت بد گنج عشق %~% زان جهت بی این جهاتم می‌دهد ~~PageV1P0811 ### || [genre: Gh] # 1 خنب‌های لایزالی جوش باد %~% باده نوشان ازل ms0448 را نوش باد # 2 تیزچشمان صفا را تا ابد %~% حلقه‌های عشق تو در گوش باد # 3 دوش گفتم ساقیش را هوش دار %~% ساقیش گفتا مرا بی‌هوش باد # 4 ای خدا از ساقیان بزم غیب %~% در دو عالم بانگ نوشانوش باد # 5 عقل کل کو راز پوشاند همی %~% مست باد و راز بی‌روپوش باد # 6 هر سحر همچون سحرگه بی‌حجاب %~% آفتاب حسن در آغوش باد # 7 شمس تبریز ار چه پشتش سوی ماست %~% صد هزاران آفرین بر روش باد ~~PageV1P0812 ### || [genre: Gh] # 1 موشکی صندوق را سوراخ کرد %~% خواب گربه موش را گستاخ کرد # 2 اندر آتش افکنیم آن موش را %~% همچنان کان مردک طباخ کرد # 3 گربه را و موش را آتش زنیم %~% در تنوری کآتشش صد شاخ کرد PageV1P0813 ### || [genre: Gh] # 1 بار دیگر یار ما هنباز کرد %~% اندک اندک خوی از ما بازکرد # 2 مکرهای دشمنان در گوش کرد %~% چشم خود بر یار دیگر باز کرد # 3 هر دم از جورش دل آرد نو خبر %~% غم دل ترسنده را غماز کرد # 4 رو ترش کردن بر ما پیشه ساخت %~% یک بهانه جست و دست انکاز کرد # 5 ای دریغا راز ما با همدگر %~% کو دگر کس را چنین همراز کرد # 6 ای دل از سر صبر را آغاز کن %~% زانک دلبر جور را آغاز کرد # 7 عقل گوید کاین بداندیشی مکن %~% او از آن ماست بر ما ناز کرد # 8 می‌دهد چون مه صلاح الدین ضیا %~% کارغنون را زهره جان ساز کرد ~~PageV1P0814 ### || [genre: Gh] # 1 شهر پر شد لولیان عقل دزد %~% هم بدزدد هم بخواهد دستمزد # 2 هر که بتواند نگه دارد خرد %~% من نتانستم مرا باری ببرد # 3 گرد من می‌گشت یک لولی پریر %~% همچنینم برد کلی کرد و مرد # 4 کرد لولی دست خود در خون من %~% خون من در دست آن لولی فسرد # 5 تا که می‌شد خون من انگوروار %~% سال‌ها انگور دل را می‌فشرد # 6 کرد ms0449 دیدم کو کند دزدی ولیک %~% کرد ما را بین که او دزدید کرد # 7 کی گمان دارد که او دزدی کند %~% خاصه شه صوفی شد آمد مو سترد # 8 دزد خونی بین که هر کس را که کشت %~% خضر و الیاسی شد و هرگز نمرد # 9 رخت برد و بخت داد آنگه چه بخت %~% سیم برد و دامن پرزر شمرد # 10 دردها و دردها را صاف کرد %~% پیش او آرید هر جا هست درد # 11 این جهان چشمست و او چون مردمک %~% تنگ می‌آید جهان زین مرد خرد # 12 باز رشک حق دهانم قفل کرد %~% شد کلید و قفل را جایی سپرد PageV1P0815 ### || [genre: Gh] # 1 خلق می‌جنبند مانا روز شد %~% روز را جان بخش جانا روز شد # 2 چند شب گشتیم ما و چند روز %~% در غم و شادی تو تا روز شد # 3 در جهان بس شهرها کان جا شبست %~% اندر این ساعت که این جا روز شد # 4 در شب غفلت جهانی خفته‌اند %~% ز آفتاب عشق ما را روز شد # 5 هر که عاشق نیست او را روز نیست %~% هر که را عشقست و سودا روز شد # 6 صبح را در کنج این خانه مجوی %~% رو به بالا کن به بالا روز شد # 7 بر تو گر خارست بر ما گل شکفت %~% بر تو گر شامست بر ما روز شد # 8 گر تو از طفلی ز روز آگه نه‌ای %~% خیز با ما جان بابا روز شد # 9 روز را منکر مشو لا لا مگو %~% چند لا لا جان لالا روز شد # 10 آفتاب آمد که انشق القمر %~% بشنو این فرمان اعلا روز شد # 11 پاسبانا بس دگر چوبک مزن %~% پاسبان و حارس ما روز شد PageV1P0816 ### || [genre: Gh] # 1 چون مرا جمعی خریدار آمدند %~% کهنه دوزان جمله در کار آمدند # 2 از ستیزه ریش را صابون زدند %~% وز حسد ناشسته رخسار آمدند # 3 همچو نغزان روز شیوه می‌کنند %~% همچو ms0450 چغزان شب به تکرار آمدند # 4 شکر کز آواز من این خفتگان %~% خواب را هشتند و بیدار آمدند # 5 کاش بیداری برای حق بدی %~% اینک بهر سیم و زر زار آمدند # 6 چون شود بیمار از ایشان سرخ رو %~% چون به زردی همچو دینار آمدند # 7 خلق را پس چون رهانند از حسد %~% کز حسد این قوم بیمار آمدند # 8 در دل خلقند چون دیده منیر %~% آن شهان کز بهر دیدار آمدند # 9 همچو هفت استاره یک نور آمدند %~% همچو پنج انگشت یک کار آمدند # 10 تا نگردی ریش گاو مردمی %~% سر به سر خود ریش و دستار آمدند # 11 اهل دل خورشید و اهل گل غبار %~% اهل دل گل اهل گل خار آمدند # 12 غم مخور ای میر عالم زین گروه %~% کاهل دل دل بخش و دلدار آمدند ~~PageV1P0817 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیان سرمست در کار آمدند %~% مستیان در کوی خمار آمدند # 2 حلقه حلقه عاشقان و بی‌دلان %~% بر امید بوی دلدار آمدند # 3 بلبلان مست و مستان الست %~% بر امید گل به گلزار آمدند # 4 هین که مخموران در این دم جوق جوق %~% بر در ساقی به زنهار آمدند # 5 یک ندا آمد عجب از کوی دل %~% بی دل و بی‌پا به یک بار آمدند # 6 از خوشی بوی او در کوی او %~% بیخود و بی‌کفش و دستار آمدند # 7 بی محابا ده تو ای ساقی مدام %~% هین که جان‌ها مست اسرار آمدند # 8 عارفان از خویش بی‌خویش آمدند %~% زاهدان در کار هشیار آمدند # 9 ساقیا تو جمله را یک رنگ کن %~% باده ده گر یار و اغیار آمدند ~~PageV1P0818 ### || [genre: Gh] # 1 اندک اندک جمع مستان می‌رسند %~% اندک اندک می پرستان می‌رسند # 2 دلنوازان نازنازان در ره اند %~% گلعذاران از گلستان می‌رسند # 3 اندک اندک زین جهان هست و نیست %~% نیستان رفتند و هستان می‌رسند # 4 جمله دامن‌های پرزر همچو کان %~% از برای تنگدستان می‌رسند # 5 لاغران خسته از ms0451 مرعای عشق %~% فربهان و تندرستان می‌رسند # 6 جان پاکان چون شعاع آفتاب %~% از چنان بالا به پستان می‌رسند # 7 خرم آن باغی که بهر مریمان %~% میوه‌های نو زمستان می‌رسند # 8 اصلشان لطفست و هم واگشت لطف %~% هم ز بستان سوی بستان می‌رسند ~~PageV1P0819 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه آن خسرو کند شیرین کند %~% چون درخت تین که جمله تین کند # 2 هر کجا خطبه بخواند بر دو ضد %~% همچو شیر و شهدشان کابین کند # 3 با دم او می‌رود عین الحیات %~% مرده جان یابد چو او تلقین کند # 4 مرغ جان‌ها با قفس‌ها برپرند %~% چونک بنده پروری آیین کند # 5 عالمی بخشد به هر بنده جدا %~% کیست کو اندر دو عالم این کند # 6 گر به قعر چاه نام او بری %~% قعر چه را صدر علیین کند # 7 من بر آنم که شکرریزی کنم %~% از شکر گر قسم من تعیین کند # 8 کافری گر لاف عشق او زند %~% کفر او را جمله نور دین کند # 9 خار عالم در ره عاشق نهاد %~% تا که جمله خار را نسرین کند # 10 تو نمی‌دانی که هر که مرغ اوست %~% از سعادت بیضه‌ها زرین کند # 11 بس کنم زین پس نهان گویم دعا %~% کی نهان ماند چو شه آمین کند ~~PageV1P0820 ### || [genre: Gh] # 1 خنده از لطفت حکایت می‌کند %~% ناله از قهرت شکایت می‌کند # 2 این دو پیغام مخالف در جهان %~% از یکی دلبر روایت می‌کند # 3 غافلی را لطف بفریبد چنان %~% قهر نندیشد جنایت می‌کند # 4 وان یکی را قهر نومیدی دهد %~% یأس کلی را رعایت می‌کند # 5 عشق مانند شفیعی مشفقی %~% این دو گمره را حمایت می‌کند # 6 شکرها داریم زین عشق ای خدا %~% لطف‌های بی‌نهایت می‌کند # 7 هر چه ما در شکر تقصیری کنیم %~% عشق کفران را کفایت می‌کند # 8 کوثر است این عشق یا آب حیات %~% عمر را بی‌حد و غایت می‌کند # 9 در میان مجرم و حق چون رسول %~% بس ms0452 دوادو بس سعایت می‌کند # 10 بس کن آیت آیت این را برمخوان %~% عشق خود تفسیر آیت می‌کند ~~PageV1P0821 ### || [genre: Gh] # 1 عشق اکنون مهربانی می‌کند %~% جان جان امروز جانی می‌کند # 2 در شعاع آفتاب معرفت %~% ذره ذره غیب دانی می‌کند # 3 کیمیای کیمیاسازست عشق %~% خاک را گنج معانی می‌کند # 4 گاه درها می‌گشاید بر فلک %~% گه خرد را نردبانی می‌کند # 5 گه چو صهبا بزم شادی می‌نهد %~% گه چو دریا درفشانی می‌کند # 6 گه چو روح الله طبیبی می‌شود %~% گه خلیلش میزبانی می‌کند # 7 اعتمادی دارد او بر عشق دوست %~% گر سماع لن ترانی می‌کند # 8 اندر این طوفان که خونست آب او %~% لطف خود را نوح ثانی می‌کند # 9 بانگ انانستعین ما شنید %~% لطف و داد و مستعانی می‌کند # 10 چون قرین شد عشق او با جان‌ها %~% مو به مو صاحب قرانی می‌کند # 11 ارمغان‌های غریب آورده است %~% قسمت آن ارمغانی می‌کند # 12 هر که می‌بندد ره عشاق را %~% جاهلی و قلتبانی می‌کند # 13 سرنگون اندررود در آب شور %~% هر که چون لنگر گرانی می‌کند # 14 تا چه خوردست این دهان کز ذوق آن %~% اقتضای بی‌زبانی می‌کند ~~PageV1P0822 ### || [genre: Gh] # 1 عمر بر اومید فردا می‌رود %~% غافلانه سوی غوغا می‌رود # 2 روزگار خویش را امروز دان %~% بنگرش تا در چه سودا می‌رود # 3 گه به کیسه گه به کاسه عمر رفت %~% هر نفس از کیسه ما می‌رود # 4 مرگ یک یک می‌برد وز هیبتش %~% عاقلان را رنگ و سیما می‌رود # 5 مرگ در ره ایستاده منتظر %~% خواجه بر عزم تماشا می‌رود # 6 مرگ از خاطر به ما نزدیکتر %~% خاطر غافل کجاها می‌رود # 7 تن مپرور زانک قربانیست تن %~% دل بپرور دل به بالا می‌رود # 8 چرب و شیرین کم ده این مردار را %~% زانک تن پرورد رسوا می‌رود # 9 چرب و شیرین ده ز حکمت روح را %~% تا قوی گردد که آن جا می‌رود # 10 حکمتت از شه صلاح الدین رسد ms0453 %~% آنک چون خورشید یکتا می‌رود ~~PageV1P0823 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان پیدا و دلبر ناپدید %~% در همه عالم چنین عشقی که دید # 2 نارسیده یک لبی بر نقش جان %~% صد هزاران جان‌ها تا لب رسید # 3 قاب قوسین از علی تیری فکند %~% تا سپرهای فلک‌ها را درید # 4 ناکشیده دامن معشوق غیب %~% دل هزاران محنت و ضربت کشید # 5 ناگزیده او لب شیرین لبی %~% چند پشت دست در هجران گزید # 6 ناچریده از لبش شاخ شکر %~% دل هزاران عشوه او را چرید # 7 ناشکفته از گلستانش گلی %~% صد هزاران خار در سینه خلید # 8 گر چه جان از وی ندید الا جفا %~% از وفاها بر امید او رمید # 9 آن الم را بر کرم‌ها فضل داد %~% وان جفا را از وفاها برگزید # 10 خار او از جمله گل‌ها دست برد %~% قفل او دلکشترست از صد کلید # 11 جور او از دور دولت گوی برد %~% قندها از زهر قهرش بردمید # 12 رد او به از قبول دیگران %~% لعل و مروارید سنگش را مرید # 13 این سعادت‌های دنیا هیچ نیست %~% آن سعادت جو که دارد بوسعید # 14 این زیادت‌های این عالم کمیست %~% آن زیادت جو که دارد بایزید # 15 آن زیادت دست شش انگشت تست %~% قیمت او کم به ظاهر مستزید # 16 آن سناجو کش سنایی شرح کرد %~% یافت فردیت ز عطار آن فرید # 17 چرب و شیرین می‌نماید پاک و خوش %~% یک شبی بگذشت با تو شد پلید # 18 چرب و شیرین از غذای عشق خور %~% تا پرت برروید و دانی پرید # 19 آخر اندر غار در طفلی خلیل %~% از سر انگشت شیری می‌مکید # 20 آن رها کن آن جنین اندر شکم %~% آب حیوانی ز خونی می‌مزید # 21 قد و بالایی که چرخش کرد راست %~% عاقبت چون چرخ کژقامت خمید # 22 قد و بالایی که عشقش برفراشت %~% برگذشت آن قدش از عرش مجید # 23 نی خمش کن عالم السر حاضرست %~% نحن اقرب گفت ms0454 من حبل الورید ~~PageV1P0824 ### || [genre: Gh] # 1 برنشین ای عزم و منشین ای امید %~% کز رسولانش پیاپی شد نوید # 2 دود و بویی می‌رسد از عرش غیب %~% ای نهانان سوی بوی آن پرید # 3 هر چه غفلت کور و پنهان می‌کند %~% دود بویش می‌کند آن را سپید # 4 ما ز گردون سوی مادون آمدیم %~% باز ما را سوی گردون برکشید # 5 همچو مریم سوی خرمابن رویم %~% زانک خرمایی ندارد شاخ بید # 6 بس کن و از حرف در معنی گریز %~% چند معنی را ز حرفی می‌مزید # 7 این مزیدن طفل بی‌دندان کند %~% گر شما مردید نان را خود گزید ~~PageV1P0825 ### || [genre: Gh] # 1 ای خدا از عاشقان خشنود باد %~% عاشقان را عاقبت محمود باد # 2 عاشقان را از جمالت عید باد %~% جانشان در آتشت چون عود باد # 3 دست کردی دلبرا در خون ما %~% جان ما زین دست خون آلود باد # 4 هر که گوید که خلاصش ده ز عشق %~% آن دعا از آسمان مردود باد # 5 مه کم آید مدتی در راه عشق %~% آن کمی عشق جمله سود باد # 6 دیگران از مرگ مهلت خواستند %~% عاشقان گویند نی نی زود باد # 7 آسمان از دود عاشق ساخته‌ست %~% آفرین بر صاحب این دود باد PageV1P0826 ### || [genre: Gh] # 1 نه فلک مر عاشقان را بنده باد %~% دولت این عاشقان پاینده باد # 2 بوستان عاشقان سرسبز باد %~% آفتاب عاشقان تابنده باد # 3 تا قیامت ساقی باقی عشق %~% جام بر کف سوی ما آینده باد # 4 بلبل دل تا ابد سرمست باد %~% طوطی جان هم شکرخاینده باد # 5 تا ابد پستان جان پرشیر باد %~% مادر دولت طرب زاینده باد # 6 شیوه عاشق فریبی‌های یار %~% کم مباد و هر دم افزاینده باد # 7 از پی لعلش گهربارست چشم %~% این گهر را لعلش استاینده باد # 8 چشم ما بگشاد چشم مست او %~% طالبان را چشم بگشاینده باد # 9 دل ز ما بربود حسن دلربا %~% چابک و صیاد و ms0455 برباینده باد # 10 مرغ جانم گر نپرد سوی عشق %~% پر و بال مرغ جان برکنده باد # 11 عشق گریان بیندم خندان شود %~% ای جهان از خنده‌اش پرخنده باد # 12 سنگ‌ها از شرم لعلش آب شد %~% شرم‌ها از شرم او شرمنده باد # 13 من خموشم میوه نطق مرا %~% می بپالاید که پالاینده باد PageV1P0827 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را اسرار عشق اظهار شد %~% رفت یاری زانک محو یار شد # 2 شمع افروزان بنه در آفتاب %~% بنگرش چون محو آن انوار شد # 3 نیست نور شمع هست آن نور شمع %~% هم نشد آثار و هم آثار شد # 4 همچنان در نور روح این نار تن %~% هم نشد این نار و هم این نار شد # 5 جوی جویانست و پویان سوی بحر %~% گم شود چون غرق دریابار شد # 6 تا طلب جنبان بود مطلوب نیست %~% مطلب آمد آن طلب بی‌کار شد # 7 پس طلب تا هست ناقص بد طلب %~% چون نماند آگهی سالار شد # 8 هر تن بی‌عشق کو جوید کله %~% سر ندارد جملگی دستار شد # 9 تا ببیند ناگهانی گلرخی %~% بر وی آن دستار و سر چون خار شد # 10 همچو من شد در هوای شمس دین %~% آنک او را در سر این اسرار شد ~~PageV1P0828 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه دلبر کرد ناخوش چون بود %~% هر چه کشت افزاست آتش چون بود # 2 نقش‌هایی که نگارد آن نگار %~% عقل آن را جز که مفرش چون بود # 3 شربتی را کو به مست خود دهد %~% جز لطیف و پاک و دلکش چون بود # 4 کشتی شش گوشه‌ست این شش جهت %~% بحر بی‌پایان در این شش چون بود # 5 نرگس چشمی کز این بحر آب یافت %~% در شناس بحر اعمش چون بود # 6 چون گشادی یافت چشمی در رضا %~% از سخط هر لحظه اخفش چون بود # 7 هین خموش و از خمول حق بترس %~% مؤمن اقبال مرعش چون بود PageV1P0829 ### || [genre: Gh] # 1 صاف جان‌ها ms0456 سوی گردون می‌رود %~% درد جان‌ها سوی هامون می‌رود # 2 چشم دل بگشا و در جان‌ها نگر %~% چون بیامد چون شد و چون می‌رود # 3 جامه برکش چونک در راهی روی %~% چون همه ره خاک با خون می‌رود # 4 لاله خون آلود می‌روید ز خاک %~% گر چه با دامان گلگون می‌رود # 5 جان چو شد در زیر خاکم جا کنید %~% خاک در خانه چو خاتون می‌رود # 6 جان عرشی سوی عیسی می‌رود %~% جان فرعونی به قارون می‌رود # 7 سوی آن دل جان من پر می‌زند %~% کو لطیف و شاد و موزون می‌رود # 8 زانک آن جان دون حق چیزی نخواست %~% وین دگر جان سوی مادون می‌رود ~~PageV1P0830 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان لطفت همی در پی رسد %~% ور نه کس را این تقاضا کی رسد # 2 مست عشقم دار دایم بی‌خمار %~% من نخواهم مستیی کز می‌رسد # 3 ما نیستانیم و عشقش آتشیست %~% منتظر کان آتش اندر نی رسد # 4 این نیستان آب ز آتش می‌خورد %~% تازه گردد ز آتشی کز وی رسد # 5 تا ابد از دوست سبز و تازه‌ایم %~% او بهاری نیست کو را دی رسد # 6 لا شویم از کل شیی هالک %~% چون هلاک و آفت اندر شی رسد # 7 هر کی او ناچیز شد او چیز شد %~% هر کی مرد از کبر او در حی رسد ~~PageV1P0831 ### || [genre: Gh] # 1 شب شد و هنگام خلوتگاه شد %~% قبله عشاق روی ماه شد # 2 مه پرستان ماه خندیدن گرفت %~% شب روان خیزید وقت راه شد # 3 خواب آمد ما و من‌ها لا شدند %~% وقت آن بی‌خواب الاالله شد # 4 مغزها آمیخته با کاه تن %~% تن بخفت و دانه‌ها بی‌کاه شد # 5 هندوان خرگاه تن را روفتند %~% ترک خلوت دید و در خرگاه شد # 6 گفت و گوهای جهان را آب برد %~% وقت گفتن های شاهنشاه شد # 7 شمس تبریزی چو آمد در میان %~% اهل معنی را سخن کوتاه شد PageV1P0832 ### || [genre: Gh] # 1 ms0457 مرگ ما هست عروسی ابد %~% سر آن چیست هو الله احد # 2 شمس تفریق شد از روزنه‌ها %~% بسته شد روزنه‌ها رفت عدد # 3 آن عددها که در انگور بود %~% نیست در شیره کز انگور چکد # 4 هر کی زنده‌ست به نورالله %~% مرگ این روح مر او راست مدد # 5 بد مگو نیک مگو ایشان را %~% که گذشتند ز نیکو و ز بد # 6 دیده در حق نه و نادیده مگو %~% تا که در دیده دگر دیده نهد # 7 دیده دیده بود آن دیده %~% هیچ غیبی و سری زو نجهد # 8 نظرش چونک به نورالله است %~% بر چنان نور چه پوشیده شود # 9 نورها گر چه همه نور حقند %~% تو مخوان آن همه را نور صمد # 10 نور باقیست که آن نور خدا است %~% نور فانی صفت جسم و جسد # 11 نور ناریست در این دیده خلق %~% مگر آن را که حقش سرمه کشد # 12 نار او نور شد از بهر خلیل %~% چشم خر شد به صفت چشم خرد # 13 ای خدایی که عطایت دیدست %~% مرغ دیده به هوای تو پرد # 14 قطب این که فلک افلاکست %~% در پی جستن تو بست رصد # 15 یا ز دیدار تو دید آر او را %~% یا بدین عیب مکن او را رد # 16 دیده تر دار تو جان را هر دم %~% نگهش دار ز دام قد و خد # 17 دیده در خواب ز تو بیداری %~% این چنین خواب کمالست و رشد # 18 لیک در خواب نیابد تعبیر %~% تو ز خوابش به جهان رغم حسد # 19 ور نه می‌کوشد و بر می‌جوشد %~% ز آتش عشق احد تا به لحد PageV1P0833 ### || [genre: Gh] # 1 از دل رفته نشان می‌آید %~% بوی آن جان و جهان می‌آید # 2 نعره و غلغله آن مستان %~% آشکارا و نهان می‌آید # 3 گوهر از هر طرفی می‌تابد %~% پای کوبان سوی جان می‌آید # 4 از در مشعله داران فلک %~% آتش دل به دهان می‌آید ms0458 # 5 جان پروانه میان می‌بندد %~% شمع روشن به میان می‌آید # 6 آفتابی که ز ما پنهان بود %~% سوی ما نورفشان می‌آید # 7 تیر از غیب اگر پران نیست %~% پس چرا بانگ کمان می‌آید PageV1P0834 ### || [genre: Gh] # 1 گل خندان که نخندد چه کند %~% علم از مشک نبندد چه کند # 2 نار خندان که دهان بگشادست %~% چونک در پوست نگنجد چه کند # 3 مه تابان بجز از خوبی و ناز %~% چه نماید چه پسندد چه کند # 4 آفتاب ار ندهد تابش و نور %~% پس بدین نادره گنبد چه کند # 5 سایه چون طلعت خورشید بدید %~% نکند سجده نخنبد چه کند # 6 عاشق از بوی خوش پیرهنت %~% پیرهن را ندراند چه کند # 7 تن مرده که بر او برگذری %~% نشود زنده نجنبد چه کند # 8 دلم از چنگ غمت گشت چو چنگ %~% نخروشد نترنگد چه کند # 9 شیر حق شاه صلاح الدینست %~% نکند صید و نغرد چه کند PageV1P0835 ### || [genre: Gh] # 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود %~% ور نکوبی در هجران چه شود # 2 ور بیاری شبکی روز آری %~% از برای دل یاران چه شود # 3 ور دو دیده ز تو روشن گردد %~% کوری دیده شیطان چه شود # 4 ور بگیرد ز گل افشانی تو %~% همه عالم گل و ریحان چه شود # 5 آب حیوان که در آن تاریکیست %~% پر شود شهر و بیابان چه شود # 6 ور خضروار قلاووز شوی %~% تا لب چشمه حیوان چه شود # 7 ور ز خوان کرم و نعمت تو %~% زنده گردد دو سه مهمان چه شود # 8 ور ز دلداری و جان بخشی تو %~% جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود # 9 ور سواره سوی میدان آیی %~% تا شود سینه چو میدان چه شود # 10 روی چون ماهت اگر بنمایی %~% تا رود زهره به میزان چه شود # 11 ور بریزی قدحی مالامال %~% بر سر وقت خماران چه شود # 12 ور بپوشیم یکی خلعت نو %~% ما غلامان ز ms0459 تو سلطان چه شود # 13 ور چو موسی تو بگیری چوبی %~% تا شود چوب چو ثعبان چه شود # 14 ور برآری ز تک دریا گرد %~% چو کف موسی عمران چه شود # 15 ور سلیمان بر موران آید %~% تا شود مور سلیمان چه شود # 16 بس کن و جمع کن و خامش باش %~% گر نگویی تو پریشان چه شود PageV1P0836 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا بوی خدا می‌آید %~% خلق بین بی‌سر و پا می‌آید # 2 زانک جان‌ها همه تشنه‌ست به وی %~% تشنه را بانگ سقا می‌آید # 3 شیرخوار کرمند و نگران %~% تا که مادر ز کجا می‌آید # 4 در فراقند و همه منتظرند %~% کز کجا وصل و لقا می‌آید # 5 از مسلمان و جهود و ترسا %~% هر سحر بانگ دعا می‌آید # 6 خنک آن هوش که در گوش دلش %~% ز آسمان بانگ صلا می‌آید # 7 گوش خود را ز جفا پاک کنید %~% زانک بانگی ز سما می‌آید # 8 گوش آلوده ننوشد آن بانگ %~% هر سزایی به سزا می‌آید # 9 چشم آلوده مکن از خد و خال %~% کان شهنشاه بقا می‌آید # 10 ور شد آلوده به اشکش می‌شوی %~% زانک از آن اشک دوا می‌آید # 11 کاروان شکر از مصر رسید %~% شرفه گام و درا می‌آید # 12 هین خمش کز پی باقی غزل %~% شاه گوینده ما می‌آید PageV1P0837 ### || [genre: Gh] # 1 گر نخسپی شبکی جان چه شود %~% ور نکوبی در هجران چه شود # 2 ور بیاری شبکی روز آری %~% از برای دل یاران چه شود # 3 ور دو دیده به تو روشن گردد %~% کوری دیده شیطان چه شود # 4 گر برآری ز دل بحر غبار %~% چون کف موسی عمران چه شود # 5 ور سلیمان بر موران آید %~% تا شود مور سلیمان چه شود # 6 ور چو الیاس قلاووز شوی %~% تا لب چشمه حیوان چه شود # 7 ور بروید ز گل افشانی تو %~% همه عالم گل و ریحان چه شود # 8 آب حیوان که در آن ms0460 تاریکیست %~% پر شود شهر و بیابان چه شود # 9 ور ز خوان کرم و نعمت تو %~% زنده گردد دو سه مهمان چه شود # 10 ور ز دلداری و جان بخشی تو %~% جان بیابد دو سه بی‌جان چه شود # 11 ور سواره سوی میدان آیی %~% تا شود سینه چو میدان چه شود # 12 روی چون ماهت اگر بنمایی %~% تا رود زهره به میزان چه شود # 13 آستین کرم ار افشانی %~% تا ندریم گریبان چه شود # 14 ور بریزی قدحی مالامال %~% بر سر وقت خماران چه شود # 15 ور بپوشیم یکی خلعت نو %~% ما غلامان ز تو سلطان چه شود # 16 ور چو موسی بپذیری چوبی %~% تا شود چوب تو ثعبان چه شود # 17 رو به لطف آر و ز دشمن مشنو %~% گر بجویی دل ایشان چه شود # 18 بس کن ای دل ز فغان جمع نشین %~% گر نگویی تو پریشان چه شود ~~PageV1P0838 ### || [genre: Gh] # 1 خشمین بر آن کسی شو کز وی گزیر باشد %~% یا غیر خاک پایش کس دستگیر ~~باشد # 2 گیرم کز او بگردی شاه و امیر و فردی %~% ناچار مرگ روزی بر تو امیر ~~باشد # 3 گر فاضلی و فردی آب خضر نخوردی %~% هر کو نخورد آبش در مرگ اسیر باشد # 4 ای پیر جان فطرت پیر عیان نه فکرت %~% پیری نه کز قدیدی مویش چو شیر ~~باشد # 5 پیری مکن بر آن کس کز مکر و از فضولی %~% خواهد که بازگونه بر پیر پیر ~~باشد # 6 پیری بر آن کسی کن کو مرده تو باشد %~% پیش جلالت تو خوار و حقیر باشد # 7 چون موی ابروی را وهمش هلال بیند %~% بر چشمش آفتابت کی مستدیر باشد # 8 آن کس که از تکبر مالد سبال خود را %~% از نور کبریایی چون مستنیر باشد # 9 عرضه گری رها کن ای خواجه خویش لا کن %~% تا ذره وجودت شمس منیر باشد # 10 جلوه مکن جمالت مگشای پر و بالت %~% تا ms0461 با پر خدایی جان مستطیر باشد # 11 بربند پنج حس را زین سیل‌های تیره %~% تا عقل کل ز شش سو بر تو مطیر ~~باشد # 12 بی آن خمیرمایه گر تو خمیر تن را %~% صد سال گرم داری نانش فطیر باشد # 13 گر قاب قوس خواهی دل راست کن چو تیری %~% در قوس او درآید کو همچو تیر ~~باشد # 14 خاموش اگر توانی بی‌حرف گو معانی %~% تا بر بساط گفتن حاکم ضمیر باشد ~~PageV1P0839 ### || [genre: Gh] # 1 بعد از سماع گویی کان شورها کجا شد %~% یا خود نبود چیزی یا بود و آن ~~فنا شد # 2 منکر مباش بنگر اندر عصای موسی %~% یک لحظه آن عصا بد یک لحظه اژدها شد # 3 چون اژدهاست قالب لب را نهاده بر لب %~% کو خورد عالمی را وانگه همان ~~عصا شد # 4 یک گوهری چون بیضه جوشید و گشت دریا %~% کف کرد و کف زمین شد وز دود او ~~سما شد # 5 الحق نهان سپاهی پوشیده پادشاهی %~% هر لحظه حمله آرد وانگه به اصل ~~واشد # 6 گر چه ز ما نهان شد در عالمی روان شد %~% تا نیستش نخوانی گر از نظر ~~جدا شد # 7 هر حالتی چو تیرست اندر کمان قالب %~% رو در نشانه جویش گر از کمان رها ~~شد # 8 گر چه صدف ز ساحل قطره ربود و گم شد %~% در بحر جوید او را غواص کشنا ~~شد # 9 از میل مرد و زن خون جوشید وان منی شد %~% وانگه از آن دو قطره یک خیمه ~~در هوا شد # 10 وانگه ز عالم جان آمد سپاه انسان %~% عقلش وزیر گشت و دل رفت پادشا شد # 11 تا بعد چند گاهی دل یاد شهر جان کرد %~% واگشت جمله لشکر در عالم بقا ~~شد # 12 گویی چگونه باشد آمدشد معانی %~% اینک به وقت خفتن بنگر گره گشا شد ~~PageV1P0840 ### || [genre: Gh] # 1 باز آفتاب دولت بر آسمان برآمد %~% باز آرزوی جان‌ها از راه جان درآمد # 2 ms0462 باز از رضای رضوان درهای خلد وا شد %~% هر روح تا به گردن در حوض کوثر ~~آمد # 3 باز آن شهی درآمد کو قبله شهانست %~% باز آن مهی برآمد کز ماه برتر آمد # 4 سرگشتگان سودا جمله سوار گشتند %~% کان شاه یک سواره در قلب لشکر آمد # 5 اجزای خاک تیره حیران شدند و خیره %~% از لامکان شنیده خیزید محشر آمد # 6 آمد ندای بی‌چون نی از درون نه بیرون %~% نی چپ نی راست نی پس نی از ~~برابر آمد # 7 گویی که آن چه سویست آن سو که جست و جویست %~% گویی کجا کنم رو آن سو ~~که این سر آمد # 8 آن سو که میوه‌ها را این پختگی رسیدست %~% آن سو که سنگ‌ها را اوصاف ~~گوهر آمد # 9 آن سو که خشک ماهی شد پیش خضر زنده %~% آن سو که دست موسی چون ماه انور ~~آمد # 10 این سوز در دل ما چون شمع روشن آمد %~% وین حکم بر سر ما چون تاج مفخر ~~آمد # 11 دستور نیست جان را تا گوید این بیان را %~% ور نی ز کفر رستی هر جا که ~~کفر آمد # 12 کافر به وقت سختی رو آورد بدان سو %~% این سو چو درد بیند آن سوش باور ~~آمد # 13 با درد باش تا درد آن سوت ره نماید %~% آن سو که بیند آن کس کز درد ~~مضطر آمد # 14 آن پادشاه اعظم در بسته بود محکم %~% پوشید دلق آدم امروز بر در آمد ~~PageV1P0841 ### || [genre: Gh] # 1 آن ماه کو ز خوبی بر جمله می‌دواند %~% ای عاشقان شما را پیغام ~~می‌رساند # 2 سوی شما نبشت او بر روی بنده سطری %~% خط خوان کیست این جا کاین سطر را ~~بخواند # 3 نقشش ز زعفران است وین سطر سر جانست %~% هر حرف آتشی نو در دل ~~همی‌نشاند # 4 کنجی و عشق و دلقی ما از کجا و خلقی %~% لیک او گرفته حلقی ما را ~~همی‌کشاند # 5 ms0463 بی دست و پا چو گویی سوی وییم غلطان %~% چوگان زلف ما را این سو ~~همی‌دواند # 6 چون این طرف دویدم چوگانش حمله آرد %~% سوی خودم کشاند این سر بگو کی ~~داند # 7 هر سو که هست مستم چوگان او پرستم %~% در عین نیست هستم تا حکم خود ~~براند # 8 گر زانک تو ملولی با خفتگان بنه سر %~% زیرا فسردگان را هم خواب ~~وارهاند # 9 آن جا که شمس دینم پیدا شود به تبریز %~% والله که در دو عالم نی درد و ~~درد ماند PageV1P0842 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق زنده باید کز مرده هیچ ناید %~% دانی که کیست زنده آن کو ز عشق ~~زاید # 2 گرمی شیر غران تیزی تیغ بران %~% نری جمله نران با عشق کند آید # 3 در راه رهزنانند وین همرهان زنانند %~% پای نگارکرده این راه را نشاید # 4 طبل غزا برآمد وز عشق لشکر آمد %~% کو رستم سرآمد تا دست برگشاید # 5 رعدش بغرد از دل جانش ز ابر قالب %~% چون برق بجهد از تن یک لحظه‌ای ~~نپاید # 6 هرگز چنین سری را تیغ اجل نبرد %~% کاین سر ز سربلندی بر ساق عرش ساید # 7 هرگز چنین دلی را غصه فرونگیرد %~% غم‌های عالم او را شادی دل فزاید # 8 دریا پیش ترش رو او ابر نوبهارست %~% عالم بدوست شیرین قاصد ترش نماید # 9 شیرش نخواهد آهو آهوی اوست یاهو %~% منکر در این چراخور بسیار ژاژ خاید # 10 در عشق جوی ما را در ما بجوی او را %~% گاهی منش ستایم گاه او مرا ~~ستاید # 11 تا چون صدف ز دریا بگشاید او دهانی %~% دریای ما و من را چون قطره ~~دررباید PageV1P0843 ### || [genre: Gh] # 1 گر ساعتی ببری ز اندیشه‌ها چه باشد %~% غوطی خوری چو ماهی در بحر ما چه ~~باشد # 2 ز اندیشه‌ها نخسپی ز اصحاب کهف باشی %~% نوری شوی مقدس از جان و جا چه ~~باشد # 3 آخر تو برگ کاهی ما کهربای دولت %~% زین ms0464 کاهدان بپری تا کهربا چه باشد # 4 صد بار عهد کردی کاین بار خاک باشم %~% یک بار پاس داری آن عهد را چه ~~باشد # 5 تو گوهری نهفته در کاه گل گرفته %~% گر رخ ز گل بشویی ای خوش لقا چه ~~باشد # 6 از پشت پادشاهی مسجود جبرئیلی %~% ملک پدر بجویی ای بی‌نوا چه باشد # 7 ای اولیای حق را از حق جدا شمرده %~% گر ظن نیک داری بر اولیا چه باشد # 8 جزوی ز کل بمانده دستی ز تن بریده %~% گر زین سپس نباشی از ما جدا چه ~~باشد # 9 بی سر شوی و سامان از کبر و حرص خالی %~% آنگه سری برآری از کبریا چه ~~باشد # 10 از ذکر نوش شربت تا وارهی ز فکرت %~% در جنگ اگر نپیچی ای مرتضا چه ~~باشد # 11 بس کن که تو چو کوهی در کوه کان زر جو %~% که را اگر نیاری اندر صدا ~~چه باشد PageV1P0844 ### || [genre: Gh] # 1 مرغی که ناگهانی در دام ما درآمد %~% بشکست دام‌ها را بر لامکان برآمد # 2 از باده گزافی شد صاف صاف صافی %~% وز درد هر دو عالم جوشید و بر سر ~~آمد # 3 جان را چو شست از گل معراج برشد آن دل %~% آن جا چو کرد منزل آن جاش ~~خوشتر آمد # 4 در عالم طراوت او یافت بس حلاوت %~% وز وصف لاله رویان رویش مزعفر آمد # 5 زان ماه هر که ماند وین نقش را نخواند %~% در نقش دین بماند والله که ~~کافر آمد # 6 ز اوصاف خود گذشتم وز خود برهنه گشتم %~% زیرا برهنگان را خورشید زیور ~~آمد # 7 الله اکبر تو خوش نیست با سر تو %~% این سر چو گشت قربان الله اکبر آمد # 8 هر جان باملالت دورست از این جلالت %~% چون عشق با ملولی کشتی و لنگر ~~آمد # 9 ای شمس حق تبریز دل پیش آفتابت %~% در کم زنی مطلق از ذره کمتر آمد ~~PageV1P0845 ### || [genre: Gh] # 1 بیمار ms0465 رنج صفرا ذوق شکر نداند %~% هر سنگ دل در این ره قلب از گهر ~~نداند # 2 هر عنکبوت جوله در تار و پود آن چه %~% از ذوق صنعت خود ذوق دگر نداند # 3 وان کو ز چه برافتد در جام و ساغر افتد %~% مستیش در سر افتد پا را ز ~~سر نداند PageV1P0846 ### || [genre: Gh] # 1 پیمانه ایست این جان پیمانه این چه داند %~% از پاک می‌پذیرد در خاک ~~می‌رساند # 2 در عشق بی‌قرارش بنمودنست کارش %~% از عرش می‌ستاند بر فرش می‌فشاند # 3 باری نبود آگه زین سو که می‌رساند %~% ای کاش آگهستی زان سو که ~~می‌ستاند # 4 خاک از نثار جان‌ها تابان شده چو کان‌ها %~% کو خاک را زبان‌ها تا ~~نکته‌ای جهاند # 5 تا دم زند ز بیشه زان بیشه همیشه %~% کان بیشه جان ما را پنهان چه ~~می‌چراند # 6 این جا پلنگ و آهو نعره زنان که یا هو %~% ای آه را پناه او ما را که ~~می‌کشاند # 7 شیری که خویش ما را جز شیر خویش ندهد %~% شیری که خویش ما را از خویش ~~می‌رهاند # 8 آن شیر خویش بر ما جلوه کند چو آهو %~% ما را به این فریب او تا بیشه ~~می‌دواند # 9 چون فاتحه دهدمان گاهی فتوح و گه گه %~% گر فاتحه شویم او از ناز ~~برنخواند PageV1P0847 ### || [genre: Gh] # 1 از چشم پرخمارت دل را قرار ماند %~% وز روی همچو ماهت در مه شمار ماند # 2 چون مطرب هوایت چنگ طرب نوازد %~% مر زهره فلک را کی کسب و کار ماند # 3 یغمابک جمالت هر سو که لشکر آرد %~% آن سوی شهر ماند آن سو دیار ماند # 4 گلزار جان فزایت بر باغ جان بخندد %~% گل‌ها به عقل باشد یا خار خار ~~ماند # 5 جاسوس شاه عشقت چون در دلی درآید %~% جز عشق هیچ کس را در سینه یار ~~ماند # 6 ای شاد آن زمانی کز بخت ناگهانی %~% جانت کنار گیرد تن برکنار ماند # 7 ms0466 چون زان چنان نگاری در سر فتد خماری %~% دل تخت و بخت جوید یا ننگ و ~~عار ماند # 8 می‌خواهم از خدا من تا شمس حق تبریز %~% در غار دل بتابد با یار غار ~~ماند PageV1P0848 ### || [genre: Gh] # 1 ای آن که از عزیزی در دیده جات کردند %~% دیدی که جمله رفتند تنها رهات ~~کردند # 2 ای یوسف امانت آخر برادرانت %~% بفروختندت ارزان و اندک بهات کردند # 3 آن‌ها که این جهان را بس بی‌وفا بدیدند %~% راه اختیار کردند ترک حیات ~~کردند # 4 بسیار خصم داری پنهان و می‌نبینی %~% کاین جمله حیله کردی ویشانت مات ~~کردند # 5 شاهان که نابدیدند چون حال تو بدیدند %~% از مهر و از عنایت جمله دعات ~~کردند # 6 با ساکنان سینه بنشین که اهل کینه %~% مانند طفل دینه بی‌دست و پات ~~کردند # 7 آن‌ها نهفتگانند وین‌ها که اهل رازند %~% از رنگ همچو چنگی باری دوتات ~~کردند # 8 اندیشه کن از آن‌ها کاندیشه‌هات دانند %~% کم جو وفا از این‌ها چون ~~بی‌وفات کردند PageV1P0849 ### || [genre: Gh] # 1 یک خانه پر ز مستان مستان نو رسیدند %~% دیوانگان بندی زنجیرها دریدند # 2 بس احتیاط کردیم تا نشنوند ایشان %~% گویی قضا دهل زد بانگ دهل شنیدند # 3 جان‌های جمله مستان دل‌های دل پرستان %~% ناگه قفس شکستند چون مرغ ~~برپریدند # 4 مستان سبو شکستند بر خنب‌ها نشستند %~% یا رب چه باده خوردند یا رب چه ~~مل چشیدند # 5 من دی ز ره رسیدم قومی چنین بدیدم %~% من خویش را کشیدم ایشان مرا ~~کشیدند # 6 آن را که جان گزیند بر آسمان نشیند %~% او را دگر کی بیند جز دیده‌ها ~~که دیدند # 7 یک ساقیی عیان شد آشوب آسمان شد %~% می تلخ از آن زمان شد خیکش از آن ~~دریدند PageV1P0850 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک پیش حسنت حوری قدم دو آید %~% در خانه خیالت شاید که غم درآید # 2 ای آنک هر وجودی ز آغاز از تو خیزد %~% شاید که با وجودت در ما ms0467 عدم ~~درآید # 3 ای غم تو جمع می‌شو کاینک سپاه شادی %~% تا کیقباد شادان با صد علم ~~درآید # 4 ای دل مباش غمگین کاینک ز شاه شیرین %~% آن چنگ پرنوای خالی شکم درآید # 5 آن ساقی الهی آید ز بزم شاهی %~% وان مطرب معانی اکنون به دم درآید # 6 ای غم چه خیره رویی آخر مرا نگویی %~% اندر درم درافتی چون او درم ~~درآید # 7 آخر شوم مسلم از آتش تو ای غم %~% زان کس که جان فزایی او را سلم درآید ~~PageV1P0851 ### || [genre: Gh] # 1 جز لطف و جز حلاوت خود از شکر چه آید %~% جز نور بخش کردن خود از قمر ~~چه آید # 2 جز رنگ‌های دلکش از گلستان چه خیزد %~% جز برگ و جز شکوفه از شاخ تر چه ~~آید # 3 جز طالع مبارک از مشتری چه یابی %~% جز نقدهای روشن از کان زر چه آید # 4 آن آفتاب تابان مر لعل را چه بخشد %~% وز آب زندگانی اندر جگر چه آید # 5 از دیدن جمالی کو حسن آفریند %~% بالله یکی نظر کن کاندر نظر چه آید # 6 ماییم و شور مستی مستی و بت پرستی %~% زین سان که ما شدستیم از ما دگر ~~چه آید # 7 مستی و مستتر شو بی‌زیر و بی‌زبر شو %~% بی خویش و بی‌خبر شو خود از ~~خبر چه آید # 8 چیزی ز ماست باقی مردانه باش ساقی %~% درده می رواقی زین مختصر چه آید # 9 چون گل رویم بیرون با جامه‌های گلگون %~% مجنون شویم مجنون از خواب و ~~خور چه آید # 10 ای شه صلاح دین تو بیرون مشو ز صورت %~% بنما فرشتگان را تو کز بشر چه ~~آید PageV1P0852 ### || [genre: Gh] # 1 مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد %~% زیرا به پیش دریا ماهی حقیر باشد # 2 مانند بحر قلزم ماهی نیابی ای جان %~% در بحر قلزم حق ماهی کثیر باشد # 3 بحرست همچو دایه ماهی چو شیرخواره %~% پیوسته طفل مسکین ms0468 گریان شیر باشد # 4 با این همه فراغت گر بحر را به ماهی %~% میلی بود به رحمت فضل کبیر ~~باشد # 5 وان ماهیی که داند کان بحر طالب اوست %~% پایش ز روی نخوت فوق اثیر ~~باشد # 6 آن ماهیی که دریا کار کسی نسازد %~% الا که رای ماهی آن را مشیر باشد # 7 گویی ز بس عنایت آن ماهیست سلطان %~% وان بحر بی‌نهایت او را وزیر باشد # 8 گر هیچ کس ز جرات ماهیش خواند او را %~% هر قطره‌ای به قهرش مانند تیر ~~باشد # 9 تا چند رمز گویی رمزت تحیر آرد %~% روشنترک بیان کن تا دل بصیر باشد # 10 مخدوم شمس دینست هم سید و خداوند %~% کز وی زمین تبریز مشک و عبیر ~~باشد # 11 گر خارهای عالم الطاف او ببینند %~% در نرمی و لطافت همچون حریر باشد # 12 جانم مباد هرگز گر جانم از شرابش %~% وز مستی جمالش از خود خبیر باشد ~~PageV1P0853 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم مکن چنین‌ها ای جان چنین نباشد %~% غم قصد جان ما کرد گفتا خود ~~این نباشد # 2 غم خود چه زهره دارد تا دست و پا برآرد %~% چون خرده‌اش بسوزم گر خرده ~~بین نباشد # 3 غم ترسد و هراسد ما را نکو شناسد %~% صد دود از او برآرم گر آتشین ~~نباشد # 4 غم خصم خویش داند هم حد خویش داند %~% در خدمت مطیعان جز چون زمین ~~نباشد # 5 چون تو از آن مایی در زهر اگر درآیی %~% کی زهر زهره دارد تا انگبین ~~نباشد # 6 در عین دود و آتش باشد خلیل را خوش %~% آن را خدای داند هر کس امین ~~نباشد # 7 هر کس که او امین شد با غیب همنشین شد %~% هر جنس جنس خود را چون ~~همنشین نباشد # 8 ای دست تو منور چون موسی پیمبر %~% خواهم که دست موسی در آستین نباشد # 9 زیرا گل سعادت بی‌روی تو نروید %~% ایاک نعبد ای جان بی‌نستعین نباشد ~~PageV1P0854 ### || [genre: Gh] # 1 عید ms0469 آمد و خوش آمد دلدار دلکش آمد %~% هر مرده‌ای ز گوری برجست و پیشش ~~آمد # 2 دل را زبان بباید تا جان به چنگش آرد %~% جان پاکشان بیاید کان یار ~~سرکش آمد # 3 جان غرق شهد و شکر از منبع نباتش %~% مه در میان خرمن زان ترک مه وش ~~آمد # 4 خاک از فروغ نفخش قبله فرشته آمد %~% کب از جوار آتش همطبع آتش آمد # 5 جان و دل فرشته جفت هوای حق شد %~% گردون فرشتگان را زان روی مفرش آمد # 6 نر باش و صیقلی کن دل را و نقش برخوان %~% بی نقش و بی‌جهات این شش سو ~~منقش آمد # 7 آن لعل را در آخر در جیب خویش یابی %~% بر جیب پاک جیبان نورش مر شش ~~آمد # 8 ز افیون شربت او سرمست خفت بدعت %~% ز استون رحمت او دولت منعش آمد # 9 ای هوشمند گوشی کو را کشید دستش %~% وی روسپید رویی کز وی مخمش آمد # 10 خاموش پنج نوبت مشنو ز آسمانی %~% کان آسمان برون این پنج و این شش ~~آمد PageV1P0855 ### || [genre: Gh] # 1 برجه ز خواب و بنگر نک روز روشن آمد %~% دل را ز خواب برکن هنگام رفتن ~~آمد # 2 تا کی اشارت آید تو ناشنوده آری %~% ترسم که عشق گوید کاین خواجه کودن ~~آمد # 3 رفتند خوشه چینان وین خوشه چین نشسته %~% کز ثقل و از گرانی چون تل ~~خرمن آمد PageV1P0856 ### || [genre: Gh] # 1 گفتی که در چه کاری با تو چه کار ماند %~% کاری که بی‌تو گیرم والله که ~~زار ماند # 2 گر خمر خلد نوشم با جام‌های زرین %~% جمله صداع گردد جمله خمار ماند # 3 در کارگاه عشقت بی‌تو هر آنچ بافم %~% والله نه پود ماند والله نه تار ~~ماند # 4 تو جوی بی‌کرانی پیشت جهان چو پولی %~% حاشا که با چنین جو بر پل گذار ~~ماند # 5 عالم چهار فصلست فصلی خلاف فصلی %~% با جنگ چار دشمن هرگز قرار ماند ms0470 # 6 پیش آ بهار خوبی تو اصل فصل‌هایی %~% تا فصل‌ها بسوزد جمله بهار ماند ~~PageV1P0857 ### || [genre: Gh] # 1 وقتی خوشست ما را لابد نبید باید %~% وقتی چنین به جانی جامی خرید باید # 2 ما را نبید و باده از خم غیب آید %~% ما را مقام و مجلس عرش مجید باید # 3 هر جا فقیر بینی با وی نشست باید %~% هر جا زحیر بینی از وی برید باید # 4 بگریز از آن فقیری کو بند لوت باشد %~% ما را فقیر معنی چون بایزید ~~باید # 5 از نور پاک چون زاد او باز پاک خواهد %~% و آنک از حدث بزاید او را ~~پلید باید # 6 اما چو قلب و نیکو ماننده‌اند با هم %~% پیش چراغ یزدان آن را گزید ~~باید # 7 بر دل نهاد قفلی یزدان و ختم کردش %~% از بهر فتح این در در غم طپید ~~باید # 8 سگ چون به کوی خسبد از قفل در چه باکش %~% اصحاب خانه‌ها را فتح کلید ~~باید # 9 سالی دو عید کردن کار عوام باشد %~% ما صوفیان جان را هر دم دو عید ~~باید # 10 جان گفت من مریدم زاینده جدیدم %~% زایندگان نو را رزق جدید باید # 11 ما را از آن مفازه عیشیست تازه تازه %~% آن را که تازه نبود او را ~~قدید باید # 12 ای آمده چو سردان اندر سماع مردان %~% زنده ز شخص مرده آخر بدید باید # 13 گر زانک چوب خشکی جز ز آتشی نخنبی %~% ور زانک شاخ سبزی آخر خمید باید # 14 آن ذوق را گرفتم پستان مادر آمد %~% بنهاد در دهانت آخر مکید باید # 15 خامش که در فصاحت عمر عزیز بردی %~% در روضه خموشان چندی چرید باید # 16 ای شمس حق تبریز در گفتنم کشیدی %~% روزی دو در خموشی دم درکشید باید ~~PageV1P0858 ### || [genre: Gh] # 1 نی دیده هر دلی را دیدار می‌نماید %~% نی هر خسیس را شه رخسار می‌نماید # 2 الا حقیر ما را الا خسیس ما را ms0471 %~% کز خار می‌رهاند گلزار می‌نماید # 3 دود سیاه ما را در نور می‌کشاند %~% زهد قدیم ما را خمار می‌نماید # 4 هرگز غلام خود را نفروشد و نبخشد %~% تا چیست اینک او را بازار ~~می‌نماید # 5 شیریست پور آدم صندوق عالم اندر %~% صندوق درشدست او بیمار می‌نماید # 6 روزی که او بغرد صندوق را بدرد %~% کاری نماید اکنون بی‌کار می‌نماید # 7 صدیق با محمد بر هفت آسمانست %~% هر چند کو به ظاهر در غار می‌نماید # 8 یکیست عشق لیکن هر صورتی نماید %~% وین احولان خس را دوچار می‌نماید # 9 جمله گلست این ره گر ظاهرش چو خارست %~% نور از درخت موسی چون نار ~~می‌نماید # 10 آب حیات آمد وین بانگ سیلابست %~% گفتار نیست لیکن گفتار می‌نماید # 11 سوگند خورده بودم کز دل سخن نگویم %~% دل آینه‌ست و رو را ناچار ~~می‌نماید # 12 شمس الحقی که نورش بر آینه‌ست تابان %~% در جنبش این و آن را دیوار ~~می‌نماید # 13 هر طبله که گشایم زان قند بی‌کرانست %~% کان را به نوع دیگر عطار ~~می‌نماید PageV1P0859 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل اگر کم آیی کارت کمال گیرد %~% مرغت شکار گردد صید حلال گیرد # 2 مه می‌دود چو آیی در ظل آفتابی %~% بدری شود اگر چه شکل هلال گیرد # 3 در دل مقام سازد همچون خیال آن کس %~% کاندر ره حقیقت ترک خیال گیرد # 4 کو آن خلیل گویا وجهت وجه حقا %~% وان جان گوشمالی کو پای مال گیرد # 5 این گنده پیر دنیا چشمک زند ولیکن %~% مر چشم روشنان را از وی ملال ~~گیرد # 6 گر در برم کشد او از ساحری و شیوه %~% اندر برش دل من کی پر و بال گیرد # 7 گلگونه کرده است او تا روی چون گلم را %~% بویش تباه گردد رنگش زوال ~~گیرد # 8 رخ بر رخش منه تو تا رویت از شهنشه %~% مانند آفتابی نور جلال گیرد # 9 چه جای آفتابی کز پرتو جمالش %~% صد آفتاب و مه ms0472 را بر چرخ حال گیرد # 10 شویان اولینش بنگر که در چه حالند %~% آن کاین دلیل داند نی آن دلال ~~گیرد # 11 ای صد هزار عاقل او در جوال کرده %~% کو عقل کاملی تا ترک جوال گیرد # 12 خطی نوشت یزدان بر خد خوش عذاران %~% کز خط سیه‌تر است او کاین خط و ~~خال گیرد # 13 از ابر خط برون آ وز خال و عم جدا شو %~% تا مه ز طلعت تو هر شام فال ~~گیرد PageV1P0860 ### || [genre: Gh] # 1 لطفی نماند کان صنم خوش لقا نکرد %~% ما را چه جرم اگر کرمش با شما ~~نکرد # 2 تشنیع می‌زنی که جفا کرد آن نگار %~% خوبی که دید در دو جهان کو جفا ~~نکرد # 3 عشقش شکر بس است اگر او شکر نداد %~% حسنش همه وفاست اگر او وفا نکرد # 4 بنمای خانه‌ای که از او نیست پرچراغ %~% بنمای صفه‌ای که رخش پرصفا ~~نکرد # 5 این چشم و آن چراغ دو نورند هر یکی %~% چون آن به هم رسید کسیشان جدا ~~نکرد # 6 چون روح در نظاره فنا گشت این بگفت %~% نظاره جمال خدا جز خدا نکرد # 7 هر یک از این مثال بیانست و مغلطه است %~% حق جز ز رشک نام رخش والضحی ~~نکرد # 8 خورشیدروی مفخر تبریز شمس دین %~% بر فانیی نتافت که آن را بقا نکرد ~~PageV1P0861 ### || [genre: Gh] # 1 قومی که بر براق بصیرت سفر کنند %~% بی ابر و بی‌غبار در آن مه نظر ~~کنند # 2 در دانه‌های شهوتی آتش زنند زود %~% وز دامگاه صعب به یک تک عبر کنند # 3 از خارخار این گر طبع آن طرف روند %~% بزم و سرای گلشن جای دگر کنند # 4 بر پای لولیان طبیعت نهند بند %~% شاهان روح زو سر از این کوی درکنند # 5 پای خرد ببسته و اوباش نفس را %~% دستی چنین گشاده که تا شور و شر کنند # 6 اجزای ما بمرده در این گورهای تن %~% کو صور عشق ms0473 تا سر از این گور ~~برکنند # 7 مسیست شهوت تو و اکسیر نور عشق %~% از نور عشق مس وجود تو زر کنند # 8 انصاف ده که با نفس گرم عشق او %~% سردا جماعتی که حدیث هنر کنند # 9 چون صوفیان گرسنه در مطبخ خرد %~% آیند و زله‌های گران مایه جز کنند # 10 زاغان طبع را تو ز مردار روزه ده %~% تا طوطیان شوند و شکار شکر کنند # 11 در ظل میرآب حیات شکرمزاج %~% شاید که آتشان طبیعت شرر کنند # 12 از رشک نورها است که عقل کمال را %~% از غیرت ملاحت او کور و کر کنند # 13 جز حق اگر به دیدن او غمزه‌ای کند %~% آن دیده را به مهر ابد بی‌خبر ~~کنند # 14 فخر جهان و دیده تبریز شمس دین %~% کاجزای خاک از گذرش زیب و فر کنند # 15 اندر فضای روح نیابند مثل او %~% گر صد هزار بارش زیر و زبر کنند # 16 خالی مباد از سر خورشید سایه‌اش %~% تا روز را به دور حوادث سپر کنند ~~PageV1P0862 ### || [genre: Gh] # 1 آتش پریر گفت نهانی به گوش دود %~% کز من نمی‌شکیبد و با من خوش است ~~عود # 2 قدر من او شناسد و شکر من او کند %~% کاندر فنای خویش بدیدست عود سود # 3 سر تا به پای عود گره بود بند بند %~% اندر گشایش عدم آن عقدها گشود # 4 ای یار شعله خوار من اهلا و مرحبا %~% ای فانی و شهید من و مفخر شهود # 5 بنگر که آسمان و زمین رهن هستی اند %~% اندر عدم گریز از این کور و زان ~~کبود # 6 هر جان که می‌گریزد از فقر و نیستی %~% نحسی بود گریزان از دولت و سعود # 7 بی محو کس ز لوح عدم مستفید نیست %~% صلحی فکن میان من و محو ای ودود # 8 آن خاک تیره تا نشد از خویشتن فنا %~% نی در فزایش آمد و نی رست از ~~رکود # 9 تا نطفه نطفه ms0474 بود و نشد محو از منی %~% نی قد سرو یافت نه زیبایی خدود # 10 در معده چون بسوزد آن نان و نان خورش %~% آن گاه عقل و جان شود و حسرت ~~حسود # 11 سنگ سیاه تا نشد از خویشتن فنا %~% نی زر و نقره گشت و نی ره یافت در ~~نقود # 12 خواریست و بندگیست پس آنگه شهنشهیست %~% اندر نماز قامه بود آنگهی ~~قعود # 13 عمری بیازمودی هستی خویش را %~% یک بار نیستی را هم باید آزمود # 14 طاق و طرنب فقر و فنا هم گزاف نیست %~% هر جا که دود آمد بی‌آتشی نبود # 15 گر نیست عشق را سر ما و هوای ما %~% چون از گزافه او دل و دستار ما ~~ربود # 16 عشق آمدست و گوش کشانمان همی‌کشد %~% هر صبح سوی مکتب یوفون بالعهود # 17 از چشممؤمنآب ندم می‌کند روان %~% تا سینه را بشوید از کینه و جحود # 18 تو خفته‌ای و آب خضر بر تو می‌زند %~% کز خواب برجه و بستان ساغر خلود # 19 باقیش عشق گوید با تو نهان ز من %~% ز اصحاب کهف باش هم ایقاظ و رقود ~~PageV1P0863 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل نگر که جانب گلزار می‌رود %~% گلگونه بین که بر رخ گلنار می‌رود # 2 میوه تمام گشته و بیرون شده ز خویش %~% منصوروار خوش به سر دار می‌رود # 3 اشکوفه برگ ساخته نهر نثار شاه %~% کاندر بهار شاه به ایثار می‌رود # 4 آن لاله‌ای چو راهب دل سوخته بدرد %~% در خون دیده غرق به کهسار می‌رود # 5 نه ماه خار کرد فغان در وفای گل %~% گل آن وفا چو دید سوی خار می‌رود # 6 ماندست چشم نرگس حیران به گرد باغ %~% کاین جا حدیث دیده و دیدار ~~می‌رود # 7 آب حیات گشته روان در بن درخت %~% چون آتشی که در دل احرار می‌رود # 8 هر گلرخی که بود ز سرما اسیر خاک %~% بر عشق گرمدار به بازار می‌رود # 9 اندر بهار وحی خدا درس ms0475 عام گفت %~% بنوشت باغ و مرغ به تکرار می‌رود # 10 این طالبان علم که تحصیل کرده‌اند %~% هر یک گرفته خلعت و ادرار ~~می‌رود # 11 گویی بهار گفت که الله مشتریست %~% گل جندره زده به خریدار می‌رود # 12 گل از درون دل دم رحمان فزون شنید %~% زودتر ز جمله بی‌دل و دستار ~~می‌رود # 13 دل در بهار بیند هر شاخ جفت یار %~% یاد آورد ز وصل و سوی یار می‌رود # 14 ای دل تو مفلسی و خریدار گوهری %~% آن جا حدیث زر به خروار می‌رود # 15 نی نی حدیث زر به خروار کی کنند %~% کان جا حدیث جان به انبار می‌رود # 16 این نفس مطمئنه خموشی غذای اوست %~% وین نفس ناطقه سوی گفتار می‌رود ~~PageV1P0864 ### || [genre: Gh] # 1 جانا بیار باده که ایام می‌رود %~% تلخی غم به لذت آن جام می‌رود # 2 جامی که عقل و روح حریف و جلیس اوست %~% نی نفس کوردل که سوی دام ~~می‌رود # 3 با جام آتشین چو تو از در درآمدی %~% وسواس و غم چو دود سوی بام می‌رود # 4 گر بر سرت گلست مشویش شتاب کن %~% بر آب و گل بساز که هنگام می‌رود # 5 آن چیز را بجوش که او هوش می‌برد %~% وان خام را بپز که سخن خام می‌رود # 6 زان باده داده‌ای تو به خورشید و ماه و چرخ %~% هر یک بدان نشاط چنین ~~رام می‌رود # 7 والله که ذره نیز از آن جام بیخودست %~% از کرم مست گشته به اکرام ~~می‌رود # 8 آرام بخش جان را زان می که از تفش %~% صبر و قرار و توبه و آرام می‌رود # 9 چون بوی وی رسد به خماران بود چنانک %~% آن مادر رحیم بر ایتام می‌رود # 10 امروز خاک جرعه می سیر سیر خورد %~% خورشیدوار جام کرم عام می‌رود # 11 سوی کشنده آید کشته چنانک زود %~% خون از بدن به شیشه حجام می‌رود # 12 چون کعبه که رود به در خانه ولی %~% این ms0476 رحمت خدای به ارحام می‌رود # 13 تا مست نیست از همه لنگان سپس ترست %~% در بیخودی به کعبه به یک گام ~~می‌رود # 14 تا باخودست راز نهان دارد از ادب %~% چون مست شد چه چاره که خودکام ~~می‌رود # 15 خاموش و نام باده مگو پیش مرد خام %~% چون خاطرش به باده بدنام می‌رود ~~PageV1P0865 ### || [genre: Gh] # 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد %~% در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد # 2 چشم تو برگشاید هر دم هزار چشم %~% زیرا مسیح وار خدا قدرتش بداد # 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم او %~% کان چشمشان بصارت نو از چه راه ~~داد # 4 گفتم به آسمان که چنین ماه دیده‌ای %~% سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ ~~یاد # 5 اکنون ببند دو لب و آن چشم برگشا %~% دیگر سخن مگوی اگر هست اتحاد ~~PageV1P0866 ### || [genre: Gh] # 1 چندان حلاوت و مزه و مستی و گشاد %~% در چشم‌های مست تو نقاش چون نهاد # 2 چشمت بیافرید به هر دم هزار چشم %~% زیرا خدا ز قدرت خود قدرتش بداد # 3 وان جمله چشم‌ها شده حیران چشم تو %~% که صد هزار رحمت بر چشم‌هات باد # 4 بر تخت سلطنت بنشستست چشم تو %~% هر جان که دید چشم تو را گفت داد داد # 5 گفتم که چشم چرخ چنین چشم هیچ دید %~% سوگند خورد و گفت مرا نیست هیچ ~~یاد PageV1P0867 ### || [genre: Gh] # 1 به حرم به خود کشید و مرا آشنا ببرد %~% یک یک برد شما را آنک مرا ببرد # 2 آن را که بود آهن آهن ربا کشید %~% وان را که بود برگ کهی کهربا ببرد # 3 قانون لنگری به ثری گشت منجذب %~% عیسی مهتری را جذب سما ببرد # 4 هر حس معنوی را در غیب درکشید %~% هر مس اسعدی را هم کیمیا ببرد # 5 از غارت فنا و اجل ایمنست و دور %~% آن کس که رخت خویش سوی انبیا ببرد # 6 آن چشم نیک ms0477 را نرسد هیچ چشم بد %~% کو شمع حسن را ز ملا در خلا ببرد # 7 ما از قضا به قاضی حاجت گریختیم %~% کنچ از قضا رسید به طالب قضا ببرد # 8 این‌ها گذشت ای خنک آن دل که ناگهش %~% حسن و جمال آن مه نیکولقا ببرد ~~PageV1P0868 ### || [genre: Gh] # 1 خیاط روزگار به بالای هیچ مرد %~% پیراهنی ندوخت که آن را قبا نکرد # 2 بنگر هزار گول سلیم اندر این جهان %~% دامان زر دهند و خرند از بلیس ~~درد # 3 گل‌های رنگ رنگ که پیش تو نقل‌هاست %~% تو می خوری از آن و رخت می‌کنند ~~زرد # 4 ای مرده را کنار گرفته که جان من %~% آخر کنار مرده کند جان و جسم سرد # 5 خود با خدای کن که از این نقش‌های دیو %~% خواهی شدن به وقت اجل ~~بی‌مراد فرد # 6 پاها مکش دراز بر این خوش بساط خاک %~% کاین بستریست عاریه می‌ترس از ~~نورد # 7 مفکن گزافه مهره در این طاس روزگار %~% پرهیز از آن حریف که هست اوستاد ~~نرد # 8 منگر به گرد تن بنگر در سوار روح %~% می‌جو سوار را به نظر در میان گرد # 9 رخسارها چون گل لابد ز گلشنیست %~% گلزار اگر نباشد پس از کجاست ورد # 10 سیب زنخ چو دیدی می‌دان درخت سیب %~% بهر نمونه آمد این نیست بهر خورد # 11 همت بلند دار که با همت خسیس %~% چاوش پادشاه براند تو را که برد # 12 خاموش کن ز حرف و سخن بی‌حروف گوی %~% چون ناطقه ملایکه بر سقف لاجورد ~~PageV1P0869 ### || [genre: Gh] # 1 چشمم همی‌پرد مگر آن یار می‌رسد %~% دل می‌جهد نشانه که دلدار می‌رسد # 2 این هدهد از سپاه سلیمان همی‌پرد %~% وین بلبل از نواحی گلزار می‌رسد # 3 جامی بخر به جانی ور زانک مفلسی %~% بفروش خویش را که خریدار می‌رسد # 4 آن گوش انتظار خبر نوش می‌کند %~% وان چشم اشکبار به دیدار می‌رسد # 5 آن دل که پاره پاره شد و پاره‌هاش ms0478 خون %~% آن پاره پاره رفته به یک بار ~~می‌رسد # 6 قد چو چنگ را که دلش تار تار شد %~% نک زخمه نشاط به هر تار می‌رسد # 7 آن خارخار باغ و تقاضاش رد نشد %~% گل‌های خوش عذار سوی خار می‌رسد # 8 آن زینهار گفتن عاشق تهی نبود %~% اینک سپاه وصل به زنهار می‌رسد # 9 نک طوطیان عشق گشادند پر و بال %~% کز سوی مصر قند به قنطار می‌رسد # 10 شهر ایمنست جمله دزدان گریختند %~% از بیم آنک شحنه قهار می‌رسد # 11 چندین هزار جعفر طرار شب گریخت %~% کآمد خبر که جعفر طیار می‌رسد # 12 فاش و صریح گو که صفات بشر گریخت %~% زیرا صفات خالق جبار می‌رسد # 13 ای مفلسان باغ خزان راهتان بزد %~% سلطان نوبهار به ایثار می‌رسد # 14 در خامشیست تابش خورشید بی‌حجاب %~% خاموش کاین حجاب ز گفتار می‌رسد ~~PageV1P0870 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار خرم و رحمت نثار شد %~% سوسن چو ذوالفقار علی آبدار شد # 2 اجزای خاک حامله بودند از آسمان %~% نه ماه گشت حامله زان بی‌قرار شد # 3 گلنار پرگره شد و جوبار پرزره %~% صحرا پر از بنفشه و که لاله زار شد # 4 اشکوفه لب گشاد که هنگام بوسه گشت %~% بگشاد سر و دست که وقت کنار شد # 5 گلزار چرخ چونک گلستان دل بدید %~% در رو کشید ابر و ز دل شرمسار شد # 6 آن خار می‌گریست که ای عیب پوش خلق %~% شد مستجاب دعوت او گلعذار شد # 7 شاه بهار بست کمر را به معذرت %~% هر شاخ و هر درخت از او تاجدار شد # 8 هر چوب در تجمل چون بزم میر گشت %~% گر در دو دست موسی یک چوب مار شد # 9 زنده شدند بار دگر کشتگان دی %~% تا منکر قیامت بی‌اعتبار شد # 10 اصحاب کهف باغ ز خواب اندرآمدند %~% چون لطف روح بخش خدا یار غار شد # 11 ای زنده گشتگان به زمستان کجا بدیت %~% آن سو که وقت خواب روان ms0479 را ~~مطار شد # 12 آن سو که هر شبی بپرد این حواس و روح %~% آن سو که هر شبی نظر و ~~انتظار شد # 13 مه چون هلال بود سفر کرد آن طرف %~% بدری منور آمد و شمع دیار شد # 14 این پنج حس ظاهر و پنج دگر نهان %~% لنگ و ملول رفت و سحر راهوار شد # 15 بربند این دهان و مپیمای باد بیش %~% کز باد گفت راه نظر پرغبار شد ~~PageV1P0871 ### || [genre: Gh] # 1 این عشق جمله عاقل و بیدار می‌کشد %~% بی تیغ می‌برد سر و بی‌دار ~~می‌کشد # 2 مهمان او شدیم که مهمان همی‌خورد %~% یار کسی شدیم که او یار می‌کشد # 3 چون یوسفی بدید چو گرگان همی‌درد %~% چونمؤمنی بدید چو کفار می‌کشد # 4 ما دل نهاده‌ایم که دلداریی کند %~% یا گر کشد به رحم و به هنجار ~~می‌کشد # 5 نی نی که کشته را دم او جان همی‌دهد %~% گر چه به غمزه عاشق بسیار ~~می‌کشد # 6 هل تا کشد تو را نه که آب حیات اوست %~% تلخی مکن که دوست عسل وار ~~می‌کشد # 7 همت بلند دار که آن عشق همتی %~% شاهان برگزیده و احرار می‌کشد # 8 ما چون شبیم ظل زمین و وی آفتاب %~% شب را به تیغ صبح گهردار می‌کشد # 9 زنگی شب ببرد چو طرار عقل ما %~% شحنه صبوح آمد و طرار می‌کشد # 10 شب شرق تا به غرب گرفته سپاه زنگ %~% رومی روزشان به یکی بار می‌کشد # 11 حاصل مرا چو بلبل مستی ز گلشنیست %~% چون بلبلم جدایی گلزار می‌کشد ~~PageV1P0872 ### || [genre: Gh] # 1 خفته نمود دلبر گفتم ز باغ زود %~% شفتالوی بدزدم او خود نخفته بود # 2 خندید و گفت روبه آخر به زیرکی %~% از دست شیر صید کجا سهل درربود # 3 مر ابر را که دوشد و آن جا که دررسد %~% الا مگر که ابر نماید به خویش ~~جود # 4 معدوم را کجاست به ایجاد دست و پا %~% فضل خدای بخشد معدوم را ms0480 وجود # 5 معدوم وار بنشین زیرا که در نماز %~% داد سلام نبود الا که در قعود # 6 بر آتش آب چیره بود از فروتنی %~% کآتش قیام دارد و آب است در سجود # 7 چون لب خموش باشد دل صدزبان شود %~% خاموش چند چند بخواهیش آزمود ~~PageV1P0873 ### || [genre: Gh] # 1 امروز مرده بین که چه سان زنده می‌شود %~% آزاد سرو بین که چه سان بنده ~~می‌شود # 2 پوسیده استخوان و کفن‌های مرده بین %~% کز روح و علم و عشق چه آکنده ~~می‌شود # 3 آن حلق و آن دهان که دریدست در لحد %~% چون عندلیب مست چه گوینده ~~می‌شود # 4 آن جان به شیشه‌ای که ز سوزن همی‌گریخت %~% جان را به تیغ عشق فروشنده ~~می‌شود # 5 بسیار دیده‌ای که بجوشد ز سنگ آب %~% از شهد شیر بین که چه جوشنده ~~می‌شود # 6 امروز کعبه بین که روان شد به سوی حاج %~% کز وی هزار قافله فرخنده ~~می‌شود # 7 امروز غوره بین که شکر بست از نشاط %~% امروز شوره بین که چه روینده ~~می‌شود # 8 می‌خند ای زمین که بزادی خلیفه‌ای %~% کز وی کلوخ و سنگ تو جنبنده می ~~شود # 9 غم مرد و گریه رفت بقای من و تو باد %~% هر جا که گریه ایست کنون خنده ~~می‌شود # 10 آن گلشنی شکفت که از فر بوی او %~% بی داس و تیش خار تو برکنده می‌شود # 11 پاینده گشت خضر که آب حیات دید %~% پاینده گشت و دید که پاینده می‌شود # 12 پاینده عمر باد روان لطیف ما %~% جان را بقاست تن چو قبا ژنده می‌شود # 13 خاموش و خوش بخسپ در این خرمن شکر %~% زیرا شکر به گفت پراکنده می‌شود # 14 من خامشم ولیک ز هیهای طوطیان %~% هم نیشکر ز لطف خروشنده می‌شود ~~PageV1P0874 ### || [genre: Gh] # 1 گر عید وصل تست منم خود غلام عید %~% بهر تست خدمت و سجده و سلام عید # 2 تا نام تو شنیدم شد سرد بر دلم %~% از غایت ms0481 حلاوت نام تو نام عید # 3 ای شاد آن زمان که درآید وصال تو %~% تا ما ز گنج وصل تو بدهیم وام عید # 4 تا آفتاب چهره زیبات دررسید %~% صبحی شود ز صبح جمال تو شام عید # 5 در یمن و در سعادت و در بخت و در صفا %~% ای پرتو خیال تو بوده امام ~~عید # 6 ای سجده‌ها به پیش درت واجبات عید %~% وی دیده خویشتن ز تو قایم خرام ~~عید # 7 جام شراب وصل تو پر کن ز فضل خود %~% تا کام جان روا شود از جام و کام ~~عید # 8 اندر رکاب تو چو روان‌ها روا شوند %~% در وی کجا رسد به دو صد سال گام ~~عید # 9 آمد ز گرد راه تو این عید و مژده داد %~% جانم دوید پیش و گرفته لگام ~~عید # 10 دانست کز خدیو اجل شمس دین بود %~% این فرو این جلالت و این لطف عام ~~عید # 11 لیکن کجاست فر و جمال تو بی‌نظیر %~% خود کی شوند دلشدگان تو رام عید # 12 تبریز با شراب چنان صدر نامدار %~% بر تو حرام باشد بی‌شبهه تو جام ~~عید PageV1P0875 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند خرقه بردرم از بیم و از امید %~% درده شراب و واخرام از بیم و ~~از امید # 2 پیش آر جام آتش اندیشه سوز را %~% کاندیشه‌هاست در سرم از بیم و از ~~امید # 3 کشتی نوح را که ز طوفان امان ماست %~% بنما که زیر لنگرم از بیم و از ~~امید # 4 آن زر سرخ و نقد طرب را بده که من %~% رخسارزرد چون زرم از بیم و از ~~امید # 5 در حلقه ز آنچ دادی در حلق من بریز %~% کآخر چو حلقه بر درم از بیم و ~~از امید # 6 بار دگر به آب ده این رنگ و بوی را %~% کاین دم به رنگ دیگرم از بیم و ~~از امید # 7 ز آبی که آب کوثر اندر هوای اوست %~% کاندر ms0482 هوای کوثرم از بیم و از ~~امید # 8 در عین آتشم چو خلیلم فرست آب %~% کزر مثال بتگرم از بیم و از امید # 9 کوری چشم بد تو ز چشمم نهان مشو %~% کز چشم‌ها نهانترم از بیم و از ~~امید # 10 در آفتاب روی خودم دار زانک من %~% مانند این غزل ترم از بیم و از ~~امید PageV1P0876 ### || [genre: Gh] # 1 امسال بلبلان چه خبرها همی‌دهند %~% یا رب به طوطیان چه شکرها همی‌دهند # 2 در باغ‌ها درآی تو امسال و درنگر %~% کان شاخه‌های خشک چه برها ~~همی‌دهند # 3 مقراض در میان نه و خلعت همی‌برند %~% وان را که تاج رفت کمرها ~~همی‌دهند # 4 بی منت کسی همه بر نقره می‌زنند %~% بی زحمت مصادره زرها همی‌دهند # 5 هر دل که تشنه‌ست به دریا همی‌برند %~% وان را که گوهرست گهرها ~~همی‌دهند # 6 این تحفه دیده‌اند که عشاق روزگار %~% تا برشمار موی تو سرها همی‌دهند # 7 این نور دیده‌اند که دیوانگان راه %~% سودا همی‌خرند و هنرها همی‌دهند ~~PageV1P0877 ### || [genre: Gh] # 1 صحرا خوشست لیک چو خورشید فر دهد %~% بستان خوشست لیک چو گلزار بر دهد # 2 خورشید دیگریست که فرمان و حکم او %~% خورشید را برای مصالح سفر دهد # 3 بوسه به او رسد که رخش همچو زر بود %~% او را نمی‌رسد که رود مال و زر ~~دهد # 4 بنگر به طوطیان که پر و بال می‌زنند %~% سوی شکرلبی که به ایشان شکر ~~دهد # 5 هر کس شکرلبی بگزیده‌ست در جهان %~% ما را شکرلبیست که چیزی دگر دهد # 6 ما را شکرلبیست شکرها گدای اوست %~% ما را شهنشهیست که ملک و ظفر دهد # 7 همت بلند دار اگر شاه زاده‌ای %~% قانع مشو ز شاه که تاج و کمر دهد # 8 برکن تو جامه‌ها و در آب حیات رو %~% تا پاره‌های خاک تو لعل و گهر دهد # 9 بگریز سوی عشق و بپرهیز از آن بتی %~% کو دلبری نماید و خون جگر دهد # 10 در چشم ms0483 من نیاید خوبی هیچ خوب %~% نقاش جسم جان را غیبی صور دهد # 11 کی آب شور نوشد با مرغ‌های کور %~% آن مرغ را که عقل ز کوثر خبر دهد # 12 خود پر کند دو دیده ما را به حسن خویش %~% گر ماه آن ببیند در حال سر ~~دهد # 13 در دیده گدای تو آید نگار خاک %~% حاشا ز دیده‌ای که خدایش نظر دهد # 14 خامش ز حرف گفتن تا بوک عقل کل %~% ما را ز عقل جزوی راه و عبر دهد ~~PageV1P0878 ### || [genre: Gh] # 1 صبح آمد و صحیفه مصقول برکشید %~% وز آسمان سپیده کافور بردمید # 2 صوفی چرخ خرقه و شال کبود خویش %~% تا جایگاه ناف به عمدا فرودرید # 3 رومی روز بعد هزیمت چو دست یافت %~% از تخت ملک زنگی شب را فروکشید # 4 زان سو که ترک شادی و هندوی غم رسید %~% آمد شدیست دایم و راهیست ~~ناپدید # 5 یا رب سپاه شاه حبش تا کجا گریخت %~% ناگه سپاه قیصر روم از کجا رسید # 6 زین راه نابدید معما کی بو برد %~% آنک از شراب عشق ازل خورد یا چشید # 7 حیران شدست شب که کی رویش سیاه کرد %~% حیران شدست روز که خوبش که ~~آفرید # 8 حیران شده زمین که چو نیمیش شد گیاه %~% نیمی دگر چرنده شد و زان ~~همی‌چرید # 9 نیمیش شد خورنده و نیمیش خوردنی %~% نیمی حریص پاکی و نیمی دگر پلید # 10 شب مرد و زنده گشت حیاتست بعد مرگ %~% ای غم بکش مرا که حسینم توی ~~یزید # 11 گوهر مزاد کرد که این را کی می‌خرد %~% کس را بها نبود همو خود ز خود ~~خرید # 12 امروز ساقیا همه مهمان تو شدیم %~% هر شام قدر شد ز تو هر روز روز عید # 13 درده ز جام باده که یسقون من رحیق %~% کاندیشه را نبرد جز عشرت جدید # 14 رندان تشنه دل چو به اسراف می‌خورند %~% خود را چو گم کنند بیابند آن ms0484 ~~کلید # 15 پهلوی خم وحدت بگرفته‌ای مقام %~% با نوح و لوط و کرخی و شبلی و ~~بایزید # 16 خاموش کن که جان ز فرح بال می‌زند %~% تا آن شراب در سر و رگ‌های جان ~~دوید PageV1P0879 ### || [genre: Gh] # 1 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد %~% صد بحر سلطنت ز تطاول سراب شد # 2 صد برج حرص و بخل به خندق دراوفتاد %~% صد بخت نیم خواب به کلی به خواب ~~شد # 3 آن شاهراه غیب بر آن قوم بسته بود %~% وان ماه زنگ ظلم به زیر حجاب شد # 4 وان چشم کو چو برق همی‌سوخت خلق را %~% در نوحه اوفتاد و به گریه سحاب ~~شد # 5 وان دل که صد هزار دل از وی کباب بود %~% در آتش خدای کنون او کباب شد # 6 ای شاد آن کسی که از این عبرتی گرفت %~% او را از این سیاست شه فتح باب ~~شد # 7 چون روز گشت و دید که او شب چه کرده بود %~% سودش نداشت سخره صد اضطراب ~~شد # 8 چون بخت روسپید شب اندر دعا گذار %~% زیرا دعای نوح به شب مستجاب شد ~~PageV1P0880 ### || [genre: Gh] # 1 آه که بار دگر آتش در من فتاد %~% وین دل دیوانه باز روی به صحرا نهاد # 2 آه که دریای عشق بار دگر موج زد %~% وز دل من هر طرف چشمه خون برگشاد # 3 آه که جست آتشی خانه دل درگرفت %~% دود گرفت آسمان آتش من یافت باد # 4 آتش دل سهل نیست هیچ ملامت مکن %~% یا رب فریاد رس ز آتش دل داد داد # 5 لشکر اندیشه‌ها می‌رسد از بیشه‌ها %~% سوی دلم طلب طلب وز غم من شاد ~~شاد # 6 ای دل روشن ضمیر بر همه دل‌ها امیر %~% صبر گزیدی و یافت جان تو جمله ~~مراد # 7 چشم همه خشک و تر مانده در همدگر %~% چشم تو سوی خداست چشم همه بر تو ~~باد # 8 دست تو دست خدا چشم تو مست ms0485 خدا %~% بر همه پاینده باد سایه رب العباد # 9 ناله خلق از شماست آن شما از کجاست %~% این همه از عشق زاد عشق عجب از ~~چه زاد # 10 شمس حق دین تویی مالک ملک وجود %~% ای که ندیده چو تو عشق دگر کیقباد ~~PageV1P0881 ### || [genre: Gh] # 1 جامه سیه کرد کفر نور محمد رسید %~% طبل بقا کوفتند ملک مخلد رسید # 2 روی زمین سبز شد جیب درید آسمان %~% بار دگر مه شکافت روح مجرد رسید # 3 گشت جهان پرشکر بست سعادت کمر %~% خیز که بار دگر آن قمرین خد رسید # 4 دل چو سطرلاب شد آیت هفت آسمان %~% شرح دل احمدی هفت مجلد رسید # 5 عقل معقل شبی شد بر سلطان عشق %~% گفت به اقبال تو نفس مقید رسید # 6 پیک دل عاشقان رفت به سر چون قلم %~% مژده همچون شکر در دل کاغد رسید # 7 چند کند زیر خاک صبر روان‌های پاک %~% هین ز لحد برجهید نصر مؤید رسید # 8 طبل قیامت زدند صور حشر می‌دمد %~% وقت شد ای مردگان حشر مجدد رسید # 9 بعثر ما فی القبور حصل ما فی الصدور %~% آمد آواز صور روح به مقصد رسید # 10 دوش در استارگان غلغله افتاده بود %~% کز سوی نیک اختران اختر اسعد ~~رسید # 11 رفت عطارد ز دست لوح و قلم درشکست %~% در پی او زهره جست مست به فرقد ~~رسید # 12 قرص قمر رنگ ریخت سوی اسد می‌گریخت %~% گفتم خیرست گفت ساقی بیخود ~~رسید # 13 عقل در آن غلغله خواست که پیدا شود %~% کودک هم کودکست گو چه به ابجد ~~رسید # 14 خیز که دوران ماست شاه جهان آن ماست %~% چون نظرش جان ماست عمر مؤبد ~~رسید # 15 ساقی بی‌رنگ و لاف ریخت شراب از گزاف %~% رقص جمل کرد قاف عیش ممدد ~~رسید # 16 باز سلیمان روح گفت صلای صبوح %~% فتنه بلقیس را صرح ممرد رسید # 17 رغم حسودان دین کوری دیو لعین %~% کحل دل و دیده در چشم ms0486 مرمد رسید # 18 از پی نامحرمان قفل زدم بر دهان %~% خیز بگو مطربا عشرت سرمد رسید ~~PageV1P0882 ### || [genre: Gh] # 1 جان من و جان تو بود یکی ز اتحاد %~% این دو که هر دو یکیست جز که همان ~~یک مباد # 2 فرد چرا شد عدد از سبب خوی بد %~% ز آتش بادی بزاد در سر ما رفت باد # 3 گشت جدا موج‌ها گر چه بد اول یکی %~% از سبب باد بود آنک جدایی بزاد # 4 جام دوی درشکن باده مده باد را %~% چون دو شود پادشاه شهر رود در فساد # 5 روز فضیلت گرفت زانک یکی شمع داشت %~% هر طرفی شب ز عجز شمع و چراغی ~~نهاد # 6 گر چه ز رب العباد هر نفسی رحمتست %~% کی بود آن دم که رب ماند و فانی ~~عباد PageV1P0883 ### || [genre: Gh] # 1 پرده دل می‌زند زهره هم از بامداد %~% مژده که آن بوطرب داد طرب‌ها ~~بداد # 2 بحر کرم کرد جوش پنبه برون کن ز گوش %~% آنچ کفش داد دوش ما و تو را ~~نوش باد # 3 عشق همایون پیست خطبه به نام ویست %~% از سر ما کم مباد سایه این ~~کیقباد # 4 روی خوشش چون شرار خوی خوشش نوبهار %~% وان دگرش زینهار او هو رب ~~العباد # 5 ز اول روز این خمار کرد مرا بی‌قرار %~% می‌کشدم ابروار عشق تو چون ~~تندباد # 6 دست دل از رنج رست گر چه دلارام مست %~% بست سر زلف بست خواجه ببین این ~~گشاد # 7 می‌کشدم موکشان من ترش و سرگران %~% رو که مراد جهان می‌کشدم بی‌مراد # 8 عقل بر آن عقل ساز ناز همی‌کرد ناز %~% شکر کز آن گشت باز تا به مقام ~~اوفتاد # 9 پای به گل بوده‌ام زانک دودل بوده‌ام %~% شکر که دودل نماند یک دله شد ~~دل نهاد # 10 لاف دل از آسمان لاف تن از ریسمان %~% بگسلم این ریسمان بازروم در ~~معاد # 11 دلبر روز الست چیز دگر گفت پست %~% هیچ کسی هست ms0487 کو آرد آن را به یاد # 12 گفت به تو تاختم بهر خودت ساختم %~% ساخته خویش را من ندهم در مزاد # 13 گفتم تو کیستی گفت مراد همه %~% گفتم من کیستم گفت مراد مراد # 14 مفتعلن فاعلات رفته بدم از صفات %~% محو شده پیش ذات دل به سخن چون ~~فتاد # 15 داد دل و عقل و جان مفخر تبریزیان %~% از مدد این سه داد یافت زمانه ~~سداد PageV1P0884 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد %~% دولت بار دگر در رخ ما رو گشاد # 2 سرمه کشید این جهان باز ز دیدار ما %~% گشت جهان تازه روی چشم بدش دور ~~باد # 3 عشق ز زنجیر خویش جست و خرد را گرفت %~% عقل ز دستان عشق ناله کنان داد ~~داد # 4 مریم عشق قدیم زاد مسیحی عجب %~% داد نیابد خرد چونک چنین فتنه زاد # 5 باز دو صد قرص ماه بر سر آن خوان شکست %~% دل چو چنین خوان بدید پای به ~~خون درنهاد # 6 دولت بشتافته‌ست چون نظرت تافته‌ست %~% تا که بقا یافته‌ست عاشق کون و ~~فساد # 7 مفخر تبریزیان شمس حق ای خوش نشان %~% عالم ای شاه جان بی‌رخ خوبت مباد ~~PageV1P0885 ### || [genre: Gh] # 1 از رسن زلف تو خلق به جان آمدند %~% بهر رسن بازیش لولیکان آمدند # 2 در دل هر لولیی عشق چو استاره‌ای %~% رقص کنان گرد ماه نورفشان آمدند # 3 در هوس این سماع از پس بستان عشق %~% سروقدان چون چنار دست زنان آمدند # 4 بین که چه ریسیده‌ایم دست که لیسیده‌ایم %~% تا که چنین لقمه‌ها سوی ~~دهان آمدند # 5 لولیکان قنق در کف گوشه تتق %~% وز تتق آن عروس شاه جهان آمدند # 6 شاه که در دولتش هر طرفی شاهدی %~% سینه گشاده به ما بهر امان آمدند # 7 شیوه ابرو کند هر نفسی پیش ما %~% گر چه که از تیر غمز سخته کمان آمدند # 8 شب رو و عیار باش بر سر هر کوی از ms0488 آنک %~% زیر لحاف ازل نیک نهان آمدند # 9 جانب تبریز در شمس حقم دیده‌اند %~% ترک دکان خواندند چونک به کان ~~آمدند PageV1P0886 ### || [genre: Gh] # 1 روبهکی دنبه برد شیر مگر خفته بود %~% جان نبرد خود ز شیر روبه کور و ~~کبود # 2 قاصد ره داد شیر ور نه کی باور کند %~% این چه که روباه لنگ دنبه ز ~~شیری ربود # 3 گوید گرگی بخورد یوسف یعقوب را %~% شیر فلک هم بر او پنجه نیارد گشود # 4 هر نفس الهام حق حارس دل‌های ماست %~% از دل ما کی برد میمنه دیو حسود # 5 دست حق آمد دراز با کف حق کژ مباز %~% در ره حق هر کی کاشت دانه جو جو ~~درود # 6 هر که تو را کرد خوار رو به خدایش سپار %~% هر کی بترساندت روی به حق ~~آر زود # 7 غصه و ترس و بلا هست کمند خدا %~% گوش کشان آردت رنج به درگاه جود # 8 یارب و یارب کنان روی سوی آسمان %~% آب ز دیده روان بر رخ زردت چو رود # 9 سبزه دمیده ز آب بر دل و جان خراب %~% صبح گشاده نقاب ذلک یوم الخلود # 10 گر سر فرعون را درد بدی و بلا %~% لاف خدایی کجا دردهدی آن عنود # 11 چون دم غرقش رسید گفت اقل العبید %~% کفر شد ایمان و دید چونک بلا رو ~~نمود # 12 رنج ز تن برمدار در تک نیلش درآر %~% تا تن فرعون وار پاک شود از جحود # 13 نفس به مصرست امیر در تک نیلست اسیر %~% باش بر او جبرئیل دود برآور ز ~~عود # 14 عود بخیلست او بو نرساند به تو %~% راز نخواهد گشا تا نکشد نار و دود # 15 مفخر تبریز گفت شمس حق و دین نهفت %~% رو ترش از توست عشق سرکه نشاید ~~فزود PageV1P0887 ### || [genre: Gh] # 1 زهره من بر فلک شکل دگر می‌رود %~% در دل و در دیده‌ها همچو نظر می‌رود # 2 چشم چو مریخ او ms0489 مست ز تاریخ او %~% جان به سوی ناوکش همچو سپر می‌رود # 3 ابروی چون سنبله بی‌خبرست از مهش %~% گر خبرستش چرا فوق قمر می‌رود # 4 ذره چرا شد سوار بر سر کره هوا %~% چون سوی تو آفتاب جمله به سر می‌رود # 5 آن زحل از ابلهی جست زبردستیی %~% غافل از آن کاین فلک زیر و زبر ~~می‌رود # 6 دل ز شب زلف تو دید رخ همچو روز %~% زین شب و روز او نهان همچو سحر ~~می‌رود # 7 ترک فلک گاو را بر سر گردون ببست %~% کرد ندا در جهان کی به سفر می‌رود # 8 جامه کبود آسمان کرد ز دست قضا %~% این قدرش فهم نی کو به قدر می‌رود # 9 خاک دهان خشک را رعد بشارت دهد %~% کابر چو مشک سقا بهر مطر می‌رود # 10 اختر و ابر و فلک جنی و دیو و ملک %~% آخر ای بی‌یقین بهر بشر می‌رود # 11 پنبه برون کن ز گوش عقل و بصر را مپوش %~% کان صنم حله پوش سوی بصر ~~می‌رود # 12 نای و دف و چنگ را از پی گوشی زنند %~% نقش جهان جانب نقش نگر می‌رود # 13 آن نظری جو که آن هست ز نور قدیم %~% کاین نظر ناریت همچو شرر می‌رود # 14 جنس رود سوی جنس بس بود این امتحان %~% شه سوی شه می‌رود خر سوی خر ~~می‌رود # 15 هر چه نهال ترست جانب بستان برند %~% خشک چو هیزم شود زیر تبر می‌رود # 16 آب معانی بخور هر دم چون شاخ تر %~% شکر که در باغ عشق جوی شکر می‌رود # 17 بس کن از این امر و نهی بین که تو نفس حرون %~% چونش بگویی مرو لنگ ~~بتر می‌رود # 18 جان سوی تبریز شد در هوس شمس دین %~% جان صدفست و سوی بحر گهر می‌رود ~~PageV1P0888 ### || [genre: Gh] # 1 روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید %~% ای خنک آن را که او روی شما را ~~ندید # 2 من ms0490 شده مهمان تو در چمن جان تو %~% پای پر از خار شد دست یکی گل نچید # 3 ای مثل خارپشت گرد تو خار درشت %~% خار تو ما را بکشت مار تو ما را ~~گزید # 4 با تو موافق شدم با تو منافق شدم %~% بر دبه عاشق شدم در دبه زیت پلید ~~PageV1P0889 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدمی همچو صبح پرده ظلمت درید %~% نیم شبی ناگهان صبح قیامت دمید # 2 واسطه‌ها را برید دید به خود خویش را %~% آنچ زبانی نگفت بی‌سر و گوشی ~~شنید # 3 پوست بدرد ز ذوق عشق چو پیدا شود %~% لیک کجا ذوق آن کو کندت ناپدید # 4 فقر ببرده سبق رفته طبق بر طبق %~% باز کند قفل را فقر مبارک کلید # 5 کشته شهوت پلید کشته عقلست پاک %~% فقر زده خیمه‌ای زان سوی پاک و پلید # 6 جمله دل عاشقان حلقه زده گرد فقر %~% فقر چو شیخ الشیوخ جمله دل‌ها ~~مرید # 7 چونک به تبریز چشم شمس حقم را بدید %~% گفت حقش پر شدی گفت که هل من ~~مزید PageV1P0890 ### || [genre: Gh] # 1 دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسید %~% جلوه گلشن به باغ همچو نگاران ~~رسید # 2 زحمت سرما و دود رفت به کور و کبود %~% شاخ گل سرخ را وقت نثاران رسید # 3 باغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواست %~% لطف خدا یار شد دولت یاران ~~رسید # 4 آمد خورشید ما باز به برج حمل %~% معطی صاحب عمل سیم شماران رسید # 5 طالب و مطلوب را عاشق و معشوق را %~% همچو گل خوش کنار وقت کناران رسید # 6 بر مثل وام دار جمله به زندان بدند %~% زرگر بخشایشش وام گزاران رسید # 7 جمله صحرا و دشت پر ز شکوفه‌ست و کشت %~% خوف تتاران گذشت مشک تتاران ~~رسید # 8 هر چه بمردند پار حشر شدند از بهار %~% آمد میر شکار صید شکاران رسید # 9 آن گل شیرین لقا شکر کند از خدا %~% بلبل سرمست ما بهر ms0491 خماران رسید # 10 وقت نشاط‌ست و جام خواب کنون شد حرام %~% اصل طرب‌ها بزاد شیره فشاران ~~رسید # 11 جام من از اندرون باده من موج خون %~% از ره جان ساقی خوب عذاران رسید ~~PageV1P0891 ### || [genre: Gh] # 1 آمد شهر صیام سنجق سلطان رسید %~% دست بدار از طعام مایده جان رسید # 2 جان ز قطیعت برست دست طبیعت ببست %~% قلب ضلالت شکست لشکر ایمان رسید # 3 لشکر والعادیات دست به یغما نهاد %~% ز آتش والموریات نفس به افغان ~~رسید # 4 البقره راست بود موسی عمران نمود %~% مرده از او زنده شد چونک به قربان ~~رسید # 5 روزه چو قربان ماست زندگی جان ماست %~% تن همه قربان کنیم جان چو به ~~مهمان رسید # 6 صبر چو ابریست خوش حکمت بارد از او %~% زانک چنین ماه صبر بود که قرآن ~~رسید # 7 نفس چو محتاج شد روح به معراج شد %~% چون در زندان شکست جان بر جانان ~~رسید # 8 پرده ظلمت درید دل به فلک برپرید %~% چون ز ملک بود دل باز بدیشان رسید # 9 زود از این چاه تن دست بزن در رسن %~% بر سر چاه آب گو یوسف کنعان رسید # 10 عیسی چو از خر برست گشت دعایش قبول %~% دست بشو کز فلک مایده و خوان ~~رسید # 11 دست و دهان را بشو نه بخور و نه بگو %~% آن سخن و لقمه جو کان به ~~خموشان رسید PageV1P0892 ### || [genre: Gh] # 1 نیک بدست آنک او شد تلف نیک و بد %~% دل سبد آمد مکن هر سقطی در سبد # 2 آنک تواضع کند نگذرد از حد خویش %~% یابد او هستی باقی بیرون ز حد # 3 وا کن صندوق زر بر سر ایمان فشان %~% کآخر صندوق تو نیست یقین جز لحد # 4 تو لحد خویش را پر کن از زر صدق %~% پر مکنش از مس شهوت و حرص و حسد # 5 هر چه تو را غیر تو آن بدهد رد کنی %~% چون بدهی تو همان ms0492 دانک شود بر ~~تو رد # 6 قلب میاور بدانک غره کنی مشتری %~% ترس ز ویل لکل جمع مالاوعد # 7 آنک گشادی نمود نفس تو را تنگیست %~% گفت خدا نفس را بسته امش فی کبد ~~PageV1P0893 ### || [genre: Gh] # 1 نعره آن بلبلان از سوی بستان رسید %~% صورت بستان نهان بوی گلستان بدید # 2 باد صبا می‌وزد از سر زلف نگار %~% فعل صبا ظاهرست لیک صبا را که دید # 3 این دم عیسی به لطف عمر ابد می‌دهد %~% عمر ابد تازه کرد در دم عمر ~~قدید # 4 مژده دولت رسید در حق هر عاشقی %~% آتش دل می‌فروخت دیگ هوس می‌پزید # 5 نور الست آشکار بر همه عشاق زد %~% کز سر پستان عشق نور الستش مزید # 6 ان طبیب الرضا بشر اهل الهوی %~% کل زمان لکم خلعه روح جدید # 7 بشرهم نظره یتبعهم نضره %~% من رشا سید لیس له من ندید # 8 لطف خداوند جان مفخر تبریزیان %~% شمس حق و دین شده بر همه بختی مزید ~~PageV1P0894 ### || [genre: Gh] # 1 وسوسه تن گذشت غلغله جان رسید %~% مور فروشد به گور چتر سلیمان رسید # 2 این فلک آتشی چند کند سرکشی %~% نوح به کشتی نشست جوشش طوفان رسید # 3 چند مخنث نژاد دعوی مردی کند %~% رستم خنجر کشید سام و نریمان رسید # 4 جادوکانی ز فن چند عصا و رسن %~% مار کنند از فریب موسی و ثعبان رسید # 5 درد به پستی نشست صاف ز دردی برست %~% گردن گرگان شکست یوسف کنعان رسید # 6 صبح دروغین گذشت صبح سعادت رسید %~% جان شد و جان بقا از بر جانان رسید # 7 محنت ایوب را فاقه یعقوب را %~% چاره دیگر نبود رحمت رحمان رسید # 8 دزد کی باشد چو رفت شحنه ایمان به شهر %~% شحنه کی باشد بگو چون شه و ~~سلطان رسید # 9 صدق نگر بی‌نفاق وصل نگر بی‌فراق %~% طاق طرنبین و طاق طاق شوم کان ~~رسید # 10 مفتعلن فاعلات جان مرا کرد مات %~% جان خداخوان بمرد ms0493 جان خدادان رسید # 11 میوه دل می‌پزید روح از او می‌مزید %~% باد کرم بروزید حرف پریشان ~~رسید PageV1P0895 ### || [genre: Gh] # 1 غره مشو گر ز چرخ کار تو گردد بلند %~% زانک بلندت کند تا بتواند فکند # 2 قطره آب منی کز حیوان می‌زهد %~% لایق قربان نشد تا نشد آن گوسفند # 3 توده ذرات ریگ تا نشود کوه سخت %~% کس نزند بر سرش بیهده زخم کلند # 4 تا نشود گردنی گردن کس غل ندید %~% تا نشود پا روان کس نشود پای بند # 5 پس سبقت رحمتی در غضبی شد پدید %~% زهر بدان کس دهند کوست معود به قند # 6 برگ که رست از زمین تا که درختی نشد %~% آتش نفروزد او شعله نگردد بلند # 7 باش چو رز میوه دار زور و بلندی مجو %~% از پی خرما بدانک خار ورا کس ~~نکند # 8 از پی میوه ضعیف رسته درختان زفت %~% نقش درختان شگرف صورت میوه نژند # 9 دل مثل اولیاست استن جسم جهان %~% جسم به دل قایمست بی‌خلل و بی‌گزند # 10 قوت جسم پدید هست دل ناپدید %~% تا به کی انکار غیب غیب نگر چند چند ~~PageV1P0896 ### || [genre: Gh] # 1 شرح دهم من که شب از چه سیه دل بود %~% هر کی خورد خون خلق زشت و سیه ~~دل شود # 2 چون جگر عاشقان می‌خورد این شب به ظلم %~% دود سیاهی ظلم بر دل شب ~~می‌دمد # 3 عاقله شب تویی بازرهانش ز ظلم %~% نیم شبی بر فلک راه بزن بر رصد # 4 تا برهد شب ز ظلم ما برهیم از ظلام %~% ای که جهان فراخ بی‌تو چو گور و ~~لحد # 5 شب همه روشن شود دوزخ گلشن شود %~% چونک بتابد ز تو پرتو نور احد # 6 سینه کبودی چرخ پرتو سینه منست %~% جرعه خون دلم تا به شفق می‌رسد # 7 فارغ و دلخوش بدم سرخوش و سرکش بدم %~% بولهب غم ببست گردن من در مسد # 8 تیر غم تو روان ما هدف آسمان ms0494 %~% جان پی غم هم دوان زانک غمش می‌کشد # 9 جانم اگر صافیست دردی لطف توست %~% لطف تو پاینده باد بر سر جان تا ابد # 10 قافله عصمتت گشت خفیر ار نه خود %~% راه زن از ریگ ره بود فزون در عدد # 11 سر به خس اندرکشید مرغ غم از بیم آنک %~% بر سر غم می‌زند شادی تو صد ~~لگد # 12 چشم چپم می‌پرد بازو من می‌جهد %~% شاید اگر جان من دیگ هوس‌ها پزد # 13 جان مثل گلبنان حامله غنچه‌هاست %~% جانب غنچه صبی باد صبا می‌وزد # 14 زود دهانم ببند چون دهن غنچه‌ها %~% زانک چنین لقمه‌ای خورد و زبان ~~می‌گزد PageV1P0897 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ زدم من که دل مست کجا می‌رود %~% گفت شهنشه خموش جانب ما می‌رود # 2 گفتم تو با منی دم ز درون می‌زنی %~% پس دل من از برون خیره چرا می‌رود # 3 گفت که دل آن ماست رستم دستان ماست %~% سوی خیال خطا بهر غزا می‌رود # 4 هر طرفی کو رود بخت از آن سو رود %~% هیچ مگو هر طرف خواهد تا می‌رود # 5 گه مثل آفتاب گنج زمین می‌شود %~% گه چو دعا رسول سوی سما می‌رود # 6 گاه ز پستان ابر شیر کرم می‌دهد %~% گه به گلستان جان همچو صبا می‌رود # 7 بر اثر دل برو تا تو ببینی درون %~% سبزه و گل می‌دمد جوی وفا می‌رود # 8 صورت بخش جهان ساده و بی‌صورتست %~% آن سر و پای همه بی‌سر و پا می‌رود # 9 هست صواب صواب گر چه خطایی کند %~% هست وفای وفا گر به جفا می‌رود # 10 دل مثل روزنست خانه بدو روشنست %~% تن به فنا می‌رود دل به بقا می‌رود # 11 فتنه برانگیخت دل خون شهان ریخت دل %~% با همه آمیخت دل گر چه جدا ~~می‌رود # 12 سحر خدا آفرید در دل هر کس پدید %~% کیسه جوزا برید همچو سها می‌رود # 13 با تو دلا ابلهیست کیسه نگه داشتن %~% کیسه شد و جان پی ms0495 کیسه ربا ~~می‌رود # 14 گفتم جادو کسی سست بخندید و گفت %~% سحر اثر کی کند ذکر خدا می‌رود # 15 گفتم آری ولیک سحر تو سر خداست %~% سحر خوشت هم تک حکم قضا می‌رود # 16 دایم دلدار را با دل و جان ماجراست %~% پوست بر او نیست اینک پیش شما ~~می‌رود # 17 اسب سقاست این بانگ دراست این %~% بانگ کنان کز برون اسب سقا می‌رود ~~PageV1P0898 ### || [genre: Gh] # 1 یار مرا عارض و عذار نه این بود %~% باغ مرا نخل و برگ و بار نه این ~~بود # 2 عهدشکن گشته‌اند خاصه و عامه %~% قاعده اهل این دیار نه این بود # 3 روح در این غار غوره وار ترش چیست %~% پرورش و عهد یار غار نه این بود # 4 سیل غم بی‌شمار بار و خرم برد %~% طمع من از یار بردبار نه این بود # 5 از جهت من چه دیگ می‌پزد آن یار %~% راتبه میر پخته کار نه این بود # 6 دام نهان کرد و دانه ریخت به پیشم %~% کینه نهان داشت و آشکار نه این ~~بود # 7 ناصح من کژ نهاد و برد ز راهم %~% شرط امینی و مستشار نه این بود # 8 در چمن عیش خار از چه شکفته‌ست %~% منبت آن شهره نوبهار نه این بود # 9 شحنه شد آن دزد من ببست دو دستم %~% سایسی و عدل شهریار نه این بود # 10 مهل ندادی که عذر خویش بگویم %~% خوی چو تو کوه باوقار نه این بود # 11 می‌رسدم بوی خون ز گفت درشتش %~% رایحه ناف مشکبار نه این بود # 12 نوش تو را ذوق و طعم و لطف نه این بود %~% وان شتر مست خوش عیار نه ~~این بود # 13 پیش شه افغان کنم ز خدعه قلاب %~% زر من آن نقد خوش عیار نه این بود # 14 شاه چو دریا خزینه‌اش همه گوهر %~% لیک شهم را خزینه دار نه این بود # 15 بس که گله‌ست این نثار و جمله شکایت ms0496 %~% شاه شکور مرا نثار نه این بود ~~PageV1P0899 ### || [genre: Gh] # 1 بگیر دامن لطفش که ناگهان بگریزد %~% ولی مکش تو چو تیرش که از کمان ~~بگریزد # 2 چه نقش‌ها که ببازد چه حیله‌ها که بسازد %~% به نقش حاضر باشد ز راه ~~جان بگریزد # 3 بر آسمانش بجویی چو مه ز آب بتابد %~% در آب چونک درآیی بر آسمان ~~بگریزد # 4 ز لامکانش بخوانی نشان دهد به مکانت %~% چو در مکانش بجویی به لامکان ~~بگریزد # 5 نه پیک تیزرو اندر وجود مرغ گمانست %~% یقین بدان که یقین وار از گمان ~~بگریزد # 6 از این و آن بگریزم ز ترس نی ز ملولی %~% که آن نگار لطیفم از این و آن ~~بگریزد # 7 گریزپای چو بادم ز عشق گل نه گلی که %~% ز بیم باد خزانی ز بوستان ~~بگریزد # 8 چنان گریزد نامش چو قصد گفتن بیند %~% که گفت نیز نتانی که آن فلان ~~بگریزد # 9 چنان گریزد از تو که گر نویسی نقشش %~% ز لوح نقش بپرد ز دل نشان ~~بگریزد PageV1P0900 ### || [genre: Gh] # 1 اگر دمی بنوازد مرا نگار چه باشد %~% گر این درخت بخندد از آن بهار چه ~~باشد # 2 وگر به پیش من آید خیال یار که چونی %~% حیات نو بپذیرد تن نزار چه ~~باشد # 3 شکار خسته اویم به تیر غمزه جادو %~% گرم به مهر بخواند که ای شکار چه ~~باشد # 4 چو کاسه بر سر آبم ز بی‌قراری عشقش %~% اگر رسم به لب دوست کوزه وار چه ~~باشد # 5 کنار خاک ز اشکم چو لعل و گوهر پر شد %~% اگر به وصل گشاید دمی کنار چه ~~باشد # 6 بگفت چیست شکایت هزار بار گشادم %~% ز بهر ماهی جان را هزار بار چه ~~باشد # 7 من از قطار حریفان مهار عقل گسستم %~% به پیش اشتر مستش یکی مهار چه ~~باشد # 8 اگر مهار گسستم وگرچه بار فکندم %~% یکی شتر کم گیری از این قطار چه ~~باشد # 9 دلم به ms0497 خشم نظر می‌کند که کوته کن هین %~% اگر بجست یکی نکته از هزار ~~چه باشد # 10 چو احمدست و ابوبکر یار غار دل و عشق %~% دو نام بود و یکی جان دو یار ~~غار چه باشد # 11 انار شیرین گر خود هزار باشد وگر یک %~% چو شد یکی به فشردن دگر شمار ~~چه باشد # 12 خمار و خمر یکستی ولی الف نگذارد %~% الف چو شد ز میانه ببین خمار چه ~~باشد # 13 چو شمس مفخر تبریز ماه نو بنماید %~% در آن نمایش موزون ز کار و بار ~~چه باشد PageV1P0901 ### || [genre: Gh] # 1 ز سر بگیرم عیشی چو پا به گنج فروشد %~% ز روی پشت و پناهی که پشت‌ها ~~همه رو شد # 2 دگر نشینم هرگز برای دل که برآید %~% کجا برآید آن دل که کوی عشق فروشد # 3 موکلان چو آتش ز عشق سوی من آیند %~% به سوی عشق گریزم که جمله فتنه از ~~او شد # 4 که در سرم ز شرابش نه چشم ماند نه خوابش %~% به دست ساقی نابش مگر سرم ~~چو کدو شد # 5 به خوان عشق نشستم چشیدم از نمک او %~% چو لقمه کردم خود را مرا چو عشق ~~گلو شد # 6 سبو به دست دویدم به جویبار معانی %~% که آب گشت سبویم چو آب جان به ~~سبو شد # 7 نماز شام برفتم به سوی طرفه رومی %~% چو دید بر در خویشم ز بام زود ~~فروشد # 8 سر از دریچه برون کرد چو شعله‌های منور %~% که بام و خانه و بنده به ~~جملگی همه او شد # 9 نهیم دست دهان بر که نازکست معانی %~% ز شمس مفخر تبریز سوخت جان و همو ~~شد PageV1P0902 ### || [genre: Gh] # 1 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را نگذارد %~% تو هم به صلح گرایی اگر خدا ~~بگمارد # 2 هزاران عاشق داری به جان و دل نگرانت %~% که تا سعادت و دولت که را به ~~تخت برآرد # 3 ز عشق عاشق مفلس ms0498 عجب فتند لئیمان %~% که آنچ رشک شهان شد گدا امید چه ~~دارد # 4 عجب مدار ز مرده که از خدا طلبد جان %~% عجب مدار ز تشنه که دل به آب ~~سپارد # 5 عجب مدار ز کوری که نور دیده بجوید %~% و یا ز چشم اسیری که اشک غربت ~~بارد # 6 ز بس دعا که بکردم دعا شدست وجودم %~% که هر که بیند رویم دعا به خاطر ~~آرد # 7 سلام و خدمت کردم مرا بگفت که چونی %~% مهم مس چه برآید چو کیمیا ~~نگذارد # 8 چگونه باشد صورت به وفق فکر مصور %~% چگونه می‌شود انگور گر کفش نفشارد ~~PageV1P0903 ### || [genre: Gh] # 1 ز باد حضرت قدسی بنفشه زار چه می‌شد %~% درخت‌های حقایق از آن بهار چه ~~می‌شد # 2 دل از دیار خلایق بشد به شهر حقایق %~% خدای داند کاین دل در آن دیار ~~چه می‌شد # 3 ز های و هوی حریفان ز نای و نوش ظریفان %~% هوای نور صبوح و شراب نار ~~چه می‌شد # 4 هزار بلبل مست و هزار عاشق بی‌دل %~% در آن مقام تحیر ز روی یار چه ~~می‌شد # 5 چو عشق در بر سیمین کشید عاشق خود را %~% ز بوسه‌های چو شکر در آن کنار ~~چه می‌شد # 6 در آن طرف که ز مستی تو گل ز خار ندانی %~% عجب که گل چه چشید و عجب که ~~خار چه می‌شد # 7 میان خلعت جانان قبول عشق خرامان %~% به بارگاه تجلی ز کار و بار چه ~~می‌شد # 8 به باد و آتش و آب و به خاک عشق درآمد %~% به نور یک نظر عشق هر چهار ~~چه می‌شد # 9 چو شمس مفخر تبریز زد آتشی به درختی %~% ز شعله‌های لطیفش درخت و بار ~~چه می‌شد PageV1P0904 ### || [genre: Gh] # 1 شدم ز عشق به جایی که عشق نیز نداند %~% رسید کار به جایی که عقل خیره ~~بماند # 2 هزار ظلم رسیده ز عقل گشت رهیده %~% چو عقل بسته شد این جا بگو ms0499 کیش ~~برهاند # 3 دلا مگر که تو مستی که دل به عقل ببستی %~% که او نشست نیابد تو را کجا ~~بنشاند # 4 متاع عقل نشانست و عشق روح فشانست %~% که عشق وقت نظاره نثار جان ~~بفشاند # 5 هزار جان و دل و عقل گر به هم تو ببندی %~% چو عشق با تو نباشد به ~~روزنش نرساند # 6 به روی بت نرسی تو مگر به دام دو زلفش %~% ولیک کوشش می‌کن که کوششت ~~بپزاند # 7 چو باز چشم تو را بست دست اوست گشایش %~% ولی به هر سر کویی تو را چو ~~کبک دواند # 8 هر آنک بالش دارد ز آستان عنایت %~% غلام خفتن اویم که هیچ خفته نماند # 9 میانه گیرد آهو میانه دل شیری %~% هزار آهوی دیگر ز شیر او برهاند # 10 چو در درونه صیاد مرغ یافت قبولی %~% هزار مرغ گرفته ز دام او بپراند # 11 هر آن دلی که به تبریز و شمس دین شده باشد %~% چو شاه ماه به میدان ~~چرخ اسب دواند PageV1P0905 ### || [genre: Gh] # 1 گرفت خشم ز بستان سرخری و برون شد %~% چو زشت بود به صورت به خوی زشت ~~فزون شد # 2 چون دل سیاه بد و قلب کوره دید و سیه شد %~% چو قازغان تهی بد به کنج ~~خانه نگون شد # 3 چو ژیوه بود به جنبش نبود زنده اصلی %~% نمود جنبش عاریه بازرفت و سکون ~~شد # 4 نیافت صیقل احمد ز کفر بولهب ار چه %~% ز سرکشی و ز مکرش دلش قنینه خون ~~شد # 5 فروکشم به نمد در چو آینه رخ فکرت %~% چو آینه بنمایم کی رام شد کی ~~حرون شد # 6 منم که هجو نگویم بجز خواطر خود را %~% که خاطرم نفسی عقل گشت و گاه ~~جنون شد # 7 مرا درونه تو شهری جدا شمر به سر خود %~% به آب و گل نشد آن شهر من به ~~کن فیکون شد # 8 سخن ندارم با نیک و بد من از ms0500 بیرون %~% که آن چه کرد و کجا رفت و این ز ~~وسوسه چون شد # 9 خموش کن که هجا را به خود کشد دل نادان %~% همیشه بود نظرهای کژنگر نه ~~کنون شد PageV1P0906 ### || [genre: Gh] # 1 مده به دست فراقت دل مرا که نشاید %~% مکش تو کشته خود را مکن بتا که ~~نشاید # 2 مرا به لطف گزیدی چرا ز من برمیدی %~% ایا نموده وفاها مکن جفا که ~~نشاید # 3 بداد خازن لطفت مرا قبای سعادت %~% برون مکن ز تن من چنین قبا که نشاید # 4 مثال دل همه رویی قفا نباشد دل را %~% ز ما تو روی مگردان مده قفا که ~~نشاید # 5 حدیث وصل تو گفتم بگفت لطف تو کری %~% ز بعد گفتن آری مگو چرا که نشاید # 6 تو کان قند و نباتی نبات تلخ نگوید %~% مگوی تلخ سخن‌ها به روی ما که ~~نشاید # 7 بیار آن سخنانی که هر یکیست چو جانی %~% نهان مکن تو در این شب چراغ را ~~که نشاید # 8 غمت که کاهش تن شد نه در تنست نه بیرون %~% غم آتشیست نه در جا مگو کجا ~~که نشاید # 9 دلم ز عالم بی‌چون خیالت از دل از آن سو %~% میان این دو مسافر مکن جدا ~~که نشاید # 10 مبند آن در خانه به صوفیان نظری کن %~% مخور به رنج به تنها بگو صلا ~~که نشاید # 11 دلا بخسب ز فکرت که فکر دام دل آمد %~% مرو بجز که مجرد بر خدا که ~~نشاید PageV1P0907 ### || [genre: Gh] # 1 چو درد گیرد دندان تو عدو گردد %~% زبان تو به طبیبی بگرد او گردد # 2 یکی کدو ز کدوها اگر شکست آرد %~% شکسته بند همه گرد آن کدو گردد # 3 ز صد سبو چو سبوی سبوگری برد آب %~% همیشه خاطر او گرد آن سبو گردد # 4 شکستگان تویم ای حبیب و نیست عجب %~% تو پادشاهی و لطف تو بنده جو گردد # 5 به قند لطف تو کاین ms0501 لطف‌ها غلام ویند %~% که زهر از او چو شکر خوب و ~~خوب خو گردد # 6 اگر حلاوت لاحول تو به دیو رسد %~% فرشته خو شود آن دیو و ماه رو گردد # 7 عنایتت گنهی را نظر کند به رضا %~% چو طاعت آن گنه از دل گناه شو گردد # 8 پلید پاک شود مرده زنده مار عصا %~% چو خون که در تن آهوست مشک بو گردد # 9 رونده‌ای که سوی بی‌سوییش ره دادی %~% کجا چو خاطر گمراه سو به سو گردد # 10 تو جان جان جهانی و نام تو عشق است %~% هر آنک از تو پری یافت بر علو ~~گردد # 11 خمش که هر کی دهانش ز عشق شیرین شد %~% روا نباشد کو گرد گفت و گو ~~گردد # 12 خموش باش که آن کس که بحر جانان دید %~% نشاید و نتواند که گرد جو ~~گردد PageV1P0908 ### || [genre: Gh] # 1 چه پادشاست که از خاک پادشا سازد %~% ز بهر یک دو گدا خویشتن گدا سازد # 2 باقرضواالله کدیه کند چو مسکینان %~% که تا تو را بدهد ملک و متکا سازد # 3 به مرده برگذرد مرده را حیات دهد %~% به درد درنگرد درد را دوا سازد # 4 چو باد را فسراند ز باد آب کند %~% چو آب را بدهد جوش از او هوا سازد # 5 نظر مکن به جهان خوار کاین جهان فانیست %~% که او به عاقبتش عالم بقا ~~سازد # 6 ز کیمیا عجب آید که زر کند مس را %~% مسی نگر که به هر لحظه کیمیا سازد # 7 هزار قفل گر هست بر دلت مهراس %~% دکان عشق طلب کن که دلگشا سازد # 8 کسی که بی‌قلم و آلتی به بتخانه %~% هزار صورت زیبا برای ما سازد # 9 هزار لیلی و مجنون ز بهر ما برساخت %~% چه صورتست که بهر خدا خدا سازد # 10 گر آهنست دل تو ز سختی‌اش مگری %~% که صیقل کرمش آینه صفا سازد # 11 ز دوستان چو ببری به زیر ms0502 خاک روی %~% ز مار و مور حریفان خوش لقا سازد # 12 نه مار را مدد و پشت دار موسی ساخت %~% نه لحظه لحظه ز عین جفا وفا ~~سازد # 13 درون گور تن خود تو این زمان بنگر %~% که دم به دم چه خیالات دلربا ~~سازد # 14 چو سینه بازشکافی در او نبینی هیچ %~% که تا زنخ نزند کس که او کجا ~~سازد # 15 مثل شدست که انگور خور ز باغ مپرس %~% که حق ز سنگ دو صد چشمه رضا ~~سازد # 16 درون سنگ بجویی ز آب اثر نبود %~% ز غیب سازد نه از پستی و علا سازد # 17 ز بی‌چگونه و چون آمد این چگونه و چون %~% که صد هزار بلی گو خود از ~~او لا سازد # 18 دو جوی نور نگر از دو پیه پاره روان %~% عجب مدار عصا را که اژدها ~~سازد # 19 در این دو گوش نگر کهربای نطق کجاست %~% عجب کسی که ز سوراخ کهربا ~~سازد # 20 سرای را بدهد جان و خواجه ایش کند %~% چو خواجه را بکشد باز از او سرا ~~سازد # 21 اگر چه صورت خواجه به زیر خاک شدست %~% ضمیر خواجه وطنگه ز کبریا سازد # 22 به چشم مردم صورت پرست خواجه برفت %~% ولیک خواجه ز نقش دگر قبا سازد # 23 خموش کن به زبان مدحت و ثنا کم گوی %~% که تا خدای تو را مدحت و ثنا ~~سازد PageV1P0909 ### || [genre: Gh] # 1 بر آستانه اسرار آسمان نرسد %~% به بام فقر و یقین هیچ نردبان نرسد # 2 گمان عارف در معرفت چو سیر کند %~% هزار اختر و مه اندر آن گمان نرسد # 3 کسی که جغدصفت شد در این جهان خراب %~% ز بلبلان ببرید و به گلستان ~~نرسد # 4 هر آن دلی که به یک دانگ جو جوست ز حرص %~% به دانک بسته شود جان او به ~~کان نرسد # 5 علف مده حس خود را در این مکان ز بتان %~% که حس چو ms0503 گشت مکانی به ~~لامکان نرسد # 6 که آهوی متأنس بماند از یاران %~% به لاله زار و به مرعای ارغوان نرسد # 7 به سوی عکه روی تا به مکه پیوندی %~% برو محال مجو کت همین همان نرسد # 8 پیاز و سیر به بینی بری و می‌بویی %~% از آن پیاز دم ناف آهوان نرسد # 9 خموش اگر سر گنجینه ضمیرستت %~% که در ضمیر هدی دل رسد زبان نرسد ~~PageV1P0910 ### || [genre: Gh] # 1 به روز مرگ چو تابوت من روان باشد %~% گمان مبر که مرا درد این جهان ~~باشد # 2 برای من مگری و مگو دریغ دریغ %~% به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد # 3 جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق %~% مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد # 4 مرا به گور سپاری مگو وداع وداع %~% که گور پرده جمعیت جنان باشد # 5 فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر %~% غروب شمس و قمر را چرا زبان باشد # 6 تو را غروب نماید ولی شروق بود %~% لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد # 7 کدام دانه فرورفت در زمین که نرست %~% چرا به دانه انسانت این گمان ~~باشد # 8 کدام دلو فرورفت و پر برون نامد %~% ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد # 9 دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا %~% که های هوی تو در جو لامکان ~~باشد PageV1P0911 ### || [genre: Gh] # 1 نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند %~% که سخت دست درازند بسته پات کنند # 2 نگفتمت که بدان سوی دام در دامست %~% چو درفتادی در دام کی رهات کنند # 3 نگفتمت به خرابات طرفه مستانند %~% که عقل را هدف تیر ترهات کنند # 4 چو تو سلیم دلی را چو لقمه بربایند %~% به هر پیاده شهی را به طرح مات ~~کنند # 5 بسی مثال خمیرت دراز و گرد کنند %~% کهت کنند و دو صد بار کهربات کنند # 6 تو مرد دل تنکی پیش آن جگرخواران %~% اگر روی چو جگربند شوربات کنند # 7 ms0504 تو اعتماد مکن بر کمال و دانش خویش %~% که کوه قاف شوی زود در هوات ~~کنند # 8 هزار مرغ عجب از گل تو برسازند %~% چو ز آب و گل گذری تا دگر چه‌هات ~~کنند # 9 برون کشندت از این تن چنان که پنبه ز پوست %~% مثال شخص خیالیت بی‌جهات ~~کنند # 10 چو در کشاکش احکام راضیت یابند %~% ز رنج‌ها برهانند و مرتضات کنند # 11 خموش باش که این کودنان پست سخن %~% حشیشی‌اند و همین لحظه ژاژخات ~~کنند PageV1P0912 ### || [genre: Gh] # 1 بگو به گوش کسانی که نور چشم منند %~% که باز نوبت آن شد که توبه‌ها ~~شکنند # 2 هزار توبه و سوگند بشکنند آن دم %~% که غمزه‌های دلارام طبل حسن زنند # 3 چو یار مست خرابست و روز روز طرب %~% به غیر شنگی و مستی بیا بگو چه ~~کنند # 4 به گوش هوش بگفتم به آب روی برو %~% که این دم ار که قافی هم از بنت ~~بکنند # 5 ز بس که خرقه گرو برد پیر باده فروش %~% کنون به کوی خرابات جمله ~~بوالحسن اند # 6 بگیر مطرب جانی قنینه کانی %~% نواز تنتن تنتن که جمله بی‌تو تنند # 7 مقیم همچو نگین شو به حلقه عشاق %~% که غیر حلقه عشاق جمله ممتحنند # 8 به جان جمله مردان که هر که عاشق نیست %~% همه زنند به معنی ببین زنان ~~چه زنند # 9 به جان جمله جان‌ها که هر کش آن جان نیست %~% همه تنند نگه کن فروتنان ~~چه تنند # 10 خموش باش که گفتی از این سپیتر چیست %~% خسان سیاه گلیمند اگر چه ~~یاسمنند PageV1P0913 ### || [genre: Gh] # 1 ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود %~% تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود # 2 شنوده‌ام که بسی خلق جان بداد و بمرد %~% ز ذوق و لذت آواز و نغمه ~~داوود # 3 شها نوای تو برعکس بانگ داوودست %~% کز آن بمرد و از این زنده می‌شود ~~موجود # 4 ز حلق نیست نوایت ولیک ms0505 حلقه رباست %~% هزار حلقه ربا را چو حلقه او ~~بربود # 5 دلا تو راست بگو دوش می کجا خوردی %~% که از پگاه تو امروز مولعی به ~~سرود # 6 سرود و بانگ تو زان رو گشاد می‌آرد %~% که آن ز روح معلاست نی ز جسم ~~فرود # 7 چو بند جسم نگشتی گشاد جان دیدی %~% که هر که تخم نکو کشت دخل بد ندرود # 8 یقین که بوی گل فقر از گلستانیست %~% مرود هیچ کسی دید بی‌درخت مرود # 9 خنک کسی که چو بو برد بوی او را برد %~% خنک کسی که گشادی بیافت چشم ~~گشود # 10 خنک کسی که از این بوی کرته یوسف %~% دلش چو دیده یعقوب خسته واشد زود # 11 ز ناسپاسی ما بسته است روزن دل %~% خدای گفت که انسان لربه لکنود # 12 تو سود می طلبی سود می‌رسد از یار %~% ولی چو پی نبری کز کجاست سود چه ~~سود # 13 ستاره ایست خدا را که در زمین گردد %~% که در هوای ویست آفتاب و چرخ ~~کبود # 14 بسا سحر که درآید به صومعه مؤمن %~% که من ستاره سعدم ز من بجو مقصود # 15 ستاره‌ام که من اندر زمینم و بر چرخ %~% به صد مقامم یابند چون خیال ~~خدود # 16 زمینیان را شمعم سماییان را نور %~% فرشتگان را روحم ستارگان را بود # 17 اگر چه ذره نمایم ولیک خورشیدم %~% اگر چه جزو نمایم مراست کل وجود # 18 اگر چه قبله حاجات آسمان بوده‌ست %~% به آسمان منگر سوی من نگر بین ~~جود # 19 ز روی نخوت و تقلید ننگ دارد از او %~% بلیس وار که خود بس بود خدا ~~مسجود # 20 جواب گویدش آدم که این سجود او راست %~% تو احولی و دو می‌بینی از ~~ضلال و جحود # 21 ز گرد چون و چرا پرده‌ای فرود آورد %~% میان اختر دولت میان چشم حسود # 22 ستاره گوید رو پرده تو افزون باد %~% ز من نماندی تنها ز حضرتی مردود # 23 ms0506 بسا سال و جوابی که اندر این پرده‌ست %~% بدین حجاب ندیدی خلیل را ~~نمرود # 24 چه پرده است حسد ای خدا میان دو یار %~% که دی چو جان بده‌اند این ~~زمان چو گرگ عنود # 25 چه پرده بود که ابلیس پیش از این پرده %~% به سجده بام سموات و ارض ~~می‌پیمود # 26 به رغبت و به نشاط و به رقت و به نیاز %~% به گونه گونه مناجات مهر ~~می‌افزود # 27 ز پرده حسدی ماند همچو خر بر یخ %~% که آن همه پر و بالش بدین حدث ~~آلود # 28 ز مسجد فلکش راند رو حدث کردی %~% حدیث می‌نشنود و حدث همی‌پالود # 29 چرا روم به چه حجت چه کرده‌ام چه سبب %~% بیا که بحث کنیم ای خدای فرد ~~ودود # 30 اگر به دست تو کردی که جمله کرده تست %~% ضلالت و ثنی و مسیحیان و ~~یهود # 31 مرا چه گمره کردی مراد تو این بود %~% چنان کنم که نبینی ز خلق یک ~~محمود # 32 بگفت اگر بگذارم برآ به کوه بلند %~% وگر نه قعر فرورو چو لنگر مشدود # 33 تو را چه بحث رسد با من ای غراب غروب %~% اگر نه مسخ شدستی ز لعنت ~~مورود # 34 خری که مات تو گردد ببرد از در ما %~% نخواهمش که بود عابد چو ما ~~معبود # 35 ولی کسی که به دستش چراغ عقل بود %~% کجا گذارد نور و کجا رود سوی دود # 36 بگفت من به دمی آن چراغ را بکشم %~% بگفت باد نتاند چراغ صدق ربود # 37 هر آنک پف کند او بر چراغ موهبتم %~% بسوزد آن سر و ریشش چو هیزم ~~موقود # 38 هزار شکر خدا را که عقل کلی باز %~% ز بعد فرقت آمد به طالع مسعود # 39 همه سپند بسوزیم بهر آمدنش %~% سپند چه که بسوزیم خویش را چون عود # 40 چو خویش را بنمود او ز خویش خود ببریم %~% به کوه طور چه آریم کاه ~~دودآلود # 41 چو ms0507 موش و مار شدستیم ساکن ظلمت %~% درون خاک مقیمان عالم محدود # 42 چو موش جز پی دزدی برون نه‌ایم از خاک %~% چه برخوریم از آن رفتن کژ ~~مفسود # 43 چو موش ماش رها کرد اژدهاش کنی %~% چو گربه طالع خوانش شود جمله اسود # 44 خدای گربه بدان آفرید تا موشان %~% نهان شوند به خاک اندرون به حبس ~~خلود # 45 دم مسیح غلام دمت که پیش از تو %~% بد از زمانه دم گیر راه دم مسدود # 46 همه کسان کس آنند کش کسی کرد او %~% همه جهانش ببخشید چون بر او بخشود # 47 خموش باش که گفتار بی‌زبان داری %~% که تار او نبود نطق و بانگ و حرفش ~~پود # 48 چو سر ز سجده برآورد شمس تبریزی %~% هزار کافر و مؤمن نهاد سر به سجود ~~PageV1P0914 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که ساقی عشق شراب باره رسید %~% خبر ببر بر بیچارگان که چاره رسید # 2 امیر عشق رسید و شرابخانه گشاد %~% شراب همچو عقیقش به سنگ خاره رسید # 3 هزار چشمه شیر و شکر روان شد از او %~% شکاف کرد و به طفلان گاهواره ~~رسید # 4 هزار مسجد پر شد چو عشق گشت امام %~% صلوه خیر من النوم از آن مناره ~~رسید # 5 بریز دیگ حلیماب را که کاسه رسید %~% گشاده هل سر خم را که دردخواه ~~رسید # 6 چو آفتاب جمالش به خاکیان درتافت %~% زحل ز پرده هفتم پی نظاره رسید # 7 شدیم جمله فریدون چو تاج او دیدیم %~% شدیم جمله منجم چو آن ستاره رسید # 8 شدیم جمله برهنه چو عشق او زد راه %~% شدیم جمله پیاده چو او سواره ~~رسید # 9 چو پاره پاره درآمد به لطف آن دلبر %~% بدان طمع دل پرخون پاره پاره ~~رسید # 10 بده زبان و همه گوش شو در این حضرت %~% شتاب کن که پی گوش گوشواره ~~رسید PageV1P0915 ### || [genre: Gh] # 1 درخت و برگ برآید ز خاک این گوید %~% که خواجه هر چه بکاری تو ms0508 را همان ~~روید # 2 تو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکار %~% که چیست قیمت مردم هر آنچ ~~می‌جوید # 3 بشو دو دست ز خویش و بیا بخوان بنشین %~% که آب بهر وی آمد که دست و رو ~~شوید # 4 زهی سلیم که معشوق او به خانه اوست %~% به سوی خانه نیاید گزاف می‌پوید # 5 به سوی مریم آید دوانه گر عیسیست %~% وگر خر است بهل تا کمیز خر بوید # 6 کسی که همره ساقیست چون بود هشیار %~% چرا نباشد لمتر چرا نیفزوید # 7 کسی که کان عسل شد ترش چرا باشد %~% کسی که مرده ندارد بگو چرا موید # 8 تو را بگویم پنهان که گل چرا خندد %~% که گلرخیش به کف گیرد و بینبوید # 9 بگو غزل که به صد قرن خلق این خوانند %~% نسیج را که خدا بافت آن ~~نفرسوید PageV1P0916 ### || [genre: Gh] # 1 به یارکان صفا جز می صفا مدهید %~% چو می‌دهید بدیشان جدا جدا مدهید # 2 در این چنین قدح آمیختن حرام بود %~% به عاشقان خدا جز می خدا مدهید # 3 برهنگان ره از آفتاب جامه کنید %~% برهنگان ره عشق را قبا مدهید # 4 چو هیچ باد صبایی به گردشان نرسد %~% به جانشان خبر از وعده صبا مدهید # 5 به بوی وصل اگر عاشقی قرار گرفت %~% بهانه را نپذیرم بهانه‌ها مدهید # 6 شراب حاضر و معشوق مست و من عاشق %~% مرا قرار نباشد به بو مرا مدهید # 7 شراب آتش و ما زاده‌ایم از آتش %~% اگر حریف شناسید جز به ما مدهید # 8 برای زخم چنین غازیان بود مرهم %~% کسی که درد ندارد بدو دوا مدهید # 9 چو تاج مفخر تبریز شمس دین آمد %~% لقای هر دو جهان جز بدان لقا مدهید ~~PageV1P0917 ### || [genre: Gh] # 1 چو کارزار کند شاه روم با شمشاد %~% چگونه گردم خرم چگونه باشم شاد # 2 جهان عقل چو روم و جهان طبع چو زنگ %~% میان هر دو فتاده‌ست کارزار و ~~جهاد # 3 ms0509 شما و هر چه مراد شماست در عالم %~% من و طریق خداوند مبدا و ایجاد # 4 به اختلاف دو شمشیر نیست امن طریق %~% که اختلاف مقرر ز شورش اضداد # 5 ولیک ملک مقرر نصیبه خردست %~% که امن و خوف نداند کلوخ و سنگ و جماد # 6 چراغ عقل در این خانه نور می‌ندهد %~% ز پیچ پیچ که دارد لهب ز یاغی ~~باد # 7 فرشته رست به علم و بهیمه رست به جهل %~% میان دو به تنازغ بماند مردم ~~زاد # 8 گهی همی‌کشدش علم سوی علیین %~% گهیش جهل به پستی که هر چه بادا باد # 9 نشسته جان که به یک سو کند ظفر این را %~% که تا رهم ز کشاکش شوم خوش و ~~منقاد # 10 چو نیم کاره شد این قصه چون دهان بستی %~% ز بیم ولوله و شر و فتنه و ~~فریاد PageV1P0918 ### || [genre: Gh] # 1 ببرد خواب مرا عشق و عشق خواب برد %~% که عشق جان و خرد را به نیم جو ~~نخرد # 2 که عشق شیر سیاه‌ست تشنه و خون خوار %~% به غیر خون دل عاشقان همی‌نچرد # 3 به مهر بر تو بچفسد به سوی دام آرد %~% چو درفتادی از آن پس ز دور ~~می‌نگرد # 4 امیر دست درازست و شحنه بی‌باک %~% شکنجه می‌کند و بی‌گناه می‌فشرد # 5 هر آنک در کفش آید چو ابر می‌گرید %~% هر آنک دور شد از وی چو برف ~~می‌فسرد # 6 هزار جام به هر لحظه خرد درشکند %~% هزار جامه به یک دم بدوزد و بدرد # 7 هزار چشم بگریاند و فروخندد %~% هزار کس بکشد زار زار و یک شمرد # 8 به کوه قاف اگر چه که خوش پرد سیمرغ %~% چو دام عشق ببیند فتد دگر نپرد # 9 ز بند او نرهد کس به شید یا به جنون %~% ز دام او نرهد هیچ عاقلی به ~~خرد # 10 مخبط‌ست سخن‌های من از او گر نی %~% نمودمی به تو آن راه‌ها که ~~می‌سپرد # 11 نمودمی ms0510 به تو کو شیر را چه سان گیرد %~% نمودمی که چگونه شکار را شکرد ~~PageV1P0919 ### || [genre: Gh] # 1 کسی که عاشق آن رونق چمن باشد %~% عجب مدار که در بی‌دلی چو من باشد # 2 حدیث صبر مگویید صبر را ره نیست %~% در آن دلی که بدان یار ممتحن باشد # 3 چو عشق سلسله خویش را بجنباند %~% جنون عقل فلاطون و بوالحسن باشد # 4 به جان عشق که جانی ز عشق جان نبرد %~% وگر درونه صد برج و صد بدن باشد # 5 اگر چو شیر شوی عشق شیرگیر قویست %~% وگر چه پیل شوی عشق کرکدن باشد # 6 وگر به قعر چهی درروی برای گریز %~% چو دلو گردن از او بسته رسن باشد # 7 وگر چو موی شوی موی می‌شکافد عشق %~% وگر کباب شوی عشق باب زن باشد # 8 امان عالم عشقست و معدلت هم از اوست %~% وگر چه راه زن عقل مرد و زن ~~باشد # 9 خموش کن که سخن را وطن دمشق دلست %~% مگو غریب ورا کش چنین وطن باشد ~~PageV1P0920 ### || [genre: Gh] # 1 سخن که خیزد از جان ز جان حجاب کند %~% ز گوهر و لب دریا زبان حجاب کند # 2 بیان حکمت اگر چه شگرف مشعله ایست %~% ز آفتاب حقایق بیان حجاب کند # 3 جهان کفست و صفات خداست چون دریا %~% ز صاف بحر کف این جهان حجاب کند # 4 همی‌شکاف تو کف را که تا به آب رسی %~% به کف بحر بمنگر که آن حجاب کند # 5 ز نقش‌های زمین و ز آسمان مندیش %~% که نقش‌های زمین و زمان حجاب کند # 6 برای مغز سخن قشر حرف را بشکاف %~% که زلف‌ها ز جمال بتان حجاب کند # 7 تو هر خیال که کشف حجاب پنداری %~% بیفکنش که تو را خود همان حجاب کند # 8 نشان آیت حقست این جهان فنا %~% ولی ز خوبی حق این نشان حجاب کند # 9 ز شمس تبریز ار چه قرضه ایست وجود %~% قراضه ایست که ms0511 جان را ز کان حجاب ~~کند PageV1P0921 ### || [genre: Gh] # 1 چو عشق را هوس بوسه و کنار بود %~% که را قرار بود جان که را قرار بود # 2 شکارگاه بخندد چو شه شکار رود %~% ولی چه گویی آن دم که شه شکار بود # 3 هزار ساغر می‌نشکند خمار مرا %~% دلم چو مست چنان چشم پرخمار بود # 4 گهی که خاک شوم خاک ذره ذره شود %~% نه ذره ذره من عاشق نگار بود # 5 ز هر غبار که آوازهای و هو شنوی %~% بدانک ذره من اندر آن غبار بود # 6 دلم ز آه شود ساکن و ازو خجلم %~% اگر چه آه ز ماه تو شرمسار بود # 7 به از صبوری اندر زمانه چیزی نیست %~% ولی نه از تو که صبر از تو سخت ~~عار بود # 8 ایا به خویش فرورفته در غم کاری %~% تو تا برون نروی از میان چه کار ~~بود # 9 چو عنکبوت زدود لعاب اندیشه %~% دگر مباف که پوسیده پود و تار بود # 10 برو تو بازده اندیشه را بدو که بداد %~% به شه نگر نه به اندیشه کان ~~نثار بود # 11 چو تو نگویی گفت تو گفت او باشد %~% چو تو نبافی بافنده کردگار بود ~~PageV1P0922 ### || [genre: Gh] # 1 رسید ساقی جان ما خمار خواب آلود %~% گرفت ساغر زرین سر سبو بگشود # 2 صلای باده جان و صلای رطل گران %~% که می‌دهد به خماران به گاه زودازود # 3 زهی صباح مبارک زهی صبوح عزیز %~% ز شاه جام شراب و ز ما رکوع و سجود # 4 شراب صافی و سلطان ندیم و دولت یار %~% دگر نیارم گفتن که در میانه چه ~~بود # 5 هر آنک می نخورد بر سرش فروریزد %~% بگویدش که برو در جهان کور و کبود # 6 در این جهان که در او مرده می‌خورد مرده %~% نخورد عاقل و ناسود و یک ~~دمی نغنود # 7 چو پاک داشت شکم را رسید باده پاک %~% زهی شراب و زهی جام ms0512 و بزم و گفت ~~و شنود # 8 شراب را تو نبینی و مست را بینی %~% نبینی آتش دل را و خانه‌ها پردود # 9 دل خسان چو بسوزد چه بوی بد آید %~% دل شهان چو بسوزد فزود عنبر و عود # 10 نبشته بر رخ هر مست رو که جان بردی %~% نبشته بر لب ساغر که عاقبت ~~محمود # 11 نبشته بر دف مطرب که زهره بنده تو %~% نبشته بر کف ساقی که طالعت ~~مسعود # 12 بخند موسی عمران به کوری فرعون %~% بخور خلیل خدا نوش کوری نمرود # 13 بلیس اگر ز شراب خدای مست بدی %~% ز صد گنه نشدی هیچ طاعتش مردود # 14 خمش کنم که خمش به پیش هشیاران %~% که خلق خیره شدند و خیالشان افزود ~~PageV1P0923 ### || [genre: Gh] # 1 به روح‌های مقدس ز من سلام برید %~% به عاشقان مقدم ز من پیام برید # 2 به روز وصل چو برقم شب فراق چو ابر %~% از این دو حال مشوش بگو کدام ~~برید # 3 خدای خصم شما گر به پیش آن خورشید %~% ز ماه و شمع و ستاره و چراغ نام ~~برید # 4 سیاه کاسه شوی ار ز مطبخ عشقش %~% به سوی خوان کرم دیگ‌های خام برید # 5 نشان دهم که شما آتش از کجا آرید %~% ز برق نعل شهنشاه خوش خرام برید # 6 ولیک مرکب تندست هان و هان زنهار %~% نه زین هلد نه لگام ار شما لگام ~~برید # 7 حیات یابد آن جا را اگر چه مرده برید %~% حلال گردد آن جا اگر حرام ~~برید # 8 هزار بند چو عشقش ز پای جان بگشاد %~% مرا دو دست گرفته به آن مقام ~~برید # 9 ز لوح عشق نبشتیم این غزل‌ها را %~% به شمس مفخر تبریز از این غلام ~~برید PageV1P0924 ### || [genre: Gh] # 1 دو ماه پهلوی همدیگرند بر در عید %~% مه مصور یار و مه منور عید # 2 چو هر دو سر به هم آورده‌اند در اسرار %~% هزار وسوسه افکنده‌اند در سر ~~عید ms0513 # 3 ز موج بحر برقصند خلق همچو صدف %~% ولیک همچو صدف بی‌خبر ز گوهر عید # 4 ز عید باقی این عید آمده‌ست رسول %~% چو دل به عید سپاری تو را برد بر ~~عید # 5 به روز عید بگویم دهل چه می‌گوید %~% اگر تو مردی برجه رسید لشکر عید # 6 قراضه دو که دادی برای حق بنگر %~% جزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید # 7 وگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهاد %~% می حلال سقا هم بکش ز ساغر عید # 8 از این شکار سوی شاه بازپر چون باز %~% که درپرید به مژده ز شه کبوتر ~~عید # 9 تو گاو فربه حرصت به روزه قربان کن %~% که تا بری به تبرک هلال لاغر ~~عید # 10 وگر نکردی قربان عنایت یزدان %~% امید هست که ذبحش کند به خنجر عید ~~PageV1P0925 ### || [genre: Gh] # 1 حبیب کعبه جانست اگر نمی‌دانید %~% به هر طرف که بگردید رو بگردانید # 2 که جان ویست به عالم اگر شما جسمید %~% که جان جمله جان‌هاست اگر شما ~~جانید # 3 ندا برآمد امشب که جان کیست فدا %~% بجست جان من از جا که نقد بستانید # 4 هزار نکته نبشتست عشق بر رویم %~% ز حال دل چو شما عاشقید برخوانید # 5 چه ساغرست که هر دم به عاشقان آید %~% شما کشید چنین ساغری که مردانید # 6 که عشق باغ و تماشاست اگر ملول شوید %~% هواش مرکب تازیست اگر فرومانید # 7 چو آب و نان همه ماهیان ز بحر بود %~% چو ماهیید چرا عاشق لب نانید # 8 قرابه ایست پر از رنج و نام او جسمست %~% به سنگ بربزنید و تمام ~~برهانید # 9 چو مرغ در قفسم بهر شمس تبریزی %~% ز دشمنی قفسم بشکنید و بدرانید ~~PageV1P0926 ### || [genre: Gh] # 1 به باغ بلبل از این پس حدیث ما گوید %~% حدیث خوبی آن یار دلربا گوید # 2 چو باد در سر بید افتد و شود رقصان %~% خدای داند کو با هوا چه‌ها گوید ms0514 # 3 چنار فهم کند اندکی ز سوز چمن %~% دو دست پهن برآرد خوش و دعا گوید # 4 بپرسم از گل کان حسن از که دزدیدی %~% ز شرم سست بخندد ولی کجا گوید # 5 اگر چه مست بود گل خراب نیست چو من %~% که راز نرگس مخمور با شما گوید # 6 چو رازها طلبی در میان مستان رو %~% که راز را سر سرمست بی‌حیا گوید # 7 که باده دختر کرمست و خاندان کرم %~% دهان کیسه گشادست و از سخا گوید # 8 خصوص باده عرشی ز ذوالجلال کریم %~% سخاوت و کرم آن مگر خدا گوید # 9 ز شیردانه عارف بجوشد آن شیره %~% ز قعر خم تن او تو را صلا گوید # 10 چو سینه شیر دهد شیره هم تواند داد %~% ز سینه چشمه جاریش ماجرا گوید # 11 چو مستتر شود آن روح خرقه باز شود %~% کلاه و سر بنهد ترک این قبا ~~گوید # 12 چو خون عقل خورد باده لاابالی وار %~% دهان گشاید و اسرار کبریا گوید # 13 خموش باش که کس باورت نخواهد کرد %~% که مس بد نخورد آنچ کیمیا گوید # 14 خبر ببر سوی تبریز مفخر آفاق %~% مگر که مدح تو را شمس دین ما گوید ~~PageV1P0927 ### || [genre: Gh] # 1 هزار جان مقدس فدای روی تو باد %~% که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و ~~نزاد # 2 هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق %~% که او به دام هوای چو تو شهی افتاد # 3 ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت %~% که هر یکی ز یکی خوبتر زهی بنیاد # 4 دلم هزار گره داشت همچو رشته سحر %~% ز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد # 5 بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق %~% ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد # 6 نشسته‌ایم دل و عشق و کالبد پیشت %~% یکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد # 7 به حکم تست بگریانی و بخندانی %~% همه چو شاخ درختیم و عشق ms0515 تو چون باد # 8 به باد عشق تو زردیم هم بدان سبزیم %~% تو راست جمله ولایت تو راست ~~جمله مراد # 9 کلوخ و سنگ چه داند بهار را چه اثر %~% بهار را ز چمن پرس و سنبل و ~~شمشاد # 10 درخت را ز برون سوی باد گرداند %~% درخت دل را باد اندرونست یعنی یاد # 11 به زیر سایه زلفت دلم چه خوش خفته‌ست %~% خراب و مست و لطیف و خوش و ~~کش و آزاد # 12 چو غیرت تو دلم را ز خواب بجهانید %~% خمار خیزد و فریاد دردهد فریاد # 13 ولی چو مست کنی مر مرا غلط گردم %~% گمان برم که امیرم چرا شوم منقاد # 14 به وقت درد بگوییم کای تو و همه تو %~% چو درد رفت حجابی میان ما ~~بنهاد # 15 در آن زمان که کند عقل عاقبت بینی %~% ندا ز عشق برآید که هرچ بادا ~~باد PageV1P0928 ### || [genre: Gh] # 1 ز عشق آن رخ خوب تو ای اصول مراد %~% هر آن که توبه کند توبه‌اش قبول ~~مباد # 2 هزار شکر و هزاران سپاس یزدان را %~% که عشق تو به جهان پر و بال ~~بازگشاد # 3 در آرزوی صباح جمال تو عمری %~% جهان پیر همی‌خواند هر سحر اوراد # 4 برادری بنمودی شهنشهی کردی %~% چه داد ماند که آن حسن و خوبی تو نداد # 5 شنیده‌ایم که یوسف نخفت شب ده سال %~% برادران را از حق بخواست آن شه ~~زاد # 6 که ای خدای اگر عفوشان کنی کردی %~% وگر نه درفکنم صد فغان در این ~~بنیاد # 7 مگیر یا رب از ایشان که بس پشیمانند %~% از آن گناه کز ایشان به ناگهان ~~افتاد # 8 دو پای یوسف آماس کرد از شبخیز %~% به درد آمد چشمش ز گریه و فریاد # 9 غریو در ملکوت و فرشتگان افتاد %~% که بهر لطف بجوشید و بندها بگشاد # 10 رسید چارده خلعت که هر چهارده تان %~% پیمبرید و رسولید و سرور عباد # 11 چنین بود ms0516 شب و روز اجتهاد پیران را %~% که خلق را برهانند از عذاب و ~~فساد # 12 کنند کار کسی را تمام و برگذرند %~% که جز خدای نداند زهی کریم و جواد # 13 چو خضر سوی بحار ایلیاس در خشکی %~% برای گم شدگان می‌کنند استمداد # 14 دهند گنج روان و برند رنج روان %~% دهند خلعت اطلس برون کنند لباد # 15 بس است باقی این را بگویمت فردا %~% شب ار چه ماه بود نیست بی‌ظلام و ~~سواد PageV1P0929 ### || [genre: Gh] # 1 سپاس و شکر خدا را که بندها بگشاد %~% میان به شکر چو بستیم بند ما ~~بگشاد # 2 به جان رسید فلک از دعا و ناله من %~% فلک دهان خود اندر ره دعا بگشاد # 3 ز بس که سینه ما سوخت در وفا جستن %~% ز شرم ما عرق از صورت وفا بگشاد # 4 ادیم روی سهیلیم هر کجا بنمود %~% غلام چشمه عشقیم هر کجا بگشاد # 5 پس دریچه دل صد در نهانی بود %~% که بسته بود خدا بنده خدا بگشاد # 6 در این سرا که دو قندیل ماه و خورشیدست %~% خدا ز جانب دل روزن سرا ~~بگشاد # 7 الست گفت حق و جان‌ها بلی گفتند %~% برای صدق بلی حق ره بلا بگشاد ~~PageV1P0930 ### || [genre: Gh] # 1 مها به دل نظری کن که دل تو را دارد %~% به روز و شب به مراعاتت اقتضا ~~دارد # 2 ز شادی و ز فرح در جهان نمی‌گنجد %~% دلی که چون تو دلارام خوش لقا ~~دارد # 3 ز آفتاب تو آن را که پشت گرم شود %~% چرا دلیر نباشد حذر چرا دارد # 4 ز بهر شادی توست ار دلم غمی دارد %~% ز دست و کیسه توست ار کفم سخا ~~دارد # 5 خیال خوب تو چون وحشیان ز من برمد %~% که صورتیست تن بنده دست و پا ~~دارد # 6 مرا و صد چو مرا آن خیال بی‌صورت %~% ز نقش سیر کند عاشق فنا دارد # 7 برهنه خلعت خورشید پوشد و گوید ms0517 %~% خنک کسی که ز زربفت او قبا دارد # 8 تنی که تابش خورشید جان بر او آید %~% گمان مبر که سر سایه هما دارد # 9 بدانک موسی فرعون کش در این شهرست %~% عصاش را تو نبینی ولی عصا دارد # 10 همی‌رسد به عنان‌های آسمان دستش %~% که اصبع دل او خاتم وفا دارد # 11 غمش جفا نکند ور کند حلالش باد %~% به هر چه آب کند تشنه صد رضا دارد # 12 فزون از آن نبود کش کشد به استسقا %~% در آن زمان دل و جان عاشق سقا ~~دارد # 13 اگر صبا شکند یک دو شاخ اندر باغ %~% نه هر چه دارد آن باغ از صبا ~~دارد # 14 شراب عشق چو خوردی شنو صلای کباب %~% ز مقبلی که دلش داغ انبیا دارد # 15 زمین ببسته دهان تاسه مه که می‌داند %~% که هر زمین به درون در نهان ~~چه‌ها دارد # 16 بهار که بنماید زمین نیشکرت %~% از آن زمین به درون ماش و لوبیا دارد # 17 چرا چو دال دعا در دعا نمی‌خمد %~% کسی که از کرمش قبله دعا دارد # 18 چو پشت کرد به خورشید او نمازی نیست %~% از آنک سایه خود پیش و مقتدا ~~دارد # 19 خموش کن خبر من صمت نجا بشنو %~% اگر رقیب سخن جوی ما روا دارد ~~PageV1P0931 ### || [genre: Gh] # 1 مها به دل نظری کن که دل تو را دارد %~% که روز و شب به مراعاتت اقتضا ~~دارد # 2 ز شادی و ز فرح در جهان نمی‌گنجد %~% که چون تو یار دلارام خوش لقا ~~دارد # 3 همی‌رسد به گریبان آسمان دستش %~% که او چو سایه ز ماه تو مقتدا دارد # 4 به آفتاب تو آن را که پشت گرم شود %~% چرا دلیر نباشد حذر چرا دارد # 5 چرا به پنجه کمرگاه کوه را نکشد %~% کسی که ز اطلس عشق خوشت قبا دارد # 6 تو خود جفا نکنی ور کنی جفا بر دل %~% بکن بکن که به کردار تو ms0518 رضا دارد # 7 چرا نباشد راضی بدان جفای لطیف %~% که او طراوت آب و دم صبا دارد # 8 در آتش غم تو همچو عود عطاریست %~% دل شریف که او داغ انبیا دارد # 9 خمش خمش که سخن آفرین معنی بخش %~% برون گفت سخن‌های جان فزا دارد ~~PageV1P0932 ### || [genre: Gh] # 1 میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد %~% که بو کنید دهان مرا چه بو دارد # 2 به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل %~% که هر یکی به قدح خورد و او ~~سبو دارد # 3 چو سال سال نشاطست و روز روز طرب %~% خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد # 4 چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل %~% کسی که ساقی باقی ماه رو دارد # 5 به باغ جمله شراب خدای می‌نوشند %~% در آن میانه کسی نیست کو گلو دارد # 6 عجایبند درختانش بکر و آبستن %~% چو مریمی که نه معشوقه و نه شو دارد # 7 هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست %~% چه عشق دارد با ما چه جست و جو ~~دارد # 8 وجود ما و وجود چمن بدو زنده‌ست %~% زهی وجود لطیف و ظریف کو دارد # 9 چراست خار سلحدار و ابر روی ترش %~% ز رشک آن که گل سرخ صد عدو دارد # 10 چو آینه‌ست و ترازو خموش و گویا یار %~% ز من رمیده که او خوی گفت و ~~گو دارد PageV1P0933 ### || [genre: Gh] # 1 میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد %~% که بو کنید دهان مرا چه بو دارد # 2 به باغ خود همه مستند لیک نی چون گل %~% که هر یکی به قدح خورد و او ~~سبو دارد # 3 چو سال سال نشاطست و روز روز طرب %~% خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد # 4 چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل %~% کسی که ساقی باقی ماه رو دارد # 5 هزار جان مقدس فدای آن جانی %~% که او به مجلس ms0519 ما امر اشربوا دارد # 6 سؤال کردم گل را که بر کی می‌خندی %~% جواب داد بر آن زشت کو دو شو ~~دارد # 7 هزار بار خزان کرد نوبهار تو را %~% چه عشق دارد با ما چه جست و جو ~~دارد # 8 پیاله‌ای به من آورد گل که باده خوری %~% خورم چرا نخورم بنده هم گلو ~~دارد # 9 چه حاجتیست گلو باده خدایی را %~% که ذره ذره همه نقل و می از او دارد # 10 عجب که خار چه بدمست و تیز و روترشست %~% ز رشک آنک گل و لاله صد عدو ~~دارد # 11 به طور موسی بنگر که از شراب گزاف %~% دهان ندارد و اشکم چهارسو دارد # 12 به مستیان درختان نگر به فصل بهار %~% شکوفه کرده که در شرب می غلو ~~دارد PageV1P0934 ### || [genre: Gh] # 1 مکن مکن که پشیمان شوی و بد باشد %~% که بی‌عنایت جان باغ چون لحد باشد # 2 چه ریشه برکنی از غصه و پشیمانی %~% چو ریش عقل تو در دست کالبد باشد # 3 بکن مجاهده با نفس و جنگ ریشاریش %~% که صلح را ز چنین جنگ‌ها مدد باشد # 4 وگر گریز کنی همچو آهو از کف شیر %~% ز تو گریزد آن ماه بر اسد باشد # 5 نه گوش تو سخن یار مهربان شنود %~% نه پیش چشم تو دلدار سروقد باشد # 6 نشین به کشتی روح و بگیر دامن نوح %~% به بحر عشق که هر لحظه جزر و مد ~~باشد # 7 گذر ز ناز و ملولی که ناز آن تو نیست %~% که آن وظیفه آن یار ماه خد ~~باشد # 8 چه ظلم کردم بر حسن او که مه گفتم %~% صد آفتاب و فلک را بر او حسد ~~باشد # 9 خموش باش و مگو ریگ را شمار مکن %~% شمار چون کنی آن را که بی‌عدد باشد ~~PageV1P0935 ### || [genre: Gh] # 1 مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند %~% مرا جمال تو باید قمر چه سود کند # 2 چو ms0520 مست چشم تو نبود شراب را چه طرب %~% چو همرهم تو نباشی سفر چه سود ~~کند # 3 مرا زکات تو باید خزینه را چه کنم %~% مرا میان تو باید کمر چه سود کند # 4 چو یوسفم تو نباشی مرا به مصر چه کار %~% چو رفت سایه سلطان حشر چه سود ~~کند # 5 چو آفتاب تو نبود ز آفتاب چه نور %~% چو منظرم تو نباشی نظر چه سود کند # 6 لقای تو چو نباشد بقای عمر چه سود %~% پناه تو چو نباشد سپر چه سود کند # 7 شبم چو روز قیامت دراز گشت ولی %~% دلم سحور تو خواهد سحر چه سود کند # 8 شبی که ماه نباشد ستارگان چه زنند %~% چو مرغ را نبود سر دو پر چه سود ~~کند # 9 چو زور و زهره نباشد سلاح و اسب چه سود %~% چو دل دلی ننماید جگر چه ~~سود کند # 10 چو روح من تو نباشی ز روح ریح چه سود %~% بصیرتم چو نبخشی بصر چه سود ~~کند # 11 مرا بجز نظر تو نبود و نیست هنر %~% عنایتت چو نباشد هنر چه سود کند # 12 جهان مثال درختست برگ و میوه ز توست %~% چو برگ و میوه نباشد شجر چه ~~سود کند # 13 گذر کن از بشریت فرشته باش دلا %~% فرشتگی چو نباشد بشر چه سود کند # 14 خبر چو محرم او نیست بی‌خبر شو و مست %~% چو مخبرش تو نباشی خبر چه ~~سود کند # 15 ز شمس مفخر تبریز آنک نور نیافت %~% وجود تیره او را دگر چه سود کند ~~PageV1P0936 ### || [genre: Gh] # 1 فراغتی دهدم عشق تو ز خویشاوند %~% از آنک عشق تو بنیاد عافیت برکند # 2 از آنک عشق نخواهد بجز خرابی کار %~% از آنک عشق نگیرد ز هیچ آفت پند # 3 چه جای مال و چه نام نکو و حرمت و بوش %~% چه خان و مان و سلامت چه اهل ~~و یا فرزند # 4 که جان عاشق چون تیغ ms0521 عشق برباید %~% هزار جان مقدس به شکر آن بنهند # 5 هوای عشق تو و آن گاه خوف ویرانی %~% تو کیسه بسته و آن گاه عشق آن لب ~~قند # 6 سرک فروکش و کنج سلامتی بنشین %~% ز دست کوته ناید هوای سرو بلند # 7 برو ز عشق نبردی تو بوی در همه عمر %~% نه عشق داری عقلیست این به خود ~~خرسند # 8 چه صبر کردن و دامن ز فتنه بربودن %~% نشسته تا که چه آید ز چرخ روزی ~~چند # 9 درآمد آتش عشق و بسوخت هر چه جز اوست %~% چو جمله سوخته شد شاد شین و ~~خوش می‌خند # 10 و خاصه عشق کسی کز الست تا به کنون %~% نبوده است چنو خود به حرمت ~~پیوند # 11 اگر تو گویی دیدم ورا برای خدا %~% گشای دیده دیگر و این دو را بربند # 12 کز این نظر دو هزاران هزار چون من و تو %~% به هر دو عالم دایم هلاک و ~~کور شدند # 13 اگر به دیده من غیر آن جمال آید %~% بکنده باد مرا هر دو دیده‌ها به ~~کلند # 14 بصیرت همه مردان مرد عاجز شد %~% کجا رسد به جمال و جلال شاه لوند # 15 دریغ پرده هستی خدای برکندی %~% چنانک آن در خیبر علی حیدر کند # 16 که تا بدیدی دیده که پنج نوبت او %~% هزار ساله از آن سو که گفته شد ~~بزنند PageV1P0937 ### || [genre: Gh] # 1 به پیش تو چه زند جان و جان کدام بود %~% که جان تویی و دگر جمله نقش و ~~نام بود # 2 اگر چه ماه به ده دست روی خود شوید %~% چه زهره دارد کان چهره را غلام ~~بود # 3 اگر چه عاشقی و عشق بهترین کار است %~% بدانک بی‌رخ معشوق ما حرام بود # 4 به جان عشق که تا هر دو جان نیامیزد %~% جداییست و ملاقات بی‌نظام بود # 5 شراب لطف خداوند را کرانی نیست %~% وگر کرانه نماید قصور جام بود # 6 به قدر ms0522 روزنه افتد به خانه نور قمر %~% اگر به مشرق و مغرب ضیاش عام ~~بود # 7 تو جام هستی خود را برو قوامی ده %~% که آن شراب قدیمست و باقوام بود # 8 هزار جان طلبید و یکی ببردم پیش %~% بگفت باقی گفتم بهل که وام بود # 9 رفیق گشته دو چشمش میان خوف و رجا %~% برای پختن هر عاشقی که خام بود # 10 هزار خانه به تاراج برد و خوش قنقیست %~% سلامتی همه تاراج آن سلام ~~بود # 11 درون خانه بود نقش‌ها نه آن نقاش %~% به سوی بام نگر کان قمر به بام ~~بود # 12 رسید مژده به شامست شمس تبریزی %~% چه صبح‌ها که نماید اگر به شام بود ~~PageV1P0938 ### || [genre: Gh] # 1 ربود عشق تو تسبیح و داد بیت و سرود %~% بسی بکردم لاحول و توبه دل ~~نشنود # 2 غزل سرا شدم از دست عشق و دست زنان %~% بسوخت عشق تو ناموس و شرم و هر ~~چم بود # 3 عفیف و زاهد و ثابت قدم بدم چون کوه %~% کدام کوه که باد توش چو که ~~نربود # 4 اگر کهم هم از آواز تو صدا دارم %~% وگر کهم همه در آتش توم که دود # 5 وجود تو چو بدیدم شدم ز شرم عدم %~% ز عشق این عدم آمد جهان جان به ~~وجود # 6 به هر کجا عدم آید وجود کم گردد %~% زهی عدم که چو آمد از او وجود ~~افزود # 7 فلک کبود و زمین همچو کور راه نشین %~% کسی که ماه تو بیند رهد ز کور و ~~کبود # 8 مثال جان بزرگی نهان به جسم جهان %~% مثال احمد مرسل میان گبر و جهود # 9 ستایشت به حقیقت ستایش خویش است %~% که آفتاب ستا چشم خویش را بستود # 10 ستایش تو چو دریا زبان ما کشتی %~% روان مسافر دریا و عاقبت محمود # 11 مرا عنایت دریا چو بخت بیدارست %~% مرا چه غم اگرم هست چشم خواب آلود ~~PageV1P0939 ### || [genre: Gh] # 1 ز بعد ms0523 خاک شدن یا زیان بود یا سود %~% به نقد خاک شوم بنگرم چه خواهد ~~بود # 2 به نقد خاک شدن کار عاشقان باشد %~% که راه بند شکستن خدایشان بنمود # 3 به امر موتوا من قبل ان تموتوا ما %~% کنیم همچو محمد غزای نفس جهود # 4 جهود و مشرک و ترسا نتیجه نفس است %~% ز پشک باشد دود خبیث نی از عود # 5 شود دمی همه خاک و شود دمی همه آب %~% شود دمی همه آتش شود دمی همه دود # 6 شود دمی همه یار و شود دمی همه غار %~% شود دمی همه تار و شود دمی همه ~~پود # 7 به پیش خلق نشسته هزار نقش شود %~% ولیک در نظر تو نه کم شود نه فزود # 8 به پیش چشم محمد بهشت و دوزخ عین %~% به پیش چشم دگر کس مستر و مغمود # 9 مذللست قطوف بهشت بر احمد %~% که کرد دست دراز و از آن بخواست ربود # 10 که تا دهد به صحابه ولیک آن بگداخت %~% شد آب در کفش ایرا نبود وقت ~~نمود PageV1P0940 ### || [genre: Gh] # 1 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد %~% تو هم به صلح گرایی اگر خدا ~~خواهد # 2 هزار عاشق داری تو را به جان جویان %~% که تا سعادت و دولت ز ما که را ~~خواهد # 3 ز عشق عاشق درویش خلق در عجبند %~% که آنچ رشک شهانست او چرا خواهد # 4 عجب نباشد اگر مرده‌ای بجوید جان %~% و یا گیاه بپژمرده‌ای صبا خواهد # 5 و یا دو دیده کور از خدا بصر جوید %~% و یا گرسنه ده ساله‌ای نوا خواهد # 6 همه دعا شده‌ام من ز بس دعا کردن %~% که هر که بیند رویم ز من دعا ~~خواهد # 7 ولی به چشم تو من رنگ کافران دارم %~% که چشم خیره کشت بیندم غزا خواهد # 8 اگر مرا نکشد هجر تو ز من بحلست %~% اسیر کشته ز غازی چه خونبها خواهد # 9 سلام و ms0524 خدمت کردم بگفتیم چونی %~% چنان بود مس مسکین که کیمیا خواهد # 10 چنان برآید صورت که بست صورتگر %~% چنان بود تن خسته کیش دوا خواهد # 11 ز آفتاب مزن گفت و گوی چون سایه %~% ز سایه ذره گریزد همه ضیا خواهد # 12 زهی سخاوت و ایثار شمس تبریزی %~% که شمس گنبد خضرا از او عطا خواهد ~~PageV1P0941 ### || [genre: Gh] # 1 نماز شام چو خورشید در غروب آید %~% ببندد این ره حس راه غیب بگشاید # 2 به پیش درکند ارواح را فرشته خواب %~% به شیوه گله بانی که گله را پاید # 3 به لامکان به سوی مرغزار روحانی %~% چه شهرها و چه روضاتشان که بنماید # 4 هزار صورت و شخص عجب ببیند روح %~% چو خواب نقش جهان را از او فروساید # 5 هماره گویی جان خود مقیم آن جا بود %~% نه یاد این کند و نی ملالش ~~افزاید # 6 ز بار و رخت که این جا بر آن همی‌لرزید %~% دلش چنان برهد که غمیش ~~نگزاید PageV1P0942 ### || [genre: Gh] # 1 به باغ بلبل از این پس نوای ما گوید %~% حدیث عشق شکرریز جان فزا گوید # 2 اگر ز رنگ رخ یار ما خبر دارد %~% ز لاله زار و ز نسرین و گل چرا گوید # 3 ز راه غیرت گوید که تا بپوشاند %~% رها کند سر چشمه حدیث پا گوید # 4 که پاره پاره به تدریج ذره که گردد %~% فنا شود که اگر تند و بر ولا ~~گوید # 5 کهی که ذره بود پیش او دو صد که قاف %~% دوان دوان شود آن دم که او بیا ~~گوید # 6 چو گوش کوه شنید آن بیای فرخ او %~% به سر بیاید و لبیک را دو تا گوید # 7 به حق گلشن اقبال کاندر او مستی %~% چو گل خموش که تا بلبلت ثنا گوید ~~PageV1P0943 ### || [genre: Gh] # 1 ندا رسید به جان‌ها که چند می‌پایید %~% به سوی خانه اصلی خویش بازآیید # 2 چو قاف قربت ما زاد و ms0525 بود اصل شماست %~% به کوه قاف بپرید خوش چو ~~عنقایید # 3 ز آب و گل چو چنین کنده ایست بر پاتان %~% بجهد کنده ز پا پاره پاره ~~بگشایید # 4 سفر کنید از این غربت و به خانه روید %~% از این فراق ملولیم عزم ~~فرمایید # 5 به دوغ گنده و آب چه و بیابان‌ها %~% حیات خویش به بیهوده چند فرسایید # 6 خدای پر شما را ز جهد ساخته است %~% چو زنده‌اید بجنبید و جهد بنمایید # 7 به کاهلی پر و بال امید می‌پوسد %~% چو پر و بال بریزد دگر چه را شایید # 8 از این خلاص ملولید و قعر این چه نی %~% هلا مبارک در قعر چاه می‌پایید # 9 ندای فاعتبروا بشنوید اولوالابصار %~% نه کودکیت سر آستین چه می‌خایید # 10 خود اعتبار چه باشد بجز ز جو جستن %~% هلا ز جو بجهید آن طرف چو ~~برنایید # 11 درون هاون شهوت چه آب می‌کوبید %~% چو آبتان نبود باد لاف پیمایید # 12 حطام خواند خدا این حشیش دنیا را %~% در این حشیش چو حیوان چه ژاژ ~~می‌خایید # 13 هلا که باده بیامد ز خم برون آیید %~% پی قطایف و پالوده تن بپالایید # 14 هلا که شاهد جان آینه همی‌جوید %~% به صیقل آینه‌ها را ز زنگ بزدایید # 15 نمی‌هلند که مخلص بگویم این‌ها را %~% ز اصل چشمه بجویید آن چو ~~جویایید PageV1P0944 ### || [genre: Gh] # 1 میان باغ گل سرخ‌های و هو دارد %~% که بو کنید دهان مرا چه بو دارد # 2 پیاله‌ای به من آورد لاله که بخوری %~% خورم چرا نخورم بنده هم گلو ~~دارد # 3 گلو چه حاجت می‌نوش بی‌گلو و دهان %~% رحیق غیب که طعم سقا همو دارد # 4 چو سال سال نشاطست و روز روز طرب %~% خنک مرا و کسی را که عیش خو دارد # 5 چرا مقیم نباشد چو ما به مجلس گل %~% کسی که ساقی باقی ماه رو دارد # 6 به آفتاب جلالت که ذره ذره عشق %~% نهان به زیر ms0526 قبا ساغر و کدو دارد # 7 سؤال کردم از گل که بر که می‌خندی %~% جواب داد بدان زشت کو دو شو دارد # 8 غلام کور که او را دو خواجه می‌باید %~% چو سگ همیشه مقام او میان کو ~~دارد # 9 سؤال کردم از خار کاین سلاح تو چیست %~% جواب داد که گلزار صد عدو دارد # 10 هزار بار چمن را بسوخت و بازآراست %~% چه عشق دارد با ما چه جست و جو ~~دارد # 11 ز شمس مفخر تبریز پرس کاین از چیست %~% وگر چه دفع دهد دم مخور که او ~~دارد PageV1P0945 ### || [genre: Gh] # 1 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد %~% که شب ببخشد آن بدر بدره بی‌حد # 2 به آسمان جهان هر شبی فرود آید %~% برای هر متظلم سپاه فضل احد # 3 خدای گفت قم اللیل و از گزاف نگفت %~% ز شب رویست فرو قد زهره و فرقد # 4 ز دود شب پزی ای خام ز آتش موسی %~% مداد شب دهد آن خامه را ز علم مدد # 5 بگیر لیلی شب را کنار ای مجنون %~% شبست خلوت توحید و روز شرک و عدد # 6 شبست لیلی و روزست در پیش مجنون %~% که نور عقل سحر را به جعد خویش کشد # 7 بدانک آب حیات اندرون تاریکیست %~% چه ماهیی که ره آب بسته‌ای بر خود # 8 به دیبه سیه این کعبه را لباسی ساخت %~% که اوست پشت مطیعان و اوستشان ~~مسند # 9 درون کعبه شب یک نماز صد باشد %~% ز بهر خواب ندارد کسی چنین معبد # 10 شکست جمله بتان را شب و بماند خدا %~% که نیست در کرم او را قرین و ~~کفو احد # 11 خمش که شعر کسادست و جهل از آن اکسد %~% چه زاهدی تو در این علم و در ~~تو علم ازهد PageV1P0946 ### || [genre: Gh] # 1 کسی خراب خرابات و مست می‌باشد %~% از او عمارت ایمان و خیر کی باشد # 2 یکی وجود چو آتش بود ms0527 نباشد آب %~% محال باشد یک مه بهار و دی باشد # 3 منم خراب خرابات و مست طاعت حق %~% درون شهر معظم ز نیک و بی‌باشد # 4 عمارتیست خراباتیان شهر مرا %~% که خانه‌هاش نهان در زمین چو ری باشد # 5 شکوفه‌هاست درختان زهد را ز شراب %~% نه آن شراب که اشکوفه‌هاش قی باشد # 6 چو هست و نیست مرا دید چشم معتزلی %~% بگفت دیدم معدوم را که شی باشد # 7 به سایه‌ها و به خورشید شمس تبریزی %~% که بی‌مکان و زمان آفتاب و فی ~~باشد PageV1P0947 ### || [genre: Gh] # 1 مرا وصال تو باید صبا چه سود کند %~% چو من زمین تو گشتم سما چه سود ~~کند # 2 ایا بتان شکرلب چو روی شه دیدم %~% مرا جمال و کمال شما چه سود کند # 3 دلم نماند و گدازید چون شکر در آب %~% جمال ماه رخ دلربا چه سود کند # 4 فلک ببست میان مرا ز فضل کمر %~% ولیک بی‌شه شهره قبا چه سود کند # 5 هزار حیله کنم من دغا و شیوه عشق %~% چو شه حریف نباشد دغا چه سود کند # 6 مرا بقا و فنا از برای خدمت اوست %~% مرا چو آن نبود این بقا چه سود ~~کند # 7 سقا و آب برای حرارت جگرست %~% جگر چو خون شد ای دل سقا چه سود کند # 8 فلک به ناله شد از بس دعا و زاری من %~% چو بخت یار نباشد دعا چه سود ~~کند # 9 مگو چنین تو چه دانی بلادریست نهان %~% خدای داند و بس کاین بلا چه سود ~~کند # 10 چو خونبهای تو ای دل هوای عشق ویست %~% مگو که کشته شدم خونبها چه سود ~~کند # 11 تو هان و هان به دل و دیده خاک این ره شو %~% چو خاک باشی باید علا چه ~~سود کند # 12 در آن فلک که شعاعات آفتاب دلست %~% هزار سایه و ظل هما چه سود کند # 13 هما و سایه‌اش آن جا چو ms0528 ظلمتی باشد %~% ز نور ظلمت غیر فنا چه سود کند # 14 دلا تو چند زنی لاف از وفاداری %~% برو به بحر وفا این وفا چه سود کند # 15 صفای باقی باید که بر رخت تابد %~% تو جندره زده گیر این صفا چه سود ~~کند # 16 چو کبر را بگذاری صفا ز حق یابی %~% بدانی آنگه کاین کبریا چه سود کند # 17 برو به نزد خداوند شمس تبریزی %~% فقیر او شو جانا غنا چه سود کند ~~PageV1P0948 ### || [genre: Gh] # 1 سپاس آن عدمی را که هست ما بربود %~% ز عشق آن عدم آمد جهان جان به ~~وجود # 2 به هر کجا عدم آید وجود کم گردد %~% زهی عدم که چو آمد از او وجود فزود # 3 به سال‌ها بربودم من از عدم هستی %~% عدم به یک نظر آن جمله را ز من ~~بربود # 4 رهد ز خویش و ز پیش و ز جان مرگ اندیش %~% رهد ز خوف و رجا و رهد ز باد ~~و ز بود # 5 که وجود چو کاهست پیش باد عدم %~% کدام کوه که او را عدم چو که نربود # 6 وجود چیست و عدم چیست کاه و که چه بود %~% شه ای عبارت از در برون ز ~~بام فرود PageV1P0949 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن نوی که رسد سوی تو قدید شود %~% چو آب پاک که در تن رود پلید شود # 2 ز شیر دیو مزیدی مزید تو هم از اوست %~% که بایزید از این شیردان یزید ~~شود # 3 مرید خواند خداوند دیو وسوسه را %~% که هر که خورد دم او چو او مرید ~~شود # 4 چو مشرقست و چو مغرب مثال این دو جهان %~% بدین قریب شود مرد زان بعید ~~شود # 5 هر آن دلی که بشورید و قی شدش آن شیر %~% ز شورش و قی آن شیر بوسعید ~~شود # 6 هر آنک صدر رها کرد و خاک این در شد %~% هزار قفل گران را دلش کلید ms0529 شود # 7 ترش ترش تو به خسرو مگو که شیرین کو %~% پدید آید چون خواجه ناپدید شود # 8 چو غوره رست ز خامی خویش شد شیرین %~% چو ماه روزه به پایان رسید عید ~~شود # 9 خموش آینه منمای در ولایت زنگ %~% نما به قیصر رومش که تا مرید شود ~~PageV1P0950 ### || [genre: Gh] # 1 ز شمس دین طرب نوبهار بازآید %~% نشاط بلبله و سبزه زار بازآید # 2 کرانه کرد دلم از نبیذ و از ساقی %~% چو وصل او بگشاید کنار بازآید # 3 کبوتر دل من در شکار باز پرید %~% خنک زمانی کو از شکار بازآید # 4 بگردد این رخ زردم چو صد هزار نگار %~% ز طبل دعوت من گر نگار بازآید # 5 چو ملک حسن بر وی مهم قرار گرفت %~% بود که سوی دلم زو قرار بازآید # 6 چو خارخار دلم می‌نشیند از هوسش %~% که گلشنش بر این خار خار بازآید # 7 چو مهرها که شود محو نطع آن گوهر %~% دغای عشق چو خانه قمار بازآید # 8 ز مستی‌اش چه گمان بردمی که بعد از می %~% ز هجر عربده کن آن خمار ~~بازآید # 9 از این خمار مرا نیست غم اگر روزی %~% به دستم آن قدح پرشرار بازآید # 10 هزار چشمه حیوان چه در شمار آید %~% اگر از او لطف بی‌شمار بازآید # 11 سؤال کردم رخ را که چند زر باشی %~% که جان من ز زری تو زار بازآید # 12 مرا جواب چو زر داد من زرم دایم %~% مگر که سیمبر خوش عیار بازآید # 13 بگفتمش چو بماندی تو زنده بی آن جان %~% چه عذر آری چون آن عذار ~~بازآید # 14 من آن ندانم دانم که آه از تبریز %~% کز آتشش ز دلم الحذار بازآید ~~PageV1P0951 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده دم بدمید و سپیده می‌ساید %~% که ویس روز رخ خویش را بیاراید # 2 غلام روز دلم کو به جای صد سالست %~% سپیده چهره دل را به کار می‌ناید # 3 سپیدی رخ این دل ms0530 سپیدها بخشد %~% که طاس چرخ حواشیش را نپیماید # 4 سپیده را چو فروشست شب به آب سیاه %~% رخ عجوزه دنیا ببین چه را شاید # 5 بده عجوزه زراق را هزار طلاق %~% دم عجوزه جوانیت را بفرساید # 6 بران تو دیو ز خود پیش از آنک دیو شوی %~% وگر نه من خمشم عن قریب ~~بنماید PageV1P0952 ### || [genre: Gh] # 1 فزود آتش من آب را خبر ببرید %~% اسیر می‌بردم غم ز کافرم بخرید # 2 خدای داد شما را یکی نظر که مپرس %~% اگر چه زان نظر این دم به سکر ~~بی‌خبرید # 3 طراز خلعت آن خوش نظر چو دیده شود %~% هزار جامه ز درد و دریغ و غم ~~بدرید # 4 ز دیده موی برست از دقیقه بینی‌ها %~% چرا به موی و به روی خوشش ~~نمی‌نگرید # 5 ز حرص خواجگی از بندگی چه محرومید %~% ز غورها همه پختید یا که کور و ~~کرید # 6 در آشنا عجمی وار منگرید چنین %~% فرشته‌اید به معنی اگر به تن بشرید # 7 هزار حاجب و جاندار منتظر دارید %~% برای خدمتتان لیک در ره و سفرید # 8 همی‌پرد به سوی آسمان روان شما %~% اگر چه زیر لحافید و هیچ می‌نپرید # 9 همی‌چرد همه اجزای جان به روض صفات %~% از آن ریاض که رستید چون از آن ~~نچرید # 10 درخت مایه از آن یافت سبز و تر زان شد %~% زبون مایه چرایید چونک شیر ~~نرید # 11 هزار گونه کجا خستتان به زیر سجود %~% کجا نظر که بدانید تیغ یا سپرید # 12 هزار حرف به بیگار گفتم و مقصود %~% به هر دمی ز چه شما خفیه تر چه ~~بی‌هنرید # 13 هنر چو بی‌هنری آمد اندر این درگاه %~% هنروران ز شادیت چون نه زین ~~نفرید # 14 همه حیات در اینست کاذبحوا بقره %~% چو عاشقان حیاتید چون پس بقرید # 15 هزار شیر تو را بنده‌اند چه بود گاو %~% هزار تاج زر آمد چه در غم ~~کمرید # 16 چو شب خطیب تو ماهست بر ms0531 چنین منبر %~% اگر نه فهم تباهست از چه در ~~سمرید # 17 کجا بلاغت ماه و کجا خیال سپاه %~% به مقنعه بمنازید چون کلاه ورید # 18 بیافت کوزه زرین و آب بی‌حد خورد %~% خموش باش که تا ز آب هم شکم ~~ندرید PageV1P0953 ### || [genre: Gh] # 1 سلام بر تو که سین سلام بر تو رسید %~% سلام گرد جهان گشت جز تو ~~نپسندید # 2 بگرد بام تو گردان کبوتران سلام %~% که بی‌پناه تو کس را نشاید آرامید # 3 چو پر و بال ز تو یافتست هر مرغی %~% ز غیر تو به کجا باشدش امید مرید # 4 به هر طرف که ببینی تو مرغ سوخته پر %~% بدان که از طمع خام سوی دام ~~پرید # 5 تو آب کوثری و سوخته به تو آید %~% برویدش سپس سوز پر و بال جدید ~~PageV1P0954 ### || [genre: Gh] # 1 ز جان سوخته‌ام خلق را حذار کنید %~% که الله الله ز آتش رخان فرار ~~کنید # 2 که آتش رخشان خاصیت چنین دارد %~% که هر قرار که دارید بی‌قرار کنید # 3 دلی که کاهل گردد نداش می‌آید %~% که زنده است سلیمان عشق کار کنید # 4 مباش کاهل کاین قافله روانه شدست %~% ز قافله بممانید و زود بار کنید # 5 چهارپای طبایع نکوبد این ره را %~% به ترک خاک و هواها و آب و نار کنید # 6 غنیست چشم من از سرمه سپاهانی %~% ز خاک تبریز او را مگر نثار کنید # 7 بزرگی از شه ارواح شمس تبریزست %~% وجودها پی این کبریا صغار کنید ~~PageV1P0955 ### || [genre: Gh] # 1 هزار جان مقدس فدای روی تو باد %~% که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و ~~نزاد # 2 هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق %~% که او به دام هوای چو تو شهی افتاد # 3 ز صورت تو حکایت کنند یا ز صفت %~% که هر یکی ز یکی خوشترست زهی بنیاد # 4 دلم هزار گره داشت همچو رشته سحر %~% ز سحر چشم خوشت آن همه گره بگشاد ms0532 # 5 بلندبین ز تو گشتست هر دو دیده عشق %~% ببین تو قوت شاگرد و حکمت استاد # 6 نشسته‌ایم دل و عشق و کالبد پیشت %~% یکی خراب و یکی مست وان دگر دلشاد # 7 به حکم تست بخندانی و بگریانی %~% همه چو شاخ درختیم و عشق تو چون باد # 8 به باد زرد شویم و به باد سبز شویم %~% تو راست جمله ولایت تو راست ~~جمله مراد # 9 کلوخ و سنگ چه داند بهار جز اثری %~% بهار را ز چمن پرس و سنبل و شمشاد ~~PageV1P0956 ### || [genre: Gh] # 1 کدام لب که از او بوی جان نمی‌آید %~% کدام دل که در او آن نشان ~~نمی‌آید # 2 مثال اشتر هر ذره‌ای چه می‌خاید %~% اگر نواله از آن شهره خوان نمی‌آید # 3 سگان طمع چپ و راست از چه می‌پویند %~% چو بوی قلیه از آن دیگدان ~~نمی‌آید # 4 چراست پنجه شیران چو برگ گل لرزان %~% اگر ز غیب به دل‌ها سنان نمی‌آید # 5 هزار بره و گرگ از چه روی هم علفند %~% به جان چو هیبت و بانگ شبان ~~نمی‌آید # 6 برون گوش دو صد نعره جان همی‌شنود %~% تو هوش دار چنین گر چنان نمی‌آید # 7 در این جهان کهن جان نو چرا روید %~% چو هر دمی مددی زان جهان نمی‌آید # 8 به دست خویش تو در چشم می‌فشانی خاک %~% نه آن که صورت نو نو عیان ~~نمی‌آید # 9 شکسته قرن نگر صد هزار ذوالقرنین %~% قرین بسیست که صاحب قران نمی‌آید # 10 دهان و دست به آب وفا کی می‌شوید %~% که دم دمش می جان در دهان ~~نمی‌آید # 11 دو سه قدم به سوی باغ عشق کس ننهاد %~% که صد سلامش از آن باغبان ~~نمی‌آید # 12 ورای عشق هزاران هزار ایوان هست %~% ز عزت و عظمت در گمان نمی‌آید # 13 به هر دمی ز درونت ستاره‌ای تابد %~% که هین مگو کاثری ز آسمان ~~نمی‌آید # 14 دهان ببند و دهان آفرین کند شرحش %~% به صورتی ms0533 که تو را در زبان ~~نمی‌آید PageV1P0957 ### || [genre: Gh] # 1 اگر دل از غم دنیا جدا توانی کرد %~% نشاط و عیش به باغ بقا توانی کرد # 2 اگر به آب ریاضت برآوری غسلی %~% همه کدورت دل را صفا توانی کرد # 3 ز منزل هوسات ار دو گام پیش نهی %~% نزول در حرم کبریا توانی کرد # 4 درون بحر معانی لا نه آن گهری %~% که قدر و قیمت خود را بها توانی کرد # 5 به همت ار نشوی در مقام خاک مقیم %~% مقام خویش بر اوج علا توانی کرد # 6 اگر به جیب تفکر فروبری سر خویش %~% گذشته‌های قضا را ادا توانی کرد # 7 ولیکن این صفت ره روان چالاکست %~% تو نازنین جهانی کجا توانی کرد # 8 نه دست و پای اجل را فرو توانی بست %~% نه رنگ و بوی جهان را رها توانی ~~کرد # 9 تو رستم دل و جانی و سرور مردان %~% اگر به نفس لئیمت غزا توانی کرد # 10 مگر که درد غم عشق سر زند در تو %~% به درد او غم دل را روا توانی کرد # 11 ز خار چون و چرا این زمان چو درگذری %~% به باغ جنت وصلش چرا توانی ~~کرد # 12 اگر تو جنس همایی و جنس زاغ نه‌ای %~% ز جان تو میل به سوی هما توانی ~~کرد # 13 همای سایه دولت چو شمس تبریزیست %~% نگر که در دل آن شاه جا توانی کرد ~~PageV1P0958 ### || [genre: Gh] # 1 به حارسان نکوروی من خطاب کنید %~% که چشم بد را از یوسفان به خواب ~~کنید # 2 گهی به خاطر بیگانگان سؤال دهید %~% گهی دل همه را سخره جواب کنید # 3 و چون شدند همه سخره سؤال و جواب %~% شما به خلوت ساغر پر از شراب کنید # 4 دلی که نیست در اندیشه سؤال و جواب %~% وی آفتاب جهان شد بدو شتاب کنید # 5 زنید خاک به چشمی که باد در سر اوست %~% دو چشم آتشی حاسدان پرآب کنید ms0534 # 6 از آن که هر که جز این آب زندگی باشد %~% سراب مرگ بود پشت بر سراب ~~کنید # 7 چو زندگی ابد هست اندر آب حیات %~% به ترک عمر به صد رنگ شیخ و شاب ~~کنید # 8 گداز عاشق در تاب عشق کی ماند %~% به خدمتی که شما از پی ثواب کنید # 9 چو کف جود و سخاوت به لطف بگشاید %~% نشاید این که شما قصه سحاب کنید # 10 وگر ز تن حشم زنگبار خون آرد %~% سپاه قیصر رومی شما حراب کنید # 11 به یک نظر چو بکرد او جهان جان معمور %~% چرا چو جغد حدیث تن خراب ~~کنید # 12 که صد هزار اسیرند پیش زنگ از روم %~% مخنثی چه بود فک آن رقاب کنید # 13 لوای دولت مخدوم شمس دین آمد %~% گروه بازصفت قصد آن جناب کنید ~~PageV1P0959 ### || [genre: Gh] # 1 جهان را بدیدم وفایی ندارد %~% جهان در جهان آشنایی ندارد # 2 در این قرص زرین بالا تو منگر %~% که در اندرون بوریایی ندارد # 3 بس ابله شتابان شده سوی دامش %~% چو کوری که در کف عصایی ندارد # 4 بر او گشته ترسان بر او گشته لرزان %~% زهی علتی کان دوایی ندارد # 5 نموده جمالی ولی زیر چادر %~% عجوزی قبیحی لقایی ندارد # 6 کسی سر نهد بر فسونش که چون مار %~% ز عقل و ز دین دست و پایی ندارد # 7 کسی جان دهد در رهش کز شقاوت %~% ز جانان ره جان فزایی ندارد # 8 چه مردار مسی که مرد او ز مسی %~% که پنداشت کو کیمیایی ندارد # 9 برای خیالی شده چون خیالی %~% بجز درد و رنج و عنایی ندارد # 10 چرا جان نکارد به درگاه معشوق %~% عجب عشق خود اصطفایی ندارد # 11 چه شاهان که از عشق صد ملک بردند %~% که آن سلطنت منتهایی ندارد # 12 چه تقصیر کردست این عشق با تو %~% که منکر شدی کو عطایی ندارد # 13 به یک دردسر زو تو پا را کشیدی ms0535 %~% چه ره دیده‌ای کان بلایی ندارد # 14 خمش کن نثارست بر عاشقانش %~% گهرها که هر یک بهایی ندارد PageV1P0960 ### || [genre: Gh] # 1 سحر این دل من ز سودا چه می‌شد %~% از آن برق رخسار و سیما چه می‌شد # 2 از آن طلعت خوش و زان آب و آتش %~% ز فرق سر بنده تا پا چه می‌شد # 3 خدایا تو دانی که بر ما چه آمد %~% خدایا تو دانی که ما را چه می‌شد # 4 ز ریحان و گل‌ها که روید ز دل‌ها %~% سراسر همه دشت و صحرا چه می‌شد # 5 ز خورشید پرسی که گردون چه سان بد %~% ز مه پرس باری که جوزا چه می‌شد # 6 ز معشوق اعظم به هر جان خرم %~% به پستی چه آمد به بالا چه می‌شد # 7 تعالی تقدس چو بنمود خود را %~% مقدس دلی از تعالی چه می‌شد # 8 چو می‌کرد بخشش نظر شمس تبریز %~% به بینا چه بخشید و بینا چه می‌شد ~~PageV1P0961 ### || [genre: Gh] # 1 دل من که باشد که تو را نباشد %~% تن من کی باشد که فنا نباشد # 2 فلکش گرفتم چو مهش گرفتم %~% چه زنند هر دو چو ضیا نباشد # 3 به درون جنت به میان نعمت %~% چه شکنجه باشد چو لقا نباشد # 4 چو تو عذر خواهی گنه و جفا را %~% چه کند جفاها که وفا نباشد # 5 چو خطا تو گیری به عتاب کردن %~% چه کند دل و جان که خطا نباشد # 6 دو هزار دفتر چو به درس گویم %~% نه فسرده باشم چو صفا نباشد # 7 سمنی نخندد شجری نرقصد %~% چمنی نبوید چو صبا نباشد # 8 تو به فقر اگر چه که برهنه گردی %~% چه غمست مه را که قبا نباشد # 9 چه عجب که جاهل ز دلست غافل %~% ملکی و شاهی همه را نباشد # 10 همه مجرمان را کرمش بخواند %~% چو به توبه آیند و دغا نباشد # 11 بگداز جان را مه آسمان را %~% به خدا ms0536 که چیزی چو خدا نباشد # 12 چه کنی سری را که فنا بکوبد %~% چه کنی زری را که تو را نباشد # 13 همه روز گویی چو گلست یارم %~% چه کنی گلی را که بقا نباشد # 14 مگریز ای جان ز بلای جانان %~% که تو خام مانی چو بلا نباشد # 15 چه خوشست شب‌ها ز مهی که آن مه %~% همه روی باشد که قفا نباشد # 16 چه خوشست شاهی که غلام او شد %~% چه خوشست یاری که جدا نباشد # 17 تو خمش کن ای تن که دلم بگوید %~% که حدیث دل را من و ما نباشد ~~PageV1P0962 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که ای جان خود جان چه باشد %~% ای درد و درمان درمان چه باشد # 2 خواهم که سازم صد جان و دل را %~% پیش تو قربان قربان چه باشد # 3 ای نور رویت ای بوی کویت %~% اسرار ایمان ایمان چه باشد # 4 گفتی گزیدی بر ما دکانی %~% بر بی‌گناهی بهتان چه باشد # 5 اقبال پیشت سجده کنانست %~% ای بخت خندان خندان چه باشد # 6 بگشای ای جان در بر ضعیفان %~% بر رغم دربان دربان چه باشد # 7 فرمود صوفی که آن نداری %~% باری بپرسش که آن چه باشد # 8 با حسن رویت احسان کی جوید %~% خود پیش حسنت احسان چه باشد # 9 تو شیری و ما انبان حیله %~% در پیش شیران انبان چه باشد # 10 بردار پرده از پیش دیده %~% کوری شیطان شیطان چه باشد # 11 بس خلق هستند کز دوست مستند %~% هرگز ندانند که نان چه باشد ~~PageV1P0963 ### || [genre: Gh] # 1 دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود %~% چو رسد تیر غمزه‌ات همه قدها ~~کمان شود # 2 چو تو دلداریی کنی دو جهان جمله دل شود %~% دل ما چون جهان شود همه ~~دل‌ها جهان شود # 3 فتد آتش در این فلک که بنالد از آن ملک %~% چو غم و دود عاشقان به سوی ~~آسمان شود # 4 نبود رشک عشق ms0537 تو بجهد خون عاشقان %~% چو شفق بر سر افق همه گردون نشان ~~شود # 5 چه زمان باشد آن زمان که بلرزد ز تو زمین %~% چه عجب باشد آن مکان چو ~~مکان لامکان شود # 6 ز خیال نگار من چو بخندد بهار من %~% رخ او گلفشان شود نظرم گلستان شود # 7 بفشان گل که گلشنی همه را چشم روشنی %~% به کرم گر نظر کنی چه شود چه ~~زیان شود # 8 خوشم ار سر بداده‌ام چو درختان به باد من %~% که به باغ جمال تو نظرم ~~باغبان شود # 9 چه عجب گر ز مستیت خرف و سرگران شوم %~% چو درختی که میوه‌اش بپزد ~~سرگران شود # 10 چو بنفشه دوتا شدم چو سمن بی‌وفا شدم %~% که دل لاله‌ها سیه ز غم ~~ارغوان شود # 11 رخ یارم چو گلستان رخ زارم چو زعفران %~% رخ او چون چنین بود رخ عاشق ~~چنان شود # 12 همه نرگس شود رزان ز پی دید گلستان %~% گل تو بهر بوسه‌اش همه شکل ~~دهان شود # 13 به وصال بهار او چو بخندد دل چمن %~% ز غم هجر جوی‌ها چو سرشکم روان ~~شود # 14 چو پرست از محبتش دل آن عالم خل %~% که درختش ز شکر دوست سراسر زبان ~~شود # 15 چو سر از خاک برزنند ز درختان ندا رسد %~% که تو هر چه نهان کنی همه ~~روزی عیان شود # 16 گل سوری گشاد رخ به لجاج گل سه تو %~% گل گفتش نمایمت چو گه امتحان ~~شود # 17 ز تک خاک دانه‌ها سوی بالا برآمده %~% که عنایت فتاده را به علی ~~نردبان شود # 18 تو زمین خورنده بین بخورد دانه پرورد %~% عجب این گرگ گرسنه رمه را ~~چون شبان شود # 19 همه گرگان شبان شده همه دزدان چو پاسبان %~% چه برد دزد عاشقان چو خدا ~~پاسبان شود # 20 مشتاب ار چه باغ را ز کرم سفره سبز شد %~% بنشین منتظر دمی که کنون ~~وقت خوان شود # 21 ز رفیقان گلستان مرم ms0538 از زخم خاربن %~% که رفیق سلاح کش مدد کاروان شود # 22 خمش ای دل که گر کسی بود او صادق طلب %~% جهت صدق طالبان خمشی‌ها بیان ~~شود PageV1P0964 ### || [genre: Gh] # 1 دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد %~% دل من از جنون نمی‌خسبد # 2 مرغ و ماهی ز من شده خیره %~% کاین شب و روز چون نمی‌خسبد # 3 پیش از این در عجب همی‌بودم %~% کآسمان نگون نمی‌خسبد # 4 آسمان خود کنون ز من خیره است %~% که چرا این زبون نمی‌خسبد # 5 عشق بر من فسون اعظم خواند %~% جان شنید آن فسون نمی‌خسبد # 6 این یقینم شدست پیش از مرگ %~% کز بدن جان برون نمی‌خسبد # 7 هین خمش کن به اصل راجع شو %~% دیده راجعون نمی‌خسبد PageV1P0965 ### || [genre: Gh] # 1 رسم نو بین که شهریار نهاد %~% قبله مان سوی شهر یار نهاد # 2 نقد عشاق را عیار نبود %~% او ز کان کرم عیار نهاد # 3 گل صدبرگ برگ عیش بساخت %~% روی سوی بنفشه زار نهاد # 4 هر که را چون بنفشه دید دوتا %~% کرد یکتا و در شمار نهاد # 5 بی دلان را چو دل گرفت به بر %~% سرکشان را چو سر خمار نهاد # 6 منتظر باش و چشم بر در دار %~% کو نظر را در انتظار نهاد # 7 غم او را کنار گیر که غم %~% روی بر روی غمگسار نهاد # 8 کس چه داند که گلشن رخ او %~% بر دل بی‌دلم چه خار نهاد # 9 از دل بی‌دلم قرار مجوی %~% کاندر او درد بی‌قرار نهاد # 10 آهوان صید چشم او گشتند %~% چونک رو جانب شکار نهاد # 11 آن زره موی در کمان ز کمین %~% تیرهای زره گذار نهاد # 12 خویشتن را چو در کنار گرفت %~% خلق را دور و برکنار نهاد # 13 رحمتش آه عاشقان بشنید %~% آهشان را بس اعتبار نهاد # 14 در عنایات خویششان بکشید %~% جرمشان را به جای کار نهاد # 15 نور عشاق شمس تبریزی %~% نور در دیده شمس وار نهاد ms0539 PageV1P0966 ### || [genre: Gh] # 1 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد %~% از گل و زعفران حکایت کرد # 2 چون جدا گشت عاشق از معشوق %~% برد معشوق ناز و عاشق درد # 3 این دو رنگ مخالف از یک هجر %~% بر رخ هر دو عشق پیدا کرد # 4 رخ معشوق زرد لایق نیست %~% سرخی و فربهی عاشق سرد # 5 چونک معشوق ناز آغازید %~% ناز کش عاشقا مگیر نبرد # 6 انا کالشوک سیدی کالورد %~% فهما اثنان فی الحقیقه فرد # 7 انه الشمس اننی کالظل %~% منه حر البقا و منی البرد # 8 ان جالوت بارز الطالوت %~% ان داوود قدروا فی السرد # 9 دل ز تن زاد لیک شاه تنست %~% همچنانک بزاید از زن مرد # 10 باز در دل یکی دلیست نهان %~% چون سواری نهان شده در گرد # 11 جنبش گرد از سوار بود %~% اوست کاین گرد را به رقص آورد # 12 نیست شطرنج تا تو فکر کنی %~% با توکل بریز مهره چو نرد # 13 شمس تبریز آفتاب دلست %~% میوه‌های دل آن تفش پرورد PageV1P0967 ### || [genre: Gh] # 1 سیبکی نیم سرخ و نیمی زرد %~% زعفران لاله را حکایت کرد # 2 چون جدا گشت عاشق از معشوق %~% نیمه‌ای خنده بود و نیمی درد # 3 سست پایی بمانده بر جایی %~% پاک می‌کرد از رخ مه گرد # 4 دست می‌کوفت نیز می‌لافید %~% کاین چنین صنعتی کسی ناورد # 5 صعوه پرشکسته‌ای دیدی %~% بیضه چرخ زیر پر پرورد # 6 باز شد خنده خانه این جا %~% رو بجو یار خنده‌ای ای مرد # 7 ناز تا کی کنند این زشتان %~% بازگونه همی‌رود این نرد # 8 جفت و طاق از چه روی می‌بازند %~% چون ندانند جفت را از فرد # 9 بهل این تا بیار خویش رویم %~% آنک رویش هزار لاله و ورد PageV1P0968 ### || [genre: Gh] # 1 دیده‌ها شب فراز باید کرد %~% روز شد دیده باز باید کرد # 2 ترک ما هر طرف که مرکب راند %~% آن طرف ترک تاز باید کرد # 3 مطبخ جان به سوی بی‌سوییست ms0540 %~% پوز آن سو دراز باید کرد # 4 چون چنین کان زر پدید آمد %~% خویش را جمله گاز باید کرد # 5 جامه عمر را ز آب حیات %~% چون خضر خوش طراز باید کرد # 6 چون غیورست آن نبات حیات %~% زین شکر احتراز باید کرد # 7 چون چنین نازنین به خانه ماست %~% وقت نازست ناز باید کرد # 8 با گل و خار ساختن مردیست %~% مرد را ساز ساز باید کرد # 9 قبله روی او چو پیدا شد %~% کعبه‌ها را نماز باید کرد # 10 سجده‌هایی که آن سری باشد %~% پیش آن سرفراز باید کرد # 11 پیش آن عشق عاقبت محمود %~% خویشتن را ایاز باید کرد # 12 چون حقیقت نهفته در خمشیست %~% ترک گفت مجاز باید کرد PageV1P0969 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو مست و کف زنانم کرد %~% مستم و بیخودم چه دانم کرد # 2 غوره بودم کنون شدم انگور %~% خویشتن را ترش نتانم کرد # 3 شکرینست یار حلوایی %~% مشت حلوا در این دهانم کرد # 4 تا گشاد او دکان حلوایی %~% خانه‌ام برد و بی‌دکانم کرد # 5 خلق گوید چنان نمی‌باید %~% من نبودم چنین چنانم کرد # 6 اولا خم شکست و سرکه بریخت %~% نوحه کردم که او زیانم کرد # 7 صد خم می به جای آن یک خم %~% درخورم داد و شادمانم کرد # 8 در تنور بلا و فتنه خویش %~% پخته و سرخ رو چو نانم کرد # 9 چون زلیخا ز غم شدم من پیر %~% کرد یوسف دعا جوانم کرد # 10 می‌پریدم ز دست او چون تیر %~% دست در من زد و کمانم کرد # 11 پر کنم شکر آسمان و زمین %~% چون زمین بودم آسمانم کرد # 12 از ره کهکشان گذشت دلم %~% زان سوی کهکشان کشانم کرد # 13 نردبان‌ها و بام‌ها دیدم %~% فارغ از بام و نردبانم کرد # 14 چون جهان پر شد از حکایت من %~% در جهان همچو جان نهانم کرد # 15 چون مرا نرم یافت همچو زبان %~% چون زبان زود ترجمانم کرد # 16 ms0541 چون زبان متصل به دل بودم %~% راز دل یک به یک بیانم کرد # 17 چون زبانم گرفت خون ریزی %~% همچو شمشیر در میانم کرد # 18 بس کن ای دل که در بیان ناید %~% آن چه آن یار مهربانم کرد ~~PageV1P0970 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانی که باخبر میرند %~% پیش معشوق چون شکر میرند # 2 از الست آب زندگی خوردند %~% لاجرم شیوه دگر میرند # 3 چونک در عاشقی حشر کردند %~% نی چو این مردم حشر میرند # 4 از فرشته گذشته‌اند به لطف %~% دور از ایشان که چون بشر میرند # 5 تو گمان می‌بری که شیران نیز %~% چون سگان از برون در میرند # 6 بدود شاه جان به استقبال %~% چونک عشاق در سفر میرند # 7 همه روشن شوند چون خورشید %~% چونک در پای آن قمر میرند # 8 عاشقانی که جان یک دگرند %~% همه در عشق همدگر میرند # 9 همه را آب عشق بر جگر است %~% همه آیند و در جگر میرند # 10 همه هستند همچو در یتیم %~% نه بر مادر و پدر میرند # 11 عاشقان جانب فلک پرند %~% منکران در تک سقر میرند # 12 عاشقان چشم غیب بگشایند %~% باقیان جمله کور و کر میرند # 13 و آنک شب‌ها نخفته‌اند ز بیم %~% جمله بی‌خوف و بی‌خطر میرند # 14 و آنک این جا علف پرست بدند %~% گاو بودند و همچو خر میرند # 15 و آنک امروز آن نظر جستند %~% شاد و خندان در آن نظر میرند # 16 شاهشان بر کنار لطف نهد %~% نی چنین خوار و محتضر میرند # 17 و انک اخلاق مصطفی جویند %~% چون ابوبکر و چون عمر میرند # 18 دور از ایشان فنا و مرگ ولیک %~% این به تقدیر گفتم ار میرند ~~PageV1P0971 ### || [genre: Gh] # 1 صوفیان در دمی دو عید کنند %~% عنکبوتان مگس قدید کنند # 2 شمع‌ها می‌زنند خورشیدند %~% تا که ظلمات را شهید کنند # 3 باز هر ذره شد چو نفخه صور %~% تا شهید تو را سعید کنند # 4 چرخ کهنه به گردشان ms0542 گردد %~% تا کهنه‌هاش را جدید کنند # 5 رغم آن حاسدان که می‌خواهند %~% تا قریب تو را بعید کنند # 6 حاسدان را هم از حسد بخرند %~% همه را طالب و مرید کنند # 7 کیمیای سعادت همه‌اند %~% در همه فعل خود بدید کنند # 8 کیمیایی کنند همه افلاک %~% لیک در مدتی مدید کنند # 9 وان هم از ماه غیب دزدیدند %~% که گهی پاک و گه پلید کنند # 10 خنک آن دم که جمله اجزا را %~% بی ز ترکیب‌ها وحید کنند # 11 بس کن این و سر تنور ببند %~% تا که نان‌هات را ثرید کنند PageV1P0972 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو را بخت یار خواهد بود %~% عشق را با تو کار خواهد بود # 2 عمر بی‌عاشقی مدان به حساب %~% کان برون از شمار خواهد بود # 3 هر زمانی که می‌رود بی‌عشق %~% پیش حق شرمسار خواهد بود # 4 هر چه اندر وطن تو را سبکست %~% ساعت کوچ بار خواهد بود # 5 بر تو این دم که در غم عشقی %~% چون پدر بردبار خواهد بود # 6 فقر کز وی تو ننگ می‌داری %~% آن جهان افتخار خواهد بود # 7 تلخی صبر اگر گلوگیر است %~% عاقبت خوشگوار خواهد بود # 8 چون رهد شیر روح از این صندوق %~% اندر آن مرغزار خواهد بود # 9 چون از این لاشه خر فرود آید %~% شاه دل شهسوار خواهد بود # 10 دامن جهد و جد را بگشا %~% کز فلک زر نثار خواهد بود # 11 تو نهان بودی و شدی پیدا %~% هر نهان آشکار خواهد بود # 12 هر کی خود را نکرد خوار امروز %~% همچو فرعون خوار خواهد بود # 13 هر که چون گل ز آتش آب نشد %~% اندر آتش چو خار خواهد بود # 14 چون شکار خدا نشد نمرود %~% پشه‌ای را شکار خواهد بود # 15 هر که از نقد وقت بست نظر %~% سخره‌ای انتظار خواهد بود # 16 هر که را اختیار کردش عشق %~% مست و بی‌اختیار خواهد بود # 17 هر که او پست ms0543 و مست عشق نشد %~% تا ابد در خمار خواهد بود # 18 هر که را مهر و مهر این دم نیست %~% اشتری بی‌مهار خواهد بود # 19 در سر هر که چشم عبرت نیست %~% خوار و بی‌اعتبار خواهد بود # 20 بس کن ار چه سخن نشاند غبار %~% آخر از وی غبار خواهد بود # 21 شمس تبریز چون قرار گرفت %~% دل از او بی‌قرار خواهد بود PageV1P0973 ### || [genre: Gh] # 1 آتش افکند در جهان جمشید %~% از پس چار پرده چون خورشید # 2 خنک او را که شد برهنه ز بود %~% وای آن را که جست سایه بید # 3 دل سپیدست و عشق را رو سرخ %~% زان سپیدی که نیست سرخ و سپید # 4 عشق ایمن ولایتیست چنانک %~% ترس را نیست اندر او امید # 5 هر حیاتی که یک دمش عمرست %~% چون برآید ز عشق شد جاوید # 6 یک عروسیست بر فلک که مپرس %~% ور بپرسی بپرس از ناهید # 7 زین عروسی خبر نداشت کسی %~% آمدند انبیا به رسم نوید # 8 شمس تبریز خسرو عهدست %~% خسروان را هله به جان بخرید PageV1P0974 ### || [genre: Gh] # 1 خسروانی که فتنه‌ای چینید %~% فتنه برخاست هیچ ننشینید # 2 هم شما هم شما که زیبایید %~% هم شما هم شما که شیرینید # 3 همچو عنبر حمایلیم همه %~% بر بر سیمتان که مشکینید # 4 نشوم شاد اگر گمان دارم %~% که گهی شاد و گاه غمگینید # 5 در صفای می نهان دیدیم %~% که شما چون کدوی رنگینید # 6 شاهدان فنا شما جمله %~% با لب لعل و جان سنگینید # 7 بل که بر اسب ذوق و شیرینی %~% تا ابد خوش نشسته در زینید # 8 تبریزی شوید اگر در عشق %~% بنده شمس ملت و دینید PageV1P0975 ### || [genre: Gh] # 1 عید بر عاشقان مبارک باد %~% عاشقان عیدتان مبارک باد # 2 عید ار بوی جان ما دارد %~% در جهان همچو جان مبارک باد # 3 بر تو ای ماه آسمان و زمین %~% تا به هفت آسمان مبارک باد # 4 عید ms0544 آمد به کف نشان وصال %~% عاشقان این نشان مبارک باد # 5 روزه مگشای جز به قند لبش %~% قند او در دهان مبارک باد # 6 عید بنوشت بر کنار لبش %~% کاین می بی‌کران مبارک باد # 7 عید آمد که ای سبک روحان %~% رطل‌های گران مبارک باد # 8 چند پنهان خوری صلاح الدین %~% بوسه‌های نهان مبارک باد # 9 گر نصیبی به من دهی گویم %~% بر من و بر فلان مبارک باد PageV1P0976 ### || [genre: Gh] # 1 زندگانی صدر عالی باد %~% ایزدش پاسبان و کالی باد # 2 هر چه نسیه‌ست مقبلان را عیش %~% پیش او نقد وقت و حالی باد # 3 مجلس گرم پرحلاوت او %~% از حریف فسرده خالی باد # 4 جان‌ها واگشاده پر در غیب %~% بسته پیشش چو نقش قالی باد # 5 بر یمین و یسار او دولت %~% هم جنوبی و هم شمالی باد # 6 دو ولایت که جسم و جان خوانند %~% بر سر هر دو شاه و والی باد # 7 بخت نقدست شمس تبریزی %~% او بسم غیر او ملی باد PageV1P0977 ### || [genre: Gh] # 1 شاهدی بین که در زمانه بزاد %~% بت و بتخانه را به باد بداد # 2 شاهدانی که در جهان سمرند %~% کس از ایشان دگر نیارد یاد # 3 از رخ ماه او چو ابر گشود %~% هفت گردون ز همدگر بگشاد # 4 همچو مهتاب شاخ شاخ آن نور %~% سوی هر روزنی درون افتاد # 5 تابشش چون بتافت بیشترک %~% جان‌ها را بخورد از بنیاد # 6 جان‌ها ذره ذره رقصان گشت %~% پیش خورشید جان‌ها دلشاد # 7 همچو پرواز شمس تبریزی %~% جمله پران که هر چه بادا باد PageV1P0978 ### || [genre: Gh] # 1 مادر عشق طفل عاشق را %~% پیش سلطان بی‌امان نبرد # 2 تا نشد بالغ و ز جان فارغ %~% پیش آن جان جان جان نبرد # 3 روبه عقل گر چه جهد کند %~% ره بدان صارم الزمان نبرد # 4 جان فدا عشق را که او دل را %~% جز به معراج آسمان نبرد # 5 عاشقان طالب نشان گشته %~% عشقشان ms0545 جز که بی‌نشان نبرد # 6 خون چکیده‌ست ره ره این نه بس است %~% عاشقی جز که خون فشان نبرد # 7 هر کشان خون نه بوی مشک دهد %~% تو یقین دان که بوی آن نبرد # 8 دیده را کحل شمس تبریزی %~% جز به معشوق لامکان نبرد PageV1P0979 ### || [genre: Gh] # 1 شعر من نان مصر را ماند %~% شب بر او بگذرد نتانی خورد # 2 آن زمانش بخور که تازه بود %~% پیش از آنک بر او نشیند گرد # 3 گرمسیر ضمیر جای ویست %~% می‌بمیرد در این جهان از برد # 4 همچو ماهی دمی به خشک طپید %~% ساعتی دیگرش ببینی سرد # 5 ور خوری بر خیال تازگیش %~% بس خیالات نقش باید کرد # 6 آنچ نوشی خیال تو باشد %~% نبود گفتن کهن ای مرد PageV1P0980 ### || [genre: Gh] # 1 یوسف آخرزمان خرامان شد %~% شکر و شهد مصر ارزان شد # 2 لعل عرشی تو چو رو بنمود %~% تن کی باشد که سنگ‌ها جان شد # 3 تخته بند فراق تخت نشست %~% تاج بر سر که چیست خاقان شد # 4 عشق مهمان بس شگرف آمد %~% خانه‌ها خرد بود ویران شد # 5 پر و بال از جلال حق رویید %~% قفس و مرغ و بیضه پران شد # 6 بادلان خیره گشته کاین دل کو %~% بی دلان بی‌خبر که دل آن شد # 7 پای می‌کوب و عیش از سر گیر %~% به سر من مگو که پایان شد # 8 زر چو درباخت خواجه صراف %~% صرفه او برد زانک در کان شد # 9 شمس تبریز نردبانی ساخت %~% بام گردون برآ که آسان شد PageV1P0981 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی در ذوق عشق دنگ آمد %~% نیک فارغ ز نام و ننگ آمد # 2 نشود بند گفت و گوی جهان %~% شیرگیری که چون پلنگ آمد # 3 شیشه عشق را فراغت‌ها است %~% گر بر او صد هزار سنگ آمد # 4 نام و ناموس کی شود مانع %~% چونک آن دلربای شنگ آمد # 5 صد هزاران چو آسمان و زمین %~% پیش جولان ms0546 عشق تنگ آمد # 6 قیصر روم عشق غالب باد %~% گر کسل چون سپاه زنگ آمد # 7 زهره بر چنگ این نوا می‌زد %~% کان قمر عاقبت به چنگ آمد # 8 شمس تبریز هر کی بی‌تو نشست %~% عذر او پیش عشق لنگ آمد PageV1P0982 ### || [genre: Gh] # 1 هین که هنگام صابران آمد %~% وقت سختی و امتحان آمد # 2 این چنین وقت عهدها شکنند %~% کارد چون سوی استخوان آمد # 3 عهد و سوگند سخت سست شود %~% مرد را کار چون به جان آمد # 4 هله ای دل تو خویش سست مکن %~% دل قوی کن که وقت آن آمد # 5 چون زر سرخ اندر آتش خند %~% تا بگویند زر کان آمد # 6 گرم خوش رو به پیش تیغ اجل %~% بانگ برزن که پهلوان آمد # 7 با خدا باش و نصرت از وی خواه %~% که مددها ز آسمان آمد # 8 ای خدا آستین فضل فشان %~% چونک بنده بر آستان آمد # 9 چون صدف ما دهان گشادستیم %~% کابر فضل تو درفشان آمد # 10 ای بسا خار خشک کز دل او %~% در پناه تو گلستان آمد # 11 من نشان کرده‌ام تو را که ز تو %~% دلخوشی‌های بی‌نشان آمد # 12 وقت رحمست و وقت عاطفت است %~% که مرا زخم بس گران آمد # 13 ای ابابیل هین که بر کعبه %~% لشکر و پیل بی‌کران آمد # 14 عقل گوید مرا خمش کن بس %~% که خداوند غیب دان آمد # 15 من خمش کردم ای خدا لیکن %~% بی من از خان من فغان آمد # 16 ما رمیت اذ رمیت هم ز خداست %~% تیر ناگه کز این کمان آمد PageV1P0983 ### || [genre: Gh] # 1 هر که بهر تو انتظار کند %~% بخت و اقبال را شکار کند # 2 بهر باران چو کشت منتظر است %~% سینه را سبز و لاله زار کند # 3 بهر خورشید کان چو منتظر است %~% سنگ را لعل آبدار کند # 4 انتظار ادیم بهر سهیل %~% اندر او صد هزار کار کند # 5 آهنی کانتظار ms0547 صیقل کرد %~% روی را صاف و بی‌غبار کند # 6 ز انتظار رسول تیغ علی %~% در غزا خویش ذوالفقار کند # 7 انتظار جنین درون رحم %~% نطفه را شاه خوش عذار کند # 8 انتظار حبوب زیر زمین %~% هر یکی دانه را هزار کند # 9 آسیا آب را چو منتظر است %~% سنگ را چست و بی‌قرار کند # 10 انتظار قبول وحی خدا %~% چشم را چشم اعتبار کند # 11 انتظار نثار بحر کرم %~% سینه را درج در چو نار کند # 12 شیره را انتظار در دل خم %~% بهر مغز شهان عقار کند # 13 بی کنارست فضل منتظرش %~% رانده را لایق کنار کند # 14 تا قیامت تمام هم نشود %~% شرح آن کانتظار یار کند # 15 ز انتظارات شمس تبریزی %~% شمس و ناهید و مه دوار کند PageV1P0984 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را جان بی‌قرار بود %~% یاد جان پیش عشق عار بود # 2 سر و جان پیش او حقیر بود %~% هر که را در سر این خمار بود # 3 همه بر قلب می‌زند عاشق %~% اندر آن صف که کارزار بود # 4 نکند جانب گریز نظر %~% گر چه شمشیر صد هزار بود # 5 عشق خود مرغزار شیرانست %~% کی سگی شیر مرغزار بود # 6 عشق جان‌ها در آستین دارد %~% در ره عشق جان نثار بود # 7 نام و ناموس و شرم و اندیشه %~% پیش جاروبشان غبار بود # 8 همه کس را شکار کرد بلا %~% عاشقان را بلا شکار بود # 9 مر بلا را چنان به جان بخرند %~% کان بلا نیز شرمسار بود # 10 جان عشق است شه صلاح الدین %~% کو ز اسرار کردگار بود PageV1P0985 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را ذوق دین پدید آید %~% شهد دنیاش کی لذیذ آید # 2 آن چنان عقل را چه خواهی کرد %~% که نگوسار یک نبیذ آید # 3 عقل بفروش و جمله حیرت خر %~% که تو را سود از این خرید آید # 4 نه از آن حالتیست ای عاقل %~% که در او عقل کس ms0548 بدید آید # 5 نشود باز این چنین قفلی %~% گر همه عقل‌ها کلید آید # 6 گر درآیند ذره ذره به بانگ %~% آن همه بانگ ناشنید آید # 7 چه شود بیش و کم از این دریا %~% بنده گر پاک وگر پلید آید # 8 هر که رو آورد بدین دریا %~% گر یزیدست بایزید آید PageV1P0986 ### || [genre: Gh] # 1 بوی دلدار ما نمی‌آید %~% طوطی این جا شکر نمی‌خاید # 2 هر مقامی که رنگ آن گل نیست %~% بلبل جان‌ها بنسراید # 3 خوش برآییم دوست حاضر نیست %~% عشق هرگز چنین نفرماید # 4 همه اسباب عشق این جا هست %~% لیک بی‌او طرب نمی‌شاید # 5 مادر فتنه‌ها که می‌باشد %~% طربی بی‌رخش نمی‌زاید # 6 هر شرابی که دوست ساقی نیست %~% جز خمار و شکوفه نفزاید # 7 همه آفاق پرستاره شود %~% گازری را مراد برناید # 8 بی اثرهای شمس تبریزی %~% از جهان جز ملال ننماید PageV1P0987 ### || [genre: Gh] # 1 صبر با عشق بس نمی‌آید %~% عقل فریادرس نمی‌آید # 2 بیخودی خوش ولایتیست ولی %~% زیر فرمان کس نمی‌آید # 3 کاروان حیات می‌گذرد %~% هیچ بانگ جرس نمی‌آید # 4 بوی گلشن به گل همی‌خواند %~% خود تو را این هوس نمی‌آید # 5 زانک در باطن تو خوش نفسیست %~% از گزاف این نفس نمی‌آید # 6 بی خدای لطیف شیرین کار %~% عسلی از مگس نمی‌آید # 7 هر دمی تخم نیکوی می‌کار %~% تا نکاری عدس نمی‌آید # 8 هیچ کردی به خیر اندیشه %~% که جزا از سپس نمی‌آید # 9 بس کن ایرا که شمع این گفتار %~% جانب هر غلس نمی‌آید PageV1P0988 ### || [genre: Gh] # 1 من بسازم ولیک کی شاید %~% زاغ با طوطیان شکر خاید # 2 هر یکی را ولایتست جدا %~% کژ با راست راست کی آید # 3 گر چه طوطی خود از شکر زندست %~% زاغ را می چمین خر باید # 4 عشق در خویش بین کجا گنجد %~% ماده گرگ شیر نر زاید # 5 بگریز از کسی که عاشق نیست %~% زان ز گرگین تو را گر افزاید # 6 ور شوی کوفته به‌هاون عشق ms0549 %~% دانک او سرمه ایت می‌ساید # 7 رو بکن تو خراب خانه از آنک %~% شمس تبریز مست می‌آید PageV1P0989 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان مرا ز جان ببرید %~% جان به عشق اندرون ز خود برهید # 2 زانک جان محدثست و عشق قدیم %~% هرگز این در وجود آن نرسید # 3 عشق جانان چو سنگ مغناطیس %~% جان ما را به قرب خویش کشید # 4 باز جان را ز خویشتن گم کرد %~% جان چو گم شد وجود خویش بدید # 5 بعد از آن باز با خود آمد جان %~% دام عشق آمد و در او پیچید # 6 شربتی دادش از حقیقت عشق %~% جمله اخلاص‌ها از او برمید # 7 این نشان بدایت عشق است %~% هیچ کس در نهایتش نرسید PageV1P0990 ### || [genre: Gh] # 1 خسروانی که فتنه‌ای چینید %~% فتنه برخاست هیچ ننشینید # 2 هم شما هم شما که زیبایید %~% هم شما هم شما که شیرینید # 3 همچو عنبر حمایلیم همه %~% بر بر سیمتان که مشکینید # 4 لذتی هست با شما گفتن %~% هم شما داد جان مسکینید # 5 نشوم شاد اگر گمان دارم %~% که گهی شاد و گاه غمگینید # 6 بل که بر اسب ذوق و شیرینی %~% تا ابد خوش نشسته در زینید # 7 شاهدان فانی و شما جمله %~% با لب لعل و جان سنگینید # 8 در صفای می شهان دیدیم %~% که شما چون کدوی رنگینید # 9 در بهشتی که هر زمان بکریست %~% مرد آیید اگر نه عنینید # 10 تبریزی شوید اگر در عشق %~% بنده شمس ملت و دینید PageV1P0991 ### || [genre: Gh] # 1 زان ازلی نور که پرورده‌اند %~% در تو زیادت نظری کرده‌اند # 2 خوش بنگر در همه خورشیدوار %~% تا بگدازند که افسرده‌اند # 3 سوی درختان نگر ای نوبهار %~% کز دی دیوانه بپژمرده‌اند # 4 لب بگشا هیکل عیسی بخوان %~% کز دم دجال جفا مرده‌اند # 5 بشکن امروز خمار همه %~% کز می تو چاشنیی برده‌اند # 6 درده تریاق حیات ابد %~% کاین همگان زهر فنا خورده‌اند # 7 همچو سحر پرده شب را بدر ms0550 %~% کاین همه محجوب دو صد پرده‌اند # 8 بس کن و خاموش مشو صدزبان %~% چونک یکی گوش نیاورده‌اند PageV1P0992 ### || [genre: Gh] # 1 دوست همان به که بلاکش بود %~% عود همان به که در آتش بود # 2 جام جفا باشد دشوارخوار %~% چون ز کف دوست بود خوش بود # 3 زهر بنوش از قدحی کان قدح %~% از کرم و لطف منقش بود # 4 عشق خلیلست درآ در میان %~% غم مخور ار زیر تو آتش بود # 5 سرد شود آتش پیش خلیل %~% بید و گل و سنبله کش بود # 6 در خم چوگانش یکی گوی شو %~% تا که فلک زیر تو مفرش بود # 7 رقص کنان گوی اگر چه ز زخم %~% در غم و در کوب و کشاکش بود # 8 سابق میدان بود او لاجرم %~% قبله هر فارس مه وش بود # 9 چونک تراشیده شده‌ست او تمام %~% رست از آن غم که تراشش بود # 10 هر کی مشوش بود او ایمنست %~% گر دو جهان جمله مشوش بود # 11 مفخر تبریز تو را شمس دین %~% شرق نه در پنج و نه در شش بود ~~PageV1P0993 ### || [genre: Gh] # 1 دیدن روی تو هم از بامداد %~% درد مرا بین که چه آرام داد # 2 در دل عشاق چه آتش فکند %~% جانب اسرار چه پیغام داد # 3 چون ز سر لطف مرا پیش خواند %~% جان مرا باده بی‌جام داد # 4 صافی آن باده چو ارواح خورد %~% کاسه آلوده به اجسام داد # 5 صافی آن باده ز ارواح جو %~% زانک به اجسام همین نام داد # 6 در تبریزست تو را دام دل %~% رحمت پیوسته در آن دام داد PageV1P0994 ### || [genre: Gh] # 1 گفت کسی خواجه سنایی بمرد %~% مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد # 2 کاه نبود او که به بادی پرید %~% آب نبود او که به سرما فسرد # 3 شانه نبود او که به مویی شکست %~% دانه نبود او که زمینش فشرد # 4 گنج زری بود در این خاکدان %~% کو دو جهان ms0551 را بجوی می‌شمرد # 5 قالب خاکی سوی خاکی فکند %~% جان خرد سوی سماوات برد # 6 جان دوم را که ندانند خلق %~% مغلطه گوییم به جانان سپرد # 7 صاف درآمیخت به دردی می %~% بر سر خم رفت جدا شد ز درد # 8 در سفر افتند به هم ای عزیز %~% مرغزی و رازی و رومی و کرد # 9 خانه خود بازرود هر یکی %~% اطلس کی باشد همتای برد # 10 خامش کن چون نقط ایرا ملک %~% نام تو از دفتر گفتن سترد PageV1P0995 ### || [genre: Gh] # 1 پیرهن یوسف و بو می‌رسد %~% در پی این هر دو خود او می‌رسد # 2 بوی می لعل بشارت دهد %~% کز پی من جام و کدو می‌رسد # 3 نفس اناالحق تو منصور گشت %~% نور حقش توی به تو می‌رسد # 4 نیست زیان هیچ ز سنگ آب را %~% سنگ بلاها به سبو می‌رسد # 5 آب حیاتست ورای ضمیر %~% جوی بکن کآب به جو می‌رسد # 6 آب بزن بر حسد آتشین %~% باد در این خاک از او می‌رسد # 7 عشق و خرد خانه درون جنگیند %~% عربده هر لحظه به کو می‌رسد # 8 هر چه دهد عاشق از رخت و بخت %~% عاقبت آن جمله بدو می‌رسد # 9 گر چه بسی برد ز شوهر عروس %~% او و جهازش نه به شو می‌رسد # 10 مایده‌ای خواستی از آسمان %~% خیز ز خود دست بشو می‌رسد # 11 مژده ده ای عشق که از شمس دین %~% از تبریز آیت نو می‌رسد PageV1P0996 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشق تو قلاووز شد %~% دوش دلم سوی دل افروز شد # 2 چون به سخن داشت مرا دوش یار %~% چون به دم گرم جگرسوز شد # 3 من چه زنم با دم و با مکر او %~% کو به دغل بر همه پیروز شد # 4 این دل من ساده و بی‌مکر بود %~% دید دغل‌هاش بدآموز شد # 5 هر چه به عالم خوشی شهوتست %~% همچو پنیر آفت هر یوز شد # 6 آه که شب جمله در ms0552 این وعده رفت %~% بوسه دهم بوسه دهم روز شد # 7 یار برهنه به قبا میل کرد %~% عقل دگربار کمردوز شد PageV1P0997 ### || [genre: Gh] # 1 از سوی دل لشکر جان آمدند %~% لشکر پیدا و نهان آمدند # 2 جامه صبر من از آن چاک شد %~% کز ره جان جامه دران آمدند # 3 چادر افکنده عروسان روح %~% در طلب شاه جهان آمدند # 4 بر مثل سیل خوش از لامکان %~% رقص کنان سوی مکان آمدند # 5 صورت دل صورت‌ها را شکست %~% پردگیان ملک ستان آمدند # 6 هر چه عیان بود نهان آمدند %~% هر چه نهان بود عیان آمدند # 7 هر چه نشان داشت نشانش نماند %~% هر چه نشان نیست نشان آمدند ~~PageV1P0998 ### || [genre: Gh] # 1 آنچ گل سرخ قبا می‌کند %~% دانم من کان ز کجا می‌کند # 2 بید پیاده که کشیدست صف %~% آنچ گذشتست قضا می‌کند # 3 سوسن با تیغ و سمن با سپر %~% هر یک تکبیر غزا می‌کند # 4 بلبل مسکین که چه‌ها می‌کشد %~% آه از آن گل که چه‌ها می‌کند # 5 گوید هر یک ز عروسان باغ %~% کان گل اشارت سوی ما می‌کند # 6 گوید بلبل که گل آن شیوه‌ها %~% بهر من بی‌سر و پا می‌کند # 7 دست برآورده به زاری چنار %~% با تو بگویم چه دعا می‌کند # 8 بر سر غنچه کی کله می‌نهد %~% پشت بنفشه کی دوتا می‌کند # 9 گر چه خزان کرد جفاها بسی %~% بین که بهاران چه وفا می‌کند # 10 فصل خزان آنچ به تاراج برد %~% فصل بهار آمد ادا می‌کند # 11 ذکر گل و بلبل و خوبان باغ %~% جمله بهانه‌ست چرا می‌کند # 12 غیرت عشق است وگر نه زبان %~% شرح عنایات خدا می‌کند # 13 مفخر تبریز و جهان شمس دین %~% باز مراعات شما می‌کند PageV1P0999 ### || [genre: Gh] # 1 آه در آن شمع منور چه بود %~% کآتش زد در دل و دل را ربود # 2 ای زده اندر دل من آتشی %~% سوختم ای دوست بیا زود زود # 3 صورت دل صورت ms0553 مخلوق نیست %~% کز رخ دل حسن خدا رو نمود # 4 جز شکرش نیست مرا چاره‌ای %~% جز لب او نیست مرا هیچ سود # 5 یاد کن آن را که یکی صبحدم %~% این دلم از زلف تو بندی گشود # 6 جان من اول که بدیدم تو را %~% جان من از جان تو چیزی شنود # 7 چون دلم از چشمه تو آب خورد %~% غرقه شد اندر تو و سیلم ربود ~~PageV1P1000 ### || [genre: Gh] # 1 چونک کمند تو دلم را کشید %~% یوسفم از چاه به صحرا دوید # 2 آنک چو یوسف به چهم درفکند %~% باز به فریادم هم او رسید # 3 چون رسن لطف در این چه فکند %~% چنبره دل گل و نسرین دمید # 4 قیصر از آن قصر به چه میل کرد %~% چه چو بهشتی شد و قصر مشید # 5 گفتم ای چه چه شد آن ظلمتت %~% گفت که خورشید به من بنگرید # 6 هر که فسردست کنون گرم شد %~% جمره عشقت بگدازد جلید # 7 قیصر رومست که بر زنگ زد %~% اوست که ترسابچه خواندش فرید # 8 پرتو دل بود که زد بر سعیر %~% پر شد و بشکافت که هل من مزید # 9 دوزخ گفتش که مرا جان ببخش %~% تا بخورم هرک ز یزدان برید # 10 برگذر از آتش ای بحر لطف %~% ور نه بمردم تبشم بفسرید # 11 گفت که ای آتش قوم مرا %~% زود به من ده که خداشان گزید # 12 جمله یکایک به کف او سپرد %~% گفت که نار تو ز نورم رهید # 13 تافت ز تبریز رخ شمس دین %~% شمس بود نور جهان را کلید PageV1P1001 ### || [genre: Gh] # 1 شاخ گلی باغ ز تو سبز و شاد %~% هست حریف تو در این رقص باد # 2 باد چو جبریل و تو چون مریمی %~% عیسی گلروی از این هر دو زاد # 3 رقص شما هر دو کلید بقاست %~% رحمت بسیار بر این رقص باد # 4 تختگه نسل شما شد دماغ %~% تخت بود جایگه کیقباد ms0554 # 5 میوه هر شاخ به معده رود %~% زانک برستست ز کون و فساد # 6 نعمت ما چو ز مکون بود %~% خلط نگردد بخور و ارتقاد # 7 روزی هر قوم ز باغ دگر %~% خوان بزرگست تو را ای جواد # 8 قسمت بختست برو بخت جو %~% بخت به از رخت بود المراد # 9 بس که نسیمی به دل اندردمید %~% زان مدد نور که آرد ولاد PageV1P1002 ### || [genre: Gh] # 1 دوش دل عربده گر با کی بود %~% مشت کی کردست دو چشمش کبود # 2 آن دل پرخواره ز عشق شراب %~% هفت قدح از دگران برفزود # 3 مست شد و بر سر کوی اوفتاد %~% دست زنان ناگه خوابش ربود # 4 آن عسسی رفت قبایش ببرد %~% وان دگری شد کمرش را گشود # 5 آمد چنگی بنوازید تار %~% جست ز خواب آن دل بی‌تار و پود # 6 دید قبا رفته خمارش نماند %~% دید زیان کم شد سودای سود # 7 دیدش ساقی که در آتش فتاد %~% جام گرفت و سوی او شد چو دود # 8 بر غم او ریخت می دلگشا %~% صورت اقبال بدو رو نمود # 9 بخت بقا یافت قبا گو برو %~% ذوق فنا دید چه جوید وجود # 10 عالم ویرانه به جغدان حلال %~% باد دو صد شنبه از آن جهود # 11 ما چو خرابیم و خراباتییم %~% خیز قدح پر کن و پیش آر زود # 12 این قدح از لطف نیاید به چشم %~% جسم نداند می جان آزمود # 13 زان سوی گوش آمد این طبل عید %~% در دلش آتش بزن افغان عود # 14 بس کن و اندر تتق عشق رو %~% دلبر خوبست و هزاران حسود PageV1P1003 ### || [genre: Gh] # 1 هر که ز عشاق گریزان شود %~% بار دگر خواجه پشیمان شود # 2 والله منت همه بر جان اوست %~% هر که سوی چشمه حیوان شود # 3 هر که سبوی تو کشد عاقبت %~% در حرم عشرت سلطان شود # 4 تنگ بود حوصله آدمی %~% از تو چو دریای و چو عمان شود ms0555 # 5 رو به دل اهل دلی جای گیر %~% قطره به دریا در و مرجان شود # 6 جنبش هر ذره به اصل خودست %~% هر چه بود میل کسی آن شود # 7 کافر صدساله چو بیند تو را %~% سجده کند زود مسلمان شود # 8 جان و دل از جذبه میل و هوس %~% همصفت دلبر و جانان شود # 9 خار که سرتیز ره عاشق است %~% عاقبت امر گلستان شود # 10 ناطقه را بند کن و جمع باش %~% گر نه ضمیر تو پریشان شود PageV1P1004 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مرا بر همگان برگزید %~% آمد و مستانه رخم را گزید # 2 شکر کز آن کان زر جعفری %~% روی مرا نادره گازی رسید # 3 باد تکبر اگرم در سرست %~% هم ز دم اوست که در من دمید # 4 کرد مرا خشم مه و بر رخم %~% گنبد نیلی سره نیلی کشید # 5 باده فراوان و یکی جام نی %~% بوسه پیاپی شد و لب ناپدید # 6 ای شب کفر از مه تو روز دین %~% گشته یزید از دم تو بایزید # 7 گو سگ نفس این همه عالم بگیر %~% کی شود از سگ لب دریا پلید # 8 قفل خداییش بسی خون که ریخت %~% خونش بریزیم چو آمد کلید # 9 جان به سعادت بکشد نفس را %~% تا به هم افتند سعید و شهید # 10 هیچ شکاری نرهد زان صیاد %~% کو ز سگی‌های سگ تن رهید # 11 ای خرف پیر جوان شو ز سر %~% تازه شد از یار هزاران قدید # 12 وی بدن مرده برون آ ز گور %~% صور دمیدند ز عرش مجید # 13 خامش و بشنو دهل خامشان %~% ایدک الله به عیش جدید PageV1P1005 ### || [genre: Gh] # 1 گفت کسی خواجه سنایی بمرد %~% مرگ چنین خواجه نه کاریست خرد # 2 قالب خاکی به زمین بازداد %~% روح طبیعی به فلک واسپرد # 3 ماه وجودش ز غباری برست %~% آب حیاتش به درآمد ز درد # 4 پرتو خورشید جدا شد ز تن %~% هر چه ز خورشید ms0556 جدا شد فسرد # 5 صافی انگور به میخانه رفت %~% چونک اجل خوشه تن را فشرد # 6 شد همگی جان مثل آفتاب %~% جان شده را مرده نباید شمرد # 7 مغز تو نغزست مگر پوست مرد %~% مغز نمیرد مگرش دوست برد # 8 پوست بهل دست در آن مغز زن %~% یا بشنو قصه آن ترک و کرد # 9 کرد پی دزدی انبان ترک %~% خرقه بپوشید و سر و مو سترد PageV1P1006 ### || [genre: Gh] # 1 یا من نعماه غیر معدود %~% و السعی لدیه غیر مردود # 2 قد اکرمنا و قد دعانا %~% کی نعبده و نعم معبود # 3 لا یطلب حمدنا لفخر %~% بل یجعلنا بذاک محمود # 4 قد بشر باللقا صدقه %~% من حضرته الکریم مورود # 5 و الوعد من الحبیب حلو %~% و السعی الی السعود مسعود # 6 خاصا سعدی که او به هر دم %~% صد دل به سعود خویش بربود PageV1P1007 ### || [genre: Gh] # 1 طارت الکتب الکرام من کرام یا عباد %~% ایقظوا من غفله ثم انشروا ~~للاجتهاد # 2 جا نا میزاننا کی نختبر اوزاننا %~% ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا ~~جواد # 3 اضحکوا بعد البکا نعم هذا المشتکی %~% قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من ~~رقاد # 4 پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد %~% ماه تو تابنده باد و دولت ~~پاینده باد # 5 هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد %~% آب و نانش تیره باد و آتشش ~~بادا رماد # 6 خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست %~% چشم بختش خفته بادا تا الی یوم ~~المعاد PageV1P1008 ### || [genre: Gh] # 1 من رای درا تلالا نوره وسط الفؤاد %~% بیننا و بینه قبل التجلی الف واد # 2 جا من یحیی الموات و الرمیم و الرفات %~% ایها الاموات قوموا و ابصروا ~~یوم التناد # 3 طارت الکتب الکرام من کرام کاتبین %~% ایقظوا من غفله ثم انشروا ~~للاجهتاد # 4 جا نا میزاننا کی تختبر اوزاننا %~% ربنا اصلح شأننا اوجد به عفو یا ~~جواد # 5 اضحکوا بعد البکا یا نعم ms0557 هذ المشتکا %~% قد خرجتم من حجاب و انتبهتم من ~~رقاد # 6 پارسی گوییم شاها آگهی خود از فؤاد %~% ماه تو تابنده باد و دولتت ~~پاینده باد # 7 هر ملولی که تو را دید و خوش و تازه نشد %~% آب نابش تیره باد و آتشش ~~بادا رماد # 8 خوابناکی که صباحت دید وز جا برنجست %~% چشم بختش خفته بادا تا الی یوم ~~المعاد PageV1P1009 ### || [genre: Gh] # 1 میر خوبان را دگر منشور خوبی دررسید %~% در گل و گلزار و نسرین روح ~~دیگر بردمید # 2 با ملیحا زاده الرحمن احسانا جدید %~% یا منیرا زاده نور علی نور مزید # 3 خوشتر از جان خود چه باشد جان فدای خاک تو %~% خوبتر از ماه چه بود ماه ~~در تو ناپدید # 4 کل ذی روح یفدی فی هواک روحه %~% کل بستان انیق من جناک مستفید # 5 لست انکر ما ذکرتم البقا فی الفنا %~% کل من ابدی جمیلا لیس یبعد ان ~~یعید # 6 این ملولی می‌کشد جان را که چیزی تو بگو %~% هیچ کس را کس گریبان از ~~گزافه کی کشید PageV1P1010 ### || [genre: Gh] # 1 یا شبه الطیف لی انت قریب بعید %~% جمله ارواحنا تغمس فیما ترید # 2 نوبت آدم گذشت نوبت مرغان رسید %~% طبل قیامت زدند خیز که فرمان رسید # 3 انت لطیف الفعال انت لذیذ المقال %~% انت جمال الکمال زدت فهل من مزید # 4 از پس دور قمر دولت بگشاد در %~% دلق برون کن ز سر خلعت سلطان رسید # 5 جا اوان السرور زال زمان الفتور %~% لیس لدنیا غرور یا سندی لا تحید # 6 دیو و پری داشت تخت ظلم از آن بود سخت %~% دیو رها کرد رخت چتر سلیمان ~~رسید # 7 هل طرب یا غلام فاملا کاس المدام %~% انت بدار السلام ساکن قصر مشید # 8 عشق چه خوش حاکمیست ظالم و بی‌قول نیست %~% حاجت لاحول نیست دیو مسلمان ~~رسید # 9 یا لمع المشرق مثلک لم یخلق %~% خذ بیدی ارتقی نحوک انت المجید # 10 عاشق از ms0558 دست شد نیست شد و هست شد %~% بلبل جان مست شد سوی گلستان رسید # 11 پرده برانداخت حور جمله جهان همچو طور %~% زیر و زبر بست نور موسی ~~عمران رسید # 12 هر چه خیال نکوست عشق هیولای اوست %~% صورت از رشک حق پرده گر جان ~~رسید # 13 هست تنت چون غبار بر سر بادی سوار %~% چونک جدا گشت باد خاک به ماچان ~~رسید # 14 اعلم ان الغبار مرتفع بالریاح %~% مثل هوی اختفی وسط صیاح شدید ~~PageV1P1011 ### || [genre: Gh] # 1 اگر حریف منی پس بگو که دوش چه بود %~% میان این دل و آن یار می فروش ~~چه بود # 2 فدیت سیدنا انه یری و یجود %~% الی البقا یبلغ من الفنا یذود # 3 اگر به چشم بدیدی جمال ماهم دوش %~% مرا بگو که در آن حلقه‌های گوش چه ~~بود # 4 معاد کل شرود طغی و منه نی %~% مثال ظلک ان طال هو الیک یعود # 5 وگر تو با من هم خرقه‌ای و همرازی %~% بگو که صورت آن شیخ خرقه پوش چه ~~بود # 6 بامر حافظ الله المکان یعی %~% بمس عاطفه الله الزمان ولود # 7 اگر فقیری و ناگفته راز می‌شنوی %~% بگو اشارت آن ناطق خموش چه بود # 8 ایا فؤاد فذب فی لظی محبته %~% ایا حیاه فدومی فقد اتاک خلود # 9 وگر نخفتی و از حال دوش آگاهی %~% بگو که نیم شب آن نعره و خروش چه بود # 10 ترید جبر جبیر الفؤاد فانکسرن %~% ترید نحله تاج فلا تنی به سجود # 11 از آنچ جامه و تن پاره پاره می‌کردیم %~% بیار پارگکی تا که رنگ و بوش ~~چه بود # 12 برغم انفک لا تنکسر کما الحیوان %~% به نصف وجهک لا تسجدن شبیه یهود # 13 وگر چو یونس رستی ز حبس ماهی و بحر %~% بگو که معنی آن بحر و موج و ~~جوش چه بود # 14 یقول لیت حبیبی یحبنی کرما %~% الیس حبک تأثیر حب ود ودود # 15 وگر شناخته‌ای کاصل انس و ms0559 جان ز کجاست %~% یکیست اصل پس این وحشت وحوش ~~چه بود # 16 ایا نضاره عیشی بما تهیجنی %~% متی تقر عیونی و صاحبی مفقود # 17 وگر بدیدی جانی که پشت و رویش نیست %~% گه تصور عشاق پشت و روش چه بود # 18 لئن سکرت بما قد سقیتنی یا دهر %~% اکون مثلک لدا لربه لکنود # 19 وگر ز عشق تو سردفتر غرض ماییم %~% هزار دفتر و پیغام و گفت و گوش چه ~~بود PageV1P1012 ### || [genre: Gh] # 1 حکم البین بموتی و عمد %~% رضی الصد بحینی و قصد # 2 فتح الدهر عیون حسد %~% فر آنی بفناکم و حسد # 3 یهرق العشق دما حقنت %~% لیس للعشق قریب و ولد # 4 لکن الموت حیاه لکم %~% لکن الفقر غنا و رغد # 5 سافروا فی سبل العشق معی %~% لا تخافن ضلالا و رصد # 6 لا یهولنکم بعدکم %~% دونکم وفد وصال و مدد # 7 فنسیم طرب اولهم %~% یهب السالک حولا و جلد PageV1P1013 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر %~% تا سینه‌ها روشن شود افزون ~~شود نور نظر # 2 کوری هشیاران ده آن جام سلطانی بده %~% تا جسم گردد همچو جان تا شب شود ~~همچون سحر # 3 چون خواب را درهم زدی درده شراب ایزدی %~% زیرا نشاید در کرم بر خلق ~~بستن هر دو در # 4 ای خورده جام ذوالمنن تشنیع بیهوده مزن %~% زیرا که فاز من شکر زیرا که ~~خاب من کفر # 5 ای تو مقیم میکده هم مستی و هم می‌زده %~% تشنیع‌های بیهده چون می‌زنی ~~ای بی‌گهر PageV1P1014 ### || [genre: Gh] # 1 انا فتحنا عینکم فاستبصروا الغیب البصر %~% انا قضینا بینکم فاستبشروا ~~بالمنتصر # 2 باد صبا ای خوش خبر مژده بیاور دل ببر %~% جانم فدات ای مژده ور بستان ~~تو جانم ماحضر # 3 شمشیرها جوشن شود ویرانه‌ها گلشن شود %~% چشم جهان روشن شود چون از تو ~~آید یک نظر # 4 ای قهر بی‌دندان شده وی لطف صد چندان شده %~% جان و جهان خندان شده چون ~~داد ms0560 جان‌ها را ظفر # 5 هر کس که دیدت ای ضیا وان حضرت باکبریا %~% بادا ورا شرم از خدا گر او ~~بلافد از هنر # 6 نگذاشت شیر بیشه‌ای از هست ما یک ریشه‌ای %~% الا که نیم اندیشه‌ای در ~~روز و شب هجران شمر # 7 ای آفرین بر روی شه کز وی خجل شد روی مه %~% کوران به دیده گفته خه ~~بشنوده لطفش گوش کر # 8 از عشق آن سلطان من وان دارو و درمان من %~% کی سیر گردد جان من در جان ~~من جوع البقر # 9 ان کان عیشا قد هجر و اختل عقلی من سهر %~% والله روحی ما نفر والله ~~روحی ما کفر # 10 من ابروش او ماه وش او روز و من همچو شبش %~% او جان و من چون قالبش ~~حیران از آن خوبی و فر # 11 آه از دعا بی‌سامعی جرم و گنه بی‌شافعی %~% درد و الم بی‌نافعی رویم ~~چو زر بی‌سیمبر # 12 کی باشد آن در سفته من الحمدلله گفته من %~% مستطرب و خوش خفته من در ~~سایه‌های آن شجر # 13 تا دیدمی جانان خود من جویمی درمان خود %~% که گویمش هجران خود ~~بنمایمش خون جگر # 14 ای گوهر بحر بقا چون حق تو بس پنهان لقا %~% مخدوم شمس الدین را تبریز ~~شهر و مشتهر PageV1P1015 ### || [genre: Gh] # 1 آمد ترش رویی دگر یا زمهریر است او مگر %~% برریز جامی بر سرش ای ساقی ~~همچون شکر # 2 یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هله %~% زیرا میان گلرخان خوش ~~نیست عفریت ای پسر # 3 درده می پیغامبری تا خر نماند در خری %~% خر را بروید در زمان از باده ~~عیسی دو پر # 4 در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل %~% دانی که مستان را بود در حال ~~مستی خیر و شر # 5 ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مده %~% جز عاشقی آتش دلی کآید از ~~او بوی جگر # 6 گر دست ms0561 خواهی پا دهد ور پای خواهی سر نهد %~% ور بیل خواهی عاریت بر ~~جای بیل آرد تبر # 7 تا در شراب آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام %~% اسپر سلامت نیستم در ~~پیش تیغم چون سپر # 8 خواهم یکی گوینده‌ای آب حیاتی زنده‌ای %~% کآتش به خواب اندرزند وین ~~پرده گوید تا سحر # 9 اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرش %~% چون شیرگیر حق نشد او را در ~~این ره سگ شمر # 10 قومی خراب و مست و خوش قومی غلام پنج و شش %~% آن‌ها جدا وین‌ها جدا ~~آن‌ها دگر وین‌ها دگر # 11 ز اندازه بیرون خورده‌ام کاندازه را گم کرده‌ام %~% شدوا یدی شدوا فمی ~~هذا حفاظ ذی السکر # 12 هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن %~% ما را چو خود بی‌هوش کن ~~بی‌هوش سوی ما نگر PageV1P1016 ### || [genre: Gh] # 1 رو چشم جان را برگشا در بی‌دلان اندرنگر %~% قومی چو دل زیر و زبر قومی ~~چو جان بی‌پا و سر # 2 بی‌کسب و بی‌کوشش همه چون دیگ در جوشش همه %~% بی‌پرده و پوشش همه دل ~~پیش حکمش چون سپر # 3 از باغ و گل دلشادتر وز سرو هم آزادتر %~% وز عقل و دانش رادتر وز آب ~~حیوان پاکتر # 4 چون ذره‌ها اندر هوا خورشید ایشان را قبا %~% بر آب و گل بنهاده پا وز ~~عین دل برکرده سر # 5 در موج دریاهای خون بگذشته بر بالای خون %~% وز موج وز غوغای خون ~~دامانشان ناگشته تر # 6 در خار لیکن همچو گل در حبس ولیکن همچو مل %~% در آب و گل لیکن چو دل ~~در شب ولیکن چو سحر # 7 باری تو از ارواحشان وز باده و اقداحشان %~% مستی خوشی از راحشان فارغ ~~شده از خیر و شر # 8 بس کن که هر مرغ ای پسر خود کی خورد انجیر تر %~% شد طعمه طوطی شکر وان ~~زاغ را چیزی دگر PageV1P1017 ### || [genre: Gh] # 1 ما را خدا از بهر چه ms0562 آورد بهر شور و شر %~% دیوانگان را می‌کند زنجیر ~~او دیوانه‌تر # 2 ای عشق شوخ بوالعجب آورده جان را در طرب %~% آری درآ هر نیم شب بر جان ~~مست بی‌خبر # 3 ما را کجا باشد امان کز دست این عشق آسمان %~% ماندست اندر خرکمان چون ~~عاشقان زیر و زبر # 4 ای عشق خونم خورده‌ای صبر و قرارم برده‌ای %~% از فتنه روز و شبت پنهان ~~شدستم چون سحر # 5 در لطف اگر چون جان شوم از جان کجا پنهان شوم %~% گر در عدم غلطان شوم ~~اندر عدم داری نظر # 6 ما را که پیدا کرده‌ای نی از عدم آورده‌ای %~% ای هر عدم صندوق تو ای ~~در عدم بگشاده در # 7 هستی خوش و سرمست تو گوش عدم در دست تو %~% هر دو طفیل هست تو بر حکم ~~تو بنهاده سر # 8 کاشانه را ویرانه کن فرزانه را دیوانه کن %~% وان باده در پیمانه کن تا ~~هر دو گردد بی‌خطر # 9 ای عشق چست معتمد مستی سلامت می‌کند %~% بشنو سلام مست خود دل را مکن ~~همچون حجر # 10 چون دست او بشکسته‌ای چون خواب او بربسته‌ای %~% بشکن خمار مست را بر ~~کوی مستان برگذر PageV1P1018 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو نگار خانگی خانه درآ از این سفر %~% پسته لعل برگشا تا نشود گران ~~شکر # 2 ساقی روح چون تویی کشتی نوح چون تویی %~% تا که تهیست ساغرم خون چه ~~پرست این جگر # 3 طعنه زند مرا ز کین رو صنمی دگر گزین %~% در دو جهان یکی بگو کو صنمی ~~کجا دگر # 4 آن قلمی که نقش کرد چونک بدید نقش تو %~% گفت که‌های گم شدم این ملکست ~~یا بشر # 5 جان و جهان چرا چنین عیب و ملامتم کنی %~% در دل من درآ ببین هر نفسی ~~یکی حشر # 6 عشق بگوید الصلا مایده دو صد بلا %~% خشک لبی و چشم تر مایده بین ز خشک ~~و تر # 7 چونک چشیدی این دو را ms0563 جلوه شود بتی تو را %~% شهره یکی ستاره‌ای بنده ~~او دو صد قمر # 8 فاش بگو که شمس دین خاصبک و شه یقین %~% در تبریز همچو دین اوست نهان و ~~مشتهر PageV1P1019 ### || [genre: Gh] # 1 گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر %~% ای دل و جان هر طرف چشم و ~~چراغ هر سحر # 2 هم طرب سرشته‌ای هم طلب فرشته‌ای %~% هم عرصات گشته‌ای پر ز نبات و ~~نیشکر # 3 خیز که رسته خیز شد روز نبات ریز شد %~% با خردم ستیز شد هین بربا از ~~او خبر # 4 خوش خبران غلام تو رطل گران سلام تو %~% چون شنوند نام تو یاوه کنند پا ~~و سر # 5 خیز که روز می‌رود فصل تموز می‌رود %~% رفت و هنوز می‌رود دیو ز سایه ~~عمر # 6 ای بشنیده آه جان باده رسان ز راه جان %~% پشت دل و پناه جان پیش درآ ~~چو شیر نر # 7 مست و خراب و شاد و خوش می‌گذری ز پنج و شش %~% قافله را بکش بکش خوش ~~سفریست این سفر # 8 لحظه به لحظه دم به دم می بده و بسوز غم %~% نوبت تست ای صنم دور توست ~~ای قمر # 9 عقل رباست و دلربا در تبریز شمس دین %~% آن تبریز چون بصر شمس در اوست ~~چون نظر # 10 گر چه بصر عیان بود نور در او نهان بود %~% دیده نمی‌شود نظر جز به ~~بصیرتی دگر PageV1P1020 ### || [genre: Gh] # 1 دی سحری بر گذری گفت مرا یار %~% شیفته و بی‌خبری چند از این کار # 2 چهره من رشک گل و دیده خود را %~% کرده پر از خون جگر در طلب خار # 3 گفتم کی پیش قدت سرو نهالی %~% گفتم کی پیش رخت شمع فلک تار # 4 گفتم کی زیر و زبر چرخ و زمینت %~% نیست عجب گر بر تو نیست مرا بار # 5 گفت منم جان و دلت خیره چه باشی %~% دم مزن و باش بر سیمبرم ms0564 زار # 6 گفتم کی از دل و جان برده قراری %~% نیست مرا تاب سکون گفت به یک بار # 7 قطره دریای منی دم چه زنی بیش %~% غرقه شو و جان صدف پر ز گهر دار ~~PageV1P1021 ### || [genre: Gh] # 1 اگر باده خوری باری ز دست دلبر ما خور %~% ز دست یار آتشروی عالم سوز ~~زیبا خور # 2 نمی‌شاید که چون برقی به هر دم خرمنی سوزی %~% مثال کشت کوهستان همه ~~شربت ز بالا خور # 3 اگر خواهی که چون مجنون حجاب عقل بردری %~% ز دست عشق پابرجا شراب آن ~~جا ز بی‌جا خور # 4 اگر دلتنگ و بدرنگی به زیر گلبنش بنشین %~% وگر مخمور و مغموری از این ~~بگزیده صهبا خور # 5 گریزانست این ساقی از این مستان ناموسی %~% اگر اوباش و قلاشی مخور ~~پنهان و پیدا خور # 6 حریفان گر همی‌خواهی چو بسطامی و چون کرخی %~% مخور باده در این گلخن ~~بر آن سقف معلا خور # 7 برو گر کارکی داری به کار خویشتن بنشین %~% چو بر یوسف نه‌ای مجنون غم ~~نان زلیخا خور # 8 کسی دکان کند ویران که بطال جهان باشد %~% چو نربودست سیلابت تو آب از ~~مشک سقا خور # 9 بگرد دیگ این دنیا چو کفلیز ار همی‌گردی %~% برون رو ای سیه کاسه مخور ~~حمرا و حلوا خور # 10 در این بازار ای مجنون چو منبل گرد تن پرخون %~% چو در شاهد طمع کردی ~~برو شمشیر لالا خور # 11 اگر مشتاق اشراقات شمس الدین تبریزی %~% شراب صبر و تقوا را تو ~~بی‌اکراه و صفرا خور PageV1P1022 ### || [genre: Gh] # 1 مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر %~% پدر را نیک واقف دان از آن ~~کژبازی مضمر # 2 تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را %~% وگر تو کژ نهی او را به ~~استیزت کند کژتر # 3 ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت می‌خواند %~% که خاک اوت کیخسرو بمیرد ~~پیش او سنجر # 4 چو ان الله ms0565 یدعو را شنیدی کژ مکن رو را %~% زهی راعی زهی داعی زهی راه ~~و زهی رهبر # 5 پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان %~% ز عشقش جوی جمعیت در ~~آن جامع بنه منبر # 6 چو کر و فر او دیدی تویی کرار و شیر حق %~% چو بال و پر او دیدی تویی ~~طیار چون جعفر PageV1P1023 ### || [genre: Gh] # 1 مرا آن اصل بیداری دگرباره به خواب اندر %~% بداد افیون شور و شر ببرد ~~از سر ببرد از سر # 2 به صد حیله کنم غافل از او خود را کنم جاهل %~% بیاید آن مه کامل به ~~دست او چنین ساغر # 3 مرا گوید نمی‌گویی که تا چند از گدارویی %~% چو هر عوری و ادباری گدایی ~~می‌کنی هر در # 4 بدین زاری و خفریقی غلام دلق و ابریقی %~% اگر حقی و تحقیقی چرایی این ~~جوال اندر # 5 از این‌ها کز تو می‌زاید شهان را ننگ می‌آید %~% ملک بودی چرا باید که ~~باشی دیو را تسخر # 6 که داند گفت گفت او که عالم نیست جفت او %~% ز پیدا و نهفت او جهان ~~کورست و هستی کر # 7 مرا گر آن زبان بودی که راز یار بگشودی %~% هر آن جانی که بشنودی برون ~~جستی از این معبر # 8 از آن دلدار دریادل مرا حالیست بس مشکل %~% که ویران می‌شود سینه از آن ~~جولان و کر و فر # 9 اگر با مؤمنان گویم همه کافر شوند آن دم %~% وگر با کافران گویم نماند ~~در جهان کافر # 10 چو دوش آمد خیال او به خواب اندر تفضل جو %~% مرا پرسید چونی تو بگفتم ~~بی‌تو بس مضطر # 11 اگر صد جان بود ما را شود خون از غمت یارا %~% دلت سنگست یا خارا و یا ~~کوهیست از مرمر PageV1P1024 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه نه به دریاییم دانه گهریم آخر %~% ور چه نه به میدانیم در کر و ~~فریم آخر # 2 گر باده دهی ms0566 ور نی زان باده دوشینه %~% از دادن و نادادن بس بی‌خبریم ~~آخر # 3 ای عشق چه زیبایی چه راوق و گیرایی %~% گر رفت زر و کیسه در کان زریم ~~آخر # 4 ای طعنه زنان بر ما بگشاده زبان بر ما %~% باری ز شما خامان ما مستتریم ~~آخر # 5 لولی که زرش نبود مال پدرش نبود %~% دزدی نکند گوید پس ما چه خوریم آخر # 6 ما لولی و شنگولی بی‌مکسب و مشغولی %~% جز مال مسلمانان مال کی بریم ~~آخر # 7 زنبیل اگر بردیم خرماش درآگندیم %~% وز نیل اگر خوردیم هم نیشکریم آخر # 8 گر شحنه بگیردمان آرد به چه و زندان %~% بر چاه زنخدانش آبی بچریم آخر # 9 چاهش خوش و زندانش وان ساقی و مستانش %~% وان گفتن بی‌سیمان که سیمبریم ~~آخر # 10 می‌گوید جان با تن کای تن خمش و تن زن %~% لب بند و بصر بگشا صاحب ~~نظریم آخر PageV1P1025 ### || [genre: Gh] # 1 یغمابک ترکستان بر زنگ بزد لشکر %~% در قلعه بی‌خویشی بگریز هلا زوتر # 2 تا کی ز شب زنگی بر عقل بود تنگی %~% شاهنشه صبح آمد زد بر سر او خنجر # 3 گاو سیه شب را قربان سحر کردند %~% مؤذن پی این گوید کالله هو الاکبر # 4 آورد برون گردون از زیر لگن شمعی %~% کز خجلت نور او بر چرخ نماند اختر # 5 خورشید گر از اول بیمارصفت باشد %~% هم از دل خود گردد در هر نفسی ~~خوشتر # 6 ای چشم که پردردی در سایه او بنشین %~% زنهار در این حالت در چهره او ~~بنگر # 7 آن واعظ روشن دل کو ذره به رقص آرد %~% بس نور که بفشاند او از سر این ~~منبر # 8 شاباش زهی نوری بر کوری هر کوری %~% زان پس که بر آرد سر کور وی ~~نپوشاند # 9 شمس الحق تبریزی در آینه صافت %~% گر غیر خدا بینم باشم بتر از کافر ~~PageV1P1026 ### || [genre: Gh] # 1 ذاتت عسلست ای جان گفتت عسلی دیگر %~% ای عشق ms0567 تو را در جان هر دم عملی ~~دیگر # 2 از روی تو در هر جان باغ و چمنی خندان %~% وز جعد تو در هر دل از مشک ~~تلی دیگر # 3 مه را ز غمت باشد گه دق و گه استسقا %~% مه زین خللی رسته از صد خللی ~~دیگر # 4 با لطف بهارت دل چون برگ چرا لرزد %~% ترسد که خزان آید آرد دغلی دیگر # 5 هر سرمه و هر دارو کز خاک درت نبود %~% در دیده دل آرد درد و سبلی دیگر # 6 ابلیس ز لطف تو اومید نمی‌برد %~% هر دم ز تو می‌تابد در وی املی دیگر # 7 فرعون ز فرعونی آمنت به جان گفته %~% بر خرقه جان دیده ز ایمان تکلی ~~دیگر # 8 خورشید وصال تو روزی به جمل آید %~% در چرخ دلم یابد برج حملی دیگر # 9 اجزای زمین را بین بر روی زمین رقصان %~% این جوق چو بنشیند آید بدلی ~~دیگر # 10 بر روی زمین جان را چون رو شرف و نوری %~% در زیر زمین تن را چون تخم ~~اجلی دیگر # 11 تا چند غزل‌ها را در صورت و حرف آری %~% بی‌صورت و حرف از جان بشنو ~~غزلی دیگر PageV1P1027 ### || [genre: Gh] # 1 جان بر کف خود داری ای مونس جان زوتر %~% من نیک سبک گشتم آن رطل گران ~~زوتر # 2 از باده بسی ساغر فربه کن هر لاغر %~% هر چند سبک دستی ای دست از آن ~~زوتر # 3 ای بر در و بام تو از لذت جام تو %~% جان‌ها به صبوح آیند من از همگان ~~زوتر # 4 سودای تو می‌آرد زان می که نه قی آرد %~% از سینه به چشم آید از نور ~~عیان زوتر PageV1P1028 ### || [genre: Gh] # 1 نیمیت ز زهر آمد نیمی دگر از شکر %~% بالله که چنین منگر بالله که چنان ~~منگر # 2 هر چند که زهر از تو کانیست شکرها را %~% زان رو که چنین نوری زان رنگ ~~چنان انور # 3 نوری که ms0568 نیارم گفت در پای تو می‌افتد %~% معنیش که درویشا در ما بنگر ~~خوشتر # 4 در من که توم بنگر خودبین شو و همچین شو %~% ای نور ز سر تا پا از پای ~~مگو وز سر # 5 چون در بصر خلقی گویی تو پر از زرقی %~% ای آنک تو هم غرقی در خون دل ~~من تر # 6 ار زانک گهر داری دریای دو چشمم بین %~% ور سنگ محک داری اندر رخ من ~~بین زر # 7 آن شیر خدایی را شمس الحق تبریزی %~% صیدی که نه روبه شد او را به سگی ~~مشمر PageV1P1029 ### || [genre: Gh] # 1 جان من و جان تو بستست به همدیگر %~% همرنگ شوم از تو گر خیر بود گر شر # 2 ای دلبر شنگ من ای مایه رنگ من %~% ای شکر تنگ من از تنگ شکر خوشتر # 3 ای ضربت تو محکم ای نکته تو مرهم %~% من گشته تمامی کم تا من تو شدم یک ~~سر # 4 همسایه ما بودی چون چهره تو بنمودی %~% تا خانه یکی کردی ای خوش قمر ~~انور # 5 یک حمله تو شاهانه بردار تو این خانه %~% تا جز تو فنا گردد کالله هو ~~الاکبر # 6 چون محو کند راهم نی جویم و نی خواهم %~% زیرا همه کس داند که اکسیر ~~نخواهد زر # 7 از تابش آن کوره مس گفت که زر گشتم %~% چون گشت دلش تابان زان آتش ~~نیکوفر # 8 مس باز به خویش آمد نوشش همه نیش آمد %~% تا باز به پیش آمد اکسیرگر ~~اشهر PageV1P1030 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر %~% من با تو نمی‌گویم ای مرده ~~پار آخر # 2 ماننده ابری تو هم مظلم و بی‌باران %~% تاریک مکن ای ابر یک قطره ببار ~~آخر # 3 این جمله فرمان‌ها از بهر قدر آمد %~% ای جبری غافل تو از لذت کار آخر # 4 با کور کسی گوید کاین رشته به سوزن کش %~% با بسته کسی گوید کان ms0569 جاست ~~شکار آخر # 5 با طفل دوروزه کس از شاهد و می‌گوید %~% یا با نظر حیوان از چشم خمار ~~آخر # 6 چون هیچ نیابی توی پهلوی زنان بنشین %~% از حلقه جانبازان بگذر به کنار ~~آخر # 7 در قدرت مخدومی شمس الحق تبریزی %~% غوطی بخوری بینی حق را به نظار آخر ~~PageV1P1031 ### || [genre: Gh] # 1 ای دیده مرا بر در واپس بکشیده سر %~% باز از طرفی پنهان بنموده رخ ~~عبهر # 2 یک لحظه سلف دیده کاین جایم تا دانی %~% بر حیرت من گاهی خندیده تو چون ~~شکر # 3 در بسته به روی من یعنی که برو واپس %~% بر بام شده در پی یعنی نمطی ~~دیگر # 4 سر را تو چنان کرده رو رو که رقیب آمد %~% من سجده کنان گشته یعنی که ~~از این بگذر # 5 من در تو نظر کرده تو چشم بدزدیده %~% زان ناز و کرشم تو صد فتنه و شور ~~و شر # 6 تو دست گزان بر من کاین جمله ز دست تو %~% من بوسه زنان گشته بر خاک به ~~عذر اندر # 7 کی باشد کان بوسه بر لعل لبت یابم %~% وان گاه تو بخراشی رخساره چون ~~زعفر # 8 ای کافر زلف تو شاه حشم زنگی %~% فریاد که ایمان شد اندر سر تو کافر # 9 چون طره بیفشانی مشک افتد در پایت %~% چون جعد براندازی خطیت دهد عنبر # 10 احسنت زهی نقشی کز عطسه او جان شد %~% ای کشته به پیش تو صد مانی و صد ~~آزر # 11 ناگه ز جمال تو یک برق برون جسته %~% تا محو شد این خانه هم بام فنا ~~هم در # 12 در عین فنا گفتم ای شاه همه شاهان %~% بگداخت‌همی نقشی بفسرده بدین ~~آذر # 13 گفتا که خطاب تو هم باقی این برفست %~% تا برف بود باقی غیبست گل احمر # 14 گفتم که الا ای مه از تابش روی تو %~% خورشید کند سجده چون بنده گک ~~کمتر # 15 آخر بنگر در من گفتا ms0570 که نمی‌ترسی %~% از آتش رخسارم وانگه تو نه ~~سامندر # 16 گفتم بتکی باشم دو چشم بپوشیده %~% اندر حجب غیرت پوشیده من این مغفر # 17 گفتا که تو را این عشق در صبر دهد رنگی %~% شایسته آن گردی هم ناظر و ~~هم منظر # 18 گفتم چه نشان باشد در بنده از این وعده %~% گفتا که درخش جان در آتش ~~دل چون زر # 19 وان گاه نکو بنگر در صحن عیار جان %~% در حال درخشانی وز تابش او ~~برخور # 20 گفتم که همی‌ترسم وز ترس همی‌میرم %~% کز دیدن جان خود از من رود آن ~~جوهر # 21 آن جوهر بی‌چونی کز حسن خیال تو %~% در چشم نشستستم ای طرفه سیمین بر # 22 گفتا که مترس آخر نی منت همی‌گویم %~% کز باغ جمال ما هم بر بخوری هم ~~بر # 23 آن نقش خداوندی شمس الحق تبریزی %~% پرنور از او عالم تبریز از او ~~انور # 24 او بود خلاصه کن او را تو سجودی کن %~% تا تو شنوی از خود کالله هو ~~الاکبر PageV1P1032 ### || [genre: Gh] # 1 مکن یار مکن یار مرو ای مه عیار %~% رخ فرخ خود را مپوشان به یکی بار # 2 تو دریای الهی همه خلق چو ماهی %~% چو خشک آوری ای دوست بمیرند به ~~ناچار # 3 مگو با دل شیدا دگر وعده فردا %~% که بر چرخ رسیدست ز فردای تو زنهار # 4 چو در دست تو باشیم ندانیم سر از پای %~% چو سرمست تو باشیم بیفتد سر و ~~دستار # 5 عطاهای تو نقدست شکایت نتوان کرد %~% ولیکن گله کردیم برای دل اغیار # 6 مرا عشق بپرسید که ای خواجه چه خواهی %~% چه خواهد سر مخمور به غیر در ~~خمار # 7 سراسر همه عیبیم بدیدی و خریدی %~% زهی کاله پرعیب زهی لطف خریدار # 8 ملوکان همه زربخش تویی خسرو سربخش %~% سر از گور برآورد ز تو مرده ~~پیرار # 9 ملالت نفزایید دلم را هوس دوست %~% اگر رهزندم جان ز جان گردم بیزار # 10 ms0571 چو ابر تو ببارید بروید سمن از ریگ %~% چو خورشید تو درتافت بروید گل ~~و گلزار # 11 ز سودای خیال تو شدستیم خیالی %~% کی داند چه شویم از تو چو باشد گه ~~دیدار # 12 همه شیشه شکستیم کف پای بخستیم %~% حریفان همه مستیم مزن جز ره هموار ~~PageV1P1033 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشق بیچاره شده زار به زر بر %~% گویی که نزد مرگ تو را حلقه به در ~~بر # 2 بندیش از آن روز که دم‌های شماری %~% تو می‌زنی و وهم زنت شوی دگر بر # 3 خود را تو سپر کن به قبول همه احکام %~% زان پیش که تیر اجل آید به سپر ~~بر # 4 از آدمی ادراک و نظر باشد مقصود %~% کای رحمت پیوسته به ادراک و نظر بر # 5 ای کان شکر فضل تو وین خلق چو طوطی %~% طوطی چه کند که ننهد دل به شکر ~~بر # 6 آن نیشکر از عشق تو صد جای کمر بست %~% شکر تو نبشتست بر اطراف کمر بر # 7 جز شمس و قمر باصره را نور دگر ده %~% ای نور تو وافر شده بر شمس و قمر ~~بر # 8 از کار جهان سیر شده خاطر عارف %~% عاشق شده بر شیوه و بر کار دگر بر # 9 دیدست که گر نوش کند آب جهان را %~% بی‌حضرت تو آب ندارد به جگر بر # 10 گیرم همه شب پاس نداری و نزاری %~% خود را بزن ای مخلص بر ورد سحر بر # 11 آن‌ها که شب و صبحدم آرام ندیدند %~% ناگاه فتادند بر آن گنج گهر بر # 12 موسی همه شب نور همی‌جست و به آخر %~% نوری عجبی دید به بالای شجر بر # 13 یعقوب وطن ساخت به جان طره شب را %~% تا بوسه زد آخر به رخ و زلف پسر ~~بر # 14 مقصود خدا بود و پسر بود بهانه %~% عاشق نشود جان پیمبر به بشر بر # 15 او ز آل خلیلست و به آفل نکند میل ms0572 %~% چون خار بود آفل او را به بصر ~~بر # 16 جز دوست خلیلی نپذیرفت خلیلش %~% ور نه تن خود را نفکندی به شرر بر # 17 ای گشته بت جان تو نقشی و کلوخی %~% انکار تو پس چیست به عباد حجر بر # 18 یک لحظه بنه گوش که خواهم سخنی گفت %~% ای چشم خوشت طعنه زده نرگس تر ~~بر # 19 بر نقد زن ای دوست که محبوب تو نقدست %~% ای چشم نهاده همه بر بوک و ~~مگر بر # 20 بربستم لب را ز ره چشم بگویم %~% چیزی که رود مستی آن کله سر بر # 21 نی نی بنگویم که عجب صید شگرفست %~% مرغ نظرست و ننشیند به خبر بر ~~PageV1P1034 ### || [genre: Gh] # 1 ای رخت فکنده تو بر اومید و حذر بر %~% آخر نظری کن به نظربخش فکر بر # 2 ای طالب و ای عاشق بنگر به طلب بخش %~% بنگر به مؤثر تو چه چفسی به اثر ~~بر # 3 او می‌کشدت جانب صلح و طرف جنگ %~% گه صحبت یاران و گهی اوج سفر بر # 4 در تو نگران او و تو را چشم چپ و راست %~% او با تو سخن گوی و تو را ~~گوش سمر بر # 5 او می‌زند این سیخ و هش گاو سوی یوغ %~% عیسیست رفیق و هش خربنده به خر ~~بر # 6 هر گاو و خری سیخ خورد بر کفل و پشت %~% تو سیخ ندامت خوری بر سینه و ~~بر بر # 7 زان سیخ کباب دل تو گر نشد آگه %~% پخته کندت مطبخیش نار سقر بر # 8 گه کاسه گرفتی که حلیماب و زفر کو %~% گه چنگ گرفتی تو به تقریع زفر بر # 9 ز افشارش مرگ آن رخ تو گردد چون زر %~% زر بازدهی و بنهی سر به حجر بر # 10 بس چند کنی عشوه تو در محفل کوران %~% بس چند زنی نعره تو بر مسمع کر ~~بر PageV1P1035 ### || [genre: Gh] # 1 گیرم که بود میر تو را ms0573 زر به خروار %~% رخساره چون زر ز کجا یابد زردار # 2 از دلشده زار چو زاری بشنیدند %~% از خاک برآمد به تماشا گل و گلزار # 3 هین جامه بکن زود در این حوض فرورو %~% تا بازرهی از سر و از غصه دستار # 4 ما نیز چو تو منکر این غلغله بودیم %~% گشتیم به یک غمزه چنین سغبه ~~دلدار # 5 تا کی شکنی عاشق خود را تو ز غیرت %~% هل تا دو سه ناله بکند این دل ~~بیمار # 6 نی نی مهلش زانک از آن ناله زارش %~% نی خلق زمین ماند و نی چرخه دوار # 7 امروز عجب نیست اگر فاش نگردد %~% آن عالم مستور به دستوری ستار # 8 باز این دل دیوانه ز زنجیر برون جست %~% بدرید گریبان خود از عشق ~~دگربار # 9 خامش که اشارت ز شه عشق چنین است %~% کز صبر گلوی دل و جان گیر و ~~بیفشار PageV1P1036 ### || [genre: Gh] # 1 به حسن تو نباشد یار دیگر %~% درآ ای ماه خوبان بار دیگر # 2 مرا غیر تماشای جمالت %~% مبادا در دو عالم کار دیگر # 3 بدزدیدی ز حسن تو یکی چیز %~% اگر بودی چو تو عیار دیگر # 4 چو خورشید جمالت روی بنمود %~% ز هر ذره شنو اقرار دیگر # 5 زهی دریا که آگندی ز گوهر %~% که هر قطره نمود انبار دیگر # 6 به یک خانه دو بیمارند و عاشق %~% منم بیمار و دل بیمار دیگر # 7 خدایا هر دو را تیمار کردی %~% ولیکن ماند آن تیمار دیگر # 8 چه داند جان منکر این سخن را %~% که او را نیست آن دیدار دیگر # 9 که منکر گفت سنایی خود همینست %~% سنایی گفت نی خروار دیگر # 10 بدان خروار تو خروار منگر %~% گشا دو چشم عیسی وار دیگر PageV1P1037 ### || [genre: Gh] # 1 بگرد فتنه می‌گردی دگربار %~% لب بامست و مستی هوش می‌دار # 2 کجا گردم دگر کو جای دیگر %~% که ما فی الدار غیر الله دیار # 3 نگردد نقش جز ms0574 بر کلک نقاش %~% بگرد نقطه گردد پای پرگار # 4 چو تو باشی دل و جان کم نیاید %~% چو سر باشد بیاید نیز دستار # 5 گرفتارست دل در قبضه حق %~% گرفته صعوه را بازی به منقار # 6 ز منقارش فلک سوراخ سوراخ %~% ز چنگالش گران جانان سبکبار # 7 رها کن این سخن‌ها را ندا کن %~% به مخموران که آمد شاه خمار # 8 غم و اندیشه را گردن بریدند %~% که آمد دور وصل و لطف و ایثار # 9 هلا ای ساربان اشتر بخوابان %~% از این خوشتر کجا باشد علف زار # 10 چو مهمانان بدین دولت رسیدند %~% بیا ای خازن و بگشای انبار # 11 شب مشتاق را روزی نیاید %~% چنین پنداشتی دیگر مپندار # 12 خمش کن تا خموش ما بگوید %~% ویست اصل سخن سلطان گفتار PageV1P1038 ### || [genre: Gh] # 1 جفا از سر گرفتی یاد می‌دار %~% نکردی آن چه گفتی یاد می‌دار # 2 نگفتی تا قیامت با تو جفتم %~% کنون با جور جفتی یاد می‌دار # 3 مرا بیدار در شب‌های تاریک %~% رها کردی و خفتی یاد می‌دار # 4 به گوش خصم می‌گفتی سخن‌ها %~% مرا دیدی نهفتی یاد می‌دار # 5 نگفتی خار باشم پیش دشمن %~% چو گل با او شکفتی یاد می‌دار # 6 گرفتم دامنت از من کشیدی %~% چنین کردی و رفتی یاد می‌دار # 7 همی‌گویم عتابی من به نرمی %~% تو می‌گویی به زفتی یاد می‌دار # 8 فتادی بارها دستت گرفتم %~% دگرباره بیفتی یاد می‌دار PageV1P1039 ### || [genre: Gh] # 1 مرا یارا چنین بی‌یار مگذار %~% ز من مگذر مرا مگذار مگذار # 2 به زنهارت درآمد جان چاکر %~% مرا در هجر بی‌زنهار مگذار # 3 طبیبی بلک تو عیسی وقتی %~% مرو ما را چنین بیمار مگذار # 4 مرا گفتی که ما را یار غاری %~% چنین تنها مرا در غار مگذار # 5 تو را اندک نماید هجر یک شب %~% ز من پرس اندک و بسیار مگذار # 6 مینداز آتش اندک به سینه %~% که نبود آتش اندک خوار مگذار # 7 دمم بگسست ms0575 لیکن بار دیگر %~% ز من بشنو مرا این بار مگذار PageV1P1040 ### || [genre: Gh] # 1 منم از جان خود بیزار بیزار %~% اگر باشد تو را از بنده آزار # 2 مرا خود جان و دل بهر تو باید %~% که قربان تو باشد ای نکوکار # 3 ز آزار دلت گر چه نگویی %~% درون جان من پیداست آثار # 4 بهار از من بگردد چون ندانم %~% چو در دل جای گلشن پر شود خار # 5 گناهم پیش لطفت سجده آرد %~% که ای مسجود جان زنهار زنهار # 6 گنه را لطف تو گوید که تا کی %~% گنه گوید بدو کاین بار این بار # 7 تن و جانی که خاک تو نباشد %~% تن او سله باشد جان او مار # 8 تو خورشیدی و مرغ روز خواهی %~% چو مرغ شب بیاید نبودش بار # 9 چو برگیری تو رسم شب ز عالم %~% چه پرها برکند مرغ شب ای یار # 10 به حق آن که لطف تو جهانست %~% که آن جا گم شود این چرخ دوار # 11 به چشم جان چه دریا و چه صحرا %~% در آن عالم چه اقرار و چه انکار # 12 به تنگی درفتد هرک از تو ماند %~% فروکن دست و او را زود بردار # 13 به قصد از شمس تبریزی نگردم %~% چگونه زهر نوشد مرد هشیار PageV1P1041 ### || [genre: Gh] # 1 مرا اقبال خندانید آخر %~% عنان این سو بگردانید آخر # 2 زمانی مرغ دل بربسته پر بود %~% بدادش پر و پرانید آخر # 3 زهی باغی که خندانید از فضل %~% بدان ابری که گریانید آخر # 4 زهی نصرت که مر اسلام را داد %~% زهی ملکی که استانید آخر # 5 به چوگان وفا یک گوی زرین %~% در این میدان بغلطانید آخر # 6 کمر بگشاد مریخ و بینداخت %~% سلح‌ها را بدرانید آخر # 7 بخندد آسمان زیرا زمین را %~% خدا از خوف برهانید آخر PageV1P1042 ### || [genre: Gh] # 1 به ساقی درنگر در مست منگر %~% به یوسف درنگر در دست منگر # 2 ایا ماهی جان ms0576 در شست قالب %~% ببین صیاد را در شست منگر # 3 بدان اصلی نگر کغاز بودی %~% به فرعی کان کنون پیوست منگر # 4 بدان گلزار بی‌پایان نظر کن %~% بدین خاری که پایت خست منگر # 5 همایی بین که سایه بر تو افکند %~% به زاغی کز کف تو جست منگر # 6 چو سرو و سنبله بالاروش کن %~% بنفشه وار سوی پست منگر # 7 چو در جویت روان شد آب حیوان %~% به خم و کوزه گر اشکست منگر # 8 به هستی بخش و مستی بخش بگرو %~% منال از نیست و اندر هست منگر # 9 قناعت بین که نرست و سبک رو %~% به طمع ماده آبست منگر # 10 تو صافان بین که بر بالا دویدند %~% به دردی کان به بن بنشست منگر # 11 جهان پر بین ز صورت‌های قدسی %~% بدان صورت که راهت بست منگر # 12 به دام عشق مرغان شگرفند %~% به بومی که ز دامش رست منگر # 13 به از تو ناطقی اندر کمین هست %~% در آن کاین لحظه خاموشست منگر ~~PageV1P1043 ### || [genre: Gh] # 1 بگردان ساقیا آن جام دیگر %~% بده جان مرا آرام دیگر # 2 به جان تو که امروزم ببینی %~% که صبرم نیست تا ایام دیگر # 3 اگر یک ذره رحمت هست بر من %~% مکن تأخیر تا هنگام دیگر # 4 خلاصم ده خلاصم ده خلاصی %~% که سخت افتاده‌ام در دام دیگر # 5 اگر امروز در بر من ببندی %~% درافتم هر دمی از بام دیگر # 6 مرا در دست اندیشه بمسپار %~% که اندیشه‌ست خون آشام دیگر # 7 می خام ار نگردانی تو ساقی %~% مرا زحمت دهد صد خام دیگر # 8 بگیر این دلق اگر چه وام دارم %~% گرو کن زود بستان وام دیگر # 9 بنه نامم غلام دردنوشان %~% نمی‌خواهم خدایا نام دیگر PageV1P1044 ### || [genre: Gh] # 1 نگشتم از تو هرگز ای صنم سیر %~% ولیک از هجر گشتم دم به دم سیر # 2 همی‌بینم رضایت در غم ماست %~% چگونه گردد این بی‌دل ز غم سیر ms0577 # 3 چه خون آشام و مستسقیست این دل %~% که چشمم می‌نگردد ز اشک و نم سیر # 4 اگر سیری از این عالم بیا که %~% نگردد هیچ کس زان عالمم سیر # 5 چو دیدم اتفاق عاشقانت %~% شدستم از خلاف و لا و لم سیر # 6 ولی دردم تو اسرافیل جان‌ها %~% نیم از نفخ روح و زیر و بم سیر # 7 چو بوی جام جان بر مغز من زد %~% شدم ای جان جان از جام جم سیر # 8 چو بیشست آن جنون لحظه به لحظه %~% خسیس آن کو نگشت از بیش و کم سیر # 9 چو دیدم کاس و طاس او شدستم %~% از این طشت نگون خم به خم سیر # 10 خیال شمس تبریزی بیامد %~% ز عشق خال او گشتم ز غم سیر PageV1P1045 ### || [genre: Gh] # 1 در این سرما و باران یار خوشتر %~% نگار اندر کنار و عشق در سر # 2 نگار اندر کنار و چون نگاری %~% لطیف و خوب و چست و تازه و تر # 3 در این سرما به کوی او گریزیم %~% که مانندش نزاید کس ز مادر # 4 در این برف آن لبان او ببوسیم %~% که دل را تازه دارد برف و شکر # 5 مرا طاقت نماند از دست رفتم %~% مرا بردند و آوردند دیگر # 6 خیال او چو ناگه در دل آید %~% دل از جا می‌رود الله اکبر PageV1P1046 ### || [genre: Gh] # 1 خداوند خداوندان اسرار %~% زهی خورشید در خورشید انوار # 2 ز عشق حسن تو خوبان مه رو %~% به رقص اندر مثال چرخ دوار # 3 چو بنمایی ز خوبی دست بردی %~% بماند دست و پای عقل از کار # 4 گشاده ز آتش او آب حیوان %~% که آبش خوشترست ای دوست یا نار # 5 از آن آتش بروییدست گلزار %~% و زان گلزار عالم‌های دل زار # 6 از آن گل‌ها که هر دم تازه‌تر شد %~% نه زان گل‌ها که پژمردست پیرار # 7 نتاند کرد عشقش را نهان کس %~% اگر چه عشق ms0578 او دارد ز ما عار # 8 یکی غاریست هجرانش پرآتش %~% عجب روزی برآرم سر از این غار # 9 ز انکارت بروید پرده‌هایی %~% مکن در کار آن دلبر تو انکار # 10 چو گرگی می‌نمودی روی یوسف %~% چون آن پرده غرض می‌گشت اظهار # 11 ز جان آدمی زاید حسدها %~% ملک باش و به آدم ملک بسپار # 12 غذای نفس تخم آن غرض‌هاست %~% چو کاریدی بروید آن به ناچار # 13 نداند گاو کردن بانگ بلبل %~% نداند ذوق مستی عقل هشیار # 14 نزاید گرگ لطف روی یوسف %~% و نی طاووس زاید بیضه مار # 15 به طراری ربود این عمرها را %~% به پس فردا و فردا نفس طرار # 16 همه عمرت هم امروزست لاغیر %~% تو مشنو وعده این طبع عیار # 17 کمر بگشا ز هستی و کمر بند %~% به خدمت تا رهی زین نفس اغیار # 18 نمازت کی روا باشد که رویت %~% به هنگام نمازست سوی بلغار # 19 در آن صحرا بچر گر مشک خواهی %~% که می‌چرد در آن آهوی تاتار # 20 نمی‌بینی تغیرها و تحویل %~% در افلاک و زمین و اندر آثار # 21 کی داند جوهر خوبت بگردد %~% به خاکی کش ندارد سود غمخوار # 22 چو تو خربنده باشی نفس خود را %~% به حلقه نازنینان باشی بس خوار # 23 اگر خواهی عطای رایگانی %~% ز عالم‌های باقی ملک بسیار # 24 چنان جامی که ویرانی هوش است %~% ز شمس حق و دین بستان و هش دار # 25 خداوند خداوندان باقی %~% که نبودشان به مخدومیش انکار # 26 ز لطف جان او رفته بکارت %~% چو دیدندنش ز جنت حور ابکار # 27 اگر نه پرده رشک الهی %~% بپوشیدیش از دار و ز دیار # 28 که سنگ و خاک و آب و باد و آتش %~% همه روحی شدندی مست و سیار # 29 به بازار بتان و عاشقان در %~% ز نقش او بسوزد جمله بازار # 30 دو ده دان هر دو کون دو جهان را %~% چه باشد ده که باشد اوش ms0579 سالار # 31 که روح القدس پایش می ببوسید %~% ندا آمد که پایش را مه آزار # 32 چه کم عقلی بود آن کس که این را %~% برای جاه او گوید که مکثار # 33 به حق آنک آن شیر حقیقی %~% چنین صید دلم کردست اشکار # 34 که از تبریز پیغامی فرستی %~% که اینست لابه ما اندر اسحار ~~PageV1P1047 ### || [genre: Gh] # 1 صد بار بگفتمت نگهدار %~% در خشم و ستیزه پا میفشار # 2 بر چنگ وفا و مهربانی %~% گر زخمه زنی بزن به هنجار # 3 دانی تو یقین و چون ندانی %~% کز زخمه سخت بسکلد یار # 4 می‌بخش و مخسب کاین نه نیکوست %~% ما خفته خراب و فتنه بیدار # 5 می‌گویم و می‌کنم نصیحت %~% من خشک دماغ و گفت و تکرار # 6 می‌خندد بر نصیحت من %~% آن چشم خمار یار خمار # 7 می‌گوید چشم او به تسخر %~% خوش می‌گویی بگو دگربار # 8 از تو بترم اگر ننوشم %~% پوشیده نصیحت تو طرار # 9 استیزه گرست و لاابالیست %~% کی عشوه خورد حریف خون خوار # 10 خامش کن و از دیش مترسان %~% کز باغ خداست این سمن زار # 11 خاموش که بی‌بهار سبزست %~% بی‌سبلت مهر جان و آذار PageV1P1048 ### || [genre: Gh] # 1 کی باشد اختری در اقطار %~% در برج چنین مهی گرفتار # 2 آواره شده ز کفر و ایمان %~% اقرار به پیش او چو انکار # 3 کس دید دلی که دل ندارد %~% با جان فنا به تیغ جان دار # 4 من دیدم اگر کسی ندیدست %~% زیرا که مرا نمود دیدار # 5 علم و عملم قبول او بس %~% ای من ز جز این قبول بیزار # 6 گر خواب شبم ببست آن شه %~% بخشید وصال و بخت بیدار # 7 این وصل به از هزار خوابست %~% از خواب مکن تو یاد زنهار # 8 از گریه خود چه داند آن طفل %~% کاندر دل‌ها چه دارد آثار # 9 می‌گرید بی‌خبر ولیکن %~% صد چشمه شیر از او در اسرار # 10 بگری تو اگر اثر ms0580 ندانی %~% کز گریه تست خلد و انهار # 11 امشب کر و فر شهریاریش %~% اندر ده ماست شاه و سالار # 12 نی خواب رها کند نه آرام %~% آن صبح صفا و شیر کرار PageV1P1049 ### || [genre: Gh] # 1 شب گشت ولیک پیش اغیار %~% روزست شب من از رخ یار # 2 گر عالم جمله خار گیرد %~% ماییم ز دوست غرق گلزار # 3 گر گشت جهان خراب و معمور %~% مستست دل و خراب دلدار # 4 زیرا که خبر همه ملولیست %~% این بی‌خبریست اصل اخبار PageV1P1050 ### || [genre: Gh] # 1 نوریست میان شعر احمر %~% از دیده و وهم و روح برتر # 2 خواهی خود را بدو بدوزی %~% برخیز و حجاب نفس بردر # 3 آن روح لطیف صورتی شد %~% با ابرو و چشم و رنگ اسمر # 4 بنمود خدای بی چگونه %~% بر صورت مصطفی پیمبر # 5 آن صورت او فنای صورت %~% وان نرگس او چو روز محشر # 6 هر گه که به خلق بنگریدی %~% گشتی ز خدا گشاده صد در # 7 چون صورت مصطفی فنا شد %~% عالم بگرفت الله اکبر PageV1P1051 ### || [genre: Gh] # 1 نزدیک توام مرا مبین دور %~% پهلوی منی مباش مهجور # 2 آن کس که بعید شد ز معمار %~% کی گردد کارهاش معمور # 3 چشمی که ز چشم من طرب یافت %~% شد روشن و غیب بین و مخمور # 4 هر دل که نسیم من بر او زد %~% شد گلشن و گلستان پرنور # 5 بی من اگرت دهند شهدی %~% یک شهد بود هزار زنبور # 6 بی من اگرت امیر سازند %~% باشی بتر از هزار مأمور # 7 می‌های جهان اگر بنوشی %~% بی‌من نشود مزاج محرور # 8 در برق چه نامه بر توان خواند %~% آخر چه سپاه آید از مور # 9 خلقان برقند و یار خورشید %~% بی‌گفت تو ظاهرست و مشهور # 10 خلقان مورند و ما سلیمان %~% خاموش صبور باش و مستور PageV1P1052 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار شگرف در همه کار %~% عیاره و عاشق تو عیار # 2 تو روز قیامتی که ms0581 از تو %~% زیر و زبرست شهر و بازار # 3 من زاری عاشقان چه گویم %~% ای معشوقان ز عشق تو زار # 4 در روز اجل چو من بمیرم %~% در گور مکن مرا نگهدار # 5 ور می‌خواهی که زنده گردیم %~% ما را به نسیم وصل بسپار # 6 آخر تو کجا و ما کجاییم %~% ای بی‌تو حیات و عیش بی‌کار # 7 از من رگ جان بریده بادا %~% گر بی‌تو رگیم هست هشیار # 8 اندر ره تو دو صد کمین بود %~% نزدیک نمود راه و هموار # 9 از گلشن روی تو شدم مست %~% بنهادم مست پای بر خار # 10 رفتم سوی دانه تو چون مرغ %~% پرخون دیدم جناح و منقار # 11 این طرفه که خوشترست زخمت %~% از هر دانه که دارد انبار # 12 ای بی‌تو حرام زندگانی %~% ای بی‌تو نگشته بخت بیدار # 13 خود بخت تویی و زندگی تو %~% باقی نامی و لاف و آزار # 14 ای کرده ز دل مرا فراموش %~% آخر چه شود مرا به یاد آر # 15 یک بار چو رفت آب در جوی %~% کی گردد چرخ طمع یک بار # 16 خامش که ستیزه می‌فزاید %~% آن خواجه عشق را ز گفتار PageV1P1053 ### || [genre: Gh] # 1 انجیرفروش را چه بهتر %~% انجیرفروشی ای برادر # 2 سرمست زییم مست میریم %~% هم مست دوان دوان به محشر # 3 گر خاک شویم وگر بریزیم %~% ساقی با ماست بنده پرور # 4 خاکش خوش باد کوست عاشق %~% خاکش ز شراب جان مخمر # 5 آن خاک شکوفه کرد یعنی %~% مستیم از این سر و از آن سر # 6 مهتر چو خراب گشت و خوش شد %~% خاکست خرابتر ز مهتر # 7 خاکی گشتی چو مست گشتی %~% ملاح تو برکشید لنگر # 8 خود لنگر ما گسست کلی %~% هر لوح جدا ز لوح دیگر # 9 از بند و ز غرقه بازرستند %~% هر تخته کشتی است رهبر # 10 چون خوش نبود چنین خرابی %~% بگشای دو چشم عقل و بنگر PageV1P1054 ### || [genre: Gh] # 1 انجیرفروش را ms0582 چه بهتر %~% انجیرفروشی ای برادر # 2 ماییم معاشران دولت %~% هین بر کف ما نهید ساغر # 3 ای ساقی ماه روی زیبا %~% ای جمله مراد تو میسر # 4 از روی تو تاب یافت خورشید %~% وز بال تو برپرید جعفر # 5 ماییم بلای دی چشیده %~% چون باغ ز زخم دی مزعفر # 6 بشنو ز بهار نو سقاهم %~% در جام کن آن شراب احمر # 7 لوح دل را ز غم فروشوی %~% ای شاه مطهر مطهر # 8 ای تو همه را ولی نعمت %~% بر ما ز همه کسان فزونتر # 9 در سایه‌ات ای درخت طوبی %~% ما راست سعادت مکرر # 10 بر عشق و جمال دوست وقفیم %~% وز جمله کارها محرر # 11 بر هر که گزید خدمت تو %~% شد منصب سلطنت مقرر # 12 آن کس که بود مرید خورشید %~% چون نبود همچو مه منور # 13 مخمور شدند قوم و تشنه %~% درده می و زین حدیث بگذر # 14 جان را بده از مزوره خویش %~% تا نبود صحتش مزور # 15 یک قوم همی‌رسند مهمان %~% امروز مقدم و مأخر # 16 ما گاو و شتر کنیم قربان %~% از بهر قدوم هر برادر # 17 چه گاو که می‌سزد به قربان %~% از بهر مبشر آن مبشر # 18 تو نیز شتردلی رها کن %~% اشترواری فرست شکر # 19 شکر گفتم قدح نگفتم %~% در نقل بود نبیذ مضمر # 20 ور این نکنی خموش گردم %~% دانی چه کنم خموشی اندر PageV1P1055 ### || [genre: Gh] # 1 دارد درویش نوش دیگر %~% و اندر سر و چشم هوش دیگر # 2 در وقت سماع صوفیان را %~% از عرش رسد خروش دیگر # 3 تو صورت این سماع بشنو %~% کایشان دارند گوش دیگر # 4 صد دیگ به جوش هست این جا %~% دارد درویش جوش دیگر # 5 همزانوی آنک تش نبینی %~% سرمست ز می فروش دیگر # 6 درویش ز دوش باز مست است %~% غیر شب و روز دوش دیگر # 7 ماییم چو جان خموش و گویا %~% حیران شده در خموش دیگر PageV1P1056 ### || [genre: Gh] # 1 ms0583 آخر کی شود از آن لقا سیر %~% آخر کی شود ز باغ ما سیر # 2 ای عدل تو کرده چرخ را سبز %~% وی لطف تو کرده باغ را سیر # 3 رو بنمایید ای ظریفان %~% کز جان خودیم بی‌شما سیر # 4 آن نقل هزارمن بریزید %~% تا گردد هر کجا گدا سیر # 5 در بزم رضای تست نقلی %~% وز وی دل و چشم انبیا سیر # 6 کی گردد سیر ماهی از آب %~% کی گردد خلق از خدا سیر # 7 مشتاب مرو که کیمیایی %~% تا مس بچرد ز کیمیا سیر # 8 خوانی دگرست غیر این خوان %~% تا لوت خورند اولیا سیر # 9 تا ذوق جفاش دید جانم %~% در عشق جفاست از وفا سیر # 10 کز ملکت سیر شد سلیمان %~% و ایوب نگشت از بلا سیر # 11 چه مکر و چه نعل باژگونه‌ست %~% خود گرسنه نادرست یا سیر # 12 خاموش کن و دغا رها کن %~% آخر نشدی از این دغا سیر PageV1P1057 ### || [genre: Gh] # 1 گفتی که زیان کنی زیان گیر %~% گفتی که تو ملحدی چنان گیر # 2 گفتی که تو روبهی نه‌ای شیر %~% ما را سقط همه سگان گیر # 3 گفتی که ز دل خبر نداری %~% ای مونس دل مرا زبان گیر PageV1P1058 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی در خشم شد از یار خود معشوق وار %~% گازری در خشم گشت از آفتاب ~~نامدار # 2 وانگهان چون گازری از گازران درویشتر %~% وانگهان چون آفتابی آفتاب هر ~~دیار # 3 ناز گازر چون بدید آن آفتاب از لطف خود %~% ابر پیش آورد اینک گازری ~~باکار و بار # 4 گفت تا گازر نخندد من برون نایم ز ابر %~% تا دل او خوش نگردد من نباشم ~~برقرار # 5 دسته دسته جامه‌های گازران از کار ماند %~% تا پدید آید که گازر ~~اختیارست اختیار # 6 هر کی باشد عاشق آن آفتاب از جان و دل %~% سر ز خاک پای گازر برندارد ~~زینهار # 7 گویم آن گازر که باشد شمس تبریزی و بس %~% کز ms0584 برای او برآید آفتاب از ~~هر کنار PageV1P1059 ### || [genre: Gh] # 1 عرض لشکر می‌دهد مر عاشقان را عشق یار %~% زندگان آن جا پیاده کشتگان ~~آن جا سوار # 2 عارض رخسار او چون عارض لشکر شدست %~% زخم چشم و چشم زخم عاشقان را گوش ~~دار # 3 آفتابا شرم دار از روی او در ابر رو %~% ماه تابان از چنان رخ الحذار و ~~الحذار # 4 چون به لشکرگاه عشق آیی دو دیده وام کن %~% وانگهان از یک نظر آن ~~وام‌ها را می‌گزار # 5 جز خمار باده جان چشم را تدبیر نیست %~% باده جان از که گیری زان دو ~~چشم پرخمار # 6 چون تو پای لنگ داری گو پر از خلخال باش %~% گوش کر را سود نبود از ~~هزاران گوشوار # 7 گر عصا را تو بدزدی از کف موسی چه سود %~% بازوی حیدر بباید تا براند ~~ذوالفقار # 8 دست عیسی را بگیر و سرمه چوب از وی مدزد %~% تا ببینی کار دست و تا ~~ببینی دست کار # 9 گر ندانی کرد آن سو زیرزیرک می‌نگر %~% نی به چشم امتحانی بل به چشم ~~اعتبار # 10 زانک آن سو در نوازش رحمتی جوشیده است %~% شمس تبریزیش گویم یا جمال ~~کردگار PageV1P1060 ### || [genre: Gh] # 1 چون نبینم من جمالت صد جهان خود دیده گیر %~% چون حدیث تو نباشد سر سر ~~بشنیده گیر # 2 ای که در خوابت ندیده آدم و ذریتش %~% از کی پرسم وصف حسنت از همه ~~پرسیده گیر # 3 چون نباشم در وصالت ای ز بینایان نهان %~% در بهشت و حور و دولت تا ابد ~~باشیده گیر # 4 چون نبینم خشم و ناز شکرینت هر دمی %~% بر سر شاهان معنی مر مرا نازیده ~~گیر # 5 چونک ابر هجر تو ماه تو را پوشیده کرد %~% صد هزاران در و گوهر بر سرم ~~باریده گیر # 6 چونک مستان را نباشد شمع و شاهد روی تو %~% صد هزاران خم باده هر طرف ~~جوشیده گیر # 7 خضر بی‌من گر ببیند ms0585 روی تو ای وای من %~% ور نبیند آب حیوان هر دمش ~~نوشیده گیر # 8 چون فنا خواهد شدن این ساحره دنیای دون %~% تخت و بخت و گنج و عالم را ~~به من بخشیده گیر # 9 در ازل جان‌های صدیقان نثار روی تو %~% چونک رویت را نبینم خود نثاری ~~چیده گیر # 10 این عزیز مصر جانم تا نبیند روی تو %~% هر دو روزی یوسفی شکرلبی ~~بخریده گیر # 11 ای خروشیده ز دردم سنگ و آهن دم به دم %~% چون نجست از سنگ و آهن برق ~~بخروشیده گیر # 12 یک شب این دیوانه را مهمان آن زنجیر کن %~% ور بژولاند سر زلف تو را ~~ژولیده گیر # 13 ور جهان در عشق تو بدگوی من شد باک نیست %~% صد دروغ و افترا بر صادقی ~~بافیده گیر # 14 با فراقت از دو عالم چون منم مظلومتر %~% گر بنالد ظالم از مظلوم تو ~~نالیده گیر # 15 چون نلافم شمس تبریز از سگان کوی تو %~% بر سر شیران عالم مر مرا ~~لافیده گیر PageV1P1061 ### || [genre: Gh] # 1 عزم رفتن کرده‌ای چون عمر شیرین یاد دار %~% کرده‌ای اسب جدایی رغم ما ~~زین یاد دار # 2 بر زمین و چرخ روید مر تو را یاران صاف %~% لیک عهدی کرده‌ای با یار ~~پیشین یاد دار # 3 کرده‌ام تقصیرها کان مر تو را کین آورد %~% لیک شب‌های مرا ای یار ~~بی‌کین یاد دار # 4 قرص مه را هر شبی چون بر سر بالین نهی %~% آنک کردی زانوی ما را تو ~~بالین یاد دار # 5 همچو فرهاد از هوایت کوه هجران می‌کنم %~% ای تو را خسرو غلام و صد چو ~~شیرین یاد دار # 6 بر لب دریای چشمم دیده‌ای صحرای عشق %~% پر ز شاخ زعفران و پر ز نسرین ~~یاد دار # 7 التماس آتشینم سوی گردون می‌رود %~% جبرئیل از عرش گوید یا رب آمین یاد ~~دار # 8 شمس تبریزی از آن روزی که دیدم روی تو %~% دین من شد عشق رویت مفخر ms0586 دین ~~یاد دار PageV1P1062 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا در پیش شاهان چون شدستی پرده دار %~% برمدار اندر غزل جز ~~پرده‌های شاهوار # 2 بندگانشان دلخوشان و بندگیشان بی‌نشان %~% خوان‌هاشان بی‌خمیر و ~~باده‌هاشان بی‌خمار # 3 دیده بینای مطلق در میان خلق و حق %~% از همه خلقش گزیر و بر همه فرمان ~~گزار # 4 همچو خور عالم فروز و همچو گردون سرفراز %~% هم کلید هشت جنت هم برون ~~از پنج و چار # 5 سجده آرد پیش ایشان بانماز و بی‌نماز %~% پیش ایشان سبز گردد شوره خاک ~~و سبزه زار PageV1P1063 ### || [genre: Gh] # 1 یا ربا این لطف‌ها را از لبش پاینده دار %~% او همه لطفست جمله یا ربش ~~پاینده دار # 2 ای بسی حق‌ها که دارد بر شب تاریک ماه %~% ای خدای روز و شب تو بر شبش ~~پاینده دار # 3 هست منزل‌های خوش مر روح را از مذهبش %~% ای خدایا روح را بر مذهبش ~~پاینده دار # 4 طفل جان در مکتبش استاد استادان شدست %~% ای خدا این طفل را در مکتبش ~~پاینده دار # 5 لشکر دین را ز شاهم شمس تبریزی ضیاست %~% ای خدایا تا ابد بر موکبش ~~پاینده دار PageV1P1064 ### || [genre: Gh] # 1 مرحبا ای جان باقی پادشاه کامیار %~% روح بخش هر قران و آفتاب هر دیار # 2 این جهان و آن جهان هر دو غلام امر تو %~% گر نخواهی برهمش زن ور ~~همی‌خواهی بدار # 3 تابشی از آفتاب فقر بر هستی بتاب %~% فارغ آور جملگان را از بهشت و خوف ~~نار # 4 وارهان مر فاخران فقر را از ننگ جان %~% در ره نقاش بشکن جمله این نقش ~~و نگار # 5 قهرمانی را که خون صد هزاران ریخته‌ست %~% ز آتش اقبال سرمد دود از ~~جانش برآر # 6 آن کسی دریابد این اسرار لطفت را که او %~% بی‌وجود خود برآید محو فقر ~~از عین کار # 7 بی‌کراهت محو گردد جان اگر بیند که او %~% چون زر سرخست خندان دل درون ~~آن شرار # 8 ای که ms0587 تو از اصل کان زر و گوهر بوده‌ای %~% پس تو را از کیمیاهای جهان ~~ننگست و عار # 9 جسم خاک از شمس تبریزی چو کلی کیمیاست %~% تابش آن کیمیا را بر مس ~~ایشان گمار PageV1P1065 ### || [genre: Gh] # 1 سر برآور ای حریف و روی من بین همچو زر %~% جان سپر کردم ولیکن تیر کم ~~زن بر سپر # 2 این جگر از تیرها شد همچو پشت خارپشت %~% رحم کردی عشق تو گر عشق را ~~بودی جگر # 3 من رها کردم جگر را هرچ خواهد گو بشو %~% بر دهانم زن اگر من زین سخن ~~گویم دگر # 4 بنده ساقی عشقم مست آن دردی درد %~% گوشه‌ای سرمست خفتم فارغم از خیر و ~~شر # 5 گر بیاید غم بگویم آنک غم می‌خورد رفت %~% رو به بازار و ربابی از برای ~~من بخر PageV1P1066 ### || [genre: Gh] # 1 نیشکر باید که بندد پیش آن لب‌ها کمر %~% خسروی باید که نوشم زان لب ~~شیرین شکر # 2 بلک دریاییست عشق و موج رحمت می‌زند %~% ابر بفرستد به دوران و به ~~نزدیکان گهر # 3 صد سلام و بندگی ای جان از این مستان بخوان %~% جام زرین پیش آر و سیم ~~بر ای سیمبر # 4 پشت آنی تو که پشتش از غم و محنت شکست %~% آب آنی که ندارد هیچ آبی بر ~~جگر # 5 پخته شد نان دلی کز تف عشق تو بسوخت %~% شد زبردست ابد آن کز تو شد زیر ~~و زبر # 6 زان سر مستانش رست از خنجر قصاب مرگ %~% که نبودند اندر این سودا چو ~~ساطوری دوسر # 7 می بیار ای عشق بهر جان فرزندان خویش %~% محو کن اندیشه‌ها را زان شراب ~~چون شرر # 8 دی بدادی آنچ دادی جمع را ای میرداد %~% بخش امروزینه کو ای هر دمی ~~بخشنده تر # 9 بس کن و پرده دگر زن تا نگردد کس ملول %~% می پر از باغی به باغی این ~~چنین کن پرشکر PageV1P1067 ### || [genre: Gh] # 1 در سماع عاشقان زد ms0588 فر و تابش بر اثیر %~% گر سماع منکران اندرنگیرد گو ~~مگیر # 2 قسمت حقست قومی در میان آفتاب %~% پای کوبانند و قومی در میان زمهریر # 3 قسمت حقست قومی در میان آب شور %~% تلخ و غمگینند و قومی در میان شهد و ~~شیر # 4 نوبت الفقر فخری تا قیامت می‌زنند %~% تو که داری می‌خور و می‌ده شب و ~~روز ای فقیر # 5 فقر را در نور یزدان جو مجو اندر پلاس %~% هر برهنه مرد بودی مرد بودی ~~نیز سیر # 6 بانگ مرغان می‌رسد بر می‌فشانی پر و بال %~% لیک اگر خواهی بپری پای را ~~برکش ز قیر # 7 عقل تو دربند جان و طبع تو دربند نان %~% مغزها اندر خمار و دست‌ها ~~اندر خمیر # 8 عارفا گر کاهلی آمد قران کاهلان %~% جا نصرالله آمد ابشروا جا البشیر # 9 گرمی خود را دگر جا خرج کردی ای جوان %~% هر کی آن جا گرم باشد این طرف ~~باشد زحیر # 10 گرمیی با سردیی و سردیی با گرمیی %~% چونک آن جا گرم بودی سردی این جا ~~ناگزیر # 11 لیک نومیدی رها کن گرمی حق بی‌حدست %~% پیش این خورشید گرمی ذره‌ای ~~باشد سعیر # 12 همچو مغناطیس می‌کش طالبان را بی‌زبان %~% بس بود بسیار گفتی ای نذیر ~~بی‌نظیر PageV1P1068 ### || [genre: Gh] # 1 گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر %~% بی‌رقیبش دادمی من ~~بوسه‌هایی سیر سیر # 2 بس خطاها کرده‌ام دزدیده لیکن آرزوست %~% با لب ترک خطا روزی خطایی سیر ~~سیر # 3 تا یکی عشرت ببیند چرخ کو هرگز ندید %~% عشرت کدبانوی با کدخدایی سیر ~~سیر # 4 یک به یک بیگانگان را از میان بیرون کنید %~% تا کنارم گیرد آن دم ~~آشنایی سیر سیر # 5 دست او گیرم به میدان اندرآیم پای کوب %~% می‌زنم زان دست با او دست و ~~پایی سیر سیر # 6 ای خوشا روزی که بگشاید قبا را بند بند %~% تا کشم او را برهنه ~~بی‌قبایی سیر سیر # 7 در فراق ms0589 شمس تبریزی از آن کاهید تن %~% تا فزاید جان‌ها را جان فزایی ~~سیر سیر PageV1P1069 ### || [genre: Gh] # 1 معده را پر کرده‌ای دوش از خمیر و از فطیر %~% خواب آمد چشم پر شد کنچ ~~می‌جستی بگیر # 2 بعد پرخوردن چه آید خواب غفلت یا حدث %~% یار بادنجان چه باشد سرکه ~~باشد یا که سیر # 3 سوز اگر از روح خواهی خواجه کم کن لقمه را %~% گوز اگر مفتوح خواهی ~~کاسه را در پیش گیر # 4 ای خدا جان را پذیرا کن ز رزق پاک خویش %~% تا نماند چون سگان مردار هر ~~لقمه پذیر # 5 وقت روزه از میان دل برآید ناله زار %~% بعد خوردن از ره زیرین گشاید ~~پرده زیر PageV1P1070 ### || [genre: Gh] # 1 گر خورد آن شیر عشقت خون ما را خورده گیر %~% ور سپارم هر دمی جان دگر ~~بسپرده گیر # 2 سردهم این دم توی می بی‌محابا می‌خورم %~% گر کسی آید برد دستار و کفشم ~~برده گیر # 3 گر بگوید هوشیاری زرق را پرورده‌ای %~% با چنین برقی پیاپی زرق را ~~پرورده گیر # 4 جان من طغرای باقی دارد اندر دست خویش %~% صورتم امروز و فرداییست او ~~را مرده گیر # 5 از خدا دریا همی‌خواهی و مار خشکیی %~% چون تو ماهی نیستی دریا به دست ~~آورده گیر # 6 غوره افشاری و گویی من ریاضت می‌کنم %~% چونک میخواره نه‌ای رو شیره ~~افشرده گیر # 7 صوفیان صاف را گویی که دردی خورده‌اند %~% صوفیان را صاف می‌دارد تو ~~بستان درده گیر # 8 هر شکوفه کز می ما نیست خندان بر درخت %~% گر چه او تازه‌ست و خندان هم ~~کنون پژمرده گیر # 9 شمس تبریزی تو خورشیدی و از تو چاره نیست %~% چونک بی‌تو شب بود ~~استاره‌ها بشمرده گیر PageV1P1071 ### || [genre: Gh] # 1 خوی بد دارم ملولم تو مرا معذور دار %~% خوی من کی خوش شود بی‌روی خوبت ~~ای نگار # 2 بی‌تو هستم چون زمستان خلق از من در عذاب %~% با تو هستم چون گلستان ~~خوی ms0590 من خوی بهار # 3 بی‌تو بی‌عقلم ملولم هر چه گویم کژ بود %~% من خجل از عقل و عقل از نور ~~رویت شرمسار # 4 آب بد را چیست درمان باز در جیحون شدن %~% خوی بد را چیست درمان ~~بازدیدن روی یار # 5 آب جان محبوس می‌بینم در این گرداب تن %~% خاک را بر می‌کنم تا ره کنم ~~سوی بحار # 6 شربتی داری که پنهانی به نومیدان دهی %~% تا فغان در ناورد از حسرتش ~~اومیدوار # 7 چشم خود ای دل ز دلبر تا توانی برمگیر %~% گر ز تو گیرد کناره ور تو را ~~گیرد کنار PageV1P1072 ### || [genre: Gh] # 1 گرم در گفتار آمد آن صنم این الفرار %~% بانگ خیزاخیز آمد در عدم این ~~الفرار # 2 صد هزاران شعله بر در صد هزاران مشعله %~% کیست بر در کیست بر در هم ~~منم این الفرار # 3 از درون نی آن منم گویان که بر در کیست آن %~% هم منم بر در که حلقه ~~می‌زنم این الفرار # 4 هر که پندارد دو نیمم پس دو نیمش کرد قهر %~% ور یکی ام پس هم آب و ~~روغنم این الفرار # 5 چون یکی باشم که زلفم صد هزاران ظلمتست %~% چون دو باشم چونک ماه روشنم ~~این الفرار # 6 گرد خانه چند جویی تو مرا چون کاله دزد %~% بنگر این دزدی که شد بر ~~روزنم این الفرار # 7 زین قفس سر را ز هر سوراخ بیرون می‌کنم %~% سوی وصلت پر خود را می‌کنم ~~این الفرار # 8 در درون این قفس تن در سر سودا گداخت %~% وز قفس بیرون به هر دم گردنم ~~این الفرار # 9 بی‌می از شمس الحق تبریز مست گفتنم %~% طوطیم یا بلبلم یا سوسنم این ~~الفرار PageV1P1073 ### || [genre: Gh] # 1 آینه چینی تو را با زنگی اعشی چه کار %~% کر مادرزاد را با ناله سرنا ~~چه کار # 2 هر مخنث از کجا و ناز معشوق از کجا %~% طفلک نوزاد را با باده حمرا چه ~~کار # 3 دست ms0591 زهره در حنی او کی سلحشوری کند %~% مرغ خاکی را به موج و غره دریا ~~چه کار # 4 بر سر چرخی که عیسی از بلندی بو نبرد %~% مر خرش را ای مسلمانان بر آن ~~بالا چه کار # 5 قوم رندانیم در کنج خرابات فنا %~% خواجه ما را با جهاز و مخزن و کالا ~~چه کار # 6 صد هزاران ساله از دیوانگی بگذشته‌ایم %~% چون تو افلاطون عقلی رو تو ~~را با ما چه کار # 7 با چنین عقل و دل آیی سوی قطاعان راه %~% تاجر ترسنده را اندر چنین ~~غوغا چه کار # 8 زخم شمشیرست این جا زخم زوبین هر طرف %~% جمع خاتونان نازک ساق رعنا را ~~چه کار # 9 رستمان امروز اندر خون خود غلطان شدند %~% زالکان پیر را با قامت دوتا ~~چه کار # 10 عاشقان را منبلان دان زخم خوار و زخم دوست %~% عاشقان عافیت را با ~~چنین سودا چه کار # 11 عاشقان بوالعجب تا کشته‌تر خود زنده تر %~% در جهان عشق باقی مرگ را ~~حاشا چه کار # 12 وانگهی این مست عشق اندر هوای شمس دین %~% رفته تبریز و شنیده رو تو ~~را آن جا چه کار # 13 از ورای هر دو عالم بانگ آید روح را %~% پس تو را با شمس دین باقی ~~اعلا چه کار PageV1P1074 ### || [genre: Gh] # 1 لحظه لحظه می برون آمد ز پرده شهریار %~% باز اندر پرده می‌شد همچنین ~~تا هشت بار # 2 ساعتی بیرونیان را می‌ربود از عقل و دل %~% ساعتی اهل حرم را می‌ببرد ~~از هوش و کار # 3 دفتری از سحر مطلق پیش چشمش باز بود %~% گردشی از گردش او در دل هر ~~بی‌قرار # 4 گاه از نوک قلم سوداش نقشی می‌کشید %~% گاه از سرنای عشقش عقل مسکین ~~سنگسار # 5 چونک شب شد ز آتش رخسار شمعی برفروخت %~% تا دو صد پروانه جان را پدید ~~آمد مدار # 6 چون ز شب نیمی بشد مستان همه بیخود شدند %~% ما بماندیم و شب ms0592 و شمع و ~~شراب و آن نگار # 7 مای ما هم خفته بود و برده زحمت از میان %~% مای ما با مای او گشته ~~کنار اندر کنار # 8 چون سحر این مای ما مشتاق آن ما گشته بود %~% ما درآمد سایه وار و شد ~~برون آن مای یار # 9 شمس تبریزی برفت اما شعاع روی او %~% هر طرف نوری دهد آن را که هستش ~~اختیار PageV1P1075 ### || [genre: Gh] # 1 از کنار خویش یابم هر دمی من بوی یار %~% چون نگیرم خویش را من هر شبی ~~اندر کنار # 2 دوش باغ عشق بودم آن هوس بر سر دوید %~% مهر او از دیده برزد تا روان ~~شد جویبار # 3 هر گل خندان که رویید از لب آن جوی مهر %~% رسته بود از خار هستی جسته ~~بود از ذوالفقار # 4 هر درخت و هر گیاهی در چمن رقصان شده %~% لیک اندر چشم عامه بسته بود و ~~برقرار # 5 ناگهان اندررسید از یک طرف آن سرو ما %~% تا که بیخود گشت باغ و دست بر ~~هم زد چنار # 6 رو چو آتش می‌چو آتش عشق آتش هر سه خوش %~% جان ز آتش‌های درهم پرفغان ~~این الفرار # 7 در جهان وحدت حق این عدد را گنج نیست %~% وین عدد هست از ضرورت در جهان ~~پنج و چار # 8 صد هزاران سیب شیرین بشمری در دست خویش %~% گر یکی خواهی که گردد جمله ~~را در هم فشار # 9 صد هزاران دانه انگور از حجاب پوست شد %~% چون نماند پوست ماند ~~باده‌های شهریار # 10 بی‌شمار حرف‌ها این نطق در دل بین که چیست %~% ساده رنگی نیست شکلی ~~آمده از اصل کار # 11 شمس تبریزی نشسته شاهوار و پیش او %~% شعر من صف‌ها زده چون بندگان ~~اختیار PageV1P1076 ### || [genre: Gh] # 1 شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر %~% شادیی کان از دلت آید زهی کان ~~شکر # 2 بازخر جان مرا زین هر دو فراش ای خدا %~% پهلوی اصحاب کهفم ms0593 خوش بخسبان ~~بی‌خبر # 3 سایه شادیست غم غم در پی شادی دود %~% ترک شادی کن که این دو نسکلد از ~~همدگر # 4 در پی روزست شب و اندر پی شادیست غم %~% چون بدیدی روز دان کز شب نتان ~~کردن حذر # 5 تا پی غم می‌دوی شادی پی تو می‌دود %~% چون پی شادی روی تو غم بود بر ~~ره گذر # 6 یاد می‌کن آن نهنگی را که ما را درکشد %~% تا نماند فهم و وهم و خوب و ~~زشت و خشک و تر # 7 همچو شمع نخل بندان کآتشش در خود کشد %~% کاغذ پرنقش و صورت درفتد در ~~آب در PageV1P1077 ### || [genre: Gh] # 1 بهر شهوت جان خود را می‌دهی همچون ستور %~% وز برای جان خود که می‌دهی ~~وانگه به زور # 2 می‌ستانی از خسان تا وادهی ده چارده %~% در هوای شاهدی و لقمه‌ای ای ~~بی‌حضور # 3 آن سبدکش می‌کشد آن لقمه‌ها را تون به تون %~% می‌دواند مرده کش مر ~~شاهدت را گور گور # 4 لقمه‌ات مردار آمد شاهدت هم مرده‌ای %~% در میان این دو مرده چون ~~نمی‌باشی نفور # 5 چشم آخر را ببند و چشم آخر برگشا %~% آخر هر چیز بنگر تا بگیرد چشم نور ~~PageV1P1078 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا هستند خلقان از می ما دور دور %~% زان جمال و زان کمال و فر و ~~سیما دور دور # 2 گر چه پیر کهنه‌ای در حکمت و ذوق و صفا %~% از شراب صاف ما هستی تو ~~پیرا دور دور # 3 چونک بینایان نمی‌بینند رنگ جام را %~% عقل خود داند که باشد جان اعمی ~~دور دور # 4 چون صریح و رمز قاضی می‌نداند جان او %~% دور باشد از دل او رمز و ایما ~~دور دور # 5 تا نبرد تیغ شمس الحق زنار تو را %~% جان تو باشد از آن لطف و چلیپا ~~دور دور # 6 تا ز خوبی بتان خالی نگردد جان تو %~% باشی از رخسار آن دلدار زیبا دور ~~دور # 7 گر چه ms0594 اندر بزم شاهان تو بدی سرده ولیک %~% چون در این بزم اندرآیی ~~باشی این جا دور دور # 8 تو شنیدی قرب موسی طور سینا نور حق %~% در حضور خضر بود آن طور سینا ~~دور دور # 9 سقف مینا گر چه بس عالیست پیش چشم تو %~% لیک پیش رفعتش بد سقف مینا ~~دور دور # 10 ای گران جان یا سبک شو یا برو از بزم ما %~% یا مکن مانند خود از عیش ~~ما را دور دور # 11 مطرب عشاق بهر من زن این نادر نوا %~% زانک هست از گوش کر این بانگ ~~سرنا دور دور PageV1P1079 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا حالی ز خد و خال شمس الدین بیار %~% عنبر و مشک ختن از چین به ~~قسطنطین بیار # 2 گر سلامی از لب شیرین او داری بگو %~% ور پیامی از دل سنگین او داری ~~بیار # 3 سر چه باشد تا فدای پای شمس الدین کنم %~% نام شمس الدین بگو تا جان ~~کنم بر او نثار # 4 خلعت خیر و لباس از عشق او دارد دلم %~% حسن شمس الدین دثار و عشق شمس ~~الدین شعار # 5 ما به بوی شمس دین سرخوش شدیم و می‌رویم %~% ما ز جام شمس دین مستیم ~~ساقی می میار # 6 ما دماغ از بوی شمس الدین معطر کرده‌ایم %~% فارغیم از بوی عود و عنبر ~~و مشک تتار # 7 شمس دین بر دل مقیم و شمس دین بر جان کریم %~% شمس دین در یتیم و شمس ~~دین نقد عیار # 8 من نه تنها می‌سرایم شمس دین و شمس دین %~% می‌سراید عندلیب از باغ و ~~کبک از کوهسار # 9 حسن حوران شمس دین و باغ رضوان شمس دین %~% عین انسان شمس دین و شمس ~~دین فخر کبار # 10 روز روشن شمس دین و چرخ گردان شمس دین %~% گوهر کان شمس دین و شمس دین ~~لیل و نهار # 11 شمس دین جام جمست و شمس دین بحر عظیم %~% شمس دین عیسی ms0595 دم است و شمس ~~دین یوسف عذار # 12 از خدا خواهم ز جان خوش دولتی با او نهان %~% جان ما اندر میان و شمس ~~دین اندر کنار # 13 شمس دین خوشتر ز جان و شمس دین شکرستان %~% شمس دین سرو روان و شمس ~~دین باغ و بهار # 14 شمس دین نقل و شراب و شمس دین چنگ و رباب %~% شمس دین خمر و خمار و ~~شمس دین هم نور و نار # 15 نی خماری کز وی آید انده و حزن و ندم %~% آن خمار شمس دین کز وی فزاید ~~افتخار # 16 ای دلیل بی‌دلان و ای رسول عاشقان %~% شمس تبریزی بیا زنهار دست از ما ~~مدار PageV1P1080 ### || [genre: Gh] # 1 عقل بند ره روان و عاشقانست ای پسر %~% بند بشکن ره عیان اندر عیانست ~~ای پسر # 2 عقل بند و دل فریب و تن غرور و جان حجاب %~% راه از این جمله گرانی‌ها ~~نهانست ای پسر # 3 چون ز عقل و جان و دل برخاستی بیرون شدی %~% این یقین و این عیان هم در ~~گمانست ای پسر # 4 مرد کو از خود نرفتست او نه مردست ای پسر %~% عشق کان از جان نباشد ~~آفسانست ای پسر # 5 سینه خود را هدف کن پیش تیر حکم او %~% هین که تیر حکم او اندر کمانست ~~ای پسر # 6 سینه‌ای کز زخم تیر جذبه او خسته شد %~% بر جبین و چهره او صد نشانست ~~ای پسر # 7 گر روی بر آسمان هفتمین ادریس وار %~% عشق جانان سخت نیکونردبانست ای ~~پسر # 8 هر طرف که کاروانی نازنازان می‌رود %~% عشق را بنگر که قبله کاروانست ~~ای پسر # 9 سایه افکندست عشقش همچو دامی بر زمین %~% عشق چون صیاد او بر آسمانست ~~ای پسر # 10 عشق را از من مپرس از کس مپرس از عشق پرس %~% عشق در گفتن چو ابر ~~درفشانست ای پسر # 11 ترجمانی من و صد چون منش محتاج نیست %~% در حقایق عشق خود ms0596 را ترجمانست ~~ای پسر # 12 عشق کار خفتگان و نازکان نرم نیست %~% عشق کار پردلان و پهلوانست ای ~~پسر # 13 هر کی او مر عاشقان و صادقان را بنده شد %~% خسرو و شاهنشه و صاحب ~~قرانست ای پسر # 14 این جهان پرفسون از عشق تا نفریبدت %~% کاین جهان بی‌وفا از تو جهانست ~~ای پسر # 15 بیت‌های این غزل گر شد دراز از وصل‌ها %~% پرده دیگر شد ولی معنی ~~همانست ای پسر # 16 هین دهان بربند و خامش کن از این پس چون صدف %~% کاین زیانت در حقیقت ~~خصم جانست ای پسر PageV1P1081 ### || [genre: Gh] # 1 هله زیرک هله زیرک هله زیرک زوتر %~% هله کز جنبش ساقی بدود باده به سر ~~بر # 2 بدود روح پیاده سر گنجینه گشاده %~% رخ چون زهره نهاده غلطی روی قمر بر # 3 هله منشین و میاسا بهل این صبر و مواسا %~% بگزین جهد و مقاسا که چو ~~دیکم به شرر بر # 4 اگرم عشوه پرستی سر هر راه نبستی %~% شب من روز شدستی زده رایت به سحر ~~بر # 5 هله برجه هله برجه که ز خورشید سفر به %~% قدم از خانه به در نه همگان ~~را به سفر بر # 6 سفر راه نهان کن سفر از جسم به جان کن %~% ز فرات آب روان کن بزن آن آب ~~خضر بر # 7 دم بلبل چو شنیدی سوی گلزار دویدی %~% چو بدان باغ رسیدی بدو اکنون به ~~شجر بر # 8 به شجر بر هله برگو مثل فاخته کوکو %~% که طلبکار بدین خو نزند کف به ~~خبر بر PageV1P1082 ### || [genre: Gh] # 1 مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر %~% گه بوسه است تنها نه کنار و چیز ~~دیگر # 2 بنشین نظاره می‌کن ز خورش کناره می‌کن %~% دو هزار خشک لب بین به کنار ~~حوض کوثر # 3 اگر آتش است روزه تو زلال بین نه کوزه %~% تری دماغت آرد چو شراب همچو ~~آذر # 4 چو عجوزه گشت گریان شه روزه ms0597 گشت خندان %~% دل نور گشت فربه تن موم گشت ~~لاغر # 5 رخ عاشقان مزعفر رخ جان و عقل احمر %~% منگر برون شیشه بنگر درون ساغر # 6 همه مست و خوش شکفته رمضان ز یاد رفته %~% به وثاق ساقی خود بزدیم حلقه ~~بر در # 7 چو بدید مست ما را بگزید دست‌ها را %~% سر خود چنین چنین کرد و بتافت ~~روز معشر # 8 ز میانه گفت مستی خوش و شوخ و می‌پرستی %~% که کی گوید اینک روزه شکند ~~ز قند و شکر # 9 شکر از لبان عیسی که بود حیات موتی %~% که ز ذوق باز ماند دهن نکیر و ~~منکر # 10 تو اگر خراب و مستی به من آ که از منستی %~% و اگر خمار یاری سخنی شنو ~~مخمر # 11 چو خوشی چه خوش نهادی به کدام روز زادی %~% به کدام دست کردت قلم قضا ~~مصور # 12 تن تو حجاب عزت پس او هزار جنت %~% شکران و ماه رویان همه همچو مه ~~مطهر # 13 هله مطرب شکرلب برسان صدا به کوکب %~% که ز صید بازآمد شه ما خوش و ~~مظفر # 14 ز تو هر صباح عیدی ز تو هر شبست قدری %~% نه چو قدر عامیانه که شبی ~~بود مقدر # 15 تو بگو سخن که جانی قصصات آسمانی %~% که کلام تست صافی و حدیث من مکدر ~~PageV1P1083 ### || [genre: Gh] # 1 همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر %~% سگ خویش را رها کن که کند شکار ~~دیگر # 2 همه غوطه‌ها بخوردی همه کارها بکردی %~% منشین ز پای یک دم که بماند ~~کار دیگر # 3 همه نقدها شمردی به وکیل درسپردی %~% بشنو از این محاسب عدد و شمار ~~دیگر # 4 تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی %~% نفسی کنار بگشا بنگر کنار دیگر # 5 خنک آن قماربازی که بباخت آن چه بودش %~% بنماند هیچش الا هوس قمار ~~دیگر # 6 تو به مرگ و زندگانی هله تا جز او ندانی %~% نه چو روسبی که هر ms0598 شب کشد ~~او بیار دیگر # 7 نظرش به سوی هر کس به مثال چشم نرگس %~% بودش زهر حریفی طرب و خمار ~~دیگر # 8 همه عمر خوار باشد چو بر دو یار باشد %~% هله تا تو رو نیاری سوی پشت ~~دار دیگر # 9 که اگر بتان چنین‌اند ز شه تو خوشه چینند %~% نبدست مرغ جان را به جز ~~او مطار دیگر PageV1P1084 ### || [genre: Gh] # 1 هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر %~% هله کز جنبش تو کار همه ~~نیکوتر # 2 بدوان از پی مردان بنگر از چپ و راست %~% جسته از سنگ ستاره ز قمر مه ~~روتر # 3 یک به یک پیش تو آیند چو از جا بروی %~% همچو من بسته کمرها ز شکر خوش ~~خوتر # 4 در گلشن بگشاید ز درون صورت عشق %~% صورتش چون گل سرخ از گل تر خوش ~~بوتر # 5 عشق داوود شود آهن از او نرم شود %~% شیر آهو شود آن جا وزو آهوتر # 6 هر یکی ذره شود عیسی و عیسی نفسی %~% مرگ جان بخش شود بلک ز جان دلجوتر # 7 اندر آن حال اگر ماه ببوسد لب تو %~% گوییش خیز برو از بر ما آن سوتر # 8 دل من پرسخنست ار چه دهان بربستم %~% تا بگوید خردی کوست ز ما خوشگوتر ~~PageV1P1085 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن باده به ما باده به ما اولیتر %~% هر چه خواهی بکنی لیک وفا ~~اولیتر # 2 سر مردان چه کند خوبتر از سجده تو %~% مسجد عیسی ز جان سقف سما اولیتر # 3 یک فسون خوان صنما در دل مجنون بردم %~% غنج‌های چو صبی را نه صبا ~~اولیتر # 4 عقل را قبله کند آنک جمال تو ندید %~% در کف کور ز قندیل عطا اولیتر # 5 تو عطا می ده و از چرخ ندا می‌آید %~% که ز دریا و ز خورشید عطا اولیتر # 6 لطف‌ها کرده‌ای امروز دو تا کن آن را %~% چونک در چنگ نیایی تو دوتا ~~اولیتر # 7 چونک ms0599 خورشید برآید بگریزد سرما %~% هر کی سردست از او پشت و قفا اولیتر # 8 تا بدیدم چمنت ز آب و گیا ببریدم %~% آن ستورست که در آب و گیا اولیتر # 9 سادگی را ببرد گر چه سخن نقش خوشست %~% بر رخ آینه از نقش صفا اولیتر # 10 صورت کون تویی آینه کون تویی %~% داد آینه به تصویر بقا اولیتر # 11 خمش این طبل مزن تیغ بزن وقت غزاست %~% طبل اگر پشت سپاهست غزا اولیتر ~~PageV1P1086 ### || [genre: Gh] # 1 سر فروکن به سحر کز سر بازار نظر %~% طبله کالبد آورده‌ام آخر بنگر # 2 بر سر کوی تو پرطبله من بین و بخر %~% شانه‌ها و شبه‌ها و سره روغن‌ها ~~تر # 3 شبه من غم تو روغن من مرهم تو %~% شانه‌ام محرم آن زلف پر از فتنه و شر # 4 از فراقت تلفم گشته خیالت علفم %~% که دلم را شکمی شد ز تو پرجوع بقر # 5 من ندانم چه کسم کز شکرت پرهوسم %~% ای مگس‌ها شده از ذوق شکرهات شکر # 6 پرده بردار صبا از بر آن شهره قبا %~% تا ز سیمین بر او گردد کارم همه ~~زر # 7 چند گویی تو بجو یار وزو دست بشو %~% در دو عالم نبود یار مرا یار دگر # 8 چون خرد ماند و دل با من ای خواجه بهل %~% ماه و خورشید که دیدست در ~~اعضای بشر # 9 چون که در جان منی شسته به چشمان منی %~% شمس تبریز خداوند تو چونی به ~~سفر PageV1P1087 ### || [genre: Gh] # 1 هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر %~% هین که آمد به تماشای تو دل خون ~~دگر # 2 عاشق روی تو را گنبد گردون نکشد %~% مگرش جای دهی بر سر گردون دگر # 3 عاشق تو نخورد حیله و افسون کسی %~% تو بخوان و تو بدم بر دلش افسون ~~دگر # 4 عشق روی تو به شش سوی جهان دام دلست %~% که ندیدند چنان رخ رخ گلگون ~~دگر # 5 رحمتی کن ms0600 تو بر آن مرغ که در دام افتاد %~% که ندارد چو تو شاهنشه ~~بی‌چون دگر # 6 کو در این خانه یکی سوخته مفتونی %~% که به شب‌ها شنود ناله مفتون دگر # 7 از پس نیشکرت اشک چو اطلس بارم %~% چاره‌ام نیست جز این اطلس و اکسون ~~دگر PageV1P1088 ### || [genre: Gh] # 1 صنما این چه گمانست فرودست حقیر %~% تا بدین حد مکن و جان مرا خوار ~~مگیر # 2 کوه را که کند اندر نظر مرد قضا %~% کاه را کوه کند ذاک علی الله یسیر # 3 خنک آن چشم که گوهر ز خسی بشناسد %~% خنک آن قافله‌ای که بودش دوست ~~خفیر # 4 حاکمی هر چه تو نامم بنهی خشنودم %~% جان پاک تو که جان از تو شکورست و ~~شکیر # 5 ماه را گر تو حبش نام نهی سجده کند %~% سرو را چنبر خوانی نکند هیچ ~~نفیر # 6 زانک دشنام تو بهتر ز ثناهای جهان %~% ز کجا بانگ سگان و ز کجا شیر ~~زئیر # 7 ای که بطال تو بهتر ز همه مشتغلان %~% جز تو جمله همه لاست از آنیم ~~فقیر # 8 تاج زرین بده و سیلی آن یار بخر %~% ور کسی نشنود این را انما انت نذیر # 9 بر قفای تو چو باشد اثر سیلی دوست %~% بوسه‌ها یابد رویت ز نگاران ضمیر # 10 مرد دنیا عدمی را حشمی پندارد %~% عمر در کار عدم کی کند ای دوست بصیر # 11 رفت مردی به طبیبی به کله درد شکم %~% گفت او را تو چه خوردی که ~~برستست زحیر # 12 بیشتر رنج که آید همه از فعل گلوست %~% گفت من سوخته نان خوردم از پست ~~فطیر # 13 گفت سنقر برو آن کحل عزیزی به من آر %~% گفت درد شکم و کحل خه ای شیخ ~~کبیر # 14 گفت تا چشم تو مر سوخته را بشناسد %~% تا ننوشی تو دگر سوخته ای نیم ~~ضریر # 15 نیست را هست گمان برده‌ای از ظلمت چشم %~% چشمت از خاک در شاه شود ms0601 خوب ~~و منیر # 16 هله ای شارح دل‌ها تو بگو شرح غزل %~% من اگر شرح کنم نیز برنجد دل ~~میر PageV1P1089 ### || [genre: Gh] # 1 نه که مهمان غریبم تو مرا یار مگیر %~% نه که فلاح توام سرور و سالار ~~مگیر # 2 نه که همسایه آن سایه احسان توام %~% تو مرا همسفر و مشفق و غمخوار ~~مگیر # 3 شربت رحمت تو بر همگان گردانست %~% تو مرا تشنه و مستسقی و بیمار مگیر # 4 نه که هر سنگ ز خورشید نصیبی دارد %~% تو مرا منتظر و کشته دیدار مگیر # 5 نه که لطف تو گنه سوز گنه کارانست %~% تو مرا تایب و مستغفر غفار مگیر # 6 نه که هر مرغ به بال و پر تو می‌پرد %~% تو مرا صعوه شمر جعفر طیار ~~مگیر # 7 به دو صد پر نتوان بی‌مددت پریدن %~% تو مرا زیر چنین دام گرفتار مگیر # 8 خفتگان را نه تماشای نهان می‌بخشی %~% تو مرا خفته شمر حاضر و بیدار ~~مگیر # 9 نه که بوی جگر پخته ز من می‌آید %~% مدد اشک من و زردی رخسار مگیر # 10 نه که مجنون ز تو زان سوی خرد باغی یافت %~% از جنون خوش شد و می‌گفت ~~خرد زار مگیر # 11 با جنون تو خوشم تا که فنون را چه کنم %~% چون تو همخوابه شدی بستر ~~هموار مگیر # 12 چشم مست تو خرابی دل و عقل همه‌ست %~% عارض چون قمر و رنگ چو گلنار ~~مگیر # 13 قامت عرعریت قامت ما دوتا کرد %~% نادری ذقن و زلف چو زنار مگیر # 14 این تصاویر همه خود صور عشق بود %~% عشق بی‌صورت چون قلزم زخار مگیر # 15 خرمن خاکم و آن ماه بگردم گردان %~% تو مرا همتک این گنبد دوار مگیر # 16 من به کوی تو خوشم خانه من ویران گیر %~% من به بوی تو خوشم نافه ~~تاتار مگیر # 17 میکده‌ست این سر من ساغر می گو بشکن %~% چون زرست این رخ من زر به ~~خروار مگیر ms0602 # 18 چون دلم بتکده شد آزر گو بت متراش %~% چون سرم معصره شد خانه خمار ~~مگیر # 19 کفر و اسلام کنون آمد و عشق از ازلست %~% کافری را که کشد عشق ز کفار ~~مگیر # 20 بانگ بلبل شنو ای گوش بهل نعره خر %~% در گلستان نگر ای چشم و پی خار ~~مگیر # 21 بس کن و طبل مزن گفت برای غیرست %~% من خود اغیار خودم دامن اغیار ~~مگیر PageV1P1090 ### || [genre: Gh] # 1 اختران را شب وصلست و نثارست و نثار %~% چون سوی چرخ عروسیست ز ماه ده ~~و چار # 2 زهره در خویش نگنجد ز نواهای لطیف %~% همچو بلبل که شود مست ز گل فصل ~~بهار # 3 جدی را بین به کرشمه به اسد می‌نگرد %~% حوت را بین که ز دریا چه ~~برآورد غبار # 4 مشتری اسب دوانید سوی پیر زحل %~% که جوانی تو ز سر گیر و بر او مژده ~~بیار # 5 کف مریخ که پرخون بود از قبضه تیغ %~% گشت جان بخش چو خورشید مشرف آثار # 6 دلو گردون چو از آن آب حیات آمد پر %~% شود آن سنبله خشک از او گوهربار # 7 جوز پرمغز ز میزان و شکستن نرمد %~% حمل از مادر خود کی بگریزد به نفار # 8 تیر غمزه چو رسید از سوی مه بر دل قوس %~% شب روی پیشه گرفت از هوسش ~~عقرب وار # 9 اندر این عید برو گاو فلک قربان کن %~% گر نه‌ای چون سرطان در وحلی ~~کژرفتار # 10 این فلک هست سطرلاب و حقیقت عشقست %~% هر چه گوییم از این گوش سوی ~~معنی دار # 11 شمس تبریز در آن صبح که تو درتابی %~% روز روشن شود از روی چو ماهت شب ~~تار PageV1P1091 ### || [genre: Gh] # 1 روستایی بچه‌ای هست درون بازار %~% دغلی لاف زنی سخره کنی بس عیار # 2 که از او محتسب و مهتر بازار بدرد %~% در فغانند از او از فقعی تا عطار # 3 چون بگویند چرا می‌کنی این ویرانی %~% دست ms0603 کوته کن و دم درکش و شرمی ~~می‌دار # 4 او دو صد عهد کند گوید من بس کردم %~% توبه کردم نتراشم ز شما چون نجار # 5 بعد از این بد نکنم عاقل و هوشیار شدم %~% که مرا زخم رسید از بد و ~~گشتم بیدار # 6 باز در حین ببرد از بر همسایه گرو %~% بخورد بامی و چنگی همه با خمر و ~~خمار # 7 خویشتن را به کناری فکند رنجوری %~% که به یک ساله تب تیز بود گشته ~~نزار # 8 این هم از مکر که تا درفکند مسکینی %~% که بر او رحم کند او به گمان و ~~پندار # 9 پس بگوید که مرا مکنت چندین سیم است %~% پیش هر کس به فلان جای و نقدی ~~بسیار # 10 هر که زین رنج مرا باز یکی یارانه %~% بکند در عوض آن بکنم من صد بار # 11 تا از این شیفته سر نیز تراشی بکند %~% به طریق گرو و وام به چار و ~~ناچار # 12 چون بداند برود خاک کند بر سر او %~% جامه زد چاک به زنهار از این ~~بی‌زنهار # 13 چون شود قصد که گیرند بپوشد ازرق %~% صوفیی گردد صافی صفت بی‌آزار # 14 یک زبان دارد صد گز که به ظاهر سگزست %~% چون به زخمش نگری باشد چاهی ~~پرمار # 15 به گهی کز سر عشرت لطف آغاز کند %~% شکرابت دهد او از شکر آن گفتار # 16 همه مهر و کرم و خاکی و عشق انگیزی %~% که بجوشد دل تو وز تو رود جمله ~~قرار # 17 و گهی از سر فضل و هنر آغاز کند %~% که بگویی تو که لقمان زمانست به ~~کار # 18 تا که از زهد و تقزز سخن آغاز کند %~% سر و گردن بتراشد چو کدو یا چو ~~خیار # 19 روزی از معرفت و فقه بسوزد ما را %~% که بگویم که جنیدست و ز شیخان ~~کبار # 20 چون بکاوی دغلی گنده بغل مکاری %~% آفتی مزبله‌ای جمله شکم طبلی خوار # 21 ms0604 هیچ کاری نه از او جمله شکم خواری و بس %~% پس از آن گشت به هر مصطبه ~~او اشکم خوار # 22 محتسب کو ز کفایت چو نظام الملکست %~% کرد از مکر چنین کس رخ خود در ~~دیوار # 23 زاری آغاز کند او که همه خرد و بزرگ %~% همه یاریش کنند ار چه بدیدند ~~یسار # 24 محتسب عقل تو است دان که صفاتت بازار %~% وان دغل هست در او نفس پلید ~~مکار # 25 چون همه از کف او عاجز و مسکین گشتند %~% جمله گفتند که سحرست فن این ~~طرار # 26 چونک سحرست نتانیم مگر یک حیله %~% برویم از کف او نزد خداوند کبار # 27 صاحب دید و بصیرت شه ما شمس الدین %~% که از او گشت رخ روح چو صد روی ~~نگار # 28 چو از او داد بخواهیم از این بیدادی %~% او به یک لحظه رهاند همه را ~~از آزار # 29 که اگر هیبت او دیو پری نشناسد %~% هر یکی زاهد عصری شود و اهل وقار # 30 برهندی همه از ظلمت این نفس لئیم %~% گر از او یک نظری فضل بتابند ~~بهار # 31 خاک تبریز که از وی چو حریم حرم است %~% بس از او برخورد آن جان و ~~روان زوار PageV1P1092 ### || [genre: Gh] # 1 پر ده آن جام می را ساقیا بار دیگر %~% نیست در دین و دنیا همچو تو یار ~~دیگر # 2 کفر دان در طریقت جهل دان در حقیقت %~% جز تماشای رویت پیشه و کار دیگر # 3 تا تو آن رخ نمودی عقل و ایمان ربودی %~% هست منصور جان را هر طرف دار ~~دیگر # 4 جان ز تو گشت شیدا دل ز تو گشت دریا %~% کی کند التفاتی دل به دلدار ~~دیگر # 5 جز به بغداد کویت یا خوش آباد رویت %~% نیست هر دم فلک را جز که پیکار ~~دیگر # 6 در خرابات مردان جام جانست گردان %~% نیست مانند ایشان هیچ خمار دیگر # 7 همتی دار عالی کان شه ms0605 لاابالی %~% غیر انبار دنیا دارد انبار دیگر # 8 پاره‌ای چون برانی اندر این ره بدانی %~% غیر این گلستان‌ها باغ و ~~گلزار دیگر # 9 پا به مردی فشردی سر سلامت ببردی %~% رفت دستار بستان شصت دستار دیگر # 10 دل مرا برد ناگه سوی آن شهره خرگه %~% من گرفتار گشتم دل گرفتار دیگر # 11 روز چون عذر آری شب سر خواب خاری %~% پای ما تا چه گردد هر دم از خار ~~دیگر # 12 جز که در عشق صانع عمر هرزه‌ست و ضایع %~% ژاژ دان در طریقت فعل و ~~گفتار دیگر # 13 بخت اینست و دولت عیش اینست و عشرت %~% کو جز این عشق و سودا سود و ~~بازار دیگر # 14 گفتمش دل ببردی تا کجاها سپردی %~% گفت نی من نبردم برد عیار دیگر # 15 گفتمش من نترسم من هم از دل بپرسم %~% دل بگوید نماند شک و انکار دیگر # 16 راستی گوی ای جان عاشقان را مرنجان %~% جز تو در دلربایان کو دل افشار ~~دیگر # 17 چون کمالات فانی هستشان این امانی %~% که به هر دم نمایند لطف و ایثار ~~دیگر # 18 پس کمالات آن را کو نگارد جهان را %~% چون تقاضا نباشد عشق و هنجار ~~دیگر # 19 بحر از این روی جوشد مرغ از این رو خروشد %~% تا در این دام افتد هر ~~دم آشکار دیگر # 20 چون خدا این جهان را کرد چون گنج پیدا %~% هر سری پر ز سودا دارد ~~اظهار دیگر # 21 هر کجا خوش نگاری روز و شب بی‌قراری %~% جوید او حسن خود را نوخریدار ~~دیگر # 22 هر کجا ماه رویی هر کجا مشک بویی %~% مشتری وار جوید عاشقی زار دیگر # 23 این نفس مست اویم روز دیگر بگویم %~% هم بر این پرده تر با تو اسرار ~~دیگر # 24 بس کن و طبل کم زن کاندر این باغ و گلشن %~% هست پهلوی طبلت بیست نعار ~~دیگر PageV1P1093 ### || [genre: Gh] # 1 داد جاروبی به دستم آن نگار %~% گفت کز ms0606 دریا برانگیزان غبار # 2 باز آن جاروب را ز آتش بسوخت %~% گفت کز آتش تو جاروبی برآر # 3 کردم از حیرت سجودی پیش او %~% گفت بی‌ساجد سجودی خوش بیار # 4 آه بی‌ساجد سجودی چون بود %~% گفت بی‌چون باشد و بی‌خارخار # 5 گردنک را پیش کردم گفتمش %~% ساجدی را سر ببر از ذوالفقار # 6 تیغ تا او بیش زد سر بیش شد %~% تا برست از گردنم سر صد هزار # 7 من چراغ و هر سرم همچون فتیل %~% هر طرف اندر گرفته از شرار # 8 شمع‌ها می‌ورشد از سرهای من %~% شرق تا مغرب گرفته از قطار # 9 شرق و مغرب چیست اندر لامکان %~% گلخنی تاریک و حمامی به کار # 10 ای مزاجت سرد کو تاسه دلت %~% اندر این گرمابه تا کی این قرار # 11 برشو از گرمابه و گلخن مرو %~% جامه کن دربنگر آن نقش و نگار # 12 تا ببینی نقش‌های دلربا %~% تا ببینی رنگ‌های لاله زار # 13 چون بدیدی سوی روزن درنگر %~% کان نگار از عکس روزن شد نگار # 14 شش جهت حمام و روزن لامکان %~% بر سر روزن جمال شهریار # 15 خاک و آب از عکس او رنگین شده %~% جان بباریده به ترک و زنگبار # 16 روز رفت و قصه‌ام کوته نشد %~% ای شب و روز از حدیثش شرمسار # 17 شاه شمس الدین تبریزی مرا %~% مست می‌دارد خمار اندر خمار PageV1P1094 ### || [genre: Gh] # 1 گر ز سر عشق او داری خبر %~% جان بده در عشق و در جانان نگر # 2 عشق دریاییست و موجش ناپدید %~% آب دریا آتش و موجش گهر # 3 گوهرش اسرار و هر سویی از او %~% سالکی را سوی معنی راه بر # 4 سر کشی از هر دو عالم همچو موی %~% گر سر مویی از این یابی خبر # 5 دوش مستی خفته بودم نیم شب %~% کاوفتاد آن ماه را بر ما گذر # 6 دید روی زرد من در ماهتاب %~% کرد روی زرد ما از اشک تر # 7 رحمش ms0607 آمد شربت وصلم بداد %~% یافت یک یک موی من جانی دگر # 8 گر چه مست افتاده بودم از شراب %~% گشت یک یک موی بر من دیده ور # 9 در رخ آن آفتاب هر دو کون %~% مست لایعقل همی‌کردم نظر PageV1P1095 ### || [genre: Gh] # 1 عقل بند ره روانست ای پسر %~% بند بشکن ره عیانست ای پسر # 2 عقل بند و دل فریب و جان حجاب %~% راه از این هر سه نهانست ای پسر # 3 چون ز عقل و جان و دل برخاستی %~% این یقین هم در گمانست ای پسر # 4 مرد کو از خود نرفت او مرد نیست %~% عشق بی‌درد آفسانست ای پسر # 5 سینه خود را هدف کن پیش دوست %~% هین که تیرش در کمانست ای پسر # 6 سینه‌ای کز زخم تیرش خسته شد %~% در جبینش صد نشانست ای پسر # 7 عشق کار نازکان نرم نیست %~% عشق کار پهلوانست ای پسر # 8 هر کی او مر عاشقان را بنده شد %~% خسرو و صاحب قرانست ای پسر # 9 عشق را از کس مپرس از عشق پرس %~% عشق ابر درفشانست ای پسر # 10 ترجمانی منش محتاج نیست %~% عشق خود را ترجمانست ای پسر # 11 گر روی بر آسمان هفتمین %~% عشق نیکونردبانست ای پسر # 12 هر کجا که کاروانی می‌رود %~% عشق قبله کاروانست ای پسر # 13 این جهان از عشق تا نفریبدت %~% کاین جهان از تو جهانست ای پسر # 14 هین دهان بربند و خامش چون صدف %~% کاین زبانت خصم جانست ای پسر # 15 شمس تبریز آمد و جان شادمان %~% چونک با شمسش قرانست ای پسر ~~PageV1P1096 ### || [genre: Gh] # 1 آمدم من بی‌دل و جان ای پسر %~% رنگ من بین نقش برخوان ای پسر # 2 نی غلط من نامدم تو آمدی %~% در وجود بنده پنهان ای پسر # 3 همچو زر یک لحظه در آتش بخند %~% تا ببینی بخت خندان ای پسر # 4 در خرابات دلم اندیشه‌هاست %~% در هم افتاده چو مستان ای پسر # 5 پای ms0608 دار و شور مستان گوش دار %~% در شکست و جست دربان ای پسر # 6 آمدم و آوردمت آیینه‌ای %~% روی بین و رو مگردان ای پسر # 7 کفر من آیینه ایمان توست %~% بنگر اندر کفر ایمان ای پسر # 8 می‌زنم من نعره‌ها در خامشی %~% آمدم خاموش گویان ای پسر PageV1P1097 ### || [genre: Gh] # 1 ای نهاده بر سر زانو تو سر %~% وز درون جان جمله باخبر # 2 پیش چشمت سرکش روپوش نیست %~% آفرین‌ها بر صفای آن بصر # 3 بحر خونست ای صنم آن چشم نیست %~% الحذر ای دل ز زخم آن نظر # 4 در مژه او گر چه دل را مژده‌هاست %~% الحذر ای عاشقان از وی حذر # 5 او به زیر کاه آب خفته‌ست %~% پا منه گستاخ ور نی رفت سر # 6 خفته شکلی اصل هر بیدادیی %~% تا ز خوابش تو نخسپی ای پسر # 7 پاره خواهم کرد من جامه ز تو %~% ای برادر پاره‌ای زین گرمتر # 8 سرکه آشامی و گویی شهد کو %~% دست تو در زهر و گویی کو شکر # 9 روح را عمریست صابون می‌زنی %~% یا تو را خود جان نبودست ای مگر # 10 تا به کی صیقل زنی آیینه را %~% شرم بادت آخر از آیینه گر # 11 سوی بحر شمس تبریزی گریز %~% تا برآرد ز آینه جانت گهر PageV1P1098 ### || [genre: Gh] # 1 بس که می‌انگیخت آن مه شور و شر %~% بس که می‌کرد او جهان زیر و زبر # 2 مر زبان را طاقت شرحش نماند %~% خیره گشته همچنین می‌کرد سر # 3 ای بسا سر همچنین جنبان شده %~% با دهان خشک و با چشمان تر # 4 در دو چشمش بین خیال یار ما %~% رقص رقصان در سواد آن بصر # 5 من به سر گویم حدیثش بعد از این %~% من زبان بستم ز گفتن ای پسر # 6 پیش او رو ای نسیم نرم رو %~% پیش او بنشین به رویش درنگر # 7 تیز تیزش بنگر ای باد صبا %~% چشم و دل را پر ms0609 کن از خوبی و فر # 8 ور ببینی یار ما را روترش %~% پرده‌ای باشد ز غیرت در نظر # 9 مو نباشد عکس مو باشد در آب %~% صورتی باشد ترش اندر شکر # 10 توبه کردم از سخن این باز چیست %~% توبه نبود عاشقانش را مگر # 11 توبه شیشه عشق او چون گازرست %~% پیش گازر چیست کار شیشه گر # 12 بشکنم شیشه بریزم زیر پای %~% تا خلد در پای مرد بی‌خبر # 13 شحنه یار ماست هر کو خسته شد %~% گو مرا بسته به پیش شحنه بر # 14 شحنه را چاه زنخ زندان ماست %~% تا نهم زنجیر زلفش پای بر # 15 بند و زندان خوش ای زنده دلان %~% خوش مرا عیشیست آن جا معتبر # 16 گر چه می‌کاهم چو ماه از عشق او %~% گر چه می‌گردم چه گردون بر قمر # 17 بعد من صد سال دیگر این غزل %~% چون جمال یوسفی باشد سمر # 18 زانک دل هرگز نپوسد زیر خاک %~% این ز دل گفتم نگفتم از جگر # 19 من چو داوودم شما مرغان پاک %~% وین غزل‌ها چون زبور مستطر # 20 ای خدایا پر این مرغان مریز %~% چون به داوودند از جان یارگر # 21 ای خدایا دست بر لب می‌نهم %~% تا نگویم زان چه گشتم مستتر ~~PageV1P1099 ### || [genre: Gh] # 1 نرم نرمک سوی رخسارش نگر %~% چشم بگشا چشم خمارش نگر # 2 چون بخندد آن عقیق قیمتی %~% صد هزاران دل گرفتارش نگر # 3 سر برآر از مستی و بیدار شو %~% کار و بار و بخت بیدارش نگر # 4 اندرآ در باغ بی‌پایان دل %~% میوه شیرین بسیارش نگر # 5 شاخه‌های سبز رقصانش ببین %~% لطف آن گل‌های بی‌خارش نگر # 6 چند بینی صورت نقش جهان %~% بازگرد و سوی اسرارش نگر # 7 حرص بین در طبع حیوان و نبات %~% بعد از آن سیری و ایثارش نگر # 8 حرص و سیری صنعت عشقست و بس %~% گر ندیدی عشق را کارش نگر # 9 گر ندیدی عشق رنگ آمیز را %~% رنگ روی ms0610 عاشق زارش نگر # 10 با چنین دشوار بازاری که اوست %~% با زر و بی‌زر خریدارش نگر ~~PageV1P1100 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را با گفت و با ایما چه کار %~% روح را با صورت اسما چه کار # 2 عاشقان گوی‌اند در چوگان یار %~% گوی را با دست و یا با پا چه کار # 3 هر کجا چوگانش راند می‌رود %~% گوی را با پست و با بالا چه کار # 4 آینه‌ست و مظهر روی بتان %~% با نکوسیماش و بدسیما چه کار # 5 سوسمار از آب خوردن فارغست %~% مر ورا با چشمه و سقا چه کار # 6 آن خیالی که ضمیر اوطان اوست %~% پاش را با مسکن و با جا چه کار # 7 عیسیی که برگذشت او از اثیر %~% با غم سرماش و یا گرما چه کار # 8 ای رسایل کشته با نادی غیب %~% رو تو را با گفت و با غوغا چه کار ~~PageV1P1101 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم آن جا مست و گفتم ای نگار %~% چون مرا دیوانه کردی گوش دار # 2 گفت بنگر گوش من در حلقه‌ایست %~% بسته آن حلقه شو چون گوشوار # 3 زود بردم دست سوی حلقه‌اش %~% دست بر من زد که دست از من بدار # 4 اندر این حلقه تو آنگه ره بری %~% کز صفا دری شوی تو شاهوار # 5 حلقه زرین من وانگه شبه %~% کی رود بر چرخ عیسی با حمار PageV1P1102 ### || [genre: Gh] # 1 باز شد در عاشقی بابی دگر %~% بر جمال یوسفی تابی دگر # 2 مژده بیداران راه عشق را %~% آنک دیدم دوش من خوابی دگر # 3 ساخته شد از برای طالبان %~% غیر این اسباب اسبابی دگر # 4 ابرها گر می‌نبارد نقد شد %~% از برای زندگی آبی دگر # 5 یارکان سرکش شدند و حق بداد %~% غیر این اصحاب اصحابی دگر # 6 سبزه زار عشق را معمور کرد %~% عاشقان را دشت و دولابی دگر # 7 وین جگرهایی که بد پرزخم عشق %~% شد درآویزان به قلابی دگر # 8 عشق اگر ms0611 بدنام گردد غم مخور %~% عشق دارد نام و القابی دگر # 9 کفشگر گر خشم گیرد چاره شد %~% صوفیان را نعل و قبقابی دگر # 10 گر نداند حرف صوفی دان که هست %~% دردهای عشق را بابی دگر # 11 از هوای شمس دین آموختم %~% جانب تبریز آدابی دگر PageV1P1103 ### || [genre: Gh] # 1 ای خیالت در دل من هر سحور %~% می‌خرامد همچو مه یک پاره نور # 2 نقش خوبت در میان جان ما %~% آتش و شور افکند وانگه چه شور # 3 آتشی کردی و گویی صبر کن %~% من ندانم صبر کردن در تنور # 4 یاد داری کآمدی تو دوش مست %~% ماه بودی یا پری یا جان حور # 5 آن سخن‌هایی که گفتی چون شکر %~% وان اشارت‌ها که می‌کردی ز دور # 6 دست بر لب می‌زدی یعنی که تو %~% از برای این دل من برمشور # 7 دست بر لب می‌نهی یعنی که صبر %~% با لب لعلت کجا ماند صبور # 8 رو به بالا می‌کنی یعنی خدا %~% چشم بد را از جمالم دار دور # 9 ای تو پاک از نقش‌ها وز روی تو %~% هر زمانی یوسفی اندر صدور ~~PageV1P1104 ### || [genre: Gh] # 1 راز را اندر میان نه وامگیر %~% بنده را هر لحظه از بالا مگیر # 2 تو نکو دانی که هر چیز از کجاست %~% گر خطاها رفت آن از ما مگیر # 3 روستایی گر بوم آن توام %~% روستایی خویش را رستا مگیر # 4 چون مرا در عشق‌ست ا کرده‌ای %~% خود مرا شاگرد گیر ستا مگیر # 5 تو مرا از ذوق می‌گیری گلو %~% تا بنالم گویمت آن جا مگیر # 6 سوی بحرم کش که خاشاک توام %~% تو مرا خود لایق دریا مگیر # 7 از الست آمد صلاح الدین تمام %~% تو ورا ز امروز و از فردا مگیر ~~PageV1P1105 ### || [genre: Gh] # 1 در چمن آیید و بربندید دید %~% تا نیفتد بر جماعت هر نظر # 2 من زیان‌ها کرده‌ام من دیده‌ام %~% زخم‌ها از چشم هر بی‌پا و سر # 3 چشم بد ms0612 دیدیم ما کز زخم او %~% روسیه گردد عیان شمس و قمر # 4 دور باد از رزم شیران چشم سگ %~% دور باد از مهد عیسی کون خر # 5 تیر پرانست از چشم بدان %~% خلوت آمد تیر ایشان را سپر # 6 لیک چشم نیک و بد آمیخته‌ست %~% قلب را هر کس بنشناسد ز زر # 7 زاهدانش آه‌ها پنهان کنند %~% خلوتی جویند در وقت سحر # 8 لیک این مستان به حکم خود نیند %~% نیستشان جز حفظ حق حصنی دگر # 9 باد کم پران مزن لاف خوشی %~% باد آرد خاک و خس را در بصر PageV1P1106 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا باده چون نار بیار %~% دفع غم را تو ز اسرار بیار # 2 باده‌ای را که ز دل می‌جوشد %~% زود ای ساقی دلدار بیار # 3 کافر عشق بیا باده ببین %~% نیست شو در می و اقرار بیار # 4 ساقیا دست همه مستان گیر %~% همچنان جانب گلزار بیار # 5 پیش این شاهد ما خوبان را %~% گردن بسته ز بلغار بیار # 6 مؤمنان را همه عریان کردی %~% گروی نیز ز کفار بیار # 7 شمس تبریز بگو دولت را %~% بپذیر اندک و بسیار بیار PageV1P1107 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا باده گلرنگ بیار %~% داروی درد دل تنگ بیار # 2 روز بزمست نه روز رزمست %~% خنجر جنگ ببر چنگ بیار # 3 ای ز تو دردکشان دردکشان %~% دردیی که کندم دنگ بیار # 4 من ز هر درد نمی‌گردم دنگ %~% دردی آن سره سرهنگ بیار # 5 روز جامست نه نام و ناموس %~% نام از پیش ببر ننگ بیار # 6 کیمیایی که کند سنگ عقیق %~% آزمون کن بر او سنگ بیار # 7 صیقل آینه نه فلکست %~% ز امتحان آهن پرزنگ بیار # 8 چشمه خضر تو را می‌خواند %~% که سبو کش دو سه فرسنگ بیار # 9 پس گردن ز چه رو می‌خاری %~% نک ظفر هست تو آهنگ بیار # 10 حرف رنگست اگر خوش بویست %~% جان بی‌صورت و بی‌رنگ بیار # 11 کم کنی رنگ بیفزاید روح %~% بوی ms0613 روح صنم شنگ بیار # 12 لب ببند از دغل و از حیلت %~% جان بی‌حیلت و فرهنگ بیار PageV1P1108 ### || [genre: Gh] # 1 از لب یار شکر را چه خبر %~% وز رخش شمس و قمر را چه خبر # 2 با دمش باد بهاری چه زند %~% وز قدش سرو و شجر را چه خبر # 3 گر جهان زیر و زبر گشت از او %~% عاشق زیر و زبر را چه خبر # 4 چونک جان محرم اسرارش نیست %~% از رهش اهل خبر را چه خبر # 5 گر چه نرگس نگرانست به باغ %~% از چمن نرگس تر را چه خبر # 6 گفته هر قوم هم از مستی خویش %~% که ز ما قوم دگر را چه خبر # 7 گفت چونی و دل تو چونست %~% از دل این خسته جگر را چه خبر # 8 با ملک تاج و کمر گر به همند %~% از ملک تاج و کمر را چه خبر # 9 کم کن این ناله که کس واقف نیست %~% ز آه عشاق سحر را چه خبر ~~PageV1P1109 ### || [genre: Gh] # 1 روزی خوشست رویت از نور روز خوشتر %~% باده نکوست لیکن ساقی ز می نکوتر # 2 هر بسته‌ای که باشد امروز برگشاید %~% دل در مراد پیچد چون باز در ~~کبوتر # 3 هر بی‌دلی ز دلبر انصاف خود بیابد %~% هر تشنه‌ای نشیند بر آب حوض کوثر # 4 هر دم دهد بت من نو ساغری به ساقی %~% کامروز بزم عامست این را به ~~عاشقان بر # 5 یک ساغر لطیفی کز غایت لطیفی %~% گویی همه شرابست خود نیست هیچ ساغر ~~PageV1P1110 ### || [genre: Gh] # 1 بر منبرست این دم مذکر مذکر %~% چون چشمه روانه مطهر مطهر # 2 بر منبری بلندی دانای هوشمندی %~% بر پای منبر او مکرر مکرر # 3 هر لفظ او جهانی روشن چو آسمانی %~% بگشاده در بیانی مقرر مقرر # 4 زین گونه درگشایی داده تو را رهایی %~% از حبس خاکدانی مکدر مکدر # 5 بنهاده نردبانی از صنعت زبانی %~% بر بام آسمانی مدور مدور # 6 ms0614 نور از درون هیزم بیرون کشید آتش %~% آتش ز خود نیامد منور منور # 7 آتش به فعل مردم زاید ز سنگ و آهن %~% و اختر به امر زاید مدبر مدبر # 8 مر هر پیمبری را بودست معجز نو %~% چون نیست معجزه او مشهر مشهر # 9 مسعود از اوست نحسی فردوس از او است حبسی %~% محکوم از اوست نفسی مزور ~~مزور # 10 این منبر و مذکر در نفس توست در سر %~% اما در این طلب تو مقصر مقصر ~~PageV1P1111 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان جان جان‌ها جانی و چیز دیگر %~% وی کیمیای کان‌ها کانی و چیز ~~دیگر # 2 ای آفتاب باقی وی ساقی سواقی %~% وی مشرب مذاقی آنی و چیز دیگر # 3 ای مشعله یقین را وی پرورش زمین را %~% وی عقل اولین را ثانی و چیز ~~دیگر # 4 ای مظهر الهی وی فر پادشاهی %~% هر صنعتی که خواهی تانی و چیز دیگر # 5 هر گون غرایبی را هر بوالعجایبی را %~% هر غیب و غایبی را دانی و چیز ~~دیگر # 6 زان عشق همچو افیون لیلی کنی و مجنون %~% ای از سنات گردون سانی و چیز ~~دیگر # 7 ای نور صدرها را اومید صبرها را %~% بر اوج ابرها را رانی و چیز دیگر # 8 ای فخر انبیا را وی ذخر اولیا را %~% وی قصر اجتبا را بانی و چیز دیگر # 9 ای گنج مغفرت را وی بحر مرحمت را %~% من غیر درگهت را شانی و چیز دیگر # 10 چشمی که غیر رویت بیند ز بهر زینت %~% باشد در این جریمت زانی و چیز ~~دیگر # 11 ای اصل اصل مبدا وی دستگیر فردا %~% گشتم به دست سودا عانی و چیز دیگر # 12 پرست این دهانم بر غیر تو نخوانم %~% چون هست غیر گوشت فانی و چیز ~~دیگر PageV1P1112 ### || [genre: Gh] # 1 ای محو عشق گشته جانی و چیز دیگر %~% ای آنک آن تو داری آنی و چیز دیگر # 2 اسرار آسمان را و احوال ms0615 این و آن را %~% از لوح نانبشته خوانی و چیز ~~دیگر # 3 هر دم ز خلق پرسی احوال عرش و کرسی %~% آن را و صد چنان را دانی و چیز ~~دیگر # 4 لعلیست بی‌نهایت در روشنی به غایت %~% آن لعل بی‌بها را کانی و چیز ~~دیگر # 5 حکمی که راند فرمان روز الست بر جان %~% آن جمله حکم‌ها را رانی و چیز ~~دیگر # 6 چشمی که دید آن رو گر عشق راند این سو %~% آن چشم نیست والله زانی و ~~چیز دیگر # 7 آن چشم احول آمد در گام اول آمد %~% کو گفت اولی را ثانی و چیز دیگر # 8 هر کو بقا نیابد از شمس حق تبریز %~% او هست در حقایق فانی و چیز دیگر ~~PageV1P1113 ### || [genre: Gh] # 1 ای آینه فقیری جانی و چیز دیگر %~% وی آنک در ضمیری آنی و چیز دیگر # 2 اسرار آسمان را اندیشه و نهان را %~% احوال این و آن را دانی و چیز ~~دیگر # 3 تاریخ برگذشته بر انسی و فرشته %~% خط‌های نانبشته خوانی و چیز دیگر # 4 از غیب حصه‌ها را بدهی به مستحقان %~% وز سینه غصه‌ها را رانی و چیز ~~دیگر PageV1P1114 ### || [genre: Gh] # 1 هر کس به جنس خویش درآمیخت ای نگار %~% هر کس به لایق گهر خود گرفت یار # 2 او را که داغ توست نیارد کسی خرید %~% آن کو شکار توست کسی چون کند ~~شکار # 3 ما را چو لطف روی تو بی‌خویشتن کند %~% ما را ز روی لطف تو بی‌خویشتن ~~مدار # 4 چون جنس همدگر بگرفتند جنس جنس %~% هر جنس جنس گوهر خود کرد اختیار # 5 با غیر جنس اگر بنشیند بود نفاق %~% مانند آب و روغن و مانند قیر و قار # 6 تا چون به جنس خویش رود از خلاف جنس %~% زین سوی تشنه‌تر شده باشد بدان ~~کنار # 7 هرکه از تو می‌گریزد با دیگری خوشست %~% و آنک از تو می‌رمد به کسی ~~دارد او قرار # 8 ms0616 و آن کو ترش نشست به پیش تو همچو ابر %~% خندان دلست پیش دگر کس چو ~~نوبهار # 9 گویی که نیست از مه غیبم بجز دریغ %~% وز جام و خمر روح مرا نیست جز ~~خمار # 10 آن نای و نوش یاد نمی‌آیدت که تو %~% خوش می‌خوری ز دست یکی دیو ~~سنگسار # 11 صد جام درکشی ز کف دیو آنگهی %~% بینی ترش کنی بخور ای خام پخته خوار # 12 این جا سرک فکنده و رویک ترش ولیک %~% آن جا چو اژدهای سیه فام کوهسار # 13 با جنس همچو سوسن و با غیر جنس گنگ %~% با جنس خویش چون گل و با غیر ~~جنس خار # 14 رو رو به جمله خلق نتانی تو جنس بود %~% شاخی ز صد درخت نشد حامل ثمار # 15 چون شاخ یک درخت شدی زان دگر ببر %~% جویای وصل این شده‌ای دست از آن ~~بدار # 16 گر زانک جنس مفخر تبریز گشت جان %~% احسنت ای ولایت و شاباش کار و بار ~~PageV1P1115 ### || [genre: Gh] # 1 دل ناظر جمال تو آن گاه انتظار %~% جان مست گلستان تو آن گاه خار خار # 2 هر دم ز پرتو نظر او به سوی دل %~% حوریست بر یمین و نگاریست بر یسار # 3 هر صبحدم که دام شب و روز بردریم %~% از دوست بوسه‌ای و ز ما سجده صد ~~هزار # 4 امسال حلقه ایست ز سودای عاشقان %~% گر نیست بازگشت در این عشق عمر پار # 5 بنواز چنگ عشق تو به نغمات لم یزل %~% کز چنگ‌های عشق تو جانست تار تار # 6 اندر هوای عشق تو از تابش حیات %~% بگرفته بیخ‌های درخت و دهد ثمار # 7 غوطی بخورد جان به تک بحر و شد گهر %~% این بحر و این گهر ز پی لعل ~~توست زار # 8 از نغمه‌های طوطی شکرستان توست %~% در رقص شاخ بید و دو دستک زنان چنار # 9 از بعد ماجرای صفا صوفیان عشق %~% گیرند یک دگر را چون مستیان کنار ms0617 # 10 مستانه جان برون جهد از وحدت الست %~% چون سیل سوی بحر نه آرام و نه ~~قرار # 11 جزوی چو تیر جسته ز قبضه کمان کل %~% او را نشانه نیست بجز کل و نی ~~گذار # 12 جانیست خوش برون شده از صد هزار پوست %~% در چاربالش ابد او راست کار ~~و بار # 13 جان‌های صادقان همه در وی زنند چنگ %~% تا بانوا شوند از آن جان ~~نامدار # 14 جان‌ها گرفته دامنش از عشق و او چو قطب %~% بگرفته دامن ازل محض ~~مردوار # 15 تبریز رو دلا و ز شمس حق این بپرس %~% تا بر براق سر معانی شوی سوار ~~PageV1P1116 ### || [genre: Gh] # 1 میر شکار من که مرا کرده‌ای شکار %~% بی‌تو نه عیش دارم و نه خواب و نه ~~قرار # 2 دلدار من تویی سر بازار من تویی %~% این جمله جور بر من مسکین روا مدار # 3 ای آنک یار نیست تو را در جهان عشق %~% من در جهان فکنده که ای یار یار ~~یار # 4 درده از آن شراب که اول بداده‌ای %~% زان چشم‌های مست تو بشکن مرا خمار # 5 از آسمان فرست شرابی کز آن شراب %~% اندر زمین نماند یک عقل هوشیار # 6 روزی هزار کار برآری به یک نظر %~% آخر یکی نظر کن و این کار را برآر ~~PageV1P1117 ### || [genre: Gh] # 1 کس بی‌کسی نماند می‌دان تو این قدر %~% گر با یکی نسازی آید یکی دگر # 2 زین خانه گر روم من و خانه تهی کنم %~% آید یکی دگر چو منی یا ز من بتر # 3 میراث مانده است جهان از هزار قرن %~% چون شد به زیر خاک پدر شد پسر ~~پدر # 4 تنها نه آدمی حیوان نیز همچنین %~% ور نی ندیدی تو در آفاق جانور # 5 شب آفتاب اگر برود هم ز بام چرخ %~% بر جای آفتاب ستاره‌ست یا قمر # 6 گر ترک یک هنر بکند مرد طبع او %~% مشغول کار دیگر گشت و دگر هنر # 7 زیرا ms0618 که بر دل همه خلقان موکلیست %~% بی‌کارشان ندارد و بی‌یار و ~~بی‌سفر PageV1P1118 ### || [genre: Gh] # 1 مستیم و بیخودیم و جمال تو پرده در %~% زین پس مباش ماها در ابر و پرده ~~در # 2 ما جمع عاشقان تو خوش قد و قامتیم %~% ما را صلای فتنه و شور و هزار شر # 3 خورشید تافتست ز روی تو چاشتگاه %~% در عشق قرص روی تو رفتیم بام بر # 4 مستیست در سر از می و این تاب آفتاب %~% در سر بتافتست پس از دست رفت ~~سر # 5 ای مطرب هوای دل عاشقان روح %~% بنواز لحن جان که تننتن لطیفتر # 6 تا جان‌ها ز خرقه تن‌ها برون شود %~% تا بر سرین خرقه رود جان باخبر # 7 از جام صاف باده تو خاشاک جسم را %~% بردار تا نهیم به اقبال بر به بر # 8 تا دیده‌ها گذاره شود از حجاب‌ها %~% تا وارهد ز خانه و مان و ز بام و ~~در # 9 سیمرغ جان و مفخر تبریز شمس دین %~% بیند هزار روضه و یابد هزار پر ~~PageV1P1119 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار خرم و آمد رسول یار %~% مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار # 2 ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ %~% مگذار شاهدان چمن را در ~~انتظار # 3 اندر چمن ز غیب غریبان رسیده‌اند %~% رو رو که قاعدست که القادم یزار # 4 گل از پی قدوم تو در گلشن آمدست %~% خار از پی لقای تو گشتست خوش عذار # 5 ای سرو گوش دار که سوسن به شرح تو %~% سر تا به سر زبان شد بر طرف ~~جویبار # 6 غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست %~% از تو شکفته گردد و بر تو کند ~~نثار # 7 گویی قیامتست که برکرد سر ز خاک %~% پوسیدگان بهمن و دی مردگان پار # 8 تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی %~% رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار # 9 شاخی که میوه داشت همی‌نازد از نشاط ms0619 %~% بیخی که آن نداشت خجل گشت و ~~شرمسار # 10 آخر چنین شوند درختان روح نیز %~% پیدا شود درخت نکوشاخ بختیار # 11 لشکر کشیده شاه بهار و بساخت برگ %~% اسپر گرفته یاسمن و سبزه ~~ذوالفقار # 12 گویند سر بریم فلان را جو گندنا %~% آن را ببین معاینه در صنع کردگار # 13 آری چو دررسد مدد نصرت خدا %~% نمرود را برآید از پشه‌ای دمار ~~PageV1P1120 ### || [genre: Gh] # 1 اندیشه را رها کن اندر دلش مگیر %~% زیرا برهنه‌ای تو و اندیشه زمهریر # 2 اندیشه می‌کنی که رهی از زحیر و رنج %~% اندیشه کردن آمد سرچشمه زحیر # 3 ز اندیشه‌ها برون دان بازار صنع را %~% آثار را نظاره کن ای سخره اثیر # 4 آن کوی را نگر که پرد زو مصورات %~% وان جوی را کز او شد گردنده چرخ ~~پیر # 5 گلگونه‌ای کز اوست رخ دلبران چو گل %~% سرفتنه‌ای کز اوست رخ عاشقان ~~زریر # 6 خوش از عدم همی‌پرد این صد هزار مرغ %~% از یک کمان همی‌جهد این صد ~~هزار تیر # 7 بی‌چون و بی‌چگونه برون از رسوم و فهم %~% بی‌دست می‌سریشد در غیب صد ~~خمیر # 8 بی‌آتشی تنور دل و معده‌ها فروخت %~% نان بر دکان نهاده و خباز ما ستیر # 9 از لوح خاک ساده دهد صد هزار نقش %~% وز جوش خون ماده دهد صد هزار شیر # 10 شیی اللهی بگفتی و آمد ز چرخ بانگ %~% زنبیل برگشا که عطا آمد ای فقیر # 11 زفت آمد آن نواله و زنبیل را درید %~% از مطبخ خدای نیاید صله حقیر # 12 آن کس که من و سلوی بفرستد از هوا %~% و آنک از شکاف کوه برون می‌کشد ~~بعیر # 13 وان کو ز آب نطفه برآرد تهمتنی %~% وان کو ز خواب خفته گشاید ره مطیر # 14 اندر عدم نماید هر لحظه صورتی %~% تا این خیالیان بشتابند در مسیر # 15 فرمان کنم چو گفت خمش من خمش کنم %~% خود شرح این بگوید یک روز آن ~~امیر PageV1P1121 ### || [genre: Gh] ms0620 # 1 پرده خوش آن بود کز پس آن پرده دار %~% با رخ چون آفتاب سایه نماید ~~نگار # 2 آید خورشیدوار ذره شود بی‌قرار %~% کان رخ همچون بهار از پس پرده مدار # 3 خیز که این روز ماست روز دلفروز ماست %~% از جهت سوز ماست عشق چنین ~~پرشرار # 4 خیز که رستیم ما بند شکستیم ما %~% خیز که مستیم ما تا به ابد بی‌خمار # 5 خیز که جان آمدست جان و جهان آمده است %~% دست زنان آمدست ای دل دستی ~~برآر # 6 آب حیات آمدست روز نجات آمدست %~% قند و نبات آمدست ای صنم قندبار # 7 بنده آن پرده‌ام گوش گران کرده‌ام %~% تا که به گوشم دهان آرد آن پرده ~~دار # 8 مکر مرا چون بدید مکر دگر او پزید %~% آمد و گوشم گزید گفت هلا ای عیار # 9 بی‌ادبی هم نکوست کان سبب جنگ اوست %~% سر نکشم من ز دوست بهر چنین کار ~~و بار # 10 جنگ تو است این حیات زانک ندارد ثبات %~% جنگ تو خوش چون نبات صلح تو ~~خود زینهار PageV1P1122 ### || [genre: Gh] # 1 تاخت رخ آفتاب گشت جهان مست وار %~% بر مثل ذره‌ها رقص کنان پیش یار # 2 شاه نشسته به تخت عشق گرو کرده رخت %~% رقص کنان هر درخت دست زنان هر ~~چنار # 3 از قدح جام وی مست شده کو و کی %~% گرم شده جام دی سرد شده جان نار # 4 روح بشارت شنید پرده جان بردرید %~% رایت احمد رسید کفر بشد زار زار # 5 بانگ زده آن هما هر کی که هست از شما %~% دور شو از عشق ما تا نشوی ~~دلفکار # 6 گفته دل من بدو کای صنم تندخو %~% چون برهد آن که او گشت به زخمت شکار # 7 عشق چو ابر گران ریخت بر این و بر آن %~% شد طرفی زعفران شد طرفی لاله ~~زار # 8 آب منی همچو شیر بعد زمانی یسیر %~% زاد یکی همچو قیر وان دگری همچو ~~قار # 9 ms0621 منکر شه کور زاد بی‌خبر و کور باد %~% از شه ما شمس دین در تبریز ~~افتخار PageV1P1123 ### || [genre: Gh] # 1 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر %~% چونک ببردی دلی باز مرانش ز در # 2 چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما %~% زلفت اگر سر کشد عشوه هندو مخر # 3 عشق بود گلستان پرورش از وی ستان %~% از شجره فقر شد باغ درون پرثمر # 4 جمله ثمر ز آفتاب پخته و شیرین شود %~% خواب و خورم را ببر تا برسم نزد ~~خور # 5 طبع جهان کهنه دان عاشق او کهنه دوز %~% تازه و ترست عشق طالب او تازه ~~تر # 6 عشق برد جوبجو تا لب دریای هو %~% کهنه خران را بگو اسکی ببج کآمده ور # 7 هر کس یاری گزید دل سوی دلبر پرید %~% نحس قرین زحل شمس قرین قمر # 8 دل خود از این عام نیست با کسش آرام نیست %~% گر تو قلندردلی نیست ~~قلندر بشر # 9 تن چو ز آب منیست آب به پستی رود %~% اصل دل از آتشست او نرود جز زبر # 10 غیر دل و غیر تن هست تو را گوهری %~% بی‌خبری زان گهر تا نشوی بی‌خبر ~~PageV1P1124 ### || [genre: Gh] # 1 سست مکن زه که من تیر توام چارپر %~% روی مگردان که من یک دله‌ام نی ~~دوسر # 2 از تو زدن تیغ تیز وز دل و جان صد رضا %~% یک سخنم چون قضا نی اگرم نی ~~مگر # 3 گر بکشی ذوالفقار ثابتم و پایدار %~% نی بگریزم چو باد نی بمرم چون شرر # 4 جان بسپارم به تیغ هیچ نگویم دریغ %~% از جهت زخم تیغ ساخت حقم چون سپر # 5 تیغ زن ای آفتاب گردن شب را به تاب %~% ظلمت شب‌ها ز چیست کوره خاک کدر # 6 معدن صبرست تن معدن شکر است دل %~% معدن خنده‌ست شش معدن رحمت جگر # 7 بر سر من چون کلاه ساز شها تختگاه %~% در بر خود چون قبا تنگ بگیرم ms0622 به ~~بر # 8 گفت کسی عشق را صورت و دست از کجا %~% منبت هر دست و پا عشق بود در صور # 9 نی پدر و مادرت یک دمه‌ای عشق باخت %~% چونک یگانه شدند چون تو کسی کرد ~~سر # 10 عشق که بی‌دست او دست تو را دست ساخت %~% بی‌سر و دستش مبین شکل دگر ~~کن نظر # 11 رنگ همه روی‌ها آب همه جوی‌ها %~% مفخر تبریز دان شمس حق ای دیده ور ~~PageV1P1125 ### || [genre: Gh] # 1 وجهک مثل القمر قلبک مثل الحجر %~% روحک روح البقا حسنک نور البصر # 2 دشمن تو در هنر شد به مثل دم خر %~% چند بپیماییش نیست فزون کم شمر # 3 اقسم بالعادیات احلف بالموریات %~% غیرک یا ذا الصلات فی نظری کالمدر # 4 هر که بجز عاشقست در ترشی لایقست %~% لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر # 5 هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک %~% کل کریم سواک فهو خداع غرر # 6 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر %~% چونک ببردی دلی بازمرانش ز در # 7 چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما %~% زلف تو چون سر کشد عشوه هندو ~~مخر # 8 عشق بود دلستان پرورش دوستان %~% سبز و شکفته کند جان تو را چون شجر # 9 عشق خوش و تازه رو طالب او تازه تر %~% شکل جهان کهنه‌ای عاشق او کهنه ~~خر # 10 عشق خران جو به جو تا لب دریای هو %~% کهنه خران کو به کو اسکی ببج ~~کمده ور PageV1P1126 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر ره دیدمش تیزروان چون قمر %~% گفتم بهر خدا یک دمه آهسته تر # 2 یک دم ای ماه وش اسب و عنان را بکش %~% ای تو چو خورشید و خور سایه ز ~~ما زو مبر # 3 گفت منم آفتاب نیست تو را تاب تاب %~% زانک ز یک تاب من از تو نماند ~~اثر # 4 زانک تو در سردسیر داشته‌ای رخت خشک %~% خشک لب و چشم تر بوده‌ای از ~~خشک و تر ms0623 # 5 برج من آن سوترست دور ز خشک و ترست %~% نیک عجب گوهرست نیک پر از شور و ~~شر # 6 از پس چندین حجاب چاک زدستی تو جیب %~% از پس پرده تو را یاوه شده پا و ~~سر # 7 جانب تبریز تاز جانب شمع طراز %~% شمس حق سرفراز تا شودت زیب و فر ~~PageV1P1127 ### || [genre: Gh] # 1 عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر %~% آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر # 2 هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان %~% مرده و پژمرده است گر چه بود او ~~وزیر # 3 عشق چو بگشاد رخت سبز شود هر درخت %~% برگ جوان بردمد هر نفس از شاخ ~~پیر # 4 هر که شود صید عشق کی شود او صید مرگ %~% چون سپرش مه بود کی رسدش زخم ~~تیر # 5 سر ز خدا تافتی هیچ رهی یافتی %~% جانب ره بازگرد یاوه مرو خیر خیر # 6 تنگ شکر خر بلاش ور نخری سرکه باش %~% عاشق این میر شو ور نشوی رو بمیر # 7 جمله جان‌های پاک گشته اسیران خاک %~% عشق فروریخت زر تا برهاند اسیر # 8 ای که به زنبیل تو هیچ کسی نان نریخت %~% در بن زنبیل خود هم بطلب ای ~~فقیر # 9 چست شو و مرد باش حق دهدت صد قماش %~% خاک سیه گشت زر خون سیه گشت شیر # 10 مفخر تبریزیان شمس حق و دین بیا %~% تا برهد پای دل ز آب و گل همچو ~~قیر PageV1P1128 ### || [genre: Gh] # 1 آید هر دم رسول از طرف شهر یار %~% با فرح وصل دوست با قدح شهریار # 2 دست زنان عقل کل رقص کنان جزو و کل %~% سجده کنان سرو و گل بر طرف سبزه ~~زار # 3 بحر از این دم به جوش کوه از این لعل پوش %~% نوح از این در خروش روح ~~از این شرمسار # 4 ای خرد دوربین ساقی چون حور بین %~% باده منصور بین جان و دلی بی‌قرار # 5 بشنو از چپ ms0624 و راست مژده سعادت تو راست %~% بخت صفا در صفاست تا تو توی ~~اختیار # 6 پرده گردون بدر نعمت جنت بخور %~% آب بزن بر جگر حور بکش در کنار # 7 هر چه بر اصحاب حال باشد اول خیال %~% گردد آخر وصال چونک درآید نگار ~~PageV1P1129 ### || [genre: Gh] # 1 گفت لبم چون شکر ارزد گنج گهر %~% آه ندارم گهر گفت نداری بخر # 2 از گهرم دام کن ور نبود وام کن %~% خانه غلط کرده‌ای عاشق بی‌سیم و زر # 3 آمده‌ای در قمار کیسه پرزر بیار %~% ور نه برو از کنار غصه و زحمت ببر # 4 راه زنانیم ما جامه کنانیم ما %~% گر تو ز مایی درآ کاسه بزن کوزه خور # 5 دام همه ما دریم مال همه ما خوریم %~% از همه ما خوشتریم کوری هر کور و ~~کر # 6 جامه خران دیگرند جامه دران دیگرند %~% جامه دران برکنند سبلت هر جامه ~~خر # 7 سبلت فرعون تن موسی جان برکند %~% تا همه تن جان شود هر سر مو جانور # 8 در ره عشاق او روی معصفر شناس %~% گوهر عشق اشک دان اطلس خون جگر # 9 قیمت روی چو زر چیست بگو لعل یار %~% قیمت اشک چو در چیست بگو آن نظر # 10 بنده آن ساقیم تا به ابد باقیم %~% عالم ما برقرار عالمیان برگذر # 11 هر کی بزاد او بمرد جان به موکل سپرد %~% عاشق از کس نزاد عشق ندارد ~~پدر # 12 گر تو از این رو نه‌ای همچو قفا پس نشین %~% ور تو قفا نیستی پیش درآ ~~چون سپر # 13 چون سپر بی‌خبر پیش درآ و ببین %~% از نظر زخم دوست باخبران بی‌خبر ~~PageV1P1130 ### || [genre: Gh] # 1 چون سر کس نیستت فتنه مکن دل مبر %~% چونک ببردی دلی پرده او را مدر # 2 چشم تو چون رهزند ره زده را ره نما %~% زلف تو چون سر کشد عشوه هندو ~~مخر # 3 عشق بود دلستان پرورش دوستان %~% سبز و شکفته کند باغ تو را ms0625 چون شجر # 4 وجهک وجه القمر قلبک مثل الحجر %~% روحک روح البقا حسنک نور البصر # 5 عشق خران جو به جو تا لب دریای هو %~% کهنه خران کو به کو اسکی ببج ~~کآمدور # 6 دشمن ما در هنر شد به مثل دنب خر %~% چند بپیماییش نیست فزون کم شمر # 7 اقسم بالعادیات احلف بالموریات %~% غیرک یا ذالصلات فی نظری کالمدر # 8 هر که بجز عاشق است در ترشی لایقست %~% لایق حلوا شکر لایق سرکا کبر # 9 هجرک روحی فداک زلزلنی فی هواک %~% کل کریم سواک فهو خداع غرر # 10 عشق خوش و تازه رو عاشق او تازه تر %~% شکل جهان کهنه‌ای عاشق او کهنه ~~تر PageV1P1131 ### || [genre: Gh] # 1 نه در وفات گذارد نه در جفا دلدار %~% نه منکرت بگذارد نه بر سر اقرار # 2 به هر کجا که نهی دل به قهر برکندت %~% به هیچ جای منه دل دلا و پا ~~مفشار # 3 به شب قرار نهی روز آن بگرداند %~% بگیر عبرت از این اختلاف لیل و نهار # 4 ز جهل توبه و سوگند می‌تند غافل %~% چه حیله دارد مقهور در کف قهار # 5 برادرا سر و کار تو با کی افتادست %~% کز اوست بی‌سر و پا گشته گنبد ~~دوار # 6 برادرا تو کجا خفته‌ای نمی‌دانی %~% که بر سر تو نشستست افعی بیدار # 7 چه خواب‌هاست که می‌بینی ای دل مغرور %~% چه دیگ بهر تو پختست پیر خوان ~~سلار # 8 هزار تاجر بر بوی سود شد به سفر %~% ببرد دمدمه حکم حق ز جانش قرار # 9 چنانش کرد که در شهرها نمی‌گنجید %~% ملول شد ز بیابان و رفت سوی بحار # 10 رود که گیرد مرجان ولیک بدهد جان %~% که در کمین بنشستست بر رهش جرار # 11 دوید در پی آب و نیافت غیر سراب %~% دوید در پی نور و نیافت الا نار # 12 قضا گرفته دو گوشش کشان کشان که بیا %~% چنین کشند به سوی جوال گوش ~~حمار # 13 بتر ms0626 ز گاوی کاین چرخ را نمی‌بینی %~% که گردن تو ببستست از برای دوار # 14 در این دوار طبیبان همه گرفتارند %~% کز این دوار بود مست کله بیمار # 15 به بر و بحر و به دشت و به کوه می‌کشدش %~% که تا کجاش دراند به پنجه ~~شیر شکار # 16 ولیک عاشق حق را چو بردراند شیر %~% هلا دریدن او را چو دیگران مشمار # 17 دل و جگر چو نیابد درونه تن او %~% همان کسی که دریدش همو شود معمار # 18 چو در حیات خود او کشته گشت در کف عشق %~% به امر موتوا من قبل ان ~~تموتوا زار # 19 که بی‌دلست و جگرخون عاشقست یقین %~% شکار را ندرانید هیچ شیر دو بار # 20 وگر درید به سهوش بدوزدش در حال %~% در او دمد دم جان و بگیردش به ~~کنار # 21 حرام کرد خدا شحم و لحم عاشق را %~% که تا طمع نکند در فناش مردم خوار # 22 تو عشق نوش که تریاق خاک فاروقیست %~% که زهر زهره ندارد که دم زند ز ~~ضرار # 23 سخن رسید به عشق و همی‌جهد دل من %~% کجا جهد ز چنین زخم بی‌محابا تار # 24 چو قطب می‌نجهد از میان دور فلک %~% کجا جهد تو بگو نقطه از چنین ~~پرگار # 25 خموش باش که این هم کشاکش قدرست %~% تو را به شعر و به اطلس مرا سوی ~~اشعار PageV1P1132 ### || [genre: Gh] # 1 چرا ز قافله یک کس نمی‌شود بیدار %~% که رخت عمر ز کی باز می‌برد طرار # 2 چرا ز خواب و ز طرار می‌نیازاری %~% چرا از او که خبر می‌کند کنی آزار # 3 تو را هر آنک بیازرد شیخ و واعظ توست %~% که نیست مهر جهان را چو نقش ~~آب قرار # 4 یکی همیشه همی‌گفت راز با خانه %~% مشو خراب به ناگه مرا بکن اخبار # 5 شبی به ناگه خانه بر او فرود آمد %~% چه گفت گفت کجا شد وصیت بسیار # 6 نگفتمت خبرم کن تو ms0627 پیش از افتادن %~% که چاره سازم من با عیال خود به ~~فرار # 7 خبر نکردی ای خانه کو حق صحبت %~% فروفتادی و کشتی مرا به زاری زار # 8 جواب گفت مر او را فصیح آن خانه %~% که چند چند خبر کردمت به لیل و ~~نهار # 9 بدان طرف که دهان را گشادمی بشکاف %~% که قوتم برسیدست وقت شد هش دار # 10 همی‌زدی به دهانم ز حرص مشتی گل %~% شکاف‌ها همی‌بستی سراسر دیوار # 11 ز هر کجا که گشادم دهان فروبستی %~% نهشتیم که بگویم چه گویم ای معمار # 12 بدان که خانه تن توست و رنج‌ها چو شکاف %~% شکاف رنج به دارو گرفتی ای ~~بیمار # 13 مثال کاه و گلست آن مزوره و معجون %~% هلا تو کاه گل اندر شکاف ~~می‌افشار # 14 دهان گشاید تن تا بگویدت رفتم %~% طبیب آید و بندد بر او ره گفتار # 15 خمار درد سرت از شراب مرگ شناس %~% مده شراب بنفشه بهل شراب انار # 16 وگر دهی تو به عادت دهش که روپوشست %~% چه روی پوشی زان کوست عالم ~~الاسرار # 17 بخور شراب انابت بساز قرص ورع %~% ز توبه ساز تو معجون غذا ز استغفار # 18 بگیر نبض دل و دین خود ببین چونی %~% نگاه کن تو به قاروره عمل یک بار # 19 به حق گریز که آب حیات او دارد %~% تو زینهار از او خواه هر نفس زنهار # 20 اگر کیست بگوید که خواست فایده نیست %~% بگو که خواست از او خاست چون ~~بود بی‌کار # 21 مرید چیست به تازی مرید خواهنده %~% مرید از آن مرادست و صید از آن ~~شکار # 22 اگر نخواست مرا پس چرام خواهان کرد %~% که زرد کرد رخم را فراق آن ~~رخسار # 23 وگر نه غمزه او زد به تیغ عشق مرا %~% چراست این دل من خون و چشم من ~~خونبار # 24 خزان مرید بهارست زرد و آه کنان %~% نه عاقبت به سر او رسید شیخ بهار # 25 چو ms0628 زنده گشت مرید بهار و مرده نماند %~% مرید حق ز چه ماند میان ره ~~مردار # 26 به سوی باغ بیا و جزای فعل ببین %~% شکوفه لایق هر تخم پاک در اظهار # 27 چو واعظان خضرکسوه بهار ای جان %~% زبان حال گشا و خموش باش ای یار ~~PageV1P1133 ### || [genre: Gh] # 1 بیار ساقی بادت فدا سر و دستار %~% ز هر کجا که دهد دست جام جان دست آر # 2 درآی مست و خرامان و ساغر اندر دست %~% روا مبین چو تو ساقی و ما چنین ~~هشیار # 3 بیار جام که جانم ز آرزومندی %~% ز خویش نیز برآمد چه جای صبر و قرار # 4 بیار جام حیاتی که هم مزاج توست %~% که مونس دل خسته‌ست و محرم اسرار # 5 از آن شراب که گر جرعه‌ای از او بچکد %~% ز خاک شوره بروید همان زمان ~~گلزار # 6 شراب لعل که گر نیم شب برآرد جوش %~% میان چرخ و زمین پر شود از او ~~انوار # 7 زهی شراب و زهی ساغر و زهی ساقی %~% که جان‌ها و روان‌ها نثار باد نثار # 8 بیا که در دل من رازهای پنهانست %~% شراب لعل بگردان و پرده‌ای مگذار # 9 مرا چو مست کنی آنگهی تماشا کن %~% که شیرگیر چگونست در میان شکار # 10 تبارک الله آن دم که پر شود مجلس %~% ز بوی جام و ز نور رخ چنان دلدار # 11 هزار مست چو پروانه جانب آن شمع %~% نهاده جان به طبق بر که این بگیر ~~و بیار # 12 ز مطربان خوش آواز و نعره مستان %~% شراب در رگ خمار گم کند رفتار # 13 ببین به حال جوانان کهف کان خوردند %~% خراب سیصد و نه سال مست اندر ~~غار # 14 چه باده بود که موسی به ساحران درریخت %~% که دست و پای بدادند مست و ~~بیخودوار # 15 زنان مصر چه دیدند بر رخ یوسف %~% که شرحه شرحه بریدند ساعد چو نگار # 16 چه ریخت ساقی تقدیس بر سر ms0629 جرجیس %~% که غم نخورد و نترسید ز آتش کفار # 17 هزار بارش کشتند و پیشتر می‌رفت %~% که مستم و خبرم نیست از یکی و ~~هزار # 18 صحابیان که برهنه به پیش تیغ شدند %~% خراب و مست بدند از محمد مختار # 19 غلط محمد ساقی نبود جامی بود %~% پر از شراب و خدا بود ساقی ابرار # 20 کدام شربت نوشید پوره ادهم %~% که مست وار شد از ملک و مملکت بیزار # 21 چه سکر بود که آواز داد سبحانی %~% که گفت رمز اناالحق و رفت بر سر ~~دار # 22 به بوی آن می‌شد آب روشن و صافی %~% چو مست سجده کنان می‌رود به سوی ~~بحار # 23 ز عشق این می خاکست گشته رنگ آمیز %~% ز تف این می آتش فروخت خوش ~~رخسار # 24 وگر نه باد چرا گشت همدم و غماز %~% حیات سبزه و بستان و دفتر گفتار # 25 چه ذوق دارند این چار اصل ز آمیزش %~% نبات و مردم و حیوان نتیجه این ~~چار # 26 چه بی‌هشانه میی دارد این شب زنگی %~% که خلق را به یکی جام می‌برد از ~~کار # 27 ز لطف و صنعت صانع کدام را گویم %~% که بحر قدرت او را پدید نیست کنار # 28 شراب عشق بنوشیم و بار عشق کشیم %~% چنانک اشتر سرمست در میان قطار # 29 نه مستیی که تو را آرزوی عقل آید %~% ز مستی که کند روح و عقل را ~~بیدار # 30 ز هر چه دارد غیر خدا شکوفه کند %~% از آنک غیر خدا نیست جز صداع و ~~خمار # 31 کجا شراب طهور و کجا می انگور %~% طهور آب حیاتست و آن دگر مردار # 32 دمی چو خوک و زمانی چو بوزنه کندت %~% به آب سرخ سیه روی گردی آخر کار # 33 دلست خنب شراب خدا سرش بگشا %~% سرش به گل بگرفتست طبع بدکردار # 34 چو اندکی سر خم را ز گل کنی خالی %~% برآید از سر خم بو و صد ms0630 هزار ~~آثار # 35 اگر درآیم کثار آن فروشمرم %~% شمار آن نتوان کرد تا به روز شمار # 36 چو عاجزیم بلا احصیی فرود آریم %~% چو گشت وقت فروداشت جام جان بردار # 37 درآ به مجلس عشاق شمس تبریزی %~% که آفتاب از آن شمس می‌برد انوار ~~PageV1P1134 ### || [genre: Gh] # 1 نبشتست خدا گرد چهره دلدار %~% خطی که فاعتبروا منه یا اولی الابصار # 2 چو عشق مردم خوارست مردمی باید %~% که خویش لقمه کند پیش عشق مردم خوار # 3 تو لقمه ترشی دیر دیر هضم شوی %~% ولیست لقمه شیرین نوش نوش گوار # 4 تو لقمه‌ای بشکن زانک آن دهان تنگست %~% سه پیل هم نخورد مر تو را مگر ~~به سه بار # 5 به پیش حرص تو خود پیل لقمه‌ای باشد %~% تویی چو مرغ ابابیل پیل کرده ~~شکار # 6 تو زاده عدمی آمده ز قحط دراز %~% تو را چه مرغ مسمن غذا چه کژدم و مار # 7 به دیگ گرم رسیدی گهی دهان سوزی %~% گهی سیاه کنی جامه و لب و دستار # 8 به هیچ سیر نگردی چو معده دوزخ %~% مگر که بر تو نهد پای خالق جبار # 9 چنانک بر سر دوزخ قدم نهد خالق %~% ندا کند که شدم سیر هین قدم بردار # 10 خداست سیرکن چشم اولیا و خواص %~% که رسته‌اند ز خویش و ز حرص این ~~مردار # 11 نه حرص علم و هنر ماندشان نه حرص بهشت %~% نجوید او خر و اشتر که هست ~~شیرسوار # 12 خموش اگر شمرم من عطا و بخشش‌هاش %~% از آن شمار شود گیج و خیره روز ~~شمار # 13 بیا تو مفخر تبریز شمس دین به حق %~% کمینه چاکر تو شمس گنبد دوار ~~PageV1P1135 ### || [genre: Gh] # 1 شدست نور محمد هزار شاخ هزار %~% گرفته هر دو جهان از کنار تا به کنار # 2 اگر حجاب بدرد محمد از یک شاخ %~% هزار راهب و قسیس بردرد زنار # 3 تو را اگر سر کارست روزگار مبر %~% شکار شو نفسی و دمی ms0631 بگیر شکار # 4 تو را سعادت بادا که ما ز دست شدیم %~% ز دست رفتن این بار نیست چون هر ~~بار # 5 پریر یار مرا گفت کاین جهان بلاست %~% بگفتمش که ولیکن نه چون تو ~~بی‌زنهار # 6 جواب داد تو باری چرا زنی تشنیع %~% که پات خار ندید و سرت نیافت خمار # 7 بگفتمش که بلی لیک هم مگیر مرا %~% نیاحتی که کنم وفق نوحه اغیار # 8 چو میرخوان توام ترش بنهم و شیرین %~% که هر کسی بخورد بای خود ز خوان ~~کبار # 9 به سوزنی که دهان‌ها بدوخت در رمضان %~% بیا بدوز دهانم که سیرم از ~~گفتار # 10 ولی چو جمله دهانم کدام را دوزی %~% نیم چو سوزن کو را بود یکی سوفار # 11 خیار امت محتاج شمس تبریزند %~% شکافت خربزه زین غم چه جای خیر و خیار ~~PageV1P1136 ### || [genre: Gh] # 1 چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار %~% بر آب دیده و خون جگر گرفت ~~قرار # 2 هزار آتش و دود و غمست و نامش عشق %~% هزار درد و دریغ و بلا و نامش ~~یار # 3 هر آنک دشمن جان خودست بسم الله %~% صلای دادن جان و صلای کشتن زار # 4 به من نگر که مرا او به صد چنین ارزد %~% نترسم و نگریزم ز کشتن دلدار # 5 چو آب نیل دو رو دارد این شکنجه عشق %~% به اهل خویش چو آب و به غیر او ~~خون خوار # 6 چو عود و شمع نسوزد چه قیمتش باشد %~% که هیچ فرق نماند ز عود و کنده ~~خار # 7 چو زخم تیغ نباشد به جنگ و نیزه و تیر %~% چه فرق حیز و مخنث ز رستم و ~~جاندار # 8 به پیش رستم آن تیغ خوشتر از شکرست %~% نثار تیر بر او لذیذتر ز نثار # 9 شکار را به دو صد ناز می‌برد این شیر %~% شکار در هوس او دوان قطار ~~قطار # 10 شکار کشته به خون اندرون همی‌زارد %~% که ms0632 از برای خدایم بکش تو ~~دیگربار # 11 دو چشم کشته به زنده بدان همی‌نگرد %~% که ای فسرده غافل بیا و گوش ~~مخار # 12 خمش خمش که اشارات عشق معکوسست %~% نهان شوند معانی ز گفتن بسیار ~~PageV1P1137 ### || [genre: Gh] # 1 مجوی شادی چون در غمست میل نگار %~% که در دو پنجه شیری تو ای عزیز ~~شکار # 2 اگر چه دلبر ریزد گلابه بر سر تو %~% قبول کن تو مر آن را به جای مشک ~~تتار # 3 درون تو چو یکی دشمنیست پنهانی %~% بجز جفا نبود هیچ دفع آن سگسار # 4 کسی که بر نمدی چوب زد نه بر نمدست %~% ولی غرض همه تا آن برون شود ز ~~غبار # 5 غبارهاست درون تو از حجاب منی %~% همی‌برون نشود آن غبار از یک بار # 6 به هر جفا و به هر زخم اندک اندک آن %~% رود ز چهره دل گه به خواب و گه ~~بیدار # 7 اگر به خواب گریزی به خواب دربینی %~% جفای یار و سقط‌های آن نکوکردار # 8 تراش چوب نه بهر هلاکت چوبست %~% برای مصلحتی راست در دل نجار # 9 از این سبب همه شر طریق حق خیرست %~% که عاقبت بنماید صفاش آخر کار # 10 نگر به پوست که دباغ در پلیدی‌ها %~% همی‌بمالد آن را هزار بار هزار # 11 که تا برون رود از پوست علت پنهان %~% اگر چه پوست نداند ز اندک و ~~بسیار # 12 تو شمس مفخر تبریز چاره‌ها داری %~% شتاب کن که تو را قدرتیست در ~~اسرار PageV1P1138 ### || [genre: Gh] # 1 بیامدیم دگربار چون نسیم بهار %~% برآمدیم چو خورشید با صد استظهار # 2 چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز %~% فکنده غلغل و شادی میانه گلزار # 3 هزار فاخته جویان ما که کو کوکو %~% هزار بلبل و طوطی به سوی ما طیار # 4 به ماهیان خبر ما رسید در دریا %~% هزار موج برآورد جوش دریابار # 5 به ذات پاک خدایی که گوش و هوش دهد %~% که در جهان نگذاریم یک ms0633 خرد ~~هشیار # 6 به مصطفی و به هر چار یار فاضل او %~% که پنج نوبت ما می‌زنند در اسرار # 7 بیامدیم ز مصر و دو صد قطار شکر %~% تو هیچ کار مکن جز که نیشکر مفشار # 8 نبات مصر چه حاجت که شمس تبریزی %~% دو صد نبات بریزد ز لفظ شکربار ~~PageV1P1139 ### || [genre: Gh] # 1 ز بامداد چه دشمن کشست دیدن یار %~% بشارتیست ز عمر عزیز روی نگار # 2 ز خواب برجهی و روی یار را بینی %~% زهی سعادت و اقبال و دولت بیدار # 3 همو گشاید کار و همو بگوید شکر %~% چنان بود که گلی رست بی‌قرینه خار # 4 چو دست بر تو نهد یار و گویدت برخیز %~% زهی قیامت و جنات و تحتها ~~الانهار # 5 بگو به موسی عمران که شد همه دیده %~% که نعره ارنی خیزد از دم دیدار # 6 برای مغلطه می‌دید و دیدنش می‌جست %~% زهی مقام تجلی و آفتاب مدار # 7 ز بامداد چو افیون فضل او خوردیم %~% برون شدیم ز عقل و برآمدیم ز کار # 8 ببین تو حال مرا و مرا ز حال مپرس %~% چو عقل اندک داری برو مگو بسیار # 9 برو مگوی جنون را ز کوره معقولات %~% که صد دریغ که دیوانه گشته‌ای یک ~~بار # 10 مرا در این شب دولت ز جفت و طاق مپرس %~% که باده جفت دماغست و یار ~~جفت کنار # 11 مرا مپرس عزیزا که چند می‌گردی %~% که هیچ نقطه نپرسد ز گردش پرگار # 12 غبار و گرد مینگیز در ره یاری %~% که او به حسن ز دریا برآورید غبار # 13 منه تو بر سر زانو سر خود ای صوفی %~% کز این تو پی نبری گر فروروی ~~بسیار # 14 چو هیچ کوه احد برنیامد از بن و بیخ %~% چه دست درزده‌ای در کمرگه ~~کهسار # 15 در آن زمان که عسل‌های فقر می‌لیسیم %~% به چشم ما مگسی می‌شود سپه ~~سالار # 16 چه ایمنست دهم از خراج و نعل بها ms0634 %~% چو نعل ماست در آتش ز عشق ~~تیزشرار PageV1P1140 ### || [genre: Gh] # 1 درخت اگر متحرک بدی به پا و به پر %~% نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های ~~تبر # 2 ور آفتاب نرفتی به پر و پا همه شب %~% جهان چگونه منور شدی بگاه سحر # 3 ور آب تلخ نرفتی ز بحر سوی افق %~% کجا حیات گلستان شدی به سیل و مطر # 4 چو قطره از وطن خویش رفت و بازآمد %~% مصادف صدف او گشت و شد یکی گوهر # 5 نه یوسفی به سفر رفت از پدر گریان %~% نه در سفر به سعادت رسید و ملک و ~~ظفر # 6 نه مصطفی به سفر رفت جانب یثرب %~% بیافت سلطنت و گشت شاه صد کشور # 7 وگر تو پای نداری سفر گزین در خویش %~% چو کان لعل پذیرا شو از شعاع ~~اثر # 8 ز خویشتن سفری کن به خویش ای خواجه %~% که از چنین سفری گشت خاک معدن ~~زر # 9 ز تلخی و ترشی رو به سوی شیرینی %~% چنانک رست ز تلخی هزار گونه ثمر # 10 ز شمس مفخر تبریز جوی شیرینی %~% از آنک هر ثمر از نور شمس یابد فر ~~PageV1P1141 ### || [genre: Gh] # 1 تو شاخ خشک چرایی به روی یار نگر %~% تو برگ زرد چرایی به نوبهار نگر # 2 درآ به حلقه رندان که مصلحت اینست %~% شراب و شاهد و ساقی بی‌شمار نگر # 3 بدانک عشق جهانی است بی‌قرار در او %~% هزار عاشق بی‌جان و بی‌قرار نگر # 4 چو دررسی تو بدان شه که نام او نبرم %~% به حق شاهی آن شه که شاهوار ~~نگر # 5 چو دیده سرمه کشی باز رو از این سو کن %~% بدین جهان پر از دود و ~~پرغبار نگر # 6 هزار دود مرکب که چیست این فلکست %~% غبار رنگ برآرد که سبزه زار نگر # 7 نگه مکن تو به خورشید چونک درتابد %~% به گاه شام ورا زرد و شرمسار نگر # 8 چو ماه نیز به دریوزه پر کند ms0635 زنبیل %~% ز بعد پانزده روزش تو خوار و ~~زار نگر # 9 بیا به بحر ملاحت به سوی کان وصال %~% بدان دو غمزه مخمور یار غار نگر # 10 چو روح قدس ببوسید نعل مرکب او %~% ز نعل نعره برآمد که حال و کار نگر # 11 اگر نه عفو کند حلم شمس تبریزی %~% تو روح را ز چنین یار شرمسار نگر ~~PageV1P1142 ### || [genre: Gh] # 1 ندا رسید به جان‌ها ز خسرو منصور %~% نظر به حلقه مردان چه می‌کنید از ~~دور # 2 چو آفتاب برآمد چه خفته‌اند این خلق %~% نه روح عاشق روزست و چشم عاشق ~~نور # 3 درون چاه ز خورشید روح روشن شد %~% ز نور خارش پذرفت نیز دیده کور # 4 بجنب بر خود آخر که چاشتگاه شدست %~% از آنک خفته چو جنبید خواب شد ~~مهجور # 5 مگو که خفته نیم ناظرم به صنع خدا %~% نظر به صنع حجابست از چنان منظور # 6 روان خفته اگر داندی که در خوابست %~% از آنچ دیدی نی خوش شدی و نی ~~رنجور # 7 چنانک روزی در خواب رفت گلخن تاب %~% به خواب دید که سلطان شدست و شد ~~مغرور # 8 بدید خود را بر تخت ملک وز چپ و راست %~% هزار صف ز امیر و ز حاجب و ~~دستور # 9 چنان نشسته بر آن تخت او که پنداری %~% در امر و نهی خداوند بد سنین و ~~شهور # 10 میان غلغله و دار و گیر و بردابرد %~% میان آن لمن الملک و عزت و شر و ~~شور # 11 درآمد از در گلخن به خشم حمامی %~% زدش به پای که برجه نه مرده‌ای در ~~گور # 12 بجست و پهلوی خود نی خزینه دید و نه ملک %~% ولی خزینه حمام سرد دید و ~~نفور # 13 بخوان ز آخر یاسین که صیحه فاذا %~% تو هم به بانگی حاضر شوی ز خواب ~~غرور # 14 چه خفته‌ایم ولیکن ز خفته تا خفته %~% هزار مرتبه فرقست ظاهر و مستور # 15 شهی که ms0636 خفت ز شاهی خود بود غافل %~% خسی که خفت ز ادبیر خود بود معذور # 16 چو هر دو باز از این خواب خویش بازآیند %~% به تخت آید شاه و به تخته ~~آن مقهور # 17 لباب قصه بماندست و گفت فرمان نیست %~% نگر به دانش داوود و کوتهی ~~زبور # 18 مگر که لطف کند باز شمس تبریزی %~% وگر نه ماند سخن در دهن چنین مقصور ~~PageV1P1143 ### || [genre: Gh] # 1 به من نگر که منم مونس تو اندر گور %~% در آن شبی که کنی از دکان و ~~خانه عبور # 2 سلام من شنوی در لحد خبر شودت %~% که هیچ وقت نبودی ز چشم من مستور # 3 منم چو عقل و خرد در درون پرده تو %~% به وقت لذت و شادی به گاه رنج و ~~فتور # 4 شب غریب چو آواز آشنا شنوی %~% رهی ز ضربت مار و جهی ز وحشت مور # 5 خمار عشق درآرد به گور تو تحفه %~% شراب و شاهد و شمع و کباب و نقل و ~~بخور # 6 در آن زمان که چراغ خرد بگیرانیم %~% چه‌های و هوی برآید ز مردگان قبور # 7 ز های و هوی شود خیره خاک گورستان %~% ز بانگ طبل قیامت ز طمطراق نشور # 8 کفن دریده گرفته دو گوش خود از بیم %~% دماغ و گوش چه باشد به پیش نفخه ~~صور # 9 به هر طرف نگری صورت مرا بینی %~% اگر به خود نگری یا به سوی آن شر و ~~شور # 10 ز احولی بگریز و دو چشم نیکو کن %~% که چشم بد بود آن روز از جمالم ~~دور # 11 به صورت بشرم‌هان و هان غلط نکنی %~% که روح سخت لطیفست عشق سخت غیور # 12 چه جای صورت اگر خود نمد شود صدتو %~% شعاع آینه جان علم زند به ظهور # 13 دهل زنید و سوی مطربان شهر تنید %~% مراهقان ره عشق راست روز ظهور # 14 به جای لقمه و پول ار خدای را جستی %~% نشسته بر ms0637 لب خندق ندیدیی یک ~~کور # 15 به شهر ما تو چه غمازخانه بگشادی %~% دهان بسته تو غماز باش همچون نور ~~PageV1P1144 ### || [genre: Gh] # 1 مرا بگاه ده ای ساقی کریم عقار %~% که دوش هیچ نخفتم ز تشنگی و خمار # 2 لبم که نام تو گوید به باده‌اش خوش کن %~% سرم خمار تو دارد به مستیش ~~تو بخار # 3 بریز باده بر اجسامم و بر اعراضم %~% چنانک هیچ نماند ز من رگی هشیار # 4 وگر خراب شوم من بود رگی باقی %~% چو جغد هل که بگردد در این خراب دیار # 5 چو لاله زار کن این دشت را به باده لعل %~% روا مدار که موقوف داریم به ~~بهار # 6 ز توست این شجره و خرقه‌اش تو دادستی %~% که از شراب تو اشکوفه ~~کرده‌اند اشجار # 7 مرا چو مست کنی زین شجر برآرم سر %~% به خنده دل بنمایم به خلق همچو ~~انار # 8 مرا چو وقف خرابات خویش کردستی %~% توام خراب کنی هم تو باشیم معمار # 9 بیار رطل گران تا خمش کنم پی آن %~% نه لایقست که باشد غلام تو مکثار ~~PageV1P1145 ### || [genre: Gh] # 1 بکش بکش که چه خوش می‌کشی بیار بیار %~% هزیمتان ره عشق را قطار قطار # 2 کنار بازگشادست عشق از مستی %~% رسید دلشدگان را گه کنار کنار # 3 ز دست خویش از آن ساغری که می‌دانی %~% اگر چه نیک خرابم بیا بیار بیار # 4 قرار دولت او خواه و از قرار مپرس %~% که نیست از رخ او در دلم قرار ~~قرار # 5 نگار کردن چون اشک بر رخ عاشق %~% حلاوتیست در آن رو که زد نگار نگار # 6 ایا کسی که درافتاده‌ای به چنگالش %~% ز چنگ دوست رهیدن طمع مدار مدار # 7 تو خون بدی وز عشقش چو شیر جوشیدی %~% چو شیر خون نشود تو از این گذار ~~گذار # 8 برو به باده مخدوم شمس دین آمیز %~% که نیست باده تبریز را خمار خمار ~~PageV1P1146 ### || [genre: Gh] # 1 کسی بگفت ms0638 ز ما یا از اوست نیکی و شر %~% هنوز خواجه در اینست ریش خواجه ~~نگر # 2 عجب که خواجه به رنگی که طفل بود بماند %~% که ریش خواجه سیه بود و گشت ~~رنگ دگر # 3 بگویمت که چرا خواجه زیر و بالا گفت %~% بدان سبب که نگشتست خواجه زیر ~~و زبر # 4 به چار پا و دو پا خواجه گرد عالم گشت %~% ولیک هیچ نرفتست قعر بحر به ~~سر # 5 گمان خواجه چنانست که خواجه بهتر گشت %~% ولیک هست چو بیمار دق واپستر # 6 به حجت و به لجاج و ستیزه افزون گشت %~% ز جان و حجت ذوقش نبود هیچ خبر # 7 طریق بحث لجاجست و اعتراض و دلیل %~% طریق دل همه دیده‌ست و ذوق و شهد ~~و شکر PageV1P1147 ### || [genre: Gh] # 1 فغان فغان که ببست آن نگار بار سفر %~% فغان که بنده مر او را نبود یار ~~سفر # 2 فغان که کار سفر نیست سخره دستم %~% که تا ز هم بدرم جمله پود و تار ~~سفر # 3 ولیک طالع خورشید و مه سفر باشد %~% که تاز گردششان سایه شد سوار سفر # 4 سفر بیامد وزان هجر عذرها می‌خواست %~% بدان زبان که شد این بنده ~~شرمسار سفر # 5 بگفتمش که ز روباه شانگی بگذر %~% که شیر کرد شکارم به مرغزار سفر # 6 مراست جان مسافر چو آب و من چون جوی %~% روانه جانب دریا که شد مدار ~~سفر # 7 دود به لب لب این جوی تا لب دریا %~% دلی که خست در این راه‌ها ز خار ~~سفر # 8 به روی آینه بنگر که از سفر آمد %~% صفا نگر تو به رویش از آن غبار سفر # 9 سفر سفر چو چنان یار غار در سفرست %~% تو بخت بخت سفر دان و کار کار ~~سفر # 10 همیشه چشم گشایم چو غنچه بر سر راه %~% چو سرو روح روانست در بهار سفر # 11 چو شمس مفخر تبریز در سفر افتاد %~% چه مملکت که ms0639 بگسترد در دوار سفر ~~PageV1P1148 ### || [genre: Gh] # 1 به خدمت لبت آمد به انتجاع شکر %~% که از لب شکرین بخش یک دو صاع شکر # 2 تو ارتقا به سخا جو مگو نه گو آری %~% نظر مکن که نیی یافت ارتفاع شکر # 3 لب تو است که شکر ز عین او روید %~% نه منتظر که رسید نسیه از بقاع شکر # 4 شکر به وقت شکر خوردنت نصیبی یافت %~% که بر مذاق دهان‌ها بود مطاع شکر # 5 ببسته‌ای دو لب امروز زان همی‌ترسم %~% که از غم تو بماند ز انتفاع شکر # 6 زهی نبات که دارد لب تو کز وی شد %~% امیر جمله نباتات بی‌نزاع شکر # 7 دهان ببندم و بسته شکر همی‌خایم %~% که تا به جان برسد خوش به ابتلاع ~~شکر PageV1P1149 ### || [genre: Gh] # 1 قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور %~% خراب کار مرا شمس دین کند معمور # 2 خدیو عالم بینش چراغ عالم کشف %~% که روح‌هاش به جان سجده می‌کنند از ~~دور # 3 که تا ز بحر تحیر برآورد دستش %~% هزار جان و روان‌های غرقه مغمور # 4 گر آسمان و زمین پر شود ز ظلمت کفر %~% چو او بتابد پرتو بگیرد آن همه ~~نور # 5 از آن صفا که ملایک از او همی‌یابند %~% اگر رسد به شیاطین شوند هر یک ~~حور # 6 وگر نباشد آن نور دیو را روزی %~% به پرده‌های کرم دیو را کند مستور # 7 به روز عیدی کو بخش کردن آغازد %~% به هر سویست عروسی به هر نواحی سور # 8 ز سوی تبریز آن آفتاب درتابد %~% شوند زنده ذرایر مثال نفخه صور # 9 ایا صبا به خدا و به حق نان و نمک %~% که هر سحر من و تو گشته‌ایم از ~~او مسرور # 10 که چون رسی به نهایت کران عالم غیب %~% از آن گذر کن و کاهل مباش چون ~~رنجور # 11 از آن پری که از او یافتی بکن پرواز %~% هزارساله ره اندر پرت نباشد ~~دور ms0640 # 12 بپر چو خسته شود آن پرت سجودی کن %~% برای حال من خسته جان و دل مهجور # 13 به آب چشم بگویش که از زمان فراق %~% شدست روز سیاه و شدست مو کافور # 14 تو آن کسی که همه مجرمان عالم را %~% به بحر رحمت غوطی دهی کنی مغفور # 15 چو چشم بینا در جان تو همی‌نرسد %~% کسی که چشم ندارد یقین بود معذور # 16 چنان بکن تو به لابه که خاک پایش را %~% بدیده آری کاین درد می‌شود ~~ناسور # 17 وزین سفر به سعادت صبا چو بازآیی %~% درافکنی به وجود و عدم شرار و ~~شرور # 18 چو سرمه‌اش به من آری هزار رحمت نو %~% به جانت بادا تا قرن‌های ~~نامحصور PageV1P1150 ### || [genre: Gh] # 1 ببین دلی که نگردد ز جان سپاری سیر %~% اسیر عشق نگردد ز رنج و خواری ~~سیر # 2 ز زخم‌های نهانی که عاشقان دانند %~% به خون درست و نگردد ز زخم کاری ~~سیر # 3 مقیم شد به خرابات و جمله رندان را %~% خراب کرد و نشد از شراب باری ~~سیر # 4 هزار جان مقدس سپرد هر نفسی %~% در آن شکار و نشد جان از آن شکاری سیر # 5 مثال نی ز لب یار کام پرشکرست %~% ولیک نیست چو نی از فغان و زاری سیر # 6 بگفت تو ز چه سیری بگفتم از جز تو %~% ولیک هیچ نگردم از آنچ داری سیر # 7 نه شهر و یار شناسیم ای مسلمانان %~% از آنک نیست دل از جام شهریاری ~~سیر # 8 هوای تو چو بهارست و دل ز توست چو باغ %~% که باغ می‌نشود از دم بهاری ~~سیر # 9 چو شرمسارم از احسان شمس تبریزی %~% که جان مباد از این شرم و شرمساری ~~سیر PageV1P1151 ### || [genre: Gh] # 1 مه تو یار ندارد جز او تو یار مگیر %~% رخش کنار ندارد از او کنار مگیر # 2 جهان شکارگهی دان ز هر طرف صیدی %~% درآ چو شیر بجز شیر نر شکار مگیر # 3 ms0641 هوای نفس مهارست و خلق چون شتران %~% به غیر آن شتر مست را مهار مگیر # 4 وجود جمله غبارست تابش از مه ماست %~% به ماه پشت میار و ره غبار مگیر # 5 بران ز پیش جهان را که مار گنج تواست %~% تواش به حسن چو طاووس گیر و ~~مار مگیر # 6 چو خلق بر کف دستت نهند چون سیماب %~% ز عشق بر کف سیماب شو قرار مگیر # 7 به حس دست بدان ار چه چشم تو بستست %~% ز گلشن ازلی گل بچین و خار مگیر # 8 به بوی آن گل بگشاد دیده یعقوب %~% نسیم یوسف ما را ز کرته خوار مگیر # 9 کیست یوسف جان شاه شمس تبریزی %~% به غیر حضرت او را تو اعتبار مگیر ~~PageV1P1152 ### || [genre: Gh] # 1 چو دررسید ز تبریز شمس دین چو قمر %~% ببست شمس و قمر پیش بندگیش کمر # 2 چو روی انور او گشت دیده دیده %~% مقام دیدن حق یافت دیده‌های بشر # 3 فرشته نعره زنان پیش او چو چاوشان %~% فلک سجودکنان پیش او به چشم و به ~~سر # 4 به چشم نفس نشد روی ماه او دیدن %~% که نفس می‌نگشاید به سوی شاه نظر # 5 که لعل آن مه خاصیت زمرد داشت %~% از آن ببست از او اژدهای نفس به صبر # 6 درخت هر که بدو سر کشید جان نبرد %~% ز اره‌های فنا و ز زخمه‌های تبر # 7 کنون که ماه نهان شد ز ابر این هجران %~% ز ابرهای دو دیده فرودوید مطر # 8 ز قطره‌های دو دیده زمین شدی سرسبز %~% اگر نه قطره برآمیختی به خون ~~جگر # 9 جگر چو آلت رحمست رحم از او خیزد %~% از این سبب مدد دیده‌ها بکرد مگر # 10 ز عشق جمله اجزای خانه باخبرند %~% چو کدخدای بود از جمال شه مخبر # 11 تو طالب خبری کم نشین به بی‌خبران %~% گروه بی‌خبران را به هیچ سگ ~~مشمر # 12 که جفت مرده تو را مرده شوی گرداند %~% که ms0642 شوی مرده بود خود ز مرده ~~شوی بتر # 13 به چشم درد به عیسی نگر اگر نگری %~% سرک مپیچ بدان چشم و در خرش منگر # 14 چو همنشین شود انگور با خم سرکه %~% شراب او ترشی شد حریف اوست کبر # 15 به حیله حیله تو سوراخ کن خم ترشی %~% برون گریز و بو سوی بحر شهد و ~~شکر # 16 کدام بحر خداوند شمس دین به حق %~% به ذات پاک خدا اوست خسرو اکبر ~~PageV1P1153 ### || [genre: Gh] # 1 از آن مقام که نبود گشاد زود گذر %~% برو به سوی خریدار خویش همچون زر # 2 درخت اگر متحرک شدی ز جای به جا %~% نه رنج اره کشیدی نه زخمه‌های تبر # 3 زمان چو حاکم تست و مکان چو معبر تو %~% مکان نیک گزین و زمان نکو بنگر # 4 چنان شوی که مکان و زمان و اهل زمان %~% دگر نتاند کردن به فعل در تو ~~اثر # 5 تو تیره گردی از شب چو آینه گردون %~% نه زردروی خزان گردی از هوا چو ~~شجر PageV1P1154 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب عاشقان بجنبان تار %~% بزن آتش به مؤمن و کفار # 2 مصلحت نیست عشق را خمشی %~% پرده از روی مصلحت بردار # 3 تا بنگریست طفل گهواره %~% کی دهد شیر مادر غمخوار # 4 هر چه غیر خیال معشوقست %~% خار عشقست اگر بود گلزار # 5 مطربا چون رسی به شرح دلم %~% پای در خون نهاده‌ای هش دار # 6 پای آهسته نه که تا نجهد %~% چکره‌ای خون دل به هر دیوار # 7 مطربا زخم‌های دل می‌بین %~% تا ندانند خویشتن خوش دار # 8 مطربا نام بر ز معشوقی %~% کز دل ما ببرد صبر و قرار # 9 من چه گفتم کجا بماند دلی %~% گر دلم کوه بود رفت از کار # 10 نام او گوی و نام من کم کن %~% تا لقب گویمت نکوگفتار # 11 چون ز رفتار او سخن گویم %~% دل کجا می‌رود زهی رفتار # 12 شمس تبریز عیسی عهدی %~% هست در عهد ms0643 تو چنین بیمار PageV1P1155 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو خواهی وطن پر از دلدار %~% خانه را رو تهی کن از اغیار # 2 ور تو خواهی سماع را گیرا %~% دور دارش ز دیده انکار # 3 هر که او را سماع مست نکرد %~% منکرش دان اگر چه کرد اقرار # 4 هر که اقرار کرد و باده شناخت %~% عاقلش نام نه مگو خمار # 5 به بهانه به ره کن آن‌ها را %~% تا شوی از سماع برخوردار # 6 وز میان خویش را برون کن تیز %~% تا بگیری تو خویش را به کنار # 7 سایه یار به که ذکر خدای %~% این چنین گفتست صدر کبار # 8 تا نگویی که گل هم از خارست %~% زانک هر خار گل نیارد بار # 9 خار بیگانه را ز دل برکن %~% خار گل را به جان و دل می‌دار # 10 موسی اندر درخت آتش دید %~% سبزتر می‌شد آن درخت از نار # 11 شهوت و حرص مرد صاحب دل %~% همچنین دان و همچنین پندار # 12 صورت شهوتست لیکن هست %~% همچو نار خلیل پرانوار # 13 شمس تبریز را بشر بینند %~% چون گشایند دیده‌ها کفار PageV1P1156 ### || [genre: Gh] # 1 رحم بر یار کی کند هم یار %~% آه بیمار کی شنود بیمار # 2 اشک‌های بهار مشفق کو %~% تا ز گل پر کنند دامن خار # 3 اکثروا ذکر هادم اللذات %~% بشنوید از خزان بی‌زنهار # 4 غار جنت شود چو هست در او %~% ثانی اثنین اذ هما فی الغار # 5 ز آه عاشق فلک شکاف کند %~% ناله عاشقان نباشد خوار # 6 فلک از بهر عاشقان گردد %~% بهر عشقست گنبد دوار # 7 نی برای خباز و آهنگر %~% نی برای دروگر و عطار # 8 آسمان گرد عشق می‌گردد %~% خیز تا ما کنیم نیز دوار # 9 بین که لو لاک ما خلقت چه گفت %~% کان عشق است احمد مختار # 10 مدتی گرد عاشقی گردیم %~% چند گردیم گرد این مردار # 11 چشم کو تا که جان‌ها بیند %~% سر برون کرده از در ms0644 و دیوار # 12 در و دیوار نکته گویانند %~% آتش و خاک و آب قصه گزار # 13 چون ترازو و چون گز و چو محک %~% بی‌زبانند و قاضی بازار # 14 عاشقا رو تو همچو چرخ بگرد %~% خامش از گفت و جملگی گفتار PageV1P1157 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانست عشق تو جانتر %~% لطف درمان وز تو درمانتر # 2 کافری‌های زلف کافر تو %~% گشته ز ایمان جمله ایمانتر # 3 جان سپردن به عشق آسانست %~% وز پی عشق توست آسانتر # 4 همه مهمان خوان لطف تواند %~% لیک این بنده زاده مهمانتر # 5 بی‌تو هستند جمله بی‌سامان %~% لیک من بی‌طریق و سامانتر # 6 عشق تو کان دولت ابدست %~% لیک وصل جمال تو کانتر # 7 تیغ هندی هجر برانست %~% لیک هندی عشق برانتر # 8 هر دلی چارپره در پی توست %~% دل ما صدپرست و پرانتر # 9 دیدن تو به صد چو جان ارزان %~% عوض نیم جانم ارزانتر # 10 گر چه این چرخ نیک گردانست %~% چرخ افلاک عشق گردانتر # 11 همه ز افلاک عشق در ترسند %~% وان فلک در غم تو ترسانتر # 12 شمس تبریز همتی می‌دار %~% تا شوم در تو من عجب دانتر PageV1P1158 ### || [genre: Gh] # 1 روی بنما به ما مکن مستور %~% ای به هفت آسمان چو مه مشهور # 2 ما یکی جمع عاشقان ز هوس %~% آمدیم از سفر ز راهی دور # 3 ای که در عین جان خود داری %~% صد هزاران بهشت و حور و قصور # 4 سر فروکن ز بام و خوش بنگر %~% جانب جمع عاشقی رنجور # 5 ساقی صوفیان شرابی ده %~% کان نه از خم بود نه از انگور # 6 ز آن شرابی که بوی جوشش او %~% مردگان را برون کشد از گور PageV1P1159 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا عیش و نوش از سر گیر %~% یک دو ابریشمک فروتر گیر # 2 ننگ بگذار و با حریف بساز %~% جنگ بگذار جام و ساغر گیر # 3 لطف گل بین و جرم خار مبین %~% جعد بگشا و مشک و ms0645 عنبر گیر # 4 فربه از توست آسمان و زمین %~% این یک استاره را تو لاغر گیر # 5 داروی فربهی خلق تویی %~% فربهش کن چو خواهی و برگیر # 6 خرمش کن به یک شکرخنده %~% شکری را ز مصر کمتر گیر # 7 بخت و اقبال خاک پای تواند %~% هر چه می‌بایدت میسر گیر # 8 چونک سعد و ظفر غلام تواند %~% دشمنت را هزار لشکر گیر # 9 ای دل ار آب کوثرت باید %~% آتش عشق را تو کوثر گیر # 10 گر غلامی قیصرت باید %~% بنده‌اش را قباد و قیصر گیر # 11 هر که را نبض عشق می‌نجهد %~% گر فلاطون بود تواش خر گیر # 12 هر سری کو ز عشق پر نبود %~% آن سرش را ز دم مأخر گیر # 13 هین مگو راز شمس تبریزی %~% مکن اسپید و جام احمر گیر PageV1P1160 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا عشقبازی از سر گیر %~% یک دو ابریشمک فروتر گیر # 2 چونک در چرخ آردت باده %~% خانه بر بام چرخ اخضر گیر # 3 ملک مستی و بیخودی داری %~% ترک سودای ملک سنجر گیر # 4 مست شو مست کن حریفان را %~% بار گیر از کمیت احمر گیر # 5 مستی آمد ز راه بام دماغ %~% برو اندیشه و ره در گیر # 6 از ره خشک راه بسیارست %~% کشتیی ساز وین ره تر گیر # 7 پر برآوردم و بپریدم %~% ز آنچ خوردم بخور تو هم پر گیر # 8 فارغم همچو مرغ از مرکب %~% مرکبم را تو لنگ و لاغر گیر # 9 گر نروید ز خاک هیچ انگور %~% مستی عشق را مقرر گیر # 10 شیشه گر گر دگر نسازد جام %~% جام می عشق را میسر گیر # 11 پاره روح را کند نقشی %~% گویدت دلبر مصور گیر # 12 توبه کردم دگر نخواهم گفت %~% توبه مست را مزور گیر # 13 عاشق و مست و آنگهی توبه %~% ترک سالوس آن فسونگر گیر PageV1P1161 ### || [genre: Gh] # 1 عار بادا جهانیان را عار %~% از دو سه ماده ابله طرار # 2 ms0646 شکلک زاهدان ولی ز درون %~% لیس فی الدار سیدی دیار # 3 به دو پول سیاه بتوان یافت %~% زین چنین خربطان دو سه خروار ~~PageV1P1162 ### || [genre: Gh] # 1 خلق را زیر گنبد دوار %~% چشم‌ها کور و دیدنی بسیار # 2 جور او کش از آنک شورش دل %~% نور چشمست یا اولوالابصار # 3 بر دو دیده نهم غمت کاین درد %~% داروی خاص خسرویست به بار # 4 باغ جان خوش ز سنگ بارانست %~% ما نخواهیم قطره سنگ ببار # 5 شمس تبریز گوهر عشقست %~% گوهر عشق را تو خوار مدار PageV1P1163 ### || [genre: Gh] # 1 میر خرابات تویی ای نگار %~% وز تو خرابات چنین بی‌قرار # 2 جمله خرابات خراب تواند %~% جمله اسرار ز توست آشکار # 3 جان خراباتی و عمر عزیز %~% هین که بشد عمر چنین هوشیار # 4 جان و جهان جان مرا دست گیر %~% چشم جهان حرف مرا گوش دار # 5 خاک کفت چشم مرا توتیاست %~% وعده تو گوش مرا گوشوار # 6 خمر کهن بر سر عشاق ریز %~% صورت نو در دل مستان نگار # 7 ساغر بازیچه فانی ببر %~% ساغر مردانه ما را بیار # 8 آتش می بر سر پرهیز ریز %~% وای بر آن زاهد پرهیزکار # 9 حق چو شراب ازلی دردهد %~% مرد خورد باده حق مردوار # 10 پرورش جان به سقاهم بود %~% از می و از ساغر پروردگار PageV1P1164 ### || [genre: Gh] # 1 چند از این راه نو روزگار %~% پرده آن یار قدیمی بیار # 2 آتش فرعون بکش ز آب بحر %~% مفرش نمرود به آتش سپار # 3 چرخ فلک را به خدایی مگیر %~% انجم و مه را مشناس اختیار # 4 شمس و شموسی که سرآخر شدست %~% چون خر لنگست در آن مستدار # 5 باد چو راکع شد و خود را شناخت %~% نیست در آخر چو خسان بی‌مدار # 6 چشم در آن باد نهادست خس %~% کو کشدش جانب هر دشت و غار # 7 خیره در آن آب بماندست سنگ %~% کوش بغلطاند در سیل بار # 8 گر بد و نیکیم ms0647 تو از ما مگیر %~% ما همه چنگیم و دل ما چو تار # 9 گاه یکی نغمه تر می‌نواز %~% گاه ز تر بگذر و رو خشک آر # 10 گر ننوازی دل این چنگ را %~% بس بود اینش که نهی برکنار # 11 نور علی نور چو بنوازیش %~% باده خوش و خاصه به فصل بهار # 12 در کف عشقست مهار همه %~% اشتر مستیم در این زیر بار # 13 گاه چو شیری متمثل شود %~% تا برمد خلق از او چون شکار # 14 گاه چو آبی متشکل شود %~% خلق رود تشنه بدو جان سپار PageV1P1165 ### || [genre: Gh] # 1 مست توام نه از می و نه از کوکنار %~% وقت کنارست بیا گو کنار # 2 برجه مستانه کناری بگیر %~% چون شجر و باد به وقت بهار # 3 شاخ تر از باد کناری چو یافت %~% رقص درآمد چو من بی‌قرار # 4 این خبر افتاد به خوبان غیب %~% تا برسیدند هزاران نگار # 5 لاله رخ افروخته از که رسید %~% سنبله پا به گل از مرغزار # 6 سوسن با تیغ و سمن با سپر %~% سبزه پیادست و گل تر سوار # 7 فندق و خشخاش به دست آمده %~% نعنع و حلبو به لب جویبار # 8 جدول هر گونه حویجی جدا %~% تا مددی یابد از یار یار # 9 کرده دکان‌ها همه حلواییان %~% پرشکر و فستق از بهر کار # 10 میوه فروشان همه با طبل‌ها %~% بر سر هر پشته فشانده ثمار # 11 لیک ز گل گوی که همرنگ اوست %~% جمله ز بو گو که پریست یار # 12 بلبل و قمری و دو صد نوع مرغ %~% جانب باغ آمده قادم یزار # 13 می‌زندم نرگس چشمک خموش %~% خطبه مرغان چمن گوش دار PageV1P1166 ### || [genre: Gh] # 1 جان خراباتی و عمر بهار %~% هین که بشد عمر چنین هوشیار # 2 جان و جهان جان مرا دست گیر %~% چشم جهان حرف مرا گوش دار # 3 صورت دل آمد و پیشم نشست %~% بسته سر و خسته و بیماروار # 4 دست مرا ms0648 بر سر خود می‌نهاد %~% کای به غم دوست مرا دست یار # 5 درد سرم نیست ز صفرا و تب %~% از می عشقست سرم پرخمار # 6 این همه شیوه‌ست مرادش توی %~% ای شکرت کرده دلم را شکار # 7 جان من از ناله چو طنبور شد %~% حال دلم بشنو از آواز تار PageV1P1167 ### || [genre: Gh] # 1 هست کسی صافی و زیبانظر %~% تا بکند جانب بالا نظر # 2 هست کسی پاک از این آب و گل %~% تا بکند جانب دریا نظر # 3 پا بنهد بر کمر کوه قاف %~% تا بزند بر پر عنقا نظر # 4 تا که نظر مست شود ز آفتاب %~% تا بشود بی‌سر و بی‌پا نظر # 5 هست کسی را مدد از نور عشق %~% تا فتدش جمله بدان جا نظر # 6 آب هم از آب مصفا شود %~% هم ز نظر یابد بینا نظر # 7 جمله نظر شو که به درگاه حق %~% راه نیابد مگر الا نظر PageV1P1168 ### || [genre: Gh] # 1 رحم کن ار زخم شوم سر به سر %~% مرهم صبرم ده و رنجم ببر # 2 ور همه در زهر دهی غوطه‌ام %~% زهر مرا غوطه ده اندر شکر # 3 بحر اگر تلخ بود همچو زهر %~% هست صدف عصمت جان گهر # 4 ابر ترش رو که غم انگیز شد %~% مژده تو دادیش ز رزق و مطر # 5 مادر اگر چه که همه رحمتست %~% رحمت حق بین تو ز قهر پدر # 6 سرمه نو باید در چشم دل %~% ور نه چه داند ره سرمه بصر # 7 بود به بصره به یکی کو خراب %~% خانه درویش به عهد عمر # 8 مفلس و مسکین بد و صاحب عیال %~% جمله آن خانه یک از یک بتر # 9 هر یک مشهور بخواهندگی %~% خلق ز بس کدیه شان بر حذر # 10 بود لحاف شبشان ماهتاب %~% روز طواف همشان در به در # 11 گر بکنم قصه ز ادبیرشان %~% درد دل افزاید با درد سر # 12 شاه کریمی برسید از شکار %~% شد سوی ms0649 آن خانه ز گرد سفر # 13 در بزد از تشنگی و آب خواست %~% آمد از آن خانه یتیمی به در # 14 گفت که هست آب ولی کوزه نیست %~% آب یتیمان بود از چشم تر # 15 شاه در این بود که لشکر رسید %~% همچو ستاره همه گرد قمر # 16 گفت برای دل من هر یکی %~% در حق این قوم ببخشید زر # 17 گنج شد آن خانه ز اقبال شاه %~% روشن و آراسته زیر و زبر # 18 ولوله و آوازه به شهر اوفتاد %~% شهر به نظاره پی یک دگر # 19 گفت یکی کأخر ای مفلسان %~% کشت به یک روز نیاید به بر # 20 حال شما دی همگان دیده‌اند %~% کن فیکون کس نشود بخت ور # 21 ور بشود بخت ور آخر چنین %~% کی شود او همچو فلک مشتهر # 22 گفت کریمی سوی بر ما گذشت %~% کرد در این خانه به رحمت نظر # 23 قصه درازست و اشارت بس است %~% دیده فزون دار و سخن مختصر PageV1P1169 ### || [genre: Gh] # 1 در بگشا کآمد خامی دگر %~% پیشکشی کن دو سه جامی دگر # 2 هین که رسیدیم به نزدیک ده %~% همره ما شو دو سه گامی دگر # 3 هین هله چونی تو ز راه دراز %~% هر قدمی غصه و دامی دگر # 4 غصه کجا دارد کان عسل %~% ای که تو را سیصد نامی دگر # 5 بسته بدی تو در و بام سرا %~% آمدت آن حکم ز بامی دگر # 6 گر به سنام سر گردون روی %~% بر تو قضا راست سنامی دگر # 7 ای ز تو صد کام دلم یافته %~% می‌طلبد دل ز تو کامی دگر # 8 ای رخ و رخسار تو رومی دگر %~% ای سر زلفین تو شامی دگر # 9 سوی چنان روم و چنان شام رو %~% تا ببری دولت را می دگر # 10 لطف تو عام آمد چون آفتاب %~% گیر مرا نیز تو عامی دگر # 11 هر سحری سر نهدت آفتاب %~% گوید بپذیر غلامی دگر # 12 ms0650 بر تو و برگرد تو هر کس که هست %~% دم به دم از عرش سلامی دگر # 13 بی‌سخنی ره رو راه تو را %~% در غم و شادیست پیامی دگر # 14 این غم و شادی چو زمام دلند %~% ناقه حق راست زمانی دگر # 15 شاد زمانی که ببندم دهن %~% بشنوم از روح کلامی دگر # 16 رخت از این سوی بدان سو کشم %~% بنگرم آن سوی نظامی دگر # 17 عیش جهان گردد بر من حرام %~% بینم من بیت حرامی دگر # 18 طرفه که چون خنب تنم بشکند %~% یابد این باده قوامی دگر # 19 توبه مکن زین که شدم ناتمام %~% بعد شدن هست تمامی دگر # 20 بس کنم ای دوست تو خود گفته گیر %~% یک دو سه میم و دو سه لامی دگر ~~PageV1P1170 ### || [genre: Gh] # 1 جا الربیع و البطر زال الشتا و الخطر %~% من فضل رب عنده کل الخطایا ~~تغتفر # 2 آمد ترش رویی دگر یا زمهریرست او مگر %~% برریز جامی بر سرش ای ساقی ~~همچون شکر # 3 اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم %~% و ارضوا بما یقضی لکم ان الرضا ~~خیر السیر # 4 یا می دهش از بلبله یا خود به راهش کن هله %~% زیرا میان گلرخان خوش ~~نیست عفریت ای پسر # 5 و قایل یقول لی انا علمنا بره %~% فاحک لدینا سره لا تشتغل فیما اشتهر # 6 درده می بیغامبری تا خر نماند در خری %~% خر را بروید در زمان از باده ~~عیسی دو پر # 7 السر فیک یا فتی لا تلتمس فیما اتی %~% من لیس سر عنده لم ینتفع مما ~~ظهر # 8 در مجلس مستان دل هشیار اگر آید مهل %~% دانی که مستان را بود در حال ~~مستی خیر و شر # 9 انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی %~% لم ترتفع استارهم من بعد ~~ما انشق القمر # 10 ای پاسبان بر در نشین در مجلس ما ره مده %~% جز عاشقی آتش دلی کید از ~~او بوی جگر # 11 ms0651 یا ربنا رب المنن ان انت لم ترحم فمن %~% منک الهدی منک الردی ما غیر ~~ذا الا غرر # 12 جز عاشقی عاشق کنی مستی لطیفی روشنی %~% نشناسد از مستی خود او سرکله ~~را از کمر # 13 یا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیه %~% عندی صفات صافیه فی جنبها ~~نطقی کدر # 14 گر دست خواهی پا نهد ور پای خواهی سر نهد %~% ور بیل خواهی عاریت بر ~~جای بیل آرد تبر # 15 ان کان نطقی مدرسی قد ظل عشقی مخرسی %~% و العشق قرن غالب فینا و ~~سلطان الظفر # 16 ای خواجه من آغشته‌ام بی‌شرم و بی‌دل گشته‌ام %~% اسپر سلامت نیستم در ~~پیش تیغم چون سپر # 17 سر کتیم لفظه سیف حسیم لحظه %~% شمس الضحی لا تختفی الا بسحار سحر # 18 خواهم یکی گوینده‌ای مستی خرابی زنده‌ای %~% کآتش به خواب اندرزند وین ~~پرده گوید تا سحر # 19 یا ساحرا ابصارنا بالغت فی اسحارنا %~% فارفق بنا اودارنا انا حبسنا ~~فی السفر # 20 اندر تن من گر رگی هشیار یابی بردرش %~% چون شیرگیر او نشد او را در ~~این ره سگ شمر # 21 یا قوم موسی اننا فی التیه تهنا مثلکم %~% کیف اهتدیتم فاخبروا لا ~~تکتموا عنا الخبر # 22 آن‌ها خراب و مست و خوش وین‌ها غلام پنج و شش %~% آن‌ها جدا وین‌ها ~~جدا آن‌ها دگر وین‌ها دگر # 23 ان عوقوا ترحالنا فالمن و السلوی لنا %~% اصلحت ربی بالنا طاب السفر ~~طاب الحضر # 24 گفتن همه جنگ آورد در بوی و در رنگ آورد %~% چون رافضی جنگ افکند هر ~~دم علی را با عمر # 25 اسکت و لا تکثر اخی ان طلت تکثر ترتخی %~% الحیل فی ریح الهوی فاحفظه ~~کلا لا وزر # 26 خامش کن و کوتاه کن نظاره آن ماه کن %~% آن مه که چون بر ماه زد از ~~نورش انشق القمر # 27 ان الهوی قد غرنا من بعد ما قد سرنا %~% فاکشف به لطف ضرنا قال النبی ~~لا ضرر # 28 ای میر ms0652 مه روپوش کن ای جان عاشق جوش کن %~% ما را چو خود بی‌هوش کن ~~بی‌هوش خوش در ما نگر # 29 قالوا ندبر شأنکم نفتح لکم آذانکم %~% نرفع لکم ارکانکم انتم مصابیح ~~البشر # 30 ز اندازه بیرون خورده‌ام کاندازه را گم کرده‌ام %~% شدوا یدی شدوا فمی ~~هذا دوا من سکر # 31 هاکم معاریج اللقا فیها تداریج البقا %~% انعم به من مستقی اکرم به من ~~مستقر # 32 هین نیش ما را نوش کن افغان ما را گوش کن %~% ما را چو خود بی‌هوش کن ~~بی‌هوش سوی ما نگر # 33 العیش حقا عیشکم و الموت حقا موتکم %~% و الدین و الدنیا لکم هذا جزا ~~من شکر PageV1P1171 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو خبر صادق از گفته پیغامبر %~% اندر صفت مؤمن المؤمن کالمزهر # 2 جا الملک الاکبر ما احسن ذا المنظر %~% حتی ملا الدنیا بالعبهر و ~~العنبر # 3 چون بربط شد مؤمن در ناله و در زاری %~% بربط ز کجا نالد بی‌زخمه زخم ~~آور # 4 جا الفرج الاعظم جا الفرج الاکبر %~% جا الکرم الادوم جا القمر الاقمر # 5 خو کرد دل بربط نشکیبد از آن زخمه %~% اندر قدم مطرب می‌مالد رو و سر # 6 الدوله عیشیه و القهوه عرشیه %~% و المجلس منثور باللوز مع السکر # 7 اینک غزلی دیگر الخمس مع الخمسین %~% زان پیش که برخوانم که شانیک ~~الابتر # 8 الرب هو الساقی و العیش به باقی %~% و السعد هو الراقی یا خایف لا تحذر # 9 الروح غدا سکری من قهوتنا الکبری %~% و ازینت الدنیا بالاخضر و الاحمر # 10 خاموش شو و محرم می‌خور می جان هر دم %~% در مجلس ربانی بی‌حلق و لب و ~~ساغر PageV1P1172 ### || [genre: Gh] # 1 مرا می‌گفت دوش آن یار عیار %~% سگ عاشق به از شیران هشیار # 2 جهان پر شد مگر گوشت گرفتست %~% سگ اصحاب کهف و صاحب غار # 3 قرین شاه باشد آن سگی کو %~% برای شاه جوید کبک و کفتار # 4 خصوصا آن سگی کو را به همت %~% نباشد ms0653 صید او جز شاه مختار # 5 ببوسد خاک پایش شیر گردون %~% بدان لب که نیالاید به مردار # 6 دمی می‌خور دمی می‌گو به نوبت %~% مده خود را به گفت و گو به یک بار # 7 نه آن مطرب که در مجلس نشیند %~% گهی نوشد گهی کوشد به مزمار # 8 ملولان باز جنبیدن گرفتند %~% همی‌جنگند و می‌لنگند ناچار # 9 بجنبان گوشه زنجیر خود را %~% رگ دیوانگیشان را بیفشار # 10 ملول جمله عالم تازه گردد %~% چو خندان اندرآید یار بی‌یار # 11 الفت السکر ادرکنی باسکار %~% ایا جاری ایا جاری ایا جار # 12 و لا تسق بکاسات صغار %~% فهذا یوم احسان و ایثار # 13 و قاتل فی سبیل الجود بخلا %~% لیبقی منک منهاج و آثار # 14 فقل انا صببنا الما صبا %~% و نحن الما لا ما و لا نار # 15 و سیمائی شهید لی بانی %~% قضیت عندهم فی العشق اوطار # 16 و طیبوا و اسکروا قومی فانی %~% کریم فی کروم العصر عصار # 17 جنون فی جنون فی جنون %~% تخفف عنک اثقالا و اوزار PageV1P1173 ### || [genre: Gh] # 1 انجیرفروش را چه بهتر %~% انجیرفروشی ای برادر # 2 یا ساقی عشقنا تذکر %~% فالعیش بلا نداک ابتر # 3 ما را سر صنعت و دکان نیست %~% ای ساقی جان کجاست ساغر # 4 لا تترکنا سدی صحایا %~% الخیر ینال لا یوخر # 5 کم جوی وفا عتاب کم کن %~% ای زنده کن هزار مضطر # 6 الحنطه حیث کان حنطه %~% اذ کان کذاک یوم بیدر # 7 چون پیشه مرد زرگری شد %~% هر شهر که رفت کیست زرگر # 8 ابرارک یشربون خمرا %~% فی ظل سخایک المخیر # 9 خود دل دهدت که برنهی بار %~% بر مرکب پشت ریش لاغر # 10 من کاسک للثری نصیب %~% و الارض بذاک صار اخضر # 11 بگذار که می‌چرد ضعیفی %~% در روضه رحمتت محرر # 12 یا ساقی‌هات لا تقصر %~% یا طول حیاتنا المقصر # 13 در سایه دوست چون بود جان %~% همچون ماهی میان کوثر # 14 طهر خطراتنا و طیب %~% من ms0654 کأس مدامک المطهر # 15 ما را بمران وگر برانی %~% هم بر تو تنیم چون کبوتر # 16 و الفجر لذی لیال عشر %~% من نهر رحیقک المفرج # 17 آمد عثمان شهاب دین هین %~% واگو غزل مرا مکرر PageV1P1174 ### || [genre: Gh] # 1 انتم الشمس و القمر منکم السمع و البصر %~% نظر القلب فیکم بکم ینجلی ~~النظر # 2 قلتم الصبر اجمل صبر العبد ما انصبر %~% نحن ابنا وقتنا رحم الله من ~~غبر # 3 قدموا ساده الهوی قلت یا قوم ما الخبر %~% خوفونی بفتنه و اشاروا الی ~~الحذر # 4 قلت القتل فی الهوی برکات بلا ضرر %~% جرد العشق سیفه بادروا امه الفکر # 5 ان من عاش بعد ذا ضیع الوقت و احتکر %~% نفخوا فی شبابه حمل الریح ~~بالشرر # 6 مزج النار بالهوی لیس یبقی و لا یذر %~% شببوا لی بنفخه یسکر نفخه ~~السحر # 7 بر آن یار خوش نظر تو مگو هیچ از خبر %~% چو خبر نیست محرمش بر او باش ~~بی‌خبر # 8 دل من شد حجاب دل نظرم پرده نظر %~% گفتم ای دوست غیر تو اگرم هست جان ~~و سر # 9 بزن از عشق گردنم بجوی مر مرا مخر %~% گفت من چیز دیگرم بجز این صورت ~~بشر # 10 گفتمش روح خود تویی عجبا چیست آن دگر %~% هله ای نای خوش نوا هله ای ~~باد پرده در # 11 برو از گوش سوی دل بنگر کیست مستتر %~% بدر این کیسه‌های ما تو به ~~کوری کیسه گر # 12 چه غمست ار زرم بشد که میی هست همچو زر %~% عربی گر چه خوش بود عجمی ~~گو تو ای پسر PageV1P1175 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی برآمد از اسرار %~% جامه شویی کنیم صوفی وار # 2 تن ما خرقه ایست پرتضریب %~% جان ما صوفییست معنی دار # 3 خرقه پر ز بند روزی چند %~% جان و عشق است تا ابد بر کار # 4 به سر توست شاه را سوگند %~% با چنین سر چه می‌کنی دستار # 5 چون رخ توست ماه را قبله %~% با چنین ms0655 رخ چه می‌کنی گلزار # 6 تو بها کرده بودی ای نادان %~% گشته بودی ز عاشقی بیزار # 7 عشق ناگه جمال خود بنمود %~% توبه سودت نکرد و استغفار # 8 این جهان همچو موم رنگارنگ %~% عشق چون آتشی عظیم شرار # 9 موم و آتش چو گشت همسایه %~% نقش و رنگش فنا شود ناچار # 10 گر بگویم دگر فنا گردی %~% ور نگویم نمی‌گذارد یار # 11 جنه الروح عشق خالقها %~% منه تجری جمیعه الانهار # 12 منه تصفر خضره الاوراق %~% منه تخضر اغصن الاشجار # 13 منه تحمر و جنه المعشوق %~% منه تصفر و جنه الاحرار # 14 منه تهتز صوره المسرور %~% منه یبکی الکئیب بالاسحار # 15 ان فی العشق فسحه الارواح %~% ان فی ذاک عبره الابصار # 16 ذبت فی العشق کی اعاینه %~% ما کفی ان اراه باثار # 17 ان اثار تعجب اثار %~% ان الاسرار تستر الاسرار # 18 کثره الحجب لا تحجبنی %~% ان ذکراک تخرق الاستار PageV1P1176 ### || [genre: Gh] # 1 جا الربیع و البطر زال الشتا و الخطر %~% من فضل رب عنده کل الخطایا ~~تغتفر # 2 اوحی الیکم ربکم انا غفرنا ذنبکم %~% فارضوا بما یقضی لکم ان الرضا خیر ~~السیر # 3 کم قایلین فی الخفا انا علمنا بره %~% فاجرک لدینا سره لا تشتغل فیما ~~اشتهر # 4 السر فیک یا فتی لا تلتمس ممن اتی %~% من لیس سر عنده لم ینتفع مما ظهر # 5 انظر الی اهل الردی کم عاینوا نور الهدی %~% لم ترتفع استارهم من بعد ~~ما انشق القمر # 6 یا ربنا رب المنن ان انت لم ترحم فمن %~% منک الهدی منک الردی ما غیر ~~ذا الا غرر # 7 یا شوق این العافیه کی اضطفر بالقافیه %~% عندی صفات صافیه فی جنبها ~~نطقی کدر # 8 ان کان نطقی مدرسی قد ظل عشقی مخرسی %~% و العشق قرن غالب فینا و سلطان ~~الظفر # 9 سر کتیم لفظه سیف جسیم لحظه %~% شمس الضحی لا تختفی الا بسحار سحر # 10 یا ساحرا ابصارنا بالغت فی اسحارنا %~% فارفق بنا اودارنا انا حضرنا ~~فی السفر ms0656 # 11 یا قوم موسی اننا فی التیه تهنا مثلکم %~% کیف اهتدیتم فاخبرو الا ~~تکتموا عنا الخبر # 12 ان عوقوا ترحالنا فالمن و السلوی لنا %~% اصلحت ربی بالنا طاب السفر ~~طاب الحضر # 13 ان الهوی قد غرنا من بعد ما قد سرنا %~% فاکشف به لطف ضرنا قال النبی ~~لا ضرر # 14 قالوا ندبر شأنکم نفتح لکم آذانکم %~% نرفع لکم ارکانکم انتم مصابیح ~~البشر # 15 هاکم معاریج اللقا فیها تداریج البقا %~% انعم به من مستقی اکرم به من ~~مستقر # 16 العیش حقا عیشکم و الموت حقا موتکم %~% و الدین و الدنیا لکم هذا جزا ~~من شکر # 17 اسکت فلا تکثر اخی ان طلت تکثر ترتخی %~% الحیل فی ریح الهوی فاحفظه ~~کلا لا وزر PageV1P1177 ### || [genre: Gh] # 1 غره وجه سلبت قلب جمیع البشر %~% ضا بها اذ ظهرت باطن لیل کدر # 2 انی وجدت امراه اوصفه تملکهم %~% او قمرا محتجبا تحت حجاب الفکر # 3 داخله خارجه شارقه بارقه %~% صورتها کالبشر خلقتها من شرر # 4 حین نأت تنقصنی حین دنت ترقصنی %~% کادسنا برقتها یذهب نور البصر # 5 قامتها عالیه قیمتها غالیه %~% غمزتها ساحره ریقتها من سکر # 6 هدهدها من سبا اتحفنا من نب %~% مندیها اخبرنی غیبنی کالخبر # 7 قلت لروح القدس ما هی قل لی عجبا %~% قال اما تعرفها تلک لا حدی الکبر ~~PageV1P1178 ### || [genre: Gh] # 1 سیدی انی کلیل انت فی زی النهار %~% اشتکی من طول لیلی الفرار این ~~الفرار # 2 لیلتی مدت یداها امسکت ذیل الصباح %~% لیلتی دار قرار دونها دار القرار # 3 ربنا اتمم لنا یوم التلاقی نورنا %~% ربنا و اغفر لنا ثم اکسنا ذاک ~~الغفار # 4 انما اجسامنا حالت کسور بیننا %~% حبذا یا ربنا من جنه خلف الجدار # 5 ربنا فارفع جدارا قام فیما بیننا %~% ربنا و ارحم فانا فی حیا و اعتذار ~~PageV1P1179 ### || [genre: Gh] # 1 به سوی ما نگر چشمی برانداز %~% وگر فرصت بود بوسی درانداز # 2 چو کردی نیت نیکو مگردان %~% از آن گلشن گلی بر چاکر انداز # 3 اگر ms0657 خواهی که روزافزون بود کار %~% نظر بر کار ما افزونتر انداز # 4 وگر تو فتنه انگیزی و خودکام %~% رها کن داد و رسمی دیگر انداز # 5 نگون کن سرو را همچون بنفشه %~% گناه غنچه بر نیلوفر انداز # 6 ز باد و بوی توست امروز در باغ %~% درختان جمله رقاص و سرانداز # 7 چو شاخ لاغری افزون کند رقص %~% تو میوه سوی شاخ لاغر انداز # 8 چو آمد خار گل را اسپری بخش %~% چو خصم آمد به سوسن خنجر انداز # 9 بر عاشق بری چون سیم بگشا %~% سوی مفلس یکی مشتی زر انداز # 10 برآ ای شاه شمس الدین تبریز %~% یکی نوری عجب بر اختر انداز ~~PageV1P1180 ### || [genre: Gh] # 1 تو چشم شیخ را دیدن میاموز %~% فلک را راست گردیدن میاموز # 2 تو کل را جمع این اجزا مپندار %~% تو گل را لطف و خندیدن میاموز # 3 تو بگشا چشم تا مهتاب بینی %~% تو مه را نور بخشیدن میاموز # 4 تو عقل خویش را از می نگهدار %~% تو می را عقل دزدیدن میاموز # 5 تو باز عقل را صیادی آموز %~% چنین بیهوده پریدن میاموز # 6 یتیمان فراقش را بخندان %~% یتیمان را تو نالیدن میاموز # 7 دل مظلوم را ایمن کن از ترس %~% دل او را تو لرزیدن میاموز # 8 تو ظالم را مده رخصت به تأویل %~% ستیزا را ستیزیدن میاموز # 9 زبان را پردگی می‌دار چون دل %~% زبان را پرده بدریدن میاموز # 10 تو در معنی گشا این چشم سر را %~% چو گوشش حرف برچیدن میاموز ~~PageV1P1181 ### || [genre: Gh] # 1 اگر کی در فرینداش یوقسا یاوز %~% اوزن یلداسنا بو در قلاوز # 2 چپانی برک دت قر تن اکشدر %~% اشیت بندن قراقوزیم قراقوز # 3 اگر ططسن اگر رومین وگر ترک %~% زبان بی‌زبانان را بیاموز # 4 سر چوب تری آن گاه گرید %~% که یابد آن سوی دیگر تف و سوز # 5 چو اسماعیل قربان شو در این عشق %~% که شب قربان شود پیوسته در روز ms0658 # 6 خمش آن شیر شیران نور معنیست %~% پنیری شد به حرف از حاجت یوز ~~PageV1P1182 ### || [genre: Gh] # 1 بیا با تو مرا کارست امروز %~% مرا سودای گلزارست امروز # 2 بیا دلدار من دلداریی کن %~% که روز لطف و ایثارست امروز # 3 دل من جامه‌ها را می‌دراند %~% که روز وصل دلدارست امروز # 4 بخندان جان ما را از جمالی %~% که بر گلبرگ و گلنارست امروز # 5 چرا جان‌ها بر آن لب مست گشتند %~% که آن جا نقل بسیارست امروز # 6 نوای طوطیان آفاق پر شد %~% که شکرها به خروارست امروز PageV1P1183 ### || [genre: Gh] # 1 چنان مستم چنان مستم من امروز %~% که از چنبر برون جستم من امروز # 2 چنان چیزی که در خاطر نیابد %~% چنانستم چنانستم من امروز # 3 به جان با آسمان عشق رفتم %~% به صورت گر در این پستم من امروز # 4 گرفتم گوش عقل و گفتم ای عقل %~% برون رو کز تو وارستم من امروز # 5 بشوی ای عقل دست خویش از من %~% که در مجنون بپیوستم من امروز # 6 به دستم داد آن یوسف ترنجی %~% که هر دو دست خود خستم من امروز # 7 چنانم کرد آن ابریق پرمی %~% که چندین خنب بشکستم من امروز # 8 نمی‌دانم کجایم لیک فرخ %~% مقامی کاندر و هستم من امروز # 9 بیامد بر درم اقبال نازان %~% ز مستی در بر او بستم من امروز # 10 چو واگشت او پی او می‌دویدم %~% دمی از پای ننشستم من امروز # 11 چو نحن اقربم معلوم آمد %~% دگر خود را بنپرستم من امروز # 12 مبند آن زلف شمس الدین تبریز %~% که چون ماهی در این شستم من امروز ~~PageV1P1184 ### || [genre: Gh] # 1 چنان مستم چنان مستم من امروز %~% که پیروزه نمی‌دانم ز پیروز # 2 به هر ره راهبر هشیار باید %~% در این ره نیست جز مجنون قلاوز # 3 اگر زنده‌ست آن مجنون بیا گو %~% ز من مجنونی نادر بیاموز # 4 اگر خواهی که تو دیوانه گردی %~% مثال نقش ms0659 من بر جامه بردوز # 5 خلیل آن روز با آتش همی‌گفت %~% اگر مویی ز من باقیست درسوز # 6 بدو می‌گفت آن آتش که ای شه %~% به پیشت من بمیرم تو برافروز # 7 بهشت و دوزخ آمد دو غلامت %~% تو از غیر خدا محفوظ و محروز # 8 پیاپی می‌ستان از حق شرابی %~% ندارد غیر عاشق اندر آن پوز # 9 بده صحت به بیماران عالم %~% که در صحت نه معلومی نه مهموز # 10 چو ناگفته به پیش روح پیداست %~% چو پوشیده شود بر روح مرموز # 11 خمش کن از خصال شمس تبریز %~% همان بهتر که باشد گنج مکنوز ~~PageV1P1185 ### || [genre: Gh] # 1 در این سرما سر ما داری امروز %~% دل عیش و تماشا داری امروز # 2 میفکن نوبت عشرت به فردا %~% چو آسایش مهیا داری امروز # 3 بگستر بر سر ما سایه خود %~% که خورشیدانه سیما داری امروز # 4 در این خمخانه ما را میهمان کن %~% بدان همسایه کان جا داری امروز # 5 نقاب از روی سرخ او فروکش %~% که در پرده حمیرا داری امروز # 6 دراشکن کشتی اندیشه‌ها را %~% که کفی همچو دریا داری امروز # 7 سری از عین و شین و قاف برزن %~% که صد اسم و مسما داری امروز # 8 خمش باش و مدم در نای منطق %~% که مصر و نیشکرها داری امروز ~~PageV1P1186 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای شمع گریان گرم می‌سوز %~% خلاص شمع نزدیکست شد روز # 2 خلاص شمع‌ها شمعی برآمد %~% که بر زنگی ظلمت‌هاست پیروز # 3 نهان شد ظلم و ظلمت‌ها ز خورشید %~% نهان گردد الف چون گشت مهموز # 4 شنو از شمس تأویلات و تعبیر %~% چو اندر خواب بشنیدی تو مرموز # 5 چنین باشد بیان نور ناطق %~% نه لب باشد نه آواز و نه پدفوز # 6 چو مه از ابر تن بیرون رو ای دوست %~% هزار اکسیر از خورشید آموز # 7 پی خورشید بهر این دوانست %~% هلال و بدر صبح و شام چون یوز # 8 چو دیدی ms0660 پرده سوزی‌های خورشید %~% دهان از پرده دریدن فرودوز # 9 خمش آن شیر شیران نور معنیست %~% پنیری شد به حرف از حاجت یوز ~~PageV1P1187 ### || [genre: Gh] # 1 در این سرما سر ما داری امروز %~% سر عیش و تماشا داری امروز # 2 تویی خورشید و ما پیشت چو ذره %~% که ما را بی‌سر و پا داری امروز # 3 به چارم آسمان پهلوی خورشید %~% تو ما را چون مسیحا داری امروز # 4 دلا از سنگ صد چشمه روان کن %~% که احسان موفا داری امروز # 5 تراشیدی ز رحمت نردبانی %~% که عزم کوچ بالا داری امروز # 6 زهی دعوت زهی مهمانی زفت %~% که بر چرخ معلا داری امروز # 7 به پیش هر کسی ماهی بریان %~% در آن ماهی تو دریا داری امروز # 8 درون ماهی دریا کی دیدست %~% عجایب‌های زیبا داری امروز PageV1P1188 ### || [genre: Gh] # 1 ای خفته به یاد یار برخیز %~% می‌آید یار غار برخیز # 2 زنهارده خلایق آمد %~% برخیز تو زینهار برخیز # 3 جان بخش هزار عیسی آمد %~% ای مرده به مرگ یار برخیز # 4 ای ساقی خوب بنده پرور %~% از بهر دو سه خمار برخیز # 5 وی داروی صد هزار خسته %~% نک خسته بی‌قرار برخیز # 6 ای لطف تو دستگیر رنجور %~% پایم بخلید خار برخیز # 7 ای حسن تو دام جان پاکان %~% درماند یکی شکار برخیز # 8 خون شد دل و خون به جوش آمد %~% این جمله روا مدار برخیز # 9 معذورم دار اگر بگفتم %~% در حالت اضطرار برخیز # 10 ای نرگس مست مست خفته %~% وی دلبر خوش عذار برخیز # 11 زان چیز که بنده داند و تو %~% پر کن قدح و بیار برخیز # 12 زان پیش که دل شکسته گردد %~% ای دوست شکسته وار برخیز PageV1P1189 ### || [genre: Gh] # 1 ماییم فداییان جانباز %~% گستاخ و دلیر و جسم پرداز # 2 حیفست که جان پاک ما را %~% باشد تن خاکسار انباز # 3 ز آغاز همه به آخر آیند %~% ز آخر برویم ما به آغاز # 4 ms0661 هین باز پرید جمله یاران %~% شه باز بکوفت طبل شهباز # 5 شش سوی مپر بپر از آن سو %~% کاندر دل تو رسید آواز # 6 هان ای دل خسته نقل ما را %~% روزی دو سه ماندست می‌ساز # 7 گر خواری وگر عزیزی این جا %~% زان سوست بقا و ملک و اعزاز # 8 مگشای پر سخن کز آن سو %~% بی‌پر باشد همیشه پرواز # 9 پوست سخنست اینچ گفتم %~% از پوست کی یافت مغز آن راز PageV1P1190 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز و صبوح را برانگیز %~% جان بخش زمانه را و مستیز # 2 آمیخته باش با حریفان %~% با آب شراب را میامیز # 3 یاد تو شراب و یاد ما آب %~% ما چون سرخر تو همچو پالیز # 4 ای غم اجلت در این قنینه‌ست %~% گر مردنت آرزوست مگریز # 5 مرگ نفس است در تجلی %~% مرگ جعلست در عبربیز # 6 مجلس چمنیست و گل شکفته %~% ای ساقی همچو سرو برخیز # 7 این جام مشعشع آنگهی شرم %~% ساقی چو تویی خطاست پرهیز # 8 ما را چو رخ خوشت برافروز %~% غم را چو عدوی خود درآویز # 9 هشتیم غزل که نوبت توست %~% مردانه درآ و چست و سرتیز PageV1P1191 ### || [genre: Gh] # 1 من از سخنان مهرانگیز %~% دل پر دارم ز خواب برخیز # 2 ای آنک رخ تو همچو آتش %~% یک لحظه ز آتشم مپرهیز # 3 شیرم ز تو جوش کرد و خون شد %~% ای شیر به خون من درآمیز # 4 با یارک خود بساز پنهان %~% مستیز به جان تو که مستیز # 5 تسلیم قضا شدم ازیرا %~% مانند قضا تو تندی و تیز # 6 بنگر که چه خون دل گرفتست %~% بر گرد قبام چون فراویز # 7 در خشم مکن تو چشم خود را %~% وان فتنه خفته را مینگیز # 8 خود خفته نماید و نخفتست %~% آن نرگس پرخمار خون ریز PageV1P1192 ### || [genre: Gh] # 1 گر نه‌ای دیوانه رو مر خویش را دیوانه ساز %~% گر چه صد ره مات گشتی ~~مهره دیگر بباز # 2 ms0662 گر چه چون تاری ز زخمش زخمه دیگر بزن %~% بازگرد ای مرغ گر چه خسته‌ای ~~از چنگ باز # 3 چند خانه گم کنی و یاوه گردی گرد شهر %~% ور ز شهری نیز یاوه با قلاوزی ~~بساز # 4 اسب چوبین برتراشیدی که این اسب منست %~% گر نه چوبینست اسبت خواجه یک ~~منزل بتاز # 5 دعوت حق نشنوی آنگه دعاها می‌کنی %~% شرم بادت ای برادر زین دعای ~~بی‌نماز # 6 سر به سر راضی نه‌ای که سر بری از تیغ حق %~% کی دهد بو همچو عنبر چونک ~~سیری و پیاز # 7 گر نیازت را پذیرد شمس تبریزی ز لطف %~% بعد از آن بر عرش نه تو ~~چاربالش بهر ناز PageV1P1193 ### || [genre: Gh] # 1 سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز %~% عشق دارد در تصور صورتی صورت ~~گداز # 2 خانه خویش آمدی خوش اندرآ شاد آمدی %~% از در دل اندرآ تا پیشگاه جان ~~بتاز # 3 ذره ذره از وجودم عاشق خورشید توست %~% هین که با خورشید دارد ذره‌ها ~~کار دراز # 4 پیش روزن ذره‌ها بین خوش معلق می‌زنند %~% هر که را خورشید شد قبله ~~چنین باشد نماز # 5 در سماع آفتاب این ذره‌ها چون صوفیان %~% کس نداند بر چه قولی بر چه ~~ضربی بر چه ساز # 6 اندرون هر دلی خود نغمه و ضربی دگر %~% پای کوبان آشکار و مطربان پنهان ~~چو راز # 7 برتر از جمله سماع ما بود در اندرون %~% جزوهای ما در او رقصان به صد ~~گون عز و ناز # 8 شمس تبریزی تویی سلطان سلطانان جان %~% چون تو محمودی نیامد همچو من ~~دیگر ایاز PageV1P1194 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان را شد مسلم شب نشستن تا به روز %~% خوردنی و خواب نی اندر هوای ~~دلفروز # 2 گر تو یارا عاشقی ماننده این شمع باش %~% جمله شب می‌گداز و جمله شب ~~خوش می‌بسوز # 3 غیر عاشق دان که چون سرما بود اندر خزان %~% در میان آن خزان باشد دل ~~عاشق تموز # 4 گر ms0663 تو عشقی داری ای جان از پی اعلام را %~% عاشقانه نعره‌ای زن عاشقانه ~~فوز فوز # 5 ور تو بند شهوتی دعوی عشاقی مکن %~% در ببند اندر خلا و شهوت خود را ~~بسوز # 6 عاشق و شهوت کجا جمع آید ای تو ساده دل %~% عیسی و خر در یکی آخر کجا ~~دارند پوز # 7 گر همی‌خواهی که بویی بشنوی زین رمزها %~% چشم را از غیر شمس الدین ~~تبریزی بدوز # 8 ور نبینی کز دو عالم برتر آمد شمس دین %~% بر تک دریای غفلت مرده ریگی ~~تو هنوز # 9 رو به کتاب تعلم گرد علم فقه گرد %~% تا سرافرازی شوی اندر یجوز و ~~لایجوز # 10 جان من از عشق شمس الدین ز طفلی دور شد %~% عشق او زین پس نماند با ~~مویز و جوز و کوز # 11 عقل من از دست رفت و شعر من ناقص بماند %~% زان کمانم هست عریان از ~~لباس نقش و توز # 12 ای جلال الدین بخسپ و ترک کن املا بگو %~% که تک آن شیر را اندرنیابد ~~هیچ یوز PageV1P1195 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آتش است یارت تو برو در او همی‌سوز %~% به شب فراق سوزان تو چو شمع ~~باش تا روز # 2 تو مخالفت همی‌کش تو موافقت همی‌کن %~% چو لباس تو درانند تو لباس وصل ~~می‌دوز # 3 به موافقت بیابد تن و جان سماع جانی %~% ز رباب و دف و سرنا و ز مطربان ~~درآموز # 4 به میان بیست مطرب چو یکی زند مخالف %~% همه گم کننده ره را چو ستیزه ~~شد قلاوز # 5 تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید %~% تو یکی نه‌ای هزاری تو چراغ ~~خود برافروز # 6 که یکی چراغ روشن ز هزار مرده بهتر %~% که به است یک قد خوش ز هزار ~~قامت کوز PageV1P1196 ### || [genre: Gh] # 1 سیمرغ کوه قاف رسیدن گرفت باز %~% مرغ دلم ز سینه پریدن گرفت باز # 2 مرغی که تا کنون ز پی دانه مست ms0664 بود %~% درسوخت دانه را و طپیدن گرفت ~~باز # 3 چشمی که غرقه بود به خون در شب فراق %~% آن چشم روی صبح به دیدن گرفت ~~باز # 4 صدیق و مصطفی به حریفی درون غار %~% بر غار عنکبوت تنیدن گرفت باز # 5 دندان عیش کند شد از هجر ترش روی %~% امروز قند وصل گزیدن گرفت باز # 6 پیراهن سیاه که پوشید روز فصل %~% تا جایگاه ناف دریدن گرفت باز # 7 مستورگان مصر ز دیدار یوسفی %~% هر یک ترنج و دست بریدن گرفت باز # 8 افغان ز یوسفی که زلیخاش در مزاد %~% با تنگ‌های لعل خریدن گرفت باز # 9 آهوی چشم خونی آن شیر یوسفان %~% در خون عاشقان بچریدن گرفت باز # 10 خاتون روح خانه نشین از سرای تن %~% چادرکشان ز عشق دویدن گرفت باز # 11 دیگ خیال عشق دلارام خام پز %~% سه پایه دماغ پزیدن گرفت باز # 12 نظاره خلیل کن آخر که شهد و شیر %~% از اصبعین خویش مزیدن گرفت باز # 13 آن دل که توبه کرد ز عشقش ستیز شد %~% افسون و مکر دوست شنیدن گرفت ~~باز # 14 بر بام فکر خفته ستان دل به عشق ما %~% یک یک ستاره را شمریدن گرفت ~~باز # 15 سودای عشق لولی دزد سیاه کار %~% بر زلف چون رسن بخزیدن گرفت باز # 16 صراف ناز ناقد نقد ضمیر عشق %~% بر کف قراضه‌ها بگزیدن گرفت باز # 17 تبریز را کرامت شمس حقست و او %~% گوش مرا به خویش کشیدن گرفت باز ~~PageV1P1197 ### || [genre: Gh] # 1 یا مکثر الدلال علی الخلق بالنشوز %~% الفوز فی لقایک طوبی لمن یفوز # 2 من آتشین زبانم از عشق تو چو شمع %~% گویی همه زبان شو و سر تا قدم ~~بسوز # 3 غوغای روز بینی چون شمع مرده باش %~% چون خلوت شب آمد چون شمع برفروز # 4 گفتم بسوز و سازش چشمم به سوی توست %~% چشمم مدوز هر دم ای شیر همچو ~~یوز # 5 ما را چو درکشیدی رو درمکش ز ms0665 ما %~% این پرده را دریدی آن پرده را مدوز # 6 ای آب زندگانی بخشا بر آن کسی %~% کو پیش از این فراق در آن آب کرد پوز # 7 اول چنان نواز و در آخر چنین گداز %~% اول یجوز آمد و امروز لایجوز # 8 ای جان و بخت خندان در روی ما بخند %~% تا سرو و گل بخندد در موسم عجوز # 9 در موسم عجوز چو در باغ جان روی %~% بنماید آن عجوز ز هر گوشه صد تموز # 10 گوید به باغ جان رو گویم که ره کجاست %~% گوید که راه باغ نیاموختی ~~هنوز # 11 آن سو که نکته‌ها و رموز چو جان رسد %~% ای عمر باد داده تو در نکته و ~~رموز # 12 تو غمز ما طلب کن خود رمزگو مباش %~% با آن کمان دولت کو درمپیچ توز # 13 گر نفس پیر شد دل و جان تازه است و تر %~% همچون بنفشه تر خوش روی پشت ~~گوز # 14 ان لم یکن لقلبک فی ذاته غنی %~% لم تغنه المناصب و المال و الکنوز # 15 ان کنت ذا غنی و غناک مکتم %~% کم حبه مکتمه ترصد البروز # 16 یا طالب الجواهر و الدر و الحصی %~% مثلان فی الظلام فهل تدر ما تحوز # 17 می‌چین تو سنگ ریزه و در زین نشیب بحر %~% در شب مزن تو قلب که پیدا ~~شود به روز # 18 استمحن النقود به میزان صادق %~% ردا لما یضرک مدا لما یعوز ~~PageV1P1198 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی روحانیان روح شدم خیز خیز %~% تا که ببینند خلق دبدبه رستخیز # 2 دوش مرا شاه خواند بر سر من حکم راند %~% در تن من خون نماند خون دل رز ~~بریز # 3 با دل و جان یاغیم بی‌دل و جان می‌زیم %~% باطن من صید شاه ظاهر من در ~~گریز # 4 ای غم و اندیشه رو باده و بای غمست %~% چونک بغرید شیر رو چو فرس خون ~~بمیز # 5 کشته شوم هر دمی پیش تو جرجیس ms0666 وار %~% سر بنهادن ز من وز تو زدن تیغ ~~تیز # 6 تشنه ترم من ز ریگ ترک سبو گیر و دیگ %~% با جگر مرده ریگ ساقی جان در ~~ستیز # 7 تا می دل خورده‌ام ترک جگر کرده‌ام %~% چونک روم در لحد زان قدحم کن ~~جهیز # 8 ترک قدح کن بیار ساغر زفت ای نگار %~% ساغر خردم سبوست من چه کنم ~~کفجلیز # 9 شمس حق و دین بتاب بر من و تبریزیان %~% تا که ز تف تموز سوزد پرده ~~حجیز PageV1P1199 ### || [genre: Gh] # 1 برای عاشق و دزدست شب فراخ و دراز %~% هلا بیا شب لولی و کار هر دو ~~بساز # 2 من از خزینه سلطان عقیق و در دزدم %~% نیم خسیس که دزدم قماشه بزاز # 3 درون پرده شب‌ها لطیف دزدانند %~% که ره برند به حیلت به بام خانه راز # 4 طمع ندارم از شب روی و عیاری %~% بجز خزینه شاه و عقیق آن شه ناز # 5 رخی که از کر و فرش نماند شب به جهان %~% زهی چراغ که خورشید سوزی و مه ~~ساز # 6 روا شود همه حاجات خلق در شب قدر %~% که قدر از چو تو بدری بیافت آن ~~اعزاز # 7 همه تویی و ورای همه دگر چه بود %~% که تا خیال درآید کسی تو را انباز # 8 هلا گذر کن از این پهن گوش‌ها بگشا %~% که من حکایت نادر همه کنم آغاز # 9 مسیح را چو ندیدی فسون او بشنو %~% بپر چو باز سفیدی به سوی طبلک باز # 10 چو نقده زر سرخی تو مهر شه بپذیر %~% اگر نه تو زر سرخی چراست چندین ~~گاز # 11 تو آن زمان که شدی گنج این ندانستی %~% که هر کجا که بود گنج سر کند ~~غماز # 12 بیار گنج و مکن حیله که نخواهی رست %~% به تف تف و به مصلا و ذکر و ~~زهد و نماز # 13 بدزدی و بنشینی به گوشه مسجد %~% که من جنید زمانم ابایزید نیاز ms0667 # 14 قماش بازده آن گاه زهد خود می‌کن %~% مکن بهانه ضعف و فرومکش آواز # 15 خموش کن ز بهانه که حبه‌ای نخرند %~% در این مقام ز تزویر و حیله طناز # 16 بگیر دامن اقبال شمس تبریزی %~% که تا کمال تو یابد ز آستینش طراز ~~PageV1P1200 ### || [genre: Gh] # 1 به آفتاب شهم گفت هین مکن این ناز %~% که گر تو روی بپوشی کنیم ما رو ~~باز # 2 دمی که شعشعه این جمال درتابد %~% صد آفتاب شود آن زمان سیاه و مجاز # 3 کسی شود به تو غره که روی دوست ندید %~% کسی که دید مرا کی کند تو را ~~اعزاز # 4 ز گازران مگریز و به زیر ابر مرو %~% که ابر را و تو را من درآورم به ~~نیاز # 5 اگر چه جان و جهانی خوش به توست جهان %~% نگون شوی چو رخم دلبری کند ~~آغاز # 6 مرا هزار جهانست پر ز نور و نعیم %~% چه ناز می‌رسدت با من ای کمین ~~خباز # 7 عباد را برهانم ز نان و از نانبا %~% حیات من بدهدشان حیات و عمر دراز # 8 ز آفتاب گذشتیم خیز ای ناهید %~% بیار باده و نقل و نبات و نی بنواز # 9 زمانه با تو نسازد تو سازوارش کن %~% به چنگ ما ده سغراق و چنگ را ده ~~ساز # 10 نبات و جامد و حیوان همه ز تو مستند %~% دمی بدین دو سه مخمور بی‌نوا ~~پرداز # 11 حیات با تو خوشست و ممات با تو خوشست %~% گهیم همچو شکر بفسران گهی ~~بگداز # 12 چو ماه همره من شد سفر مرا حضرست %~% به زیر سایه او می‌روم نشیب و ~~فراز # 13 ز آسمان شنوم من که عاقبت محمود %~% خموش باش که محمود گشت کار ایاز ~~PageV1P1201 ### || [genre: Gh] # 1 برو برو که نفورم ز عشق عارآمیز %~% برو برو گل سرخی ولیک خارآمیز # 2 مقام داشت به جنت صفی حق آدم %~% جدا فتاد ز جنت که بود مارآمیز # 3 میان چرخ ms0668 و زمین بس هوای پرنورست %~% ولیک تیره شود چون شود غبارآمیز # 4 چو دوست با عدو تو نشست از او بگریز %~% که احتراق دهد آب گرم نارآمیز # 5 برون کشم ز خمیر تو خویش را چون موی %~% که ذوق خمر تو را دیده‌ام ~~خمارآمیز # 6 ولیک موی کشان آردم بر تو غمت %~% که اژدهاست غمت با دم شرارآمیز # 7 هزار بار گریزم چو تیر و بازآیم %~% بدان کمان و بدان غمزه شکارآمیز # 8 به گردنامه سحرم به خانه بازآرد %~% خیال یار به اکراه اختیارآمیز # 9 غم تو بر سفرم زیر زیر می‌خندد %~% که واقفست از این عشق زینهارآمیز # 10 به پیش سلطنت توبه‌ام چو مسخره ایست %~% که عشق را نبود صبر ~~اعتبارآمیز # 11 سخن مگوی چو گویی ز صبر و توبه مگوی %~% حدیث توبه مجنون بود فشارآمیز ~~PageV1P1202 ### || [genre: Gh] # 1 عشق گزین عشق و در او کوکبه می‌ران و مترس %~% ای دل تو آیت حق مصحف کژ ~~خوان و مترس # 2 جانوری لاجرم از فرقت جان می‌لرزی %~% ری بهل و واو بهل شو همگی جان و ~~مترس # 3 چون تو گمانی ابدا خایفی از روز یقین %~% عین گمان را تو به سر عین ~~یقین دان و مترس # 4 در دل کان نقد زری غایبی از دیدن خود %~% رقص کنان شعله زنان برجه از ~~این کار و مترس # 5 دل ز تو برهان طلبد سایه برهان نه تویی %~% بر مثل سایه برو باز به ~~برهان و مترس # 6 سایه که فانی کندش طلعت خورشید بقا %~% سایه مخوانش تو دگر عبرت ماکان ~~و مترس PageV1P1203 ### || [genre: Gh] # 1 سیر نگشت جان من بس مکن و مگو که بس %~% گر چه ملول گشته‌ای کم نزنی ز ~~هیچ کس # 2 چونک رسول از قنق گشت ملول و شد ترش %~% ناصح ایزدی ورا کرد عتاب در ~~عبس # 3 گر نکنی موافقت درد دلی بگیردت %~% همنفسی خوش است خوش هین مگریز یک ~~نفس # 4 ذوق گرفت هر ms0669 چه او پخت میان جنس خود %~% ما بپزیم هم به هم ما نه کمیم ~~از عدس # 5 من نبرم ز سرخوشان خاصه از این شکرکشان %~% مرگ بود فراقشان مرگ که را ~~بود هوس # 6 دوش حریف مست من داد سبو به دست من %~% بشکنم آن سبوی را بر سر نفس ~~مرتبس # 7 نفس ضعیف معده را من نکنم حریف خود %~% زانک خدوک می‌شود خوان مرا از ~~این مگس # 8 من پس و پیش ننگرم پرده شرم بردرم %~% زانک کمند سکر می می‌کشدم ز پیش ~~و پس # 9 خوش سحری که روی او باشد آفتاب ما %~% شاد شبی که باشد او بر سر کوی دل ~~عسس # 10 آمد عشق چاشتی شکل طبیب پیش من %~% دست نهاد بر رگم گفت ضعیف شد مجس # 11 گفت کباب خور پی قوت دل بگفتمش %~% دل همگی کباب شد سوی شراب ران فرس # 12 گفت شراب اگر خوری از کف هر خسی مخور %~% باده منت دهم گزین صاف شده ز ~~خاک و خس # 13 گفتم اگر بیابمت من چه کنم شراب را %~% نیست روا تیممی بر لب نیل و بر ~~ارس # 14 خامش باش ای سقا کاین فرس الحیات تو %~% آب حیات می‌کشد بازگشا از او ~~جرس # 15 آب حیات از شرف خود نرسد به هر خلف %~% زین سببست مختفی آب حیات در ~~غلس PageV1P1204 ### || [genre: Gh] # 1 سوی لبش هر آنک شد زخم خورد ز پیش و پس %~% زانک حوالی عسل نیش زنان ~~بود مگس # 2 روی ویست گلستان مار بود در او نهان %~% جعد ویست همچو شب مجمع دزد و ~~هر عسس # 3 کان زمردی مها دیده مار برکنی %~% ماه دوهفته‌ای شها غم نخوریم از غلس # 4 بی‌تو جهان چه فن زند بی‌تو چگونه تن زند %~% جان و جهان غلام تو جان و ~~جهان تویی و بس # 5 نصرت رستمان تویی فتح و ظفررسان تویی %~% هست اثر حمایتت گر زره‌ست وگر ~~فرس # 6 شمس تو ms0670 معنوی بود آن نه که منطوی بود %~% صد مه و آفتاب را نور توست ~~مقتبس # 7 چرخ میان آب تو بر دوران همی‌زند %~% عقل بر طبیبیت عرضه همی‌کند مجس # 8 ذره به ذره طمع‌ها صف زده پیش خوان تو %~% سجده کنان و دم زنان بهر ~~امید هر نفس # 9 دست چنین چنین کند لطف که من چنان دهم %~% آنچ بهار می‌دهد از دم خود ~~به خار و خس # 10 خاک که نور می‌خورد نقره و زر نبات او %~% خاک که آب می‌خورد ماش شدست ~~یا عدس # 11 رنگ جهان چو سحرها عشق عصای موسوی %~% باز کند دهان خود درکشدش به یک ~~نفس # 12 چند بترسی ای دل از نقش خود و خیال خود %~% چند گریز می‌کنی بازنگر که ~~نیست کس # 13 بس کن و بس که کمتر از اسب سقای نیستی %~% چونک بیافت مشتری باز کند ~~از او جرس PageV1P1205 ### || [genre: Gh] # 1 نیم شب از عشق تا دانی چه می‌گوید خروس %~% خیز شب را زنده دار و روز ~~روشن نستکوس # 2 پرها بر هم زند یعنی دریغا خواجه‌ام %~% روزگار نازنین را می‌دهد بر ~~آنموس # 3 در خروش است آن خروس و تو همی در خواب خوش %~% نام او را طیر خوانی نام ~~خود را اثربوس # 4 آن خروسی که تو را دعوت کند سوی خدا %~% او به صورت مرغ باشد در حقیقات ~~انگلوس # 5 من غلام آن خروسم کو چنین پندی دهد %~% خاک پای او به آید از سر ~~واسیلیوس # 6 گرد کفش خاک پای مصطفی را سرمه ساز %~% تا نباشی روز حشر از جمله ~~کالویروس # 7 رو شریعت را گزین و امر حق را پاس دار %~% گر عرب باشی وگر ترک وگر ~~سراکنوس PageV1P1206 ### || [genre: Gh] # 1 حال ما بی‌آن مه زیبا مپرس %~% آنچ رفت از عشق او بر ما مپرس # 2 زیر و بالا از رخش پرنور بین %~% ز اهتزاز آن قد و بالا مپرس # 3 گوهر اشکم نگر ms0671 از رشک عشق %~% وز صفا و موج آن دریا مپرس # 4 در میان خون ما پا درمنه %~% هیچم از صفرا و از سودا مپرس # 5 خون دل می‌بین و با کس دم مزن %~% وز نگار شنگ سرغوغا مپرس # 6 صد هزاران مرغ دل پرکنده بین %~% تو ز کوه قاف و از عنقا مپرس # 7 صد قیامت در بلای عشق اوست %~% درنگر امروز و از فردا مپرس # 8 ای خیال اندیش دوری سخت دور %~% سر او از طبع کارافزا مپرس # 9 چند پرسی شمس تبریزی کی بود %~% چشم جیحون بین و از دریا مپرس ~~PageV1P1207 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل بی‌بهره از بهرام ترس %~% وز شهان در ساعت اکرام ترس # 2 دانه شیرین بود اکرام شاه %~% دانه دیدی آن زمان از دام ترس # 3 گر چه باران نعمتست از برق ترس %~% شاد ایامی تو از ایام ترس # 4 لطف شاهان گر چه گستاخت کند %~% تو ز گستاخی ناهنگام ترس # 5 چون بخندد شیر تو ایمن مباش %~% آن زمان از زخم خون آشام ترس # 6 ای مگس دل با لب شکر مپیچ %~% چشم بادامست از بادام ترس PageV1P1208 ### || [genre: Gh] # 1 نیست در آخرزمان فریادرس %~% جز صلاح الدین صلاح الدین و بس # 2 گر ز سر سر او دانسته‌ای %~% دم فروکش تا نداند هیچ کس # 3 سینه عاشق یکی آبیست خوش %~% جان‌ها بر آب او خاشاک و خس # 4 چون ببینی روی او را دم مزن %~% کاندر آیینه زیان باشد نفس # 5 از دل عاشق برآید آفتاب %~% نور گیرد عالمی از پیش و پس PageV1P1209 ### || [genre: Gh] # 1 ای روترش به پیشم بد گفته‌ای مرا پس %~% مردار بوی دارد دایم دهان کرکس # 2 آن گفته پلیدت در روی شدت پدیدت %~% پیدا بود خبیثی در روی و رنگ ناکس # 3 ما راست یار و دلبر تو مرگ و جسک می‌خور %~% هین کز دهان هر سگ دریا ~~نشد منجس # 4 بیت القدس اگر شد ز افرنگ پر ms0672 از خوکان %~% بدنام کی شد آخر آن مسجد ~~مقدس # 5 این روی آینه‌ست این یوسف در او بتابد %~% بیگانه پشت باشد هر چند شد ~~مقرنس # 6 خفاش اگر سگالد خورشید غم ندارد %~% خورشید را چه نقصان گر سایه شد ~~منکس # 7 ضحاک بود عیسی عباس بود یحیی %~% این ز اعتماد خندان وز خوف آن معبس # 8 گفتند از این دو یا رب پیش تو کیست بهتر %~% زین هر دو چیست بهتر در ~~منهج مؤسس # 9 حق گفت افضل آنست کش ظن به من نکوتر %~% که حسن ظن مجرم نگذاردش مدنس # 10 تو خود عبوس گینی نه از خوف و طمع دینی %~% از رشک زعفرانی یا از ~~شماتت اطلس # 11 این دو به کار ناید جز ناروا نشاید %~% ای وای آن که در وی باشد حسد ~~مغرس # 12 واهل ز دست او را تبت بس است او را %~% هر کو عدوی مه شد ظلمات مر ورا ~~بس # 13 اعدات آفتابا می‌دان یقین خفاشند %~% هم ننگ جمله مرغان هم حبس لیل ~~عسعس # 14 ابتر بود عدوش وان منصبش نماند %~% در دیده کی بماند گر درفتد در او ~~خس PageV1P1210 ### || [genre: Gh] # 1 دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس %~% چشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس # 2 جوشش خون را ببین از جگر مؤمنان %~% وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس # 3 سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم %~% نقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس # 4 عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت %~% حال من از عشق پرس از من مضطر ~~مپرس # 5 هست دل عاشقان همچو دل مرغ از او %~% جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس # 6 خاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پرد %~% گر تو چو مرغی بیا برپر و از در ~~مپرس # 7 چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست %~% بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس # 8 هست دل عاشقان همچو ms0673 تنوری به تاب %~% چون به تنور آمدی جز که ز آذر ~~مپرس # 9 مرغ دل تو اگر عاشق این آتشست %~% سوخته پر خوشتری هیچ تو از پر مپرس # 10 گر تو و دلدار سر هر دو یکی کرده ایت %~% پای دگر کژ منه خواجه از این ~~سر مپرس # 11 دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست %~% از بصر پروحل گوهر منظر مپرس # 12 چونک بشستی بصر از مدد خون دل %~% مجلس شاهی تو راست جز می احمر مپرس # 13 رو تو به تبریز زود از پی این شکر را %~% با لطف شمس حق از می و شکر ~~مپرس PageV1P1211 ### || [genre: Gh] # 1 ای سگ قصاب هجر خون مرا خوش بلیس %~% زانک نیرزد کنون خون رهی یک لکیس # 2 گنج نهان دو کون پیش رخش یک جوست %~% بهر لکیسی دلا سرد بود این مکیس # 3 عاشقی آن صنم وانگه ترس کسی %~% یک دم و یک رنگ باش عاشق و آن گاه پیس # 4 ای دل شکرستان از نمکش شور کن %~% آب ز کوثر بخور خاک در او بلیس # 5 زود بشو لوح را ز ابجد این کاف و نون %~% آنگه ای دل برو نقطه خالش ~~نویس # 6 ای حسد موج زن بحر سیاه آمدی %~% خشت گل تیره‌ای ز آب جهنم بخیس # 7 شمس حق و دین کشید تیغ برون از نیام %~% ای خرد دوک سار تار خیالی بریس ~~PageV1P1212 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که دانه لطیفست رو ز دام مترس %~% قمارخانه درآ و ز ننگ وام مترس # 2 بیا بیا که حریفان همه به گوش تواند %~% بیا بیا که حریفان تو را غلام ~~مترس # 3 بیا بیا به شرابی و ساقیی که مپرس %~% درآ درآ بر آن شاه خوش سلام مترس # 4 شنیده‌ای که در این راه بیم جان و سر است %~% چو یار آب حیاتست از این ~~پیام مترس # 5 چو عشق عیسی وقتست و مرده می‌جوید %~% بمیر پیش جمالش چو ms0674 من تمام مترس # 6 اگر چه رطل گرانست او سبک روحست %~% ز دست دوست فروکش هزار جام مترس # 7 غلام شیر شدی بی‌کباب کی مانی %~% چو پخته خوار نباشی ز هیچ خام مترس # 8 حریف ماه شدی از عسس چه غم داری %~% صبوح روح چو دیدی ز صبح و شام مترس # 9 خیال دوست بیاورد سوی من جامی %~% که گیر باده خاص و ز خاص و عام مترس # 10 بگفتمش مه روزه‌ست و روز گفت خموش %~% که نشکند می جان روزه و صیام ~~مترس # 11 در این مقام خلیلست و بایزید حریف %~% بگیر جام مقیم و در این مقام ~~مترس PageV1P1213 ### || [genre: Gh] # 1 ای مست ماه روی تو استاره و گردون خوش %~% رویت خوش و مویت خوش و آن ~~دیگرت بیرون خوش # 2 هرگز ندیدست آسمان هرگز نبوده در جهان %~% مانند تو لیلی جان مانند من ~~مجنون خوش # 3 باور کند خود عاقلی در ظلمت آب و گلی %~% مانند تو موسی دلی مانند من ~~هارون خوش # 4 ای قطب این هفت آسیا هم کان زر هم کیمیا %~% ای عیسی دوران بیا بر ما ~~بخوان افسون خوش # 5 چون گوهری ناسفته‌ام فارغ ز خام و پخته‌ام %~% در سایه‌ات خوش خفته‌ام ~~سرمست از آن افیون خوش # 6 از نغمه تو ذره‌ها گر رقص آرد چه عجب %~% نک طور موسی از وله رقصان در ~~آن هامون خوش # 7 ای دل برای دلخوشی زر و هنر چون می‌کشی %~% دیدی تو از زر و هنر بی‌خسف ~~یک قارون خوش # 8 باشد به صورت خوش نما راه خوشی بسته شده %~% چون زهر مار کوهیی بنهفته ~~در معجون خوش # 9 یا همچو گور کافران پرمحنت و زخم گران %~% پیچیده بیرون گور را در اطلس ~~و اکسون خوش # 10 زان گوش همچون جیم تو زان چشم همچو صاد تو %~% زان قامت همچون الف زان ~~ابروی چون نون خوش # 11 شاگرد لوح جان شدم زین حرف‌ها خط خوان شدم ms0675 %~% کشتی و کشتی بان شدم ~~اندر چنین جیحون خوش # 12 ایوان کجا ماند مرا با منجنیق کبریا %~% میزان کجا ماند مرا در عشقت ~~ای موزون خوش # 13 ای مایه صد بی‌هشی دی از طریق سرکشی %~% گفتی مرا چونی خوشی در حیرت ~~بی‌چون خوش # 14 هر ناخوشی را در قود عدل رخت گردن بزد %~% کان ناخوشی‌ها خورده بد در ~~غیبت تو خون خوش # 15 ای شمس تبریزی تویی کاندر جلالت صدتویی %~% جان منست آن ماهیی در وی ~~چو تو ذاالنون خوش PageV1P1214 ### || [genre: Gh] # 1 گر عاشقی از جان و دل جور و جفای یار کش %~% ور زانک تو عاشق نه‌ای رو ~~سخره می‌کن خار کش # 2 جانی بباید گوهری تا ره برد در دلبری %~% این ننگ جان‌ها را ز خود ~~بیرون کن و بر دار کش # 3 گاهی بود در تیرگی گاهی بود در خیرگی %~% بیزار شو زین جان هله بر وی ~~خط بیزار کش # 4 خود را مبین در من نگر کز جان شدستم بی‌اثر %~% مانند بلبل مست شو زو ~~رخت بر گلزار کش # 5 این کره تند فلک از روح تو سر می‌کشد %~% چابک سوار حضرتی این کره را ~~در کار کش # 6 چون شهسوار فارسی خربندگی تا کی کنی %~% ننگت نمی‌آید که خر گوید تو را ~~خروار کش # 7 همچون جهودان می‌زیی ترسان و خوار و متهم %~% پس چون جهودان کن نشان ~~عصابه بر دستار کش # 8 یا از جهودی توبه کن از خاک پای مصطفی %~% بهر گشاد دیده را در دیده ~~افکار کش PageV1P1215 ### || [genre: Gh] # 1 الحذر از عشق حذر هر کی نشانی بودش %~% گر بستیزد برود عشق تو برهم ~~زندش # 2 از دل و جان برکندش لولی و منبل کندش %~% سیل درآید چو گیا هر طرفی ~~می‌بردش # 3 اوست یقین رهزن تو خون تو در گردن تو %~% دور شو از خیر و شرش دور شو ~~از نیک و بدش # 4 باده خوری مست شوی بی‌دل و ms0676 بی‌دست شوی %~% بیست سلامت بودش درکشدش خوش ~~خوردش # 5 پای در این جوی نهی تا به قیامت نرهی %~% هر که در این موج فتد تا لب ~~دریا کشدش # 6 گول شود هول شود وز همه معزول شود %~% دست نگیرد هنرش سود ندارد خردش # 7 ای دم تو دام خمش بی‌گنهان را بمکش %~% ای رخ تو باده هش مست کند تا ~~ابدش PageV1P1216 ### || [genre: Gh] # 1 ای شب خوش رو که تویی مهتر و سالار حبش %~% ما ز تو شادیم همه وقت تو ~~خوش وقت تو خوش # 2 عشق تو اندرخور ما شوق تو اندر بر ما %~% دست بنه بر سر ما دست مکش دست ~~مکش # 3 ای شب خوبی و بهی جان بجهد گر بجهی %~% گر سه عدد بر سه نهی گردد شش ~~گردد شش # 4 شش جهتم از رخ تو وز نظر فرخ تو %~% هفت فلک را بدهد خوبی و کش خوبی و ~~کش PageV1P1217 ### || [genre: Gh] # 1 یار نخواهم که بود بدخو و غمخوار و ترش %~% چون لحد و گور مغان تنگ و ~~دل افشار و ترش # 2 یار چو آیینه بود دوست چو لوزینه بود %~% ساعت یاری نبود خایف و فرار و ~~ترش # 3 هر کی بود عاشق خود پنج نشان دارد بد %~% سخت دل و سست قدم کاهل و ~~بی‌کار و ترش # 4 ور چشمش بیش بود هم ترشی بیش کند %~% دان مثل بیشی او سرکه بسیار ترش # 5 بس کن شرح ترشان این قدری بهر نشان %~% کی طلبد در دل و جان طبع شکربار ~~ترش PageV1P1218 ### || [genre: Gh] # 1 دام دگر نهاده‌ام تا که مگر بگیرمش %~% آنک بجست از کفم بار دگر بگیرمش # 2 آنک به دل اسیرمش در دل و جان پذیرمش %~% گر چه گذشت عمر من باز ز سر ~~بگیرمش # 3 دل بگداخت چون شکر بازفسرد چون جگر %~% باز روان شد از بصر تا به نظر ~~بگیرمش # 4 راه برم به سوی او شب به چراغ ms0677 روی او %~% چون برسم به کوی او حلقه در ~~بگیرمش # 5 درد دلم بتر شده چهره من چو زر شده %~% تا ز رخم چو زر برد بر سر زر ~~بگیرمش # 6 گر چه کمر شدم چه شد هر چه بتر شدم چه شد %~% زیر و زبر شدم چه شد زیر ~~و زبر بگیرمش # 7 تا به سحر بپایمش همچو شکر بخایمش %~% بند قبا گشایمش بند کمر بگیرمش # 8 خواب شدست نرگسش زود درآیم از پسش %~% کرد سفر به خواب خوش راه سفر ~~بگیرمش PageV1P1219 ### || [genre: Gh] # 1 اگر گم گردد این بی‌دل از آن دلدار جوییدش %~% وگر اندررمد عاشق به کوی ~~یار جوییدش # 2 وگر این بلبل جانم بپرد ناگهان از تن %~% زهر خاری مپرسیدش در آن گلزار ~~جوییدش # 3 اگر بیمار عشق او شود یاوه از این مجلس %~% به پیش نرگس بیمار آن عیار ~~جوییدش # 4 وگر سرمست دل روزی زند بر سنگ آن شیشه %~% به میخانه روید آن دم از آن ~~خمار جوییدش # 5 هر آن عاشق که گم گردد هلا زنهار می‌گویم %~% بر خورشید برق انداز ~~بی‌زنهار جوییدش # 6 وگر دزدی زند نقبی بدزدد رخت عاشق را %~% میان طره مشکین آن طرار ~~جوییدش # 7 بت بیدار پرفن را که بیداری ز بخت اوست %~% چنین خفته نیابیدش مگر ~~بیدار جوییدش # 8 بپرسیدم به کوی دل ز پیری من از آن دلبر %~% اشارت کرد آن پیرم که در ~~اسرار جوییدش # 9 بگفتم پیر را بالله تویی اسرار گفت آری %~% منم دریای پرگوهر به ~~دریابار جوییدش # 10 زهی گوهر که دریا را به نور خویش پر دارد %~% مسلمانان مسلمانان در آن ~~انوار جوییدش # 11 چو یوسف شمس تبریزی به بازار صفا آمد %~% مر اخوان صفا را گو در آن ~~بازار جوییدش PageV1P1220 ### || [genre: Gh] # 1 چه دارد در دل آن خواجه که می‌تابد ز رخسارش %~% چه خوردست او که ~~می‌پیچد دو نرگسدان خمارش # 2 چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر ms0678 گویا %~% چه باتابست آن گردون ز عکس ~~بحر دربارش # 3 به کار خویش می‌رفتم به درویشی خود ناگه %~% مرا پیش آمد آن خواجه ~~بدیدم پیچ دستارش # 4 اگر چه مرغ استادم به دام خواجه افتادم %~% دل و دیده بدو دادم شدم مست ~~و سبکسارش # 5 بگفت ابروش تکبیری بزد چشمش یکی تیری %~% دلم از تیر تقدیری شد آن لحظه ~~گرفتارش # 6 مگر آن خواب دوشینه که من شوریده می‌دیدم %~% چنین بودست تعبیرش که ~~دیدم روز بیدارش # 7 شب تیره اگر دیدی همان خوابی که من دیدم %~% ز نور روز بگذشتی شعاع و ~~فر انوارش # 8 چه خواجست این چه خواجست این بنامیزد بنامیزد %~% هزاران خواجه می‌زیبد ~~اسیر و بند دیدارش # 9 کجا خواجه جهان باشد کسی کو بند جان باشد %~% چو او بنده جهان باشد ~~نباشد خواجگی یارش PageV1P1221 ### || [genre: Gh] # 1 قرین مه دو مریخند و آن دو چشمت ای دلکش %~% بدان هاروت و ماروتت ~~لجوجان را به بابل کش # 2 سلیمانا بدان خاتم که ختم جمله خوبانی %~% همه دیوان و پریان را به قهر ~~اندر سلاسل کش # 3 برای جن و انسان را گشادی گنج احسان را %~% مثال نحن اعطیناک بر محروم ~~سائل کش # 4 جسد را کن به جان روشن حسد را بیخ و بن برکن %~% نظر را بر مشارق زن ~~خرد را در مسائل کش # 5 چو لب الحمد برخواند دهش نقل و می بی‌حد %~% چو برخواند و لا الضالین ~~تو او را در دلایل کش # 6 سوی تو جان چو بشتابد دهش شمعی که ره یابد %~% چو خورشید تو را جوید چو ~~ماهش در منازل کش # 7 شراب کاس کیکاووس ده مخمور عاشق را %~% دقیقه دانی و فن را به پیش فکر ~~عاقل کش # 8 به اقبال عنایاتت بکش جان را و قابل کن %~% قبول و خلعت خود را به سوی ~~نفس قابل کش # 9 اسیر درد و حسرت را بده پیغام لاتأسوا %~% قتول عشق حسنت ms0679 را از این ~~مقتل به قاتل کش # 10 اگر کافردلست این تن شهادت عرضه کن بر وی %~% وگر بی‌حاصلست این جان ~~چه باشد توش به حاصل کش # 11 کنش زنده وگر نکنی مسیحا را تو نایب کن %~% تو وصلش ده وگر ندهی به ~~فضلش سوی فاضل کش # 12 زمین لرزید ای خاکی چو دید آن قدس و آن پاکی %~% اذا ما زلزلت برخوان ~~نظر را در زلازل کش # 13 تمامش کن هلا حالی که شاه حالی و قالی %~% کسی که قول پیش آرد خطی بر ~~قول و قایل کش PageV1P1222 ### || [genre: Gh] # 1 پریشان باد پیوسته دل از زلف پریشانش %~% وگر برناورم فردا سر خویش از ~~گریبانش # 2 الا ای شحنه خوبی ز لعل تو بسی گوهر %~% بدزدیدست جان من برنجانش ~~برنجانش # 3 گر ایمان آورد جانی به غیر کافر زلفت %~% بزن از آتش شوقت تو اندر کفر ~~و ایمانش # 4 پریشان باد زلف او که تا پنهان شود رویش %~% که تا تنها مرا باشد ~~پریشانی ز پنهانش # 5 منم در عشق بی‌برگی که اندر باغ عشق او %~% چو گل پاره کنم جامه ز ~~سودای گلستانش # 6 در آن گل‌های رخسارش همی‌غلطید روزی دل %~% بگفتم چیست این گفتا ~~همی‌غلطم در احسانش # 7 یکی خطی نویسم من ز حال خود بر آن عارض %~% که تا برخواند آن عارض که ~~استادست خط خوانش # 8 ولیکن سخت می‌ترسم از آن زلف سیه کاوش %~% که بس دل در رسن بستست آن ~~هندو ز بهتانش # 9 به چاه آن ذقن بنگر مترس ای دل ز افتادن %~% که هر دل کان رسن بیند ~~چنان چاهست زندانش PageV1P1223 ### || [genre: Gh] # 1 ریاضت نیست پیش ما همه لطفست و بخشایش %~% همه مهرست و دلداری همه عیش ~~است و آسایش # 2 هر آنچ از فقر کار آید به باغ جان به بار آید %~% به ما از شهریار آید ~~و باقی جمله آرایش # 3 همه دیدست در راهش همه صدرست درگاهش %~% وگر ms0680 تن هست در کاهش ببین جان ~~را تو افزایش # 4 ببین تو لطف پاکی را امیر سهمناکی را %~% که او یک مشت خاکی را کند در ~~لامکان جایش # 5 بسی کوران و ره شینان از او گشتند ره بینان %~% بسی جان‌های غمگینان چو ~~طوطی شد شکرخایش # 6 بسی زخمست بی‌دشنه ز پنج و چار وز شش نه %~% ز عشق آتش تشنه که جز خون ~~نیست سقایش # 7 زهی شیرین که می‌سوزم چو از شمعش برافروزم %~% زهی شادی امروزم ز ~~دولت‌های فردایش # 8 چرا من خاکی و پستم ازیرا عاشق و مستم %~% چرا من جمله جانستم ز عشق ~~جسم فرسایش # 9 به پیش عاشقان صف صف برآورده به حاجب کف %~% ز زخم اوست دل چون دف دهان ~~از ناله سرنایش # 10 از او چونست این دل چون کز او غرقست ره ره خون %~% وز او غوغاست در ~~گردون و ناله جان ز هیهایش # 11 دلا تا چند پرهیزی بگو تو شمس تبریزی %~% بنه سر تو ز سرتیزی برای فخر ~~بر پایش PageV1P1224 ### || [genre: Gh] # 1 آن یار ترش رو را این سوی کشانیدش %~% زین ساغر خندان رو جامی بچشانیدش # 2 زین باده نخوردست او زان بارد و سردست او %~% با این همه بدهیدش جامی ~~بپزانیدش # 3 او سرکه چرا آرد غوره ز چه افشارد %~% زان زهر همی‌بارد تا جمله ~~بدانیدش # 4 آن باده انگوری نفزاید جز کوری %~% پهلوی چنین باده بالله منشانیدش # 5 باشد بودش سکته در گور نباید کرد %~% زین آب خضر یک کف در حلق چکانیدش ~~PageV1P1225 ### || [genre: Gh] # 1 رویش خوش و مویش خوش وان طره جعدینش %~% صد رحمت هر ساعت بر جانش و بر ~~دینش # 2 هر لحظه و هر ساعت یک شیوه نو آرد %~% شیرینتر و نادرتر زان شیوه ~~پیشینش # 3 آن طره پرچین را چون باد بشوراند %~% صد چین و دو صد ماچین گم گردد در ~~چینش # 4 بر روی و قفای مه سیلی زده حسن او ms0681 %~% بر دبدبه قارون تسخر زده مسکینش # 5 آن ماه که می‌خندد در شرح نمی‌گنجد %~% ای چشم و چراغ من دم درکش و ~~می‌بینش # 6 صد چرخ همی‌گردد بر آب حیات او %~% صد کوه کمر بندد در خدمت تمکینش # 7 گولی مگر ای لولی این جا به چه می‌لولی %~% رو صید و تماشا کن در شاهی ~~شاهینش # 8 گر اسب ندارد جان پیشش برود لنگان %~% بنشاند آن فارس جان را سپس زینش # 9 ور پای ندارد هم سر بندد و سر بنهد %~% مانند طبیب آید آن شاه به ~~بالینش # 10 عشقست یکی جانی دررفته به صد صورت %~% دیوانه شدم باری من در فن و ~~آیینش # 11 حسن و نمک نادر در صورت عشق آمد %~% تا حسن و سکون یابد جان از پی ~~تسکینش # 12 بر طالع ماه خود تقویم عجب بست او %~% تقویم طلب می‌کن در سوره ~~والتینش # 13 خورشید به تیغ خود آن را که کشد ای جان %~% از تابش خود سازد تجهیزش و ~~تکفینش # 14 فرهاد هوای او رفتست به که کندن %~% تا لعل شود مرمر از ضربت میتینش # 15 من بس کنم ای مطرب بر پرده بگو این را %~% بشنو ز پس پرده کر و فر ~~تحسینش # 16 خامش که به پیش آمد جوزینه و لوزینه %~% لوزینه دعا گوید حلوا کند ~~آمینش PageV1P1226 ### || [genre: Gh] # 1 ای یوسف مه رویان ای جاه و جمالت خوش %~% ای خسرو و ای شیرین ای نقش و ~~خیالت خوش # 2 ای چهره تو مه وش آبست و در او آتش %~% هم آتش تو نادر هم آب زلالت خوش # 3 ای صورت لطف حق نقش تو خوشست الحق %~% ای نقش تو روحانی وی نور جلالت ~~خوش # 4 ای مستی هوش آخر در مهر بجوش آخر %~% در وصل بکوش آخر ای صبح وصالت خوش # 5 ای روز ز روی تو شب سایه موی تو %~% چون ماه برآ امشب ای طالع و فالت ~~خوش # 6 گر ms0682 لطف و وصال آری ور جور و محال آری %~% آمیخته‌ای با جان ای جور و ~~محالت خوش # 7 دل گفت مرا روزی سالی گذرد زان مه %~% جان گفت به گوش دل کای دل مه و ~~سالت خوش # 8 تبریز بگو آخر با غمزه شمس الدین %~% کای فتنه جادویان ای سحر حلالت ~~خوش PageV1P1227 ### || [genre: Gh] # 1 زلفی که به جان ارزد هر تار بشوریدش %~% بس مشک نهان دارد زنهار ~~بشوریدش # 2 در شام دو زلف او صد صبح نهان بیشست %~% هر لحظه و هر ساعت صد بار ~~بشوریدش # 3 آن دولت عالم را وان جنت خرم را %~% کز وی شکفد در جان گلزار بشوریدش # 4 آن باده همی‌جوشد وز خلق همی‌پوشد %~% تا روی شود از وی خمار بشوریدش # 5 چشم و دل مریم شد روشن از آن خرما %~% نخلیست از آن خرما پربار بشوریدش # 6 گم گشت دل مسکین اندر خم زلف او %~% باشد که بدید آید بسیار بشوریدش # 7 شمس الحق تبریزی در عشق مسیح آمد %~% هر کس که از او دارد زنار بشوریدش ~~PageV1P1228 ### || [genre: Gh] # 1 جانم به چه آرامد ای یار به آمیزش %~% صحت به چه دریابد بیمار به آمیزش # 2 هر چند به بر گیری او را نبود سیری %~% دانی به چه بنشیند این بار به ~~آمیزش # 3 آن تشنه ده روزه کی به شود از کوزه %~% الا که کند آبش خوش خوار به ~~آمیزش # 4 در وصل تو می‌جوید وز شرم نمی‌گوید %~% کامسال طرب خواهد چون پار به ~~آمیزش # 5 کاری که کند بنده تقدیر زند خنده %~% کای خفته بجو آخر این کار به ~~آمیزش # 6 زیرا که به آمیزش یک خشت شود قصری %~% زیرا که شود جامه یک تار به ~~آمیزش # 7 اندر چمن عشقت شمس الحق تبریزی %~% صد گلشن و گل گردد یک خار به آمیزش ~~PageV1P1229 ### || [genre: Gh] # 1 وقتت خوش وقتت خوش حلوایی و شکرکش %~% جمشید تو را چاکر خورشید تو را ~~مفرش ms0683 # 2 بخرام بیا کاین دم والله که نمی‌گنجد %~% نی میوه و نی شیوه نی چرخ و ~~مه و مه وش # 3 جز ما و تو و جامی دریا کف خوش نامی %~% چون دیگ مجوش از غم چون ریگ ~~بیا درکش # 4 زان سوی چو بگذشتم شش پنج زنش گشتم %~% یا رب که چه‌ها دارد زان جانب ~~پنج و شش # 5 ناساخته افتادم در دام تو ای خوش دم %~% ای باده در باده ای آتش در آتش # 6 نی بس کن و نی بس کن خود را همه اخرس کن %~% کاین نیست قرائاتی کش فهم ~~کند اخفش PageV1P1230 ### || [genre: Gh] # 1 هنگام صبوح آمد ای مرغ سحرخوانش %~% با زهره درآ گویان در حلقه مستانش # 2 هر جان که بود محرم بیدار کنش آن دم %~% وان کو نبود محرم تا حشر ~~بخسبانش # 3 می‌گو سخنش بسته در گوش دل آهسته %~% تا کفر به پیش آرد صد گوهر ایمانش # 4 یک برق ز عشق شه بر چرخ زند ناگه %~% آتش فتد اندر مه برهم زند ارکانش # 5 آن جا که عنایت‌ها بخشید ولایت‌ها %~% آن جا چه زند کوشش آن جا چه بود ~~دانش # 6 آن جا که نظر باشد هر کار چو زر باشد %~% بی‌دست برد چوگان هر گوی ز ~~میدانش # 7 شمس الحق تبریزی کو هر دل بی‌دل را %~% می‌آرد و می‌آرد تا حضرت سلطانش ~~PageV1P1231 ### || [genre: Gh] # 1 درون ظلمتی می‌جو صفاتش %~% که باشد نور و ظلمت محو ذاتش # 2 در آن ظلمت رسی در آب حیوان %~% نه در هر ظلمتست آب حیاتش # 3 بسی دل‌ها رسد آن جا چو برقی %~% ولی مشکل بود آن جا ثباتش # 4 خنک آن بیدق فرخ رخی را %~% که هر دم می‌رساند شه به ماتش # 5 بسی دل‌ها چو شکر شد شکسته %~% نگشته صاف و نابسته نباتش # 6 بپوشیده ز خود تشریف فقرش %~% هم از یاقوت خود داده زکاتش # 7 اگر رویش به قبله می‌نبینی %~% درون کعبه ms0684 شد جای صلاتش # 8 شب قدرست او دریاب او را %~% امان یابی چو برخوانی براتش # 9 ز هجران خداوند شمس تبریز %~% شده نالان حیاتش از مماتش PageV1P1232 ### || [genre: Gh] # 1 قضا آمد شنو طبل نفیرش %~% نفیرش تلختر یا زخم تیرش # 2 چو دایه این جهان پستان سیه کرد %~% گلوگیر آمدت چون شهد شیرش # 3 خنک طفلی که دندان خرد یافت %~% رهد زین دایه و شیر و زحیرش # 4 بشارت‌های غیبی شد غذااش %~% ز شیرش وارهانید از بشیرش # 5 چو هر دم می‌رسد تلقین عشقش %~% چه غم دارد ز منکر یا نکیرش # 6 چو آن خورشید بر وی سایه انداخت %~% ز دوزخ ایمنست و زمهریرش # 7 به اقبال جوان واگشت جانی %~% که راه دین نزد این چرخ پیرش # 8 بدان دارالامان و اصل خود رفت %~% رهید از دامگاه و دار و گیرش # 9 رهید از بند شحنه حرص و آزی %~% که کرده بود بیچاره و حقیرش # 10 رو ای جان کز رباط کهنه جستی %~% ز غصه آجر و حجره و حصیرش # 11 نثارش آید از رضوان جنت %~% کنارش گیرد آن بدر منیرش # 12 تماشا یافت آن چشم عفیفش %~% سعادت یافت آن نفس فقیرش # 13 خجسته باد باغستان خلدش %~% مبارک باد آن نعم المصیرش PageV1P1233 ### || [genre: Gh] # 1 نگاری را که می‌جویم به جانش %~% نمی‌بینم میان حاضرانش # 2 کجا رفت او میان حاضران نیست %~% در این مجلس نمی‌بینم نشانش # 3 نظر می‌افکنم هر سو و هر جا %~% نمی‌بینم اثر از گلستانش # 4 مسلمانان کجا شد نامداری %~% که می‌دیدم چو شمع اندر میانش # 5 بگو نامش که هر کی نام او گفت %~% به گور اندر نپوسد استخوانش # 6 خنک آن را که دست او ببوسید %~% به وقت مرگ شیرین شد دهانش # 7 ز رویش شکر گویم یا ز خویش %~% که کفو او نمی‌بیند جهانش # 8 زمینی گر نیابد شکل او چیست %~% که می‌گردد در این عشق آسمانش # 9 بگو القاب شمس الدین تبریز %~% مدار از ms0685 گوش مشتاقان نهانش PageV1P1234 ### || [genre: Gh] # 1 برفتم دی به پیشش سخت پرجوش %~% نپرسید او مرا بنشست خاموش # 2 نظر کردم بر او یعنی که واپرس %~% که بی‌روی چو ماهم چون بدی دوش # 3 نظر اندر زمین می‌کرد یارم %~% که یعنی چون زمین شو پست و بی‌هوش # 4 ببوسیدم زمین را سجده کردم %~% که یعنی چون زمینم مست و مدهوش ~~PageV1P1235 ### || [genre: Gh] # 1 شنو پندی ز من ای یار خوش کیش %~% به خون دل برآید کار درویش # 2 یقین می‌دان مجیب و مستجابست %~% دعای سوخته درویش دل ریش # 3 چو آن سلطان بی‌چون را بدیدی %~% غنی گشتی رهیدی از کم و بیش # 4 چو اسماعیل قربان شو در این عشق %~% ولی را بنده شو گر نیستی میش # 5 چو پختی در هوای شمس تبریز %~% از این خامان بیهوده میندیش PageV1P1236 ### || [genre: Gh] # 1 امروز خوش است دل که تو دوش %~% خون دل ما بخورده‌ای نوش # 2 ای دوش نموده روی چون ماه %~% و امروز هزار شکل و روپوش # 3 دل سجده کنان به پیش آن چشم %~% جان حلقه شده به پیش آن گوش # 4 هر لحظه اشارتی که هش دار %~% هش می‌خواهی ز مرد بی‌هوش # 5 سرنای توام مرا تو گویی %~% من در تو فرودمم تو مخروش # 6 از بیم تو گشته شیر گربه %~% در خاک خزیده صبر چون موش # 7 هر ذره کنار اگر گشاید %~% خورشید نگنجد اندر آغوش # 8 خورشید چو شد تو را خریدار %~% ای ذره به نقد نسیه بفروش # 9 باقی غزل مگو که حیفست %~% ما در گفتار و دوست خاموش # 10 لیکن چه کنم که رسم کهنه‌ست %~% دریا خاموش و موج در جوش PageV1P1237 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه تو عاقلانه می‌باش %~% چون بی‌خبری ز شور اوباش # 2 آن چهره که رشک فخر فقرست %~% با ناخن زشت خویش مخراش # 3 آن بت به خیال درنگنجد %~% بت‌ها به خیال خانه متراش # 4 جمله بت و بت پرست چون اوست ms0686 %~% غیر کل و جمله چیست جز لاش # 5 نی فهم کنند خلق این را %~% نی دستوری که دم زنم فاش # 6 این ماش برنج احولانست %~% ور نی نه برنج هست و نی ماش # 7 پایان‌ها را کجا شناسند %~% چون پوشیدست رشک روهاش # 8 گر می‌دزدی ز زندگان دزد %~% ای دزد کفن به شب چو نباش # 9 اما ز قضاست مات من مات %~% هم حکم قضاست عاش من عاش # 10 خامش که ز شب خبر ندارد %~% آن کس که به روز خورد خشخاش PageV1P1238 ### || [genre: Gh] # 1 آن مطرب ما خوشست و چنگش %~% دیوانه شود دل از ترنگش # 2 چون چنگ زند یکی تو بنگر %~% کز لطف چگونه گشت رنگش # 3 گر تنگ آیی ز زندگانی %~% برجه به کنار گیر تنگش PageV1P1239 ### || [genre: Gh] # 1 ما نعره به شب زنیم و خاموش %~% تا درنرود درون هر گوش # 2 تا بو نبرد دماغ هر خام %~% بر دیگ وفا نهیم سرپوش # 3 بخلی نبود ولی نشاید %~% این شهره گلاب و خانه موش # 4 شب آمد و جوش خلق بنشست %~% برخیز کز آن ماست سرجوش # 5 امشب ز تو قدر یافت و عزت %~% بر دوش ز کبر می‌زند دوش # 6 یک چند سماع گوش کردیم %~% بردار سماع جان بی‌هوش # 7 ای تن دهنت پر از شکر شد %~% پیشت گله نیست هیچ مخروش # 8 ای چنبر دف رسن گسستی %~% با چرخه و دلو و چاه کم کوش # 9 چون گشت شکار شیر جانی %~% بیزار شد از شکار خرگوش # 10 خرگوش که صورتند بی‌جان %~% گرمابه پر از نگار منقوش # 11 با نفس حدیث روح کم گوی %~% وز ناقه مرده شیر کم دوش # 12 از شر بگریز یار شب باش %~% کاندر سر شب نهند شب پوش # 13 تا صبح وصال دررسیدن %~% درکش شب تیره را در آغوش # 14 از یاد لقای یار بی‌خواب %~% از خواب شدستمان فراموش # 15 شب چتر سیاه دان و با وی %~% نعره دهلست و بانک ms0687 چاووش # 16 این فتنه به هر دمی فزونست %~% امشب بترست عشق از دوش # 17 شب چیست نقاب روی مقصود %~% کای رحمت و آفرین بر آن روش # 18 هین طبلک شب روان فروکوب %~% زیرا که سوار شد سیاووش PageV1P1240 ### || [genre: Gh] # 1 گر لاش نمود راه قلاش %~% ای هر دو جهان غلام آن لاش # 2 ای دیده جهان و جان ندیده %~% جانست جهان تو یک نفس باش # 3 گردیست جهان و اندر این گرد %~% جاروب نهان شدست و فراش # 4 این مشعله از کجاست بینی %~% آن روز که بشکنی چو خشخاش # 5 عشقی که نهان و آشکارست %~% خون ریز و ستمگرست و اوباش # 6 چون کشته شوی در او بمانی %~% من مات من الهوی فقد عاش # 7 عشقست نه زر نهان نماند %~% العاشق کل سره فاش # 8 لا حسن یلد حیث لا عشق %~% شاباش زهی جمال شاباش PageV1P1241 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآ ای اصل اصل شادمانی شاد باش %~% اندرآ ای آب آب زندگانی شاد باش # 2 گرت بیند زندگانی تا ابد باقی شود %~% ورت بیند مرده هم داند که جانی ~~شاد باش # 3 همچنین تو دم به دم آن جام باقی می‌رسان %~% تا شویم از دست و آن باقی ~~تو دانی شاد باش # 4 بر نشانه خاک ما اینک نشان زخم تو %~% ای نشانه شاد زی و ای نشانی شاد ~~باش # 5 ای هما کز سایه‌ات پر یافت کوه قاف نیز %~% ای همای خوش لقای آن جهانی ~~شاد باش # 6 هم ظریفی هم حریفی هم چراغی هم شراب %~% هم جهانی هم نهانی هم عیانی ~~شاد باش # 7 تحفه‌های آن جهانی می‌رسانی دم به دم %~% می‌رسان و می‌رسان خوش ~~می‌رسانی شاد باش # 8 رخت‌ها را می‌کشاند جان مستان سوی تو %~% می‌چشان و می‌کشان خوش ~~می‌کشانی شاد باش # 9 ای جهان را شاد کرده وی زمین را جمله گنج %~% تا زمین گوید تو را کای ~~آسمانی شاد باش # 10 گر سر خوبی بخارد دلبری در ms0688 عهد تو %~% پرچمش آرند پیشت ارمغانی شاد ~~باش # 11 گوهر آدم به عالم شمس تبریزی تویی %~% ای ز تو حیران شده بحر معانی ~~شاد باش PageV1P1242 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنایی گر نیابی یار یار خویش باش %~% در جهان هر مرد و کاری مرد کار ~~خویش باش # 2 هر یکی زین کاروان مر رخت خود را رهزنند %~% خویشتن را پس نشان و پیش ~~بار خویش باش # 3 حس فانی می‌دهند و عشق فانی می‌خرند %~% زین دو جوی خشک بگذر جویبار ~~خویش باش # 4 می‌کشندت دست دست این دوستان تا نیستی %~% دست دزد از دستشان و دستیار ~~خویش باش # 5 این نگاران نقش پرده آن نگاران دلند %~% پرده را بردار و دررو با نگار ~~خویش باش # 6 با نگار خویش باش و خوب خوب اندیش باش %~% از دو عالم بیش باش و در ~~دیار خویش باش # 7 رو مکن مستی از آن خمری کز او زاید غرور %~% غره آن روی بین و هوشیار ~~خویش باش PageV1P1243 ### || [genre: Gh] # 1 آنک بیرون از جهان بد در جهان آوردمش %~% و آنک می‌کرد او کرانه در ~~میان آوردمش # 2 آنک عشوه کار او بد عشوه‌ای بنمودمش %~% و آنک از من سر کشیدی کشکشان ~~آوردمش # 3 آنک هر صبحی تقاضا می‌کند جان را ز من %~% از تقاضا بر تقاضا من به جان ~~آوردمش # 4 جان سرگردان که گم شد در بیابان فراق %~% از بیابان‌ها سوی دارالامان ~~آوردمش # 5 گفت جان من می‌نیایم تا بننمایی نشان %~% کو نشان کو مهر سلطان من نشان ~~آوردمش # 6 مهربانی کردن این باشد که بستم دست دزد %~% دست بسته پیش میر مهربان ~~آوردمش # 7 چونک یک گوشه ردای مصطفی آمد به دست %~% آنک بد در قعر دوزخ در جنان ~~آوردمش PageV1P1244 ### || [genre: Gh] # 1 دوش رفتم در میان مجلس سلطان خویش %~% بر کف ساقی بدیدم در صراحی جان ~~خویش # 2 گفتمش ای جان جان ساقیان بهر خدا %~% پر کنی پیمانه و نشکنی پیمان ms0689 خویش # 3 خوش بخندید و بگفت ای ذوالکرم خدمت کنم %~% حرمتت دارم به حق و حرمت ~~ایمان خویش # 4 ساغری آورد و بوسید و نهاد او بر کفم %~% پرمی رخشنده همچون چهره رخشان ~~خویش # 5 سجده کردم پیش او و درکشیدم جام را %~% آتشی افکند در من می ز آتشدان ~~خویش # 6 چون پیاپی کرد و بر من ریخت زان سان جام چند %~% آن می چون زر سرخم برد ~~اندر کان خویش # 7 از گل رخسار او سرسبز دیدم باغ خویش %~% ز ابروی چون سنبل او پخته دیدم ~~نان خویش # 8 بخت و روزی هر کسی اندر خراباتی روید %~% من کیم غمخوارگی را یافتم من ~~آن خویش # 9 بولهب را دیدم آن جا دست می‌خایید سخت %~% بوهریره دست کرده در دل ~~انبان خویش # 10 بولهب چون پشت بود و رو نبیند هیچ پشت %~% بوهریره روی کرده در مه و ~~کیوان خویش # 11 بولهب در فکر رفته حجت و برهان طلب %~% بوهریره حجت خویش است و هم ~~برهان خویش # 12 نیست هر خم لایق می هین سر خم را ببند %~% تا برآرد خم دیگر ساقی از ~~خمدان خویش # 13 بس کنم تا میر مجلس بازگوید با شما %~% داستان صد هزاران مجلس پنهان ~~خویش PageV1P1245 ### || [genre: Gh] # 1 عارفان را شمع و شاهد نیست از بیرون خویش %~% خون انگوری نخورده باده ~~شان هم خون خویش # 2 هر کسی اندر جهان مجنون لیلی شدند %~% عارفان لیلی خویش و دم به دم ~~مجنون خویش # 3 ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این %~% بعد از این میزان خود شو تا شوی ~~موزون خویش # 4 گر تو فرعون منی از مصر تن بیرون کنی %~% در درون حالی ببینی موسی و ~~هارون خویش # 5 لنگری از گنج مادون بسته‌ای بر پای جان %~% تا فروتر می‌روی هر روز با ~~قارون خویش # 6 یونسی دیدم نشسته بر لب دریای عشق %~% گفتمش چونی جوابم داد بر قانون ~~خویش # 7 گفت بودم اندر ms0690 این دریا غذای ماهیی %~% پس چو حرف نون خمیدم تا شدم ~~ذاالنون خویش # 8 زین سپس ما را مگو چونی و از چون درگذر %~% چون ز چونی دم زند آن کس که ~~شد بی‌چون خویش # 9 باده غمگینان خورند و ما ز می خوش دلتریم %~% رو به محبوسان غم ده ~~ساقیا افیون خویش # 10 خون ما بر غم حرام و خون غم بر ما حلال %~% هر غمی کو گرد ما گردید شد ~~در خون خویش # 11 باده گلگونه‌ست بر رخسار بیماران غم %~% ما خوش از رنگ خودیم و چهره ~~گلگون خویش # 12 من نیم موقوف نفخ صور همچون مردگان %~% هر زمانم عشق جانی می‌دهد ز ~~افسون خویش # 13 در بهشت استبرق سبزست و خلخال و حریر %~% عشق نقدم می‌دهد از اطلس و ~~اکسون خویش # 14 دی منجم گفت دیدم طالعی داری تو سعد %~% گفتمش آری ولیک از ماه ~~روزافزون خویش # 15 مه کی باشد با مه ما کز جمال و طالعش %~% نحس اکبر سعد اکبر گشت بر ~~گردون خویش PageV1P1246 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا بی‌گه رسیدی می بده مردانه باش %~% ساقی دیوانگانی همچو می ~~دیوانه باش # 2 سر به سر پر کن قدح را موی را گنجا مده %~% وان کز این میدان بترسد گو ~~برو در خانه باش # 3 چون ز خود بیگانه گشتی رو یگانه مطلقی %~% بعد از آن خواهی وفا کن خواه ~~رو بیگانه باش # 4 درهای باصدف را سوی دریا راه نیست %~% گر چنان دریات باید بی‌صدف ~~دردانه باش # 5 بانگ بر طوفان بزن تا او نباشد خیره کش %~% شمع را تهدید کن کای شمع ~~چون پروانه باش # 6 کاسه سر را تهی کن وانگهی با سر بگو %~% کای مبارک کاسه سر عشق را ~~پیمانه باش # 7 لانه تو عشق بودست ای همای لایزال %~% عشق را محکم بگیر و ساکن این ~~لانه باش PageV1P1247 ### || [genre: Gh] # 1 شده‌ام سپند حسنت وطنم میان آتش %~% چو ز تیر تست بنده بکشد ms0691 کمان آتش # 2 چو بسوخت جان عاشق ز حبیب سر برآرد %~% چه بسوخت اندر آتش که نگشت جان ~~آتش # 3 بمسوز جز دلم را که ز آتشت به داغم %~% بنگر به سینه من اثر سنان آتش # 4 که ستاره‌های آتش سوی سوخته گراید %~% که ز سوخته بیابد شررش نشان آتش # 5 غم عشق آتشینت چو درخت کرد خشکم %~% چو درخت خشک گردد نبود جز آن آتش # 6 خنک آنک ز آتش تو سمن و گلشن بروید %~% که خلیل عشق داند به صفا زبان ~~آتش # 7 که خلیل او بر آتش چو دخان بود سواره %~% که خلیل مالک آمد به کفش عنان ~~آتش # 8 سحری صلای عشقت بشنید گوش جانم %~% که درآ در آتش ما بجه از جهان آتش # 9 دل چون تنور پر شد که ز سوز چند گوید %~% دهن پرآتش من سخن از دهان آتش ~~PageV1P1248 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده اگر می‌ببرد جان رسدش %~% وگر از غمزه جادو برد ایمان رسدش # 2 لشکر دیو و پری جمله به فرمان ویند %~% با چنین عز و شرف ملک سلیمان ~~رسدش # 3 صد هزاران دل یعقوب حزین زنده بدوست %~% کر و فر شرف یوسف کنعان رسدش # 4 لب عیسی صفتش مرده به دم زنده کند %~% گر پرد با پر جان جانب کیوان ~~رسدش # 5 نوح وقتیست که عشق ابدی کشتی اوست %~% گر جهان زیر و زبر کرد به طوفان ~~رسدش # 6 عشق او گرد برانگیخت ز دریای عدم %~% ید بیضا و عصایی شده ثعبان رسدش # 7 جملگی تشنه دلان قوت از او می‌یابند %~% با چنین لقمه دهی شهرت لقمان ~~رسدش PageV1P1249 ### || [genre: Gh] # 1 گر لب او شکند نرخ شکر می‌رسدش %~% ور رخش طعنه زند بر گل تر می‌رسدش # 2 گر فلک سجده برد بر در او می‌سزدش %~% ور ستاند گرو از قرص قمر می‌رسدش # 3 ور شه عقل که عالم همگی چاکر اوست %~% جهت خدمت او بست کمر می‌رسدش # 4 شاه خورشید ms0692 که بر زنگی شب تیغ کشید %~% گر پی هیبتش افکند سپر می‌رسدش # 5 گر عطارد ز پی دایره و نقطه او %~% همچو پرگار دوانست به سر می‌رسدش # 6 آن جمالی که فرشته نبود محرم او %~% گر ندارد سر دیدار بشر می‌رسدش # 7 کار و بار ملکانی که زبردست شدند %~% نکند ور بکند زیر و زبر می‌رسدش # 8 می‌شمردم من از این نوع شنودم ز فلک %~% که از این‌ها بگذر چیز دگر ~~می‌رسدش PageV1P1250 ### || [genre: Gh] # 1 آن که مه غاشیه زین چو غلامان کشدش %~% بوک این همت ما جانب بستان کشدش # 2 گر چه جان را نبود قوت این گستاخی %~% آنک جان از مدد رحمت جانان کشدش # 3 هر دم از یاد لبش جان لب خود می‌لیسد %~% ور سقط می‌شنود از بن دندان ~~کشدش # 4 جانب محو و فنا رخت کشیدند مهان %~% تا بقا لطف کند جانب ایشان کشدش # 5 ای بسا جان که چو یعقوب همی زهر چشد %~% تا که آن یوسف جان در شکرستان ~~کشدش # 6 هر کسی کو بتر از وی خرد فخر کند %~% گر چه چون ماه بود چرخ به میزان ~~کشدش # 7 هر که در دیده عشاق شود مردمکی %~% آن نظر زود سوی گوهر انسان کشدش # 8 کافر زلف وی آن را که ز راهش ببرد %~% کفر آید بر او جانب ایمان کشدش # 9 شمس تبریز مرا عشق تو سرمست کند %~% هر کی او باده کشد باده بدین سان ~~کشدش PageV1P1251 ### || [genre: Gh] # 1 بر ملک نیست نهان حال دل و نیک و بدش %~% نفس اگر سر بکشد گوش کشان ~~می‌کشدش # 2 جان دل اصل دل و اصل دلت فصل دلست %~% وگرش او ندهد جان ز کی باشد مددش # 3 دل ز دردش چه خوشی‌ها و طرب‌ها دارد %~% تو مگیر آن کرم وان دهش ~~بی‌عددش # 4 ملک الموت برید از دلم آن روز طمع %~% که مشرف شدم از طوق حیات ابدش # 5 برد سود دو جهان و ms0693 آنچ نیاید به زبان %~% کاروانی که غم عشق خدا راه ~~زدش # 6 سوسن استایش او کرد کز او یافت زبان %~% سرو آزادی او کرد که بخشید قدش # 7 بلبل آن را بستاید که زبانش آموخت %~% گل از او جامه دراند که برافروخت ~~خدش # 8 کیست کو دانه اومید در این خاک بکاشت %~% که بهار کرمش بازنبخشید صدش # 9 میوه تلخ و ترش خام طمع بود ولی %~% آفتاب کرم تو به کرم می‌پزدش # 10 آفتاب از پی آن سجده که هر شام کند %~% چه زیان کرد از آن شاه که جان ~~شد جسدش # 11 همه شب سجده کنان می‌رود و وقت سحر %~% روش بخشد که بمیرد مه چرخ از ~~حسدش # 12 هر که امروز کند شهوت خود را در گور %~% هر یکی حور شود مونس گور و ~~الحدش # 13 هر کی او اسب دواند به سوی گمراهی %~% کند آن اسب لگدکوب نکال از لگدش # 14 بهل ابتر تو غزل را به ازل حیران باش %~% که تمامش کند و شرح دهد هم ~~صمدش PageV1P1252 ### || [genre: Gh] # 1 من توام تو منی ای دوست مرو از بر خویش %~% خویش را غیر مینگار و مران ~~از در خویش # 2 سر و پا گم مکن از فتنه بی‌پایانت %~% تا چو حیران بزنم پای جفا بر سر ~~خویش # 3 آن که چون سایه ز شخص تو جدا نیست منم %~% مکش ای دوست تو بر سایه خود ~~خنجر خویش # 4 ای درختی که به هر سوت هزاران سایه‌ست %~% سایه‌ها را بنواز و مبر از ~~گوهر خویش # 5 سایه‌ها را همه پنهان کن و فانی در نور %~% برگشا طلعت خورشیدرخ انور ~~خویش # 6 ملک دل از دودلی تو مخبط گشتست %~% بر سر تخت برآ پا مکش از منبر خویش # 7 عقل تاجست چنین گفت به تثمیل علی %~% تاج را گوهر نو بخش تو از گوهر ~~خویش PageV1P1253 ### || [genre: Gh] # 1 اندک اندک راه زد سیم و زرش %~% مرگ و جسک ms0694 نو فتاد اندر سرش # 2 عشق گردانید با او پوستین %~% می‌گریزد خواجه از شور و شرش # 3 اندک اندک روی سرخش زرد شد %~% اندک اندک خشک شد چشم ترش # 4 وسوسه و اندیشه بر وی در گشاد %~% راند عشق لاابالی از درش # 5 اندک اندک شاخ و برگش خشک گشت %~% چون بریده شد رگ بیخ آورش # 6 اندک اندک دیو شد لاحول گو %~% سست شد در عاشقی بال و پرش # 7 اندک اندک گشت صوفی خرقه دوز %~% رفت وجد و حالت خرقه درش # 8 عشق داد و دل بر این عالم نهاد %~% در برش زین پس نیاید دلبرش # 9 زان همی‌جنباند سر او سست سست %~% کآمد اندر پا و افتاد اکثرش # 10 بهر او پر می‌کنم من ساغری %~% گر بنوشد برجهاند ساغرش # 11 دست‌ها زان سان برآرد کآسمان %~% بشنود آواز الله اکبرش # 12 میر ما سیرست از این گفت و ملول %~% درکشان اندر حدیث دیگرش # 13 کشته عشقم نترسم از امیر %~% هر کی شد کشته چه خوف از خنجرش # 14 بترین مرگ‌ها بی‌عشقی است %~% بر چه می‌لرزد صدف بر گوهرش # 15 برگ‌ها لرزان ز بیم خشکی اند %~% تا نگردد خشک شاخ اخضرش # 16 در تک دریا گریزد هر صدف %~% تا بنربایند گوهر از برش # 17 چون ربودند از صدف دانه گهر %~% بعد از آن چه آب خوش چه آذرش # 18 آن صدف بی‌چشم و بی‌گوش است شاد %~% در به باطن درگشاده منظرش # 19 گر بماند عاشقی از کاروان %~% بر سر ره خضر آید رهبرش # 20 خواجه می‌گرید که ماند از قافله %~% لیک می‌خندد خر اندر آخرش # 21 عشق را بگذاشت و دم خر گرفت %~% لاجرم سرگین خر شد عنبرش # 22 ملک را بگذاشت و بر سرگین نشست %~% لاجرم شد خرمگس سرلشکرش # 23 خرمگس آن وسوسه‌ست و آن خیال %~% که همی خارش دهد همچون گرش # 24 گر ندارد شرم و واناید از این %~% وانمایم شاخ‌های دیگرش # 25 تو مکن شاخش چو ms0695 مرد اندر خری %~% گاو خیزد با سه شاخ از محشرش ~~PageV1P1254 ### || [genre: Gh] # 1 آنک جانش داده‌ای آن را مکش %~% ور ندادی نقش بی‌جان را مکش # 2 آن دو زلف کافر خود را بگو %~% کای یگانه اهل ایمان را مکش # 3 آفتابا روی خود جلوه مکن %~% چند روزی ماه تابان را مکش # 4 چون تو سیمرغی به قاف ذوالجلال %~% بازگرد و جمله مرغان را مکش # 5 در میان خون هر مسکین مرو %~% جز قباد و شاه خاقان را مکش # 6 گر مرا دربان عشقت بار داد %~% از سر غیرت تو دربان را مکش # 7 گر فضولم من که مهمان توام %~% شرط نبود هیچ مهمان را مکش # 8 مست میدانم ز می‌دانم خراب %~% شیشه مشکن مست میدان را مکش # 9 شمس تبریزی تویی سلطان من %~% بازگشتم باز سلطان را مکش PageV1P1255 ### || [genre: Gh] # 1 چون تو شادی بنده گو غمخوار باش %~% تو عزیزی صد چو ما گو خوار باش # 2 کار تو باید که باشد بر مراد %~% کارهای عاشقان گو زار باش # 3 شاه منصوری و ملکت آن توست %~% بنده چون منصور گو بر دار باش # 4 اشتر مستم نجویم نسترن %~% نوشخوارم در رهت گو خار باش # 5 نشنوم من هیچ جز پیغام او %~% هر چه خواهی گفت گو اسرار باش # 6 ای دل آن جایی تو باری که ویست %~% از جمال یار برخوردار باش # 7 او طبیبست و به بیماران رود %~% ای تن وامانده تو بیمار باش # 8 بر امید یار غار خلوتی %~% ثانی اثنین برو در غار باش # 9 بر امید داد و ایثار بهار %~% مهرها می‌کار و در ایثار باش # 10 خرمنا بر طمع ماه بانمک %~% گم شو از دزد و در آن انبار باش # 11 بهر نطق یار خوش گفتار خویش %~% لب ببند از گفت و کم گفتار باش ~~PageV1P1256 ### || [genre: Gh] # 1 آن مایی همچو ما دلشاد باش %~% در گلستان همچو سرو آزاد باش # 2 چون ز شاگردان عشقی ms0696 ای ظریف %~% در گشاد دل چو عشق استاد باش # 3 گر غمی آید گلوی او بگیر %~% داد از او بستان امیرداد باش # 4 جان تو مستست در بزم احد %~% تن میان خلق گو آحاد باش # 5 گاه با شیرین چو خسرو خوش بخند %~% گه ز هجرش کوه کن فرهاد باش # 6 گه نشاط انگیز همچون گلشنش %~% گه چو بلبل نال و خوش فریاد باش # 7 پیش سروش چون خرامد خاک باش %~% چون گلش عنبر فشاند باد باش # 8 حاصل اینست ای برادر چون فلک %~% در جهان کهنه نوبنیاد باش # 9 در میان خارها چون خارپشت %~% سر درون و شادمان و راد باش PageV1P1257 ### || [genre: Gh] # 1 عقل آمد عاشقا خود را بپوش %~% وای ما ای وای ما از عقل و هوش # 2 یا برو از جمع ما ای چشم و عقل %~% یا شوم از ننگ تو بی‌چشم و گوش # 3 تو چو آبی ز آتش ما دور شو %~% یا درآ در دیگ ما با ما بجوش # 4 گر نمی‌خواهی که خردت بشکند %~% مرده شو با موج و با دریا مکوش # 5 گر بگویی عاشقم هست امتحان %~% سر مپیچ و رطل مردان را بنوش # 6 می‌خروشم لیکن از مستی عشق %~% همچو چنگم بی‌خبر من از خروش # 7 شمس تبریزی مرا کردی خراب %~% هم تو ساقی هم تو می هم می فروش ~~PageV1P1258 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآمد شاه شیرینان ترش %~% جان شیرینم فدای آن ترش # 2 چشم کژبین را بگفتم کژ مبین %~% کس کند باور گل خندان ترش # 3 در هر آن زندان که درتابد رخش %~% کس نماند در همه زندان ترش # 4 گرد باغش گشتم و والله نبود %~% میوه‌ای اندر همه بستان ترش # 5 در حرم خندان بود سلطان ولیک %~% می‌نماید خویش در دیوان ترش # 6 گر تو مرد مؤمنی باور مکن %~% انگبین و شکر و ایمان ترش # 7 منکر ار باشد ترش نبود عجب %~% نسبتی دارد به بادنجان ترش PageV1P1259 ### || [genre: Gh] # 1 ms0697 روی تو جان جانست از جان نهان مدارش %~% آنچ از جهان فزونست اندر جهان ~~درآرش # 2 ای قطب آسمان‌ها در آسمان جان‌ها %~% جان گرد توست گردان می‌دار ~~بی‌قرارش # 3 همچون انار خندان عالم نمود دندان %~% در خویش می‌نگنجد از خویشتن ~~برآرش # 4 نگذارد آفتابش یک ذره اختیارم %~% تا اختیار دارم کی باشم اختیارش # 5 از خاک چون غباری برداشت باد عشقم %~% آن جا که باد جنبد آن جا بود ~~غبارش # 6 در خاک تیره دانه زان رو به جنبش آمد %~% کز عشق خاکیان را بر می‌کشد ~~بهارش # 7 هم بدر و هم هلالش هم حور و هم جمالش %~% هم باغ و هم نهالش چون من در ~~انتظارش # 8 جامش نعوذبالله دامش نعوذبالله %~% نامش نعوذبالله والله که نیست یارش # 9 من همچو گلبنانم او همچو باغبانم %~% از وی شکفت جانم بر وی بود نثارش # 10 چون برگ من ز بالا رقصان به پستی آیم %~% لرزان که تا نیفتم الا که در ~~کنارش # 11 حیله گریست کارش مهره بریست کارش %~% پرده دریست کارش نی سرسریست کارش # 12 می‌خارد این گلویم گویم عجب نگویم %~% بگذار تا بخارد بی‌محرمی مخارش ~~PageV1P1260 ### || [genre: Gh] # 1 گر جان بجز تو خواهد از خویش برکنیمش %~% ور چرخ سرکش آید بر همدگر ~~زنیمش # 2 گر رخت خویش خواهد ما رخت او دهیمش %~% ور قلعه‌ها درآید ویرانه‌ها ~~کنیمش # 3 گر این جهان چو جانست ما جان جان جانیم %~% ور این فلک سر آمد ما چشم ~~روشنیمش # 4 بیخ درخت خاکست وین چرخ شاخ و برگش %~% عالم درخت زیتون ما همچو ~~روغنیمش # 5 چون عشق شمس تبریز آهن ربای باشد %~% ما بر طریق خدمت مانند آهنیمش ~~PageV1P1261 ### || [genre: Gh] # 1 سرمست شد نگارم بنگر به نرگسانش %~% مستانه شد حدیثش پیچیده شد زبانش # 2 گه می‌فتد از این سو گه می‌فتد از آن سو %~% آن کس که مست گردد خود این ~~بود نشانش # 3 چشمش بلای مستان ما را از او مترسان %~% من ms0698 مستم و نترسم از چوب ~~شحنگانش # 4 ای عشق الله الله سرمست شد شهنشه %~% برجه بگیر زلفش درکش در این میانش # 5 اندیشه‌ای که آید در دل ز یار گوید %~% جان بر سرش فشانم پرزر کنم ~~دهانش # 6 آن روی گلستانش وان بلبل بیانش %~% وان شیوه‌هاش یا رب تا با کیست آنش # 7 این صورتش بهانه‌ست او نور آسمانست %~% بگذر ز نقش و صورت جانش خوشست ~~جانش # 8 دی را بهار بخشد شب را نهار بخشد %~% پس این جهان مرده زنده‌ست از آن ~~جهانش PageV1P1262 ### || [genre: Gh] # 1 می‌گفت چشم شوخش با طره سیاهش %~% من دم دهم فلان را تو درربا کلاهش # 2 یعقوب را بگویم یوسف به قعر چاهست %~% چون بر سر چه آید تو درفکن به ~~چاهش # 3 ما شکل حاجیانیم جاسوس و رهزنانیم %~% حاجی چو در ره آید ما خود زنیم ~~راهش # 4 ما شاخ ارغوانیم در آب و می‌نماییم %~% با نعل بازگونه چون ماه و چون ~~سپاهش # 5 روباه دید دنبه در سبزه زار و می‌گفت %~% هرگز کی دید دنبه بی‌دام در ~~گیاهش # 6 وان گرگ از حریصی در دنبه چون نمک شد %~% از دام بی‌خبر بد آن خاطر ~~تباهش # 7 ابله چو اندرافتد گوید که بی‌گناهم %~% بس نیست ای برادر آن ابلهی ~~گناهش # 8 ابله کننده عشقست عشقی گزین تو باری %~% کابله شدن بیرزد حسن و جمال و ~~جاهش # 9 پای تو درد گیرد افسون جان بر او خوان %~% آن پای گاو باشد کافسون اوست ~~کاهش # 10 حلق تو درد گیرد همراه دم پذیرد %~% خود حلق کی گشاید بی‌آه غصه کاهش # 11 تا پیشگاه عشقش چون باشد و چه باشد %~% چون ما ز دست رفتیم از پای گاه ~~جاهش # 12 تا چه جمال دارد آن نادره مطرز %~% که سوخت جان ما را آن نقش کارگاهش # 13 ز اندیشه می‌گذارم تا خود چه حیله سازم %~% با او که مکر و حیله تلقین ~~کند الهش # 14 آن کس ms0699 که گم کند ره با عقل بازگردد %~% وان را که عقل گم شد از کی بود ~~پناهش # 15 نی ما از آن شاهیم ما عقل و جان نخواهیم %~% چه عقل و بند و پندش چه ~~جان و آه آهش # 16 مستی فزود خامش تا نکته‌ای نرانی %~% ای رفته لاابالی در خون نیکخواهش ~~PageV1P1263 ### || [genre: Gh] # 1 آن مه که هست گردون گردان و بی‌قرارش %~% وان جان که هست این جان وین ~~عقل مستعارش # 2 هر لحظه اختیاری نو نو دهد به جان‌ها %~% وین اختیارها را بشکسته ~~اختیارش # 3 من جسم و جان ندانم من این و آن ندانم %~% من در جهان ندانم جز چشم ~~پرخمارش # 4 آن روی همچو روزش وان رنگ دلفروزش %~% وان لطف توبه سوزش وان خلق چون ~~بهارش # 5 عشقش بلای توبه داده سزای توبه %~% آخر چه جای توبه با عشق توبه خوارش # 6 چون دوست و دشمن او هستند رهزن او %~% ماییم و دامن او بگرفته استوارش # 7 از عشق جام و دورش شاید کشید جورش %~% چون گوش دوست داری می‌بوس ~~گوشوارش # 8 من حلقه‌های زلفش از عشق می‌شمارم %~% ور نه کجا رسد کس در حد و در ~~شمارش # 9 لطفش همی‌شمارم دل با دم شمرده %~% جانیش بخش آخر ای کشته زار زارش ~~PageV1P1264 ### || [genre: Gh] # 1 روحیست بی‌نشان و ما غرقه در نشانش %~% روحیست بی‌مکان و سر تا قدم ~~مکانش # 2 خواهی که تا بیابی یک لحظه‌ای مجویش %~% خواهی که تا بدانی یک لحظه‌ای ~~مدانش # 3 چون در نهانش جویی دوری ز آشکارش %~% چون آشکار جویی محجوبی از نهانش # 4 چون ز آشکار و پنهان بیرون شدی به برهان %~% پاها دراز کن خوش می‌خسب ~~در امانش # 5 چون تو ز ره بمانی جانی روانه گردد %~% وانگه چه رحمت آید از جان و از ~~روانش # 6 ای حبس کرده جان را تا کی کشی عنان را %~% درتاز درجهانش اما نه در ~~جهانش # 7 بی‌حرص کوب پایی از کوری ms0700 حسد را %~% زیرا حسد نگوید از حرص ترجمانش # 8 آخر ز بهر دو نان تا کی دوی چو دونان %~% و آخر ز بهر سه نان تا کی ~~خوری سنانش PageV1P1265 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق آتشینش آتش نخورده آتش %~% بی‌چهره خوش او در خوش هزار ناخوش # 2 دل از تو شرحه شرحه بنشین کباب می‌خور %~% خون چون میست جوشان بنشین ~~شراب می‌چش # 3 گوشی کشد مرا می گوشی دگر کشد وی %~% ای دل در این کشاکش بنشین و باده ~~می‌کش # 4 هفت اخترند عامل در شش جهت ولیکن %~% ای عشق بردریدی این هفت را از آن ~~شش # 5 گاهی چو آفتابم سرمایه بخش صد مه %~% گه چون مهم گذاران در عشق یار مه ~~وش # 6 گر منکری گریزد از عشق نیست نادر %~% کز آفتاب دارد پرهیز چشم اعمش # 7 صدغ الوفا حقا من فقدکم مشوش %~% وجه الولا حقا من عبرتی منقش # 8 القلب لیس یلقی نادیک کیف یصبر %~% الاذن لیس یلقن حادیک کیف ینعش ~~PageV1P1266 ### || [genre: Gh] # 1 صد سال اگر گریزی و نایی بتا به پیش %~% برهم زنیم کار تو را همچو کار ~~خویش # 2 مگریز که ز چنبر چرخت گذشتنیست %~% گر شیر شرزه باشی ور سفله گاومیش # 3 تن دنبلیست بر کتف جان برآمده %~% چون پر شود تهی شود آخر ز زخم نیش # 4 ای شاد باطلی که گریزد ز باطلی %~% بر عشق حق بچفسد بی‌صمغ و بی‌سریش # 5 گز می‌کنند جامه عمرت به روز و شب %~% هم آخر آرد او را یا روز یا شبیش # 6 بیچاره آدمی که زبونست عشق را %~% زفت آمد این سوار بر این اسب پشت ریش # 7 خاموش باش و در خمشی گم شو از وجود %~% کان عشق راست کشتن عشاق دین و ~~کیش PageV1P1267 ### || [genre: Gh] # 1 آینه‌ام من آینه‌ام من تا که بدیدم روی چو ماهش %~% چشم جهانم چشم ~~جهانم تا که بدیدم چشم سیاهش # 2 چرخ زمین شد چرخ زمین شد جنت ms0701 مأوی راحت جان‌ها %~% تا که برآمد تا که ~~برآمد بر که جودی خیل و سپاهش # 3 پشت قوی شد پشت قوی شد اختر دولت عدل و عنایت %~% چون نشود شه چون نشود ~~شه آنک تو باشی پشت و پناهش # 4 شوره زمینی شوره زمینی کز تو کشد او آب بهاری %~% سبزتر آمد سبزتر آمد ~~از همه جاها کشت و گیاهش # 5 روی چو ماهت روی چو ماهت بست گرو دی با مه و اختر %~% گشت گروگان گشت ~~گروگان ماه و سما را زلف سیاهش # 6 سلسله جنبان سلسله جنبان گشت برادر این دل مجنون %~% چون بنشورد چون ~~بنشورد آن مجنون کش شد سر ماهش # 7 دم مزن ای جان دم مزن ای جان برخور کآمد روز مبارک %~% کیست مبارک کیست ~~مبارک آن که ببیند هم ز پگاهش PageV1P1268 ### || [genre: Gh] # 1 مستی امروز من نیست چو مستی دوش %~% می‌نکنی باورم کاسه بگیر و بنوش # 2 غرق شدم در شراب عقل مرا برد آب %~% گفت خرد الوداع بازنیایم به هوش # 3 عقل و خرد در جنون رفت ز دنیا برون %~% چونک ز سر رفت دیگ چونک ز حد ~~رفت جوش # 4 این دل مجنون مست بند بدرید و جست %~% با سرمستان مپیچ هیچ مگو رو خموش # 5 صبحدم از نردبان گفت مرا پاسبان %~% کز سوی هفتم فلک دوش شنیدم خروش # 6 گفت زحل زهره را زخمه آهسته زن %~% وی اسد آن ثور را شاخ بگیر و بدوش # 7 خون شده بین از نهیب شیر به پستان ثور %~% شیر فلک را نگر گشته ز هیبت ~~چو موش # 8 گرم کن ای شیر تک چند گریزی چو سگ %~% جلوه کن ای ماه رو چند کنی روی ~~پوش # 9 چشم گشا شش جهت شعشعه نور بین %~% گوش گشا سوی چرخ ای شده چشم تو گوش # 10 بشنو از جان سلام تا برهی از کلام %~% بنگر در نقش گر تا برهی از نقوش # 11 گفتمش ای ms0702 خواجه رو هر چه شود گو بشو %~% صافم و آزاد نو بنده دردی ~~فروش # 12 ترس و امید تو را هست حواله به عقل %~% دانه و دام تو را هست شکاری ~~وحوش # 13 دردی دردش مرا چون به حمایت گرفت %~% با من از این‌ها مگو کار توست آن ~~بکوش PageV1P1269 ### || [genre: Gh] # 1 باز درآمد طبیب از در رنجور خویش %~% دست عنایت نهاد بر سر مهجور خویش # 2 بار دگر آن حبیب رفت بر آن غریب %~% تا جگر او کشید شربت موفور خویش # 3 شربت او چون ربود گشت فنا از وجود %~% ساقی وحدت بماند ناظر و منظور ~~خویش # 4 نوش ورا نیش نیست ور بودش راضیم %~% نیست عسل خواره را چاره ز زنبور ~~خویش # 5 این شب هجران دراز با تو بگویم چراست %~% فتنه شد آن آفتاب بر رخ مستور ~~خویش # 6 غفلت هر دلبری از رخ خود رحمتست %~% ور نه ببستی نقاب بر رخ مشهور خویش # 7 عاشق حسن خودی لیک تو پنهان ز خود %~% خلعت وصلت بپوش بر تن این عور ~~خویش # 8 شکر که خورشید عشق رفت به برج حمل %~% در دل و جان‌ها فکند پرورش نور ~~خویش # 9 شکر که موسی برست از همه فرعونیان %~% باز به میقات وصل آمد بر طور ~~خویش # 10 عیسی جان دررسید بر سر عازر دمید %~% عازر از افسون او حشر شد از گور ~~خویش # 11 باز سلیمان رسید دیو و پری جمع شد %~% بر همه شان عرضه کرد خاتم و ~~منشور خویش # 12 ساقی اگر بایدت تا کنم این را تمام %~% باده گویا بنه بر لب مخمور ~~خویش PageV1P1270 ### || [genre: Gh] # 1 باز فرود آمدیم بر در سلطان خویش %~% بازگشادیم خوش بال و پر جان خویش # 2 باز سعادت رسید دامن ما را کشید %~% بر سر گردون زدیم خیمه و ایوان ~~خویش # 3 دیده دیو و پری دید ز ما سروری %~% هدهد جان بازگشت سوی سلیمان خویش # 4 ساقی مستان ما ms0703 شد شکرستان ما %~% یوسف جان برگشاد جعد پریشان خویش # 5 دوش مرا گفت یار چونی از این روزگار %~% چون بود آن کس که دید دولت ~~خندان خویش # 6 آن شکری را که هیچ مصر ندیدش به خواب %~% شکر که من یافتم در بن دندان ~~خویش # 7 بی‌زر و سر سروریم بی‌حشمی مهتریم %~% قند و شکر می‌خوریم در شکرستان ~~خویش # 8 تو زر بس نادری نیست کست مشتری %~% صنعت آن زرگری رو به سوی کان خویش # 9 دور قمر عمرها ناقص و کوته بود %~% عمر درازی نهاد یار به دوران خویش # 10 دل سوی تبریز رفت در هوس شمس دین %~% رو رو ای دل بجو زر به حرمدان ~~خویش PageV1P1271 ### || [genre: Gh] # 1 ما به سلیمان خوشیم دیو و پری گو مباش %~% حسن تو از حد گذشت شیوه گری ~~گو مباش # 2 هست درست دلم مهر تو ای حاصلم %~% جان زرینم بس است مهر زری گو مباش # 3 عشق کدام آتش است کو همه را دلکش است %~% چاکری او خوش است ملک و سری ~~گو مباش # 4 برکن از کار تو دست به یک بار تو %~% خشک لبم دار تو هیچ تری گو مباش # 5 جان من از جان عشق شد همگی کان عشق %~% همره مردان عشق ماده نری گو ~~مباش # 6 سایه تو پیش و پس جان مرا دسترس %~% سایه آن نخل بس باروری گو مباش # 7 جان صفا شمس دین از تبریزی چو چین %~% از تو مرا غیر این پرده دری گو ~~مباش PageV1P1272 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه چرا کرده‌ای روی تو بر ما ترش %~% زین شکرستان برو هست کس این جا ~~ترش # 2 در شکرستان دل قند بود هم خجل %~% تو ز کجا آمدی ابرو و سیما ترش # 3 بر فلک آن طوطیان جمله شکر می‌خورند %~% گر نپری بر فلک منگر بالا ترش # 4 رستم میدان فکر پیش عروسان بکر %~% هیچ بود در وصال وقت تماشا ترش # 5 هر کی ms0704 خورد می صبوح روز بود شیرگیر %~% هر کی خورد دوغ هست امشب و فردا ~~ترش # 6 مؤمن و ایمان و دین ذوق و حلاوت بود %~% تو به کجا دیده‌ای طبله حلوا ~~ترش # 7 این ترشی‌ها همه پیش تو زان جمع شد %~% جنس رود سوی جنس ترش رود با ترش # 8 والله هر میوه‌ای کو نپزد ز آفتاب %~% گر چه بود نیشکر نبود الا ترش # 9 سوزش خورشید عشق صبر بود صبر کن %~% روز دو سه صبر به مذهب تو با ترش # 10 هر کی ترش بینیش دانک ز آتش گریخت %~% غوره که در سایه ماند هست سر و ~~پا ترش # 11 دعوه دل کرده‌ای وعده وفا کن مباش %~% در صف دعوی چو شیر وقت تقاضا ~~ترش # 12 بنگر در مصطفی چونک ترش شد دمی %~% کرده عتابش عبس خواند مر او را ترش # 13 خامش و تهمت منه خواجه ترش نیست لیک %~% گه گه قاصد کند مردم دانا ترش # 14 او چو شکر بوده است دل ز شکر پر ولیک %~% در ادب کودکان باشد لالا ترش ~~PageV1P1273 ### || [genre: Gh] # 1 چون بزند گردنم سجده کند گردنش %~% شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش # 2 هین هله شیر شکار پنجه ز من برمدار %~% هین که هزاران هزار منت آن بر ~~منش # 3 پخته خورد پخته خوار خام خورد عشق یار %~% خام منم ای نگار که نتوان ~~پختنش # 4 ای تو دهلزن به قل بنده تو را چون دهل %~% در تو درآویخته همچو دهل ~~می‌زنش # 5 گوش همه سرخوشان عشق کشد کش کشان %~% عشق تو داوود توست موم شده آهنش # 6 دل همه مال و عقار خرج کند در قمار %~% چونک برهنه شود چرخ دهد مخزنش # 7 دل ز سخن مال مال خواست زدن پر و بال %~% پرتو نور کمال کرد چنین الکنش ~~PageV1P1274 ### || [genre: Gh] # 1 باز درآمد ز راه بیخود و سرمست دوش %~% توبه کنان توبه را سیل ببردست ~~دوش # 2 گرز ms0705 برآورد عشق کوفت سر عقل را %~% شد ز بلندی عشق چرخ فلک پست دوش # 3 دولت نو شد پدید دام جهان را درید %~% مرغ ظریف از قفس شکر که وارست ~~دوش # 4 آنچ به هفت آسمان جست فرشته و نیافت %~% نک به زمین گاه خاک سهل برون ~~جست دوش # 5 آنک دل جبرئیل از کف او خسته بود %~% مرغ پراشکسته‌ای سینه او خست دوش # 6 عقل کمالی که او گردن شیران شکست %~% عاشق بی‌دست و پا گردن او بست دوش # 7 از شرر آفتاب شیشه گردون نکفت %~% سایه بی‌سایه‌ای دید دراشکست دوش # 8 ماه که چون عاشقان در پی خورشید بود %~% بعد فراق دراز خفیه بپیوست دوش # 9 آنک در او عقل و وهم می‌نرسد از قصور %~% گشت عیان تا که عشق کوفت بر ~~او دست دوش # 10 هر چه بود آن خیال گردد روزی وصال %~% چند خیال عدم آمد در هست دوش # 11 خامش باش ای دلیل خامشیت گفتنست %~% شد سر و گوشت بلند از سخن پست دوش ~~PageV1P1275 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه غلط کرده‌ای در صفت یار خویش %~% سست گمان بوده‌ای عاقبت کار ~~خویش # 2 در هوس گلرخان سست زنخ گشته‌ای %~% های اگر دیدیی روی چو گلنار خویش # 3 راه زنان عشق را مرگ لقب کرده‌اند %~% تا تو بلنگی ز بیم از ره و رفتار ~~خویش # 4 گوش بنه تا که من حلقه به گوشت کنم %~% هستم از آن حلقه من سیر ز گفتار ~~خویش # 5 پیش من آ که خوشم تا به برت درکشم %~% چون ز توام می‌رسد تحفه دلدار ~~خویش PageV1P1276 ### || [genre: Gh] # 1 یار درآمد ز باغ بیخود و سرمست دوش %~% توبه کنان توبه را سیل ببردست ~~دوش # 2 عاشق صدساله‌ام توبه کجا من کجا %~% توبه صدساله را یار دراشکست دوش # 3 باده خلوت نشین در دل خم مست شد %~% خلوت و توبه شکست مست برون جست دوش # 4 ولوله در کو فتاد عقل درآمد که داد ms0706 %~% محتسب عقل را دست فروبست دوش ~~PageV1P1277 ### || [genre: Gh] # 1 باز درآمد طبیب از در ایوب خویش %~% یوسف کنعان رسید جانب یعقوب خویش # 2 بهر سفر سوی یار خانه برانداخت دل %~% دید که خود بود دل خانه محبوب ~~خویش # 3 دل چو فنا شد در او ماند وی او کشف شد %~% آنچ بگفت او منم طالب و ~~مطلوب خویش # 4 شکر که عیسی رسید عازر ما زنده شد %~% شکر که موسی نمود معجزه خوب خویش # 5 شکر که موسی برست از همه فرعونیان %~% شکر که عاشق رسید در کنف خوب ~~خویش # 6 شکر که خورشید عشق از سوی مشرق بتافت %~% در دل و جان‌ها فکند آتش و ~~آشوب خویش # 7 شکر که ساقی غیب شست به می جمله عیب %~% شکر که طالب رهید از غم دلکوب ~~خویش PageV1P1278 ### || [genre: Gh] # 1 جان منست او هی مزنیدش %~% آن منست او هی مبریدش # 2 آب منست او نان منست او %~% مثل ندارد باغ امیدش # 3 باغ و جنانش آب روانش %~% سرخی سیبش سبزی بیدش # 4 متصلست او معتدلست او %~% شمع دلست او پیش کشیدش # 5 هر که ز غوغا وز سر سودا %~% سر کشد این جا سر ببریدش # 6 هر که ز صهبا آرد صفرا %~% کاسه سکبا پیش نهیدش # 7 عام بیاید خاص کنیدش %~% خام بیاید هم بپزیدش # 8 نک شه هادی زان سوی وادی %~% جانب شادی داد نویدش # 9 داد زکاتی آب حیاتی %~% شاخ نباتی تا به مزیدش # 10 باده چو خورد او خامش کرد او %~% زحمت برد او تا طلبیدش PageV1P1279 ### || [genre: Gh] # 1 ز هدهدان تفکر چو دررسید نشانش %~% مراست ملک سلیمان چو نقد گشت عیانش # 2 پری و دیو نداند ز تختگاه بلندش %~% که تخت او نظرست و بصیرتست جهانش # 3 زبان جمله مرغان بداند او به بصیرت %~% که هیچ مرغ نداند به وهم خویش ~~زبانش # 4 نشان سکه او بین به هر درست که نقدست %~% ولیک نقد نیابی که بو ms0707 بری سوی ~~کانش # 5 مگر که حلقه رندان بی‌نشان تو ببینی %~% که عشق پیش درآید درآورد به ~~میانش # 6 ز تیر او بود آن دل که برپرید از آن سو %~% وگر نه کیست ز مردان که او ~~کشید کمانش # 7 کسی که خورد شرابش ز دست ساقی عشقش %~% همان شراب مقدم تو پر کن و ~~برسانش # 8 از آنک هیچ شرابی خمار او ننشاند %~% دغل میار تو ساقی مده از این و از ~~آنش # 9 ز شمس مفخر تبریز باده گشت وظیفه %~% چگونه بنده نباشد به هر دمی دل و ~~جانش PageV1P1280 ### || [genre: Gh] # 1 تمام اوست که فانی شدست آثارش %~% به دوستگانی اول تمام شد کارش # 2 مرا دلیست خراب خراب در ره عشق %~% خراب کرده خراباتیی به یک بارش # 3 بگو به عشق بیا گر فتاده می‌خواهی %~% چنان فتاد که خواهی بیا و بردارش # 4 میا به پیش ز درش ببین که می‌ترسم %~% ز شعله‌ها که بسوزی ز سوز اسرارش # 5 وگر بگیردت آتش به سوی چشم من آ %~% که سیل سیل روانست اشک دربارش # 6 حدیث موسی و سنگ و عصا و چشمه آب %~% ز اشک بنده ببینی به وقت رفتارش # 7 برآر بانگ و بگو هر کجا که بیماریست %~% صلای صحت و دولت ز چشم بیمارش # 8 برآ به کوه و بگو هر کجا که خفته دلیست %~% صلای بینش و دانش ز بخت ~~بیدارش # 9 که نور من شرح الله صدره شمعیست %~% که در دو کون نگنجد فروغ انوارش ~~PageV1P1281 ### || [genre: Gh] # 1 ندا رسید به عاشق ز عالم رازش %~% که عشق هست براق خدای می‌تازش # 2 تبارک الله در خاکیان چه باد افتاد %~% چو آب لطف بجوشید ز آتش نازش # 3 گرفت شکل کبوتر ز ماه تا ماهی %~% ز عشق آنک درآید به چنگل بازش # 4 گرفت چهره عشاق رنگ و سکه زر %~% ز عشق زرگر ما و ز لذت گازش # 5 در آن هوا که هوا ms0708 و هوس از او خیزد %~% چه دید مرغ دل از ما ز چیست ~~پروازش # 6 گهی که مرغ دل ما بماند از پرواز %~% که بست شهپر او را کی برد انگازش # 7 مگو که غیرت هر لحظه دست می‌خاید %~% که شرم دار ز یار و ز عشق طنازش # 8 ز غیرتش گله کردم به خنده گفت مرا %~% که هر چه بند کند او تو را ~~براندازش PageV1P1282 ### || [genre: Gh] # 1 سری برآر که تا ما رویم بر سر عیش %~% دمی چو جان مجرد رویم در بر عیش # 2 ز مرگ خویش شنیدم پیام عیش ابد %~% زهی خدا که کند مرگ را پیمبر عیش # 3 به نام عیش بریدند ناف هستی ما %~% به روز عید بزادیم ما ز مادر عیش # 4 بپرس عیش چه باشد برون شدن زین عیش %~% که عیش صورت چون حلقه ایست بر ~~در عیش # 5 درون پرده ز ارواح عیش صورت‌هاست %~% ز عکس ایشان این پرده شد مصور عیش # 6 وجود چون زر خود را به عیش ده نه به غم %~% که خاک بر سر آن زر که نیست ~~درخور عیش # 7 بگویمت که چرا چرخ می‌زند گردون %~% کیش به چرخ درآورد تاب اختر عیش # 8 بگویمت که چرا بحر موج در موجست %~% کیش به رقص درآورد نور گوهر عیش # 9 بگویمت که چرا خاک حور و ولدان زاد %~% که داد بوی بهشتش نسیم عنبر عیش # 10 بگویمت که چرا باد حرف حرف شدست %~% که تا ورق ورق آیی سبک ز دفتر عیش # 11 بگویمت که چرا شب تتق فروآویخت %~% که گرد کست و عروسی بگیرد جا در ~~عیش # 12 بگفتمی سر پنج و چهار و هفت ولیک %~% به یک دو لعب فرومانده‌ام به شش ~~در عیش PageV1P1283 ### || [genre: Gh] # 1 شکست نرخ شکر را بتم به روی ترش %~% چه باده‌هاست بتم را در آن کدوی ~~ترش # 2 به قاصد او ترشست و به جان شیرینش %~% که نیست در ms0709 همه اجزاش تای موی ~~ترش # 3 هزار خمره سرکه عسل شدست از او %~% که هست دلبر شیرین دوای خوی ترش # 4 زهای و هوی ترش‌های ماش خنده گرفت %~% حلاوت عجبی یافت‌های و هوی ترش # 5 ترش چگونه نخندد به زیر لب چو شنید %~% که جوی شیر و شکر شد روان به ~~سوی ترش # 6 ربود سیل ویم دوش و خلق نعره زنان %~% میان جوی عسل چیست آن سبوی ترش # 7 پریر یار مرا جست کان ترش رو کو %~% خمار نیست چرا بودش آرزوی ترش # 8 شتاب و تیز همی‌رفت کو به کو پی من %~% چرا کند شکرقند جست و جوی ترش # 9 گرفته طبله حلوا و بنده را جویان %~% که تا ز جایزه شیرین کند گلوی ترش # 10 عجب نباشد اگر قصد او فنای منست %~% همیشه شیرین باشد یقین عدوی ترش # 11 غلط مکن ترشی نی برای دفع توست %~% ز رشک چون تو شکاریست رنگ و بوی ~~ترش # 12 ز رشک جاه امیرست روترش دربان %~% ز رشک روی عروس است روی شوی ترش # 13 هزار خانه چو زنبور پرعسل داری %~% به جان تو که گذر کن ز گفت و گوی ~~ترش PageV1P1284 ### || [genre: Gh] # 1 شنو ز سینه ترنگاترنگ آوازش %~% دل خراب طپیدن گرفت از آغازش # 2 به بر گرفت رباب و ز سر نهاد کله %~% ز دست رفت دل من چو دید سر بازش # 3 دل از بریشم او چون کلابه گردانست %~% کلابه ظاهر و پنهان ز چشم قزازش # 4 دو سه بریشم از این ارغنون فروتر گیرد %~% که تند می‌رسد آواز عقل ~~پردازش # 5 بدانک تن چو غبارست و جان در او چون باد %~% ولیک فعل غبار تنست غمازش # 6 غبار جان بود و می‌رسد دگر جانی %~% که ذره ذره به رقص آمدست از آوازش # 7 جهان تنور و در آن نان‌های رنگارنگ %~% تنور و نان چه کند آنک دید ~~خبازش # 8 ز سینه نیست سماع دل و ز ms0710 بیرون نیست %~% فدات جانم هر جا که هست بنوازش # 9 شبی به طنز بگفتم دلا به مه بنگر %~% که هست مه را چیزی ز لطف پروازش # 10 چو آفتاب نهان شد به جای او بنهند %~% چراغکی که بود شب شراراندازش # 11 به هر دو دست دل از ماه چشم خود بگرفت %~% که دل ز غیرت شه واقفست و ~~از نازش PageV1P1285 ### || [genre: Gh] # 1 مباد با کس دیگر ثنا و دشنامش %~% که هر دو آب حیاتست پخته و خامش # 2 خمار باده او خوشترست یا مستی %~% که باد تا به ابد جان‌های ما جامش # 3 ستم ز عدل ندانم ز مستی ستمش %~% مرا مپرس ز عدل و ز لطف و انعامش # 4 جفای او که روان گریزپای مرا %~% حریف مرغ وفا کرد دانه و دامش # 5 بسی بهانه روانم نمود تا نرود %~% کشید جانب اقبال کام و ناکامش # 6 طرب نخواهد آن کس که درد او بشناخت %~% نشان نماند او را که بشنود نامش ~~PageV1P1286 ### || [genre: Gh] # 1 چو رو نمود به منصور وصل دلدارش %~% روا بود که رساند به اصل دل دارش # 2 من از قباش ربودم یکی کلهواری %~% بسوخت عقل و سر و پایم از کلهوارش # 3 شکستم از سر دیوار باغ او خاری %~% چه خارخار و طلب در دلست از آن خارش # 4 چو شیرگیر شد این دل یکی سحر ز میش %~% سزد که زخم کشد از فراق سگسارش # 5 اگر چه کره گردون حرون و تند نمود %~% به دست عشق وی آمد شکال و افسارش # 6 اگر چه صاحب صدرست عقل و بس دانا %~% به جام عشق گرو شد ردا و دستارش # 7 بسا دلا که به زنهار آمد از عشقش %~% کشان کشان بکشیدش نداد زنهارش # 8 به روز سرد یکی پوستین بد اندر جو %~% به عور گفتم درجه به جو برون آرش # 9 نه پوستین بود آن خرس بود اندر جو %~% فتاده بود همی‌برد آب جوبارش # 10 ms0711 درآمد او به طمع تا به پوست خرس رسید %~% به دست خرس بکرد آن طمع ~~گرفتارش # 11 بگفتمش که رها کن تو پوستین بازآ %~% چه دور و دیر بماندی به رنج و ~~پیکارش # 12 بگفت رو که مرا پوستین چنان بگرفت %~% که نیست امید رهایی ز چنگ جبارش # 13 هزار غوطه مرا می‌دهد به هر ساعت %~% خلاص نیست از آن چنگ عاشق افشارش # 14 خمش بس است حکایت اشارتی بس کن %~% چه حاجتست بر عقل طول طومارش ~~PageV1P1287 ### || [genre: Gh] # 1 دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش %~% چو تشنه تو باشد که باشد سقایش # 2 چو بیمار گردد به بازار گردد %~% دکان تو جوید لب قندخایش # 3 تویی باغ و گلشن تویی روز روشن %~% مکن دل چو آهن مران از لقایش # 4 به درد و به زاری به اندوه و خواری %~% عجب چند داری برون سرایش # 5 مها از سر او چو تو سایه بردی %~% چه سود و چه راحت ز سایه همایش # 6 چو یک دم نبیند جمال و جلالت %~% بگیرد ملالی ز جان و ز جایش # 7 جهان از بهارش چو فردوس گردد %~% چمن بی‌زبانی بگوید ثنایش # 8 جواهر که بخشد کف بحر خویش %~% فزایش که بخشد رخ جان فزایش # 9 جهان سایه توست روش از تو دارد %~% ز نور تو باشد بقا و فنایش # 10 منم مهره تو فتاده ز دستت %~% از این طاس غربت بیا درربایش # 11 بگیرم ادب را ببندم دو لب را %~% که تا راز گوید لب دلگشایش ~~PageV1P1288 ### || [genre: Gh] # 1 مست گشتم ز ذوق دشنامش %~% یا رب آن می بهست یا جامش # 2 طرب افزاترست از باده %~% آن سقط‌های تلخ آشامش # 3 بهر دانه نمی‌روم سوی دام %~% بلک از عشق محنت دامش # 4 آن مهی که نه شرقی و غربیست %~% نور بخشد شبش چو ایامش # 5 خاک آدم پر از عقیق چراست %~% تا به معدن کشد به ناکامش # 6 گوهر چشم و دل ms0712 رسول حقست %~% حلقه گوش ساز پیغامش # 7 تن از آن سر چو جام جان نوشد %~% هم از آن سر بود سرانجامش # 8 سرد شد نعمت جهان بر دل %~% پیش حسن ولی انعامش # 9 شیخ هندو به خانقاه آمد %~% نی تو ترکی درافکن از بامش # 10 کم او گیر و جمله هندوستان %~% خاص او را بریز بر عامش # 11 طالع هند خود زحل آمد %~% گر چه بالاست نحس شد نامش # 12 رفت بالا نرست از نحسی %~% می بد را چه سود از جامش # 13 بد هندو نمودم آینه‌ام %~% حسد و کینه نیست اعلامش # 14 نفس هندوست و خانقه دل من %~% از برون نیست جنگ و آرامش # 15 بس که اصل سخن دو رو دارد %~% یک سپید و دگر سیه فامش PageV1P1289 ### || [genre: Gh] # 1 توبه من درست نیست خموش %~% من بی‌توبه را به کس مفروش # 2 بنده عیب ناک را بمران %~% رحمت خویش را از او بمپوش # 3 تو سمیع ضمیر و فکری و ما %~% لب ببسته همی‌زنیم خروش # 4 هر غم و شادیی که صورت بست %~% پیش تصویر توست خدمت کوش # 5 نقش تسلیم گشته پیش قلم %~% گه پلنگش کنی و گاهی موش # 6 می‌نماید فسرده هر چیزم %~% همچو دیگند هر یکی در جوش # 7 می‌زند نعره‌های پنهانی %~% ذره ذره چو مرغ مرزنگوش # 8 وقت آمد که بشنوید اسرار %~% می‌گشاید خدا شما را گوش # 9 وقت آمد که سبزپوشان نیز %~% در رسند از رواق ازرق پوش PageV1P1290 ### || [genre: Gh] # 1 آمد آن خواجه سیماترش %~% وان شکرش گشته چو سرکا ترش # 2 با همگان روترش است ای عجب %~% یا که به بیرون خوش و با ما ترش # 3 از کرم خواجه روا نیست این %~% با همه خوش با من تنها ترش # 4 زین بگذشتیم دریغست و حیف %~% آن رخ خوش طلعت زیبا ترش # 5 ای ز تو خندان شده هر جا حزین %~% وی ز تو شیرین شده هر جا ترش # 6 شاد زمانی ms0713 که نهان زیر لب %~% یار همی‌خندد و لالا ترش # 7 گر ترشی این دم شرطی بنه %~% که نبود روی تو فردا ترش # 8 بهر خدا قاعده نو منه %~% هیچ بود قاعده حلوا ترش # 9 این ترشی در چه و زندان بود %~% دید کسی باغ و تماشا ترش # 10 یوسف خوبان چو به زندان بماند %~% هیچ نگشت آن گل رعنا ترش # 11 تا به سخن آمد دیوار و در %~% کز چه نه‌ای ای شه و مولا ترش # 12 گفت اگر غرقه سرکا شوم %~% کی هلدم رحمت بالا ترش # 13 می‌دهم عشق و ندیمی کند %~% غرقه شود در می و صهبا ترش # 14 دست فشان روح رود مست تا %~% میمنه که نیست بدان جا ترش # 15 بس کن و در شهد و شکر غوطه خور %~% کت نهلد فضل موفا ترش PageV1P1291 ### || [genre: Gh] # 1 علی الله ای مسلمانان از آن هجران پرآتش %~% ظلام فی ظلام من فراق الحب ~~قد اغطش # 2 چو دور افتاد ماهی جان ز بحر افتاد در حیله %~% کما حوت الشقی الیوم فی ~~ارض الفلاینبش # 3 عجب نبود اگر عاشق شود بی‌جان در این هجران %~% اذا ما الحوت زال الما ~~لا تعجب بان تعطش # 4 اگر منکر شود مردی ز سوز عاشق سوزان %~% متی یمتاز عین الشمس من عین له ~~اعمش # 5 چو فرش وصل بردارد شفا از منزل عاشق %~% فراش من لهیب النار من تحت ~~الفتی یفرش # 6 که تا پیغام آن یوسف بدین یعقوب عشق آید %~% یبرد ذاک و البستان و ~~الفردوس یستنعش # 7 دلم در گوش من گوید ز حرص وصل شمس الدین %~% الی تبریز یستسعی و فی ~~تبریز یستفتش PageV1P1292 ### || [genre: Gh] # 1 کل عقل بوصلکم مدهش %~% کل خد ببینکم مخدش # 2 مست گشتم ز طعنه و لافش %~% دردیش خوشتر است یا صافش # 3 بصر العقل من جلالتکم %~% مثل الترک عینه اخفش # 4 کر شوم تا بلندتر گوید %~% هر که او دم زند ز اوصافش # 5 شارب ms0714 الخمر کیف لا یسکر %~% صاحب الحشر کیف لا ینعش # 6 زان دمی کو دمید در عالم %~% گشت پرگل ز قاف تا قافش # 7 مسکن الروح حول عزته %~% مسکن لیس فیه یستوحش # 8 اندرآید سپهر تا زانو %~% چو کشد بوی مشک از نافش # 9 من اتاه الی الخلود اتی %~% و انتهی من مکانه المرعش # 10 جان برید از جهان و عذرش این %~% کالفتی یافتم ز ایلافش PageV1P1293 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که تویی جان جان جان سماع %~% بیا که سرو روانی به بوستان سماع # 2 بیا که چون تو نبودست و هم نخواهد بود %~% بیا که چون تو ندیدست دیدگان ~~سماع # 3 بیا که چشمه خورشید زیر سایه تست %~% هزار زهره تو داری بر آسمان سماع # 4 سماع شکر تو گوید به صد زبان فصیح %~% یکی دو نکته بگویم من از زبان ~~سماع # 5 برون ز هر دو جهانی چو در سماع آیی %~% برون ز هر دو جهانست این جهان ~~سماع # 6 اگر چه بام بلندست بام هفتم چرخ %~% گذشته است از این بام نردبان سماع # 7 به زیر پای بکوبید هر چه غیر ویست %~% سماع از آن شما و شما از آن سماع # 8 چو عشق دست درآرد به گردنم چه کنم %~% کنار درکشمش همچنین میان سماع # 9 کنار ذره چو پر شد ز پرتو خورشید %~% همه به رقص درآیند بی‌فغان سماع # 10 بیا که صورت عشقست شمس تبریزی %~% که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع ~~PageV1P1294 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که تویی جان جان جان سماع %~% هزار شمع منور به خاندان سماع # 2 چو صد هزار ستاره ز تست روشن دل %~% بیا که ماه تمامی در آسمان سماع # 3 بیا که جان و جهان در رخ تو حیرانست %~% بیا که بوالعجبی نیک در جهان ~~سماع # 4 بیا که بی تو به بازار عشق نقدی نیست %~% بیا که چون تو زری را ندید ~~کان سماع # 5 بیا که بر ms0715 در تو شسته‌اند مشتاقان %~% ز بام خویش فروکن تو نردبان سماع # 6 بیا که رونق بازار عشق از لب تست %~% که شاهدیست نهانی در این دکان ~~سماع # 7 بیار قند معانی ز شمس تبریزی %~% که باز ماند ز عشق لبش دهان سماع ~~PageV1P1295 ### || [genre: Gh] # 1 مدارم یک زمان از کار فارغ %~% که گردد آدمی غمخوار فارغ # 2 چو فارغ شد غم او را سخره گیرد %~% مبادا هیچ کس ای یار فارغ # 3 قلندر گر چه فارغ می‌نماید %~% ولیکن نیست در اسرار فارغ # 4 ز اول می‌کشد او خار بسیار %~% همه گل گشت و گشت از خار فارغ # 5 چو موری دانه‌ها انبار می‌کرد %~% سلیمان شد شد از انبار فارغ # 6 چو دریاییست او پرکار و بی‌کار %~% از او گیرند و او ز ایثار فارغ # 7 قلندر هست در کشتی نشسته %~% روان در را و از رفتار فارغ # 8 در این حیرت بسی بینی در این راه %~% ز کشتی و ز دریابار فارغ # 9 به یاد بحر مست از وهم کشتی %~% نشسته احمقی بسیار فارغ PageV1P1296 ### || [genre: Gh] # 1 امروز روز شادی و امسال سال لاغ %~% نیکوست حال ما که نکو باد حال باغ # 2 آمد بهار و گفت به نرگس به خنده گل %~% چشم من و تو روشن بی‌روی زشت ~~زاغ # 3 گل نقل بلبلان و شکر نقل طوطیان %~% سبزه‌ست و لاله زار و چمن کوری ~~کلاغ # 4 با سیب انار گفت که شفتالویی بده %~% گفت این هوس پزند همه منبلان راغ # 5 شفتالوی مسیح به جان می‌توان خرید %~% جانی نه کز دلست ترقیش نه از ~~دماغ # 6 باغ و بهار هست رسول بهشت غیب %~% بشنو که بر رسول نباشد بجز بلاغ # 7 در آفتاب فضل گشا پر و بال نو %~% کز پیش آفتاب برفتست میغ و ماغ # 8 چندان شراب ریخت کنون ساقی ربیع %~% مستسقیان خاک از این فیض کرده کاغ # 9 خورشید ما مقیم حمل در بهار جان %~% فارغ ms0716 ز بهمنست و ز کانون زهی مساغ # 10 سر همچنین بجنبان یعنی سر مرا %~% خاریدن آرزوست ندارم بدو فراغ # 11 امروز پایدار که برپاست ساقیی %~% کبست خاک را و فلک را دو صد چراغ # 12 گه آب می‌نماید و گه آتشی کز او %~% دل داغ داغ بود و رهانیده شد ز ~~داغ # 13 غم چیغ چیغ کرد چو در چنگ گربه موش %~% گو چیغ چیغ می‌کن و گو چاغ چاغ ~~چاغ # 14 آتش بزن به چرخه و پنبه دگر مریس %~% گردن چو دوک گشت این حرف چون ~~پناغ PageV1P1297 ### || [genre: Gh] # 1 گویند شاه عشق ندارد وفا دروغ %~% گویند صبح نبود شام تو را دروغ # 2 گویند بهر عشق تو خود را چه می‌کشی %~% بعد از فنای جسم نباشد بقا دروغ # 3 گویند اشک چشم تو در عشق بیهده‌ست %~% چون چشم بسته گشت نباشد لقا دروغ # 4 گویند چون ز دور زمانه برون شدیم %~% زان سو روان نباشد این جان ما ~~دروغ # 5 گویند آن کسان که نرستند از خیال %~% جمله خیال بد قصص انبیا دروغ # 6 گویند آن کسان که نرفتند راه راست %~% ره نیست بنده را به جناب خدا ~~دروغ # 7 گویند رازدان دل اسرار و راز غیب %~% بی‌واسطه نگوید مر بنده را دروغ # 8 گویند بنده را نگشایند راز دل %~% وز لطف بنده را نبرد بر سما دروغ # 9 گویند آن کسی که بود در سرشت خاک %~% با اهل آسمان نشود آشنا دروغ # 10 گویند جان پاک از این آشیان خاک %~% با پر عشق برنپرد بر هوا دروغ # 11 گویند ذره ذره بد و نیک خلق را %~% آن آفتاب حق نرساند جزا دروغ # 12 خاموش کن ز گفت وگر گویدت کسی %~% جز حرف و صوت نیست سخن را ادا دروغ ~~PageV1P1298 ### || [genre: Gh] # 1 عیسی روح گرسنه‌ست چو زاغ %~% خر او می‌کند ز کنجد کاغ # 2 چونک خر خورد جمله کنجد را %~% از چه روغن کشیم بهر چراغ # 3 ms0717 چونک خورشید سوی عقرب رفت %~% شد جهان تیره رو ز میغ و ز ماغ # 4 آفتابا رجوع کن به محل %~% بر جبین خزان و دی نه داغ # 5 آفتابا تو در حمل جانی %~% از تو سرسبز خاک و خندان باغ # 6 آفتابا چو بشکنی دل دی %~% از تو گردد بهار گرم دماغ # 7 آفتابا زکات نور تو است %~% آنچ این آفتاب کرد ابلاغ # 8 صد هزار آفتاب دید احمد %~% چون تو را دیده بود او مازاغ # 9 زان نگشت او بگرد پایه حوض %~% کو ز بحر حیات دید اسباغ # 10 آفتابت از آن همی‌خوانم %~% که عبارت ز تست تنگ مساغ # 11 مژده تو چو درفکند بهار %~% باغ برداشت بزم و مجلس و لاغ # 12 کرده مستان باغ اشکوفه %~% کرده سیران خاک استفراغ # 13 حله بافان غیب می‌بافند %~% حله‌ها و پدید نیست پناغ # 14 کی گذارد خدا تو را فارغ %~% چون خدا را ز کار نیست فراغ # 15 صد هزاران بنا و یک بنا %~% رنگ جامه هزار و یک صباغ # 16 نغزها را مزاج او مایه %~% پوست‌ها را علاج او دباغ # 17 لعل‌ها را درخش او صیقل %~% سیم و زر را کفایتش صواغ # 18 بلبلان ضمیر خود دگرند %~% نطق حس پیششان چو بانگ کلاغ # 19 بس که همراز بلبلان نبود %~% آنک بیرون بود ز باغ و ز راغ PageV1P1299 ### || [genre: Gh] # 1 ما دو سه رند عشرتی جمع شدیم این طرف %~% چون شتران رو به رو پوز نهاده ~~در علف # 2 از چپ و راست می‌رسد مست طمع هر اشتری %~% چون شتران فکنده لب مست و ~~برآوریده کف # 3 غم مخورید هر شتر ره نبرد بدین اغل %~% زانک به پستی‌اند و ما بر سر ~~کوه بر شرف # 4 کس به درازگردنی بر سر کوه کی رسد %~% ور چه کنند عف عفی غم نخوریم ما ~~ز عف # 5 بحر اگر شود جهان کشتی نوح اندرآ %~% کشتی نوح کی بود سخره غرقه و تلف ms0718 # 6 کان زمردیم ما آفت چشم اژدها %~% آنک لدیغ غم بود حصه اوست وااسف # 7 جمله جهان پرست غم در پی منصب و درم %~% ما خوش و نوش و محترم مست طرب ~~در این کنف # 8 مست شدند عارفان مطرب معرفت بیا %~% زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف # 9 باد به بیشه درفکن در سر سرو و بید زن %~% تا که شوند سرفشان بید و ~~چنار صف به صف # 10 بید چو خشک و کل بود برگ ندارد و ثمر %~% جنبش کی کند سرش از دم و باد ~~لاتخف # 11 چاره خشک و بی‌مدد نفخه ایزدی بود %~% کوست به فعل یک به یک نیست ضعیف ~~و مستخف # 12 نخله خشک ز امر حق داد ثمر به مریمی %~% یافت ز نفخ ایزدی مرده حیات ~~مؤتنف # 13 ابله اگر زنخ زند تو ره عشق گم مکن %~% پیشه عشق برگزین هرزه شمر دگر ~~حرف # 14 چون غزلی به سر بری مدحت شمس دین بگو %~% وز تبریز یاد کن کوری خصم ~~ناخلف PageV1P1300 ### || [genre: Gh] # 1 ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف %~% چون شتران رو به رو پوز نهاده ~~در علف # 2 هر طرفی همی‌رسد مست و خراب جوق جوق %~% چون شتران مست لب سست فکنده ~~کرده کف # 3 خوش بخورید کاشتران ره نبرند سوی ما %~% زانک بوادی اندرند ما سر کوه ~~بر شرف # 4 گر چه درازگردن‌اند تا سر کوه کی رسند %~% ور چه که عف عفی کنند غم ~~نخوریم ما ز عف # 5 بحر اگر شود جهان کشتی نوح اندریم %~% کشتی نوح کی بود سخره آفت و تلف # 6 جمله جهان پرست غم در پی منصب و درم %~% ما خوش و نوش و محترم مست خرف ~~در این کنف # 7 کان زمردیم ما آفت چشم مار غم %~% آنک اسیر غم بود حصه اوست وااسف # 8 مطرب عارفان بیا مست شدند عارفان %~% زود بگو رباعیی پیش درآ بگیر دف # 9 ms0719 باد به بیشه درفکن بر سر هر درخت زن %~% تا که شوند سرفشان شاخ درخت صف ~~به صف # 10 ابله اگر زنخ زند تو ره عشق گم مکن %~% عشق حیات جان بود مرده بود دگر ~~حرف # 11 چون غزلی به سر بری مدحت شمس دین بگو %~% از تبریز یاد کن کوری خصم ~~ناخلف PageV1P1301 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو تنگ آیی ز ما زوتر برون رو ای حریف %~% کز ترش رویی همی‌رنجد ~~دلارام ظریف # 2 گر همی انکار خود پنهان کنی بر روی تو %~% می‌نماید دشمنی‌ها بر رخ تو ~~لیف لیف # 3 روز گردک بر رخ داماد می‌باشد نشان %~% از جمال او که نامش کرد رومی ~~نیف نیف # 4 چون خداوند شمس دین چوگان زند یارش کجاست %~% ور بر اسب فضل بنشیند کجا ~~دارد ردیف # 5 خوان و بزم هر دو عالم نزد بزم شمس دین %~% چون یکی کاسه پرآش و بر سر ~~او یک رغیف # 6 وان رغیف و آش و کاسه صدقه تبریز دان %~% از کمال و حرمت شهر شهنشاه ~~شریف PageV1P1302 ### || [genre: Gh] # 1 باده نمی‌بایدم فارغم از درد و صاف %~% تشنه خون خودم آمد وقت مصاف # 2 برکش شمشیر تیز خون حسودان بریز %~% تا سر بی‌تن کند گرد تن خود طواف # 3 کوه کن از کله‌ها بحر کن از خون ما %~% تا بخورد خاک و ریگ جرعه خون از ~~گزاف # 4 ای ز دل من خبیر رو دهنم را مگیر %~% ور نه شکافد دلم خون بجهد از شکاف # 5 گوش به غوغا مکن هیچ محابا مکن %~% سلطنت و قهرمان نیست چنین دست باف # 6 در دل آتش روم لقمه آتش شوم %~% جان چو کبریت را بر چه بریدند ناف # 7 آتش فرزند ماست تشنه و دربند ماست %~% هر دو یکی می‌شویم تا نبود ~~اختلاف # 8 چک چک و دودش چراست زانک دورنگی به جاست %~% چونک شود هیزم او چک چک ~~نبود ز لاف # 9 ور بجهد نیم سوز ms0720 فحم بود او هنوز %~% تشنه دل و رو سیه طالب وصل و زفاف # 10 آتش گوید برو تو سیهی من سپید %~% هیزم گوید که تو سوخته‌ای من معاف # 11 این طرفش روی نی وان طرفش روی نی %~% کرده میان دو یار در سیهی اعتکاف # 12 همچو مسلمان غریب نی سوی خلقش رهی %~% نی سوی شاهنشهی بر طرفی چون ~~سجاف # 13 بلک چو عنقا که او از همه مرغان فزود %~% بر فلکش ره نبود ماند بر آن ~~کوه قاف # 14 با تو چه گویم که تو در غم نان مانده‌ای %~% پشت خمی همچو لام تنگ دلی ~~همچو کاف # 15 هین بزن ای فتنه جو بر سر سنگ آن سبو %~% تا نکشم آب جو تا نکنم ~~اغتراف # 16 ترک سقایی کنم غرقه دریا شوم %~% دور ز جنگ و خلاف بی‌خبر از اعتراف # 17 همچو روان‌های پاک خامش در زیر خاک %~% قالبشان چون عروس خاک بر او ~~چون لحاف PageV1P1303 ### || [genre: Gh] # 1 کعبه جان‌ها تویی گرد تو آرم طواف %~% جغد نیم بر خراب هیچ ندارم طواف # 2 پیشه ندارم جز این کار ندارم جز این %~% چون فلکم روز و شب پیشه و کارم ~~طواف # 3 بهتر از این یار کیست خوشتر از این کار چیست %~% پیش بت من سجود گرد ~~نگارم طواف # 4 رخت کشیدم به حج تا کنم آن جا قرار %~% برد عرب رخت من برد قرارم طواف # 5 تشنه چه بیند به خواب چشمه و حوض و سبو %~% تشنه وصل توام کی بگذارم ~~طواف # 6 چونک برآرم سجود بازرهم از وجود %~% کعبه شفیعم شود چونک گزارم طواف # 7 حاجی عاقل طواف چند کند هفت هفت %~% حاجی دیوانه‌ام من نشمارم طواف # 8 گفتم گل را که خار کیست ز پیشش بران %~% گفت بسی کرد او گرد عذارم طواف # 9 گفت به آتش هوا دود نه درخورد توست %~% گفت بهل تا کند گرد شرارم طواف # 10 عشق مرا می‌ستود کو همه شب همچو ms0721 ماه %~% بر سر و رو می‌کند گرد غبارم ~~طواف # 11 همچو فلک می‌کند بر سر خاکم سجود %~% همچو قدح می‌کند گرد خمارم طواف # 12 خواجه عجب نیست اینک من بدوم پیش صید %~% طرفه که بر گرد من کرد شکارم ~~طواف # 13 چار طبیعت چو چار گردن حمال دان %~% همچو جنازه مبا بر سر چارم طواف # 14 هست اثرهای یار در دمن این دیار %~% ور نه نبودی بر این تیره دیارم ~~طواف # 15 عاشق مات ویم تا ببرد رخت من %~% ور نه نبودی چنین گرد قمارم طواف # 16 سرو بلندم که من سبز و خوشم در خزان %~% نی چو حشیشم بود گرد بهارم ~~طواف # 17 از سپه رشک ما تیر قضا می‌رسد %~% تا نکنی بی‌سپر گرد حصارم طواف # 18 خشت وجود مرا خرد کن ای غم چو گرد %~% تا که کنم همچو گرد گرد سوارم ~~طواف # 19 بس کن و چون ماهیان باش خموش اندر آب %~% تا نه چو تابه شود بر سر ~~نارم طواف PageV1P1304 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که تویی شیر شیر شیر مصاف %~% ز مرغزار برون آ و صف‌ها بشکاف # 2 به مدحت آنچ بگویند نیست هیچ دروغ %~% ز هر چه از تو بلافند صادقست نه ~~لاف # 3 عجب که کرت دیگر ببیند این چشمم %~% به سلطنت تو نشسته ملوک بر اطراف # 4 تو بر مقامه خویشی وز آنچ گفتم بیش %~% ولیک دیده ز هجرت نه روشنست نه ~~صاف # 5 شعاع چهره او خود نهان نمی‌گردد %~% برو تو غیرت بافنده پرده‌ها می‌باف # 6 تو دلفریب صفت‌های دلفریب آری %~% ولیک آتش من کی رها کند اوصاف # 7 چو عاشقان به جهان جان‌ها فدا کردند %~% فدا بکردم جانی و جان جان به ~~مصاف # 8 اگر چه کعبه اقبال جان من باشد %~% هزار کعبه جان را بگرد تست طواف # 9 دهان ببسته‌ام از راز چون جنین غمم %~% که کودکان به شکم در غذا خورند ~~از ناف # 10 تو عقل عقلی و ms0722 من مست پرخطای توام %~% خطای مست بود پیش عقل عقل معاف # 11 خمار بی‌حد من بحرهای می‌خواهد %~% که نیست مست تو را رطل‌ها و جره ~~کفاف # 12 بجز به عشق تو جایی دگر نمی‌گنجم %~% که نیست موضع سیمرغ عشق جز که ~~قاف # 13 نه عاشق دم خویشم ولیک بوی تست %~% چو دم زنم ز غمت از مت و از آلاف # 14 نه الف گیرد اجزای من به غیر تو دوست %~% اگر هزار بخوانند سوره ایلاف # 15 به نور دیده سلف بسته‌ام به عشق رخت %~% که گوش من نگشاید به قصه ~~اسلاف # 16 منم کمانچه نداف شمس تبریزی %~% فتاده آتش او در دکان این نداف ~~PageV1P1305 ### || [genre: Gh] # 1 ای مونس و غمگسار عاشق %~% وی چشم و چراغ و یار عاشق # 2 ای داروی فربهی و صحت %~% از بهر تن نزار عاشق # 3 ای رحمت و پادشاهی تو %~% بربوده دل و قرار عاشق # 4 ای کرده خیال را رسولی %~% در واسطه یادگار عاشق # 5 آن را که به خویش بار ندهی %~% کی بیند کار و بار عاشق # 6 از جذب و کشیدن تو باشد %~% آن ناله زار زار عاشق # 7 تعلیم و اشارت تو باشد %~% آن حیله گری و کار عاشق # 8 از راه نمودن تو باشد %~% آن رفتن راهوار عاشق # 9 ای بند تو دلگشای عاشق %~% وی پند تو گوشوار عاشق # 10 دیرست که خواب شب نمانده است %~% در دیده شرمسار عاشق # 11 دیرست که اشتها برفتست %~% از معده لقمه خوار عاشق # 12 دیرست که زعفران برستست %~% از چهره لاله زار عاشق # 13 دیرست کز آب‌های دیده %~% دریا کردی کنار عاشق # 14 زین‌ها چه زیانش چون تو باشی %~% چاره گر و غمگسار عاشق # 15 صد گنج فروشیش به دانگی %~% وان دانگ کنی نثار عاشق # 16 ای لاف ابیت عند ربی %~% آرایش و افتخار عاشق # 17 لو لاک لما خلقت الافلاک %~% نه چرخ به اختیار عاشق # 18 بس کن که عنایتش بسنده ms0723 است %~% برهان و سخن گزار عاشق PageV1P1306 ### || [genre: Gh] # 1 گر خمار آرد صداعی بر سر سودای عشق %~% دررسد در حین مدد از ساقی صهبای ~~عشق # 2 ور بدرد طبل شادی لشکر عشاق را %~% مژده انافتحنا دردمد سرنای عشق # 3 زهر اندر کام عاشق شهد گردد در زمان %~% زان شکرهایی که روید هر دم از ~~نی‌های عشق # 4 یک زمان ابری بیاید تا بپوشد ماه را %~% ابر را در حین بسوزد برق جان ~~افزای عشق # 5 در میان ریگ سوزان در طریق بادیه %~% بانگ‌های رعد بینی می‌زند سقای ~~عشق # 6 ساقیا از بهر جانت ساغری بر خلق ریز %~% یا صلا درده به سوی قامت و ~~بالای عشق # 7 شمس تبریز ار بتاند از قباب رشک حق %~% قبه‌های موج خیزد آن دم از ~~دریای عشق PageV1P1307 ### || [genre: Gh] # 1 ای جهان را دلگشا اقبال عشق %~% یفعل الله ما یشا اقبال عشق # 2 ای صفا و ای وفا در جور عشق %~% ای خوشا و ای خوشا اقبال عشق # 3 ای بده جانتر ز جان دیدار عشق %~% وی فزون از جان و جا اقبال عشق # 4 تا ز اخلاص و ریا بیرون شدم %~% جان اخلاص و ریا اقبال عشق # 5 گر بگردد آفتاب از ضعف نیست %~% نقل کرد از جا به جا اقبال عشق # 6 خلق گوید عاقبت محمود باد %~% عاقبت آمد به ما اقبال عشق # 7 من دهان بستم که بگشادست پر %~% در دل خلق خدا اقبال عشق # 8 بد دعا زنبیل و این دولت خلیل %~% می‌نگنجد در دعا اقبال عشق # 9 وحدت عشقست این جا نیست دو %~% یا تویی یا عشق یا اقبال عشق ~~PageV1P1308 ### || [genre: Gh] # 1 ای ناطق الهی و ای دیده حقایق %~% زین قلزم پرآتش ای چاره خلایق # 2 تو بس قدیم پیری بس شاه بی‌نظیری %~% جان را تو دستگیری از آفت علایق # 3 در راه جان سپاری جان‌ها تو را شکاری %~% آوخ کز این شکاران تا جان ~~کیست لایق # 4 ms0724 مخلوق خود کی باشد کز عشق تو بلافد %~% ای عاشق جمالت نور جلال خالق # 5 گویی چه چاره دارم کان عشق را شکارم %~% بیمار عشق زارم ای تو طبیب ~~حاذق # 6 لطف تو گفت پیش آ قهر تو گفت پس رو %~% ما را یکی خبر کن کز هر دو کیست ~~صادق # 7 ای آفتاب جان‌ها ای شمس حق تبریز %~% هر ذره از شعاعت جان لطیف ناطق ~~PageV1P1309 ### || [genre: Gh] # 1 باز از آن کوه قاف آمد عنقای عشق %~% باز برآمد ز جان نعره و هیهای عشق # 2 باز برآورد عشق سر به مثال نهنگ %~% تا شکند زورق عقل به دریای عشق # 3 سینه گشادست فقر جانب دل‌های پاک %~% در شکم طور بین سینه سینای عشق # 4 مرغ دل عاشقان باز پر نو گشاد %~% کز قفس سینه یافت عالم پهنای عشق # 5 هر نفس آید نثار بر سر یاران کار %~% از بر جانان که اوست جان و دل ~~افزای عشق # 6 فتنه نشان عقل بود رفت و به یک سو نشست %~% هر طرف اکنون ببین فتنه ~~دروای عشق # 7 عقل بدید آتشی گفت که عشقست و نی %~% عشق ببیند مگر دیده بینای عشق # 8 عشق ندای بلند کرد به آواز پست %~% کای دل بالا بپر بنگر بالای عشق # 9 بنگر در شمس دین خسرو تبریزیان %~% شادی جان‌های پاک دیده دل‌های عشق ~~PageV1P1310 ### || [genre: Gh] # 1 فریفت یار شکربار من مرا به طریق %~% که شعر تازه بگو و بگیر جام عتیق # 2 چه چاره آنچ بگوید ببایدم کردن %~% چگونه عاق شوم با حیات کان و عقیق # 3 غلام ساقی خویشم شکار عشوه او %~% که سکر لذت عیش است و باده نعم رفیق # 4 به شب مثال چراغند و روز چون خورشید %~% ز عاشقی و ز مستی زهی گزیده ~~فریق # 5 شما و هر چه مراد شماست از بد و نیک %~% من و منازل ساقی و جام‌های ~~رحیق # 6 بیار باده لعلی که در معادن ms0725 روح %~% درافکند شررش صد هزار جوش و حریق # 7 روا بود چو تو خورشید و در زمین سایه %~% روا بود چو تو ساقی و در ~~زمانه مفیق # 8 گشای زانوی اشتر بدر عقال عقول %~% بجه ز رق جهانی به جرعه‌های رقیق # 9 چو زانوی شتر تو گشاده شد ز عقال %~% اگر چه خفته بود طایرست در تحقیق # 10 همی‌دود به که و دشت و بر و بحر روان %~% به قدر عقل تو گفتم نمی‌کنم ~~تعمیق # 11 کمال عشق در آمیزش‌ست پیش آیید %~% به اختلاط مخلد چو روغن و چو سویق # 12 چو اختلاط کند خاک با حقایق پاک %~% کند سجود مخلد به شکر آن توقیق ~~PageV1P1311 ### || [genre: Gh] # 1 جان و سر تو که بگو بی‌نفاق %~% در کرم و حسن چرایی تو طاق # 2 روی چو خورشید تو بخشش کند %~% روز وصالی که ندارد فراق # 3 دل ز همه برکنم از بهر تو %~% بهر وفای تو ببندم نطاق # 4 گر تو مرا گویی رو صبر کن %~% باشد تکلیف بما لایطاق # 5 سخت بود هجر و فراق ای حبیب %~% خاصه فراقی ز پی اعتناق # 6 چون پدر و مادر عقلست و روح %~% هر دو تویی چون شوم ای دوست عاق # 7 روم چو در مهر تو آهی کنند %~% دود رسد جانب شام و عراق # 8 در تتق سینه عشاق تو %~% ماه رخان قندلبان سیم ساق # 9 رقص کنان در خضر لطف تو %~% نوش کنان ساغر صدق و وفاق # 10 دست زنان جمله و گویان بلاغ %~% طاق و طرنبین و طرنبین و طاق # 11 مژده کسی را که زرش دزد برد %~% مژده کسی را که دهد زن طلاق # 12 خاصه کسی را که جهان را همه %~% ترک کند فرد شود بی‌شقاق # 13 لاجرمش عشق کشد پیشکش %~% همچو محمد به سحرگه براق # 14 بربردش زود براق دلش %~% فوق سماوات رفاع طباق # 15 جان و سر تو که بگو باقیش %~% که دهنم بسته شد از ms0726 اشتیاق # 16 هر چه بگفتم کژ و مژ راست کن %~% چونک مهندس تویی و من مشاق ~~PageV1P1312 ### || [genre: Gh] # 1 به دلجویی و دلداری درآمد یار پنهانک %~% شب آمد چون مه تابان شه خون ~~خوار پنهانک # 2 دهان بر می‌نهاد او دست یعنی دم مزن خامش %~% و می‌فرمود چشم او درآ در ~~کار پنهانک # 3 چو کرد آن لطف او مستم در گلزار بشکستم %~% همی‌دزدیدم آن گل‌ها از آن ~~گلزار پنهانک # 4 بدو گفتم که ای دلبر چه مکرانگیز و عیاری %~% برانگیزان یکی مکری خوش ~~ای عیار پنهانک # 5 بنه بر گوش من آن لب اگر چه خلوتست و شب %~% مهل تا برزند بادی بر آن ~~اسرار پنهانک # 6 از آن اسرار عاشق کش مشو امشب مها خامش %~% نوای چنگ عشرت را بجنبان ~~تار پنهانک # 7 بده ای دلبر خندان به رسم صدقه پنهان %~% از آن دو لعل جان افزای ~~شکربار پنهانک # 8 که غمازان همه مستند اندر خواب گفت آری %~% ولیکن هست از این مستان یکی ~~هشیار پنهانک # 9 مکن ای شمس تبریزی چنین تندی چنین تیزی %~% کجا یابم تو را ای شاه ~~دیگربار پنهانک PageV1P1313 ### || [genre: Gh] # 1 روان شد اشک یاقوتی ز راه دیدگان اینک %~% ز عشق بی‌نشان آمد نشان ~~بی‌نشان اینک # 2 ببین در رنگ معشوقان نگر در رنگ مشتاقان %~% که آمد این دو رنگ خوش از ~~آن بی‌رنگ جان اینک # 3 فلک مر خاک را هر دم هزاران رنگ می‌بخشد %~% که نی رنگ زمین دارد نه ~~رنگ آسمان اینک # 4 چو اصل رنگ بی‌رنگست و اصل نقش بی‌نقشست %~% چو اصل حرف بی‌حرفست چو ~~اصل نقد کان اینک # 5 تویی عاشق تویی معشوق تویی جویان این هر دو %~% ولی تو توی بر تویی ز ~~رشک این و آن اینک # 6 تو مشک آب حیوانی ولی رشکت دهان بندد %~% دهان خاموش و جان نالان ز عشق ~~بی‌امان اینک # 7 سحرگه ناله مرغان رسولی از خموشانست %~% جهان خامش نالان نشانش ms0727 در دهان ~~اینک # 8 ز ذوقش گر ببالیدی چرا از هجر نالیدی %~% تو منکر می‌شوی لیکن هزاران ~~ترجمان اینک # 9 اگر نه صید یاری تو بگو چون بی‌قراری تو %~% چو دیدی آسیا گردان بدان ~~آب روان اینک # 10 اشارت می‌کند جانم که خامش که مرنجانم %~% خموشم بنده فرمانم رها کردم ~~بیان اینک PageV1P1314 ### || [genre: Gh] # 1 رو رو که نه‌ای عاشق ای زلفک و ای خالک %~% ای نازک و ای خشمک پابسته ~~به خلخالک # 2 با مرگ کجا پیچد آن زلفک و آن پیچک %~% بر چرخ کجا پرد آن پرک و آن ~~بالک # 3 ای نازک نازک‌دل دل جو که دلت ماند %~% روزی که جدا مانی از زرک و از ~~مالک # 4 اشکسته چرا باشی دلتنگ چرا گردی %~% دل همچو دل میمک قد همچو قد دالک # 5 تو رستم دستانی از زال چه می‌ترسی %~% یا رب برهان او را از ننگ چنین ~~زالک # 6 من دوش تو را دیدم در خواب و چنان باشد %~% بر چرخ همی‌گشتی سرمستک و ~~خوش حالک # 7 می‌گشتی و می‌گفتی ای زهره به من بنگر %~% سرمستم و آزادم ز ادبارک و ~~اقبالک # 8 درویشی وانگه غم از مست نبیذی کم %~% رو خدمت آن مه کن مردانه یکی سالک # 9 بر هفت فلک بگذر افسون زحل مشنو %~% بگذار منجم را در اختر و در فالک # 10 من خرقه ز خور دارم چون لعل و گهر دارم %~% من خرقه کجا پوشم از صوفک ~~و از شالک # 11 با یار عرب گفتم در چشم ترم بنگر %~% می‌گفت به زیر لب لا تخدعنی والک # 12 می‌گفتم و می‌پختم در سینه دو صد حیلت %~% می‌گفت مرا خندان کم تکتم ~~احوالک # 13 خامش کن و شه را بین چون باز سپیدی تو %~% نی بلبل قوالی درمانده در ~~این قالک PageV1P1315 ### || [genre: Gh] # 1 آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک %~% شنگینک و منگینک سربسته به ~~زرینک # 2 چون منکر مرگست او ms0728 گوید که اجل کو کو %~% مرگ آیدش از شش سو گوید که ~~منم اینک # 3 گوید اجلش کای خر کو آن همه کر و فر %~% وان سبلت و آن بینی وان کبرک و ~~آن کینک # 4 کو شاهد و کو شادی مفرش به کیان دادی %~% خشتست تو را بالین خاکست ~~نهالینک # 5 ترک خور و خفتن گو رو دین حقیقی جو %~% تا میر ابد باشی بی‌رسمک و ~~آیینک # 6 بی‌جان مکن این جان را سرگین مکن این نان را %~% ای آنک فکندی تو در در ~~تک سرگینک # 7 ما بسته سرگین دان از بهر دریم ای جان %~% بشکسته شو و در جو ای سرکش ~~خودبینک # 8 چون مرد خدابینی مردی کن و خدمت کن %~% چون رنج و بلا بینی در رخ مفکن ~~چینک # 9 این هجو منست ای تن وان میر منم هم من %~% تا چند سخن گفتن از سینک و ~~از شینک # 10 شمس الحق تبریزی خود آب حیاتی تو %~% وان آب کجا یابد جز دیده نمگینک ~~PageV1P1316 ### || [genre: Gh] # 1 هر اول روز ای جان صد بار سلام علیک %~% در گفتن و خاموشی ای یار سلام ~~علیک # 2 از جان همه قدوسی وز تن همه سالوسی %~% وز گل همه جباری وز خار سلام ~~علیک # 3 من ترکم و سرمستم ترکانه سلح بستم %~% در ده شدم و گفتم سالار سلام ~~علیک # 4 بنهاد یکی صهبا بر کف من و گفتا %~% این شهره امانت را هشدار سلام علیک # 5 گفتم من دیوانه پیوسته خلیلانه %~% بر مالک خود گویم در نار سلام علیک # 6 آن لحظه که بیرونم عالم ز سلامم پر %~% وان لحظه که در غارم با یار ~~سلام علیک # 7 چون صنع و نشان او دارد همه صورت‌ها %~% ای مور شبت خوش باد ای مار ~~سلام علیک # 8 داوود تو را گوید بر تخت فدیناکم %~% منصور تو را گوید بر دار سلام ~~علیک # 9 مشتاق تو را گوید بی‌طمع سلام ms0729 از جان %~% محتاج همت گوید ناچار سلام ~~علیک # 10 شاهان چو سلام تو با طبل و علم گویند %~% در زیر زبان گوید بیمار سلام ~~علیک # 11 چون باده جان خوردم ایزار گرو کردم %~% تا مست مرا گوید ای زار سلام ~~علیک # 12 امسال ز ماه تو چندان خوش و خرم شد %~% کز کبر نمی‌گوید بر پار سلام ~~علیک # 13 از لذت زخمه تو این چنگ فلک بیخود %~% سر زیر کند هر دم کای تار سلام ~~علیک # 14 مرغان خلیلی هم سررفته و پرکنده %~% آورده از آن عالم هر چار سلام ~~علیک # 15 بس سیل سخن راندم بس قارعه برخواندم %~% از کار فروماندم ای کار سلام ~~علیک PageV1P1317 ### || [genre: Gh] # 1 بباید عشق را ای دوست دردک %~% دل پردرد و رخساران زردک # 2 ای بی‌درد دل و بی‌سوز سینه %~% بود دعوی مشتاقیت سردک # 3 جهان عشق بس بی‌حد جهانست %~% تو داری دیدگان نیک خردک # 4 چه داند روستایی مخزن شاه %~% کماج و دوغ داند جان کردک # 5 بجز بانگ دفت نبود نصیبی %~% چو هستی چون خصی در روز گردک # 6 اگر خواهی که مرد کار گردی %~% ز کار و بار خود شو زود فردک # 7 چو چیزی یافتی خود را تو مفروش %~% به پیش هر دکان مانند قردک # 8 که دعوی مردیت بی‌جان مردان %~% بدان آرد که گویندت که مردک # 9 اگر ناگاه مردی پیش افتد %~% به خون خود دری کاری نبردک # 10 تو دیده بسته‌ای در زهد می‌باش %~% به تسبیح و به ذکر چند وردک # 11 مکن شیخی دروغی بر مریدان %~% ار آن ناز و کرشمه ای فسردک # 12 شه شطرنجی ار تو کژ ببازی %~% به شمس الدین تبریزی تو نردک ~~PageV1P1318 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآ با ما نشان ده راستک %~% ماجرا را در میان نه راستک # 2 چون کمانی با من آخر پیش آ %~% همچو تیری کید از زه راستک # 3 ای فضولی سو به سو چندین مجه %~% ور جهی باری ms0730 برون جه راستک # 4 ده خدایی نیست جز تو هیچ کس %~% کو بگوید حال این ده راستک # 5 چون تو آدینه نخواهی آمدن %~% وعده مان ده روز شنبه راستک # 6 در دروغ و مکر ذوقی هست لیک %~% آن نمی‌ارزد همان به راستک # 7 گر بدیدی شمس تبریزی بگو %~% یک نشان با کهترین که راستک PageV1P1319 ### || [genre: Gh] # 1 ایا هوای تو در جان‌ها سلام علیک %~% غلام می‌خری ارزان بها سلام علیک # 2 ایا کسی که هزاران هزار جان و روان %~% همی‌کشند ز هر سو تو را سلام ~~علیک # 3 به وقت خواندن آن نامه‌های خون آلود %~% بخوان ز جانب این آشنا سلام ~~علیک # 4 تو می‌خرامی و خورشید و ماه در پی تو %~% همی‌دوند که‌ای خوش لقا سلام ~~علیک # 5 به خاک پای تو هر دم همی‌کنند پیغام %~% هزار چشم که ای توتیا سلام ~~علیک # 6 تو تیزگوش تری از همه که هر نفست %~% ز غیب می‌رسد از انبیا سلام علیک # 7 سلام خشک نباشد خصوص از شاهان %~% هزار خلعت و هدیه‌ست با سلام علیک # 8 چنانک کرد خداوند در شب معراج %~% به نور مطلق بر مصطفی سلام علیک # 9 زهی سلام که دارد ز نور دنب دراز %~% چنین بود چو کند کبریا سلام علیک # 10 گذشت این همه ای دوست ماجرا بشنو %~% ولیک پیشتر از ماجرا سلام علیک ~~PageV1P1320 ### || [genre: Gh] # 1 ای ظریف جهان سلام علیک %~% ای غریب زمان سلام علیک # 2 ای سلام تو درنگنجیده %~% در خم آسمان سلام علیک # 3 دی که بگذشت روی واپس کرد %~% کای ز هجرت فغان سلام علیک # 4 روز فردا ز عشق تو گوید %~% زوترم دررسان سلام علیک # 5 گوش پنهان کجاست تا شنود %~% از جهان نهان سلام علیک # 6 هر سلامی که در جهان شنوی %~% چون صداییست زان سلام علیک # 7 زین صدا درگذر برابر کوه %~% تا ببینی عیان سلام علیک # 8 من ز غیرت سلام تو پوشم %~% تا نداند دهان سلام ms0731 علیک # 9 چون ببستم دهان سلامت شد %~% جانب گلستان سلام علیک # 10 ای صلاح جهان صلاح الدین %~% بر تو تا جاودان سلام علیک PageV1P1321 ### || [genre: Gh] # 1 ای ظریف جهان سلام علیک %~% ان دائی و صحتی بیدیک # 2 داروی درد بنده چیست بگو %~% قبله لو رزقت من شفتیک # 3 از تو آیم بر تو هم به نفیر %~% آه المستغاث منک الیک # 4 گر به خدمت نمی‌رسم به بدن %~% انما الروح و الفؤاد لدیک # 5 گر خطابی نمی‌رسد بی‌حرف %~% پس جهان پر چرا شد از لبیک # 6 نحس گوید تو را که بدلنی %~% سعد گوید تو را که یا سعدیک PageV1P1322 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز ز خواب و ساز کن چنگ %~% کان فتنه مه عذار گلرنگ # 2 نی خواب گذاشت خواجه نی صبر %~% نی نام گذاشت خواجه نی ننگ # 3 بدرید خرد هزار خرقه %~% بگریخت ادب هزار فرسنگ # 4 اندیشه و دل به خشم با هم %~% استاره و مه ز رشک در جنگ # 5 استاره به جنگ کز فراقش %~% این عرصه چرخ تنگ شد تنگ # 6 مه گوید بی ز آفتابش %~% تا کی باشم ز چرخ آونگ # 7 بازار وجود بی‌عقیقش %~% گو باش خراب سنگ بر سنگ # 8 ای عشق هزارنام خوش جام %~% فرهنگ ده هزار فرهنگ # 9 بی‌صورت با هزار صورت %~% صورت ده ترک و رومی و زنگ # 10 درده ز رحیق خویش یک جام %~% یا از رز خویش یک کفی بنگ # 11 بگشا سر خنب را دگربار %~% تا سر بنهد هزار سرهنگ # 12 تا حلقه مطربان گردون %~% مستانه برآورند آهنگ # 13 مخمور رهد ز قیل و از قال %~% تا حشر چو حشریان بود دنگ PageV1P1323 ### || [genre: Gh] # 1 عشق خامش طرفه‌تر یا نکته‌های چنگ چنگ %~% آتش ساده عجبتر یا رخ من رنگ ~~رنگ # 2 برق آن رخ را چه نسبت با رخان زرد زرد %~% تنگ شکر را چه نسبت با دل بس ~~تنگ تنگ # 3 مه برای مشتری بر تخت دل بر ms0732 تخت دل %~% صد هزاران جان حیران گرد تختش ~~دنگ دنگ # 4 کوه طور جان‌ها سودای او سودای او %~% اندر آن که بهر لعلش می‌جهد جان ~~سنگ سنگ # 5 صیقل عشق ورا بگزین که تا از آینه ت %~% زود بزداید به لطف خویشتن او ~~زنگ زنگ PageV1P1324 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی و آنگهانی نام و ننگ %~% او نشاید عشق را ده سنگ سنگ # 2 گر ز هر چیزی بلنگی دور شو %~% راه دور و سنگلاخ و لنگ لنگ # 3 مرگ اگر مرد است آید پیش من %~% تا کشم خوش در کنارش تنگ تنگ # 4 من از او جانی برم بی‌رنگ و بو %~% او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ # 5 جور و ظلم دوست را بر جان بنه %~% ور نخواهی پس صلای جنگ جنگ # 6 گر نمی‌خواهی تراش صیقلش %~% باش چون آیینه پرزنگ زنگ # 7 دست را بر چشم خود نه گو به چشم %~% چشم بگشا خیره منگر دنگ دنگ ~~PageV1P1325 ### || [genre: Gh] # 1 تتار اگر چه جهان را خراب کرد به جنگ %~% خراب گنج تو دارد چرا شود ~~دلتنگ # 2 جهان شکست و تو یار شکستگان باشی %~% کجاست مست تو را از چنین خرابی ~~ننگ # 3 فلک ز مستی امر تو روز و شب در چرخ %~% زمین ز شادی گنج تو خیره مانده ~~و دنگ # 4 وظیفه تو رسید و نیافت راه ز در %~% زهی کرم که ز روزن بکردیش آونگ # 5 شنیده‌ایم که شاهان به جنگ بستانند %~% ندیده‌ایم که شاهان عطا دهند به ~~جنگ # 6 ز سنگ چشمه روان کرده‌ای و می‌گویی %~% بیا عطا بستان ای دل فسرده چو ~~سنگ # 7 کنار و بوسه رومی رخانت می‌باید %~% ز روی آینه دل به عشق بزدا زنگ # 8 تعلقیست عجب زنگ را بدین رومی %~% تعلقیست نهانی میان موش و پلنگ # 9 دهان ببند که تا دل دهانه بگشاید %~% فروخورد دو جهان را به یک زمان چو ~~نهنگ # 10 چو ما رویم ره دل ms0733 هزار فرسنگست %~% چو خطوتین دل آمد کجا بود فرسنگ # 11 اگر نه مفخر تبریز شمس دین جویاست %~% چرا شود غم عشقش موکل و سرهنگ ~~PageV1P1326 ### || [genre: Gh] # 1 حریف جنگ گزیند تو هم درآ در جنگ %~% چو سگ صداع دهد تن مزن برآور سنگ # 2 به خویش آی و چنین خویش را خلاوه مکن %~% که اینت گوید گولست و آنت ~~گوید دنگ # 3 چه دست باشد کز رو مگس نداند راند %~% ز سست طبعی کرمی نمایدش چو پلنگ ~~PageV1P1327 ### || [genre: Gh] # 1 چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ %~% رسید بر سر من بعد از آن ز هر ~~سو سنگ # 2 هزار سنگ ز آفاق بر سرم آید %~% چنان نباشد کز دست یار خوش خو سنگ # 3 مرا ز مطبخ عشق خوش تو بویی بود %~% فراق می‌زند از بخت من بر آن بو ~~سنگ # 4 ز دست تو شود آن سنگ لعل می‌دانم %~% به امتحان به کف آور به دست خود ~~تو سنگ # 5 اگر فتد نظر لطف تو به کوه و به سنگ %~% شود همه زر و گویند در جهان کو ~~سنگ # 6 سخای کف تو گر چربشی به کوه دهد %~% دهد به خشک دماغان همیشه چربوسنگ # 7 ز لطف گر به جهان در نظر کنی یک دم %~% روان کند ز عرق صد فرات و صد جو ~~سنگ # 8 اگر ز آب حیات تو سنگ تر گردد %~% حیات گیرد و مشک آکند چو آهو سنگ # 9 به آبگینه این دل نظر کن از سر لطف %~% که می طلب کند از وصل تو به جان ~~او سنگ # 10 عصای هجر تو گویی عصای موسی بود %~% ز هر دو چشم روان کرد آب و هر دو ~~سنگ # 11 ز بخت من ز دل تو سدیست از آهن %~% که آهن آید فرزند از زن و شو سنگ # 12 کنون ز هجر زنم سنگ بر دلم لیکن %~% بیاورید ز تبریز نزد من ms0734 زو سنگ # 13 ز بس که روی نهادم به سنگ در تبریز %~% به هر طرف دهدت خود نشانه رو ~~سنگ # 14 نگردم از هوسش گر ببارد از سر خشم %~% به سوی جان و دلم درشمار هر مو ~~سنگ # 15 ولیک از کرم بی‌نظیر شمس الدین %~% کجاست خاک رهش را امید و مرجو سنگ # 16 دعای جانم اینست که جان فدای تو باد %~% وگر زنند همه بر سر دعاگو سنگ ~~PageV1P1328 ### || [genre: Gh] # 1 بگردان شراب ای صنم بی‌درنگ %~% که بزمست و چنگ و ترنگاترنگ # 2 ولی بزم روحست و ساقی غیب %~% ببویید بوی و نبینید رنگ # 3 تو صحرای دل بین در آن قطره خون %~% زهی دشت بی‌حد در آن کنج تنگ # 4 در آن بزم قدسند ابدال مست %~% نه قدسی که افتد به دست فرنگ # 5 چه افرنگ عقلی که بود اصل دین %~% چو حلقه‌ست بر در در آن کوی و دنگ # 6 ز خشکیست این عقل و دریاست آن %~% بمانده است بیرون ز بیم نهنگ # 7 بده می گزافه به مستان حق %~% که نی عربده بینی آن جا نه جنگ # 8 یکی جام بنمودشان در الست %~% که از جام خورشید دارند ننگ # 9 تو گویی که بی‌دست و شیشه که دید %~% شراب دلارام و بکنی و بنگ # 10 ببین نیم شب خلق را جمله مست %~% ز سغراق خواب و ز ساقی زنگ # 11 قطار شتر بین که گشتند مست %~% ندانند افسار از پالهنگ # 12 خمش کن که اغلب همه باخودند %~% همه شهر لنگند تو هم بلنگ # 13 ره سیرت شمس تبریز گیر %~% به جرات چو شیر و به حمله پلنگ PageV1P1329 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی در او نیست از این عشق رنگ %~% نزد خدا نیست بجز چوب و سنگ # 2 عشق برآورد ز هر سنگ آب %~% عشق تراشید ز آیینه زنگ # 3 کفر به جنگ آمد و ایمان به صلح %~% عشق بزد آتش در صلح و جنگ # 4 عشق ms0735 گشاید دهن از بحر دل %~% هر دو جهان را بخورد چون نهنگ # 5 عشق چو شیرست نه مکر و نه ریو %~% نیست گهی روبه و گاهی پلنگ # 6 چونک مدد بر مدد آید ز عشق %~% جان برهد از تن تاریک و تنگ # 7 عشق ز آغاز همه حیرتست %~% عقل در او خیره و جان گشته دنگ # 8 در تبریزست دلم ای صبا %~% خدمت ما را برسان بی‌درنگ PageV1P1330 ### || [genre: Gh] # 1 توبه سفر گیرد با پای لنگ %~% صبر فروافتد در چاه تنگ # 2 جز من و ساقی بنماند کسی %~% چون کند آن چنگ ترنگاترنگ # 3 عقل چو این دید برون جست و رفت %~% با دل دیوانه که کردست جنگ # 4 صدر خرابات کسی را بود %~% کو رهد از صدر و ز نام و ز ننگ # 5 هر کی ز اندیشه دلارام ساخت %~% کشتی برساخت ز پشت نهنگ # 6 و آنک در اندیشه یک جو زر است %~% او خر پالان بود و پالهنگ # 7 یار منی زود فروجه ز خر %~% خر بفروش و برهان بی‌درنگ # 8 کون خری دنب خری گیر و رو %~% رو که کلیدی نبود در مدنگ # 9 راز مگو پیش خران ای مسیح %~% باده ستان از کف ساقی شنگ PageV1P1331 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو ولی احسان دل ای حسن رویت دام دل %~% ای از کرم پرسان دل وی ~~پرسشت آرام دل # 2 ما زنده از اکرام تو ای هر دو عالم رام تو %~% وی از حیات نام تو جانی ~~گرفته نام دل # 3 بر گرد تن دل حلقه شد تن با دلم همخرقه شد %~% وین هر دو در تو غرقه شد ~~ای تو ولی انعام دل # 4 ای تن گرفته پای دل وی دل گرفته دامنت %~% دامن ز دل اندرمکش تا تن رسد ~~بر بام دل # 5 ای گوهر دریای دل چه جای جان چه جای دل %~% روشن ز تو شب‌های دل خرم ز ~~تو ایام دل # 6 ای ms0736 عاشق و معشوق من در غیر عشق آتش بزن %~% چون نقطه‌ای در جیم تن چون ~~روشنی بر جام دل # 7 از بارگاه عقل کل آید همی بانگ دهل %~% کآمد سپاه آسمان نک می‌رسد ~~اعلام دل # 8 از زخم تیغ آن سپه در کشتن خصمان شه %~% پرخون شده صحرا و ره ره گشته ~~خون آشام دل # 9 زان حمله‌های صف شکن سرکوفته دیوان تن %~% خطبه به نام شه شده دیوان پر ~~از احکام دل # 10 ای قیل و قالت چون شکر وی گوشمالت چون شکر %~% گر زین ادب خوارم کنی ~~خواری منست اکرام دل # 11 گر سر تو ننهفتمی من گفتنی‌ها گفتمی %~% تا از دلم واقف شدی امروز خاص ~~و عام دل PageV1P1332 ### || [genre: Gh] # 1 این بوالعجب کاندر خزان شد آفتاب اندر حمل %~% خونم به جوش آمد کند در ~~جوی تن رقص الجمل # 2 این رقص موج خون نگر صحرا پر از مجنون نگر %~% وین عشرت بی‌چون نگر ~~ایمن ز شمشیر اجل # 3 مردار جانی می‌شود پیری جوانی می‌شود %~% مس زر کانی می‌شود در شهر ما ~~نعم البدل # 4 شهری پر از عشق و فرح بر دست هر مستی قدح %~% این سوی نوش آن سوی صح ~~این جوی شیر و آن عسل # 5 در شهر یک سلطان بود وین شهر پرسلطان عجب %~% بر چرخ یک ماهست بس وین ~~چرخ پرماه و زحل # 6 رو رو طبیبان را بگو کان جا شما را کار نیست %~% کان جا نباشد علتی وان ~~جا نبیند کس خلل # 7 نی قاضیی نی شحنه‌ای نی میر شهر و محتسب %~% بر آب دریا کی رود دعوی و ~~خصمی و جدل PageV1P1333 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ زدم نیم شبان کیست در این خانه دل %~% گفت منم کز رخ من شد مه و ~~خورشید خجل # 2 گفت که این خانه دل پر همه نقشست چرا %~% گفتم این عکس تو است ای رخ تو ~~رشک چگل # 3 گفت که این نقش دگر ms0737 چیست پر از خون جگر %~% گفتم این نقش من خسته دل و ~~پای به گل # 4 بستم من گردن جان بردم پیشش به نشان %~% مجرم عشق است مکن مجرم خود را ~~تو بحل # 5 داد سر رشته به من رشته پرفتنه و فن %~% گفت بکش تا بکشم هم بکش و هم ~~مگسل # 6 تافت از آن خرگه جان صورت ترکم به از آن %~% دست ببردم سوی او دست مرا ~~زد که بهل # 7 گفتم تو همچو فلان ترش شدی گفت بدان %~% من ترش مصلحتم نی ترش کینه و ~~غل # 8 هر کی درآید که منم بر سر شاخش بزنم %~% کاین حرم عشق بود ای حیوان ~~نیست اغل # 9 هست صلاح دل و دین صورت آن ترک یقین %~% چشم فرومال و ببین صورت دل ~~صورت دل PageV1P1334 ### || [genre: Gh] # 1 حلقه دل زدم شبی در هوس سلام دل %~% بانگ رسید کیست آن گفتم من غلام دل # 2 شعله نور آن قمر می‌زد از شکاف در %~% بر دل و چشم رهگذر از بر نیک نام ~~دل # 3 موج ز نور روی دل پر شده بود کوی دل %~% کوزه آفتاب و مه گشته کمینه ~~جام دل # 4 عقل کل ار سری کند با دل چاکری کند %~% گردن عقل و صد چو او بسته به ~~بند دام دل # 5 رفته به چرخ ولوله کون گرفته مشغله %~% خلق گسسته سلسله از طرف پیام دل # 6 نور گرفته از برش کرسی و عرش اکبرش %~% روح نشسته بر درش می‌نگرد به ~~بام دل # 7 نیست قلندر از بشر نک به تو گفت مختصر %~% جمله نظر بود نظر در خمشی ~~کلام دل # 8 جمله کون مست دل گشته زبون به دست دل %~% مرحله‌های نه فلک هست یقین دو ~~گام دل PageV1P1335 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای رو ترش کرده که تا نبود مرا مدخل %~% نبشته گرد روی خود صلا نعم ~~الادام الخل # 2 دو سه گام ار ز حرص و ms0738 کین به حلم آیی عسل جوشی %~% که عالم‌ها کنی ~~شیرین نمی‌آیی زهی کاهل # 3 غلط دیدم غلط گفتم همیشه با غلط جفتم %~% که گر من دیدمی رویت نماندی ~~چشم من احول # 4 دلا خود را در آیینه چو کژ بینی هرآیینه %~% تو کژ باشی نه آیینه تو ~~خود را راست کن اول # 5 یکی می‌رفت در چاهی چو در چه دید او ماهی %~% مه از گردون ندا کردش من ~~این سویم تو لاتعجل # 6 مجو مه را در این پستی که نبود در عدم هستی %~% نروید نیشکر هرگز چو ~~کارد آدمی حنظل # 7 خوشی در نفی تست ای جان تو در اثبات می‌جویی %~% از آن جا جو که می‌آید ~~نگردد مشکل این جا حل # 8 تو آن بطی کز اشتابی ستاره جست در آبی %~% تو آنی کز برای پا همی‌زد او ~~رگ اکحل # 9 در این پایان در این ساران چو گم گشتند هشیاران %~% چه سازم من که من ~~در ره چنان مستم که لاتسأل # 10 خدایا دست مست خود بگیر ار نی در این مقصد %~% ز مستی آن کند با خود ~~که در مستی کند منبل # 11 گرم زیر و زبر کردی به خود نزدیکتر کردی %~% که صحت آید از دردی چو ~~افشرده شود دنبل # 12 ز بعد این می و مستی چو کار من تو کردستی %~% توکل کرده‌ام بر تو صلا ~~ای کاهلان تنبل # 13 تویی ای شمس تبریزی نه زین مشرق نه زین مغرب %~% نه آن شمسی که هر ~~باری کسوف آید شود مختل PageV1P1336 ### || [genre: Gh] # 1 بقا اندر بقا باشد طریق کم زنان ای دل %~% یقین اندر یقین آمد قلندر ~~بی‌گمان ای دل # 2 به هر لحظه ز تدبیری به اقلیمی رود میری %~% ز جاه و قوت پیری که باشد ~~غیب دان ای دل # 3 کجا باشید صاحب دل دو روز اندر یکی منزل %~% چو او را سیر شد حاصل از ~~آن سوی جهان ای دل ms0739 # 4 چو بگذشتی تو گردون را بدیدی بحر پرخون را %~% ببین تو ماه بی‌چون را ~~به شهر لامکان ای دل # 5 زبون آن کشش باشد کسی کان ره خوشش باشد %~% روانش پرچشش باشد زهی جان و ~~روان ای دل # 6 دهد نوری طبیعت را دهد دادی شریعت را %~% چو بسپارد ودیعت را بدان سرحد ~~جان ای دل # 7 شنودی شمس تبریزی گمان بردی از او چیزی %~% یکی سری دل آمیزی تو را آمد ~~عیان ای دل PageV1P1337 ### || [genre: Gh] # 1 مهم را لطف در لطفست از آنم بی‌قرار ای دل %~% دلم پرچشمه حیوان تنم در ~~لاله زار ای دل # 2 به زیر هر درختی بین نشسته بهر روی شه %~% ملیحی یوسفی مه رو لطیفی ~~گلعذار ای دل # 3 فکنده در دل خوبان روحانی و جسمانی %~% ز عشق روح و جسم خود ز سوداها ~~شرار ای دل # 4 درآکنده ز شادی‌ها درون چاکران خود %~% مثال دانه‌های در که باشد در ~~انار ای دل # 5 به بزم او چو مستان را کنار و لطف‌ها باشد %~% بگیرد آب با آتش ز عشقش ~~هم کنار ای دل # 6 در آن خلوت که خوبان را به جام خاص بنوازد %~% بود روح الامین حارس و ~~خضرش پرده دار ای دل # 7 چو از بزمش برون آید کمینه چاکرش سکران %~% ز ملک و ملک و تخت و بخت ~~دارد ننگ و عار ای دل # 8 جهان بستان او را دان و این عالم چو غاری دان %~% برون آرد تو را لطفش ~~از این تاریک غار ای دل # 9 گلستان‌ها و ریحان‌ها شقایق‌های گوناگون %~% بنفشه زارها بر خاک و باد ~~و آب و نار ای دل # 10 که این گل‌های خاکی هم ز عکس آن همی‌روید %~% تو خاکی می‌خوری این جا ~~تو را آن جا چه کار ای دل # 11 بزن دستی و رقصی کن ز عشق آن خداوندان %~% که چون بوسی از او یابی کند ~~آفت کنار ای ms0740 دل # 12 به جان پاک شمس الدین خداوند خداوندان %~% که پرها هم از او یابی اگر ~~خواهی فرار ای دل # 13 به خاک پای تبریزی که اکسیرست خاک او %~% که جان‌ها یابی ار بر وی کنی ~~جانی نثار ای دل # 14 کنون از هجر بر پایم چنین بندیست از آتش %~% ز یادش مست و مخمورم اگر ~~چندم نزار ای دل # 15 مثال چنگ می‌باشم هزاران نغمه‌ها دارد %~% به لحن عشق انگیزش وگر ~~نالید زار ای دل # 16 به سودای چنان بختی که معشوق از سر دستی %~% به دستم داده بود از لطف ~~دنبال مهار ای دل # 17 بگرد مرکبم بودی به زیر سایه آن شاه %~% هزاران شاه در خدمت به صف‌ها ~~در قطار ای دل # 18 از این سو نه از آن سوی جهان روح تا دانی %~% که آن جا که نه امسالست ~~و آن سالست پار ای دل # 19 چو دیدم من عنایت‌ها ز صدر غیب شمس الدین %~% شدم مغرور خاصه مست و ~~مجنون خمار ای دل # 20 چنان حلمی و تمکینی چنان صبر خداوندی %~% که اندر صبر ایوبش نتاند بود ~~یار ای دل # 21 عنان از من چنان برتافت جایی شد که وهم آن جا %~% به جسم او نیابد راه ~~و نی چشمش غبار ای دل # 22 به درگاه خدا نالم که سایه آفتابی را %~% به ما آرد که دل را نیست بی ~~او پود و تار ای دل # 23 امیدست ای دل غمگین که ناگاهان درآید او %~% تو این جان را به صد حیله ~~همی‌کن داردار ای دل PageV1P1338 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن کو صبر کرد ای دل ز شهوت‌ها در این منزل %~% عوض دیدست او حاصل ~~به جان زان سوی آب و گل # 2 چو شخصی کو دو زن دارد یکی را دل شکن دارد %~% بدان دیگر وطن دارد که ~~او خوشتر بدش در دل # 3 تو گویی کاین بدین خوبی زهی صبر وی ایوبی %~% وزین ms0741 غبن اندر آشوبی که ~~این کاریست بی‌طایل # 4 و او گوید ز سرمستی که آن را تو بدیدستی %~% که آن علوست و تو پستی که ~~تو نقصی و آن کامل # 5 بدو گر باز رو آرد و تخم دوستی کارد %~% حجابی آن دگر دارد کز این سو ~~راند او محمل # 6 چو باز آن خوب کم نازد و با این شخص درسازد %~% دگربار او نپردازد از ~~این سون رخت دل حاصل # 7 سر رشته صبوری را ببین بگذار کوری را %~% ببین تو حسن حوری را صبوری ~~نبودت مشکل # 8 همه کدیه از این حضرت به سجده و وقفه و رکعت %~% برای دید این لذت کز ~~او شهوت شود حامل # 9 بفرما صبر یاران را به پندی حرص داران را %~% بمشنو نفس زاران را مباش ~~از دست حرص آکل # 10 کسی را چون دهی پندی شود حرص تو را بندی %~% صبوری گرددت قندی پی آجل ~~در این عاجل # 11 ز بی‌چون بین که چون‌ها شد ز بی‌سون بین که سون‌ها شد %~% ز حلمی بین ~~که خون‌ها شد ز حقی چند گون باطل # 12 حروف تخته کانی بدین تأویل می‌خوانی %~% خلاصه صبر می‌دانی بر آن ~~تأویل شو عامل # 13 صبوری کن مکن تیزی ز شمس الدین تبریزی %~% بشر خسپی ملک خیزی که او ~~شاهیست بس مفضل PageV1P1339 ### || [genre: Gh] # 1 امروز بحمدالله از دی بترست این دل %~% امروز در این سودا رنگی دگرست ~~این دل # 2 در زیر درخت گل دی باده همی‌خورد او %~% از خوردن آن باده زیر و زبرست ~~این دل # 3 از بس که نی عشقت نالید در این پرده %~% از ذوق نی عشقت همچون شکرست ~~این دل # 4 بند کمرت گشتم ای شهره قبای من %~% تا بسته بگرد تو همچون کمرست این دل # 5 از پرورش آبت ای بحر حلاوت‌ها %~% همچون صدفست این تن همچون گهرست این ~~دل # 6 چون خانه هر مؤمن از عشق تو ویران شد %~% هر ms0742 لحظه در این شورش بر بام و ~~درست این دل # 7 شمس الحق تبریزی تابنده چو خورشیدست %~% وز تابش خورشیدش همچون سحرست ~~این دل PageV1P1340 ### || [genre: Gh] # 1 چه کارستان که داری اندر این دل %~% چه بت‌ها می‌نگاری اندر این دل # 2 بهار آمد زمان کشت آمد %~% کی داند تا چه کاری اندر این دل # 3 حجاب عزت ار بستی ز بیرون %~% به غایت آشکاری اندر این دل # 4 در آب و گل فروشد پای طالب %~% سرش را می‌بخاری اندر این دل # 5 دل از افلاک اگر افزون نبودی %~% نکردی مه سواری اندر این دل # 6 اگر دل نیستی شهر معظم %~% نکردی شهریاری اندر این دل # 7 عجایب بیشه‌ای آمد دل ای جان %~% که تو میر شکاری اندر این دل # 8 ز بحر دل هزاران موج خیزد %~% چو جوهرها بیاری اندر این دل # 9 خمش کردم که در فکرت نگنجد %~% چو وصف دل شماری اندر این دل ~~PageV1P1341 ### || [genre: Gh] # 1 صد هزاران همچو ما غرقه در این دریای دل %~% تا چه باشد عاقبتشان وای ~~دل ای وای دل # 2 گر امان خواهی امانی ندهدت آن بی‌امان %~% می‌کشد جان را از این گل تا ~~به سربالای دل # 3 هر نواحی فوج فوج اندر گوی یا پشته‌ای %~% گاه پشته گاه گو از چیست از ~~غوغای دل # 4 قلزم روحست دل یا کشتی نوحست دل %~% موج موج خون فراز جوشش و گرمای دل # 5 شور می نوشان نگر وان نور خاموشان نگر %~% جملگی سر گشت آن کو مرد اندر ~~پای دل # 6 گرد ما در می‌پری ای رشک ماه و مشتری %~% آمدی تا دل بری ای قاف و ای ~~عنقای دل # 7 ای که کالیوه بگشتی در جهان با پر جان %~% هیچ دیدی شیوه‌ای تو لایق ~~سودای دل PageV1P1342 ### || [genre: Gh] # 1 شتران مست شدستند ببین رقص جمل %~% ز اشتر مست که جوید ادب و علم و عمل # 2 علم ما داده او و ره ms0743 ما جاده او %~% گرمی ما دم گرمش نه ز خورشید حمل # 3 دم او جان دهدت روز نفخت بپذیر %~% کار او کن فیکون‌ست نه موقوف علل # 4 ما در این ره همه نسرین و قرنفل کوبیم %~% ما نه زان اشتر عامیم که ~~کوبیم وحل # 5 شتران وحلی بسته این آب و گلند %~% پیش جان و دل ما آب و گلی را چه محل # 6 ناقه الله بزاده به دعای صالح %~% جهت معجزه دین ز کمرگاه جبل # 7 هان و هان ناقه حقیم تعرض مکنید %~% تا نبرد سرتان را سر شمشیر اجل # 8 سوی مشرق نرویم و سوی مغرب نرویم %~% تا ابد گام زنان جانب خورشید ازل # 9 هله بنشین تو بجنبان سر و می‌گوی بلی %~% شمس تبریز نماید به تو اسرار ~~غزل PageV1P1343 ### || [genre: Gh] # 1 تو مرا می بده و مست بخوابان و بهل %~% چون رسد نوبت خدمت نشوم هیچ خجل # 2 چو گه خدمت شه آید من می‌دانم %~% گر ز آب و گلم ای دوست نیم پای به گل # 3 در نمازش چو خروسم سبک و وقت شناس %~% نه چو زاغم که بود نعره او وصل ~~گسل # 4 من ز راز خوش او یک دو سخن خواهم گفت %~% دل من دار دمی ای دل تو بی‌غش ~~و غل # 5 لذت عشق بتان را ز زحیران مطلب %~% صبح کاذب بود این قافله را سخت مضل # 6 من بحل کردم ای جان که بریزی خونم %~% ور نریزی تو مرا مظلمه داری نه ~~بحل # 7 پس خمش کردم و با چشم و به ابرو گفتم %~% سخنانی که نیاید به زبان و به ~~سجل # 8 گر چه آن فهم نکردی تو ولی گرم شدی %~% هله گرمی تو بیفزا چه کنی جهد ~~مقل # 9 سردی از سایه بود شمس بود روشن و گرم %~% فانی طلعت آن شمس شو ای سرد ~~چو ظل # 10 تا درآمد بت خوبم ز در صومعه مست %~% چند قندیل شکستم ms0744 پی آن شمع چگل # 11 شمس تبریز مگر ماه ندانست حقت %~% که گرفتار شدست او به چنین علت سل ~~PageV1P1344 ### || [genre: Gh] # 1 رفت عمرم در سر سودای دل %~% وز غم دل نیستم پروای دل # 2 دل به قصد جان من برخاسته %~% من نشسته تا چه باشد رای دل # 3 دل ز حلقه دین گریزد زانک هست %~% حلقه زلفین خوبان جای دل # 4 گرد او گردم که دل را گرد کرد %~% کو رسد فریادم از غوغای دل # 5 خواب شب بر چشم خود کردم حرام %~% تا ببینم صبحدم سیمای دل # 6 قد من همچون کمان شد از رکوع %~% تا ببینم قامت و بالای دل # 7 آن جهان یک تابش از خورشید دل %~% وین جهان یک قطره از دریای دل # 8 لب ببند ایرا به گردون می‌رسد %~% بی‌زبان هیهای دل هیهای دل ~~PageV1P1345 ### || [genre: Gh] # 1 سوی آن سلطان خوبان الرحیل %~% سوی آن خورشید جانان الرحیل # 2 کاروان بس گران آهنگ کرد %~% هین سبکتر ای گرانان الرحیل # 3 سوی آن دریای مردی و بقا %~% مردوار ای مردمان هان الرحیل # 4 آفتاب روی شه عالم گرفت %~% صبح شد ای پاسبانان الرحیل # 5 همچو مرغان خلیلی سوی سر %~% زانک بی‌سر نیست سامان الرحیل # 6 سوی اصل خویش یعنی بحر جان %~% جمع یاران همچو باران الرحیل # 7 ای شده بگلربگان ملک غیب %~% کمترینه عاشق قان الرحیل # 8 خانه و فرزند و بستر ترک کن %~% اسپ و استر زین و پالان الرحیل # 9 پیش شمس الدین تبریزی شاه %~% خاک بی‌جان گشته با جان الرحیل ~~PageV1P1346 ### || [genre: Gh] # 1 امروز روز شادی و امسال سال گل %~% نیکوست حال ما که نکو باد حال گل # 2 گل را مدد رسید ز گلزار روی دوست %~% تا چشم ما نبیند دیگر زوال گل # 3 مستست چشم نرگس و خندان دهان باغ %~% از کر و فر و رونق و لطف و کمال ~~گل # 4 سوسن زبان گشاده و گفته به گوش سرو %~% اسرار ms0745 عشق بلبل و حسن خصال گل # 5 جامه دران رسید گل از بهر داد ما %~% زان می‌دریم جامه به بوی وصال گل # 6 گل آن جهانیست نگنجد در این جهان %~% در عالم خیال چه گنجد خیال گل # 7 گل کیست قاصدیست ز بستان عقل و جان %~% گل چیست رقعه ایست ز جاه و جمال ~~گل # 8 گیریم دامن گل و همراه گل شویم %~% رقصان همی‌رویم به اصل و نهال گل # 9 اصل و نهال گل عرق لطف مصطفاست %~% زان صدر بدر گردد آن جا هلال گل # 10 زنده کنند و باز پر و بال نو دهند %~% هر چند برکنید شما پر و بال گل # 11 مانند چار مرغ خلیل از پی فنا %~% در دعوت بهار ببین امتثال گل # 12 خاموش باش و لب مگشا خواجه غنچه وار %~% می‌خند زیر لب تو به زیر ظلال ~~گل PageV1P1347 ### || [genre: Gh] # 1 تا نزند آفتاب خیمه نور جلال %~% حلقه مرغان روز کی بزند پر و بال # 2 از نظر آفتاب گشت زمین لاله زار %~% خانه نشستن کنون هست وبال وبال # 3 تیغ کشید آفتاب خون شفق را بریخت %~% خون هزاران شفق طلعت او را حلال # 4 چشم گشا عاشقا بر فلک جان ببین %~% صورت او چون قمر قامت من چون هلال # 5 عرضه کند هر دمی ساغر جام بقا %~% شیشه شده من ز لطف ساغر او مال مال # 6 چشم پر از خواب بود گفتم شاها شبست %~% گفت که با روی من شب بود اینک ~~محال # 7 تا که کبود است صبح روز بود در گمان %~% چونک بشد نیم روز نیست دگر قیل ~~و قال # 8 تیز نظر کن تو نیز در رخ خورشید جان %~% وز نظر من نگر تا تو ببینی ~~جمال # 9 در لمع قرص او صورت شه شمس دین %~% زینت تبریز کوست سعد مبارک به فال ~~PageV1P1348 ### || [genre: Gh] # 1 چشم تو با چشم من هر دم بی‌قیل و قال %~% دارد در ms0746 درس عشق بحث و جواب و ~~سؤال # 2 گاه کند لاغرم همچو لب ساغرم %~% گاه کند فربهم تا نروم در جوال # 3 چون کشدم سوی طوی من بکشم گوش شیر %~% چونک نهان کرد روی ناله کنم از ~~شغال # 4 چون نگرم سوی نقش گوید ای بت پرست %~% چشم نهم سوی مال او دهدم گوشمال # 5 گویمش ای آفتاب بر همه دل‌ها بتاب %~% جمله جهان ذره‌ها نور خوشت را ~~عیال # 6 سر بزن ای آفتاب از پس کوه سحاب %~% هر نظری را نما بی‌سخنی شرح حال # 7 بازمگیر آب پاک از جگر شوره خاک %~% منع مکن از جلال پرتو نور جلال # 8 جلوه چو شد نور ما آن ملک نورها %~% نور شود جمله روح عقل شود بی‌عقال # 9 ای که میش خورده‌ای از چه تو پژمرده‌ای %~% باغ رخش دیده‌ای باز گشا پر ~~و بال # 10 باز سرم گشت مست هیچ مگو دست دست %~% باقی این بایدت رو شب و فردا ~~تعال PageV1P1349 ### || [genre: Gh] # 1 شد پی این لولیان در حرم ذوالجلال %~% چشمه و سبزه مقام شوخی و دزدی ~~حلال # 2 رهزنی آن کس کند کو نشناسد رهی %~% خانه دغل او بود کو نشناسد جمال # 3 اهل جهان عنکبوت صید همه خرمگس %~% هیچ از ایشان مگو تام نگیرد ملال # 4 دزد نهان خانه را شاهد و غماز کیست %~% چهره چون زعفران اشک چو آب زلال # 5 اشک چرا می‌دود تا بکشد آتشی %~% زرد چرا می‌شود تا بکند وصف حال # 6 اشک و رخ عاشقان می‌کشدت که بیا %~% پیشگه عشق رو خیز ز صف نعال # 7 زردی رخ آینه‌ست سرخی معشوق را %~% اشک رقم می‌کشد بر صحف خط و خال # 8 این همه خوبی و کش بر رخ خاک حبش %~% تافته از ماه غیب پرتو نور کمال # 9 صبر کن این یک دو روز با همه فر و فروز %~% بازرود سوی اصل بازکند ~~اتصال PageV1P1350 ### || [genre: Gh] # 1 چند از این قیل و قال ms0747 عشق پرست و ببال %~% تا تو بمانی چو عشق در دو ~~جهان بی‌زوال # 2 چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر %~% خاصه که منقار هجر کند تو را پر و ~~بال # 3 آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول %~% آه ز یار ملول چند نماید ملال # 4 آن که همی‌خوانمش عجز نمی‌دانمش %~% تا که بترسانمش از ستم و از وبال # 5 جمله سؤال و جواب زوست منم چون رباب %~% می‌زندم او شتاب زخمه که یعنی ~~بنال # 6 یک دم بانگ نجات یک دم آواز مات %~% می‌زند آن خوش صفات بر من و بر وصف ~~حال # 7 تصلح میزاننا تحسن الحاننا %~% تذهب احزاننا انت شدید المحال ~~PageV1P1351 ### || [genre: Gh] # 1 چگونه برنپرد جان چو از جناب جلال %~% خطاب لطف چو شکر به جان رسد که ~~تعال # 2 در آب چون نجهد زود ماهی از خشکی %~% چو بانگ موج به گوشش رسد ز بحر ~~زلال # 3 چرا ز صید نپرد به سوی سلطان باز %~% چو بشنود خبر ارجعی ز طبل و دوال # 4 چرا چو ذره نیاید به رقص هر صوفی %~% در آفتاب بقا تا رهاندش ز زوال # 5 چنان لطافت و خوبی و حسن و جان بخشی %~% کسی از او بشکیبد زهی شقا و ~~ضلال # 6 بپر بپر هله ای مرغ سوی معدن خویش %~% که از قفس برهید و باز شد پر و ~~بال # 7 ز آب شور سفر کن به سوی آب حیات %~% رجوع کن به سوی صدر جان ز صف نعال # 8 برو برو تو که ما نیز می‌رسیم ای جان %~% از این جهان جدایی بدان جهان ~~وصال # 9 چو کودکان هله تا چند ما به عالم خاک %~% کنیم دامن خود پر ز خاک و سنگ ~~و سفال # 10 ز خاک دست بداریم و بر سما پریم %~% ز کودکی بگریزیم سوی بزم رجال # 11 مبین که قالب خاکی چه در جوالت کرد %~% جوال را بشکاف و برآر سر ms0748 ز ~~جوال # 12 به دست راست بگیر از هوا تو این نامه %~% نه کودکی که ندانی یمین خود ~~ز شمال # 13 بگفت پیک خرد را خدا که پا بردار %~% بگفت دست اجل را که گوش حرص بمال # 14 ندا رسید روان را روان شو اندر غیب %~% منال و گنج بگیر و دگر ز رنج ~~منال # 15 تو کن ندا و تو آواز ده که سلطانی %~% تو راست لطف جواب و تو راست علم ~~سؤال PageV1P1352 ### || [genre: Gh] # 1 تو را سعادت بادا در آن جمال و جلال %~% هزار عاشق اگر مرد خون مات ~~حلال # 2 به یک دمم بفروزی به یک دمم بکشی %~% چو آتشیم به پیش تو ای لطیف خصال # 3 دل آب و قالب کوزه‌ست و خوف بر کوزه %~% چو آب رفت به اصلش شکسته گیر ~~سفال # 4 تو را چگونه فریبم چه در جوال کنم %~% که اصل مکر تویی و چراغ هر محتال # 5 تو در جوال نگنجی و دام را بدری %~% که دیده است که شیری رود درون جوال # 6 نه گربه‌ای که روی در جوال و بسته شوی %~% که شیر پیش تو بر ریگ می‌زند ~~دنبال # 7 هزار صورت زیبا بروید از دل و جان %~% چو ابر عشق تو بارید در بی‌امثال # 8 مثال آنک ببارد ز آسمان باران %~% چو قبه قبه شود جوی و حوض و آب زلال # 9 چه قبه قبه کز آن قبه‌ها برون آیند %~% گل و بنفشه و نسرین و سنبل چو ~~هلال # 10 بگویمت که از این‌ها کیان برون آیند %~% شنودم از تکشان بانگ ژغرغ ~~خلخال # 11 ردای احمد مرسل بگیر ای عاشق %~% صلای عشق شنو هر دم از روان بلال # 12 بهل مرا که بگوییم عجایبت ای عشق %~% دری گشایم در غیب خلق را ز مقال # 13 همه چو کوس و چو طبلیم دل تهی پیشت %~% برآوریم فغان چون زنی تو زخم ~~دوال # 14 چگونه طبل نپرد بپر کرمنا %~% که ms0749 باشدش چو تو سلطان زننده و طبال # 15 خود آفتاب جهانی تو شمس تبریزی %~% ولی مدام نه آن شمس کو رسد به زوال ~~PageV1P1353 ### || [genre: Gh] # 1 دو چشم اگر بگشادی به آفتاب وصال %~% برآ به چرخ حقایق دگر مگو ز خیال # 2 ستاره‌ها بنگر از ورای ظلمت و نور %~% چو ذره رقص کنان در شعاع نور ~~جلال # 3 اگر چه ذره در آن آفتاب درنرسد %~% ولی ز تاب شعاعش شوند نور خصال # 4 هر آن دلی که به خدمت خمید چون ابرو %~% گشاد از نظرش صد هزار چشم کمال # 5 دهان ببند ز حال دلم که با لب دوست %~% خدای داند کو را چه واقعه‌ست و ~~چه حال # 6 مکن اشارت سوی دلم که دل آن نیست %~% مپر به سوی همایان شه بدان پر و ~~بال # 7 جراحت همه را از نمک بود فریاد %~% مرا فراق نمک‌هاش شد وبال وبال # 8 چو ملک گشت وصالت ز شمس تبریزی %~% نماند حیله حال و نه التفات به قال ~~PageV1P1354 ### || [genre: Gh] # 1 اگر درآید ناگه صنم زهی اقبال %~% چو در بتان زند آتش بتم زهی اقبال # 2 چنانک دی ز جمالش هزار توبه شکست %~% اگر رسد عجب امروز هم زهی اقبال # 3 نشسته‌اند در اومید او قطار قطار %~% اگر ز لطف نماید کرم زهی اقبال # 4 میان لشکر هجران که تیغ در تیغست %~% سپاه وصل برآرد علم زهی اقبال # 5 هزار گل بنماید که خار مست شود %~% هزار خنده برآرد ز غم زهی اقبال # 6 به رغم حرص شکم خوار خوان نهد با دل %~% هزار کاسه کشد بی‌شکم زهی ~~اقبال # 7 چو عشق دست برآرد سبک شود قالب %~% دود بگرد فلک بی‌قدم زهی اقبال # 8 چو صبحدم برسد شاه شمس تبریزی %~% چو آفتاب جهان بی‌حشم زهی اقبال ~~PageV1P1355 ### || [genre: Gh] # 1 پیام کرد مرا بامداد بحر عسل %~% که موج موج عسل بین به چشم خلق غزل # 2 به روزه دار نیاید ز آب جز ms0750 بانگی %~% ولیک عاقبت آن بانگ هم رسد به عمل # 3 سماع شرفه آبست و تشنگان در رقص %~% حیات یابی از این بانگ آب اقل اقل # 4 بگوید آب ز من رسته‌ای به من آیی %~% به آخر آن جا آیی که بوده‌ای اول # 5 به جان و سر که از این آب بر سر ار ریزد %~% هزار طره بروید ز مشک بر ~~سر کل # 6 شراب خوار که نامیخت با شراب این آب %~% کشد خمار پیاپی تو باش لاتعجل ~~PageV1P1356 ### || [genre: Gh] # 1 به گوش دل پنهانی بگفت رحمت کل %~% که هر چه خواهی می‌کن ولی ز ما مسکل # 2 تو آن ما و من آن تو همچو دیده و روز %~% چرا روی ز بر من به هر غلیظ و ~~عتل # 3 بگفت دل که سکستن ز تو چگونه بود %~% چگونه بی ز دهلزن کند غریو دهل # 4 همه جهان دهلند و تویی دهلزن و بس %~% کجا روند ز تو چونک بسته است سبل # 5 جواب داد که خود را دهل شناس و مباش %~% گهی دهلزن و گاهی دهل که آرد ~~ذل # 6 نجنبد این تن بیچاره تا نجنبد جان %~% که تا فرس بنجنبد بر او نجنبد جل # 7 دل تو شیر خدایست و نفس تو فرس است %~% چنان که مرکب شیر خدای شد دلدل # 8 چو درخور تک دلدل نبود عرصه عقل %~% ز تنگنای خرد تاخت سوی عرصه قل # 9 تو را و عقل تو را عشق و خارخار چراست %~% که وقت شد که بروید ز خار تو ~~آن گل # 10 از این غم ار چه ترش روست مژده‌ها بشنو %~% که گر شبی سحر آمد وگر ~~خماری مل # 11 ز آه آه تو جوشید بحر فضل اله %~% مسافر امل تو رسید تا آمل # 12 دمی رسید که هر شوق از او رسد به مشوق %~% شهی رسید کز او طوق می شود ~~هر غل # 13 حطام داد از این جیفه دایه تبدیل ms0751 %~% در آفتاب فکنده‌ست ظل حق غلغل # 14 از این همه بگذر بی‌گه آمدست حبیب %~% شبم یقین شب قدرست قل للیلی طل # 15 چو وحی سر کند از غیب گوش آن سر باش %~% از آنک اذن من الراس گفت صدر ~~رسل # 16 تو بلبل چمنی لیک می توانی شد %~% به فضل حق چمن و باغ با دو صد بلبل # 17 خدای را بنگر در سیاست عالم %~% عقول را بنگر در صناعت انمل # 18 چو مست باشد عاشق طمع مکن خمشی %~% چو نان رسد به گرسنه مگو که لاتأکل # 19 ز حرف بگذر و چون آب نقش‌ها مپذیر %~% که حرف و صوت ز دنیاست و هست ~~دنیا پل PageV1P1357 ### || [genre: Gh] # 1 ز خود شدم ز جمال پر از صفا ای دل %~% بگفتمش که زهی خوبی خدا ای دل # 2 غلام تست هزار آفتاب و چشم و چراغ %~% ز پرتو تو ظلالست جان‌ها ای دل # 3 نهایتیست که خوبی از آن گذر نکند %~% گذشت حسن تو از حد و منتها ای دل # 4 پری و دیو به پیش تو بسته‌اند کمر %~% ملک سجود کند و اختر و سما ای دل # 5 کدام دل که بر او داغ بندگی تو نیست %~% کدام داغ غمی کش نه‌ای دوا ای ~~دل # 6 به حکم تست همه گنج‌های لم یزلی %~% چه گنج‌ها که نداری تو در فنا ای ~~دل # 7 نظر ز سوختگان وامگیر کز نظرت %~% چه کوثرست و دوا دفع سوز را ای دل # 8 بگفتم این مه ماند به شمس تبریزی %~% بگفت دل که کجایست تا کجا ای دل ~~PageV1P1358 ### || [genre: Gh] # 1 باده ده ای ساقی جان باده بی‌درد و دغل %~% کار ندارم جز از این گر ~~بزیم تا به اجل # 2 هات حبیبی سکرا لا بفتور و کسل %~% یقطع عن شاربه کل ملال و فشل # 3 باده چو زر ده که زرم ساغر پر ده که نرم %~% غرقه مقصود شدی تا چه کنی ~~علم ms0752 و عمل # 4 اصبح قلبی سهرا من سکر مفتخرا %~% ان کذب الیوم صدق ان ظلم الیوم عدل # 5 ای قدح امروز تو را طاق و طرنبیست بیا %~% باده خنب ملکی داده حق عز و ~~جل # 6 طفت به معتمرا فزت به مفتخرا %~% من سقی الیوم کذی جمله ما دام حصل # 7 مست و خوشی خواجه حسن نی نی چنان مست که من %~% کیسه زر مست کند لیک نه ~~چون جام ازل # 8 لوا نا مرتفع و شملنا مجتمع %~% و روحنا کما تری فی درجات و دول # 9 توبه ما جان عمو توبه ماهیست ز جو %~% از دل و جان توبه کند هیچ تن ای ~~شیخ اجل # 10 عشقک قد جادلنا ثم عدا جادلنا %~% من سکر مفتضح شاربه حیث دخل # 11 بحر که مسجور بود تلخ بود شور بود %~% در دل ماهی روشش به بود از قند ~~و عسل # 12 یا اسدا عن لنا فنعم ما سن لنا %~% حبک قد حببنا فاعف لنا کل زلل # 13 بس بود ای مست خمش جان ز بدن رست خمش %~% باده ستان که دگران عربده ~~دارند و جدل # 14 اسکت یا صاح کفی واعف عفا الله عفا %~% هات رحیقا به صفا قد وصل الوصل ~~وصل PageV1P1359 ### || [genre: Gh] # 1 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال %~% قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال # 2 چند از این قیل و قال عشق پرست و ببال %~% تا تو بمانی چو عشق در دو ~~جهان بی‌زوال # 3 یا فرجی مونسی یا قمر المجلس %~% وجهک بدر تمام ریقک خمر حلال # 4 چند کشی بار هجر غصه و تیمار هجر %~% خاصه که منقار هجر کند تو را پر و ~~بال # 5 روحک بحر الوفا لونک لمع الصفا %~% عمرک لو لا التقی قلت ایا ذا الجلال # 6 آه ز نفس فضول آه ز ضعف عقول %~% آه ز یار ملول چند نماید ملال # 7 تطرب قلب الوری تسکرهم بالهوی %~% تدرک ما لا یری ms0753 انت لطیف الخیال # 8 آنک همی‌خوانمش عجز نمی‌دانمش %~% تا که بترسانمش از ستم و از وبال # 9 تدخل ارواحهم تسکر اشباحهم %~% تجلسهم مجلسا فیه کؤوس ثقال # 10 جمله سؤال و جواب زوست و منم چون رباب %~% می زندم او شتاب زخمه که ~~یعنی بنال # 11 تصلح میزاننا تحسن الحاننا %~% تذهب احزاننا انت شدید المحال # 12 یک دم آواز مات یک دم بانگ نجات %~% می زند آن خوش صفات بر من و بر ~~وصف حال PageV1P1360 ### || [genre: Gh] # 1 لجکنن اغلن هی بزه کلکل %~% دغدن دغدا هی کزه کلکل # 2 آی بکی سنسن کن بکی سنسن %~% بی‌مزه کلمه بامزه کلکل # 3 لذ لحبی من حرکاتی %~% ارسل کنزا للصدقات # 4 خلص روحی من هفواتی %~% اعتق قلبی من شبکاتی # 5 رفتم آن جا لنگان لنگان %~% شربت خوردم پنگان پنگان # 6 دیدم آن جا قومی شنگان %~% گشته ز ساغر خیره و دنگان # 7 صورت عشقی صاحب مخزن %~% شوخ جهانی رندی و رهزن # 8 آتش جان را سنگی و آهن %~% هر که نه عاشق ریشش برکن # 9 یا رحمونا منه صبونا %~% یا رهبونا عز علینا # 10 صدر صدور جا الینا %~% بدر بدور بات لدینا # 11 دنب خری تو ای خر ملعون %~% نی کم گردی نی شوی افزون # 12 ای دل و جانم از کژی تو %~% وز فن و مکرت خسته و پرخون # 13 لاح صباحی طیب حالی %~% جا ربیعی هب شمالی # 14 خصب غصنی ما زلالی %~% اسکر قلبی خمر وصال PageV1P1361 ### || [genre: Gh] # 1 کجکنن اغلن اودیا کلکل %~% یوک بلمسک دغدغ کز کل # 2 ای سر مستان ای شه مقبل %~% مکرم و مشفق پردل و بی‌دل # 3 اول ججکی کم یازده بلدک %~% کمیه ورما خصمنا ور کل # 4 سلسله بنگر گر بکشندت %~% جذب الهی کردت مقبل # 5 نبود این هم بی‌سر و معنی %~% هر متحول بی‌ز محول PageV1P1362 ### || [genre: Gh] # 1 ایها النور فی الفؤاد تعال %~% غایه الجد و المراد تعال # 2 انت تدری حیاتنا بیدیک %~% لا تضیق ms0754 علی العباد تعال # 3 ایها العشق ایها المعشوق %~% حل عن الصد و العناد تعال # 4 یا سلیمان ذی الهداهد لک %~% فتفقد بالافتقاد تعال # 5 ایها السابق الذی سبقت %~% منک مصدوقه الوداد تعال # 6 فمن الهجر ضجت الارواح %~% انجر العود یا معاد تعال # 7 استر العیب و ابذل المعروف %~% هکذا عاده الجواد تعال # 8 چه بود پارسی تعال بیا %~% یا بیا یا بده تو داد تعال # 9 چون بیایی زهی گشاد و مراد %~% چون نیایی زهی کساد تعال # 10 ای گشاد عرب قباد عجم %~% تو گشایی دلم به یاد تعال # 11 ای درونم تعال گویان تو %~% وی ز بود تو بود و باد تعال # 12 طفت فیک البلاد یا قمرا %~% بی‌محیطا و بالبلاد تعال # 13 انت کالشمس اذ دنت و نأت %~% یا قریبا علی العباد تعال PageV1P1363 ### || [genre: Gh] # 1 یا منیر البدر قد اوضحت بالبلبال بال %~% بالهوی زلزلتنی و العقل فی ~~الزلزال زال # 2 کم انادی انظر و نقتبس من نورکم %~% قد رجعنا جانبا من طور انوار ~~الجلال # 3 من رآی نورا انیسا یملا الدنیا هوی %~% للسری منه جمال للعدی منه ملال # 4 کل امر منه حق مستحق نافذ %~% ینفع الامراض طرا ینجلی منه الکلال # 5 من شکا مغلاق باب فلینل مفتاحه %~% من شکا ضر الظما فلیستقی الما ~~الزلال # 6 لیس ذا اسما صفر باطل سمیته %~% دعوه التحقیق حال خدعه الدنیا محال # 7 حبذا اسواق اشواق ربت ارباجها %~% حبذا نور یکون الشمس فیه کالهلال # 8 ما علیکم لو سهرتم لیله الف الهوی %~% ربما تلقون ضیفا تعرفوا لیل ~~الرحال # 9 یا محبا قم تنادم فالمحب لا ینام %~% یا نعوسا قم تفرج حسن ربات الحجال # 10 دولتش همسایه شد همسایگان را مژده شو %~% مرغ جان‌ها را ببخشد کر و ~~فرش پر و بال PageV1P1364 ### || [genre: Gh] # 1 یا بدیع الحسن قد اوضحت بالبلبال بال %~% بالهوی زلزلتنی و العقل فی ~~الزلزال زال # 2 قد رجعنا قد رجعنا جانبا من طورکم %~% انظرونا انظرونا نستقی الما ~~الزلال ms0755 # 3 کل شی منکم عندی لذیذ طیب %~% منک طابت کل ارض ان ذا سحر حلال ~~PageV1P1365 ### || [genre: Gh] # 1 رشا العشق حبیبی لشرود و مضل %~% کل قلب لهواه وجد الصبر یصل # 2 سنه الوصل قصیر عجل معتجل %~% سنه الهجر طویل و مدید و ممل # 3 یملا الکاس حبیبی و طبیبی و تذر %~% فعلن مفتعلن او فعلاتن و فعل # 4 ناول الکاس نهارا و جهارا و قحا %~% لا یخاف رهقا من به محیاک قتل ~~PageV1P1366 ### || [genre: Gh] # 1 عمرک یا واحدا فی درجات الکمال %~% قد نزل الهم بی یا سندی قم تعال # 2 یا فرحی مونسی یا قمر المجلس %~% وجهک بدر تمام ریقک خمر حلال # 3 روحک بحر الوفا لونک لمع الصفا %~% عمرک لو لا التقی قلت ایا ذا الجلال # 4 تسکن قلب الوری تسکرهم بالهوی %~% تدرک ما لا یری انت لطیف الخیال # 5 تسکن ارواحهم تسکر اشباحهم %~% تجلسهم مجلسا فیه کؤوس ثقال PageV1P1367 ### || [genre: Gh] # 1 تعال یا مدد العیش و السرور تعال %~% تعال یا فرج الهم فاتح الاقفال # 2 لقا وجهک فی الهم فالق الاصباح %~% سقا جودک فی الفقر منتهی الاقبال # 3 تعال انک عیسی فاحی موتانا %~% تعال و ادفع عنا خدیعه الدجال # 4 تعال انک داوود فاتخذ زردا %~% تصون مهجتنا من اصابه الانصال # 5 تعال انک موسی تشق بحر ردی %~% لکی تغرق فرعون سیی الافعال # 6 تعال انک نوح و نحن فی الطوفان %~% اما سفینه نوح تعد للاهوال # 7 فهم صفاتک لکن تصورت بشرا %~% فکم لفضلک امثالهم بلا امثال # 8 یحیل طالب دنیا وجودک الاعلی %~% و فی وجودک دنیاه باطل و محال ~~PageV1P1368 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار ای دوستان منزل سوی بستان کنیم %~% گرد غریبان چمن خیزید تا ~~جولان کنیم # 2 امروز چون زنبورها پران شویم از گل به گل %~% تا در عسل خانه جهان شش ~~گوشه آبادان کنیم # 3 آمد رسولی از چمن کاین طبل را پنهان مزن %~% ما طبل خانه عشق را از ~~نعره‌ها ویران کنیم # 4 بشنو سماع ms0756 آسمان خیزید ای دیوانگان %~% جانم فدای عاشقان امروز جان ~~افشان کنیم # 5 زنجیرها را بردریم ما هر یکی آهنگریم %~% آهن گزان چون کلبتین آهنگ ~~آتشدان کنیم # 6 چون کوره آهنگران در آتش دل می دمیم %~% کآهن دلان را زین نفس مستعمل ~~فرمان کنیم # 7 آتش در این عالم زنیم وین چرخ را برهم زنیم %~% وین عقل پابرجای را چون ~~خویش سرگردان کنیم # 8 کوبیم ما بی‌پا و سر گه پای میدان گاه سر %~% ما کی به فرمان خودیم تا ~~این کنیم و آن کنیم # 9 نی نی چو چوگانیم ما در دست شه گردان شده %~% تا صد هزاران گوی را در ~~پای شه غلطان کنیم # 10 خامش کنیم و خامشی هم مایه دیوانگیست %~% این عقل باشد کآتشی در پنبه ~~پنهان کنیم PageV1P1369 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده‌ام %~% زان می که در پیمانه‌ها ~~اندرنگنجد خورده‌ام # 2 مستم ز خمر من لدن رو محتسب را غمز کن %~% مر محتسب را و تو را هم ~~چاشنی آورده‌ام # 3 ای پادشاه صادقان چون من منافق دیده‌ای %~% با زندگانت زنده‌ام با ~~مردگانت مرده‌ام # 4 با دلبران و گلرخان چون گلبنان بشکفته‌ام %~% با منکران دی صفت همچون ~~خزان افسرده‌ام # 5 ای نان طلب در من نگر والله که مستم بی‌خبر %~% من گرد خنبی گشته‌ام من ~~شیره‌ای افشرده‌ام # 6 مستم ولی از روی او غرقم ولی در جوی او %~% از قند و از گلزار او چون ~~گلشکر پرورده‌ام # 7 روزی که عکس روی او بر روی زرد من فتد %~% ماهی شوم رومی رخی گر زنگی ~~نوبرده‌ام # 8 در جام می آویختم اندیشه را خون ریختم %~% با یار خود آمیختم زیرا درون ~~پرده‌ام # 9 آویختم اندیشه را کاندیشه هشیاری کند %~% ز اندیشه بیزاری کنم ز ~~اندیشه‌ها پژمرده‌ام # 10 دوران کنون دوران من گردون کنون حیران من %~% در لامکان سیران من ~~فرمان ز قان آورده‌ام # 11 در جسم من جانی دگر در جان من ms0757 قانی دگر %~% با آن من آنی دگر زیرا به ~~آن پی برده‌ام # 12 گر گویدم بی‌گاه شد رو رو که وقت راه شد %~% گویم که این با زنده گو ~~من جان به حق بسپرده‌ام # 13 خامش که بلبل باز را گفتا چه خامش کرده‌ای %~% گفتا خموشی را مبین در ~~صید شه صدمرده‌ام PageV1P1370 ### || [genre: Gh] # 1 این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام %~% این بار من یک بارگی از ~~عافیت ببریده‌ام # 2 دل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌ام %~% عقل و دل و اندیشه را ~~از بیخ و بن سوزیده‌ام # 3 ای مردمان ای مردمان از من نیاید مردمی %~% دیوانه هم نندیشد آن کاندر ~~دل اندیشیده‌ام # 4 دیوانه کوکب ریخته از شور من بگریخته %~% من با اجل آمیخته در نیستی ~~پریده‌ام # 5 امروز عقل من ز من یک بارگی بیزار شد %~% خواهد که ترساند مرا پنداشت ~~من نادیده‌ام # 6 من خود کجا ترسم از او شکلی بکردم بهر او %~% من گیج کی باشم ولی قاصد ~~چنین گیجیده‌ام # 7 از کاسه استارگان وز خون گردون فارغم %~% بهر گدارویان بسی من کاسه‌ها ~~لیسیده‌ام # 8 من از برای مصلحت در حبس دنیا مانده‌ام %~% حبس از کجا من از کجا مال ~~که را دزدیده‌ام # 9 در حبس تن غرقم به خون وز اشک چشم هر حرون %~% دامان خون آلود را در ~~خاک می مالیده‌ام # 10 مانند طفلی در شکم من پرورش دارم ز خون %~% یک بار زاید آدمی من بارها ~~زاییده‌ام # 11 چندانک خواهی درنگر در من که نشناسی مرا %~% زیرا از آن کم دیده‌ای من ~~صدصفت گردیده‌ام # 12 در دیده من اندرآ وز چشم من بنگر مرا %~% زیرا برون از دیده‌ها ~~منزلگهی بگزیده‌ام # 13 تو مست مست سرخوشی من مست بی‌سر سرخوشم %~% تو عاشق خندان لبی من ~~بی‌دهان خندیده‌ام # 14 من طرفه مرغم کز چمن با اشتهای خویشتن %~% بی‌دام و بی‌گیرنده‌ای اندر ~~قفس خیزیده‌ام # 15 زیرا قفس با دوستان خوشتر ز ms0758 باغ و بوستان %~% بهر رضای یوسفان در چاه ~~آرامیده‌ام # 16 در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن %~% صد جان شیرین داده‌ام تا این ~~بلا بخریده‌ام # 17 چون کرم پیله در بلا در اطلس و خز می روی %~% بشنو ز کرم پیله هم ~~کاندر قبا پوسیده‌ام # 18 پوسیده‌ای در گور تن رو پیش اسرافیل من %~% کز بهر من در صور دم کز ~~گور تن ریزیده‌ام # 19 نی نی چو باز ممتحن بردوز چشم از خویشتن %~% مانند طاووسی نکو من ~~دیبه‌ها پوشیده‌ام # 20 پیش طبیبش سر بنه یعنی مرا تریاق ده %~% زیرا در این دام نزه من زهرها ~~نوشیده‌ام # 21 تو پیش حلوایی جان شیرین و شیرین جان شوی %~% زیرا من از حلوای جان ~~چون نیشکر بالیده‌ام # 22 عین تو را حلوا کند به زانک صد حلوا دهد %~% من لذت حلوای جان جز از ~~لبش نشنیده‌ام # 23 خاموش کن کاندر سخن حلوا بیفتد از دهن %~% بی گفت مردم بو برد زان سان ~~که من بوییده‌ام # 24 هر غوره‌ای نالان شده کای شمس تبریزی بیا %~% کز خامی و بی‌لذتی در ~~خویشتن چغزیده‌ام PageV1P1371 ### || [genre: Gh] # 1 هان ای طبیب عاشقان دستی فروکش بر برم %~% تا بخت و رخت و تخت خود بر ~~عرش و کرسی بر برم # 2 بر گردن و بر دست من بربند آن زنجیر را %~% افسون مخوان ز افسون تو هر ~~روز دیوانه ترم # 3 خواهم که بدهم گنج زر تا آن گواه دل بود %~% گر چه گواهی می‌دهد رخساره ~~همچون زرم # 4 ور تو گواهان مرا رد می کنی ای پرجفا %~% ای قاضی شیرین قضا باری ~~فروخوان محضرم # 5 بی‌لطف و دلداری تو یا رب چه می لرزد دلم %~% در شوق خاک پای تو یا رب ~~چه می گردد سرم # 6 پیشم نشین پیشم نشان ای جان جان جان جان %~% پر کن دلم گر کشتیم بیخم ~~ببر گر لنگرم # 7 گه در طواف آتشم گه در شکاف آتشم %~% باد ms0759 آهن دل سرخ رو از دمگه آهنگرم # 8 هر روز نو جامی دهد تسکین و آرامی دهد %~% هر روز پیغامی دهد این عشق ~~چون پیغامبرم # 9 در سایه‌ات تا آمدم چون آفتابم بر فلک %~% تا عشق را بنده شدم خاقان و ~~سلطان سنجرم # 10 ای عشق آخر چند من وصف تو گویم بی‌دهن %~% گه بلبلم گه گلبنم گه خضرم ~~و گه اخضرم PageV1P1372 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان من خاک را گوهر کنم %~% وی مطربان ای مطربان دف ~~شما پرزر کنم # 2 ای تشنگان ای تشنگان امروز سقایی کنم %~% وین خاکدان خشک را جنت کنم ~~کوثر کنم # 3 ای بی‌کسان ای بی‌کسان جا الفرج جا الفرج %~% هر خسته غمدیده را سلطان ~~کنم سنجر کنم # 4 ای کیمیا ای کیمیا در من نگر زیرا که من %~% صد دیر را مسجد کنم صد دار ~~را منبر کنم # 5 ای کافران ای کافران قفل شما را وا کنم %~% زیرا که مطلق حاکمم مؤمن ~~کنم کافر کنم # 6 ای بوالعلا ای بوالعلا مومی تو اندر کف ما %~% خنجر شوی ساغر کنم ساغر ~~شوی خنجر کنم # 7 تو نطفه بودی خون شدی وانگه چنین موزون شدی %~% سوی من آ ای آدمی تا ~~زینت نیکوتر کنم # 8 من غصه را شادی کنم گمراه را هادی کنم %~% من گرگ را یوسف کنم من زهر ~~را شکر کنم # 9 ای سردهان ای سردهان بگشاده‌ام زان سر دهان %~% تا هر دهان خشک را جفت ~~لب ساغر کنم # 10 ای گلستان ای گلستان از گلستانم گل ستان %~% آن دم که ریحان‌هات را من ~~جفت نیلوفر کنم # 11 ای آسمان ای آسمان حیرانتر از نرگس شوی %~% چون خاک را عنبر کنم چون ~~خار را عبهر کنم # 12 ای عقل کل ای عقل کل تو هر چه گفتی صادقی %~% حاکم تویی حاتم تویی من ~~گفت و گو کمتر کنم PageV1P1373 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمدم چون عید نو تا قفل زندان بشکنم %~% وین ms0760 چرخ مردم خوار را چنگال ~~و دندان بشکنم # 2 هفت اختر بی‌آب را کاین خاکیان را می خورند %~% هم آب بر آتش زنم هم ~~بادهاشان بشکنم # 3 از شاه بی‌آغاز من پران شدم چون باز من %~% تا جغد طوطی خوار را در دیر ~~ویران بشکنم # 4 ز آغاز عهدی کرده‌ام کاین جان فدای شه کنم %~% بشکسته بادا پشت جان گر ~~عهد و پیمان بشکنم # 5 امروز همچون آصفم شمشیر و فرمان در کفم %~% تا گردن گردن کشان در پیش ~~سلطان بشکنم # 6 روزی دو باغ طاغیان گر سبز بینی غم مخور %~% چون اصل‌های بیخشان از راه ~~پنهان بشکنم # 7 من نشکنم جز جور را یا ظالم بدغور را %~% گر ذره‌ای دارد نمک گیرم اگر ~~آن بشکنم # 8 هر جا یکی گویی بود چوگان وحدت وی برد %~% گویی که میدان نسپرد در زخم ~~چوگان بشکنم # 9 گشتم مقیم بزم او چون لطف دیدم عزم او %~% گشتم حقیر راه او تا ساق ~~شیطان بشکنم # 10 چون در کف سلطان شدم یک حبه بودم کان شدم %~% گر در ترازویم نهی می ~~دان که میزان بشکنم # 11 چون من خراب و مست را در خانه خود ره دهی %~% پس تو ندانی این قدر ~~کاین بشکنم آن بشکنم # 12 گر پاسبان گوید که هی بر وی بریزم جام می %~% دربان اگر دستم کشد من ~~دست دربان بشکنم # 13 چرخ ار نگردد گرد دل از بیخ و اصلش برکنم %~% گردون اگر دونی کند ~~گردون گردان بشکنم # 14 خوان کرم گسترده‌ای مهمان خویشم برده‌ای %~% گوشم چرا مالی اگر من ~~گوشه نان بشکنم # 15 نی نی منم سرخوان تو سرخیل مهمانان تو %~% جامی دو بر مهمان کنم تا ~~شرم مهمان بشکنم # 16 ای که میان جان من تلقین شعرم می کنی %~% گر تن زنم خامش کنم ترسم که ~~فرمان بشکنم # 17 از شمس تبریزی اگر باده رسد مستم کند %~% من لاابالی وار خود استون ~~کیوان بشکنم PageV1P1374 ### || [genre: Gh] ms0761 # 1 کاری ندارد این جهان تا چند گل کاری کنم %~% حاجت ندارد یار من تا که ~~منش یاری کنم # 2 من خاک تیره نیستم تا باد بر بادم دهد %~% من چرخ ازرق نیستم تا خرقه ~~زنگاری کنم # 3 دکان چرا گیرم چو او بازار و دکانم بود %~% سلطان جانم پس چرا چون بنده ~~جانداری کنم # 4 دکان خود ویران کنم دکان من سودای او %~% چون کان لعلی یافتم من چون ~~دکانداری کنم # 5 چون سرشکسته نیستم سر را چرا بندم بگو %~% چون من طبیب عالمم بهر چه ~~بیماری کنم # 6 چون بلبلم در باغ دل ننگست اگر جغدی کنم %~% چون گلبنم در گلشنش حیفست ~~اگر خاری کنم # 7 چون گشته‌ام نزدیک شه از ناکسان دوری کنم %~% چون خویش عشق او شدم از ~~خویش بیزاری کنم # 8 زنجیر بر دستم نهد گر دست بر کاری نهم %~% در خنب می غرقم کند گر قصد ~~هشیاری کنم # 9 ای خواجه من جام میم چون سینه را غمگین کنم %~% شمع و چراغ خانه‌ام چون ~~خانه را تاری کنم # 10 یک شب به مهمان من آ تا قرص مه پیشت کشم %~% دل را به پیش من بنه تا ~~لطف و دلداری کنم # 11 در عشق اگر بی‌جان شوی جان و جهانت من بسم %~% گر دزد دستارت برد من ~~رسم دستاری کنم # 12 دل را منه بر دیگری چون من نیابی گوهری %~% آسان درآ و غم مخور تا منت ~~غمخواری کنم # 13 اخرجت نفسی عن کسل طهرت روحی عن فشل %~% لا موت الا بالاجل بر مرگ ~~سالاری کنم # 14 شکری علی لذاتها صبری علی آفاتها %~% یا ساقیی قم هاتها تا عیش و ~~خماری کنم # 15 الخمر ما خمرته و العیش ما باشرته %~% پخته‌ست انگورم چرا من غوره ~~افشاری کنم # 16 ای مطرب صاحب نظر این پرده می زن تا سحر %~% تا زنده باشم زنده سر تا ~~چند مرداری کنم # 17 پندار کامشب شب پری یا در ms0762 کنار دلبری %~% بی‌خواب شو همچون پری تا من ~~پری داری کنم # 18 قد شیدوا ارکاننا و استوضحوا برهاننا %~% حمدا علی سلطاننا شیرم چه ~~کفتاری کنم # 19 جا الصفا زال الحزن شکر الوهاب المنن %~% ای مشتری زانو بزن تا من ~~خریداری کنم # 20 زان از بگه دف می زنم زیرا عروسی می کنم %~% آتش زنم اندر تتق تا چند ~~ستاری کنم # 21 زین آسمان چون تتق من گوشه گیرم چون افق %~% ذوالعرش را گردم قنق بر ~~ملک جباری کنم # 22 الدار من لا دار له و المال من لا مال له %~% خامش اگر خامش کنی بهر ~~تو گفتاری کنم # 23 با شمس تبریزی اگر همخو و هم استاره‌ام %~% چون شمس اندر شش جهت باید ~~که انواری کنم PageV1P1375 ### || [genre: Gh] # 1 ای با من و پنهان چو دل از دل سلامت می کنم %~% تو کعبه‌ای هر جا روم ~~قصد مقامت می کنم # 2 هر جا که هستی حاضری از دور در ما ناظری %~% شب خانه روشن می شود چون ~~یاد نامت می کنم # 3 گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم %~% گه چون کبوتر پرزنان آهنگ ~~بامت می کنم # 4 گر غایبی هر دم چرا آسیب بر دل می زنم %~% ور حاضری پس من چرا در سینه ~~دامت می کنم # 5 دوری به تن لیک از دلم اندر دل تو روزنیست %~% زان روزن دزدیده من چون ~~مه پیامت می کنم # 6 ای آفتاب از دور تو بر ما فرستی نور تو %~% ای جان هر مهجور تو جان را ~~غلامت می کنم # 7 من آینه دل را ز تو این جا صقالی می دهم %~% من گوش خود را دفتر لطف ~~کلامت می کنم # 8 در گوش تو در هوش تو و اندر دل پرجوش تو %~% این‌ها چه باشد تو منی وین ~~وصف عامت می کنم # 9 ای دل نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تو را %~% هر چند از ms0763 تو کم شود از ~~خود تمامت می کنم # 10 ای چاره در من چاره گر حیران شو و نظاره گر %~% بنگر کز این جمله صور ~~این دم کدامت می کنم # 11 گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف %~% یک لحظه پخته می شوی یک ~~لحظه خامت می کنم # 12 گر سال‌ها ره می روی چون مهره‌ای در دست من %~% چیزی که رامش می کنی ~~زان چیز رامت می کنم # 13 ای شه حسام الدین حسن می گوی با جانان که من %~% جان را غلاف معرفت ~~بهر حسامت می کنم PageV1P1376 ### || [genre: Gh] # 1 ای آسمان این چرخ من زان ماه رو آموختم %~% خورشید او را ذره‌ام این ~~رقص از او آموختم # 2 ای مه نقاب روی او ای آب جان در جوی او %~% بر رو دویدن سوی او زان آب ~~جو آموختم # 3 گلشن همی‌گوید مرا کاین نافه چون دزدیده‌ای %~% من شیری و نافه بری ز ~~آهوی هو آموختم # 4 از باغ و از عرجون او وز طره میگون او %~% اینک رسن بازی خوش همچون کدو ~~آموختم # 5 از نقش‌های این جهان هم چشم بستم هم دهان %~% تا نقش بندی عجب بی‌رنگ و ~~بو آموختم # 6 دیدم گشاد داد او وان جود و آن ایجاد او %~% من دادن جان دم به دم زان ~~دادخو آموختم # 7 در خواب بی‌سو می روی در کوی بی‌کو می روی %~% شش سو مرو وز سو مگو چون ~~غیر سو آموختم PageV1P1377 ### || [genre: Gh] # 1 آمد خیال خوش که من از گلشن یار آمدم %~% در چشم مست من نگر کز کوی ~~خمار آمدم # 2 سرمایه مستی منم هم دایه هستی منم %~% بالا منم پستی منم چون چرخ دوار ~~آمدم # 3 آنم کز آغاز آمدم با روح دمساز آمدم %~% برگشتم و بازآمدم بر نقطه ~~پرگار آمدم # 4 گفتم بیا شاد آمدی دادم بده داد آمدی %~% گفتا بدید و داد من کز بهر ~~این کار آمدم # 5 ms0764 هم من مه و مهتاب تو هم گلشن و هم آب تو %~% چندین ره از اشتاب تو ~~بی‌کفش و دستار آمدم # 6 فرخنده نامی ای پسر گر چه که خامی ای پسر %~% تلخی مکن زیرا که من از ~~لطف بسیار آمدم # 7 خندان درآ تلخی بکش شاباش ای تلخی خوش %~% گل‌ها دهم گر چه که من اول ~~همه خار آمدم # 8 گل سر برون کرد از درج کالصبر مفتاح الفرج %~% هر شاخ گوید لاحرج کز ~~صبر دربار آمدم PageV1P1378 ### || [genre: Gh] # 1 دی بر سرم تاج زری بنهاده است آن دلبرم %~% چندانک سیلی می زنی آن می ~~نیفتد از سرم # 2 شاه کله دوز ابد بر فرق من از فرق خود %~% شب پوش عشق خود نهد پاینده ~~باشد لاجرم # 3 ور سر نماند با کله من سر شوم جمله چو مه %~% زیرا که بی‌حقه و صدف ~~رخشانتر آید گوهرم # 4 اینک سر و گرز گران می زن برای امتحان %~% ور بشکند این استخوان از عقل ~~و جان مغزینترم # 5 آن جوز بی‌مغزی بود کو پوست بگزیده بود %~% او ذوق کی دیده بود از لوزی ~~پیغامبرم # 6 لوزینه پرجوز او پرشکر و پرلوز او %~% شیرین کند حلق و لبم نوری نهد در ~~منظرم # 7 چون مغز یابی ای پسر از پوست برداری نظر %~% در کوی عیسی آمدی دیگر ~~نگویی کو خرم # 8 ای جان من تا کی گله یک خر تو کم گیر از گله %~% در زفتی فارس نگر نی ~~بارگیر لاغرم # 9 زفتی عاشق را بدان از زفتی معشوق او %~% زیرا که کبر عاشقان خیزد ز ~~الله اکبرم # 10 ای دردهای آه گو اه اه مگو الله گو %~% از چه مگو از جان گو ای یوسف ~~جان پرورم PageV1P1379 ### || [genre: Gh] # 1 هرگز ندانم راندن مستی که افتد بر درم %~% در خانه گر می باشدم پیشش ~~نهم با وی خورم # 2 مستی که شد مهمان من جان منست و آن من %~% تاج ms0765 من و سلطان من تا ~~برنشیند بر سرم # 3 ای یار من وی خویش من مستی بیاور پیش من %~% روزی که مستی کم کنم از ~~عمر خویشش نشمرم # 4 چون وقف کردستم پدر بر باده‌های همچو زر %~% در غیر ساقی ننگرم وز امر ~~ساقی نگذرم # 5 چند آزمایم خویش را وین جان عقل اندیش را %~% روزی که مستم کشتیم روزی ~~که عاقل لنگرم # 6 کو خمر تن کو خمر جان کو آسمان کو ریسمان %~% تو مست جام ابتری من مست ~~حوض کوثرم # 7 مستی بیاید قی کند مستی زمین را طی کند %~% این خوار و زار اندر زمین ~~وان آسمان بر محترم # 8 گر مستی و روشن روان امشب مخسب ای ساربان %~% خاموش کن خاموش کن زین ~~باده نوش ای بوالکرم PageV1P1380 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقی روشن دلان بردار سغراق کرم %~% کز بهر این آورده‌ای ما را ز ~~صحرای عدم # 2 تا جان ز فکرت بگذرد وین پرده‌ها را بردرد %~% زیرا که فکرت جان خورد ~~جان را کند هر لحظه کم # 3 ای دل خموش از قال او واقف نه‌ای ز احوال او %~% بر رخ نداری خال او گر ~~چون مهی ای جان عم # 4 خوبی جمال عالمان وان حال حال عارفان %~% کو دیده کو دانش بگو کو ~~گلستان کو بوی و شم # 5 زان می که او سرکه شود زو ترش رویی کی رود %~% این می مجو آن می بجو کو ~~جام غم کو جام جم # 6 آن می بیار ای خوبرو کاشکوفه‌اش حکمت بود %~% کز بحر جان دارد مدد تا ~~درج در شد زو شکم # 7 بر ریز آن رطل گران بر آه سرد منکران %~% تا سردشان سوزان شود گردد همه ~~لاشان نعم # 8 گر مجسم خالی بدی گفتار من عالی بدی %~% یا نور شو یا دور شو بر ما مکن ~~چندین ستم # 9 مانند درد دیده‌ای بر دیده برچفسیده‌ای %~% ای خواجه برگردان ورق ور نه ~~شکستم من ms0766 قلم # 10 هر کس که هایی می کند آخر ز جایی می کند %~% شاهی بود یا لشکری تنها ~~نباشد آن علم # 11 خالی نمی‌گردد وطن خالی کن این تن را ز من %~% مستست جان در آب و گل ~~ترسم که درلغزد قدم # 12 ای شمس تبریزی ببین ما را تو این نعم المعین %~% ای قوت پا در روش وی ~~صحت جان در سقم PageV1P1381 ### || [genre: Gh] # 1 تا من بدیدم روی تو ای ماه و شمع روشنم %~% هر جا نشینم خرمم هر جا روم ~~در گلشنم # 2 هر جا خیال شه بود باغ و تماشاگه بود %~% در هر مقامی که روم بر عشرتی ~~بر می تنم # 3 درها اگر بسته شود زین خانقاه شش دری %~% آن ماه رو از لامکان سر درکند ~~در روزنم # 4 گوید سلام علیک هی آوردمت صد نقل و می %~% من شاهم و شاهنشهم پرده ~~سپاهان می زنم # 5 من آفتاب انورم خوش پرده‌ها را بردرم %~% من نوبهارم آمدم تا خارها را ~~برکنم # 6 هر کس که خواهد روز و شب عیش و تماشا و طرب %~% من قندها را لذتم ~~بادام‌ها را روغنم # 7 گویم سخن را بازگو مردی کرم ز آغاز گو %~% هین بی‌ملولی شرح کن من سخت ~~کند و کودنم # 8 گوید که آن گوش گران بهتر ز هوش دیگران %~% صد فضل دارد این بر آن کان ~~جا هوا این جا منم # 9 رو رو که صاحب دولتی جان حیات و عشرتی %~% رضوان و حور و جنتی زیرا ~~گرفتی دامنم # 10 هم کوه و هم عنقا تویی هم عروه الوثقی تویی %~% هم آب و هم سقا تویی ~~هم باغ و سرو و سوسنم # 11 افلاک پیشت سر نهد املاک پیشت پر نهد %~% دل گویدت مومم تو را با ~~دیگران چون آهنم PageV1P1382 ### || [genre: Gh] # 1 عشقا تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنم %~% از من نخواهد کس گوا که ~~شاهدم نی ضامنم # 2 مقضی تویی قاضی ms0767 تویی مستقبل و ماضی تویی %~% خشمین تویی راضی تویی تا ~~چون نمایی دم به دم # 3 ای عشق زیبای منی هم من توام هم تو منی %~% هم سیلی و هم خرمنی هم ~~شادیی هم درد و غم # 4 آن‌ها تویی وین‌ها تویی وزین و آن تنها تویی %~% وان دشت باپهنا تویی ~~وان کوه و صحرای کرم # 5 شیرینی خویشان تویی سرمستی ایشان تویی %~% دریای درافشان تویی کان‌های ~~پرزر و درم # 6 عشق سخن کوشی تویی سودای خاموشی تویی %~% ادراک و بی‌هوشی تویی کفر و ~~هدی عدل و ستم # 7 ای خسرو شاهنشهان ای تختگاهت عقل و جان %~% ای بی‌نشان با صد نشان ای ~~مخزنت بحر عدم # 8 پیش تو خوبان و بتان چون پیش سوزن لعبتان %~% زشتش کنی نغزش کنی بردری ~~از مرگ و سقم # 9 هر نقش با نقشی دگر چون شیر بودی و شکر %~% گر واقفندی نقش‌ها که آمدند ~~از یک قلم # 10 آن کس که آمد سوی تو تا جان دهد در کوی تو %~% رشک تو گوید که برو لطف ~~تو خواند که نعم # 11 لطف تو سابق می شود جذاب عاشق می شود %~% بر قهر سابق می شود چون ~~روشنایی بر ظلم # 12 هر زنده‌ای را می کشد وهم خیالی سو به سو %~% کرده خیالی را کفت ~~لشکرکش و صاحب علم # 13 دیگر خیالی آوری ز اول رباید سروری %~% آن را اسیر این کنی ای مالک ~~الملک و حشم # 14 هر دم خیالی نو رسد از سوی جان اندر جسد %~% چون کودکان قلعه بزم گوید ~~ز قسام القسم # 15 خامش کنم بندم دهان تا برنشورد این جهان %~% چون می نگنجی در بیان ~~دیگر نگویم بیش و کم PageV1P1383 ### || [genre: Gh] # 1 بس جهد می کردم که من آیینه نیکی شوم %~% تو حکم می کردی که من خمخانه ~~سیکی شوم # 2 خمخانه خاصان شدم دریای غواصان شدم %~% خورشید بی‌نقصان شدم تا طب ~~تشکیکی شوم # 3 نقش ملایک ساختی ms0768 بر آب و گل افراختی %~% دورم بدان انداختی کاکسیر ~~نزدیکی شوم # 4 هاروتیی افروختی پس جادویش آموختی %~% ز آنم چنین می سوختی تا شمع ~~تاریکی شوم # 5 ترکی همه ترکی کند تاجیک تاجیکی کند %~% من ساعتی ترکی شوم یک لحظه ~~تاجیکی شوم # 6 گه تاج سلطانان شوم گه مکر شیطانان شوم %~% گه عقل چالاکی شوم گه طفل ~~چالیکی شوم # 7 خون روی را ریختم با یوسفی آمیختم %~% در روی او سرخی شوم در موش ~~باریکی شوم PageV1P1384 ### || [genre: Gh] # 1 آمد بهار ای دوستان منزل به سروستان کنیم %~% تا بخت در رو خفته را چون ~~بخت سرو استان کنیم # 2 همچون غریبان چمن بی‌پا روان گشته به فن %~% هم بسته پا هم گام زن عزم ~~غریبستان کنیم # 3 جانی که رست از خاکدان نامش روان آمد روان %~% ما جان زانوبسته را هم ~~منزل ایشان کنیم # 4 ای برگ قوت یافتی تا شاخ را بشکافتی %~% چون رستی از زندان بگو تا ما ~~در این حبس آن کنیم # 5 ای سرو بر سرور زدی تا از زمین سر ورزدی %~% سر در چه سیر آموختت تا ما ~~در آن سیران کنیم # 6 ای غنچه گلگون آمدی وز خویش بیرون آمدی %~% با ما بگو چون آمدی تا ما ز ~~خود خیزان کنیم # 7 آن رنگ عبهر از کجا وان بوی عنبر از کجا %~% وین خانه را در از کجا تا ~~خدمت دربان کنیم # 8 ای بلبل آمد داد تو من بنده فریاد تو %~% تو شاد گل ما شاد تو کی شکر ~~این احسان کنیم # 9 ای سبزپوشان چون خضر ای غیب‌ها گویان به سر %~% تا حلقه گوش از شما ~~پردر و پرمرجان کنیم # 10 بشنو ز گلشن رازها بی‌حرف و بی‌آوازها %~% برساخت بلبل سازها گر فهم ~~آن دستان کنیم # 11 آواز قمری تا قمر بررفت و طوطی بر شکر %~% می آورد الحان تر جان مست ~~آن الحان کنیم PageV1P1385 ### || [genre: Gh] # 1 هین خیره خیره می ms0769 نگر اندر رخ صفراییم %~% هر کس که او مکی بود داند که ~~من بطحاییم # 2 زان لاله روی دلستان روید ز رویم زعفران %~% هر لحظه زان شادی فزا بیش ~~است کارافزاییم # 3 مانند برف آمد دلم هر لحظه می کاهد دلم %~% آن جا همی‌خواهد دلم زیرا ~~که من آن جاییم # 4 هر جا حیاتی بیشتر مردم در او بی‌خویشتر %~% خواهی بیا در من نگر کز ~~شید جان شیداییم # 5 آن برف گوید دم به دم بگذارم و سیلی شوم %~% غلطان سوی دریا روم من ~~بحری و دریاییم # 6 تنها شدم راکد شدم بفسردم و جامد شدم %~% تا زیر دندان بلا چون برف و ~~یخ می خاییم # 7 چون آب باش و بی‌گره از زخم دندان‌ها بجه %~% من تا گره دارم یقین می ~~کوبی و می ساییم # 8 برف آب را بگذار هین فقاع‌های خاص بین %~% می جوشد و بر می جهد که تیزم ~~و غوغاییم # 9 هر لحظه بخروشانترم برجسته و جوشانترم %~% چون عقل بی‌پر می پرم زیرا ~~چو جان بالاییم # 10 بسیار گفتم ای پدر دانم که دانی این قدر %~% که چون نیم بی‌پا و سر در ~~پنجه آن ناییم # 11 گر تو ملولستی ز من بنگر در آن شاه زمن %~% تا گرم و شیرینت کند آن ~~دلبر حلواییم # 12 ای بی‌نوایان را نوا جان ملولان را دوا %~% پران کننده جان که من از ~~قافم و عنقاییم # 13 من بس کنم بس از حنین او بس نخواهد کرد از این %~% من طوطیم عشقش شکر ~~هست از شکر گویاییم PageV1P1386 ### || [genre: Gh] # 1 ای نفس کل صورت مکن وی عقل کل بشکن قلم %~% ای مرد طالب کم طلب بر آب ~~جو نقش قدم # 2 ای عاشق صافی روان رو صاف چون آب روان %~% کاین آب صافی بی‌گره جان می ~~فزاید دم به دم # 3 از باد آب بی‌گره گر ساعتی پوشد زره %~% بر آب جو تهمت منه کو را نه ~~ترس ms0770 است و نه غم # 4 در نقش بی‌نقشی ببین هر نقش را صد رنگ و بو %~% در برگ بی‌برگی نگر هر ~~شاخ را باغ ارم # 5 زان صورت صورت گسل کو منبع جان است و دل %~% تن ریخته از شرم او ~~بگریخته جان در حرم # 6 از باده و از باد او بس بنده و آزاد او %~% چون کان فروبر نفس چون که ~~برآورده شکم # 7 از بحر گویم یا ز در یا از نفاذ حکم مر %~% نی از مقالت هم ببر می تاز ~~تا پای علم # 8 چپ راست دان این راه را در چاه دان این چاه را %~% چون سوی موج خون روی ~~در خون بود خوان کرم # 9 در آتش آبی تعبیه در آب آتش تعبیه %~% در آتشش جان در طرب در آب او دل ~~در ندم # 10 یا من ولی انعامنا ثبت لنا اقدامنا %~% ای بی‌تو راحت‌ها عنا ای بی‌تو ~~صحت‌ها سقم PageV1P1387 ### || [genre: Gh] # 1 ای پاک رو چون جام جم وز عشق آن مه متهم %~% این مرگ خود پیدا کند پاکی ~~تو را کم خور تو غم # 2 ای جان من با جان تو جویای در در بحر خون %~% تا در که را پیدا شود ~~پیدا شود ای جان عم # 3 من چون شوم کوته نظر در عشق آن بحر گهر %~% کز ساحل دریای جان آید ~~بشارت دم به دم # 4 من ترک فضل و فاضلی کردم به عشق از کاهلی %~% کز عشق شه کم بیشی است وز ~~عشق شه بیشی است کم # 5 بیخ دل از صفرای او می خورد زد زردی به رخ %~% چون دیده عشقش بر رخم زد ~~بر رخم آن شه رقم # 6 تلوین این رخسار بین در عشق بی‌تلوین شهی %~% گاه از غمش چون زعفران ~~گاه از خجالت چون بقم # 7 من فانی مطلق شدم تا ترجمان حق شدم %~% گر مست و هشیارم ز من کس نشنود ~~خود بیش و ms0771 کم # 8 بازار مصر اندرشدم تا جانب مهتر شدم %~% دیدم یکی یوسف رخی گفتم به ~~غفلت ذابکم # 9 گفتا عزیز مصر گر تو عاشقی بخشیدمت %~% من غایه الاحسان او من جوده او ~~من کرم # 10 من قدر آن نشناختم آن را هوس پنداشتم %~% یا حسرتی من هجره یا غبنتی ~~یا ذا الندم # 11 ای صد محال از قوتش گشته حقیقت عین حال %~% ما کان فی الدارین قط و ~~الله مثل ذالقدم # 12 تبریز این تعظیم را تو از الست آورده‌ای %~% از مفخر من شمس دین از ~~اول جف القلم PageV1P1388 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمدم بازآمدم از پیش آن یار آمدم %~% در من نگر در من نگر بهر تو ~~غمخوار آمدم # 2 شاد آمدم شاد آمدم از جمله آزاد آمدم %~% چندین هزاران سال شد تا من به ~~گفتار آمدم # 3 آن جا روم آن جا روم بالا بدم بالا روم %~% بازم رهان بازم رهان کاین ~~جا به زنهار آمدم # 4 من مرغ لاهوتی بدم دیدی که ناسوتی شدم %~% دامش ندیدم ناگهان در وی ~~گرفتار آمدم # 5 من نور پاکم ای پسر نه مشت خاکم مختصر %~% آخر صدف من نیستم من در ~~شهوار آمدم # 6 ما را به چشم سر مبین ما را به چشم سر ببین %~% آن جا بیا ما را ببین ~~کان جا سبکبار آمدم # 7 از چار مادر برترم وز هفت آبا نیز هم %~% من گوهر کانی بدم کاین جا به ~~دیدار آمدم # 8 یارم به بازار آمده‌ست چالاک و هشیار آمده‌ست %~% ور نه به بازارم چه ~~کار وی را طلبکار آمدم # 9 ای شمس تبریزی نظر در کل عالم کی کنی %~% کاندر بیابان فنا جان و دل ~~افگار آمدم PageV1P1389 ### || [genre: Gh] # 1 تا کی به حبس این جهان من خویش زندانی کنم %~% وقت است جان پاک را تا ~~میر میدانی کنم # 2 بیرون شدم ز آلودگی با قوت پالودگی %~% اوراد خود را بعد از این مقرون ~~سبحانی کنم # 3 ms0772 نیزه به دستم داد شه تا نیزه بازی‌ها کنم %~% تا کی به دست هر خسی من ~~رسم چوگانی کنم # 4 آن پادشاه لم یزل داده‌ست ملک بی‌خلل %~% باشد بتر از کافری گر یاد ~~دربانی کنم # 5 چون این بنا برکنده شد آن گریه‌هامان خنده شد %~% چون در بنا بستم نظر ~~آهنگ دربانی کنم # 6 ای دل مرا در نیم شب دادی ز دانایی خبر %~% اکنون به تو در خلوتم تا ~~آنچ می دانی کنم # 7 در چاه تخمی کاشتن بی‌عقل را باشد روا %~% این جا به داد عقل کل کشت ~~بیابانی کنم # 8 دشوارها رفت از نظر هر سد شد زیر و زبر %~% بر جای پا چون رست پر دوران ~~به آسانی کنم # 9 در حضرت فرد صمد دل کی رود سوی عدد %~% در خوان سلطان ابد چون غیر ~~سرخوانی کنم # 10 تا چند گویم بس کنم کم یاد پیش و پس کنم %~% اندر حضور شاه جان تا چند ~~خط خوانی کنم PageV1P1390 ### || [genre: Gh] # 1 یار شدم یار شدم با غم تو یار شدم %~% تا که رسیدم بر تو از همه بیزار ~~شدم # 2 گفت مرا چرخ فلک عاجزم از گردش تو %~% گفتم این نقطه مرا کرد که پرگار ~~شدم # 3 غلغله‌ای می شنوم روز و شب از قبه دل %~% از روش قبه دل گنبد دوار شدم # 4 تا که فتادم چو صدا ناگه در چنگ غمت %~% از هوس زخمه تو کم ز یکی تار ~~شدم # 5 دزدد غم گردن خود از حذر سیلی من %~% زانک من از بیشه جان حیدر کرار ~~شدم # 6 تا که بدیدم قدحش سرده اوباش منم %~% تا که بدیدم کلهش بی‌دل و دستار ~~شدم # 7 تا که قلندردل من داد می مذهل من %~% رقص کنان دلق کشان جانب خمار شدم # 8 گفت مرا خواجه فرج صبر رهاند ز حرج %~% هیچ مگو کز فرج است اینک گرفتار ~~شدم # 9 چرخ بگردید بسی تا که چنین چرخ ms0773 زدم %~% یار بنالید بسی تا که در این ~~غار شدم # 10 نیم شبی همره مه روی نهادم سوی ره %~% در هوس خوبی او جانب گلزار شدم # 11 گاه چو سوسن پی گل شاعر و مداح شدم %~% گاه چو بلبل به سحر سخره تکرار ~~شدم # 12 زوبع اندیشه شدم صدفن و صدپیشه شدم %~% کار تو را دید دلم عاقبت از ~~کار شدم PageV1P1391 ### || [genre: Gh] # 1 مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم %~% دولت عشق آمد و من دولت ~~پاینده شدم # 2 دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا %~% زهره شیر است مرا زهره تابنده ~~شدم # 3 گفت که دیوانه نه‌ای لایق این خانه نه‌ای %~% رفتم دیوانه شدم سلسله ~~بندنده شدم # 4 گفت که سرمست نه‌ای رو که از این دست نه‌ای %~% رفتم و سرمست شدم وز ~~طرب آکنده شدم # 5 گفت که تو کشته نه‌ای در طرب آغشته نه‌ای %~% پیش رخ زنده کنش کشته و ~~افکنده شدم # 6 گفت که تو زیرککی مست خیالی و شکی %~% گول شدم هول شدم وز همه برکنده ~~شدم # 7 گفت که تو شمع شدی قبله این جمع شدی %~% جمع نیم شمع نیم دود پراکنده ~~شدم # 8 گفت که شیخی و سری پیش رو و راهبری %~% شیخ نیم پیش نیم امر تو را بنده ~~شدم # 9 گفت که با بال و پری من پر و بالت ندهم %~% در هوس بال و پرش بی‌پر و ~~پرکنده شدم # 10 گفت مرا دولت نو راه مرو رنجه مشو %~% زانک من از لطف و کرم سوی تو ~~آینده شدم # 11 گفت مرا عشق کهن از بر ما نقل مکن %~% گفتم آری نکنم ساکن و باشنده ~~شدم # 12 چشمه خورشید تویی سایه گه بید منم %~% چونک زدی بر سر من پست و ~~گدازنده شدم # 13 تابش جان یافت دلم وا شد و بشکافت دلم %~% اطلس نو بافت دلم دشمن این ~~ژنده شدم # 14 صورت جان وقت سحر لاف همی‌زد ms0774 ز بطر %~% بنده و خربنده بدم شاه و ~~خداونده شدم # 15 شکر کند کاغذ تو از شکر بی‌حد تو %~% کآمد او در بر من با وی ماننده ~~شدم # 16 شکر کند خاک دژم از فلک و چرخ به خم %~% کز نظر وگردش او نورپذیرنده ~~شدم # 17 شکر کند چرخ فلک از ملک و ملک و ملک %~% کز کرم و بخشش او روشن بخشنده ~~شدم # 18 شکر کند عارف حق کز همه بردیم سبق %~% بر زبر هفت طبق اختر رخشنده شدم # 19 زهره بدم ماه شدم چرخ دو صد تاه شدم %~% یوسف بودم ز کنون یوسف زاینده ~~شدم # 20 از توام ای شهره قمر در من و در خود بنگر %~% کز اثر خنده تو گلشن ~~خندنده شدم # 21 باش چو شطرنج روان خامش و خود جمله زبان %~% کز رخ آن شاه جهان فرخ و ~~فرخنده شدم PageV1P1392 ### || [genre: Gh] # 1 دفع مده دفع مده من نروم تا نخورم %~% عشوه مده عشوه مده عشوه مستان ~~نخرم # 2 وعده مکن وعده مکن مشتری وعده نیم %~% یا بدهی یا ز دکان تو گروگان ~~ببرم # 3 گر تو بهایی بنهی تا که مرا دفع کنی %~% رو که بجز حق نبری گر چه چنین ~~بی‌خبرم # 4 پرده مکن پرده مدر در سپس پرده مرو %~% راه بده راه بده یا تو برون آ ز ~~حرم # 5 ای دل و جان بنده تو بند شکرخنده تو %~% خنده تو چیست بگو جوشش دریای ~~کرم # 6 طالع استیز مرا از مه و مریخ بجو %~% همچو قضاهای فلک خیره و استیزه ~~گرم # 7 چرخ ز استیزه من خیره و سرگشته شود %~% زانک دو چندان که ویم گر چه ~~چنین مختصرم # 8 گر تو ز من صرفه بری من ز تو صد صرفه برم %~% کیسه برم کاسه برم زانک ~~دورو همچو زرم # 9 گر چه دورو همچو زرم مهر تو دارد نظرم %~% از مه و از مهر فلک مه‌تر و ~~افلاک ترم # 10 ms0775 لاف زنم لاف که تو راست کنی لاف مرا %~% ناز کنم ناز که من در نظرت ~~معتبرم # 11 چه عجب ار خوش خبرم چونک تو کردی خبرم %~% چه عجب ار خوش نظرم چونک ~~تویی در نظرم # 12 بر همگان گر ز فلک زهر ببارد همه شب %~% من شکر اندر شکر اندر شکر ~~اندر شکرم # 13 هر کسکی را کسکی هر جگری را هوسی %~% لیک کجا تا به کجا من ز هوایی ~~دگرم # 14 من طلب اندر طلبم تو طرب اندر طربی %~% آن طربت در طلبم پا زد و برگشت ~~سرم # 15 تیر تراشنده تویی دوک تراشنده منم %~% ماه درخشنده تویی من چو شب تیره ~~برم # 16 میر شکار فلکی تیر بزن در دل من %~% ور بزنی تیر جفا همچو زمین پی ~~سپرم # 17 جمله سپرهای جهان باخلل از زخم بود %~% بی‌خطر آن گاه بوم کز پی زخمت ~~سپرم # 18 گیج شد از تو سر من این سر سرگشته من %~% تا که ندانم پسرا که پسرم یا ~~پدرم # 19 آن دل آواره من گر ز سفر بازرسد %~% خانه تهی یابد او هیچ نبیند اثرم # 20 سرکه فشانی چه کنی کآتش ما را بکشی %~% کآتشم از سرکه‌ات افزون شود ~~افزون شررم # 21 عشق چو قربان کندم عید من آن روز بود %~% ور نبود عید من آن مرد نیم ~~بلک غرم # 22 چون عرفه و عید تویی غره ذی الحجه منم %~% هیچ به تو درنرسم وز پی تو ~~هم نبرم # 23 باز توام باز توام چون شنوم طبل تو را %~% ای شه و شاهنشه من باز شود ~~بال و پرم # 24 گر بدهی می بچشم ور ندهی نیز خوشم %~% سر بنهم پا بکشم بی‌سر و پا می ~~نگرم PageV1P1393 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب عشق ابدم زخمه عشرت بزنم %~% ریش طرب شانه کنم سبلت غم را بکنم # 2 تا همه جان ناز شود چونک طرب ساز شود %~% تا سر خم باز شود گل ز سرش ms0776 ~~دور کنم # 3 چونک خلیلی بده‌ام عاشق آتشکده‌ام %~% عاشق جان و خردم دشمن نقش وثنم # 4 وقت بهارست و عمل جفتی خورشید و حمل %~% جوش کند خون دلم آب شود برف ~~تنم # 5 ای مه تابان شده‌ای از چه گدازان شده‌ای %~% گفت گرفتار دلم عاشق روی ~~حسنم # 6 عشق کسی می کشدم گوش کشان می بردم %~% تیر بلا می رسدم زان همه تن چون ~~مجنم # 7 گر چه در این شور و شرم غرقه بحر شکرم %~% گر چه اسیر سفرم تازه به بوی ~~وطنم # 8 یار وصالی بده‌ام جفت جمالی بده‌ام %~% فلسفه برخواند قضا داد جدایی به ~~فنم # 9 تا که رگی در تن من جنبد من سوی وطن %~% باشم پران و دوان ای شه شیرین ~~ذقنم # 10 دم به دم آن بوی خوشش وان طلب گوش کشش %~% آب روان کرد مرا ساقی سرو و ~~سمنم # 11 همره یعقوب شدم فتنه آن خوب شدم %~% هدیه فرستد به کرم یوسف جان ~~پیرهنم # 12 الحق جانا چه خوشی قوس وفا را تو کشی %~% در دو جهان دیده بود هیچ کسی ~~چون تو صنم # 13 بر بر او بربزنم گر چه برابر نزنم %~% شیشه بر آن سنگ زنم بنده شیشه ~~شکنم # 14 پیل به خرطوم جفا قاصد کعبه شده است %~% من چو ابابیل حقم یاور هر ~~کرگدنم # 15 صیقل هر آینه‌ام رستم هر میمنه‌ام %~% قوت هر گرسنه‌ام انجم هر انجمنم # 16 معنی هر قد و خدم سایه لطف احدم %~% کعبه هر نیک و بدم دایه باغ و ~~چمنم # 17 آتش بدخوی بود سوزش هر کوی بود %~% چونک نکوروی بود باشد خوب ختنم # 18 گر تو بدین کژ نگری کاسه زنی کوزه خوری %~% سایه عدل صمدم جز که مناسب ~~نتنم # 19 وقت شد ای شاه شهان سرور خوبان جهان %~% که به کرم شرح کنی آنک نگوید ~~دهنم PageV1P1394 ### || [genre: Gh] # 1 باز در اسرار روم جانب آن یار روم %~% نعره بلبل شنوم در گل و ms0777 گلزار ~~روم # 2 تا کی از این شرم و حیا شرم بسوزان و بیا %~% همره دل گردم خوش جانب ~~دلدار روم # 3 صبر نمانده‌ست که من گوش سوی نسیه برم %~% عقل نمانده‌ست که من راه به ~~هنجار روم # 4 چنگ زن ای زهره من تا که بر این تنتن تن %~% گوش بر این بانگ نهم دیده ~~به دیدار روم # 5 خسته دام است دلم بر در و بام است دلم %~% شاهد دل را بکشم سوی خریدار ~~روم # 6 گفت مرا در چه فنی کار چرا می نکنی %~% راه دکانم بنما تا که پس کار ~~روم # 7 تا که ز خود بد خبرش رفت دلم بر اثرش %~% کو اثری از دل من تا که بر ~~آثار روم # 8 تا ز حریفان حسد چشم بدی درنرسد %~% کف به کف یار دهم در کنف غار روم # 9 درس رئیسان خوشی بی‌هشی است و خمشی %~% درس چو خام است مرا بر سر تکرار ~~روم PageV1P1395 ### || [genre: Gh] # 1 زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم %~% گوش بنه عربده را دست منه ~~بر دهنم # 2 چونک من از دست شدم در ره من شیشه منه %~% ور بنهی پا بنهم هر چه بیابم ~~شکنم # 3 زانک دلم هر نفسی دنگ خیال تو بود %~% گر طربی در طربم گر حزنی در حزنم # 4 تلخ کنی تلخ شوم لطف کنی لطف شوم %~% با تو خوش است ای صنم لب شکر خوش ~~ذقنم # 5 اصل تویی من چه کسم آینه‌ای در کف تو %~% هر چه نمایی بشوم آینه ممتحنم # 6 تو به صفت سرو چمن من به صفت سایه تو %~% چونک شدم سایه گل پهلوی گل ~~خیمه زنم # 7 بی‌تو اگر گل شکنم خار شود در کف من %~% ور همه خارم ز تو من جمله گل و ~~یاسمنم # 8 دم به دم از خون جگر ساغر خونابه کشم %~% هر نفسی کوزه خود بر در ساقی ~~شکنم ms0778 # 9 دست برم هر نفسی سوی گریبان بتی %~% تا بخراشد رخ من تا بدرد پیرهنم # 10 لطف صلاح دل و دین تافت میان دل من %~% شمع دل است او به جهان من کیم ~~او را لگنم PageV1P1396 ### || [genre: Gh] # 1 جمع تو دیدم پس از این هیچ پریشان نشوم %~% راه تو دیدم پس از این همره ~~ایشان نشوم # 2 ای که تو شاه چمنی سیرکن صد چو منی %~% چشم و دلم سیر کنی سخره این ~~خوان نشوم # 3 کعبه چو آمد سوی من جانب کعبه نروم %~% ماه من آمد به زمین قاصد کیوان ~~نشوم # 4 فربه و پرباد توام مست و خوش و شاد توام %~% بنده و آزاد توام بنده ~~شیطان نشوم # 5 شاه زمینی و زمان همچو خرد فاش و نهان %~% پیش تو ای جان و جهان جمله ~~چرا جان نشوم PageV1P1397 ### || [genre: Gh] # 1 هر نفسی تازه ترم کز سر روزن بپرم %~% چونک بهارم تو شهی باغ توام شاخ ~~ترم # 2 چونک تویی میر مرا در بر خود گیر مرا %~% خاک تو بادا کلهم دست تو بادا ~~کمرم # 3 چونک تو دست شفقت بر سر ما داشته‌ای %~% نیست عجب گر ز شرف بگذرد از ~~چرخ سرم PageV1P1398 ### || [genre: Gh] # 1 تیز دوم تیز دوم تا به سواران برسم %~% نیست شوم نیست شوم تا بر جانان ~~برسم # 2 خوش شده‌ام خوش شده‌ام پاره آتش شده‌ام %~% خانه بسوزم بروم تا به ~~بیابان برسم # 3 خاک شوم خاک شوم تا ز تو سرسبز شوم %~% آب شوم سجده کنان تا به گلستان ~~برسم # 4 چونک فتادم ز فلک ذره صفت لرزانم %~% ایمن و بی‌لرز شوم چونک به پایان ~~برسم # 5 چرخ بود جای شرف خاک بود جای تلف %~% بازرهم زین دو خطر چون بر سلطان ~~برسم # 6 عالم این خاک و هوا گوهر کفر است و فنا %~% در دل کفر آمده‌ام تا که به ~~ایمان برسم # 7 آن شه موزون جهان عاشق موزون طلبد %~% شد ms0779 رخ من سکه زر تا که به میزان ~~برسم # 8 رحمت حق آب بود جز که به پستی نرود %~% خاکی و مرحوم شوم تا بر رحمان ~~برسم # 9 هیچ طبیبی ندهد بی‌مرضی حب و دوا %~% من همگی درد شوم تا که به درمان ~~برسم PageV1P1399 ### || [genre: Gh] # 1 کوه نیم سنگ نیم چونک گدازان نشوم %~% دیدم جمعیت تو چونک پریشان نشوم # 2 کوه ز کوهی برود سنگ ز سنگی بشود %~% پس من اگر آدمیم کمتر از ایشان ~~نشوم # 3 آهن پولاد و حجر در کف تو موم شود %~% من که همه موم توام چونک بدین ~~سان نشوم PageV1P1400 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم %~% تا همه عمر بعد از این من شب ~~و روز از آن خورم # 2 ای که ابیت گفته‌ای هر شب عند ربکم %~% شرح بده از آن ابا بیشتر ای ~~پیمبرم # 3 گر تو ز من نهان کنی شعشعه جمال تو %~% نوبت ملک می زند ای قمر مصورم # 4 لذت نامه‌های تو ذوق پیام‌های تو %~% می نرود سوی لبم سخت شده‌ست در ~~برم # 5 لابه کنم که هی بیا درده بانگ الصلا %~% او کتف این چنین کند که به ~~درونه خوشترم # 6 گشت فضای هر سری میل دل و میسرش %~% شکر که عشق شد همه میل دل و میسرم # 7 گفتم عشق را شبی راست بگو تو کیستی %~% گفت حیات باقیم عمر خوش مکررم # 8 گفتمش ای برون ز جا خانه تو کجاست گفت %~% همره آتش دلم پهلوی دیده ترم # 9 رنگرزم ز من بود هر رخ زعفرانیی %~% چست الاقم و ولی عاشق اسب لاغرم # 10 غازه لاله‌ها منم قیمت کاله‌ها منم %~% لذت ناله‌ها منم کاشف هر مسترم # 11 او به کمینه شیوه‌ای صد چو مرا ز ره برد %~% خواجه مرا تو ره نما من ~~به چه از رهش برم # 12 چرخ نداش می کند کز پی توست گردشم %~% ماه نداش می کند کز ms0780 رخ تو منورم # 13 عقل ز جای می جهد روح خراج می دهد %~% سر به سجود می رود کز پی تو ~~مدورم # 14 من که فضول این دهم وز فن خویش فربهم %~% ز آتش آفتاب او آب شده‌ست ~~اکثرم # 15 بس کن ای فسانه گو سیر شدم ز گفت و گو %~% تا به سخن درآید آنک مست ~~شده‌ست از او سرم PageV1P1401 ### || [genre: Gh] # 1 آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برم %~% ور تو بگوییم که نی نی شکنم ~~شکر برم # 2 آمده‌ام چو عقل و جان از همه دیده‌ها نهان %~% تا سوی جان و دیدگان ~~مشعله نظر برم # 3 آمده‌ام که ره زنم بر سر گنج شه زنم %~% آمده‌ام که زر برم زر نبرم خبر ~~برم # 4 گر شکند دل مرا جان بدهم به دل شکن %~% گر ز سرم کله برد من ز میان کمر ~~برم # 5 اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم %~% اوست گرفته شهر دل من به کجا ~~سفر برم # 6 آنک ز زخم تیر او کوه شکاف می کند %~% پیش گشادتیر او وای اگر سپر برم # 7 گفتم آفتاب را گر ببری تو تاب خود %~% تاب تو را چو تب کند گفت بلی اگر ~~برم # 8 آنک ز تاب روی او نور صفا به دل کشد %~% و آنک ز جوی حسن او آب سوی جگر ~~برم # 9 در هوس خیال او همچو خیال گشته‌ام %~% وز سر رشک نام او نام رخ قمر برم # 10 این غزلم جواب آن باده که داشت پیش من %~% گفت بخور نمی‌خوری پیش کسی ~~دگر برم PageV1P1402 ### || [genre: Gh] # 1 کار مرا چو او کند کار دگر چرا کنم %~% چونک چشیدم از لبش یاد شکر چرا ~~کنم # 2 از گلزار چون روم جانب خار چون شوم %~% از پی شب چو مرغ شب ترک سحر چرا ~~کنم # 3 باده اگر چه می خورم عقل نرفت از سرم %~% مجلس چون ms0781 بهشت را زیر و زبر ~~چرا کنم # 4 چونک کمر ببسته‌ام بهر چنان قمررخی %~% از پی هر ستاره گو ترک قمر چرا ~~کنم # 5 بر سر چرخ هفتمین نام زمین چرا برم %~% غیرت هر فرشته‌ام ذکر بشر چرا ~~کنم PageV1P1403 ### || [genre: Gh] # 1 میل هواش می کنم طال بقاش می زنم %~% حلقه به گوش و عاشقم طبل وفاش می ~~زنم # 2 از دل و جان شکسته‌ام بر سر ره نشسته‌ام %~% قافله خیال را بهر لقاش می ~~زنم # 3 غیر طواشی غمش یا یلواج مرهمش %~% هر چه سری برون کند بر سر و پاش می ~~زنم # 4 این دل همچو چنگ را مست خراب دنگ را %~% زخمه به کف گرفته‌ام همچو سه ~~تاش می زنم # 5 دل که خرید جوهری از تک حوض کوثری %~% خفت و بها نمی‌دهد بهر بهاش می ~~زنم # 6 شب چو به خواب می رود گوش کشانش می کشم %~% چون به سحر دعا کند وقت ~~دعاش می زنم # 7 لذت تازیانه‌ام کی برسد به لاشه‌اش %~% چون که گمان برد که من بهر فناش ~~می زنم # 8 گر قمر و فلک بود ور خرد و ملک بود %~% چونک حجاب دل شود زود قفاش می ~~زنم # 9 گفتم شیشه مرا بر سر سنگ می زنی %~% گفت چو لاف عشق زد تیغ بلاش می زنم # 10 هر رگ این رباب را ناله نو نوای نو %~% تا ز نواش پی برد دل که کجاش ~~می زنم # 11 در دل هر فغان او چاشنی سرشته‌ام %~% تا نبری گمان که من سهو و خطاش ~~می زنم # 12 خشم شهان گه عطا خنجر و گرز می زند %~% من به سخاش می کشم من به عطاش ~~می زنم # 13 سخت لطیف می زنم دیده بدان نمی‌رسد %~% دل که هوای ما کند همچو هواش ~~می زنم # 14 خامش باش زین حنین پرده راست نیست این %~% راه شماست این نوا پیش شماش ~~می زنم PageV1P1404 ### || [genre: Gh] # 1 هر ms0782 شب و هر سحر تو را من به دعا بخواستم %~% تا به چه شیوه‌ها تو را من ~~ز خدا بخواستم # 2 تا شوی از سجود من مونس این وجود من %~% خود بشد این وجود من چون که تو ~~را بخواستم # 3 در پی آفتاب تو سایه بدم ضیاطلب %~% پاک چو سایه خوردیم چون که ضیا ~~بخواستم # 4 آهنیم ز عشق تو خواسته نور آینه %~% آتش و زخم می خورم چونک صفا ~~بخواستم # 5 سوی تو چون شتافتم جای قدم نیافتم %~% پاک ز جا ببردیم چون ز تو جا ~~بخواستم PageV1P1405 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چه خورده‌ای بگو ای بت همچو شکرم %~% تا همه سال روز و شب باقی عمر ~~از آن خورم # 2 گر تو غلط دهی مرا رنگ تو غمز می کند %~% رنگ تو تا بدیده‌ام دنگ ~~شده‌ست این سرم # 3 یک نفسی عنان بکش تیز مرو ز پیش من %~% تا بفروزد این دلم تا به تو سیر ~~بنگرم # 4 سخت دلم همی‌تپد یک نفسی قرار کن %~% خون ز دو دیده می چکد تیز مرو ز ~~منظرم # 5 چون ز تو دور می شوم عبرت خاک تیره‌ام %~% چونک ببینمت دمی رونق چرخ ~~اخضرم # 6 چون رخ آفتاب شد دور ز دیده زمین %~% جامه سیاه می کند شب ز فراق لاجرم # 7 خور چو به صبح سر زند جامه سپید می کند %~% ای رخت آفتاب جان دور مشو ز ~~محضرم # 8 خیره کشی مکن بتا خیره مریز خون من %~% تنگ دلی مکن بتا درمشکن تو ~~گوهرم # 9 ساغر می خیال تو بر کف من نهاد دی %~% تا بندیدمت در او میل نشد به ~~ساغرم # 10 داروی فربهی ز تو یافت زمین و آسمان %~% تربیتی نما مرا از بر خود که ~~لاغرم # 11 ای صنم ستیزه گر مست ستیزه‌ات شکر %~% جان تو است جان من اختر توست ~~اخترم # 12 چند به دل بگفته‌ام خون بخور و خموش کن %~% دل کتفک همی‌زند که ms0783 تو ~~خموش من کرم PageV1P1406 ### || [genre: Gh] # 1 تا به کی ای شکر چو تن بی‌دل و جان فغان کنم %~% چند ز برگ ریز غم زرد ~~شوم خزان کنم # 2 از غم و اندهان من سوخت درون جان من %~% جمله فروغ آتشین تا به کیش ~~نهان کنم # 3 چند ز دوست دشمنی جان شکنی و تن زنی %~% چند من شکسته دل نوحه تن به ~~جان کنم # 4 مؤمن عشقم ای صنم نعره عشق می زنم %~% همچو اسیرکان ز غم تا به کی ~~الامان کنم # 5 چونک خیال تو سحر سوی من آید ای قمر %~% چون گذرد ز موج خون خاصه که ~~خون فشان کنم # 6 سنگ شد آب از غمم آه نه سنگ و آهنم %~% کآتش روید از تنم چونک حدیث آن ~~کنم # 7 ای تبریز شمس دین با تو قرین و چون قرین %~% دور قمر اگر هله با تو یکی ~~قران کنم PageV1P1407 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو بداده در سحر از کف خویش باده‌ام %~% ناز رها کن ای صنم راست بگو ~~که داده‌ام # 2 گر چه برفتی از برم آن بنرفت از سرم %~% بر سر ره بیا ببین بر سر ره ~~فتاده‌ام # 3 چشم بدی که بد مرا حسن تو در حجاب شد %~% دوختم آن دو چشم را چشم دگر ~~گشاده‌ام # 4 چون بگشاید این دلم جز به امید عهد دوست %~% نامه عهد دوست را بر سر دل ~~نهاده‌ام # 5 زاده اولم بشد زاده عشقم این نفس %~% من ز خودم زیادتم زانک دو بار ~~زاده‌ام # 6 چون ز بلاد کافری عشق مرا اسیر برد %~% همچو روان عاشقان صاف و لطیف و ~~ساده‌ام # 7 من به شهی رسیده‌ام زلف خوشش کشیده‌ام %~% خانه شه گرفته‌ام گر چه چنین ~~پیاده‌ام # 8 از تبریز شمس دین بازبیا مرا ببین %~% مات شدم ز عشق تو لیک از او ~~زیاده‌ام PageV1P1408 ### || [genre: Gh] # 1 تا که اسیر و عاشق آن صنم چو جان شدم %~% دیو نیم پری ms0784 نیم از همه چون ~~نهان شدم # 2 برف بدم گداختم تا که مرا زمین بخورد %~% تا همه دود دل شدم تا سوی ~~آسمان شدم # 3 نیستم از روان‌ها بر حذرم ز جان‌ها %~% جان نکند حذر ز جان چیست حذر چو ~~جان شدم # 4 آنک کسی گمان نبرد رفت گمان من بدو %~% تا که چنین به عاقبت بر سر آن ~~گمان شدم # 5 از سر بیخودی دلم داد گواهیی به دست %~% این دل من ز دست شد و آنچ بگفت ~~آن شدم # 6 این همه ناله‌های من نیست ز من همه از اوست %~% کز مدد می لبش بی‌دل و ~~بی‌زبان شدم # 7 گفت چرا نهان کنی عشق مرا چو عاشقی %~% من ز برای این سخن شهره عاشقان ~~شدم # 8 جان و جهان ز عشق تو رفت ز دست کار من %~% من به جهان چه می کنم چونک ~~از این جهان شدم PageV1P1409 ### || [genre: Gh] # 1 گرم درآ و دم مده باده بیار ای صنم %~% لابه بنده گوش کن گوش مخار ای ~~صنم # 2 فوق فلک مکان تو جان و روان روان تو %~% هل طربی که برکند بیخ خمار ای ~~صنم # 3 این دو حریف دلستان باد قرین دوستان %~% جیم جمال خوب تو جام عقار ای ~~صنم # 4 مرغ دل علیل را شهپر جبرئیل را %~% غیر بهشت روی تو نیست مطار ای صنم # 5 خمر عصیر روح را نیست نظیر در جهان %~% ذوق کنار دوست را نیست کنار ای ~~صنم # 6 معجز موسوی تویی چون سوی بحر غم روی %~% از تک بحر برجهد گرد و غبار ای ~~صنم # 7 جام پر از عقار کن جان مرا سوار کن %~% زود پیاده را ببین گشته سوار ای ~~صنم # 8 مرکب من چو می بود هر عدمیم شی بود %~% موجب حبس کی بود وام قمار ای ~~صنم # 9 هین که فزود شور من هم تو بخوان زبور من %~% کرد دل شکور من ترک شکار ~~ای صنم ms0785 PageV1P1410 ### || [genre: Gh] # 1 بیا هر کس که می خواهد که تا با وی گرو بندم %~% که سنگ خاره جان گیرد ~~بپیوند خداوندم # 2 همی‌گفتم به گل روزی زهی خندان قلاوزی %~% مرا گل گفت می دانی تو باری ~~کز چه می خندم # 3 خیال شاه خوش خویم تبسم کرد در رویم %~% چنین شد نسل بر نسلم چنین ~~فرزند فرزندم # 4 شه من گفت هر مسکین که عمرش نیست من عمرم %~% بدین وعده من مسکین امید ~~از عمر برکندم # 5 دل من بانگ بر من زد چه باشد قدر عمری خود %~% چه منت می نهی بر من تو ~~خود چندی و من چندم # 6 شهی کز لطف می آید اگر منت نهد شاید %~% که چاهی پرحدث بودی منت از زر ~~درآگندم # 7 کمر نابسته در خدمت مرا تاج خرد داد او %~% تو خود اندیشه کن با خود چه ~~بخشد گر بپیوندم # 8 یقول العشق لی سرا تنافس و اغتنم برا %~% و لا تفجر و لا تهجر و الا ~~تبتئس تندم # 9 همه شاهان غلامان را به خرسندی ثنا گفته %~% همه خشم خداوندی بر من این ~~که خرسندم # 10 مضی فی صحوتی یومی و فاض السکر فی قومی %~% فاسرع و اسقنی خمرا حمیرا ~~تشبه العندم # 11 بیا درده یکی جامی پر از شادی و آرامی %~% که بنمایم سرانجامی چو ~~مخموران بپرسندم # 12 میازارید از خویم که من بسیار می گویم %~% جهانی طوطیان دارم اگر ~~بسیار شد قندم PageV1P1411 ### || [genre: Gh] # 1 کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم %~% در آن کویی که می خوردم ~~گرو شد کفش و دستارم # 2 ز عقل خود چو رفتم من سر زلفش گرفتم من %~% کنون در حلقه زلفش گرفتارم ~~گرفتارم # 3 چو هر دم می فزون باشد ببین حالم که چون باشد %~% چنان می‌های صدساله ~~چنین عقلی که من دارم # 4 بگوید در چنان مستی نهان کن سر ز من رستی %~% مسلمانان در آن حالت چه ms0786 ~~پنهان ماند اسرارم # 5 مرا می گوید آن دلبر که از عاشق فنا خوشتر %~% نگارا چند بشتابی نه آخر ~~اندر این کارم # 6 چو ابر نوبهاری من چه خوش گریان و خندانم %~% از آن می‌های کاری من چه ~~خوش بی‌هوش هشیارم # 7 چو عنقا کوه قافی را تو پران بینی از عشقش %~% اگر آن که خبر یابد ز ~~لعل یار عیارم # 8 منم چو آسمان دوتو ز عشق شمس تبریزی %~% بزن تو زخمه آهسته که تا ~~برنسکلد تارم PageV1P1412 ### || [genre: Gh] # 1 درخت و آتشی دیدم ندا آمد که جانانم %~% مرا می خواند آن آتش مگر موسی ~~عمرانم # 2 دخلت التیه بالبلوی و ذقت المن و السلوی %~% چهل سال است چون موسی به ~~گرد این بیابانم # 3 مپرس از کشتی و دریا بیا بنگر عجایب‌ها %~% که چندین سال من کشتی در ~~این خشکی همی‌رانم # 4 بیا ای جان تویی موسی وین قالب عصای تو %~% چو برگیری عصا گردم چو ~~افکندیم ثعبانم # 5 تویی عیسی و من مرغت تو مرغی ساختی از گل %~% چنانک دردمی در من چنان ~~در اوج پرانم # 6 منم استون آن مسجد که مسند ساخت پیغامبر %~% چو او مسند دگر سازد ز درد ~~هجر نالانم # 7 خداوند خداوندان و صورت ساز بی‌صورت %~% چه صورت می کشی بر من تو دانی ~~من نمی‌دانم # 8 گهی سنگم گهی آهن زمانی آتشم جمله %~% گهی میزان بی‌سنگم گهی هم سنگ و ~~میزانم # 9 زمانی می چرم این جا زمانی می چرند از من %~% گهی گرگم گهی میشم گهی ~~خود شکل چوپانم # 10 هیولایی نشان آمد نشان دایم کجا ماند %~% نه این ماند نه آن ماند ~~بداند آن من آنم PageV1P1413 ### || [genre: Gh] # 1 ز فرزین بند آن رخ من چه شهماتم چه شهماتم %~% مکن ای شه مکافاتم مکن ~~ای شه مکافاتم # 2 دلم پر گشت از مهری که بر چشمت از او مهری %~% اگر در پیش محرابم وگر ~~کنج خراباتم # 3 به لخت ms0787 این دل پاره مگر رحمت شد آواره %~% مرا فریاد رس آخر که در ~~دریای آفاتم # 4 چو شاه خوش خرام آمد جز او بر من حرام آمد %~% چه بی‌برگم ز هجرانش اگر ~~در باغ و جناتم # 5 مرا رخسار او باید چه سود از ماه و پروینم %~% چو شام زلف او خواهم چه ~~سود از شام و شاماتم # 6 چو از دستش خورم باده منم آزاد و آزاده %~% چو پیش او زمین بوسم به ~~بالای سماواتم # 7 سعادت‌ها که من دارم ز شمس الدین تبریزی %~% سعادت‌ها سجود آرد به پیش ~~این سعاداتم PageV1P1414 ### || [genre: Gh] # 1 ترش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدستم %~% ز افسون‌هاش مجنونم ز ~~افسان‌هاش سرمستم # 2 بتان بس دیده‌ام جانا ولیکن نی چنین زیبا %~% تویی پیوندم و خویشم کنون ~~در خویش درجستم # 3 همه شب از پریشانی چنان بودم که می دانی %~% ولیک این دم ز حیرانی ~~کریما از دگر دستم # 4 از این حالت که دل دارد بگیر و برجهان او را %~% که من خاکی ز سعی تو ز ~~روی خاک برجستم PageV1P1415 ### || [genre: Gh] # 1 به حق روی تو که من چنین رویی ندیدستم %~% چه مانی تو بدان صورت که از ~~مردم شنیدستم # 2 چنین باغی در این عالم نرسته‌ست و نروید هم %~% نه در خواب و نه بیداری ~~چنین میوه نچیدستم # 3 دعای یک پدر نبود دعای صد نبی باشد %~% کز این سان دولتی گشتم بدین ~~دولت رسیدستم # 4 شنیدم ز آسمان روزی که دارم از غمت سوزی %~% ز رفعت‌های سوز او در این ~~گردش خمیدستم # 5 مرا می گوید اندیشه ز عشق آموختم پیشه %~% ز عدل دوست قفلستم ز لطف او ~~کلیدستم # 6 گرفته هر یکی ذره یکی آیینه پیش رو %~% کز آن آیینه گر این را به نرخ ~~جان خریدستم # 7 کدام است او یکی اویی همه اوها از او بویی %~% که از بعدش یزیدستم ز ~~قربش بایزیدستم # 8 بگفتم نیشکر را من ms0788 که از کی پرشکر گشتی %~% اشارت کرد سوی تو کز انفاسش ~~چشیدستم # 9 به جان گفتم که چون غنچه چرا چهره نهان کردی %~% بگفت از شرم روی او به ~~جسم اندر خزیدستم # 10 جهان پیر را گفتم که هم بندی و هم پندی %~% بگفتا گر چه پیرم من ولیک ~~او را مریدستم # 11 چو سوسن صد زبان دارد جهان در شکر و آزادی %~% کز آن جان و جهان خورش ~~مزید اندر مزیدستم # 12 بهار آمد چو طاووسی هزاران رنگ بر پرش %~% که من از باغ حسن او بدین ~~جانب پریدستم # 13 ز بهر عشرت جان‌ها کشیدم راح و ریحان‌ها %~% برای رنج رنجوران عقاقیری ~~کشیدستم # 14 شبی عشق فریبنده بیامد جانب بنده %~% که بسم الله که تتماجی برای تو ~~پزیدستم # 15 یکی تتماج آورد او که گم کردم سر رشته %~% شکستم سوزن آن ساعت ~~گریبان‌ها دریدستم # 16 چو نوشیدم ز تتماجش فروکوبید چون سیرم %~% چو طزلق رو ترش کردم کز آن ~~شیرین بریدستم # 17 به دست من بجز سیخی از آن تتماج او نامد %~% ولی چون سیخ سرتیزم در ~~آنچ مستفیدستم # 18 به هر برگی از آن تتماج بشکفته‌ست نوعی گل %~% شکوفه کرد هر باغی که ~~چون من بشکفیدستم # 19 شکوفه چون همی‌ریزد عقیبش میوه می خیزد %~% بقا در نفی دان که من بدید ~~از نابدیدستم # 20 همه بالیدن عاشق پی پالودنی آید %~% پی قربان همی‌دان تو هر آنچ ~~پروریدستم # 21 ندارد فایده چیزی بجز هنگام کاهیدن %~% گزافه نیست این که من ز غم ~~کاهش گزیدستم # 22 بنال ای یار چون سرنا که سرنا بهر ما نالد %~% از آن دم‌ها پرآتش که ~~در سرنا دمیدستم # 23 مجو از من سخن دیگر برو در روضه اخضر %~% از آن حسن و از آن منظر بجو ~~که من خریدستم PageV1P1416 ### || [genre: Gh] # 1 دلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستم %~% کنون عزم لقا دارم من اینک ~~رخت بربستم # 2 تویی قبله همه عالم ز ms0789 قبله رو نگردانم %~% بدین قبله نماز آرم به هر ~~وادی که من هستم # 3 مرا جانی در این قالب وانگه جز توم مذهب %~% که من از نیستی جانا به ~~عشق تو برون جستم # 4 اگر جز تو سری دارم سزاوار سر دارم %~% وگر جز دامنت گیرم بریده باد ~~این دستم # 5 به هر جا که روم بی تو یکی حرفیم بی‌معنی %~% چو هی دو چشم بگشادم چو ~~شین در عشق بنشستم # 6 چو من هی ام چو من شینم چرا گم کرده‌ام هش را %~% که هش ترکیب می خواهد ~~من از ترکیب بگسستم # 7 جهانی گمره و مرتد ز وسواس هوای خود %~% به اقبال چنین عشقی ز شر ~~خویشتن رستم # 8 به سربالای عشق این دل از آن آمد که صافی شد %~% که از دردی آب و گل من ~~بی‌دل در این پستم # 9 زهی لطف خیال او که چون در پاش افتادم %~% قدم‌های خیالش را به آسیب دو ~~لب خستم # 10 بشستم دست از گفتن طهارت کردم از منطق %~% حوادث چون پیاپی شد وضوی ~~توبه بشکستم PageV1P1417 ### || [genre: Gh] # 1 بگفتم حال دل گویم از آن نوعی که دانستم %~% برآمد موج آب چشم و خون دل ~~نتانستم # 2 شکسته بسته می گفتم پریر از شرح دل چیزی %~% تنک شد جام فکر و من چو ~~شیشه خرد بشکستم # 3 چو تخته تخته بشکستند کشتی‌ها در این طوفان %~% چه باشد زورق من خود که ~~من بی‌پا و بی‌دستم # 4 شکست از موج این کشتی نه خوبی ماند و نه زشتی %~% شدم بی‌خویش و خود را ~~من سبک بر تخته‌ای بستم # 5 نه بالایم نه پست اما ولیک این حرف پست آمد %~% که گه زین موج بر اوجم ~~گهی زان اوج در پستم # 6 چه دانم نیستم هستم ولیک این مایه می دانم %~% چو هستم نیستم ای جان ~~ولی چون نیستم هستم # 7 چه شک ماند مرا در حشر چون صد ره در ms0790 این محشر %~% چو اندیشه بمردم زار ~~و چون اندیشه برجستم # 8 جگر خون شد ز صیادی مرا باری در این وادی %~% ز صیدم چون نبد شادی شدم ~~من صید و وارستم # 9 بود اندیشه چون بیشه در او صد گرگ و یک میشه %~% چه اندیشه کنم پیشه که ~~من ز اندیشه ده مستم # 10 به هر چاهی که برکندم ز اول من درافتادم %~% به هر دامی که بنهادم من ~~اندر دام پیوستم # 11 خسی که مشتریش آمد خیال خام ریش آمد %~% سبال از کبر می مالد که رو من ~~کار کردستم # 12 چه کردی آخر ای کودن نشاندی گل در این گلخن %~% نرست از گلشنت برگی ~~ولیک از خار تو خستم # 13 مرا واجب کند که من برون آیم چو گل از تن %~% که عمرم شد به شصت و من ~~چو سین و شین در این شستم PageV1P1418 ### || [genre: Gh] # 1 اگر شد سود و سرمایه چه غمگینی چو من هستم %~% برآور سر ز جود من که ~~لاتأسوا نمودستم # 2 اگر فانی شود عالم ز دریایی بود شبنم %~% گر افتاده‌ست او از خود ~~نیفتاده‌ست از دستم # 3 جهان ماهی عدم دریا درون ماهی این غوغا %~% کنم صیدش اگر گم شد که من ~~صیاد بی‌شستم PageV1P1419 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم %~% ازیرا نعل اسبت را به هنگام ~~چرا گردم # 2 امانی از ندم دادی نه لافیدی نه دم دادی %~% زهی عیسی دم فردم زهی باکر ~~و بافر دم # 3 چو دخلم از لبی دادی که پاک آمد ز بیدادی %~% کی داند وسعت خرجم کجا ~~گشته‌ست هر خرجم # 4 چو دیدم داد و جود تو شدم محو وجود تو %~% یکی رنگی برآوردم که گویی ~~باغ را وردم # 5 تو داوود جوانمردی امام قدرالسردی %~% چو من محصون آن سردم برون از گرم ~~و از سردم # 6 چو عکس جیش حسن تو طراد آورد بر نقشم %~% برون جستم ms0791 ز فکرت من نه در ~~عکسم نه در طردم # 7 خمش کن کاندر این وادی شرابی بود جاویدی %~% رواق و درد او خوردم که هر ~~دو بود درخوردم PageV1P1420 ### || [genre: Gh] # 1 طواف حاجیان دارم بگرد یار می گردم %~% نه اخلاق سگان دارم نه بر مردار ~~می گردم # 2 مثال باغبانانم نهاده بیل بر گردن %~% برای خوشه خرما به گرد خار می ~~گردم # 3 نه آن خرما که چون خوردی شود بلغم کند صفرا %~% ولیکن پر برویاند که ~~چون طیار می گردم # 4 جهان مارست و زیر او یکی گنجی است بس پنهان %~% سر گنجستم و بر وی چو ~~دم مار می گردم # 5 ندارم غصه دانه اگر چه گرد این خانه %~% فرورفته به اندیشه چو بوتیمار ~~می گردم # 6 نخواهم خانه‌ای در ده نه گاو و گله فربه %~% ولیکن مست سالارم پی سالار ~~می گردم # 7 رفیق خضرم و هر دم قدوم خضر را جویان %~% قدم برجا و سرگردان که چون ~~پرگار می گردم # 8 نمی‌دانی که رنجورم که جالینوس می جویم %~% نمی‌بینی که مخمورم که بر ~~خمار می گردم # 9 نمی‌دانی که سیمرغم که گرد قاف می پرم %~% نمی‌دانی که بو بردم که بر ~~گلزار می گردم # 10 مرا زین مردمان مشمر خیالی دان که می گردد %~% خیال ار نیستم ای جان ~~چه بر اسرار می گردم # 11 چرا ساکن نمی‌گردم بر این و آن همی‌گویم %~% که عقلم برد و مستم کرد ~~ناهموار می گردم # 12 مرا گویی مرو شپشپ که حرمت را زیان دارد %~% ز حرمت عار می دارم از آن ~~بر عار می گردم # 13 بهانه کرده‌ام نان را ولیکن مست خبازم %~% نه بر دینار می گردم که بر ~~دیدار می گردم # 14 هر آن نقشی که پیش آید در او نقاش می بینم %~% برای عشق لیلی دان که ~~مجنون وار می گردم # 15 در این ایوان سربازان که سر هم در نمی‌گنجد %~% من سرگشته معذورم که ms0792 ~~بی‌دستار می گردم # 16 نیم پروانه آتش که پر و بال خود سوزم %~% منم پروانه سلطان که بر ~~انوار می گردم # 17 چه لب را می گزی پنهان که خامش باش و کمتر گوی %~% نه فعل و مکر توست ~~این هم که بر گفتار می گردم # 18 بیا ای شمس تبریزی شفق وار ار چه بگریزی %~% شفق وار از پی شمست بر ~~این اقطار می گردم PageV1P1421 ### || [genre: Gh] # 1 تو تا دوری ز من جانا چنین بی‌جان همی‌گردم %~% چو در چرخم درآوردی به ~~گردت زان همی‌گردم # 2 چو باغ وصل خوش بویم چو آب صاف در جویم %~% چو احسان است هر سویم در ~~این احسان همی‌گردم # 3 مرا افتاد کار خوش زهی کار و شکار خوش %~% چو باد نوبهار خوش در این ~~بستان همی‌گردم # 4 چه جای باغ و بستانش که نفروشم به صد جانش %~% شدم من گوی میدانش در ~~این میدان همی‌گردم # 5 کسی باشد ملول ای جان که او نبود قبول ای جان %~% منم آل رسول ای جان ~~پس سلطان همی‌گردم # 6 تو را گویم چرا مستم ز لعلش بوی بردستم %~% کلند عشق در دستم به گرد ~~کان همی‌گردم # 7 منم از کیمیای جان چه جای دل چه جای جان %~% نه چون تو آسیای نان که ~~گرد نان همی‌گردم # 8 قدح وارم در این دوران میان حلقه مستان %~% ز دست این به دست آن بدین ~~دستان همی‌گردم PageV1P1422 ### || [genre: Gh] # 1 بگفتم عذر با دلبر که بی‌گه بود و ترسیدم %~% جوابم داد کای زیرک بگاهت ~~نیز هم دیدم # 2 بگفتم ای پسندیده چو دیدی گیر نادیده %~% بگفت او ناپسندت را به لطف ~~خود پسندیدم # 3 بگفتم گر چه شد تقصیر دل هرگز نگردیده‌ست %~% بگفت آن را هم از من دان ~~که من از دل نگردیدم # 4 بگفتم هجر خونم خورد بشنو آه مهجوران %~% بگفت آن دام لطف ماست کاندر ~~پات پیچیدم # 5 چو یوسف کابن یامین را به مکر ms0793 از دشمنان بستد %~% تو را هم متهم کردند ~~و من پیمانه دزدیدم # 6 بگفتم روز بی‌گاه است و بس ره دور گفتا رو %~% به من بنگر به ره منگر ~~که من ره را نوردیدم # 7 به گاه و بی‌گه عالم چه باشد پیش این قدرت %~% که من اسرار پنهان را بر ~~این اسباب نبریدم # 8 اگر عقل خلایق را همه بر همدگر بندی %~% نیابد سر لطف ما مگر آن جان که ~~بگزیدم PageV1P1423 ### || [genre: Gh] # 1 دعا گویی است کار من بگویم تا نطق دارم %~% قبول تو دعاها را بر آن ~~باری چه حق دارم # 2 به گرد شمع سمع تو دعاهاام همی‌گردد %~% از آن چون پر پروانه دعای ~~محترق دارم # 3 به دارالکتب حاجاتم درآ که بهر اصغایت %~% صحف فوق صحف دارم ورق زیر ~~ورق دارم # 4 سرم در چرخ کی گنجد که سر بخشیده فضل است %~% دلم شاد است و می گوید غم ~~رب الفلق دارم # 5 چو شاخ بید اندیشه ز هر بادی اگر پیچد %~% چو بیخ سدره خضرا اصول متفق ~~دارم PageV1P1424 ### || [genre: Gh] # 1 چه دانی تو که در باطن چه شاهی همنشین دارم %~% رخ زرین من منگر که پای ~~آهنین دارم # 2 بدان شه که مرا آورد کلی روی آوردم %~% وزان کو آفریدستم هزاران آفرین ~~دارم # 3 گهی خورشید را مانم گهی دریای گوهر را %~% درون عز فلک دارم برون ذل ~~زمین دارم # 4 درون خمره عالم چو زنبوری همی‌گردم %~% مبین تو ناله‌ام تنها که خانه ~~انگبین دارم # 5 دلا گر طالب مایی برآ بر چرخ خضرایی %~% چنان قصری است حصن من که امن ~~الؤمنین دارم # 6 چه باهول است آن آبی که این چرخ است از او گردان %~% چو من دولاب آن ~~آبم چنین شیرین حنین دارم # 7 چو دیو و آدمی و جن همی‌بینی به فرمانم %~% نمی‌دانی سلیمانم که در ~~خاتم نگین دارم # 8 چرا پژمرده باشم من که بشکفته‌ست هر جزوم %~% چرا خربنده ms0794 باشم من براقی ~~زیر زین دارم # 9 چرا از ماه وامانم نه عقرب کوفت بر پایم %~% چرا زین چاه برنایم چون من ~~حبل متین دارم # 10 کبوترخانه‌ای کردم کبوترهای جان‌ها را %~% بپر ای مرغ جان این سو که ~~صد برج حصین دارم # 11 شعاع آفتابم من اگر در خانه‌ها گردم %~% عقیق و زر و یاقوتم ولادت ز ~~آب و طین دارم # 12 تو هر گوهر که می بینی بجو دری دگر در روی %~% که هر ذره همی‌گوید که ~~در باطن دفین دارم # 13 تو را هر گوهری گوید مشو قانع به حسن من %~% که از شمع ضمیر است آن که ~~نوری در جبین دارم # 14 خمش کردم که آن هوشی که دریابد نداری تو %~% مجنبان گوش و مفریبان که ~~چشمی هوش بین دارم PageV1P1425 ### || [genre: Gh] # 1 من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارم %~% نه از آبم نه از خاکم سر عالم ~~نمی‌دارم # 2 اگر بالاست پراختر وگر دریاست پرگوهر %~% وگر صحراست پرعبهر سر آن هم ~~نمی‌دارم # 3 مرا گویی ظریفی کن دمی با ما حریفی کن %~% مرا گفته‌ست لاتسکن تو را ~~همدم نمی‌دارم # 4 مرا چون دایه فضلش به شیر لطف پرورده‌ست %~% چو من مخمور آن شیرم سر ~~زمزم نمی‌دارم # 5 در آن شربت که جان سازد دل مشتاق جان بازد %~% خرد خواهد که دریازد منش ~~محرم نمی‌دارم # 6 ز شادی‌ها چو بیزارم سر غم از کجا دارم %~% به غیر یار دلدارم خوش و ~~خرم نمی‌دارم # 7 پی آن خمر چون عندم شکم بر روزه می بندم %~% که من آن سرو آزادم که برگ ~~غم نمی‌دارم # 8 درافتادم در آب جو شدم شسته ز رنگ و بو %~% ز عشق ذوق زخم او سر مرهم ~~نمی‌دارم # 9 تو روز و شب دو مرکب دان یکی اشهب یکی ادهم %~% بر اشهب بر نمی‌شینم سر ~~ادهم نمی‌دارم # 10 جز این منهاج روز و شب بود عشاق را مذهب %~% که بر مسلک به زیر ms0795 این ~~کهن طارم نمی‌دارم # 11 به باغ عشق مرغانند سوی بی‌سویی پران %~% من ایشان را سلیمانم ولی ~~خاتم نمی‌دارم # 12 منم عیسی خوش خنده که شد عالم به من زنده %~% ولی نسبت ز حق دارم من ~~از مریم نمی‌دارم # 13 ز عشق این حرف بشنیدم خموشی راه خود دیدم %~% بگو عشقا که من با دوست ~~لا و لم نمی‌دارم PageV1P1426 ### || [genre: Gh] # 1 همه بازان عجب ماندند در آهنگ پروازم %~% کبوتر همچو من دیدی که من در ~~جستن بازم # 2 به هر هنگام هر مرغی به هر پری همی‌پرد %~% مگر من سنگ پولادم که در ~~پرواز آغازم # 3 دهان مگشای بی‌هنگام و می ترس از زبان من %~% زبانت گر بود زرین زبان ~~درکش که من گازم # 4 به دنبل دنبه می گوید مرا نیشی است در باطن %~% تو را بشکافم ای دنبل ~~گر از آغاز بنوازم # 5 بمالم بر تو من خود را به نرمی تا شوی ایمن %~% به ناگاهانت بشکافم که ~~تا دانی چه فن سازم # 6 دهان مگشای این ساعت ازیرا دنبل خامی %~% چو وقت آید شوی پخته به کار ~~تو بپردازم # 7 کدامین شوخ برد از ما که دیده شوخ کردستی %~% چه خوانی دیده پیهی را که ~~پس فرداش بگدازم # 8 کمان نطق من بستان که تیر قهر می پرد %~% که از مستی مبادا تیر سوی ~~خویش اندازم # 9 یکی سوزی است سازنده عتاب شمس تبریزی %~% رهم از عالم ناری چو با این ~~سوز درسازم PageV1P1427 ### || [genre: Gh] # 1 نه آن بی‌بهره دلدارم که از دلدار بگریزم %~% نه آن خنجر به کف دارم کز ~~این پیکار بگریزم # 2 منم آن تخته که با من دروگر کارها دارد %~% نه از تیشه زبون گردم نه از ~~مسمار بگریزم # 3 مثال تخته بی‌خویشم خلاف تیشه نندیشم %~% نشایم جز که آتش را گر از ~~نجار بگریزم # 4 چو سنگم خوار و سرد ار من به لعلی کم سفر سازم %~% چو غارم تنگ و ms0796 تاری ~~گر ز یار غار بگریزم # 5 نیابم بوس شفتالو چو بگریزم ز بی‌برگی %~% نبویم مشک تاتاری گر از ~~تاتار بگریزم # 6 از آن از خود همی‌رنجم که منهم در نمی‌گنجم %~% سزد چون سر نمی‌گنجد گر ~~از دستار بگریزم # 7 هزاران قرن می باید که این دولت به پیش آید %~% کجا یابم دگربارش اگر ~~این بار بگریزم # 8 نه رنجورم نه نامردم که از خوبان بپرهیزم %~% نه فاسد معده‌ای دارم که ~~از خمار بگریزم # 9 نیم بر پشت پالانی که در میدان سپس مانم %~% نیم فلاح این ده من که از ~~سالار بگریزم # 10 همی‌گویم دلا بس کن دلم گوید جواب من %~% که من در کان زر غرقم چرا ز ~~ایثار بگریزم PageV1P1428 ### || [genre: Gh] # 1 نهادم پای در عشق که بر عشاق سر باشم %~% منم فرزند عشق جان ولی پیش از ~~پدر باشم # 2 اگر چه روغن بادام از بادام می زاید %~% همی‌گوید که جان داند که من ~~بیش از شجر باشم # 3 به ظاهربین همی‌گوید چو مسجود ملایک شد %~% که ای ابله روا داری که جسم ~~مختصر باشم # 4 زمانی بر کف عشقش چو سیمابی همی‌لرزم %~% زمانی در بر معدن همه دل همچو ~~زر باشم # 5 منم پیدا و ناپیدا چو جان و عشق در قالب %~% گهی اندر میان پنهان گهی ~~شهره کمر باشم # 6 در آن زلفین آن یارم چه سوداها که من دارم %~% گهی در حلقه می آیم گهی ~~حلقه شمر باشم # 7 اگر عالم بقا یابد هزاران قرن و من رفته %~% میان عاشقان هر شب سمر ~~باشم سمر باشم # 8 مرا معشوق پنهانی چو خود پنهان همی‌خواهد %~% وگر نی رغم شب کوران عیان ~~همچون قمر باشم # 9 مرا گردون همی‌گوید که چون مه بر سرت دارم %~% بگفتم نیک می گویی بپرس ~~از من اگر باشم # 10 اگر ساحل شود جنت در او ماهی نیارامد %~% حدیث شهد او گویم پس آنگه در ~~شکر باشم # 11 به روز ms0797 وصل اگر ما را از آن دلدار بشناسی %~% پس آن دلبر دگر باشد من ~~بی‌دل دگر باشم # 12 بسوزا این تنم گر من ز هر آتش برافروزم %~% مبادم آب اگر خود من ز هر ~~سیلاب تر باشم # 13 در آن محوی که شمس الدین تبریزیم پالاید %~% ملک را بال می ریزد من آن ~~جا چون بشر باشم PageV1P1429 ### || [genre: Gh] # 1 مرا چون کم فرستی غم حزین و تنگ دل باشم %~% چو غم بر من فروریزی ز لطف ~~غم خجل باشم # 2 غمان تو مرا نگذاشت تا غمگین شوم یک دم %~% هوای تو مرا نگذاشت تا من ~~آب و گل باشم # 3 همه اجزای عالم را غم تو زنده می دارد %~% منم کز تو غمی خواهم که در ~~وی مستقل باشم # 4 عجب دردی برانگیزی که دردم را دوا گردد %~% عجب گردی برانگیزی که از وی ~~مکتحل باشم # 5 فدایی را کفیلی کو که ارزد جان فدا کردن %~% کسایی را کسایی کو که آن ~~را مشتمل باشم # 6 مرا رنج تو نگذارد که رنجوری به من آید %~% مرا گنج تو نگذارد که درویش ~~و مقل باشم # 7 صباح تو مرا نگذاشت تا شمعی برافروزم %~% عیان تو مرا نگذاشت تا من ~~مستدل باشم # 8 خیالی کان به پیش آید خیالت را بپوشاند %~% اگر خونش بریزم من ز خون او ~~بحل باشم # 9 بسوزانم ز عشق تو خیال هر دو عالم را %~% بسوزند این دو پروانه چو من ~~شمع چگل باشم # 10 خمش کن نقل کمتر کن ز حال خود به قال خود %~% چنان نقلی که من دارم ~~چرا من منتقل باشم PageV1P1430 ### || [genre: Gh] # 1 تو خود دانی که من بی‌تو عدم باشم عدم باشم %~% عدم خود قابل هست است ~~از آن هم نیز کم باشم # 2 چو زان یوسف جدا مانم یقین در بیت احزانم %~% حریف ظن بد باشم ندیم هر ~~ندم باشم # 3 چو شحنه شهر شه باشم عسس گردم چو ms0798 مه باشم %~% شکنجه دزد غم باشم سقام ~~هر سقم باشم # 4 ببندم گردن غم را چو اشتر می کشم هر جا %~% بجز خارش ننوشانم چو در باغ ~~ارم باشم # 5 قضایش گر قصاص آرد مرا اشتر کند روزی %~% جمازه حج او گردم حمول آن حرم ~~باشم # 6 منم محکوم امر مر گه اشتربان و گه اشتر %~% گهی لت خواره چون طبلم گهی ~~شقه علم باشم # 7 اگر طبال اگر طبلم به لشکرگاه آن فضلم %~% از این تلوین چه غم دارم چو ~~سلطان را حشم باشم # 8 بگیرم خرس فکرت را ره رقصش بیاموزم %~% به هنگامه بتان آرم ز رقصش ~~مغتنم باشم # 9 چو شمعی ام که بی‌گفتن نمایم نقش هر چیزی %~% مکن اندیشه کژمژ که غماز ~~رقم باشم # 10 یقول العشق یا صاحی تساکر و اغتنم راحی %~% فاشبعناک یا طاوی و ~~داویناک یا اخشم # 11 شکرنا نعمه المولی و مولانا به اولی %~% فهذا العیش لا یفنی و هذا ~~الکاس لا یهشم # 12 افندی کالی میراسوذ لزمونو تا کالاسو %~% اذی نازس کنا خارس که تا من ~~محتشم باشم # 13 یزک ای یار روحانی ورر عیسی بکی جانی %~% سنک اول ایلکل قانی اگر من ~~متهم باشم # 14 خمش باشم ترش باشم به قاصد تا بگوید او %~% خمش چونی ترش چونی تو را ~~چون من صنم باشم PageV1P1431 ### || [genre: Gh] # 1 من آنم کز خیالاتش تراشنده وثن باشم %~% چو هنگام وصال آمد بتان را بت ~~شکن باشم # 2 مرا چون او ولی باشد چه سخره بوعلی باشم %~% چو حسن خویش بنماید چه بند ~~بوالحسن باشم # 3 دو صورت پیش می آرد گهی شمع است و گه شاهد %~% دوم را من چو آیینه ~~نخستین را لگن باشم # 4 مرا وامی است در گردن که بسپارم به عشقش جان %~% ولی نگزارمش تا از ~~تقاضا ممتحن باشم # 5 چو زندانم بود چاهی که در قعرش بود یوسف %~% خنک جان من آن روزی که در ~~زندان شدن باشم ms0799 # 6 چو دست او رسن باشد که دست چاهیان گیرد %~% چه دستک‌ها زنم آن دم که ~~پابست رسن باشم # 7 مرا گوید چه می نالی ز عشقی تا که راهت زد %~% خنک آن کاروان کش من در ~~این ره راه زن باشم # 8 چو چنگم لیک اگر خواهی که دانی وقت ساز من %~% غنیمت دار آن دم را که ~~در تن تن تنن باشم # 9 چو یار ذوفنون من زند پرده جنون من %~% خدا داند دگر کس نی که آن دم در ~~چه فن باشم # 10 ز کوب غم چه غم دارم که با او پای می کوبم %~% چه تلخی آیدم چون من بر ~~شیرین ذقن باشم # 11 چو بیش از صد جهان دارم چرا در یک جهان باشم %~% چو پخته شد کباب من ~~چرا در بابزن باشم # 12 کبوترباز عشقش را کبوتر بود جان من %~% چو برج خویش را دیدم چرا اندر ~~بدن باشم # 13 گهی با خویش در جنگم گهی بی‌خویشم و دنگم %~% چو آمد یار گلرنگم چرا ~~با این سه فن باشم # 14 چو در گرمابه عشقش حجابی نیست جان‌ها را %~% نیم من نقش گرمابه چرا در ~~جامه کن باشم # 15 خمش کن ای دل گویا که من آواره خواهم شد %~% وطن آتش گرفت از تو چگونه ~~در وطن باشم # 16 اگر من در وطن باشم وگر بیرون ز تن باشم %~% ز تاب شمس تبریزی سهیل ~~اندر یمن باشم PageV1P1432 ### || [genre: Gh] # 1 چو آمد روی مه رویم که باشم من که من باشم %~% چو هر خاری از او گل شد ~~چرا من یاسمن باشم # 2 چو هر سنگی عسل گردد چرا مومی کند مومی %~% همه اجسام چون جان شد چرا ~~استیزه تن باشم # 3 یقین هر چشم جو گردد چو آن آب روان آمد %~% چو در جلوه‌ست حسن او چه ~~بند بوالحسن باشم # 4 اگر چه در لگن بودم مثال شمع تا اکنون %~% چو شمعم جمله گشت ms0800 آتش چرا ~~اندر لگن باشم # 5 چو از نحس زحل رستم چه زیر آسمان باشم %~% چو محنت جمله دولت گشت از چه ~~ممتحن باشم # 6 حسد بر من حسد دارد مرا بر کی حسد باشد %~% ز جوی خمر چون مستم چرا ~~تشنه لبن باشم PageV1P1433 ### || [genre: Gh] # 1 به گرد دل همی‌گردی چه خواهی کرد می دانم %~% چه خواهی کرد دل را خون و ~~رخ را زرد می دانم # 2 یکی بازی برآوردی که رخت دل همه بردی %~% چه خواهی بعد از این بازی دگر ~~آورد می دانم # 3 به یک غمزه جگر خستی پس آتش اندر او بستی %~% بخواهی پخت می بینم ~~بخواهی خورد می دانم # 4 به حق اشک گرم من به حق آه سرد من %~% که گرمم پرس چون بینی که گرم از ~~سرد می دانم # 5 مرا دل سوزد و سینه تو را دامن ولی فرق است %~% که سوز از سوز و دود از ~~دود و درد از درد می دانم # 6 به دل گویم که چون مردان صبوری کن دلم گوید %~% نه مردم نی زن ار از غم ~~ز زن تا مرد می دانم # 7 دلا چون گرد برخیزی ز هر بادی نمی‌گفتی %~% که از مردی برآوردن ز دریا ~~گرد می دانم # 8 جوابم داد دل کان مه چو جفت و طاق می بازد %~% چو ترسا جفت گویم گر ز ~~جفت و فرد می دانم # 9 چو در شطرنج شد قایم بریزد نرد شش پنجی %~% بگویم مات غم باشم اگر این ~~نرد می دانم PageV1P1434 ### || [genre: Gh] # 1 تو خورشیدی و یا زهره و یا ماهی نمی‌دانم %~% وزین سرگشته مجنون چه می ~~خواهی نمی‌دانم # 2 در این درگاه بی‌چونی همه لطف است و موزونی %~% چه صحرایی چه خضرایی چه ~~درگاهی نمی‌دانم # 3 به خرمنگاه گردونی که راه کهکشان دارد %~% چو ترکان گرد تو اختر چه ~~خرگاهی نمی‌دانم # 4 ز رویت جان ما گلشن بنفشه و نرگس و ms0801 سوسن %~% ز ماهت ماه ما روشن چه ~~همراهی نمی‌دانم # 5 زهی دریای بی‌ساحل پر از ماهی درون دل %~% چنین دریا ندیدستم چنین ماهی ~~نمی‌دانم # 6 شهی خلق افسانه محقر همچو شه دانه %~% بجز آن شاه باقی را شهنشاهی ~~نمی‌دانم # 7 زهی خورشید بی‌پایان که ذراتت سخن گویان %~% تو نور ذات اللهی تو اللهی ~~نمی‌دانم # 8 هزاران جان یعقوبی همی‌سوزد از این خوبی %~% چرا ای یوسف خوبان در این ~~چاهی نمی‌دانم # 9 خمش کن کز سخن چینی همیشه غرق تلوینی %~% دمی هویی دمی‌هایی دمی آهی ~~نمی‌دانم # 10 خمش کردم که سرمستم از آن افسون که خوردستم %~% که بی‌خویشی و مستی را ~~ز آگاهی نمی‌دانم PageV1P1435 ### || [genre: Gh] # 1 چو رعد و برق می خندد ثنا و حمد می خوانم %~% چو چرخ صاف پرنورم به گرد ~~ماه گردانم # 2 زبانم عقده‌ای دارد چو موسی من ز فرعونان %~% ز رشک آنک فرعونی خبر ~~یابد ز برهانم # 3 فروبندید دستم را چو دریابید هستم را %~% به لشکرگاه فرعونی که من ~~جاسوس سلطانم # 4 نه جاسوسم نه ناموسم من از اسرار قدوسم %~% رها کن چونک سرمستم که تا ~~لافی بپرانم # 5 ز باده باد می خیزد که باده باد انگیزد %~% خصوصا این چنین باده که من ~~از وی پریشانم # 6 همه زهاد عالم را اگر بویی رسد زین می %~% چه ویرانی پدید آید چه گویم ~~من نمی‌دانم # 7 چه جای می که گر بویی از آن انفاس سرمستان %~% رسد در سنگ و در مرمر ~~بلافد کآب حیوانم # 8 وجود من عزبخانه‌ست و آن مستان در او جمعند %~% دلم حیران کز ایشانم ~~عجب یا خود من ایشانم # 9 اگر من جنس ایشانم وگر من غیر ایشانم %~% نمی‌دانم همین دانم که من در ~~روح و ریحانم PageV1P1436 ### || [genre: Gh] # 1 ندارد پای عشق او دل بی‌دست و بی‌پایم %~% که روز و شب چو مجنونم سر ~~زنجیر می خایم # 2 میان خونم و ترسم که گر آید خیال او %~% به ms0802 خون دل خیالش را ز بی‌خویشی ~~بیالایم # 3 خیالات همه عالم اگر چه آشنا داند %~% به خون غرقه شود والله اگر این ~~راه بگشایم # 4 منم افتاده در سیلی اگر مجنون آن لیلی %~% ز من گر یک نشان خواهد ~~نشانی‌هاش بنمایم # 5 همه گردد دل پاره همه شب همچو استاره %~% شده خواب من آواره ز سحر یار ~~خودرایم # 6 ز شب‌های من گریان بپرس از لشکر پریان %~% که در ظلمت ز آمدشد پری را ~~پای می سایم # 7 اگر یک دم بیاسایم روان من نیاساید %~% من آن لحظه بیاسایم که یک لحظه ~~نیاسایم # 8 رها کن تا چو خورشیدی قبایی پوشم از آتش %~% در آن آتش چو خورشیدی ~~جهانی را بیارایم # 9 که آن خورشید بر گردون ز عشق او همی‌سوزد %~% و هر دم شکر می گوید که ~~سوزش را همی‌شایم # 10 رها کن تا که چون ماهی گدازان غمش باشم %~% که تا چون مه نکاهم من چو ~~مه زان پس نیفزایم PageV1P1437 ### || [genre: Gh] # 1 من این ایوان نه تو را نمی‌دانم نمی‌دانم %~% من این نقاش جادو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 2 مرا گوید مرو هر سو تو استادی بیا این سو %~% که من آن سوی بی‌سو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 3 همی‌گیرد گریبانم همی‌دارد پریشانم %~% من این خوش خوی بدخو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 4 مرا جان طرب پیشه‌ست که بی‌مطرب نیارامد %~% من این جان طرب جو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 5 یکی شیری همی‌بینم جهان پیشش گله آهو %~% که من این شیر و آهو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 6 مرا سیلاب بربوده مرا جویای جو کرده %~% که این سیلاب و این جو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 7 چو طفلی گم شدستم من میان کوی و بازاری %~% که این بازار و این کو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 8 مرا گوید یکی مشفق بدت گویند بدگویان %~% نکوگو را و بدگو را نمی‌دانم ~~نمی‌دانم # 9 زمین چون زن فلک چو شو خورد فرزند چون گربه %~% من این زن ms0803 را و این شو ~~را نمی‌دانم نمی‌دانم # 10 مرا آن صورت غیبی به ابرو نکته می گوید %~% که غمزه چشم و ابرو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 11 منم یعقوب و او یوسف که چشمم روشن از بویش %~% اگر چه اصل این بو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 12 جهان گر رو ترش دارد چو مه در روی من خندد %~% که من جز میر مه رو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 13 ز دست و بازوی قدرت به هر دم تیر می پرد %~% که من آن دست و بازو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 14 در آن مطبخ درافتادم که جان و دل کباب آمد %~% من این گندیده تزغو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 15 دکان نانبا دیدم که قرصش قرص ماه آمد %~% من این نان و ترازو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 16 چو مردان صف شکستم من به طفلی بازرستم من %~% که این لالای لولو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 17 تو گویی شش جهت منگر به سوی بی‌سوی برپر %~% بیا این سو من آن سو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 18 خمش کن چند می گویی چه قیل و قال می جویی %~% که قیل و قال و قالو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 19 به دستم یرلغی آمد از آن قان همه قانان %~% که من با چو و با تو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 20 دوایی دارم آخر من ز جالینوس پنهانی %~% که من این درد پهلو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 21 مرا دردی است و دارویی که جالینوس می گوید %~% که من این درد و دارو ~~را نمی‌دانم نمی‌دانم # 22 برو ای شب ز پیش من مپیچان زلف و گیسو را %~% که جز آن جعد و گیسو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 23 برو ای روز گلچهره که خورشیدت چه گلگون است %~% که من جز نور یاهو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 24 برو ای باغ با نقلت برو ای شیره با شیرت %~% که جز آن نقل و طزغو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 25 اگر صد منجنیق آید ز برج آسمان ms0804 بر من %~% بجز آن برج و بارو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 26 چه رومی چهرگان دارم چه ترکان نهان دارم %~% چه عیب است ار هلاوو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 27 هلاوو را بپرس آخر از آن ترکان حیران کن %~% کز آن حیرت هلا او را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 28 دلم چون تیر می پرد کمان تن همی‌غرد %~% اگر آن دست و بازو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 29 رها کن حرف هندو را ببین ترکان معنی را %~% من آن ترکم که هندو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم # 30 بیا ای شمس تبریزی مکن سنگین دلی با من %~% که با تو سنگ و لولو را ~~نمی‌دانم نمی‌دانم PageV1P1438 ### || [genre: Gh] # 1 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم %~% که بنشست آن مه زیبا چو صد تنگ ~~شکر پیشم # 2 روان شد سوی ما کوثر پر از شیر و پر از شکر %~% بدران مشک سقا را بزن ~~سنگی و بشکن خم # 3 یکی آهوی جان پرور برآمد از بیابانی %~% که شیر نر ز بیم او زند بر ریگ ~~سوزان دم # 4 همه مستیم ای خواجه به روز عید می ماند %~% دهل مست و دهلزن مست و ~~بیخود می زند لم لم # 5 درآمد عقل در میدان سر انگشت در دندان %~% که با سرمست و با حیران چه ~~گفتم من که الهاکم # 6 یکی عاقل میان ما به دارو هم نمی‌یابد %~% در این زنجیر مجنونان چه ~~مجنون می شود مردم # 7 به نزد من یکی ساغر به از صد خانه پرزر %~% بریزم بر تن لاغر از آن ~~باده یکی قمقم # 8 میان روزه داران خوش شراب عید در می کش %~% نه آن مستی که شب آیی ز ترس ~~خلق چون کزدم # 9 بخور بی‌رطل و بی‌کوزه میی کو بشکند روزه %~% نه ز انگورست و نی شیره ~~نی از طزغو نی از گندم # 10 شرابی نی که درریزی سحر مخمور برخیزی %~% دروغین است آن باده از آن ~~افتاده کوته دم # 11 ms0805 دهان بربند و محرم شو به کعبه خامشان می رو %~% پیاپی اندر این مستی ~~نی اشتر جو و نی جم جم PageV1P1439 ### || [genre: Gh] # 1 بنه ای سبز خنگ من فراز آسمان‌ها سم %~% که بنوشت آن مه بی‌کیف دعوت ~~نامه‌ای پیشم # 2 روان شد سوی ما کوثر که گنجا نیست ظرف اندر %~% بدران مشک سقا را بزن ~~سنگی و بشکن خم # 3 یکی آهوی چون جانی برآمد از بیابانی %~% که شیر نر ز بیم او زند بر ریگ ~~سوزان دم # 4 همه مستیم ای خواجه به روز عید می ماند %~% دهل مست و دهلزن مست و ~~بیخود می زند لم لم # 5 درآمد عقل در میدان سر انگشت در دندان %~% که بر سرمست و با حیران چه ~~برخوانیم الهاکم # 6 یکی عاقل میان ما به دار وهم نمی‌یابند %~% در این زنجیر مجنونان چه ~~مجنون می شود مردم # 7 بر مخمور یک ساغر به از صد خانه پرزر %~% بریزم بر تن لاغر از آن باده ~~یکی قمقم # 8 میان روزه داران خوش شراب عشق در می کش %~% نه آن مستی که شب آیی ز شرم ~~خلق چون کزدم # 9 بخور بی‌رطل و بی‌کوزه میی کو نشکند روزه %~% نه ز انگور است و نه از ~~شیره نه از بکنی نه از گندم # 10 شرابی نی که درریزی سر مخمور برخیزی %~% دروغین است آن باده از آن ~~افتاد کوته دم # 11 رسید از باده خانه پر به زیر مشک می اشتر %~% رها کن خواب خراخر که ~~قمقم بانگ زد قم قم # 12 دهان بربند و محرم شو به کعبه خامشان می رو %~% پیاپی اندر این مستی ~~نه اشتر جو و نی جم جم PageV1P1440 ### || [genre: Gh] # 1 زهی سرگشته در عالم سر و سامان که من دارم %~% زهی در راه عشق تو دل ~~بریان که من دارم # 2 وگر در راه بازار غم عشقت خریدارم %~% به صد جان‌ها بنفروشم ز عشقت آنچ ~~من دارم PageV1P1441 ### || [genre: ms0806 Gh] # 1 بشستم تخته هستی سر عالم نمی‌دارم %~% دریدم پرده بی‌چون سر آن هم ~~نمی‌دارم # 2 مرا چون دایه قدسی به شیر لطف پرورده‌ست %~% ملامت کی رسد در من که برگ ~~غم نمی‌دارم # 3 چنان در نیستی غرقم که معشوقم همی‌گوید %~% بیا با من دمی بنشین سر آن ~~هم نمی‌دارم # 4 دمی کاندر وجود آورد آدم را به یک لحظه %~% از آن دم نیز بیزارم سر آن ~~هم نمی‌دارم # 5 چه گویی بوالفضولی را که یک دم آن خود نبود %~% هزاران بار می گوید سر ~~آن هم نمی‌دارم PageV1P1442 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق که کردستی تو زیر و زبر خوابم %~% تا غرقه شده‌ست از تو در خون ~~جگر خوابم # 2 از کان شکر جستن اندر شب آبستن %~% بگداخت در اندیشه مانند شکر خوابم # 3 بی‌لطف وصال او گشتم چو هلال او %~% تا شب نبرد هرگز در دور قمر خوابم # 4 چون شب بشود تاری با این همه بیداری %~% با عشق همی‌گویم کای عشق ببر ~~خوابم # 5 چون خواب مرا بیند بگریزد و بنشیند %~% از من برود آید در شخص دگر ~~خوابم # 6 یاران که چه یاریدم تنها مگذاریدم %~% چون عشق ملک برده‌ست از چشم بشر ~~خوابم # 7 بنشین اگری عاشق تا صبحدم صادق %~% با من که نمی‌آید تا صبح و سحر ~~خوابم PageV1P1443 ### || [genre: Gh] # 1 من دلق گرو کردم عریان خراباتم %~% خوردم همه رخت خود مهمان خراباتم # 2 ای مطرب زیبارو دستی بزن و برگو %~% تو آن مناجاتی من آن خراباتم # 3 خواهی که مرا بینی ای بسته نقش تن %~% جان را نتوان دیدن من جان ~~خراباتم # 4 نی مرد شکم خوارم نی درد شکم دارم %~% زین مایده بیزارم بر خوان ~~خراباتم # 5 من همدم سلطانم حقا که سلیمانم %~% کلی همه ایمانم ایمان خراباتم # 6 با عشق در این پستی کردم طرب و مستی %~% گفتم چه کسی گفتا سلطان ~~خراباتم # 7 هر جا که همی‌باشم همکاسه اوباشم %~% هر گوشه که ms0807 می گردم گردان خراباتم # 8 گویی بنما معنی برهان چنین دعوی %~% روشنتر از این برهان برهان خراباتم # 9 گر رفت زر و سیمم با سینه سیمینم %~% ور بی‌سر و سامانم سامان خراباتم # 10 ای ساقی جان جانی شمع دل ویرانی %~% ویران دلم را بین ویران خراباتم # 11 گویی که تو را شیطان افکند در این ویران %~% خوبی ملک دارد شیطان ~~خراباتم # 12 هر گه که خمش باشم من خم خراباتم %~% هر گه که سخن گویم دربان خراباتم ~~PageV1P1444 ### || [genre: Gh] # 1 گر بی‌دل و بی‌دستم وز عشق تو پابستم %~% بس بند که بشکستم آهسته که ~~سرمستم # 2 در مجلس حیرانی جانی است مرا جانی %~% زان شد که تو می دانی آهسته که ~~سرمستم # 3 پیش آی دمی جانم زین بیش مرنجانم %~% ای دلبر خندانم آهسته که سرمستم # 4 ساقی می جانان بگذر ز گران جانان %~% دزدیده ز رهبانان آهسته که سرمستم # 5 رندی و چو من فاشی بر ملت قلاشی %~% در پرده چرا باشی آهسته که سرمستم # 6 ای می بترم از تو من باده ترم از تو %~% پرجوش ترم از تو آهسته که ~~سرمستم # 7 از باده جوشانم وز خرقه فروشانم %~% از یار چه پوشانم آهسته که سرمستم # 8 تا از خود ببریدم من عشق تو بگزیدم %~% خود را چو فنا دیدم آهسته که ~~سرمستم # 9 هر چند به تلبیسم در صورت قسیسم %~% نور دل ادریسم آهسته که سرمستم # 10 در مذهب بی‌کیشان بیگانگی خویشان %~% با دست بر ایشان آهسته که سرمستم # 11 ای صاحب صد دستان بی‌گاه شد از مستان %~% احداث و گرو بستان آهسته که ~~سرمستم PageV1P1445 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم به طبیب جان گفتم که ببین دستم %~% هم بی‌دل و بیمارم هم عاشق و ~~سرمستم # 2 صد گونه خلل دارم ای کاش یکی بودی %~% با این همه علت‌ها در شنقصه ~~پیوستم # 3 گفتا که نه تو مردی گفتم که بلی اما %~% چون بوی توام آمد از گور برون ms0808 ~~جستم # 4 آن صورت روحانی وان مشرق یزدانی %~% وان یوسف کنعانی کز وی کف خود خستم # 5 خوش خوش سوی من آمد دستی به دلم برزد %~% گفتا ز چه دستی تو گفتم که از ~~این دستم # 6 چون عربده می کردم درداد می و خوردم %~% افروخت رخ زردم وز عربده ~~وارستم # 7 پس جامه برون کردم مستانه جنون کردم %~% در حلقه آن مستان در میمنه ~~بنشستم # 8 صد جام بنوشیدم صد گونه بجوشیدم %~% صد کاسه بریزیدم صد کوزه دراشکستم # 9 گوساله زرین را آن قوم پرستیده %~% گوساله گرگینم گر عشق بنپرستم # 10 بازم شه روحانی می خواند پنهانی %~% بر می کشدم بالا شاهانه از این ~~پستم # 11 پابست توام جانا سرمست توام جانا %~% در دست توام جانا گر تیرم وگر ~~شستم # 12 چست توام ار چستم مست توام ار مستم %~% پست توام ار پستم هست توام ار ~~هستم # 13 در چرخ درآوردی چون مست خودم کردی %~% چون تو سر خم بستی من نیز دهان ~~بستم PageV1P1446 ### || [genre: Gh] # 1 در مجلس آن رستم در عربده بنشستم %~% صد ساغر بشکستم آهسته که سرمستم # 2 ای منکر هر زنده خنبک زنی و خنده %~% ای هم خر و خربنده آهسته که ~~سرمستم # 3 ای عاقل چون لنگر ای روت چو آهنگر %~% در دلبر ما بنگر آهسته که سرمستم # 4 تو شخصک چوبینی گر پیشترک شینی %~% صد دجله خون بینی آهسته که سرمستم # 5 کاهل مشو ای ساقی باقی است ز ما باقی %~% پر ده می راواقی آهسته که ~~سرمستم # 6 آن‌ها که ملولانند زین راه چه گولانند %~% بس سرد فضولانند آهسته که ~~سرمستم # 7 شمس الحق آزاده تبریز و می ساده %~% تا حشر من افتاده آهسته که سرمستم ~~PageV1P1447 ### || [genre: Gh] # 1 زان می که ز بوی او شوریده و سرمستم %~% دریاب مرا ساقی والله که ~~چنینستم # 2 ای ساقی مست من بنگر به شکست من %~% ای جسته ز دست من دریاب کز آن دستم ms0809 # 3 بشکست مرا دامت بشکستم من جامت %~% مستی تو و مستی من بشکستی و بشکستم # 4 ای جان و دل مستان بستان سخنم بستان %~% گویی که نه ای محرم هستم به ~~خدا هستم # 5 پر کن ز می پیشین بنشین بر من بنشین %~% بنشین که چنین وقتی در خواب ~~همی‌جستم # 6 جان و سر تو یارا بر نقد بزن ما را %~% مفریب و مگو فردا بردارم و ~~بفرستم # 7 والله که بنگذارم دست از تو چرا دارم %~% تا لاف زنی گویی کز عربده ~~وارستم # 8 خواهم که ز باد می آتش بفروزانی %~% خواهم که ز آب خود چون خاک کنی ~~پستم PageV1P1448 ### || [genre: Gh] # 1 بستان قدح از دستم ای مست که من مستم %~% کز حلقه هشیاران این ساعت ~~وارستم # 2 هشیار بر رندی ضدی بود و ضدی %~% همرنگ شو ای خواجه گر فوقم اگر پستم # 3 هر چیز که اندیشی از جنگ از آن دورم %~% هر چیز که اندیشی از مهر من ~~آنستم # 4 تا عشق تو بگرفتم سودای تو پذرفتم %~% با جنگ تو یکتاام با صلح تو ~~همدستم # 5 اسپانخ خویشم دان با ترش پز و شیرین %~% با هر چه شدم پخته تا با تو ~~بپیوستم # 6 بی‌کار بود سازش سازش نبود نازش %~% گر جست غلط از من من مست برون جستم # 7 مستی تو و مستی من بربسته به هم دامن %~% چون دسته و چون هاون دو هست و ~~یکی هستم PageV1P1449 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو بنمی خسپی بنشین تو که من خفتم %~% تو قصه خود می گو من قصه خود ~~گفتم # 2 بس کردم از دستان زیرا مثل مستان %~% از خواب به هر سویی می جنبم و می ~~افتم # 3 من تشنه آن یارم گر خفته و بیدارم %~% با نقش خیال او همراهم و هم جفتم # 4 چون صورت آیینه من تابع آن رویم %~% زان رو صفت او را بنمودم و بنهفتم # 5 آن دم که بخندید ms0810 او من نیز بخندیدم %~% وان دم که برآشفت او من نیز ~~برآشفتم # 6 باقیش بگو تو هم زیرا که ز بحر توست %~% درهای معانی که در رشته دم ~~سفتم PageV1P1450 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی چو شه من بد بیش از دگران خوردم %~% برگشت سر از مستی تخلیط و خطا ~~کردم # 2 آن ساقی بایستم چون دید که سرمستم %~% بگرفت سر دستم بوسید رخ زردم # 3 گفتم که تو سلطانی جانی و دو صد جانی %~% تو خود نمکستانی شوری دگر ~~آوردم # 4 از جام می خالص پرعربده شد مجلس %~% از عربده کی ترسم من عربده پروردم # 5 بی‌او نکنم عشرت گر تشنه و مخمورم %~% جفت نظرش باشم گر جفتم وگر فردم # 6 من شاخ ترم اما بی‌باد کجا رقصم %~% من سایه آن سروم بی‌سرو کجا گردم # 7 نور دل ابر آمد آن ماه اگر ابرم %~% شاه همه مردان است آن شاه اگر مردم # 8 می رفت شه شیرین گفتم نفسی بنشین %~% ای مستی هر جزوم ای داروی هر دردم # 9 خورشید حمل کی بود ای گرمی تو بی‌حد %~% ای محو شده در تو هم گرمم و هم ~~سردم # 10 در کاس تو افتادم کز باده تو شادم %~% در طاس تو افتادم چون مهره آن ~~نردم # 11 ساکن شوم از گفتن گر اوم نشوراند %~% زیرا که سوار است او من در قدمش ~~گردم PageV1P1451 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه چون بینم نقش تو به گفت آرم %~% آیینه نخواهد دم ای وای ز ~~گفتارم # 2 در آب تو را بینم در آب زنم دستی %~% هم تیره شود آبم هم تیره شود کارم # 3 ای دوست میان ما ای دوست نمی‌گنجد %~% ای یار اگر گویم ای یار نمی‌یارم # 4 زان راه که آه آمد تا باز رود آن ره %~% من راه دهان بستم من ناله ~~نمی‌آرم # 5 گر ناله و آه آمد زان پرده ماه آمد %~% نظاره مه خوشتر ای ماه ده و ~~چارم PageV1P1452 ### || [genre: Gh] ms0811 # 1 گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم %~% گفتا که به غیر آن صد چیز عجب ~~دارم # 2 گفتم که در این بازی ما را سببی سازی %~% گفتا که من این بازی بیرون ~~سبب دارم # 3 هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند %~% من با غم عشق تو خویشی و نسب ~~دارم # 4 بیرون مشو از دیده ای نور پسندیده %~% کز دولت نور تو مطلوب طلب دارم # 5 آنم که ز هر آهش در چرخ زنم آتش %~% وز آتش بر آتش از عشق لهب دارم ~~PageV1P1453 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه سلام علیک من عزم سفر دارم %~% وز بام فلک پنهان من راه گذر ~~دارم # 2 جان عزم سفر دارد تا معدن و اصل خود %~% زان سو که نظر بخشد آن سوی نظر ~~دارم # 3 نک می کشدم سیلم آن سوی که بد میلم %~% کز فرقت آن دریا بس گرم جگر ~~دارم # 4 می تازم ترکانه تا حضرت خاقانی %~% کز وی مثل خرگه صد بند کمر دارم # 5 چون سایه فنا گردم در تابش خورشیدی %~% کاندر پی او دایم من سیر قمر ~~دارم # 6 چون لعل ز خورشیدش جز گرمی و جز تابش %~% من فر دگر گیرم من عشق دگر ~~دارم # 7 گر بشکند این جوزم هم مغزم و هم نغزم %~% ور بشکندم چون نی صد قند شکر ~~دارم # 8 چون سروم و چون سوسن هم بسته هم آزادم %~% چون سنگم و چون آهن در سینه ~~شرر دارم # 9 یا من هو فی قلبی یسبی ادبی یسبی %~% حسبی ابدا حسبی آنچ از تو به بر ~~دارم # 10 مولای فنی صبری لا تخرج من صدری %~% لا تبعد نستبری کز هجر ضرر دارم # 11 ای عشق صلا گفتی می آیم بسم الله %~% آخر به چه آرامم گر از تو حذر ~~دارم # 12 گر در دل تابوتم مهر تو بود قوتم %~% قوت ملکی دارم گر شکل بشر دارم # 13 آفندی کلیتیشی ms0812 کالیسو کیتیشی %~% شیلیسو نسندیشی دل زیر و زبر دارم # 14 افندی مناخوسی بویسی کلیمو بویسی %~% تینما خو نتیلوسی یاد تو سمر ~~دارم # 15 باقیش بفرما تو ای خسرو دریاخو %~% بستم چو صدف من لب یعنی که گهر ~~دارم PageV1P1454 ### || [genre: Gh] # 1 توبه نکنم هرگز زین جرم که من دارم %~% زان کس که کند توبه زین واقعه ~~بیزارم # 2 مجنون ز غم لیلی چون توبه نکرد ای جان %~% صد لیلی و صد مجنون درجست در ~~اسرارم # 3 بس بی‌سر و پا عشقی که عاشق و معشوقم %~% هم زارم و بیمارم هم صحت ~~بیمارم # 4 اندیشه پرنده زین سوخته پر گشته %~% که من قفس تنگم که جعفر طیارم ~~PageV1P1455 ### || [genre: Gh] # 1 من خفته وشم اما بس آگه و بیدارم %~% هر چند که بی‌هوشم در کار تو ~~هشیارم # 2 با شیره فشارانت اندر چرش عشقم %~% پای از پی آن کوبم کانگور تو افشارم # 3 تو پای همی‌بینی و انگور نمی‌بینی %~% بستان قدحی شیره دریاب که عصارم # 4 اندر چرش جان آ گر پای همی‌کوبی %~% تا غوطه خورم یک دم در شیره بسیارم # 5 زین باده نگردد سر زین شیره نشورد دل %~% هین چاشنیی بستان زین باده که ~~من دارم # 6 زین باده که داری تو پیوسته خماری تو %~% دانم که چه داری تو در روت ~~نمی‌آرم # 7 دامی که درافتادی بنگر سوی دام افکن %~% تا ناظر حق باشی ای مرغ ~~گرفتارم # 8 دام ار تک چه باشد فردوس کند حقش %~% ور خار خسک باشد حق سازد گلزارم # 9 آن دم که به چاه آمد یوسف خبرش آمد %~% که کار تو می سازد ای خسته ~~بیمارم # 10 داروی تو می کوبم خرگاه تو می روبم %~% از ضد ضدش انگیزم من قادر و ~~قهارم # 11 گویم به حجر حی شو گویم به عدم شی شو %~% گویم به چمن دی شو داری عجب ~~اقرارم # 12 شمس الحق تبریزی تو روشنی روزی %~% و اندر پی روز تو ms0813 من چون شب سیارم ~~PageV1P1456 ### || [genre: Gh] # 1 یک لحظه و یک ساعت دست از تو نمی‌دارم %~% زیرا که تویی کارم زیرا که ~~تویی بارم # 2 از قند تو می نوشم با پند تو می کوشم %~% من صید جگرخسته تو شیر ~~جگرخوارم # 3 جان من و جان تو گویی که یکی بوده‌ست %~% سوگند بدین یک جان کز غیر تو ~~بیزارم # 4 از باغ جمال تو یک بند گیاهم من %~% وز خلعت وصل تو یک پاره کلهوارم # 5 بر گرد تو این عالم خار سر دیوار است %~% بر بوی گل وصلت خاری است که ~~می خارم # 6 چون خار چنین باشد گلزار تو چون باشد %~% ای خورده و ای برده اسرار تو ~~اسرارم # 7 خورشید بود مه را بر چرخ حریف ای جان %~% دانم که بنگذاری در مجلس ~~اغیارم # 8 رفتم بر درویشی گفتا که خدا یارت %~% گویی به دعای او شد چون تو شهی ~~یارم # 9 دیدم همه عالم را نقش در گرمابه %~% ای برده تو دستارم هم سوی تو دست ~~آرم # 10 هر جنس سوی جنسش زنجیر همی‌درد %~% من جنس کیم کاین جا در دام گرفتارم # 11 گرد دل من جانا دزدیده همی‌گردی %~% دانم که چه می جویی ای دلبر عیارم # 12 در زیر قبا جانا شمعی پنهان داری %~% خواهی که زنی آتش در خرمن و ~~انبارم # 13 ای گلشن و گلزارم وی صحت بیمارم %~% ای یوسف دیدارم وی رونق بازارم # 14 تو گرد دلم گردان من گرد درت گردان %~% در دست تو در گردش سرگشته چو ~~پرگارم # 15 در شادی روی تو گر قصه غم گویم %~% گر غم بخورد خونم والله که سزاوارم # 16 بر ضرب دف حکمت این خلق همی‌رقصند %~% بی‌پرده تو رقصد یک پرده ~~نپندارم # 17 آواز دفت پنهان وین رقص جهان پیدا %~% پنهان بود این خارش هر جای که ~~می خارم # 18 خامش کنم از غیرت زیرا ز نبات تو %~% ابر شکرافشانم جز قند نمی‌بارم # 19 ms0814 در آبم و در خاکم در آتش و در بادم %~% این چار بگرد من اما نه از این ~~چارم # 20 گه ترکم و گه هندو گه رومی و گه زنگی %~% از نقش تو است ای جان اقرارم ~~و انکارم # 21 تبریز دل و جانم با شمس حق است این جا %~% هر چند به تن اکنون تصدیع ~~نمی‌آرم PageV1P1457 ### || [genre: Gh] # 1 تا عاشق آن یارم بی‌کارم و بر کارم %~% سرگشته و پابرجا ماننده پرگارم # 2 ماننده مریخی با ماه و فلک خشمم %~% وز چرخ کله زرین در ننگم و در عارم # 3 گر خویش منی یارا می بین که چه بی‌خویشم %~% ز اسرار چه می پرسی چون ~~شهره و اظهارم # 4 جز خون دل عاشق آن شیر نیاشامد %~% من زاده آن شیرم دلجویم و خون خوارم # 5 رنجورم و می دانی هم فاتحه می خوانی %~% ای دوست نمی‌بینی کز فاتحه ~~بیمارم # 6 حلاج اشارت گو از خلق به دار آمد %~% وز تندی اسرارم حلاج زند دارم # 7 اقرار مکن خواجه من با تو نمی‌گویم %~% من مرده نمی‌شویم من خاره ~~نمی‌خارم # 8 ای منکر مخدومی شمس الحق تبریزی %~% ز اقرار چو تو کوری بیزارم و ~~بیزارم PageV1P1458 ### || [genre: Gh] # 1 بشکسته سر خلقی سر بسته که رنجورم %~% برده ز فلک خرقه آورده که من ~~عورم # 2 وای از دل سنگینش وز عشوه رنگینش %~% او نیست منم سنگین کاین فتنه ~~همی‌شورم # 3 من در تک خونستم وز خوردن خون مستم %~% گویی که نیم در خون در شیره ~~انگورم # 4 ای عشق که از زفتی در چرخ نمی‌گنجی %~% چون است که می گنجی اندر دل ~~مستورم # 5 در خانه دل جستی در را ز درون بستی %~% مشکات و زجاجم من یا نور علی ~~نورم # 6 تن حامله زنگی دل در شکمش رومی %~% پس نیم ز مشکم من یک نیم ز کافورم # 7 بردی دل و من قاصد دل از دگران جویم %~% نادیده همی‌آرم اما نه ms0815 چنین ~~کورم # 8 گر چهره زرد من در خاک رود روزی %~% روید گل زرد ای جان از خاک سر گورم # 9 آخر نه سلیمان هم بشنید غم موری %~% آخر تو سلیمانی انگار که من مورم # 10 گفتی که چه می نالی صد خانه عسل داری %~% می مالم و می نالم هم خرقه ~~زنبورم # 11 می نالم از این علت اما به دو صد دولت %~% نفروشم یک ذره زین علت ~~ناسورم # 12 چون چنگ همی‌زارم چون بلبل گلزارم %~% چون مار همی‌پیچم چون بر سر ~~گنجورم # 13 گویی که انا گفتی با کبر و منی جفتی %~% آن عکس تو است ای جان اما من ~~از آن دورم # 14 من خامم و بریانم خندنده و گریانم %~% حیران کن و حیرانم در وصلم و ~~مهجورم PageV1P1459 ### || [genre: Gh] # 1 پایی به میان درنه تا عیش ز سر گیرم %~% تو تلخ مشو با من تا تنگ شکر ~~گیرم # 2 بی‌رنگ فرورفتم در عشق تو ای دلبر %~% برکش تو از این خنبم تا رنگ دگر ~~گیرم # 3 دلتنگتر از میمم چون در طمع و بیمم %~% من قرص به دو نیمم چون شکل قمر ~~گیرم # 4 ای از رخ شاه جان صد بیذق را سلطان %~% بر اسب نشین ای جان تا غاشیه ~~برگیرم # 5 وز باد لجاج خود وز غصه نیک و بد %~% هر چند بدم در خود والله که بتر ~~گیرم # 6 امنی است مرا از تو امنم تویی ای مه رو %~% یا امن دهم زین سو یا راه ~~خطر گیرم # 7 چون سرو خمید از من گلزار چرید از من %~% ایمان چو رمید از من ترسم که ~~کفر گیرم # 8 تو غمزه غمازی از تیر سپر سازی %~% چون تیر تو اندازی پس من چه سپر ~~گیرم # 9 زیر و زبر عشقم شمس الحق تبریز است %~% جان را ز پی عشقش من زیر و زبر ~~گیرم PageV1P1460 ### || [genre: Gh] # 1 صورتگر نقاشم هر لحظه بتی سازم %~% وانگه همه ms0816 بت‌ها را در پیش تو ~~بگدازم # 2 صد نقش برانگیزم با روح درآمیزم %~% چون نقش تو را بینم در آتشش اندازم # 3 تو ساقی خماری یا دشمن هشیاری %~% یا آنک کنی ویران هر خانه که می سازم # 4 جان ریخته شد بر تو آمیخته شد با تو %~% چون بوی تو دارد جان جان را ~~هله بنوازم # 5 هر خون که ز من روید با خاک تو می گوید %~% با مهر تو همرنگم با عشق تو ~~هنبازم # 6 در خانه آب و گل بی‌توست خراب این دل %~% یا خانه درآ جانا یا خانه ~~بپردازم PageV1P1461 ### || [genre: Gh] # 1 شاگرد تو می باشم گر کودن و کژپوزم %~% تا زان لب خندانت یک خنده ~~بیاموزم # 2 ای چشمه آگاهی شاگرد نمی‌خواهی %~% چه حیله کنم تا من خود را به تو ~~دردوزم # 3 باری ز شکاف در برق رخ تو بینم %~% زان آتش دهلیزی صد شمع برافروزم # 4 یک لحظه بری رختم در راه که عشارم %~% یک لحظه روی پیشم یعنی که قلاوزم # 5 گه در گنهم رانی گه سوی پشیمانی %~% کژ کن سر و دنبم را من همزه مهموزم # 6 در حوبه و در توبه چون ماهی بر تابه %~% این پهلو و آن پهلو بر تابه ~~همی‌سوزم # 7 بر تابه توام گردان این پهلو و آن پهلو %~% در ظلمت شب با تو براقتر از ~~روزم # 8 بس کن همه تلوینم در پیشه و اندیشه %~% یک لحظه چو پیروزه یک لحظه چو ~~پیروزم PageV1P1462 ### || [genre: Gh] # 1 سر برمزن از هستی تا راه نگردد گم %~% در بادیه مردان محوست تو را جم ~~جم # 2 در عالم پرآتش در محو سر اندرکش %~% در عالم هستی بین نیلین سر چون ~~قاقم # 3 زیر فلک ناری در حلقه بیداری %~% هر چند که سر داری نه سر هلدت نی دم # 4 هر رنج که دیده‌ست او در رنج شدیدست او %~% محو است که عید است او باقی ~~دهل و لم ms0817 لم # 5 سرگشتگی حالم تو فهم کن از قالم %~% کای هیزم از آن آتش برخوان که و ان ~~منکم # 6 کی روید از این صحرا جز لقمه پرصفرا %~% کی تازد بر بالا این مرکب ~~پشمین سم # 7 ور پرد چون کرکس خاکش بکشد واپس %~% هر چیز به اصل خود بازآید می دانم # 8 رو آر گر انسانی در جوهر پنهانی %~% کو آب حیات آمد در قالب همچون خم # 9 شمس الحق تبریزی ما بیضه مرغ تو %~% در زیر پرت جوشان تا آید وقت قم ~~PageV1P1463 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم %~% زان روی که حیرانم من خانه ~~نمی‌دانم # 2 ای گشته ز تو واله هم شهر و هم اهل ده %~% کو خانه نشانم ده من خانه ~~نمی‌دانم # 3 زان کس که شدی جانش زان کس مطلب دانش %~% پیش آ و مرنجانش من خانه ~~نمی‌دانم # 4 وان کز تو بود شورش می دار تو معذورش %~% وز خانه مکن دورش من خانه ~~نمی‌دانم # 5 من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم %~% رحم آر و مکن طاقم من خانه ~~نمی‌دانم # 6 ای مطرب صاحب صف می زن تو به زخم کف %~% بر راه دلم این دف من خانه ~~نمی‌دانم # 7 شمس الحق تبریزم جز با تو نیامیزم %~% می افتم و می خیزم من خانه ~~نمی‌دانم PageV1P1464 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق سلیمانی من همدم مرغانم %~% هم عشق پری دارم هم مرد پری خوانم # 2 هر کس که پری خوتر در شیشه کنم زودتر %~% برخوانم افسونش حراقه بجنبانم # 3 زین واقعه مدهوشم باهوشم و بی‌هوشم %~% هم ناطق و خاموشم هم لوح ~~خموشانم # 4 فریاد که آن مریم رنگی دگر است این دم %~% فریاد کز این حالت فریاد ~~نمی‌دانم # 5 زان رنگ چه بی‌رنگم زان طره چو آونگم %~% زان شمع چو پروانه یا رب چه ~~پریشانم # 6 گفتم که مها جانی امروز دگر سانی %~% گفتا که بر او منگر از دیده ~~انسانم ms0818 # 7 ای خواجه اگر مردی تشویش چه آوردی %~% کز آتش حرص تو پردود شود جانم # 8 یا عاشق شیدا شو یا از بر ما واشو %~% در پرده میا با خود تا پرده ~~نگردانم # 9 هم خونم و هم شیرم هم طفلم و هم پیرم %~% هم چاکر و هم میرم هم اینم و ~~هم آنم # 10 هم شمس شکرریزم هم خطه تبریزم %~% هم ساقی و هم مستم هم شهره و پنهانم ~~PageV1P1465 ### || [genre: Gh] # 1 این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم %~% یک لحظه پری شکلم یک لحظه ~~پری خوانم # 2 در آتش مشتاقی هم جمعم و هم شمعم %~% هم دودم و هم نورم هم جمع و ~~پریشانم # 3 جز گوش رباب دل از خشم نمالم من %~% جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم # 4 چون شکر و چون شیرم با خود زنم و گیرم %~% طبعم چو جنون آرد زنجیر ~~بجنبانم # 5 ای خواجه چه مرغم من نی کبکم و نی بازم %~% نی خوبم و نی زشتم نی اینم ~~و نی آنم # 6 نی خواجه بازارم نی بلبل گلزارم %~% ای خواجه تو نامم نه تا خویش بدان ~~خوانم # 7 نی بنده نی آزادم نی موم نه پولادم %~% نی دل به کسی دادم نی دلبر ~~ایشانم # 8 گر در شرم و خیرم از خود نه‌ام از غیرم %~% آن سو که کشد آن کس ناچار ~~چنان رانم PageV1P1466 ### || [genre: Gh] # 1 امروز خوشم با تو جان تو و فردا هم %~% از تو شکرافشانم این جا هم و آن ~~جا هم # 2 دل باده تو خورده وز خانه سفر کرده %~% ما بی‌دل و دل با تو با ما هم و ~~بی‌ما هم # 3 ای دل که روانی تو آن سوی که دانی تو %~% خدمت برسان از ما آن جا و ~~موصی هم # 4 ما منتظر وقت و دل ناظر تو دایم %~% در حالت آرامش در شورش و غوغا هم # 5 از باده و ms0819 باد تو چون موج شده این دل %~% در مستی و پستی خوش در رفعت و ~~بالا هم # 6 ابر خوش لطف تو با جان و روان ما %~% در خاک اثر کرده در صخره و خارا ~~هم # 7 با تو پس از این عالم بی‌نقش بنی آدم %~% خوش خلوت جان باشد آمیزش ~~جان‌ها هم # 8 زان غمزه مست تو زان جادو و جادوخو %~% خیره شده هر دیده نادان هم و ~~دانا هم # 9 من ننگ نمی‌دارم مجنونم و می دانی %~% هم عرق جنون دارم از مایه و سودا ~~هم # 10 از آتش و آب او ای جسته نشان بنگر %~% در آب دو چشم ما در زردی سیما ~~هم # 11 در عالم آب و گل در پرده جان و دل %~% هم ایمنی از عشقت وین فتنه و ~~غوغا هم # 12 زان طره روحانی زان سلسله جانی %~% زنار تو بربسته هم مؤمن و ترسا هم ~~PageV1P1467 ### || [genre: Gh] # 1 بیخود شده‌ام لیکن بیخودتر از این خواهم %~% با چشم تو می گویم من مست ~~چنین خواهم # 2 من تاج نمی‌خواهم من تخت نمی‌خواهم %~% در خدمتت افتاده بر روی زمین ~~خواهم # 3 آن یار نکوی من بگرفت گلوی من %~% گفتا که چه می خواهی گفتم که همین ~~خواهم # 4 با باد صبا خواهم تا دم بزنم لیکن %~% چون من دم خود دارم همراز مهین ~~خواهم # 5 در حلقه میقاتم ایمن شده ز آفاتم %~% مومم ز پی ختمت زان نقش نگین ~~خواهم # 6 ماهی دگر است ای جان اندر دل مه پنهان %~% زین علم یقینستم آن عین یقین ~~خواهم PageV1P1468 ### || [genre: Gh] # 1 جانم به فدا بادا آن را که نمی‌گویم %~% آن روز سیه بادا کو را بنمی ~~جویم # 2 یک باره شوم رسوا در شهر اگر فردا %~% من بر در دل باشم او آید در کویم # 3 گفتم صنم مه رو گه گاه مرا می جو %~% کز درد به خون دل رخساره همی‌شویم # 4 گفتا که تو ms0820 را جستم در خانه نبودی تو %~% یا رب که چنین بهتان می گوید ~~در رویم # 5 یک روز غزل گویان والله سپارم جان %~% زیرا که چو مو شد جان از بس که ~~همی‌مویم PageV1P1469 ### || [genre: Gh] # 1 مخمورم پرخواره اندازه نمی‌دانم %~% جز شیوه آن غمزه غمازه نمی‌دانم # 2 یاران به خبر بودند دروازه برون رفتند %~% من بی‌ره و سرمستم دروازه ~~نمی‌دانم # 3 آوازه آن یاران چون مشک جهان پر شد %~% ز آواز بشد عقلم آوازه نمی‌دانم # 4 تا روی تو را دیدم من همچو گل تازه %~% گشتم خرف و کهنه ار تازه ~~نمی‌دانم # 5 گویند که لقمان را یک کازه تنگی بد %~% زین کوزه میی خوردم کان کازه ~~نمی‌دانم PageV1P1470 ### || [genre: Gh] # 1 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم %~% از این بند و از این دام زبون گیر ~~بجستم # 2 فلک پیر دوتایی پر از سحر و دغایی %~% به اقبال جوان تو از این پیر ~~بجستم # 3 شب و روز دویدم ز شب و روز بریدم %~% و زین چرخ بپرسید که چون تیر ~~بجستم # 4 من از غصه چه ترسم چو با مرگ حریفم %~% ز سرهنگ چه ترسم چو از میر ~~بجستم # 5 به اندیشه فروبرد مرا عقل چهل سال %~% به شصت و دو شدم صید و ز تدبیر ~~بجستم # 6 ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند %~% ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم # 7 برون پوست درون دانه بود میوه گرفتار %~% ازان پوست وزان دانه چو انجیر ~~بجستم # 8 ز تأخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان %~% ز تعجیل دلم رست و ز تأخیر بجستم # 9 ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر %~% چو دندان خرد رست از آن شیر ~~بجستم # 10 پی نان بدویدم یکی چند به تزویر %~% خدا داد غذایی که ز تزویر بجستم # 11 خمش باش خمش باش به تفصیل مگو بیش %~% ز تفسیر بگویم ز تف سیر بجستم ~~PageV1P1471 ### || [genre: Gh] # 1 ms0821 بیایید بیایید به گلزار بگردیم %~% بر این نقطه اقبال چو پرگار بگردیم # 2 بیایید که امروز به اقبال و به پیروز %~% چو عشاق نوآموز بر آن یار ~~بگردیم # 3 بسی تخم بکشتیم بر این شوره بگشتیم %~% بر آن حب که نگنجید در انبار ~~بگردیم # 4 هر آن روی که پشت است به آخر همه زشت است %~% بر آن یار نکوروی وفادار ~~بگردیم # 5 چو از خویش برنجیم زبون شش و پنجیم %~% یکی جانب خمخانه خمار بگردیم # 6 در این غم چو نزاریم در آن دام شکاریم %~% دگر کار نداریم در این کار ~~بگردیم # 7 چو ما بی‌سر و پاییم چو ذرات هواییم %~% بر آن نادره خورشید قمروار ~~بگردیم # 8 چو دولاب چه گردیم پر از ناله و افغان %~% چو اندیشه بی‌شکوت و گفتار ~~بگردیم PageV1P1472 ### || [genre: Gh] # 1 حکیمیم طبیبیم ز بغداد رسیدیم %~% بسی علتیان را ز غم بازخریدیم # 2 سبل‌های کهن را غم بی‌سر و بن را %~% ز رگ هاش و پی‌هاش به چنگاله ~~کشیدیم # 3 طبیبان فصیحیم که شاگرد مسیحیم %~% بسی مرده گرفتیم در او روح دمیدیم # 4 بپرسید از آن‌ها که دیدند نشان‌ها %~% که تا شکر بگویند که ما از چه ~~رهیدیم # 5 رسیدند طبیبان ز ره دور غریبان %~% غریبانه نمودند دواها که ندیدیم # 6 سر غصه بکوبیم غم از خانه بروبیم %~% همه شاهد و خوبیم همه چون مه ~~عیدیم # 7 طبیبان الهیم ز کس مزد نخواهیم %~% که ما پاک روانیم نه طماع و پلیدیم # 8 مپندار که این نیز هلیله‌ست و بلیله‌ست %~% که این شهره عقاقیر ز فردوس ~~کشیدیم # 9 حکیمان خبیریم که قاروره نگیریم %~% که ما در تن رنجور چو اندیشه ~~دویدیم # 10 دهان باز مکن هیچ که اغلب همه جغدند %~% دگر لاف مپران که ما ~~بازپریدیم PageV1P1473 ### || [genre: Gh] # 1 بجوشید بجوشید که ما اهل شعاریم %~% بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم # 2 در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک %~% بجز مهر ms0822 بجز عشق دگر تخم ~~نکاریم # 3 چه مستیم چه مستیم از آن شاه که هستیم %~% بیایید بیایید که تا دست ~~برآریم # 4 چه دانیم چه دانیم که ما دوش چه خوردیم %~% که امروز همه روز خمیریم و ~~خماریم # 5 مپرسید مپرسید ز احوال حقیقت %~% که ما باده پرستیم نه پیمانه شماریم # 6 شما مست نگشتید وزان باده نخوردید %~% چه دانید چه دانید که ما در چه ~~شکاریم # 7 نیفتیم بر این خاک ستان ما نه حصیریم %~% برآییم بر این چرخ که ما مرد ~~حصاریم PageV1P1474 ### || [genre: Gh] # 1 طبیبیم حکیمیم طبیبان قدیمیم %~% شرابیم و کبابیم و سهیلیم و ادیمیم # 2 چو رنجور تن آید چو معجون نجاحیم %~% چو بیمار دل آید نگاریم و ندیمیم # 3 طبیبان بگریزند چو رنجور بمیرد %~% ولی ما نگریزیم که ما یار کریمیم # 4 شتابید شتابید که ما بر سر راهیم %~% جهان درخور ما نیست که ما ناز و ~~نعیمیم # 5 غلط رفت غلط رفت که این نقش نه ماییم %~% که تن شاخ درختی است و ما باد ~~نسیمیم # 6 ولی جنبش این شاخ هم از فعل نسیم است %~% خمش باش خمش باش هم آنیم و هم ~~اینیم PageV1P1475 ### || [genre: Gh] # 1 از اول امروز چو آشفته و مستیم %~% آشفته بگوییم که آشفته شدستیم # 2 آن ساقی بدمست که امروز درآمد %~% صد عذر بگفتیم و زان مست نرستیم # 3 آن باده که دادی تو و این عقل که ما راست %~% معذور همی‌دار اگر جام ~~شکستیم # 4 امروز سر زلف تو مستانه گرفتیم %~% صد بار گشادیمش و صد بار ببستیم # 5 رندان خرابات بخوردند و برفتند %~% ماییم که جاوید بخوردیم و نشستیم # 6 وقت است که خوبان همه در رقص درآیند %~% انگشت زنان گشته که از پرده ~~بجستیم # 7 یک لحظه بلانوش ره عشق قدیمیم %~% یک لحظه بلی گوی مناجات الستیم # 8 از گفت بلی صبر نداریم ازیرا %~% بسرشته و بر رسته سغراق الستیم # 9 بالا همه باغ آمد ms0823 و پستی همگی گنج %~% ما بوالعجبانیم نه بالا و نه ~~پستیم # 10 خاموش که تا هستی او کرد تجلی %~% هستیم بدان سان که ندانیم که هستیم # 11 تو دست بنه بر رگ ما خواجه حکیما %~% کز دست شدستیم ببین تا ز چه ~~دستیم # 12 هر چند پرستیدن بت مایه کفر است %~% ما کافر عشقیم گر این بت نپرستیم # 13 جز قصه شمس حق تبریز مگویید %~% از ماه مگویید که خورشیدپرستیم ~~PageV1P1476 ### || [genre: Gh] # 1 المنه لله که ز پیکار رهیدیم %~% زین وادی خم در خم پرخار رهیدیم # 2 زین جان پر از وهم کژاندیشه گذشتیم %~% زین چرخ پر از مکر جگرخوار ~~رهیدیم # 3 دکان حریصان به دغل رخت همه برد %~% دکان بشکستیم و از آن کار رهیدیم # 4 در سایه آن گلشن اقبال بخفتیم %~% وز غرقه آن قلزم زخار رهیدیم # 5 بی‌اسب همه فارس و بی‌می همه مستیم %~% از ساغر و از منت خمار رهیدیم # 6 ما توبه شکستیم و ببستیم دو صد بار %~% دیدیم مه توبه به یک بار رهیدیم # 7 زان عیسی عشاق و ز افسون مسیحش %~% از علت و قاروره و بیمار رهیدیم # 8 چون شاهد مشهور بیاراست جهان را %~% از شاهد و از برده بلغار رهیدیم # 9 ای سال چه سالی تو که از طالع خوبت %~% ز افسانه پار و غم پیرار رهیدیم # 10 در عشق ز سه روزه وز چله گذشتیم %~% مذکور چو پیش آمد از اذکار رهیدیم # 11 خاموش کز این عشق و از این علم لدنیش %~% از مدرسه و کاغذ و تکرار ~~رهیدیم # 12 خاموش کز این کان و از این گنج الهی %~% از مکسبه و کیسه و بازار ~~رهیدیم # 13 هین ختم بر این کن که چو خورشید برآمد %~% از حارس و از دزد و شب تار ~~رهیدیم PageV1P1477 ### || [genre: Gh] # 1 آن خانه که صد بار در او مایده خوردیم %~% بر گرد حوالی گه آن خانه ~~بگردیم # 2 ماییم و حوالی گه آن ms0824 خانه دولت %~% ما نعمت آن خانه فراموش نکردیم # 3 آن خانه مردی است و در او شیردلانند %~% از خانه مردی بگریزیم چه مردیم # 4 آن جا همه مستی است و برون جمله خمار است %~% آن جا همه لطفیم و دگر جا ~~همه دردیم # 5 آن جا طرب انگیزتر از باده لعلیم %~% وین جا بد و رخ زردتر از شیشه ~~زردیم # 6 آن جای به گرمی همه خورشید تموزیم %~% وین جای به سردی همه چون بهمن ~~سردیم # 7 آن جا همه آمیخته چون شکر و شیریم %~% وین جا همه آویخته در جنگ و ~~نبردیم # 8 آن جا شه شطرنج بساط دو جهانیم %~% وین جا همه سرگشته‌تر از مهره نردیم # 9 چرخی است کز آن چرخ چو یک برق بتابد %~% بر چرخ برآییم و زمین را ~~بنوردیم PageV1P1478 ### || [genre: Gh] # 1 خیزید مخسپید که نزدیک رسیدیم %~% آواز خروس و سگ آن کوی شنیدیم # 2 والله که نشان‌های قروی ده یارست %~% آن نرگس و نسرین و قرنفل که ~~چریدیم # 3 از ذوق چراگاه و ز اشتاب چریدن %~% وز حرص زبان و لب و پدفوز گزیدیم # 4 چون تیر پریدیم و بسی صید گرفتیم %~% گر چه چو کمان از زه احکام خمیدیم # 5 ما عاشق مستیم به صد تیغ نگردیم %~% شیریم که خون دل فغفور چشیدیم # 6 مستان الستیم بجز باده ننوشیم %~% بر خوان جهان نی ز پی آش و ثریدیم # 7 حق داند و حق دید که در وقت کشاکش %~% از ما چه کشیدید وز ایشان چه ~~کشیدیم # 8 خیزید مخسپید که هنگام صبوح است %~% استاره روز آمد و آثار بدیدیم # 9 شب بود و همه قافله محبوس رباطی %~% خیزید کز آن ظلمت و آن حبس رهیدیم # 10 خورشید رسولان بفرستاد در آفاق %~% کاینک یزک مشرق و ما جیش عتیدیم # 11 هین رو به شفق آر اگر طایر روزی %~% کز سوی شفق چون نفس صبح دمیدیم # 12 هر کس که رسولی شفق را بشناسد ms0825 %~% ما نیز در اظهار بر او فاش و پدیدیم # 13 وان کس که رسولی شفق را نپذیرد %~% هم محرم ما نیست بر او پرده تنیدیم # 14 خفاش نپذرفت فرودوخت از او چشم %~% ما پرده آن دوخته را هم بدریدیم # 15 تریاق جهان دید و گمان برد که زهر است %~% ای مژده دلی را که ز پندار ~~خریدیم # 16 خامش کن تا واعظ خورشید بگوید %~% کو بر سر منبر شد و ما جمله مریدیم ~~PageV1P1479 ### || [genre: Gh] # 1 ما آتش عشقیم که در موم رسیدیم %~% چون شمع به پروانه مظلوم رسیدیم # 2 یک حمله مردانه مستانه بکردیم %~% تا علم بدادیم و به معلوم رسیدیم # 3 در منزل اول به دو فرسنگی هستی %~% در قافله امت مرحوم رسیدیم # 4 آن مه که نه بالاست نه پست است بتابید %~% وان جا که نه محمود و نه ~~مذموم رسیدیم # 5 تا حضرت آن لعل که در کون نگنجد %~% بر کوری هر سنگ دل شوم رسیدیم # 6 با آیت کرسی به سوی عرش پریدیم %~% تا حی بدیدیم و به قیوم رسیدیم # 7 امروز از آن باغ چه بابرگ و نواییم %~% تا ظن نبری خواجه که محروم ~~رسیدیم # 8 ویرانه به بومان بگذاریم چو بازان %~% ما بوم نه‌ایم ار چه در این بوم ~~رسیدیم # 9 زنار گسستیم بر قیصر رومی %~% تبریز ببر قصه که در روم رسیدیم ~~PageV1P1480 ### || [genre: Gh] # 1 چون در عدم آییم و سر از یار برآریم %~% از سنگ سیه نعره اقرار برآریم # 2 بر کارگه دوست چو بر کار نشینیم %~% مر جمله جهان را همه از کار برآریم # 3 گلزار رخ دوست چو بی‌پرده ببینیم %~% صد شعله ز عشق از گل گلزار برآریم # 4 بر دلدل دل چون فکند دولت ما زین %~% بس گرد که ما از ره اسرار برآریم # 5 چون از می شمس الحق تبریز بنوشیم %~% صد جوش عجب از خم و خمار برآریم ~~PageV1P1481 ### || [genre: Gh] # 1 امروز مها خویش ز بیگانه ms0826 ندانیم %~% مستیم بدان حد که ره خانه ندانیم # 2 در عشق تو از عاقله عقل برستیم %~% جز حالت شوریده دیوانه ندانیم # 3 در باغ بجز عکس رخ دوست نبینیم %~% وز شاخ بجز حالت مستانه ندانیم # 4 گفتند در این دام یکی دانه نهاده‌ست %~% در دام چنانیم که ما دانه ~~ندانیم # 5 امروز از این نکته و افسانه مخوانید %~% کافسون نپذیرد دل و افسانه ~~ندانیم # 6 چون شانه در آن زلف چنان رفت دل ما %~% کز بیخودی از زلف تو تا شانه ~~ندانیم # 7 باده ده و کم پرس که چندم قدح است این %~% کز یاد تو ما باده ز پیمانه ~~ندانیم PageV1P1482 ### || [genre: Gh] # 1 بشکن قدح باده که امروز چنانیم %~% کز توبه شکستن سر توبه شکنانیم # 2 گر باده فنا گشت فنا باده ما بس %~% ما نیک بدانیم گر این رنگ ندانیم # 3 باده ز فنا دارد آن چیز که دارد %~% گر باده بمانیم از آن چیز نمانیم # 4 از چیزی خود بگذر ای چیز به ناچیز %~% کاین چیز نه پرده‌ست نه ما پرده ~~درانیم # 5 با غمزه سرمست تو میریم و اسیریم %~% با عشق جوان بخت تو پیریم و ~~جوانیم # 6 گفتی چه دهی پند و زین پند چه سود است %~% کان نقش که نقاش ازل کرد ~~همانیم # 7 این پند من از نقش ازل هیچ جدا نیست %~% زین نقش بدان نقش ازل فرق ~~ندانیم # 8 گفتی که جدا مانده‌ای از بر معشوق %~% ما در بر معشوق ز انده در امانیم # 9 معشوق درختی است که ما از بر اوییم %~% از ما بر او دور شود هیچ نمانیم # 10 چون هیچ نمانیم ز غم هیچ نپیچیم %~% چون هیچ نمانیم هم اینیم و هم ~~آنیم # 11 شادی شود آن غم که خوریمش چو شکر خوش %~% ای غم بر ما آی که اکسیر ~~غمانیم # 12 چون برگ خورد پیله شود برگ بریشم %~% ما پیله عشقیم که بی‌برگ جهانیم # 13 ماییم در ms0827 آن وقت که ما هیچ نمانیم %~% آن وقت که پا نیست شود پای ~~دوانیم # 14 بستیم دهان خود و باقی غزل را %~% آن وقت بگوییم که ما بسته دهانیم ~~PageV1P1483 ### || [genre: Gh] # 1 صبح است و صبوح است بر این بام برآییم %~% از ثور گریزیم و به برج قمر ~~آییم # 2 پیکار نجوییم و ز اغیار نگوییم %~% هنگام وصال است بدان خوش صور آییم # 3 روی تو گلستان و لب تو شکرستان %~% در سایه این هر دو همه گلشکر آییم # 4 خورشید رخ خوب تو چون تیغ کشیده‌ست %~% شاید که به پیش تو چو مه شب سپر ~~آییم # 5 زلف تو شب قدر و رخ تو همه نوروز %~% ما واسطه روز و شبش چون سحر آییم # 6 این شکل ندانیم که آن شکل نمودی %~% ور زانک دگرگونه نمایی دگر آییم # 7 خورشید جهانی تو و ما ذره پنهان %~% درتاب در این روزن تا در نظر آییم # 8 خورشید چو از روی تو سرگشته و خیره‌ست %~% ما ذره عجب نیست که خیره نگر ~~آییم # 9 گفتم چو بیایید دو صد در بگشایید %~% گفتند که این هست ولیکن اگر آییم # 10 گفتم که چو دریا به سوی جوی نیاید %~% چون آب روان جانب او در سفر ~~آییم # 11 ای ناطقه غیب تو برگوی که تا ما %~% از مخبر و اخبار خوشت خوش خبر ~~آییم PageV1P1484 ### || [genre: Gh] # 1 چون آینه رازنما باشد جانم %~% تانم که نگویم نتوانم که ندانم # 2 از جسم گریزان شدم از روح بپرهیز %~% سوگند ندانم نه از اینم نه از آنم # 3 ای طالب بو بردن شرط است به مردن %~% زنده منگر در من زیرا نه چنانم # 4 اندر کژیم منگر وین راست سخن بین %~% تیر است حدیث من و من همچو کمانم # 5 این سر چو کدو بر سر وین دلق تن من %~% بازار جهان در به کی مانم به کی ~~مانم # 6 وان گاه کدو بر سر من ms0828 پر ز شرابی %~% دارمش نگوسار از او من نچکانم # 7 ور زان که چکانم تو ببین قدرت حق را %~% کز بحر بدان قطره جواهر بستانم # 8 چون ابر دو چشمم بستد جوهر آن بحر %~% بر چرخ وفا آید این ابر روانم # 9 در حضرت شمس الحق تبریز ببارم %~% تا سوسن‌ها روید بر شکل زبانم ~~PageV1P1485 ### || [genre: Gh] # 1 امروز چنانم که خر از بار ندانم %~% امروز چنانم که گل از خار ندانم # 2 امروز مرا یار بدان حال ز سر برد %~% با یار چنانم که خود از یار ندانم # 3 دی باده مرا برد ز مستی به در یار %~% امروز چه چاره که در از دار ~~ندانم # 4 از خوف و رجا پار دو پر داشت دل من %~% امروز چنان شد که پر از پار ~~ندانم # 5 از چهره زار چو زرم بود شکایت %~% رستم ز شکایت چو زر از زار ندانم # 6 از کار جهان کور بود مردم عاشق %~% اما نه چو من خود که کر از کار ~~ندانم # 7 جولاهه تردامن ما تار بدرید %~% می گفت ز مستی که تر از تار ندانم # 8 چون چنگم از زمزمه خود خبرم نیست %~% اسرار همی‌گویم و اسرار ندانم # 9 مانند ترازو و گزم من که به بازار %~% بازار همی‌سازم و بازار ندانم # 10 در اصبع عشقم چو قلم بیخود و مضطر %~% طومار نویسم من و طومار ندانم ~~PageV1P1486 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم %~% من مرد غریبم نه از این شهر ~~جهانم # 2 گر دم نزنم تا حسد خلق نجنبد %~% دانم که نگویم نتوانم که ندانم # 3 آن کل کلهی یافت و کل خویش نهان کرد %~% با بنده به خشم است که دانای ~~نهانم # 4 گر صلح کند داروی کلیش بسازیم %~% از ننگ کلی و کلهش بازرهانم ~~PageV1P1487 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی ز پی عشق روان است روانم %~% لیکن ز ملولی تو کند است زبانم # 2 می ms0829 پرم چون تیر سوی عشرت و نوشت %~% ای دوست بمشکن به جفاهات کمانم # 3 چون خیمه به یک پای به پیش تو بپایم %~% در خرگهت ای دوست درآر و ~~بنشانم # 4 هین آن لب ساغر بنه اندر لب خشکم %~% وانگه بشنو سحر محقق ز دهانم # 5 بشنو خبر بابل و افسانه وایل %~% زیرا ز ره فکرت سیاح جهانم # 6 معذور همی‌دار اگر شور ز حد شد %~% چون می ندهد عشق یکی لحظه امانم # 7 آن دم که ملولی ز ملولیت ملولم %~% چون دست بشویی ز من انگشت گزانم # 8 آن شب که دهی نور چو مه تا به سحرگاه %~% من در پی ماه تو چو سیاره ~~دوانم # 9 وان روز که سر برزنی از شرق چو خورشید %~% ماننده خورشید سراسر همه ~~جانم # 10 وان روز که چون جان شوی از چشم نهانی %~% من همچو دل مرغ ز اندیشه ~~طپانم # 11 در روزن من نور تو روزی که بتابد %~% در خانه چو ذره به طرب رقص کنانم # 12 این ناطقه خاموش و چو اندیشه نهان رو %~% تا بازنیابد سبب اندیش نشانم ~~PageV1P1488 ### || [genre: Gh] # 1 از شهر تو رفتیم تو را سیر ندیدیم %~% از شاخ درخت تو چنین خام فتیدیم # 2 در سایه سرو تو مها سیر نخفتیم %~% وز باغ تو از بیم نگهبان نچریدیم # 3 بر تابه سودای تو گشتیم چو ماهی %~% تا سوخته گشتیم ولیکن نپزیدیم # 4 گشتیم به ویرانه به سودای چو تو گنج %~% چون مار به آخر به تک خاک ~~خزیدیم # 5 چون سایه گذشتیم به هر پاکی و ناپاک %~% اکنون به تو محویم نه پاک و نه ~~پلیدیم # 6 ما را چو بجویید بر دوست بجویید %~% کز پوست فناییم و بر دوست پدیدیم # 7 تا بر نمک و نان تو انگشت زدستیم %~% در فرقت و در شور بس انگشت گزیدیم # 8 چون طبل رحیل آمد و آواز جرس‌ها %~% ما رخت و قماشات بر افلاک کشیدیم # 9 شکر ms0830 است که تریاق تو با ماست اگر چه %~% زهری که همه خلق چشیدند چشیدیم # 10 آن دم که بریده شد از این جوی جهان آب %~% چون ماهی بی‌آب بر این خاک ~~طپیدیم # 11 چون جوی شد این چشم ز بی‌آبی آن جوی %~% تا عاقبت امر به سرچشمه ~~رسیدیم # 12 چون صبر فرج آمد و بی‌صبر حرج بود %~% خاموش مکن ناله که ما صبر ~~گزیدیم PageV1P1489 ### || [genre: Gh] # 1 خلقان همه نیکند جز این تن که گزیدیم %~% که از سفهش بس سر انگشت ~~گزیدیم # 2 گر هیچ گریزی بگریز از هوس خویش %~% زیرا همه رنج از هوس بیهده دیدیم # 3 والله که مفری بجز از فر رخش نیست %~% کاندر خضر و گلشن او می نگریدیم # 4 هر روز که برخیزی رو پاک بشویی %~% آن سوی دو ای دل که گه درد دویدیم # 5 آن سوی که در ساعت دشوار دل خلق %~% آید که خدایا همه محتاج و مریدیم # 6 هر دانه که چیدیم هله دام بلا بود %~% سوی تو پراشکسته و تن خسته ~~پریدیم PageV1P1490 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم %~% وز غربت اجسام بالله رسیدیم # 2 با اسب بدان شاه کسی چون نرسیده‌ست %~% ما اسب بدادیم و بدان شاه ~~رسیدیم # 3 چون ابر بسی اشک در این خاک فشاندیم %~% وز ابر گذشتیم و بدان ماه ~~رسیدیم # 4 ای طبل زنان نوبت ما گشت بکوبید %~% وی ترک برون آ که به خرگاه رسیدیم # 5 یک چند چو یوسف به بن چاه نشستیم %~% زان سر رسن آمد به سر چاه رسیدیم # 6 ما چند صنم پیش محمد بشکستیم %~% تا در صنم دلبر دلخواه رسیدیم # 7 نزدیکتر آیید که از دور رسیدیم %~% و احوال بپرسید که از راه رسیدیم ~~PageV1P1491 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق و سرگشته و شیدای دمشقیم %~% جان داده و دل بسته سودای دمشقیم # 2 زان صبح سعادت که بتابید از آن سو %~% هر شام و سحر مست سحرهای ms0831 دمشقیم # 3 بر باب بریدیم که از یار بریدیم %~% زان جامع عشاق به خضرای دمشقیم # 4 از چشمه بونواس مگر آب نخوردی %~% ما عاشق آن ساعد سقای دمشقیم # 5 بر مصحف عثمان بنهم دست به سوگند %~% کز لولوی آن دلبر لالای دمشقیم # 6 از باب فرج دوری و از باب فرادیس %~% کی داند کاندر چه تماشای دمشقیم # 7 بر ربوه برآییم چو در مهد مسیحیم %~% چون راهب سرمست ز حمرای دمشقیم # 8 در نیرب شاهانه بدیدیم درختی %~% در سایه آن شسته و دروای دمشقیم # 9 اخضر شده میدان و بغلطیم چو گویی %~% از زلف چو چوگان که به صحرای ~~دمشقیم # 10 کی بی‌مزه مانیم چو در مزه درآییم %~% دروازه شرقی سویدای دمشقیم # 11 اندر جبل صالح کانی است ز گوهر %~% زان گوهر ما غرقه دریای دمشقیم # 12 چون جنت دنیاست دمشق از پی دیدار %~% ما منتظر رأیت حسنای دمشقیم # 13 از روم بتازیم سوم بار سوی شام %~% کز طره چون شام مطرای دمشقیم # 14 مخدومی شمس الحق تبریز گر آن جاست %~% مولای دمشقیم و چه مولای دمشقیم ~~PageV1P1492 ### || [genre: Gh] # 1 افتادم افتادم در آبی افتادم %~% گر آبی خوردم من دلشادم دلشادم # 2 بر دف نی بر نی نی یک لحظه بیگارم %~% بر خم نی بر می نی پیوسته بنیادم # 3 در عشق دلداری مانند گلزاری %~% جان دیدم جان دیدم دل دادم دل دادم # 4 می خوردم می خوردم در شهرت می گردم %~% سرتیزم سرتیزم پربادم پربادم # 5 گر خودم گر جوشن پیروزم پیروزم %~% گر سروم گر سوسن آزادم آزادم # 6 از چرخی از اوجی بر بحری بر موجی %~% خوش تختی خوش تختی بنهادم بنهادم # 7 مولایم مولایم در حکم دریایم %~% در اوجش در موجش منقادم منقادم # 8 ای کوکب ای کوکب بگشا لب بگشا لب %~% شرحی کن شرحی کن بر وفق میعادم # 9 هر ذره هر پره می جوید می گوید %~% ز ارشادش ز ارشادش استادم استادم ~~PageV1P1493 ### || [genre: Gh] # 1 ms0832 اگر تو نیستی در عاشقی خام %~% بیا مگریز از یاران بدنام # 2 تو آن مرغی که میل دانه داری %~% نباشد در جهان یک دانه بی‌دام # 3 مکن ناموس و با قلاش بنشین %~% که پیش عاشقان چه خاص و چه عام # 4 اگر ناموس راه تو بگیرد %~% بکش او را و خونش را بیاشام # 5 که این سودا هزاران ناز دارد %~% مکن ناز و بکش ناز و بیارام # 6 حریفا اندر آتش صبر می کن %~% که آتش آب می گردد به ایام # 7 نشان ده راه خمخانه که مستم %~% که دادم من جهانی را به یک جام # 8 برادر کوی قلاشان کدام است %~% اگر در بسته باشد رفتم از بام # 9 به پیش پیر میخانه بمیرم %~% زهی مرگ و زهی برگ و سرانجام PageV1P1494 ### || [genre: Gh] # 1 چه دیدم خواب شب کامروز مستم %~% چو مجنونان ز بند عقل جستم # 2 به بیداری مگر من خواب بینم %~% که خوابم نیست تا این درد هستم # 3 مگر من صورت عشق حقیقی %~% بدیدم خواب کو را می پرستم # 4 بیا ای عشق کاندر تن چو جانی %~% به اقبالت ز حبس تن برستم # 5 مرا گفتی بدر پرده دریدم %~% مرا گفتی قدح بشکن شکستم # 6 مرا گفتی ببر از جمله یاران %~% بکندم از همه دل در تو بستم # 7 مرا دل خسته کردی جرمم این بود %~% که از مژگان خیالت را بجستم # 8 ببر جان مرا تا در پناهت %~% دو دستک می زنم کز جان بسستم # 9 چه عالم‌هاست در هر تار مویت %~% بیفشان زلف کز عالم گسستم # 10 که در هفتم زمین با تو بلندم %~% که در هفتم فلک بی‌روت پستم ~~PageV1P1495 ### || [genre: Gh] # 1 به جان جمله مستان که مستم %~% بگیر ای دلبر عیار دستم # 2 به جان جمله جانبازان که جانم %~% به جان رستگارانش که رستم # 3 عطاردوار دفترباره بودم %~% زبردست ادیبان می نشستم # 4 چو دیدم لوح پیشانی ساقی %~% شدم مست و قلم‌ها ms0833 را شکستم # 5 جمال یار شد قبله نمازم %~% ز اشک رشک او شد آبدستم # 6 ز حسن یوسفی سرمست بودم %~% که حسنش هر دمی گوید الستم # 7 در آن مستی ترنجی می بریدم %~% ترنج اینک درست و دست خستم # 8 مبادم سر اگر جز تو سرم هست %~% بسوزا هستیم گر بی‌تو هستم # 9 تویی معبود در کعبه و کنشتم %~% تویی مقصود از بالا و پستم # 10 شکار من بود ماهی و یونس %~% چو حاصل شد ز جعدت شصت شستم # 11 چو دیدم خوان تو بس چشم سیرم %~% چو خوردم ز آب تو زین جوی جستم # 12 برای طبع لنگان لنگ رفتم %~% ز بیم چشم بد سر نیز بستم # 13 همان ارزد کسی کش می پرستد %~% زهی من که مر او را می پرستم # 14 ببرد از کسی کآخر ببرد %~% به سوی عدل بگریزید ز استم # 15 چو ری با سین و تی و میم پیوست %~% بدین پیوند رو بنمود رستم # 16 یقین شد که جماعت رحمت آمد %~% جماعت را به جان من چاکرستم # 17 خمش کردم شکار شیر باشم %~% که تا گوید شکار مفترستم PageV1P1496 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کز غیر تو بیزار گشتم %~% وگر خفته بدم بیدار گشتم # 2 بیا ای جان که تا روز قیامت %~% مقیم خانه خمار گشتم # 3 ز پر و بال خود گل را فشاند %~% به کوه قاف خود طیار گشتم # 4 ترش دیدم جهانی را من از ترس %~% در آن دوشاب چون آچار گشتم # 5 عقیده این چنین سازید شیرین %~% که من زین خمره شکربار گشتم # 6 یکی چندی بریدم من از اغیار %~% کنون با خویشتن اغیار گشتم # 7 ز حال دیگران عبرت گرفتم %~% کنون من عبره الابصار گشتم # 8 بیا ای طالب اسرار عالم %~% به من بنگر که من اسرار گشتم # 9 بدان بسیار پیچید این سر من %~% که گرد جبه و دستار گشتم # 10 از آن محبوس بودم همچو نقطه %~% که گرد نقطه ms0834 چون پرگار گشتم ~~PageV1P1497 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کز عشق تو دیوانه گشتم %~% وگر شهری بدم ویرانه گشتم # 2 ز عشق تو ز خان و مان بریدم %~% به درد عشق تو همخانه گشتم # 3 چیان کاهل بدم کان را نگویم %~% چو دیدم روی تو مردانه گشتم # 4 چو خویش جان خود جان تو دیدم %~% ز خویشان بهر تو بیگانه گشتم # 5 فسانه عاشقان خواندم شب و روز %~% کنون در عشق تو افسانه گشتم ~~PageV1P1498 ### || [genre: Gh] # 1 چنان مست است از آن دم جان آدم %~% که نشناسد از آن دم جان آدم # 2 ز شور اوست چندین جوش دریا %~% ز سرمستی او مست است عالم # 3 زهی سرده که گردن زد اجل را %~% که تا دنیا نبیند هیچ ماتم # 4 شراب حق حلال اندر حلال است %~% می خنب خدا نبود محرم # 5 از این باده جوان گر خورده بودی %~% نبودی پشت پیر چرخ را خم # 6 زمین ار خورده بودی فارغستی %~% از آنک ابر تر بارد بر او نم # 7 دل محرم بیان این بگفتی %~% اگر بودی به عالم نیم محرم # 8 ز آب و گل برون بردی شما را %~% اگر بودی شما را پای محکم # 9 رسید این عشق تا پای شما را %~% کند محکم ز هر سستی مسلم # 10 بگو باقی تو شمس الدین تبریز %~% که بر تو ختم شد والله اعلم ~~PageV1P1499 ### || [genre: Gh] # 1 منم فتنه هزاران فتنه زادم %~% به من بنگر که داد فتنه دادم # 2 ز من مگریز زیرا درفتادی %~% بگو الحمدلله درفتادم # 3 عجب چیزی است عشق و من عجبتر %~% تو گویی عشق را خود من نهادم # 4 بیا گر من منم خونم بریزید %~% که تا خود من نمردم من نزادم # 5 نگویم سر تو کان غمز باشد %~% ولی ناگفته بندی برگشادم PageV1P1500 ### || [genre: Gh] # 1 ز زندان خلق را آزاد کردم %~% روان عاشقان را شاد کردم # 2 دهان اژدها را بردریدم %~% طریق عشق را آباد کردم ms0835 # 3 ز آبی من جهانی برتنیدم %~% پس آنگه آب را پرباد کردم # 4 ببستم نقش‌ها بر آب کان را %~% نه بر عاج و نه بر شمشاد کردم # 5 ز شادی نقش خود جان می دراند %~% که من نقش خودش میعاد کردم # 6 ز چاهی یوسفان را برکشیدم %~% که از یعقوب ایشان یاد کردم # 7 چو خسرو زلف شیرینان گرفتم %~% اگر قصد یکی فرهاد کردم # 8 زهی باغی که من ترتیب کردم %~% زهی شهری که من بنیاد کردم # 9 جهان داند که تا من شاه اویم %~% بدادم داد ملک و داد کردم # 10 جهان داند که بیرون از جهانم %~% تصور بهر استشهاد کردم # 11 چه استادان که من شهمات کردم %~% چه شاگردان که من استاد کردم # 12 بسا شیران که غریدند بر ما %~% چو روبه عاجز و منقاد کردم # 13 خمش کن آنک او از صلب عشق است %~% بسستش اینک من ارشاد کردم # 14 ولیک آن را که طوفان بلا برد %~% فروشد گر چه من فریاد کردم # 15 مگر از قعر طوفانش برآرم %~% چنانک نیست را ایجاد کردم # 16 برآمد شمس تبریزی بزد تیغ %~% زبان از تیغ او پولاد کردم PageV1P1501 ### || [genre: Gh] # 1 غلامم خواجه را آزاد کردم %~% منم کاستاد را استاد کردم # 2 منم آن جان که دی زادم ز عالم %~% جهان کهنه را بنیاد کردم # 3 منم مومی که دعوی من این است %~% که من پولاد را پولاد کردم # 4 بسی بی‌دیده را سرمه کشیدم %~% بسی بی‌عقل را استاد کردم # 5 منم ابر سیه اندر شب غم %~% که روز عید را دلشاد کردم # 6 عجب خاکم که من از آتش عشق %~% دماغ چرخ را پرباد کردم # 7 ز شادی دوش آن سلطان نخفته‌ست %~% که من بنده مر او را یاد کردم # 8 ملامت نیست چون مستم تو کردی %~% اگر من فاشم و بیداد کردم # 9 خمش کن کینه زنگار گیرد %~% چو بر وی دم زدم فریاد کردم PageV1P1502 ### || [genre: Gh] ms0836 # 1 حسودان را ز غم آزاد کردم %~% دل گله خران را شاد کردم # 2 به بیدادان بدادم داد پنهان %~% ولی در حق خود بیداد کردم # 3 چو از صبرم همه فریاد کردند %~% چنان باشد که من فریاد کردم # 4 مرا استاد صبر است و از این رو %~% خلاف مذهب استاد کردم # 5 جهانی که نشد آباد هرگز %~% به ویران کردنش آباد کردم # 6 در این تیزاب که چون برگ کاه است %~% به مشتی گل در او بنیاد کردم # 7 فراموشم مکن یا رب ز رحمت %~% اگر غیر تو را من یاد کردم PageV1P1503 ### || [genre: Gh] # 1 یکی مطرب همی‌خواهم در این دم %~% که نشناسد ز مستی زیر از بم # 2 حریفی نیز خواهم غمگساری %~% ز بی‌خویشی نداند شادی از غم # 3 همه اجزای او مستی گرفته %~% مبدل گشته از اولاد آدم # 4 مسلمانی منور گشته از وی %~% مسلم گشته از هستی مسلم # 5 چو با نه کس بیاید بشمری ده %~% ده تو نه بود از ده یکی کم # 6 خدایا نوبتی مست بفرست %~% که ما از می دهل کردیم اشکم # 7 دهل کوبان برون آییم از خویش %~% که ما را عزم ساقی شد مصمم # 8 دهلزن گر نباشد عید عید است %~% جهان پرعید شد والله اعلم # 9 پراکنده بخواهم گفت امروز %~% چه گوید مرد درهم جز که درهم # 10 مگر ساقی بینداید دهانم %~% از آن جام و از آن رطل دمادم # 11 مرادم کیست زین‌ها شمس تبریز %~% ازیرا شمس آمد جان عالم PageV1P1504 ### || [genre: Gh] # 1 همیشه من چنین مجنون نبودم %~% ز عقل و عافیت بیرون نبودم # 2 چو تو عاقل بدم من نیز روزی %~% چنین دیوانه و مفتون نبودم # 3 مثال دلبران صیاد بودم %~% مثال دل میان خون نبودم # 4 در این بودم که این چون است و آن چون %~% چنین حیران آن بی‌چون نبودم # 5 تو باری عاقلی بنشین بیندیش %~% کز اول بوده‌ام اکنون نبودم # 6 همی‌جستم فزونی بر همه ms0837 کس %~% چو صید عشق روزافزون نبودم # 7 چو دود از حرص بالا می دویدم %~% به معنی جز سوی هامون نبودم # 8 چو گنج از خاک بیرون اوفتادم %~% که گنجی بودم و قارون نبودم ~~PageV1P1505 ### || [genre: Gh] # 1 ایا یاری که در تو ناپدیدم %~% تو را شکل عجب در خواب دیدم # 2 چو خاتونان مصر از عشق یوسف %~% ترنج و دست بیخود می بریدم # 3 کجا آن مه کجا آن چشم دوشین %~% کجا آن گوش کان‌ها می شنیدم # 4 نه تو پیدا نه من پیدا نه آن دم %~% نه آن دندان که لب را می گزیدم # 5 منم انبار آکنده ز سودا %~% کز آن خرمن همه سودا کشیدم # 6 تو آرام دل سوداییانی %~% تو ذاالنون و جنید و بایزیدم PageV1P1506 ### || [genre: Gh] # 1 سفر کردم به هر شهری دویدم %~% به لطف و حسن تو کس را ندیدم # 2 ز هجران و غریبی بازگشتم %~% دگرباره بدین دولت رسیدم # 3 از باغ روی تو تا دور گشتم %~% نه گل دیدم نه یک میوه بچیدم # 4 به بدبختی چو دور افتادم از تو %~% ز هر بدبخت صد زحمت کشیدم # 5 چه گویم مرده بودم بی‌تو مطلق %~% خدا از نو دگربار آفریدم # 6 عجب گویی منم روی تو دیده %~% منم گویی که آوازت شنیدم # 7 بهل تا دست و پایت را ببوسم %~% بده عیدانه کامروز است عیدم # 8 تو را ای یوسف مصر ارمغانی %~% چنین آیینه روشن خریدم PageV1P1507 ### || [genre: Gh] # 1 سفر کردم به هر شهری دویدم %~% چو شهر عشق من شهری ندیدم # 2 ندانستم ز اول قدر آن شهر %~% ز نادانی بسی غربت کشیدم # 3 رها کردم چنان شکرستانی %~% چو حیوان هر گیاهی می چریدم # 4 پیاز و گندنا چون قوم موسی %~% چرا بر من و سلوی برگزیدم # 5 به غیر عشق آواز دهل بود %~% هر آوازی که در عالم شنیدم # 6 از آن بانگ دهل از عالم کل %~% بدین دنیای فانی اوفتیدم # 7 میان جان‌ها ms0838 جان مجرد %~% چو دل بی‌پر و بی‌پا می پریدم # 8 از آن باده که لطف و خنده بخشد %~% چو گل بی‌حلق و بی‌لب می چشیدم # 9 ندا آمد ز عشق ای جان سفر کن %~% که من محنت سرایی آفریدم # 10 بسی گفتم که من آن جا نخواهم %~% بسی نالیدم و جامه دریدم # 11 چنانک اکنون ز رفتن می گریزم %~% از آن جا آمدن هم می رمیدم # 12 بگفت ای جان برو هر جا که باشی %~% که من نزدیک چون حبل الوریدم # 13 فسون کرد و مرا بس عشوه‌ها داد %~% فسون و عشوه او را خریدم # 14 فسون او جهان را برجهاند %~% کی باشم من که من خود ناپدیدم # 15 ز راهم برد وان گاهم به ره کرد %~% گر از ره می نرفتم می رهیدم # 16 بگویم چون رسی آن جا ولیکن %~% قلم بشکست چون این جا رسیدم ~~PageV1P1508 ### || [genre: Gh] # 1 اگر عشقت به جای جان ندارم %~% به زلف کافرت ایمان ندارم # 2 چو گفتی ننگ می داری ز عشقم %~% غم عشق تو را پنهان ندارم # 3 تو می گفتی مکن در من نگاهی %~% که من خون‌ها کنم تاوان ندارم # 4 من سرگشته چون فرمان نبردم %~% از آن بر نیک و بد فرمان ندارم # 5 چو هر کس لطف می یابند از تو %~% من بیچاره آخر جان ندارم PageV1P1509 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای آنک بردی تو قرارم %~% درآ چون تنگ شکر در کنارم # 2 دل سنگین خود را بر دلم نه %~% نمی‌بینی که از غم سنگسارم # 3 بیا نزدیک و بر رویم نظر کن %~% نشانی‌ها نگر کز عشق دارم # 4 بسوزم پرده هفت آسمان را %~% اگر از سوز دل دودی برآرم # 5 خزان گر باغ و بستان را بسوزد %~% بخنداند جهان را نوبهارم # 6 جهان گوید که بازآ ای بهاران %~% که از ظلم خزان صد داغ دارم # 7 بگردان ساقیا جام خزانی %~% که از عشق بهار اندر خمارم # 8 بده چیزی ms0839 که پنهان است چون جان %~% به جان تو مده بیش انتظارم ~~PageV1P1510 ### || [genre: Gh] # 1 گهی در گیرم و گه بام گیرم %~% چو بینم روی تو آرام گیرم # 2 زبون خاص و عامم در فراقت %~% بیا تا ترک خاص و عام گیرم # 3 دلم از غم گریبان می دراند %~% که کی دامان آن خوش نام گیرم # 4 نگیرم عیش و عشرت تا نیاید %~% وگر گیرم در آن هنگام گیرم # 5 چو زلف انداز من ساقی درآید %~% به دستی زلف و دستی جام گیرم # 6 اگر در خرقه زاهد درآید %~% شوم حاجی و راه شام گیرم # 7 وگر خواهد که من دیوانه باشم %~% شوم خام و حریف خام گیرم # 8 وگر چون مرغ اندر دل بپرد %~% شوم صیاد مرغان دام گیرم # 9 چو گویم شب نخسپم او بگوید %~% که من خواب از نماز شام گیرم # 10 وگر گویم عنایت کن بگوید %~% که نی من جنگیم دشنام گیرم # 11 مراد خویش بگذارم همان دم %~% مراد دلبر خودکام گیرم PageV1P1511 ### || [genre: Gh] # 1 اگر سرمست اگر مخمور باشم %~% مهل کز مجلس تو دور باشم # 2 رخم از قبله جان نور گیرد %~% چو با یاد تو اندر گور باشم # 3 قرارم کی بود خود در تک گور %~% چو بر دمگاه نفخ صور باشم # 4 صد افسنتین و داروهای نافع %~% تویی جان را چو من رنجور باشم # 5 شوم شیرین ز لطف گوهر تو %~% اگر چون بحر تلخ و شور باشم # 6 اگر غم همچو شب عالم بگیرد %~% برآ ای صبح تا منصور باشم # 7 تویی روز و منم استاره روز %~% عجب نبود اگر مشهور باشم # 8 به من شادند جمله روزجویان %~% چو پیش آهنگ چون تو نور باشم # 9 مرا مخمور می داری نه از بخل %~% ولی تا ساکن و مستور باشم # 10 بدان مستور می داری چو حوتم %~% که تا از عقربت مهجور باشم # 11 چه غم دارم ز نیش عقرب ای ماه %~% چو غرق ms0840 شهد چون زنبور باشم # 12 خمش کردم ولیکن عشق خواهد %~% که پیش زخمه‌اش طنبور باشم PageV1P1512 ### || [genre: Gh] # 1 خداوندا مده آن یار را غم %~% مبادا قامت آن سرو را خم # 2 تو می دانی که جان باغ ما اوست %~% مبادا سرو جان از باغ ما کم # 3 همیشه تازه و سرسبز دارش %~% بر او افشان کرامت‌ها دمادم # 4 معظم دارش اندر دین و دنیا %~% به حق حرمت اسمای اعظم # 5 وجودش در بنی آدم غریب است %~% بدو صد فخر دارد جان آدم # 6 مخلد دار او را همچو جنت %~% که او جنات جنات است مبهم # 7 ز رنج اندرون و رنج بیرون %~% معافش دار یا رب و مسلم # 8 جهان شاد است وز او صد شکر دارد %~% که عیسی شکرها دارد ز مریم # 9 دعاهایی که آن در لب نیاید %~% که بر اجزای روح است آن مقسم # 10 مجاب و مستجابش کن پی او %~% که تو داناتری والله اعلم PageV1P1513 ### || [genre: Gh] # 1 چه نزدیک است جان تو به جانم %~% که هر چیزی که اندیشی بدانم # 2 از این نزدیکتر دارم نشانی %~% بیا نزدیک و بنگر در نشانم # 3 به درویشی بیا اندر میانه %~% مکن شوخی مگو کاندر میانم # 4 میان خانه‌ات همچون ستونم %~% ز بامت سرفرو چون ناودانم # 5 منم همراز تو در حشر و در نشر %~% نه چون یاران دنیا میزبانم # 6 میان بزم تو گردان چو خمرم %~% گه رزم تو سابق چون سنانم # 7 اگر چون برق مردن پیشه سازم %~% چو برق خوبی تو بی‌زبانم # 8 همیشه سرخوشم فرقی نباشد %~% اگر من جان دهم یا جان ستانم # 9 به تو گر جان دهم باشد تجارت %~% که بدهی به هر جانی صد جهانم # 10 در این خانه هزاران مرده بیش اند %~% تو بنشسته که اینک خان و مانم # 11 یکی کف خاک گوید زلف بودم %~% یکی کف خاک گوید استخوانم # 12 شوی حیران و ناگه عشق آید %~% که پیشم ms0841 آ که زنده جاودانم # 13 بکش در بر بر سیمین ما را %~% که از خویشت همین دم وارهانم # 14 خمش کن خسروا هم گو ز شیرین %~% ز شیرینی همی‌سوزد دهانم PageV1P1514 ### || [genre: Gh] # 1 چه نزدیک است جان تو به جانم %~% که هر چیزی که اندیشی بدانم # 2 ضمیر همدگر دانند یاران %~% نباشم یار صادق گر ندانم # 3 چو آب صاف باشد یار با یار %~% که بنماید در او عکس بنانم # 4 اگر چه عامه هم آیینه‌هااند %~% که بنماید در او سود و زیانم # 5 ولیکن آن به هر دم تیره گردد %~% که او را نیست صیقل‌های جانم # 6 ولی آیینه ای عارف نگردد %~% اگر خاک جهان بر وی فشانم # 7 از این آیینه روی خود مگردان %~% که می گوید که جانت را امانم # 8 من و گفت من آیینه‌ست جان را %~% بیابد حال خویش اندر بیانم # 9 خمش کن تا به ابرو و به غمزه %~% هزاران ماجرا بر وی بخوانم ~~PageV1P1515 ### || [genre: Gh] # 1 مرا گویی که رایی من چه دانم %~% چنین مجنون چرایی من چه دانم # 2 مرا گویی بدین زاری که هستی %~% به عشقم چون برآیی من چه دانم # 3 منم در موج دریاهای عشقت %~% مرا گویی کجایی من چه دانم # 4 مرا گویی به قربانگاه جان‌ها %~% نمی‌ترسی که آیی من چه دانم # 5 مرا گویی اگر کشته خدایی %~% چه داری از خدایی من چه دانم # 6 مرا گویی چه می جویی دگر تو %~% ورای روشنایی من چه دانم # 7 مرا گویی تو را با این قفس چیست %~% اگر مرغ هوایی من چه دانم # 8 مرا راه صوابی بود گم شد %~% ار آن ترک ختایی من چه دانم # 9 بلا را از خوشی نشناسم ایرا %~% به غایت خوش بلایی من چه دانم # 10 شبی بربود ناگه شمس تبریز %~% ز من یکتا دو تایی من چه دانم ~~PageV1P1516 ### || [genre: Gh] # 1 من آن ماهم که اندر لامکانم %~% مجو بیرون مرا در ms0842 عین جانم # 2 تو را هر کس به سوی خویش خواند %~% تو را من جز به سوی تو نخوانم # 3 مرا هم تو به هر رنگی که خوانی %~% اگر رنگین اگر ننگین ندانم # 4 گهی گویی خلاف و بی‌وفایی %~% بلی تا تو چنینی من چنانم # 5 به پیش کور هیچم من چنانم %~% به پیش گوش کر من بی‌زبانم # 6 گلابه چند ریزی بر سر چشم %~% فروشو چشم از گل من عیانم # 7 لباس و لقمه‌ات گل‌های رنگین %~% تو گل خواری نشایی میهمانم # 8 گل است این گل در او لطفی است بنگر %~% چو لطف عاریت را واستانم # 9 من آب آب و باغ باغم ای جان %~% هزاران ارغوان را ارغوانم # 10 سخن کشتی و معنی همچو دریا %~% درآ زوتر که تا کشتی برانم PageV1P1517 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کامروز بیرون از جهانم %~% بیا کامروز من از خود نهانم # 2 گرفتم دشنه‌ای وز خود بریدم %~% نه آن خود نه آن دیگرانم # 3 غلط کردم نبریدم من از خود %~% که این تدبیر بی‌من کرد جانم # 4 ندانم کآتش دل بر چه سان است %~% که دیگر شکل می سوزد زبانم # 5 به صد صورت بدیدم خویشتن را %~% به هر صورت همی‌گفتم من آنم # 6 همی‌گفتم مرا صد صورت آمد %~% و یا صورت نیم من بی‌نشانم # 7 که صورت‌های دل چون میهمانند %~% که می آیند و من چون خانه بانم ~~PageV1P1518 ### || [genre: Gh] # 1 مرا پرسی که چونی بین که چونم %~% خرابم بیخودم مست جنونم # 2 مرا از کاف و نون آورد در دام %~% از آن هیبت دوتا چون کاف و نونم # 3 پری زاده مرا دیوانه کرده‌ست %~% مسلمانان که می داند فسونم # 4 پری را چهره‌ای چون ارغوان است %~% بنالم کارغوان را ارغنونم # 5 مگر من خانه ماهم چو گردون %~% که چون گردون ز عشقش بی‌سکونم # 6 غلط گفتم مزاج عشق دارم %~% ز دوران و سکونت‌ها برونم # 7 درون خرقه صدرنگ قالب %~% خیال بادشکل آبگونم ms0843 # 8 چه جای باد و آب است ای برادر %~% که همچون عقل کلی ذوفنونم # 9 ولیک آنگه که جزو آید به کلش %~% بخیزد تل مشک از موج خونم # 10 چه داند جزو راه کل خود را %~% مگر هم کل فرستد رهنمونم # 11 بکش ای عشق کلی جزو خود را %~% که این جا در کشاکش‌ها زبونم # 12 ز هجرت می کشم بار جهانی %~% که گویی من جهانی را ستونم # 13 به صورت کمترم از نیم ذره %~% ز روی عشق از عالم فزونم # 14 یکی قطره که هم قطره‌ست و دریا %~% من این اشکال‌ها را آزمونم # 15 نمی‌گویم من این این گفت عشق است %~% در این نکته من از لایعلمونم # 16 که این قصه هزاران سالگان است %~% چه دانم من که من طفل از کنونم # 17 ولی طفلم طفیل آن قدیم است %~% که می دارد قرانش در قرونم # 18 سخن مقلوب می گویم که کرده‌ست %~% جهان بازگونه بازگونم # 19 سخن آنگه شنو از من که بجهد %~% از این گرداب‌ها جان حرونم # 20 حدیث آب و گل جمله شجون است %~% چه یک رنگی کنم چون در شجونم # 21 غلط گفتم که یک رنگم چو خورشید %~% ولی در ابر این دنیای دونم # 22 خمش کن خاک آدم را مشوران %~% که این جا چون پری من در کمونم ~~PageV1P1519 ### || [genre: Gh] # 1 من از عالم تو را تنها گزینم %~% روا داری که من غمگین نشینم # 2 دل من چون قلم اندر کف توست %~% ز توست ار شادمان وگر حزینم # 3 بجز آنچ تو خواهی من چه باشم %~% بجز آنچ نمایی من چه بینم # 4 گه از من خار رویانی گهی گل %~% گهی گل بویم و گه خار چینم # 5 مرا تو چون چنان داری چنانم %~% مرا تو چون چنین خواهی چنینم # 6 در آن خمی که دل را رنگ بخشی %~% چه باشم من چه باشد مهر و کینم # 7 تو بودی اول و آخر تو باشی ms0844 %~% تو به کن آخرم از اولینم # 8 چو تو پنهان شوی از اهل کفرم %~% چو تو پیدا شوی از اهل دینم # 9 بجز چیزی که دادی من چه دارم %~% چه می جویی ز جیب و آستینم ~~PageV1P1520 ### || [genre: Gh] # 1 ورا خواهم دگر یاری نخواهم %~% چو گل را یافتم خاری نخواهم # 2 تو را گر غیر او یار دگر هست %~% برو آن جا که من باری نخواهم # 3 بجز دیدار او بختی نجویم %~% به غیر کار او کاری نخواهم # 4 چو بازان ساعد سلطان گزیدم %~% چو کرکس بوی مرداری نخواهم # 5 میان اهل دل جز دل نگنجد %~% جز این دلدار دلداری نخواهم # 6 ز من جزوی ستاند کل ببخشد %~% از این به روز بازاری نخواهم # 7 نه آن جزوم که غیر کل بود آن %~% نخواهم غیر را آری نخواهم PageV1P1521 ### || [genre: Gh] # 1 نه آن شیرم که با دشمن برآیم %~% مرا این بس که من با من برآیم # 2 چو خاک پای عشقم تو یقین دان %~% کز این گل چون گل و سوسن برآیم # 3 سیه پوشم چو شب من از غم عشق %~% وزین شب چون مه روشن برآیم # 4 از این آتش چو دودم من سراسر %~% که تا چون دود از این روزن برآیم # 5 منم طفلی که عشقم اوستاد است %~% بنگذارد که من کودن برآیم # 6 شوم چون عشق دایم حی و قیوم %~% چو من از خواب و از خوردن برآیم # 7 هلا تن زن چو بوبکر ربابی %~% که تا من جان شوم وز تن برآیم ~~PageV1P1522 ### || [genre: Gh] # 1 چو آب آهسته زیر که درآیم %~% به ناگه خرمن که درربایم # 2 چکم از ناودان من قطره قطره %~% چو طوفان من خراب صد سرایم # 3 سرا چه بود فلک را برشکافم %~% ز بی‌صبری قیامت را نپایم # 4 بلا را من علف بودم ز اول %~% ولیک اکنون بلاها را بلایم # 5 ز حبس جا میابا دل رهایی %~% اگر من واقفم که من ms0845 کجایم # 6 سر نخلم ندانی کز چه سوی است %~% در این آب ار نگونت می نمایم # 7 نه قلماشی است لیکن ماند آن را %~% نه هجوی می کنم نی می ستایم # 8 دم عشق است و عشق از لطف پنهان %~% ولی من از غلیظی‌های هایم # 9 مگو که را اگر آرد صدایی %~% که‌ای که نامدی گفتی که آیم # 10 تو او را گو که بانگ که از او بود %~% زهی گوینده بی‌منتهایم ~~PageV1P1523 ### || [genre: Gh] # 1 ز قند یار تا شاخی نخایم %~% نماز شام روزه کی گشایم # 2 نمی‌دانم کجا می روید آن قند %~% کز او خوردم نمی‌دانم کجایم # 3 عجایب آنک نقلش عقل من برد %~% چو عقل نیست چونش می ستایم # 4 کی دارد روزه همچون روزه من %~% کز او هر لحظه عیدی می ربایم # 5 ز صبح روی او دارم صبوحی %~% نماز شام را هرگز نپایم # 6 چو گل در باغ حسنش خوش بخندم %~% چو صبح از آفتابش خوش برآیم # 7 زبانم از شراب او شکسته‌ست %~% ز دستانش شکسته دست و پایم PageV1P1524 ### || [genre: Gh] # 1 از آن باده ندانم چون فنایم %~% از آن بی‌جا نمی‌دانم کجایم # 2 زمانی قعر دریایی درافتم %~% دمی دیگر چو خورشیدی برآیم # 3 زمانی از من آبستن جهانی %~% زمانی چون جهان خلقی بزایم # 4 چو طوطی جان شکر خاید به ناگه %~% شوم سرمست و طوطی را بخایم # 5 به جایی درنگنجیدم به عالم %~% بجز آن یار بی‌جا را نشایم # 6 منم آن رند مست سخت شیدا %~% میان جمله رندان‌های هایم # 7 مرا گویی چرا با خود نیایی %~% تو بنما خود که تا با خود بیایم # 8 مرا سایه هما چندان نوازد %~% که گویی سایه او شد من همایم # 9 بدیدم حسن را سرمست می گفت %~% بلایم من بلایم من بلایم # 10 جوابش آمد از هر سو ز صد جان %~% ترایم من ترایم من ترایم # 11 تو آن نوری که با موسی همی‌گفت %~% خدایم من خدایم ms0846 من خدایم # 12 بگفتم شمس تبریزی کیی گفت %~% شمایم من شمایم من شمایم PageV1P1525 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کامروز گرد یار گردیم %~% به سر گردیم و چون پرگار گردیم # 2 بیا کامروز گرد خود نگردیم %~% به گرد خانه خمار گردیم # 3 مگو با ما که ما دیوانگانیم %~% بر آتش‌های بی‌زنهار گردیم # 4 سبک گردیم چون باد بهاری %~% حریف سبزه و گلزار گردیم # 5 چرا چون گوش جمله باد گیریم %~% چرا چون موش در انبار گردیم # 6 در آن طبله شکر پر کرد عطار %~% به گرد طبله عطار گردیم # 7 چو سرمه خدمت دیده گزینیم %~% چو دیده جملگی دیدار گردیم PageV1P1526 ### || [genre: Gh] # 1 به پیش باد تو ما همچو گردیم %~% بدان سو که تو گردی چون نگردیم # 2 ز نور نوبهارت سبز و گرمیم %~% ز تأثیر خزانت سرد و زردیم # 3 ز عکس حلم تو تسلیم باشیم %~% ز عکس خشم تو اندر نبردیم # 4 عدم را برگماری جمله هیچیم %~% کرم را برفزایی جمله مردیم # 5 عدم را و کرم را چون شکستی %~% جهان را و نهان را درنوردیم # 6 چو دیدیم آنچ از عالم فزون است %~% دو عالم را شکستیم و بخوردیم # 7 به چشم عاشقان جان و جهانیم %~% به چشم فاسقان مرگیم و دردیم # 8 زمستان و تموز از ما جدا شد %~% نه گرمیم ای حریفان و نه سردیم # 9 زمستان و تموز احوال جسم است %~% نه جسمیم این زمان ما روح فردیم # 10 چو نطع عشق خود ما را نمودی %~% به مهره مهر تو کاستاد نردیم # 11 چو گفتی بس بود خاموش کردیم %~% اگر چه بلبل گلزار و وردیم ~~PageV1P1527 ### || [genre: Gh] # 1 شب دوشینه ما بیدار بودیم %~% همه خفتند و ما بر کار بودیم # 2 حریف غمزه غماز گشتیم %~% ندیم طره طرار بودیم # 3 به گرد نقطه خوبی و مستی %~% به سر گردنده چون پرگار بودیم # 4 تو چون دی زاده‌ای با تو چه گویم %~% که با یار قدیمی یار ms0847 بودیم # 5 مثال کاسه‌های لب شکسته %~% به دکان شه جبار بودیم # 6 چرا چون جام شه زرین نباشیم %~% چو اندر مخزن اسرار بودیم # 7 چرا خود کف ما دریا نباشد %~% چو اندر قعر دریابار بودیم # 8 خمش باش و دو عالم را به گفت آر %~% کز اول گفت بی‌گفتار بودیم ~~PageV1P1528 ### || [genre: Gh] # 1 من و تو دوش شب بیدار بودیم %~% همه خفتند و ما بر کار بودیم # 2 حریف غمزه غماز گشتیم %~% به پیش طره طرار بودیم # 3 بیا تا ظاهر و پیدا بگوییم %~% که با عشق نهانی یار بودیم # 4 اگر چه پیش و پس آن جا نگنجد %~% به پیش صانع جبار بودیم # 5 عجب نبود اگر ما را ندیدند %~% که ما در مخزن اسرار بودیم # 6 بیاوردیم درها ارمغانی %~% که یعنی ما به دریابار بودیم PageV1P1529 ### || [genre: Gh] # 1 بیا کامروز شه را ما شکاریم %~% سر خویش و سر عالم نداریم # 2 بیا کامروز چون موسی عمران %~% به مردی گرد از دریا برآریم # 3 همه شب چون عصا افتاده بودیم %~% چو روز آمد چو ثعبان بی‌قراریم # 4 چو گرد سینه خود طوف کردیم %~% ید بیضا ز جیب جان برآریم # 5 بدان قدرت که ماری شد عصایی %~% به هر شب چون عصا و روز ماریم # 6 پی فرعون سرکش اژدهاییم %~% پی موسی عصا و بردباریم # 7 به همت خون نمرودان بریزیم %~% تو این منگر که چون پشه نزاریم # 8 برافزاییم بر شیران و پیلان %~% اگر چه در کف آن شیر زاریم # 9 اگر چه همچو اشتر کژنهادیم %~% چو اشتر سوی کعبه راهواریم # 10 به اقبال دوروزه دل نبندیم %~% که در اقبال باقی کامکاریم # 11 چو خورشید و قمر نزدیک و دوریم %~% چو عشق و دل نهان و آشکاریم # 12 برای عشق خون آشام خون خوار %~% سگانش را چو خون اندر تغاریم # 13 چو ماهی وقت خاموشی خموشیم %~% به وقت گفت ماه بی‌غباریم PageV1P1530 ### || [genre: Gh] # 1 بیا تا عاشقی از سر ms0848 بگیریم %~% جهان خاک را در زر بگیریم # 2 بیا تا نوبهار عشق باشیم %~% نسیم از مشک و از عنبر بگیریم # 3 زمین و کوه و دشت و باغ و جان را %~% همه در حله اخضر بگیریم # 4 دکان نعمت از باطن گشاییم %~% چنین خو از درخت تر بگیریم # 5 ز سر خوردن درخت این برگ و بر یافت %~% ز سر خویش برگ و بر بگیریم # 6 در دل ره برده‌اند ایشان به دلبر %~% ز دل ما هم ره دلبر بگیریم # 7 مسلمانی بیاموزیم از وی %~% اگر آن طره کافر بگیریم # 8 دلی دارد غمش چون سنگ مرمر %~% از آن مرمر دو صد گوهر بگیریم # 9 چو جوشد سنگ او هفتاد چشمه %~% سبو و کوزه و ساغر بگیریم # 10 کمینه چشمه‌اش چشمی است روشن %~% که ما از نور او صد فر بگیریم ~~PageV1P1531 ### || [genre: Gh] # 1 بیا امروز ما مهمان میریم %~% بیا تا پیش میر خود بمیریم # 2 ز مرگ ما جهانی زنده گردد %~% ازیرا ما نه قربان حقیریم # 3 به مرغی جبرئیلی را ببندیم %~% به جانی ما جهانی را بگیریم # 4 سبو بدهیم و دریایی ستانیم %~% چرا ما از چنین سودی نفیریم # 5 غلام ماست ازرق پوش گردون %~% غلام خویشتن را چون اسیریم # 6 چو ما شیریم و شیر شیر خوردیم %~% چرا چون یوز مفتون پنیریم # 7 خمش کن نیست حاجت وانمودن %~% به پیش تیر باشی گر چه تیریم PageV1P1532 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ما چند کس با هم بسازیم %~% چو شادی کم شود با غم بسازیم # 2 بیا تا با خدا خلوت گزینیم %~% چو عیسی با چنین مریم بسازیم # 3 گر از فرزند آدم کس نماند %~% چه غم داریم با آدم بسازیم # 4 ور آدم نیز از ما گوشه گیرد %~% به جان تو که بی‌او هم بسازیم # 5 یکی جانی است ما را شادی انگیز %~% که گر ویران شود عالم بسازیم # 6 اگر دریا شود آتش بنوشیم %~% وگر زخمی رسد مرهم ms0849 بسازیم # 7 به پیش کعبه رویش بمیریم %~% بدان چاه و بدان زمزم بسازیم PageV1P1533 ### || [genre: Gh] # 1 بیا تا قدر یک دیگر بدانیم %~% که تا ناگه ز یک دیگر نمانیم # 2 چو مؤمن آینه مؤمن یقین شد %~% چرا با آینه ما روگرانیم # 3 کریمان جان فدای دوست کردند %~% سگی بگذار ما هم مردمانیم # 4 فسون قل اعوذ و قل هو الله %~% چرا در عشق همدیگر نخوانیم # 5 غرض‌ها تیره دارد دوستی را %~% غرض‌ها را چرا از دل نرانیم # 6 گهی خوشدل شوی از من که میرم %~% چرا مرده پرست و خصم جانیم # 7 چو بعد از مرگ خواهی آشتی کرد %~% همه عمر از غمت در امتحانیم # 8 کنون پندار مردم آشتی کن %~% که در تسلیم ما چون مردگانیم # 9 چو بر گورم بخواهی بوسه دادن %~% رخم را بوسه ده کاکنون همانیم # 10 خمش کن مرده وار ای دل ازیرا %~% به هستی متهم ما زین زبانیم ~~PageV1P1534 ### || [genre: Gh] # 1 میان ما درآ ما عاشقانیم %~% که تا در باغ عشقت درکشانیم # 2 مقیم خانه ما شو چو سایه %~% که ما خورشید را همسایگانیم # 3 چو جان اندر جهان گر ناپدیدیم %~% چو عشق عاشقان گر بی‌نشانیم # 4 ولیک آثار ما پیوسته توست %~% که ما چون جان نهانیم و عیانیم # 5 هر آن چیزی که تو گویی که آنید %~% به بالاتر نگر بالای آنیم # 6 تو آبی لیک گردابی و محبوس %~% درآ در ما که ما سیل روانیم # 7 چو ما در فقر مطلق پاکبازیم %~% بجز تصنیف نادانی ندانیم PageV1P1535 ### || [genre: Gh] # 1 چرا شاید چو ما شه زادگانیم %~% که جز صورت ز یک دیگر ندانیم # 2 چو مرغ خانه تا کی دانه چینیم %~% چه شد دریا چو ما مرغابیانیم # 3 برو ای مرغ خانه تو چه دانی %~% که ما مرغان در آن دریا چه سانیم # 4 مزن بر عاشقان عشق تشنیع %~% تو را چه کاین چنینیم و چنانیم # 5 چنینیم و چنان و هر چه ms0850 هستیم %~% اسیر دام عشق بی‌امانیم # 6 چرا از جهل بر ما می دوانی %~% نه گردون را چنین ما می دوانیم # 7 عجب نبود اگر ما را بخایند %~% که آتش دیده و پخته چو نانیم # 8 وگر چون گرگ ما را می درانند %~% چه چاره چون به حکم آن شبانیم # 9 چو چرخ اندر زبان‌ها اوفتادیم %~% چو چرخ بی‌گناه و بی‌زبانیم # 10 حریف کهرباییم ار چو کاهیم %~% نه در زندان چو کاه کاهدانیم # 11 نتاند باد کاه ما ربودن %~% که ما زان کهربا اندر امانیم # 12 تو را باد و دم شهوت رباید %~% نه ما که کهربای عقل و جانیم # 13 خمش کن کاه و کوه و کهربا چیست %~% که آنچ از فهم بیرون است آنیم ~~PageV1P1536 ### || [genre: Gh] # 1 بر آن بودم که فرهنگی بجویم %~% که آن مه رو نهد رویی به رویم # 2 بگفتم یک سخن دارم به خاطر %~% به پیش آ تا به گوش تو بگویم # 3 که خوابی دیده‌ام من دوش ای جان %~% ز تو خواهم که تعبیرش بجویم # 4 ندارم محرم این خواب جز تو %~% تو بشنو ای شه ستارخویم # 5 بجنبانید سر را و بخندید %~% سری را که بداند مو به مویم # 6 که یعنی حیله با من می سکالی %~% که من آیینه هر رنگ و بویم # 7 مثال لعبتی ام در کف او %~% که نقش سوزن زردوز اویم # 8 نباشد بی‌حیات آن نقش کو کرد %~% کمین نقشش منم درهای و هویم ~~PageV1P1537 ### || [genre: Gh] # 1 مگردان روی خود ای دیده رویم %~% به من بنگر که تا از تو برویم # 2 سبوی جسمم از چشمه‌ات پرآب است %~% مکن ای سنگ دل مشکن سبویم # 3 تو جویایی و من جویانتر از تو %~% که داند تو چه جویی من چه جویم # 4 همین دانم که از بوی گل تو %~% مثال گل قبا در خون بشویم # 5 منم ضراب و عشقت چون ترازو %~% از این خاموش گویا چند گویم # 6 ms0851 زهی مشکل که تو خود سو نداری %~% و من در جستن تو سو به سویم # 7 تو اندر هیچ کویی درنگنجی %~% و من اندر پی تو کو به کویم PageV1P1538 ### || [genre: Gh] # 1 بیا با هم سخن از جان بگوییم %~% ز گوش و چشم‌ها پنهان بگوییم # 2 چو گلشن بی‌لب و دندان بخندیم %~% چو فکرت بی‌لب و دندان بگوییم # 3 به سان عقل اول سر عالم %~% دهان بربسته تا پایان بگوییم # 4 سخندانان چو مشرف بر دهانند %~% برون از خرگه ایشان بگوییم # 5 کسی با خود سخن پیدا نگوید %~% اگر جمله یکیم آن سان بگوییم # 6 تو با دست تو چون گویی که برگیر %~% چو همدستیم از آن دستان بگوییم # 7 بداند دست و پا از جنبش دل %~% دهان ساکن دل جنبان بگوییم # 8 بداند ذره ذره امر تقدیر %~% اگر خواهی مثال آن بگوییم PageV1P1539 ### || [genre: Gh] # 1 مرا خواندی ز در تو خستی از بام %~% زهی بازی زهی بازی زهی دام # 2 از آن بازی که من می دانم و تو %~% چه بازی‌ها تو پختستی و من خام # 3 تویی کز مکر و از افسوس و وعده %~% چو خواهی سنگ و آهن را کنی رام # 4 مها با این همه خوشی تو چونی %~% ز زحمت‌های ما وز جور ایام # 5 چه می پرسم تو خود چون خوش نباشی %~% که در مجلس تو داری جام بر جام # 6 مرا در راه دی دشنام دادی %~% چنین مستم ز شیرینی دشنام PageV1P1540 ### || [genre: Gh] # 1 چنان مستم چنان مستم من این دم %~% که حوا را بنشناسم ز آدم # 2 ز شور من بشوریده‌ست دریا %~% ز سرمستی من مست است عالم # 3 زهی سر ده که سر ببریده جلاد %~% که تا دنیا نبیند هیچ ماتم # 4 حلال اندر حلال اندر حلال است %~% می خنب خدا نبود محرم # 5 از این باده جوان گر خورده بودی %~% نبودی پشت پیر چرخ را خم # 6 زمین ار خورده بودی ms0852 فارغستی %~% از آن که ابر تر بارد بر او نم # 7 دل بی‌عقل شرح این بگفتی %~% اگر بودی به عالم نیم محرم # 8 ز آب و گل برون بردی شما را %~% اگر بودی شما را پای محکم PageV1P1541 ### || [genre: Gh] # 1 کجایی ساقیا درده مدامم %~% که من از جان غلامت را غلامم # 2 می اندرده تهی دستم چه داری %~% که از خون جگر پر گشت جامم # 3 ز ننگ من نگوید نام من کس %~% چو من مردی چه جای ننگ و نامم # 4 چو بر جانم زدی شمشیر عشقت %~% تمامم کن که زنده ناتمامم # 5 گهم زاهد همی‌خوانند و گه رند %~% من مسکین ندانم تا کدامم # 6 ز من چون شمع تا یک ذره باقی است %~% نخواهد بود جز آتش مقامم # 7 مرا جز سوختن راه دگر نیست %~% بیا تا خوش بسوزم زانک خامم PageV1P1542 ### || [genre: Gh] # 1 مرا گویی چه سانی من چه دانم %~% کدامی وز کیانی من چه دانم # 2 مرا گویی چنین سرمست و مخمور %~% ز چه رطل گرانی من چه دانم # 3 مرا گویی در آن لب او چه دارد %~% کز او شیرین زبانی من چه دانم # 4 مرا گویی در این عمرت چه دیدی %~% به از عمر و جوانی من چه دانم # 5 بدیدم آتشی اندر رخ او %~% چو آب زندگانی من چه دانم # 6 اگر من خود توام پس تو کدامی %~% تو اینی یا تو آنی من چه دانم # 7 چنین اندیشه‌ها را من کی باشم %~% تو جان مهربانی من چه دانم # 8 مرا گویی که بر راهش مقیمی %~% مگر تو راهبانی من چه دانم # 9 مرا گاهی کمان سازی گهی تیر %~% تو تیری یا کمانی من چه دانم # 10 خنک آن دم که گویی جانت بخشم %~% بگویم من تو دانی من چه دانم # 11 ز بی‌صبری بگویم شمس تبریز %~% چنینی و چنانی من چه دانم PageV1P1543 ### || [genre: Gh] # 1 شراب شیره انگور خواهم %~% حریف سرخوش مخمور ms0853 خواهم # 2 مرا بویی رسید از بوی حلاج %~% ز ساقی باده منصور خواهم # 3 ز مطرب ناله سرنای خواهم %~% ز زهره زاری طنبور خواهم # 4 چو یارم در خرابات خراب است %~% چرا من خانه معمور خواهم # 5 بیا نزدیکم ای ساقی که امروز %~% من از خود خویشتن را دور خواهم # 6 اگر گویم مرا معذور می دار %~% مرا گوید تو را معذور خواهم # 7 مرا در چشم خود ره ده که خود را %~% ز چشم دیگران مستور خواهم # 8 یکی دم دست را از روی برگیر %~% که در دنیا بهشت و حور خواهم # 9 اگر چشم و دلم غیر تو بیند %~% در آن دم چشم‌ها را کور خواهم # 10 ببستم چشم خود از نور خورشید %~% که من آن چهره پرنور خواهم # 11 چو رنجوران دل را تو طبیبی %~% سزد گر خویش را رنجور خواهم # 12 چو تو مر مردگان را می دهی جان %~% سزد گر خویش را در گور خواهم ~~PageV1P1544 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم تصدیع از جهان بردم %~% بیرون شدم از زحیر و جان بردم # 2 کردم بدرود همنشینان را %~% جان را به جهان بی‌نشان بردم # 3 زین خانه شش دری برون رفتم %~% خوش رخت به سوی لامکان بردم # 4 چون میر شکار غیب را دیدم %~% چون تیر پریدم و کمان بردم # 5 چوگان اجل چو سوی من آمد %~% من گوی سعادت از میان بردم # 6 از روزن من مهی عجب درتافت %~% رفتم سوی بام و نردبان بردم # 7 این بام فلک که مجمع جان‌هاست %~% ز آن خوشتر بد که من گمان بردم # 8 شاخ گل من چو گشت پژمرده %~% بازش سوی باغ و گلستان بردم # 9 چون مشتریی نبود نقدم را %~% زودش سوی اصل اصل کان بردم # 10 زین قلب زنان قراضه جان را %~% هم جانب زرگر ارمغان بردم # 11 در غیب جهان بی‌کران دیدم %~% آلاجق خود بدان کران بردم # 12 بر من مگری که زین سفر شادم %~% چون ms0854 راه به خطه جنان بردم # 13 این نکته نویس بر سر گورم %~% که سر ز بلا و امتحان بردم # 14 خوش خسپ تنا در این زمین که من %~% پیغام تو سوی آسمان بردم # 15 بربند زنخ که من فغان‌ها را %~% سرجمله به خالق فغان بردم # 16 زین بیش مگو غم دل ایرا من %~% دل را به جناب غیب دان بردم ~~PageV1P1545 ### || [genre: Gh] # 1 من با تو حدیث بی‌زبان گویم %~% وز جمله حاضران نهان گویم # 2 جز گوش تو نشنود حدیث من %~% هر چند میان مردمان گویم # 3 در خواب سخن نه بی‌زبان گویند %~% در بیداری من آن چنان گویم # 4 جز در بن چاه می ننالم من %~% اسرار غم تو بی‌مکان گویم # 5 بر روی زمین نشسته باشم خوش %~% احوال زمین بر آسمان گویم # 6 معشوق همی‌شود نهان از من %~% هر چند علامت نشان گویم # 7 جان‌های لطیف در فغان آیند %~% آن دم که من از غمت فغان گویم ~~PageV1P1546 ### || [genre: Gh] # 1 روی تو چو نوبهار دیدم %~% گل را ز تو شرمسار دیدم # 2 تا در دل من قرار کردی %~% دل را ز تو بی‌قرار دیدم # 3 من چشم شدم همه چو نرگس %~% کان نرگس پرخمار دیدم # 4 در عشق روم که عشق را من %~% از جمله بلا حصار دیدم # 5 از ملک جهان و عیش عالم %~% من عشق تو اختیار دیدم # 6 خود ملک تویی و جان عالم %~% یک بود و منش هزار دیدم # 7 من مردم و از تو زنده گشتم %~% پس عالم را دو بار دیدم # 8 ای مطرب اگر تو یار مایی %~% این پرده بزن که یار دیدم # 9 در شهر شما چه یار جویم %~% چون یاری شهریار دیدم # 10 چون در بر خود خوشش فشردم %~% آیین شکرفشار دیدم # 11 چون بستم من دهان ز گفتن %~% بس گفتن بی‌شمار دیدم # 12 چون پای نماند اندر این ره %~% من رفتن راهوار دیدم # 13 سر درنکشم ز ضر ms0855 که بی‌سر %~% سرهای کلاه دار دیدم # 14 بس کن که ملول گشت دلبر %~% بر خاطر او غبار دیدم PageV1P1547 ### || [genre: Gh] # 1 زنهار مرا مگو که پیرم %~% پیری و فنا کجا پذیرم # 2 من ماهی چشمه حیاتم %~% من غرقه بحر شهد و شیرم # 3 جز از لب لعل جان ننوشم %~% غیر سر زلف او نگیرم # 4 گر کژ نهدم کمان ابرو %~% در حکم کمان او چو تیرم # 5 انداخته‌ای چو تیر دورم %~% برگیر که از تو ناگزیرم # 6 پرم تو دهی چرا نپرم %~% میرم چو تویی چرا بمیرم PageV1P1548 ### || [genre: Gh] # 1 گر از غم عشق عار داریم %~% پس ما به جهان چه کار داریم # 2 یا رب تو مده قرار ما را %~% گر بی‌رخ تو قرار داریم # 3 ای یوسف یوسفان کجایی %~% ما روی در آن دیار داریم # 4 هر صبح بر آن دو زلف مشکین %~% چون باد صبا گذار داریم # 5 چون حلقه زلف خود شماری %~% ما چشم در آن شمار داریم # 6 چشم تو شکار کرد جان را %~% ما دیده در آن شکار داریم # 7 ای آب حیات در کنارت %~% این آتش از آن کنار داریم # 8 زان لاله ستان چه زار گشتیم %~% یا رب که چه لاله زار داریم # 9 گوییم ز رشک شمس تبریز %~% نی سیم و نه زر نه یار داریم PageV1P1549 ### || [genre: Gh] # 1 از اصل چو حورزاد باشیم %~% شاید که همیشه شاد باشیم # 2 ما داد طرب دهیم تا ما %~% در عشق امیرداد باشیم # 3 چون عشق بنا نهاد ما را %~% دانی که نکونهاد باشیم # 4 در عشق توام گشاد دیده %~% چون عشق تو باگشاد باشیم # 5 ما را چو مراد بی‌مرادی است %~% پس ما همه بر مراد باشیم # 6 چون بنده بندگان عشقیم %~% کیخسرو و کیقباد باشیم # 7 چون یوسف آن عزیز مصریم %~% هر چند که در مزاد باشیم # 8 بر چهره یوسفی حجابی است %~% اندر پس پرده راد باشیم # 9 خود باد حجاب ms0856 را رباید %~% ما منتظران باد باشیم # 10 ما دل به صلاح دین سپردیم %~% تا در دل او به یاد باشیم PageV1P1550 ### || [genre: Gh] # 1 ما آفت جان عاشقانیم %~% نی خانه نشین و خانه بانیم # 2 اندر دل تو اگر خیال است %~% می پنداری که ما ندانیم # 3 اسرار خیال‌ها نه ماییم %~% هر سودا را نه ما پزانیم # 4 دل‌ها بر ما کبوترانند %~% هر لحظه به جانبی پرانیم # 5 تن گفت به جان از این نشان کو %~% جان گفت که سر به سر نشانیم # 6 آخر تو به گفت خویش بنگر %~% کاندر دهن تو می نشانیم # 7 هر دم بغل تو را گرفته %~% در راحت و رنج می کشانیم # 8 تا آتش و آب و بادطبعی %~% ما باده خاکیت چشانیم # 9 وان گاه دهان تو بشوییم %~% آن جا برسی که ما نهانیم # 10 چون رخت تو در نهان کشیدیم %~% آنگه بینی که ما چه سانیم # 11 چون نقش تو از زمین ببردیم %~% دانی که عجایب زمانیم # 12 هر سو نگری زمان نبینی %~% پس لاف زنی که لامکانیم # 13 همرنگ دلت شود تن تو %~% در رقص آیی که جمله جانیم # 14 لب بر لب ما نهی تو بی‌لب %~% اقرار کنی که همزبانیم # 15 ای شمس الدین و شاه تبریز %~% از بندگیت شهنشهانیم PageV1P1551 ### || [genre: Gh] # 1 ما صحبت همدگر گزینیم %~% بر دامن همدگر نشینیم # 2 یاران همه پیشتر نشینید %~% تا چهره همدگر ببینیم # 3 ما را ز درون موافقت‌هاست %~% تا ظن نبری که ما همینیم # 4 این دم که نشسته‌ایم با هم %~% می بر کف و گل در آستینیم # 5 از عین به غیب راه داریم %~% زیرا همراه پیک دینیم # 6 از خانه به باغ راه داریم %~% همسایه سرو و یاسمینیم # 7 هر روز به باغ اندرآییم %~% گل‌های شکفته صد ببینیم # 8 وز بهر نثار عاشقان را %~% دامن دامن ز گل بچینیم # 9 از باغ هر آنچ جمع کردیم %~% در پیش نهیم و برگزینیم ms0857 # 10 از ما دل خویش درمدزدید %~% ما دزد نه‌ایم ما امینیم # 11 اینک دم ما نسیم آن گل %~% ما گلبن گلشن یقینیم # 12 عالم پر شد نسیم آن گل %~% یعنی که بیا که ما چنینیم # 13 بومان ببرد چو بوی بردیم %~% مه مان کند ار چه ما کهینیم # 14 هر چند کمین غلام عشقیم %~% چون عشق نشسته در کمینیم PageV1P1552 ### || [genre: Gh] # 1 چون ذره به رقص اندرآییم %~% خورشید تو را مسخر آییم # 2 در هر سحری ز مشرق عشق %~% همچون خورشید ما برآییم # 3 در خشک و تر جهان بتابیم %~% نی خشک شویم و نی تر آییم # 4 بس ناله مس‌ها شنیدیم %~% کای نور بتاب تا زر آییم # 5 از بهر نیاز و درد ایشان %~% ما بر سر چرخ و اختر آییم # 6 از سیمبری که هست دلبر %~% از بهر قلاده عنبر آییم # 7 زان خرقه خویش ضرب کردیم %~% تا زین به قبای ششتر آییم # 8 ما صرف کشان راه فقریم %~% سرمست نبیذ احمر آییم # 9 گر زهر جهان نهند بر ما %~% از باطن خویش شکر آییم # 10 آن روز که پردلان گریزند %~% در عین وغا چو سنجر آییم # 11 از خون عدو نبیذ سازیم %~% وانگه بکشیم و خنجر آییم # 12 ما حلقه عاشقان مستیم %~% هر روز چو حلقه بر در آییم # 13 طغرای امان ما نوشت او %~% کی از اجلی به غرغر آییم # 14 اندر ملکوت و لامکان ما %~% بر کره چرخ اخضر آییم # 15 از عالم جسم خفیه گردیم %~% در عالم عشق اظهر آییم # 16 در جسم شده‌ست روح طاهر %~% بی‌جسم شویم و اطهر آییم # 17 شمس تبریز جان جان است %~% در برج ابد برابر آییم PageV1P1553 ### || [genre: Gh] # 1 جز جانب دل به دل نیاییم %~% یک لحظه برون دل نپاییم # 2 ماننده نای سربریده %~% بی‌برگ شدیم و بانواییم # 3 همچون جگر کباب عاشق %~% جز آتش عشق را نشاییم # 4 ما ذره آفتاب عشقیم %~% ای عشق برآی تا برآییم ms0858 # 5 ما را به میان ذره‌ها جوی %~% ما خردترین ذره‌هاییم # 6 ور زانک بجویی و نیابی %~% بدهیم نشان که ما کجاییم # 7 در خانه چو آفتاب درتافت %~% گرد سر روزن سراییم PageV1P1554 ### || [genre: Gh] # 1 ای برده نماز من ز هنگام %~% هین وقت نماز شد بیارام # 2 ای خورده تو خون صد قلندر %~% ای بر تو حلال خون بیاشام # 3 عشق تو و آنگهی سلامت %~% ای دشمن ننگ و دشمن نام # 4 مستی تو وانگهی سر و پا %~% دیوانه وانگهی سرانجام # 5 یک حرف بپرسمت بگویی %~% دلسوخته دیده چنین خام # 6 پیداست که یار من ملول است %~% خاموش شدم به کام و ناکام PageV1P1555 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب توبه چرا شکستم %~% وز لقمه دهان چرا نبستم # 2 گر وسوسه کرد گرد پیچم %~% در پیچش او چرا نشستم # 3 آخر دیدم به عقل موضع %~% صد بار و هزار بار رستم # 4 از بندگی خدا ملولم %~% زیرا که به جان گلوپرستم # 5 خود من جعل المهوم هما %~% از لفظ رسول خوانده استم # 6 چون بر دل من نشسته دودی %~% چون زود چو گرد برنجستم # 7 این‌ها که نبشتم از ندامت %~% آن وقت نبشته بود دستم PageV1P1556 ### || [genre: Gh] # 1 دانی کامروز از چه زردم %~% ای تو همه شب حریف نردم # 2 در نرد دل از تو متهم شد %~% کو مهره ربود از نبردم # 3 گفتم که دلا بیار مهره %~% کز رفتن مهره من به دردم # 4 بگشاد دلم بغل که می جو %~% گر هست بیاب من نخوردم # 5 دیوانه شدم ز درد مهره %~% دل را همه شب شکنجه کردم # 6 می گفت بلی و گاه نی نی %~% گه عشوه بداد گرم و سردم # 7 گفتم که تو برده‌ای یقین است %~% من از تو به عشوه برنگردم # 8 دل گفت چگونه دزد باشم %~% من خازن چرخ لاژوردم # 9 زین دمدمه از خرم بیفکند %~% دریافت که من سلیم مردم # 10 خر رفت و رسن ببرد و ms0859 دل گفت %~% من در پی گرد او چه گردم PageV1P1557 ### || [genre: Gh] # 1 من دوش به تازه عهد کردم %~% سوگند به جان تو بخوردم # 2 کز روی تو چشم برندارم %~% گر تیغ زنی ز تو نگردم # 3 درمان ز کسی دگر نجویم %~% زیرا ز فراق توست دردم # 4 در آتشم ار فروبری تو %~% گر آه برآورم نه مردم # 5 برخاستم از رهت چو گردی %~% بر خاک ره تو بازگردم PageV1P1558 ### || [genre: Gh] # 1 تا عشق تو سوخت همچو عودم %~% یک عقده نماند از وجودم # 2 گه باروی چرخ رخنه کردم %~% گه سکه آفتاب سودم # 3 چون مه پی آفتاب رفتم %~% گه کاهیدم گهی فزودم # 4 از تو دل من نمی‌شکیبد %~% صد بار منش بیازمودم # 5 این بخشش توست زور من نیست %~% گر حلقه سیم درربودم # 6 گر دشمن چاشتم خفاشم %~% ور منکر احمدم جهودم # 7 تفهیم تو تیز کرد گوشم %~% کان راز شریف را شنودم # 8 سیل آمد و برد خفتگان را %~% من تشنه بدم نمی‌غنودم # 9 صیقل گر سینه امر کن بود %~% گر من ز کسل نمی‌زدودم # 10 توفیر شد از مکارم تو %~% هر تقصیری که من نمودم # 11 من جود چرا کنم به جلدی %~% کز جود تو مو به موی جودم # 12 از عشق تو بر فراز عرشم %~% گر بالایم وگر فرودم # 13 از فضل تو است اگر ضحوکم %~% از رشک تو است اگر حسودم # 14 بس کردم ذکر شمس تبریز %~% ای عالم سر تار و پودم PageV1P1559 ### || [genre: Gh] # 1 تا چهره آن یگانه دیدم %~% دل در غم بی‌کرانه دیدم # 2 گفتی فرداست روز بازار %~% بازار تو را بهانه دیدم # 3 دل را چو انار ترش و شیرین %~% خون بسته و دانه دانه دیدم # 4 زهر عالم همه عسل شد %~% تا شهد تو در میانه دیدم # 5 جان را چو وثاق و جای زنبور %~% از شهد تو خانه خانه دیدم # 6 بر آتشم و هنوز در عشق %~% زان دوزخ یک ms0860 زبانه دیدم # 7 شطرنج که صد هزار خانه‌ست %~% از جمله آن دو خانه دیدم # 8 یک خانه پر از خمار دیدم %~% یک خانه می مغانه دیدم # 9 چون عشق چنین دو روی دارد %~% سرگشتگی زمانه دیدم # 10 وانگه زین سر به سوی آن سر %~% دزدیده ره و دهانه دیدم # 11 زان ره خرد دقیقه بین را %~% اندیشه ابلهانه دیدم # 12 او بر سر گنج بی‌نشانی %~% سرگشته که من نشانه دیدم # 13 او زیر پر همای دولت %~% گوید که به خواب لانه دیدم # 14 جانی که ز غم ز پا درآمد %~% در عالم دل روانه دیدم # 15 جانی که فسانه داند این را %~% او را همگی فسانه دیدم # 16 نالنده و بی‌خبر ز نالش %~% چون بربط و چون چغانه دیدم # 17 بس شانه مکن که طره عشق %~% بیرون ز حدود شانه دیدم # 18 صد شب بر او ترانه گویی %~% روزت گوید تو را ندیدم # 19 هر درد که آن دوا ندارد %~% سوی دل خود دوانه دیدم PageV1P1560 ### || [genre: Gh] # 1 گر ناز تو را به گفت نارم %~% مهر تو درون سینه دارم # 2 بی‌مهر تو گر گلی ببویم %~% در حال بسوز همچو خارم # 3 ماننده ماهی ار خموشم %~% چون موج و چو بحر بی‌قرارم # 4 ای بر لب من نهاده مهری %~% می کش تو به سوی خود مهارم # 5 مقصود تو چیست من چه دانم %~% دانم که من اندر این قطارم # 6 نشخوار غمت زنم چو اشتر %~% چون اشتر مست کف برآرم # 7 هر چند نهان کنم نگویم %~% در حضرت عشق آشکارم # 8 ماننده دانه زیر خاکم %~% موقوف اشارت بهارم # 9 تا بی‌دم خود زنم دمی خوش %~% تا بی‌سر خود سری بخارم PageV1P1561 ### || [genre: Gh] # 1 من اشتر مست شهریارم %~% آن خایم کز گلو برآرم # 2 چون گلبن روی اوست خویم %~% اشکوفه من بود نثارم # 3 چون بحر اگر ترش کنم رو %~% پرگوهر و در بود کنارم # 4 گر یار وصال ما نجوید ms0861 %~% با عشق وصال یار غارم # 5 خواری که به پیش خلق عار است %~% آن عار شده‌ست افتخارم # 6 باد منطق برون کن از لنج %~% کز باد نطق در این غبارم PageV1P1562 ### || [genre: Gh] # 1 روزی که گذر کنی به گورم %~% یاد آور از این نفیر و شورم # 2 پرنور کن آن تک لحد را %~% ای دیده و ای چراغ نورم # 3 تا از تو سجود شکر آرد %~% اندر لحد این تن صبورم # 4 ای خرمن گل شتاب مگذار %~% خوش کن نفسی بدان بخورم # 5 وان گاه که بگذری مینگار %~% کز روزن و درگه تو دورم # 6 گر سنگ لحد ببست راهم %~% از راه خیال بی‌فتورم # 7 گر صد کفنم بود ز اطلس %~% بی‌خلعت صورت تو عورم # 8 از صحن سرای تو برآیم %~% در نقب زنی مگر که مورم # 9 من مور توام تویی سلیمان %~% یک دم مگذار بی‌حضورم # 10 خامش کردم بگو تو باقی %~% کز گفت و شنود خود نفورم # 11 شمس تبریز دعوتم کن %~% چون دعوت توست نفخ صورم PageV1P1563 ### || [genre: Gh] # 1 ای دشمن روزه و نمازم %~% وی عمر و سعادت درازم # 2 هر پرده که ساختم دریدی %~% بگذشت از آنک پرده سازم # 3 ای من چو زمین و تو بهاری %~% پیدا شده از تو جمله رازم # 4 چون صید شدم چگونه پرم %~% چون مات توام دگر چه بازم # 5 پروانه من چو سوخت بر شمع %~% دیگر ز چه باشد احترازم # 6 نزدیکتری به من ز عقلم %~% پس سوی تو من چگونه یازم # 7 بگداز مرا که جمله قندم %~% گر من فسرم وگر گدازم # 8 یک بارگی از وفا مشو دست %~% یک بار دگر ببین نیازم # 9 یک بار دگر مرا فسون خوان %~% وز روح مسیح کن طرازم # 10 بر قنطره بست باج دارم %~% از بهر عبور ده جوازم # 11 خاموش که گفت حاجتش نیست %~% در گفتن خویش یاوه تازم # 12 خاموش که عاقبت مرا کار %~% محمود بود چو من ms0862 ایازم PageV1P1564 ### || [genre: Gh] # 1 تا با تو قرین شده‌ست جانم %~% هر جا که روم به گلستانم # 2 تا صورت تو قرین دل شد %~% بر خاک نیم بر آسمانم # 3 گر سایه من در این جهان است %~% غم نیست که من در آن جهانم # 4 من عاریه‌ام در آن که خوش نیست %~% چیزی که بدان خوشم من آنم # 5 در کشتی عشق خفته‌ام خوش %~% در حالت خفتگی روانم # 6 امروز جمادها شکفته‌ست %~% امروز میان زندگانم # 7 چون علم بالقلم رهم داد %~% پس تخته نانبشته خوانم # 8 چون کان عقیق در گشاده‌ست %~% چه غم که خراب شد دکانم # 9 زان رطل گران دلم سبک شد %~% گر دل سبک است سرگرانم # 10 ای ساقی تاج بخش پیش آ %~% تا بر سر و دیده‌ات نشانم # 11 جز شمع و شکر مگوی چیزی %~% چیزی بمگو که من ندانم PageV1P1565 ### || [genre: Gh] # 1 امروز مرا چه شد چه دانم %~% امروز من از سبک دلانم # 2 در دیده عقل بس مکینم %~% در دیده عشق بی‌مکانم # 3 افسوس که ساکن زمینم %~% انصاف که صارم زمانم # 4 این طرفه که با تن زمینی %~% بر پشت فلک همی‌دوانم # 5 آن بار که چرخ برنتابد %~% از قوت عشق می کشانم # 6 از سینه خویش آتشش را %~% تا سینه سنگ می رسانم # 7 از لذت و از صفای قندش %~% پرشهد شده‌ست این دهانم # 8 از مشکل شمس حق تبریز %~% من نکته مشکل جهانم PageV1P1566 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان لطیف و ای جهانم %~% از خواب گرانت برجهانم # 2 بی‌شرم و حیا کنم تقاضا %~% دانی که غریم بی‌امانم # 3 گر بر دل تو غبار بینم %~% از اشک خودش فرونشانم # 4 ای گلبن جان برای مجلس %~% بگرفته امت که گل فشانم # 5 یک بوسه بده که اندر این راه %~% من باج عقیق می ستانم # 6 بسیار شب است کاندر این دشت %~% من از پی باج راهبانم # 7 شب نعره زنم چو پاسبانان %~% چون طالب باج کاروانم ms0863 # 8 همخانه گریخت از نفیرم %~% همسایه گریست از فغانم PageV1P1567 ### || [genre: Gh] # 1 ناآمده سیل تر شدستیم %~% نارفته به دام پای بستیم # 2 شطرنج ندیده‌ایم و ماتیم %~% یک جرعه نخورده‌ایم و مستیم # 3 همچون شکن دو زلف خوبان %~% نادیده مصاف ما شکستیم # 4 ما سایه آن بتیم گویی %~% کز اصل وجود بت پرستیم # 5 سایه بنماید و نباشد %~% ما نیز چو سایه نیست هستیم PageV1P1568 ### || [genre: Gh] # 1 آن عشرت نو که برگرفتیم %~% پا دار که ما ز سر گرفتیم # 2 آن دلبر خوب باخبر را %~% مست و خوش و بی‌خبر گرفتیم # 3 هر لحظه ز حسن یوسف خود %~% صد مصر پر از شکر گرفتیم # 4 در خانه حسن بود ماهی %~% رفتیمش و بام و در گرفتیم # 5 آن آب حیات سرمدی را %~% چون آب در این جگر گرفتیم # 6 چون گوشه تاج او بدیدیم %~% مستانه‌اش از کمر گرفتیم # 7 هر نقش که بی‌وی است مرده‌ست %~% از بهر تو جانور گرفتیم # 8 هر جانوری که آن ندارد %~% او را علف سقر گرفتیم # 9 هر کس گهری گرفت از کان %~% از کان همه سیمبر گرفتیم # 10 از تابش نور آفتابی %~% چون ماه جمال و فر گرفتیم # 11 شمس تبریز چون سفر کرد %~% چون ماه از آن سفر گرفتیم PageV1P1569 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق قدیم سال خوردیم %~% وز گفت حسود برنگردیم # 2 زین دمدمه‌ها زنان بترسند %~% بر ما تو مخوان که مرد مردیم # 3 مردانه کنیم کار مردان %~% پنهان نکنیم آنچ کردیم # 4 ما را تو به زرد و سرخ مفریب %~% کز خنجر عشق روی زردیم # 5 بر درد هزار آفرین باد %~% باقی بر ما که یار دردیم PageV1P1570 ### || [genre: Gh] # 1 گر گمشدگان روزگاریم %~% ره یافتگان کوی یاریم # 2 گم گردد روزگار چون ما %~% گر آتش دل بر او گماریم # 3 نی سر ماند نه عقل او را %~% گر ما سر فتنه را بخاریم # 4 این مرگ که خلق لقمه اوست %~% یک لقمه کنیم ms0864 و غم نداریم # 5 تو غرقه وام این قماری %~% ما وام گزار این قماریم # 6 جانی مانده‌ست رهن این وام %~% جان را بدهیم و برگزاریم PageV1P1571 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق و بی‌دل و فقیریم %~% هم کودک و هم جوان و پیریم # 2 چون کبریتیم و هیزم خشک %~% ما آتش عشق زو پذیریم # 3 از آتش عشق برفروزیم %~% اما چون برق زو نمیریم # 4 ما خون جگر خوریم چون شیر %~% چون یوز نه عاشق پنیریم # 5 گویند شما چه دست گیرید %~% کو دست تو را که دست گیریم # 6 بر خویش پرست همچو خاریم %~% بر دوست پرست چون حریریم # 7 عاشق که چو شمع می بسوزد %~% او را چو فتیله ناگزیریم # 8 از ما مگریز زانک با تو %~% آمیخته همچو شهد و شیریم # 9 تو میر شکار بی‌نظیری %~% ما نیز شکار بی‌نظیریم # 10 در حسن تو را تنور گرم است %~% ما را بربند ما خمیریم # 11 ما را به قدوم خویش درباف %~% زیر قدم تو چون حصیریم PageV1P1572 ### || [genre: Gh] # 1 نی سیم و نه زر نه مال خواهیم %~% از لطف تو پر و بال خواهیم # 2 نی حاکمی و نه حکم خواهیم %~% بر حکم تو احتمال خواهیم # 3 ای عمر عزیز عمر ما باش %~% نی هفته نه مه نه سال خواهیم # 4 ما بدر نی ایم و از پی بدر %~% خود را چو قد هلال خواهیم # 5 از بهر مطالعه خیالت %~% خود را به کم از خیال خواهیم # 6 چون دلو مسافران چاهیم %~% کان یوسف خوش خصال خواهیم # 7 چون آینه نقش خود زدایم %~% چون عکس چنان جمال خواهیم # 8 چون چشم نظر کند بجز تو %~% جان را ز تو گوشمال خواهیم # 9 خاموش ز قال چند لافی %~% چون حال آمد چه قال خواهیم PageV1P1573 ### || [genre: Gh] # 1 ما شاخ گلیم نی گیاهیم %~% ما شیوه تر و تازه خواهیم # 2 اشکوفه باغ آسمانیم %~% نقل و می مجلس الهیم # 3 ما جوی نه‌ایم ms0865 بلک آبیم %~% ما ابر نه‌ایم بلک ماهیم # 4 لوح و قلمیم نی حروفیم %~% تیغ و علمیم نی سپاهیم # 5 هم خسته غمزه چو تیریم %~% هم بسته طره سیاهیم PageV1P1574 ### || [genre: Gh] # 1 ما زنده به نور کبریاییم %~% بیگانه و سخت آشناییم # 2 نفس است چو گرگ لیک در سر %~% بر یوسف مصر برفزاییم # 3 مه توبه کند ز خویش بینی %~% گر ما رخ خود به مه نماییم # 4 درسوزد پر و بال خورشید %~% چون ما پر و بال برگشاییم # 5 این هیکل آدم است روپوش %~% ما قبله جمله سجده‌هاییم # 6 آن دم بنگر مبین تو آدم %~% تا جانت به لطف دررباییم # 7 ابلیس نظر جدا جدا داشت %~% پنداشت که ما ز حق جداییم # 8 شمس تبریز خود بهانه‌ست %~% ماییم به حسن لطف ماییم # 9 با خلق بگو برای روپوش %~% کو شاه کریم و ما گداییم # 10 ما را چه ز شاهی و گدایی %~% شادیم که شاه را سزاییم # 11 محویم به حسن شمس تبریز %~% در محو نه او بود نه ماییم PageV1P1575 ### || [genre: Gh] # 1 امروز نیم ملول شادم %~% غم را همه طاق برنهادم # 2 بر سبلت هر کجا ملولی است %~% گر میر من است و اوستادم # 3 امروز میان به عیش بستم %~% روبند ز روی مه گشادم # 4 امروز ظریفم و لطیفم %~% گویی که مگر ز لطف زادم # 5 یاری که نداد بوسه از ناز %~% او بوسه بجست و من ندادم # 6 من دوش عجب چه خواب دیدم %~% کامروز عظیم بامرادم # 7 گفتی تو که رو که پادشاهی %~% آری که خوش و خجسته بادم # 8 بی‌ساقی و بی‌شراب مستم %~% بی‌تخت و کلاه کیقبادم # 9 در من ز کجا رسد گمان‌ها %~% سبحان الله کجا فتادم PageV1P1576 ### || [genre: Gh] # 1 من جز احد صمد نخواهم %~% من جز ملک ابد نخواهم # 2 جز رحمت او نبایدم نقل %~% جز باده که او دهد نخواهم # 3 اندیشه عیش بی‌حضورش %~% ترسم که بدو رسد نخواهم # 4 بی‌او ز ms0866 برای عشرت من %~% خورشید سبو کشد نخواهم # 5 من مایه باده‌ام چو انگور %~% جز ضربت و جز لگد نخواهم # 6 از لذت زخم‌هاش جانم %~% یک ساعت اگر رهد نخواهم # 7 وقت است که جان شویم خالص %~% کاین زحمت کالبد نخواهم # 8 احمد گوید برای روپوش %~% از احمد جز احد نخواهم # 9 مجموع همه است شمس تبریز %~% حق است که من عدد نخواهم PageV1P1577 ### || [genre: Gh] # 1 ما آب دریم ما چه دانیم %~% چه شور و شریم ما چه دانیم # 2 هر دم ز شراب بی‌نشانی %~% خود مستتریم ما چه دانیم # 3 تا گوهر حسن تو بدیدیم %~% رخ همچو زریم ما چه دانیم # 4 تا عشق تو پای ما گرفته‌ست %~% بی‌پا و سریم ما چه دانیم # 5 خشک و تر ما همه تویی تو %~% خوش خشک و تریم ما چه دانیم # 6 سرحلقه زلف تو گرفتیم %~% خوش می شمریم ما چه دانیم # 7 گر زیر و زبر شود دو عالم %~% زیر و زبریم ما چه دانیم # 8 گر سبزه و باغ خشک گردد %~% ما از تو چریم ما چه دانیم # 9 گلزار اگر همه بریزد %~% گل از تو بریم ما چه دانیم # 10 گر چرخ هزار مه نماید %~% در تو نگریم ما چه دانیم # 11 گر زانک شکر جهان بگیرد %~% ما باده خوریم ما چه دانیم # 12 شمس تبریز ز آفتابت %~% همچون قمریم ما چه دانیم PageV1P1578 ### || [genre: Gh] # 1 تا دلبر خویش را نبینیم %~% جز در تک خون دل نشینیم # 2 ما به نشویم از نصیحت %~% چون گمره عشق آن بهینیم # 3 اندر دل درد خانه داریم %~% درمان نبود چو همچنینیم # 4 در حلقه عاشقان قدسی %~% سرحلقه چو گوهر نگینیم # 5 حاشا که ز عقل و روح لافیم %~% آتش در ما اگر همینیم # 6 گر از عقبات روح جستی %~% مستانه مرو که در کمینیم # 7 چون فتنه نشان آسمانیم %~% چون است که فتنه زمینیم # 8 چون ساده‌تر از روان پاکیم %~% پرنقش چرا ms0867 مثال چینیم # 9 پژمرده شود هزار دولت %~% ما تازه و تر چو یاسمینیم # 10 گر متهمیم پیش هستی %~% اندر تتق فنا امینیم # 11 ما پشت بدین وجود داریم %~% کاندر شکم فنا جنینیم # 12 تبریز ببین چه تاجداریم %~% زان سر که غلام شمس دینیم PageV1P1579 ### || [genre: Gh] # 1 گر به خوبی می بلافد لا نسلم لا نسلم %~% کاندر این مکتب ندارد کر و ~~فری هر معلم # 2 متهم شو همچو یوسف تا در آن زندان درآیی %~% زانک در زندان نیاید جز ~~مگر بدنام و ظالم # 3 جای عاقل صدر دیوان جای مجنون قعر زندان %~% حبس و تهمت قسم عاشق تخت و ~~منبر جای عالم # 4 کم طمع شد آن کسی کو طمع در عشق تو بندد %~% کم سخن شد آن کسی که عشق ~~با او شد مکالم # 5 پنجه اندر خون شیران دارد آن شیر سمایی %~% غمزه خون خوار دارد غم ~~ندارد از مظالم # 6 گر بگویم ور خموشم ور بجوشم ور نجوشم %~% اندر این فتنه خوشم من تو برو ~~می باش سالم # 7 مشک بربند ای سقا تو گر چه اندر وقت خوردن %~% مستی آرد این معانی حیرت ~~آرد این معالم PageV1P1580 ### || [genre: Gh] # 1 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم %~% کار دارم من به خانه لا نسلم لا ~~نسلم # 2 گفته‌ای فردا بیایم لطف و نیکویی نمایم %~% وعده‌ست این بی‌نشانه لا ~~نسلم لا نسلم # 3 گفته‌ای رنجور دارم دل ز غم پرشور دارم %~% این فریب است و بهانه لا ~~نسلم لا نسلم # 4 گفت مادر مادرانه چون ببینی دام و دانه %~% این چنین گو ره روانه لا ~~نسلم لا نسلم # 5 گوییم امروز زارم نیت حمام دارم %~% می نمایی سنگ و شانه لا نسلم لا ~~نسلم # 6 هر کجا خوانند ما را تا فریبانند ما را %~% غیر این عالی ستانه لا نسلم ~~لا نسلم # 7 بر سر مستان بیایی هر دمی زحمت نمایی %~% کاین فلان است آن فلانه لا ms0868 ~~نسلم لا نسلم # 8 گوییم من خواجه تاشم عاقبت اندیش باشم %~% تا درافتی در میانه لا نسلم ~~لا نسلم # 9 رو ترش کرد آن مبرسم تا ز شکل او بترسم %~% ای عجوزه بامثانه لا نسلم ~~لا نسلم # 10 دست از خشمم گزیدی گویی از عشقت گزیدم %~% مغلطه است این ای یگانه لا ~~نسلم لا نسلم # 11 جمله را نتوان شمردن شرح یک یک حیله کردن %~% نیست مکرت را کرانه لا ~~نسلم لا نسلم PageV1P1581 ### || [genre: Gh] # 1 می خرامد جان مجلس سوی مجلس گام گام %~% در جبینش آفتاب و در یمینش جام ~~جام # 2 می خرامد بخت ما کو هست نقد وقت ما %~% مشنو ای پخته از این پس ~~وعده‌های خام خام # 3 جا نصر الله حقا مستجیبا داعیا %~% ان تعالوا یا کرامی و ادخلوا بین ~~الکرام # 4 قال ان الله یدعوا اخرجوا من ضیقکم %~% ان عقبا ملتقانا مشعر البیت ~~الحرام # 5 ترجمانش این بود کز خود برون آیید زود %~% ور نه هر دم بند باشد هر دو ~~گامی دام دام # 6 از خودی بیرون رویم آخر کجا در بیخودی %~% بیخودی معنی است معنی ~~باخودی‌ها نام نام # 7 ان تکن اسما فاسم بالمسمی مازج %~% لا کاسم شبه غمد و المسمی کالحسام # 8 مجلس خاص اندرآ و عام را وادان ز خاص %~% ای درونت خاص خاص و ای برونت ~~عام عام PageV1P1582 ### || [genre: Gh] # 1 هر که گوید کان چراغ دیده‌ها را دیده‌ام %~% پیش من نه دیده‌اش را ~~کامتحان دیده‌ام # 2 چشم بد دور از خیالش دوشمان بس لطف کرد %~% من پس گوش از خجالت تا سحر ~~خاریده‌ام # 3 گر چه او عیار و مکار است گرد خویشتن %~% از میان رخت او من نقدها ~~دزدیده‌ام # 4 پای از دزدی کشیدم چونک دست از کار شد %~% زانک دزدی دزدتر از خویشتن ~~بشنیده‌ام # 5 جمله مرغان به پر و بال خود پریده‌اند %~% من ز بال و پر خود بی‌بال و ~~پر پریده‌ام # 6 من به ms0869 سنگ خود همیشه جام خود بشکسته‌ام %~% من به چنگ خود همیشه ~~پرده‌ام بدریده‌ام # 7 من به ناخن‌های خود هم اصل خود برکنده‌ام %~% من ز ابر چشم خود بر کشت ~~جان باریده‌ام # 8 ای سیه دل لاله بر کشتم چرا خندیده‌ای %~% نوبهارت وانماید آنچ من ~~کاریده‌ام # 9 چون بهارم از بهار شمس تبریزی خدیو %~% از درونم جمله خنده وز برون ~~زاریده‌ام PageV1P1583 ### || [genre: Gh] # 1 ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم %~% صد هزاران محنت و رنج و بلا ~~بشناختم # 2 تو چراگاه خرانی نی مقام عیسیی %~% این چراگاه خران را من چرا بشناختم # 3 آب شیرینم ندادی تا که خوان گسترده‌ای %~% دست و پایم بسته‌ای تا دست و ~~پا بشناختم # 4 دست و پا را چون نبندی گاهواره ت خواند حق %~% دست و پا را برگشایم ~~پاگشا بشناختم # 5 چون درخت از زیر خاکی دست‌ها بالا کنم %~% در هوای آن کسی کز وی هوا ~~بشناختم # 6 ای شکوفه تو به طفلی چون شدی پیر تمام %~% گفت رستم از صبا تا من صبا ~~بشناختم # 7 شاخ بالا زان رود زیرا ز بالا آمده‌ست %~% سوی اصل خویش یازم کاصل را ~~بشناختم # 8 زیر و بالا چند گویم لامکان اصل من است %~% من نه از جایم کجا را از ~~کجا بشناختم # 9 نی خمش کن در عدم رو در عدم ناچیز شو %~% چیزها را بین که از ناچیزها ~~بشناختم PageV1P1584 ### || [genre: Gh] # 1 خویش را چون خار دیدم سوی گل بگریختم %~% خویش را چون سرکه دیدم در شکر ~~آمیختم # 2 کاسه پرزهر بودم سوی تریاق آمدم %~% ساغری دردی بدم در آب حیوان ریختم # 3 دیده پردرد بودم دست در عیسی زدم %~% خام دیدم خویش را در پخته‌ای ~~آویختم # 4 خاک کوی عشق را من سرمه جان یافتم %~% شعر گشتم در لطافت سرمه را می ~~بیختم # 5 عشق گوید راست می گویی ولی از خود مبین %~% من چو بادم تو چو آتش من ms0870 تو ~~را انگیختم PageV1P1585 ### || [genre: Gh] # 1 عشوه دادستی که من در بی‌وفایی نیستم %~% بس کن آخر بس کن آخر روستایی ~~نیستم # 2 چون جدا کردی به خنجر عاشقان را بند بند %~% چون مرا گویی که دربند ~~جدایی نیستم # 3 من یکی کوهم ز آهن در میان عاشقان %~% من ز هر بادی نگردم من هوایی ~~نیستم # 4 من چو آب و روغنم هرگز نیامیزم به کس %~% زانک من جان غریبم این سرایی ~~نیستم # 5 ای در اندیشه فرورفته که آوه چون کنم %~% خود بگو من کدخدایم من خدایی ~~نیستم # 6 من نگویم چون کنم دریا مرا تا چون برد %~% غرقه‌ام در بحر و دربند ~~سقایی نیستم # 7 در غم آنم که او خود را نماید بی‌حجاب %~% هیچ اندربند خویش و خودنمایی ~~نیستم PageV1P1586 ### || [genre: Gh] # 1 من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم %~% آنک خم را ساخت هم او می شناسد ~~خوی خم # 2 کوزه‌ها محتاج خم و خم‌ها محتاج جو %~% در میان خم چه باشد آنچ دارد ~~جوی خم # 3 مستیان بس پدید و خمشان را کس ندید %~% عالمی زیر و زبر پیچان شده از ~~بوی خم # 4 گر نبودی بوی آن خم در دماغ خاص و عام %~% پس به هر محفل چرا دارند گفت ~~و گوی خم # 5 بوی خمش خلق را در کوزه فقاع کرد %~% شد هزاران ترک و رومی بنده و ~~هندوی خم # 6 جادوی بر خم نشیند می دواند شهر شهر %~% جادوان را ریش خندی می کند ~~جادوی خم # 7 در سر خود پیچ ای دل مست و بیخود چون شراب %~% همچنین می رو خراب از ~~بوی خم تا روی خم # 8 تا ببینی ناگهان مستی رمیده از جهان %~% نزد خم ای جان عمم که منم ~~خالوی خم # 9 روی از آن سو کن کز این سو گفت و گو را راه نیست %~% چون ز شش سو ~~وارهیدی بازیابی سوی خم PageV1P1587 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ms0871 بگشا جان نگر کش سوی جانان می برم %~% پیش آن عید ازل جان بهر ~~قربان می برم # 2 چون کبوترخانه جان‌ها از او معمور گشت %~% پس چرا این زیره را من سوی ~~کرمان می برم # 3 زانک هر چیزی به اصلش شاد و خندان می رود %~% سوی اصل خویش جان را شاد ~~و خندان می برم # 4 زیر دندان تا نیاید قند شیرین کی بود %~% جان همچون قند را من زیر ~~دندان می برم # 5 تا که زر در کان بود او را نباشد رونقی %~% سوی زرگر اندک اندک زودش از ~~کان می برم # 6 دود آتش کفر باشد نور او ایمان بود %~% شمع جان را من ورای کفر و ایمان ~~می برم # 7 سوی هر ابری که او منکر شود خورشید را %~% آفتابی زیر دامن بهر برهان ~~می برم # 8 شمس تبریز ارمغانم گوهر بحر دل است %~% من ز شرم جان پاکت همچو عمان می ~~برم PageV1P1588 ### || [genre: Gh] # 1 چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم %~% از معانی در معانی تا روم من ~~خوشترم # 2 در معانی گم شدستم همچنین شیرینتر است %~% سوی صورت بازنایم در دو عالم ~~ننگرم # 3 در معانی می گدازم تا شوم همرنگ او %~% زانک معنی همچو آب و من در او ~~چون شکرم # 4 دل نگیرد هیچ کس را از حیات جان خویش %~% من از این معنی ز صورت یاد ~~نارم لاجرم # 5 می خرامم من به باغ از باغ با روحانیان %~% چون گل سرخ لطیف و تازه چون ~~نیلوفرم # 6 کشتی تن را چو موجم تخته تخته بشکنم %~% خویشتن را بسکلم چون خویشتن را ~~لنگرم # 7 ور من از سختی دل در کار خود سستی کنم %~% زود از دریا برآید شعله‌های ~~آذرم # 8 همچو زر خندان خوشم اندر میان آتشش %~% زانک گر ز آتش برآیم همچو زر من ~~بفسرم # 9 من ز افسونی چو ماری سر نهادم بر خطش %~% تا چه افتد ms0872 ای برادر از خط او ~~بر سرم # 10 من ز صورت سیر گشتم آمدم سوی صفات %~% هر صفت گوید درآ این جا که بحر ~~اخضرم # 11 چون سکندر ملک دارم شمس تبریزی ز لطف %~% سوی لشکرهای معنی لاجرم ~~سرلشکرم PageV1P1589 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آن آمد که من سوگندها را بشکنم %~% بندها را بردرانم پندها را ~~بشکنم # 2 چرخ بدپیوند را من برگشایم بند بند %~% همچو شمشیر اجل پیوندها را ~~بشکنم # 3 پنبه‌ای از لاابالی در دو گوش دل نهم %~% پند نپذیرم ز صبر و بندها را ~~بشکنم # 4 مهر برگیرم ز قفل و در شکرخانه روم %~% تا ز شاخی زان شکر این قندها را ~~بشکنم # 5 تا به کی از چند و چون آخر ز عشقم شرم باد %~% کی ز چونی برتر آیم ~~چندها را بشکنم PageV1P1590 ### || [genre: Gh] # 1 نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم %~% نی تو گفتی عالمی در عشق او ~~برهم زنم # 2 نی تو دست او گرفتی عهد کردی دو به دو %~% کز پی آن جان و دل این جان و ~~دل را برکنم # 3 نور چشمت چون منم دورم مبین ای نور چشم %~% سوی بالا بنگر آخر زانک من ~~بر روزنم # 4 ای سررشته طرب‌ها عیسی دوران تویی %~% سر از این روزن فروکن گر چه من ~~چون سوزنم # 5 عشق را روز قیامت آتش و دودی بود %~% نور آن آتش تو باشی دود آن آتش ~~منم # 6 تا نبینم روی چون گلزار آن صد نوبهار %~% همچو لاله من سیه دل صدزبان ~~چون سوسنم # 7 شاه شمس الدین تبریزی منت عاشق بسم %~% روز بزمت همچو مومم روز رزمت ~~آهنم PageV1P1591 ### || [genre: Gh] # 1 روی نیکت بد کند من نیک را بر بد نهم %~% عاشقی بس پخته‌ام این ننگ را ~~بر خود نهم # 2 ننگ عاشق ننگ دارد از همه فخر جهان %~% ننگ را من بر سر آن عشرت بی‌حد ~~نهم # 3 علم چون چادر گشاید در ms0873 برم گیرد به لطف %~% حرف‌های علم را بر گردن ~~ابجد نهم # 4 تاج زرین چون نهد از عاشقی بر فرق من %~% تخت خود را من برآرم بر سر ~~فرقد نهم # 5 چون در آب زندگانی صورتم پنهان شود %~% صورت خود را به پیش صورت احمد ~~نهم # 6 نام شمس الدین تبریزی چو بنویسم بدانک %~% شکر دلخواه را در اشکم کاغذ ~~نهم PageV1P1592 ### || [genre: Gh] # 1 ایها العشاق آتش گشته چون استاره‌ایم %~% لاجرم رقصان همه شب گرد آن مه ~~پاره‌ایم # 2 تا بود خورشید حاضر هست استاره ستیر %~% بی‌رخ خورشید ما می دانک ما ~~آواره‌ایم # 3 الصلا ای عاشقان‌هان الصلا این کاریان %~% باده کاری است این جا زانک ~~ما این کاره‌ایم # 4 هر سحر پیغام آن پیغامبر خوبان رسد %~% کالصلا بیچارگان ما عاشقان را ~~چاره‌ایم # 5 نعره لبیک لبیک از همه برخاسته %~% مصحف معنی تویی ما هر یکی سی ~~پاره‌ایم # 6 خونبهای کشتگان چون غمزه خونی اوست %~% در میان خون خود چون طفلک خون ~~خواره‌ایم # 7 کوه طور از باده‌اش بیخود شد و بدمست شد %~% ما چه کوه آهنیم آخر چه ~~سنگ خاره‌ایم # 8 یک جو از سرش نگوییم ار همه جو جو شویم %~% گرد خرمنگاه چرخ ار چه که ~~ما سیاره‌ایم # 9 همچو مریم حامله نور خدایی گشته‌ایم %~% گر چو عیسی بسته این جسم چون ~~گهواره‌ایم # 10 از درون باره این عقل خود ما را مجو %~% زانک در صحرای عشقش ما برون ~~باره‌ایم # 11 عشق دیوانه‌ست و ما دیوانه دیوانه‌ایم %~% نفس اماره‌ست و ما اماره ~~اماره‌ایم # 12 مفخر تبریز شمس الدین تو بازآ زین سفر %~% بهر حق یک بارگی ما عاشق یک ~~باره‌ایم PageV1P1593 ### || [genre: Gh] # 1 سر قدم کردیم و آخر سوی جیحون تاختیم %~% عالمی برهم زدیم و چست و ~~بیرون تاختیم # 2 چون براق عشق عرشی بود زیر ران ما %~% گنبدی کردیم و سوی چرخ گردون ~~تاختیم # 3 عالم چون را مثال ذره‌ها برهم زدیم %~% تا به پیش تخت آن ms0874 سلطان بی‌چون ~~تاختیم # 4 فهم و وهم و عقل انسان جملگی در ره بریخت %~% چونک از شش حد انسان سخت ~~افزون تاختیم # 5 چونک در سینور مجنونان آن لیلی شدیم %~% سرکش آمد مرکب و از حد مجنون ~~تاختیم # 6 نفس چون قارون ز سعی ما درون خاک شد %~% بعد از آن مردانه سوی گنج ~~قارون تاختیم # 7 دشت و هامون روح گیرد گر بیابد ذره‌ای %~% ز آنچ ما از نور او در دشت و ~~هامون تاختیم # 8 بس صدف‌های چو گوهر زیر سنگی کوفتیم %~% تا به سوی گنج‌های در مکنون ~~تاختیم # 9 سوی شمع شمس تبریزی به بیشه شیر جان %~% بوده پروانه نپنداری که اکنون ~~تاختیم PageV1P1594 ### || [genre: Gh] # 1 چون همه یاران ما رفتند و تنها ماندیم %~% یار تنهاماندگان را دم به دم ~~می خواندیم # 2 جمله یاران چون خیال از پیش ما برخاستند %~% ما خیال یار خود را پیش ~~خود بنشاندیم # 3 ساعتی از جوی مهرش آب بر دل می زدیم %~% ساعتی زیر درختش میوه می ~~افشاندیم # 4 ساعتی می کرد بر ما شکر و گوهر نثار %~% ساعتی از شکر او ما مگس می ~~راندیم # 5 چون خیال او درآمد بر درش دربان شدیم %~% چون خیال او برون شد ما در ~~این درماندیم PageV1P1595 ### || [genre: Gh] # 1 این چه کژطبعی بود که صد هزاران غم خوریم %~% جمع مستان را بخوان تا ~~باده‌ها با هم خوریم # 2 باده‌ای کابرار را دادند اندر یشربون %~% با جنید و بایزید و شبلی و ~~ادهم خوریم # 3 ابر نبود ماه ما را تا جفای شب کشیم %~% مرگ نبود عاشقان را تا غم ماتم ~~خوریم # 4 نفس ماده کیست تا ما تیغ خود بر وی زنیم %~% زخم بر رستم زنیم و زخم از ~~رستم خوریم # 5 بود مردم خوار عالم خلق عالم را بخورد %~% خالق آورده‌ست ما را تا که ~~ما عالم خوریم # 6 این جهان افسونگرست و وعده فردا دهد %~% ما از آن زیرکتریم ای ms0875 خوش پسر ~~که دم خوریم # 7 گر پری زادیم شب جمعیت پریان بود %~% ور ز آدم زاده‌ایم آن باده با آدم ~~خوریم # 8 گه از آن کف گوهر هستی و سرمستی بریم %~% گه از آن دف نعره و فریاد زیر ~~و بم خوریم # 9 ماهییم و ساقی ما نیست جز دریای عشق %~% هیچ دریا کم شود زان رو که بیش ~~و کم خوریم # 10 گه چو گردون از مه و خورشید اشکم پر کنیم %~% گر چو خورشید آب‌ها را ~~جمله بی‌اشکم خوریم # 11 شمس تبریزی تو سلطانی و ما بنده توییم %~% لاجرم در دور تو باده به ~~جام جم خوریم PageV1P1596 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشا روزا که ما معشوق را مهمان کنیم %~% دیده از روی نگارینش ~~نگارستان کنیم # 2 گر ز داغ هجر او دردی است در دل‌های ما %~% ز آفتاب روی او آن درد را ~~درمان کنیم # 3 چون به دست ما سپارد زلف مشک افشان خویش %~% پیش مشک افشان او شاید که ~~جان قربان کنیم # 4 آن سر زلفش که بازی می کند از باد عشق %~% میل دارد تا که ما دل را در ~~او پیچان کنیم # 5 او به آزار دل ما هر چه خواهد آن کند %~% ما به فرمان دل او هر چه گوید ~~آن کنیم # 6 این کنیم و صد چنین و منتش بر جان ماست %~% جان و دل خدمت دهیم و خدمت ~~سلطان کنیم # 7 آفتاب رحمتش در خاک ما درتافته‌ست %~% ذره‌های خاک خود را پیش او رقصان ~~کنیم # 8 ذره‌های تیره را در نور او روشن کنیم %~% چشم‌های خیره را در روی او ~~تابان کنیم # 9 چوب خشک جسم ما را کو به مانند عصاست %~% در کف موسی عشقش معجز ثعبان ~~کنیم # 10 گر عجب‌های جهان حیران شود در ما رواست %~% کاین چنین فرعون را ما ~~موسی عمران کنیم # 11 نیمه‌ای گفتیم و باقی نیم کاران بو برند %~% یا برای روز پنهان نیمه ms0876 ~~را پنهان کنیم PageV1P1597 ### || [genre: Gh] # 1 چون بدیدم صبح رویت در زمان برخیستم %~% گرم در کار آمدم موقوف مطرب ~~نیستم # 2 همچو سایه در طوافم گرد نور آفتاب %~% گه سجودش می کنم گاهی به سر می ~~ایستم # 3 گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور %~% جمله فرعونم چو هستم چون نیم ~~موسیستم # 4 من میان اصبعین حکم حقم چون قلم %~% در کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم # 5 عشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاست %~% عقل را باشد عصا یعنی که من ~~اعمیستم # 6 روح موقوف اشارت می بنالد هر دمی %~% بر سر ره منتظر موقوف یک آریستم # 7 چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب %~% چون در این جا بی‌قرارم ~~آخر از جاییستم PageV1P1598 ### || [genre: Gh] # 1 از شهنشه شمس دین من ساغری را یافتم %~% در درون ساغرش چشمه خوری را ~~یافتم # 2 تابش سینه و برت را خود ندارد چشم تاب %~% شکر ایزد را که من زین دلبری ~~را یافتم # 3 میرداد قهر چون ماری فروکوبد سرش %~% آنک گوید در دو کونش هم سری را ~~یافتم # 4 چون درون طره‌اش دریافتم دل را عجب %~% در درون مشک رفتم عنبری را ~~یافتم # 5 گر ببینی طوطی جان مرا گرد لبش %~% می پرد پرک زنان که شکری را یافتم # 6 گر بپرسندت حکایت کن که من بر جام لعل %~% عاشقی مستی جوانی می خوری را ~~یافتم # 7 گر کسی منکر شود تو گردن او را ببند %~% می کشانش روسیه که منکری را ~~یافتم # 8 در میان طره‌اش رخسار چون آتش ببین %~% گو میان مشک و عنبر مجمری را ~~یافتم # 9 چون گشاید لعل را او تا نثار در کند %~% گو که در خورشید از رحمت دری ~~را یافتم # 10 چون دکان سرپزان سرها و دل‌ها پیش او %~% هست بی‌پایان در آن سرها سری ~~را یافتم # 11 چون نگه کردم سر من بود پر از عشق او ms0877 %~% من برون از هر دو عالم منظری ~~را یافتم # 12 من به برج ثور دیدم منکر آن آفتاب %~% گاو جستم من ز ثور و خود خری را ~~یافتم # 13 من صف رستم دلان جستم بدیدم شاه را %~% ترک آن کردم چو بی‌صف صفدری را ~~یافتم # 14 من همی‌کشتی سوی تبریز راندم می نرفت %~% پس ز جان بر کشتی خود لنگری ~~را یافتم PageV1P1599 ### || [genre: Gh] # 1 بار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیم %~% یار آمد در میان ما از ~~میان برخاستیم # 2 از فنا رو تافتیم و در بقا دربافتیم %~% بی‌نشان را یافتیم و از نشان ~~برخاستیم # 3 گرد از دریا برآوردیم و دود از نه فلک %~% از زمان و از زمین و آسمان ~~برخاستیم # 4 هین که مستان آمدند و راه را خالی کنید %~% نی غلط گفتم ز راه و راهبان ~~برخاستیم # 5 آتش جان سر برآورد از زمین کالبد %~% خاست افغان از دل و ما چون فغان ~~برخاستیم # 6 کم سخن گوییم وگر گوییم کم کس پی برد %~% باده افزون کن که ما با کم ~~زنان برخاستیم # 7 هستی است آن زنان و کار مردان نیستی است %~% شکر کاندر نیستی ما پهلوان ~~برخاستیم PageV1P1600 ### || [genre: Gh] # 1 می بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیام %~% گر تو خواهی تا عجب گردی ~~عجایب دان صیام # 2 گر تو را سودای معراج است بر چرخ حیات %~% دانک اسب تازی تو هست در ~~میدان صیام # 3 هیچ طاعت در جهان آن روشنی ندهد تو را %~% چونک بهر دیده دل کوری ابدان ~~صیام # 4 چونک هست این صوم نقصان حیات هر ستور %~% خاص شد بهر کمال معنی انسان ~~صیام # 5 چون حیات عاشقان از مطبخ تن تیره بود %~% پس مهیا کرد بهر مطبخ ایشان ~~صیام # 6 چیست آن اندر جهان مهلکتر و خون ریزتر %~% بر دل و جان و جا خون خواره ~~شیطان صیام # 7 خدمت خاص نهانی تیزنفع ms0878 و زودسود %~% چیست پیش حضرت درگاه این سلطان ~~صیام # 8 ماهی بیچاره را آب آن چنان تازه نکرد %~% آنچ کرد اندر دل و جان‌های ~~مشتاقان صیام # 9 در تن مرد مجاهد در ره مقصود دل %~% هست بهتر از حیات صد هزاران جان ~~صیام # 10 گر چه ایمان هست مبنی بر بنای پنج رکن %~% لیک والله هست از آن‌ها ~~اعظم الارکان صیام # 11 لیک در هر پنج پنهان کرده قدر صوم را %~% چون شب قدر مبارک هست خود ~~پنهان صیام # 12 سنگ بی‌قیمت که صد خروار از او کس ننگرد %~% لعل گرداند چو خورشیدش ~~درون کان صیام # 13 شیر چون باشی که تو از روبهی لرزان شوی %~% چیره گرداند تو را بر بیشه ~~شیران صیام # 14 بس شکم خاری کند آن کو شکم خواری کند %~% نیست اندر طالع جمع شکم ~~خواران صیام # 15 خاتم ملک سلیمان است یا تاجی که بخت %~% می نهد بر تارک سرهای مختاران ~~صیام # 16 خنده صایم به است از حال مفطر در سجود %~% زانک می بنشاندت بر خوان ~~الرحمان صیام # 17 در خورش آن بام تون از تو به آلایش بود %~% همچو حمامت بشوید از همه ~~خذلان صیام # 18 شهوت خوردن ستاره نحس دان تاریک دل %~% نور گرداند چو ماهت در همه ~~کیوان صیام # 19 هیچ حیوانی تو دیدی روشن و پرنور علم %~% تن چو حیوان است مگذار از پی ~~حیوان صیام # 20 شهوت تن را تو همچون نیشکر درهم شکن %~% تا درون جان ببینی شکر ارزان ~~صیام # 21 قطره‌ای تو سوی بحری کی توانی آمدن %~% سوی بحرت آورد چون سیل و چون ~~باران صیام # 22 پای خود را از شرف مانند سر گردان به صوم %~% زانک هست آرامگاه مرد ~~سرگردان صیام # 23 خویشتن را بر زمین زن در گه غوغای نفس %~% دست و پایی زن که بفروشم ~~چنین ارزان صیام # 24 گر چه نفست رستمی باشد مسلط بر دلت %~% لرز بر وی افکند چون بر ms0879 گل ~~لرزان صیام # 25 ظلمتی کز اندرونش آب حیوان می زهد %~% هست آن ظلمت به نزد عقل هشیاران ~~صیام # 26 گر تو خواهی نور قرآن در درون جان خویش %~% هست سر نور پاک جمله قرآن ~~صیام # 27 بر سر خوان‌های روحانی که پاکان شسته اند %~% مر تو را همکاسه گرداند ~~بدان پاکان صیام # 28 روزه چون روزت کند روشن دل و صافی روان %~% روز عید وصل شه را ساخته ~~قربان صیام # 29 در صیام ار پا نهی شادی کنان نه با گشاد %~% چون حرام است و نشاید پیش ~~غمناکان صیام # 30 زود باشد کز گریبان بقا سر برزند %~% هر که در سر افکند ماننده دامان ~~صیام PageV1P1601 ### || [genre: Gh] # 1 چونک در باغت به زیر سایه طوبیستم %~% گرم در کار آمدم موقوف مطرب ~~نیستم # 2 همچو سایه بر طوافم گرد نور آفتاب %~% گه سجودش می کنم گاهی به سر می ~~ایستم # 3 گه درازم گاه کوته همچو سایه پیش نور %~% جمله فرعونم چو هستم چون نیم ~~موسیستم # 4 من میان اصبعین حکم حقم چون قلم %~% در کف موسی عصا گاهی و گه افعیستم # 5 عشق را اندیشه نبود زانک اندیشه عصاست %~% عقل را باشد عصا یعنی که من ~~اعمیستم # 6 روح موقوف اشارت می بنالد هر دمی %~% بر سر ره منتظر موقوف یک آریستم # 7 چون از این جا نیستم این جا غریبم من غریب %~% چون در این جا بی‌قرارم ~~آخر از جاییستم PageV1P1602 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن باده دوشین که من از نوش تو مستم %~% بده ای حاتم عالم قدح زفت ~~به دستم # 2 ز من ای ساقی مردان نفسی روی مگردان %~% دل من مشکن اگر نه قدح و شیشه ~~شکستم # 3 قدحی بود به دستم بفکندم بشکستم %~% کف صد پای برهنه من از آن شیشه ~~بخستم # 4 تو بدان شیشه پرستی که ز شیشه است شرابت %~% می من نیست ز شیره ز چه رو ~~شیشه پرستم # 5 بکش ای ms0880 دل می جانی و بخسب ایمن و فارغ %~% که سر غصه بریدم ز غم و غصه ~~برستم # 6 دل من رفت به بالا تن من رفت به پستی %~% من بیچاره کجایم نه به بالا ~~نه به پستم # 7 چه خوش آویخته سیبم که ز سنگت نشکیبم %~% ز بلی چون بشکیبم من اگر مست ~~الستم # 8 تو ز من پرس که این عشق چه گنج است و چه دارد %~% تو مرا نیز از او پرس ~~که گوید چه کسستم # 9 به لب جوی چه گردی بجه از جوی چو مردی %~% بجه از جوی و مرا جو که من ~~از جوی بجستم # 10 فلئن قمت اقمنا و لئن رحت رحلنا %~% چو بخوردی تو بخوردم چو نشستی تو ~~نشستم # 11 منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان %~% دهل خویش چو پرچم به سر ~~نیزه ببستم # 12 چه خوش و بیخود شاهی هله خاموش چو ماهی %~% چو ز هستی برهیدم چه کشی ~~باز به هستم PageV1P1603 ### || [genre: Gh] # 1 بزن آن پرده نوشین که من از نوش تو مستم %~% بده ای حاتم مستان قدح زفت ~~به دستم # 2 هله ای سرده مستان به غضب روی مگردان %~% که من از عربده ناگه قدحی چند ~~شکستم # 3 چه کم آید قدح آن را که دهد بیست سبوکش %~% بشکن شیشه هستی که چو تو ~~نیست پرستم # 4 تو مپرسم که کیی تو بده آن ساغر شش سو %~% چو شدم مست ببینی چه کسستم ~~چه کسستم # 5 چو من از باده پرستی شده‌ام غرقه مستی %~% دگرم خیره چه جویی که من از ~~جوی تو جستم # 6 بده ای خواجه بابا مکن امروز محابا %~% که رگ غصه بریدم ز غم و غصه ~~برستم # 7 چو منم سایه حسنت بکنم آنچ بکردی %~% چو بخوردی تو بخوردم چو نشستی تو ~~نشستم # 8 منم آن مست دهلزن که شدم مست به میدان %~% دهل خویش چو پرچم به سر نیزه ~~ببستم # 9 ms0881 خمش ار فانی راهی که فنا خامشی آرد %~% چو رهیدیم ز هستی تو مکن باز به ~~هستم PageV1P1604 ### || [genre: Gh] # 1 هله دوشت یله کردم شب دوشت یله کردم %~% دغل و عشوه که دادی به دل پاک ~~بخوردم # 2 بده امشب هم از آنم نخورم عشوه من امشب %~% تو گر از عهد بگردی من از ~~آن عهد نگردم # 3 چو همه نور و ضیایی به دل و دیده درآیی %~% به دم گرم بپرسی چو شنیدی ~~دم سردم # 4 نفسی شاخ نباتم نفسی پیش تو ماتم %~% چه کنم چاره چه دارم به کفت مهره ~~نردم # 5 چو روی مست و پیاده قدمت را همه فرشم %~% چو روی راه سواره ز پی اسب تو ~~گردم # 6 مکن ای جان همه ساله تو به فردام حواله %~% تو مرا گول گرفتی که سلیمم ~~سره مردم # 7 خود اگر گول و سلیمم تو روا داری و شاید %~% که دل سنگ بسوزد چو شود ~~واقف دردم # 8 به خدا کت نگذارم کم از این نیز نباشد %~% که نهی چهره سرخت نفسی بر رخ ~~زردم # 9 وگر از لطف درآیی که بر این هم بفزایی %~% به یکی بوسه ز شادی دو جهان ~~را بنوردم # 10 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن %~% تو گمان داشتی ای جان که مگر رفتم و ~~مردم PageV1P1605 ### || [genre: Gh] # 1 ز فلک قوت بگیرم دهن از لوت ببندم %~% شکم ار زار بگرید من عیار بخندم # 2 مثل بلبل مستم قفس خویش شکستم %~% سوی بالا بپریدم که من از چرخ بلندم # 3 نه چنان مست و خرابم که خورد آتش و آبم %~% همگی غرق جنونم همگی سلسله ~~مندم # 4 کله ار رفت بر او گو نه کلم سلسله مویم %~% خر اگر مرد بر او گو که بر ~~این پشت سمندم # 5 همه پرباد از آنم که منم نای و تو نایی %~% چو تویی خویش من ای جان پی ~~این خویش پسندم # 6 ز پی قند و نبات ms0882 تو بسی طبله شکستم %~% ز پی آب حیات تو بسی جوی بکندم # 7 چو تویی روح جهان را جهت چشم بدان را %~% اگرم پاک بسوزی سزد ایرا که ~~سپندم # 8 اگر از سوز چو عودم وگر از ساز چو عیدم %~% نه از آن عید بخندم نه از ~~این عود برندم # 9 سر سودای تو دارم سر اندیشه نخارم %~% خبرم نیست که چونم نظرم نیست که ~~چندم # 10 ترشی نیست در آن خد ترش او کرد به قاصد %~% که اگر روترشم من نه همان ~~شهدم و قندم # 11 چو دلم مست تو باشد همه جان‌هاست غلامم %~% وگر از دست تو آید نکند ~~زهر گزندم # 12 طرف سدره جان را تو فروکش به کفم نه %~% سوی آن قلعه عالی تو برانداز ~~کمندم # 13 نه بر این دخل بچفسم نه از این چرخ بترسم %~% چو فزون خرج کنم من نه ~~فزون دخل دهندم PageV1P1606 ### || [genre: Gh] # 1 چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندم %~% گه از آن سوی کشندم گه از ~~این سوی کشندم # 2 ز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانم %~% قدر از بام درافتد چو در خانه ~~ببندم # 3 مگر استاره چرخم که ز برجی سوی برجی %~% به نحوسیش بگریم به سعودیش ~~بخندم # 4 به سما و به بروجش به هبوط و به عروجش %~% نفسی همتک بادم نفسی من ~~هلپندم # 5 نفسی آتش سوزان نفسی سیل گریزان %~% ز چه اصلم ز چه فصلم به چه بازار ~~خرندم # 6 نفسی فوق طباقم نفسی شام و عراقم %~% نفسی غرق فراقم نفسی راز تو رندم # 7 نفسی همره ماهم نفسی مست الهم %~% نفسی یوسف چاهم نفسی جمله گزندم # 8 نفسی رهزن و غولم نفسی تند و ملولم %~% نفسی زین دو برونم که بر آن بام ~~بلندم # 9 بزن ای مطرب قانون هوس لیلی و مجنون %~% که من از سلسله جستم وتد هوش ~~بکندم # 10 به خدا که نگریزی قدح مهر نریزی ms0883 %~% چه شود ای شه خوبان که کنی گوش به ~~پندم # 11 هله ای اول و آخر بده آن باده فاخر %~% که شد این بزم منور به تو ای ~~عشق پسندم # 12 بده آن باده جانی ز خرابات معانی %~% که بدان ارزد چاکر که از آن باده ~~دهندم # 13 بپران ناطق جان را تو از این منطق رسمی %~% که نمی‌یابد میدان بگو حرف ~~سمندم PageV1P1607 ### || [genre: Gh] # 1 چو یکی ساغر مردی ز خم یار برآرم %~% دو جهان را و نهان را همه از کار ~~برآرم # 2 ز پس کوه برآیم علم عشق نمایم %~% ز دل خاره و مرمر دم اقرار برآرم # 3 ز تک چاه کسی را تو به صد سال برآری %~% من دیوانه بی‌دل به یکی بار ~~برآرم # 4 چو از آن کوه بلندم کمر عشق ببندم %~% ز کمرگاه منافق سر زنار برآرم # 5 بر من نیست من و ما عدمم بی‌سر و بی‌پا %~% سر و دل زان بنهادم که سر ~~از یار برآرم # 6 به تو دیوار نمایم سوی خود در بگشایم %~% به میان دست نباشد در و دیوار ~~برآرم # 7 تا چه از کار فزایی سر و دستار نمایی %~% که من از هر سر مویی سر و ~~دستار برآرم # 8 تو ز بی‌گاه چه لنگی ز شب تیره چه ترسی %~% که من از جانب مغرب مه ~~انوار برآرم # 9 تو ز تاتار هراسی که خدا را نشناسی %~% که دو صد رایت ایمان سوی تاتار ~~برآرم # 10 هله این لحظه خموشم چو می عشق بنوشم %~% زره جنگ بپوشم صف پیکار برآرم # 11 هله شمس الحق تبریز ز فراق تو چنانم %~% که هیاهوی و فغان از سر بازار ~~برآرم PageV1P1608 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن عاشق عشقت که جز این کار ندارم %~% که بر آن کس که نه عاشق بجز ~~انکار ندارم # 2 دل غیر تو نجویم سوی غیر تو نپویم %~% گل هر باغ نبویم سر هر خار ندارم # 3 به ms0884 تو آوردم ایمان دل من گشت مسلمان %~% به تو دل گفت که ای جان چو تو ~~دلدار ندارم # 4 چو تویی چشم و زبانم دو نبینم دو نخوانم %~% جز یک جان که تویی آن به ~~کس اقرار ندارم # 5 چو من از شهد تو نوشم ز چه رو سرکه فروشم %~% جهت رزق چه کوشم نه که ~~ادرار ندارم # 6 ز شکربوره سلطان نه ز مهمانی شیطان %~% بخورم سیر بر این خوان سر ناهار ~~ندارم # 7 نخورم غم نخورم غم ز ریاضت نزنم دم %~% رخ چون زر بنگر گر زر بسیار ~~ندارم # 8 نخورد خسرو دل غم مگر الا غم شیرین %~% به چه دل غم خورم آخر دل غمخوار ~~ندارم # 9 پی هر خایف و ایمن کنمی شرح ولیکن %~% ز سخن گفتن باطن دل گفتار ندارم # 10 تو که بی‌داغ جنونی خبری گوی که چونی %~% که من از چون و چگونه دگر ~~آثار ندارم # 11 چو ز تبریز برآمد مه شمس الحق و دینم %~% سر این ماه شبستان سپهدار ~~ندارم PageV1P1609 ### || [genre: Gh] # 1 مکن ای دوست غریبم سر سودای تو دارم %~% من و بالای مناره که تمنای تو ~~دارم # 2 ز تو سرمست و خمارم خبر از خویش ندارم %~% سر خود نیز نخارم که تقاضای ~~تو دارم # 3 دل من روشن و مقبل ز چه شد با تو بگویم %~% که در این آینه دل رخ زیبای ~~تو دارم # 4 مکن ای دوست ملامت بنگر روز قیامت %~% همه موجم همه جوشم در دریای تو ~~دارم # 5 مشنو قول طبیبان که شکر زاید صفرا %~% به شکر داروی من کن چه که صفرای ~~تو دارم # 6 هله ای گنبد گردون بشنو قصه‌ام اکنون %~% که چو تو همره ماهم بر و ~~پهنای تو دارم # 7 بر دربان تو آیم ندهد راه و براند %~% خبرش نیست که پنهان چه تماشای تو ~~دارم # 8 ز درم راه نباشد ز سر بام و دریچه %~% ستر الله علینا چه ms0885 علالای تو ~~دارم # 9 هله دربان عوان خو مدهم راه و سقط گو %~% چو دفم می زن بر رو دف و ~~سرنای تو دارم # 10 چو دف از سیلی مطرب هنرم بیش نماید %~% بزن و تجربه می کن همه هیهای ~~تو دارم # 11 هله زین پس نخروشم نکنم فتنه نجوشم %~% به دلم حکم کی دارد دل گویای ~~تو دارم PageV1P1610 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن کس که نبینم بزنم فاخته گیرم %~% من از آن خارکشانم که شود خار ~~حریرم # 2 به کی مانم به کی مانم که سطرلاب جهانم %~% همه اشکال فلک را به یکایک ~~بپذیرم # 3 ز پس کوه معانی علم عشق برآمد %~% چو علمدار برآمد برهاند ز زحیرم # 4 ز سحر گر بگریزم تو یقین دان که خفاشم %~% ز ضرر گر بگریزم تو یقین دان ~~که ضریرم # 5 چو ز بادی بگریزم چو خسم سخره بادم %~% چو دهانم نپذیرد به خدا خام و ~~خمیرم # 6 نه چو خورشید جهانم شه یک روزه فانی %~% که نیندیشد و گوید که چه میرم ~~که بمیرم # 7 نه چو گردون نه چو چرخم نه چو مرغم نه چو فرخم %~% نه چو مریخ سلح کش ~~نه چو مه نیمه و زیرم # 8 چو منی خوار نباشد که تویی حافظ و یارم %~% بر خلق ابن قلیلم بر تو ابن ~~کثیرم # 9 هنر خویش بپوشم ز همه تا نخرندم %~% بدو صد عیب بلنگم که خرد جز تو ~~امیرم # 10 نخورم جز جگر و دل که جگرگوشه شیرم %~% نه چون یوزان خسیسم که بود ~~طعمه پنیرم # 11 ز شرر زان نگریزم که زرم نی زر قلبم %~% ز خطر زان نگریزم که در این ~~ملک خطیرم # 12 همگان مردنیانند نمایند و نپایند %~% تو بیا کآب حیاتی که ز تو نیست ~~گزیرم # 13 تو مرا جان بقایی که دهی جام حیاتم %~% تو مرا گنج عطایی که نهی نام ~~فقیرم # 14 هله بس کن هله بس کن کم آواز جرس ms0886 کن %~% که کهم من نه صدایم قلمم من ~~نه صریرم # 15 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن %~% همه می گوی و مزن دم ز شهنشاه شهیرم ~~PageV1P1611 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا کز غم عشقت نگریزم نگریزم %~% وگر از من طلبی جان نستیزم نستیزم # 2 قدحی دارم بر کف به خدا تا تو نیایی %~% هله تا روز قیامت نه بنوشم نه ~~بریزم # 3 سحرم روی چو ماهت شب من زلف سیاهت %~% به خدا بی‌رخ و زلفت نه بخسبم نه ~~بخیزم # 4 ز جلال تو جلیلم ز دلال تو دلیلم %~% که من از نسل خلیلم که در این آتش ~~تیزم # 5 بده آن آب ز کوزه که نه عشقی است دوروزه %~% چو نماز است و چو روزه غم ~~تو واجب و ملزم # 6 به خدا شاخ درختی که ندارد ز تو بختی %~% اگرش آب دهد یم شود او کنده ~~هیزم # 7 بپر ای دل سوی بالا به پر و قوت مولا %~% که در آن صدر معلا چو تویی ~~نیست ملازم # 8 همگان وقت بلاها بستایند خدا را %~% تو شب و روز مهیا چو فلک جازم و ~~حازم # 9 صفت مفخر تبریز نگویم به تمامت %~% چه کنم رشک نخواهد که من آن غالیه ~~بیزم PageV1P1612 ### || [genre: Gh] # 1 بزن آن پرده دوشین که من امروز خموشم %~% ز تف آتش عشقت من دلسوز خموشم # 2 منم آن باز که مستم ز کله بسته شدستم %~% ز کله چشم فرازم ز کله دوز ~~خموشم # 3 ز نگار خوش پنهان ز یکی آتش پنهان %~% چو دل افروخته گشتم ز دلفروز ~~خموشم # 4 چو بدیدم که دهانم شد غماز نهانم %~% سخن فاش چه گویم که ز مرموز خموشم # 5 به ره عشق خیالش چو قلاووز من آمد %~% ز رهش گویم لیکن ز قلاووز خموشم # 6 ز غم افروخته گشتم به غم آموخته گشتم %~% ز غم ار ناله برآرم ز غم آموز ~~خموشم PageV1P1613 ### || [genre: Gh] # 1 من اگر دست زنانم نه من ms0887 از دست زنانم %~% نه از اینم نه از آنم من از ~~آن شهر کلانم # 2 نه پی زمر و قمارم نه پی خمر و عقارم %~% نه خمیرم نه خمارم نه چنینم ~~نه چنانم # 3 من اگر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم %~% نه ز خاکم نه ز آبم نه از ~~این اهل زمانم # 4 خرد پوره آدم چه خبر دارد از این دم %~% که من از جمله عالم به دو صد ~~پرده نهانم # 5 مشنو این سخن از من و نه زین خاطر روشن %~% که از این ظاهر و باطن نه ~~پذیرم نه ستانم # 6 رخ تو گر چه که خوب است قفس جان تو چوب است %~% برم از من که بسوزی که ~~زبانه‌ست زبانم # 7 نه ز بویم نه ز رنگم نه ز نامم نه ز ننگم %~% حذر از تیر خدنگم که ~~خدایی است کمانم # 8 نه می خام ستانم نه ز کس وام ستانم %~% نه دم و دام ستانم هله ای بخت ~~جوانم # 9 چو گلستان جنانم طربستان جهانم %~% به روان همه مردان که روان است ~~روانم # 10 شکرستان خیالت بر من گلشکر آرد %~% به گلستان حقایق گل صدبرگ فشانم # 11 چو درآیم به گلستان گل افشان وصالت %~% ز سر پا بنشانم که ز داغت به ~~نشانم # 12 عجب ای عشق چه جفتی چه غریبی چه شگفتی %~% چو دهانم بگرفتی به درون ~~رفت بیانم # 13 چو به تبریز رسد جان سوی شمس الحق و دینم %~% همه اسرار سخن را به ~~نهایت برسانم PageV1P1614 ### || [genre: Gh] # 1 ز یکی پسته دهانی صنمی بسته دهانم %~% چو برویید نباتش چو شکر بست ~~زبانم # 2 همه خوبی قمر او همه شادی است مگر او %~% که از او من تن خود را ز شکر ~~بازندانم # 3 تو چه پرسی که کدامی تو در این عشق چه نامی %~% صنما شاه جهانی ز تو من ~~شاد جهانم # 4 چو قدح ریخته گشتم به تو ms0888 آمیخته گشتم %~% چو بدیدم که تو جانی مثل جان ~~پنهانم # 5 وگرم هست اگر من بنه انگشت تو بر من %~% که من اندر طلب خود سر انگشت ~~گزانم # 6 چو از او در تک و تابم ز پیش سخت شتابم %~% چو مرا برد به نارم دو چو ~~خود بازستانم # 7 چو شکرگیر تو گشتم چو من از تیر تو گشتم %~% چه شد ار بهر شکارت شکند ~~تیر و کمانم # 8 چو صلاح دل و دین را مه خورشید یقین را %~% به تو افتاد محبت تو شدی ~~جان و روانم PageV1P1615 ### || [genre: Gh] # 1 بت بی‌نقش و نگارم جز تو یار ندارم %~% تویی آرام دل من مبر ای دوست ~~قرارم # 2 ز جفای تو حزینم جز عشقت نگزینم %~% هوسی نیست جز اینم جز از این کار ~~ندارم # 3 تو به رخسار چو ماهی چه لطیفی و چه شاهی %~% تو مرا پشت و پناهی ز تو ~~آراسته کارم # 4 جز عشقت نپذیرم جز زلف تو نگیرم %~% که در این عهد چو تیرم که بر این ~~چنگ چو تارم # 5 تن ما را همه جان کن همه را گوهر کان کن %~% ز طرب چشمه روان کن به سوی ~~باغ و بهارم PageV1P1616 ### || [genre: Gh] # 1 علم عشق برآمد برهانم ز زحیرم %~% به لب چشمه حیوان بکشم پای بمیرم # 2 به که مانم به که مانم که سطرلاب جهانم %~% چو قضا حکم روانم نه امیرم ~~نه وزیرم # 3 بروی ای عالم هستی همه را پای ببستی %~% تو اگر جان منستی نپذیرم ~~نپذیرم PageV1P1617 ### || [genre: Gh] # 1 تو گواه باش خواجه که ز توبه توبه کردم %~% بشکست جام توبه چو شراب عشق ~~خوردم # 2 به جمال بی‌نظیرت به شراب شیرگیرت %~% که به گرد عهد و توبه نروم دگر ~~نگردم # 3 به لب شکرفشانت به ضمیر غیب دانت %~% که نه سخره جهانم نه زبون سرخ و ~~زردم # 4 به رخ چو آفتابت به حلاوت خطابت %~% که هزارساله ره من ms0889 ز ورای گرم و ~~سردم # 5 به هوای همچو رخشت به لوای روح بخشت %~% که بجز تو کس نداند که کیم ~~چگونه مردم # 6 به سعادت صباحت به قیامت صبوحت %~% که سجل آسمان را به فر تو درنوردم # 7 هله ای شه مخلد تو بگو به ساقی خود %~% چو کسی ترش درآید دهدش ز درد در ~~دم # 8 هله تا دوی نباشد کهن و نوی نباشد %~% که در این مقام عشرت من از آن ~~جمع فردم # 9 بدهش از آن رحیقی که شود خوشی عشیقی %~% که ز مستی و خرابی برهد ز عکس ~~و طردم # 10 نه در او حسد بماند نه غم جسد بماند %~% خوش و پاک بازآید به سوی بساط ~~نردم # 11 به صفا مثال زهره به رضا به سان مهره %~% نه نصیبه جو نه بهره که ~~ببردم و نبردم # 12 بپریده از زمانه ز هوای دام و دانه %~% که در این قمارخانه چو گواه ~~بی‌نبردم # 13 پس از این خموش باشم همه گوش و هوش باشم %~% که نه بلبلم نه طوطی همه ~~قند و شاخ وردم PageV1P1618 ### || [genre: Gh] # 1 هوسی است در سر من که سر بشر ندارم %~% من از این هوس چنانم که ز خود ~~خبر ندارم # 2 دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی %~% من از او بجز جمالش طمعی دگر ~~ندارم # 3 کمر و کلاه عشقش به دو کون مر مرا بس %~% چه شد ار کله بیفتد چه غم ار ~~کمر ندارم # 4 سحری ببرد عشقش دل خسته را به جایی %~% که ز روز و شب گذشتم خبر از سحر ~~ندارم # 5 سفری فتاد جان را به ولایت معانی %~% که سپهر و ماه گوید که چنین سفر ~~ندارم # 6 ز فراق جان من گر ز دو دیده در فشاند %~% تو گمان مبر که از وی دل ~~پرگهر ندارم # 7 چه شکرفروش دارم که به من شکر فروشد %~% که نگفت عذر روزی که برو ms0890 شکر ~~ندارم # 8 بنمودمی نشانی ز جمال او ولیکن %~% دو جهان به هم برآید سر شور و شر ~~ندارم # 9 تبریز عهد کردم که چو شمس دین بیاید %~% بنهم به شکر این سر که به غیر ~~سر ندارم PageV1P1619 ### || [genre: Gh] # 1 چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم %~% نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب ~~گویم # 2 چو رسول آفتابم به طریق ترجمانی %~% پنهان از او بپرسم به شما جواب ~~گویم # 3 به قدم چو آفتابم به خرابه‌ها بتابم %~% بگریزم از عمارت سخن خراب گویم # 4 به سر درخت مانم که ز اصل دور گشتم %~% به میانه قشورم همه از لباب ~~گویم # 5 من اگر چه سیب شیبم ز درخت بس بلندم %~% من اگر خراب و مستم سخن صواب ~~گویم # 6 چو دلم ز خاک کویش بکشیده است بویش %~% خجلم ز خاک کویش که حدیث آب ~~گویم # 7 بگشا نقاب از رخ که رخ تو است فرخ %~% تو روا مبین که با تو ز پس نقاب ~~گویم # 8 چو دلت چو سنگ باشد پر از آتشم چو آهن %~% تو چو لطف شیشه گیری قدح و ~~شراب گویم # 9 ز جبین زعفرانی کر و فر لاله گویم %~% به دو چشم ناودانی صفت سحاب گویم # 10 چو ز آفتاب زادم به خدا که کیقبادم %~% نه به شب طلوع سازم نه ز ~~ماهتاب گویم # 11 اگرم حسود پرسد دل من ز شکر ترسد %~% به شکایت اندرآیم غم اضطراب گویم # 12 بر رافضی چگونه ز بنی قحانه لافم %~% بر خارجی چگونه غم بوتراب گویم # 13 چو رباب از او بنالد چو کمانچه رو درافتم %~% چو خطیب خطبه خواند من ~~از آن خطاب گویم # 14 به زبان خموش کردم که دل کباب دارم %~% دل تو بسوزد ار من ز دل کباب ~~گویم PageV1P1620 ### || [genre: Gh] # 1 تو ز من ملول گشتی که من از تو ناشتابم %~% صنما چه می شتابی که بکشتی ~~از شتابم # 2 ms0891 تو رئیسی و امیری دم و پند کس نگیری %~% صنما چه زودسیری که ز سیریت ~~خرابم # 3 چه شود اگر زمانی بدهی مرا امانی %~% که نه سیخ سوزد ای جان نه تبه شود ~~کبابم # 4 چه شود اگر بسازی نشتابی و نتازی %~% نشود دلم نمازی چو ببرد یار آبم # 5 تو چه عاشق فراقی چه ملولی و چه عاقی %~% ز کف جز تو ساقی ندهد طرب ~~شرابم # 6 بتپد دلم که ناگه برود به حجره آن مه %~% چو نهان شد آفتابم به دو دیده ~~چون سحابم # 7 به کمی چو ذره‌هایم من اگر گشاده پایم %~% چه کنم وفا ندارد به طلوع ~~آفتابم # 8 عجب آسمان چه بارد که زمین مطیع نبود %~% تو هر آنچ پیشم آری چه کنم که ~~برنتابم # 9 تو چو من اگر بجویی به شمار خاک یابی %~% چو تویی اگر بجویم به چراغ‌ها ~~نیابم # 10 نفسی وجود دارم که تو را سجود آرم %~% که سجود توست جانا دعوات ~~مستجابم # 11 تو بگفتیم که دل را ز جهانیان فروشو %~% دل خود چگونه شویم چو ببرد ~~هجرت آبم # 12 صنما چو من کم آید به کمی و جان سپاری %~% که ز رشک دل کبابم و به اشک ~~چون سحابم # 13 به سحر تویی صبوحم به سفر تویی فتوحم %~% به بدل تویی بهشتم به عمل ~~تویی ثوابم # 14 تو چو بوبک ربابی به ستیزه تن زدستی %~% من خسته از ستیزت به نفیر چون ~~ربابم # 15 تو نه آن شکرجوابی که جواب من نیایی %~% مگر احمقم گرفتی که سکوت شد ~~جوابم PageV1P1621 ### || [genre: Gh] # 1 هذیان که گفت دشمن به درون دل شنیدم %~% پی من تصوری را که بکرد هم ~~بدیدم # 2 سگ او گزید پایم بنمود بس جفایم %~% نگزم چو سگ من او را لب خویش را ~~گزیدم # 3 چو به رازهای فردان برسیده‌ام چو مردان %~% چه بدین تفاخر آرم که به ~~راز او رسیدم # 4 همه عیب از من آمد ms0892 که ز من چنین فن آمد %~% که به قصد کزدمی را سوی پای ~~خود کشیدم # 5 چو بلیس کو ز آدم بندید جز که نقشی %~% من از این بلیس ناکس به خدا که ~~نابدیدم # 6 برسان به همدمانم که من از چه روگرانم %~% چو گزید مار رانم ز سیه رسن ~~رمیدم # 7 خمشان بس خجسته لب و چشم برببسته %~% ز رهی که کس نداند به ضمیرشان ~~دویدم # 8 چو ز دل به جانب دل ره خفیه است و کامل %~% ز خزینه‌های دل‌ها زر و ~~نقره برگزیدم # 9 به ضمیر همچو گلخن سگ مرده درفکندم %~% ز ضمیر همچو گلشن گل و یاسمن ~~بچیدم # 10 بد و نیک دوستان را به کنایت ار بگفتم %~% به بهینه پرده آن را چو ~~نساج برتنیدم # 11 چو دلم رسید ناگه به دلی عظیم و آگه %~% ز مهابت دل او به مثال دل ~~طپیدم # 12 چو به حال خویش شادی تو به من کجا فتادی %~% پس کار خویشتن رو که نه ~~شیخ و نه مریدم # 13 به سوی تو ای برادر نه مسم نه زر سرخم %~% ز در خودم برون ران که نه ~~قفل و نه کلیدم # 14 تو بگیر آن چنانک بنگفتم این سخن هم %~% اگرم به یاد بودی به خدا ~~نمی‌چخیدم PageV1P1622 ### || [genre: Gh] # 1 خبری اگر شنیدی ز جمال و حسن یارم %~% سر مست گفته باشد من از این خبر ~~ندارم # 2 شب و روز می بکوشم که برهنه را بپوشم %~% نه چنان دکان فروشم که دکان ~~نو برآرم # 3 علمی به دست مستی دو هزار مست با وی %~% به میان شهر گردان که خمار ~~شهریارم # 4 به چه میخ بندم آن را که فقاع از او گشاید %~% چه شکار گیرم آن جا که ~~شکار آن شکارم # 5 دهلی بدین عظیمی به گلیم درنگنجد %~% فر و نور مه بگوید که من اندر این ~~غبارم # 6 به سر مناره اشتر رود و فغان برآرد %~% که ms0893 نهان شدم من این جا مکنید ~~آشکارم # 7 شتر است مرد عاشق سر آن مناره عشق است %~% که مناره‌هاست فانی و ابدی ~~است این منارم # 8 تو پیازهای گل را به تک زمین نهان کن %~% به بهار سر برآرد که من آن ~~قمرعذارم # 9 سر خنب چون گشادی برسان وظیفه‌ها را %~% به میان دور ما آ که غلام این ~~دوارم # 10 پی جیب توست این جا همه جیب‌ها دریده %~% پی سیب توست ای جان که چو ~~برگ بی‌قرارم # 11 همه را به لطف جان کن همه را ز سر جوان کن %~% به شراب اختیاری که ~~رباید اختیارم # 12 همه پرده‌ها بدران دل بسته را بپران %~% هله ای تو اصل اصلم به تو است ~~هم مطارم # 13 به خدا که روز نیکو ز بگه بدید باشد %~% که درآید آفتابش به وصال در ~~کنارم # 14 تو خموش تا قرنفل بکند حکایت گل %~% بر شاهدان گلشن چو رسید نوبهارم ~~PageV1P1623 ### || [genre: Gh] # 1 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم %~% ز تو درشکست عهدم ز تو باد شد ~~قرارم # 2 ز ره زیاده جویی به طریق خیره رویی %~% بروم که کدخدایم غله بدروم ~~بکارم # 3 همه حل و عقد عالم چو به دست غیب آمد %~% من بوالفضول معجب تو بگو که ~~بر چه کارم # 4 چو قضا به سخره خواهد که ز سبلتی بخندد %~% سگ لنگ را بگوید که برس ~~بدان شکارم # 5 چو بر اوش رحم آید خبرش کند که بنشین %~% بهل اختیار خود را تو به پیش ~~اختیارم # 6 اگرت شکار باید ز منت شکار خوشتر %~% همه صیدهای جان را به نثار بر تو ~~بارم # 7 نه ز دام من ملالی نه ز جام من وبالی %~% نه نظیر من جمالی چه غریب و ~~ندره یارم # 8 خمش ار دگر بگویم ز مقالت خوش او %~% بپرد کبوتر دل سوی اولین مطارم # 9 تبریز و شمس دین شد سبب فروغ اختر %~% رخ شمس ms0894 از او منور به فراز سبز ~~طارم PageV1P1624 ### || [genre: Gh] # 1 فلکا بگو که تا کی گله‌های یار گویم %~% نبود شبی که آیم ز میان کار ~~گویم # 2 ز میان او مقامم کمر است و کوه و صحرا %~% بجهم از این میان و سخن و ~~کنار گویم # 3 ز فراق گلستانش چو در امتحان خارم %~% برهم ز خار چون گل سخن از عذار ~~گویم # 4 همه بانگ زاغ آید به خرابه‌های بهمن %~% برهم از این چو بلبل صفت بهار ~~گویم # 5 گرهی ز نقد غنچه بنهم به پیش سوسن %~% صفتی ز رنگ لاله به بنفشه زار ~~گویم # 6 بکشد ز کبر دامن دل من چو دلبر آید %~% بدرد نظر گریبان چو ز انتظار ~~گویم # 7 بنهد کلاه از سر خم خاص خسروانی %~% بجهد ز مهر ساقی چو من از خمار ~~گویم PageV1P1625 ### || [genre: Gh] # 1 نظری به کار من کن که ز دست رفت کارم %~% به کسم مکن حواله که بجز تو ~~کس ندارم # 2 چه کمی درآید آخر به شرابخانه تو %~% اگر از شراب وصلت ببری ز سر خمارم # 3 چو نیم سزای شادی ز خودم مدار بی‌غم %~% که در این میان همیشه غم توست ~~غمگسارم PageV1P1626 ### || [genre: Gh] # 1 دیده از خلق ببستم چو جمالش دیدم %~% مست بخشایش او گشتم و جان بخشیدم # 2 جهت مهر سلیمان همه تن موم شدم %~% وز پی نور شدن موم مرا مالیدم # 3 رای او دیدم و رای کژ خود افکندم %~% نای او گشتم و هم بر لب او نالیدم # 4 او به دست من و کورانه به دستش جستم %~% من به دست وی و از بی‌خبران ~~پرسیدم # 5 ساده دل بودم و یا مست و یا دیوانه %~% ترس ترسان ز زر خویش همی‌دزدیدم # 6 از ره رخنه چو دزدان به رز خود رفتم %~% همچو دزدان سمن از گلشن خود می ~~چیدم # 7 بس کن و راز مرا بر سر انگشت مپیچ %~% که من از ms0895 پنجه پیچ تو بسی پیچیدم # 8 شمس تبریز که نور مه و اختر هم از اوست %~% گر چه زارم ز غمش همچو هلال ~~عیدم PageV1P1627 ### || [genre: Gh] # 1 دل چه خورده‌ست عجب دوش که من مخمورم %~% یا نمکدان کی دیده‌ست که من ~~در شورم # 2 هر چه امروز بریزم شکنم تاوان نیست %~% هر چه امروز بگویم بکنم معذورم # 3 بوی جان هر نفسی از لب من می آید %~% تا شکایت نکند جان که ز جانان ~~دورم # 4 گر نهی تو لب خود بر لب من مست شوی %~% آزمون کن که نه کمتر ز می ~~انگورم # 5 ساقیا آب درانداز مرا تا گردن %~% زانک اندیشه چو زنبور بود من عورم # 6 شب گه خواب از این خرقه برون می آیم %~% صبح بیدار شوم باز در او ~~محشورم # 7 هین که دجال بیامد بگشا راه مسیح %~% هین که شد روز قیامت بزن آن ~~ناقورم # 8 گر به هوش است خرد رو جگرش را خون کن %~% ور نه پاره‌ست دلم پاره کن از ~~ساطورم # 9 باده آمد که مرا بیهده بر باد دهد %~% ساقی آمد به خرابی تن معمورم # 10 روز و شب حامل می گشته که گویی قدحم %~% بی‌کمر چست میان بسته که گویی ~~مورم # 11 سوی خم آمده ساغر که بکن تیمارم %~% خم سر خویش گرفته‌ست که من رنجورم # 12 ما همه پرده دریده طلب می رفته %~% می نشسته به بن خم که چه من مستورم # 13 تو که مست عنبی دور شو از مجلس ما %~% که دلت را ز جهان سرد کند ~~کافورم # 14 چون تنم را بخورد خاک لحد چون جرعه %~% بر سر چرخ جهد جان که نه جسمم ~~نورم # 15 نیم آن شاه که از تخت به تابوت روم %~% خالدین ابدا شد رقم منشورم # 16 اگر آمیخته‌ام هم ز فرح ممزوجم %~% وگر آویخته‌ام هم رسن منصورم # 17 جام فرعون نگیرم که دهان گنده کند %~% جان موسی است روان در ms0896 تن همچون ~~طورم # 18 هله خاموش که سرمست خموش اولیتر %~% من فغان را چه کنم نی ز لبش ~~مهجورم # 19 شمس تبریز که مشهورتر از خورشید است %~% من که همسایه شمسم چو قمر ~~مشهورم PageV1P1628 ### || [genre: Gh] # 1 گر مرا خار زند آن گل خندان بکشم %~% ور لبش جور کند از بن دندان بکشم # 2 ور بسوزد دل مسکین مرا همچو سپند %~% پای کوبان شوم و سوز سپندان بکشم # 3 گر سر زلف چو چوگانش مرا دور کند %~% همچنین سجده کنان تا بن میدان ~~بکشم # 4 لعل در کوه بود گوهر در قلزم تلخ %~% از پی لعل و گهر این بخورم آن ~~بکشم # 5 این نبوده‌ست و نباشد که من از طنز و گزاف %~% گهر از ره ببرم لعل ~~بدخشان بکشم # 6 رخم از خون جگر صدره اطلس پوشید %~% چه شود گر ز خطا خلعت سلطان بکشم # 7 من چو در سایه آن زلف پریشان جمعم %~% لازمم نیست که من راه پریشان ~~بکشم # 8 همرهانم همه رفتند سوی رهزن دل %~% بگشایید رهم تا سوی ایشان بکشم # 9 گر کسی قصه کند بارکشی مجنونی %~% از درون نعره زند دل که دو چندان ~~بکشم # 10 ور به زندان بردم یوسف من بی‌گنهی %~% همچو یوسف بروم وحشت زندان بکشم # 11 گر دلم سر کشد از درد تو جان سیر شود %~% جان و دل تا برود بی‌دل و ~~بی‌جان بکشم # 12 شور و شر در دو جهان افتد از عنبر و مشک %~% چونک من دامن مشکین تو ~~پنهان بکشم PageV1P1629 ### || [genre: Gh] # 1 در فروبند که ما عاشق این میکده‌ایم %~% درده آن باده جان را که سبک دل ~~شده‌ایم # 2 برجه ای ساقی چالاک میان را بربند %~% به خدا کز سفر دور و دراز ~~آمده‌ایم # 3 برگشا مشک طرب را که ز رشک کف تو %~% از کف زهره به صد لابه قدح ~~نستده‌ایم # 4 در فروبند و ز رحمت در پنهان بگشا %~% چاره رطل گران کن ms0897 که همه می ~~زده‌ایم # 5 زان سبو غسل قیامت بده از وسوسه‌ام %~% به حق آنک ز آغاز حریفان ~~بده‌ایم # 6 ما همه خفته تو بر ما لگدی چند زدی %~% برجهیدیم خمارانه در این ~~عربده‌ایم # 7 گر علی الریق تو را باده دهی قاعده نیست %~% هین بده ما ملک الموت چنین ~~قاعده‌ایم # 8 فلسفی زین بخورد فلسفه‌اش غرق شود %~% که گمان داشت که ما زان علل ~~فاسده‌ایم # 9 آن نهنگیم که دریا بر ما یک قدح است %~% ما نه مردان ثرید و عدس و ~~مایده‌ایم # 10 هله خاموش کن و فایده و فضل بهل %~% که ز فضله فایده فایده‌ایم ~~PageV1P1630 ### || [genre: Gh] # 1 هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم %~% جهت توشه ره ذکر وصالت بردیم # 2 تا که ما را و تو را تذکره‌ای باشد یاد %~% دل خسته به تو دادیم و ~~خیالت بردیم # 3 آن خیال رخ خوبت که قمر بنده اوست %~% وان خم ابروی مانند هلالت بردیم # 4 وان شکرخنده خوبت که شکر تشنه اوست %~% ز شکرخانه مجموع خصالت بردیم # 5 چون کبوتر چو بپریم به تو بازآییم %~% زانک ما این پر و بال از پر و ~~بالت بردیم # 6 هر کجا پرد فرعی به سوی اصل آید %~% هر چه داریم همه از عز و جلالت ~~بردیم # 7 شمس تبریز شنو خدمت ما را ز صبا %~% گر شمال است و صبا هم ز شمالت ~~بردیم PageV1P1631 ### || [genre: Gh] # 1 در فروبند که ما عاشق این انجمنیم %~% تا که با یار شکرلب نفسی دم ~~بزنیم # 2 نقل و باده چه کم آید چو در این بزم دریم %~% سرو و سوسن چه کم آید چو ~~میان چمنیم # 3 باده تو به کف و باد تو اندر سر ماست %~% فارغ از باد و بروت حسن و ~~بوالحسنیم # 4 چو تویی مشعله ما ز تو شمع فلکیم %~% چو تویی ساقی بگزیده گزین زمنیم # 5 رسن دام تو ما را چو رهانید ز چاه %~% ما ms0898 از آن روز رسن باز و حریف ~~رسنیم # 6 عقل عقل و دل دل جان دو صد جان چو تویی %~% واجب آید که به اقبال تو بر ~~تن نتنیم # 7 چونک بر بام فلک از پی ما خیمه زدند %~% ما از این خرگله خرگاه چرا ~~برنکنیم # 8 همچو سیمرغ دعاییم که بر چرخ پریم %~% همچو سرهنگ قضاییم که لشکر شکنیم # 9 ما چو سیلیم و تو دریا ز تو دور افتادیم %~% به سر و روی دوان گشته به ~~سوی وطنیم # 10 روکشان نعره زنانیم در این راه چو سیل %~% نه چو گردابه گندیده به خود ~~مرتهنیم # 11 هین از آن رطل گران ده سبکم بیش مگو %~% ور بگویی تو همین گو که غریق ~~مننیم # 12 شمس تبریز که سرمایه لعل است و عقیق %~% ما از او لعل بدخشان و عقیق ~~یمنیم PageV1P1632 ### || [genre: Gh] # 1 عقل گوید که من او را به زبان بفریبم %~% عشق گوید تو خمش باش به جان ~~بفریبم # 2 جان به دل گوید رو بر من و بر خویش مخند %~% چیست کو را نبود تاش بدان ~~بفریبم # 3 نیست غمگین و پراندیشه و بی‌هوشی جوی %~% تا من او را به می و رطل گران ~~بفریبم # 4 ناوک غمزه او را به کمان حاجت نیست %~% تا خدنگ نظرش را به کمان بفریبم # 5 نیست محبوس جهان بسته این عالم خاک %~% تا من او را به زر و ملک جهان ~~بفریبم # 6 او فرشته‌ست اگر چه که به صورت بشر است %~% شهوتی نیست که او را به ~~زنان بفریبم # 7 خانه کاین نقش در او هست فرشته برمد %~% پس کیش من به چنین نقش و نشان ~~بفریبم # 8 گله اسب نگیرد چو به پر می پرد %~% خور او نور بود چونش به نان بفریبم # 9 نیست او تاجر و سوداگر بازار جهان %~% تا به افسونش به هر سود و زیان ~~بفریبم # 10 نیست محجوب که رنجور کنم من خود ms0899 را %~% آه آهی کنم او را به فغان ~~بفریبم # 11 سر ببندم بنهم سر که من از دست شدم %~% رحمتش را به مرض یا خفقان ~~بفریبم # 12 موی در موی ببیند کژی و فعل مرا %~% چیست پنهان بر او کش به نهان ~~بفریبم # 13 نیست شهرت طلب و خسرو شاعرباره %~% کش به بیت غزل و شعر روان بفریبم # 14 عزت صورت غیبی خود از آن افزون است %~% که من او را به جنان یا به ~~جنان بفریبم # 15 شمس تبریز که بگزیده و محبوب وی است %~% مگر او را به همان قطب زمان ~~بفریبم PageV1P1633 ### || [genre: Gh] # 1 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم %~% تابشی نو به نو از حسن و جمالش ~~رسدم # 2 یا رب این بوی طرب از طرف فردوس است %~% یا نسیمی است که از روز وصالش ~~رسدم # 3 این ز عشق است که مغزم ز طرب خیره شده‌ست %~% یا که جامی است که از خمر ~~حلالش رسدم # 4 یا چو بازی است که از عشق همی‌پراند %~% یا کبوتربچگان از پر و بالش ~~رسدم # 5 سرکشان از طرف غیب به من می آیند %~% وین مددها همه از لذت حالش رسدم ~~PageV1P1634 ### || [genre: Gh] # 1 از بت باخبر من خبری می رسدم %~% وز لب چون شکر او شکری می رسدم # 2 شکر اندر شکر اندر شکر است %~% شکری در دهن است و دگری می رسدم # 3 هر دم از گلشن او طرفه گلی می سکلم %~% هر زمان تازه گل از شاخ تری می ~~رسدم # 4 خیره از عشق ویم کز هوسش هر نفسی %~% عاشق سوخته خیره سری می رسدم # 5 آن یکی زرد شده کآتش او می کشدم %~% وین دگر هست که از وی نظری می رسدم # 6 وان دگر بر در آن خانه او بنشسته %~% که در ار باز نشد بانگ دری می ~~رسدم # 7 وان یکی بر سر آن خاک سرک بنهاده %~% که ز خاکش ms0900 صفت جانوری می رسدم ~~PageV1P1635 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن دزد که شب نقب زدم ببریدم %~% سر صندوق گشادم گهری دزدیدم # 2 ز زلیخای حرم چادر سر بربودم %~% چو بدیدم رخ یوسف کف خود ببریدم # 3 سر سودای کسی قصد سر من دارد %~% کی برد سر ز کف آنک از آن سر دیدم # 4 چو بگفتم نبرم سر سر من گفت آمین %~% چون غمش کند ز بیخم پس از آن ~~روییدم # 5 این چه ماه است که اندر دل و جان‌ها گردد %~% که من از گردش او بس چو ~~فلک گردیدم # 6 جان اخوان صفا اوست که اندر هوسش %~% همه دردی جهان در سر خود مالیدم # 7 اندر این چاه جهان یوسف حسنی است نهان %~% من بر این چرخ از او همچو ~~رسن پیچیدم # 8 هله ای عشق بیا یار منی در دو جهان %~% از همه خلق بریدم به تو ~~برچفسیدم # 9 زان چنین در فرحم کز قدحت سرمستم %~% زان گزیده‌ست مرا حق که تو را ~~بگزیدم # 10 بنهان از همه خلقان چه خوش آیین باغی است %~% که چو گل در چمنش جامه ~~جان بدریدم # 11 اندر آن باغ یکی دلبر بالاشجری است %~% که چو برگ از شجر اندر قدمش ~~ریزیدم # 12 بس کنم آنچ بگفت او که بگو من گفتم %~% و آنچ فرمود بپوشان و مگو ~~پوشیدم # 13 شمس تبریز که آفاق از او شد پرنور %~% من به هر سوی چو سایه ز پیش ~~گردیدم PageV1P1636 ### || [genre: Gh] # 1 مادرم بخت بده است و پدرم جود و کرم %~% فرح ابن الفرح ابن الفرح ابن ~~الفرحم # 2 هین که بکلربک شادی به سعادت برسید %~% پر شد این شهر و بیابان سپه و ~~طبل و علم # 3 گر به گرگی برسم یوسف مه روی شود %~% در چهی گر بروم گردد چه باغ ارم # 4 آنک باشد ز بخیلی دل او آهن و سنگ %~% خاتم وقت شود پیش من از جود و ~~کرم # 5 ms0901 خاک چون در کف من زر شود و نقره خام %~% چون مرا راه زند فتنه گر زر و ~~درم # 6 صنمی دارم گر بوی خوشش فاش شود %~% جان پذیرد ز خوشی گر بود از سنگ صنم # 7 مرد غم در فرحش که جبر الله عزاک %~% آن چنان تیغ چگونه نزند گردن غم # 8 بستاند به ستم او دل هر کی خواهد %~% عدل‌ها جمله غلامان چنین ظلم و ~~ستم # 9 آن چه خال است بر آن رخ که اگر جلوه کند %~% زود بیگانه شود در هوسش ~~خال زعم # 10 گفتم ار بس کنم و قصه فروداشت کنم %~% تو تمامش کنی و شرح کنی گفت نعم ~~PageV1P1637 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشا روز که پیش چو تو سلطان میرم %~% پیش کان شکر تو شکرافشان میرم # 2 صد هزاران گل صدبرگ ز خاکم روید %~% چونک در سایه آن سرو گلستان میرم # 3 ای بسا دست که خایند حریصان حیات %~% چونک در پای تو من دست فشانان ~~میرم # 4 شربت مرگ چو اندر قدح من ریزی %~% بر قدح بوسه دهم مست و خرامان میرم # 5 چون به بوی خوش یک سیب تو موسی جان داد %~% پس عجب نیست کز آسیب تو چون ~~جان میرم # 6 چون خزان از خبر مرگ اگر زرد شوم %~% چون بهار از لب خندان تو خندان ~~میرم # 7 بارها مردم من وز دم تو زنده شدم %~% گر بمیرم ز تو صد بار بدان سان ~~میرم # 8 من پراکنده بدم خاک بدم جمع شدم %~% پیش جمع تو نشاید که پریشان میرم # 9 همچو فرزند که اندر بر مادر میرد %~% در بر رحمت و بخشایش رحمان میرم # 10 چه حدیث است کجا مرگ بود عاشق را %~% این محالت که در چشمه حیوان میرم # 11 شمس تبریز کسانی که به تو زنده نیند %~% سوی تو زنده شوم از سوی ایشان ~~میرم PageV1P1638 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم ms0902 %~% وامقت باشم هر لحظه و عذرا ~~نکنم # 2 این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار %~% کژ مباز ای کژ کژباز مکن تا ~~نکنم # 3 گفته‌ای جان دهمت نان جوین می ندهی %~% بی‌خبر دانیم ار هیچ مکافا نکنم # 4 گوش تو تا بنمالم نگشاید چشمت %~% دهمت بیم مبارات تو اما نکنم # 5 متفرق شود اجزای تو هنگام اجل %~% تو گمان برده که جمعیت اجزا نکنم # 6 منشی روز و شبم نیست شود هست کنم %~% پس چرا روز تو را عاقبت انشا نکنم # 7 هر دمی حشر نوستت ز ترح تا به فرح %~% پس چرا صبر تو را شکر شکرخا نکنم # 8 هر کسی عاشق کاری ز تقاضای من است %~% پس چه شد کار جزا را که تقاضا ~~نکنم # 9 تا ز زهدان جهان همچو جنینت نبرم %~% در جهان خرد و عقل تو را جا نکنم # 10 گلشن عقل و خرد پرگل و ریحان طری است %~% چشم بستی به ستیزه که تماشا ~~نکنم # 11 طبل باز شهم ای باز بر این بانگ بیا %~% پیش از آن که بروم نظم غزل‌ها ~~نکنم PageV1P1639 ### || [genre: Gh] # 1 من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم %~% چو بیایی به زیارت سره بیرون ~~آیم # 2 نفخ صور منی و محشر من پس چه کنم %~% مرده و زنده بدان جا که تویی آن ~~جایم # 3 مثل نای جمادیم و خمش بی‌لب تو %~% چه نواها زنم آن دم که دمی در نایم # 4 نی مسکین تو با شکرلب خو کرده‌ست %~% یاد کن از من مسکین که تو را می ~~پایم # 5 چون نیابم مه رویت سر خود می بندم %~% چون نیابم لب نوشت کف خود می ~~خایم PageV1P1640 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا ما ز ثریا به زمین افتادیم %~% گوش خود بر دم شش تای طرب بنهادیم # 2 دل رنجور به طنبور نوایی دارد %~% دل صدپاره خود را به نوایش دادیم # 3 به خرابات بدستیم از آن رو مستیم %~% کوی دیگر ms0903 نشناسیم در این کو زادیم # 4 ساقیا زین همه بگذر بده آن جام شراب %~% همه را جمله یکی کن که در این ~~افرادیم # 5 همه را غرق کن و بازرهان زین اعداد %~% مزه‌ای بخش که ما بی‌مزه ~~اعدادیم # 6 دل ما یافت از این باده عجایب بویی %~% لاجرم از دم این باده لطیف ~~اورادیم # 7 از برون خسته یاریم و درون رسته یار %~% لاجرم مست و طربناک و قوی ~~بنیادیم # 8 همه مستیم و خرابیم و فنای ره دوست %~% در خرابات فنا عاقله ایجادیم # 9 هله خاموش بیارام عروسی داریم %~% هله گردک بنشینیم که ما دامادیم ~~PageV1P1641 ### || [genre: Gh] # 1 چند خسپیم صبوح است صلا برخیزیم %~% آب رحمت بستانیم و بر آتش ریزیم # 2 آن کمیت عربی را که فلک پیمای است %~% وقت زین است و لگام است چرا ~~ننگیزیم # 3 خوش برانیم سوی بیشه شیران سیاه %~% شیرگیرانه ز شیران سیه نگریزیم # 4 در زندان جهان را به شجاعت بکنیم %~% شحنه عشق چو با ماست ز کی پرهیزیم # 5 زنگیان شب غم را همه سر برداریم %~% زنگ و رومی چه بود چون به وغا ~~یستیزیم # 6 قدح باده نسازیم جز از کاسه سر %~% گرد هر دیگ نگردیم نه ما کفلیزیم # 7 ز آخور ثور برانیم سوی برج اسد %~% چو اسد هست چه با گله گاو آمیزیم # 8 اندر این منزل هر دم حشری گاو آرد %~% چاره نبود ز سر خر چو در این ~~پالیزیم # 9 موج دریای حقایق که زند بر که قاف %~% زان ز ما جوش برآورد که ما ~~کاریزیم # 10 بدر ما راست اگر چه چو هلالیم نزار %~% صدر ما راست اگر چه که در این ~~دهلیزیم # 11 گلرخان روی نمایند چو رو بنماییم %~% که بهاریم در آن باغ نه ما ~~پاییزیم # 12 وز سر ناز بگوییم چه چیزید شما %~% سجده آرند که ما پیش شما ناچیزیم # 13 گلعذاریم ولی پیش رخ خوب شما %~% روی ناشسته و آلوده و ms0904 بی‌تمییزیم # 14 آهوان تبتی بهر چرا آمده‌اند %~% زانک امروز همه مشک و عبر می بیزیم # 15 چون دهد جام صفا بر همه ایثار کنیم %~% ور زند سیخ بلا همچو خران ~~نسکیزیم # 16 تاب خورشید ازل بر سر ما می تابد %~% می زند بر سر ما تیز از آن ~~سرتیزیم # 17 طالع شمس چو ما راست چه باشد اختر %~% روز و شب در نظر شمس حق تبریزیم ~~PageV1P1642 ### || [genre: Gh] # 1 جز ز فتان دو چشمت ز کی مفتون باشیم %~% جز ز زنجیر دو زلفت ز کی مجنون ~~باشیم # 2 جز از آن روی چو ماهت که مهش جویان است %~% دگر از بهر که سرگشته چو ~~گردون باشیم # 3 نار خندان تو ما را صنما گریان کرد %~% تا چو نار از غم تو با دل پرخون ~~باشیم # 4 چشم مست تو قدح بر سر ما می ریزد %~% ما چه موقوف شراب و می و افیون ~~باشیم # 5 گلفشان رخ تو خرمن گل می بخشد %~% ما چه موقوف بهار و گل گلگون باشیم # 6 همچو موسی ز درخت تو حریف نوریم %~% ما چرا عاشق برگ و زر قارون باشیم # 7 هر زمان عشق درآید که حریفان چونید %~% ما ز چون گفتن او واله و بی‌چون ~~باشیم # 8 ما چو زاییده و پرورده آن دریاییم %~% صاف و تابنده و خوش چون در مکنون ~~باشیم # 9 ما ز نور رخ خورشید چو اجرا داریم %~% همچو مه تیزرو و چابک و موزون ~~باشیم # 10 به دعا نوح خیالت یم و جیحون خواهد %~% بهر این سابح و با چشم چو ~~جیحون باشیم # 11 همچو عشقیم درون دل هر سودایی %~% لیک چون عشق ز وهم همه بیرون باشیم # 12 چونک در مطبخ دل لوت طبق بر طبق است %~% ما چرا کاسه کش مطبخ هر دون ~~باشیم # 13 وقف کردیم بر این باده جان کاسه سر %~% تا حریف سری و شبلی و ذاالنون ~~باشیم # 14 شمس تبریز پی نور ms0905 تو زان ذره شدیم %~% تا ز ذرات جهان در عدد افزون ~~باشیم PageV1P1643 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو مستی بر ما آی که ما مستانیم %~% ور نه ما عشوه و ناموس کسی ~~نستانیم # 2 یوسفانند که درمان دل پردردند %~% که ز مستی بندانند که ما درمانیم # 3 ور بدانند حق و قیمت خود درشکنند %~% چونک درمان سر خود گیرد ما ~~درمانیم # 4 ما خرابیم و خرابات ز ما شوریده‌ست %~% گنج عیشیم اگر چند در این ~~ویرانیم # 5 کدخدامان به خرابات همان ساقی و بس %~% کدخدا اوست و خدا اوست همو را ~~دانیم # 6 مست را با غم و اندیشه و تدبیر چه کار %~% که سزای سر صدریم و یا ~~دربانیم # 7 هر کی از صدر خبر دارد او دربان است %~% ما ز جان بی‌خبریم و بر آن ~~جانانیم # 8 من نخواهم که سخن گویم الا ساقی %~% می دمد در دل ما زانک چو نای ~~انبانیم # 9 خوش بود سیمتنی کو بنداند که کییم %~% بار ما می کشد و ماش همی‌رنجانیم # 10 یار ما داند کو کیست ولی برشکند %~% خویش کاسد کند و گوید ما ارزانیم # 11 سر فرود آرد چون شاخ تر از لطف و کرم %~% ما چو برگ از حذر فرقت او ~~لرزانیم # 12 یک زمانم بهل ای جان که خموشانه خوش است %~% ما سخن گوی خموشیم که چون ~~میزانیم # 13 بس کن ار چند بیان طرق از ارکان است %~% ما به ارکان به چه مشغول شویم ~~ار کانیم PageV1P1644 ### || [genre: Gh] # 1 روز آن است که ما خویش بر آن یار زنیم %~% نظری سیر بر آن روی چو گلنار ~~زنیم # 2 مشتری وار سر زلف مه خود گیریم %~% فتنه و غلغله اندر همه بازار زنیم # 3 اندرافتیم در آن گلشن چون باد صبا %~% همه بر جیب گل و جعد سمن زار ~~زنیم # 4 نفسی کوزه زنیم و نفسی کاسه خوریم %~% تا سبووار همه بر خم خمار زنیم # 5 تا به ms0906 کی نامه بخوانیم گه جام رسید %~% نامه را یک نفسی در سر دستار ~~زنیم # 6 چنگ اقبال ز فر رخ تو ساخته شد %~% واجب آید که دو سه زخمه بر آن تار ~~زنیم # 7 وقت شور آمد و هنگام نگه داشت نماند %~% ما که مستیم چه دانیم چه مقدار ~~زنیم # 8 خاک زر می شود اندر کف اخوان صفا %~% خاک در دیده این عالم غدار زنیم # 9 می کشانند سوی میمنه ما را به طناب %~% خیمه عشرت از این بار در اسرار ~~زنیم # 10 شد جهان روشن و خوش از رخ آتشرویی %~% خیز تا آتش در مکسبه و کار زنیم # 11 پاره پاره شود و زنده شود چون که طور %~% گر ز برق دل خود بر که و ~~کهسار زنیم # 12 هله باقیش تو گو که به وجود چو توی %~% سرد و حیف است که ما حلقه ~~گفتار زنیم PageV1P1645 ### || [genre: Gh] # 1 روز شادی است بیا تا همگان یار شویم %~% دست با هم بدهیم و بر دلدار ~~شویم # 2 چون در او دنگ شویم و همه یک رنگ شویم %~% همچنین رقص کنان جانب بازار ~~شویم # 3 روز آن است که خوبان همه در رقص آیند %~% ما ببندیم دکان‌ها همه بی‌کار ~~شویم # 4 روز آن است که تشریف بپوشد جان‌ها %~% ما به مهمان خدا بر سر اسرار ~~شویم # 5 روز آن است که در باغ بتان خیمه زنند %~% ما به نظاره ایشان سوی گلزار ~~شویم PageV1P1646 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا عربده کردیم که در جنگ شویم %~% می گلرنگ بده تا همه یک رنگ شویم # 2 صورت لطف سقی الله تویی در دو جهان %~% رخ می رنگ نما تا همگان دنگ ~~شویم # 3 باده منسوخ شود چون به صفت باده شویم %~% بنگ منسوخ شود چون همگی بنگ ~~شویم # 4 هین که اندیشه و غم پهلوی ما خانه گرفت %~% باده ده تا که از او ما به ~~دو فرسنگ شویم # 5 مطربا بهر خدا ms0907 زخمه مستانه بزن %~% تا ز زخمه خوش تو ساخته چون چنگ ~~شویم # 6 مجلس قیصر روم است بده صیقل دل %~% تا که چون آینه جان همه بی‌رنگ شویم # 7 یک جهان تنگ دل و ما ز فراخی نشاط %~% یک نفس عاشق آنیم که دلتنگ شویم # 8 دشمن عقل کی دیده‌ست کز آمیزش او %~% همه عقل و همه علم و همه فرهنگ ~~شویم # 9 شمس تبریز چو در باغ صفا رو بنمود %~% زود در گردن عشقش همه آونگ شویم ~~PageV1P1647 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آن شد که به زنجیر تو دیوانه شویم %~% بند را برگسلیم از همه ~~بیگانه شویم # 2 جان سپاریم دگر ننگ چنین جان نکشیم %~% خانه سوزیم و چو آتش سوی میخانه ~~شویم # 3 تا نجوشیم از این خنب جهان برناییم %~% کی حریف لب آن ساغر و پیمانه ~~شویم # 4 سخن راست تو از مردم دیوانه شنو %~% تا نمیریم مپندار که مردانه شویم # 5 در سر زلف سعادت که شکن در شکن است %~% واجب آید که نگونتر ز سر شانه ~~شویم # 6 بال و پر باز گشاییم به بستان چو درخت %~% گر در این راه فنا ریخته چون ~~دانه شویم # 7 گر چه سنگیم پی مهر تو چون موم شویم %~% گر چه شمعیم پی نور تو پروانه ~~شویم # 8 گر چه شاهیم برای تو چو رخ راست رویم %~% تا بر این نطع ز فرزین تو ~~فرزانه شویم # 9 در رخ آینه عشق ز خود دم نزنیم %~% محرم گنج تو گردیم چو پروانه شویم # 10 ما چو افسانه دل بی‌سر و بی‌پایانیم %~% تا مقیم دل عشاق چو افسانه ~~شویم # 11 گر مریدی کند او ما به مرادی برسیم %~% ور کلیدی کند او ما همه دندانه ~~شویم # 12 مصطفی در دل ما گر ره و مسند نکند %~% شاید ار ناله کنیم استن حنانه ~~شویم # 13 نی خمش کن که خموشانه بباید دادن %~% پاسبان را چو به شب ما سوی ~~کاشانه شویم PageV1P1648 ### || [genre: ms0908 Gh] # 1 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم %~% پخته و خام تو را گر نپذیرم خامم # 2 عاشق هدیه نیم عاشق آن دست توام %~% سنقر دانه نیم ایبک بند دامم # 3 از تغار تو اگر خون رسدم همچو سگان %~% گر من آن را قدح خاص ندانم عامم # 4 غنچه و خار تو را دایه شوم همچو زمین %~% تا سمعنا و اطعنا کنی ای جان ~~نامم # 5 ملخ حکم تو تا مزرعه‌ام را بچرید %~% گر نگردم تلف تو علف ایامم # 6 ساقی صبر بیا رطل گرانم درده %~% تا چو ریگش به یکی بار فروآشامم # 7 گوییم شپشپی و چون پشه بی‌آرامی %~% چون دلارام نیابم به چه چیز آرامم # 8 همچو دزدان ز عسس من همه شب در بیمم %~% همچو خورشیدپرستان به سحر بر ~~بامم # 9 مهر غیر تو بود در دل من مهر ضلال %~% شکر غیر تو بود در سر من سرسامم # 10 به زبان گر نکنم یاد شکرخانه تو %~% کام و ناکام بود لذت آن در کامم # 11 خبر رشک تو می آرد اشک تر من %~% نه به تقلید بل از دیده دهد پیغامم ~~PageV1P1649 ### || [genre: Gh] # 1 ما سر و پنجه و قوت نه از این جان داریم %~% ما کر و فر سعادت نه ز ~~کیوان داریم # 2 آتش دولت ما نیست ز خورشید و اثیر %~% سبحات رخ تابنده ز سبحان داریم # 3 رگ و پی نی و در آن دجله خون می جوشیم %~% دست و پا نی و در آن معرکه ~~جولان داریم # 4 هفت دریا بر ما غرقه یک قطره بود %~% که به کف شعشعه جوهر انسان داریم # 5 چه کم ار سر نبود چونک سراسر جانیم %~% چه غم ار زر نبود چون مدد از ~~کان داریم # 6 بوهریره صفتیم و به گه داد و ستد %~% دل بدان سابقه و دست در انبان ~~داریم # 7 اهرمن دیو و پری جمله به جان عاشق ماست %~% چونک در ms0909 عشق خدا ملک سلیمان ~~داریم # 8 در چه و حبس جهان گر چه رهین دلویم %~% چند یعقوب دل آشفته به کنعان ~~داریم # 9 شمس تبریز شهنشاه همه مردان است %~% ما از آن قطب جهان حجت و برهان ~~داریم PageV1P1650 ### || [genre: Gh] # 1 ای دریغا که شب آمد همه از هم ببریم %~% مجلس آخر شد و ما تشنه و ~~مخمورسریم # 2 رفت این روز دراز و در حس گشت فراز %~% ز اول روز خماریم به شب زان ~~بتریم # 3 باطن ما چو فلک تا به ابد مستسقی است %~% گر چه روزی دو سه در نقش و ~~نگار بشریم # 4 معده گاو گرفته‌ست ره معده دل %~% ور نه در مرج بقا صاحب جوع بقریم # 5 نزد یزدان نه صباح است برادر نه مسا %~% چیز دیگر بود و ما تبع آن ~~دگریم # 6 همه زندان جهان پر ز نگارست و نقوش %~% همه محبوس نقوش و وثنات صوریم # 7 کوزه‌ها دان تو صور را و ز هر شربت فکر %~% همچو کوزه همه هر لحظه تهی ~~ایم و پریم # 8 نفسی پر ز سماع و نفسی پر ز نزاع %~% نفسی لست ابالی نفسی نفع و ضریم # 9 شربت از کوزه نروید بود از جای دگر %~% همچو کوزه ز اصول مددش بی‌خبریم # 10 از دهنده نظر ار چه که نظر محجوب است %~% زان است محجوب که ما غرق ~~دهنده نظریم # 11 آن چنانک نتوان دید ز بعد مفرط %~% سبب قربت مفرط معزول از بصریم # 12 گه ز تمزیج جمادات چو یخ منجمدیم %~% گه در آن شیر گدازنده مثال شکریم # 13 اگر این یخ نرود زان است که خورشید رمید %~% وگر آن مه نرسد زان است ~~که بند اگریم # 14 گر چه دل را ز لقا بر جگرش آبی نیست %~% متصل با کرم دوست چو آب و ~~جگریم # 15 چو مهندس جهت جان وطن غیبی ساخت %~% با مهندس ز درون هندسه‌ای برشمریم # 16 چو سلیمان اگر او تاج ms0910 نهد بر سر ما %~% همچو مور از پی شکرش همه بسته ~~کمریم # 17 از زکاتی که فرستد بر ما آن خورشید %~% قمر اندر قمر اندر قمر اندر ~~قمریم # 18 وز سحابی که فرستد بر ما آن دریا %~% گهر اندر گهر اندر گهر اندر ~~گهریم # 19 زان بهاری که خزانی نبود در پی او %~% همه سرسبز و فزاینده چو سرو و ~~شجریم # 20 جان چو روز است و تن ما چو شب و ما به میان %~% واسطه روز و شب خویش ~~مثال سحریم # 21 من خمش کردم ای خواجه ولیکن زنهار %~% هله منگر سوی ما سست که احدی ~~الکبریم PageV1P1651 ### || [genre: Gh] # 1 من از این خانه پرنور به در می نروم %~% من از این شهر مبارک به سفر می ~~نروم # 2 منم و این صنم و عاشقی و باقی عمر %~% من از او گر بکشی جای دگر می ~~نروم # 3 گر جهان بحر شود موج زند سرتاسر %~% من بجز جانب آن گنج گهر می نروم # 4 شهر ما تختگه و مجلس آن سلطان است %~% من ز سلطان سلاطین به حشر می ~~نروم # 5 شهر ما از شه ما کان عقیق و گهر است %~% من ز گنجینه گوهر به حجر می ~~نروم # 6 شهر ما از شه ما جنت و فردوس خوش است %~% من ز فردوس و ز جنت به سقر می ~~نروم # 7 شهر پر شد که فلان بن فلان می برود %~% شهر اراجیف چرا پر شد اگر می ~~نروم # 8 این خبر رفت به هر سوی و به هر گوش رسید %~% من از این بی‌خبری سوی خبر ~~می نروم # 9 یار ما جان و خداوند قضا و قدر است %~% من از این جان قدر جز به قدر می ~~نروم # 10 تو مسافر شده‌ای تا که مگر سود کنی %~% من از این سود حقیقت به مگر می ~~نروم # 11 مغز را یافته‌ام پوست نخواهم خایید %~% ایمنی یافته‌ام سوی خطر می ~~نروم ms0911 # 12 تو جگرگوشه مایی برو الله معک %~% من چو دل یافته‌ام سوی جگر می نروم # 13 تو کمربسته چو موری پی حرص روزی %~% من فکنده کله و سوی کمر می نروم # 14 نشنوم پند کسی پندم مده جان پدر %~% من پدر یافته‌ام سوی پدر می نروم # 15 شمس تبریز مرا طالع زهره داده‌ست %~% تا چو زهره همه شب جز به بطر می ~~نروم PageV1P1652 ### || [genre: Gh] # 1 تا که ما از نظر و خوبی تو باخبریم %~% از بد و نیک جهان همچو جهان ~~بی‌خبریم # 2 نظری کرد سوی خوبی تو دیده ما %~% از پیروی تو تا حشر غلام نظریم # 3 دین ما مهر تو و مذهب ما خدمت تو %~% تا نگویی که در این عشق تو ما ~~مختصریم # 4 زهر بر یاد یکی نوش تو ای آهوچشم %~% گر به از نوش ننوشیم پس از سگ ~~بتریم PageV1P1653 ### || [genre: Gh] # 1 دوش می گفت جانم کی سپهر معظم %~% بس معلق زنانی شعله‌ها اندر اشکم # 2 بی‌گنه بی‌جنایت گردشی بی‌نهایت %~% بر تنت در شکایت نیلیی رسم ماتم # 3 گه خوش و گاه ناخوش چون خلیل اندر آتش %~% هم شه و هم گداوش چون براهیم ~~ادهم # 4 صورتت سهمناکی حالتت دردناکی %~% گردش آسیاها داری و پیچ ارقم # 5 گفت چرخ مقدس چون نترسم از آن کس %~% کو بهشت جهان را می کند چون جهنم # 6 در کفش خاک مومی سازدش رنگ و رومی %~% سازدش باز و بومی سازدش شکر و سم # 7 او نهانی است یارا این چنین آشکارا %~% پیش کرده است ما را تا شود او ~~مکتم # 8 کی شود بحر کیهان زیر خاشاک پنهان %~% گشته خاشاک رقصان موج در زیر و ~~در بم # 9 چون تن خاکدانت بر سر آب جانت %~% جان تتق کرده تن را در عروسی و در غم # 10 در تتق نوعروسی تندخویی شموسی %~% می کند خوش فسوسی بر بد و نیک عالم # 11 خاک از او سبزه زاری چرخ ms0912 از او بی‌قراری %~% هر طرف بختیاری زو معاف و ~~مسلم # 12 عقل از او مستقینی صبر از او مستعینی %~% عشق از او غیب بینی خاک او ~~نقش آدم # 13 باد پویان و جویان آب‌ها دست شویان %~% ما مسیحانه گویان خاک خامش چو ~~مریم # 14 بحر با موج‌ها بین گرد کشتی خاکین %~% کعبه و مکه‌ها بین در تک چاه ~~زمزم # 15 شه بگوید تو تن زن خویش در چه میفکن %~% که ندانی تو کردن دلو و حبل ~~از شلولم PageV1P1654 ### || [genre: Gh] # 1 هم به درد این درد را درمان کنم %~% هم به صبر این کار را آسان کنم # 2 یا برآرم پای جان زین آب و گل %~% یا دل و جان وقف دلداران کنم # 3 داغ پروانه ستم از شمع الست %~% خدمت شمع همان سلطان کنم # 4 عشق مهمان شد بر این سوخته %~% یک دلی دارم پیش قربان کنم # 5 نفس اگر چون گربه گوید که میاو %~% گربه وارش من در این انبان کنم # 6 از ملولی هر کی گرداند سری %~% درکشم در چرخش و گردان کنم # 7 آن ملولی دنبل بی‌عشقی است %~% جان او را عاشق ایشان کنم # 8 عاشقی چه بود کمال تشنگی %~% پس بیان چشمه حیوان کنم # 9 من نگویم شرح او خامش کنم %~% آنچ اندر شرح ناید آن کنم PageV1P1655 ### || [genre: Gh] # 1 می رسد بوی جگر از دو لبم %~% می برآید دودها از یاربم # 2 می بنالد آسمان از آه من %~% جان سپردن هر دمی شد مذهبم # 3 اندکی دانستیی از حال من %~% گر خبر بودی شبت را از شبم # 4 مکتب تعلیم عشاق آتش است %~% من شب و روز اندرون مکتبم # 5 روی خود بر روی زرد من بنه %~% دست نه بر سینه‌ام کاندر تبم # 6 گفتمش گویم به گوشت یک سخن %~% گفت ترسم تا نسوزد غبغبم # 7 گفتمش دور از جمالت چشم بد %~% چشم من نزدیک اگر چه معجبم PageV1P1656 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقم از عاشقان ms0913 نگریختم %~% وز مصاف ای پهلوان نگریختم # 2 حمله بردم سوی شیران همچو شیر %~% همچو روبه از میان نگریختم # 3 قصد بام آسمان می داشتم %~% از میان نردبان نگریختم # 4 چون که من دارو بدم هر درد را %~% از صداع این و آن نگریختم # 5 هیچ دیدی دارو کز دردی گریخت %~% داروم من همچنان نگریختم # 6 پیرو پیغامبران بودم به جان %~% من ز تهدید خسان نگریختم # 7 زنده کوشم در شکار زندگی %~% زنده باشم چون ز جان نگریختم # 8 چشم تیراندازش آنگه یافتم %~% که ز تیر خرکمان نگریختم # 9 زخم تیغ و تیر من منصور شد %~% چون که از زخم سنان نگریختم # 10 بحر قندم از ترش باکیم نیست %~% سودمندم از زیان نگریختم # 11 شمس تبریزی چو آمد آشکار %~% ز آشکارا و نهان نگریختم PageV1P1657 ### || [genre: Gh] # 1 دست من گیر ای پسر خوش نیستم %~% ای قد تو چون شجر خوش نیستم # 2 نی بهل دستم که رنجم از دل است %~% درد دل را گلشکر خوش نیستم # 3 تا تو رفتی قوت و صبرم برفت %~% تا تو رفتی من دگر خوش نیستم # 4 دست‌ها را چون کمر کن گرد من %~% هین که من بی‌این کمر خوش نیستم # 5 ناتوانم رفتم از دست ای حکیم %~% دست بر من نه مگر خوش نیستم # 6 ای گرفته آتشت زیر و زبر %~% این چنین زیر و زبر خوش نیستم # 7 چه خبر پرسی که بی‌جام لبت %~% باخبر یا بی‌خبر خوش نیستم # 8 سر همی‌پیچم به هر سو همچنین %~% چیست یعنی من ز سر خوش نیستم # 9 چشم می بندم به هر دم تا به دیر %~% زانک بی‌تو با نظر خوش نیستم ~~PageV1P1658 ### || [genre: Gh] # 1 ای گزیده یار چونت یافتم %~% ای دل و دلدار چونت یافتم # 2 می گریزی هر زمان از کار ما %~% در میان کار چونت یافتم # 3 چند بارم وعده کردی و نشد %~% ای صنم این بار چونت یافتم # 4 زحمت اغیار آخر چند ms0914 چند %~% هین که بی‌اغیار چونت یافتم # 5 ای دریده پرده‌های عاشقان %~% پرده را بردار چونت یافتم # 6 ای ز رویت گلستان‌ها شرمسار %~% در گل و گلزار چونت یافتم # 7 ای دل اندک نیست زخم چشم بد %~% پس مگو بسیار چونت یافتم # 8 ای که در خوابت ندیده خسروان %~% این عجب بیدار چونت یافتم # 9 شمس تبریزی که انوار از تو تافت %~% اندر آن انوار چونت یافتم ~~PageV1P1659 ### || [genre: Gh] # 1 سالکان راه را محرم شدم %~% ساکنان قدس را همدم شدم # 2 طارمی دیدم برون از شش جهت %~% خاک گشتم فرش آن طارم شدم # 3 خون شدم جوشیده در رگ‌های عشق %~% در دو چشم عاشقانش نم شدم # 4 گه چو عیسی جملگی گشتم زبان %~% گه دل خاموش چون مریم شدم # 5 آنچ از عیسی و مریم یاوه شد %~% گر مرا باور کنی آن هم شدم # 6 پیش نشترهای عشق لم یزل %~% زخم گشتم صد ره و مرهم شدم # 7 هر قدم همراه عزرائیل بود %~% جان مبادم گر از او درهم شدم # 8 رو به رو با مرگ کردم حرب‌ها %~% تا ز عین مرگ من خرم شدم # 9 سست کردم تنگ هستی را تمام %~% تا که بر زین بقا محکم شدم # 10 بانگ نای لم یزل بشنو ز من %~% گر چو پشت چنگ اندر خم شدم # 11 رو نمود الله اعلم مر مرا %~% کشته الله و پس اعلم شدم # 12 عید اکبر شمس تبریزی بود %~% عید را قربانی اعظم شدم PageV1P1660 ### || [genre: Gh] # 1 بوی آن خوب ختن می آیدم %~% بوی یار سیمتن می آیدم # 2 می رسد در گوش بانگ بلبلان %~% بوی باغ و یاسمن می آیدم # 3 درد چون آبستنان می گیردم %~% طفل جان اندر چمن می آیدم # 4 بوی زلف مشکبار روح قدس %~% همچو جان اندر بدن می آیدم # 5 یوسفم افتاده در چاه فراق %~% از شه مصر آن رسن می آیدم # 6 من شهید عشقم و پرخون کفن %~% خونبها اندر ms0915 کفن می آیدم # 7 بر سرم نه آن کلاه خسروی %~% کان چنان شیرین ذقن می آیدم # 8 سر نهادم همچو شمع اندر لگن %~% سر نگر کاندر لگن می آیدم # 9 جان‌ها بر بام تن صف صف زدند %~% کان قباد صف شکن می آیدم # 10 گوییا آن چنگ عشرت ساز یافت %~% تا نوای تن تنن می آیدم # 11 گوییا ساقی جان بر کار شد %~% تا چنین می در دهن می آیدم # 12 یا ز شعشاع عقیق احمدی %~% بوی رحمان از یمن می آیدم # 13 یا ز بوی شمس تبریزی ز عشق %~% نعره‌ها بی‌خویشتن می آیدم PageV1P1661 ### || [genre: Gh] # 1 نو به نو هر روز باری می کشم %~% وین بلا از بهر کاری می کشم # 2 زحمت سرما و برف ماه دی %~% بر امید نوبهاری می کشم # 3 پیش آن فربه کن هر لاغری %~% این چنین جسم نزاری می کشم # 4 از دو صد شهرم اگر بیرون کنند %~% بهر عشق شهریاری می کشم # 5 گر دکان و خانه‌ام ویران شود %~% بر وفای لاله زاری می کشم # 6 عشق یزدان پس حصاری محکم است %~% رخت جان اندر حصاری می کشم # 7 ناز هر بیگانه سنگین دلی %~% بهر یاری بردباری می کشم # 8 بهر لعلش کوه و کانی می کنم %~% بهر آن گل بار خاری می کشم # 9 بهر آن دو نرگس مخمور او %~% همچو مخموران خاری می کشم # 10 بهر صیدی کو نمی‌گنجد به دام %~% دام و داهول شکاری می کشم # 11 گفت ای غم تا قیامت می کشی %~% می کشم ای دوست آری می کشم # 12 سینه غار و شمس تبریزی است یار %~% سخره بهر یار غاری می کشم ~~PageV1P1662 ### || [genre: Gh] # 1 می شناسد پرده جان آن صنم %~% چون نداند پرده را صاحب حرم # 2 چون ز پرده قصد عقل ما کند %~% تو فسون بر ما مخوان و برمدم # 3 کس ندارد طاقت ما آن نفس %~% عاقل از ما می رمد دیوانه هم ms0916 # 4 آن چنان کردیم ما مجنون که دوش %~% ماه می انداخت از غیرت علم # 5 پرده‌هایی می نوازد پرده در %~% تارهایی می زند بی‌زیر و بم # 6 عقل و جان آن جا کند رقص الجمل %~% کو بدرد پرده شادی و غم # 7 این نفس آن پرده را از سر گرفت %~% ما به سر رقصان چو بر کاغذ قلم ~~PageV1P1663 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی بر من پریشانت کنم %~% کم عمارت کن که ویرانت کنم # 2 گر دو صد خانه کنی زنبوروار %~% چون مگس بی‌خان و بی‌مانت کنم # 3 تو بر آنک خلق را حیران کنی %~% من بر آنک مست و حیرانت کنم # 4 گر که قافی تو را چون آسیا %~% آرم اندر چرخ و گردانت کنم # 5 ور تو افلاطون و لقمانی به علم %~% من به یک دیدار نادانت کنم # 6 تو به دست من چو مرغی مرده‌ای %~% من صیادم دام مرغانت کنم # 7 بر سر گنجی چو ماری خفته‌ای %~% من چو مار خسته پیچانت کنم # 8 خواه دلیلی گو و خواهی خود مگو %~% در دلالت عین برهانت کنم # 9 خواه گو لاحول خواهی خود مگو %~% چون شهت لاحول شیطانت کنم # 10 چند می باشی اسیر این و آن %~% گر برون آیی از این آنت کنم # 11 ای صدف چون آمدی در بحر ما %~% چون صدف‌ها گوهرافشانت کنم # 12 بر گلویت تیغ‌ها را دست نیست %~% گر چو اسماعیل قربانت کنم # 13 چون خلیلی هیچ از آتش مترس %~% من ز آتش صد گلستانت کنم # 14 دامن ما گیر اگر تردامنی %~% تا چو مه از نور دامانت کنم # 15 من همایم سایه کردم بر سرت %~% تا که افریدون و سلطانت کنم # 16 هین قرائت کم کن و خاموش باش %~% تا بخوانم عین قرآنت کنم PageV1P1664 ### || [genre: Gh] # 1 گفته‌ای من یار دیگر می کنم %~% بر تو دل چون سنگ مرمر می کنم # 2 پس تو خود این گو که از تیغ جفا %~% عاشقی را قصد ms0917 و بی‌سر می کنم # 3 گوهری را زیر مرمر می کشم %~% مرمری را لعل و گوهر می کنم # 4 صد هزاران مؤمن توحید را %~% بسته آن زلف کافر می کنم # 5 عاشقان را در کشاکش همچو ماه %~% گاه فربه گاه لاغر می کنم # 6 کله‌های عشق را از خنب جان %~% کیل باده همچو ساغر می کنم # 7 باغ دل سرسبز و تر باشد ولیک %~% از فراقش خشک و بی‌بر می کنم # 8 گلبنان را جمله گردن می زنم %~% قصد شاخ تازه و تر می کنم # 9 چونک بی‌من باغ حال خود بدید %~% جور هشتم داد و داور می کنم # 10 از بهار وصل بر بیمار دی %~% مغفرت را روح پرور می کنم # 11 بار دیگر از بر سیمین خود %~% دست بی‌سیمان پر از زر می کنم # 12 بندگان خویش را بر هر دو کون %~% خسرو و خاقان و سنجر می کنم # 13 شمس تبریزی همی‌گوید به روح %~% من ز عین روح سرور می کنم PageV1P1665 ### || [genre: Gh] # 1 من ز وصلت چون به هجران می روم %~% در بیابان مغیلان می روم # 2 من به خود کی رفتمی او می کشد %~% تا نپنداری که خواهان می روم # 3 چشم نرگس خیره در من مانده‌ست %~% کز میان باغ و بستان می روم # 4 عقل هم انگشت خود را می گزد %~% زانک جان این جاست و بی‌جان می روم # 5 دست ناپیدا گریبان می کشد %~% من پی دست و گریبان می روم # 6 این چنین پیدا و پنهان دست کیست %~% تا که من پیدا و پنهان می روم # 7 این همان دست است کاول او مرا %~% جمع کرد و من پریشان می روم # 8 در تماشای چنین دست عجب %~% من شدم از دست و حیران می روم # 9 من چو از دریای عمان قطره‌ام %~% قطره قطره سوی عمان می روم # 10 من چو از کان معانی یک جوم %~% همچنین جو جو بدان کان می ms0918 روم # 11 من چو از خورشید کیوان ذره‌ام %~% ذره ذره سوی کیوان می روم # 12 این سخن پایان ندارد لیک من %~% آمدم زان سر به پایان می روم ~~PageV1P1666 ### || [genre: Gh] # 1 من به سوی باغ و گلشن می روم %~% تو نمی‌آیی میا من می روم # 2 روز تاریک است بی‌رویش مرا %~% من برای شمع روشن می روم # 3 جان مرا هشته‌ست و پیشین می رود %~% جان همی‌گوید که بی‌تن می روم # 4 بوی سیب آمد مرا از باغ جان %~% مست گشتم سیب خوردن می روم # 5 عیش باقی شد مرا آن جا که من %~% از برای عیش کردن می روم # 6 من به هر بادی نگردم زانک من %~% در رهش چون کوه آهن می روم # 7 من گریبان را دریدم از فراق %~% در پی او همچو دامن می روم # 8 آتشم گر چه به صورت روغنم %~% و اندر آتش همچو روغن می روم # 9 همچو کوهی می نمایم لیک من %~% ذره ذره سوی روزن می روم PageV1P1667 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی نو در وجود اندرزدیم %~% در میان محو نو اندرشدیم # 2 نیک و بد اندر جهان هستی است %~% ما نه نیکیم ای برادر نی بدیم # 3 هر چه چرخ دزد از ما برده بود %~% شب عسس رفتیم و از وی بستدیم # 4 ما یکی بودیم با صد ما و من %~% یک جوی زان یک نماند و ما صدیم # 5 از خودی نارفته نتوان آمدن %~% از خودی رفتیم وانگه آمدیم # 6 قد ما شد پست اندر قد عشق %~% قد ما چون پست شد عالی قدیم # 7 پیشه مردی ز حق آموختیم %~% پهلوان عشق و یار احمدیم # 8 بیست و نه حرف است بر لوح وجود %~% حرف‌ها شستیم و اندر ابجدیم # 9 سعد شمس الدین تبریزی بتافت %~% وز قران سعد او ما اسعدیم PageV1P1668 ### || [genre: Gh] # 1 ما به خرمنگاه جان بازآمدیم %~% جانب شه همچو شهباز آمدیم # 2 سیر گشتیم از غریبی و فراق ms0919 %~% سوی اصل و سوی آغاز آمدیم # 3 وارهیدیم از گدایی و نیاز %~% پای کوبان جانب ناز آمدیم # 4 در کنار محرمان جان پروریم %~% چونک اندر پرده راز آمدیم # 5 او کمند انداخت و ما را برکشید %~% ما به دست صانع انگاز آمدیم # 6 پیش از آن کاین خانه ویران کرد اجل %~% حمدلله خانه پرداز آمدیم # 7 نان ما پخته‌ست و بویش می رسد %~% تا به بوی نان به خباز آمدیم # 8 هین خمش کن تا بگوید ترجمان %~% کز مذلت سوی اعزاز آمدیم PageV1P1669 ### || [genre: Gh] # 1 گر دم از شادی وگر از غم زنیم %~% جمع بنشینیم و دم با هم زنیم # 2 یار ما افزون رود افزون رویم %~% یار ما گر کم زند ما کم زنیم # 3 ما و یاران همدل و همدم شویم %~% همچو آتش بر صف رستم زنیم # 4 گر چه مردانیم اگر تنها رویم %~% چون زنان بر نوحه و ماتم زنیم # 5 گر به تنهایی به راه حج رویم %~% تو مکن باور که بر زمزم زنیم # 6 تارهای چنگ را مانیم ما %~% چونک درسازیم زیر و بم زنیم # 7 ما همه در جمع آدم بوده‌ایم %~% بار دیگر جمله بر آدم زنیم # 8 نکته پوشیده‌ست و آدم واسطه %~% خیمه‌ها بر ساحل اعظم زنیم # 9 چون به تخت آید سلیمان بقا %~% صد هزاران بوسه بر خاتم زنیم ~~PageV1P1670 ### || [genre: Gh] # 1 روز باران است و ما جو می کنیم %~% بر امید وصل دستی می زنیم # 2 ابرها آبستن از دریای عشق %~% ما ز ابر عشق هم آبستنیم # 3 تو مگو مطرب نیم دستی بزن %~% تو بیا ما خود تو را مطرب کنیم # 4 روشن است آن خانه گویی آن کیست %~% ما غلام خانه‌های روشنیم # 5 ما حجاب آب حیوان خودیم %~% بر سر آن آب ما چون روغنیم PageV1P1671 ### || [genre: Gh] # 1 امشب ای دلدار مهمان توییم %~% شب چه باشد روز و شب آن توییم # 2 هر کجا باشیم و هر جا که ms0920 رویم %~% حاضران کاسه و خوان توییم # 3 نقش‌های صنعت دست توییم %~% پروریده نعمت و نان توییم # 4 چون کبوترزاده برج توییم %~% در سفر طواف ایوان توییم # 5 حیث ما کنتم فولوا شطره %~% با زجاجه دل پری خوان توییم # 6 هر زمان نقشی کنی در مغز ما %~% ما صحیفه خط و عنوان توییم # 7 همچو موسی کم خوریم از دایه شیر %~% زانک مست شیر و پستان توییم # 8 ایمنیم از دزد و مکر راه زن %~% زانک چون زر در حرمدان توییم # 9 زان چنین مست است و دلخوش جان ما %~% که سبکسار و گران جان توییم # 10 گوی زرین فلک رقصان ماست %~% چون نباشد چون که چوگان توییم # 11 خواه چوگان ساز ما را خواه گوی %~% دولت این بس که به میدان توییم # 12 خواه ما را مار کن خواهی عصا %~% معجز موسی و برهان توییم # 13 گر عصا سازیم بیفشانیم برگ %~% وقت خشم و جنگ ثعبان توییم # 14 عشق ما را پشت داری می کند %~% زانک خندان روی بستان توییم # 15 سایه ساز ماست نور سایه سوز %~% زانک همچون مه به میزان توییم # 16 هم تو بگشا این دهان را هم تو بند %~% بند آن توست و انبان توییم ~~PageV1P1672 ### || [genre: Gh] # 1 ما ز بالاییم و بالا می رویم %~% ما ز دریاییم و دریا می رویم # 2 ما از آن جا و از این جا نیستیم %~% ما ز بی‌جاییم و بی‌جا می رویم # 3 لااله اندر پی الالله است %~% همچو لا ما هم به الا می رویم # 4 قل تعالوا آیتیست از جذب حق %~% ما به جذبه حق تعالی می رویم # 5 کشتی نوحیم در طوفان روح %~% لاجرم بی‌دست و بی‌پا می رویم # 6 همچو موج از خود برآوردیم سر %~% باز هم در خود تماشا می رویم # 7 راه حق تنگ است چون سم الخیاط %~% ما مثال رشته یکتا می رویم # 8 هین ز همراهان و منزل یاد کن %~% پس ms0921 بدانک هر دمی ما می رویم # 9 خوانده‌ای انا الیه راجعون %~% تا بدانی که کجاها می رویم # 10 اختر ما نیست در دور قمر %~% لاجرم فوق ثریا می رویم # 11 همت عالی است در سرهای ما %~% از علی تا رب اعلا می رویم # 12 رو ز خرمنگاه ما ای کورموش %~% گر نه کوری بین که بینا می رویم # 13 ای سخن خاموش کن با ما میا %~% بین که ما از رشک بی‌ما می رویم # 14 ای که هستی ما ره را مبند %~% ما به کوه قاف و عنقا می رویم ~~PageV1P1673 ### || [genre: Gh] # 1 دوش عشق شمس دین می باختیم %~% سوی رفعت روح می افراختیم # 2 در فراق روی آن معشوق جان %~% ماحضر با عشق او می ساختیم # 3 در نثار عشق جان افزای او %~% قالب از جان هر زمان پرداختیم # 4 عشق او صد جان دیگر می بداد %~% ما در این داد و ستد پرداختیم # 5 همچو چنگ از حال خود خالی شدیم %~% پرده عشاق را بنواختیم # 6 اندر آن پرده بده یک پردگی %~% کز شعاعش پرده‌ها بشناختیم # 7 هر زمان خود را به سوی پرده‌ای %~% حیله حیله پیشتر انداختیم # 8 برج برج و پرده پرده بعد از آن %~% همچو ماه چارده می تاختیم # 9 رو نمود از سوی تبریز آفتاب %~% تا دل از رخت طبیعت آختیم PageV1P1674 ### || [genre: Gh] # 1 عاقبت ای جان فزا نشکیفتم %~% خشم رفتم بی‌شما نشکیفتم # 2 در جدایی خواستم تا خو کنم %~% راستی گویم جدا نشکیفتم # 3 کی شکیبد خود کهی از کهربا %~% کاهم و از کهربا نشکیفتم # 4 هر جفاکش طالب روز وفاست %~% من جفاکش از وفا نشکیفتم # 5 نرم نرمک گویدم بازآمدی %~% گویمش ای جان ما نشکیفتم # 6 ای دل و ای جان و چشم روشنم %~% بی‌پناه توتیا نشکیفتم # 7 بر سرم می زد که دیدی تو سزا %~% ناسزایم ناسزا نشکیفتم # 8 آزمودم مردگی و زندگی %~% در فنا و در بقا نشکیفتم # 9 مطربا ms0922 این پرده گو بهر خدا %~% ای خدا و ای خدا نشکیفتم PageV1P1675 ### || [genre: Gh] # 1 یک دمی خوش چو گلستان کندم %~% یک دمی همچو زمستان کندم # 2 یک دمم فاضل و استاد کند %~% یک دمی طفل دبستان کندم # 3 یک دمی سنگ زند بشکندم %~% یک دمی شاه درستان کندم # 4 یک دمم چشمه خورشید کند %~% یک دمی جمله شبستان کندم # 5 دامنش را بگرفتم به دو دست %~% تا ببینم که چه دستان کندم # 6 دردی درد خوشش را قدحم %~% گر چه او ساقی مستان کندم # 7 زان ستانم شکر او شب و روز %~% تا لقب هم شکرستان کندم PageV1P1676 ### || [genre: Gh] # 1 من اگر نالم اگر عذر آرم %~% پنبه در گوش کند دلدارم # 2 هر جفایی که کند می رسدش %~% هر جفایی که کند بردارم # 3 گر مرا او به عدم انگارد %~% ستمش را به کرم انگارم # 4 داروی درد دلم درد وی است %~% دل به دردش ز چه رو نسپارم # 5 عزت و حرمتم آنگه باشد %~% که کند عشق عزیزش خوارم # 6 باده آنگه شود انگور تنم %~% که بکوبد به لگد عصارم # 7 جان دهم زیر لگد چون انگور %~% تا طرب ساز شود اسرارم # 8 گر چه انگور همه خون گرید %~% که از این جور و جفا بیزارم # 9 پنبه در گوش کند کوبنده %~% که من از جهل نمی‌افشارم # 10 تو گر انکار کنی معذوری %~% لیک من بوالحکم این کارم # 11 چون ز سعی و قدمم سر کردی %~% آنگهی شکر کنی بسیارم PageV1P1677 ### || [genre: Gh] # 1 من اگر مستم اگر هشیارم %~% بنده چشم خوش آن یارم # 2 بی‌خیال رخ آن جان و جهان %~% از خود و جان و جهان بیزارم # 3 بنده صورت آنم که از او %~% روز و شب در گل و در گلزارم # 4 این چنین آینه‌ای می بینم %~% چشم از این آینه چون بردارم # 5 دم فروبسته‌ام و تن زده‌ام %~% دم مده تا علالا برنارم # 6 بت من گفت ms0923 منم جان بتان %~% گفتم این است بتا اقرارم # 7 گفت اگر در سر تو شور من است %~% از تو من یک سر مو نگذارم # 8 منم آن شمع که در آتش خود %~% هر چه پروانه بود بسپارم # 9 گفتمش هر چه بسوزی تو ز من %~% دود عشق تو بود آثارم # 10 راست کن لاف مرا با دیده %~% جز چنان راست نیاید کارم # 11 من ز پرگار شدم وین عجب است %~% کاندر این دایره چون پرگارم # 12 ساقی آمد که حریفانه بده %~% گفتم اینک به گرو دستارم # 13 غلطم سر بستان لیک دمی %~% مددم ده قدری هشیارم # 14 آن جهان پنهان را بنما %~% کاین جهان را به عدم انگارم PageV1P1678 ### || [genre: Gh] # 1 من اگر پرغم اگر شادانم %~% عاشق دولت آن سلطانم # 2 تا که خاک قدمش تاج من است %~% اگرم تاج دهی نستانم # 3 تا لب قند خوشش پندم داد %~% قند روید بن هر دندانم # 4 گلم ار چند که خارم در پاست %~% یوسفم گر چه در این زندانم # 5 هر کی یعقوب من است او را من %~% مونس زاویه احزانم # 6 در وصال شب او همچو نیم %~% قند می نوشم و در افغانم # 7 پای من گر چه در این گل مانده‌ست %~% نه که من سرو چنین بستانم # 8 ز جهان گر پنهانم چه عجب %~% که نهان باشد جان من جانم # 9 گر چه پرخارم سر تا به قدم %~% کوری خار چو گل خندانم # 10 بوده‌ام مؤمن توحید کنون %~% مؤمنان را پس از این ایمانم # 11 سایه شخصم و اندازه او %~% قامتش چند بود چندانم # 12 هر کی او سایه ندارد چو فلک %~% او بداند که ز خورشیدانم # 13 قیمتم نبود هر چند زرم %~% که به بازار نیم در کانم # 14 من درون دل این سنگ دلان %~% چون زر و خاک به کان یک سانم # 15 چونک از کان جهان بازرهم %~% زان سوی کون و مکان من دانم PageV1P1679 ### || [genre: Gh] ms0924 # 1 من از این خانه به در می نروم %~% من از این شهر سفر می نروم # 2 منم و این صنم و باقی عمر %~% من از او جای دگر می نروم # 3 به خدا طوطی و طوطی بچه‌ام %~% جز سوی تنگ شکر می نروم # 4 یک زمانی که ز من دور شود %~% جز که در خون جگر می نروم # 5 گر جهان بحر شود موج زند %~% من بجز سوی گهر می نروم # 6 بلبل مستم و در باغ طرب %~% جز به سوی گل تر می نروم # 7 در سرم بوی میی افتاده‌ست %~% تا چو می جز که به سر می نروم # 8 این چنین باغ و چنین سرو و چمن %~% جای آن هست اگر می نروم PageV1P1680 ### || [genre: Gh] # 1 من اگر پرغم اگر خندانم %~% عاشق دولت آن سلطانم # 2 هوس عشق ملک تاج من است %~% اگرم تاج دهی نستانم # 3 رنگ شاخ گل او برگ من است %~% زانک من بلبل آن بستانم # 4 جز که بر خاک درش ننشینم %~% جز که در جان و دلش ننشانم # 5 روز و شب غرقه شیر و شکرم %~% در گل و یاسمن و ریحانم # 6 گر خراب است جهان گر معمور %~% من خراب ویم این می دانم # 7 نظری هست ملک را بر من %~% گر چه با خاک زمین یک سانم # 8 زر با خاک درآمیخته‌ام %~% باش در کوره روم در کانم PageV1P1681 ### || [genre: Gh] # 1 من که حیران ز ملاقات توام %~% چون خیالی ز خیالات توام # 2 به مراعات کنی دلجویی %~% اه که بی‌دل ز مراعات توام # 3 ذات من نقش صفات خوش توست %~% من مگر خود صفت ذات توام # 4 گر کرامات ببخشد کرمت %~% مو به مو لطف و کرامات توام # 5 نقش و اندیشه من از دم توست %~% گویی الفاظ و عبارات توام # 6 گاه شه بودم و گاهت بنده %~% این زمان هر دو نیم مات توام # 7 دل زجاج آمد و ms0925 نورت مصباح %~% من بی‌دل شده مشکات توام # 8 ای مهندس که تو را لوحم و خاک %~% چون رقم محو تو و اثبات توام # 9 چه کنم ذکر که من ذکر توام %~% چه کنم رای که رایات توام # 10 سنریهم شد و فی انفسهم %~% هم توام خوان که ز آیات توام PageV1P1682 ### || [genre: Gh] # 1 من از این خانه به در می نروم %~% من از این شهر سفر می نروم # 2 منم و این صنم و باقی عمر %~% من از او جای دگر می نروم # 3 خاکیان رو به اثر آوردند %~% من ز اثیرم به اثر می نروم # 4 ای دو دیده ز نظر دورم کن %~% من چو دیده به نظر می نروم # 5 بخت من زیر و زبر کرد غمش %~% چون فلک زیر و زبر می نروم # 6 خانه چرخ و زمین تاریک است %~% من ز خرگاه قمر می نروم # 7 گر چو خورشید مرا تیغ زند %~% من ز تیغش به سپر می نروم # 8 بس بود عشق شهم تاج و کمر %~% من سوی تاج و کمر می نروم # 9 گم کنم خویش در اوصاف ملک %~% من در اوصاف بشر می نروم # 10 عشق او چون شجر و من موسی %~% من گزافه به شجر می نروم # 11 زان شجر خواند یکی نور مرا %~% ور نه من بهر خضر می نروم # 12 چون شجر خوش بکشم آب حیات %~% من چو هیزم به سفر می نروم # 13 شمس تبریز که نور سحر است %~% جز به نورش به سحر می نروم PageV1P1683 ### || [genre: Gh] # 1 ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم %~% از هر گلی بریدم وز خار توبه ~~کردم # 2 گه مست کار بودم گه در خمار بودم %~% زان کار دست شستم زین کار توبه ~~کردم # 3 در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن %~% از توبه‌های کرده این بار توبه ~~کردم # 4 ای می فروش این ده ساغر به دست من ms0926 ده %~% من ننگ را شکستم وز عار توبه ~~کردم # 5 مانند مست صرعم بیرون ز چار طبعم %~% از گرم و سرد و خشکی هر چار توبه ~~کردم # 6 ای مطرب الله الله می بی‌رهم تو بر ره %~% بردار چنگ می زن بر تار توبه ~~کردم # 7 ز اندیشه‌های چاره دل بود پاره پاره %~% بیچارگی است چاره ناچار توبه ~~کردم # 8 بنمای روی مه را خوش کن شب سیه را %~% کز ذوق آن گنه را بسیار توبه ~~کردم # 9 گفتم که وقت توبه‌ست شوریده‌ای مرا گفت %~% من تایب قدیمم من پار توبه ~~کردم # 10 بهر صلاح دین را محروسه یقین را %~% منکر به عشق گوید ز انکار توبه ~~کردم PageV1P1684 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم %~% گفتا چگونه بندی چیزی که من ~~شکستم # 2 با وی چو شهد و شیرم هم دامنش بگیرم %~% اما چگونه گیرم چون من شکسته ~~دستم # 3 خود دامنش نگیرد الا شکسته دستی %~% اکنون بلند گردم کز جور کرد پستم # 4 تا من بلند باشم پستم کند به داور %~% چون نیست کرد آنگه بازآورد به ~~هستم # 5 ای حلقه‌های زلفش پیچیده گرد حلقم %~% افغان ز چشم مستش کان مست کرد ~~مستم # 6 آمد خیال مستش مستانه حمله آورد %~% چندان بهانه کردم وز دست او نرستم # 7 حلقه زدم به در بر آواز داد دلبر %~% گفتا که نیست این جا یعنی بدان که ~~هستم # 8 گفتم که بنده آمد گفت این دم تو دام است %~% من کی شکار دامم من کی ~~اسیر شستم # 9 گفتم اگر بسوزی جان مرا سزایم %~% ای بت مرا بسوزان زیرا که بت پرستم # 10 من خشک از آن شدستم تا خوش مرا بسوزی %~% چون تو مرا بسوزی از سوختن ~~برستم # 11 هر جا روی بیایم هر جا روم بیایی %~% در مرگ و زندگانی با تو خوشم ~~خوشستم # 12 ای آب زندگانی با تو کجاست مردن %~% در سایه تو بالله ms0927 جستم ز مرگ جستم ~~PageV1P1685 ### || [genre: Gh] # 1 گر جان منکرانت شد خصم جان مستم %~% اندر جواب ایشان خوبی تو بسستم # 2 در دفع آن خیالش وز بهر گوشمالش %~% بنمایمش جمالت از دور من برستم # 3 گوید که نیست جوهر وز منش نیست باور %~% زان نیست ای برادر هستم چنانک ~~هستم # 4 دوش از رخ نگاری دل مست گشت باری %~% تا پیش شهریاری من ساغری شکستم # 5 من مست روی ماهم من شاد از آن گناهم %~% من جرم دار شاهم نک بشکنید ~~دستم # 6 بس رندم و قلاشم در دین عشق فاشم %~% من ملک را چه باشم تا تحفه‌ای ~~فرستم # 7 دل دزد و دزدزاده بر مخزن ایستاده %~% شه مخزنش گشاده چون دست دزد بستم # 8 ای بی‌خبر ز شاهی گویی که بر چه راهی %~% من می روم چو ماهی آن سو که ~~برد شستم # 9 شمس الحق است رازم تبریز شد نیازم %~% او قبله نمازم او نور آب دستم ~~PageV1P1686 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم ز دست خود من در بیخودی فتادم %~% در بیخودی مطلق با خود چه نیک ~~شادم # 2 چشمم بدوخت دلبر تا غیر او نبینم %~% تا چشم‌ها به ناگه در روی او ~~گشادم # 3 با من به جنگ شد جان گفتا مرا مرنجان %~% گفتم طلاق بستان گفتا بده ~~بدادم # 4 مادر چو داغ عشقت می دید در رخ من %~% نافم بر آن برید او آن دم که من ~~بزادم # 5 گر بر فلک روانم ور لوح غیب خوانم %~% ای تو صلاح جانم بی‌تو چه در ~~فسادم # 6 ای پرده برفکنده تا مرده گشته زنده %~% وز نور رویت آمد عهد الست یادم # 7 از عشق شاه پریان چون یاوه گشتم ای جان %~% از خویش و خلق پنهان گویی ~~پری نژادم # 8 تبریز شمس دین را گفتم تنا کی باشی %~% تن گفت خاک و جان گفت سرگشته ~~همچو بادم PageV1P1687 ### || [genre: Gh] # 1 صد بار مردم ای جان وین را بیازمودم %~% چون ms0928 بوی تو بیامد دیدم که زنده ~~بودم # 2 صد بار جان بدادم وز پای درفتادم %~% بار دگر بزادم چون بانگ تو شنودم # 3 تا روی تو بدیدم از خویش نابدیدم %~% ای ساخته چو عیدم وی سوخته چو ~~عودم # 4 دامی است در ضمیرم تا باز عشق گیرم %~% آن باز بازگونه چون مرغ درربودم # 5 ای شعله‌های گردان در سینه‌های مردان %~% گردان به گرد ماهت چون گنبد ~~کبودم # 6 آن ساعت خجسته تو عهدها ببسته %~% من توبه‌ها شکسته بودم چنانک بودم # 7 عقلم ببرد از ره کز من رسی تو در شه %~% چون سوی عقل رفتم عقلم نداشت ~~سودم PageV1P1688 ### || [genre: Gh] # 1 اندر دو کون جانا بی‌تو طرب ندیدم %~% دیدم بسی عجایب چون تو عجب ندیدم # 2 گفتند سوز آتش باشد نصیب کافر %~% محروم ز آتش تو جز بولهب ندیدم # 3 من بر دریچه دل بس گوش جان نهادم %~% چندان سخن شنیدم اما دو لب ندیدم # 4 بر بنده ناگهانی کردی نثار رحمت %~% جز لطف بی‌حد تو آن را سبب ندیدم # 5 ای ساقی گزیده مانندت ای دو دیده %~% اندر عجم نیامد و اندر عرب ندیدم # 6 زان باده که عصیرش اندر چرش نیامد %~% وان شیشه که نظیرش اندر حلب ~~ندیدم # 7 چندان بریز باده کز خود شوم پیاده %~% کاندر خودی و هستی غیر تعب ندیدم # 8 ای شمس و ای قمر تو ای شهد و ای شکر تو %~% ای مادر و پدر تو جز تو نسب ~~ندیدم # 9 ای عشق بی‌تناهی وی مظهر الهی %~% هم پشت و هم پناهی کفوت لقب ندیدم # 10 پولادپاره‌هاییم آهن رباست عشقت %~% اصل همه طلب تو در تو طلب ندیدم # 11 خامش کن ای برادر فضل و ادب رها کن %~% تا تو ادب بخواندی در تو ادب ~~ندیدم # 12 ای شمس حق تبریز ای اصل اصل جان‌ها %~% بی‌بصره وجودت من یک رطب ندیدم ~~PageV1P1689 ### || [genre: Gh] # 1 خواهم که کفک خونین از دیگ جان برآرم %~% گفتار ms0929 دو جهان را از یک دهان ~~برآرم # 2 از خود برآمدم من در عشق عزم کردم %~% تا همچو خود جهان را من از جهان ~~برآرم # 3 زنار نفس بد را من چون گلوش بستم %~% از گفت وارهم من چون یک فغان ~~برآرم # 4 والله کشانم او را چندان به گرد گردون %~% کز جان دودرنگش آتش عیان ~~برآرم # 5 ای بس عروس جان را روبند تن ربایم %~% وز عشق سرکشان را از خان و مان ~~برآرم # 6 این جمله جان‌ها را در عشق چنگ سازم %~% وز چنگ بی‌زبان من سیصد زبان ~~برآرم # 7 پر کرد شمس تبریز در عشق یک کمانی %~% کز عشق زه برآید چون آن کمان ~~برآرم PageV1P1690 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم %~% در سینه از نی او صد مرغزار ~~دارم # 2 قاصد به خشم آید چون سوی من گراید %~% گوید کجا گریزی من با تو کار ~~دارم # 3 من دوش ماه نو را پرسیدم از مه خود %~% گفتا پیش دوانم پا در غبار دارم # 4 خورشید چون برآمد گفتم چه زردرویی %~% گفتا ز شرم رویش رنگ نضار دارم # 5 ای آب در سجودی بر روی و سر دوانی %~% گفتا که از فسونش رفتار مار دارم # 6 ای میرداد آتش پیچان چنین چرایی %~% گفتا ز برق رویش دل بی‌قرار دارم # 7 ای باد پیک عالم تو دل سبک چرایی %~% گفتا بسوزد این دل گر اختیار دارم # 8 ای خاک در چه فکری خاموشی و مراقب %~% گفتا که در درونه باغ و بهار ~~دارم # 9 بگذر از این عناصر ما را خداست ناصر %~% در سر خمار دارم در کف عقار ~~دارم # 10 گر خواب ما ببستی بازست راه مستی %~% می دردهد دودستی چون دستیار دارم # 11 خاموش باش تا دل بی‌این زبان بگوید %~% چون گفت دل نیوشم زین گفت عار ~~دارم PageV1P1691 ### || [genre: Gh] # 1 من پاکباز عشقم تخم غرض نکارم %~% پشت و پناه فقرم پشت ms0930 طمع نخارم # 2 نی بند خلق باشم نی از کسی تراشم %~% مرغ گشاده پایم برگ قفس ندارم # 3 من ابر آب دارم چرخ گهرنثارم %~% بر تشنگان خاکی آب حیات بارم # 4 موسی بدید آتش آن نور بود دلخوش %~% من نیز نورم ای جان گر چه ز دور ~~نارم # 5 شاخ درخت گردان اصل درخت ساکن %~% گر چه که بی‌قرارم در روح برقرارم # 6 من بوالعجب جهانم در مشت گل نهانم %~% در هر شبی چو روزم در هر خزان ~~بهارم # 7 با مرغ شب شبم من با مرغ روز روزم %~% اما چو باخود آیم زین هر دو ~~برکنارم # 8 آن لحظه باخود آیم کز محو بیخود آیم %~% شش دانگ آن گهم که بیرون ز پنج ~~و چارم # 9 جان بشر به ناحق دعویش اختیار است %~% بی‌اختیار گردد در فر اختیارم # 10 آن عقل پرهنر را بادی است در سر او %~% آن باد او نماند چون باده‌ای ~~درآرم PageV1P1692 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمدم خرامان تا پیش تو بمیرم %~% ای بارها خریده از غصه و زحیرم # 2 من چون زمین خشکم لطف تو ابر و مشکم %~% جز رعد تو نخواهم جز جعد تو ~~نگیرم # 3 خوشتر اسیری تو صد بار از امیری %~% خاصه دمی که گویی ای خسته دل اسیرم # 4 خاکی به تو رسیده به از زری رمیده %~% خاصه دمی که گویی ای بی‌نوا ~~فقیرم # 5 از ماجرا گذر کن گو عقل ماجرا را %~% چنگ است ورد و ذکرم باده‌ست شیخ و ~~پیرم # 6 ای جان جان مستان ای گنج تنگدستان %~% در جنت جمالت من غرق شهد و شیرم # 7 من رستخیز دیدم وز خویش نابدیدم %~% گر چون کمان خمیدم پرنده همچو تیرم # 8 خاکی بدم ز بادت بالا گرفت خاکم %~% بی‌تو کجا روم من ای از تو ناگزیرم # 9 ای نور دیده و دین گفتی به عقل بنشین %~% ای پرده‌ها دریده کی می هلی ~~ستیزم # 10 من بنده الستم آن تو بوده ms0931 استم %~% آن خیره کش فراقت می راند خیر خیرم # 11 کی خندد این درختم بی‌نوبهار رویت %~% کی دررسد فطیرم تا نسرشی خمیرم # 12 تا خوان تو بدیدم آزاد از ثریدم %~% تا خویش تو بدیدم از خویش خود ~~نفیرم # 13 از من گذر چو کردی از عقل و جان گذشتم %~% در من اثر چو کردی بر گنبد ~~اثیرم # 14 در قعده‌ام سلامی ای جان گزین من کن %~% تا بی‌سلام نبود این قعده ~~اخیرم # 15 من کف چرا نکوبم چون در کف است خوبم %~% من پا چرا نکوبم چون بم ~~شده‌ست زیرم # 16 تبریز شمس دین را از ما رسان تو خدمت %~% خدمت به مشرقی به کز روش ~~مستنیرم PageV1P1693 ### || [genre: Gh] # 1 پیش چنین جمال جان بخش چون نمیرم %~% دیوانه چون نگردم زنجیر چون نگیرم # 2 چون باده تو خوردم من محو چون نگردم %~% تو چون میی من آبم تو شهد و من ~~چو شیرم # 3 بگشا دهان خود را آن قند بی‌عدد را %~% عذر ار نمی‌پذیری من عشوه می ~~پذیرم # 4 دانی که از چه خندم از همت بلندم %~% زیرا به شهر عشقت بر عاشقان امیرم # 5 با عشق لایزالی از یک شکم بزادم %~% نوعشق می نمایم والله که سخت پیرم # 6 آن چشم اگر گشایی جز خویش را نشایی %~% ور این نظر گشایی دانی که ~~بی‌نظیرم # 7 اندر تنور سردان آتش زنم چو مردان %~% و اندر تنور گرمان من پخته‌تر ~~خمیرم # 8 در لطف همچو شیرم اندر گلو نگیرم %~% تا در غلط نیفتی گر شور چون پنیرم # 9 در عشق شمس تبریز سلطان تاجدارم %~% چون او به تخت آید من پیش او وزیرم ~~PageV1P1694 ### || [genre: Gh] # 1 ای چرخ عیب جویم وی سقف پرستیزم %~% تا کی به گوشه گوشه از مکر تو ~~گریزم # 2 ای چرخ همچو زنگی خون خواره خلایق %~% من ابر همچو خونم بر تو چرا ~~بریزم # 3 ای دل بسوز خوش خوش مگریز از این دوآتش %~% کاین است ms0932 بر تو واجب کیی به ~~نار تیزم # 4 مقصود نور آمد عالم تنور آمد %~% وین عشق همچو آتش وین خلق همچو هیزم # 5 همچون خلیل یزدان پروانه وار شادان %~% در آتشش نشستم تا حشر برنخیزم ~~PageV1P1695 ### || [genre: Gh] # 1 آری ستیزه می کن تا من همی‌ستیزم %~% چندین زبون نیم که ز استیز تو ~~گریزم # 2 از حیله خواب رفتی هر سوی می بیفتی %~% والله که گر بخسپی این باده بر ~~تو ریزم # 3 ای دولت مصور پیش من آر ساغر %~% زودم به ره مکن جان من سخت دیرخیزم # 4 هر لحظه روت گوید من شمع شب فروزم %~% هر لحظه موت گوید من ناف مشک ~~بیزم # 5 نپذیرم ای سمن بر کمتر ز هجده ساغر %~% نرمی کن و حلیمی ای یار تند و ~~تیزم # 6 ای لطف بی‌کناره خوش گیر در کنارم %~% چون در بر تو میرم نغز است ~~رستخیزم # 7 ساغر بیار و کم کن این لاغ و این ندیمی %~% من مست آن عروسم نی سخره ~~جهیزم # 8 خواهم شراب ناری تو دیگ پیشم آری %~% کی گرد دیگ گردم آخر نه کفچلیزم # 9 درده شراب رهبان ای همدم مسیحان %~% نی چون خران عنگم نی عاشق کمیزم # 10 خامش ز عشق بشنو گوید تو گر مرایی %~% من یار رستمانم نی یار مرد حیزم ~~PageV1P1696 ### || [genre: Gh] # 1 ای توبه‌ام شکسته از تو کجا گریزم %~% ای در دلم نشسته از تو کجا گریزم # 2 ای نور هر دو دیده بی‌تو چگونه بینم %~% وی گردنم ببسته از تو کجا ~~گریزم # 3 ای شش جهت ز نورت چون آینه‌ست شش رو %~% وی روی تو خجسته از تو کجا ~~گریزم # 4 دل بود از تو خسته جان بود از تو رسته %~% جان نیز گشت خسته از تو کجا ~~گریزم # 5 گر بندم این بصر را ور بسکلم نظر را %~% از دل نه‌ای گسسته از تو کجا ~~گریزم PageV1P1697 ### || [genre: Gh] # 1 دل را ز من بپوشی یعنی که ms0933 من ندانم %~% خط را کنی مسلسل یعنی که من ~~نخوانم # 2 بر تخته خیالات آن را نه من نبشتم %~% چون سر دل ندانم کاندر میان جانم # 3 از آفتاب بیشم ذرات روح پیشم %~% رقصان و ذکرگویان سوی گهرفشانم # 4 گر نور خود نبودی ذرات کی نمودی %~% ای ذره چون گریزی از جذبه عیانم # 5 پروانه وار عالم پران به گرد شمعم %~% فریش می فرستم پریش می ستانم # 6 در خلوت است عشقی زین شرح شرحه شرحه %~% گر شرح عشق خواهی پیش ویت ~~نشانم # 7 ور زان که در گمانی نقش گمان ز من دان %~% زان نقش منکران را در قعر می ~~کشانم # 8 ور زان که در یقینی دام یقین ز من بین %~% زان دام مقبلان را از کفر می ~~رهانم # 9 ور درد و رنج داری در من نظر کن از وی %~% کان تیر رنج نجهد الا که از ~~کمانم # 10 ور رنج گشت راحت در من نگر همان دم %~% می بین که آن نشانه‌ست از لطف ~~بی‌نشانم # 11 هر جا که این جمال است داد و ستد حلال است %~% وان جا که ذوالجلال است ~~من دم زدن نتانم PageV1P1698 ### || [genre: Gh] # 1 عالم گرفت نورم بنگر به چشم‌هایم %~% نامم بها نهادند گر چه که ~~بی‌بهایم # 2 زان لقمه کس نخورده‌ست یک ذره زان نبرده‌ست %~% بنگر به عزت من کان را ~~همی‌بخایم # 3 گر چرخ و عرش و کرسی از خلق سخت دور است %~% بیدار و خفته هر دم مستانه ~~می برآیم # 4 آن جا جهان نور است هم حور و هم قصور است %~% شادی و بزم و سور است با ~~خود از آن نیایم # 5 جبریل پرده دار است مردان درون پرده %~% در حلقه شان نگینم در حلقه چون ~~درآیم # 6 عیسی حریف موسی یونس حریف یوسف %~% احمد نشسته تنها یعنی که من جدایم # 7 عشق است بحر معنی هر یک چو ماهی در بحر %~% احمد گهر به دریا ms0934 اینک ~~همی‌نمایم PageV1P1699 ### || [genre: Gh] # 1 آوازه جمالت از جان خود شنیدیم %~% چون باد و آب و آتش در عشق تو ~~دویدیم # 2 اندر جمال یوسف گر دست‌ها بریدند %~% دستی به جان ما بر بنگر چه‌ها ~~بریدیم # 3 رندان و مفلسان را پیداست تا چه باشد %~% این دلق پاره پاره در پای تو ~~کشیدیم # 4 در عشق جان سپاران مانند ما هزاران %~% هستند لیک چون تو در خواب هم ~~ندیدیم # 5 ماننده ستوران در آب وقت خوردن %~% چون عکس خویش دیدیم از خویش می ~~رمیدیم PageV1P1700 ### || [genre: Gh] # 1 درده شراب یک سان تا جمله جمع باشیم %~% تا نقش‌های خود را یک یک ~~فروتراشیم # 2 از خویش خواب گردیم همرنگ آب گردیم %~% ما شاخ یک درختیم ما جمله خواجه ~~تاشیم # 3 ما طبع عشق داریم پنهان آشکاریم %~% در شهر عشق پنهان در کوی عشق فاشیم # 4 خود را چو مرده بینیم بر گور خود نشینیم %~% خود را چو زنده بینیم در ~~نوحه رو خراشیم # 5 هر صورتی که روید بر آینه دل ما %~% رنگ قلاش دارد زیرا که ما قلاشیم # 6 ما جمع ماهیانیم بر روی آب رانیم %~% این خاک بوالهوس را بر روی خاک ~~پاشیم # 7 تا ملک عشق دیدیم سرخیل مفلسانیم %~% تا نقد عشق دیدیم تجار بی‌قماشیم ~~PageV1P1701 ### || [genre: Gh] # 1 من آن شب سیاهم کز ماه خشم کردم %~% من آن گدای عورم کز شاه خشم کردم # 2 از لطفم آن یگانه می خواند سوی خانه %~% کردم یکی بهانه وز راه خشم ~~کردم # 3 گر سر کشد نگارم ور غم برد قرارم %~% هم آه برنیارم از آه خشم کردم # 4 گاهم فریفت با زر گاهم به جاه و لشکر %~% از زر چو زر بجستم وز جاه خشم ~~کردم # 5 ز آهن ربای اعظم من آهنم گریزان %~% وز کهربای عالم من کاه خشم کردم # 6 ما ذره‌ایم سرکش از چار و پنج و از شش %~% خود پنج و شش کی باشد ز ms0935 الله ~~خشم کردم # 7 این را تو برنتابی زیرا برون آبی %~% گر شبه آفتابی ز اشباه خشم کردم ~~PageV1P1702 ### || [genre: Gh] # 1 اشکم دهل شده‌ست از این جام دم به دم %~% می زن دهل به شکر دلا لم و لم ~~و لم # 2 هین طبل شکر زن که می طبل یافتی %~% گه زیر می زن ای دل و گه بم و بم و ~~بم # 3 از بهر من بخر دهلی از دهلزنان %~% تا برکنم ز باغ جهان شاخ و بیخ غم # 4 لشکر رسید و عشق سپهدار لشکرست %~% صحرا و کوه پر شد از طبل و از علم # 5 ما پر شدیم تا به گلو ساقی از ستیز %~% می ریزد آن شراب به اسراف همچو ~~یم # 6 دانی که بحر موج چرا می زند به جوش %~% از من شنو که بحریم و بحر اندرم # 7 تنگ آمده‌ست و می طلبد موضع فراخ %~% بر می جهد به سوی هوا آب لاجرم # 8 کان آب از آسمان سفری خوی بوده‌ست %~% اندر هوا و سیل و که و جوی ای ~~صنم # 9 آب حیات ما کم از آن آب بحر نیست %~% ما موج می زنیم ز هستی سوی عدم # 10 نی در جهان خاک قرار است روح را %~% نی در هوای گنبد این چرخ خم به خم # 11 زان باغ کو شکفت همان جاست میل جان %~% یعنی کنار صنع شهنشاه محتشم # 12 بس بس مکن هنوز تو را باده خوردنی است %~% ما راضییم خواجه بدین ظلم و ~~این ستم # 13 خاموش باش فتنه درافکنده‌ای به شهر %~% خاموشیش مجوی که دریاست جان عم ~~PageV1P1703 ### || [genre: Gh] # 1 از ما مشو ملول که ما سخت شاهدیم %~% از رشک و غیرت است که در چادری ~~شدیم # 2 روزی که افکنیم ز جان چادر بدن %~% بینی که رشک و حسرت ماهیم و فرقدیم # 3 رو را بشو و پاک شو از بهر دید ما %~% ور نی تو دور باش ms0936 که ما شاهد ~~خودیم # 4 آن شاهدی نه‌ایم که فردا شود عجوز %~% ما تا ابد جوان و دلارام و خوش ~~قدیم # 5 آن چادر ار خلق شد شاهد کهن نشد %~% فانی است عمر چادر و ما عمر ~~بی‌حدیم # 6 چادر چو دید از آدم ابلیس کرد رد %~% آدم نداش کرد تو ردی نه ما ردیم # 7 باقی فرشتگان به سجود اندرآمدند %~% گفتند در سجود که بر شاهدی زدیم # 8 در زیر چادر است بتی کز صفات او %~% ما را ز عقل برد و سجود اندرآمدیم # 9 اشکال گنده پیر ز اشکال شاهدان %~% گر عقل ما نداند در عشق مرتدیم # 10 چه جای شاهد است که شیر خداست او %~% طفلانه دم زدیم که با طفل ابجدیم # 11 با جوز و با مویز فریبند طفل را %~% ور نی که ما چه لایق جوزیم و ~~کنجدیم # 12 در خود و در زره چو نهان شد عجوزه‌ای %~% گوید که رستم صف پیکار ~~امجدیم # 13 از کر و فر او همه دانند کو زن است %~% ما چون غلط کنیم که در نور ~~احمدیم # 14 مؤمن ممیز است چنین گفت مصطفی %~% اکنون دهان ببند که بی‌گفت مرشدیم # 15 بشنو ز شمس مفخر تبریز باقیش %~% زیرا تمام قصه از آن شاه نستدیم ~~PageV1P1704 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز تا شراب به رطل و سبو خوریم %~% بزم شهنشه‌ست نه ما باده می خریم # 2 بحری است شهریار و شرابی است خوشگوار %~% درده شراب لعل ببین ما چه ~~گوهریم # 3 خورشید جام نور چو برریخت بر زمین %~% ما ذره وار مست بر این اوج ~~برپریم # 4 خورشید لایزال چو ما را شراب داد %~% از کبر در پیاله خورشید ننگریم # 5 پیش آر آن شراب خردسوز دلفروز %~% تا همچو دل ز آب و گل خویش بگذریم # 6 پرخواره‌ایم کز کرم شاه واقفیم %~% در شرب سابقیم و به خدمت مقصریم # 7 زیرا که سکر مانع خدمت بود یقین %~% زین سو چو فربهیم بدان ms0937 سوی لاغریم # 8 نوری که در زجاجه و مشکات تافته‌ست %~% بر ما بزن که ما ز شعاعش منوریم # 9 بس گرم و سرد شد دل از این باده چون تنور %~% درسوزمان چو هیزم تا هیچ ~~نفسریم # 10 چون شیشه فلک پر از آتش شده‌ست جان %~% چون کوره بهر ما که مس و قلب ~~یا زریم # 11 ای گلعذار جام چو لاله به مجلس آر %~% کز ساغر چو لاله چو گل یاسمین ~~بریم # 12 خوش خوش بیا و اصل خوشی را به بزم آر %~% با جمله ما خوشیم ولی با تو ~~خوشتریم # 13 ای مطرب آن ترانه تر بازگو ببین %~% تو تری و لطیفی و ما از تو ترتریم # 14 اندرفکن ز بانگ و خروش خوشت صدا %~% در ما که در وفای تو چون کوه ~~مرمریم # 15 آن دم که از مسیح تو میراث برده‌ای %~% در گوش ما بدم که چو سرنای ~~مضطریم # 16 گر چه دهان پر است ز گفتار لب ببند %~% خاموش کن که پیش حسودان منکریم ~~PageV1P1705 ### || [genre: Gh] # 1 چیزی مگو که گنج نهانی خریده‌ام %~% جان داده‌ام ولیک جهانی خریده‌ام # 2 رویم چو زرگر است از او این سخن شنو %~% دادم قراضه زر و کانی خریده‌ام # 3 از چشم ترک دوست چه تیری که خورده‌ام %~% وز طاق ابروش چه کمانی ~~خریده‌ام # 4 با خلق بسته بسته بگویم من این حدیث %~% با کس نگویم این ز فلانی ~~خریده‌ام # 5 هر چند بی‌زبان شده بودم چو ماهیی %~% دیدم شکرلبی و زبانی خریده‌ام # 6 ناگاه چون درخت برستم میان باغ %~% زان باغ بی‌نشانه نشانی خریده‌ام # 7 گفتم میان باغ خود آن را میانه نیست %~% لیک از میان نیست میانی ~~خریده‌ام # 8 کردم قران به مفخر تبریز شمس دین %~% بیرون ز هر دو قرن قرانی خریده‌ام ~~PageV1P1706 ### || [genre: Gh] # 1 ای گوش من گرفته تویی چشم روشنم %~% باغم چه می بری چو تویی باغ و ~~گلشنم # 2 عمری است کز عطای تو من ms0938 طبل می خورم %~% در سایه لوای کرم طبل می زنم # 3 می مالم این دو چشم که خواب است یا خیال %~% باور نمی‌کنم عجب ای دوست ~~کاین منم # 4 آری منم ولیک برون رفته از منی %~% چون ماه نو ز بدر تو باریک می تنم # 5 در تاج خسروان به حقارت نظر کنم %~% تا شوق روی توست مها طوق گردنم # 6 با ماهیان ز بحر تو من نزل می خورم %~% با خاکیان ز رشک تو چون آب و ~~روغنم # 7 گر چه ز بحر صنعت من آب خوردنی است %~% چون ماهیم نبیند کس آب خوردنم # 8 گر ناخن جفا بخراشد رگ مرا %~% من خوش صدا چو چنگ ز آسیب ناخنم # 9 خود پی ببرده‌ای تو که رگ دار نیستم %~% گر می جهد رگی بنما تاش برکنم # 10 گفتی چه کار داری بر نیست کار نیست %~% گر نیست نیستم ز چه شد نیست ~~مسکنم # 11 نفخ قیامتی تو و من شخص مرده‌ام %~% تا جان نوبهاری و من سرو و سوسنم # 12 من نیم کاره گفتم باقیش تو بگو %~% تو عقل عقل عقلی و من سخت کودنم # 13 من صورتی کشیدم جان بخشی آن توست %~% تو جان جان جانی و من قالب تنم ~~PageV1P1707 ### || [genre: Gh] # 1 ما قحطیان تشنه و بسیارخواره‌ایم %~% بیچاره نیستیم که درمان و ~~چاره‌ایم # 2 در بزم چون عقار و گه رزم ذوالفقار %~% در شکر همچو چشمه و در صبر ~~خاره‌ایم # 3 ما پادشاه رشوت باره نبوده‌ایم %~% بل پاره دوز خرقه دل‌های پاره‌ایم # 4 از ما مپوش راز که در سینه توایم %~% وز ما مدزد دل که نه ما دل ~~فشاره‌ایم # 5 ما آب قلزمیم نهان گشته زیر کاه %~% یا آفتاب تن زده اندر ستاره‌ایم # 6 ما را ببین تو مست چنین بر کنار بام %~% داند کنار بام که ما ~~بی‌کناره‌ایم # 7 مهتاب را چه ترس بود از کنار بام %~% پس ما چه غم خوریم که بر مه ~~سواره‌ایم ms0939 # 8 گر تیردوز گشت جگرهای ما ز عشق %~% بی‌زحمت جگر تو ببین خون چه ~~کاره‌ایم # 9 قصاب ده اگر چه که ما را بکشت زار %~% هم می چریم در ده و هم بر ~~قناره‌ایم # 10 ما مهره‌ایم و هم جهت مهره حقه‌ایم %~% هنگامه گیر دل شده و هم ~~نظاره‌ایم # 11 خاموش باش اگر چه به بشرای احمدی %~% همچون مسیح ناطق طفل گواره‌ایم # 12 در عشق شمس مفخر تبریز روز و شب %~% بر چرخ دیوکش چو شهاب و شراره‌ایم ~~PageV1P1708 ### || [genre: Gh] # 1 با روی تو ز سبزه و گلزار فارغیم %~% با چشم تو ز باده و خمار فارغیم # 2 خانه گرو نهاده و در کوی تو مقیم %~% دکان خراب کرده و از کار فارغیم # 3 رختی که داشتیم به یغما ببرد عشق %~% از سود و از زیان و ز بازار ~~فارغیم # 4 دعوی عشق وانگه ناموس و نام و ننگ %~% ما ننگ را خریده و از عار فارغیم # 5 غم را چه زهره باشد تا نام ما برد %~% دستی بزن که از غم و غمخواره ~~فارغیم # 6 ای روترش که کاله گران است چون خرم %~% بگذر مخر که ما ز خریدار فارغیم # 7 ما را مسلم آمد شادی و خوشدلی %~% کز باد و بود اندک و بسیار فارغیم # 8 بررفت و برگذشت سر ما ز آسمان %~% کز ذوق عشق از سر و دستار فارغیم # 9 ما لاف می زنیم و تو انکار می کنی %~% ز اقرار هر دو عالم و ز انکار ~~فارغیم # 10 مشتی سگان نگر که به هم درفتاده‌اند %~% ما سگ نزاده‌ایم و ز مردار ~~فارغیم # 11 اسرار تو خدای همی‌داند و بس است %~% ما از دغا و حیلت و مکار فارغیم # 12 درسی که عشق داد فراموش کی شود %~% از بحث و از جدال و ز تکرار فارغیم # 13 پنهان تو هر چه کاری پیدا بروید آن %~% هر تخم را که خواهی می کار ~~فارغیم # 14 آهن ربای ms0940 جذب رفیقان کشید حرف %~% ور نی در این طریق ز گفتار فارغیم # 15 با نور روی مفخر تبریز شمس دین %~% از شمس چرخ گنبد دوار فارغیم ~~PageV1P1709 ### || [genre: Gh] # 1 بگشای چشم خود که از آن چشم روشنیم %~% حاشا که چشم خویش از آن روی ~~برکنیم # 2 پروانه‌ای تو بهر تو بفروز سینه را %~% تا خویش را ز عشق بر آن سینه ~~برزنیم # 3 بفزای خوف عشق نخواهیم ایمنی %~% زیرا ز خوف عشق تو ما سخت ایمنیم # 4 پروانه را ز شمع تو هر روز مژده‌ای است %~% یعنی که مات شو که همی‌مات ~~ضامنیم # 5 شادیم آن زمان که تو دعوی کنی که من %~% بی‌من شویم از خود و ز عشق صد ~~منیم # 6 تا باغ گلستان جمال تو دیده‌ایم %~% چون سرو سربلند و زبانور چو سوسنیم # 7 بر گلشن زمانه برو آتشی بزن %~% زیرا ز عشق روی تو زان سوی گلشنیم # 8 ای آنک سست دل شده‌ای در طریق عشق %~% در ما گریز زود که ما برج آهنیم # 9 از ذوق آتش شه تبریز شمس دین %~% داریم آب رو و همه محض روغنیم ~~PageV1P1710 ### || [genre: Gh] # 1 ما در جهان موافقت کس نمی‌کنیم %~% ما خانه زیر گنبد اطلس نمی‌کنیم # 2 مخمور و مست و تشنه و بسیارخواره‌ایم %~% بس کرده‌اند جمله و ما بس ~~نمی‌کنیم # 3 این موج رحمت است و عدو چون کف و خس است %~% ما ترک موج دل پی هر خس ~~نمی‌کنیم # 4 ما قصر و چارطاق بر این عرصه فنا %~% چون عاد و چون ثمود مقرنس ~~نمی‌کنیم # 5 جز صدر قصر عشق در آن ساحت خلود %~% چون نوح و چون خلیل مسس نمی‌کنیم # 6 ما را مطار زان سوی قاف است در شکار %~% ما قصد صید مرده چو کرکس ~~نمی‌کنیم # 7 دیو سیاه غرچه فریب پلید را %~% بر جای حور پاک معرس نمی‌کنیم # 8 ما آن نهاله را که بر و میوه‌اش جفاست %~% در تیره خاک حرص مغرس ms0941 ~~نمی‌کنیم # 9 از لذتی که هست نظر را ز قدس او %~% ما خود نظر به جان مقدس نمی‌کنیم # 10 خاموش نظم و قافیه را ما از این سپس %~% از رشک غیر جنس مجنس نمی‌کنیم ~~PageV1P1711 ### || [genre: Gh] # 1 خیزید عاشقان که سوی آسمان رویم %~% دیدیم این جهان را تا آن جهان رویم # 2 نی نی که این دو باغ اگر چه خوش است و خوب %~% زین هر دو بگذریم و بدان ~~باغبان رویم # 3 سجده کنان رویم سوی بحر همچو سیل %~% بر روی بحر زان پس ما کف زنان ~~رویم # 4 زین کوی تعزیت به عروسی سفر کنیم %~% زین روی زعفران به رخ ارغوان رویم # 5 از بیم اوفتادن لرزان چو برگ و شاخ %~% دل‌ها همی‌طپند به دارالامان ~~رویم # 6 از درد چاره نیست چو اندر غریبییم %~% وز گرد چاره نیست چو در خاکدان ~~رویم # 7 چون طوطیان سبز به پر و به بال نغز %~% شکرستان شویم و به شکرستان رویم # 8 این نقش‌ها نشانه نقاش بی‌نشان %~% پنهان ز چشم بد هله تا بی‌نشان رویم # 9 راهی پر از بلاست ولی عشق پیشواست %~% تعلیممان دهد که در او بر چه سان ~~رویم # 10 هر چند سایه کرم شاه حافظ است %~% در ره همان به‌ست که با کاروان رویم # 11 ماییم همچو باران بر بام پرشکاف %~% بجهیم از شکاف و بدان ناودان رویم # 12 همچون کمان کژیم که زه در گلوی ماست %~% چون راست آمدیم چو تیر از ~~کمان رویم # 13 در خانه مانده‌ایم چو موشان ز گربگان %~% گر شیرزاده‌ایم بدان ارسلان ~~رویم # 14 جان آینه کنیم به سودای یوسفی %~% پیش جمال یوسف با ارمغان رویم # 15 خامش کنیم تا که سخن بخش گوید این %~% او آن چنانک گوید ما آن چنان ~~رویم PageV1P1712 ### || [genre: Gh] # 1 چند روی بی‌خبر آخر بنگر به بام %~% بام چه باشد بگو بر فلک سبزفام # 2 تا قمری همچو جان جلوه شود ناگهان %~% صد مه و صد ms0942 آفتاب چهره او را ~~غلام # 3 از هوس عشق او چرخ زند نه فلک %~% وز می او جان و دل نوش کند جام جام # 4 چون به تجلی بتافت جانب جان‌ها شتافت %~% باده جان شد مباح خوردن و ~~خفتن حرام # 5 گفت جهان سلیم چیست خبر ای نسیم %~% گفت ندارم ز بیم جز نفسی والسلام ~~PageV1P1713 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی بمیرد شود دشمن او دوستکام %~% دشمنم از مرگ من کور شود والسلام # 2 آن شکرستان مرا می کشد اندر شکر %~% ای که چنین مرگ را جان و دل من ~~غلام # 3 در غلط افکنده‌ست نام و نشان خلق را %~% عمر شکربسته را مرگ نهادند نام # 4 از جهت این رسول گفت که الفقر کنز %~% فقر کند نام گنج تا غلط افتند ~~عام # 5 وحی در ایشان بود گنج به ویران بود %~% تا که زر پخته را ره نبرد هیچ ~~خام # 6 گفتم ای جان ببین زین دلم سست تنگ %~% گفت که زین پس ز جهل وامکش از پس ~~لگام # 7 تا که سرانجام تو گردد بر کام تو %~% توسن خنگ فلک باشد زیر تو رام # 8 گر تو بدانی که مرگ دارد صد باغ و برگ %~% هست حیات ابد جوییش از جان ~~مدام # 9 خامش کن لب ببند بی‌دهنی خای قند %~% نیست شو از خود که تا هست شوی زو ~~تمام PageV1P1714 ### || [genre: Gh] # 1 امشب جان را ببر از تن چاکر تمام %~% تا نبود در جهان بیش مرا نقش و ~~نام # 2 این دم مست توام رطل دگر دردهم %~% تا بشوم محو تو از دو جهان والسلام # 3 چون ز تو فانی شدم و آنچ تو دانی شدم %~% گیرم جام عدم می کشمش جام جام # 4 جان چو فروزد ز تو شمع بروزد ز تو %~% گر بنسوزد ز تو جمله بود خام خام # 5 این نفسم دم به دم درده باده عدم %~% چون به عدم درشدم خانه ندانم ز ~~بام ms0943 # 6 چون عدمت می فزود جان کندت صد سجود %~% ای که هزاران وجود مر عدمت را ~~غلام # 7 باده دهم طاس طاس ده ز وجودم خلاص %~% باده شد انعام خاص عقل شد انعام ~~عام # 8 موج برآر از عدم تا برباید مرا %~% بر لب دریا به ترس چند روم گام گام # 9 دام شهم شمس دین صید به تبریز کرد %~% من چو به دام اندرم نیست مرا ترس ~~دام PageV1P1715 ### || [genre: Gh] # 1 لولیکان توییم در بگشا ای صنم %~% لولیکان را دمی بار ده ای محتشم # 2 ای تو امان جهان ای تو جهان را چو جان %~% ای شده خندان دهان از کرمت ~~دم به دم # 3 امن دو عالم تویی گوهر آدم تویی %~% هین که رسید از حبش بر سر کوی حشم # 4 چون برسد کوس تو کمتر جاسوس تو %~% گردد هر لولیی صاحب طبل و علم # 5 رایت نصرت فرست لشکر عشرت فرست %~% تا که ز شادی ما جان نبرد هیچ غم # 6 تیغ عرب برکنیم بر سر ترکان زنیم %~% چون لطفت برکشد بر خط لولی رقم # 7 خوف مهل در میان بانگ بزن کالامان %~% عشرت با خوف جان راست نیاید به ~~هم # 8 مهر برآور به جوش وز دل چنگ آن خروش %~% پر کن از عیش گوش پر کن از می ~~شکم # 9 تا سوی تبریز جان جانب شمس الزمان %~% آید صافی روان گوید ای من منم ~~PageV1P1716 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو ترش کرده رو تا که بترسانیم %~% بسته شکرخنده را تا که بگریانیم # 2 ترش نگردم از آنک از تو همه شکرم %~% گریه نصیب تن است من گهر جانیم # 3 در دل آتش روم تازه و خندان شوم %~% همچو زر سرخ از آنک جمله زر کانیم # 4 در دل آتش اگر غیر تو را بنگرم %~% دار مرا سنگسار ز آنچ من ارزانیم # 5 هیچ نشینم به عیش هیچ نخیزم به پا %~% جز تو که برداریم جز تو ms0944 که ~~بنشانیم # 6 این دل من صورتی گشت و به من بنگرید %~% بوسه همی‌داد دل بر سر و ~~پیشانیم # 7 گفتم ای دل بگو خیر بود حال چیست %~% تو نه که نوری همه من نه که ~~ظلمانیم # 8 ور تو منی من توام خیرگی از خود ز چیست %~% مست بخندید و گفت دل که ~~نمی‌دانیم # 9 رو مطلب تو محال نیست زبان را مجال %~% سوره کهفم که تو خفته فروخوانیم # 10 زود بر او درفتاد صورت من پیش دل %~% گفت بگو راست ای صادق ربانیم # 11 گفت که این حیرت از منظر شمس حق است %~% مفخر تبریزیان آنک در او ~~فانیم PageV1P1717 ### || [genre: Gh] # 1 پیشتر آ می لبا تا همه شیدا شویم %~% بیشتر آ گوهرا تا همه دریا رویم # 2 دست به هم وادهیم حلقه صفت جوق جوق %~% جمع معلق زنان مست به دریا دویم # 3 بر لب دریای عشق تازه بروییم باز %~% های که چون گلستان تا به ابد ما ~~نویم # 4 وز جگر گلستان شعله دیگر زنیم %~% چون ز رخ آتشین مایه صد پرتویم # 5 جوهر ما رو نمود لیک از آن سوی بحر %~% آه که تو زین سوی آه که ما زان ~~سویم # 6 شاه سوارا به سر تاج بجنبان چنین %~% تاج تو را گوهریم اسپ تو را ما ~~جویم # 7 بر سر دارش کنیم هر کی بگوید یکیم %~% آتش اندرزنیم هر کی بگوید دویم ~~PageV1P1718 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر ذره وار رقص کنان آمدیم %~% زان سوی گردون عشق چرخ زنان آمدیم # 2 بر سر میدان عشق چونک یکی گو شدیم %~% گه به کران تاختیم گه به میان ~~آمدیم # 3 عشق نیاز آورد گر تو چنانی رواست %~% ما چو از آن سوتریم ما نه چنان ~~آمدیم # 4 خواجه مجلس تویی مجلسیان حاضرند %~% آب چو آتش بیار ما نه بنان آمدیم # 5 شکر که ناداشت وار از سبب زخم تو %~% چون که به جان آمدیم زود به جان ms0945 ~~آمدیم # 6 شمس حق این عشق تو تشنه خون من است %~% تیغ و کفن در بغل بهر همان ~~آمدیم # 7 جز نمکت نشکند شورش تبریز را %~% فخر زمین در غمت شور زمان آمدیم ~~PageV1P1719 ### || [genre: Gh] # 1 خوش سوی ما آ دمی ز آنچ که ما هم خوشیم %~% آب حیات توایم گر چه به شکل ~~آتشیم # 2 تو جو کبوتربچه زاده این لانه‌ای %~% گر تو نیایی به خود مات از این سو ~~کشیم # 3 حاضر ما شو که ما حاضر آن شاهدیم %~% مست می اش می شویم باده از او می ~~چشیم # 4 تیزروان همچو سیل گر چه چو که ساکنیم %~% نعره زنان همچو رعد گر چه ~~چنین خامشیم # 5 جان چو دریا تو راست بر کف خود نه بیا %~% گر چه که ما همچو چرخ ~~بی‌گنهی می کشیم # 6 زان سوی این پنج حس نوبت ما پنج کن %~% کان سوی این شش جهت خسرو این هر ~~ششیم # 7 در پی سرنای عشق تیزدم و دلنواز %~% کز رگ جان همچو چنگ بهر تو در ~~نالشیم # 8 صحت دعوی عشق مسند و بالش مجو %~% ما نه چو رنجورکان عاشق آن بالشیم # 9 نور فلک شمس دین مفخر تبریز ما %~% از رخ آن آفتاب چرخ درون مه وشیم ~~PageV1P1720 ### || [genre: Gh] # 1 بدار دست ز ریشم که باده‌ای خوردم %~% ز بیخودی سر و ریش و سبال گم ~~کردم # 2 ز پیشگاه و ز درگاه نیستم آگاه %~% به پیشگاه خرابات روی آوردم # 3 خرد که گرد برآورد از تک دریا %~% هزار سال دود درنیابد او گردم # 4 فراختر ز فلک گشت سینه تنگم %~% لطیفتر ز قمر گشت چهره زردم # 5 دکان جمله طبیبان خراب خواهم کرد %~% که من سعادت بیمار و داروی دردم # 6 شرابخانه عالم شده‌ست سینه من %~% هزار رحمت بر سینه جوامردم # 7 هزار حمد و ثنا مر خدای عالم را %~% که دنگ عشقم و از ننگ خویشتن فردم # 8 چو خاک شاه ms0946 شدم ارغوان ز من رویید %~% چو مات شاه شدم جمله لعب را بردم # 9 چو دانه‌ای که بمیرد هزار خوشه شود %~% شدم به فضل خدا صد هزار چون ~~مردم # 10 منم بهشت خدا لیک نام من عشق است %~% که از فشار رهد هر دلی کش افشردم # 11 رهد ز تیر فلک وز سنان مریخش %~% هر آن مرید که او را به عشق پروردم # 12 چو آفتاب سعادت رسید سوی حمل %~% دو صد تموز بجوشید از دی سردم # 13 خموش باش که گر نی ز خوف فتنه بدی %~% هزار پرده دریدی زبان من هر دم ~~PageV1P1721 ### || [genre: Gh] # 1 نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم %~% که لحظه لحظه تو را من عزیزتر ~~دارم # 2 به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم %~% که من تو را نگذارم به لطف بردارم # 3 رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم %~% سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم # 4 هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست %~% اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم # 5 ببسته‌ست میان لطف من به تیمارت %~% که دیده برکات وصال و تیمارم # 6 هزار شربت شافی به مهر می جوشد %~% از آن شبی که بگفتی به من که بیمارم # 7 بیا به پیش که تا سرمه نوت بکشم %~% که چشم روشن باشی به فهم اسرارم # 8 ز خاص خاص خودم لطف کی دریغ آید %~% که از کمال کرم دستگیر اغیارم # 9 تو را که دزد گرفتم سپردمت به عوان %~% که یافت شد به جوال تو صاع ~~انبارم # 10 تو خیره در سبب قهر و گفت ممکن نی %~% هزار لطف در آن بود اگر چه ~~قهارم # 11 نه ابن یامین زان زخم یافت یوسف خویش %~% به چشم لطف نظر کن به جمله ~~آثارم # 12 به خلوتش همه تأویل آن بیان فرمود %~% که من گزاف کسی را به غم ~~نیازارم # 13 خموش کردم تا وقت خلوت تو رسد %~% ولی مبر ms0947 تو گمان بد ای گرفتارم ~~PageV1P1722 ### || [genre: Gh] # 1 همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم %~% همه شراب تو نوشم چو لب فراز کنم # 2 حرام دارم با مردمان سخن گفتن %~% و چون حدیث تو آید سخن دراز کنم # 3 هزار گونه بلنگم به هر رهم که برند %~% رهی که آن به سوی تو است ترک ~~تاز کنم # 4 اگر به دست من آید چو خضر آب حیات %~% ز خاک کوی تو آن آب را طراز کنم # 5 ز خارخار غم تو چو خارچین گردم %~% ز نرگس و گل صدبرگ احتراز کنم # 6 ز آفتاب و ز مهتاب بگذرد نورم %~% چو روی خود به شهنشاه دلنواز کنم # 7 چو پر و بال برآرم ز شوق چون بهرام %~% به مسجد فلک هفتمین نماز کنم # 8 همه سعادت بینم چو سوی نحس روم %~% همه حقیقت گردد اگر مجاز کنم # 9 مرا و قوم مرا عاقبت شود محمود %~% چو خویش را پی محمود خود ایاز کنم # 10 چو آفتاب شوم آتش و ز گرمی دل %~% چو ذره‌ها همه را مست و عشقباز کنم # 11 پریر عشق مرا گفت من همه نازم %~% همه نیاز شو آن لحظه‌ای که ناز کنم # 12 چو ناز را بگذاری همه نیاز شوی %~% من از برای تو خود را همه نیاز کنم # 13 خموش باش زمانی بساز با خمشی %~% که تا برای سماع تو چنگ ساز کنم ~~PageV1P1723 ### || [genre: Gh] # 1 نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم %~% در این سراب فنا چشمه حیات منم # 2 وگر به خشم روی صد هزار سال ز من %~% به عاقبت به من آیی که منتهات منم # 3 نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی %~% که نقش بند سراپرده رضات منم # 4 نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی %~% مرو به خشک که دریای باصفات منم # 5 نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو %~% بیا که قدرت پرواز و پر و پات ms0948 ~~منم # 6 نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند %~% که آتش و تبش و گرمی هوات منم # 7 نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند %~% که گم کنی که سرچشمه صفات منم # 8 نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت %~% نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم # 9 اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست %~% وگر خداصفتی دان که کدخدات منم ~~PageV1P1724 ### || [genre: Gh] # 1 بیار باده که دیر است در خمار توام %~% اگر چه دلق کشانم نه یار غار ~~توام # 2 بیار رطل و سبو کارم از قدح بگذشت %~% غلام همت و داد بزرگوار توام # 3 در این زمان که خمارم مطیع من می باش %~% چو مست گشتم از آن پس به ~~اختیار توام # 4 بیار جام اناالحق شراب منصوری %~% در این زمان که چو منصور زیر دار ~~توام # 5 به یاد آر سخن‌ها و شرط‌ها که ز الست %~% قرار دادی با من بر آن قرار ~~توام # 6 بگو به ساغرش ای کف تو گر سوار منی %~% عجبتر اینک در این لحظه من سوار ~~توام # 7 میان حلقه به ظاهر تو در دوار منی %~% ولی چو درنگرم نیک در دوار توام # 8 به زیر چرخ ننوشم شراب ای زهره %~% که من عدو قدح‌های زهربار توام # 9 چو شیشه زان شده‌ام تا که جام شه باشم %~% شها بگیر به دستم که دست کار ~~توام # 10 عجب که شیشه شکافید و می نمی‌ریزد %~% چگونه ریزد داند که بر کنار ~~توام # 11 اگر به قد چو کمانم ولی ز تیر توام %~% چو زعفران شدم اما به لاله زار ~~توام # 12 چگونه کافر باشم چو بت پرست توام %~% چگونه فاسق باشم شرابخوار توام # 13 بیا بیا که تو راز زمانه می دانی %~% بپوش راز دل من که رازدار توام # 14 چو آفتاب رخ تو بتافت بر رخ من %~% گمان فتاد رخم را که هم عذار توام # 15 شمرد مرغ دلم حلقه‌های دام ms0949 تو را %~% از آن خویش شمارم که در شمار ~~توام # 16 اگر چه در چه پستم نه سربلند توام %~% وگر چه اشتر مستم نه در قطار ~~توام # 17 میان خون دل پرخون بگفت خاک تو را %~% اگر چه غرقه خونم نه در تغار ~~توام # 18 اگر چه مال ندارم نه دستمال توام %~% اگر چه کار ندارم نه مست کار ~~توام # 19 برآی مفخر آفاق شمس تبریزی %~% که عاشق رخ پرنور شمس وار توام ~~PageV1P1725 ### || [genre: Gh] # 1 به غم فرونروم باز سوی یار روم %~% در آن بهشت و گلستان و سبزه زار روم # 2 ز برگ ریز خزان فراق سیر شدم %~% به گلشن ابد و سرو پایدار روم # 3 من از شمار بشر نیستم وداع وداع %~% به نقل و مجلس و سغراق بی‌شمار روم # 4 نمی‌شکیبد ماهی ز آب من چه کنم %~% چو آب سجده کنان سوی جویبار روم # 5 به عاقبت غم عشقم کشان کشان ببرد %~% همان به‌ست که اکنون به اختیار ~~روم # 6 ز داد عشق بود کار و بار سلطانان %~% به عشق درنروم در کدام کار روم # 7 شنیده‌ام که امیر بتان به صید شده‌ست %~% اگر چه لاغرم سوی مرغزار روم # 8 چو شیر عشق فرستد سگان خود به شکار %~% به عشق دل به دهان سگ شکار روم # 9 چو بر براق سعادت کنون سوار شدم %~% به سوی سنجق سلطان کامیار روم # 10 جهان عشق به زیر لوای سلطانی است %~% چو از رعیت عشقم بدان دیار روم # 11 منم که در نظرم خوار گشت جان و جهان %~% بدان جهان و بدان جان بی‌غبار ~~روم # 12 غبار تن نبود ماه جان بود آن جا %~% سزد سزد که بر آن چرخ برق وار روم # 13 اگر کلیم حلیمم بدان درخت شوم %~% وگر خلیل جلیلم در آن شرار روم # 14 خموش کی هلدم تشنگی این یاران %~% مگر که از بر یاران به یار غار روم # 15 جوار مفخر آفاق شمس تبریزی ms0950 %~% بهشت عدن بود هم در آن جوار روم ~~PageV1P1726 ### || [genre: Gh] # 1 مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم %~% وگر درم نگشایی مقیم درگاهم # 2 چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش %~% به غیر آب نباشد پناه و دلخواهم # 3 کجا روم به سر خویش کی دلی دارم %~% من و تن و دل من سایه شهنشاهم # 4 به توست بیخودیم گر خراب و سرمستم %~% به توست آگهی من اگر من آگاهم # 5 نه دلربام تویی گر مرا دلی باقی است %~% نه کهربام تویی گر مثل پر کاهم # 6 نه از حلاوت حلوای بی‌حد لب توست %~% که چون کلیچه فتاده کنون در ~~افواهم # 7 ز هر دو عالم پهلوی خود تهی کردم %~% چو هی نشسته به پهلوی لام اللهم # 8 ز جاه و سلطنت و سروری نیندیشم %~% بس است دولت عشق تو منصب و جاهم # 9 چو قل هو الله مجموع غرق تنزیهم %~% نه چون مشبهیان سرنگون اشباهم # 10 اگر تتار غمت خشم و ترکیی آرد %~% به عشق و صبر کمربسته همچو خرگاهم # 11 اگر چه کاهل و بی‌گاه خیز قافله‌ام %~% به سوی توست سفرهای گاه و ~~بی‌گاهم # 12 برآ چو ماه تمام و تمام این تو بگو %~% که زیر عقده هجرت بمانده چون ~~ماهم PageV1P1727 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چه شرط نهادیم و امتحان کردیم %~% ز شرط‌ها بگذشتیم و رایگان کردیم # 2 اگر چه یک طرف از آسمان زمینی شد %~% نه پاره پاره زمین را هم آسمان ~~کردیم # 3 اگر چه بام بلندست آسمان مگریز %~% چه غم خوری ز بلندی چو نردبان کردیم # 4 پرت دهیم که چون تیر بر فلک بپری %~% اگر ز غم تن بیچاره را کمان کردیم # 5 اگر چه جان مدد جسم شد کثیفی یافت %~% لطافتش بنمودیم و باز جان کردیم # 6 اگر تو دیوی ما دیو را فرشته کنیم %~% وگر تو گرگی ما گرگ را شبان ~~کردیم # 7 تو ماهیی که به بحر عسل بخواهی تاخت %~% هزار ms0951 بارت از آن شهد در دهان ~~کردیم # 8 اگر چه مرغ ضعیفی بجوی شاخ بلند %~% بر این درخت سعادت که آشیان کردیم # 9 بگیر ملک دو عالم که مالک الملکیم %~% بیا به بزم که شمشیر در میان ~~کردیم # 10 هزار ذره از این قطب آفتابی یافت %~% بسا قراضه قلبی که ماش کان کردیم # 11 بسا یخی بفسرده کز آفتاب کرم %~% فسردگیش ببردیم و خوش روان کردیم # 12 گر آب روح مکدر شد اندر این گرداب %~% ز سیل‌ها و مددهاش خوش عنان ~~کردیم # 13 چرا شکفته نباشی چو برگ می لرزی %~% چه ناامیدی از ما که را زیان ~~کردیم # 14 بسا دلی که چو برگ درخت می لرزید %~% به آخرش بگزیدیم و باغبان کردیم # 15 الست گفتیم از غیب و تو بلی گفتی %~% چه شد بلی تو چون غیب را عیان ~~کردیم # 16 پنیر صدق بگیر و به باغ روح بیا %~% که ما بلی تو را باغ و بوستان ~~کردیم # 17 خموش باش که تا سر به سر زبان گردی %~% زبان نبود زبان تو ما زبان ~~کردیم PageV1P1728 ### || [genre: Gh] # 1 چه روز باشد کاین جسم و رسم بنوردیم %~% میان مجلس جان حلقه حلقه می ~~گردیم # 2 همی‌خوریم می جان به حضرت سلطان %~% چنانک بی‌لب و ساغر نخست می خوردیم # 3 خراب و مست به ساقی جان همی‌گوییم %~% برآر دست که ما دست‌ها برآوردیم # 4 بیار نقل که ما نقل کرده‌ایم این سو %~% بیار باده احمر که زار و رخ ~~زردیم # 5 بکن سلام که تسلیم ابتلای توییم %~% بپرس گرم که افسرده دم سردیم # 6 جوابمان دهد آن ساقیم که نوش خورید %~% که ما به نورفشانی چو مه ~~جوامردیم # 7 تو ملک کدکن وهب لی بگو سلیمان وار %~% که ما به منع عطا مور را ~~نیازردیم # 8 ز هجر و فرقت ما درد و غم بسی دیدیم %~% درآی در بر ما ما دوای هر ~~دردیم # 9 دل آر خسته به خار جفا ms0952 و گل بستان %~% چه تحفه آری ماورد را که ما ~~وردیم # 10 اگر ز مونس و جفتان خود جدا ماندی %~% بیا که در کرم و حسن لطف ما ~~فردیم # 11 اگر تو کار نکردی و مفلسی از خیر %~% بیا که کار چو تو صد هزار ما ~~کردیم # 12 بیار اشک چو مشتاق و گرد را بنشان %~% که روی ماه نبینیم تا در این ~~گردیم # 13 خمش گزاف مینداز مهره اندر طاس %~% به ما گذار که ما اوستاد این نردیم ~~PageV1P1729 ### || [genre: Gh] # 1 اگر زمین و فلک را پر از سلام کنیم %~% وگر سگان تو را فرش سیم خام ~~کنیم # 2 وگر همای تو را هر سحر که می آید %~% ز جان و دیده و دل حلقه‌های دام ~~کنیم # 3 وگر هزار دل پاک را به هر سر راه %~% به دست نامه پرخون به تو پیام ~~کنیم # 4 وگر چو نقره و زر پاک و خالص از پی تو %~% میان آتش تو منزل و مقام ~~کنیم # 5 به ذات پاک منزه که بعد این همه کار %~% به هر طرف نگرانیم تا کدام ~~کنیم # 6 قرار عاقبت کار هم بر این افتاد %~% که خویش را همه حیران و خیره نام ~~کنیم # 7 و آنگهی که رسد باده‌های حیرانان %~% ز شیشه خانه دل صد هزار جام کنیم # 8 چو سیمبر به صفا تنگمان به بر گیرد %~% فلک که کره تند است ماش رام ~~کنیم # 9 چو مغز روح از آن باده‌ها به جوش آید %~% چهار حد جهان را به تک دو گام ~~کنیم # 10 ز شمس تبریز انگشتری چو بستانیم %~% هزار خسرو تمغاج را غلام کنیم ~~PageV1P1730 ### || [genre: Gh] # 1 به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام %~% اشارتی که بکردی به سر به جای ~~سلام # 2 به حق آنک گشادی کمر که می نروم %~% که شد قمر کمرت را چو من کمینه ~~غلام # 3 به حق آنک نداند دل خیال اندیش %~% مثال‌های خیال ms0953 مرا به وقت پیام # 4 به حق آنک به فراش گفته‌ای که بروب %~% ز چند گنده بغل خانه را برای ~~کرام # 5 به حق آنک گزیدی دو لب که جام بگیر %~% بنوش جام رها کن حدیث پخته و ~~خام # 6 به حق آنک تو را دیدم و قلم افتاد %~% ز دست عشق نویسم به پیش تو ناکام # 7 به حق آنک گمان‌های بد فرستی تو %~% به هدهدی که بخواهی که جان ببر زین ~~دام # 8 به حق حلقه رندان که باده می نوشند %~% به پیش خلق هویدا میان روز صیام # 9 هزار شیشه شکستند و روزه شان نشکست %~% از آنک شیشه گر عشق ساخته‌ست آن ~~جام # 10 به ماه روزه جهودانه می مخور تو به شب %~% بیا به بزم محمد مدام نوش ~~مدام # 11 میان گفت بدم من که سست خندیدی %~% که ای سلیم دل آخر کشیده دار لگام # 12 بگفتمش چو دهان مرا نمی‌دوزی %~% بدوز گوش کسی را که نیست یار تمام # 13 به حق آنک حلال است خون من بر تو %~% که بر عدو سخنم را حرام دار حرام # 14 خیال من ز ملاقات شمس تبریزی %~% هزار صورت بیند عجب پی اعلام ~~PageV1P1731 ### || [genre: Gh] # 1 به جان عشق که از بهر عشق دانه و دام %~% که عزم صد سفرستم ز روم تا ~~سوی شام # 2 نمی‌خورم به حلال و حرام من سوگند %~% به جان عشق که بالاست از حلال و ~~حرام # 3 به جان عشق که از جان جان لطیفتر است %~% که عاشقان را عشق است هم شراب ~~و طعام # 4 فتاده ولوله در شهر از ضمیر حسود %~% که بازگشت فلان کس ز دوست دشمن ~~کام # 5 نه عشق آتش و جان من است سامندر %~% نه عشق کوره و نقد من است زر تمام # 6 نه عشق ساقی و مخمور اوست جان شب و روز %~% نه آن شراب ازل را شده‌ست ~~جسمم جام # 7 نهاده بر کف جامی ms0954 بر من آمد عشق %~% که ای هزار چو من عشق را غلام غلام # 8 هزار رمز به هم گفته جان من با عشق %~% در آن رموز نگنجیده نظم حرف و ~~کلام # 9 بیار باده خامی که خالی است وطن %~% که عاشق زر پخته ز عشق باشد خام # 10 ورای وهم حریفی کنیم خوش با عشق %~% نه عقل گنجد آن جا نه زحمت اجسام # 11 چو گم کنیم من و عشق خویشتن در می %~% بیاید آن شه تبریز شمس دین که ~~سلام PageV1P1732 ### || [genre: Gh] # 1 سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام %~% دل غریب بیابد ز نامه شان آرام # 2 شکفته گردد از این باد شاخه‌های خرد %~% گشاده گردد از این زخمه در ~~وجود مسام # 3 سحر رسد ز ندای خروس روحانی %~% ظفر رسد ز صدای نقاره بهرام # 4 عصیر جان به خم جسم تیر می انداخت %~% چو دف شنید برآرد کفی نشان قوام # 5 حلاوتی عجبی در بدن پدید آید %~% که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام # 6 هزار کزدم غم را کنون ببین کشته %~% هزار دور فرح بین میان ما بی‌جام # 7 فسون رقیه کزدم نویس عید رسید %~% که هست رقیه کزدم به کوی عشق مدام # 8 ز هر طرف بجهد بی‌قرار یعقوبی %~% که بوی پیرهن یوسفی بیافت مشام # 9 چو جان ما ز نفخت است فیه من روحی %~% روا بود که نفختش بود شراب و ~~طعام # 10 چو حشر جمله خلایق به نفخ خواهد بود %~% ز ذوق زمزمه بجهند مردگان ز ~~منام # 11 که خاک بر سر جان کسی که افسرده‌ست %~% اثر نگیرد از آن نفخ و کم بود ~~ز اعدام # 12 تن و دلی که بنوشید از این رحیق حلال %~% بر آتش غم هجران حرام گشت ~~حرام # 13 جمال صورت غیبی ز وصف بیرون است %~% هزار دیده روشن به وام خواه به ~~وام # 14 درون توست یکی مه کز آسمان خورشید %~% ندا همی‌کندش کای منت ms0955 غلام غلام # 15 ز جیب خویش بجو مه چو موسی عمران %~% نگر به روزن خویش و بگو سلام ~~سلام # 16 سماع گرم کن و خاطر خران کم جو %~% که جان جان سماعی و رونق ایام # 17 زبان خود بفروشم هزار گوش خرم %~% که رفت بر سر منبر خطیب شهدکلام ~~PageV1P1733 ### || [genre: Gh] # 1 به گوش من برسانید هجر تلخ پیام %~% که خواب شیرین بر عاشقان شده‌ست ~~حرام # 2 بکرد بر خور و بر خواب چارتکبیری %~% هر آن کسی که بر او کرد عشق نیم ~~سلام # 3 به من نگر که بدیدم هزار آزادی %~% چو عشق را دل و جانم کنیزک است و ~~غلام # 4 عظیم نور قدیم است عشق پیش خواص %~% اگر چه صورت و شهوت بود به پیش ~~عوام # 5 دلم چو زخم نیابد رود که توبه کند %~% مخند بر من و بر خود کدام توبه ~~کدام # 6 زهی گناه که کفر است توبه کردن از او %~% نه پس طریق گریز و نه پیش جای ~~مقام # 7 به چار مذهب خونش حلال و ریختنی %~% از آنک عشق نریزد به غیر خون کرام # 8 بکش مرا که چو کشتی به عشق زنده شدم %~% خموش کردم و مردم تمام گشت ~~کلام PageV1P1734 ### || [genre: Gh] # 1 به گرد تو چو نگردم به گرد خود گردم %~% به گرد غصه و اندوه و بخت بد ~~گردم # 2 چو نیم مست من از خواب برجهم به صبوح %~% به گرد ساقی خود طالب مدد ~~گردم # 3 به گرد لقمه معدود خلق گردانند %~% به گرد خالق و بر نقد بی‌عدد گردم # 4 قوام عالم محدود چون ز بی‌حدی است %~% مگیر عیب اگر من برون ز حد گردم # 5 کسی که او لحد سینه را چو باغی کرد %~% روا نداشت که من بسته لحد گردم # 6 لحد چه باشد در آسمان نگنجد جان %~% ز پنج و شش گذرم زود بر احد گردم # 7 اگر چه آینه روشنم ز بیم غبار ms0956 %~% روا بود که دو سه روز بر نمد گردم # 8 اگر گلی بده‌ام زین بهار باغ شوم %~% وگر یکی بده‌ام زین وصال صد گردم # 9 میان صورت‌ها این حسد بود ناچار %~% ولی چو آینه گشتم بر حسد گردم # 10 من از طویله این حرف می روم به چرا %~% ستور بسته نیم از چه بر وتد ~~گردم PageV1P1735 ### || [genre: Gh] # 1 بیار باده که اندر خمار خمارم %~% خدا گرفت مرا زان چنین گرفتارم # 2 بیار جام شرابی که رشک خورشید است %~% به جان عشق که از غیر عشق بیزارم # 3 بیار آنک اگر جان بخوانمش حیف است %~% بدان سبب که ز جان دردهای سر ~~دارم # 4 بیار آنک نگنجد در این دهان نامش %~% که می شکافد از او شقه‌های گفتارم # 5 بیار آنک چو او نیست گولم و نادان %~% چو با ویم ملک گربزان و طرارم # 6 بیار آنک دمی کز سرم شود خالی %~% سیاه و تیره شوم گوییا ز کفارم # 7 بیار آنک رهاند از این بیار و میار %~% بیار زود و مگو دفع کز کجا آرم # 8 بیار و بازرهان سقف آسمان‌ها را %~% شب دراز ز دود و فغان بسیارم # 9 بیار آنک پس مرگ من هم از خاکم %~% به شکر و گفت درآرد مثال نجارم # 10 بیار می که امین میم مثال قدح %~% که هر چه در شکمم رفت پاک بسپارم # 11 نجار گفت پس مرگ کاشکی قومم %~% گشاده دیده بدندی ز ذوق اسرارم # 12 به استخوان و به خونم نظر نکردندی %~% به روح شاه عزیزم اگر به تن ~~خوارم # 13 چه نردبان که تراشیده‌ام من نجار %~% به بام هفتم گردون رسید رفتارم # 14 مسیح وار شدم من خرم بماند به زیر %~% نه در غم خرم و نی به گوش ~~خروارم # 15 بلیس وار ز آدم مبین تو آب و گلی %~% ببین که در پس گل صد هزار گلزارم # 16 طلوع کرد از این لحم شمس تبریزی %~% که آفتابم ms0957 و سر زین وحل برون آرم # 17 غلط مشو چو وحل در رویم دیگربار %~% که برقرارم و زین روی پوش در عارم # 18 به هر صبوح درآیم به کوری کوران %~% برای کور طلوع و غروب نگذارم ~~PageV1P1736 ### || [genre: Gh] # 1 به گوشه‌ای بروم گوش آن قدح گیرم %~% که عاشق قدح و درد و خصم تدبیرم # 2 خوش است گوشه و یا گوشه گشته‌ای چون من %~% به هر چه باشد از این دو چو ~~شهد و چون شیرم # 3 چو آب و روغن با هر کی مرغ آبی نیست %~% که زهره طالعم و شکر سکرتأثیرم # 4 ز حلق من آن خواهم که شکر سکر کند %~% دگر همه به تو بخشیدم ای بک و ~~میرم # 5 روم سری بنهم کان سری است باده جان %~% که خفته به سر پراحتیال و ~~تزویرم PageV1P1737 ### || [genre: Gh] # 1 زهی حلاوت پنهان در این خلای شکم %~% مثال چنگ بود آدمی نه بیش و نه کم # 2 چنانک گر شکم چنگ پر شود مثلا %~% نه ناله آید از آن چنگ پر نه زیر و ~~نه بم # 3 اگر ز روزه بسوزد دماغ و اشکم تو %~% ز سوز ناله برآید ز سینه‌ات هر دم # 4 هزار پرده بسوزی به هر دمی زان سوز %~% هزار پایه برآری به همت و به ~~قدم # 5 شکم تهی شو و می نال همچو نی به نیاز %~% شکم تهی شو و اسرار گو به سان ~~قلم # 6 چو پر شود شکمت در زمان حشر آرد %~% به جای عقل تو شیطان به جای کعبه ~~صنم # 7 چو روزه داری اخلاق خوب جمع شوند %~% به پیش تو چو غلامان و چاکران و ~~حشم # 8 به روزه باش که آن خاتم سلیمان است %~% مده به دیو تو خاتم مزن تو ملک ~~به هم # 9 وگر ز کف تو شد ملک و لشکرت بگریخت %~% فرازآید لشکرت بر فراز علم # 10 رسید مایده از آسمان به اهل صیام %~% به اهتمام ms0958 دعاهای عیسی مریم # 11 به روزه خوان کرم را تو منتظر می باش %~% از آنک خوان کرم به ز شوربای ~~کلم PageV1P1738 ### || [genre: Gh] # 1 خوشی خوشی تو ولی من هزار چندانم %~% به خواب دوش که را دیده‌ام ~~نمی‌دانم # 2 ز خوشدلی و طرب در جهان نمی‌گنجم %~% ولی ز چشم جهان همچو روح پنهانم # 3 درخت اگر نبدی پا به گل مرا جستی %~% کز این شکوفه و گل حسرت گلستانم # 4 همیشه دامن شادی کشیدمی سوی خویش %~% کشد کنون کف شادی به خویش دامانم # 5 ز بامداد کسی غلملیج می کندم %~% گزاف نیست که من ناشتاب خندانم # 6 ترانه‌ها ز من آموزد این نفس زهره %~% هزار زهره غلام دماغ سکرانم # 7 شکرلبی لب ما را به گاه شیرین کرد %~% که غرقه گشت شکر اندر آب دندانم # 8 صلا که قامت چون سرو او صلا درداد %~% که من نماز شما را لطیف ارکانم # 9 صلا که فاتحه قفل‌های بسته منم %~% بدان چو فاتحه تان در نماز می خوانم # 10 به دار ملک ملاحت لبش چو غماز است %~% که بنگرید نصیب مرا که دربانم # 11 چنانک پیش جنونم عقول حیرانند %~% من از فسردگی این عقول حیرانم # 12 فسرده ماند یخی که به زیر سایه بود %~% ندید شعشعه آفتاب رخشانم # 13 تبسم خوش خورشید هر یخی که بدید %~% سبال مالد و گوید که آب حیوانم # 14 بیار ناطق کلی بگو تو باقی را %~% ز گفتنم برهان من خموش برهانم ~~PageV1P1739 ### || [genre: Gh] # 1 به کوی عشق تو من نامدم که بازروم %~% چگونه قبله گذارم چو در نماز روم # 2 بجز که کور نخواهد که من به هیچ سبب %~% به سوی ظلمت از آن شمع صدطراز ~~روم # 3 کدام عقل روا بیند این که من تشنه %~% به غیر حضرت آن بحر بی‌نیاز روم # 4 براق عشق گزیدم که تا به دور ابد %~% به سوی طره هندو به ترک تاز روم # 5 شب چو باز و بط ms0959 روز را بسوزد پر %~% چو در سحر به مناجات او به راز روم # 6 چو چشم بند قضا راه چشم بسته کند %~% به بوی عنبریش چشم‌ها فرازروم # 7 به خاک پای خداوند شمس تبریزی %~% که چون شدم ز وی از دست سرفراز روم ~~PageV1P1740 ### || [genre: Gh] # 1 ببسته است پری نهانیی پایم %~% ز بند اوست که من در میان غوغایم # 2 ز کوه قافم من که غریب اطرافم %~% به صورتم چو کبوتر به خلق عنقایم # 3 کبوترم چو شود صید چنگ باز اجل %~% از آن سپس پر عنقای روح بگشایم # 4 ز آفتاب خرد گر چه پشت من گرم است %~% برای سایه نشینان چو خیمه برپایم # 5 چو ابن وقت بود دامن پدر گیرد %~% چه صوفیم که به سودای دی و فردایم # 6 مرا چو پرده درآویختی بر این درگاه %~% هم از برای برآویختن نمی‌شایم # 7 ز لطف توست که از جغدیم برآوردی %~% چو طوطیان ز کف تو شکر همی‌خایم # 8 اگر ز جود کف تو به بحر راه برم %~% تمام گوهر هستی خویش بنمایم # 9 شکار درک نیم من ورای ادارکم %~% به پای وهم نیم من درازپهنایم # 10 سخن به جای بمان خویش بین کجایی تو %~% مرا بجوی همان جا که من همان ~~جایم PageV1P1741 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چه ما نه خروس و نه ماکیان داریم %~% ز بیضه سر کن و بنگر که ما ~~کیان داریم # 2 به آفتاب حقایق به هر سحر گوییم %~% تو جمله جانی و ما از تو نیم جان ~~داریم # 3 گر از صفات تو نتوان نشان نمود ولی %~% ز بی‌نشانی اوصاف او نشان داریم # 4 دل چو شبنم ما را به بحر بازرسان %~% که دم به دم ز غریبی دو صد زیان ~~داریم # 5 چو یوسف از کف گرگان دریده پیرهنم %~% ولی ز همت یعقوب پاسبان داریم # 6 به دام تو که همه دام‌ها زبون ویند %~% که هر قدم ز قدم دام امتحان ~~داریم # 7 ms0960 ولیک بندگشا هر دم آن کند با ما %~% که مادر و پدر و عم مگر که آن ~~داریم # 8 بنوش کردن زهر این چه جرات است مگر %~% ز کان فضل تو تریاق بی‌کران ~~داریم # 9 به خرج کردن این نقد عمر مبتشریم %~% ز عمربخش مگر عمر جاودان داریم # 10 نگیرد آینه زنگار هیچ اگر گیرد %~% ز عین زنگ بدان روی دیدمان داریم # 11 یقین بنشکند آن نردبان وگر شکند %~% ز عین رخنه اشکست نردبان داریم # 12 رهین روز چرایی چو شب کند روزی %~% مکان بهل که مکانی ز لامکان داریم # 13 بهار حله دریدی ز رشک و زرد شدی %~% اگر بدیش خبر کاین چنین خزان ~~داریم # 14 دهان پر است و خموشم که تا بگویی تو %~% کز آن لب شکرینت شکرفشان ~~داریم PageV1P1742 ### || [genre: Gh] # 1 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم %~% به کوی خسته دلانی رحیم باش رحیم # 2 دلم چو آتش چون در دمی شود زنده %~% چو دل مباش مسافر مقیم باش مقیم # 3 بیامد آتش و بر راه عاشقان بنشست %~% که ای مسافر این ره یتیم باش یتیم # 4 ندا رسید به آتش که بر همه عشاق %~% چو شعله‌های خلیلی نعیم باش نعیم # 5 گلیم از آب چو خواهی که تا برون آری %~% به زیر پای عزیزان گلیم باش ~~گلیم # 6 چو بایدت که تو را بحر دایه وار بود %~% مثال دانه در رو یتیم باش یتیم # 7 درست و راست شد ای دل که در هوا دل را %~% درست راست نیاید دو نیم باش ~~دو نیم # 8 الف مباش ز ابجد که سرکشی دارد %~% مباش بی دو سر تو چو جیم باش چو جیم ~~PageV1P1743 ### || [genre: Gh] # 1 فضول گشته‌ام امروز جنگ می جویم %~% منوش نکته مستان که یاوه می گویم # 2 تنا بسوز چو هیزم که از تو سیر شدم %~% دلا برو تو ز پیشم تو را ~~نمی‌جویم # 3 لگن نهاد خیالش به چشمه چشمم %~% بهانه ms0961 کرد کز این آب جامه می شویم # 4 بگفتمش که به خونابه جامه چون شویی %~% بگفت خون همه زان سوست و من از ~~این سویم # 5 به سوی تو همه خون است و سوی من همه آب %~% نه قبطیم که در این نیل ~~موسوی خویم PageV1P1744 ### || [genre: Gh] # 1 بر آن شده‌ست دلم کآتشی بگیرانم %~% که هر کی او نمرد پیش تو بمیرانم # 2 کمان عشق بدرم که تا بداند عقل %~% که بی‌نظیرم و سلطان بی‌نظیرانم # 3 که رفت در نظر تو که بی‌نظیر نشد %~% مقام گنج شده‌ست این نهاد ویرانم # 4 من از کجا و مباهات سلطنت ز کجا %~% فقیر فقرم و افتاده فقیرانم # 5 من آن کسم که تو نامم نهی نمی‌دانم %~% چو من اسیر توام پس امیر میرانم # 6 جز از اسیری و میری مقام دیگر هست %~% چو من فنا شوم از هر دو کس ~~نفیرانم # 7 چو شب بیاید میر و اسیر محو شوند %~% اسیر هیچ نداند که از اسیرانم # 8 به خواب شب گرو آمد امیری میران %~% چو عشق هیچ نخسبد ز عشق گیرانم # 9 به آفتاب نگر پادشاه یک روزه‌ست %~% همی‌گدازد مه منیر کز وزیرانم # 10 منم که پخته عشقم نه خام و خام طمع %~% خدای کرد خمیری از آن خمیرانم # 11 خمیرکرده یزدان کجا بماند خام %~% خمیرمایه پذیرم نه از فطیرانم # 12 فطیر چون کند او فاطرالسموات است %~% چو اختران سماوات از منیرانم # 13 تو چند نام نهی خویش را خمش می باش %~% که کودکی است که گویی که من ز ~~پیرانم PageV1P1745 ### || [genre: Gh] # 1 اگر به عقل و کفایت پی جنون باشم %~% میان حلقه عشاق ذوفنون باشم # 2 منم به عشق سلیمان زبان من آصف %~% چرا ببسته هر داروی فسون باشم # 3 خلیل وار نپیچم سر خود از کعبه %~% مقیم کعبه شوم کعبه را ستون باشم # 4 هزار رستم دستان به گرد ما نرسد %~% به دست نفس مخنث چرا زبون باشم # 5 به ms0962 دست گیرم آن ذوالفقار پرخون را %~% شهید عشقم و اندر میان خون باشم # 6 در این بساط منم عندلیب الرحمان %~% مجوی حد و کنارم ز حد برون باشم # 7 مرا به عشق بپرورد شمس تبریزی %~% ز روح قدس ز کروبیان فزون باشم ~~PageV1P1746 ### || [genre: Gh] # 1 می گریزد از ما و ما قوامش داریم %~% زن زنانش آریم کش کشانش آریم # 2 می دود آن زیبا بر گل و سوسن‌ها %~% گو بیا ما را بین ما از آن گلزاریم # 3 می کند دلداری وان همه طراری %~% حق آن طره او که همه طراریم # 4 دام دل بگشاییم بوسه زو برباییم %~% تا نپندارد که ما تهی گفتاریم # 5 هوش ما چون اختر یار ما خورشیدی %~% زین سبب هر صبحی کشته آن یاریم # 6 گر بگوید فردا از غرور و سودا %~% نقد را نگذاریم پا بر این افشاریم # 7 بحر او پرمرجان مشرب محتاجان %~% تا بود در تن جان ما بر این اقراریم # 8 هر چه تو فرمایی عقل و دین افزایی %~% هین بفرما که ما بنده و اشکاریم # 9 ای لبانت شکر گیسوانت عنبر %~% وی از آن شیرینتر که همی‌پنداریم # 10 ساربان آهسته بهر هر دلخسته %~% کن مدارا آخر کاندر این قطاریم # 11 اندر این بیشه ستان رحم کن بر مستان %~% گر نی ما چون شیریم هم نی چون ~~کفتاریم # 12 هین خمش کان مه رو وان مه نازک خو %~% سر بپوشد چون ما کاشف اسراریم # 13 با همو گوید سر خالق هر مخبر %~% ما هنوز از خامی سخت ناهمواریم ~~PageV1P1747 ### || [genre: Gh] # 1 گه چرخ زنان همچون فلکم %~% گه بال زنان همچون ملکم # 2 چرخم پی حق رقصم پی حق %~% من زان ویم نی مشترکم # 3 چون دید مرا بخرید مرا %~% آن کان نمک زان بانمکم # 4 شیر است یقین در بیشه جان %~% بدرید یقین انبان شکم # 5 آن کو به قضا داده‌ست رضا %~% قاضی کندش روزی ملکم # 6 یأجوج منم مأجوج منم ms0963 %~% حد نیست مرا هر چند یکم # 7 بربند دهان در باغ درآ %~% تا کم نکنی خط‌های چکم PageV1P1748 ### || [genre: Gh] # 1 تلخی نکند شیرین ذقنم %~% خالی نکند از می دهنم # 2 عریان کندم هر صبحدمی %~% گوید که بیا من جامه کنم # 3 در خانه جهد مهلت ندهد %~% او بس نکند پس من چه کنم # 4 از ساغر او گیج است سرم %~% از دیدن او جان است تنم # 5 تنگ است بر او هر هفت فلک %~% چون می رود او در پیرهنم # 6 از شیره او من شیردلم %~% در عربده‌اش شیرین سخنم # 7 می گفت که تو در چنگ منی %~% من ساختمت چونت نزنم # 8 من چنگ توام بر هر رگ من %~% تو زخمه زنی من تن تننم # 9 حاصل تو ز من دل برنکنی %~% دل نیست مرا من خود چه کنم PageV1P1749 ### || [genre: Gh] # 1 تشنه خویش کن مده آبم %~% عاشق خویش کن ببر خوابم # 2 تا شب و روز در نماز آیم %~% ای خیال خوش تو محرابم # 3 گر خیال تو در فنا یابم %~% در زمان سوی مرگ بشتابم # 4 بر امید خیال گوهر تو %~% جاذب هر مسی چو قلابم # 5 بر امید مسبب الاسباب %~% رهزن کاروان اسبابم # 6 رحمتی آر و پادشاهی کن %~% کاین فراق تو بر نمی‌تابم # 7 زان همی‌گردم و همی‌نالم %~% که بر آب حیات دولابم # 8 زان چو روزن گشاده‌ام دل و چشم %~% که تویی آفتاب و مهتابم # 9 آن زمانی که نام تو شنوم %~% مست گردند نام و القابم # 10 آن زمانی که آتش تو رسد %~% بجهد این دل چو سیمابم # 11 بس کن از گفت کز غبار سخن %~% خود سخن بخش را نمی‌یابم PageV1P1750 ### || [genre: Gh] # 1 کون خر را نظام دین گفتم %~% پشک را عنبر ثمین گفتم # 2 اندر این آخرجهان ز گزاف %~% بس چمن نام هر چمین گفتم # 3 طوق بر گردن کپی بستم %~% نام اعلا بر اسفلین گفتم # 4 عجز خواهید روح را ms0964 که ز عجز %~% صفت روح بهر طین گفتم # 5 حلیه آدم و خلیفه حق %~% بهر ابلیس و هر لعین گفتم # 6 زاغ را بلبل چمن خواندم %~% خار را سرو و یاسمین گفتم # 7 دیو را جبرئیل کردم نام %~% ژاژ را حجت مبین گفتم # 8 ای دریغا که کان نفرین را %~% از طمع چند آفرین گفتم # 9 از خری بود آن نبد ز خرد %~% که خر ماده را تکین گفتم # 10 توبه کردم از این خطا گفتن %~% همه عمرم بس ار همین گفتم PageV1P1751 ### || [genre: Gh] # 1 آمدم باز تا چنان گردم %~% که چو خورشید جمله جان گردم # 2 سر خم رحیق بگشایم %~% سرده بزم سرخوشان گردم # 3 عشرت اکنون علم به صحرا زد %~% من چو فکرت چرا نهان گردم # 4 باغ خلد است جان من تا من %~% قره العین باغبان گردم # 5 برنگردم به گرد خود چون قطب %~% گرد قطبان چو آسمان گردم # 6 چون شبم روز گشت ای سلطان %~% فارغ از بام و پاسبان گردم # 7 کان زرم نیم زر محدود %~% که پی سنگ امتحان گردم # 8 تن زن از هی هی شبانانه %~% پادشاهم چرا شبان گردم PageV1P1752 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی از تو در دهان دارم %~% لیک صد مهر بر زبان دارم # 2 دو جهان را کند یکی لقمه %~% شعله‌هایی که در نهان دارم # 3 گر جهان جملگی فنا گردد %~% بی‌جهان ملک صد جهان دارم # 4 کاروان‌ها که بار آن شکر است %~% من ز مصر عدم روان دارم # 5 من ز مستی عشق بی‌خبرم %~% که از آن سود یا زیان دارم # 6 چشم تن بود درفشان از عشق %~% تا کنون جان درفشان دارم # 7 بند خانه نیم که چون عیسی %~% خانه بر چارم آسمان دارم # 8 شکر آن را که جان دهد تن را %~% گر بشد جان جان جان دارم # 9 آنچ داده‌ست شمس تبریزی %~% ز من آن جو که من همان دارم PageV1P1753 ### || [genre: Gh] # 1 در طریقت دو صد ms0965 کمین دارم %~% لیک صد چشم خرده بین دارم # 2 این نشان‌ها که بر رخم پیداست %~% دانک از شاه همنشین دارم # 3 آن یکی گنج کز جهان بیش است %~% در دل و جان خود دفین دارم # 4 ظلمت شک جای من بادا %~% گر از آن رو سر یقین دارم # 5 من نهانی ز جبرئیل امین %~% جبرئیل دگر امین دارم # 6 نقش چین مر مرا چه کار آید %~% چونک بر رخ ز عشق چین دارم # 7 اسپ اقبال را ببرم پی %~% زانک بر پشت عشق زین دارم # 8 پای دار است جان من در عشق %~% چونک پاهای آهنین دارم # 9 از دمم بوی باغ می آید %~% کز درون باغ و یاسمین دارم # 10 از فرح پایم از زمین دور است %~% چونک در لامکان زمین دارم # 11 رو به تبریز شرح این بطلب %~% زانک من این ز شمس دین دارم PageV1P1754 ### || [genre: Gh] # 1 تا به جان مست عشق آن یارم %~% سرده باده‌های انوارم # 2 هر دمی گر نه جان نو دهدم %~% ای دل از جان خویش بیزارم # 3 گرد آن مه چو چرخ می گردم %~% پس دگر چیست در زمین کارم # 4 بر سر کارگاه خوبی بود %~% سوزنش کرده‌ست چون تارم # 5 سوزنم چنگ شد از او در تار %~% تا به آواز زیر می زارم # 6 تا من این کارگاه عالم را %~% کو حجاب حق است بردارم # 7 تا بسوزم حجاب غفلت و خواب %~% ز آتش چشم‌های بیدارم # 8 تا بیابم ز شمس تبریزی %~% صحت این ضمیر بیمارم PageV1P1755 ### || [genre: Gh] # 1 همتم شد بلند و تدبیرم %~% جز به پیش تو من نمی‌میرم # 2 تو دهانم گرفته‌ای که خموش %~% تو دهان گیر و من جهان گیرم # 3 زان ز عالم ربوده‌ام حلقه %~% که به دست توست زنجیرم # 4 پیر ما را ز سر جوان کرده‌ست %~% لاجرم هم جوان و هم پیرم # 5 چون گشاد من از کمان تو است %~% راست رو خصم دوز چون ms0966 تیرم # 6 با گشادت چه جای تیر و کمان %~% هر دو را بشکنم بنپذیرم # 7 دیدن غیر تو نفاق بود %~% من نه مرد نفاق و تزویرم # 8 با من آمیختی چو شکر و شیر %~% چون شکر در گداز از آن شیرم # 9 طاقتم طاق شد ز جفتی خویش %~% درمیفکن دگر به تأخیرم # 10 درد تأخیر چون برآرد دود %~% بررود تا اثیر تأثیرم PageV1P1756 ### || [genre: Gh] # 1 در وصالت چرا بیاموزم %~% در فراقت چرا بیاموزم # 2 یا تو با درد من بیامیزی %~% یا من از تو دوا بیاموزم # 3 می گریزی ز من که نادانم %~% یا بیامیزی یا بیاموزم # 4 پیش از این ناز و خشم می کردم %~% تا من از تو جدا بیاموزم # 5 چون خدا با تو است در شب و روز %~% بعد از این از خدا بیاموزم # 6 در فراقت سزای خود دیدم %~% چون بدیدم سزا بیاموزم # 7 خاک پای تو را به دست آرم %~% تا از او کیمیا بیاموزم # 8 آفتاب تو را شوم ذره %~% معنی والضحی بیاموزم # 9 کهربای تو را شوم کاهی %~% جذبه کهربا بیاموزم # 10 از دو عالم دو دیده بردوزم %~% این من از مصطفی بیاموزم # 11 سر مازاغ و ماطغی را من %~% جز از او از کجا بیاموزم # 12 در هوایش طواف سازم تا %~% چون فلک در هوا بیاموزم # 13 بند هستی فروگشادم تا %~% همچو مه بی‌قبا بیاموزم # 14 همچو ماهی زره ز خود سازم %~% تا به بحر آشنا بیاموزم # 15 همچو دل خون خورم که تا چون دل %~% سیر بی‌دست و پا بیاموزم # 16 در وفا نیست کس تمام استاد %~% پس وفا از وفا بیاموزم # 17 ختمش این شد که خوش لقای منی %~% از تو خوش خوش لقا بیاموزم ~~PageV1P1757 ### || [genre: Gh] # 1 اه چه بی‌رنگ و بی‌نشان که منم %~% کی ببینم مرا چنان که منم # 2 گفتی اسرار در میان آور %~% کو میان اندر این میان که منم # 3 کی شود این روان ms0967 من ساکن %~% این چنین ساکن روان که منم # 4 بحر من غرقه گشت هم در خویش %~% بوالعجب بحر بی‌کران که منم # 5 این جهان و آن جهان مرا مطلب %~% کاین دو گم شد در آن جهان که منم # 6 فارغ از سودم و زیان چو عدم %~% طرفه بی‌سود و بی‌زیان که منم # 7 گفتم ای جان تو عین مایی گفت %~% عین چه بود در این عیان که منم # 8 گفتم آنی بگفت‌های خموش %~% در زبان نامده‌ست آن که منم # 9 گفتم اندر زبان چو درنامد %~% اینت گویای بی‌زبان که منم # 10 می شدم در فنا چو مه بی‌پا %~% اینت بی‌پای پادوان که منم # 11 بانگ آمد چه می دوی بنگر %~% در چنین ظاهر نهان که منم # 12 شمس تبریز را چو دیدم من %~% نادره بحر و گنج و کان که منم ~~PageV1P1758 ### || [genre: Gh] # 1 به خدایی که در ازل بوده‌ست %~% حی و دانا و قادر و قیوم # 2 نور او شمع‌های عشق فروخت %~% تا بشد صد هزار سر معلوم # 3 از یکی حکم او جهان پر شد %~% عاشق و عشق و حاکم و محکوم # 4 در طلسمات شمس تبریزی %~% گشت گنج عجایبش مکتوم # 5 که از آن دم که تو سفر کردی %~% از حلاوت جدا شدیم چو موم # 6 همه شب همچو شمع می سوزیم %~% ز آتشش جفت وز انگبین محروم # 7 در فراق جمال او ما را %~% جسم ویران و جان در او چون بوم # 8 آن عنان را بدین طرف برتاب %~% زفت کن پیل عیش را خرطوم # 9 بی‌حضورت سماع نیست حلال %~% همچو شیطان طرب شده مرحوم # 10 یک غزل بی‌تو هیچ گفته نشد %~% تا رسید آن مشرفه مفهوم # 11 بس به ذوق سماع نامه تو %~% غزلی پنج شش بشد منظوم # 12 شام ما از تو صبح روشن باد %~% ای به تو فخر شام و ارمن و روم ~~PageV1P1759 ### || [genre: Gh] # 1 ما همه از الست همدستیم %~% عاقبت شکر ms0968 بازپیوستیم # 2 ما همه همدلیم و همراهیم %~% جمله از یک شراب سرمستیم # 3 ما ز کونین عشق بگزیدیم %~% جز که آن عشق هیچ نپرستیم # 4 چند تلخی کشید جان ز فراق %~% عاقبت از فراق وارستیم # 5 آفتابی درآمد از روزن %~% کرد ما را بلند اگر پستیم # 6 آفتابا مکش ز ما دامن %~% نی که بر دامن تو بنشستیم # 7 از شعاع تو است اگر لعلیم %~% از تو هستیم ما اگر هستیم # 8 پیش تو ذره وار رقصانیم %~% از هوای تو بند بشکستیم PageV1P1760 ### || [genre: Gh] # 1 آمدستیم تا چنان گردیم %~% که چو خورشید جمله جان گردیم # 2 مونس و یار غمگنان باشیم %~% گل و گلزار خاکیان گردیم # 3 چند کس را نییم خاص چو زر %~% بر همه همچو بحر و کان گردیم # 4 جان نماییم جسم عالم را %~% قره العین دیدگان گردیم # 5 چون زمین نیستیم یغماگاه %~% ایمن و خوش چو آسمان گردیم # 6 هر کی ترسان بود چو ترسایان %~% همچو ایمان بر او امان گردیم # 7 هین خمش کن از آن هم افزونیم %~% که بر الفاظ و بر زبان گردیم ~~PageV1P1761 ### || [genre: Gh] # 1 ما که باده ز دست یار خوریم %~% کی چو اشتر گیاه و خار خوریم # 2 ایمنیم از خمار مرگ ایرا %~% می باقی بی‌خمار خوریم # 3 جام مردان بیار تا کامروز %~% بی‌محابا و مردوار خوریم # 4 به دم ناشمرده زنده شویم %~% اندر آن دم که بی‌شمار خوریم # 5 ساقیا پای دار تا ز کفت %~% می سرجوش پایدار خوریم # 6 پی این شیر مست می پوییم %~% تا کباب از دل شکار خوریم # 7 زان دیاریم کز حدث پاک است %~% روزی پاک از آن دیار خوریم # 8 نه چو کرکس اسیر مرداریم %~% نه چو لک لک ز حرص مار خوریم PageV1P1762 ### || [genre: Gh] # 1 ناله بلبل بهار کنیم %~% تا بدان بلبلان شکار کنیم # 2 کار او ناز و کار ما لابه است %~% گر ننالیم پس چه کار کنیم # 3 در گلستان ms0969 رویم و گل چینیم %~% بر سر عاشقان نثار کنیم # 4 اندرآییم مست در بازار %~% همه را مست و بی‌قرار کنیم # 5 سیم با یار خوش عذار خوریم %~% خدمت چشم پرخمار کنیم # 6 کس نداند خدای داند و بس %~% عیش‌هایی که با نگار کنیم # 7 تو اگر رازدار ما باشی %~% راز را با تو آشکار کنیم # 8 می گریزند خلق از تاتار %~% خدمت خالق تبار کنیم # 9 بار کردند اشتران بگریز %~% رختمان نیست ما چه بار کنیم # 10 خلق خیزان کنند و ما بر بام %~% اشتر مردمان شمار کنیم PageV1P1763 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق روی جان فزای توییم %~% رحمتی کن که در هوای توییم # 2 تو به رخسار آفتابی و مه %~% ما همه ذره در هوای توییم # 3 تا تو زین پرده روی بنمایی %~% منتظر بر در سرای توییم # 4 ای که ما در میان مجلس انس %~% بیخود از شربت لقای توییم # 5 خیره چون دشمنان مکش ما را %~% کآخر ای دوست آشنای توییم # 6 تو رضا می دهی به کشتن ما %~% ما همه بنده رضای توییم # 7 گر چه با خاتم سلیمانیم %~% ای پری زاده خاک پای توییم # 8 شمس تبریز جان جان‌هایی %~% ما همه بنده و گدای توییم PageV1P1764 ### || [genre: Gh] # 1 خیز تا فتنه‌ای برانگیزیم %~% یک زمان از زمانه بگریزیم # 2 بر بساط نشاط بنشینیم %~% همه از پیش خویش برخیزیم # 3 جز حریف ظریف نگزینیم %~% با کسان خسان نیامیزیم # 4 غم بیهوده در جهان نخوریم %~% می آسوده در قدح ریزیم # 5 ما گرفتار شادی و طربیم %~% نه گرفتار زهد و پرهیزیم # 6 گر ستیزه کند فلک با ما %~% بر مرادش رویم و نستیزیم # 7 چون نداریم هیچ دست آویز %~% چند با هر کسی درآویزیم # 8 عیش باقی است شمس تبریزی %~% مست جاوید شاه تبریزیم PageV1P1765 ### || [genre: Gh] # 1 تو چه دانی که ما چه مرغانیم %~% هر نفس زیر لب چه می خوانیم # 2 چون به دست آورد کسی ما را %~% ما ms0970 گهی گنج گاه ویرانیم # 3 چرخ از بهر ماست در گردش %~% زان سبب همچو چرخ گردانیم # 4 کی بمانیم اندر این خانه %~% چون در این خانه جمله مهمانیم # 5 گر به صورت گدای این کوییم %~% به صفت بین که ما چه سلطانیم # 6 چونک فردا شهیم در همه مصر %~% چه غم امروز اگر به زندانیم # 7 تا در این صورتیم از کس ما %~% هم نرنجیم و هم نرنجانیم # 8 شمس تبریز چونک شد مهمان %~% صد هزاران هزار چندانیم PageV1P1766 ### || [genre: Gh] # 1 چند قبا بر قد دل دوختم %~% چند چراغ خرد افروختم # 2 پیر فلک را که قراریش نیست %~% گردش بس بوالعجب آموختم # 3 گنج کرم آمد مهمان من %~% وام فقیران ز کرم توختم # 4 حاصل از این سه سخنم بیش نیست %~% سوختم و سوختم و سوختم # 5 بر مثل شمعم من پاکباز %~% ریختم آن دخل که اندوختم # 6 بس که بسی نکته عیسی جان %~% در دل و در گوش خر اسپوختم # 7 بس که اذا تم دنا نقصه %~% تا بنگوید صنم شوخ تم PageV1P1767 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل صافی دم ثابت قدم %~% جئت لکی تنذر خیر الامم # 2 سر ننهی جز به اشارات دل %~% بر ورق عشق ازل چون قلم # 3 از طرب باد تو و داد تو %~% رقص کنانیم چو شقه علم # 4 رقص کنان خواجه کجا می روی %~% سوی گشایشگه عرصه عدم # 5 خواجه کدامین عدم است این بگو %~% گوش قدم داند حرف قدم # 6 عشق غریب است و زبانش غریب %~% همچو غریب عربی در عجم # 7 خیز که آورده امت قصه‌ای %~% بشنو از بنده نه بیش و نه کم # 8 بشنو این حرف غریبانه را %~% قصه غریب آمد و گوینده هم # 9 از رخ آن یوسف شد قعر چاه %~% روشن و فرخنده چو باغ ارم # 10 قصر شد آن حبس و در او باغ و راغ %~% جنت و ایوان شد و صفه حرم # 11 همچو کلوخی که ms0971 در آب افکنی %~% باز شود آب در آن دم ز هم # 12 همچو شب ابر که خورشید صبح %~% ناگه سر برزند از چاه غم # 13 همچو شرابی که عرب خورد و گفت %~% صل علی دنتها و ارتسم # 14 از طرب این حبس به خواری و نقص %~% می نگرد بر فلک محتشم # 15 ای خرد از رشک دهانم مگیر %~% قد شهد الله و عد النعم # 16 گر چه درخت آب نهان می خورد %~% بان علی شعبته ما کتم # 17 هر چه بدزدید زمین ز آسمان %~% فصل بهاران بدهد دم به دم # 18 گر شبه دزدیده‌ای وگر گهر %~% ور علم افراشتی وگر قلم # 19 رفت شب و روز تو اینک رسید %~% سوف یری النائم ماذا احتلم PageV1P1768 ### || [genre: Gh] # 1 آمد سرمست سحر دلبرم %~% بیخود و بنشست به مجلس برم # 2 گرم شد و عربده آغاز کرد %~% گفت که تو نقشی و من آزرم # 3 تو به دو پر می پری و من به صد %~% تو ز دو کس من ز دو صد خوشترم # 4 گر چه فروتر بنشستم ز لطف %~% من ز حریفان به دو سر برترم # 5 یک قدحم بیست چو جام شماست %~% تا همه دانند که من دیگرم # 6 ساغر من تا لب و باقی به نیم %~% جان و دلم زفت و به تن لاغرم # 7 صورت من ناید در چشم سر %~% زان که از این سر نیم و زان سرم # 8 من پنهان در دل و دل هم نهان %~% زانک در این هر دو صدف گوهرم # 9 گر قدحی بیشتر از من خوری %~% من دو سبو بیشتر از تو خورم # 10 گر به دو صد کوه چو بز بردوی %~% من که و بز را دو شکم بردرم # 11 چون بدوم مه نبود همتکم %~% چون بجهم چرخ بود چنبرم # 12 چون ببرم دست به سوی سلاح %~% دشنه خورشید بود خنجرم # 13 خشک نماید بر تو این غزل %~% چون نشدی تر ms0972 ز نم کوثرم # 14 کور نه‌ام لیک مرا کیمیاست %~% این درم قلب از آن می خرم # 15 جزو و کلم یار مرا درخور است %~% نی خوردم غم و نه من غم خورم ~~PageV1P1769 ### || [genre: Gh] # 1 شد ز غمت خانه سودا دلم %~% در طلبت رفت به هر جا دلم # 2 در طلب زهره رخ ماه رو %~% می نگرد جانب بالا دلم # 3 فرش غمش گشتم و آخر ز بخت %~% رفت بر این سقف مصفا دلم # 4 آه که امروز دلم را چه شد %~% دوش چه گفته است کسی با دلم # 5 از طلب گوهر گویای عشق %~% موج زند موج چو دریا دلم # 6 روز شد و چادر شب می درد %~% در پی آن عیش و تماشا دلم # 7 از دل تو در دل من نکته‌هاست %~% آه چه ره است از دل تو تا دلم # 8 گر نکنی بر دل من رحمتی %~% وای دلم وای دلم وا دلم # 9 ای تبریز از هوس شمس دین %~% چند رود سوی ثریا دلم PageV1P1770 ### || [genre: Gh] # 1 چند گهی فاتحه خوانت کنم %~% از پس آن شاه جهانت کنم # 2 پیر شدی در غم ما باک نیست %~% پیر بیا تا که جوانت کنم # 3 هیچ غم جان مخور ار جان برفت %~% بگلر لشکرگه جانت کنم # 4 آنچ محال است تصور دهم %~% وجه محالیش بیانت کنم # 5 ره دهمت تا به اصول اصول %~% راه چه باشد که چنانت کنم # 6 گر چه کلیمی همه در اعتراض %~% کشف کنم خضر زمانت کنم PageV1P1771 ### || [genre: Gh] # 1 بار دگر جانب یار آمدیم %~% خیره نگر سوی نگار آمدیم # 2 بر سر و رو سجده کنان جمله راه %~% تا سر آن گنج چو مار آمدیم # 3 نافه آهو چو بزد بر دماغ %~% دام گرفتیم و شکار آمدیم # 4 دام بشر لایق آن صید نیست %~% پس تو بگو ما به چه کار آمدیم # 5 پار دل پاره رفوی تو دید %~% بر طمع دولت پار ms0973 آمدیم # 6 ای همه هستی مکن از ما کنار %~% زانک ز هستی به کنار آمدیم # 7 همچو ستاره سوی شیطان کفر %~% نفط زنانیم و شرار آمدیم # 8 همچو ابابیل سوی پیل گبر %~% سنگ زنانیم و دمار آمدیم # 9 باز چو بینیم رخ عاشقان %~% با طبق سیم نثار آمدیم PageV1P1772 ### || [genre: Gh] # 1 ما به تماشای تو بازآمدیم %~% جانب دریای تو بازآمدیم # 2 سیل غمت خانه دل را ببرد %~% زود به صحرای تو بازآمدیم # 3 چون سر ما مطبخ سودای توست %~% بر سر سودای تو بازآمدیم # 4 از سر چه صد رسن انداختی %~% تا سوی بالای تو بازآمدیم # 5 ناله سرنای تو در جان رسید %~% در پی سرنای تو بازآمدیم PageV1P1773 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو کنی روی ترش زحمت از این جا ببرم %~% گر تو میی من قدحم ور ترشی ~~من کبرم # 2 عبس وجها سندی کان سناه مددی %~% کل هوی یهویه ذاک جمیل و کرم # 3 زنده نباشد دل من گر به مهش دل ندهم %~% عقل ندارد سر من گر ز نباتش ~~نچرم # 4 مبسمه بلبلنی عابسه زلزلنی %~% ما شطه شیبنی غیبته الف هرم # 5 گر کژی آرم سوی او همچو کمان تیر خورم %~% ور هنر آرم سوی او عرضه کنم ~~بی‌هنرم # 6 بارحتی فکرته هیجنی قلقلنی %~% قمت اطوف سکرا مغتنما حول حرم # 7 گر پی رایش نروم باد گسسته رگ من %~% ور سوی بحرش نروم باد شکسته گهرم # 8 ظلت به مقتنیا مرتزقا مجتنیا %~% نخله خلد نبتت وسط ریاض و ارم # 9 چونک شکارش نشوم خواجه یقین دان که سگم %~% چون پی اسپش ندوم خواجه ~~یقین دان که خرم # 10 کنت ثقیلا کسلا خففنی جذبته %~% نمت علی قارعه عاصفنی سیل عرم # 11 گفتم بسته‌ست دلم گفت منم قفل گشا %~% گفتم کشتی تو مرا گفت من از تو ~~بترم # 12 رو سخن کار مگو کز همه آزاد شدم %~% رو سخن خار مگو چون همه گل می ~~سپرم PageV1P1774 ### || [genre: Gh] # 1 منم ms0974 آن بنده مخلص که از آن روز که زادم %~% دل و جان را ز تو دیدم دل و ~~جان را به تو دادم # 2 کتب العشق بانی بهوی العاشق اعلم %~% فالیه نتراجع و الیه نتحاکم # 3 چو شراب تو بنوشم چو شراب تو بجوشم %~% چو قبای تو بپوشم ملکم شاه ~~قبادم # 4 قمر الحسن اتانی و الی الوصل دعانی %~% و رعانی و سقانی هو فی الفضل ~~مقدم # 5 ز میانم چو گزیدی کمر مهر تو بستم %~% چو بدیدم کرم تو به کرم دست ~~گشادم # 6 نصر العشق اجیبوا و الی الوصل انیبوا %~% طلع البدر فطیبوا قدم الحب و ~~انعم # 7 چه کنم نام و نشان را چو ز تو گم نشود کس %~% چه کنم سیم و درم را چو ~~در این گنج فتادم # 8 لمع العشق توالی و علی الصبر تعالی %~% طمس البدر هلالا خضع القلب و ~~اسلم # 9 چو تویی شادی و عیدم چه نکوبخت و سعیدم %~% دل خود بر تو نهادم به خدا ~~نیک نهادم # 10 خدعونی نهبونی اخذونی غلبونی %~% وعدونی کذبونی فالی من اتظلم # 11 نه بدرم نه بدوزم نه بسازم نه بسوزم %~% نه اسیر شب و روزم نه گرفتار ~~کسادم # 12 ملک الشرق تشرق و علی الروح تعلق %~% غسق النفس تفرق ربض الکفر تهدم # 13 چه کساد آید آن را که خریدار تو باشی %~% چو فزودی تو بهایم که کند ~~طمع مزادم # 14 نفس العشق عتادی و عمیدی و عمادی %~% فمن العشق تدثر و من العشق تختم # 15 روش زاهد و عابد همگی ترک مراد است %~% بنما ترک چه گویم چو تویی جمله ~~مرادم # 16 لک یا عشق وجودی و رکوعی و سجودی %~% لک بخلی لک جودی و لک الدهر منظم # 17 چو مرا دیو ربودی طربم یاد تو بودی %~% تو چنانم بربودی که بشد یاد ز ~~یادم # 18 الف الدهر بعادی جرح البعد فؤادی %~% فقد النوم وسادی و سعاداتی نوم # 19 به صفت کشتی نوحم ms0975 که به باد تو روانم %~% چو مرا باد تو دادی مده ای ~~دوست به بادم # 20 فاری الشمل تفرق و اری الستر تمزق %~% و اری السقف تخرق و اری الموج ~~تلاطم # 21 من اگر کشتی نوحم چه عجب چون همه روحم %~% من اگر فتح و فتوحم چه عجب ~~شاه نژادم # 22 و اری البدر تکور و اری النجم تکدر %~% و اری البحر تسجر و اری الهلک ~~تفاقم # 23 چو به بحر تو درآیم به مزاج آب حیاتم %~% چو فتم جانب ساحل حجرم سنگ و ~~جمادم # 24 فقد اهدانی ربی و اتی الجد بحبی %~% نهض الحب لطبی و تدارک و ترحم # 25 به خدا باز سپیدم که به شاه است امیدم %~% سوی مردار چه گردم نه چو ~~زاغم نه چو خادم # 26 نزل العشق بداری معه کاس عقاری %~% هو معراج سواری و علی السطح کسلم # 27 چو بسازیم چو عیدم چو بسوزیم چو عودم %~% ز تو گریم ز تو خندم ز تو ~~غمگین ز تو شادم # 28 بک احیی و اموت بک امسک و افوت %~% بک فی الدهر سکوت بک قلبی یتکلم # 29 چو ز تبریز بتابد مه شمس الحق والدین %~% بفروزد ز مه او فلک جهد و ~~جهادم PageV1P1775 ### || [genre: Gh] # 1 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم %~% لا تیئسوا من غابکم لا تدنسوا ~~اثوابکم # 2 الحمد لله الذی من علینا بالثنا %~% فی ظل دین مسند لا تغلقوا ابوابکم # 3 یا اولیا لا تحزنوا اربحتکم لا تغبنوا %~% اشجعتکم لا تجبنوا لا تحقروا ~~القابکم # 4 یا رب اشرح صدرنا یا رب ارفع قدرنا %~% یا رب اظهر بدرنا لا تعبدوا ~~اربابکم # 5 ما لی اله غیره نال البرا یا خیره %~% طاب الموافی سیره لا تخسرو ~~اعقابکم # 6 بوی دل آید از سخن دل حاصل آید از سخن %~% تا مقبل آید از سخن لا ~~تهتکوا جلبابکم PageV1P1776 ### || [genre: Gh] # 1 رحت انا من بینکم غبت کذا من عینکم %~% لا تغفلوا عن حینکم لا تهدموا ~~دارینکم ms0976 # 2 اخواننا اخواننا ان الزمان خاننا %~% لا تنسؤا هجراننا لا تهدموا ~~دارینکم # 3 قد فاتنا اعمارنا و استنسیت اخبارنا %~% و استثقلت اوزارنا لا تهدموا ~~دارینکم # 4 استوثقوا ادیانکم و استغنموا اخوانکم %~% و استعشقوا ایمانکم لا تهدموا ~~دارینکم PageV1P1777 ### || [genre: Gh] # 1 اتیناکم اتیناکم فحیونا نحییکم %~% و لو لاکم و لقیاکم لما کنا بودایکم # 2 دخلنا دارکم سکری فشکرا ربنا شکرا %~% ذکرتم عهدنا ذکرا و نادانا ~~منادیکم # 3 خرجنا من قری الوادی دخلنا القصر یا حادی %~% توافیتم بمیعادی و باح ~~الراح ساقیکم # 4 فاخف القصر لا تبدی و من یسئلک لا تهدی %~% فانت الغوث و المجدی اذا ~~ناجی مناجیکم # 5 و تسقینا و تشفینا و مثل السر تخفینا %~% و هذا کله فضل فانا لا ~~نکافیکم PageV1P1778 ### || [genre: Gh] # 1 اقبل الساقی علینا حاملا کاس المدام %~% فاشربوا من کاس خلد و اترکوا ~~کل الطعام # 2 اشبعوا من غیر اکل و اسمعوا من غیر اذن %~% و انطقوا من غیر حرف و ~~اسکتوا تم الکلام # 3 ایها العشاق طیبوا و اسکروا من کأسنا %~% و ارکبوا ظهر المعالی و ~~ادخلوا بین الزحام # 4 انهضوا نادی المنادی الصلا این الرجال %~% جا کم نادی القیامه فی الهوی ~~نعم القیام # 5 اشربوا سقیا لکم ثم اطربوا غنما لکم %~% ان هذا یوم عید عیدوا بعد ~~الصیام # 6 وافقونا وافقونا فی طریق الاتحاد %~% انما نحن کنهر فرقوه و السلام # 7 یا ندیمی سل سبیلا نحو عین السلسبیل %~% قم لنا نفتح جنانا من جنان یا ~~غلام PageV1P1779 ### || [genre: Gh] # 1 قد رجعنا قد رجعنا جائیا من طورکم %~% انظرونا انظرونا نقتبس من نورکم # 2 کل من یرجو وجودا یغتنم من جودکم %~% کل من ارداه عسر نال من میسورکم # 3 لیس یشقی بالرزایا من یکن محفوظکم %~% لا یبالی بالبرایا خاضعی منصورکم # 4 حارت ابصار البرایا فی بدیهیاتکم %~% من یلاقی من یسوق الخیل فی ~~مستورکم # 5 لیس یهدی قلبنا الا نسیم منکم %~% لیس یجلی طرفنا الا بقربی دورکم ~~PageV1P1780 ### || [genre: Gh] # 1 ظننتم ایا عذال ان قد عدلتم ms0977 %~% تظنون ان الحق فیما عذلتم # 2 و ما ضا ذاک البدر الا لاهله %~% و غادرکم انواره فضللتم # 3 فما مل من ذاق الصبابه و الهوی %~% و انکم ما ذقتم فمللتم # 4 و ان ذقتموا ما ذقتموه بحقها %~% و لا مشرب العشاق یوما وصلتم ~~PageV1P1781 ### || [genre: Gh] # 1 فان وفق الله الکریم وصالکم %~% و عاین روحی حسنکم و جمالکم # 2 تصدقت بالروح العزیز لشکرها %~% فبالله ارحموا ذلی و عشقی فما لکم # 3 الی کم اقاسی هجرکم و فراقکم %~% الی کم اؤانس طیفکم و خیالکم # 4 تناقص صبری بازدیاد ملالکم %~% فیالیتنی افننی کصبری ملالکم # 5 عمی العین من تذکارها حرکاتکم %~% و غنجاتها ویلاکم و دلالکم # 6 رآنی الهوی یوما الاعب غفلتی %~% فصاح علینا صیحه العشق والکم # 7 لقد جا من تبریز روح مجسم %~% الا فانثروا فی حب نعلیه ما لکم ~~PageV1P1782 ### || [genre: Gh] # 1 علی اهل نجد الثنا و سلام %~% و عیشتنا فی غیرهم لحرام # 2 فضیلته للفاضلین بصیره %~% ملاحته للعاشقین قوام # 3 بصیره اهل الله منه مکحل %~% و عشره اهل الحق فیه مدام # 4 ایا ساکنیها من فضیله سیدی %~% لکم عیشه مرضیه و دوام # 5 و لو لا حجاب العز ارخی ملیکنا %~% لکان علی باب الملیک زحام # 6 ملیک اذا لاحت شعاشع خده %~% لا صبح حیا صخره و رخام # 7 سقی الله وقتا انطقانا کلامه %~% ففی الروح من ذاک الکلام کلام # 8 غدا آلفا قلبی یقوم لامره %~% وقدی من عذل العواذل لام PageV1P1783 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا دلدار من دلدار من %~% درآ درآ در کار من در کار من # 2 تویی تویی گلزار من گلزار من %~% بگو بگو اسرار من اسرار من # 3 بیا بیا درویش من درویش من %~% مرو مرو از پیش من از پیش من # 4 تویی تویی هم کیش من هم کیش من %~% تویی تویی هم خویش من هم خویش من # 5 هر جا روم با من روی با من روی %~% هر منزلی محرم شوی محرم شوی # 6 روز و ms0978 شبم مونس تویی مونس تویی %~% دام مرا خوش آهویی خوش آهویی # 7 ای شمع من بس روشنی بس روشنی %~% در خانه‌ام چون روزنی چون روزنی # 8 تیر بلا چون دررسد چون دررسد %~% هم اسپری هم جوشنی هم جوشنی # 9 صبر مرا برهم زدی برهم زدی %~% عقل مرا رهزن شدی رهزن شدی # 10 دل را کجا پنهان کنم %~% در دلبری تو بی‌حدی تو بی‌حدی # 11 ای فخر من سلطان من سلطان من %~% فرمان ده و خاقان من خاقان من # 12 چون سوی من میلی کنی میلی کنی %~% روشن شود چشمان من چشمان من # 13 هر جا تویی جنت بود جنت بود %~% هر جا روی رحمت بود رحمت بود # 14 چون سایه‌ها در چاشتگه %~% فتح و ظفر پیشت دود پیشت دود # 15 فضل خدا همراه تو همراه تو %~% امن و امان خرگاه تو خرگاه تو # 16 بخشایش و حفظ خدا حفظ خدا %~% پیوسته در درگاه تو درگاه تو ~~PageV1P1784 ### || [genre: Gh] # 1 دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من %~% سرو خرامان منی ای رونق ~~بستان من # 2 چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو %~% وز چشم من بیرون مشو ای ~~شعله تابان من # 3 هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم %~% چون دلبرانه بنگری در جان ~~سرگردان من # 4 تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم %~% ای دیدن تو دین من وی روی ~~تو ایمان من # 5 بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا %~% سرمست و خندان اندرآ ~~ای یوسف کنعان من # 6 از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم %~% ای هست تو پنهان شده در ~~هستی پنهان من # 7 گل جامه در از دست تو ای چشم نرگس مست تو %~% ای شاخ‌ها آبست تو ای باغ ~~بی‌پایان من # 8 یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی %~% پیش چراغم می کشی تا وا ~~شود چشمان ms0979 من # 9 ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها %~% ای آن پیش از آن‌ها ای ~~آن من ای آن من # 10 منزلگه ما خاک نی گر تن بریزد باک نی %~% اندیشه‌ام افلاک نی ای وصل ~~تو کیوان من # 11 مر اهل کشتی را لحد در بحر باشد تا ابد %~% در آب حیوان مرگ کو ای بحر ~~من عمان من # 12 ای بوی تو در آه من وی آه تو همراه من %~% بر بوی شاهنشاه من شد رنگ و ~~بو حیران من # 13 جانم چو ذره در هوا چون شد ز هر ثقلی جدا %~% بی‌تو چرا باشد چرا ای ~~اصل چار ارکان من # 14 ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من %~% ای فارغ از تمکین من ای ~~برتر از امکان من PageV1P1785 ### || [genre: Gh] # 1 گر آخر آمد عشق تو گردد ز اول‌ها فزون %~% بنوشت توقیعت خدا کاخرون ~~السابقون # 2 زرین شده طغرای او ز انا فتحناهای او %~% سر کرده صورت‌های او از بحر ~~جان آبگون # 3 آدم دگربار آمده بر تخت دین تکیه زده %~% در سجده شکر آمده سرهای نحن ~~الصافون # 4 رستم که باشد در جهان در پیش صف عاشقان %~% شبدیز می رانند خوش هر روز ~~در دریای خون # 5 هر سو دو صد ببریده سر در بحر خون زان کر و فر %~% رقصان و خندان چون ~~شکر ز انا الیه راجعون # 6 گر سایه عاشق فتد بر کوه سنگین برجهد %~% نه چرخ صدق‌ها زند تو منکری ~~نک آزمون # 7 بر کوه زد اشراق او بشنو تو چاقاچاق او %~% خود کوه مسکین که بود آن جا ~~که شد موسی زبون # 8 خود پیش موسی آسمان باشد کمینه نردبان %~% کو آسمان کو ریسمان کو جان ~~کو دنیای دون # 9 تن را تو مشتی کاه دان در زیر او دریای جان %~% گر چه ز بیرون ذره‌ای ~~صد آفتابی از درون # 10 خورشیدی و زرین طبق ms0980 دیگ تو را پخته است حق %~% مطلوب بودی در سبق طالب ~~شدستی تو کنون # 11 او پار کشتی کاشته امسال برگ افراشته %~% سر از زمین برداشته بر خویش ~~می خواند فسون # 12 جان مست گشت از کاس او ای شاد کاس و طاس او %~% طاسی که بهر سجده‌اش ~~شد طشت گردون سرنگون # 13 ای شمس تبریز از کرم ای رشک فردوس و ارم %~% تا چنگ اندر من زدی در ~~عشق گشتم ارغنون PageV1P1786 ### || [genre: Gh] # 1 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون %~% نک کش کشانت می برند انا ~~الیه راجعون # 2 تا کی زنی بر خانه‌ها تو قفل با دندانه‌ها %~% تا چند چینی دانه‌ها دام ~~اجل کردت زبون # 3 شد اسب و زین نقره گین بر مرکب چوبین نشین %~% زین بر جنازه نه ببین ~~دستان این دنیای دون # 4 برکن قبا و پیرهن تسلیم شو اندر کفن %~% بیرون شو از باغ و چمن ساکن شو ~~اندر خاک و خون # 5 دزدیده چشمک می زدی همراز خوبان می شدی %~% دستک زنان می آمدی کو یک ~~نشان ز آن‌ها کنون # 6 ای کرده بر پاکان زنخ امروز بستندت زنخ %~% فرزند و اهل و خانه‌ات از ~~خانه کردندت برون # 7 کو عشرت شب‌های تو کو شکرین لب‌های تو %~% کو آن نفس کز زیرکی بر ماه ~~می خواندی فسون # 8 کو صرفه و استیزه‌ات بر نان و بر نان ریزه‌ات %~% کو طوق و کو آویزه‌ات ~~ای در شکافی سرنگون # 9 کو آن فضولی‌های تو کو آن ملولی‌های تو %~% کو آن نغولی‌های تو در فعل ~~و مکر ای ذوفنون # 10 این باغ من آن خان من این آن من آن آن من %~% ای هر منت هفتاد من ~~اکنون کهی از تو فزون # 11 کو آن دم دولت زدن بر این و آن سبلت زدن %~% کو حمله‌ها و مشت تو وان ~~سرخ گشتن از جنون # 12 هرگز شبی تا روز تو در توبه و ms0981 در سوز تو %~% نابوده مهراندوز تو از ~~خالق ریب المنون # 13 امروز ضربت‌ها خوری وز رفته حسرت‌ها خوری %~% زان اعتقاد سرسری زان ~~دین سست بی‌سکون # 14 زان سست بودن در وفا بیگانه بودن با خدا %~% زان ماجرا با انبیا کاین ~~چون بود ای خواجه چون # 15 چون آینه باش ای عمو خوش بی‌زبان افسانه گو %~% زیرا که مستی کم شود ~~چون ماجرا گردد شجون PageV1P1787 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان هنگام کوچ است از جهان %~% در گوش جانم می رسد طبل ~~رحیل از آسمان # 2 نک ساربان برخاسته قطارها آراسته %~% از ما حلالی خواسته چه خفته‌اید ~~ای کاروان # 3 این بانگ‌ها از پیش و پس بانگ رحیل است و جرس %~% هر لحظه‌ای نفس و نفس ~~سر می کشد در لامکان # 4 زین شمع‌های سرنگون زین پرده‌های نیلگون %~% خلقی عجب آید برون تا ~~غیب‌ها گردد عیان # 5 زین چرخ دولابی تو را آمد گران خوابی تو را %~% فریاد از این عمر سبک ~~زنهار از این خواب گران # 6 ای دل سوی دلدار شو ای یار سوی یار شو %~% ای پاسبان بیدار شو خفته ~~نشاید پاسبان # 7 هر سوی شمع و مشعله هر سوی بانگ و مشغله %~% کامشب جهان حامله زاید ~~جهان جاودان # 8 تو گل بدی و دل شدی جاهل بدی عاقل شدی %~% آن کو کشیدت این چنین آن سو ~~کشاند کش کشان # 9 اندر کشاکش‌های او نوش است ناخوش‌های او %~% آب است آتش‌های او بر وی ~~مکن رو را گران # 10 در جان نشستن کار او توبه شکستن کار او %~% از حیله بسیار او این ~~ذره‌ها لرزان دلان # 11 ای ریش خند رخنه جه یعنی منم سالار ده %~% تا کی جهی گردن بنه ور نی ~~کشندت چون کمان # 12 تخم دغل می کاشتی افسوس‌ها می داشتی %~% حق را عدم پنداشتی اکنون ببین ~~ای قلتبان # 13 ای خر به کاه اولیتری دیگی سیاه اولیتری %~% در قعر چاه اولیتری ای ~~ننگ ms0982 خانه و خاندان # 14 در من کسی دیگر بود کاین خشم‌ها از وی جهد %~% گر آب سوزانی کند ز آتش ~~بود این را بدان # 15 در کف ندارم سنگ من با کس ندارم جنگ من %~% با کس نگیرم تنگ من زیرا ~~خوشم چون گلستان # 16 پس خشم من زان سر بود وز عالم دیگر بود %~% این سو جهان آن سو جهان ~~بنشسته من بر آستان # 17 بر آستان آن کس بود کو ناطق اخرس بود %~% این رمز گفتی بس بود دیگر ~~مگو درکش زبان PageV1P1788 ### || [genre: Gh] # 1 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن %~% صد حور خوش داری ولی ~~بنگر یکی داری چو من # 2 گفتم صلای ماجرا ما را نمی‌پرسی چرا %~% گفتا که پرسش‌های ما بیرون ز ~~گوش است و دهن # 3 گفتم ز پرسش تو بحل باری اشارت را مهل %~% گفت از اشارت‌های دل هم جان ~~بسوزد هم بدن # 4 گفتم که چونی در سفر گفتا که چون باشد قمر %~% سیمین بر و زرین کمر چشم ~~و چراغ مرد و زن # 5 گشتن به گرد خود خطا الا جمال قطب را %~% او را روا باشد روا کو ره رو ~~است اندر وطن # 6 هم ساربان هم اشتران مستند از آن صاحب قران %~% ای ساربان منزل مکن جز ~~بر در آن یار من # 7 ای عشرت و ای ناز ما ای اصل و ای آغاز ما %~% آخر چه داند راز ما جان ~~حسن یا بوالحسن # 8 ای عشق تو در جان من چون آفتاب اندر حمل %~% وی صورتت در چشم من همچون ~~عقیق اندر یمن # 9 چون اولین و آخرین در حشر جمع آید یقین %~% از تو نباشد خوبتر در جمله ~~آن انجمن # 10 مجنون چو بیند مر تو را لیلی بر او کاسد شود %~% لیلی چو بیند مر تو ~~را گردد چو مجنون ممتحن # 11 در جست و جوی روی تو در پای ms0983 گل بس خارها %~% ای یاس من گوید همی‌اندر ~~فراقت یاسمن # 12 گر آفتاب روی تو روزی ده ما نیستی %~% ذرات کونین از طمع کی باز ~~کردندی دهن # 13 حیوان چو قربانی بود جسمش ز جان فانی بود %~% پس شرحه‌های گوشتش زنده ~~شود زین بابزن # 14 آتش بگوید شرحه را سر حیاتات بقا %~% کای رسته از جان فنا بر جان ~~بی‌آزار زن # 15 نعره زنند آن شرحه‌ها یا لیت قومی یعلمون %~% گر نعره شان این سو رسد ~~نی گبر ماند نی وثن # 16 نی ترش ماند در دلی نی پای ماند در گلی %~% لبیک لبیک و بلی می گوی و ~~می رو تا وطن # 17 هست این سخن را باقیی در پرده مشتاقیی %~% پیدا شود گر ساقیی ما را ~~کند بی‌خویشتن PageV1P1789 ### || [genre: Gh] # 1 بویی همی‌آید مرا مانا که باشد یار من %~% بر یاد من پیمود می آن باوفا ~~خمار من # 2 کی یاد من رفت از دلش ای در دل و جان منزلش %~% هر لحظه معجونی کند بهر ~~دل بیمار من # 3 خاصه کنون از جوش او زان جوش بی‌روپوش او %~% رحمت چو جیحون می رود در ~~قلزم اسرار من # 4 پرده‌ست بر احوال من این گفتی و این قال من %~% ای ننگ گلزار ضمیر از ~~فکرت چون خار من # 5 کو نعره‌ای یا بانگی اندرخور سودای من %~% کو آفتابی یا مهی ماننده ~~انوار من # 6 این را رها کن قیصری آمد ز روم اندر حبش %~% تا زنگ را برهم زند در ~~بردن زنگار من # 7 نظاره کن کز بام او هر لحظه‌ای پیغام او %~% از روزن دل می رسد در جان ~~آتشخوار من # 8 لاف وصالش چون زنم شرح جمالش چون کنم %~% کان طوطیان سر می کشند از دام ~~این گفتار من # 9 اندرخور گفتار من منگر به سوی یار من %~% سینای موسی را نگر در سینه ~~افکار من # 10 امشب در این گفتارها رمزی از آن اسرارها %~% در ms0984 پیش بیداران نهد آن ~~دولت بیدار من # 11 آن پیل بی‌خواب ای عجب چون دید هندستان به شب %~% لیلی درآمد در طلب ~~در جان مجنون وار من # 12 امشب ز سیلاب دلم ویران شود آب و گلم %~% کآمد به میرابی دل سرچشمه ~~انهار من # 13 بر گوش من زد غره‌ای زان مست شد هر ذره‌ای %~% بانگ پریدن می رسد زان ~~جعفر طیار من # 14 یا رب به غیر این زبان جان را زبانی ده روان %~% در قطع و وصل وحدتت ~~تا بسکلد زنار من # 15 صبر از دل من برده‌ای مست و خرابم کرده‌ای %~% کو علم من کو حلم من کو ~~عقل زیرکسار من # 16 این را بپوشان ای پسر تا نشنود آن سیمبر %~% ای هر چه غیر داد او گر ~~جان بود اغیار من # 17 ای دلبر بی‌جفت من ای نامده در گفت من %~% این گفت را زیبی ببخش از ~~زیور ای ستار من # 18 ای طوطی هم خوان ما جز قند بی‌چونی مخا %~% نی عین گو و نی عرض نی نقش ~~و نی آثار من # 19 از کفر و از ایمان رهد جان و دلم آن سو رود %~% دوزخ بود گر غیر آن ~~باشد فن و کردار من # 20 ای طبله‌ام پرشکرت من طبل دیگر چون زنم %~% ای هر شکن از زلف تو صد ~~نافه و عطار من # 21 مهمانیم کن ای پسر این پرده می زن تا سحر %~% این است لوت و پوت من ~~باغ و رز و دینار من # 22 خفته دلم بیدار شد مست شبم هشیار شد %~% برقی بزد بر جان من زان ابر ~~بامدرار من # 23 در اولین و آخرین عشقی بننمود این چنین %~% ابصار عبرت دیده را ای ~~عبره الابصار من # 24 بس سنگ و بس گوهر شدم بس مؤمن و کافر شدم %~% گه پا شدم گه سر شدم در ~~عودت و تکرار من # 25 روزی برون آیم ز خود فارغ شوم از ms0985 نیک و بد %~% گویم صفات آن صمد با ~~نطق درانبار من # 26 جانم نشد زین‌ها خنک یا ذا السما و الحبک %~% ای گلرخ و گلزار من ای ~~روضه و ازهار من # 27 امشب چه باشد قرن‌ها ننشاند آن نار و لظی %~% من آب گشتم از حیا ساکن ~~نشد این نار من # 28 هر دم جوانتر می شوم وز خود نهانتر می شوم %~% همواره آنتر می شوم از ~~دولت هموار من # 29 چون جزو جانم کل شوم خار گلم هم گل شوم %~% گشتم سمعنا قل شوم در دوره ~~دوار من # 30 ای کف زنم مختل مشو وی مطربم کاهل مشو %~% روزی بخواهد عذر تو آن شاه ~~باایثار من # 31 روزی شوی سرمست او روزی ببوسی دست او %~% روزی پریشانی کنی در عشق چون ~~دستار من # 32 کرده‌ست امشب یاد او جان مرا فرهاد او %~% فریاد از این قانون نو ~~کاسکست چنگش تار من # 33 مجنون کی باشد پیش او لیلی بود دل ریش او %~% ناموس لیلییان برد لیلی ~~خوش هنجار من # 34 دست پدر گیر ای پسر با او وفا کن تا سحر %~% کامشب منم اندر شرر زان ~~ابر آتشبار من # 35 زان می حرام آمد که جان بی‌صبر گردد در زمان %~% نحس زحل ندهد رهش در ~~دید مه دیدار من # 36 جان گر همی‌لرزد از او صد لرزه را می ارزد او %~% کو دیده‌های موج جو ~~در قلزم زخار من # 37 من تا قیامت گویمش ای تاجدار پنج و شش %~% حیرت همی‌حیران شود در مبعث ~~و انشار من # 38 خواهی بگو خواهی مگو صبری ندارم من از او %~% ای روی او امسال من ای ~~زلف جعدش پار من # 39 خلقان ز مرگ اندر حذر پیشش مرا مردن شکر %~% ای عمر بی‌او مرگ من وی ~~فخر بی‌او عار من # 40 آه از مه مختل شده وز اختر کاهل شده %~% از عقده من فارغ شده بی‌دانش ~~فوار من # 41 بر قطب گردم ms0986 ای صنم از اختران خلوت کنم %~% کو صبح مصبوحان من کو حلقه ~~احرار من # 42 پهلو بنه ای ذوالبیان با پهلوان کاهلان %~% بیزار گشتم زین زبان وز ~~قطعه و اشعار من # 43 جز شمس تبریزی مگو جز نصر و پیروزی مگو %~% جز عشق و دلسوزی مگو جز ~~این مدان اقرار من PageV1P1790 ### || [genre: Gh] # 1 این کیست این این کیست این این یوسف ثانی است این %~% خضر است و الیاس ~~این مگر یا آب حیوانی است این # 2 این باغ روحانی است این یا بزم یزدانی است این %~% سرمه سپاهانی است ~~این یا نور سبحانی است این # 3 آن جان جان افزاست این یا جنت المأواست این %~% ساقی خوب ماست این یا ~~باده جانی است این # 4 تنگ شکر را ماند این سودای سر را ماند این %~% آن سیمبر را ماند این ~~شادی و آسانی است این # 5 امروز مستیم ای پدر توبه شکستیم ای پدر %~% از قحط رستیم ای پدر امسال ~~ارزانی است این # 6 ای مطرب داووددم آتش بزن در رخت غم %~% بردار بانگ زیر و بم کاین وقت ~~سرخوانی است این # 7 مست و پریشان توام موقوف فرمان توام %~% اسحاق قربان توام این عید ~~قربانی است این # 8 رستیم از خوف و رجا عشق از کجا شرم از کجا %~% ای خاک بر شرم و حیا ~~هنگام پیشانی است این # 9 گل‌های سرخ و زرد بین آشوب و بردابرد بین %~% در قعر دریا گرد بین موسی ~~عمرانی است این # 10 هر جسم را جان می کند جان را خدادان می کند %~% داور سلیمان می کند یا ~~حکم دیوانی است این # 11 ای عشق قلماشیت گو از عیش و خوش باشیت گو %~% کس می نداند حرف تو گویی ~~که سریانی است این # 12 خورشید رخشان می رسد مست و خرامان می رسد %~% با گوی و چوگان می رسد ~~سلطان میدانی است این # 13 هر جا یکی گویی بود در حکم ms0987 چوگان می دود %~% چون گوی شو بی‌دست و پا ~~هنگام وحدانی است این # 14 گویی شوی بی‌دست و پا چوگان او پایت شود %~% در پیش سلطان می دوی کاین ~~سیر ربانی است این # 15 آن آب بازآمد به جو بر سنگ زن اکنون سبو %~% سجده کن و چیزی مگو کاین ~~بزم سلطانی است این PageV1P1791 ### || [genre: Gh] # 1 این کیست این این کیست این هذا جنون العاشقین %~% از آسمان خوشتر شده ~~در نور او روی زمین # 2 بی‌هوشی جان‌هاست این یا گوهر کان‌هاست این %~% یا سرو بستان‌هاست این ~~یا صورت روح الامین # 3 سرمستی جان جهان معشوقه چشم و دهان %~% ویرانی کسب و دکان یغماجی تقوا ~~و دین # 4 خورشید و ماه از وی خجل گوهر نثار سنگ دل %~% کز بیم او پشمین شود هر ~~لحظه کوه آهنین # 5 خورشید اندر سایه‌اش افزون شده سرمایه‌اش %~% صد ماه اندر خرمنش چون ~~نسر طایر دانه چین # 6 بسم الله ای روح البقا بسم الله ای شیرین لقا %~% بسم الله ای شمس ~~الضحا بسم الله ای عین الیقین # 7 هین روی‌ها را تاب ده هین کشت دل را آب ده %~% نعلین برون کن برگذر بر ~~تارک جان‌ها نشین # 8 ای هوش ما از خود برو وی گوش ما مژده شنو %~% وی عقل ما سرمست شو وی ~~چشم ما دولت ببین # 9 ایوب را آمد نظر یعقوب را آمد پسر %~% خورشید شد جفت قمر در مجلس آ ~~عشرت گزین # 10 من کیسه‌ها می دوختم در حرص زر می سوختم %~% ترک گدارویی کنم چون گنج ~~دیدم در کمین # 11 ای شهسوار امر قل ای پیش عقلت نفس کل %~% چون کودکی کز کودکی وز جهل ~~خاید آستین # 12 چون بیندش صاحب نظر صدتو شود او را بصر %~% دستک زنان بالای سر گوید ~~که یا نعم المعین # 13 در سایه سدره نظر جبریل خو آمد بشر %~% درخورد او نبود دگر مهمانی عجل ~~سمین # 14 بر خوان حق ره ms0988 یافت او با خاصگان دریافت او %~% بنهاده بر کف‌ها طبق ~~بهر نثارش حور عین # 15 این نامه اسرار جان تا چند خوانی بر چپان %~% این نامه می پرد عیان تا ~~کف اصحاب الیمین PageV1P1792 ### || [genre: Gh] # 1 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان %~% بر شاخ و برگ از درد دل ~~بنگر نشان بنگر نشان # 2 ای باغبان هین گوش کن ناله درختان نوش کن %~% نوحه کنان از هر طرف صد ~~بی‌زبان صد بی‌زبان # 3 هرگز نباشد بی‌سبب گریان دو چشم و خشک لب %~% نبود کسی بی‌درد دل رخ ~~زعفران رخ زعفران # 4 حاصل درآمد زاغ غم در باغ و می کوبد قدم %~% پرسان به افسوس و ستم کو ~~گلستان کو گلستان # 5 کو سوسن و کو نسترن کو سرو و لاله و یاسمن %~% کو سبزپوشان چمن کو ~~ارغوان کو ارغوان # 6 کو میوه‌ها را دایگان کو شهد و شکر رایگان %~% خشک است از شیر روان هر ~~شیردان هر شیردان # 7 کو بلبل شیرین فنم کو فاخته کوکوزنم %~% طاووس خوب چون صنم کو طوطیان ~~کو طوطیان # 8 خورده چو آدم دانه‌ای افتاده از کاشانه‌ای %~% پریده تاج و حله شان زین ~~افتنان زین افتنان # 9 گلشن چو آدم مستضر هم نوحه گر هم منتظر %~% چون گفتشان لا تقنطوا ذو ~~الامتنان ذو الامتنان # 10 جمله درختان صف زده جامه سیه ماتم زده %~% بی‌برگ و زار و نوحه گر زان ~~امتحان زان امتحان # 11 ای لک لک و سالار ده آخر جوابی بازده %~% در قعر رفتی یا شدی بر آسمان ~~بر آسمان # 12 گفتند ای زاغ عدو آن آب بازآید به جو %~% عالم شود پررنگ و بو همچون ~~جنان همچون جنان # 13 ای زاغ بیهوده سخن سه ماه دیگر صبر کن %~% تا دررسد کوری تو عید جهان ~~عید جهان # 14 ز آواز اسرافیل ما روشن شود قندیل ما %~% زنده شویم از مردن آن مهر ~~جان آن مهر جان # 15 تا کی از این ms0989 انکار و شک کان خوشی بین و نمک %~% بر چرخ پرخون مردمک ~~بی نردبان بی نردبان # 16 میرد خزان همچو دد بر گور او کوبی لگد %~% نک صبح دولت می دمد ای ~~پاسبان ای پاسبان # 17 صبحا جهان پرنور کن این هندوان را دور کن %~% مر دهر را محرور کن ~~افسون بخوان افسون بخوان # 18 ای آفتاب خوش عمل بازآ سوی برج حمل %~% نی یخ گذار و نی وحل عنبرفشان ~~عنبرفشان # 19 گلزار را پرخنده کن وان مردگان را زنده کن %~% مر حشر را تابنده کن ~~هین العیان هین العیان # 20 از حبس رسته دانه‌ها ما هم ز کنج خانه‌ها %~% آورده باغ از غیب‌ها صد ~~ارمغان صد ارمغان # 21 گلشن پر از شاهد شود هم پوستین کاسد شود %~% زاینده و والد شود دور ~~زمان دور زمان # 22 لک لک بیاید با یدک بر قصر عالی چون فلک %~% لک لک کنان کالملک لک یا ~~مستعان یا مستعان # 23 بلبل رسد بربط زنان وان فاخته کوکوکنان %~% مرغان دیگر مطرب بخت جوان ~~بخت جوان # 24 من زین قیامت حاملم گفت زبان را می هلم %~% می ناید اندیشه دلم اندر ~~زبان اندر زبان # 25 خاموش و بشنو ای پدر از باغ و مرغان نو خبر %~% پیکان پران آمده از ~~لامکان از لامکان PageV1P1793 ### || [genre: Gh] # 1 هین دف بزن هین کف بزن کاقبال خواهی یافتن %~% مردانه باش و غم مخور ای ~~غمگسار مرد و زن # 2 قوت بده قوت ستان ای خواجه بازارگان %~% صرفه مکن صرفه مکن در سود مطلق ~~گام زن # 3 گر آب رو کمتر شود صد آب رو محکم شود %~% جان زنده گردد وارهد از ننگ ~~گور و گورکن # 4 امروز سرمست آمدی ناموس را برهم زدی %~% هین شعله زن ای شمع جان ای ~~فارغ از ننگ لگن # 5 درسوختم این دلق را رد و قبول خلق را %~% گو سرد شو این بوالعلا گو خشم ~~گیر آن بوالحسن # 6 گر تو مقامرزاده‌ای ms0990 در صرفه چون افتاده‌ای %~% صرفه گری رسوا بود خاصه ~~که با خوب ختن # 7 صد جان فدای یار من او تاج من دستار من %~% جنت ز من غیرت برد گر درروم ~~در گولخن # 8 آن گولخن گلشن شود خاکسترش سوسن شود %~% چون خلق یار من شود کان می ~~نگنجد در دهن # 9 فرمان یار خود کنم خاموش باشم تن زنم %~% من چون رسن بازی کنم اندر ~~هوای آن رسن PageV1P1794 ### || [genre: Gh] # 1 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن %~% صد حور کش داری ولی ~~بنگر یکی داری چو من # 2 قدر لبم نشناختی با من دغاها باختی %~% اینک چنین بگداختی حیران فی هذا ~~الزمن # 3 ای فتنه‌ها انگیخته بر خلق آتش ریخته %~% وز آسمان آویخته بر هر دلی ~~پنهان رسن # 4 در بحر صاف پاک تو جمله جهان خاشاک تو %~% در بحر تو رقصان شده خاشاک ~~نقش مرد و زن # 5 خاشاک اگر گردان بود از موج جان از جا مرو %~% سرنای خود را گفته تو من ~~دم زنم تو دم مزن # 6 بس شمع‌ها افروختی بیرون ز سقف آسمان %~% بس نقش‌ها بنگاشتی بیرون ز ~~شهر جان و تن # 7 ای بی‌خیال روی تو جمله حقیقت‌ها خیال %~% ای بی‌تو جان اندر تنم چون ~~مرده‌ای اندر کفن # 8 بی‌نور نورافروز او ای چشم من چیزی مبین %~% بی‌جان جان انگیز او ای ~~جان من رو جان مکن # 9 گفتم صلای ماجرا ما را نمی‌پرسی چرا %~% گفتا که پرسش‌های ما بیرون ز ~~گوش است و دهن # 10 ای سایه معشوق را معشوق خود پنداشته %~% ای سال‌ها نشناخته تو خویش را ~~از پیرهن # 11 تا جان بااندازه‌ات بر جان بی‌اندازه زد %~% جانت نگنجد در بدن شمعت ~~نگنجد در لگن PageV1P1795 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل شکایت‌ها مکن تا نشنود دلدار من %~% ای دل نمی‌ترسی مگر از یار ~~بی‌زنهار من # 2 ای دل مرو در خون من در اشک چون جیحون ms0991 من %~% نشنیده‌ای شب تا سحر آن ~~ناله‌های زار من # 3 یادت نمی‌آید که او می کرد روزی گفت گو %~% می گفت بس دیگر مکن اندیشه ~~گلزار من # 4 اندازه خود را بدان نامی مبر زین گلستان %~% این بس نباشد خود تو را ~~کگه شوی از خار من # 5 گفتم امانم ده به جان خواهم که باشی این زمان %~% تو سرده و من سرگران ~~ای ساقی خمار من # 6 خندید و می گفت ای پسر آری ولیک از حد مبر %~% وانگه چنین می کرد سر ~~کای مست و ای هشیار من # 7 چون لطف دیدم رای او افتادم اندر پای او %~% گفتم نباشم در جهان گر تو ~~نباشی یار من # 8 گفتا مباش اندر جهان تا روی من بینی عیان %~% خواهی چنین گم شو چنان در ~~نفی خود دان کار من # 9 گفتم منم در دام تو چون گم شوم بی‌جام تو %~% بفروش یک جامم به جان ~~وانگه ببین بازار من PageV1P1796 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار من ای یار من ای یار بی‌زنهار من %~% ای دلبر و دلدار من ای ~~محرم و غمخوار من # 2 ای در زمین ما را قمر ای نیم شب ما را سحر %~% ای در خطر ما را سپر ای ~~ابر شکربار من # 3 خوش می روی در جان من خوش می کنی درمان من %~% ای دین و ای ایمان من ای ~~بحر گوهردار من # 4 ای شب روان را مشعله ای بی‌دلان را سلسله %~% ای قبله هر قافله ای ~~قافله سالار من # 5 هم رهزنی هم ره بری هم ماهی و هم مشتری %~% هم این سری هم آن سری هم ~~گنج و استظهار من # 6 چون یوسف پیغامبری آیی که خواهم مشتری %~% تا آتشی اندرزنی در مصر و در ~~بازار من # 7 هم موسیی بر طور من عیسی هر رنجور من %~% هم نور نور نور من هم احمد ~~مختار من # 8 هم مونس زندان من هم ms0992 دولت خندان من %~% والله که صد چندان من بگذشته از ~~بسیار من # 9 گویی مرا برجه بگو گویم چه گویم پیش تو %~% گویی بیا حجت مجو ای بنده ~~طرار من # 10 گویم که گنجی شایگان گوید بلی نی رایگان %~% جان خواهم وانگه چه جان ~~گویم سبک کن بار من # 11 گر گنج خواهی سر بنه ور عشق خواهی جان بده %~% در صف درآ واپس مجه ای ~~حیدر کرار من PageV1P1797 ### || [genre: Gh] # 1 در غیب پر این سو مپر ای طایر چالاک من %~% هم سوی پنهان خانه رو ای ~~فکرت و ادراک من # 2 عالم چه دارد جز دهل از عیدگاه عقل کل %~% گردون چه دارد جز که که از ~~خرمن افلاک من # 3 من زخم کردم بر دلت مرهم منه بر زخم من %~% من چاک کردم خرقه‌ات بخیه ~~مزن بر چاک من # 4 در من از این خوشتر نگر کآب حیاتم سر به سر %~% چندین گمان بد مبر ای ~~خایف از اهلاک من # 5 دریا نباشد قطره‌ای با ساحل دریای جان %~% شادی نیرزد حبه‌ای در همت ~~غمناک من # 6 خرگوش و کبک و آهوان باشد شکار خسروان %~% شیران نر بین سرنگون بربسته ~~بر فتراک من # 7 دل‌های شیران خون شده صحرا ز خون گلگون شده %~% مجنون کنان مجنون شده ~~از شاهد لولاک من # 8 گر کاهلی باری بیا درکش یکی جام خدا %~% کوه احد جنبان شود برپرد از ~~محراک من # 9 جامی که تفش می زند بر آسمان بی‌سند %~% دانی چه جوشش‌ها بود از ~~جرعه‌اش بر خاک من # 10 آن باده بر مغزت زند چشم و دلت روشن کند %~% وانگه ببینی گوهری در جسم ~~چون خاشاک من # 11 عالم چو مرغی خفته‌ای بر بیضه پرچوژه‌ای %~% زان بیضه یابد پرورش بال ~~و پر املاک من # 12 روزی که مرغ از یک لگد از روی بیضه برجهد %~% هفت آسمان فانی شود در ~~نو بیضه پاک من # 13 خری که او را نیست ms0993 بن می گوید ای خاک کهن %~% دامن گشا گوهرستان کی ~~دیده‌ای امساک من # 14 در وهم ناید ذات من اندیشه‌ها شد مات من %~% جز احولی از احولی کی دم ~~زند ز اشراک من # 15 خامش که اندر خامشی غرقه تری در بی‌هشی %~% گر چه دهان خوش می شود زین ~~حرف چون مسواک من PageV1P1798 ### || [genre: Gh] # 1 هذا رشاد الکافرین هذا جزا الصابرین %~% هذا معاد الغابرین نعم الرجا ~~نعم المعین # 2 صد آفتاب از تو خجل او خوشه چین تو مشتعل %~% نعره زنان در سینه دل ~~استدرکوا عین الیقین # 3 از آسمان در هر غذا از علویان آید ندا %~% کای روح پاک مقتدا یا رحمه ~~للعالمین # 4 حبس حقایق را دری باغ شقایق را تری %~% هم از دقایق مخبری پیش از ظهور ~~یوم دین # 5 ای دل ز دیده دام کن دیده نداری وام کن %~% ای جان نفیر عام کن تا ~~برجهی زین آب و طین # 6 ای جان تو باری لمتری شیر جهاد اکبری %~% باید که صف‌ها بردری و آیی بر ~~آن قلعه حصین # 7 هان ای حبیب و ای محب بشنو صلا و فاستجب %~% گر گشت جانان محتجب جان می ~~رود نیکوش بین # 8 گفته‌ست جان ذوفنون چون غرقه شد در بحر خون %~% یا لیت قومی یعلمون که ~~با کیانم همنشین # 9 سیلم سوی دریا روم روحم سوی بالا روم %~% لعلم به گوهرها روم یا تاج ~~باشم یا نگین # 10 هر کس که یابد این رشد زان قند بی‌حد او چشد %~% مانند موسی برکشد از ~~خاره او ما معین # 11 چون مست گشتم برجهم بر رخش دل زین برنهم %~% زیرا که مشتاق شهم آن ماه ~~از مه‌ها مهین # 12 گفتن رها کن ای پدر گفتن حجاب است از نظر %~% گر می خوری زان می بخور ~~ور می گزینی زان گزین # 13 الصمت اولی بالرصد فی النطق تهییج العدد %~% جا المدد جا المدد ~~استنصروا یا مسلمین # 14 مستفعلن مستفعلن یا ms0994 سیدا یا اقربا %~% فی نشونا او مشینا من قربه ~~العرق الوتین PageV1P1799 ### || [genre: Gh] # 1 آن شاخ خشک است و سیه‌هان ای صبا بر وی مزن %~% ای زندگی باغ‌ها وی رنگ ~~بخش مرد و زن # 2 هان ای صبای خوب خد اندر رکابت می رود %~% آب روان و سبزه‌ها وز هر طرف ~~وجه الحسن # 3 دریادلی و روشنی بر خشک و بر تر می زنی %~% او سخت خشک است و سیه بر وی ~~مزن از بهر من # 4 من خیره روتر آمدم بر جود تو راهی زدم %~% این کی تواند گفت گل با لاله ~~یا سرو و سمن # 5 ای باغ ساز و دست نی چون عقل فوق و پست نی %~% هستی چو نحل خانه کن یا ~~جان معمار بدن # 6 خواهی که معنی کش شوم رو صبر کن تا خوش شوم %~% رنجور بسته فن بود خاصه ~~در این باریک فن PageV1P1800 ### || [genre: Gh] # 1 چندان بگردم گرد دل کز گردش بسیار من %~% نی تن کشاند بار من نی جان ~~کند پیکار من # 2 چندان طواف کان کنم چندان مصاف جان کنم %~% تا بگسلد یک بارگی هم پود ~~من هم تار من # 3 گر تو لجوجی سخت سر من هم لجوجم ای پسر %~% سر می نهد هر شیر نر در صبر ~~پاافشار من # 4 تن چون نگردد گرد جان با مشعل چون آسمان %~% ای نقطه خوبی و کش در جان ~~چون پرگار من # 5 تا آب باشد پیشوا گردان بود این آسیا %~% تو بی‌خبر گویی که بس که آرد ~~شد خروار من # 6 او فارغ است از کار تو وز گندم و خروار تو %~% تا آب هست او می تپد چون ~~چرخ در اسرار من # 7 غلبیرم اندر دست او در دست می گرداندم %~% غلبیر کردن کار او غلبیر ~~بودن کار من # 8 نی صدق ماند و نی ریا نی آب ماند و نی گیا %~% وانگه بگفتم هین بیا ای ~~یار گل ms0995 رخسار من # 9 ای جان جان مست من ای جسته دوش از دست من %~% مشکن ببین اشکست من خیز ~~ای سپه سالار من # 10 ای جان خوش رفتار من می پیچ پیش یار من %~% تا گویدت دلدار من ای جان ~~و ای جاندار من # 11 مثل کلابه‌ست این تنم حق می تند چون تن زنم %~% تا چه گولم می کند او ~~زین کلابه و تار من # 12 پنهان بود تار و کشش پیدا کلابه و گردشش %~% گوید کلابه کی بود ~~بی‌جذبه این پیکار من # 13 تن چون عصابه جان چو سر کان هست پیچان گرد سر %~% هر پیچ بر پیچ دگر ~~توتوست چون دستار من # 14 ای شمس تبریزی طری گاهی عصابه گه سری %~% ترسم که تو پیچی کنی در ~~مغلطه دیدار من PageV1P1801 ### || [genre: Gh] # 1 بخت نگار و چشم من هر دو نخسبد در زمن %~% ای نقش او شمع جهان ای چشم ~~من او را لگن # 2 چشم و دماغ از عشق تو بی‌خواب و خور پرورده شد %~% چون سرو و گل هر دو ~~خورند از آب لطفت بی‌دهن # 3 ای کار جان پاک از عبث روزی جان پاک از حدث %~% هر لحظه زاید صورتی در ~~شهر جان بی‌مرد و زن # 4 هر صورتی به از قمر شیرینتر از شهد و شکر %~% با صد هزاران کر و فر در ~~خدمت معشوق من # 5 حیران ملک در رویشان آب فلک در جویشان %~% ای دل چو اندر کویشان مست ~~آمدی دستی بزن # 6 زان ماه روی مه جبین شد چون فلک روی زمین %~% المستغاث ای مسلمین زین ~~نقش‌های پرفتن PageV1P1802 ### || [genre: Gh] # 1 با آن سبک روحی گل وان لطف شه برگ سمن %~% چون او ببیند روی تو هر برگ ~~او گردد سه من # 2 ای گلشن تو زندگی وی زخم تو فرخندگی %~% وی بنده‌ات را بندگی بهتر ز ~~ملک انجمن # 3 گفتی که جان بخشم تو را نی نی بگو بکشم ms0996 تو را %~% تا زنده‌ای باشم تو ~~را چون شمع در گردن زدن # 4 زاهد چه جوید رحم تو عاشق چه جوید زخم تو %~% آن مرده‌ای اندر قبا وین ~~زنده‌ای اندر کفن # 5 آن در خلاص جان دود وین عشق را قربان شود %~% آن سر نهد تا جان برد وین ~~خصم جان خویشتن # 6 ای تافته در جان من چون آفتاب اندر حمل %~% وی من ز تاب روی تو همچون ~~عقیق اندر یمن PageV1P1803 ### || [genre: Gh] # 1 پوشیده چون جان می روی اندر میان جان من %~% سرو خرامان منی ای رونق ~~بستان من # 2 چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو %~% وز چشم من بیرون مشو ای ~~مشعله تابان من # 3 هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم %~% چون دلبرانه بنگری در جان ~~سرگردان من # 4 تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم %~% ای دیدن تو دین من وی روی ~~تو ایمان من # 5 بی پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا %~% در پیش یعقوب اندرآ ای ~~یوسف کنعان من # 6 از لطف تو چون جان شدم وز خویشتن پنهان شدم %~% ای هست تو پنهان شده در ~~هستی پنهان من # 7 گل جامه در از دست تو وی چشم نرگس مست تو %~% ای شاخه‌ها آبست تو وی ~~باغ بی‌پایان من # 8 یک لحظه داغم می کشی یک دم به باغم می کشی %~% پیش چراغم می کشی تا وا ~~شود چشمان من # 9 ای جان پیش از جان‌ها وی کان پیش از کان‌ها %~% ای آن بیش از آن‌ها ای ~~آن من ای آن من # 10 چون منزل ما خاک نیست گر تن بریزد باک نیست %~% اندیشه‌ام افلاک نیست ~~ای وصل تو کیوان من # 11 بر یاد روی ماه من باشد فغان و آه من %~% بر بوی شاهنشاه من هر ~~لحظه‌ای حیران من # 12 ای جان چو ذره در هوا تا شد ز خورشیدت جدا ms0997 %~% بی تو چرا باشد چرا ای ~~اصل چارارکان من # 13 ای شه صلاح الدین من ره دان من ره بین من %~% ای فارغ از تمکین من ای ~~برتر از امکان من PageV1P1804 ### || [genre: Gh] # 1 آن سو مرو این سو بیا ای گلبن خندان من %~% ای عقل عقل عقل من ای جان ~~جان جان من # 2 زین سو بگردان یک نظر بر کوی ما کن رهگذر %~% برجوش اندر نیشکر ای چشمه ~~حیوان من # 3 خواهم که شب تاری شود پنهان بیایم پیش تو %~% از روی تو روشن شود شب ~~پیش رهبانان من # 4 عشق تو را من کیستم از اشک خون ساقیستم %~% سغراق می چشمان من عصار می ~~مژگان من # 5 ز اشکم شرابت آورم وز دل کبابت آورم %~% این است تر و خشک من پیدا بود ~~امکان من # 6 دریای چشمم یک نفس خالی مباد از گوهرت %~% خالی مبادا یک زمان لعل خوشت ~~از کان من # 7 با این همه کو قند تو کو عهد و کو سوگند تو %~% چون بوریا بر می شکن ای ~~یار خوش پیمان من # 8 نک چشم من تر می زند نک روی من زر می زند %~% تا بر عقیقت برزند یک زر ~~ز زرافشان من # 9 بنوشته خطی بر رخت حق جددوا ایمانکم %~% زان چهره و خط خوشت هر دم فزون ~~ایمان من # 10 در سر به چشمم چشم تو گوید به وقت خشم تو %~% پنهان حدیثی کو شود از ~~آتش پنهان من # 11 گوید قوی کن دل مرم از خشم و ناز آن صنم %~% اول قدح دردی بخور وانگه ~~ببین پایان من # 12 بر هر گلی خاری بود بر گنج هم ماری بود %~% شیرین مراد تو بود تلخی و ~~صبرت آن من # 13 گفتم چو خواهی رنج من آن رنج باشد گنج من %~% من بوهریره آمدم رنج و ~~غمت انبان من # 14 پس دست در انبان کنم خواهنده را سلطان کنم %~% مر بدر ms0998 را بدره دهم چون ~~بدر شد مهمان من # 15 هر چه دلم خواهد ز خور ز انبان برآرم بی‌خطر %~% تا سرخ گردد روی من ~~سرسبز گردد خوان من # 16 گفتا نکو رفت این سخن هشدار و انبان گم مکن %~% نیکو کلیدی یافتی ای ~~معتمد دربان من # 17 الصبر مفتاح الفرج الصبر معراج الدرج %~% الصیر تریاق الحرج ای ترک ~~تازی خوان من # 18 بس کن ز لاحول ای پسر چون دیو می غرد بتر %~% بس کردم از لاحول و شد ~~لاحول گو شیطان من PageV1P1805 ### || [genre: Gh] # 1 ای بس که از آواز دش وامانده‌ام زین راه من %~% وی بس که از آواز قش گم ~~کرده‌ام خرگاه من # 2 کی وارهانی زین قشم کی وارهانی زین دشم %~% تا دررسم در دولتت در ماه و ~~خرمنگاه من # 3 هر چند شادم در سفر در دشت و در کوه و کمر %~% در عشقت ای خورشیدفر در ~~گاه و در بی‌گاه من # 4 لیکن گشاد راه کو دیدار و داد شاه کو %~% خاصه مرا که سوختم در آرزوی ~~شاه من # 5 تا کی خبرهای شما واجویم از باد صبا %~% تا کی خیال ماهتان جویم در آب ~~چاه من # 6 چون باغ صد ره سوختم باز از بهار آموختم %~% در هر دو حالت والهم در ~~صنعت الله من PageV1P1806 ### || [genre: Gh] # 1 با آنک از پیوستگی من عشق گشتم عشق من %~% بیگانه می باشم چنین با عشق ~~از دست فتن # 2 از غایت پیوستگی بیگانه باشد کس بلی %~% این مشکلات ار حل شود دشمن ~~نماند در زمن # 3 بحری است از ما دور نی ظاهر نه و مستور نی %~% هم دم زدن دستور نی هم ~~کفر از او خامش شدن # 4 گفتن از او تشبیه شد خاموشیت تعطیل شد %~% این درد بی‌درمان بود فرج ~~لنا یا ذا المنن # 5 نقش جهان رنگ و بو هر دم مدد خواهد از او %~% هم بی‌خبر هم لقمه جو چون ~~طفل ms0999 بگشاده دهن # 6 خفته‌ست و برجسته‌ست دل در جوش پیوسته‌ست دل %~% چون دیگ سربسته‌ست دل ~~در آتشش کرده وطن # 7 ای داده خاموشانه‌ای ما را تو از پیمانه‌ای %~% هر لحظه نوافسانه‌ای در ~~خامشی شد نعره زن # 8 در قهر او صد مرحمت در بخل او صد مکرمت %~% در جهل او صد معرفت در ~~خامشی گویا چو ظن # 9 الفاظ خاموشان تو بشنوده بی‌هوشان تو %~% خاموشم و جوشان تو مانند ~~دریای عدن # 10 لطفت خدایی می کند حاجت روایی می کند %~% وان کو جدایی می کند یا رب ~~تو از بیخش بکن # 11 ای خوشدلی و ناز ما ای اصل و ای آغاز ما %~% آخر چه داند راز ما عقل ~~حسن یا بوالحسن # 12 ای عشق تو بخریده ما وز غیر تو ببریده ما %~% ای جامه‌ها بدریده ما بر ~~چاک ما بخیه مزن # 13 ای خون عقلم ریخته صبر از دلم بگریخته %~% ای جان من آمیخته با جان هر ~~صورت شکن # 14 آن جا که شد عاشق تلف مرغی نپرد آن طرف %~% ور مرده یابد زان علف ~~بیخود بدراند کفن PageV1P1807 ### || [genre: Gh] # 1 بر گرد گل می گشت دی نقش خیال یار من %~% گفتم درآ پرنور کن از شمع رخ ~~اسرار من # 2 ای از بهار روی تو سرسبز گشته عمر من %~% جان من و جان همه حیران شده ~~در کار من # 3 ای خسرو و سلطان من سلطان سلطانان من %~% ای آتشی انداخته در جان ~~زیرکسار من # 4 ای در فلک جان ملک در بحر تسبیح سمک %~% در هر جمال از تو نمک ای دیده ~~و دیدار من # 5 سردفتر هر سروری برهان هر پیغامبری %~% هم حاکمی هم داوری هم چاره ~~ناچار من # 6 خاکم شده گنجور زر از تابش خورشید تو %~% وز فر تو پرها دمد از فکرت ~~طیار من # 7 ای در کنار لطف تو من همچو چنگی بانوا %~% آهسته‌تر زن زخمه‌ها تا ~~نگسلانی تار من # 8 تا ms1000 نوبهار رحمتت درتافت اندر باغ جان %~% یا خار در گل یاوه شد یا جمله ~~گل شد خار من # 9 از دولت دیدار تو وز نعمت بسیار تو %~% صد خوان زرین می نهد هر شب دل ~~خون خوار من # 10 هر شب خیال دلبرم دست آورد خارد سرم %~% تا برد آخر عاقبت دستار من ~~دستار من # 11 آن کم برآورد از عدم هر لحظه در گفت آردم %~% تا همچو در کرد از کرم ~~گفتار من گفتار من PageV1P1808 ### || [genre: Gh] # 1 من دزد دیدم کو برد مال و متاع مردمان %~% این دزد ما خود دزد را چون ~~می بدزدد از میان # 2 خواهند از سلطان امان چون دزد افزونی کند %~% دزدی چو سلطان می کند پس ~~از کجا خواهند امان # 3 عشق است آن سلطان که او از جمله دزدان دل برد %~% تا پیش آن سرکش برد ~~حق سرکشان را موکشان # 4 عشق است آن دزدی که او از شحنگان دل می برد %~% در خدمت آن دزد بین تو ~~شحنگان بی‌کران # 5 آواز دادم دوش من کای خفتگان دزد آمده‌ست %~% دزدید او از چابکی در حین ~~زبانم از دهان # 6 گفتم ببندم دست او خود بست او دستان من %~% گفتم به زندانش کنم او می ~~نگنجد در جهان # 7 از لذت دزدی او هر پاسبان دزدی شده %~% از حیله و دستان او هر زیرکی ~~گشته نهان # 8 خلقی ببینی نیم شب جمع آمده کان دزد کو %~% او نیز می پرسد که کو آن ~~دزد او خود در میان # 9 ای مایه هر گفت و گو ای دشمن و ای دوست رو %~% ای هم حیات جاودان ای هم ~~بلای ناگهان # 10 ای رفته اندر خون دل ای دل تو را کرده بحل %~% بر من بزن زخم و مهل ~~حقا نمی‌خواهم امان # 11 سخته کمانی خوش بکش بر من بزن آن تیر خوش %~% ای من فدای تیر تو ای من ~~غلام آن کمان # 12 ms1001 زخم تو در رگ‌های من جان است و جان افزای من %~% شمشیر تو بر نای من ~~حیف است ای شاه جهان # 13 کو حلق اسماعیل تا از خنجرت شکری کند %~% جرجیس کو کز زخم تو جانی ~~سپارد هر زمان # 14 شه شمس تبریزی مگر چون بازآید از سفر %~% یک چند بود اندر بشر شد همچو ~~عنقا بی‌نشان PageV1P1809 ### || [genre: Gh] # 1 خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن %~% ای ماه برهم می زنی عهد ~~ثریا نی مکن # 2 تو روز پرنور و لهب ما در پی تو همچو شب %~% هر جا که منزل می کنی آییم ~~آن جا نی مکن # 3 ای آفتابی در حمل باغ از تو پوشیده حلل %~% بی تو بماند از عمل در زخم ~~سرما نی مکن # 4 ای آفتابت دایه‌ای ما در پیت چون سایه‌ای %~% ای دایه بی‌الطاف تو ~~ماندیم تنها نی مکن PageV1P1810 ### || [genre: Gh] # 1 ای نور افلاک و زمین چشم و چراغ غیب بین %~% ای تو چنین و صد چنین ~~مخدوم جانم شمس دین # 2 تا غمزه‌ات خون ریز شد وان زلف عنبربیز شد %~% جان بنده تبریز شد مخدوم ~~جانم شمس دین # 3 خورشید جان همچون شفق در مکتب تو نوسبق %~% ای بنده‌ات خاصان حق مخدوم ~~جانم شمس دین # 4 ای بحر اقبال و شرف صد ماه و شاهت در کنف %~% برداشتم پیش تو کف مخدوم ~~جانم شمس دین # 5 ای هم ملوک و هم ملک در پیشت ای نور فلک %~% از همدگر مسکینترک مخدوم ~~جانم شمس دین # 6 مطلوب جمله جان‌ها جان را سوی اجلال‌ها %~% تو داده پر و بال‌ها مخدوم ~~جانم شمس دین # 7 دل را ز تو حالی دگر در سلطنت قالی دگر %~% تا پرد از بالی دگر مخدوم ~~جانم شمس دین PageV1P1811 ### || [genre: Gh] # 1 کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من %~% شکر خدا را که خرم برد صداع ~~از سر من # 2 گاو اگر ms1002 نیز رود تا برود غم نخورم %~% نیست ز گاو و شکمش بوی خوش عنبر ~~من # 3 گاو و خری گر برود باد ابد در دو جهان %~% دلبر من دلبر من دلبر من ~~دلبر من # 4 حلقه به گوش است خرم گوش خر و حلقه زر %~% حیف نگر حیف نگر وازر من ~~وازر من # 5 سر کشد و ره نرود ناز کند جو نخورد %~% جز تل سرگین نبود خدمت او بر در ~~من # 6 گاو بر این چرخ بر این گاو دگر زیر زمین %~% زین دو اگر من بجهم بخت ~~بود چنبر من # 7 رفتم بازار خران این سو و آن سو نگران %~% از خر و از بنده خر سیر شد ~~این منظر من # 8 گفت کسی چون خر تو مرد خری هست بخر %~% گفتم خاموش که خر بود به ره ~~لنگر من PageV1P1812 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من %~% گفتم می می نخورم گفت برای دل من # 2 داد می معرفتش با تو بگویم صفتش %~% تلخ و گوارنده و خوش همچو وفای دل ~~من # 3 از طرفی روح امین آمد و ما مست چنین %~% پیش دویدم که ببین کار و کیای ~~دل من # 4 گفت که ای سر خدا روی به هر کس منما %~% شکر خدا کرد و ثنا بهر لقای دل ~~من # 5 گفتم خود آن نشود عشق تو پنهان نشود %~% چیست که آن پرده شود پیش صفای ~~دل من # 6 عشق چو خون خواره شود رستم بیچاره شود %~% کوه احد پاره شود آه چه جای ~~دل من # 7 شاد دمی کان شه من آید در خرگه من %~% باز گشاید به کرم بند قبای دل من # 8 گوید که افسرده شدی بی‌من و پژمرده شدی %~% پیشتر آ تا بزند بر تو هوای ~~دل من # 9 گویم کان لطف تو کو بنده خود را تو بجو %~% کیست که داند جز تو بند و ~~گشای دل ms1003 من # 10 گوید نی تازه شوی بی‌حد و اندازه شوی %~% تازه‌تر از نرگس و گل پیش ~~صبای دل من # 11 گویم ای داده دوا لایق هر رنج و عنا %~% نیست مرا جز تو دوا ای تو ~~دوای دل من # 12 میوه هر شاخ و شجر هست گوای دل او %~% روی چو زر اشک چو در هست گوای ~~دل من PageV1P1813 ### || [genre: Gh] # 1 من خوشم از گفت خسان وز لب و لنج ترشان %~% من بکشم دامن تو دامن من هم ~~تو کشان # 2 جان من و جان تو را هر دو به هم دوخت قضا %~% خوش خوش خوش خوشم پیش تو ~~ای شاه خوشان # 3 زانک مرا داد لبش نیست لبی را اثرش %~% ز آنچ چشیدم ز لبت هیچ لبی را ~~مچشان # 4 آنک ترش روی بود دانک درم جوی بود %~% از خم سرکه است همه با شکرانش ~~منشان # 5 گفتم ای شاه علم من که میان عسلم %~% از عسل من که چشد گفت لب خوش ~~منشان PageV1P1814 ### || [genre: Gh] # 1 آینه‌ای بزدایم از جهت منظر من %~% وای از این خاک تنم تیره دل اکدر من # 2 رفت شب و این دل من پاک نشد از گل من %~% ساقی مستقبل من کو قدح احمر ~~من # 3 رفت دریغا خر من مرد به ناگه خر من %~% شکر که سرگین خری دور شده‌ست از ~~در من # 4 مرگ خران سخت بود در حق من بخت بود %~% زانک چو خر دور شود باشد عیسی ~~بر من # 5 از پی غربیل علف چند شدم مات و تلف %~% چند شدم لاغر و کژ بهر خر لاغر ~~من # 6 آنچ که خر کرد به من گرگ درنده نکند %~% رفت ز درد و غم او حق خدا اکثر ~~من # 7 تلخی من خامی من خواری و بدنامی من %~% خون دل آشامی من خاک از او بر ~~سر من # 8 شارق من فارق من از نظر خالق من %~% شمع کشی ms1004 دیده کنی در نظر و منظر من ~~PageV1P1815 ### || [genre: Gh] # 1 قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من %~% وا دل من وا دل من وا دل من وا دل ~~من # 2 قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من %~% وانگه از این خسته شود یا دل تو ~~یا دل من # 3 واله و شیدا دل من بی‌سر و بی‌پا دل من %~% وقت سحرها دل من رفته به هر ~~جا دل من # 4 بیخود و مجنون دل من خانه پرخون دل من %~% ساکن و گردان دل من فوق ثریا ~~دل من # 5 سوخته و لاغر تو در طلب گوهر تو %~% آمده و خیمه زده بر لب دریا دل من # 6 گه چو کباب این دل من پر شده بویش به جهان %~% گه چو رباب این دل من ~~کرده علالا دل من # 7 زار و معاف است کنون غرق مصاف است کنون %~% بر که قاف است کنون در پی ~~عنقا دل من # 8 طفل دلم می نخورد شیر از این دایه شب %~% سینه سیه یافت مگر دایه شب را ~~دل من # 9 صخره موسی گر از او چشمه روان گشت چو جو %~% جوی روان حکمت حق صخره و ~~خارا دل من # 10 عیسی مریم به فلک رفت و فروماند خرش %~% من به زمین ماندم و شد جانب ~~بالا دل من # 11 بس کن کاین گفت زبان هست حجاب دل و جان %~% کاش نبودی ز زبان واقف و ~~دانا دل من PageV1P1816 ### || [genre: Gh] # 1 قصد جفاها نکنی ور بکنی با دل من %~% وا دل من وا دل من وا دل من وا دل ~~من # 2 قصد کنی بر تن من شاد شود دشمن من %~% وانگه از این خسته شود یا دل تو ~~یا دل من # 3 واله و مجنون دل من خانه پرخون دل من %~% بهر تماشا چه شود رنجه شوی تا ~~دل من # 4 خورده شکرها دل من بسته کمرها دل ms1005 من %~% وقت سحرها دل من رفته به هر جا ~~دل من # 5 مرده و زنده دل من گریه و خنده دل من %~% خواجه و بنده دل من از تو چو ~~دریا دل من # 6 ای شده استاد امین جز که در آتش منشین %~% گر چه چنین است و چنین هیچ ~~میاسا دل من # 7 سوی صلاح دل و دین آمده جبریل امین %~% در طلب نعمت جان بهر تقاضا دل ~~من PageV1P1817 ### || [genre: Gh] # 1 کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این %~% دیده ایمان شود ار نوش ~~کند کافر از این # 2 عشق بود کان هنر عشق بود معدن زر %~% دوست شود جلوه از آن پوست شود ~~پرزر از این # 3 عشق چو بگشاید لب بوی دهد بوی عجب %~% مشک شده مست از او گشته خجل عنبر ~~از این # 4 عشق بود خوب جهان مادر خوبان شهان %~% خاک شود گوهر از آن فخر کند مادر ~~از این PageV1P1818 ### || [genre: Gh] # 1 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین %~% صبر تو کو ای صابر ای همه ~~صبر و تمکین # 2 ما دو سه کس نو مرده منتظر آن پرده %~% زنده شویم از تلقین بازرهیم از ~~تکفین # 3 هی به سلف نفخی کن پیشتر از یوم الدین %~% تا شنود چرخ فلک از حشر تو ~~تحسین # 4 هی به زبان ما گو رمز مگو پیدا گو %~% چند خوری خون به ستم ای همه خویت ~~خونین # 5 چند گزی بر جگرش چند کنی قصد سرش %~% چند دهی بد خبرش کار چنین است و ~~چنین # 6 چند کنی تلخ لبش چند کنی تیره شبش %~% ای لب تو همچو شکر ای شب تو خلد ~~برین # 7 هیچ عسل زهر دهد یا ز شکر سرکه جهد %~% مغلطه تا چند دهی ای غلط انداز ~~مهین # 8 هر چه کنی آن لب تو باشد غماز شکر %~% هر حرکت که تو کنی هست در آن لطف ~~دفین # 9 ms1006 سرو چه ماند به خسی زر به چه ماند به مسی %~% تو به چه مانی به کسی ای ~~ملک یوم الدین PageV1P1819 ### || [genre: Gh] # 1 آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن %~% آینه صبوح را ترجمه شبانه کن # 2 ای پدر نشاط نو بر رگ جان ما برو %~% جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه ~~کن # 3 ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو %~% شست دلم به دست کن جان مرا نشانه ~~کن # 4 گر عسس خرد تو را منع کند از این روش %~% حیله کن و ازو بجه دفع دهش ~~بهانه کن # 5 در مثل است کاشقران دور بوند از کرم %~% ز اشقر می کرم نگر با همگان ~~فسانه کن # 6 ای که ز لعب اختران مات و پیاده گشته‌ای %~% اسپ گزین فروز رخ جانب شه ~~دوانه کن # 7 خیز کلاه کژ بنه وز همه دام‌ها بجه %~% بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط ~~شانه کن # 8 خیز بر آسمان برآ با ملکان شو آشنا %~% مقعد صدق اندرآ خدمت آن ستانه ~~کن # 9 چونک خیال خوب او خانه گرفت در دلت %~% چون تو خیال گشته‌ای در دل و ~~عقل خانه کن # 10 هست دو طشت در یکی آتش و آن دگر ز زر %~% آتش اختیار کن دست در آن ~~میانه کن # 11 شو چو کلیم هین نظر تا نکنی به طشت زر %~% آتش گیر در دهان لب وطن ~~زبانه کن # 12 حمله شیر یاسه کن کله خصم خاصه کن %~% جرعه خون خصم را نام می مغانه ~~کن # 13 کار تو است ساقیا دفع دوی بیا بیا %~% ده به کفم یگانه‌ای تفرقه را ~~یگانه کن # 14 شش جهت است این وطن قبله در او یکی مجو %~% بی وطنی است قبله گه در ~~عدم آشیانه کن # 15 کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن %~% مرتع عمر خلد را خارج این ~~زمانه کن # 16 ای تو ms1007 چو خوشه جان تو گندم و کاه قالبت %~% گر نه خری چه که خوری روی ~~به مغز و دانه کن # 17 هست زبان برون در حلقه در چه می شوی %~% در بشکن به جان تو سوی روان ~~روانه کن PageV1P1820 ### || [genre: Gh] # 1 ای شده از جفای تو جانب چرخ دود من %~% جور مکن که بشنود شاد شود حسود ~~من # 2 بیش مکن تو دود را شاد مکن حسود را %~% وه که چه شاد می شود از تلف ~~وجود من # 3 تلخ مکن امید من ای شکر سپید من %~% تا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من # 4 دلبر و یار من تویی رونق کار من تویی %~% باغ و بهار من تویی بهر تو ~~بود بود من # 5 خواب شبم ربوده‌ای مونس من تو بوده‌ای %~% درد توام نموده‌ای غیر تو ~~نیست سود من # 6 جان من و جهان من زهره آسمان من %~% آتش تو نشان من در دل همچو عود من # 7 جسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدم %~% هیچ نبود در میان گفت من و ~~شنود من PageV1P1821 ### || [genre: Gh] # 1 سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من %~% سیر مشو ز رحمتم ای دو جهان ~~پناه من # 2 سیر و ملول شد ز من خنب و سقا و مشک او %~% تشنه‌تر است هر زمان ماهی ~~آب خواه من # 3 درشکنید کوزه را پاره کنید مشک را %~% جانب بحر می روم پاک کنید راه من # 4 چند شود زمین وحل از قطرات اشک من %~% چند شود فلک سیه از غم و دود آه ~~من # 5 چند بزارد این دلم وای دلم خراب دل %~% چند بنالد این لبم پیش خیال شاه ~~من # 6 جانب بحر رو کز او موج صفا همی‌رسد %~% غرقه نگر ز موج او خانه و ~~خانقاه من # 7 آب حیات موج زد دوش ز صحن خانه‌ام %~% یوسف من فتاد دی همچو قمر به چاه ~~من ms1008 # 8 سیل رسید ناگهان جمله ببرد خرمنم %~% دود برآمد از دلم دانه بسوخت و ~~کاه من # 9 خرمن من اگر بشد غم نخورم چه غم خورم %~% صد چو مرا بس است و بس خرمن ~~نور ماه من # 10 در دل من درآمد او بود خیالش آتشین %~% آتش رفت بر سرم سوخته شد کلاه ~~من # 11 گفت که از سماع‌ها حرمت و جاه کم شود %~% جاه تو را که عشق او بخت من ~~است و جاه من # 12 عقل نخواهم و خرد دانش او مرا بس است %~% نور رخش به نیم شب غره ~~صبحگاه من # 13 لشکر غم حشر کند غم نخورم ز لشکرش %~% زانک گرفت طلب طلب تا به فلک ~~سپاه من # 14 از پی هر غزل دلم توبه کند ز گفت و گو %~% راه زند دل مرا داعیه اله ~~من PageV1P1822 ### || [genre: Gh] # 1 سیر نمی‌شوم ز تو ای مه جان فزای من %~% جور مکن جفا مکن نیست جفا سزای ~~من # 2 با ستم و جفا خوشم گر چه درون آتشم %~% چونک تو سایه افکنی بر سرم ای ~~همای من # 3 چونک کند شکرفشان عشق برای سرخوشان %~% نرخ نبات بشکند چاشنی بلای من # 4 عود دمد ز دود من کور شود حسود من %~% زفت شود وجود من تنگ شود قبای من # 5 آن نفس این زمین بود چرخ زنان چو آسمان %~% ذره به ذره رقص در نعره ~~زنان که‌های من # 6 آمد دی خیال تو گفت مرا که غم مخور %~% گفتم غم نمی‌خورم ای غم تو دوای ~~من # 7 گفت که غم غلام تو هر دو جهان به کام تو %~% لیک ز هر دو دور شو از جهت ~~لقای من # 8 گفتم چون اجل رسد جان بجهد از این جسد %~% گر بروم به سوی جان باد ~~شکسته پای من # 9 گفت بلی به گل نگر چون ببرد قضا سرش %~% خنده زنان سری نهد در قدم قضای ~~من # 10 گفتم اگر ms1009 ترش شوم از پی رشک می شوم %~% تا نرسد به چشم بد کر و فر ~~ولای من # 11 گفت که چشم بد بهل کو نخورد جز آب و گل %~% چشم بدان کجا رسد جانب ~~کبریای من # 12 گفتم روزکی دو سه مانده‌ام در آب و گل %~% بسته خوفم و رجا تا برسد ~~صلای من # 13 گفت در آب و گل نه‌ای سایه توست این طرف %~% برد تو را از این جهان ~~صنعت جان ربای من # 14 زینچ بگفت دلبرم عقل پرید از سرم %~% باقی قصه عقل کل بو نبرد چه جای ~~من PageV1P1823 ### || [genre: Gh] # 1 من طربم طرب منم زهره زند نوای من %~% عشق میان عاشقان شیوه کند برای ~~من # 2 عشق چو مست و خوش شود بیخود و کش مکش شود %~% فاش کند چو بی‌دلان بر ~~همگان هوای من # 3 ناز مرا به جان کشد بر رخ من نشان کشد %~% چرخ فلک حسد برد ز آنچ کند ~~به جای من # 4 من سر خود گرفته‌ام من ز وجود رفته‌ام %~% ذره به ذره می زند دبدبه ~~فنای من # 5 آه که روز دیر شد آهوی لطف شیر شد %~% دلبر و یار سیر شد از سخن و دعای ~~من # 6 یار برفت و ماند دل شب همه شب در آب و گل %~% تلخ و خمار می طپم تا به ~~صبوح وای من # 7 تا که صبوح دم زند شمس فلک علم زند %~% باز چو سرو تر شود پشت خم دوتای ~~من # 8 باز شود دکان گل ناز کنند جزو و کل %~% نای عراق با دهل شرح دهد ثنای ~~من # 9 ساقی جان خوبرو باده دهد سبو سبو %~% تا سر و پای گم کند زاهد مرتضای ~~من # 10 بهر خدای ساقیا آن قدح شگرف را %~% بر کف پیر من بنه از جهت رضای من # 11 گفت که باده دادمش در دل و جهان نهادمش %~% بال و پری گشادمش از صفت ~~صفای من ms1010 # 12 پیر کنون ز دست شد سخت خراب و مست شد %~% نیست در آن صفت که او گوید ~~نکته‌های من # 13 ساقی آدمی کشم گر بکشد مرا خوشم %~% راح بود عطای او روح بود سخای من # 14 باده تویی سبو منم آب تویی و جو منم %~% مست میان کو منم ساقی من سقای ~~من # 15 از کف خویش جسته‌ام در تک خم نشسته‌ام %~% تا همگی خدا بود حاکم و ~~کدخدای من # 16 شمس حقی که نور او از تبریز تیغ زد %~% غرقه نور او شد این شعشعه ضیای ~~من PageV1P1824 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی ز حور پرسدت رخ بنما که همچنین %~% هر کی ز ماه گویدت بام برآ که ~~همچنین # 2 هر کی پری طلب کند چهره خود بدو نما %~% هر کی ز مشک دم زند زلف گشا که ~~همچنین # 3 هر کی بگویدت ز مه ابر چگونه وا شود %~% باز گشا گره گره بند قبا که ~~همچنین # 4 گر ز مسیح پرسدت مرده چگونه زنده کرد %~% بوسه بده به پیش او جان مرا ~~که همچنین # 5 هر کی بگویدت بگو کشته عشق چون بود %~% عرضه بده به پیش او جان مرا که ~~همچنین # 6 هر کی ز روی مرحمت از قد من بپرسدت %~% ابروی خویش عرضه ده گشته دوتا ~~که همچنین # 7 جان ز بدن جدا شود باز درآید اندرون %~% هین بنما به منکران خانه درآ ~~که همچنین # 8 هر طرفی که بشنوی ناله عاشقانه‌ای %~% قصه ماست آن همه حق خدا که ~~همچنین # 9 خانه هر فرشته‌ام سینه کبود گشته‌ام %~% چشم برآر و خوش نگر سوی سما که ~~همچنین # 10 سر وصال دوست را جز به صبا نگفته‌ام %~% تا به صفای سر خود گفت صبا که ~~همچنین # 11 کوری آنک گوید او بنده به حق کجا رسد %~% در کف هر یکی بنه شمع صفا که ~~همچنین # 12 گفتم بوی یوسفی شهر به شهر کی رود %~% بوی حق از جهان ms1011 هو داد هوا که ~~همچنین # 13 گفتم بوی یوسفی چشم چگونه وادهد %~% چشم مرا نسیم تو داد ضیا که ~~همچنین # 14 از تبریز شمس دین بوک مگر کرم کند %~% وز سر لطف برزند سر ز وفا که ~~همچنین PageV1P1825 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن %~% چون خمشان بی‌گنه روی بر ~~آسمان مکن # 2 باده خاص خورده‌ای نقل خلاص خورده‌ای %~% بوی شراب می زند خربزه در ~~دهان مکن # 3 روز الست جان تو خورد میی ز خوان تو %~% خواجه لامکان تویی بندگی مکان ~~مکن # 4 دوش شراب ریختی وز بر ما گریختی %~% بار دگر گرفتمت بار دگر چنان مکن # 5 من همگی تراستم مست می وفاستم %~% با تو چو تیر راستم تیر مرا کمان مکن # 6 ای دل پاره پاره‌ام دیدن او است چاره‌ام %~% او است پناه و پشت من تکیه ~~بر این جهان مکن # 7 ای همه خلق نای تو پر شده از نوای تو %~% گر نه سماع باره‌ای دست به ~~نای جان مکن # 8 نفخ نفخت کرده‌ای در همه دردمیده‌ای %~% چون دم توست جان نی بی‌نی ما ~~فغان مکن # 9 کار دلم به جان رسد کارد به استخوان رسد %~% ناله کنم بگویدم دم مزن و ~~بیان مکن # 10 ناله مکن که تا که من ناله کنم برای تو %~% گرگ تویی شبان منم خویش چو ~~من شبان مکن # 11 هر بن بامداد تو جانب ما کشی سبو %~% کای تو بدیده روی من روی به این ~~و آن مکن # 12 شیر چشید موسی از مادر خویش ناشتا %~% گفت که مادرت منم میل به دایگان ~~مکن # 13 باده بنوش مات شو جمله تن حیات شو %~% باده چون عقیق بین یاد عقیق کان ~~مکن # 14 باده عام از برون باده عارف از درون %~% بوی دهان بیان کند تو به زبان ~~بیان مکن # 15 از تبریز شمس دین می رسدم چو ماه نو %~% چشم سوی چراغ کن سوی چراغدان ~~مکن ms1012 PageV1P1826 ### || [genre: Gh] # 1 باز نگار می کشد چون شتران مهار من %~% یارکشی است کار او بارکشی است ~~کار من # 2 پیش رو قطارها کرد مرا و می کشد %~% آن شتران مست را جمله در این قطار ~~من # 3 اشتر مست او منم خارپرست او منم %~% گاه کشد مهار من گاه شود سوار من # 4 اشتر مست کف کند هر چه بود تلف کند %~% لیک نداند اشتری لذت نوشخوار من # 5 راست چو کف برآورم بر کف او کف افکنم %~% کف چو به کف او رسد جوش کند ~~بخار من # 6 کار کنم چو کهتران بار کشم چو اشتران %~% بار کی می کشم ببین عزت کار و ~~بار من # 7 نرگس او ز خون من چون شکند خمار خود %~% صبر و قرار او برد صبر من و ~~قرار من # 8 گشته خیال روی او قبله نور چشم من %~% وان سخنان چون زرش حلقه گوشوار ~~من # 9 باغ و بهار را بگو لاف خوشی چه می زنی %~% من بنمایمت خوشی چون برسد ~~بهار من # 10 می چو خوری بگو به می بر سر من چه می زنی %~% در سر خود ندیده‌ای باده ~~بی‌خمار من # 11 باز سپیدی و برو میر شکار را بگو %~% هر دو مرا تویی بلی میر من و ~~شکار من # 12 مطلع این غزل شتر بود از آن دراز شد %~% ز اشتر کوتهی مجو ای شه ~~هوشیار من PageV1P1827 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم دوش عشق را ای تو قرین و یار من %~% هیچ مباش یک نفس غایب از این ~~کنار من # 2 نور دو دیده منی دور مشو ز چشم من %~% شعله سینه منی کم مکن از شرار من # 3 یار من و حریف من خوب من و لطیف من %~% چست من و ظریف من باغ من و بهار ~~من # 4 ای تن من خراب تو دیده من سحاب تو %~% ذره آفتاب تو این دل بی‌قرار من # 5 لب بگشا ms1013 و مشکلم حل کن و شاد کن دلم %~% کآخر تا کجا رسد پنج و شش قمار ~~من # 6 تا که چه زاید این شب حامله از برای من %~% تا به کجا کشد بگو مستی ~~بی‌خمار من # 7 تا چه عمل کند عجب شکر من و سپاس من %~% تا چه اثر کند عجب ناله و ~~زینهار من # 8 گفت خنک تو را که تو در غم ما شدی دوتو %~% کار تو راست در جهان ای ~~بگزیده کار من # 9 مست منی و پست من عاشق و می پرست من %~% برخورد او ز دست من هر کی کشید ~~بار من # 10 رو که تو راست کر و فر مجلس عیش نه ز سر %~% زانک نظر دهد نظر عاقبت ~~انتظار من # 11 گفتم وانما که چون زنده کنی تو مرده را %~% زنده کن این تن مرا از پی ~~اعتبار من # 12 مرده‌تر از تنم مجو زنده کنش به نور هو %~% تا همه جان شود تنم این تن ~~جان سپار من # 13 گفت ز من نه بارها دیده‌ای اعتبارها %~% بر تو یقین نشد عجب قدرت و ~~کاربار من # 14 گفتم دید دل ولی سیر کجا شود دلی %~% از لطف و عجایبت ای شه و شهریار ~~من # 15 عشق کشید در زمان گوش مرا به گوشه‌ای %~% خواند فسون فسون او دام دل ~~شکار من # 16 جان ز فسون او چه شد دم مزن و مگو چه شد %~% ور بچخی تو نیستی محرم و ~~رازدار من PageV1P1828 ### || [genre: Gh] # 1 تا تو حریف من شدی ای مه دلستان من %~% همچو چراغ می جهد نور دل از ~~دهان من # 2 ذره به ذره چون گهر از تف آفتاب تو %~% دل شده‌ست سر به سر آب و گل ~~گران من # 3 پیشتر آ دمی بنه آن بر و سینه بر برم %~% گر چه که در یگانگی جان تو ~~است جان من # 4 در عجبی فتم که این سایه کیست ms1014 بر سرم %~% فضل توام ندا زند کان من است ~~آن من # 5 از تو جهان پربلا همچو بهشت شد مرا %~% تا چه شود ز لطف تو صورت آن ~~جهان من # 6 تاج من است دست تو چون بنهیش بر سرم %~% طره توست چون کمر بسته بر این ~~میان من # 7 عشق برید کیسه‌ام گفتم هی چه می کنی %~% گفت تو را نه بس بود نعمت ~~بی‌کران من # 8 برگ نداشتم دلم می لرزید برگ وش %~% گفت مترس کآمدی در حرم امان من # 9 در برت آن چنان کشم کز بر و برگ وارهی %~% تا همه شب نظر کنی پیش طرب ~~کنان من # 10 بر تو زنم یگانه‌ای مست ابد کنم تو را %~% تا که یقین شود تو را عشرت ~~جاودان من # 11 سینه چو بوستان کند دمدمه بهار من %~% روی چو گلستان کند خمر چو ~~ارغوان من PageV1P1829 ### || [genre: Gh] # 1 راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این %~% بیش فلک نمی‌کشد درد مرا و ~~نی زمین # 2 این دل من چه پرغم است وان دل تو چه فارغ است %~% آن رخ تو چو خوب چین ~~وین رخ من پر است چین # 3 تا که بسوزد این جهان چند بسوزد این دلم %~% چند بود بتا چنان چند گهی ~~بود چنین # 4 سر هزارساله را مستم و فاش می کنم %~% خواه ببند دیده را خواه گشا و ~~خوش ببین # 5 شور مرا چو دید مه آمد سوی من ز ره %~% گفت مده ز من نشان یار توایم و ~~همنشین # 6 خیره بماند جان من در رخ او دمی و گفت %~% ای صنم خوش خوشین ای بت آب و ~~آتشین # 7 ای رخ جان فزای او بهر خدا همان همان %~% مطرب دلربای من بهر خدا همین ~~همین # 8 عشق تو را چو مفرشم آب بزن بر آتشم %~% ای مه غیب آن جهان در تبریز شمس ~~دین PageV1P1830 ### || [genre: Gh] # 1 مانده شده‌ست ms1015 گوش من از پی انتظار آن %~% کز طرفی صدای خوش دررسدی ز ~~ناگهان # 2 خوی شده‌ست گوش را گوش ترانه نوش را %~% کو شنود سماع خوش هم ز زمین هم ~~آسمان # 3 فرع سماع آسمان هست سماع این زمین %~% و آنک سماع تن بود فرع سماع عقل ~~و جان # 4 نعره رعد را نگر چه اثر است در شجر %~% چند شکوفه و ثمر سر زده اندر آن ~~فغان # 5 بانگ رسید در عدم گفت عدم بلی نعم %~% می نهم آن طرف قدم تازه و سبز و ~~شادمان # 6 مستمع الست شد پای دوان و مست شد %~% نیست بد او و هست شد لاله و بید و ~~ضیمران PageV1P1831 ### || [genre: Gh] # 1 آمده‌ام به عذر تو ای طرب و قرار جان %~% عفو نما و درگذر از گنه و ~~عثار جان # 2 نیست بجز رضای تو قفل گشای عقل و دل %~% نیست بجز هوای تو قبله و ~~افتخار جان # 3 سوخته شد ز هجر تو گلشن و کشت زار من %~% زنده کنش به فضل خود ای دم تو ~~بهار جان # 4 بی لب می فروش تو کی شکند خمار دل %~% بی خم ابروی کژت راست نگشت کار ~~جان # 5 از تو چو مشرقی شود روشن پشت و روی دل %~% بر چو تو دلبری سزد هر نفسی ~~نثار جان # 6 تافتن شعاع تو در سر روزن دلی %~% تبصره خرد بود هر دم اعتبار جان # 7 از غم دوری لقا راه حبیب طی شود %~% در ره و منهج خدا هست خدای یار جان # 8 گلبن روی غیبیان چون برسد بدیده‌ای %~% از گل سرخ پر شود بی‌چمنی کنار ~~جان # 9 لاف زدم که هست او همدم و یار غار من %~% یار منی تو بی‌گمان خیز بیا ~~به غار جان # 10 گفت اناالحق و بشد دل سوی دار امتحان %~% آن دم پای دار شد دولت ~~پایدار جان # 11 باغ که بی‌تو سبز شد دی بدهد سزای او ms1016 %~% جان که جز از تو زنده شد ~~نیست وی از شمار جان # 12 دانه نمود دام تو در نظر شکار دل %~% خانه گرفت عشق تو ناگه در جوار ~~جان # 13 نیم حدیث گفته شد نیم دگر مگو خمش %~% شهره کند حدیث را بر همه شهریار ~~جان PageV1P1832 ### || [genre: Gh] # 1 عید نمای عید را ای تو هلال عید من %~% گوش بمال ماه را ای مه ناپدید ~~من # 2 بود من و فنای من خشم من و رضای من %~% صدق من و ریای من قفل من و کلید ~~من # 3 اصل من و سرشت من مسجد من کنشت من %~% دوزخ من بهشت من تازه من قدید من # 4 جور کنی وفا بود درد دهی دوا بود %~% لایق تو کجا بود دیده جان و دید ~~من # 5 پیشتر از نهاد جان لطف تو داد داد جان %~% ای همگی مراد جان پس تو بدی ~~مرید من # 6 ای مه عید روی تو ای شب قدر موی تو %~% چون برسم بجوی تو پاک شود پلید ~~من # 7 جسم چو خانقاه جان فکرت‌ها چو صوفیان %~% حلقه زدند و در میان دل چو ~~ابایزید من # 8 دم نزم خمش کنم با همه رو ترش کنم %~% تا که بگوییم تویی حاضر و مستفید ~~من PageV1P1833 ### || [genre: Gh] # 1 گرم درآ و دم مده ساقی بردبار من %~% ای دم تو ندیم من ای رخ تو بهار ~~من # 2 هین که خروس بانگ زد بوی صبوح می دهد %~% بر کف همچو بحر نه بلبله عقار ~~من # 3 گریه به باده خنده کن مرده به باده زنده کن %~% چونک چنین کنی بتا بس ~~به نواست کار من # 4 بند من است مشتبه باز گشا گره گره %~% تا که برهنه‌تر شود خفیه و آشکار ~~من # 5 ترک حیا و شرم کن پشت مراد گرم کن %~% پشت من و پناه من خویش من و تبار ~~من # 6 نیست قبول مست تو باده ز غیر ms1017 دست تو %~% آن رخ من چو گل کند وان شکند ~~خمار من # 7 داد هزار جان بده باده آسمان بده %~% تا که پرد همای جان مست سوی مطار ~~من # 8 جان برهد ز کنده‌ها زین همه تخته بندها %~% مقعد صدق بررود صادق حق ~~گزار من # 9 باده ده و نهان بده از ره عقل و جان بده %~% تا نرسد به هر کسی عشرت و ~~کار و بار من # 10 چشم عوام بسته به روح ز شهر رسته به %~% فتنه و شر نشسته به ای شه ~~باوقار من # 11 باده همی‌زند لمع جان هزار با طمع %~% مست و پیاده می تپد گرد می سوار ~~من # 12 دست بدار از این قدح گیر عوض از آن فرج %~% تا بزند بر اندهت تابش ~~ابتشار من # 13 هیچ نیرزد این میش نی غلیان و نی قیش %~% این بفروش و باده بین باده ~~بی‌کنار من # 14 دست نلرزدت از این بی‌خرد خوش رزین %~% جام گزین و می ببین از کف ~~شهریار من # 15 پر ز حیات جام او مشک و عبر ختام او %~% دیو و پری غلام او چستی و ~~انتشار من # 16 برجه ساقیا تو گو چون تو صفت کننده کو %~% ای که ز لطف نسج او سخت ~~درید تار من PageV1P1834 ### || [genre: Gh] # 1 باز بهار می کشد زندگی از بهار من %~% مجلس و بزم می نهد تا شکند خمار ~~من # 2 من دل پردلان بدم قوت صابران بدم %~% برد هوای دلبری هم دل و هم قرار ~~من # 3 تند نمود عشق او تیز شدم ز تندیش %~% گفت برو ندیده‌ای تیزی ذوالفقار ~~من # 4 از قدم درشت او نرم شده‌ست گردنم %~% تا چه کشد دگر از او گردن نرمسار ~~من # 5 پخته نجوشد ای صنم جوش مده که پخته‌ام %~% کز سر دیگ می رود تا به فلک ~~بخار من # 6 هین که بخار خون من باخبر است از غمت %~% تا نبرد به آسمان راز ms1018 دل نزار ~~من # 7 روح گریخت پیش تو از تن همچو دوزخم %~% شرم بریخت پیش تو دیده شرمسار ~~من PageV1P1835 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب من بدانمی‌چیست مراد یار من %~% بسته ره گریز من برده دل و قرار ~~من # 2 یا رب من بدانمی‌تا به کجام می کشد %~% بهر چه کار می کشد هر طرفی مهار ~~من # 3 یا رب من بدانمی‌سنگ دلی چرا کند %~% آن شه مهربان من دلبر بردبار من # 4 یا رب من بدانمی‌هیچ به یار می رسد %~% دود من و نفیر من یارب و زینهار ~~من # 5 یا رب من بدانمی‌عاقبت این کجا کشد %~% یا رب بس دراز شد این شب انتظار ~~من # 6 یا رب چیست جوش من این همه روی پوش من %~% چونک مرا توی توی هم یک و هم ~~هزار من # 7 عشق تو است هر زمان در خمشی و در بیان %~% پیش خیال چشم من روزی و ~~روزگار من # 8 گاه شکار خوانمش گاه بهار خوانمش %~% گاه میش لقب نهم گاه لقب خمار من # 9 کفر من است و دین من دیده نوربین من %~% آن من است و این من نیست از او ~~گذار من # 10 صبر نماند و خواب من اشک نماند و آب من %~% یا رب تا کی می کند غارت ~~هر چهار من # 11 خانه آب و گل کجا خانه جان و دل کجا %~% یا رب آرزوم شد شهر من و دیار ~~من # 12 این دل شهر رانده در گل تیره مانده %~% ناله کنان که ای خدا کو حشم و ~~تبار من # 13 یا رب اگر رسیدمی شهر خود و بدیدمی %~% رحمت شهریار من وان همه شهر ~~یار من # 14 رفته ره درشت من بار گران ز پشت من %~% دلبر بردبار من آمده برده بار ~~من # 15 آهوی شیرگیر من سیر خورد ز شیر من %~% آن که منم شکار او گشته بود ~~شکار من # 16 نیست شب سیاه رو جفت ms1019 و حریف روز من %~% نیست خزان سنگ دل در پی نوبهار ~~من # 17 هیچ خمش نمی‌کنی تا به کی این دهل زنی %~% آه که پرده در شدی ای لب ~~پرده دار من PageV1P1836 ### || [genre: Gh] # 1 چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من %~% صید توایم و ملک تو گر صنمیم ~~وگر شمن # 2 هر نفس از کرانه‌ای ساز کنی بهانه‌ای %~% هر نفسی برون کشی از عدمی ~~هزار فن # 3 گر چه کثیف منزلم شد وطن تو این دلم %~% رحمت مؤمنی بود میل و محبت وطن # 4 دشمن جاه تو نیم گر چه که بس مقصرم %~% هیچ کسی بود شها دشمن جان ~~خویشتن # 5 مطرب جمع عاشقان برجه و کاهلی مکن %~% قصه حسن او بگو پرده عاشقان بزن # 6 همچو چهی است هجر او چون رسنی است ذکر او %~% در تک چاه یوسفی دست زنان ~~در آن رسن # 7 ذوق ز نیشکر بجو آن نی خشک را مخا %~% چاره ز حسن او طلب چاره مجو ز ~~بوالحسن # 8 گر تو مرید و طالبی هست مراد مطلق او %~% ور تو ادیم طایفی هست سهیل در ~~یمن # 9 آن دم کآفتاب او روزی و نور می دهد %~% ذره به ذره را نگر نور گرفته در ~~دهن # 10 گر چه که گل لطیفتر رزق گرفت بیشتر %~% لیک رسید اندکی هم به دهان ~~یاسمن # 11 عمر و ذکا و زیرکی داد به هندوان اگر %~% حسن و جمال و دلبری داد به ~~شاهد ختن # 12 ملک نصیب مهتران عشق نصیب کهتران %~% قهر نصیب تیغ شد لطف نصیبه مجن # 13 شهد خدای هر شبی هست نصیبه لبی %~% همچو کسی که باشدش بسته به عقد چار ~~زن # 14 تا که بود حیات من عشق بود نبات من %~% چونک بر آن جهان روم عشق بود ~~مرا کفن # 15 مدمن خمرم و مرا مستی باده کم مکن %~% نازک و شیرخواره‌ام دوره مکن ز ~~من لبن # 16 چونک حزین غم ms1020 شوم عشق ندیمیم کند %~% عشق زمردی بود باشد اژدها حزن # 17 گفتم من به دل اگر بست رهت خمار غم %~% باده و نقل آرمت شمع و ندیم ~~خوش ذقن # 18 گفت دلم اگر جز او سازی شمع و ساقیم %~% بر سر مام و باب زن جام و ~~کباب بابزن # 19 گفتم ساقی او است و بس لیک به صورت دگر %~% نیک ببین غلط مکن ای دل ~~مست ممتحن # 20 بس کن از این بهانه‌ها وام هوای او بده %~% تا نبود قماش جان پیش فراق ~~مرتهن PageV1P1837 ### || [genre: Gh] # 1 واقعه‌ای بدیده‌ام لایق لطف و آفرین %~% خیز معبرالزمان صورت خواب من ~~ببین # 2 خواب بدیده‌ام قمر چیست قمر به خواب در %~% زانک به خواب حل شود آخر ~~کار و اولین # 3 آن قمری که نور دل زو است گه حضور دل %~% تا ز فروغ و ذوق دل روشنی است ~~بر جبین # 4 یومئذ مسفره ضاحکه بود چنان %~% ناعمه لسعیها راضیه بود چنین # 5 دور کن این وحوش را تا نکشند هوش را %~% پنبه نهیم گوش را از هذیان آن ~~و این # 6 ماند یکی دو سه نفس چند خیال بوالهوس %~% نیست به خانه هیچ کس خانه ~~مساز بر زمین # 7 شب بگذشت و شد سحر خیز مخسب بی‌خبر %~% بی خبرت کجا هلد شعله آفتاب دین # 8 جوق تتار و سویرق حامله شد ز کین افق %~% گو شکم فلک بدر بوک بزاید این ~~جنین # 9 رو به میان روشنی چند تتار و ارمنی %~% تیغ و کفن بپوش و رو چند ز جیب ~~و آستین # 10 در شب شنبهی که شد پنجم ماه قعده را %~% ششصد و پنجه‌ست و هم هست چهار ~~از سنین # 11 هست به شهر ولوله این که شده‌ست زلزله %~% شهر مدینه را کنون نقل کژ ~~است یا یقین # 12 رو ز مدینه درگذر زلزله جهان نگر %~% جنبش آسمان نگر بر نمطی عجبترین # 13 بحر نگر نهنگ بین بحر کبودرنگ بین ms1021 %~% موج نگر که اندر او هست نهنگ ~~آتشین # 14 شکل نهنگ خفته بین یونس جان گرفته بین %~% یونس جان که پیش از این کان ~~من المسبحین # 15 بحر که می صفت کنم خارج شش جهت کنم %~% بحر معلق از صور صاف بده‌ست ~~پیش از این # 16 تیره نگشت آن صفا خیره شده‌ست چشم ما %~% از قطرات آب و گل وز حرکات ~~نقش طین # 17 گردن آنک دست او دست حدث پرست او %~% تیره کند شراب ما تا بزنیم هین و ~~هین # 18 چون نکنیم یاد او هست سزا و داد او %~% کینه چو از خبر بود بی‌خبری ~~است دفع کین # 19 خواست یکی نوشته‌ای عاشقی از معزمی %~% گفت بگیر رقعه را زیر زمین بکن ~~دفین # 20 لیک به وقت دفن این یاد مکن تو بوزنه %~% زانک ز یاد بوزنه دور بمانی ~~از قرین # 21 هر طرفی که رفت او تا بنهد دفینه را %~% صورت بوزنه ز دل می بنمود از ~~کمین # 22 گفت که آه اگر تو خود بوزنه را نگفتیی %~% یاد نبد ز بوزنه در دل هیچ ~~مستعین # 23 گفت بنه تو نیش را تازه مکن تو ریش را %~% خواب بکن تو خویش را خواب ~~مرو حسام دین PageV1P1838 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب خوش نوای من عشق نواز همچنین %~% نغنغه دگر بزن پرده تازه برگزین # 2 مطرب روح من تویی کشتی نوح من تویی %~% فتح و فتوح من تویی یار قدیم و ~~اولین # 3 ای ز تو شاد جان من بی‌تو مباد جان من %~% دل به تو داد جان من با غم ~~توست همنشین # 4 تلخ بود غم بشر وین غم عشق چون شکر %~% این غم عشق را دگر بیش به چشم ~~غم مبین # 5 چون غم عشق ز اندرون یک نفسی رود برون %~% خانه چو گور می شود خانگیان ~~همه حزین # 6 سرمه ماست گرد تو راحت ماست درد تو %~% کیست حریف و مرد تو ای شه ~~مردآفرین # 7 ms1022 تا که تو را شناختم همچو نمک گداختم %~% شکم و شک فنا شود چون برسد بر ~~یقین # 8 من شبم از سیه دلی تو مه خوب و مفضلی %~% ظلمت شب عدم شود در رخ ماه ~~راه بین # 9 عشق ز توست همچو جان عقل ز توست لوح خوان %~% کان و مکان قراضه جو بحر ~~ز توست دانه چین # 10 مست تو بوالفضول شد وز دو جهان ملول شد %~% عشق تو را رسول شد او است ~~نکال هر زمین # 11 در تبریز شمس دین دارد مطلعی دگر %~% نیست ز مشرق او مبین نیست به ~~مغرب او دفین PageV1P1839 ### || [genre: Gh] # 1 تا چه خیال بسته‌ای ای بت بدگمان من %~% تا چو خیال گشته‌ام ای قمر چو ~~جان من # 2 از پس مرگ من اگر دیده شود خیال تو %~% زود روان روان شود در پی تو ~~روان من # 3 بنده‌ام آن جمال را تا چه کنم کمال را %~% بس بودم کمال تو آن تو است ~~آن من # 4 جانب خویش نگذرم در رخ خویش ننگرم %~% زانک به عیب ننگرد دیده غیب دان ~~من # 5 چشم مرا نگارگر ساخت به سوی آن قمر %~% تا جز ماه ننگرد زهره آسمان من # 6 چون نگرم به غیر تو ای به دو دیده سیر تو %~% خاصه که در دو دیده شد ~~نور تو پاسبان من # 7 من چو که بی‌نشان شدم چون قمر جهان شدم %~% دیده بود مگر کسی در رخ تو ~~نشان من # 8 شاد شده زمان‌ها از عجب زمانه‌ای %~% صاف شده مکان‌ها زان مه بی‌مکان ~~من # 9 از تبریز شمس دین تا که فشاند آستین %~% خشک نشد ز اشک و خون یک نفس ~~آستان من PageV1P1840 ### || [genre: Gh] # 1 چهره شرمگین تو بستد شرمگان من %~% شور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان من # 2 مه که نشانده تو است لابه کنان به پیش تو %~% پیش خودم نشان دمی ای شه ~~خوش نشان من # 3 در ms1023 ره تو کمین خسم از ره دور می رسم %~% ای دل من به دست تو بشنو ~~داستان من # 4 گرد فلک همی‌دوم پر و تهی همی‌شوم %~% زانک قرار برده‌ای ای دل و جان ز ~~جان من # 5 گرد تو گشتمی ولی گرد کجاست مر تو را %~% گرد در تو می دوم ای در تو ~~امان من # 6 عشق برید ناف من بر تو بود طواف من %~% لاف من و گزاف من پیش تو ترجمان ~~من # 7 گه همه لعل می شوم گاه چو نعل می شوم %~% تا کرمت بگویدم باز درآ به ~~کان من # 8 گفت مرا که چند چند سیر نگشتی از سخن %~% زانک سوی تو می رود این سخن ~~روان من PageV1P1841 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چه خورده‌ای دلا راست بگو نهان مکن %~% همچو کسان بی‌گنه روی به ~~آسمان مکن # 2 رو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنی %~% بار دگر گرفتمت بار دگر همان ~~مکن # 3 باده خاص خورده‌ای جام خلاص خورده‌ای %~% بوی شراب می زند لخلخه در ~~دهان مکن # 4 چون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقان %~% چشم خمار کم گشا روی به ارغوان ~~مکن # 5 چون سر صید نیستت دام منه میان ره %~% چونک گلی نمی‌دهی جلوه گلستان ~~مکن # 6 غم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردش %~% نیست چنان کسی کی او حکم کند چنان ~~مکن # 7 خشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهی %~% گفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن # 8 خشم کسی کند کی او جان و جهان ما بود %~% خشم مکن تو خویش را مسخره ~~جهان مکن # 9 بند برید جوی دل آب سمن روا نشد %~% مشعله‌های جان نگر مشغله زبان مکن ~~PageV1P1842 ### || [genre: Gh] # 1 مرا در دل همی‌آید که من دل را کنم قربان %~% نباید بددلی کردن بباید ~~کردن این فرمان # 2 دل من می نیارامد که من با دل بیارامم %~% بباید کرد ترک دل نباید خصم ms1024 ~~شد با جان # 3 زهی میدان زهی مردان همه در مرگ خود شادان %~% سر خود گوی باید کرد ~~وانگه رفت در میدان # 4 زهی سر دل عاشق قضای سر شده او را %~% خنک این سر خنک آن سر که دارد ~~این چنین جولان # 5 اگر جانباز و عیاری وگر در خون خود یاری %~% پس گردن چه می خاری چه می ~~ترسی چو ترسایان # 6 اگر مجنون زنجیری سر زنجیر می گیری %~% وگر از شیر زادستی چپی چون گربه ~~در انبان # 7 مرا گفت آن جگرخواره که مهمان توام امشب %~% جگر در سیخ کش ای دل کبابی ~~کن پی مهمان # 8 کباب است و شراب امشب حرام و کفر خواب امشب %~% که امشب همچو چتر آمد ~~نهان در چتر شب سلطان # 9 ربابی چشم بربسته رباب و زخمه بر دسته %~% کمانچه رانده آهسته مرا از ~~خواب او افغان # 10 کشاکش‌هاست در جانم کشنده کیست می دانم %~% دمی خواهم بیاسایم ولیکن ~~نیستم امکان # 11 به هر روزم جنون آرد دگر بازی برون آرد %~% که من بازیچه اویم ز ~~بازی‌های او حیران # 12 چو جامم گه بگرداند چو ساغر گه بریزد خون %~% چو خمرم گه بجوشاند چو ~~مستم گه کند ویران # 13 گهی صرفم بنوشاند چو چنگم درخروشاند %~% به شامم می بپوشاند به صبحم ~~می کند یقظان # 14 گر این از شمس تبریز است زهی بنده نوازی‌ها %~% وگر از دور گردون است ~~زهی دور و زهی دوران PageV1P1843 ### || [genre: Gh] # 1 عدو توبه و صبرم مرا امروز ناگاهان %~% میان راه پیش آمد نوازش کرد چون ~~شاهان # 2 گرفته جام چون مستان در او صد عشوه و دستان %~% به پیشم داشت جام می که ~~گر میخواره‌ای بستان # 3 منور چون رخ موسی مبارک چون که سینا %~% مشعشع چون ید بیضا مشرح چون دل ~~عمران # 4 هلا این لوح لایح را بیا بستان از این موسی %~% مکش سر همچو فرعونان ~~مکن استیزه چون هامان # 5 بدو ms1025 گفتم که ای موسی به دستت چیست آن گفت این %~% یکی ساعت عصا باشد ~~یکی ساعت بود ثعبان # 6 ز هر ذره جدا صد نقش گوناگون بدید آید %~% که هر چه بوهریره را بباید ~~هست در انبان # 7 به دست من بود حکمش به هر صورت بگردانم %~% کنم زهراب را دارو کنم ~~دشوار را آسان # 8 زنم گاهیش بر دریا برآرم گرد از دریا %~% زنم گاهیش بر سنگی بجوشد چشمه ~~حیوان # 9 گه آب نیل صافی را به دشمن خون نمودم من %~% نمودم سنگ خاکی را به عامه ~~گوهر و مرجان # 10 به چشم حاسدان گرگم بر یعقوب خود یوسف %~% بر جهال بوجهلم محمد پیش ~~یزدان دان # 11 گلاب خوش نفس باشد جعل را مرگ و جان کندن %~% جلاب شکری باشد به ~~صفرایی زیان جان # 12 به ظاهر طالبان همراه و در تحقیق پشتاپشت %~% یکی منزل در اسفل کرد و ~~دیگر برتر از کیوان # 13 مثال کودک و پیری که همراهند در ظاهر %~% ولیک این روزافزون است و آن ~~هر لحظه در نقصان # 14 چه جام زهر و قند است این چه سحر و چشم بند است این %~% که سرگردان ~~همی‌دارد تو را این دور و این دوران # 15 جهان ثابت است و تو ورا گردان همی‌بینی %~% چو برگردد کسی را سر ببیند ~~خانه را گردان # 16 مقام خوف آن را دان که هستی تو در او ایمن %~% مقام امن آن را دان که ~~هستی تو در او لرزان # 17 چو عکسی و دروغینی همه برعکس می بینی %~% چو کردی مشورت با زن خلاف زن ~~کن ای نادان # 18 زن آن باشد که رنگ و بو بود او را ره و قبله %~% حقیقت نفس اماره‌ست ~~زن در بنیت انسان # 19 نصیحت‌های اهل دل دوی نحل را ماند %~% پر از حلوا کند از لب ز فرش ~~خانه تا ساران # 20 زهی مفهوم نامفهوم زهی بیگانه همدل %~% زهی ترشی به از شیرین ms1026 زهی کفری ~~به از ایمان # 21 خمش کن که زبان دربان شده‌ست از حرف پیمودن %~% چو دل بی‌حرف می گوید ~~بود در صدر چون سلطان # 22 بتاب ای شمس تبریزی به سوی برج‌های دل %~% که شمس مقعد صدقی نه چون ~~این شمس سرگردان PageV1P1844 ### || [genre: Gh] # 1 حرام است ای مسلمانان از این خانه برون رفتن %~% می چون ارغوان هشتن ز ~~بانگ ارغنون رفتن # 2 برون زرق است یا استم هزاران بار دیدستم %~% از این پس ابلهی باشد برای ~~آزمون رفتن # 3 مرو زین خانه ای مجنون که خون گریی ز هجران خون %~% چو دستی را فروبری ~~عجایب نیست خون رفتن # 4 ز شمع آموز ای خواجه میان گریه خندیدن %~% ز چشم آموز ای زیرک به هنگام ~~سکون رفتن # 5 اگر باشد تو را روزی ز استادان بیاموزی %~% چو مرغ جان معصومان به چرخ ~~نیلگون رفتن # 6 بیا ای جان که وقتت خوش چو استن بار ما می کش %~% که تا صبرت بیاموزد ~~به سقف بی‌ستون رفتن # 7 فسون عیسی مریم نکرد از درد عاشق کم %~% وظیفه درد دل نبود به دارو و ~~فسون رفتن # 8 چو طاسی سرنگون گردد رود آنچ در او باشد %~% ولی سودا نمی‌تاند ز کاسه ~~سر نگون رفتن # 9 اگر پاکی و ناپاکی مرو زین خانه‌ای زاکی %~% گناهی نیست در عالم تو را ~~ای بنده چون رفتن # 10 تویی شیر اندر این درگه عدو راه تو روبه %~% بود بر شیر بدنامی از این ~~چالش زبون رفتن # 11 چو نازی می کشی باری بیا ناز چنین شه کش %~% که بس بداختری باشد به ~~زیر چرخ دون رفتن # 12 ز دانش‌ها بشویم دل ز خود خود را کنم غافل %~% که سوی دلبر مقبل نشاید ~~ذوفنون رفتن # 13 شناسد جان مجنونان که این جان است قشر جان %~% بباید بهر این دانش ز ~~دانش در جنون رفتن # 14 کسی کو دم زند بی‌دم مباح او راست غواصی %~% کسی کو کم ms1027 زند در کم رسد ~~او را فزون رفتن # 15 رها کن تا بگوید او خموشی گیر و توبه جو %~% که آن دلدار خو دارد به ~~سوی تایبون رفتن PageV1P1845 ### || [genre: Gh] # 1 خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن %~% زهی چشم و چراغ دل زهی ~~چشمم به تو روشن # 2 زهی دریای پرگوهر زهی افلاک پراختر %~% زهی صحرای پرعبهر زهی بستان ~~پرسوسن # 3 ز تو اجسام را چستی ز تو ارواح را مستی %~% ایا پر کرده گوهرها جهان ~~خاک را دامن # 4 چه می گویم من ای دلبر نظیر تو دو سه ابتر %~% چه تشبیهت کنم دیگر چه ~~دارم من چه دانم من # 5 بگو ای چشم حیران را چو دیدی لطف جانان را %~% چه خواهی دید خلقان را ~~چه گردی گرد آهرمن # 6 شکار شیر بگذاری شکار خوک برداری %~% زهی تدبیر و هشیاری زهی بیگار و ~~جان کندن # 7 مرا باری عنایاتش خطابات و مراعاتش %~% شعاعات و ملاقاتش یکی طوقی است ~~در گردن # 8 حلاوت‌های آن مفضل قرار و صبر برد از دل %~% که دیدم غیر او تا من سکون ~~یابم در این مسکن # 9 به غیر آن جلال و عز که او دیگر نشد هرگز %~% همه درمانده و عاجز ز خاص ~~و عام و مرد و زن # 10 منم از عشق افروزان مثال آتش از هیزم %~% ز غیر عشق بیگانه مثال آب با ~~روغن # 11 بسوزان هر چه من دارم به غیر دل که اندر دل %~% به هر ساعت همی‌سازی ز ~~کر و فر خود گلشن # 12 غلام زنگی شب را تو کردی ساقی خلقان %~% غلام روز رومی را بدادی دار و ~~گیر و فن # 13 وانگه این دو لالا را رقیب مرد و زن کردی %~% که تا چون دانه شان از ~~که گزینی اندر این خرمن # 14 همه صاحب دلان گندم که بامغزند و بالذت %~% همه جسمانیان چون که که ~~بی‌مغزند در مطحن # 15 درخت ms1028 سبز صاحب دل میان باغ دین خندان %~% درخت خشک بی‌معنی چه باشد ~~هیزم گلخن # 16 خیالت می رود در دل چو عیسی بهر جان بخشی %~% چنانک وحی ربانی به موسی ~~جانب ایمن # 17 خیالت را نشانی‌ها زر و گوهرفشانی‌ها %~% کز او خندان شود دندان کز او ~~گویا شود الکن # 18 دو غماز دگر دارم یکی عشق و دگر مستی %~% حریفان را نمی‌گویم یکی از ~~دیگری احسن # 19 ز تو ای دیده و دینم هزاران لطف می بینم %~% ولیکن خاطر عاشق بداندیش ~~آمد و بدظن # 20 ز چشم روز می ترسم که چشمش سحرها دارد %~% ز زلف شام می ترسم که شب ~~فتنه است و آبستن # 21 مرا گوید چه می ترسی که کوبد مر تو را محنت %~% که سرمه نور دیده شد ~~چو شد ساییده در هاون # 22 همه خوف از وجود آید بر او کم لرز و کم می زن %~% همه ترس از شکست آید ~~شکسته شو ببین مؤمن # 23 ز ارکان من بدزدیدم زر و در کیسه پیچیدم %~% ز ترس بازدادن من چو ~~دزدانم در این مکمن # 24 سبوس ار چه که پنهان شد میان آرد چون دزدان %~% کشاند شحنه دادش ز هر ~~گوشه به پرویزن # 25 چو هیزم بی‌خبر بودی ز عشق آتش به تو درزد %~% بجه چون برق از این آتش ~~برآ چون دود از این روزن # 26 چه خنجر می کشی این جا تو گردن پیش خنجر نه %~% که تا زفتی نگنجی تو ~~درون چشمه سوزن # 27 در جنت چو تنگ آمد مثال چشمه سوزن %~% اگر خواهی چو پشمی شو لتغزل ذاک ~~تغزیلا # 28 بود کان غزل در سوزن نگنجد کاین دمت غزل است %~% که می ریسی ز پنبه تن ~~که بافی حله ادکن # 29 لباس حله ادکن ز غزل پنبگی ناید %~% مگر این پنبه ابریشم شود ز اکسیر ~~آن مخزن # 30 چو ابریشم شوی آید و ریشم تاب وحی او %~% تو را گوید بریس ms1029 اکنون بدم ~~پیغام مستحسن # 31 چه باشد وحی در تازی به گوش اندر سخن گفتن %~% دهل می نشنود گوشت به ~~جهد و جد نوبت زن # 32 گران گوشی وانگه تو به گوش اندرکنی پنبه %~% چنانک گفت واستغشوا بپیچی ~~سر به پیراهن # 33 گران گوشی گران جسمی گران جانی نذیر آمد %~% که می گوید تو را هر یک ~~الا یا علج لا تؤمن # 34 سبک گوشی سبک جسمی سبک جانی بشیر آمد %~% که می گوید تو را هر یک الا ~~یا لیث لا تحزن # 35 بهاری باش تا خوبان به بستان در تو آویزند %~% که بگریزند این خوبان ز ~~شکل بارد بهمن # 36 بهار ار نیستی اکنون چو تابستان در آتش رو %~% که بی‌آن حسن و بی‌آن ~~عشق باشد مرد مستهجن # 37 اگر خواهی که هر جزوت شود گویا و شاعر رو %~% خمش کن سوی این منطق به ~~نظم و نثر لاترکن # 38 که برکنده شوی از فکر چون در گفت می آیی %~% مکن از فکر دل خود را از ~~این گفت زبان برکن # 39 قضا خنبک زند گوید که مردان عهدها کردند %~% شکستم عهدهاشان را هلا می ~~کوش ما امکن # 40 ستیزه می کنی با خود کز این پس من چنین باشم %~% ز استیزه چه بربندی ~~قضا را بنگر ای کودن # 41 نکاحی می کند با دل به هر دم صورت غیبی %~% نزاید گر چه جمع آیند صد ~~عنین و استرون # 42 صور را دل شده جاذب چو عنین شهوت کاذب %~% ز خوبان نیست عنین را بجز ~~بخشیدن وجکن # 43 بیا ای شمس تبریزی که سلطانی و خون ریزی %~% قضا را گو که از بالا ~~جهان را در بلا مفکن PageV1P1846 ### || [genre: Gh] # 1 چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن %~% چه باشد ناز معشوقان بجز ~~بیگانگی کردن # 2 ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن %~% ز پروانه بیاموزید آن مردانگی ~~کردن # 3 چو شیر مست بیرون جه نه اول دان ms1030 و نه آخر %~% که آید ننگ شیران را ز ~~روبه شانگی کردن # 4 سرافراز است که لیکن نداند ذره باشیدن %~% چه گویم باز را لیکن کجا ~~پروانگی کردن # 5 به پیش تیر چون اسپر برهنه زخم را جستن %~% میان کوره با آتش چو زر ~~همخانگی کردن # 6 گر آب جوی شیرین است ولی کو هیبت دریا %~% کجا فرزین شه بودن کجا ~~فرزانگی کردن # 7 تویی پیمانه اسرار گوش و چشم را بربند %~% نتاند کاسه سوراخ خود ~~پیمانگی کردن # 8 اگر باشد شبی روشن کجا باشد به جای روز %~% وگر باشد شبه تابان کجا ~~دردانگی کردن PageV1P1847 ### || [genre: Gh] # 1 چرا کوشد مسلمان در مسلمان را فریبیدن %~% بسی صنعت نمی‌باید پریشان را ~~فریبیدن # 2 بدریدی همه هامون ز نقش لیلی و مجنون %~% ولی چشمش نمی‌خواهد گران جان ~~را فریبیدن # 3 نمی‌آید دریغ او را چو دریا گوهرافشانی %~% ولیکن تو روا داری بدین آن ~~را فریبیدن # 4 معلم خانه چشمش چه رسم آورد در عالم %~% که طمع افتاد موران را سلیمان ~~را فریبیدن # 5 دلم بدرید ز اندیشه شکسته گشته چون شیشه %~% که عقل از چه طمع دارد ~~نهان دان را فریبیدن # 6 برآمد عالم از صیقل چو جندرخانه شد گیتی %~% که بشنیدند کو خواهد ~~ملیحان را فریبیدن # 7 هر اندیشه که برجوشد روان گردد پی صیدی %~% نمک‌ها را هوس چه بود ~~نمکدان را فریبیدن # 8 پلیدی را بیاموزد بر آب پاک افزودن %~% کلیدی را بیاموزد کلیدان را ~~فریبیدن # 9 چو لونالون می داند شکنجه کردن آن قاهر %~% چه رغبت دارد آن آتش سپندان ~~را فریبیدن PageV1P1848 ### || [genre: Gh] # 1 چراغ عالم افروزم نمی‌تابد چنین روشن %~% عجب این عیب از چشم است یا از ~~نو یا روزن # 2 مگر گم شد سر رشته چه شد آن حال بگذشته %~% که پوشیده نمی‌ماند در آن ~~حالت سر سوزن # 3 خنک آن دم که فراش فرشنا اندر این مسجد %~% در این قندیل دل ریزد ز ~~زیتون خدا ms1031 روغن # 4 دلا در بوته آتش درآ مردانه بنشین خوش %~% که از تأثیر این آتش چنان ~~آیینه شد آهن # 5 چو ابراهیم در آذر درآمد همچو نقد زر %~% برویید از رخ آتش سمن زار و ~~گل و سوسن # 6 اگر دل را از این غوغا نیاری اندر این سودا %~% چه خواهی کرد این دل را ~~بیا بنشین بگو با من # 7 اگر در حلقه مردان نمی‌آیی ز نامردی %~% چو حلقه بر در مردان برون می ~~باش و در می زن # 8 چو پیغامبر بگفت الصوم جنه پس بگیر آن را %~% به پیش نفس تیرانداز ~~زنهار این سپر مفکن # 9 سپر باید در این خشکی چو در دریا رسی آنگه %~% چو ماهی بر تنت روید به ~~دفع تیر او جوشن PageV1P1849 ### || [genre: Gh] # 1 نشانی‌هاست در چشمش نشانش کن نشانش کن %~% ز من بشنو که وقت آمد کشانش ~~کن کشانش کن # 2 برآمد آفتاب جان فزون از مشرق و مغرب %~% بیا ای حاسد ار مردی نهانش کن ~~نهانش کن # 3 از این نکته منم در خون خدا داند که چونم چون %~% بیا ای جان روزافزون ~~بیانش کن بیانش کن # 4 بیانش کرده گیر ای جان نه آن دریاست وان مرجان %~% نیارامد به شرحش جان ~~عیانش کن عیانش کن # 5 عیانش بود ما آمد زیانش سود ما آمد %~% اگر تو سود جان خواهی زیانش کن ~~زیانش کن # 6 یکی جان خواهد آن دریا همه آتش نهنگ آسا %~% اگر داری چنین جانی روانش ~~کن روانش کن # 7 هر آن کو بحربین باشد فلک پیشش زمین باشد %~% هر آن کو نی چنین باشد ~~چنانش کن چنانش کن # 8 برون جه از جهان زوتر درآ در بحر پرگوهر %~% جهنده‌ست این جهان بنگر ~~جهانش کن جهانش کن # 9 اگر خواهی که بگریزی ز شاه شمس تبریزی %~% مپران تیر دعوی را کمانش کن ~~کمانش کن PageV1P1850 ### || [genre: Gh] # 1 چو آمد روی مه رویم کی باشم من که باشم ms1032 من %~% چو زاید آفتاب جان کجا ~~ماند شب آبستن # 2 چه باشد خار گریان رو که چون سور بهار آید %~% نگیرد رنگ و بوی خوش ~~نگیرد خوی خندیدن # 3 چه باشد سنگ بی‌قیمت چو خورشید اندر او تابد %~% که از سنگی برون ناید ~~نگردد گوهر روشن # 4 چه باشد شیر نوزاده ز یک گربه زبون باشد %~% چو شیر شیر آشامد شود او ~~شیر شیرافکن # 5 یکی قطره منی بودی منی انداز کردت حق %~% چو سیمابی بدی وز حق شدستی ~~شاه سیمین تن # 6 منی دیگری داری که آن بحر است و این قطره %~% قراضه است این منی تو و ~~آن من هست چون معدن # 7 منی حق شود پیدا منی ما فنا گردد %~% بسوزد خرمن هستی چو ماه حق کند ~~خرمن # 8 گرفتم دامن جان را که پوشیده‌ست تشریفی %~% که آن را نی گریبان است و ~~نی تیریز و نی دامن # 9 قبای اطلس معنی که برقش کفرسوز آمد %~% گر این اطلس همی‌خواهی پلاس حرص ~~را برکن # 10 اگر پوشیدم این اطلس سخن پوشیده گویم بس %~% اگر خود صد زبان دارم ~~نگویم حرف چون سوسن # 11 چنین خلعت بدش در سر که نامش کرد مدثر %~% شعارش صورت نیر دثارش سیرت ~~احسن PageV1P1851 ### || [genre: Gh] # 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من %~% از آن شادی بیاید جان نهان ~~افتد به پای من # 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر ناگاهان %~% شود جان خصم جان من کند این ~~دل سزای من # 3 سحرگاهی دعا کردم که جانم خاک پای او %~% شنیدم نعره آمین ز جان اندر ~~دعای من # 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان %~% چگونه بوی برد این جان که ~~هست او جان فزای من # 5 یکی جامی به پیشم داشت و من از ناز گفتم نی %~% بگفتا نی مگو بستان ~~برای من برای من # 6 چو یک قطره چشیدم من ز ذوق اندرکشیدم ms1033 من %~% یکی رطلی که شد بویش در ~~این ره ره نمای من PageV1P1852 ### || [genre: Gh] # 1 چه دانی تو خراباتی که هست از شش جهت بیرون %~% خرابات قدیم است آن و ~~تو نو آمده اکنون # 2 نباشد مرغ خودبین را به باغ بیخودان پروا %~% نشد مجنون آن لیلی بجز ~~لیلی صد مجنون # 3 هزاران مجلس است آن سو و این مجلس از آن سوتر %~% که این بی‌چونتر است ~~اندر میان عالم بی‌چون # 4 ببین جان‌های آن شیران در آن بیشه ز اجل لرزان %~% کز آن شیر اجل شیران ~~نمی‌میزند الا خون # 5 بسی سیمرغ ربانی که تسبیحش اناالحق شد %~% بسوزد پر و بال او اگر یک پر ~~زند آن سون # 6 وزیر و حاجب و محمود ایازی را شده چاکر %~% که آن جا کو قدم دارد بود ~~سرهای مردان دون # 7 تو معذوری در انکارت که آن جا می شود حیران %~% جنید و شیخ بسطامی شقیق ~~و کرخی و ذاالنون # 8 ازیرا راه نتوان برد سوی آفتاب ای جان %~% مگر کان آفتاب از خود برآید ~~سوی این هامون # 9 مگر هم لطف شمس الدین تبریزیت برهاند %~% وگر نی این غزل می خوان و بر ~~خود می دم این افسون PageV1P1853 ### || [genre: Gh] # 1 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون %~% دلم را دوزخی سازد دو ~~چشمم را کند جیحون # 2 چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید %~% چو کشتی ام دراندازد میان ~~قلزم پرخون # 3 زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد %~% که هر تخته فروریزد ز ~~گردش‌های گوناگون # 4 نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را %~% چنان دریای بی‌پایان شود ~~بی‌آب چون هامون # 5 شکافد نیز آن هامون نهنگ بحرفرسا را %~% کشد در قعر ناگاهان به دست قهر ~~چون قارون # 6 چو این تبدیل‌ها آمد نه هامون ماند و نه دریا %~% چه دانم من دگر چون ~~شد که چون غرق است در بی‌چون # 7 ms1034 چه دانم‌های بسیار است لیکن من نمی‌دانم %~% که خوردم از دهان بندی در ~~آن دریا کفی افیون PageV1P1854 ### || [genre: Gh] # 1 مرا هر دم همی‌گویی که برگو قطعه شیرین %~% به هر بیتی یکی بوسه بده ~~پهلوی من بنشین # 2 زهی بوسه زهی بوسه زهی حلوا و سنبوسه %~% برآرد شیر از سنگی که عاجز ~~گشت از او میتین # 3 تو بوسه عشق را دیدی مگر ای دل که پریدی %~% که هر جزوت شده‌ست ای دل ~~چو لب نالان و بوسه چین # 4 چو تلقین گفت پیغامبر شهیدان ره حق را %~% تو هم مر کشته خود را بیا ~~برخوان یکی تلقین # 5 به تلقین گر کنی نیت بپرد مرده در ساعت %~% کفن گردد بر او اطلس ز گورش ~~بردمد نسرین # 6 بکن پی مرکب تن را دلا چون تو نیاسایی %~% چه آسایی از آن مرکب که لنگ ~~است او ز علیین # 7 بکن پی اشتری را کو نیاید در پیت هرگز %~% به خارستان همی‌گردد که خار ~~افتاد او را تین # 8 چو او را پی کنی در دم چو کشتی ره رود بی‌پا %~% ز موج بحر بی‌پایان ~~نبرد بادبان دین PageV1P1855 ### || [genre: Gh] # 1 توقع دارم از لطف تو ای صدر نکوآیین %~% درون مدرسه حجره به پهلوی شهاب ~~الدین # 2 پیاده قاضیم می خوان درون محکمه قاصد %~% و یا خود داعی سلطان دعاها را ~~کنم آمین # 3 بدین حیله بگنجانی در آن خانه ربابی را %~% که نامم را بگردانی نهی ~~نامم فلان الدین # 4 که خلقان صورت و نامند مثال میوه خامند %~% کی از جانشان خبر باشد که ~~آن تلخ است یا شیرین # 5 وگر حال آورد قاضی سماعش آرزو آید %~% رباب خوب بنوازم سماعی آرمش ~~شیرین # 6 ز آواز سماع من اقنجی هم شود زنده %~% سر از تربت برون آرد بکوبد پا ~~کند تحسین # 7 کفن را اندراندازد قوال انداز مستانه %~% از آن پس مردگان یک یک برون ~~آیند هم در حین # 8 ms1035 عجب نبود که صورت‌ها بدین آواز برخیزند %~% که صورت‌های عشق تو درونت ~~زنده شد می بین # 9 ز مردم آن به کار آید کی زنده می شود در تو %~% و باقی تن غباری دان که ~~پیدا می شود از طین # 10 دلت را هر زمان نقشی تنت یک نقش افسرده %~% از آن افسرده‌ای که تو بر ~~آنی نه‌ای با این # 11 مرا گوید یکی صورت منم اصل غزل واگو %~% خمش کردم نشاید داد این خاتم ~~به هر گرگین PageV1P1856 ### || [genre: Gh] # 1 چو افتم من ز عشق دل به پای دلربای من %~% از آن شادی بیاید جان نهان ~~افتد به پای من # 2 وگر روزی در آن خدمت کنم تقصیر چون خامان %~% شود دل خصم جان من کند ~~هجران سزای من # 3 سحرگاهان دعا کردم که این جان باد خاک او %~% شنیدم نعره آمین ز جان ~~اندر دعای من # 4 چگونه راه برد این دل به سوی دلبر پنهان %~% چگونه بوی برد این جان که ~~هست او جان فزای من # 5 یکی جامی به پیش آورد من از ناز گفتم نی %~% بگفتا نی مگو بستان برای ~~اقتضای من # 6 چو از صافش چشیدم من مرا درداد یک دردی %~% یکی دردی گران خواری که ~~کامل شد صفای من PageV1P1857 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن حلقه در گوش و نشسته گوش شمس الدین %~% دلم پرنیش هجران است بهر ~~نوش شمس الدین # 2 چو آتش‌های عشق او ز عرش و فرش بگذشته‌ست %~% در این آتش ندانم کرد من ~~روپوش شمس الدین # 3 در آغوشم ببینی تو ز آتش تنگ‌ها لیکن %~% شود آن آب حیوان از پی آغوش ~~شمس الدین # 4 چو دیکی پخت عقل من چشیدم بود ناپخته %~% زدم آن دیک در رویش ز بهر جوش ~~شمس الدین # 5 در این خانه تنم بینی یکی را دست بر سر زن %~% یکی رنجور در نزع و یکی ~~مدهوش شمس الدین # 6 زبان ذوالفقار عقل کاین دریا ms1036 پر از در کرد %~% زبانش بازبگرفت و شد او ~~خاموش شمس الدین PageV1P1858 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای باد شبگیرم بیار اخبار شمس الدین %~% خداوندم ولی دانی تو از ~~اسرار شمس الدین # 2 کسی کز نام او بر بحر بی‌کشتی عبر یابی %~% چو سامندر ز مهر او روی در ~~نار شمس الدین # 3 کرامت‌ها که مردان از تفاخر یاد آن آرند %~% به ذات حق کز آن دارد ~~هماره عار شمس الدین # 4 یکی غاری است کاندر وی ز سر سرها وحی است %~% برون غار حق حارس درون ~~غار شمس الدین # 5 ز جسم و روح‌ها بگذر حجاب عشق هم بردر %~% دو صد منزل از آن سوتر ببین ~~بازار شمس الدین # 6 ایا روحی ترفرف فی فضا العشق و استشرف %~% و طرفی جنه الاسرار من انوار ~~شمس الدین # 7 قلایدهای در دارد بناگوش ضمیر من %~% از آن الفاظ وحی آسای شکربار شمس ~~الدین # 8 ایا ای دل تو آن جایی که نوشت باد وصل او %~% ولیکن زحمتش کم ده مکن ~~آزار شمس الدین # 9 بصر در دیده بفزاید اگر در دیده ره یابد %~% به جای توتیا و کحل ناگه ~~خار شمس الدین # 10 به هر سویی چو تو ای دل هزاران زار دارد او %~% مپندار از سر نخوت ~~تویی بس زار شمس الدین # 11 به لطف خویش یک چندی مهار اشترش دادت %~% وگر نه خود کی یارد آن که ~~باشد یار شمس الدین # 12 زهی فرقی از آن روزی که پیشش سجده می کردم %~% که آن روزی که می گفتم ~~بد این جا پار شمس الدین # 13 خرابی دین و دنیا را نباشد هیچ اصلاحی %~% مگر از لطف بی‌پایان وز ~~هنجار شمس الدین # 14 شب تاریک تو ای دل نبیند روز را هرگز %~% مگر از نور و از اشراق آن ~~رخسار شمس الدین # 15 عجب باشد که روزی من بگیرم جام وصل او %~% شوم مست و همی‌گویم که من ~~خمار شمس الدین ms1037 # 16 که بخت من چنان خفته‌ست که بیداری ندارد رو %~% مگر از بخت و اقبال ~~چنان بیدار شمس الدین # 17 نبودت پیش از این مثلش نباشد بعد از این دانم %~% ز لوح سرها واقف و ~~زان هشیار شمس الدین # 18 بزد خود بر در امکان که مانندش برون ناید %~% ز اوصاف بدیع خویش خود ~~مسمار شمس الدین # 19 یکی جوبار روحانی است که جان‌ها جان از او یابند %~% شده حاکم به کلیه ~~بر آن جوبار شمس الدین # 20 سمعت القوم کل القوم اعلاهم و اصفاهم %~% علی تفضیله جدا علی الاخیار ~~شمس الدین # 21 و ان کانت ایادیه و افضالا اتانیه %~% و احیی الروح مجانا لمن ادرار ~~شمس الدین # 22 فروحی خط اقرارا برق الف اقرار %~% و ان کان قد استغنی من الاقرار شمس ~~الدین # 23 هدی قلبی الی واد کثیر خصبه جدا %~% علیه الغیث موصولا لمن مدرار شمس ~~الدین # 24 ایا تبریز سلمنا علی نادیک تسلیما %~% فبلغ صبوتی و الهجر بالاعذار ~~شمس الدین PageV1P1859 ### || [genre: Gh] # 1 ای قاعده مستان در همدگر افتادن %~% استیزه گری کردن در شور و شر ~~افتادن # 2 عاشق بتر از مست است عاشق هم از آن دست است %~% گویم که چه باشد عشق در ~~کان زر افتادن # 3 زر خود چه بود عاشق سلطان سلاطین است %~% ایمن شدن از مردن وز تاج سر ~~افتادن # 4 درویش به دلق اندر و اندر بغلش گوهر %~% او ننگ چرا دارد از در به در ~~افتادن # 5 مست آمد دوش آن مه افکنده کمر در ره %~% آگه نبد از مستی او از کمر ~~افتادن # 6 گفتم که دلا برجه می بر کف جان برنه %~% کافتاد چنین وقتی وقت است ~~درافتادن # 7 با بلبل بستانی همدست شدن دستی %~% با طوطی روحانی اندر شکر افتادن # 8 من بی‌دل و دل داده در راه تو افتاده %~% والله که نمی‌دانم جای دگر ~~افتادن # 9 گر جام تو بشکستم مستم صنما مستم %~% مستم مهل از ms1038 دستم و اندر خطر ~~افتادن # 10 این قاعده نوزاد است وین رسم نو افتاده‌ست %~% شیشه شکنی کردن در شیشه ~~گر افتادن PageV1P1860 ### || [genre: Gh] # 1 چون چنگ شدم جانا آن چنگ تو دروا کن %~% صد جان به عوض بستان وان شیوه ~~تو با ما کن # 2 عیسی چو تویی ما را همکاسه مریم کن %~% طنبور دل ما را هم ناله سرنا کن # 3 دستی بنه ای چنگی بر نبض چنین پیری %~% وان خون دل زر را در ساغر صهبا ~~کن # 4 جمعیت رندان را بر شاهد نقدی زن %~% ور زهد سخن گوید تو وعده به فردا ~~کن # 5 دیوانه و مستی را خواهی که بشورانی %~% زنجیر خودم بنما وز دور تماشا ~~کن # 6 دیدم ز تو من نقشی بر کالبدی بسته %~% جان گفت علی الله گو دل گفت ~~علالا کن # 7 زان روز من مسکین بی‌عقل شدم بی‌دین %~% زان زلف خوش مشکین ما را تو ~~چلیپا کن # 8 زنار ببند ای دل در دیر بکن منزل %~% زان راهب پرحاصل یک بوسه تقاضا کن # 9 در چهره مخدومی شمس الحق تبریزی %~% گر رغبت ما بینی این قصه غرا کن ~~PageV1P1861 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین %~% یا رب چه سبک روحی بر چشم و سرم ~~بنشین # 2 ای تاج هنرمندی معراج خردمندی %~% تعریف چه می باید چون جمله تویی ~~تعیین # 3 هر ذره که می جنبد هر برگ که می خنبد %~% بی کام و زبان گفتی در گوش ~~فلک بنشین # 4 جان همه جانا ای دولت مولانا %~% جان را برهانیدی از ناز فلان الدین # 5 از نفخ تو می روید پر ملا الاعلی %~% وز شرق تو می تفسد پشت فلک عنین # 6 از عشق جهان سوزت وز شوق جگردوزت %~% بی هیچ دعاگویی عالم شده پرآمین # 7 ناگاه سحرگاهی بی‌رخنه و بیراهی %~% آورد طبیب جان یک خمره پرافسنتین # 8 تا این تن بیمارم وین کشته دل زارم %~% زنده شد و چابک ms1039 شد برداشت سر از ~~بالین # 9 گفتم که ملیحی تو مانا که مسیحی تو %~% شاد آمدی ای سلطان ای چاره هر ~~مسکین # 10 پیغامبر بیماران نافعتری از باران %~% در خمره چه داری گفت داروی دل ~~غمگین # 11 حرز دل یعقوبم سرچشمه ایوبم %~% هم چستم و هم خوبم هم خسرو و هم شیرین # 12 گفتم که چنان دریا در خمره کجا گنجد %~% گفتا که چه دانی تو این شیوه ~~و این آیین # 13 کی داند چون آخر استادی بی‌چون را %~% گنجاند در سجین او عالم علیین # 14 یوسف به بن چاهی بر هفت فلک ناظر %~% و اندر شکم ماهی یونس زبر پروین # 15 گر فوقی وگر پستی هستی طلب و مستی %~% نی بر زبرین وقف است این بخت نه ~~بر زیرین # 16 خامش که نمی‌گنجد این حصه در این قصه %~% رو چشم به بالا کن روی چو ~~مهش می بین PageV1P1862 ### || [genre: Gh] # 1 در پرده دل بنگر صد دختر آبستان %~% زان گنجگه دل‌ها زان سجده گه مستان # 2 بشنو چه به اسرارم می آید از آن طارم %~% یک دم که از این سو آ یک دم ~~که قدح بستان # 3 در عربده افتاده از عشق چنین خوبان %~% هم لشکر ترکستان هم لشکر ~~هندستان # 4 از عقل بپرسیدم کاین شهره بتان چونند %~% گفتا پنهان صورت پیدا به فن و ~~دستان # 5 در شرق خداوندی شمس الحق تبریزی %~% آیند و روند این‌ها در هر چمن و ~~بستان PageV1P1863 ### || [genre: Gh] # 1 ای سرو و گل بستان بنگر به تهی دستان %~% نانی ده و صد بستان‌هاده چه ~~به درویشان # 2 بشنو تو ز پیغامبر فرمود که سیم و زر %~% از صدقه نشد کمتر هاده چه به ~~درویشان # 3 یک دانه اگر کاری صد سنبله برداری %~% پس گوش چه می خاری‌هاده چه به ~~درویشان # 4 کم کن تو فزایش بین بنواز و ستایش بین %~% بگشا و گشایش بین هاده چه به ~~درویشان # 5 صدقه تو به ms1040 حق رفته و اندر شب آشفته %~% او حارس و تو خفته‌هاده چه به ~~درویشان # 6 هر لطف که بنمایی در سایه آن آیی %~% بسیار بیاسایی‌هاده چه به درویشان # 7 حرمت کن و حرمت بین نعمت ده و نعمت بین %~% رحمت کن و رحمت بین‌هاده چه ~~به درویشان # 8 ای مکرم هر مسکین و ای راحم هر غمگین %~% ای مالک یوم الدین‌هاده چه به ~~درویشان # 9 آمد به تو آوازم واقف شدی از رازم %~% محروم میندازم هاده چه به ~~درویشان # 10 سرگشته تحویلم در قالم و در قیلم %~% بنگر تو به زنبیلم هاده چه به ~~درویشان # 11 دانی که دعا گویم هر جا که ثنا گویم %~% بین کز تو چه واگویم هاده چه ~~به درویشان # 12 رنجیت مبا آمین دور از تو قضا آمین %~% یار تو خدا آمین هاده چه به ~~درویشان # 13 ای کوی شما جنت وی خوی شما رحمت %~% خاصه که در این ساعت هاده چه به ~~درویشان # 14 گفتیم دعا رفتیم وز کوی شما رفتیم %~% خوش باش که ما رفتیم هاده چه به ~~درویشان PageV1P1864 ### || [genre: Gh] # 1 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان %~% هم سیم به یادم ده هم سیم و زرم ~~بستان # 2 در عین زمستانی چون گرم کنی مرکب %~% از گرمی میدانت برسوزد تابستان # 3 گر طفلک یک روزه شب‌های تو را بیند %~% از شیر بری گردد وز مادر وز ~~پستان # 4 ای وای از آن ساعت کاین خاطر چون پیلم %~% سرمست شما گردد یاد آرد ~~هندستان # 5 روزی که تب مرگم یک باره فروگیرد %~% هر پاره ز من گردد از آتش تب ~~سستان # 6 تو از پس پرده دل ناگاه سری درکن %~% تا هر سر موی من گردند چو سرمستان # 7 هر خاطر من بکری بر بام و در از عشقت %~% چندان بکند شیوه چندان بکند ~~دستان # 8 تا تابش روی تو درپیچد در هر یک %~% وز چون تو شهی گردد هر ms1041 خاطرم ~~آبستان # 9 شمس الحق تبریزی هر کس که ز تو پرسد %~% می بینم و می گویم از رشک کدام ~~است آن PageV1P1865 ### || [genre: Gh] # 1 ای جانک من چونی یک بوسه به چند ای جان %~% یک تنگ شکر خواهم زان ~~شکرقند ای جان # 2 ای جانک خندانم من خوی تو می دانم %~% تو خوی شکر داری بالله که بخند ~~ای جان # 3 من مرد خریدارم من میل شکر دارم %~% ای خواجه عطارم دکان بمبند ای جان # 4 بر نام و نشان او رفتم به دکان او %~% گفتم که سلام علیک ای سرو بلند ~~ای جان # 5 هر چند که عیاری پرحیله و طراری %~% این محنت و بیماری بر من مپسند ای ~~جان # 6 از بهر دل ما را در رقص درآ یارا %~% وز ناز چنین می کن آن زلف کمند ای ~~جان # 7 ای پیش رو خوبان ای شاخ گل خندان %~% بنمای که دلبندان چون بوسه دهند ~~ای جان # 8 من بنده بر این مفرش می سوزم من خوش خوش %~% می رقصم در آتش مانند سپند ~~ای جان PageV1P1866 ### || [genre: Gh] # 1 دروازه هستی را جز ذوق مدان ای جان %~% این نکته شیرین را در جان بنشان ~~ای جان # 2 زیرا عرض و جوهر از ذوق برآرد سر %~% ذوق پدر و مادر کردت مهمان ای جان # 3 هر جا که بود ذوقی ز آسیب دو جفت آید %~% زان یک شدن دو تن ذوق است ~~نشان ای جان # 4 هر حس به محسوسی جفت است یکی گشته %~% هر عقلی به معقولی جفت و نگران ~~ای جان # 5 گر جفت شوی ای حس با آنک حست کرد او %~% وز غیر بپرهیزی باشی سلطان ای ~~جان # 6 ذوقی که ز خلق آید زو هستی تن زاید %~% ذوقی که ز حق آید زاید دل و جان ~~ای جان # 7 کو چشم که تا بیند هر گوشه تتق بسته %~% هر ذره بپیوسته با جفت نهان ای ms1042 ~~جان # 8 آمیخته با شاهد هم عاشق و هم زاهد %~% وز ذوق نمی‌گنجد در کون و مکان ~~ای جان # 9 پنهان ز همه عالم گرمابه زده هر دم %~% هم پیر خردپیشه هم جان جوان ای ~~جان # 10 پنهان مکن ای رستم پنهان تو را جستم %~% احوال تو دانستم تو عشوه ~~مخوان ای جان # 11 گر روی ترش داری دانیم که طراری %~% ز احداث همی‌ترسی وز مکر عوان ای ~~جان # 12 در کنج عزبخانه حوری چو دردانه %~% دور از لب بیگانه خفته‌ست ستان ای ~~جان # 13 صد عشق همی‌بازد صد شیوه همی‌سازد %~% آن لحظه که می یازد بوسه بستان ~~ای جان # 14 بر ظاهر دریا کی بینی خورش ماهی %~% کان آب تتق آمد بر عیش کنان ای ~~جان # 15 چندان حیوان آن سو می خاید و می زاید %~% چون گرگ گرو برده پنهان ز ~~شبان ای جان # 16 خنبک زده هر ذره بر معجب بی‌بهره %~% کب حیوان را کی داند حیوان ای ~~جان # 17 اندر دل هر ذره تابان شده خورشیدی %~% در باطن هر قطره صد جوی روان ای ~~جان # 18 خاموش که آن لقمه هر بسته دهان خاید %~% تا لقمه نیندازی بربند دهان ~~ای جان PageV1P1867 ### || [genre: Gh] # 1 رو مذهب عاشق را برعکس روش‌ها دان %~% کز یار دروغی‌ها از صدق به و ~~احسان # 2 حال است محال او مزد است وبال او %~% عدل است همه ظلمش داد است از او ~~بهتان # 3 نرم است درشت او کعبه‌ست کنشت او %~% خاری که خلد دلبر خوشتر ز گل و ~~ریحان # 4 آن دم که ترش باشد بهتر ز شکرخانه %~% وان دل که ملول آید خوش بوس و ~~کنار است آن # 5 وان دم که تو را گوید والله ز تو بیزارم %~% آن آب خضر باشد از چشمه گه ~~حیوان # 6 وان دم که بگوید نی در نیش هزار آری %~% بیگانگیش خویشی در مذهب ~~بی‌خویشان # 7 کفرش همه ایمان شد سنگش همه مرجان ms1043 شد %~% بخلش همه احسان شد جرمش همگی ~~غفران # 8 گر طعنه زنی گویی تو مذهب کژ داری %~% من مذهب ابرویش بخریدم و دادم ~~جان # 9 زین مذهب کژ مستم بس کردم و لب بستم %~% بردار دل روشن باقیش فرو می ~~خوان # 10 شمس الحق تبریزی یا رب چه شکرریزی %~% گویی ز دهان من صد حجت و صد ~~برهان PageV1P1868 ### || [genre: Gh] # 1 ای نفس چو سگ آخر تا چند زنی دندان %~% وز کبر کسان رنجی و اندر تو دو ~~صد چندان # 2 گریانی و پرزهری با خلق چه باقهری %~% مانند سر بریان گشته که منم ~~خندان # 3 من صوفی باصوفم من آمر معروفم %~% چون شحنه بود آن کس کو باشد در زندان # 4 معذوری خود دیده در خویش ترنجیده %~% عذر دگران خواهد از باب هنرمندان # 5 بر دانش و حال خود تأویل کنی قرآن %~% وان گاه هم از قرآن در خلق زنی ~~سندان # 6 آب حیوان یابی گر خاک شوی ره را %~% وز باد و بروت آیی در نار تو ~~دربندان # 7 بگریز از این دربند بر جمله تو در دربند %~% جز شمس حق تبریز سلطان ~~شکرقندان PageV1P1869 ### || [genre: Gh] # 1 دو چیز نخواهد بد در هر دو جهان می دان %~% از عاشق حق توبه وز باد هوا ~~انبان # 2 گر توبه شود دریا یک قطره نیابم من %~% ور خاک درآیم من آن خاک شود ~~سوزان # 3 در خاک تنم بنگر کز جان هواپیشه %~% هر ذره در این سودا گشته‌ست چو دل ~~گردان # 4 خاصیت من این است هر جا که روم اینم %~% چه دوزد پالان گر هر جا که رود ~~پالان # 5 گویند که هر کی هست در گور اسیر آید %~% در حقه تنگ آن مشک نگذارد مشک ~~افشان # 6 در سینه تاریکت دل را چه بود شادی %~% زندان نبود سینه میدان بود آن ~~میدان # 7 اندر رحم مادر چون طفل طرب یابد %~% آن خون به از این باده وان جا ms1044 به ~~از این بستان # 8 گر شرح کنم این را ترسم که مقلد را %~% آید به خیال اندر اندیشه ~~سرگردان PageV1P1870 ### || [genre: Gh] # 1 ای در غم بیهوده رو کم ترکوا برخوان %~% وی حرص تو افزوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 2 از اسپک و از زینک پربادک و پرکینک %~% وز غصه بیالوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 3 در روده و سرگینی باد هوس و کینی %~% ای غافل آلوده رو کم ترکوا برخوان # 4 ای شیخ پر از دعوی وی صورت بی‌معنی %~% نابوده و بنموده رو کم ترکوا ~~برخوان # 5 منگر که شه و میری بنگر که همی‌میری %~% در زیر یکی توده رو کم ترکوا ~~برخوان # 6 آن نازک و آن مشتک آن ما و من زشتک %~% پوسیده و فرسوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 7 رخ بر رخ زیبایان کم نه بنگر پایان %~% رخسار تو فرسوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 8 گر باغ و سرا داری با مرگ چه پا داری %~% در گور گل اندوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 9 رفتند جهان داران خون خواره و عیاران %~% بر خلق نبخشوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 10 تابوت کسان دیده وز دور بخندیده %~% وان چشم تو نگشوده رو کم ترکوا ~~برخوان # 11 بس کن ز سخن گویی از گفت چه می جویی %~% ای بادبپیموده رو کم ترکوا ~~برخوان PageV1P1871 ### || [genre: Gh] # 1 دانی که کجا جویی ما را به گه جستن %~% در گردش چشم او آن نرگس آبستن # 2 در دل چو خیال او تابد ز جمال او %~% دل بند بدراند او را نتوان بستن # 3 طفل دل پرسودا آغاز کند غوغا %~% پستان کریم او آغاز کند جستن # 4 دل ز آتش عشق او آموخت سبک روحی %~% از سینه بپریدن هر ساعت برجستن ~~PageV1P1872 ### || [genre: Gh] # 1 از آتش روی خود اندر دلم آتش زن %~% و آتش ز دلم بستان در چرخ منقش زن # 2 ای جان خوش ساده از اصل ملک زاده %~% هر جا که ms1045 روی خوش رو هر دم که زنی ~~خوش زن # 3 ای جسم تو را از جان گر فرق کند جانم %~% شمشیر به کف داری بر تارک ~~فرقش زن # 4 ای طره پربندت بگشاده گره‌ها را %~% این یک گره دیگر بر زلف مشوش زن ~~PageV1P1873 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار مقامردل پیش آ و دمی کم زن %~% زخمی که زنی بر ما مردانه و محکم ~~زن # 2 گر تخت نهی ما را بر سینه دریا نه %~% ور دار زنی ما را بر گنبد اعظم ~~زن # 3 ازواج موافق را شربت ده و دم دم ده %~% امشاج منافق را درهم زن و برهم ~~زن # 4 اکسیر لدنی را بر خاطر جامد نه %~% مخمور یتیمی را بر جام محرم زن # 5 در دیده عالم نه عدلی نو و عقلی نو %~% وان آهوی یاهو را بر کلب معلم ~~زن # 6 اندر گل بسرشته یک نفخ دگر دردم %~% وان سنبل ناکشته بر طینت آدم زن # 7 گر صادق صدیقی در غار سعادت رو %~% چون مرد مسلمانی بر ملک مسلم زن # 8 جان خواسته‌ای ای جان اینک من و اینک جان %~% جانی که تو را نبود بر ~~قعر جهنم زن # 9 خواهی که به هر ساعت عیسی نوی زاید %~% زان گلشن خود بادی بر چادر مریم ~~زن # 10 گر دار فنا خواهی تا دار بقا گردد %~% آن آتش عمرانی در خرمن ماتم زن # 11 خواهی تو دو عالم را همکاسه و هم یاسه %~% آن کحل اناالله را در عین ~~دو عالم زن # 12 من بس کنم اما تو ای مطرب روشن دل %~% از زیر چو سیر آیی بر زمزمه بم ~~زن # 13 تو دشمن غم‌هایی خاموش نمی‌شایی %~% هر لحظه یکی سنگی بر مغز سر غم زن ~~PageV1P1874 ### || [genre: Gh] # 1 بی جا شو در وحدت در عین فنا جا کن %~% هر سر که دوی دارد در گردن ترسا ~~کن # 2 اندر قفس هستی این طوطی قدسی را %~% زان ms1046 پیش که برپرد شکرانه شکرخا کن # 3 چون مست ازل گشتی شمشیر ابد بستان %~% هندوبک هستی را ترکانه تو یغما ~~کن # 4 دردی وجودت را صافی کن و پالوده %~% وان شیشه معنی را پرصافی صهبا کن # 5 تا مار زمین باشی کی ماهی دین باشی %~% ما را چو شدی ماهی پس حمله به ~~دریا کن # 6 اندر حیوان بنگر سر سوی زمین دارد %~% گر آدمیی آخر سر جانب بالا کن # 7 در مدرسه آدم با حق چو شدی محرم %~% بر صدر ملک بنشین تدریس ز اسما کن # 8 چون سلطنت الا خواهی بر لالا شو %~% جاروب ز لا بستان فراشی اشیا کن # 9 گر عزم سفر داری بر مرکب معنی رو %~% ور زانک کنی مسکن بر طارم خضرا کن # 10 می باش چو مستسقی کو را نبود سیری %~% هر چند شوی عالی تو جهد به اعلا ~~کن # 11 هر روح که سر دارد او روی به در دارد %~% داری سر این سودا سر در سر ~~سودا کن # 12 بی سایه نباشد تن سایه نبود روشن %~% برپر تو سوی روزن پرواز تو تنها ~~کن # 13 بر قاعده مجنون سرفتنه غوغا شو %~% کاین عشق همی‌گوید کز عقل تبرا کن # 14 هم آتش سوزان شو هم پخته و بریان شو %~% هم مست شو و هم می بی‌هر دو ~~تو گیرا کن # 15 هم سر شو و محرم شو هم دم زن و همدم شو %~% هم ما شو و ما را شو هم ~~بندگی ما کن # 16 تا ره نبرد ترسا دزدیده به دیر تو %~% گه عاشق زناری گه قصد چلیپا کن # 17 دانا شده‌ای لیکن از دانش هستانه %~% بی دیده هستانه رو دیده تو بینا ~~کن # 18 موسی خضرسیرت شمس الحق تبریزی %~% از سر تو قدم سازش قصد ید بیضا کن ~~PageV1P1875 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل چو نمی‌گردد در شرح زبان من %~% وان حرف نمی‌گنجد در صحن بیان من # 2 می گردد تن ms1047 در کد بر جای زبان خود %~% در پرده آن مطرب کو زد ضربان من # 3 هم ساغر و هم باده سرمست از آن ساقی %~% هم جان و جهان حیران در جان و ~~جهان من # 4 از غیب یکی لعلی در غار جهان آمد %~% وان لعل شده حیران در عزت کان من # 5 ما را تو کجا یابی گر موی به مو جویی %~% چون در سر زلف او گشته‌ست ~~مکان من # 6 جان دوش مر آن مه را می گفت دلم خستی %~% پیکان پر از خون بین ای سخته ~~کمان من # 7 گفتا که شکار من جز شیر کجا باشد %~% جز لعل بدخشانی کی یافت نشان من # 8 جز دلق دو صدپاره من پاره کجا گیرم %~% باقی قماشت کو ای دلق کشان من # 9 شمس الحق تبریزی از دور زمان برتر %~% و افزوده ز هر دوری از وی دوران ~~من PageV1P1876 ### || [genre: Gh] # 1 من گوش کشان گشتم از لیلی و از مجنون %~% آن می کشدم زان سو وین می ~~کشدم زین سون # 2 یک گوش به دست این یک گوش به دست آن %~% این می کشدم بالا وان می کشدم ~~هامون # 3 از دست کشاکش من وز چرخ پرآتش من %~% می گردم و می نالم چون چنبره ~~گردون # 4 آن لحظه که بی‌هوشم ز ایشان برهد گوشم %~% می غلطم چون شاهان در اطلس و ~~در اکسون # 5 من عاشق آن روزم می درم و می دوزم %~% بر خرقه بی‌چونی می زن تگلی ~~بی‌چون PageV1P1877 ### || [genre: Gh] # 1 آرایش باغ آمد این روی چه روی است این %~% مستی دماغ آمد این بوی چه ~~بوی است این # 2 این خانه جنات است یا کوی خرابات است %~% یا رب که چه خانه‌ست این یا ~~رب که چه کوی است این # 3 در دل صفت کوثر جویی ز می احمر %~% دل پر شده از دلبر یا رب که چه جوی ~~است این # 4 ای بر سر ms1048 هر پشته از درد تو صد کشته %~% تو پرده فروهشته ای دوست چه ~~خوی است این # 5 جان‌ها که به ذوق آمد در عشق دو جوق آمد %~% در عشق شراب است آن در عشق ~~سبوی است این PageV1P1878 ### || [genre: Gh] # 1 در زیر نقاب شب این زنگیکان را بین %~% با زنگیکان امشب در عشرت جان ~~بنشین # 2 خلقان همه خوش خفته عشاق درآشفته %~% اسرار به هم گفته شاباش زهی آیین # 3 یاران بشوریده با جان بسوزیده %~% بگشاده دل و دیده در شاهد بی‌کابین # 4 چون عشق تو رامم شد این عشق حرامم شد %~% چون زلف تو دامم شد شب گشت ~~مرا مشکین # 5 شد زنگی شب مستی دستی همگان دستی %~% در دیده هر هستی از دیده زنگی بین # 6 آن چرخ فرومانده کآبش بنگرداند %~% این چرخ چه می داند کز چیست ورا ~~تسکین # 7 می گردد آن مسکین نی مهر در او نی کین %~% که کندن آن فرهاد از چیست جز ~~از شیرین # 8 شه هندوی بنگی را آن مایه شنگی را %~% آن خسرو زنگی را کرد حشری بر چین # 9 شمعی تو برافروزی شمس الحق تبریزی %~% تا هندوی شب سوزی از روی چو صد ~~پروین PageV1P1879 ### || [genre: Gh] # 1 از چشمه جان ره شد در خانه هر مسکین %~% ماننده کاریزی بی‌تیشه و ~~بی‌میتین # 2 دل روی سوی جان کرد کای عاشق و ای پردرد %~% بر روزن دلبر رو در خانه ~~خود منشین # 3 ای خواجه سودایی می باش تو صحرایی %~% در گلشن شادی رو منگر به غم ~~غمگین # 4 چون پوست بود این دل چون آتش باشد غم %~% وین پوست از آن آتش چون سفره ~~بود پرچین # 5 چون دیده دل از غم پرخاک شود ای غم %~% تبریز کجا یابی با حضرت شمس ~~الدین PageV1P1880 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که تو را بیند وانگه نظرش بر تن %~% ز آیینه ندیده‌ست او الا ~~سیهی آهن # 2 از آب حیات تو دور است ms1049 به ذات تو %~% کز کبر برآید او بالا مثل روغن # 3 پای تو چو جان بوسد تا حشر لبان لیسد %~% از لذت آن بوسه ای روت مه ~~روشن # 4 گفتم به دلم چونی گفتا که در افزونی %~% زیرا که خیالش را هستم به خدا ~~مسکن # 5 در سینه خیال او وان گاه غم و غصه %~% در آب حیات او وانگه خطر مردن ~~PageV1P1881 ### || [genre: Gh] # 1 بی او نتوان رفتن بی‌او نتوان گفتن %~% بی او نتوان شستن بی‌او نتوان ~~خفتن # 2 ای حلقه زن این در در باز نتان کردن %~% زیرا که تو هشیاری هر لحظه کشی ~~گردن # 3 گردن ز طمع خیزد زر خواهد و خون ریزد %~% او عاشق گل خوردن همچون زن ~~آبستن # 4 کو عاشق شیرین خد زر بدهد و جان بدهد %~% چون مرغ دل او پرد زین گنبد ~~بی‌روزن # 5 این باید و آن باید از شرک خفی زاید %~% آزاد بود بنده زین وسوسه چون ~~سوسن # 6 آن باید کو آرد او جمله گهر بارد %~% یا رب که چه‌ها دارد آن ساقی ~~شیرین فن # 7 دو خواجه به یک خانه شد خانه چو ویرانه %~% او خواجه و من بنده پستی ~~بود و روغن PageV1P1882 ### || [genre: Gh] # 1 آن ساعد سیمین را در گردن ما افکن %~% بر سینه ما بنشین ای جان منت ~~مسکن # 2 سرمست شدم ای جان وز دست شدم ای جان %~% ای دوست خمارم را از لعل لبت ~~بشکن # 3 ای ساقی هر نادر این می ز چه خم داری %~% من بنده ظلم تو از بیخ و بنم ~~برکن # 4 هم پرده من می در هم خون دلم می خور %~% آخر نه تویی با من شاباش زهی ~~ای من # 5 از دوست ستم نبود بر مست قلم نبود %~% جز عفو و کرم نبود بر مست چنین ~~مسکن # 6 از معدن خویش ای جان بخرام در این میدان %~% رونق نبود زر را تا باشد ~~در معدن # 7 ms1050 با لعل چو تو کانی غمگین نشود جانی %~% در گور و کفن ناید تا باشد جان ~~در تن PageV1P1883 ### || [genre: Gh] # 1 ای سرده صد سودا دستار چنین می کن %~% خوب است همین شیوه ای دوست همین ~~می کن # 2 فرمانده خوبانی ابرو چو بجنبانی %~% این بنده تو را گوید آن می کن و ~~این می کن # 3 از خون مسلمانان در ساغر رهبان کن %~% وز کافر زلفینت ویرانی دین می کن # 4 مأمون امین را تو می ران که رو ای خاین %~% وان غیرت رهزن را بر روح ~~امین می کن # 5 آن حکم که از هیبت در عرش نمی‌گنجد %~% بر پشت زمان می نه بر روی زمین ~~می کن # 6 آن را که ندارد جان جان ده به دم عیسی %~% وان را که ندارد زر ز اکسیر ~~زرین می کن # 7 تا دور ابد شاها شمس الحق تبریزی %~% حکمی است به دور تو آری هله هین ~~می کن PageV1P1884 ### || [genre: Gh] # 1 نی نی به از این باید با دوست وفا کردن %~% نی نی کم از این باید تقصیر ~~و جفا کردن # 2 زخمی که زند دستت بر عاشق سرمستت %~% نتواند غیر تو تدبیر دوا کردن # 3 مرغی که چشد یک دم از دانه دام تو %~% در خاطر او ناید آهنگ هوا کردن # 4 ای کار دو چشم تو بی‌جرم و گنه کشتن %~% وی کار دو لعل تو حاجات روا ~~کردن # 5 خوش واقعه‌ای دارد دل با غم عشق تو %~% نی روی فروخوردن نی رای رها ~~کردن # 6 دعوی صفا کردن در عشق تو نیکو نیست %~% با جان صفا چه بود تفسیر صفا ~~کردن PageV1P1885 ### || [genre: Gh] # 1 گرت هست سر ما سر و ریش بجنبان %~% وگر عاشق شاهی روان باش به میدان # 2 صلا روز وصال است همه جاه و جمال است %~% همه لطف و کمال است زهی نادره ~~سلطان # 3 کجایی تو کجایی نه از حلقه مایی %~% وگر خود ms1051 به بهشتی چه خوش باشد ~~بی‌جان # 4 یکی چرب زبانی یکی جان و جهانی %~% از او بوسه به جانی زهی کاله ارزان # 5 اگر شیر اگر پیل چنانش کند این عشق %~% چو بینیش بگوییش زهی گربه در ~~انبان # 6 چه تلخ است و چه شیرین پر از مهر و پر از کین %~% زهی لذت نوشین زهی ~~لقمه دندان # 7 بیا پیش و مپرهیز و زین فتنه بمگریز %~% بمستیز بمستیز هلا ای شه مردان # 8 زهی روز زهی روز زهی عید دل افروز %~% از آن چشم کرشمه وزان لب ~~شکرافشان # 9 بجو باده گلگون از آن دلبر موزون %~% که این دم مه گردون روان گشت به ~~میزان # 10 بنوش از می بالا لب و ریش میالا %~% شنو بانگ و علالا ز هر اختر و ~~کیوان # 11 بیندیش و خمش باش چنین راز مگو فاش %~% دریغ است بر اوباش چنین گوهر و ~~مرجان PageV1P1886 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بوسه به چند است از آن لعل مثمن %~% اگر بوسه به جانی است فریضه ~~است خریدن # 2 چو آن بوسه پاک است نه اندرخور خاک است %~% شوم جان مجرد برون آیم از ~~این تن # 3 مرا بحر صفا گفت که کامی نرسد مفت %~% گر آن گوهر با توست صدف را هله ~~بشکن # 4 پی بوسه گل را که فر بخشد مل را %~% جهانی است زبان‌ها برون کرده چو ~~سوسن # 5 غلط گر همه شاهید چو مریخ و چو ماهید %~% هلا بوسه مخواهید از آن دلبر ~~توسن # 6 درآ ای مه آفاق که روزن بگشادم %~% شبی بر رخ من تاب لبی بر لب من زن # 7 در گفت فروبند و گشا روزن دل را %~% ز مه بوسه نیابید مگر از ره روزن ~~PageV1P1887 ### || [genre: Gh] # 1 دل دل دل تو دل مرا مرنجان %~% چرا چرا چه معنی مرا کنی پریشان # 2 بیا بیا و بازآ به صلح سوی خانه %~% مرو مرو ز پیشم کتف چنین مجنبان # 3 ms1052 تو صد شکرستانی ترش چه کردی ابرو %~% سبکتر از صبایی چرا شوی گران جان # 4 منم کنون ز عشق رخ چو گلشن تو %~% فراز سرو و گلشن چو صد هزاردستان # 5 بیا بیا دمم ده که دمدمه لطیفت %~% حیات دل فزاید مرا چو آب حیوان # 6 بیار عشوه اینک بهای عشوه صد جان %~% هزار جان به ارزد زهی متاع ارزان # 7 تو عقل عقل مایی چرا ز ما جدایی %~% سری که عقل از او شد نه گیج ماند و ~~حیران # 8 ستون این سرایی ز در برون چرایی %~% سرا که بی‌ستون شد نه پست گشت ~~ویران # 9 تو ماه آسمانی و ما شبیم تاری %~% شبی که مه نباشد غلس بود فراوان # 10 تو پادشاه شهری و ما کنار شهری %~% چو شهر ماند بی‌شه چه سر بود چه ~~سامان # 11 مها تویی سلیمان فراق و غم چو دیوان %~% چو دور شد سلیمان نه دست یافت ~~شیطان # 12 تویی به جای موسی و ما تو را عصایی %~% بجز به کف موسی عصا نیافت ~~برهان # 13 مسیح خوش دمی تو و ما ز گل چو مرغی %~% دمی بدم تو بر ما بر اوج بین ~~تو جولان # 14 تو نوح روزگاری و ما چو اهل کشتی %~% چو نوح رفت کشتی کجا رهد ز طوفان # 15 تویی خلیل ای جان همه جهان پرآتش %~% که بی‌خلیل آتش نمی‌شود گلستان # 16 تو نور مصطفایی و کعبه پربتان شد %~% هلا بیا برون کن بتان ز بیت ~~رحمان # 17 تو یوسف جمالی و چشم خلق بسته %~% نظر ز تو گشاید چو چشم پیر کنعان # 18 تو گوهر صفایی و ما صدف به گردت %~% صدف چه قیمت آرد چو رفت گوهر کان # 19 تو جان آفتابی که او است جان عالم %~% سزد گرت بگویم که جان جان کیهان # 20 به غیب باشد ایمان تو غیب را عیانی %~% که عین عین عینی و اصل اصل ~~ایمان # 21 خمش که تا قیامت ms1053 اگر دهی علامت %~% جوی نموده باشی به ما ز گنج پنهان ~~PageV1P1888 ### || [genre: Gh] # 1 با روی تو کفر است به معنی نگریدن %~% یا باغ صفا را به یکی تره خریدن # 2 با پر تو مرغان ضمیر دل ما را %~% در جنت فردوس حرام است پریدن # 3 اندر فلک عشق هر آن مه که بتابد %~% آن ابر تو است ای مه و فرض است ~~دریدن # 4 دشتی که چراگاه شکاران تو باشد %~% شیران بنیارند در آن دست چریدن # 5 هر عشق که از آتش حسن تو نخیزد %~% آن عشق حرام است و صلای فسریدن # 6 در باطن من جان من از غیر تو ببرید %~% محسوس شنیدم من آواز بریدن # 7 در خواب شود غافل از این دولت بیدار %~% از پوست چه شیره بودت در ~~فشریدن # 8 رنجور شقاوت چو بیفتاد به یاسین %~% لاحول بود چاره و انگشت گزیدن # 9 جز عشق خداوندی شمس الحق تبریز %~% آن موی بصر باشد باید ستریدن ~~PageV1P1889 ### || [genre: Gh] # 1 ما دست تو را خواجه بخواهیم کشیدن %~% وز نیک و بدت پاک بخواهیم بریدن # 2 هر چند شب غفلت و مستیت دراز است %~% ما بر همه چون صبح بخواهیم دمیدن # 3 در پرده ناموس و دغل چند گریزی %~% نزدیک رسیده‌ست تو را پرده دریدن # 4 هر میوه که در باغ جهان بود همه پخت %~% ای غوره چون سنگ نخواهی تو ~~پزیدن # 5 رحم آر بر این جان که طپان است در این دام %~% نشنود مگر گوش تو آواز ~~طپیدن # 6 چشمی است تو را در دل و آن چشم به درد است %~% پس چیست غم تو بجز آن ~~چشم خلیدن # 7 چون می خلد آن چشم بجو دارو و درمان %~% تا بازرهی از خلش و آب دویدن # 8 داروی دل و دیده نبوده‌ست و نباشد %~% ای یوسف خوبان بجز از روی تو ~~دیدن # 9 هین مخلص این را تو بفرما به تمامی %~% که گفت تو و قول ms1054 تو مزد است ~~شنیدن PageV1P1890 ### || [genre: Gh] # 1 هر شب که بود قاعده سفره نهادن %~% ما را ز خیال تو بود روزه گشادن # 2 ای لطف تو را قاعده بر روزه گشایان %~% مانند مسیحا ز فلک مایده دادن # 3 چون قوت دل از مطبخ سودای تو باشد %~% باید به میان رفتن و در لوت ~~فتادن # 4 ما را هم از آن آتش دل آب حیات است %~% بر آتش دل شاد بسوزیم چو لادن # 5 کار حیوان است نه کار دل و جان است %~% در خاک بپوسیدن و از خاک بزادن ~~PageV1P1891 ### || [genre: Gh] # 1 صد گوش نوم باز شد از راز شنودن %~% بی بوددهنده نتوان زادن و بودن # 2 استودن تو باد بهار آمد و من باغ %~% خوش حامله می گردد اجزا ز ستودن # 3 بر همدگر افتادن مستان چه لطیف است %~% وز همدگر آن جام وفا را بربودن # 4 ای آنک به عشق رخ تو واجب و حق است %~% آیینه دل را ز خرافات زدودن # 5 آواز صفیر تو شنیدیم و فریضه است %~% این هدهد جان را گره از پای گشودن # 6 تا چند در این ابر نهان باشد آن ماه %~% جان‌ها به لب آمد هله وقت است ~~نمودن # 7 ای گلشن روی تو ز دی ایمن و فارغ %~% وی سنبل ابروی تو ایمن ز درودن # 8 ساقی چو تویی کفر بود بودن هشیار %~% وان شب که تویی ماه حرام است ~~غنودن # 9 چون آمد پیراهن خوش بوی تو یوسف %~% بس بارد و سرد است کنون لخلخه سودن # 10 گفتم که ببوسم کف پای تو مرا گفت %~% آن جسم بود کش بتوانند بسودن # 11 پس تا شه ما گوید کو راست مسلم %~% پر کردن افهام و بر افهام فزودن ~~PageV1P1892 ### || [genre: Gh] # 1 گر زانک ملولی ز من ای فتنه حوران %~% این سلسله بگذار و کسی را ~~بمشوران # 2 در کوچه کوران تو یکی روز گذشتی %~% افتاد دو صد خارش در دیده ms1055 کوران # 3 در خواب نمودی تو شبی قامت خود را %~% بر سرو بیفزود ز تو قد قصوران # 4 ای آنک تو را جنبش این عشق نبوده‌ست %~% حیران شده بر جای تو چون تازه ~~حضوران # 5 از لحن عرابی چو شتر بادیه کوبد %~% زین لحن چه بیگانه‌ای ای کم ز ~~ستوران # 6 عشقا تو سلیمان و سماع است سپاهت %~% رفتند به سوراخ خود از بیم تو ~~موران # 7 شمس الحق تبریز چو خورشید برآید %~% زیرا که ز خورشید بود جامه عوران ~~PageV1P1893 ### || [genre: Gh] # 1 بفریفتیم دوش و پرندوش به دستان %~% خوردم دغل گرم تو چون عشوه پرستان # 2 دی عهد نکردی بروم بازبیایم %~% سوگند نخوردی که بجویم دل مستان # 3 گفتی که به بستان بر من چاشت بیایید %~% رفتی تو سحرگاه و ببستی در ~~بستان # 4 ای عشوه تو گرمتر از باد تموزی %~% وی چهره تو خوبتر از روی گلستان # 5 دانی که دغل از چو تو یاری به چه ماند %~% در عین تموزی بجهد برق ~~زمستان # 6 گر زانک تو را عشوه دهد کس گله کم کن %~% صد شعبده کردی تو یکی شعبده ~~بستان # 7 بر وعده مکن صبر که گر صبر نبودی %~% هرگز نرسیدی مدد از نیست بهستان # 8 ور نه بکنم غمز و بگویم که سبب چیست %~% زان سان که تو اقرار کنی که ~~سبب است آن PageV1P1894 ### || [genre: Gh] # 1 نشاید از تو چندین جور کردن %~% نشاید خون مظلومان به گردن # 2 مرا بهر تو باید زندگانی %~% وگر نی سهل دارم جان سپردن # 3 از آن روزی که نام تو شنیدم %~% شدم عاجز من از شب‌ها شمردن # 4 روا باشد که از چون تو کریمی %~% نصیب من بود افسوس خوردن # 5 خداوندا از آن خوشتر چه باشد %~% بدیدن روی تو پیش تو مردن # 6 مثال شمع شد خونم در آتش %~% ز دل جوشیدن و بر رخ فسردن # 7 در این زندان مرا کند است دندان %~% از این صبر ms1056 و از این دندان فشردن # 8 از این خانه شدم من سیر وقت است %~% به بام آسمان‌ها رخت بردن ~~PageV1P1895 ### || [genre: Gh] # 1 در این دم همدمی آمد خمش کن %~% که او ناگفته می داند خمش کن # 2 ز جام باده خاموش گویا %~% تو را بی‌خویش بنشاند خمش کن # 3 مزن تشنیع بر سلطان عشقش %~% که او کس را نرنجاند خمش کن # 4 اگر در آینه دم را بگیری %~% تو را از گفت برهاند خمش کن # 5 ز گردش‌های تو می داند آن کس %~% که گردون را بگرداند خمش کن # 6 هر اندیشه که در دل دفن کردی %~% یکایک بر تو برخواند خمش کن # 7 ز هر اندیشه مرغی آفریند %~% در آن عالم بپراند خمش کن # 8 یکی جغد و یکی باز و یکی زاغ %~% که یک یک را نمی‌ماند خمش کن # 9 گر آن مه را نمی‌بینی ببینی %~% چو چشمت را بپیچاند خمش کن # 10 از این عالم و زان عالم مگو زانک %~% به یک رنگیت می راند خمش کن ~~PageV1P1896 ### || [genre: Gh] # 1 ندا آمد به جان از چرخ پروین %~% که بالا رو چو دردی پست منشین # 2 کسی اندر سفر چندین نماند %~% جدا از شهر و از یاران پیشین # 3 ندای ارجعی آخر شنیدی %~% از آن سلطان و شاهنشاه شیرین # 4 در این ویرانه جغدانند ساکن %~% چه مسکن ساختی ای باز مسکین # 5 چه آساید به هر پهلو که گردد %~% کسی کز خار سازد او نهالین # 6 چه پیوندی کند صراف و قلاب %~% چه نسبت زاغ را با باز و شاهین # 7 چه آرایی به گچ ویرانه‌ای را %~% که بالا نقش دارد زیر سجین # 8 چرا جان را نیارایی به حکمت %~% که ارزد هر دمش صد چین و ماچین # 9 نه آن حکمت که مایه گفت و گوی است %~% از آن حکمت که گردد جان خدابین # 10 تو گوهر شو که خواهند و نخواهند %~% نشانندت همه بر تاج زرین ms1057 # 11 رها کن پس روی چون پای کژمژ %~% الف می باش فرد و راست بنشین # 12 چو معنی اسب آمد حرف چون زین %~% بگو تا کی کشی بی‌اسب این زین # 13 کلوخ انداز کن در عشق مردان %~% تو هم مردی ولی مرد کلوخین # 14 عروسی کلوخی با کلوخی %~% کلوخ آرد نثار و سنگ کابین # 15 به گورستان به زیر خشت بنگر %~% که نشناسی تو سارانشان ز پایین # 16 خدایا دررسان جان را به جان‌ها %~% بدان راهی که رفتند آل یاسین # 17 دعای ما و ایشان را درآمیز %~% چنان کز ما دعای و از تو آمین # 18 عنایت آن چنان فرما که باشد %~% ز ما احسان اندک وز تو تحسین # 19 ز شهوانی به عقلانی رسانمان %~% بر اوج فوق بر زین لوح زیرین ~~PageV1P1897 ### || [genre: Gh] # 1 دل خون خواره را یک باره بستان %~% ز غم صدپاره شد یک پاره بستان # 2 بکن جان مرا امروز چاره %~% وگر نی جان از این بیچاره بستان # 3 همه شب دوش می گفتم خدایا %~% که داد من از آن خون خواره بستان # 4 دل سنگین او چون ریخت خونم %~% تو خون من ز سنگ خاره بستان # 5 به دست دل فرستادم دو سه خط %~% یکی خط را از آن آواره بستان # 6 در آن خط صورت و اشکال عشق است %~% برای عبرت و نظاره بستان # 7 دلم با عشق هم استاره افتاد %~% نخواهی جرم از استاره بستان ~~PageV1P1898 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای مونس جان‌های مستان %~% ببین اندیشه و سودای مستان # 2 بیا ای میر خوبان و برافروز %~% ز شمع روی خود سیمای مستان # 3 نمی‌آیی سر از طاقی برون کن %~% ببین این غلغل و غوغای مستان # 4 بیا ای خواب مستان را ببسته %~% گشا این بند را از پای مستان # 5 همه شب می رود تا روز ای مه %~% به اهل آسمان هیهای مستان # 6 همی‌گویند ما هم زو خرابیم %~% چنین است آسمان پس وای ms1058 مستان # 7 فرشته و آدمی دیوان و پریان %~% ز تو زیر و زبر چون رای مستان # 8 کلاه جمله هشیاران ربودند %~% در این بازارگه چه جای مستان # 9 میفکن وعده مستان به فردا %~% تویی فردا و پس فردای مستان # 10 چو مستان گرد چشمت حلقه کردند %~% کی بنشیند دگر بالای مستان # 11 شنیدم چرخ گردون را که می گفت %~% منم یک لقمه از حلوای مستان # 12 شنیدم از دهان عشق می گفت %~% منم معشوقه زیبای مستان # 13 اگر گویند ماه روزه آمد %~% نیابی جام جان افزای مستان # 14 بگو کان می ز دریاهای جان است %~% که جان را می دهد سقای مستان # 15 همه مولای عقلند این غریب است %~% که عقل آمد که من مولای مستان # 16 چو فرمان موقع داشت رویش %~% کشید ابروی او طغرای مستان # 17 همه مستان نبشتند این غزل را %~% به خون دل ز خون پالای مستان ~~PageV1P1899 ### || [genre: Gh] # 1 ز زخم دف کفم بدرید ای جان %~% چه بستی کیسه را دستی بجنبان # 2 گشادی کن بجنب آخر نه سنگی %~% نه سنگی هم گشاید آب حیوان # 3 مروت را مگر سیلاب برده‌ست %~% که پیدا نیست گرد او به میدان # 4 درافکن کهنه‌ای گر زر نداری %~% تو را جز ریش کهنه نیست درمان # 5 چو دستت بسته و ریشت گشاده‌ست %~% بجنبان ریش را ای ریش جنبان # 6 گلو بگرفت و آوازم ز نعره %~% مگر بسته است راه گوش اخوان # 7 اگر راه است آبی را در این ناو %~% چرا چرخی و سنگی نیست گردان # 8 وگر این سنگ گردان است کو آرد %~% زهی مهمانی بی‌آب و بی‌نان # 9 به طیبت گفتم این نکته مرنجید %~% مدارید از مزح خاطر پریشان # 10 گلو مخراش و زیر لب بخوانش %~% دهانت پر کند از در و مرجان # 11 مسلم دان خدا را خوان نهادن %~% خمش کن این کرم را نیست پایان ~~PageV1P1900 ### || [genre: Gh] # 1 چرا منکر شدی ای میر کوران %~% نمی‌گویم ms1059 که مجنون را مشوران # 2 تو می گویی که بنما غیبیان را %~% ستیران را چه نسبت با ستوران # 3 در این دریا چه کشتی و چه تخته %~% در این بخشش چه نزدیکان چه دوران # 4 عدم دریاست وین عالم یکی کف %~% سلیمانی است وین خلقان چو موران # 5 ز جوش بحر آید کف به هستی %~% دو پاره کف بود ایران و توران # 6 در آن جوشش بگو کوشش چه باشد %~% چه می لافند از صبر این صبوران # 7 از این بحرند زشتان گشته نغزان %~% از این موجند شیرین گشته شوران # 8 نپردازی به من ای شمس تبریز %~% که در عشقت همی‌سوزند حوران ~~PageV1P1901 ### || [genre: Gh] # 1 شنیدی تو که خط آمد ز خاقان %~% که از پرده برون آیند خوبان # 2 چنین فرموده است خاقان که امسال %~% شکر خواهم که باشد سخت ارزان # 3 زهی سال و زهی روز مبارک %~% زهی خاقان زهی اقبال خندان # 4 درون خانه بنشستن حرام است %~% که سلطان می خرامد سوی میدان # 5 بیا با ما به میدان تا ببینی %~% یکی بزم خوش پیدای پنهان # 6 نهاده خوان و نعمت‌های بسیار %~% ز حلواها و از مرغان بریان # 7 غلامان چو مه در پیش ساقی %~% نوای مطربان خوشتر از جان # 8 ولیک از عشق شه جان‌های مستان %~% فراغت دارد از ساقی و از خوان # 9 تو گویی این کجا باشد همان جا %~% که اندیشه کجا گشته‌ست جویان ~~PageV1P1902 ### || [genre: Gh] # 1 کجا خواهی ز چنگ ما پریدن %~% کی داند دام قدرت را دریدن # 2 چو پایت نیست تا از ما گریزی %~% بنه گردن رها کن سر کشیدن # 3 دوان شو سوی شیرینی چو غوره %~% به باطن گر نمی‌دانی دویدن # 4 رسن را می گزی ای صید بسته %~% نبرد این رسن هیچ از گزیدن # 5 نمی‌بینی سرت اندر زه ماست %~% کمانی بایدت از زه خمیدن # 6 چه جفته می زنی کز بار رستم %~% یکی دم هشتمت بهر چریدن # 7 دل ms1060 دریا ز بیم و هیبت ما %~% همی‌جوشد ز موج و از طپیدن # 8 که سنگین اگر آن زخم یابد %~% ز بند ما نیارد برجهیدن # 9 فلک را تا نگوید امر ما بس %~% به گرد خاک ما باید تنیدن # 10 هوا شیری است از پستان شیطان %~% بود عقل تو شیر خر مکیدن # 11 دهان خاک خشک از حسرت ماست %~% نیارد جرعه‌ای بی‌ما چشیدن # 12 کی یارد صید ما را قصد کردن %~% کی یارد بنده ما را خریدن # 13 کسی را که ربودیم و گزیدیم %~% که را خواهد به غیر ما گزیدن # 14 امانی نیست جان را در جز عشق %~% میان عاشقان باید خزیدن # 15 امان هر دو عالم عاشقان راست %~% چنین بودند وقت آفریدن # 16 نشاید بره را از جور چوپان %~% ز چوپان جانب گرگان رمیدن # 17 که این چوپان نریزد خون بره %~% که او جاوید داند پروریدن # 18 بدان کاصحاب تن اصحاب فیلند %~% به کعبه کی تواند بررسیدن # 19 که کعبه ناف عالم پیل بینی است %~% نتان بینی بر نافی کشیدن # 20 ابابیلی شو و از پیل مگریز %~% ابابیل است دل در دانه چیدن # 21 بچینند دشمنان را همچو دانه %~% پیام کعبه را داند شنیدن # 22 ز دل خواهی شدن بر آسمان‌ها %~% ز دل خواهد گل دولت دمیدن # 23 ز دل خواهی به دلبر راه بردن %~% ز دل خواهی ز ننگ تن رهیدن # 24 دل از بهر تو یک دیکی بپخته‌ست %~% زمانی صبر می کن تا پزیدن # 25 دل دل‌هاست شمس الدین تبریز %~% نتاند شمس را خفاش دیدن PageV1P1903 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو عاشقی غم را رها کن %~% عروسی بین و ماتم را رها کن # 2 تو دریا باش و کشتی را برانداز %~% تو عالم باش و عالم را رها کن # 3 چو آدم توبه کن وارو به جنت %~% چه و زندان آدم را رها کن # 4 برآ بر چرخ چون عیسی مریم %~% خر عیسی مریم را رها کن # 5 ms1061 وگر در عشق یوسف کف بریدی %~% همو را گیر و مرهم را رها کن # 6 وگر بیدار کردت زلف درهم %~% خیال و خواب درهم را رها کن # 7 نفخت فیه من روحی رسیده‌ست %~% غم بیش و غم کم را رها کن # 8 مسلم کن دل از هستی مسلم %~% امید نامسلم را رها کن # 9 بگیر ای شیرزاده خوی شیران %~% سگان نامعلم را رها کن # 10 حریصان را جگرخون بین و گرگین %~% گر و ناسور محکم را رها کن # 11 بر آن آرد تو را حرص چو آزر %~% که ابراهیم ادهم را رها کن # 12 خمش زان نوع کوته کن سخن را %~% که الله گو اعلم را رها کن # 13 چو طالع گشت شمس الدین تبریز %~% جهان تنگ مظلم را رها کن PageV1P1904 ### || [genre: Gh] # 1 تو نقد قلب را از زر برون کن %~% وگر گوید زرم زوتر برون کن # 2 که بیگانه چو سیلاب است دشمن %~% ز بامش تو بران وز در برون کن # 3 مگس‌ها را ز غیرت ای برادر %~% از این بزم پر از شکر برون کن # 4 دو چشم خاین نامحرمان را %~% از آن زیب و جمال فر برون کن # 5 اگر کر نشنود آواز آن چنگ %~% اگر تانی کری از کر برون کن # 6 چو مستان شیشه اندر دست دارند %~% دلی کو هست چون مرمر برون کن # 7 نران راه معنی عاشقانند %~% نر شهوت بود چون خر برون کن # 8 بر یزید است شهوت پر و بالش %~% از این مرغان نیکو پر برون کن # 9 چو بنده شمس تبریزی نباشد %~% تو او را آدمی مشمر برون کن PageV1P1905 ### || [genre: Gh] # 1 گر این جا حاضری سر همچنین کن %~% چو کردی بار دیگر همچنین کن # 2 مرا دی تنگ اندر بر کشیدی %~% بیا ای تنگ شکر همچنین کن # 3 در و بام مرا دی می شکستی %~% درآ امروز از در همچنین کن # 4 میان جان چاکر کار کردی %~% به ms1062 پیش چشم چاکر همچنین کن # 5 چه خوش کردی مها آن شیوه را دی %~% رها کن ناز و خوشتر همچنین کن ~~PageV1P1906 ### || [genre: Gh] # 1 نتانی آمدن این راه با من %~% کجا دارد هریسه پای روغن # 2 ولی همراهی و با تو بسازم %~% که چشم من به روی توست روشن # 3 چو از راهت ببردم شرط نبود %~% میان راه ترک دوست کردن # 4 بغل‌هایت بگیرم همچو پیران %~% چو طفلانت نهم گاهی به گردن # 5 چو آدم توبه کن از خوشه چینی %~% چو کشتی بذر آن توست خرمن # 6 دهان بربند گوش فهم بسته‌ست %~% مگو چیزی که می ناید به گفتن ~~PageV1P1907 ### || [genre: Gh] # 1 دل معشوق سوزیده است بر من %~% وزان سوزش جهان را سوخت خرمن # 2 بزد آتش به جان بنده شمعی %~% کز او شد موم جان سنگ و آهن # 3 بدید آمد از آن آتش به ناگه %~% میان شب هزاران صبح روشن # 4 به کوی عشق آوازه درافتاد %~% که شد در خانه دل شکل روزن # 5 چه روزن کآفتاب نو برآمد %~% که سایه نیست آن جا قدر سوزن # 6 از آن نوری که از لطفش برسته‌ست %~% ز آتش گلبن و نسرین و سوسن # 7 از آن سو بازگرد ای یار بدخو %~% بدین سو آ که این سوی است مؤمن # 8 به سوی بی‌سوی جمله بهار است %~% به هر سو غیر این سرمای بهمن # 9 چو شمس الدین جان آمد ز تبریز %~% تو جان کندن همی‌خواهی همی‌کن ~~PageV1P1908 ### || [genre: Gh] # 1 تو هر جزو جهان را بر گذر بین %~% تو هر یک را رسیده از سفر بین # 2 تو هر یک را به طمع روزی خود %~% به پیش شاه خود بنهاده سر بین # 3 مثال اختران از بهر تابش %~% فتاده عاجز اندر پای خور بین # 4 مثال سیل‌ها در جستن آب %~% به سوی بحرشان زیر و زبر بین # 5 برای هر یکی از مطبخ شاه %~% به قدر او تو خوان معتبر بین ms1063 # 6 به پیش جام بحرآشام ایشان %~% تو دریای جهان را مختصر بین # 7 وان‌ها را که روزی روی شاه است %~% ز حسن شه دهانش پرشکر بین # 8 به چشم شمس تبریزی تو بنگر %~% یکی دریای دیگر پرگهر بین PageV1P1909 ### || [genre: Gh] # 1 تو را پندی دهم ای طالب دین %~% یکی پندی دلاویزی خوش آیین # 2 مشین غافل به پهلوی حریصان %~% که جان گرگین شود از جان گرگین # 3 ز خارش‌های دل ار پاک گردی %~% ز دل یابی حلاوت‌های والتین # 4 بجوشند از درون دل عروسان %~% چو مرد حق شوی ای مرد عنین # 5 ز چشمه چشم پریان سر برآرند %~% چو ماه و زهره و خورشید و پروین # 6 بنوش این را که تلقین‌های عشق است %~% که سودت کم کند در گور تلقین # 7 به احسان زر به خوبان آن چنان ده %~% که نفریبند زشتانت به تحسین # 8 نمی‌خواهند خوبان جز ممیز %~% بمفریبان تو ایشان را به کابین # 9 ز تو آن گلرخان را ننگ آید %~% چو بفروشی تو سرگی را به سرگین # 10 ز سنگ آسیا زیرین حمول است %~% نه قیمت بیش دارد سنگ زیرین # 11 میان سنگ‌ها آن بیش ارزد %~% که افزون خورده باشد زخم میتین # 12 ز اشکست تجلی فضل دارد %~% میان کوه‌ها آن طور سینین # 13 خمش کن صبر کن تمکین تو کو %~% که را ماند ز دست عشق تمکین ~~PageV1P1910 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ساقی می ما را بگردان %~% بدان می این قضاها را بگردان # 2 قضا خواهی که از بالا بگردد %~% شراب پاک بالا را بگردان # 3 زمینی خود که باشد با غبارش %~% زمین و چرخ و دریا را بگردان # 4 نیندیشم دگر زین خورده سودا %~% بیا دریای سودا را بگردان # 5 اگر من محرم ساغر نباشم %~% مرا لا گیر و الا را بگردان # 6 اگر کژ رفت این دل‌ها ز مستی %~% دل بی‌دست و بی‌پا را بگردان # 7 شرابی ده که اندر جا نگنجم %~% چو فرمودی ms1064 مرا جا را بگردان PageV1P1911 ### || [genre: Gh] # 1 به باغ آییم فردا جمله یاران %~% همه یاران همدل همچو باران # 2 صلا گفتیم فردا روز باغ است %~% صلای عاشقان و حق گزاران # 3 در آن باغ بتان و بت پرستان %~% هزاران در هزاران در هزاران # 4 همه شادان و دست انداز و خندان %~% همه شاهان عشق و تاجداران # 5 به زیر هر درختی ماه رویی %~% زهی خوبان زهی سیمین عذاران # 6 یکی جوقی پیاده همچو سبزه %~% دگر جوقی چو شاخ گل سواران # 7 نبینی سبزه را با گل حسودی %~% نباشد مست آن می را خماران PageV1P1912 ### || [genre: Gh] # 1 اگر خواهی مرا می در هوا کن %~% وگر سیری ز من رفتم رها کن # 2 نیم قانع به یک جام و به صد جام %~% دوساله پیش تو دارم قضا کن # 3 بده می گر ننوشم بر سرم ریز %~% وگر نیکو نگفتم ماجرا کن # 4 من از قندم مرا گویی ترش شو %~% تو ماشی را بگیر و لوبیا کن # 5 سر خم را به کهگل هین مبندا %~% دل خم را برآور دلگشا کن # 6 مرا چون نی درآوردی به ناله %~% چو چنگم خوش بساز و بانوا کن # 7 اگر چه می زنی سیلیم چون دف %~% که آوازی خوشی داری صدا کن # 8 چو دف تسلیم کردم روی خود را %~% بزن سیلی و رویم را قفا کن # 9 همی‌زاید ز دف و کف یک آواز %~% اگر یک نیست از همشان جدا کن # 10 حریف آن لبی ای نی شب و روز %~% یکی بوسه پی ما اقتضا کن # 11 تو بوسه باره‌ای و جمله خواری %~% نگیری پند اگر گویم سخا کن # 12 شدی ای نی شکر ز افسون آن لب %~% ز لب ای نیشکر رو شکرها کن # 13 نه شکر است این نوای خوش که داری %~% نوای شکرین داری ادا کن # 14 خموش از ذکر نی می باش یکتا %~% که نی گوید که یکتا را دو تا ms1065 کن ~~PageV1P1913 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای دل به سوی دلبر من %~% بدان خورشید شرق و شمع روشن # 2 مرو هر سو به سوی بی‌سویی رو %~% که هر مسکین بدان سو یافت مسکن # 3 بنه سر چون قلم بر خط امرش %~% که هر بی‌سر از او افراشت گردن # 4 که جز در ظل آن سلطان خوبان %~% دل ترسندگان را نیست مؤمن # 5 به دستت او دهد سرمایه زر %~% ز پایت او گشاید بند آهن # 6 ور از انبوهی از در ره نیابی %~% چو گنجشکان درآ از راه روزن # 7 وگر زان خرمن گل بو نیابی %~% چه سود عنبرینه و مشک و لادن # 8 وگر سبلت ز شیرش تر نکردی %~% برو ای قلتبان و ریش می کن # 9 چو دیدی روی او در دل بروید %~% گل و نسرین و بید و سرو و سوسن # 10 درآمیزد دلت با آب حسنش %~% چو آتش که درآویزد به روغن # 11 درآ در آتشش زیرا خلیلی %~% مرم ز آتش نه‌ای نمرود بدظن # 12 درآ در بحر او تا همچو ماهی %~% بروید مر تو را از خویش جوشن # 13 ز کاه غم جدا کن حب شادی %~% که آن مه را برای ماست خرمن # 14 بهار آمد برون آ همچو سبزه %~% به کوری دی و بر رغم بهمن # 15 نخمی چون کمان گر تیر اویی %~% به قاب قوس رستستی ز مکمن # 16 زهی بر کار و ساکن تو به ظاهر %~% مثال مرهمی در کار کردن # 17 خمش کن شد خموشی چون بلادر %~% بلادر گر ننوشی باش کودن PageV1P1914 ### || [genre: Gh] # 1 برآ بر بام و اکنون ماه نو بین %~% درآ در باغ و اکنون سیب می چین # 2 از آن سیبی که بشکافد در روم %~% رود بوی خوشش تا چین و ماچین # 3 برآ بر خرمن سیب و بکش پا %~% ز سیب لعل کن فرش و نهالین # 4 اگر سیبش لقب گویم وگر می %~% وگر نرگس وگر گلزار و ms1066 نسرین # 5 یکی چیز است در وی چیست کان نیست %~% خدا پاینده دارش یا رب آمین # 6 بیا اکنون اگر افسانه خواهی %~% درآ در پیش من چون شمع بنشین # 7 همی‌ترسم که بگریزی ز گوشه %~% برآ بالا برون انداز نعلین # 8 به پهلویم نشین برچفس بر من %~% رها کن ناز و آن خوهای پیشین # 9 بیامیز اندکی ای کان رحمت %~% که تا گردد رخ زرد تو رنگین # 10 روا باشد وگر خود من نگویم %~% همیشه عشوه و وعده دروغین # 11 از این پاکی تو لیکن عاشقان را %~% پراکنده سخن‌ها هست آیین # 12 زهی اوصاف شمس الدین تبریز %~% زهی کر و فر و امکان و تمکین ~~PageV1P1915 ### || [genre: Gh] # 1 چو بربندند ناگاهت زنخدان %~% همه کار جهان آن جا زنخ دان # 2 چو می برند شاخی را ز دو نیم %~% بلرزد شاخ دیگر را دل از بیم # 3 که گفتت گرد چرخ چنبری گرد %~% که قد همچو سروت چنبری کرد # 4 نمی‌بینم تو را آن مردی و زور %~% که بر گردون روی نارفته در گور # 5 تو تا بنشسته‌ای در دار فانی %~% نشسته می روی و می نبینی # 6 نشسته می روی این نیز نیکو است %~% اگر رویت در این رفتن سوی او است # 7 بسی گشتی در این گرداب گردان %~% به سوی جوی رحمت رو بگردان # 8 بزن پایی بر این پابند عالم %~% که تا دست از تبرک بر تو مالم # 9 تو را زلفی است به از مشک و عنبر %~% تو ده کل را کلاهی ای برادر # 10 کله کم جو چو داری جعد فاخر %~% کله بر آسمان انداز آخر # 11 چرا دنیا به نکته مستحیله %~% فریبد چو تو زیرک را به حیله # 12 به سردی نکته گوید سرد سیلی %~% نداری پای آن خر را شکالی # 13 اگر دوران دلیل آرد در آن قال %~% تخلف دیده‌ای در روی او مال # 14 تو را عمری کشید این غول در تیه %~% بکن ms1067 با غول خود بحثی به توجیه # 15 چرا الزام اویی چیست سکته %~% جوابش گو که مقلوب است نکته PageV1P1916 ### || [genre: Gh] # 1 فرود آ تو ز مرکب بار می بین %~% وجودت را تو پود و تار می بین # 2 هر آن گلزار کاندر هجر مانده‌ست %~% سراسر جان او پرخار می بین # 3 چو جمله راه‌های وصل را بست %~% رخان عاشقان را زار می بین # 4 چو سررشته اشارت‌هاش دیدی %~% بر آن رشته برو گلزار می بین # 5 ز جان‌ها جوق جوق از آتش او %~% فغان لابه کنان مکثار می بین # 6 بزن تو چنگ در قانون شرطش %~% سماع دلکش اوتار می بین # 7 به پیش ماجرای صدق آن شه %~% سرافکنده همه اخیار می بین # 8 میان کودکان مکتب او %~% چه کوه و بحر از احبار می بین # 9 چو بی‌میلی کند آن خدمت مه %~% چو مه سرگشته و دوار می بین # 10 چو روی از منبرش برتافت جانی %~% درآویزان ورا بر دار می بین # 11 اگر چه کار و باری بینی او را %~% ولی نسبت به شه بی‌کار می بین # 12 خیالش دید جانم گفت آخر %~% به هجرت می خورم من نار می بین # 13 بگفتا که عنایت بر فزون است %~% ولیکن دیدن ناچار می بین # 14 اگر تو عاقلی گندم چو دیدی %~% ز سنبل‌ها نه از انبار می بین # 15 دلت انبار و لطفم اصل سنبل %~% اشارت بشنو و بسیار می بین # 16 خداوند شمس دین را گر ببینی %~% به غیب اندر رو و ازهار می بین # 17 شود دیده گذاره سوی بی‌سو %~% در او انوار در انوار می بین ~~PageV1P1917 ### || [genre: Gh] # 1 عشق است بر آسمان پریدن %~% صد پرده به هر نفس دریدن # 2 اول نفس از نفس گسستن %~% اول قدم از قدم بریدن # 3 نادیده گرفتن این جهان را %~% مر دیده خویش را بدیدن # 4 گفتم که دلا مبارکت باد %~% در حلقه عاشقان رسیدن # 5 ز آن سوی ms1068 نظر نظاره کردن %~% در کوچه سینه‌ها دویدن # 6 ای دل ز کجا رسید این دم %~% ای دل ز کجاست این طپیدن # 7 ای مرغ بگو زبان مرغان %~% من دانم رمز تو شنیدن # 8 دل گفت به کار خانه بودم %~% تا خانه آب و گل پریدن # 9 از خانه صنع می پریدم %~% تا خانه صنع آفریدن # 10 چون پای نماند می کشیدند %~% چون گویم صورت کشیدم PageV1P1918 ### || [genre: Gh] # 1 دیر آمده‌ای مرو شتابان %~% ای رفتن تو چو رفتن جان # 2 دیر آمدن و شتاب رفتن %~% آیین گل است در گلستان # 3 گفتی چونی چنانک ماهی %~% افتاده میان ریگ سوزان # 4 چون باشد شهر شهریارا %~% بی دولت داد و عدل سلطان # 5 من بی‌تو نیم ولیک خواهم %~% آن باتویی که هست پنهان # 6 شب پرتو آفتاب هم هست %~% خاصه به تموز گرم و تفسان # 7 قانع نشود به گرمی او %~% جز خفاشی ز بیم مرغان # 8 گرمی خواهند و روشنی هم %~% مرغان که معودند با آن # 9 ما وصف دو جنس مرغ گفتیم %~% بنگر ز کدامی ای غزل خوان PageV1P1919 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقی و دستگیر مستان %~% دل را ز وفای مست مستان # 2 ای ساقی تشنگان مخمور %~% بس تشنه شدند می پرستان # 3 از دست به دست می روان کن %~% بر دست مگیر مکر و دستان # 4 سررشته نیستی به ما ده %~% در حسرت نیستند هستان # 5 چون قیصر ما به قیصریه‌ست %~% ما را منشان به آبلستان # 6 هر جا که می است بزم آن جاست %~% هر جا که وی است نک گلستان # 7 یک جام برآر همچو خورشید %~% عالی کن از آن نهال پستان # 8 دیدار حق است مؤمنان را %~% خوارزم نبیند و دهستان # 9 منکر ز برای چشم زخمت %~% همچو سر خر میان بستان # 10 گر در دل او نمی‌نشیند %~% خوش در دل ما نشسته است آن PageV1P1920 ### || [genre: Gh] # 1 ما شادتریم یا تو ای جان %~% ما صافتریم یا ms1069 دل کان # 2 در عشق خودیم جمله بی‌دل %~% در روی خودیم مست و حیران # 3 ما مستتریم یا پیاله %~% ما پاکتریم یا دل و جان # 4 در ما نگرید و در رخ عشق %~% ما خواجه عجبتریم یا آن # 5 ایمان عشق است و کفر ماییم %~% در کفر نگه کن و در ایمان # 6 ایمان با کفر شد هم آواز %~% از یک پرده زنند الحان # 7 دانا چو نداند این سخن را %~% پس کی رسد این سخن به نادان PageV1P1921 ### || [genre: Gh] # 1 ای روی مه تو شاد خندان %~% آن روی همیشه باد خندان # 2 آن ماه ز هیچ کس نزاده‌ست %~% ور زانک بزاد زاد خندان # 3 ای یوسف یوسفان نشستی %~% در مسند عدل و داد خندان # 4 آن در که همیشه بسته بودی %~% وا شد ز تو با گشاد خندان # 5 ای آب حیات چون رسیدی %~% شد آتش و خاک و باد خندان PageV1P1922 ### || [genre: Gh] # 1 ای روی تو نوبهار خندان %~% احسنت زهی نگار خندان # 2 می بینمت ای نگار در خلد %~% بر شاخ درخت انار خندان # 3 یک لحظه جدا مباش از من %~% ای یار نکوعذار خندان # 4 ای شهر جهان خراب بی‌تو %~% ای خسرو و شهریار خندان # 5 ای صد گل سرخ عاشق تو %~% بر چشمه و سبزه زار خندان # 6 در بیشه دل خیال رویت %~% شیر است کند شکار خندان # 7 هر روز ز جانبی برآیی %~% چون دولت بی‌قرار خندان # 8 بحری است صفات شمس تبریز %~% پر از در شاهوار خندان PageV1P1923 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمد آستین فشانان %~% آن دشمن جان و عقل و ایمان # 2 غارتگر صد هزار خانه %~% ویران کن صد هزار دکان # 3 شورنده صد هزار فتنه %~% حیرتگه صد هزار حیران # 4 آن دایه عقل و آفت عقل %~% آن مونس جان و دشمن جان # 5 او عقل سبک کجا رباید %~% عقلی خواهد چو عقل لقمان # 6 او جان خسیس کی پذیرد %~% جانی خواهد چو بحر عمان ms1070 # 7 آمد که خراج ده بیاور %~% گفتم که چه ده دهی است ویران # 8 طوفان تو شهرها شکست است %~% یک ده چه زند میان طوفان # 9 گفتا ویران مقام گنج است %~% ویرانه ماست ای مسلمان # 10 ویرانه به ما ده و برون رو %~% تشنیع مزن مگو پریشان # 11 ویرانه ز توست چون تو رفتی %~% معمور شود به عدل سلطان # 12 حیلت مکن و مگو که رفتم %~% اندر پس در مباش پنهان # 13 چون مرده بساز خویشتن را %~% تا زنده شوی به روح انسان # 14 گفتی که تو در میان نباشی %~% آن گفت تو هست عین قرآن # 15 کاری که کنی تو در میان نی %~% آن کرده حق بود یقین دان # 16 باقی غزل به سر بگوییم %~% نتوان گفتن به پیش خامان # 17 خاموش که صد هزار فرق است %~% از گفت زبان و نور فرقان PageV1P1924 ### || [genre: Gh] # 1 مال است و زر است مکسب تن %~% کسب دل دوستی فزودن # 2 بستان بی‌دوست هست زندان %~% زندان با دوست هست گلشن # 3 گر لذت دوستی نبودی %~% نی مرد شدی پدید نی زن # 4 خاری که به باغ دوست روید %~% خوشتر ز هزار سرو و سوسن # 5 بر هم دوزید عشق ما را %~% بی منت ریسمان و سوزن # 6 گر خانه عالم است تاریک %~% بگشاید عشق شصت روزن # 7 ور می ترسی ز تیر و شمشیر %~% جوشن گر عشق ساخت جوشن # 8 هم عشق کمال خود بگوید %~% دم درکش و باش مرد الکن PageV1P1925 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آمد توبه را شکستن %~% وز دام هزار توبه جستن # 2 دست دل و جان‌ها گشادن %~% دست غم را ز پس ببستن # 3 معشوقه روح را بدیدن %~% لعل لب او به بوسه خستن # 4 در آب حیات غسل کردن %~% در وی تن خویش را بشستن # 5 برخاست قیامت وصالش %~% تا کی به امید درنشستن # 6 گر بسکلد آن نگار بنگر %~% صد پیوست است در آن سکستن # 7 مخدومی ms1071 شمس دین تبریز %~% ای جان تو رمیده‌ای ز بستن PageV1P1926 ### || [genre: Gh] # 1 ای دوست عتاب را رها کن %~% تدبیر دوای درد ما کن # 2 ای دوست جدا مشو تو از ما %~% ما را ز بلا و غم جدا کن # 3 اندیشه چو دزد در دل افتاد %~% مستم کن و دزد را فنا کن # 4 شادی ز میان غم برانگیز %~% در عالم بی‌وفا وفا کن PageV1P1927 ### || [genre: Gh] # 1 ای عربده کرده دوش با من %~% می خورده و کرده جوش با من # 2 ای جان به حق وصال دوشین %~% در خشم چنین مکوش با من # 3 گر با تو ز من بدی بگفتید %~% با بنده بگو مپوش با من PageV1P1928 ### || [genre: Gh] # 1 امروز تو خوشتری و یا من %~% بی من تو چگونه‌ای و با من # 2 نی نی من و تو مگو رها کن %~% فرقی خود نیست از تو تا من # 3 بی تو بودی تو بر سر چرخ %~% بی من بودم به سال‌ها من # 4 در پوست من و تو همچو انگور %~% در شیره کجا تو و کجا من # 5 از بخل بجست و در سخا ماند %~% آن حاتم طی و گفت‌ها من # 6 من بخل و سخا نثار کردم %~% ای بیش ز حاتم از سخا من # 7 ای جان لطیف خوش لقا تو %~% ای آینه دار آن لقا من PageV1P1929 ### || [genre: Gh] # 1 عقل از کف عشق خورد افیون %~% هش دار جنون عقل اکنون # 2 عشق مجنون و عقل عاقل %~% امروز شدند هر دو مجنون # 3 جیحون که به عشق بحر می رفت %~% دریا شد و محو گشت جیحون # 4 در عشق رسید بحر خون دید %~% بنشست خرد میانه خون # 5 بر فرق گرفت موج خونش %~% می برد ز هر سوی به بی‌سون # 6 تا گم کردش تمام از خود %~% تا گشت به عشق چست و موزون # 7 در گم شدگی رسید جایی %~% کان جا نه زمین بود نه گردون # 8 ms1072 گر پیش رود قدم ندارد %~% ور بنشیند پس او است مغبون # 9 ناگاه بدید زان سوی محو %~% زان سوی جهان نور بی‌چون # 10 یک سنجق و صد هزار نیزه %~% از نور لطیف گشت مفتون # 11 آن پای گرفته‌اش روان شد %~% می رفت در آن عجیب‌هامون # 12 تا بو که رسد قدم بدان جا %~% تا رسته شود ز خویش و مادون # 13 پیش آمد در رهش دو وادی %~% یک آتش بد یکیش گلگون # 14 آواز آمد که رو در آتش %~% تا یافت شوی به گلستان هون # 15 ور زانک به گلستان درآیی %~% خود را بینی در آتش و تون # 16 بر پشت فلک پری چو عیسی %~% و اندر بالا فرو چو قارون # 17 بگریز و امان شاه جان جو %~% از جمله عقیله‌ها تو بیرون # 18 آن شمس الدین و فخر تبریز %~% کز هر چه صفت کنیش افزون PageV1P1930 ### || [genre: Gh] # 1 ای دشمن عقل و جان شیرین %~% نور موسی و طور سینین # 2 ای دوست که زهره نیست جان را %~% تا از تو نشان دهد به تعیین # 3 ای هر چه بگویم و نویسم %~% برخوانده نانبشته پیشین # 4 ای آنک طبیب دردهایی %~% بی قرص بنفشه و فسنتین # 5 ای باعث رزق مستمندان %~% بی قوصره و جوال و خرجین # 6 هر ذوق که غیر حضرت توست %~% نوش تین است و نیش تنین # 7 دو پاره کلوخ را بگیری %~% ویسی سازی از آن و رامین # 8 وان نقش از آن فروتراشی %~% طینی باشد میانه طین # 9 پس در کف صنع نقش بندت %~% لعبت‌هااند این سلاطین # 10 بر هم زنشان چو دو سبو تو %~% تا بشکند آن یکی به توهین # 11 تا لاف زند که من شکستم %~% تو بشکسته به دست تکوین # 12 چون بادی را کنی مصور %~% طاووس شوند و باز و شاهین # 13 شب خواب مسافری ببندی %~% یعنی که مخسب خیز بنشین # 14 بنشین به خیال خانه دل %~% هر نقش که می کنیم ms1073 می بین # 15 نقشی دگری همی‌فرستیم %~% تا لقمه او شود نخستین # 16 تا صورت راست را بدانی %~% در سینه ز صورت دروغین # 17 من از پی اینت نقش کردم %~% تا کلک مرا کنی تو تحسین # 18 امشب همه نقش‌ها شکارند %~% از اسب فرومگیر تو زین # 19 تا روز سوار باش بر صید %~% مندیش ز بالش و نهالین # 20 می گرد به گرد لیل لیلی %~% گر مجنونی ز پای منشین # 21 امشب صدقات می دهد شاه %~% ان الصدقات للمساکین # 22 صاع سلطان اگر بجویی %~% یابی به جوال ابن یامین # 23 بس کن که دعا بسی بکردی %~% گوش آر از این سپس به آمین PageV1P1931 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز و صبوح را برنجان %~% ای روی تو آفتاب رخشان # 2 جان‌ها که ز راه نو رسیدند %~% بر مایده قدیم بنشان # 3 جان‌ها که پرید دوش در خواب %~% در عالم غیب شد پریشان # 4 هر جان به ولایتی و شهری %~% آواره شدند چون غریبان # 5 مرغان رمیده را فرازآر %~% حراقه بزن صفیر برخوان # 6 هرچ آوردند از ره آورد %~% بیخود کنشان و جمله بستان # 7 زیرا هر گل که برگ دارد %~% او بر نخورد از این گلستان # 8 عقلی باید ز عقل بیزار %~% خوش نیست قلاوزی زحیران # 9 جغد است قلاوز و همه راه %~% در هر قدمی هزار ویران # 10 ای باز خدا درآ به آواز %~% از کنگره‌های شهر سلطان # 11 این راه بزن که اندر این راه %~% خفت اشتر و مست شد شتربان ~~PageV1P1932 ### || [genre: Gh] # 1 از ما مرو ای چراغ روشن %~% تا زنده شود هزار چون من # 2 تا بشکفد از درون هر خار %~% صد نرگس و یاسمین و سوسن # 3 بر هر شاخی هزار میوه %~% در هر گل تر هزار گلشن # 4 جان شب را تو چون چراغی %~% یا جان چراغ را چو روغن # 5 ای روزن خانه را چو خورشید %~% یا خانه بسته را چو روزن # 6 ای جوشن را چو ms1074 دست داوود %~% یا رستم جنگ را چو جوشن # 7 خورشید پی تو غرق آتش %~% وز بهر تو ساخت ماه خرمن # 8 نستاند هیچ کس بجز تو %~% تاوان بهار را ز بهمن # 9 از شوق تو باغ و راغ در جوش %~% وز عشق تو گل دریده دامن # 10 ای دوست مرا چو سر تو باشی %~% من غم نخورم ز وام کردن # 11 روزی که گذر کنی به بازار %~% هم مرد رود ز خویش و هم زن # 12 وان شب که صبوح او تو باشی %~% هم روح بود خراب و هم تن # 13 ترکی کند آن صبوح و گوید %~% با هندوی شب به خشم سن سن # 14 ترکیت به از خراج بلغار %~% هر سن سن تو هزار رهزن # 15 گفتی که خموش من خموشم %~% گر زانک نیاریم به گفتن # 16 ور گوش رباب دل بپیچی %~% در گفت آیم که تن تنن تن # 17 خاکی بودم خموش و ساکن %~% مستم کردی به هست کردن # 18 هستی بگذارم و شوم خاک %~% تا هست کنی مرا دگر فن # 19 خاموش که گفت نیز هستی است %~% باش از پی انصتواش الکن PageV1P1933 ### || [genre: Gh] # 1 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان %~% گر زبانش تلخ گوید قند دارد در ~~دهان # 2 از درون سو آشنا و از برون بیگانه رو %~% این چنین پرمهر دشمن من ندیدم ~~در جهان # 3 چونک دلبر خشم گیرد عشق او می گویدم %~% عاشق ناشی مباش و رو مگردان ~~هان و هان # 4 راست ماند تلخی دلبر به تلخی شراب %~% سازوار اندر مزاج و تلخ تلخ اندر ~~زبان # 5 پیش او مردن به هر دم از شکر شیرینتر است %~% مرده داند این سخن را تو ~~مپرس از زندگان # 6 شاد روزی کاین غزل را من بخوانم پیش عشق %~% سجده‌ای آرم بر زمین و جان ~~سپارم در زمان # 7 مرغ جان را عشق گوید میل داری در قفس %~% مرغ گوید من تو را خواهم ms1075 قفس ~~را بردران PageV1P1934 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان نالان چو نای و عشق همچون نای زن %~% تا چه‌ها در می دمد این ~~عشق در سرنای تن # 2 هست این سر ناپدید و هست سرنایی نهان %~% از می لب‌هاش باری مست شد ~~سرنای من # 3 گاه سرنا می نوازد گاه سرنا می گزد %~% آه از این سرنایی شیرین نوای نی ~~شکن # 4 شمع و شاهد روی او و نقل و باده لعل او %~% ای ز لعلش مست گشته هم حسن ~~هم بوالحسن # 5 بوحسن گو بوالحسن را کو ز بویش مست شد %~% وان حسن از بو گذشت و قند ~~دارد در دهن # 6 آسمان چون خرقه رقصان و صوفی ناپدید %~% ای مسلمانان کی دیده‌ست خرقه ~~رقصان بی‌بدن # 7 خرقه رقصان از تن است و جسم رقصان است ز جان %~% گردن جان را ببسته عشق ~~جانان در رسن # 8 ای دل مخمور گویی باده‌ات گیرا نبود %~% باده گیرای او وانگه کسی با ~~خویشتن PageV1P1935 ### || [genre: Gh] # 1 هر خوشی که فوت شد از تو مباش اندوهگین %~% کو به نقشی دیگر آید سوی تو ~~می دان یقین # 2 نی خوشی مر طفل را از دایگان و شیر بود %~% چون برید از شیر آمد آن ز ~~خمر و انگبین # 3 این خوشی چیزی است بی‌چون کید اندر نقش‌ها %~% گردد از حقه به حقه در ~~میان آب و طین # 4 لطف خود پیدا کند در آب باران ناگهان %~% باز در گلشن درآید سر برآرد ~~از زمین # 5 گه ز راه آب آید گه ز راه نان و گوشت %~% گه ز راه شاهد آید گه ز راه ~~اسب و زین # 6 از پس این پرده‌ها ناگاه روزی سر کند %~% جمله بت‌ها بشکند آنک نه آن ~~است و نه این # 7 جان به خواب از تن برآید در خیال آید بدید %~% تن شود معزول و عاطل ~~صورتی دیگر مبین # 8 گویی اندر خواب دیدم همچو سروی خویش را %~% روی ms1076 من چون لاله زار و تن ~~چو ورد و یاسمین # 9 آن خیال سرو رفت و جان به خانه بازگشت %~% ان فی هذا و ذاک عبره ~~للعالمین # 10 ترسم از فتنه وگر نی گفتنی‌ها گفتمی %~% حق ز من خوشتر بگوید تو مهل ~~فتراک دین # 11 فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلات %~% نان گندم گر نداری گو حدیث گندمین # 12 آخر ای تبریز جان اندر نجوم دل نگر %~% تا ببینی شمس دنیا را تو عکس ~~شمس دین PageV1P1936 ### || [genre: Gh] # 1 نازنینی را رها کن با شهان نازنین %~% ناز گازر برنتابد آفتاب راستین # 2 سایه خویشی فنا شو در شعاع آفتاب %~% چند بینی سایه خود نور او را هم ~~ببین # 3 درفکنده‌ای خویش غلطی بی‌خبر همچون ستور %~% آدمی شو در ریاحین غلط و ~~اندر یاسمین # 4 از خیال خویش ترسد هر کی در ظلمت بود %~% زان که در ظلمت نماید نقش‌های ~~سهمگین # 5 از ستاره روز باشد ایمنی کاروان %~% زانک با خورشید آمد هم قران و هم ~~قرین # 6 مرغ شب چون روز بیند گوید این ظلمت ز چیست %~% زانک او گشته‌ست با شب ~~آشنا و همنشین # 7 شاد آن مرغی که مهر شب در او محکم نگشت %~% سوی تبریز آید او اندر هوای ~~شمس دین PageV1P1937 ### || [genre: Gh] # 1 می پرد این مرغ دیگر در جنان عاشقان %~% سوی عنقا می کشاند استخوان ~~عاشقان # 2 ای دریغا چشم بودی تا بدیدی در هوا %~% تا روان دیدی روان گشته روان ~~عاشقان # 3 اشتران سربریده پای بالا می نهند %~% اشتر باسر مجو در کاروان عاشقان # 4 آن جنازه برپریدی گر نگفتی غیرتش %~% بی نشان رو بی‌نشان رو بی‌نشان ~~عاشقان # 5 چون به گورستان درآید استخوان عاشقی %~% صد نواله پیچد از وی میرخوان ~~عاشقان # 6 ذره ذره دف زدی و کف زدی در عرس او %~% گر روا بودی شدن پیدا نهان ~~عاشقان # 7 چون تن عاشق درآید همچو گنجی در زمین %~% صد دریچه برگشاید آسمان ~~عاشقان # 8 در ms1077 کفن پیچید بینید ای عزیزان کوه قاف %~% چشم بند است این عجب یا ~~امتحان عاشقان # 9 خرمن گل بود و شد از مرگ شاخ زعفران %~% صد گلستان بیش ارزد زعفران ~~عاشقان # 10 ای رسول غیرت مردان دهانم را مگیر %~% تا دو سه نکته بگویم از زبان ~~عاشقان PageV1P1938 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز تو مه پای کوبان وز تو زهره دف زنان %~% می زنند ای جان مردان عشق ~~ما بر دف زنان # 2 نقل هر مجلس شده‌ست این عشق ما و حسن تو %~% شهره شهری شده ما کو چنین ~~بد شد چنان # 3 ای به هر هنگامه دام عشق تو هنگامه گیر %~% وی چکیده خون ما بر راه ره ~~رو را نشان # 4 صد هزاران زخم بر سینه ز زخم تیر عشق %~% صد شکار خسته و نی تیر پیدا ~~نی کمان # 5 روی در دیوار کرده در غم تو مرد و زن %~% ز آب و نان عشق رفته اشتهای ~~آب و نان # 6 خون عاشق اشک شد وز اشک او سبزه برست %~% سبزه‌ها از عکس روی چون گل تو ~~گلستان # 7 ذوق عشقت چون ز حد شد خلق آتشخوار شد %~% همچو اشترمرغ آتش می خورد در ~~عشق جان # 8 هجر سرد چون زمستان راه‌ها را بسته بود %~% در زمین محبوس بود ~~اشکوفه‌های بوستان # 9 چونک راه ایمن شد از داد بهاران آمدند %~% سبزه را تیغ برهنه غنچه را ~~در کف سنان # 10 خیز بیرون آ به بستان کز ره دور آمدند %~% خیز کالقادم یزار و رنجه شو ~~مرکب بران # 11 از عدم بستند رخت و جانب بحر آمدند %~% آنگه از بحر آمدند اندر هوا تا ~~آسمان # 12 برج برج آسمان را گشته و پذرفته اند %~% از هر استاره بضاعت و آمده تا ~~خاکدان # 13 آب و آتش ز آسمانش می رسد هر دم مدد %~% چند روزی کاندر این خاکند ~~ایشان میهمان # 14 خوان‌ها بر سر نسیم و کاس‌ها بر کف صبا ms1078 %~% با طبق پوشی که پوشیده‌ست ~~جز از اهل خوان # 15 می رسند و هر کسی پرسان که چیست اندر طبق %~% با زبان حال می گویند با ~~پرسندگان # 16 هر کسی گر محرمستی پس طبق پوشیده چیست %~% قوت جان چون جان نهان و قوت ~~تن پیدا چو نان # 17 ذوق نان هم گرسنه بیند نبیند هیچ سیر %~% بر دکان نانبا از نان چه می ~~داند دکان # 18 نانوا گر گرسنه ستی هیچ نان نفروختی %~% گر بدانستی صبا گل را نکردی ~~گلفشان # 19 هر کش از معشوق ذوقی نیست الا در فروخت %~% او نباشد عاشق او باشد به ~~معنی قلتبان # 20 عذر عاشق گر فروشد دانک میل دلبر است %~% از ضرورت تا نبندد در به ~~رویش دلستان # 21 چونک می بیند که میل دلبر اندر شهرگی است %~% اشک می بارد ز رشک آن ~~صنم از دیدگان # 22 اشک او مر رشک او را ضد و دشمن آمده‌ست %~% رشک پنهان دارد و اشکش ~~روان و قصه خوان # 23 تخم پنهان کرده خود را نگر باغ و چمن %~% شهوت پنهان خود را بین یکی ~~شخصی دوان # 24 عین پنهان داشتن شد علت پیدا شدن %~% بی لسانی می شود بر رغم ما عین ~~لسان # 25 چند فرزندان به هر اندیشه بعد مرگ خویش %~% گرد جان خویش بینی در لحد ~~باباکنان # 26 زاده از اندیشه‌های خوب تو ولدان و حور %~% زاده از اندیشه‌های زشت تو ~~دیو کلان # 27 سر اندیشه مهندس بین شده قصر و سرا %~% سر تقدیر ازل را بین شده چندین ~~جهان # 28 واقفی از سر خود از سر سر واقف نه‌ای %~% سر سر همچون دل آمد سر تو ~~همچون زبان # 29 گر سر تو هست خوب از سر سر ایمن مباش %~% باش ناایمن که ناایمن ~~همی‌یابد امان # 30 سربلندی سرو و خنده گل نوای عندلیب %~% میوه‌های گرم رو سر دم سرد ~~خزان # 31 برگ‌ها لرزان چه می لرزید وقت شادی است %~% دام‌ها در ms1079 دانه‌های خوش ~~بود ای باغبان # 32 ما ز سرسبزی به روی زرد چند افتاده‌ایم %~% در کمین غیب بس تیر است ~~پران از کمان # 33 لاله رخ افروخته وز خشم شد دل سوخته %~% سنبله پرسود و کژگردن ز ~~اندیشه گران # 34 آن گل سوری ستیزه گل دکانی باز کرد %~% رنگ‌ها آمیخت اما نیستش بویی ~~از آن # 35 خوشه‌ها از سست پایی رو نهاده بر زمین %~% غوره‌اش شیرین شد آخر از ~~خطاب یسجدان # 36 نرگس خیره نگر آخر چه می بینی به باغ %~% گفت غمازی کنم پس من نگنجم ~~در میان # 37 سوسنا افسوس می داری زبان کردی برون %~% یا زبان درکش چو ما و یا بکن ~~حالی بیان # 38 گفت بی‌گفتن زبان ما بیان حال ماست %~% گر نه پایان راسخستی سبز کی ~~بودی سران # 39 گفتم ای بید پیاده چون پیاده رسته‌ای %~% گفت تا لطف تواضع گیرم از آب ~~روان # 40 رنگ معشوق است سیب لعل را طعم ترش %~% زانک خوبان را ترش بودن بزیبد ~~این بدان # 41 پس درخت و شاخ شفتالو چرا پستی نمود %~% بهر شفتالو فشاندن پیش ~~شفتالوستان # 42 گفت آری لیک وقتی می دهد شفتالویی %~% که رسد جان از تن عاشق ز ناخن ~~تا دهان # 43 ای سپیدار این بلندی جستنت رسوایی است %~% چون نه گل داری نه میوه گفت ~~خامش هان و هان # 44 گر گلم بودی و میوه همچو تو خودبینمی %~% فارغم از دید خود بر ~~خودپرستان دیدبان # 45 نار آبی را همی‌گفت این رخ زردت ز چیست %~% گفت زان دردانه‌ها کاندر ~~درون داری نهان # 46 گفت چون دانسته‌ای از سر من گفتا بدانک %~% می نگنجی در خود و خندان ~~نمایی ناردان # 47 نی تو خندانی همیشه خواه خند و خواه نی %~% وز تو خندان است عالم چون ~~جنان اندر جنان # 48 لیک آن خنده چون برق او راست کو گرید چو ابر %~% ابر اگر گریان نباشد ~~برق از او نبود جهان # 49 خاک را ms1080 دیدم سیاه و تیره و روشن ضمیر %~% آب روشن آمد از گردون و کردش ~~امتحان # 50 آب روشن را پذیرا شد ضمیر روشنش %~% زاد چون فردوس و جنت شاخ و کاخ ~~بی‌کران # 51 این خیار و خربزه در راه دور و پای سست %~% چون پیاده حاج می آیند ~~اندر کاروان # 52 بادیه خون خوار بینی از عدم سوی وجود %~% بر خطاب کن همه لبیک گو بهر ~~امان # 53 چه پیاده بلک خفته رفته چون اصحاب کهف %~% خفته پهلو بر زمین و رفته ~~تک تا آسمان # 54 در چنین مجمع کدو آمد رسن بازی گرفت %~% از کی دید آن زو که دادش آن ~~رسن‌های رسان # 55 این چمن‌ها وین سمن وین میوه‌ها خود رزق ماست %~% آن گیا و خار و گل ~~کاندر بیابان است آن # 56 آن نصیب و میوه و روزی قومی دیگر است %~% نفرت و بی‌میلی ما هست آن را ~~پاسبان # 57 صد هزاران مور و مار و صد هزاران رزق خوار %~% هر یکی جوید نصیبه هر ~~یکی دارد فغان # 58 هر دوا درمان رنجی هر یکی را طالبی %~% چون عقاقیری که نشناسد به غیر ~~طب دان # 59 بس گیا کان پیش ما زهر و بر ایشان پای زهر %~% پیش ما خار است و پیش ~~اشتران خرمابنان # 60 جوز و بادام از درون مغز است و بیرون پوست و قشر %~% اندرون پوست ~~پرورده چو بیضه ماکیان # 61 باز خرما عکس آن بیرون خوش و باطن قشور %~% باطن و ظاهر تو چون انجیر ~~باش ای مهربان # 62 جذبه شاخ آب را از بیخ تا بالا کشد %~% همچنانک جذبه جان را برکشد ~~بی‌نردبان # 63 غوصه گشت این باد و آبستن شد آن خاک و درخت %~% بادها چون گشن تازی ~~شاخه‌ها چون مادیان # 64 می رسد هر جنس مرغی در بهار از گرمسیر %~% همچو مهمان سرسری می سازد ~~این جا آشیان # 65 صد هزاران غیب می گویند مرغان در ضمیر %~% کان فلان ms1081 خواهد گذشتن جای ~~او گیرد فلان # 66 از سلیمان نامه‌ها آورده‌اند این هدهدان %~% کو زبان مرغ دانی تا شود ~~او ترجمان # 67 عارف مرغان است لک لک لک لکش دانی که چیست %~% ملک لک و الامر لک و ~~الحمد لک یا مستعان # 68 وقت پیله روح آمد قشلق تن را بهل %~% آخر از مرغان بیاموزید رسم ~~ترکمان # 69 همچو مرغان پاسبانی خویش کن تسبیح گو %~% چند گاهی خود شود تسبیح تو ~~تسبیح خوان # 70 بس کنم زین باد پیمودن ولیکن چاره نیست %~% زانک کشتی مجاهد کی رود ~~بی‌بادبان # 71 بادپیمایی بهار آمد حیات عالمی %~% بادپیمایی خزان آمد عذاب انس و جان # 72 این بهار و باغ بیرون عکس باغ باطن است %~% یک قراضه‌ست این همه عالم ~~و باطن هست کان # 73 لاجرم ما هر چه می گوییم اندر نظم هست %~% نزد عاشق نقد وقت و نزد ~~عاقل داستان # 74 عقل دانایی است و نقلش نقل آمد یا قیاس %~% عشق کان بینش آمد ز آفتاب ~~کن فکان # 75 آفتابی کو مجرد آمد از برج حمل %~% آفتابی بی‌نظیر بی‌قرین خوش قران # 76 آنک لاشرقیه بوده‌ست و لاغربیه %~% زانک شرق و غرب باشد در زمین و در ~~زمان # 77 آفتابی کو نسوزد جز دل عشاق را %~% مهر جان ره یابد آن جا نی ربیع و ~~مهر جان # 78 چونک ما را از زمین و از زمان بیرون برد %~% از فنا ایمن شویم از جود ~~او ما جاودان # 79 این زمین و این زمان بیضه‌ست و مرغی کاندر او است %~% مظلم و اشکسته ~~پر باشد حقیر و مستهان # 80 کفر و ایمان دان در این بیضه سپید و زرده را %~% واصل و فارق میانشان ~~برزخ لایبغیان # 81 بیضه را چون زیر پر خویش پرورد از کرم %~% کفر و دین فانی شد و شد مرغ ~~وحدت پرفشان # 82 شمس تبریزی دو عالم بود بی‌رویت عقیم %~% هر یکی ذره کنون از آفتابت ~~توامان PageV1P1939 ### || [genre: Gh] # 1 ms1082 مهره‌ای از جان ربودم بی‌دهان و بی‌دهان %~% گر رقیب او بداند گو بدان ~~و گو بدان # 2 سر او را نقش کردم نقش کردم نقش کرد %~% هر که خواهد گو بخوان و گو ~~بخوان و گو بخوان # 3 پیش منکر می شدم من نیستم من نیستم %~% هستم اکنون در میان و در میان و ~~در میان # 4 گر تو گویی کو درستی کو درستی کو گواه %~% در شکست من بیان و صد بیان و ~~صد بیان # 5 اشک چشمم بس گواه و بس گواه و بس گواه %~% رنگ رویم بس نشان و بس نشان ~~و بس نشان # 6 نک نشان لاله رویی لاله رویی لاله‌ای %~% بر رخ من زعفران و زعفران و ~~زعفران # 7 جز صلاح الدین نداند این سخن را این سخن %~% من غلام زیرکان و زیرکان و ~~زیرکان PageV1P1940 ### || [genre: Gh] # 1 من ز گوش او بدزدم حلقه دیگر نهان %~% تا نداند چشم دشمن ور بداند گو ~~بدان # 2 بر رخم خطی نبشت و من نهان می داشتم %~% زین سپس پنهان ندارم هر کی ~~خواند گو بخوان # 3 طوق زر عشق او هم لایق این گردن است %~% بشکند از طوق عشقش گردن گردن ~~کشان # 4 کوس محمودی همه بر اشتر محمود باد %~% بار دل هم دل کشد محرم کجا باشد ~~زبان # 5 آینه آهن دلی باید که تا زخمش کشد %~% زخم آیینه نباشد درخور آیینه دان # 6 لیک روی دوست بینی بی‌خبر باشی ز زخم %~% چون زنان مصر بیخود در جمال ~~یوسفان # 7 صد هزاران حسن یوسف در جمال روی کیست %~% شمس تبریزی ما آن خوش نشین ~~خوش نشان PageV1P1941 ### || [genre: Gh] # 1 می گزید او آستین را شرمگین در آمدن %~% بر سر کویی که پوشد جان‌ها حله ~~بدن # 2 آن طرف رندان همه شب جامه‌ها را می کنند %~% تا ببینی روز روشن ما و من ~~بی‌ما و من # 3 رومیانش جامه دزد و زنگیانش جامه دوز %~% شاد باش ای ms1083 جامه دزد و آفرین ~~ای جامه کن # 4 سرفرازی کار شمع و سرسپاری کار او %~% شرط باشد هر دو کارش هر کی شد ~~شمع لگن # 5 در سپردن هر کی زودتر در فروزش بیشتر %~% سر بنه در زیر پای و دستکی بر ~~هم بزن # 6 چون درآرد ماه رویی دست خود در گردنت %~% ترک کن سالوس را تو خویش را ~~بر وی فکن # 7 تا بریزی و برویی آن زمان در باغ او %~% روی گل بر روی گل هم یاسمن بر ~~یاسمن # 8 عاشقان اندرربوده از بتان روبندها %~% زانک در وحدت نباشد نقش‌های مرد ~~و زن # 9 بر سر گور بدن بین روح‌ها رقصان شده %~% تا بدیده صد هزاران خویشتن ~~بی‌خویشتن # 10 زلف عنبرسای او گوید به جان لولیان %~% خیز لولی تا رسن بازی کنیم ~~اینک رسن # 11 مرتضای عشق شمس الدین تبریزی ببین %~% چون حسینم خون خود در زهر کش ~~همچون حسن PageV1P1942 ### || [genre: Gh] # 1 چون ببینی آفتاب از روی دلبر یاد کن %~% چون ببینی ابر را از اشک چاکر ~~یاد کن # 2 چون ببینی ماه نو را همچو من بگداخته %~% از برای جان خود زین جان لاغر ~~یاد کن # 3 درنگر در آسمان وین چرخ سرگردان ببین %~% حال سرگردان این بی‌پا و ~~بی‌سر یاد کن # 4 چون جهان تاریک بینی از سپاه زنگ شب %~% از اسیران شب هجران کافر یاد ~~کن # 5 چون ببینی نسر طایر بر فلک بر آتشین %~% ز آتش مرغ دل سوزیده شهپر یاد ~~کن # 6 چون ببینی بر فلک مریخ خون آشام را %~% چشم مریخی خون آشام پرشر یاد کن # 7 لب ببند و خشک آر و هر چه بینی خشک و تر %~% در لب و چشمم نگر زان خشک ~~و زین‌تر یاد کن PageV1P1943 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه آن سرخوش کند بویی بود از یار من %~% هر چه دل واله کند آن پرتو ~~دلدار من # 2 خاک را و خاکیان را این همه ms1084 جوشش ز چیست %~% ریخت بر روی زمین یک جرعه ~~از خمار من # 3 هر که را افسرده دیدی عاشق کار خود است %~% منگر اندر کار خویش و بنگر ~~اندر کار من # 4 در بهاران گشت ظاهر جمله اسرار زمین %~% چون بهار من بیاید بردمد اسرار ~~من # 5 چون به گلزار زمین خار زمین پوشیده شد %~% خارخار من نماند چون دمد ~~گلزار من # 6 هر کی بیمار خزان شد شربتی خورد از بهار %~% چون بهار من بخندد برجهد ~~بیمار من # 7 چیست این باد خزانی آن دم انکار تو %~% چیست آن باد بهاری آن دم اقرار ~~من PageV1P1944 ### || [genre: Gh] # 1 کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من %~% خود ندانستی بجز تو جان معنی دان ~~من # 2 تا نه ردی کردمی و نی تردد نی قبول %~% بودمی بی‌دام و بی‌خاشاک در ~~عمان من # 3 غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود %~% هر کسی را ره مده ای پرده ~~مژگان من # 4 سخت نازک گشت جانم از لطافت‌های عشق %~% دل نخواهم جان نخواهم آن من کو ~~آن من # 5 همچو ابرم روترش از غیرت شیرین خویش %~% روی همچون آفتابت بس بود برهان ~~من # 6 رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو %~% چرخ را بر هم نسوزد دود ~~آتشدان من # 7 تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم %~% چون بنالم عطر گیرد عالم از ~~ریحان من # 8 من که باشم مر تو را من آنک تو نامم نهی %~% تو کی باشی مر مرا سلطان ~~من سلطان من # 9 چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم %~% جعد تو کفر من آمد روی تو ~~ایمان من # 10 ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر %~% یا فغانم از تو آید یا تویی ~~افغان من PageV1P1945 ### || [genre: Gh] # 1 سوی بیماران خود شد شاه مه رویان من %~% گفت ای رخ‌های زرد و ~~زعفرانستان من # 2 ms1085 زعفرانستان خود را آب خواهم داد آب %~% زعفران را گل کنم از چشمه حیوان ~~من # 3 زرد و سرخ و خار و گل در حکم و در فرمان ماست %~% سر منه جز بر خط ~~فرمان من فرمان من # 4 ماه رویان جهان از حسن ما دزدند حسن %~% ذره‌ای دزدیده‌اند از حسن و از ~~احسان من # 5 عاقبت آن ماه رویان کاه رویان می شوند %~% حال دزدان این بود در حضرت ~~سلطان من # 6 روز شد ای خاکیان دزدیده‌ها را رد کنید %~% خاک را ملک از کجا حسن از ~~کجا ای جان من # 7 شب چو شد خورشید غایب اختران لافی زنند %~% زهره گوید آن من دان ماه ~~گوید آن من # 8 مشتری از کیسه زر جعفری بیرون کند %~% با زحل مریخ گوید خنجر بران من # 9 وان عطارد صدر گیرد که منم صدرالصدور %~% چرخ‌ها ملک من است و برج‌ها ~~ارکان من # 10 آفتاب از سوی مشرق صبحدم لشکر کشد %~% گوید ای دزدان کجا رفتید اینک ~~آن من # 11 زهره زهره درید و ماه را گردن شکست %~% شد عطارد خشک و بارد با رخ ~~رخشان من # 12 کار مریخ و زحل از نور ماهم درشکست %~% مشتری مفلس برآمد کاه شد همیان ~~من # 13 چون یکی میدان دوانید آفتاب آمد ندا %~% هان و هان ای بی‌ادب بیرون شو ~~از میدان من # 14 آفتاب آفتابم آفتابا تو برو %~% در چه مغرب فرورو باش در زندان من # 15 وقت صبح از گور مشرق سر برآر و زنده شو %~% منکران حشر را آگه کن از ~~برهان من # 16 عید هر کس آن مهی باشد که او قربان او است %~% عید تو ماه من آمد ای ~~شده قربان من # 17 شمس تبریزی چو تافت از برج لاشرقیه %~% تاب ذات او برون شد از حد و ~~امکان من PageV1P1946 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ آید هر زمانی زین رواق آبگون %~% آیت انا بنیناها و انا موسعون # 2 کی شنود ms1086 این بانگ را بی‌گوش ظاهر دم به دم %~% تایبون العابدون ~~الحامدون السایحون # 3 نردبان حاصل کنید از ذی المعارج برروید %~% تعرج الروح الیه و الملایک ~~اجمعون # 4 کی تراشد نردبان چرخ نجار خیال %~% ساخت معراجش ید کل الینا راجعون # 5 تا تراشیده نگردی تو به تیشه صبر و شکر %~% لایلقیها فرو می خوان و ~~الاالصابرون # 6 بنگر این تیشه به دست کیست خوش تسلیم شو %~% چون گره مستیز با تیشه که ~~نحن الغالبون # 7 پایه‌ای چند ار برآیی باشی اصحاب الیمین %~% ور رسی بر بام خود ~~السابقون السابقون # 8 گر ز صوفی خانه گردونی ای صوفی برآ %~% و اندرآ اندر صف انا لنحن ~~الصافون # 9 ور فقیری کوس تم الفقر فهو الله بزن %~% ور فقیهی پاک باش از انهم لا ~~یفقهون # 10 گر چو نونی در رکوع و چون قلم اندر سجود %~% پس تو چون نون و قلم ~~پیوند با مایسطرون # 11 چشم شوخ سوف یبصر باش پیش از یبصرون %~% چو مداهن نرم سازی چیست پیش ~~یدهنون # 12 چون درخت سدره بیخ آور شو از لا ریب فیه %~% تا نلرزد شاخ و برگت از ~~دم ریب المنون # 13 بنگر آن باغ سیه گشته ز طاف طایف %~% مکر ایشان باغ ایشان سوخته هم ~~نایمون PageV1P1947 ### || [genre: Gh] # 1 آنچ می آید ز وصفت این زمانم در دهن %~% بر مرید مرده خوانم اندراندازد ~~کفن # 2 خود مرید من نمیرد کآب حیوان خورده است %~% وانگهان از دست کی از ~~ساقیان ذوالمنن # 3 ای نجات زندگان و ای حیات مردگان %~% از درونم بت تراشی وز برونم بت ~~شکن # 4 ور براندازد ز رویت باد دولت پرده‌ای %~% از حیا گل آب گردد نی چمن ~~ماند نه من # 5 ور می لب بازگیری از گلستان ساعتی %~% از خمار و سرگرانی هر سمن گردد ~~سه من # 6 ور زمانی بی‌دلان را دم دهی و دل دهی %~% جان رهد از ننگ ما و ما رهیم ~~از خویشتن # 7 گر ms1087 ندزدید از تو چیزی دل چرا آویخته‌ست %~% چاره نبود دزد را در عاقبت ~~ز آویختن # 8 گر چنین آویختن حاصل شدی هر دزد را %~% از حریصی دزد گشتی جمله عالم ~~مرد و زن # 9 اندر این آویختن کمتر کراماتی که هست %~% آب حیوان خوردن است و تا ابد ~~باقی شدن # 10 چاشنی سوز شمعت گر به عنقا برزدی %~% پر چو پروانه بدادی سر نهادی در ~~لگن # 11 صورت صنع تو آمد ساعتی در بتکده %~% گه شمن بت می شد آن دم گاه بت می ~~شد شمن # 12 هر زمانی نقش می شد نعت احمد بر صلیب %~% سر وحدت می شنیدند آشکارا از ~~وثن # 13 عشقت ای خوب ختن بر دل سواره گشت گفت %~% این چنین مرکب بباید تاختن ~~را تا ختن # 14 شور تو عقلم ستد با فتنه‌ها دربافتم %~% شور و بی‌عقلی بباید بافتن را ~~با فتن # 15 من کجا شعر از کجا لیکن به من در می دمد %~% آن یکی ترکی که آید گویدم ~~هی کیمسن # 16 ترک کی تاجیک کی زنگی کی رومی کی %~% مالک الملکی که داند مو به مو سر ~~و علن # 17 جامه شعر است شعر و تا درون شعر کیست %~% یا که حوری جامه زیب و یا که ~~دیوی جامه کن # 18 شعرش از سر برکشیم و حور را در بر کشیم %~% فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن ~~فاعلن PageV1P1948 ### || [genre: Gh] # 1 بوی آن باغ و بهار و گلبن رعناست این %~% بوی آن یار جهان آرای جان ~~افزاست این # 2 این چنین بویی کز او اجزای عالم مست شد %~% از زمین نبود مگر از جانب ~~بالا است این # 3 اختران گویند از بالا که این خورشید چیست %~% ماهیان گویند در دریا که ~~چه غوغاست این # 4 آفتابش روی‌ها را می کند چون آفتاب %~% رشک جان ماه سیم افشان خوش ~~سیماست این # 5 بعد چندین سال حسن یوسفی واپس رسید %~% این چه حسن و خوبی است این حیرت ms1088 ~~حور است این # 6 این عجب خضری است ساقی گشته از آب حیات %~% کوه قاف نادر است و نادره ~~عنقاست این # 7 شعله انافتحنا مشرق و مغرب گرفت %~% قره العین و حیات جان مولاناست این # 8 این چه می پوشی مپوشان ظاهر و مطلق بگو %~% سنجق نصرالله و اسپاه شاه ~~ماست این # 9 این امان هر دو عالم وین پناه هر دو کون %~% دستگیر روز سخت و کافل ~~فرداست این # 10 چرخ را چرخی دگر آموخت پرآشوب و شور %~% این چه عشق است ای خداوند و ~~عجب سوداست این # 11 ای خوش آوازی که آوازت به هر دل می رسد %~% شرح کن این را که گوهرهای ~~آن دریاست این PageV1P1949 ### || [genre: Gh] # 1 ای برادر تو چه مرغی خویشتن را بازبین %~% گر تو دست آموز شاهی خویشتن ~~را باز بین # 2 هر کی انبازی برید از خویش آن بازی مدان %~% در جهان او را چو حق ~~بی‌مثل و بی‌انباز بین # 3 ز آفتابی کآفتاب آسمان یک جام او است %~% ذره‌ها و قطره‌ها را مست و ~~دست انداز بین # 4 چونک قبله شاه یابی قبله اقبال شو %~% چون دو دم خوردی ز جامش بخت را ~~دمساز بین # 5 گفتم ای اکسیر بنما مس را چون زر کنی %~% رو به صرافان دل آورد گفتا ~~گاز بین # 6 گفتمش چون زنده کردی مرغ ابراهیم را %~% گفت پر و بال برکن هم کنون ~~پرواز بین # 7 گفتم از آغاز مرغ روح ما بی‌پر بده‌ست %~% گفت هین بشکن قفس آغاز ~~بی‌آغاز بین # 8 زان فروبسته دمی کت همدم و همراز نیست %~% چشم بگشا هر دمی همراز بین ~~همراز بین # 9 این دمی چندی که زد جان تو در سوز و نیاز %~% چون دم عیسی به حضرت زنده ~~و باساز بین # 10 خاک خواری را بمان چون خاک خواری پیشه گیر %~% خاک را از بعد خواری در ~~چمن اعزاز بین PageV1P1950 ### || [genre: Gh] # 1 هست ما را هر ms1089 زمانی از نگار راستین %~% لقمه‌ای اندر دهان و دیگری در ~~آستین # 2 این حد خوبی نباشد ای خدایا چیست این %~% هیچ سروی این ندارد خوش قد و ~~بالا است این # 3 این چنین خورشید پیدا چونک پنهان می شود %~% او چنین پنهان ز عالم از ~~برای ماست این # 4 جمع خواهد آن بت و تنهاروان خود دیگرند %~% هر کجا خوبی بود او طالب ~~غوغاست این # 5 شمس تبریز ار چه جانی گر چو جان پنهان شوی %~% بر دلم تهمت نشیند کز ~~کجا برخاست این PageV1P1951 ### || [genre: Gh] # 1 هر صبوحی ارغنون‌ها را برنجان همچنین %~% آفرین‌ها بر جمالت همچنین جان ~~همچنین # 2 پیش رویت روز مست و پیش زلفت شب خراب %~% ای که کفرت همچنان و ای که ~~ایمان همچنین # 3 در کنار زهره نه تو چنگ عشرت همچنان %~% پای کوبان اندرآ ای ماه تابان ~~همچنین # 4 اشتهای مشک و عنبر چون بخیزد جمع را %~% حلقه‌های زلف خود را زو ~~برافشان همچنین # 5 چرخه چرخ ار بگردد بی‌مرادت یک نفس %~% آتشی درزن به جان چرخ گردان ~~همچنین # 6 روز روز مجلس است ای عشق دست ما بگیر %~% می کشان تا بزم خاص و تخت ~~سلطان همچنین # 7 پاره پاره پیشتر رو گر چه مستی ای رفیق %~% پاره‌ای راه است از ما تا ~~به میدان همچنین # 8 در هوای شمس تبریزی ز ظلمت می گذر %~% ناگهان سر برزنی از باغ و ایوان ~~همچنین PageV1P1952 ### || [genre: Gh] # 1 عیش‌هاتان نوش بادا هر زمان ای عاشقان %~% وز شما کان شکر باد این جهان ~~ای عاشقان # 2 نوش و جوش عاشقان تا عرش و تا کرسی رسید %~% برگذشت از عرش و فرش این ~~کاروان ای عاشقان # 3 از لب دریا چه گویم لب ندارد بحر جان %~% برفزوده‌ست از مکان و لامکان ~~ای عاشقان # 4 ما مثال موج‌ها اندر قیام و در سجود %~% تا بدید آید نشان از بی‌نشان ~~ای عاشقان # 5 گر کسی پرسد کیانید ای سراندازان ms1090 شما %~% هین بگوییدش که جان جان جان ~~ای عاشقان # 6 گر کسی غواص نبود بحر جان بخشنده است %~% کو همی‌بخشد گهرها رایگان ای ~~عاشقان # 7 این چنین شد وان چنان شد خلق را در حقه کرد %~% بازرستیم از چنین و از ~~چنان ای عاشقان # 8 ما رمیت اذ رمیت از شکارستان غیب %~% می جهاند تیرهای بی‌کمان ای ~~عاشقان # 9 چون ز جست و جوی دل نومید گشتم آمدم %~% خفته دیدم دل ستان با دلستان ~~ای عاشقان # 10 گفتم ای دل خوش گزیدی دل بخندید و بگفت %~% گل ستاند گل ستان از ~~گلستان ای عاشقان # 11 زیر پای من گل است و زیر پاهاشان گل است %~% چون بکوبم پا میان منکران ~~ای عاشقان # 12 خرما آن دم که از مستی جانان جان ما %~% می نداند آسمان از ریسمان ای ~~عاشقان # 13 طرفه دریایی معلق آمد این دریای عشق %~% نی به زیر و نی به بالا نی ~~میان ای عاشقان # 14 تا بدید آمد شعاع شمس تبریزی ز شرق %~% جان مطلق شد زمین و آسمان ای ~~عاشقان PageV1P1953 ### || [genre: Gh] # 1 ای زیان و ای زیان و ای زیان و ای زیان %~% هوشیاری در میان بیخودان و ~~مستیان # 2 بی محابا درده ای ساقی مدام اندر مدام %~% تا نماند هوشیاری عاقلی اندر ~~جهان # 3 یار دعوی می کند گر عاشقی دیوانه شو %~% سرد باشد عاقلی در حلقه ~~دیوانگان # 4 گر درآید عاقلی گو کار دارم راه نیست %~% ور درآید عاشقی دستش بگیر و ~~درکشان # 5 عیب بینی از چه خیزد خیزد از عقل ملول %~% تشنه هرگز عیب داند دید در ~~آب روان # 6 عقل منکر هیچ گونه از نشان‌ها نگذرد %~% بی نشان رو بی‌نشان تا زخم ~~ناید بر نشان # 7 یوسفی شو گر تو را خامی بنخاسی برد %~% گلشنی شو گر تو را خاری نداند ~~گو مدان # 8 عیسیی شو گر تو را خانه نباشد گو مباش %~% دیده‌ای شو گرت روپوشی نماند ~~گو ms1091 ممان PageV1P1954 ### || [genre: Gh] # 1 سر فروکرد از فلک آن ماه روی سیمتن %~% آستین را می فشاند در اشارت سوی ~~من # 2 همچو چشم کشتگان چشمان من حیران او %~% وز شراب عشق او این جان من ~~بی‌خویشتن # 3 زیر جعد زلف مشکش صد قیامت را مقام %~% در صفای صحن رویش آفت هر مرد و ~~زن # 4 مرغ جان اندر قفس می کند پر و بال خویش %~% تا قفس را بشکند اندر هوای ~~آن شکن # 5 از فلک آمد همایی بر سر من سایه کرد %~% من فغان کردم که دور از پیش آن ~~خوب ختن # 6 در سخن آمد همای و گفت بی‌روزی کسی %~% کز سعادت می گریزی ای شقی ممتحن # 7 گفتمش آخر حجابی در میان ما و دوست %~% من جمال دوست خواهم کو است مر ~~جان را سکن # 8 آن همای از بس تعجب سوی آن مه بنگرید %~% از من او دیوانه تر شد در ~~جمالش مفتتن # 9 میر مست و خواجه مست و روح مست و جسم مست %~% از خداوند شمس دین آن شاه ~~تبریز و زمن PageV1P1955 ### || [genre: Gh] # 1 هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن %~% هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا ~~شدن # 2 عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر %~% عاشقان را کار و پیشه غرقه ~~دریا شدن # 3 عاقلان را راحت از راحت رسانیدن بود %~% عاشقان را ننگ باشد بند ~~راحت‌ها شدن # 4 عاشق اندر حلقه باشد از همه تن‌ها چنانک %~% زیت را و آب را در یک محل ~~تنها شدن # 5 و آنک باشد در نصیحت دادن عشاق عشق %~% نیست او را حاصلی جز سخره سودا ~~شدن # 6 عشق بوی مشک دارد زان سبب رسوا بود %~% مشک را کی چاره باشد از چنین ~~رسوا شدن # 7 عشق باشد چون درخت و عاشقان سایه درخت %~% سایه گر چه دور افتد بایدش ~~آن جا شدن # 8 بر مقام عقل باید پیر گشتن طفل ms1092 را %~% در مقام عشق بینی پیر را برنا ~~شدن # 9 شمس تبریزی به عشقت هر کی او پستی گزید %~% همچو عشق تو بود در رفعت و ~~بالا شدن PageV1P1956 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا چون مست گشتی خویش را بر من بزن %~% ذکر فردا نسیه باشد نسیه را ~~گردن بزن # 2 سال سال ماست و طالع طالع زهره‌ست و ماه %~% ای دل این عیش و طرب حدی ~~ندارد تن بزن # 3 تا درون سنگ و آهن تابش و شادی رسید %~% گر تو را باور نیاید سنگ بر ~~آهن بزن # 4 بنگر اندر میزبان و در رخش شادی ببین %~% بر سر این خوان نشین و کاسه ~~در روغن بزن # 5 عقل زیرک را برآر و پهلوی شادی نشان %~% جان روشن را سبک بر باده روشن ~~بزن # 6 شاخه‌ها سرمست و رقصانند از باد بهار %~% ای سمن مستی کن و ای سرو بر ~~سوسن بزن # 7 جامه‌های سبز ببریدند بر دکان غیب %~% خیز ای خیاط بنشین بر دکان سوزن ~~بزن PageV1P1957 ### || [genre: Gh] # 1 روی او فتوی دهد کز کعبه بر بتخانه زن %~% زلف او دعوی کند کاینک رسن ~~بازی رسن # 2 عقل گوید گوهرم گوهر شکستن شرط نیست %~% عشق گوید سنگ ما بستان و بر ~~گوهر بزن # 3 سنگ ما گوهر شکست و حیف هم بر سنگ ماست %~% حیف هم بر روح باشد گر شدش ~~قربان بدن # 4 این نه بس دل را که دلبر دست در خونش کند %~% این نه بس بت را که باشد ~~چون خلیلش بت شکن # 5 هر که را جست او به رحمت وارهید از جست و جو %~% هر که را گفت آن مایی ~~وارهید از ما و من # 6 آن لبی کانگشت خود لیسید روزی زان عسل %~% وصف آن لب را چه گویم کان ~~نگنجد در دهن # 7 هر که صحرایی بود ایمن بود از زلزله %~% هر که دریایی بود کی غم خورد ~~از جامه کن # 8 کی ms1093 سلیمان را زیان شد گر شد او ماهی فروش %~% اهرمن گر ملک بستد اهرمن ~~بد اهرمن # 9 گر بشد انگشتری انگشت او انگشتری است %~% پرده بود انگشتری کای چشم بد ~~بر وی مزن # 10 چشم بد خود را خورد خود ماه ما زان فارغ است %~% شمع کی بدنام شد گر ~~نور او بستد لگن PageV1P1958 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابا بار دیگر خانه را پرنور کن %~% دوستان را شاد گردان دشمنان را ~~کور کن # 2 از پس کوهی برآ و سنگ‌ها را لعل ساز %~% بار دیگر غوره‌ها را پخته و ~~انگور کن # 3 آفتابا بار دیگر باغ را سرسبز کن %~% دشت را و کشت را پرحله و پرجور کن # 4 ای طبیب عاشقان و ای چراغ آسمان %~% عاشقان را دستگیر و چاره رنجور کن # 5 این چنین روی چو مه در زیر ابر انصاف نیست %~% ساعتی این ابر را از پیش ~~آن مه دور کن # 6 گر جهان پرنور خواهی دست از رو بازگیر %~% ور جهان تاریک خواهی روی را ~~مستور کن PageV1P1959 ### || [genre: Gh] # 1 نوبهارا جان مایی جان‌ها را تازه کن %~% باغ‌ها را بشکفان و کشت‌ها را ~~تازه کن # 2 گل جمال افروخته‌ست و مرغ قول آموخته‌ست %~% بی صبا جنبش ندارند هین ~~صبا را تازه کن # 3 سرو سوسن را همی‌گوید زبان را برگشا %~% سنبله با لاله می گوید وفا را ~~تازه کن # 4 شد چناران دف زنان و شد صنوبر کف زنان %~% فاخته نعره زنان کوکو عطا را ~~تازه کن # 5 از گل سوری قیام و از بنفشه بین رکوع %~% برگ رز اندر سجود آمد صلا را ~~تازه کن # 6 جمله گل‌ها صلح جو و خار بدخو جنگ جو %~% خیز ای وامق تو باری عهد عذرا ~~تازه کن # 7 رعد گوید ابر آمد مشک‌ها بر خاک ریخت %~% ای گلستان رو بشو و دست و پا ~~را تازه کن # 8 نرگس آمد سوی بلبل خفته چشمک می زند %~% کاندرآ اندر نوا ms1094 عشق و هوا را ~~تازه کن # 9 بلبل این بشنید از او و با گل صدبرگ گفت %~% گر سماعت میل شد این ~~بی‌نوا را تازه کن # 10 سبزپوشان خضرکسوه همی‌گویند رو %~% چون شکوفه سر سر اولیا را تازه کن # 11 وان سه برگ و آن سمن وان یاسمین گویند نی %~% در خموشی کیمیا بین ~~کیمیا را تازه کن PageV1P1960 ### || [genre: Gh] # 1 یار خود را خواب دیدم ای برادر دوش من %~% بر کنار چشمه خفته در میان ~~نسترن # 2 حلقه کرده دست بسته حوریان بر گرد او %~% از یکی سو لاله زار و از یکی ~~سو یاسمن # 3 باد می زد نرم نرمک بر کنار زلف او %~% بوی مشک و بوی عنبر می رسید از ~~هر شکن # 4 مست شد باد و ربود آن زلف را از روی یار %~% چون چراغ روشنی کز وی تو ~~برگیری لگن # 5 ز اول این خواب گفتم من که هم آهسته باش %~% صبر کن تا باخود آیم یک ~~زمان تو دم مزن PageV1P1961 ### || [genre: Gh] # 1 پرده بردار ای حیات جان و جان افزای من %~% غمگسار و همنشین و مونس ~~شب‌های من # 2 ای شنیده وقت و بی‌وقت از وجودم ناله‌ها %~% ای فکنده آتشی در جمله ~~اجزای من # 3 در صدای کوه افتد بانگ من چون بشنوی %~% جفت گردد بانگ که با نعره و ~~هیهای من # 4 ای ز هر نقشی تو پاک و ای ز جان‌ها پاکتر %~% صورتت نی لیک مغناطیس ~~صورت‌های من # 5 چون ز بی‌ذوقی دل من طالب کاری بود %~% بسته باشم گر چه باشد دلگشا ~~صحرای من # 6 بی تو باشد جیش و عیش و باغ و راغ و نقل و عقل %~% هر یکی رنج دماغ و ~~کنده‌ای بر پای من # 7 تا ز خود افزون گریزم در خودم محبوستر %~% تا گشایم بند از پا بسته ~~بینم پای من # 8 ناگهان در ناامیدی یا شبی یا بامداد %~% گوییم اینک برآ بر طارم ms1095 بالای ~~من # 9 آن زمان از شکر و حلوا چنان گردم که من %~% گم کنم کاین خود منم یا شکر ~~و حلوای من # 10 امشب از شب‌های تنهایی است رحمی کن بیا %~% تا بخوانم بر تو امشب دفتر ~~سودای من # 11 همچو نای انبان در این شب من از آن خالی شدم %~% تا خوش و صافی برآید ~~ناله‌ها و وای من # 12 زین سپس انبان بادم نیستم انبان نان %~% زانک از این ناله است روشن ~~این دل بینای من # 13 درد و رنجوری ما را داروی غیر تو نیست %~% ای تو جالینوس جان و بوعلی ~~سینای من PageV1P1962 ### || [genre: Gh] # 1 شمس دین بر یوسفان و نازنینان نازنین %~% بر سر جمله شهان و سرفرازان ~~نازنین # 2 بر سران و سروران صد سر زیاده جاه او %~% در میان واصلان لطف رحمان ~~نازنین # 3 او به اوصاف الهی گشته موصوف کمال %~% بر سریر و بر سران تخت سلطان ~~نازنین # 4 بزم را از وی جمال و رزم را از وی جلال %~% هم به بزم و هم به رزم لطف ~~کیهان نازنین # 5 پیش او بنهاد مفتاح خزاین‌های خاص %~% کرده از عشق و محبت‌هاش یزدان ~~نازنین # 6 در میان صد هزاران ماه او تابان چو خور %~% وصف او اندر میان وصف شاهان ~~نازنین # 7 آنک خاک پاش شد او بر سران شد سرفراز %~% مست او اندر میان جمله مستان ~~نازنین # 8 اندر آن موجی که خاصان بر حذر باشند از آن %~% اندر آن موج خطر او خفته ~~استان نازنین PageV1P1963 ### || [genre: Gh] # 1 در میان ظلمت جان تو نور چیست آن %~% فر شاهی می نماید در دلم آن کیست ~~آن # 2 می نماید کان خیال روی چون ماه شه است %~% وان پناه دستگیر روز مسکینی ~~است آن # 3 این چنین فر و جمال و لطف و خوبی و نمک %~% فخر جان‌ها شمس حق و دین ~~تبریزی است آن # 4 برنتابد جان آدم شرح اوصافش صریح ms1096 %~% آنچ می تابد ز اوصافش دلا مکنی ~~است آن # 5 زانک اوصاف بقا اندر فنا کی رو دهد %~% مر مزیجی را که آن از عالم فانی ~~است آن # 6 آن جمالی کو که حقش نقش کرد از دست خویش %~% یا یکی نقشی که آن آذر و ~~مانی است آن # 7 هر بصر کو دید او را پس به غیرش بنگرید %~% سنگسارش کرد می باید که ~~ارزانی است آن # 8 ای دل اندر عاشقی تو نام نیکو ترک کن %~% کابتدای عشق رسوایی و بدنامی ~~است آن # 9 اندرون بحر عشقش جامه جان زحمت است %~% نام و نان جستن به عشق اندر دلا ~~خامی است آن # 10 عشق عامه خلق خود این خاصیت دارد دلا %~% خاصه این عشقی که زان مجلس ~~سامی است آن # 11 خاک تبریز ای صبا تحفه بیار از بهر من %~% زانک در عزت به جای گوهر ~~کانی است آن PageV1P1964 ### || [genre: Gh] # 1 جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان %~% مست کن جان را که تا اندررسد در ~~کاروان # 2 از خم آن می که گر سرپوش برخیزد از او %~% بررود بر چرخ بویش مست گردد ~~آسمان # 3 زان میی کز قطره جان بخش دل افروز او %~% می شود دریای غم همچون مزاجش ~~شادمان # 4 چون نهد پا در دماغ سرکشان روزگار %~% در زمان سجده کنان گردند همچون ~~خادمان # 5 جان اگر چه بس عزیز است نزد خاص و نزد عام %~% لیک نزد خاص باشد بوی آن ~~می جان جان # 6 جان و ماه و جان و قالب بی‌نشان شد از میی %~% کید او از بی‌نشانی ~~بردراند هر نشان # 7 خمخانه لم یزل جوشیده زان می کز کفش %~% گشته ویرانه به عالم در هزاران ~~خاندان # 8 گر به مغرب بوی آن می از عدم یابد گشاد %~% مست گردند زاهدان اندر هری ~~و طالقان # 9 دست مست خم او گر خار کارد در زمین %~% شرق تا مغرب بروید از ms1097 زمین‌ها ~~گلستان # 10 بانگ چنگ چنگی سرمست عشقش دررسد %~% در جهان خوف افتد صد امان اندر ~~امان # 11 گر ز خم احمدی بویی برون ظاهر شود %~% چون میش در جوش گردد چشم و جان ~~کافران # 12 گر ز خمر احمدی خواهی تمام بوی و رنگ %~% منزلی کن بر در تبریز یک دم ~~ساربان # 13 تا شوی از بوی جان حق خصال می فعال %~% وز تجلی‌های لطفش هم قرین و هم ~~قران # 14 در درون مست عشقش چیست خورشید نهان %~% آن که داند جز کسی جانا که آن ~~دارد از آن # 15 گر چه می پرسید عقلم هر دم از استاد عشق %~% سر آن می او نمی‌فرمود ~~الا آن آن # 16 هر دمی از مصر آن یوسف سوی جان‌های ما %~% تنگ‌های شکر می وش رسد صد ~~کاروان # 17 جان من در خم عشقش می بجوشد جوش‌ها %~% آه اگر بودی سوی ایوان عشقش ~~نردبان # 18 چون جهد از جان من القاب او مانند برق %~% چشم بیند از شعاعش صد درخش ~~کاویان # 19 صد هزاران خانه‌ها سازد میش در صحن جان %~% چون کند زیر و زبر سودای ~~عشقش خاندان # 20 بوی عنبر می رود بر عرش و بر روحانیان %~% گر چه جان تو خورد هم نیم ~~شب از می نهان # 21 از ملولی هجر او چون سامری اندر جهان %~% جانم از جمله جهان گشته‌ست ~~صحرا بر کران # 22 چون شراب موسی افکن زان خضر کف دررسد %~% صد چو جان من درآید چون کمر ~~اندر میان # 23 ای خداوند شمس دین مقصود از این جمله تویی %~% ای که خاک تو بود چون ~~جان من دور زمان # 24 در پی آن می که خوردم از پیاله وصل تو %~% این چنین زهرت ز جام هجر ~~خوردم مزمزان # 25 همچو تبریز و چو ایام همایون تو شاه %~% خود نبوده‌ست و نباشد بی‌مکان ~~و بی‌اوان PageV1P1965 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو را گردن زده آن تسخرت بر گرد نان ms1098 %~% ای سیاهی بر سیاهی جان تو ~~از گرد نان # 2 ای تو در آیینه دیده روی خود کور و کبود %~% تسخر و خنده زده بر آینه ~~چون ابلهان # 3 تسخرت بر آینه نبود به روی خود بود %~% زانک رویت هست تسخرگاه هر روشن ~~روان # 4 آن منافق روی ظلمت جان تسخرکن که خود %~% جمله سر تا پای تسخر بوده‌ست ~~آن قلتبان # 5 هر کی در خون خود آید دست من چه گو درآ %~% هر کی او دزدی کند حق است ~~دار و نردبان # 6 هر کی استهزا کند بر خاصگان عشق حق %~% تیغ قهرش بر سر آید از جلاد ~~قهرمان # 7 ندهدش قهر خدا مهلت که تا یک دم زند %~% گر چه دارد طاعت اهل زمین و ~~آسمان # 8 عبرت از ابلیس گیرد آنک نسل آدم است %~% کو به استهزای آدم شد سیه روی ~~قران # 9 تا که بهتان‌ها نهد آن مظلم تاریک دل %~% خنبک و مسخرگی و افسوس بر ~~صاحب دلان # 10 احمد مرسل به طعن و سخره بوجهل بود %~% موسی عمران به تسخرهای فرعونی ~~چنان # 11 صبرها کردند تا قهر خدا اندررسید %~% دود قهر حق برآمدشان ز سقف ~~دودمان # 12 از ملامت‌های حسادان جگرها خون شود %~% درد استهزای ایشان داغ‌ها آرد ~~به جان # 13 گر از ایشان درگریزی در مغاره خلوتی %~% عشق چون چوگانت آرد همچو گوی ~~اندر میان # 14 تا چشاند مر تو را زهری ز هر افسرده‌ای %~% تا کشاند نزد تو از هر ~~حسودی ارمغان # 15 تا بده است این گوشمال عاشقان بوده‌ست از آنک %~% در همه وقتی چنین ~~بوده‌ست کار عاشقان # 16 گر تو اندر دین عشقی بر ملامت دل بنه %~% وز فسوس و تسخر دشمن مکن رو ~~را گران # 17 عاشقی چون روگری دان یا مثل آهنگری %~% پس سیه باشد هماره چهره‌های ~~روگران # 18 بر رخ روگر سیاهی از پی قزغان بود %~% و آنگهی جمله سیاهی گرد شد بر ~~قازغان # 19 همچنان در عاقبت ms1099 این روسیاهی عاشقان %~% جمع گردد بر رخ تسخرکن خنبک ~~زنان # 20 عشق نقشی را حسودان دشمنی‌ها می کنند %~% خاصه عشق پادشاه نقش ساز ~~کامران # 21 نقش ساز نقش سوز ملک بخش بی‌نظیر %~% جان فزایی دلربایی خوش پناه دو ~~جهان # 22 خاص خاص سر حق و شمس دین بی‌نظیر %~% فخر تبریز و خلاصه هستی و نور ~~روان PageV1P1966 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل من در هوایت همچو آب و ماهیان %~% ماهی جانم بمیرد گر بگردی یک ~~زمان # 2 ماهیان را صبر نبود یک زمان بیرون آب %~% عاشقان را صبر نبود در فراق ~~دلستان # 3 جان ماهی آب باشد صبر بی‌جان چون بود %~% چونک بی‌جان صبر نبود چون بود ~~بی‌جان جان # 4 هر دو عالم بی‌جمالت مر مرا زندان بود %~% آب حیوان در فراقت گر خورم ~~دارد زیان # 5 این نگارستان عالم پرنشان و نقش توست %~% لیک جای تو نگیرد کو نشان کو ~~بی‌نشان # 6 قطره خون دلم را چون جهانی کرده‌ای %~% تا ز حیرانی ندانم قطره‌ای را ~~از جهان # 7 بر دهان من به دست خویش بنهادی قدح %~% تا ز سرمستی ندانم من قدح را از ~~دهان # 8 من کی باشم از زمین تا آسمان مستان پرند %~% کز شراب تو ندانند از زمین ~~تا آسمان # 9 صد شبان چون من سپرده گوسفند خود به گرگ %~% گوسفندان را چه کردی با کی ~~گویم کو شبان # 10 در بیان آرم نیایی ور نهان دارم بتر %~% درنگنجی از بزرگی در جهان و ~~در نهان # 11 گر نهان را می شناسم از جهان در عاشقی %~% مؤمن عشقم مخوان و کافرم ~~خوان ای فلان PageV1P1967 ### || [genre: Gh] # 1 از بدی‌ها آن چه گویم هست قصدم خویشتن %~% زانک زهری من ندیدم در جهان ~~چون خویشتن # 2 گر اشارت با کسی دیدی ندارم قصد او %~% نی به حق ذوالجلال و ذوالکمال و ~~ذوالمنن # 3 تا ز خود فارغ نیایم با دگر کس چون رسم %~% ور بگویم فارغم از خود بود ms1100 ~~سودا و ظن # 4 ور بگفتم نکته‌ای هستش بسی تأویل‌ها %~% گر غرض نقصان کس دارم نه مردم ~~من نه زن # 5 از تو دارم التماسی ای حریف رازدار %~% حسن ظنی در هوی و مهر من با ~~خویشتن # 6 دشمن جانم منم افغان من هم از خود است %~% کز خودی خود من بخواهم همچو ~~هیزم سوختن # 7 چونک یاری را هزاران بار با نام و نشان %~% مدح‌های بی‌نفاقش کرده باشم ~~در علن # 8 فخر کرده من بر او صد بار پیدا و نهان %~% بوده ما را از عزیزی با دو ~~دیده مقترن # 9 گر یکی عیبی بگویم قصد من عیب من است %~% زانک ماهم را بپوشد ابر من ~~اندر بدن # 10 رو بدان یک وصف کردم کز ملامت مر ورا %~% بهر حق دوستی حملش مکن بر ~~مکر و فن # 11 من خودی خویش را گویم که در پنداشتی %~% رو اگر نور خدایی نیست شو شو ~~ممتحن # 12 ای خود من گر همه سر خدایی محو شو %~% کان همه خود دیده‌ای پس دیده ~~خودبین بکن # 13 چون خداوند شمس دین را می ستایم تو بدان %~% کاین همه اوصاف خوبی را ~~ستودم در قرن PageV1P1968 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا بردار چنگ و لحن موسیقار زن %~% آتش از جرمم بیار و اندر استغفار ~~زن # 2 ای کلیم عشق بر فرعون هستی حمله بر %~% بر سر او تو عصای محو موسی وار ~~زن # 3 عقل از بهر هوس‌ها دارداری می کند %~% زود چشمش را ببند و بهر او تو ~~دار زن # 4 ور بگوید من به دانش نظم کاری می کنم %~% آتشی دست آور و در نظم و اندر ~~کار زن # 5 در غریبستان جان تا کی شوی مهمان خاک %~% خاک اندر چشم این مهمان و ~~مهمان دار زن # 6 مطربا حسنت ز پرگار خرد بیرونتر است %~% خیمه عشرت برون از عقل و از ~~پرگار زن # 7 تار چنگت را ز پود صرف می جانی بده ms1101 %~% زان حراره کهنه نوبخت بر اوتار ~~زن # 8 بر در مخدوم شمس الدین ز دیده آب زن %~% در همه هستی ز نار چهره او نار ~~زن # 9 از یکی دستان او خورشید و مه را خفته کن %~% پس نهان زو چنگ اندر دولت ~~بیدار زن # 10 عقل هشیارت قبایی دوخت بهر شمس دین %~% تو ز عشق او به چشم منکران ~~مسمار زن # 11 بر براق عشق بنشین جانب تبریز رو %~% و آنگهی زانو ز بهر غمزه خون ~~خوار زن PageV1P1969 ### || [genre: Gh] # 1 از دخول هر غری افسرده‌ای در کار من %~% دور بادا وصف نفس آلودشان از ~~یار من # 2 دررمید از ننگ ایشان و خبیثی‌ها و مکر %~% از وظیفه مدح یارم این دل ~~هشیار من # 3 خاک لعنت بر سر افسوس داری بدرگی %~% کو کند از خاکساری درهم این هنجار ~~من # 4 ای بریده دست دزدی کو بدزدد حکمتم %~% و آنگهی دکان بگیرد بر سر بازار ~~من # 5 شرم ناید مر ورا از روی من شرم از کجا %~% ای حرامش باد هر تعلیم از ~~اسرار من # 6 آن حرامی کز شقاوت تا رود گمره رود %~% یا رب و ای ذوالجلال از حرمت ~~دلدار من # 7 خاطرش از زیرکی یا آن ضمیرش از صفا %~% بر فراز عرش رفتی یاد کردی یار ~~من # 8 ای دل مسکین من از شرکت ناکس مرم %~% زانک این سنت ز نااهلان بود ناچار ~~من # 9 گر غران و ملحدان مر آب و نان را می خورند %~% خوردن نان هیچ نگذارم پی ~~این عار من # 10 صبر کن تا دررسد یک مژده‌ای زان مه لقا %~% صبر کن تا رو نماید ابر ~~گوهردار من # 11 صبر آن باشد دلا کز مدح آن بحر صفا %~% رو نگردانی بلی و بشنوی گفتار ~~من # 12 گیرم از لطف معانی رفت تمییز از جهان %~% کی رود بوی دل و جان یم ~~دربار من # 13 ور رود از دیگران بو از خدیوم کی ms1102 رود %~% از شهنشه شمس دین آن تا ابد ~~تذکار من # 14 کز شراب جان من رویدهمی تبریز در %~% لاله‌ها و گلبنان بر شیوه رخسار ~~من # 15 ای خداوند این همه غیرت ز رشک سر توست %~% ای هوای نازنین و شاه ~~بی‌آزار من # 16 من قیاسی کرده‌ام رشک تو را در حق او %~% لیک اندر رشک تو باطل بود ~~پرگار من # 17 ای شهنشه شمس دین دانم که از چندین حجاب %~% بشنود بیداریت این ~~لابه‌های زار من # 18 بینش تو بیند این کز پرتو رشک خداست %~% سنگ‌ها از هر طرف بر سینه ~~سگسار من # 19 از کرم مپسند این را کاین سوار جان من %~% جز به خرگاهت فرود آید از ~~این رهوار من # 20 ور فروآید بجز خرگاه تو من از خدا %~% من فنای محض خواهم ای خدایا یار ~~من # 21 دوش دیدم کز هوس صد تخم مار اندر رگی %~% درفکندم امتحان را تا چه ~~گردد مار من # 22 دیدمش ماری شده او هر زمان در می فزود %~% من پشیمان گشته‌ام زان صنعت ~~و کردار من # 23 من پشیمان قصد او کردم و او از خشم خود %~% بر زمین می زد همی دندان ~~پرزهرار من # 24 کاین چنین شاگردکی بدفعل و بدرگ سر کشد %~% ای خدا ضایع مکن این رنج و ~~این ادرار من PageV1P1970 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقا دو چشم بگشا چارجو در خود ببین %~% جوی آب و جوی خمر و جوی شیر و ~~انگبین # 2 عاشقا در خویش بنگر سخره مردم مشو %~% تا فلان گوید چنان و آن فلان ~~گوید چنین # 3 من غلام آن گل بینا که فارغ باشد او %~% کان فلانم خار خواند وان فلانم ~~یاسمین # 4 دیده بگشا زین سپس با دیده مردم مرو %~% کان فلانت گبر گوید وان فلانت ~~مرد دین # 5 ای خدا داده تو را چشم بصیرت از کرم %~% کز خمارش سجده آرد شهپر روح ~~الامین # 6 چشم نرگس را مبند و چشم کرکس ms1103 را مگیر %~% چشم اول را مبند و چشم احول ~~را مبین # 7 عاشقان صورتی در صورتی افتاده‌اند %~% چون مگس کز شهد افتد در طغار ~~دوغگین # 8 شاد باش ای عشقباز ذوالجلال سرمدی %~% با چنان پرها چه غم باشد تو را ~~از آب و طین # 9 گر همی‌خواهی که جبریلت شود بنده برو %~% سجده‌ای کن پیش آدم زود ای ~~دیو لعین # 10 بادیه خون خوار اگر واقف شدی از کعبه‌ام %~% هر طرف گلشن نمودی هر طرف ~~ما معین # 11 ای به نظاره بد و نیک کسان درمانده %~% چون بدین راضی شدی یارب تو را ~~بادا معین # 12 چون امانت‌های حق را آسمان طاقت نداشت %~% شمس تبریزی چگونه گستریدش ~~در زمین PageV1P1971 ### || [genre: Gh] # 1 موی بر سر شد سپید و روی من بگرفت چین %~% از فراق دلبری کاسدکن خوبان ~~چین # 2 جان ز غیرت گوش را گوید حدیثش کم شنو %~% دل ز غیرت چشم را گوید که ~~رویش را مبین # 3 دست عشرت برگشادم تا ببندم پای غم %~% عشرتم همرنگ غم شد ای مسلمانان ~~چنین # 4 دست در سنگی زدم دانم که نرهاند مرا %~% لیک غرقه گشته هم چنگی زند در ~~آن و این # 5 از در دل درشدم امروز دیدم حال او %~% زردروی و جامه چاک و بی‌یسار و ~~بی‌یمین # 6 گفتمش چونی دلا او گریه درشدهای های %~% از فراق ماه روی همنشان همنشین ~~PageV1P1972 ### || [genre: Gh] # 1 ای چراغ آسمان و رحمت حق بر زمین %~% ناله من گوش دار و درد حال من ~~ببین # 2 از میان صد بلا من سوی تو بگریختم %~% دست رحمت بر سرم نه یا بجنبان ~~آستین # 3 یا روان کن آب رحمت آتش غم را بکش %~% یا خلاصم ده چو عیسی از جهان ~~آتشین # 4 یا مراد من بده یا فارغم کن از مراد %~% وعده فردا رها کن یا چنان کن ~~یا چنین # 5 یا در انافتحنا برگشا تا بنگرم %~% صد هزاران گلستان و صد هزاران ms1104 ~~یاسمین # 6 یا ز الم نشرح روان کن چارجو در سینه‌ام %~% جوی آب و جوی خمر و جوی ~~شیر و انگبین # 7 ای سنایی رو مدد خواه از روان مصطفی %~% مصطفی ما جا الا رحمه للعالمین ~~PageV1P1973 ### || [genre: Gh] # 1 عشق شمس الدین است یا نور کف موسی است آن %~% این خیال شمس دین یا خود ~~دو صد عیسی است آن # 2 گر همه معنی است پس این چهره چون ماه چیست %~% صورتش چون گویم آخر چون ~~همه معنی است آن # 3 خواه این و خواه آن باری از آن فتنه لبش %~% جان ما رقصان و خوش سرمست ~~و سودایی است آن # 4 نیک بنگر در رخ من در فراق جان جان %~% بی دل و جان می نویسد گر چه در ~~انشی است آن # 5 من چه گویم خود عطارد با همه جان‌های پاک %~% از برای پاکی او عاشق ~~املی است آن # 6 جان من همچون عصا چون دستبوس او بیافت %~% پس چو موسی درفکندش جان کنون ~~افعی است آن # 7 دیده من در فراق دولت احیای او %~% در میان خندان شده در قدرت مولی است ~~آن # 8 هرک او اندر رکاب شاه شمس الدین دوید %~% فارغ از دنیا و عقبی آخر و ~~اولی است آن # 9 و آنک او بوسید دستش خود چه گویم بهر او %~% عاقلان دانند کان خود در ~~شرف اولی است آن # 10 جسم او چون دید جانم زود ایمان تازه کرد %~% گفتمش چه گفت بنگر معجزه ~~کبری است آن # 11 فر تبریز است از فر و جمال آن رخی %~% کان غبین و حسرت صد آزر و مانی ~~است آن PageV1P1974 ### || [genre: Gh] # 1 عشق شمس حق و دین کان گوهر کانی است آن %~% در دو عالم جان و دل را ~~دولت معنی است آن # 2 گر به ظاهر لشکر و اقبال و مخزن نیستش %~% رو به چشم جان نگر کان دولت ~~جانی است آن # 3 کله سر ms1105 را تهی کن از هوا بهر میش %~% کله سر جام سازش کان می جامی است ~~آن # 4 پختگان عشق را باشد ز خام خمر جان %~% پخته نی و خام جستن مایه خامی ~~است آن # 5 تا کتاب جان او اندر غلاف تن بود %~% گر چه خاص خاص باشد در هنر عامی ~~است آن # 6 آنک بالایی گزیند پست باشد عشق در %~% آنک پستی را گزید او مجلس سامی ~~است آن # 7 هرک جان پاک او زان می درآشامد ابد %~% گر چه هندو باشد آن و مکی و ~~شامی است آن # 8 مر تن معمور را ویران کند هجران می %~% هرک کرد این تن خراب می میش ~~بانی است آن # 9 آن می باقی بود اول که جان زاید از او %~% پس دروغ است آنک می جان است ~~کان ثانی است آن # 10 جان فانی را همیشه مست دار از جام او %~% رنگ باقی گیرد از می روح کان ~~فانی است آن # 11 در می باقی نشان پیوسته جان مردنی %~% کز جوار کیمیا آن مس زر کانی ~~است آن # 12 چون میان عقل و تن افتاد از می سه طلاق %~% هر تنی کو با خرد جفت است ~~آن زانی است آن # 13 در دل تنگ هوس باده بقا ساکن نگشت %~% هر دلی کاین می در او بنشست ~~میدانی است آن # 14 آنک جام او بگیرد یک نشانش این بود %~% در بیان سر حکمت جان او منشی ~~است آن # 15 در شعاع می بقا بیند ابد پس بعد از آن %~% مال چه بود کو ز عین جان ~~خود معطی است آن # 16 آنک وصف می بگوید باخود است و هوشیار %~% اهل قرآن نبود آن کس لیک او ~~مقری است آن # 17 حق و صاحب حق را از عاشقان مست پرس %~% زانک جام مست اندر عاشقان قاضی ~~است آن # 18 زانک حکم مست فعل می بود پس روشن است %~% حق و صاحب حق ms1106 هم با حکم او ~~راضی است آن # 19 مطرب مستور بی‌پرده یکی چنگی بزن %~% وارهان از نام و ننگم گر چه ~~بدنامی است آن # 20 وانما رخسار را تا بشکنی بازار بت %~% زان رخی کو حسرت صد آزر و مانی ~~است آن # 21 ای صبا تبریز رو سجده ببر کان خاک پاک %~% خاک درگاه حیات انگیز ربانی ~~است آن PageV1P1975 ### || [genre: Gh] # 1 در ستایش‌های شمس الدین نباشم مفتتن %~% تا تو گویی کاین غرض نفی من ~~است از لا و لن # 2 چونک هست او کل کل صافی صافی کمال %~% وصف او چون نوبهار و وصف اجزا ~~یاسمن # 3 هر یکی نوعی گلی و هر یکی نوعی ثمر %~% او چو سرمجموع باغ و جان جان صد ~~چمن # 4 چون ستودی باغ را پس جمله را بستوده‌ای %~% چون ستودی حق را داخل شود ~~نقش وثن # 5 ور وثن را مدح گویی نیست داخل حسن حق %~% گر چه هم می بازگردد آن به ~~خالق فاعلمن # 6 لیک باقی وصف‌ها بستوده باشی جزو در %~% شمس حق و دین چو دریا کی شود ~~داخل بدن # 7 حق همی‌گوید منم هش دار ای کوته نظر %~% شمس حق و دین بهانه‌ست اندر ~~این برداشتن # 8 هر چه تو با فخر تبریز آوری بی‌خردگی %~% آن به عین ذات من تو کرده‌ای ~~ای ممتحن PageV1P1976 ### || [genre: Gh] # 1 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصف من %~% ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن # 2 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن %~% چون زنی بر نام شمس الدین ~~تبریزی بزن # 3 نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان %~% نام شمس الدین چو شمع ~~و جان بنده چون لگن # 4 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو %~% بر تن و جان وصف او بنواز تن ~~تن تن تنن # 5 نام شمس الدین چو شمعی همچو پروانه بسوز %~% پیش آن چوگان نامش گوی جان ~~را درفکن # 6 ms1107 تا شود این جان تو رقاص سوی آسمان %~% تا شود این جان پاکت پرده سوز و ~~گام زن # 7 شمس دین و شمس دین و شمس دین می گو و بس %~% تا ببینی مردگان رقصان شده ~~اندر کفن # 8 مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملول %~% عشق شمس الدین کند مر جانت را ~~چون یاسمن # 9 یک شبی تا روز دف را تو بزن بر نام او %~% کز جمال یوسفی دف تو شد چون ~~پیرهن # 10 ناگهان آن گلرخم از گلستان سر برزند %~% پیش آن گل محو گردد ~~گلستان‌های چمن # 11 لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده %~% سوسنک مستک شده گوید چه ~~باشد خود سمن # 12 خارها خندان شده بر گل بجسته برتری %~% سنگ‌ها تابان شده با لعل گوید ~~ما و من PageV1P1977 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان را مژده‌ای از سرفراز راستین %~% مژده مر دل را هزار از دلنواز ~~راستین # 2 مژده مر کان‌های زر را از برای خالصیش %~% هست نقاد بصیر و هست گاز ~~راستین # 3 مژده مر کسوه بقا را کز پی عمر ابد %~% هستش از اقبال و دولت‌ها طراز ~~راستین # 4 فرخا زاغی که در زاغی نماند بعد از این %~% پیش شمس الدین درآید گشت ~~باز راستین # 5 حبذا دستی که او بستم درازی کم کند %~% دست در فتراک او زد شد دراز ~~راستین # 6 شد دراز آن دست او تا بگذرید او را ختن %~% تا گرفت از جیب معشوقی طراز ~~راستین # 7 بعد از آن خوب طرازی چون شود همدست او %~% دو به دو چون مست گشته گفته ~~راز راستین # 8 چشم بگشاید ببیند از ورای وهم و روح %~% آنک بر ترک طرازی کرد ناز ~~راستین # 9 شاه تبریزی کریمی روح بخشی کاملی %~% در فرازی در وصال و ملک باز ~~راستین # 10 ملک جانی‌ها نه ملک فانیی جسمانیی %~% تا شود جان‌ها ز ملکش چشم باز ~~راستین # 11 مرحبا ای شاه جان‌ها مرحبا ای فر ms1108 و حسن %~% ملک بخش بندگان و کارساز ~~راستین PageV1P1978 ### || [genre: Gh] # 1 یارکان رقصی کنید اندر غمم خوشتر از این %~% کره عشقم رمید و نی ~~لگامستم نی زین # 2 پیش روی ماه ما مستانه یک رقصی کنید %~% مطربا بهر خدا بر دف بزن ضرب ~~حزین # 3 رقص کن در عشق جانم ای حریف مهربان %~% مطربا دف را بکوب و نیست بختت ~~غیر از این # 4 آن دف خوب تو این جا هست مقبول و صواب %~% مطربا دف را بزن بس مر تو را ~~طاعت همین # 5 مطربا این دف برای عشق شاه دلبر است %~% مفخر تبریز جان جان جان‌ها شمس ~~دین # 6 مطربا گفتی تو نام شمس دین و شمس دین %~% درربودی از سرم یک بارگی تو ~~عقل و دین # 7 چونک گفتی شمس دین زنهار تو فارغ مشو %~% کفر باشد در طلب گر زانک گویی ~~غیر این # 8 مطربا گشتی ملول از گفت من از گفت من %~% همچنان خواهی مکن تو همچنین و ~~همچنین PageV1P1979 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا نرمک بزن تا روح بازآید به تن %~% چون زنی بر نام شمس الدین ~~تبریزی بزن # 2 نام شمس الدین به گوشت بهتر است از جسم و جان %~% نام شمس الدین چو شمع ~~و جان بنده چون لگن # 3 مطربا بهر خدا تو غیر شمس الدین مگو %~% بر تن چون جان او بنواز تن تن ~~تن تنن # 4 تا شود این نقش تو رقصان به سوی آسمان %~% تا شود این جان پاکت پرده ~~سوز و گام زن # 5 شمس دین و شمس دین و شمس دین می گوی و بس %~% تا ببینی مردگان رقصان ~~شده اندر کفن # 6 مطربا گر چه نیی عاشق مشو از ما ملول %~% عشق شمس الدین کند مر جانت را ~~چون یاسمن # 7 لاله‌ها دستک زنان و یاسمین رقصان شده %~% سوسنک مستک شده گوید که باشد ~~خود سمن # 8 خارها خندان شده بر گل بجسته برتری %~% سنگ‌ها باجان شده ms1109 با لعل گوید ~~ما و من # 9 ایها الساقی ادر کأس الحمیا نصفه %~% ان عشقی مثل خمر ان جسمی مثل دن ~~PageV1P1980 ### || [genre: Gh] # 1 گلسن بنده ستایک غرضم یق اشد رسن %~% قلسن انده یوز در یلنز قنده قلرسن # 2 چلبی درقیمو درلک چلبا گل نه گز رسن %~% چلبی قللرن استر چلبی نه سز سن # 3 نه اغر در نه اغر در چلب اغرندن قغرمق %~% قولغن اج قولغن اج بله کم ~~انده دگرسن PageV1P1981 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا میل ندارم نه به چرب و نه به شیرین %~% نه بدان کیسه پرزر نه ~~بدین کاسه زرین # 2 بکشی اهل زمین را به فلک بانگ زند مه %~% که زهی جود و سماحت عجبا قدرت ~~و تمکین # 3 چو خیال تو بتابد چو مه چارده بر من %~% بگزد ساعد و اصبع ز حسد زهره و ~~پروین # 4 هله المنه لله که بدین ملک رسیدم %~% همه حق بود که می گفت مرا عشق تو ~~پیشین # 5 چو مرا بر سر پا دید به سر کرد اشارت %~% که رسید آنچ تو خواهی هله ~~ایمن شو و بنشین # 6 همه خلق از سر مستی ز طرب سجده کنانش %~% بره و گرگ به هم خوش نه حسد ~~در دل و نی کین # 7 نشناسند ز مستی ره ده از ره خانه %~% نشناسند که مردیم عجب یا گل رنگین # 8 قدح اندر کف و خیره چه کنم من عجب این را %~% بخورم یا که ببخشم تو بگو ~~ای شه شیرین # 9 تو بخور چه بود بخشش هله که دور تو آمد %~% هله خوردم هله خوردم چو منم ~~پیش تو تعیین # 10 تو خور این باده عرشی که اگر یک قدح از وی %~% بنهی بر کف مرده بدهد ~~پاسخ تلقین PageV1P1982 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرین %~% صدقات تو روان است به هر بیوه ~~و مسکین # 2 صدقات تو لطیف است توان خورد دو صد ms1110 من %~% که نداند لب بالا و نجنبد لب ~~زیرین # 3 هله ای باغ نگویی به چه لب باده کشیدی %~% مگر اشکوفه بگوید پنهان با ~~گل و نسرین # 4 چه شراب است کز آن بو گل‌تر آهوی ناف است %~% به زمستان نه که دیدی همه ~~را چون سگ گرگین # 5 هله تا جمع رسیدن بده آن می به کف من %~% پس من زهره بنوشد قدح از ساعد ~~پروین # 6 وگر آن مست نهد سر که رباید ز تو ساغر %~% مده او را تو مرا ده که منم ~~بر در تحسین # 7 چه کند باده حق را جگر باطل فانی %~% چه شناسد مه جان را نظر و غمزه ~~عنین # 8 هنر و زر چو فزون شد خطر و خوف کنون شد %~% ملکان را تب لرز است و حریر ~~است نهالین # 9 چو مه توبه درآمد مه توبه شکن آمد %~% شکنش باد همیشه تو بگو نیز که ~~آمین PageV1P1983 ### || [genre: Gh] # 1 صنما بیار باده بنشان خمار مستان %~% که ببرد عشق رویت همگی قرار مستان # 2 می کهنه را کشان کن به صبوح گلستان کن %~% که به جوش اندرآمد فلک از ~~عقار مستان # 3 بده آن قرار جان را گل و لاله زار جان را %~% ز نبات و قند پر کن دهن و ~~کنار مستان # 4 قدحی به دست برنه به کف شکرلبان ده %~% بنشان به آب رحمت به کرم غبار ~~مستان # 5 صنما به چشم مستت دل و جان غلام دستت %~% به می خوشی که هستت ببر ~~اختیار مستان # 6 چو شراب لاله رنگت به دماغ‌ها برآید %~% گل سرخ شرم دارد ز رخ و عذار ~~مستان # 7 چو جناح و قلب مجلس ز شراب یافت مونس %~% ببرد گلوی غم را سر ذوالفقار ~~مستان # 8 صنما تو روز مایی غم و غصه سوز مایی %~% ز تو است ای معلا همه کار و ~~بار مستان # 9 بکشان تو گوش شیران چو شتر قطارشان کن %~% که ms1111 تو شیرگیر حقی به کفت ~~مهار مستان # 10 ز عقیق جام داری نمکی تمام داری %~% چه غریب دام داری جهت شکار مستان # 11 سخنی بماند جانی که تو بی‌بیان بدانی %~% که تو رشک ساقیانی سر و ~~افتخار مستان PageV1P1984 ### || [genre: Gh] # 1 صنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کن %~% نفسی خراب خود را به نظر ~~عمارتی کن # 2 دل و جان شهید عشقت به درون گور قالب %~% سوی گور این شهیدان بگذر ~~زیارتی کن # 3 تو چو یوسفی رسیده همه مصر کف بریده %~% بنما جمال و بستان دل و جان ~~تجارتی کن # 4 و اگر قدم فشردی به جفا و نذر کردی %~% بشکن تو نذر خود را چه شود ~~کفارتی کن # 5 تو مگو کز این نثارم ز شما چه سود دارم %~% تو ز سود بی‌نیازی بده و ~~خسارتی کن # 6 رخ همچو زعفران را چو گل و چو لاله گردان %~% سه چهار قطره خون را دل ~~بابشارتی کن # 7 چو غلام توست دولت نکشد ز امر تو سر %~% به میان ما و دولت ملکا سفارتی ~~کن # 8 چو به پیش کوه حلمت گنهان چو کاه آمد %~% به گناه چون که ما نظر حقارتی ~~کن # 9 تن ما دو قطره خون بد که نظیف و آدمی شد %~% صفت پلید را هم صفت طهارتی ~~کن # 10 ز جهان روح جان‌ها چو اسیر آب و گل شد %~% تو ز دار حرب گلشان برهان و ~~غارتی کن # 11 چو ز حرف توبه کردم تو برای طالبان را %~% جز حرف پرمعانی علم و ~~امارتی کن # 12 ز برای گرم کردن بود این دم چو آتش %~% جز دم تو تابشی را سبب حرارتی ~~کن # 13 تو که شاه شمس دینی تبریز نازنین را %~% به ظهور نیر خود وطن بصارتی ~~کن PageV1P1985 ### || [genre: Gh] # 1 هله نیم مست گشتم قدحی دگر مدد کن %~% چو حریف نیک داری تو به ترک نیک ~~و بد کن # 2 منگر ms1112 که کیست گریان ز جفا و کیست عریان %~% نه وصی آدمی تو بنشین و کار ~~خود کن # 3 نظری به سوی می کن به نوای چنگ و نی کن %~% نظری دگر به سوی رخ یار ~~سروقد کن # 4 شکرت چو آرزو شد ز لب شکرفروشش %~% چو عباس دبس زودتر ز شکرفروش کدکن # 5 نه که کودکم که میلم به مویز و جوز باشد %~% تو مویز و جوز خود را ~~بستان در آن سبد کن # 6 شکر خوش تبرزد که هزار جان به ارزد %~% حسد ار کنی تو باری پی آن شکر ~~حسد کن # 7 به بت شکرفشان شو ز لبش شکرستان شو %~% جهت قران ماهش چو منجمان رصد کن # 8 چو رسید ماه روزه نه ز کاسه گو نه کوزه %~% پس از این نشاط و مستی ز ~~صراحی ابد کن # 9 به سماع و طوی بنشین به میان کوی بنشین %~% که کسی خورت نبیند طرب از ~~می احد کن # 10 چو عروس جان ز مستی برسد به کوی هستی %~% خورشش از این طبق ده تتقش هم ~~از خرد کن # 11 ز سخن ملول گشتی که کسیت نیست محرم %~% سبک آینه بیان را تو بگیر و در ~~نمد کن PageV1P1986 ### || [genre: Gh] # 1 چه شکر داد عجب یوسف خوبی به لبان %~% که شد ادریسش قیماز و سلیمان به ~~لبان # 2 به شکرخانه او رفته به سر لب شکران %~% مانده اندر عجبش خیره همه ~~بوالعجبان # 3 خبر افتاد که گرگی طمع یوسف کرد %~% همه گرگان شده از خجلت این گرگ ~~شبان # 4 چه خوشی‌های نهان است در آن درد و غمش %~% که رمیدند ز دارو همه درمان ~~طلبان # 5 بس بود هستی او مایه هر نیست شده %~% بس بود مستی او عذر همه بی‌ادبان # 6 عارف از ورزش اسباب بدان کاهل شد %~% که همان بی‌سببی شد سبب بی‌سببان # 7 خیز کامروز ز اقبال و سعادت باری %~% طرب اندر طرب است از مدد بوطربان ms1113 # 8 من بر آن بودم کز جان و دل تفسیده %~% بازگویی صفت عشق به روزان و شبان # 9 شمس تبریزی مرا دوش همی‌گفت خموش %~% چون تو را عشق لب ماست نگهدار ~~زبان PageV1P1987 ### || [genre: Gh] # 1 جنتی کرد جهان را ز شکر خندیدن %~% آنک آموخت مرا همچو شرر خندیدن # 2 گر چه من خود ز عدم دلخوش و خندان زادم %~% عشق آموخت مرا شکل دگر ~~خندیدن # 3 بی جگر داد مرا شه دل چون خورشیدی %~% تا نمایم همه را بی‌ز جگر خندیدن # 4 به صدف مانم خندم چو مرا درشکنند %~% کار خامان بود از فتح و ظفر ~~خندیدن # 5 یک شب آمد به وثاق من و آموخت مرا %~% جان هر صبح و سحر همچو سحر ~~خندیدن # 6 گر ترش روی چو ابرم ز درون خندانم %~% عادت برق بود وقت مطر خندیدن # 7 چون به کوره گذری خوش به زر سرخ نگر %~% تا در آتش تو ببینی ز حجر ~~خندیدن # 8 زر در آتش چو بخندید تو را می گوید %~% گر نه قلبی بنما وقت ضرر خندیدن # 9 گر تو میر اجلی از اجل آموز کنون %~% بر شه عاریت و تاج و کمر خندیدن # 10 ور تو عیسی صفتی خواجه درآموز از او %~% بر غم شهوت و بر ماده و نر ~~خندیدن # 11 ور دمی مدرسه احمد امی دیدی %~% رو حلالستت بر فضل و هنر خندیدن # 12 ای منجم اگرت شق قمر باور شد %~% بایدت بر خود و بر شمس و قمر خندیدن # 13 همچو غنچه تو نهان خند و مکن همچو نبات %~% وقت اشکوفه به بالای شجر ~~خندیدن PageV1P1988 ### || [genre: Gh] # 1 جان حیوان که ندیده است بجز کاه و عطن %~% شد ز تبدیل خدا لایق گلزار ~~فطن # 2 نوبهاری است خدا را جز از این فصل بهار %~% که در او مرده نماند وثنی و ~~نه وثن # 3 ز نسیمش شود آن جغد به از باز سپید %~% بهتر از شیر شود از ms1114 دم او ماده ~~زغن # 4 زنده گشتند و پی شکر دهان بگشادند %~% بوسه‌ها مست شدند از طرب بوی دهن # 5 دست دستان صبا لخلخه را شورانید %~% تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن # 6 جبرئیل است مگر باد و درختان مریم %~% دست بازی نگر آن سان که کند شوهر ~~و زن # 7 ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند %~% برفشانید نثار گهر و در عدن # 8 چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید %~% وقت آن شد که به یعقوب رسد پیراهن # 9 چون عقیق یمنی لب دلبر خندید %~% بوی رحمان به محمد رسد از سوی یمن # 10 چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت %~% جز بدان جعد پراکنده آن خوب زمن # 11 شمس تبریز برآ تیغ بزن چون خورشید %~% تیغ خورشید دهد نور به جان چو ~~مجن PageV1P1989 ### || [genre: Gh] # 1 همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن %~% وقت آن شد که درآییم خرامان به ~~چمن # 2 همه خوردند و برفتند بقای ما باد %~% که دل و جان زمانیم و سپهدار زمن # 3 چو تویی آب حیاتی کی نماند باقی %~% چو تو باشی بت زیبا همه گردند شمن # 4 کتب العشق علینا غمرات و محن %~% و قضی الحجب علینا فتنا بعد فتن # 5 فرج آمد برهیدیم ز تشویش جهان %~% بپرد جان مجرد به گلستان منن # 6 ناقتی نخ هنا فهو مناخ حسن %~% فیه ما و سخا و رخا و عطن # 7 یرزقون فرحین بخوریم آن می و نقل %~% مقعد صدق چو شد منزل عشاق سکن # 8 دامن سیب کشانیم سوی شفتالو %~% ببریم از گل تر چند سخن سوی سمن # 9 چو مرا می بدهی هیچ مجو شرط ادب %~% مست را حد نزند شرع مرا نیز مزن # 10 ادب و بی‌ادبی نیست به دستم چه کنم %~% چو شتر می کشدم مست شتربان به ~~رسن # 11 بلبل از عشق ز گل بوسه طمع کرد و بگفت %~% بشکن شاخ نبات و دل ما ms1115 را ~~مشکن # 12 گفت گل راز من اندرخور طفلان نبود %~% بچه را ابجد و هوز به و حطی ~~کلمن # 13 گفت گر می ندهی بوسه بده باده عشق %~% گفت این هم ندهم باش حزین جفت ~~حزن # 14 گفت من نیز تو را بر دف و بربط بزنم %~% تنن تن تننن تن تننن تن تننن # 15 گفت شب طشت مزن که همه بیدار شوند %~% که مگر ماه گرفته‌ست مجو شور و ~~فتن # 16 طشت اگر من نزنم فتنه چو نه ماهه شده‌ست %~% فتنه‌ها زاید ناچار شب ~~آبستن # 17 برگ می لرزد بر شاخ و دلم می لرزد %~% لرزه برگ ز باد و دلم از خوب ~~ختن # 18 تاب رخسار گل و لاله خبر می دهدم %~% که چراغی است نهان گشته در این ~~زیر لگن # 19 جهد کن تا لگن جهل ز دل برداری %~% تا که از مشرق جان صبح برآید روشن # 20 شمس تبریز طلوعی کن از مشرق روح %~% که چو خورشید تو جانی و جهان جمله ~~بدن PageV1P1990 ### || [genre: Gh] # 1 خوی با ما کن و با بی‌خبران خوی مکن %~% دم هر ماده خری را چو خران بوی ~~مکن # 2 اول و آخر تو عشق ازل خواهد بود %~% چون زن فاحشه هر شب تو دگر شوی مکن # 3 دل بنه بر هوسی که دل از آن برنکنی %~% شیرمردا دل خود را سگ هر کوی ~~مکن # 4 هم بدان سو که گه درد دوا می خواهی %~% وقف کن دیده و دل روی به هر سوی ~~مکن # 5 همچو اشتر بمدو جانب هر خاربنی %~% ترک این باغ و بهار و چمن و جوی مکن # 6 هان که خاقان بنهاده است شهانه بزمی %~% اندر این مزبله از بهر خدا طوی ~~مکن # 7 میر چوگانی ما جانب میدان آمد %~% پی اسپش دل و جان را هله جز گوی مکن # 8 روی را پاک بشو عیب بر آیینه منه %~% نقد خود را سره کن عیب ترازوی ms1116 مکن # 9 جز بر آن که لبت داد لب خود مگشا %~% جز سوی آنک تکت داد تکاپوی مکن # 10 روی و مویی که بتان راست دروغین می دان %~% نامشان را تو قمرروی زره ~~موی مکن # 11 بر کلوخی است رخ و چشم و لب عاریتی %~% پیش بی‌چشم به جد شیوه ابروی ~~مکن # 12 قامت عشق صلا زد که سماع ابدی است %~% جز پی قامت او رقص و هیاهوی مکن # 13 دم مزن ور بزنی زیر لب آهسته بزن %~% دم حجاب است یکی تو کن و صدتوی ~~مکن PageV1P1991 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ باشد که رسد آن شکر و پسته من %~% نقل سازد جهت این جگر خسته من # 2 دست خود بر سر من مالد از روی کرم %~% که تو چونی هله ای بی‌دل و ~~پابسته من # 3 سر گران گشته از آن باده بی‌ساغر من %~% زعفران کشته بدین لاله بررسته ~~من # 4 زخم بر تار تو اندرخور خود چون رانم %~% ای گسسته رگت از زخمه آهسته من # 5 چون تنم جان نشود زان ابدی آب حیات %~% چون دلم برنجهد زان بت برجسته ~~من # 6 هله ای طیف خیالش بنشین و بشنو %~% یک زمانی سخن پخته به نبشته من # 7 چون مه چارده شب را تو برآرای به حسن %~% ای به شب‌ها و سحرها به دعا ~~جسته من # 8 چند صف‌ها بشکستی و بدیدی همه را %~% هیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من # 9 لاله زار و چمن ار چه که همه ملک وی است %~% هوس و رغبت او بین تو به ~~گلدسته من # 10 لب ببند و قصص عشق به گوش او گوی %~% که حریص آمد بر گفتن پیوسته من ~~PageV1P1992 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو از بوالهوسان قصه میر عسسان %~% رندی از حلقه ما گشت در این کوی ~~نهان # 2 مدتی هست که ما در طلبش سوخته‌ایم %~% شب و روز از طلبش هر طرفی جامه ~~دران # 3 هم در این کوی ms1117 کسی یافت ز ناگه اثرش %~% جامه پرخون شده او است ببینید ~~نشان # 4 خون عشاق کهن خود نشود تازه بود %~% خون چو تازه است بدانید که هست آن ~~فلان # 5 همه خون‌ها چو شود کهنه سیه گردد و خشک %~% خون عشاق ابد تازه بجوشد ز ~~روان # 6 تو مگو دفع که این دعوی خون کهن است %~% خون عشاق نخفته‌ست و نخسبد به ~~جهان # 7 غمزه توست که خونی است در این گوشه و بس %~% نرگس توست که ساقی است دهد ~~رطل گران # 8 غمزه توست که مست آید و دل‌ها دزدد %~% قصد جان‌ها کند آن سخت دل سخته ~~کمان # 9 داد آن است که آن گمشده را بازدهی %~% یا چو او شد ز میانه تو درآیی به ~~میان # 10 گر ز میر شکران داد بیابی ای دل %~% شکر کن شو تو گدازان چو شکر با ~~شکران # 11 گر چنان کشته شوی زنده جاوید شوی %~% خدمت از جان چنین کشته به تبریز ~~رسان PageV1P1993 ### || [genre: Gh] # 1 اینک آن انجم روشن که فلک چاکرشان %~% اینک آن پردگیانی که خرد چادرشان # 2 همچو اندیشه به هر سینه بود مسکنشان %~% همچو خورشید به هر خانه فتد ~~لشکرشان # 3 نظر اولشان زنده کند عالم را %~% در نظر هیچ نگنجد نظر دیگرشان # 4 ای بسا شب که من از آتششان همچو سپند %~% بوده‌ام نعره زنان رقص کنان ~~بر درشان # 5 گر تو بو می نبری بوی کن اجزای مرا %~% بو گرفته‌ست دل و جان من از ~~عنبرشان # 6 ور تو بس خشک دماغی به تو بو می نرسد %~% سر بنه تا برسد بر تو دماغ ~~ترشان # 7 خود چه باشد تر و خشک حیوانی و نبات %~% مه نبات و حیوان و مه زمین ~~مادرشان # 8 همه عالم به یکی قطره دریا غرقند %~% چه قدر خورد تواند مگس از شکرشان ~~PageV1P1994 ### || [genre: Gh] # 1 چون خیال تو درآید به دلم رقص کنان %~% چه خیالات دگر مست درآید به ms1118 ~~میان # 2 گرد بر گرد خیالش همه در رقص شوند %~% وان خیال چو مه تو به میان چرخ ~~زنان # 3 هر خیالی که در آن دم به تو آسیب زند %~% همچو آیینه ز خورشید برآید ~~لمعان # 4 سخنم مست شود از صفتی و صد بار %~% از زبانم به دلم آید و از دل به ~~زبان # 5 سخنم مست و دلم مست و خیالات تو مست %~% همه بر همدگر افتاده و در هم ~~نگران # 6 همه بر همدگر از بس که بمالند دهن %~% آن خیالات به هم درشکند او ز ~~فغان # 7 همه چون دانه انگور و دلم چون چرش است %~% همه چون برگ گلاب و دل من ~~همچو دکان # 8 ز صلاح دل و دین زر برم و زر کوبم %~% تا مفرح شود آن را که بود دیده ~~جان PageV1P1995 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را گشت سر از غایت برگردیدن %~% ساکنان را همه سرگشته تواند دیدن # 2 هر کی از ضعف خود اندر رخ مردان نگرد %~% بر دو چشم کژ او فرض بود ~~خندیدن # 3 هر کی صفرا شودش غالب از شیرینی %~% تلخ گردد دهنش گاه شکر خاییدن # 4 عقل میدانی او خود خر لنگ افتاده است %~% در براق احدی دید کسی لنگیدن # 5 ای کسی کز حدثان در حدثی افتادی %~% چون چنینی تو روا نیست تو را ~~جنبیدن # 6 باید اول ز حدث سوی قدم پیوستن %~% وانگهان بر قدمش نیمچه‌ای ببریدن # 7 خانه شاه بزن نقب اگر نقب زنی %~% گوهری دزد از آن خانه گه دزدیدن # 8 من علامات گهر گفتم لیکن چه کنم %~% کورموشی چو ندارد نظر بگزیدن # 9 شمس تبریز سخن‌های تو می بخشد چشم %~% لیک کو گوش که داند سخنت بشنیدن ~~PageV1P1996 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا گل ز تو آموخت شکر خندیدن %~% به خدا که ز تو آموخت کمر بندیدن # 2 به خدا چرخ همان دید که من دیدستم %~% ور نه دیدی ز چه بودیش به ms1119 سر ~~گردیدن # 3 گفتم ای نی تو چنین زار چرا می نالی %~% گفت خوردم دم او شرط بود ~~نالیدن # 4 گفتم ای ماه نو این جمله گداز تو ز چیست %~% گفت کاهش دهدم فایده ~~بالیدن # 5 فایده زفت شدن در کمی و کاستن است %~% از پی خرج بود مکسبه‌ها ورزیدن # 6 پر پروانه پی درک تف شمع بود %~% چونک آن یافت نخواهد پر و دریازیدن # 7 در فنا جلوه شود فایده هستی‌ها %~% پس نباید ز بلا گریه و درچغزیدن # 8 پس خمش باش همی‌خور ز کمان‌هاش خدنگ %~% چون هنر در کمیت خواهد ~~افزاییدن PageV1P1997 ### || [genre: Gh] # 1 مکن ای دوست ز جور این دلم آواره مکن %~% جان پی پاره بگیر و جگرم پاره ~~مکن # 2 مر تو را عاشق دل داده و غمخوار بسی است %~% جان و سر قصد سر این دل ~~غمخواره مکن # 3 نظر رحم بکن بر من و بیچارگیم %~% جز تو ار چاره گری هست مرا چاره مکن # 4 پیش آتشکده عشق تو دل شیشه گر است %~% دل خود بر دل چون شیشه من خاره ~~مکن # 5 هر دمی هجر ستمکار تو دم می دهدم %~% هر دمم دم ده بی‌باک ستمکاره مکن # 6 تن پربند چو گهواره و دل چون طفل است %~% در کنارش کش و وابسته گهواره ~~مکن # 7 پیش خورشید رخت جان مرا رقصان دار %~% همچو شب جان مرا بند هر استاره ~~مکن # 8 ز دغل عالم غدار دو صد سر دارد %~% سر من در سر این عالم غداره مکن # 9 صد چو هاروت و چو ماروت ز سحرش بسته‌ست %~% مر مرا بسته این جادوی ~~سحاره مکن # 10 خمر یک روزه این نفس خمار ابد است %~% هین مرا تشنه این خاین خماره ~~مکن # 11 لعب اول چو مرا بست میفزا بازی %~% ز آنچ یک باره شدم مات تو ده باره ~~مکن # 12 جمله عیاری ناسوت ز لاهوت تو است %~% تو دگر یاری این کافر عیاره مکن ms1120 ~~PageV1P1998 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز هجران تو مردن طرب و راحت من %~% مرگ بر من شده بی‌تو مثل شهد و ~~لبن # 2 می تپد ماهی بی‌آب بر آن ریگ خشن %~% تا جدا گردد آن جان نزارش ز بدن # 3 آب تلخی شده بر جانوران آب حیات %~% شکر خشک بر ایشان بتر از گور و کفن # 4 نیست بازی کشش جزو به اصل کل خویش %~% چند پیغامبر بگریست پی حب وطن # 5 کودکی کو نشناسد وطن و مولد خویش %~% دایه خواهد چه ستنبول مر او را چه ~~یمن # 6 شد چراگاه ستاره سوی مرعای فلک %~% حیوان خاک پرستد مثل سرو و سمن # 7 من از این ناله اگر چه که دهان می بندم %~% نتوان در شکم آب فروبست دهن # 8 نفس چغز ز آب است نه از باد هوا %~% بحریان را هله این باشد معهوده و ~~فن # 9 عارفانی که نهانند در آن قلزم نور %~% دمشان جمله ز نوری است ظلامات ~~شکن # 10 قلم و لوح چو این جا برسیدیم شکست %~% شکند کوه چو آگه شود از رب منن ~~PageV1P1999 ### || [genre: Gh] # 1 دم ده و عشوه ده ای دلبر سیمین بر من %~% که دمم بی‌دم تو چون اجل آمد ~~بر من # 2 دل چو دریا شودم چون گهرت درتابد %~% سر به گردون رسدم چونک بخاری سر ~~من # 3 خنک آن دم که بیاری سوی من باده لعل %~% بدرخشد ز شرارش رخ همچون زر من # 4 زان خرابم که ز اوقاف خرابات توام %~% در خرابی است عمارت شدن مخبر من # 5 شاهد جان چو شهادت ز درون عرضه کند %~% زود انگشت برآرد خرد کافر من # 6 پیش از آنک به حریفان دهی ای ساقی جمع %~% از همه تشنه ترم من بده آن ~~ساغر من # 7 بنده امر توام خاصه در آن امر که تو %~% گوییم خیز نظر کن به سوی منظر ~~من # 8 هین برافروز دلم را تو به نار موسی %~% تا ms1121 که افروخته ماند ابدا اخگر ~~من # 9 من خمش کردم و در جوی تو افکندم خویش %~% که ز جوی تو بود رونق شعر تر ~~من PageV1P2000 ### || [genre: Gh] # 1 تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین %~% آنچ ممکن نبود در کف او امکان ~~بین # 2 آهن اندر کف او نرمتر از مومی بین %~% پیش نور رخ او اختر را پنهان بین # 3 نم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگر %~% صورت چرخ بدیدی هله اکنون جان بین # 4 جان بنفروختی ای خر به چنین مشتریی %~% رو به بازار غمش جان چو علف ~~ارزان بین # 5 هر کی بفسرد بر او سخت نماید حرکت %~% اندکی گرم شو و جنبش را آسان بین # 6 خشک کردی تو دماغ از طلب بحث و دلیل %~% بفشان خویش ز فکر و لمع برهان ~~بین # 7 هست میزان معینت و بدان می‌سنجی %~% هله میزان بگذار و زر بی‌میزان بین # 8 نفسی موضع تنگ و نفسی جای فراخ %~% می جان نوش و از آن پس همه را میدان ~~بین # 9 سحر کرده‌ست تو را دیو همی‌خوان قل اعوذ %~% چونک سرسبز شدی جمله گل و ~~ریحان بین # 10 چون تو سرسبز شدی سبز شود جمله جهان %~% اتحادی عجبی در عرض و ابدان ~~بین # 11 چون دمی چرخ زنی و سر تو برگردد %~% چرخ را بنگر و همچون سر خود گردان ~~بین # 12 ز آنک تو جزو جهانی مثل کل باشی %~% چونک نو شد صفتت آن صفت از ارکان ~~بین # 13 همه ارکان چو لباس آمد و صنعش چو بدن %~% چند مغرور لباسی بدن انسان ~~بین # 14 روی ایمان تو در آیینه اعمال ببین %~% پرده بردار و درآ شعشعه ایمان ~~بین # 15 گر تو عاشق شده‌ای حسن بجو احسان نی %~% ور تو عباس زمانی بنشین احسان ~~بین # 16 لابه کردم شه خود را پس از این او گوید %~% چونک دریاش بجوشد در ~~بی‌پایان بین PageV1P2001 ### || [genre: Gh] # 1 همه خوردند و بخفتند ms1122 و تهی گشت وطن %~% وقت آن شد که درآییم خرامان به ~~چمن # 2 دامن سیب کشانیم سوی شفتالو %~% ببریم از گل تر چند سخن سوی سمن # 3 نوبهاران چون مسیحی است فسون می‌خواند %~% تا برآیند شهیدان نباتی ز ~~کفن # 4 آن بتان چون جهت شکر دهان بگشادند %~% جان به بوسه نرسد مست شد از بوی ~~دهن # 5 تاب رخسار گل و لاله خبر می‌دهدم %~% که چراغی است نهان گشته در این ~~زیر لگن # 6 برگ می‌لرزد و بر شاخ دلم می‌لرزد %~% لرزه برگ ز باد و دلم از خوب ختن # 7 دست دستان صبا لخلخه را شورانید %~% تا بیاموخت به طفلان چمن خلق حسن # 8 باد روح قدس افتاد و درختان مریم %~% دست بازی نگر آن سان که کند شوهر ~~و زن # 9 ابر چون دید که در زیر تتق خوبانند %~% برفشانید نثار گهر و در عدن # 10 چون گل سرخ گریبان ز طرب بدرانید %~% وقت آن شد که به یعقوب رسد ~~پیراهن # 11 چون عقیق یمنی لب دلبر خندید %~% بوی یزدان به محمد رسد از سوی یمن # 12 چند گفتیم پراکنده دل آرام نیافت %~% جز بر آن زلف پراکنده آن شاه زمن ~~PageV1P2002 ### || [genre: Gh] # 1 شیرمردا تو چه ترسی ز سگ لاغرشان %~% برکش آن تیغ چو پولاد و بزن بر ~~سرشان # 2 چون ملک ساخته خود را به پر و بال دروغ %~% همه دیوند که ابلیس بود ~~مهترشان # 3 همه قلبند و سیه چون بزنی بر سر سنگ %~% هین چرا غره شدستی تو به سیم و ~~زرشان PageV1P2003 ### || [genre: Gh] # 1 چه نشستی دور چون بیگانگان %~% اندرآ در حلقه دیوانگان # 2 شرم چه بود عاشقی و آن گاه شرم %~% جان چه باشد این هوس و آن گاه جان # 3 می‌فروشد او به جانی بوسه‌ای %~% رو بخر کان رایگان است رایگان # 4 آنک عشقش خانه‌ها برهم زده‌ست %~% آمد اندر خانه همسایگان # 5 کف برآورده‌ست این دریا ز عشق %~% سر فروکرده‌ست آن ms1123 مه ز آسمان # 6 ای ببسته خواب‌ها امشب بیا %~% خواب ما را بین چو وصلت بی‌نشان # 7 هر شهی را بندگانش حارسند %~% شاه ما مر بندگان را پاسبان # 8 شاه ما از خواب و بیداری برون %~% در میان جان ما دامن کشان # 9 اندر این شب می‌نماید صورتی %~% مشعله در دست یا رب کیست آن # 10 خواب جست و شورش افزودن گرفت %~% یاد آمد پیل را هندوستان # 11 آتش عشق خدا بالا گرفت %~% تیر تقدیر خدا جست از کمان # 12 دانه‌ای کان در زمین غیب بود %~% سر زد و همچون درختی شد عیان # 13 برق جست و آتشی زد در درخت %~% آتش و برق شگرف بی‌امان # 14 سبزتر می‌شد ز آتش آن درخت %~% می‌شکفت از برق و آتش گلستان # 15 این درختان سبز از آتش شوند %~% آب دارد این درختان را زبان # 16 تا تویی پیدا نهان گردد درخت %~% او شود پیدا چو تو گردی نهان # 17 شمس تبریز است باغ عشق را %~% هم طراوت هم نما هم باغبان PageV1P2004 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا که پا نهی ای جان من %~% بردمد لاله و بنفشه و یاسمن # 2 پاره گل برکنی بر وی دمی %~% بازگردد یا کبوتر یا زغن # 3 در تغاری دست شویی آن تغار %~% ز آب دست تو شود زرین لگن # 4 بر سر گوری بخوانی فاتحه %~% بوالفتوحی سر برآرد از کفن # 5 دامنت بر چنگل خاری زند %~% چنگلش چنگی شود با تن تنن # 6 هر بتی را که شکستی ای خلیل %~% جان پذیرد عقل یابد زان شکن # 7 تا مه تو تافت بر بداختری %~% سعد اکبر گشت و وارست از محن # 8 هر دمی از صحن سینه برجهد %~% همچو آدم زاده‌ای بی‌مرد و زن # 9 وآنگه از پهلوی او وز پشت او %~% پر شوند آدمچگان اندر زمن # 10 خواستم گفتن بر این پنجاه بیت %~% لب ببستم تا گشایی تو دهن ~~PageV1P2005 ### || [genre: Gh] # 1 شاه ما باری برای کاهلان ms1124 %~% گنج می‌بخشد به هر دم رایگان # 2 الصلا یاران به سوی تخت شاه %~% گنج بی‌رنج است و سود بی‌زیان # 3 چشم دل داند چه دید از کحل او %~% نور و رحمت تا به هفتم آسمان # 4 خود چه باشد پیش او هفت آسمان %~% بر مثال هفت پایه نردبان # 5 ای به صورت خردتر از ذره‌ای %~% وی به معنی تو جهان اندر جهان # 6 ای خمیده چون کمان از غم ببین %~% صد هزاران صف شکسته زین کمان # 7 در نشان جویی تو گشته چارچشم %~% وآنگه اندر کنج چشمت صد نشان # 8 هر نشانی چون رقیب نیکخواه %~% می‌برندت تا به حضرت کشکشان PageV1P2006 ### || [genre: Gh] # 1 می بده ای ساقی آخرزمان %~% ای ربوده عقل‌های مردمان # 2 خاکیان زین باده بر گردون زدند %~% ای می تو نردبان آسمان # 3 بشکن از باده در زندان غم %~% وارهان جان را ز زندان غمان # 4 تن به سان ریسمان بگداخته %~% جان معلق می‌زند بر ریسمان # 5 ترک ساقی گشت در ده کس نماند %~% گرگ ماند و گوسفند و ترکمان # 6 چون رسید این جا گمانم مست شد %~% دل گرفته خوش بغل‌های گمان ~~PageV1P2007 ### || [genre: Gh] # 1 نک بهاران شد صلا ای لولیان %~% بانگ نای و سبزه و آب روان # 2 لولیان از شهر تن بیرون شوید %~% لولیان را کی پذیرد خان و مان # 3 دیگران بردند حسرت زین جهان %~% حسرتی بنهیم در جان جهان # 4 با جهان بی‌وفا ما آن کنیم %~% هرچ او کرده‌ست با آن دیگران # 5 تا حریف خود ببیند او یکی %~% امتحان او بیابد امتحان # 6 نی غلط گفتم جهان چون عاشق است %~% او به جان جوید جفای نیکوان # 7 جان عاشق زنده از جور و جفاست %~% ای مسلمان جان که را دارد زیان # 8 راه صحرا را فروبست این سخن %~% کس نجوید راه صحرا را دهان # 9 تو بگو دارد دهان تنگ یار %~% با لب بسته گشاد بی‌کران # 10 هر که بر وی آن ms1125 لبان صحرا نشد %~% او نه صحرا داند و نی آشیان # 11 هر که بر وی زان قمر نوری نتافت %~% او چه بیند از زمین و آسمان # 12 هر کسی را کاین غزل صحرا شود %~% عیش بیند زان سوی کون و مکان ~~PageV1P2008 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو از دل نکته‌های بی‌سخن %~% و آنچ اندر فهم ناید فهم کن # 2 در دل چون سنگ مردم آتشی است %~% کو بسوزد پرده را از بیخ و بن # 3 چون بسوزد پرده دریابد تمام %~% قصه‌های خضر و علم من لدن # 4 در میان جان و دل پیدا شود %~% صورت نو نو از آن عشق کهن # 5 چون بخوانی والضحی خورشید بین %~% کان زر بین چون بخوانی لم یکن ~~PageV1P2009 ### || [genre: Gh] # 1 جان جان‌هایی تو جان را برشکن %~% کس تویی دیگر کسان را برشکن # 2 گوهر باقی درآ در دیده‌ها %~% سنگ بستان باقیان را برشکن # 3 ز آسمان حق بتاب ای آفتاب %~% اختران آسمان را برشکن # 4 غیب دان کن سینه‌های خلق را %~% سینه‌های عیب دان را برشکن # 5 بانشان از بی‌نشان پرده شده %~% بی‌نشانی هر نشان را برشکن # 6 روز مطلق کن شب تاریک را %~% بارنامه پاسبان را برشکن # 7 شمس تبریز آفتابی آفتاب %~% شمع جان و شمعدان را برشکن PageV1P2010 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلارام من و ای دل شکن %~% وی کشیده خویش بی‌جرمی ز من # 2 از نظر رفتی ز دل بیرون نه‌ای %~% ز آنک تو شمعی و جان و دل لگن # 3 جان من جان تو جانت جان من %~% هیچ کس دیده‌ست یک جان در دو تن # 4 زندگی‌ام وصل تو مرگم فراق %~% بی‌نظیرم کرده‌ای اندر دو فن # 5 بس بجستم آب حیوان خضر گفت %~% بی‌وصالش جان نیابی جان مکن # 6 غم نیارد گرد غمگین تو گشت %~% ور بگردد بایدش گردن زدن # 7 جان‌ها زان گرد تو گرددهمی %~% جان ادیم و تو سهیل اندر یمن # 8 بهر تو گفته‌ست منصور حلاج %~% یا صغیر السن ms1126 یا رطب البدن # 9 شیر مست شهد تو گشت و بگفت %~% یا قریب العهد من شرب اللبن # 10 پیش مستان تو غم را راه نیست %~% فکرت و غم هست کار بوالحسن # 11 هر کی در چاه طبیعت مانده است %~% چاره‌اش نبود ز فکر چون رسن # 12 چونک برپرید کاسد گشت حبل %~% چون یقینی یافت کاسد گشت ظن # 13 همزبان بی‌زبانان شو دلا %~% تا به گفت و گو نباشی مرتهن PageV1P2011 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا برخیز و می در جام کن %~% وز شراب عشق دل را دام کن # 2 نام رندی را بکن بر خود درست %~% خویشتن را لاابالی نام کن # 3 چرخ گردنده تو را چون رام شد %~% مرکب بی‌مرکبی را رام کن # 4 آتش بی‌باکی اندر چرخ زن %~% خاک تیره بر سر ایام کن # 5 مذهب زناربندان پیشه گیر %~% خدمت کاووس و آذرنام کن PageV1P2012 ### || [genre: Gh] # 1 راز چون با من نگوید یار من %~% بند گردد پیش او گفتار من # 2 عذر می‌گوید که یعنی خامشم %~% با تو می‌گوید دل هشیار من # 3 با کسی دیگر زبان گردد همه %~% سر خود می‌گوید و اسرار من # 4 در گمان افتد دلم زین واقعه %~% این دل ترسان بدپندار من # 5 گر بگوید ور نگوید راز من %~% دل ندارد صبر از دلدار من PageV1P2013 ### || [genre: Gh] # 1 فقر را در خواب دیدم دوش من %~% گشتم از خوبی او بی‌هوش من # 2 از جمال و از کمال لطف فقر %~% تا سحرگه بوده‌ام مدهوش من # 3 فقر را دیدم مثال کان لعل %~% تا ز رنگش گشتم اطلس پوش من # 4 بس شنیدم های و هوی عاشقان %~% بس شنیدم بانگ نوشانوش من # 5 حلقه‌ای دیدم همه سرمست فقر %~% حلقه او دیدم اندر گوش من # 6 بس بدیدم نقش‌ها در نور فقر %~% بس بدیدم نقش جان در روش من # 7 از میان جان ما صد جوش خاست %~% چون بدیدم بحر را در جوش من # 8 صد هزاران نعره ms1127 می‌زد آسمان %~% ای غلام همچنان چاووش من PageV1P2014 ### || [genre: Gh] # 1 جان من جان تو جانت جان من %~% هیچ دیدستی دو جان در یک بدن # 2 ای تن ار بی‌او به صد جان زنده‌ای %~% جان طلب کن جان و لاف تن مزن # 3 دل از این جان برکن و بر وی بنه %~% ز آنک از این جانی نیاید جان مکن # 4 از قل الروح امر ربی فهم شد %~% شرح جان ای جان نیاید در دهن ~~PageV1P2015 ### || [genre: Gh] # 1 آمد آمد در میان خوب ختن %~% هر دو دستت را بشو از جان و تن # 2 داد شمشیری به دست عشق و گفت %~% هرچ بینی غیر من گردن بزن # 3 اندر آب انداز الا نوح را %~% هر که باشد خوب و زشت و مرد و زن # 4 هر که او اندر دل نوح است رست %~% هر که در پستی است در دریا فکن ~~PageV1P2016 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ خانه با هما پر وا مکن %~% پر نداری نیت صحرا مکن # 2 چون سمندر در دل آتش مرو %~% وز مری تو خویش را رسوا مکن # 3 درزیا آهنگری کار تو نیست %~% تو ندانی فعل آتش‌ها مکن # 4 اول از آهنگران تعلیم گیر %~% ور نه بی‌تعلیم تو آن را مکن # 5 چون نه‌ای بحری تو بحر اندرمشو %~% قصد موج و غره دریا مکن # 6 ور کنی پس گوشه کشتی بگیر %~% دست خود را تو ز کشتی وا مکن # 7 گر بیفتی هم در آتش کشتی بیفت %~% تکیه تو بر پنجه و بر پا مکن # 8 چرخ خواهی صحبت عیسی گزین %~% ور نه قصد گنبد خضرا مکن # 9 میوه خامی مقیم شاخ باش %~% بی‌معانی ترک این اسما مکن # 10 شمس تبریزی مقیم حضرت است %~% تو مقام خویش جز آن جا مکن PageV1P2017 ### || [genre: Gh] # 1 ای ببرده دل تو قصد جان مکن %~% و آنچ من کردم تو جانا آن مکن # 2 بنگر اندر درد من گر صاف نیست %~% درد ms1128 خود مفرستم و درمان مکن # 3 داد ایمان داد زلف کافرت %~% یک سر مویی ز کفر ایمان مکن # 4 عادت خوبان جفا باشد جفا %~% هم بر آن عادت بر او احسان مکن # 5 گر چه دل بر مرگ خود بنهاده‌ایم %~% در جفا آهسته‌تر چندان مکن # 6 عیش ما را مرگ باشد پرده دار %~% پرده پوش و مرگ را خندان مکن # 7 ای زلیخا فتنه عشق از تو است %~% یوسفی را هرزه در زندان مکن # 8 چون سر رندان نداری وقت عیش %~% وعده‌ها اندر سر رندان مکن # 9 نور چشم عاشقان آخر تویی %~% عیش‌ها بر کوری ایشان مکن # 10 نقدکی را از یکی مفلس مبر %~% از حریصی نقد او در کان مکن # 11 شب روان را همچو استاره مسوز %~% راه خود را پر ز رهبانان مکن # 12 شمس تبریزی یکی رویی نمای %~% تا ابد تو روی با جانان مکن PageV1P2018 ### || [genre: Gh] # 1 ای خدا این وصل را هجران مکن %~% سرخوشان عشق را نالان مکن # 2 باغ جان را تازه و سرسبز دار %~% قصد این مستان و این بستان مکن # 3 چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن %~% خلق را مسکین و سرگردان مکن # 4 بر درختی کشیان مرغ توست %~% شاخ مشکن مرغ را پران مکن # 5 جمع و شمع خویش را برهم مزن %~% دشمنان را کور کن شادان مکن # 6 گر چه دزدان خصم روز روشنند %~% آنچ می‌خواهد دل ایشان مکن # 7 کعبه اقبال این حلقه است و بس %~% کعبه اومید را ویران مکن # 8 این طناب خیمه را برهم مزن %~% خیمه توست آخر ای سلطان مکن # 9 نیست در عالم ز هجران تلختر %~% هرچ خواهی کن ولیکن آن مکن PageV1P2019 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدم شد زود برخیز ای جوان %~% رخت بربند و برس در کاروان # 2 کاروان رفت و تو غافل خفته‌ای %~% در زیانی در زیانی در زیان # 3 عمر را ضایع مکن در معصیت %~% تا تر و تازه بمانی ms1129 جاودان # 4 نفس شومت را بکش کان دیو توست %~% تا ز جیبت سر برآرد حوریان # 5 چون بکشتی نفس شومت را یقین %~% پای نه بر بام هفتم آسمان # 6 چون نماز و روزه‌ات مقبول شد %~% پهلوانی پهلوانی پهلوان # 7 پاک باش و خاک این درگاه باش %~% کبر کم کن در سماع عاشقان # 8 گر سماع عاشقان را منکری %~% حشر گردی در قیامت با سگان # 9 گر غلام شمس تبریزی شدی %~% نعره زن کالحمد لک یا مستعان PageV1P2020 ### || [genre: Gh] # 1 ای زیان و ای زیان و ای زیان %~% هوشیاری در میان مستیان # 2 گر بیاید هوشیاری راه نیست %~% ور بیاید مست گیر اندرکشان # 3 گر خماری باده خواهی اندرآ %~% نان پرستی رو که این جا نیست نان # 4 آنک او نان را بت خود کرده است %~% کی درآید در میان این بتان # 5 ور درآید چادر اندر رو کشند %~% تا نبیند رویشان آن قلتبان # 6 سیمبر خواهیم و زیبا همچو خویش %~% سیم نستانیم پیدا و نهان # 7 آنک او خوبی به سیم و زر فروخت %~% روسپی باشد نه حوران جنان # 8 تا نگردی پاک دل چون جبرئیل %~% گر چه گنجی درنگنجی در جهان # 9 چشم خود را شسته عارف بیست سال %~% مشک مشک آورده از اشک روان # 10 معتمد شو تا درآیی در حرم %~% اولا بربند از گفتن دهان # 11 شمس تبریزی گشاید راه شرق %~% چون شوی بسته دهان و رازدان PageV1P2021 ### || [genre: Gh] # 1 رو قرار از دل مستان بستان %~% رو خراج از گل بستان بستان # 2 کله مه ز سر مه برگیر %~% گرو گل ز گلستان بستان # 3 سخن جان رهی گفتی دوش %~% آن توست آن هله بستان بستان # 4 ای که در باغ رخش ره بردی %~% گل تازه به زمستان بستان # 5 ای که از ناز شهان می‌ترسی %~% طفل عشقی سر پستان بستان # 6 دل قوی دار چو دلبر خواهی %~% دل خود از دل سستان بستان # 7 چابک و ms1130 چست رو اندر ره عشق %~% مهره را از کف چستان بستان PageV1P2022 ### || [genre: Gh] # 1 مات خود را صنما مات مکن %~% بجز از لطف و مراعات مکن # 2 خرده و بی‌ادبی‌ها که برفت %~% عفو کن هیچ مکافات مکن # 3 وقت رحم است بکن کینه مکش %~% بنده را طعمه آفات مکن # 4 به سر تو که جدایی مندیش %~% جز که پیوند و ملاقات مکن # 5 خاک خود را به زمین برمگذار %~% منزلش جز به سماوات مکن # 6 اولش جز به سوی خویش مکش %~% آخرش جز که سعادات مکن # 7 آنچ خو کرد ز لطفت برسان %~% ترک تیمار و جرایات مکن # 8 بنده اهل خرابات توایم %~% پشت ما را به خرابات مکن # 9 ما که باشیم که گوییم مکن %~% چونک گفتیم ممارات مکن PageV1P2023 ### || [genre: Gh] # 1 ای به انکار سوی ما نگران %~% من نیم با تو دودل چون دگران # 2 سخن تلخ چه می‌اندیشی %~% ای تو سرمایه جمله شکران # 3 بر دل سوخته‌ام آبی زن %~% که تویی دلبر پرخون جگران # 4 ز غمم همچو کمان تیر مزن %~% چه زنی تیر سوی بی‌سپران # 5 با گل از تو گله‌ها می‌کردم %~% گفت من هم ز ویم جامه دران # 6 گفت نرگس که ز من پرس او را %~% که منم بنده صاحب نظران # 7 که چو من جمله چمن سوخته‌اند %~% ز آتش او ز کران تا به کران # 8 مه و خورشید ز عشق رخ او %~% اندر این چرخ ز زیر و زبران # 9 بحر در جوش از این آتش تیز %~% چرخ خم داده از این بار گران # 10 کوه بسته‌ست کمر خدمت را %~% که شماریش ز بسته کمران # 11 بانگ ارواح به من می‌آید %~% که بگو حالت این بی‌صوران # 12 با کی گویم به جهان محرم کو %~% چه خبر گویم با بی‌خبران # 13 ظاهر بحر بود جای خسان %~% باطن بحر مقام گهران # 14 ظاهر و باطن من خاک خسی %~% کو بر این بحر بود ره ms1131 گذران # 15 غزل بی‌سر و بی‌پایان بین %~% که ز پایان بردت تا به سران PageV1P2024 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده ببردی دل من %~% بشکن شکر دل را مشکن # 2 دل ما را که ز جا برکندی %~% به تو آمد پر و بالش بمکن # 3 بنگر تا به چه لطفش بردی %~% رحم کن هر نفسش زخم مزن # 4 جانم اندر پی دل می‌آید %~% چه کند بی‌تو در این قالب تن # 5 بی‌تو دل را نبود برگ جهان %~% بی‌تو گل را نبود برگ چمن # 6 هین چرا بند شکستی خاموش %~% یا مگر نیست تو را بند دهن PageV1P2025 ### || [genre: Gh] # 1 ای امتان باطل بر نان زنید بر نان %~% وی امتان مقبل بر جان زنید بر ~~جان # 2 حیوان علف کشاند غیر علف نداند %~% آن آدمی بود کو جوید عقیق و مرجان # 3 آن باغ‌ها بخفته وین باغ‌ها شکفته %~% وین قسمتی است رفته در بارگاه ~~سلطان # 4 جان‌هاست نارسیده در دام‌ها خزیده %~% جان‌هاست برپریده ره برده تا به ~~جانان # 5 جانی ز شرح افزون بالای چرخ گردون %~% چست و لطیف و موزون چون مه به ~~برج میزان # 6 جانی دگر چو آتش تند و حرون و سرکش %~% کوتاه عمر و ناخوش همچون خیال ~~شیطان # 7 ای خواجه تو کدامی یا پخته یا که خامی %~% سرمست نقل و جامی یا شهسوار ~~میدان # 8 روزی به سوی صحرا دیدم یکی معلا %~% اندر هوا به بالا می‌کرد رقص و ~~جولان # 9 هر سو از او خروشی او ساکن و خموشی %~% سرسبز و سبزپوشی جانم بماند ~~حیران # 10 گفتم که در چه شوری کز وهم خلق دوری %~% تو نور نور نوری یا آفتاب ~~تابان # 11 گفتا دلم تنگ شد تن نیز هم سبک شد %~% تا پاگشاده گشتم از چارمیخ ~~ارکان # 12 گفتم که ای امیرم شادت کنار گیرم %~% بسیار لابه کردم گفتا که نیست ~~امکان # 13 گفتم بیا وفا کن وین ناز را رها کن %~% شاخی شکر سخا ms1132 کن چه کم شود از ~~آن کان # 14 گفتا که من فنایم اندر کنار نایم %~% نقشی همی‌نمایم از بهر درد و ~~درمان # 15 گفتم تو را نباید خود دفع کم نیاید %~% پنجه بهانه زاید از طبعت ای ~~سخندان # 16 گفتا ز سر یک تو باور کجا کنی تو %~% طفلی و درست ابجد برگیر لوح و ~~می‌خوان # 17 گفتم همین سیاست می‌کن حلال بادت %~% صد گونه دفع می‌ده می‌کش مرا به ~~هجران # 18 زود از زبان دیگر صد پاسخ چو شکر %~% برخواند بر من از بر گشتم خراب و ~~سکران # 19 بسیار اشک راندم تا دیر مست ماندم %~% تا که برون شد آن شه چون جان ز ~~نقش انسان # 20 داغی بماند حاصل زان صحبت اندر این دل %~% داغی که از لذیذی ارزد هزار ~~احسان # 21 فرمود مشکلاتی در وی عجب عظاتی %~% خامش در زبان‌ها آن می نیاید آسان ~~PageV1P2026 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه بسی نشستم در نار تا به گردن %~% اکنون در آب وصلم با یار تا به ~~گردن # 2 گفتم که تا به گردن در لطف‌هات غرقم %~% قانع نگشت از من دلدار تا به ~~گردن # 3 گفتا که سر قدم کن تا قعر عشق می‌رو %~% زیرا که راست ناید این کار تا ~~به گردن # 4 گفتم سر من ای جان نعلین توست لیکن %~% قانع شو ای دو دیده این بار تا ~~به گردن # 5 گفتا تو کم ز خاری کز انتظار گل‌ها %~% در خاک بود نه مه آن خار تا به ~~گردن # 6 گفتم که خار چه بود کز بهر گلستانت %~% در خون چو گل نشستم بسیار تا به ~~گردن # 7 گفتا به عشق رستی از عالم کشاکش %~% کان جا همی‌کشیدی بیگار تا به گردن # 8 رستی ز عالم اما از خویشتن نرستی %~% عار است هستی تو وین عار تا به ~~گردن # 9 عیاروار کم نه تو دام و حیله کم کن %~% در دام خویش ماند عیار تا به ms1133 ~~گردن # 10 دامی است دام دنیا کز وی شهان و شیران %~% ماندند چون سگ اندر مردار ~~تا به گردن # 11 دامی است طرفه‌تر زین کز وی فتاده بینی %~% بی‌عقل تا به کعب و هشیار ~~تا به گردن # 12 بس کن ز گفتن آخر کان دم بود بریده %~% کز تاسه نبود آخر گفتار تا به ~~گردن PageV1P2027 ### || [genre: Gh] # 1 ای مرغ آسمانی آمد گه پریدن %~% وی آهوی معانی آمد گه چریدن # 2 ای عاشق جریده بر عاشقان گزیده %~% بگذر ز آفریده بنگر در آفریدن # 3 آمد تو را فتوحی روحی چگونه روحی %~% کو چون خیال داند در دیده‌ها ~~دویدن # 4 این دم حکم بیاید تعلیم نو نماید %~% بی‌گوش سر شنیدن بی‌دیده ماه دیدن # 5 داند سبل ببردن هم مرده زنده کردن %~% هم تخت و بخت دادن هم بنده ~~پروریدن # 6 آن یوسف معانی و آن گنج رایگانی %~% خود را اگر فروشد دانی عجب خریدن # 7 کو مشتری واقف در دو دم مخالف %~% در پرده ساز کردن در پرده‌ها دویدن # 8 ای عاشق موفق وی صادق مصدق %~% می‌بایدت چو گردون بر قطب خود تنیدن # 9 در بیخودی تو خود را می‌جوی تا بیابی %~% زیرا فراق صعب است خاصه ز حق ~~بریدن # 10 لب را ز شیر شیطان می‌کوش تا بشویی %~% چون شسته شد توانی پستان دل ~~مکیدن # 11 ای عشق آن جهانی ما را همی‌کشانی %~% احسنت ای کشنده شاباش ای کشیدن # 12 هم آفتاب داند از شرق رو نمودن %~% ار نی به مرکز او نتوان به تک ~~رسیدن # 13 خامش که شرح دل را گر راه گفت بودی %~% در کوه درفتادی چون بحر ~~برطپیدن # 14 تبریز شمس دین را هم ناگهان ببینی %~% وآنگه از او بیابی صبح ابد ~~دمیدن PageV1P2028 ### || [genre: Gh] # 1 گفتی مرا که چونی در روی ما نظر کن %~% گفتی خوشی تو بی‌ما زین طعنه‌ها ~~گذر کن # 2 گفتی مرا به خنده خوش باد روزگارت %~% کس بی‌تو خوش نباشد رو ms1134 قصه دگر ~~کن # 3 گفتی ملول گشتم از عشق چند گویی %~% آن کس که نیست عاشق گو قصه مختصر ~~کن # 4 در آتشم در آبم چون محرمی‌نیابم %~% کنجی روم که یا رب این تیغ را سپر ~~کن # 5 گستاخمان تو کردی گفتی تو روز اول %~% حاجت بخواه از ما وز درد ما خبر ~~کن # 6 گفتی شدم پریشان از مفلسی یاران %~% بگشا دو لب جهان را پردر و پرگهر ~~کن # 7 گفتی کمر به خدمت بربند تو به حرمت %~% بگشا دو دست رحمت بر گرد من کمر ~~کن PageV1P2029 ### || [genre: Gh] # 1 ای محو راه گشته از محو هم سفر کن %~% چشمی ز دل برآور در عین دل نظر ~~کن # 2 دل آینه است چینی با دل چو همنشینی %~% صد تیغ اگر ببینی هم دیده را ~~سپر کن # 3 دانم که برشکستی تو محو دل شدستی %~% در عین نیست هستی یک حمله دگر کن # 4 تا بشکنی شکاری پهلوی چشمه ساری %~% ای شیر بیشه دل چنگال در جگر کن # 5 چون شد گرو گلیمی بهر در یتیمی %~% با فتنه عظیمی تو دست در کمر کن # 6 ماییم ذره ذره در آفتاب غره %~% از ذره خاک بستان در دیده قمر کن # 7 از ما نماند برجا جان از جنون و سودا %~% ای پادشاه بینا ما را ز خود ~~خبر کن # 8 در عالم منقش ای عشق همچو آتش %~% هر نقش را به خود کش وز خویش جانور ~~کن # 9 ای شاه هر چه مردند رندان سلام کردند %~% مستند و می نخوردند آن سو یکی ~~گذر کن # 10 سیمرغ قاف خیزد در عشق شمس تبریز %~% آن پر هست برکن وز عشق بال و پر ~~کن PageV1P2030 ### || [genre: Gh] # 1 من از کی باک دارم خاصه که یار با من %~% از سوزنی چه ترسم و آن ~~ذوالفقار با من # 2 کی خشک لب بمانم کان جو مراست جویان %~% کی غم خورد دل من و آن ms1135 غمگسار ~~با من # 3 تلخی چرا کشم من من غرق قند و حلوا %~% در من کجا رسد دی و آن نوبهار ~~با من # 4 از تب چرا خروشم عیسی طبیب هوشم %~% وز سگ چرا هراسم میر شکار با من # 5 در بزم چون نیایم ساقیم می‌کشاند %~% چون شهرها نگیرم و آن شهریار با ~~من # 6 در خم خسروانی می بهر ماست جوشان %~% این جا چه کار دارد رنج خمار با ~~من # 7 با چرخ اگر ستیزم ور بشکنم بریزم %~% عذرم چه حاجت آید و آن خوش عذار ~~با من # 8 من غرق ملک و نعمت سرمست لطف و رحمت %~% اندر کنار بختم و آن خوش کنار ~~با من # 9 ای ناطقه معربد از گفت سیر گشتم %~% خاموش کن وگر نی صحبت مدار با من ~~PageV1P2031 ### || [genre: Gh] # 1 جانا نخست ما را مرد مدام گردان %~% وآنگه مدام درده ما را مدام گردان # 2 از ما و خدمت ما چیزی نیاید ای جان %~% هم تو بنا نهادی هم تو تمام ~~گردان # 3 دارالسلام ما را دارالملام کردی %~% دارالملام ما را دارالسلام گردان # 4 این راه بی‌نهایت گر دور و گر دراز است %~% از فضل بی‌نهایت بر ما دو ~~گام گردان # 5 ما را اسیر کردی اماره را امیری %~% ما را امیر گردان او را غلام گردان # 6 انعام عام خود را کردی نصیب خاصان %~% انعام خاص خود را امروز عام ~~گردان # 7 هر ذره را ز فضلت خورشیدییی دگر ده %~% خورشید فضل خود را بر جمله رام ~~گردان # 8 در کام ما دعا را چون شهد و شیر خوش کن %~% و آن را که گوید آمین هم ~~دوستکام گردان PageV1P2032 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران %~% کن شکر با شکوران تو فتنه را ~~مشوران # 2 من مرد فتنه جویم من ترک این نگویم %~% من دست از او نشویم تو فتنه را ~~مشوران # 3 سرخیل بی‌دلانم استاد منبلانم %~% من ms1136 عاشق فلانم تو فتنه را مشوران # 4 از من مپرس چونم می‌بین که غرق خونم %~% این هم نه‌ام فزونم تو فتنه را ~~مشوران # 5 من رستمم و روحم طوفان قوم نوحم %~% سرمست آن صبوحم تو فتنه را مشوران # 6 تو نقش را نخوانی زیرا در این جهانی %~% تا این قدر بدانی تو فتنه را ~~مشوران PageV1P2033 ### || [genre: Gh] # 1 آن خوب را طلب کن اندر میان حوران %~% مشنو کسی که گوید آن فتنه را ~~مشوران # 2 در دل چو نقش بندد جان از طرب بخندد %~% صد گون شکر بجوشد از تلخی ~~صبوران # 3 از پرتوی که افتد در چشم‌ها ز رویش %~% خارش چه افتد از وی در چشم‌های ~~کوران PageV1P2034 ### || [genre: Gh] # 1 امروز سرکشان را عشقت جلوه کردن %~% آورد بار دیگر یک یک ببسته گردن # 2 رو رو تو در گلستان بنگر به گل پرستان %~% یک لحظه سجده کردن یک لحظه ~~باده خوردن # 3 نگذارد آن شکرخو بر ما ز ما یکی مو %~% چون صوفیان جان را این است سر ~~ستردن # 4 دندان تو چو شد سست بر جاش دیگری رست %~% می‌دانک همچنین است بر مرد ~~جان سپردن # 5 ای خصم شمس تبریز ای دزد راه و منکر %~% می‌باش در شکنجه از خویش و ~~درفشردن PageV1P2035 ### || [genre: Gh] # 1 چون جان تو می‌ستانی چون شکر است مردن %~% با تو ز جان شیرین شیرینتر ~~است مردن # 2 بردار این طبق را زیرا خلیل حق را %~% باغ است و آب حیوان گر آذر است ~~مردن # 3 این سر نشان مردن و آن سر نشان زادن %~% زان سرکشی نمیرد نی زین مراست ~~مردن # 4 بگذار جسم و جان شو رقصان بدان جهان شو %~% مگریز اگر چه حالی شور و شر ~~است مردن # 5 والله به ذات پاکش نه چرخ گشت خاکش %~% با قند وصل همچون حلواگر است ~~مردن # 6 از جان چرا گریزیم جان است جان سپردن %~% وز کان چرا گریزیم کان زر است ~~مردن ms1137 # 7 چون زین قفس برستی در گلشن است مسکن %~% چون این صدف شکستی چون گوهر ~~است مردن # 8 چون حق تو را بخواند سوی خودت کشاند %~% چون جنت است رفتن چون کوثر است ~~مردن # 9 مرگ آینه‌ست و حسنت در آینه درآمد %~% آیینه بربگوید خوش منظر است مردن # 10 گر مؤمنی و شیرین هم مؤمن است مرگت %~% ور کافری و تلخی هم کافر است ~~مردن # 11 گر یوسفی و خوبی آیینه‌ات چنان است %~% ور نی در آن نمایش هم مضطر است ~~مردن # 12 خامش که خوش زبانی چون خضر جاودانی %~% کز آب زندگانی کور و کر است ~~مردن PageV1P2036 ### || [genre: Gh] # 1 از زنگ لشکر آمد بر قلب لشکرش زن %~% ای سرفراز مردی مردانه بر سرش زن # 2 چون آتش آر حمله کو هیزم است جمله %~% از آتش دل خود در خشک و در ترش ~~زن # 3 گر بحر با تو کوشد در کین تو بجوشد %~% آتش کن آب او را در در و گوهرش ~~زن # 4 هر تیر کز تو پرد هفت آسمان بدرد %~% ای قاب قوس تیری بر پشت اسپرش زن # 5 هر کس که بی‌سر آید تو دست بر سرش نه %~% و آن کس که باسر آید تو زخم ~~خنجرش زن # 6 جانی که برفروزد در عشق تو بسوزد %~% خواهی که تازه گردد در حوض کوثرش ~~زن # 7 از لعل می فروشت سرمست کن جهان را %~% بستان ز زهره چنگش بر جام و ~~ساغرش زن # 8 ای شمس حق تبریز هر کس که منکر آید %~% از جذب نور ایمان در جان کافرش ~~زن PageV1P2037 ### || [genre: Gh] # 1 رو سر بنه به بالین تنها مرا رها کن %~% ترک من خراب شب گرد مبتلا کن # 2 ماییم و موج سودا شب تا به روز تنها %~% خواهی بیا ببخشا خواهی برو جفا ~~کن # 3 از من گریز تا تو هم در بلا نیفتی %~% بگزین ره سلامت ترک ره بلا کن # 4 ماییم ms1138 و آب دیده در کنج غم خزیده %~% بر آب دیده ما صد جای آسیا کن # 5 خیره کشی است ما را دارد دلی چو خارا %~% بکشد کسش نگوید تدبیر خونبها ~~کن # 6 بر شاه خوبرویان واجب وفا نباشد %~% ای زردروی عاشق تو صبر کن وفا کن # 7 دردی است غیر مردن آن را دوا نباشد %~% پس من چگونه گویم کاین درد را ~~دوا کن # 8 در خواب دوش پیری در کوی عشق دیدم %~% با دست اشارتم کرد که عزم سوی ما ~~کن # 9 گر اژدهاست بر ره عشقی است چون زمرد %~% از برق این زمرد هی دفع اژدها ~~کن # 10 بس کن که بیخودم من ور تو هنرفزایی %~% تاریخ بوعلی گو تنبیه بوالعلا ~~کن PageV1P2038 ### || [genre: Gh] # 1 روز است ای دو دیده در روزنم نظر کن %~% تو اصل آفتابی چون آمدی سحر کن # 2 بردار طالبان را وز هفت بحر بگذر %~% منگر به گاو و ماهی وز صد چنین ~~گذر کن # 3 پیدا بکن که پاکی از کون و پست و بالا %~% وین خانه کهن را بی‌زیر و ~~بی‌زبر کن # 4 عالم فناست جمله در یک دمش بقا کن %~% ماری است زهر دارد تو زهر او شکر ~~کن # 5 هر سو که خشک بینی تو چشمه‌ای روان کن %~% هر جا که سنگ بینی از عکس ~~خود گهر کن # 6 اندر قفای عاشق هر سو که خصم بینی %~% او را به زخم سیلی اندر زمان به ~~درکن # 7 تا چند عذر گویی کورند و می‌نبینند %~% گر کورشان نخواهی در دیده شان ~~نظر کن # 8 خواهی که پرده‌هاشان در دیده‌ها نباشد %~% فرما تو پردگی را کز پرده‌ها ~~عبر کن # 9 فرمان تو راست مطلق با جمع در میان نه %~% بستم قبای عطلت هم چاره کمر ~~کن # 10 ای آفتاب عرشی ای شمس حق تبریز %~% چون ماه نو نزارم رویم تو در قمر ~~کن PageV1P2039 ### || [genre: Gh] # 1 پروانه شد در آتش گفتا که ms1139 همچنین کن %~% می‌سوخت و پر همی‌زد بر جا که ~~همچنین کن # 2 شمع و فتیله بسته با گردن شکسته %~% می‌گفت نرم نرمک با ما که همچنین ~~کن # 3 مومی که می‌گدازد با سوز می بسازد %~% در تف و تاب داده خود را که ~~همچنین کن # 4 گر سیم و زر فشانی در سود این جهانی %~% سودت ندارد آن‌ها الا که ~~همچنین کن # 5 دامان پر ز گوهر کرد و نشست بر سر %~% وز رشک تلخ گشته دریا که همچنین ~~کن # 6 از نیک و بد بریده وز دام‌ها پریده %~% بر کوه قاف رفته عنقا که همچنین ~~کن # 7 رخساره پاک کرده دراعه چاک کرده %~% با خار صبر کرده گل‌ها که همچنین ~~کن # 8 صد ننگ و نام هشته با عقل خصم گشته %~% بر مغزها دویده صهبا که همچنین ~~کن # 9 خالی شده‌ست و ساده نه چشم برگشاده %~% لب بر لبش نهاده سرنا که همچنین ~~کن # 10 چل سال چشم آدم در عذر داشت ماتم %~% گفته به کودکانش بابا که همچنین ~~کن # 11 خاموش باش و صابر عبرت بگیر آخر %~% خامش شده‌ست و گریان خارا که ~~همچنین کن # 12 تبریز شمس دین را بین کز ضیای جانی %~% پر کرده از جلالت صحرا که ~~همچنین کن PageV1P2040 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنگ دل تو جان را دریای پرگهر کن %~% ای زلف شب مثالش در نیم شب سحر ~~کن # 2 چنگی که زد دل و جان در عشق بانوا کن %~% نی‌های بی‌زبان را زان شهد ~~پرشکر کن # 3 چون صد هزار در در سمع و بصر تو داری %~% یک دامنی از آن در در کار کور ~~و کر کن # 4 از خون آن جگرها که بوی عشق دارد %~% از بهر اهل دل را یک قلیه جگر کن # 5 بس شیوه‌ها که کردند جان‌ها و ره نبردند %~% ای چاره ساز جان‌ها یک ~~شیوه دگر کن # 6 مرغان آب و گل را پرها به گل فروشد ms1140 %~% ای تو همای دولت پر برفشان سفر ~~کن # 7 چون دیو ره بپیما تا بینی آن پری را %~% و اندر بر چو سیمش تو کار دل ~~چو زر کن # 8 هر چت اشارت آید چون و چرا رها کن %~% با خوی تند آن مه زنهار سر به سر ~~کن # 9 پای ملخ که جان است چون مور پیش او بر %~% در پیش آن سلیمان بر هر رهی ~~حشر کن # 10 آبی است تلخ دریا در زیر گنج گوهر %~% بگذار آب تلخش تو زیر او زبر کن # 11 ماری است مهره دارد زان سوی زهر در سر %~% ور ز آنک مهره خواهی از زهر ~~او گذر کن # 12 خواهی درخت طوبی نک شمس حق تبریز %~% خواهی تو عیش باقی در ظل آن شجر ~~کن PageV1P2041 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی چه گفت بهمن هیزم بنه چو خرمن %~% گر دی نکرد سرما سرمای هر دو بر ~~من # 2 سرما چو گشت سرکش هیزم بنه در آتش %~% هیزم دریغت آید هیزم به است یا ~~تن # 3 نقش فناست هیزم عشق خداست آتش %~% درسوز نقش‌ها را ای جان پاکدامن # 4 تا نقش را نسوزی جانت فسرده باشد %~% مانند بت پرستان دور از بهار و ~~مؤمن # 5 در عشق همچو آتش چون نقره باش دلخوش %~% چون زاده خلیلی آتش تو راست ~~مسکن # 6 آتش به امر یزدان گردد به پیش مردان %~% لاله و گل و شکوفه ریحان و بید ~~و سوسن # 7 مؤمن فسون بداند بر آتشش بخواند %~% سوزش در او نماند ماند چو ماه روشن # 8 شاباش ای فسونی کافتد از او سکونی %~% در آتشی که آهن گردد از او چو ~~سوزن # 9 پروانه زان زند خود بر آتش موقد %~% کو را همی‌نماید آتش به شکل روزن # 10 تیر و سنان به حمزه چون گلفشان نماید %~% در گلفشان نپوشد کس خویش را ~~به جوشن # 11 فرعون همچو دوغی در آب غرقه گشته %~% بر فرق آب موسی ms1141 بنشسته همچو روغن # 12 اسپان اختیاری حمال شهریاری %~% پالان کشند و سرگین اسبان کند و کودن # 13 چو لک لک است منطق بر آسیای معنی %~% طاحون ز آب گردد نه از لکلک مقنن # 14 زان لکلک ای برادر گندم ز دلو بجهد %~% در آسیا درافتد گردد خوش و ~~مطحن # 15 وز لکلک بیان تو از دلو حرص و غفلت %~% در آسیا درافتی یعنی رهی مبین # 16 من گرم می‌شوم جان اما ز گفت و گو نی %~% از شمس دین زرین تبریز همچو ~~معدن PageV1P2042 ### || [genre: Gh] # 1 جانا بیار باده و بختم بلند کن %~% زان حلقه‌های زلف دلم را کمند کن # 2 مجلس خوش است و ما و حریفان همه خوشیم %~% آتش بیار و چاره مشتی سپند ~~کن # 3 زان جام بی‌دریغ در اندیشه‌ها بریز %~% در بیخودی سزای دل خودپسند کن # 4 ای غم برو برو بر مستانت کار نیست %~% آن را که هوشیار بیابی گزند کن # 5 مستان مسلمند ز اندیشه‌ها و غم %~% آن کو نشد مسلم او را نژند کن # 6 ای جان مست مجلس ابرار یشربون %~% بر گربه اسیر هوا ریش خند کن # 7 ریش همه به دست اجل بین و رحم کن %~% از مرگ وارهان همه را سودمند کن # 8 عزم سفر کن ای مه و بر گاو نه تو رخت %~% با شیرگیر مست مگو ترک پند کن # 9 در چشم ما نگر اثر بیخودی ببین %~% ما را سوار اشقر و پشت سمند کن # 10 یک رگ اگر در این تن ما هوشیار هست %~% با او حساب دفتر هفتاد و اند ~~کن # 11 ای طبع روسیاه سوی هند بازرو %~% وی عشق ترک تاز سفر سوی جند کن # 12 آن جا که مست گشتی بنشین مقیم شو %~% و آن جا که باده خوردی آن جا ~~فکند کن # 13 در مطبخ خدا اگرت قوت روح نیست %~% آن گاه سر در آخر این گوسفند کن # 14 خواهی که شاهدان فلک ms1142 جلوه گر شوند %~% دل را حریف صیقل آیینه رند کن # 15 ای دل خموش کن همه بی‌حرف گو سخن %~% بی‌لب حدیث عالم بی‌چون و چند کن ~~PageV1P2043 ### || [genre: Gh] # 1 تو آب روشنی تو در این آب گل مکن %~% دل را مپوش پرده دل را تو دل مکن # 2 پاکان به گرد در به تماشا نشسته‌اند %~% دل را و خویش را ز عزیزان خجل ~~مکن # 3 دل نعره می‌زند که بکش خویش را ز عشق %~% ور جمله جان نگردی دل را بحل ~~مکن # 4 مس را که زر کنند یکی علم دیگر است %~% زین‌ها که می‌کنی نشود زر بهل ~~مکن # 5 دوری بگشت این تن کز دل بگشته‌ای %~% سی سال دور باشد سی را چهل مکن # 6 چیزی که زیر هاون افلاک سوده شد %~% این سرمه نیست دیده از آن مکتحل ~~مکن # 7 هنگامه‌هاست در ره هر جا مه‌ای است رو %~% بی‌گاه گشت روز تو خود مشتغل ~~مکن PageV1P2044 ### || [genre: Gh] # 1 مستی و عاشقی و جوانی و جنس این %~% آمد بهار خرم و گشتند همنشین # 2 صورت نداشتند مصور شدند خوش %~% یعنی مخیلات مصورشده ببین # 3 دهلیز دیده است دل آنچ به دل رسید %~% در دیده اندرآید صورت شود یقین # 4 تبلی السرایر است و قیامت میان باغ %~% دل‌ها همی‌نمایند آن دلبران چین # 5 یعنی تو نیز دل بنما گر دلیت هست %~% تا کی نهان بود دل تو در میان طین # 6 ایاک نعبد است زمستان دعای باغ %~% در نوبهار گوید ایاک نستعین # 7 ایاک نعبد آنک به دریوزه آمدم %~% بگشا در طرب مگذارم دگر حزین # 8 ایاک نستعین که ز پری میوه‌ها %~% اشکسته می‌شوم نگهم دار ای معین # 9 هر لحظه لاله گوید با گل که ای عجب %~% نرگس چه خیره می‌نگرد سوی ~~یاسمین # 10 سوسن زبان برون کند افسوس می‌کند %~% گوید سمن فسوس مکن بر کس ای لسین # 11 یکتا مزوری است بنفشه شده دوتا %~% نیلوفر است واقف تزویرش ms1143 ای قرین # 12 سر چپ و راست می‌فکند سنبل از خمار %~% اریاح بر یسارش و ریحانش در ~~یمین # 13 سبزه پیاده می‌دود اندر رکاب سرو %~% غنچه نهان همی‌کند از چشم بد ~~جبین # 14 بید پیاده بر لب جو اندر آینه %~% حیران که شاخ تر ز چه افشاند آستین # 15 اول فشاندنی است که تا جمع آورد %~% وآنگه کند نثار درافشان واپسین # 16 در باغ مجلسی چو نهاد آفریدگار %~% مرغان چو مطربان بسرایند آفرین # 17 آن میر مطربان که ورا نام بلبل است %~% مست است و عاشق گل از آن است ~~خوش حنین # 18 گوید به کبک فاخته کآخر کجا بدیت %~% گوید بدان طرف که مکان نبود و ~~مکین # 19 شاهین به باز گوید کاین صیدهای خوب %~% کی صید کرد از عدم آورد بر ~~زمین # 20 یک جوق گلرخان و دگر جوق نوخطان %~% کاندر حجاب غیب کرامند و کاتبین # 21 ما چند صورتیم یزک وار آمده %~% نک می‌رسند لشکر خوبان از آن کمین # 22 یوسف رخان رسند ز کنعان آن جهان %~% شیرین لبان رسند ز دریای انگبین # 23 نک نامه شان رسید به خرما و نیشکر %~% و آن نار دانه دانه و بی‌هیچ ~~دانه بین # 24 ای وادیی که سیب در او رنگ و بوی یافت %~% مغز ترنج نیز معطر شد و ~~ثمین # 25 انگور دیر آمد زیرا پیاده بود %~% دیر آ و پخته آ که تویی فتنه‌ای ~~مهین # 26 ای آخرین سابق و ای ختم میوه‌ها %~% وی چنگ درزده تو به حبل الله متین # 27 شیرینیت عجایب و تلخیت خود مپرس %~% چون عقل کز وی است شر و خیر و کفر ~~و دین # 28 اندر بلا چو شکر و اندر رخا نبات %~% تلخی بلای توست چو خار ترنگبین # 29 ای عارف معارف و ای واصل اصول %~% ای دست تو دراز و زمانه تو را رهین # 30 از دست توست خربزه در خانه‌ای نهان %~% در نی دریچه نی که تو جانی ms1144 و ~~من جنین # 31 از تو کدو گریخت رسن بازیی گرفت %~% آن نیم کوزه کی رهد از چشمه معین # 32 چون گوش تو نداشت ببستند گردنش %~% گوشش اگر بدی بکشیدیش خوش طنین # 33 فی جیدها ببست خدا حبل من مسد %~% زیرا نداشت گوش به پیغام مستبین # 34 گوشی که نشنود ز خدا گوش خر بود %~% از حق شنو تو هر نفسی دعوت مبین # 35 ای حلق تو ببسته تقاضای حلق و فرج %~% بی‌گوش چون کدو تو رسن بسته بر ~~وتین # 36 حلقه به گوش شه شو و حلق از رسن بخر %~% مردم ز راه گوش شود فربه و ~~سمین # 37 باقیش برنویسد آن شهریار لوح %~% نقاش چین بگوید تو نقش‌ها مچین # 38 نقاش چین بگفتم آن روح محض را %~% آن خسرو یگانه تبریز شمس دین ~~PageV1P2045 ### || [genre: Gh] # 1 می‌آیدم ز رنگ تو ای یار بوی آن %~% برکنده‌ای به خشم دل از یار مهربان # 2 از آفتاب روی تو چون شکل خشم تافت %~% پشتم خم است و سینه کبودم چو ~~آسمان # 3 زان تیرهای غمزه خشمین که می‌زنی %~% صد قامت چو تیر خمیده‌ست چون کمان # 4 از پرسشم ز خشم لب لعل بسته‌ای %~% جان ماندم ز غصه این یا دل و زبان # 5 لطف تو نردبان بده بر بام دولتی %~% ای لطف واگرفته و بشکسته نردبان # 6 این لابه ام به ذات خدا نیست بهر جان %~% ای هر دمی خیال تو صد جان جان ~~جان # 7 یاد آر دلبرا که ز من خواستی شبی %~% نقشی ز جان خون شده من دادمت نشان # 8 جانا به حق آن شب کان زلف جعد را %~% در گردنم درافکن و سرمست می‌کشان # 9 تا جان باسعادت غلطان همی‌رود %~% چوگان دو زلف و گوی دل و دشت لامکان # 10 کرسی عدل نه تو به تبریز شمس دین %~% تا عرش نور گیرد و حیران شود ~~جهان PageV1P2046 ### || [genre: Gh] # 1 آن کیست ای خدای کز این دام خامشان ms1145 %~% ما را همی‌کشد به سوی خود کشان ~~کشان # 2 ای آنک می‌کشی تو گریبان جان ما %~% از جمع سرکشان به سوی جمع سرخوشان # 3 بگرفته گوش ما و بسوزیده هوش ما %~% ساقی باهشانی و آرام بی‌هشان # 4 بی‌دست می‌کشی تو و بی‌تیغ می‌کشی %~% شاگرد چشم تو نظر بی‌گنه کشان # 5 آب حیات نزل شهیدان عشق توست %~% این تشنه کشتگان را ز آن نزل می‌چشان # 6 دل را گره گشای نسیم وصال توست %~% شاخ امید را به نسیمی همی‌فشان # 7 خود حسن ساکن است و مقیم اندر آن وجود %~% زان ساکنند زیر و زبر این ~~مفتشان # 8 مقصود ره روان همه دیدار ساکنان %~% مقصود ناطقان همه اصغای خامشان # 9 آتش در آب گشته نهان وقت جوش آب %~% چون آب آتش آمد الغوث ز آتشان # 10 در روح دررسی چو گذشتی ز نقش‌ها %~% وز چرخ بگذری چو گذشتی ز مه وشان # 11 همیان چه می‌نهی به امانت به مفلسان %~% پا را چه می‌نهی تو به دندان ~~گربشان # 12 از نو چو میر گولان بستد کلاه و کفش %~% خواهی تو روستایی خواهی ز ~~اکدشان # 13 دانش سلاح توست و سلاح از نشان مرد %~% مردی چو نیست به که نباشد تو ~~را نشان # 14 دیگر مگو سخن که سخن ریگ آب توست %~% خورشید را نگر چو نه‌ای جنس ~~اعمشان PageV1P2047 ### || [genre: Gh] # 1 ای دم به دم مصور جان از درون تن %~% نزدیکتر ز فکرت این نکته‌ها به من # 2 ز آینده و گذشته چرا یاد می‌کنم %~% که لذت زمانی و هم قبله زمن # 3 جان حقایقی و خیالات دلربا %~% و آن نقش‌های مه که نگنجد در این دهن ~~PageV1P2048 ### || [genre: Gh] # 1 جانا بیار باده و بختم تمام کن %~% عیش مرا خجسته چو دارالسلام کن # 2 زهره کمین کنیزک بزم و شراب توست %~% دفع کسوف دل کن و مه را غلام کن # 3 همچون مسیح مایده از آسمان بیار %~% از نان و شوربا بشری را ms1146 فطام کن # 4 مشتی فسرده را به دم گرم بشکفان %~% مشتی گدای را شه بااحتشام کن # 5 این روی پرگره را خندان و شاد کن %~% این عمر منقطع را عمری مدام کن # 6 ای شوق هر دماغ سر عاشقان بخار %~% وی ذوق هر مقام بر ما مقام کن # 7 آن خانه را که جام نباشد چو نیست نور %~% ما خانه ساختیم تو تدبیر جام ~~کن # 8 ما را وظیفه‌هاست ز لطف تو صد هزار %~% درمانده گشت دل که چه گوید کدام ~~کن # 9 خاموش کن که دوست مجیب است بی‌سال %~% نظاره کرم کن و ترک کلام کن ~~PageV1P2049 ### || [genre: Gh] # 1 می‌بینمت که عزم جفا می‌کنی مکن %~% عزم عتاب و فرقت ما می‌کنی مکن # 2 در مرغزار غیرت چون شیر خشمگین %~% در خونم ای دو دیده چرا می‌کنی مکن # 3 بخت مرا چو کلک نگون می‌کنی مکن %~% پشت مرا چو دال دوتا می‌کنی مکن # 4 ای تو تمام لطف خدا و عطای او %~% خود را نکال و قهر خدا می‌کنی مکن # 5 پیوند کرده‌ای کرم و لطف با دلم %~% پیوند کرده را چه جدا می‌کنی مکن # 6 آن بیذقی که شاه شده‌ست از رخ خوشت %~% بازش به مات غم چه گدا می‌کنی ~~مکن # 7 آن بنده‌ای که بدر شد از پرتو رخت %~% چون ماه نو ز غصه دوتا می‌کنی ~~مکن # 8 گر گبر و مؤمن است چو کشته هوای توست %~% بر گبر کشته تو چه غزا می‌کنی ~~مکن # 9 بی‌هوش شو چو موسی و همچون عصا خموش %~% مانند طور تو چه صدا می‌کنی ~~مکن PageV1P2050 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک از میانه کران می‌کنی مکن %~% با ما ز خشم روی گران می‌کنی مکن # 2 دربند سود خویشی و اندر زیان ما %~% کس زین نکرد سود زیان می‌کنی مکن # 3 راضی شدی که بیش نجویی زیان ما %~% این از پی رضای کیان می‌کنی مکن # 4 بر جای باده سرکه غم می‌دهی مده %~% در ms1147 جوی آب خون چه روان می‌کنی مکن # 5 از چهره‌ام نشاط طرب می‌بری مبر %~% بر چهره‌ام ز دیده نشان می‌کنی مکن # 6 مظلوم می‌کشی و تظلم همی‌کنی %~% خود راه می‌زنی و فغان می‌کنی مکن # 7 پایم به کار نیست که سرمست دلبرم %~% مر مست را بهل چه کشان می‌کنی مکن # 8 گویی بیا که بر تو کنم صبر را شبان %~% بر بره گرگ را چه شبان می‌کنی ~~مکن # 9 در روز زاهدی و به شب زاهدان کشی %~% امشب که آشتی است همان می‌کنی مکن # 10 ای دوستان ز رشک تو خصمان همدگر %~% این دوست را چه دشمن آن می‌کنی ~~مکن # 11 گویی که می مخور پس اگر می همی‌دهی %~% مخمور را چه خشک دهان می‌کنی ~~مکن # 12 گویی چو تیر راست رو اندر هوای ما %~% پس تیر راست را چه کمان می‌کنی ~~مکن # 13 گویی خموش کن تو خموشم نمی‌هلی %~% هر موی را ز عشق زبان می‌کنی مکن ~~PageV1P2051 ### || [genre: Gh] # 1 با عاشقان نشین و همه عاشقی گزین %~% با آنک نیست عاشق یک دم مشو قرین # 2 ور ز آنک یار پرده عزت فروکشید %~% آن را که پرده نیست برو روی او ببین # 3 آن روی بین که بر رخش آثار روی او است %~% آن را نگر که دارد خورشید بر ~~جبین # 4 از بس که آفتاب دو رخ بر رخش نهاد %~% شهمات می‌شود ز رخش ماه بر زمین # 5 در طره‌هاش نسخه ایاک نعبد است %~% در چشم‌هاش غمزه ایاک نستعین # 6 بی‌خون و بی‌رگ است تنش چون تن خیال %~% بیرون و اندرون همه شیر است و ~~انگبین # 7 از بس که در کنار همی‌گیردش نگار %~% بگرفت بوی یار و رها کرد بوی طین # 8 صبحی است بی‌سپیده و شامی است بی‌خضاب %~% ذاتی است بی‌جهات و حیاتی ~~است بی‌حنین # 9 کی نور وام خواهد خورشید از سپهر %~% کی بوی وام خواهد گلبن ز یاسمین # 10 بی‌گفت شو چو ماهی و ms1148 صافی چو آب بحر %~% تا زود بر خزینه گوهر شوی ~~امین # 11 در گوش تو بگویم با هیچ کس مگو %~% این جمله کیست مفتخر تبریز شمس دین ~~PageV1P2052 ### || [genre: Gh] # 1 بشنیده‌ام که عزم سفر می‌کنی مکن %~% مهر حریف و یار دگر می‌کنی مکن # 2 تو در جهان غریبی غربت چه می‌کنی %~% قصد کدام خسته جگر می‌کنی مکن # 3 از ما مدزد خویش به بیگانگان مرو %~% دزدیده سوی غیر نظر می‌کنی مکن # 4 ای مه که چرخ زیر و زبر از برای توست %~% ما را خراب و زیر و زبر ~~می‌کنی مکن # 5 چه وعده می‌دهی و چه سوگند می‌خوری %~% سوگند و عشوه را تو سپر می‌کنی ~~مکن # 6 کو عهد و کو وثیقه که با بنده کرده‌ای %~% از عهد و قول خویش عبر ~~می‌کنی مکن # 7 ای برتر از وجود و عدم بارگاه تو %~% از خطه وجود گذر می‌کنی مکن # 8 ای دوزخ و بهشت غلامان امر تو %~% بر ما بهشت را چو سقر می‌کنی مکن # 9 اندر شکرستان تو از زهر ایمنیم %~% آن زهر را حریف شکر می‌کنی مکن # 10 جانم چو کوره‌ای است پرآتش بست نکرد %~% روی من از فراق چو زر می‌کنی ~~مکن # 11 چون روی درکشی تو شود مه سیه ز غم %~% قصد خسوف قرص قمر می‌کنی مکن # 12 ما خشک لب شویم چو تو خشک آوری %~% چشم مرا به اشک چه تر می‌کنی مکن # 13 چون طاقت عقیله عشاق نیستت %~% پس عقل را چه خیره نگر می‌کنی مکن # 14 حلوا نمی‌دهی تو به رنجور ز احتما %~% رنجور خویش را تو بتر می‌کنی ~~مکن # 15 چشم حرام خواره من دزد حسن توست %~% ای جان سزای دزد بصر می‌کنی مکن # 16 سر درکش ای رفیق که هنگام گفت نیست %~% در بی‌سری عشق چه سر می‌کنی ~~مکن PageV1P2053 ### || [genre: Gh] # 1 مست شدی عاقبت آمدی اندر میان %~% مست ز خود می‌شوی کیست دگر در جهان # 2 عاقبت امر رست ms1149 مرغ فلک از قفس %~% عاقبت امر جست تیر مراد از کمان # 3 چند زنیم ای کریم طبل تو زیر گلیم %~% چند کنیم ای ندیم مستی خود را ~~نهان # 4 بازرسید از الست کار برون شد ز دست %~% فاش بود فاش مست خاصه ز بوی ~~دهان # 5 دارد طامات ما بوی خرابات ما %~% هست شرابات ما از کف شاهنشهان # 6 جمله اجزای خاک روح شد و جان پاک %~% عالم خاکش مخوان مایه اکسیر خوان # 7 تو کمری ما میان یا تو میان ما کمر %~% گر کمری گر میان بی‌تو مبا گر ~~میان # 8 گاه به دزدی درآ کیسه دل را ببر %~% گاه مرا دزد گیر گو که منم پاسبان # 9 گه بربا همچون گرگ بره درویش را %~% گه سگ بر من گمار های کنان چون ~~شبان # 10 چون تو ندیده‌ست کس کس تویی ای جان و بس %~% نادره ای در جهان اسب وفا ~~درجهان # 11 گر چه جهان است عشق جان و جهان است عشق %~% گر چه نهان است یار هست سر ~~سر نهان # 12 چشم تو با چشم من گفت چه مطمع کسی %~% هم بخوری قند ما هم ببری ارمغان # 13 هر تن و هر جان که هست خاک تو بوده‌ست مست %~% غافلشان کرده‌ای زان ~~هوس بی‌نشان # 14 باز چو ناگه کنی سلسله جنبانیی %~% شور برآرد به کبر از جهت امتحان # 15 کافر و مؤمن مگو فاسق و محسن مجو %~% جمله خراب تواند بر همه افسون ~~بخوان # 16 کیست که مست تو نیست عشوه پرست تو نیست %~% مهره دست تو نیست دست کرم ~~برفشان # 17 سختتر از کوه چیست چونک به تو بنگریست %~% زنده شد از عشق زیست شهره ~~شد اندر زمان PageV1P2054 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه غلط کرده‌ای در روش یار من %~% صد چو تو هم گم شود در من و در ~~کار من # 2 نبود هر گردنی لایق شمشیر عشق %~% خون سگان کی خورد ضیغم خون خوار من # 3 ms1150 قلزم من کی کشد تخته هر کشتیی %~% شوره تو کی چرد ز ابر گهربار من # 4 سر بمگردان چنین پوز مجنبان چنان %~% چون تو خری کی رسد در جو انبار من # 5 خواجه به خویش آ یکی چشم گشا اندکی %~% گر چه نه بر پای توست اندک و ~~بسیار من # 6 گفت که عاشق چرا مست شد و بی‌حیا %~% باده حیا کی هلد خاصه ز خمار من # 7 فتنه گرگی شده هم دغل و مکر او %~% دام وی از وی کند قانص عیار من # 8 بر سر بازار او گرگ کهن کی خرند %~% هر طرفی یوسفی زنده به بازار من # 9 همچو تو جغدی کجا باغ ارم را سزد %~% بلبل جان هم نیافت راه به گلزار ~~من # 10 مفخر تبریزیان شمس حق و دین بگو %~% بلک صدای تو است این همه گفتار من ~~PageV1P2055 ### || [genre: Gh] # 1 یار شو و یار بین دل شو و دلدار بین %~% در پی سرو روان چشمه و گلزار ~~بین # 2 برجه و کاهل مباش در ره عیش و معاش %~% پیشکشی کن قماش رونق تجار بین # 3 جمله تجار ما اهل دل و انبیا %~% همره این کاروان خالق غفار بین # 4 آمد محمود باز بر در حجره ایاز %~% عشق گزین عشقباز دولت بسیار بین # 5 خاک ایازم که او هست چو من عشق خو %~% عشق شود عشق جو دلبر عیار بین # 6 سنت نیکو است این چارق با پوستین %~% قبله کنش بهر شکر باقی از ایثار ~~بین # 7 ساعت رنج و بلا چارق بین می‌شوی %~% بی‌مرضی خویش را خسته و بیمار بین # 8 چارق ما نطفه دان خون رحم پوستین %~% گوهر عقل و بصر از شه بیدار بین # 9 گوهر پیشین بنه تا کندت میر ده %~% کهنه ده و نو ستان دانه ده انبار ~~بین # 10 تا نگری در زمین هیچ نبینی فلک %~% یک دمه خود را مبین خلعت دیدار بین # 11 این سخن درنثار هم ms1151 به سخن ده سپار %~% پس تو ز هر جزو خویش نکته و ~~گفتار بین PageV1P2056 ### || [genre: Gh] # 1 با رخ چون مشعله بر در ما کیست آن %~% هر طرفی موج خون نیم شبان چیست ~~آن # 2 در کفن خویشتن رقص کنان مردگان %~% نفخه صور است یا عیسی ثانی است آن # 3 سینه خود باز کن روزن دل درنگر %~% کآتش تو شعله زد نی خبر دی است آن # 4 آتش نو را ببین زود درآ چون خلیل %~% گر چه به شکل آتش است باده صافی ~~است آن # 5 یونس قدسی تویی در تن چون ماهیی %~% بازشکاف و ببین کاین تن ماهی است ~~آن # 6 دلق تن خویش را بر گرو می‌بنه %~% پاک شوی پاکباز نوبت پاکی است آن # 7 باده کشیدی ولیک در قدحت باقی است %~% حمله دیگر که اصل جرعه باقی است ~~آن # 8 دشنه تیز ار خلیل بنهد بر گردنت %~% رو بمگردان که آن شیوه شاهی است آن # 9 حکم به هم درشکست هست قضا در خطر %~% فتنه حکم است این آفت قاضی است آن # 10 نفس تو امروز اگر وعده فردا دهد %~% بر دهنش زن از آنک مردک لافی است ~~آن # 11 باده فروشد ولیک باده دهد جمله باد %~% خم نماید ولیک حق نمک نیست آن # 12 ما ز زمستان نفس برف تن آورده‌ایم %~% بهر تقاضای لطف نکته کاجی است ~~آن # 13 مفخر تبریزیان شمس حق ای پیش تو %~% طاق و طرنب دو کون طفلی و بازی ~~است آن PageV1P2057 ### || [genre: Gh] # 1 گفت لبم ناگهان نام گل و گلستان %~% آمد آن گلعذار کوفت مرا بر دهان # 2 گفت که سلطان منم جان گلستان منم %~% حضرت چون من شهی وآنگه یاد فلان # 3 دف منی هین مخور سیلی هر ناکسی %~% نای منی هین مکن از دم هر کس فغان # 4 پیش چو من کیقباد چشم بدم دور باد %~% شرم ندارد کسی یاد کند از کهان # 5 جغد بود کو به ms1152 باغ یاد خرابه کند %~% زاغ بود کو بهار یاد کند از خزان # 6 چنگ به من درزدی چنگ منی در کنار %~% تار که در زخمه‌ام سست شود بگسلان # 7 پشت جهان دیده‌ای روی جهان را ببین %~% پشت به خود کن که تا روی نماید ~~جهان # 8 ای قمر زیر میغ خویش ندیدی دریغ %~% چند چو سایه دوی در پی این دیگران # 9 بس که مرا دام شعر از دغلی بند کرد %~% تا که ز دستم شکار جست سوی ~~گلستان # 10 در پی دزدی بدم دزد دگر بانگ کرد %~% هشتم بازآمدم گفتم و هین چیست آن # 11 گفت که اینک نشان دزد تو این سوی رفت %~% دزد مرا باد داد آن دغل ~~کژنشان PageV1P2058 ### || [genre: Gh] # 1 یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران %~% ای رخ تو همچو شمع خیز درآ در میان # 2 نور ده آن شمع را روح ده این جمع را %~% از دوزخ همچو شمع وز قدح همچو ~~جان # 3 سوی قدح دست کن ما همه را مست کن %~% ز آنک کسی خوش نشد تا نشد از خود ~~نهان # 4 چون شدی از خود نهان زود گریز از جهان %~% روی تو واپس مکن جانب خود ~~هان و هان # 5 این سخن همچو تیر راست کشش سوی گوش %~% تا نکشی سوی گوش کی بجهد از ~~کمان # 6 بس کن از اندیشه بس کو گودت هر نفس %~% کای عجب آن را چه شد اه چه کنم ~~کو فلان PageV1P2059 ### || [genre: Gh] # 1 بوسه بده خویش را ای صنم سیمتن %~% ای به خطا تو مجوی خویشتن اندر ختن # 2 گر به بر اندرکشی سیمبری چون تو کو %~% بوسه جان بایدت بر دهن خویش زن # 3 بهر جمال تو است جندره حوریان %~% عکس رخ خوب توست خوبی هر مرد و زن # 4 پرده خوبی تو شقه زلف تو است %~% ور نه برون تافتی نور تو ای خوش ذقن # 5 آمد نقاش تن سوی بتان ms1153 ضمیر %~% دست و دلش درشکست باز بماندش دهن # 6 این قفس پرنگار پرده مرغ دل است %~% دل تو بنشناختی از قفس دل شکن # 7 پرده برانداخت دل از گل آدم چنانک %~% سجده درآمد ملک گشت به دل مفتتن # 8 واسطه برخاستی گر نفسی ترک عشق %~% پیش نشستی به لطف کای چلپی کیمسن # 9 چشم شدی غیب بین گر نظر شمس دین %~% مفخر تبریزیان بر تو شدی غمزه زن ~~PageV1P2060 ### || [genre: Gh] # 1 سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من %~% سیر مشو هم تو نیز زین دل آگاه من # 2 مشک و سقا سیر شد از جگر گرم من %~% هیچ بجز آب نیست لذت و دلخواه من # 3 درشکنم کوزه را پاره کنم مشک را %~% روی به دریا نهم نیست جز این راه ~~من # 4 چند شود تر زمین از مدد اشک من %~% چند بسوزد فلک از تبش و آه من # 5 چند بگوید دلم وای دلم وای دل %~% چند بگوید لبم راز شهنشاه من # 6 رو سوی بحری کز او هر نفسی موج موج %~% آمد و اندرربود خیمه و خرگاه من # 7 آب خوشی جوش کرد نیم شب از خانه‌ام %~% یوسف حسن اوفتاد ناگه در چاه من # 8 ز آب رخ یوسفی خرمن من سیل برد %~% دود برآمد ز دل سوخته شد کاه من # 9 خرمن من گر بسوخت باک ندارم خوشم %~% صد چو مرا بس بود خرمن آن ماه من # 10 عقل نخواهم بس است دانش و علمش مرا %~% شمع رخ او بس است در شب بی‌گاه ~~من # 11 گفت کسی کاین سماع جاه و ادب کم کند %~% جاه نخواهم که عشق در دو جهان ~~جاه من # 12 در پی هر بیت من گویم پایان رسید %~% چون ز سرم می‌برد آن شه آگاه من ~~PageV1P2061 ### || [genre: Gh] # 1 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان %~% باغ خدایی درآ خار بده گل ستان # 2 جامه تن را بکن جان برهنه ms1154 ببین %~% جان برهنه خوش است تا چه کنی جامه ~~دان # 3 هین که نه‌ای بی‌زبان پیش چنین جان‌ها %~% قصه نی بی‌زبان نعره جان ~~بی‌دهان # 4 آمد امروز یار گفت سلام علیک %~% چرخ و زمین را مجو از نفسش آن زمان # 5 خسرو خوبان بخواست از صنمان سرخراج %~% خاست غریو از فلک وز سوی مه ~~کالامان # 6 لعل لب او که دور از لب و دندان تو %~% خواند فسون‌های عشق خواجه ببین ~~این نشان # 7 آمد غماز عشق گفت در این گوش من %~% یار میان شماست خوب و لطیف و نهان # 8 دامن دل را کشید یار به یک گوشه‌ای %~% گوشه بس بوالعجب زان سوی هفت ~~آسمان # 9 گفت ترایم ولیک هر که بگوید ز من %~% شرح دهد از لبم ده بزنش بر دهان # 10 و آنک بگوید ز تو برد مرا و تو را %~% و آنک بگوید ز من دور شد از هر ~~دوان PageV1P2062 ### || [genre: Gh] # 1 باز فروریخت عشق از در و دیوار من %~% باز ببرید بند اشتر کین دار من # 2 بار دگر شیر عشق پنجه خونین گشاد %~% تشنه خون گشت باز این دل سگسار من # 3 باز سر ماه شد نوبت دیوانگی است %~% آه که سودی نکرد دانش بسیار من # 4 بار دگر فتنه زاد جمره دیگر فتاد %~% خواب مرا بست باز دلبر بیدار من # 5 صبر مرا خواب برد عقل مرا آب برد %~% کار مرا یار برد تا چه شود کار من # 6 سلسله عاشقان با تو بگویم که چیست %~% آنک مسلسل شود طره دلدار من # 7 خیز دگربار خیز خیز که شد رستخیز %~% مایه صد رستخیز شور دگربار من # 8 گر ز خزان گلستان چون دل عاشق بسوخت %~% نک رخ آن گلستان گلشن و گلزار ~~من # 9 باغ جهان سوخته باغ دل افروخته %~% سوخته اسرار باغ ساخته اسرار من # 10 نوبت عشرت رسید ای تن محبوس من %~% خلعت صحت رسید ای دل بیمار من # 11 ms1155 پیر خرابات هین از جهت شکر این %~% رو گرو می‌بنه خرقه و دستار من # 12 خرقه و دستار چیست این نه ز دون همتی است %~% جان و جهان جرعه‌ای است ~~از شه خمار من # 13 داد سخن دادمی سوسن آزادمی %~% لیک ز غیرت گرفت دل ره گفتار من # 14 شکر که آن ماه را هر طرفی مشتری است %~% نیست ز دلال گفت رونق بازار ~~من # 15 عربده قال نیست حاجت دلال نیست %~% جعفر طرار نیست جعفر طیار من ~~PageV1P2063 ### || [genre: Gh] # 1 باز درآمد ز راه فتنه برانگیز من %~% باز کمر بست سخت یار به استیز من # 2 مطبخ دل را نگار باز قباله گرفت %~% می‌شکند دیگ من کاسه و کفلیز من # 3 خانه خرابی گرفت ز آنک قنق زفت بود %~% هیچ نگنجد فلک در در و دهلیز من # 4 راه قنق را گرفت غیرت و گفتش مرو %~% جمله افق را گرفت ابر شکرریز من # 5 سر کن ای بوالفضول ای ز کشاکش ملول %~% جاذبه خیزان او منگر در خیز من # 6 منت او را که او منت و شکر آفرید %~% کز کف کفران گذشت مرکب شبدیز من # 7 رست رخم از عبس کاسه ز ننگ عدس %~% آخر کاری بکرد اشک غم آمیز من # 8 اصل همه باغ‌ها جان همه لاغ‌ها %~% چیست اگر زیرکی لاغ دلاویز من # 9 ای خضر راستین گوهر دریاست این %~% از تو در این آستین همچو فراویز من # 10 چونک مرا یار خواند دست سوی من فشاند %~% تیز فرس پیش راند خاطر سرتیز ~~من # 11 چند نهان می‌کنم شمس حق مغتنم %~% خواجگیی می‌کند خواجه تبریز من ~~PageV1P2064 ### || [genre: Gh] # 1 باز برآمد ز کوه خسرو شیرین من %~% باز مرا یاد کرد جان و دل و دین من # 2 سوره یاسین بسی خواندم از عشق و ذوق %~% زان که مرا خوانده بود سوره ~~یاسین من # 3 عقل همه عاقلان خبره شود چون رسد %~% لیلی و مجنون من ویسه و ms1156 رامین من # 4 در حسد افتاده‌ایم دل به جفا داده‌ایم %~% جنگ که می‌افکند یار سخن چین ~~من # 5 او نگذارد که خلق صلح کنند و وفا %~% تازه کند دم به دم کین تو و کین ~~من # 6 گوید کای عاشقان رحم میارید هیچ %~% در کشش همدگر از پی آیین من # 7 یا رب و آمین بسی کردم و جستم امان %~% آه که می‌نشنود یارب و آمین من # 8 گوید تو کار خویش می‌کن و من کار خویش %~% این بده‌ست از ازل یاسه ~~پیشین من # 9 کار من آن کت زنم کار تو افغان گری %~% عید منم طبل تو سخره تکوین من # 10 بنده این زاریم عاشق بیماریم %~% کو نرود آن زمان از سر بالین من # 11 راست رود سوی شه جان و دلم همچو رخ %~% گر چه کند کژروی طبع چو فرزین ~~من # 12 درگذر از تنگ من ای من من ننگ من %~% دیده شدی آن من گر نبدی این من # 13 بس کن ای شهسوار کز حجب گفت تو %~% نقد عجب می‌برد دزد ز خرجین من ~~PageV1P2065 ### || [genre: Gh] # 1 ای هوس عشق تو کرده جهان را زبون %~% خیره عشقت چو من این فلک سرنگون # 2 می‌در و می‌دوز تو می‌بر و می‌سوز تو %~% خون کن و می‌شوی تو خون دلم ~~را به خون # 3 چونک ز تو خاسته‌ست هر کژ تو راست است %~% لیک بتا راست گو نیست مقام ~~جنون # 4 دوش خیال نگار بعد بسی انتظار %~% آمد و من در خمار یا رب چون بود چون # 5 خواست که پر وا کند روی به صحرا کند %~% باز مرا می‌فریفت از سخن ~~پرفسون # 6 گفتم والله که نی هیچ مساز این بنا %~% گر عجمی رفت نیست ور عربی ~~لایکون # 7 در دل شب آمدی نیک عجب آمدی %~% چون بر ما آمدی نیست رهایی کنون ~~PageV1P2066 ### || [genre: Gh] # 1 بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین %~% باز درافکند عشق غلغله یا مسلمین # 2 ms1157 دشمن جان‌های ماست دوستی دوستان %~% مادر فتنه شده‌ست حامله یا مسلمین # 3 آفت عالم شده‌ست ماه رخی زهره سوز %~% فتنه آدم شده‌ست سنبله یا مسلمین # 4 لاف ز شه می‌زند سکه ز مه می‌زند %~% بر سر ره می‌زند قافله یا مسلمین # 5 ای شده شب روز ما ز آنک دل افروز ما %~% از رخ ما برفروخت مشعله یا ~~مسلمین # 6 چون خرد نیک پی در چله شد پیش وی %~% جوش برآرد چو می در چله یا مسلمین # 7 عشق چو آمد پدید عقل گریبان درید %~% از پی بی‌دل رسید مشغله یا مسلمین # 8 بدگهری کو ز جهل تاج شهان را بماند %~% بر دم گاوان شود زنگله یا ~~مسلمین # 9 ناله ز هجر و زوال خاست ز ذوق وصال %~% دانک بسی شکرهاست در گله یا ~~مسلمین PageV1P2067 ### || [genre: Gh] # 1 بیش مکن همچنان خانه درآ همچنین %~% ای ز تو روشن شده صحن و سرا همچنین # 2 باده جان خورده‌ای دل ز جهان برده‌ای %~% خشم چرا کرده‌ای چیست چرا ~~همچنین # 3 حلقه درآ روی باز بر همه خوبان بتاز %~% سجده کنم در نماز روی تو را ~~همچنین # 4 ای صنم خوش سخن حلقه درآ رقص کن %~% عشق نگردد کهن حق خدا همچنین # 5 هر که در این روزگار دارد او کار بار %~% بنده شده‌ست و شکار یار مرا ~~همچنین PageV1P2068 ### || [genre: Gh] # 1 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران %~% تنگ شکر می‌کشد تا بنهد در میان # 2 سرکه فروشان هلا سرکه بریزید زود %~% تا که عسل پر کند آن شه شکرلبان # 3 سرکه نه ساله را بهر خدا را بریز %~% چونک بریزی بیا تا دهمت من نشان # 4 طوطی جان تو را سرکه نوا کی دهد %~% بلبل مست تو را شرط بود گلستان ~~PageV1P2069 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه کنی تو کرده من دان %~% هر چه کند تن کرده بود جان # 2 چشم منی تو گوش منی تو %~% این دو بگفتم باقی می‌دان ms1158 # 3 گر به جهان آن گنج نبودی %~% بهر چه بودی خانه ویران # 4 گنج طلب کن ای پدر من %~% دست بجنبان دست بجنبان # 5 بوی خوش او رهبر ما شد %~% تا گل و ریحان تا گل و ریحان # 6 ذره به ذره مشتریندت %~% گوهر خود را هین مده ارزان # 7 موش درآید گربه درآید %~% گر بگشایی تو سر انبان # 8 عشق چو باشد کم نشود جان %~% دور مبادا سایه جانان # 9 باقی این را هم تو بگویی %~% ای مه مه رو زهره تابان PageV1P2070 ### || [genre: Gh] # 1 جفای تلخ تو گوهر کند مرا ای جان %~% که بحر تلخ بود جای گوهر و مرجان # 2 وفای توست یکی بحر دیگر خوش خوار %~% که چارجوی بهشت است از تکش جوشان # 3 منم سکندر این دم به مجمع البحرین %~% که تا رهانم جان را ز علت و ~~بحران # 4 که تا ببندم سدی عظیم بر یأجوج %~% که تا رهند خلایق ز حمله ایشان # 5 از آنک ایشان مر بحر را درآشامند %~% که هیچ آب نماند ز تابشان به جهان # 6 از آنک آتشی‌اند وز عنصر دوزخ %~% عدو لطف جنان و حجاب نور جنان # 7 ز هر شمار برونند از آنک از قهرند %~% که قهر وصف حق است و ندارد آن ~~پایان # 8 برهنه‌اند و همه سترپوششان گوش است %~% نه سترپوش دلانه که دیدن است ~~عیان # 9 لحاف گوش چپستش فراش گوش راست %~% به شب نتیجه یأجوج را یقین می‌دان # 10 لحاف و فرش مقلد چون علم تقلید است %~% یقین به معنی یأجوجی است نی ~~انسان # 11 از آنک دل مثل روزن است کاندر وی %~% ز شمس نورفشان است و ذره دست ~~افشان # 12 هزار نام و صفت دارد این دل و هر نام %~% به نسبتی دگر آمد خلاف و ~~دیگر سان # 13 چنانک شخصی نسبت به تو پدر باشد %~% به نسبت دگری یا پسر و یا اخوان # 14 چو نام‌های خدا در عدد به ms1159 نسبت شد %~% ز روی کافر قاهر ز روی ما رحمان # 15 بسا کسا که به نسبت به تو که معتقدی %~% فرشته است و به نسبت به دیگری ~~شیطان # 16 چنانک سر تو نسبت به تو بود مکشوف %~% به نسبت دگری حال سر تو پنهان ~~PageV1P2071 ### || [genre: Gh] # 1 دلا تو شهد منه در دهان رنجوران %~% حدیث چشم مگو با جماعت کوران # 2 اگر چه از رگ گردن به بنده نزدیک است %~% خدای دور بود از بر خدادوران # 3 درون خویش بپرداز تا برون آیند %~% ز پرده‌ها به تجلی چو ماه مستوران # 4 اگر چه گم شوی از خویش و از جهان این جا %~% برون خویش و جهان گشته‌ای ~~ز مشهوران # 5 اگر تو ماه وصالی نشان بده از وصل %~% ز ساعد و بر سیمین و چهره حوران # 6 وگر چو زر ز فراقی کجاست داغ فراق %~% چنین فسرده بود سکه‌های مهجوران # 7 چو نیست عشق تو را بندگی به جا می‌آر %~% که حق فرونهلد مزدهای مزدوران # 8 بدانک عشق خدا خاتم سلیمانی است %~% کجاست دخل سلیمان و مکسب موران # 9 لباس فکرت و اندیشه‌ها برون انداز %~% که آفتاب نتابد مگر که بر عوران # 10 پناه گیر تو در زلف شمس تبریزی %~% که مشک بارد تا وارهی ز کافوران ~~PageV1P2072 ### || [genre: Gh] # 1 مکن مکن که روا نیست بی‌گنه کشتن %~% مرو مرو که چراغی و دیده روشن # 2 چو برگشادی از لطف خویشتن سر خم %~% دماغ ما ز خمار تو است آبستن # 3 مبند آن سر خم را چو کیسه مدخل %~% که خانه گردد تاری به بستن روزن # 4 چو آدمی به غم آماج تیر را ماند %~% ندارد او جز مستی و بیخودی جوشن # 5 دو دست عشق مثال دو دست داوود است %~% که همچو موم همی‌گردد از کفش آهن # 6 حدیث عشق هم از عشقباز باید جست %~% که او چو آینه هم ناطق است و هم ~~الکن # 7 دلا دو دست برآور ms1160 سبک به گردن عشق %~% اگر چه دارد او خون خلق در گردن # 8 ز خونبها بنترسد که گنج‌ها دارد %~% که مرده زنده شود زان و وارهد ز ~~کفن # 9 گرفت خواب گریبان تو بپر سوی غیب %~% بگه ز غیب بیایی کشان کشان دامن # 10 که تا تمام غزل را بگویمت فردا %~% که گل پگاه بچینند مردم از گلشن ~~PageV1P2073 ### || [genre: Gh] # 1 توی که بدرقه باشی گهی گهی رهزن %~% توی که خرمن مایی و آفت خرمن # 2 هزار جامه بدوزی ز عشق و پاره کنی %~% و آنگهان بنویسی تو جرم آن بر من # 3 تو قلزمی و دو عالم ز توست یک قطره %~% قراضه‌ای است دو عالم تویی دو ~~صد معدن # 4 تو راست حکم که گویی به کور چشم گشا %~% سخن تو بخشی و گویی که گفت آن ~~الکن # 5 بساختی ز هوس صد هزار مغناطیس %~% که نیست لایق آن سنگ خاص هر آهن # 6 مرا چو مست کشانی به سنگ و آهن خویش %~% مرا چه کار که من جان روشنم یا ~~تن # 7 تو باده‌ای تو خماری تو دشمنی و تو دوست %~% هزار جان مقدس فدای این ~~دشمن # 8 تو شمس دین به حقی و مفخر تبریز %~% بهار جان که بدادی سزای صد بهمن ~~PageV1P2074 ### || [genre: Gh] # 1 به جان تو که از این دلشده کرانه مکن %~% بساز با من مسکین و عزم خانه ~~مکن # 2 بهانه‌ها بمیندیش و عذر را بگذار %~% مرا مگیر ز بالا و خشک شانه مکن # 3 شراب حاضر و دولت ندیم و تو ساقی %~% بده شراب و دغل‌های ساقیانه مکن # 4 نظر به روی حریفان بکن که مست تواند %~% نظر به روزن و دهلیز و آستانه ~~مکن # 5 بجز به حلقه عشاق روزگار مبر %~% بجز به کوی خرابات آشیانه مکن # 6 ببین که عالم دام است و آرزو دانه %~% به دام او مشتاب و هوای دانه مکن # 7 ز دام او چو گذشتی قدم بنه ms1161 بر چرخ %~% به زیر پای بجز چرخ آستانه مکن # 8 به آفتاب و به مهتاب التفات مکن %~% یگانه باش و بجز قصد آن یگانه مکن # 9 مکن قرار تو بی‌او چو کاسه بر سر آب %~% مگیر کاسه به هر مطبخی دوانه ~~مکن # 10 زمانه روشن و تاریک و گرم و سرد شود %~% مقام جز به سرچشمه زمانه مکن # 11 مکن ستایش بر وی عتاب را بمپوش %~% مده قطایف و آن سیر در میانه مکن # 12 ولی چه سود که کار بتان همین باشد %~% مگو به شعله آتش هلا زبانه مکن # 13 بگو به هرچ بسوزی بسوز جز به فراق %~% روا نباشد و این یک ستم روانه ~~مکن PageV1P2075 ### || [genre: Gh] # 1 به من نگر به دو رخسار زعفرانی من %~% به گونه گونه علامات آن جهانی من # 2 به جان پیر قدیمی که در نهاد من است %~% که باد خاک قدم‌هاش این جوانی ~~من # 3 تو چشم تیز کن آخر به چشم من بنگر %~% مدزد این دل خود را ز دلستانی من # 4 بر این لبم چو از آن بخت بوسه‌ای برسید %~% شکر کساد شد از قند خوش ~~زبانی من # 5 به گوش‌ها برسد حرف‌های ظاهر من %~% به هیچ کس نرسد نعره‌های جانی من # 6 بس آتشی که فروزد از این نفس به جهان %~% بسی بقا که بجوشد ز حرف فانی ~~من # 7 ز شمس مفخر تبریز تا چه دیدستم %~% که بی‌قرار شدستند این معانی من ~~PageV1P2076 ### || [genre: Gh] # 1 چهار روز ببودم به پیش تو مهمان %~% سه روز دیگر خواهم بدن یقین می‌دان # 2 به حق این سه و آن چار رو ترش نکنی %~% که تا نیفتد این دل به صد هزار ~~گمان # 3 به هر طعام خوشم من جز این یکی ترشی %~% که سخت این ترشی کند می‌کند ~~دندان # 4 که جمله ترشی‌ها بدان گوار شود %~% که تو ترش نکنی روی ای گل خندان # 5 گشای آن لب خندان که آن ms1162 گوارش ماست %~% که تعبیه‌ست دو صد گلشکر در آن ~~احسان # 6 ترش مکن که نخواهد ترش شدن آن رو %~% که می‌دهد مدد قند هر دمش رحمان # 7 چه جای این که اگر صد هزار تلخ و ترش %~% به نزد روی تو افتد شود خوش و ~~شادان # 8 مگر به روز قیامت نهان شود رویت %~% وگر نه دوزخ خوشتر شود ز صدر جنان # 9 اگر میان زمستان بهار نو خواهی %~% درآ به باغ جمالت درخت‌ها بفشان # 10 به روز جمعه چو خواهی که عیدها بینند %~% برآی بر سر منبر صفات خود ~~برخوان # 11 غلط شدم که تو گر برروی به منبر بر %~% پری برآرد منبر چو دل شود پران # 12 مرا به قند و شکرهای خویش مهمان کن %~% علف میاور پیشم منه نیم حیوان # 13 فرشته از چه خورد از جمال حضرت حق %~% غذای ماه و ستاره ز آفتاب جهان # 14 غذای خلق در آن قحط حسن یوسف بود %~% که اهل مصر رهیده بدند از غم نان # 15 خمش کنم که دگربار یار می‌خواهد %~% که درروم به سخن او برون جهد ز ~~میان # 16 غلط که او چو بخواهد که از خرم فکند %~% حذر چه سود کند یا گرفتن ~~پالان # 17 مگر همو بنماید ره حذر کردن %~% همو بدوزد انبان همو درد انبان # 18 مرا سخن همه با او است گر چه در ظاهر %~% عتاب و صلح کنم گرم با فلان ~~و فلان # 19 خمش که تا نزند بر چنین حدیث هوا %~% از آنک باد هوا نیست محرم ایشان ~~PageV1P2077 ### || [genre: Gh] # 1 مقام ناز نداری برو تو ناز مکن %~% چو میوه پخته نگشت از درخت بازمکن # 2 به پیش قبله حق همچو بت میا منشین %~% نماز خود را از خویش بی‌نماز مکن # 3 گهی که پخته شدی از درخت فارغ باش %~% ز گرم و سرد میندیش و احتراز مکن # 4 چو هیچ خصم نماند برو به بزم نشین %~% سلاح رزم بینداز ms1163 و ترک تاز مکن # 5 چو صاف صاف برآمد ز کوره نقده تو %~% مده به کوره هر کوردل گداز مکن # 6 جمال خود ز اسیران عشق هیچ مپوش %~% چو باغ لطف خدایی تو در فراز مکن ~~PageV1P2078 ### || [genre: Gh] # 1 چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این %~% بلی ولیک بده اولا شراب گزین # 2 بده به خمس مبارک مرا ششم جامی %~% بگو بگیر و درآشام خمس با خمسین # 3 غزال خویش به من ده غزل ز من بستان %~% نمای چهره شعریت و شعر تازه ~~ببین # 4 خمار شعر نگویم خمار من بشکن %~% بدان میی که نگنجد در آسمان و زمین # 5 ستیزه روی مرا لطف و دلبری تو کرد %~% وگر نه سخت ادبناک بودم و مسکین # 6 هزارساله ادب را به یک قدح ببری %~% خمار عشق تو نگذاشت دیده شرمین # 7 ز سایه تو جهان پر ز لیلی و مجنون %~% هزار ویسه بسازد هزار گون رامین # 8 وگر نه سایه نمودی جمال وحدت تو %~% در این جهان نه قران هست آمدی نه ~~قرین # 9 تو آفتابی و جز تو چو سایه تابع توست %~% گهی رود به شمال و گهی دود به ~~یمین # 10 گهی محیط جهان و گهی به کل فانی %~% به دست توست مسخر چو مهره تکوین # 11 جمال و حسن تو ساکن چو عشق ما پیچان %~% جبین هجر تو بی‌چین چو سفره ~~ما پرچین # 12 سکون حسن عجبتر که بی‌قراری ما %~% و باز از این دو عجبتر چو سر کنی ز ~~کمین PageV1P2079 ### || [genre: Gh] # 1 نعیم تو نه از آن است که سیر گردد جان %~% مرا به خوان تو باید هزار ~~حلق و دهان # 2 بیا که آب حیاتی و بنده مستسقی %~% نه بنده راست ملالت نه لطف راست ~~کران # 3 بیا که بحر معلق تویی و من ماهی %~% میان بحرم و این بحر را کی دید ~~میان # 4 ز بحر توست یکی قطره آب خاک آلود %~% که ms1164 جان شده‌ست به پیش جماعتی ~~بی‌جان # 5 بیا بیا که تویی آفتاب و من ذره %~% به پیش شعله رویت چو ذره چرخ زنان ~~PageV1P2080 ### || [genre: Gh] # 1 برای چشم تو صد چشم بد توان دیدن %~% چه چشم داری ای چشم ما به تو روشن # 2 پی رضای تو آدم گریست سیصد سال %~% که تا ز خنده وصلش گشاده گشت دهن # 3 به قدر گریه بود خنده تو یقین می‌دان %~% جزای گریه ابر است خنده‌های ~~چمن # 4 اگر نه از نسب آدمی برو مگری %~% که نیست از سیهی زنگ را بکا و حزن # 5 چو خود سپید ندیده‌ست روسیه شاد است %~% چو پور قیصر رومی تو راه زنگ ~~بزن # 6 بسی خدنگ خورد اسپ تازی غازی %~% که تازی است نه پالانی است و نی کودن # 7 خصوص مرکب تازی که تو بر او باشی %~% نشسته‌ای شه هیجا و پهلوان زمن # 8 چو خارپشت شود پشت و پهلوش از تیر %~% که هست در صف هیجاش کر و فر وطن # 9 چو شاه دست به پشت و سرش فرومالد %~% که ای گزیده سرآخر تویی مخصص من # 10 شوند آن همه تیرش چو چوب‌های نبات %~% همه حلاوت و لذت همه عطا و منن # 11 خبر ندارد پالانیی از این لذت %~% سپر سلامت و محروم و بی‌بها و ثمن # 12 ز گفت توبه کنم توبه سود نیست مرا %~% به پیش پنجه‌ات ای ارسلان توبه ~~شکن PageV1P2081 ### || [genre: Gh] # 1 اگر سزای لب تو نبود گفته من %~% برآر سنگ گران و دهان من بشکن # 2 چو طفل بیهده گوید نه مادر مشفق %~% پی ادب لب او را فروبرد سوزن # 3 دو صد دهان و جهان از برای عز لبت %~% بسوز و پاره کن و بردران و برهم ~~زن # 4 چو تشنه‌ای دود استاخ بر لب دریا %~% نه موج تیغ برآرد ببردش گردن # 5 غلام سوسنم ایرا که دید گلشن تو %~% ز شرم نرگس تو ده زبانش شد الکن ms1165 # 6 ولیک من چو دفم چون زنی تو کف بر من %~% فغان کنم که رخم را بکوب چون ~~هاون # 7 مرا ز دست منه تا سماع گرم بود %~% بکش تو دامن خود از جهان تردامن # 8 بلی ز گلشن معنی است چشم‌ها مخمور %~% ولیک نغمه بلبل خوش است در گلشن # 9 اگر تجلی یوسف برهنه خوبتر است %~% دو چشم باز نگردد مگر به پیراهن # 10 اگر چه شعشعه آفتاب جان اصل است %~% بر آن فلک نرسیده‌ست آدمی بی‌تن # 11 خمش که گر دهنم مرده شوی بربندد %~% ز گور من شنوی این نوا پس مردن ~~PageV1P2082 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که ز هجرت نه عقل ماند نه دین %~% قرار و صبر برفته‌ست زین دل ~~مسکین # 2 ز روی زرد و دل درد و سوز سینه مپرس %~% که آن به شرح نگنجد بیا به چشم ~~ببین # 3 چو نان پخته ز تاب تو سرخ رو بودم %~% چو نان ریزه کنونم ز خاک ره ~~برچین # 4 چو آینه ز جمالت خیال چین بودم %~% کنون تو چهره من زرد بین و چین بر ~~چین # 5 مثال آبم در جوی کژروان چپ و راست %~% فراق از چپ و از راستم گشاده ~~کمین # 6 به روز و شب چو زمین رو بر آسمان دارم %~% ز روی تو که نگنجد در آسمان ~~و زمین # 7 سحر ز درد نوشتیم نامه پیش صبا %~% که از برای خدا ره سوی سفر بگزین # 8 اگر سر تو به گل دربود مشوی بیا %~% وگر به خار رسد پا به کندنش منشین # 9 بیا بیا و خلاصم ده از بیا و برو %~% بیا چنانک رهد جانم از چنان و ~~چنین # 10 پیام کردم کای تو پیمبر عشاق %~% بگو برای خدا زود ای رسول امین # 11 که غرق آبم و آتش ز موج دیده و دل %~% مرا چه چاره نوشت او که چاره تو ~~همین # 12 نشست نقش دعایم به عالم گردون %~% کجاست ms1166 گوش نمازی که بشنود آمین # 13 هزار آینه و صد هزار صورت را %~% دهم به عشق صلاح جهان صلاح الدین ~~PageV1P2083 ### || [genre: Gh] # 1 به صلح آمد آن ترک تند عربده کن %~% گرفت دست مرا گفت تکری یرلغسن # 2 سؤال کردم از چرخ و گردش کژ او %~% گزید لب که رها کن حدیث بی‌سر و بن # 3 بگفتمش که چرا می‌کند چنین گردش %~% بگفت هیزم تر نیست بی‌صداع دتن # 4 بگفتمش خبر نو شنیده‌ای او گفت %~% حدیث نو نرود در شکاف گوش کهن # 5 بلندهمتی و چشم تنگ ترک مرا %~% اگر تو واقف رازی بیا و شرح بکن # 6 نه چشم تنگ خسیسم ولیک ره تنگ است %~% ز نرگسان دو چشمم به سوی او ره ~~کن PageV1P2084 ### || [genre: Gh] # 1 من کجا بودم عجب بی‌تو این چندین زمان %~% در پی تو همچو تیر در کف تو ~~چون کمان # 2 تو مرا دستور ده تا بگویم حال ده %~% گر چه ازرق پوش شد شیخ ما چون ~~آسمان # 3 برگشا این پرده را تازه کن پژمرده را %~% تا رود خاکی به خاک تا روان ~~گردد روان # 4 من کجا بودم عجب غایب از سلطان خویش %~% ساعتی ترسان چو دزد ساعتی چون ~~پاسبان # 5 گه اسیر چار و پنج گه میان گنج و رنج %~% سود من بی‌روی تو بد زیان ~~اندر زیان # 6 ور تو ای استاسرا متهم داری مرا %~% روی زرد و چشم تر می‌دهد از دل ~~نشان # 7 رحم را سیلاب برد یا نکوکاری بمرد %~% ای زده تیر جفا ای کمان کرده ~~نهان # 8 ای همه کردی ولی برنگشت از تو دلی %~% ای جفا و جور تو به ز لطف دیگران # 9 باری این دم رسته‌ام با تو درپیوسته‌ام %~% ای سبک روح جهان درده آن ~~رطل گران # 10 واخرم یک بارگی از غم و بیچارگی %~% سیرم از غمخوارگی منت غمخوارگان # 11 مست جام حق شوم فانی مطلق شوم %~% پر برآرم در عدم برپرم ms1167 در لامکان # 12 جان بر جانان رود گوش و هوشم نشنود %~% بینی هر قلتبوز و چربک هر ~~قلتبان # 13 همچو ذره مر مرا رقص باره کرده‌ای %~% پای کوبان پای کوب جان دهم ای ~~جان جان # 14 ای عجب گویم دگر باقیات این خبر %~% نی خمش کردم تو گوی مطرب شیرین ~~زبان # 15 اقتلونی یا ثقات ان فی قتلی حیات %~% و الحیات فی الممات فی صبابات ~~الحسان # 16 قد هدانا ربنا من سقام طبنا %~% قد قضی ما فاتنا نعم هذا المستعان # 17 اقچلر در گزلری خوش نسا اول قشلری %~% الدر ریز سواری کمدر اول الپ ~~ارسلان # 18 نورکم فی ناظری حسنکم فی خاطری %~% ان ربی ناصری رب زد هذا القرآن # 19 دب طیف فی الحشا نعم ماش قد مشا %~% قد سقانا ما یشا فی کأس کالجفان # 20 ارفضوا هذا الفراق و اکرموا بالاعتناق %~% و ارغبوا فی الاتفاق و ~~افتحوا باب الجنان # 21 وقت عشرت هر کسی گوشه خلوت رود %~% عشرت و شرب مرا می‌نباید شد نهان # 22 از کف این نیکبخت می‌خورم همچون درخت %~% ور نه من سرسبز چون می‌روم ~~مست و جوان # 23 چون سنان است این غزل در دل و جان دغل %~% بیشتر شد عیب نیست این ~~درازی در سنان # 24 فاعلاتن فاعلات فاعلاتن فاعلات %~% شمس تبریزی تویی هم شه و هم ترجمان ~~PageV1P2085 ### || [genre: Gh] # 1 بگویم مثالی از این عشق سوزان %~% یکی آتشی در نهانم فروزان # 2 اگر می‌بنالم وگر می‌ننالم %~% به کار است آتش به شب‌ها و روزان # 3 همه عقل‌ها خرقه دوزند لیکن %~% جگرهای عشاق شد خرقه سوزان PageV1P2086 ### || [genre: Gh] # 1 ببردی دلم را بدادی به زاغان %~% گرفتم گروگان خیالت به تاوان # 2 درآیی درآیم بگیری بگیرم %~% بگویی بگویم علامات مستان # 3 نشاید نشاید ستم کرد با من %~% برای گریبان دریدن ز دامان # 4 بیاور بیاور شرابی که گفتی %~% مگو که نگفتم مرنجان مرنجان # 5 شرابی شرابی که دل جمع گردد %~% چو دل جمع گردد شود ms1168 تن پریشان # 6 نخواهم نخواهم شرابی بهایی %~% از آن بحر بگشا شراب فراوان # 7 ز تو باده دادن ز من سجده کردن %~% ز من شکر کردن ز تو گوهرافشان # 8 چنانم کن ای جان که شکرم نماند %~% وظیفه بیفزا دو چندان سه چندان # 9 بجوشان بجوشان شرابی ز سینه %~% بهاری برآور از این برگ ریزان # 10 خرابم کن ای جان که از شهر ویران %~% خراجی نجوید نه دیوان نه سلطان # 11 خمش باش ای تن که تا جان بگوید %~% علی میر گردد چو بگذشت عثمان # 12 خمش کردم ای جان بگو نوبت خود %~% تویی یوسف ما تویی خوب کنعان ~~PageV1P2087 ### || [genre: Gh] # 1 تنت زین جهان است و دل زان جهان %~% هوا یار این و خدا یار آن # 2 دل تو غریب و غم او غریب %~% نیند از زمین و نه از آسمان # 3 اگر یار جانی و یار خرد %~% رسیدی بیار و ببردی تو جان # 4 وگر یار جسمی و یار هوا %~% تو با این دو ماندی در این خاکدان # 5 مگر ناگهان آن عنایت رسد %~% که ای من غلام چنان ناگهان # 6 که یک جذب حق به ز صد کوشش است %~% نشان‌ها چه باشد بر بی‌نشان # 7 نشان چون کف و بی‌نشان بحر دان %~% نشان چون بیان بی‌نشان چون عیان # 8 ز خورشید یک جو چو ظاهر شود %~% بروبد ز گردون ره کهکشان # 9 خمش کن خمش کن که در خامشی است %~% هزاران زبان و هزاران بیان ~~PageV1P2088 ### || [genre: Gh] # 1 به پیش آر سغراق گلگون من %~% ندانم که باده‌ست یا خون من # 2 نجاتی است جان را ز غرقاب غم %~% چو کشتی نوحی به جیحون من # 3 مرا خوش بشوید ز آب و ز گل %~% رساند به اصل و به عرجون من # 4 در اجزای من خوش درآمیخته %~% به خویشی چو موسی و هارون من # 5 زهی آب حیوان زهی آتشی %~% که جمعند هر دو به کانون من # 6 ms1169 چو نایم ببوسد چو دفم زند %~% چه خوش چنگ درزد به قانون من # 7 برو باقی از ساقی من بجوی %~% کز او یافت شیرینی افسون من PageV1P2089 ### || [genre: Gh] # 1 ای هفت دریا گوهر عطا کن %~% وین مس‌ها را پرکیمیا کن # 2 ای شمع مستان وی سرو بستان %~% تا کی ز دستان آخر وفا کن # 3 بگریست بر ما هر سنگ خارا %~% این درد ما را جانا دوا کن # 4 ای خشم کرده دیدار برده %~% این ماجرا را یک دم رها کن # 5 احسان و مردی بسیار کردی %~% آن مردمی را اکنون دو تا کن # 6 ای خوب مذهب ای ماه و کوکب %~% در ظلمت شب چون مه سخا کن # 7 درد قدیمی رنج سقیمی %~% گرد یتیمی از ما جدا کن # 8 گر در نعیمم در زر و سیمم %~% بی‌تو یتیمم درمان ما کن # 9 من لب ببستم در غم نشستم %~% بگشای دستم قصد لقا کن PageV1P2090 ### || [genre: Gh] # 1 آن دلبر من آمد بر من %~% زنده شد از او بام و در من # 2 گفتم قنقی امشب تو مرا %~% ای فتنه من شور و شر من # 3 گفتا بروم کاری است مهم %~% در شهر مرا جان و سر من # 4 گفتم به خدا گر تو بروی %~% امشب نزید این پیکر من # 5 آخر تو شبی رحمی نکنی %~% بر رنگ و رخ همچون زر من # 6 رحمی نکند چشم خوش تو %~% بر نوحه و این چشم تر من # 7 بفشاند گل گلزار رخت %~% بر اشک خوش چون کوثر من # 8 گفتا چه کنم چون ریخت قضا %~% خون همه را در ساغر من # 9 مریخیم و جز خون نبود %~% در طالع من در اختر من # 10 عودی نشود مقبول خدا %~% تا درنرود در مجمر من # 11 گفتم چو تو را قصد است به جان %~% جز خون نبود نقل و خور من # 12 تو سرو و گلی من سایه تو %~% من کشته تو تو ms1170 حیدر من # 13 گفتا نشود قربانی من %~% جز نادره‌ای ای چاکر من # 14 جرجیس رسد کو هر نفسی %~% نو کشته شود در کشور من # 15 اسحاق نبی باید که بود %~% قربان شده بر خاک در من # 16 من عشقم و چون ریزم ز تو خون %~% زنده کنمت در محشر من # 17 هان تا نطپی در پنجه من %~% هان تا نرمی از خنجر من # 18 با مرگ مکن تو روی ترش %~% تا شکر کند از تو بر من # 19 می‌خند چو گل چون برکندت %~% تا به سر شدت در شکر من # 20 اسحاق تویی من والد تو %~% کی بشکنمت ای گوهر من # 21 عشق است پدر عاشق رمه را %~% زاینده از او کر و فر من # 22 این گفت و بشد چون باد صبا %~% شد اشک روان از منظر من # 23 گفتم چه شود گر لطف کنی %~% آهسته روی ای سرور من # 24 اشتاب مکن آهسته ترک %~% ای جان و جهان ای صدپر من # 25 کس هیچ ندید اشتاب مرا %~% این است تک کاهلتر من # 26 این چرخ فلک گر جهد کند %~% هرگز نرسد در معبر من # 27 گفتا که خمش کاین خنگ فلک %~% لنگانه رود در محضر من # 28 خامش که اگر خامش نکنی %~% در بیشه فتد این آذر من # 29 باقیش مگو تا روز دگر %~% تا دل نپرد از مصدر من PageV1P2091 ### || [genre: Gh] # 1 تازه شد از او باغ و بر من %~% شاخ گل من نیلوفر من # 2 گشته است روان در جوی وفا %~% آب حیوان از کوثر من # 3 ای روی خوشت دین و دل من %~% ای بوی خوشت پیغامبر من # 4 هر لحظه مرا در پیش رخت %~% آیینه کند آهنگر من # 5 من خشک لبم من چشم ترم %~% این است مها خشک و تر من # 6 آن کس که منم خاک در او %~% می‌کوبد او بام و در من # 7 آن کس که منم پابسته او %~% می‌گردد ms1171 او گرد سر من # 8 باده نخورم ور ز آنک خورم %~% او بوسه دهد بر ساغر من # 9 پستان وفا کی کرد سیه %~% آن دایه جان آن مادر من # 10 از من دو جهان صد بر بخورد %~% چون آید او اندر بر من # 11 دزدار فلک قلعه بدهد %~% چون گردد او سرلشکر من # 12 بربند دهان غماز مشو %~% غماز بس است آن گوهر من PageV1P2092 ### || [genre: Gh] # 1 یک قوصره پر دارم ز سخن %~% جان می‌شنود تو گوش مکن # 2 دربند خودی زین سیر شدی %~% گیری سر خود ای بی‌سر و بن # 3 چون مستمعان جمله بروند %~% گویم غم نو با یار کهن # 4 کی سیر شود ماهی ز تری %~% یا تشنه حق از علم لدن # 5 گر سیر شدند این مستمعان %~% جان می‌شنود از قرط اذن PageV1P2093 ### || [genre: Gh] # 1 با من صنما دل یک دله کن %~% گر سر ننهم آنگه گله کن # 2 مجنون شده‌ام از بهر خدا %~% زان زلف خوشت یک سلسله کن # 3 سی پاره به کف در چله شدی %~% سی پاره منم ترک چله کن # 4 مجهول مرو با غول مرو %~% زنهار سفر با قافله کن # 5 ای مطرب دل زان نغمه خوش %~% این مغز مرا پرمشغله کن # 6 ای زهره و مه زان شعله رو %~% دو چشم مرا دو مشعله کن # 7 ای موسی جان شبان شده‌ای %~% بر طور برو ترک گله کن # 8 نعلین ز دو پا بیرون کن و رو %~% در دست طوی پا آبله کن # 9 تکیه گه تو حق شد نه عصا %~% انداز عصا و آن را یله کن # 10 فرعون هوا چون شد حیوان %~% در گردن او رو زنگله کن PageV1P2094 ### || [genre: Gh] # 1 گر تنگ بدی این سینه من %~% روشن نشدی آیینه من # 2 ای خار گلی از روضه من %~% دوزخ تبشی از کینه من # 3 خورشید جهان دارد اثری %~% از کر و فر دوشینه من # 4 آن کوه احد پشمین ms1172 شده‌ست %~% از رشک من و پشمینه من # 5 چون جوز کهن اشکسته شوی %~% گر نوش کنی لوزینه من # 6 از بهر دل این شیشه دلان %~% باشد بر که در چینه من # 7 از بهر چنین جمعیت جان %~% هر روز بود آدینه من # 8 تا تازه شود پژمرده من %~% تا مرد شود عنینه من PageV1P2095 ### || [genre: Gh] # 1 چون دل جانا بنشین بنشین %~% چون جان بی‌جا بنشین بنشین # 2 بلکا دلکا کم کن یغما %~% ای خوش سیما بنشین بنشین # 3 عمری گشتی همچون کشتی %~% اندر دریا بنشین بنشین # 4 افلاطونی جالینوسی %~% بشکن صفرا بنشین بنشین # 5 چون می چون می تلخی تا کی %~% همچون حلوا بنشین بنشین # 6 خونم خوردی تا کی گردی %~% یک دم بازآ بنشین بنشین # 7 تا کی لالا سوزد ما را %~% بی‌او تنها بنشین بنشین # 8 همچون میزان گشتی لرزان %~% همچون جوزا بنشین بنشین # 9 دفعم جویی فردا گویی %~% پیش از فردا بنشین بنشین # 10 همچون کوثر صافی خوشتر %~% بی‌هر سودا بنشین بنشین # 11 یار نغزم اندر مغزم %~% همچون صهبا بنشین بنشین # 12 هان ای مه رو برگو برگو %~% ای جان افزا بنشین بنشین PageV1P2096 ### || [genre: Gh] # 1 شب محنت که بد طبیب و تو افکار یاد کن %~% که ز پای دلت بکند چنان خار ~~یاد کن # 2 چو فتادی به چاه و گو که ببخشید جان نو %~% به سوی او بیا مرو مکن ~~انکار یاد کن # 3 مکن اندک نبود آن به خدا شک نبود آن %~% نه به خویش آی اندکی و تو ~~بسیار یاد کن # 4 تو به هنگام یاد کن که چو هنگام بگذرد %~% تو خوه از گل سخن تراش و خوه ~~از خار یاد کن # 5 چو رسیدی به صدر او تو بدان حق قدر او %~% چو بدیدی تو بدر او تو ز ~~دیدار یاد کن # 6 تو بدان قدر سوز او برسد باز روز او %~% ور از آن روز ایمنی تو ز اغیار ~~یاد ms1173 کن # 7 چه سپاس ار دو نان دهد به طبیبی که جان دهد %~% چو بزارد که ای طبیب ز ~~بیمار یاد کن # 8 چو طبیبت نمود خرد دل تو آن زمان بمرد %~% پس از آن بانگ می‌زنی که ز ~~مردار یاد کن # 9 مکن ار چه شدی چنین چو خزان دانه در زمین %~% ز بهارم حسام دین و ز ~~گلزار یاد کن # 10 اگرت کار چون زر است نه گرو پیش گازر است %~% گرت امسال گوهر است نه ~~تو از پار یاد کن # 11 چو بدیدی رحیل گل پس اقبال چیست ذل %~% نه که زنهار او است بس هله ~~زنهار یاد کن PageV1P2097 ### || [genre: Gh] # 1 چند نظاره جهان کردن %~% آب را زیر که نهان کردن # 2 رنج گوید که گنج آوردم %~% رنج را باید امتحان کردن # 3 آنک از شیر خون روان کرده‌ست %~% شیر داند ز خون روان کردن # 4 آسمان را چو کرد همچون خاک %~% خاک را داند آسمان کردن # 5 بعد از این شیوه دگر گیرم %~% چند بیگار دیگران کردن # 6 تیز برداشتی تو ای مطرب %~% این به آهستگی توان کردن # 7 این گران زخمه‌ای است نتوانیم %~% رقص بر پرده گران کردن # 8 یک دو ابریشمک فروتر گیر %~% تا توانیم فهم آن کردن # 9 اندک اندک ز کوه سنگ کشند %~% نتوان کوه را کشان کردن # 10 تا نبینند جان جان‌ها را %~% کی توان سهل ترک جان کردن # 11 بنما ای ستاره کاندر ریگ %~% نتوان راه بی‌نشان کردن PageV1P2098 ### || [genre: Gh] # 1 چند بوسه وظیفه تعیین کن %~% به شکرخنده‌ایم شیرین کن # 2 آن دلت را خدای نرم کناد %~% این دعای خوش است آمین کن # 3 مگر این را به خواب خواهم دید %~% من بخسبم کنار بالین کن # 4 ای فسون اجل فراق لبت %~% رو فسون مسیح آیین کن # 5 عرصه چرخ بی‌تو تنگ آمد %~% هین براق وصال را زین کن # 6 حسن داری وفاست لایق حسن %~% حسن را با وفا ms1174 تو کابین کن # 7 چون بمیرند رحم خواهی کرد %~% آنچ آخر کنی تو پیشین کن # 8 حاجیان مانده‌اند از ره حج %~% داروی اشتران گرگین کن # 9 تا به کعبه وصال تو برسند %~% چاره آب و زاد و خرجین کن # 10 ای دو چشم جهان به تو روشن %~% این جهان را تو آن جهان بین کن # 11 از تجلی آفتاب رخت %~% چشم و دل را چو طور سینین کن # 12 بس کنم شد ز حد گستاخی %~% من کی باشم که گویمت این کن # 13 گر نبود این سخن ز من لایق %~% آنچ آن لایق است تلقین کن # 14 شمس تبریز بر افق بخرام %~% گو شمال هلال و پروین کن PageV1P2099 ### || [genre: Gh] # 1 سیر گشتم ز نازهای خسان %~% کم زنم من چو روغن به لسان # 2 بعد از این شهد را نهان دارم %~% تا نیفتند اندر او مگسان # 3 خویش را بعد از این چنان دزدم %~% که نیابند مر مرا عسسان # 4 هر زمان جانب دگر تازم %~% بی‌رفیقان و صاحبان و کسان # 5 ای خدا در تو چون گریخته‌ام %~% این چنین قوم را به من مرسان ~~PageV1P2100 ### || [genre: Gh] # 1 چیست با عشق آشنا بودن %~% بجز از کام دل جدا بودن # 2 خون شدن خون خود فروخوردن %~% با سگان بر در وفا بودن # 3 او فدایی است هیچ فرقی نیست %~% پیش او مرگ و نقل یا بودن # 4 رو مسلمان سپر سلامت باش %~% جهد می‌کن به پارسا بودن # 5 کاین شهیدان ز مرگ نشکیبند %~% عاشقانند بر فنا بودن # 6 از بلا و قضا گریزی تو %~% ترس ایشان ز بی بلا بودن # 7 ششه می‌گیر و روز عاشورا %~% تو نتانی به کربلا بودن PageV1P2101 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه اندر فغان و نالیدن %~% اندکی هست خویشتن دیدن # 2 آن نباشد مرا چو در عشقت %~% خوگرم من به خویش دزدیدن # 3 به خدا و به پاکی ذاتش %~% پاکم از خویشتن پسندیدن # 4 دیده کی از رخ ms1175 تو برگردد %~% به که آید به وقت گردیدن # 5 در چنین دولت و چنین میدان %~% ننگ باشد ز مرگ لنگیدن # 6 عاشقان تو را مسلم شد %~% بر همه مرگ‌ها بخندیدن # 7 فرع‌های درخت لرزانند %~% اصل را نیست خوف لرزیدن # 8 باغبانان عشق را باشد %~% از دل خویش میوه برچیدن # 9 جان عاشق نواله‌ها می‌پیچ %~% در مکافات رنج پیچیدن # 10 زهد و دانش بورز ای خواجه %~% نتوان عشق را بورزیدن # 11 پیش از این گفت شمس تبریزی %~% لیک کو گوش بهر بشنیدن PageV1P2102 ### || [genre: Gh] # 1 شب که جهان است پر از لولیان %~% زهره زند پرده شنگولیان # 2 بیند مریخ که بزم است و عیش %~% خنجر و شمشیر کند در میان # 3 ماه فشاند پر خود چون خروس %~% پیش و پسش اختر چون ماکیان # 4 دیده غماز بدوزد فلک %~% تا که گواهی ندهد بر کیان # 5 خفته گروهی و گروهی به صید %~% تا کی کند سود و کی دارد زیان # 6 پنج و شش است امشب مهره قمار %~% سست میفکن لب چون ناشیان # 7 جام بقا گیر و بهل جام خواب %~% پرده بود خواب و حجاب عیان # 8 ساقی باقی است خوش و عاشقان %~% خاک سیه بر سر این باقیان # 9 زهر از آن دست کریمش بنوش %~% تا که شوی مهتر حلواییان # 10 عشق چو مغز است جهان همچو پوست %~% عشق چو حلوا و جهان چون تیان # 11 حلق من از لذت حلوا بسوخت %~% تا نکنم حلیه حلوا بیان PageV1P2103 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی من خیزد بی‌گفت من %~% آرد آن باده وافر ثمن # 2 حاجت نبود که بگویم بیار %~% بشنود آواز دلم بی‌دهن # 3 هست تقاضاگر او لطف او %~% و آن کرم بی‌حد و خلق حسن # 4 ماه برآید تو مگویش برآ %~% بر تو زند نور مگویش بزن # 5 ای به گه بزم بهین عیش و نوش %~% وی به گه رزم مهین صف شکن # 6 از پی هر گمره نیکو دلیل %~% وز پی ms1176 محبوس چه‌ای خوش رسن # 7 عالم همچون شب و تو همچو ماه %~% تو مثل شمعی و جان‌ها لگن # 8 جان مثل ذره بود بی‌قرار %~% با تو شود ساکن نعم السکن PageV1P2104 ### || [genre: Gh] # 1 مست رسید آن بت بی‌باک من %~% دردکش و دلخوش و چالاک من # 2 گفت به من بنگر و دلشاد شو %~% هیچ به خود منگر غمناک من # 3 ز آب و گل این دیده تو پرگل است %~% پاک کنش در نظر پاک من # 4 دست بزد خرقه من چاک کرد %~% گفت مزن بخیه بر این چاک من # 5 روی چو بر خاک نهادم بگفت %~% پاک مکن روی خود از خاک من # 6 ای منت آورده منت می‌برم %~% ز آنک منم شیر و تو شیشاک من # 7 نفت زدم در تو و می‌سوز خوش %~% لیک سیه می‌نکند زاک من PageV1P2105 ### || [genre: Gh] # 1 جان منی جان منی جان من %~% آن منی آن منی آن من # 2 شاه منی لایق سودای من %~% قند منی لایق دندان من # 3 نور منی باش در این چشم من %~% چشم من و چشمه حیوان من # 4 گل چو تو را دید به سوسن بگفت %~% سرو من آمد به گلستان من # 5 از دو پراکنده تو چونی بگو %~% زلف تو حال پریشان من # 6 ای رسن زلف تو پابند من %~% چاه زنخدان تو زندان من # 7 دست فشان مست کجا می‌روی %~% پیش من آ ای گل خندان من PageV1P2106 ### || [genre: Gh] # 1 می‌نروم هیچ از این خانه من %~% در تک این خانه گرفتم وطن # 2 خانه یار من و دارالقرار %~% کفر بود نیت بیرون شدن # 3 سر نهم آن جا که سرم مست شد %~% گوش نهم سوی تنن تنتنن # 4 نکته مگو هیچ به راهم مکن %~% راه من این است تو راهم مزن # 5 خانه لیلی است و مجنون منم %~% جان من این جاست برو جان مکن # 6 هر کی در این خانه درآید ورا %~% همچو منش ms1177 باز بماند دهن # 7 خیز ببند آن در اما چه سود %~% قارع در گشت دو صد درشکن # 8 ای خنک آن را که سرش گرم شد %~% ز آتش روی چو تو شیرین ذقن # 9 آن رخ چون ماه به برقع مپوش %~% ای رخ تو حسرت هر مرد و زن # 10 این در رحمت که گشادی مبند %~% ای در تو قبله هر ممتحن # 11 شمع تویی شاهد تو باده تو %~% هم تو سهیلی و عقیق یمن # 12 باقی عمر از تو نخواهم برید %~% حلقه به گوش توام و مرتهن # 13 می‌نرمد شیر من از آتشت %~% می‌نرمد پیل من از کرگدن # 14 تو گل و من خار که پیوسته‌ایم %~% بی‌گل و بی‌خار نباشد چمن # 15 من شب و تو ماه به تو روشنم %~% جان شبی دل ز شبم برمکن # 16 شمع تو پروانه جانم بسوخت %~% سر پی شکرانه نهم بر لگن # 17 جان من و جان تو هر دو یکی است %~% گشته یکی جان پنهان در دو تن # 18 جان من و تو چو یکی آفتاب %~% روشن از او گشته هزار انجمن # 19 وقت حضور تو دو تا گشت جان %~% رسته شد از تفرقه خویشتن # 20 تن زدم از غیرت و خامش شدم %~% مطرب عشاق بگو تن مزن # 21 خطه تبریز و رخ شمس دین %~% ماهی جان راست چو بحر عدن PageV1P2107 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو پناه همه روز محن %~% بازسپردم به تو من خویشتن # 2 قلزم مهری که کناریش نیست %~% قطره آن الفت مرد است و زن # 3 شیر دهد شیر به اطفال خویش %~% شاه بگوید به گدا کیمسن # 4 بلک شود آتش دایه خلیل %~% سرمه یعقوب شود پیرهن # 5 نور بد و شد بصر از آفتاب %~% آب بنوشد ز ثری یاسمن # 6 بلک کشد از بت سنگین غذا %~% با همه کفرش به عبادت شمن # 7 قهر کند دایگی از لطف تو %~% زهر دهد دایه چو آری تو فن # 8 گردد ms1178 ابریشم بر کرم گور %~% حله شود بر تن مؤمن کفن # 9 بس کن از این شرح و خمش کن که تا %~% بلبل جان خطبه کند بر فنن ~~PageV1P2108 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ برآمد ز خرابات من %~% چرخ دوتا شد ز مناجات من # 2 عاقبت امر ظفر دررسید %~% یار درآمد به مراعات من # 3 یا رب یا رب که چه سان می‌کند %~% دلبر بی‌کفو مکافات من # 4 طاعت و ایمان کند آن کیمیا %~% غفلت و انکار و جنایات من # 5 قصر دهد از پی تقصیر من %~% زله دهد از پی زلات من # 6 جوش نهد در دل دریا و کوه %~% از تبش روز ملاقات من # 7 گر نبدی پرده خیالات خلق %~% سوخته بودی ز خیالات من # 8 در سپه جان زندی زلزله %~% طبل و علم نعره و هیهات من # 9 در افق چرخ زدی شعله‌ها %~% نیم شبان آتش میقات من PageV1P2109 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ برآمد ز خرابات من %~% یار درآمد به مراعات من # 2 تا که بدیدم مه بی‌حد او %~% رفت ز حد ذوق مناجات من # 3 موسی جانم به که طور رفت %~% آمد هنگام ملاقات من # 4 طور ندا کرد که آن خسته کیست %~% کآمد سرمست به میقات من # 5 این نفس روشن چون برق چیست %~% پر شده تا سقف سماوات من # 6 این دل آن عاشق مستان ماست %~% رسته ز هجران و ز آفات من # 7 آمده با سوز و هزاران نیاز %~% بر طمع لطف و مکافات من # 8 پیشتر آ پیشتر آ و ببین %~% خلعت و تشریف و مکافات من # 9 نفی شدی در طلب وصل من %~% عمر ابد گیر ز اثبات من # 10 از خم توحید بخور جام می %~% مست شو این است کرامات من # 11 پهلوی شه آمده‌ای مات شو %~% مات منی مات منی مات من # 12 بس کن ای دل چو شدی مات شه %~% چند ز هیهای و ز هیهات من PageV1P2110 ### || [genre: Gh] # 1 ظلمت شب ms1179 پرتو ظلمات من %~% نور مه از نور ملاقات من # 2 گوهر طاعت شد از آن کیمیا %~% زلت و انکار و جنایات من # 3 هست سماوات در آن آرزو %~% تا نگرد سوی سماوات من # 4 ای رخ خورشید سوی برج من %~% ای شه جان شاهد شهمات من PageV1P2111 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو چو خورشید و شه خاص من %~% کفر من و توبه و اخلاص من # 2 رقص کند بر سر چرخ آفتاب %~% تا تو بگوییش که رقاص من # 3 سجده کنان پیش درت نفس کل %~% کای ز تو جان یافته اشخاص من # 4 نفس کل و عقل کل و آن دگر %~% بحر منی گوهر و غواص من # 5 کفر من و گوهر ایمان من %~% جرم من و واعظ و قصاص من PageV1P2112 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ برآمد ز دل و جان من %~% که ز معشوقه پنهان من # 2 سجده گه اصل من و فرع من %~% تاج سر من شه و سلطان من # 3 خسته و بسته‌ست دل و دست من %~% دست غم یوسف کنعان من # 4 دست نمودم که بگو زخم کیست %~% گفت ز دست من و دستان من # 5 دل بنمودم که ببین خون شده‌ست %~% دید و بخندید دلستان من # 6 گفت به خنده که برو شکر کن %~% عید مرا ای شده قربان من # 7 گفتم قربان کیم یار گفت %~% آن منی آن منی آن من # 8 صبح چو خندید دو چشمم گریست %~% دید ملک دیده گریان من # 9 جوش برآورد و روان کرد آب %~% از شفقت چشمه حیوان من # 10 نک اثر آب حیاتش نگر %~% در بن هر سی و دو دندان من # 11 آب حیات است روانه ز جوش %~% تازه بدو سدره ایمان من # 12 بنده این آبم و این میراب %~% بنده تر از من دل حیران من # 13 بس کن گستاخ مرو هین خموش %~% پیش شهنشاه نهان دان من PageV1P2113 ### || [genre: Gh] # 1 بازرسید آن بت زیبای من %~% خرمی ms1180 این دم و فردای من # 2 در نظرش روشنی چشم من %~% در رخ او باغ و تماشای من # 3 عاقبت امر به گوشش رسید %~% بانگ من و نعره و هیهای من # 4 بر در من کیست که در می‌زند %~% جان و جهان است و تمنای من # 5 گر نزند او در من درد من %~% ور نکند یاد من او وای من # 6 دور مکن سایه خود از سرم %~% باز مکن سلسله از پای من # 7 در چه خیالی هله ای روترش %~% رو بر حلوایی و حلوای من # 8 هم بخور و هم کف حلوا بیار %~% تا که بیفزاید صفرای من # 9 ریش تو را سخت گرفته‌ست غم %~% چیست زبونی تو بابای من # 10 در زنخش کوب دو سه مشت سخت %~% ای نر و نرزاده و مولای من # 11 مشک بدرید و بینداخت دلو %~% غرقه آب آمد سقای من # 12 بانگ زدم کای کر سقا بیا %~% رفت و بنشنید علالای من # 13 آن من است او و به هر جا رود %~% عاقبت آید سوی صحرای من # 14 جوشش دریای معلق مگر %~% از لمع گوهر گویای من # 15 گوید دریا که ز کشتی بجه %~% دررو در آب مصفای من # 16 قطره به دریا چو رود در شود %~% قطره شود بحر به دریای من # 17 ترک غزل گیر و نگر در ازل %~% کز ازل آمد غم و سودای من PageV1P2114 ### || [genre: Gh] # 1 آمده‌ای بی‌گه خامش مشین %~% یک قدح مردفکن برگزین # 2 آب روان داد ز چشمه حیات %~% تا بدمد سبزه ز آب و ز طین # 3 آن می گلگون سوی گلشن کشان %~% تا بگزد لاله رخ یاسمین # 4 راح نما روح مرا تا که روح %~% خندد و گوید سخنی خندمین # 5 درکشد اندیشه گری دست خود %~% چونک برافشاند یار آستین # 6 گردن غم را بزند تیغ می %~% کاین بکشد کان حلاوت ز کین # 7 بام و در مجلس افغان کند %~% کاغتنموا الهوه یا ms1181 شاربین # 8 گوش گشا جانب حلقه کرام %~% چشم گشا روشنی چشم بین # 9 سجده کند چین چو گشاید دو چشم %~% جعد تو را بیند پنجاه چین # 10 خرمیش بر دل خرم زند %~% سوی امین آید روح الامین # 11 مادر عشرت چو گشاید کنار %~% بازرهد جان ز بنات و بنین # 12 بس کنم و رخت به ساقی دهم %~% وز کف او گیرم در ثمین PageV1P2115 ### || [genre: Gh] # 1 پیشتر آ ای صنم شنگ من %~% ای صنم همدل و همرنگ من # 2 شیوه گری بین که دلم تنگ شد %~% تا تو بگوییش که دلتنگ من # 3 جنگ کنم با دل خود چون عوان %~% تا تو بگویی سره سرهنگ من # 4 چند بپرسی که رخت زرد چیست %~% از غم تو ای بت گلرنگ من # 5 دوش به زهره همه شب می‌رسید %~% زاری این قالب چون چنگ من # 6 جان مرا از تن من بازخر %~% تا برهد جان من از ننگ من # 7 ای شده از لطف لب لعل تو %~% صیرفی زر دل چون سنگ من # 8 صلح بده جان مرا و مرا %~% کز جهت توست همه جنگ من # 9 پای من از باد روانتر شود %~% گر تو بگویی که بیا لنگ من # 10 زان شده‌ام بسته آونگ تو %~% کز تو شود چون شکر آونگ من # 11 ای تو ز من فارغ و من زار زار %~% اه چه شوم چون کنی آهنگ من # 12 زنگی غم بر در شادی روم %~% روم مرا بازخر از زنگ من # 13 بی‌گهی و دوری ره باک نیست %~% نیم قدم شد ز تو فرسنگ من # 14 پیری من گشته به از کودکی %~% تازه شده روی پرآژنگ من # 15 خامش کن چون خمشان دنگ باش %~% تات بگوید خمش و دنگ من PageV1P2116 ### || [genre: Gh] # 1 می تلخی که تلخی‌ها بدو گردد همه شیرین %~% بت چینی که نگذارد که افتد ~~بر رخ ما چین # 2 میش هر دم همی‌گوید که آب خضر را ms1182 درکش %~% رخش هر لحظه می‌گوید که ~~گلزار مخلد بین # 3 زبان چرب او کرد درختانی پر از زیتون %~% لب شیرین او خواند به افسون ~~سوره والتین # 4 ایا من عشق خدیه یذیب الف حور العین %~% هواه کاشف البلوی کعسق او ~~یاسین # 5 شعاع وجهه یعلو علی شمس الضحی نورا %~% کمال ساده الوافی یفوق الطور فی ~~المتکین # 6 فکم من عاشق اردی مقال الحب زر غبا %~% و کم من میت احیا محیاه کیوم ~~الدین # 7 همی‌گوید مگو چیزی وگر نی هست تمییزی %~% که زنده کردمی هر دم هزاران ~~مرده زین تلقین # 8 سکوتی عند احرار غدا کشاف اسرار %~% ورا الحرف معلوم بیان النور فی ~~التعیین # 9 چو می‌گوید بگو حاجت دهد گوشی بدین امت %~% که او ناگفته دریابد چو گوش ~~غیب گو آمین # 10 سکتنا یا صبا نجد فبلغ انت ما تدری %~% و ترجم ما کتمناه لاهل الحی ~~حتی حین PageV1P2117 ### || [genre: Gh] # 1 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان %~% فلک اندر سجود آید نهد سر از ~~بن دندان # 2 الا یا صاح لا تعجل بقتلی قد دنا المقتل %~% ترفق ساعه و اسال وصل من ~~باد بالهجران # 3 بگفتم ای دل خندان چرا دل کرده‌ای سندان %~% ببین این اشک بی‌پایان ~~طوافی کن بر این طوفان # 4 عذیری منک یا مولا فان الهم استولی %~% و انت بالوفا اولی فلا تشمت بی ~~الشیطان # 5 مرا گوید چه غم دارد دل آواره چه کم دارم %~% نه بیمارم نه غمخوارم مرا ~~نگرفت غم چندان # 6 الا یا متلفی زرنی لتحیینی و تنشرنی %~% قد استولیت فانصرنی فان الفضل ~~بالاحسان # 7 مکن جانا مکن جانا که هم خوبی و هم دانا %~% کرم منسوخ شد مانا نشد ~~منسوخ ای سلطان # 8 و ما ذنبی سوی انی عدیم الصبر فی فنی %~% فلا تعرض بذا عنی وجد بالعفو ~~و الغفران # 9 عجب گردد دل و رایش ز بی‌باکی ببخشایش %~% خدایا مهر افزایش محالی را ~~بساز امکان # 10 اتیناکم اتیناکم فاحیونا ms1183 بلقیاکم %~% و سقونا به سقیاکم خذوا بالجود ~~یا اخوان # 11 شفیعی گر تو را گیرد که آن بیچاره می‌میرد %~% دل تو پند نپذیرد پس ~~این دردی است بی‌درمان # 12 دخلت النار سکرانا حسبت النار اوطانا %~% الفت النار احیانا فمن ~~ذایألف النیران # 13 چو بیند سوز من گوید که این زرق است یا برقی %~% چو بیند گریه‌ام گوید ~~که این اشک است یا باران # 14 خلیلی قد دنا نقلی بلا قلب و لا عقل %~% و لا تعرض و لا تقل و لا ~~تردینی بالنسیان # 15 مرا گوید که درد ما به از قند است و از حلوا %~% تو را صرع است یا ~~سودا کس از حلوا کند افغان # 16 یقول خادع المعشر بلا العشق کالسکر %~% و شوک الحب کالعبهر فما یبکیک ~~یا فتان # 17 ز رنجم گنج‌ها داری ز خارم جفت گلزاری %~% چه می‌نالی به طراری منم ~~سلطان طراران # 18 جراحات الهوی تشفی کدورات الهوی تصفی %~% برودات الهوی تدفی و نیران ~~الهوی ریحان # 19 مگر خواهی که خامان را بیندازی ز راه ما %~% که می‌مویی و می‌گویی ~~چنین مقلوب با ایشان # 20 اذا استغنیت لا تبخل تصدق فی الهوی و انخل %~% فبیس البخل فی المأکل و ~~نعم الجود فی الانسان # 21 چو در بزم طرب باشی بخیلی کم کن ای ناشی %~% مبادا یار ز اوباشی کند ~~با تو همین دستان # 22 الا یا ساقیا اوفر و لا تمنن لتستکثر %~% ادر کاستنا و اسکر فان العیش ~~للسکران # 23 چو خوردی صرف خوش بو را بده یاران می‌جو را %~% رها کن حرص بدخو را ~~مخور می جز در این میدان # 24 فلا تسق بکاسات صغار بل بطاسات %~% و امددنا بحرات عظام یا عظیم الشأن # 25 بهل جام عصیرانه که آوردی ز میخانه %~% سبو را ساز پیمانه که بی‌گه ~~آمدیم ای جان # 26 سقانا ربنا کاسا مراعاه و ایناسا %~% فنعم الکاس مقیاسا و بیس الهم ~~کالسرحان # 27 بیار آن جام خوش دم را که ms1184 گردن می‌زند غم را %~% بیار آن یار محرم را ~~که خاک او است صد خاقان # 28 اذا ما شیت ابقائی فکن یا عشق سقائی %~% و مل بالفقر تلقائی و انت ~~الدین و الدیان # 29 میی کز روح می‌خیزد به جام فقر می‌ریزد %~% حیات خلد انگیزد چو ذات ~~عشق بی‌پایان # 30 الا یا ساقی السکری انل کاساتنا تتری %~% تسلی القلب بالبشری تصفینا ~~عن الشنن # 31 دغل بگذار ای ساقی بکن این جمله در باقی %~% که صاف صاف راواقی مثال ~~باده خم دان # 32 سنا برق لساقینا بکاسات تلاقینا %~% تضی فی تراقینا بنور لاح کالفرقان # 33 زهی آبی که صد آتش از او در دل زند شعله %~% یکی لون است و صد الوان ~~شود بر روی از او تابان # 34 فما مشبه النار عزیز مثل دینار %~% فدیناه به قنطار بلا عد و لا میزان # 35 شرابی چون زر سوری ولی نوری نه انگوری %~% برد از دیده‌ها کوری بپراند ~~سوی کیوان # 36 اذا افناک سقیاها و زاد الشرب طغواها %~% فایاکم و ایاها و خلوا دهشته ~~الحیران # 37 چو کرد آن می دگر سانش نمود آن جوش و برهانش %~% اناالحق بجهد از جانش ~~زهی فر و زهی برهان PageV1P2118 ### || [genre: Gh] # 1 دگرباره چو مه کردیم خرمن %~% خرامیدیم بر کوری دشمن # 2 دگربار آفتاب اندر حمل شد %~% بخندانید عالم را چو گلشن # 3 ز طنازی شکوفه لب گشاده‌ست %~% به غمازی زبان گشته‌ست سوسن # 4 چه اطلس‌ها که پوشیدند در باغ %~% از آن خیاط بی‌مقراض و سوزن # 5 طبق بر سر نهاده هر درختی %~% پر از حلوای بی‌دوشاب و روغن # 6 دهل کردیم اشکم را دگربار %~% چو طبال ربیعی شد دهلزن # 7 ز ره گشته ز باد آن روی آبی %~% که بود اندر زمستان همچو آهن # 8 بهار نو مگر داوود وقت است %~% کز آن آهن ببافیده‌ست جوشن # 9 ندا زد در عدم حق کای ریاحین %~% برون رفتند آن سردان ز مسکن # 10 به سربالای هستی ms1185 روی آرید %~% چو مرغان خلیلی از نشیمن # 11 رسید آن لک لک عارف ز غربت %~% مسبح گرد او مرغان الکن # 12 هزیمتیان که پنهان گشته بودند %~% برون کردند سر یک یک ز روزن # 13 برون کردند سرها سبزپوشان %~% پر از طوق و جواهر گوش و گردن # 14 سماع است و هزاران حور در باغ %~% همی‌کوبند پا بر گور بهمن # 15 هلا ای بید گوش و سر بجنبان %~% اگر داری چو نرگس چشم روشن # 16 همی‌گویم سخن را ترک من کن %~% ستیزه رو است می‌آید پی من # 17 نخواهم من برای روی سختش %~% حدیث عاشقان را فاش کردن # 18 ینادی الورد یا اصحاب مدین %~% الا فافرح بنا من کان یحزن # 19 فان الارض اخضرت بنور %~% و قال الله للعاری تزین # 20 و عاد الهاربون الی حیاه %~% و دیوان النشور غدا مدون # 21 بامر الله ماتوا ثم جاؤا %~% و ابلاهم زمانا ثم احسن # 22 و شمس الله طالعه به فضل %~% و برهان صنایعه مبرهن # 23 و صبغنا النبات بغیر صبغ %~% نقدر حجمها من غیر ملبن # 24 جنان فی جنان فی جنان %~% الا یا حایرا فیها توطن # 25 و هیجنا النفوس الی المعالی %~% فذا نال الوصال و ذا تفرعن # 26 الا فاسکت و کلمهم به صمت %~% فان الصمت للاسرار ابین PageV1P2119 ### || [genre: Gh] # 1 افندس مسین کاغا یومیندن %~% کابیکینونین کالی زویمسن # 2 یتی بیرسس یتی قومسس %~% بیمی تی پاتیس بیمی تی خسس # 3 هله دل من هله جان من %~% هله این من هله آن من # 4 هله خان من هله مان من %~% هله گنج من هله کان من # 5 هذا سیدی هذا سندی %~% هذا سکنی هذا مددی # 6 هذا کنفی هذا عمدی %~% هذا ازلی هذا ابدی # 7 یا من وجهه ضعف القمر %~% یا من قده ضعف الشجر # 8 یا من زارنی وقت السحر %~% یا من عشقه نور النظر # 9 گر تو بدوی ور تو بپری %~% ز این دلیر جان خود جان نبری # 10 ور ms1186 جان ببری از دست غمش %~% از مرده خری والله بتری # 11 ایلا کالیمو ایلا شاهیمو %~% خاراذی دیدش ذتمش انیمو # 12 یوذ پسه بنی پوپونی لالی %~% میذن چاکوسش کالی تویالی # 13 از لیلی خود مجنون شده‌ام %~% وز صد مجنون افزون شده‌ام # 14 وز خون جگر پرخون شده‌ام %~% باری بنگر تا چون شده‌ام # 15 گر ز آنک مرا زین جان بکشی %~% من غرقه شوم در عین خوشی # 16 دریا شود این دو چشم سرم %~% گر گوش مرا زان سو بکشی # 17 یا منبسطا فی تربیتی %~% یا مبتشرا فی تهنیتی # 18 ان کنت تری ان تقتلنی %~% یا قاتلنا انت دیتی # 19 گر خویش تو بر مستی بزنی %~% هستی تو بر هستی بزنی # 20 در حلقه ما بهر دل ما %~% شکلی بکنی دستی بزنی # 21 صد گونه خوشی دیدم ز اشی %~% گفتم که لبت گفتا نچشی # 22 بر گورم اگر آیی بنگر %~% پرعشق بود چشمم ز کشی # 23 آن باغ بود نی نقش ثمر %~% و آن گنج بود نی صورت زر # 24 شب عیش بود نی نقل و سمر %~% لا تسالنی زان چیز دیگر PageV1P2120 ### || [genre: Gh] # 1 کیف اتوب یا اخی من سکر کارجوان %~% لیس من التراب بل معصره بلا مکان # 2 خط علی کوسها کتابه شارحه %~% یا من من یشربها من الممات و الهوان # 3 من تبریز نبعه منبته و ینعه %~% فها الیها جانب و جانب الی الجنان ~~PageV1P2121 ### || [genre: Gh] # 1 العشق یقول لی تزین %~% الزینه عندنا تیقن # 2 لا تنظر غیرنا فتعمی %~% لا تله عن الیقین بالظن # 3 لا عیش لخایف کئیب %~% لا تبرح عندنا فتامن # 4 من کنت هواه کیف یهلک %~% من کنت مناه کیف یحزن # 5 العقل رسولنا الیکم %~% ذاک حسن و نحن احسن # 6 اخشوشن بالبلا و ارضی %~% فالهجر من البلا اخشن # 7 من رام الی العلی عروجا %~% هذا سبب الیه یرکن # 8 یا مضطربا تعال و افلح %~% فی مسکننا و نعم مسکن PageV1P2122 ### || [genre: Gh] # 1 ایا بدر الدجی ms1187 بل انت احسن %~% اذا وافاک قلب کیف یحزن # 2 فصر یا قلب فی سوق المعالی %~% له رهنا اذا ما کنت ترهن # 3 ایا نجما خنوسا فی ذراه %~% تکنس فی صعودک او توطن # 4 فلا یعلوک نحس انت آمن %~% و لا یغشاک فقر انت مخزن # 5 ایا جسما فنیت فی هواه %~% له عذر و برهان مبرهن # 6 و ارضعنی لبانا ترتضیه %~% فمن ارضعته فهو المسمن # 7 اذا ما لم یذقه کیف یحیی %~% و ان الخلد یدخله من آمن PageV1P2123 ### || [genre: Gh] # 1 اطیب الاسفار عندی انتقالی من مکان %~% فالمکانات حجاب عن عیان ~~اللامکان # 2 المکانات خوابی لا مکان بحر الفرات %~% ینتن الما الزلال طول حبس فی ~~الجنان # 3 فی البیان انفراج فی مطار للضمیر %~% یا ضمیری طرسرارا لا تطر صوب ~~البیان # 4 انتقال للدجاج وسط دار للحبوب %~% و انتقال للطیور فوق جو للامان # 5 یا فتی شتان بین انتقال و انتقال %~% انتقال فی هوان و انتقال فی جنان # 6 فی کلا النقلین ذوق فی ابتدا الانتهاض %~% انما الفرق سیبدوا آخرا ~~للافتان PageV1P2124 ### || [genre: Gh] # 1 اطیب الاعمار عمر فی طریق العاشقین %~% غمز عین من ملاح فی وصال مستبین # 2 رویه المعشوق یوما فی مقام موحش %~% زاد طیبا من جنان فی قیان حور عین # 3 عفروا من ترب باب بغیه وجهی مدا %~% فهی زادت لطفها عندی من الما ~~المعین # 4 غار جسمی ان یراه عاذل او عاذر %~% انه یحکی صفاتا من صفات شمس دین # 5 حبذا سکر حیاتی مزیل للحیا %~% اشربوا اصحابنا تستمسکوا الحق المبین # 6 سیدا مولا کریما عالما مستیقظا %~% استرق العبد ذاک الطاهر الروح ~~الامین # 7 حبذا ظلا ظلیلا من نخیل باسق %~% آمن من کل خوف او بلا او مکین # 8 تمره یصفی عقولا کدرت انوارها %~% فاعجبوا من مسکر مستکثر الرای الرزین ~~PageV1P2125 ### || [genre: Gh] # 1 یا صغیر السن یا رطب البدن %~% یا قریب العهد من شرب اللبن # 2 هاشمی الوجه ترکی القفا %~% دیلمی الشعر رومی الذقن # 3 روحه روحی و روحی روحه ms1188 %~% من رآی روحین عاشا فی بدن # 4 صح عند الناس انی عاشق %~% غیر ان لم یعرفوا عشقی به من # 5 اقطعوا شملی و ان شئتم صلوا %~% کل شی منکم عندی حسن # 6 ذاب مما فی متاعی وطنی %~% و متاعی باد مما فی وطن PageV1P2126 ### || [genre: Gh] # 1 ابشر ثم ابشر یا مؤتمن %~% اقترب الوصل و افنی المحن # 2 فاجتمعوا نقضی ما فاتنا %~% من سکر یلقب‌ام الفتن # 3 قد قدم الساقی نعم السقا %~% قد قرب المنزل نعم الوطن # 4 کار تو این است که دل پروری %~% پرورش آمد همه کار چمن # 5 خلدک الله لنا ساقیا %~% انت لنا البر ولی المنن # 6 نحن عطاش سندی فاسقنا %~% من سکر یقطع راس الحزن # 7 ینشئنا صفوته نشأه %~% طیبه السر ملیح العلن # 8 ترک کن این گفت و همی‌باش جفت %~% و اغتنم الفرض و خل السنن # 9 فاغتنم السکر و زمزم لنا %~% تن تنتن تن تنتن تن تنن # 10 قد ظهر الصبح و خل الحرس %~% قد وضع الحرب فخل المحن # 11 طیبنا الراح و نعم المطیب %~% و اختلط الشهد لنا باللبن # 12 نطمع فی الزاید فازدد لنا %~% فاسق و اسرف سرفا مشبعا # 13 سن لنا سنتک المرتضی %~% رن لنا رنه ظبی الاغن # 14 نخ هنا جمله بعراننا %~% لیس علی الارض کهذا العطن # 15 من هو لا یغبط هذ السقا %~% من هو لا یعبد هذ الوثن # 16 ما لرسالات هوی منتهی %~% فاقنع بالاوجز یا ممتحن # 17 قد سکر القوم و نام الندیم %~% نشرب بالوحده نحن اذن # 18 مفتعلن مفتعلن مفتعل %~% فعلللن فعلللن فعللن PageV1P2127 ### || [genre: Gh] # 1 نحن الی سیدنا راجعون %~% طیبه النفس به طایعون # 2 سیدنا یصبح یبتا عنا %~% انفسنا نحن له بایعون # 3 یفسد ان جاع الی مؤکل %~% نحن الی نظرته جایعون # 4 سوف تلاقیه به میعاده %~% تحسب انا ابدا ضایعون PageV1P2128 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان آن کس که بیند روی او %~% شوریده گردد عقل او ~~آشفته گردد خوی او # 2 معشوق را ms1189 جویان شود دکان او ویران شود %~% بر رو و سر پویان شود چون آب ~~اندر جوی او # 3 در عشق چون مجنون شود سرگشته چون گردون شود %~% آن کو چنین رنجور شد ~~نایافت شد داروی او # 4 جان ملک سجده کند آن را که حق را خاک شد %~% ترک فلک چاکر شود آن را که ~~شد هندوی او # 5 عشقش دل پردرد را بر کف نهد بو می‌کند %~% چون خوش نباشد آن دلی کو گشت ~~دستنبوی او # 6 بس سینه‌ها را خست او بس خواب‌ها را بست او %~% بسته‌ست دست جادوان آن ~~غمزه جادوی او # 7 شاهان همه مسکین او خوبان قراضه چین او %~% شیران زده دم بر زمین پیش ~~سگان کوی او # 8 بنگر یکی بر آسمان بر قله روحانیان %~% چندین چراغ و مشعله بر برج و بر ~~باروی او # 9 شد قلعه دارش عقل کل آن شاه بی‌طبل و دهل %~% بر قلعه آن کس بررود کو ~~را نماند اوی او # 10 ای ماه رویش دیده‌ای خوبی از او دزدیده‌ای %~% ای شب تو زلفش دیده‌ای ~~نی نی و نی یک موی او # 11 این شب سیه پوش است از آن کز تعزیه دارد نشان %~% چون بیوه‌ای جامه ~~سیه در خاک رفته شوی او # 12 شب فعل و دستان می‌کند او عیش پنهان می‌کند %~% نی چشم بندد چشم او کژ ~~می‌نهد ابروی او # 13 ای شب من این نوحه گری از تو ندارم باوری %~% چون پیش چوگان قدر هستی ~~دوان چون گوی او # 14 آن کس که این چوگان خورد گوی سعادت او برد %~% بی‌پا و بی‌سر می‌دود ~~چون دل به گرد کوی او # 15 ای روی ما چون زعفران از عشق لاله ستان او %~% ای دل فرورفته به سر ~~چون شانه در گیسوی او # 16 مر عشق را خود پشت کو سر تا به سر روی است او %~% این پشت و رو این سو ~~بود جز رو نباشد سوی ms1190 او # 17 او هست از صورت بری کارش همه صورتگری %~% ای دل ز صورت نگذری زیرا ~~نه‌ای یک توی او # 18 داند دل هر پاک دل آواز دل ز آواز گل %~% غریدن شیر است این در صورت ~~آهوی او # 19 بافیده دست احد پیدا بود پیدا بود %~% از صنعت جولاهه‌ای وز دست وز ~~ماکوی او # 20 ای جان‌ها ماکوی او وی قبله ما کوی او %~% فراش این کو آسمان وین خاک ~~کدبانوی او # 21 سوزان دلم از رشک او گشته دو چشمم مشک او %~% کی ز آب چشم او تر شود ~~ای بحر تا زانوی او # 22 این عشق شد مهمان من زخمی بزد بر جان من %~% صد رحمت و صد آفرین بر ~~دست و بر بازوی او # 23 من دست و پا انداختم وز جست و جو پرداختم %~% ای مرده جست و جوی من در ~~پیش جست و جوی او # 24 من چند گفتم های دل خاموش از این سودای دل %~% سودش ندارد های من چون ~~بشنود دل هوی او PageV1P2129 ### || [genre: Gh] # 1 حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو %~% و اندر دل آتش درآ پروانه ~~شو پروانه شو # 2 هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن %~% وآنگه بیا با عاشقان هم ~~خانه شو هم خانه شو # 3 رو سینه را چون سینه‌ها هفت آب شو از کینه‌ها %~% وآنگه شراب عشق را ~~پیمانه شو پیمانه شو # 4 باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی %~% گر سوی مستان می‌روی ~~مستانه شو مستانه شو # 5 آن گوشوار شاهدان هم صحبت عارض شده %~% آن گوش و عارض بایدت دردانه شو ~~دردانه شو # 6 چون جان تو شد در هوا ز افسانه شیرین ما %~% فانی شو و چون عاشقان ~~افسانه شو افسانه شو # 7 تو لیله القبری برو تا لیله القدری شوی %~% چون قدر مر ارواح را کاشانه ~~شو کاشانه شو # 8 اندیشه‌ات جایی رود وآنگه تو ms1191 را آن جا کشد %~% ز اندیشه بگذر چون قضا ~~پیشانه شو پیشانه شو # 9 قفلی بود میل و هوا بنهاده بر دل‌های ما %~% مفتاح شو مفتاح را دندانه ~~شو دندانه شو # 10 بنواخت نور مصطفی آن استن حنانه را %~% کمتر ز چوبی نیستی حنانه شو ~~حنانه شو # 11 گوید سلیمان مر تو را بشنو لسان الطیر را %~% دامی و مرغ از تو رمد رو ~~لانه شو رو لانه شو # 12 گر چهره بنماید صنم پر شو از او چون آینه %~% ور زلف بگشاید صنم رو ~~شانه شو رو شانه شو # 13 تا کی دوشاخه چون رخی تا کی چو بیذق کم تکی %~% تا کی چو فرزین کژ روی ~~فرزانه شو فرزانه شو # 14 شکرانه دادی عشق را از تحفه‌ها و مال‌ها %~% هل مال را خود را بده ~~شکرانه شو شکرانه شو # 15 یک مدتی ارکان بدی یک مدتی حیوان بدی %~% یک مدتی چون جان شدی جانانه ~~شو جانانه شو # 16 ای ناطقه بر بام و در تا کی روی در خانه پر %~% نطق زبان را ترک کن ~~بی‌چانه شو بی‌چانه شو PageV1P2130 ### || [genre: Gh] # 1 مستی ببینی رازدان می‌دانک باشد مست او %~% هستی ببینی زنده دل می‌دانک ~~باشد هست او # 2 گر سر ببینی پرطرب پر گشته از وی روز و شب %~% می‌دانک آن سر را یقین ~~خاریده باشد دست او # 3 عالم چو ضد یک دگر در قصد خون و شور و شر %~% لیکن نیارد دم زدن از ~~هیبت پابست او # 4 هر دم یکی را می‌دهد تا چون درختی برجهد %~% حیران شود دیو و پری در ~~خیز و در برج است او # 5 سبلت قوی مالیده‌ای از شیر نقشی دیده‌ای %~% ای فربه از بایست خود باری ~~ببین بایست او # 6 زو قالبت پیوسته شد پیوسته گردد حالتت %~% ای رغبت پیوندها از رحمت ~~پیوست او # 7 ای خوش بیابان که در او عشق است تازان سو به سو %~% جز حق ms1192 نباشد فوق او ~~جز فقر نبود پست او # 8 شست سخن کم باف چون صیدت نمی‌گردد زبون %~% تا او بگیرد صیدها ای صید ~~مست شست او PageV1P2131 ### || [genre: Gh] # 1 بیدار شو بیدار شو هین رفت شب بیدار شو %~% بیزار شو بیزار شو وز خویش ~~هم بیزار شو # 2 در مصر ما یک احمقی نک می‌فروشد یوسفی %~% باور نمی‌داری مرا اینک سوی ~~بازار شو # 3 بی‌چون تو را بی‌چون کند روی تو را گلگون کند %~% خار از کفت بیرون کند ~~وآنگه سوی گلزار شو # 4 مشنو تو هر مکر و فسون خون را چرا شویی به خون %~% همچون قدح شو سرنگون ~~و آن گاه دردی خوار شو # 5 در گردش چوگان او چون گوی شو چون گوی شو %~% وز بهر نقل کرکسش مردار شو ~~مردار شو # 6 آمد ندای آسمان آمد طبیب عاشقان %~% خواهی که آید پیش تو بیمار شو ~~بیمار شو # 7 این سینه را چون غار دان خلوتگه آن یار دان %~% گر یار غاری هین بیا در ~~غار شو در غار شو # 8 تو مرد نیک ساده‌ای زر را به دزدان داده‌ای %~% خواهی بدانی دزد را ~~طرار شو طرار شو # 9 خاموش وصف بحر و در کم گوی در دریای او %~% خواهی که غواصی کنی دم دار ~~شو دم دار شو PageV1P2132 ### || [genre: Gh] # 1 نبود چنین مه در جهان ای دل همین جا لنگ شو %~% از جنگ می‌ترسانیم گر ~~جنگ شد گو جنگ شو # 2 ماییم مست ایزدی زان باده‌های سرمدی %~% تو عاقلی و فاضلی دربند نام و ~~ننگ شو # 3 رفتیم سوی شاه دین با جامه‌های کاغذین %~% تو عاشق نقش آمدی همچون قلم ~~در رنگ شو # 4 در عشق جانان جان بده بی‌عشق نگشاید گره %~% ای روح این جا مست شو وی ~~عقل این جا دنگ شو # 5 شد روم مست روی او شد زنگ مست موی او %~% خواهی به سوی روم رو خواهی به ~~سوی زنگ شو ms1193 # 6 در دوغ او افتاده‌ای خود تو ز عشقش زاده‌ای %~% زین بت خلاصی نیستت ~~خواهی به صد فرسنگ شو # 7 گر کافری می‌جویدت ورمؤمنی می‌شویدت %~% این گو برو صدیق شو و آن گو ~~برو افرنگ شو # 8 چشم تو وقف باغ او گوش تو وقف لاغ او %~% از دخل او چون نخل شو وز نخل ~~او آونگ شو # 9 هم چرخ قوس تیر او هم آب در تدبیر او %~% گر راستی رو تیر شو ور کژروی ~~خرچنگ شو # 10 ملکی است او را زفت و خوش هر گونه ای می‌بایدش %~% خواهی عقیق و لعل ~~شو خواهی کلوخ و سنگ شو # 11 گر لعل و گر سنگی هلا می غلط در سیل بلا %~% با سیل سوی بحر رو مهمان ~~عشق شنگ شو # 12 بحری است چون آب خضر گر پر خوری نبود مضر %~% گر آب دریا کم شود آنگه ~~برو دلتنگ شو # 13 می‌باش همچون ماهیان در بحر آیان و روان %~% گر یاد خشکی آیدت از بحر ~~سوی گنگ شو # 14 گه بر لبت لب می‌نهد گه بر کنارت می‌نهد %~% چون آن کند رو نای شو چون ~~این کند رو چنگ شو # 15 هر چند دشمن نیستش هر سو یکی مستیستش %~% مستان او را جام شو بر ~~دشمنان سرهنگ شو # 16 سودای تنهایی مپز در خانه خلوت مخز %~% شد روز عرض عاشقان پیش آ و پیش ~~آهنگ شو # 17 آن کس بود محتاج می کو غافل است از باغ وی %~% باغ پرانگور ویی گه ~~باده شو گه بنگ شو # 18 خاموش همچون مریمی تا دم زند عیسی دمی %~% کت گفت کاندر مشغله یار ~~خران عنگ شو PageV1P2133 ### || [genre: Gh] # 1 ای شعشعه نور فلق در قبه مینای تو %~% پیمانه خون شفق پنگان خون پیمای ~~تو # 2 ای میل‌ها در میل‌ها وی سیل‌ها در سیل‌ها %~% رقصان و غلطان آمده تا ~~ساحل دریای تو # 3 با رفعت و آهنگ مه مه را فتد از ms1194 سر کله %~% چون ماه رو بالا کند تا ~~بنگرد بالای تو # 4 در هر صبوحی بلبلان افغان کنان چون بی‌دلان %~% بر پرده‌های واصلان در ~~روضه خضرای تو # 5 ای جان‌ها دیدارجو دل‌ها همه دلدارجو %~% ای برگشاده چارجو در باغ ~~باپهنای تو # 6 یک جو روان ما معین یک جوی دیگر انگبین %~% یک جوی شیر تازه بین یک جو ~~می حمرای تو # 7 تو مهلتم کی می‌دهی می بر سر می می‌دهی %~% کو سر که تا شرحی کنم از ~~سرده صهبای تو # 8 من خود کی باشم آسمان در دور این رطل گران %~% یک دم نمی‌یابد امان از ~~عشق و استسقای تو # 9 ای ماه سیمین منطقه با عشق داری سابقه %~% وی آسمان هم عاشقی پیداست در ~~سیمای تو # 10 عشقی که آمد جفت دل شد بس ملول از گفت دل %~% ای دل خمش تا کی بود این ~~جهد و استقصای تو # 11 دل گفت من نای ویم نالان ز دم‌های ویم %~% گفتم که نالان شو کنون جان ~~بنده سودای تو # 12 انا فتحنا بابکم لا تهجروا اصحابکم %~% حمدا لعشق شامل بگرفته سر تا ~~پای تو PageV1P2134 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی اگر کم شد میت دستار ما بستان گرو %~% چون می ز داد تو بود شاید ~~نهادن جان گرو # 2 بس اکدش و بس کدخدا کز شور می‌های خدا %~% کرده‌ست اندر شهر ما دکان و ~~خان و مان گرو # 3 آن شاه ابراهیم بین کادهم به دستش معرفت %~% مر تخت را و تاج را ~~کرده‌ست آن سلطان گرو # 4 بوبکر سر کرده گرو عمر پسر کرده گرو %~% عثمان جگر کرده گرو و آن ~~بوهریره انبان گرو # 5 پس چه عجب آید تو را چون با شهان این می‌کند %~% گر ز آنک درویشی کند ~~از بهر می خلقان گرو # 6 آن شاهد فرد احد یک جرعه‌ای در بت نهد %~% در عشق آن سنگ سیه کافر کند ~~ایمان گرو # 7 من مست آن میخانه‌ام ms1195 در دام آن دردانه‌ام %~% در هیچ دامی پر خود ~~ننهاده چون مرغان گرو # 8 بهر چه لرزی بر گرو در کار او جان گو برو %~% جان شد گرو ای کاشکی گشتی ~~دو صد چندان گرو # 9 خامش رها کن بلبلی در گلشن آی و درنگر %~% بلبل نهاده پر و سر پیش گل ~~خندان گرو PageV1P2135 ### || [genre: Gh] # 1 آن کون خر کز حاسدی عیسی بود تشویش او %~% صد کیر خر در کون او صد تیز ~~سگ در ریش او # 2 خر صید آهو کی کند خر بوی نافه کی کشد %~% یا بول خر را بو کند یا گه ~~بود تفتیش او # 3 هر جوی آب اندررود آن ماده خر بولی کند %~% جو را زیان نبود ولی واجب ~~بود تعطیش او # 4 خر ننگ دارد ز آن دغل از حق شنو بل هم اضل %~% ای چون مخنث غنج او چون ~~قحبگان تخمیش او # 5 خامش کنم تا حق کند او را سیه روی ابد %~% من دست در ساقی زنم چون مستم ~~از تجمیش او PageV1P2136 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق تو موزونتری یا باغ و سیبستان تو %~% چرخی بزن ای ماه تو جان ~~بخش مشتاقان تو # 2 تلخی ز تو شیرین شود کفر و ضلالت دین شود %~% خار خسک نسرین شود صد جان ~~فدای جان تو # 3 در آسمان درها نهی در آدمی پرها نهی %~% صد شور در سرها نهی ای خلق ~~سرگردان تو # 4 عشقا چه شیرین خوستی عشقا چه گلگون روستی %~% عشقا چه عشرت دوستی ای ~~شادی اقران تو # 5 ای بر شقایق رنگ تو جمله حقایق دنگ تو %~% هر ذره را آهنگ تو در مطمع ~~احسان تو # 6 بی‌تو همه بازارها پژمرده اندر کارها %~% باغ و رز و گلزارها مستسقی ~~باران تو # 7 رقص از تو آموزد شجر پا با تو کوبد شاخ تر %~% مستی کند برگ و ثمر بر ~~چشمه حیوان تو # 8 گر باغ خواهد ارمغان از نوبهار ms1196 بی‌خزان %~% تا برفشاند برگ خود بر باد ~~گل افشان تو # 9 از اختران آسمان از ثابت و از سایره %~% عار آید آن استاره را کو تافت ~~بر کیوان تو # 10 ای خوش منادی‌های تو در باغ شادی‌های تو %~% بر جای نان شادی خورد ~~جانی که شد مهمان تو # 11 من آزمودم مدتی بی‌تو ندارم لذتی %~% کی عمر را لذت بود بی‌ملح ~~بی‌پایان تو # 12 رفتم سفر بازآمدم ز آخر به آغاز آمدم %~% در خواب دید این پیل جان ~~صحرای هندستان تو # 13 صحرای هندستان تو میدان سرمستان تو %~% بکران آبستان تو از لذت دستان ~~تو # 14 سودم نشد تدبیرها بسکست دل زنجیرها %~% آورد جان را کشکشان تا پیش ~~شادروان تو # 15 آن جا نبینم ماردی آن جا نبینم باردی %~% هر دم حیاتی واردی از بخشش ~~ارزان تو # 16 ای کوه از حلمت خجل وز حلم تو گستاخ دل %~% تا درجهد دیوانه‌ای گستاخ ~~در ایوان تو # 17 از بس که بگشادی تو در در آهن و کوه و حجر %~% چون مور شد دل رخنه جو ~~در طشت و در پنگان تو # 18 گر تا قیامت بشمرم در شرح رویت قاصرم %~% پیموده کی تاند شدن ز اسکره ~~عمان تو PageV1P2137 ### || [genre: Gh] # 1 والله ملولم من کنون از جام و سغراق و کدو %~% کو ساقی دریادلی تا جام ~~سازد از سبو # 2 با آنچ خو کردی مرا اندرمدزد آن ده مها %~% با توست آن حیله مکن این جا ~~مجو آن جا مجو # 3 هر بار بفریبی مرا گویی که در مجلس درآ %~% هر آرزو که باشدت پیش آ و ~~در گوشم بگو # 4 خوش من فریب تو خورم نندیشم و این ننگرم %~% که من چو حلقه بر درم چون ~~لب نهم بر گوش تو # 5 من بر درم تو واصلی حاتم کف و دریادلی %~% بالله رها کن کاهلی می‌ریز ~~چون خون عدو # 6 تا هوش باشد یار من باطل شود گفتار من %~% هر ms1197 دم خیالی باطلی سر برزند ~~در پیش او # 7 آن کز میت گلگون بود یا رب چه روزافزون بود %~% کز آب حیوان می‌کند آن ~~خضر هر ساعت وضو # 8 از آسمان آمد ندا کای بزمتان را ما فدا %~% طوبی لکم طوبی لکم طیبوا ~~کراما و اشربوا # 9 سقیا لهذا المفتتح القوم غرقی فی الفرح %~% زین سو قدح زان سو قدح تا ~~شد شکم‌ها چارسو # 10 کس را نماند از خود خبر بربند در بگشا کمر %~% از دست رفتیم ای پسر رو ~~دست‌ها از ما بشو # 11 من مست چشم شنگ تو و آن طره آونگ تو %~% کز باده گلرنگ تو وارسته‌ایم ~~از رنگ و بو # 12 خامش کن کز بیخودی گر های و هویی می‌زدی %~% این جا به فضل ایزدی نی ~~های می گنجد نه هو # 13 می‌گشته‌ام بی‌هوش من تا روز روشن دوش من %~% یک ساعتی ساران کو یک ~~ساعتی پایان کو # 14 ای شمس تبریزی بیا ای جان و دل چاکر تو را %~% گر چه نبشتی از جفا نام ~~مرا بر آب جو PageV1P2138 ### || [genre: Gh] # 1 دل دی خراب و مست و خوش هر سو همی‌افتاد از او %~% در گلبنش جان صدزبان ~~چون سوسن آزاد از او # 2 دل‌ها چو خسرو از لبش شیرین چو شکر تا ابد %~% گر یک زمان پنهان شود ~~نالند چون فرهاد از او # 3 چون صد بهشت از لطف او این قالب خاکی نگر %~% رشک دم عیسی شده در زنده ~~کردن باد از او # 4 در طبع همچون گولخن ناگه خلیفه رو نمود %~% از روی میر مؤمنان شد فخر ~~صد بغداد از او # 5 ای ذوق تسبیح ملک بر آسمان از فر او %~% چشم و چراغ رهبری جان همه عباد ~~از او # 6 جان صد هزاران گرد او چون انجم او مه در میان %~% مست و خرامان می‌رود ~~چشم بدان کم باد از او # 7 شعشاع ماه چارده از پرتو رخسار او %~% هم ms1198 جعدهای عنبرین در طره شمشاد ~~از او # 8 گر یک جهان ویرانه شد از لشکر سلطان عشق %~% خود صد جهان جان جان شد در ~~عوض بنیاد از او # 9 گر چه که بیدادی کند بر عاشقان آن غمزه‌ها %~% داده جمال و حسن را در ~~هر دو عالم داد از او # 10 پا برنهادی بر فلک از ناز و نخوت این زمین %~% گر فهم کردی ذره‌ای ~~کاین شاه خوبان زاد از او # 11 عقل از سر گستاخیی پیشش دوید و زخم خورد %~% چون دید روح آن زخم را شد ~~در ادب استاد از او # 12 صد غلغله اندر بتان افتاد و اندر بتگران %~% تا دست‌ها برداشتند بر ~~چرخ در فریاد از او # 13 کآخر چه خورشید است این کز چرخ خوبی تافته‌ست %~% این آب حیوان چون ~~چنین دریا شد و بگشاد از او # 14 تا بردرید این عشق او پرده عروس جان‌ها %~% تا خان و مان بگذاشتند یک ~~عالمی داماد از او # 15 بر سر نهاده غاشیه مخدوم شمس الدین کسی %~% کز بس جمال عزتش جبریل پر ~~بنهاد از او # 16 زو برگشاید سر خود تبریز و جان بینا شود %~% تا کور گردد دیده نادیده ~~حساد از او PageV1P2139 ### || [genre: Gh] # 1 ای تن و جان بنده او بند شکرخنده او %~% عقل و خرد خیره او دل شکرآکنده ~~او # 2 چیست مراد سر ما ساغر مردافکن او %~% چیست مراد دل ما دولت پاینده او # 3 چرخ معلق چه بود کهنه ترین خیمه او %~% رستم و حمزه کی بود کشته و ~~افکنده او # 4 چون سوی مردار رود زنده شود مرد بدو %~% چون سوی درویش رود برق زند ~~ژنده او # 5 هیچ نرفت و نرود از دل من صورت او %~% هیچ نبود و نبود همسر و ماننده ~~او # 6 ملک جهان چیست که تا او به جهان فخر کند %~% فخر جهان راست که او هست ~~خداونده او # 7 ای خنک آن دل که ms1199 تویی غصه و اندیشه او %~% ای خنک آن ره که تویی باج ~~ستاننده او # 8 عشق بود دلبر ما نقش نباشد بر ما %~% صورت و نقشی چه بود با دل زاینده ~~او # 9 گفت برانم پس از این من مگسان را ز شکر %~% خوش مگسی را که تویی مانع و ~~راننده او # 10 نقش فلک دزد بود کیسه نگهدار از او %~% دام بود دانه او مرده بود زنده ~~او # 11 بس کن اگر چه که سخن سهل نماید همه را %~% در دو هزاران نبود یک کس ~~داننده او PageV1P2140 ### || [genre: Gh] # 1 چون بجهد خنده ز من خنده نهان دارم از او %~% روی ترش سازم از او بانگ ~~و فغان آرم از او # 2 با ترشان لاغ کنی خنده زنی جنگ شود %~% خنده نهان کردم من اشک همی‌بارم ~~از او # 3 شهر بزرگ است تنم غم طرفی من طرفی %~% یک طرفی آبم از او یک طرفی نارم ~~از او # 4 با ترشانش ترشم با شکرانش شکرم %~% روی من او پشت من او پشت طرب خارم ~~از او # 5 صد چو تو و صد چو منش مست شده در چمنش %~% رقص کنان دست زنان بر سر هر ~~طارم از او # 6 طوطی قند و شکرم غیر شکر می نخورم %~% هر چه به عالم ترشی دورم و ~~بیزارم از او # 7 گر ترشی داد تو را شهد و شکر داد مرا %~% سکسک و لنگی تو از او من خوش ~~و رهوارم از او # 8 هر کی در این ره نرود دره و دوله‌ست رهش %~% من که در این شاه رهم بر ~~ره هموارم از او # 9 مسجد اقصاست دلم جنت مأواست دلم %~% حور شده نور شده جمله آثارم از او # 10 هر کی حقش خنده دهد از دهنش خنده جهد %~% تو اگر انکاری از او من همه ~~اقرارم از او # 11 قسمت گل خنده بود گریه ندارد چه کند %~% سوسن و گل می‌شکفد ms1200 در دل ~~هشیارم از او # 12 صبر همی‌گفت که من مژده ده وصلم از او %~% شکر همی‌گفت که من صاحب ~~انبارم از او # 13 عقل همی‌گفت که من زاهد و بیمارم از او %~% عشق همی‌گفت که من ساحر و ~~طرارم از او # 14 روح همی‌گفت که من گنج گهر دارم از او %~% گنج همی‌گفت که من در بن ~~دیوارم از او # 15 جهل همی‌گفت که من بی‌خبرم بیخود از او %~% علم همی‌گفت که من مهتر ~~بازارم از او # 16 زهد همی‌گفت که من واقف اسرارم از او %~% فقر همی‌گفت که من بی‌دل و ~~دستارم از او # 17 از سوی تبریز اگر شمس حقم بازرسد %~% شرح شود کشف شود جمله گفتارم از ~~او PageV1P2141 ### || [genre: Gh] # 1 روشنی خانه تویی خانه بمگذار و مرو %~% عشرت چون شکر ما را تو نگهدار و ~~مرو # 2 عشوه دهد دشمن من عشوه او را مشنو %~% جان و دلم را به غم و غصه بمسپار ~~و مرو # 3 دشمن ما را و تو را بهر خدا شاد مکن %~% حیله دشمن مشنو دوست میازار و ~~مرو # 4 هیچ حسود از پی کس نیک نگوید صنما %~% آنج سزد از کرم دوست به پیش آر و ~~مرو # 5 همچو خسان هر نفسی خویش به هر باد مده %~% وسوسه‌ها را بزن آتش تو به ~~یک بار و مرو PageV1P2142 ### || [genre: Gh] # 1 کار جهان هر چه شود کار تو کو بار تو کو %~% گر دو جهان بتکده شد آن بت ~~عیار تو کو # 2 گیر که قحط است جهان نیست دگر کاسه و نان %~% ای شه پیدا و نهان کیله و ~~انبار تو کو # 3 گیر که خار است جهان گزدم و مار است جهان %~% ای طرب و شادی جان گلشن و ~~گلزار تو کو # 4 گیر که خود مرد سخا کشت بخیلی همه را %~% ای دل و ای دیده ما خلعت و ~~ادرار تو کو # 5 گیر که خورشید و ms1201 قمر هر دو فروشد به سقر %~% ای مدد سمع و بصر شعله و ~~انوار تو کو # 6 گیر که خود جوهریی نیست پی مشتریی %~% چون نکنی سروریی ابر گهربار تو ~~کو # 7 گیر دهانی نبود گفت زبانی نبود %~% تا دم اسرار زند جوشش اسرار تو کو # 8 هین همه بگذار که ما مست وصالیم و لقا %~% بی‌گه شد زود بیا خانه خمار ~~تو کو # 9 تیز نگر مست مرا همدل و هم دست مرا %~% گر نه خرابی و خرف جبه و دستار ~~تو کو # 10 برد کلاه تو غری برد قبایت دگری %~% روی تو زرد از قمری پشت و نگهدار ~~تو کو # 11 بر سر مستان ابد خارجیی راه زند %~% شحنگیی چون نکنی زخم تو کو دار تو ~~کو # 12 خامش ای حرف فشان درخور گوش خمشان %~% ترجمه خلق مکن حالت و گفتار تو ~~کو PageV1P2143 ### || [genre: Gh] # 1 شب شد ای خواجه ز کی آخر آن یار تو کو %~% یار خوش آواز تو آن خوش دم و ~~شش تار تو کو # 2 یار لطیف تر تو خفته بود در بر تو %~% خفته کند ناله خوش خفته بیدار تو ~~کو # 3 گاه نماییش رهی گوش بمالیش گهی %~% دم ز درون تو زند محرم اسرار تو کو # 4 زنده کند هر وطنی ناله کند بی‌دهنی %~% فتنه هر مرد و زنی همدم گفتار ~~تو کو # 5 دست بنه بر رگ او تیز روان کن تک او %~% ای دم تو رونق ما رونق بازار ~~تو کو PageV1P2144 ### || [genre: Gh] # 1 ای شکران ای شکران کان شکر دارم از او %~% پندپذیرنده نیم شور و شرر ~~دارم از او # 2 خانه شادی است دلم غصه ندارم چه کنم %~% هر چه به عالم ترشی دورم و ~~بیزارم از او # 3 کی هلدم با خود کی می‌دهدم بر سر می %~% گل دهدم در مه دی بلبل گلزارم ~~از او # 4 من خوش و تو نیم خوشی جهد بکن تا ms1202 بچشی %~% تا قدحی می‌بکشی ز آنک ~~گرفتارم از او PageV1P2145 ### || [genre: Gh] # 1 چیست که هر دمی چنین می‌کشدم به سوی او %~% عنبر نی و مشک نی بوی وی ~~است بوی او # 2 سلسله‌ای است بی‌بها دشمن جمله توبه‌ها %~% توبه شکست من کیم سنگ من و ~~سبوی او # 3 توبه شکست او بسی توبه و این چنین کسی %~% پرده دری و دلبری خوی وی است ~~خوی او # 4 توبه من برای او توبه شکن هوای او %~% توبه من گناه من سوخته پیش روی ~~او # 5 شاخ و درخت عقل و جان نیست مگر به باغ او %~% آب حیات جاودان نیست مگر ~~به جوی او # 6 عشق و نشاط گستری با می و رطل ساغری %~% می‌رسد از کنارها غلغل وهای ~~هوی او # 7 مرد که خودپسند شد همچو کدو بلند شد %~% تا نشود ز خود تهی پر نشود ~~کدوی او # 8 سایه که باز می‌شود جمع و دراز می‌شود %~% هست ز آفتاب جان قوت جست و ~~جوی او # 9 سایه وی است و نور او جمع وی است و دور او %~% نور ز عکس روی او سایه ز ~~عکس موی او # 10 ای مه و آفتاب جان پرده دری مکن عیان %~% تا ز فلک فرودرد پرده هفت ~~توی او # 11 چیست درون جیب من جز تو و من حجاب من %~% ای من و تو فنا شده پیش بقای ~~اوی او PageV1P2146 ### || [genre: Gh] # 1 جان و سر تو ای پسر نیست کسی به پای تو %~% آینه بین به خود نگر کیست ~~دگر ورای تو # 2 بوسه بده به روی خود راز بگو به گوش خود %~% هم تو ببین جمال خود هم تو ~~بگو ثنای تو # 3 نیست مجاز راز تو نیست گزاف ناز تو %~% راز برای گوش تو ناز تو هم برای ~~تو # 4 خیز ز پیشم ای خرد تا برهم ز نیک و بد %~% خیز دلا تو نیز هم تا نکنم ~~سزای ms1203 تو # 5 هم پدری و هم پسر هم تو نیی و هم شکر %~% کیست کسی بگو دگر کیست کسی به ~~جای تو # 6 بسته لب تو برگشا چیست عقیق بی‌بها %~% کان عقیق هم تویی من چه دهم ~~بهای تو # 7 سایه توست ای پسر هر چه برست ای پسر %~% سایه فکند ای پسر در دو جهان ~~همای تو PageV1P2147 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو خموش پرسخن چیست خبر بیا بگو %~% سوره هل اتی بخوان نکته لافتی ~~بگو # 2 خیمه جان بر اوج زن در دل بحر موج زن %~% مشک وجود بردران ترک دو سه ~~سقا بگو # 3 چونک ز خود سفر کنی وز دو جهان گذر کنی %~% کیست کز او حذر کنی هیچ سخن ~~مخا بگو # 4 از می لعل پرگهر بی‌خبری و باخبر %~% در دل ما بزن شرر بر سر ما برآ ~~بگو # 5 ساقی چرخ در طرب مجلس خاک خشک لب %~% زین دو بزاده روز و شب چیست سبب ~~مرا بگو # 6 از دل چرخ در زمین باغ و گل است و یاسمین %~% باد خزانش در کمین چیست ~~چنین چرا بگو # 7 بخل و سخا و خیر و شر نیست جدا ز یک دگر %~% نیست یکی و نیست دو چیست ~~یکی دو تا بگو # 8 بلبل مست تا به کی ناله کنی ز ماه دی %~% ذکر جفا بس است هی شکر کن از ~~وفا بگو # 9 هیچ در این دو مرحله شکر تو نیست بی‌گله %~% نقش فنا بشو هله ز آینه ~~صفا بگو # 10 جزو بهل ز کل بگو خار بهل ز گل بگو %~% درگذر از صفات او ذات نگر خدا ~~بگو PageV1P2148 ### || [genre: Gh] # 1 عید نمی‌دهد فرح بی‌نظر هلال تو %~% کوس و دهل نمی‌چخد بی‌شرف دوال تو # 2 من به تو مایل و تویی هر نفسی ملولتر %~% وه که خجل نمی‌شود میل من از ~~ملال تو # 3 ناز کن ای حیات جان کبر کن و بکش عنان %~% شمس ms1204 و قمر دلیل تو شهد و شکر ~~دلال تو # 4 آیت هر ملاحتی ماه تو خواند بر جهان %~% مایه هر خجستگی ماه تو است و ~~سال تو # 5 آب زلال ملک تو باغ و نهال ملک تو %~% جز ز زلال صافیت می‌نخورد نهال ~~تو # 6 ملک تو است تخت‌ها باغ و سرا و رخت‌ها %~% رقص کند درخت‌ها چونک رسد ~~شمال تو # 7 مطبخ توست آسمان مطبخیانت اختران %~% آتش و آب ملک تو خلق همه عیال تو # 8 عشق کمینه نام تو چرخ کمینه بام تو %~% رونق آفتاب‌ها از مه بی‌زوال تو # 9 خشک لبند عالمی از لمع سراب تو %~% لطف سراب این بود تا چه بود زلال تو # 10 ای ز خیال‌های تو گشته خیال عاشقان %~% خیل خیال این بود تا چه بود ~~جمال تو # 11 وصل کنی درخت را حالت او بدل شود %~% چون نشود مها بدل جان و دل از ~~وصال تو # 12 زهر بود شکر شود سنگ بود گهر شود %~% شام بود سحر شود از کرم خصال تو # 13 بس سخن است در دلم بسته‌ام و نمی‌هلم %~% گوش گشاده‌ام که تا نوش کنم ~~مقال تو PageV1P2149 ### || [genre: Gh] # 1 در سفر هوای تو بی‌خبرم به جان تو %~% نیک مبارک آمده‌ست این سفرم به ~~جان تو # 2 لعل قبا سمر شدی چونک در آن کمر شدی %~% کشته زار در میان زان کمرم به ~~جان تو # 3 همچو قمر برآمدی بر قمران سر آمدی %~% همچو هلال زار من زان قمرم به ~~جان تو # 4 خشک و ترم خیال تو آینه جمال تو %~% خشک لبم ز سوز دل چشم ترم به جان ~~تو # 5 تا تو ز لعل بسته‌ات تنگ شکر گشاده‌ای %~% چون مگس شکسته پر بر شکرم به ~~جان تو # 6 دام همیشه تا بود آفت بال و پر بود %~% رسته شود ز دام تو بال و پرم به ~~جان تو # 7 در تبریز شمس دین هست چراغ هر سحر ms1205 %~% طالب آفتاب من چون سحرم به جان ~~تو PageV1P2150 ### || [genre: Gh] # 1 سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو %~% دوش چه خورده‌ای دلا راست ~~بگو به جان تو # 2 فتنه گر است نام تو پرشکر است دام تو %~% باطرب است جام تو بانمک است ~~نان تو # 3 مرده اگر ببیندت فهم کند که سرخوشی %~% چند نهان کنی که می فاش کند ~~نهان تو # 4 بوی کباب می‌زند از دل پرفغان من %~% بوی شراب می‌زند از دم و از فغان ~~تو # 5 بهر خدا بیا بگو ور نه بهل مرا که تا %~% یک دو سخن به نایبی بردهم از ~~زبان تو # 6 خوبی جمله شاهدان مات شد و کساد شد %~% چون بنمود ذره‌ای خوبی بی‌کران ~~تو # 7 بازبدید چشم ما آنچ ندید چشم کس %~% بازرسید پیر ما بیخود و سرگران تو # 8 هر نفسی بگوییم عقل تو کو چه شد تو را %~% عقل نماند بنده را در غم و ~~امتحان تو # 9 هر سحری چو ابر دی بارم اشک بر درت %~% پاک کنم به آستین اشک ز آستان ~~تو # 10 مشرق و مغرب ار روم ور سوی آسمان شوم %~% نیست نشان زندگی تا نرسد ~~نشان تو # 11 زاهد کشوری بدم صاحب منبری بدم %~% کرد قضا دل مرا عاشق و کف زنان تو # 12 از می این جهانیان حق خدا نخورده‌ام %~% سخت خراب می‌شوم خائفم از ~~گمان تو # 13 صبر پرید از دلم عقل گریخت از سرم %~% تا به کجا کشد مرا مستی بی‌امان ~~تو # 14 شیر سیاه عشق تو می‌کند استخوان من %~% نی تو ضمان من بدی پس چه شد ~~این ضمان تو # 15 ای تبریز بازگو بهر خدا به شمس دین %~% کاین دو جهان حسد برد بر شرف ~~جهان تو PageV1P2151 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو امان هر بلا ما همه در امان تو %~% جان همه خوش است در سایه لطف ~~جان تو # 2 شاه همه جهان تویی اصل ms1206 همه کسان تویی %~% چونک تو هستی آن ما نیست غم ~~از کسان تو # 3 ابر غم تو ای قمر آمد دوش بر جگر %~% گفت مرا ز بام و در صد سقط از ~~زبان تو # 4 جست دلم ز قال او رفت بر خیال او %~% شاید ای نبات خو این همه در زمان ~~تو # 5 جان مرا در این جهان آتش توست در دهان %~% از هوس وصال تو وز طلب جهان ~~تو # 6 نیست مرا ز جسم و جان در ره عشق تو نشان %~% ز آنک نغول می‌روم در طلب ~~نشان تو # 7 بنده بدید جوهرت لنگ شده‌ست بر درت %~% مانده‌ام ای جواهری بر طرف دکان ~~تو # 8 شاد شود دل و جگر چون بگشایی آن کمر %~% بازگشا تو خوش قبا آن کمر از ~~میان تو # 9 تا نظری به جان کنی جان مرا چو کان کنی %~% در تبریز شمس دین نقد رسم ~~به کان تو PageV1P2152 ### || [genre: Gh] # 1 هین کژ و راست می‌روی باز چه خورده‌ای بگو %~% مست و خراب می‌روی خانه ~~به خانه کو به کو # 2 با کی حریف بوده‌ای بوسه ز کی ربوده‌ای %~% زلف که را گشوده‌ای حلقه به ~~حلقه مو به مو # 3 نی تو حریف کی کنی ای همه چشم و روشنی %~% خفیه روی چو ماهیان حوض به ~~حوض جو به جو # 4 راست بگو به جان تو ای دل و جانم آن تو %~% ای دل همچو شیشه‌ام خورده ~~میت کدو کدو # 5 راست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن %~% چشمه کجاست تا که من آب کشم ~~سبو سبو # 6 در طلبم خیال تو دوش میان انجمن %~% می‌نشناخت بنده را می‌نگریست رو به ~~رو # 7 چون بشناخت بنده را بنده کژرونده را %~% گفت بیا به خانه هی چند روی تو ~~سو به سو # 8 عمر تو رفت در سفر با بد و نیک و خیر و شر %~% همچو زنان خیره سر حجره ~~به حجره ms1207 شو به شو # 9 گفتمش ای رسول جان ای سبب نزول جان %~% ز آنک تو خورده‌ای بده چند عتاب ~~و گفت و گو # 10 گفت شراره‌ای از آن گر ببری سوی دهان %~% حلق و دهان بسوزدت بانگ زنی ~~گلو گلو # 11 لقمه هر خورنده را درخور او دهد خدا %~% آنچ گلو بگیردت حرص مکن مجو ~~مجو # 12 گفتم کو شراب جان ای دل و جان فدای آن %~% من نه‌ام از شتردلان تا ~~برمم به های و هو # 13 حلق و گلوبریده با کو برمد از این ابا %~% هر کی بلنگد او از این هست ~~مرا عدو عدو # 14 دست کز آن تهی بود گر چه شهنشهی بود %~% دست بریده‌ای بود مانده به ~~دیر بر سمو # 15 خامش باش و معتمد محرم راز نیک و بد %~% آنک نیازمودیش راز مگو به پیش ~~او PageV1P2153 ### || [genre: Gh] # 1 کی ز جهان برون شود جزو جهان هله بگو %~% کی برهد ز آب نم چون بجهد یکی ~~ز دو # 2 هیچ نمیرد آتشی ز آتش دیگر ای پسر %~% ای دل من ز عشق خون خون مرا به ~~خون مشو # 3 چند گریختم نشد سایه من ز من جدا %~% سایه بود موکلم گر چه شوم چو تار ~~مو # 4 نیست جز آفتاب را قوت دفع سایه‌ها %~% بیش کند کمش کند این تو ز آفتاب ~~جو # 5 ور دو هزار سال تو در پی سایه می‌دوی %~% آخر کار بنگری تو سپسی و پیش ~~او # 6 جرم تو گشت خدمتت رنج تو گشت نعمتت %~% شمع تو گشت ظلمتت بند تو گشت ~~جست و جو # 7 شرح بدادمی ولی پشت دل تو بشکند %~% شیشه دل چو بشکنی سود نداردت رفو # 8 سایه و نور بایدت هر دو به هم ز من شنو %~% سر بنه و دراز شو پیش درخت ~~اتقوا # 9 چون ز درخت لطف او بال و پری برویدت %~% تن زن چون کبوتران بازمکن ~~بقوبقو # 10 چغز در ms1208 آب می‌رود مار نمی‌رسد بدو %~% بانگ زند خبر کند مار بداندش که ~~کو # 11 گر چه که چغز حیله گر بانگ زند چو مار هم %~% آن دم سست چغزیش بازدهد ~~ز بانگ بو # 12 چغز اگر خمش بدی مار شدی شکار او %~% چونک به کنج وارود گنج شود جو و ~~تسو # 13 گنج چو شد تسوی زر کم نشود به خاک در %~% گنج شود تسوی جان چون برسد ~~به گنج هو # 14 ختم کنم بر این سخن یا بفشارمش دگر %~% حکم تو راست من کیم ای ملک ~~لطیف خو PageV1P2154 ### || [genre: Gh] # 1 سیمبرا ز سیم تو سیمبرم به جان تو %~% وز می نو که داده‌ای جان نبرم به ~~جان تو # 2 زخم گران همی‌کشم زخم بزن که من خوشم %~% گر چه درون آتشم جمله زرم به ~~جان تو # 3 هر نفسی که آن رسد کار دلم به جان رسد %~% گر چه ز پا درآمدم جان سرم ~~به جان تو # 4 شکل طبیب عشق تو آمد و داد شربتی %~% خوردم از آن و هر نفس من بترم به ~~جان تو # 5 نور دو چشم و نور مه چون برسد یکی شود %~% تو چو مهی به جان من من بصرم ~~به جان تو # 6 هر چه که در نظر بود بسته بود عمارتش %~% آه که چنین خراب من از نظرم ~~به جان تو # 7 در تبریز شمس دین هست بلندتر شجر %~% شاد و به برگ و بانوا زان شجرم به ~~جان تو PageV1P2155 ### || [genre: Gh] # 1 سنگ شکاف می‌کند در هوس لقای تو %~% جان پر و بال می‌زند در طرب هوای ~~تو # 2 آتش آب می‌شود عقل خراب می‌شود %~% دشمن خواب می‌شود دیده من برای تو # 3 جامه صبر می‌درد عقل ز خویش می‌رود %~% مردم و سنگ می‌خورد عشق چو ~~اژدهای تو # 4 بند مکن رونده را گریه مکن تو خنده را %~% جور مکن که بنده را نیست کسی ~~به جای تو # 5 ms1209 آب تو چون به جو رود کی سخنم نکو رود %~% گاه دمم فرودرد از سبب حیای ~~تو # 6 چیست غذای عشق تو این جگر کباب تو %~% چیست دل خراب من کارگه وفای تو # 7 خابیه جوش می‌کند کیست که نوش می‌کند %~% چنگ خروش می‌کند در صفت و ~~ثنای تو # 8 عشق درآمد از درم دست نهاد بر سرم %~% دید مرا که بی‌توام گفت مرا که ~~وای تو # 9 دیدم صعب منزلی درهم و سخت مشکلی %~% رفتم و مانده‌ام دلی کشته به دست ~~و پای تو PageV1P2156 ### || [genre: Gh] # 1 من که ستیزه روترم در طلب لقای تو %~% بدهم جان بی‌وفا از جهت وفای تو # 2 در دل من نهاده‌ای آنچ دلم گشاده‌ای %~% از دو هزار یک بود آنچ کنم به ~~جای تو # 3 گلشکر مقویم هست سپاس و شکر تو %~% کحل عزیزیم بود سرمه خاک پای تو # 4 سبزه نرویدی اگر چاشنیش ندادیی %~% چرخ نگرددی اگر نشنودی صلای تو # 5 هست جهاز گلبنان حله سرخ و سبز تو %~% هست امید شب روان یقظت روزهای تو # 6 من ز لقای مردمان جانب که گریزمی %~% گر نبدی لقایشان آینه لقای تو # 7 بخت نداشت دهریی منکر گشت بعث را %~% ور نه بقاش بخشدی موهبت بقای تو # 8 پر ز جهاد و نامیه عالم همچو کاهدان %~% کی برسیدی از عدم جز که به ~~کهربای تو # 9 در دل خاک از کجا های بدی و هو بدی %~% گر نه پیاپی آمدی دعوت های های ~~تو # 10 هم به خود آید آن کرم کیست که جذب او کند %~% هست خود آمدن دلا عاطفت ~~خدای تو # 11 گوید ذره ذره را چند پریم بر هوا %~% هست هوا و ذره هم دستخوش هوای تو # 12 گردد صدصفت هوا ز اول روز تا به شب %~% چرخ زنان به هر صفت رقص کنان ~~برای تو # 13 رقص هوا ندیده‌ای رقص درخت‌ها نگر %~% یا سوی رقص جان نگر پیش و پس ms1210 ~~خدای تو # 14 بس کن تا که هر یکی سوی حدیث خود رود %~% نبود طبع‌ها همه عاشق مقتضای ~~تو PageV1P2157 ### || [genre: Gh] # 1 باده چو هست ای صنم بازمگیر و نی مگو %~% عرضه مکن دو دست تی پر کن زود ~~آن سبو # 2 ای طربون غم شکن سنگ بر این سبو مزن %~% از در حق به یک سبو کم نشده‌ست ~~آب جو # 3 زان قدحی که ساحران جان به فدا شدند از آن %~% چون کف موسی نبی بزم ~~نهاد و کرد طو # 4 فاش بیا و فاش ده باده عشق فاش به %~% عید شده‌ست و عام را گر رمضان ~~است باش گو # 5 رغم سپید ماخ را رقص درآر شاخ را %~% و آن کرم فراخ را بازگشای تو به ~~تو # 6 مهره که درربوده‌ای بر کف دست نه دمی %~% و آن گروی که برده‌ای بار دوم ~~ز ما مجو # 7 مرده به مرگ پار من زنده شده ز یار من %~% چند خزیده در کفن زنده از آن ~~مسیح خو # 8 منکر حشر روز دین ژاژ مخا بیا ببین %~% رسته چو سبزه از زمین سروقدان ~~باغ هو # 9 خامش کرده جملگان ناطق غیب بی‌زبان %~% خطبه بخوانده بر جهان بی‌نغمات ~~و گفت و گو PageV1P2158 ### || [genre: Gh] # 1 ندیدم در جهان کس را که تا سر پر نبوده‌ست او %~% همه جوشان و پرآتش ~~کمین اندر بهانه جو # 2 همه از عشق بررسته جگرها خسته لب بسته %~% ولی در گلشن جانشان ~~شقایق‌های تو بر تو # 3 حقایق‌های نیک و بد به شیر خفته می‌ماند %~% که عالم را زند برهم چو ~~دستی برنهی بر او # 4 بسی خورشید افلاکی نهان در جسم هر خاکی %~% بسی شیران غرنده نهان در ~~صورت آهو # 5 به مثل خلقت مردم نزاد از خاک و از انجم %~% وگر چه زاد بس نادر از این ~~داماد و کدبانو # 6 ضمیرت بس محل دارد قدم فوق زحل دارد %~% اگر چه اندر آب و ms1211 گل فروشد پاش ~~تا زانو # 7 روان گشته‌ست از بالا زلال لطف تا این جا %~% که ای جان گل آلوده از ~~این گل خویش را واشو # 8 نمی‌بینی تو این زمزم فروتر می‌روی هر دم %~% اگر ایوبی و محرم به زیر ~~پای جو دارو # 9 چو شستن گیرد او خود را رباید آب جو او را %~% چو سیبش می‌برد غلطان به ~~باغ خرم بی‌سو # 10 به سیبستان رسد سیبش رهد از سنگ آسیبش %~% نبیند اندر آن گلشن بجز ~~آسیب شفتالو # 11 دل ویس و دل رامین ببیند جنت وحدت %~% گل سرخ و گل خیری نشیند مست رو ~~با رو # 12 از آن سو در کف حوری شراب صاف انگوری %~% از این سو کرده رو بانو به ~~خنده سوی روبانو # 13 در آن باغ خوش اعلوفه سپی پوشان چو اشکوفه %~% که رستیم از سیه کاری ز ~~مازو رفت آن ما زو # 14 بصیرت‌ها گشاده هر نظر حیران در آن منظر %~% دهان پرقند و پرشکر تو ~~خود باقیش را برگو PageV1P2159 ### || [genre: Gh] # 1 اگر نه عاشق اویم چه می‌پویم به کوی او %~% وگر نه تشنه اویم چه ~~می‌جویم به جوی او # 2 بر این مجنون چه می‌بندم مگر بر خویش می‌خندم %~% که او زنجیر نپذیرد ~~مگر زنجیر موی او # 3 ببر عقلم ببر هوشم که چون پنبه‌ست در گوشم %~% چو گوشم رست از این پنبه ~~درآید های هوی او # 4 همی‌گوید دل زارم که با خود عهدها دارم %~% نیاشامم شراب خوش مگر خون ~~عدوی او # 5 دلم را می‌کند پرخون سرم را پرمی و افیون %~% دل من شد تغار او سر من ~~شد کدوی او # 6 چه باشد ماه یا زهره چو او بگشود آن چهره %~% چه دارد قند یا حلوا ز ~~شیرینی خوی او # 7 مرا گوید چرا زاری ز ذوق آن شکرباری %~% مرا گوید چرا زردی ز لاله ستان ~~روی او # 8 مرا هر دم برانگیزی به سوی شمس تبریزی ms1212 %~% بگو در گوش من ای دل چه ~~می‌تازی به سوی او PageV1P2160 ### || [genre: Gh] # 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو %~% که هر بندی که بربندی بدرانم ~~به جان تو # 2 من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم %~% زبان مرغ می‌دانم سلیمانم ~~به جان تو # 3 نخواهم عمر فانی را تویی عمر عزیز من %~% نخواهم جان پرغم را تویی جانم ~~به جان تو # 4 چو تو پنهان شوی از من همه تاریکی و کفرم %~% چو تو پیدا شوی بر من ~~مسلمانم به جان تو # 5 گر آبی خوردم از کوزه خیال تو در او دیدم %~% وگر یک دم زدم بی‌تو ~~پشیمانم به جان تو # 6 اگر بی‌تو بر افلاکم چو ابر تیره غمناکم %~% وگر بی‌تو به گلزارم به ~~زندانم به جان تو # 7 سماع گوش من نامت سماع هوش من جامت %~% عمارت کن مرا آخر که ویرانم به ~~جان تو # 8 درون صومعه و مسجد تویی مقصودم ای مرشد %~% به هر سو رو بگردانی ~~بگردانم به جان تو # 9 سخن با عشق می‌گویم که او شیر و من آهویم %~% چه آهویم که شیران را ~~نگهبانم به جان تو # 10 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان %~% که سر سرنبشتت را فروخوانم ~~به جان تو # 11 چه خویشی کرد آن بی‌چون عجب با این دل پرخون %~% که ببریده‌ست آن ~~خویشی ز خویشانم به جان تو # 12 تو عید جان قربانی و پیشت عاشقان قربان %~% بکش در مطبخ خویشم که ~~قربانم به جان تو # 13 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی %~% مثال ذره گردان پریشانم به ~~جان تو PageV1P2161 ### || [genre: Gh] # 1 چو شیرینتر نمود ای جان مها شور و بلای تو %~% بهشتم جان شیرین را که ~~می‌سوزد برای تو # 2 روان از تو خجل باشد دلم را پا به گل باشد %~% مرا چه جای دل باشد چو ~~دل گشته‌ست جای تو # 3 تو خورشیدی و دل در چه بتاب ms1213 از چه به دل گه گه %~% که می‌کاهد چو ماه ~~ای مه به عشق جان فزای تو # 4 ز خود مسم به تو زرم به خود سنگم به تو درم %~% کمر بستم به عشق اندر ~~به اومید قبای تو # 5 گرفتم عشق را در بر کله بنهاده‌ام از سر %~% منم محتاج و می‌گویم ز ~~بی‌خویشی دعای تو # 6 دلا از حد خود مگذر برون کن باد را از سر %~% به خاک کوی او بنگر ببین ~~صد خونبهای تو # 7 اگر ریزم وگر رویم چه محتاج تو مه رویم %~% چو برگ کاه می‌پرم به عشق ~~کهربای تو # 8 ایا تبریز خوش جایم ز شمس الدین به هیهایم %~% زنم لبیک و می‌آیم بدان ~~کعبه لقای تو PageV1P2162 ### || [genre: Gh] # 1 اگر بگذشت روز ای جان به شب مهمان مستان شو %~% بر خویشان و بی‌خویشان ~~شبی تا روز مهمان شو # 2 مرو ای یوسف خوبان ز پیش چشم یعقوبان %~% شب قدری کن این شب را چراغ ~~بیت احزان شو # 3 اگر دوریم رحمت شو وگر عوریم خلعت شو %~% وگر ضعفیم صحت شو وگر دردیم ~~درمان شو # 4 اگر کفریم ایمان شو وگر جرمیم غفران شو %~% وگر عوریم احسان شو بهشتی ~~باش و رضوان شو # 5 برای پاسبانی را بکوب آن طبل جانی را %~% برای دیورانی را شهب انداز ~~شیطان شو # 6 تو بحری و جهان ماهی به گاهی چیست و بی‌گاهی %~% حیات ماهیان خواهی بر ~~ایشان آب حیوان شو # 7 شب تیره چه خوش باشد که مه مهمان ما باشد %~% برای شب روان جان برآ ای ~~ماه تابان شو # 8 خمش کن ای دل مضطر مگو دیگر ز خیر و شر %~% چو پیش او است سر مظهر دهان ~~بربند و پنهان شو PageV1P2163 ### || [genre: Gh] # 1 فقیر است او فقیر است او فقیر ابن الفقیر است او %~% خبیر است او خبیر ~~است او خبیر ابن الخبیر است او # 2 لطیف است او لطیف است او ms1214 لطیف ابن اللطیف است او %~% امیر است او امیر ~~است او امیر ملک گیر است او # 3 پناه است او پناه است او پناه هر گناه است او %~% چراغ است او چراغ است ~~او چراغ بی‌نظیر است او # 4 سکون است او سکون است او سکون هر جنون است او %~% جهان است او جهان است ~~او جهان شهد و شیر است او # 5 چو گفتی سر خود با او بگفتی با همه عالم %~% وگر پنهان کنی می‌دان که ~~دانای ضمیر است او # 6 وگر ردت کنند این‌ها بنگذارد تو را تنها %~% درآ در ظل این دولت که شاه ~~ناگریز است او # 7 به سوی خرمن او رو که سرسبزت کند ای جان %~% به زیر دامن او رو که دفع ~~تیغ و تیر است او # 8 هر آنچ او بفرماید سمعنا و اطعنا گو %~% ز هر چیزی که می‌ترسی مجیر است ~~او مجیر است او # 9 اگر کفر و گنه باشد وگر دیو سیه باشد %~% چو زد بر آفتاب او یکی بدر ~~منیر است او # 10 سخن با عشق می‌گویم سبق از عشق می‌گیرم %~% به پیش او کشم جان را که ~~بس اندک پذیر است او # 11 بتی دارد در این پرده بتی زیبا ولی مرده %~% مکش اندر برش چندین که ~~سرد و زمهریر است او # 12 دو دست و پا حنی کرده دو صد مکر و مری کرده %~% جوان پیداست در چادر ~~ولیکن سخت پیر است او # 13 اگر او شیر نر بودی غذای او جگر بودی %~% ولیکن یوز را ماند که جویای ~~پنیر است او # 14 ندارد فر سلطانی نشاید هم به دربانی %~% که اندر عشق تتماجی برهنه ~~همچو سیر است او # 15 اگر در تیر او باشی دوتا همچون کمان گردی %~% از او شیری کجا آید ز ~~خرگوشی اسیر است او # 16 دلم جوشید و می‌خواهد که صد چشمه روان گردد %~% ببست او راه آب من به ~~ره ms1215 بستن نکیر است او PageV1P2164 ### || [genre: Gh] # 1 دگرباره بشوریدم بدان سانم به جان تو %~% که هر بندی که بربندی بدرانم ~~به جان تو # 2 چو چرخم من چو ماهم من چو شمعم من ز تاب تو %~% همه عقلم همه عشقم همه ~~جانم به جان تو # 3 نشاط من ز کار تو خمار من ز خار تو %~% به هر سو رو بگردانی بگردانم به ~~جان تو # 4 غلط گفتم غلط گفتن در این حالت عجب نبود %~% که این دم جام را از می ~~نمی‌دانم به جان تو # 5 من آن دیوانه بندم که دیوان را همی‌بندم %~% من دیوانه دیوان را ~~سلیمانم به جان تو # 6 به غیر عشق هر صورت که آن سر برزند از دل %~% ز صحن دل همین ساعت برون ~~رانم به جان تو # 7 بیا ای او که رفتی تو که چیزی کو رود آید %~% نه تو آنی به جان من نه ~~من آنم به جان تو # 8 ایا منکر درون جان مکن انکارها پنهان %~% که سر سرنوشتت را فروخوانم به ~~جان تو # 9 ز عشق شمس تبریزی ز بیداری و شبخیزی %~% مثال ذره‌ای گردان پریشانم به ~~جان تو PageV1P2165 ### || [genre: Gh] # 1 دل آتش پذیر از توست برق و سنگ و آهن تو %~% مرا سیران کجا باشد مرا ~~تحویل و رفتن تو # 2 بدیدم بی‌تو من خود را تو دیدی بیخودم هم تو %~% به زیر خاک دررفتم ~~نرفتم من بیا من تو # 3 اگر گویم تو می‌گویی من آن ظلمت ز خود بینم %~% از آن ظلمت که می‌گریم ~~سری چون ماه برزن تو # 4 گریبانم دریدستم ز خود دامن کشیدستم %~% که تا گیری گریبانم کشی از مهر ~~دامن تو # 5 گریبانم دریدی تو و دامانم کشیدی تو %~% کدامم من چه نامم من مرا جان ~~تو مرا تن تو # 6 پشیمانم پشیمانم پشیمان تو پشیمان تو %~% چو سوسن صد زبانم من زبان و ~~نطق و سوسن تو # 7 دو ms1216 چشمم خیره در رویت گهی چوگان گهی گویت %~% تویی حیران تویی چوگان ~~تویی دو چشم روشن تو # 8 به یک اندیشه حنظل را کنی بر من چو صد شکر %~% به یک اندیشه شکر را کنی ~~چون زهر دشمن تو # 9 تویی شکر تویی حنظل تویی اندیشه مبدل %~% تویی مور و سلیمان تو تویی ~~خورشید و روزن تو # 10 بدم من کافر احول شدم توحید را اکمل %~% تویی احول کن کافر تویی ایمان ~~و مؤمن تو PageV1P2166 ### || [genre: Gh] # 1 نمی‌گفتی مرا روزی که ما را یار غاری تو %~% درون باغ عشق ما درخت ~~پایداری تو # 2 ایا شیر خدا آخر بفرمودی به صید اندر %~% که خه مر آهوی ما را چو آهو ~~خوش شکاری تو # 3 شکفته داشتی چون گل دل و جانم دلاراما %~% کنونم خود نمی‌گویی کز آن ~~گلزار خاری تو # 4 ز نازی کز تو در سر بد تهی کرد از دماغم غم %~% مرا زنهار از هجرت که ~~بس بی‌زینهاری تو # 5 چو فتوی داد عشق تو به خون من نمی‌دانم %~% چه جوهردار تیغی تو چه ~~سنگین دل نگاری تو # 6 ایا اومید در دستم عصای موسوی بودی %~% ز هجران چو فرعونش کنون جان در ~~چو ماری تو # 7 چو از افلاک نورانی وصال شاه افتادی %~% چو آدم اندر این پستی در این ~~اقلیم ناری تو # 8 کنار وصل دربودی یکی چندی تو ای دیده %~% کنار از اشک پر کن تو چو از ~~شه برکناری تو # 9 الا ای مو سیه پوشی به هنگام طرب وآنگه %~% سپیدت جامه باشد چون در این ~~غم سوگواری تو # 10 به نظم و نثر عذر من سمر شد در جهان اکنون %~% که یک عذرم نپذرفتی ~~چگونه خوش عذاری تو # 11 تو ای جان سنگ خارایی که از آب حیات او %~% جدا گشتی و محرومی وآنگه ~~برقراری تو # 12 رمیدستی از این قالب ولیکن علقه‌ای داری %~% کز آن بحر کرم در گوش در ~~شاهواری ms1217 تو # 13 در این اومید پژمرده بپژمردی چو باغ از دی %~% ز دی بگذر سبک برپر که ~~نی جان بهاری تو # 14 بخارای جهان جان که معدنگاه علم آن است %~% سفر کن جان باعزت که نی ~~جان بخاری تو # 15 مزن فال بدی زیرا به فال سعد وصل آید %~% مگو دورم ز شاه خود که نیک ~~اندر جواری تو # 16 چو دانستی که دیوانه شدی عقل است این دانش %~% چو می‌دانی که تو مستی ~~پس اکنون هشیاری تو # 17 هزاران شکر آن شه را که فرزین بند او گشتی %~% هزاران منت آن می را که ~~از وی در خماری تو # 18 همه فخر و همه دولت برای شاه می‌زیبد %~% چرا در قید فخری تو چرا ~~دربند عاری تو # 19 فراق من شده فربه ز خون تو که خورد ای دل %~% چرا قربان شدی ای دل چو ~~شیشاک نزاری تو # 20 چو سرنایی تو نه چشم از برای انتظار لب %~% چو آن لب را نمی‌بینی در ~~آن پرده چه زاری تو # 21 چو دف از ضربت هجرت چو چنبر گشت پشت من %~% چرا بر دست این دل هم مثال ~~دف نداری تو # 22 هزاران منتت بر جان ز عشق شاه شمس الدین %~% تو بادی ریش درکرده که ~~یعنی حق گزاری تو # 23 الا ای شاه تبریزم در این دریای خون ریزم %~% چه باشد گر چو موسی گرد ~~از دریا برآری تو # 24 ایا خوبی و لطف شه شمردم رمزکی از تو %~% شمردن از کجا تانم که بی‌حد ~~و شماری تو PageV1P2167 ### || [genre: Gh] # 1 ز مکر حق مباش ایمن اگر صد بخت بینی تو %~% بمال این چشم‌ها را گر به ~~پندار یقینی تو # 2 که مکر حق چنان تند است کز وی دیده جانت %~% تو را عرشی نماید او و گر ~~باشی زمینی تو # 3 گمان خاینی می بر تو بر جان امین شکلت %~% که گر تو ساده دل باشی ندارد ~~سود ms1218 امینی تو # 4 خریدی هندوی زشتی قبیحی را تو در چادر %~% تو ساده پوستین بر بوی زهره ~~روی چینی تو # 5 چو شب در خانه آوردی بدیدی روش بی‌چادر %~% ز رویش دیده بگرفتی ز بویش ~~بستی بینی تو # 6 در این بازار طراران زاهدشکل بسیارند %~% فریبندت اگر چه اهل و باعقل ~~متینی تو # 7 مگر فضل خداوند خداوندان شمس الدین %~% کند تنبیه جانت را کند هر دم ~~معینی تو # 8 ببین آن آفتابی را کش اول نیست و نی پایان %~% که اندر دین همی‌تابد ~~اگر از اهل دینی تو # 9 به سوی باغ وحدت رو کز او شادی همی‌روید %~% که هر جزوت شود خندان اگر ~~در خود حزینی تو PageV1P2168 ### || [genre: Gh] # 1 هر شش جهتم ای جان منقوش جمال تو %~% در آینه درتابی چون یافت صقال تو # 2 آیینه تو را بیند اندازه عرض خود %~% در آینه کی گنجد اشکال کمال تو # 3 خورشید ز خورشیدت پرسید کیت بینم %~% گفتا که شوم طالع در وقت زوال تو # 4 رهوار نتانی شد این سوی که چون ناقه %~% بسته‌ست تو را زانو ای عقل ~~عقال تو # 5 عقلی که نمی‌گنجد در هفت فلک فرش %~% ای عشق چرا رفت او در دام و جوال ~~تو # 6 این عقل یکی دانه از خرمن عشق آمد %~% شد بسته آن دانه جمله پر و بال ~~تو # 7 در بحر حیات حق خوردی تو یکی غوطه %~% جان ابدی دیدی جان گشت وبال تو # 8 ملکش به چه کار آید با ملکت عشق تو %~% جاهش به چه کار آید با جاه و ~~جلال تو # 9 صد حلقه زرین بین در گوش جهان اکنون %~% از لطف جواب تو وز ذوق سؤال تو # 10 خامان که زر پخته از دست تو نامدشان %~% شادند به جای زر با سنگ و ~~سفال تو # 11 صد چرخ طواف آرد بر گرد زمین تو %~% صد بدر سجود آرد در پیش هلال تو # 12 با ms1219 تو سگ نفس ما روباهی و مکر آرد %~% که شیر سجود آرد در پیش شغال تو # 13 بی‌پای چو روز و شب اندر سفریم ای جان %~% چون می‌رسد از گردون هر ~~لحظه تعال تو # 14 تاریکی ما چه بود در حضرت نور تو %~% فعل بد ما چه بود با حسن فعال تو # 15 روزیم چو سایه ما بر گرد درخت تو %~% شب تا به سحر نالان ایمن ز ملال ~~تو # 16 از شوق عتاب تو آن آدم بگزیده %~% از صدر جنان آمد در صف نعال تو # 17 دریای دل از مدحت می‌غرد و می‌جوشد %~% لیکن لب خود بستم از شوق مقال ~~تو PageV1P2169 ### || [genre: Gh] # 1 گشته‌ست طپان جانم ای جان و جهان برگو %~% هین سلسله درجنبان ای ساقی ~~جان برگو # 2 سلطان خوشان آمد و آن شاه نشان آمد %~% تا چند کشی گوشم ای گوش کشان ~~برگو # 3 سری است سمندر را ز آتش بنمی سوزد %~% جانی است قلندر را نادرتر از آن ~~برگو # 4 بنگر حشر مستان از دست بنه دستان %~% با رطل گران پیش آ با ضرب گران ~~برگو # 5 زان غمزه چون تیرش و ابروی کمان گیرش %~% اسرار سلحشوری با تیر و کمان ~~برگو # 6 برگو هله جان برگو پیش همگان برگو %~% و آن نکته که می‌دانی با او ~~پنهان برگو # 7 از جام رحیق او مست است عشیق او %~% پیغام عقیق او ای گوهر کان برگو # 8 من بی‌زبر و زیرم در پنجه آن شیرم %~% ز احوال جهان سیرم ز احوال فلان ~~برگو # 9 زیر است نوای غم و اندرخور شادی بم %~% یک لحظه چنین برگو یک لحظه چنان ~~برگو # 10 خورشید معینت شد اقبال قرینت شد %~% مقصود یقینت شد بی‌شک و گمان برگو # 11 چون بگذری ای عارف زین آب و گل ناشف %~% زان سو مثل هاتف بی‌نام و ~~نشان برگو # 12 در عالم جان جا کن در غیب تماشا کن %~% رویی به روان‌ها کن ms1220 زین گرم ~~روان برگو # 13 من بیخود و سرمستم اینک سر خم بستم %~% ای شاه زبردستم بی‌کام و دهان ~~برگو PageV1P2170 ### || [genre: Gh] # 1 هم آگه و هم ناگه مهمان من آمد او %~% دل گفت که کی آمد جان گفت مه مه ~~رو # 2 او آمد در خانه ما جمله چو دیوانه %~% اندر طلب آن مه رفته به میان کو # 3 او نعره زنان گشته از خانه که این جایم %~% ما غافل از این نعره هم ~~نعره زنان هر سو # 4 آن بلبل مست ما بر گلشن ما نالان %~% چون فاخته ما پران فریادکنان کوکو # 5 در نیم شبی جسته جمعی که چه دزد آمد %~% و آن دزد همی‌گوید دزد آمد و ~~آن دزد او # 6 آمیخته شد بانگش با بانگ همه زان سان %~% پیدا نشود بانگش در غلغله شان ~~یک مو # 7 و هو معکم یعنی با توست در این جستن %~% آنگه که تو می‌جویی هم در طلب ~~او را جو # 8 نزدیکتر است از تو با تو چه روی بیرون %~% چون برف گدازان شو خود را تو ~~ز خود می‌شو # 9 از عشق زبان روید جان را مثل سوسن %~% می‌دار زبان خامش از سوسن گیر ~~این خو PageV1P2171 ### || [genre: Gh] # 1 چنگ خردم بگسل تاری من و تاری تو %~% هین نوبت دل می‌زن باری من و باری ~~تو # 2 در وحدت مشتاقی ما جمله یکی باشیم %~% اما چو به گفت آییم یاری من و ~~یاری تو # 3 چون احمد و بوبکریم در کنج یکی غاری %~% زیرا که دوی باشد غاری من و ~~غاری تو # 4 در عالم خارستان بسیار سفر کردم %~% اکنون بکش از پایم خاری من و خاری ~~تو # 5 سرمست بخسپ ای دل در ظل مسیح خود %~% آن رفت که می‌بودیم زاری من و ~~زاری تو # 6 من غرقه شدم در زر تو سجده کنان ای سر %~% بی‌کار نمی‌شاید کاری من و ~~کاری تو # 7 هر کس که ms1221 مرا جوید در کوی تو باید جست %~% گر لیلی و مجنون است باری من ~~و باری تو # 8 دزدی که رهی می‌زد هنگام سیاست شد %~% اکنون بزنیم او را داری من و ~~داری تو # 9 خاموش که خاموشی فخری من و فخری تو %~% در گفتن و بی‌صبری عاری من و ~~عاری تو PageV1P2172 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار قلندردل دلتنگ چرایی تو %~% از جغد چه اندیشی چون جان همایی تو # 2 بخرام چنین نازان در حلقه جانبازان %~% ای رفته برون از جا آخر به ~~کجایی تو # 3 داده‌ست ز کان تو لعل تو نشانی‌ها %~% آن گوهر جانی را آخر ننمایی تو # 4 بس خوب و لطیفی تو بس چست و ظریفی تو %~% بس ماه لقایی تو آخر چه بلایی ~~تو # 5 ای از فر و زیبایی وز خوبی و رعنایی %~% جان حلقه به گوش تو در حلقه ~~نیایی تو # 6 ای بنده قمر پیشت جان بسته کمر پیشت %~% از بهر گشاد ما دربند قبایی تو # 7 از دل چو ببردی غم دل گشت چو جام جم %~% وین جام شود تابان ای جان چو ~~برآیی تو # 8 هر روز برآیی تو بازیب و فر آیی تو %~% در مجلس سرمستان باشور و شر آیی ~~تو # 9 شمس الحق تبریزی ای مایه بینایی %~% نادیده مکن ما را چون دیده مایی تو ~~PageV1P2173 ### || [genre: Gh] # 1 در خشکی ما بنگر وآن پرده تر برگو %~% چشم تر ما را بین ای نور بصر ~~برگو # 2 جمع شکران را بین در ما نگران را بین %~% شیرین نظران را بین هین شرح ~~شکر برگو # 3 امروز چنان مستی کز جوی جهان جستی %~% امروز اگر خواهی آن چیز دگر برگو # 4 هر چند که استادی داد دو جهان دادی %~% در دست کی افتادی زان طرفه خبر ~~برگو # 5 از جای نجنبیده لیک از دل و از دیده %~% بسیار بگردیده احوال سفر برگو # 6 در کشتی و دریایی خوش موج و ms1222 مصفایی %~% زیری گه و بالایی ای زیر و زبر ~~برگو # 7 با صبر تویی محرم روسخت تویی در غم %~% شمشیر زبان برکش وز صبر و سپر ~~برگو # 8 مستی جماعت بین کرده ز قدح بالین %~% یا رب بفزا آمین این قصه ز سر ~~برگو # 9 بر هر که زد این برهان جان یابد و سیصد جان %~% باور نکنی این را بر ~~چوب و حجر برگو # 10 گفت ار سر او باشم رخسار تو بخراشم %~% ای عارف این را هم با او به ~~سحر برگو # 11 آمد دگری از ده هین دیگ دگر برنه %~% گر تاج گرو کردی از رهن کمر برگو # 12 گر رافضیی باشد از داد علی در ده %~% ور زآنک بود سنی از عدل عمر برگو # 13 موری چه قدر گوید از تخت سلیمانی %~% بگشا لب و شرحش کن اسباب ظفر ~~برگو PageV1P2174 ### || [genre: Gh] # 1 آن دلبر عیار جگرخواره ما کو %~% آن خسرو شیرین شکرپاره ما کو # 2 بی‌صورت او مجلس ما را نمکی نیست %~% آن پرنمک و پرفن و عیاره ما کو # 3 باریک شده‌ست از غم او ماه فلک نیز %~% آن زهره بابهره سیاره ما کو # 4 پربسته چو هاروتم و لب تشنه چو ماروت %~% آن رشک چه بابل سحاره ما کو # 5 موسی که در این خشک بیابان به عصایی %~% صد چشمه روان کرد از این خاره ~~ما کو # 6 زین پنج حسن ظاهر و زین پنج حسن سر %~% ده چشمه گشاینده در این قاره ما ~~کو # 7 از فرقت آن دلبر دردی است در این دل %~% آن داروی درد دل و آن چاره ما ~~کو # 8 استاره روز او است چو بر می‌ندمد صبح %~% گویم که بدم گوید کاستاره ما ~~کو # 9 اندر ظلمات است خضر در طلب آب %~% کان عین حیات خوش فواره ما کو # 10 جان همچو مسیحی است به گهواره قالب %~% آن مریم بندنده گهواره ما کو # 11 آن عشق پر ms1223 از صورت بی‌صورت عالم %~% هم دوز ز ما هم زه قواره ما کو # 12 هر کنج یکی پرغم مخمور نشسته‌ست %~% کان ساقی دریادل خماره ما کو # 13 آن زنده کن این در و دیوار بدن کو %~% و آن رونق سقف و در و درساره ما ~~کو # 14 لوامه و اماره بجنگند شب و روز %~% جنگ افکن لوامه و اماره ما کو # 15 ما مشت گلی در کف قدرت متقلب %~% از غفلت خود گفته که گل کاره ما کو # 16 شمس الحق تبریز کجا رفت و کجا نیست %~% و اندر پی او آن دل آواره ما ~~کو PageV1P2175 ### || [genre: Gh] # 1 خزان عاشقان را نوبهار او %~% روان ره روان را افتخار او # 2 همه گردن کشان شیردل را %~% کشیده سوی خود بی‌اختیار او # 3 قطار شیر می‌بینم چو اشتر %~% به بینیشان درآورده مهار او # 4 مهارش آنک حاجتمندشان کرد %~% ز خوف و حرصشان کرده نزار او # 5 گران جانتر ز عنصرها نه خاک است %~% سبک کرد و ببرد از وی قرار او # 6 از آب و آتش و از باد این خاک %~% سبکتر شد چو برد از وی وقار او # 7 به خاک آن هر سه عنصر را کند صید %~% به گردون می‌کند آهو شکار او # 8 یکی کاهل نخواهد رست از وی %~% که یک یک را کند دربند کار او # 9 ز خاک تیره کاهلتر نباشی %~% به زیر دم او بنهاد خار او # 10 عصا زد بر سر دریا که برجه %~% برآورد از دل دریا غبار او # 11 عصا را گفت بگذار این عصایی %~% همی‌پیچد بر خود همچو مار او # 12 برآرد مطبخ معده بخاری %~% بسازد جان و حسی زان بخار او # 13 ز تف دل دگر جانی بسازد %~% که تا دارد از آن جان ننگ و عار او # 14 زهی غیرت که بر خود دارد آن شه %~% که سلطان هم وی است و پرده دار او # 15 زهی عشقی که ms1224 دارد بر کفی خاک %~% که گاهش گل کند گه لاله زار او # 16 کند با او به هر دم یک صفت یار %~% ز جمله بسکلد در اضطرار او # 17 که تا داند که آن‌ها بی‌وفااند %~% بداند قدر این بگزیده یار او # 18 عجایب یار غاری گردد او را %~% که یار او باشد و هم یار غار او # 19 زبان بربند و بگشا چشم عبرت %~% که بگشاده‌ست راه اعتبار او ~~PageV1P2176 ### || [genre: Gh] # 1 تو کمترخواره‌ای هشیار می‌رو %~% میان کژروان رهوار می‌رو # 2 تو آن خنبی که من دیدم ندیدی %~% مرا خنبک مزن ای یار می‌رو # 3 ز بازار جهان بیزار گشتم %~% تو دلالی سوی بازار می‌رو # 4 چو من ایزار پا دستار کردم %~% تو پا بردار و با دستار می‌رو # 5 مرا تا وقت مردن کار این است %~% تو را کار است سوی کار می‌رو # 6 مرا آن رند بشکسته‌ست توبه %~% تو مرد صایمی ناهار می‌رو # 7 شنیدی فضل شمس الدین تبریز %~% نداری دیده در اقرار می‌رو PageV1P2177 ### || [genre: Gh] # 1 تو جام عشق را بستان و می‌رو %~% همان معشوق را می‌دان و می‌رو # 2 شرابی باش بی‌خاشاک صورت %~% لطیف و صاف همچون جان و می‌رو # 3 یکی دیدار او صد جان به ارزد %~% بده جان و بخر ارزان و می‌رو # 4 چو دیدی آن چنان سیمین بری را %~% بده سیم و بنه همیان و می‌رو # 5 اگر عالم شود گریان تو را چه %~% نظر کن در مه خندان و می‌رو # 6 اگر گویند رزاقی و خالی %~% بگو هستم دو صد چندان و می‌رو # 7 کلوخی بر لب خود مال با خلق %~% شکر را گیر در دندان و می‌رو # 8 بگو آن مه مرا باقی شما را %~% نه سر خواهیم و نی سامان و می‌رو # 9 کیست آن مه خداوند شمس تبریز %~% درآ در ظل آن سلطان و می‌رو ~~PageV1P2178 ### || [genre: Gh] # 1 از این پستی به سوی آسمان شو %~% روانت شاد بادا ms1225 خوش روان شو # 2 ز شهر پرتب و لرزه بجستی %~% به شادی ساکن دارالامان شو # 3 اگر شد نقش تن نقاش را باش %~% وگر ویران شد این تن جمله جان شو # 4 وگر روی از اجل شد زعفرانی %~% مقیم لاله زار و ارغوان شو # 5 وگر درهای راحت بر تو بستند %~% بیا از راه بام و نردبان شو # 6 وگر تنها شدی از یار و اصحاب %~% به یاری خدا صاحب قران شو # 7 وگر از آب و از نان دور ماندی %~% چو نان شو قوت جان‌ها و چنان شو ~~PageV1P2179 ### || [genre: Gh] # 1 دل و جان را طربگاه و مقام او %~% شراب خم بی‌چون را قوام او # 2 همه عالم دهان خشکند و تشنه %~% غذای جمله را داده تمام او # 3 غذاها هم غذا جویند از وی %~% که گندم را دهد آب از غمام او # 4 عدم چون اژدهای فتنه جویان %~% ببسته فتنه را حلق و مسام او # 5 سزای صد عتاب و صد عذابیم %~% کشیده از سزای ما لگام او # 6 ز حلم او جهان گستاخ گشته %~% که گویی ما شهانیم و غلام او # 7 برای مغز مخموران عشقش %~% بجوشیده به دست خود مدام او # 8 کشیده گوش هشیاران به مستی %~% زهی اقبال و بخت مستدام او # 9 پیمبر را چو پرده کرده در پیش %~% پس آن پرده می‌گوید پیام او # 10 نکرده بندگان او را سلامی %~% بر ایشان کرده از اول سلام او # 11 چه باشد گر شبی را زنده داری %~% به عشق او که آرد صبح و شام او # 12 وگر خامی‌کنی غافل بخسپی %~% بنگذارد تو را ای دوست خام او # 13 ز خردی تا کنون بس جا بخفتی %~% کشانیدت ز پستی تا به بام او # 14 ز خاکی تا به چالاکی کشیدت %~% بدادت دانش و ناموس و نام او # 15 مقامات نوت خواهد نمودن %~% که تا خاصت کند ز انعام عام او # 16 به خردی هم ز ms1226 مکتب می‌جهیدی %~% چه نرمت کرد و پابرجا و رام او # 17 به خاکی و نباتی و به نطفه %~% ستیزیدی درآوردت به دام او # 18 ز چندین ره به مهمانیت آورد %~% نیاوردت برای انتقام او # 19 به وقت درد می‌دانی که او او است %~% به خاکی می‌دهد اویی به وام او # 20 همه اویان چو خاشاکی نمایند %~% چو بوی خود فرستد در مشام او # 21 سخن‌ها بانگ زنبوران نماید %~% چو اندر گوش ما گوید کلام او # 22 نماید چرخ بیت العنکبوتی %~% چو بنماید مقام بی‌مقام او # 23 همه عالم گرفته‌ست آفتابی %~% زهی کوری که می‌گوید کدام او # 24 چو درماند نگوید او جز او را %~% چو بجهد هر خسی را کرده نام او # 25 شکنجه بایدش زیرا که دزد است %~% مقر ناید به نرمی‌و به کام او # 26 تو باری دزد خود را سیخ می‌زن %~% چو می‌دانی که دزدیده‌ست جام او # 27 به یاری‌های شمس الدین تبریز %~% شود بس مستخف و مستهام او # 28 خمش از پارسی تازی بگویم %~% فؤاد ما تسلیه المدام PageV1P2180 ### || [genre: Gh] # 1 به پیشت نام جان گویم زهی رو %~% حدیث گلستان گویم زهی رو # 2 تو این جا حاضر و شرمم نباشد %~% که از حسن بتان گویم زهی رو # 3 بهار و صد بهار از تو خجل شد %~% من افسانه خزان گویم زهی رو # 4 تو شاهنشاه صد جان و جهانی %~% من از جان و جهان گویم زهی رو # 5 حدیثت در دهان جان نگنجد %~% حدیثت از زبان گویم زهی رو # 6 جهان گم گشت و ماهت آشکارا %~% چنین مه را نهان گویم زهی رو # 7 همه عالم ز نورت لعل در لعل %~% به پیش تو ز کان گویم زهی رو # 8 ز تو دل‌ها پر از نور یقین است %~% یقین را از گمان گویم زهی رو # 9 چو خورشید جمالت بر زمین تافت %~% ز ماه و اختران گویم زهی رو # 10 چو لطف شمس تبریزی ز ms1227 حد رفت %~% من از وی گر فغان گویم زهی رو ~~PageV1P2181 ### || [genre: Gh] # 1 به پیشت نام جان گویم زهی رو %~% حدیث گلستان گویم زهی رو # 2 تو این جا حاضر و شرمم نباشد %~% که از حسن بتان گویم زهی رو # 3 چو شاه بی‌نشان عالم بیاراست %~% من از شکل و نشان گویم زهی رو # 4 چو نور لامکان آفاق بگرفت %~% من از جا و مکان گویم زهی رو # 5 به پیش این دکان که کان شادی است %~% من از سود و زیان گویم زهی رو # 6 به پیش این چنین دانای اسرار %~% کژی در دل نهان گویم زهی رو # 7 چو استاره و جهان شد محو خورشید %~% فسانه این جهان گویم زهی رو # 8 اوان قاب قوسین است و ادنی %~% حدیث خرکمان گویم زهی رو # 9 از آن جان که روان شد سوی جانان %~% بر هر بی‌روان گویم زهی رو # 10 حدیثی را که جان هم نیست محرم %~% من از راه دهان گویم زهی رو # 11 چو شاهنشاه صد جان و جهانی %~% من از جان و جهان گویم زهی رو ~~PageV1P2182 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای رونق گلزار از این سو %~% از آن شکر یکی قنطار از این سو # 2 یکی بوسه قضاگردان جانت %~% از آن دو لعل شکربار از این سو # 3 از آن روزن فروکن سر چو مهتاب %~% وزان گلشن یکی گلزار از این سو # 4 کباب و می از این سو دود از آن سو %~% درخت خار از آن سو یار از این سو # 5 تعب تن راست لایق راح دل را %~% منه رنج تن سگسار از این سو # 6 سلیمانا سوی بلقیس بگذر %~% که آمد هدهد طیار از این سو # 7 به منقارش یکی پرنور نامه %~% نموده صد هزار اسرار از این سو # 8 مخور تنها که تنها خوش نباشد %~% یکی ساغر از آن خمار از این سو # 9 بدن تنهاخور آمد روح مؤثر %~% که جان هدیه ms1228 کند ایثار از این سو # 10 سقاهم می‌دهد ساغر پیاپی %~% به تو ای ساقی ابرار از این سو # 11 به هر دو دست گیرش تا نریزی %~% قدح پر است هین هشدار از این سو # 12 بیا که خرقه‌ها جمله گرو شد %~% ز تو ای شاه خوش دستار از این سو # 13 برهنه شو ز حرف و بحر در رو %~% چو بانگ بحر دان گفتار از این سو ~~PageV1P2183 ### || [genre: Gh] # 1 چو بگشادم نظر از شیوه تو %~% بشد کارم چو زر از شیوه تو # 2 تویی خورشید و من چون میوه خام %~% به هر دم پخته‌تر از شیوه تو # 3 چو زهره می‌نوازم چنگ عشرت %~% شب و روز ای قمر از شیوه تو # 4 به هر دم صد هزار اجزای مرده %~% شود چون جانور از شیوه تو # 5 چرا ازرق قبای چرخ گردون %~% چنین بندد کمر از شیوه تو # 6 چرا روی شفق سرخ است هر شام %~% به خونابه جگر از شیوه تو # 7 ز شیوه ماهت استاره همی‌جست %~% گرفتم من بصر از شیوه تو # 8 به خوبی همچو تو خود این محال است %~% چنان خوبی به سر از شیوه تو # 9 ز انبوهی نباشد جان سوزن %~% ز عاشق وین حشر از شیوه تو # 10 عجب چون آمد اندر عالم عشق %~% هزاران شور و شر از شیوه تو # 11 اگر نه پرده آویزی به هر دم %~% بدرد این بشر از شیوه تو # 12 اگر غفلت نباشد جمله عالم %~% شود زیر و زبر از شیوه تو # 13 چرایم شمس تبریزی چو شیدا %~% به گرد بام و در از شیوه تو PageV1P2184 ### || [genre: Gh] # 1 خداوندا چو تو صاحب قران کو %~% برابر با مکان تو مکان کو # 2 زمان محتاج و مسکین تو باشد %~% تو را حاجت به دوران و زمان کو # 3 کسی کو گفت دیدم شمس دین را %~% سؤالش کن که راه آسمان کو # 4 در آن دریا مرو بی‌امر دریا %~% نمی‌ترسی ms1229 برای تو ضمان کو # 5 مگر بی‌قصد افتی کو کریم است %~% خطاکن را ز عفو او غمان کو # 6 چو سجده کرد آیینه مر او را %~% بر آن آیینه زنگار گمان کو # 7 همو تیر است همو اسپر همو قوس %~% چه گفتم آن طرف تیر و کمان کو # 8 هر آن جسمی که از لطفش نظر یافت %~% نظیرش در ولایت‌های جان کو # 9 بجز از روی عجز و فقر و تسلیم %~% ببرده سر از او از انس و جان کو # 10 ز غیرت حق شد حارس و گر نی %~% مر او را از کی بیم است پاسبان کو # 11 به پیشانی جانا داغ مهرش %~% کسی بی‌داغ مهرش در قران کو # 12 به نوبتگاه او بین صف کشیده %~% به خدمت گر همی‌جویی مهان کو # 13 نباشد خنده جز از زعفرانش %~% بجز از عشق رویش شادمان کو # 14 بجز از هجر آن مخدوم جانی %~% دل و جان را به عالم اندهان کو # 15 خداوند شمس دین از بهر الله %~% که لایق در ثنای او دهان کو # 16 زبان و جان من با وصل او رفت %~% به شرح خاک تبریزم زبان کو # 17 همه کان هست محتاج خریدار %~% بدان حد بی‌نیازی هیچ کان کو ~~PageV1P2185 ### || [genre: Gh] # 1 گران جانی مکن ای یار برگو %~% از آن زلف و از آن رخسار برگو # 2 ز باغ جان دو سه گلدسته بربند %~% حکایت‌های آن گلزار برگو # 3 ز حسنش گفتنی بسیار داری %~% ملولی گوشه نه بسیار برگو # 4 ز یاد دوست شیرینتر چه کار است %~% هلا منشین چنین بی‌کار برگو # 5 چه گفتی دی که جوشیده‌ست خونم %~% بیا امروز دیگربار برگو # 6 ز یاد عالم غدار بگذر %~% ز لطف عالم الاسرار برگو # 7 ز لاف فتنه تاتار کم کن %~% ز ناف آهوی تاتار برگو # 8 ز عشق حسن شمس الدین تبریز %~% میان عاشقان آثار برگو PageV1P2186 ### || [genre: Gh] # 1 در این رقص و در این های و ms1230 در این هو %~% میان ماست گردان میر مه رو # 2 اگر چه روی می‌دزدد ز مردم %~% کجا پنهان شود آن روی نیکو # 3 چو چشمت بست آن جادوی استاد %~% درآ در آب جو و آب می‌جو # 4 تو گویی کو و کو او نیز سر را %~% به هر سو می‌کند یعنی که کو کو # 5 ز کوی عشق می‌آید ندایی %~% رها کن کو و کو دررو در این کو # 6 برو دامان خاقان گیر محکم %~% چو او باشد چه اندیشی ز باجو # 7 برو پهلوی قصرش خانه‌ای گیر %~% که تا ایمن شوی از درد پهلو # 8 گریزان درد و دارو در پی تو %~% زهی لطف و زهی احسان و دارو # 9 سیه کاری و تلخی را رها کن %~% بر ما زو بیا غلطان چو مازو # 10 از او یابد طرب هم مست و هم می %~% از او گیرد نمک هم رو و هم خو # 11 از او اندیش و گفتن را رها کن %~% لطیف اندیش باشد مرد کم گو ~~PageV1P2187 ### || [genre: Gh] # 1 بازم صنما چه می‌فریبی تو %~% بازم به دغا چه می‌فریبی تو # 2 هر لحظه بخوانیم کریمانه %~% ای دوست مرا چه می‌فریبی تو # 3 عمری تو و عمر بی‌وفا باشد %~% ما را به وفا چه می‌فریبی تو # 4 دل سیر نمی‌شود به جیحون‌ها %~% ما را به سقا چه می‌فریبی تو # 5 تاریک شده‌ست چشم بی‌ماهت %~% ما را به عصا چه می‌فریبی تو # 6 ای دوست دعا وظیفه بنده‌ست %~% ما را به دعا چه می‌فریبی تو # 7 آن را که مثال امن دادی دی %~% با خوف و رجا چه می‌فریبی تو # 8 گفتی به قضای حق رضا باید %~% ما را به قضا چه می‌فریبی تو # 9 چون نیست دواپذیر این دردم %~% ما را به دوا چه می‌فریبی تو # 10 تنها خوردن چو پیشه کردی خوش %~% ما را به صلا چه می‌فریبی تو # 11 چون چنگ نشاط ما شکستی خرد %~% ما ms1231 را به سه تا چه می‌فریبی تو # 12 ما را بی ما چه می‌نوازی تو %~% ما را با ما چه می‌فریبی تو # 13 ای بسته کمر به پیش تو جانم %~% ما را به قبا چه می‌فریبی تو # 14 خاموش که غیر تو نمی‌خواهیم %~% ما را به عطا چه می‌فریبی تو ~~PageV1P2188 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی که چه کرد آن پری رو %~% آن ماه لقای مشتری رو # 2 گشتند بتان همه نگونسار %~% در حسن خلیل آزری رو # 3 شد کفر چو شمع‌های ایمان %~% کورد به سوی کافری رو # 4 شد جمله جهان بهشت خندان %~% زان سرو روان عبهری رو # 5 دارد دو هزار سحر مطلق %~% وای ار آرد به ساحری رو # 6 افروخت بهار چون گل سرخ %~% بر رغم دل مزعفری رو # 7 کافور نثار کرد خورشید %~% بر چهره شام عنبری رو # 8 شد شیشه زرد همچو لاله %~% زان باده لعل احمری رو # 9 فربه شد عشق و زفت و لمتر %~% بنهاد خرد به لاغری رو # 10 بر باده لعل زد رخ من %~% تا چند نهد به زرگری رو # 11 بس کن هله فتنه را مشوران %~% یا برگردان ز شاعری رو PageV1P2189 ### || [genre: Gh] # 1 ای رونق نوبهار برگو %~% وی شادی لاله زار برگو # 2 بی‌غصه می فروش می‌نوش %~% بی‌زحمت شاخ خار برگو # 3 ای بلبل و ای هزاردستان %~% برگو صفت بهار برگو # 4 ای حلقه به گوش و عاشق گل %~% گوش و پس سر مخار برگو # 5 شرح قد سرو و چهره گل %~% بر عرعر و بر چنار برگو # 6 چون رفت خزان و رو نهان کرد %~% بر سرو رو آشکار برگو # 7 گر پرسندت که جان رز چیست %~% بر برگ نظر مدار برگو # 8 صد شیر و هزار گونه خرگوش %~% خواهی که کنی شکار برگو # 9 خواهی که شود قبول عذرت %~% ز اشکوفه خوش عذار برگو # 10 خواهی که بری قرار مستان %~% زان نرگس پرخمار برگو # 11 امروز سر شراب داریم ms1232 %~% ساقی شو و بر نهار برگو # 12 مستی آمد ملولیت رفت %~% صد بار و هزار بار برگو # 13 ای جام شرابدار برگرد %~% وی چنگ لطیف تار برگو # 14 از بهر ثواب و رحمت حق %~% ای عارف حق گزار برگو # 15 ما منتظر توایم بشتاب %~% بی‌زحمت انتظار برگو # 16 تشنیع مزن که صله‌ای نیست %~% نک آوردم نثار برگو PageV1P2190 ### || [genre: Gh] # 1 ای عارف خوش کلام برگو %~% ای فخر همه کرام برگو # 2 هر ممتحنی ز دست رفته %~% بر دست گرفت جام برگو # 3 قایم شو و مات کن خرد را %~% وز باده باقوام برگو # 4 تا روح شویم جمله می ده %~% تا خواجه شود غلام برگو # 5 قانع نشوم به نور روزن %~% بشکاف حجاب بام برگو # 6 بپذیر مدام خوش ز ساقی %~% چون مست شدی مدام برگو # 7 آن جام چو زر پخته بستان %~% زان سوختگان خام برگو # 8 مبدل شد و خوش حطام دنیا %~% چون رستی از این حطام برگو # 9 لب بستم ای بت شکرلب %~% بی‌واسطه و پیام برگو PageV1P2191 ### || [genre: Gh] # 1 ای صید رخ تو شیر و آهو %~% پنهان ز کجا شود چنان رو # 2 چندانک توانیش تو می‌پوش %~% می‌بند نقاب توی بر تو # 3 در روزن سینه‌ها بتابید %~% خورشید ز مطلع ترازو # 4 اندر عدم و وجود افکند %~% صد غلغله عشق که تعالوا # 5 ای قند دو لعل تو خردسوز %~% وی تیر دو چشم تو جگرجو # 6 سی بیت دگر بخواست گفتن %~% مستیش کشید گوش از آن سو # 7 سی بیت فروختم به یک بیت %~% بیتی که گشاده شد در آن کو PageV1P2192 ### || [genre: Gh] # 1 آن وعده که کرده‌ای مرا کو %~% این جا منم و تو وانما کو # 2 با جمله پلاس خوش نباشد %~% آن عهد پلاس را وفا کو # 3 لب بسته چو بوبک ربابی %~% آن داد و گشاد و آن عطا کو # 4 ای وعده تو چو صبح صادق %~% آن شمع و چراغ و آن ms1233 ضیا کو # 5 تا چند ز ناسزا و دشنام %~% آن دلداری و آن سزا کو # 6 خیزید به سوی من کشیدش %~% ای طایفه یاری شما کو # 7 ای سنگ دلان جواب گویید %~% کان کان عقیق و کیمیا کو # 8 یا سحر نمود و چشم ما بست %~% آن ساحر و آن گره گشا کو # 9 یا پر بگشاد و در هوا رفت %~% ای مرغ ضمیر آن هوا کو # 10 والله که نرفت و رفتنی نیست %~% ماییم ز خویش رفته ما کو # 11 ماکو به همان طرف که انداخت %~% ای در کف صنع ما چو ماکو # 12 هین مشک سخن بنه به جو رو %~% می‌خواندت آب کان سقا کو PageV1P2193 ### || [genre: Gh] # 1 خوش خرامان می‌روی ای جان جان بی‌من مرو %~% ای حیات دوستان در بوستان ~~بی‌من مرو # 2 ای فلک بی‌من مگرد و ای قمر بی‌من متاب %~% ای زمین بی‌من مروی و ای ~~زمان بی‌من مرو # 3 این جهان با تو خوش است و آن جهان با تو خوش است %~% این جهان بی‌من ~~مباش و آن جهان بی‌من مرو # 4 ای عیان بی‌من مدان و ای زبان بی‌من مخوان %~% ای نظر بی‌من مبین و ای ~~روان بی‌من مرو # 5 شب ز نور ماه روی خویش را بیند سپید %~% من شبم تو ماه من بر آسمان ~~بی‌من مرو # 6 خار ایمن گشت ز آتش در پناه لطف گل %~% تو گلی من خار تو در گلستان ~~بی‌من مرو # 7 در خم چوگانت می‌تازم چو چشمت با من است %~% همچنین در من نگر بی‌من ~~مران بی‌من مرو # 8 چون حریف شاه باشی ای طرب بی‌من منوش %~% چون به بام شه روی ای پاسبان ~~بی‌من مرو # 9 وای آن کس کو در این ره بی‌نشان تو رود %~% چو نشان من تویی ای بی‌نشان ~~بی‌من مرو # 10 وای آن کو اندر این ره می‌رود بی‌دانشی %~% دانش راهم تویی ای راه دان ~~بی‌من مرو # 11 دیگرانت عشق می‌خوانند ms1234 و من سلطان عشق %~% ای تو بالاتر ز وهم این و ~~آن بی‌من مرو PageV1P2194 ### || [genre: Gh] # 1 از حلاوت‌ها که هست از خشم و از دشنام او %~% می‌ستیزم هر شبی با چشم ~~خون آشام او # 2 دام‌های عشق او گر پر و بالم بسکلد %~% طوطی جان نسکلد از شکر و بادام ~~او # 3 چند پرسی مر مرا از وحشت و شب‌های هجر %~% شب کجا ماند بگو در دولت ~~ایام او # 4 خون ما را رنگ خون و فعل می‌آمد از آنک %~% خون‌ها می می‌شود چون ~~می‌رود در جام او # 5 وعده‌های خام او در مغز جان جوشان شده %~% عاشقان پخته بین از وعده‌های ~~خام او # 6 خسروان بر تخت دولت بین که حسرت می‌خورند %~% در لقای عاشقان کشته ~~بدنام او # 7 آن سگان کوی او شاهان شیران گشته‌اند %~% کان چنان آهوی فتنه دیده شد ~~بر بام او # 8 الله الله تو مپرس از باخودان اوصاف می %~% تو ببین در چشم مستان ~~لطف‌های عام او # 9 دست بر رگ‌های مستان نه دلا تا پی بری %~% از دهان آلودگان زان باده ~~خودکام او # 10 شمس تبریزی که گامش بر سر ارواح بود %~% پا منه تو سر بنه بر جایگاه ~~گام او PageV1P2195 ### || [genre: Gh] # 1 ای خراب اسرارم از اسرار تو اسرار تو %~% نقش‌هایی دیدم از گلزار تو ~~گلزار تو # 2 کشته عشق توام ور ز آنک تو منکر شوی %~% خط‌هایی دارم از اقرار تو ~~اقرار تو # 3 می‌گدازم می‌گدازم هر زمان همچون شکر %~% از شکرها رسته از گفتار تو ~~گفتار تو # 4 شب همه خلقان بخفته چشم من بیدار و باز %~% همچو بخت و طالع بیدار تو ~~بیدار تو # 5 چند گویی مر مرا کز کار چون کاهل شدی %~% راست گویی ای صنم از کار تو ~~از کار تو # 6 ای طبیب عاشقان این جمله بیماریم %~% هست زان دو نرگس بیمار تو بیمار ~~تو # 7 ای دم هشیاریم بی‌هوش هشیاری تو %~% ای ms1235 دم بی‌هوشیم هشیار تو هشیار تو # 8 چشمه‌ها بر دل بجوشد هر دم از دریای تو %~% چشم دل پرک زن انوار تو ~~انوار تو # 9 شمس تبریزی که عالم اندک اندک بود %~% از عطا و بخشش بسیار تو بسیار تو ~~PageV1P2196 ### || [genre: Gh] # 1 جمله خشم از کبر خیزد از تکبر پاک شو %~% گر نخواهی کبر را رو بی‌تکبر ~~خاک شو # 2 خشم هرگز برنخیزد جز ز کبر و ما و من %~% هر دو را چون نردبان زیر آر و ~~بر افلاک شو # 3 هر کجا تو خشم دیدی کبر را در خشم جو %~% گر خوشی با این دو مارت خود ~~برو ضحاک شو # 4 گر ز کبر و خشم بیزاری برو کنجی بخست %~% ور ز کبر و خشم دلشادی برو ~~غمناک شو # 5 خشم سگساران رها کن خشم از شیران ببین %~% خشم از شیران چو دیدی سر بنه ~~شیشاک شو # 6 لقمه شیرین که از وی خشم انگیزان مخور %~% لقمه از لولاک گیر و بنده ~~لولاک شو # 7 رو تو قصاب هوا شو کبر و کین را خون بریز %~% چند باشی خفته زیر این دو ~~سگ چالاک شو PageV1P2197 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنایی عاشقان را درد باید درد کو %~% بار جور نیکوان را مرد باید ~~مرد کو # 2 بار جور نیکوان از دی و فردا برتر است %~% وانما جان کسی از دی و فردا ~~فرد کو # 3 ور خیال آید تو را کز دی و فردا برتری %~% برتری را کار و بار و ملک و ~~بردابرد کو # 4 در میان هفت دریا دامن تو خشک کو %~% در میان هفت دوزخ عنصر تو سرد کو # 5 این نداری خود ولیکن گر تو این را طالبی %~% آه سرد و اشک گرم و ~~چهره‌های زرد کو # 6 هر نفس بوی دل آید از صراط المستقیم %~% تا نگویی عشق ره رو را که راه ~~آورد کو # 7 گرد از آن دریا برآمد گرد جسم ms1236 اولیاست %~% تا نگویی قوم موسی را در این ~~یم گرد کو PageV1P2198 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا بادی که داری در سر از یاری بگو %~% گر نگویی با کسی با عاشقان ~~باری بگو # 2 قصه کن در گوش ما گر دیگران محرم نیند %~% با دل پرخون ما پیغام دلداری ~~بگو # 3 آن مسیح حسن را دانم که می‌دانی کجاست %~% با کسی کز عشق دارد بسته ~~زناری بگو # 4 بانگ برزن عاشقی را کو به گل مشغول شد %~% گو که شرمت باد از آن رخ ترک ~~گلزاری بگو # 5 ای صبا خوش آمدی چون بازگردی سوی دوست %~% حال من دزدیده اندر گوش ~~عیاری بگو # 6 سوسنی با صد زبان گر حال من با او بگفت %~% تو چو نرگس بی‌زبان از چشم ~~اسراری بگو # 7 با چنان غیرت که جان دارد بگفتم پیش خلق %~% شمس تبریزی بگویم گفت جان ~~آری بگو PageV1P2199 ### || [genre: Gh] # 1 در گذر آمد خیالش گفت جان این است او %~% پادشاه شهرهای لامکان این است ~~او # 2 صد هزار انگشت‌ها اندر اشارت دیده شد %~% سوی او از نور جان‌ها کای ~~فلان این است او # 3 چون زمین سرسبز گشت از عکس آن گلزار او %~% نعره‌ها آمد به گوشم ز ~~آسمان این است او # 4 هین سبکتر دست درزن در عنان مرکبش %~% پیش از آن کو برکشاند آن عنان ~~این است او # 5 جمله نور حق گرفته همچو طور این جان از او %~% همچو گوهر تافته از عین ~~کان این است او # 6 رو به ماه آورد مریخ و بگفتش هوش دار %~% تا نلافی تو ز خوبی هان و هان ~~این است او # 7 شمس تبریزی شنیدستی ببین این نور را %~% کز وی آمد کاسدی‌های بتان این ~~است او PageV1P2200 ### || [genre: Gh] # 1 ای جهان برهم زده سودای تو سودای تو %~% چاشنی عمرم از حلوای تو حلوای ~~تو # 2 دامن گردون پر از در است و مروارید و لعل %~% می‌دوانند جانب دریای ms1237 تو ~~دریای تو # 3 جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلطان شده %~% تا بریزد جمله را در پای تو ~~در پای تو # 4 جان‌های عاشقان چون سیل‌ها غلطان شده %~% می‌دوانند جانب دریای تو ~~دریای تو # 5 ای خمار عاشقان از باده‌های دوش تو %~% وی خراب امروزم از فردای تو ~~فردای تو # 6 من نظر کردم به جان ساده بی‌رنگ خویش %~% زرد دیدم نقشش از صفرای تو ~~صفرای تو # 7 چون نظر کردم نکو من در صفای گوهرت %~% ماه رخ بنمود از سیمای تو سیمای ~~تو # 8 ماه خواندم من تو را بس جرم دارم زین سخن %~% مه کی باشد کو بود همتای ~~تو همتای تو # 9 این چنین گوید خداوند شمس تبریزی بنام %~% ای همه شهر دلم غوغای تو ~~غوغای تو PageV1P2201 ### || [genre: Gh] # 1 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو %~% لایق این کفر نادر در جهان ~~زنار کو # 2 هر زمان چون مست گردد از نسیم خمر جان %~% تا در خمخانه می‌تازد ولیکن ~~بار کو # 3 سوی بی‌گوشی سماع چنگ می‌آید ولیک %~% چنگ جانان است آن را چوب یا ~~اوتار کو # 4 چونک او بی‌تن شود پس خلعت جان آورند %~% کاندر او دستان حایک یا که ~~پود و تار کو # 5 کبر عاشق بوی کن کان خود به معنی خاکیی است %~% در چنان دریا تکبر یا ~~که ننگ و عار کو # 6 چون مشامت برگشاید آیدت از غار عشق %~% طرفه بویی پس دوی هر سو که آخر ~~غار کو # 7 رنگ بی‌رنگی است از رخسار عاشق آن صفا %~% آن وفا و آن صفا و لطف خوش ~~رخسار کو # 8 آمدت مژده ز عمر سرمدی پس حمد کو %~% کاندر آن عمرت غم امسال و یاد پار ~~کو # 9 صحبت ابرار و هم اشرار کان جا زحمت است %~% در حریم سایه آن مهتر اخیار ~~کو # 10 شمس حق و دین خداوند صفاهای ابد %~% در شعاع آفتابش ذره هشیار کو ~~PageV1P2202 ### || [genre: Gh] ms1238 # 1 عاشقی بر من پریشانت کنم نیکو شنو %~% کم عمارت کن که ویرانت کنم نیکو ~~شنو # 2 گر دو صد خانه کنی زنبوروار و موروار %~% بی‌کس و بی‌خان و بی‌مانت کنم ~~نیکو شنو # 3 تو بر آنک خلق مست تو شوند از مرد و زن %~% من بر آنک مست و حیرانت کنم ~~نیکو شنو # 4 چون خلیلی هیچ از آتش مترس ایمن برو %~% من ز آتش صد گلستانت کنم نیکو ~~شنو # 5 گر که قافی تو را چون آسیای تیزگرد %~% آورم در چرخ و گردانت کنم نیکو ~~شنو # 6 ور تو افلاطون و لقمانی به علم و کر و فر %~% من به یک دیدار نادانت ~~کنم نیکو شنو # 7 تو به دست من چو مرغی مرده‌ای وقت شکار %~% من صیادم دام مرغانت کنم ~~نیکو شنو # 8 بر سر گنجی چو ماری خفته‌ای ای پاسبان %~% همچو مار خسته پیچانت کنم ~~نیکو شنو # 9 ای صدف چون آمدی در بحر ما غمگین مباش %~% چون صدف‌ها گوهرافشانت کنم ~~نیکو شنو # 10 بر گلویت تیغ‌ها را دست نی و زخم نی %~% گر چو اسماعیل قربانت کنم ~~نیکو شنو # 11 دامن ما گیر اگر تردامنی تردامنی %~% تا چو مه از نور دامانت کنم نیکو ~~شنو # 12 من همایم سایه کردم بر سرت از فضل خود %~% تا که افریدون و سلطانت کنم ~~نیکو شنو # 13 هین قرائت کم کن و خاموش باش و صبر کن %~% تا بخوانم عین قرآنت کنم ~~نیکو شنو PageV1P2203 ### || [genre: Gh] # 1 دوش خوابی دیده‌ام خود عاشقان را خواب کو %~% کاندرون کعبه می‌جستم که ~~آن محراب کو # 2 کعبه جان‌ها نه آن کعبه که چون آن جا رسی %~% در شب تاریک گویی شمع یا ~~مهتاب کو # 3 بلک بنیادش ز نوری کز شعاع جان تو %~% نور گیرد جمله عالم لیک جان را ~~تاب کو # 4 خانقاهش جمله از نور است فرشش علم و عقل %~% صوفیانش بی‌سر و پا غلبه ~~قبقاب کو # 5 تاج ms1239 و تختی کاندرون داری نهان ای نیکبخت %~% در گمان کیقباد و سنجر و ~~سهراب کو # 6 در میان باغ حسنش می‌پر ای مرغ ضمیر %~% کایمن آباد است آن جا دام یا ~~مضراب کو # 7 در درون عاریت‌های تن تو بخششی است %~% در میان جان طلب کان بخشش وهاب ~~کو # 8 در صفت کردن ز دور اطناب شد گفت زمان %~% چون رسیدم در طناب خود کنون ~~اطناب کو # 9 چون برون رفتی ز گل زود آمدی در باغ دل %~% پس از آن سو جز سماع و جز ~~شراب ناب کو # 10 چون ز شورستان تن رفتی سوی بستان جان %~% جز گل و ریحان و لاله و ~~چشمه‌های آب کو # 11 چون هزاران حسن دیدی کان نبد از کالبد %~% پس چرا گویی جمال فاتح ~~الابواب کو # 12 ای فقیه از بهر لله علم عشق آموز تو %~% ز آنک بعد از مرگ حل و حرمت و ~~ایجاب کو # 13 چون به وقت رنج و محنت زود می‌یابی درش %~% بازگویی او کجا درگاه او ~~را باب کو # 14 باش تا موج وصالش دررباید مر تو را %~% غیب گردی پس بگویی عالم اسباب ~~کو # 15 ار چه خط این بوابت هوس شد در رقاع %~% رقعه عشقش بخوان بنمایدت بواب ~~کو # 16 هر کسی را نایب حق تا نگویی زینهار %~% در بساط قاضی آ آنگه ببین نواب ~~کو # 17 تا نمالی گوش خود را خلق بینی کار و بار %~% چون بمالی چشم خود را ~~گویی آن را تاب کو # 18 در خرابات حقیقت پیش مستان خراب %~% در چنان صافی نبینی درد و خس و ~~انساب کو # 19 در حساب فانیی عمرت تلف شد بی‌حساب %~% در صفای یار بنگر شبهت حساب کو # 20 چون میت پردل کند در بحر دل غوطی خوری %~% این ترانه می‌زنی کاین بحر ~~را پایاب کو PageV1P2204 ### || [genre: Gh] # 1 ای برادر عاشقی را درد باید درد کو %~% صابری و صادقی را مرد باید ms1240 مرد ~~کو # 2 چند از این ذکر فسرده چند از این فکر زمن %~% نعره‌های آتشین و ~~چهره‌های زرد کو # 3 کیمیا و زر نمی‌جویم مس قابل کجاست %~% گرم رو را خود کی یابد نیم گرمی ~~سرد کو PageV1P2205 ### || [genre: Gh] # 1 در خلاصه عشق آخر شیوه اسلام کو %~% در کشوف مشکلاتش صاحب اعلام کو # 2 آهوی عرشی که او خود عاشق نافه خود است %~% التفات او به دانه طوف او ~~بر دام کو # 3 گر چه هر روزی به هجران همچو سالی می‌بود %~% چونک از هجران گذشتی لیل ~~یا ایام کو # 4 جانور را زادنش از ماده و نر وز رحم %~% در ولادت‌های روحانی بگو ارحام ~~کو # 5 ساقیا هشیار نتوان عشق را دریافتن %~% بوی جامت بی‌قرارم کرد آخر جام ~~کو # 6 هست احرامت در این حج جامه هستیت را %~% از سر سرت بکندن شرط این احرام ~~کو # 7 چونک هستی را فکندی روح اندر روح بین %~% جوق جوق و جمله فرد آن جایگه ~~اجرام کو # 8 وین همه جان‌های تشنه بحر را چون یافتند %~% محو گشتند اندر آن جا جز ~~یکی علام کو # 9 دور و نزدیک و ضیاع و شهر و اقلیم و سواد %~% زین سوی بحر است از آن سو ~~شهر یا اقلام کو # 10 آنچ این تن می‌نویسد بی‌قلم نبود یقین %~% آنک جان بر خود نویسد حاجت ~~اقلام کو # 11 هوش و عقل آدمیزادی ز سردی وی است %~% چونک آن می گرم کردش عقل یا ~~احلام کو # 12 اندر آن بی‌هوشی آری هوش دیگر لون هست %~% هوش بیداری کجا و رأیت ~~احلام کو # 13 مرغ تا اندر قفس باشد به حکم دیگری است %~% چون قفس بشکست و شد بر وی ~~از آن احکام کو # 14 با حضور عقل آثام است بر نفس از گنه %~% با حضور عقل عقل این نفس را ~~آثام کو # 15 در مساس تن به تن محتاج حمام است مرد %~% در مساس روح‌ها خود ms1241 حاجت ~~حمام کو # 16 گر شوی تو رام خود رامت شود جمله جهان %~% گر تو رستم زاده‌ای این ~~رخشت آخر رام کو # 17 گر تو ترک پخته گویی خام مسکر باشدت %~% پس تو را در جام سر آثار و ~~بوی خام کو # 18 چون بخوردی بی‌قدم بخرام در دریای غیب %~% تو اگر مستی بیا مستانه‌ای ~~بخرام کو # 19 فرض لازم شد عبادت عشق را آخر بگو %~% فرض و ندب و واجب و تعلیم و ~~استلزام کو # 20 عشقبازی‌های جان و آنگهی اکراه و زور %~% عشق بربسته کجا و ای ولی ~~اکرام کو # 21 رنج بر رخسار عاشق راحت اندر جان او %~% رنج خود آوازه ای آن جا بجز ~~انعام کو # 22 خدمتی از خوف خود انعام را باشد ولیک %~% خدمتی از عشق را امثال ~~کالانعام کو # 23 یک قدم راه است گر توفیق باشد دستگیر %~% پس حدیث راه دور و رفتن ~~اعوام کو # 24 لیک سایه آن صنم باید که بر تو اوفتد %~% آن صنم کش مثل اندر جمله ~~اصنام کو # 25 آن خداوند به حق شمس الحق و دین کفو او %~% در همه آبا و در اجداد و ~~در اعمام کو # 26 درخور در یتیمش کی شود آن هفت بحر %~% گر نظیرش هست در ارواح یا اجسام ~~کو # 27 در رکاب اسپ عشقش از قبیل روحیان %~% جز قباد و سنجر و کاووس یا بهرام ~~کو # 28 دیده را از خاک تبریز ارمغان آراد باد %~% ز آنک جز آن خاک این خاکیش ~~را آرام کو PageV1P2206 ### || [genre: Gh] # 1 ناله ای کن عاشقانه درد محرومی بگو %~% پارسی گو ساعتی و ساعتی رومی ~~بگو # 2 خواه رومی خواه تازی من نخواهم غیر تو %~% از جمال و از کمال و لطف ~~مخدومی بگو # 3 هم بسوزی هم بسازی هم بتابی در جهان %~% آفتابی ماهتابی آتشی مومی بگو # 4 گر کسی گوید که آتش سرد شد باور مکن %~% تو چه دودی و چه عودی ms1242 حی قیومی ~~بگو # 5 ای دل پران من تا کی از این ویران تن %~% گر تو بازی برپر آن جا ور تو ~~خود بومی بگو PageV1P2207 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز رویت تافته در هر زمانی نور نو %~% وی ز نورت نقش بسته هر زمانی ~~حور نو # 2 کژ نشین و راست بشنو عقل ماند یا خرد %~% ساقیی چون تو و هر دم باده ~~منصور نو # 3 کی تواند شیشه ای را ز آتشی برداشتن %~% یا می کهنه کی داند ساختن ز ~~انگور نو # 4 می‌چشان و می‌کشان روشن دلان را جوق جوق %~% تازه می‌کن این جهان کهنه ~~را از شور نو # 5 عشق عشرت پیشه ای که دولتت پاینده باد %~% روز روزت عید تازه هر شبانگه ~~سور نو PageV1P2208 ### || [genre: Gh] # 1 طرب اندر طرب است او که در عقل شکست او %~% تو ببین قدرت حق را چو ~~درآمد خوش و مست او # 2 همه امروز چنانیم که سر از پای ندانیم %~% همه تا حلق درآییم و در این ~~حلقه نشست او # 3 چو چنین باشد محرم کی خورد غم کی خورد غم %~% به سبو ده می خوش دم که ~~قدح را بشکست او # 4 شه من باده فرستد به چه رو می‌نپرستم %~% هله ای مطرب برگو که زهی باده ~~پرست او PageV1P2209 ### || [genre: Gh] # 1 ز من و تو شرری زاد در این دل ز چنان رو %~% که خطا بود از این رو و ~~صواب است از آن رو # 2 ز همان رو که زد آتش ز همان رو کشد آتش %~% ز همان روی که مردم کندم ~~زنده همان رو # 3 همه عشاق که مستند ز چه رو دیده ببستند %~% که بدانند که بی‌چشم توان ~~دید به جان رو # 4 نبود روی از این سو همه پشت است از این سو %~% که نگنجید در این حد و ~~نه در جان و مکان رو # 5 به یکی لحظه چریدند همه جان‌ها و ms1243 پریدند %~% که نباید که ز نقصان شود ~~از چشم نهان رو PageV1P2210 ### || [genre: Gh] # 1 تو بمال گوش بربط که عظیم کاهل است او %~% بشکن خمار را سر که سر همه ~~شکست او # 2 بنواز نغمه تر به نشاط جام احمر %~% صدفی است بحرپیما که در آورد به ~~دست او # 3 چو درآمد آن سمن بر در خانه بسته بهتر %~% که پریر کرد حیله ز میان ما ~~بجست او # 4 چه بهانه گر بت است او چه بلا و آفت است او %~% بگشاید و بدزدد کمر ~~هزار مست او # 5 شده‌ایم آتشین پا که رویم مست آن جا %~% تو برو نخست بنگر که کنون به ~~خانه هست او # 6 به کسی نظر ندارد بجز آینه بت من %~% که ز عکس چهره خود شده است بت ~~پرست او # 7 هله ساقیا بیاور سوی من شراب احمر %~% که سری که مست شد او ز خیال ژاژ ~~رست او # 8 نه غم و نه غم پرستم ز غم زمانه رستم %~% که حریف او شدستم که در ستم ~~ببست او # 9 تو اگر چه سخت مستی برسان قدح به چستی %~% مشکن تو شیشه گر چه دو هزار ~~کف بخست او # 10 قدحی رسان به جانم که برد به آسمانم %~% مدهم به دست فکرت که کشد به ~~سوی پست او # 11 تو نه نیک گو و نی بد بپذیر ساغر خود %~% بد و نیک او بگوید که پناه ~~هر بد است او PageV1P2211 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن جان که رود مست و خرامان بر او %~% برهد از خر تن در سفر مصدر ~~او # 2 خلع نعلین کند وز خود و دنیا بجهد %~% همچو موسی قدم صدق زند بر در او # 3 همچو جرجیس شود کشته عشقش صد بار %~% یا چو اسحاق شود بسمل از آن خنجر ~~او # 4 سر دیگر رسدش جز سر پردرد و صداع %~% مغفرت بنهد بر فرق سرش مغفر او # 5 کیله رزقش ms1244 اگر درشکند میکائیل %~% عوضش گاه بود خلد و گهی کوثر او # 6 پدر و مادر و خویشان چو به خاکش بنهند %~% شود او ماهی و دریا پدر و ~~مادر او # 7 عشق دریای حیات است که او را تک نیست %~% عمر جاوید بود موهبت کمتر او # 8 می‌رود شمس و قمر هر شب در گور غروب %~% می‌دهدشان فر نو شعشعه گوهر او # 9 ملک الموت به صد ناز ستاند جانی %~% که بود باخبر و دیده ور از محشر او # 10 تن ما خفته در آن خاک به چشم عامه %~% روح چون سرو روان در چمن اخضر ~~او # 11 نه به ظاهر تن ما معدن خون و خلط است %~% هیچ جان را سقمی هست از این ~~مقذر او # 12 در چنین مزبله جان را دو هزاران باغ است %~% پس چرا ترسد جان از لحد و ~~مقبر او # 13 آنک خون را چو می ناب غذای جان کرد %~% بنگر در تن پرنور و رخ احمر او # 14 هله دلدار بخوان باقی این بر منکر %~% تا دو صد چشمه روان گردد از ~~مرمر او PageV1P2212 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن دم که نشینیم در ایوان من و تو %~% به دو نقش و به دو صورت به ~~یکی جان من و تو # 2 داد باغ و دم مرغان بدهد آب حیات %~% آن زمانی که درآییم به بستان من و ~~تو # 3 اختران فلک آیند به نظاره ما %~% مه خود را بنماییم بدیشان من و تو # 4 من و تو بی‌من و تو جمع شویم از سر ذوق %~% خوش و فارغ ز خرافات پریشان ~~من و تو # 5 طوطیان فلکی جمله شکرخوار شوند %~% در مقامی که بخندیم بدان سان من و ~~تو # 6 این عجبتر که من و تو به یکی کنج این جا %~% هم در این دم به عراقیم و ~~خراسان من و تو # 7 به یکی نقش بر این خاک و بر آن نقش ms1245 دگر %~% در بهشت ابدی و شکرستان من ~~و تو PageV1P2213 ### || [genre: Gh] # 1 گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو %~% که مرا دیدن تو بهتر از ~~ایشان تو مرو # 2 آفتاب و فلک اندر کنف سایه توست %~% گر رود این فلک و اختر تابان تو ~~مرو # 3 ای که درد سخنت صافتر از طبع لطیف %~% گر رود صفوت این طبع سخندان تو ~~مرو # 4 اهل ایمان همه در خوف دم خاتمتند %~% خوفم از رفتن توست ای شه ایمان تو ~~مرو # 5 تو مرو گر بروی جان مرا با خود بر %~% ور مرا می‌نبری با خود از این ~~خوان تو مرو # 6 با تو هر جزو جهان باغچه و بستان است %~% در خزان گر برود رونق بستان ~~تو مرو # 7 هجر خویشم منما هجر تو بس سنگ دل است %~% ای شده لعل ز تو سنگ بدخشان ~~تو مرو # 8 کی بود ذره که گوید تو مرو ای خورشید %~% کی بود بنده که گوید به تو ~~سلطان تو مرو # 9 لیک تو آب حیاتی همه خلقان ماهی %~% از کمال کرم و رحمت و احسان تو مرو # 10 هست طومار دل من به درازی ابد %~% برنوشته ز سرش تا سوی پایان تو مرو # 11 گر نترسم ز ملال تو بخوانم صد بیت %~% که ز صد بهتر وز هجده هزاران تو ~~مرو PageV1P2214 ### || [genre: Gh] # 1 تن مزن ای پسر خوش دم خوش کام بگو %~% بهر آرام دلم نام دلارام بگو # 2 پرده من مدران و در احسان بگشا %~% شیشه دل مشکن قصه آن جام بگو # 3 ور در لطف ببستی در اومید مبند %~% بر سر بام برآ و ز سر بام بگو # 4 ور حدیث و صفت او شر و شوری دارد %~% صفت این دل تنگ شررآشام بگو # 5 چونک رضوان بهشتی تو صلایی درده %~% چونک پیغامبر عشقی هله پیغام بگو # 6 آه زندانی این دام بسی بشنودیم %~% حال مرغی که ms1246 برسته‌ست از این دام ~~بگو # 7 سخن بند مگو و صفت قند بگو %~% صفت راه مگو و ز سرانجام بگو # 8 شرح آن بحر که واگشت همه جان‌ها او است %~% که فزون است ز ایام و ز ~~اعوام بگو # 9 ور تنور تو بود گرم و دعای تو قبول %~% غم هر ممتحن سوخته خام بگو # 10 شکر آن بهره که ما یافته‌ایم از در فضل %~% فرصت ار دست دهد هم بر ~~بهرام بگو # 11 وگر از عام بترسی که سخن فاش کنی %~% سخن خاص نهان در سخن عام بگو # 12 ور از آن نیز بترسی هله چون مرغ چمن %~% دم به دم زمزمه بی‌الف و لام ~~بگو # 13 همچو اندیشه که دانی تو و دانای ضمیر %~% سخنی بی‌نقط و بی‌مد و ادغام ~~بگو PageV1P2215 ### || [genre: Gh] # 1 چهره زرد مرا بین و مرا هیچ مگو %~% درد بی‌حد بنگر بهر خدا هیچ مگو # 2 دل پرخون بنگر چشم چو جیحون بنگر %~% هر چه بینی بگذر چون و چرا هیچ ~~مگو # 3 دی خیال تو بیامد به در خانه دل %~% در بزد گفت بیا در بگشا هیچ مگو # 4 دست خود را بگزیدم که فغان از غم تو %~% گفت من آن توام دست مخا هیچ ~~مگو # 5 تو چو سرنای منی بی‌لب من ناله مکن %~% تا چو چنگت ننوازم ز نوا هیچ ~~مگو # 6 گفتم این جان مرا گرد جهان چند کشی %~% گفت هر جا که کشم زود بیا هیچ ~~مگو # 7 گفتم ار هیچ نگویم تو روا می‌داری %~% آتشی گردی و گویی که درآ هیچ مگو # 8 همچو گل خنده زد و گفت درآ تا بینی %~% همه آتش سمن و برگ و گیا هیچ ~~مگو # 9 همه آتش گل گویا شد و با ما می‌گفت %~% جز ز لطف و کرم دلبر ما هیچ مگو ~~PageV1P2216 ### || [genre: Gh] # 1 همه خوردند و برفتند و بماندم من و تو %~% چو مرا یافته‌ای صحبت هر خام ms1247 ~~مجو # 2 همه سرسبزی جان تو ز اقبال دل است %~% هله چون سبزه و چون بید مرو زین ~~لب جو # 3 پر شود خانه دل ماه رخان زیبا %~% گرهی همچو زلیخا گرهی یوسف رو # 4 حلقه حلقه بر او رقص کنان دست زنان %~% سوی او خنبد هر یک که منم بنده ~~تو # 5 هر ضمیری که در او آن شه تشریف دهد %~% هر سوی باغ بود هر طرفی مجلس و ~~طو # 6 چند هنگامه نهی هر طرفی بهر طمع %~% تو پراکنده شدی جمع نشد نیم تسو # 7 هله ای عشق که من چاکر و شاگرد توام %~% که بسی خوب و لطیف است تو را ~~صورت و خو # 8 گر می مجلسی و آب حیات همه‌ای %~% همه دل گشته و فارغ شده از فرج و گلو # 9 هله ای دل که ز من دیده تو تیزتر است %~% عجب آن کیست چو شمس و چو قمر ~~بر سر کو # 10 آنک در زلزله او است دو صد چون مه و چرخ %~% و آنک که در سلسله او است ~~دو صد سلسله مو # 11 هفت بحر ار بفزایند و به هفتاد رسند %~% بود او را به گه عبره به زیر ~~زانو # 12 او مگر صورت عشق است و نماند به بشر %~% خسروان بر در او گشته ایاز و ~~قتلو # 13 فلک و مهر و ستاره لمع از وی دزدند %~% یوسف و پیرهنش برده از او صورت ~~و بو # 14 همه شیران بده در حمله او چون سگ لنگ %~% همه ترکان شده زیبایی او را ~~هندو # 15 لب ببند و صفت لعل لب او کم کن %~% همه هیچند به پیش لب او هیچ مگو ~~PageV1P2217 ### || [genre: Gh] # 1 من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگو %~% پیش من جز سخی شمع و شکر هیچ مگو # 2 سخن رنج مگو جز سخن گنج مگو %~% ور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو # 3 دوش دیوانه شدم عشق ms1248 مرا دید و بگفت %~% آمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو # 4 گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسم %~% گفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ ~~مگو # 5 من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفت %~% سر بجنبان که بلی جز که به سر ~~هیچ مگو # 6 قمری جان صفتی در ره دل پیدا شد %~% در ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو # 7 گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کرد %~% که نه اندازه توست این ~~بگذر هیچ مگو # 8 گفتم این روی فرشته‌ست عجب یا بشر است %~% گفت این غیر فرشته‌ست و بشر ~~هیچ مگو # 9 گفتم این چیست بگو زیر و زبر خواهم شد %~% گفت می‌باش چنین زیر و زبر ~~هیچ مگو # 10 ای نشسته تو در این خانه پرنقش و خیال %~% خیز از این خانه برو رخت ~~ببر هیچ مگو # 11 گفتم ای دل پدری کن نه که این وصف خداست %~% گفت این هست ولی جان پدر ~~هیچ مگو PageV1P2218 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای شاه مپیچان سر و دستار مرو %~% هله ای ماه که نغزت رخ و رخسار ~~مرو # 2 در همه روی زمین چشم و دل باز که راست %~% مکن آزار مکن جانب اغیار مرو # 3 مبر از یار مبر خانه اسرار مسوز %~% گل و گلزار مکن جانب هر خار مرو # 4 مکن ای یار ستیزه دغل و جنگ مجوی %~% هله آن بار برفتی مکن این بار مرو # 5 بنده و چاکر و پرورده و مولای توایم %~% ای دل و دین و حیات خوش ناچار ~~مرو # 6 هله سرنای توام مست نواهای توام %~% مشکن چنگ طرب را مسکل تار مرو # 7 هله مخمور چه نالی بر مخمور دگر %~% پهلوی خم بنشین از بر خمار مرو # 8 هله جان بخش بیا ای صدقات تو حیات %~% به از این خیر نباشد بجز این کار ~~مرو # 9 خاتم حسن و جمالی هله ای یوسف دهر ms1249 %~% سوی مکاری اخوان ستمکار مرو # 10 هله دیدار مهل برمگزین فکر و خیال %~% از عیان سر مکشان در پی آثار ~~مرو # 11 هله موسی زمان گرد برآر از دریا %~% دل فرعون مجو جانب انکار مرو # 12 هله عیسی قران صحت رنجور گران %~% از برای دو سه ترسا سوی زنار مرو # 13 هله ای شاهد جان خواجه جان‌های شهان %~% شیوه کن لب بگز و غبغبه افشار ~~مرو # 14 هله صدیق زمانی به تو ختم است وفا %~% جز سوی احمد بگزیده مختار مرو # 15 جبرئیل کرمی سدره مقام و وطنت %~% همچو مرغان زمین بر سر شخسار مرو # 16 تو یقین دار که بی‌تو نفسی جان نزید %~% در احسان بگشا و پس دیوار مرو # 17 همه رندان و حریفان و بتان جمع شدند %~% وقت کار است بیا کار کن از ~~کار مرو # 18 هله باقی غزل را ز شهنشاه بجوی %~% همگی گوش شو اکنون سوی گفتار مرو ~~PageV1P2219 ### || [genre: Gh] # 1 سر و پا گم کند آن کس که شود دلخوش از او %~% دل کی باشد که نگردد همگی ~~آتش از او # 2 گرد آن حوض همی‌گردی و عاشق شده‌ای %~% چون شدی غرق شکر رو همه تن ~~می‌چش از او # 3 چون سبوی تو در آن عشق و کشاکش بشکست %~% بر لب چشمه دهان می‌نه و خوش ~~می‌کش از او # 4 عسلی جوشد از آن خم که نه در شش جهت است %~% پنج انگشت بلیسند کنون هر ~~شش از او # 5 آن چه آب است کز او عاشق پرآتش و باد %~% از هوس همچو زمین خاک شد و ~~مفرش از او # 6 آه عاشق ز چه سوزد تتق گردون را %~% ز آنک می‌خیزد آن آتش و آن آهش از ~~او # 7 شمس تبریز که جان در هوس او بگریست %~% گشت زیبا و دلارام و لطیف و کش ~~از او PageV1P2220 ### || [genre: Gh] # 1 سر عثمان تو مست است بر او ریز کدو %~% چون عمر محتسبی ms1250 دادکنی این جا ~~کو # 2 چه حدیث است ز عثمان عمرم مستتر است %~% و آن دگر را که رئیس است نگویم ~~تو بگو # 3 مست دیدی که شکوفه ش همه در است و عقیق %~% باده‌ای کو چو اویس قرنی ~~دارد بو # 4 ای بسا فکرت باریک که چون موی شده‌ست %~% وز سر زلف خوش یار ندارد سر ~~مو # 5 مست فکرت دگر و مستی عشرت دگر است %~% قطره‌ای این کند آنک نکند زان دو ~~سبو # 6 بس کن و دفتر گفتار در این جو افکن %~% بر لب جوی حیل تخته منه جامه ~~مشو PageV1P2221 ### || [genre: Gh] # 1 ای همه سرگشتگان مهمان تو %~% آفتاب از آسمان پرسان تو # 2 چشم بد از روی خوبت دور باد %~% ای هزاران جان فدای جان تو # 3 چون فدا گردند جاویدان شوند %~% ز آنک اکسیر است جان را کان تو # 4 گاو و بزغاله و بره گردون چرخ %~% باد ای ماه بتان قربان تو # 5 ز آنک قربان‌ها همه باقی شوند %~% در هوای عید بی‌پایان تو # 6 در سرای عصمت یزدان تویی %~% بخت و دولت روز و شب دربان تو # 7 ای خدا این باغ را سرسبز دار %~% در بهارستان بی‌نقصان تو # 8 تا ملایک میوه از وی می‌کشند %~% می‌چرند از نخل و سیبستان تو # 9 این شکرخانه همیشه باز باد %~% پرنبات و شکر پنهان تو # 10 آب این جو ای خدا تیره مباد %~% تا به هر سو می‌رود ز احسان تو # 11 این دعا را یا رب آمین هم تو کن %~% ای دعا آن تو آمین آن تو # 12 چنگ و قانون جهان را تارهاست %~% ناله هر تار در فرمان تو # 13 من بخفتم تو مرا انگیختی %~% تا چو گویم در خم چوگان تو # 14 ور نه خاکی از کجا عشق از کجا %~% گر نبودی جذبه‌های جان تو # 15 خاک خشکی مست شد تر می‌زند %~% آن توست این آن توست این آن تو # 16 دی ms1251 مرا پرسید لطفش کیستی %~% گفتم ای جان گربه در انبان تو # 17 گفت ای گربه بشارت مر تو را %~% که تو را شیری کند سلطان تو # 18 من خمش کردم توام نگذاشتی %~% همچو چنگم سخره افغان تو PageV1P2222 ### || [genre: Gh] # 1 ای بمرده هر چه جان در پای او %~% هر چه گوهر غرقه در دریای او # 2 آتش عشقش خدایی می‌کند %~% ای خدا هیهای او هیهای او # 3 جبرئیل و صد چو او گر سر کشد %~% از سجود درگهش ای وای او # 4 چون مثالی برنویسد در فراق %~% خون ببارد از خم طغرای او # 5 هر کی ماند زین قیامت بی‌خبر %~% تا قیامت وای او ای وای او # 6 هر کی ناگه از چنان مه دور ماند %~% ای خدایا چون بود شب‌های او # 7 در نظاره عاشقان بودیم دوش %~% بر شمار ریگ در صحرای او # 8 خیمه در خیمه طناب اندر طناب %~% پیش شاه عشق و لشکرهای او # 9 خیمه جان را ستون از نور پاک %~% نور پاک از تابش سیمای او # 10 آب و آتش یک شده ز امروز او %~% روز و شب محو است در فردای او # 11 عشق شیر و عاشقان اطفال شیر %~% در میان پنجه صدتای او # 12 طفل شیر از زخم شیر ایمن بود %~% بر سر پستان شیرافزای او # 13 در کدامین پرده پنهان بود عشق %~% کس نداند کس نبیند جای او # 14 عشق چون خورشید ناگه سر کند %~% برشود تا آسمان غوغای او PageV1P2223 ### || [genre: Gh] # 1 شکر ایزد را که دیدم روی تو %~% یافتم ناگه رهی من سوی تو # 2 چشم گریانم ز گریه کند بود %~% یافت نور از نرگس جادوی تو # 3 بس بگفتم کو وصال و کو نجاح %~% برد این کو کو مرا در کوی تو # 4 از لب اقبال و دولت بوسه یافت %~% این لبان خشک مدحت گوی تو # 5 تیر غم را اسپری مانع نبود %~% جز زره‌هایی که دارد موی تو ms1252 # 6 آسمان جاهی که او شد فرش تو %~% شیرمردی کو شود آهوی تو # 7 شاد بختی که غم تو قوت او است %~% پهلوانی کو فتد پهلوی تو # 8 جست و جویی در دلم انداختی %~% تا ز جست و جو روم در جوی تو # 9 خاک را هایی و هویی کی بدی %~% گر نبودی جذب‌های و هوی تو # 10 آب دریا تا به کعب آید ورا %~% کو بیابد بوسه بر زانوی تو # 11 بس که تا هر کس رود بر طبع خویش %~% جمله خلقان را نباشد خوی تو ~~PageV1P2224 ### || [genre: Gh] # 1 ای بکرده رخت عشاقان گرو %~% خون مریز این عاشقان را و مرو # 2 بر سر ره تو ز خون آثار بین %~% هر طرف تو نعره خونین شنو # 3 گفتم این دل را که چوگانش ببین %~% گر یکی گویی در آن چوگان بدو # 4 گفت دل کاندر خم چوگان او %~% کهنه گشتم صد هزاران بار و نو # 5 کی نهان گردد ز چوگان گوی دل %~% کاندر آن صحرا نه چاه است و نه گو # 6 گربه جان عطسه شیر ازل %~% شیر لرزد چون کند آن گربه مو # 7 زر کان شمس تبریزی است این %~% صاف باشد گر بجویی جو به جو PageV1P2225 ### || [genre: Gh] # 1 مطربا اسرار ما را بازگو %~% قصه‌های جان فزا را بازگو # 2 ما دهان بربسته‌ایم امروز از او %~% تو حدیث دلگشا را بازگو # 3 من گران گوشم بنه رخ بر رخم %~% وعده آن خوش لقا را بازگو # 4 ماجرایی رفت جان را در الست %~% بازگو آن ماجرا را بازگو # 5 مخزن انا فتحنا برگشا %~% سر جان مصطفی را بازگو # 6 مستجاب آمد دعای عاشقان %~% ای دعاگو آن دعا را بازگو # 7 چون صلاح الدین صلاح جان ماست %~% آن صلاح جان‌ها را بازگو PageV1P2226 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما را هر نفس بستان نو %~% گوش ما را هر نفس دستان نو # 2 ماهیانیم اندر آن دریا که هست %~% روز روزش ms1253 گوهر و مرجان نو # 3 تا فسون هیچ کس را نشنوی %~% این جهان کهنه را برهان نو # 4 عیش ما نقد است وآنگه نقد نو %~% ذات ما کان است وآنگه کان نو # 5 این شکر خور این شکر کز ذوق او %~% می‌دهد اندر دهان دندان نو # 6 جمله جان شو ار کسی پرسد تو را %~% تو کیی گو هر زمانی جان نو # 7 من زمین را لقمه‌ام لیکن زمین %~% رویدش زین لقمه صد لقمان نو # 8 زرد گشتی از خزان غمگین مشو %~% در خزان بین تاب تابستان نو ~~PageV1P2227 ### || [genre: Gh] # 1 ای غذای جان مستم نام تو %~% چشم و عقلم روشن از ایام تو # 2 شش جهت از روی من شد همچو زر %~% تا بدیدم سیم هفت اندام تو # 3 گفته بودی کز توام بگرفت دل %~% من نخواهم در جهان جز کام تو # 4 منتظر بنشسته‌ام تا دررسد %~% از پی جان خواستن پیغام تو PageV1P2228 ### || [genre: Gh] # 1 صوفیانیم آمده در کوی تو %~% شی لله از جمال روی تو # 2 از عطش ابریق‌ها آورده‌ایم %~% کب خوبی نیست جز در جوی تو # 3 هابده چیزی به درویشان خویش %~% ای همیشه لطف و رحمت خوی تو # 4 حسن یوسف قوت جان شد سال قحط %~% آمدیم از قحط ما هم سوی تو # 5 صوفیان را باز حلوا آرزو است %~% از لب حلوایی دلجوی تو # 6 ولوله در خانقاه افتاد دوش %~% مشک پر شد خانقاه از بوی تو # 7 دست بگشا جانب زنبیل ما %~% آفرین بر دست و بر بازوی تو # 8 شمس تبریزی تویی خوان کرم %~% سیر شد کون و مکان از طوی تو PageV1P2229 ### || [genre: Gh] # 1 می‌دوید از هر طرف در جست و جو %~% چشم پرخون تیغ در کف عشق او # 2 دوش خفته خلق اندر خواب خوش %~% او به قصد جان عاشق سو به سو # 3 گاه چون مه تافته بر بام‌ها %~% گاه چون باد صبا او کو به کو # 4 ناگهان ms1254 افکند طشت ما ز بام %~% پاسبانان درشده در گفت و گو # 5 در میان کوی بانگ دزد خاست %~% او بزد زخمی و پنهان کرد رو # 6 گرد او را پاسبانی درنیافت %~% کش زبون گشته‌ست چرخ تندخو # 7 بر سر زخم آمد افلاطون عقل %~% کو نشان‌ها را بداند مو به مو # 8 گفت دانستم که زخم دست کیست %~% کو است اصل فتنه‌های تو به تو # 9 چونک زخم او است نبود چاره‌ای %~% آنچ او بشکافت نپذیرد رفو # 10 از پی این زخم جان نو رسید %~% جان کهنه دست‌ها از خود بشو # 11 عشق شمس الدین تبریزی است این %~% کو برون است از جهان رنگ و بو ~~PageV1P2230 ### || [genre: Gh] # 1 به حریفان بنشین خواب مرو %~% همچو ماهی به تک آب مرو # 2 همچو دریا همه شب جوشان باش %~% نی پراکنده چو سیلاب مرو # 3 آب حیوان نه که در تاریکی است %~% بطلب در شب و مشتاب مرو # 4 شب روان فلکی پرنورند %~% تو هم از صحبت اصحاب مرو # 5 شمع بیدار نه در طشت زر است %~% به زمین در تو چو سیماب مرو # 6 شب روان را بنماید مه رو %~% منتظر شو شب مهتاب مرو PageV1P2231 ### || [genre: Gh] # 1 ای ترک ماه چهره چه گردد که صبح تو %~% آیی به حجره من و گویی که گل ~~برو # 2 تو ماه ترکی و من اگر ترک نیستم %~% دانم من این قدر که به ترکی است آب ~~سو # 3 آب حیات تو گر از این بنده تیره شد %~% ترکی مکن به کشتنم ای ترک ترک ~~خو # 4 رزق مرا فراخی از آن چشم تنگ توست %~% ای تو هزار دولت و اقبال تو به ~~تو # 5 ای ارسلان قلج مکش از بهر خون من %~% عشقت گرفت جمله اجزام مو به مو # 6 زخم قلج مبادا بر عشق تو رسد %~% از بخل جان نمی‌کنم ای ترک گفت و گو # 7 بر ما فسون بخواند ککجک ای قشلرن ms1255 %~% ای سزدش تو سیرک سزدش قنی بجو # 8 نام تو ترک گفتم از بهر مغلطه %~% زیرا که عشق دارد صد حاسد و عدو # 9 دکتر شنیدم از تو و خاموش ماندم %~% غماز من بس است در این عشق رنگ و ~~بو PageV1P2232 ### || [genre: Gh] # 1 ای دیده من جمال خود اندر جمال تو %~% آیینه گشته‌ام همه بهر خیال تو # 2 و این طرفه‌تر که چشم نخسپد ز شوق تو %~% گرمابه رفته هر سحری از وصال ~~تو # 3 خاتون خاطرم که بزاید به هر دمی %~% آبستن است لیک ز نور جلال تو # 4 آبستن است نه مهه کی باشدش قرار %~% او را خبر کجاست ز رنج و ملال تو # 5 ای عشق اگر بجوشد خونم به غیر تو %~% بادا به بی‌مرادی خونم حلال تو # 6 سر تا قدم ز عشق مرا شد زبان حال %~% افغان به عرش برده و پرسان ز حال ~~تو # 7 گر از عدم هزار جهان نو شود دگر %~% بر صفحه جمال تو باشد چو خال تو # 8 از بس که غرقه‌ام چو مگس در حلاوتت %~% پروا نباشدم به نظر در خصال تو # 9 در پیش شمس خسرو تبریز ای فلک %~% می‌باش در سجود که این شد کمال تو ~~PageV1P2233 ### || [genre: Gh] # 1 آمد خیال آن رخ چون گلستان تو %~% و آورد قصه‌های شکر از لبان تو # 2 گفتم بدو چه باخبری از ضمیر جان %~% جان و جهان چه بی‌خبرند از جهان تو # 3 آخر چه بوده‌ای و چه بوده‌ست اصل تو %~% آخر چه گوهری و چه بوده‌ست کان ~~تو # 4 دلاله عشق بود و مرا سوی تو کشید %~% اول غلام عشقم و آن گاه آن تو # 5 بنهاد دست بر دل پرخون که آن کیست %~% هر چند شرم بود بگفتم کز آن تو # 6 بر چشم من فتاد ورا چشم گفت چیست %~% گفتم مها دو ابر تر درفشان تو # 7 از خون به زعفران دلم دید لاله زار %~% گفتم ms1256 که گلرخا همه نقش و نشان ~~تو # 8 هر جا که بوی کرد ز من بوی خویش یافت %~% گفتم نکو نگر که چنینم به جان ~~تو # 9 ای شمس دین مفخر تبریز جان ماست %~% در حلقه وفا بر دردی کشان تو ~~PageV1P2234 ### || [genre: Gh] # 1 جانا تویی کلیم و منم چون عصای تو %~% گه تکیه گاه خلقم و گه اژدهای تو # 2 در دست فضل و رحمت تو یارم و عصا %~% ماری شوم چو افکندم اصطفای تو # 3 ای باقی و بقای تو بی‌روز و روزگار %~% شد روز و روزگار من اندر وفای ~~تو # 4 صد روز و روزگار دگر گر دهی مرا %~% بادا فدای عشق و فریب و ولای تو # 5 دل چشم گشت جمله چو چشمم به دل بگفت %~% بی‌کام و بی‌زبان عجب وصف‌های ~~تو # 6 زان دم که از تو چشم خبر برد سوی دل %~% دل می‌کند دعای دو چشم و دعای ~~تو # 7 می‌گردد آسمان همه شب با دو صد چراغ %~% در جست و جوی چشم خوش دلربای ~~تو # 8 گر کاسه بی‌نوا شد ور کیسه لاغری %~% صد جان و دل فزود رخ جان فزای تو # 9 گر خانه و دکان ز هوای تو شد خراب %~% درتافت لاجرم به خرابم ضیای تو # 10 ای جان اگر رضای تو غم خوردن دل است %~% صد دل به غم سپارم بهر رضای ~~تو # 11 از زخم هاون غم خود خوش مرا بکوب %~% زین کوفتن رسد به نظر توتیای تو # 12 جان چیست نیم برگ ز گلزار حسن تو %~% دل چیست یک شکوفه ز برگ و نوای ~~تو # 13 خامش کنم اگر چه که گوینده من نیم %~% گفت آن توست و گفتن خلقان صدای ~~تو PageV1P2235 ### || [genre: Gh] # 1 این ترک ماجرا ز دو حکمت برون نبو %~% یا کینه را نهفتن یا عفو و حسن ~~خو # 2 یا آنک ماجرا نکنی به هر فرصتی %~% یا برکنی ز خویش تو آن کین تو ms1257 به تو # 3 از یار بد چه رنجی از نقص خود برنج %~% کان خصم عکس توست مپندارشان تو ~~دو # 4 از کبر و بخل غیر مرنج و ز خویش رنج %~% زیرا که از دی آمد افسردگی جو # 5 ز افسردگی غیر نرنجید گرم عشق %~% کاندر تموز مردم تشنه‌ست برف جو # 6 آن خشم انبیا مثل خشم مادر است %~% خشمی است پر ز حلم پی طفل خوبرو # 7 خشمی است همچو خاک و یکی خاک بر دهد %~% نسرین و سوسن و گل صدبرگ مشک ~~بو # 8 خاکی دگر بود که همه خار بر دهد %~% هر چند هر دو خاک یکی رنگ بد عمو # 9 در گور مار نیست تو پرمار سله‌ای %~% چون هست این خصال بدت یک به یک ~~عدو # 10 در نطفه می‌نگر که به یک رنگ و یک فن است %~% زنگی و هندو است و قریشی ~~باعلو # 11 اعراض و جسم جمله همه خاک‌هاست بس %~% در مرتبه نگر که سفول آمد و سمو # 12 چون کاسه گدایان هر ذره بر رهش %~% آن را کند پر از زر و در دیگری تسو # 13 از نیک بد بزاید چون گبر ز اهل دین %~% وز بد نکو بزاید از صانعی هو # 14 گویی فسوس باشد کز من فسوس خوار %~% صرفه برد نه خود من صرفه برم از ~~او # 15 این مایه می‌ندانی کاین سود هر دو کون %~% اندر سخاوت است نه در کسب ~~سو به سو # 16 خود را و دوستان را ایثار بخش از آنک %~% بالادو است حرص تو بی‌پای ~~چون کدو # 17 در جود کن لجاج نه اندر مکاس و بخل %~% چون کف شمس دین که به تبریز ~~کرد طو PageV1P2236 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده چهره تو چو گلنار شرم تو %~% پرهیز من ز چیست ز تو یار شرم تو # 2 گلشن ز رنگ روی تو صد رنگ ریخته‌ست %~% چون گل چرا دمید ز رخسار شرم تو # 3 من صد ms1258 هزار خرقه ز سودا بدوختم %~% کان جمله را بسوخت به یک بار شرم تو # 4 صافی شرم توست نهان در حجاب غیب %~% دردی بریخت بر رخ گلزار شرم تو # 5 آن دل که سنگ بود ز شرم تو آب ریخت %~% یا رب چه کرد در دل هشیار شرم ~~تو # 6 خون گشت نام کوه که نامش شده‌ست لعل %~% چون درفتاد در که و کهسار شرم ~~تو PageV1P2237 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم به کوی خواجه و گفتم که خواجه کو %~% گفتند خواجه عاشق و مست است ~~و کو به کو # 2 گفتم فریضه دارم آخر نشان دهید %~% من دوستدار خواجه‌ام آخر نیم عدو # 3 گفتند خواجه عاشق آن باغبان شده‌ست %~% او را به باغ‌ها جو یا بر کنار ~~جو # 4 مستان و عاشقان بر دلدار خود روند %~% هر کس که گشت عاشق رو دست از او ~~بشو # 5 ماهی که آب دید نپاید به خاکدان %~% عاشق کجا بماند در دور رنگ و بو # 6 برف فسرده کو رخ آن آفتاب دید %~% خورشید پاک خوردش اگر هست تو به تو # 7 خاصه کسی که عاشق سلطان ما بود %~% سلطان بی‌نظیر وفادار قندخو # 8 آن کیمیای بی‌حد و بی‌عد و بی‌قیاس %~% بر هر مسی که برزد زر شد به ~~ارجعوا # 9 در خواب شو ز عالم وز شش جهت گریز %~% تا چند گول گردی و آواره سو به ~~سو # 10 ناچار می برندت باری به اختیار %~% تا پیش شاه باشدت اعزاز و آبرو # 11 گر ز آنک در میانه نبودی سرخری %~% اسرار کشف کردی عیسیت مو به مو # 12 بستم ره دهان و گشادم ره نهان %~% رستم به یک قنینه ز سودای گفت و گو ~~PageV1P2238 ### || [genre: Gh] # 1 ننشیند آتشم چو ز حق خاست آرزو %~% زین سو نظر مکن که از آن جاست آرزو # 2 تردامنم مبین که از آن بحر تر شدم %~% گر گوهری ببین که چه دریاست آرزو # 3 شست حق است ms1259 آرزو و روح ماهی است %~% صیاد جان فداست چه زیباست آرزو # 4 چون این جهان نبود خدا بود در کمال %~% ز آوردن من و تو چه می‌خواست ~~آرزو # 5 گر آرزو کژ است در او راستی بسی است %~% نی کز کژی و راست مبراست آرزو # 6 آن کان دولتی که نهان شد به نام بد %~% آن چیست کژ نشین و بگو راست ~~آرزو # 7 موری است نقب کرده میان سرای عشق %~% هر چند بی‌پر است و به پرواست ~~آرزو # 8 مورش مگو ز جهل سلیمان وقت او است %~% زیرا که تخت و ملک بیاراست آرزو # 9 بگشای شمس مفخر تبریز این گره %~% چیزی است کو نه ماست و نه جز ماست ~~آرزو PageV1P2239 ### || [genre: Gh] # 1 هان ای جمال دلبر ای شاد وقت تو %~% ما با تو بس خوشیم که خوش باد وقت ~~تو # 2 نیکو است حال ما که نکو باد حال تو %~% خوش باد دور چرخ کز او زاد وقت ~~تو # 3 جان و سر تو یار که اندر دماغ ماست %~% آن رطل‌های می که به ما داد وقت ~~تو # 4 از قوت شراب به فریاد جام تو %~% وز پرتو نشاط به فریاد وقت تو # 5 در جای می نگنجد از فخر جای تو %~% که می‌کند ز عشق و فرهاد وقت تو ~~PageV1P2240 ### || [genre: Gh] # 1 تا که درآمد به باغ چهره گلنار تو %~% اه که چه سوز افکند در دل گل نار ~~تو # 2 دود دل لاله‌ها ز آتش جان رنگ تو %~% پشت بنفشه به خم از کشش بار تو # 3 غنچه گلزار جان روی تو را یاد کرد %~% چشم چه خوش برگشاد بر هوس خار تو # 4 سوسن تیغی کشید خون سمن را بریخت %~% تیغ به سوسن کی داد نرگس خون خوار ~~تو # 5 بر مثل زاهدان جمله چمن خشک بود %~% مستک و سرسبز شد از لب خمار تو # 6 از سر مستی عشق گفتم یار منی %~% ور ms1260 نه جز احول کی دید در دو جهان یار ~~تو # 7 بر دل من خط توست مهر الست و بلی %~% منکر آن خط مشو نک خط و اقرار تو # 8 گوشت کجا ماند و پوست در تن آن کس که او %~% رفت نمکسودوار سوی نمکسار ~~تو # 9 دامن تو دل گرفت دامن دل تن گرفت %~% های از این کش مکش‌های از این کار ~~تو # 10 خسرو جان شمس دین مفخر تبریزیان %~% در دل تن عشق دل در دل دلدار تو ~~PageV1P2241 ### || [genre: Gh] # 1 آینه جان شده چهره تابان تو %~% هر دو یکی بوده‌ایم جان من و جان تو # 2 ماه تمام درست خانه دل آن توست %~% عقل که او خواجه بود بنده و دربان ~~تو # 3 روح ز روز الست بود ز روی تو مست %~% چند که از آب و گل بود پریشان تو # 4 گل چو به پستی نشست آب کنون روشن است %~% رفت کنون از میان آن من و آن ~~تو # 5 قیصر رومی کنون زنگیکان را شکست %~% تا به ابد چیره باد دولت خندان تو # 6 ای رخ تو همچو ماه ناله کنم گاه گاه %~% ز آنک مرا شد حجاب عشق سخندان ~~تو PageV1P2242 ### || [genre: Gh] # 1 سیر نیم سیر نی از لب خندان تو %~% ای که هزار آفرین بر لب و دندان تو # 2 هیچ کسی سیر شد ای پسر از جان خویش %~% جان منی چون یکی است جان من و ~~جان تو # 3 تشنه و مستسقیم مرگ و حیاتم ز آب %~% دور بگردان که من بنده دوران تو # 4 پیش کشی می‌کنی پیش خودم کش تمام %~% تا که برآرد سرم سر ز گریبان تو # 5 گر چه دو دستم بخست دست من آن تو است %~% دست چه کار آیدم بی‌دم و ~~دستان تو # 6 عشق تو گفت ای کیا در حرم ما بیا %~% تا نکند هیچ دزد قصد حرمدان تو # 7 گفتم ای ذوالقدم حلقه این ms1261 در شدم %~% تا که نرنجد ز من خاطر دربان تو # 8 گفت که هم بر دری واقف و هم در بری %~% خارج و داخل توی هر دو وطن آن ~~تو # 9 خامش و دیگر مخوان بس بود این نزل و خوان %~% تا به ابد روم و ترک ~~برخورد از خوان تو PageV1P2243 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب مهتاب رو آنچ شنیدی بگو %~% ما همگان محرمیم آنچ بدیدی بگو # 2 ای شه و سلطان ما ای طربستان ما %~% در حرم جان ما بر چه رسیدی بگو # 3 نرگس خمار او ای که خدا یار او %~% دوش ز گلزار او هر چه بچیدی بگو # 4 ای شده از دست من چون دل سرمست من %~% ای همه را دیده تو آنچ گزیدی بگو # 5 عید بیاید رود عید تو ماند ابد %~% کز فلک بی‌مدد چون برهیدی بگو # 6 در شکرستان جان غرقه شدم ای شکر %~% زین شکرستان اگر هیچ چشیدی بگو # 7 می‌کشدم می به چپ می‌کشدم دل به راست %~% رو که کشاکش خوش است تو چه ~~کشیدی بگو # 8 می به قدح ریختی فتنه برانگیختی %~% کوی خرابات را تو چه کلیدی بگو # 9 شور خرابات ما نور مناجات ما %~% پرده حاجات ما هم تو دریدی بگو # 10 ماه به ابر اندرون تیره شده‌ست و زبون %~% ای مه کز ابرها پاک و بعیدی ~~بگو # 11 ظل تو پاینده باد ماه تو تابنده باد %~% چرخ تو را بنده باد از چه ~~رمیدی بگو # 12 عشق مرا گفت دی عاشق من چون شدی %~% گفتم بر چون متن ز آنچ تنیدی بگو # 13 مرد مجاهد بدم عاقل و زاهد بدم %~% عافیتا همچو مرغ از چه پریدی بگو ~~PageV1P2244 ### || [genre: Gh] # 1 ای سر مردان برگو برگو %~% وی شه میدان برگو برگو # 2 ای مه باقی وی شه ساقی %~% جان سخن دان برگو برگو # 3 قبله جمعی شعله شمعی %~% قصه ایشان برگو برگو # 4 ای همه دستان ساقی مستان %~% راز ms1262 گلستان برگو برگو # 5 هم همه دانی هم همه جانی %~% خواجه دیوان برگو برگو # 6 آب حیاتی شاخ نباتی %~% نکته جانان برگو برگو # 7 غم نپذیری خشم نگیری %~% ای دل شادان برگو برگو # 8 خسرو شیرین بنشین بنشین %~% راه سپاهان برگو برگو # 9 دل بشکفتی خیلی و گفتی %~% باز دو چندان برگو برگو # 10 آن می صافی جام گزافی %~% درده و خندان برگو برگو # 11 یار ربابی هر چه که یابی %~% حرمت ایمان برگو برگو # 12 نی بستیزی نی بگریزی %~% بی‌سر و پایان برگو برگو PageV1P2245 ### || [genre: Gh] # 1 مرا اگر تو نیابی به پیش یار بجو %~% در آن بهشت و گلستان و سبزه زار ~~بجو # 2 چو سایه خسپم و کاهل مرا اگر جویی %~% به زیر سایه آن سرو پایدار بجو # 3 چو خواهیم که ببینی خراب و غرق شراب %~% بیا حوالی آن چشم پرخمار بجو # 4 اگر ز روز شمردن ملول و سیر شدی %~% درآ به دور و قدح‌های بی‌شمار بجو # 5 در آن دو دیده مخمور و قلزم پرنور %~% درآ جواهر اسرار کردگار بجو # 6 دلی که هیچ نگرید به پیش دلبر جو %~% گلی که هیچ نریزد در آن بهار بجو # 7 زهی فسرده کسی کو قرار می‌جوید %~% تو جان عاشق سرمست بی‌قرار بجو # 8 اگر چراغ نداری از او چراغ بخواه %~% وگر عقار نداری از او عقار بجو # 9 به مجلس تو اگر دوش بیخودی کردم %~% تو عذر عقل زبونم از آن عذار بجو # 10 تو هر چه را که بجویی ز اصل و کانش جوی %~% ز مشک و گل نفس خوش خلش ز ~~خار بجو # 11 خیال یار سواره همی‌رسد ای دل %~% پیام‌های غریب از چنین سوار بجو # 12 به نزد او همه جان‌های رفتگان جمعند %~% کنار پرگلشان را در آن کنار ~~بجو # 13 چو صبح پیش تو آید از او صبوح بخواه %~% چو شب به پیش تو آید در او ~~نهار بجو # 14 چو مردمک ms1263 تو خمش کن مقام تو چشم است %~% وگر نه آن نظرستت در انتظار ~~بجو # 15 چو شمس مفخر تبریز دیده فقر است %~% فقیروار مر او را در افتقار بجو ~~PageV1P2246 ### || [genre: Gh] # 1 من آن نیم که بگویم حدیث نعمت او %~% که مست و بیخودم از چاشنی محنت او # 2 اگر چو چنگ بزارم از او شکایت نیست %~% که همچو چنگم من بر کنار رحمت ~~او # 3 ز من نباشد اگر پرده‌ای بگردانم %~% که هر رگم متعلق بود به ضربت او # 4 اگر چه قند ندارم چو نی نوا دارم %~% از آنک بر لب فضلش چشم ز شربت او # 5 کنون که نوبت خشم است لطف از این دست است %~% چگونه باشد چون دررسم به ~~نوبت او # 6 اگر بدزدم من ز آفتاب ننگی نیست %~% چه ننگ باشد مر لعل را ز زینت او # 7 وگر چو لعل ندزدم ز آفتاب کمال %~% گذر ز طینت خود چون کنم به طینت او # 8 نه لولیان سیاه دو چشم دزد ویند %~% همی‌کشند نهان نور از بصیرت او # 9 ز آدمی چو بدزدی به کم قناعت کن %~% که شح نفس قرین است با جبلت او # 10 از او مدزد بجز گوهر زمانه بها %~% اگر تو واقفی از لطف و از سریرت او # 11 که نیست قهر خدا را بجز ز دزد خسیس %~% که سوی کاله فانی بود عزیمت او # 12 دریغ شرح نگشت و ز شرح می‌ترسم %~% که تیغ شرع برهنه‌ست در شریعت او # 13 گمان برد که مگر جرم او طمع بوده‌ست %~% نه بلک خس طمعی بود آن جریمت ~~او PageV1P2247 ### || [genre: Gh] # 1 به وقت خواب بگیری مرا که هین برگو %~% چو اشتهای سماعت بود بگه‌تر گو # 2 چو من ز خواب سر و پای خویش گم کردم %~% تو گوش من بگشایی که قصه از سر ~~گو # 3 چو روی روز نهان شد به زیر طره شب %~% بگیریم که از آن طره معنبر ms1264 گو # 4 فتاده آتش خواب اندر این نیستان‌ها %~% تو آمده که حدیث لب چو شکر گو # 5 و آنگهی به یکی بار کی شوی قانع %~% غزل تمام کنم گوییم مکرر گو # 6 بیا بگو چه کنی گر ز خوابناکی خویش %~% به تو بگوید لالا برو به عنبر ~~گو # 7 از آنچ خورده‌ای و در نشاط آمده‌ای %~% مرا از آن بخوران و حدیث درخور ~~گو # 8 ز من چو می‌طلبی مطربی مستانه %~% تو نیز با من بی‌دل ز جام و ساغر گو # 9 من این به طیبت گفتم وگر نه خاک توام %~% مرا مبارک و قیماز خوان و ~~سنجر گو PageV1P2248 ### || [genre: Gh] # 1 هزار بار کشیده‌ست عشق کافرخو %~% شبم ز بام به حجره ز حجره تا سر کو # 2 شب آن چنان به گاه آمده که هی برخیز %~% گرفته گوش مرا سخت همچو گوش ~~سبو # 3 ز هر چه پر کندم من سبوی تسلیمم %~% سبو اسیر سقاست چون گریزد از او # 4 هزار بار سبو را به سنگ بشکست او %~% شکست او خوشم آید ز شوق و ذوق رفو # 5 سبو سپرده به دو گوش با هزاران دل %~% بدان هوس که خورد غوطه در میانه ~~جو PageV1P2249 ### || [genre: Gh] # 1 چو از سر بگیرم بود سرور او %~% چو من دل بجویم بود دلبر او # 2 چو من صلح جویم شفیع او بود %~% چو در جنگ آیم بود خنجر او # 3 چو در مجلس آیم شراب است و نقل %~% چو در گلشن آیم بود عبهر او # 4 چو در کان روم او عقیق است و لعل %~% چو در بحر آیم بود گوهر او # 5 چو در دشت آیم بود روضه او %~% چو وا چرخ آیم بود اختر او # 6 چو در صبر آیم بود صدر او %~% چو از غم بسوزم بود مجمر او # 7 چو در رزم آیم به وقت قتال %~% بود صف نگهدار و سرلشکر او # 8 چو در بزم آیم به ms1265 وقت نشاط %~% بود ساقی و مطرب و ساغر او # 9 چو نامه نویسم سوی دوستان %~% بود کاغذ و خامه و محبر او # 10 چون بیدار گردم بود هوش نو %~% چو بخوابم بیاید به خواب اندر او # 11 چو جویم برای غزل قافیه %~% به خاطر بود قافیه گستر او # 12 تو هر صورتی که مصور کنی %~% چو نقاش و خامه بود بر سر او # 13 تو چندانک برتر نظر می‌کنی %~% از آن برتر تو بود برتر او # 14 برو ترک گفتار و دفتر بگو %~% که آن به که باشد تو را دفتر او # 15 خمش کن که هر شش جهت نور او است %~% وزین شش جهت بگذری داور او # 16 رضاک رضای الذی اوثر %~% و سرک سری فما اظهر # 17 زهی شمس تبریز خورشیدوش %~% که خود را بود سخت اندرخور او PageV1P2250 ### || [genre: Gh] # 1 بی‌دل شده‌ام بهر دل تو %~% ساکن شده‌ام در منزل تو # 2 صرفه چه کنم در معدن تو %~% زر را چه کنم با حاصل تو # 3 شد جمله جهان سبز از دم تو %~% قبله دل و جان هر قابل تو # 4 شد عقل و خرد دیوانه تو %~% بی‌علم و عمل شد عامل تو # 5 مرغان فلک پربسته تو %~% هر عاقل جان ناعاقل تو # 6 هاروت هنر ماروت ادب %~% گشتند نگون در بابل تو # 7 گردن بکشد جان همچو شتر %~% تا زنده شوم از بسمل تو # 8 حل گشت ز تو هر مشکل جان %~% ماندم به جهان من مشکل تو # 9 بنویس برات این مزد مرا %~% تا نقد کنم از عامل تو # 10 از روز به است اکنون شب ما %~% از تاب مه بس کامل تو # 11 تا شب شتران هموار روند %~% تا منزل خود با محمل تو # 12 در منزل خود آزاد شوند %~% از ظالم تو وز عادل تو # 13 خامش کن و خود در یک دمه‌ای %~% خامش نکند این قایل تو PageV1P2251 ### || [genre: Gh] # 1 نور دل ما ms1266 روی خوش تو %~% بال و پر ما خوی خوش تو # 2 عید و عرفه خندیدن تو %~% مشک و گل ما بوی خوش تو # 3 ای طالع ما قرص مه تو %~% سایه گه ما موی خوش تو # 4 سجده گه ما خاک در تو %~% جولانگه ما کوی خوش تو # 5 دل می‌نرود سوی دگران %~% چون رفته بود سوی خوش تو # 6 ور دل برود سوی دگران %~% او را بکشد اوی خوش تو # 7 ای مستی ما از هستی تو %~% غوطه گه ما جوی خوش تو # 8 زرین شدم از سیمین بر تو %~% یک تو شدم از توی خوش تو # 9 سر می‌نهم و چون سر ننهد %~% چوگان تو را گوی خوش تو # 10 خامش کنم و خامش چو سکست %~% های و هویم از هوی خوش تو PageV1P2252 ### || [genre: Gh] # 1 دل من دل من دل من بر تو %~% رخ تو رخ تو رخ بافر تو # 2 صنما صنما اگر جان طلبی %~% بدهم بدهم به جان و سر تو # 3 کف تو کف تو کف رحمت تو %~% لب تو لب تو لب شکر تو # 4 دم تو دم تو دم جان وش تو %~% می تو می تو می چون زر تو # 5 در تو در تو در بخشش تو %~% گل تو گل تو گل احمر تو PageV1P2253 ### || [genre: Gh] # 1 بنشسته به گوشه‌ای دو سه مست ترانه گو %~% ز دل و جان لطیفتر شده مهمان ~~عنده # 2 ز طرب چون حشر شود سرشان مستتر شود %~% فتد از جنگ و عربده سر مستان ~~میان کو # 3 ز اشارات روحشان ز صباح و صبوحشان %~% عسل و می روان شود به چپ و راست ~~جوی جو # 4 نفسیشان معانقه نفسیشان معاشقه %~% نفسی سجده طرب نفسی جنگ و گفت و گو # 5 نفسی یار قندلب شکرین شکرنسب %~% به چنین حال بوالعجب تو از ایشان ادب ~~مجو # 6 به خدا خوب ساقیی که وفادار و باقیی %~% به حلیمی گناه ms1267 جو به طبیعت ~~نشاط خو # 7 قدحی دو ز دست خود بده ای جان به مست خود %~% هله تا راز آسمان شنوی ~~جمله مو به مو # 8 تو بر او ریز جام می که حجاب وی است وی %~% هله تا از سعادتت برهد اوی ~~او ز او # 9 چو خرد غرق باده شد در دولت گشاده شد %~% سر هر کیسه کرم بگشاید که ~~انفقوا # 10 بهل آن پوست مغز بین صنم خوب نغز بین %~% هله بردار ابر را ز رخ ماه ~~تو به تو # 11 پس از این جمله آب‌ها نرود جز بجوی ما %~% من سرمست می‌کشم ز فراتش ~~سبو سبو # 12 من و دلدار نازنین خوش و سرمست همچنین %~% به گلستان جان روان ز ~~گلستان رنگ و بو # 13 نظری کن به چشم او به جمال و کرشم او %~% نظری کن به خال او به حق ~~صحبت ای عمو # 14 تو اگر در فرح نه‌ای که حریف قدح نه‌ای %~% چه برد طفل از لبش چو بود ~~مست لبلبو # 15 چو شدی محرم فلک سبک ای یار بانمک %~% بنگر ذره ذره را زده زیر بغل ~~کدو # 16 چو تف آفتاب زد ره ذرات بی‌عدد %~% بشکافید پرده شان نپذیرد دگر رفو # 17 به لبانت ز دست شد سر او باز مست شد %~% زند او باز این زمان چو کبوتر ~~بقوبقو # 18 تو بخسپی و عشق و دل گذران بی ز غش و غل %~% ز ره خواب بر فلک خوش و ~~سرمست دو به دو # 19 بخورند از نخیل جان که ندیده‌ست انس و جان %~% رطب و تمر نادری که ~~نگنجد در این گلو # 20 که ابیت بمهجتی شرفا عند سیدی %~% ز طعام و شراب حق بخورم اندر آن غلو # 21 هله امشب به خانه رو که دل مست شد گرو %~% چو شود روز خوش بیا شنو این ~~را تمام تو # 22 تو بگو باقی غزل که کند در همه عمل %~% که ms1268 تویی عشق و عشق را نبود هیچ ~~کس عدو # 23 تو بگو کآب کوثری خوش و نوش و معطری %~% همه را سبز کن طری و ز ~~پژمردگی بشو PageV1P2254 ### || [genre: Gh] # 1 به قرار تو او رسد که بود بی‌قرار تو %~% که به گلزار تو رسد دل خسته ~~به خار تو # 2 گل و سوسن از آن تو همه گلشن از آن تو %~% تلفش از خزان تو طربش از ~~بهار تو # 3 ز زمین تا به آسمان همه گویان و خامشان %~% چو دل و جان عاشقان به درون ~~بی‌قرار تو # 4 همه سوداپرست تو همه عالم به دست تو %~% نفسی پست و مست تو نفسی در ~~خمار تو # 5 همه زیر و زبر ز تو همگان بی‌خبر ز تو %~% چه غریب است نظر به تو چه ~~خوش است انتظار تو # 6 چه کند سرو و باغ را چو نظر نیست زاغ را %~% تو ز بلبل فغان شنو که وی ~~است اختیار تو # 7 منم از کار مانده‌ای ز خریدار مانده‌ای %~% به فراغت نظرکنان به سوی ~~کار و بار تو # 8 بگذارم ز بحر و پل بگریزم ز جزو و کل %~% چه کنم من عذار گل که ندارد ~~عذار تو # 9 چه کنم عمر مرده را تن و جان فسرده را %~% دو سه روز شمرده را چو منم ~~در شمار تو # 10 چو دل و چشم و گوش‌ها ز تو نوشند نوش‌ها %~% همه هر دم شکوفه‌ها شکفد ~~در نثار تو # 11 پس از این جان که دارمش به خموشی سپارمش %~% ز کجا خامشم هلد هوس جان ~~سپار تو # 12 به خموشی نهان شدن چو شکارم نتان شدن %~% که شکار و شکاریان نجهند از ~~شکار تو # 13 همه فربه ز بوی تو همه لاغر ز هجر تو %~% همه شادی و گریه شان اثر و ~~یادگار تو PageV1P2255 ### || [genre: Gh] # 1 قلم از عشق بشکند چو نویسد نشان تو %~% خردم راه گم کند ز فراق ms1269 گران تو # 2 کی بود همنشین تو کی بیابد گزین تو %~% کی رهد از کمین تو کی کشد خود ~~کمان تو # 3 رخم از عشق همچو زر ز تو بر من هزار اثر %~% صنما سوی من نگر که چنانم ~~به جان تو # 4 چو خلیل اندر آتشم ز تف آتشت خوشم %~% نه از آنم که سر کشم ز غم ~~بی‌امان تو # 5 بگشا کار مشکلم تو دلم ده که بی‌دلم %~% مکن ای دوست منزلم بجز از ~~گلستان تو # 6 کی بیاید به کوی تو صنما جز به بوی تو %~% سبب جست و جوی تو چه بود ~~گلفشان تو # 7 ملک و مردم و پری ملک و شاه و لشکری %~% فلک و مهر و مشتری خجل از ~~آستان تو # 8 چو تو سیمرغ روح را بکشانی در ابتلا %~% چو مگس دوغ درفتد به گه امتحان ~~تو # 9 ز اشارات عالیت ز بشارات شافیت %~% ملکی گشته هر گدا به دم ترجمان تو # 10 همه خلقان چو مورکان به سوی خرمنت دوان %~% همه عالم نواله‌ای ز ~~عطاهای خوان تو # 11 به نواله قناعتی نکند جان آن فتی %~% که طمع دارد از قضا که شود ~~میهمان تو # 12 چه دواها که می‌کند پی هر رنج گنج تو %~% چه نواها که می‌دهد به مکان ~~لامکان تو # 13 طمع تن نوال تو طمع دل جمال تو %~% نظر تن بنام تو هوس دل بنان تو # 14 جهت مصلحت بود نه بخیلی و مدخلی %~% به سوی بام آسمان پنهان نردبان تو # 15 به امینان و نیکوان بنمودی تو نردبان %~% که روان است کاروان به سوی ~~آسمان تو # 16 خمش ای دل دگر مگو دگر اسرار او مجو %~% که ندانی نهان آن که بداند ~~نهان تو # 17 تو از این شهره نیشکر مطلب مغز اندرون %~% که خود از قشر نیشکر شکرین ~~شد لبان تو # 18 شه تبریز شمس دین که به هر لحظه آفرین %~% برساد از جناب حق به ms1270 مه خوش ~~قران تو PageV1P2256 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای طالب سمو بگداز از غمش چو مو %~% بگشا راز با همو که سلام علیکم # 2 تو چرا آب و روغنی که سلامی نمی‌کنی %~% چه شود گر کفی زنی که سلام ~~علیکم # 3 هله دیوانه لولیا به عروسی ما بیا %~% لب چون قند برگشا که سلام علیکم # 4 شفقت را قرین کنی کرم و آفرین کنی %~% سر و ریش این چنین کنی که سلام ~~علیکم # 5 چو گشاید در سرا تو مگو هیچ ماجرا %~% رو ترش کن ز در درآ که سلام ~~علیکم # 6 چو درآید ترش ترش تو بدو پیش او خمش %~% غضبش را بدین بکش که سلام ~~علیکم # 7 چو خیالیت بست ره بمکن سوی او نگه %~% تو روان شو به پیشگه که سلام ~~علیکم # 8 چو در این کوی نیست کس نه ز دزدان و نی عسس %~% تو همین گو همین و بس ~~که سلام علیکم # 9 بجه از دام و دانه‌ها و از این مات خانه‌ها %~% بشنو ز آسمان‌ها که ~~سلام علیکم # 10 شفقت چون فزون کند به خودت رهنمون کند %~% ز دلت سر برون کند که سلام ~~علیکم # 11 چو ز صورت برون روی به مقامات معنوی %~% تو ز شش سوی بشنوی که سلام ~~علیکم # 12 چو نگنجی در آن گره مگریز و سپس مجه %~% چو فقیران سری بنه که سلام ~~علیکم # 13 اگر از نیک و بد مرا نکند شه مدد مرا %~% ز لبش این رسد مرا که سلام ~~علیکم # 14 تو رها کن فن و هنر که ندارد کلک خبر %~% بخوریمش بدین قدر که سلام ~~علیکم # 15 هله ای یار ماه رو دل هر عقربی مجو %~% غزل خویشتن بگو که سلام علیکم # 16 هله مرحوم امتان هله ای عشق همتان %~% بستردیم جرمتان که سلام علیکم # 17 چو تویی میر زاهدان قمر و فخر عابدان %~% شنو اکنون ز شاهدان که سلام ~~علیکم # 18 زهرتان را شکر ms1271 کنم زنگتان را گهر کنم %~% کارتان همچو زر کنم که سلام ~~علیکم # 19 تنتان را چو جان کنم دلتان را جوان کنم %~% عیبتان را نهان کنم که ~~سلام علیکم # 20 ز عدم بس چریده‌ای سوی دل بس دویده‌ای %~% ز فلک بس شنیده‌ای که سلام ~~علیکم # 21 چو امیدت به ما بود زاغ گیری هما بود %~% همه عذرت وفا بود که سلام ~~علیکم # 22 چو گل سرخ در چمن بفروزد رخ و ذقن %~% نگرد جانب سمن که سلام علیکم # 23 چو رسد سبزجامه‌ها به سوی باغ و نامه‌ها %~% شنو از صحن بام‌ها که ~~سلام علیکم # 24 چو بخندد نهال‌ها ز ریاحین و لاله‌ها %~% شنو از مرغ ناله‌ها که سلام ~~علیکم # 25 چو ز مستی زنم دمی رمد از رشک پرغمی %~% نبدی این نگفتمی که سلام ~~علیکم # 26 ز کی داری لب و سخن ز شهنشاه امر کن %~% به همان سوی روی کن که سلام ~~علیکم PageV1P2257 ### || [genre: Gh] # 1 هله طبل وفا بزن که بیامد اوان تو %~% می چون ارغوان بده که شکفت ~~ارغوان تو # 2 بفشاریم شیره از شکرانگور باغ تو %~% بفشانیم میوه‌ها ز درخت جوان تو # 3 بمران جان و عقل را ز سر خوان فضل خود %~% چه خورد یا چه کم کند مگسی ~~دو ز خوان تو # 4 طمع جمله طامعان بود از خرمنت جوی %~% دو ده مختصر بود دو جهان در جهان ~~تو # 5 همه روز آفتاب اگر ز ضیا تیغ می‌زند %~% به کم از ذره می‌شود ز نهیب ~~سنان تو # 6 چو زمین بوس می‌کند پی تو جان آسمان %~% به چه پر برپرد زمین به سوی ~~آسمان تو # 7 بنشیند شکسته پر سوی تو می‌کند نظر %~% که همین جاش می‌رسد مدد ارمغان ~~تو # 8 نه گذشته‌ست در جهان نه شب و نی سحرگهان %~% که دمم آتشین نشد ز دم ~~پاسبان تو # 9 نه مرا وعده کرده‌ای نه که سوگند خورده‌ای %~% که به هنگام برشدن برسد ~~نردبان تو ms1272 # 10 چو بدان چشم عبهری به سوی بنده بنگری %~% بپرد جانش از مکان به سوی ~~لامکان تو # 11 بنوازیش کای حزین مخور اندوه بعد از این %~% که خروشید آسمان ز خروش و ~~فغان تو # 12 منم از مادر و پدر به نوازش رحیمتر %~% جهت پختگی تو برسید امتحان تو # 13 بکنم باغ و جنتی و دوایی ز درد تو %~% بکنم آسمان تو به از این از ~~دخان تو # 14 همه گفتیم و اصل را بنگفتیم دلبرا %~% که همان به که راز تو شنوند از ~~دهان تو PageV1P2258 ### || [genre: Gh] # 1 طیب الله عیشکم لا وحش الله منکم %~% حق آن خال شاهدت رو به ما آر ای ~~عمو # 2 دست جعفر که ماند از او بر سر کوه پرسمو %~% شبه مهجور عاشق من وصال ~~مصرم # 3 دست او را دهان بدی شرح دادی از آن غم او %~% می‌کند شرح بی‌زبان یا ~~ظریفون فافهموا # 4 ما همان دست جعفریم فی انقطاع الا ارحموا %~% جنبشی که همی‌کنیم جمله ~~قسری است فاعلموا # 5 جنبش آنگه کند صدف که بود جفت جوهر او %~% بس که گفتن دراز شد ذاحدیث ~~منمنم PageV1P2259 ### || [genre: Gh] # 1 بوقلمون چند از انکار تو %~% در کف ما چند خلد خار تو # 2 یار تو از سر فلک واقف است %~% پس چه بود پیش وی اسرار تو # 3 چند بگویی که همین بار و بس %~% چند از این چند از این بار تو # 4 ای ز تو بیمار حبیب و طبیب %~% بسته ز ناسور تو تیمار تو # 5 خورده می غفلت و منکر شده %~% بوی دهانت شده اقرار تو PageV1P2260 ### || [genre: Gh] # 1 پرده بگردان و بزن ساز نو %~% هین که رسید از فلک آواز نو # 2 تازه و خندان نشود گوش و هوش %~% تا ز خرد درنرسد راز نو # 3 این بکند زهره که چون ماه دید %~% او بزند چنگ طرب ساز نو # 4 خیز سبک رطل گران را بیار %~% تا ببرم شرم ms1273 ز هنباز نو # 5 برجه ساقی طرب آغاز کن %~% وز می کهنه بنه آغاز نو # 6 در عوض آنک گزیدی رخم %~% بوسه بده بر سر این گاز نو # 7 از تو رخ همچو زرم گاز یافت %~% می‌رسدم گر بکنم ناز نو # 8 چون نکنم ناز که پنهان و فاش %~% می‌رسدم خلعت و اعزاز نو # 9 خلعت نو بین که به هر گوشه‌اش %~% تازه طرازی است ز طراز نو # 10 پر همایی بگشا در وفا %~% بر سر عشاق به پرواز نو # 11 مرد قناعت که کرم‌های تو %~% حرص دهد هر نفس و آز نو # 12 می به سبو ده که به تو تشنه شد %~% این قنق خابیه پرداز نو # 13 رنگ رخ و اشک روانم بس است %~% سر مرا هر یک غماز نو # 14 گرم درآ گرم که آن گرمدار %~% صنعت نو دارد و انگاز نو # 15 بس کن کاین گفت تو نسبت به عشق %~% جامه کهنه‌ست ز بزاز نو ~~PageV1P2261 ### || [genre: Gh] # 1 یا قمرا لوعه للقمرین سکن %~% حلت علی حریمهم فی خطر لیمنوا # 2 یا شجرا غصونه فوق سما وهمنا %~% هز هز فی قلوبنا مرحمه لنجتنوا # 3 هر کی تو گردنش زدی گشت درازگردن او %~% خرمن هر کی سوختی گشت بزرگ ~~خرمن او # 4 هر کی سرش شکافتی سر بفراخت بر فلک %~% هر کی تو در چهش کنی یافت جهان ~~روشن او # 5 یا بلدا مخلدا افلح من ثوی به %~% للبرکات مطلع للثمرات معدن # 6 یا سحرا منورا لیس عقیبه دجی %~% افلح کل منظر ذاک به مزین # 7 هر کی طرب رها کند پشت سوی وفا کند %~% بازکشاندش به خود با کرم مفتن ~~او # 8 می‌کشدش که ای رهی از کف من کجا رهی %~% رو به من آورید هین ها الذین ~~آمنوا # 9 جا اوان وصلنا یلحقنا باصلنا %~% شممنا عبیره فانتهضوا لتیقنوا # 10 ما بقی انسلاخنا ان هنا مناخنا %~% فی عرفات معشر ابتکروا و احسنوا # 11 پند نگار خود شنو ms1274 از بر او برون مرو %~% ای دل و دیده دیده‌ای ای دل و ~~دیده من او # 12 پیش خودم همی‌نشان بر سر من همی‌فشان %~% تا ز تو لاف می‌زنم کم بگرفت ~~دامن او # 13 قد نطق الهوی اسکتوا استمعوا و انصتوا %~% ان لسان نطقنا عند لقاه ~~الکن # 14 بستم من دهان خود دل بگشاد صد دهان %~% بهر دل تو تن زدم بس بودم ~~نوازن او # 15 در گل و در شکر نشین بهر خدای لطف بین %~% سیب و انار تازه چین کمد در ~~فشاندن او PageV1P2262 ### || [genre: Gh] # 1 بوسیسی افندیمو هم محسن و هم مه رو %~% نیپو سر کینیکا چونم من و چونی ~~تو # 2 یا نعم صباح ای جان مستند همه رندان %~% تا شب همگان عریان با یار در ~~آب جو # 3 یا قوم اتیناکم فی الحب فدیناکم %~% مذ نحن رایناکم امنیتنا تصفوا # 4 گر جام دهی شادم دشنام دهی شادم %~% افندی اوتی تیلس ثیلو که براکالو # 5 چون مست شد این بنده بشنو تو پراکنده %~% قویثز می کناکیمو سیمیر ~~ابرالالو # 6 یا سیدتی هاتی من قهوه کاساتی %~% من زارک من صحو ایاک و ایاه # 7 ای فارس این میدان می‌گرد تو سرگردان %~% آخر نه کم از چرخی در خدمت آن ~~مه رو # 8 پویسی چلبی پویسی ای پوسه اغا پوسی %~% بی‌نخوت و ناموسی این دم دل ما ~~را جو # 9 ای دل چو بیاسودی در خواب کجا بودی %~% اسکرت کما تدری من سکرک لا تصحو # 10 واها سندی واها لما فتحت فاها %~% ما اطیب سقیاها تحلوا ابدا تحلو # 11 ای چون نمکستانی اندر دل هر جانی %~% هر صورت را ملحی از حسن تو ای ~~مرجو # 12 چیزی به تو می‌ماند هر صورت خوب ار نی %~% از دیدن مرد و زن خالی کنمی ~~پهلو # 13 گر خلق بخندندم ور دست ببندندم %~% ور زجر پسندندم من می‌نروم زین کو # 14 از مردم پژمرده دل می‌شود افسرده %~% دارد سیهی در جان ms1275 گر زرد بود ~~مازو # 15 بانگ تو کبوتر را در برج وصال آرد %~% گر هست حجاب او صد برج و دو صد ~~بارو # 16 قوم خلقو بورا قالو شططا زورا %~% فی وصفک یا مولی لا نسمع ما قالوا # 17 این نفس ستیزه رو چون بزبچه بالاجو %~% جز ریش ندارد او نامش چه کنم ~~ریشو # 18 خامش کن خامش کن از گفته فرامش کن %~% هین بازمیا این سو آن سو پر چون ~~تیهو PageV1P2263 ### || [genre: Gh] # 1 الیوم من الوصل نسیم و سعود %~% الیوم اری الحب علی العهد فعودوا # 2 رفته‌ست رقیب و بر آن یار نبود او %~% بی‌زحمت دشمن دم عشاق شنود او # 3 یا قلب ابشرک به وصل و رحیق %~% ما فاتک من دهرک الیوم یعود # 4 شکر است عدو رفته و ما همدم جامیم %~% ما سرخ و سپید از طرب و کور و ~~کبود او # 5 یا حب حنا نیک تجلیت بوصل %~% الروح فدا روحک بالروح تجود # 6 ما را که برای دل حساد جفا گفت %~% امروز چو خلوت شد ما را بستود او # 7 هذا قمر قد غلب الشمس بنور %~% من طالعه الیوم علی الشمس یسود # 8 امروز نقاب از رخ خود ماه برانداخت %~% بر طلعت خورشید و مه و زهره ~~فزود او # 9 ما اکثر ما قد خفض العیش به هجر %~% للعیش من الیوم نهوض و صعود # 10 پیوسته ز خورشید ستاند مه نو نور %~% این مه که به خورشید دهد نور چه ~~بود او # 11 یا قلب تمتع و طب ان شکورا %~% الحب شفیق لک و الله ودود # 12 این دم سپه عشق چه خوش دست گشادند %~% چون یک گره از طره پربند گشود ~~او # 13 الحب الی المجلس والله سقانا %~% و السکر من القهوه کالدهر ولود # 14 آن غم که ز عشاق بسی گرد برآورد %~% بیرون ز در است این دم و از بام ~~فرود او # 15 الیوم من العیش لقا و شفا %~% الیوم من ms1276 السکر رکوع و سجود # 16 آن ساغر لاغرشده را داروی دل ده %~% دیر است که محروم شد از ذوق وجود ~~او # 17 یا قوم الی العشق انیبوا و اجیبوا %~% لما کتب الله علی العشق خلود # 18 امروز صلا می‌زند این خفته دلان را %~% آن عشق سماوی که نخفت و نغنود ~~او # 19 العشق من الکون حیات و لباب %~% و العیش سوی العشق قشور و جلود # 20 هر دوست که از عشق به دنیات کشاند %~% خود دشمن تو او است یقین دان و ~~حسود او # 21 لا تنطق فی العشق و یکفیک انین %~% فالمخلص للعاشق صبر و جحود # 22 بس کن تو مگو هیچ که تا اشک بگوید %~% دل خود چو بسوزد بدهد بوی چو ~~عود او PageV1P2264 ### || [genre: Gh] # 1 بگردان ساقی مه روی جام %~% رهایی ده مرا از ننگ و نام # 2 گرفتارم به دامت ساقیا ز آنک %~% نهادستی به هر گامی تو دام # 3 رها کن کاهلی دریاب ما را %~% و لا تکسل فان القوم قاموا # 4 الیس الصحو منزل کل هم %~% الیس العیش فی هم حرام # 5 الا صوموا فان الصوم غنم %~% شراب الروح یشربه الصیام # 6 هر آن کو روزه دارد در حدیث است %~% مه حق را ببیند وقت شام # 7 نکو نبود که من از در درآیم %~% تو بگریزی ز من از راه بام # 8 تو بگریزی و من فریاد در پی %~% که یک دم صبر کن ای تیزگام # 9 مسلمانان مسلمانان چه چاره‌ست %~% که من سوزیدم و این کار خام # 10 نباشد چاره جز صافی شرابی %~% باقداح یقلبها الکرام # 11 حدیث عاشقان پایان ندارد %~% فنستکفی بهذا و السلام # 12 جواب گفته متنبی است این %~% فؤاد ما تسلیه المدام PageV1P2265 ### || [genre: Gh] # 1 هم صدوا هم عتبوا عتابا ما له سبب %~% تن و دل ما مسخر او که می‌نپرد ~~بجز بر او # 2 فما طلبوا سوی سقمی فطاب علی ما طلبوا %~% عجب خبری که می‌دهدم دم و ms1277 غم ~~او کر و فر او # 3 فنی جلدی اذا عبسوا فکیف تری اذا طربوا %~% مرا غم او چو زنده کند ~~چگونه شوم ز منظر او # 4 فلا هرب اذا طلبوا و لا طرب اذا هربوا %~% عجب چه بود بهر دو جهان که ~~آن نبود میسر او # 5 اری امما به سکروا و لا قدح و لا عنب %~% حدث نشود شکر که خوری شکر چو ~~چشد ز شکر او # 6 لقد ملئت خواطرنا بهم عجبا و ما العجب %~% سحر اثری ز طلعت او شبم نفسی ~~ز عنبر او # 7 سکت او ناوهم سکتوا و لا سئمو و لا عتبوا %~% خبر نکنم دگر که مرا رسید ~~خبر ز مخبر او # 8 فوا حزنی اذا حجبوا و یا طربی اذا قربوا %~% درم بزند سری نکند که سر ~~نبرد کس از سر او PageV1P2266 ### || [genre: Gh] # 1 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا %~% و استفتشوا من یسعد یلقون ~~این السید # 2 العشق نور مرتفع و السر نعم المکترع %~% نهر الهوی لا ینقطع نار الهوی ~~لا تخمد # 3 لا عشق الا بالجوی من کان فی سقم الهوی %~% ان قیل طار فی الهوا لا ~~تنکرو لا تعبدوا # 4 العشق ما فی رقه خیر لکم من عتقه %~% جفن بکا فی عشقه لا تحسبوه ترمد # 5 امر المحبین انطوی امراضهم خیر الدوا %~% ما لم یضلوا فی الهوی لا ~~تزعمو ان یهتدوا # 6 اصحابنا لا تیأسوا بعد الجوی مستانس %~% غیر الهوی لا تلبسو غیر الهوی ~~لا ترتدوا # 7 سحر الهوی مقعوده نار الجوی موقوده %~% ذانعمه مفقوده حرمان من لا یجهد # 8 نادیت یوم الملتقی اذ حار عقلی و التقی %~% هذا بقا فی البقا هذا نعیم ~~سرمد # 9 ان فاتکم لا تفعلوا و استفتشوه و اعقلوا %~% لا ترقدوا لا تأکلوا ما لم ~~تروا لا تعبدوا PageV1P2267 ### || [genre: Gh] # 1 الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق %~% ادر کأسا و لا تنکر فان القوم قد ~~ذاقوا # 2 اذا ما شئت اسراری ms1278 ادر کأسا من النار %~% فاسکرنی و سائلنی الی من انت ~~مشتاق # 3 اضا العشق مصباحا فصار اللیل اصباحا %~% و من انواره انشقت علی الاحجار ~~احداق # 4 فدا العشق ادوائی و مر العشق حلوائی %~% و انی بین عشاق اسوق حیث ما ~~ساقوا # 5 خذ الدنیا و خلینا فدنیا العشق تکفینا %~% لنا فی العشق جنات و بلدان و ~~اسواق # 6 و ارواح تلاقینا و ارواح سواقینا %~% و خمر فیه مدرار و کأس العشق ~~رقراق PageV1P2268 ### || [genre: Gh] # 1 ابنا ربیعنا تعالوا %~% فالورد یقول لا تبالوا # 2 و العشق یصیحکم جهارا %~% الخلد لکم فلا تزالوا # 3 و الحسن علی البها تجلی %~% و السکر حواه و الکمال # 4 من کان مخرسا جمادا %~% الیوم تکلموا و قالوا # 5 من کان مبلسا قنوطا %~% ذابوا و تضاحکوا و نالوا # 6 من بعد فان تروا غضوبا %~% ماذا غضب فذا دلال PageV1P2269 ### || [genre: Gh] # 1 جود الشموس علی الوری اشراق %~% و ورا ها نور الهوی براق # 2 و ورا انوار الهوی لی سید %~% ضائت لنا بضیائه الافاق # 3 ما اطیب العشاق فی اشواقهم %~% العشق ایضا نحوهم مشتاق # 4 هموا لرؤیته فلاحت شمسه %~% حارت و کلت نحوه الاحداق # 5 نادی منادی عاشقیه بدعوه %~% طفقوا الی صوت الندا و ساقوا # 6 سکروا برؤیته و راح لقائه %~% لا تحسبوهم بعد ذاک افاقوا # 7 ان شئت من یحکیک برق خدوده %~% ضعفی و صفره و جنتی مصداق PageV1P2270 ### || [genre: Gh] # 1 حد البشیر بشاره یا جار %~% دهش الفؤاد بما حداه و حاروا # 2 سمعوا ندا الحق من فم طارق %~% قرب الخیام الیکم و الدار # 3 و دنا کریم وجهه قمر الدجی %~% و خیاله لعاشقین مدار # 4 فتحلقوا حول البشیر و اقبلوا %~% سجدوا جمیعا للبشیر و زاروا # 5 سکنت قلوب بعد ما سکن البلا %~% لبسوا لباس الجد منه و ساروا ~~PageV1P2271 ### || [genre: Gh] # 1 امسی و اصبح بالجوی اتعذب %~% قلبی علی نار الهوی یتقلب # 2 ان کنت تهجرنی تهذبنی به %~% انت النهی و بلاک لا اتهذب # 3 ما بال ms1279 قلبک قد قسا فالی متی %~% ابکی و مما قد جری اتعتب # 4 مما احب بان اقول فدیتکم %~% احیی بکم و قتیلکم اتلقب # 5 و اشرتم بالصبر لی متسلیا %~% ما هکذی عشقی به لا تحسبوا # 6 ما عشت فی هذا الفراق سویعه %~% لو لا لقائک کل یوم ارقب # 7 انی اتوب مناجیا و منادیا %~% فانا المسی بسیدی و المذنب # 8 تبریز جل به شمس دین سیدی %~% ابکی دما مما جنیت و اشرب PageV1P2272 ### || [genre: Gh] # 1 مررت بدر فی هواه بحار %~% راوه بدر و فی الدلال و حاروا # 2 و شاهدت ما شابه الروح فی الصفا %~% و یعشق ذاک الما ما هو نار # 3 و للعشق نور لیس للشمس مثله %~% فظل دلیل العاشقین و ساروا # 4 عروس الهوی بدر تلالا فی الدجی %~% علیها دما العاشقین خمار # 5 ظللت من الدنیا علی طلب الهوی %~% اضا لنا غیر الدیار دیار # 6 فشاهدت رکبانا قریحا مطیهم %~% و کان لهم عند المسیر بدار # 7 فقلت لهم فی ذاک قالوا لفی الهوی %~% لمن فر من هذا الدیار دمار # 8 و ان شئت برهانا فسافر ببلده %~% یقال لها تبریز و هی مزار # 9 فیشتم اهل العشق من ترباته %~% و للروح منها زخرف و سوار # 10 تروح کلیل مظلم فی هوائه %~% و ترجع مسرورا و انت نهار PageV1P2273 ### || [genre: Gh] # 1 امروز مستان را نگر در مست ما آویخته %~% افکنده عقل و عافیت و اندر ~~بلا آویخته # 2 گفتم که ای مستان جان می‌خورده از دستان جان %~% ای صد هزاران جان و دل ~~اندر شما آویخته # 3 گفتند شکر الله را کو جلوه کرد این ماه را %~% افتاده بودیم از بقا در ~~قعر لا آویخته # 4 بگریختیم از جور او یک مدتی وز دور او %~% چون دشمنان بودیم ما اندر ~~جفا آویخته # 5 جام وفا برداشته کار و دکان بگذاشته %~% و افسردگان بی‌مزه در کارها ~~آویخته # 6 بنشسته عقل سرمه کش با هر کی با چشمی است خوش %~% بنشسته زاغ ms1280 دیده کش ~~بر هر کجا آویخته # 7 زین خنب‌های تلخ و خوش گر چاشنی داری بچش %~% ترک هوا خوشتر بود یا در ~~هوا آویخته # 8 عمری دل من در غمش آواره شد می‌جستمش %~% دیدم دل بیچاره را خوش در خدا ~~آویخته # 9 بر دار دنیا ای فتی گر ایمنی برخیز تا %~% بنمایم آزادانت را و هم تو ~~را آویخته # 10 بر دار ملک جاودان بین کشتگان زنده جان %~% مانند منصور جوان در ارتضا ~~آویخته # 11 عشقا تویی سلطان من از بهر من داری بزن %~% روشن ندارد خانه را قندیل ~~ناآویخته # 12 من خاک پای آن کسم کو دست در مردان زند %~% جانم غلام آن مسی در کیمیا ~~آویخته # 13 برجه طرب را ساز کن عیش و سماع آغاز کن %~% خوش نیست آن دف سرنگون نی ~~بی‌نوا آویخته # 14 دف دل گشاید بسته را نی جان فزاید خسته را %~% این دلگشا چون بسته شد ~~و آن جان فزا آویخته # 15 امروز دستی برگشا ایثار کن جان در سخا %~% با کفر حاتم رست چون بد در ~~سخا آویخته # 16 هست آن سخا چون دام نان اما صفا چون دام جان %~% کو در سخا آویخته کو ~~در صفا آویخته # 17 باشد سخی چون خایفی در غار ایثاری شده %~% صوفی چو بوبکری بود در ~~مصطفی آویخته # 18 این دل دهد در دلبری جان هم سپارد بر سری %~% و آن صرفه جو چون مشتری ~~اندر بها آویخته # 19 آن چون نهنگ آیان شده دریا در او حیران شده %~% وین بحری نوآشنا در ~~آشنا آویخته # 20 گویی که این کار و کیا یا صدق باشد یا ریا %~% آن جا که عشاقند و ما ~~صدق و ریا آویخته # 21 شب گشت ای شاه جهان چشم و چراغ شب روان %~% ای پیش روی چون مهت ماه ~~سما آویخته # 22 من شادمان چون ماه نو تو جان فزا چون جاه نو %~% وی در غم تو ماه نو ~~چون من ms1281 دوتا آویخته # 23 کوه است جان در معرفت تن برگ کاهی در صفت %~% بر برگ کی دیده است کس ~~یک کوه را آویخته # 24 از ره روان گردی روان صحبت ببر از دیگران %~% ور نی بمانی مبتلا در ~~مبتلا آویخته # 25 جان عزیزان گشته خون تا عاقبت چون است چون %~% از بدگمانی سرنگون در ~~انتها آویخته # 26 چون دید جان پاکشان آن تخم کاول کاشت جان %~% واگشت فکر از انتها در ~~ابتدا آویخته # 27 اصل ندا از دل بود در کوه تن افتد صدا %~% خاموش رو در اصل کن ای در ~~صدا آویخته # 28 گفت زبان کبر آورد کبرت نیازت را خورد %~% شو تو ز کبر خود جدا در ~~کبریا آویخته # 29 ای شمس تبریزی برآ از سوی شرق کبریا %~% جان‌ها ز تو چون ذره‌ها اندر ~~ضیا آویخته PageV1P2274 ### || [genre: Gh] # 1 ای جبرئیل از عشق تو اندر سما پا کوفته %~% ای انجم و چرخ و فلک اندر ~~هوا پا کوفته # 2 تا گاو و ماهی زیر این هفتم زمین خرم شده %~% هر برج تا گاو و سمک اندر ~~علا پا کوفته # 3 انگور دل پرخون شده رفته به سوی میکده %~% تا آتشی در می‌زده در خنب‌ها ~~پا کوفته # 4 دل دیده آب روی خود در خاک کوی عشق او %~% چون آن عنایت دید دل اندر ~~عنا پا کوفته # 5 جان همچو ایوب نبی در ذوق آن لطف و کرم %~% با قالب پرکرم خود اندر بلا ~~پا کوفته # 6 خلقی که خواهند آمدن از نسل آدم بعد از این %~% جان‌های ایشان بهر تو ~~هم در فنا پا کوفته # 7 اندر خرابات فنا شاهنشهان محتشم %~% هم بی‌کله سرور شده هم بی‌قبا پا ~~کوفته # 8 قومی بدیده چیزکی عاشق شده لیک از حسد %~% از کبر و ناموس و حیا هم در ~~خلا پا کوفته # 9 اصحاب کبر و نفس کی باشند لایق شاه را %~% کز عزت این شاه ما صد کبریا ~~پا کوفته ms1282 # 10 قومی ببینی رقص کن در عشق نان و شوربا %~% قومی دگر در عشقشان نان و ~~ابا پا کوفته # 11 خوش گوهری کو گوهری هشت از هوای بحر او %~% تا بحر شد در سر خود در ~~اصطفا پا کوفته # 12 کو او و کو بیچاره‌ای کو هست در تقلید خود %~% در خون خود چرخی زده و ~~اندر رجا پا کوفته # 13 با این همه او به بود از غافل منکر که او %~% گه می‌کند اقرارکی گه او ~~ز لا پا کوفته # 14 قومی به عشق آن فتی بگذشت از هست و فنا %~% قومی به عشق خود که من ~~هستم فنا پا کوفته # 15 خفاش در تاریکیی در عشق ظلمت‌ها به رقص %~% مرغان خورشیدی سحر تا ~~والضحی پا کوفته # 16 تو شمس تبریزی بگو ای باد صبح تیزرو %~% با من بگو احوال او با من درآ ~~پا کوفته PageV1P2275 ### || [genre: Gh] # 1 یک چند رندند این طرف در ظل دل پنهان شده %~% و آن آفتاب از سقف دل بر ~~جانشان تابان شده # 2 هر نجم ناهیدی شده هر ذره خورشیدی شده %~% خورشید و اختر پیششان چون ~~ذره سرگردان شده # 3 آن عقل و دل گم کردگان جان سوی کیوان بردگان %~% بی‌چتر و سنجق هر یکی ~~کیخسرو و سلطان شده # 4 بسیار مرکب کشته‌ای گرد جهان برگشته‌ای %~% در جان سفر کن درنگر قومی ~~سراسر جان شده # 5 با این عطای ایزدی با این جمال و شاهدی %~% فرمان پرستان را نگر مستغرق ~~فرمان شده # 6 چون آینه آن سینه شان آن سینه بی‌کینه شان %~% دلشان چو میدان فلک ~~سلطان سوی میدان شده # 7 از هیهی و هیهایشان وز لعل شکرخایشان %~% نقل و شراب و آن دگر در شهر ~~ما ارزان شده # 8 چون دوش اگر بی‌خویشمی از فتنه من نندیشمی %~% باقی این را بودمی ~~بی‌خویشتن گویان شده # 9 این دم فروبندم دهن زیرا به خویشم مرتهن %~% تا آن زمانی که دلم باشد ~~از او ms1283 سکران شده # 10 سلطان سلطانان جان شمس الحق تبریزیان %~% هر جان از او دریا شده هر ~~جسم از او مرجان شده PageV1P2276 ### || [genre: Gh] # 1 این کیست این این کیست این شیرین و زیبا آمده %~% سرمست و نعلین در بغل ~~در خانه ما آمده # 2 خانه در او حیران شده اندیشه سرگردان شده %~% صد عقل و جان اندر پیش ~~بی‌دست و بی‌پا آمده # 3 آمد به مکر آن لعل لب کفچه به کف آتش طلب %~% تا خود که را سوزد عجب آن ~~یار تنها آمده # 4 ای معدن آتش بیا آتش چه می‌جویی ز ما %~% والله که مکر است و دغا ای ~~ناگه این جا آمده # 5 روپوش چون پوشد تو را ای روی تو شمس الضحی %~% ای کنج و خانه از رخت ~~چون دشت و صحرا آمده # 6 ای یوسف از بالای چه بر آب چه زد عکس تو %~% آن آب چه از عشق تو جوشیده ~~بالا آمده # 7 شاد آمدی شاد آمدی جادو و استاد آمدی %~% چون هدهد پیغامبری از پیش ~~عنقا آمده # 8 ای آب حیوان در جگر هر جور تو صد من شکر %~% هر لحظه‌ای شکلی دگر از رب ~~اعلا آمده # 9 ای دلنواز و دلبری کاندرنگنجی در بری %~% ای چشم ما از گوهرت افزون ز ~~دریا آمده # 10 چرخ و زمین آیینه‌ای وز عکس ماه روی تو %~% آن آینه زنده شده و اندر ~~تماشا آمده # 11 خاموش کن خاموش کن از راه دیگر جوش کن %~% ای دود آتش‌های تو سودای ~~سرها آمده PageV1P2277 ### || [genre: Gh] # 1 این کیست این این کیست این در حلقه ناگاه آمده %~% این نور اللهی است ~~این از پیش الله آمده # 2 این لطف و رحمت را نگر وین بخت و دولت را نگر %~% در چاره بداختران با ~~روی چون ماه آمده # 3 لیلی زیبا را نگر خوش طالب مجنون شده %~% و آن کهربای روح بین در جذب ~~هر کاه آمده # 4 از ms1284 لذت بوهای او وز حسن و از خوهای او %~% وز قل تعالوهای او جان‌ها به ~~درگاه آمده # 5 صد نقش سازد بر عدم از چاکر و صاحب علم %~% در دل خیالات خوشش زیبا و ~~دلخواه آمده # 6 تخییل‌ها را آن صمد روزی حقیقت‌ها کند %~% تا دررسد در زندگی اشکال ~~گمراه آمده # 7 از چاه شور این جهان در دلو قرآن رو برآ %~% ای یوسف آخر بهر توست این ~~دلو در چاه آمده # 8 کی باشد ای گفت زبان من از تو مستغنی شده %~% با آفتاب معرفت در سایه ~~شاه آمده # 9 یا رب مرا پیش از اجل فارغ کن از علم و عمل %~% خاصه ز علم منطقی در ~~جمله افواه آمده PageV1P2278 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان دیوانه‌ام کو سلسله %~% ای سلسله جنبان جان عالم ز ~~تو پرغلغله # 2 زنجیر دیگر ساختی در گردنم انداختی %~% وز آسمان درتاختی تا رهزنی بر ~~قافله # 3 برخیز ای جان از جهان برپر ز خاک خاکدان %~% کز بهر ما بر آسمان گردان ~~شده‌ست این مشعله # 4 آن را که باشد درد دل کی رهزند باران گل %~% از عشق باشد او بحل کو را ~~نشد که خردله # 5 روزی مخنث بانگ زد گفتا که ای چوبان بد %~% آن بز عجب ما را گزد در من ~~نظر کرد از گله # 6 گفتا مخنث را گزد هم بکشدش زیر لگد %~% اما چه غم زو مرد را گفتا نکو ~~گفتی هله # 7 کو عقل تا گویا شوی کو پای تا پویا شوی %~% وز خشک در دریا شوی ایمن ~~شوی از زلزله # 8 سلطان سلطانان شوی در ملک جاویدان شوی %~% بالاتر از کیوان شوی بیرون ~~شوی زین مزبله # 9 چون عقل کل صاحب عمل جوشان چو دریای عسل %~% چون آفتاب اندر حمل چون مه ~~به برج سنبله # 10 صد زاغ و جغد و فاخته در تو نواها ساخته %~% بشنیدیی اسرار دل گر کم ~~شدی این مشغله # 11 بی‌دل ms1285 شو ار صاحب دلی دیوانه شو گر عاقلی %~% کاین عقل جزوی می‌شود در ~~چشم عشقت آبله # 12 تا صورت غیبی رسد وز صورتت بیرون کشد %~% کز جعد پیچاپیچ او مشکل ~~شده‌ست این مسله # 13 اما در این راه از خوشی باید که دامن برکشی %~% زیرا ز خون عاشقان ~~آغشته‌ست این مرحله # 14 رو رو دلا با قافله تنها مرو در مرحله %~% زیرا که زاید فتنه‌ها این ~~روزگار حامله # 15 از رنج‌ها مطلق روی اندر امان حق روی %~% در بحر چون زورق روی رفتی ~~دلا رو بی‌گله # 16 چون دل ز جان برداشتی رستی ز جنگ و آشتی %~% آزاد و فارغ گشته‌ای هم ~~از دکان هم از غله # 17 ز اندیشه جانت رسته شد راه خطرها بسته شد %~% آن کو به تو پیوسته شد ~~پیوسته باشد در چله # 18 در روز چون ایمن شدی زین رومی باعربده %~% شب هم مکن اندیشه‌ای زین ~~زنگی پرزنگله # 19 خامش کن ای شیرین لقا رو مشک بربند ای سقا %~% زیرا نگنجد موج‌ها اندر ~~سبو و بلبله PageV1P2279 ### || [genre: Gh] # 1 ای از تو خاکی تن شده تن فکرت و گفتن شده %~% وز گفت و فکرت بس صور در ~~غیب آبستن شده # 2 هر صورتی پرورده‌ای معنی است لیک افسرده‌ای %~% صورت چو معنی شد کنون ~~آغاز را روشن شده # 3 یخ را اگر بیند کسی و آن کس نداند اصل یخ %~% چون دید کآخر آب شد در ~~اصل یخ بی‌ظن شده # 4 اندیشه جز زیبا مکن کو تار و پود صورت است %~% ز اندیشه‌ای احسن تند هر ~~صورتی احسن شده # 5 زان سوی کاندازی نظر آن جنس می‌آید صور %~% پس از نظر آید صور اشکال ~~مرد و زن شده # 6 با آن نشین کو روشن است کز دل سوی دل روزن است %~% خاک از چه ورد و ~~سوسن است کش آب هم مسکن شده # 7 ور همنشین حق شوی جان خوش مطلق شوی %~% یا رب چه بارونق ms1286 شوی ای جان جان ~~من شده # 8 از جا به بی‌جا آمده اه رفته هیهای آمده %~% بی‌دست و بی‌پای آمده چون ~~ماه خوش خرمن شده # 9 یا رب که چون می‌بینمش ای بنده جان و دینمش %~% خود چیست این تمکینمش ~~ای عقل از این امکن شده # 10 هر ذره‌ای را محرم او هر خوش دمی را همدم او %~% نادیده زو زاهد شده ~~زو دیده تردامن شده # 11 ای عشق حق سودای او آن او است او جویای او %~% وی می‌دمد در وای او ای ~~طالب معدن شده # 12 هم طالب و مطلوب او هم عاشق و معشوق او %~% هم یوسف و یعقوب او هم طوق ~~و هم گردن شده # 13 اوصافت ای کس کم چو تو پایان ندارد همچو تو %~% چند آب و روغن می‌کنم ~~ای آب من روغن شده PageV1P2280 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان و دل از عشق تو در بزم تو پا کوفته %~% سرها بریده بی‌عدد در ~~رزم تو پا کوفته # 2 چون عزم میدان زمین کردی تو ای روح امین %~% ذرات خاک این زمین از عزم ~~تو پا کوفته # 3 فرمان خرمشاهیت در خون دل توقیع شد %~% کف کرد خون بر روی خون از جزم ~~تو پا کوفته # 4 ای حزم جمله خسروان از عهد آدم تا کنون %~% بستان گرو از من به جان کز ~~حزم تو پا کوفته # 5 خوارزمیان منکر شده دیدار بی‌چون را ولی %~% از بینش بی‌چون تو خوارزم ~~تو پا کوفته # 6 ای آفتاب روی تو کرده هزیمت ماه را %~% و آن ماه در راه آمده از هزم تو ~~پا کوفته # 7 چون شمس تبریزی کند در مصحف دل یک نظر %~% اعراب او رقصان شده هم جزم ~~تو پا کوفته PageV1P2281 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی فرخ رخ من جام چو گلنار بده %~% بهر من ار می‌ندهی بهر دل یار بده # 2 ساقی دلدار تویی چاره بیمار تویی %~% شربت شادی و شفا زود به بیمار ms1287 بده # 3 باده در آن جام فکن گردن اندیشه بزن %~% هین دل ما را مشکن ای دل و ~~دلدار بده # 4 باز کن آن میکده را ترک کن این عربده را %~% عاشق تشنه زده را از خم ~~خمار بده # 5 جان بهار و چمنی رونق سرو و سمنی %~% هین که بهانه نکنی ای بت عیار بده # 6 پای چو در حیله نهی وز کف مستان بجهی %~% دشمن ما شاد شود کوری اغیار ~~بده # 7 غم مده و آه مده جز به طرب راه مده %~% آه ز بیراه بود ره بگشا بار بده # 8 ما همه مخمور لقا تشنه سغراق بقا %~% بهر گرو پیش سقا خرقه و دستار بده # 9 تشنه دیرینه منم گرم دل و سینه منم %~% جام و قدح را بشکن بی‌حد و ~~بسیار بده # 10 خود مه و مهتاب تویی ماهی این آب منم %~% ماه به ماهی نرسد پس ز مه ~~ادرار بده PageV1P2282 ### || [genre: Gh] # 1 باده بده باد مده وز خودمان یاد مده %~% روز نشاط است و طرب برمنشین ~~داد مده # 2 آمده‌ام مست لقا کشته شمشیر فنا %~% گر نه چنینم تو مرا هیچ دل شاد مده # 3 خواجه تو عارف بده‌ای نوبت دولت زده‌ای %~% کامل جان آمده‌ای دست به ~~استاد مده # 4 در ده ویرانه تو گنج نهان است ز هو %~% هین ده ویران تو را نیز به ~~بغداد مده # 5 والله تیره شب تو به ز دو صد روز نکو %~% شب مده و روز مجو عاج به ~~شمشاد مده # 6 غیر خدا نیست کسی در دو جهان همنفسی %~% هر چه وجود است تو را جز که به ~~ایجاد مده # 7 گر چه در این خیمه دری دانک تو با خیمه گری %~% لیک طناب دل خود جز که ~~به اوتاد مده # 8 ساقی جان صرفه مکن روز ببردی به سخن %~% مال یتیمان بمخور دست به فریاد ~~مده # 9 ای صنم خفته ستان در چمن و لاله ms1288 ستان %~% باده ز مستان مستان در کف ~~آحاد مده # 10 دانه به صحرا مکشان بر سر زاغان مفشان %~% جوهر فردیت خود هرزه به ~~افراد مده # 11 چون بود ای دلشده چون نقد بر از کن فیکون %~% نقد تو نقد است کنون گوش ~~به میعاد مده # 12 هم تو تویی هم تو منم هیچ مرو از وطنم %~% مرغ تویی چوژه منم چوزه به ~~هر خاد مده # 13 آنک به خویش است گرو علم و فریبش مشنو %~% هست تو را دانش نو هوش به ~~اسناد مده # 14 خسرو جانی و جهان وز جهت کوهکنان %~% با تو کلندی است گران جز که به ~~فرهاد مده # 15 بس کن کاین نطق خرد جنبش طفلانه بود %~% عارف کامل شده را سبحه عباد ~~مده PageV1P2283 ### || [genre: Gh] # 1 یا رجلا حصیده مجبنه و مبخله %~% لیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصله # 2 معتمد الهوی معی مستندی و سیدی %~% لا کرجاک ضایع یطلبه به غربله # 3 ای گله بیش کرده تو سیر نگشتی از گله %~% چون بکری است این دکان چاره ~~نباشد از غله # 4 حج پیاده می‌روی تا سر حاجیان شوی %~% جامه چرا دری اگر شد کف پات آبله # 5 از پی نیم آبله شرم نیایدت که تو %~% هر قدمی درافکنی غلغله ای به ~~قافله # 6 کشتی نفس آدمی لنگری است و سست رو %~% زین دریا بنگذرد بی ز کشاکش و ~~خله # 7 گر نبدی چنین چرا جهد و جهاد آمدی %~% صوم و صلات و شب روی حج و مناسک ~~و چله # 8 صبر سوی نران رود نوحه سوی زنان رود %~% گردن اسب شاه را ننگ بود ز ~~زنگله # 9 خوش به میان صف درآ تنگ میا و دلگشا %~% هست ز تنگ آمدن بانگ گلوی ~~بلبله # 10 خاص احد چه غم خورد از بد و نیک عام خس %~% کوه احد چه برتپد از سر ~~سیل و زلزله # 11 دل مطپان به خیر و شر جانب غیب درنگر %~% کلکله ms1289 ملایکه روح میان کلکله # 12 عزت زر بود اگر محنت او شود شرر %~% هیبت و بیم شیر دان بستن او به ~~سلسله # 13 کم نشود انار اگر بهر شراب بفشری %~% بهر فضیلتی بود کوفتگی آمله # 14 حامله است تن ز جان درد زه است رنج تن %~% آمدن جنین بود درد و عذاب ~~حامله # 15 تلخی باده را مبین عشرت مستیان نگر %~% محنت حامله مبین بنگر امید ~~قابله # 16 هست بلادر این ستم پیش بلا و پس دری %~% هست سر محاسبه جبر و پیش ~~مقابله # 17 زر به کسی به قرض ده کش بود آسیا و رز %~% با خلجی و مفلسی هیچ مکن ~~معامله # 18 نه فلک چو آسیا ملک کیست غیر حق %~% باغ و چراگه زمین پر ز شبان و از ~~گله # 19 قرض بدو ده ای پسر نفس و نفس زر و درم %~% گنج و گهر ستان از او از پی ~~فرض و نافله # 20 لب بگشاد ناطقی تا که بیان این کند %~% کان زر او است و نقد او فکرت ~~خلق ناقله PageV1P2284 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو برای آبرو آب حیات ریخته %~% زهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته # 2 مست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمین %~% از پی آب پارگین آب فرات ~~ریخته # 3 همچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مرو %~% بر فقرا تو درنگر زر ~~صدقات ریخته # 4 روح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگو %~% زان شه بی‌جهت نگر جمله جهات ~~ریخته # 5 آه دریغ مغز تو در ره پوست باخته %~% آه دریغ شاه تو در غم مات ریخته # 6 از غم مات شاه دل خانه به خانه می‌دود %~% رنگ رخ و پیاده‌ها بهر نجات ~~ریخته # 7 جسته برات جان از او باز چو دیده روی او %~% کیسه دریده پیش او جمله ~~برات ریخته # 8 از صفتش صفات ما خارشناس گل شده %~% باز صفات ما چو گل ms1290 در ره ذات ریخته # 9 بال و پری که او تو را برد و اسیر دام کرد %~% بال و پری است عاریت روز ~~وفات ریخته PageV1P2285 ### || [genre: Gh] # 1 آمد یار و بر کفش جام میی چو مشعله %~% گفت بیا حریف شو گفتم آمدم هله # 2 جام میی که تابشش جان ببرد ز مشتری %~% چرخ زند ز بوی او بر سر چرخ ~~سنبله # 3 کوه از او سبک شده مغز از او گران شده %~% روح سبوکشش شده عقل شکسته ~~بلبله # 4 پاک نی و پلید نی در دو جهان بدید نی %~% قفل گشا کلید نی کنده هزار ~~سلسله # 5 تازه کند ملول را مایه دهد فضول را %~% آنک زند ز بی‌رهه راه هزار ~~قافله # 6 پیش رو بدان شده رهزن زاهدان شده %~% دایه شاهدان شده مایه بانگ و ~~غلغله # 7 هر کی خورد ز نیک و بد مست بمانده تا ابد %~% هر که نخورد تا رود جانب ~~غصه بی‌گله # 8 غرقه شو اندر آب حق مست شو از شراب حق %~% نیست شو و خراب حق ای دل تنگ ~~حوصله # 9 هر کی بدان گمان برد از کف مرگ جان برد %~% آنک نگویم آن برد اینت عظیم ~~منزله PageV1P2286 ### || [genre: Gh] # 1 شحنه عشق می‌کشد از دو جهان مصادره %~% دیده و دل گرو کنم بهر چنان ~~مصادره # 2 از سبب مصادره شحنه عشق رهزند %~% پس بر عاشقان شود راحت جان مصادره # 3 داد جگر مصادره از خود لعل پاره‌ها %~% جانب دیده پاره‌ای رفت از آن ~~مصادره # 4 عشق شهی است چون قمر کیسه گشا و سیم بر %~% سیم بده به سیم بر نیست ~~زیان مصادره # 5 هر چه برد مصادره از تن عاشقان گرو %~% بازرسد به کوی دل نورفشان ~~مصادره # 6 فصل بهار را ببین جمله به باغ وادهد %~% آنچ ز باغ برده بد ظلم خزان ~~مصادره # 7 بخشش آفتاب بین بازدهد قماش مه %~% هر چه ز ماه می‌ستد دور زمان مصادره # 8 ms1291 دیده و عقل و هوش را شب به مصادره برد %~% صبحدمی ندا کند بازستان ~~مصادره # 9 نور سحر بریخته زنگیکان گریخته %~% گر چه شب آفتاب را کرد نهان مصادره ~~PageV1P2287 ### || [genre: Gh] # 1 دایم پیش خود نهی آینه را هرآینه %~% ز آنک نظیر نیستت جز که درون آینه # 2 در تو کجا رسم تو را همچو خیال روی تو %~% در دل و جان و در نظر منظره ~~هست و جای نه # 3 هم تو منزهی ز جا هم همه جای حاضری %~% آیت بی چگونگی در تو و در ~~معاینه # 4 از سوی تو موحدی از سوی من مشبهی %~% جانب تو مواصله جانب من مباینه ~~PageV1P2288 ### || [genre: Gh] # 1 کجا شد عهد و پیمانی که کردی دوش با بنده %~% که بادا عهد و بدعهدی و ~~حسنت هر سه پاینده # 2 ز بدعهدی چه غم دارد شهنشاهی که برباید %~% جهانی را به یک غمزه قرانی ~~را به یک خنده # 3 بخواه ای دل چه می‌خواهی عطا نقد است و شه حاضر %~% که آن مه رو ~~نفرماید که رو تا سال آینده # 4 به جان شه که نشنیدم ز نقدش وعده فردا %~% شنیدی نور رخ نسیه ز قرص ماه ~~تابنده # 5 کجا شد آن عنایت‌ها کجا شد آن حکایت‌ها %~% کجا شد آن گشایش‌ها کجا شد ~~آن گشاینده # 6 همه با ماست چه با ما که خود ماییم سرتاسر %~% مثل گشته‌ست در عالم که ~~جوینده‌ست یابنده # 7 چه جای ما که ما مردیم زیر پای عشق او %~% غلط گفتم کجا میرد کسی کو شد ~~بدو زنده # 8 خیال شه خرامان شد کلوخ و سنگ باجان شد %~% درخت خشک خندان شد سترون ~~گشت زاینده # 9 خیالش چون چنین باشد جمالش بین که چون باشد %~% جمالش می‌نماید در خیال ~~نانماینده # 10 خیالش نور خورشیدی که اندر جان‌ها افتد %~% جمالش قرص خورشیدی به چارم ~~چرخ تازنده # 11 نمک را در طعام آن کس شناسد در گه خوردن %~% که تنها ms1292 خورده‌ست آن را و ~~یا بوده‌ست ساینده # 12 عجایب غیر و لاغیری که معشوق است با عاشق %~% وصال بوالعجب دارد زدوده ~~با زداینده PageV1P2289 ### || [genre: Gh] # 1 بر آنم کز دل و دیده شوم بیزار یک باره %~% چو آمد آفتاب جان نخواهم ~~شمع و استاره # 2 دلا نقاش را بنگر چه بینی نقش گرمابه %~% مه و خورشید را بنگر چه گردی ~~گرد مه پاره # 3 نهادی سیر بر بینی نسیم گل همی‌جویی %~% زهی بی‌رزق کو جوید ز هر ~~بیچاره‌ای چاره # 4 بجز نقاش را منگر که نقش غم کند شادی %~% که از اکسیر لطف او عقیق و ~~لعل شد خاره # 5 اگر مخمور اگر مستی به بزم او رو و رستی %~% که شد عمری که در غربت ز ~~خان و مانی آواره # 6 مگر غول بیابانی ره مدین نمی‌دانی %~% که فوق سقف گردونی تو را قصر است ~~و درساره # 7 نه هر قصری که تو دیدی از آن قیصری بود آن %~% نه هر بامی و هر برجی ز ~~بنایی است همواره # 8 هزاران گل در این پستی به وعده شاد می‌خندد %~% هزاران شمع بر بالا به ~~امر او است سیاره # 9 زهی سلطان زهی نجده سری بخشد به یک سجده %~% اسیر او شوی بهتر کاسیر ~~نفس مکاره # 10 ز علم او است هر مغزی پر از اندیشه و حیله %~% ز لطف او است هر چشمی ~~که مخمور است و سحاره # 11 خری کو در کلم زاری درافتاد و نمی‌ترسد %~% برون رانندش از حایط بریده ~~دم و لت خواره # 12 مگو ای عشق با تن تو حدیث عشق زیرا او %~% نفاقی می‌کند با تو ولیکن ~~نیست این کاره # 13 به پیشت دست می‌بندد ولیکن بر تو می‌خندد %~% به گورستان رو و بنگر ~~فغان از نفس اماره PageV1P2290 ### || [genre: Gh] # 1 به لاله دوش نسرین گفت برخیزیم مستانه %~% به دامان گل تازه درآویزیم ~~مستانه # 2 چو باده بر سر باده خوریم از گلرخ ساده ms1293 %~% بیا تا چون گل و لاله ~~درآمیزیم مستانه # 3 چو نرگس شوخ چشم آمد سمن را رشک و خشم آمد %~% به نسرین گفت تا ما هم ~~براستیزیم مستانه # 4 بت گلروی چون شکر چو غنچه بسته بود آن در %~% چو در بگشاد وقت آمد که ~~درریزیم مستانه # 5 که جان‌ها کز الست آمد بسی بی‌خویش و مست آمد %~% از آن در آب و گل هر ~~دم همی‌لغزیم مستانه # 6 دلا تو اندر این شادی ز سرو آموز آزادی %~% که تا از جرم و از توبه ~~بپرهیزیم مستانه # 7 صلاح دیده ره بین صلاح الدین صلاح الدین %~% برای او ز خود شاید که ~~بگریزیم مستانه PageV1P2291 ### || [genre: Gh] # 1 یکی ماهی همی‌بینم برون از دیده در دیده %~% نه او را دیده‌ای دیده نه ~~او را گوش بشنیده # 2 زبان و جان و دل را من نمی‌بینم مگر بیخود %~% از آن دم که نظر کردم در ~~آن رخسار دزدیده # 3 گر افلاطون بدیدستی جمال و حسن آن مه را %~% ز من دیوانه‌تر گشتی ز من ~~بتر بشوریده # 4 قدم آیینه حادث حدث آیینه قدمت %~% در آن آیینه این هر دو چو زلفینش ~~بپیچیده # 5 یکی ابری ورای حس که بارانش همه جان است %~% نثار خاک جسم او چه ~~باران‌ها بباریده # 6 قمررویان گردونی بدیده عکس رخسارش %~% خجل گشته از آن خوبی پس گردن ~~بخاریده # 7 ابد دست ازل بگرفت سوی قصر آن مه برد %~% بدیده هر دو را غیرت بدین هر ~~دو بخندیده # 8 که گرداگرد قصر او چه شیرانند کز غیرت %~% به قصد خون جانبازان و ~~صدیقان بغریده # 9 به ناگه جست از لفظم که آن شه کیست شمس الدین %~% شه تبریز و خون من در ~~این گفتن بجوشیده PageV1P2292 ### || [genre: Gh] # 1 ز بردابرد عشق او چو بشنید این دل پاره %~% برآمد از وجود خویش و هر دو ~~کون یک باره # 2 به بحر نیستی درشد همه هستی محقر شد %~% به ناگه ms1294 شعله‌ای برشد شگرف از ~~جان خون خواره # 3 کجا اسراربین آمد دمی کز کبر و کین آمد %~% حیاتی کز زمین آمد بود در ~~بحر بیچاره # 4 الا ای جان انسانی چو از اقلیم نقصانی %~% به شب هنگام ظلمانی چو اختر ~~باش سیاره # 5 چو از مردان مدد یابی یکی عیش ابد یابی %~% سپاه بی‌عدد یابی به قهر ~~نفس اماره # 6 چو هستی را همی‌روبی سر هر نفس می‌کوبی %~% بدید آید یکی خوبی نه رو ~~باشد نه رخساره # 7 چه باشد صد قمر آن جا شود هر خاک زر آن جا %~% به غیر دل مبر آن جا که ~~آن جا هست دل پاره # 8 زهی دربخش دریایی برای جان بینایی %~% شمار ریگ هر جایی ز عشقش هست ~~آواره # 9 خوشا مشکا که می‌بیزی به راه شمس تبریزی %~% زهی باده که می‌ریزی برای ~~جان میخواره PageV1P2293 ### || [genre: Gh] # 1 سراندازان همی‌آیی نگارین جگرخواره %~% دلم بردی نمی‌دانم چه آوردی ~~دگرباره # 2 فغان از چشم مکارت کز اول بود این کارت %~% که پاره پاره پیش آیی و ~~بربایی دل پاره # 3 برای ماه بی‌چون را کشیدی جور گردون را %~% مسلم گشت مجنون را که عاقل ~~نیست این کاره # 4 بیار آن جام پرآتش که تا ما درکشیمش خوش %~% به عشق روی آن مه وش برون ~~از چرخ و استاره # 5 بزن آتش به کشت من فکن از بام طشت من %~% که کار عشق این باشد که باشد ~~عاشق آواره # 6 اگر زخمی زنی از کین به قصد این دل مسکین %~% بزن که زخم بردارد چه ~~باید کرد بیچاره # 7 دلم شد جای اندیشه و یا دکان پرشیشه %~% بگو ای شمس تبریزی دلت سنگ است ~~یا خاره PageV1P2294 ### || [genre: Gh] # 1 مرا گویی که چونی تو لطیف و لمتر و تازه %~% مثال حسن و احسانت برون از ~~حد و اندازه # 2 خوش آن باشد که می‌راند به سوی اصل شیرینی %~% در آن سیران سقط کرده ~~هزاران اسب ms1295 و جمازه # 3 همی‌کوشم به خاموشی ولیکن از شکرنوشی %~% شدم همخوی آن غمزه که آن ~~غمزه‌ست غمازه # 4 دلا سرسخت و پاسستی چنین باشند در مستی %~% ولی بشتاب لنگانه که ~~می‌بندند دروازه # 5 بدان صبح نجاتی رو بدان بحر حیاتی رو %~% بزن سنگی بر این کوزه بزن ~~نفطی در آن کازه # 6 بهل می را به میخواران بهل تب را به غمخواران %~% که این را جملگی نقش ~~است و آن را جمله آوازه # 7 که کنزا کنت مخفیا فاحببت بان اعرف %~% برای جان مشتاقان به رغم نفس ~~طنازه # 8 تعالوا یا موالینا الی اعلی معالینا %~% فان الجسم کالاعمی و ان الحس ~~عکازه # 9 الی نور هو الله تری فی ضؤ لقیاه %~% کمال البدر نقصانا و عین الشمس ~~خبازه PageV1P2295 ### || [genre: Gh] # 1 چو در دل پای بنهادی بشد از دست اندیشه %~% میان بگشاد اسرار و میان ~~بربست اندیشه # 2 به پیش جان درآمد دل که اندر خود مکن منزل %~% گران جان دید مر جان را ~~سبک برجست اندیشه # 3 رسید از عشق جاسوسش که بسم الله زمین بوسش %~% در این اندیشه بیخود شد ~~به حق پیوست اندیشه # 4 خرابات بتان درشد حریف رطل و ساغر شد %~% همه غیبش مصور شد زهی سرمست ~~اندیشه # 5 برست او از خوداندیشی چنان آمد ز بی‌خویشی %~% که از هر کس همی‌پرسد ~~عجب خود هست اندیشه # 6 فلک از خوف دل کم زد دو دست خویش بر هم زد %~% که از من کس نرست آخر ~~چگونه رست اندیشه # 7 چنین اندیشه را هر کس نهد دامی به پیش و پس %~% گمان دارد که درگنجد به ~~دام و شست اندیشه # 8 چو هر نقشی که می‌جوید ز اندیشه همی‌روید %~% تو مر هر نقش را مپرست و ~~خود بپرست اندیشه # 9 جواهر جمله ساکن بد همه همچون اماکن بد %~% شکافید این جواهر را و ~~بیرون جست اندیشه # 10 جهان کهنه را بنگر گهی فربه گهی لاغر %~% که درد ms1296 کهنه زان دارد که ~~نوزاد است اندیشه # 11 که درد زه ازان دارد که تا شه زاده‌ای زاید %~% نتیجه سربلند آمد چو ~~شد سربست اندیشه # 12 چو دل از غم رسول آمد بر دل جبرئیل آمد %~% چو مریم از دو صد عیسی ~~شده‌ست آبست اندیشه # 13 چو شهد شمس تبریزی فزاید در مزاجم خون %~% از آن چون زخم فصادی رگ دل ~~خست اندیشه PageV1P2296 ### || [genre: Gh] # 1 زهی بزم خداوندی زهی می‌های شاهانه %~% زهی یغما که می‌آرد شه قفجاق ~~ترکانه # 2 دلم آهن همی‌خاید از آن لعلین لبی که او %~% کنار لطف بگشاید میان حلقه ~~مستانه # 3 هر آن جانی که شد مجنون به عشق حالت بی‌چون %~% کجا گیرد قرار اکنون ~~بدین افسون و افسانه # 4 چو او طره برافشاند سوی عاشق همی‌داند %~% که از زنجیر جنبیدن بجنبد ~~شور دیوانه # 5 به عشق طره‌های او که جعد و شاخ شاخ آمد %~% دل من شاخ شاخ آید چو ~~دندان در سر شانه # 6 چه برهم گشته‌اند این دم حریفان دل از مستی %~% برای جانت ای مه رو سری ~~درکن در این خانه # 7 اگر ساقی ندادت می دلا در گل چه افتادی %~% وگر آن مشک نگشاد او چرا پر ~~گشت پیمانه # 8 خداوندا در این بیشه چه گم گشته‌ست اندیشه %~% تنی تن کجا ماند میان ~~جان و جانانه # 9 بیا ای شمس تبریزی که در رفعت سلیمانی %~% که از عشقت همه مرغان شدند ~~از دام و از دانه PageV1P2297 ### || [genre: Gh] # 1 سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده %~% فسونگرم می‌خوانی حکایت‌های ~~شوریده # 2 به دم در چرخ می‌آری فلک‌ها را و گردون را %~% چه باشد پیش افسونت یکی ~~ادراک پوسیده # 3 گناه هر دو عالم را به یک توبه فروشویی %~% چرایی زلت ما را تو در ~~انگشت پیچیده # 4 تو را هر گوشه ایوبی به هر اطراف یعقوبی %~% شکسته عشق درهاشان قماش از ~~خانه دزدیده # 5 خرامان شو به گورستان ندایی کن ms1297 بدان بستان %~% که خیز ای مرده کهنه ~~برقص ای جسم ریزیده # 6 همان دم جمله گورستان شود چون شهر آبادان %~% همه رقصان همه شادان قضا ~~از جمله گردیده # 7 گزافه این نمی‌لافم خیالی بر نمی‌بافم %~% که صد ره دیده‌ام این را ~~نمی‌گویم ز نادیده # 8 کسی کز خلق می‌گوید که من بگریختم رفتم %~% صدق گو گر گریبانش پس پشت ~~است بدریده # 9 خمش کن بشنو ای ناطق غم معشوق با عاشق %~% که تا طالب بود جویان بود ~~مطلب ستیزیده PageV1P2298 ### || [genre: Gh] # 1 با زر غم و بی‌زر غم آخر غم با زر به %~% چون راهروی باری راهی که برد ~~تا ده # 2 بشنو سخن یاران بگریز ز طراران %~% از جمع مکش خود را استیزه مکن مسته # 3 آدم ز چه عریان شد دنیا ز چه ویران شد %~% چون بود که طوفان شد ز ~~استیزه که با مه # 4 تا شمع نمی‌گرید آن شعله نمی‌خندد %~% تا جسم نمی‌کاهد جان می‌نشود ~~فربه # 5 خوی ملکی بگزین بر دیو امیری کن %~% گاو تو چو شد قربان پا بر سر گردون ~~نه PageV1P2299 ### || [genre: Gh] # 1 من سرخوش و تو دلخوش غم بی‌دل و بی‌سر به %~% دل می‌ده و بر می‌خور از ~~دلبر و دل بر به # 2 عالم همه چون دریا تن چون صدف جویا %~% جان وصف گهر گویا زین‌ها همه ~~گوهر به # 3 صورت مثل چادر جان رفته به چادر در %~% بی‌صورت و بی‌پیکر وز هر چه ~~مصور به # 4 تو پرده تن دیدی از سینه بنشنیدی %~% آن زخمه که دل می‌زد کان پرده ~~دیگر به # 5 از چهره تو زر می‌زن با چهره زر می‌گو %~% با زر غم و بی‌زر غم آخر غم ~~با زر به PageV1P2300 ### || [genre: Gh] # 1 هشیار شدم ساقی دستار به من واده %~% یا مشک سقا پر کن یا مشک به سقا ~~ده # 2 نیمی بخور ای ساقی ما را بده آن باقی %~% والله که غلط گفتم نی نی ms1298 همه ~~ما را ده # 3 ای فتنه مرد و زن امشب در من بشکن %~% رخت من و نقد من بردار و به یغما ~~ده # 4 خواهی که همه دریا آب حیوان گردد %~% از جام شراب خود یک جرعه به دریا ~~ده # 5 خواهی که مه و زهره چون مرغ فرود آید %~% زان می که به کف داری یک رطل ~~به بالا ده PageV1P2301 ### || [genre: Gh] # 1 ناگاه درافتادم زان قصر و سراپرده %~% در قعر چنین چاهی ناخورده و ~~نابرده # 2 دنیا نبود عیدم من زشتی او دیدم %~% گلگونه نهد بر رو آن روسپی زرده # 3 گلگونه چه آراید آن خاربن بد را %~% آن خار فرورفته در هر جگر و گرده # 4 با تارک گل آمد موبند فروهشته %~% ابروی خود از وسمه آن کور سیه کرده # 5 منگر تو به خلخالش ساق سیهش را بین %~% خوش آید شب بازی لیک از سپس ~~پرده # 6 رو دست بشو از وی ای صوفی روشسته %~% دل را بستر از وی ای مرد سراسترده # 7 بدبخت و گران جانی کو بخت از او جوید %~% دربند بزرگی شد می‌سوزد چون ~~خرده # 8 فریاد رس ای جانان ما را ز گران جانان %~% ای از عدمی ما را در چرخ ~~درآورده # 9 خاموش سخن می‌ران زان خوش دم بی‌پایان %~% تا چند سخن سازی تو زین دم ~~بشمرده PageV1P2302 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز پری زادی از سوی سراپرده %~% ما را و حریفان را در چرخ درآورده # 2 صوفی ز هوای او پشمینه شکافیده %~% عالم ز بلای او دستار کشان کرده # 3 سالوس نتان کردن مستور نتان بودن %~% از دست چنین رندی سغراق رضا خورده # 4 دی رفت سوی گوری در مرده زد او شوری %~% معذورم آخر من کمتر نیم از ~~مرده # 5 هر روز برون آید ساغر به کف و گوید %~% والله که بنگذارم در شهر یک ~~افسرده # 6 ای مونس و ای جانم چندانت بپیچانم %~% تا شهد و شکر ms1299 گردی ای سرکه ~~پرورده # 7 خستم جگرت را من بستان جگری دیگر %~% همچون جگر شیران ای گربه پژمرده # 8 همرنگ دل من شو زیرا که نمی‌شاید %~% من سرخ و سپید ای جان تو زرد و ~~سیه چرده # 9 خامش کن و خامش کن دررو به حریم دل %~% کاندر حرمین دل نبود دل آزرده # 10 شمس الحق تبریزی بادا دل بدخواهت %~% بر گرد جهان گردان در طمع یکی ~~گرده PageV1P2303 ### || [genre: Gh] # 1 کی باشد من با تو باده به گرو خورده %~% تو برده و من مانده من خرقه ~~گرو کرده # 2 در می شده من غرقه چون ساغر و چون کوزه %~% با یار درافتاده بی‌حاجب و ~~بی‌پرده # 3 صد نوش تو نوشیده تشریف تو پوشیده %~% صد جوش بجوشیده این عالم افسرده # 4 از نور تو روشن دل چون ماه ز نور خور %~% وز بوی گلت خوشدل چون روغن ~~پرورده # 5 تا خود چه فسون گفتی با گل که شد او خندان %~% تا خود چه جفا گفتی با ~~خارک پژمرده # 6 یک لحظه بخندانی یک لحظه بگریانی %~% ای نادره صنعت‌ها در صنع درآورده # 7 عاقل ز تو نازارد زان روی که زشت آید %~% ظلمت ز مه آشفته خاری ز گل ~~آزرده # 8 بس غصه رسول آمد از منعم و می‌گوید %~% ده مرده شکر خوردی بگذار یکی ~~مرده # 9 پس فکر چو بحر آمد حکمت مثل ماهی %~% در فکر سخن زنده در گفت سخن مرده # 10 نی فکر چو دام آمد دریا پس این دام است %~% در دام کجا گنجد جز ماهی ~~بشمرده # 11 پس دل چو بهشتی دان گفتار زبان دوزخ %~% وین فکر چو اعرافی جای گنه و ~~خرده PageV1P2304 ### || [genre: Gh] # 1 ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره %~% تا مرد نظر باشی نی مردم نظاره # 2 ای عاشق الاهو ز استاره بگیر این خو %~% خورشید چو درتابد فانی شود ~~استاره # 3 آن‌ها که قوی دستند دست تو چرا بستند %~% زیرا تو ms1300 کنون طفلی وین عالم ~~گهواره # 4 چون در سخن‌ها سفت و الارض مهادا گفت %~% ای میخ زمین گشته وز شهر دل ~~آواره # 5 ای بنده شیر تن هستی تو اسیر تن %~% دندان خرد بنما نعمت خور همواره # 6 تا طفل بود سلطان دایه کندش زندان %~% تا شیر خورد ز ایشان نبود شه ~~میخواره # 7 از سنگ سبو ترسد اما چو شود چشمه %~% هر لحظه سبو آید تازان به سوی ~~خاره # 8 گوید که اگر زین پس او بشکندم شادم %~% جان داد مرا آبش یک باره و صد ~~باره # 9 گر در ره او مردم هم زنده بدو گردم %~% خود پاره دهم او را تا او کندم ~~پاره PageV1P2305 ### || [genre: Gh] # 1 بربند دهان از نان کآمد شکر روزه %~% دیدی هنر خوردن بنگر هنر روزه # 2 آن شاه دو صد کشور تاجیت نهد بر سر %~% بربند میان زوتر کآمد کمر روزه # 3 زین عالم چون سجین برپر سوی علیین %~% بستان نظر حق بین زود از نظر ~~روزه # 4 ای نقره باحرمت در کوره این مدت %~% آتش کندت خدمت اندر شرر روزه # 5 روزه نم زمزم شد در عیسی مریم شد %~% بر طارم چارم شد او در سفر روزه # 6 کو پر زدن مرغان کو پر ملک ای جان %~% این هست پر چینه و آن هست پر ~~روزه # 7 گر روزه ضرر دارد صد گونه هنر دارد %~% سودای دگر دارد سودای سر روزه # 8 این روزه در این چادر پنهان شده چون دلبر %~% از چادر او بگذر واجو خبر ~~روزه # 9 باریک کند گردن ایمن کند از مردن %~% تخمه اثر خوردن مستی اثر روزه # 10 سی روز در این دریا پا سر کنی و سر پا %~% تا دررسی ای مولا اندر گهر ~~روزه # 11 شیطان همه تدبیرش و آن حیله و تزویرش %~% بشکست همه تیرش پیش سپر روزه # 12 روزه کر و فر خود خوشتر ز تو برگوید %~% دربند در گفتن بگشای در ms1301 روزه # 13 شمس الحق تبریزی هم صبری و پرهیزی %~% هم عید شکرریزی هم کر و فر روزه ~~PageV1P2306 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب چه کس است آن مه یا رب چه کس است آن مه %~% کز چهره بزد آتش در ~~خیمه و در خرگه # 2 اندر ذقن یوسف چاهی چه عجب چاهی %~% صد یوسف کنعانی اندر تک آن خوش چه # 3 آخر چه کند یوسف کز چاه بپرهیزد %~% کو دیده ربودستش و آن چاه میان ره # 4 آن کس که ربود از رخ مر کاه ربایان را %~% انصاف بده آخر با او چه کند ~~یک که # 5 زنهار نگهدارید زان غمزه زبان‌ها را %~% کو مست بود خفته از حال همه ~~آگه # 6 شطرنج همی‌بازد با بنده و این طرفه %~% کاندر دو جهان شه او وز بنده ~~بخواهد شه # 7 جان بخشد و جان بخشد چندانک فناها را %~% در خانه و مان افتد هم ماتم و ~~هم آوه # 8 او جان بهاران است جان‌هاست درختانش %~% جان‌ها شود آبستن هم نسل دهد ~~هم زه # 9 هر آینه کو بیند شمس الحق تبریزی %~% هم آینه برسوزد هم آینه گوید خه ~~PageV1P2307 ### || [genre: Gh] # 1 %~% # 2 در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم %~% هر یک بتر از دیگر شوریده و ~~دیوانه # 3 جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی %~% جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت ~~جانانه # 4 هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی %~% و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه # 5 تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می %~% زین وقف به هشیاران مسپار یکی ~~دانه # 6 ای لولی بربط زن تو مستتری یا من %~% ای پیش چو تو مستی افسون من ~~افسانه # 7 از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد %~% در هر نظرش مضمر صد گلشن و ~~کاشانه # 8 چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد %~% وز حسرت او مرده صد عاقل و ~~فرزانه # 9 گفتم ز کجایی تو ms1302 تسخر زد و گفت ای جان %~% نیمیم ز ترکستان نیمیم ز ~~فرغانه # 10 نیمیم ز آب و گل نیمیم ز جان و دل %~% نیمیم لب دریا نیمی همه دردانه # 11 گفتم که رفیقی کن با من که منم خویشت %~% گفتا که بنشناسم من خویش ز ~~بیگانه # 12 من بی‌دل و دستارم در خانه خمارم %~% یک سینه سخن دارم هین شرح دهم یا ~~نه # 13 در حلقه لنگانی می‌باید لنگیدن %~% این پند ننوشیدی از خواجه علیانه # 14 سرمست چنان خوبی کی کم بود از چوبی %~% برخاست فغان آخر از استن حنانه # 15 شمس الحق تبریزی از خلق چه پرهیزی %~% اکنون که درافکندی صد فتنه ~~فتانه PageV1P2308 ### || [genre: Gh] # 1 ای غایب از این محضر از مات سلام الله %~% وی از همه حاضرتر از مات ~~سلام الله # 2 ای نور پسندیده وی سرمه هر دیده %~% احسنت زهی منظر از مات سلام الله # 3 ای صورت روحانی وی رحمت ربانی %~% بر مؤمن و بر کافر از مات سلام الله # 4 چون ماه تمام آیی و آن گاه ز بام آیی %~% ای ماه تو را چاکر از مات ~~سلام الله # 5 ای غایب بس حاضر بر حال همه ناظر %~% وی بحر پر از گوهر از مات سلام ~~الله # 6 ای شاهد بی‌نقصان وی روح ز تو رقصان %~% وی مستی تو در سر از مات سلام ~~الله # 7 ای جوشش می از تو وی شکر نی از تو %~% وز هر دو تویی خوشتر از مات سلام ~~الله # 8 شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی %~% هم مشکی و هم عنبر از مات سلام ~~الله PageV1P2309 ### || [genre: Gh] # 1 از انبهی ماهی دریا به نهان گشته %~% انبه شده قالب‌ها تا پرده جان ~~گشته # 2 از فرقت آن دریا چون زهر شده شکر %~% زهر از هوس دریا آب حیوان گشته # 3 در عشرت آن دریا نی این و نه آن بوده %~% بر ساحل این خشکی این گشته و ~~آن گشته ms1303 # 4 اندر هوس دریا ای جان چو مرغابی %~% چندان تو چنین گفته کز عشق چنان ~~گشته # 5 دوش از شکم دریا برخاست یکی صورت %~% و آن غمزه‌اش از دریا بس سخته ~~کمان گشته # 6 دل گفت به زیر لب من جان نبرم از وی %~% سوگند به جان دل کان کار چنان ~~گشته # 7 از غمزه غمازی وز طرفه بغدادی %~% دل گشته چنان شادی جانم همدان گشته # 8 در بیشه درافتاده در نیم شبی آتش %~% در پختن این شیران تا مغز پزان ~~گشته # 9 از شعله آن بیشه تابان شده اندیشه %~% تا قالب جان پیشه بی‌جا و مکان ~~گشته # 10 گرمابه روحانی آوخ چه پری خوان است %~% وین عالم گورستان چون جامه ~~کنان گشته # 11 از بهر چنین سری در سوسن‌ها بنگر %~% دستوری گفتن نی سر جمله زبان ~~گشته # 12 شمس الحق تبریزی درتافته از روزن %~% تا آنچ نیارم گفت چون ماه عیان ~~گشته PageV1P2310 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم رخ ترسا را با ما چو گل اشکفته %~% هم خلوت و هم بی‌گه در دیر صفا ~~رفته # 2 با آن مه بی‌نقصان سرمست شده رقصان %~% دستی سر زلف او دستی می بگرفته # 3 در رسته بازاری هر جا بده اغیاری %~% در جانش زده ناری آن خونی آشفته # 4 و آن لعل چو بگشاید تا قند شکر خاید %~% از عرش نثار آید بس گوهر ~~ناسفته # 5 دل دزدد و بستاند وز سر دلت داند %~% تا جمله فروخواند پنهانی ناگفته # 6 از حسن پری زاده صد بی‌دل و دل داده %~% در هر طرف افتاده هم یک یک و ~~هم جفته # 7 نوری که از او تابد هر چشم که برتابد %~% بیدار ابد یابد در کالبد خفته # 8 از هفت فلک بیرون وز هر دو جهان افزون %~% وین طرفه که آن بی‌چون اندر ~~دل بنهفته # 9 از بهر چنین مشکل تبریز شده حاصل %~% و اندر پی شمس الدین پای دل من ~~کفته PageV1P2311 ### || [genre: Gh] # 1 ای ms1304 جان تو جانم را از خویش خبر کرده %~% اندیشه تو هر دم در بنده اثر ~~کرده # 2 ای هر چه بیندیشی در خاطر تو آید %~% بر بنده همان لحظه آن چیز گذر ~~کرده # 3 از شیوه و ناز تو مشغول شده جانم %~% مکر تو به پنهانی خود کار دگر ~~کرده # 4 بر یاد لب تو نی هر صبح بنالیده %~% عشقت دهن نی را پرقند و شکر کرده # 5 از چهره چون ماهت وز قد و کمرگاهت %~% چون ماه نو این جانم خود را چو ~~قمر کرده # 6 خود را چو کمر کردم باشد به میان آیی %~% ای چشم تو سوی من از خشم نظر ~~کرده # 7 از خشم نظر کردی دل زیر و زبر کردی %~% تا این دل آواره از خویش سفر ~~کرده PageV1P2312 ### || [genre: Gh] # 1 ای روی تو رویم را چون روی قمر کرده %~% اجزای مرا چشمت اصحاب نظر کرده # 2 باد تو درختم را در رقص درآورده %~% یاد تو دهانم را پرشهد و شکر کرده # 3 دانی که درخت من در رقص چرا آید %~% ای شاخ و درختم را پربرگ و ثمر ~~کرده # 4 از برگ نمی‌نازد وز میوه نمی‌یازد %~% ای صبر درختم را تو زیر و زبر ~~کرده PageV1P2313 ### || [genre: Gh] # 1 دل دست به یک کاسه با شهره صنم کرده %~% انگشت برآورده اندر دهنم کرده # 2 دل از سر غمازی یک وعده از او گفته %~% درخواسته من از وی او نیز کرم ~~کرده # 3 عشقش ز پی غیرت گفتا که عوض جان ده %~% این گفت به جان رفته جان نیز ~~نعم کرده # 4 از بعد چنان شهدی وز بعد چنان عهدی %~% لشکرکش هجرانت بر بنده ستم کرده # 5 از هجر عجب نبود این ظلم و ستم کردن %~% کو پرچم عشاقان صد گونه علم ~~کرده # 6 ای آنک ز یک برقی از حسن جمال خود %~% این جمله هستی را در حال عدم ~~کرده # 7 وآنگه ز وجود تو ms1305 برساخته هستی را %~% تا جمله حوادث را انوار قدم کرده # 8 ده چشم شده جان‌ها چون نای بنالیده %~% چون چنگ شده تن‌ها هم پشت به خم ~~کرده # 9 بس شادی در شادی کان را تو به جان دادی %~% وز بهر حسودان را در صورت ~~غم کرده # 10 اندر پی مخدومی شمس الحق تبریزی %~% کی باشد تن چون دل از دیده قدم ~~کرده PageV1P2314 ### || [genre: Gh] # 1 امروز بت خندان می‌بخش کند خنده %~% عالم همه خندان شد بگذشت ز حد خنده # 2 پیوسته حسد بودی پرغصه ولیک این دم %~% می‌جوشد و می‌روید از عین حسد ~~خنده # 3 در من بنگر ای جان تا هر دو سلف خندیم %~% کان خنده بی‌پایان آورد مدد ~~خنده # 4 بربسته و بررسته غرقند در این رسته %~% تا با همگان باشد از عین ابد ~~خنده # 5 تا چند نهان خندم پنهان نکنم زین پس %~% هر چند نهان دارم از من بجهد ~~خنده # 6 ور تو پنهان داری ناموس تو من دانم %~% کاندر سر هر مویت درجست دو صد ~~خنده # 7 هر ذره که می‌پوید بی‌خنده نمی‌روید %~% از نیست سوی هستی ما را کی کشد ~~خنده # 8 خنده پدر و مادر در چرخ درآوردت %~% بنمود به هر طورت الطاف احد خنده # 9 آن دم که دهان خندد در خنده جان بنگر %~% کان خنده بی‌دندان در لب بنهد ~~خنده PageV1P2315 ### || [genre: Gh] # 1 ای خاک کف پایت رشک فلکی بوده %~% جان من و جان تو در اصل یکی بوده # 2 در خانه نقشینی دیدم صنم چینی %~% خون خواره صد آدم جان ملکی بوده # 3 صد ماه یقینم شد اندر دل شب پنهان %~% صد نور یقین دیدم مشتاق شکی بوده # 4 گفتم به ایاز ای حر محمود شدی آخر %~% در شاه چه جا کردی ای آیبکی بوده # 5 ای سگ که ز اصحابی در کهف تو در خوابی %~% چون شیر خدا گشتی اول سگکی ~~بوده # 6 ای ماهی در آتش تو جانب ms1306 دریا کش %~% ای پیشتر از عالم در وی سمکی بوده # 7 شمس الحق تبریزم همرنگ تو می‌خیزم %~% من مرده تو گرد من بحر نمکی بوده ~~PageV1P2316 ### || [genre: Gh] # 1 مستی ده و هستی ده ای غمزه خماره %~% تو دلبر و استادی ما عاشق و این ~~کاره # 2 ما بر سر هر پشته گم کرده سر رشته %~% بیچاره تو گشته تو چاره بیچاره # 3 صد چشمه بجوشانی در سینه چون مرمر %~% ای آب روان کرده از مرمر و از ~~خاره # 4 ای سنگ سیه را تو کرده مدد دیده %~% وی از پس نومیدی بشکفته گل از ساره # 5 ای نور روان کرده از پیه دو چشم ما %~% و اندیشه روان کرده از خون دل ~~پاره PageV1P2317 ### || [genre: Gh] # 1 آن یار غریب من آمد به سوی خانه %~% امروز تماشا کن اشکال غریبانه # 2 یاران وفا را بین اخوان صفا را بین %~% در رقص که بازآمد آن گنج به ~~ویرانه # 3 ای چشم چمن می‌بین وی گوش سخن می‌چین %~% بگشای لب نوشین ای یار خوش ~~افسانه # 4 امروز می باقی بی‌صرفه ده ای ساقی %~% از بحر چه کم گردد زین یک دو سه ~~پیمانه # 5 پیمانه و پیمانه در باده دوی نبود %~% خواهی که یکی گردد بشکن تو دو ~~پیمانه # 6 من باز شکارم جان دربند مدارم جان %~% زین بیش نمی‌باشم چون جغد به ~~ویرانه # 7 قانع نشوم با تو صبر از دل من گم شد %~% رو با دگری می‌گو من نشنوم ~~افسانه # 8 من دانه افلاکم یک چند در این خاکم %~% چون عدل بهار آمد سرسبز شود ~~دانه # 9 تو آفت مرغانی زان دانه که می‌دانی %~% یک مشت برافشانی ز انبار پر از ~~دانه # 10 ای داده مرا رونق صد چون فلک ازرق %~% ای دوست بگو مطلق این هست چنین ~~یا نه # 11 بار دگر ای جان تو زنجیر بجنبان تو %~% وز دور تماشا کن در مردم ~~دیوانه # 12 خود گلشن بخت است ms1307 این یا رب چه درخت است این %~% صد بلبل مست این جا ~~هر لحظه کند لانه # 13 جان گوش کشان آید دل سوی خوشان آید %~% زیرا که بهار آمد شد آن دی ~~بیگانه PageV1P2318 ### || [genre: Gh] # 1 بی‌برگی بستان بین کآمد دی دیوانه %~% خوبان چمن رفتند از باغ سوی خانه # 2 زردی رخ بستان کز فرقت آن خوبان %~% بستان شده گورستان زندان شده ~~کاشانه # 3 ترکان پری چهره نک عزم سفر کردند %~% یک یک به سوی قشلق از غارت بیگانه # 4 کی باشد کاین ترکان از قشلق بازآیند %~% چون گنج بدید آید زین گوشه ~~ویرانه # 5 کی باشد کاین مستان آیند سوی بستان %~% سرسبز و خوش و حیران رقصان شده ~~مستانه # 6 ز انبار تهی گردد پر گردد پیمانه %~% آن عالم انبار است وین عالم ~~پیمانه # 7 پیمانه چو شد خالی ز انبار بباید جست %~% ز انبار نهان کان جا پوسیده ~~نشد دانه PageV1P2319 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه %~% از سر تو برون کن هی سودای ~~گدایانه # 2 در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی %~% خط در دو جهان درکش چه جای یکی ~~خانه # 3 در دولت سلطانی گر یاوه شود جانی %~% یک جان چه محل دارد در خدمت ~~جانانه # 4 گر جان بداندیشت گوید بد شه پیشت %~% ده بر دهن او زن تا کم کند افسانه # 5 یک دانه به یک بستان بیع است بده بستان %~% و آن گاه چو سرمستان می‌گو ~~که زهی دانه # 6 شاهی نگری خندان چون ماه و دو صد چندان %~% بی‌ناز خوشاوندان بی‌زحمت ~~بیگانه # 7 شمس الحق تبریزی آن کو به تو بازآید %~% آن باز بود عرشی بر عرش کند ~~لانه PageV1P2320 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز فقیران را هم عید و هم آدینه %~% نی عید کهن گشته آدینه دیگینه # 2 عیدانه بپوشیده همچون مه عید ای جان %~% از نور جمال خود نی خرقه ~~پشمینه # 3 ماننده عقل و ms1308 دین بیرون و درون شیرین %~% نی سیر درآکنده اندر دل ~~گوزینه # 4 درپوش چنین خرقه می‌گرد در این حلقه %~% مانند دل روشن در پیشگه سینه # 5 در جوی روان ای جان خاشاک کجا پاید %~% در جان و روان ای جان چون خانه ~~کند کینه # 6 در دیده قدس این دم شاخی است تر و تازه %~% در دیده حس این دم افسانه ~~دیرینه PageV1P2321 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل تو بگو هستم چون ماهی بر تابه %~% کاستیزه همی‌گیرد او را مگر از ~~لابه # 2 نی نی تو بنال ای دل زیرا که من مسکین %~% بی‌صورت او هستم چون صورت ~~گرمابه # 3 شد خانه چو زندانم شب خواب نمی‌دانم %~% تا او نشود با من همخانه و ~~همخوابه # 4 حسن تو و عشق من در شهر شده شهره %~% برداشته هر مطرب آن بر دف و شبابه # 5 ای در هوست غرقه هم صوفی و هم خرقه %~% هم بنده بیچاره هم خواجه نسابه ~~PageV1P2322 ### || [genre: Gh] # 1 روزی تو مرا بینی میخانه درافتاده %~% دستار گرو کرده بیزار ز سجاده # 2 من مست و حریفم مست زلف خوش او در دست %~% احسنت زهی شاهد شاباش زهی ~~باده # 3 لب نیز شده مستک گم کرده ره بوسه %~% من مستک و لب مستک و آن بوسه ~~قواده # 4 این دلبر پرفتنه با جمله دستان‌ها %~% خوش خفته و جمله شب این عشرت ~~آماده # 5 این صورت‌ها جمله از پرتو او باشد %~% و آن روح قدس پاک است از صورت‌ها ~~ساده # 6 شمس الحق تبریزی شرحی است مر این‌ها را %~% آن خسرو روحانی شاهنشه شه ~~زاده PageV1P2323 ### || [genre: Gh] # 1 امروز من و باده و آن یار پری زاده %~% احسنت زهی خرم شاباش زهی باده # 2 بازیم یکی عشقی در زیر گلیمی به %~% بر حلقه هر جمعی بر رسته هر جاده # 3 این حلقه زرین را در گوش درآویزم %~% یعنی که از این خدمت آزادم و ~~آزاده # 4 عشق من و روی ms1309 تو از عهد قدم بوده‌ست %~% روی من از اول بد بر روی تو ~~بنهاده PageV1P2324 ### || [genre: Gh] # 1 ای بر سر بازاری دستار چنان کرده %~% رو با دگران کرده ما را نگران ~~کرده # 2 ما را بگزیده لب کیم بر تو امشب %~% و آن خلوت چون شکر یا لب شکران ~~کرده # 3 با صدق ابوبکری چون جمله همه مکری %~% کو زهره که بشمارم این کرده و آن ~~کرده # 4 زهد از تو مباحی شد تسبیح صراحی شد %~% جان را که فلاحی شد با رطل گران ~~کرده # 5 جان شد چو کبوتر جان زوتر هله زوتر جان %~% ای تن تنتن کرده تن را همه ~~جان کرده # 6 از عشق شب زلفت آن ماه گدازیده %~% وز پرتو رخسارت خورشید فغان کرده # 7 ای دفتر هر سری شمس الحق تبریزی %~% ای طرفه بغدادی ما را همدان کرده ~~PageV1P2325 ### || [genre: Gh] # 1 ای جنبش هر شاخی از لون دگر میوه %~% هر کس ز دگر جامی مستک شده کالیوه # 2 در پرده دو صد خاتون رخساره دریدستند %~% بر روی زنان هر یک از جفت دگر ~~بیوه # 3 در کامه هر ماهی شستی است ز صیادی %~% آن ناله کنان آوه وین ناله کنان ~~ای وه # 4 جبریل همی‌رقصد در عشق جمال حق %~% عفریت همی‌رقصد در عشق یکی دیوه # 5 ای مطرب مشتاقان شمس الحق تبریزی %~% می‌نال در این پرده زنهار همین ~~شیوه PageV1P2326 ### || [genre: Gh] # 1 چون عزم سفر کردی فی لطف امان الله %~% پیروز تو واگردی فی لطف امان ~~الله # 2 ای شادکن دل‌ها اندر همه منزل‌ها %~% در حسن و وفا فردی فی لطف امان ~~الله # 3 هم رایت احسان را هم آیت ایمان را %~% تا عرش برآوردی فی لطف امان الله # 4 تو بیش کنی کم را از دل ببری غم را %~% از رخ ببری زردی فی لطف امان ~~الله # 5 از آتش رخسارت وز لعل شکربارت %~% در دی نبود سردی فی لطف امان الله # 6 آگاه ms1310 تویی در ده احسنت زهی سرده %~% هم دادی و هم خوردی فی لطف امان ~~الله # 7 در عشق خداوندی شمس الحق تبریزی %~% چون عشق جوامردی فی لطف امان الله ~~PageV1P2327 ### || [genre: Gh] # 1 هر موی من از عشقت بیت و غزلی گشته %~% هر عضو من از ذوقت خم عسلی گشته # 2 خورشید حمل رویت دریای عسل خویت %~% هر ذره ز خورشیدت صاحب عملی گشته # 3 این دل ز هوای تو دل را به هوا داده %~% وین جان ز لقای تو برج حملی ~~گشته PageV1P2328 ### || [genre: Gh] # 1 آن عشق جگرخواره کز خون شود او فربه %~% ای بارخدا بر ما نرمش کن و ~~رحمش ده # 2 روزی که نریزد خون رنجیش بدید آمد %~% جز از جگر عاشق آن رنج نگردد به # 3 تیر نظرت دیدم جان گفت زهی دولت %~% پرم چو کمان پرم من از کشش آن زه # 4 من خاک دژم بودم در کتم عدم بودم %~% آمد به سر گورم عشقت که هلا برجه # 5 از بانگ تو برجستم در عهد تو بنشستم %~% ما را تو تعاهد کن سالار تویی ~~در ده # 6 بیخود بنشین پیشم بیخود کن و بی‌خویشم %~% تا هیچ نیندیشم نی از که نی ~~از مه # 7 بر نطع پیادستم من اسپ نمی‌خواهم %~% من مات توام ای شه رخ بر رخ من ~~برنه # 8 ای یوسف عیسی دم با زر غم و بی‌زر غم %~% پیش آر تو جام جم والله که ~~تویی سرده # 9 زان می که از او سینه صافی است چو آیینه %~% پیش آر و مده وعده بر شنبه ~~و پنجشنبه PageV1P2329 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلبر بی‌صورت صورتگر ساده %~% وی ساغر پرفتنه به عشاق بداده # 2 از گفتن اسرار دهان را تو ببسته %~% و آن در که نمی‌گویم در سینه گشاده # 3 تا پرده برانداخت جمال تو نهانی %~% دل در سر ساقی شد و سر در سر باده # 4 صبحی که همی‌راند خیال تو سواره %~% جان‌های مقدس ms1311 عدد ریگ پیاده # 5 و آن‌ها که به تسبیح بر افلاک بنامند %~% تسبیح گسستند و گرو کرده ~~سجاده # 6 جان طاقت رخسار تو بی‌پرده ندارد %~% وز هر چه بگوییم جمال تو زیاده # 7 چون اشتر مست است مرا جان ز پی تو %~% بر گردن اشتر تن من بسته قلاده # 8 شمس الحق تبریز دلم حامله توست %~% کی بینم فرزند بر اقبال تو زاده ~~PageV1P2330 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک تو را ما ز همه کون گزیده %~% بگذاشته ما را تو و در خود نگریده # 2 تو شرم نداری که تو را آینه ماییم %~% تو آینه ناقص کژشکل خریده # 3 ای بی‌خبر از خویش که از عکس دل تو %~% بر عارض جان‌ها گل و گلزار ~~دمیده # 4 صد روح غلام تو تو هر دم چو کنیزک %~% آراسته خود را و به بازار دویده # 5 بر چرخ ز شادی جمال تو عروسی است %~% ای همچو کمان جان تو در غصه خمیده # 6 صد خرمن نعمت جهت پیشکش تو %~% وز بهر یکی دانه در این دام پریده # 7 ای آنک شنیدی سخن عشق ببین عشق %~% کو حالت بشنیده و کو حالت دیده # 8 در عشق همان کس که تو را دوش بیاراست %~% امشب تو به خلوتگه عشق آی ~~جریده # 9 چون صبر بود از شه شمس الحق تبریز %~% ای آب حیات ابد از شاه چشیده ~~PageV1P2331 ### || [genre: Gh] # 1 این کیست چنین مست ز خمار رسیده %~% یا یار بود یا ز بر یار رسیده # 2 یا شاهد جان باشد روبند گشاده %~% یا یوسف مصری است ز بازار رسیده # 3 یا زهره و ماه است درآمیخته با هم %~% یا سرو روان است ز گلزار رسیده # 4 یا چشمه خضر است روان گشته بدین سو %~% یا ترک خوش ماست ز بلغار رسیده # 5 یا برق کله گوشه خاقان شکاری است %~% اندر طلب آهوی تاتار رسیده # 6 یا ساقی دریادل ما بزم نهاده‌ست %~% یا نقل و شکرهاست به ms1312 قنطار رسیده # 7 یا صورت غیب است که جان همه جان‌هاست %~% یا مشعله از عالم انوار رسیده # 8 شاه پریان بین ز سلیمان پیمبر %~% اندر طلب هدهد طیار رسیده # 9 خوبان جهان از پی او جیب دریده %~% قاضی خرد بی‌دل و دستار رسیده # 10 از هیبت خون ریزی آن چشم چو مریخ %~% مریخ ز گردون پی زنهار رسیده # 11 وز بهر دیت دادن هر زنده که او کشت %~% همیان زر آورده به ایثار رسیده # 12 اول دیت خون تو جامی است به دستش %~% درکش که رحیق است ز اسرار رسیده # 13 خاموش کن ای خاسر انسان لفی خسر %~% از گلشن دیدار به گفتار رسیده ~~PageV1P2332 ### || [genre: Gh] # 1 ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده %~% وی رخت از این جای بدان جای کشیده # 2 ای نرگس چشم و رخ چون لاله کجایی %~% از گور تو آن نرگس و آن لاله ~~دمیده # 3 اندر لحد بی‌در و بی‌بام مقیمی %~% ای بر در و بر بام به صد ناز دویده # 4 کو شیوه ابروی تو کو غمزه چشمت %~% ای چشم بد مرگ بدان هر دو رسیده # 5 ای دست تو بوسه گه لب‌های عزیزان %~% در دست فنا مانده تو با دست بریده # 6 این‌ها همه سهل است اگر مرغ ضمیرت %~% بر چرخ پریده بود و دام دریده # 7 صورت چه کم آید چه برد جان به سلامت %~% موزه چه کم آید چو بود پای ~~رهیده # 8 صد شکر کند جان چو رهد از تن و صورت %~% ای بی‌خبر از چاشنی جان جریده # 9 کو لذت آب و گل و کو آب حیاتی %~% کو قبه گردونی و کو بام خمیده # 10 یا رب چه طلسم است کز آن خلد نفوریم %~% ما در تک این دوزخ امشاج ~~خزیده # 11 محسود فلک بوده و مسجود ملایک %~% وز همت ناپاک ز ما دیو رمیده # 12 باغ آی و ز باران سخن نرگس و گل چین %~% نرگس ندهد ms1313 قطره ای از بام ~~چکیده # 13 بربند دهان از سخن و باده لب نوش %~% تا قصه کند چشم خمار از ره دیده ~~PageV1P2333 ### || [genre: Gh] # 1 رندان همه جمعند در این دیر مغانه %~% درده تو یکی رطل بدان پیر یگانه # 2 خون ریزبک عشق در و بام گرفته‌ست %~% و آن عقل گریزان شده از خانه به ~~خانه # 3 یک پرده برانداخته آن شاهد اعظم %~% از پرده برون رفته همه اهل زمانه # 4 آن جنس که عشاق در این بحر فتادند %~% چه جای امان باشد و چه جای امانه # 5 کی سرد شود عشق ز آواز ملامت %~% هرگز نرمد شیر ز فریاد زنانه # 6 پر کن تو یکی رطل ز می‌های خدایی %~% مگذار خدایان طبیعت به میانه # 7 اول بده آن رطل بدان نفس محدث %~% تا ناطقه‌اش هیچ نگوید ز فسانه # 8 چون بند شود نطق یکی سیل درآید %~% کز کون و مکان هیچ نبینی تو نشانه # 9 شمس الحق تبریز چه آتش که برافروخت %~% احسنت زهی آتش و شاباش زبانه ~~PageV1P2334 ### || [genre: Gh] # 1 این نیم شبان کیست چو مهتاب رسیده %~% پیغامبر عشق است ز محراب رسیده # 2 آورده یکی مشعله آتش زده در خواب %~% از حضرت شاهنشه بی‌خواب رسیده # 3 این کیست چنین غلغله در شهر فکنده %~% بر خرمن درویش چو سیلاب رسیده # 4 این کیست بگویید که در کون جز او نیست %~% شاهی به در خانه بواب رسیده # 5 این کیست چنین خوان کرم باز گشاده %~% خندان جهت دعوت اصحاب رسیده # 6 جامی است به دستش که سرانجام فقیر است %~% زان آب عنب رنگ به عناب ~~رسیده # 7 دل‌ها همه لرزان شده جان‌ها همه بی‌صبر %~% یک شمه از آن لرزه به سیماب ~~رسیده # 8 آن نرمی و آن لطف که با بنده کند او %~% زان نرمی و زان لطف به سنجاب ~~رسیده # 9 زان ناله و زان اشک که خشک و تر عشق است %~% یک نغمه تر نیز به دولاب ms1314 ~~رسیده # 10 یک دسته کلید است به زیر بغل عشق %~% از بهر گشاییدن ابواب رسیده # 11 ای مرغ دل ار بال تو بشکست ز صیاد %~% از دام رهد مرغ به مضراب رسیده # 12 خاموش ادب نیست مثل‌های مجسم %~% یا نیست به گوش تو خود آداب رسیده ~~PageV1P2335 ### || [genre: Gh] # 1 هلا ساقی بیا ساغر مرا ده %~% زرم بستان می چون زر مرا ده # 2 به حق آن که در سر دارم از تو %~% چو خم را وا کنی سر سر مرا ده # 3 به دیگر کس مده آنچم نمودی %~% مرا ده آن و آن دیگر مرا ده # 4 سرش مگشا مگو نامش که آن چیست %~% اگر زهر است اگر شکر مرا ده # 5 از آن می جعفر طیار خورده‌ست %~% شدم بی‌دست چون جعفر مرا ده # 6 بپیما آن شرابی را که بویش %~% به از مشک است و از عنبر مرا ده # 7 سقاهم ربهم رطلی شگرف است %~% نهان از مؤمن و کافر مرا ده PageV1P2336 ### || [genre: Gh] # 1 بیا دل بر دل پردرد من نه %~% بیا رخ بر رخان زرد من نه # 2 تویی خورشید وز تو گرم عالم %~% یکی تابش بر آه سرد من نه # 3 چو مهره توست مهر جمله دل‌ها %~% بر این نطع هوای نرد من نه # 4 بیار آن معجز هر مرد و زن را %~% به پیش دشمن نامرد من نه # 5 به هر شرطی که بنهی من مطیعم %~% ولیکن شرط من درخورد من نه # 6 کلاه لطف خود با تارک من %~% برای بوش و بردابرد من نه # 7 از آن گردی که از دریا برآری %~% بیار آن گرد را بر گرد من نه # 8 به هر باده نمی‌گردد سرم مست %~% به پیشم باده خوکرد من نه # 9 خمش ای ناطقه بسیارگویم %~% سخن را پیش شاه فرد من نه PageV1P2337 ### || [genre: Gh] # 1 ایا گم گشتگان راه و بیراه %~% شما را باز می‌خواند شهنشاه # 2 همی‌گوید شهنشه کان مایید ms1315 %~% صلا ای شهره سرهنگان به درگاه # 3 به درگاه خدای حی قیوم %~% دعا کردن نکو باشد سحرگاه # 4 بپیوندید پیوند قدیمی %~% چو هی چفسیده بر دامان الله # 5 چو یوسف با عزیز مصر باشید %~% برون آیید از زندان و از چاه # 6 دلا بی‌گاه شد بازآ به خانه %~% که ترک آید شبانگه سوی خرگاه # 7 صلا اکنون میان بسته‌ست ساقی %~% صلا کز مهر سرمست است دلخواه # 8 به مغناطیس آید آخر آهن %~% به سوی کهربا آید یقین کاه # 9 کنون درهای گردون برگشادند %~% که عاجز شد فلک از ناله و آه # 10 بیا سجده کنان چون سایه‌ای دوست %~% که بر منبر برآمد امشب آن ماه # 11 مثال صورتی پوشیده گر چه %~% منزه بود از امثال و اشباه # 12 چو گنج جان به کنج خانه آمد %~% به گردش می‌تنیدم همچو جولاه # 13 خمش کن تا که قلماشیت گویم %~% ولکن لا تطالبنی بمعناه # 14 ولیک آن به که آن هم شیر گوید %~% کجا اشکار شیر و صید روباه ~~PageV1P2338 ### || [genre: Gh] # 1 چنین می‌زن دو دستک تا سحرگاه %~% که در رقص است آن دلدار و دلخواه # 2 همی‌گو آنچ می‌دانم من و تو %~% ولی پنهان کنش در ذکر الله # 3 فغان کردن ز شیر حق بیاموز %~% نکردی آه پرخون جز که در چاه # 4 درآ چون شیر و پنجه بر جهان زن %~% چه جنبانی به دستان دم چو روباه # 5 ز بس پیوستگی بیگانه باشیم %~% سلامم زان نکردی بر سر راه # 6 چو قرآن را نداند جز که قربان %~% بیا قربان شو اندر عید این شاه # 7 شبی که عشق باشد میهمانم %~% ببینم بدر را بی‌اول ماه PageV1P2339 ### || [genre: Gh] # 1 سماع آمد هلا ای یار برجه %~% مسابق باش و وقت کار برجه # 2 هزاران بار خفتی همچو لنگر %~% مثال بادبان این بار برجه # 3 بسی خفتی تو مست از سرگرانی %~% چو کردندت کنون بیدار برجه # 4 هلا ای فکرت طیار برپر %~% تو نیز ms1316 ای قالب سیار برجه # 5 هلا صوفی چو ابن الوقت باشد %~% گذر از پار و از پیرار برجه # 6 به عشق اندرنگنجد شرم و ناموس %~% رها کن شرم و استکبار برجه # 7 وگر کاهل بود قوال عارف %~% بدو ده خرقه و دستار برجه # 8 سماح آمد رباح از قول یزدان %~% که عشقی به ز صد قنطار برجه # 9 به عشق آنک فرشت گوهر آمد %~% چو موج قلزم زخار برجه # 10 چو زلفین ار فروسو می‌کشندت %~% تو همچون جعد آن دلدار برجه # 11 صلایی از خیال یار آمد %~% خیالانه تو هم ز اسرار برجه # 12 بسی در غدر و حیلت برجهیدی %~% یکی از عالم غدار برجه # 13 بسی بهر قوافی برجهیدی %~% خموشی گیر و بی‌گفتار برجه PageV1P2340 ### || [genre: Gh] # 1 خدایا مطربان را انگبین ده %~% برای ضرب دست آهنین ده # 2 چو دست و پای وقف عشق کردند %~% تو همشان دست و پای راستین ده # 3 چو پر کردند گوش ما ز پیغام %~% توشان صد چشم بخت شاه بین ده # 4 کبوتروار نالانند در عشق %~% توشان از لطف خود برج حصین ده # 5 ز مدح و آفرینت هوش‌ها را %~% چو خوش کردند همشان آفرین ده # 6 جگرها را ز نغمه آب دادند %~% ز کوثرشان تو هم ما معین ده # 7 خمش کردم کریما حاجتت نیست %~% که گویندت چنان بخش و چنین ده ~~PageV1P2341 ### || [genre: Gh] # 1 ایا خورشید بر گردون سواره %~% به حیله کرده خود را چون ستاره # 2 گهی باشی چو دل اندر میانه %~% گهی آیی نشینی بر کناره # 3 گهی از دور دور استاده باشی %~% که من مرد غریبم در نظاره # 4 گهی چون چاره غم‌ها را بسوزی %~% گهی گویی که این غم را چه چاره # 5 تو پاره می‌کنی و هم بدوزی %~% که دل آن به که باشد پاره پاره # 6 گهی دل را بگریانم چو طفلان %~% مرا گویی بجنبان گاهواره # 7 گهی بر گیریم چون دایگان تو %~% گهی بر ms1317 من نشینی چون سواره # 8 گهی پیری نمایی گاه دومو %~% زمانی کودک و گه شیرخواره # 9 زبونم یا زبونم تو گرفتی %~% زهی عیار و چست و حیله باره PageV1P2342 ### || [genre: Gh] # 1 مبارک باد آمد ماه روزه %~% رهت خوش باد ای همراه روزه # 2 شدم بر بام تا مه را ببینم %~% که بودم من به جان دلخواه روزه # 3 نظر کردم کلاه از سر بیفتاد %~% سرم را مست کرد آن شاه روزه # 4 مسلمانان سرم مست است از آن روز %~% زهی اقبال و بخت و جاه روزه # 5 بجز این ماه ماهی هست پنهان %~% نهان چون ترک در خرگاه روزه # 6 بدان مه ره برد آن کس که آید %~% در این مه خوش به خرمنگاه روزه # 7 رخ چون اطلسش گر زرد گردد %~% بپوشد خلعت از دیباه روزه # 8 دعاها اندر این مه مستجاب است %~% فلک‌ها را بدرد آه روزه # 9 چو یوسف ملک مصر عشق گیرد %~% کسی کو صبر کرد در چاه روزه # 10 سحوری کم زن ای نطق و خمش کن %~% ز روزه خود شوند آگاه روزه # 11 بیا ای شمس دین و فخر تبریز %~% تویی سرلشکر اسپاه روزه PageV1P2343 ### || [genre: Gh] # 1 چو بی‌گاه است و باران خانه خانه %~% صلای جمله یاران خانه خانه # 2 چو جغدان چند این محروم بودن %~% به گرداگرد ویران خانه خانه # 3 ایا اصحاب روشن دل شتابید %~% به کوری جمله کوران خانه خانه # 4 ایا ای عاقل هشیار پرغم %~% دل ما را مشوران خانه خانه # 5 به نقش دیو چند این عشقبازی %~% لقبشان کرده حوران خانه خانه # 6 بدیدی دانه و خرمن ندیدی %~% بدین حالند موران خانه خانه # 7 مکن چون و چرا بگذار یارا %~% چرا را با ستوران خانه خانه # 8 در آن خانه سماع ختنه سور است %~% ولیکن با طهوران خانه خانه # 9 بنا کرده‌ست شمس الدین تبریز %~% برای جمع عوران خانه خانه PageV1P2344 ### || [genre: Gh] # 1 مکن راز مرا ای جان فسانه ms1318 %~% شنیدستی مجالس بالامانه # 2 شنیدستی که الدین النصیحه %~% نصیحت چیست جستن از میانه # 3 شنیدستی که الفرقه عذاب %~% فراقش آتش آمد با زبانه # 4 چو لا تاسو علی ما فات گفته‌ست %~% نمی‌ارزد به رنج دام دانه # 5 چو فرموده‌ست حق کالصلح خیر %~% رها کن ماجرا را ای یگانه # 6 هلا برجه که ان الله یدعوا %~% غریبی را رها کن رو به خانه # 7 رها کن حرص را کالفقر فخری %~% چرا می ننگ داری زین نشانه # 8 چو ره بگشاد ابیت عند ربی %~% چه باشد گر کم آید خشک نانه # 9 تجلی ربه نی کم ز کوهی %~% بخوان بر خود مخوان این را فسانه # 10 خدا با توست حاضر نحن اقرب %~% در آن زلفی و بی‌آگه چو شانه # 11 ولی زان زلف شانه زنده گردد %~% بخوان قرآن نسوی تا بنانه # 12 چو گفته‌ست انصتو ای طوطی جان %~% بپر خاموش و رو تا آشیانه ~~PageV1P2345 ### || [genre: Gh] # 1 خدایا رحمت خود را به من ده %~% دریدی پیرهن تو پیرهن ده # 2 مرا صفرای تو سرگشته کرده‌ست %~% ز لطف خود مرا صفراشکن ده # 3 اگر عالم به غم خوردن به پای است %~% مده غم را به من با بوالحزن ده # 4 خدایا عمر نوح و عمر لقمان %~% و صد چندان بدان خوب ختن ده # 5 سهیل روی تو اندر یمن تافت %~% مرا راهی به سوی آن یمن ده PageV1P2346 ### || [genre: Gh] # 1 فریاد ز یار خشم کرده %~% سوگند به خشم و کینه خورده # 2 برهم زده خانه را و ما را %~% حمال گرفته رخت برده # 3 بر دل قفلی گران نهاده %~% او رفته کلید را سپرده # 4 ای بی‌تو حیات تلخ گشته %~% ای بی‌تو چراغ عیش مرده # 5 ای بی‌تو شراب درد گشته %~% ای بی‌تو سماع‌ها فسرده # 6 ای سرخ و سپید بی‌تو ماندم %~% من زرد و شبم سیاه چرده # 7 ای عشق تو پرده‌ها دریده %~% سر بیرون کن دمی ز پرده PageV1P2347 ### || [genre: Gh] # 1 ms1319 ای دیده راست راست دیده %~% چون دیده تو کجاست دیده # 2 آن قطره بی‌وفا چه دیده‌ست %~% بحر گهر وفاست دیده # 3 اجری خور توتیا چه بیند %~% اجری ده توتیاست دیده # 4 ای آنک ز روز و شب برونی %~% روز و شب مر تو راست دیده # 5 در پرتو آفتاب رویت %~% در رقص چو ذره‌هاست دیده # 6 بد بی‌تو دو دیده دشمن جان %~% اکنون ز تو جان ماست دیده # 7 ای دیده تان چو دل پریشان %~% در عین دل شماست دیده # 8 هر دیده جدا جدا از آن است %~% کز دیده ما جداست دیده # 9 چون دیده خدای را ببیند %~% گویی که مگر خداست دیده # 10 چون دیده کوه بر حق افتاد %~% از هر سنگیش خاست دیده # 11 زر شد همه کوه از تجلی %~% یعنی همه کیمیاست دیده PageV1P2348 ### || [genre: Gh] # 1 آمد مه و لشکر ستاره %~% خورشید گریخت یک سواره # 2 آن مه که ز روز و شب برون است %~% کو چشم که تا کند نظاره # 3 چشمی که مناره را نبیند %~% چون بیند مرغ بر مناره # 4 ابر دل ما ز عشق این مه %~% گه گردد جمع و گاه پاره # 5 چون عشق تو زاد حرص تو مرد %~% بی‌کار شوی هزارکاره # 6 چون آخر کار لعل گردد %~% بی‌کار نبوده‌ست خاره # 7 گر بر سر کوی عشق بینی %~% سرهای بریده بر قناره # 8 مگریز درآ تمام بنگر %~% زنده شده گشتگان دوباره PageV1P2349 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی که چه کرد آن یگانه %~% برساخت پریر یک بهانه # 2 ما را و تو را کجا فرستاد %~% او ماند و دو سه پری خانه # 3 ما را بفریفت ما چه باشیم %~% با آن حرکات ساحرانه # 4 آن سلسله کو به دست دارد %~% بربندد گردن زمانه # 5 از سنگ برون کشید مکری %~% شاباش زهی شکر فسانه # 6 بست او گرهی میان ابرو %~% گم گشت خرد از این میانه # 7 بر درگه او است دل چو مسمار %~% بردوخته ms1320 خویش بر ستانه # 8 بر مرکب مملکت سوار او است %~% در دست وی است تازیانه # 9 گر او کمر کهی بگیرد %~% که را چو کهی کند کشانه # 10 خود آن که قاف همچو سیمرغ %~% کرده‌ست به کویش آشیانه # 11 از شرم عقیق درفشانش %~% درها بگداخت دانه دانه # 12 بادی که ز عشق او است در تن %~% ساکن نشود به رازیانه # 13 عشاق مذکرند وین خلق %~% درمانده‌اند در مثانه # 14 ساقی درده قدح که ماییم %~% مخمور ز باده شبانه # 15 آبی برزن که آتش دل %~% بر چرخ همی‌زند زبانه # 16 در دست همیشه مصحفم بود %~% وز عشق گرفته‌ام چغانه # 17 اندر دهنی که بود تسبیح %~% شعر است و دوبیتی و ترانه # 18 بس صومعه‌ها که سیل بربود %~% چه سیل که بحر بی‌کرانه # 19 هشیار ز من فسانه ناید %~% مانند رباب بی‌کمانه # 20 مستم کن و برپران چو تیرم %~% بشنو قصص بنی کنانه # 21 چون مست بود ز باده حق %~% شهباز شود کمین سمانه # 22 بی‌خویش گذر کند ز دیوار %~% بر روی هوا شود روانه # 23 باخویش ز حق شوند و بی‌خویش %~% می‌ها بکشند عاشقانه # 24 دیدم که لبش شراب نوشد %~% کی دید ز لب می مغانه # 25 و آن گاه چی می می خدایی %~% نه از خنب فلان و یا فلانه # 26 ماهی ز کنار چرخ درتافت %~% گم گشت دلم از این میانه # 27 این طرفه که شخص بی‌دل و جان %~% چون چنگ همی‌کند فغانه # 28 مشنو غم عشق را ز هشیار %~% کو سردلب است و سردچانه # 29 هرگز دیدی تو یا کسی دید %~% یخدان ز آتش دهد نشانه # 30 دم درکش و فضل و فن رها کن %~% با باز چه فن زند سمانه PageV1P2350 ### || [genre: Gh] # 1 یک جام ز صد هزار جان به %~% برخیز و قماش ما گرو نه # 2 ما از خود خویش توبه کردیم %~% ما هیچ نمی‌رویم از این ده # 3 یک رنگ کند شراب ما را %~% تا ms1321 هر دو یکی شود که و مه # 4 درویش ز خویشتن تهی شد %~% پر ده تو شراب فقر پر ده # 5 برخیز و به زه کن آن کمان را %~% ماییم کمان و باده چون زه # 6 برجای بماند عقل پرفعل %~% این است سزای پیر فربه # 7 ما غم نخوریم خود کی دیده‌ست %~% تو بار کشی و او کند عه # 8 بگریز ز غم به سوی شه رو %~% وز خانه عاریت برون جه PageV1P2351 ### || [genre: Gh] # 1 جان آمده در جهان ساده %~% وز مرکب تن شده پیاده # 2 سیل آمد و درربود جان را %~% آن سیل ز بحرها زیاده # 3 جان آب لطیف دیده خود را %~% در خویش دو چشم را گشاده # 4 از خود شیرین چنانک شکر %~% وز خویش بجوش همچو باده # 5 خلقان بنهاده چشم در جان %~% جان چشم به خویش درنهاده # 6 خود را هم خویش سجده کرده %~% بی‌ساجد و مسجد و سجاده # 7 هم بر لب خویش بوسه داده %~% کای شادی جان و جان شاده # 8 هر چیز ز همدگر بزاید %~% ای جان تو ز هیچ کس نزاده # 9 می‌راند سوی شهر تبریز %~% جان چون شتر و بدن قلاده PageV1P2352 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی تو حیات‌ها فسرده %~% وی بی‌تو سماع مرده مرده # 2 ما بر در عشق حلقه کوبان %~% تو قفل زده کلید برده # 3 هر آتش زنده از دم توست %~% رحم آر بر این دم شمرده # 4 خامیم بیا بسوز ما را %~% در آتش عشق همچو خرده # 5 چون موسی شیر کس نگیریم %~% با شیر توایم خوی کرده # 6 در پرده مباش ای چو دیده %~% خوش نیست به پیش دیده پرده # 7 کم گوی ز عشق و عشق می‌خور %~% گفتن نبود چنانک خورده PageV1P2353 ### || [genre: Gh] # 1 ای دوش ز دست ما رهیده %~% امشب نرهی به جان و دیده # 2 در پنجه ماست دامن تو %~% ای دست در آستین کشیده # 3 حیلت بگذار و آب و روغن %~% ماییم ms1322 هریسه رسیده # 4 چشم من و چشم تو حریفند %~% ای چشم ز چشم تو چریده # 5 ای داده مرا شراب گلگون %~% گل از رخ زرد من دمیده # 6 زلف چو رسن چو برفشاندی %~% از عشق چو چنبرم خمیده # 7 رفتی و ز چشم من بریدی %~% خون آید لاشک از بریده # 8 بر گرد خیال تو دوانیم %~% ای بر سر ما غمت دویده # 9 بر روزن تو چرا نپرد %~% مرغی ز قفس به جان رهیده # 10 خامش کردم که جمله عیبیم %~% ای با همه عیبمان خریده PageV1P2354 ### || [genre: Gh] # 1 ماییم قدیم عشق باره %~% باقی دگران همه نظاره # 2 نظارگیان ملول گشتند %~% ماند این دم گرم شعله خواره # 3 چون چرخ حریف آفتابیم %~% پنهان نشویم چون ستاره # 4 انگشت نما و شهره گشتیم %~% چون اشتر بر سر مناره # 5 از ما بنماند جز خیالی %~% و آن نیز برفت پاره پاره # 6 مردان طریق چاره جستند %~% با هستی خود نبود چاره # 7 در آتش عشق صف کشیدند %~% چون آهن و مس و سنگ خاره # 8 مردانه تمام غرق گشتند %~% اندر دریای بی‌کناره PageV1P2355 ### || [genre: Gh] # 1 ای گشته دلت چو سنگ خاره %~% با خاره و سنگ چیست چاره # 2 با خاره چه چاره شیشه‌ها را %~% جز آنک شوند پاره پاره # 3 زان می‌خندی چو صبح صادق %~% تا پیش تو جان دهد ستاره # 4 تا عشق کنار خویش بگشاد %~% اندیشه گریخت بر کناره # 5 چون صبر بدید آن هزیمت %~% او نیز بجست یک سواره # 6 شد صبر و خرد بماند سودا %~% می‌گرید و می‌کند حراره # 7 خلقی ز جدایی عصیرت %~% بر راه فتاده چون عصاره # 8 هر چند شده‌ست خون جگرشان %~% چستند در این ره و چه کاره # 9 بیگانه شدیم بهر این کار %~% با عقل و دل هزارکاره # 10 العشق حقیقه الاماره %~% و الشعر طباله الاماره # 11 احذر فامیرنا مغیر %~% کل سحر لدیه غاره # 12 اترک هذا وصف فراقا %~% تنشق لهوله العباره # 13 بگریخت ms1323 امام ای مؤذن %~% خاموش فرورو از مناره PageV1P2356 ### || [genre: Gh] # 1 ماییم و دو چشم و جان خیره %~% بنگر تو به عاشقان خیره # 2 تو چون مه و ما به گرد رویت %~% سرگشته چو آسمان خیره # 3 عقل است شبان به گرد احوال %~% فریاد از این شبان خیره # 4 در دیده هزار شمع رخشان %~% وین دیده چو شمعدان خیره # 5 از شرق به غرب موج نور است %~% سر می‌کند از نهان خیره # 6 بیرون ز جهان مرده شاهی است %~% وز عشق یکی جهان خیره # 7 گویی که مرا از او نشان ده %~% خیره چه دهد نشان خیره # 8 از چشم سیه سپید پرخون %~% کز چشم بود زبان خیره # 9 در روی صلاح دین تو بنگر %~% تا دریابی بیان خیره PageV1P2357 ### || [genre: Gh] # 1 آن سفره بیار و در میان نه %~% و آن کاسه به پیش عاشقان نه # 2 انبوه بریز نان که زشت است %~% کآواز دهد کسی که نان نه # 3 تن را چو بنان شکار کردی %~% جان را برگیر و پیش جان نه # 4 امروز قیامت تو برخاست %~% برخیز قدم بر آسمان نه # 5 از آتش عشق نردبان ساز %~% بر گنبد چرخ نردبان نه # 6 ای زهره ز چشم‌های هندو %~% ترکانه تو تیر در کمان نه # 7 گر سینه زیان کند ز زخمت %~% زخمی دیگر بر آن زیان نه # 8 چون نکته ز راه چشم گویی %~% ما را همه مهر بر دهان نه # 9 ای اشک چو رفتی از در چشم %~% آن جا رو و سر بر آستان نه PageV1P2358 ### || [genre: Gh] # 1 ای نقد تو را زکات نسیه %~% بازآ ز خدا جزات نسیه # 2 آید ز خدا جزای خیرت %~% در نقد بلا نجات نسیه # 3 پیش از تو جهات نقد بوده‌ست %~% از شومی تو جهات نسیه # 4 این دولت تازه بی‌تو بادا %~% ای طلعت تو بیات نسیه # 5 زیرا که به فال نحس هستت %~% مرگ نقد و حیات نسیه # 6 بر ms1324 تو همه چیز نسیه بادا %~% الا نبود ممات نسیه # 7 چون جرم تو نقد و توبه نسیه‌ست %~% دادت امشب برات نسیه PageV1P2359 ### || [genre: Gh] # 1 ای روز مبارک و خجسته %~% ما جمع و تو در میان نشسته # 2 ای همنفس همیشه پیش آ %~% تا زنده شود دمی شکسته # 3 پیغام دل است این دو سه حرف %~% بشنو سخن شکسته بسته # 4 یک بار بگو که بنده من %~% کزاد شوم ز رنج و رسته # 5 آن دست ز روی خویش برگیر %~% تا گل چینیم دسته دسته # 6 یک بار دگر شکرفشان کن %~% طوطی نگر از قفس برسته PageV1P2360 ### || [genre: Gh] # 1 ای دو چشمت جاودان را نکته‌ها آموخته %~% جان‌ها را شیوه‌های جان فزا ~~آموخته # 2 هر چه در عالم دری بسته‌ست مفتاحش تویی %~% عشق شاگرد تو است و درگشا ~~آموخته # 3 از برای صوفیان صاف بزم آراسته %~% وانگهانی صوفیان را الصلا آموخته # 4 وز میان صوفیان آن صوفی محبوب را %~% سر معشوقی مطلق در خلا آموخته # 5 و آن دگر را ز امتحان اندر فراق انداخته %~% سر سر عاشقانش در بلا ~~آموخته # 6 عشق را نیمی نیاز و نیم دیگر بی‌نیاز %~% این اجابت یافته و آن خود دعا ~~آموخته # 7 پیش آب لطف او بین آتشی زانو زده %~% همچو افلاطون حکمت صد دوا آموخته # 8 با دعا و با اجابت نقب کرده نیم شب %~% سوی عیاران رند و صد دغا آموخته # 9 پرجفایانی که ایشان با همه کافردلی %~% مر وفا را گوش مالیده وفا ~~آموخته # 10 زخم و آتش‌های پنهانی است اندر چشمشان %~% کهنان را همچو آیینه صفا ~~آموخته # 11 جمله ایشان بندگان شمس تبریزی شده %~% در تجلی‌های او نور لقا آموخته ~~PageV1P2361 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز هندستان زلفت رهزنان برخاسته %~% نعره از مردان مرد و از زنان ~~برخاسته # 2 آتش رخسار تو در بیشه جان‌ها زده %~% دود جان‌ها برشده هفت آسمان ~~برخاسته # 3 جوی‌های شیر و می پنهان روان کرده ز جان ms1325 %~% وز معانی ساقیان همچو جان ~~برخاسته # 4 کفر را سرمه کشیده تا بدیده کفر نیز %~% شاهد دین را میان مؤمنان ~~برخاسته # 5 تن چو دیوار و پس دیوار افتاده دلی %~% در بیان حال آن دل این زبان ~~برخاسته # 6 رو خرابی‌ها نگر در خانه هستی ز عشق %~% سقف خانه درشکسته آستان ~~برخاسته # 7 گر چه گوید فارغم از عاشقان لیکن از او %~% بر سر هر عاشقی صد مهربان ~~برخاسته # 8 شمس تبریزی چو کان عشق باقی را نمود %~% خون دل یاقوت وار از عکس آن ~~برخاسته PageV1P2362 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته %~% دل میان خون نشسته عقل و جان ~~بگریسته # 2 چون به عالم نیست یک کس مر مکانت را عوض %~% در عزای تو مکان و لامکان ~~بگریسته # 3 جبرئیل و قدسیان را بال و پر ازرق شده %~% انبیا و اولیا را دیدگان ~~بگریسته # 4 اندر این ماتم دریغا تاب گفتارم نماند %~% تا مثالی وانمایم کان چنان ~~بگریسته # 5 چون از این خانه برفتی سقف دولت درشکست %~% لاجرم دولت بر اهل امتحان ~~بگریسته # 6 در حقیقت صد جهان بودی نبودی یک کسی %~% دوش دیدم آن جهان بر این جهان ~~بگریسته # 7 چو ز دیده دور گشتی رفت دیده در پیت %~% جان پی دیده بمانده خون چکان ~~بگریسته # 8 غیرت تو گر نبودی اشک‌ها باریدمی %~% همچنین به خون چکان دل در نهان ~~بگریسته # 9 مشک‌ها باید چه جای اشک‌ها در هجر تو %~% هر نفس خونابه گشته هر زمان ~~بگریسته # 10 ای دریغا ای دریغا ای دریغا ای دریغ %~% بر چنان چشم عیان چشم گمان ~~بگریسته # 11 شه صلاح الدین برفتی ای همای گرم رو %~% از کمان جستی چو تیر و آن ~~کمان بگریسته # 12 بر صلاح الدین چه داند هر کسی بگریستن %~% هم کسی باید که داند بر ~~کسان بگریسته PageV1P2363 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز گلزار جمالت یاسمن پا کوفته %~% وز صواب هر خطایت صد ختن پا ms1326 کوفته # 2 ای بزاده حسن تو بی‌واسطه هر مرد و زن %~% وآنگه اندر باغ عشقت مرد و ~~زن پا کوفته # 3 ای رخ شاهانه‌ات آورده جان پروانه‌ای %~% صد هزاران شمع دل اندر لگن پا ~~کوفته # 4 ای دماغ عاشقان پرباده منصوریت %~% تا دو صد حلاج عشقت بر رسن پا کوفته # 5 لاغری جان ز ذوقت آن چنان فربه شده %~% می‌نگنجد در جهان در خویشتن پا ~~کوفته # 6 هدهدان اندر قفس چون زان سلیمان خوش شدند %~% راه پریدن نبد تا در وطن ~~پا کوفته # 7 جان عاشق لامکان و این بدن سایه الست %~% آفتاب جان به رقص و این بدن ~~پا کوفته # 8 قهقهه شادان عشقش کرد مجلس پرشکر %~% بوالحزن شادان شده با بوالحسن پا ~~کوفته # 9 روی و چشم شمس تبریزی گل و نسرین بکاشت %~% در میان نرگس و گل جسم من ~~پا کوفته PageV1P2364 ### || [genre: Gh] # 1 ای سراندازان همه در عشق تو پا کوفته %~% گوهر جان همچو موسی روی دریا ~~کوفته # 2 زیر این هفت آسیا هستی ما را خوش بکوب %~% روشنایی کی فزاید سرمه ~~ناکوفته # 3 عاشقان با عاقلان اندرنیامیزد از آنک %~% درنیامیزد کسی ناکوفته با ~~کوفته # 4 عاقلان از مور مرده درکشند از احتیاط %~% عاشقان از لاابالی اژدها را ~~کوفته # 5 مردم چشم از خیالت چون شود پی کوب عشق %~% فرق‌ها پیدا شود از کوفته تا ~~کوفته # 6 از شکار تو به بیشه جان شیران خون شده %~% در هوای قاف قربت پر عنقا ~~کوفته # 7 عشق چون خورشید دامن گستریده بر زمین %~% عاشقان چون اخترانش راه بالا ~~کوفته # 8 لا چو لالایان زده بر عاشقانش دست رد %~% غیرت الا شده بر مغز لالا ~~کوفته # 9 حاجیان راه جان خسته نگردند از نشاط %~% اشترانشان زیر بار از راه اعضا ~~کوفته # 10 ساربان این غزل گو تا ز بعد خستگی %~% اشتران را مست بینی راه بطحا ~~کوفته PageV1P2365 ### || [genre: Gh] # 1 تا چه عشق است آن صنم را با دل ms1327 پرخون شده %~% هر زمان گوید که چونی ای ~~دل بی‌چون شده # 2 دم به دم او کف خود را از دلم پرخون کند %~% تا ز دست دست او خون دلم ~~جیحون شده # 3 نام عاشق بر من و او را ز من خود صبر نیست %~% عشق معشوقم ز حد عشق من ~~افزون شده # 4 چونک کردم رو به بالا من بدیدم یک مهی %~% فتنه خورشید گشته آفت گردون ~~شده # 5 ذره‌ها اندر هوا و قطره‌ها در بحرها %~% در دماغ عاشقانش باده و افیون ~~شده # 6 واعظ عقل اندرآمد من نصیحت کردمش %~% خیز مجلس سرد کردی ای چو افلاطون ~~شده # 7 پیش شمس الدین تبریزی برو کز رحمتش %~% مردگان کهنه بینی عاشق و مجنون ~~شده PageV1P2366 ### || [genre: Gh] # 1 ای به میدان‌های وحدت گوی شاهی باخته %~% جمله را عریان بدیده کس تو را ~~نشناخته # 2 عقل کل کژچشم گشته از کمال غیرتت %~% وز کژی پنداشته کو مر تو را ~~انداخته # 3 ای چراغ و چشم عالم در جهان فرد آمدی %~% تا در اسرار جهان تو صد جهان ~~پرداخته # 4 ای که طاووس بهار از عشق رویت جلوه گر %~% بر درخت جسم جان نالان شده ~~چون فاخته # 5 از برای ما تو آتش را چو گلشن داشته %~% وز برای ما تو دریا را چو کشتی ~~ساخته # 6 شمس تبریزی جهان را چون تو پر کردی ز حسن %~% من جهان روح را از غیر ~~عشقت آخته PageV1P2367 ### || [genre: Gh] # 1 چشم بگشا جان‌ها بین از بدن بگریخته %~% جان قفس را درشکسته دل ز تن ~~بگریخته # 2 صد هزاران عقل‌ها بین جان‌ها پرداخته %~% صد هزاران خویشتن بی‌خویشتن ~~بگریخته # 3 گر گریزد صد هزاران جان و دل من فارغم %~% چون درآمد مست و خندان آن ز ~~من بگریخته # 4 صد هزاران تشنه ز استسقا بگفته ترک جان %~% صد هزاران بلبل آن سو از ~~چمن بگریخته PageV1P2368 ### || [genre: Gh] # 1 این چه باد صرصر است از آسمان پویان شده ms1328 %~% صد هزاران کشتی از وی مست ~~و سرگردان شده # 2 مخلص کشتی ز باد و غرقه کشتی ز باد %~% هم بدو زنده شده‌ست و هم بدو ~~بی‌جان شده # 3 باد اندر امر یزدان چون نفس در امر تو %~% ز امر تو دشنام گشته وز تو ~~مدحت خوان شده # 4 بادها را مختلف از مروحه تقدیر دان %~% از صبا معمور عالم با وبا ویران ~~شده # 5 باد را یا رب نمودی مروحه پنهان مدار %~% مروحه دیدن چراغ سینه پاکان ~~شده # 6 هر که بیند او سبب باشد یقین صورت پرست %~% و آنک بیند او مسبب نور ~~معنی دان شده # 7 اهل صورت جان دهند از آرزوی شبه‌ای %~% پیش اهل بحر معنی درها ارزان ~~شده # 8 شد مقلد خاک مردان نقل‌ها ز ایشان کند %~% و آن دگر خاموش کرده زیر زیر ~~ایشان شده # 9 چشم بر ره داشت پوینده قراضه می‌بچید %~% آن قراضه چین ره را بین کنون ~~در کان شده # 10 همچو مادر بر بچه لرزیم بر ایمان خویش %~% از چه لرزد آن ظریف سر به ~~سر ایمان شده # 11 همچو ماهی می‌گدازی در غم سرلشکری %~% بینمت چون آفتابی بی‌حشم سلطان ~~شده # 12 چند گویی دود برهان است بر آتش خمش %~% بینمت بی‌دود آتش گشته و برهان ~~شده # 13 چند گشت و چند گردد بر سرت کیوان بگو %~% بینمت همچون مسیحا بر سر ~~کیوان شده # 14 ای نصیبه جو ز من که این بیار و آن بیار %~% بینمت رسته از این و آن و ~~آن و آن شده # 15 بس کن ای مست معربد ناطق بسیارگو %~% بینمت خاموش گویان چون کفه میزان ~~شده PageV1P2369 ### || [genre: Gh] # 1 کی بود خاک صنم با خون ما آمیخته %~% خوش بود این جسم‌ها با جان‌ها ~~آمیخته # 2 این صدف‌های دل ما با چنین درد فراق %~% با گهرهای صفای باوفا آمیخته # 3 روز و شب با هم نشسته آب و آتش هم قرین %~% لطف و قهری جفت ms1329 و دردی با ~~صفا آمیخته # 4 وصل و هجران صلح کرده کفر ایمان یک شده %~% بوی وصل شاه ما اندر صبا ~~آمیخته # 5 گرگ یوسف خلق گشته گرگی از وی گم شده %~% بوی پیراهن رسیده با عما ~~آمیخته # 6 خاک خاکی ترک کرده تیرگی از وی شده %~% آب همچون باده با نور صفا ~~آمیخته # 7 شادیا روزی که آن معشوق جان‌های لقا %~% آمده در بزم مست و با شما ~~آمیخته # 8 مست کرده جمله را زان غمزه مخمور خویش %~% تا ز مستی اجنبی با آشنا ~~آمیخته # 9 تا ز بسیاری شراب ابلیس چون آدم شده %~% لعنت ابلیس هم با اصطفا آمیخته # 10 آن در بسته ابد بگشاده از مفتاح لطف %~% قفل‌های بی‌وفایی با وفا ~~آمیخته # 11 سر سر شمس دین مخدوم ما پیدا شده %~% تا ببینی بنده با وصف خدا آمیخته # 12 ای خداوند شمس دین فریاد از این حرف رهی %~% ز آنک هر حرفی از این با ~~اژدها آمیخته # 13 یک دمی مهلت دهم تا پستتر گیرم سخن %~% ز آنک تند است این سخن با ~~کبریا آمیخته # 14 در ره عشاق حضرت گو که از هر محنتش %~% صد هزاران لطف باشد با بلا ~~آمیخته # 15 قطره زهر و هزاران تنگ تریاق شفا %~% نفخه عیسی دولت با وبا آمیخته # 16 خواری آن جا با عزیزی عهد بسته یک شده %~% پستی آن جا از طبیعت با علا ~~آمیخته # 17 جان بود ارزان به نرخ خاک پیش جان جان %~% گر چه این جا هست جان‌ها با ~~غلا آمیخته # 18 از پی آن جان جان جان‌ها چنان گوهر شده %~% مس جان با جان جان چون ~~کیمیا آمیخته # 19 آخر دور جهان با اولش یک سر شده %~% ابتدای ابتدا با انتها آمیخته # 20 در سرای بخت رو یعنی که تبریز صفا %~% تا ببینی این سرا با آن سرا ~~آمیخته PageV1P2370 ### || [genre: Gh] # 1 هله بحری شو و در رو مکن از دور نظاره %~% که بود ms1330 در تک دریا کف دریا ~~به کناره # 2 چو رخ شاه بدیدی برو از خانه چو بیذق %~% رخ خورشید چو دیدی هله گم شو ~~چو ستاره # 3 چو بدان بنده نوازی شده‌ای پاک و نمازی %~% همگان را تو صلا گو چو مؤذن ~~ز مناره # 4 تو در این ماه نظر کن که دلت روشن از او شد %~% تو در این شاه نگه کن ~~که رسیده‌ست سواره # 5 نه بترسم نه بلرزم چو کشد خنجر عزت %~% به خدا خنجر او را بدهم رشوت و ~~پاره # 6 کی بود آب که دارد به لطافت صفت او %~% که دو صد چشمه برآرد ز دل مرمر ~~و خاره # 7 تو همه روز برقصی پی تتماج و حریره %~% تو چه دانی هوس دل پی این بیت و ~~حراره # 8 چو بدیدم بر سیمش ز زر و سیم نفورم %~% که نفور است نسیمش ز کف سیم ~~شماره # 9 تو از آن بار نداری که سبکسار چو بیدی %~% تو از آن کار نداری که شدستی ~~همه کاره # 10 همه حجاج برفته حرم و کعبه بدیده %~% تو شتر هم نخریده که شکسته‌ست ~~مهاره # 11 بنگر سوی حریفان که همه مست و خرابند %~% تو خمش باش و چنان شو هله ای ~~عربده باره PageV1P2371 ### || [genre: Gh] # 1 مشنو حیلت خواجه هله ای دزد شبانه %~% بشلولم بشلولم مجه از روزن خانه # 2 بمشو غره پرستش بمده ریش به دستش %~% وگرت شاه کند او که تویی یار ~~یگانه # 3 سوی صحرای عدم رو به سوی باغ ارم رو %~% می بی‌درد نیابی تو در این دور ~~زمانه # 4 به شه بنده نوازی تو بپر باز چو بازی %~% به خدا لقمه بازان نخورد هیچ ~~سمانه # 5 بخورم گر نخورم من بنهد در دهن من %~% بروم گر نروم من کندم گوش کشانه # 6 همه میرند ولیکن همه میرند به پیشت %~% همه تیر ای مه مه رو نپرد سوی ~~نشانه # 7 ز چه افروخت خیالش رخ ms1331 خورشیدصفت را %~% ز کی آموخت خدایا عجب این فعل و ~~بهانه # 8 چو تو را حسن فزون شد خردم صید جنون شد %~% چو مرا درد فزون شد بده آن ~~درد مغانه # 9 چو تو جمعیت جمعی تو در این جمع چو شمعی %~% چو در این حلقه نگینی مجه ~~ای جان زمانه # 10 تو اگر نوش حدیثی ز حدیثان خوش او %~% تو مگو تا که بگوید لب آن ~~قندفسانه PageV1P2372 ### || [genre: Gh] # 1 هله صیاد نگویی که چه دام است و چه دانه %~% که چو سیمرغ ببیند بجهد ~~مست ز لانه # 2 بجز از دست فلانی مستان باده که آن می %~% برهاند دل و جان را ز فسون و ~~ز فسانه # 3 بخورد عشق جهان را چو عصا از کف موسی %~% به زبانی که بسوزد همه را ~~همچو زبانه # 4 نه سماع است نه بازی که کمندی است الهی %~% منگر سست به نخوت تو در این ~~بیت و ترانه # 5 نبود هیچ غری را غم دلاله و شاهد %~% نبود هیچ کلی را غم شانه گر و ~~شانه # 6 به دهان تو چنین تیغ نهاده‌ست نهنده %~% مثل کارد که گیرد بر تیغی به ~~دهانه # 7 که خیالات سفیهان همه دربان الهند %~% نگذارند سگان را سوی درگاه و ~~ستانه # 8 نگذارند غران را که درآیند به لشکر %~% که بخندد لب دشمن ز کر و فر ~~زنانه # 9 چو ندیده‌ست نشانه نبود اسپر و تیرش %~% چو نخورده‌ست دوگانه نبود مرد ~~یگانه PageV1P2373 ### || [genre: Gh] # 1 سوی اطفال بیامد به کرم مادر روزه %~% مهل ای طفل به سستی طرف چادر ~~روزه # 2 بنگر روی ظریفش بخور آن شیر لطیفش %~% به همان کوی وطن کن بنشین بر در ~~روزه # 3 بنگر دست رضا را که بهاری است خدا را %~% بنگر جنت جان را شده پرعبهر ~~روزه # 4 هله ای غنچه نازان چه ضعیفی و چه یازان %~% چو رسن باز بهاری بجه از ~~چنبر روزه # 5 تو گلا غرقه ms1332 خونی ز چیی دلخوش و خندان %~% مگر اسحاق خلیلی خوشی از ~~خنجر روزه # 6 ز چیی عاشق نانی بنگر تازه جهانی %~% بستان گندم جانی هله از بیدر روزه ~~PageV1P2374 ### || [genre: Gh] # 1 صنما از آنچ خوردی بهل اندکی به ما ده %~% غم تو به توی ما را تو به ~~جرعه‌ای صفا ده # 2 که غم تو خورد ما را چه خراب کرد ما را %~% به شراب شادی افزا غم و غصه ~~را سزا ده # 3 ز شراب آسمانی که خدا دهد نهانی %~% بنهان ز دست خصمان تو به دست آشنا ~~ده # 4 بنشان تو جنگ‌ها را بنواز چنگ‌ها را %~% ز عراق و از سپاهان تو به چنگ ~~ما نوا ده # 5 سر خم چو برگشایی دو هزار مست تشنه %~% قدح و کدو بیارند که مرا ده و ~~مرا ده # 6 صنما ببین خزان را بنگر برهنگان را %~% ز شراب همچو اطلس به برهنگان ~~قبا ده # 7 به نظاره جوانان بنشسته‌اند پیران %~% به می جوان تازه دو سه پیر را ~~عصا ده # 8 به صلاح دین به زاری برسی که شهریاری %~% ملک و شراب داری ز شراب جان ~~عطا ده PageV1P2375 ### || [genre: Gh] # 1 ای خداوند یکی یار جفاکارش ده %~% دلبری عشوه ده سرکش خون خوارش ده # 2 تا بداند که شب ما به چه سان می‌گذرد %~% غم عشقش ده و عشقش ده و ~~بسیارش ده # 3 چند روزی جهت تجربه بیمارش کن %~% با طبیبی دغلی پیشه سر و کارش ده # 4 ببرش سوی بیابان و کن او را تشنه %~% یک سقایی حجری سینه سبکسارش ده # 5 گمرهش کن که ره راست نداند سوی شهر %~% پس قلاوز کژ بیهده رفتارش ده # 6 عالم از سرکشی آن مه سرگشته شدند %~% مدتی گردش این گنبد دوارش ده # 7 کو صیادی که همی‌کرد دل ما را پار %~% زو ببر سنگ دلی و دل پیرارش ده # 8 منکر پار شده‌ست او که مرا یاد نماند %~% ببر انکار ms1333 از او و دم اقرارش ~~ده # 9 گفتم آخر به نشانی که به دربان گفتی %~% که فلانی چو بیاید بر ما بارش ~~ده # 10 گفت آمد که مرا خواجه ز بالا گیرد %~% رو بجو همچو خودی ابله و آچارش ~~ده # 11 بس کن ای ساقی و کس را چو رهی مست مکن %~% ور کنی مست بدین حد ره ~~هموارش ده PageV1P2376 ### || [genre: Gh] # 1 صد خمار است و طرب در نظر آن دیده %~% که در آن روی نظر کرده بود ~~دزدیده # 2 صد نشاط است و هوس در سر آن سرمستی %~% که رخ خود به کف پاش بود مالیده # 3 عشوه و مکر زمانه نپذیرد گوشی %~% که سلام از لب آن یار بود بشنیده # 4 پیچ زلفش چو ندیدی تو برو معذوری %~% ای تو در نیک و بد دور زمان ~~پیچیده # 5 نی تراشی است که اندر نی صورت بدمد %~% هیچ دیدی تو نیی بی‌نفسی نالیده # 6 گر بداند که حریف لب کی خواهد شد %~% کی برنجد ز بریدن قلم بالیده # 7 گر بپرسند چه فرق است میان تو و غیر %~% فرق این بس که تویی فرق مرا ~~خاریده # 8 جرعه‌ای کن فیکون بر سر آن خاک بریخت %~% لب عشاق جهان خاک تو را ~~لیسیده # 9 شمس تبریز تو را عشق شناسد نه خرد %~% بر دم باد بهاری نرسد پوسیده ~~PageV1P2377 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن باده جانی که چنانیم همه %~% که می از جام و سر از پای ندانیم ~~همه # 2 همه سرسبزتر از سوسن و از شاخ گلیم %~% روح مطلق شده و تابش جانیم همه # 3 همه دربند هوااند و هوا بنده ماست %~% که برون رفته از این دور زمانیم ~~همه # 4 همچو سرنا بخروشیم به شکر لب یار %~% همه دکان بفروشیم که کانیم همه # 5 تاب مشرق تن ما را مثل سایه بخورد %~% که به صورت مثل کون و مکانیم همه # 6 زعفران رخ ما از حذر چشم بد ms1334 است %~% ما حریف چمن و لاله ستانیم همه # 7 مصحف آریم و به ساقی همه سوگند خوریم %~% که جز از دست و کفت ~~می‌نستانیم همه # 8 هر کی جان دارد از گلشن جان بوی برد %~% هر کی آن دارد دریافت که آنیم ~~همه # 9 دل ما چون دل مرغ است ز اندیشه برون %~% که سبک دل شده زان رطل گرانیم ~~همه # 10 ملکان تاج زر از عشق ره ما بدهند %~% که کمربخشتر از بخت جوانیم همه # 11 جان ما را به صف اول پیکار طلب %~% ز آنک در پیش روی تیر و سنانیم همه # 12 در پس پرده ظلمات بشر ننشینیم %~% ز آنک چون نور سحر پرده درانیم همه # 13 شام بودیم ز خورشید جهان صبح شدیم %~% گرگ بودیم کنون شهره شبانیم همه # 14 شمس تبریز چو بنمود رخ جان آرای %~% سوی او با دل و جان همچو روانیم ~~همه PageV1P2378 ### || [genre: Gh] # 1 پیش جوش عفو بی‌حد تو شاه %~% توبه کردن از گناه آمد گناه # 2 بس که گمره را کنی بس جست و جو %~% گمرهی گشته‌ست فاضلتر ز راه # 3 منطقم را کرد ویران وصف تو %~% راه گفتن بسته شد مانده‌ست آه # 4 آه دردت را ندارم محرمی %~% چون علی اه می‌کنم در قعر چاه # 5 چه بجوشد نی بروید از لبش %~% نی بنالد راز من گردد تباه # 6 بس کن ای نی ز آنک ما نامحرمیم %~% زان شکر ما را و نی را عذر خواه ~~PageV1P2379 ### || [genre: Gh] # 1 عشق بین با عاشقان آمیخته %~% روح بین با خاکدان آمیخته # 2 چند بینی این و آن و نیک و بد %~% بنگر آخر این و آن آمیخته # 3 چند گویی بی‌نشان و بانشان %~% بی‌نشان بین با نشان آمیخته # 4 چند گویی این جهان و آن جهان %~% آن جهان بین وین جهان آمیخته # 5 دل چو شاه آمد زبان چون ترجمان %~% شاه بین با ترجمان آمیخته # 6 اندرآمیزید زیرا بهر ماست %~% این ms1335 زمین با آسمان آمیخته # 7 آب و آتش بین و خاک و باد را %~% دشمنان چون دوستان آمیخته # 8 گرگ و میش و شیر و آهو چار ضد %~% از نهیب قهرمان آمیخته # 9 آن چنان شاهی نگر کز لطف او %~% خار و گل در گلستان آمیخته # 10 آن چنان ابری نگر کز فیض او %~% آب چندین ناودان آمیخته # 11 اتحاد اندر اثر بین و بدان %~% نوبهار و مهرگان آمیخته # 12 گر چه کژبازند و ضدانند لیک %~% همچو تیرند و کمان آمیخته # 13 قند خا خاموش باش و حیف دان %~% قند و پند اندر دهان آمیخته # 14 شمس تبریزی همی‌روید ز دل %~% کس نباشد آن چنان آمیخته PageV1P2380 ### || [genre: Gh] # 1 ای بخاری را تو جان پنداشته %~% حبه زر را تو کان پنداشته # 2 ای فرورفته چو قارون در زمین %~% وی زمین را آسمان پنداشته # 3 ای بدیده لعبتان دیو را %~% لعبتان را مردمان پنداشته # 4 ای کرانه رفته عشق از ننگ تو %~% ای تو خود را در میان پنداشته # 5 ای گرفته چشمت آب از دود کفر %~% دود را نور عیان پنداشته # 6 ای ز شهوت در پلیدی همچو کرم %~% عاشقان را همچنان پنداشته # 7 مستی شهوت نشان لعنت است %~% ای نشان را بی‌نشان پنداشته # 8 ای تو گندیده میان حرف و صوت %~% وی خدا را بی‌زبان پنداشته # 9 ماهتابش می‌زند بر کوریت %~% ای تو مه را هم نهان پنداشته # 10 هر چه گفتم خویشتن را گفته‌ام %~% ای تو هجو دیگران پنداشته ~~PageV1P2381 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو از بس کشش جان آمده %~% کشتگانت شاد و خندان آمده # 2 جان شکرخای است لیکن از توش %~% شکری دیگر به دندان آمده # 3 دوش دیدم صورت دل را چنانک %~% باز خوش بر دست سلطان آمده # 4 صید کرده جان هر مشتاق را %~% پر پرخون سوی جانان آمده # 5 جمله جان‌ها سوی تو آید بود %~% یک جوی زر جانب کان آمده # 6 گفتمش از عاشقان ms1336 این خون ز چیست %~% ای تو از عشاق و رندان آمده # 7 گفت خون باشد زبان عاشقی %~% عشق را خون است برهان آمده # 8 بوی مشک و بوی ریحان لطف ماست %~% راست گویم نور یزدان آمده # 9 درد درد شمس تبریزی مرا %~% لحظه لحظه گنج درمان آمده PageV1P2382 ### || [genre: Gh] # 1 جسته‌اند دیوانگان از سلسله %~% ز آنک برزد بوی جان از سلسله # 2 نعره‌ها از عاشقان برخاسته %~% الامان و الامان از سلسله # 3 جان مشتاقان نمی‌گنجد همی %~% در زمین و آسمان از سلسله # 4 پیش لیلی می‌برم من هر دمی %~% جان مجنون ارمغان از سلسله # 5 حلقه‌های عشق تو در گوش ماست %~% هوش ما را تو مران از سلسله # 6 فتنه بین کز سلسله انگیختی %~% فتنه را هم می‌نشان از سلسله # 7 صد نشان بر پای جان از بند توست %~% گر چه جان شد بی‌نشان از سلسله # 8 شمس تبریزی مرادم زلف توست %~% گر چه کردم من بیان از سلسله ~~PageV1P2383 ### || [genre: Gh] # 1 روز ما را دیگران را شب شده %~% ز آفتابی اختران را شب شده # 2 تیر دولت‌های ما پیروز شد %~% تیر جست و مر کمان را شب شده # 3 روز خندان در رخ عین الیقین %~% کافرستان گمان را شب شده # 4 برپریده مرغ ایمانت کنون %~% بی‌امان خواهی امان را شب شده # 5 هر دمی روز است اندر کان جان %~% روز نقد توست کان را شب شده # 6 عاشقان را روزهای بی‌نشان %~% عاقل رسم و نشان را شب شده PageV1P2384 ### || [genre: Gh] # 1 قرابه باز دانا هش دار آبگینه %~% تا در میان نیفتد سودای کبر و کینه # 2 چون شیشه بشکنی جان بسیار پای یاران %~% مجروح و خسته گردد این خود بود ~~کمینه # 3 وآنگه که مرهم آری سر را به عذر خاری %~% بر موزه محبت افتد هزار پینه # 4 بفزا شراب و خوش شو بیرون ز پنج و شش شو %~% مگذار ناخوشی را گرد سرای ~~سینه # 5 نی زان شراب ms1337 خاکی بل کز جهان پاکی %~% از دست حق رسیده بی‌واسطه قنینه # 6 در بزمگاه وحدت یابی هر آنچ خواهی %~% در رزمگاه محنت که آن نه و که ~~این نه # 7 جانی که غم فزودی از شمس حق تبریز %~% نو نو طرب فزاید بی‌کهنه‌های ~~دینه PageV1P2385 ### || [genre: Gh] # 1 پیغام زاهدان را کآمد بلای توبه %~% با آن جمال و خوبی آخر چه جای توبه # 2 هم زهد برشکسته هم توبه توبه کرده %~% چون هست عاشقان را کاری ورای ~~توبه # 3 چون از جهان رمیدی در نور جان رسیدی %~% چون شمع سر بریدی بشکن تو پای ~~توبه # 4 شرط است بی‌قراری با آهوی تتاری %~% ترک خطا چو آمد ای بس خطای توبه # 5 در صید چون درآید بس جان که او رباید %~% یک تیر غمزه او صد خونبهای ~~توبه # 6 چون هر سحر خیالش بر عاشقان بتازد %~% گرد غبار اسبش صد توتیای توبه # 7 از باده لب او مخمور گشته جان‌ها %~% و آن چشم پرخمارش داده سزای توبه # 8 تا باغ عاشقان را سرسبز و تازه کردی %~% حسنت خراب کرده بام و سرای ~~توبه # 9 ای توبه برگشاده بی‌شمس حق تبریز %~% روزی که ره نماید ای وای وای توبه ~~PageV1P2386 ### || [genre: Gh] # 1 این جا کسی است پنهان دامان من گرفته %~% خود را سپس کشیده پیشان من ~~گرفته # 2 این جا کسی است پنهان چون جان و خوشتر از جان %~% باغی به من نموده ~~ایوان من گرفته # 3 این جا کسی است پنهان همچون خیال در دل %~% اما فروغ رویش ارکان من ~~گرفته # 4 این جا کسی است پنهان مانند قند در نی %~% شیرین شکرفروشی دکان من ~~گرفته # 5 جادو و چشم بندی چشم کسش نبیند %~% سوداگری است موزون میزان من گرفته # 6 چون گلشکر من و او در همدگر سرشته %~% من خوی او گرفته او آن من گرفته # 7 در چشم من نیاید خوبان جمله عالم %~% بنگر خیال خوبش مژگان من گرفته # 8 ms1338 من خسته گرد عالم درمان ز کس ندیدم %~% تا درد عشق دیدم درمان من گرفته # 9 تو نیز دل کبابی درمان ز درد یابی %~% گر گرد درد گردی فرمان من گرفته # 10 در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی %~% زین بحر سر برآری مرجان من گرفته # 11 بشکن طلسم صورت بگشای چشم سیرت %~% تا شرق و غرب بینی سلطان من گرفته # 12 ساقی غیب بینی پیدا سلام کرده %~% پیمانه جام کرده پیمان من گرفته # 13 من دامنش کشیده کای نوح روح دیده %~% از گریه عالمی بین طوفان من ~~گرفته # 14 تو تاج ما وآنگه سرهای ما شکسته %~% تو یار غار وآنگه یاران من گرفته # 15 گوید ز گریه بگذر زان سوی گریه بنگر %~% عشاق روح گشته ریحان من گرفته # 16 یاران دل شکسته بر صدر دل نشسته %~% مستان و می‌پرستان میدان من گرفته # 17 همچو سگان تازی می‌کن شکار خامش %~% نی چون سگان عوعو کهدان من گرفته # 18 تبریز شمس دین را بر چرخ جان ببینی %~% اشراق نور رویش کیهان من گرفته ~~PageV1P2387 ### || [genre: Gh] # 1 در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده %~% بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاه ~~زاده # 2 کرده به دست اشارت کز من بگو چه خواهی %~% مخمور می چه خواهد جز نقل و ~~جام و باده # 3 نقلی ز دل معلق جامی ز نور مطلق %~% در خلوت هوالحق بزم ابد نهاده # 4 ای بس دغل فروشان در بزم باده نوشان %~% هش دار تا نیفتی ای مرد نرم و ~~ساده # 5 در حلقه قلاشی زنهار تا نباشی %~% چون غنچه چشم بسته چون گل دهان گشاده # 6 چون آینه است عالم نقش کمال عشق است %~% ای مردمان کی دیده است جزوی ز ~~کل زیاده # 7 چون سبزه شو پیاده زیرا در این گلستان %~% دلبر چو گل سوار است باقی ~~همه پیاده # 8 هم تیغ و هم کشنده هم کشته هم کشنده %~% هم جمله عقل گشته ms1339 هم عقل باده ~~داده # 9 آن شه صلاح دین است کو پایدار بادا %~% دست عطاش دایم در گردنم قلاده ~~PageV1P2388 ### || [genre: Gh] # 1 آن آتشی که داری در عشق صاف و ساده %~% فردا از او ببینی صد حور رو ~~گشاده # 2 بنگر به شهوت خود ساده‌ست و صاف بی‌رنگ %~% یک عالمی صنم بین از ساده ~~ای بزاده # 3 زنبور شهد جانت هر چند ناپدید است %~% شش خانه‌های او بین از شهد پر ~~نهاده # 4 اندازه تن تو خود سه گز است و کمتر %~% در خان خود تو بنگر از نه فلک ~~زیاده # 5 تا چند کاسه لیسی این کوزه بر زمین زن %~% برگیر کاه گل را از روی خنب ~~باده # 6 سجاده آتشین کن تا سجده صاف گردد %~% آتش رخی برآید از زیر این سجاده # 7 آید سوارگشته بر عشق شمس تبریز %~% اندر رکاب آن شه خورشید و مه پیاده ~~PageV1P2389 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمد آن مغنی با چنگ سازکرده %~% دروازه بلا را بر عشق باز کرده # 2 بازار یوسفان را از حسن برشکسته %~% دکان شکران را یک یک فراز کرده # 3 شمشیر درنهاده سرهای سروران را %~% و آن گاهشان ز معنی بس سرفراز کرده # 4 خود کشته عاشقان را در خونشان نشسته %~% و آن گاه بر جنازه هر یک نماز ~~کرده # 5 آن حلقه‌های زلفت حلق که راست روزی %~% ای ما برون حلقه گردن دراز کرده # 6 از بس که نوح عشقت چون نوح نوحه دارد %~% کشتی جان ما را دریای راز ~~کرده # 7 ای یک ختن شکسته ای صد ختن نموده %~% وز نیم غمزه ترکی سیصد طراز کرده # 8 بخت ابد نهاده پای تو را به رخ بر %~% کت بنده کمینم وآنگه تو ناز کرده # 9 ای خاک پای نازت سرهای نازنینان %~% وز بهر ناز تو حق شکل نیاز کرده # 10 ای زرگر حقایق ای شمس حق تبریز %~% گاهم چو زر بریده گاهم چو گاز کرده ~~PageV1P2390 ### || [genre: Gh] # 1 ای ms1340 کهربای عشقت دل را به خود کشیده %~% دل رفته ما پی دل چون بی‌دلان ~~دویده # 2 دزدیده دل ز حسنت از عشق جامه واری %~% تا شحنه فراقت دستان دل بریده # 3 از بس شکر که جانم از مصر عشق خورده %~% نی را ز ناله من در جان شکر ~~دمیده # 4 در سایه‌های عشقت ای خوش همای عرشی %~% هر لحظه باز جان‌ها تا عرش ~~برپریده # 5 ای شاد مرغزاری کان جاست ورد و نسرین %~% از آب عشق رسته وین آهوان ~~چریده # 6 دیده ندیده خود را و اکنون ز آینه تو %~% هر دیده خویشتن را در آینه ~~بدیده # 7 سرنای دولت تو ای شمس حق تبریز %~% گوش رباب جانی برتافته شنیده ~~PageV1P2391 ### || [genre: Gh] # 1 برجه ز خواب و بنگر صبحی دگر دمیده %~% جویان و پای کوبان از آسمان ~~رسیده # 2 ای جان چرا نشستی وقت می است و مستی %~% آخر در این کشاکش کس نیست ~~پاکشیده # 3 بهر رضای مستی برجه بکوب دستی %~% دستی قدح پرستی پرراوق گزیده # 4 ما را مبین چو مستان هر چه خورم می است آن %~% افیون شود مرا نان ~~مخموری دو دیده # 5 نگذاشت آن قیامت تا من کنم ریاضت %~% آن دیده‌اش ندیده گوشیش ناشنیده # 6 او آب زندگانی می‌داد رایگانی %~% از قطره قطره او فردوس بردمیده # 7 از دوست هر چه گفتم بیرون پوست گفتم %~% زان سر چه دارد آن جان گفتار ~~دم بریده # 8 با این همه دهانم گر رشک او نبستی %~% صد جای آسمان را تو دیدیی دریده # 9 یخدان چه داند ای جان خورشید و تابشش را %~% کی داند آفرین را این جان ~~آفریده # 10 با این که می‌نداند چون جرعه‌ای ستاند %~% مستی خراب گردد از خویش ~~وارهیده # 11 تبریز تو چه دانی اسرار شمس دین را %~% بیرون نجسته‌ای تو زین چرخه ~~خمیده PageV1P2392 ### || [genre: Gh] # 1 از بس که مطرب دل از عشق کرد ناله %~% آن دلبرم درآمد در کف یکی پیاله ms1341 # 2 افکند در سر من آنچ از سرم برآرد %~% نو کرد عشق ما را باده هزارساله # 3 می‌گشت دین و کیشم من مست وقت خویشم %~% نی نسیه را شناسم نی بر کسم ~~حواله # 4 من باغ جان بدادم چرخشت را خریدم %~% بر جام می‌نبشتم این بیع را قباله # 5 ای سخره زمانه برهم بزن تو خانه %~% کاین کاله بیش ارزد وآنگه چگونه ~~کاله # 6 بربند این دهان را بگشا دهان جان را %~% بینی که هر دو عالم گردد یکی ~~نواله # 7 نپذیرد آن نواله جانت چو مست باشد %~% سرمست خد و خالش کی بنگرد به ~~خاله # 8 جان‌های آسمانی سرمست شمس تبریز %~% بگشای چشم و بنگر پران شده چو ژاله ~~PageV1P2393 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم نگار خود را می‌گشت گرد خانه %~% برداشته ربابی می‌زد یکی ترانه # 2 با زخمه چو آتش می‌زد ترانه خوش %~% مست و خراب و دلکش از باده مغانه # 3 در پرده عراقی می‌زد به نام ساقی %~% مقصود باده بودش ساقی بدش بهانه # 4 ساقی ماه رویی در دست او سبویی %~% از گوشه‌ای درآمد بنهاد در میانه # 5 پر کرد جام اول زان باده مشعل %~% در آب هیچ دیدی کآتش زند زبانه # 6 بر کف نهاده آن را از بهر دلستان را %~% آنگه بکرد سجده بوسید آستانه # 7 بستد نگار از وی اندرکشید آن می %~% شد شعله‌ها از آن می بر روی او ~~دوانه # 8 می‌دید حسن خود را می‌گفت چشم بد را %~% نی بود و نی بیاید چون من در ~~این زمانه PageV1P2394 ### || [genre: Gh] # 1 ای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نه %~% بی‌دست و دل شدستم دستی ~~بر این دلم نه # 2 من آب تیره گشته در راه خیره گشته %~% از ره مرا برون بر در صدر منزلم ~~نه # 3 کارم ز پیچ زلفت شوریده گشت و مشکل %~% شوریده زلف خود را بر کار مشکلم ~~نه # 4 هر حاصلی که دارم بی‌حاصلی ms1342 است بی‌تو %~% سیلاب عشق خود را بر کار و ~~حاصلم نه # 5 خواهی که گرد شمعم پروانه روح باشد %~% زان آتشی که داری بر شمع قابلم ~~نه # 6 چون رشته تبم من با صد گره ز زلفت %~% همچون گره زمانی بر زلف سلسلم نه # 7 از چشم توست جانا پرسحر چاه بابل %~% سحری بکن حلالی در چاه بابلم نه # 8 گفتی الست زان دم حاصل شده‌ست جانم %~% تعویذ کن بلی را بر جان حاملم ~~نه # 9 کی باشد آن زمانی کان ابر را برانی %~% گویی بیا و رخ را بر ماه کاملم ~~نه # 10 ای شمس حق تبریز ار مقبل است جانم %~% اقبال وصل خود را بر جان مقبلم ~~نه PageV1P2395 ### || [genre: Gh] # 1 ای گرد عاشقانت از رشک تخته بسته %~% وی جمله عاشقانت از تخت و تخته ~~رسته # 2 صد مطرقه کشیده در یک قدح بکرده %~% صد زین قدح کشیده چون عاقلان نشسته # 3 یک ریسمان فکندی بردیم بر بلندی %~% من در هوا معلق و آن ریسمان گسسته # 4 از آهوان چشمت ای بس که شیر عشقت %~% هم پوست بردریده هم استخوان شکسته # 5 دیدن به خواب در شب ماه تو را مبارک %~% وز بامداد رویت دیدن زهی خجسته # 6 ای بنده کمینت گشته چو آبگینه %~% بشکسته آبگینه صد دست و پا بخسته # 7 در حسن شمس تبریز دزدیده بنگریدم %~% زه گفتم و ز غیرت تیر از کمان ~~بجسته PageV1P2396 ### || [genre: Gh] # 1 آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده %~% زنده شود بجنبد هر جا که هست ~~مرده # 2 از جنگ سوی ساز آ وز ناز و خشم بازآ %~% ای رخت‌های خود را از رخت ما ~~نورده # 3 ای بخت و بامرادی کاندر صبوح شادی %~% آن جام کیقبادی تو داده ما ~~بخورده # 4 اندیشه کرد سیران در هجر و گشت سکران %~% صافت چگونه باشد چون جان ~~فزاست درده # 5 تو آفتاب مایی از کوه اگر برآیی %~% چه جوش‌ها برآرد ms1343 این عالم فسرده # 6 ای دوش لب گشاده داد نبات داده %~% خوش وعده‌ای نهاده ما روزها شمرده # 7 بر باده و بر افیون عشق تو برفزوده %~% و از آفتاب و از مه رویت گرو ~~ببرده # 8 ای شیر هر شکاری آخر روا نداری %~% دل را به خرده گیری سوزیش همچو خرده # 9 گر چه در این جهانم فتوی نداد جانم %~% گرد و دراز گشتن بر طمع نیم ~~گرده # 10 ای دوست چند گویی که از چه زردرویی %~% صفراییم برآرم در شور خویش ~~زرده # 11 کی رغم چشم بد را آری تو جعد خود را %~% کاین را به تو سپردم ای دل به ~~ما سپرده # 12 نی با تو اتفاقم نی صبر در فراقم %~% ز آسیب این دو حالت جان می‌شود ~~فشرده # 13 هم تو بگو که گفتت کالنقش فی الحجر شد %~% گفتار ما ز دل‌ها زو می‌شود ~~سترده PageV1P2397 ### || [genre: Gh] # 1 ای از تو من برسته ای هم توام بخورده %~% هم در تو می‌گدازم چون از ~~توام فسرده # 2 گه در کفم فشاری گه زیر پا به هر غم %~% زیرا که می‌نگردد انگور ~~نافشرده # 3 چون نور آفتابی بر خاک ما فکندی %~% و آن گاه اندک اندک باز آن طرف ~~ببرده # 4 از روزن تن خود چون نور بازگردیم %~% در قرص آفتابی پاک از گناه و خرده # 5 آن کس که قرص بیند گوید که گشت زنده %~% و آن کو به روزن آید گوید فلان ~~بمرده # 6 در جام رنج و شادی پوشیده اصل ما را %~% در مغز اصل صافیم باقی بمانده ~~درده # 7 ای اصل اصل دل‌ها ای شمس حق تبریز %~% ای صد جگر کبابت تا چیست قدر ~~گرده PageV1P2398 ### || [genre: Gh] # 1 گل را نگر ز لطف سوی خار آمده %~% دل ناز و باز کرده و دلدار آمده # 2 مه را نگر برآمده مهمان شب شده %~% دامن کشان ز عالم انوار آمده # 3 خورشید را نگر که شهنشاه اختر ms1344 است %~% از بهر عذر گازر غمخوار آمده # 4 منگر به نقطه خوار تو آن را نگر که دوست %~% اندر طواف نقطه چو پرگار ~~آمده # 5 آن دلبری که دل ز همه دلبران ربود %~% اندر وثاق این دل بیمار آمده # 6 این عشق همچو روح در این خاکدان غریب %~% مانند مصطفاست به کفار آمده # 7 همچون بهار سوی درختان خشک ما %~% آن نوبهار حسن به ایثار آمده # 8 پنهان بود بهار ولی در اثر نگر %~% زو باغ زنده گشته و در کار آمده # 9 جان را اگر نبینی در دلبران نگر %~% با قد سرو و روی چو گلنار آمده # 10 گر عشق را نبینی در عاشقان نگر %~% منصوروار شاد سوی دار آمده # 11 در عین مرگ چشمه آب حیات دید %~% آن چشمه ای که مایه دیدار آمده # 12 آمد بهار عشق به بستان جان درآ %~% بنگر به شاخ و برگ به اقرار آمده # 13 اقرار می‌کنند که حشر و قیامت است %~% آن مردگان باغ دگربار آمده # 14 ای دل ز خود چو باخبری رو خموش کن %~% چون بی‌خبر مباش به اخبار آمده ~~PageV1P2399 ### || [genre: Gh] # 1 ای صد هزار خرمن‌ها را بسوخته %~% زین پس مدار خرمن ما را بسوخته # 2 از عشق سنگ خارا بر آهنی زده %~% برقی بجسته ز آهن و خارا بسوخته # 3 از سر قدم بساختم ای آفتاب حسن %~% هم سر به جوش آمده هم پا بسوخته # 4 سرنای این دلم ز تو بنواخت پرده‌ای %~% هم پرده‌اش دریده و سرنا بسوخته # 5 در اصل زمهریر گر افتد ز آتشت %~% تا روز حشر بینی سرما بسوخته # 6 از عالم نه جای ندا کرد عشق تو %~% هر جان که گوش داشته برجا بسوخته # 7 ای لطف سوزشی که شرار جمال تو %~% جان را کشیده پیش و به عمدا بسوخته # 8 آن روی سرخ را می احمر دمی بدید %~% صفرای عشق او می حمرا بسوخته # 9 آن خد احمر ار بنمایی دمی ms1345 دگر %~% سودای تو برآید و صفرا بسوخته # 10 طبعی که لاف زلف مطرا همی‌زدی %~% از جعد طره تو مطرا بسوخته # 11 در وا شدم به جستن تو جانب فلک %~% در وا نگشت ماندم دروا بسوخته # 12 کی بینم از شعاع وصال تو آتشی %~% راه دراز هجر ز پهنا بسوخته # 13 من چون سپند رقص کنان اندر او شده %~% شعر تر و قصیده غرا بسوخته # 14 اندرفتاده برق به دکان عاشقان %~% بازار و نقد و ناقد و کالا بسوخته # 15 زر گشته مس جسم ز اکسیر جان چنانک %~% ز اکسیر مس‌ها را استا بسوخته # 16 ایمان و مؤمنان همه حیران شده ز عشق %~% زنار پیر راهب ترسا بسوخته # 17 برقی ز شمس دین و ز تبریز آمده %~% ابری که پرده گشت ز بالا بسوخته ~~PageV1P2400 ### || [genre: Gh] # 1 باده بده ساقیا عشوه و بادم مده %~% وز غم فردا و دی هیچ به یادم مده # 2 باده از آن خم مه پر کن و پیشم بنه %~% گر نگشایم گره هیچ گشادم مده # 3 چون گذرد می ز سر گویم ای خوش پسر %~% باده نخواهم دگر مست فتادم مده # 4 چاکر خنده توام کشته زنده توام %~% گر نه که بنده توام باده شادم مده # 5 فتنه به شهر توام کشته قهر توام %~% گر نه که بهر توام هیچ مرادم مده # 6 صدقه از آن لعل کان بخش بر این پرزیان %~% ور ز برای تو جان صدقه ندادم ~~مده # 7 از سر کین درگذر بوسه ده ای لب شکر %~% بر سر هر خاک سر گر ننهادم مده # 8 هر که دوم بار زاد عشق بدو داد داد %~% صد ره از صدق و داد گر بنزادم ~~مده # 9 شمس حق نیک نام شد تبریزت مقام %~% گر نشکستم تمام هیچ تو دادم مده ~~PageV1P2401 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی جان غیر آن رطل گرانم مده %~% ز آنک بدادی نخست هیچ جز آنم مده # 2 شهره نگارم ز تو عیش ms1346 و قرارم ز تو %~% جان بهارم ز تو رسم خزانم مده # 3 جان چو تویی بی‌شکی پیش تو جان جانکی %~% باش مرا ای یکی هر دو جهانم ~~مده # 4 پردگی و فاش تو آفت او باش تو %~% جان رهی باش تو جان و روانم مده # 5 دوش بدادی مرا از کف خود باده را %~% چون که چنینم درآ جز که چنانم مده # 6 غیر شرابی چو زر ای صنم سیمبر %~% هیچ ندانم دگر ز آنک ندانم مده # 7 نیست شدم در چمن قفل بر آن در بزن %~% هر کی بپرسد ز من هیچ نشانم مده # 8 شیر پراکنده‌ام زخم تو را بنده‌ام %~% بی‌تو اگر زنده‌ام جز به سگانم ~~مده # 9 زان مه چون اخترم زان گل تازه و ترم %~% بی‌همگان خوشترم با همگانم مده # 10 خسرو تبریزیان شمس حق روحیان %~% پر شده از تو دهان زخم زبانم مده ~~PageV1P2402 ### || [genre: Gh] # 1 ای مه و ای آفتاب پیش رخت مسخره %~% تا چه زند زهره از آینه و جندره # 2 پیش تو افتاده ماه بر ره سودای عشق %~% ریخته گلگونه‌اش یاوه شده قنجره # 3 پنجره‌ای شد سماع سوی گلستان تو %~% گوش و دل عاشقان بر سر این پنجره # 4 آه که این پنجره هست حجابی عظیم %~% رو که حجابی خوش است هیچ مگو ای ~~سره # 5 از شکرینی که هست بهر بخاییدنش %~% لب همه دندان شده‌ست بر مثل دستره # 6 دست دل خویش را دیدم در خمره‌ای %~% گفتم خواجه حکیم چیست در این خنبره # 7 گفت شراب کسی کو همگی چرخ را %~% با همه دولاب جان می نخرد یک تره # 8 کره گردون تند پیشش پالانیی %~% بر سر میدان او جان خر باتوبره # 9 ای شه فارغ از آن باشد در لشکرت %~% نصرت بر میمنه دولت بر میسره # 10 ای که ز تبریز تو عید جهان شمس دین %~% هین که رسید آفتاب جانب برج ~~بره PageV1P2403 ### || [genre: Gh] # 1 ای همه منزل شده ms1347 از تو ره بی‌رهه %~% بی‌قدمی رقص بین بی‌دهنی قهقهه # 2 از سر پستان عشق چونک دمی شیر یافت %~% قامت سروی گرفت کودکک یک مهه # 3 روی ببینید روی بهر خدا عاشقان %~% گر چه زنخ زد بسی کوردلی ابلهه # 4 والله کو یوسف است بشنو از من از آنک %~% بودم با یوسفی هم نمک و هم ~~چهه # 5 چونک نماید جمال گوش سوی غیب دار %~% عرش پر از نعره‌هاست فرش پر از وه ~~وهه # 6 عاشق باشد کمان خاص بتی همچو تیر %~% هیچ نپرد کمان گر بشود ده زهه # 7 آنک ز تبریز دید یک نظر شمس دین %~% طعنه زند بر چله سخره کند بر دهه ~~PageV1P2404 ### || [genre: Gh] # 1 ایا دلی چو صبا ذوق صبح‌ها دیده %~% ز دیده مست شدی یا ز ذوق نادیده # 2 گهی به بحر تحیر گهی به دامن کوه %~% کمر ببسته و در کوه کهربا دیده # 3 ورای دیده و دل صد دریچه بگشاده %~% برون ز چرخ و زمین رفته صد سما ~~دیده # 4 چو جوششی و بخاری فتاد در دریا %~% ز لذت نظرش رست در قفا دیده # 5 چو موج موج درآمیخت چشم با دریا %~% عجب عجب که همه بحر گشت یا دیده # 6 به پیش دیده دو عالم چو دانه پیش خروس %~% چنین بود نظر پاک کبریادیده # 7 نه طالب است و نه مطلوب آن که در توحید %~% صفات طالب و مطلوب را جدا ~~دیده # 8 اله را کی شناسد کسی که رست ز لا %~% ز لا کی رست بگو عاشق بلادیده # 9 رموز لیس و فی جبتی بدانسته %~% هزار بار من این جبه را قبا دیده # 10 دهان گشاد ضمیر و صلاح دین را گفت %~% تویی حیات من ای دیده خدادیده ~~PageV1P2405 ### || [genre: Gh] # 1 زهی لوا و علم لا اله الا الله %~% که زد بر اوج قدم لا اله الا الله # 2 چگونه گرد برآورد شاه موسی وار %~% ز بحر هست و عدم لا ms1348 اله الا الله # 3 ستاده‌اند صفات صفا ز خجلت او %~% به پیش او به قدم لا اله الا الله # 4 یکی ستم ز وی از صد هزار عدل به است %~% زهی خوشی ستم لا اله الا الله # 5 ز هر طرف که نظر کرد می برویاند %~% هزار باغ ارم لا اله الا الله # 6 ز بحر غم به کناری رسم عجب روزی %~% ز موج لطف و کرم لا اله الا الله # 7 ندارد از شه من هیچ بوی جان آن کس %~% که ببینیش تو به غم لا اله الا ~~الله # 8 چو دیده کحل نپذرفت از شه تبریز %~% زهی دریغ و ندم لا اله الا الله # 9 برآید از دل و از جان الست شه شنود %~% هزار بانگ نعم لا اله الا الله # 10 بهشت لطف و بلندی خدیو شمس الدین %~% زهی شفای سقم لا اله الا الله # 11 دلم طواف به تبریز می‌کند محرم %~% در آن حریم حرم لا اله الا الله # 12 زهی خوشی که بگویم که کیست هان بر در %~% بگوید او که منم لا اله الا ~~الله PageV1P2406 ### || [genre: Gh] # 1 چو آفتاب برآمد ز قعر آب سیاه %~% ز ذره ذره شنو لا اله الا الله # 2 چه جای ذره که چون آفتاب جان آمد %~% ز آفتاب ربودند خود قبا و کلاه # 3 ز آب و گل چو برآمد مه دل آدم وار %~% صد آفتاب چو یوسف فروشود در چاه # 4 سری ز خاک برآور که کم ز مور نه‌ای %~% خبر ببر بر موران ز دشت و ~~خرمنگاه # 5 از آن به دانه پوسیده مور قانع شد %~% که او ز سنبل سرسبز ما نبود آگاه # 6 بگو به مور بهار است و دست و پا داری %~% چرا ز گور نسازی به سوی صحرا ~~راه # 7 چه جای مور سلیمان درید جامه شوق %~% مرا مگیر خدا زین مثال‌های تباه # 8 ولی به قد خریدار می‌برند قبا %~% اگر چه ms1349 جامه دراز است هست قد کوتاه # 9 بیار قد درازی که تا فروبریم %~% قبا که پیش درازیش بسکلد زه ماه # 10 خموش کردم از این پس که از خموشی من %~% جدا شود حق و باطل چنانک دانه ~~ز کاه PageV1P2407 ### || [genre: Gh] # 1 که بوده است تو را دوش یار و همخوابه %~% که از خوی تو پر از مشک گشت ~~گرمابه # 2 چو شانه سنگ ز عشق تو شاخ شاخ شده‌ست %~% پریت خوانده به حمام و ~~کرده‌ات لابه # 3 چو شانه زلف تو را دید شد هر انگشتش %~% دلیل و آلت تهلیل همچو سبابه # 4 ز نور روی تو پر گشت خلوت حمام %~% که جمله قبه زجاجی شده‌ست چون تابه # 5 خمش که گل مثل آب از تو یافت صفا %~% که هر کی نسبت تو یافت گشت نسابه ~~PageV1P2408 ### || [genre: Gh] # 1 مقام خلوت و یار و سماع و تو خفته %~% که شرم بادت از آن زلف‌های آشفته # 2 از این سپس منم و شب روی و حلقه یار %~% شب دراز و تب و رازهای ناگفته # 3 برون پرده درند آن بتان و سوزانند %~% که لطف‌های بتان در شب است ~~بنهفته # 4 به خواب کن همه را طاق شو از این جفتان %~% به سوی طاق و رواقش مرو به ~~شب جفته # 5 بدانک خلوت شب بر مثال دریایی است %~% به قعر بحر بود درهای ناسفته # 6 رخ چو کعبه نما شاه شمس تبریزی %~% که باشدت عوض حج‌های پذرفته ~~PageV1P2409 ### || [genre: Gh] # 1 دلم چو دیده و تو چون خیال در دیده %~% زهی مبارک و زیبا به فال در ~~دیده # 2 به بوی وصل دو دیده خراب و مست شده‌ست %~% چگونه باشد یا رب وصال در ~~دیده # 3 چو دیده بیشه آن شیرمست من باشد %~% چه زهره دارد گرگ و شکال در دیده # 4 دو دیده را بگشا نور ذوالجلال ببین %~% ز فر دولت آن خوش خصال در دیده # 5 چو چتر و سنجق ms1350 آن رشک صد سلیمان دید %~% گشاد هدهد جان پر و بال در ~~دیده # 6 چو آفتاب جمالش بدیده‌ها درتافت %~% چه شعله‌هاست ز نور جلال در دیده # 7 چو عقل عقل قنق شد درون خرگه جسم %~% عقول هیچ ندارد مجال در دیده # 8 دو دیده مست شد از جان صدر شمس الدین %~% چه باده‌هاست از او مال مال ~~در دیده PageV1P2410 ### || [genre: Gh] # 1 چو مست روی توام ای حکیم فرزانه %~% به من نگر تو بدان چشم‌های مستانه # 2 ز چشم مست تو پیچد دلم که دیوانه است %~% که جنس همدگر افتاد مست و ~~دیوانه # 3 دل خراب مرا بین خوشی به من بنگر %~% که آفتاب نظر خوش کند به ویرانه # 4 بکن نظر که بدان یک نظر که درنگری %~% درخت‌های عجب سر کند ز یک دانه # 5 دو چشم تو عجمی ترک و مست و خون ریزند %~% که می‌زند عجمی تیرهای ~~ترکانه # 6 مرا و خانه دل را چنان به یغما برد %~% که می‌دود حسنک پابرهنه در خانه # 7 به باغ روی تو آییم و خانه برشکنیم %~% هزار خانه چو صحرا کنیم مردانه # 8 صلاح دین تو چو ماهی و فارغی زین شرح %~% که فارغ است سر زلف حور از ~~شانه PageV1P2411 ### || [genre: Gh] # 1 عجب دلی که به عشق بت است پیوسته %~% عجبتر این که بتش پیش او است ~~بنشسته # 2 بمال چشم دلا بهترک از این بنگر %~% مدو به هر طرف ای دل تو نیز آهسته # 3 دو کف به سوی دعا سوی بحر می‌رانی %~% نه گوهر تو به جیب تو است پیوسته # 4 خنک کسی که ورا دست گرد جیب بود %~% که او لطیف و سبک روح گشت و برجسته # 5 اگر چه هر طرفی بازگشت در طلبش %~% از آن طلب چو به خود وانگشت شد خسته # 6 میان گلبن دل جان بخسته از خاری %~% ببین دلا تو ز خاری هزار گلدسته # 7 میان دل چو برآید غبار و ms1351 طبل و علم %~% هزار سنجق هستی ببین تو بشکسته # 8 بیا به شهر عدم درنگر در آن مستان %~% ببین ز خویش و هزاران چو خویش ~~وارسته # 9 نهاده هر دو قدم شاد در سرای بقا %~% و زین بساط فنا هر دو دست خود ~~شسته PageV1P2412 ### || [genre: Gh] # 1 ز لقمه‌ای که بشد دیده تو را پرده %~% مخور تو بیش که ضایع کنی سراپرده # 2 حیات خویش در آن لقمه گر چه پنداری %~% ضمیر را سبل است آن و دیده را ~~پرده # 3 چرا مکن تو در این جا مگو چرا نکنم %~% که چشم جان را گشته است این چرا ~~پرده # 4 طلسم تن که ز هر زهر شهد بنموده‌ست %~% عروس پرده نموده‌ست مر تو را ~~پرده # 5 چو لقمه را ببریدی خیال پیش آید %~% خیال‌هاست شده بر در صفا پرده # 6 خیال طبع به روی خیال روح آید %~% ز عقل نعره برآید که جان فزا پرده # 7 دلا جدا شو از این پرده‌های گوناگون %~% هلا که تا نکند مر تو را جدا ~~پرده PageV1P2413 ### || [genre: Gh] # 1 تو دیده گشته و ما را بکرده نادیده %~% بدیده گریه ما را بدین بخندیده # 2 بخند جان و جهان چون مقام خنده تو راست %~% بکن که هر چه کنی هست بس ~~پسندیده # 3 ز درد و حسرت تو جان لاله‌ها سیه است %~% گل از جمال رخ توست جامه ~~بدریده # 4 ز خلق عالم جان‌های پاک بگزیدند %~% و آنگهان ز میانشان تو بوده بگزیده # 5 بدانک عشق نبات و درخت او خشک است %~% به گرد گرد درخت من است پیچیده # 6 چو خشک گشت درختم بسی بلندی یافت %~% چو زرد گشت رخم شد چو زر بنازیده # 7 خزینه‌های جواهر که این دلم را بود %~% قمارخانه درون جمله را ببازیده # 8 هزار ساغر هستی شکسته این دل من %~% خمار نرگس مخمور تو نسازیده # 9 ز خام و پخته تهی گشت جان من باری %~% مدد مدد تو چنین ms1352 آتشی فروزیده # 10 مرا چو نی بنوازید شمس تبریزی %~% بهانه بر نی و مطرب ز غم خروشیده ~~PageV1P2414 ### || [genre: Gh] # 1 برو برو که به بز لایق است بزغاله %~% برو که هست ز گاوان حیات گوساله # 2 برو برو که خران گله گله جمع شدند %~% خر جوان و خر پیر و خر دو یک ~~ساله # 3 ز ناله تو مرا بوی خر همی‌آید %~% که خر کند به علف زار و ماده خر ناله # 4 دماغ پاک بباید برای مشک و عبیر %~% گلوله‌های پلیدی برای جلاله # 5 در آن زمان که خران بول خر به بو گیرند %~% زهی زمان و زهی حالت و زهی ~~حاله # 6 میا میا که به میدان دل خران نرسند %~% به صد هزار حیل می‌رسند خیاله # 7 دلاله کیست بلیس این عروس دنیا را %~% عروس را تو قیاسی بکن ز دلاله # 8 خموش باش سخن شرط نیست طالب را %~% که او ز اشارت ابرو رسد به دنباله ~~PageV1P2415 ### || [genre: Gh] # 1 خلاصه دو جهان است آن پری چهره %~% چو او نقاب گشاید فنا شود زهره # 2 چو بر براق معانی کنون سوار شود %~% به پیش سلطنت او که را بود زهره # 3 ستارگان سماوات جمله مات شوند %~% به طاس چرخ چو آن شه درافکند مهره # 4 چو روح قدس ببیند ورا سجود کند %~% فرشتگان مقرب برند از او بهره # 5 همای عرش خداوند شمس تبریزی %~% که هفت بحر بود پیش او یکی قطره ~~PageV1P2416 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان ای جان فی ستر الله %~% اشتر می‌ران فی ستر الله # 2 جام آتش درکش درکش %~% پیش سلطان فی ستر الله # 3 ساغر تا لب می‌خور تا شب %~% اندر میدان فی ستر الله # 4 چشمش را بین خشمش را بین %~% پنهان پنهان فی ستر الله # 5 یاری شنگی پروین رنگی %~% آمد مهمان فی ستر الله # 6 دیدم مستش خستم دستش %~% آسان آسان فی ستر الله # 7 ساقی برجه باده درده %~% پنگان پنگان ms1353 فی ستر الله PageV1P2417 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود فرش تن نور دیده %~% خوش بود مرغ جان بپریده # 2 جان نادیده خسیس شده %~% جان دیده رسیده در دیده # 3 جان زرین و جان سنگین را %~% چون کلوخ از برنج بگزیده # 4 سر کاغذ گشاده دست اجل %~% نقد در کاغذ است پیچیده # 5 خمره پرعسل سرش بسته %~% پشت و پهلوش را تو لیسیده # 6 خمره را بر زمین زن و بشکن %~% دیده نبود چنانک بشنیده # 7 شمس تبریز بشکند خم را %~% که ز نامش فلک بلرزیده PageV1P2418 ### || [genre: Gh] # 1 آمد آمد نگار پوشیده %~% صنم خوش عذار پوشیده # 2 داد از گلستان حسن و جمال %~% باغ را نوبهار پوشیده # 3 در زمین دل همه عشاق %~% رسته شد سبزه زار پوشیده # 4 آن دم پرده سوز گرمش را %~% هر طرف گرمدار پوشیده # 5 همگنان اشک و خون روان کرده %~% خونشان در تغار پوشیده # 6 بوی آن خون همی‌رسد به دماغ %~% همچو مشک تتار پوشیده # 7 تا از آن بو برند مشتاقان %~% سوی آن یار غار پوشیده # 8 شمس تبریز صدقه جانت %~% بوسه‌ای یا کنار پوشیده PageV1P2419 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب جان‌های دل برده %~% تا به شب تا به شب همین پرده # 2 جان‌هایی که مست و مخمورند %~% بر سر باده باده‌ای خورده # 3 در خرابات مفردان رفته %~% خرقه آب و گل گرو کرده PageV1P2420 ### || [genre: Gh] # 1 رخ نفسی بر رخ این مست نه %~% جنگ و جفا را نفسی پست نه # 2 سیم اگر نیست به دست آورم %~% باده چون زر تو بر این دست نه # 3 ای تو گشاده در هفت آسمان %~% دست کرم بر دل پابست نه # 4 پیشکشم نیست بجز نیستی %~% نیستیم را تو لقب هست نه # 5 هم شکننده تو هم اشکسته بند %~% مرهم جان بر سر اشکست نه # 6 مهر بر آن شکر و پسته منه %~% مهر بر این چاکر پیوست نه # 7 گفته امت ای دل پنجاه بار %~% صید مکن ms1354 پای در این شست نه PageV1P2421 ### || [genre: Gh] # 1 یا رشا فدیته من زمن رایته %~% لست تقول اننی ارحم من سبیته # 2 محرقنی برده کفی اذا دعوته %~% محتجب بصده عنی اذا اتیته # 3 آه الیس ناظری مختلف لطیفه %~% آه الیس مهجتی مسکنه و بیته # 4 قد زرع الفراق فی خدی بذر زعفر %~% وشت علی العیون من کثره ما سقیته # 5 قوسک حیث ما رمی السهم اصاب مقلتی %~% سهمک ظل من دمی یکتب قد کفیته ~~PageV1P2422 ### || [genre: Gh] # 1 هل طربا لعاشق وافقه زمانه %~% افلح فی هوائه اصلح فیه شأنه # 2 هدده فراقه من غمرات یومه %~% ثم اتاه لیله من قمر امانه # 3 قال لبدره لقد احرق فیک باطنی %~% قال له حبیبه صرت انا ضمانه # 4 لا کقتول عاشق یقتلنا بشارق %~% حان وفاتنا و لا یمکننا بیانه # 5 اعظم کل شهوه هان لدی وصاله %~% اطیب کل طیب ظل لنا مکانه # 6 قد کفر الذی اتی من مثل لوجهه %~% ان قمر ینوبه او شجر وبانه # 7 اکرم من نفوسنا طیف خیال وجهه %~% افضل من عیوننا کان لنا عیانه # 8 رب لسان قائل یلفظ نار خده %~% احرق من شراره یومئذ لسانه # 9 احرقه شراره ثم اتی نهاره %~% نوره بناطق اصبح ترجمانه PageV1P2423 ### || [genre: Gh] # 1 طوبی لمن آواه سر فؤاده %~% سکن الفؤاد بعشقه و وداده # 2 نفس الکریم کمریم و فؤاده %~% شبه المسیح و صدره کمهاده # 3 اذن الفؤاد لکی یبوح بسره %~% شرح الصدور کرامه لعباده # 4 رحم القلوب بفتح‌ها و فتوح‌ها %~% قهر النفوس سیاسه لجهاده # 5 کشف الغطا و لا انتظار و لا نسا %~% فرح السعید تانسا بعتاده # 6 عشقوا لرأیه ربهم و تعلقوا %~% و العرش یخضع حالهم بعماده # 7 و صلوا الی نظر الحبیب بفضله %~% و الحق ارشدهم بحسن رشاده # 8 القوم معشوقون فی اوصافهم %~% و الحق عاشقهم علی افراده # 9 حار العقول به عاشقیه تحیرا %~% کیف العقول به معشقیه فناده # 10 لا تنکرن و لا تکن متصرفا %~% بالعقل فی هذا و خف لکیاده ms1355 # 11 فالامر اعظم من تصرف حکمنا %~% و الود بالجبار من اعقاده # 12 ملک البصیره من ممالک شیخنا %~% یعطی و یمنع ما یشا بمراده # 13 ما غاب من قلبی شعاشع خده %~% لا تشمتوا بصدوده و بعاده # 14 شمس المصیف اذا نی بغروبه %~% ما غاب حر الشمس من عباده # 15 تبریز جل به شمس دین سیدی %~% ما اکرم المولی بکثر رماده PageV1P2424 ### || [genre: Gh] # 1 فدیتتک یا ستی الناسیه %~% الی کم تشد فم الخابیه # 2 الا فاملئی منه لی کاسه %~% تذکرنی صفوه ناسیه # 3 فما کاسه منه الا نجی %~% و تأتی باخت لها آبیه PageV1P2425 ### || [genre: Gh] # 1 گر باغ از او واقف بدی از شاخ تر خون آمدی %~% ور عقل از او آگه بدی از ~~چشم جیحون آمدی # 2 گر سر برون کردی مهش روزی ز قرص آفتاب %~% ذره به ذره در هوا لیلی و ~~مجنون آمدی # 3 ور گنج‌های لعل او یک گوشه بر پستی زدی %~% هر گوشه ویرانه‌ای صد گنج ~~قارون آمدی # 4 نقشی که بر دل می‌زند بر دیده گر پیدا شدی %~% هر دست و رو ناشسته‌ای ~~چون شیخ ذاالنون آمدی # 5 ور سحر آن کس نیستی کو چشم بندی می‌کند %~% چون چشم و دل این جسم و تن ~~بر سقف گردون آمدی # 6 ای خواجه نظاره گر تا چند باشد این نظر %~% ارزان بدی گر زین نظر معشوق ~~بیرون آمدی # 7 مهمان نو آمد ولی این لوت عالم را بس است %~% دو کون اگر مهمان شدی این ~~لوت افزون آمدی PageV1P2426 ### || [genre: Gh] # 1 فصل بهاران شد ببین بستان پر از حور و پری %~% گویی سلیمان بر سپه عرضه ~~نمود انگشتری # 2 رومی رخان ماه وش زاییده از خاک حبش %~% چون تو مسلمانان خوش بیرون شده ~~از کافری # 3 گلزار بین گلزار بین در آب نقش یار بین %~% و آن نرگس خمار بین و آن ~~غنچه‌های احمری # 4 گلبرگ‌ها بر همدگر افتاده بین چون سیم و زر %~% آویزها و حلقه‌ها ms1356 ~~بی‌دستگاه زرگری # 5 در جان بلبل گل نگر وز گل به عقل کل نگر %~% وز رنگ در بی‌رنگ پر تا ~~بوک آن جا ره بری # 6 گل عقل غارت می‌کند نسرین اشارت می‌کند %~% کاینک پس پرده است آن کو ~~می‌کند صورتگری # 7 ای صلح داده جنگ را وی آب داده سنگ را %~% چون این گل بدرنگ را در ~~رنگ‌ها می‌آوری # 8 گر شاخه‌ها دارد تری ور سرو دارد سروری %~% ور گل کند صد دلبری ای جان ~~تو چیزی دیگری # 9 چه جای باغ و راغ و گل چه جای نقل و جام مل %~% چه جای روح و عقل کل کز ~~جان جان هم خوشتری PageV1P2427 ### || [genre: Gh] # 1 ای در طواف ماه تو ماه و سپهر مشتری %~% ای آمده در چرخ تو خورشید و ~~چرخ چنبری # 2 یا رب منم جویان تو یا خود تویی جویان من %~% ای ننگ من تا من منم من ~~دیگرم تو دیگری # 3 ای ما و من آویخته وی خون هر دو ریخته %~% چیزی دگر انگیخته نی آدمی و ~~نی پری # 4 تا پا نباشد ز آنک پا ما را به خارستان برد %~% تا سر نباشد ز آنک سر ~~کافر شود از دوسری # 5 آبی میان جو روان آبی لب جو بسته یخ %~% آن تیزرو این سست رو هین تیز ~~رو تا نفسری # 6 خورشید گوید سنگ را زان تافتم بر سنگ تو %~% تا تو ز سنگی وارهی پا ~~درنهی در گوهری # 7 خورشید عشق لم یزل زان تافته‌ست اندر دلت %~% کاول فزایی بندگی و آخر ~~نمایی مهتری # 8 خورشید گوید غوره را زان آمدم در مطبخت %~% تا سرکه نفروشی دگر پیشه ~~کنی حلواگری # 9 شه باز را گوید که من زان بسته‌ام دو چشم تو %~% تا بگسلی از جنس خود ~~جز روی ما را ننگری # 10 گوید بلی فرمان برم جز در جمالت ننگرم %~% جز بر خیالت نگذرم وز جان ~~نمایم چاکری # 11 گل باغ ms1357 را گوید که من زان عرضه کردم رخت خود %~% تا جمله رخت خویش را ~~بفروشی و با ما خوری # 12 آن کس کز این جا زر برد با دلبری دیگر خورد %~% تو کژ نشین و راست گو ~~آن از چه باشد از خری # 13 آن آدمی باشد که او خر بدهد و عیسی خرد %~% وین از خری باشد که تو ~~عیسی دهی و خر خری # 14 عیسی مست را زر کند ور زر بود گوهر کند %~% گوهر بود بهتر کند بهتر ز ~~ماه و مشتری # 15 نی مشتری بی‌نوا بل نور الله اشتری %~% گر یوسفی باشد تو را زین پیرهن ~~بویی بری # 16 ما را چو مریم بی‌سبب از شاخ خشک آید رطب %~% ما را چو عیسی بی‌طلب در ~~مهد آید سروری # 17 بی‌باغ و رز انگور بین بی‌روز و بی‌شب نور بین %~% وین دولت منصور بین ~~از داد حق بی‌داوری # 18 از روی همچون آتشم حمام عالم گرم شد %~% بر صورت گرمابه‌ای چون کودکان ~~کمتر گری # 19 فردا ببینی روش را شد طعمه مار و موش را %~% دروازه موران شده آن ~~چشم‌های عبهری # 20 مهتاب تا مه رانده دیوار تیره مانده %~% اناالیه آمده کان سو نگر گر ~~مبصری # 21 یا جانب تبریز رو از شمس دین محفوظ شو %~% یا از زبان واصفان از صدق ~~بنما باوری PageV1P2428 ### || [genre: Gh] # 1 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می‌روی %~% دانا و بینای رهی آن سو که ~~دانی می‌روی # 2 بی‌همره جسم و عرض بی‌دام و دانه و بی‌غرض %~% از تلخکامی می‌رهی در ~~کامرانی می‌روی # 3 نی همچو عقل دانه چین نی همچو نفس پر ز کین %~% نی روح حیوان زمین تو ~~جان جانی می‌روی # 4 ای چون فلک دربافته‌ای همچو مه درتافته %~% از ره نشانی یافته در ~~بی‌نشانی می‌روی # 5 ای غرقه سودای او ای بیخود از صهبای او %~% از مدرسه اسمای او اندر ~~معانی می‌روی # 6 ای خوی ms1358 تو چون آب جو داده زمین را رنگ و بو %~% تا کس نپندارد که تو ~~بی‌ارمغانی می‌روی # 7 کو سایه منصور حق تا فاش فرماید سبق %~% کز مستعینی می‌رهی در مستعانی ~~می‌روی # 8 شب کاروان‌ها زین جهان بر می‌رود تا آسمان %~% تو خود به تنهایی خود صد ~~کاروانی می‌روی # 9 ای آفتاب آن جهان در ذره‌ای چونی نهان %~% وی پادشاه شه نشان در ~~پاسبانی می‌روی # 10 ای بس طلسمات عجب بستی برون از روز و شب %~% تا چشم پندارد که تو اندر ~~مکانی می‌روی # 11 ای لطف غیبی چند تو شکل بهاری می‌شوی %~% وی عدل مطلق چند تو اندر ~~خزانی می‌روی # 12 آخر برون آ زین صور چادر برون افکن ز سر %~% تا چند در رنگ بشر در گله ~~بانی می‌روی # 13 ای ظاهر و پنهان چو جان وی چاکر و سلطان چو جان %~% کی بینمت پنهان چو ~~جان در بی‌زبانی می‌روی PageV1P2429 ### || [genre: Gh] # 1 این عشق گردان کو به کو بر سر نهاده طبله‌ای %~% که هر کجا مرده بود ~~زنده کنم بی‌حیله‌ای # 2 خوان روانم از کرم زنده کنم مرده بدم %~% کو نرگدایی تا برد از خوان ~~لطفم زله‌ای # 3 گاهی تو را در بر کنم گاهی ز زهرت پر کنم %~% آگاه شو آخر ز من ای در ~~کفم چون کیله‌ای # 4 گر حبه‌ای آید به من صد کان پرزرش کنم %~% دریای شیرینش کنم هر چند ~~باشد قله‌ای # 5 از تو عدم وز من کرم وز تو رضا وز من قسم %~% صد اطلس و اکسون نهم در ~~پیش کرم پیله‌ای # 6 هر لحظه نومید را خرمن دهم بی‌کشتنی %~% هر لحظه درویش را قربت دهم ~~بی‌چله‌ای # 7 چشمه شکر جوشان کنم اندر دل تنگ نیی %~% اندیشه‌های خوش نهم اندر دماغ ~~و کله‌ای # 8 می‌ران فرس در دین فقط ور اسب تو گردد سقط %~% بر جای اسب لاغری هر سو ~~بیابی گله‌ای # 9 خاموش باش و لا مگو جز آن که ms1359 حق بخشد مجو %~% جوشان ز حلوای رضا بر ~~جمره چون پاتیله‌ای # 10 تبریز شد خلد برین از عکس روی شمس دین %~% هر نقش در وی حور عین هر ~~جامه از وی حله‌ای PageV1P2430 ### || [genre: Gh] # 1 ای رونق هر گلشنی وی روزن هر خانه‌ای %~% هر ذره از خورشید تو تابنده ~~چون دردانه‌ای # 2 ای غوث هر بیچاره‌ای واگشت هر آواره‌ای %~% اصلاح هر مکاره‌ای مقصود هر ~~افسانه‌ای # 3 ای حسرت سرو سهی ای رونق شاهنشهی %~% خواهم که یاران را دهی یک یاریی ~~یارانه‌ای # 4 در هر سری سودای تو در هر لبی هیهای تو %~% بی‌فیض شربت‌های تو عالم ~~تهی پیمانه‌ای # 5 هر خسروی مسکین تو صید کمین شاهین تو %~% وی سلسله تقلیب تو زنجیر هر ~~دیوانه‌ای # 6 هر نور را ناری بود با هر گلی خاری بود %~% بهر حرس ماری بود بر گنج هر ~~ویرانه‌ای # 7 ای گلشنت را خار نی با نور پاکت نار نی %~% بر گرد گنجت مار نی نی زخم ~~و نی دندانه‌ای # 8 یک عشرتی افراشتی صد تخم فتنه کاشتی %~% در شهر ما نگذاشتی یک عاقلی ~~فرزانه‌ای # 9 اندیشه و فرهنگ‌ها دارد ز عشقت رنگ‌ها %~% شب تا سحرگه چنگ‌ها ماه تو ~~را حنانه‌ای # 10 عقل و جنون آمیخته صد نعل در ره ریخته %~% در جعد تو آویخته اندیشه ~~همچون شانه‌ای # 11 ای چشم تو چون نرگسی شد خواب در چشمم خسی %~% بیدار می‌بینم بسی لیک ~~از پی دانگانه‌ای # 12 بقال با دوغ ترش جانش مراقب لب خمش %~% تا روز بیدار و به هش بر گوشه ~~دکانه‌ای # 13 چون روز گردد می‌دود از بهر کسب و بهر کد %~% تا خشک نانه او شود ~~مشتری ترنانه‌ای # 14 ای مزرعه بگذاشته در شوره گندم کاشته %~% ای شعله را پنداشته روزن تو ~~چون پروانه‌ای # 15 امروز تشریفت دهد تفهیم و تشریفت دهد %~% ترکیب و تألیفت دهد با عقل ~~کل جانانه‌ای # 16 خامش که تو زین رسته‌ای زین دام‌ها برجسته‌ای %~% جان و دل ms1360 ~~اندربسته‌ای در دلبری فتانه‌ای PageV1P2431 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک اندر باغ جان آلاجقی برساختی %~% آتش زدی در جسم و جان روح مصور ~~ساختی # 2 پای درختان بسته بد تو برگشادی پایشان %~% صحن گلستان خاک بد فرشش ز ~~گوهر ساختی # 3 مرغ معماگوی را رسم سخن آموختی %~% باز دل پژمرده را صد بال و صد پر ~~ساختی # 4 ای عمر بی‌مرگی ز تو وی برگ بی‌برگی ز تو %~% الحق خدنگ مرگ را پاینده ~~اسپر ساختی # 5 عاشق در این ره چون قلم کژمژ همی‌رفتش قدم %~% بر دفتر جان بهر او ~~پاکیزه مسطر ساختی # 6 حیوان و گاوی را اگر مردم کنی نبود عجب %~% سرگین گاوی را چو تو در بحر ~~عنبر ساختی # 7 آن کو جهان گیری کند چون آفتاب از بهر تو %~% او را هم از اجزای او صد ~~تیغ و لشکر ساختی # 8 در پیش آدم گر ملک سجده کند نبود عجب %~% کز بهر خاکی چرخ را سقا و ~~چاکر ساختی # 9 از اختران در سنگ و گل تأثیرها درریختی %~% وز راه دل تا آسمان معراج ~~معبر ساختی # 10 در خاک تیره خارشی انداختی از بهر زه %~% یک خاک را کردی پدر یک خاک ~~مادر ساختی # 11 از گور در جنت اگر درها گشایی قادری %~% در گور تن از پنج حس بشکافتی ~~در ساختی # 12 در آتش خشم پدر صد آب رحمت می‌نهی %~% و اندر دل آب منی صد گونه آذر ~~ساختی # 13 از بلغم و صفرای ما وز خون و از سودای ما %~% زین چار خرقه روح را ای ~~شاه چادر ساختی # 14 روزی بیاید کاین سخن خصمی کند با مستمع %~% کب حیاتم خواندمت تو ~~خویشتن کر ساختی # 15 ای شمس تبریزی بگو شرح معانی مو به مو %~% دستش بده پایش بده چون صورت ~~سر ساختی PageV1P2432 ### || [genre: Gh] # 1 از دار ملک لم یزل ای شاه سلطان آمدی %~% بر قلب ماهان برزدی سنجق ز ~~شاهان بستدی # 2 ماه ms1361 آمدی از لامکان ای اصل کارستان جان %~% صد آفتاب و چرخ را چون ~~ذره‌ها برهم زدی # 3 یک مشعله افروختی تا روز و شب را سوختی %~% عذری به جرم آموختی نیکی ~~خجل شد از بدی # 4 از رشک پنهان ای پری در جان درآ تا دل بری %~% ای زهره صد مشتری ای سر ~~لطف ایزدی # 5 بخرام بخرام ای صنم زیرا تویی کاندر حرم %~% هم حسرت هر عابدی هم قبله ~~هر معبدی # 6 نقشی است بی‌مثل آن رخش پرنور پاک خالقش %~% زلفی است مشکین طره‌اش یا ~~طیلسان احمدی # 7 چون شمس تبریزی رود چون سایه جان در پی رود %~% در دیده خاکش توتیا یا ~~کحل نور سرمدی PageV1P2433 ### || [genre: Gh] # 1 من دوش دیدم سر دل اندر جمال دلبری %~% سنگین دلی لعلین لبی ایمان ~~فزایی کافری # 2 از جان و دل گوید کسی پیش چنان جانانه‌ای %~% از سیم و زر گوید کسی پیش ~~چنان سیمین بری # 3 لقمه شدی جمله جهان گر عشق را بودی دهان %~% دربان شدی جان شهان گر عشق ~~را بودی دری # 4 من می‌شنیدم نام دل ای جان و دل از تو خجل %~% ای مانده اندر آب و گل ~~از عشق دلدل چون خری # 5 ای جان بیا گوهر بچین ای دل بیا خوبی ببین %~% المستغاث ای مسلمین زین ~~آفتی شور و شری # 6 تن خود کی باشد تا بود فرش سواران غمش %~% سر کیست تا او سر نهد پیش ~~چنان شه سروری # 7 نک نوبهار آمد کز او سرسبز گردد عالمی %~% چون یار من شیرین دمی چون ~~لعل او حلواگری # 8 هر دم به من گوید رخش داری چو من زیبارخی %~% هر دم بدو گوید دلم داری ~~چو بنده چاکری # 9 آمد بهار ای دوستان خیزید سوی بوستان %~% اما بهار من تویی من ننگرم در ~~دیگری # 10 اشکوفه‌ها و میوه‌ها دارند غنج و شیوه‌ها %~% ما در گلستان رخت روییده ~~چون نیلوفری # 11 بلبل چو مطرب دف ms1362 زنی برگ درختان کف زنی %~% هر غنچه گوید چون منی باشد ~~خوشی کشی تری # 12 آمد بهار مهربان سرسبز و خوش دامن کشان %~% تا باغ یابد زینتی تا مرغ ~~یابد شهپری # 13 تا خلق از او حیران شود تا یار من پنهان شود %~% تا جان ما را جان شود ~~کوری هر کور و کری # 14 آن جا که باشد شاه او بنده شود هر شاه خو %~% آن جا که باشد ناز او هر ~~دل شود سامندری # 15 مست و خرامان می‌رود در دل خیال یار من %~% ماهی شریفی بی‌حدی شاهی ~~کریمی بافری PageV1P2434 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار اگر نیکو کنی اقبال خود صدتو کنی %~% تا بوک رو این سو کنی باشد ~~که با ما خو کنی # 2 من گرد ره را کاستم آفاق را آراستم %~% وز جرم تو برخاستم باشد که با ~~ما خو کنی # 3 من از عدم زادم تو را بر تخت بنهادم تو را %~% آیینه‌ای دادم تو را ~~باشد که با ما خو کنی # 4 ای گوهری از کان من وی طالب فرمان من %~% آخر ببین احسان من باشد که با ~~ما خو کنی # 5 شرب مرا پیمانه شو وز خویشتن بیگانه شو %~% با درد من همخانه شو باشد ~~که با ما خو کنی # 6 ای شاه زاده داد کن خود را ز خود آزاد کن %~% روز اجل را یاد کن باشد ~~که با ما خو کنی # 7 مانند تیری از کمان بجهد ز تن سیمرغ جان %~% آن را بیندیش ای فلان باشد ~~که با ما خو کنی # 8 ای جمع کرده سیم و زر ای عاشق هر لب شکر %~% باری بیا خوبی نگر باشد که ~~با ما خو کنی # 9 تخم وفاها کاشتم نقشی عجب بنگاشتم %~% بس پرده‌ها برداشتم باشد که با ~~ما خو کنی # 10 استوثقوا ادیانکم و استغنموا اخوانکم %~% و استعشقوا ایمانکم باشد که ~~با ما خو کنی # 11 شه شمس تبریزی تو را ms1363 گوید به پیش ما بیا %~% بگذر ز زرق و از ریا باشد ~~که با ما خو کنی PageV1P2435 ### || [genre: Gh] # 1 ای یوسف خوش نام هی در ره میا بی‌همرهی %~% مسکل ز یعقوب خرد تا ~~درنیفتی در چهی # 2 آن سگ بود کو بیهده خسپد به پیش هر دری %~% و آن خر بود کز ماندگی آید ~~سوی هر خرگهی # 3 در سینه این عشق و حسد بین کز چه جانب می‌رسد %~% دل را کی آگاهی دهد ~~جز دلنوازی آگهی # 4 مانند مرغی باش هان بر بیضه همچو پاسبان %~% کز بیضه دل زایدت مستی و ~~وصل و قهقهی # 5 دامن ندارد غیر او جمله گدااند ای عمو %~% درزن دو دست خویش را در دامن ~~شاهنشهی # 6 مانند خورشید از غمش می‌رو در آتش تا به شب %~% چون شب شود می‌گرد خوش ~~بر بام او همچون مهی # 7 بر بام او این اختران تا صبحدم چوبک زنان %~% والله مبارک حضرتی والله ~~همایون درگهی # 8 آن انبیا کاندر جهان کردند رو در آسمان %~% رستند از دام زمین وز شرکت ~~هر ابلهی # 9 بربوده گشتند آن طرف چون آهن از آهن ربا %~% زان سان که سوی کهربا ~~بی‌پر و پا پرد کهی # 10 می‌دانک بی‌انزال او نزلی نروید در زمین %~% بی‌صحبت تصویر او یک مایه ~~را نبود زهی # 11 ارواح همچون اشتران ز آواز سیروا مستیان %~% همچون عرابی می‌کند آن ~~اشتران را نهنهی # 12 بر لوح دل رمال جان رمل حقایق می‌زند %~% تا از رقومش رمل شد زر لطیف ~~ده دهی # 13 خوشتر روید ای همرهان کآمد طبیبی در جهان %~% زنده کن هر مرده‌ای ~~بیناکن هر اکمهی # 14 این‌ها همه باشد ولی چون پرده بردارد رخش %~% نی زهره ماند نی نوا نی ~~نوحه گر را وه وهی # 15 خاموش کن گر بلبلی رو سوی گلشن بازپر %~% بلبل به خارستان رود اما به ~~نادر گه گهی PageV1P2436 ### || [genre: Gh] # 1 دزدید جمله رخت ما لولی و لولی ms1364 زاده‌ای %~% در هیچ مسجد مکر او نگذاشته ~~سجاده‌ای # 2 خرقه فلک ده شاخ از او برج قمر سوراخ از او %~% وای ار بیفتد در کفش ~~چون من سلیمی ساده‌ای # 3 زد آتش اندر عود ما بر آسمان شد دود ما %~% بشکست باد و بود ما ساقی به ~~نادر باده‌ای # 4 در کار مشکل می‌کند در بحر منزل می‌کند %~% جان قصه دل می‌کند کو عاشقی ~~دل داده‌ای # 5 دل داده آن باشد که او در صبر باشد سخت رو %~% نی چون تو گوشه گشته‌ای ~~در گوشه‌ای افتاده‌ای # 6 در غصه‌ای افتاده‌ای تا خود کجا دل داده‌ای %~% در آرزوی قحبه یا وسوسه ~~قواده‌ای # 7 شرمی بدار از ریش خود از ریش پرتشویش خود %~% بسته دو چشم از عاقبت در ~~هرزه لب گشاده‌ای # 8 خوب است عقل آن سری در عاقبت بینی جری %~% از حرص وز شهوت بری در عاشقی ~~آماده‌ای # 9 خامش که مرغ گفت من پرد سبک سوی چمن %~% نبود گرو در دفتری در حجره‌ای ~~بنهاده‌ای PageV1P2437 ### || [genre: Gh] # 1 دامن کشانم می‌کشد در بتکده عیاره‌ای %~% من همچو دامن می‌دوم اندر پی ~~خون خواره‌ای # 2 یک لحظه هستم می‌کند یک لحظه پستم می‌کند %~% یک لحظه مستم می‌کند ~~خودکامه‌ای خماره‌ای # 3 چون مهره‌ام در دست او چون ماهیم در شست او %~% بر چاه بابل می‌تنم از ~~غمزه سحاره‌ای # 4 لاهوت و ناسوت من او هاروت و ماروت من او %~% مرجان و یاقوت من او بر ~~رغم هر بدکاره‌ای # 5 در صورت آب خوشی ماهی چو برج آتشی %~% در سینه دلبر دلی چون مرمری چون ~~خاره‌ای # 6 اسرار آن گنج جهان با تو بگویم در نهان %~% تو مهلتم ده تا که من با ~~خویش آیم پاره‌ای # 7 روزی ز عکس روی او بردم سبوی تا جوی او %~% دیدم ز عکس نور او در آب جو ~~استاره‌ای # 8 گفتم که آنچ از آسمان جستم بدیدم در زمین %~% ناگاه فضل ایزدی شد چاره ~~بیچاره‌ای # 9 شکر ms1365 است در اول صفم شمشیر هندی در کفم %~% در باغ نصرت بشکفم از فر گل ~~رخساره‌ای # 10 آن رفت کز رنج و غمان خم داده بودم چون کمان %~% بود این تنم چون ~~استخوان در دست هر سگساره‌ای # 11 خورشید دیدم نیم شب زهره درآمد در طرب %~% در شهر خویش آمد عجب ~~سرگشته‌ای آواره‌ای # 12 اندر خم طغرای کن نو گشت این چرخ کهن %~% عیسی درآمد در سخن بربسته در ~~گهواره‌ای # 13 در دل نیفتد آتشی در پیش ناید ناخوشی %~% سر برنیارد سرکشی نفسی نماند ~~اماره‌ای # 14 خوش شد جهان عاشقان آمد قران عاشقان %~% وارست جان عاشقان از مکر هر ~~مکاره‌ای # 15 جان لطیف بانمک بر عرش گردد چون ملک %~% نبود دگر زیر فلک مانند هر ~~سیاره‌ای # 16 مانند موران عقل و جان گشتند در طاس جهان %~% آن رخنه جویان را نهان ~~وا شد در و درساره‌ای # 17 بی‌خار گردد شاخ گل زیرا که ایمن شد ز ذل %~% زیرا نماندش دشمنی گل ~~چین و گل افشاره‌ای # 18 خاموش خاموش ای زبان همچون زبان سوسنان %~% مانند نرگس چشم شو در باغ ~~کن نظاره‌ای PageV1P2438 ### || [genre: Gh] # 1 ای آفتاب سرکشان با کهکشان آمیختی %~% مانند شیر و انگبین با بندگان ~~آمیختی # 2 یا چون شراب جان فزا هر جزو را دادی طرب %~% یا همچو یاران کرم با ~~خاکدان آمیختی # 3 یا همچو عشق جان فدا در لاابالی ماردی %~% با عقل پرحرص شحیح خرده دان ~~آمیختی # 4 ای آتش فرمانروا در آب مسکن ساختی %~% وی نرگس عالی نظر با ارغوان ~~آمیختی # 5 چندان در آتش درشدی کآتش در آتش درزدی %~% چندان نشان جستی که تو با ~~بی‌نشان آمیختی # 6 ای سر الله الصمد ای بازگشت نیک و بد %~% پهلو تهی کردی ز خود با ~~پهلوان آمیختی # 7 جان‌ها بجستندت بسی بویی نبرد از تو کسی %~% آیس شدند و خسته دل خود ~~ناگهان آمیختی # 8 از جنس نبود حیرتی بی‌جنس نبود الفتی %~% تو این نه‌ای و ms1366 آن نه‌ای با ~~این و آن آمیختی # 9 هر دو جهان مهمان تو بنشسته گرد خوان تو %~% صد گونه نعمت ریختی با ~~میهمان آمیختی # 10 آمیختی چندانک او خود را نمی‌داند ز تو %~% آری کجا داند چو تو با تن ~~چو جان آمیختی # 11 پیرا جوان گردی چو تو سرسبز این گلشن شدی %~% تیرا به صیدی دررسی چون ~~با کمان آمیختی # 12 ای دولت و بخت همه دزدیده‌ای رخت همه %~% چالاک رهزن آمدی با کاروان ~~آمیختی # 13 چرخ و فلک ره می‌رود تا تو رهش آموختی %~% جان و جهان بر می‌پرد تا با ~~جهان آمیختی # 14 حیرانم اندر لطف تو کاین قهر چون سر می‌کشد %~% گردن چو قصابان مگر با ~~گردران آمیختی # 15 خوبان یوسف چهره را آموختی عاشق کشی %~% و آن خار چون عفریت را با ~~گلستان آمیختی # 16 این را رها کن عارفا آن را نظر کن کز صفا %~% رستی ز اجزای زمین با ~~آسمان آمیختی # 17 رستی ز دام ای مرغ جان در شاخ گل آویختی %~% جستی ز وسواس جنان و اندر ~~جنان آمیختی # 18 از بام گردون آمدی ای آب آب زندگی %~% از بام ما جولان زدی با ناودان ~~آمیختی # 19 شب دزد کی یابد تو را چون نیستی اندر سرا %~% بر بام چوبک می‌زنی با ~~پاسبان آمیختی # 20 اسرار این را مو به مو بی‌پرده و حرفی بگو %~% ای آنک حرف و لحن را ~~اندر بیان آمیختی PageV1P2439 ### || [genre: Gh] # 1 آخر مراعاتی بکن مر بی‌دلان را ساعتی %~% ای ماه رو تشریف ده مر آسمان ~~را ساعتی # 2 ای آن که هستت در سخن مستی می‌های کهن %~% دلداریی تلقین بکن مر ترجمان ~~را ساعتی # 3 تن چون کمانم دل چو زه ای جان کمان بر چرخ نه %~% سوی فراز چرخ نه آن ~~نردبان را ساعتی # 4 پیر از غمت هر جا فتی زان پیش کید آفتی %~% بنما که بینم دولتی بس ~~جاودان را ساعتی # 5 ای ms1367 از کفت دریا نمی‌محروم کردی محرمی %~% در خواب کن جانا دمی مر ~~پاسبان را ساعتی # 6 عشقت می بی‌چون دهد در می همه افیون نهد %~% مستت نشانی چون دهد آن ~~بی‌نشان را ساعتی # 7 از رخ جهان پرنور کن چشم فلک مخمور کن %~% از جان عالم دور کن این ~~اندهان را ساعتی # 8 ای صد درج خوشتر ز جان وصف تو ناید در زبان %~% الا که صوفی گوید آن ~~پیش آر آن را ساعتی # 9 استغفرالله ای خرد صوفی بدو کی ره برد %~% هر مرغ زان سو کی پرد درکش ~~زبان را ساعتی # 10 ای کرده مه دراعه شق از عشقت ای خورشید حق %~% از بهر لعلش ای شفق ~~بگذار کان را ساعتی # 11 جز عشق او در دل مکن تدبیر بی‌حاصل مکن %~% اندر مکان منزل مکن لا کن ~~مکان را ساعتی # 12 ای امن‌ها در خوف تو ای ساکنی در طوف تو %~% جان داده طمع سوف تو امن ~~و امان را ساعتی # 13 بنگر در این فریاد کن آخر وفا هم یاد کن %~% برتاب شاها داد کن این سو ~~عنان را ساعتی # 14 یک دم بدین سو رای کن جان را تو شکرخای کن %~% در دیده ما جای کن نور ~~عیان را ساعتی # 15 تیرم چو قصد جه کنم پرم بده تا به کنم %~% ابرو نما تا زه کنم من آن ~~کمان را ساعتی # 16 ای زاغ هجران تهی چون زاغ از من کی رهی %~% کی گوید آن نور شهی خواهم ~~فلان را ساعتی # 17 ای نفس شیر شیررگ چون یافتی زان عشق تک %~% انداز تو در پیش سگ این ~~لوت و خوان را ساعتی # 18 ای از می جان بی‌خبر تا چند لافی از هنر %~% افکن تو در قعر سقر آن ~~دام نان را ساعتی # 19 کو شهریار این زمن مخدوم شمس الدین من %~% تبریز خدمت کن به تن آن شه ~~نشان را ساعتی PageV1P2440 ### || [genre: Gh] # 1 بانکی ms1368 عجب از آسمان در می‌رسد هر ساعتی %~% می‌نشنود آن بانگ را الا که ~~صاحب حالتی # 2 ای سر فروبرده چو خر زین آب و سبزه بس مچر %~% یک لحظه‌ای بالا نگر تا ~~بوک بینی آیتی # 3 ساقی در این آخرزمان بگشاد خم آسمان %~% از روح او را لشکری وز راح او ~~را رایتی # 4 کو شیرمردی در جهان تا شیرگیر او شود %~% شاه و فتی باید شدن تا باده ~~نوشی یا فتی # 5 بیچاره گوش مشترک کو نشنود بانگ فلک %~% بیچاره جان بی‌مزه کز حق ندارد ~~راحتی # 6 آخر چه باشد گر شبی از جان برآری یاربی %~% بیرون جهی از گور تن و ~~اندرروی در ساحتی # 7 از پا گشایی ریسمان تا برپری بر آسمان %~% چون آسمان ایمن شوی از هر ~~شکست و آفتی # 8 از جان برآری یک سری ایمن ز شمشیر اجل %~% باغی درآیی کاندر او نبود ~~خزان را غارتی # 9 خامش کنم خامش کنم تا عشق گوید شرح خود %~% شرحی خوشی جان پروری کان را ~~نباشد غایتی PageV1P2441 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتی %~% آخر چه کم گردد ز تو کز ~~تو برآید حاجتی # 2 بر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شی شود %~% معدوم یابد خلعتی گیرد ز ~~هستی رایتی # 3 یا مستحق مرحمت یابد مقام و مرتبت %~% برخواند اندر مکتبت از لوح محفوظ ~~آیتی # 4 ای رحمه للعالمین بخشی ز دریای یقین %~% مر خاکیان را گوهری مر ماهیان ~~را راحتی # 5 موجش گهی گوهر دهد لطفش گهی کشتی کشد %~% چندین خلایق اندر او مر هر ~~یکی را حالتی # 6 خود پیشتر اجزای او در سجده همچون شاکران %~% وز بهر خدمت موج او گه گه ~~نماید قامتی # 7 در پیش دریای نهان این هفت دریای جهان %~% چون واهب اندر بخششی چون ~~راهب اندر طاعتی # 8 دریای پرمرجان ما عمر دراز و جان ما %~% پس عمر ما بی‌حد ms1369 بود ما را ~~نباشد غایتی # 9 ای قطره گر آگه شوی با سیل‌ها همره شوی %~% سیلت سوی دریا برد پیشت ~~نباشد آفتی # 10 ور سرکشی غافل شوی آن سیل عشق مستوی %~% گوش تو گیرد می‌کشد کو بر تو ~~دارد رافتی # 11 مستفعلن مستفعلن اکنون شکر پنهان کنم %~% کز غیب جوقی طوطیان آورده ~~اندم غارتی # 12 شکر نگر تو نو به نو آواز خاییدن شنو %~% نی این شکر را صورتی نی ~~طوطیان را آلتی # 13 دارد خدا قندی دگر کان ناید اندر نیشکر %~% طوطی و حلقوم بشر آن را ~~ندارد طاقتی # 14 چون شمس تبریزی که او گنجا ندارد در فلک %~% کان مطلع خورشید او دارد ~~عجایب ساحتی PageV1P2442 ### || [genre: Gh] # 1 چون درشوی در باغ دل مانند گل خوش بو شوی %~% چون برپری سوی فلک همچون ~~ملک مه رو شوی # 2 گر همچو روغن سوزدت خود روشنی کردی همه %~% سرخیل عشرت‌ها شوی گر چه ز ~~غم چون مو شوی # 3 هم ملک و هم سلطان شوی هم خلد و هم رضوان شوی %~% هم کفر و هم ایمان ~~شوی هم شیر و هم آهو شوی # 4 از جای در بی‌جا روی وز خویشتن تنها روی %~% بی‌مرکب و بی‌پا روی چون ~~آب اندر جو شوی # 5 چون جان و دل یکتا شوی پیدای ناپیدا شوی %~% هم تلخ و هم حلوا شوی با ~~طبع می همخو شوی # 6 از طبع خشکی و تری همچون مسیحا برپری %~% گرداب‌ها را بردری راهی کنی ~~یک سو شوی # 7 شیرین کنی هر شور را حاضر کنی هر دور را %~% پرده نباشی نور را گر چون ~~فلک نه تو شوی # 8 شه باش دولت ساخته مه باش رفعت یافته %~% تا چند همچون فاخته جوینده و ~~کوکو شوی # 9 خالی کنی سر از هوس گردی تو زنده بی‌نفس %~% یاهو نگویی زان سپس چون ~~غرقه یاهو شوی # 10 هر خانه را روزن شوی هر باغ را گلشن شوی %~% با من نباشی ms1370 من شوی چون ~~تو ز خود بی‌تو شوی # 11 سر در زمین چندین مکش سر را برآور شاد کش %~% تا تازه و خندان و خوش ~~چون شاخ شفتالو شوی # 12 دیگر نخواهی روشنی از خویشتن گردی غنی %~% چون شاه مسکین پروری چون ~~ماه ظلمت جو شوی # 13 تو جان نخواهی جان دهی هر درد را درمان دهی %~% مرهم نجویی زخم را خود ~~زخم را دارو شوی PageV1P2443 ### || [genre: Gh] # 1 از بامدادان ساغری پر کرد خوش خماره‌ای %~% چون فرقدی عرعرقدی شکرلبی ~~مه پاره‌ای # 2 آن نرگس سرمست او و آن طره چون شست او %~% و آن ساغری در دست او هر ~~چاره بیچاره‌ای # 3 چنگ از شمال و از یمین اندر بر حوران عین %~% در گلشنی پر یاسمین بر ~~چشمه‌ای فواره‌ای # 4 ای ساقی شیرین صلا جان علی و بوالعلا %~% بر کف بنه ساغر هلا بر رغم هر ~~غم باره‌ای # 5 چون آفتاب آسمان می‌گرد و جوهر می‌فشان %~% بر تشنگان و خاکیان در عالم ~~غداره‌ای # 6 ای ساحر و ای ذوفنون ای مایه پنجه جنون %~% هنگام کار آمد کنون ما هر ~~یکی آن کاره‌ای # 7 چون ساغری پرداختم جامه حیا انداختم %~% عشقی عجب می‌باختم با غره ~~غراره‌ای # 8 افلاکیان بر آسمان زان بوی باده سرگران %~% ماه مرا سجده کنان سرمست هر ~~فراره‌ای # 9 انهار باده سو به سو در هر چمن پنجاه جو %~% بر سنگ زن بشکن سبو بر رغم ~~هر خشم آره‌ای # 10 رحمت به پستی می‌رسد اکسیر هستی می‌رسد %~% سلطان مستی می‌رسد با لشکر ~~جراره‌ای # 11 خیمه معیشت برکنی آتش به خیمه درزنی %~% گر از سر بامی کنی در سابقان ~~نظاره‌ای # 12 مستی چو کشتی و عمد هر لحظه کژمژ می‌شود %~% بر موج‌ها بر می‌زند در ~~قلزمی زخاره‌ای # 13 می‌گویم ای صاحب عمل و ای رسته جانت از علل %~% چون رستی از حبس اجل ~~بی‌روزن و درساره‌ای # 14 زین عالم تلخ و ترش زین چرخ پیر طفل کش %~% هم ms1371 قصه گو و هم خمش هم ~~بنده هم اماره‌ای # 15 گفتا مرا شاه جهان درداد یک ساغر نهان %~% خود را بدیدم ناگهان در شهر ~~جان سیاره‌ای # 16 پنهان بود بر مرد و زن در رفتن و در آمدن %~% راه جهان ممتحن از غیرت ~~ستاره‌ای # 17 چون معبرم خیره نگر نی رخنه پیدا و نه در %~% چون چشمه‌ای برکرده سر ~~بی‌معدنی از خاره‌ای # 18 ای چاشنی شکران درده همان رطل گران %~% شیرم بده چون مادران بیرون کش ~~از گهواره‌ای # 19 ای ساز و ناز ناکسان حیرت فزای نرگسان %~% ای خاک را روزی رسان مقصود ~~هر آواره‌ای # 20 زان باده همچون عسس ایمن کن هر دزد و خس %~% سجده کنانند این نفس هر ~~فکر دل افشاره‌ای # 21 ای جام راح روح جو آسایش مجروح جو %~% ای ساقی خورشیدرو خون ریز هر ~~استاره‌ای # 22 ای روزی دل‌ها رسان جان کسان و ناکسان %~% ترکاری و یاغی به سان هموار ~~و ناهمواره‌ای # 23 چون نفخ صوری در صور شورنده حشر و حشر %~% زنجیر تو چون طوق زر تشریف ~~هر جباره‌ای # 24 بردی ز جان معقول را وین عقل چون معزول را %~% کردی دماغ گول را از ~~علم تو عیاره‌ای # 25 تا گردن شک می‌زند بر میر و بر بک می‌زند %~% بر عقل خنبک می‌زند یا ~~بر فن مکاره‌ای # 26 بس کن درآ در انجمن در انخلاق مرد و زن %~% می‌ساز و صورت می‌شکن در ~~خلوت فخاره‌ای # 27 چون گل سخن گوی و خمش هرگز نباشد روترش %~% در صدر دل مانند هش بر اوج ~~چون طیاره‌ای PageV1P2444 ### || [genre: Gh] # 1 ای شهسوار خاص بک کز عالم جان تاختی %~% میخانه‌ها برهم زدی تا سوی ~~میدان تاختی # 2 چون ساکنان آسمان خود گوش ما برتافتند %~% تو سبلتان برتافتی هم سوی ~~ایشان تاختی # 3 ای تو نهاده یک قدم بگذشته از هر دو جهان %~% آه پس کدامین عرصه بد تا ~~تو بر اسبان تاختی # 4 خود پرده‌ها و قافیه وآنگه ms1372 خراب عشق تو %~% تو پرده‌ای نگذاشتی چون سوی ~~انسان تاختی # 5 عقل از تو بی‌عقلی شده عشق از تو هم حیران شده %~% مر جسم را خود اسم ~~شد تو چونک بر جان تاختی PageV1P2445 ### || [genre: Gh] # 1 یک ساعت ار دو قبلکی از عقل و جان برخاستی %~% این عقل ما آدم بدی این ~~نفس ما حواستی # 2 ور آدم از ایوان دل درنامدی در آب و گل %~% تدریس با تقدیس او بالاتر ~~از اسماستی # 3 ور لانسلم گوی ظن اسلمت گفتی چون خلیل %~% نفس چو سایه سرنگون خورشید ~~سربالاستی # 4 ور هستی تن لا شدی این نفس سربالا شدی %~% بعد از تمامی لا شدن در وحدت ~~الاستی # 5 گر ضعف و سستی نیستی در دیده خفاش تن %~% بر جای یک خورشید صد خورشید ~~جان افزاستی # 6 گر نیک و بد نزد خدا یک سان بدی در ابتلا %~% با جبرئیل ماه رو ابلیس ~~هم سیماستی # 7 ور رازدارستی بشر پیدا نکردی خیر و شر %~% هر چه که ناپیداستش بر وی ~~همه پیداستی # 8 این حس چون جاسوس ما شد بسته و محبوس ما %~% چون می‌نبیند اصل را ای ~~کاشکی اعماستی # 9 بنشسته حس نفس خس نزدیک کاسه چون مگس %~% گر کاسه نگزیدی مگس در حین ~~مگس عنقاستی # 10 استاره‌ها چون کاس‌ها مانند زرین طاس‌ها %~% آراستش بر طامعان ای ~~کاشکی ناراستی # 11 خاموش باش اندیشه کن کز لامکان آید سخن %~% با گفت کی پردازیی گر چشم ~~تو آن جاستی # 12 از شمس تبریزی ببین هر ذره را نور یقین %~% گر ذوق در گفتن بدی هر ~~ذره‌ای گویاستی PageV1P2446 ### || [genre: Gh] # 1 ای داده جان را لطف تو خوشتر ز مستی حالتی %~% خوشتر ز مستی ابد ~~بی‌باده و بی‌آلتی # 2 یک ساعتی تشریف ده جان را چنان تلطیف ده %~% آن ساعتی پاک از کی و تا ~~کی عجایب ساعتی # 3 شاهنشه یغماییی کز دولت یغمای تو %~% یاغی به شادی منتظر تا کی کنی تو ~~غارتی ms1373 # 4 جان چون نداند نقش خود یا عالم جان بخش خود %~% پا می نداند کفش خود ~~کان لایق است و بابتی # 5 پا را ز کفش دیگری هر لحظه تنگی و شری %~% وز کفش خود شد خوشتری پا را ~~در آن جا راحتی # 6 جان نیز داند جفت خود وز غیب داند نیک و بد %~% کز غیب هر جان را بود ~~درخورد هر جان ساحتی # 7 جانی که او را هست آن محبوس از آن شد در جهان %~% چون نیست او را این ~~زمان از بهر آن دم طاقتی # 8 چون شاه زاده طفل بد پس مخزنش بر قفل بد %~% خلعت نهاده بهر او تا ~~برکشد او قامتی # 9 تو قفل دل را باز کن قصد خزینه راز کن %~% در مشکلات دو جهان نبود ~~سؤالت حاجتی # 10 خمخانه مردان دل است وز وی چه مستی حاصل است %~% طفلی و پایت در گل ~~است پس صبر کن تا غایتی # 11 تا غایتی کز گوشه‌ای دولت برآرد جوشه‌ای %~% از دور گردی خاسته تابان ~~شده یک رایتی # 12 بنوشته بر رایت که این نقش خداوند شمس دین %~% از مفخر تبریز و چین ~~اندر بصیرت آیتی PageV1P2447 ### || [genre: Gh] # 1 من پیش از این می‌خواستم گفتار خود را مشتری %~% و اکنون همی‌خواهم ز ~~تو کز گفت خویشم واخری # 2 بت‌ها تراشیدم بسی بهر فریب هر کسی %~% مست خلیلم من کنون سیر آمدم از ~~آزری # 3 آمد بتی بی‌رنگ و بو دستم معطل شد بدو %~% استاد دیگر را بجو بهر دکان ~~بتگری # 4 دکان ز خود پرداختم انگازها انداختم %~% قدر جنون بشناختم ز اندیشه‌ها ~~گشتم بری # 5 گر صورتی آید به دل گویم برون رو ای مضل %~% ترکیب او ویران کنم گر او ~~نماید لمتری # 6 کی درخور لیلی بود آن کس کز او مجنون شود %~% پای علم آن کس بود کو ~~راست جانی آن سری PageV1P2448 ### || [genre: Gh] # 1 در دل خیالش زان بود تا تو ms1374 به هر سو ننگری %~% و آن لطف بی‌حد زان کند ~~تا هیچ از حد نگذری # 2 با صوفیان صاف دین در وجد گردی همنشین %~% گر پای در بیرون نهی زین ~~خانقاه شش دری # 3 داری دری پنهان صفت شش در مجو و شش جهت %~% پنهان دری که هر شبی زان در ~~همی‌بیرون پری # 4 چون می‌پری بر پای تو رشته خیالی بسته‌اند %~% تا واکشندت صبحدم تا ~~برنپری یک سری # 5 بازآ به زندان رحم تا خلقتت کامل شدن %~% هست این جهان همچون رحم این ~~جمله خون زان می‌خوری # 6 جان را چو بررویید پر شد بیضه تن را شکست %~% جان جعفر طیار شد تا ~~می‌نماید جعفری PageV1P2449 ### || [genre: Gh] # 1 دریوزه‌ای دارم ز تو در اقتضای آشتی %~% دی نکته‌ای فرموده‌ای جان را ~~برای آشتی # 2 جان را نشاط و دمدمه جمله مهماتش همه %~% کاری نمی‌بینم دگر الا نوای ~~آشتی # 3 جان خشم گیرد با کسی گردد جهانش محبسی %~% جان را فتد یا رب عجب با جسم ~~رای آشتی # 4 با غیر اگر خشمین شوی گیری سر خویش و روی %~% سر با تو چون خشمین شود ~~آن گاه وای آشتی # 5 گر دستبوس وصل تو یابد دلم در جست و جو %~% بس بوسه‌ها که دل دهد بر ~~خاک پای آشتی # 6 هر نیکوی که تن کند از لطف داد جان بود %~% من هر سخا که کرده‌ام بود ~~آن سخای آشتی # 7 چون ابر دی گریان شدم وز برگ و بر عریان شدم %~% خواهم که ناگه درغژم ~~خوش در قبای آشتی # 8 سلطان و شاهنشه شوم اجری فرست مه شوم %~% نیکولقا آنگه شود کید لقای ~~آشتی # 9 ای جان صد باغ و چمن تشریف ده سوی وطن %~% هر چند بدرایی من نگذاشت جای ~~آشتی # 10 از نوبهار لم یکن این باد را تلطیف کن %~% تا بی‌بخار غم شود از تو ~~فضای آشتی # 11 آلایش ما چیست خود با بحر جان و جر و ms1375 مد %~% یا کبر و شیطانی ما با ~~کبریای آشتی # 12 خاموش کن ای بی‌ادب چیزی مگو در زیر لب %~% تا بی‌ریا باشد طلب اندر ~~دعای آشتی PageV1P2450 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل نگویی چون شدی ور عشق روزافزون شدی %~% گاهی ز غم مجنون شدی گاهی ~~ز محنت خون شدی # 2 در عشق تو چون دم زدم صد فتنه شد اندر عدم %~% ای مطرب شیرین قدم می‌زن ~~نوا تا صبحدم # 3 گفتم که شد هنگام می ما غرقه اندر وام می %~% نی نی رها کن نام می ~~مستان نگر بی‌جام می # 4 تو همچو آتش سرکشی من همچون خاکم مفرشی %~% در من زدی تو آتشی خوشی ~~خوشی خوشی خوشی # 5 ای نیست بر هستی بزن بر عیش سرمستی بزن %~% دل بر دل مستی بزن دستی بزن ~~دستی بزن # 6 گفتم مها در ما نگر در چشم چون دریا نگر %~% آن جا مرو این جا نگر گفتا ~~که خه سودا نگر # 7 ای بلبل از گلشن بگو زان سرو و زان سوسن بگو %~% زان شاخ آبستن بگو ~~پنهان مکن روشن بگو # 8 آخر همه صورت مبین بنگر به جان نازنین %~% کز تابش روح الامین چون چرخ ~~شد روی زمین # 9 هر نقش چون اسپر بود در دست صورتگر بود %~% صورت یکی چادر بود در پرده ~~آزر بود PageV1P2451 ### || [genre: Gh] # 1 بویی ز گردون می‌رسد با پرسش و دلداریی %~% از دام تن وا می‌رهد هر ~~خسته دل اشکاریی # 2 هر مرغ صدپر می‌شود سوی ثریا می‌پرد %~% هر کوه و لنگر زین صلا دارد ~~دگر رهواریی # 3 مرغان ابراهیم بین با پاره پاره گشتگی %~% اجزای هر تن سوی سر برداشته ~~طیاریی # 4 ای جزو چون بر می‌پری چون بی‌پری و بی‌سری %~% گفتا شکفته می‌شوم اندر ~~نسیم یاریی # 5 در شهر دیگر نشنوی از غیر سرنا ناله‌ای %~% از غیر چنگی نشنوی در هیچ ~~خانه زاریی # 6 طنبور دل برداشته لا عیش الا عیشنا %~% زنبور جان آموخته ms1376 زین انگبین ~~معماریی # 7 امروز ساقی کرم دریاعطای محتشم %~% آمیخته با بندگان بی‌نخوت و جباریی # 8 امروز رستیم ای خدا از غصه آنک قضا %~% در گوش فتنه دردمد هر لحظه‌ای ~~مکاریی # 9 راقی جان در می‌دمد چون پور مریم رقیه‌ای %~% ساقی ما هم می‌کند چون ~~شیر حق کراریی # 10 گر درک بت را بشکند صد بت تراشد در عوض %~% ور بشکند دو سه سبو کم ~~نیستش فخاریی # 11 ای بلبل ار چه یافتی از دولت گل لحن خوش %~% زینهار فراموشت شود در ~~انس کم گفتاریی PageV1P2452 ### || [genre: Gh] # 1 عیش جهان پیسه بود گاه خوشی گاه بدی %~% عاشق او شو که دهد ملکت عیش ~~ابدی # 2 چونک سپید است و سیه روز و شب عمر همه %~% عمر دگر جو که بود ساده چو ~~نور صمدی # 3 ای تو فرورفته به خود گاه از آن گور و لحد %~% غافل از این لحظه که تو ~~در لحد بود خودی # 4 دیدن روزی ده تو رزق حلال است تو را %~% گرم به دکان چه روی در پی رزق ~~عددی # 5 نادره طوطی که تویی کان شکر باطن تو %~% نادره بلبل که تویی گلشنی و ~~لعل خدی # 6 لیلی و مجنون عجب هر دو به یک پوست درون %~% آینه هر دو تویی لیک درون ~~نمدی # 7 عالم جان بحر صفا صورت و قالب کف او %~% بحر صفا را بنگر چنگ در این کف ~~چه زدی # 8 هیچ قراری نبود بر سر دریا کف را %~% ز آنک قرارش ندهد جنبش موج مددی # 9 ز آنک کف از خشک بود لایق دریا نبود %~% نیک به نیکی رود و بد برود سوی ~~بدی # 10 کف همگی آب شود یا به کناری برود %~% ز آنک دورنگی نبود در دل بحر ~~احدی # 11 موج برآید ز خود و در خود نظاره کند %~% سجده کنان کای خود من آه چه ~~بیرون ز حدی # 12 جمله جان‌هاست یکی وین همه عکس ملکی ms1377 %~% دیده احول بگشا خوش نگر ار ~~باخردی PageV1P2453 ### || [genre: Gh] # 1 برگذری درنگری جز دل خوبان نبری %~% سر مکش ای دل که از او هر چه کنی ~~جان نبری # 2 تا نشوی خاک درش در نگشاید به رضا %~% تا نکشی خار غمش گل ز گلستان ~~نبری # 3 تا نکنی کوه بسی دست به لعلی نرسد %~% تا سوی دریا نروی گوهر و مرجان ~~نبری # 4 سر ننهد چرخ تو را تا که تو بی‌سر نشوی %~% کس نخرد نقد تو را تا سوی ~~میزان نبری # 5 تا نشوی مست خدا غم نشود از تو جدا %~% تا صفت گرگ دری یوسف کنعان نبری # 6 تا تو ایازی نکنی کی همه محمود شوی %~% تا تو ز دیوی نرهی ملک سلیمان ~~نبری # 7 نعمت تن خام کند محنت تن رام کند %~% محنت دین تا نکشی دولت ایمان نبری # 8 خیره میا خیره مرو جانب بازار جهان %~% ز آنک در این بیع و شری این ~~ندهی آن نبری # 9 خاک که خاکی نهلد سوسن و نسرین نشود %~% تا نکنی دلق کهن خلعت سلطان ~~نبری # 10 آه گدارو شده‌ای خاطر تو خوش نشود %~% تا نکنی کافریی مال مسلمان نبری # 11 هیچ نبرده‌ست کسی مهره ز انبان جهان %~% رنجه مشو ز آنک تو هم مهره ز ~~انبان نبری # 12 مهره ز انبان نبرم گوهر ایمان ببرم %~% گو تو به جان بخل کنی جان بر ~~جانان نبری # 13 ای کشش عشق خدا می‌ننشیند کرمت %~% دست نداری ز کهان تا دل از ایشان ~~نبری # 14 هین بکشان هین بکشان دامن ما را به خوشان %~% ز آنک دلی که تو بری راه ~~پریشان نبری # 15 راست کنی وعده خود دست نداری ز کشش %~% تا همه را رقص کنان جانب میدان ~~نبری # 16 هیچ مگو ای لب من تا دل من باز شود %~% ز آنک تو تا سنگ دلی لعل ~~بدخشان نبری # 17 گر چه که صد شرط کنی بی‌همه شرطی بدهی %~% ز ms1378 آنک تو بس بی‌طمعی زر به ~~حرمدان نبری PageV1P2454 ### || [genre: Gh] # 1 هم نظری هم خبری هم قران را قمری %~% هم شکر اندر شکر اندر شکر اندر ~~شکری # 2 هم سوی دولت درجی هم غم ما را فرجی %~% هم قدحی هم فرحی هم شب ما را ~~سحری # 3 هم گل سرخ و سمنی در دل گل طعنه زنی %~% سوی فلک حمله کنی زهره و مه را ~~ببری # 4 چند فلک گشت قمر تا به خودش راه دهی %~% چند گدازید شکر تا تو بدو ~~درنگری # 5 چند جنون کرد خرد در هوس سلسله‌ای %~% چند صفت گشت دلم تا تو بر او ~~برگذری # 6 آن قدح شاده بده دم مده و باده بده %~% هین که خروس سحری مانده شد از ~~ناله گری # 7 گر به خرابات بتان هر طرفی لاله رخی است %~% لاله رخا تو ز یکی لاله ~~ستان دگری # 8 هم تو جنون را مددی هم تو جمال خردی %~% تیر بلا از تو رسد هم تو بلا ~~را سپری # 9 چونک صلاح دل و دین مجلس دل را شد امین %~% مادر دولت بکند دختر جان را ~~پدری PageV1P2455 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل سرگشته شده در طلب یاوه روی %~% چند بگفتم که مده دل به کسی ~~بی‌گروی # 2 بر سر شطرنج بتی جامه کنی کیسه بری %~% با چو منی ساده دلی خیره سری ~~خیره شوی # 3 برد همه رخت مرا نیست مرا برگ کهی %~% آنک ز گنج زر او من نرسیدم به ~~جوی # 4 تا بخورد تا ببرد جان مرا عشق کهن %~% آن کهنی کو دهدم هر نفسی جان نوی # 5 آن کهنی نوصفتی همچو خدا بی‌جهتی %~% خوش گهری خوش نظری خوش خبری خوش ~~شنوی # 6 خرمن گل گشت جهان از رخت ای سرو روان %~% دشمن تو جو دروی یار تو گندم ~~دروی # 7 جذب کن ای بادصفت آب وجود همه را %~% برکش خورشیدصفت شبنمه‌ای رازگوی # 8 ای تو چو خورشید ولی نی ms1379 چو تفش داغ کنی %~% ای چو صبا بالطفی نی چو صبا ~~خیره دوی # 9 گر صفتی در دل من کژ شود آن را تو بکن %~% شاخ کژی را بکند صاحب بستان ~~به خوی # 10 گر چه شود خانه دین رخنه ز موش حسدی %~% موش کی باشد برمد از دم گربه ~~به موی # 11 سبز شود آب و گلی چون دهدش وصل دلی %~% دلبر و دل جمع شدند لیک نباشند ~~دوی # 12 پیشتر آ تا که نه من مانم این جا نه سخن %~% ظلمت هستی چه زند پیش ~~صبوح چو تویی PageV1P2456 ### || [genre: Gh] # 1 سنگ مزن بر طرف کارگه شیشه گری %~% زخم مزن بر جگر خسته خسته جگری # 2 بر دل من زن همه را ز آنک دریغ است و غبین %~% زخم تو و سنگ تو بر سینه ~~و جان دگری # 3 بازرهان جمله اسیران جفا را جز من %~% تا به جفا هم نکنی در جز بنده ~~نظری # 4 هم به وفا با تو خوشم هم به جفا با تو خوشم %~% نی به وفا نی به جفا ~~بی‌تو مبادم سفری # 5 چونک خیالت نبود آمده در چشم کسی %~% چشم بز کشته بود تیره و خیره نگری # 6 پیش ز زندان جهان با تو بدم من همگی %~% کاش بر این دامگهم هیچ نبودی ~~گذری # 7 چند بگفتم که خوشم هیچ سفر می‌نروم %~% این سفر صعب نگر ره ز علی تا به ~~ثری # 8 لطف تو بفریفت مرا گفت برو هیچ مرم %~% بدرقه باشد کرمم بر تو نباشد ~~خطری # 9 چون به غریبی بروی فرجه کنی پخته شوی %~% بازبیایی به وطن باخبری ~~پرهنری # 10 گفتم ای جان خبر بی‌تو خبر را چه کنم %~% بهر خبر خود که رود از تو ~~مگر بی‌خبری # 11 چون ز کفت باده کشم بی‌خبر و مست و خوشم %~% بی‌خطر و خوف کسی بی‌شر و ~~شور بشری # 12 گفت به گوشم سخنان چون سخن راه زنان %~% برد مرا شاه ms1380 ز سر کرد مرا ~~خیره سری # 13 قصه دراز است بلی آه ز مکر و دغلی %~% گر ننماید کرمش این شب ما را ~~سحری PageV1P2457 ### || [genre: Gh] # 1 عارف گوینده اگر تا سحر صبر کنی %~% از جهت خسته دلان جان و نگهبان منی # 2 همچو علی در صف خود سر نبری از کف خود %~% بولهب وسوسه را تا نکنی راه ~~زنی # 3 راه زنان را بزنی تا که حقت نام نهد %~% غازی من حاجی من گر چه به تن ~~در وطنی # 4 ساقی جام ازلی مایه قند و عسلی %~% بارگه جان و دلی گنجگه بوالحسنی # 5 جنبش پر ملکی مطلع بام فلکی %~% جمع صفا را نمکی شمع خدا را لگنی # 6 باده دهی مست کنی جمله حریفان مرا %~% عربده شان یاد دهی یا منشان ~~درفکنی # 7 از یک سوراخ تو را مار دوباره نگزد %~% گر نری و پاکدلی مؤمنی و مؤتمنی # 8 خامش باش ای دل من نام مرا هیچ مگو %~% نام کسی گو که از او چون گل تر ~~خوش دهنی PageV1P2458 ### || [genre: Gh] # 1 تو نه چنانی که منم من نه چنانم که تویی %~% تو نه بر آنی که منم من نه ~~بر آنم که تویی # 2 من همه در حکم توام تو همه در خون منی %~% گر مه و خورشید شوم من کم از ~~آنم که تویی # 3 با همه ای رشک پری چون سوی من برگذری %~% باش چنین تیز مران تا که ~~بدانم که تویی # 4 دوش گذشتی ز درم بوی نبردم ز تو من %~% کرد خبر گوش مرا جان و روانم که ~~تویی # 5 چون همه جان روید و دل همچو گیاه خاک درت %~% جان و دلی را چه محل ای ~~دل و جانم که تویی # 6 ای نظرت ناظر ما ای چو خرد حاضر ما %~% لیک مرا زهره کجا تا به جهانم ~~که تویی # 7 چون تو مرا گوش کشان بردی از آن جا که منم ms1381 %~% بر سر آن منظره‌ها هم ~~بنشانم که تویی # 8 مستم و تو مست ز من سهو و خطا جست ز من %~% من نرسم لیک بدان هم تو ~~رسانم که تویی # 9 زین همه خاموش کنم صبر و صبر نوش کنم %~% عذر گناهی که کنون گفت زبانم ~~که تویی PageV1P2459 ### || [genre: Gh] # 1 چون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدی %~% بی‌دل من بی‌دل من راست شدی هر ~~چه بدی # 2 گر کژ و گر راست شدی ور کم ور کاست شدی %~% فارغ و آزاد بدی خواجه ز هر ~~نیک و بدی # 3 هیچ فضولی نبدی هیچ ملولی نبدی %~% دانش و گولی نبدی طبل تحیات زدی # 4 خواجه چه گیری گروم تو نروی من بروم %~% کهنه نه‌ام خواجه نوم در مدد ~~اندر مددی # 5 آتش و نفتم نخورد ور بخورد بازدهد %~% چون عددی را بخورد بازدهد ~~بی‌عددی # 6 بر سر خرپشته من بانگ زن ای کشته من %~% دانک من اندر چمنم صورت من در ~~لحدی # 7 گر چه بود در لحدی خوش بودش با احدی %~% آنک در آن دام بود کی خوردش ~~دام و ددی # 8 و آنک از او دور بود گر چه که منصور بود %~% زارتر از مور بود ز آنک ~~ندارد سندی PageV1P2460 ### || [genre: Gh] # 1 طوطی و طوطی بچه‌ای قند به صد ناز خوری %~% از شکرستان ازل آمده‌ای ~~بازپری # 2 قند تو فرخنده بود خاصه که در خنده بود %~% بزم ز آغاز نهم چون تو به ~~آغاز دری # 3 ای طربستان ابد ای شکرستان احد %~% هم طرب اندر طربی هم شکر اندر شکری # 4 یوسف اندر تتقی یا اسدی بر افقی %~% یا قمر اندر قمر اندر قمر اندر ~~قمری # 5 ساقی این میکده‌ای نوبت عشرت زده‌ای %~% تا همه را مست کنی خرقه مستان ~~ببری # 6 مست شدم مست ولی اندککی باخبرم %~% زین خبرم بازرهان ای که ز من باخبری # 7 پیشتر آ پیش که آن شعشعه چهره تو ms1382 %~% می‌نهلد تا نگرم که ملکی یا بشری # 8 رقص کنان هر قدحی نعره زنان وافرحی %~% شیشه گران شیشه شکن مانده از ~~شیشه گری # 9 جام طرب عام شده عقل و سرانجام شده %~% از کف حق جام بری به که سرانجام ~~بری # 10 سر ز خرد تافته‌ام عقل دگر یافته‌ام %~% عقل جهان یک سری و عقل نهانی ~~دوسری # 11 راهب آفاق شدم با همگان عاق شدم %~% از همگان می‌ببرم تا که تو از من ~~نبری # 12 با غمت آموخته‌ام چشم ز خود دوخته‌ام %~% در جز تو چون نگرد آنک تو در ~~وی نگری # 13 داد ده ای عشق مرا وز در انصاف درآ %~% چون ابدا آن توام نی قنقم ~~رهگذری # 14 من به تو مانم فلکا ساکنم و زیر و زبر %~% ز آنک مقیمی به نظر روز و ~~شب اندر سفری # 15 ناظر آنی که تو را دارد منظور جهان %~% حاضر آنی که از او در سفر و در ~~حضری PageV1P2461 ### || [genre: Gh] # 1 آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله‌ای %~% در خم گردون فکنم هر نفسی ~~غلغله‌ای # 2 زیر قدم می‌سپرم هر سحری بادیه‌ای %~% خون جگر می‌سپرم در طلب قافله‌ای # 3 آه از آن کس که زند بر دل من داغ عجب %~% بر کف پای دل من از ره او ~~آبله‌ای # 4 هم به فلک درفکند زهره ز بامش شرری %~% هم به زمین درفکند هیبت او ~~زلزله‌ای # 5 هیچ تقاضا نکنم ور بکنم دفع دهد %~% صد چو مرا دفع کند او به یکی هین ~~هله‌ای # 6 چونک از او دفع شوم گوشگکی سر بنهم %~% آید عشق چله گر بر سر من با ~~چله‌ای PageV1P2462 ### || [genre: Gh] # 1 هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری %~% می‌برمد از او دلم چون دل تو ز ~~مقذری # 2 هر هنری و هر رهی کان برسد به ابلهی %~% نیست به پیش همتم زو طربی و ~~مفخری # 3 گر شکر است عسکری چون برسد به هر دهن ms1383 %~% زو نخورد شکرلبی فر ندهد به ~~مخبری # 4 گر قمر است و گر فلک ور صنمی است بانمک %~% کان همه است مشترک می‌نبود ~~ورا فری # 5 آنچ بداد عامه را خلعت خاص نبود آن %~% سور سگان کافران می‌نخورد ~~غضنفری # 6 مجلس خاص بایدم گر چه بود سوی عدم %~% شربت عام کم خورم گر چه بود ز ~~کوثری # 7 لاف مسیح می‌زنی بول خران چه بو کنی %~% با حدثی چه خو کنی همچو روان ~~کافری # 8 گر نبدی متاع زر اصل وجود بول خر %~% جان خران به بوی آن برنزدی چرا ~~خوری # 9 مرد چو گوهری بود قیمت خویش خود کند %~% شاد نشد به شحنگی هیچ قباد و ~~سنجری # 10 زر تو بریز بر گهر چونک بماند زیر زر %~% برنجهید بر زبر آن سبک است و ~~ابتری # 11 ور بجهید بر زبر قیمت او است بیشتر %~% بیش کنش نثار زر هست عزیز ~~گوهری # 12 ما گهریم و این جهان همچو زری در امتحان %~% بر سر زر برآ که لا گر تو ~~نه‌ای محقری # 13 شهوت حلق بی‌نمک شهوت فرج پس دوک %~% با سگ و خوک مشترک با خر و گاو ~~همسری # 14 نیست سزای مهتری نیست هوای سروری %~% همت شاه و سنجری قبله گه پیمبری # 15 عشق و نیاز و بندگی هست نشان زندگی %~% در طلب تجلیی در نظری و منظری # 16 آب حیات جستنی جامه در آب شستنی %~% بر در دل نشستنی تا بگشایدت دری # 17 در طرب و معاشقه در نظر و معانقه %~% فرض بود مسابقه بر دل هر مظفری # 18 نیست روش طرنطران بنگر سوی آسمان %~% در تک و پوی اختران هر یک چون ~~مسخری # 19 روز خنوسشان ببین شام کنوسشان ببین %~% سیر نفوسشان ببین گرد سرای ~~مهتری # 20 غارب و شارقان حق طالب و عاشقان حق %~% در تک و پوی و در سبق بی‌قدمی ~~و بی‌پری # 21 گرم روی خور نگر شب روی قمر نگر %~% ولوله سحر ms1384 نگر راست چو روز محشری # 22 جان تقی فرشته‌ای جان شقی درشته‌ای %~% نفس کریم کشتیی نفس لئیم لنگری # 23 رحم چو جوی شیر بین شهوت جوی انگبین %~% عمر چو جوی آب دان شوق چو خمر ~~احمری # 24 در تو نهان چهارجو هیچ نبینیش که کو %~% همچو صفات و ذات هو هست نهان ~~و ظاهری # 25 جوشش شوق از کجا جنبش ذوق از کجا %~% لذت عمر در کمین رحم به زیر ~~چادری # 26 خلق شده شکار او فرجه کنان کار او %~% در پی اختیار او هر یک بسته ~~زیوری # 27 شب به مثال هندوی روز مثال جادوی %~% عدل مثال مشعله ظلم چو کور یا ~~کری # 28 عقل حریف جنگیی نفس مثال زنگیی %~% عشق چو مست و بنگیی صبر و حیا چو ~~داوری # 29 شاه بگفته نکته ای خفیه به گوش هر کسی %~% گفته به جان هر یکی غیر ~~پیام دیگری # 30 جنگ میان بندگان کینه میان زندگان %~% او فکند به هر زمان اینت ظریف ~~یاوری # 31 گفت حدیث چرب و خوش با گل و داد خنده‌اش %~% گفت به ابر نکته ای کرد ~~دو چشم او تری # 32 گوید گل که بزم به گوید ابر گریه به %~% هیچ یکی ز یک دگر پند نکرده ~~باوری # 33 گفته به شاخ رقص کن گفته به برگ کف بزن %~% گفته به چرخ چرخ زن گرد ~~منازل ثری # 34 گفته به عقل طیره شو گفته به عشق خیره شو %~% گفته به صبر خون گری در ~~غم هجر دلبری # 35 گفته به رخ بخند خوش گفته به زلف پرده کش %~% گفته به باد درربا پرده ~~ز روی عبهری # 36 گفته به موج شور کن کف ز زلال دور کن %~% گفته به دل عبور کن بر رخ هر ~~مصوری # 37 هر طرفی علامتی هر نفسی قیامتی %~% تا نکنی ملامتی گر شده‌ام سخنوری # 38 بر سر من نبشت حق در دل من چه کشت حق %~% صبر مرا بکشت حق ms1385 صبر نماند و ~~صابری # 39 این همه آب و روغن است آنچ در این دل من است %~% آه چه جای گفتن است ~~آه ز عشق پروری # 40 لاح صبوح سره فاح نسیم بره %~% جا اوان دره برزه لمن یری # 41 انزله من العلی انشأه من الولا %~% املاه من الملا فهمه لمن دری # 42 زینه لوصله الحقه باصله %~% نوره بنوره ایقظه من الکری # 43 لیس لهم ندیده کلهم عبیده %~% عز و جل و اغتنی لیس یرام بالشری # 44 اکرمنا ابرنا طیبنا و سرنا %~% حدثنا به ما نجی اخبرنا بما جری # 45 طاب جوار ظله من علی مقله %~% عز وجود مثله فی البلدان و القری # 46 از تبریز شمس دین یک سحری طلوع کرد %~% ساخت شعاع نور او از دل بنده ~~مظهری PageV1P2463 ### || [genre: Gh] # 1 آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی %~% و آن شه بی‌نشانه را جلوه دهی ~~نشان کنی # 2 دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش %~% گفتم می نمی‌خورم گفت مکن زیان ~~کنی # 3 گفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از سرم %~% دست برم به جعد تو باز ز من ~~کران کنی # 4 دید که ناز می‌کنم گفت بیا عجب کسی %~% جان به تو روی آورد روی بدو ~~گران کنی # 5 با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم %~% خاصبک نهان منم راز ز من ~~نهان کنی # 6 گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمین %~% قبله آسمان منم رو چه به ~~آسمان کنی # 7 سوی شهی نگر که او نور نظر دهد تو را %~% ور به ستیزه سر کشی روز اجل ~~چنان کنی # 8 رنگ رخت که داد روز رد شو از برای او %~% چون ز پی سیاهه‌ای روی چو ~~زعفران کنی # 9 همچو خروس باش نر وقت شناس و پیش رو %~% حیف بود خروس را ماده چو ~~ماکیان کنی # 10 کژ بنشین و راست گو راست بود سزا بود %~% جان ms1386 و روان تو منم سوی دگر ~~روان کنی # 11 گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضه‌ای %~% نیم قراضه قلب را گنج کنی و ~~کان کنی # 12 ور دو سه روز چشم را بند کنی باتقوا %~% چشمه چشم حس را بحر در عیان ~~کنی # 13 ور به نشان ما روی راست چو تیر ساعتی %~% قامت تیر چرخ را بر زه خود ~~کمان کنی # 14 بهتر از این کرم بود جرم تو را گنه تو را %~% شرح کنم که پیش من بر چه ~~نمط فغان کنی # 15 بس که نگنجد آن سخن کو بنبشت در دهان %~% گر همه ذره ذره را بازکشی ~~دهان کنی PageV1P2464 ### || [genre: Gh] # 1 ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای %~% ای که چو آفتاب و مه دست ~~کرم گشاده‌ای # 2 صبح که آفتاب خود سر نزده‌ست از زمین %~% جام جهان نمای را بر کف جان ~~نهاده‌ای # 3 مهدی و مهتدی تویی رحمت ایزدی تویی %~% روی زمین گرفته‌ای داد زمانه ~~داده‌ای # 4 مایه صد ملامتی شورش صد قیامتی %~% چشمه مشک دیده‌ای جوشش خنب باده‌ای # 5 سر نبرد هر آنک او سر کشد از هوای تو %~% ز آنک به گردن همه بسته‌تر از ~~قلاده‌ای # 6 خیز دلا و خلق را سوی صبوح بانگ زن %~% گر چه ز دوش بیخودی بی‌سر و پا ~~فتاده‌ای # 7 هر سحری خیال تو دارد میل سردهی %~% دشمن عقل و دانشی فتنه مرد ساده‌ای # 8 همچو بهار ساقیی همچو بهشت باقیی %~% همچو کباب قوتی همچو شراب شاده‌ای # 9 خیز دلا کشان کشان رو سوی بزم بی‌نشان %~% عشق سواره‌ات کند گر چه چنین ~~پیاده‌ای # 10 ذره به ذره ای جهان جانب تو نظرکنان %~% گوهر آب و آتشی مونس نر و ~~ماده‌ای # 11 این تن همچو غرقه را تا نکنی ز سر برون %~% بند ردا و خرقه‌ای مرد سر ~~سجاده‌ای # 12 باده خامشانه خور تا برهی ز گفت و گو %~% یا حیوان ناطقی جمله ز ms1387 نطق ~~زاده‌ای # 13 لطف نمای ساقیا دست بگیر مست را %~% جانب بزم خویش کش شاه طریق ~~جاده‌ای PageV1P2465 ### || [genre: Gh] # 1 کعبه طواف می‌کند بر سر کوی یک بتی %~% این چه بتی است ای خدا این چه ~~بلا و آفتی # 2 ماه درست پیش او قرص شکسته بسته‌ای %~% بر شکرش نبات‌ها چون مگسی است ~~زحمتی # 3 جمله ملوک راه دین جمله ملایک امین %~% سجده کنان که ای صنم بهر خدای ~~رحمتی # 4 اهل هزار بحر و کف گوهر عشق را صدف %~% زان سوی عزت و شرف سخت بلندهمتی # 5 او است بهشت و حور خود شادی و عیش و سور خود %~% در غلبات نور خود آه ~~عظیم آیتی # 6 بشنو این خطاب را ساخته شو جواب را %~% ذره مر آفتاب را گشت حریف و ~~بابتی # 7 ای تبریز محرمت شمس هزار مکرمت %~% گشته سخن سبوصفت بر یم بی‌نهایتی ~~PageV1P2466 ### || [genre: Gh] # 1 نیست بجز دوام جان ز اهل دلان روایتی %~% راحت‌های عشق را نیست چو عشق ~~غایتی # 2 شکر شنیدم از همه تا چه خوشند این رمه %~% هان مپذیر دمدمه ز آنک کند ~~شکایتی # 3 عشق مه است جمله رو ماه حسد برد بدو %~% جز که ندای ابشروا این است ورا ~~قرائتی # 4 هر سحری حلاوتی هر طرفی طراوتی %~% هر قدمی عجایبی هر نفسی عنایتی # 5 خوبی جان چو شد ز حد و آن مدد است بر مدد %~% هست برای چشم بد نیک بلا ~~حمایتی # 6 پشت فلک ز جست و جو گشته چو عاشقان دوتو %~% ز آنک جمال حسن هو نادره ~~است و آیتی # 7 پرتو روی عشق دان آنک به هر سحرگهان %~% شمس کشید نیزه‌ای صبح فراشت ~~رایتی # 8 عشق چو رهنمون کند روح در او سکون کند %~% سر ز فلک برون کند گوید خوش ~~ولایتی # 9 ایزد گفت عشق را گر نبدی جمال تو %~% آینه وجود را کی کنمی رعایتی # 10 گر چه که میوه آخر است ور چه ms1388 درخت اول است %~% میوه ز روی مرتبت داشت ~~بر او بدایتی # 11 چند بود بیان تو بیش مگو به جان تو %~% هست دل از زبان تو در غم و در ~~نکایتی # 12 خلوتیان گریخته نقل سکوت ریخته %~% ز آنک سکوت مست را هست قوی وقایتی # 13 گر چه نوای بلبلان هست دوای بی‌دلان %~% خامش تا دهد تو را عشق جز این ~~جرایتی PageV1P2467 ### || [genre: Gh] # 1 آه خجسته ساعتی که صنما به من رسی %~% پاک و لطیف همچو جان صبحدمی به ~~تن رسی # 2 آن سر زلف سرکشت گفته مرا که شب خوشت %~% زین سفر چو آتشت کی تو بدین ~~وطن رسی # 3 کی بود آفتاب تو در دل چون حمل رسد %~% تا تو چو آب زندگی بر گل و بر ~~سمن رسی # 4 همچو حسن ز دست غم جرعه زهر می‌کشم %~% ای تریاق احمدی کی تو به ~~بوالحسن رسی # 5 گر چه غمت به خون من چابک و تیز می‌رود %~% هست امید جان که تو در غم ~~دل شکن رسی # 6 جمله تو باشی آن زمان دل شده باشد از میان %~% پاک شود بدن چو جان چون ~~تو بدین بدن رسی # 7 چرخ فروسکل تو خوش ننگ فلک دگر مکش %~% بوک به بوی طره‌اش بر سر آن رسن ~~رسی # 8 زن ز زنی برون شود مرد میان خون شود %~% چون تو به حسن لم یزل بر سر ~~مرد و زن رسی # 9 حسن تو پای درنهد یوسف مصر سر نهد %~% مرده ز گور برجهد چون به سر کفن ~~رسی # 10 لطف خیال شمس دین از تبریز در کمین %~% طالب جان شوی چو دین تا به چه ~~شکل و فن رسی PageV1P2468 ### || [genre: Gh] # 1 جان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقی %~% عشق پرست ای پسر باد هواست ~~مابقی # 2 از می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشم %~% پای بنه در آتشم چند از این منافقی # 3 از سوی چرخ تا زمین ms1389 سلسله‌ای است آتشین %~% سلسله را بگیر اگر در ره ~~خود محققی # 4 عشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بود %~% سلسله را زبون بود نی به طریق ~~احمقی # 5 عشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسر %~% رو که به جان صادقان صاف و ~~لطیف و صادقی # 6 راه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بود %~% طاقت تو که را بود کآتش تیز ~~مطلقی # 7 جان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کن %~% مست کن و بیافرین بازنمای ~~خالقی # 8 یک نفسی خموش کن در خمشی خروش کن %~% وقت سخن تو خامشی در خمشی تو ~~ناطقی # 9 بی‌دل و جان سخنوری شیوه گاو سامری %~% راست نباشد ای پسر راست برو که ~~حاذقی PageV1P2469 ### || [genre: Gh] # 1 سوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نی %~% صورت این طلسم را هیچ کسی بدید ~~نی # 2 می‌کشدم به هر طرف قوت کهربای او %~% ای عجبا بدید کس آنک مرا کشید نی # 3 هست سماع چنگ نی هست شراب رنگ نی %~% صد قدح است بر قدح آنک قدح چشید ~~نی # 4 عشق قرابه باز و من در کف او چو شیشه‌ای %~% شیشه شکست زیر پا پای کسی ~~خلید نی # 5 در قدم روندگان شیخ و مرید بی‌عدد %~% در نفس یگانگی شیخ نه و مرید نی # 6 آنک میان مردمان شهره شد و حدیث شد %~% سایه بایزید بد مایه بایزید نی # 7 مژده دهید عاشقان عید وصال می رسد %~% ز آنک ندید هیچ کس خود رمضان و ~~عید نی PageV1P2470 ### || [genre: Gh] # 1 چشم تو خواب می‌رود یا که تو ناز می‌کنی %~% نی به خدا که از دغل چشم ~~فراز می‌کنی # 2 چشم ببسته‌ای که تا خواب کنی حریف را %~% چونک بخفت بر زرش دست دراز ~~می‌کنی # 3 سلسله‌ای گشاده‌ای دام ابد نهاده‌ای %~% بند کی سخت می‌کنی بند کی باز ~~می‌کنی # 4 عاشق بی‌گناه را بهر ثواب می‌کشی %~% بر سر گور ms1390 کشتگان بانگ نماز ~~می‌کنی # 5 گه به مثال ساقیان عقل ز مغز می‌بری %~% گه به مثال مطربان نغنغه ساز ~~می‌کنی # 6 طبل فراق می‌زنی نای عراق می‌زنی %~% پرده بوسلیک را جفت حجاز می‌کنی # 7 جان و دل فقیر را خسته دل اسیر را %~% از صدقات حسن خود گنج نیاز ~~می‌کنی # 8 پرده چرخ می‌دری جلوه ملک می‌کنی %~% تاج شهان همی‌بری ملک ایاز می‌کنی # 9 عشق منی و عشق را صورت شکل کی بود %~% اینک به صورتی شدی این به مجاز ~~می‌کنی # 10 گنج بلا نهایتی سکه کجاست گنج را %~% صورت سکه گر کنی آن پی گاز ~~می‌کنی # 11 غرق غنا شو و خمش شرم بدار چند چند %~% در کنف غنای او ناله آز می‌کنی ~~PageV1P2471 ### || [genre: Gh] # 1 آب تو ده گسسته را در دو جهان سقا تویی %~% بار تو ده شکسته را بارگه ~~وفا تویی # 2 برج نشاط رخنه شد لشکر دل برهنه شد %~% میمنه را کله تویی میسره را قبا ~~تویی # 3 می زده مییم ما کوفته دییم ما %~% چشم نهاده‌ایم ما در تو که توتیا ~~تویی # 4 روی متاب از وفا خاک مریز بر صفا %~% آب حیاتی و حیا پشت دل و بقا تویی # 5 چرخ تو را ندا کند بهر تو جان فدا کند %~% هر چه ز تو زیان کند آن همه ~~را دوا تویی # 6 خیز بیار باده‌ای مرکب هر پیاده‌ای %~% بهر زکات جان خود ساقی جان ما ~~تویی # 7 این خبر و مجادلی نیست نشان یک دلی %~% گردن این خبر بزن شحنه کبریا ~~تویی # 8 گردن عربده بزن وسوسه را ز بن بکن %~% باده خاص درفکن خاصبک خدا تویی # 9 وقت لقای یوسفان مست بدند کف بران %~% ما نه کمیم از زنان یوسف خوش لقا ~~تویی # 10 از رخ دوست باخبر وز کف خویش بی‌خبر %~% این خبری است معتبر پیش تو ~~کاوستا تویی # 11 پر کن زان می نهان تا بخوریم بی‌دهان %~% تا که بداند ms1391 این جهان باز که ~~کیمیا تویی # 12 باده کهنه خدا روز الست ره نما %~% گشته به دست انبیا وارث انبیا تویی ~~PageV1P2472 ### || [genre: Gh] # 1 ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی %~% لایق خرکمان من نیست در این جهان ~~زهی # 2 بحر کمینه شربتم کوه کمینه لقمه‌ام %~% من چه نهنگم ای خدا بازگشا مرا ~~رهی # 3 تشنه‌تر از اجل منم دوزخ وار می‌تنم %~% هیچ رسد عجب مرا لقمه زفت ~~فربهی # 4 نیست نزار عشق را جز که وصال داروی %~% نیست دهان عشق را جز کف تو علف ~~دهی # 5 عقل به دام تو رسد هم سر و ریش گم کند %~% گر چه بود گران سری گر چه ~~بود سبک جهی # 6 صدق نهنده هم تویی در دل هر موحدی %~% نقش کننده هم تویی در دل هر ~~مشبهی # 7 نوح ز اوج موج تو گشته حریف تخته‌ای %~% روح ز بوی کوی تو مست و خراب و ~~والهی # 8 خامش باش و بازرو جانب قصر خامشان %~% باز به شهر عشق رو ای تو فکنده ~~در دهی PageV1P2473 ### || [genre: Gh] # 1 باز ترش شدی مگر یار دگر گزیده‌ای %~% دست جفا گشاده‌ای پای وفا ~~کشیده‌ای # 2 دوش ز درد دل مها تا به سحر نخفته‌ام %~% ز آنک تو مکر دشمنان در حق من ~~شنیده‌ای # 3 ای دم آتشین من خیز تویی گواه دل %~% ای شب دوش من بیا راست بگو چه ~~دیده‌ای # 4 آینه‌ای خریده‌ای می‌نگری به روی خود %~% در پس پرده رفته‌ای پرده من ~~دریده‌ای # 5 عقل کجا که من کنون چاره کار خود کنم %~% عقل برفت یاوه شد تا تو به من ~~رسیده‌ای # 6 لعبت صورت مرا دوخته‌ای به جادوی %~% سوزن‌های بوالعجب در دل من ~~خلیده‌ای # 7 بر در و بام دل نگر جمله نشان پای توست %~% بر در و بام مردمان دوش چرا ~~دویده‌ای # 8 هر کی حدیث می‌کند بر لب او نظر کنم %~% از هوس دهان تو تا لب کی ms1392 ~~گزیده‌ای # 9 تهمت دزد برنهم هر کی دهد نشان تو %~% کاین ز کجا گرفته‌ای وین ز کجا ~~خریده‌ای PageV1P2474 ### || [genre: Gh] # 1 هین که خروس بانگ زد وقت صبوح یافتی %~% شرح نمی‌کنم که بس عاقل را ~~اشارتی # 2 فهم کنی تو خود که تو زیرک و پاک خاطری %~% باده بیار و دل ببر زود بکن ~~تجارتی # 3 نای بنه دهان همی‌آرد صبح ناله‌ای %~% چنگ ز چنگ هجر تو کرد حزین ~~شکایتی # 4 درده بی‌دریغ از آن شیره و شیر رایگان %~% شیر و نبید خلد را نیست حدی ~~و غایتی # 5 درده باده‌ای چو زر پاک ز خویشمان ببر %~% نیست بتر ز باخودی مذهب ما ~~جنایتی # 6 باده شاد جان فزا تحفه بیار از سما %~% تا غم و غصه را کند اشقر می ~~سیاستی # 7 عقل ز نقل تو شود منتقل از عقیله‌ها %~% دانش غیب یابد و تبصره و ~~فراستی # 8 جام تو را چو دل بود در سر و سینه شعله‌ای %~% مست تو را چه کم بود ~~تجربه یا کفایتی # 9 دست که یافت مشربی ماند ز حرص و مکسبی %~% سر که بیافت آن طرب کی طلبد ~~ریاستی # 10 شست تو ماهی مرا چله نشاند مدتی %~% دام تو کرکس مرا داد به غم ریاضتی # 11 قطره ز بحر فضل تو یافت عجب تبدلی %~% پاکدلی و صفوتی توسعه و احاطتی # 12 نفس خسیس حرص خو عاشق مال و گفت و گو %~% یافت به گنج رحمتت از دو ~~جهان فراغتی # 13 ترک زیارتت شها دان ز خری نه بی‌خری %~% ز آنک به جان است متصل حج تو ~~بی‌مسافتی # 14 هیچ مگو دلا هلا طاقت رنج نیستم %~% طاق شو از فضول خود حاجت نیست ~~طاقتی # 15 طاقت رنج هر کسی داری و می‌کشی بسی %~% طاقت گنج نیستت این چه بود ~~خساستی # 16 سر دل تو جز ولا تا نبود که بی‌گمان %~% بر سر بینیت کند سر دلت ~~علامتی # 17 حشر شود ضمیر تو در ms1393 سخن و صفیر تو %~% نقد شود در این جهان عرض تو را ~~قیامتی # 18 از بد و نیک مجرمان کند نشد وفای تو %~% ز آنک تو راست در کرم ثابتی و ~~مهارتی # 19 جان و دل مرید را از شهوات ما و من %~% جز ز زلال بحر تو نیست یقین ~~طهارتی # 20 متقیان به بادیه رفته عشا و غادیه %~% کعبه روان شده به تو تا که کند ~~زیارتی # 21 روح سجود می‌کند شکر وجود می‌کند %~% یافت ز بندگی تو سروری و سیادتی # 22 بر کرم و کرامت خنده آفتاب تو %~% ذره به ذره را بود نوع دگر شهادتی # 23 جمله به جست و جوی تو معتکفان کوی تو %~% روی به کعبه کرم مشتغل ~~عبادتی # 24 پنج حس از مصاحف نور و حیات جامعت %~% یاد گرفته ز اوستا ظاهر پنج ~~آیتی # 25 گاه چو چنگ می‌کند پیش درت رکوع خوش %~% گاه چو نای می‌کند بهر دم تو ~~قامتی # 26 بس کن ای خرد از این ناله و قصه حزین %~% بوی برد به خامشی هر دل ~~باشهامتی PageV1P2475 ### || [genre: Gh] # 1 سرکه هفت ساله را از لب او حلاوتی %~% خاربنان خشک را از گل او طراوتی # 2 جان و دل فسرده را از نظرش گشایشی %~% سنگ سیاه مرده را از گذرش سعادتی # 3 از گذری که او کند گردد سرد دوزخی %~% وز نظری که افکند زنده شود ~~ولایتی # 4 مرده ز گور برجهد آید و مستمع شود %~% گر بت من ز مرده‌ای یاد کند ~~حکایتی # 5 آنک ز چشم شوخ او هر نفسی است فتنه‌ای %~% آنک ز لطف قامتش هر طرفی ~~قیامتی # 6 آه که در فراق او هر قدمی است آتشی %~% آه که از هوای او می‌رسدم ~~ملامتی PageV1P2476 ### || [genre: Gh] # 1 باز چه شد تو را دلا باز چه مکر اندری %~% یک نفسی چو بازی و یک نفسی ~~کبوتری # 2 همچو دعای صالحان دی سوی اوج می‌شدی %~% باز چو نور اختران سوی ms1394 حضیض ~~می‌پری # 3 کشت مرا به جان تو حیله و داستان تو %~% سیل تو می‌کشد مرا تا به کجام ~~می‌بری # 4 از رحموت گشته‌ای در رهبوت رفته‌ای %~% تا دم مهر نشنوی تا سوی دوست ~~ننگری # 5 گر سبکی کند دلم خنده زنی که هین بپر %~% چونک به خود فروروم طعنه زنی ~~که لنگری # 6 خنده کنم تو گوییم چون سر پخته خنده زن %~% گریه کنم تو گوییم چون بن ~~کوزه می‌گری # 7 ترک تویی ز هندوان چهره ترک کم طلب %~% ز آنک نداد هند را صورت ترک ~~تنگری # 8 خنده نصیب ماه شد گریه نصیب ابر شد %~% بخت بداد خاک را تابش زر جعفری # 9 حسن ز دلبران طلب درد ز عاشقان طلب %~% چهره زرد جو ز من وز رخ خویش ~~احمری # 10 من چو کمینه بنده‌ام خاک شوم ستم کشم %~% تو ملکی و زیبدت سرکشی و ~~ستمگری # 11 مست و خوشم کن آنگهی رقص و خوشی طلب ز من %~% در دهنم بنه شکر چون ~~ترشی نمی‌خوری # 12 دیگ توام خوشی دهم چونک ابای خوش پزی %~% ور ترشی پزی ز من هم ترشی ~~برآوری # 13 دیو شود فرشته‌ای چون نگری در او تو خوش %~% ای پرییی که از رخت بوی ~~نمی‌برد پری # 14 سحر چرا حرام شد ز آنک به عهد حسن تو %~% حیف بود که هر خسی لاف زند ز ~~ساحری # 15 ای دل چون عتاب و غم هست نشان مهر او %~% ترک عتاب اگر کند دانک بود ز ~~تو بری # 16 ای تبریز شمس دین خسرو شمس مشرقت %~% پرتو نور آن سری عاریتی است ای ~~سری PageV1P2477 ### || [genre: Gh] # 1 پیش از آنک از عدم کرد وجودها سری %~% بی ز وجود وز عدم باز شدم یکی ~~دری # 2 بی‌مه و سال سال‌ها روح زده‌ست بال‌ها %~% نقطه روح لم یزل پاک روی ~~قلندری # 3 آتش عشق لامکان سوخته پاک جسم و جان %~% گوهر فقر در میان بر مثل ~~سمندری # 4 ms1395 خود خورد و فزون شود آنک ز خود برون شود %~% سیمبری که خون شود از بر ~~خود خورد بری # 5 کوره دل درآ ببین زان سوی کافری و دین %~% زر شده جان عاشقان عشق دکان ~~زرگری # 6 چهره فقر را فدا فقر منزه از ردا %~% کز رخ فقر نور شد جمله ز عرش تا ~~ثری # 7 مست ز جام شمس دین میکده الست بین %~% صد تبریز را ضمین از غم آب و ~~آذری PageV1P2478 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل بی‌قرار من راست بگو چه گوهری %~% آتشیی تو آبیی آدمیی تو یا پری # 2 از چه طرف رسیده‌ای وز چه غذا چریده‌ای %~% سوی فنا چه دیده‌ای سوی فنا ~~چه می‌پری # 3 بیخ مرا چه می‌کنی قصد فنا چه می‌کنی %~% راه خرد چه می‌زنی پرده خود ~~چه می‌دری # 4 هر حیوان و جانور از عدمند بر حذر %~% جز تو که رخت خویش را سوی عدم ~~همی‌بری # 5 گرم و شتاب می‌روی مست و خراب می‌روی %~% گوش به پند کی نهی عشوه خلق ~~کی خوری # 6 از سر کوه این جهان سیل تویی روان روان %~% جانب بحر لامکان از دم من ~~روانتری # 7 باغ و بهار خیره سر کز چه نسیم می‌وزی %~% سوسن و سرو مست تو تا چه گلی ~~چه عبهری # 8 بانک دفی که صنج او نیست حریف چنبرش %~% درنرود به گوش ما چون هذیان ~~کافری # 9 موسی عشق تو مرا گفت که لامساس شو %~% چون نگریزم از همه چون نرمم ز ~~سامری # 10 از همه من گریختم گر چه میان مردمم %~% چون به میان خاک کان نقده زر ~~جعفری # 11 گر دو هزار بار زر نعره زند که من زرم %~% تا نرود ز کان برون نیست ~~کسیش مشتری PageV1P2479 ### || [genre: Gh] # 1 با همگان فضولکی چون که به ما ملولکی %~% رو که بدین عاشقی سخت عظیم ~~گولکی # 2 ای تو فضول در هوا ای تو ملول در خدا %~% چون تو از آن ms1396 قان نه‌ای رو که ~~یکی مغولکی # 3 مستک خویش گشته‌ای گه ترشک گهی خوشک %~% نازک و کبرکت که چه در هنرک ~~نغولکی # 4 گر تو کتاب خانه‌ای طالب باغ جان نه‌ای %~% گر چه اصیلکی ولی خواجه تو ~~بی‌اصولکی # 5 رو تو به کیمیای جان مس وجود خرج کن %~% تا نشوی از او چو زر در غم نیم ~~پولکی # 6 گفتم با ضمیر خود چند خیال جسمیان %~% یا تو ز هر فسرده‌ای سوی دلم ~~رسولکی # 7 نور خدایگان جان در تبریز شمس دین %~% کرد طریق سالکان ایمن اگر تو ~~غولکی PageV1P2480 ### || [genre: Gh] # 1 ای که لب تو چون شکر هان که قرابه نشکنی %~% وی که دل تو چون حجر هان ~~که قرابه نشکنی # 2 عشق درون سینه شد دل همه آبگینه شد %~% نرم درآ تو ای پسر هان که قرابه ~~نشکنی # 3 هر که اسیر سر بود دانک برون در بود %~% خاصه که او بود دوسر هان که ~~قرابه نشکنی # 4 آن صنم لطیف تو گر چه که شد حریف تو %~% دست به زلف او مبر هان که ~~قرابه نشکنی # 5 تا نکنی شناس او از دل خود قیاس او %~% او دگر است و تو دگر هان که ~~قرابه نشکنی # 6 چونک شوی تو مست او باده خوری ز دست او %~% آن نفسی است باخطر هان که ~~قرابه نشکنی # 7 مست درون سینه‌ها بر سر آبگینه‌ها %~% نیک سبک تو برگذر هان که قرابه ~~نشکنی # 8 حق چو نمود در بشر جمع شدند خیر و شر %~% خیره مشو در این خبر هان که ~~قرابه نشکنی # 9 یا تبریز شمس دین گر چه شدی تو همنشین %~% تا تو نلافی از هنر هان که ~~قرابه نشکنی PageV1P2481 ### || [genre: Gh] # 1 تلخ کنی دهان من قند به دیگران دهی %~% نم ندهی به کشت من آب به این و ~~آن دهی # 2 جان منی و یار من دولت پایدار من %~% باغ من و بهار من باغ مرا ms1397 خزان ~~دهی # 3 یا جهت ستیز من یا جهت گریز من %~% وقت نبات ریز من وعده و امتحان دهی # 4 عود که جود می‌کند بهر تو دود می‌کند %~% شیر سجود می‌کند چون به سگ ~~استخوان دهی # 5 برگذرم ز نه فلک گر گذری به کوی من %~% پای نهم بر آسمان گر به سرم ~~امان دهی # 6 عقل و خرد فقیر تو پرورشش ز شیر تو %~% چون نشود ز تیر تو آنک بدو کمان ~~دهی # 7 در دو جهان بننگرد آنک بدو تو بنگری %~% خسرو خسروان شود گر به گدا تو ~~نان دهی # 8 جمله تن شکر شود هر که بدو شکر دهی %~% لقمه کند دو کون را آنک تواش ~~دهان دهی # 9 گشتم جمله شهرها نیست شکر مگر تو را %~% با تو مکیس چون کنم گر تو شکر ~~گران دهی # 10 گه بکشی گران دهی گه همه رایگان دهی %~% یک نفسی چنین دهی یک نفسی ~~چنان دهی # 11 مفخر مهر و مشتری در تبریز شمس دین %~% زنده شود دل قمر گر به قمر ~~قران دهی PageV1P2482 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه اگر تو همچو ما بیخود و شوخ و مستیی %~% طوق قمر شکستیی فوق فلک ~~نشستیی # 2 کی دم کس شنیدیی یا غم کس کشیدیی %~% یا زر و سیم چیدیی گر تو ~~فناپرستیی # 3 برجهیی به نیم شب با شه غیب خوش لقب %~% ساغر باده طرب بر سر غم شکستیی # 4 ای تو مدد حیات را از جهت زکات را %~% طره دلربات را بر دل من ببستیی # 5 عاشق مست از کجا شرم و شکست از کجا %~% شنگ و وقیح بودیی گر گرو ~~الستییی # 6 ور ز شراب دنگیی کی پی نام و ننگیی %~% ور تو چو من نهنگیی کی به درون ~~شستیی # 7 بازرسید مست ما داد قدح به دست ما %~% گر دهدی به دست تو شاد و فراخ ~~دستیی # 8 گر قدحش بدیدیی چون قدحش پریدیی %~% وز کف جام بخش ms1398 او از کف خود ~~برستییی # 9 وز رخ یوسفانه‌اش عقل شدی ز خانه‌اش %~% بخت شدی مساعدش ساعد خود ~~نخستیی # 10 ور تو به گاه خاستی پس تو چه سست پاستی %~% ور تو چو تیر راستی از پر ~~کژ بجستیی # 11 خامش کن اگر تو را از خمشان خبر بدی %~% وقت کلام لاییی وقت سکوت ~~هستیی PageV1P2483 ### || [genre: Gh] # 1 یاور من تویی بکن بهر خدای یاریی %~% نیست تو را ضعیفتر از دل من ~~شکاریی # 2 نای برای من کند در شب و روز ناله‌ای %~% چنگ برای من کند با غم و سوز ~~زاریی # 3 کی بفشاردی مرا دست غمی و غصه‌ای %~% گر تو مرا به عاطفت در بر خود ~~فشاریی # 4 دیده همچو ابر من اشک روان نباردی %~% گر تو ز ابر مرحمت بر سر من ~~بباریی # 5 دست دراز کردمی‌گوش فلک گرفتمی %~% گر سر زلف خویش را تو به کفم سپاریی # 6 از سر ماه من کله بستدمی ربودمی %~% گر تو شبی به لطف خود خوش سر من ~~بخاریی # 7 حق حقوق سابقت حق نیاز عاشقت %~% حق زروع جان من کش تو کنی بهاریی # 8 حق نسیم بوی تو کان رسدم ز کوی تو %~% حق شعاع روی تو کو کندم نهاریی # 9 تا که نثار کرده‌ای از گل وصل بر سرم %~% بر کف پای کوششم خار نکرد ~~خاریی # 10 دارد از تو جزو و کل خرمیی و شادیی %~% وز رخ تو درخت گل خجلت و ~~شرمساریی # 11 ای لب من خموش کن سوی اصول گوش کن %~% تا کند او به نطق خود نادره ~~غمگساریی PageV1P2484 ### || [genre: Gh] # 1 ای زده مطرب غمت در دل ما ترانه‌ای %~% در سر و در دماغ جان جسته ز تو ~~فسانه‌ای # 2 چونک خیال خوش دمت از سوی غیب دردمد %~% ز آتش عشق برجهد تا به فلک ~~زبانه‌ای # 3 زهره عشق چون بزد پنجه خود در آب و گل %~% قامت ما چو چنگ شد سینه ما ms1399 ~~چغانه‌ای # 4 آهوی لنگ چون جهد از کف شیر شرزه‌ای %~% چون برهد ز باز جان قالب چون ~~سمانه‌ای # 5 ای گل و ای بهار جان وی می و ای خمار جان %~% شاه و یگانه او بود کز تو ~~خورد یگانه‌ای # 6 باغ و بهار و بخت بین عالم پردرخت بین %~% وین همگی درخت‌ها رسته شده ز ~~دانه‌ای # 7 از دهش و عطای تو فقر فقیر فخر شد %~% تا که نماند مرگ را بر فقرا ~~دهانه‌ای # 8 لطف و عطا و رحمتت طبل وصال می‌زند %~% گر نکند وصال تو بار دگر ~~بهانه‌ای # 9 روزه مریم مرا خوان مسیحیت نوا %~% تر کنم از فرات تو امشب خشک نانه‌ای # 10 گشته کمان سرمدی سرده تیرهای ما %~% گشته خدنگ احمدی فخر بنی کنانه‌ای # 11 پیش کشیی آن کمان هر کس می‌کند زهی %~% بهر قدوم تیر تو رقعه دل ~~نشانه‌ای # 12 جذبه حق یک رسن تافت ز آه تو و من %~% یوسف جان ز چاه تن رفت به ~~آشیانه‌ای # 13 خامش کن اگر سرت خارش نطق می‌دهد %~% هست برای جعد تو صبر گزیده ~~شانه‌ای PageV1P2485 ### || [genre: Gh] # 1 هست به خطه عدم شور و غبار و غارتی %~% آتش عشق درزده تا نبود عمارتی # 2 ز آنک عمارت ار بود سایه کند وجود را %~% سایه ز آفتاب او کی نگرد ~~شرارتی # 3 روح که سایگی بود سرد و ملول و بی‌طرب %~% منتظرک نشسته او تا که رسد ~~بشارتی # 4 جان که در آفتاب شد هر گنهی که او کند %~% برق زد از گناه او هر طرفی ~~کفارتی # 5 شعله آفتاب را بر که و بر زمین است رنگ %~% نیست بدید در هوا از لطف و ~~طهارتی # 6 جان به مثال ذره‌ها رقص کنان در آفتاب %~% نورپذیریش نگر لعل وش و ~~مهارتی # 7 جان چو سنگ می‌دهد جان چو لعل می‌خرد %~% رقص کنان ترانه زن گشته که ~~خوش تجارتی # 8 قرص فلک درآید و روی به گوش جان‌ها ms1400 %~% سر ازل بگویدش بی‌سخن و عبارتی # 9 آنک به هر دمی نهان شعله زند به روح بر %~% آن دل و زهره کو کز آن دم ~~بزند اشارتی # 10 محرم حق شمس دین ای تبریز را تو شه %~% کشته عشق خویش را شاه ازل ~~زیارتی PageV1P2486 ### || [genre: Gh] # 1 ای که غریب آتشی در دل و جان ما زدی %~% آتش دل مقیم شد تو به سفر چرا ~~شدی # 2 آتش تو مقیم شد با دل من ندیم شد %~% آتش خویش را بگو کآب حیات آمدی # 3 چاشنی خیال تو می‌بدرد دل مرا %~% ای غم او چو شکری ای دل من چو کاغذی # 4 شمع بدان صبور شد تا همگیش نور شد %~% نور به است از همه خاصه که نور ~~سرمدی # 5 نور دمی که عاق شد طالب روح طاق شد %~% ماه مرا محاق شد بی‌مه فضل ~~ایزدی # 6 بازرسید آیتی از طرف عنایتی %~% وحدت بی‌نهایتی گشت امام و مقتدی # 7 بست پلنگ قهر را بازگشاد مهر را %~% قبه ببست شهر را شهر برست از بدی ~~PageV1P2487 ### || [genre: Gh] # 1 گر ز تو بوسه ای خرد صد مه و مهر و مشتری %~% تا نفروشی ای صنم کز مه و ~~مهر خوشتری # 2 ور دو هزار جان و دل بر در تو وطن کند %~% در مگشای ای صنم کز دل و جان ~~تو برتری # 3 آینه کیست تا تو را در دل خویش جا دهد %~% ای صنما به جان تو کینه در ~~بننگری # 4 دست مده تو چرخ را تا که به پیش اسب او %~% غاشیه تو را کشد بر سر خود ~~به چاکری # 5 دولت سنگ پاره‌ای گر چه بیافت چاره‌ای %~% در تن خویش بنگرد بیند وصف ~~گوهری # 6 ای دل بازشکل من جانب دست عشق او %~% با پر عشق او بپر چند به پر خود ~~پری # 7 در پی شاه شمس دین تا تبریز می‌دوان %~% لشکر عشق با وی است رو که تو ms1401 ~~هم ز لشکری PageV1P2488 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی جان فزای من بهر خدا ز کوثری %~% در سر مست من فکن جام شراب احمری # 2 بحر کرم تویی مرا از کف خود بده نوا %~% باغ ارم تویی مها بر بر من بزن ~~بری # 3 ای به زمین ز آسمان آمده چون فرشته‌ای %~% وی ز خطاب اشربوا مغز مرا ~~پیمبری # 4 بزم درآ و می بده رسم بهار نو بنه %~% ای رخ تو چو گلشنی وی قد تو ~~صنوبری # 5 گر چه به بتکده دلم هر نفسی است صورتی %~% نیست و نباشد و نبد چون رخ ~~تو مصوری # 6 می چو دود بر این سرم بسکلد از تو لنگرم %~% چهره زرد چون زرم سرخ شود ~~چو آذری # 7 بحر کرم چه کم شود گر بخورند جرعه‌ای %~% فضل خدا چه کم شود گر برسد به ~~کافری # 8 این دل بی‌قرار را از قدحی قرار ده %~% وین صدف وجود را بخش صفای گوهری # 9 یا برهان ز فکرتم یا برسان به فطرتم %~% یا به تراش نردبان باز کن از ~~فلک دری PageV1P2489 ### || [genre: Gh] # 1 جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری %~% برف تو بفسراندت گر تو تنور ~~آذری # 2 آنک نجوشد او به خود جوش تو را تبه کند %~% و آنک ندارد آذری ناید از ~~او برادری # 3 فربهیش به دست جو غره مشو به پشم او %~% آن سر و سبلتش مبین جان وی است ~~لاغری # 4 گر خوشی است این نوا برجه و گرم پیش آ %~% سر تو چنین چنین مکن مشنو ~~سست و سرسری PageV1P2490 ### || [genre: Gh] # 1 هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی %~% دید غرض که فقر بد بانگ الست ~~را بلی # 2 عالم خاک همچو تل فقر چو گنج زیر او %~% شادی کودکان بود بازی و لاغ بر ~~تلی # 3 چشم هر آنک بسته شد تابش حرص خسته شد %~% و آنک ز گنج رسته شد ms1402 گشت گران ~~و کاهلی # 4 گنج جمال همچو مه جانش بدیده گفته خه %~% بر ره او هزار شه آه شگرف ~~حاصلی # 5 وصف لبش بگفتمی چهره جان شکفتمی %~% راه بیان برفتمی لیک کجاست واصلی # 6 جان بجهان و هم بجه سر بمکش سرک بنه %~% گر چه درون هر دو ده نیست درون ~~قابلی # 7 ای تبریز مشتهر بند به شمس دین کمر %~% ز آنک مبارک است سر بر کف پای ~~کاملی PageV1P2491 ### || [genre: Gh] # 1 رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی %~% دیده شدی نشان من گر نه که ~~بی‌نشانمی # 2 سیمبرا نه من زرم لعل لبا نه گوهرم %~% جوهر زر نمودمی گر نه درون ~~کانمی # 3 لطف توام نمی‌هلد ور نه همه زمانه را %~% از هوس تو ای شکر همچو مگس ~~برانمی # 4 گلبن جان به عشق تو گفت اگر نترسمی %~% سوسن وار گشتمی سر همه سر ~~زبانمی # 5 گوید خلق عاقلی یک نفسی به خود بیا %~% گفتم اگر چنینمی یک نفسی چنانمی # 6 سیم قبای ماه اگر لایق کوی تو بدی %~% من کمرش گرفتمی سوی تواش کشانمی # 7 موج هوای عشق تو گر هلدی دمی مرا %~% آتش‌ها بکشتمی چاره عاشقانمی # 8 گر نه ز تیر غیرت او چشم زمانه دوختی %~% فاش و عیان به دست او بر مثل ~~کمانمی # 9 از تبریز و شمس دین رمز و کنایت است این %~% آه چه شدی که پیش او من ~~شده ترجمانمی PageV1P2492 ### || [genre: Gh] # 1 زرگر آفتاب را بسته گاز می‌کنی %~% کرته شام را ز مه نقش و طراز می‌کنی # 2 روز و شب و نتایج این حبشی و روم را %~% بر مثل اصولشان گرد و دراز ~~می‌کنی # 3 گاه مجاز بنده را حق و حقیقتی دهی %~% و آنک حقیقتی بود هزل و مجاز ~~می‌کنی # 4 این چه کرامت است ای نقش خیال روی او %~% با درهای بسته در خانه جواز ~~می‌کنی # 5 خاطر همچو باد را نقش جحود می‌دهی %~% خاطر ms1403 بی‌نیاز را پر ز نیاز ~~می‌کنی # 6 در شب ابرگین غم مشعله‌ها درآوری %~% در دل تنگ پرگره پنجره باز می‌کنی # 7 ما به دمشق عشق تو مست و مقیم بهر تو %~% تو ز دلال و عز خود عزم عزاز ~~می‌کنی # 8 گاه ز نیم زلتی برهمشان همی‌زنی %~% گاه خود از کبیرها چشم فراز می‌کنی # 9 گاه گدای راه را همت شاه می‌دهی %~% گاه قباد و شاه را بنده آز می‌کنی # 10 می‌شکنی به زیر پا نای طرب نوای را %~% چنگ شکسته بسته را لایق ساز ~~می‌کنی # 11 بربط عشرت مرا گاه سه تا همی‌کنی %~% پرده بوسلیک را گاه حجاز می‌کنی # 12 جان ز وجود جود تو آمد و مغز نغز شد %~% باز ز پوست‌هاش چون همچو پیاز ~~می‌کنی PageV1P2493 ### || [genre: Gh] # 1 آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی %~% غم نخورد از آنک تو روی بر او ~~ترش کنی # 2 می چو در او عمل کند رقص کند بغل زند %~% ز آنک نهاد در بغل خاص عقیق ~~معدنی # 3 مرد قمارخانه‌ام عالم بی‌کرانه‌ام %~% چشم بیار در رخم بنگر پیش روشنی # 4 ننگرد او به رنگ تو غم نخورد ز جنگ تو %~% خواجه مگر ندیده‌ای ملک و ~~مقام ایمنی # 5 هیچ عسل ترش شود سرکه اگر ترش رود %~% از پی آب کی هلد روغن طبع روغنی # 6 من که در آن نظاره‌ام مست و سماع باره‌ام %~% لیک سماع هر کسی پاک ~~نباشد از منی # 7 هست سماع ما نظر هست سماع او بطر %~% لیک نداند ای پسر ترک زبان ارمنی # 8 در تک گور مؤمنان رقص کنان و کف زنان %~% مست به بزم لامکان خورده شراب ~~مؤمنی # 9 پیش تو است این دم او می‌نبری ز یار بو %~% می‌نگری تو سو به سو پله ~~چشم می‌زنی PageV1P2494 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می‌دهی %~% هست شکرلبی اگر سرکه به قند ~~می‌دهی # 2 گر تو نمی‌خری مخر می به ms1404 هوس همی‌خرم %~% عاشق و بیخودم مرا هرزه چه ~~پند می‌دهی # 3 پیشتر آ تو ای پری از ترشی تویی بری %~% تاج و کمر عطا کنی بخت بلند ~~می‌دهی # 4 جان به هزار ولوله بهر تو گشت حامله %~% کآتش عشق خویش را تو به سپند ~~می‌دهی # 5 چون فرهاد می‌کشی جان مرا به که کنی %~% ور نه به دست جان من از چه ~~کلند می‌دهی # 6 هر چه که می‌دهی بده بی‌خبر آن کسی که او %~% بر تو گمان برد که تو بهر ~~گزند می‌دهی # 7 برگ گلی همی‌بری باغ به پیش می‌کشی %~% لاشه خری همی‌بری بیست سمند ~~می‌دهی # 8 شاکر خدمتی ولی گاه ز لاابالیی %~% نی به گنه همی‌زنی نی به پسند ~~می‌دهی # 9 چون سر زید بشکند چاره عمرو می‌کنی %~% چون به دمشق قحط شد آب به جند ~~می‌دهی # 10 چند بگفتمت مگو لیک تو را گناه چیست %~% ای تو چو آسیا به تو آنچ دهند ~~می‌دهی PageV1P2495 ### || [genre: Gh] # 1 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی %~% لعل و عقیق می‌کند در دل کان گداییی # 2 گر ز فلک نهان بود در ظلمات کان بود %~% گوهر سنگ را بود با فلک ~~آشناییی # 3 نور ز شرق می‌زند کوه شکاف می‌کند %~% در دل سنگ می‌نهد شعشعه عطاییی # 4 در پی هر منوری هست یقین منوری %~% در پی هر زمینیی مرتقب سماییی # 5 صورت بت نمی‌شود بی‌دل و دست آزری %~% آزر بتگری کجا باشد بی‌خداییی # 6 گفت پیمبر به حق کآدمی است کان زر %~% فرق میان کان و کان هست به ~~زرنماییی PageV1P2496 ### || [genre: Gh] # 1 مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی %~% برون آورد تا گشتم چنین شیدا و ~~سودایی # 2 سر سجاده و مسند گرفتم من به جهد و جد %~% شعار زهد پوشیدم پی خیرات ~~افزایی # 3 درآمد عشق در مسجد بگفت ای خواجه مرشد %~% بدران بند هستی را چه دربند ~~مصلایی # 4 به پیش زخم تیغ من ملرزان دل ms1405 بنه گردن %~% اگر خواهی سفر کردن ز دانایی ~~به بینایی # 5 بده تو داد اوباشی اگر رندی و قلاشی %~% پس پرده چه می‌باشی اگر خوبی و ~~زیبایی # 6 فراری نیست خوبان را ز عرضه کردن سیما %~% بتان را صبر کی باشد ز غنج و ~~چهره آرایی # 7 گهی از روی خود داده خرد را عشق و بی‌صبری %~% گهی از چشم خود کرده ~~سقیمان را مسیحایی # 8 گهی از زلف خود داده به مؤمن نقش حبل الله %~% ز پیچ جعد خود داده به ~~ترسایان چلیپایی # 9 تو حسن خود اگر دیدی که افزونتر ز خورشیدی %~% چه پژمردی چه پوسیدی در ~~این زندان غبرایی # 10 چرا تازه نمی‌باشی ز الطاف ربیع دل %~% چرا چون گل نمی‌خندی چرا عنبر ~~نمی‌سایی # 11 چرا در خم این دنیا چو باده بر نمی‌جوشی %~% که تا جوشت برون آرد از ~~این سرپوش مینایی # 12 ز برق چهره خوبت چه محروم است یعقوبت %~% الا ای یوسف خوبان به قعر چه ~~چه می‌پایی # 13 ببین حسن خود ای نادان ز تاب جان او تا دان %~% که مؤمن آینه مؤمن بود ~~در وقت تنهایی # 14 ببیند خاک سر خود درون چهره بستان %~% که من در دل چه‌ها دارم ز ~~زیبایی و رعنایی # 15 ببیند سنگ سر خود درون لعل و پیروزه %~% که گنجی دارم اندر دل کند ~~آهنگ بالایی # 16 ببیند آهن تیره دل خود را در آیینه %~% که من هم قابل نورم کنم آخر ~~مصفایی # 17 عدم‌ها مر عدم‌ها را چو می‌بیند به دل گشته %~% به هستی پیش می‌آید که ~~تا دزدد پذیرایی # 18 به هر سرگین کجا گشتی مگس را گر خبر بودی %~% که آید از سرشت او به ~~سعی و فضل عنقایی # 19 چو ابن الوقت شد صوفی نگردد کاهل فردا %~% سبک کاهل شود آن کس که باشد ~~گول و فردایی # 20 میان دلبران بنشین اگر نه غری و عنین %~% میان عاشقان خو کن مباش ای ~~دوست ms1406 هرجایی # 21 ایا ماهی یقین گشتت ز دریای پس پشتت %~% بگردان روی و واپس رو چو تو ~~از اهل دریایی # 22 ندای ارجعی بشنو به آب زندگی بگرو %~% درآ در آب و خوش می‌رو به آب و ~~گل چه می‌پایی # 23 به جان و دل شدی جایی که نی جان ماند و نی دل %~% به پای خود شدی جایی ~~که آن جا دست می‌خایی # 24 ز خورشید ازل زر شو به زر غیر کمتر رو %~% که عشق زر کند زردت اگر چه ~~سیم سیمایی # 25 تو را دنیا همی‌گوید چرا لالای من گشتی %~% تو سلطان زاده‌ای آخر منم ~~لایق به لالایی # 26 تو را دریا همی‌گوید منت مرکب شوم خوشتر %~% که تو مرکب شوی ما را به ~~حمالی و سقایی # 27 خمش کن من چو تو بودم خمش کردم بیاسودم %~% اگر تو بشنوی از من خمش ~~باشی بیاسایی PageV1P2497 ### || [genre: Gh] # 1 مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی %~% که او صف‌های شیران را ~~بدراند به تنهایی # 2 کمان را چون بجنباند بلرزد آسمان را دل %~% فروافتد ز بیم او مه و زهره ~~ز بالایی # 3 به پیش خلق نامش عشق و پیش من بلای جان %~% بلا و محنتی شیرین که جز با ~~وی نیاسایی # 4 چو او رخسار بنماید نماند کفر و تاریکی %~% چو جعد خویش بگشاید نه دین ~~ماند نه ترسایی # 5 مرا غیرت همی‌گوید خموش ار جانت می‌باید %~% ز جان خویش بیزارم اگر ~~دارد شکیبایی # 6 ندارد چاره دیوانه بجز زنجیر خاییدن %~% حلالستت حلالستت اگر زنجیر ~~می‌خایی # 7 بگو اسرار ای مجنون ز هشیاران چه می‌ترسی %~% قبا بشکاف ای گردون قیامت ~~را چه می‌پایی # 8 وگر پرواز عشق تو در این عالم نمی‌گنجد %~% به سوی قاف قربت پر که ~~سیمرغی و عنقایی # 9 اگر خواهی که حق گویم به من ده ساغر مردی %~% وگر خواهی که ره بینم درآ ~~ای چشم و بینایی # 10 در آتش بایدت بودن همه ms1407 تن همچو خورشیدی %~% اگر خواهی که عالم را ضیا ~~و نور افزایی # 11 گدازان بایدت بودن چو قرص ماه اگر خواهی %~% که از خورشید خورشیدان تو ~~را باشد پذیرایی # 12 اگر دلگیر شد خانه نه پاگیر است برجه رو %~% وگر نازک دلی منشین بر ~~گیجان سودایی # 13 گهی سودای فاسد بین زمانی فاسد سودا %~% گهی گم شو از این هر دو اگر ~~همخرقه مایی # 14 به ترک ترک اولیتر سیه رویان هندو را %~% که ترکان راست جانبازی و ~~هندو راست لالایی # 15 منم باری بحمدالله غلام ترک همچون مه %~% که مه رویان گردونی از او ~~دارند زیبایی # 16 دهان عشق می‌خندد که نامش ترک گفتم من %~% خود این او می‌دمد در ما که ~~ما ناییم و او نایی # 17 چه نالد نای بیچاره جز آنک دردمد نایی %~% ببین نی‌های اشکسته به ~~گورستان چو می‌آیی # 18 بمانده از دم نایی نه جان مانده نه گویایی %~% زبان حالشان گوید که ~~رفت از ما من و مایی # 19 هلا بس کن هلا بس کن منه هیزم بر این آتش %~% که می‌ترسم که این آتش ~~بگیرد راه بالایی PageV1P2498 ### || [genre: Gh] # 1 چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی‌گردی %~% مگر تو فکر منحوسی که جز ~~بر غم نمی‌گردی # 2 چو آمد موسی عمران چرا از آل فرعونی %~% چو آمد عیسی خوش دم چرا همدم ~~نمی‌گردی # 3 چو با حق عهدها بستی ز سستی عهد بشکستی %~% چو قول عهد جانبازان چرا ~~محکم نمی‌گردی # 4 میان خاک چون موشان به هر مطبخ رهی سازی %~% چرا مانند سلطانان بر این ~~طارم نمی‌گردی # 5 چرا چون حلقه بر درها برای بانگ و آوازی %~% چرا در حلقه مردان دمی ~~محرم نمی‌گردی # 6 چگونه بسته بگشاید چو دشمن دار مفتاحی %~% چگونه خسته به گردد چو بر ~~مرهم نمی‌گردی # 7 سر آنگه سر بود ای جان که خاک راه او باشد %~% ز عشق رایتش ای سر چرا ~~پرچم نمی‌گردی # 8 ms1408 چرا چون ابر بی‌باران به پیش مه ترنجیدی %~% چرا همچون مه تابان بر این ~~عالم نمی‌گردی # 9 قلم آن جا نهد دستش که کم بیند در او حرفی %~% چرا از عشق تصحیحش تو ~~حرفی کم نمی‌گردی # 10 گلستان و گل و ریحان نروید جز ز دست تو %~% دو چشمه داری ای چهره چرا ~~پرنم نمی‌گردی # 11 چو طوافان گردونی همی‌گردند بر آدم %~% مگر ابلیس ملعونی که بر آدم ~~نمی‌گردی # 12 اگر خلوت نمی‌گیری چرا خامش نمی‌باشی %~% اگر کعبه نه ای باری چرا ~~زمزم نمی‌گردی PageV1P2499 ### || [genre: Gh] # 1 گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی %~% وگر یارم فقیرستی ز زر ~~فارغ چه غم بودی # 2 خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش گردان %~% از آن گر فارغستی او ز پیش من ~~چه کم بودی # 3 نگارا گر مرا خواهی وگر همدرد و همراهی %~% مکن آه و مخور حسرت که بختم ~~محتشم بودی # 4 بتا زیبا و نیکویی رها کن این گدارویی %~% اگر چشم تو سیرستی فلک ما را ~~حشم بودی # 5 ز طمع آدمی باشد که خویش از وی چو بیگانه است %~% وگر او بی‌طمع بودی ~~همه کس خال و عم بودی # 6 بیا چون ما شو ای مه رو نه نعمت جو نه دولت جو %~% گر ابلیس این چنین ~~بودی شه و صاحب علم بودی # 7 از ابلیسی جدا بودی سقط او را ثنا بودی %~% جفا او را وفا بودی سقم او ~~را کرم بودی # 8 زهی اقبال درویشی زهی اسرار بی‌خویشی %~% اگر دانستیی پیشت همه هستی ~~عدم بودی # 9 جهانی هیچ و ما هیچان خیال و خواب ما پیچان %~% وگر خفته بدانستی که در ~~خوابم چه غم بودی # 10 خیالی بیند این خفته در اندیشه فرورفته %~% وگر زین خواب آشفته بجستی ~~در نعم بودی # 11 یکی زندان غم دیده یکی باغ ارم دیده %~% وگر بیدار گشتی او نه زندان ~~نی ارم بودی PageV1P2500 ### || [genre: Gh] # 1 امیر دل ms1409 همی‌گوید تو را گر تو دلی داری %~% که عاشق باش تا گیری ز نان ~~و جامه بیزاری # 2 تو را گر قحط نان باشد کند عشق تو خبازی %~% وگر گم گشت دستارت کند عشق ~~تو دستاری # 3 ببین بی‌نان و بی‌جامه خوش و طیار و خودکامه %~% ملایک را و جان‌ها را ~~بر این ایوان زنگاری # 4 چو زین لوت و از این فرنی شود آزاد و مستغنی %~% پی ملکی دگر افتد تو ~~را اندیشه و زاری # 5 وگر دربند نان مانی بیاید یار روحانی %~% تو را گوید که یاری کن نیاری ~~کردنش یاری # 6 عصای عشق از خارا کند چشمه روان ما را %~% تو زین جوع البقر یارا مکن ~~زین بیش بقاری # 7 فروریزد سخن در دل مرا هر یک کند لابه %~% که اول من برون آیم خمش مانم ~~ز بسیاری # 8 الا یا صاحب الدار رایت الحسن فی جاری %~% فاوقد بیننا نارا یطفی نوره ~~ناری # 9 چو من تازی همی‌گویم به گوشم پارسی گوید %~% مگر بدخدمتی کردم که رو ~~این سو نمی‌آری # 10 نکردی جرم ای مه رو ولی انعام عام او %~% به هر باغی گلی سازد که تا ~~نبود کسی عاری # 11 غلامان دارد او رومی غلامان دارد او زنگی %~% به نوبت روی بنماید به ~~هندو و به ترکاری # 12 غلام رومیش شادی غلام زنگیش انده %~% دمی این را دمی آن را دهد فرمان ~~و سالاری # 13 همه روی زمین نبود حریف آفتاب و مه %~% به شب پشت زمین روشن شود روی ~~زمین تاری # 14 شب این روز آن باشد فراق آن وصال این %~% قدح در دور می‌گردد ز صحت‌ها ~~و بیماری # 15 گرت نبود شبی نوبت مبر گندم از این طاحون %~% که بسیار آسیا بینی که ~~نبود جوی او جاری # 16 چو من قشر سخن گفتم بگو ای نغز مغزش را %~% که تا دریا بیاموزد ~~درافشانی و درباری PageV1P2501 ### || [genre: Gh] # 1 چو سرمست منی ای جان ز ms1410 خیر و شر چه اندیشی %~% براق عشق جان داری ز مرگ ~~خر چه اندیشی # 2 چو من با تو چنین گرمم چه آه سرد می‌آری %~% چو بر بام فلک رفتی ز بحر ~~و بر چه اندیشی # 3 خوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدی %~% رسن بازی من دیدی از این چنبر ~~چه اندیشی # 4 بر این صورت چه می‌چفسی ز بی‌معنی چه می‌ترسی %~% چو گوهر در بغل داری ~~ز بدگوهر چه اندیشی # 5 تویی گوهر ز دست تو که بجهد یا ز شست تو %~% همه مصرند مست تو ز کور و ~~کر چه اندیشی # 6 چو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری تو %~% فقیر ذوالفقاری تو از آن ~~خنجر چه اندیشی # 7 چو مد و جر خود دیدی چو بال و پر خود دیدی %~% چو کر و فر خود دیدی ز ~~هر بی‌فر چه اندیشی # 8 بیا ای خاصه جانان پناه جان مهمانان %~% تویی سلطان سلطانان ز بوالفنجر ~~چه اندیشی # 9 خمش کن همچو ماهی شو در این دریای خوش دررو %~% چو در قعر چنین آبی از ~~آن آذر چه اندیشی PageV1P2502 ### || [genre: Gh] # 1 اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی‌خویشی %~% کله جویی نیابی سر چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 2 چو افتادی تو در دامش چو خوردی باده جامش %~% برون آیی نیابی در چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 3 مترس آخر نه مردی تو بجنب آخر نمردی تو %~% بده آن زر به سیمین بر چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 4 چرا تو سرد و برف آیی فنا شو تا شگرف آیی %~% غم هستی تو کمتر خور چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 5 در این منگر که در دامم که پر گشت است این جامم %~% به پیری عمر نو ~~بنگر چه شیرین است بی‌خویشی # 6 چه هشیاری برادر هی ببین دریای پر از می %~% مسلمان شو تو ای کافر چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 7 نمود آن زلف مشکینش که عنبر ms1411 گشت مسکینش %~% زهی مشک و زهی عنبر چه ~~شیرین است بی‌خویشی # 8 بیا ای یار در بستان میان حلقه مستان %~% به دست هر یکی ساغر چه شیرین ~~است بی‌خویشی # 9 یکی شه بین تو بس حاضر به جمله روح‌ها ناظر %~% ز بی‌خویشی از آن سوتر ~~چه شیرین است بی‌خویشی PageV1P2503 ### || [genre: Gh] # 1 چو بی گه آمدی باری درآ مردانه‌ای ساقی %~% بپیما پنج پیمانه به یک ~~پیمانه‌ای ساقی # 2 ز جام باده عرشی حصار فرش ویران کن %~% پس آنگه گنج باقی بین در این ~~ویرانه‌ای ساقی # 3 اگر من بشکنم جامی و یا مجلس بشورانم %~% مگیر از من منم بی‌دل تویی ~~فرزانه‌ای ساقی # 4 چو باشد شیشه روحانی ببین باده چه سان باشد %~% بگویم از کی می‌ترسم ~~تویی در خانه‌ای ساقی # 5 در آب و گل بنه پایی که جان آب است و تن چون گل %~% جدا کن آب را از گل ~~چو کاه از دانه‌ای ساقی # 6 ز آب و گل بود این جا عمارت‌های کاشانه %~% خلل از آب و گل باشد در این ~~کاشانه‌ای ساقی # 7 زهی شمشیر پرگوهر که نامش باده و ساغر %~% تویی حیدر ببر زوتر سر ~~بیگانه‌ای ساقی # 8 یکی سر نیست عاشق را که ببریدی و آسودی %~% ببر هر دم سر این شمع ~~فراشانه‌ای ساقی # 9 نمی‌تانم سخن گفتن به هشیاری خرابم کن %~% از آن جام سخن بخش لطیف ~~افسانه‌ای ساقی # 10 سقاهم ربهم گاهی کند دیوانه را عاقل %~% گهی باشد که عاقل را کند ~~دیوانه‌ای ساقی PageV1P2504 ### || [genre: Gh] # 1 مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی %~% به بوسیدن چنان دستی ز ~~شاهنشاه سلطانی # 2 بدیدن بامدادانی چنان رو را چه خوش باشد %~% هم از آغاز روز او را ~~بدیدن ماه تابانی # 3 دو خورشید از بگه دیدن یکی خورشید از مشرق %~% دگر خورشید بر افلاک ~~هستی شاد و خندانی # 4 بدیدن آفتابی را که خورشیدش سجود آرد %~% ولیک او را کجا بیند که این ms1412 ~~جسم است و او جانی # 5 زهی صبحی که او آید نشیند بر سر بالین %~% تو چشم از خواب بگشایی ببینی ~~شاه شادانی # 6 زهی روز و زهی ساعت زهی فر و زهی دولت %~% چنان دشواریابی را بگه بینی ~~تو آسانی # 7 اگر از ناز بنشیند گدازد آهن از غصه %~% وگر از لطف پیش آید به هر مفلس ~~رسد کانی # 8 اگر در شب ببینندش شود از روز روشنتر %~% ور از چاهی ببینندش شود آن ~~چاه ایوانی # 9 که خورشیدش لقب تاش است شمس الدین تبریزی %~% که او آن است و صد چون آن ~~که صوفی گویدش آنی PageV1P2505 ### || [genre: Gh] # 1 بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی‌دانی %~% غلامانند سلطان را بیارا بزم ~~سلطانی # 2 منم مخمور و مست تو قدح خواهم ز دست تو %~% قدح از دست تو خوشتر که می ~~جان است و تو جانی # 3 بیا ساقی کم آزارم که من از خویش بیزارم %~% بنه بر دست آن شیشه به ~~قانون پری خوانی # 4 چنان کن شیشه را ساده که گوید خود منم باده %~% به حق خویشی ای ساقی که ~~بی‌خویشم تو بنشانی # 5 به عشق و جست و جوی تو سبو بردم به جوی تو %~% بحمدالله که دانستم که ~~ما را خود تو جویانی # 6 تو خواهم کز نکوکاری سبو را نیک پر داری %~% از آن می‌های روحانی وزان ~~خم‌های پنهانی # 7 میی اندر سرم کردی و دیگر وعده‌ام کردی %~% به جان پاکت ای ساقی که ~~پیمان را نگردانی # 8 که ساقی الستی تو قرار جان مستی تو %~% در خیبر شکستی تو به بازوی ~~مسلمانی PageV1P2506 ### || [genre: Gh] # 1 مرا آن دلبر پنهان همی‌گوید به پنهانی %~% به من ده جان به من ده جان ~~چه باشد این گران جانی # 2 یکی لحظه قلندر شو قلندر را مسخر شو %~% سمندر شو سمندر شو در آتش رو ~~به آسانی # 3 در آتش رو در آتش رو در آتشدان ما ms1413 خوش رو %~% که آتش با خلیل ما کند ~~رسم گلستانی # 4 نمی‌دانی که خار ما بود شاهنشه گل‌ها %~% نمی‌دانی که کفر ما بود جان ~~مسلمانی # 5 سراندازان سراندازان سراندازی سراندازی %~% مسلمانان مسلمانان مسلمانی ~~مسلمانی # 6 خداوندا تو می‌دانی که صحرا از قفس خوشتر %~% ولیکن جغد نشکیبد ز ~~گورستان ویرانی # 7 کنون دوران جان آمد که دریا را درآشامد %~% زهی دوران زهی حلقه زهی ~~دوران سلطانی # 8 خمش چون نیست پوشیده فقیر باده نوشیده %~% که هست اندر رخش پیدا فر و ~~انوار سبحانی PageV1P2507 ### || [genre: Gh] # 1 بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی %~% فغان برخاست از جان‌های مجنونان ~~روحانی # 2 میان نعره‌ها بشناخت آواز مرا آن شه %~% که صافی گشته بود آوازم از ~~انفاس حیوانی # 3 اشارت کرد شاهانه که جست از بند دیوانه %~% اگر دیوانه‌ام شاها تو ~~دیوان را سلیمانی # 4 شها همراز مرغابی و هم افسون دیوانی %~% بر این دیوانه هم شاید که ~~افسونی فروخوانی # 5 به پیش شاه شد پیری که بربندش به زنجیری %~% کز این دیوانه در دیوان بس ~~آشوب است و ویرانی # 6 شه من گفت کاین مجنون بجز زنجیر زلف من %~% دگر زنجیر نپذیرد تو خوی او ~~نمی‌دانی # 7 هزاران بند بردرد به سوی دست ما پرد %~% الیناراجعون گردد که او بازی ~~است سلطانی PageV1P2508 ### || [genre: Gh] # 1 مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی %~% عجب امسال ای عاشق بدان ~~اقبالگه آیی # 2 برای آنک واگوید نمودم گوش کرانه %~% که یعنی من گران گوشم سخن را ~~بازفرمایی # 3 مگر کوری بود کان دم نسازد خویشتن را کر %~% که تا باشد که واگوید سخن ~~آن کان زیبایی # 4 شهم دریافت بازی را بخندید و بگفت این را %~% بدان کس گو که او باشد چو ~~تو بی‌عقل و هیهایی # 5 یکی حمله دگر چون کر ببردم گوش و سر پیشش %~% بگفتا شید آوردی تو جز ~~استیزه نفزایی # 6 چون دعوی کری کردم جواب و عذر چون گویم ms1414 %~% همه در هام شد بسته بدان ~~فرهنگ و بدرایی # 7 به دربانش نظر کردم که یک نکته درافکن تو %~% بپرسیدش ز نام من بگفتا ~~گیج و سودایی # 8 نظر کردم دگربارش که اندرکش به گفتارش %~% که شاگرد در اویی چو او ~~عیارسیمایی # 9 مرا چشمک زد آن دربان که تو او را نمی‌دانی %~% که حیلت گر به پیش او ~~نبیند غیر رسوایی # 10 مکن حیلت که آن حلوا گهی در حلق تو آید %~% که جوشی بر سر آتش مثال ~~دیگ حلوایی PageV1P2509 ### || [genre: Gh] # 1 به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی %~% چرا بیگانه‌ای از ما چو تو ~~در اصل از مایی # 2 تو طوطی زاده‌ای جانم مکن ناز و مرنجانم %~% ز اصل آورده‌ای دانم تو ~~قانون شکرخایی # 3 بیا در خانه خویش آ مترس از عکس خود پیش آ %~% بهل طبع کژاندیشی که او ~~یاوه‌ست و هرجایی # 4 بیا ای شاه یغمایی مرو هر جا که ما رایی %~% اگر بر دیگران تلخی به نزد ~~ما چو حلوایی # 5 نباشد عیب در نوری کز او غافل بود کوری %~% نباشد عیب حلوا را به طعن ~~شخص صفرایی # 6 برآر از خاک جانی را ببین جان آسمانی را %~% کز آن گردان شده‌ست ای جان ~~مه و این چرخ خضرایی # 7 قدم بر نردبانی نه دو چشم اندر عیانی نه %~% بدن را در زیانی نه که تا ~~جان را بیفزایی # 8 درختی بین بسی بابر نه خشکش بینی و نی تر %~% به سایه آن درخت اندر ~~بخسپی و بیاسایی # 9 یکی چشمه عجب بینی که نزدیکش چو بنشینی %~% شوی همرنگ او در حین به لطف ~~و ذوق و زیبایی # 10 ندانی خویش را از وی شوی هم شی و هم لاشی %~% نماند کو نماند کی نماند ~~رنگ و سیمایی # 11 چو با چشمه درآمیزی نماید شمس تبریزی %~% درون آب همچون مه ز بهر عالم ~~آرایی PageV1P2510 ### || [genre: Gh] # 1 رها کن ماجرا ای ms1415 جان فروکن سر ز بالایی %~% که آمد نوبت عشرت زمان مجلس ~~آرایی # 2 چه باشد جرم و سهو ما به پیش یرلغ لطفت %~% کجا تردامنی ماند چو تو ~~خورشید ما رایی # 3 درآ ای تاج و تخت ما برون انداز رخت ما %~% بسوزان هر چه می‌سوزی بفرما ~~هر چه فرمایی # 4 اگر آتش زنی سوزی تو باغ عقل کلی را %~% هزاران باغ برسازی ز بی‌عقلی و ~~شیدایی # 5 وگر رسوا شود عاشق به صد مکروه و صد تهمت %~% از این سویش بیالایی وزان ~~سویش بیارایی # 6 نه تو اجزای آبی را بدادی تابش جوهر %~% نه تو اجزای خاکی را بدادی حله ~~خضرایی # 7 نه از اجزای یک آدم جهان پرآدمی کردی %~% نه آنی که مگس را تو بدادی فر ~~عنقایی # 8 طبیبی دید کوری را نمودش داروی دیده %~% بگفتش سرمه ساز این را برای ~~نور بینایی # 9 بگفتش کور اگر آن را که من دیدم تو می‌دیدی %~% دو چشم خویش می‌کندی و ~~می‌گشتی تماشایی # 10 زهی لطفی که بر بستان و گورستان همی‌ریزی %~% زهی نوری که اندر چشم و ~~در بی‌چشم می‌آیی # 11 اگر بر زندگان ریزی برون پرند از گردون %~% وگر بر مردگان ریزی شود ~~مرده مسیحایی # 12 غذای زاغ سازیدی ز سرگینی و مرداری %~% چه داند زاغ کان طوطی چه دارد ~~در شکرخایی # 13 چه گفت آن زاغ بیهوده که سرگینش خورانیدی %~% نگهدار ای خدا ما را از ~~آن گفتار و بدرایی # 14 چه گفت آن طوطی اخضر که شکر دادیش درخور %~% به فضل خود زبان ما بدان ~~گفتار بگشایی # 15 کیست آن زاغ سرگین چش کسی کو مبتلا گردد %~% به علمی غیر علم دین برای ~~جاه دنیایی # 16 کیست آن طوطی و شکرضمیر منبع حکمت %~% که حق باشد زبان او چو احمد وقت ~~گویایی # 17 مرا در دل یکی دلبر همی‌گوید خمش بهتر %~% که بس جان‌های نازک را کند ~~این گفت سودایی PageV1P2511 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای ms1416 عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی %~% چو شعری نور افشانی و زان ~~اشعار برگویی # 2 به جان جمله مردان به درد جمله بادردان %~% که برگو تا چه می‌خواهی و ~~زین حیران چه می‌جویی # 3 از آن روی چو ماه او ز عشق حسن خواه او %~% بیاموزید ای خوبان رخ ~~افروزی و مه رویی # 4 از آن چشم سیاه او وزان زلف سه تاه او %~% الا ای اهل هندستان بیاموزید ~~هندویی # 5 ز غمزه تیراندازش کرشمه ساحری سازش %~% هلا هاروت و ماروتم بیاموزید ~~جادویی # 6 ایا اصحاب و خلوتیان شده دل را چنان جویان %~% ز لعل جان فزای او ~~بیاموزید دلجویی # 7 ز خرمنگاه شش گوشه نخواهی یافتن خوشه %~% روان شو سوی بی‌سویان رها کن ~~رسم شش سویی # 8 همه عالم ز تو نالان تو باری از چه می‌نالی %~% چو از تو کم نشد یک مو ~~نمی‌دانم چه می‌مویی # 9 فدایم آن کبوتر را که بر بام تو می‌پرد %~% کجایی ای سگ مقبل که اهل آن ~~چنان کویی # 10 چو آن عمر عزیز آمد چرا عشرت نمی‌سازی %~% چو آن استاد جان آمد چرا ~~تخته نمی‌شویی # 11 در این دام است آن آهو تو در صحرا چه می‌گردی %~% گهر در خانه گم کردی ~~به هر ویران چه می‌پویی # 12 به هر روزی در این خانه یکی حجره نوی یابی %~% تو یک تو نیستی ای جان ~~تفحص کن که صدتویی # 13 اگر کفری و گر دینی اگر مهری و گر کینی %~% همو را بین همو را دان ~~یقین می‌دان که با اویی # 14 بماند آن نادره دستان ولیکن ساقی مستان %~% گرفت این دم گلوی من که ~~بفشارم گر افزویی PageV1P2512 ### || [genre: Gh] # 1 درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی %~% فنا شد چرخ و گردان شد ز نور پاک ~~دولابی # 2 نبود آن شهر جز سودا بنی آدم در او شیدا %~% برست از دی و از فردا چو ~~شد بیدار از خوابی ms1417 # 3 چو جوشید آب بادی شد که هر که را بپراند %~% چو کاهش پیش باد تند ~~باسهمی و باتابی # 4 چو که‌ها را شکافانید کان‌ها را پدید آرد %~% ببینی لعل اندر لعل ~~می‌تابد چو مهتابی # 5 در آن تابش ببینی تو یکی مه روی چینی تو %~% دو دست هجر او پرخون مثال ~~دست قصابی # 6 ز بوی خون دست او همه ارواح مست او %~% همه افلاک پست او زهی بالطف ~~وهابی # 7 مثال کشتنش باشد چو انگوری که کوبندش %~% که تا فانی شود باقی شود ~~انگور دوشابی # 8 اگر چه صد هزار انگور کوبی یک بود جمله %~% چو وا شد جانب توحید جان را ~~این چنین بابی # 9 بیاید شمس تبریزی بگیرد دست آن جان را %~% در انگشتش کند خاتم دهد ملکی ~~و اسبابی PageV1P2513 ### || [genre: Gh] # 1 یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی %~% زهی صورت زهی معنی زهی خوبی ~~زهی خوبی # 2 زهی بازار زرکوبان زهی اسرار یعقوبان %~% که جان یوسف از عشقش برآرد ~~شور یعقوبی # 3 ز عشق او دو صد لیلی چو مجنون بند می‌درد %~% کز این آتش زبون آید ~~صبوری‌های ایوبی # 4 شده زرکوب و حق مانده تنش چون زرورق مانده %~% جواهر بر طبق مانده چو ~~زرکوبی کروبی # 5 بیا بنواز عاشق را که تو جانی حقایق را %~% بزن گردن منافق را اگر از ~~وی بیاشوبی PageV1P2514 ### || [genre: Gh] # 1 اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی %~% سوی افلاک روحانی دو دیده ~~برگشادستی # 2 گشادستی دو دیده پرقدم را نیز از مستی %~% ولی پرسعادت او در آن عالم ~~نزادستی # 3 چو بنهادی قدم آن جا برفتی جسم از یادش %~% که پنداری ز مادر او در آن ~~عالم نزادستی # 4 میان خوبرویان جان شده چون ذره‌ها رقصان %~% گهی مست جمالستی گهی سرمست ~~باده ستی # 5 رخ خوبان روحانی که هر شاهی که دید آن را %~% ز فرزین بند سوداها ز اسب ~~خود پیادستی # 6 چو از مخدوم شمس ms1418 الدین زدی لطفی به روی دل %~% از این‌ها جمله روی دل ~~شدی بی رنگ و سادستی # 7 بدیدی جمله شاهان را و خوبان را و ماهان را %~% کمربسته به پیش او ~~نشسته بر وسادستی # 8 اگر نه غیرت حضرت گرفتی دامن جاهش %~% سزای جمله کردستی و داد حسن ~~دادستی # 9 نه نفسی رهزنی کردی نه آوازه فنا بودی %~% دل ذرات خاک از جان و جان از ~~شاه شادستی # 10 اگر در آب می‌دیدی خیال روی چون آتش %~% همه اجزای جرم خاک رقصان همچو ~~بادستی # 11 ایا تبریز اگر سرت شدی محسوس هر حسی %~% غلام خاک تو سنجر اسیرت ~~کیقبادستی PageV1P2515 ### || [genre: Gh] # 1 ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی %~% مرا از روی این خورشید ~~عارستی و ننگستی # 2 قرابه دل ز اشکستن شدی ایمن اگر از لطف %~% شراب وصل آن شه را دمی در ~~وی درنگستی # 3 به بزمش جان‌های ما ندانستی سر از پایان %~% اگر نه هجر بدمستش به ~~بدمستی و جنگستی # 4 الا ای ساقی بزمش بگردان جام باقی را %~% چرا بر من دلت رحمی نیارد ~~گویی سنگستی # 5 از آن می کو ز بهر شه دهان خویش بگشادی %~% همه هستی فروبردی تو پنداری ~~نهنگستی # 6 ز بانگ رعد آن دریا تو بنگر چون به جوش آید %~% ولیک آن بحر می‌بودی و ~~رعدش بانگ چنگستی # 7 روان گشته میش چون خون درون دل به هر سویی %~% تو گویی دل چو قدسستی و ~~می همچون فرنگستی # 8 که لشکرهای اسلام شه ما را درون قدس %~% ز نصرت‌های یزدانی بر آن افرنگ ~~هنگستی # 9 به یک ساغر نگردم مست تو ساقی بیشتر گردان %~% خرابی گشتمی گر می ز جام ~~شاه شنگستی # 10 ایا تبریز عقلم را خیال تو بشوراند %~% تو گویی باده صافی خیالت گویی ~~بنگستی # 11 ترنگ چنگ وصل او بپراندهمی جان را %~% تو گویی عیسی خوش دم درون آن ~~ترنگستی # 12 پیاپی گردد از وصلش ms1419 قدح‌ها بر مثال آن %~% که اندر جنگ سلطانی قدح تیر ~~خدنگستی # 13 چنین عقلی که از تزویر مو در موی می‌بیند %~% شمار موی عقل آن جا تو ~~بینی گویی دنگستی # 14 ز تیزی‌های آن جامش که برق از وی فغان آید %~% قدح در رو همی‌آید ~~بریزش گویی لنگستی # 15 چه بالایی همی‌جوید می اندر مغز مستانش %~% چو گردند شیرگیر از وی مگر ~~گویی پلنگستی # 16 فراوان ریز در جانم از آن می‌های ربانی %~% ز بحر صدر شمس الدین که ~~کان خمر تنگستی PageV1P2516 ### || [genre: Gh] # 1 اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی %~% درافتد در جهان غوغا درافتد ~~شور در هستی # 2 الا ای عقل شوریده بد و نیک جهان دیده %~% که امروز است دست خون اگر چه ~~دوش از او رستی # 3 درآمد ترک در خرگه چه جای ترک قرص مه %~% کی دیده است ای مسلمانان مه ~~گردون در این پستی # 4 چو گرد راه هین برجه هلا پا دار و گردن نه %~% که مردن پیش دلبر به تو ~~را زین عمر سردستی # 5 برو بی‌سر به میخانه بخور بی‌رطل و پیمانه %~% کز این خم جهان چون می ~~بجوشیدی برون جستی # 6 غلام و خاک آن مستم که شد هم جام و هم دستم %~% غلامش چون شوی ای دل که ~~تو خود عین آنستی # 7 چه غم داری در این وادی چو روی یوسفان دیدی %~% اگر چه چون زنان حیران ~~ز خنجر دست خود خستی # 8 منال ای دست از این خنجر چو در کف آمدت گوهر %~% هزاران درد زه ارزد ز ~~عشق یوسف آبستی # 9 خمش کن ای دل دریا از این جوش و کف اندازی %~% زهی طرفه که دریایی چو ~~ماهی چون در این شستی # 10 چه باشد شست روباهان به پیش پنجه شیران %~% بدران شست اگر خواهی برو ~~در بحر پیوستی # 11 نمی‌دانی که سلطانی تو عزرائیل شیرانی %~% تو آن شیر پریشانی که صندوق ~~خود اشکستی # 12 ms1420 عجب نبود که صندوقی شکسته گردد از شیری %~% عجب از چون تو شیر آید که ~~در صندوق بنشستی # 13 خمش کردم درآ ساقی بگردان جام راواقی %~% زهی دوران و دور ما که بهر ~~ما میان بستی PageV1P2517 ### || [genre: Gh] # 1 غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی %~% به چستی و به شبخیزی چو ماه و ~~اخترانستی # 2 غلام باغبانانم که یارم باغبانستی %~% به تری و به رعنایی چو شاخ ~~ارغوانستی # 3 نباشد عاشقی عیبی وگر عیب است تا باشد %~% که نفسم عیب دان آمد و یارم ~~غیب دانستی # 4 اگر عیب همه عالم تو را باشد چو عشق آمد %~% بسوزد جمله عیبت را که او ~~بس قهرمانستی # 5 گذشتم بر گذرگاهی بدیدم پاسبانی را %~% نشسته بر سر بامی که برتر ز ~~آسمانستی # 6 کلاه پاسبانانه قبای پاسبانانه %~% ولیک از های های او در عالم در ~~امانستی # 7 به دست دیدبان او یکی آیینه‌ای شش سو %~% که حال شش جهت یک یک در آیینه ~~بیانستی # 8 چو من دزدی بدم رهبر طمع کردم بدان گوهر %~% برآوردم یکی شکلی که بیرون ~~از گمانستی # 9 ز هر سویی که گردیدم نشانه تیر او دیدم %~% ز هر شش سو برون رفتم که آن ~~ره بی‌نشانستی # 10 همه سوها ز بی‌سو شد نشان از بی‌نشان آمد %~% چو آمد راه واگشتن ز ~~آینده نهانستی # 11 چو زان شش پرده تاری برون رفتم به عیاری %~% ز نور پاسبان دیدم که او ~~شاه جهانستی # 12 چو باغ حسن شه دیدم حقیقت شد بدانستم %~% که هم شه باغبانستی و هم شه ~~باغ جانستی # 13 از او گر سنگسار آیی تو شیشه عشق را مشکن %~% ازیرا رونق نقدت ز سنگ ~~امتحانستی # 14 ز شاهان پاسبانی خود ظریف و طرفه می‌آید %~% چنان خود را خلق کرده که ~~نشناسی که آنستی # 15 لباس جسم پوشیده که کمتر کسوه آن است %~% سخن در حرف آورده که آن ~~دونتر زبانستی # 16 به گل اندوده خورشیدی میان خاک ms1421 ناهیدی %~% درون دلق جمشیدی که گنج ~~خاکدانستی # 17 زبان وحییان را او ز ازل وجه العرب بوده %~% زبان هندوی گوید که خود ~~از هندوانستی # 18 زمین و آسمان پیشش دو که برگ است پنداری %~% که در جسم از زمینستی و ~~در عمر از زمانستی # 19 ز یک خندش مصور شد بهشت ار هشت ور بیش است %~% به چشم ابلهان گویی ز ~~جنت ارمغانستی # 20 بر او صفرا کنند آنگه ز نخوت اصل سیم و زر %~% که ما زر و هنر داریم و ~~غافل زو که کانستی # 21 چه عذر آرند آن روزی که عذرا گردد از پرده %~% چه خون گریند آن صبحی ~~که خورشیدش عیانستی # 22 میان بلغم و صفرا و خون و مره و سودا %~% نماید روح از تأثیر گویی در ~~میانستی # 23 ز تن تا جان بسی راه است و در تن می‌نماند جان %~% چنین دان جان عالم ~~را کز او عالم جوانستی # 24 نه شخص عالم کبری چنین بر کار بی‌جان است %~% که چرخ ار بی‌روانستی ~~بدین سان کی روانستی # 25 زمین و آسمان‌ها را مدد از عالم عقل است %~% که عقل اقلیم نورانی و ~~پاک درفشانستی # 26 جهان عقل روشن را مددها از صفات آید %~% صفات ذات خلاقی که شاه کن ~~فکانستی # 27 که این تیر عوارض را که می‌پرد به هر سویی %~% کمان پنهان کند صانع ~~ولی تیر از کمانستی # 28 اگر چه عقل بیدار است آن از حی قیوم است %~% اگر چه سگ نگهبان است ~~تأثیر شبانستی # 29 چو سگ آن از شبان بیند زیانش جمله سودستی %~% چو سگ خود را شبان بیند ~~همه سودش زیانستی # 30 چو خود را ملک او بینی جهان اندر جهان باشی %~% وگر خود را ملک دانی ~~جهان از تو جهانستی # 31 تو عقل کل چو شهری دان سواد شهر نفس کل %~% و این اجزا در آمدشد مثال ~~کاروانستی # 32 خنک آن کاروانی کان سلامت با وطن آید %~% غنیمت ms1422 برده و صحت و بختش ~~همعنانستی # 33 خفیر ارجعی با او بشیر ابشروا بر ره %~% سلام شاه می‌آرند و جان دامن ~~کشانستی # 34 خواطر چون سوارانند و زوتر زی وطن آیند %~% و یا بازان و زاغانند پس ~~در آشیانستی # 35 خواطر رهبرانند و چو رهبر مر تو را بار است %~% مقامت ساعد شه دان که ~~شاه شه نشانستی # 36 وگر زاغ است آن خاطر که چشمش سوی مردار است %~% کسی کش زاغ رهبر شد به ~~گورستان روانستی # 37 چو در مازاغ بگریزی شود زاغ تو شهبازی %~% که اکسیر است شادی ساز او ~~را کاندهانستی # 38 گر آن اصلی که زاغ و باز از او تصویر می‌یابد %~% تجلی سازدی مطلق ~~اصالت را یگانستی # 39 ور آن نوری کز او زاید غم و شادی به یک اشکم %~% دمی پهلو تهی کردی ~~همه کس شادمانستی # 40 همه اجزا همی‌گویند هر یک ای همه تو تو %~% همین گفت ار نه پرده ستی ~~همه با همگنانستی # 41 درخت جان‌ها رقصان ز باد این چنین باده %~% گران باد آشکارستی نه لنگر ~~بادبانستی # 42 درای کاروان دل به گوشم بانگ می‌آرد %~% گر آن بانگش به حس آید هر ~~اشتر ساربانستی # 43 درافتد از صدف هر دم صدف بازش خورد در دم %~% وگر نه عین کری هم کران ~~را ترجمانستی # 44 سهیل شمس تبریزی نتابد در یمن ور نی %~% ادیم طایفی گشتی به هر جا ~~سختیانستی # 45 ضیاوار ای حسام الدین ضیا الحق گواهی ده %~% ندیدی هیچ دیده گر ضیا نه ~~دیدبانستی # 46 گواهی ضیا هم او گواهی قمر هم رو %~% گواهی مشک اذفربو که بر عالم ~~وزانستی # 47 اگر گوشت شود دیده گواهی ضیا بشنو %~% ولی چشم تو گوش آمد که حرفش ~~گلستانستی # 48 چو از حرفی گلستانی ز معنی کی گل استانی %~% چو پا در قیر جزوستت ~~حجابت قیروانستی # 49 کتاب حس به دست چپ کتاب عقل دست راست %~% تو را نامه به چپ دادند که ms1423 ~~بیرون ز آستانستی # 50 چو عقلت طبع حس دارد و دست راست خوی چپ %~% و تبدیل طبیعت هم نه کار ~~داستانستی # 51 خداوندا تو کن تبدیل که خود کار تو تبدیل است %~% که اندر شهر تبدیلت ~~زبان‌ها چون سنانستی # 52 عدم را در وجود آری از این تبدیل افزونتر %~% تو نور شمع می‌سازی که ~~اندر شمعدانستی # 53 تو بستان نامه از چپم به دست راستم درنه %~% تو تانی کرد چپ را راست ~~بنده ناتوانستی # 54 ترازوی سبک دارم گرانش کن به فضل خود %~% تو که را که کنی زیرا نه کوه ~~از خود گرانستی # 55 کمال لطف داند شد کمال نقص را چاره %~% که قعر دوزخ ار خواهی به از ~~صدر جنانستی PageV1P2518 ### || [genre: Gh] # 1 گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی %~% تنت گر آن چنان بودی که ~~گفتی دل نگاره ستی # 2 وگر بر کار بودی دل درون کارگاه عشق %~% ملالت بر برون تو نمی‌گویی چه ~~کاره ستی # 3 غنیمت دار رمضان را چو عیدت روی ننموده‌ست %~% و عیدت گر کنارستی ز غم ~~جان برکناره ستی # 4 چو روشن گشتی از طاعت شدی تاریک از عصیان %~% دل بیچاره را می‌دان که ~~او محتاج چاره ستی # 5 وگر محتاج این طاعت نماندستی دل مسکین %~% ورای کفر و ایمان دل همیشه ~~در نظاره ستی # 6 تو گویی جان من لعل است مگر نبود بدین لعلی %~% ز تابش‌های خورشیدش مبر ~~گو سنگ خاره ستی # 7 به گرد قلعه ظلمت نماندی سنگ یک پاره %~% اگر خود منجنیق صوم دایم سوی ~~باره ستی # 8 بزن این منجنیق صوم قلعه کفر و ظلمت بر %~% اگر بودی مسلمانی مؤذن بر ~~مناره ستی # 9 اگر از عید قربان سرافرازان بدانندی %~% نه هر پاره ز گاو نفس آویز ~~قناره ستی # 10 اگر سوز دل مسکین بدیدییی از این لقمه %~% ز بهر ساکنی سوزش شکم سوزی ~~هماره ستی # 11 در اول منزلت این عشق با ms1424 این لوت ضدانند %~% اگر این عشق باره ستی چرا ~~او لوت باره ستی # 12 همه عالم خر و گاوان به عیش اندرخزیدندی %~% اگر عاشق بدی آن کس که ~~دایم لوت خواره ستی # 13 اگر دیدی تو ظلمت‌ها ز قوت‌های این لقمه %~% ز جور نفس تردامن ~~گریبان‌هات پاره ستی # 14 به تدریج ار کنی تو پی خر دجال از روزه %~% ببینی عیسی مریم که در ~~میدان سواره ستی # 15 اگر امر تصوموا را نگهداری به امر رب %~% به هر یا رب که می‌گویی تو ~~لبیکت دوباره ستی PageV1P2519 ### || [genre: Gh] # 1 اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی %~% مرا صد درد کان بودی مرا صد ~~عقل و رایستی # 2 وگر کشتی رخت من نگشتی غرقه دریا %~% فلک با جمله گوهرهاش پیش من ~~گدایستی # 3 وگر از راه اندیشه بدین مستان رهی بودی %~% خرد در کار عشق ما چرا ~~بی‌دست و پایستی # 4 وگر خسرو از این شیرین یکی انگشت لیسیدی %~% چرا قید کله بودی چرا قید ~~قبایستی # 5 طبیب عشق اگر دادی به جالینوس یک معجون %~% چرا بهر حشایش او بدین حد ~~ژاژخایستی # 6 ز مستی تجلی گر سر هر کوه را بودی %~% مثال ابر هر کوهی معلق بر ~~هوایستی # 7 وگر غولان اندیشه همه یک گوشه رفتندی %~% بیابان‌های بی‌مایه پر از نوش ~~و نوایستی # 8 وگر در عهده عهدی وفایی آمدی از ما %~% دلارام جهان پرور بر آن عهد و ~~وفایستی # 9 وگر این گندم هستی سبکتر آرد می‌گشتی %~% متاع هستی خلقان برون زین ~~آسیایستی # 10 وگر خضری دراشکستی به ناگه کشتی تن را %~% در این دریا همه جان‌ها چو ~~ماهی آشنایستی # 11 ستایش می‌کند شاعر ملک را و اگر او را %~% ز خویش خود خبر بودی ملک ~~شاعر ستایستی # 12 وگر جبار بربستی شکسته ساق و دستش را %~% نه در جبر و قدر بودی نه در ~~خوف و رجایستی # 13 در آن اشکستگی او گر بدیدی ذوق اشکستن ms1425 %~% نه از مرهم بپرسیدی نه ~~جویای دوایستی # 14 نشان از جان تو این داری که می‌باید نمی‌باید %~% نمی‌باید شدی باید ~~اگر او را ببایستی # 15 وگر از خرمن خدمت تو ده سالار منبل را %~% یکی برگ کهی بودی گنه بر ~~کهربایستی # 16 فراز آسمان صوفی همی‌رقصید و می‌گفت این %~% زمین کل آسمان گشتی گرش ~~چون من صفایستی # 17 خمش کن شعر می‌ماند و می‌پرند معنی‌ها %~% پر از معنی بدی عالم اگر ~~معنی بپایستی PageV1P2520 ### || [genre: Gh] # 1 دل پردرد من امشب بنوشیده‌ست یک دردی %~% از آنچ زهره ساقی بیاوردش ره ~~آوردی # 2 چه زهره دارد و یارا که خواب آرد حشر ما را %~% که امشب می‌نماید عشق ~~بر عشاق پامردی # 3 زنان در تعزیت شب‌ها نمی‌خسبند از نوحه %~% تو مرد عاشقی آخر زبون خواب ~~چون گردی # 4 دلا می‌گرد چون بیدق به گرد خانه آن شه %~% بترس از مات و از قایم چو ~~نطع عشق گستردی # 5 مرا هم خواب می‌باید ولیکن خواب می‌ناید %~% که بیرون شد مزاج من هم از ~~گرمی هم از سردی PageV1P2521 ### || [genre: Gh] # 1 دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی %~% به ساقی گو که زود آخر هم از ~~اول قدح دردی # 2 بیا ای ساقی لب گز تو خامان را بدان می‌پز %~% زهی بستان و باغ و رز کز ~~آن انگور افشردی # 3 نشان بدهم که کس ندهد نشان این است ای خوش قد %~% که آن شب بردیم بیخود ~~بدان مه روم بسپردی # 4 تو عقلا یاد می‌داری که شاه عقلم از یاری %~% چو داد آن باده ناری به ~~اول دم فرومردی # 5 دو طشت آورد آن دلبر یکی ز آتش یکی پرزر %~% چو زر گیری بود آذر ور آتش ~~برزنی بردی # 6 ببین ساقی سرکش را بکش آن آتش خوش را %~% چه دانی قدر آتش را که آن جا ~~کودک خردی # 7 ز آتش شاد برخیزی ز شمس الدین تبریزی %~% ور اندر زر ms1426 تو بگریزی مثال زر ~~بیفسردی PageV1P2522 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی %~% به تبریز آمدی این دم ~~بیابان را بپیمودی # 2 بپر ای دل که پر داری برو آن جا که بیماری %~% نماندی هیچ بیماری گر او ~~رخسار بنمودی # 3 چه کردی آن دل مسکین اگر چون تن گران بودی %~% اگر پرش ببخشیدی بر او ~~دلبر ببخشودی # 4 دریغا قالبم را هم ز بخشش نیم پر بودی %~% که بر تبریزیان در ره دواسپه ~~او برافزودی # 5 مبارک بادشان این ره به توفیق و امان الله %~% به هر شهری و هر جایی به ~~هر دشتی و هر رودی # 6 دلم همراه ایشان شد که شبشان پاسبان باشد %~% اگر پیدا بدی پاسش یکی ~~همراه نغنودی # 7 بپرید ای شهان آن سو که یابید آنچ قسمت شد %~% نحاسی را ز اکسیری ایازی ~~را ز محمودی # 8 روید ای عاشقان حق به اقبال ابد ملحق %~% روان باشید همچون مه به سوی ~~برج مسعودی # 9 به برج عاشقان شه میان صادقان ره %~% که از سردان و مردودان شود جوینده ~~مردودی # 10 بپر ای دل به پنهانی به پر و بال روحانی %~% گرت طالب نبودی شه چنین ~~پرهات نگشودی # 11 در احسان سابق است آن شه به وعده صادق است آن شه %~% اگر نه خالق است ~~آن شه تو را از خلق نربودی # 12 برون از نور و دود است او که افروزید این آتش %~% از این آتش خرد نوری ~~از این آذر هوا دودی # 13 دلا اندر چه وسواسی که دود از نور نشناسی %~% بسوز از عشق نور او درون ~~نار چون عودی # 14 نه از اولاد نمرودی که بسته آتش و دودی %~% چو فرزند خلیلی تو مترس از ~~دود نمرودی # 15 در آتش باش جان من یکی چندی چو نرم آهن %~% که گر آتش نبودی خود رخ ~~آیینه که زدودی # 16 چه آسان می‌شود مشکل به ms1427 نور پاک اهل دل %~% چنانک آهن شود مومی ز کف ~~شمع داوودی # 17 ز شمس الدین شناس ای دل چو بر تو حل شود مشکل %~% تجلی بهر موسی دان ~~به جودی که رسد جودی PageV1P2523 ### || [genre: Gh] # 1 اگر گل‌های رخسارش از آن گلشن بخندیدی %~% بهار جان شدی تازه نهال تن ~~بخندیدی # 2 وگر آن جان جان جان به تن‌ها روی بنمودی %~% تنم از لطف جان گشتی و جان ~~من بخندیدی # 3 ور آن نور دو صد فردوس گفتی هی قنق گلدم %~% شدی این خانه فردوسی چو گل ~~مسکن بخندیدی # 4 وگر آن ناطق کلی زبان نطق بگشادی %~% تن مرده شدی گویا دل الکن بخندیدی # 5 گر آن معشوق معشوقان بدیدستی به مکر و فن %~% روان‌ها ذوفنون گشتی و هر ~~یک فن بخندیدی # 6 دریدی پرده‌ها از عشق و آشوبی درافتادی %~% شدندی فاش مستوران گر او ~~معلن بخندیدی # 7 گر آن سلطان خوبی از گریبان سر برآوردی %~% همه دراعه‌های حسن تا دامن ~~بخندیدی # 8 ور آن ماه دو صد گردون به ناگه خرمنی کردی %~% طرب چون خوشه‌ها کردی و ~~چون خرمن بخندیدی # 9 ور او یک لطف بنمودی گشادی چشم جان‌ها را %~% خشونت‌ها گرفتی لطف و هر ~~اخشن بخندیدی # 10 شهنشاه شهنشاهان و قانان چون عطا دادی %~% به مسکینی شدی او گنج و بر ~~مخزن بخندیدی # 11 از آن می‌های لعل او ز پرده غیب رو دادی %~% حسن مستک شدی بی‌می و بر ~~احسن بخندیدی # 12 ور آن لعل لبان او گهرها دادی از حکمت %~% شدی مرمر مثال لعل و بر ~~معدن بخندیدی # 13 ور آن قهار عاشق کش به مهر آمیزشی کردی %~% که خارا بدادی شیر و تا ~~آهن بخندیدی # 14 وگر زالی از آن رستم بیابیدی نظر یک دم %~% به حق بر رستم دستان صف ~~اشکن بخندیدی # 15 در آن روزی که آن شیر وغا مردی کند پیدا %~% نه بر شیران مست آن روز ~~مرد و زن بخندیدی # 16 ms1428 پیاپی ساقی دولت روان کردی می خلت %~% که تا ساغر شدی سرمست وز می دن ~~بخندیدی # 17 هر آن جانی که دست شمس تبریزی ببوسیدی %~% حیاتش جاودان گشتی و بر ~~مردن بخندیدی # 18 بدیدی زود امن او ز مردی جنگ می‌جستی %~% کراهت داشتی بر امن و بر ~~مؤمن بخندیدی PageV1P2524 ### || [genre: Gh] # 1 نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری %~% ببین دریای شیرینی ببین ~~موج گهر باری # 2 کی بگریزد ز دست حق کی پرهیزد ز شست حق %~% قیامت کو که تا بیند به نقد ~~این شور و شر باری # 3 یکی دستش چو قبض آمد یکی دستش چو بسط آمد %~% نداری زین دو بیرون شو گه ~~باش و سفر باری # 4 چو عیسی گر شکر خندی شکرخنده ببین از وی %~% چو موسی گر کمر بندی بر آن ~~کوه کمر باری # 5 شدی دربان هر دونی به زیر بام گردونی %~% به کوی یار ما دررو که بینی ~~بام و در باری # 6 به شاخ گل همی‌گفتم چه می‌رقصی در این گلخن %~% درآ در باغ جان بنگر ~~شکوفه و شاخ تر باری # 7 عطارد را همی‌گفتم به فضل و فن شدی غره %~% قلم بشکن بیا بشنو پیام ~~نیشکر باری # 8 به گوش زهره می‌گفتم که گوشت گرم شد از می %~% سر اندر بزم سلطان کن ~~ببین سودای سر باری # 9 چو سوسن صد زبان داری زبان درکش از این زاری %~% ز غنچه بسته لب بشنو ز ~~خاموشان خبر باری PageV1P2525 ### || [genre: Gh] # 1 بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری %~% زهی صورت بدان صورت ~~نمی‌مانی که هر باری # 2 بسوزد دل اگر گویم همان دلدار پیشینی %~% بسوزد جان اگر گویم همان جانی ~~که هر باری # 3 فلک هم خرقه ازرق بدرد زود تا دامن %~% اگر تو آستین زان سان برافشانی ~~که هر باری # 4 زهی خلوت زهی شاهی مسلم گشت آگاهی %~% اگر زان سان من و ما ms1429 را برون ~~رانی که هر باری # 5 بنال ای بلبل بیخود که سوز دیگر آوردی %~% بدان دم نامه گل را ~~نمی‌خوانی که هر باری PageV1P2526 ### || [genre: Gh] # 1 مروت نیست در سرها که اندازند دستاری %~% کجا گیرد نظام ای جان به صرفه ~~خشک بازاری # 2 رها کن گرگ خونی را که رو نارد بدان صیدی %~% رها کن صرفه جویی را که ~~برناید بدین کاری # 3 چه باشد زر چه باشد جان چه باشد گوهر و مرجان %~% چو نبود خرج سودایی ~~فدای خوبی یاری # 4 ز بخل ار طوق زر دارم مرا غلی بود غلی %~% وگر خلخال زر دارم مرا خاری ~~بود خاری # 5 برو ای شاخ بی‌میوه تهی می‌گرد چون چرخی %~% شدستی پاسبان زر هلا ~~می‌پیچ چون ماری # 6 تو زر سرخ می‌گویش که او زرد است و رنجوری %~% تو خواجه شهر می‌خوانش ~~که او را نیست شلواری # 7 چرا از بهر همدردان نبازم سیم چون مردان %~% چرا چون شربت شافی نباشم ~~نوش بیماری # 8 نتانم بد کم از چنگی حریف هر دل تنگی %~% غذای گوش‌ها گشته به هر زخمی ~~و هر تاری # 9 نتانم بد کم از باده ز ینبوع طرب زاده %~% صلای عیش می‌گوید به هر ~~مخمور و خماری # 10 کرم آموز تو یارا ز سنگ مرمر و خارا %~% که می‌جوشد ز هر عرقش عطابخشی ~~و ایثاری # 11 چگونه میر و سرهنگی که ننگ صخره و سنگی %~% چگونه شیر حق باشد اسیر ~~نفس سگساری # 12 خمش کردم که رب دین نهان‌ها را کند تعیین %~% نماید شاخ زشتش را وگر ~~چه هست ستاری PageV1P2527 ### || [genre: Gh] # 1 ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری %~% به جانی کز وصالت زاد ~~مهجوری روا داری # 2 گرفتم دانه تلخم نشاید کشت و خوردن را %~% تو با آن لطف شیرین کار این ~~شوری روا داری # 3 تو آن نوری که دوزخ را به آب خود بمیرانی %~% مرا در دل چنین سوزی و ~~محروری ms1430 روا داری # 4 اگر در جنت وصلت چو آدم گندمی خوردم %~% مرا بی‌حله وصلت بدین عوری روا ~~داری # 5 مرا در معرکه هجران میان خون و زخم جان %~% مثال لشکر خوارزم با غوری ~~روا داری # 6 مرا گفتی تو مغفوری قبول قبله نوری %~% چنین تعذیب بعد از عفو و مغفوری ~~روا داری # 7 مها چشمی که او روزی بدید آن چشم پرنورت %~% به زخم چشم بدخواهان در او ~~کوری روا داری # 8 جهان عشق را اکنون سلیمان بن داوودی %~% معاذالله که آزار یکی موری روا ~~داری # 9 تو آن شمسی که نور تو محیط نورها گشته‌ست %~% سوی تبریز واگردی و ~~مستوری روا داری PageV1P2528 ### || [genre: Gh] # 1 دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری %~% که امشب می‌نویسد زی نویسد ~~باز فردا ری # 2 قلم را هم تراشد او رقاع و نسخ و غیر آن %~% قلم گوید که تسلیمم تو ~~دانی من کیم باری # 3 گهی رویش سیه دارد گهی در موی خود مالد %~% گه او را سرنگون دارد گهی ~~سازد بدو کاری # 4 به یک رقعه جهانی را قلم بکشد کند بی‌سر %~% به یک رقعه قرانی را رهاند ~~از بلا آری # 5 کر و فر قلم باشد به قدر حرمت کاتب %~% اگر در دست سلطانی اگر در کف ~~سالاری # 6 سرش را می‌شکافد او برای آنچ او داند %~% که جالینوس به داند صلاح حال ~~بیماری # 7 نیارد آن قلم گفتن به عقل خویش تحسینی %~% نداند آن قلم کردن به طبع ~~خویش انکاری # 8 اگر او را قلم خوانم و اگر او را علم خوانم %~% در او هوش است و ~~بی‌هوشی زهی بی‌هوش هشیاری # 9 نگنجد در خرد وصفش که او را جمع ضدین است %~% چه بی‌ترکیب ترکیبی عجب ~~مجبور مختاری PageV1P2529 ### || [genre: Gh] # 1 چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری %~% چو آهوی منی ای جان ز شیر ~~نر چه غم داری # 2 چو مه روی تو من ms1431 باشم ز سال و مه چه اندیشی %~% چو شور و شوق من هستت ز ~~شور و شر چه غم داری # 3 چو کان نیشکر گشتی ترش رو از چه می‌باشی %~% براق عشق رامت شد ز مرگ خر ~~چه غم داری # 4 چو من با تو چنین گرمم چه آه سرد می‌آری %~% چو بر بام فلک رفتی ز خشک ~~و تر چه غم داری # 5 خوش آوازی من دیدی دواسازی من دیدی %~% رسن بازی من دیدی از این چنبر ~~چه غم داری # 6 بر این صورت چه می‌چفسی ز بی‌معنی چه می‌ترسی %~% چو گوهر در بغل داری ~~ز بی‌گوهر چه غم داری # 7 ایا یوسف ز دست تو کی بگریزد ز شست تو %~% همه مصرند مست تو ز کور و کر ~~چه غم داری # 8 چو با دل یار غاری تو چراغ چار یاری تو %~% فقیر ذوالفقاری تو از آن ~~خنجر چه غم داری # 9 گرفتی باغ و برها را همی‌خور آن شکرها را %~% اگر بستند درها را ز بند ~~در چه غم داری # 10 چو مد و جر خود دیدی چو بال و پر خود دیدی %~% چو کر و فر خود دیدی ز ~~هر بی‌فر چه غم داری # 11 ایا ای جان جان جان پناه جان مهمانان %~% ایا سلطان سلطانان تو از ~~سنجر چه غم داری # 12 خمش کن همچو ماهی تو در آن دریای خوش دررو %~% چو اندر قعر دریایی تو ~~از آذر چه غم داری PageV1P2530 ### || [genre: Gh] # 1 کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری %~% نگفتم با کسی منشین که ~~باشد از طرب عاری # 2 یکی پرزهر افسونی فروخواند به گوش تو %~% ز صحن سینه پرغم دهد پیغام ~~بیماری # 3 چو دیدی آن ترش رو را مخلل کرده ابرو را %~% از او بگریز و بشناسش چرا ~~موقوف گفتاری # 4 چه حاجت آب دریا را چشش چون رنگ او دیدی %~% که پرزهرت کند آبش اگر چه ~~نوش ms1432 منقاری # 5 لطیفان و ظریفانی که بودستند در عالم %~% رمیده و بدگمان بودند همچون ~~کبک کهساری # 6 گر استفراغ می‌خواهی از آن طزغوی گندیده %~% مفرح بدهمت لیکن مکن دیگر ~~وحل خواری # 7 الا یا صاحب الدار ادر کأسا من النار %~% فدفینی و صفینی و صفو عینک ~~الجاری # 8 فطفینا و عزینا فان عدنا فجازینا %~% فانا مسنا ضر فلا ترضی باضراری # 9 ادر کأسا عهدناه فانا ما جحدناه %~% فعندی منه آثار و انی مدرک ثاری # 10 ادر کأسا باجفانی فدا روحی و ریحانی %~% و انت المحشر الثانی فاحیینا ~~بمدرار # 11 فاوقد لی مصابیحی و ناولنی مفاتیحی %~% و غیرنی و سیرنی بجود کفک ~~الساری # 12 چو نامت پارسی گویم کند تازی مرا لابه %~% چو تازی وصف تو گویم برآرد ~~پارسی زاری # 13 بگه امروز زنجیری دگر در گردنم کردی %~% زهی طوق و زهی منصب که هست آن ~~سلسله داری # 14 چو زنجیری نهی بر سگ شود شاه همه شیران %~% چو زنگی را دهی رنگی شود ~~رومی و روم آری # 15 الا یا صاحب الکاس و یا من قلبه قاسی %~% اتبلینی بافلاسی و تعلینی ~~باکثاری # 16 لسان العرب و الترک هما فی کاسک المر %~% فناول قهوه تغنی من اعساری و ~~ایساری # 17 مگر شاه عرب را من بدیدم دوش خواب اندر %~% چه جای خواب می‌بینم جمالش ~~را به بیداری PageV1P2531 ### || [genre: Gh] # 1 برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری %~% کبوترهای دل‌ها را تویی ~~شاهین اشکاری # 2 بود جان‌های پابسته شوند از بند تن رسته %~% بود دل‌های افسرده ز حر تو ~~شود جاری # 3 بسی اشکوفه و دل‌ها که بنهادند در گل‌ها %~% همی‌پایند یاران را به ~~دعوتشان بکن یاری # 4 به کوری دی و بهمن بهاری کن بر این گلشن %~% درآور باغ مزمن را به ~~پرواز و به طیاری # 5 ز بالا الصلایی زن که خندان است این گلشن %~% بخندان خار محزون را که ~~تو ساقی اقطاری # 6 دلی دارم پر ms1433 از آتش بزن بر وی تو آبی خوش %~% نه ز آب چشمه جیحون از آن ~~آبی که تو داری # 7 به خاک پای تو امشب مبند از پرسش من لب %~% بیا ای خوب خوش مذهب بکن با ~~روح سیاری # 8 چو امشب خواب من بستی مبند آخر ره مستی %~% که سلطان قوی دستی و هش ~~بخشی و هشیاری # 9 چرا بستی تو خواب من برای نیکویی کردن %~% ازیرا گنج پنهانی و اندر قصد ~~اظهاری # 10 زهی بی‌خوابی شیرین بهیتر از گل و نسرین %~% فزون از شهد و از شکر به ~~شیرینی خوش خواری # 11 به جان پاکت ای ساقی که امشب ترک کن عاقی %~% که جان از سوز مشتاقی ~~ندارد هیچ صباری # 12 بیا تا روز بر روزن بگردیم ای حریف من %~% ازیرا مرد خواب افکن درآمد ~~شب به کراری # 13 بر این گردش حسد آرد دوار چرخ گردونی %~% که این مغز است و آن قشر است ~~و این نور است و آن ناری # 14 چه کوتاه است پیش من شب و روز اندر این مستی %~% ز روز و شب رهیدم من ~~بدین مستی و خماری # 15 حریف من شو ای سلطان به رغم دیده شیطان %~% که تا بینی رخ خوبان سر آن ~~شاهدان خاری # 16 مرا امشب شهنشاهی لطیف و خوب و دلخواهی %~% برآورده‌ست از چاهی ~~رهانیده ز بیماری # 17 به گرد بام می‌گردم که جام حارسان خوردم %~% تو هم می‌گرد گرد من گرت ~~عزم است میخواری # 18 چو با مستان او گردی اگر مسی تو زر گردی %~% وگر پایی تو سر گردی وگر ~~گنگی شوی قاری # 19 در این دل موج‌ها دارم سر غواص می‌خارم %~% ولی کو دامن فهمی سزاوار ~~گهرباری # 20 دهان بستم خمش کردم اگر چه پرغم و دردم %~% خدایا صبرم افزون کن در ~~این آتش به ستاری PageV1P2532 ### || [genre: Gh] # 1 مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری %~% اگر مه را جفا گویم ms1434 بجنبان ~~سر بگو آری # 2 مرا بر تخت خود بنشان دوزانو پیش من بنشین %~% مرا سلطان کن و می‌دو به ~~پیشم چون سلحداری # 3 شها شیری تو من روبه تو من شو یک زمان من تو %~% چو روبه شیرگیر آید ~~جهان گوید خوش اشکاری # 4 چنان نادر خداوندی ز نادر خسروی آید %~% که بخشد تاج و تخت خود مگر چون ~~تو کلهداری # 5 ز بس احسان که فرمودی چنانم آرزو آمد %~% که موسی چون سخن بشنود در ~~می‌خواست دیداری # 6 یکی کف خاک بستان شد یکی کف خاک بستانبان %~% که زنده می‌شود زین لطف ~~هر خاکی و مرداری # 7 تو خود بی‌تخت سلطانی و بی‌خاتم سلیمانی %~% تو ماهی وین فلک پیشت یکی ~~طشت نگوساری # 8 کی باشد عقل کل پیشت یکی طفلی نوآموزی %~% چه دارد با کمال تو بجز ریشی ~~و دستاری # 9 گلیم موسی و هارون به از مال و زر قارون %~% چرا شاید که بفروشی تو ~~دیداری به دیناری # 10 مرا باری بحمدالله چه قرص مه چه برگ که %~% ز مستی خود نمی‌دانم یکی ~~جو را ز قنطاری # 11 سر عالم نمی‌دارم بیار آن جام خمارم %~% ز هست خویش بیزارم چه باشد ~~هست من باری # 12 سگ کهفی که مجنون شد ز شیر شرزه افزون شد %~% خمش کردم که سرمستم ~~نباید بسکلد تاری # 13 بهل ای دل چو بینایی سخن گویی و رعنایی %~% هلا بگذار تا یابی از این ~~اطلس کلهواری PageV1P2533 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری %~% نماند مر ورا ناله نباشد ~~مر ورا زاری # 2 نباشد خامشی او را از آن کان درد ساکن شد %~% چو طاقت طاق شد او را ~~خموش است او ز ناچاری # 3 زمان رقت و رحمت بنالید از برای او %~% شما یاران دلدارید گرییدش ز ~~دلداری # 4 ازیرا ناله یاران بود تسکین بیماران %~% نگنجد در چنین حالت بجز ناله ~~شما یاری # 5 بود کاین ناله‌ها ms1435 درهم شود آن درد را مرهم %~% درآرد آن پری رو را ز ~~رحمت در کم آزاری # 6 به ناگاهان فرود آید بگوید هی قنق گلدم %~% شود خرگاه مسکینان طربگاه ~~شکرباری # 7 خمار هجر برخیزد امیر بزم بنشیند %~% قدح گردان کند در حین به ~~قانون‌های خماری # 8 همه اجزای عشاقان شود رقصان سوی کیوان %~% هوا را زیر پا آرد شکافد کره ~~ناری # 9 به سوی آسمان جان خرامان گشته آن مستان %~% همه ره جوی از باده مثال ~~دجله‌ها جاری # 10 زهی کوچ و زهی رحلت زهی بخت و زهی دولت %~% من این را بی‌خبر گفتم ~~حریفا تو خبر داری # 11 زره کاسد شود آن جا سلح بی‌قیمتی گردد %~% سیاست‌های شاه ما چو درهم ~~سوخت غداری # 12 چو خوف از خوف او گم شد خجل شد امن از امنش %~% به پیش شمع علم او ~~فضیحت گشته طراری # 13 فضیحت شد کژی لیکن به زودی دامن لطفش %~% بر او هم رحمتی کرد و ~~بپوشیدش به ستاری # 14 که تا الطاف مخدومی شمس الحق تبریزی %~% ببیند دیده دشمن نماند کفر و ~~انکاری # 15 همه اضداد از لطفش بپوشد خلعتی دیگر %~% ز خجلت جمله محو آمد چو گیرد ~~لطف بسیاری # 16 دگربار از میان محو عجب نومستیی یابند %~% برویند از میان نفی چون کز ~~خار گلزاری # 17 پس آنگه دیده بگشایند جمال عشق را بینند %~% همه حکم و همه علم و همه ~~حلم است و غفاری PageV1P2534 ### || [genre: Gh] # 1 مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری %~% نه با اهل زمین جنسم نه امکان ~~است طیاری # 2 چو دست شاه یاد آید فتد آتش به جان من %~% نه پر دارم که بگریزم نه ~~بالم می‌کند یاری # 3 الا ای باز مسکین تو میان جغدها چونی %~% نفاقی کردیی گر عشق رو بستی ~~به ستاری # 4 ولیکن عشق کی پنهان شود با شعله سینه %~% خصوصا از دو دیده سیل همچون ~~چشمه جاری # 5 بس استت عزت و ms1436 دوران ز ذوق عشق پرلذت %~% کجا پیدا شود با عشق یا تلخی ~~و یا خواری # 6 اگر چه تو نداری هیچ مانند الف عشقت %~% به صدر حرف‌ها دارد چرا زان رو ~~که آن داری # 7 حلاوت‌های جاویدان درون جان عشاق است %~% ز بهر چشم زخم است این نفیر و ~~این همه زاری # 8 تن عاشق چو رنجوران فتاده زار بر خاکی %~% نیابد گرد ایشان را به معنی ~~مه به سیاری # 9 مغفل وار پنداری تو عاشق را ولیکن او %~% به هر دم پرده می‌سوزد ز ~~آتش‌های هشیاری # 10 لباس خویش می‌درد قبای جسم می‌سوزد %~% که تا وقت کنار دوست باشد از ~~همه عاری # 11 به غیر دوست هر چش هست طراران همی‌دزدند %~% به معنی کرده او زین فعل ~~بر طرار طراری # 12 که تا خلوت کند ز ایشان کند مشغول ایشان را %~% بگیرد خانه تجرید و ~~خلوت را به عیاری # 13 ندانی سر این را تو که علم و عقل تو پرده است %~% برون غار و تو شادان ~~که خود در عین آن غاری # 14 بدرد زهره جانت اگر ناگاه بینی تو %~% که از اصحاب کهف دل چگونه دور و ~~اغیاری # 15 ز یک حرفی ز رمز دل نبردی بوی اندر عمر %~% اگر چه حافظ اهلی و استادی ~~تو ای قاری # 16 چه دورت داشتند ایشان که قطب کارها گشتی %~% و از این اشغال بی‌کاران ~~نداری تاب بی‌کاری # 17 تو را دم دم همی‌آرند کاری نو به هر لحظه %~% که تا نبود فراغت هیچ بر ~~قانون مکاری # 18 گهی سودای استادی گهی شهوت درافتادی %~% گهی پشت سپه باشی گهی دربند ~~سالاری # 19 دمار و ویل بر جانت اگر مخدوم شمس الدین %~% ز تبریزت نفرماید زکات ~~جان خود یاری PageV1P2535 ### || [genre: Gh] # 1 مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری %~% هر آنچ دوش می‌گفتم ز ~~بی‌خویشی و بیماری # 2 وگر ناگه قضا الله از این‌ها بشنود آن مه %~% خود او ms1437 داند که سودایی چه ~~گوید در شب تاری # 3 چو نبود عقل در خانه پریشان باشد افسانه %~% گهی زیر و گهی بالا گهی ~~جنگ و گهی زاری # 4 اگر شور مرا یزدان کند توزیع بر عالم %~% نبینی هیچ یک عاقل شوند از ~~عقل‌ها عاری # 5 مگر ای عقل تو بر من همه وسواس می‌ریزی %~% مگر ای ابر تو بر من شراب ~~شور می‌باری # 6 مسلمانان مسلمانان شما دل‌ها نگهدارید %~% مگردا کس به گرد من نه نظاره ~~نه دلداری PageV1P2536 ### || [genre: Gh] # 1 حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری %~% جمال خویش بنمایی که سبحان ~~الذی اسری # 2 شراب عشق می‌جوشی از آن سوتر ز بی‌هوشی %~% هزاران عقل بربایی که سبحان ~~الذی اسری # 3 نهی بر فرق جان تاجی بری دل را به معراجی %~% ز دو کونش برافزایی که ~~سبحان الذی اسری # 4 بپرد دل بیابان‌ها شود پیش از همه جان‌ها %~% به ناگاهش تو پیش آیی که ~~سبحان الذی اسری # 5 هر آن کس را که برداری به اجلالش فرود آری %~% در آن بستان بی‌جایی که ~~سبحان الذی اسری # 6 دلم هر لحظه می‌پرد لباس صبر می‌درد %~% از آن شادی که با مایی که ~~سبحان الذی اسری # 7 ز هر شش سوی بگریزم در آن حضرت درآویزم %~% که بس دلبند و زیبایی که ~~سبحان الذی اسری # 8 حیاتی داد جان‌ها را به رقص آورده دل‌ها را %~% عدم را کرده سودایی که ~~سبحان الذی اسری # 9 گریزان شو به علیین دلا یعنی صلاح الدین %~% چو تو بی‌دست و بی‌پایی که ~~سبحان الذی اسری PageV1P2537 ### || [genre: Gh] # 1 یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی %~% چه باشد گر به سوی ما کند هر ~~روز پروازی # 2 دراندازد به جان عاقلان بی‌خبر سوزی %~% بسازد بهر مشتاقان به رسم ~~مطربان سازی # 3 کند هنبازی طوطی صبا را از برای شه %~% که او را نیست در پاکی و ~~بیناییش هنبازی # 4 بجوشد بار دیگر از جمالش ms1438 شادی تازه %~% درآید بار دیگر از وصالش در فلک ~~تازی # 5 به ناگاهان نماید روی آن پشت و پناه من %~% ببینی عقل ترسان را به پای ~~عشق سربازی # 6 همه عاشق شوندش زار هم بی‌دین و هم بادین %~% همه صادق شوند او را ~~نماند هیچ طنازی # 7 شود گوش طبیعت هم ز سر غیب‌ها واقف %~% شود دیده فروبسته ز خاک پای او ~~بازی # 8 شود بازار مه رویان از آن مه رو فروبسته %~% شود دروازه عشرت از آن ~~می‌روی در بازی # 9 شود شب‌های تاریک فراق آن صنم روشن %~% بگوید وصل خوش نکته به گوش هجر ~~یک رازی # 10 که رسم و قاعده غم‌ها ز جان خلق بردارند %~% رسیده عمر ما آخر نهد از ~~عیش آغازی # 11 درون بحر بی‌پایان مرگ و نیستی جان‌ها %~% بود ایمن چو بر دریا بود ~~مرغاب یا قازی # 12 به غیر ناطقه غیرت نبودت هیچ بدگویی %~% نبودستت بجز هم مشک زلفین تو ~~غمازی # 13 که از عشقت بسی جان‌ها چو چوب خشک می‌سوزد %~% ز غیرت گشته با خلقان ~~یکی بدگو و همازی # 14 الا ای آنک یک پرتو از آن رخسار بنمایی %~% خنک گردد همه دل‌ها نماند ~~حسرت و آزی # 15 الا ای کان ربانی شمس الدین تبریزی %~% رخ همچون زرم دارد برای وصل تو ~~گازی PageV1P2538 ### || [genre: Gh] # 1 چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی %~% عسل از شیر نگریزد تو هم ~~باید که نگریزی # 2 اگر نالایقم جانا شوم لایق به فر تو %~% وگر ناچیز و معدومم بیابم از ~~تو من چیزی # 3 یکی قطره شود گوهر چو یابد او علف از تو %~% که قافی شود ذره چو دربندی ~~و بستیزی # 4 همه خاکیم روینده ز آب ذکر و باد دم %~% گلی که خندد و گرید کز او فکری ~~بینگیزی # 5 گلستانی کنش خندان و فرمانی به دستش ده %~% که ای گلشن شدی ایمن ز ~~آفت‌های پاییزی # 6 گهی در صورت آبی ms1439 بیایی جان دهی گل را %~% گهی در صورت بادی به هر شاخی ~~درآویزی # 7 درختی بیخ او بالا نگونه شاخه‌های او %~% به عکس آن درختانی که ~~سعدی‌اند و شونیزی # 8 گهی گویی به گوش دل که در دوغ من افتادی %~% منم جان همه عالم تو چون ~~از جان بپرهیزی # 9 گهی زانوت بربندم چو اشتر تا فروخسپی %~% گهی زانوت بگشایم که تا از ~~جای برخیزی # 10 منال ای اشتر و خامش به من بنگر به چشم هش %~% که تمییز نوت بخشم اگر ~~چه کان تمییزی # 11 تویی شمع و منم آتش چو افتم در دماغت خوش %~% یکی نیمه فروسوزی یکی ~~نیمه فروریزی # 12 به هر سوزی چو پروانه مشو قانع بسوزان سر %~% به پیش شمع چون لافی این ~~سودای دهلیزی # 13 اگر داری سر مستان کله بگذار و سر بستان %~% کله دارند و سرها نی ~~کلهداران پالیزی # 14 سر آن‌ها راست که با او درآوردند سر با سر %~% کم از خاری که زد با گل ~~ز چالاکی و سرتیزی # 15 تو هر چیزی که می‌جویی مجویش جز ز کان او %~% که از زر هم زری یابند و ~~از ارزیز ارزیزی # 16 خمش کن قصه عمری به روزی کی توان گفتن %~% کجا آید ز یک خشتک گریبانی ~~و تیریزی PageV1P2539 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای جان جان جان چو می‌بینی چه می‌پرسی %~% الا ای کان کان کان چو ~~با مایی چه می‌ترسی # 2 ز لا و لم مسلم شو به هر سو کت کشم می‌رو %~% به قدوست کشم آخر که خانه ~~زاده قدسی # 3 چه در بحث اصولی تو چه دربند فصولی تو %~% چه جنس و نوع می‌جویی کز این ~~نوعی و زین جنسی # 4 اگر دامان جان گیری به ترک این و آن گیری %~% که از جمله مبرایی نه از ~~جنی نه از انسی PageV1P2540 ### || [genre: Gh] # 1 بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی %~% بزن ای باد بر زلفش ms1440 که ای ~~زیبا اغا پوسی # 2 گر این جایی گر آن جایی وگر آیی وگر نایی %~% همه قندی و حلوایی زهی ~~حلوا اغا پوسی # 3 ملامت نشنوم هرگز نگردم در طلب عاجز %~% نباشد عشق بازیچه بیا حقا اغا ~~پوسی # 4 اگر در خاک بنهندم تویی دلدار و دلبندم %~% وگر بر چرخ آرندم از آن ~~بالا اغا پوسی # 5 اگر بالای که باشم چو رهبان عشق تو جویم %~% وگر در قعر دریاام در آن ~~دریا اغا پوسی # 6 ز تاب روی تو ماها ز احسان‌های تو شاها %~% شده زندان مرا صحرا در آن ~~صحرا اغا پوسی # 7 چو مست دیدن اویم دو دست از شرم واشویم %~% بگیرم در رهش گویم که ای ~~مولا اغا پوسی # 8 دلارام خوش روشن ستیزه می‌کند با من %~% بیار ای اشک و بر وی زن بگو ~~ایلا اغا پوسی # 9 تو را هر جان همی‌جوید که تا پای تو را بوسد %~% ندارد زهره تا گوید ~~بیا این جا اغا پوسی # 10 وگر از بنده سیرابی بگیری خشم و دیر آیی %~% بماند بی‌کس و تنها تو را ~~تنها اغا پوسی # 11 بیا ای باغ و ای گلشن بیا ای سرو و ای سوسن %~% برای کوری دشمن بگو ما ~~را اغا پوسی # 12 بیا پهلوی من بنشین به رسم و عادت پیشین %~% بجنبان آن لب شیرین که ~~مولانا اغا پوسی # 13 منم نادان تویی دانا تو باقی را بگو جانا %~% به گویایی افیغومی به ~~ناگویا اغا پوسی PageV1P2541 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی %~% بیا بر قلب رندان زن که ~~صاحب قرن ایامی # 2 برآور دودها از دل بجز در خون مکن منزل %~% فلک را از فلک بگسل که جان ~~آتش اندامی # 3 در آن دریا که خون است آن ز خشک و تر برون است آن %~% بیا بنما که چون ~~است آن که حوت موج آشامی # 4 اشارت کن بدان سرده که رندانند ms1441 اندر ده %~% سبک رطل گران درده که تو ~~ساقی آن جامی # 5 قدح در کار شیران کن ز زرشان چشم سیران کن %~% به جامی عقل ویران کن که ~~عقل آن جا بود خامی # 6 بسوز از حسن ای خاقان تو نام و ننگ مشتاقان %~% که سرد آید ز عشاقان ~~حذر کردن ز بدنامی # 7 بدیدم عقل کل را من نهاده ذبح بر گردن %~% بگفتم پیش این پرفن چو ~~اسماعیل چون رامی # 8 بگفت از عشق شمس الدین که تبریز است از او چون چین %~% چو مه رویان ~~نوآیین به گرد مجلس سامی PageV1P2542 ### || [genre: Gh] # 1 شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی %~% بسی اشتر بجست از هر سوی کرد ~~بیابانی # 2 چو اشتر را ندید از غم بخفت اندر کنار ره %~% دلش از حسرت اشتر میان صد ~~پریشانی # 3 در آخر چون درآمد شب بجست از خواب و دل پرغم %~% برآمد گوی مه تابان ز ~~روی چرخ چوگانی # 4 به نور مه بدید اشتر میان راه استاده %~% ز شادی آمدش گریه به سان ابر ~~نیسانی # 5 رخ اندر ماه روشن کرد و گفتا چون دهم شرحت %~% که هم خوبی و نیکویی و ~~هم زیبا و تابانی # 6 خداوندا در این منزل برافروز از کرم نوری %~% که تا گم کرده خود را ~~بیابد عقل انسانی # 7 شب قدر است در جانب چرا قدرش نمی‌دانی %~% تو را می‌شورد او هر دم چرا ~~او را نشورانی # 8 تو را دیوانه کرده‌ست او قرار جانت برده‌ست او %~% غم جان تو خورده‌ست ~~او چرا در جانش ننشانی # 9 چو او آب است و تو جویی چرا خود را نمی‌جویی %~% چو او مشک است و تو ~~بویی چرا خود را نیفشانی PageV1P2543 ### || [genre: Gh] # 1 مگر مستی نمی‌دانی که چون زنجیر جنبانی %~% ز مجنونان زندانی جهانی را ~~بشورانی # 2 مگر نشنیده‌ای دستان ز بی‌خویشان و سرمستان %~% وگر نشنیده‌ای بستان به ~~جان تو که بستانی # 3 تو ms1442 دانی من نمی‌دانم که چیست این بانگ از جانم %~% وزین آواز حیرانم ~~زهی پرذوق حیرانی # 4 صلا مستان و بی‌خویشان صلا ای عیش اندیشان %~% صلا ای آنک می‌دانی که ~~تو خود عین ایشانی PageV1P2544 ### || [genre: Gh] # 1 سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی %~% بدین حالم که می‌بینی ~~وزان نالم که می‌دانی # 2 ورای کفر و ایمانی و مرکب تند می‌رانی %~% چه بس بی‌باک سلطانی همین ~~می‌کن که تو آنی # 3 یکی بازآ به ما بگذر به بیشه جان‌ها بنگر %~% درختان بین ز خون تر به ~~شکل شاخ مرجانی # 4 شنودی تو که یک خامی ز مردان می‌برد نامی %~% نمی‌ترسد که خودکامی نهد ~~داغش به پیشانی # 5 مشو تو منکر پاکان بترس از زخم بی‌باکان %~% که صبر جان غمناکان تو را ~~فانی کند فانی # 6 تو باخویشی به بی‌خویشان مپیچ ای خصم درویشان %~% مزن تو پنجه با ایشان ~~به دستانی که نتوانی # 7 که شمس الدین تبریزی به جان بخشی و خون ریزی %~% ز آتش برکند تیزی به ~~قدرت‌های ربانی PageV1P2545 ### || [genre: Gh] # 1 شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی %~% در این مستی اگر جرمی کنم تا ~~رو نگردانی # 2 زهی پیدای ناپیدا پناه امشب و فردا %~% زهی جانم ز تو شیدا زهی حال ~~پریشانی # 3 ز زلف جعد چون سلسل بشد این حال من مشکل %~% میان موج خون دل مرا تا ~~چند بنشانی # 4 چو آرم پیش تو زاری بهانه نو برون آری %~% زهی شنگی و طراری زهی شوخی و ~~پیشانی # 5 زبان داری تو چون سوسن نمایی آب را روغن %~% چرا بیگانه ای با من چو تو ~~از عین خویشانی # 6 زهی مجلس زهی ساقی زهی مستان زهی باده %~% زهی عشاق دل داده زهی معشوق ~~روحانی # 7 شراب عشق تو آنگه جهان حسن بر جاگه %~% جمال روی تو آنگه کند جان کسی ~~جانی # 8 بکرده روح را حق بین خداوندی شمس ms1443 الدین %~% ز تبریز نکوآیین به ~~قدرت‌های ربانی PageV1P2546 ### || [genre: Gh] # 1 تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی %~% ولی چون کعبه برپرد کجا ~~ماند مسلمانی # 2 تو سلطانی و جانداری تو هم آنی و آن داری %~% مشوران مرغ جان‌ها را که ~~ایشان را سلیمانی # 3 فلک ایمن ز هر غوغا زمین پرغارت و یغما %~% ولیکن از فلک دارد زمین جمع ~~و پریشانی # 4 زمین مانند تن آمد فلک چون عقل و جان آمد %~% تن ار فربه وگر لاغر ز ~~جان باشد همی‌دانی # 5 چو تن را عقل بگذارد پریشانی کند این تن %~% بگوید تن که معذورم تو ~~رفتی که نگهبانی # 6 عنایت‌های تو جان را چو عقل عقل ما آمد %~% چو تو از عقل برگردی چه ~~دارد عقل عقلانی # 7 شود یوسف یکی گرگی شود موسی چو فرعونی %~% چو بیرون شد رکاب تو سرآخر ~~گشت پالانی # 8 چو ما دستیم و تو کانی بیاور هر چه می‌آری %~% چو ما خاکیم و تو آبی ~~برویان هر چه رویانی # 9 تو جویایی و ناجویا چو مغناطیس ای مولا %~% تو گویایی و ناگویا چو ~~اسطرلاب و میزانی PageV1P2547 ### || [genre: Gh] # 1 چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی %~% صلا ای کهنه اسلامان به ~~مهمانی به مهمانی # 2 دل ایمان ز تو شادان زهی استاد استادان %~% تو خود اسلام اسلامی تو خود ~~ایمان ایمانی # 3 بصیرت را بصیرت تو حقیقت را حقیقت تو %~% تو نور نور اسراری تو روح روح ~~را جانی # 4 اگر امداد لطف تو نباشد در جهان تابان %~% درافتد سقف این گردون بیارد ~~رو به ویرانی # 5 چو بردابرد جاه تو ورای هر دو کون آمد %~% زهی سرگشتگی جان‌ها زهی ~~تشکیک و حیرانی # 6 همی‌جویم به دو عالم مثالی تا تو را گویم %~% نمی‌یابم خداوندا ~~نمی‌گویی که را مانی # 7 ز درمان‌ها بری گشتم نخواهم درد را درمان %~% بمیرم در وفای تو که تو ~~درمان درمانی # 8 الا ای جان ms1444 خون ریزم همی‌پر سوی تبریزم %~% همی‌گو نام شمس الدین اگر ~~جایی تو درمانی # 9 صفاتت ای مه روشن عجایب خاصیت دارد %~% که او مر ابر گریان را دراندازد ~~به خندانی # 10 ایا دولت چو بگریزی و زین بی‌دل بپرهیزی %~% ز لطف شاه پابرجا به دست ~~آیی به آسانی PageV1P2548 ### || [genre: Gh] # 1 یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی %~% دل عشاق چون آتش تن عشاق ~~کانونی # 2 بیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتش %~% که می‌سوزد در آن جا ~~خوش به هر اطراف ذاالنونی # 3 چو شمعی برفروزی تو ایا اقبال و روزی تو %~% چو چونی را بسوزی تو درآید ~~جان بی‌چونی # 4 نیاید جز ز مه رویی طواف برج‌ها کردن %~% که مادون را رها کردن نباشد ~~کار هر دونی # 5 برو تو دست اندازان به سوی شاه چون باران %~% ببینی بحر را تازان در آن ~~بحر پر از خونی # 6 چه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستان %~% ببینی و بشوید ~~جان دو دست خود به صابونی # 7 چو دررفتی در آن مخزن منزه از در و روزن %~% چو عیسی سوزنت گردد حجب ~~چون گنج قارونی # 8 ببینی شاه قدوسی بیابی بی‌دهن بوسی %~% ز سر خضر چون موسی شوی در فقر ~~هارونی # 9 چو آبی ساکن و خفته و چون موجی برآشفته %~% به بحر کم زنان رفته شده ~~اندر کم افزونی # 10 چو اندر شه نظر کردی ز مستی آن چنان گردی %~% که گویی تو مگر خوردی ~~هزاران رطل افیونی # 11 چو دیدی شمس تبریزی ز جان کردی شکرریزی %~% در آن دم هر دو جا باشی ~~درون مصر و بیرونی PageV1P2549 ### || [genre: Gh] # 1 دلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینی %~% چراغ افروز عشاقی تو یا ~~خورشیدآیینی # 2 چو نامت بشنود دل‌ها نگنجد در منازل‌ها %~% شود حل جمله مشکل‌ها به نور ~~لم یزل بینی # 3 بگفتم آفتابا تو مرا همراه ms1445 کن با تو %~% که جمله دردها را تو شفا گشتی ~~و تسکینی # 4 بگفتا جان ربایم من قدم بر عرش سایم من %~% به آب و گل کم آیم من مگر ~~در وقت و هر حینی # 5 چو تو از خویش آگاهی ندانی کرد همراهی %~% که آن معراج اللهی نیابد جز ~~که مسکینی # 6 تو مسکینی در این ظاهر درونت نفس بس قاهر %~% یکی سالوسک کافر که رهزن ~~گشت و ره شینی # 7 مکن پوشیده از پیری چنین مو در چنین شیری %~% یکی پیری که علم غیب زیر ~~او است بالینی # 8 طبیب عاشقان است او جهان را همچو جان است او %~% گداز آهنان است او به ~~آهن داده تلبینی # 9 کند در حال گل را زر دهد در حال تن را سر %~% از او انوار دین یابد ~~روان و جان بی‌دینی # 10 در آن دهلیز و ایوانش بیا بنگر تو برهانش %~% شده هر مرده از جانش یکی ~~ویسی و رامینی # 11 ز شمس الدین تبریزی دلا این حرف می‌بیزی %~% به امیدی که بازآید از آن ~~خوش شاه شاهینی PageV1P2550 ### || [genre: Gh] # 1 کجا باشد دورویان را میان عاشقان جایی %~% که با صد رو طمع دارد ز روز ~~عشق فردایی # 2 طمع دارند و نبودشان که شاه جان کند ردشان %~% ز آهن سازد او سدشان چو ~~ذوالقرنین آسایی # 3 دورویی با چنان رویی پلیدی در چنان جویی %~% چه گنجد پیش صدیقان نفاقی ~~کارفرمایی # 4 که بیخ بیشه جان را همه رگ‌های شیران را %~% بداند یک به یک آن را ~~بدیده نورافزایی # 5 بداند عاقبت‌ها را فرستد راتبت‌ها را %~% ببخشد عافیت‌ها را به هر صدیق ~~و یکتایی # 6 براندازد نقابی را نماید آفتابی را %~% دهد نوری خدایی را کند او تازه ~~انشایی # 7 اگر این شه دورو باشد نه آتش خلق و خو باشد %~% برای جست و جو باشد ز ~~فکر نفس کژپایی # 8 دورویی او است بی‌کینه ازیرا او است آیینه %~% ز ms1446 عکس تو در آن سینه ~~نماید کین و بدرایی # 9 مزن پهلو به آن نوری که مانی تا ابد کوری %~% تو با شیران مکن زوری که ~~روباهی به سودایی # 10 که با شیران مری کردن سگان را بشکند گردن %~% نه مکری ماند و نی فن و ~~نه دورویی نه صدتایی PageV1P2551 ### || [genre: Gh] # 1 کجا شد عهد و پیمانی که می‌کردی نمی‌گویی %~% کسی را کو به جان و دل تو ~~را جوید نمی‌جویی # 2 دل افکاری که روی خود به خون دیده می‌شوید %~% چرا از وی نمی‌داری دو ~~دست خود نمی‌شویی # 3 مثال تیر مژگانت شدم من راست یک سانت %~% چرا ای چشم بخت من تو با من ~~کژ چو ابرویی # 4 چه با لذت جفاکاری که می‌بکشی بدین زاری %~% پس آنگه عاشق کشته تو را ~~گوید چو خوش خویی # 5 ز شیران جمله آهویان گریزان دیدم و پویان %~% دلا جویای آن شیری خدا ~~داند چه آهویی # 6 دلا گر چه نزاری تو مقیم کوی یاری تو %~% مرا بس شد ز جان و تن تو را ~~مژده کز آن کویی # 7 به پیش شاه خوش می‌دو گهی بالا و گه در گو %~% از او ضربت ز تو خدمت که ~~او چوگان و تو گویی # 8 دلا جستیم سرتاسر ندیدم در تو جز دلبر %~% مخوان ای دل مرا کافر اگر ~~گویم که تو اویی # 9 غلام بیخودی ز آنم که اندر بیخودی آنم %~% چو بازآیم به سوی خود من این ~~سویم تو آن سویی # 10 خمش کن کز ملامت او بدان ماند که می‌گوید %~% زبان تو نمی‌دانم که من ~~ترکم تو هندویی PageV1P2552 ### || [genre: Gh] # 1 اگر بی‌من خوشی یارا به صد دامم چه می‌بندی %~% وگر ما را همی‌خواهی ~~چرا تندی نمی‌خندی # 2 کسی کو در شکرخانه شکر نوشد به پیمانه %~% بدین سرکای نه ساله نداند ~~کرد خرسندی # 3 بخند ای دوست چون گلشن مبادا خاطر دشمن %~% کند شادی و پندارد که دل ms1447 ~~زین بنده برکندی # 4 چو رشک ماه و گل گشتی چو در دل‌ها طمع کشتی %~% نباشد لایق از حسنت که ~~برگردی ز پیوندی # 5 خوشا آن حالت مستی که با ما عهد می‌بستی %~% مرا مستانه می‌گفتی که ما ~~را خویش و فرزندی # 6 پیاپی باده می‌دادی به صد لطف و به صد شادی %~% که گیر این جام ~~بی‌خویشی که باخویشی و هشمندی # 7 سلام علیک ای خواجه بهانه چیست این ساعت %~% نه دریایی و دریادل نه ~~ساقی و خداوندی # 8 نه یاقوتی نه مرجانی نه آرام دل و جانی %~% نه بستان و گلستانی نه کان ~~شکر و قندی # 9 خمش باشم بدان شرطی که بدهی می خموشانه %~% من از گولی دهم پندت نه ز ~~آنک قابل پندی PageV1P2553 ### || [genre: Gh] # 1 چرا چون ای حیات جان در این عالم وطن داری %~% نباشد خاک ره ناطق ندارد ~~سنگ هشیاری # 2 چرا زهری دهد تلخی چرا خاری کند تیزی %~% چرا خشمی کند تندی چرا باشد ~~شبی تاری # 3 در آن گلزار روی او عجب می‌ماندم روزی %~% که خاری اندر این عالم کند ~~در عهد او خاری # 4 مگر حضرت نقابی بست از غیرت بر آن چهره %~% که تا غیری نبیند آن برون ~~ناید ز اغیاری # 5 مگر خود دیده عالم غلیظ و درد و قلب آمد %~% نمی‌تاند که دریابد ز لطف ~~آن چهره ناری # 6 دو چشم زشت رویان را لباس زشت می‌باید %~% و کی شاید که درپوشد لباس ~~زشت آن عاری # 7 که از عریانی لطفش لباس لطف شرمنده %~% که از شرم صفای او عرق‌ها ~~می‌شود جاری # 8 و او با این همه جسمی فروبرید و درپوشید %~% برون زد لطف از چشمش ز هر ~~سو شد به دیداری # 9 فروپوشید لطف او نهانی کرده چشمش را %~% که تا شد دیده‌ها محروم و کند ~~از سیر و سیاری # 10 ولیک آن نور ناپیدا همی‌فرمایدت هر دم %~% شراب می که بفزاید ز ~~بی‌هوشیت هشیاری ms1448 # 11 که خوبان به غایت را فراغت باشد از شیوه %~% ولیکن عشقشان دارد هزاران ~~مکر و عیاری # 12 چنانک از شهوتی تو خوش به جسم و جان شهوانی %~% نباشی زان طرب غافل ~~اگر تو جان جان داری # 13 درون خود طلب آن را نه پیش و پس نه بر گردون %~% نمی‌بینی که اندر ~~خواب تو در باغ و گلزاری # 14 کدامین سوی می‌دانی کدامین سوی می‌بینی %~% تو آن باغی که می‌بینی به ~~خواب اندر به بیداری # 15 چو دیده جان گشادی تو بدیدی ملک روحانی %~% از آن جا طفل ره باشی چو ~~رو زین سو به شه آری # 16 کدامین شه نیارم گفت رمزی از صفات او %~% ولیکن از مثالی تو بدانی گر ~~خرد داری # 17 خردهایی نمی‌خواهم که از دونی و طماعی %~% سر و سرور نمی‌جوید ~~همی‌جوید کلهداری # 18 که بگذار و سر می‌جو کز آن سر سر به دست آید %~% به سر بنشین به بزم ~~سر ببین زان سر تو خماری # 19 ز جامی کز صفای آن نماید غیب‌ها یک یک %~% چه مه رویان نماید غیب اندر ~~حجب و عماری # 20 به روی هر مهی بینی تو داغی بس ظریف و کش %~% نشان بندگی شه که فرد ~~است او به دلداری # 21 به نزد حسن انس و جن مخدومی شمس الدین %~% زهی تبریز دریاوش که بر هر ~~ابر در باری PageV1P2554 ### || [genre: Gh] # 1 زهی چشم مرا حاصل شده آیین خون ریزی %~% ز هجران خداوندی شمس الدین ~~تبریزی # 2 ایا خورشید رخشنده متاب از امر او سر را %~% که تاریک ابد گردی اگر با ~~او تو بستیزی # 3 ایا ای ابر گر تو یک نظر از نرگسش یابی %~% به جای آب آب زندگانی و ~~گهربیزی # 4 اگر آتش شبی در خواب لطف و حلم او دیدی %~% گلستان‌ها شدی آتش نکردی ~~ذره‌ای تیزی # 5 به هنگامی که هر جانی به جانی جفت می‌گردند %~% بفرمودند گر جانی به ~~جان او نیامیزی ms1449 # 6 که جان او چنان صاف و لطیف آمد که جان‌ها را %~% ز روی شرم و لطف او ~~فریضه گشت پرهیزی # 7 هر آنچ از روح او آید به وهم روح‌ها ناید %~% که خشتک کی تواند کرد ~~اندر جامه تیریزی # 8 کسی کاندر جهان از بوش انا لا غیر می گفته‌ست %~% گر از جاهش ببردی بو ~~ز حسرت کرده خون ریزی # 9 بیا ای عقل کل با من که بردابرد او بینی %~% ورای بحر روحانی بدان شرطی ~~که نگریزی # 10 از آن بحری گذشته‌ست او که دل‌ها دل از او یابند %~% و جان‌ها جان از ~~او گیرند و هر چیزی از او چیزی # 11 اگر انکار خواهی کرد از عجزی است اندر تو %~% چه داند قوت حیدر مزاج ~~حیز از حیزی # 12 علی الله خانه کعبه و فی الله بیت معمورا %~% گهی که بشنوی تبریز از ~~تعظیم برخیزی # 13 ایا ای عقل و تمییزی که لاف دیدنش داری %~% وآنگه باخودی بالله که ~~بی‌الهام و تمییزی PageV1P2555 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن چشمی که گریان است در عشق دلارامی %~% بشارت آیدش روزی ز وصل او ~~به پیغامی # 2 هر آن چشم سپیدی کو سیه کرده‌ست تن جامه %~% سیاهش شد سپید آخر سپیدش ~~شد سیه فامی # 3 چو گریان بود آن یعقوب کنعان از پی یوسف %~% بشارت آمدش ناگه از آن خوش ~~روی خوش نامی # 4 مثال نردبان باشد به نالیدن به عشق اندر %~% چو او بر نردبان کوشد رسد ~~ناگاه بر بامی # 5 حریف عشق پیش آید چو بیند مر تو را بیخود %~% کبابی از جگر در کف ز خون ~~دل یکی جامی # 6 که آب لطف آن دلبر گرفته قاف تا قاف است %~% از آن است آتش هجران که تا ~~پخته شود خامی # 7 برای امتحان مرغ جان عاشق وحشی %~% بلا چون ضربت دامی و زلف یار چون ~~دامی # 8 که تا زین دام و زین ضربت کشاکش یابد این وحشی ms1450 %~% نماند ناز و تندی او ~~شود همراز و هم رامی # 9 چنان چون میوه‌های خام از آن پخته شود شیرین %~% که گاهش تاب خورشید ~~است و گاهش طره شامی # 10 ز رنج عام و لطف خاص حکمت‌ها شود پیدا %~% که تا صافی شود دردی که تا ~~خاصه شود عامی # 11 گهی از خوف محرومی و هجران ابد سوزی %~% گهی اندر امید وصل یکتا زفت ~~انعامی # 12 خصوصا درد این مسکین که عالم سوز طوفان است %~% زهی تلخی و ناکامی که ~~شیرین است از او کامی # 13 به هر گامی اگر صد تیر آید از هوای او %~% نگردم از هوای او نگردانم ~~یکی گامی # 14 منم در وام عشق شاه تا گردن بحمدالله %~% مبارک صاحب وامی مبارک کردن ~~وامی # 15 زهی دریای لطف حق زهی خورشید ربانی %~% به هر صد قرن نبود این چه جای ~~سال و ایامی # 16 ز مخدومی شمس الدین تبریزی بیابد جان %~% خلاصه نور ایمانی صفای جان ~~اسلامی # 17 چه جای نور اسلام است که نورانی و روحانی %~% شود واله اگر پیدا شود ~~از دفترش لامی PageV1P2556 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای نقش روحانی چرا از ما گریزانی %~% تو خود از خانه آخر ز حال ~~بنده می دانی # 2 به حق اشک گرم من به حق روی زرد من %~% به پیوندی که با تستم ورای طور ~~انسانی # 3 اگر عالم بود خندان مرا بی‌تو بود زندان %~% بس است آخر بکن رحمی بر ~~این محروم زندانی # 4 اگر با جمله خویشانم چو تو دوری پریشانم %~% مبادا ای خدا کس را بدین ~~غایت پریشانی # 5 بر آن پای گریزانت چه بربندم که نگریزی %~% به جان بی‌وفا مانی چو یار ~~ما گریزانی # 6 ور از نه چرخ برتازی بسوزی هفت دریا را %~% بدرم چرخ و دریا را به عشق ~~و صبر و پیشانی # 7 وگر چو آفتابی هم روی بر طارم چارم %~% چو سایه در رکاب تو همی‌آیم به ~~پنهانی PageV1P2557 ### || [genre: ms1451 Gh] # 1 الا ای یوسف مصری از این دریای ظلمانی %~% روان کن کشتی وصلت برای پیر ~~کنعانی # 2 یکی کشتی که این دریا ز نور او بگیرد چشم %~% که از شعشاع آن کشتی ~~بگردد بحر نورانی # 3 نه زان نوری که آن باشد به جان چاکران لایق %~% از آن نوری که آن باشد ~~جمال و فر سلطانی # 4 در آن بحر جلالت‌ها که آن کشتی همی‌گردد %~% چو باشد عاشق او حق که ~~باشد روح روحانی # 5 چو آن کشتی نماید رخ برآید گرد آن دریا %~% نماند صعبیی دیگر بگردد ~~جمله آسانی # 6 چه آسانی که از شادی ز عاشق هر سر مویی %~% در آن دریا به رقص اندرشده ~~غلطان و خندانی # 7 نبیند خنده جان را مگر که دیده جان‌ها %~% نماید خدها در جسم آب و خاک ~~ارکانی # 8 ز عریانی نشانی‌هاست بر درز لباس او %~% ز چشم و گوش و فهم و وهم اگر ~~خواهی تو برهانی # 9 تو برهان را چه خواهی کرد که غرق عالم حسی %~% برو می‌چر چو استوران در ~~این مرعای شهوانی # 10 مگر الطاف مخدومی خداوندی شمس دین %~% رباید مر تو را چون باد از ~~وسواس شیطانی # 11 کز این جمله اشارت‌ها هم از کشتی هم از دریا %~% مکن فهمی مگر در حق ~~آن دریای ربانی # 12 چو این را فهم کردی تو سجودی بر سوی تبریز %~% که تا او را بیابد جان ~~ز رحمت‌های یزدانی PageV1P2558 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای جان قدس آخر به سوی من نمی‌آیی %~% هماره جان به تن آید تو سوی ~~تن نمی‌آیی # 2 بدم دامن کشان تا تو ز من دامن کشیدستی %~% ز اشک خون همی‌ریزم در این ~~دامن نمی‌آیی # 3 زهی بی‌آبی جانم چو نیسانت نمی‌بارد %~% زهی خرمن که سوی این سیه خرمن ~~نمی‌آیی # 4 چو دورم زان نظر کردن نظاره عالمی گشتم %~% نظاره من بیا گر تو نظر ~~کردن نمی‌آیی # 5 الا ای دل پری خوانی نگویی ms1452 آن پری را تو %~% چرا خوابم ببردی گر به سحر ~~و فن نمی‌آیی # 6 الا ای طوق وصل او که در گردن همی‌زیبی %~% چو قمری ناله می‌دارم که در ~~گردن نمی‌آیی # 7 دل تو همچو سنگ و من چو آهن ثابت اندر عشق %~% ایا آهن ربا آخر سوی آهن ~~نمی‌آیی # 8 ز ما و من برست آن کس که تو رویی بدو آری %~% چرا تو سوی این هجران صد ~~چون من نمی‌آیی # 9 فزایش از کجا باشد بهارا چون نمی‌باری %~% سکونت از کجا آخر سوی مسکن ~~نمی‌آیی # 10 الا ای نور غایب بین در این دیده نمی‌تابی %~% الا ای ناطقه کلی بدین ~~الکن نمی‌آیی # 11 چو ارزن خرد گشتستم ز بهر مرغ مژده آور %~% الا ای مرغ مژده آور بدین ~~ارزن نمی‌آیی # 12 همه جان‌ها شده لرزان در این مکمن گه هجران %~% برای امن این جان‌ها ~~در این مکمن نمی‌آیی # 13 زبان چون سوسن تازه به مدحت ای خوش آوازه %~% الا گلزار ربانی بدین ~~سوسن نمی‌آیی # 14 الا ای باده شادان به عشق اندر چو استادان %~% درونت خنب سرمستی چرا ~~از دن نمی‌آیی # 15 معاش خانه جانم اگر نه از قرص خورشید است %~% چرا ای خانه بی‌خورشید ~~تو روشن نمی‌آیی # 16 اگر نه طالب اویی به خانه خانه خورشید %~% چرا چون شکل شب دزدان به هر ~~روزن نمی‌آیی # 17 چو صحرای جمال او برای جان بود مؤمن %~% چرا در خوف می‌باشی ~~چرامؤمننمی‌آیی # 18 تو بشکن جوز این تن را بکوب این مغز را درهم %~% چرا اندر چراغ عشق ~~چون روغن نمی‌آیی # 19 تو آب و روغنی کردی به نورت ره کجا باشد %~% مبر تو آب بی‌روغن که ~~بی‌دشمن نمی‌آیی # 20 چه نقد پاک می‌دانی تو خود را وین نمی‌بینی %~% که اندر دست خود ماندی ~~و در مخزن نمی‌آیی # 21 ز عشق شمس تبریزی چو موسی گفته‌ام ارنی %~% ز سوی طور تبریزی چرا چون ~~لن نمی‌آیی PageV1P2559 ### || [genre: Gh] # 1 مسلمانان مسلمانان ms1453 مرا جانی است سودایی %~% چو طوفان بر سرم بارد از ~~این سودا ز بالایی # 2 مسلمانان مسلمانان به هر روزی یکی شوری %~% به کوی لولیان افتد از آن ~~لولی سرنایی # 3 مسلمانان مسلمانان ز جان پرسید کای سابق %~% ورای طور اندیشه حریفان را ~~چه می‌پایی # 4 مسلمانان مسلمانان بشویید از دل من دست %~% کز این اندیشه دادم دل به ~~دست موج دریایی # 5 مسلمانان مسلمانان خبر آن کارفرما را %~% که سخت از کار رفتم من مرا ~~کاری بفرمایی # 6 مسلمانان مسلمانان امانت دست من گیرید %~% که مستم ره نمی‌دانم بدان ~~معشوق زیبایی # 7 مسلمانان مسلمانان به کوی او سپاریدم %~% بر آن خاکم بخسپانید زان خاک ~~است بینایی # 8 مسلمانان مسلمانان زبان پارسی گویم %~% که نبود شرط در جمعی شکر خوردن ~~به تنهایی # 9 بیا ای شمس تبریزی که بر دست این سخن بیزی %~% به غیر تو نمی‌باید تویی ~~آنک همی‌بایی PageV1P2560 ### || [genre: Gh] # 1 یکی فرهنگ دیگر نو برآر ای اصل دانایی %~% ببین تو چاره‌ای از نو که ~~الحق سخت بینایی # 2 بسی دل‌ها چو گوهرها ز نور لعل تو تابان %~% بسی طوطی که آموزند از ~~قندت شکرخایی # 3 زدی طعنه که دود تو ندارد آتش عاشق %~% گر آتش نیستش حقی وگر دارد چه ~~فرمایی # 4 برو ای جان دولت جو چه خواهم کرد دولت را %~% من و عشق و شب تیره نگار ~~و باده پیمایی # 5 بیا ای مونس روزم نگفتم دوش در گوشت %~% که عشرت در کمی خندد تو کم زن ~~تا بیفزایی # 6 دلا آخر نمی‌گویی کجا شد مکر و دستانت %~% چو جام از دست جان نوشی از ~~آن بی‌دست و بی‌پایی # 7 به هر شب شمس تبریزی چه گوهرها که می‌بیزی %~% چه سلطانی چه جان بخشی ~~چه خورشیدی چه دریایی PageV1P2561 ### || [genre: Gh] # 1 من پای همی‌کوبم ای جان و جهان دستی %~% ای جان و جهان برجه از بهر دل ~~مستی # 2 ای مست مکش محشر بازآی ز ms1454 شور و شر %~% آن دست بر آن دل نه ای کاش دلی ~~هستی # 3 ترک دل و جان کردم تا بی‌دل و جان گردم %~% یک دل چه محل دارد صد دلکده ~~بایستی # 4 بنگر به درخت ای جان در رقص و سراندازی %~% اشکوفه چرا کردی گر باده ~~نخوردستی # 5 آن باد بهاری بین آمیزش و یاری بین %~% گر نی همه لطفستی با خاک ~~نپیوستی # 6 از یار مکن افغان بی‌جور نیامد عشق %~% گر نی ره عشق این است او کی دل ~~ما خستی # 7 صد لطف و عطا دارد صد مهر و وفا دارد %~% گر غیرت بگذارد دل بر دل ما ~~بستی # 8 با جمله جفاکاری پشتی کند و یاری %~% گر پشتی او نبود پشت همه بشکستی # 9 دامی که در او عنقا بی‌پر شود و بی‌پا %~% بی‌رحمت او صعوه زین دام کجا ~~خستی # 10 خامش کن و ساکن شو ای باد سخن گر چه %~% در جنبش باد دل صد مروحه ~~بایستی # 11 شمس الحق تبریزی ماییم و شب وحشت %~% گر شمس نبودی شب از خویش کجا ~~رستی PageV1P2562 ### || [genre: Gh] # 1 گر عشق بزد راهم ور عقل شد از مستی %~% ای دولت و اقبالم آخر نه توام ~~هستی # 2 رستن ز جهان شک هرگز نبود اندک %~% خاک کف پای شه کی باشد سردستی # 3 ای طوطی جان پر زن بر خرمن شکر زن %~% بر عمر موفر زن کز بند قفس رستی # 4 ای جان سوی جانان رو در حلقه مردان رو %~% در روضه و بستان رو کز هستی ~~خود جستی # 5 در حیرت تو ماندم از گریه و از خنده %~% با رفعت تو رستم از رفعت و از ~~پستی # 6 ای دل بزن انگشتک بی‌زحمت لی و لک %~% در دولت پیوسته رفتی و بپیوستی # 7 آن باده فروش تو بس گفت به گوش تو %~% جان‌ها بپرستندت گر جسم بنپرستی # 8 ای خواجه شنگولی ای فتنه صد لولی %~% بشتاب چه می ms1455 مولی آخر دل ما خستی # 9 گر خیر و شرت باشد ور کر و فرت باشد %~% ور صد هنرت باشد آخر نه در آن ~~شستی # 10 چالاک کسی یارا با آن دل چون خارا %~% تا ره نزدی ما را از پای ~~بننشستی # 11 درجست در این گفتن بنمودن و بنهفتن %~% یک پرده برافکندی صد پرده نو ~~بستی PageV1P2563 ### || [genre: Gh] # 1 ای دوست ز شهر ما ناگه به سفر رفتی %~% ما تلخ شدیم و تو در کان شکر ~~رفتی # 2 نوری که بدو پرد جان از قفس قالب %~% در تو نظری کرد او در نور نظر ~~رفتی # 3 رفتی تو از این پستی در شادی و در مستی %~% آن سوی زبردستی گر زیر و ~~زبر رفتی # 4 مانند خیالی تو هر دم به یکی صورت %~% زین شکل برون جستی در شکل دگر ~~رفتی # 5 امروز چو جانستی در صدر جنانستی %~% از دور قمر رستی بالای قمر رفتی # 6 اکنون ز تن گریان جانا شده‌ای عریان %~% چون ترک کله کردی وز بند کمر ~~رفتی # 7 از نان شده‌ای فارغ وز منت خبازان %~% وز آب شدی فارغ کز تف جگر رفتی # 8 نانی دهدت جانان بی‌معده و بی‌دندان %~% آبی دهدت صافی زان بحر که ~~دررفتی # 9 از جان شریف خود وز حال لطیف خود %~% بفرست خبر زیرا در عین خبر رفتی # 10 ور ز آنک خبر ندهی دانم که کجاهایی %~% در دامن دریایی چون در و گهر ~~رفتی # 11 هان ای سخن روشن درتاب در این روزن %~% کز گوش گذر کردی در عقل و بصر ~~رفتی PageV1P2564 ### || [genre: Gh] # 1 آورد طبیب جان یک طبله ره آوردی %~% گر پیر خرف باشی تو خوب و جوان ~~گردی # 2 تن را بدهد هستی جان را بدهد مستی %~% از دل ببرد سستی وز رخ ببرد زردی # 3 آن طبله عیسی بد میراث طبیبان شد %~% تریاق در او یابی گر زهر اجل ~~خوردی # 4 ای طالب آن طبله ms1456 روی آر بدین قبله %~% چون روی بدو آری مه روی جهان ~~گردی # 5 حبیب است در او پنهان کان ناید در دندان %~% نی تری و نی خشکی نی گرمی ~~و نی سردی # 6 زان حب کم از حبه آیی بر آن قبه %~% کان مسکن عیسی شد و آن حبه بدان ~~خردی # 7 شد محرز و شد محرز از داد تو هر عاجز %~% لاغر نشود هرگز آن را که تو ~~پروردی # 8 گفتم به طبیب جان امروز هزاران سان %~% صدق قدمی باشد چون تو قدم ~~افشردی # 9 از جا نبرد چیزی آن را که تو جا دادی %~% غم نسترد آن دل را کو را ز غم ~~استردی # 10 خامش کن و دم درکش چون تجربه افتادت %~% ترک گروان برگو تو زان گروان ~~فردی PageV1P2565 ### || [genre: Gh] # 1 افتاد دل و جانم در فتنه طراری %~% سنگینک جنگینک سر بسته چو بیماری # 2 آید سوی بی‌خوابی خواهد ز درش آبی %~% آب چه که می‌خواهد تا درفکند ~~ناری # 3 گوید که به اجرت ده این خانه مرا چندی %~% هین تا چه کنی سازم از آتشش ~~انباری # 4 گه گوید این عرصه کاین خانه برآوردی %~% بوده‌ست از آن من تو دانی و ~~دیواری # 5 دیوار ببر زین جا این عرصه به ما واده %~% در عرصه جان باشد دیوار تو ~~مرداری # 6 آن دلبر سروین قد در قصد کسی باشد %~% در کوی همی‌گردد چون مشتغل کاری # 7 ناگه بکند چاهی ناگه بزند راهی %~% ناگه شنوی آهی از کوچه و بازاری # 8 جان نقش همی‌خواند می‌داند و می‌راند %~% چون رخت نمی‌ماند در غارت او ~~باری # 9 ای شاه شکرخنده‌ای شادی هر زنده %~% دل کیست تو را بنده جان کیست ~~گرفتاری # 10 ای ذوق دل از نوشت وی شوق دل از جوشت %~% پیش آر به من گوشت تا نشنود ~~اغیاری # 11 از باغ تو جان و تن پر کرده ز گل دامن %~% آموخت خرامیدن با تو به سمن ~~زاری ms1457 # 12 زان گوش همی‌خارد کاومید چنین دارد %~% و آن گاه یقین دارد این از ~~کرمت آری # 13 تا از تو شدم دانا چون چنگ شدم جانا %~% بشنو هله مولانا زاری چنین ~~زاری # 14 تا عشق حمیاخد این مهر همی‌کارد %~% خامش که دلم دارد بی‌مشغله گفتاری ~~PageV1P2566 ### || [genre: Gh] # 1 یک حمله و یک حمله کآمد شب و تاریکی %~% چستی کن و ترکی کن نی نرمی و ~~تاجیکی # 2 داریم سری کان سر بی‌تن بزید چون مه %~% گر گردن ما دارد در عشق تو ~~باریکی # 3 شاهیم نه سه روزه لعلیم نه پیروزه %~% عشقیم نه سردستی مستیم نه از ~~سیکی # 4 من بنده خوبانم هر چند بدم گویند %~% با زشت نیامیزم هر چند کند نیکی # 5 عشاق بسی دارد من از حسد ایشان %~% بیگانه همی‌باشم از غایت نزدیکی # 6 روپوش کند او هم با محرم و نامحرم %~% گویند فلان بنده گوید که عجب کی ~~کی # 7 طفلی است سخن گفتن مردی است خمش کردن %~% تو رستم چالاکی نی کودک ~~چالیکی PageV1P2567 ### || [genre: Gh] # 1 آن زلف مسلسل را گر دام کنی حالی %~% در عشق جهانی را بدنام کنی حالی # 2 می‌جوش ز سر گیرد خمخانه به رقص آید %~% گر از شکرقندت در جام کنی حالی # 3 از چشم چو بادامت در مجلس یک رنگی %~% هر نقل که پیش آید بادام کنی ~~حالی # 4 حاشا ز عطای تو کان نسیه بود ای جان %~% گر تشنه بود صادق انعام کنی ~~حالی # 5 ای ماه فلک پیما از منزل ما تا تو %~% صدساله ره ار باشد یک گام کنی ~~حالی # 6 از لطف تو از عقرب صد شیر بجوشیده %~% و آن کره گردون را هم رام کنی ~~حالی # 7 بر بام فلک صد در بگشاید و بنماید %~% گر حارس بامت را بر بام کنی حالی # 8 هر خام شود پخته هم خوانده شود تخته %~% گر صبح رخت جلوه در شام کنی ~~حالی PageV1P2568 ### || [genre: Gh] # 1 پنهان ms1458 به میان ما می‌گردد سلطانی %~% و اندر حشر موران افتاده سلیمانی # 2 می‌بیند و می‌داند یک یک سر یاران را %~% امروز در این مجمع شاهنشه ~~سردانی # 3 اسرار بر او ظاهر همچون طبق حلوا %~% گر مکر کند دزدی ور راست رود جانی # 4 نیک و بد هر کس را از تخته پیشانی %~% می‌بیند و می‌خواند با تجربه خط ~~خوانی # 5 در مطبخ ما آمد یک بی‌من و بی‌مایی %~% تا شور دراندازد بر ما ز ~~نمکدانی # 6 امروز سماع ما چون دل سبکی دارد %~% یا رب تو نگهدارش ز آسیب گران جانی # 7 آن شیشه دلی کو دی بگریخت چو نامردان %~% امروز همی‌آید پرشرم و ~~پشیمانی # 8 صد سال اگر جایی بگریزد و بستیزد %~% پرگریه و غم باشد بی‌دولت خندانی # 9 خورشید چه غم دارد ار خشم کند گازر %~% خاموش که بازآید بلبل به ~~گلستانی PageV1P2569 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاه مسلمانان وی جان مسلمانی %~% پنهان شده و افکنده در شهر پریشانی # 2 ای آتش در آتش هم می‌کش و هم می‌کش %~% سلطان سلاطینی بر کرسی سبحانی # 3 شاهنشه هر شاهی صد اختر و صد ماهی %~% هر حکم که می‌خواهی می‌کن که همه ~~جانی # 4 گفتی که تو را یارم رخت تو نگهدارم %~% از شیر عجب باشد بس نادره ~~چوپانی # 5 گر نیست و گر هستم گر عاقل و گر مستم %~% ور هیچ نمی‌دانم دانم که تو ~~می‌دانی # 6 گر در غم و در رنجم در پوست نمی‌گنجم %~% کز بهر چو تو عیدی قربانم و ~~قربانی # 7 گه چون شب یغمایی هر مدرکه بربایی %~% روز از تن همچون شب چون صبح برون ~~رانی # 8 گه جامه بگردانی گویی که رسولم من %~% یا رب که چه گردد جان چون جامه ~~بگردانی # 9 در رزم تویی فارس بر بام تویی حارس %~% آن چیست عجب جز تو کو را تو ~~نگهبانی # 10 ای عشق تویی جمله بر کیست تو را حمله %~% ای عشق عدم‌ها را ms1459 خواهی که ~~برنجانی # 11 ای عشق تویی تنها گر لطفی و گر قهری %~% سرنای تو می‌نالد هم تازی و ~~سریانی # 12 گر دیده ببندی تو ور هیچ نخندی تو %~% فر تو همی‌تابد از تابش پیشانی # 13 پنهان نتوان بردن در خانه چراغی را %~% ای ماه چه می‌آیی در پرده ~~پنهانی # 14 ای چشم نمی‌بینی این لشکر سلطان را %~% وی گوش نمی‌نوشی این نوبت ~~سلطانی # 15 گفتم که به چه دهی آن گفتا که به بذل جان %~% گنجی است به یک حبه در ~~غایت ارزانی # 16 لاحول کجا راند دیوی که تو بگماری %~% باران نکند ساکن گردی که تو ~~ننشانی # 17 چون سرمه جادویی در دیده کشی دل را %~% تمییز کجا ماند در دیده انسانی # 18 هر نیست بود هستی در دیده از آن سرمه %~% هر وهم برد دستی از عقل به ~~آسانی # 19 از خاک درت باید در دیده دل سرمه %~% تا سوی درت آید جوینده ربانی # 20 تا جزو به کل تازد حبه سوی کان یازد %~% قطره سوی بحر آید از سیل ~~کهستانی # 21 نی سیل بود این جا نی بحر بود آن جا %~% خامش که نشد ظاهر هرگز سر ~~روحانی PageV1P2570 ### || [genre: Gh] # 1 جانا به غریبستان چندین به چه می‌مانی %~% بازآ تو از این غربت تا چند ~~پریشانی # 2 صد نامه فرستادم صد راه نشان دادم %~% یا راه نمی‌دانی یا نامه ~~نمی‌خوانی # 3 گر نامه نمی‌خوانی خود نامه تو را خواند %~% ور راه نمی‌دانی در پنجه ~~ره دانی # 4 بازآ که در آن محبس قدر تو نداند کس %~% با سنگ دلان منشین چون گوهر ~~این کانی # 5 ای از دل و جان رسته دست از دل و جان شسته %~% از دام جهان جسته بازآ ~~که ز بازانی # 6 هم آبی و هم جویی هم آب همی‌جویی %~% هم شیر و هم آهویی هم بهتر از ~~ایشانی # 7 چند است ز تو تا جان تو طرفه تری یا جان %~% آمیخته‌ای ms1460 با جان یا پرتو ~~جانانی # 8 نور قمری در شب قند و شکری در لب %~% یا رب چه کسی یا رب اعجوبه ربانی # 9 هر دم ز تو زیب و فر از ما دل و جان و سر %~% بازار چنین خوشتر خوش ~~بدهی و بستانی # 10 از عشق تو جان بردن وز ما چو شکر مردن %~% زهر از کف تو خوردن سرچشمه ~~حیوانی PageV1P2571 ### || [genre: Gh] # 1 در پرده خاک ای جان عیشی است به پنهانی %~% و اندر تتق غیبی صد یوسف ~~کنعانی # 2 این صورت تن رفته و آن صورت جا مانده %~% ای صورت جان باقی وی صورت تن ~~فانی # 3 گر چاشنیی خواهی هر شب بنگر خود را %~% تن مرده و جان پران در روضه ~~رضوانی # 4 ای عشق که آن داری یا رب چه جهان داری %~% چندان صفتت کردم والله که دو ~~چندانی # 5 المؤمن حلوی و العاش علوی %~% با تو چه زبان گویم ای جان که نمی‌دانی # 6 چندان بدوان لنگان کاین پای فروماند %~% وآنگه رسد از سلطان صد مرکب ~~میدانی # 7 می مرد یکی عاشق می‌گفت یکی او را %~% در حالت جان کندن چون است که ~~خندانی # 8 گفتا چو بپردازم من جمله دهان گردم %~% صدمرده همی‌خندم بی‌خنده دندانی # 9 زیرا که یکی نیمم نی بود شکر گشتم %~% نیم دگرم دارد عزم شکرافشانی # 10 هر کو نمرد خندان تو شمع مخوان او را %~% بو بیش دهد عنبر در وقت ~~پریشانی # 11 ای شهره نوای تو جان است سزای تو %~% تو مطرب جانانی چون در طمع نانی # 12 کس کیسه میفشان گو کس خرقه میفکن گو %~% اومید کی ضایع شد از کیسه ~~ربانی # 13 از کیسه حق گردون صد نور و ضیا ریزد %~% دریا ز عطای حق دارد ~~گهرافشانی # 14 نان ریزه سفره‌ست این کز چرخ همی‌ریزد %~% بگذر ز فلک بررو گر درخور ~~آن خوانی # 15 گر خسته شود کفت کفی دگرت بخشد %~% ور خسته شود حلقت ms1461 در حلقه سلطانی # 16 برگو غزلی برگو پامزد خود از حق جو %~% بر سوخته زن آبی چون چشمه ~~حیوانی PageV1P2572 ### || [genre: Gh] # 1 از آتش ناپیدا دارم دل بریانی %~% فریاد مسلمانان از دست مسلمانی # 2 شهد و شکرش گویم کان گهرش گویم %~% شمع و سحرش خوانم یا نادره سلطانی # 3 زین فتنه و غوغایی آتش زده هر جایی %~% وز آتش و دود ما برخاسته ایوانی # 4 با این همه سلطانی آن خصم مسلمانی %~% بربود به قهر از من در راه ~~حرمدانی # 5 بگشاد حرمدانم بربود دل و جانم %~% آن کس که به پیش او جانی به یکی ~~نانی # 6 من دوش ز بوی او رفتم سر کوی او %~% ناگاه پدید آمد باغی و گلستانی # 7 آن جا دل و دلداری هم عالم اسراری %~% هم واقف و بیداری هم شهره و ~~پنهانی # 8 در خدمت خاک او عیشی و تماشایی %~% در آتش عشق او هر چشمه حیوانی ~~PageV1P2573 ### || [genre: Gh] # 1 هر لحظه یکی صورت می‌بینی و زادن نی %~% جز دیده فزودن نی جز چشم گشودن ~~نی # 2 از نعمت روحانی در مجلس پنهانی %~% چندانک خوری می خور دستوری دادن نی # 3 آن میوه که از لطفش می آب شود در کف %~% و آن میوه نورش را بر کف به ~~نهان نی # 4 این بوی که از زلف آن ترک خطا آمد %~% در مشک تتاری نی در عنبر و لادن ~~نی # 5 می‌کوبد تقدیرش در هاون تن جان را %~% وین سرمه عشق او اندرخور هاون نی # 6 دیدی تو چنین سرمه کو هاون‌ها ساید %~% تا بازرود آن جا آن جا که تو و ~~من نی # 7 آن جا روش و دین نی جز باغ نوآیین نی %~% جز گلبن و نسرین نی جز لاله و ~~سوسن نی # 8 بگذار تنی‌ها را بشنو ارنی‌ها را %~% چون سوخت منی‌ها را پس طعنه گه لن ~~نی # 9 تن را تو مبر سوی شمس الحق تبریزی %~% کز غلبه ms1462 جان آن جا جای سر سوزن ~~نی PageV1P2574 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه سلام علیک از زحمت ما چونی %~% ای معدن زیبایی وی کان وفا ~~چونی # 2 در جنت و در دوزخ پرسان تواند ای جان %~% کای جنت روحانی وی بحر صفا ~~چونی # 3 هر نور تو را گوید ای چشم و چراغ من %~% هر رنج تو را گوید کی دفع بلا ~~چونی # 4 ای خدمت تو کردن چون گلبشکر خوردن %~% زین خدمت پوسیده زین طال بقا ~~چونی # 5 در وقت جفا دل را صد تاج و کمر بخشی %~% در وقت جفا اینی تا وقت وفا ~~چونی # 6 ای موسی این دوران چونی تو ز فرعونان %~% وی شاه ید بیضا با اهل عمی ~~چونی # 7 گوید به تو هر گلشن هر نرگس و هر سوسن %~% کز زحمت و رنج ما ای باد صبا ~~چونی # 8 ای آب خضر چونی از گردش چرخ آخر %~% وی تاج همه جان‌ها دربند قبا چونی # 9 ای جان عنادیده خامش که عنایت‌ها %~% پرسند تو را هر دم کز رنج و عنا ~~چونی PageV1P2575 ### || [genre: Gh] # 1 همرنگ جماعت شو تا لذت جان بینی %~% در کوی خرابات آ تا دردکشان بینی # 2 درکش قدح سودا هل تا بشوی رسوا %~% بربند دو چشم سر تا چشم نهان بینی # 3 بگشای دو دست خود گر میل کنارستت %~% بشکن بت خاکی را تا روی بتان بینی # 4 از بهر عجوزی را تا چند کشی کابین %~% وز بهر سه نان تا کی شمشیر و ~~سنان بینی # 5 نک ساقی بی‌جوری در مجلس او دوری %~% در دور درآ بنشین تا کی دوران ~~بینی # 6 این جاست ربا نیکو جانی ده و صد بستان %~% گرگی و سگی کم کن تا مهر ~~شبان بینی # 7 شب یار همی‌گردد خشخاش مخور امشب %~% بربند دهان از خور تا طعم دهان ~~بینی # 8 گویی که فلانی را ببرید ز من دشمن %~% رو ترک فلانی گو تا بیست فلان ms1463 ~~بینی # 9 اندیشه مکن الا از خالق اندیشه %~% اندیشه جانان به کاندیشه نان بینی # 10 با وسعت ارض الله بر حبس چه چفسیدی %~% ز اندیشه گره کم زن تا شرح ~~جنان بینی # 11 خامش کن از این گفتن تا گفت بری باری %~% از جان و جهان بگذر تا جان و ~~جهان بینی PageV1P2576 ### || [genre: Gh] # 1 ای بود تو از کی نی وی ملک تو تا کی نی %~% عشق تو و جان من جز آتش و ~~جز نی نی # 2 بر کشته دیت باشد ای شادی این کشته %~% صد کشته هو دیدم امکان یکی هی ~~نی # 3 ای دیده عجایب‌ها بنگر که عجب این است %~% معشوق بر عاشق با وی نی و ~~بی‌وی نی # 4 امروز به بستان آ در حلقه مستان آ %~% مستان خرف از مستی آن جا قدح و ~~می نی # 5 مستند نه از ساغر بنگر به شتر بنگر %~% برخوان افلا ینظر معنیش بر این ~~پی نی # 6 در مؤمن و در کافر بنگر تو به چشم سر %~% جز نعره یا رب نی جز ناله یا ~~حی نی # 7 آن جا که همی‌پویی زان است کز او سیری %~% زان جا که گریزانی جز لطف ~~پیاپی نی # 8 از ابجد اندیشه یا رب تو بشو لوحم %~% در مکتب درویشان خود ابجد و حطی ~~نی # 9 شمس الحق تبریزی آن جا که تو پیروزی %~% از تابش خورشیدت هرگز خطری دی ~~نی PageV1P2577 ### || [genre: Gh] # 1 با هر کی تو درسازی می‌دانک نیاسایی %~% زیر و زبرت دارم زیرا که تو از ~~مایی # 2 تا تو نشوی رسوا آن سر نشود پیدا %~% کان جام نیاشامد جز عاشق رسوایی # 3 بردار صراحی را بگذار صلاحی را %~% آن جام مباحی را درکش که بیاسایی # 4 در حلقه آن مستان در لاله و در بستان %~% امروز قدح بستان ای عاشق ~~فردایی # 5 بر رسم زبردستی می‌کن تو چنین مستی %~% تا بگذری از هستی ای سخره ~~هرجایی ms1464 # 6 سرفتنه اوباشی همخرقه قلاشی %~% در مصر نمی‌باشی تا جمله شکرخایی # 7 شمس الحق تبریزی جان را چه شکر ریزی %~% جز با تو نیارامد جان‌های ~~مصفایی PageV1P2578 ### || [genre: Gh] # 1 ای خیره نظر در جو پیش آ و بخور آبی %~% بیهوده چه می‌گردی بر آب چو ~~دولابی # 2 صحراست پر از شکر دریاست پر از گوهر %~% یک جو نبری زین دو بی‌کوشش و ~~اسبابی # 3 گر مرد تماشایی چون دیده بنگشایی %~% بگشادن چشم ارزد تا بانی مهتابی # 4 محراب بسی دیدی در وی بنگنجیدی %~% اندر نظر حربی بشکافد محرابی # 5 ما تشنه و هر جانب یک چشمه حیوانی %~% ما طامع و پیش و پس دریا کف ~~وهابی # 6 ره چیست میان ما جز نقص عیان ما %~% کو پرده میان ما جز چشم گران خوابی # 7 شش نور همی‌بارد زان ابر که حق آرد %~% جسمت مثل بامی هر حس تو میزانی # 8 شش چشمه پیوسته می‌گردد شب بسته %~% زان سوش روان کرده آن فاتح ابوابی # 9 خورشید و قمر گاهی شب افتد در چاهی %~% بیرون کشدش زان چه بی‌آلت و ~~قلابی # 10 صد صنعت سلطانی دارد ز تو پنهانی %~% زیرا که ضعیفی تو بی‌طاقت و ~~بی‌تابی # 11 این مفرش و آن کیوان افلاک ورای آن %~% بر کف خدا لرزان ماننده سیمابی # 12 دریا چو چنان باشد کف درخور آن باشد %~% اندر صفتش خاطر هست احول و ~~کذابی # 13 بگریزد عقل و جان از هیبت آن سلطان %~% چون دیو که بگریزد از عمر ~~خطابی # 14 بکری برمد از شو معشوق جهانش او %~% از جان عزیز خود بیگانه و صخابی # 15 ره داده به دام خود صد زاغ پی بازی %~% چون باز به دام آمد برداشته ~~مضرابی # 16 خاموش که آن اسعد این را به از این گوید %~% بی‌صفقه صفاقی بی‌شرفه ~~دبابی PageV1P2579 ### || [genre: Gh] # 1 ای سوخته یوسف در آتش یعقوبی %~% گه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبی # 2 گه دور بگردانی ms1465 گاهی شکر افشانی %~% گه غوطه خوری عریان در چشمه ایوبی # 3 خلقان همه مرد و زن لب بسته و در شیون %~% وز دولت و داد او ما غرقه ~~این خوبی # 4 بر عشق چو می‌چسبد عاشق ز چه رو خسپد %~% چون دوست نمی‌خسپد با آن همه ~~مطلوبی # 5 آن دوست که می‌باید چون سوی تو می‌آید %~% از بهر چنان مهمان چون خانه ~~نمی‌روبی # 6 چون رزم نمی‌سازی چون چست نمی‌تازی %~% چون سر تو نیندازی از غصه ~~محجوبی # 7 ای نعل تو در آتش آن سوی ز پنج و شش %~% از جذبه آن است این کاندر غم و ~~آشوبی # 8 کی باشد و کی باشد کو گل ز تو بتراشد %~% بی‌عیب خرد جان را از جمله ~~معیوبی # 9 اجزای درختان را چون میوه کند دارا %~% بنگر که چه مبدل شد آن چوب از ~~آن چوبی # 10 زین به بتوان گفتن اما بمگو تن زن %~% منگر ز حساب ای جان در عالم ~~محسوبی PageV1P2580 ### || [genre: Gh] # 1 خواهم که روم زین جا پایم بگرفتستی %~% دل را بربودستی در دل بنشستستی # 2 سر سخره سودا شد دل بی‌سر و بی‌پا شد %~% زان مه که نمودستی زان راز که ~~گفتستی # 3 برپر به پر روزه زین گنبد پیروزه %~% ای آنک در این سودا بس شب که ~~نخفتستی # 4 چون دید که می‌سوزم گفتا که قلاوزم %~% راهیت بیاموزم کان راه نرفتستی # 5 من پیش توام حاضر گر چه پس دیواری %~% من خویش توام گر چه با جور تو ~~جفتستی # 6 ای طالب خوش جمله من راست کنم جمله %~% هر خواب که دیدستی هر دیگ که ~~پختستی # 7 آن یار که گم کردی عمری است کز او فردی %~% بیرونش بجستستی در خانه ~~نجستستی # 8 این طرفه که آن دلبر با توست در این جستن %~% دست تو گرفته‌ست او هر جا ~~که بگشتستی # 9 در جستن او با او همره شده و می‌جو %~% ای دوست ز پیدایی گویی ms1466 که ~~نهفتستی PageV1P2581 ### || [genre: Gh] # 1 آمد مه ما مستی دستی فلکا دستی %~% من نیست شدم باری در هست یکی هستی # 2 از یک قدح و از صد دل مست نمی‌گردد %~% گر باده اثر کردی در دل تن از ~~او رستی # 3 بار دگر آوردی زان می که سحر خوردی %~% پر می‌دهیم گر نی این شیشه ~~بنشکستی # 4 بر جام من از مستی سنگی زدی اشکستی %~% از جز تو گر اشکستی بودی که ~~نپیوستی # 5 زین باده چشید آدم کز خویش برون آمد %~% گر مرده از این خوردی از گور ~~برون جستی # 6 گر سیر نه ای از سر هین خوار و زبون منگر %~% در ماه که از بالا آید به ~~چه پستی # 7 ای برده نمازم را از وقت چه بی‌باکی %~% گر رشک نبردی دل تن عشق ~~پرستستی # 8 آن مست در آن مستی گر آمدی اندر صف %~% هم قبله از او گشتی هم کعبه رخش ~~خستی PageV1P2582 ### || [genre: Gh] # 1 ماییم در این گوشه پنهان شده از مستی %~% ای دوست حریفان بین یک جان ~~شده از مستی # 2 از جان و جهان رسته چون پسته دهان بسته %~% دم‌ها زده آهسته زان راز که ~~گفتستی # 3 ماییم در این خلوت غرقه شده در رحمت %~% دستی صنما دستی می‌زن که از ~~این دستی # 4 عاشق شده بر پستی بر فقر و فرودستی %~% ای جمله بلندی‌ها خاک در این ~~پستی # 5 جز خویش نمی‌دیدی در خویش بپیچیدی %~% شیخا چه ترنجیدی بی‌خویش شو و ~~رستی # 6 بربند در خانه منمای به بیگانه %~% آن چهره که بگشادی و آن زلف که ~~بربستی # 7 امروز مکن جانا آن شیوه که دی کردی %~% ما را غلطی دادی از خانه برون ~~جستی # 8 صورت چه که بربودی در سر بر ما بودی %~% برخاستی از دیده در دلکده ~~بنشستی # 9 شد صافی بی‌دردی عقلی که توش بردی %~% شد داروی هر خسته آن را که توش ~~خستی # 10 ای دل ms1467 بر آن ماهی زین گفت چه می‌خواهی %~% در قعر رو ای ماهی گر دشمن ~~این شستی PageV1P2583 ### || [genre: Gh] # 1 گر نرگس خون خوارش دربند امانستی %~% هم زهر شکر گشتی هم گرگ شبانستی # 2 هم دور قمر یارا چون بنده بدی ما را %~% هم ساغر سلطانی اندر دورانستی # 3 هم کوه بدان سختی چون شیره و شیرستی %~% هم بحر بدان تلخی آب حیوانستی # 4 از طلعت مستورش بر خلق زدی نورش %~% هم نرگس مخمورش بر ما نگرانستی # 5 با هیچ دل مست او تقصیر نکرده‌ست او %~% پس چیست ز ناشکری تشنیع ~~چنانستی # 6 وصلش به میان آید از لطف و کرم لیکن %~% کفو کمر وصلش ای کاش میانستی # 7 صورتگر بی‌صورت گر ز آنک عیان بودی %~% در مردن این صورت کس را چه ~~زیانستی # 8 راه نظر ار بودی بی‌رهزن پنهانی %~% با هر مژه و ابرو کی تیر و کمانستی # 9 بربند دهان زیرا دریا خمشی خواهد %~% ور نی دهن ماهی پرگفت و زیانستی ~~PageV1P2584 ### || [genre: Gh] # 1 گر هیچ نگارینم بر خلق عیانستی %~% ای شاد که خلقستی ای خوش که جهانستی # 2 گر نقش پذیرفتی در شش جهت عالم %~% بالا همه باغستی پستی همه کانستی # 3 از خلق نهان زان شد تا جمله مرا باشد %~% گر هیچ پدیدستی آن همگانستی ~~PageV1P2585 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی %~% در خانه نهان گشتی یا سوی هوا رفتی # 2 چون عهد دلم دیدی از عهد بگردیدی %~% چون مرغ بپریدی ای دوست کجا رفتی # 3 در روح نظر کردی چون روح سفر کردی %~% از خلق حذر کردی وز خلق جدا رفتی # 4 رفتی تو بدین زودی تو باد صبا بودی %~% ماننده بوی گل با باد صبا رفتی # 5 نی باد صبا بودی نی مرغ هوا بودی %~% از نور خدا بودی در نور خدا رفتی # 6 ای خواجه این خانه چون شمع در این خانه %~% وز ننگ چنین خانه بر سقف ~~سما ms1468 رفتی PageV1P2586 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار غلط کردی با یار دگر رفتی %~% از کار خود افتادی در کار دگر ~~رفتی # 2 صد بار ببخشودم بر تو به تو بنمودم %~% ای خویش پسندیده هین بار دگر ~~رفتی # 3 صد بار فسون کردم خار از تو برون کردم %~% گلزار ندانستی در خار دگر ~~رفتی # 4 گفتم که تویی ماهی با مار چه همراهی %~% ای حال غلط کرده با مار دگر ~~رفتی # 5 مانند مکوک کژ اندر کف جولاهه %~% صد تار بریدی تو در تار دگر رفتی # 6 گفتی که تو را یارا در غار نمی‌بینم %~% آن یار در آن غار است تو غار ~~دگر رفتی # 7 چون کم نشود سنگت چون بد نشود رنگت %~% بازار مرا دیده بازار دگر رفتی ~~PageV1P2587 ### || [genre: Gh] # 1 نه چرخ زمرد را محبوس هوا کردی %~% تا صورت خاکی را در چرخ درآوردی # 2 ای آب چه می‌شویی وی باد چه می‌جویی %~% ای رعد چه می غری وی چرخ چه ~~می‌گردی # 3 ای عشق چه می‌خندی وی عقل چه می‌بندی %~% وی صبر چه خرسندی وی چهره چرا ~~زردی # 4 سر را چه محل باشد در راه وفاداری %~% جان خود چه قدر باشد در دین ~~جوانمردی # 5 کامل صفت آن باشد کو صید فنا باشد %~% یک موی نمی‌گنجد در دایره فردی # 6 گه غصه و گه شادی دور است ز آزادی %~% ای سرد کسی کو ماند در گرمی و در ~~سردی # 7 کو تابش پیشانی گر ماه مرا دیدی %~% کو شعشعه مستی گر باده جان خوردی # 8 زین کیسه و زان کاسه نگرفت تو را تاسه %~% آخر نه خر کوری بر گرد چه ~~می‌گردی # 9 با سینه ناشسته چه سود ز رو شستن %~% کز حرص چو جارویی پیوسته در این ~~گردی # 10 هر روز من آدینه وین خطبه من دایم %~% وین منبر من عالی مقصوره من ~~مردی # 11 چون پایه این منبر خالی شود از مردم %~% ارواح و ملک ms1469 از حق آرند ره ~~آوردی PageV1P2588 ### || [genre: Gh] # 1 ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی %~% دل بردی و جان بردی این جا چه ~~رها کردی # 2 ای برده هوس‌ها را بشکسته قفس‌ها را %~% مرغ دل ما خستی پس قصد هوا ~~کردی # 3 گر قصد هوا کردی ور عزم جفا کردی %~% کو زهره که تا گویم ای دوست چرا ~~کردی # 4 آن شمع که می‌سوزد گویم ز چه می‌گرید %~% زیرا که ز شیرینش در قهر جدا ~~کردی # 5 آن چنگ که می‌زارد گویم ز چه می‌زارد %~% کز هجر تو پشت او چون بنده ~~دوتا کردی # 6 این جمله جفا کردی اما چو نمودی رو %~% زهرم چو شکر کردی وز درد دوا ~~کردی # 7 هر برگ ز بی‌برگی کف‌ها به دعا برداشت %~% از بس که کرم کردی حاجات روا ~~کردی PageV1P2589 ### || [genre: Gh] # 1 ای پرده در پرده بنگر که چه‌ها کردی %~% دل بودی و جان بردی این جا چه ~~رها کردی # 2 خورشید جهانی تو سلطان شهانی تو %~% بی‌هوشی جانی تو گیرم که جفا کردی # 3 هم عاقبت ای سلطان بردی همه را مهمان %~% در بخشش و در احسان حاجات روا ~~کردی # 4 هر سنگ که بگرفتی لعل و گهرش کردی %~% هر پشه که پروردی صد همچو هما ~~کردی # 5 یک طایفه را ای جان منشور خطا دادی %~% یک قافله را ناگه اصحاب صفا ~~کردی # 6 آثار فلک‌ها را اجزای زمین کردی %~% اجزای زمین‌ها را در لطف سما کردی # 7 پس من ز چه بشناسم از چرخ زمین‌ها را %~% چون قاعده بشکستی وز درد دوا ~~کردی PageV1P2590 ### || [genre: Gh] # 1 ای صورت روحانی امروز چه آوردی %~% آورد نمی‌دانم دانم که مرا بردی # 2 ای گلشن نیکویی امروز چه خوش بویی %~% بر شاخ کی خندیدی در باغ کی ~~پروردی # 3 امروز عجب چیزی می‌افتی و می‌خیزی %~% در باغ کی خندیدی وز دست کی ~~می‌خوردی # 4 آن طبع زرافشانی و آن همت سلطانی %~% پیران ms1470 و جوانان را آموخت جوامردی # 5 بگذر ز جوامردی کان هم ز دوی خیزد %~% در وحدت همدردی درکش قدح دردی # 6 هم همره و همدردی هم جمعی و هم فردی %~% هم عاشق و معشوقی هم سرخی و هم ~~زردی # 7 با این همه در مجلس بنشین و میا با من %~% ترسم که میان ره بگریزی و ~~برگردی # 8 ور ز آنک همی‌آیی با خویش مبر دل را %~% کز دل دودلی خیزد گه گرمی و گه ~~سردی PageV1P2591 ### || [genre: Gh] # 1 گر شمس و قمر خواهی نک شمس و قمر باری %~% ور صبح و سحر خواهی نک صبح و ~~سحر باری # 2 ای یوسف کنعانی وی جان سلیمانی %~% گر تاج و کمر خواهی نک تاج و کمر ~~باری # 3 ای حمزه آهنگی وی رستم هر جنگی %~% گر تیغ و سپر خواهی نک تیغ و سپر ~~باری # 4 ای بلبل پوینده وی طوطی گوینده %~% گر قند و شکر خواهی نک قند و شکر ~~باری # 5 ای دشمن عقل و هش وی عاشق عاشق کش %~% گر زیر و زبر خواهی نک زیر و زبر ~~باری # 6 ای جان تماشاجو موسی تجلی جو %~% گر سمع و بصر خواهی نک سمع و بصر باری # 7 ای دیو پر از کینه وی دشمن دیرینه %~% گر فتنه و شر خواهی نک فتنه و شر ~~باری # 8 خاموش مگو چندین برخیز سفر بگزین %~% گر یار سفر خواهی نک یار سفر باری # 9 شمس الحق تبریزی از حسن و دلاویزی %~% گر خسته جگر خواهی نک خسته جگر ~~باری PageV1P2592 ### || [genre: Gh] # 1 از مرگ چه اندیشی چون جان بقا داری %~% در گور کجا گنجی چون نور خدا ~~داری # 2 خوش باش کز آن گوهر عالم همه شد چون زر %~% ماننده آن دلبر بنما که کجا ~~داری # 3 در عشق نشسته تن در عشرت تا گردن %~% تو روی ترش با من ای خواجه چرا ~~داری # 4 در عالم بی‌رنگی مستی بود و ms1471 شنگی %~% شیخا تو چو دلتنگی با غم چه ~~هواداری # 5 چندین بمخور این غم تا چند نهی ماتم %~% همرنگ شو آخر هم گر بخشش ما ~~داری # 6 از تابش تو جانا جان گشت چنین دانا %~% بسم الله مولانا چون ساغرها ~~داری # 7 شمس الحق تبریزی چون صاف شکرریزی %~% با تیره نیامیزی چون بحر صفا داری ~~PageV1P2593 ### || [genre: Gh] # 1 امشب پریان را من تا روز به دلداری %~% در خوردن و شب گردی خواهم که ~~کنم یاری # 2 من شیوه پریان را آموخته‌ام شب‌ها %~% وقت حشرانگیزی در چالش و میخواری # 3 جنی پنهان باشد در ستر و امان باشد %~% پوشیده‌تر از پریان ماییم به ~~ستاری # 4 بر صورت ما واقف پریان و ز جان غافل %~% در مکر خدا مانده آن قوم ز ~~اغیاری # 5 خود را تو نمی‌دانی جویای پری ز آنی %~% مفروش چنین ارزان خود را به ~~سبکباری # 6 و آن جنی ما بهتر زیبارخ و خوش گوهر %~% از دیو و پری برده صد گوی به ~~عیاری # 7 شب از مه او حیران مه عاشق آن سیران %~% نی بی‌مزه و رنگین پالوده ~~بازاری # 8 از سیخ کباب او وز جام شراب او %~% وز چنگ و رباب او وز شیوه خماری # 9 دیوانه شده شب‌ها آلوده شده لب‌ها %~% در جمله مذهب‌ها او راست سزاواری # 10 خواب از شب او مرده شلوار گرو کرده %~% کس نیست در این پرده تو پشت کی ~~می‌خاری # 11 بردی ز حد ای مکثر بربند دهان آخر %~% نی عاشق عشقی تو تو عاشق گفتاری ~~PageV1P2594 ### || [genre: Gh] # 1 نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری %~% گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری # 2 در حلقه سر اندرکن دل را تو قویتر کن %~% شاهی است تو باور کن بر کرسی ~~جباری # 3 تا بازرهی زان دم تا مست شوی هر دم %~% گاهی ز لب لعلش گاهی ز می ناری # 4 بگشای دهانت را خاشاک مجو در می %~% خاشاک کجا باشد در ساغر ms1472 هشیاری # 5 ای خواجه چرا جویی دلداری از آن جانان %~% بس نیست رخ خوبش دلجویی و ~~دلداری # 6 دی نامه او خواندم در قصه بی‌خویشی %~% بنوشتم از عالم صد نامه بیزاری # 7 نقش تو چو نقش من رخ بر رخ خود کرده‌ست %~% با ما غم دل گویی یا قصه ~~جان آری # 8 من با صنم معنی تن جامه برون کردم %~% چون عشق بزد آتش در پرده ستاری # 9 در رنگ رخم عشقش چون عکس جمالش دید %~% افتاد به پایم عشق در عذر گنه ~~کاری # 10 شمس الحق تبریزی آیی و نبینندت %~% زیرا که چو جان آیی بی‌رنگ صباواری ~~PageV1P2595 ### || [genre: Gh] # 1 گر روی بگردانی تو پشت قوی داری %~% کان روی چو خورشیدت صد گون کندت ~~یاری # 2 من بی‌رخ چون ماهت گر روی به ماه آرم %~% مه بی‌تو ز من گیرد صد دوری و ~~بیزاری # 3 جان بی‌تو یتیم آمد مه بی‌تو دو نیم آمد %~% گلزار جفا گردد چون تخم ~~جفا کاری # 4 چون سرکشی آغازی یا اسب جفا تازی %~% دست کی رسد در تو گر پای نیفشاری # 5 مهمان توام ای جان ای شادی هر مهمان %~% شاید که ز بخشایش این دم سر من ~~خاری # 6 رو ای دل بیچاره با تیغ و کفن پیشش %~% کی پیش رود با او بدفعلی و ~~طراری # 7 ای جان نه ز باغ تو رسته‌ست درخت من %~% پرورده و خو کرده با عشرت و ~~خماری # 8 اجزای وجود من مستان تواند ای جان %~% مستان مرا مفکن در نوحه و در ~~زاری # 9 آن ساغر پنهانی خواهم که بگردانی %~% مستانه به پیش آیی بی‌نخوت و ~~جباری # 10 ای ساغر پنهانی تو جامی و یا جانی %~% یا چشمه حیوانی یا صحت بیماری # 11 یا آب حیاتی تو یا خط نجاتی تو %~% یا کان نباتی تو یا ابر شکرباری # 12 آن ساغر و آن کوزه کو نشکندم روزه %~% اما نهلد در سر نی عقل نی ~~هشیاری ms1473 # 13 هم عقلی و هم جانی هم اینی و هم آنی %~% هم آبی و هم نانی هم یاری و ~~هم غاری # 14 خاموش شدم حاصل تا برنپرد این دل %~% نی زان که سخن کم شد از غایت ~~بسیاری PageV1P2596 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری %~% یک دم چه زیان دارد گر روی به ما ~~آری # 2 ای روی تو چون آتش وی بوی تو چون گل خوش %~% یا رب که چه رو داری یا رب ~~که چه بو داری # 3 در پیش دو چشم من پیوسته خیال تو %~% خوش خواب که می‌بینم در حالت ~~بیداری # 4 دل را چو خیال تو بنوازد مسکین دل %~% در پوست نمی‌گنجد از لذت دلداری # 5 قرص قمرت گویم نور بصرت گویم %~% جان دگرت گویم یا صحت بیماری # 6 از شرم تو شاخ گل سر پیش درافکنده %~% وز زاری من بلبل وامانده شد از ~~زاری # 7 از جمله ببر زیرا آن جا که تویی و او %~% تو نیز نمی‌گنجی جز او که دهد ~~یاری # 8 اندر شکم ماهی دم با کی زند یونس %~% جز او کی بود مونس در نیم شب تاری # 9 در چشمه سوزن تو خواهی که رود اشتر %~% ای بسته تو بر اشتر شش تنگ به ~~سرباری # 10 با این همه ای دیده نومید مباش از وی %~% چون ابر بهاری کن در عشق ~~گهرباری PageV1P2597 ### || [genre: Gh] # 1 ای بر سر بازارت صد خرقه به زناری %~% وز روی تو در عالم هر روی به ~~دیواری # 2 هر ذره ز خورشیدت گویای اناالحقی %~% هر گوشه چو منصوری آویخته بر داری # 3 این طرفه که از یک خم هر یک ز میی مستند %~% این طرفه که از یک گل در ~~هر قدمی خاری # 4 هر شاخ همی‌گوید من مست شدم دستی %~% هر عقل همی‌گوید من خیره شدم باری # 5 گل از سر مشتاقی بدریده گریبانی %~% عشق از سر بی‌خویشی انداخته دستاری ms1474 # 6 از عقل گروهی مست بی‌عقل گروهی مست %~% جز عاقل و لایعقل قومی دگرند ~~آری # 7 ماییم چو کوه طور مست از قدح موسی %~% بی‌زحمت فرعونی بی‌غصه اغیاری # 8 ماییم چو می جوشان در خم خراباتی %~% گر چه سر خم بسته است از کهگل ~~پنداری # 9 از جوشش می کهگل شد بر سر خم رقصان %~% والله که از این خوشتر نبود به ~~جهان کاری PageV1P2598 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که بجست آن مه از خانه چو عیاری %~% تشنیع زنان بودم بر عهد ~~وفاداری # 2 غماز غمت گفتا در خانه بجوی آخر %~% آن طره که دل دزدد ماننده طراری # 3 در سوخته جان زن از آهن و از سنگش %~% در پیه دو دیده خود بر آب بزن ~~ناری # 4 بفروز چنین شمعی در خانه همی‌گردان %~% باشد که نهان باشد او از پس ~~دیواری # 5 اندر پس دیواری در سایه خورشیدش %~% در نیم شب هجران بگشود مرا کاری # 6 در خانه همی‌گشتم در دست چنین شمعی %~% تا تیره شد این شمعم از تابش ~~انواری # 7 گفتم که در این زندان چون یافتمت ای جان %~% در بی‌نمکی چون ره بردم به ~~نمکساری # 8 ای شوخ گریزنده وی شاه ستیزنده %~% وی از تو جهان زنده چون یافتمت باری # 9 در حال نهانی شد پنهان چو معانی شد %~% چون گوهر کانی شد غیرت شده ~~ستاری # 10 من دست زنان بر سر چون حلقه شده بر در %~% وین طعنه زنان بر من هم ~~یافته بازاری # 11 از پرتو مخدومی شمس الحق تبریزی %~% چون مه که ز خورشیدش شد تیره خجل ~~واری PageV1P2599 ### || [genre: Gh] # 1 ای بر سر هر سنگی از لعل لبت نوری %~% وز شورش زلف تو در هر طرفی سوری # 2 در حسن بهشت تو در زیر درختانت %~% هر سوی یکی ساقی هر سوی یکی حوری # 3 از عشق شراب تو هر سوی یکی جانی %~% محبوس یکی خنبی چون شیره انگوری # 4 هر صبح ز عشق ms1475 تو این عقل شود شیدا %~% بر بام دماغ آید بنوازد طنبوری # 5 ای شادی آن شهری کش عشق بود سلطان %~% هر کوی بود بزمی هر خانه بود ~~سوری # 6 بگذشتم بر دیری پیش آمد قسیسی %~% می‌زد به در وحدت از عشق تو ناقوری # 7 ادریس شد از درسش هر جا که بد ابلیسی %~% در صحبت آن کافر شب گشته چون ~~کافوری # 8 گفتم ز کی داری این گفتا ز یکی شاهی %~% هم عاشق و معشوقی هم ناصر و ~~منصوری # 9 یک شاه شکرریزی شمس الحق تبریزی %~% جان پرور هر خویشی شور و شر هر ~~دوری PageV1P2600 ### || [genre: Gh] # 1 ای دشمن عقل من وی داروی بی‌هوشی %~% من خابیه تو در من چون باده ~~همی‌جوشی # 2 اول تو و آخر تو بیرون تو و در سر تو %~% هم شاهی و سلطانی هم حاجب و ~~چاووشی # 3 خوش خویی و بدخویی دلسوزی و دلجویی %~% هم یوسف مه رویی هم مانع و ~~روپوشی # 4 بس تازه و بس سبزی بس شاهد و بس نغزی %~% چون عقل در این مغزی چون حلقه ~~در این گوشی # 5 هم دوری و هم خویشی هم پیشی و هم بیشی %~% هم مار بداندیشی هم نیشی و ~~هم نوشی # 6 ای رهزن بی‌خویشان ای مخزن درویشان %~% یا رب چه خوشند ایشان آن دم که ~~در آغوشی # 7 آن روز که هشیارم من عربده‌ها دارم %~% و آن روز که خمارم چه صبر و چه ~~خاموشی PageV1P2601 ### || [genre: Gh] # 1 ای بر سر و پا گشته داری سر حیرانی %~% با حلقه عشاقان رو بر در حیرانی # 2 در زلف چو چوگانت غلطیده بسی جان‌ها %~% وز بهر چنان مشکی جان عنبر ~~حیرانی # 3 از کون حذر کردم وز خویش گذر کردم %~% در شاه نظر کردم من چاکر حیرانی # 4 من یوسف دلخواهم چاه زنخت خواهم %~% هم مؤمن این راهم هم کافر حیرانی # 5 هم باده آن مستم هم بسته آن شستم %~% تا چست برون ms1476 جستم از چنبر حیرانی # 6 ای عقل شده مهتر ای گشته دلت مرمر %~% آخر تو یکی بنگر در دلبر حیرانی # 7 ور نه بستیزم من در کار تو خیزم من %~% خون تو بریزم من از خنجر حیرانی # 8 از دولت مخدومی شمس الحق تبریزی %~% هم فربه عشقم من هم لاغر حیرانی ~~PageV1P2602 ### || [genre: Gh] # 1 آن چهره و پیشانی شد قبله حیرانی %~% تشویش مسلمانی ای مه تو که را ~~مانی # 2 من واله یزدانم در حلقه مردانم %~% زین بیش نمی‌دانم ای مه تو که را ~~مانی # 3 هم بنده و آزادم ویرانه و آبادم %~% هم بی‌دل و دلشادم ای مه تو که را ~~مانی # 4 هر جسم که بر سر شد جان گشت و قلندر شد %~% هم مؤمن و کافر شد ای مه تو ~~که را مانی # 5 شاد آنک نهد پایی در لجه دریایی %~% با دیده بینایی ای مه تو که را ~~مانی # 6 باشد ز توام مفخر فارغ شدم از دلبر %~% از طعنه و از تسخر ای مه تو که ~~را مانی # 7 من زان سوی دولابم زان جانب اسبابم %~% تو محو کن القابم ای مه تو که ~~را مانی # 8 بر عاشق دوتاقد آن کس که همی‌خندد %~% زان خنده چه بربندد ای مه تو که ~~را مانی # 9 شمس الحق تبریزی در لخلخه آمیزی %~% ای جان و جهان می‌زد ای مه تو که ~~را مانی PageV1P2603 ### || [genre: Gh] # 1 ای باغ همی‌دانی کز باد کی رقصانی %~% آبستن میوه ستی سرمست گلستانی # 2 این روح چرا داری گر ز آنک تو این جسمی %~% وین نقش چرا بندی گر ز آنک ~~همه جانی # 3 جان پیشکشت چه بود خرما به سوی بصره %~% وز گوهر چون گویم چون غیرت ~~عمانی # 4 عقلا ز قیاس خود زین رو تو زنخ می‌زن %~% زان رو تو کجا دانی چون مست ~~زنخدانی # 5 دشوار بود با کر طنبور نوازیدن %~% یا بر سر صفرایی رسم شکرافشانی # 6 ms1477 می وام کند ایمان صد دیده به دیدارش %~% تا مست شود ایمان زان باده ~~یزدانی # 7 در پای دل افتم من هر روز همی‌گویم %~% راز تو شود پنهان گر راز تو ~~نجهانی # 8 کان مهره شش گوشه هم لایق آن نطع است %~% کی گنجد در طاسی شش گوشه ~~انسانی # 9 شمس الحق تبریزی من باز چرا گردم %~% هر لحظه به دست تو گر ز آنک نه ~~سلطانی PageV1P2604 ### || [genre: Gh] # 1 مانده شدم از گفتن تا تو بر ما مانی %~% خویش من و پیوندی نی همره و ~~مهمانی # 2 شیری است که می‌جوشد خونی است نمی‌خسبد %~% خربنده چرا گشتی شه زاده ~~ارکانی # 3 زر دارد و زر بدهد زین واخردت این دم %~% آن کس که رهانید از بسیار ~~پریشانی # 4 اشتر ز سوی بیشه بی‌جهد نمی‌آید %~% کی آمده‌ای ای جان زان خاک به ~~آسانی # 5 صد جا بترنجیدی گفتی نروم زین جا %~% گوش تو کشان کردم تا جوهر انسانی # 6 در چرخ درآوردم نه گنبد نیلی را %~% استیزه چه می‌بافی ای شیخ لت ~~انبانی # 7 چون دیگ سیه پوشی اندر پی تتماجی %~% کو نخوت کرمنا کو همت سلطانی # 8 تو مرد لب قدری نی مرد شب قدری %~% تو طفل سر خوانی نی پیر پری خوانی # 9 سخت است بلی پندت اما نگذارندت %~% سیلی زندت آرد استاد دبستانی # 10 هر لحظه کمندی نو در گردنت اندازد %~% روزی که به جد گیرد گردن ز کی ~~پیچانی # 11 بنگر تو در این اجزا که همرهشان بودی %~% در خود بترنجیده از نامی و ~~ارکانی # 12 زان جا بکشانمشان مانند تو تا این جا %~% و اندر پس این منزل صد منزل ~~روحانی # 13 چون بز همه را گویم هین برجه و خدمت کن %~% ریشت پی آن دادم تا ریش ~~بجنبانی # 14 گر ریش نجنبانی یک یک بکنم ریشت %~% ریش کی رهید از من تا تو دبه ~~برهانی # 15 یک لحظه شدی شانه در ریش درافتادی %~% یک ms1478 لحظه شو آیینه چون حلقه ~~گردانی # 16 هم شانه و هم مویی هم آینه هم رویی %~% هم شیر و هم آهویی هم اینی و ~~هم آنی # 17 هم فرقی و هم زلفی مفتاحی و هم قلفی %~% بی‌رنج چه می‌سلفی آواز چه ~~لرزانی # 18 خاموش کن از گفتن هین بازی دیگر کن %~% صد بازی نو داری ای نر بز ~~لحیانی PageV1P2605 ### || [genre: Gh] # 1 آن ماه همی‌تابد بر چرخ و زمین یا نی %~% خود نیست بجز آن مه این هست ~~چنین یا نی # 2 در هر ره و هر پیشه در لشکر اندیشه %~% هر چستی و هر سستی آید ز کمین ~~یا نی # 3 آن رسته خویش خود دیده پس و پیش خود %~% ایمن بود و فارغ از روز پسین ~~یا نی # 4 در هر قدمی دامی چون شکر و بادامی %~% زین دام امان یابد جز جان امین ~~یا نی # 5 گر باغ یقین خواهی پس رخت منه بر ظن %~% ظن ار چه بود عالی باشد چو ~~یقین یا نی PageV1P2606 ### || [genre: Gh] # 1 افند کلیمیرا از زحمت ما چونی %~% ای جان صفا چونی وی کان وفا چونی # 2 ای فخر خردمندان وی بی‌تو جهان زندان %~% وی عاشق بی‌دل را درمان و دوا ~~چونی # 3 مه گوش همی‌خارد صد سجده همی‌آرد %~% می‌گوید حسنت را کی خوب لقا چونی # 4 باری من بیچاره گشتم ز خود آواره %~% زان روز که پرسیدی گفتی تو مرا ~~چونی # 5 ماییم و هوای تو دو چشم سقای تو %~% ای آب حیات ما زین آب و هوا چونی # 6 تلخ است فراق تو دوری ز وثاق تو %~% ای آنک مبادا کس دور از تو جدا ~~چونی # 7 زد طال بقای تو هر ذره که خورشیدی %~% ای نیر اعظم تو زین طال بقا چونی # 8 ای آینه مانده در دست دو سه زنگی %~% وی یوسف افتاده با اهل عما چونی # 9 ای دلدل آن میدان چونی تو در این زندان ms1479 %~% وی بلبل آن بستان با ناشنوا ~~چونی # 10 ای آدم خوکرده با جنت و با حورا %~% افتاده در این غربت با رنج و عنا ~~چونی # 11 ای آنک نمی‌گنجی در شش جهت عالم %~% با این همگی زفتی در زیر قبا چونی # 12 مصباح و زجاجی تو پیش دو سه نابینا %~% از عربده کوران وز زخم عصا ~~چونی # 13 پیغام و سلام ما ای باد بگو با دل %~% با این همه بی‌برگی داوودنوا ~~چونی # 14 بس کردم من اما برگو تو تمامش را %~% کای تشنه پرخواره با جام خدا ~~چونی PageV1P2607 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق کجا باشد مانند تو عشقینی %~% شاهان ز هوای تو در خرقه دلقینی # 2 بر خوان تو استاده هر گوشه سلیمانی %~% وز غایت مستی تو همکاسه مسکینی # 3 بس جان گزین بوده سلطان یقین بوده %~% سردفتر دین بوده از عشق تو ~~بی‌دینی # 4 کو گوهر جان بودن کو حرف بپیمودن %~% کو سینه ره بینی کو دیده شه بینی # 5 هر مست میت خورده دو دست برآورده %~% کاین عشق فزون بادا وز هر طرف ~~آمینی # 6 گویند بخوان یاسین تا عشق شود تسکین %~% جانی که به لب آمد چه سود ز ~~یاسینی # 7 آن دلشده خاکی کز عشق زمین بوسد %~% در دولت تو بنهد بر پشت فلک زینی # 8 آوه خنک آن دل را کو لازم آن جان شد %~% گه باده جان گیرد گه طره ~~مشکینی # 9 هرگز نکند ما را عالم به جوال اندر %~% کز شمس حق تبریز پر کردم خرجینی ~~PageV1P2608 ### || [genre: Gh] # 1 چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی %~% از بهر خدا بشنو فریاد و علی اللهی # 2 در روح نظر کردم بی‌رنگ چو آبی بود %~% ناگاه پدید آمد در آب چنان ماهی # 3 آن آب به جوش آمد هستی به خروش آمد %~% تا واشد و دریا شد این عالم چون ~~چاهی # 4 دیدم که فراز آمد دریا و بشد قطره %~% من قطره و او ms1480 قطره گشتیم چو ~~همراهی # 5 چون پیشترک رفتم دریا شد و بگرفتم %~% او قطره شده دریا من قطره شده ~~گاهی # 6 پیش آی تو دریا را نظاره بکن ما را %~% باشد که تو هم افتی در مکر ~~شهنشاهی # 7 آبی است به زیرش مه آبی است به زیرش که %~% او چشم چنین بندد چون جادو ~~دلخواهی # 8 با لعل تو کی جویم من ملک بدخشان را %~% چاه و رسن زلفت والله که به از ~~جاهی # 9 از غمزه جادواش شمس الحق تبریزی %~% در سحر نمی‌بندد جز سینه آگاهی ~~PageV1P2609 ### || [genre: Gh] # 1 جانا تو بگو رمزی از آتش همراهی %~% من دم نزنم زیرا دم می‌نزند ماهی # 2 بر خیمه این گردون تو دوش قنق بودی %~% مه سجده همی‌کردت ای ایبک ~~خرگاهی # 3 خورشید ز تو گشته صاحب کله گردون %~% وز بخشش تو دیده این ماه سما ماهی # 4 کی هر دو یکی گردد تو آتش و من روغن %~% وین قسمت چو آمد تو یوسف و من ~~چاهی # 5 هر چند که این جوشم از آتش تو باشد %~% من بنده آن خلعت گر رانی و گر ~~خواهی # 6 این دانش من گشته بر دانش تو پرده %~% فریاد من مسکین از دانش و آگاهی # 7 گه از می و از شاهد گویم مثل لطفش %~% وین هر دو کجا گنجد در وحدت ~~اللهی # 8 شمس الحق تبریزی صبحی که تو خندانی %~% کی شب بودش در پی یا زحمت ~~بی‌گاهی PageV1P2610 ### || [genre: Gh] # 1 در کوی کی می‌گردی ای خواجه چه می‌خواهی %~% پابسته شدی چون من زان ~~دلبر خرگاهی # 2 گر بسته شدی از وی رسته ز همه بندی %~% نی خدمت کس خواهی نی خسروی و ~~شاهی # 3 شد خدمت تو دستان چون خدمت سرمستان %~% در آب سجود آری بی‌مسله چو ماهی # 4 چون مست و خراب آمد سجده گهش آب آمد %~% فارغ ز ثواب آمد فرد از ره و ~~بیراهی # 5 کو ره چو در ms1481 این آبی کو سجده چو محرابی %~% نی ظالم و نی تایب نی ذاکر ~~و نی ساهی PageV1P2611 ### || [genre: Gh] # 1 ای شادی آن روزی کز راه تو بازآیی %~% در روزن جان تابی چون ماه ز ~~بالایی # 2 زان ماه پرافزایش آن فارغ از آرایش %~% این فرش زمینی را چون عرش ~~بیارایی # 3 بس عاقل پابسته کز خویش شود رسته %~% بس جان که ز سر گیرد قانون ~~شکرخایی # 4 زین منزل شش گوشه بی‌مرکب و بی‌توشه %~% بس قافله ره یابد در عالم ~~بی‌جایی # 5 روشن کن جان من تا گوید جان با تن %~% کامروز مرا بنگر ای خواجه فردایی # 6 تو آبی و من جویم جز وصل تو کی جویم %~% رونق نبود جو را چون آب ~~بنگشایی # 7 ای شاد تو از پیشی یعنی ز همه بیشی %~% والله که چو با خویشی از خویش ~~نیاسایی # 8 در جستن دل بودم بر راه خودش دیدم %~% افتاده در این سودا چون مردم ~~صفرایی # 9 شمس الحق تبریزی پالود مرا هجرت %~% جز عشق نبینی گر صد بار بپالایی ~~PageV1P2612 ### || [genre: Gh] # 1 ما می‌نرویم ای جان زین خانه دگر جایی %~% یا رب چه خوش است این جا هر ~~لحظه تماشایی # 2 هر گوشه یکی باغی هر کنج یکی لاغی %~% بی‌ولوله زاغی بی‌گرگ جگرخایی # 3 افکند خبر دشمن در شهر اراجیفی %~% کو عزم سفر دارد از بیم تقاضایی # 4 از رشک همی‌گوید والله که دروغ است آن %~% بی‌جان کی رود جایی بی‌سر کی ~~نهد پایی # 5 من زیر فلک چون او ماهی ز کجا یابم %~% او هر طرفی یابد شوریده و ~~شیدایی # 6 مه گرد درت گردد زیرا که کجا یابد %~% چو چشم تو خماری چون روی تو ~~صحرایی # 7 این عشق اگر چه او پاک است ز هر صورت %~% در عشق پدید آید هر یوسف ~~زیبایی # 8 بی‌عشق نه یوسف را اخوان چو سگی دیدند %~% وز عشق پدر دیدش زیبا و ~~مطرایی # 9 گر نام سفر ms1482 گویم بشکن تو دهانم را %~% دوزخ کی رود آخر از جنت مأوایی # 10 من بی‌سر و پا گشتم خوش غرقه این دریا %~% بی‌پای همی‌گردم چون کشتی ~~دریایی # 11 از در اگرم رانی آیم ز ره روزن %~% چون ذره به زیر آیم در رقص ز ~~بالایی # 12 چون ذره رسن سازم از نور و رسن بازم %~% در روزن این خانه در گردش ~~سودایی # 13 بنشین که در این مجلس لاغر نشود عیسی %~% برگو که در این دولت تیره ~~نشود رایی # 14 بربند دهان برگو در گنبد سر خود %~% تا ناله در آن گنبد یابی تو ~~مثنایی # 15 شمس الحق تبریزی از لطف صفات خود %~% از حرف همی‌گردد این نکته مصفایی ~~PageV1P2613 ### || [genre: Gh] # 1 هم پهلوی خم سر نه‌ای خواجه هرجایی %~% پرهیز ز هشیاران وز مردم غوغایی # 2 هشیار به سگ ماند جز جنگ نمی‌داند %~% تو جنس سگ کهفی از جنگ مبرایی # 3 سر بر در خمخانه زد آن سگ فرزانه %~% چون دید در آن درگه شکر و ~~شکرافزایی # 4 بیرون مرو ای خواجه زین صورت دیباچه %~% این جاست تماشاها تو مرد ~~تماشایی # 5 بس مست طرب خورده آهنگ برون کرده %~% در سرکه درافتاده آن خوش لب ~~حلوایی # 6 سر پهلوی آن خم نه کوزه به بر خم به %~% بجهی به سوی او جه ای مست ~~علالایی PageV1P2614 ### || [genre: Gh] # 1 من نیت آن کردم تا باشم سودایی %~% نیت ز کجا گنجد اندر دل شیدایی # 2 مجنونی من گشته سرمایه صد عاقل %~% وین تلخی من گشته دریای شکرخایی # 3 زیر شجر طوبی دیدم صنمی خوبی %~% بس فتنه و آشوبی افکنده ز زیبایی # 4 از من دو جهان شیدا وز من همه سر پیدا %~% فارغ ز شب و فردا چون باشم ~~فردایی # 5 می‌گفت کرایم من وقتی که برآیم من %~% جان کی فزایم من گفتم دلم افزایی # 6 دریای معانی بین بی‌قیمت و بی‌کابین %~% تبریز ز شمس الدین بی‌صورت ~~دریایی PageV1P2615 ### || [genre: Gh] # 1 عیسی ms1483 چو تویی جانا ای دولت ترسایی %~% لاهوت ازل را از ناسوت تو بنمایی # 2 ایمان ز سر زلفت زنار عجب بندد %~% کز کافر زلف خود یک پیچ تو بگشایی # 3 ای از پس صد پرده درتافته رخسارت %~% تا عالم خاکی را از عشق برآرایی # 4 جان دوش ز سرمستی با عشق تو عهدی کرد %~% جان بود در آن بیعت با عشق به ~~تنهایی # 5 سر عشق به گوشش برد سر گفت به گوش جان %~% کس عهد کند با خود نی تو ~~همگی مایی # 6 چندانک تو می‌کوشی جز چشم نمی‌پوشی %~% تا چند گریزی تو از خویش و ~~نیاسایی # 7 جان گفت که ای فردم سوگند بدین دردم %~% سوگند بدان زلفی عاشق کش ~~سودایی # 8 کان عهد که من کردم بی‌جان و بدن کردم %~% نی ما و نه من کردم ای مفرد ~~یکتایی # 9 مست آنچ کند در می از می‌بود آن به روی %~% در آب نماید او لیک او است ~~ز بالایی # 10 تبریز ز شمس الدین آخر قدحی زو هین %~% آن ساقی ترسا را یک نکته ~~نفرمایی PageV1P2616 ### || [genre: Gh] # 1 جانا نظری فرما چون جان نظرهایی %~% چون گویم دل بردی چون عین دل مایی # 2 جان‌ها همه پا کوبند آن لحظه که دل کوبی %~% دل نیز شکر خاید آن دم که ~~جگر خایی # 3 تن روح برافشاند چون دست برافشانی %~% مرده ز تو حال آرد چون شعبده ~~بنمایی # 4 گر جور و جفا این است پس گشت وفا کاسد %~% ای دل به جفای او جان باز چه ~~می‌پایی # 5 امروز چنان مستم کز خویش برون جستم %~% ای یار بکش دستم آن جا که تو آن ~~جایی # 6 چیزی که تو را باید افلاک همان زاید %~% گوهر چه کمت آید چون در تک ~~دریایی # 7 مردم ز تو شد ای جان هر مردمک دیده %~% بی‌تو چه بود دیده‌ای گوهر ~~بینایی # 8 ای روح بزن دستی در دولت سرمستی %~% هستی و ms1484 چه خوش هستی در وحدت یکتایی # 9 ای روح چه می‌ترسی روحی نه تن و نفسی %~% تن معدن ترس آمد تو عیش و ~~تماشایی # 10 ای روز چه خوش روزی شمع طرب افروزی %~% او را برسان روزی جان را و ~~پذیرایی # 11 صبحا نفسی داری سرمایه بیداری %~% بر خفته دلان بردم انفاس مسیحایی # 12 شمس الحق تبریزی خورشید چو استاره %~% در نور تو گم گردد چون شرق ~~برآرایی PageV1P2617 ### || [genre: Gh] # 1 گل گفت مرا نرمی از خار چه می‌جویی %~% گفتم که در این سودا هشیار چه ~~می‌جویی # 2 گفتا که در این سودا دلدار تو کو بنما %~% گفتم نشدی بی‌دل دلدار چه ~~می‌جویی # 3 گفتا هله مستانه بنما ره خمخانه %~% گفتم که برو طفلی خمار چه می‌جویی # 4 گفتا ز چه بی‌هوشی بنمای چه می‌نوشی %~% گفتم برو ای مسکین هشدار چه ~~می‌جویی # 5 گفتا که چه گلزار است کز وی نرسد بویی %~% گفتم اگرت بو نیست گلزار چه ~~می‌جویی # 6 گفتا که وفاجویان خوابی است که می‌بینند %~% گفتم که خیال خواب بیدار ~~چه می‌جویی PageV1P2618 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل به ادب بنشین برخیز ز بدخویی %~% زیرا به ادب یابی آن چیز که ~~می‌گویی # 2 حاشا که چنان سودا یابند بدین صفرا %~% هیهات چنان رویی یابند به ~~بی‌رویی # 3 در عین نظر بنشین چون مردمک دیده %~% در خویش بجو ای دل آن چیز که ~~می‌جویی # 4 بگریز ز همسایه گر سایه نمی‌خواهی %~% در خود منگر زیرا در دیده خود ~~مویی # 5 گر غرقه دریایی این خاک چه پیمایی %~% ور بر لب دریایی چون روی ~~نمی‌شویی PageV1P2619 ### || [genre: Gh] # 1 از هر چه ترنجیدی با دل تو بگو حالی %~% کای دل تو نمی‌گفتی کز خویش ~~شدم خالی # 2 این رنج چو در وا شد دعوی تو رسوا شد %~% زشتی تو پیدا شد بگذار تو ~~نکالی # 3 در صورت رنج خود نظاره بکن ای بد %~% کی باشد با این خود آن مرتبه عالی # 4 ms1485 بنگر که چه زشتی تو بس دیوسرشتی تو %~% این است که کشتی تو پس از کی ~~همی‌نالی # 5 گر رنج بشد مشکل نومید مشو ای دل %~% کز غیب شود حاصل اندر عوض ابدالی # 6 از ذوق چو عوری تو هر لحظه بشوری تو %~% کای کعبه چه دوری تو از حیزک ~~خلخالی # 7 در بادیه مردان را کاری است نه سردان را %~% کاین بادیه فردان را بزدود ~~ز ارذالی # 8 در خدمت مخدومی شمس الحق تبریزی %~% بشتاب که از فضلش در منزل اجلالی ~~PageV1P2620 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه تو چه مرغی نامت چه چرا شایی %~% نی پری و نی چری ای مرغک ~~حلوایی # 2 مانند شترمرغی گویند بپر گویی %~% من اشترم و اشتر کی پرد ای طایی # 3 چون نوبت بار آید گویی که نه من مرغم %~% کی بار کشد مرغی تکلیف چه ~~فرمایی # 4 نی بلبل خوش لحنی نی طوطی خوش رنگی %~% نی فاخته طوقی نی در چمن مایی # 5 حق است سلیمان را در گردن هر مرغی %~% مرغان همه پریدند آن جا تو چه ~~می‌پایی PageV1P2621 ### || [genre: Gh] # 1 ما گوش شماییم شما تن زده تا کی %~% ما مست و خراباتی و بیخود شده تا ~~کی # 2 ما سوخته حالان و شما سیر و ملولان %~% آخر بنگویید که این قاعده تا کی # 3 دل زیر و زبر گشت مها چند زنی طشت %~% مجلس همه شوریده بتا عربده تا کی # 4 دی عقل درافتاد و به کف کرده عصایی %~% در حلقه رندان شده کاین مفسده ~~تا کی # 5 چون ساقی ما ریخت بر او جام شرابی %~% بشکست در صومعه کاین معبده تا کی # 6 تسبیح بینداخت و ز سالوس بپرداخت %~% کاین نوبت شادی است غم بیهده تا ~~کی # 7 آن‌ها که خموشند به مستی مزه نوشند %~% ای در سخن بی‌مزه گرم آمده تا ~~کی PageV1P2622 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز که جان است و جهان است و جوانی %~% خورشید برآمد بنگر نورفشانی # 2 ms1486 آن حسن که در خواب همی‌جست زلیخا %~% ای یوسف ایام به صد ره به از آنی # 3 برخیز که آویخت ترازوی قیامت %~% برسنج ببین که سبکی یا تو گرانی # 4 هر سوی نشانی است ز مخلوق به خالق %~% قانع نشود عاشق بی‌دل به نشانی # 5 هر لحظه ز گردون برسد بانگ که ای گاو %~% ما راه سعادت بنمودیم تو دانی # 6 برخیز و بیا دبدبه عمر ابد بین %~% تا بازرهی زود از این عالم فانی # 7 او عمر عزیزی است از او چاره نداری %~% او جان جهان آمد و تو نقش جهانی # 8 بر صورت سنگین بزند روح پذیرد %~% حیف است کز این روح تو محروم بمانی # 9 او کان عقیق آمد و سرمایه کان‌ها %~% در کان عقیق آی چه دربند دکانی ~~PageV1P2623 ### || [genre: Gh] # 1 گر علم خرابات تو را همنفسستی %~% این علم و هنر پیش تو باد و هوسستی # 2 ور طایر غیبی به تو بر سایه فکندی %~% سیمرغ جهان در نظر تو مگسستی # 3 گر کوکبه شاه حقیقت بنمودی %~% این کوس سلاطین بر تو چون جرسستی # 4 گر صبح سعادت به تو اقبال نمودی %~% کی دامن و ریش تو به دست عسسستی # 5 گر پیش روان بر تو عنایت فکنندی %~% فکری که به پیش دل توست آن سپسستی # 6 معکوس شنو گر نبدی گوش دل تو %~% از دفتر عشاق یکی حرف بسستی # 7 گوید همه مردند یکی بازنیامد %~% بازآمده دیدی اگر آن گیج کسستی # 8 لرزان لهب جان تو از صرصر مرگ است %~% لرزان نبدی گر ز بقا مقتبسستی # 9 همراه خسان گر نبدی طبع خسیست %~% در حلق تو این شربت فانی چو خسستی # 10 طفل خرد تو به تبارک برسیدی %~% در مکتب شادی ز کجا در عبسستی # 11 خاموش که این‌ها همه موقوف به وقت است %~% گر وقت بدی داعیه ~~فریادرسستی PageV1P2624 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل تو در این غارت و تاراج چه دیدی %~% تا رخت گشادی ms1487 و دکان ~~بازکشیدی # 2 چون جولهه حرص در این خانه ویران %~% از آب دهان دام مگس گیر تنیدی # 3 از لذت و از مستی این دانه دنیا %~% پنداشت دل تو که از این دام رهیدی # 4 در سیل کسی خانه کند از گل و از خاک %~% در دام کسی دانه خورد هیچ ~~شنیدی # 5 ای دل ببر از دام و برون جه تو به هنگام %~% آن سوی که در روضه ارواح ~~دویدی # 6 ای روح چو طاووس بیفشان تو پر عقل %~% یا یاد نداری تو که بر عرش پریدی # 7 از عرش سوی فرش فتادی و قضا بود %~% دادی تو پر خویش و دو سه دانه ~~خریدی # 8 چون گرسنه قحط در این لقمه فتادی %~% گه لب بگزیدی و گهی دست خلیدی # 9 کو همت شاهانه نه زان دایه دولت %~% زان شیر تباشیر سعادت بمزیدی # 10 آن خوی ملوکانه که با شیر فرورفت %~% والله که نیامیزد با خون و پلیدی # 11 آن شاه گل ما به کف خویش سرشته‌ست %~% آن همت و بختش ز کف شاه چشیدی # 12 والله که در آن زاویه کاوراد الست است %~% آموخت تو را شاه تو شیخی و ~~مریدی # 13 آموخت تو را که دل و دلدار یکی اند %~% گه قفل شود گاه کند رسم کلیدی # 14 گه پند و گهی بند و گهی زهر و گهی قند %~% گه تازه و برجسته گهی کهنه ~~قدیدی # 15 ای سیل در این راه تو بالا و نشیب است %~% تلوین برود از تو چو در بحر ~~رسیدی # 16 ای خاک از این زخم پیاپی تو نژندی %~% وی چرخ از این بار گران سنگ ~~خمیدی # 17 ای بحر حقایق که زمین موج و کف توست %~% پنهانی و در فعل چه پیدا و ~~پدیدی # 18 ای چشمه خورشید که جوشیدی از آن بحر %~% تا پرده ظلمات به انوار دریدی # 19 هر خاک که در دست گرفتی همه زر شد %~% شد ms1488 لعل و زمرد ز تو سنگی که ~~گزیدی # 20 بس تلخ و ترش از تو چو حلوا و شکر شد %~% بگزیده شد آن میوه که او را ~~بگزیدی # 21 شاگرد کی بودی که تو استاد جهانی %~% این صنعت بی‌آلت و بی‌کف ز کی ~~دیدی # 22 چون مرکب جبریلی و از سم تو هر خاک %~% سبزه شود آخر ز چه کهسار چریدی # 23 خامش کن و یاد آور آن را که به حضرت %~% صد بار از این ذکر و از این ~~فکر بریدی PageV1P2625 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری %~% سلطان بچه‌ای آخر تا چند اسیری # 2 سلطان بچه را میر و وزیری همه عار است %~% زنهار بجز عشق دگر چیز نگیری # 3 آن میر اجل نیست اسیر اجل است او %~% جز وزر نیامد همه سودای وزیری # 4 گر صورت گرمابه نه‌ای روح طلب کن %~% تا عاشق نقشی ز کجا روح پذیری # 5 در خاک میامیز که تو گوهر پاکی %~% در سرکه میامیز که تو شکر و شیری # 6 هر چند از این سوی تو را خلق ندانند %~% آن سوی که سو نیست چه بی‌مثل و ~~نظیری # 7 این عالم مرگ است و در این عالم فانی %~% گر ز آنک نه میری نه بس است ~~این که نمیری # 8 در نقش بنی آدم تو شیر خدایی %~% پیداست در این حمله و چالیش و دلیری # 9 تا فضل و مقامات و کرامات تو دیدم %~% بیزارم از این فضل و مقامات ~~حریری # 10 بی‌گاه شد این عمر ولیکن چو تو هستی %~% در نور خدایی چه به گاهی و چه ~~دیری # 11 اندازه معشوق بود عزت عاشق %~% ای عاشق بیچاره ببین تا ز چه تیری # 12 زیبایی پروانه به اندازه شمع است %~% آخر نه که پروانه این شمع منیری # 13 شمس الحق تبریز از آنت نتوان دید %~% که اصل بصر باشی یا عین بصیری ~~PageV1P2626 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز بگه ای ms1489 شه دلدار درآیی %~% جان را و جهان را شکفانی و فزایی # 2 یا رب چه خجسته‌ست ملاقات جمالت %~% آن لحظه که چون بدر بر این صدر ~~برآیی # 3 هر جا که ملاقات دو یار است اثر توست %~% خود ذوق و نمک بخش وصالی و ~~لقایی # 4 معنی ندهد وصلت این حرف بدان حرف %~% تا تو ننهی در کلمه فایده زایی # 5 ای داده تو دندان و شکرها که بخایند %~% دندان دگر داده پی فایده خایی # 6 بیزارم از آن گوش که آواز نیاشنود %~% و آگاه نشد از خرد و دانش نایی # 7 این مشک به خود چون رود و آب کشاند %~% تا خواجه سقا نکند جهد سقایی # 8 این چرخ که می‌گردد بی‌آب نگردد %~% تا سر نبود پای کجا یابد پایی # 9 هان ای دل پرسنده که دلدار کجای است %~% تو ای دل جوینده و پرسنده ~~کجایی # 10 تیهی ز کجا یابد گلزار و شقایق %~% پیهی ز کجا یابد تمییز ضیایی # 11 اصداف حواسی که به شب ماند ز در دور %~% دانند که در هست ز دریای ~~عطایی # 12 درهاست در آن بحر در اصداف نگنجد %~% آن سوی برو ای صدف این سوی چه ~~پایی # 13 آن نیستی ای خواجه که کعبه به تو آید %~% گوید بر ما آی اگر حاجی مایی # 14 این کعبه نه جا دارد نی گنجد در جا %~% می‌گوید العزه و الحسن ردایی # 15 هین غرقه عزت شو و فانی ردا شو %~% تا جان دهدت چونک ببیند که فنایی # 16 خامش کن و از راه خموشی به عدم رو %~% معدوم چو گشتی همگی حد و ثنایی ~~PageV1P2627 ### || [genre: Gh] # 1 ای ماه اگر باز بر این شکل بتابی %~% ما را و جهان را تو در این خانه ~~نیابی # 2 چون کوه احد آب شد از شرم عقیقت %~% چه نادره گر آب شود مردم آبی # 3 از عقل دو صدپر دو سه پر بیش نمانده‌ست %~% و آن نیز ms1490 بدان ماند که در ~~زیر نقابی # 4 ای عشق دو عالم ز رخت مست و خرابند %~% باری تو نگویی ز کی مست و خرابی # 5 تا باده نجوشید در آن خنب ز اول %~% در جوش نیارد همه را او به شرابی # 6 تا اول با خود نخروشید ربابی %~% در ناله نیارد همه را او به ربابی # 7 ای گرد جهان گشته و جز نقش ندیده %~% بر روی زن آبی و یقین دان که ~~بخوابی # 8 در خرمن ما آی اگر طالب کشتی %~% سوی دل ما آی اگر مرد کبابی # 9 ور ز آنک نیایی بکشیمت به سوی خویش %~% کز حلقه مایی نه غریبی نه غرابی # 10 مکتب نرود کودک لیکن ببرندش %~% پنداشته‌ای خواجه که بیرون حسابی # 11 بستان قدح عشرت وز بند برون جه %~% تا باخبری بند سؤالی و جوابی # 12 آخر بشنو هر نفسی نعره مستان %~% کای گیج خرف گشته ببین در چه عذابی # 13 دست تو بگیرم دو سه روزی تو همی‌جوش %~% تا بار دگر روی ز اقبال نتابی # 14 آن جا که شدی مست همان جای بخسبی %~% و آن سوی که ساقی است همان سوی ~~شتابی # 15 تا چند در آتش روی ای دل نه حدیدی %~% وی دیده گرینده بس است این نه ~~سحابی # 16 ای ساقی مه روی چه مست است دو چشمت %~% انگشتک می زن که تو بر راه ~~صوابی # 17 بگشای دهان ز آنچ نگفتم تو بیان کن %~% بگشا در دل‌ها که تو سلطان ~~خطابی PageV1P2628 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقی شرف بشراباتک زندی %~% فالراح مع الروح من افضالک عندی # 2 برخیز که شورید خرابات افندی %~% مستان نگر و نقل و شرابات افندی # 3 هر مست درآویخته با مست ز مستی %~% گردان شده ساقی به مساقات افندی # 4 یک موی نمی‌گنجد در حلقه مستان %~% جز رقص و هیاهوی و مراعات افندی # 5 بسم الله ساقی ولی نعمت برخیز %~% تا جان بدهیمت به مکافات افندی # 6 ms1491 در هر دو جهان است و نبوده‌ست و نباشد %~% جز دیدن روی تو کرامات افندی # 7 چون تنگ شکر میر خرابات درآمد %~% یا رب چه لطیف است ملاقات افندی # 8 می‌خندد و می‌گوید من خفته بدم مست %~% هیهای شنیدم من و هیهات افندی # 9 زان خنده و زان گفتن و زان شیوه شیرین %~% صد غلغله در سقف سماوات ~~افندی # 10 خورشید ز برق رخ تو چشم ببندد %~% کافزون ز زجاجه‌ست و ز مشکات افندی # 11 در خانه خمار و خرابات کی دیده‌ست %~% معراج و تجلی و مقامات افندی # 12 با مست خرابات خدا تا بنپیچی %~% تا وا ننماید همه رگ‌هات افندی # 13 در خانه دل کژ مکن آن چانه به افسوس %~% کامروز عیان است خفیات افندی # 14 روزی که روم جانب دریای معانی %~% یاد آیدت این جمله مقالات افندی # 15 شاد آمدی ای کان شکر عیب مفرما %~% گر بوسه دهد بنده بر آن پات افندی # 16 واجب کند ای دوست که آرم به صد اخلاص %~% در سایه زلف تو مناجات افندی # 17 از مصحف آن روی چو ماه تو بخوانیم %~% سوره قصص و نادره آیات افندی # 18 مستیم ز جام تو و زان نرگس مخمور %~% رستیم به شاهیت ز شهمات افندی # 19 عالم همه پرغصه و آن نرگس مخمور %~% فارغ ز بدایات و نهایات افندی # 20 چون سایه فناییم به خورشید جمالت %~% ایمن شده از جمله آفات افندی # 21 سرمست بیا جانب بازار نظر کن %~% تا راست شود جمله مهمات افندی # 22 تا روز اجل هر چه بگوییم ز اشعار %~% این است و دگر جمله خرافات افندی # 23 سلطان غزل‌هاست و همه بنده اینند %~% هر بیتش مفتاح مرادات افندی # 24 من کردم خاموش تو باقیش بفرما %~% ای جان اشارات و عبارات افندی # 25 شمس الحق تبریز تویی موسی ایام %~% بر طور دلم رفته به میقات افندی ~~PageV1P2629 ### || [genre: Gh] # 1 تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی %~% امروز مکن حیله که ms1492 آن رفت که دیدی # 2 ما را به حکایت به در خانه ببردی %~% بر در بنشاندی و تو بر بام دویدی # 3 صد کاسه همسایه مظلوم شکستی %~% صد کیسه در این راه به حیلت ببریدی # 4 آن کیست که او را به دغل خفته نکردی %~% وز زیر سر خفته گلیمی نکشیدی # 5 گفتی که از آن عالم کس بازنیامد %~% امروز ببینی چو بدین حال رسیدی # 6 امروز ببینی که چه مرغی و چه رنگی %~% کز زخم اجل بند قفس را بدریدی # 7 امروز ببینی که کیان را یله کردی %~% امروز ببینی که کیان را بگزیدی # 8 یا شیر ز پستان کرامات چشیدی %~% یا شیر ز پستان سیه دیو مکیدی # 9 ای باز کلاه از سر و روی تو برون شد %~% خوش بنگر و خوش بشنو آنچ ~~نشنیدی # 10 آن جا بردت پای که در سر هوسش بود %~% و آن جا بردت دیده که آن جا ~~نگریدی # 11 بر تو زند آن گل که به گلزار بکشتی %~% در تو خلد آن خار که در یار ~~خلیدی # 12 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام %~% آن زهرگیایی که در این دشت ~~چریدی # 13 آن آهن تو نرم شد امروز ببینی %~% که قفل دری یا جهت قفل کلیدی # 14 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی %~% رد فلکی این دم اگر زشت و پلیدی # 15 گر آب حیاتی تو و گر آب سیاهی %~% این چشم ببستی تو در آن چشمه رسیدی # 16 با جمله روان‌ها بپر روح روانی %~% این است سزای تو گر از نفس جهیدی # 17 با خالق آرام تو آرام گرفتی %~% وز آب و گل تیره بیگانه رمیدی # 18 امروز تو را بازخرد شعله آن نور %~% کاین جا ز دل و جان به دل و جانش ~~خریدی # 19 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید %~% کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی # 20 ای عشق ببخشای ms1493 تو بر حال ضعیفان %~% کز خاک همان رست که در خاک دمیدی # 21 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک %~% در دیده هر ذره چو خورشید ~~پدیدی # 22 خاموش و دهان را به خموشی تو دوا کن %~% زیرا که ز پستان سیه دیو ~~چشیدی PageV1P2630 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان گذرکرده از این گنبد ناری %~% در سلطنت فقر و فنا کار تو داری # 2 ای رخت کشیده به نهان خانه بینش %~% وی کشته وجود همه و خویش به زاری # 3 پوشیده قباهای صفت‌های مقدس %~% وز دلق دو صدپاره آدم شده عاری # 4 از شرم تو گل ریخته در پای جمالت %~% وز لطف تو هر خار برون رفته ز ~~خاری # 5 بی‌برگ نشاید که دگر غوره فشارد %~% در میکده اکنون که تو انگور فشاری # 6 اقبال کف پای تو بر چشم نهاده %~% اندر طمعی که سرش از لطف بخاری # 7 از غار به نور تو به باغ ازل آیند %~% ای یار چه یاری تو و ای غار چه ~~غاری # 8 بر کار شود در خود و بی‌کار ز عالم %~% آن کز تو بنوشید یکی شربت کاری # 9 در باغ صفا زیر درختی به نگاری %~% افتاد مرا چشم و بگفتم چه نگاری # 10 کز لذت حسن تو درختان به شکوفه %~% آبستن تو گشته مگر جان بهاری # 11 در سجده شدم بیخود و گفتم که نگارا %~% آخر ز کجایی تو علی الله چه ~~یاری # 12 او گفت که از پرتو شمس الحق تبریز %~% کاوصاف جمال رخ او نیست شماری ~~PageV1P2631 ### || [genre: Gh] # 1 در خانه خود یافتم از شاه نشانی %~% انگشتری لعل و کمر خاصه کانی # 2 دوش آمده بوده‌ست و مرا خواب ببرده %~% آن شاه دلارامم و آن محرم جانی # 3 بشکسته دو صد کاسه و کوزه شه من دوش %~% از عربده مستانه بدان شیوه که ~~دانی # 4 گویی که گزیده‌ست ز مستی رخ من بر %~% کز شاه رخ من ms1494 بر کاری است نهانی # 5 امروز در این خانه همی‌بوی نگار است %~% زین بوی به هر گوشه نگاری است ~~عیانی # 6 خون در تن من باده صرف است از این بوی %~% هر موی ز من هندوی مست است ~~شبانی # 7 گوشی بنه و نعره مستانه شنو تو %~% از قامت چون چنگ من الحان اغانی # 8 هم آتش و هم باده و خرگاه چو نقد است %~% پیران طریقت بپذیرند جوانی # 9 در آینه شمس حق و دین شه تبریز %~% هم صورت کل شهره و هم بحر معانی ~~PageV1P2632 ### || [genre: Gh] # 1 امروز در این شهر نفیر است و فغانی %~% از جادوی چشم یکی شعبده خوانی # 2 در شهر به هر گوشه یکی حلقه به گوشی است %~% از عشق چنین حلقه ربا چرب ~~زبانی # 3 بی‌زخم نیابی تو در این شهر یکی دل %~% از تیر نظرهای چنین سخته کمانی # 4 ای شهر چه شهری تو که هر روز تو عید است %~% ای شهر مکان تو شد از لطف ~~زمانی # 5 چه جای مکان است و چه سودای زمان است %~% ای هر دو شده از دم تو نادره ~~لانی # 6 شهری است که او تختگه عشق خدایی است %~% بغداد نهان است وز او دل ~~همدانی # 7 امروز در این مصر از این یوسف خوبی %~% بی‌زجر و سیاست شده هر گرگ ~~شبانی # 8 صد پیر دو صدساله از این یوسف خوش دم %~% مانند زلیخا شده در عشق جوانی # 9 او حاکم دل‌ها و روان‌هاست در این شهر %~% ماننده تقدیر خدا حکم روانی # 10 صد نور یقین سجده کن روی چو ماهش %~% کی سوی مهش راه بزد ابر گمانی # 11 صد چون من و تو محو چنان بی‌من و مایی %~% چون ظلمت شب محو رخ ماه ~~جهانی # 12 جز حضرت او نیست فقیرانه حضوری %~% جز سایه خورشید رخش نیست امانی # 13 از حیله او یک دو سخن دارم بشنو %~% چون زهره ندارم که بگویم که فلانی ms1495 # 14 گر نام نگوییم و نشان نیز نگوییم %~% زین باده شکافیده شود شیشه جانی # 15 هین دست ملرزان و فروکش قدح عشق %~% پازهر چو داری نکند زهر زیانی # 16 هر چیز که خواهی تو ز عطار بیابی %~% دکان محیط است و جز این نیست ~~دکانی PageV1P2633 ### || [genre: Gh] # 1 امروز سماع است و مدام است و سقایی %~% گردان شده بر جمع قدح‌های عطایی # 2 فرمان سقی الله رسیده‌ست بنوشید %~% ای تن همه جان شو نه که ز اخوان ~~صفایی # 3 ای دور چه دوری تو و ای روز چه روزی %~% وی گلشن اقبال چه بابرگ و ~~نوایی # 4 از خاک برویند در این دور خلایق %~% کاین نفخه صور است که کرده‌ست ~~صدایی # 5 از کوه شنو نعره صد ناقه صالح %~% وز چرخ شنو بانگ سرافیل صلایی # 6 هین رخت فروگیر و بخوابان شتران را %~% آخر بگشا چشم که در دست رضایی # 7 ای مرده بشو زنده و ای پیر جوان شو %~% وی منکر محشر هله تا ژاژ نخایی # 8 خواهم سخنی گفت دهانم بمبندید %~% کامروز حلال است ورا رازگشایی # 9 ور ز آنک ز غیرت ره این گفت ببندید %~% ره باز کنم سوی خیالات هوایی # 10 ما نیز خیالات بدستیم و از این دم %~% هستی پذرفتیم ز دم‌های خدایی # 11 صد هستی دیگر بجز این هست بگیری %~% کاین را تو فراموش کنی خواجه ~~کجایی PageV1P2634 ### || [genre: Gh] # 1 ای مونس ما خواجه ابوبکر ربابی %~% گر دلشده‌ای چند پی نان و کبابی # 2 آتش خور در عشق به مانند شترمرغ %~% اندر عقب طعمه چه شاگرد عقابی # 3 لقمه دهدت تا کند او لقمه خویشت %~% این چرخ فریبنده و این برق سحابی # 4 هین لقمه مخور لقمه مشو آتش او را %~% بی‌لقمه او در دل و جان رزق ~~بیابی # 5 آن وقت که از ناف همی‌خورد تنت خون %~% نی حلق و گلو بود و نه خرمای ~~رطابی # 6 آن ماهی چه خورده‌ست که او ms1496 لقمه ما شد %~% در چشم نیاید خورش مردم آبی # 7 از نعمت پنهان خورد این نعمت پیدا %~% زان راه شود فربه و زان ماه ~~خضابی # 8 گر ز آنک خرابت کند این عشق برونی %~% چون سنبله شد دانه در این روز ~~خرابی # 9 آن سنبله از خاک برآورد سر و گفت %~% من مردم و زنده شدم از داد ثوابی # 10 خواهی که قیامت نگری نقد به باغ آی %~% نظاره سرسبزی اموات ترابی # 11 ماییم که پوسیده و ریزیده خاکیم %~% امروز چو سرویم سرافراز و خطابی # 12 بی‌حرف سخن گوی که تا خصم نگوید %~% کاین گفت کسان است و سخن‌های ~~کتابی PageV1P2635 ### || [genre: Gh] # 1 امروز سماع است و شراب است و صراحی %~% یک ساقی بدمست یکی جمع مباحی # 2 زان جنس مباحی که از آن سوی وجود است %~% نی اباحتی گیج حشیشی مزاحی # 3 روحی است مباحی که از آن روح چشیده‌ست %~% کو روح قدیمی و کجا روح ~~ریاحی # 4 در پیش چنین فتنه و در دست چنین می %~% یا رب چه شود جان مسلمان صلاحی # 5 زین باده کسی را جگر تشنه خنک شد %~% کو خون جگر ریخت در این ره به ~~سفاحی # 6 جاوید شود عمر بدین کاس صبوحی %~% ایمن شود از مرگ و ز افغان نیاحی # 7 این صورت غیب است که سرخیش ز خون نیست %~% اسپید ز نور است نه کافور ~~رباحی # 8 شمعی است برافروخته وز عرش گذشته %~% پروانه او سینه دل‌های فلاحی # 9 سوزیده ز نورش حجب سبع سماوات %~% پران شده جان‌ها و روان‌ها ز نواحی # 10 این حلقه مستان خرابات خراب است %~% دور از لب و دندان تو ای خواجه ~~صاحی # 11 شاباش زهی حال که از حال رهیدیت %~% شاباش زهی عیش صبوحی و صباحی # 12 با خود ملک الموت بگوید هله واگرد %~% کاین جا نکند هیچ سلاح تو سلاحی # 13 ما را خبری نی که خبر نیز چه باشد %~% خود مغفرت این باشد ms1497 و آمرزش ~~ماحی # 14 از غیب شنو نعره مستان و خمش کن %~% یک غلغله پاک ز آواز صیاحی # 15 ور نه بدو نان بنده دونان و خسان باش %~% می‌خور پی سه نان ز سنان زخم ~~رماحی # 16 فارس شده شمس الحق تبریز همیشه %~% بر شمس شموس و نکند شمس جماحی ~~PageV1P2636 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک به دل‌ها ز حسد خار خلیدی %~% این‌ها همه کردی و در آن گور ~~خزیدی # 2 تلخی دهد امروز تو را در دل و در کام %~% آن زهرگیاهی که در این دشت ~~چریدی # 3 آن آهن تو نرم شد امروز ببینی %~% که قفل دری یا جهت قفل کلیدی # 4 طوق ملکی این دم اگر گوهر پاکی %~% رد فلکی این دم اگر جان پلیدی # 5 با جمله روان‌ها به تک روح روانی %~% سلطان جهادی اگر از نفس جهیدی # 6 با خالق آرام تو آرام گرفتی %~% وز دیو رمیده تو به هنگام رهیدی # 7 امروز تو را بازخرد از غمش آن نور %~% کو را چو دل و جان به دل و جان ~~بخریدی # 8 آن سیمبر اندر بر سیمین تو آید %~% کو را چو نثار زر از این خاک بچیدی # 9 ای عشق ببخشای بر این خاک که دانی %~% کز خاک همان رست که در خاک دمیدی # 10 خامش کن و منمای به هر کس سر دل ز آنک %~% در دیده هر ذره چو خورشید ~~پدیدی PageV1P2637 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز که صبح است و صبوح است و سکاری %~% بگشای کنار آمد آن یار کناری # 2 برخیز بیا دبدبه عمر ابد بین %~% رستند و گذشتند ز دم‌های شماری # 3 آن رفت که اقبال بخارید سر ما %~% ای دل سر اقبال از این بار تو خاری # 4 گنجی تو عجب نیست که در توده خاکی %~% ماهی تو عجب نیست که در گرد و ~~غباری # 5 اندر حرم کعبه اقبال خرامید %~% از بادیه ایمن شده وز ناز مکاری # 6 گردان شده ms1498 بین چرخ که صد ماه در او هست %~% جز تابش یک روزه تو ای چرخ ~~چه داری # 7 آن ساغر جان که ملک الموت اجل شد %~% نی شورش دل آرد و نی رنج خماری # 8 بس کن که اگر جان بخورد صورت ما را %~% صد عذر بخواهد لبش از خوب عذاری ~~PageV1P2638 ### || [genre: Gh] # 1 مگریز ز آتش که چنین خام بمانی %~% گر بجهی از این حلقه در آن دام ~~بمانی # 2 مگریز ز یاران تو چو باران و مکش سر %~% گر سر کشی سرگشته ایام بمانی # 3 با دوست وفا کن که وفا وام الست است %~% ترسم که بمیری و در این وام ~~بمانی # 4 بگرفت تو را تاسه و حال تو چنان است %~% کز عجز تو در تاسه حمام بمانی # 5 می‌ترسی از این سر که تو داری و از این خو %~% کان سر تو به رنجوری ~~سرسام بمانی # 6 با ما تو یکی کن سر زیرا سر وقت است %~% تا همچو سران شاد سرانجام ~~بمانی PageV1P2639 ### || [genre: Gh] # 1 گیرم که نبینی رخ آن دختر چینی %~% از جنبش او جنبش این پرده نبینی # 2 از تابش آن مه که در افلاک نهان است %~% صد ماه بدیدی تو در اجزای ~~زمینی # 3 ای برگ پریشان شده در باد مخالف %~% گر باد نبینی تو نبینی که چنینی # 4 گر باد ز اندیشه نجنبد تو نجنبی %~% و آن باد اگر هیچ نشیند تو نشینی # 5 عرش و فلک و روح در این گردش احوال %~% اشتر به قطارند و تو آن ~~بازپسینی # 6 می‌جنب تو بر خویش و همی‌خور تو از این خون %~% کاندر شکم چرخ یکی طفل ~~جنینی # 7 در چرخ دلت ناگه یک درد درآید %~% سر برزنی از چرخ بدانی که نه اینی # 8 ماه نهمت چهره شمس الحق تبریز %~% ای آنک امان دو جهان را تو امینی # 9 تا ماه نهم صبر کن ای دل تو در این خون %~% آن ms1499 مه تویی ای شاه که شمس ~~الحق و دینی PageV1P2640 ### || [genre: Gh] # 1 زان جای بیا خواجه بدین جای نه جایی %~% کاین جاست تو را خانه کجایی تو ~~کجایی # 2 آن جا که نه جای است چراگاه تو بوده‌ست %~% زین شهره چراگاه تو محروم ~~چرایی # 3 جاندار سراپرده سلطان عدم باش %~% تا بازرهی از دم این جان هوایی # 4 گه پای مشو گه سر بگریز از این سو %~% مستی و خرابی نگر و بی‌سر و پایی # 5 ای راه نمای از می و منزل چو شوی مست %~% نی راه به خود دانی و نی راه ~~نمایی # 6 مستان ازل در عدم و محو چریدند %~% کز نیست بود قاعده هست نمایی # 7 جان بر زبر همدگر افتاده ز مستی %~% همچون ختن غیب پر از ترک خطایی # 8 این نعره زنان گشته که هیهای چه خوبی %~% و آن سجده کنان گشته که بس ~~روح فزایی # 9 مخدوم خداوندی شمس الحق تبریز %~% هم نور زمینی تو و خورشید سمایی ~~PageV1P2641 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاه تو ترکی عجمی وار چرایی %~% تو جان و جهانی تو و بیمار چرایی # 2 گلزار چو رنگ از صدقات تو ببردند %~% گلزار بده زان رخ و پرخار چرایی # 3 الحق تو نگفتی و دم باده او گفت %~% ای خواجه منصور تو بر دار چرایی # 4 در غار فتم چون دل و دلدار حریفند %~% دلدار چو شد ای دل در غار چرایی # 5 آن شاه نشد لیک پی چشم بد این گو %~% گر شاه بشد مخزن اسرار چرایی # 6 گر بیخ دلت نیست در آن آب حیاتش %~% ای باغ چنین تازه و پربار چرایی # 7 گر راه نبرده‌ست دلت جانب گلزار %~% خوش بو و شکرخنده و دلدار چرایی # 8 گر دیو زند طعنه که خود نیست سلیمان %~% ای دیو اگر نیست تو در کار ~~چرایی # 9 بر چشمه دل گر نه پری خانه حسن است %~% ای جان سراسیمه پری دار چرایی ms1500 # 10 ای مریم جان گر تو نه‌ای حامل عیسی %~% زان زلف چلیپا پی زنار چرایی # 11 گر از می شمس الحق تبریز نه مستی %~% پس معتکف خانه خمار چرایی ~~PageV1P2642 ### || [genre: Gh] # 1 یک روز مرا بر لب خود میر نکردی %~% وز لعل لبت جامگی تقریر نکردی # 2 زان شب که سر زلف تو در خواب بدیدم %~% حیران و پریشانم و تعبیر نکردی # 3 یک عالم و عاقل به جهان نیست که او را %~% دیوانه آن زلف چو زنجیر ~~نکردی # 4 بگریست بسی از غم تو طفل دو چشمم %~% وز سنگ دلی در دهنش شیر نکردی # 5 در کعبه خوبی تو احرام ببستیم %~% بس تلبیه گفتیم و تو تکبیر نکردی # 6 بگرفت دلم در غمت ای سرو جوان بخت %~% شد پیر دلم پیروی پیر نکردی # 7 با قوس دو ابروی تو یک دل به جهان نیست %~% تا خسته بدان غمزه چون تیر ~~نکردی # 8 بس عقل که در آیت حسن تو فروماند %~% وز وی به کرم روزی تفسیر نکردی # 9 در بردن جان‌ها و در آزردن جان‌ها %~% الحق صنما هیچ تو تقصیر نکردی # 10 در کشتنم ای دلبر خون خوار بکردم %~% صد لابه و یک ساعت تأخیر نکردی # 11 در آتش عشق تو دلم سوخت به یک بار %~% وز بهر دوا قرص تباشیر نکردی # 12 بیمار شدم از غم هجر تو و روزی %~% از بهر من خسته تو تدبیر نکردی # 13 خورشید رخت با زحل زلف سیاهت %~% صد بار قران کرد و تو تأثیر نکردی # 14 بر خاک درت روی نهادم ز سر عجز %~% وز قصه هجرانم تحریر نکردی # 15 خامش شوم و هیچ نگویم پس از این من %~% هر چاکر دیرینه چو توفیر نکردی ~~PageV1P2643 ### || [genre: Gh] # 1 بخوردم از کف دلبر شرابی %~% شدم معمور و در صورت خرابی # 2 گزیدم آتش پنهان پنهان %~% کز او اندر رخم پیداست تابی # 3 هزاران نکته در عالم بگفتم %~% ز عشق و هیچ نشنیدم ms1501 جوابی # 4 گهی سوزد دلم گه خام گردد %~% به مانند دلم نبود کبابی # 5 مرا آن مه یکی شکلی نموده‌ست %~% که سیصد مه نبیند آن به خوابی # 6 منم غرقه به بحر انگبینی %~% که زنبور از کفش یابد لعابی # 7 بهشت اندر رهش کمتر حجابی %~% خرد پیش مهش کمتر سحابی # 8 جهان را جمله آب صاف می‌بین %~% که ماهی می‌درخشد اندر آبی # 9 اگر با شمس تبریزی نشینی %~% از آن مه بر تو تابد ماهتابی PageV1P2644 ### || [genre: Gh] # 1 چه باشد گر چو عقل و جان نخسبی %~% برآری کار محتاجان نخسبی # 2 تو نور خاطر این شب روانی %~% برای خاطر ایشان نخسبی # 3 شبی بر گرد محبوسان گردون %~% بگردی ای مه تابان نخسبی # 4 جهان کشتی و تو نوح زمانی %~% نگاهش داری از طوفان نخسبی # 5 شب قدری که دادی وعده آن روز %~% دراندیشی از آن پیمان نخسبی # 6 مخسب ای جان که خفتن آن ندارد %~% چه باشد چون تو داری آن نخسبی # 7 تویی شه پیل و پیش آهنگ پیلان %~% چو کردی یاد هندستان نخسبی # 8 تو نپسندی ز داد و رحمت خویش %~% که بستان را کنی زندان نخسبی # 9 اگر خسبی نخسبد جز که چشمت %~% تویی آن نور جاویدان نخسبی # 10 خمش کردم نگویم تا تو گویی %~% سخن گویان سخن گویان نخسبی # 11 چو روی شمس تبریزی بدیدی %~% سزد کز عشق آن سلطان نخسبی PageV1P2645 ### || [genre: Gh] # 1 دلا چون واقف اسرار گشتی %~% ز جمله کارها بی‌کار گشتی # 2 همان سودایی و دیوانه می‌باش %~% چرا عاقل شدی هشیار گشتی # 3 تفکر از برای برد باشد %~% تو سرتاسر همه ایثار گشتی # 4 همان ترتیب مجنون را نگه دار %~% که از ترتیب‌ها بیزار گشتی # 5 چو تو مستور و عاقل خواستی شد %~% چرا سرمست در بازار گشتی # 6 نشستن گوشه ای سودت ندارد %~% چو با رندان این ره یار گشتی # 7 به صحرا رو بدان صحرا که بودی %~% در این ویرانه‌ها بسیار ms1502 گشتی # 8 خراباتی است در همسایه تو %~% که از بوهای می خمار گشتی # 9 بگیر این بو و می‌رو تا خرابات %~% که همچون بو سبک رفتار گشتی # 10 به کوه قاف رو مانند سیمرغ %~% چه یار جغد و بوتیمار گشتی # 11 برو در بیشه معنی چو شیران %~% چه یار روبه و کفتار گشتی # 12 مرو بر بوی پیراهان یوسف %~% که چون یعقوب ماتم دار گشتی PageV1P2646 ### || [genre: Gh] # 1 دریغا کز میان ای یار رفتی %~% به درد و حسرت بسیار رفتی # 2 بسی زنهار گفتی لابه کردی %~% چه سود از حکم بی‌زنهار رفتی # 3 به هر سو چاره جستی حیله کردی %~% ندیده چاره و ناچار رفتی # 4 کنار پرگل و روی چو ماهت %~% چه شد چون در زمین خوار رفتی # 5 ز حلقه دوستان و همنشینان %~% میان خاک و مور و مار رفتی # 6 چه شد آن نکته‌ها و آن سخن‌ها %~% چه شد عقلی که در اسرار رفتی # 7 چه شد دستی که دست ما گرفتی %~% چه شد پایی که در گلزار رفتی # 8 لطیف و خوب و مردم دار بودی %~% درون خاک مردم خوار رفتی # 9 چه اندیشه که می‌کردی و ناگاه %~% به راه دور و ناهموار رفتی # 10 فلک بگریست و مه را رو خراشید %~% در آن ساعت که زار زار رفتی # 11 دلم خون شد چه پرسم من چه دانم %~% بگو باری عجب بیدار رفتی # 12 چو رفتی صحبت پاکان گزیدی %~% و یا محروم و باانکار رفتی # 13 جوابک‌های شیرینت کجا شد %~% خمش کردی و از گفتار رفتی # 14 زهی داغ و زهی حسرت که ناگه %~% سفر کردی مسافروار رفتی # 15 کجا رفتی که پیدا نیست گردت %~% زهی پرخون رهی کاین بار رفتی ~~PageV1P2647 ### || [genre: Gh] # 1 منم فانی و غرقه در ثبوتی %~% به دریاهای حی لایموتی # 2 مگر من یوسفم در قعر چاهی %~% مگر من یونسم در بطن حوتی # 3 وجود ظاهرم تا چند بینی %~% که اطلس‌هاست اندر ms1503 برگ توتی # 4 فقیرم من ولیکن نی فقیری %~% که گردد در به در در عشق لوتی # 5 ز بهر قهر جان لوت خوارم %~% بمالیده چو جلادان بروتی # 6 به غیر عشق شمس الدین تبریز %~% نیرزد پیش بنده تره توتی PageV1P2648 ### || [genre: Gh] # 1 تو آن ماهی که در گردون نگنجی %~% تو آن آبی که در جیحون نگنجی # 2 تو آن دری که از دریا فزونی %~% تو آن کوهی که در هامون نگنجی # 3 چه خوانم من فسون ای شاه پریان %~% که تو در شیشه و افسون نگنجی # 4 تو لیلیی ولیک از رشک مولی %~% به کنج خاطر مجنون نگنجی # 5 تو خورشیدی قبایت نور سینه است %~% تو اندر اطلس و اکسون نگنجی # 6 تویی شاگرد جان افزا طبیبی %~% در استدلال افلاطون نگنجی # 7 تو معجونی که نبود در ذخیره %~% ذخیره چیست در قانون نگنجی # 8 بگوید خصم تا خود چون بود این %~% تو از بی‌چونی و در چون نگنجی # 9 چنین بودی در اشکمگاه دنیا %~% بگنجیدی ولی اکنون نگنجی # 10 مخوان در گوش‌ها این را خمش کن %~% تو اندر گوش هر مفتون نگنجی ~~PageV1P2649 ### || [genre: Gh] # 1 کریما تو گلی یا جمله قندی %~% که چون بینی مرا چون گل بخندی # 2 عزیزا تو به بستان آن درختی %~% که چون دیدم تو را بیخم بکندی # 3 چه کم گردد ز جاهت گر بپرسی %~% که چونی در فراقم دردمندی # 4 من آنم کز فراقت مستمندم %~% تو آنی که خلاص مستمندی # 5 در این مطبخ هزاران جان به خرج است %~% ببین تو ای دل پرخون که چندی # 6 چو حلقه بر درت گر چه مقیمم %~% چه چاره چون تو بر بام بلندی # 7 بیا ای زلف چوگان حکم داری %~% که چون گویم در این میدان فکندی # 8 سپند از بهر آن باشد که سوزد %~% دلا می‌سوز دلبر را سپندی # 9 بیا ای جام عشق شمس تبریز %~% که درد کهنه را تو سودمندی PageV1P2650 ### || [genre: Gh] # 1 ms1504 نگارا تو در اندیشه درازی %~% بیاوردی که با یاران نسازی # 2 نه عاشق بر سر آتش نشیند %~% مگر که عاشقی باشد مجازی # 3 به من بنگر که بودم پیش از این عشق %~% ز عالم فارغ اندر بی‌نیازی # 4 قضا آمد بدیدم ماه رویی %~% گرفتم من سر زلفش به بازی # 5 گناه این بود افتادم به عشقی %~% چو صد روز قیامت در درازی # 6 ز خونم بوی مشک آید چو ریزد %~% شهید شرمسارم من ز غازی # 7 نصیحت داد شمس الدین تبریز %~% که چون معشوق ای عاشق ننازی PageV1P2651 ### || [genre: Gh] # 1 گر این سلطان ما را بنده باشی %~% همه گریند و تو در خنده باشی # 2 وگر غم پر شود اطراف عالم %~% تو شاد و خرم و فرخنده باشی # 3 وگر چرخ و زمین از هم بدرد %~% ورای هر دو جانی زنده باشی # 4 به هفتم چرخ نوبت پنج داری %~% چو خیمه شش جهت برکنده باشی # 5 همه مشتاق دیدار تو باشند %~% تو صد پرده فروافکنده باشی # 6 چو اندیشه به جاسوسی اسرار %~% درون سینه‌ها گردنده باشی # 7 دلا بر چشم خوبان چهره بگشا %~% که اندیشد که تو شرمنده باشی # 8 بدیشان صدقه می‌ده چون هلالند %~% تو بدری از کجا گیرنده باشی # 9 اگر خالی شوی از خویش چون نی %~% چو نی پر از شکر آکنده باشی # 10 برو خرقه گرو کن در خرابات %~% چو سالوسان چرا در ژنده باشی # 11 به عشق شمس تبریزی بده جان %~% که تا چون عشق او پاینده باشی ~~PageV1P2652 ### || [genre: Gh] # 1 ببین این فتح ز استفتاح تا کی %~% ز ساقی مست شو زین راح تا کی # 2 در این اقداح صورت راح جانی است %~% نظاره صورت اقداح تا کی # 3 چو مرغابی ز خود برساز کشتی %~% صداع کشتی و ملاح تا کی # 4 تو سباحی و از سباح زادی %~% فسانه و باد هر سباح تا کی # 5 نفخت فیه جان بخشی است هر صبح %~% فراق ms1505 فالق الاصباح تا کی # 6 چو جان بالغان لوحی است محفوظ %~% مثال کودکان ز الواح تا کی # 7 چو فرموده‌ست رزقت ز آسمان است %~% زمین شوریدن ای فلاح تا کی # 8 از آن باغ است این سیب زنخدان %~% قناعت بر یکی تفاح تا کی # 9 جراحت راست دارو حسن یوسف %~% دوا جستن ز هر جراح تا کی # 10 ز هر جزوت چو مطرب می‌توان ساخت %~% ز چشمت ساختن نواح تا کی # 11 چو نفس واحدیم از خلق و از بعث %~% جدا باشیدن ارواح تا کی # 12 دهان بربند در دریا صدف وار %~% دهان بگشاده چون تمساح تا کی # 13 دهان بربند و قفلی بر دهان نه %~% ز ضایع کردن مفتاح تا کی ~~PageV1P2653 ### || [genre: Gh] # 1 تو نقشی نقش بندان را چه دانی %~% تو شکلی پیکری جان را چه دانی # 2 تو خود می‌نشنوی بانگ دهل را %~% رموز سر پنهان را چه دانی # 3 هنوز از کات کفرت خود خبر نیست %~% حقایق‌های ایمان را چه دانی # 4 هنوزت خار در پای است بنشین %~% تو سرسبزی بستان را چه دانی # 5 تو نامی کرده‌ای این را و آن را %~% از این نگذشته‌ای آن را چه دانی # 6 چه صورت‌هاست مر بی‌صورتان را %~% تو صورت‌های ایشان را چه دانی # 7 زنخ کم زن که اندر چاه نفسی %~% تو آن چاه زنخدان را چه دانی # 8 درخت سبز داند قدر باران %~% تو خشکی قدر باران را چه دانی # 9 سیه کاری مکن با باز چون زاغ %~% تو باز چتر سلطان را چه دانی # 10 سلیمانی نکردی در ره عشق %~% زبان جمله مرغان را چه دانی # 11 نگهبانی است حاضر بر تو سبحان %~% تو حیوانی نگهبان را چه دانی # 12 تو را در چرخ آورده‌ست ماهی %~% تو ماه چرخ گردان را چه دانی # 13 تجلی کرد این دم شمس تبریز %~% تو دیوی نور رحمان را چه دانی ~~PageV1P2654 ### || [genre: Gh] # 1 نه آتش‌های ما را ترجمانی ms1506 %~% نه اسرار دل ما را زبانی # 2 برهنه شد ز صد پرده دل و عشق %~% نشسته دو به دو جانی و جانی # 3 میان هر دو گر جبریل آید %~% نباشد ز آتشش یک دم امانی # 4 به هر لحظه وصال اندر وصالی %~% به هر سویی عیان اندر عیانی # 5 ببینی تو چه سلطانان معنی %~% به گوشه بامشان چون پاسبانی # 6 سرشته وصل یزدان کوه طور است %~% در آن کان تاب نارد یک زمانی # 7 اگر صد عقل کل بر هم ببندی %~% نگردد بامشان را نردبانی # 8 نشانی‌های مردان سجده آرد %~% اگر زان بی‌نشان گویم نشانی # 9 از آن نوری که حرف آن جا نگنجد %~% تو را این حرف گشته ارمغانی # 10 کمر شد حرف‌ها از شمس تبریز %~% بیا بربند اگر داری میانی PageV1P2655 ### || [genre: Gh] # 1 دلا تا نازکی و نازنینی %~% برو که نازنینان را نبینی # 2 در این رنگی دلا تا تو بلنگی %~% نیابی در چنان تا تو چنینی # 3 در آیینه نبینی روی خوبان %~% که تا با خوی زشتت همنشینی # 4 تو زیبا شو که این آیینه زیباست %~% تو بی‌چین شو که آیینه است چینی # 5 مشو پنهان که غیرت در کمین است %~% همی‌بیند تو را کاندر کمینی # 6 ز خود پنهان شدی سر درکشیدی %~% ببستی چشم تا خود را نبینی # 7 به لب یاسین همی‌خوانی ولیکن %~% ز کینه جمله تن دندان چو سینی ~~PageV1P2656 ### || [genre: Gh] # 1 اگر درد مرا درمان فرستی %~% وگر کشت مرا باران فرستی # 2 وگر آن میر خوبان را به حیلت %~% ز خانه جانب میدان فرستی # 3 وگر ساقی جان عاشقان را %~% میان حلقه مستان فرستی # 4 همه ذرات عالم زنده گردد %~% چو جانم را بر جانان فرستی # 5 وگر لب را به رحمت برگشایی %~% مفرح سوی بیماران فرستی # 6 به دربان گفته‌ای مگذار ما را %~% مرا هر دم بر دربان فرستی # 7 منم کشتی در این بحر و نشاید %~% که بر من باد سرگردان ms1507 فرستی # 8 همی‌خواهم که کشتیبان تو باشی %~% اگر بر عاشقان طوفان فرستی # 9 مرا تا کی مها چون ارمغانی %~% به پیش این و پیش آن فرستی # 10 دل بریان عاشق باده خواهد %~% تو او را غصه و گریان فرستی # 11 یکی رطلی گران برریز بر وی %~% از آن رطلی که بر مردان فرستی # 12 دل و جان هر دو را در نامه پیچم %~% اگر تو نامه پنهان فرستی # 13 تو چون خورشید از مشرق برآیی %~% جهان بی‌خبر را جان فرستی # 14 چه باشد ای صبا گر این غزل را %~% به خلوتخانه سلطان فرستی ~~PageV1P2657 ### || [genre: Gh] # 1 کسی کو را بود در طبع سستی %~% نخواهد هیچ کس را تندرستی # 2 مده دامن به دستان حسودان %~% که ایشان می‌کشندت سوی پستی # 3 زیانتر خویش را و دیگران را %~% نباشد چون حسد در جمله هستی # 4 هلا بشکن دل و دام حسودان %~% وگر نی پشت بخت خود شکستی # 5 از این اخوان چو ببریدی چو یوسف %~% عزیز مصری و از گرگ رستی # 6 اگر حاسد دو پایت را ببوسد %~% به باطن می‌زند خنجر دودستی # 7 ندارد مهر مهره او چه گشتی %~% ندارد دل دل اندر وی چه بستی # 8 اگر در حصن تقوا راه یابی %~% ز حاسد وز حسد جاوید رستی # 9 اگر چه شیرگیری ترک او کن %~% نه آن شیر است کش گیری به مستی ~~PageV1P2658 ### || [genre: Gh] # 1 چرا ز اندیشه ای بیچاره گشتی %~% فرورفتی به خود غمخواره گشتی # 2 تو را من پاره پاره جمع کردم %~% چرا از وسوسه صدپاره گشتی # 3 ز دارالملک عشقم رخت بردی %~% در این غربت چنین آواره گشتی # 4 زمین را بهر تو گهواره کردم %~% فسرده تخته گهواره گشتی # 5 روان کردم ز سنگت آب حیوان %~% به سوی خشک رفتی خاره گشتی # 6 تویی فرزند جان کار تو عشق است %~% چرا رفتی تو و هرکاره گشتی # 7 از آن خانه که تو صد زخم خوردی %~% به ms1508 گرد آن در و درساره گشتی # 8 در آن خانه که صد حلوا چشیدی %~% نگشتی مطمئن اماره گشتی # 9 خمش کن گفت هشیاریت آرد %~% نه مست غمزه خماره گشتی PageV1P2659 ### || [genre: Gh] # 1 کجا شد عهد و پیمانی که کردی %~% کجا شد قول و سوگندی که خوردی # 2 نگفتی چرخ تا گردان بود گرد %~% از این سرگشته هرگز برنگردی # 3 نگفتی تا بود خورشید دلگرم %~% نکاهد گرم ما را هیچ سردی # 4 نگفتی یک دل و مردانه باشیم %~% به جان جمله مردان و بمردی # 5 مرا گویی اگر من جور کردم %~% بدان کردم که پیش از من تو کردی # 6 چرا شاید که با چون من گدایی %~% چو تو شاهنشهی گیرد نبردی # 7 میان ما و تو سرکنگبین است %~% ز من سرکه ز تو شکرنوردی # 8 چو من سرکه فروشم پس تو شکر %~% بیفزا چون به شیرینی تو فردی # 9 منم خاک و چو خاکی باد یابد %~% تو عذرش نه مگویش گرد کردی # 10 نباشد راه را عار از چو من گرد %~% که زر را عار نبود رنگ زردی # 11 شهاب آتش ما زنده بادا %~% چو القاب شهاب سهروردی PageV1P2660 ### || [genre: Gh] # 1 دلا رو رو همان خون شو که بودی %~% بدان صحرا و هامون شو که بودی # 2 در این خاکستر هستی چو غلطی %~% در آتشدان و کانون شو که بودی # 3 در این چون شد چگونه چند مانی %~% بدان تصریف بی‌چون شو که بودی # 4 نه گاوی که کشی بیگار گردون %~% بر آن بالای گردون شو که بودی # 5 در این کاهش چو بیماران دقی %~% به عمر روزافزون شو که بودی # 6 زبون طب افلاطون چه باشی %~% فلاطون فلاطون شو که بودی # 7 ایم هو کی اسیرانه چه باشی %~% همان سلطان و بارون شو که بودی # 8 اگر رویین تنی جسم آفت توست %~% همان جان فریدون شو که بودی # 9 همان اقبال و دولت بین که دیدی %~% همان بخت همایون ms1509 شو که بودی # 10 رها کن نظم کردن درها را %~% به دریا در مکنون شو که بودی PageV1P2661 ### || [genre: Gh] # 1 مرا چون ناف بر مستی بریدی %~% ز من چه ساقیا دامن کشیدی # 2 چنین عشقی پدید آری به هر دم %~% پدیدآرنده چون ناپدیدی # 3 دهل پیدا دهلزن چون است پنهان %~% زهی قفل و زهی این بی‌کلیدی # 4 جنون طرفه پیدا گشت در جان %~% جنون را عقل‌ها کرده مریدی # 5 هزاران رنگ پیدا شد از آن خم %~% منزه از کبودی و سپیدی # 6 دو دیده در عدم دوز و عجب بین %~% زهی اومیدها در ناامیدی # 7 اگر دریای عمانی سراسر %~% در آن ابری نگر کز وی چکیدی # 8 در آن دکان تو تخته تخته بودی %~% اگر خود این زمان عرش مجیدی # 9 در اقلیم عدم ز آحاد بودی %~% در این ده گر چه مشهور و وحیدی # 10 همان جا رو چنان ز آحاد می‌باش %~% از آن گلشن چرا بیرون پریدی # 11 بر این سو صد گره بر پایت افتاد %~% ز فکر وهمی و نکته عمیدی ~~PageV1P2662 ### || [genre: Gh] # 1 از این تنگین قفس جانا پریدی %~% وزین زندان طراران رهیدی # 2 ز روی آینه گل دور کردی %~% در آیینه بدیدی آنچ دیدی # 3 خبرها می‌شنیدی زیر و بالا %~% بر آن بالا ببین آنچ شنیدی # 4 چو آب و گل به آب و گل سپردی %~% قماش روح بر گردون کشیدی # 5 ز گردش‌های جسمانی بجستی %~% به گردش‌های روحانی رسیدی # 6 بجستی ز اشکم مادر که دنیاست %~% سوی بابای عقلانی دویدی # 7 بخور هر دم می شیرینتر از جان %~% به هر تلخی که بهر ما چشیدی # 8 گزین کن هر چه می‌خواهی و بستان %~% چو ما را بر همه عالم گزیدی # 9 از این دیگ جهان رفتی چو حلوا %~% به خوان آن جهان زیرا پزیدی # 10 اگر چه بیضه خالی شد ز مرغت %~% برون بیضه عالم پریدی # 11 در این عالم نگنجی زین سپس تو ms1510 %~% همان سو پر که هر دم در مزیدی # 12 خمش کن رو که قفل تو گشادند %~% اجل بنمود قفلت را کلیدی PageV1P2663 ### || [genre: Gh] # 1 صلا ای صوفیان کامروز باری %~% سماع است و نشاط و عیش آری # 2 صلا کز شش جهت درها گشاده‌ست %~% ز قعر بحر پیدا شد غباری # 3 صلا کاین مغزها امروز پر شد %~% ز بوی وصل جانی جان سپاری # 4 صلا که یافت هر گوشی و هوشی %~% ز بی‌هوشی مطلق گوشواری # 5 صلا که ساعتی دیگر نیابی %~% ز مشرق تا به مغرب هوشیاری # 6 در آن میدان که دیاری نمی‌گشت %~% به هر گوشه‌ست روحانی سواری # 7 چو هیزم اندر این آتش درآیید %~% که تا هفتم فلک دارد شراری # 8 میان شوره خاک نفس جز وی %~% به هر سویی درختی جویباری # 9 تو اندر باغ‌ها دیدی که گیرد %~% درختی مر درختی را کناری PageV1P2664 ### || [genre: Gh] # 1 به تن این جا به باطن در چه کاری %~% شکاری می‌کنی یا تو شکاری # 2 کز او در آینه ساعت به ساعت %~% همی‌تابد عجب نقش و نگاری # 3 مثال باز سلطان است هر نقش %~% شکار است او و می‌جوید شکاری # 4 چه ساکن می‌نماید صورت تو %~% درون پرده تو بس بی‌قراری # 5 لباست بر لب جوی و تو غرقه %~% از این غرقه عجب سر چون برآری # 6 حریفت حاضر است آن جا که هستی %~% ولیکن گر بگوید شرم داری # 7 به هر شیوه که گردد شاخ رقصان %~% نباشد غایب از باد بهاری # 8 مجه تو سو به سو ای شاخ از این باد %~% نمی‌دانی کز این با دست یاری # 9 به صد دستان به کار توست این باد %~% تو را خود نیست خوی حق گزاری # 10 از او یابی به آخر هر مرادی %~% همو مستی دهد هم هوشیاری # 11 بپرس او کیست شمس الدین تبریز %~% بجز در عشق او تا سر نخاری ~~PageV1P2665 ### || [genre: Gh] # 1 مبارک باد بر ما این عروسی %~% خجسته ms1511 باد ما را این عروسی # 2 چو شیر و چون شکر بادا همیشه %~% چو صهبا و چو حلوا این عروسی # 3 هم از برگ و هم از میوه ممتع %~% مثال نخل خرما این عروسی # 4 چو حوران بهشتی باد خندان %~% ابد امروز فردا این عروسی # 5 نشان رحمت و توقیع دولت %~% هم این جا و هم آن جا این عروسی # 6 نکونام و نکوروی و نکوفال %~% چو ماه و چرخ خضرا این عروسی # 7 خمش کردم که در گفتن نگنجد %~% که بسرشت است جان با این عروسی ~~PageV1P2666 ### || [genre: Gh] # 1 خبر واده کز این دنیای فانی %~% به تلخی می‌روی یا شادمانی # 2 عجب یارا ز اصحاب شمالی %~% عجب ز اصحاب ایمان و امانی # 3 عجب همراز نفس سگ پرستی %~% عجب همراه شیر راه دانی # 4 عجب در آخرین بازی شدی مات %~% عجب بردی اگر بردی تو جانی # 5 بسی کژباز کاندر آخر کار %~% ببرد از اتفاق آسمانی # 6 بود رویت به قبله اندر آن گور %~% گر اهل قبله بودی در نهانی # 7 ازیرا گور باشد چون صلایه %~% پی تحویل‌های امتحانی # 8 چو دانه فاسدی را دفن کردی %~% بروید زو درخت بامعانی # 9 بسی طبل اجل پیشین شنیدی %~% مگو مرگم درآمد ناگهانی # 10 اگر در عمر آهی برکشیدی %~% یقین امروز کاندر ظل آنی # 11 وگر با آه راهی نیز رفتی %~% شهنشاهی و شمع ره روانی PageV1P2667 ### || [genre: Gh] # 1 برفتیم ای عقیق لامکانی %~% ز شهر تو تو باید که بمانی # 2 سفر کردیم چون استارگان ما %~% ز تو هم سوی تو که آسمانی # 3 یکی صورت رود دیگر بیاید %~% به مهمانخانه‌ات زیرا که جانی # 4 که مهمانان مثال چار فصلند %~% تو اصل فصل‌هایی که جهانی # 5 خیال خوب تو در سینه بردیم %~% شفق از آفتاب آمد نشانی # 6 به پیشت ماند دل با ما نیامد %~% دل از تو کی رود چون دلستانی # 7 سر دل‌ها به زیر سایه‌ات باد %~% که دل‌ها را ms1512 در این مرعا شبانی # 8 فروریزید دندان‌های گرگان %~% از آنگه که نمودی مهربانی # 9 بهل تا بحر گوید قصه خویش %~% که تا باری ببینی قصه خوانی PageV1P2668 ### || [genre: Gh] # 1 خوشی آخر بگو ای یار چونی %~% از این ایام ناهموار چونی # 2 به روز و شب مرا اندیشه توست %~% کز این روز و شب خون خوار چونی # 3 از این آتش که در عالم فتاده‌ست %~% ز دود لشکر تاتار چونی # 4 در این دریا و تاریکی و صد موج %~% تو اندر کشتی پربار چونی # 5 منم بیمار و تو ما را طبیبی %~% بپرس آخر که ای بیمار چونی # 6 منت پرسم اگر تو می‌نپرسی %~% که ای شیرین شیرین کار چونی # 7 وجودی بین که بی‌چون و چگونه‌ست %~% دلا دیگر مگو بسیار چونی # 8 بگو در گوش شمس الدین تبریز %~% که ای خورشید خوب اسرار چونی ~~PageV1P2669 ### || [genre: Gh] # 1 بر من نیستی یارا کجایی %~% به هر جایی که هستی جان فزایی # 2 ز خشم من به هر ناکس بسازی %~% به رغم من به هر آتش درآیی # 3 چو بینی مر مرا نادیده آری %~% چنین باشد وفا و آشنایی # 4 عزیزی بودم خوارم ز عشقت %~% در این خواری نگر کبر خدایی # 5 برای تو جدا گردم ز عالم %~% که تا ناید مرا بوی جدایی # 6 سبک روحا گران کردی تو رو را %~% که یعنی قصد دارم بی‌وفایی # 7 تو در دل جورها داری همی‌کن %~% که تا روز قیامت جان مایی # 8 الا ای چرخ زاینده چنین ماه %~% نزایی و نزایی و نزایی # 9 به کوه قاف شمس الدین تبریز %~% همایی و همایی و همایی PageV1P2670 ### || [genre: Gh] # 1 دلا در روزه مهمان خدایی %~% طعام آسمانی را سرایی # 2 در این مه چون در دوزخ ببندی %~% هزاران در ز جنت برگشایی # 3 نخواهد ماند این یخ زود بفروش %~% بیاموز از خدا این کدخدایی # 4 برون کن خرقه کان زین چار رقعه‌ست %~% ترابی آتشی آبی هوایی ms1513 # 5 برهنه کن تو جزو جان و بنما %~% ز خرقه گر به کل بیرون نیایی # 6 بیامد جان که عذر عشق خواهد %~% که عفوم کن که جان عذرهایی # 7 در این مه عذر ما بپذیر ای عشق %~% خطا کردیم ای ترک خطایی # 8 به خنده گوید او دستت گرفتم %~% که می‌دانم که بس بی‌دست و پایی # 9 تو را پرهیز فرمودم طبیبم %~% که تو رنجور این خوف و رجایی # 10 بکن پرهیز تا شربت بسازم %~% که تا دور ابد باخود نیایی # 11 خمش کردم که شرحش عشق گوید %~% که گفت او است جان را جان فزایی ~~PageV1P2671 ### || [genre: Gh] # 1 سؤالی دارم ای خواجه خدایی %~% که امروز این چنین شیرین چرایی # 2 کی باشد مه که گویم ماه رویی %~% کی باشد جان که گویم جان فزایی # 3 مثالی لایق آن روی خوبت %~% بسی شب‌ها ز حق کردم گدایی # 4 رها کن این همه با ما تو چونی %~% تو جانی و به چونی درنیایی # 5 تو صدساله ره از چونی گذشتی %~% میان موج‌های کبریایی # 6 هوای خویشتن را سر بریدی %~% ز میل نفس خود کردی جدایی # 7 همه میل دل معشوق گشتی %~% به تسلیم و رضا و مرتضایی # 8 از این هم درگذشتم چونی ای جان %~% که این دم رستخیز سحرهایی # 9 همی‌پیچی به صد گون چشم ما را %~% به صد صورت جهان را می‌نمایی # 10 زمانی صورت زندان و چاهی %~% زمانی گلستان و دلربایی # 11 همان یک چیز را گه مار سازی %~% گهی بخشی درختی و عصایی # 12 به دست توست بوقلمون همه چیز %~% ز انسان و ز حیوان و نمایی # 13 گهی نیل است و گاهی خون بسته %~% گهی لیل است و گه صبح ضیایی # 14 بدین خوف و رجاها منعقد شد %~% که از هر ضد ضد بر می‌گشایی # 15 سؤالی چند دارم از تو حل کن %~% که مشکل‌های ما را مرتجایی # 16 سؤال اول آن است ای سخندان %~% که ms1514 هم اول هم آخر جان مایی # 17 چو اول هم تویی و آخر تویی هم %~% ز کی دانم وفا و بی‌وفایی # 18 دوم آن است ای آن کت دوم نیست %~% که رنج احولی را توتیایی ~~PageV1P2672 ### || [genre: Gh] # 1 هلا ای آب حیوان از نوایی %~% همی‌گردان مرا چون آسیایی # 2 چنین می‌کن که تا بادا چنین باد %~% پریشان دل به جایی من به جایی # 3 نجنبد شاخ و برگی جز به بادی %~% نپرد برگ که بی‌کهربایی # 4 چو کاهی جز به بادی می‌نجنبد %~% کجا جنبد جهانی بی‌هوایی # 5 همه اجزای عالم عاشقانند %~% و هر جزو جهان مست لقایی # 6 ولیک اسرار خود با تو نگویند %~% نشاید گفت سر جز با سزایی # 7 چراخواران چراشان هم چراخوار %~% ز کاسه و خوان شیرین کدخدایی # 8 نه موران با سلیمان راز گفتند %~% نه با داوود می‌زد که صدایی # 9 اگر این آسمان عاشق نبودی %~% نبودی سینه او را صفایی # 10 وگر خورشید هم عاشق نبودی %~% نبودی در جمال او ضیایی # 11 زمین و کوه اگر نه عاشق اندی %~% نرستی از دل هر دو گیاهی # 12 اگر دریا ز عشق آگه نبودی %~% قراری داشتی آخر به جایی # 13 تو عاشق باش تا عاشق شناسی %~% وفا کن تا ببینی باوفایی # 14 نپذرفت آسمان بار امانت %~% که عاشق بود و ترسید از خطایی PageV1P2673 ### || [genre: Gh] # 1 بیاموز از پیمبر کیمیایی %~% که هر چت حق دهد می‌ده رضایی # 2 همان لحظه در جنت گشاید %~% چو تو راضی شوی در ابتلایی # 3 رسول غم اگر آید بر تو %~% کنارش گیر همچون آشنایی # 4 جفایی کز بر معشوق آید %~% نثارش کن به شادی مرحبایی # 5 که تا آن غم برون آید ز چادر %~% شکرباری لطیفی دلربایی # 6 به گوشه چادر غم دست درزن %~% که بس خوب است و کرده‌ست او دغایی # 7 در این کو روسبی باره منم من %~% کشیده چادر هر خوش لقایی # 8 همه پوشیده چادرهای مکروه %~% که ms1515 پنداری که هست او اژدهایی # 9 من جان سیر اژدرها پرستم %~% تو گر سیری ز جان بشنو صلایی # 10 نبیند غم مرا الا که خندان %~% نخوانم درد را الا دوایی # 11 مبارکتر ز غم چیزی نباشد %~% که پاداشش ندارد منتهایی # 12 به نامردی نخواهی یافت چیزی %~% خمش کردم که تا نجهد خطایی ~~PageV1P2674 ### || [genre: Gh] # 1 سبک بنواز ای مطرب ربایی %~% بگردان زوتر ای ساقی شرابی # 2 که آورد آن پری رو رنگ دیگر %~% ز چشمه زندگی جوشید آبی # 3 چه آتش زد نهان دلبر به دل‌ها %~% که مجلس پر شد از بوی کبابی # 4 چرا ای پیر مجلس چنگ پرفن %~% نگویی ناله نی را جوابی # 5 نی نه چشم زان چشمان چه گوید %~% چنین بیدار باشد مست خوابی # 6 دل سنگین چو یابد تاب آن چشم %~% شود در حال او در خوشابی # 7 گدازد هر دو عالم بحر گیرد %~% چون آن مه رو براندازد نقابی # 8 ایا ساقی به اصحاب سعادت %~% بده حالی تو باری خمر نابی # 9 قدم تا فرق پر دارید از این می %~% که بوی شمس تبریزی بیابی ~~PageV1P2675 ### || [genre: Gh] # 1 سلام علیک ای مقصود هستی %~% هم از آغاز روز امروز مستی # 2 تویی می واجب آید باده خوردن %~% تویی بت واجب آید بت پرستی # 3 به دوران تو منسوخ است شیشه %~% بگردان آن سبوهای دودستی # 4 بیا بشنو حدیث پوست کنده %~% همه مغزم چو در مغزم نشستی # 5 هلا ای یوسف خوبان به مصر آ %~% ز قعر چه به حبل الله رستی # 6 بگیر ای چرخ پیر چنبری پشت %~% رسن را سخت کز چنبر بجستی # 7 منم لولی و سرنا خوش نوازم %~% بده شکر نیم را چون شکستی # 8 به دو بوسه مخا از خشم لب را %~% تو ده نان چون دکان‌ها را ببستی # 9 بلی گو نی مگو ای صورت عشق %~% که سلطان بلی شاه الستی # 10 بلی تو برآردمان به بالا %~% بلی ما فرود ms1516 آرد به پستی # 11 خمش کن عشق خود مجنون خویش است %~% نه لیلی گنجد و نی فاطمستی ~~PageV1P2676 ### || [genre: Gh] # 1 اگر خورشید جاویدان نگشتی %~% درخت و رخت بازرگان نگشتی # 2 دو دست کفشگر گر ساکنستی %~% همیشه گربه در انبان نگشتی # 3 اگر نه عشوه‌های باد بودی %~% سر شاخ گل خندان نگشتی # 4 چه گویم گر نبودی آن که دانی %~% به هر دم این نگشتی آن نگشتی # 5 فلک چتر است و سلطان عقل کلی %~% نگشتی چتر اگر سلطان نگشتی # 6 اگر آواز سرهنگان نبودی %~% نگشتی اختر و کیوان نگشتی # 7 کریمی گر ندادی ابر و باران %~% یکی جرعه به گرد خوان نگشتی # 8 درونت گر نبودی کیمیاگر %~% به هر دم خون و بلغم جان نگشتی # 9 نهان از عالم ار نی عالمستی %~% دل تاریک تو میدان نگشتی # 10 نهان دار این سخن را ز آنک زرها %~% اگر پنهان نبودی کان نگشتی ~~PageV1P2677 ### || [genre: Gh] # 1 ز ما برگشتی و با گل فتادی %~% دو چشم خویش سوی گل گشادی # 2 ز شرم روی ما گل از تو بگریخت %~% ز گل واگشتی این جا سر نهادی # 3 نهادی سر که پای من ببوسی %~% نیابی بوسه گل را بوسه دادی # 4 بدان لب‌ها که بوی گل گرفته‌ست %~% نیابی بوسه گر چه اوستادی # 5 برای رفع بویش این دو لب را %~% همی‌مالم به خاکت من ز شادی # 6 کجا بردارم این لب از تو ای خاک %~% ولی فتنه تویی گل را تو زادی # 7 تو آن خاکی که از حق لطف دزدی %~% تو دزدی و مریدی و مرادی PageV1P2678 ### || [genre: Gh] # 1 چنین باشد چنین گوید منادی %~% که بی‌رنجی نبینی هیچ شادی # 2 چه مایه رنج‌ها دیدی تو هر روز %~% تأمل کن از آن روزی که زادی # 3 چه خون از چشم و دل‌ها برگشاده‌ست %~% که تا تو چشم در عالم گشادی # 4 خداوندا اگر آهن بدیدی %~% ز اول آن کشاکش کش تو دادی # 5 ز ms1517 بیم و ترس آهن آب گشتی %~% گدازیدی نپذرفتی جمادی # 6 ولیک آن را نهان کردی ز آهن %~% به هر روز اندک اندک می‌نهادی # 7 چو آهن گشت آیینه به آخر %~% بگفتا شکر ای سلطان هادی PageV1P2679 ### || [genre: Gh] # 1 کجا شد عهد و پیمان را چه کردی %~% امانت‌های چون جان را چه کردی # 2 چرا کاهل شدی در عشقبازی %~% سبک روحی مرغان را چه کردی # 3 نشاط عاشقی گنجی است پنهان %~% چه کردی گنج پنهان را چه کردی # 4 تو را با من نه عهدی بود ز اول %~% بیا بنشین بگو آن را چه کردی # 5 چنان ابری به پیش ما چه بستی %~% چنان خورشید خندان را چه کردی ~~PageV1P2680 ### || [genre: Gh] # 1 به بخت و طالع ما ای افندی %~% سفر کردی از این جا ای افندی # 2 چراغم مرد و دودم رفت بالا %~% دو چشمم ماند بالا ای افندی # 3 زمین تا آسمان دود سیاه‌ست %~% سیه پوشید سودا ای افندی # 4 در این عالم مرا تنها تو بودی %~% بماندم بی‌تو تنها ای افندی # 5 کجا بختی که اندر آتش تو %~% ببیند حال ما را ای افندی # 6 همی‌گویم افندی ای افندی %~% جوابم گوی و بازآ ای افندی # 7 چه بازآیم چه گویم من که رفتم %~% ورای هفت دریا ای افندی # 8 چه حیران و چه دشمن کام گشتم %~% تو رحمت کن خدایا ای افندی # 9 همی‌ترسم که تا آن رحمت آید %~% نماند بنده برجا ای افندی # 10 تتیپایش افندی این چه کردی %~% تتیپا ثا تتیپا ای افندی PageV1P2681 ### || [genre: Gh] # 1 نگارا تو گلی یا جمله قندی %~% که چون بینی مرا چون گل بخندی # 2 نگارا تو به بستان آن درختی %~% که چون دیدم تو را بیخم بکندی # 3 چه کم گردد ز حسنت گر بپرسی %~% که چونی در فراقم دردمندی # 4 من آنم کز فراقت مستمندم %~% تو آنی که هلاک مستمندی # 5 در این مطبخ هزاران جان به خرج است %~% ببین ms1518 تو ای دل مسکین که چندی # 6 چو حلقه بر درت سر می‌زنم من %~% چه چاره چون تو بر بام بلندی # 7 بیا ای زلف چوگان حکم داری %~% که چون گویم در این میدان فکندی # 8 سپند از بهر آن باشد که سوزد %~% دلا می سوز دلبر را سپندی # 9 بیا ای جام عشق شمس تبریز %~% که درد کهنه را تو سودمندی PageV1P2682 ### || [genre: Gh] # 1 شنودم من که چاکر را ستودی %~% کی باشم من تو لطف خود نمودی # 2 تو کان لعل و جان کهربایی %~% به رحمت برگ کاهی را ربودی # 3 یکی آهن بدم بی‌قدر و قیمت %~% توام آیینه ای کردی زدودی # 4 ز طوفان فناام واخریدی %~% که هم نوحی و هم کشتی جودی # 5 دلا گر سوختی چون عود بوده %~% وگر خامی بسوز اکنون که عودی # 6 به زیر سایه اقبال خفتم %~% برون پنج حس راهم گشودی # 7 بدان ره بی‌پر و بی‌پا و بی‌سر %~% به شرق و غرب شاید شد به زودی # 8 در آن ره نیست خار اختیاری %~% نه ترسایی است آن جا نه جهودی # 9 برون از خطه چرخ کبودش %~% رهیده جان ز کوری و کبودی # 10 چه می‌گریی بر خندندگان رو %~% چه می‌پایی همان جا رو که بودی # 11 از این شهدی که صد گون نیش دارد %~% بجز دنبل ببین چیزی فزودی ~~PageV1P2683 ### || [genre: Gh] # 1 دگرباره شه ساقی رسیدی %~% مرا در حلقه مستان کشیدی # 2 دگرباره شکستی تو بها را %~% به جامی پرده‌ها را بردریدی # 3 دگربار ای خیال فتنه انگیز %~% چو می بر مغز مستان بردویدی # 4 بیا ای آهو از نافت پدید است %~% که از نسرین و نیلوفر چریدی # 5 همه صحرا گل است و ارغوان است %~% بدان یک دم که در صحرا دمیدی # 6 مکن ای آسمان ناموس کم کن %~% که از سودای ماه من خمیدی # 7 بگو ای جان وگر نی من بگویم %~% که از شرم جمالش ناپدیدی # 8 بگویم ms1519 ای بهشت این دم به گوشت %~% که بی‌او بسته‌ای و بی‌کلیدی # 9 چو خاتونان مصری ای شفق تو %~% چو دیدی یوسفم را کف بریدی # 10 بدیدم دوش کبریتی به دستت %~% یقین کردم که دیکی می‌پزیدی # 11 تو هم ای دل در آن مطبخ که او بود %~% پس دیوار چیزی می‌شنیدی # 12 نه عیدی که دو بار آید به سالی %~% به رغم عید هر روزی تو عیدی # 13 خداوندا به قدرت بی‌نظیری %~% که حسنی لانظیری برتنیدی # 14 چنین نوری دهی اشکمبه‌ای را %~% چنینی را گزافه کی گزیدی # 15 بگو ای گل که این لطف از کی داری %~% نه خار خشک بودی می‌خلیدی # 16 تو هم ای چشم جنس خاک بودی %~% بگفتی من چه بینم هم بدیدی # 17 تو هم ای پای برجا مانده بودی %~% دوانیدت دواننده دویدی # 18 دم عیسی و علمش را عدوی %~% عجب ای خر بدین دعوت رسیدی # 19 چو مال این علم ماند مرد ریگت %~% نه تو مانی نه علمی که گزیدی # 20 جهان پیر را گفتم جوان شو %~% ببین بخت جوان تا کی قدیدی # 21 بیا امید بین که نیک نبود %~% در این امید بی‌حد ناامیدی # 22 بدو پیوندم از گفتن ببرم %~% نبرم زان شهی که تو بریدی PageV1P2684 ### || [genre: Gh] # 1 اگر یار مرا از من برآری %~% من او گشتم بگو با او چه داری # 2 میان ما چو تو مویی نبینی %~% تو مانی در میان شرمساری # 3 ببین عیب ار چه عاشق گشت رسوا %~% نباشد عار گر بحری است عاری # 4 بیا ای دست اندر آب کرده %~% کلوخ خشک خواهی تا برآری # 5 تو خواهی همچو ابر بازگونه %~% که باران از زمین بر چرخ باری # 6 چو ناخن نیز نگذارد تو را عشق %~% روا باشد که آن سر را بخاری # 7 قراری یابی آنگه بر لب عشق %~% چو ساکن گشته‌ای در بی‌قراری # 8 مکن یاد کسی ای جان شیرین %~% که نشناسد خزان را از بهاری # 9 ms1520 نداند عطسه را زان لاغ دیگر %~% نداند شیر از روبه عیاری # 10 بگفتم ای ونک غوطی بخوردم %~% در آن موج لطیف شهریاری # 11 شدم از کار من از شمس تبریز %~% بیا در کار گر تو مرد کاری ~~PageV1P2685 ### || [genre: Gh] # 1 صلا ای صوفیان کامروز باری %~% سماع است و وصال و عیش آری # 2 بکن ای موسی جان خلع نعلین %~% که اندر گلشن جان نیست خاری # 3 کبوترها سراسر باز گردند %~% که افتاد این شکاران را شکاری # 4 شود سرهای مستان فارغ از درد %~% چو سر درکرد خمر بی‌خماری # 5 بخور که ساعتی دیگر نبینی %~% ز مشرق تا به مغرب هوشیاری # 6 برآور بینی و بوی دگر جوی %~% که این بینی است آن بو را مهاری ~~PageV1P2686 ### || [genre: Gh] # 1 صلا ای صوفیان کامروز باری %~% سماع است و شراب و عیش آری # 2 صلا که ساعتی دیگر نیابی %~% ز مشرق تا به مغرب هوشیاری # 3 چنان در بحر مستی غرق گردند %~% که دل در عشق خوبی خوش عذاری # 4 از این مستان ننوشی های و هویی %~% وزین خوبان نبینی گوشواری # 5 در این مستان کجا وهمی رسیدی %~% گر این مستان ننالند از خماری # 6 به صد عالم نگنجد از جلالت %~% چنین سلطان و اعظم شهریاری # 7 ولیکن چون غبار انگیخت اسپش %~% به وهم آمد کر و فر سواری # 8 دهان بربند کاین جا یک نظر نیست %~% که بشناسد سواری از غباری ~~PageV1P2687 ### || [genre: Gh] # 1 منم غرقه درون جوی باری %~% نهانم می‌خلد در آب خاری # 2 اگر چه خار را من می‌نبینم %~% نیم خالی ز زخم خار باری # 3 ندانم تا چه خار است اندر این جوی %~% که خالی نیست جان از خارخاری # 4 تنم را بین که صورتگر ز سوزن %~% بر او بنگاشت هر سویی نگاری # 5 چو پیراهن برون افکندم از سر %~% به دریا درشدم مرغاب واری # 6 که غسل آرم برون آیم به پاکی %~% به خنده گفت موج بحر کاری ms1521 # 7 مثال کاسه چوبین بگشتم %~% بر آن آبی که دارد سهم ناری # 8 نمی‌دانم که آن ساحل کجا شد %~% که پیدا نیست دریا را کناری # 9 تو شمس الدین تبریز ار ملولی %~% به هر لحظه چه افروزی شراری ~~PageV1P2688 ### || [genre: Gh] # 1 چو عشق آمد که جان با من سپاری %~% چرا زوتر نگویی کآری آری # 2 جهان سوزید ز آتش‌های خوبان %~% جمال عشق و روی عشق باری # 3 چو جان بیند جمال عشق گوید %~% شدم از دست و دست از من نداری # 4 بدیدم عشق را چون برج نوری %~% درون برج نوری اه چه ناری # 5 چو اشترمرغ جان‌ها گرد آن برج %~% غذاشان آتشی بس خوشگواری # 6 ز دور استاده جانم در تماشا %~% به پیش آمد مرا خوش شهسواری # 7 یکی رویی چو ماهی ماه سوزی %~% یکی مریخ چشمی پرخماری # 8 که جان‌ها پیش روی او خیالی %~% جهان در پای اسب او غباری # 9 همی‌رست از غبار نعل اسبش %~% بیابان در بیابان خوش عذاری # 10 همی‌تازید عقلم اندک اندک %~% همی‌پرید از سر چون طیاری # 11 همین دانم دگر از من مپرسید %~% که صد من نیست آن جا در شماری # 12 من آن آبم که ریگ عشق خوردش %~% چه ریگی بلک بحر بی‌کناری # 13 چو لاله کفته‌ای در شهر تبریز %~% شدم بر دست شمس الدین نگاری ~~PageV1P2689 ### || [genre: Gh] # 1 نگفتم دوش ای زین بخاری %~% که نتوانی رضا دادن به خواری # 2 در آن جان‌ها که شکر روید از حق %~% شکر باشد ز هر حسیش جاری # 3 اگر صد خنب سرکه درکشد او %~% نه تلخی بینی او را نی نزاری # 4 خدایت چون سر مستی نداده‌ست %~% حذر کن تا سر مستی نخاری # 5 از آن سر چون سر جان را شراب است %~% همی‌نوشد شراب اختیاری # 6 ز تو خنده همی پنهان کند او %~% که او خمری است و تو مسکین خماری # 7 چو داد آن خواجه را سرکه فروشی %~% چه شیرین کرد بر ms1522 وی سوکواری # 8 گوارش خر از آن رخسار چون ماه %~% کز آن یابند مردان خوشگواری # 9 درآید در تن تو نور آن ماه %~% چنان کاندر زمین لطف بهاری # 10 ببخشد مر تو را هم خلعت سبز %~% رهاند مر تو را از خاکساری # 11 تصورها همه زین بوی برده %~% برون روژیده از دل چون دراری # 12 تفضل ایها الساقی و اوفر %~% و لکن لا براح مستعار # 13 و صبحنا بخمر مستطاب %~% فان الیمن جما فی ابتکار # 14 و مسینا بخمر من صبوح %~% و دم و اسلم ایا خیر المداری PageV1P2690 ### || [genre: Gh] # 1 به جان تو پس گردن نخاری %~% نگویی می‌روم عذری نیاری # 2 بسازی با دو سه مسکین بی‌دل %~% اگر چه بی‌دلان بسیار داری # 3 نگویی کار دارم در پی کار %~% چه باشی بسته تو خاوندگاری # 4 تو گویی می‌روم رنجور دارم %~% نه رنجوران ما را می‌گذاری # 5 ز ما رنجورتر آخر کی باشد %~% که در چشمت نیاییم از نزاری # 6 خوری سوگند که فردا بیایم %~% چه دامن گیردت سوگند خواری # 7 تو با سوگند کاری پخته‌ای سر %~% که بر اسرار پنهانی سواری # 8 تو ماهی ما شبیم از ما بمگریز %~% که بی‌مه شب بود دلگیر و تاری # 9 تو آبی ما مثال کشت تشنه %~% مگرد از ما که آب خوشگواری # 10 بپاش ای جان درویشان صادق %~% چه باشد گر چنین تخمی بکاری # 11 چه درویشان که هر یک گنج ملکند %~% که شاهان راست ز ایشان شرمساری # 12 به تو درویش و با غیر تو سلطان %~% ز تو دارند تاج شهریاری # 13 که مه درویش باشد پیش خورشید %~% کند بر اختران مه شهسواری # 14 منم نای تو معذورم در این بانگ %~% که بر من هر دمی دم می‌گماری # 15 همه دم‌های این عالم شمرده‌ست %~% تو ای دم چه دمی که بی‌شماری ~~PageV1P2691 ### || [genre: Gh] # 1 به تن با ما به دل در مرغزاری %~% چو دربند شکاری تو شکاری # 2 به تن این ms1523 جا میان بسته چو نایی %~% به باطن همچو باد بی‌قراری # 3 تنت چون جامه غواص بر خاک %~% تو چون ماهی روش در آب داری # 4 در این دریا بسی رگ‌هاست صافی %~% بسی رگ‌هاست کان تیره است و تاری # 5 صفای دل از آن رگ‌های صافی است %~% بدان رگ پی بری چون پر برآری # 6 در آن رگ‌ها تو همچون خون نهانی %~% ور انگشتی نهم تو شرم داری # 7 از آن رگ‌هاست بانگ چنگ خوش رگ %~% ز عکس و لطف آن زاری است زاری # 8 ز بحر بی‌کنار است این نواها %~% کی می‌غرد به موج از بی‌کناری ~~PageV1P2692 ### || [genre: Gh] # 1 مرا بگرفت روحانی نگاری %~% کناری و کناری و کناری # 2 بزد با من میان راه تنگی %~% دوچاری و دوچاری و دوچاری # 3 ز جان برخاست ز آتش‌های عشقش %~% بخاری و بخاری و بخاری # 4 مبادا هیچ دل را زین چنین عشق %~% قراری و قراری و قراری # 5 سکست این کره تند دل من %~% فساری و فساری و فساری # 6 نهاده بر سرش افسار سودا %~% غباری و غباری و غباری # 7 فتاده در سرش از شمس تبریز %~% خماری و خماری و خماری PageV1P2693 ### || [genre: Gh] # 1 متاز ای دل سوی دریای ناری %~% که می‌ترسم که تاب نار ناری # 2 وجودت از نی و دارد نوایی %~% ز نی هر دم نوایی نو برآری # 3 نیستانت ندارد تاب آتش %~% وگر چه تو ز نی شهری برآری # 4 میان شهر نی منشین بر آذر %~% که هر سو شعله اندر شعله داری # 5 اگر نی سوی آتش میل دارد %~% چو میل رزق سوی رزق خواری # 6 نیاز آتش است آن میل تنها %~% که آتش رزق می‌خواهد به زاری # 7 به هر چت نی بفرماید تو نی کن %~% خلاف نی بکن از شهریاری # 8 خلافش کردی و نی در کمین است %~% چو نی کم شد سر دیگر نخاری # 9 پدید آید تو را ناگه وجودی %~% نه نی دارد ms1524 نه شکر آنچ داری # 10 یکی نوری لطیفی جان فزایی %~% در او می‌های گوناگون کاری # 11 گشایی پر و بالی کز حلاوت %~% نمایی لطف‌های لاله زاری # 12 میان این چنین نوری نماید %~% دگر خورشید و جان‌ها چون ذراری # 13 به نور او بسوزی پر خود را %~% ز شیرینی نورش گردی عاری # 14 ز ناله واشکافد قرص خورشید %~% که گل گل وادهد هم خار خاری # 15 زبان واماند زین پس از بیانش %~% زبان را کار نقش است و نگاری # 16 نگار و نقش چون گلبرگ باشد %~% گدازیده شود چون آب واری # 17 بر آن ساحل که‌ای‌ن گل‌ها گدازید %~% اگر خواهی تو مستی و خماری # 18 همی‌گو نام شمس الدین تبریز %~% کز او این کارها را برگزاری ~~PageV1P2694 ### || [genre: Gh] # 1 مرا در خنده می‌آرد بهاری %~% مرا سرگشته می‌دارد خماری # 2 مرا در چرخ آورده‌ست ماهی %~% مرا بی‌یار گردانید یاری # 3 چو تاری گشتم از آواز چنگی %~% نوایش فاش و پیدا نیست تاری # 4 جهانی چون غباری او برانگیخت %~% که پنهان شد چو بادی در غباری # 5 حیاتی چون شرار آن شه برافروخت %~% که پنهان شد چو سوزی در شراری # 6 جمال گلستان آن کس برآراست %~% که پنهان شد چو گل در جان خاری # 7 دلم گوید که ساقی را تو می‌گو %~% که جانم مست آن باقی است باری # 8 دلم چون آینه خاموش گویاست %~% به دست بوالعجب آیینه داری # 9 کز او در آینه ساعت به ساعت %~% همی‌تابد عجب نقش و نگاری PageV1P2695 ### || [genre: Gh] # 1 بدید این دل درون دل بهاری %~% سحرگه دید طرفه مرغزاری # 2 در او آرامگاه جان عاشق %~% در او بوس و کنار بی‌کناری # 3 که فردوسش غلام آن گلستان %~% بهشت از سبزه زارش شرمساری # 4 به هر جانب یکی حلقه سماعی %~% به زیر هر درختی خوش نگاری # 5 اگر پیری درآید همچو کافور %~% شود گل عارضی مشکین عذاری # 6 چو شیر اسکست جان زنجیرها را %~% رمید آن سو ms1525 چو مجنون بی‌قراری # 7 برفتم در پی جان تا کجا شد %~% در آن رفتن مرا بگشاد کاری # 8 بدیدم طرفه منزل‌های دلکش %~% ولیک از جان ندیدم من غباری # 9 بگو راز مرا تا بازآید %~% وگر ناید بیا واپس تو باری # 10 نشانی‌ها بیاور ارمغانی %~% که تا تن را کنم من دارداری # 11 کیست آن مه خداوند شمس تبریز %~% خداخلقی عجیبی نامداری PageV1P2696 ### || [genre: Gh] # 1 خداوندا زکات شهریاری %~% ز من مگذر شتاب ار مهر داری # 2 هلا آهسته‌تر ای برق سوزان %~% که شد چشمم ز تو ابر بهاری # 3 نمی‌تاند نظر کاندر رکابت %~% رسد در گرد مرکب از نزاری # 4 عنان درکش پیاده پروری کن %~% که خورشیدی و عالم بی‌تو تاری # 5 جدایی نیست این تلخی نزع است %~% گلوی ما به هجران می‌فشاری # 6 چو سایه می‌دود جان در پی تو %~% گذشت از سایه جان در بی‌قراری # 7 به روی او دلا بس باده خوردی %~% بدین تلخی از آن رو در خماری # 8 چه باشد ای جمالت ساقی جان %~% خماری را به رحمت سر بخاری # 9 نه دست من گرفتی عهد کردی %~% که ما را تا قیامت دست یاری # 10 ز دست عهد تو از دست رفتم %~% به جان تو که دست از من نداری # 11 کی یارد با تو دیگر عهد کردن %~% که تو سنگین دلی بی‌زینهاری # 12 تو خیره کشتری یا چشم مستت %~% که بر خسته دلانش می‌گماری # 13 حدیث چشم تو گفتم دلم رفت %~% به دریای فنا و جان سپاری # 14 دل من رفت عشقت را بقا باد %~% در اقبال و مراد و کامکاری # 15 بزی ای عشق بهر عاشقان را %~% ابد تا کارشان را می‌گذاری PageV1P2697 ### || [genre: Gh] # 1 ندارد مجلس ما بی‌تو نوری %~% که مجلس بی‌تو باشد همچو گوری # 2 بیایی یا بدان سومان بخوانی %~% ز فضلت این کرامت نیست دوری # 3 خلایق همچو کشت و تو بهاری %~% به تو یابد شقایقشان ظهوری # 4 تجلی کن که ms1526 تا سرمست گردند %~% کنند اجزای عالم مست شوری # 5 چو دریای عتاب تو بجوشد %~% برآید موج طوفان از تنوری # 6 چو گردون قبول تو بگردد %~% شود جمله مصیبت‌ها سروری # 7 خمش بگذار این شیشه گری را %~% مبادا که زند بر شیشه کوری PageV1P2698 ### || [genre: Gh] # 1 ز هر چیزی ملول است آن فضولی %~% ملولش کن خدایا از ملولی # 2 به قاصد تا بیاشوبد بجنگد %~% بدو گفتم ملولی هست گولی # 3 بخورد آن بازی من خشمگین شد %~% مرا گفتا خمش دیوانه لولی # 4 نگوید هیچ را بد مرد این راه %~% مبین بد هیچ را ور نی تو غولی # 5 بگفتم عین انکار تو بر من %~% نه بد دیدن بود یا بی‌حصولی # 6 مرا گفت او تناقض‌های بینا %~% بود از مصلحت نه از بی‌اصولی # 7 محالی گر بگوید مرد کامل %~% تو عین حال دانش ای حلولی # 8 گهی درد که داند گه بدوزد %~% گهی شاهی کند گاهی رسولی # 9 به تأویلات تو او درنگنجد %~% که تو هستی فصولی او اصولی # 10 ز خود منگر در او از خود برون آ %~% که بر بی‌حد ندارد حد شمولی # 11 خمش ای نفس تازی هم بگویم %~% دوباره لا تقولی لا تقولی PageV1P2699 ### || [genre: Gh] # 1 مرا هر لحظه قربان است جانی %~% تو را هر لحظه در بنده گمانی # 2 دو چشم تو بیان حال من بس %~% که روشنتر از این نبود بیانی # 3 جهان چون نی هزاران ناله دارد %~% که یک نی دید از شکرستانی # 4 از آن شکرستان دیدم نشان‌ها %~% ندیدم از تو شیرینتر نشانی # 5 مثال عشق پیدایی و پنهان %~% ندیدم همچو تو پیدا نهانی # 6 جهان جویای توست و جای آن هست %~% مثل بشنو که جان به از جهانی # 7 نه‌ای بر آسمان ای ماه لیکن %~% شود هر جا که تابی آسمانی PageV1P2700 ### || [genre: Gh] # 1 مگیر ای ساقی از مستان کرانی %~% که کم یابی گرانی بی‌گرانی # 2 بیا ای سرو گلرخ سوی گلشن %~% که ms1527 به از سرو نبود سایه بانی # 3 چو نور از ناودان چشم ریزد %~% یقین بی‌بام نبود ناودانی # 4 عجب آن بام بالای چه خانه‌ست %~% مبارک جا مبارک خاندانی # 5 که را بود این گمان که بازیابیم %~% نشانی زین چنین فتنه نشانی # 6 دلی که چون شفق غرقاب خون بود %~% پر از خورشید شد چون آسمانی # 7 ز حرص این شکم پهلو تهی کن %~% که تا پهلو زنی با پهلوانی # 8 عجب ننگت نمی‌آید برادر %~% ز جانی کو بود محتاج نانی # 9 که آب زندگانی گفت ما را %~% که جز دکان نان داری دکانی PageV1P2701 ### || [genre: Gh] # 1 ز مهجوران نمی‌جویی نشانی %~% کجا رفت آن وفا و مهربانی # 2 در این خشکی هجران ماهیانند %~% بیا ای آب بحر زندگانی # 3 برون آب ماهی چند ماند %~% چه گویم من نمی‌دانم تو دانی # 4 کی باشم من که مانم یا نمانم %~% تو را خواهم که در عالم بمانی # 5 هزاران جان ما و بهتر از ما %~% فدای تو که جان جان جانی # 6 مرا گویی خمش نی توبه کردی %~% که بگذاری طریق بی‌زبانی # 7 به خاک پای تو باخود نبودم %~% ز مستی و شراب و سرگرانی # 8 به خاموشی به از خنبی نباشم %~% نمی‌ماند می اندر خم نهانی # 9 شراب عشق جوشانتر شرابی است %~% که آن یک دم بود این جاودانی # 10 رخ چون ارغوانش آن کند آن %~% که صد خم شراب ارغوانی # 11 دگر وصف لبش دارم ولیکن %~% دهان تو بسوزد گر بخوانی # 12 عجب مرغابی آمد جان عاشق %~% که آرد آب ز آتش ارمغانی # 13 ز آتش یافت تشنه ذوق آبش %~% کند آتش به آبش نردبانی PageV1P2702 ### || [genre: Gh] # 1 برون کن سر که جان سرخوشانی %~% فروکن سر ز بام بی‌نشانی # 2 به هر دم رخت مشتاقان خود را %~% بدان سو کش که بس خوش می‌کشانی # 3 که عاشق همچو سیل و تو چو بحری %~% که عاشق چون قراضه‌ست و تو کانی # 4 ms1528 سقط‌های چو شکر باز می‌گوی %~% که تو از لعل‌ها در می‌فشانی # 5 زهی آرامگاه جمله جان‌ها %~% عجب افتاد حسن و مهربانی # 6 ز خوبی روی مه را خیره کردی %~% به رحمت خود چنانتر از چنانی # 7 به هر تیری هزار آهو بگیری %~% زهی شیری که بس سخته کمانی # 8 به هر بحری که تازی همچو موسی %~% شکافد بحر تا در وی برانی # 9 همه جان در شکر دارند از وصل %~% که هر یک گفت ما را نیست ثانی # 10 به کوه طور تو بسیار موسی %~% ز غیرت گفته نی نی لن ترانی # 11 ز شمس الدین بپرس اسرار لن را %~% که تبریز است دریای معانی ~~PageV1P2703 ### || [genre: Gh] # 1 مرا هر لحظه منزل آسمانی %~% تو را هر دم خیالی و گمانی # 2 تو گویی کو طمع کرده‌ست در من %~% جهانی زین خیال اندر زیانی # 3 بر آن چشم دروغت طمع کردم %~% که چون دوزخ نمودستت جنانی # 4 بر آن عقل خسیست طمع کردم %~% که جان دادی برای خاکدانی # 5 چه نور افزاید از برق آفتابی %~% چه بربندد ز ویرانی جهانی # 6 ز یک قطره چه خواهد خورد بحری %~% ز یک حبه چه دزدد گنج و کانی # 7 چه رونق یا چه آرایش فزاید %~% ز پژمرده گیایی گلستانی # 8 به حق نور چشم دلبر من %~% که روشنتر از این نبود نشانی # 9 به حق آن دو لعل قندبارش %~% که شرح آن نگنجد در دهانی # 10 که مقصودم گشاد سینه‌ای بود %~% نه طمع آنک بگشایم دکانی # 11 غرض تا نانی آن جا پخته گردد %~% نه آنک درربایم از تو نانی # 12 ز بهمان و فلان تو فارغ آیند %~% طمع آن نی که گویندم فلانی ~~PageV1P2704 ### || [genre: Gh] # 1 چه دلشادم به دلدار خدایی %~% خدایا تو نگهدار از جدایی # 2 بیا ای خواجه بنگر یار ما را %~% چو از اصحاب و از یاران مایی # 3 بدان شرطی که با ما کژ نبازی %~% وگر بازی تو ms1529 با ما برنیایی # 4 دغایانی که با جسم چو پیلند %~% سوار اسب فرهنگ و کیانی # 5 پیاده گشته و رخ زرد ماندند %~% ز فرزین بند شاهان بقایی # 6 چه بودی گر بدانستی مهی را %~% شکسته اختری در بی‌وفایی # 7 وگر مه را نداند ماه ماه است %~% چگونه مه نه ارضی نی سمایی # 8 که ارضی و سمایی را غروب است %~% فتد بی‌اختیارش اختفایی # 9 ظهور و اختفای ماه جانی %~% به دست او است در قدرت نمایی # 10 بسوز ای تن که جان را چون سپندی %~% به دفع چشم بد چون کیمیایی # 11 که چشم بد بجز بر جسم ناید %~% به معنی کی رسد چشم هوایی # 12 کناری گیرمش در جامه تن %~% که جان را زو است هر دم جان فزایی # 13 خیالت هر دمی این جاست با ما %~% الا ای شمس تبریزی کجایی PageV1P2705 ### || [genre: Gh] # 1 کجایید ای شهیدان خدایی %~% بلاجویان دشت کربلایی # 2 کجایید ای سبک روحان عاشق %~% پرنده‌تر ز مرغان هوایی # 3 کجایید ای شهان آسمانی %~% بدانسته فلک را درگشایی # 4 کجایید ای ز جان و جا رهیده %~% کسی مر عقل را گوید کجایی # 5 کجایید ای در زندان شکسته %~% بداده وام داران را رهایی # 6 کجایید ای در مخزن گشاده %~% کجایید ای نوای بی‌نوایی # 7 در آن بحرید کاین عالم کف او است %~% زمانی بیش دارید آشنایی # 8 کف دریاست صورت‌های عالم %~% ز کف بگذر اگر اهل صفایی # 9 دلم کف کرد کاین نقش سخن شد %~% بهل نقش و به دل رو گر ز مایی # 10 برآ ای شمس تبریزی ز مشرق %~% که اصل اصل اصل هر ضیایی PageV1P2706 ### || [genre: Gh] # 1 تو هر روزی از آن پشته برآیی %~% کنی مر تشنه جانان را سقایی # 2 تو هر صبحی جهان را نور بخشی %~% که جان جان خورشید سمایی # 3 مباد آن روز کز تو بازماند %~% دو دیده‌ای چراغ و روشنایی # 4 تو دریایی و می‌گویی جهان را %~% درآ ms1530 در من بیاموز آشنایی # 5 لب و لنج کفوری را دریدی %~% بدان دریای امواج عطایی # 6 گشادی چشم و گوش خاکیان را %~% همه حیران که چون بر می‌گشایی # 7 گلوی جان بسوزید از حلاوت %~% چنین شیرین چنین حلوا چرایی # 8 اگر چون آسیا گردم شب و روز %~% ز تو باشد که آب آسیایی # 9 وگر این آسیا جوید سکونت %~% ز چرخ تو نمی‌یابد رهایی # 10 هر آن سنگی که در چرخش کشیدی %~% بیابد کان بیابد کیمیایی # 11 به تو جنبد جهان جان جهانی %~% اگر چه او نداند که کجایی PageV1P2707 ### || [genre: Gh] # 1 دلاراما چنین زیبا چرایی %~% چنین چست و چنین رعنا چرایی # 2 گرفتم من که جانی و جهانی %~% چنین جان و جهان آرا چرایی # 3 گرفتم من که الیاسی و خضری %~% چو آب خضر عمرافزا چرایی # 4 گرفتم من که دنیایی و دینی %~% چو دنیا مایه سودا چرایی # 5 گرفتم گنج قارونی به خوبی %~% چو موسی با ید بیضا چرایی # 6 ز رشکت دوست خون دوست ریزد %~% بدین حد شنگ و سرغوغا چرایی # 7 چو نور تو گرفت از قاف تا قاف %~% نهان از دیده چون عنقا چرایی # 8 ندارد هیچ حلوا طبع صهبا %~% تو هم حلوا و هم صهبا چرایی # 9 ز عشق گفت تو با خود بجنگم %~% که پیش چون ویی گویا چرایی PageV1P2708 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای غم که تو بس باوفایی %~% که ابر قطره‌های اشک‌هایی # 2 زنی درویش آمد سوی عباس %~% که تعلیمم بده نوعی گدایی # 3 در حیلت خدا بر تو گشاده‌ست %~% تو آموزی گدایان را دغایی # 4 تو نعمانی در این مذهب بگو درس %~% که خوش تخریج و پاکیزه ادایی # 5 من مسکین دمی دارم فسرده %~% ندارم روزیی از ژاژخایی # 6 مرا یک کدیه گرمی بیاموز %~% که تو بس نرگدا و اوستایی # 7 بدانک انبیا عباس دینند %~% در استرزاق آثار سمایی # 8 ز انواع گدایی‌های طاعات %~% که برجوشد بدان بحر عطایی # 9 ز ms1531 صوم و از صلات و از مناسک %~% ز نهی منکر و شیر غزایی # 10 که بی‌حد است انواع عبادات %~% و انواع ثقات و ابتلایی # 11 بدو گفتا برو کاین دم ملولم %~% ببر زحمت مکن طال بقایی # 12 مکرر کرد آن زن لابه کردن %~% که نومیدم مکن ای لالکایی # 13 مکرر کرد استا دفع راهم %~% که سودت نیست این زحمت فزایی # 14 ملولم خاطرم کند است این دم %~% ندارد این نفس مکرم کیایی # 15 سجود آورد و گریان گشت آن زن %~% که طفلانم مرند از بی‌نوایی # 16 بسی بگریست پس عباس گفتش %~% همین را باش کاستاتر ز مایی # 17 دو عباسند با تو این دو چشمت %~% تلین القاسیین بالبکا # 18 به آب دیده چون جنت توان یافت %~% روان شو چیز دیگر را چه پایی # 19 که آب چشم با خون شهیدان %~% برابر می‌روند اندر روایی # 20 کسی را که خدا بخشید گریه %~% بیاموزید راه دلگشایی # 21 بجز این گریه را نفعی دگر هست %~% ولی سیرم ز شعر و خودنمایی # 22 ولیکن خدمت دل به ز گریه‌ست %~% که اطلس می‌کند پنجه عبایی # 23 که دل اصل است و اشک تو وسیلت %~% که خشک و تر نگنجد در خدایی # 24 خمش با دل نشین و رو در او نه %~% که از سلطان دل صاحب لوایی ~~PageV1P2709 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای یار کامروز آن مایی %~% چو گل باید که با ما خوش برآیی # 2 خدایا چشم بد را دور گردان %~% خداوندا نگه دار از جدایی # 3 اگر چشم بد من راه من زد %~% به یک جامی ز خویشم ده رهایی # 4 نهادم دست بر دل تا نپرد %~% تو دل از سنگ خارا درربایی # 5 نه من مانم نه دل ماند نه عالم %~% اگر فردا بدین صورت درآیی # 6 بیا ای جان ما را زندگانی %~% بیا ای چشم ما را روشنایی # 7 به هر جایی ز سودای تو دودی است %~% کجایی تو کجایی تو کجایی ms1532 # 8 یکی شاخی ز نور پاک یزدان %~% که جان جان جمله میوه‌هایی # 9 به لطف از آب حیوان درگذشتی %~% کند لطفش ز لطف تو گدایی # 10 اگر کفر است اگر اسلام بشنو %~% تو یا نور خدایی یا خدایی # 11 خمش کن چشم در خورشید درنه %~% که مستغنی است خورشید از گدایی ~~PageV1P2710 ### || [genre: Gh] # 1 بیا جانا که امروز آن مایی %~% کجایی تو کجایی تو کجایی # 2 به فر سایه‌ات چون آفتابیم %~% همایی تو همایی تو همایی # 3 جهان فانی نماند ز آنک او را %~% بقایی تو بقایی تو بقایی # 4 چه چنگ اندر تو زد عالم که او را %~% نوایی تو نوایی تو نوایی # 5 چو عاشق بی‌کله گردد تو او را %~% قبایی تو قبایی تو قبایی # 6 خمش کردم ولی بهر خدا را %~% خدایی کن خدایی کن خدایی PageV1P2711 ### || [genre: Gh] # 1 چنان گشتم ز مستی و خرابی %~% که خاکی را نمی‌دانم ز آبی # 2 در این خانه نمی‌یابم کسی را %~% تو هشیاری بیا باشد بیابی # 3 همین دانم که مجلس از تو برپاست %~% نمی‌دانم شرابی یا کبابی # 4 به باطن جان جان جان جانی %~% به ظاهر آفتاب آفتابی # 5 از آن رو خوش فسونی که مسیحی %~% از آن رو دیوسوزی که شهابی # 6 مرا خوش خوی کن زیرا شرابی %~% مرا خوش بوی کن زیرا گلابی # 7 صبایی که بخندانی چمن را %~% اگر چه تشنگان را تو عذابی # 8 بیا مستان بی‌حد بین به بازار %~% اگر تو محتسب در احتسابی # 9 چو نان خواهان گهی اندر سؤالی %~% چو رنجوران گهی اندر جوابی # 10 مثال برق کوته خنده تو %~% از آن محبوس ظلمات سحابی # 11 درآ در مجلس سلطان باقی %~% ببین گردان جفان کالجوابی # 12 تو خوش لعلی ولیکن زیر کانی %~% تو بس خوبی ولیکن در نقابی # 13 به سوی شه پری باز سپیدی %~% وگر پری به گورستان غرابی # 14 جوان بختا بزن دستی و می‌گو %~% شبابی یا شبابی یا شبابی ms1533 # 15 مگو با کس سخن ور سخت گیرد %~% بگو والله اعلم بالصواب PageV1P2712 ### || [genre: Gh] # 1 چو اسم شمس دین اسما تو دیدی %~% خلاصه او است در اشیا تو دیدی # 2 چه دارد عقل‌ها پیشش ز دانش %~% برابر با سری کش پا تو دیدی # 3 منورتر به هر دو کون ای دل %~% ز حلقه خاص او هیجا تو دیدی # 4 به مانندش ز اول تا به آخر %~% بگو آخر کی دیده‌ست یا تو دیدی # 5 در آن گوهر نبوده‌ست هیچ نقصان %~% اگر هستت خیال آن‌ها تو دیدی # 6 به پیش خدمتش اندر سجودند %~% از آن سوی حجاب لا تو دیدی # 7 خدیو سینه پهن و سروبالا %~% نه بالا است و نی پهنا تو دیدی # 8 شهی کش جن و انس اندر سجودند %~% همه رویش در آن رعنا تو دیدی # 9 ورا حلمی که خاک آن برنتابد %~% چنان حلمی در استغنا تو دیدی # 10 ز وصف تلخ خود زهرا یکی وصف %~% به لعل شکر و زهرا تو دیدی # 11 ز فرمان کردنش سوی سماوات %~% نهاده نردبان بالا تو دیدی # 12 چنان لؤلؤ به تابانی و خوبی %~% که او را هست جان لالا تو دیدی # 13 کسی خود این شبه فانی دون را %~% از او خواهد چنین کالا تو دیدی # 14 به نرمی در هوای هرزه آبی %~% و یا آن عشق چون خارا تو دیدی # 15 برونم جمله رنج و اندرون گنج %~% بدین وصف عجب ما را تو دیدی # 16 خداوند شمس دین را در دو عالم %~% به ملک و بخت او همتا تو دیدی # 17 ز بهر آتش ای باد صبا تا %~% رسانی خدمتی از ما تو دیدی # 18 چو خاک سنب اسب جبرئیل است %~% همه تبریزیان احیا تو دیدی PageV1P2713 ### || [genre: Gh] # 1 مرا اندر جگر بنشست خاری %~% بحمدالله ز باغ او است باری # 2 یکی اقبال زفتی یافت جانم %~% وگر چه شد تنم در عشق زاری # 3 کناری نیست این اقبال ms1534 ما را %~% چو بگرفتم چنین مه در کناری # 4 بگیر این عقل را بر دار او کش %~% تماشا کن از این پس گیر و داری # 5 چو اندربافت این جانم به عشقش %~% ز هستم تا نماند پود و تاری # 6 رخ گلنار گر در ره حجاب است %~% چو گل در جان زنیمش زود ناری # 7 مشو غره به گلزار فنا تو %~% که او گنده شود روزی سه چاری # 8 جمالی بین که حضرت عاشقستش %~% بشو بهر چنین جان جان سپاری # 9 خداوندی شمس الدین تبریز %~% کز او دارد خداوند افتخاری PageV1P2714 ### || [genre: Gh] # 1 بگفتم با دلم آخر قراری %~% ز آتش‌های او آخر فراری # 2 تو را می‌گویم و تو از سر طنز %~% اشارت می‌کنی خندان که آری # 3 منم از دست تو بی‌دست و پایی %~% تو در کوی مهی شکرعذاری # 4 دلم گفتا ندیدی آنچ دیدم %~% تو پنداری ز اکنون است کاری # 5 منم جزوی و از خود کل کل است %~% وی است دریای آتش من شراری # 6 ورا دیدم چو بحری موج می‌زد %~% و جان من ز بحر او بخاری # 7 ز تبریز آفتابی رو نمودم %~% بشد رقاص جانم ذره واری # 8 خداوند شمس دین چون یک نظر تافت %~% بجوشید آب خوش از جان ناری # 9 ز هر قطره یکی جانی همی‌رست %~% همی‌پرید اندر لاله زاری PageV1P2715 ### || [genre: Gh] # 1 تو جانا بی‌وصالش در چه کاری %~% به دست خویش بی‌وصلش چه داری # 2 همه لافت که زاری‌ها کنم من %~% به نزد او نیرزد خاک زاری # 3 اگر سنگت ببیند بر تو گرید %~% که از وصل چه کس گشتی تو عاری # 4 به وصلش مر سما را فخر بودی %~% به هجرش خاک را اکنون تو عاری # 5 چنان مغرور و سرکش گشته بودی %~% زمان وصل یعنی یار غاری # 6 از آن می‌ها ز وصلش مست بودی %~% نک آمد مر تو را دور خماری # 7 ولیکن مرغ دولت مژده آورد %~% کز آن ms1535 اقبال می‌آید بهاری # 8 ز لطف و حلم او بوده‌ست آن وصل %~% نبود از عقل و فرهنگ و عیاری # 9 به پیر هندوی بگذشت لطفش %~% چو ماهی گشت پیر از خوش عذاری # 10 چنین‌ها دیده‌ای از لطف و حسنش %~% تو جانا کز پی او بی‌قراری # 11 چه سودم دارد ار صد ملک دارم %~% که تو که جان آنی در فراری # 12 خداوندی ز تو دور است ای دل %~% که بی‌او یاوه گشته و بی‌مهاری # 13 هزاران زخم دارد از تو ای هجر %~% که این دم بر سر گنجش تو ماری # 14 ایا روز فراقم همچو قیری %~% ایا روز وصالم همچو قاری # 15 تو بودی در وصالش در قماری %~% کنون تو با خیالش در قماری # 16 به هجر فخر ما شمس الحق و دین %~% ایا صبرا نکردی هیچ یاری # 17 مگر صبری که رست از خاک تبریز %~% خورم یابم دمی زو بردباری # 18 ببینا این فراق من فراقی %~% ببینا بخت لنگم راهواری PageV1P2716 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای آنک سلطان جمالی %~% کمالات کمالان را کمالی # 2 خیالی را امین خلق کردی %~% چنانک وهمشان شد که خیالی # 3 خیالت شحنه شهر فراق است %~% تو زان پاکی تو سلطان وصالی # 4 تو خورشیدی و جان‌ها سایه تو %~% نه چون خورشید گردون در زوالی # 5 بخندانی جهان را تو نخندی %~% بنالانی روان را تو ننالی # 6 تو دست و پای هر بی‌دست و پایی %~% تو پر و بال هر بی‌پر و بالی # 7 هزاران مشفق غمخوار سازی %~% ولیک از ناز گویی لاابالی PageV1P2717 ### || [genre: Gh] # 1 مگر تو یوسفان را دلستانی %~% مگر تو رشک ماه آسمانی # 2 مها از بس عزیزی و لطیفی %~% غریب این جهان و آن جهانی # 3 روان‌هایی که روز تو شنیدند %~% به طمع تو گرفته شب گرانی # 4 ز شب رفتن ز چالاکی چه آید %~% چو ذوالعرشت کند می پاسبانی # 5 منم آن کز دم عیسی بمردم %~% مرا کشته‌ست آب زندگانی # 6 ms1536 چنین مرگی که مردم زنده گردم %~% گرت بینم ایا فخر الزمانی # 7 دلم از هجر تو خون گشت لیکن %~% از آن خون رست صورت‌های جانی # 8 ز درد تو رواق صاف جوشید %~% ز درد خم‌های خسروانی # 9 خداوندی است شمس الدین تبریز %~% که او را نیست در آفاق ثانی # 10 برید آفرینش در دو عالم %~% نیاورده‌ست چون او ارمغانی # 11 هزاران جان نثار جان او باد %~% که تا گردند جان‌ها جاودانی # 12 دریغا لفظ‌ها بودی نوآیین %~% کز این الفاظ ناقص شد معانی PageV1P2718 ### || [genre: Gh] # 1 تو تا بنشسته‌ای بر دار فانی %~% نشسته می‌روی و می نبینی # 2 نشسته می‌روی این نیز نیکو است %~% اگر رویت در این گفتن سوی او است # 3 بسی گشتی در این گرداب گردان %~% به سوی جوی رحمت رو بگردان # 4 بزن پایی بر این پابند عالم %~% که تا دست از تبرک بر تو مالم # 5 تو را زلفی است به از مشک و عنبر %~% تو ده کل را کلاهی ای برادر # 6 کله کم جو چو داری جعد فاخر %~% کله بر آسمان انداز آخر # 7 چرا دنیا به نکته مستحیله %~% فریبد چون تو زیرک را به حیله # 8 به سردی نکته گوید سرد سیلی %~% نداری پای آن خر را شکالی # 9 اگر دوران دلیل آرد در آن قال %~% تخلف دیده‌ای در روی او مال # 10 تو را عمری کشید این غول در تیه %~% بکن با غول خود بحثی به توجیه # 11 چرا الزام اویی چیست سکته %~% جوابش گو که مقلوب است نکته PageV1P2719 ### || [genre: Gh] # 1 نه آتش‌های ما را ترجمانی %~% نه اسرار دل ما را زبانی # 2 نه محرم درد ما را هیچ آهی %~% نه همدم آه ما را هیچ جانی # 3 نه آن گوهر که از دریا برآمد %~% نه آن دریا که آرامد زمانی # 4 نه آن معنی که زاید هیچ حرفی %~% نه آن حرفی که آید در بیانی # 5 معانی را زبان چون ms1537 ناودان است %~% کجا دریا رود در ناودانی # 6 جهان جان که هر جزوش جهان است %~% نگنجد در دهان هرگز جهانی ~~PageV1P2720 ### || [genre: Gh] # 1 به کوی دل فرورفتم زمانی %~% همی‌جستم ز حال دل نشانی # 2 که تا چون است احوال دل من %~% که از وی در فغان دیدم جهانی # 3 ز گفتار حکیمان بازجستم %~% به هر وادی و شهری داستانی # 4 همه از دست دل فریاد کردند %~% فتادم زین حدیث اندر گمانی # 5 ز عقل خود سفر کردم سوی دل %~% ندیدم هیچ خالی زو مکانی # 6 میان عارف و معروف این دل %~% همی‌گردد به سان ترجمانی # 7 خداوندان دل دانند دل چیست %~% چه داند قدر دل هر بی‌روانی # 8 ز درگاه خدا یابی دل و بس %~% نیابی از فلانی و فلانی # 9 نیابی دل جز از جبار عالم %~% شهید هر نشان و بی‌نشانی PageV1P2721 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی که چه کرد یار ما دیدی %~% منصوبه یار باوفا دیدی # 2 زین نوع که مات کرد دل‌ها را %~% آن چشمه زندگی کجا دیدی # 3 در صورت مات برد می‌بخشد %~% مقلوب گری چو او که را دیدی # 4 ای بسته بند عشق حقستت %~% کز عشق هزار دلگشا دیدی # 5 بستان باغی اگر گلی دادی %~% برخور ز وفا اگر جفا دیدی # 6 از بستانش سر خر است این تن %~% زان بحر گهر تو کهربا دیدی # 7 از فرعونی چو احولی دادت %~% آن بود عصا و اژدها دیدی # 8 امروز چو موسیت مداوا کرد %~% صد برگ فشان از آن عصا دیدی # 9 صیاد جهان فشاند شه دانه %~% آن را تو ز سادگی عطا دیدی # 10 چون مرغ سلیم سوی او رفتی %~% دام و دغل و فن و دغا دیدی # 11 بازت بخرید لطف نجینا %~% تا لطف و عنایت خدا دیدی # 12 در طالع مه چو مشتری گشتی %~% ز الله عطای اشتری دیدی # 13 چندان کرث که در عدد ناید %~% این بستگی و گشاد را دیدی # 14 تا ms1538 آخر کار آن ولی نعمت %~% چشمت بگشاد توتیا دیدی # 15 از چشمه سلسبیل می خوردی %~% عشرت گه خاص اولیا دیدی # 16 چون دعوت اشربوا پری دادت %~% جولانگه عرصه هوا دیدی # 17 وآنگه ز هوا به سوی هو رفتی %~% بر قاف پریدن هما دیدی # 18 پرواز همای کبریایی را %~% از کیف و چگونگی جدا دیدی # 19 باقیش مجیب هر دعا گوید %~% کز وی تو اجابت دعا دیدی PageV1P2722 ### || [genre: Gh] # 1 روز ار دو هزار بار می‌آیی %~% هر بار چو جان به کار می‌آیی # 2 از بهر حیات و زنده کردن تو %~% در عالم چون بهار می‌آیی # 3 عشاق همه شدند حلوایی %~% چون شکر قندوار می‌آیی # 4 می درده و اختیار ما بستان %~% کز مجلس اختیار می‌آیی # 5 از خلق جهان کناره می‌گیرد %~% آن را که تو در کنار می‌آیی # 6 خاموش به حضرت تو اولیتر %~% کز حضرت کردگار می‌آیی # 7 دیدیم تو را ز دست ما رفتیم %~% کز عالم پایدار می‌آیی # 8 ای مرغ ز طاق عرش می‌پری %~% وی شیر ز مرغزار می‌آیی # 9 ای بحر محیط سخت می‌جوشی %~% وی موج چه بی‌قرار می‌آیی PageV1P2723 ### || [genre: Gh] # 1 مندیش از آن بت مسیحایی %~% تا دل نشود سقیم و سودایی # 2 لاحول کن و ره سلامت گیر %~% مندیش از آن جمال و زیبایی # 3 فرصت ز کجا که تا کنی لاحول %~% چون نیست از او دمی شکیبایی # 4 ماهی ز کجا شکیبد از دریا %~% یا طوطی روح از شکرخایی # 5 چون دین نشود مشوش و ایمان %~% زان زلف مشوش چلیپایی # 6 اخگر شده دل در آتش رویش %~% بگرفته عقول بادپیمایی # 7 دل با دو جهان چراست بیگانه %~% کز جا برمد صفات بی‌جایی # 8 ای تن تو و تره زار این عالم %~% چون خو کردی که ژاژ می‌خایی # 9 ای عقل برو مشاطگی می‌کن %~% می‌ناز بدین که عالم آرایی # 10 بگرفته معلمی در این مکتب %~% با حفصی اگر چه کارافزایی # 11 ای بر لب ms1539 بحر همچو بوتیمار %~% دستور نه تا لبی بیالایی # 12 این‌ها همه رفت ساقیا برخیز %~% با تشنه دلان نمای سقایی # 13 مشرق چه کند چراغ افروزی %~% سلطان چه کند شهی و مولایی # 14 مصقول شود چو چهره گردون %~% چون دود سیاه را تو بزدایی # 15 درده تو شراب جان فزایی را %~% کز وی آموخت باده صهبایی # 16 یکتا عیشی است و عشرتی کز وی %~% جان عارف گرفت یکتایی # 17 از دست تو هر که را دهد این دست %~% بی عقبه لا شده است الایی # 18 ای شاد دمی که آن صراحی را %~% از دور به مست خویش بنمایی # 19 چون گوهر می‌بتافت بر خاکم %~% خاک تن من نمود مینایی # 20 دریای صفات عشق می‌جوشد %~% رمزی دو بگویم ار بفرمایی # 21 ور نی بهلم ستیر و بربسته %~% من دانم و یار من به تنهایی # 22 زین بگذشتم بیار حمرا را %~% صفراشکن هزار صفرایی # 23 تا روز رهد ز غصه روزی %~% وین هندوی شب رهد ز لالایی # 24 در حال مگر درت فروبسته‌ست %~% کاندر پیکار قال می‌آیی PageV1P2724 ### || [genre: Gh] # 1 ای دیده ز نم زبون نگشتی %~% وی دل ز فراق خون نگشتی # 2 وی عقل مگر تو سنگ جانی %~% چون مایه صد جنون نگشتی # 3 این یک هنرت هزار ارزد %~% کز عشق به هر فسون نگشتی # 4 لیک از تو شکایت است دل را %~% کز ناله چو ارغنون نگشتی # 5 ز اندیشه دوست بو نبردی %~% ز اندیشه خود فزون نگشتی # 6 زان گرم نگشته‌ای ز خورشید %~% کز خانه تن برون نگشتی # 7 چون گردش آفتاب دیدی %~% ماننده ذره چون نگشتی # 8 چون آب حیات خضر دیدی %~% چون صافی و آبگون نگشتی # 9 مرغ زیرک به پای آویخت %~% شکر است که ذوفنون نگشتی # 10 زان درس جماد علم آموخت %~% تو مردم یعلمون نگشتی # 11 شمس تبریز جان جان‌ها %~% ز اول بده ای کنون نگشتی PageV1P2725 ### || [genre: Gh] # 1 گر وسوسه ره دهی به گوشی %~% افسرده ms1540 شوی بدان ز جوشی # 2 آن گرمی چشم را که داری %~% نیش زهر است و شکل نوشی # 3 انبار نعیم را زیان چیست %~% گر خشم گرفت کورموشی # 4 آخر چه زیان اگر بیفتد %~% یک دو مگس از شکرفروشی # 5 مر ناقه شیر را چه نقصان %~% گر دیگ شکست شیردوشی # 6 شب بود و زمانه خفته بودند %~% در هیچ سری نبود هوشی # 7 آن شاه ز روی لطف برداشت %~% سرنای و در او بزد خروشی # 8 در خون خودی اگر بمانی %~% زین پس زان رو به روی پوشی # 9 ماییم ز عشق شمس تبریز %~% هم ناطق عشق هم خموشی PageV1P2726 ### || [genre: Gh] # 1 باغ است و بهار و سرو عالی %~% ما می‌نرویم از این حوالی # 2 بگشای نقاب و در فروبند %~% ماییم و تویی و خانه خالی # 3 امروز حریف خاص عشقیم %~% برداشته جام لاابالی # 4 ای مطرب خوش نوای خوش نی %~% باید که عظیم خوش بنالی # 5 ای ساقی شادکام خوش حال %~% پیش آر شراب را تو حالی # 6 تا خوش بخوریم و خوش بخسبیم %~% در سایه لطف لایزالی # 7 خوردی نه ز راه حلق و اشکم %~% خوابی نه نتیجه لیالی # 8 ای دل خواهم که آن قدح را %~% بر دیده و چشم خود بمالی # 9 چون نیست شوی تمام در می %~% آن ساعت هست بر کمالی # 10 پاینده شوی از آن سقاهم %~% بی مرگ و فنا و انتقالی # 11 دزدی بگذار و خوش همی‌رو %~% ایمن ز شکنجه‌های والی # 12 گویی بنما که ایمنی کو %~% رو رو که هنوز در سؤالی # 13 ای روز بدین خوشی چه روزی %~% ای روز به از هزار سالی # 14 ای جمله روزها غلامت %~% ایشان هجرند و تو وصالی # 15 ای روز جمال تو کی بیند %~% ای روز عظیم باجمالی # 16 هم خود بینی جمال خود را %~% و آن چشم که گوش او بمالی # 17 ای روز نه روز آفتابی %~% تو روز ز نور ذوالجلالی # 18 ms1541 خورشید کند سجود هر شام %~% می‌خواهد از مهت هلالی # 19 ای روز میان روز پنهان %~% ای روز مقیم لایزالی # 20 ای روزی روزها و شب‌ها %~% ای لطف جنوبی و شمالی # 21 خامش کنم از کمال گفتن %~% زیرا تو ورای هر کمالی # 22 پیدا نشوی به قال زیرا %~% تو پیداتر ز قیل و قالی # 23 از قال شود خیال پیدا %~% تو فوق توهم و خیالی # 24 و آن وهم و خیال تشنه توست %~% ای داده تو آب را زلالی # 25 این هر دو در آب جان دهن خشک %~% در عالم پر ز خویش خالی # 26 باقی غزل ورای پرده %~% محجوب ز تو که در ملالی PageV1P2727 ### || [genre: Gh] # 1 با این همه مهر و مهربانی %~% دل می‌دهدت که خشم رانی # 2 وین جمله شیشه خانه‌ها را %~% درهم شکنی به لن ترانی # 3 در زلزله است دار دنیا %~% کز خانه تو رخت می‌کشانی # 4 نالان تو صد هزار رنجور %~% بی تو نزیند هین تو دانی # 5 دنیا چو شب و تو آفتابی %~% خلقان همه صورت و تو جانی # 6 هر چند که غافلند از جان %~% در مکسبه و غم امانی # 7 اما چون جان ز جا بجنبد %~% آغاز کنند نوحه خوانی # 8 خورشید چو در کسوف آید %~% نی عیش بود نه شادمانی # 9 تا هست از او به یاد نارند %~% ای وای چو او شود نهانی # 10 ای رونق رزم و جان بازار %~% شیرینی خانه و دکانی # 11 خاموش که گفت و گو حجابند %~% از بحر معلق معانی PageV1P2728 ### || [genre: Gh] # 1 آورد خبر شکرستایی %~% کز مصر رسید کاروانی # 2 صد اشتر جمله شکر و قند %~% یا رب چه لطیف ارمغانی # 3 در نیم شبی رسید شمعی %~% در قالب مرده رفت جانی # 4 گفتم که بگو سخن گشاده %~% گفتا که رسید آن فلانی # 5 دل از سبکی ز جای برجست %~% بنهاد ز عقل نردبانی # 6 بر بام دوید از سر عشق %~% می‌جست از این ms1542 خبر نشانی # 7 ناگاه بدید از سر بام %~% بیرون ز جهان ما جهانی # 8 دریای محیط در سبویی %~% در صورت خاک آسمانی # 9 بر بام نشسته پادشاهی %~% پوشیده لباس پاسبانی # 10 باغی و بهشت بی‌نهایت %~% در سینه مرد باغبانی # 11 می‌گشت به سینه‌ها خیالش %~% می‌کرد ز شاه دل بیانی # 12 مگریز ز چشمم ای خیالش %~% تا تازه شود دلم زمانی # 13 شمس تبریز لامکان دید %~% برساخت ز لامکان مکانی PageV1P2729 ### || [genre: Gh] # 1 بشنیده بدم که جان جانی %~% آنی و هزار همچنانی # 2 از خلق نشان تو شنیدم %~% کفو تو نبود آن نشانی # 3 الحمد شدم ز حمد گفتن %~% تا بوک بدان لبم بخوانی # 4 جان دید کسی بدین لطیفی %~% کس دید روان بدین روانی # 5 ای قوت قلوب همچو معنی %~% وی صورت تو به از معانی # 6 ای گشته ز لامکان حقایق %~% از لذت کان تو مکانی # 7 ای شاه و وزیر را سعادت %~% وی عالم پیر را جوانی # 8 آن جان که از این جهان جهان بود %~% کردیش تو باز این جهانی # 9 جانی چو تو باشد این جهان را %~% باقی بود این جهان فانی # 10 جان چرب زبان توست اما %~% نبود به لسان تو لسانی PageV1P2730 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقی باده معانی %~% درده تو شراب ارغوانی # 2 زان باده پیر تلخ پاسخ %~% بفزای حلاوت جوانی # 3 در بزم سرای شاه جانان %~% نظاره شاهدان جانی # 4 جان‌ها بینی چو روز روشن %~% از لذت عشرت شبانی # 5 بینی که جهان به حیرت آید %~% در حلقه خلق آن جهانی # 6 مه را ز فلک فروفرستد %~% در مجلسشان به ارمغانی # 7 و آن زهره نوای خوش برآورد %~% کو مطرب کیست آسمانی # 8 این‌ها به همند و ما به خلوت %~% با دلبر خوب پرمعانی # 9 رخ بر رخ ما نهاد آن شه %~% و آن باقی را تو خود بدانی # 10 آن شاه کیست شمس تبریز %~% آن خسرو ملک بی‌نشانی PageV1P2731 ### || [genre: Gh] # 1 ای ms1543 وصل تو آب زندگانی %~% تدبیر خلاص ما تو دانی # 2 از دیده برون مشو که نوری %~% وز سینه جدا مشو که جانی # 3 آن دم که نهان شوی ز چشمم %~% می‌نالد جان من نهانی # 4 من خود چه کسم که وصل جویم %~% از لطف توم همی‌کشانی # 5 ای دل تو مرو سوی خرابات %~% هر چند قلندر جهانی # 6 کان جا همه پاکباز باشند %~% ترسم که تو کم زنی بمانی # 7 ور ز آنک روی مرو تو با خویش %~% درپوش نشان بی‌نشانی # 8 مانند سپر مپوش سینه %~% گر عاشق تیر آن کمانی # 9 پرسید یکی که عاشقی چیست %~% گفتم که مپرس از این معانی # 10 آنگه که چو من شوی ببینی %~% آنگه که بخواندت به خوانی # 11 مردانه درآ چو شیرمردی %~% دل را چو زنان چه می‌طپانی # 12 ای از رخ گلرخان غیبت %~% گشته رخ سرخ زعفرانی # 13 ای از هوس بهار حسنت %~% در هر نفسم دم خزانی # 14 ای آنک تو باغ و بوستان را %~% از جور خزان همی‌رهانی # 15 ای داده تو گوشت پاره‌ای را %~% در گفت و شنود ترجمانی # 16 ای داده زبان انبیا را %~% با سر قدیم همزبانی # 17 ای داده روان اولیا را %~% در مرگ حیات جاودانی # 18 ای داده تو عقل بدگمان را %~% بر بام دماغ پاسبانی # 19 ای آنک تو هر شبی ز خلقان %~% این پنج چراغ می‌ستانی # 20 ای داده تو چشم گلرخان را %~% مخموری و سحر و دلستانی # 21 ای داده دو قطره خون دل را %~% اندیشه و فکر و خرده دانی # 22 ای داده تو عشق را به قدرت %~% مردی و نری و پهلوانی # 23 این بود نصیحت سنایی %~% جان باز چو طالب عیانی # 24 شمس تبریز نور محضی %~% زیرا که چراغ آسمانی PageV1P2732 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی‌تو حرام زندگانی %~% خود بی‌تو کدام زندگانی # 2 بی روی خوش تو زنده بودن %~% مرگ است به نام زندگانی # 3 پازهر تویی و زهر ms1544 دنیا %~% دانه تو و دام زندگانی # 4 گوهر تو و این جهان چو حقه %~% باده تو و جام زندگانی # 5 بی آب تو گلستان چو شوره %~% بی جوش تو خام زندگانی # 6 بی خوبی حسن باقوامت %~% نگرفته قوام زندگانی # 7 با جمله مراد و کام بی‌تو %~% نایافته کام زندگانی # 8 تا داد سلامتی ندادی %~% کی کرد سلام زندگانی # 9 خامش کردم بکن تو شاهی %~% پیش تو غلام زندگانی PageV1P2733 ### || [genre: Gh] # 1 برجه که بهار زد صلایی %~% در باغ خرام چون صبایی # 2 از شاخ درخت گیر رقصی %~% وز لاله و که شنو صدایی # 3 ریحان گوید به سبزه رازی %~% بلبل طلبد ز گل نوایی # 4 از باد زند گیاه موجی %~% در بحر هوای آشنایی # 5 وز ابر که حامله‌ست از بحر %~% چون چشم عروس بین بکایی # 6 وز گریه ابر و خنده برق %~% در سنبل و سرو ارتقایی # 7 فخ شسته به پیش گوش قمری %~% کموزدش او بهانه‌هایی # 8 نرگس گوید به سوسن آخر %~% برگوی تو هجو یا ثنایی # 9 ای سوسن صدزبان فروخوان %~% بر مرغ حکایت همایی # 10 سوسن گوید خمش که مستم %~% از جام میی گران بهایی # 11 سرمستم و بیخودم مبادا %~% بجهد ز دهان من خطایی # 12 رو کن به شهی کز او بپوشید %~% اشکوفه بریشمین قبایی # 13 می‌گوید بید سرفشانان %~% رستیم ز دست اژدهایی # 14 ای سرو برای شکر این را %~% تو نیز چنین بکوب پایی # 15 ای جان و جهان به تو رهیدیم %~% ز اشکنجه جان جان نمایی # 16 از وسوسه چنین حریفی %~% وز دغدغه چنین دغایی # 17 زان دی که بسی قفا بخوردیم %~% رفت و بنمودمان قفایی # 18 ظاهر مشواد او که آمد %~% از شوم ظهور او خفایی # 19 خاموش کن و نظاره می‌کن %~% بی زحمت خوف در رجایی PageV1P2734 ### || [genre: Gh] # 1 چون سوی برادری بپویی %~% باید که نخست رو بشویی # 2 در سر ز خمارت ار صداعی است %~% تصدیع برادران نجویی # 3 یا ms1545 بوی بغل ز خود برانی %~% یا ترک کنار دوست گویی # 4 در سور مهی بنفشه مویی %~% کی شرط بود که تو بمویی # 5 بی دام اگرت شکار باید %~% می‌دانک چو من محال جویی # 6 ور گوش تو گرم شد ز مستی %~% صوفی سماع و های و هویی # 7 ور هوش تو بی‌خبر شد از گوش %~% یک توی نه ای هزارتویی PageV1P2735 ### || [genre: Gh] # 1 مجلس چو چراغ و تو چو آبی %~% وز آب چراغ را خرابی # 2 خورشید بتافته‌ست بر جمع %~% رو تو ز میان که چون سحابی # 3 بر خوان منشین که نیک خامی %~% کو بوی کباب اگر کبابی # 4 در پیش شدی که حاجبم من %~% والله که نه حاجبی حجابی # 5 چون حاجب باب را نشان‌هاست %~% دانند تو را که از چه بابی # 6 گشتی تو سوار اسب چوبین %~% از جهل به حمله می‌شتابی # 7 یا عشق گزین که هر سه نقد است %~% یا زهد چو طالب ثوابی # 8 با بیداران نشین و برخیز %~% کاین قافله رفت تو به خوابی # 9 از شمس الدین رسی به منزل %~% و اندر تبریز راه یابی PageV1P2736 ### || [genre: Gh] # 1 من پار بخورده‌ام شرابی %~% امسال چه مستم و خرابی # 2 من پار ز آتشی گذشتم %~% امسال چرا شدم کبابی # 3 من تشنه به آب جوی رفتم %~% ماهی دیدم میان آبی # 4 شیران همه ماهتاب جویند %~% من شیرم و یار ماهتابی # 5 از درد مپرس رنگ رخ بین %~% تا رنگ بگویدت جوابی # 6 جانم مست است و تن خراب است %~% مستی است نشسته در خرابی # 7 این هر دو چنین و دل چنینتر %~% کز غم چو خری است در خلابی # 8 یک لحظه مشو ملول بشنو %~% تا باشدت از خدا ثوابی PageV1P2737 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار یگانه چند خسبی %~% وی شاه زمانه چند خسبی # 2 بر روزن توست بنده از کی %~% ای رونق خانه چند خسبی # 3 ای کرده به زه کمان ابرو %~% برزن به ms1546 نشانه چند خسبی # 4 افسانه ما شنو که در عشق %~% گشتیم فسانه چند خسبی # 5 ماییم چو میخ سر نهاده %~% بر روی ستانه چند خسبی # 6 گر خنب ببسته است پیش آر %~% باقی شبانه چند خسبی # 7 درده قدح شراب و چون شمع %~% بنشین به میانه چند خسبی # 8 بشتاب مها که این شب قدر %~% آمد به کرانه چند خسبی PageV1P2738 ### || [genre: Gh] # 1 بازم صنما چه می‌فریبی %~% بازم به دغا چه می‌فریبی # 2 هر لحظه بخوانیم که ای دوست %~% ای دوست مرا چه می‌فریبی # 3 عمری تو و عمر را وفا نیست %~% بازم به وفا چه می‌فریبی # 4 دل سیر نمی‌شود به جیحون %~% او را به سقا چه می‌فریبی # 5 تاریک شده‌ست چشم بی‌تو %~% ما را به عصا چه می‌فریبی # 6 ای دوست دعا وظیفه ماست %~% ما را به دعا چه می‌فریبی # 7 آن را که مثال امن دادی %~% با خوف و رجا چه می‌فریبی # 8 گفتی به قضای حق رضا ده %~% ما را به قضا چه می‌فریبی # 9 چون نیست دواپذیر این درد %~% ما را به دوا چه می‌فریبی # 10 تنها خوردن چو پیشه کردی %~% ما را به صلا چه می‌فریبی # 11 چون چنگ نشاط ما شکستی %~% ما را به سه تا چه می‌فریبی # 12 ما را بی‌ما چو می‌نوازی %~% ما را با ما چه می‌فریبی # 13 ای بسته کمر به پیش تو جان %~% ما را به قبا چه می‌فریبی # 14 خاموش که غیر تو نخواهیم %~% ما را به عطا چه می‌فریبی PageV1P2739 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک تو خواب ما ببستی %~% رفتی و به گوشه‌ای نشستی # 2 ای زنده کننده هر دلی را %~% آخر به جفا دلم شکستی # 3 ای دل چو به دام او فتادی %~% از بند هزار دام رستی # 4 رستی ز خمار هر دو عالم %~% تا حشر ز دام دوست مستی # 5 با پر بلی بلند می‌پر %~% چون محرم گلشن الستی # 6 رو بر سر خم ms1547 آسمان صاف %~% تا درد بدی بدی به پستی # 7 دولت همه سوی نیستی بود %~% می‌جوید ابلهش ز هستی # 8 گیرم که جمال دوست دیدی %~% از چشم ویش ندیده استی # 9 ای یوسف عشق رو نمودی %~% دست دو هزار مست خستی # 10 خامش که ز بحر بی‌نصیبی %~% تا بسته نقش‌های شستی PageV1P2740 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک تو خواب ما ببستی %~% رفتی و به گوشه‌ای نشستی # 2 اندر دلم آمدی چو ماهی %~% چون دل به تو بنگرید جستی # 3 چون گلشن نیستی نمودی %~% چون صبر کنیم ما به هستی # 4 چون باشد در خمار هجران %~% آن روح که یافت وصل و مستی # 5 آن خانه چگونه خانه ماند %~% کز هجر ستون او شکستی # 6 پنداشتی ای دماغ سرمست %~% کز رنج خمار بازرستی # 7 در عشق وصال هست و هجران %~% در راه بلندی است و پستی # 8 از یک جهت ار چه حق شناسی %~% از ده جهت آب و گل پرستی # 9 بسیار ره است تا به جایی %~% کاندر سوداش طمع بستی PageV1P2741 ### || [genre: Gh] # 1 رو رو که از این جهان گذشتی %~% وز محنت و امتحان گذشتی # 2 ای نقش شدی به سوی نقاش %~% وی جان سوی جان جان گذشتی # 3 بر خور هله از درخت ایمان %~% کز منزل بی‌امان گذشتی # 4 در آب حیات رو چو ماهی %~% کز غربت خاکدان گذشتی # 5 از برج به برج رو چو خورشید %~% کز انجم آسمان گذشتی # 6 زان کان که بیامدی شدی باز %~% زین خانه و زین دکان گذشتی # 7 بنما ز کدام راه رفتی %~% الحق ز ره نهان گذشتی # 8 بر بام جهان طواف کردی %~% چون آب ز ناودان گذشتی # 9 خاموش کنون که در خموشی %~% از جمله خامشان گذشتی PageV1P2742 ### || [genre: Gh] # 1 روز طرب است و سال شادی %~% کامروز به کوی ما فتادی # 2 تاریکی غم تمام برخاست %~% چون شمع در این میان نهادی # 3 اندیشه و غم چه پای دارد %~% با آن ms1548 قدح وفا که دادی # 4 ای باده تو از کدام مشکی %~% وی مه به کدام ماه زادی # 5 مستی و خوشی و شادکامی %~% سلطان دلی و کیقبادی # 6 و آن عقل که کدخدای غم بود %~% از ما ستدی به اوستادی # 7 شاباش که پای غم ببستی %~% صد گونه در طرب گشادی PageV1P2743 ### || [genre: Gh] # 1 آخر گل و خار را بدیدی %~% روز و شب تار را بدیدی # 2 بس نقش و نگار درشکستی %~% تا نقش و نگار را بدیدی # 3 از عالم خاک برگذشتی %~% و آن گرد و غبار را بدیدی # 4 می‌خند چو گل در این گلستان %~% کان جان بهار را بدیدی # 5 بی کار شدی ز کار عالم %~% چون حاصل کار را بدیدی # 6 چون باده ساقی اندرآمیز %~% چون رنج خمار را بدیدی PageV1P2744 ### || [genre: Gh] # 1 آن را که به لطف سر بخاری %~% از عقل و معامله برآری # 2 از یک نظرت قیامتی خاست %~% یا رب تو در آن نظر چه داری # 3 از لعل تو دل دری بدزدید %~% دزد است از آنش می‌فشاری # 4 بفشار به غم تو دزد خود را %~% غم نیست چو هم تو غمگساری # 5 بفشار که رخت مؤمنان را %~% پنهان کرده است از عیاری # 6 یا من نعش العبید فضلا %~% من کل مواقع العثار # 7 بالفضل اعاد ما فقدنا %~% بعد الحولان و التواری # 8 فجرت من الهوا عیونا %~% فی مرج قلوبنا جواری # 9 تخضر بمائها غصون %~% فی الروح لذیذه الثمار # 10 یا من غصب القلوب جهرا %~% ثم اکرمهن فی السرار # 11 دی رفت و پریر رفت و امروز %~% جان منتظر است تا چه آری # 12 هر روز ز تو وظیفه دارد %~% این باز هزار گون شکاری # 13 برگیر کلاه از سر باز %~% تا پر بزند در این صحاری # 14 زان پیش که می‌دهد مرا دوست %~% آن لطف نمود و بردباری # 15 که مست شدم ز باده ماندم %~% اندر بر لطف و حق گزاری # 16 ms1549 آید از باغ لطف و سبزی %~% آید ز بهار هم بهاری # 17 ای باد بهار عشق و سودا %~% بر خسته دلان چه سازگاری # 18 اسکت و افتح جناح عشق %~% حان الجولان فی المطار # 19 خاموش که غیر حرف و آواز %~% بی صد لغت دگر سواری PageV1P2745 ### || [genre: Gh] # 1 خضری به میان سینه داری %~% در آب حیات و سبزه زاری # 2 خضر آب حیات را نپاید %~% گر بوی برد که تو چه داری # 3 در کشتی نوح همچو روحی %~% در گلشن روح نوبهاری # 4 گر طبل وجودها بدرد %~% از کتم عدم علم برآری # 5 این چار طبیعت ار بسوزد %~% غم نیست تو جان هر چهاری # 6 صیاد بدایت وجودی %~% اجزای جهان همه شکاری # 7 گه بند کند گهی گشاید %~% ای کارافزا تو بر چه کاری # 8 او سرو بلند و تو چو سایه %~% او باد شمال و تو غباری # 9 در چشم تو ریخت کحل پندار %~% می‌پنداری به اختیاری # 10 این چرخ به اختیار خود نیست %~% آخر تو کیی بدین نزاری # 11 از نیست تو خویش هست کردی %~% وین گردن خود تو می‌فشاری # 12 زین ترس تو حجت است بر تو %~% کز غیر تو است ترسگاری # 13 از خویش دل کسی نترسد %~% از خویش کسی نجست یاری # 14 پس خوف و رجای تو گواهند %~% بر ملکت شاه و کامکاری # 15 وز خوف و رجا چو برتر آیی %~% ایمن چو صفات کردگاری # 16 کشتی ترسد ز بحر نی بحر %~% تو کشتی بحر بی‌کناری # 17 کشتی توی تو چو بشکست %~% خاموش کن از سخن گزاری # 18 کشتی شکسته را کی راند %~% جز آب به موج بی‌قراری # 19 کشتیبان شکستگان است %~% آن بحر کرم به بردباری # 20 خامش که زبان عقل مهر است %~% بنشین بر جا که گشت تاری PageV1P2746 ### || [genre: Gh] # 1 می‌آید سنجق بهاری %~% لشکرکش شور و بی‌قراری # 2 گلزار نقاب می‌گشاید %~% بلبل بگرفت باز زاری # 3 بر کف بنهاده لاله جامی %~% کای ms1550 نرگس مست بر چه کاری # 4 امروز بنفشه در رکوع است %~% می‌جوید از خدای یاری # 5 سرها ز مغاره کرده بیرون %~% آن لاله رخان کوهساری # 6 یا رب که که را همی‌فریبند %~% خوش می‌نگرند در شکاری # 7 منگر به سمن به چشم خردی %~% منگر به چمن به چشم خواری # 8 زیرا به مسافران عزت %~% گر خوار نظر کنی نیاری # 9 بشنو ز زبان سبز هر برگ %~% کز عیب بروید آنچ کاری # 10 گشته‌ست زبان گاو ناطق %~% در حمد و ثنا و شکر آری # 11 عذرت نبود ز یأس از آن کو %~% بخشد به کلوخ خوش عذاری # 12 بابرگ شد آن کلوخ جان یافت %~% در شکر نمود جان سپاری # 13 صد میوه چو شیشه‌های شربت %~% هر یک مزه‌ای به خوشگواری # 14 بعضی چو شکر اگر شکوری %~% بعضی ترشند اگر خماری # 15 خاموش نشین و مستمع باش %~% نی واعظ خلق شو نه قاری PageV1P2747 ### || [genre: Gh] # 1 ای چشم و چراغ شهریاری %~% والله به خدا که آن تو داری # 2 شمعی که در آسمان نگنجد %~% از گوشه سینه‌ای برآری # 3 خورشید به پیش نور آن شمع %~% یک ذره شود ز شرمساری # 4 وقت است که در وجود خاکی %~% آن تخم که گفته‌ای بکاری # 5 آخر چه شود کز آب حیوان %~% بر چهره زعفران بباری # 6 تا لاله ستان عاشقان را %~% از گلبن حق به خنده آری # 7 بر پشت فلک نهند پا را %~% چون تو سرشان دمی بخاری # 8 انگور وجود باده گردد %~% چون پای بر او نهی فشاری # 9 مخدومی شمس حق تبریز %~% لطفی که هزار نوبهاری PageV1P2748 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان و جهان چه می‌گریزی %~% وی فخر شهان چه می‌گریزی # 2 ما را به چه کار می‌فرستی %~% پنهان پنهان چه می‌گریزی # 3 چون تیر روی و بازآیی %~% این دم ز کمان چه می‌گریزی # 4 باری تو هزار گنج داری %~% زین نیم زیان چه می‌گریزی # 5 ای که شکرت کران ندارد %~% بنشین ms1551 به میان چه می‌گریزی # 6 چون محرم هر شکر دهان است %~% از پیش دهان چه می‌گریزی # 7 ایمن ز امان توست عالم %~% ای امن امان چه می‌گریزی # 8 عالم همه گرگ مردخوار است %~% ای دل ز شبان چه می‌گریزی # 9 خامش که زبان همه زیان است %~% تو سوی زیان چه می‌گریزی PageV1P2749 ### || [genre: Gh] # 1 از قصه حال ما نپرسی %~% وز کشتن عاشقان نترسی # 2 ای گوهر عشق از چه بحری %~% وی آتش عشق از چه درسی # 3 آن جا که تویی کی راه یابد %~% زان جانب چرخ و عرش و کرسی # 4 ای دل تو دلی نه دیگ آهن %~% از آتش عشق چند تفسی # 5 جان و دل و نفس هر سه سوزید %~% تا کی گویم ظلمت نفسی PageV1P2750 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلبر بی‌دلان صوفی %~% حاشا که ز جان بی‌وقوفی # 2 از هجر دوتا چو لام گشتیم %~% دلتنگ ز غم چو کاف کوفی # 3 آن دم که به طوف خود بطوفی %~% وآنگه که به خانه هم به طوفی # 4 ما را بنمای مهر و الفت %~% چون معدن مهری و الوفی # 5 مکشوف ز کشف توست اسرار %~% زیرا که کشوف هر کشوفی # 6 آنی که بری خسوف از ماه %~% آن ماه نه‌ای که در خسوفی # 7 آنی که بری کسوف از شمس %~% آن شمس نه‌ای که در کسوفی # 8 در آحادیم ای مهندس %~% تو ساکن خانه الوفی # 9 ای آحادی الوف را باش %~% کاین جا تو به منزل مخوفی PageV1P2751 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک تو شاه مطربانی %~% زان دلبرکش بگو که دانی # 2 خواهم که دو عشر ای خوش آواز %~% از مصحف حسن او بخوانی # 3 در هر حرفیش مستمع را %~% بگشاید چشمه معانی # 4 سینش گوید که فاستجیبوا %~% نونش گوید که لن ترانی # 5 ای طره او چه پای بندی %~% وی غمزه او چه بی‌امانی # 6 از نرگس او است ای گل سرخ %~% کان اطلس سرخ می‌درانی # 7 ماندم ز ms1552 تمام کردن این %~% باقیش تو بگو بر این نشانی PageV1P2752 ### || [genre: Gh] # 1 روزی که مرا ز من ستانی %~% ضایع مکن از من آنچ دانی # 2 تا با تو چو خاص نور گردم %~% آن نور لطیف جاودانی # 3 تا چند کنم ز مرگ فریاد %~% با همچو تو آب زندگانی # 4 گر مرگم از او است مرگ من باد %~% آن مرگ به از دم جوانی # 5 از خرمن خویش ده زکاتم %~% زان خرمن گوهر نهانی # 6 منویس بر این و آن براتم %~% بگذار طریق امتحانی # 7 خاموش ولی به دست تو چیست %~% باران آمد تو ناودانی PageV1P2753 ### || [genre: Gh] # 1 چون عشق کند شکرفشانی %~% در جلوه شود مه نهانی # 2 بینی که شکر کران ندارد %~% خوش می‌خوری و همی‌رسانی # 3 می‌غلط به هر طرف که غلطی %~% بر سبزه سبز بوستانی # 4 گر ز آنک کله نهی وگر نی %~% شاهنشه جمله خسروانی # 5 آن را بینی که من نگویم %~% زیرا که بگویمت بدانی # 6 چون چشم تو وا کنند ناگه %~% بر شهر عظیم آن جهانی # 7 ماننده طفل نوبزاده %~% خیره نگری و خیره مانی # 8 تا چشم بر آن جهان نشیند %~% چاره نبود از این نشانی # 9 بگریز به نور شمس تبریز %~% تا کشف شود همه معانی PageV1P2754 ### || [genre: Gh] # 1 ای وصل تو اصل شادمانی %~% کان صورت‌هاست وین معانی # 2 یک لحظه مبر ز بنده که نیست %~% بی آب سفینه را روانی # 3 من مصحف باطلم ولیکن %~% تصحیح شوم چو تو بخوانی # 4 یک یوسف بی‌کس است و صد گرگ %~% اما برهد چو تو شبانی # 5 هر بار بپرسیم که چونی %~% با اشکم و روی زعفرانی # 6 این هر دو نشان برای عام است %~% پیشت چه نشان چه بی‌نشانی # 7 ناگفته حدیث بشنوی تو %~% ننوشته قباله را بخوانی # 8 بی خواب تو واقعه نمایی %~% بی آب سفینه‌ها برانی # 9 خاموش ثنا و لابه کم کن %~% کز غیب رسید لن ترانی PageV1P2755 ### || [genre: Gh] # 1 کژزخمه ms1553 مباش تا توانی %~% هر زخمه که کژ زنی بمانی # 2 پیر است عروس عیش دنیا %~% مرگش طلبی اگر ستانی # 3 تا رخ ننمود جمله نور است %~% چون رخ بنمود شد دخانی # 4 از سیل بلا چو کاه مگریز %~% در عشق و ولا چو پهلوانی # 5 چون آب روان به هر نباتی %~% باید که حیات را رسانی PageV1P2756 ### || [genre: Gh] # 1 مست می عشق را حیا نی %~% وین باده عشق را بها نی # 2 آن عشق چو بزم و باده جان را %~% می نوشد و ممکن صلا نی # 3 با عقل بگفت ماجراها %~% جان گفت که وقت ماجرا نی # 4 از روح بجستم آن صفا گفت %~% آن هست صفا ولی ز ما نی # 5 گفتم که مکن نهان از این مس %~% ای کفو تو زر و کیمیا نی # 6 کاین برق حدیث تو از آن است %~% جز جان افزا و دلربا نی # 7 گفتا غلطی که آن نیم من %~% ما بوالحسنیم و بوالعلا نی # 8 گفتم که به حق نرگسانت %~% دفعم بمده به شیوه‌ها نی # 9 کاین غمزه مست خونی تو %~% کشته‌ست هزار و خونبها نی # 10 بالله که تویی که بی‌تویی تو %~% ای کبر تو غیر کبریا نی # 11 گر ز آنک تویی و گر نه‌ای تو %~% از تو گذری دو دیده را نی # 12 گر فرمایی که نیست هست است %~% کو زهره که گویمت چرا نی # 13 مغناطیسی و جان چو آهن %~% می‌آید مست و دست و پا نی # 14 چون گرم شوم ز جام اول %~% غیر تسلیم در قضا نی # 15 چون شد به سرم میم سراسر %~% می را تسلیم یا رضا نی # 16 از بهر نسیم زلف جعدت %~% یکتا زلفی که جز دو تا نی # 17 ای باد صبا به انتظارت %~% از بهر صبا و خود صبا نی # 18 پس ما چه زنیم ای قلندر %~% اندر گره و گره گشا نی # 19 گر ز آنک نه هر دمی ms1554 خداوند %~% کو جز سر و خاصه خدا نی # 20 مخدومی شمس دین تبریز %~% چون خورشیدش در این سما نی PageV1P2757 ### || [genre: Gh] # 1 گویم سخن لب تو یا نی %~% ای لعل لب تو را بها نی # 2 ای گفته ما غلام آن دم %~% کان جا همگی تویی و ما نی # 3 این جا که منم بجز خطا نی %~% و آن جا که تویی بجز عطا نی # 4 این جا گفتن ز روی جسم است %~% و آن جا همه هستی است جا نی # 5 سیاره همی‌روند پا نی %~% صد مشک روانه و سقا نی # 6 رنجورانند همچو ایوب %~% دریافته صحت و دوا نی # 7 بی چشمانند همچو یعقوب %~% بینا شده چشم و توتیا نی # 8 ره پویانند همچو ماهی %~% بینند طریق‌ها ضیا نی # 9 از رشک تو من دهان ببستم %~% شرح تو رسد به منتها نی PageV1P2758 ### || [genre: Gh] # 1 با دل گفتم چرا چنینی %~% تا چند به عشق همنشینی # 2 دل گفت چرا تو هم نیایی %~% تا لذت عشق را ببینی # 3 گر آب حیات را بدانی %~% جز آتش عشق کی گزینی # 4 ای گشته چو باد از لطافت %~% پرباد شده چو ساتگینی # 5 چون آب تو جان نقش‌هایی %~% چون آینه حسن را امینی # 6 هر جان خسیس کان ندارد %~% می‌پندارد که تو همینی # 7 ای آنک تو جان آسمانی %~% هر چند به صورت از زمینی # 8 ای خرد شکسته همچو سرمه %~% تو سرمه دیده یقینی # 9 ای لعل تو از کدام کانی %~% در حلقه درآ که خوش نگینی # 10 ای از تو خجل هزار رحمت %~% آن دم که چو تیغ پر ز کینی # 11 شمس تبریز صورتت خوش %~% و اندر معنی چه خوش معینی PageV1P2759 ### || [genre: Gh] # 1 در خون دلم رسید فتوی %~% از جمله مفتیان معنی # 2 با خلق بگو که دور باشید %~% از زرق من و فسوس دعوی # 3 با دل گفتم چنین خوش استت %~% دل نعره زنان که آری ms1555 آری # 4 برداشت ربابکی دل من %~% بنواخت که ما خوشیم یعنی # 5 کان طعنه از این سوی وجود است %~% آن جا که منم کجاست طعنی # 6 آن جا که منم چو من نگنجم %~% گنجد دگری بگو که نی نی # 7 تا من باشی تو او نبینی %~% زیرا که شب است و چشم اعمی # 8 تا چشم تو این بود چه بینی %~% در بتگه نفس نقش مانی # 9 ای عاجز خویش رو به تبریز %~% در شمس الدین گریز باری PageV1P2760 ### || [genre: Gh] # 1 در عشق هر آنک شد فدایی %~% نبود ز زمین بود سمایی # 2 زیرا که بلای عاشقی را %~% جانی شرط است کبریایی # 3 زخم آیت بندگان خاص است %~% سردفتر عاشق خدایی # 4 کاین عالم خاک خاک ارزد %~% آن جا که بلا کند بلایی # 5 یک جو ز بلاش گنج زرهاست %~% ای بر سر گنج بین کجایی # 6 از سوزش آفتاب محنت %~% در عشق چو سایه همایی # 7 ای آنک تو بوی آن نداری %~% تو لایق آن بلا نیایی # 8 لایق نبود به زخم او را %~% الا که وجود مرتضایی PageV1P2761 ### || [genre: Gh] # 1 عشق است دلاور و فدایی %~% تنهارو و فرد و یک قبایی # 2 ای از شش و پنج مهره برده %~% آورده تو نرد دلربایی # 3 یکتا شده خوش ز هر دو عالم %~% بربوده ز یک دلان دوتایی # 4 آخر تو چه جوهر و چه اصلی %~% ای پاک ز جای از کجایی # 5 در عالم کم زنان چه بیشی %~% در خطه دل چه جان فزایی # 6 نتوان ز تو عشق صبر کردن %~% صبرا تو در این هوس نشایی # 7 نادیده مکن چو دیده‌ای تو %~% بیگانه مرو چو آشنایی # 8 تا ما ماییم جمله ابریم %~% بی ظلمت ما مها تو مایی # 9 در پای غمش چه دیدی ای جان %~% کاین دست گشاده در دعایی # 10 ای دل ز قضا چه رو نمودت %~% کز عشق تو طالب بلایی # 11 رفتم بر عشق ms1556 کاین به چند است %~% گفتا که نباشد این بهایی # 12 الا بر شاه شمس تبریز %~% سر پای کنی به سر بیایی PageV1P2762 ### || [genre: Gh] # 1 ماها چو به چرخ دل برآیی %~% چون جان به تن جهان درآیی # 2 ماها چه لطیف و خوش لقایی %~% ای ماه بگو که از کجایی # 3 داریم ز عشق تو براتی %~% وز قند لطیف تو نباتی # 4 از لعل لبت بده زکاتی %~% ای ماه بگو که از کجایی # 5 ای یوسف جان که در نخاسی %~% در حسن و جمال بی‌قیاسی # 6 در ما بنگر چو می‌شناسی %~% ای ماه بگو که از کجایی # 7 زان سان ز شراب تو خرابیم %~% کز خود اثری همی‌نیابیم # 8 بفزای اگر چه می‌نتابیم %~% ای ماه بگو که از کجایی # 9 در زیر درخت تو نشینیم %~% وز میوه دلکش تو چینیم # 10 جز گلشن روی تو نبینیم %~% ای ماه بگو که از کجایی # 11 هر دم که ز باده تو نوشیم %~% بس روشن جان و تیزگوشیم # 12 بی هوش شدیم و بس به هوشیم %~% ای ماه بگو که از کجایی # 13 از آتش‌هات در فروغند %~% فارغ از صدق وز دروغند # 14 با قبله آتشین چو موغند %~% ای ماه بگو که از کجایی # 15 ای رشک بتان و بت پرستان %~% آرام دل خراب مستان # 16 پا را بمکش ز زیردستان %~% ای ماه بگو که از کجایی # 17 شمس تبریز پادشاهی %~% در خطه بی‌حد الهی # 18 از ماه تو راست تا به ماهی %~% ای ماه بگو که از کجایی PageV1P2763 ### || [genre: Gh] # 1 آن شمع چو شد طرب فزایی %~% پروانه دلان به رقص آیی # 2 چون جان برسد نه تن بجنبد %~% جان آمد از لحد برآیی # 3 چون بانگ سماع در که افتاد %~% ای کوه گران کم از صدایی # 4 کاین باد بهار می‌رساند %~% رقصانی شاخ را صلایی # 5 در ذره کجا قرار ماند %~% خورشید به رقص در سمایی # 6 هم آتش و دود گشته ms1557 پیچان %~% از آتش روی جان فزایی # 7 ماهی صنما ز روح بی‌جسم %~% شوخی شکری یکی بلایی # 8 گه کوته و گه دراز گشتیم %~% با سایه صورت همایی # 9 هم بر لب دوست مست گشتیم %~% نالان شده مست همچو نایی # 10 بر باد سوار همچو کاهیم %~% اندر جولان ز کهربایی # 11 چون پشه ز خون خویش مستیم %~% وز دیگ جگر دلا ابایی # 12 اندر خلوت به هوی هویی %~% در جمعیت به های هایی # 13 در صورت بنده کمینیم %~% در سر صفت یکی خدایی # 14 این داد خدیو شمس تبریز %~% بی کبر ولیک کبریایی PageV1P2764 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی‌تو محال جان فزایی %~% وی در دل و جان ما کجایی # 2 گر نیم شبی زنان و گویان %~% سرمست ز کوی ما درآیی # 3 جان پیش کشیم و جان چه باشد %~% آخر نه تو جان جان مایی # 4 در بام فلک درافتد آتش %~% گر بر سر بام خود برآیی # 5 با روی تو کیست قرص خورشید %~% تا لاف زند ز روشنایی # 6 هم چشمی و هم چراغ ما را %~% هم دفع بلا و هم بلایی # 7 در دیده ناامید هر دم %~% ای دیده دل چه می‌نمایی # 8 ای بلبل مست از فغانت %~% می‌آید بوی آشنایی # 9 می‌نال که ناله مرهم آمد %~% بر زخم جراحت جدایی # 10 تا کشف شود ز ناله تو %~% چیزی ز حقیقت خدایی PageV1P2765 ### || [genre: Gh] # 1 گر یار لطیف و باوفایی %~% ور از دل و جان از آن مایی # 2 خواهم که در این میان درآیی %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 3 چون صورت جان لطیف کاری %~% از حلقه چرا تو برکناری # 4 وز یارک خود دریغ داری %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 5 برخیز که ما و تو چو جانیم %~% وز رازک همدگر بدانیم # 6 آخر نه من و تو یارکانیم %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 7 دریاب که بر در خداییم %~% آخر بنگر که ما کجاییم ms1558 # 8 تا رقص کنان ز در درآییم %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 9 ای جان و جهان چرا چنینی %~% چون یارک خویش را نبینی # 10 در گوشه روی ترش نشینی %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 11 چونی تو و آن دل لطیفت %~% و آن صورت و قامت ظریفت # 12 خواهم که شوم شبی حریفت %~% ای ماه بگو که کی برآیی # 13 در جمله عالم الهی %~% وز دامن ماه تا به ماهی # 14 آن شد که تو گویی و بخواهی %~% ای ماه بگو که کی برآیی PageV1P2766 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی انصاف خوش لقایی %~% از جا رفتم تو از کجایی # 2 گر بنده بگویمت روا نیست %~% ترسم که بگویمت خدایی # 3 خاموش نمی‌هلی که باشم %~% راه گفتن نمی‌گشایی # 4 می‌افشاری مرا چو انگور %~% معشوق نه‌ای مرا بلایی # 5 گر چشم ببندم از تو کفر است %~% زیرا که تو نور می‌فزایی # 6 ور بگشایم بگویی منگر %~% در ما تو بدیده هوایی PageV1P2767 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز و بزن یکی نوایی %~% بر یاد وصال دلربایی # 2 هین وقت صبوح شد فتوحی %~% هین وقت دعاست الصلایی # 3 بگشا سر خنب خسروانی %~% تا خلق زنند دست و پایی # 4 صد گون گره است بر دل و نیست %~% جز باده جان گره گشایی # 5 از جای ببر به یک قنینه %~% آن را که قرار نیست جایی # 6 جز دشت عدم قرارگه نیست %~% چون نیست وجود را وفایی # 7 بر سفره خاک تره‌ای نیست %~% هر سوی ز چیست ژاژخایی # 8 عالم مردار و عامه چون سگ %~% کی دید ز دست سگ سخایی # 9 ساقی درده صلا که چون تو %~% جان‌ها بندید جان فزایی # 10 ما چون مس و آهنیم ثابت %~% در حیرت چون تو کیمیایی # 11 در مغز فکن تو هوی هویی %~% وز خلق برآر های هایی # 12 تا روح ز مستی و خرابی %~% نشناسد هجو از ثنایی # 13 زین باده چو مست شد فلاطون %~% نشناسد درد ms1559 از دوایی # 14 دردی ده و عقل را چنان کن %~% کو درد نداند از صفایی # 15 بر ناطق منطقی فروریز %~% از جام صبوحیان عطایی # 16 تا دم نزند دگر نجوید %~% زنبیل و فطیر هر گدایی # 17 خامش که تو را مسلم آمد %~% برساختن از عدم بقایی PageV1P2768 ### || [genre: Gh] # 1 رخ‌ها بنگر تو زعفرانی %~% کز درد همی‌دهد نشانی # 2 شهری بنگر ز درد رنجور %~% چون باغ به موسم خزانی # 3 این درد ز غصه فراق است %~% از هیبت حکم آسمانی # 4 بیم است فلک سیاه گردد %~% از آتش و ناله نهانی # 5 دوزخ بنگر که سر برآورد %~% ناگه ز میان شادمانی # 6 برخاست غریو جان ز هر سو %~% هان ای کس بی‌کسان تو دانی # 7 فرمود که این فراق فانی است %~% افغان ز فراق جاودانی # 8 یا رب چه شود اگر تو ما را %~% از هر دو فراق وارهانی # 9 این گفته و بسته شد دهانم %~% باقی تو بگو اگر توانی PageV1P2769 ### || [genre: Gh] # 1 ای قلب و درست را روایی %~% پیش تو که زفت کیمیایی # 2 در ره خر بد ز اسب رهوار %~% از فضل تو کرده پیش پایی # 3 گر پای سگی ره تو کوبد %~% بر شیر وغاش برفزایی # 4 در عشق تو پاشکستگانند %~% دارند امید پرگشایی # 5 در تو مگسی چو دل ببندد %~% یابد ز درت پر همایی # 6 فضل تو علی هین گفت %~% تا نگشاید ره گدایی # 7 خاموش که هر محال و صعبی %~% آسان شود از کف خدایی PageV1P2770 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک تو خواب ما ببستی %~% رفتی و به گوشه‌ای نشستی # 2 ما را همه بند دام کردی %~% ما بند شدیم و تو بجستی # 3 جز دام تو نیست کفر و ایمان %~% یا رب که چه بس درازدستی # 4 گر خواب و قرار رفت غم نیست %~% دولت بر ماست چون تو هستی # 5 چون ساقی عاشقان تو باشی %~% پس باقی عمر ما و مستی # 6 ای ms1560 صورت جان و جان صورت %~% بازار بتان همه شکستی # 7 ما را چو خیال تو بود بت %~% پس واجب گشت بت پرستی # 8 عقل دومی و نفس اول %~% ای آمده بهر ما به پستی # 9 این وهم من است شرح تو نیست %~% تو خود هستی چنانک هستی PageV1P2771 ### || [genre: Gh] # 1 با یار بساز تا توانی %~% تا بی‌کس و مبتلا نمانی # 2 بر آب حیات راه یابی %~% گر سر موافقت بدانی # 3 با سایه یار رو یکی شو %~% منمای ز خویشتن نشانی # 4 گر رطل گران دهند درکش %~% ای جان بگذار این گرانی # 5 ای دل مپذیر بیش صورت %~% می‌باش چو آب در روانی # 6 پذرفتن صورت از جمادی است %~% مفسر اگر از رحیق جانی # 7 در مجلس دل درآ که آن جا %~% عیش است و حریف آسمانی PageV1P2772 ### || [genre: Gh] # 1 در فنای محض افشانند مردان آستی %~% دامن خود برفشاند از دروغ و راستی # 2 مرد مطلق دست خود را کی بیالاید به جان %~% آخر ای جان قلندر از چه ~~پهلو خاستی # 3 سالکی جان مجرد بر قلندر عرضه داد %~% گفت در گوشش قلندر کان طرف می ~~واستی # 4 کاین طرف هر چند سوزی در شرار عشق خویش %~% لیک هم مطلق نه‌ای زیرا که ~~در غوغاستی # 5 در جمال لم یزل چشم ازل حیران شده %~% نی فزودی از دو عالم نی ز نفیش ~~کاستی # 6 تو نه این جایی نه آن جا لیک عشاق از هوس %~% می‌کنند آن جا نظر کان ~~جاستی آن جاستی # 7 ای که از الا تو لافیدی بدین زفتی مباش %~% چشم‌ها را پاک کن بنگر که ~~هم در لاستی # 8 مرحبا جان عدم رنگ وجودآمیز خوش %~% فارغ از هست و عدم مر هر دو را ~~آراستی # 9 پاکی چشمت نباشد جز شه تبریزیان %~% شمس دین گر او بخواهد لیک نی ~~زان‌هاستی PageV1P2773 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ دل پران مبا جز در هوای بیخودی %~% شمع جان تابان مبا جز ms1561 در سرای ~~بیخودی # 2 آفتاب لطف حق بر عاشقان تابنده باد %~% تا بیفتد بر همه سایه همای ~~بیخودی # 3 گر هزاران دولت و نعمت ببیند عاشقی %~% ناید اندر چشم او الا بلای ~~بیخودی # 4 بنگر اندر من که خود را در بلا افکنده‌ام %~% از حلاوت‌ها که دیدم در ~~فنای بیخودی # 5 جان و صد جان خود چه باشد گر کسی قربان کند %~% در هوای بیخودی و از ~~برای بیخودی # 6 عاشقا کمتر نشین با مردم غمناک تو %~% تا غباری درنیفتد در صفای بیخودی # 7 باجفا شو با کسی کو عاشق هشیاری است %~% تا بیابی ذوق‌ها اندر وفای ~~بیخودی # 8 بیخودی را چون بدانی سروری کاسد شود %~% ای سری و سروری‌ها خاک پای ~~بیخودی # 9 خوش بود ظاهر شدن بر دشمنان بر تخت ملک %~% لیک آن‌ها هیچ نبود جان به ~~جای بیخودی # 10 گر تو خواهی شمس تبریزی شود مهمان تو %~% خانه خالی کن ز خود ای ~~کدخدای بیخودی PageV1P2774 ### || [genre: Gh] # 1 ای رها کرده تو باغی از پی انجیرکی %~% حور را از دست داده از پی ~~کمپیرکی # 2 من گریبان می‌درانم حیف می‌آید مرا %~% غمزه کمپیرکی زد بر جوانی تیرکی # 3 پیرکی گنده دهانی بسته صد چنگ و جلب %~% سر فروکرده ز بامی تا درافتد ~~زیرکی # 4 کیست کمپیرک یکی سالوسک بی‌چاشنی %~% تو به تو همچون پیاز و گنده همچون ~~سیرکی # 5 میرکی گشته اسیر او گرو کرده کمر %~% او به پنهانی همی‌خندد که ابله ~~میرکی # 6 نی به بستان جمال او شکوفه تازه‌ای %~% نی به پستان وفای آن سلیطه ~~شیرکی # 7 خود ببینی چونک بگشاید اجل چشمت ورا %~% رو چو پشت سوسمار و تن سیه چون ~~قیرکی # 8 نی خمش کن پند کم ده بند خواجه بس قوی است %~% می‌کشد زنجیر مهرش ~~بی‌مدد زنجیرکی PageV1P2775 ### || [genre: Gh] # 1 شاد آن صبحی که جان را چاره آموزی کنی %~% چاره او یابد که تش بیچارگی ~~روزی کنی # 2 عشق جامه می‌دراند عقل ms1562 بخیه می‌زند %~% هر دو را زهره بدرد چون تو ~~دلدوزی کنی # 3 خوش بسوزم همچو عود و نیست گردم همچو دود %~% خوشتر از سوزش چه باشد ~~چون تو دلسوزی کنی # 4 گه لباس قهر درپوشی و راه دل زنی %~% گه بگردانی لباس آیی قلاوزی کنی # 5 خوش بچر ای گاو عنبربخش نفس مطمئن %~% در چنین ساحل حلال است ار تو خوش ~~پوزی کنی # 6 طوطیی که طمع اسب و مرکب تازی کنی %~% ماهیی که میل شعر و جامه توزی ~~کنی # 7 شیر مستی و شکارت آهوان شیرمست %~% با پنیر گنده فانی کجا یوزی کنی # 8 چند گویم قبله کامشب هر یکی را قبله‌ای است %~% قبله‌ها گردد یکی گر تو ~~شب افروزی کنی # 9 گر ز لعل شمس تبریزی بیابی مایه‌ای %~% کمترین پایه فراز چرخ پیروزی ~~کنی PageV1P2776 ### || [genre: Gh] # 1 ای خدایی که مفرح بخش رنجوران تویی %~% در میان لطف و رحمت همچو جان ~~پنهان تویی # 2 خسته کردی بندگان را تا تو را زاری کنند %~% چون خریدار نفیر و لابه و ~~افغان تویی # 3 جمله درمان خواه و آن درمانشان خواهان توست %~% آنک درد و دارو از وی ~~خاست بی‌شک آن تویی # 4 دردهایی کآدمی را بر در خلقان برد %~% آن حجاب از اول است و آخر و ~~پایان تویی # 5 هر کجا کاری فروبندد تو باشی چشم بند %~% هر کجا روشن شود آن شعله ~~تابان تویی # 6 ناله بخشی خستگان را تا بدان ساکن شوند %~% چون حقیقت بنگرم در درد ما ~~نالان تویی # 7 هم تویی آن کس که می‌گوید تویی والله تویی %~% گوی و چوگان و نظاره گر ~~در این میدان تویی # 8 و آنک منکر می‌شود این را و علت می‌نهد %~% در میان وسوسه او نفس علت ~~خوان تویی # 9 و آنک می‌گوید تویی زین گفت ترسان می‌شود %~% در میان جان او در پرده ~~ترسان تویی # 10 کنج زندان را به یک اندیشه بستان می‌کنی %~% رنج هر ms1563 زندان ز توست و ~~ذوق هر بستان تویی # 11 در یکی کار آن یکی راغب و آن دیگر نفور %~% تو مخالف کرده‌ای شان فتنه ~~ایشان تویی # 12 آن یکی محبوب این و باز او مکروه آن %~% چشم بندی چشم و دل را قبله و ~~سامان تویی # 13 صد هزاران نقش را تو بنده نقشی کنی %~% گویی سلطان است آن دام است خود ~~سلطان تویی # 14 بندگی و خواجگی و سلطنت خط‌های توست %~% خط کژ و خط راست این دبیرستان ~~تویی # 15 صورت ما خانه‌ها و روح ما مهمان در آن %~% نقش و جان‌ها سایه تو جان ~~آن مهمان تویی # 16 دست در طاعت زنیم و چشم در ایمان نهیم %~% بر امید آنک بنمایی که خود ~~ایمان تویی # 17 دست احسان بر سر ما نه ز احسانی که ما %~% چشم روشن در تو آویزیم کان ~~احسان تویی # 18 غفلت و بیداری ما در توی بر کار و بس %~% غفلت ما بی‌فضولی بر چو خود ~~یقضان تویی # 19 توبه با تو خود فضول است و شکستن خود بتر %~% نقش پیمان گر شکست ارواح ~~آن پیمان تویی # 20 روح‌ها می‌پروری همچون زر و مس و عقیق %~% چون مخالف شد جواهر ای عجب ~~چون کان تویی # 21 روز درپیچد صفت در ما و تابد تا به شب %~% شب صفات از ما به تو آید ~~صفاتستان تویی # 22 روز تا شب ما چنین بر همدگر رحمت کنیم %~% شب همه رحمت رود سوی تو چون ~~رحمان تویی # 23 کو سلاطین جهان گر شاه ایوان بوده‌اند %~% پس بدانستیم بی‌شک کاندر ~~این ایوان تویی PageV1P2777 ### || [genre: Gh] # 1 بانگ می‌زن ای منادی بر سر هر رسته‌ای %~% هیچ دیدیت ای مسلمانان غلامی ~~جسته‌ای # 2 یک غلامی ماه رویی مشک بویی فتنه‌ای %~% وقت نازش تیزگامی وقت صلح ~~آهسته‌ای # 3 کودکی لعلین قبایی خوش لقایی شکری %~% سروقدی چشم شوخی چابکی برجسته‌ای # 4 بر کنار او ربابی در کف او زخمه‌ای %~% می‌نوازد خوش ms1564 نوایی دلکشی ~~بنشسته‌ای # 5 هیچ کس دارد ز باغ حسن او یک میوه‌ای %~% یا ز گلزار جمالش بهر بو ~~گلدسته‌ای # 6 یوسفی کز قیمت او مفلس آمد شاه مصر %~% هر طرف یعقوب وار از غمزه‌اش ~~دلخسته‌ای # 7 مژدگانی جان شیرین می‌دهم او را حلال %~% هر کی آرد یک نشان یا نکته‌ای ~~سربسته‌ای PageV1P2778 ### || [genre: Gh] # 1 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی %~% باده تنها نیست این آمیختی آمیختی # 2 بار دیگر توبه‌ها را سوختی درسوختی %~% بار دیگر فتنه را انگیختی ~~انگیختی # 3 چون بدیدم در سرم سودای تو سودای تو %~% آمدی در گردنم آویختی آویختی # 4 طره‌های مشک را دربافتی دربافتی %~% تارهای صبر را بگسیختی بگسیختی # 5 تو اگر منکر شدی گویم نشان گویم نشان %~% مشک بر شعر سیه می‌بیختی ~~می‌بیختی # 6 ای قدح رخسار من افروختی افروختی %~% وی غم آخر از دلم بگریختی بگریختی ~~PageV1P2779 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا بر خاک ما چون جرعه‌ها می‌ریختی %~% گر نمی‌جستی جنون ما چرا ~~می‌ریختی # 2 ساقیا آن لطف کو کان روز همچون آفتاب %~% نور رقص انگیز را بر ذره‌ها ~~می‌ریختی # 3 دست بر لب می‌نهی یعنی خمش من تن زدم %~% خود بگوید جرعه‌ها کان بهر ما ~~می‌ریختی # 4 ریختی خون جنید و گفت اخ هل من مزید %~% بایزیدی بردمید از هر کجا ~~می‌ریختی # 5 ز اولین جرعه که بر خاک آمد آدم روح یافت %~% جبرئیلی هست شد چون بر ~~سما می‌ریختی # 6 می‌گزیدی صادقان را تا چو رحمت مست شد %~% از گزافه بر سزا و ناسزا ~~می‌ریختی # 7 می‌بدادی جان به نان و نان تو را درخورد نی %~% آب سقا می‌خریدی بر سقا ~~می‌ریختی # 8 همچو موسی کآتشی بنمودیش وآن نور بود %~% در لباس آتشی نور و ضیا ~~می‌ریختی # 9 روز جمعه کی بود روزی که در جمع توییم %~% جمع کردی آخر آن را که جدا ~~می‌ریختی # 10 درج بد بیگانه‌ای با آشنا در هر دمم %~% خون آن بیگانه را بر آشنا ~~می‌ریختی # 11 ms1565 ای دل آمد دلبری کاندر ملاقات خوشش %~% همچو گل در برگ ریزان از حیا ~~می‌ریختی # 12 آمد آن ماهی که چون ابر گران در فرقتش %~% اشک‌ها چون مشک‌ها بهر لقا ~~می‌ریختی # 13 دلبرا دل را ببر در آب حیوان غوطه ده %~% آب حیوانی کز آن بر انبیا ~~می‌ریختی # 14 انبیا عامی بدندی گر نه از انعام خاص %~% بر مس هستی ایشان کیمیا ~~می‌ریختی # 15 این دعا را با دعای ناکسان مقرون مکن %~% کز برای ردشان آب دعا ~~می‌ریختی # 16 کوشش ما را منه پهلوی کوشش‌های عام %~% کز بقاشان می‌کشیدی در فنا ~~می‌ریختی PageV1P2780 ### || [genre: Gh] # 1 گر شراب عشق کار جان حیوانیستی %~% عشق شمس الدین به عالم فاش و یک ~~سانیستی # 2 گر نه در انوار غیرت غرق بودی عشق او %~% حلقه گوش روان و جان ~~انسانیستی # 3 گر نبودی بزم شمس الدین برون از هر دو کون %~% جام او بر خاک همچون ابر ~~نیسانیستی # 4 ابر نیسان خود چه باشد نزد بحر فضل او %~% قاف تا قاف از میش خود موج ~~طوفانیستی # 5 آفتاب و ماه را خود کی بدی زهره شعاع %~% گر نه در رشک خدا سیماش ~~پنهانیستی # 6 گر جمالش ماجرا کردی میان یوسفان %~% یوسف مصری ابد پابند و زندانیستی # 7 گر نه از لطفش بپرهیزیدمی من گفتمی %~% کز بهشت لطف او فردوس ریحانیستی # 8 نفس سگ دندان برآوردی گزیدی پای جان %~% ساقیا گر نه می سرتیز ~~دندانیستی # 9 جام همچون شمع را بر آتش می برفروز %~% پس بسوز این عقل را گر بیت ~~احزانیستی # 10 درکش آن معشوقه بدمست را در بزم ما %~% کو ز مکر و عشوه‌ها گوییی که ~~دستانیستی # 11 پس ز جام شمس تبریزی بده یک جرعه‌ای %~% بعد از آن مر عاشقان را وقت ~~حیرانیستی PageV1P2781 ### || [genre: Gh] # 1 ای نرفته از دل من اندرآ شاد آمدی %~% ای تو شمع شب فروزی مرحبا شاد ~~آمدی # 2 خانقاه روحیان را از تو حلو و حمزه‌ها %~% جان ms1566 جان صوفیانی الصلا شاد ~~آمدی # 3 شب چو چتر و مه چو سلطان می‌دود در زیر چتر %~% وز تو تخت و تاج ما و ~~چتر ما شاد آمدی # 4 بی گهان در پیش کردی روح‌های پاک را %~% ای صحابه عشق را چون مصطفی شاد ~~آمدی # 5 ای که آن رحمت نمودی از پی چندین فراق %~% می‌نگنجم زین طرب در هیچ جا ~~شاد آمدی # 6 من گمان‌ها داشتم اندر وفای لطف تو %~% لیک در وهمم نیامد این وفا شاد ~~آمدی # 7 پرده داری کن تو ای شب کان مه اندر خلوت است %~% مطربا پیوند کن تو ~~پرده‌ها شاد آمدی # 8 چون به نزد پرده دار شمس تبریزی رسی %~% بشنوی از شش جهت کای خوش لقا ~~شاد آمدی PageV1P2782 ### || [genre: Gh] # 1 در جهان گر بازجویی نیست بی‌سودا سری %~% لیک این سودا غریب آمد به ~~عالم نادری # 2 جمله سوداها بر این فن عاقبت حسرت خورند %~% ز آنک صد پر دارد این و ~~نیست آن‌ها را پری # 3 پیش باغش باغ عالم نقش گرمابه‌ست و بس %~% نی در او میوه بقایی نی در ~~او شاخ تری # 4 آن ز سحری تر نماید چون بگیری شاخ او %~% می‌برد شاخش تو را با خواجه ~~قارون تا ثری # 5 صورت او چون عصا و باطن او اژدها %~% چون نه‌ای موسی مرو بر اژدهای ~~قاهری # 6 کف موسی کو که تا گردد عصا آن اژدها %~% گردن آن اژدها را گیرد او چون ~~لمتری # 7 گر کشیده می‌شوی آن سو ز جذب اژدهاست %~% ز آنک او بس گرسنه‌ست و تو مر ~~او را چون خوری # 8 جذب او چون آتشی آمد درافکن خود در آب %~% دفع هر ضدی به ضدی دفع ناری ~~کوثری # 9 چون تو در بلخی روان شو سوی بغداد ای پدر %~% تا به هر دم دورتر باشی ز ~~مرو و از هری # 10 تو مری باشی و چاکر اندر این حضرت به است %~% ای افندی ms1567 هین مگو این را ~~مری و آن را مری # 11 ور فسردی در تکبر آفتابی را بجو %~% در گداز هر فسرده شمس باشد ماهری # 12 آفتاب حشر را ماند گدازد هر جماد %~% از زمین و آسمان و کوه و سنگ و ~~گوهری # 13 تا بداند اهل محشر کاین همه یخ بوده است %~% عقل جز وی ننگ مانده بر ~~سر یخ چون خری # 14 ای خر لرزان شده بر روی یخ در زیر بار %~% پوز بردارد به بالا خر که ~~یا رب آخری # 15 شمس تبریزی چو عقل جزو را یاری دهد %~% بال و پر یابد خر او برپرد چون ~~جعفری PageV1P2783 ### || [genre: Gh] # 1 گر من از اسرار عشقش نیک دانا بودمی %~% اندر آن یغما رفیق ترک یغما ~~بودمی # 2 ور چو چشم خونی او بودمی من فتنه جوی %~% در میان حلقه‌های شور و غوغا ~~بودمی # 3 گر ضمیر هر خسی ما را نخستی در جهان %~% در سر و دل‌ها روان مانند سودا ~~بودمی # 4 گر نه هر روزی ز برجی سر فروکردی مهم %~% جا نگردانیدمی هرگز به یک جا ~~بودمی # 5 من نکردم جلدیی با عشق او کان آتشش %~% آب کردی مر مرا گر سنگ خارا ~~بودمی # 6 گر نکاهیدی وجودم هر دمی از درد عشق %~% من نه عاشق بودمی من کارافزا ~~بودمی # 7 گر نه موج عشق شمس الدین تبریزی بدی %~% کو مرا بر می‌کشد در قعر دریا ~~بودمی PageV1P2784 ### || [genre: Gh] # 1 آتشینا آب حیوان از کجا آورده‌ای %~% دانم این باری که الحق جان فزا ~~آورده‌ای # 2 مشرق و مغرب بدرد همچو ابر از یک دگر %~% چون چنین خورشید از نور خدا ~~آورده‌ای # 3 خیره گان روی خود را از ره و منزل مپرس %~% چون بر ایشان شعله‌های ~~کبریا آورده‌ای # 4 احمقی باشد اگر جانی بمیرد بعد از این %~% چون چنین دریای جوشان از بقا ~~آورده‌ای # 5 از قضا و از قدر مر عاشقان را خوف نیست %~% چون قدر ms1568 را مست گشته با قضا ~~آورده‌ای # 6 می‌نگنجد جان ما در پوست از شادی تو %~% کاین جمال جان فزا از بهر ما ~~آورده‌ای # 7 شمس تبریزی جفا کردی و دانم این قدر %~% کز میان هر جفایی صد وفا ~~آورده‌ای PageV1P2785 ### || [genre: Gh] # 1 ای مهی کاندر نکویی از صفت افزوده‌ای %~% تا بسی درهای دولت بر فلک ~~بگشوده‌ای # 2 ای بسا کوه احد کز راه دل برکنده‌ای %~% ای بسا وصف احد کاندر نظر ~~بنموده‌ای # 3 جان‌ها زنبوروار از عشق تو پران شده %~% تا دهان خاکیان را زان عسل ~~آلوده‌ای # 4 ای سبک عقلی که از خویشش گرانی داده‌ای %~% وی گران جانی که سوی خویشتن ~~بربوده‌ای # 5 شاد با گوش مقیم اندر مقالات الست %~% چون ز بی‌چشمان مقالات خطا ~~بشنوده‌ای # 6 در رخ پرزهر دونان کمترک خندیده‌ای %~% هر خسی را از ضرورت در جهان ~~بستوده‌ای # 7 فارغی از چرب و شیرین در حلاوت‌های خود %~% چرب و شیرین باش از خود ز ~~آنک خوش پالوده‌ای # 8 ای همه دعویت معنی ای ز معنی بیشتر %~% ای دو صد چندانک دعوی کرده‌ای ~~بنموده‌ای # 9 ای که می‌جویی مثال شمس تبریزی تو هم %~% روزگاری می‌بری و اندر غم ~~بیهوده‌ای PageV1P2786 ### || [genre: Gh] # 1 آه از آن رخسار برق انداز خوش عیاره‌ای %~% صاعقه است از برق او بر جان ~~هر بیچاره‌ای # 2 چون ز پیش رشته‌ای در لعل چون آتش بتافت %~% موج زد دریای گوهر از میان ~~خاره‌ای # 3 این دل صدپاره مر دربان جان را پاره داد %~% چون به پیش پرده آمد بهترک ~~شد پاره‌ای # 4 هشت منظر شد بهشت و هر یکی چون دفتری %~% هشت دفتر درج بین در رقعه‌ای ~~رخساره‌ای # 5 تا چه مرغ است این دلم چون اشتران زانو زده %~% یا چو اشترمرغ گرد شعله ~~آتشخواره‌ای # 6 هم دکان شد این دلم با عشقت ای کان طرب %~% خوش حریفی یافت او هم در ~~دکان هم کاره‌ای # 7 ز آفتاب عشق تو ذرات جان‌ها شد چو ms1569 ماه %~% وز سعادت در فلک هر ساعتی ~~استاره‌ای # 8 نقش تو نادیده و یک یک حکایت می‌کند %~% چون مسیح از نور مریم روح در ~~گهواره‌ای # 9 شمس تبریزی تناقض چیست در احوال دل %~% هم مقیم عشق باشد هم ز عشق ~~آواره‌ای PageV1P2787 ### || [genre: Gh] # 1 پیش شمع نور جان دل هست چون پروانه‌ای %~% در شعاع شمع جانان دل گرفته ~~خانه‌ای # 2 سرفرازی شیرگیری مست عشقی فتنه‌ای %~% نزد جانان هوشیاری نزد خود ~~دیوانه‌ای # 3 خشم شکلی صلح جانی تلخ رویی شکری %~% من بدین خویشی ندیدم در جهان ~~بیگانه‌ای # 4 با هزاران عقل بینا چون ببیند روی شمع %~% پر او در پای پیچد درفتد ~~مستانه‌ای # 5 خرمن آتش گرفته صحن صحراهای عشق %~% گندم او آتشین و جان او پیمانه‌ای # 6 نور گیرد جمله عالم بر مثال کوه طور %~% گر بگویم بی‌حجاب از حال دل ~~افسانه‌ای # 7 شمع گویم یا نگاری دلبری جان پروری %~% محض روحی سروقدی کافری ~~جانانه‌ای # 8 پیش تختش پیرمردی پای کوبان مست وار %~% لیک او دریای علمی حاکمی ~~فرزانه‌ای # 9 دامن دانش گرفته زیر دندان‌ها ولیک %~% کلبتین عشق نامانده در او ~~دندانه‌ای # 10 من ز نور پیر واله پیر در معشوق محو %~% او چو آیینه یکی رو من دوسر ~~چون شانه‌ای # 11 پیر گشتم در جمال و فر آن پیر لطیف %~% من چو پروانه در او او را به ~~من پروانه‌ای # 12 گفتم آخر ای به دانش اوستاد کائنات %~% در هنر اقلیم‌هایی لطف کن ~~کاشانه‌ای # 13 گفت گویم من تو را ای دوربین بسته چشم %~% بشنو از من پند جانی محکمی ~~پیرانه‌ای # 14 دانش و دانا حکیم و حکمت و فرهنگ ما %~% غرقه بین تو در جمال گلرخی ~~دردانه‌ای # 15 چون نگه کردم چه دیدم آفت جان و دلی %~% ای مسلمانان ز رحمت یاریی ~~یارانه‌ای # 16 این همه پوشیده گفتی آخر این را برگشا %~% از حسودان غم مخور تو شرح ~~ده مردانه‌ای # 17 شمس حق و دین تبریزی خداوندی کز ms1570 او %~% گشت این پس مانده اندر عشق او ~~پیشانه‌ای PageV1P2788 ### || [genre: Gh] # 1 بار دیگر ملتی برساختی برساختی %~% سوی جان عاشقان پرداختی پرداختی # 2 بار دیگر در جهان آتش زدی آتش زدی %~% تا به هفتم آسمان برتاختی ~~برتاختی # 3 پرده هفت آسمان بشکافتی بشکافتی %~% گوی را در لامکان انداختی انداختی # 4 سوی جانان برشدی دامن کشان دامن کشان %~% جان‌ها را یک به یک بشناختی ~~بشناختی # 5 درزدی در طور سینا آتشی نو آتشی %~% کوه را و سنگ را بگداختی بگداختی # 6 بود در بحر حقایق موج‌ها در موج‌ها %~% بر سر آن بحر جان می‌باختی ~~می‌باختی # 7 صبر کردی تا که دریا رام گشت و رام گشت %~% بهر کشتی بادبان افراختی ~~افراختی PageV1P2789 ### || [genre: Gh] # 1 هر دلی را گر سوی گلزار جانان خاستی %~% در دل هر خار غم گلزار جان ~~افزاستی # 2 گر نه جوشاجوش غیرت کف برون انداختی %~% نقش بند جان آتش رنگ او با ~~ماستی # 3 ور نبودی پرده دار برق سوزان ماه را %~% این زمین خاک همچون آسمان ~~درواستی # 4 در ره معشوق جان گر پا و پر کار آمدی %~% ذره ذره در طریقش باپر و ~~باپاستی # 5 دیده نامحرمان گردیده بودی عشق را %~% خود طناب خیمه‌های جمله بر ~~دریاستی # 6 گر نه خون آمیز بودی آب چشم عاشقان %~% بر سر هر آب چشمی نقش آن ~~میناستی # 7 روز و شب گر دیده بودی آتش عشق مرا %~% گرم رو بودی زمانه دی ز من ~~فرداستی # 8 خاک باشی خواهد آن معشوق ما ور نی از او %~% جای هر عاشق ورای گنبد ~~خضراستی # 9 حسن شمس الدین تبریزی برافکندی نقاب %~% گر نه اندر پیش او فراش لا ~~لالاستی PageV1P2790 ### || [genre: Gh] # 1 سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی %~% ز آنک مسی در صفت خلخال زرین ~~نیستی # 2 راست گو جانا که امروز از چه پهلو خاستی %~% چیز دیگر گشته‌ای تو رنگ ~~پیشین نیستی # 3 در رخ جان رنگ او دیدم ms1571 بپرسیدم از او %~% سر چنین کرد او که یعنی محرم ~~این نیستی # 4 دوش آمد خواجه‌ای بر در بگفتش عشق او %~% سیم و زر داری ولیکن مرد زرین ~~نیستی PageV1P2791 ### || [genre: Gh] # 1 این چه چتر است این که بر ملک ابد برداشتی %~% یادآوری جهان را ز آنک ~~در سر داشتی # 2 زلف کفر و روی ایمان را چرا درساختی %~% ز آنک قصد مؤمن و ترسا و کافر ~~داشتی # 3 جان همی‌تابید از نور جلالت موج موج %~% ز آنک تو در بحر جان دریا و ~~گوهر داشتی # 4 پیش حیرتگاه عشقت جمله شیران در طلب %~% بس که لرزیدند و افتادند و تو ~~برداشتی # 5 هم تو جان را گاه مسکین و اسیر انداختی %~% هم تواش سلطان و شاهنشاه و ~~سنجر داشتی # 6 صد هزاران را میان آب دریا سوختی %~% صد هزاران را میان آتشی تر داشتی # 7 در یکی جسم طلسم آدمی اندر نهان %~% ای بسی خورشید و ماه و چرخ و اختر ~~داشتی # 8 در چنین جسم چو تابوتی میان خون و خاک %~% این شهید روح را هر لحظه ~~خوشتر داشتی # 9 آفتابا پیش تو هر ذره‌ای کو شکر کرد %~% مر دهان شکر او را پر ز شکر ~~داشتی # 10 از نمک‌های حیاتت این وجود مرده را %~% تازه و خوش بو چو ورد و مشک و ~~عنبر داشتی # 11 شمس تبریزی ز عشقت من همه زر می‌زنم %~% ز آنک تو بالا و پست عشق پرزر ~~داشتی PageV1P2792 ### || [genre: Gh] # 1 ای ملامت گر تو عاشق را سبک پنداشتی %~% تا به پیش عاشقان بند و فسون ~~برداشتی # 2 گه مثال و رمز گویی گه صریح و آشکار %~% تخم را اندر زمین ریگ ما چون ~~کاشتی # 3 ای زمین ریگ شرمت نیست از انبار تخم %~% فارغی چون تخم‌ها را تو عدم ~~انگاشتی # 4 ای زمین تخم گیر آخر تویی هم اصل تخم %~% کز نتیجه خویش شاخ سنبلی ~~افراشتی # 5 چونک هر جزوی به ms1572 غیر اصل خود پیوند نیست %~% تو چرا طیره شدی و پند و ~~جنگ آغاشتی # 6 ریش خندی می‌کند بر پند تاب عاشقی %~% کی شود سرد آتشی از پند و جنگ و ~~آشتی # 7 ماهتاب ار چه جهان گیرد تو در تبریز باش %~% در شعاع شمس دین زیرا که ~~مرغ چاشتی PageV1P2793 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو جان صد گلستان از سمن پنهان شدی %~% ای تو جان جان جانم چون ز من ~~پنهان شدی # 2 چون فلک از توست روشن پس تو را محجوب چیست %~% چونک تن از توست زنده ~~چون ز تن پنهان شدی # 3 از کمال غیرت حق وز جمال حسن خویش %~% ای شه مردان چنین از مرد و زن ~~پنهان شدی # 4 ای تو شمع نه فلک کز نه فلک بگذشته‌ای %~% تا چه سر است اینک تو اندر ~~لگن پنهان شدی # 5 ای سهیلی کآفتاب از روی تو بیخود شده‌ست %~% خیر باشد خیر باشد کز یمن ~~پنهان شدی # 6 مشک تاتاری به هر دم می‌کند غمزی به خلق %~% چونک سلطان خطایی وز ختن ~~پنهان شدی # 7 گر ز ما پنهان شوی وز هر دو عالم چه عجب %~% ای مه بی‌خویشتن کز خویشتن ~~پنهان شدی # 8 آن چنان پنهان شدی ای آشکار جان‌ها %~% تا ز بس پنهانی از پنهان شدن ~~پنهان شدی # 9 شمس تبریزی به چاهی رفته‌ای چون یوسفی %~% ای تو آب زندگی چون از رسن ~~پنهان شدی PageV1P2794 ### || [genre: Gh] # 1 ای که جان‌ها خاک پایت صورت اندیش آمدی %~% دست بر در نه درآ در خانه ~~خویش آمدی # 2 نیست بر هستی شکستی گرد چون انگیختی %~% چون تو پس کردی جهان چونی چو ~~واپیش آمدی # 3 در دو عالم قاعده نیش است وآنگه ذوق نوش %~% تو ورای هر دو عالم نوش ~~بی‌نیش آمدی # 4 خویش را ذوقی بود بیگانه را ذوق نوی %~% هم قدیمی هم نوی بیگانه و خویش ~~آمدی # 5 بر دل و جان قلندر ریش و مرهم ms1573 هر دو تو %~% فقر را ای نور مطلق مرهم و ~~ریش آمدی # 6 کیش هفتاد و دو ملت جمله قربان تواند %~% تا تو شاهنشاه باقربان و ~~باکیش آمدی # 7 ای که بر خوان فلک با ماه همکاسه شدی %~% ماه را یک لقمه کردی کآفتابیش ~~آمدی # 8 عقل و حس مهتاب را کی گز تواند کرد لیک %~% داندی خورشید بی‌گز کز مهان ~~بیش آمدی # 9 عشق شمس الدین تبریزی که عید اکبر است %~% کی تو را قربان کند چون ~~لاغری میش آمدی PageV1P2795 ### || [genre: Gh] # 1 تا بنستانی تو انصاف از جهود خیبری %~% جان به جانان کی رسانی دل به ~~حضرت کی بری # 2 جعفر طیاروار ار آب و از گل کی رهی %~% تا نخندی اندر آتش همچو زر ~~جعفری # 3 دل نبیند آنک باشد جسم و جان را او حجاب %~% سر ندارد آنک بنهد پا در ~~این ره سرسری # 4 تا دو چشمت بسته باشد اندر این بازارگاه %~% سخت ارزان می‌فروشی لیک ~~انبان می‌خری PageV1P2796 ### || [genre: Gh] # 1 در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری %~% تا قمر را وانمایم کز قمر ~~روشنتری # 2 اندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکند %~% ز آنک از صد باغ و گلشن خوشتر و ~~گلشنتری # 3 تا که سرو از شرم قدت قد خود پنهان کند %~% تا زبان اندرکشد سوسن که تو ~~سوسنتری # 4 وقت لطف ای شمع جان مانند مومی نرم و رام %~% وقت ناز از آهن پولاد تو ~~آهنتری # 5 چون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز او %~% نرم گردی چون زمین گر از ~~فلک توسنتری # 6 زان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزار %~% کز هزاران حصن و جوشن روح را ~~جوشنتری # 7 زان سبب هر خلوتی سوراخ روزن را ببست %~% کز برای روشنی تو خانه را ~~روشنتری PageV1P2797 ### || [genre: Gh] # 1 بی گهان شد هر رفتن سوی روزن ننگری %~% آتشی اندرزنی از سوی مه در ~~مشتری # 2 منگر آخر سوی ms1574 روزن سوی روی من نگر %~% تا ز روی من به روزن‌های غیبی ~~بنگری # 3 روی زرینم به هر سو شش جهت را لعل کرد %~% تا ز لعل تو بیاموزید رویم ~~زرگری # 4 شش جهت گوساله‌ای زرین و بانگش بانگ زر %~% گاوکان بر بانگ زر مستان ~~سحر سامری # 5 شیرگیرا گاو و گوساله به بانگ زر سپار %~% چونک شیر و شیرگیر جام صرف ~~احمری # 6 دشمن اسلام زلف کافرت ما را بگفت %~% دور شو گر مؤمنی و پیشم آ گر ~~کافری # 7 گفتمش این لاف‌ها از شمس تبریزیستت %~% گفت آری و برون آورد مهر دلبری ~~PageV1P2798 ### || [genre: Gh] # 1 در میان جان نشین کامروز جان دیگری %~% کاین جهان خیره است در تو کز ~~جهان دیگری # 2 خوش خرام ای سرو جان کامروز جان دیگری %~% خوش بخند ای گلستان کز ~~گلستان دیگری # 3 آب خلقان رفت جمله در هوای آب و نان %~% یوسفا در قحط عالم آب و نان ~~دیگری # 4 تو جهان زندگی و این جهان بندگی %~% تو ز شاه شه نشان والله نشان دیگری ~~PageV1P2799 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی %~% وز برای امتحان بر نقد مردان ~~آتشی # 2 داغ سلطان می‌نهند اندر دل مردان عشق %~% تخت سلطان در میان و گرد ~~سلطان آتشی # 3 آفتابش تافته در روزن هر عاشقی %~% ما پریشان ذره وار اندر پریشان آتشی # 4 الصلا ای عاشقان کاین عشق خوانی گسترید %~% بهر آتشخوارگانش بر سر خوان ~~آتشی # 5 عکس این آتش بزد بر آینه گردون و شد %~% هر طرف از اختران بر چرخ گردان ~~آتشی PageV1P2800 ### || [genre: Gh] # 1 آخر ای دلبر تو ما را می‌نجویی اندکی %~% آخر ای ساقی ز غم ما را نشویی ~~اندکی # 2 آخر ای مطرب نگویی قصه دلدار ما %~% گر نگویی بیشتر آخر بگویی اندکی # 3 گر بدی گفتند از من من نگفتم بد تو را %~% این قدر گفتم که یارا تنگ ~~خویی اندکی # 4 در جمال و حسن ms1575 و خوبی در جهانت یار نیست %~% شکرستانی ولیکن ترش رویی ~~اندکی # 5 این غزل را بین که خون آلود از خون دل است %~% بوی خون دل بیابی گر ~~ببویی اندکی PageV1P2801 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا شد عقل‌ها هم خانه دیوانگی %~% کرده مالامال خون پیمانه دیوانگی # 2 صد هزاران خانه هستی به آتش درزده %~% تشنگان مرد و زن مردانه دیوانگی # 3 ما دوسر چون شانه‌ایم ایرا همی‌زیبد به عشق %~% در سر زنجیر زلفش شانه ~~دیوانگی # 4 در چنین شمعی نمی‌بینی که از سلطان عشق %~% دم به دم در می‌رسد پروانه ~~دیوانگی # 5 پنبه در گوشند جان و دل ز افسانه دو کون %~% تا شنیدند از خرد افسانه ~~دیوانگی # 6 کفش‌های آهنین جان پاره کرد اندر رهش %~% چون در او آتش بزد جانانه ~~دیوانگی # 7 عقل آمد با کلید آتشین آن جا ولیک %~% جز کلید او نبد دندانه دیوانگی # 8 چونک عقل از شمس تبریزی به حیرت درفتاد %~% تا شده یاران و ما دیوانه ~~دیوانگی PageV1P2802 ### || [genre: Gh] # 1 چون تو آن روبند را از روی چون مه برکنی %~% چون قضای آسمانی توبه‌ها ~~را بشکنی # 2 منگر اندر شور و بدمستی من ای نیک عهد %~% بنگر آخر در میی کاندر سرم ~~می‌افکنی # 3 اول از دست فراقت عاشقان را تی کنی %~% وآنگه اندر پوستشان تا سر همه ~~در زر کنی # 4 مه رخا سیمرغ جانی منزل تو کوه قاف %~% از تو پرسیدن چه حاجت کز کدامین ~~مسکنی # 5 چون کلام تو شنید از بخت نفس ناطقه %~% کرد صد اقرار بر خود بهر جهل و ~~الکنی # 6 چون ز غیر شمس تبریزی بریدی ای بدن %~% در حریر و در زر و در دیبه و در ~~ادکنی PageV1P2803 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشا عیشی که باشد ای خوشا نظاره‌ای %~% چون به اصل اصل خویش آید ~~چنین هر پاره‌ای # 2 هر طرف آید به دستش بی‌صراحی باده‌ای %~% هر طرف آید به چشمش دلبری ~~عیاره‌ای # 3 دلبری که سنگ ms1576 خارا گر ز لعلش بو برد %~% جان پذیرد سنگ خارا تا شود ~~هشیاره‌ای # 4 باده دزدید از لبان دلبر من یک صفت %~% لاجرم در عشق آن لب جان شده ~~میخواره‌ای # 5 صبحدم بر راه دیری راهبم همراه شد %~% دیدمش هم درد خویش و دیدمش هم ~~کاره‌ای # 6 یک صراحی پیشم آورد آن حریف نیک خو %~% گشت جانم زان صراحی بیخودی ~~خماره‌ای # 7 در میان بیخودی تبریز شمس الدین نمود %~% از پی بیچارگان سوی وصالش ~~چاره‌ای PageV1P2804 ### || [genre: Gh] # 1 آه کان سایه خدا گوهردلی پرمایه‌ای %~% آفتاب او نهشت اندر دو عالم ~~سایه‌ای # 2 آفتاب و چرخ را چون ذره‌ها برهم زند %~% وز جمال خود دهدشان نو به نو ~~سرمایه‌ای # 3 عشق و عاشق را چه خوش خندان کنی رقصان کنی %~% عشق سازی عقل سوزی ~~طرفه‌ای خودرایه‌ای # 4 چشم مرده وام کرده جان ز بهر عشق او %~% ز آنک در دیده بدیده جان از آن ~~سر پایه‌ای # 5 قهر صد دندان ز لطفش پیر بی‌دندان شده %~% عقل پابرجا ز عشقش یاوه و ~~هرجایه‌ای # 6 صد هزاران ساله از هست و عدم زان سوتری %~% وز تواضع مر عدم را هست خوش ~~همسایه‌ای # 7 کوه حلمی شمس تبریزی دو عالم تخت تو %~% بر نهان و آشکارش می‌نگر از ~~قایه‌ای PageV1P2805 ### || [genre: Gh] # 1 گشت جان از صدر شمس الدین یکی سوداییی %~% در درون ظلمت سودا را ~~داناییی # 2 یک بلندی یافت بختم در هوای شمس دین %~% کز ورای آن نباشد وهم را ~~گنجاییی # 3 مایه سودا در این عشقم چنان بالا گرفت %~% کز سر سودا نداند پستی از ~~بالاییی # 4 موج سودا و جنونی کز هوای او بخاست %~% بر سر آن موج چون خاشاک من ~~هرجاییی # 5 عقل پابرجای من چون دید شور بحر او %~% با چنین شوری ندارد عقل کل ~~تواناییی # 6 مصحف دیوانگی دیدم بخواندم آیتی %~% گشت منسوخ از جنونم دانش و قراییی # 7 عشق یکتا دزد شب رو بود اندر سینه‌ها %~% عقل ms1577 را خفته بگیرد دزددش ~~یکتاییی # 8 پیش از این سودا دل و جان عاقل رای خودند %~% بعد از آن غرقاب کی باشد ~~تو را خودراییی # 9 رو تو در بیمارخانه عاشقی تا بنگری %~% هر طرف دیوانه جانی هر سوی ~~شیداییی # 10 دوش دیدم عشق را می‌کرد از خون سرشک %~% بر سر بام دلم از هجر خون ~~انداییی # 11 هست مر سودای عاشق را دلا این خاصیت %~% گر چه او پستی رود باشد بر آن ~~بالاییی # 12 گرد دارایی جان مظلم ناپایدار %~% گشت جان پایداری از چنان داراییی # 13 یک دمی مرده شو از جمله فضولی‌ها ببین %~% هر نفس جان بخشیی هر دم ~~مسیح آساییی # 14 یک نفس در پرده عشقش چو جانت غسل کرد %~% همچو مریم از دمی بینی تو ~~عیسی زاییی # 15 چون بزادی همچو مریم آن مسیح بی‌پدر %~% گردد این رخسار سرخت زعفران ~~سیماییی # 16 نام مخدومی شمس الدین همی‌گو هر دمی %~% تا بگیرد شعر و نظمت رونق و ~~رعناییی # 17 خون ببین در نظم شعرم شعر منگر بهر آنک %~% دیده و دل را به عشقش هست ~~خون پالاییی # 18 خون چو می‌جوشد منش از شعر رنگی می‌دهم %~% تا نه خون آلود گردد جامه ~~خون آلاییی # 19 من چو جانداری بدم در خدمت آن پادشاه %~% اینک اکنون در فراقش می‌کنم ~~جان ساییی # 20 در هوای سایه‌ای عنقای آن خورشید لطف %~% دل به غربت برگرفته عادت ~~عنقاییی # 21 چون به خوبی و ملاحت هست تنها در جهان %~% داد جان را از زمانه شیوه ~~تنهاییی # 22 چون شوم نومید از آن آهو که مشکش دم به دم %~% در طلب می‌داردم از بوی ~~و از بویاییی # 23 آه از آن رخسار مریخی خون ریزش مرا %~% آه از آن ترکانه چشم کافر ~~یغماییی # 24 عقل در دهلیز عشقش خاکروبی بی‌دلی %~% ناطقه در لشکرش یا طبلیی یا ~~ناییی # 25 او همه دیده‌ست اندر درد و اندر رنج من %~% من نمی‌تانم که گویم نیستش ms1578 ~~بیناییی # 26 من نظر کردم دمی در جان سودارنگ خویش %~% دیدم او را پیچ پیچ و شورش و ~~درواییی # 27 گفتم آخر چیست گفتا دست را از من بشو %~% من نیم در عشق او امروزی و ~~فرداییی # 28 در هر آن شهری که نوشروان عشقش حاکم است %~% شد به جان درباختن آن شهر ~~حاتم طاییی # 29 و اندر آن جانی که گردان شد پیاله عشق او %~% عقل را باشد از آن جان ~~محو و ناپیداییی # 30 چون خیالش نیم شب در سینه آید می‌نگر %~% هر نواحی یوسفی و هر طرف ~~حوراییی # 31 در شکرریز لبش جان‌ها به هنگام وصال %~% هر سر مویی تو را بوده‌ست ~~شکرخاییی # 32 چون میی در عشق او تا کهنه‌تر تو مستتر %~% کی جوانی یاد آرد جانت یا ~~برناییی # 33 سلسله این عشق درجنبان و شورم بیش کن %~% بحر سودا را بجوش و کن جنون ~~افزاییی # 34 این عجب بحری که بهر نازکی خاک تو %~% قطره‌ای گشته‌ست و ننماید ~~همی‌دریاییی # 35 بهر ضعف این دماغ زخمگاه عشق خویش %~% می‌کند آن زلف عنبر مشک و ~~عنبرساییی # 36 چهره‌های یوسفان و فتنه انگیزان دهر %~% از گدایی حسن او دارند هر ~~زیباییی # 37 گر شود موسی بیاموزم جهودی را تمام %~% ور بود عیسی بگیرم ملت ترساییی # 38 گر به جانش میل باشد جان شوم همچون هوا %~% ور به دنیا رو بیارد من ~~شوم دنیاییی # 39 جان من چون سفره خود را درکشد از سحر او %~% گرده گرم از تنورت بخشدش ~~پهناییی # 40 نفس و شیطان در غرور باغ لطفت می‌چرند %~% ز اعتماد عفو تو دارند ~~بدفرماییی # 41 نفس را نفسی نماند دیو را دیوی شود %~% گر تو از رخسار یک دم پرده‌ها ~~بگشاییی # 42 ای صبا جانم تو را چاکر شدی بر چشم و سر %~% گر ز تبریزم کنی خاک کفش ~~بخشاییی PageV1P2806 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه در مستی خسی را تو مراعاتی کنی %~% و آنک نفی محض باشد ms1579 گر چه ~~اثباتی کنی # 2 آنک او رد دل است از بددرونی‌های خویش %~% گر نفاقی پیشش آری یا که ~~طاماتی کنی # 3 ور تو خود را از بد او کور و کر سازی دمی %~% مدح سر زشت او یا ترک ~~زلاتی کنی # 4 آن تکلف چند باشد آخر آن زشتی او %~% بر سر آید تا تو بگریزی و هیهاتی ~~کنی # 5 او به صحبت‌ها نشاید دور دارش ای حکیم %~% جز که در رنجش قضاگو دفع ~~حاجاتی کنی # 6 مر مناجات تو را با او نباشد همدم او %~% جز برای حاجتش با حق مناجاتی ~~کنی # 7 آن مراعات تو او را در غلط‌ها افکند %~% پس ملازم گردد او وز غصه ~~ویلاتی کنی # 8 آن طرب بگذشت او در پیش چون قولنج ماند %~% تا گریزی از وثاق و یا که ~~حیلاتی کنی # 9 آن کسی را باش کو در گاه رنج و خرمی %~% هست همچون جنت و چون حور کش ~~هاتی کنی # 10 از هواخواهان آن مخدوم شمس الدین بود %~% شاید او را گر پرستی یا که ~~چون لاتی کنی # 11 ور نه بگریز از دگر کس تا به تبریز صفا %~% تا شوی مست از جمال و ذوق ~~و حالاتی کنی PageV1P2807 ### || [genre: Gh] # 1 ساخت بغراقان به رسم عید بغراقانیی %~% زهره آمد ز آسمان و می‌زند ~~سرخوانیی # 2 جبرئیل آمد به مهمان بار دیگر تا خلیل %~% می‌کند عجل سمین را از کرم ~~بریانیی # 3 روز مهمانی است امروز الصلا جان‌های پاک %~% هین ز سرها کاسه زیبا در ~~چنین مهمانیی # 4 بانگ جوشاجوش آمد بامدادان مر مرا %~% بوی خوش می‌آیدم از قلیه و ~~بورانیی # 5 می‌کشید آن بو مرا تا جانب مطبخ شدم %~% مطبخی پرنور دیدم مطبخی ~~نورانیی # 6 گفتمش زان کفچه‌ای تا نفس من ساکن شود %~% گفت رو کاین نیست ای جان ~~بهره انسانیی # 7 چون منش الحاح کردم کفچه را زد بر سرم %~% در سر و عقلم درآمد مستی و ~~ویرانیی ms1580 PageV1P2808 ### || [genre: Gh] # 1 ای بداده دیده‌های خلق را حیرانیی %~% وی ز لشکرهای عشقت هر طرف ~~ویرانیی # 2 ای مبارک چاشتگاهی کآفتاب روی تو %~% عالم دل را کند اندر صفا نورانیی # 3 دم به دم خط می‌دهد جان‌ها که ما بنده توایم %~% ای سراسر بندگی عشق تو ~~سلطانیی # 4 تا چه می‌بینند جان‌ها هر دمی در روی تو %~% وز چه باشد هر زمانیشان ~~چنین رقصانیی # 5 از چه هر شب پاسبان بام عشق تو شوند %~% وز چه هر روزی بودشان بر درت ~~دربانیی # 6 این چه جام است این که گردان کرده‌ای بر جان‌ها %~% آب حیوان است این ~~یا آتشی روحانیی # 7 این چه سر گفتی تو با دل‌ها که خصم جان شدند %~% این چه دادی درد را تا ~~می‌کند درمانیی # 8 روستایی را چه آموزید نور عشق تو %~% تا ز لوح غیب دادش هر دمی خط ~~خوانیی # 9 شمس تبریزی فروکن سر از این قصر بلند %~% تا بقایی دیده آید در جهان ~~فانیی PageV1P2809 ### || [genre: Gh] # 1 از هوای شمس دین بنگر تو این دیوانگی %~% با همه خویشان گرفته شیوه ~~بیگانگی # 2 وحش صحرا گشته و رسوای بازاری شده %~% از هوای خانه او صد هزاران خانگی # 3 صاعقه هجرش زده برسوخته یک بارگی %~% عقل و شرم و فهم و تقوا دانش و ~~فرزانگی # 4 من ز شمع عشق او نان پاره‌ای می‌خواستم %~% گفت بنویسید توقیعش پی ~~پروانگی # 5 ای گشاده قلعه‌های جان به چشم آتشین %~% ای هزاران صف دریده عشقت از ~~مردانگی # 6 ای خداوند شمس دین صد گنج خاک است پیش تو %~% تا چه باشد عاشق ~~بیچاره‌ای یک دانگی # 7 صد غریو و بانگ اندر سقف گردون افکنیم %~% من نیم در عشق پابرجای تو یک ~~بانگی # 8 عقل را گفتم میان جان و جانان فرق کن %~% شانه عقلم ز فرقش یاوه کرده ~~شانگی PageV1P2810 ### || [genre: Gh] # 1 ای دهان آلوده جانی از کجا می خورده‌ای %~% و آن طرف کاین باده بودت ms1581 از ~~کجا ره برده‌ای # 2 با کدامین چشم تو از ظلمتی بگذشته‌ای %~% با کدامین پای راه بی‌رهی ~~بسپرده‌ای # 3 با کدامین دست بردی حادثات دهر را %~% از جمال دلربایی آینه بسترده‌ای # 4 نی هزاران بار خون خویشتن را ریختی %~% نی هزاران بار تو در زندگی خود ~~مرده‌ای # 5 نی هزاران بار اندر کوره‌های امتحان %~% درگدازیدی چو مس و همچو مس ~~بفسرده‌ای # 6 نی تو بر دریای آتش بال و پر را سوختی %~% نی تو بر پشت فلک پاهای خود ~~افشرده‌ای # 7 چون از این ره هیچ گردی نیست بر نعلین تو %~% از ورای این همه تو چونک ~~اهل پرده‌ای # 8 چشم بگشا سوی ما آخر جوابی بازگو %~% کز درون بحر دانش صافیی نی ~~درده‌ای # 9 گفت جانم کز عنایت‌های مخدوم زمان %~% صدر شمس الدین تبریزی تو ره گم ~~کرده‌ای # 10 گر یکی غمزه رساند مر تو را ای سنگ دل %~% از ورای این نشان‌ها که به ~~گفت آورده‌ای # 11 بی علاج و حیله‌ها گر سنگ باشی در زمان %~% گوهری گردی از آن جنسی که ~~تو نشمرده‌ای PageV1P2811 ### || [genre: Gh] # 1 اقتلونی یا ثقاتی ان فی قتلی حیاتی %~% و مماتی فی حیاتی و حیاتی فی ~~مماتی # 2 اقتلونی ذاب جسمی قدح القهوه قسمی %~% هله بشکن قفس ای جان چو طلبکار ~~نجاتی # 3 ز سفر بدر شوی تو چو یقین ماه نوی تو %~% ز شکست از چه تو تلخی چو همه ~~قند و نباتی # 4 چو تویی یار مرا تو به از این دار مرا تو %~% برسان قوت حیاتم که تو ~~یاقوت زکاتی # 5 چو بسی قحط کشیدم بنما دعوت عیدم %~% که نشد سیر دو چشمم به تره و نان ~~براتی # 6 حرکت کن حرکت‌هاست کلید در روزی %~% مگرت نیست خبر تو که چه زیباحرکاتی # 7 به چنین رخ که تو داری چه کشی ناز سپیده %~% که نگنجد به صفت در که چه ~~محمودصفاتی # 8 بنه‌ای ساقی اسعد تو یکی بزم مخلد %~% که ms1582 خماری است جهان را ز می و بزم ~~نباتی # 9 به حق بحر کف تو گهر باشرف تو %~% که به لطف و به گوارش تو به از آب ~~فراتی # 10 مثل ساغر آخر تو خرابی عقولی %~% که چو تحریمه اول سر ارکان صلاتی # 11 کرمت مست برآید کف چون بحر گشاید %~% بدهد صدقه نپرسد که تو اهل ~~صدقاتی # 12 به کرم فاتح عقدی به عطا نقده نقدی %~% برهان منتظران را ز تمنای ~~سباتی # 13 نه در ابروی تو چینی نه در آن خوی تو کینی %~% به عدو گوید لطفت که ~~بنینی و بناتی # 14 رسی از ساغر مردان به خیالات مصور %~% ز ره سینه خرامان کنسا خفرات # 15 و جوار ساقیات و سواق جاریات %~% تو بگو باقی این را انا فی سکر سقاتی ~~PageV1P2812 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن دم که به رحمت سر عشاق بخاری %~% خنک آن دم که برآید ز خزان باد ~~بهاری # 2 خنک آن دم که بگویی که بیا عاشق مسکین %~% که تو آشفته مایی سر اغیار ~~نداری # 3 خنک آن دم که درآویزد در دامن لطفت %~% تو بگویی که چه خواهی ز من ای ~~مست نزاری # 4 خنک آن دم که صلا دردهد آن ساقی مجلس %~% که کند بر کف ساقی قدح باده ~~سواری # 5 شود اجزای تن ما خوش از آن باده باقی %~% برهد این تن طامع ز غم مایده ~~خواری # 6 خنک آن دم که ز مستان طلبد دوست عوارض %~% بستاند گرو از ما بکش و خوب ~~عذاری # 7 خنک آن دم که ز مستی سر زلف تو بشورد %~% دل بیچاره بگیرد به هوس حلقه ~~شماری # 8 خنک آن دم که بگوید به تو دل کشت ندارم %~% تو بگویی که بروید پی تو ~~آنچ بکاری # 9 خنک آن دم که شب هجر بگوید که شبت خوش %~% خنک آن دم که سلامی کند آن ~~نور بهاری # 10 خنک آن دم که برآید به هوا ابر ms1583 عنایت %~% تو از آن ابر به صحرا گهر ~~لطف بباری # 11 خورد این خاک که تشنه‌تر از آن ریگ سیاه است %~% به تمام آب حیات و ~~نکند هیچ غباری # 12 دخل العشق علینا بکأوس و عقار %~% ظهر السکر علینا لحبیب متوار # 13 سخنی موج همی‌زد که گهرها بفشاند %~% خمشش باید کردن چو در اینش ~~نگذاری PageV1P2813 ### || [genre: Gh] # 1 بمشو همره مرغان که چنین بی‌پر و بالی %~% چو نه میری نه وزیری بن سبلت ~~به چه مالی # 2 چو هیاهوی برآری و نبینند سپاهی %~% بشناسند همه کس که تو طبلی و دوالی # 3 چو خلیفه پسری تو بنه آن طبل ز گردن %~% بستان خنجر و جوشن که سپهدار ~~جلالی # 4 به خدا صاحب باغی تو ز هر باغ چه دزدی %~% بفروش از رز خویشت همه انگور ~~حلالی # 5 تو نه آن بدر کمالی که دهی نور و نگیری %~% بستان نور چو سائل که تو ~~امروز هلالی # 6 هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر %~% که همه اختر و ماهند و تو ~~خورشیدمثالی # 7 بده آن دست به دستم مکشان دست که مستم %~% که شراب است و کباب است و ~~یکی گوشه‌ای خالی # 8 بدوان مست و خرامان به سوی مجلس سلطان %~% بنگر مجلس عالی که تویی مجلس ~~عالی # 9 نه صداعی نه خماری نه غمت ماند نه زاری %~% عسسی دان غم خود را به در ~~شحنه و والی # 10 عسس و شحنه چه گویند حریفان ملک را %~% همه در روی درافتند که بس خوب ~~خصالی PageV1P2814 ### || [genre: Gh] # 1 که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی %~% چه تفکر کند از مکر و ز ~~دستان که ندانی # 2 نه درونی نه برونی که از این هر دو فزونی %~% نه ز شیری نه ز خونی نه ~~از اینی نه از آنی # 3 برود فکرت جادو نهدت دام به هر سو %~% تو همه دام و فنش را به یکی فن ~~بدرانی # 4 ms1584 چه بود باطن کبکی که دل باز نداند %~% چه حبوب است زمین در که ز چرخ ~~است نهانی # 5 کلهش بنهی وآنگه فکنی باز به سیلی %~% چه کند بره مسکین چو کند شیر ~~شبانی # 6 کله و تاج سرم را پی سیلی تو باید %~% که مرا تاج تویی و جز تو جمله ~~گرانی # 7 به کجا اسب دواند به کجا رخت کشاند %~% ز تو چون جان بجهاند که تو صد ~~جان جهانی # 8 به چه نقصان نگرندت به چه عیبی شکنندت %~% به کی مانند کنندت که به ~~مخلوق نمانی # 9 به ملاقات نشان ده ز خیالات امان ده %~% مکشش زود زمان ده که تو قسام ~~زمانی # 10 هله ای جان گشاده قدم صدق نهاده %~% همه از پای فتاده تو خوش و دست ~~زنانی # 11 شه و شاهین جلالی که چنین باپر و بالی %~% نه گمانی نه خیالی همه عینی ~~و عیانی # 12 چه بود طبع و رموزش به یکی شعله بسوزش %~% به یکی تیر بدوزش که بسی ~~سخته کمانی # 13 هله بر قوس بنه زه ز کمینگاه برون جه %~% برهان خویش از این ده که تو ~~زان شهر کلانی # 14 چو همه خانه دل را بگرفت آتش بالا %~% بود اظهار زبانه به از اظهار ~~زبانی PageV1P2815 ### || [genre: Gh] # 1 مکن ای دوست نشاید که بخوانند و نیایی %~% و اگر نیز بیایی بروی زود ~~نپایی # 2 هله ای دیده و نورم گه آن شد که بشورم %~% پی موسی تو طورم شدی از طور ~~کجایی # 3 اگرم خصم بخندد و گرم شحنه ببندد %~% تو اگر نیز به قاصد به غضب دست ~~بخایی # 4 به تو سوگند بخوردم که از این شیوه نگردم %~% بکنم شور و بگردم به خدا ~~و به خدایی # 5 بکن ای دوست چراغی که به از اختر و چرخی %~% بکن ای دوست طبیبی که به ~~هر درد دوایی # 6 دل ویران من اندر غلط ار جغد درآید %~% بزند عکس تو ms1585 بر وی کند آن جغد ~~همایی # 7 هله یک قوم بگریند و یکی قوم بخندند %~% ره عشق تو ببندند به استیزه ~~نمایی # 8 اگر از خشم بجنگی وگر از خصم بلنگی %~% و اگر شیر و پلنگی تو هم از ~~حلقه مایی # 9 به بد و نیک زمانه نجهد عشق ز خانه %~% نبود عشق فسانه که سمایی است ~~سمایی # 10 چو مرا درد دوا شد چو مرا جور وفا شد %~% چو مرا ارض سما شد چه کنم ~~طال بقایی # 11 سحرالعین چه باشد که جهان خشک نماید %~% بر عام و بر عارف چو گلستان ~~رضایی # 12 هله این ناز رها کن نفسی روی به ما کن %~% نفسی ترک دغا کن چه بود مکر ~~و دغایی # 13 هله خاموش که تا او لب شیرین بگشاید %~% بکند هر دو جهان را خضر وقت ~~سقایی PageV1P2816 ### || [genre: Gh] # 1 صنما چونک فریبی همه عیار فریبی %~% صنما چون همه جانی دل هشیار فریبی # 2 سحری چون قمر آیی به خرابات درآیی %~% بت و بتخانه بسوزی دل و دلدار ~~فریبی # 3 دل آشفته نگیری خرد خفته نگیری %~% تو بدان نرگس خفته همه بیدار فریبی # 4 ز غمت سنگ گدازد رمه با گرگ بسازد %~% رمه و گرگ و شبان را تو به یک ~~بار فریبی # 5 چه کنم جان و بدن را چه کنم قوت تن را %~% که تو جبار جهانی همه بیمار ~~فریبی # 6 قمر زنگی شب را تو کنی رومی مه رو %~% همه کوران سیه را تو به انوار ~~فریبی # 7 همه را گوش بگیری شنوایی برسانی %~% همه را چشم گشایی و به دیدار فریبی # 8 تو نه آنی که فریبی ز کسی صرفه بجویی %~% تو همه لطف و عطایی تو به ~~ایثار فریبی # 9 تو صلاح دل و دینی تو در این لطف چنینی %~% که کمین خار فنا را سوی ~~گلزار فریبی PageV1P2817 ### || [genre: Gh] # 1 اگر او ماه منستی شب من روز شدستی %~% اگر او ms1586 همرهمستی همه را راه ~~زدستی # 2 وگر او چهره مستی به سر دست بخستی %~% ز کجا عقل بجستی ز کجا نیک و ~~بدستی # 3 وگر او در صمدیت بنمودی احدیت %~% به خدا کوه احد هم خوش و مست احدستی # 4 و اگر باغ نه مستی که در او میوه برستی %~% ز کجا میوه تازه به درون ~~سبدستی # 5 سبد گفت رها کن سوی آن باغ نهان شو %~% اگر این گفت نبودی نه مدد بر ~~مددستی PageV1P2818 ### || [genre: Gh] # 1 چو به شهر تو رسیدم تو ز من گوشه گزیدی %~% چو ز شهر تو برفتم به ~~وداعیم ندیدی # 2 تو اگر لطف گزینی و اگر بر سر کینی %~% همه آسایش جانی همه آرایش عیدی # 3 سبب غیرت توست آنک نهانی و اگر نی %~% همه خورشید عیانی که ز هر ذره ~~پدیدی # 4 تو اگر گوشه بگیری تو جگرگوشه و میری %~% و اگر پرده دری تو همه را ~~پرده دریدی # 5 دل کفر از تو مشوش سر ایمان به میت خوش %~% همه را هوش ربودی همه را ~~گوش کشیدی # 6 همه گل‌ها گرو دی همه سرها گرو می %~% تو هم این را و هم آن را ز کف ~~مرگ خریدی # 7 چو وفا نبود در گل چو رهی نیست سوی کل %~% همه بر توست توکل که عمادی و ~~عمیدی # 8 اگر از چهره یوسف نفری کف ببریدند %~% تو دو صد یوسف جان را ز دل و عقل ~~بریدی # 9 ز پلیدی و ز خونی تو کنی صورت شخصی %~% که گریزد به دو فرسنگ وی از بوی ~~پلیدی # 10 کنیش طعمه خاکی که شود سبزه پاکی %~% برهد او ز نجاست چو در او روح ~~دمیدی # 11 هله ای دل به سما رو به چراگاه خدا رو %~% به چراگاه ستوران چو یکی ~~چند چریدی # 12 تو همه طمع بر آن نه که در او نیست امیدت %~% که ز نومیدی اول تو بدین ~~سوی رسیدی # 13 ms1587 تو خمش کن که خداوند سخن بخش بگوید %~% که همو ساخت در قفل و همو کرد ~~کلیدی PageV1P2819 ### || [genre: Gh] # 1 تو ز هر ذره وجودت بشنو ناله و زاری %~% تو یکی شهر بزرگی نه یکی بلکه ~~هزاری # 2 همه اجزات خموشند ز تو اسرار نیوشند %~% همه روزی بخروشند که بیا تا تو ~~چه داری # 3 تویی دریای مخلد که در او ماهی بی‌حد %~% ز سر جهل مکن رد سر انکار چه ~~خاری # 4 همه خاموش به ظاهر همه قلاش و مقامر %~% همه غایب همه حاضر همه صیاد و ~~شکاری # 5 همه ماهند نه ماهی همه کیخسرو و شاهی %~% همه چون یوسف چاهی ز تو اندر ~~چه تاری # 6 همه ذرات چو ذاالنون همه رقاص چو گردون %~% همه خاموش چو مریم همه در ~~بانگ چو قاری # 7 همه اجزای وجودت به تو گویند چه بودت %~% که همه گفت و شنودت نه ز مهر ~~است و ز یاری # 8 مثل نفس خزان است که در او باغ نهان است %~% ز درون باغ بخندد چو رسد ~~جان بهاری # 9 تو بر این شمع چه گردی چو از آن شهد بخوردی %~% تو چو پروانه چه سوزی ~~که ز نوری نه ز ناری PageV1P2820 ### || [genre: Gh] # 1 تو فقیری تو فقیری تو فقیر ابن فقیری %~% تو کبیری تو کبیری تو کبیر ~~ابن کبیری # 2 تو اصولی تو اصولی تو اصول ابن اصولی %~% تو خبیری تو خبیری تو خبیر ~~ابن خبیری # 3 تو لطیفی تو لطیفی تو لطیف ابن لطیفی %~% تو جهانی دو جهان را به یکی ~~کاه نگیری # 4 هله ای روح مصور هله ای بخت مکرر %~% نه ز خاکی نه ز آبی نه از این چرخ ~~اثیری # 5 تو از آن شهر نهانی که بدان شهر کشانی %~% نشوی غره به چیزی نه ز کس ~~عذر پذیری # 6 همگی آب حیاتی همگی قند و نباتی %~% همگی شکر و نجاتی نه خماری نه ~~خمیری # 7 به یکی ms1588 کرم منکس بدهی دیبه و اطلس %~% نکند بر تو زیان کس که شکوری و ~~شکیری # 8 به عدم درنگریدم عدد ذره بدیدم %~% به پر عشق تو پران برهیده ز زحیری # 9 اگرت بیند آتش همگی آب شود خوش %~% اگرت بیند منکر برهد او ز نکیری ~~PageV1P2821 ### || [genre: Gh] # 1 ز کجایی ز کجایی هله ای مجلس سامی %~% نفسی در دل تنگی نفسی بر سر بامی # 2 هله ای جان و جهانم مدد نور نهانم %~% ستن چرخ و زمینی هوس خاصی و عامی # 3 عجب از خلوتیانی عجب از مجلس جانی %~% عجب از ارمن و رومی عجب از خطه ~~شامی # 4 عجب آن چیست مشعشع رخت از نور مبرقع %~% که مه و مهر به پیشش کند از ~~عشق غلامی # 5 به گلستان جمالت چو رسد دیده عاشق %~% به سوی باغ چه آید مگر از غفلت و ~~خامی # 6 سیدی انت من این صاد حسناک ندامی %~% نظر الحق تعالی لک فی البهجه حامی # 7 قمر سار الینا حبه فرض علینا %~% سطع العشق لدینا طرد العشق منامی # 8 شجر طاب جناه شجر الخلد فداه %~% وجد القلب مناه و کلوا منه کرامی # 9 سر خنبی که ببستی به کرم بازگشایی %~% خرد هر دو جهان را بربایی به ~~تمامی # 10 بشنیدیم که دیکی ز پی خلق بپختی %~% که از او یابد اباها همگی ذوق ~~طعامی # 11 ز عدم هر چه برآید چو مصفا نظر آید %~% به دو صد دام درآید چو تواش ~~دانه دامی # 12 ز رخ یوسف خوبان همه زندان چو گلستان %~% چو چنین باشد زندان تو چرا ~~در غم وامی # 13 هله خاموش مپرسش که کسی قرص قمر را %~% بنپرسد که چه نامی و کیی وز چه ~~مقامی PageV1P2822 ### || [genre: Gh] # 1 مه ما نیست منور تو مگر چرخ درآیی %~% ز تو پرماه شود چرخ چو بر چرخ ~~برآیی # 2 کی بود چرخ و ثریا که بشاید قدمت را %~% و اگر نیز بشاید ز تو ms1589 یابند ~~سزایی # 3 همه بی‌خدمت و رشوت رسد از لطف تو خلعت %~% نه عدم بود من و ما که ~~بدادی من و مایی # 4 ز من و ماست که جانی بگشاده‌ست دکانی %~% و اگر نه به چه بازو کشد او ~~قوس خدایی # 5 غلطی جان غلطی جان همه خود را بمرنجان %~% نه مسیحی که به افسون به دمی ~~چشم گشایی # 6 به سحرگاه و مشارق که شود تیره رخ مه %~% کی بود نیم چراغی که کند ~~نورفزایی # 7 چه کشیمش چه کشیمش تو بیا تا که کشیمش %~% که چراغ خلق است این بر آن ~~شمع سمایی # 8 مشکی را مشکی را مشکی پرهوسی را %~% چه کشانی چه کشانی به مطارات همایی # 9 چو رخ روز ببیند ز بن گوش بمیرد %~% ز چه رفتی ز چه مردی تو چنین سست ~~چرایی # 10 زر و مال تو کجا شد پر و بال تو کجا شد %~% عم و خال تو کجا شد و تو ~~ادبار کجایی # 11 هله بازآ هله بازآ به سوی نعمت و ناز آ %~% که منت بازفرستم ز پس مرگ ~~و جدایی # 12 پر و بال تو بریدم غم و آه تو شنیدم %~% هله بازت بخریدم که نه درخورد ~~جفایی # 13 ز پس مرگ برون پر خبر رحمت من بر %~% که نگویند چو رفتی به عدم ~~بازنیایی # 14 کتب الله تعالی کرم الله توالی %~% فتدلی و تجلی بعث العشق دوایی # 15 فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن %~% خمش و آب فرورو سمک بحر وفایی ~~PageV1P2823 ### || [genre: Gh] # 1 مثل ذره روزن همگان گشته هوایی %~% که تو خورشیدشمایل به سر بام برآیی # 2 همه ذرات پریشان ز تو کالیوه و شادان %~% همه دستک زن و گویان که تو در ~~خانه مایی # 3 همه در نور نهفته همه در لطف تو خفته %~% غلط انداز بگفته که خدایا تو ~~کجایی # 4 همه همخوابه رحمت همه پرورده نعمت %~% همه شه زاده دولت شده در لبس ~~گدایی # 5 ms1590 چو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدم %~% طلبیدم نشنیدم که چه بد نام ~~جدایی # 6 مگر این نام نقیبی بود از رشک رقیبی %~% چه رقیبی چه نقیبی همه مکر است ~~و دغایی # 7 بجز از روح بقایی بجز از خوب لقایی %~% مده از جهل گوایی هله تا ژاژ ~~نخایی PageV1P2824 ### || [genre: Gh] # 1 همه چون ذره روزن ز غمت گشته هوایی %~% همه دردی کش و شادان که تو در ~~خانه مایی # 2 همه ذرات پریشان همه کالیوه و شادان %~% همه دستک زن و گویان که تو ~~خورشیدلقایی # 3 همه در بخت شکفته همه با لطف تو خفته %~% همه در وصل بگفته که خدایا تو ~~کجایی # 4 همه همخوابه رحمت همه پرورده نعمت %~% همه شه زاده دولت شده در دلق ~~گدایی # 5 چو من این وصل بدیدم همه آفاق دویدم %~% طلبیدم نشنیدم که چه بد نام ~~جدایی # 6 بجز از باطن عاشق بود آن باطل عاشق %~% که ورای دل عاشق همه فعل است و ~~دغایی # 7 تو بر آن وصل خدایی تو بر آن روح بقایی %~% مده از جهل گوایی هله تا ~~ژاژ نخایی PageV1P2825 ### || [genre: Gh] # 1 بده ای دوست شرابی که خدایی است خدایی %~% نه در او رنج خماری نه در او ~~خوف جدایی # 2 چو دهان نیست مکانش همه اجزاش دهانش %~% ز زمین نیست نباتش که سمایی ~~است سمایی # 3 ببرد بو خبر آن کس که بود جان مقدس %~% نبود مرده که کرکس کندش مرده ~~ربایی # 4 به دل طور درآید ز حجر نور برآید %~% چو شود موسی عمران ارنی گو به ~~سقایی # 5 می لعل رمضانی ز قدح‌های نهانی %~% که به هر جات بگیرد تو ندانی که ~~کجایی # 6 رمضان خسته خود را و دهان بسته خود را %~% تو مپندار کز آن می نکند روح ~~فزایی PageV1P2826 ### || [genre: Gh] # 1 خبری است نورسیده تو مگر خبر نداری %~% جگر حسود خون شد تو مگر جگر ~~نداری # 2 قمری است رونموده ms1591 پر نور برگشوده %~% دل و چشم وام بستان ز کسی اگر ~~نداری # 3 عجب از کمان پنهان شب و روز تیر پران %~% بسپار جان به تیرش چه کنی سپر ~~نداری # 4 مس هستیت چو موسی نه ز کیمیاش زر شد %~% چه غم است اگر چو قارون به ~~جوال زر نداری # 5 به درون توست مصری که تویی شکرستانش %~% چه غم است اگر ز بیرون مدد شکر ~~نداری # 6 شده ای غلام صورت به مثال بت پرستان %~% تو چو یوسفی ولیکن به درون نظر ~~نداری # 7 به خدا جمال خود را چو در آینه ببینی %~% بت خویش هم تو باشی به کسی ~~گذر نداری # 8 خردانه ظالمی تو که ورا چو ماه گویی %~% ز چه روش ماه گویی تو مگر بصر ~~نداری # 9 سر توست چون چراغی بگرفته شش فتیله %~% همه شش ز چیست روشن اگر آن شرر ~~نداری # 10 تن توست همچو اشتر که برد به کعبه دل %~% ز خری به حج نرفتی نه از آنک ~~خر نداری # 11 تو به کعبه گر نرفتی بکشاندت سعادت %~% مگریز ای فضولی که ز حق عبر ~~نداری PageV1P2827 ### || [genre: Gh] # 1 تو نفس نفس بر این دل هوسی دگر گماری %~% چه خوش است این صبوری چه کنم ~~نمی‌گذاری # 2 سر این خدای داند که مرا چه می‌دواند %~% تو چه دانی ای دل آخر تو بر ~~این چه دست داری # 3 به شکارگاه بنگر که زبون شدند شیران %~% تو کجا گریزی آخر که چنین زبون ~~شکاری # 4 تو از او نمی‌گریزی تو بدو همی‌گریزی %~% غلطی غلط از آنی که میان این ~~غباری # 5 ز شه ار خبر نداری که همی‌کند شکارت %~% بنگر تو لحظه لحظه که شکار ~~بی‌قراری # 6 چو به ترس هر کسی را طرفی همی‌دواند %~% اگر او محیط نبود ز کجاست ~~ترسگاری # 7 ز کسی است ترس لابد که ز خود کسی نترسد %~% همه را مخوف دیدی جز از این ~~همه‌ست باری # 8 ms1592 به هلاک می‌دواند به خلاص می‌دواند %~% به از این نباشد ای جان که تو ~~دل بدو سپاری # 9 بنمایمت سپردن دل اگر دلم بخواهد %~% دل خود بدو سپردم هم از او طلب تو ~~یاری PageV1P2828 ### || [genre: Gh] # 1 هله پاسبان منزل تو چگونه پاسبانی %~% که ببرد رخت ما را همه دزد شب ~~نهانی # 2 بزن آب سرد بر رو بجه و بکن علالا %~% که ز خوابناکی تو همه سود شد ~~زیانی # 3 که چراغ دزد باشد شب و خواب پاسبانان %~% به دمی چراغشان را ز چه رو ~~نمی‌نشانی # 4 بگذار کاهلی را چو ستاره شب روی کن %~% ز زمینیان چه ترسی که سوار ~~آسمانی # 5 دو سه عوعو سگانه نزند ره سواران %~% چه برد ز شیر شرزه سگ و گاو ~~کاهدانی # 6 سگ خشم و گاو شهوت چه زنند پیش شیری %~% که به بیشه حقایق بدرد صف ~~عیانی # 7 نه دو قطره آب بودی که سفینه‌ای و نوحی %~% به میان موج طوفان چپ و ~~راست می‌دوانی # 8 چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهت %~% به فلک رسد کلاهت که سر همه ~~سرانی # 9 چه نکو طریق باشد که خدا رفیق باشد %~% سفر درشت گردد چو بهشت جاودانی # 10 تو مگو که ارمغانی چه برم پی نشانی %~% که بس است مهر و مه را رخ خویش ~~ارمغانی # 11 تو اگر روی وگر نی بدود سعادت تو %~% همه کار برگزارد به سکون و ~~مهربانی # 12 چو غلام توست دولت کندت هزار خدمت %~% که ندارد از تو چاره و گرش ز در ~~برانی # 13 تو بخسپ خوش که بختت ز برای تو نخسپد %~% تو بگیر سنگ در کف که شود ~~عقیق کانی # 14 به فلک برآ چو عیسی ارنی بگو چو موسی %~% که خدا تو را نگوید که خموش ~~لن ترانی # 15 خمش ای دل و چه چاره سر خم اگر بگیری %~% دل خنب برشکافد چو بجوشد این ~~معانی # 16 دو هزار ms1593 بار هر دم تو بخوانی این غزل را %~% اگر آن سوی حقایق سیران ~~او بدانی PageV1P2829 ### || [genre: Gh] # 1 چو نماز شام هر کس بنهد چراغ و خوانی %~% منم و خیال یاری غم و نوحه و ~~فغانی # 2 چو وضو ز اشک سازم بود آتشین نمازم %~% در مسجدم بسوزد چو بدو رسد ~~اذانی # 3 رخ قبله‌ام کجا شد که نماز من قضا شد %~% ز قضا رسد هماره به من و تو ~~امتحانی # 4 عجبا نماز مستان تو بگو درست هست آن %~% که نداند او زمانی نشناسد او ~~مکانی # 5 عجبا دو رکعت است این عجبا که هشتمین است %~% عجبا چه سوره خواندم چو ~~نداشتم زبانی # 6 در حق چگونه کوبم که نه دست ماند و نه دل %~% دل و دست چون تو بردی بده ~~ای خدا امانی # 7 به خدا خبر ندارم چو نماز می‌گزارم %~% که تمام شد رکوعی که امام شد ~~فلانی # 8 پس از این چو سایه باشم پس و پیش هر امامی %~% که بکاهم و فزایم ز حراک ~~سایه بانی # 9 به رکوع سایه منگر به قیام سایه منگر %~% مطلب ز سایه قصدی مطلب ز سایه ~~جانی # 10 ز حساب رست سایه که به جان غیر جنبد %~% که همی‌زند دو دستک که کجاست ~~سایه دانی # 11 چو شه است سایه بانم چو روان شود روانم %~% چو نشیند او نشستم به ~~کرانه دکانی # 12 چو مرا نماند مایه منم و حدیث سایه %~% چه کند دهان سایه تبعیت دهانی # 13 نکنی خمش برادر چو پری ز آب و آذر %~% ز سبو همان تلابد که در او کنند ~~یا نی PageV1P2830 ### || [genre: Gh] # 1 صنما چنان لطیفی که به جان ما درآیی %~% صنما به حق لطفت که میان ما ~~درآیی # 2 تو جهان پاک داری نه وطن به خاک داری %~% چه شود اگر زمانی به جهان ما ~~درآیی # 3 تو لطیف و بی‌نشانی ز نهان‌ها نهانی %~% بفروزد این نهانم چو نهان ما ms1594 ~~درآیی # 4 چو تو راست ای سلیمان همگی زبان مرغان %~% تو به لب چه شهد بخشی چو ~~زبان ما درآیی # 5 به جهان ملک تویی بس نکشد کمان تو کس %~% بپرم چو تیر اگر تو به کمان ~~ما درآیی # 6 بخرام شمس تبریز که تو کیمیای حقی %~% همه مس ما شود زر چو به کان ما ~~درآیی PageV1P2831 ### || [genre: Gh] # 1 سوی باغ ما سفر کن بنگر بهار باری %~% سوی یار ما گذر کن بنگر نگار ~~باری # 2 نرسی به باز پران پی سایه‌اش همی‌دو %~% به شکارگاه غیب آ بنگر شکار ~~باری # 3 به نظاره و تماشا به سواحل آ و دریا %~% بستان ز اوج موجش در شاهوار ~~باری # 4 چو شکار گشت باید به کمند شاه اولی %~% چو برهنه گشت باید به چنین قمار ~~باری # 5 بکشان تو لنگ لنگان ز بدن به عالم جان %~% بنگر ترنج و ریحان گل و سبزه ~~زار باری # 6 هله چنگیان بالا ز برای سیم و کالا %~% به سماع زهره ما بزنید تار باری # 7 به میان این ظریفان به سماع این حریفان %~% ره بوسه گر نباشد برسد کنار ~~باری # 8 به چنین شراب ارزد ز خمار خسته بودن %~% پی این قرار برگو دل بی‌قرار ~~باری # 9 ز سبو فغان برآمد که ز تف می‌شکستم %~% هله ای قدح به پیش آ بستان عقار ~~باری # 10 پی خسروان شیرین هنر است شور کردن %~% به چنین حیات جان‌ها دل و جان ~~سپار باری # 11 به دکان عشق روزی ز قضا گذار کردم %~% دل من رمید کلی ز دکان و کار ~~باری # 12 من از آن درج گذشتم که مرا تو چاره سازی %~% دل و جان به باد دادم تو ~~نگاه دار باری # 13 هله بس کنم که شرحش شه خوش بیان بگوید %~% هله مطرب معانی غزلی بیار ~~باری PageV1P2832 ### || [genre: Gh] # 1 به مبارکی و شادی بستان ز عشق جامی %~% که ندا کند شرابش که کجاست ~~تلخکامی ms1595 # 2 چه بود حیات بی‌او هوسی و چارمیخی %~% چه بود به پیش او جان دغلی کمین ~~غلامی # 3 قدحی دو چون بخوردی خوش و شیرگیر گردی %~% به دماغ تو فرستد شه و شیر ~~ما پیامی # 4 خنک آن دلی که در وی بنهاد بخت تختی %~% خنک آن سری که در وی می ما ~~نهاد کامی # 5 ز سلام پادشاهان به خدا ملول گردد %~% چو شنید نیکبختی ز تو سرسری ~~سلامی # 6 به میان دلق مستی به قمارخانه جان %~% بر خلق نام او بد سوی عرش نیک ~~نامی # 7 خنک آن دمی که مالد کف شاه پر و بالش %~% که سپیدباز مایی به چنین ~~گزیده دامی # 8 ز شراب خوش بخورش نه شکوفه و نه شورش %~% نه به دوستان نیازی نه ز دشمن ~~انتقامی # 9 همه خلق در کشاکش تو خراب و مست و دلخوش %~% همه را نظاره می‌کن هله از ~~کنار بامی # 10 ز تو یک سؤال دارم بکنم دگر نگویم %~% ز چه گشت زر پخته دل و جان ما ز ~~خامی PageV1P2833 ### || [genre: Gh] # 1 ز گزاف ریز باده که تو شاه ساقیانی %~% تو نه‌ای ز جنس خلقان تو ز خلق ~~آسمانی # 2 دو هزار خنب باده نرسد به جرعه تو %~% ز کجا شراب خاکی ز کجا شراب جانی # 3 می و نقل این جهانی چو جهان وفا ندارد %~% می و ساغر خدایی چو خداست ~~جاودانی # 4 دل و جان و صد دل و جان به فدای آن ملاحت %~% جز صورتی که داری تو به ~~خاکیان چه مانی # 5 بزن آتشی که داری به جهان بی‌قراری %~% بشکاف ز آتش خود دل قبه دخانی # 6 پر و بال بخش جان را که بسی شکسته پر شد %~% پر و بال جان شکستی پی ~~حکمتی که دانی # 7 سخنم به هوشیاری نمکی ندارد ای جان %~% قدحی دو موهبت کن چو ز من سخن ~~ستانی # 8 که هر آنچ مست گوید همه باده گفته ms1596 باشد %~% نکند به کشتی جان جز باده ~~بادبانی # 9 مددی که نیم مستم بده آن قدح به دستم %~% که به دولت تو رستم ز ملولی و ~~گرانی # 10 هله ای بلای توبه بدران قبای توبه %~% بر تو چه جای توبه که قضای ~~ناگهانی # 11 تو خراب هر دکانی تو بلای خان و مانی %~% زه کوه قاف گیری چو شتر ~~همی‌کشانی # 12 عجب آن دگر بگویم که به گفت می‌نیاید %~% تو بگو که از تو خوشتر که شه ~~شکربیانی PageV1P2834 ### || [genre: Gh] # 1 به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی %~% سوی او کند خدا رو به حدیث و ~~همنشینی # 2 نه که روی و پشت عالم همه رو به قبله دارد %~% که ز کیمیاست مس را ~~برهیدن از مسینی # 3 همگان ز خود گریزان سوی حق و نعل ریزان %~% که ز کاسدی رسانمان به ~~لطافت و ثمینی # 4 نه زمین ستان بخفته ز رخ فلک شکفته %~% ز فلک نبات یابد برهد از این ~~زمینی # 5 دهد آن حبوب علوی به زمین خوشی و حلوی %~% به بهار امانتی‌ها بنماید از ~~امینی # 6 هله ای حیات حسی بگریز هم ز مسی %~% سوی آسمان قدسی که تو عاشق مهینی # 7 ز برای دعوت جان برسیده‌اند خوبان %~% که بیا به معدن و کان بهل این ~~قراضه چینی # 8 به خدا که ماه رویی به خدا فرشته خویی %~% به خدا که مشک بویی به خدا ~~که این چنینی # 9 تو که یوسف زمانی چه میان هندوانی %~% برو آینه طلب کن بنگر که روی ~~بینی # 10 به صفا چو آسمانی به ملاطفت چو جانی %~% به شکفتگی چنانی به نهفتگی ~~چنینی # 11 به خزینه خوب رختی ز قدیم نیکبختی %~% به نبات چون درختی به ثبات چون ~~یقینی # 12 شده‌ام چو موم ای جان به هوای مهر سلطان %~% برسان به موم مهرش که ~~گزیده‌تر نگینی # 13 هله بس که کاسه‌ها را به طعام او است قیمت %~% و ms1597 اگر نه خاک نه ارزد ~~همه کاسه‌های چینی PageV1P2835 ### || [genre: Gh] # 1 هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی %~% برسد وصال دولت بکند خدا ~~خدایی # 2 ز کرم مزید آید دو هزار عید آید %~% دو جهان مرید آید تو هنوز خود ~~کجایی # 3 شکر وفا بکاری سر روح را بخاری %~% ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی # 4 کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند %~% غم این و آن نماند بدهد صفا ~~صفایی # 5 هله عاشقان صادق مروید جز موافق %~% که سعادتی است سابق ز درون باوفایی # 6 به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی %~% چو به آدمی رسیدی هله تا به این ~~نپایی # 7 تو مسافری روان کن سفری بر آسمان کن %~% تو بجنب پاره پاره که خدا دهد ~~رهایی # 8 بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی %~% که بگشت گرد عالم نه ز راه پر و ~~پایی # 9 نفسی روی به مغرب نفسی روی به مشرق %~% نفسی به عرش و کرسی که ز نور ~~اولیایی # 10 بنگر به نور دیده که زند بر آسمان‌ها %~% به کسی که نور دادش بنمای ~~آشنایی # 11 خمش از سخن گزاری تو مگر قدم نداری %~% تو اگر بزرگواری چه اسیر ~~تنگنایی PageV1P2836 ### || [genre: Gh] # 1 صفت خدای داری چو به سینه‌ای درآیی %~% لمعان طور سینا تو ز سینه ~~وانمایی # 2 صفت چراغ داری چو به خانه شب درآیی %~% همه خانه نور گیرد ز فروغ ~~روشنایی # 3 صفت شراب داری تو به مجلسی که باشی %~% دو هزار شور و فتنه فکنی ز خوش ~~لقایی # 4 چو طرب رمیده باشد چو هوس پریده باشد %~% چه گیاه و گل بروید چو تو خوش ~~کنی سقایی # 5 چو جهان فسرده باشد چو نشاط مرده باشد %~% چه جهان‌های دیگر که ز غیب ~~برگشایی # 6 ز تو است این تقاضا به درون بی‌قراران %~% و اگر نه تیره گل را به صفا ~~چه آشنایی # 7 فلکی به گرد خاکی ms1598 شب و روز گشته گردان %~% فلکا ز ما چه خواهی نه تو ~~معدن ضیایی # 8 نفسی سرشک ریزی نفسی تو خاک بیزی %~% نه قراضه جویی آخر همه کان و ~~کیمیایی # 9 مثل قراضه جویان شب و روز خاک بیزی %~% ز چه خاک می‌پرستی نه تو قبله ~~دعایی # 10 چه عجب اگر گدایی ز شهی عطا بجوید %~% عجب این که پادشاهی ز گدا کند ~~گدایی # 11 و عجبتر اینک آن شه به نیاز رفت چندان %~% که گدا غلط درافتد که مراست ~~پادشاهی # 12 فلکا نه پادشاهی نه که خاک بنده توست %~% تو چرا به خدمت او شب و روز ~~در هوایی # 13 فلکم جواب گوید که کسی تهی نپوید %~% که اگر کهی بپرد بود آن ز ~~کهربایی # 14 سخنم خور فرشته‌ست من اگر سخن نگویم %~% ملک گرسنه گوید که بگو خمش ~~چرایی # 15 تو نه از فرشتگانی خورش ملک چه دانی %~% چه کنی ترنگبین را تو حریف ~~گندنایی # 16 تو چه دانی این ابا را که ز مطبخ دماغ است %~% که خدا کند در آن جا شب ~~و روز کدخدایی # 17 تبریز شمس دین را تو بگو که رو به ما کن %~% غلطم بگو که شمسا همه روی ~~بی‌قفایی PageV1P2837 ### || [genre: Gh] # 1 بکشید یار گوشم که تو امشب آن مایی %~% صنما بلی ولیکن تو نشان بده ~~کجایی # 2 چو رها کنی بهانه بدهی نشان خانه %~% به سر و دو دیده آیم که تو کان ~~کیمیایی # 3 و اگر به حیله کوشی دغل و دغا فروشی %~% ز فلک ستاره دزدی ز خرد کله ~~ربایی # 4 شب من نشان مویت سحرم نشان رویت %~% قمر از فلک درافتد چو نقاب برگشایی # 5 صنما تو همچو شیری من اسیر تو چو آهو %~% به جهان کی دید صیدی که بترسد ~~از رهایی # 6 صنما هوای ما کن طلب رضای ما کن %~% که ز بحر و کان شنیدم که تو معدن ~~عطایی # 7 همگی وبالم از تو ms1599 به خدا بنالم از تو %~% بنشان تکبرش را تو خدا به ~~کبریایی # 8 ره خواب من چو بستی بمبند راه مستی %~% ز همه جدام کردی مده از خودم ~~جدایی # 9 مه و مهر یار ما شد به امید تو خدا شد %~% که زهی امید زفتی که زند در ~~خدایی # 10 همه مال و دل بداده سر کیسه برگشاده %~% به امید کیسه تو که خلاصه ~~وفایی # 11 همه را دکان شکسته ره خواب و خور ببسته %~% به امید آن نشسته که ز ~~گوشه‌ای درآیی # 12 به امید کس چه باشی که تویی امید عالم %~% تو به گوش می چه باشی که ~~تویی می عطایی # 13 به درون توست یوسف چه روی به مصر هرزه %~% تو درآ درون پرده بنگر چه ~~خوش لقایی # 14 به درون توست مطرب چه دهی کمر به مطرب %~% نه کم است تن ز نایی نه کم ~~است جان ز نایی PageV1P2838 ### || [genre: Gh] # 1 منگر به هر گدایی که تو خاص از آن مایی %~% مفروش خویش ارزان که تو بس ~~گران بهایی # 2 به عصا شکاف دریا که تو موسی زمانی %~% بدران قبای مه را که ز نور ~~مصطفایی # 3 بشکن سبوی خوبان که تو یوسف جمالی %~% چو مسیح دم روان کن که تو نیز از ~~آن هوایی # 4 به صف اندرآی تنها که سفندیار وقتی %~% در خیبر است برکن که علی ~~مرتضایی # 5 بستان ز دیو خاتم که تویی به جان سلیمان %~% بشکن سپاه اختر که تو ~~آفتاب رایی # 6 چو خلیل رو در آتش که تو خالصی و دلخوش %~% چو خضر خور آب حیوان که تو ~~جوهر بقایی # 7 بسکل ز بی‌اصولان مشنو فریب غولان %~% که تو از شریف اصلی که تو از ~~بلند جایی # 8 تو به روح بی‌زوالی ز درونه باجمالی %~% تو از آن ذوالجلالی تو ز پرتو ~~خدایی # 9 تو هنوز ناپدیدی ز جمال خود چه دیدی %~% سحری چو آفتابی ز درون خود ms1600 ~~برآیی # 10 تو چنین نهان دریغی که مهی به زیر میغی %~% بدران تو میغ تن را که مهی ~~و خوش لقایی # 11 چو تو لعل کان ندارد چو تو جان جهان ندارد %~% که جهان کاهش است این و ~~تو جان جان فزایی # 12 تو چو تیغ ذوالفقاری تن تو غلاف چوبین %~% اگر این غلاف بشکست تو ~~شکسته دل چرایی # 13 تو چو باز پای بسته تن تو چو کنده بر پا %~% تو به چنگ خویش باید که ~~گره ز پا گشایی # 14 چه خوش است زر خالص چو به آتش اندرآید %~% چو کند درون آتش هنر و ~~گهرنمایی # 15 مگریز ای برادر تو ز شعله‌های آذر %~% ز برای امتحان را چه شود اگر ~~درآیی # 16 به خدا تو را نسوزد رخ تو چو زر فروزد %~% که خلیل زاده‌ای تو ز قدیم ~~آشنایی # 17 تو ز خاک سر برآور که درخت سربلندی %~% تو بپر به قاف قربت که شریفتر ~~همایی # 18 ز غلاف خود برون آ که تو تیغ آبداری %~% ز کمین کان برون آ که تو نقد ~~بس روایی # 19 شکری شکرفشان کن که تو قند نوشقندی %~% بنواز نای دولت که عظیم خوش ~~نوایی PageV1P2839 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا کسی نجنبد چو تو تن زنی نجنبی %~% که پیاله‌هاست مردم تو شراب ~~بخش خنبی # 2 هله خواجه خاک او شو چو سوار شد به میدان %~% سر اسب را مگردان که تو ~~سر نه‌ای تو سنبی # 3 که در آن زمان سری تو که تو خویش دنب دانی %~% چو تو را سری هوس شد تو ~~یقین بدانک دنبی # 4 ز جهان گریز و وابر تو ز طاق و از طرنبش %~% چو ز خویش طاق گشتی ز چه ~~بسته طرنبی # 5 تو بدان خدای بنگر که صد اعتقاد بخشد %~% ز چه سنی است مروی ز چه رافضی ~~است قنبی # 6 بفرست سوی بینش همه نطق را و تن را %~% که تو را یکی ms1601 نظر به که همیشه ~~می غرنبی PageV1P2840 ### || [genre: Gh] # 1 بت من ز در درآمد به مبارکی و شادی %~% به مراد دل رسیدم به جهان ~~بی‌مرادی # 2 تو بپرس چون درآمد که برون نرفت هرگز %~% که درآمد و برون شد صفتی بود ~~جمادی # 3 غلطم مگو که چون شد ز چگونگی برون شد %~% تو چگونه‌ای ولیکن تو ز ~~بی‌چگونه زادی # 4 چه چگونه بد عدم را چه نشان نهی قدم را %~% نگر اولین قدم را که تو بس ~~نکو نهادی # 5 همه بیخودی پسندم همه تن چو گل بخندم %~% به طرب میان ببندم که چنین ~~دری گشادی PageV1P2841 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای پری شب رو که ز خلق ناپدیدی %~% به خدا به هیچ خانه تو چنین ~~چراغ دیدی # 2 نه ز بادها بمیرد نه ز نم کمی پذیرد %~% نه ز روزگار گیرد کهنی و یا ~~قدیدی # 3 هله آسمان عالی ز تو خوش همه حوالی %~% سفری دراز کردی به مسافران ~~رسیدی # 4 تو بگو وگر نگویی به خدا که من بگویم %~% که چرا ستارگان را سوی کهکشان ~~کشیدی # 5 سخنی ز نسر طایر طلبیدم از ضمایر %~% که عجب در آن چمن‌ها که ملک بود ~~پریدی # 6 بزد آه سرد و گفتا که بر آن در است قفلی %~% که بجز عنایت شه نکند برو ~~کلیدی # 7 چو فغان او شنیدم سوی عشق بنگریدم %~% که چو نیستت سر او دل او چرا ~~خلیدی # 8 به جواب گفت عشقم که مکن تو باور او را %~% که درونه گنج دارد تو چه ~~مکر او خریدی # 9 چو شنیدم این بگفتم تو عجبتری و یا او %~% که هزار جوحی این جا نکند ~~بجز مریدی # 10 هله عشق عاشقان را و مسافران جان را %~% خوش و نوش و شادمان کن که ~~هزار روز عیدی # 11 تو چو یوسف جمالی که ز ناز لاابالی %~% به درآمدی و حالی کف عاشقان ~~گزیدی # 12 خمش ار چه داد داری طرب ms1602 و گشاد داری %~% به چنین گشاد گویی که روان ~~بایزیدی PageV1P2842 ### || [genre: Gh] # 1 تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی %~% تو که نکته جهانی ز چه ~~نکته می‌جهانی # 2 تو کدام و من کدامم تو چه نام و من چه نامم %~% تو چه دانه من چه دامم ~~که نه اینی و نه آنی # 3 تو قلم به دست داری و جهان چو نقش پیشت %~% صفتیش می‌نگاری صفتیش ~~می‌ستانی # 4 چو قلم ز دست بنهی بدهیش بی‌قلم تو %~% صفتی که نور گیرد ز خطاب لن ~~ترانی # 5 تن اگر چه در دوادو اثر نشان جان است %~% بنماید از لطافت رخ جان بدین ~~نشانی # 6 سخن و زبان اگر چه که نشان و فیض حق است %~% به چه ماند این زبانه به ~~فسانه زبانی # 7 گل و خار و باغ اگر چه اثری است ز آسمان‌ها %~% به چه ماند این حشیشی ~~به جمال آسمانی # 8 وگر آسمان و اختر دهدت نشان جانان %~% به چه ماند این دو فانی به جلالت ~~معانی # 9 بفروز آتشی را که در او نشان بسوزد %~% به نشان رسی تو آن دم که تو ~~بی‌نشان بمانی # 10 هجر الحبیب روحی و هما بلامکان %~% حجبا عن المدارک لنهایه التدانی # 11 و هوائه ربیع نضرت به جنان %~% و جنانه محیط و جنانه جنانی ~~PageV1P2843 ### || [genre: Gh] # 1 بت من به طعنه گوید چه میان ره فتادی %~% صنما چرا نیفتم ز چنان میی که ~~دادی # 2 صنما چنان فتادم که به حشر هم نخیزم %~% چو چنان قدح گرفتی سر مشک را ~~گشادی # 3 شده‌ام خراب لیکن قدری وقوف دارم %~% که سرم تو برگرفتی به کنار خود ~~نهادی # 4 صنما ز چشم مستت که شرابدار عشق است %~% بدهی می و قدح نی چه عظیم ~~اوستادی # 5 کرم تو است این هم که شراب برد عقلم %~% که اگر به عقل بودی شکافدی ز ~~شادی # 6 قدحی به من بدادی که همی‌زنم دو ms1603 دستک %~% که به یک قدح برستم ز هزار ~~بی‌مرادی # 7 به دو چشم شوخ مستت که طرب بزاد از وی %~% که تو روح اولینی و ز هیچ کس ~~نزادی PageV1P2844 ### || [genre: Gh] # 1 چو مرا ز عشق کهنه صنما به یاد دادی %~% دل همچو آتشم را به هزار باد ~~دادی # 2 چو ز هجر تو به نالم ز خدا جواب آید %~% که چو یوسفی خریدی به چه در ~~مزاد دادی # 3 دو جهان اگر درآید به دلم حقیر باشد %~% دل خسته را ز عشقت چه عجب گشاد ~~دادی # 4 تو اگر ز خار گفتی دو هزار گل شکفتی %~% تو اگر چه تلخ گفتی همگی مراد ~~دادی # 5 تبریز شمس دین تو ز جهان جان چه داری %~% که دکان این جهان را تو چنین ~~کساد دادی PageV1P2845 ### || [genre: Gh] # 1 دل بی‌قرار را گو که چو مستقر نداری %~% سوی مستقر اصلی ز چه رو سفر ~~نداری # 2 به دم خوش سحرگه همه خلق زنده گردد %~% تو چگونه دلستانی که دم سحر ~~نداری # 3 تو چگونه گلستانی که گلی ز تو نروید %~% تو چگونه باغ و راغی که یکی ~~شجر نداری # 4 تو دلا چنان شدستی ز خرابی و ز مستی %~% سخن پدر نگویی هوس پسر نداری # 5 به مثال آفتابی نروی مگر که تنها %~% به مثال ماه شب رو حشم و حشر ~~نداری # 6 تو در این سرا چو مرغی چو هوات آرزو شد %~% بپری ز راه روزن هله گیر در ~~نداری # 7 و اگر گرفته جانی که نه روزن است و نی در %~% چو عرق ز تن برون رو که ~~جز این گذر نداری # 8 تو چو جعد موی داری چه غم ار کله بیفتد %~% تو چو کوه پای داری چه غم ~~ار کمر نداری # 9 چو فرشتگان گردون به تو تشنه‌اند و عاشق %~% رسدت ز نازنینی که سر بشر ~~نداری # 10 نظرت ز چیست روشن اگر آن نظر ندیدی %~% رخ تو ms1604 ز چیست تابان اگر آن گهر ~~نداری # 11 تو بگو مر آن ترش را ترشی ببر از این جا %~% ور از آن شراب خوردی ز چه ~~رو بطر نداری # 12 وگر از درونه مستی و به قاصدی ترش رو %~% بدر اندر آب و آتش که دگر ~~خطر نداری # 13 بدهد خدا به دریا خبری که رام او شو %~% بنهد خبر در آتش که در او اثر ~~نداری PageV1P2846 ### || [genre: Gh] # 1 سحر است خیز ساقی بکن آنچ خوی داری %~% سر خنب برگشای و برسان شراب ~~ناری # 2 چه شود اگر ز عیسی دو سه مرده زنده گردد %~% خوش و شیرگیر گردد ز کفت ~~دو سه خماری # 3 قدح چو آفتابت چو به دور اندرآید %~% برهد جهان تیره ز شب و ز شب شماری # 4 ز شراب چون عقیقت شکفد گل حقیقت %~% که حیات مرغ زاری و بهار مرغزاری # 5 بدهیم جان شیرین به شراب خسروانی %~% چو سر خمار ما را به کف کرم بخاری # 6 که ز فکرت دقیقه خللی است در شقیقه %~% تو روان کن آب درمان بگشا ره ~~مجاری # 7 همه آتشی تو مطلق بر ما شد این محقق %~% که هزار دیگ سر را به تفی به ~~جوش آری # 8 همه مطربان خروشان همه از تو گشته جوشان %~% همه رخت خود فروشان خوششان ~~همی‌فشاری PageV1P2847 ### || [genre: Gh] # 1 ز بهار جان خبر ده هله ای دم بهاری %~% ز شکوفه‌هات دانم که تو هم ز وی ~~خماری # 2 بشکف که من شکفتم تو بگو که من بگفتم %~% صفت صفا و یاری ز جمال ~~شهریاری # 3 اثری که هست باقی ز ورای وهم اکنون %~% برود به آفتابی که فزود از ~~شراری # 4 چو رسید نوبهاران بدرید زهره دی %~% چو کسی به نزع افتد بزند دم شماری # 5 همه باغ دام گشته همه سبزفام گشته %~% گل و لاله جام بر کف که هلا بیا ~~چه داری # 6 گل و لاله‌ها چو دام‌اند و ms1605 نظاره گر چو صیدی %~% که شکوفه‌ها چو دام و ~~همه میوه‌ها شکاری # 7 به سمن بگفت سوسن به دو چشم راست روشن %~% که گذاشت خاک خاکی و گذاشت ~~خار خاری # 8 صنما چه رنگ رنگی ز شراب لطف دنگی %~% بر شاه عذرت این بس که خوشی و ~~خوش عذاری # 9 رخ لاله برفروزان و رمان ز چشم نرگس %~% که به چشم شوخ منگر به بتان به ~~طبل خواری # 10 چو نسیم شاخه‌ها را به نشاط اندرآرد %~% بوزد به دشت و صحرا دم نافه ~~تتاری # 11 چو گذشت رنج و نقصان همه باغ گشت رقصان %~% که ز بعد عسر یسری بگشاد ~~فضل باری # 12 همه شاخه‌هاش رقصان همه گوشه‌هاش خندان %~% چو دو دست نوعروسان همه ~~دستشان نگاری # 13 همه مریمند گویی به دم فرشته حامل %~% همه حوریند زاده ز میان خاک ~~تاری # 14 چو بهشت جمله خوبان شب و روز پای کوبان %~% سر و آستین فشانان ز نشاط ~~بی‌قراری # 15 به بهار ابر گوید بدی ار نثار کردم %~% جهت تو کردم آن هم که تو لایق ~~نثاری # 16 به بهار بنگر ای دل که قیامت است مطلق %~% بد و نیک بردمیده همه ساله ~~هر چه کاری # 17 که بهار گوید ای جان دم خود چو دانه‌ها دان %~% بنشان تو دانه دم که ~~عوض درخت آری # 18 چو گشاد رازها را به بهار آشکارا %~% چه کنی بدین نهانی که تو نیک ~~آشکاری PageV1P2848 ### || [genre: Gh] # 1 ز غم تو زار زارم هله تا تو شاد باشی %~% صنما در انتظارم هله تا تو ~~شاد باشی # 2 تو مرا چو خسته بینی نظر خجسته بینی %~% دل و جان به غم سپارم هله تا ~~تو شاد باشی # 3 ز غم دلم چه شادی به جفا چه اوستادی %~% دم شاد برنیارم هله تا تو شاد ~~باشی # 4 صنما چو تیغ دشنه تو به خون بنده تشنه %~% ز دو دیده خون ببارم هله تا ~~تو شاد باشی # 5 ms1606 تو مرا چو شاد بینی سر و سینه پر ز کینی %~% سر خویش را نخارم هله تا ~~تو شاد باشی # 6 ز تو بخت و جاه دارم دل تو نگاه دارم %~% صنما بر این قرارم هله تا تو ~~شاد باشی # 7 تویی جان این زمانه تو نشسته پربهانه %~% ز زمانه برکنارم هله تا تو ~~شاد باشی # 8 تن و نفس تا نمیرد دل و جان صفا نگیرد %~% همه این شده‌ست کارم هله تا ~~تو شاد باشی PageV1P2849 ### || [genre: Gh] # 1 شب و روز آن نکوتر که به پیش یار باشی %~% به میان سرو و سوسن گل خوش ~~عذار باشی # 2 به طرب هزار چندان که بوند عیش مندان %~% به میان باغ خندان مثل انار ~~باشی # 3 نشوی چو خارهایی که خلند دست و پا را %~% به مثال نیشکرها که شکرنثار ~~باشی # 4 به مثال آفتابی که شهیر شد به بخشش %~% به میان پاکبازان به عطا مشار ~~باشی # 5 هله بس که تا شهنشه بگشاید و بگوید %~% چو خمش کنی نگویی و در انتظار ~~باشی PageV1P2850 ### || [genre: Gh] # 1 چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی %~% بگشا در عنایت که ستون صد ~~جهانی # 2 چو فراق گشت سرکش بزنی تو گردنش خوش %~% به قصاص عاشقانت که تو صارم ~~زمانی # 3 چو وصال گشت لاغر تو بپرورش به ساغر %~% همه چیز را به پیشت خورشی است ~~رایگانی # 4 به حمل رسید آخر به سعادت آفتابت %~% که جهان پیر یابد ز تو تابش جوانی # 5 چه سماع‌هاست در جان چه قرابه‌های ریزان %~% که به گوش می‌رسد زان دف و ~~بربط و اغانی # 6 چه پر است این گلستان ز دم هزاردستان %~% که ز های و هوی مستان تو می ~~از قدح ندانی # 7 همه شاخه‌ها شکفته ملکان قدح گرفته %~% همگان ز خویش رفته به شراب ~~آسمانی # 8 برسان سلام جانم تو بدان شهان ولیکن %~% تو کسی به هش نیابی که سلامشان ~~رسانی ms1607 # 9 پشه نیز باده خورده سر و ریش یاوه کرده %~% نمرود را به دشنه ز وجود ~~کرده فانی # 10 چو به پشه این رساند تو بگو به پیل چه دهد %~% چه کنم به شرح ناید می ~~جام لامکانی # 11 ز شراب جان پذیرش سگ کهف شیرگیرش %~% که به گرد غار مستان نکند بجز ~~شبانی # 12 چو سگی چنین ز خود شد تو ببین که شیر شرزه %~% چو وفا کند چه یابد ز ~~رحیق آن اوانی # 13 تبریز مشرقی شد به طلوع شمس دینی %~% که از او رسد شرارت به کواکب ~~معانی PageV1P2851 ### || [genre: Gh] # 1 تو ز عشق خود نپرسی که چه خوب و دلربایی %~% دو جهان به هم برآید چو ~~جمال خود نمایی # 2 تو شراب و ما سبویی تو چو آب و ما چو جویی %~% نه مکان تو را نه سویی و ~~همه به سوی مایی # 3 به تو دل چگونه پوید نظرم چگونه جوید %~% که سخن چگونه پرسد ز دهان که ~~تو کجایی # 4 تو به گوش دل چه گفتی که به خنده‌اش شکفتی %~% به دهان نی چه دادی که ~~گرفت قندخایی # 5 تو به می چه جوش دادی به عسل چه نوش دادی %~% به خرد چه هوش دادی که ~~کند بلندرایی # 6 ز تو خاک‌ها منقش دل خاکیان مشوش %~% ز تو ناخوشی شده خوش که خوشی و ~~خوش فزایی # 7 طرب از تو باطرب شد عجب از تو بوالعجب شد %~% کرم از تو نوش لب شد که ~~کریم و پرعطایی # 8 دل خسته را تو جویی ز حوادثش تو شویی %~% سخنی به درد گویی که همو کند ~~دوایی # 9 ز تو است ابر گریان ز تو است برق خندان %~% ز تو خود هزار چندان که تو ~~معدن وفایی PageV1P2852 ### || [genre: Gh] # 1 برسید لک لک جان که بهار شد کجایی %~% بشکفت جمله عالم گل و برگ جان ~~فزایی # 2 رخ یوسفان ببینی که ز چاه سر برآرد %~% همه ms1608 گلرخان ببینی که کنند ~~خودنمایی # 3 ثمرات دل شکسته به درون خاک بسته %~% بگشاده دیده دیده ز بلای دی رهایی # 4 خضر و سمن چو رندان بشکسته‌اند زندان %~% گل و لاله شاد و خندان ز ~~سعادت عطایی # 5 همه مریمان کامل همه بکر و گشته حامل %~% بنموده عارفان دل به جناب ~~کبریایی # 6 چو شکوفه کرد به بستان ز ره دهن چو مستان %~% تو نصیب خویش بستان ز ~~زمانه گر ز مایی # 7 به مثال گربه هر یک به دهان گرفته کودک %~% سوی مادران گلشن به نظاره ~~چون نیایی # 8 بنگر به مرغ خوش پر چو خطیب فوق منبر %~% به ثنا و حمد داور بگرفته خوش ~~نوایی PageV1P2853 ### || [genre: Gh] # 1 هله ای دلی که خفته تو به زیر ظل مایی %~% شب و روز در نمازی به حقیقت ~~و غزالی # 2 مه بدر نور بارد سگ کوی بانگ دارد %~% ز برای بانگ هر سگ مگذار روشنایی # 3 به نماز نان برسته جز نان دگر چه خواهد %~% دل همچو بحر باید که گهر ~~کند گدایی # 4 اگر آن میی که خوردی به سحر نبود گیرا %~% بستان میی که یابی ز تفش ز ~~خود رهایی # 5 به خدا به ذات پاکش که میی است کز حراکش %~% برهد تن از هلاکش به سعادت ~~سمایی # 6 بستان مکن ستیزه تو بدین حیات ریزه %~% که حیات کامل آمد ز ورای جان ~~فزایی # 7 بهلم دگر نگویم که دریغ باشد ای جان %~% بر کور یوسفی را حرکات و ~~خودنمایی PageV1P2854 ### || [genre: Gh] # 1 صنما چگونه گویم که تو نور جان مایی %~% که چه طاقت است جان را چو تو ~~نور خود نمایی # 2 تو چنان همایی ای جان که به زیر سایه تو %~% به کف آورند زاغان همه ~~خلقت همایی # 3 کرم تو عذرخواه همه مجرمان عالم %~% تو امان هر بلایی تو گشاد بندهایی # 4 تویی گوهری که محو است دو هزار بحر در تو %~% تویی بحر بی‌کرانه ms1609 ز صفات ~~کبریایی # 5 به وصال می‌بنالم که چه بی‌وفا قرینی %~% به فراق می‌بزارم که چه یار ~~باوفایی # 6 به گه وصال آن مه چه بود خدای داند %~% که گه فراق باری طرب است و جان ~~فزایی # 7 دل اگر جنون آرد خردش تویی که رفتی %~% رخ توست عذرخواهش به گهی که رخ ~~گشایی PageV1P2855 ### || [genre: Gh] # 1 چه جمال جان فزایی که میان جان مایی %~% تو به جان چه می‌نمایی تو چنین ~~شکر چرایی # 2 چو بدان تو راه یابی چو هزار مه بتابی %~% تو چه آتش و چه آبی تو چنین ~~شکر چرایی # 3 غم عشق تو پیاده شده قلعه‌ها گشاده %~% به سپاه نور ساده تو چنین شکر ~~چرایی # 4 همه زنگ را شکسته شده دست جمله بسته %~% شه چین بس خجسته تو چنین شکر ~~چرایی # 5 تو چراغ طور سینا تو هزار بحر و مینا %~% بجز از تو جان مبینا تو چنین ~~شکر چرایی # 6 تو برسته از فزونی ز قیاس‌ها برونی %~% به دو چشم مست خونی تو چنین شکر ~~چرایی # 7 به دلم چه آذر آمد چو خیال تو درآمد %~% دو جهان به هم برآمد تو چنین ~~شکر چرایی # 8 تو در آن دو رخ چه داری که فکندی از عیاری %~% دو هزار بی‌قراری تو ~~چنین شکر چرایی # 9 چو بدان لطیف خنده همه را بکرده بنده %~% ز دم تو مرده زنده تو چنین ~~شکر چرایی # 10 چو صفات حسن ایزد عرقت به بحر ریزد %~% دو هزار موج خیزد تو چنین شکر ~~چرایی # 11 چو دو زلف توست طوقم ز شراب توست شوقم %~% بنگر که در چه ذوقم تو چنین ~~شکر چرایی # 12 ز گلت سمن فنا شد همه مکر و فن فنا شد %~% من و صد چو من فنا شد تو ~~چنین شکر چرایی PageV1P2856 ### || [genre: Gh] # 1 صنما تو همچو آتش قدح مدام داری %~% به جواب هر سلامی که کنند جام داری # 2 ز برای تو ms1610 اگر تن دو هزار جان سپارد %~% ز خداش وحی آید که هنوز وام ~~داری # 3 چو حقت ز غیرت خود ز تو نیز کرد پنهان %~% به درون جان چاکر چه پدید ~~نام داری # 4 چو سلام تو شنیدم ز سلامتی بریدم %~% صنما هزار آتش تو در آن سلام داری # 5 ز پی غلامی تو چو بسوخت جان شاهان %~% به کدام روی گویم که چو من غلام ~~داری # 6 تو هنوز روح بودی که تمام شد مرادت %~% بجز از برای فتنه به جهان چه ~~کام داری # 7 توریز بخت یارت به خدا که راست گویی %~% که میان شیرمردان چو ویی کدام ~~داری # 8 تبریز شاد بادا که ز نور و فر آن شه %~% دو هزار بیش چاکر چو یمن چو ~~شام داری # 9 نظر خدای خواهم که تو را به من رساند %~% به دعا چه خواهمت من که همه ~~تو رام داری # 10 نظر حسود مسکین طرقید از تفکر %~% نرسید در تو هر چند که تو لطف عام ~~داری # 11 چه حسود بلک عاشق دو هزار هر نواحی %~% نه خیالشان نمایی نه به کس ~~پیام داری # 12 تو خدای شمس دین را به من غلام بخشی %~% چو غلامیی ورا تو به شهان ~~حرام داری # 13 لقبت چو می‌بگویم دل من همی‌بلرزد %~% تو دلا مترس زیرا که شه کرام ~~داری PageV1P2857 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده‌ای %~% توبه و توبه کنان را همه گردن ~~زده‌ای # 2 کی شود با تو معول که چنین صاعقه‌ای %~% کی کند با تو حریفی که همه ~~عربده‌ای # 3 نی زمین و نه فلک را قدم و طاقت توست %~% نه در این شش جهتی پس ز کجا ~~آمده‌ای # 4 هشت جنت به تو عاشق تو چه زیبا رویی %~% هفت دوزخ ز تو لرزان تو چه ~~آتشکده‌ای # 5 دوزخت گوید بگذر که مرا تاب تو نیست %~% جنت جنتی و دوزخ دوزخ بده‌ای # 6 چشم عشاق ms1611 ز چشم خوش تو تردامن %~% فتنه و رهزن هر زاهد و هر زاهده‌ای # 7 بی تو در صومعه بودن بجز از سودا نیست %~% ز آنک تو زندگی صومعه و ~~معبده‌ای # 8 دل ویران مرا داد ده ای قاضی عشق %~% که خراج از ده ویران دلم بستده‌ای # 9 ای دل ساده من داد ز کی می‌خواهی %~% خون مباح است بر عشق اگر زین ~~رده‌ای # 10 داد عشاق ز اندازه جان بیرون است %~% تو در اندیشه و در وسوسه ~~بیهده‌ای # 11 جز صفات ملکی نیست یقین محرم عشق %~% تو گرفتار صفات خر و دیو و ~~دده‌ای # 12 بس کن و سحر مکن اول خود را برهان %~% که اسیر هوس جادویی و شعبده‌ای ~~PageV1P2858 ### || [genre: Gh] # 1 هست در حلقه ما حلقه ربایی عجبی %~% قمری باخبری درد دوایی عجبی # 2 هست در صفه ما صف شکنی کز نظرش %~% تابد از روزن دل نور ضیایی عجبی # 3 این چه جام است که از عین بقا سر برزد %~% تا زند جان منش طال بقایی ~~عجبی # 4 هر کی از ظلمت غم بر دل او بند بود %~% یابد از دولت او بندگشایی عجبی # 5 این چه سحر است که خلق از نظرش محرومند %~% یا چه ابر است بر آن ماه ~~لقایی عجبی # 6 از کجا تافت چنان ماه در این قالب تن %~% تا ز جا رفت دل و رفت به جایی ~~عجبی # 7 چون دل از خانه وهم حدثان بیرون شد %~% ز یکی دانه در دید سرایی عجبی # 8 می‌نمود از در و دیوار سرا در تابش %~% هشت جنت ز یکی روح فزایی عجبی # 9 شمس تبریز از این خوف و رجا بازرهان %~% تا برآید ز عدم خوف و رجایی ~~عجبی PageV1P2859 ### || [genre: Gh] # 1 چند روز است که شطرنج عجب می‌بازی %~% دانه بوالعجب و دام عجب می‌سازی # 2 کی برد جان ز تو گر ز آنک تو دل سخت کنی %~% کی برد سر ز تو گر ز ms1612 آنک ~~بدین پردازی # 3 صفت حکم تو در خون شهیدان رقصد %~% مرگ موش است ولیکن بر گربه بازی # 4 بدگمان باشد عاشق تو از این‌ها دوری %~% همه لطفی و ز سر لطف دگر آغازی # 5 همچو نایم ز لبت می‌چشم و می‌نالم %~% کم زنم تا نکند کس طمع انبازی # 6 نای اگر ناله کند لیک از او بوی لبت %~% برسد سوی دماغ و بکند غمازی # 7 تو که می ناله کنی گر نه پی طراری است %~% از گزافه تو چنین خوش دم و ~~خوش آوازی # 8 نه هر آواز گواه است خبر می‌آرد %~% این خبر فهم کن ار همنفس آن رازی # 9 ای دل از خویش و از اندیشه تهی شو زیرا %~% نی تهی گشت از آن یافت ز وی ~~دمسازی PageV1P2860 ### || [genre: Gh] # 1 هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی %~% پیش مستان چنان رطل گران نستیزی # 2 گر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانی %~% چون کشندت سوی خود همچو کمان ~~نستیزی # 3 گر نخواهی که تو را گرگ هوا بردرد %~% چون تو را خواند سوی خویش شبان ~~نستیزی # 4 عجمی وار نگویی تو شهان را که کیید %~% چون نمایند تو را نقش و نشان ~~نستیزی # 5 از میان دل و جان تو چو سر برکردند %~% جان به شکرانه نهی تو به میان ~~نستیزی # 6 چو به ظاهر تو سمعنا و اطعنا گفتی %~% ظاهر آنگه شود این که به نهان ~~نستیزی # 7 در گمانی ز معاد خود و از مبدا خود %~% شودت عین چو با اهل عیان نستیزی # 8 در تجلی بنماید دو جهان چون ذرات %~% گر شوی ذره و چون کوه گران نستیزی # 9 ز زمان و ز مکان بازرهی گر تو ز خود %~% چو زمان برگذری و چو مکان ~~نستیزی # 10 مثل چرخ تو در گردش و در کار آیی %~% گر چو دولاب تو با آب روان ~~نستیزی # 11 چون جهان زهره ندارد که ستیزد با شاه %~% الله ms1613 الله که تو با شاه جهان ~~نستیزی # 12 هم به بغداد رسی روی خلیفه بینی %~% گر کنی عزم سفر در همدان نستیزی # 13 حیله و زوبعی و شیوه و روبه بازی %~% راست آید چو تو با شیر ژیان ~~نستیزی # 14 همچو آیینه شوی خامش و گویا تو اگر %~% همه دل گردی و بر گفت زبان ~~نستیزی PageV1P2861 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آن شد که بدان روح فزا آمیزی %~% مرغ زیرک شوی و خوش به دو پا ~~آویزی # 2 سینه بگشا چو درختان به سوی باد بهار %~% ز آنک زهر است تو را باد روی ~~پاییزی # 3 به شکرخنده معنی تو شکر شو همگی %~% در صفات ترشی خواجه چرا بستیزی # 4 زیر دیوار وجود تو تویی گنج گهر %~% گنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی # 5 آن قراضه ازلی ریخته در خاک تن است %~% کو قراضه تک غلبیر تو گر ~~می‌بیزی # 6 تیغ جانی تو برآور ز نیام بدنت %~% که دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی # 7 تیغ در دست درآ در سر میدان ابد %~% از شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی # 8 آب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خود %~% ز آنک در خلقت جان بر مثل ~~کاریزی # 9 ور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدین %~% کو به جان هست ز عرش و به بدن ~~تبریزی PageV1P2862 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده اگر می‌ببرد دل ز کسی %~% می‌دهد در عوضش جان خوشی بوالهوسی # 2 گه سحر حمله برد بر دو جهان خورشیدش %~% گه به شب گشت کند بر دل و جان ~~چون عسسی # 3 گه بگوید که حذر کن شه شطرنج منم %~% بیدقی گر ببری من برم از تو فرسی # 4 طوطیانند که خود را بکشند از غیرت %~% گر به سوی شکرش راه برد خرمگسی # 5 پاره پاره کند آن طوطی مسکین خود را %~% گر یکی پاره شکر زو ببرد ~~مرتبسی # 6 در رخ دشمن ms1614 من دوست بخندید چو برق %~% همچو ابر این دل من پر شد و ~~بگریست بسی # 7 در دل عارف تو هر دو جهان یاوه شود %~% کی درآید به دو چشمی که تو را ~~دید خسی # 8 جیب مریم ز دمش حامل معنی گردد %~% که منم کز نفسی سازم عیسی نفسی # 9 مجمع روح تویی جان به تو خواهد آمد %~% تو چو بحری همه سیل‌اند و فرات ~~و ارسی # 10 ای که صالح تو و این هر دو جهان یک اشتر %~% ما همه نعره زنان زنگله ~~همچون جرسی # 11 نعره زنگله از جنبش اشتر باشد %~% که شتر نقل کند از کنسی تا کنسی # 12 هر چراغی که بسوزد مطلب زو نوری %~% نور موسی طلبی رو به چنان مقتبسی # 13 بس کن این گفت خیال است مشو وقف خیال %~% چونک هستت به حقیقت نظر و ~~دسترسی # 14 ای ضیا الحق ذوالفضل حسام الدین تو %~% عارف طب دلی بی‌رگ و نبض و ~~مجسی PageV1P2863 ### || [genre: Gh] # 1 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی %~% نزد سردان منشین کز دمشان سرد شوی # 2 از رخ عشق بجو چیز دگر جز صورت %~% کار آن است که با عشق تو هم درد شوی # 3 چون کلوخی به صفت تو به هوا برنپری %~% به هوا برشوی ار بشکنی و گرد ~~شوی # 4 تو اگر نشکنی آن کت به سرشت او شکند %~% چونک مرگت شکند کی گهر فرد شوی # 5 برگ چون زرد شود بیخ ترش سبز کند %~% تو چرا قانعی از عشق کز او زرد ~~شوی PageV1P2864 ### || [genre: Gh] # 1 گر گریزی به ملولی ز من سودایی %~% روکشان دست گزان جانب جان بازآیی # 2 زین خیالی که کشان کرد تو را دست بکش %~% دست از او گر نکشی دست پشیمان ~~خایی # 3 رو بدو آر و بگو خواجه کجا می‌کشیم %~% کآسمان ماه ندیده‌ست بدین ~~زیبایی # 4 رایگان روی نموده‌ست غلط افتادی %~% باش تا در طلب و پویه ms1615 جهان پیمایی # 5 گنده پیر است جهان چادر نو پوشیده %~% از برون شیوه و غنج و ز درون ~~رسوایی # 6 چو بدان پیر روی بخت جوانت گوید %~% سرخر معده سگ رو که همان را شایی # 7 لا یغرنک سد هوس عن رایی %~% کم قصور هدمت من عوج الا رآ # 8 اشتهی انصح لکن لسانی قفلت %~% اننی انصح بالصمت علی الاخفا # 9 این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست %~% نه که در سایه و در دولت این ~~مولایی # 10 بیم از آن می‌کندت تا برود بیم از تو %~% یار از آن می‌گزدت تا همه ~~شکر خایی # 11 شمس تبریز نه شمعی است که غایب گردد %~% شب چو شد روز چرا منتظر ~~فردایی PageV1P2865 ### || [genre: Gh] # 1 نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای %~% در فروبند و همان گنده کسان را ~~می‌گای # 2 کار بوزینه نبوده‌ست فن نجاری %~% دعوی یافه مکن یافه مگو ژاژ مخای # 3 عاشقی را تو کیی عشق چه درخورد توست %~% شرم دار ای سگ زن روسبی آخر ز ~~خدای PageV1P2866 ### || [genre: Gh] # 1 در دلت چیست عجب که چو شکر می‌خندی %~% دوش شب با کی بدی که چو سحر ~~می‌خندی # 2 ای بهاری که جهان از دم تو خندان است %~% در سمن زار شکفتی چو شجر ~~می‌خندی # 3 آتشی از رخ خود در بت و بتخانه زدی %~% و اندر آتش بنشستی و چو زر ~~می‌خندی # 4 مست و خندان ز خرابات خدا می‌آیی %~% بر شر و خیر جهان همچو شرر ~~می‌خندی # 5 همچو گل ناف تو بر خنده بریده‌ست خدا %~% لیک امروز مها نوع دگر ~~می‌خندی # 6 باغ با جمله درختان ز خزان خشک شدند %~% ز چه باغی تو که همچون گل‌تر ~~می‌خندی # 7 تو چو ماهی و عدو سوی تو گر تیر کشد %~% چو مه از چرخ بر آن تیر و سپر ~~می‌خندی # 8 بوی مشکی تو که بر خنگ هوا می‌تازی %~% آفتابی تو که بر قرص ms1616 قمر ~~می‌خندی # 9 تو یقینی و عیان بر ظن و تقلید بخند %~% نظری جمله و بر نقل و خبر ~~می‌خندی # 10 در حضور ابدی شاهد و مشهود تویی %~% بر ره و ره رو و بر کوچ و سفر ~~می‌خندی # 11 از میان عدم و محو برآوردی سر %~% بر سر و افسر و بر تاج و کمر ~~می‌خندی # 12 چون سگ گرسنه هر خلق دهان بگشاده‌ست %~% تویی آن شیر که بر جوع بقر ~~می‌خندی # 13 آهوان را ز دمت خون جگر مشک شده‌ست %~% رحمت است آنک تو بر خون جگر ~~می‌خندی # 14 آهوان را به گه صید به گردون گیری %~% ای که بر دام و دم شعبده گر ~~می‌خندی # 15 دو سه بیتی که بمانده‌ست بگو مستانه %~% ای که تو بر دل بی‌زیر و زبر ~~می‌خندی PageV1P2867 ### || [genre: Gh] # 1 هست اندر غم تو دلشده دانشمندی %~% همچو نقره‌ست در آتشکده دانشمندی # 2 بر امید کرم و رحمت بخشایش تو %~% از ره دور به سر آمده دانشمندی # 3 هست ز اوباش خیالات تو اندر ره عشق %~% خسته و شیفته و ره زده دانشمندی # 4 چه زیان دارد خوبی تو را دوست اگر %~% قوت یابد ز چنین مایده دانشمندی # 5 با چنین جام جنونی که تو گردان کردی %~% کی بماند به سر قاعده دانشمندی # 6 کی روا دارد انصاف و جوانمردی تو %~% که به غم کشته شود بیهده دانشمندی # 7 کی روا دارد خورشید حق گرمی بخش %~% که فسرده شود از مجمده دانشمندی # 8 جانب مدرسه عشق کشیدش لطفت %~% تا ز درس تو برد فایده دانشمندی # 9 نحس تربیع عناصر بگرفتش رحمی %~% تا منور شود از منقده دانشمندی # 10 بس سخن دارد وز بیم ملال دل تو %~% لب ببسته‌ست در این معبده دانشمندی ~~PageV1P2868 ### || [genre: Gh] # 1 ای دریغا در این خانه دمی بگشودی %~% مونس خویش بدیدی دل هر موجودی # 2 چشم یعقوب به دیدار پسر شاد شدی %~% ساقی وصل شراب صمدی پیمودی # 3 رو ms1617 نمودی که منم شاهد تو باک مدار %~% از زیان هیچ میندیش چو دیدی سودی # 4 هیچ کس رشک نبردی که فلان دست ببرد %~% هر کسی در چمن روح به کام آسودی # 5 نیست روزی که سپاه شبش آرد غارت %~% نیست دینار و درم یا هوس معدودی # 6 حاجتت نیست که یاد طرب کهنه کنی %~% کی بود در خضر خلد غم امرودی # 7 صد هزاران گره جمع شده بر دل ما %~% از نصیب کرمش آب شدی بگشودی # 8 صورت حشو خیالات ره ما بستند %~% تیغ خورشید رخش خفیه شده در خودی # 9 طالب جمله وی است و لقبش مطلوبی %~% عابد جمله وی است و لقبش معبودی # 10 خادم و مؤذن این مسجد تن جان شماست %~% ساجدی گشته نهان در صفت مسجودی # 11 ای ایازت دل و جان شمس حق تبریزی %~% نیست در هر دو جهان چون تو شه ~~محمودی PageV1P2869 ### || [genre: Gh] # 1 به دغل کی بگزیند دل یارم یاری %~% کی فریبد شه طرار مرا طراری # 2 کی میان من و آن یار بگنجد مویی %~% کی در آن گلشن و گلزار بخسپد ماری # 3 عنکبوتی بتند پرده اغیار شود %~% همچو صدیق و محمد من و او در غاری # 4 گل صدبرگ ز رشک رخ او جامه درید %~% حال گل چونک چنین است چه باشد خاری # 5 هم بگویم دو سه بیتی که ندانی سر و پاش %~% لیک بهر دل من ریش بجنبان ~~کری # 6 بس طبیب است که هشیار کند مجنون را %~% وین طبیبم نهلد در دو جهان ~~هشیاری # 7 آفتاب رخ او را حشم تیغ زنیم %~% که نخواهیم بجز دیدن او ادراری # 8 ما چو خورشیدپرستیم بر این بام رویم %~% تا نپوشد رخ خورشید ز ما ~~دیواری # 9 کیست خورشید بگو شمس حق تبریزی %~% که نگنجد صفتش در صحف گفتاری ~~PageV1P2870 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ اندیشه که اندر همه دل‌ها بپری %~% به خدا کز دل و از دلبر ما ~~بی‌اثری # 2 آفتابی ms1618 که به هر روزنه‌ای درتابی %~% از سر روزن آن اصل بصر بی‌بصری # 3 باد شبگیر که چون پیک خبرها آری %~% ز آنچ دریای خبرهاست چرا بی‌خبری # 4 دیدبانا که تو را عقل و خرد می‌گویند %~% ساکن سقف دماغی و چراغ نظری # 5 بر سر بام شدستی مه نو می‌جویی %~% مه نو کو و تو مسکین به کجا می‌نگری # 6 دل ترسنده که از عشق گریزان شده‌ای %~% ز کف عشق اگر جان ببری جان نبری # 7 رهزنانند به هر گام یکی عشوه دهی %~% وای بر تو گر از این عشوه دهان ~~عشوه خری # 8 ای مه ار تو عسسی الحذر از جامه کنان %~% که کلاهت ببرند ار چه که ~~سیمین کمری # 9 به حشر غره مشو این نگر ای مه کز بیم %~% می‌گریزی همه شب گر چه شه ~~باحشری # 10 می‌گریزی تو ولی جان نبری از کف عشق %~% تیرت آید سه پری گر چه همه تن ~~سپری # 11 گر همه تن سپری ور ره پنهان سپری %~% ور دو پر ور سه پری در فخ آن دام ~~وری # 12 مردم چشم که مردم به تو مردم بیند %~% نظرت نیست به دل گر چه که صاحب ~~نظری # 13 در درون ظلمات سیهی چشمان %~% همچو آب حیوان ساکنی و مستتری # 14 خانه در دیده گرفتی و تو را یار نشد %~% آنک از چشمه او جوش کند دیده ~~وری # 15 گر شکر را خبری بودی از لذت عشق %~% آب گشتی ز خجالت ننمودی شکری # 16 چشم غیرت ز حسد گوش شکر را کر کرد %~% ترس از آن چشم که در گوش شکر ~~ریخت کری # 17 شیر گردون که همه شیردلان از تو برند %~% جگر و صف شکنی حمیت و استیزه ~~گری # 18 جگر باجگران آب ظفر از تو خورند %~% به کمینگاه دل اهل دلان بی‌جگری # 19 شیر ز آتش برمد سخت و دل آتشکده‌ای است %~% جان پروانه بود بر شرر شمع ~~جری # 20 پر پروانه ms1619 بسوزد جز پروانه دل %~% که پرش ده پره گردد ز فروغ شرری # 21 شاه حلمی ز خلا زیر پر دل می‌رو %~% تا تو را علم دهد واهب انسان و ~~پری # 22 رو به مریخ بگو که بنگر وصلت دل %~% تا که خنجر بنهی هیچ سری را نبری # 23 گر توانی عوض سر سر دیگر دادن %~% سزد ار سر ببری حاکم و وهاب سری # 24 سر ز تو یافت سری پر ز تو دزدید پری %~% ز تو آموخت تری و ز تو آورد ~~زری # 25 شیشه گر کو به دمی صد قدح و جام کند %~% قدحی گر شکند زو نتوان گشت ~~بری # 26 مشتری را نرسد لاف که من سیمبرم %~% که نبود و نبود سیمبری سیم بری # 27 مشتری بود زلیخا مه کنعانی را %~% سیم بر بود بر سیم بر از زرشمری # 28 زهره زخمه زن آخر بشنو زخمه دل %~% بتری غره مشو چنگ کنندت بتری # 29 چنگ دل چند از این چنگ و دف و نای شکست %~% وای بر مادر تو گر نکند دل ~~پدری # 30 ای عطارد بس از این کاغذ و از حبر و قلم %~% زفتی و لاف و تکبر حیل و ~~پرهنری # 31 گر پلنگی به یکی باد چو موشی گردی %~% ور تو شیری به یکی برق ز روبه ~~بتری # 32 سر قدم کن چو قلم بر اثر دل می‌رو %~% که اثرهاست نهان در عدم و ~~بی‌صوری PageV1P2871 ### || [genre: Gh] # 1 رو رو ای جان سبک خیز غریب سفری %~% سوی دریای معانی که گرامی گهری # 2 برگذشتی ز بسی منزل اگر یادت هست %~% مکن استیزه کز این مصطبه هم ~~برگذری # 3 پر فروشوی از این آب و گل و باش سبک %~% پی یاران پریده چه کنی که نپری # 4 هین سبو بشکن و در جوی رو ای آب حیات %~% پیش هر کوزه شکن چند کنی کاسه ~~گری # 5 زین سر کوه چو سیلاب سوی دریا رو %~% که از ms1620 این کوه نیاید تن کس را ~~کمری # 6 بس کن از شمس مبر نه به غروب و نه شروق %~% که از او گه چو هلالی و گهی ~~چون قمری PageV1P2872 ### || [genre: Gh] # 1 سحری کرد ندایی عجب آن رشک پری %~% که گریزید ز خود در چمن بی‌خبری # 2 رو به دل کردم و گفتم که زهی مژده خوش %~% که دهد خاک دژم را صفت ~~جانوری # 3 همه ارواح مقدس چو تو را منتظرند %~% تو چرا جان نشوی و سوی جانان نپری # 4 در مقامی که چنان ماه تو را جلوه کند %~% کفر باشد که از این سو و از ~~آن سو نگری # 5 گر تو چون پشه به هر باد پراکنده شوی %~% پس نشاید که تو خود را ز ~~همایان شمری # 6 بمترسان دل خود را تو به تهدید خسان %~% که نشاید که خسان را به یکی خس ~~بخری # 7 حیله می‌کرد دلم تا ز غمش سر ببرد %~% گفتم ای ابله اگر سر ببری سر ~~نبری # 8 شمس تبریز خیالت سوی من کژ نگریست %~% رفتم از دست و بگفتم که چه شیرین ~~نظری PageV1P2873 ### || [genre: Gh] # 1 نی تو شکلی دگری سنگ نباشی تو زری %~% سنگ هم بوی برد نیز که زیباگهری # 2 دل نهادم که به همسایگیت خانه کنم %~% که بسی نادر و سبز و تر و عالی ~~شجری # 3 سبزه‌ها جمله در این سبزی تو محو شوند %~% من چه گویم که تری تو نماند ~~به تری # 4 گر چه چون شیر و شکر با همه آمیخته‌ای %~% هیچ عقلی نپذیرد ز تو که زین ~~نفری PageV1P2874 ### || [genre: Gh] # 1 شکنی شیشه مردم گرو از من گیری %~% همه شب عهد کنی روز شکستن گیری # 2 شیری و شیرشکن کینه ز خرگوش مکش %~% قادری که شکنی شیر و تهمتن گیری # 3 ای سلیمان که به فرمانت بود دیو و پری %~% بی گنه مور چرا بر سر خرمن ~~گیری # 4 ننگری هیچ غنی را و ms1621 یکی عوری را %~% خوش گریبان کشی و گوشه دامن گیری # 5 هین مترس ای دل از آن جور که مؤمن آن جاست %~% ای دل ار عاقلی آرام به ~~مؤمن گیری # 6 ترک یک قطره کنی ماهی دریا باشی %~% ترک یک حبه کنی ملکت مخزن گیری # 7 دور از آبی تو چو روغن چو همه او نشوی %~% چون شدی او پس از آن آب ز ~~روغن گیری # 8 ننگ مردانی اگر او به جفا نیزه کشد %~% به سوی او نروی و پی جوشن گیری ~~PageV1P2875 ### || [genre: Gh] # 1 بر یکی بوسه حقستت که چنان می‌لرزی %~% ز آنک جان است و پی دادن جان ~~می‌لرزی # 2 از دم و دمدمه آیینه دل تیره شود %~% جهت آینه بر آینه دان می‌لرزی # 3 این جهان روز و شب از خوف و رجا لرزان است %~% چونک تو جان جهانی تو ~~جهان می‌لرزی # 4 چون قماشات تو اندر همه بازار که راست %~% سزدت گر جهت سود و زیان ~~می‌لرزی # 5 تا که نخجیر تو از بیم تو خود چون لرزد %~% که تو صیادی و با تیر و ~~کمان می‌لرزی # 6 تو به صورت مهی اما به نظر مریخی %~% قاصد کشتن خلقی چو سنان می‌لرزی # 7 گه پی فتنه گری چون می خم می‌جوشی %~% گه چو اعضای غضوب از غلیان ~~می‌لرزی # 8 دل چو ماه از پی خورشید رخت دق دارد %~% تو چرا همچو دل اندر خفقان ~~می‌لرزی # 9 به لطف جان بهاری تو و سرسبزی باغ %~% باز چون برگ تو از باد خزان ~~می‌لرزی # 10 خلق چون برگ و تو باد و همه لرزان تواند %~% ظاهرا صف شکنی و به نهان ~~می‌لرزی # 11 قصر شکری که به تو هر کی رسد شکر کند %~% سقف صبری تو که از بار گران ~~می‌لرزی # 12 چون که قاف یقین راسخ و بی‌لرزه بود %~% در گمانی تو مگر که چو کمان ~~می‌لرزی # 13 دم فروکش هله ای ناطق ظنی و خمش ms1622 %~% کز دم فال زنان همچو زنان می‌لرزی ~~PageV1P2876 ### || [genre: Gh] # 1 هله تا ظن نبری کز کف من بگریزی %~% حیله کم کن نگذارم که به فن بگریزی # 2 جان شیرین تو در قبضه و در دست من است %~% تن بی‌جان چه کند گر تو ز تن ~~بگریزی # 3 گر همه زهرم با خوی منت باید ساخت %~% پس تو پروانه نه ای گر ز لگن ~~بگریزی # 4 چون کدو بی‌خبری زین که گلویت بستم %~% بستم و می‌کشمت چون ز رسن ~~بگریزی # 5 بلبلان و همه مرغان خوش و شاد از چمنند %~% جغد و بوم و جعلی گر ز چمن ~~بگریزی # 6 چون گرفتار منی حیله میندیش آن به %~% که شوی مرده و در خلق حسن بگریزی # 7 تو که قاف نه‌ای گر چو که از جا بروی %~% تو زر صاف نه‌ای گر ز شکن ~~بگریزی # 8 جان مردان همه از جان تو بیزار شوند %~% چون مخنث اگر از خوب ختن ~~بگریزی # 9 تو چو نقشی نرهی از کف نقاش مکوش %~% وثنی چون ز کف کلک و شمن بگریزی # 10 من تو را ماه گرفتم هله خورشید تویی %~% در خسوفی گر از این برج و بدن ~~بگریزی # 11 تو ز دیوی نرهی گر ز سلیمان برمی %~% وز غریبی نرهی چون ز وطن بگریزی # 12 نه خمش کن که مرا با تو هزاران کار است %~% خود سهیلت نهلد تا ز یمن ~~بگریزی PageV1P2877 ### || [genre: Gh] # 1 ننگ هر قافله در شش دره ابلیسی %~% تو به هر نیت خود مسخره ابلیسی # 2 از برای علف دیو تو قربان تنی %~% بز دیوی تو مگر یا بره ابلیسی # 3 سره مردا چه پشیمان شده‌ای گردن نه %~% که در این خوردن سیلی سره ~~ابلیسی # 4 شلغم پخته تو امید ببر زان تره زار %~% ز آنک در خدمت نان چون تره ~~ابلیسی # 5 نان ببینی تو و حیزانه درافتی در رو %~% عاشق نطفه دیو و نره ابلیسی # 6 نیت روزه ms1623 کنی توبره گوید کای خر %~% سر فروکن خر باتوبره ابلیسی # 7 از حقیقت خبرت نیست که چون خواهد بود %~% تو بدان علم و هنر قوصره ~~ابلیسی # 8 در غم فربهی گوشت تو لاغر گشتی %~% ناله برداشته چون حنجره ابلیسی # 9 کفر و ایمان چه می‌خور چو سگان قی می‌کن %~% ز آنک تو مؤمنه و کافره ~~ابلیسی # 10 تا دم مرگ و دم غرغره چون سرکه بد %~% ترش و گنده تو چون غرغره ابلیسی # 11 گرد آن دایره گرده و خوان پر چو مگس %~% تا قیامت تو که از دایره ~~ابلیسی PageV1P2878 ### || [genre: Gh] # 1 به حق و حرمت آنک همگان را جانی %~% قدحی پر کن از آنک صفتش می‌دانی # 2 همه را زیر و زبر کن نه زبر مان و نه زیر %~% تا بدانند که امروز در ~~این میدانی # 3 آتش باده بزن در بنه شرم و حیا %~% دل مستان بگرفت از طرب پنهانی # 4 وقت آن شد که دل رفته به ما بازآری %~% عقل‌ها را چو کبوتربچگان پرانی # 5 نکته می‌گویی در حلقه مستان خراب %~% خوش بود گنج که درتابد در ویرانی # 6 می جوشیده بر این سوختگان گردان کن %~% پیش خامان بنه آن قلیه و آن ~~بورانی # 7 چه شدم من تو بگو هم که چه دانم شده‌ای %~% کی بگوید لب تو حرف بدین ~~آسانی PageV1P2879 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو ما را به جفای صنمان ترسانی %~% شکم گرسنگان را تو به نان ترسانی # 2 و به دشنام بتم آیی و تهدید دهی %~% مردگان را بنشانی و به جان ترسانی # 3 ور به مجنون سقطی از لب لیلی آری %~% همچو مخمورکش از رطل گران ترسانی # 4 من که چون دیگ بر آتش ز تبش خشک لبم %~% گوش آنم کم از آن چرب زبان ~~ترسانی # 5 گرگ هجران پی من کرد و مرا ننگ آورد %~% گرگ ترسد نه من ار تو به شبان ~~ترسانی # 6 باده‌ای گر تو ز تلخی ویم ms1624 بیم دهی %~% ساده‌ای گر مگسان را تو بخوان ~~ترسانی # 7 پاکبازند و مقامر که در این جا جمعند %~% نیست تاجر که تو او را به ~~زیان ترسانی # 8 چون خیالات لطیفند نه خونند و نه گوشت %~% که تو تیری بزنی یا به کمان ~~ترسانی PageV1P2880 ### || [genre: Gh] # 1 تیغ را گر تو چو خورشید دمی رنده زنی %~% بر سر و سبلت این خنده زنان ~~خنده زنی # 2 ژنده پوشیدی و جامه ملکی برکندی %~% پاره پاره دل ما را تو بر آن ژنده ~~زنی # 3 هر کی بندی است از این آب و از این گل برهد %~% گر تو یک بند از آن طره ~~بر این بنده زنی # 4 ساقیا عقل کجا ماند یا شرم و ادب %~% زان می لعل چو بر مردم شرمنده زنی # 5 ماه فربه شود آن سان که نگنجد در چرخ %~% گر تو تابی ز رخت بر مه ~~تابنده زنی # 6 ماه می‌گوید با زهره که گر مست شوی %~% ز آنچ من مست شدم ضرب پراکنده ~~زنی # 7 ماه تا ماهی از این ساقی جان سرمستند %~% نقد بستان تو چرا لاف ز آینده ~~زنی # 8 خیز کامروز همایون و خوش و فرخنده‌ست %~% خاصه که چشم بر آن چهره ~~فرخنده زنی # 9 سر باز از کله و پاش از این کنده غمی است %~% برهد پاش اگر تیشه بر این ~~کنده زنی # 10 هله ای باز کله بازده و پر بگشا %~% وقت آن شد که بر آن دولت پاینده ~~زنی # 11 همچو منصور تو بر دار کن این ناطقه را %~% چو زنان چند بر این پنبه و ~~پاغنده زنی PageV1P2881 ### || [genre: Gh] # 1 چه حریصی که مرا بی‌خور و بی‌خواب کنی %~% درکشی روی و مرا روی به ~~محراب کنی # 2 آب را در دهنم تلختر از زهر کنی %~% زهره‌ام را ببری در غم خود آب کنی # 3 سوی حج رانی و در بادیه‌ام قطع کنی %~% اشتر و رخت مرا قسمت اعراب ms1625 کنی # 4 گه ببخشی ثمر و زرع مرا خشک کنی %~% گه به بارانش همی سخره سیلاب کنی # 5 چون ز دام تو گریزم تو به تیرم دوزی %~% چون سوی دام روم دست به مضراب ~~کنی # 6 باادب باشم گویی که برو مست نه‌ای %~% بی ادب گردم تو قصه آداب کنی # 7 گر بباری تو چو باران کرم بر بامم %~% هر دو چشمم ز نم و قطره چو میزاب ~~کنی # 8 گه عزلت تو بگویی که چو رهبان گشتی %~% گه صحبت تو مرا دشمن اصحاب کنی # 9 گر قصب وار نپیچم دل خود در غم تو %~% چون قصب پیچ مرا هالک مهتاب کنی # 10 در توکل تو بگویی که سبب سنت ماست %~% در تسبب تو نکوهیدن اسباب کنی # 11 باز جان صید کنی چنگل او درشکنی %~% تن شود کلب معلم تش بی‌ناب کنی # 12 زرگر رنگ رخ ما چو دکانی گیرد %~% لقب زرگر ما را همه قلاب کنی # 13 من که باشم که به درگاه تو صبح صادق %~% هست لرزان که مباداش که کذاب ~~کنی # 14 همه را نفی کنی بازدهی صد چندان %~% دی دهی و به بهارش همه ایجاب کنی # 15 بزنی گردن انجم تو به تیغ خورشید %~% بازشان هم تو فروز رخ عناب کنی # 16 چو خمش کرد بگویی که بگو و چو بگفت %~% گوییش پس تو چرا فتح چنین باب ~~کنی PageV1P2882 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده بتا نرخ شکر می‌شکنی %~% چه زند پیش عقیق تو عقیق یمنی # 2 گلرخا سوی گلستان دو سه هفته بمرو %~% تا ز شرم تو نریزد گل سرخ چمنی # 3 گل چه باشد که اگر جانب گردون نگری %~% سرنگون زهره و مه را ز فلک ~~درفکنی # 4 حق تو را از جهت فتنه و شور آورده‌ست %~% فتنه و شور و قیامت نکنی پس ~~چه کنی # 5 روی چون آتش از آن داد که دل‌ها سوزی %~% شکن زلف بدان داد که دل‌ها ~~شکنی # 6 دل ms1626 ما بتکده‌ها نقش تو در وی شمنی %~% هر بتی رو به شمن کرده که تو آن ~~منی # 7 برمکن تو دل خود از من ازیرا به جفا %~% گر که قاف شود دل تو ز بیخش ~~بکنی # 8 در تک چاه زنخدان تو نادر آبی است %~% که به هر چه که درافتم بنماید ~~رسنی # 9 در غمت بوالحسنان مذهب و دین گم کردند %~% زان سبب که حسن اندر حسن ~~اندر حسنی # 10 زیرکان را رخ تو مست از آن می‌دارد %~% تا در این بزم ندانند که تو در ~~چه فنی # 11 کافری ای دل اگر در جز او دل بندی %~% کافری ای تن اگر بر جز این عشق ~~تنی # 12 بی وی ار بر فلکی تو به خدا در گوری %~% هر چه پوشی بجز از خلعت او در ~~کفنی # 13 شمس تبریز که در روح وطن ساخته‌ای %~% جان جان‌هاست وطن چونک تو جان ~~را وطنی PageV1P2883 ### || [genre: Gh] # 1 هله آن به که خوری این می و از دست روی %~% تا به هر جا که روی خوشدل و ~~سرمست روی # 2 چرخ گردان به تو گردد که تو آب اویی %~% ماه چرخی چه زیان دارد اگر پست ~~روی # 3 ماهیی لیک چنان مست توست آن دریا %~% همه دریا ز پی آید چو تو در شست ~~روی # 4 صدقات همه شاهان که سوی نیست رود %~% رو سوی هست نهد چون تو سوی هست ~~روی # 5 سابق تیزروانی تو در این راه دراز %~% وز ره رفق تو با این دو سه پابست ~~روی # 6 کسب عیش ابد آموز ز شمس تبریز %~% تا در آن مجلس عیشی که جنان است روی ~~PageV1P2884 ### || [genre: Gh] # 1 اگر امشب بر من باشی و خانه نروی %~% یا علی شیر خدا باشی یا خود علوی # 2 اندک اندک به جنون راه بری از دم من %~% برهی از خرد و ناگه دیوانه شوی # 3 کهنه و پیر شدی زین خرد پیر ms1627 گریز %~% تا بهار تو نماید گل و گلزار نوی # 4 به خیالی به من آیی به خیالی بروی %~% این چه رسوایی و ننگ است زهی بند ~~قوی # 5 به ترازوی زر ار راه دهندت غلط است %~% بجوی زر بنه ارزی چو همان حب ~~جوی # 6 پیک لابد بدود کیک چو او هم بدود %~% پس کمال تو در آن نیست که یاوه ~~بدوی # 7 بهر بردن بدو از هیبت مردن بمدو %~% بهر کعبه بدو ای جان نه ز خوف بدوی # 8 باش شب‌ها بر من تا به سحر تا که شبی %~% مه برآید برهی از ره و همراه ~~غوی # 9 همه کس بیند رخساره مه را از دور %~% خنک آن کس که برد از بغل مه گروی # 10 مه ز آغاز چو خورشید بسی تیغ کشد %~% که ببرم سر تو گر تو از این جا ~~نروی # 11 چون ببیند که سر خویش نمی‌گیرد او %~% گوید او را که حریفی و ظریفی و ~~روی # 12 من توام ور تو نیم یار شب و روز توام %~% پدر و مادر و خویش تو به ~~منهاج سوی # 13 چه شود گر من و تو بی‌من و تو جمع شویم %~% فرد باشیم و یکی کوری چشم ~~ثنوی PageV1P2885 ### || [genre: Gh] # 1 بده ای کف تو را قاعده لطف افزایی %~% کف دریا چه کند خواجه بجز دریایی # 2 چون تو خواهی که شکرخایی غلط اندازی %~% ز پی خشم رهی ساعد و کف ~~می‌خایی # 3 صنما مغلطه بگذار و مگو تا فردا %~% چون تویی پای علم نقد که را ~~می‌پایی # 4 ترشم گفتی و پیش شکر بی‌حد تو %~% عسل و قند چه دارند بجز سرکایی # 5 گر چه من روترشم لیک خم سرکه نیم %~% ور چه هر جا بروم لیک نیم هرجایی # 6 گر تو خوبی و منم آینه روی خوشت %~% پیش رو دار مرا چونک جهان آرایی # 7 نی غلط گفتم سرمست بدم زفت زدم %~% کی بود آینه ms1628 را با رخ تو گنجایی # 8 نو فسونی است مرا سخت عجب پیشتر آ %~% تا به گوش تو فروخوانم ای بینایی ~~PageV1P2886 ### || [genre: Gh] # 1 به شکرخنده اگر می‌ببرد جان ز کسی %~% می‌دهد جان خوشی پرطربی پرهوسی # 2 گه سحر حمله برد بر همه چون خورشیدی %~% گه به شب گشت کند بر دل و جان ~~چون عسسی # 3 گه یکی تنگ شکربار کند بهر نثار %~% گه شود طوطی جان گر بچشد زان مگسی # 4 گه مدرس شود و درس کند بر سر صدر %~% تا شود کن فیکون صدر جهان مرتبسی # 5 گه دمد یک نفسی عیسی مریم سازد %~% تا گواه نفسش باشد عیسی نفسی # 6 گه خسی را بکشد سرمه جان در دیده %~% گه نماید دو جهان در نظرش همچو ~~خسی # 7 متزمن نظری داری و هرچ آید پیش %~% هم بر آن چفسد و حمله نبرد پیش و ~~پسی # 8 صالح او آمد و این هر دو جهان یک اشتر %~% ما همه نعره زنان زنگله ~~همچون جرسی PageV1P2887 ### || [genre: Gh] # 1 ای که تو چشمه حیوان و بهار چمنی %~% چو منی تو خود خود را کی بگوید چو ~~منی # 2 من شبم تو مه بدری مگریز از شب خویش %~% مه کی باشد که تو خورشید دو صد ~~انجمی # 3 پاسبان در تو ماه برین بام فلک %~% تو که در مقعد صدقی چو شه اندر وطنی # 4 ماه پیمانه عمر است گهی پر گه نیم %~% تو به پیمانه نگنجی تو نه عمر ~~زمنی # 5 هر کی در عهد تو از جور زمانه گله کرد %~% سزد ار کفش جفا بر دهن او ~~بزنی # 6 کاین زمانه چو تن است و تو در او چون جانی %~% جان بود تن نبود تن چو ~~تو جان جان تنی # 7 سجده کردند ملایک تن آدم را زود %~% پرتو جان تو دیدند در آن جسم سنی # 8 اهرمن صورت گل دید و سرش سجده نکرد %~% چوب رد بر سرش ms1629 آمد که برو ~~اهرمنی PageV1P2888 ### || [genre: Gh] # 1 سخن تلخ مگو ای لب تو حلوایی %~% سر فروکن به کرم ای که بر این بالایی # 2 هر چه گویی تو اگر تلخ و اگر شور خوش است %~% گوهر دیده و دل جانی و ~~جان افزایی # 3 نه به بالا نه به زیری و نه جان در جهت است %~% شش جهت را چه کنم در دل ~~خون پالایی # 4 سر فروکن که از آن روز که رویت دیدم %~% دل و جان مست شد و عقل و خرد ~~سودایی # 5 هر کی او عاشق جسم است ز جان محروم است %~% تلخ آید شکر اندر دهن ~~صفرایی # 6 ای که خورشید تو را سجده کند هر شامی %~% کی بود کز دل خورشید به بیرون ~~آیی # 7 آفتابی که ز هر ذره طلوعی داری %~% کوه‌ها را جهت ذره شدن می‌سایی # 8 چه لطیفی و ز آغاز چنان جباری %~% چه نهانی و عجب این که در این غوغایی # 9 گر خطا گفتم و مقلوب و پراکنده مگیر %~% ور بگیری تو مرا بخت نوم ~~افزایی # 10 صورت عشق تویی صورت ما سایه تو %~% یک دمم زشت کنی باز توام آرایی # 11 می‌نماید که مگر دوش به خوابت دیدم %~% که من امروز ندارم به جهان ~~گنجایی # 12 ساربانا بمخوابان شتر این منزل نیست %~% همرهان پیش شدستند که را ~~می‌پایی # 13 هین خمش کن که ز دم آتش دل شعله زند %~% شعله دم می‌زند این دم تو چه ~~می‌فرمایی # 14 شمس تبریز چو در شمس فلک درتابد %~% تابش روز شود از وی نابینایی ~~PageV1P2889 ### || [genre: Gh] # 1 هر کی از نیستی آید به سوی او خبری %~% اندر او از بشریت بنماید اثری # 2 التفاتی نبود همت او را به علل %~% گر علل گیرد جمله ز علی تا به ثری # 3 هر کسی که متلاشی شود و محو ز خویش %~% به سوی او کند از عین حقیقت ~~نظری # 4 جوهری بیند صافی ms1630 متحلی به حلل %~% متمکن شده در کالبد جانوری # 5 تو به صورت چه قناعت کنی از صحبت او %~% رو دگر شو تو به تحقیق که او ~~شد دگری # 6 بشنو شکر وی از من که به جان و سر تو %~% که بدان لطف و حلاوت نچشیدم ~~شکری PageV1P2890 ### || [genre: Gh] # 1 ای شه جاودانی وی مه آسمانی %~% چشمه زندگانی گلشن لامکانی # 2 تا زلال تو دیدم قصه جان شنیدم %~% همچو جان ناپدیدم در تک بی‌نشانی # 3 عاشق مشک خوش بو می‌کند صید آهو %~% می‌رود مست هر سو یا تواش می‌دوانی # 4 ای شکر بنده تو زان شکرخنده تو %~% ای جهان زنده از تو غرقه زندگانی # 5 روز شد های مستان بشنوید از گلستان %~% می‌کند مرغ دستان شیوه دلستانی # 6 شیوه یاسمین کن سر بجنبان چنین کن %~% خانه پرانگبین کن چون شکر ~~می‌فشانی # 7 نرگست مست گشته جنیی یا فرشته %~% با شکر درسرشته غنچه گلستانی # 8 با چنین ساقی حق با خودی کفر مطلق %~% می‌زند جان معلق با می رایگانی # 9 روز و شب ای برادر مست و بی‌خویش خوشتر %~% مست الله اکبر کش نبوده است ~~ثانی # 10 نام او جان جان‌ها یاد او لعل کان‌ها %~% عشق او در روان‌ها هم امان ~~هم امانی # 11 چون برم نام او را دررسد بخت خضرا %~% اسم شد پس مسما بی‌دوی بی‌توانی # 12 چند مستند پنهان اندر این سبز میدان %~% می‌روم سوی ایشان با تو گفتم ~~تو دانی # 13 جان ویسند و رامین سخت شیرین شیرین %~% مفخر آل یاسین وز خدا ارمغانی # 14 تو اگر می‌شتابی سوی مرغان آبی %~% آب حیوان بیابی قلزم شادمانی # 15 چرب و شیرین بخوردی عیش و عشرت بکردی %~% سوی عشق آی یک شب هم ببین ~~میزبانی # 16 ما هم از بامدادان بیخود و مست و شادان %~% ای شه بامرادان مستمان ~~می‌کشانی # 17 با ظریفان و خوبان تا به شب پای کوبان %~% وز می پیر رهبان هر دمی ~~دوستگانی # 18 این ms1631 قدح می شتابد تا شما را بیابد %~% در دل و جان بتابد از ره ~~بی‌دهانی # 19 ای که داری تو فهمی قبض کن قبض اعمی %~% غیر این نیست چیزی تو مباش ~~امتحانی # 20 غیر این نیست راهی غیر این نیست شاهی %~% غیر این نیست ماهی غیر این ~~جمله فانی # 21 نی خمش کن خمش کن رو به قاصد ترش کن %~% ترک اصحاب هش کن باده خور در ~~نهانی PageV1P2891 ### || [genre: Gh] # 1 قدر غم گر چشم سر بگریستی %~% روز و شب‌ها تا سحر بگریستی # 2 آسمان گر واقفستی زین فراق %~% انجم و شمس و قمر بگریستی # 3 زین چنین عزلی شه ار واقف شدی %~% بر خود و تاج و کمر بگریستی # 4 گر شب گردک بدیدی این طلاق %~% بر کنار و بوسه بربگریستی # 5 گر شراب لعل دیدی این خمار %~% بر قنینه و شیشه گر بگریستی # 6 گر گلستان واقفستی زین خزان %~% برگ گل بر شاخ تر بگریستی # 7 مرغ پران واقفستی زین شکار %~% سست کردی بال و پر بگریستی # 8 گر فلاطون را هنر نفریفتی %~% نوحه کردی بر هنر بگریستی # 9 روزن ار واقف شدی از دود مرگ %~% روزن و دیوار و در بگریستی # 10 کشتی اندر بحر رقصان می‌رود %~% گر بدیدی این خطر بگریستی # 11 آتش این بوته گر ظاهر شدی %~% محتشم بر سیم و زر بگریستی # 12 رستم ار هم واقفستی زین ستم %~% بر مصاف و کر و فر بگریستی # 13 این اجل کر است و ناله نشنود %~% ور نه با خون جگر بگریستی # 14 دل ندارد هیچ این جلاد مرگ %~% ور دلش بودی حجر بگریستی # 15 گر نمودی ناخنان خویش مرگ %~% دست و پا بر همدگر بگریستی # 16 وقت پیچاپیچ اگر حاضر شدی %~% ماده بز بر شیر نر بگریستی # 17 مادر فرزندخوار آمد زمین %~% ور نه بر مرگ پسر بگریستی # 18 جان شیرین دادن از تلخی مرگ %~% گر شدی پیدا شکر بگریستی # 19 داندی مقری که عرعر ms1632 می‌کند %~% ترک کردی عر و عر بگریستی # 20 گر جنازه واقفستی زین کفن %~% این جنازه بر گذر بگریستی # 21 کودک نوزاد می‌گرید ز نقل %~% عاقلستی بیشتر بگریستی # 22 لیک بی‌عقلی نگرید طفل نیز %~% ور نه چشم گاو و خر بگریستی # 23 با همه تلخی همین شیرین ما %~% چاره دیدی چون مطر بگریستی # 24 زان که شیرین دید تلخی‌های مرگ %~% زان چه دید آن دیده ور بگریستی # 25 که گذشت آن من و رفت آنچ رفت %~% کو خبر تا زین خبر بگریستی # 26 تیر زهرآلود کآمد بر جگر %~% بر سپر جستی سپر بگریستی # 27 زیر خاکم آن چنانک این جهان %~% شاید ار زیر و زبر بگریستی # 28 هین خمش کن نیست یک صاحب نظر %~% ور بدی صاحب نظر بگریستی # 29 شمس تبریزی برفت و کو کسی %~% تا بر آن فخرالبشر بگریستی # 30 عالم معنی عروسی یافت زو %~% لیک بی‌او این صور بگریستی # 31 این جهان را غیر آن سمع و بصر %~% گر بدی سمع و بصر بگریستی ~~PageV1P2892 ### || [genre: Gh] # 1 با چنین رفتن به منزل کی رسی %~% با چنین خصلت به حاصل کی رسی # 2 بس گران جانی و بس اشتردلی %~% در سبک روحان یک دل کی رسی # 3 با چنین زفتی چگونه کم زنی %~% با چنین وصلت به واصل کی رسی # 4 چونک اندر سر گشادی نیستت %~% در گشاد سر مشکل کی رسی # 5 همچو آبی اندر این گل مانده‌ای %~% پس به پاک از آب و از گل کی رسی # 6 بگذر از خورشید وز مه چون خلیل %~% ور نه در خورشید کامل کی رسی # 7 چون ضعیفی رو به فضل حق گریز %~% ز آنک بی‌مفضل به مفضل کی رسی # 8 بی عنایت‌های آن دریای لطف %~% از چنین موجی به ساحل کی رسی # 9 بی براق عشق و سعی جبرئیل %~% چون محمد در منازل کی رسی # 10 بی پناهان را پناه خود کنی %~% در پناه شاه مقبل کی رسی # 11 ms1633 پیش بسم الله بسمل شو تمام %~% ور نه چون مردی به بسمل کی رسی ~~PageV1P2893 ### || [genre: Gh] # 1 چاره‌ای کو بهتر از دیوانگی %~% بسکلد صد لنگر از دیوانگی # 2 ای بسا کافر شده از عقل خویش %~% هیچ دیدی کافر از دیوانگی # 3 رنج فربه شد برو دیوانه شو %~% رنج گردد لاغر از دیوانگی # 4 در خراباتی که مجنونان روند %~% زود بستان ساغر از دیوانگی # 5 اه چه محرومند و چه بی‌بهره‌اند %~% کیقباد و سنجر از دیوانگی # 6 شاد و منصورند و بس بادولتند %~% فارسان لشکر از دیوانگی # 7 برروی بر آسمان همچون مسیح %~% گر تو را باشد پر از دیوانگی # 8 شمس تبریزی برای عشق تو %~% برگشادم صد در از دیوانگی PageV1P2894 ### || [genre: Gh] # 1 قره العین منی ای جان بلی %~% ماه بدری گرد ما گردان بلی # 2 صد هزاران آفرین بر روی تو %~% می‌فرستد حوری و رضوان بلی # 3 ای چراغ و مشعله هفت آسمان %~% خاکیان را آمدی مهمان بلی # 4 از کمال رحمت و شاهنشهی %~% گنج آید جانب ویران بلی # 5 سرو رحمت چون خرامان شد به باغ %~% یابد ابلیس لعین ایمان بلی # 6 چون شکستی شیشه درویش را %~% واجب آید دادن تاوان بلی # 7 ملک بخشد مالک الملک از کرم %~% علم بخشد علم القرآن بلی # 8 آفتابی چون ز مشرق سر زند %~% ذره‌ها آیند در جولان بلی # 9 جا ربک و الملائک چون رسید %~% هر محال اکنون شود امکان بلی # 10 در فتوح فتحت ابوابها %~% گرددت دشوارها آسان بلی # 11 امشب ای دلدار خواب آلود من %~% خواب را رانی ز نرگسدان بلی # 12 چشم نرگس چون به ترک خواب گفت %~% بر خورد از فرجه بستان بلی # 13 مغز خود را چون ز غفلت پاک روفت %~% بو برد از گلبن و ریحان بلی # 14 روز تا شب مست و شب تا روز مست %~% سخت شیرین باشد این دوران بلی # 15 بلبلا بر منبر گلبن بگو %~% هست محسن درخور احسان بلی ms1634 # 16 چون فزون شد اشتهای مستمع %~% سنگ آرد منطق لقمان بلی # 17 از دیار مصر مر یعقوب را %~% ریح یوسف شد سوی کنعان بلی # 18 گر خمش باشی و سر پنهان کنی %~% سر شود پیدا از آن سلطان بلی # 19 خامشی صبر آمد و آثار صبر %~% هر فرج را می‌کشد از کان بلی ~~PageV1P2895 ### || [genre: Gh] # 1 بوی باغ و گلستان آید همی %~% بوی یار مهربان آید همی # 2 از نثار جوهر یارم مرا %~% آب دریا تا میان آید همی # 3 با خیال گلستانش خارزار %~% نرمتر از پرنیان آید همی # 4 از چنین نجار یعنی عشق او %~% نردبان آسمان آید همی # 5 جوع کلبم را ز مطبخ‌های جان %~% لحظه لحظه بوی نان آید همی # 6 زان در و دیوارهای کوی دوست %~% عاشقان را بوی جان آید همی # 7 یک وفا می‌آر و می‌بر صد هزار %~% این چنین را آن چنان آید همی # 8 هر که میرد پیش حسن روی دوست %~% نابمرده در جنان آید همی # 9 کاروان غیب می‌آید به عین %~% لیک از این زشتان نهان آید همی # 10 نغزرویان سوی زشتان کی روند %~% بلبل اندر گلبنان آید همی # 11 پهلوی نرگس بروید یاسمین %~% گل به غنچه خوش دهان آید همی # 12 این همه رمز است و مقصود این بود %~% کان جهان اندر جهان آید همی # 13 همچو روغن در میان جان شیر %~% لامکان اندر مکان آید همی # 14 همچو عقل اندر میان خون و پوست %~% بی نشان اندر نشان آید همی # 15 وز ورای عقل عشق خوبرو %~% می‌به کف دامن کشان آید همی # 16 وز ورای عشق آن کش شرح نیست %~% جز همین گفتن که آن آید همی # 17 بیش از این شرحش توان کردن ولیک %~% از سوی غیرت سنان آید همی # 18 تن زنم زیرا ز حرف مشکلش %~% هر کسی را صد گمان آید همی PageV1P2896 ### || [genre: Gh] # 1 هر دم ای دل سوی جانان می‌روی %~% وز نظرها سخت پنهان ms1635 می‌روی # 2 جامه‌ها را چاک کردی همچو ماه %~% در پی خورشید رخشان می‌روی # 3 ای نشسته با حریفان بر زمین %~% وز درون بر هفت کیوان می‌روی # 4 پیش مهمانان به صورت حاضری %~% سوی صورتگر به مهمان می‌روی # 5 چون قلم بر دست آن نقاش چست %~% در میان نقش انسان می‌روی # 6 همچو آبی می‌روی در زیر کاه %~% آب حیوانی به بستان می‌روی # 7 در جهان غمگین نماندی گر تو را %~% چشم دیدی چون خرامان می‌روی # 8 ای دریغا خلق دیدی مر تو را %~% چون نهان از جمله خلقان می‌روی # 9 حال ما بنگر ببر پیغام ما %~% چون به پیش تخت سلطان می‌روی PageV1P2897 ### || [genre: Gh] # 1 بار دیگر عزم رفتن کرده‌ای %~% بار دیگر دل چو آهن کرده‌ای # 2 نی چراغ عشرت ما را مکش %~% در چراغ ما تو روغن کرده‌ای # 3 الله الله کاین جهان از روی خود %~% پرگل و نسرین و سوسن کرده‌ای # 4 الله الله تا نگوید دشمنی %~% دوستی و کار دشمن کرده‌ای # 5 الله الله بندگان را جمع دار %~% ای که عالم را تو روشن کرده‌ای # 6 بار دیگر تو به یک سو می‌نهی %~% عشقبازی‌ها که با من کرده‌ای # 7 الله الله کز نثار آستین %~% نفس بد را پاکدامن کرده‌ای # 8 کان زرکوبان صلاح الدین که تو %~% همچو مه از سیم خرمن کرده‌ای ~~PageV1P2898 ### || [genre: Gh] # 1 بوی مشکی در جهان افکنده‌ای %~% مشک را در لامکان افکنده‌ای # 2 صد هزاران غلغله زین بوی مشک %~% در زمین و آسمان افکنده‌ای # 3 از شعاع نور و نار خویشتن %~% آتشی در عقل و جان افکنده‌ای # 4 از کمال لعل جان افزای خویش %~% شورشی در بحر و کان افکنده‌ای # 5 تو نهادی قاعده عاشق کشی %~% در دل عاشق کشان افکنده‌ای # 6 صد هزاران روح رومی روی را %~% در میان زنگیان افکنده‌ای # 7 با یقین پاکشان بسرشته‌ای %~% چونشان اندر گمان افکنده‌ای # 8 چون به دست خویششان کردی خمیر %~% چونشان در قید نان افکنده‌ای # 9 ms1636 هم شکار و هم شکاری گیر را %~% زیر این دام گران افکنده‌ای # 10 پردلان را همچو دل بشکسته‌ای %~% بی دلان را در فغان افکنده‌ای # 11 جان سلطان زادگان را بنده وار %~% پیش عقل پاسبان افکنده‌ای ~~PageV1P2899 ### || [genre: Gh] # 1 فارغم گر گشت دل آواره‌ای %~% از جهان تا کم بود غمخواره‌ای # 2 آفتاب عشق تو تابنده باد %~% تا بریزد هر کجا استاره‌ای # 3 آفتابی کو به کوه طور تافت %~% پاره گشت و لعل شد هر پاره‌ای # 4 تابشش بر چادر مریم رسید %~% طفل گویا گشت در گهواره‌ای # 5 هر کی او منکر شود خورشید را %~% کور اصلی را نباشد چاره‌ای # 6 چون عصای عشق او بر دل بزد %~% صد هزاران چشمه بین از خاره‌ای # 7 چشم بد گر چه که آن چشم من است %~% دور بادا از چنین رخساره‌ای # 8 صد دکان مکر در بازار عشق %~% این چنین در بست از مکاره‌ای # 9 شمس تبریزی به پیش چشم تو %~% حلقه حلقه هر کجا سحاره‌ای PageV1P2900 ### || [genre: Gh] # 1 ای درآورده جهانی را ز پای %~% بانگ نای و بانگ نای و بانگ نای # 2 چیست نی آن یار شیرین بوسه را %~% بوسه جای و بوسه جای و بوسه جای # 3 آن نی بی‌دست و پا بستد ز خلق %~% دست و پای و دست و پای و دست پای # 4 نی بهانه‌ست این نه بر پای نی است %~% نیست الا بانگ پر آن همای # 5 خود خدای است این همه روپوش چیست %~% می‌کشد اهل خدا را تا خدای # 6 ما گدایانیم و الله الغنی %~% از غنی دان آنچ بینی با گدای # 7 ما همه تاریکی و الله نور %~% ز آفتاب آمد شعاع این سرای # 8 در سرا چون سایه آمیز است نور %~% نور خواهی زین سرا بر بام آی # 9 دلخوشی گاهی و گاهی تنگ دل %~% دل نخواهی تنگ رو زین تنگنای ~~PageV1P2901 ### || [genre: Gh] # 1 باوفا یارا جفا آموختی %~% این جفا را از کجا آموختی ms1637 # 2 کو وفاهای لطیفت کز نخست %~% در شکار جان ما آموختی # 3 هر کجا زشتی جفاکاری رسید %~% خوبیش دادی وفا آموختی # 4 ای دل از عالم چنین بیگانگی %~% هم ز یار آشنا آموختی # 5 جانت گر خواهد صنم گویی بلی %~% این بلی را زان بلا آموختی # 6 عشق را گفتم فروخوردی مرا %~% این مگر از اژدها آموختی # 7 آن عصای موسی اژدرها بخورد %~% تو مگر هم زان عصا آموختی # 8 ای دل ار از غمزه‌اش خسته شدی %~% از لبش آخر دوا آموختی # 9 شکر هشتی و شکایت می‌کنی %~% از یکی باری خطا آموختی # 10 زان شکرخانه مگو الا که شکر %~% آن چنان کز انبیا آموختی # 11 این صفا را از گله تیره مکن %~% کاین صفا از مصطفی آموختی # 12 هر چه خلق آموختت زان لب ببند %~% جمله آن شو کز خدا آموختی # 13 عاشقا از شمس تبریزی چو ابر %~% سوختی لیکن ضیا آموختی PageV1P2902 ### || [genre: Gh] # 1 عاقبت از عاشقان بگریختی %~% وز مصاف ای پهلوان بگریختی # 2 سوی شیران حمله بردی همچو شیر %~% همچو روبه از میان بگریختی # 3 قصد بام آسمان می‌داشتی %~% از میان نردبان بگریختی # 4 تو چگونه دارویی هر درد را %~% کز صداع این و آن بگریختی # 5 پس روی انبیا چون می‌کنی %~% چون ز تهدید خسان بگریختی # 6 مرده رنگی و نداری زندگی %~% مرده باشی چون ز جان بگریختی # 7 دستمزد شادمانی صبر توست %~% رو که وقت امتحان بگریختی # 8 صبر می‌کن در حصار غم کنون %~% چون ز بانگ پاسبان بگریختی # 9 کی ببینی چشم تیرانداز را %~% چون ز تیر خرکمان بگریختی # 10 زخم تیغ و تیر چون خواهی کشید %~% چون تو از زخم زبان بگریختی # 11 رو خمش کن بی‌نشانی خامشی است %~% پس چرا سوی نشان بگریختی ~~PageV1P2903 ### || [genre: Gh] # 1 اندرآ در خانه یارا ساعتی %~% تازه کن این جان ما را ساعتی # 2 این حریفان را بخندان لحظه‌ای %~% مجلس ما را بیارا ساعتی # 3 تا ببیند ms1638 آسمان در نیم شب %~% آفتاب آشکارا ساعتی # 4 تا ز قونیه بتابد نور عشق %~% تا سمرقند و بخارا ساعتی # 5 روز کن شب را به یک دم همچو صبح %~% بی درنگ و بی‌مدارا ساعتی # 6 تا ز سینه برزند آن آفتاب %~% همچو آب از سنگ خارا ساعتی # 7 تا ز دارالملک دل برهم زند %~% ملک نوشروان و دارا ساعتی PageV1P2904 ### || [genre: Gh] # 1 گوید آن دلبر که چون همدل شدی %~% با هوس همراه و هم منزل شدی # 2 از میان نقش‌ها پنهان شدی %~% در جهان جان‌ها حاصل شدی # 3 هم برآوردی سر از لطف خدا %~% هم به شمشیر خدا بسمل شدی # 4 پیش آتش رو تو از نقصان مترس %~% چونک از آتش چنین کامل شدی # 5 عشرت دیوانگان را دیده‌ای %~% ننگ بادت باز چون عاقل شدی # 6 چون نه‌ای حیوان چه مست سبزه‌ای %~% چون نمردی چون در آب و گل شدی # 7 آستین شه صلاح الدین بگیر %~% ور نگیری باطل باطل شدی PageV1P2905 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابا سوی مه رویان شدی %~% چرخ را چون ذره‌ها برهم زدی # 2 آتشی در کفر و ایمان شعله زد %~% چون بگستردی تو دین بیخودی # 3 پست و بالا عشق پر شد همچو بحر %~% چشمه چشمه جوش جوش سرمدی # 4 عالمی پرآتش عشاق بود %~% بر سر آتش تو آتش آمدی # 5 هر سحرگه پیش قانون‌های تو %~% سجده آرد دین پاک احمدی # 6 بی وجودی گر تو را نقصان نهد %~% بی وجودان را چه نیکی یا بدی # 7 خاک پای شمس تبریزی ببوس %~% تا برآری سر ز سعد و اسعدی PageV1P2906 ### || [genre: Gh] # 1 باوفاتر گشت یارم اندکی %~% خوش برآمد دی نگارم اندکی # 2 دی بخندید آن بهار نیکوان %~% گشت خندان روزگارم اندکی # 3 خوش برآمد آن گل صدبرگ من %~% سبزتر شد سبزه زارم اندکی # 4 صبحدم آن صبح من زد یک نفس %~% زان نفس من برقرارم اندکی # 5 ابر من دی بر لب دریا نشست %~% خاک شو تا ms1639 بر تو بارم اندکی # 6 خوش ببارم خاک را گل‌ها دهم %~% باش کاندر دست خارم اندکی # 7 مهلتم ده خوش به خوش از سر مرو %~% صبر کن تا سر بخارم اندکی # 8 نی غلط گفتم که اندر عشق او %~% کافرم گر صبر دارم اندکی PageV1P2907 ### || [genre: Gh] # 1 هست امروز آنچ می‌باید بلی %~% هست نقل و باده بی‌حد بلی # 2 هست ای ساقی خوب از بامداد %~% کان شیرینی بنامیزد بلی # 3 آفتاب امروز گشته‌ست از پگاه %~% ساقی صد زهره و فرقد بلی # 4 شد عطارد مست و اشکسته قلم %~% لوح شست از هوز و ابجد بلی # 5 مطرب ناهید بربط می‌نواخت %~% هر چه می‌گفت آن چنان آمد بلی # 6 دفتر عشقش چو برخواند خرد %~% پرشکر گردد دل کاغذ بلی # 7 گشت حاصل آرزوی دل نعم %~% گشت هر سعدی کنون اسعد بلی # 8 چونک سلطان ملاحت داد داد %~% داد بستانیم از هر دد بلی # 9 بس کنم کاین قصه‌ای بی‌منتهاست %~% کز سخن دیگر سخن زاید بلی ~~PageV1P2908 ### || [genre: Gh] # 1 باز گردد عاقبت این در بلی %~% رو نماید یار سیمین بر بلی # 2 ساقی ما یاد این مستان کند %~% بار دیگر با می و ساغر بلی # 3 نوبهار حسن آید سوی باغ %~% بشکفد آن شاخه‌های تر بلی # 4 طاق‌های سبز چون بندد چمن %~% جفت گردد ورد و نیلوفر بلی # 5 دامن پرخاک و خاشاک زمین %~% پر شود از مشک و از عنبر بلی # 6 آن بر سیمین و این روی چو زر %~% اندرآمیزند سیم و زر بلی # 7 این سر مخمور اندیشه پرست %~% مست گردد زان می احمر بلی # 8 این دو چشم اشکبار نوحه گر %~% روشنی یابد از آن منظر بلی # 9 گوش‌ها که حلقه در گوش وی است %~% حلقه‌ها یابند از آن زرگر بلی # 10 شاهد جان چون شهادت عرضه کرد %~% یابد ایمان این دل کافر بلی # 11 چون براق عشق از گردون رسید %~% وارهد عیسی جان زین خر بلی # 12 ms1640 جمله خلق جهان در یک کس است %~% او بود از صد جهان بهتر بلی # 13 من خمش کردم ولیکن در دلم %~% تا ابد روید نی و شکر بلی PageV1P2909 ### || [genre: Gh] # 1 طبع چیزی نو به نو خواهد همی %~% چیز نو نو راهرو خواهد همی # 2 سر نو خواهی که تا خندان شود %~% سر دو گوش سرشنو خواهد همی # 3 جان پاکان طالب جان زر است %~% جان حیوان کاه و جو خواهد همی # 4 گفته مستان ساقیا هل من مزید %~% ساقی از مستان گرو خواهد همی # 5 رو به سر چون سیل تا بحر حیات %~% جوی کن کان آب گو خواهد همی ~~PageV1P2910 ### || [genre: Gh] # 1 با من ای عشق امتحان‌ها می‌کنی %~% واقفی بر عجزم اما می‌کنی # 2 ترجمان سر دشمن می‌شوی %~% ظن کژ را در دلش جا می‌کنی # 3 هم تو اندر بیشه آتش می‌زنی %~% هم شکایت را تو پیدا می‌کنی # 4 تا گمان آید که بر تو ظلم رفت %~% چون ضعیفان شور و شکوی می‌کنی # 5 آفتابی ظلم بر تو کی کند %~% هر چه می‌خواهی ز بالامی کنی # 6 می‌کنی ما را حسود همدگر %~% جنگ ما را خوش تماشا می‌کنی # 7 عارفان را نقد شربت می‌دهی %~% زاهدان را مست فردا می‌کنی # 8 مرغ مرگ اندیش را غم می‌دهی %~% بلبلان را مست و گویا می‌کنی # 9 زاغ را مشتاق سرگین می‌کنی %~% طوطی خود را شکرخا می‌کنی # 10 آن یکی را می‌کشی در کان و کوه %~% وین دگر را رو به دریا می‌کنی # 11 از ره محنت به دولت می‌کشی %~% یا جزای زلت ما می‌کنی # 12 اندر این دریا همه سود است و داد %~% جمله احسان و مواسا می‌کنی # 13 این سر نکته است پایانش تو گوی %~% گر چه ما را بی‌سر و پا می‌کنی ~~PageV1P2911 ### || [genre: Gh] # 1 باز چون گل سوی گلشن می‌روی %~% با توام گر چه که بی‌من می‌روی # 2 صدزبان شد سوسن اندر شرح تو %~% گلرخا خوش سوی سوسن ms1641 می‌روی # 3 سوی مستان با دو لعل می فروش %~% از برای باده دادن می‌روی # 4 شاهدان استاره وار اندر پیت %~% تو بکش چون ماه روشن می‌روی # 5 در کی خواهی آتشی دیگر زدن %~% با دل چون سنگ و آهن می‌روی # 6 آفتابا ذره‌ام رقصان تو %~% پیش تو چون سوی روزن می‌روی # 7 تا درآرد شمس تبریزی به چشم %~% سرمه وار ای دل به هاون می‌روی ~~PageV1P2912 ### || [genre: Gh] # 1 ناگهان اندردویدم پیش وی %~% بانگ برزد مست عشق او که هی # 2 هیچ می‌دانی چه خون ریز است او %~% چون تویی را زهره کی بوده‌ست کی # 3 شکران در عشق او بگداختند %~% سربریده ناله کن مانند نی # 4 پاک کن رگ‌های خود در عشق او %~% تا نبرد تیغ او پایت ز پی # 5 بر گلستانش گدازان شو چو برف %~% تا برآرد صد بهار از ماه دی # 6 یا درآ و نرم نرمک مرده شو %~% تا تو را گویند ای قیوم حی # 7 حبس کن مر شیره را در خنب حق %~% تا بجوشد وارهد از نیک و بی # 8 شمس تبریزی بیا در من نگر %~% تا ببینی مر مرا معدوم شی PageV1P2913 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود گر کاهلی یک سو نهی %~% وز همه یاران تو زوتر برجهی # 2 هست سرتیزی شعار شیر نر %~% هست دم داری در این ره روبهی # 3 برفروز آتش زنه در دست توست %~% یوسفت با توست اگر خود در چهی # 4 گر غروب آمد به گور اندرشدی %~% باز طالع شو ز مشرق چون مهی # 5 گرم شد آن یخ ز جنبش بس گداخت %~% پس بجنب ای قد تو سرو سهی # 6 برجهان تو اسب را ترکانه زود %~% که به گوش توست خوب خرگهی # 7 سارعوا فرمود پس مردانه رو %~% گفت شاهنشاه جان نبود تهی # 8 همچو زهره ناله کن هر صبحگاه %~% وآنگه از خورشید بین شاهنشهی # 9 بدر هر شب در روش لاغرتر است %~% بعد کاهش یافت آن مه ms1642 فربهی # 10 وقت دوری شاه پروردت به لطف %~% تا چه‌ها بخشد چو باشی درگهی # 11 بس کن آخر توبه کردی از مقال %~% در خموشی‌هاست دخل آگهی PageV1P2914 ### || [genre: Gh] # 1 مرحبا ای پرده تو آن پرده‌ای %~% کز جهان جان نشان آورده‌ای # 2 برگذر از گوش و بر جان‌ها بزن %~% ز آنک جان این جهان مرده‌ای # 3 درربا جان را و بر بالا برو %~% اندر آن عالم که دل را برده‌ای # 4 ماه خندانت گواهی می‌دهد %~% کان شراب آسمانی خورده‌ای # 5 جان شیرینت نشانی می‌دهد %~% کز الست اندر عسل پرورده‌ای # 6 سبزه‌ها از خاک بررستن گرفت %~% تا نماید کشت‌ها که کرده‌ای ~~PageV1P2915 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ خمری بی‌خماری دیده‌ای %~% هیچ گل بی‌زخم خاری دیده‌ای # 2 در گلستان جهان آب و گل %~% بی خزانی نوبهاری دیده‌ای # 3 چونک غم پیش آیدت در حق گریز %~% هیچ چون حق غمگساری دیده‌ای # 4 کار حق کن بار حق کش جز ز حق %~% هیچ کس را کار و باری دیده‌ای # 5 هیچ دل را بی‌صقال لطف او %~% در تجلی بی‌غباری دیده‌ای # 6 بی جمال خوب دلدار قدیم %~% جز خیالی دل فشاری دیده‌ای # 7 از نشاط صرف ناآمیخته %~% شرح ده ای دل تو باری دیده‌ای # 8 در جهان صاف بی‌درد و دغل %~% بی خطر ایمن مطاری دیده‌ای # 9 چون سگ کهف آی در غار وفا %~% ای شکاری چون شکاری دیده‌ای # 10 لب ببند و چشم عبرت برگشا %~% چونک دیده اعتباری دیده‌ای # 11 شمس تبریزی بگیرد دست تو %~% گر ز چشم بد عثاری دیده‌ای PageV1P2916 ### || [genre: Gh] # 1 می‌زنم حلقه در هر خانه‌ای %~% هست در کوی شما دیوانه‌ای # 2 مرغ جان دیوانه آن دام شد %~% دام عشق دلبری دردانه‌ای # 3 عقل‌ها نعره زنان کآخر کجاست %~% در جنون دریادلی مردانه‌ای # 4 ای خدا مجنون آن لیلی کجاست %~% تا به گوشش دردمیم افسانه‌ای # 5 ز آنک گوش عقل نامحرم بود %~% از فسون عاشقان بیگانه‌ای # 6 سلسله زلفی که جان مجنون او است %~% میل ms1643 دارد با شکسته شانه‌ای # 7 شهر ما پرفتنه و پرشور شد %~% الغیاث از فتنه فتانه‌ای # 8 زوتر ای قفال مفتاحی بساز %~% کز فرج باشد ورا دندانه‌ای # 9 هین خمش کن کژ مرو فرزین نه‌ای %~% کی چو فرزین کژ رود فرزانه‌ای ~~PageV1P2917 ### || [genre: Gh] # 1 گر سران را بی‌سری درواستی %~% سرنگونان را سری درواستی # 2 از برای شرح آتش‌های غم %~% یا زبانی یا دلی برجاستی # 3 یا شعاعی زان رخ مهتاب او %~% در شب تاریک غم با ماستی # 4 یا کسی دیگر برای همدمی %~% هم از آن رو بی‌سر و بی‌پاستی # 5 گر اثر بودی از آن مه بر زمین %~% ناله‌ها از آسمان برخاستی # 6 ور نه دست غیر تستی بر دهان %~% راست و چپ بی‌این دهان غوغاستی # 7 گر از آن در پرتوی بر دل زدی %~% یا به دریا یا خود او دریاستی # 8 ور نه غیرت خاک زد در چشم دل %~% چشمه چشمه سوی دریاهاستی # 9 نیست پروای دو عالم عشق را %~% ور نه ز الا هر دو عالم لاستی # 10 عشق را خود خاک باشی آرزو است %~% ور نه عاشق بر سر جوزاستی # 11 تا چو برف این هر دو عالم در گداز %~% ز آتش عشق جحیم آساستی # 12 اژدهای عشق خوردی جمله را %~% گر عصا در پنجه موساستی # 13 لقمه‌ای کردی دو عالم را چنانک %~% پیش جوع کلب نان یکتاستی # 14 پیش شمس الدین تبریز آمدی %~% تا تجلی‌هاش مستوفاستی PageV1P2918 ### || [genre: Gh] # 1 ای بهار سبز و تر شاد آمدی %~% وی نگار سیمبر شاد آمدی # 2 درفکندی در سر و جان فتنه‌ای %~% ای حیات جان و سر شاد آمدی # 3 درفکن اندر دماغ مرد و زن %~% صد هزاران شور و شر شاد آمدی # 4 از بر سیمین تو کارم زر است %~% ای بلای سیم و زر شاد آمدی # 5 پای خود بر تارک خورشید نه %~% ای تو خورشید و قمر شاد آمدی # 6 لعل گوید از میان کان تو ms1644 را %~% سوی آن کوه و کمر شاد آمدی # 7 شمس تبریزی که عالم از رخت %~% هست مست و بی‌خبر شاد آمدی PageV1P2919 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی این جا هست ای مولا بلی %~% ره دهد ما را بر آن بالا بلی # 2 پیش آن لب‌های آری گوی او %~% بنده گردد شکر و حلوا بلی # 3 هست چشمش قلزم مستی نعم %~% هست جعدش مایه سودا بلی # 4 این همه بگذشت آن سرو سهی %~% خوش برآید همچو گل با ما بلی # 5 چون بخسبم زیر سایه نخل او %~% من شوم شیرینتر از خرما بلی # 6 هم عسس هم دزد ای جان هر شبی %~% سیم دزدد زان قمرسیما بلی # 7 چون برآید آفتاب روی او %~% دزد گردد عاجز و رسوا بلی # 8 ناشتاب آن کس که او حلوا خورد %~% در دماغ او کند صفرا بلی # 9 بس کن آن کس کو سری پنهان کند %~% روید از سر گلشن اخفی بلی ~~PageV1P2920 ### || [genre: Gh] # 1 هم تو شمعی هم تو شاهد هم تو می %~% هم بهاری در میان ماه دی # 2 هر طرف از عشق تو پر سوخته %~% آفتاب و صد هزاران همچو دی # 3 چون همیشه آتشت در نی فتد %~% رفت شکر زین هوس در جان نی # 4 سر بریدی صد هزاران را به عشق %~% زهره نی جان را که گوید های و هی # 5 عاشقان سازیده‌اند از چشم بد %~% خانه‌ها زیر زمین چون شهر ری # 6 نیست از دانش بتر اشکنجه‌ای %~% وای آنک ماند اندر نیک و بی # 7 آن زنان مصر اندر بیخودی %~% زخم‌ها خورده نکرده وای وی # 8 در شب معراج شاه از بیخودی %~% صد هزاران ساله ره را کرده طی # 9 برشکن از باده‌های بیخودان %~% تخته بندی ز استخوان و عرق و پی # 10 شمس تبریزی تو ما را محو کن %~% ز آنک تو چون آفتابی ما چو فی ~~PageV1P2921 ### || [genre: Gh] # 1 باد بین اندر سرم از باده‌ای %~% نوش کردم از کف ms1645 شه زاده‌ای # 2 جان چو اندر باده او غوطه خورد %~% بر سر آمد تابناکی ساده‌ای # 3 چشم جان می‌دید نقشی بوالعجب %~% هر طرف زیبا نگاری شاده‌ای # 4 هر دو گامی مست عشقی خفته‌ای %~% بر سر او ساقی استاده‌ای # 5 زان هوس شد پای دل‌ها بسته‌ای %~% زان طرب شد پر جان بگشاده‌ای # 6 نوش نوش مستیان بر عرش رفت %~% تا گرو شد زهد را سجاده‌ای # 7 شمس تبریزی سر این دولت است %~% در نهان او دولتی آماده‌ای PageV1P2922 ### || [genre: Gh] # 1 آه از عشق جمال حوریی %~% کو گرفت از عاشقانش دوریی # 2 زندگی نو به نو از کشتنش %~% صحت تازه شد از رنجوریی # 3 گر گهر داری ببین حال مرا %~% در تک دریا ز دریا دوریی # 4 گفتم ای عقلم کجایی عقل گفت %~% چون شدم می چون کنم انگوریی # 5 جان بسوز و سرمه کن خاکسترش %~% تا نماند در دو عالم کوریی # 6 تا کند جان‌های بی‌جان در سماع %~% گرد آن شهد ازل زنبوریی # 7 تا کند آن شمس تبریزی به حق %~% جمله ویران‌هات را معموریی PageV1P2923 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلی کز گلشکر پرورده‌ای %~% ای دلی کز شیر شیران خورده‌ای # 2 وی دلی کز عقل اول زاده‌ای %~% حاتم از دست سلیمان برده‌ای # 3 طاقت عشقت ندارد هیچ جان %~% این چه جان است این چه جان آورده‌ای # 4 آفتابی کآفتاب از عکس او است %~% زیر دامن طرفه پنهان کرده‌ای # 5 هم چراغ صد هزاران ظلمتی %~% هم مسیح صد هزاران مرده‌ای # 6 این شرابی را که ساقی گشته‌ای %~% از کدام انگورها افشرده‌ای # 7 هم زمستان جهان را میوه‌ای %~% دستگیر صد هزار افسرده‌ای # 8 کار زرکوبان چو زر کردی چو زر %~% شه صلاح الدین که تو صدمرده‌ای ~~PageV1P2924 ### || [genre: Gh] # 1 گر در آب و گر در آتش می‌روی %~% آن نمی‌دانم برو خوش می‌روی # 2 در رخت پیداست والله رنگ او %~% رو که سوی یار مه وش می‌روی # 3 نقش‌ها را پشت و پایی می‌زنی %~% سوی ms1646 نقش نامنقش می‌روی # 4 ذوق جان‌ها می‌زند بر جان تو %~% مست و دست انداز و سرکش می‌روی # 5 در پی تو می‌دود اقبال رو %~% گر به عرش و گر به مفرش می‌روی # 6 آنک در سر داری از سودای یار %~% چه عجب گر تو مشوش می‌روی # 7 شه صلاح الدین برآ زین شش جهت %~% گر چه ظاهر اندر این شش می‌روی ~~PageV1P2925 ### || [genre: Gh] # 1 ز کجا آمده‌ای می‌دانی %~% ز میان حرم سبحانی # 2 یاد کن هیچ به یادت آید %~% آن مقامات خوش روحانی # 3 پس فراموش شدستت آن‌ها %~% لاجرم خیره و سرگردانی # 4 جان فروشی به یکی مشتی خاک %~% این چه بیع است بدین ارزانی # 5 بازده خاک و بدان قیمت خود %~% نی غلامی ملکی سلطانی # 6 جهت تو ز فلک آمده‌اند %~% خوبرویان خوش پنهانی PageV1P2926 ### || [genre: Gh] # 1 آنچ در سینه نهان می‌داری %~% درنیابند چه می‌پنداری # 2 خفته پنداشته‌ای دل‌ها را %~% که خدایت دهدا بیداری # 3 هر درخت آنچ که دارد در دل %~% آن بدیده‌ست گلی یا خاری # 4 ای چو خفاش نهان گشته ز روز %~% تا ندانند که تو بیماری # 5 به خدا از همگان فاشتری %~% گر چه در پیشگه اسراری # 6 پیش خورشید همان خفاشی %~% گر چه ز اندیشه چو بوتیماری # 7 چنگ اگر چه که ننالد دانند %~% کو چه شکل است به وقت زاری # 8 ور بنالد ز غمی هم دانند %~% کو ندارد صفت هشیاری PageV1P2927 ### || [genre: Gh] # 1 ای خیالی که به دل می‌گذری %~% نی خیالی نی پری نی بشری # 2 اثر پای تو را می‌جویم %~% نه زمین و نه فلک می‌سپری # 3 گر ز تو باخبران بی‌خبرند %~% نه تو از بی‌خبران باخبری # 4 مونس و یار دلی یا تو دلی %~% تو مقیم نظری یا نظری # 5 ایها الخاطر فی مکرمه %~% قف زمانا بخدا البصر # 6 لا تعجل به مرور و نوی %~% بدل اللیل بضؤ السحر # 7 حسن تدبیرک قد صاغ لنا %~% الهیولی به حسان الصور # 8 ms1647 گر صور جان و هیولی خرد است %~% عشق تو دیگر و تو خود دگری # 9 این هیولی پدر صورت‌هاست %~% ای تو کرده پدران را پدری # 10 نی هیولای همه آبی بود %~% چه کند آب چو آبش ببری # 11 گر هیولا و صور جان افزاست %~% دگرم عشوه مده تو دگری # 12 از هیولا است صور ریگ روان %~% ریگ را هرزه چرا می‌شمری PageV1P2928 ### || [genre: Gh] # 1 تو چرا جمله نبات و شکری %~% تو چرا دلبر و شیرین نظری # 2 تو چرا همچو گل خندانی %~% تو چرا تازه چو شاخ شجری # 3 تو به یک خنده چرا راه زنی %~% تو به یک غمزه چرا عقل بری # 4 تو چرا صاف چو صحن فلکی %~% تو چرا چست چو قرص قمری # 5 تو چرا بی‌بنه چون دریایی %~% تو چرا روشن و خوش چون گهری # 6 عاقلان را ز چه دیوانه کنی %~% ای همه پیشه تو فتنه گری # 7 ساکنان را ز چه در رقص آری %~% ز آدمی و ملک و دیو و پری # 8 تو چرا توبه مردم شکنی %~% تو چرا پرده مردم بدری # 9 همه دل‌ها چو در اندیشه توست %~% تو کجایی به چه اندیشه دری ~~PageV1P2929 ### || [genre: Gh] # 1 از دلبر نهانی گر بوی جان بیابی %~% در صد جهان نگنجی گر یک نشان بیابی # 2 چون مهر جان پذیری بی‌لشکری امیری %~% هم ملک غیب گیری هم غیب دان ~~بیابی # 3 گنجی که تو شنیدی سودای آن گزیدی %~% گر در زمین ندیدی در آسمان بیابی # 4 در عشق اگر امینی ای بس بتان چینی %~% هم رایگان ببینی هم رایگان بیابی # 5 در آینه مبارک آن صاف صاف بی‌شک %~% نقش بهشت یک یک هم در جهان بیابی # 6 چون تیر عشق خستت معشوق کرد مستت %~% گر جان بشد ز دستت صد همچنان ~~بیابی # 7 قفل طلسم مشکل سهلت شود به حاصل %~% گر از وساوس دل یک دم امان بیابی # 8 درهم شکن بتان را از بهر ms1648 شاه جان را %~% تا نقش بند آن را اندر عیان ~~بیابی # 9 تبریز در محقق از شمس ملت و حق %~% در رمزهای مطلق صد ترجمان بیابی ~~PageV1P2930 ### || [genre: Gh] # 1 چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی %~% چون شمع زنده باشی همچون شرر ~~نخسپی # 2 درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید %~% نیک اختریت باشد گر چون قمر نخسپی # 3 گر مرد آسمانی مشتاق آن جهانی %~% زیر فلک نمانی جز بر زبر نخسپی # 4 چون لشکر حبش شب بر روم حمله آرد %~% باید که همچو قیصر در کر و فر ~~نخسپی # 5 عیسی روزگاری سیاح باش در شب %~% در آب و در گل ای جان تا همچو خر ~~نخسپی # 6 شب رو که راه‌ها را در شب توان بریدن %~% گر شهر یار خواهی اندر سفر ~~نخسپی # 7 در سایه خدایی خسپند نیکبختان %~% زنهار ای برادر جای دگر نخسپی # 8 چون از پدر جدا شد یوسف نه مبتلا شد %~% تو یوسفی هلا تا جز با پدر ~~نخسپی # 9 زیرا برادرانت دارند قصد جانت %~% هان تا میان ایشان جز با حذر نخسپی # 10 تبریز شمس دین را جز ره روی نیابد %~% گر تو ز ره روانی بر ره گذر ~~نخسپی PageV1P2931 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک امام عشقی تکبیر کن که مستی %~% دو دست را برافشان بیزار شو ز ~~هستی # 2 موقوف وقت بودی تعجیل می‌نمودی %~% وقت نماز آمد برجه چرا نشستی # 3 بر بوی قبله حق صد قبله می‌تراشی %~% بر بوی عشق آن بت صد بت همی‌پرستی # 4 بالاترک پر ای جان ای جان بنده فرمان %~% که مه بود به بالا سایه بود ~~به پستی # 5 همچون گدای هر در بر هر دری مزن سر %~% حلقه در فلک زن زیرا درازدستی # 6 سغراق آسمانت چون کرد آن چنانت %~% بیگانه شو ز عالم کز خویش هم برستی # 7 می‌گویمت که چونی هرگز کسی بگوید %~% با جان بی‌چگونه چونی چگونه استی # 8 امشب خراب و ms1649 مستی فردا شود ببینی %~% چه خیک‌ها دریدی چه شیشه‌ها شکستی # 9 هر شیشه که شکستم بر تو توکلستم %~% که صد هزار گونه اشکسته را تو بستی # 10 ای نقش بند پنهان کاندر درونه ای جان %~% داری هزار صورت جز ماه و جز ~~مهستی # 11 صد حلق را گشودی گر حلقه‌ای ربودی %~% صد جان و دل بدادی گر سینه‌ای ~~بخستی # 12 دیوانه گشته‌ام من هر چه از جنون بگویم %~% زودتر بلی بلی گو گر محرم ~~الستی PageV1P2932 ### || [genre: Gh] # 1 گفتی شکار گیرم رفتی شکار گشتی %~% گفتی قرار یابم خود بی‌قرار گشتی # 2 خضرت چرا نخوانم کآب حیات خوردی %~% پیشت چرا نمیرم چون یار یار گشتی # 3 گردت چرا نگردم چون خانه خدایی %~% پایت چرا نبوسم چون پایدار گشتی # 4 جامت چرا ننوشم چون ساقی وجودی %~% نقلت چرا نچینیم چون قندبار گشتی # 5 فاروق چون نباشی چون از فراق رستی %~% صدیق چون نباشی چون یار غار گشتی # 6 اکنون تو شهریاری کو را غلام گشتی %~% اکنون شگرف و زفتی کز غم نزار ~~گشتی # 7 هم گلشنش بدیدی صد گونه گل بچیدی %~% هم سنبلش بسودی هم لاله زار گشتی # 8 ای چشمش الله الله خود خفته می‌زدی ره %~% اکنون نعوذبالله چون پرخمار ~~گشتی # 9 آنگه فقیر بودی بس خرقه‌ها ربودی %~% پس وای بر فقیران چون ذوالفقار ~~گشتی # 10 هین بیخ مرگ برکن زیرا که نفخ صوری %~% گردن بزن خزان را چون نوبهار ~~گشتی # 11 از رستخیز ایمن چون رستخیز نقدی %~% هم از حساب رستی چون بی‌شمار گشتی # 12 از نان شدی تو فارغ چون ماهیان دریا %~% وز آب فارغی هم چون سوسمار ~~گشتی # 13 ای جان چون فرشته از نور حق سرشته %~% هم ز اختیار رسته نک اختیار ~~گشتی # 14 از کام نفس حسی روزی دو سه بریدی %~% هم دوست کامی اکنون هم کامیار ~~گشتی # 15 غم را شکار بودی بی‌کردگار بودی %~% چون کردگار گشتی باکردگار گشتی # 16 گر خون خلق ریزی ور ms1650 با فلک ستیزی %~% عذرت عذار خواهد چون گلعذار گشتی # 17 نازت رسد ازیرا زیبا و نازنینی %~% کبرت رسدهمی زان چون از کبار گشتی # 18 باش از در معانی در حلقه خموشان %~% در گوش‌ها اگر چه چون گوشوار گشتی ~~PageV1P2933 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه به زیر دلقی شاهی و کیقبادی %~% ور چه ز چشم دوری در جان و سینه ~~یادی # 2 گر چه به نقش پستی بر آسمان شدستی %~% قندیل آسمانی نه چرخ را عمادی # 3 بستی تو هست ما را بر نیستی مطلق %~% بستی مراد ما را بر شرط بی‌مرادی # 4 تا هیچ سست پایی در کوی تو نیاید %~% پیش تو شیر آید شیری و شیرزادی # 5 سر را نهد به بیرون بی‌سر بر تو آید %~% تا بشنود ز گردون بی‌گوش یا ~~عبادی # 6 یک ماهه راه را تو بگذر برو به روزی %~% زیرا که چون سلیمان بر بارگیر ~~بادی # 7 دینار و زر چه باشد انبار جان بیاور %~% جان ده درم رها کن گر عاشق ~~جوادی # 8 حاجت نیاید ای جان در راه تو قلاوز %~% چون نور و ماهتاب است این مهتدی ~~و هادی # 9 مه نور و تاب خود را از جا به جا کشاند %~% چون اشتر عرب را از جا به ~~جای حادی # 10 از صد هزار توبه بشناخت جان مجنون %~% چون بوی گور لیلی برداشت در ~~منادی # 11 چون مه پی فزایش غمگین مشو ز کاهش %~% زیرا ز بعد کاهش چون مه در ~~ازدیادی # 12 هر لحظه دسته دسته ریحان به پیشت آید %~% رسته ز دست رنجت وز خوب ~~اعتقادی # 13 تشنیع بر سلیمان آری که گم شدم من %~% گم شو چو هدهد ار تو دربند ~~افتقادی # 14 یا صاحبی هذا دیباجه الرشاد %~% الصبح قد تجلی حولوا عن الرقاد # 15 الشمس قد تلالا من غیر احتجاب %~% و النصر قد توالی من غیر اجتهاد # 16 الروح فی المطار و الکأس فی الدوار %~% و الهم فی الفرار و ms1651 السکر فی ~~امتداد PageV1P2934 ### || [genre: Gh] # 1 ای نوبهار خندان از لامکان رسیدی %~% چیزی بیار مانی از یار ما چه دیدی # 2 خندان و تازه رویی سرسبز و مشک بویی %~% همرنگ یار مایی یا رنگ از او ~~خریدی # 3 ای فضل خوش چو جانی وز دیده‌ها نهانی %~% اندر اثر پدیدی در ذات ~~ناپدیدی # 4 ای گل چرا نخندی کز هجر بازرستی %~% ای ابر چون نگریی کز یار خود بریدی # 5 ای گل چمن بیارا می‌خند آشکارا %~% زیرا سه ماه پنهان در خار می‌دویدی # 6 ای باغ خوش بپرور این نورسیدگان را %~% کاحوال آمدنشان از رعد می‌شنیدی # 7 ای باد شاخه‌ها را در رقص اندرآور %~% بر یاد آن که روزی بر وصل ~~می‌وزیدی # 8 بنگر بدین درختان چون جمع نیکبختان %~% شادند ای بنفشه از غم چرا خمیدی # 9 سوسن به غنچه گوید هر چند بسته چشمی %~% چشمت گشاده گردد کز بخت در ~~مزیدی PageV1P2935 ### || [genre: Gh] # 1 از بهر مرغ خانه چون خانه‌ای بسازی %~% اشتر در او نگنجد با آن همه ~~درازی # 2 آن مرغ خانه عقل است و آن خانه این تن تو %~% اشتر جمال عشق است با قد ~~و سرفرازی # 3 رطل گران شه را این مرغ برنتابد %~% بویی کز او بیابی صد مغز را ببازی # 4 از ما مجوی جانا اسرار این حقیقت %~% زیرا که غرق غرقم از نکته مجازی # 5 من هیکلی بدیدم اسرار عشق در وی %~% کردم حمایل آن را از روی لاغ و ~~بازی # 6 تا شد گرانترک شد آن هیکل خدایی %~% تا برنتابد آن را پشت هزار تازی # 7 شد پرده‌ام دریده تا پرده‌ها بسوزم %~% از آتشی که خیزد در پرده حجازی # 8 چون عشق او بغرد وین پرده‌ها بدرد %~% با شمس حق تبریز در وقت عشقبازی ~~PageV1P2936 ### || [genre: Gh] # 1 آن مه چو در دل آید او را عجب شناسی %~% در دل چگونه آید از راه ~~بی‌قیاسی # 2 گر گویی می‌شناسم لاف بزرگ و دعوی %~% ور ms1652 گویی من چه دانم کفر است و ~~ناسپاسی # 3 بردانم و ندانم گردان شده‌ست خلقی %~% گردان و چشم بسته چون استر خراسی # 4 می‌گرد چون خراسی خواهی و گر نخواهی %~% گردن مپیچ زیرا دربند احتباسی # 5 یوسف خرید کوری با هیجده قلب آری %~% از کوری خرنده وز حاسدی نخاسی # 6 تو هم ز یوسفانی در چاه تن فتاده %~% اینک رسن برون آ تا در زمین نتاسی # 7 ای نفس مطمئنه اندر صفات حق رو %~% اینک قبای اطلس تا کی در این پلاسی # 8 گر من غزل نخوانم بشکافد او دهانم %~% گوید طرب بیفزا آخر حریف کاسی # 9 از بانگ طاس ماه بگرفته می‌گشاید %~% ماهت منم گرفته بانگی زن ار تو ~~طاسی # 10 آدم ز سنبلی خورد کان عاقبت بریزد %~% تو سنبل وصالی ایمن ز زخم داسی ~~PageV1P2937 ### || [genre: Gh] # 1 ما را مسلم آمد هم عیش و هم عروسی %~% شادی هر مسلمان کوری هر فسوسی # 2 هر روز خطبه‌ای نو هر شام گردکی نو %~% هر دم نثار گوهر نی قبضه فلوسی # 3 عشقی است سخت زیبا فقری است پای برجا %~% بر آسمان نهی پا گر دست این ~~دو بوسی # 4 جانی است چون چراغی در زیر طشت قالب %~% کرد به پیش نورش خورشید ~~چاپلوسی # 5 صد گونه رخت دارد صد تخت و بخت دارد %~% تختش ز رفعت آمد نی تخت آبنوسی # 6 رختش ز نور مطلق در تخته جامه حق %~% نی بارگیر سیسی نی جامه‌های سوسی # 7 از ذوق آتش دل وز سوزش خوش دل %~% آتش پرست گشتم اما نیم مجوسی # 8 روزی دو همره آمد جان غریب با تن %~% چون مرغزی و رازی چون مغربی و ~~طوسی # 9 پرویزن است عالم ما همچو آرد در وی %~% گر بگذری تو صافی ور نگذری ~~سبوسی # 10 هر روز بر دکان‌ها بازار این خسان بین %~% ای خام پیش ما آ کتان ماست ~~روسی # 11 بشکن سبوی قالب ساغر ستان لبالب %~% تا چند کاسه ms1653 لیسی تا کی زبون لوسی # 12 دستور می‌دهی تا گویم تمام این را %~% تا شرق و غرب گیرد اقبال ~~بی‌نحوسی PageV1P2938 ### || [genre: Gh] # 1 چون زخمه رجا را بر تار می‌کشانی %~% کاهل روان ره را در کار می‌کشانی # 2 ای عشق چون درآیی در لطف و دلربایی %~% دامان جان بگیری تا یار ~~می‌کشانی # 3 ایمن کنی تو جان را کوری رهزنان را %~% دزدان نقد دل را بر دار ~~می‌کشانی # 4 سوداییان جان را از خود دهی مفرح %~% صفراییان زر را بس زار می‌کشانی # 5 مهجور خارکش را گلزار می‌نمایی %~% گلروی خارخو را در خار می‌کشانی # 6 موسی خاک رو را بر بحر می‌نشانی %~% فرعون بوش جو را در عار می‌کشانی # 7 موسی عصا بگیرد تا یار خویش سازد %~% ماری کنی عصا را چون مار می‌کشانی # 8 چون مار را بگیرد یابد عصای خود را %~% این نعل بازگونه هموار می‌کشانی # 9 آن کو در آتش افتد راهش دهی به آبی %~% و آن کو در آب آید در نار ~~می‌کشانی # 10 ای دل چه خوش ز پرده سرمست و باده خورده %~% سر را برهنه کرده دستار ~~می‌کشانی # 11 ما را مده به غیری تا سوی خود کشاند %~% ما را تو کش ازیرا شهوار ~~می‌کشانی # 12 تا یار زنده باشد کوهی کنی تو سدش %~% چون در غمش بکشتی در غار ~~می‌کشانی # 13 خاموش و درکش این سر خوش خامشانه می‌خور %~% زیرا که چون خموشی اسرار ~~می‌کشانی PageV1P2939 ### || [genre: Gh] # 1 ای گوهر خدایی آیینه معانی %~% هر دم ز تاب رویت بر عرش ارمغانی # 2 عرش از خدای پرسد کاین تاب کیست بر من %~% فرمایدش ز غیرت کاین تاب را ~~ندانی # 3 از غیرت الهی در عرش حیرت افتد %~% زیرا ز غیرت آمد پیغام لن ترانی # 4 زان تاب اگر شعاعی بر آسمان رسیدی %~% از آسمان نمودی صد ماه آسمانی # 5 اندر جمال هر مه لطف ازل نمودی %~% هر عاشقی بدیدی مقصودهای جانی # 6 در راه ms1654 ره روان را رنج و طلب نبودی %~% خوف فنا نبودی اندر جهان فانی # 7 یک بار دردمیدی تا جان گرفت قالب %~% دردم تو بار دیگر تا جان شود ~~عیانی # 8 از یک شعاع رویت چون لامکان مکان شد %~% هم برق تو رساند او را به ~~لامکانی # 9 انگشتری لعلت بر نقد عرضه فرما %~% تا نعره‌ها برآید از لعل‌های کانی # 10 یک جام مان بدادی تا رخت‌ها گرو شد %~% جامی دگر از آن می هم چاره کن ~~تو دانی # 11 جانی رسید ما را از شمس حق تبریز %~% کان جان همی‌نماید در غیب ~~دلستانی PageV1P2940 ### || [genre: Gh] # 1 اندر مصاف ما را در پیش رو سپر نی %~% و اندر سماع ما را از نای و دف ~~خبر نی # 2 ما خود فنای عشقش ما خاک پای عشقش %~% عشقیم توی بر تو عشقیم کل دگر نی # 3 خود را چو درنوردیم ما جمله عشق گردیم %~% سرمه چو سوده گردد جز مایه ~~نظر نی # 4 هر جسم کو عرض شد جان و دل غرض شد %~% بگداز کز مرض‌ها ز افسردگی بتر ~~نی # 5 از حرص آن گدازش وز عشق آن نوازش %~% باری جگر درونم خون شد مرا جگر نی # 6 صدپاره شد دل من و آواره شد دل من %~% امروز اگر بجویی در من ز دل اثر ~~نی # 7 در قرص مه نگه کن هر روز می‌گدازد %~% تا در محاق گویی کاندر فلک قمر ~~نی # 8 لاغرتری آن مه از قرب شمس باشد %~% در بعد زفت باشد لیکن چنان هنر نی # 9 شاها ز بهر جان‌ها زهره فرست مطرب %~% کفو سماع جان‌ها این نای و دف تر ~~نی # 10 نی نی که زهره چه بود چون شمس عاجز آمد %~% درخورد این حراره در هیچ ~~چنگ و خور نی PageV1P2941 ### || [genre: Gh] # 1 گرمی مجوی الا از سوزش درونی %~% زیرا نگشت روشن دل ز آتش برونی # 2 بیمار رنج باید تا شاه غیب آید %~% در سینه ms1655 درگشاید گوید ز لطف چونی # 3 آن نافه‌های آهو و آن زلف یار خوش خو %~% آن را تو در کمی جو کان نیست ~~در فزونی # 4 تا آدمی نمیرد جان ملک نگیرد %~% جز کشته کی پذیرد عشق نگار خونی # 5 عشقش بگفته با تو یا ما رویم یا تو %~% ساکن مباش تا تو در جنبش و ~~سکونی # 6 بر دل چو زخم راند دل سر جان بداند %~% آنگه نه عیب ماند در نفس و نی ~~حرونی # 7 غم چون تو را فشارد تا از خودت برآرد %~% پس بر تو نور بارد از چرخ ~~آبگونی # 8 در عین درد بنشین هر لحظه دوست می‌بین %~% آخر چرا تو مسکین اندر پی ~~فسونی # 9 تبریز جان فزودی چون شمس حق نمودی %~% از وی خجسته بودی پیوسته نی ~~کنونی PageV1P2942 ### || [genre: Gh] # 1 ای مبدعی که سگ را بر شیر می‌فزایی %~% سنگ سیه بگیری آموزیش سقایی # 2 بس شاه و بس فریدون کز تیغشان چکد خون %~% زان روی همچو لاله لولی است ~~و لالکایی # 3 ناموسیان سرکش جبارتر ز آتش %~% در کوی عشق گردان امروز در گدایی # 4 قهر است کار آتش گریه‌ست پیشه شمع %~% از ما وفا و خدمت وز یار ~~بی‌وفایی # 5 آتش که او نخندد خاکستر است و دودی %~% شمعی که او نگرید چوبی بود ~~عصایی # 6 آن خر بود که آید در بوستان دنیا %~% خاونده را نجوید افتد به ژاژخایی # 7 خاوند بوستان را اول بجوی ای خر %~% تا از خری رهی تو زان لطف و ~~کبریایی # 8 آمد غریبی از ره مهمان مهتری شد %~% مهمانیی بکردش باکار و باکیایی # 9 بریانه‌های فاخر سنبوسه‌های نادر %~% شمع و شراب و شاهد بس خلعت عطایی # 10 ماهیش کرد مهمان هر روز به ز روزی %~% چون حسن دلبر ما در دلبری فزایی # 11 هر شب غریب گفتی نیکو است این ولیکن %~% مهمانیت نمایم چون شهر ما ~~بیایی # 12 آن مهتر از تحیر گفت ای ms1656 عجب چه باشد %~% بهتر از این تنعم وین خلعت ~~بهایی # 13 زین گفت حاج کوله شد در دلش گلوله %~% زیرا ندیده بود او مهمانیی ~~سمایی # 14 این میوه‌های دنیا گل پاره‌هاست رنگین %~% چه بود نعیم دنیا جز نان و ~~نان ربایی # 15 می‌گفت ای خدایا ما را به شهر او بر %~% تا حاصل آید آن جا دل را گره ~~گشایی # 16 بگذشت چند سالی در انتظار این دم %~% بی انتظار ندهد هرگز دوا دوایی # 17 می‌گفت ای مسبب برساز یک بهانه %~% زیرا سبب تو سازی در دام ابتلایی # 18 بسیار شد دعایش آمد ز حق اجابت %~% تا مرد ای خدا گو دید از خدا خدایی # 19 شه جست یک رسولی تا آن طرف فرستد %~% تا آن طرف رساند پیغام کدخدایی # 20 این میرداد رشوت پنهان و آشکارا %~% تا میر را فرستد شاه از کرم نمایی # 21 شه هم قبول کردش گفتا تو بر بدان جا %~% پیغام ما ازیرا طوطی خوش ~~نوایی # 22 پس ساز کرد ره را همراه شد سپه را %~% در پیش کرد مه را از بهر ~~روشنایی # 23 منزل به منزل آن سو می‌شد چو سیل در جو %~% سجده کنان و جویان اسرار ~~اولیایی # 24 چون موسی پیمبر از بهر خضر انور %~% کرده سفر به صد پر چون هدهد هوایی # 25 چون پر جبرئیلی کو پیک عرش آمد %~% تا زان سفر دهد او احکام را روایی # 26 مه کو منور آمد دایم مسافر آمد %~% ای ماه رو سفر کن چون شمع این ~~سرایی # 27 هر حالتت چو برجی در وی دری و درجی %~% غم آتشی و برقی شادی تو ضیایی # 28 کوته کنم بیان را رفت آن رسول آن جا %~% چون برگ که کشیدش دلبر به ~~کهربایی # 29 ما چون قطار پویان دست کشنده پنهان %~% دستی نهان که نبود کس را از او ~~رهایی # 30 این را به چپ کشاند و آن را به راست آرد %~% این را ms1657 به وصل آرد و آن ~~را سوی جدایی # 31 وصلش نماید آن سو تا مست و گرم گردد %~% و آن سوی هجر باشد مکری است ~~این دغایی # 32 دررفت آن معلا در شهر همچو دریا %~% از کو به کو همی‌شد کای مقصدم ~~کجایی # 33 جوینده چون شتابد مطلوب را بیابد %~% ما آگهیم که تو در جست و جوی ~~مایی # 34 شد ناگهان به کویی سرمست شد ز بویی %~% عقلش پرید از سر پا را نماند ~~پایی # 35 پیغام کیقبادش جمله بشد ز یادش %~% کو دانش رسولی تا محفل اندرآیی # 36 چل روز بر سر کو سرمست ماند از آن بو %~% حیران شده رعیت با ~~میرهای‌هایی # 37 نی حکم و نی امارت نی غسل و نی طهارت %~% نی گفت و نی اشارت نی میل ~~اغتذایی # 38 زو هر کی جست کاری می‌گفت خیره آری %~% آری و نی یکی دان در وقت خیره ~~رایی # 39 کو خیمه و طویله کو کار و حال و حیله %~% کو دمنه و کلیله کو کد ~~کدخدایی # 40 سیلاب عشق آمد نی دام ماند نی دد %~% چون سیل شد به بحری بی‌بدو و ~~منتهایی # 41 گفت ای رفیق جفتی کردی هر آنچ گفتی %~% بردی مرا از اسفل تا مصعد ~~علایی # 42 این درس که شنودم هرگز نخوانده بودم %~% درسی است نی وسیطی نی نیز ~~منتقایی # 43 دعویت به ز معنی معنیت به ز دعوی %~% جان روی در تو دارد که قبله ~~دعایی # 44 این جمله بد بدایت کو باقی حکایت %~% واپرس از او که دادت در گوش ~~اشنوایی # 45 یا رب ظلمت نفسی بردر حجاب حسی %~% گر مس نمود مسی آخر تو کیمیایی # 46 صدر الرجال حقا فی مصدر البلا %~% والله ما علونا الا باعتنا # 47 یا سادتی و قومی یوفون بالعهود %~% ما خاب من تحلی بالصدق و الوفا ~~PageV1P2943 ### || [genre: Gh] # 1 ای حیله‌هات شیرین تا کی مرا فریبی %~% آن را که ملک کردی دیگر چرا ~~فریبی ms1658 # 2 اما چو جمله عالم ملک تو است کلی %~% بیرون ز ملکت خود دیگر که را ~~فریبی # 3 داوود را فریبی در دام ملک و دولت %~% و ایوب را دگرگون اندر بلا فریبی # 4 آن را به دانه بردی وین را به دام بردی %~% آن دام دانه شد چون تو خوش ~~لقا فریبی # 5 فرعون عالمی را بفریبد و نداند %~% کان خاین دغا را هم در دغا فریبی # 6 ای کمترین فریبت صد خونبهای صیدان %~% ای پربها که او را تو بی‌بها ~~فریبی # 7 ای دل خدا کسی را دانی چه سان فریبد %~% آخر تو جملگان را خود از خدا ~~فریبی PageV1P2944 ### || [genre: Gh] # 1 دی عهد و توبه کردی امروز درشکستی %~% دی بحر تلخ بودی امروز گوهرستی # 2 دی بایزید بودی و اندر مزید بودی %~% و امروز در خرابی دردی فروش و ~~مستی # 3 دردی بنوش ای جان بسکل ز هوش ای جان %~% ازرق مپوش ای جان تا که صنم ~~پرستی # 4 امروز بس خرابی هم جام آفتابی %~% نی کدخدای ماهی نی شوهر مهستی # 5 افزونی از مساکن بیرونی از معادن %~% آن نیستی ولیکن هستی چنانک هستی # 6 یک گوشه بسته بودی زان گوشه خسته بودی %~% آن بسته را گشودی رستی تمام ~~رستی # 7 حیوان سوار نبود جز بهر کار نبود %~% حیوان نه‌ای تو حیی جستی ز کار ~~جستی # 8 تو پیک آسمانی چون ماه کی توانی %~% تا تو سوار پایی تا تو به دست شستی # 9 خامش مده نشانی گر چه ز هر بیانی %~% شد مرهم جهانی هر خسته‌ای که خستی ~~PageV1P2945 ### || [genre: Gh] # 1 یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی %~% چندین قدح بخوردی جامی به من ~~ندادی # 2 تو از شراب مستی من هم ز بوی مستم %~% بو نیز نیست اندک در بزم کیقبادی # 3 بسیار عاشقان را کشتی تو بی‌گناهی %~% در رنج و غم نکشتی کشتی ز ذوق و ~~شادی # 4 ای تو گشاد عالم ای ms1659 تو مراد آدم %~% خانه چرا گرفتی در کوی بی‌مرادی # 5 زیرا چراغ روشن در ظلمت شب آید %~% درمان به درد آید این است اوستادی # 6 بستی زبان و گوشم تا جز غمت ننوشم %~% نی نکته عمیدی نی گفته عمادی # 7 تبریز شمس دین را خدمت رسان ز مستان %~% سجده کن و بگویش اوحشت یا ~~فؤادی PageV1P2946 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده رو چو سرکه چه گردد ار بخندی %~% والله ز سرکه رویی تو هیچ ~~برنبندی # 2 تلخی ستان شکر ده سیلی بنوش و سر ده %~% خندان بمیر چون گل گر ز آنک ~~ارجمندی # 3 چون مو شده‌ست آن مه در خنده است و قهقه %~% چت کم شود که گه گه از خوی ~~ماه رندی # 4 بشکفته است شوره تو غوره‌ای و غوره %~% آخر تو جان نداری تا چند ~~مستمندی # 5 با کان غم نشینی شادی چگونه بینی %~% از موش و موش خانه کی یافت کس ~~بلندی # 6 بالای چرخ نیلی یابند جبرئیلی %~% وز خاک پای پاکان یابند بی‌گزندی # 7 زان رنگ روی و سیما اسرار توست پیدا %~% کاندر کدام کویی چه یار ~~می‌پسندی # 8 چون چشم می‌گشاید در چشم می‌نماید %~% گر ز آنک ریش گاوی ور شیر ~~هوشمندی # 9 قارون مثال دلوی در قعر چه فروشد %~% عیسی به بام گردون بنمود خوش ~~کمندی # 10 گر دلو سر برآرد جز آب چه ندارد %~% پاره شود بپوسد در ظلمت و نژندی # 11 ای لولیان لالا بالا پریده بالا %~% وارسته زین هیولا فارغ ز چون و ~~چندی PageV1P2947 ### || [genre: Gh] # 1 در غیب هست عودی کاین عشق از او است دودی %~% یک هست نیست رنگی کز او ~~است هر وجودی # 2 هستی ز غیب رسته بر غیب پرده بسته %~% و آن غیب همچو آتش در پرده‌های ~~دودی # 3 دود ار چه زاد ز آتش هم دود شد حجابش %~% بگذر ز دود هستی کز دود نیست ~~سودی # 4 از دود گر گذشتی جان عین نور گشتی ms1660 %~% جان شمع و تن چو طشتی جان آب و ~~تن چو رودی # 5 گر گرد پست شستی قرص فلک شکستی %~% در نیست برشکستی بر هست‌ها فزودی # 6 بشکستی از نری او سد سکندری او %~% ز افرشته و پری او روبندها گشودی # 7 ملکش شدی مهیا از عرش تا ثریا %~% از زیر هفت دریا در بقا ربودی # 8 رفتی لطیف و خرم زان سو ز خشک و از نم %~% در عشق گشته محرم با شاهدی ~~به سودی # 9 تبریز شمس دینی گر داردش امینی %~% با دیده یقینی در غیب وانمودی ~~PageV1P2948 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک جان ما را در گلشکر کشیدی %~% چون جان و دل ببردی خود را تو ~~درکشیدی # 2 ما را چو سایه دیدی از پای درفتاده %~% جانا چو سرو سرکش از سایه سر ~~کشیدی # 3 چون سیل در کهستان ما سو به سو دوانه %~% اندر پیت تو خیمه سوی دگر ~~کشیدی # 4 تو آن مهی که هر کو آمد به خرمن تو %~% مانند آفتابش در کان زر کشیدی # 5 کشتی ز رشک ما را باری چو اشک ما را %~% از چشم خود میفکن چون در نظر ~~کشیدی # 6 بر عاشقت ز صد سو از خلق زخم آید %~% از لطف و رحمت خود پیشش سپر کشیدی # 7 یک قوم را به حیلت بستی به بند زرین %~% یک قوم را به حجت اندر سفر ~~کشیدی # 8 آوه که شد فضولی در خون چند گولی %~% رحمی بکن بر آن کش در شور و شر ~~کشیدی # 9 از چشم عاشقانت شب خواب شد رمیده %~% زیرا که بی‌دلان را وقت سحر کشیدی # 10 ای عشق دل نداری تا که دلت بسوزد %~% خود جمله دل تو داری دل را تو ~~برکشیدی # 11 بس کن که نقل عیسی از بیخودی و مستی %~% در آخر ستوران در پیش خر ~~کشیدی PageV1P2949 ### || [genre: Gh] # 1 زان خاک تو شدم تا بر من گهر بباری %~% چون موی از آن ms1661 شدم من تا تو سرم ~~بخاری # 2 زان دست شستم از خود تا دست من تو گیری %~% زان چون خیال گشتم تا در ~~دلم گذاری # 3 زان روز و شب دریدم در عاشقی گریبان %~% تا تو ز مشرق دل چون مه سری ~~برآری # 4 زان اشکبار گشتم چون ابر در بهاران %~% تا نوبهار حسنت بر من کند بهاری # 5 حمال آن امانت کان را فلکت نپذرفت %~% گشتم به اعتمادی کز لطف توست ~~یاری # 6 شاها به حق آنک بر لوح سینه هر دم %~% از بهر بت پرستان نوصورتی نگاری # 7 بنمای صورتی را کان لوح درنگنجد %~% تا بت پرست و بتگر یابند رستگاری ~~PageV1P2950 ### || [genre: Gh] # 1 گر از شراب دوشین در سر خمار داری %~% بگذار جام ما را با این چه کار ~~داری # 2 ور تازه‌ای نه دوشین بنشین بیا بنوش این %~% تا از خیال پیشین زنهار سر ~~نخاری # 3 تا سنگ را پرستی از دیگران گسستی %~% دریا تو را نشاید گر سیل یاد آری # 4 در بارگاه خاقان سودای پرنفاقان %~% زنبیل هر گدایی در پیش شهریاری # 5 فهرست یاد کینی با لطف ساتکینی %~% اندر بهشت وآنگه در شعله‌های ناری # 6 زین سر اگر ببینی مویی ز خوب چینی %~% نی پرده زیر ماند نی نعره‌های ~~زاری # 7 نی غوره‌ای بجوشی نی سرکه‌ای فروشی %~% الا شراب نوشی انگور می‌فشاری # 8 انگور این وجودت افشردن تو سودت %~% انگار کین نبودت تا چند مهر کاری # 9 وقتی که دررمیدی تو سوی شمس تبریز %~% آن جا خدای داند کاندر چه لاله ~~زاری PageV1P2951 ### || [genre: Gh] # 1 بازآمدی که ما را درهم زنی به شوری %~% داوود روزگاری با نغمه زبوری # 2 یا مصر پرنباتی یا یوسف حیاتی %~% یعقوب را نپرسی چونی از این صبوری # 3 بازآمد آن قیامت با فتنه و ملامت %~% گفتم که آفتابی یا نور نور نوری # 4 ای آسمان برین دم گردان و بی‌قراری %~% وی خاک هم در این غم خاموش و در ms1662 ~~حضوری # 5 ای دلبر پریرین وی فتنه تو شیرین %~% دل نام تو نگوید از غایت غیوری # 6 خورشید چون برآید خود را چرا نماید %~% با آفتاب رویت از جاهلی و کوری # 7 بازآمد آن سلیمان بر تخت پادشاهی %~% جان را نثار او کن آخر نه کم ز ~~موری # 8 در پرده چون نشستی رسوا چرا نگشتی %~% این نیست از ستیری این نیست از ~~ستوری # 9 تره فروش کویش این عقل را نگیرد %~% تو بر سرش نهادی بنگر چه دور دوری # 10 بازآمده‌ست بازی صیاد هر نیازی %~% ای بوم اگر نه شومی از وی چرا ~~نفوری # 11 بازآمد آن تجلی از بارگاه اعلا %~% ای روح نعره می زن موسی و کوه طوری # 12 بازآمدی به خانه‌ای قبله زمانه %~% والله صلاح دینی پیوسته در ظهوری ~~PageV1P2952 ### || [genre: Gh] # 1 گر روشنی تو یارا یا خود سیه ضمیری %~% در هر دو حال خود را از یار ~~وانگیری # 2 پا واگرفتن تو هر دو ز حال کفر است %~% صد کفر بیش باشد در عاشقان ~~نفیری # 3 پاکت شود پلیدی چون از صنم بریدی %~% گردد پلید پاکی چون غرقه در غدیری # 4 دنبال شیر گیری کی بی‌کباب مانی %~% کی بی‌نوا نشینی چون صاحب امیری # 5 بگذار سر بد را پنهان مکن تو خود را %~% در زیرکی چو مویی پیدا میان ~~شیری # 6 خوردی تو زهر و گفتی حق را از این چه نقصان %~% حق بی‌نیاز باشد وز زهر ~~تو بمیری # 7 زیر درخت خرما انداز همچو مریم %~% گر کاهلی به غایت ور نیز سست پیری # 8 از سایه‌های خرما شیرین شوی چو خرما %~% وز پختگی خرما تو پختگی پذیری ~~PageV1P2953 ### || [genre: Gh] # 1 چون روی آتشین را یک دم تو می‌نپوشی %~% ای دوست چند جوشم گویی که چند ~~جوشی # 2 ای جان و عقل مسکین کی یابد از تو تسکین %~% زین سان که تو نهادی قانون ~~می فروشی # 3 سرنای جان‌ها را در می دمی تو دم ms1663 دم %~% نی را چه جرم باشد چون تو ~~همی‌خروشی # 4 روپوش برنتابد گر تاب روی این است %~% پنهان نگردد این رو گر صد هزار ~~پوشی # 5 بر گرد شید گردی ای جان عشق ساده %~% یا نیک سرخ چشمی یا خود سیاه گوشی # 6 گر ز آنک عقل داری دیوانه چون نگشتی %~% ور نه از اصل عشقی با عشق چند ~~کوشی # 7 اجزای خویش دیدم اندر حضور خامش %~% بس نعره‌ها شنیدم در زیر هر خموشی # 8 گفتم به شمس تبریز کاین خامشان کیانند %~% گفتا چو وقت آید تو نیز هم ~~نپوشی PageV1P2954 ### || [genre: Gh] # 1 دل را تمام برکن ای جان ز نیک نامی %~% تا یک به یک بدانی اسرار را ~~تمامی # 2 ای عاشق الهی ناموس خلق خواهی %~% ناموس و پادشاهی در عشق هست خامی # 3 عاشق چو قند باید بی‌چون و چند باید %~% جانی بلند باید کان حضرتی است ~~سامی # 4 هستی تو از سر و بن در چشم خویش ناخن %~% زنار روم گم کن در عشق زلف ~~شامی # 5 در عشق علم جهل است ناموس علم سهل است %~% نادان علم اهل است دانای علم ~~عامی # 6 از کوی بی‌نشانش زان سوی جهل و دانش %~% وز جان جان جانش عشق آمدت ~~سلامی # 7 بر بام عشق بی‌تن دیدم چو ماه روشن %~% بر در بمانده‌ام من زان ~~شیوه‌های بامی # 8 گر مست و گر میم من نی از دف و نیم من %~% از شیوه ویم من مست شراب ~~جامی # 9 آن چهره چو آتش در زیر زلف دلکش %~% گردن ببسته جان خوش در حلقه‌های ~~دامی # 10 گوید غمت ز تیزی وقتی که خون تو ریزی %~% کای دل تو خود چه چیزی وی ~~جان تو خود کدامی # 11 ای جان شبی که زادی آن شب سری نهادی %~% دادی تو آنچ دادی وز جان مطیع ~~و رامی # 12 ای روح برپریدی بر ساحلی چریدی %~% دل دادی و خریدی آن را که تش غلامی ms1664 # 13 گر رند و گر قلاشی ما را تو خواجه تاشی %~% ای شمس هر طواشی تبریز را ~~نظامی PageV1P2955 ### || [genre: Gh] # 1 اندر شکست جان شد پیدا لطیف جانی %~% چون این جهان فروشد وا شد دگر ~~جهانی # 2 بازار زرگران بین کز نقد زر چه پر شد %~% گر چه ز زخم تیشه درهم شکست ~~کانی # 3 تا تو خمش نکردی اندیشه گرد نامد %~% وا شد دهان دل چون بربسته شد ~~دهانی # 4 چندین هزار خانه کی گشت از زمانه %~% تا در دل مهندس نقشش نشد نهانی # 5 سری است زان نهانتر صد نقش از آن مصور %~% در خاطر مهندس و اندر دل ~~فلانی # 6 چون دل صفا پذیرد آن سر جهان بگیرد %~% وآنگه کسی نمیرد در دور لامکانی # 7 تبریز شمس دین را از لطف لابه‌ای کن %~% کز باغ بی‌زمانی در ما نگر ~~زمانی PageV1P2956 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب چو زخمه‌ها را بر تار می‌کشانی %~% این کاهلان ره را در کار ~~می‌کشانی # 2 ای عشق چون درآیی در عالم جدایی %~% این بازماندگان را تا یار می‌کشانی # 3 کوری رهزنان را ایمن کنی جهان را %~% دزدان شهر دل را بر دار می‌کشانی # 4 مکار را ببینی کورش کنی به مکری %~% چون یار را ببینی در غار می‌کشانی # 5 بر تازیان چابک بندی تو زین زرین %~% پالانیان بد را در بار می‌کشانی # 6 سوداییان ما را هر لحظه می‌نوازی %~% بازاریان ما را بس زار می‌کشانی # 7 عشاق خارکش را گلزار می‌نمایی %~% خودکام گل طرب را در خار می‌کشانی # 8 آن کو در آتش آید راهش دهی به آبی %~% و آن کو دود به آبی در نار ~~می‌کشانی # 9 موسی خاک رو را ره می‌دهی به عزت %~% فرعون بوش جو را در عار می‌کشانی # 10 این نعل بازگونه بی‌چون و بی‌چگونه %~% موسی عصاطلب را در مار ~~می‌کشانی PageV1P2957 ### || [genre: Gh] # 1 ای آنک جمله عالم از توست یک نشانی %~% زخمت بر این نشانه آمد کنون تو ms1665 ~~دانی # 2 زخمی بزن دگر تو مرهم نخواهم از تو %~% گر یک جهان نماند چه غم تو صد ~~جهانی # 3 در شرح درنیایی چون شرح سر حقی %~% در جان چرا نیایی چون جان جان جانی # 4 ماییم چون درختان صنع تو باد گردان %~% خود کار باد دارد هر چند شد ~~نهانی # 5 زان باد سبز گردیم زان باد زرد گردیم %~% گر برگ را بریزی از میوه کی ~~ستانی # 6 در نقش باغ پیش است در اصل میوه پیش است %~% تو اولین گهر را آخر ~~همی‌رسانی # 7 خواهم که از تو گویم وز جز تو دست شویم %~% پنهان شوی و ما را در صف ~~همی‌کشانی PageV1P2958 ### || [genre: Gh] # 1 رقصان شو ای قراضه کز اصل اصل کانی %~% جویای هر چه هستی می‌دانک عین ~~آنی # 2 خورشید رو نماید وز ذره رقص خواهد %~% آن به که رقص آری دامن همی‌کشانی # 3 روزی کنار گیری ای ذره آفتابی %~% سر بر برش نهاده این نکته را بدانی # 4 پیش آردت شرابی کای ذره درکش این را %~% خوردی و محو گشتی در آفتاب ~~جانی # 5 شد ذره آفتابی از خوردن شرابی %~% در دولت تجلی از طعن لن ترانی # 6 ما میوه‌های خامیم در تاب آفتابت %~% رقصی کنیم رقصی زیرا تو می‌پزانی # 7 احسنت ای پزیدن شاباش ای مزیدن %~% از آفتاب جانی کو را نبود ثانی # 8 مخدوم شمس دینم شاهنشهی ز تبریز %~% تسلیم توست جان‌ها ای جان و دل تو ~~دانی PageV1P2959 ### || [genre: Gh] # 1 در رنگ یار بنگر تا رنگ زندگانی %~% بر روی تو نشیند ای ننگ زندگانی # 2 هر ذره‌ای دوان است تا زندگی بیابد %~% تو ذره‌ای نداری آهنگ زندگانی # 3 گر ز آنک زندگانی بودی مثال سنگی %~% خوش چشمه‌ها دویدی از سنگ زندگانی # 4 در آینه بدیدم نقش خیال فانی %~% گفتم چیی تو گفتا من زنگ زندگانی # 5 اندر حیات باقی یابی تو زندگان را %~% وین باقیان کیانند دلتنگ زندگانی # 6 آن‌ها که اهل ms1666 صلحند بردند زندگی را %~% وین ناکسان بمانند در جنگ ~~زندگانی PageV1P2960 ### || [genre: Gh] # 1 با تو عتاب دارم جانا چرا چنینی %~% رنجور و ناتوانم نایی مرا ببینی # 2 دیدی که سخت زردم پنداشتی که مردم %~% آخر چگونه میرد آنک تواش قرینی # 3 یا سیدی و روحی حمت فلم تعدنی %~% یا صحتی شفایی لم تستمع حنینی # 4 بس احتراز کردم صبر دراز کردم %~% امروز ناز کردم با اصل نازنینی # 5 امشب چو مه برآید داوود جان بیاید %~% ای رنج موم گردی گر برج آهنینی # 6 شب بنده را بپرسد وز بی‌گهی نترسد %~% شب نیز مست گردد بی‌نقل و ~~ساتکینی # 7 ای ناله چند ناله افزونتری ز ژاله %~% بر بنده کمینه تو نیز در کمینی ~~PageV1P2961 ### || [genre: Gh] # 1 می‌زن سه تا که یکتا گشتم مکن دوتایی %~% یا پرده رهاوی یا پرده رهایی # 2 بی زیر و بی‌بم تو ماییم در غم تو %~% در نای این نوا زن کافغان ز ~~بی‌نوایی # 3 قولی که در عراق است درمان این فراق است %~% بی قول دلبری تو آخر بگو ~~کجایی # 4 ای آشنای شاهان در پرده سپاهان %~% بنواز جان ما را از راه آشنایی # 5 در جمع سست رایان رو زنگله سرایان %~% کاری ببر به پایان تا چند سست ~~رایی # 6 از هر دو زیرافکند بندی بر این دلم بند %~% آن هر دو خود یک است و ما ~~را دو می‌نمایی # 7 گر یار راست کاری ور قول راست داری %~% در راست قول برگو تا در حجاز ~~آیی # 8 در پرده حسینی عشاق را درآور %~% وز بوسلیک و مایه بنمای دلگشایی # 9 از تو دوگاه خواهند تو چارگاه برگو %~% تو شمع این سرایی ای خوش که ~~می‌سرایی PageV1P2962 ### || [genre: Gh] # 1 دی دامنش گرفتم کای گوهر عطایی %~% شب خوش مگو مرنجان کامشب از آن مایی # 2 افروخت روی دلکش شد سرخ همچو اخگر %~% گفتا بس است درکش تا چند از این ~~گدایی # 3 گفتم رسول حق گفت ms1667 حاجت ز روی نیکو %~% درخواه اگر بخواهی تا تو مظفر ~~آیی # 4 گفتا که روی نیکو خودکامه است و بدخو %~% زیرا که ناز و جورش دارد بسی ~~روایی # 5 گفتم اگر چنان است جورش حیات جان است %~% زیرا طلسم کان است هر گه ~~بیازمایی # 6 گفت این حدیث خام است روی نکو کدام است %~% این رنگ و نقش دام است مکر ~~است و بی‌وفایی # 7 چون جان جان ندارد می‌دانک آن ندارد %~% بس کس که جان سپارد در صورت ~~فنایی # 8 گفتم که خوش عذارا تو هست کن فنا را %~% زر ساز مس ما را تو جان ~~کیمیایی # 9 تسلیم مس بباید تا کیمیا بیابد %~% تو گندمی ولیکن بیرون آسیایی # 10 گفتا تو ناسپاسی تو مس ناشناسی %~% در شک و در قیاسی زین‌ها که ~~می‌نمایی # 11 گریان شدم به زاری گفتم که حکم داری %~% فریاد رس به یاری ای اصل ~~روشنایی # 12 چون دید اشک بنده آغاز کرد خنده %~% شد شرق و غرب زنده زان لطف آشنایی # 13 ای همرهان و یاران گریید همچو باران %~% تا در چمن نگاران آرند خوش ~~لقایی PageV1P2963 ### || [genre: Gh] # 1 ای برده اختیارم تو اختیار مایی %~% من شاخ زعفرانم تو لاله زار مایی # 2 گفتم غمت مرا کشت گفتا چه زهره دارد %~% غم این قدر نداند کآخر تو یار ~~مایی # 3 من باغ و بوستانم سوزیده خزانم %~% باغ مرا بخندان کآخر بهار مایی # 4 گفتا تو چنگ مایی و اندر ترنگ مایی %~% پس چیست زاری تو چون در کنار ~~مایی # 5 گفتم ز هر خیالی درد سر است ما را %~% گفتا ببر سرش را تو ذوالفقار ~~مایی # 6 سر را گرفته بودم یعنی که در خمارم %~% گفت ار چه در خماری نی در خمار ~~مایی # 7 گفتم چو چرخ گردان والله که بی‌قرارم %~% گفت ار چه بی‌قراری نی ~~بی‌قرار مایی # 8 شکرلبش بگفتم لب را گزید یعنی %~% آن راز را نهان کن چون رازدار مایی ms1668 # 9 ای بلبل سحرگه ما را بپرس گه گه %~% آخر تو هم غریبی هم از دیار مایی # 10 تو مرغ آسمانی نی مرغ خاکدانی %~% تو صید آن جهانی وز مرغزار مایی # 11 از خویش نیست گشته وز دوست هست گشته %~% تو نور کردگاری یا کردگار ~~مایی # 12 از آب و گل بزادی در آتشی فتادی %~% سود و زیان یکی دان چون در قمار ~~مایی # 13 این جا دوی نگنجد این ما و تو چه باشد %~% این هر دو را یکی دان چون ~~در شمار مایی # 14 خاموش کن که دارد هر نکته تو جانی %~% مسپار جان به هر کس چون جان ~~سپار مایی PageV1P2964 ### || [genre: Gh] # 1 هر چند بی‌گه آیی بی‌گاه خیز مایی %~% ای خواجه خانه بازآ بی‌گاه شد ~~کجایی # 2 برگ قفس نداری جز ما هوس نداری %~% یکتا چو کس نداری برخیز از دوتایی # 3 جان را به عشق واده دل بر وفای ما نه %~% در ما روی تو را به کز خویشتن ~~برآیی # 4 بگذر ز خشک و از تر بازآ به خانه زوتر %~% از جمله باوفاتر آخر چه ~~بی‌وفایی # 5 لطفت به کس نماند قدر تو کس نداند %~% عشقت به ما کشاند زیرا به ما تو ~~شایی # 6 گر چشم رفت خوابش از عاشقی و تابش %~% بر ما بود جوابش ای جان مرتضایی # 7 گر شاه شمس تبریز پنهان شود به استیز %~% در عشق او تو جان بیز تا جان ~~شوی بقایی PageV1P2965 ### || [genre: Gh] # 1 آمد ز نای دولت بار دگر نوایی %~% ای جان بزن تو دستی وی دل بکوب پایی # 2 تابان شده‌ست کانی خندان شده جهانی %~% آراسته‌ست خوانی در می‌رسد ~~صلایی # 3 بر بوی نوبهاری بر روی سبزه زاری %~% در عشق خوش عذاری ما مست و های ~~هایی # 4 او بحر و ما سحابی او گنج و ما خرابی %~% در نور آفتابی ما همچو ~~ذره‌هایی # 5 شوریده‌ام معافم بگذار تا بلافم %~% مه را فروشکافم با ms1669 نور مصطفایی ~~PageV1P2966 ### || [genre: Gh] # 1 ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی %~% تشنه دلان خود را کردید بس سقایی # 2 جان تشنه ابد شد وین تشنگی ز حد شد %~% یا ضربت جدایی یا شربت عطایی # 3 ای زهره مزین زین هر دو یک نوا زن %~% یا پرده رهاوی یا پرده رهایی # 4 گر چنگ کژ نوازی در چنگ غم گدازی %~% خوش زن نوا اگر نی مردی ز ~~بی‌نوایی # 5 بی زخمه هیچ چنگی آب و نوا ندارد %~% می‌کش تو زخمه زخمه گر چنگ ~~بوالوفایی # 6 گر بگسلند تارت گیرند بر کنارت %~% پیوند نو دهندت چندین دژم چرایی # 7 تو خود عزیز یاری پیوسته در کناری %~% در بزم شهریاری بیرون ز جان و ~~جایی # 8 خامش که سخت مستم بربند هر دو دستم %~% ور نه قدح شکستم گر لحظه‌ای ~~بپایی # 9 من پیر منبلانم بر خویش زخم رانم %~% من مصلحت ندانم با ما تو برنیایی # 10 هم پاره پاره باشم هم خصم چاره باشم %~% هم سنگ خاره باشم در صبر و ~~بی‌نوایی # 11 از بس که تند و عاقم در دوزخ فراقم %~% دوزخ ز احتراقم گیرد گریزپایی # 12 چون دید شور ما را عطار آشکارا %~% بشکست طبل‌ها را در بزم کبریایی # 13 تبریز چون برفتم با شمس دین بگفتم %~% بی حرف صد مقالت در وحدت خدایی ~~PageV1P2967 ### || [genre: Gh] # 1 بوی کباب داری تو نیز دل کبابی %~% در تو هر آنچ گم شد در ماش بازیابی # 2 زین سر چو زنده باشی تو سرفکنده باشی %~% خود را چو بنده باشی ما را ~~دگر نیابی # 3 ای خواجه ترک ره کن ما را حدیث شه کن %~% بگشا دهان و اه کن گر مست آن ~~شرابی # 4 دوشم نگار دلبر می‌داد جام از زر %~% گفتا بکش تو دیگر گر مست نیم ~~خوابی # 5 گفتم که برنخیزم گفتا که برستیزم %~% هم بر سرت بریزم گر مستی و خرابی # 6 چون ریخت بر من آن را ms1670 دیدم فنا جهان را %~% عالم چو بحر جوشان من گشته ~~مرغ آبی # 7 ای خواجه خشم بنشان سر را دگر مپیچان %~% ما را چه جرم باشد گر ز آنک ~~درنیابی # 8 سر اله گفتم در قعر چاه گفتم %~% مه را سیاه گفتم چون محرم نقابی # 9 ای خواجه صدر عالی تا تو در این حوالی %~% گه بسته سؤالی گه خسته جوابی # 10 ای شمس حق تبریز بستم دهان ازیرا %~% هر دیده برنتابد نورت چو آفتابی ~~PageV1P2968 ### || [genre: Gh] # 1 با صد هزار دستان آمد خیال یاری %~% در پای او بمیرا هر جا بود نگاری # 2 خوبان بسی بدیدی حوران صفت شنیدی %~% این جا بیا که بینی حسن و جمال ~~یاری # 3 تا یافت جانم او را من گم شدم ز هستی %~% تا پای او گرفتم دستم نشد به ~~کاری # 4 ای مطرب الله الله از بهر عشق آن شه %~% آن چنگ را در این ره خوش ~~برنواز تاری # 5 زان چهره‌های شیرین در دل عجیب شوری %~% این روی همچو زر را از مهر او ~~عیاری # 6 گویند زاریت چیست زین ناله در دو عالم %~% گفتم همین بسستم در هر دو ~~عالم آری # 7 رفتم نظاره کردن سوی شکار آن شه %~% می‌تاخت شاد و خندان آن ماه در ~~غباری # 8 تیری ز غمزه خود انداخت بر من آمد %~% تیری بدان شگرفی در لاغری شکاری # 9 از گلستان عشقش خاری در این جگر شد %~% صد گلستان غلام خارش چگونه خاری # 10 در پیش ذوق عشقش در نور آفتابش %~% تن چیست چون غباری جان چیست چون ~~بخاری # 11 در باغ عشق رویش خصمت خدای بادا %~% گر تو ز گل بگویی یا قامت چناری # 12 از چشم ساحر تو گشتیم شاعر تو %~% عذر عظیم دارم در عشق خوش عذاری # 13 یا رب ببینم آن را کان شاه می‌خرامد %~% داده به کون نوری زان چهره‌ای ~~چو ناری # 14 بینم که جان تلخم شیرین شده ز شهدش ms1671 %~% بینم که اندرافتد شوری نو از ~~شراری # 15 از عشق شمس دین شد تبریز بهر این دم %~% مر گوش را سماعی مر چشم را ~~نظاری PageV1P2969 ### || [genre: Gh] # 1 اندر قمارخانه چون آمدی به بازی %~% کارت شود حقیقت هر چند تو مجازی # 2 با جمله سازواری ای جان به نیک خویی %~% این جا که اصل کار است جانا ~~چرا نسازی # 3 گویی که من شب و روز مرد نمازکارم %~% چون نیست ای برادر گفتار تو ~~نمازی # 4 با ناکسان تو صحبت زنهار تا نداری %~% شو همنشین شاهان گر مرد سرفرازی # 5 آخر چرا تو خود را کردی چو پای تابه %~% چون بر لباس آدم تو بهترین ~~طرازی # 6 بر خر چرا نشینی ای همنشین شاهان %~% چون هست در رکابت چندین هزار تازی # 7 شیشه دلی که داری بربا ز سنگ جانان %~% باری به بزم شاه آ بنگر تو ~~دلنوازی # 8 در جانت دردمد شه از شادیی که جانت %~% هم وارهد ز مطرب وز پرده حجازی # 9 سرمست و پای کوبان با جمع ماه رویان %~% در نور روی آن شه شاهانه ~~می‌گرازی # 10 شاهت همی‌نوازد کای پیشوای خاصان %~% پیوسته پیش ما باش چون تو امین ~~رازی # 11 گاه از جمال پستی گاه از شراب مستی %~% گه با قدم قرینی گه با کرشم و ~~نازی # 12 مقصود شمس دین است هم صدر و هم خداوند %~% وصلم به خدمت او است چون ~~مرغزی و رازی # 13 هر کس که در دل او باشد هوای تبریز %~% گردد اگر چه هندو است او گلرخ ~~طرازی PageV1P2970 ### || [genre: Gh] # 1 ای آن که مر مرا تو به از جان و دیده‌ای %~% در جان من هر آنچ ندیدم تو ~~دیده‌ای # 2 بگزیده‌ام ز هجر تو تابوت آتشین %~% آری به حق آنک مرا تو گزیده‌ای # 3 گر از بریده خون چکد اینک ز چشم من %~% خون می‌چکد که بی‌سبب از من ~~بریده‌ای # 4 از چشم من بپرس چرا چشمه گشته‌ای ms1672 %~% وز قد من بپرس که از کی خمیده‌ای # 5 از جان من بپرس که با کفش آهنین %~% اندر ره فراق کجاها رسیده‌ای # 6 این هم بپرس از او که تو در حسن و در جمال %~% مانند او ز هیچ زبانی ~~شنیده‌ای # 7 این هم بگو که گر رخ او آفتاب نیست %~% چون ابر پاره پاره ز هم چون ~~دریده‌ای # 8 پیداست در دم تو که از ناف مشک خاست %~% کاندر کدام سبزه و صحرا ~~چریده‌ای # 9 آنی که دیده‌ای تو دلا آسمانیی %~% زیرا ز دلبران زمینی رمیده‌ای # 10 دانم که دیده‌ای تو بدین چشم یوسفی %~% تا تو ترنج و دست ز مستی ~~بریده‌ای # 11 تبریز و شمس دین و دگرها بهانه‌هاست %~% کز وی دو کون را تو خطی ~~درکشیده‌ای PageV1P2971 ### || [genre: Gh] # 1 ای از جمال حسن تو عالم نشانه‌ای %~% مقصود حسن توست و دگرها بهانه‌ای # 2 نقاش را اگر ز جمال تو قبله نیست %~% مقصود او چه بود ز نقشی و خانه‌ای # 3 ای صد هزار شمع نشسته بدین امید %~% گرد تنور عشق تو بهر زبانه‌ای # 4 ای حلقه‌های زلف خوشت طوق حلق ما %~% سازید مرغ روح در آن حلقه لانه‌ای # 5 گویی میان مجلس آن شاه کی رسم %~% نی آن کرانه دارد و نی این میانه‌ای # 6 این داد کیست مفخر تبریز شمس دین %~% زان دولتی که داد درختی ز دانه‌ای ~~PageV1P2972 ### || [genre: Gh] # 1 آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی %~% زان سر رسد به بی‌سر و باسر ~~اشارتی # 2 زان رنگ اشارتی که به روز الست بود %~% کآمد به جان مؤمن و کافر اشارتی # 3 زیرا که قهر و لطف کز آن بحر دررسید %~% بر سنگ اشارتی است و به گوهر ~~اشارتی # 4 بر سنگ اشارتی است که بر حال خویش باش %~% بر گوهر است هر دم دیگر ~~اشارتی # 5 بر سنگ کرده نقشی و آن نقش بند او است %~% هر لحظه سوی نقش ز آزر ~~اشارتی ms1673 # 6 چون در گهر رسید اشارت گداخت او %~% احسنت آفرین چه منور اشارتی # 7 بعد از گداز کرد گهر صد هزار جوش %~% چون می‌رسید از تف آذر اشارتی # 8 جوشید و بحر گشت و جهان در جهان گرفت %~% چون آمدش ز ایزد اکبر اشارتی # 9 ما را اشارتی است ز تبریز و شمس دین %~% چون تشنه را ز چشمه کوثر ~~اشارتی PageV1P2973 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز بامداد به آیین دلبری %~% ای جان جان جان به من آیی و دل بری # 2 ای کوی من گرفته ز بوی تو گلشنی %~% وی روی من گرفته ز روی تو زرگری # 3 هر روز باغ دل را رنگی دگر دهی %~% اکنون نماند دل را شکل صنوبری # 4 هر شب مقام دیگر و هر روز شهر نو %~% چون لولیان گرفته دل من مسافری # 5 این شهسوار عشق قطاریق می‌رود %~% حیران شدم ز جستن این اسب لاغری # 6 از برق و آب و باد گذشته‌ست سم او %~% آن جا که سم او است نه خشکی است ~~و نه تری # 7 راهی که فکر نیز نیارد در او شدن %~% شیران شرزه را رود از دل دلاوری # 8 چه شیر کآسمان و زمین زین ره مهیب %~% از سر به وقت عرض نهادند لمتری # 9 از هیبت قدر بنهادند رو به جبر %~% وز بیم رهزنان نگزیدند رهبری # 10 آری جنون ساعه شرط شجاعت است %~% با مایه خرد نکند هیچ کس نری # 11 تا باخودی کجا به صف بیخودان رسی %~% تا بر دری چگونه صف هجر بردری # 12 ای دل خیال او را پیش آر و قبله ساز %~% قانع مشو از او به مراعات ~~سرسری # 13 قانع چرا شدی به یکی صورتت که داد %~% پنداشتی مگر که همین یک مصوری # 14 خاموش باش طبل مزن وقت حمله شد %~% در صف جنگ آی اگر مرد لشکری ~~PageV1P2974 ### || [genre: Gh] # 1 شد جادوی حرام و حق از جادوی بری %~% بر تو حرام نیست ms1674 که محبوب ساحری # 2 می‌بند و می‌گشا که همین است جادوی %~% می‌بخش و می‌ربا که همین است ~~داوری # 3 دریا بدیده‌ایم که در وی گهر بود %~% دریا درون گوهر کی کرد باوری # 4 سحر حلال آمد بگشاد پر و بال %~% افسانه گشت بابل و دستان سامری # 5 همیان زر نهاده و معیوب می‌خرد %~% ای عاشقان کی دید که شد ماه مشتری # 6 امروز می‌گزید ز بازار اسپ او %~% اسپان پشت ریش و یدک‌های لاغری # 7 گفتم که اسب مرده چنین راه کی برد %~% گفتا که راه ما نتوان شد به ~~لمتری # 8 کشتی شکسته باید در آبگیر خضر %~% کشتی چو نشکنی تو نه کشتی که لنگری # 9 دنیا چو قنطره‌ست گذر کن چو پا شکست %~% با پای ناشکسته از این پول ~~نگذری # 10 زیرا رجوع ضد قدوم است و عکس او است %~% فرمان ارجعی را منیوش سرسری ~~PageV1P2975 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز بامداد درآید یکی پری %~% بیرون کشد مرا که ز من جان کجا بری # 2 گر عاشقی نیابی مانند من بتی %~% ور تاجری کجاست چو من گرم مشتری # 3 ور عارفی حقیقت معروف جان منم %~% ور کاهلی چنان شوی از من که برپری # 4 ور حس فاسدی دهمت نور مصطفی %~% ور مس کاسدی کنمت زر جعفری # 5 محتاج روی مایی گر پشت عالمی %~% محتاج آفتابی گر صبح انوری # 6 از بر و بحر بگذر و بر کوه قاف رو %~% بر خشک و بر تری منشین زین دو ~~برتری # 7 ای دل اگر دلی دل از آن یار درمدزد %~% وی سر اگر سری مکن این سجده ~~سرسری # 8 چون اسب می‌گریزی و من بر توام سوار %~% مگریز از او که بر تو بود کان ~~بود خری # 9 صد حیله گر تراشی و صد شهر اگر روی %~% قربان عید خنجر الله اکبری # 10 خاموش اگر چه بحر دهد در بی‌دریغ %~% لیکن مباح نیست که من رام یشتری ~~PageV1P2976 ### || [genre: Gh] # 1 ای ms1675 دل ز بامداد تو بر حال دیگری %~% وز شور خویش در من شوریده ننگری # 2 بر چهره نزار تو صفرای دلبری است %~% تا خود چه دیده‌ای که ز صفراش ~~اصفری # 3 ای دل چه آتشی که به هر باد برجهی %~% نی نی دلا کز آتش و از باد برتری # 4 ای دل تو هر چه هستی دانم که این زمان %~% خورشیدوار پرده افلاک می‌دری # 5 جانم فدات یا رب ای دل چه گوهری %~% نی چرخ قیمت تو شناسد نه مشتری # 6 سی سال در پی تو چو مجنون دویده‌ام %~% اندر جزیره‌ای که نه خشکی است و ~~نی تری # 7 غافل بدم از آن که تو مجموع هستیی %~% مشغول بود فکر به ایمان و کافری # 8 ایمان و کفر و شبهه و تعطیل عکس توست %~% هم جنتی و دوزخ و هم حوض ~~کوثری # 9 ای دل تو کل کونی بیرون ز هر دو کون %~% ای جمله چیزها تو و از چیزها ~~بری # 10 ای رو و پشت عالم در روی من نگر %~% تا از رخ مزعفر من زعفران بری # 11 طاقت نماند و این سخنم ماند در دهان %~% با صد هزار غم که نهانند چون ~~پری PageV1P2977 ### || [genre: Gh] # 1 هر روز بامداد طلبکار ما تویی %~% ما خوابناک و دولت بیدار ما تویی # 2 هر روز زان برآری ما را ز کسب و کار %~% زیرا دکان و مکسبه و کار ما ~~تویی # 3 دکان چرا رویم که کان و دکان تویی %~% بازار چون رویم که بازار ما تویی # 4 زان دلخوشیم و شاد که جان بخش ما تویی %~% زان سرخوشیم و مست که دستار ~~ما تویی # 5 ما خمره کی نهیم پر از سیم چون بخیل %~% ما خمره بشکنیم چو خمار ما ~~تویی # 6 طوطی غذا شدیم که تو کان شکری %~% بلبل نوا شدیم که گلزار ما تویی # 7 زان همچو گلشنیم که داری تو صد بهار %~% زان سینه روشنیم که دلدار ms1676 ما ~~تویی # 8 در بحر تو ز کشتی بی‌دست و پاتریم %~% آواز و رقص و جنبش و رفتار ما ~~تویی # 9 هر چاره گر که هست نه سرمایه دار توست %~% از جمله چاره باشد ناچار ما ~~تویی # 10 دل را هر آنچ بود از آن‌ها دلش گرفت %~% تا گفته‌ای به دل که گرفتار ~~ما تویی # 11 گه گه گمان بریم که این جمله فعل ماست %~% این هم ز توست مایه پندار ~~ما تویی # 12 چیزی نمی‌کشیم که ما را تو می‌کشی %~% چیزی نمی‌خریم خریدار ما تویی # 13 از گفت توبه کردم ای شه گواه باش %~% بی گفت و ناله عالم اسرار ما ~~تویی # 14 ای شمس حق مفخر تبریز شمس دین %~% خود آفتاب گنبد دوار ما تویی ~~PageV1P2978 ### || [genre: Gh] # 1 آن لحظه کآفتاب و چراغ جهان شوی %~% اندر جهان مرده درآیی و جان شوی # 2 اندر دو چشم کور درآیی نظر دهی %~% و اندر دهان گنگ درآیی زبان شوی # 3 در دیو زشت درروی و یوسفش کنی %~% و اندر نهاد گرگ درآیی شبان شوی # 4 هر روز سر برآری از چارطاق نو %~% چون رو بدان کنند از آن جا نهان شوی # 5 گاهی چو بوی گل مدد مغزها شوی %~% گاهی انیس دیده شوی گلستان شوی # 6 فرزین کژروی و رخ راست رو شها %~% در لعب کس نداند تا خود چه سان شوی # 7 رو رو ورق بگردان ای عشق بی‌نشان %~% بر یک ورق قرار نمایی نشان شوی # 8 در عدل دوست محو شو ای دل به وقت غم %~% هم محو لطف او شو چون شادمان ~~شوی # 9 آبی که محو کل شد او نیز کل شود %~% هم تو صفات پاک شوی گر چنان شوی # 10 آن بانگ چنگ را چو هوا هر طرف بری %~% و آن سوز قهر را تو گوا چون ~~دخان شوی # 11 ای عشق این همه بشوی و تو پاک از این %~% بی صورتی چو خشم اگر ms1677 چه سنان ~~شوی # 12 این دم خموش کرده‌ای و من خمش کنم %~% آنگه بیان کنم که تو نطق و بیان ~~شوی PageV1P2979 ### || [genre: Gh] # 1 ای سیرگشته از ما ما سخت مشتهی %~% وی پاکشیده از ره کو شرط همرهی # 2 مغز جهان تویی تو و باقی همه حشیش %~% کی یابد آدمی ز حشیشات فربهی # 3 هر شهر کو خراب شد و زیر او زبر %~% زان شد که دور ماند ز سایه شهنشهی # 4 چون رفت آفتاب چه ماند شب سیاه %~% از سر چو رفت عقل چه ماند جز ابلهی # 5 ای عقل فتنه‌ای همه از رفتن تو بود %~% وآنگه گناه بر تن بی‌عقل می‌نهی # 6 آن جا که پشت آری گمراهی است و جنگ %~% و آن جا که رو نمایی مستی و ~~والهی # 7 هجده هزار عالم دو قسم بیش نیست %~% نیمش جماد مرده و نیمیش آگهی # 8 دریای آگهی که خردها همه از او است %~% آن است منتهای خردهای منتهی # 9 ای جان آشنا که در آن بحر می‌روی %~% وی آنک همچو تیر از این چرخ ~~می‌جهی # 10 از خرگه تن تو جهانی منور است %~% تا تو چگونه باشی ای روح خرگهی # 11 ای روح از شراب تو مست ابد شده %~% وی خاک در کف تو شد زر ده دهی # 12 وصف تو بی‌مثال نیاید به فهم عام %~% وافزاید از مثال خیال مشبهی # 13 از شوق عاشقی اگرت صورتی نهد %~% آلایشی نیابد بحر منزهی # 14 گر نسبتی کنند به نعل آن هلال را %~% زان ژاژ شاعران نفتد ماه از مهی # 15 دریا به پیش موسی کی ماند سد راه %~% و اندر پناه عیسی کی ماند اکمهی # 16 او خواجه همه‌ست گرش نیست یک غلام %~% آن سرو او سهی است گرش نشمری ~~سهی # 17 تو موسیی ولیک شبانی دری هنوز %~% تو یوسفی ولیک هنوز اندر این چهی # 18 زان مزد کار می‌نرسد مر تو را که هیچ %~% پیوسته نیستی تو در ms1678 این کار ~~گه گهی # 19 خامش که بی‌طعام حق و بی‌شراب غیب %~% این حرف و نقش هست دو سه کاسه ~~تهی PageV1P2980 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای %~% وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای # 2 ای دلبری که ساقی و مطرب فنا شدند %~% تا تو نقاب از رخ عبهر گرفته‌ای # 3 ای میر مجلسی که تو را عشق نام گشت %~% این چه قیامت است که از سر ~~گرفته‌ای # 4 ای خم خسروان که تو داروی هر غمی %~% رنجور نیستی تو چرا سر گرفته‌ای # 5 جانی است بس لطیف و جهانی است بس ظریف %~% وین هر دو پرده را ز میان ~~برگرفته‌ای # 6 از جان و از جهان دل عاشق ربوده‌ای %~% الحق شکار نازک و لاغر گرفته‌ای # 7 ای آنک تو شکار چنین دام گشته‌ای %~% ملک هزار خسرو و سنجر گرفته‌ای # 8 در عین کفر جوهر ایمان ربوده‌ای %~% در دوزخی و جنت و کوثر گرفته‌ای # 9 ای عارفی که از سر معروف واقفی %~% وی ساده‌ای که رنگ قلندر گرفته‌ای # 10 در بحر قلزمی و تو را بحر تا به کعب %~% در آتشی و خوی سمندر گرفته‌ای # 11 ای گل که جامه‌ها بدریدی ز عاشقی %~% تا خانه‌ای میانه شکر گرفته‌ای # 12 ای باد از تکبر پرهیز کن ز مشک %~% چون بوی آن دو زلف معنبر گرفته‌ای # 13 ای غمزه‌هات مست چو ساقی تویی بده %~% یک دم خمش مباد چو ساغر ~~گرفته‌ای # 14 بهر نثار مفخر تبریز شمس دین %~% ای روی زرد سکه زرگر گرفته‌ای ~~PageV1P2981 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساقیی که آن می احمر گرفته‌ای %~% وی مطربی که آن غزل تر گرفته‌ای # 2 ای زهره‌ای که آتش در آسمان زدی %~% مریخ را بگو که چه خنجر گرفته‌ای # 3 از جان و از جهان دل عاشق ربوده‌ای %~% الحق شکار نازک و لاغر گرفته‌ای # 4 ای هجر تو ز روز قیامت درازتر %~% این چه قیامتی است که از سر گرفته‌ای # 5 ms1679 ای آسمان چو دور ندیمانش دیده‌ای %~% در دور خویش شکل مدور گرفته‌ای # 6 پیلان شیردل چو کفت را مسخرند %~% این چند پشه را چه مسخر گرفته‌ای # 7 هان ای فقیر روز فقیری گله مکن %~% زیرا که صد چو ملکت سنجر گرفته‌ای # 8 ای روی خویش دیده تو در روی خوب یار %~% آیینه‌ای عظیم منور گرفته‌ای # 9 ای دل طپان چرایی چون برگ هر دمی %~% چون دامن بهار معنبر گرفته‌ای # 10 ای چشم گریه چیست به هر ساعتی تو را %~% چون کحل از مسیح پیمبر ~~گرفته‌ای # 11 هجده هزار عالم اگر ملک تو شود %~% بی روی دوست چیز محقر گرفته‌ای # 12 داری تکی که بگذری از خنگ آسمان %~% کاهل چرا شدی صفت خر گرفته‌ای # 13 خامش کن و زبان دگر گو و رسم نو %~% این رسم کهنه را چه مکرر گرفته‌ای ~~PageV1P2982 ### || [genre: Gh] # 1 ای مرغ گیر دام نهانی نهاده‌ای %~% بر روی دام شعر دخانی نهاده‌ای # 2 چندین هزار مرغ بدین فن بکشته‌ای %~% پرهای کشته بهر نشانی نهاده‌ای # 3 مرغان پاسبان تو هیهای می‌زنند %~% درهای هویشان چه معانی نهاده‌ای # 4 مرغان تشنه را به خرابات قرب خویش %~% خم‌ها و باده‌های معانی نهاده‌ای # 5 آن خنب را که ساقی و مستیش بود نبرد %~% از بهر شب روی که تو دانی ~~نهاده‌ای # 6 در صبر و توبه عصمت اسپر سرشته‌ای %~% و اندر جفا و خشم سنانی نهاده‌ای # 7 بی زحمت سنان و سپر بهر مخلصان %~% ملکی درون سبع مثانی نهاده‌ای # 8 زیر سواد چشم روان کرده موج نور %~% و اندر جهان پیر جوانی نهاده‌ای # 9 در سینه کز مخیله تصویر می‌رود %~% بی کلک و بی‌بنان تو بنانی نهاده‌ای # 10 چندین حجاب لحم و عصب بر فراز دل %~% دل را نفوذ و سیر عیانی نهاده‌ای # 11 غمزه عجبتر است که چون تیر می‌پرد %~% یا ابروی که بهر کمانی نهاده‌ای # 12 اخلاق مختلف چو شرابات تلخ و نوش %~% در جسم‌های همچو اوانی نهاده‌ای # 13 وین ms1680 شربت نهان مترشح شد از زبان %~% سرجوش نطق را به لسانی نهاده‌ای # 14 هر عین و هر عرض چو دهان بسته غنچه‌ای است %~% کان را حجاب مهد غوانی ~~نهاده‌ای # 15 روزی که بشکفانی و آن پرده برکشی %~% ای جان جان جان که تو جانی ~~نهاده‌ای # 16 دل‌های بی‌قرار ببیند که در فراق %~% از بهر چه نیاز و کشانی نهاده‌ای # 17 خاموش تا بگوید آن جان گفته‌ها %~% این چه دراز شعبده خوانی نهاده‌ای ~~PageV1P2983 ### || [genre: Gh] # 1 مه طلعتی و شهره قبایی بدیده‌ای %~% خوبی و آتشی و بلایی بدیده‌ای # 2 چشمی که مستتر کند از صد هزار می %~% چشمی لطیفتر ز صبایی بدیده‌ای # 3 دولت شفاست مر همه را وز هوای او %~% دولت پیش دوان که شفایی بدیده‌ای # 4 سایه هماست فتنه شاهان و این هما %~% جویای شاه تا که همایی بدیده‌ای # 5 ای چرخ راست گو که در این گردش آن چنان %~% خورشیدرو و ماه لقایی ~~بدیده‌ای # 6 ای دل فنا شدی تو در این عشق یا مگر %~% در عین این فنا تو بقایی ~~بدیده‌ای # 7 هر گریه خنده جوید و امروز خنده‌ها %~% با چشم لابه گر که بکایی ~~بدیده‌ای # 8 جان را وباست هجر تو سوزان آن لطف %~% مهلکتر از فراق وبایی بدیده‌ای # 9 تو خاک آن جفا شده‌ای وین گزاف نیست %~% در زیر این جفا تو وفایی ~~بدیده‌ای # 10 شاهی شنیده‌ای چو خداوند شمس دین %~% تبریز مثل شاه تو جایی بدیده‌ای ~~PageV1P2984 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق کز قدیم تو با ما یگانه‌ای %~% یک یک بگو تو راز چو از عین ~~خانه‌ای # 2 از بیم آتش تو زبان را ببسته‌ایم %~% تا خود چه آتشی تو و یا چه ~~زبانه‌ای # 3 هر دم خرابیی است ز تو شهر عقل را %~% باد چراغ عقلی و باده مغانه‌ای # 4 یا دوست دوستی تو و یا نیک دشمنی %~% یا در میان هر دو تو شکل میانه‌ای # 5 گویند عاقلان دم عاشق فسانه‌ای است %~% شب ms1681 روز کن چرایی اگر تو ~~فسانه‌ای # 6 ای آنک خوبی تو نشانید فتنه‌ها %~% عشق تو است فتنه و تو خود نشانه‌ای # 7 ای شاه شاه و مفخر تبریز شمس دین %~% نور زمینیان و جمال زمانه‌ای ~~PageV1P2985 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان و ای دو دیده بینا چگونه‌ای %~% وی رشک ماه و گنبد مینا ~~چگونه‌ای # 2 ای ما و صد چو ما ز پی تو خراب و مست %~% ما بی‌تو خسته‌ایم تو بی‌ما ~~چگونه‌ای # 3 آن جا که با تو نیست چو سوراخ کژدم است %~% و آن جا که جز تو نیست تو ~~آن جا چگونه‌ای # 4 ای جان تو در گزینش جان‌ها چه می‌کنی %~% وی گوهری فزوده ز دریا ~~چگونه‌ای # 5 ای مرغ عرش آمده در دام آب و گل %~% در خون و خلط و بلغم و صفرا ~~چگونه‌ای # 6 زان گلشن لطیف به گلخن فتاده‌ای %~% با اهل گولخن به مواسا چگونه‌ای # 7 ای کوه قاف صبر و سکینه چه صابری %~% وی عزلتی گرفته چو عنقا چگونه‌ای # 8 عالم به توست قایم تو در چه عالمی %~% تن‌ها به توست زنده تو تنها ~~چگونه‌ای # 9 ای آفتاب از تو خجل در چه مشرقی %~% وی زهر ناب با تو چو حلوا چگونه‌ای # 10 زیر و زبر شدیمت بی‌زیر و بی‌زبر %~% ای درفکنده فتنه و غوغا چگونه‌ای # 11 گر غایبی ز دل تو در این دل چه می‌کنی %~% ور در دلی ز دوده سودا ~~چگونه‌ای # 12 ای شاه شمس مفخر تبریز بی‌نظیر %~% در قاب قوس قرب و در ادنی چگونه‌ای ~~PageV1P2986 ### || [genre: Gh] # 1 هر چند شیر بیشه و خورشیدطلعتی %~% بر گرد حوض گردی و در حوض درفتی # 2 اسپت بیاورند که چالاک فارسی %~% شربت بیاورند که مخمور شربتی # 3 بی خواب و بی‌قراری شب‌های تا به روز %~% خواب تو بخت بست که بسته ~~سعادتی # 4 از پای درفتادی و از دست رفته‌ای %~% بی دست و پای باش چه دربند آلتی # 5 بی دست و ms1682 پا چو گوی به میدان حق بپوی %~% میدان از آن توست به چوگان تو ~~بابتی # 6 ای رو به قبله من و الحمدخوان من %~% می‌خوانمت به خویش که تو پنج آیتی # 7 ای عقل جان بباز چرا جان به شیشه‌ای %~% وی جان بیار باده چرا بی‌مروتی # 8 رو کان مشک باش که بس پاک نافه‌ای %~% رو جمله سود باش که فرخ تجارتی # 9 بر مغز من برآی که چون می مفرحی %~% در چشم من درآی که نور بصارتی # 10 در مغزها نگنجی بس بی‌کرانه‌ای %~% در جسم‌ها نگنجی ز ایشان زیادتی # 11 ای دف زخم خواره چه مظلوم و صابری %~% وی نای رازگوی چه صاحب کرامتی # 12 خامش مساز بیت که مهمان بیت تو %~% در بیت‌ها نگنجد چه در عمارتی # 13 چون غنچه لب ببند و چو گل بی‌دو لب بخند %~% تا هیچ کس نداند کاندر چه ~~نعمتی # 14 ای شاه شاد مفخر تبریز شمس دین %~% تبلیغ راز کن که تو اهل سفارتی ~~PageV1P2987 ### || [genre: Gh] # 1 رویش ندیده پس مکنیدم ملامتی %~% نادیده حکم کردن باشد غرامتی # 2 پروانه چون نسوزد چون شمع او بود %~% چون خم نیاورم ز چنان سروقامتی # 3 آن مه اگر برآید در روز رستخیز %~% برخیزد از میان قیامت قیامتی # 4 زان رو که زهره نیست فلک را که دم زند %~% در خود همی‌بسوزد دارد ~~علامتی # 5 گر حسن حسن او است کجا عافیت کجا %~% با غمزه‌های آتش او کو سلامتی # 6 هر دم دلم به عشق وی اندر حریصتر %~% هر دم ز عشق او دل من با سمتی # 7 یا هجر لم تقل لی بالله ربنا %~% هذا الصدود منک علینا الی متی # 8 می‌ترسم از فراق دراز تو سنگ دل %~% تا نشکند سبوی امیدم ز آفتی # 9 ای آنک جبرئیل ز تو راه گم کند %~% با صبر تو ندارد این چرخ طاقتی # 10 دل را ببرد عشق که تا سود دل کند %~% حاشا که او کند طمعی ms1683 یا تجارتی # 11 عشق آن توانگری است که از بس توانگری %~% داردهمی ز ریش فراغت فراغتی # 12 از من مپرس این و ز عقل کمال پرس %~% کو راست در عیار گهرها مهارتی # 13 او نیز خود چه گوید لیکن به قدر خویش %~% کو در قدم بود حدثی نوطهارتی # 14 عقل از امید وصل چو مجنون روان شود %~% در عشق می‌رود به امید زیارتی # 15 ور ز آنک درنیابد در ره کمال عشق %~% از پرتو شرارش یابد حرارتی # 16 بادا ز نور عشق من و عقل کل را %~% زان شکر شگرف شفای مرارتی # 17 تا طعم آن حلاوت بر عاشقان زند %~% وز عاشقان برآید مستانه حالتی # 18 تبریز شمس دین که بصیرت از او بود %~% چون بر دلم رسید سپاهش به غارتی ~~PageV1P2988 ### || [genre: Gh] # 1 جان خاک آن مهی که خداش است مشتری %~% آن کس ملک ندید و نه انسان و نی ~~پری # 2 چون از خودی برون شد او آدمی نماند %~% او راست چشم روشن و گوش پیمبری # 3 تا آدمی است آدمی و تا ملک ملک %~% بسته‌ست چشم هر دو از آن جان و ~~دلبری # 4 عالم به حکم او است مر او را چه فخر از این %~% چون آن او است خالق ~~عالم به یک سوی # 5 بحری که کمترین شبه را گوهری کند %~% حاشا از او که لاف برآرد ز گوهری # 6 آن ذره است لایق رقص چنان شعاع %~% کو گشت از هزار چو خورشید و مه بری # 7 آن ذره‌ای که گر قدمش بوسد آفتاب %~% خود ننگرد به تابش او جز که سرسری # 8 بنما مها به کوری خورشید تابشی %~% تا زین سپس زنخ نزند از منوری # 9 درتاب شاه و مفخر تبریز شمس دین %~% تا هر دو کون پر شود از نور داوری ~~PageV1P2989 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق پرده در که تو در زیر چادری %~% در حسن حوریی تو و در مهر مادری # 2 در ms1684 حلقه اندرآ و ببین جمله جان‌ها %~% در گوش حلقه کرده به قانون چاکری # 3 در آینه نظر کن و در چشم خود نگر %~% صد جان گره گره شده از وی به ~~ساحری # 4 در هر گره نگه کن وضع خدای بین %~% در هم ببسته موسی و فرعون و سامری # 5 از زیر دامنت تو برون آر شمع را %~% تا نقش حق بخندد بر نقش آزری # 6 تا دست و پا نهاد دو زلف تو کفر را %~% هر دم بمیرد ایمان در پای کافری # 7 چون مر تو را نیابد در جان و جا دلم %~% گشتم هزار بار من از جان و جا ~~بری # 8 خشک و تر دو چشم و لب من روان شده %~% در قلزمی که خشک نیابند و نی تری # 9 دی لطف‌ها بکرد خیال تو گفتمش %~% کای باوفا و عهد ز من باوفاتری # 10 دانم ز شمس دین است تو را این همه وفا %~% تبریز این سلام بر جان ما ~~بری PageV1P2990 ### || [genre: Gh] # 1 ای بس فراز و شیب که کردم طلب گری %~% گه لوح دل بخواندم و گه نقش ~~کافری # 2 گه در زمین خدمت چون خاک ره شدم %~% بر چرخ روح گاه دویدم باختری # 3 گم گشته از خود و دل و دلبر هزار بار %~% گه سر دل بجسته و گه سر دلبری # 4 بر کوه طور طالب ارنی کلیم وار %~% وز خلق دررمیده به عالم چو سامری # 5 در وادیی رسیدم کان جا نبرد بوی %~% نی معجز و کرامت و نی مکر و ساحری # 6 وادی ز بوی دوست مرا رهبری شده %~% کان بو نه مشک دارد نی زلف عنبری # 7 آن جا نتان دویدن ای دوست بر قدم %~% پر نیز می‌بسوزد گر ز آنک می‌پری # 8 کز گرم و سرد و خشک و تر است این نهاد حس %~% وین چار مرغ هست از این ~~باغ عنصری # 9 آن جا بپر دوست که روید ms1685 ز بوی دوست %~% پری و گر نه زرد درافتی به شش ~~دری # 10 ای کامل کمال کز این سو تو کاملی %~% زان سو که سوی نیست حذر کن که ~~قاصری # 11 آن مرغ خاکیی که به خشکی کمال داشت %~% در بحر عاجز آمد و رسوا شد از ~~تری # 12 با آنک بر و بحر یکی جنس و یک فنند %~% هر یک به حس درآید چونشان ~~درآوری # 13 صد بر و بحر و چرخ و فلک در فضای غیب %~% در پا فتاده باشد چون نقش ~~سرسری # 14 زین بر و بحر آن رسد آن سو که او ز عشق %~% گردد هزار بار از این هر ~~دو او بری # 15 حقا به ذات پاک خداوند هر کی هست %~% از تیغ غیب سر نبرد گر برد سری # 16 در آتش خلیل کجا آید آن خسی %~% کو خشک شد ز عشق دلارام آزری # 17 جان خلیل عشق به شادی و خرمی %~% در آتش آ چو زر که ز هر غش طاهری # 18 گر محو می‌نمایی در دودمان حس %~% در عشق آتشین دلارام ظاهری # 19 این عشق همچو آتش بر جمله قاهر است %~% تو بس عجایبی که بر آتش تو ~~قادری # 20 هر چند کوشد آتش تا تو سیه شوی %~% بر رغم او لطیف و شریفی و احمری # 21 دانم که پرتو نظری داری از شهی %~% چشم و چراغ غیب به شاهی و سروری # 22 بر خار خشک گر نظری افکند ز لطف %~% پیدا شود ز خار دو صد گونه عبهری # 23 نی خود اگر به محو و عدم غمزه‌ای کند %~% ظاهر شود ز نیست دل و دیده ~~پروری # 24 در لطف و در نوازش آن شه نگاه کن %~% ای تیغ هجر چند زنی زخم خنجری # 25 نی نی خود از نوازش او تند شد فراق %~% کز یک نهاله آمد این لطف و ~~قاهری # 26 گر خوگری به لطف نباشد دل مرا %~% او کی فراق ms1686 داند در دور دایری # 27 حنجر غذا خورد ز غذا رست حنجرش %~% پس او غذا دهد به غذا رسم حنجری # 28 این جمله من بگفتم و القاب شمس دین %~% از رشک کرده در غم تبریز ساتری # 29 آن است اصل و قصد و غرض زین همه حدیث %~% لیکن مزاد نیست که من رام ~~یشتری PageV1P2991 ### || [genre: Gh] # 1 شاها بکش قطار که شهوار می‌کشی %~% دامان ما گرفته به گلزار می‌کشی # 2 قطار اشتران همه مستند و کف زنان %~% بویی ببرده‌اند که قطار می‌کشی # 3 هر اشتری میانه زنجیر می‌گزد %~% چون شهد و چون شکر که سوی یار می‌کشی # 4 آن چشم‌های مست به چشمت که ساقی است %~% گویند خوش بکش که به دیدار ~~می‌کشی # 5 ما کشت تو بدیم درودی به داس عشق %~% کردی ز که جدا و به انبار می‌کشی # 6 سکسک بدیم و توسن و در راه صدق لنگ %~% رهوار از آن شدیم که رهوار ~~می‌کشی # 7 هر چند سال‌ها ز چمن گل بچیده‌ایم %~% ناگه ز چشم بد به ره خار می‌کشی # 8 ما کی غلط کنیم به هر سو کشی بکش %~% هر سو کشی به عشرت بسیار می‌کشی # 9 شاهان کشند بنده بد را به انتقام %~% تو جانب کرامت و ایثار می‌کشی # 10 زین لطف مجرمان را گستاخ کرده‌ای %~% دزدان دار را خوش و بی‌دار ~~می‌کشی # 11 هر تخمه و ملول همی‌گویدم خموش %~% تو کرده‌ای ستیزه به گفتار می‌کشی # 12 سختی کشان ز گردش این چرخ در غم اند %~% بر رغم جمله چرخه دوار می‌کشی # 13 ای شاه شمس مفخر تبریز نور حق %~% تو نور نور ندره به اقطار می‌کشی ~~PageV1P2992 ### || [genre: Gh] # 1 ای نای خوش نوای که دلدار و دلخوشی %~% دم می‌دهی تو گرم و دم سرد ~~می‌کشی # 2 خالی است اندرون تو از بند لاجرم %~% خالی کننده دل و جان مشوشی # 3 نقشی کنی به صورت معشوق هر کسی %~% هر چند امیی تو به معنی منقشی ms1687 # 4 ای صورت حقایق کل در چه پرده‌ای %~% سر برزن از میانه نی چون شکروشی # 5 نه چشم گشته‌ای تو و ده گوش گشته جان %~% دردم به شش جهت که تو دمساز ~~هر ششی # 6 ای نای سربریده بگو سر بی‌زبان %~% خوش می‌چشان ز حلق از آن دم که ~~می‌چشی # 7 آتش فتاد در نی و عالم گرفت دود %~% زیرا ندای عشق ز نی هست آتشی # 8 بنواز سر لیلی و مجنون ز عشق خویش %~% دل را چه لذتی تو و جان را چه ~~مفرشی # 9 بویی است در دم تو ز تبریز لاجرم %~% بس دل که می‌ربایی از حسن و از ~~کشی PageV1P2993 ### || [genre: Gh] # 1 اندر میان جمع چه جان است آن یکی %~% یک جان نخوانمش که جهان است آن ~~یکی # 2 سوگند می‌خورم به جمال و کمال او %~% کز چشم خویش هم پنهان است آن یکی # 3 بر فرق خاک آب روان کرد عشق او %~% در باغ عشق سرو روان است آن یکی # 4 جمله شکوفه‌اند اگر میوه است او %~% جمله قراضه‌اند چو کان است آن یکی # 5 دل موج می‌زند ز صفاتش ولی خموش %~% زیرا فزون ز شرح و بیان است آن یکی # 6 روزی که او بزاد زمین و زمان نبود %~% بالاتر از زمین و زمان است آن ~~یکی # 7 قفلی است بر دهان من از رشک عاشقان %~% تا من نگویم این که فلان است آن ~~یکی # 8 هر دم که کنج چشمم بر روی او فتد %~% گویم که ای خدای چه سان است آن ~~یکی # 9 گر چشم درد نیست تو را چشم باز کن %~% زیرا چو آفتاب عیان است آن یکی # 10 پیشش تو سجده می‌کن تا پادشا شوی %~% زیرا که پادشاه نشان است آن یکی # 11 گر صد هزار خلق تو را رهزند که نیست %~% اندر گمان مباش که آن است آن ~~یکی # 12 گفتم به شمس مفخر تبریز بنگرش %~% گفتا عجب مدار ms1688 چنان است آن یکی ~~PageV1P2994 ### || [genre: Gh] # 1 گر من ز دست بازی هر غم پژولمی %~% زیرک نبودمی و خردمند گولمی # 2 گر آفتاب عشق نبودیم چون زحل %~% گه در صعود انده و گه در نزولمی # 3 ور بوی مصر عشق قلاوز نیستی %~% چون اهل تیه حرص گرفتار غولمی # 4 ور آفتاب جان‌ها خانه نشین بدی %~% دربند فتح باب و خروج و دخولمی # 5 ور گلستان جان نبدی ممتحن نواز %~% من چون صبا ز باغ وفا کی رسولمی # 6 عشق ار سماع باره و دف خواه نیستی %~% من همچو نای و چنگ غزل کی شخولمی # 7 ساقیم گر ندادی داروی فربهی %~% همچون لب زجاج و قدح در نحولمی # 8 گر سایه چمن نبدی و فروغ او %~% من چون درخت بخت خسان بی‌اصولمی # 9 بر خاک من امانت حق گر نتافتی %~% من چون مزاج خاک ظلوم و جهولمی # 10 از گور سوی جنت اگر راه نیستی %~% در گور تن چرا خوش و باعرض و طولمی # 11 ور راه نیستی به یمین از سوی شمال %~% کی چون چمن حریف جنوب و شمولمی # 12 گر گلشن کرم نبدی کی شکفتمی %~% ور لطف و فضل حق نبدی من فضولمی # 13 بس کن ز آفتاب شنو مطلع قصص %~% آن مطلع ار نبودی من در افولمی ~~PageV1P2995 ### || [genre: Gh] # 1 ای آسمان که بر سر ما چرخ می‌زنی %~% در عشق آفتاب تو همخرقه منی # 2 والله که عاشقی و بگویم نشان عشق %~% بیرون و اندرون همه سرسبز و روشنی # 3 از بحر تر نگردی و ز خاک فارغی %~% از آتشش نسوزی و ز باد ایمنی # 4 ای چرخ آسیا ز چه آب است گردشت %~% آخر یکی بگو که چه دولاب آهنی # 5 از گردشی کنار زمین چون ارم کنی %~% وز گردشی دگر چه درختان که برکنی # 6 شمعی است آفتاب و تو پروانه‌ای به فعل %~% پروانه وار گرد چنین شمع ~~می‌تنی # 7 پوشیده‌ای چو حاج تو احرام نیلگون ms1689 %~% چون حاج گرد کعبه طوافی همی‌کنی # 8 حق گفت ایمن است هر آن کو به حج رسید %~% ای چرخ حق گزار ز آفات ایمنی # 9 جمله بهانه‌هاست که عشق است هر چه هست %~% خانه خداست عشق و تو در خانه ~~ساکنی # 10 زین بیش می‌نگویم و امکان گفت نیست %~% والله چه نکته‌هاست در این ~~سینه گفتنی PageV1P2996 ### || [genre: Gh] # 1 سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی %~% سوگند بشکنی و جفا را رها کنی # 2 امروز دامن تو گرفتیم و می‌کشیم %~% تا کی بهانه گیری و تا کی دغا کنی # 3 می‌خندد آن لبت صنما مژده می‌دهد %~% کاندیشه کرده‌ای که از این پس وفا ~~کنی # 4 بی تو نماز ما چو روا نیست سود چیست %~% آنگه روا شود که تو حاجت روا ~~کنی # 5 بی بحر تو چو ماهی بر خاک می‌طپیم %~% ماهی همین کند چو ز آبش جدا کنی # 6 ظالم جفا کند ز تو ترساندش اسیر %~% حق با تو آن کند که تو در حق ما ~~کنی # 7 چون تو کنی جفا ز کی ترساندت کسی %~% جز آنک سر نهد به هر آنچ اقتضا ~~کنی # 8 خاموش کم فروش تو در یتیم را %~% آن کش بها نباشد چونش بها کنی ~~PageV1P2997 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند از فراق مرا کار بشکنی %~% زاریم نشنوی و مرا زار بشکنی # 2 دستم شکست دست فراقت ز کار و بار %~% دانستمی دگر به چه مقدار بشکنی # 3 هین شیشه باز هجر رسیدی به سنگلاخ %~% کاین شیشه‌ام تنک شد هشدار بشکنی # 4 زین سنگلاخ هجر سوی سبزه زار وصل %~% گر زوترک نرانی ناچار بشکنی # 5 خونم فسرده شد به دل اندر چو ناردانگ %~% خونش چنین دود چو دل نار ~~بشکنی # 6 باری چو بشکنی دل پرحسرت مرا %~% در وصل روی دلبر عیار بشکنی # 7 مخدوم شمس دین که شهنشاه بینشی %~% کز یک نظر دو صد دل و دلدار بشکنی # 8 تبریز از تو فخر ms1690 به اینت مسلم است %~% صد تاج را به ریشه دستار بشکنی ~~PageV1P2998 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیار باده سغراق ده منی %~% اندیشه را رها کن کاری است کردنی # 2 ای نقد جان مگوی که ایام بیننا %~% گردن مخار خواجه که وامی است گردنی # 3 ای آب زندگانی در تشنگان نگر %~% بر دوست رحم آر به کوری دشمنی # 4 هوشی است بند ما و به پیش تو هوش چیست %~% گر برج خیبر است بخواهیش ~~برکنی # 5 اندر مقام هوش همه خوف و زلزله‌ست %~% در بی‌هشی است عیش و مقامات ~~ایمنی # 6 در بزم بی‌هشی همه جان‌ها مجردند %~% رقصان چو ذره‌ها خورشان نور و ~~روشنی # 7 ای آفتاب جان در و دیوار تن بسوز %~% قانع نمی‌شویم بدین نور روزنی # 8 این قصه را رها کن ما سخت تشنه‌ایم %~% تو ساقی کریمی و بی‌صرفه و غنی # 9 هیهای عاشقان همه از بوی گلشنی است %~% آگاه نیست کس که چه باغ و چه ~~گلشنی # 10 خشک آر و می‌نگر ز چپ و راست اشک خون %~% ای سنگ دل بگوی که تا چند تن ~~زنی # 11 بیهوده چند گویی خاموش کن بس است %~% فرمان گفت نیست همان گیر که ~~الکنی # 12 تا شمس حق تبریز آرد گشایشی %~% کاین ناطقه نماند در حرف معتنی ~~PageV1P2999 ### || [genre: Gh] # 1 ای نای بس خوش است کز اسرار آگهی %~% کار او کند که دارد از کار آگهی # 2 ای نای همچو بلبل نالان آن گلی %~% گردن مخار کز گل بی‌خار آگهی # 3 گفتم به نای همدم یاری مدزد راز %~% گفتا هلاک توست به یک بار آگهی # 4 گفتم خلاص من به هلاک من اندر است %~% آتش بنه بسوز بمگذار آگهی # 5 گفتا چگونه رهزن این قافله شوم %~% دانم که هست قافله سالار آگهی # 6 گفتم چو یار گم شدگان را نمی‌نواخت %~% از آگهی همی‌شد بیزار آگهی # 7 نه چشم گشته‌ای تو که بی‌آگهی ز خویش %~% ما را حجاب دیده و دیدار ms1691 آگهی # 8 زان همدم لبی که تو را سر بریده‌اند %~% ای ننگ سر در این ره و ای عار ~~آگهی # 9 از خود تهی شدی و ز اسرار پر شدی %~% زیرا ز خودپرست و ز انکار آگهی # 10 چون می‌چشی ز لعل لب یار ناله چیست %~% بگذار تا کند گله‌ای زار آگهی # 11 نی نی ز بهر خود تو نمی‌نالی ای کریم %~% بگری بر آنک دارد ز اغیار ~~آگهی # 12 گردون اگر بنالد گاو است زیر بار %~% زین نعل بازگونه غلط کار آگهی ~~PageV1P3000 ### || [genre: Gh] # 1 شوری فتاد در فلک ای مه چه شسته‌ای %~% پرنور کن تو خیمه و خرگه چه ~~شسته‌ای # 2 آگاه نیستند مگر این فسردگان %~% از آتش تو ای بت آگه چه شسته‌ای # 3 آتش خوران ره به سر کوی منتظر %~% با مردمان زیرک ابله چه شسته‌ای # 4 دل شیر بیشه‌ست ولیکن سرش تویی %~% دل لشکر حقست و تویی شه چه شسته‌ای # 5 ای جان تیزگوش تو بشنو هم از درون %~% هم ره به توست بر سر هر ره چه ~~شسته‌ای # 6 هین کز فراخنای دلت تا به عرش رفت %~% هیهای وصل و خنده و قهقه چه ~~شسته‌ای # 7 دی بامداد دامن جانم گرفت دل %~% کان جان و دل رسید تو آوه چه شسته‌ای # 8 دولاب دولتست ز تبریز شمس دین %~% درزن تو دست‌ها و در این ره چه ~~شسته‌ای PageV1P3001 ### || [genre: Gh] # 1 ای کاشکی تو خویش زمانی بدانیی %~% وز روی خوب خویشت بودی نشانیی # 2 در آب و گل تو همچو ستوران نخفتیی %~% خود را به عیش خانه خوبان کشانیی # 3 بر گرد خویش گشتی کاظهار خود کنی %~% پنهان بماند زیر تو گنج نهانیی # 4 از روح بی‌خبر بدیی گر تو جسمیی %~% در جان قرار داشتیی گر تو جانیی # 5 با نیک و بد بساختیی همچو دیگران %~% با این و آنیی تو اگر این و آنیی # 6 یک ذوق بودیی تو اگر یک اباییی %~% یک نوع ms1692 جوشییی چو یکی قازغانیی # 7 زین جوش در دوار اگر صاف گشتیی %~% چون صاف گشتگان تو بر این آسمانیی # 8 گویی به هر خیال که جان و جهان من %~% گر گم شدی خیال تو جان و جهانیی # 9 بس کن که بند عقل شدست این زبان تو %~% ور نی چو عقل کلی جمله زبانیی # 10 بس کن که دانش‌ست که محجوب دانشست %~% دانستیی که شاهی کی ترجمانیی ~~PageV1P3002 ### || [genre: Gh] # 1 بزم و شراب لعل و خرابات و کافری %~% ملک قلندرست و قلندر از او بری # 2 گویی قلندرم من و این دلپذیر نیست %~% زیرا که آفریده نباشد قلندری # 3 تا کی عطارد از زحل آرد مدبری %~% مریخ نیز چند زند زخم خنجری # 4 تا چند نعل ریز کند پیک ماه نیز %~% تا چند زهره بخش کند جام احمری # 5 تا چند آفتاب به تف مطبخی کند %~% بازار تنگ دارد بر خلق مشتری # 6 تا چند آب ریزد دولاب آسمان %~% تا چند آب نشف کند برج آذری # 7 تا چند شب پناه حریفان بد شود %~% تا چند روز پرده درد بر مستری # 8 تا چند دی برآرد از باغ‌ها دمار %~% تا کی بهار دوزد دیباج اخضری # 9 زین فرقت و غریبی طبعم ملول شد %~% ای مرغ روح وقت نیامد که برپری # 10 وین پر درشکسته پرخون خویش را %~% سوی جناب مالک و مخدوم خود بری # 11 اندر زمین چه چفسی نی کوه و آهنی %~% زیر فلک چه باشی نی ابر و اختری # 12 زان حسن آبدار چو تازه کنی جگر %~% نی آب خضر جویی نی حوض کوثری # 13 ای آب و روغنی که گرفتار آمدی %~% با آنچ در دلست نگویی چه درخوری ~~PageV1P3003 ### || [genre: Gh] # 1 آن دل که گم شده‌ست هم از جان خویش جوی %~% آرام جان خویش ز جانان خویش ~~جوی # 2 اندر شکر نیابی ذوق نبات غیب %~% آن ذوق را هم از لب و دندان خویش جوی # 3 دو ms1693 چشم را تو ناظر هر بی‌نظر مکن %~% در ناظری گریز و ازو آن خویش جوی # 4 نقلست از رسول که مردم معادنند %~% پس نقد خویش را برو از کان خویش جوی # 5 از تخت تن برون رو و بر تخت جان نشین %~% از آسمان گذر کن و کیوان خویش ~~جوی # 6 برقی که بر دلت زد و دل بی‌قرار شد %~% آن برق را در اشک چو باران خویش ~~جوی # 7 انبان بوهریره وجود توست و بس %~% هر چه مراد توست در انبان خویش جوی # 8 ای بی‌نشان محض نشان از کی جویمت %~% هم تو بجو مرا و به احسان خویش ~~جوی PageV1P3004 ### || [genre: Gh] # 1 سیمرغ و کیمیا و مقام قلندری %~% وصف قلندرست و قلندر از او بری # 2 گویی قلندرم من و این دل پذیر نیست %~% زیرا که آفریده نباشد قلندری # 3 دام و دم قلندر بی‌چون بود مقیم %~% خالیست از کفایت و معنی داوری # 4 از خود به خود چه جویی چون سر به سر تویی %~% چون آب در سبویی کلی ز کل ~~پری # 5 از خود به خود سفر کن در راه عاشقی %~% وین قصه مختصر کن ای دوست یک ~~سری # 6 نی بیم و نی امید نه طاعت نه معصیت %~% نی بنده نی خدای نه وصف مجاوری # 7 عجزست و قدرتست و خدایی و بندگی %~% بیرون ز جمله آمد این ره چو بنگری # 8 راه قلندری ز خدایی برون بود %~% در بندگی نیاید و نه در پیمبری # 9 زینهار تا نلافد هر عاشق از گزاف %~% کس را نشد مسلم این راه و ره بری ~~PageV1P3005 ### || [genre: Gh] # 1 دوش همه شب دوش همه شب گشتم من بر بام حبیبی %~% اختر و گردون اختر و ~~گردون برده ز زهره جام حبیبی # 2 جمله جان‌ها جمله جان‌ها بسته پر و پا بسته پر و پا %~% همچو دل من ~~همچو دل من دلخوش اندر دام حبیبی # 3 دام تو خوشتر دام ms1694 تو خوشتر از می احمر وز زر اخضر %~% از زر پخته از زر ~~پخته نادره‌تر بد خام حبیبی # 4 نور رخ شه نور رخ شه حسرت صد مه رهزن صد ره %~% صبح سعادت صبح سعادت ~~درج شده در شام حبیبی # 5 مخزن قارون مخزن قارون اختر گردون ملک همایون %~% گر بدهد جان گر بدهد ~~جان او نگزارد وام حبیبی # 6 عام شده‌ست این عام شده‌ست این نظم سخن‌ها لیک تو این بین %~% ای شده ~~قربان ای شده قربان خاص جهان در عام حبیبی PageV1P3006 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه سلام علیک گنج وفا یافتی %~% دل به دلم نه که تو گمشده را یافتی # 2 هم تو سلام علیک هم تو علیک السلام %~% طبل خدایی بزن کاین ز خدا یافتی # 3 خواجه تو چونی بگو در بر آن ماه رو %~% آنک ز جا برترست خواجه کجا ~~یافتی # 4 ساقی رطل ثقیل از قدح سلسبیل %~% حسرت رضوان شدی چونک رضا یافتی # 5 ای رخ چون زر شده گنج گهر برزدی %~% وی تن عریان کنون باز قبا یافتی # 6 ای دل گریان کنون بر همه عالم بخند %~% یار منی بعد از این یار مرا ~~یافتی # 7 خواجه تویی خویش من پیش من آ پیش من %~% تا که بگویم تو را من که که را ~~یافتی # 8 کوس و دهل می‌زنند بر فلک از بهر تو %~% رو که توی بر صواب ملک خطا ~~یافتی # 9 بر لب تو لب نهاد زان شکرین لب شدی %~% خشک لبان را ببین چونک سقا ~~یافتی # 10 خواجه بجه از جهان قفل بنه بر دهان %~% پنجه گشا چون کلید قفل گشا ~~یافتی PageV1P3007 ### || [genre: Gh] # 1 آه که چه شیرین بتیست در تتق زرکشی %~% اه که چه می‌زیبدش بدخوی و ~~سرکشی # 2 گاه چو مه می‌رود قاعده شب روی %~% می‌کند از اختران شیوه لشکرکشی # 3 گاه ز غیرت رود از همه چشمی نهان %~% تا دل خود را ز هجر تو سوی آذر ms1695 ~~کشی # 4 ای خنک آن دم که تو خسرو و خورشید را %~% سخت بگیری کمر خانه خود درکشی # 5 از طرب آن زمان جامه جان برکنی %~% وز سر این بیخودی گوش فلک برکشی # 6 هر شکری زین هوس عود کند خویش را %~% تا که بسوزد بر او چونک به مجمر ~~کشی # 7 آن نفس از ساقیان سستی و تقصیر نیست %~% نیست گنه باده را چونک تو کمتر ~~کشی # 8 بخت عظیمست آنک نقل ز جنت بری %~% خیر کثیرست آنک باده ز کوثر کشی # 9 مست برآیی ز خود دست بخایی ز خود %~% قاصد خون ریز خود نیزه و خنجر کشی # 10 گوید کز نور من ظلمت و کافر کجاست %~% تا که به شمشیر دین بر سر کافر ~~کشی # 11 وقت شد ای شمس دین مفخر تبریزیان %~% تا تو مرا چون قدح در می احمر ~~کشی PageV1P3008 ### || [genre: Gh] # 1 روی من از روی تو دارد صد روشنی %~% جان من از جان تو یابد صد ایمنی # 2 آهن هستی من صیقل عشقش چو یافت %~% آینه کون شد رفت از او آهنی # 3 مرغ دلم می‌طپید هیچ سکونی نداشت %~% مسکن اصلیش دید یافت در او ساکنی # 4 ندهد بی‌چشم تو چشم من آینگی %~% ندهد بی‌روز تو روزن من روزنی # 5 چشم منش چون بدید گفت که نور منی %~% جان منش چون بدید گفت که جان منی # 6 صبر از آن صبر کرد شکر شکر تو دید %~% فقر از آن فخر شد کز تو شود او ~~غنی # 7 گاه منم بر درت حلقه در می‌زنم %~% گاه تویی در برم حلقه دل می‌زنی # 8 باد صبا سوی عشق این دو رسالت ببر %~% تا شوم از سعی تو پاک ز تردامنی # 9 هست مرا همچو نی وام کمر بستنی %~% هست تو را همچو نی وام شکر دادنی # 10 ای دل در ما گریز از من و ما محو شو %~% زانک بریدی ز ما گر نبری از ms1696 ~~منی # 11 دانه شیرین به سنگ گفت چو من بشکنم %~% مغز نمایم ولیک وای چو تو ~~بشکنی PageV1P3009 ### || [genre: Gh] # 1 هر نفسی از درون دلبر روحانیی %~% عربده آرد مرا از ره پنهانیی # 2 فتنه و ویرانیم شور و پریشانیم %~% برد مسلمانیم وای مسلمانیی # 3 گفت مرا می خوری یا چه گمان می‌بری %~% کیست برون از گمان جز دل ربانیی # 4 بر سر افسانه رو مست سوی خانه رو %~% جان بفشان کان نگار کرد گل ~~افشانیی # 5 یک دم ای خوش عذار حال مرا گوش دار %~% مست غمت را بیار رسم نگهبانیی # 6 عابد و معبود من شاهد و مشهود من %~% عشق شناس ای حریف در دل انسانیی # 7 کعبه ما کوی او قبله ما روی او %~% رهبر ما بوی او در ره سلطانیی # 8 خواجه صاحب نظر الحذر از ما حذر %~% تا ننهد خواجه سر در خطر جانیی # 9 نی غلطم سر بیار تا ببری صد هزار %~% گل ندمد جز ز خار گنج به ویرانیی # 10 آمد آن شیر من عاشق جان سیر من %~% در کف او شیشه‌ای شکل پری خوانیی # 11 گفتم ای روح قدس آخر ما را بپرس %~% گفت چه پرسم دریغ حال مرا دانیی # 12 مستم و گم کرده راه تن زن و پرسش مخواه %~% مست چه‌ام بوی گیر باده ~~جانانیی # 13 کی بود آن ای خدا ما شده از ما جدا %~% برده قماشات ما غارت سبحانیی # 14 هر کی ورا کار کیست در کف او خارکیست %~% هر کی ورا یار کیست هست چو ~~زندانیی # 15 کارک تو هم تویی یارک تو هم تویی %~% هر کی ز خود دور شد نیست بجز ~~فانیی PageV1P3010 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل چون آهنت بوده چو آیینه‌ای %~% آینه با جان من مونس دیرینه‌ای # 2 در دل آیینه من در دل من آینه %~% تن کی بود محدثی دی و پریرینه‌ای # 3 خواجه چرایی چنین کز تو رمد عشق دین %~% زانک همی‌بیندت احمد ms1697 پارینه‌ای # 4 مرغ گزینی یقین دانه شیرین بچین %~% کآمد از سوی چین مرغ تو را چینه‌ای # 5 شیر خدایی خدا شیر نرت نام داد %~% از چه سبب گشته‌ای همدم بوزینه‌ای # 6 صورت تن را مبین زانک نه درخورد توست %~% پوشد سلطان گهی خرقه ~~پشمینه‌ای # 7 هین دل خود را تمام در کف دلبر سپار %~% تا که نپوسد دلت در حسد و ~~کینه‌ای # 8 سینه پاکی که او گشت خوش و عشق خو %~% سینه سینا بود فرش چنین سینه‌ای # 9 تشنه آن شربتی خسته آن ضربتی %~% تا تو در این غربتی نیست طمأنینه‌ای # 10 هست خرد چون شکر هست صور همچو نی %~% هست معانی چو می حرف چو قنینه‌ای # 11 خوب چو نبود عروس خوش نشود زو نفوس %~% از حفه و از رفه ز اطلس و ~~زرینه‌ای # 12 چون نروی زین جهان خوی خرابات جان %~% در عوض می بگیر بی‌مزه ~~ترخینه‌ای # 13 خانه تن را بساز باغچه و گلشنی %~% گوشه دل را بساز مسجد آدینه‌ای # 14 هر نفسی شاهدی در نظر واحدی %~% آوردش بر طبق نادره لوزینه‌ای # 15 خامش با مرغ خاک قصه دریا مگو %~% بکر چه عرضه کنی بر شه عنینه‌ای ~~PageV1P3011 ### || [genre: Gh] # 1 یار در آخرزمان کرد طرب سازیی %~% باطن او جد جد ظاهر او بازیی # 2 جمله عشاق را یار بدین علم کشت %~% تا نکند هان و هان جهل تو طنازیی # 3 در حرکت باش ازانک آب روان نفسرد %~% کز حرکت یافت عشق سر سراندازیی # 4 جنبش جان کی کند صورت گرمابه‌ای %~% صف شکنی کی کند اسب گدا غازیی # 5 طبل غزا کوفتند این دم پیدا شود %~% جنبش پالانیی از فرس تازیی # 6 می‌زن و می‌خور چو شیر تا به شهادت رسی %~% تا بزنی گردن کافر ابخازیی # 7 بازی شیران مصاف بازی روبه گریز %~% روبه با شیر حق کی کند انبازیی # 8 گرم روان از کجا تیره دلان از کجا %~% مروزیی اوفتاد در ره با رازیی # 9 عشق ms1698 عجب غازییست زنده شود زو شهید %~% سر بنه ای جان پاک پیش چنین ~~غازیی # 10 چرخ تن دل سیاه پر شود از نور ماه %~% گر بکند قلب تو قالب پردازیی # 11 مطرب و سرنا و دف باده برآورده کف %~% هر نفسی زان لطف آرد غمازیی # 12 ای خنک آن جان پاک کز سر میدان خاک %~% گیرد زین قلبگاه قالب پردازیی ~~PageV1P3012 ### || [genre: Gh] # 1 رو که به مهمان تو می‌نروم ای اخی %~% بست مرا از طعام دود دل مطبخی # 2 رزق جهان می‌دهد خویش نهان می‌کند %~% گاه وصال او بخیل در زر و مال او ~~سخی # 3 مال و زرش کم ستان جان بده از بهر جان %~% مذهب سردان مگیر یخ چه کند ~~جز یخی # 4 قسمت آن باردان مایده و نان گرم %~% قسمت این عاشقان مملکت و فرخی # 5 قسمت قسام بین هیچ مگو و مچخ %~% کار بتر می‌شود گر تو در این می‌چخی # 6 جنتی دل فروز دوزخیی خوش بسوز %~% چند میان جهان مانده در برزخی # 7 سوی بتان کم نگر تا نشوی کوردل %~% کور شود از نظر چشم سگ مسلخی # 8 زلف بتان سلسله‌ست جانب دوزخ کشد %~% ظاهر او چون بهشت باطن او دوزخی # 9 لیک عنایات حق هست طبق بر طبق %~% کو برهاند ز دام گر چه اسیر فخی # 10 جانب تبریز رو از جهت شمس دین %~% چند در این تیرگی همچو خسان می‌زخی ~~PageV1P3013 ### || [genre: Gh] # 1 جان و جهان می‌روی جان و جهان می‌بری %~% کان شکر می‌کشی با شکران ~~می‌خوری # 2 ای رخ تو چون قمر تک مرو آهسته تر %~% تا نخلد شاخ گل سینه نیلوفری # 3 چهره چون آفتاب می‌بری از ما شتاب %~% بوی کن آخر کباب زین جگر آذری # 4 یک نظری گر وفاست هم صدقات شماست %~% گر برسانی رواست شکر چنین توانگری # 5 تا جگر خون ما تا دل مجنون ما %~% تا غم افزون ما کسب کند بهتری # 6 شکر که ما سوختیم ms1699 سوختن آموختیم %~% وز جگر افروختیم شیوه سامندری # 7 فاسد سودای تو مست تماشای تو %~% بوسد بر پای تو از طرب بی‌سری # 8 عشق من ای خوبرو رونق خوبان به تو %~% گاه شوی بت شکن گاه کنی آزری # 9 مستی از آن دید و داد شادی از آن بخت شاد %~% چشم بدت دور باد تا که ~~کنی لمتری # 10 جانب دل رو به جان تا که ببینی عیان %~% حلقه جوق ملک صورت نقش پری # 11 از ملک و از پری چون قدری بگذری %~% محو شود در صفات صورت و صورتگری ~~PageV1P3014 ### || [genre: Gh] # 1 بازرهان خلق را از سر و از سرکشی %~% ای که درون دلی چند ز دل درکشی # 2 ای دل دل جان جان آمد هنگام آن %~% زنده کنی مرده را جانب محشر کشی # 3 پیرهن یوسفی هدیه فرستی به ما %~% تا بدرد آفتاب پیرهن زرکشی # 4 نیزه کشی بردری تو کمر کوه را %~% چونک ز دریای غیب آیی و لشکر کشی # 5 خاک در فقر را سرمه کش دل کنی %~% چارق درویش را بر سر سنجر کشی # 6 سینه تاریک را گلشن جنت کنی %~% تشنه دلان را سوار جانب کوثر کشی # 7 در شکم ماهیی حجره یونس کنی %~% یوسف صدیق را از بن چه برکشی # 8 نفس شکم خواره را روزه مریم دهی %~% تا سوی بهرام عشق مرکب لاغر کشی # 9 از غزل و شعر و بیت توبه دهی طبع را %~% تا دل و جان را به غیب بی‌دم و ~~دفتر کشی # 10 سنبله آتشین رسته کنی بر فلک %~% زهره مه روی را گوشه چادر کشی # 11 مفخر تبریزیان شمس حق ای وای من %~% گر تو مرا سوی خویش یک دم کمتر ~~کشی PageV1P3015 ### || [genre: Gh] # 1 لاله ستانست از عکس تو هر شوره‌ای %~% عکس لبت شهد ساخت تلخی هر ~~غوره‌ای # 2 مصحف عشق تو را دوش بخواندم به خواب %~% آه که چه دیوانه شد جان من از ~~سوره‌ای # 3 ms1700 مشکل هر دو جهان آه چه حلوا شود %~% گر شکر تو شود مغز شکربوره‌ای # 4 چهره چون آفتاب بر تن چون غوره تاب %~% تا بشود پرشکر در تن هر روده‌ای # 5 وا شدن از خویشتن هست ز ماسوره سهل %~% چونک سر رشته یافت خصم ز ~~ماسوره‌ای # 6 جسم که چون خربزه‌ست تا نبری چون خورند %~% بشکن و پیدا شود قیمت ~~لاهوره‌ای # 7 آه که ندیدی هنوز بر سر میدان عشق %~% رقص کنان کله‌ها هر طرفی کوره‌ای # 8 پیش طبیب دو کون رفتم بیمار عشق %~% نبض دلم می‌جهید در کف قاروره‌ای # 9 گفتمش ای شمس دین مفخر تبریز آه %~% جز ز تو یابد شفا علت ناسوره‌ای ~~PageV1P3016 ### || [genre: Gh] # 1 ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری %~% سوخته باد آینه تا تو در او ننگری # 2 جان من از بحر عشق آب چو آتش بخورد %~% در قدح جان من آب کند آذری # 3 خار شد این جان و دل در حسد آینه %~% کو چو گلستان شده‌ست از نظر عبهری # 4 گم شده‌ام من ز خویش گر تو بیابی مرا %~% زود سلامش رسان گو که خوشی ~~خوشتری # 5 گر تو بیابی مرا از من من را بگو %~% که من آواره‌ای گشته نهان چون پری # 6 مست نیم ای حریف عقل نرفت از سرم %~% غمزه جادوش کرد جان مرا ساحری # 7 گر تو به عقلی بیا یک نظری کن در او %~% تا تو بدانی که نیست کار بتم ~~سرسری # 8 بر لب دریای عشق دیدم من ماهیی %~% کرد یکی شیوه‌ای شیوه او برتری # 9 گر چه که ماهی نمود لیک خود او بحر بود %~% صورت گوساله‌ای بود دو صد ~~سامری # 10 ماهی ترک زبان کرد که گفته‌ست بحر %~% نطق زبان را که تو حلقه برون ~~دری # 11 دم زدن ماهیان آب بود نی هوا %~% زانک هوا آتشیست نیست حریف تری # 12 بنگر در ماهیی نان وی و رزق او %~% بحر بود پس تو ms1701 در عشق از او کمتری # 13 دام فکندم که تا صید کنم ماهیی %~% صید سلیمان وقت جان من انگشتری # 14 این چه بهانست خود زود بگو بحر کیست %~% از حسد کس مترس در طلب مهتری # 15 روشن و مطلق بگو تا نشود از دلت %~% مفخر تبریز ما شمس حق و دین بری ~~PageV1P3017 ### || [genre: Gh] # 1 ای که تو عشاق را همچو شکر می‌کشی %~% جان مرا خوش بکش این نفس ار ~~می‌کشی # 2 کشتن شیرین و خوش خاصیت دست توست %~% زانک نظرخواه را تو به نظر می‌کشی # 3 هر سحری مستمر منتظرم منتظر %~% زانک مرا بیشتر وقت سحر می‌کشی # 4 جور تو ما را چو قند راه مدد درمبند %~% نی که مرا عاقبت بر سر در ~~می‌کشی # 5 ای دم تو بی‌شکم ای غم تو دفع غم %~% ای که تو ما را به دام همچو شرر ~~می‌کشی # 6 هر دم دفعی دگر پیش کنی چون سپر %~% تیغ رها کرده‌ای تو به سپر می‌کشی ~~PageV1P3018 ### || [genre: Gh] # 1 پیشتر آ پیشتر چند از این رهزنی %~% چون تو منی من توام چند تویی و منی # 2 نور حقیم و زجاج با خود چندین لجاج %~% از چه گریزد چنین روشنی از ~~روشنی # 3 ما همه یک کاملیم از چه چنین احولیم %~% خوار چرا بنگرد سوی فقیران غنی # 4 راست چرا بنگرد سوی چپ خویش خوار %~% هر دو چو دست تواند چه یمنی چه ~~دنی # 5 ما همه یک گوهریم یک خرد و یک سریم %~% لیک دوبین گشته‌ایم زین فلک ~~منحنی # 6 رخت از این پنج و شش جانب توحید کش %~% عرعر توحید را چند کنی منثنی # 7 هین ز منی خیز کن با همه آمیز کن %~% با خود خود حبه‌ای با همه چون ~~معدنی # 8 هر چه کند شیر نر سگ بکند هم سگی %~% هر چه کند روح پاک تن بکند هم تنی # 9 روح یکی دان و تن گشته عدد صد هزار %~% همچو که ms1702 بادام‌ها در صفت روغنی # 10 چند لغت در جهان جمله به معنی یکی %~% آب یکی گشت چون خابیه‌ها بشکنی # 11 جان بفرستد خبر جانب هر بانظر %~% چون که به توحید تو دل ز سخن برکنی ~~PageV1P3019 ### || [genre: Gh] # 1 شیردلا صد هزار شیردلی کرده‌ای %~% در کرم از آفتاب نیز سبق برده‌ای # 2 چشم ببند و بکن بار دگر رحمتی %~% بشکن سوگند را گر به خدا خورده‌ای # 3 بنگر کاین دشمنان دست زنان گشته‌اند %~% چونک در این خشم و جنگ پای خود ~~افشرده‌ای # 4 میل تو با کیست جان تا بشوم خاک او %~% چاکر آن کس شوم کش به کس ~~اشمرده‌ای # 5 ای تن آخر بجنب بر خود و جهدی بکن %~% جهد مبارک بود از چه تو ~~پژمرده‌ای # 6 خیز برو پیش دوست روی بنه بر زمین %~% کای صنم چون شکر از چه ~~بیازرده‌ای # 7 خواجه جان شمس دین مفخر تبریزیان %~% این سرم از نخل تست زانک تو ~~پرورده‌ای PageV1P3020 ### || [genre: Gh] # 1 گفت مرا آن طبیب رو ترشی خورده‌ای %~% گفتم نی گفت نک رنگ ترش کرده‌ای # 2 دل چو سیاهی دهد رنگ گواهی دهد %~% عکس برون می‌زند گر چه تو در ~~پرده‌ای # 3 خاک تو گر آب خوش یابد چون روضه‌ایست %~% ور خورد او آب شور شوره ~~برآورده‌ای # 4 سبز شوند از بهار زرد شوند از خزان %~% گر نه خزان دیده‌ای پس ز چه ~~روزرده‌ای # 5 گفتمش ای غیب دان از تو چه دارم نهان %~% پرورش جان تویی جان چو تو ~~پرورده‌ای # 6 کیست که زنده کند آنک تواش کشته‌ای %~% کیست که گرمش کند چون تواش ~~افسرده‌ای # 7 شربت صحت فرست هم ز شرابات خاص %~% زانک تو جوشیده‌ای زانک تو ~~افشرده‌ای # 8 داد شراب خطیر گفت هلا این بگیر %~% شاد شو ار پرغمی زنده شو ار ~~مرده‌ای # 9 چشمه بجوشد ز تو چون ارس از خاره‌ای %~% نور بتابد ز تو گر چه سیه ~~چرده‌ای # 10 خضر بقایی شوی گر عرض فانیی %~% شادی ms1703 دل‌ها شوی گر چه دل آزرده‌ای # 11 کی بشود این وجود پاک ز بیگانگان %~% تا نرسد خلعتی دولت صدمرده‌ای # 12 گفت درختی به باد چند وزی باد گفت %~% باد بهاری کند گر چه تو ~~پژمرده‌ای PageV1P3021 ### || [genre: Gh] # 1 قصر بود روح ما نی تل ویرانه‌ای %~% همدم ما یار ما نی دم بیگانه‌ای # 2 بادیه‌ای هایلست راه دل و کی رسد %~% جز که دل پردلی رستم مردانه‌ای # 3 نی دل خصم افکنی بل دل خویش افکنی %~% نی دل تن پروری عاشق جانانه‌ای # 4 چونک فروشد تنش در تک خاک لحد %~% رست درخت قبول از بن چون دانه‌ای # 5 عاشق آن نور کیست جز دل نورانیی %~% فتنه آن شمع چیست جز تن پروانه‌ای # 6 مسرح روح الله است جلوه روح القدس %~% زانک ورا آفتاب هست عزبخانه‌ای ~~PageV1P3022 ### || [genre: Gh] # 1 بستگی این سماع هست ز بیگانه‌ای %~% ز ارچلی جغد گشت حلقه چو ویرانه‌ای # 2 آنک بود همچو برف سرد کند وقت را %~% چون بگدازد چو سیل پست کند ~~خانه‌ای # 3 غیر برونی بدست غیر درونی بتر %~% از سبب غیریست کندن دندانه‌ای # 4 باد خزانست غیر زرد کند باغ را %~% حبس کند در زمین خوبی هر دانه‌ای # 5 پیش تو خندد چو گل پای درآید چو خار %~% ریش نگه دار از آن دوسر چون ~~شانه‌ای # 6 از سبب آنک بد در صف ترسنده‌ای %~% گشت شکسته بسی لشکر مردانه‌ای # 7 خسرو تبریزیی شمس حق و دین که او %~% شمع همه جمع‌هاست من شده ~~پروانه‌ای PageV1P3023 ### || [genre: Gh] # 1 جای دگر بوده‌ای زانک تهی روده‌ای %~% آب دگر خورده‌ای زانک گل ~~آلوده‌ای # 2 مست دگر باده‌ای کاحمق و بس ساده‌ای %~% دل چه بدو داده‌ای رو که ~~نیاسوده‌ای # 3 گنج روان در دلت بر سر گنج این گلت %~% گیرم بی‌دیده‌ای آخر نشنوده‌ای # 4 چیست سپیدی چشم از اثر نفس و خشم %~% چون پی دارو ز یشم سرمه دهی ~~سوده‌ای # 5 از نظر لم یزل دارد جانت تگل %~% پرتو خورشید ms1704 را تو به گل اندوده‌ای # 6 گنج دلت سر به مهر وین جگرت کان مهر %~% ای تو شکم خوار چند در هوس ~~روده‌ای # 7 از اثر شمس دینست این تبش عشق تو %~% وز تبریزست این بخت که پرورده‌ای ~~PageV1P3024 ### || [genre: Gh] # 1 خیره چرا گشته‌ای خواجه مگر عاشقی %~% کاسه بزن کوزه خور خواجه اگر ~~عاشقی # 2 کاش بدانستیی بر چه در ایستاده‌ای %~% کاش بدانستیی بر چه قمر عاشقی # 3 چشمه آن آفتاب خواب نبیند فلک %~% چشمت از او روشنست تیزنظر عاشقی # 4 شیر فلک زین خطر خون شده استش جگر %~% راست بگویم مرنج سخته جگر عاشقی # 5 ای گل تر راست گو بر چه دریدی قبا %~% ای مه لاغرشده بر چه سحر عاشقی # 6 ای دل دریاصفت موج تو ز اندیشه‌هاست %~% هر دم کف می‌کنی بر چه گهر ~~عاشقی # 7 آنک از او گشت دنگ غم نخورد از خدنگ %~% ور تو سپر بفکنی سسته سپر ~~عاشقی # 8 جمله اجزای خاک هست چو ما عشقناک %~% لیک تو ای روح پاک نادره‌تر عاشقی # 9 ای خرد ار بحریی دم مزن و دم بخور %~% چون هنرت خامشیست بر چه هنر ~~عاشقی PageV1P3025 ### || [genre: Gh] # 1 نیست عجب صف زده پیش سلیمان پری %~% صف سلیمان نگر پیش رخ آن پری # 2 آن پریی کز رخش گشت بشر چون ملک %~% یافت فراغت ز رنج وز غم درمان پری # 3 تربیت آن پری چشم بشر باز کرد %~% یافته دیو و ملک گوهر جان زان پری # 4 ما و منی پاک رفت ما منی خشک شد %~% گشت پری آدمی هم شد انسان پری # 5 دیده جان شمس دین مفخر تبریز و جان %~% شاد ز عشق رخش شادتر از جان پری ~~PageV1P3026 ### || [genre: Gh] # 1 ای صنم گلزاری چند مرا آزاری %~% من چو کمین فلاحم تو دهیم سالاری # 2 چند مرا بفریبی هر چه کنی می‌زیبی %~% چند به دل آموزی مغلطه و طراری # 3 آن که از آن طراری باز بر ms1705 او برشکنی %~% افتد و سودش نکند در دغلی ~~هشیاری # 4 ساده دلی ساز مرا سوی عدم تاز مرا %~% تار هم از لطف فنا زین فرح و زین ~~زاری # 5 هر کی بگرید به یقین دیده بود گنج دفین %~% هر کی بخندد بود او در حجب ~~ستاری # 6 من که ز دور آمده‌ام با شر و شور آمده‌ام %~% بازبنگشاده‌ام این دان ~~خبر سرباری # 7 بار که بگشاده شود از پی سرمایه بود %~% مایه نداری تو ولی خایه خود ~~می‌خاری # 8 بس کن و بسیار مگو روی بدو آر بدو %~% مشتری گفت تو او سیر نه از ~~بسیاری PageV1P3027 ### || [genre: Gh] # 1 آه که دلم برد غمزه‌های نگاری %~% شیر شگرف آمد و ضعیف شکاری # 2 هیچ دلی چون نبود خالی از اندوه %~% درد و غم چون تو یار و دلبر باری # 3 از پی این عشق اشک‌هاست روانه %~% خوب شهی آمد و لطیف نثاری # 4 چشم پیاپی چو ابر آب فشاند %~% تا ننشیند بر آن نیاز غباری # 5 کان شکر آن لبست باد بقایش %~% تا که نماند حزین و غوره فشاری # 6 نک شب قدرست و بدر کرد عنایت %~% بر دل هر شب روی ستاره شماری # 7 بی مه او جان چو چرخ زیر و زبر بود %~% ماهی بی‌آب را کی دید قراری # 8 خود تو چو عقلی و این جهان همه چون تن %~% از تن بی‌عقل کی بیاید کاری # 9 خلعت نو پوش بر زمین و زمانه %~% خلعت گل یافت از جناب تو خاری # 10 گر نبدی خوی دوست روح فشانی %~% خود نبدی عاشقی و روح سپاری # 11 خرقه بده در قمارخانه عالم %~% خوب حریفی و سودناک قماری # 12 بهر کنارش همی کنار گشایم %~% هیچ کس آن بحر را ندید کناری # 13 تن بزنم تا بگوید آن مه خوش رو %~% آنک ز حلمش بیافت کوه وقاری ~~PageV1P3028 ### || [genre: Gh] # 1 سلمک الله نیست مثل تو یاری %~% نیست نکوتر ز بندگی تو کاری # 2 ms1706 ای دل گفتی که یار غار منست او %~% هیچ نگنجد چنین محیط به غاری # 3 عاشق او خرد نیست زانک نخسبد %~% بر سر آن گنج غیب هر نره ماری # 4 ذره به ذره کنار شوق گشادست %~% گر چه نگنجد نگار ما به کناری # 5 آن شکرستان رسید تا نگذارد %~% سرکه فروشنده‌ای و غوره فشاری # 6 جوی فراتی روان شدست از این سو %~% کاین همه جان‌ها ز آب اوست بخاری # 7 از سر مستی پریر گفتم او را %~% کار مرا این زمان بده تو قراری # 8 خنده شیرین زد و ز شرم برافروخت %~% ماه غریب از چو من غریب شماری # 9 گفت مخور غم که زرد و خشک نماند %~% باغ تو با این چنین لطیف بهاری # 10 هفت فلک ز آتش منست چو دودی %~% هفت زمین در ره منست غباری # 11 دام جهان را هزار قرن گذشتست %~% درخور صیدم نیامدست شکاری # 12 هم به کنار آمد این زمانه و دورش %~% عاشق مستی ز ما نیافت کناری # 13 این مه و خورشید چون دو گاو خراسند %~% روز چرایی و شب اسیر شیاری # 14 جمع خرانی نگر که گاوپرستند %~% یاوه شدستند بی‌شکال و فساری # 15 رو به خران گو که ریش گاو بریزاد %~% توبه کنید و روید سوی مطاری # 16 تا که شود هر خری ندیم مسیحی %~% وحی پذیرنده‌ای و روح سپاری # 17 از شش و از پنج بگذرید و ببینید %~% شهره حریفان و مقبلانه قماری # 18 چون به خلاصه رسید تا که بگویم %~% سوخت لبم را ز شوق دوست شراری # 19 ماند سخن در دهان و رفت دل من %~% جانب یاران به سوی دور دیاری ~~PageV1P3029 ### || [genre: Gh] # 1 خوشدلم از یار همچنانک تو دیدی %~% جان پرانوار همچنانک تو دیدی # 2 از چمن یار صد روان مقدس %~% در گل و گلزار همچنانک تو دیدی # 3 هر کی دلی داشت زین هوس تو ببینش %~% بی دل و بی‌کار همچنانک تو دیدی # 4 هر نظری ms1707 کو بدید روی تو را گشت %~% خواجه اسرار همچنانک تو دیدی # 5 صورت منصور دانک بود بهانه %~% برشده بر دار همچنانک تو دیدی # 6 هست بر اومید گلستان تو جان‌ها %~% ساخته با خار همچنانک تو دیدی # 7 عشق چو طاووس چون پرید شود دل %~% خانه پرمار همچنانک تو دیدی # 8 عشق گزین عشق بی‌حیات خوش عشق %~% عمر بود بار همچنانک تو دیدی # 9 در دل عشاق فخر و ملک دو عالم %~% ننگ بود عار همچنانک تو دیدی # 10 عشق خداوند شمس دین که به تبریز %~% جان کند ایثار همچنانک تو دیدی ~~PageV1P3030 ### || [genre: Gh] # 1 از پگه ای یار زان عقار سمایی %~% ده به کف ما که نور دیده مایی # 2 زانک وظیفه‌ست هر سحر ز کف تو %~% دور بگردان که آفتاب لقایی # 3 هم به منش ده مها مده به دگر کس %~% عهد و وفا کن که شهریار وفایی # 4 در تتق گردها لطیف هلالی %~% وز جهت دردها لطیف دوایی # 5 دور بگردان که دور عشق تو آمد %~% خلق کجااند و تو غریب کجایی # 6 بر عدد ذره جان فدای تو کردی %~% چرخ فلک گر بدی مه تو بهایی # 7 با همه شاهی چو تشنگان خماریم %~% ساقی ما شو بکن به لطف سقایی # 8 بهر تو آدم گرفت دبه و زنبیل %~% بهر تو حوا نمود نیز حوایی # 9 آدم و حوا نبود بهر قدومت %~% خالق می‌کرد گونه گونه خدایی # 10 در قدح تو چهار جوی بهشتست %~% نه از شش و پنجست این سرورفزایی # 11 جمله اجزای ما شکفته کن این دم %~% تا به فلک بررود غریو گوایی # 12 غبغب غنچه در این چمن بنخندد %~% تا تو به خنده دهان او نگشایی # 13 طلعت خورشید تو اگر ننماید %~% یمن نیاید ز سایه‌های همایی # 14 خانه بی‌جام نیست خوب و منور %~% راه رهاوی بزن کز اوست رهایی # 15 مشک که ارزد هزار بحر فروریز %~% کوه وقاری و بحر جود و سخایی # 16 ms1708 هر شب آید ز غیب چون گله بانی %~% جان رهد از تن چو اشتران چرایی # 17 در عدمستان کشد نهان شتران را %~% خوش بچراند ز سبزه‌های عطایی # 18 بند کند چشمشان که راه نبینند %~% راه الهیست نیست راه هوایی # 19 چون بنهد رخ پیاده در قدم شاه %~% جست دواسبه ز نیستی و گدایی # 20 کژ نرود زان سپس به راه چو فرزین %~% خواب ببیند چو پیل هند رجایی # 21 مات شو و لعب گفت و گوی رها کن %~% کان شه شطرنج راست راه نمایی ~~PageV1P3031 ### || [genre: Gh] # 1 چند دویدم سوی افندی %~% شکر که دیدم روی افندی # 2 در شب تاری ره متواری %~% رهبر ما شد بوی افندی # 3 شادی جان‌ها ذوق دهان‌ها %~% اصل مکان‌ها کوی افندی # 4 صحن گلستان عشرت مستان %~% آب حیات و جوی افندی # 5 عیش معظم جام دمادم %~% بزم دو عالم طوی افندی # 6 کام من آمد دام افندی %~% های من آمد هوی افندی # 7 گرگ ز بره دست بدارد %~% چون شنود او قوی افندی # 8 گنج سبیلی خوان خلیلی %~% نیست بخیلی خوی افندی # 9 کله شاهان سکه ماهان %~% در خم چوگان گوی افندی # 10 خامش و کم گو هی کی بود او %~% قبله اوها اوی افندی PageV1P3032 ### || [genre: Gh] # 1 می‌رسد ای جان باد بهاری %~% تا سوی گلشن دست برآری # 2 سبزه و سوسن لاله و سنبل %~% گفت بروید هر چه بکاری # 3 غنچه و گل‌ها مغفرت آمد %~% تا ننماید زشتی خاری # 4 رفعت آمد سرو سهی را %~% یافت عزیزی از پس خواری # 5 روح درآید در همه گلشن %~% کب نماید روح سپاری # 6 خوبی گلشن ز آب فزاید %~% سخت مبارک آمد یاری # 7 کرد پیامی برگ به میوه %~% زود بیایی گوش نخاری # 8 شاه ثمارست آن عنب خوش %~% زانک درختش داشت نزاری # 9 در دی شهوت چند بماند %~% باغ دل ما حبس و حصاری # 10 راه ز دل جو ماه ز جان جو %~% خاک چه دارد ms1709 غیر غباری # 11 خیز بشو رو لیک به آبی %~% کرد گل را خوب عذاری # 12 گفت به ریحان شاخ شکوفه %~% در ره ما نه هر چه که داری # 13 بلبل مرغان گفت به بستان %~% دام شما راییم شکاری # 14 لابه کند گل رحمت حق را %~% بر ما دی را برنگماری # 15 گوید یزدان شیره ز میوه %~% کی به کف آید تا نفشاری # 16 غم مخور از دی وز غز و غارت %~% وز در من بین کارگزاری # 17 شکر و ستایش ذوق و فزایش %~% رو ننماید جز که به زاری # 18 عمر ببخشم بی‌ز شمارت %~% گر بستانم عمر شماری # 19 باده ببخشم بی‌ز خمارت %~% گر بستانم خمر خماری # 20 چند نگاران دارد دانش %~% کاغذها را چند نگاری # 21 از تو سیه شد چهره کاغذ %~% چونک بخوانی خط نهاری # 22 دود رها کن نور نگر تو %~% از مه جانان در شب تاری # 23 بس کن و بس کن ز اسب فرود آ %~% تا که کند او شاه سواری PageV1P3033 ### || [genre: Gh] # 1 دوش همه شب دوش همه شب %~% گشتم من بر بام افندی # 2 آخر شب شد آخر شب شد %~% خوردم می از جام افندی # 3 شیر و شکر را شمس و قمر را %~% مایه ببخشد نام افندی # 4 نور دو عالم عشق قدیمی %~% دولت مرغان دام افندی # 5 شیر روان شد خوش ز بیانش %~% شیر سیه شد رام افندی # 6 کام ملوکان جایزه گیری %~% جایزه بخشی کام افندی # 7 کعبه جان‌ها روی ملیحش %~% پخته عالم خام افندی # 8 گر الفی و سابق حرفی %~% محو شو اندر لام افندی # 9 نور بود او نار نماید %~% خاص بود خود عام افندی # 10 بس کن بس کن کس نتواند %~% که بگزارد وام افندی PageV1P3034 ### || [genre: Gh] # 1 گاه چو اشتر در وحل آیی %~% گه چو شکاری در عجل آیی # 2 کجکنن اغلن چند گریزی %~% عاقبت آخر در عمل آیی # 3 در سوی بی‌سو می‌رو و می‌جو ms1710 %~% تا کی ای دل در علل آیی # 4 در طلبی تو در طرب افتی %~% در نمدی تو در حلل آیی # 5 دردسر آید شور و شر آید %~% عاشق شو تا بی‌خلل آیی # 6 نفخ کند جان در دل ترسان %~% مطرب جویی در غزل آیی # 7 چونک قویتر دردمد آن نی %~% در رخ دلبر مکتحل آیی # 8 چنگ بگیری ننگ پذیری %~% فاعل نبوی مفتعل آیی # 9 از غم دلبر در برش افتی %~% در کف اویی در بغل آیی # 10 فکر رها کن ترک نهی کن %~% زانک ز حیرت با دول آیی # 11 فکر چو آید ضد ورا بین %~% زین دو به حیرت محتمل آیی # 12 زانک تردد آرد به حیرت %~% زین دو تحول در محل آیی # 13 ز اول فکرت آخر ره بین %~% چند به گفتن منتقل آیی PageV1P3035 ### || [genre: Gh] # 1 به خاک پای تو ای مه هر آن شبی که بتابی %~% به جای عمر عزیزی چو عمر ~~ما نشتابی # 2 چو شب روان هوس را تو چشمی و تو چراغی %~% مسافران فلک را تو آتشی و تو ~~آبی # 3 در این منازل گردون در این طواف همایون %~% گر از قضا مه ما را به ~~اتفاق بیابی # 4 اگر چه روح جهانست و روح سوی ندارد %~% ثواب کن سوی او رو اگر چه غرق ~~ثوابی # 5 بگو به تست پیامی اگر چه حاضر جانی %~% جواب ده به حق آنک بس لطیف ~~جوابی # 6 هزار مهره ربودی هنوز اول بازیست %~% هزار پرده دریدی هنوز زیر نقابی # 7 چه ناله‌هاست نهان و چه زخم‌هاست دلم را %~% زهی رباب دل من به دست چون ~~تو ربابی # 8 دلم تو را چو ربابی تنم تو را چو خرابی %~% رباب می‌زن و می‌گرد مست ~~گرد خرابی # 9 همه ز جام تو مستند هر یکی ز شرابی %~% ز جام خویش نپرسی که مست از چه ~~شرابی # 10 کجاست ساحل دریا دلا که هر دم غرقی %~% کجاست آتش ms1711 غیبی که لحظه لحظه ~~کبابی PageV1P3036 ### || [genre: Gh] # 1 ببرد عقل و دلم را براق عشق معانی %~% مرا بپرس کجا برد آن طرف که ~~ندانی # 2 بدان رواق رسیدم که ماه و چرخ ندیدم %~% بدان جهان که جهان هم جدا شود ~~ز جهانی # 3 یکی دمیم امان ده که عقل من به من آید %~% بگویمت صفت جان تو گوش دار ~~که جانی # 4 ولیک پیشتر آ خواجه گوش بر دهنم ده %~% که گوش دارد دیوار و این سریست ~~نهانی # 5 عنایتیست ز جانان چنین غریب کرامت %~% ز راه گوش درآید چراغ‌های عیانی # 6 رفیق خضر خرد شو به سوی چشمه حیوان %~% که تا چو چشمه خورشید روز نور ~~فشانی # 7 چنانک گشت زلیخا جوان به همت یوسف %~% جهان کهنه بیابد از این ستاره ~~جوانی # 8 فروخورد مه و خورشید و قطب هفت فلک را %~% سهیل جان چو برآید ز سوی رکن ~~یمانی # 9 دمی قراضه دین را بگیر و زیر زبان نه %~% که تا به نقد ببینی که در ~~درونه چه کانی # 10 فتاده‌ای به دهان‌ها همی‌گزندت مردم %~% لطیف و پخته چو نانی بدان ~~همیشه چنانی # 11 چو ذره پای بکوبی چو نور دست تو گیرد %~% ز سردیست و ز تری که همچو ~~ریگ گرانی # 12 چو آفتاب برآمد به خاک تیره بگوید %~% که چون قرین تو گشتم تو صاحب دو ~~قرانی # 13 تو بز نه‌ای که برآیی چراغپایه به بازی %~% که پیش گله شیران چو نره ~~شیر شبانی # 14 چراغ پنج حست را به نور دل بفروزان %~% حواس پنج نمازست و دل چو سبع ~~مثانی # 15 همی‌رسد ز سموات هر صبوح ندایی %~% که ره بری به نشانی چو گرد ره ~~بنشانی # 16 سپس مکش چو مخنث عنان عزم که پیشت %~% دو لشکرست که در وی تو پیش رو ~~چو سنانی # 17 شکر به پیش تو آمد که برگشای دهان را %~% چرا ز دعوت شکر چو پسته بسته ~~دهانی # 18 بگیر ms1712 طبله شکر بخور به طبل که نوشت %~% مکوب طبل فسانه چرا حریف زبانی # 19 ز شمس مفخر تبریز آفتاب پرستی %~% که اوست شمس معارف رئیس شمس مکانی ~~PageV1P3037 ### || [genre: Gh] # 1 هزار جان مقدس هزار گوهر کانی %~% فدای جاه و جمالت که روح بخش جهانی # 2 چه روح‌ها که فزایی چه حلقه‌ها که ربایی %~% چو ماه غیب نمایی ز ~~پرده‌های نهانی # 3 چو در غزا تو بتازی ز بحر گرد برآری %~% هزار بحر بجوشد چو قطره‌ای ~~بچکانی # 4 تویی ز کون گزیده تویی گشایش دیده %~% به یک نظر تو ببخشی سعادت ~~دوجهانی # 5 کژی که هست جهان را چو تیر راست کن آن را %~% بکش کمان زمان را که سخت ~~سخته کمانی # 6 نه چرخ زهر چشاند نه ترس و خوف بماند %~% چو دل ثنای تو خواند که شاه ~~امن و امانی # 7 به چرخ سینه برآیی هزار ماه نمایی %~% یکی بدان که تو اینی یکی بدان که ~~تو آنی # 8 تو راست چرخ چو چاکر تو مه نباشی و اختر %~% هزار ماه منور ز آستین ~~بفشانی # 9 تو شمس مفخر تبریز به خواجگی چو نشینی %~% صد آفتاب زمان را چو بندگان ~~بنشانی PageV1P3038 ### || [genre: Gh] # 1 چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی %~% درون روزن عالم چو روز بخت فتادی # 2 هزار سوسن نادر ز روی گل بشکفتی %~% هزار رسم دل افزا بدان چمن بنهادی # 3 هزار اطلس کحلی بنفشه وار دریدی %~% که پر و بال مریدی و جان جان مرادی # 4 در آن زمان که به خوبی کلاه عقل ربایی %~% نه عقل پره کاه‌ست و تو به ~~لطف چو بادی # 5 چه عقل دارد آن گل که پیش باد ستیزد %~% نه از نسیم ویستش جمال و نیک ~~نهادی # 6 میی که کف تو بخشد دو صد خمار به ارزد %~% چگونه گیج نگردد سر وجود ز ~~شادی PageV1P3039 ### || [genre: Gh] # 1 اگر مرا تو ندانی بپرس از شب تاری %~% شبست محرم عاشق ms1713 گواه ناله و زاری # 2 چه جای شب که هزاران نشانه دارد عاشق %~% کمینه اشک و رخ زرد و لاغری و ~~نزاری # 3 چو ابر ساعت گریه چو کوه وقت تحمل %~% چو آب سجده کنان و چو خاک راه به ~~خواری # 4 ولیک این همه محنت به گرد باغ چو خاری %~% درون باغ گلستان و یار و ~~چشمه جاری # 5 چو بگذری تو ز دیوار باغ و در چمن آیی %~% زبان شکر گزاری سجود شکر ~~بیاری # 6 که شکر و حمد خدا را که برد جور خزان را %~% شکفته گشت زمین و بهار کرد ~~بهاری # 7 هزار شاخ برهنه قرین حله گل شد %~% هزار خار مغیلان رهیده گشت ز خاری # 8 حلاوت غم معشوق را چه داند عاقل %~% چو جوله‌ست نداند طریق جنگ و سواری # 9 برادر و پدر و مادر تو عشاقند %~% که جمله یک شده‌اند و سرشته‌اند ز ~~یاری # 10 نمک شود چو درافتد هزار تن به نمکدان %~% دوی نماند در تن چه مرغزی چه ~~بخاری # 11 مکش عنان سخن را به کودنی ملولان %~% تو تشنگان ملک بین به وقت حرف ~~گزاری PageV1P3040 ### || [genre: Gh] # 1 چو مهر عشق سلیمان به هر دو کون تو داری %~% مکش تو دامن خود را که شرط ~~نیست بیاری # 2 نه بند گردد بندی نه دل پذیرد پندی %~% چو تنگ شکرقندی توام درون کناری # 3 طراوت سمنی تو چه رونق چمنی تو %~% مگر تو عین منی تو مگر تو آینه واری # 4 چه نور پنج و ششی تو که آفت حبشی تو %~% چو خوان عشق کشی تو ز سنگ آب ~~برآری # 5 چه کیمیای زری تو چه رونق قمری تو %~% چو دل ز سینه بری تو هزار سینه ~~بیاری # 6 ز خلق جمله گسستم که عشق دوست بسستم %~% چو در فنا بنشستم مرا چه کار ~~به زاری # 7 بسوخت عشق تو خرمن نه جان بماند نه این تن %~% جوی نیابی تو از من ms1714 اگر ~~هزار فشاری # 8 برون ز دور زمانی مثال گوهر کانی %~% نشسته‌ایم چو جانی اگر کشی و ~~بداری # 9 ز جام شربت شافی شدم به عشق تو لافی %~% بیامدم زر صافی اگر تو کوره ~~ناری # 10 کف از بهشت بشوید چو باغ عشق تو گوید %~% کز او جواهر روید اگر چه سنگ ~~بکاری # 11 دلی که عشق نوازد در این جهان بنسازد %~% ازانک می‌نگذارد که یک زمانش ~~بخاری # 12 تو شمس خسرو تبریز شراب باقی برریز %~% براق عشق بکن تیز که بس لطیف ~~سواری PageV1P3041 ### || [genre: Gh] # 1 ز حد چون بگذشتی بیا بگوی که چونی %~% ز عشق جیب دریدی در ابتدای جنونی # 2 شکست کشتی صبرم هزار بار ز موجت %~% سری برآر ز موجی که موج قلزم خونی # 3 که خون بهینه شرابست جگر بهینه کبابست %~% همین دوم تو فزون کن که از ~~فزونه فزونی # 4 چو از الست تو مستم چو در فنای تو هستم %~% چو مهر عشق شکستم چه غم ~~خورم ز حرونی # 5 برون بسیت بجستم درون بدیدم و رستم %~% چه میل و عشق شدستم به جست و ~~جوی درونی # 6 دلی ز من بربودی که دل نبود و تو بودی %~% چه آتشی و چه دودی چه جادوی ~~چه فسونی # 7 نمای چهره زیبا تو شمس مفخر تبریز %~% که نقش‌ها تو نمایی ز روح آینه ~~گونی PageV1P3042 ### || [genre: Gh] # 1 گهی به سینه درآیی گهی ز روح برآیی %~% گهی به هجر گرایی چه آفتی چه ~~بلایی # 2 گهی جمال بتانی گهی ز بت شکنانی %~% گهی نه این و نه آنی چه آفتی چه ~~بلایی # 3 بشر به پای دویده ملک به پر بپریده %~% به غیر عجز ندیده چه آفتی چه ~~بلایی # 4 چو پر و پاش نماند چو او ز هر دو بماند %~% تو را به فقر بداند چه آفتی ~~چه بلایی # 5 مثال لذت مستی میان چشم نشستی %~% طریق فهم ببستی چه آفتی چه بلایی # 6 در ms1715 آن دلی که گزیدی خیال وار دویدی %~% بگفتی و بشنیدی چه آفتی چه ~~بلایی # 7 چه دولتی ز چه سودی چه آتشی و چه دودی %~% چه مجمری و چه عودی چه آفتی ~~چه بلایی # 8 غم تو دامن جانی کشید جانب کانی %~% به سوی گنج نهانی چه آفتی چه بلایی # 9 چه سوی گنج کشیدش ز جمله خلق بریدش %~% دگر کسی بندیدش چه آفتی چه ~~بلایی # 10 چه راحتی و چه روحی چه کشتیی و چه نوحی %~% چه نعمتی چه فتوحی چه آفتی ~~چه بلایی # 11 بگفتمت چه کس است این بگفتیم هوس است این %~% خمش خمش که بس است این ~~چه آفتی چه بلایی # 12 هوس چه باشد ای جان مرا مخند و مرنجان %~% رهم نما و بگنجان چه آفتی ~~چه بلایی # 13 تو عشق جمله جهانی ولی ز جمله نهانی %~% نهان و عین چو جانی چه آفتی ~~چه بلایی # 14 مرا چو دیک بجوشی مگو خمش چه خروشی %~% چه جای صبر و خموشی چه آفتی چه ~~بلایی # 15 بجوش دیک دلم را بسوز آب و گلم را %~% بدر خط و سجلم را چه آفتی چه ~~بلایی # 16 بسوز تا که برویم حدیث سوز بگویم %~% به عود ماند خویم چه آفتی چه ~~بلایی # 17 دگر مگوی پیامش رسید نوبت جامش %~% ز جام ساز ختامش چه آفتی چه بلایی ~~PageV1P3043 ### || [genre: Gh] # 1 من آن نیم که تو دیدی چو بینیم نشناسی %~% تو جز خیال نبینی که مست ~~خواب و نعاسی # 2 مرا بپرس که چونی در این کمی و فزونی %~% چگونه باشد یوسف به دست کور ~~نخاسی # 3 به چشم عشق توان دید روی یوسف جان را %~% تو چشم عشق نداری تو مرد وهم ~~و قیاسی # 4 بهای نعمت دیده سپاس و شکر خدا دان %~% مرم چو قلب ز کوره که کان شکر و ~~سپاسی # 5 وگر ز کوره بترسی یقین خیال پرستی %~% بت خیال تراشی وزان خیال هراسی # 6 ms1716 بت خیال تو سازی به پیش بت به نمازی %~% چو گبر اسیر بتانی چو زن حریف ~~نفاسی # 7 خیال فرع تو باشد که فرع فرع تو را شد %~% تو مه نه‌ای تو غباری تو زر ~~نه‌ای تو نحاسی # 8 به جان جمله مردان اگر چه جمله یکی اند %~% که زیر چرخه گردون تنا چو ~~گاو خراسی # 9 وگر ز چنبر گردون برون کشی سر و گردن %~% ز خرگله برهیدی فرشته‌ای و ز ~~ناسی PageV1P3044 ### || [genre: Gh] # 1 چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی %~% چو صیقلی غم‌ها را ز آینه رندیدی # 2 چه جامه‌ها دردادی چه خرقه‌ها دزدیدی %~% چه گوش‌ها بگرفتی به عیش دان ~~بکشیدی # 3 چه شعله‌ها برکردی چه دیک‌ها بپزیدی %~% چه جس‌ها بگرفتی چه راه‌ها ~~پرسیدی # 4 ز عقل کل بگذشتی برون دل بدمیدی %~% گشاد گلشن و باغی چو سرو تر نازیدی # 5 اگر چه خود سرمستی دهان چرا بربستی %~% قلم چرا بشکستی ورق چرا بدریدی # 6 چه شاخه‌ها افشاندی چه میوه‌ها برچیدی %~% ترش چرا بنشستی چه طالب ~~تهدیدی PageV1P3045 ### || [genre: Gh] # 1 به جان تو ای طایی که سوی ما بازآیی %~% تو هر چه می‌فرمایی همه شکر ~~می‌خایی # 2 برآ به بام ای خوش خو به بام ما آور رو %~% دو سه قدم نه این سو رضای ~~این مستان جو # 3 اگر ملولی بستان قنینه‌ای از مستان %~% که راحت جانست آن بدار دست از ~~دستان # 4 ایا بت جان افزا نه وعده کردی ما را %~% که من بیایم فردا زهی فریب و ~~سودا # 5 ایا بت ناموسی لب مرا گر بوسی %~% رها کنی سالوسی جلا کنی طاووسی # 6 سری ز روزن درکن وثاق پرشکر کن %~% جهان پر از گوهر کن بیا ز ما باور ~~کن # 7 نهال نیکی بنشان درخت گل را بفشان %~% بیا به نزد خویشان دغل مکن با ~~ایشان # 8 دو دیده را خوابی ده زمانه را تابی ده %~% به تشنگان آبی ده به غوره ~~دوشابی ده # 9 ms1717 بگیر چنگ و تنتن دل از جدایی برکن %~% بیار باده روشن خمار ما را بشکن # 10 از این ملولی بگذر به سوی روزن منگر %~% شراب با یاران خور میان یاران ~~خوشتر # 11 ز بیخودی آشفتم به دلبر خود گفتم %~% که با غمت من جفتم به هر سوی که ~~افتم # 12 به ضرب دستش بنگر به چشم مستش بنگر %~% به زلف شستش بنگر به هر چه ~~هستش بنگر # 13 چو دامن او گیرم عظیم باتوفیرم %~% چو انگبین و شیرم به پیش لطفش میرم # 14 مزن نگارا بربط به پیش مشتی خربط %~% مران تو کشتی بی‌شط بگیر راه ~~اوسط # 15 بکار تخم زیبا که سبز گردد فردا %~% که هر چه کاری این جا تو را بروید ~~ده تا # 16 اگر تو تخمی کشتی چرا پشیمان گشتی %~% اگر به کوه و دشتی برو که زرین ~~طشتی # 17 ملول گشتی‌ای کش بخسب و رو اندرکش %~% ز عالم پرآتش گریز پنهان خوش ~~خوش # 18 ببند از این سو دیده برو ره دزدیده %~% به غیب آرامیده به پر جان ~~پریده # 19 نشسته خسبد عاشق که هست صبرش لایق %~% بود خفیف و سابق برای عذرا وامق # 20 مگو دگر کوته کن سکوت را همره کن %~% نظر به شاهنشه کن نظاره آن مه کن ~~PageV1P3046 ### || [genre: Gh] # 1 تو آسمان منی من زمین به حیرانی %~% که دم به دم ز دل من چه چیز رویانی # 2 زمین خشک لبم من ببار آب کرم %~% زمین ز آب تو باید گل و گلستانی # 3 زمین چه داند کاندر دلش چه کاشته‌ای %~% ز توست حامله و حمل او تو ~~می‌دانی # 4 ز توست حامله هر ذره‌ای به سر دگر %~% به درد حامله را مدتی بپیچانی # 5 چه‌هاست در شکم این جهان پیچاپیچ %~% کز او بزاید اناالحق و بانگ ~~سبحانی # 6 گهی بنالد و ناقه بزاید از شکمش %~% عصا بیفتد و گیرد طریق ثعبانی # 7 رسول گفت چو اشتر شناس مؤمن را %~% همیشه ms1718 مست خدا کش کند شتربانی # 8 گهیش داغ کند گه نهد علف پیشش %~% گهیش بندد زانو به بند عقلانی # 9 گهی گشاید زانوش بهر رقص جعل %~% که تا مهار به درد کند پریشانی # 10 چمن نگر که نمی‌گنجد از طرب در پوست %~% که نقش چند بدو داد باغ ~~روحانی # 11 ببین تو قوت تفهیم نفس کلی را %~% که خاک کودن از او شد مصور جانی # 12 چو نفس کل همه کلی حجاب و روپوشست %~% ز آفتاب جلالت که نیستش ثانی # 13 از آفتاب قدیمی که از غروب بری است %~% که نور روش نه دلوی بود نه ~~میزانی # 14 یکان یکان بنماید هر آنچ کاشت خموش %~% که حامله‌ست صدف‌ها ز در ربانی ~~PageV1P3047 ### || [genre: Gh] # 1 ربود عقل و دلم را جمال آن عربی %~% درون غمزه مستش هزار بوالعجبی # 2 هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه %~% کنون چو مست و خرابم صلای ~~بی‌ادبی # 3 مسبب سبب این جا در سبب بربست %~% تو آن ببین که سبب می‌کشد ز بی‌سببی # 4 پریر رفتم سرمست بر سر کویش %~% به خشم گفت چه گم کرده‌ای چه می‌طلبی # 5 شکسته بسته بگفتم یکی دو لفظ عرب %~% اتیت اطلب فی حیکم مقام ابی # 6 جواب داد کجا خفته‌ای چه می‌جویی %~% به پیش عقل محمد پلاس بولهبی # 7 ز عجز خوردم سوگندها و گرم شدم %~% به ذات پاک خدا و به جان پاک نبی # 8 چه جای گرمی و سوگند پیش آن بینا %~% و کیف یصرع صقر بصوله الخرب # 9 روان شد اشک ز چشم من و گواهی داد %~% کما یسیل میاه السقا من القرب # 10 چه چاره دارم غماز من هم از خانه‌ست %~% رخم چو سکه زر آب دیده‌ام ~~سحبی # 11 دریغ دلبر جان را به مال میل بدی %~% و یا فریفته گشتی به سیدی چلبی # 12 و یا به حیله و مکری ز ره درافتادی %~% و یا که مست شدی او ز باده ~~عنبی ms1719 # 13 دهان به گوش من آرد به گاه نومیدی %~% چه می‌کند سر و گوش مرا به شهد ~~لبی # 14 غلام ساعت نومیدیم که آن ساعت %~% شراب وصل بتابد ز شیشه‌ای حلبی # 15 از آن شراب پرستم که یار می بخشست %~% رخم چو شیشه می کرد و بود رخ ~~ذهبی # 16 برادرم پدرم اصل و فصل من عشقست %~% که خویش عشق بماند نه خویشی نسبی # 17 خمش که مفخر آفاق شمس تبریزی %~% بشست نام و نشان مرا به خوش لقبی ~~PageV1P3048 ### || [genre: Gh] # 1 خدایگان جمال و خلاصه خوبی %~% به جان و عقل درآمد به رسم گل کوبی # 2 بیا بیا که حیات و نجات خلق تویی %~% بیا بیا که تو چشم و چراغ یعقوبی # 3 قدم بنه تو بر آب و گلم که از قدمت %~% ز آب و گل برود تیرگی و محجوبی # 4 ز تاب تو برسد سنگ‌ها به یاقوتی %~% ز طالبیت رسد طالبی به مطلوبی # 5 بیا بیا که جمال و جلال می‌بخشی %~% بیا بیا که دوای هزار ایوبی # 6 بیا بیا تو اگر چه نرفته‌ای هرگز %~% ولیک هر سخنی گویمت به مرغوبی # 7 به جای جان تو نشین که هزار چون جانی %~% محب و عاشق خود را تو کش که ~~محبوبی # 8 اگر نه شاه جهان اوست ای جهان دژم %~% به جان او که بگویی چرا در آشوبی # 9 گهی ز رایت سبزش لطیف و سرسبزی %~% ز قلب لشکر هیجاش گاه مقلوبی # 10 دمی چو فکرت نقاش نقش‌ها سازی %~% گهی چو دسته فراش فرش‌ها روبی # 11 چو نقش را تو بروبی خلاصه آن را %~% فرشتگی دهی و پر و بال کروبی # 12 خموش آب نگهدار همچو مشک درست %~% ور از شکاف بریزی بدانک معیوبی # 13 به شمس مفخر تبریز از آن رسید دلت %~% که چست دلدل دل می‌نمود مرکوبی ~~PageV1P3049 ### || [genre: Gh] # 1 به عاقبت بپریدی و در نهان رفتی %~% عجب عجب به کدامین ره از جهان رفتی # 2 ms1720 بسی زدی پر و بال و قفس دراشکستی %~% هوا گرفتی و سوی جهان جان رفتی # 3 تو باز خاص بدی در وثاق پیرزنی %~% چو طبل باز شنیدی به لامکان رفتی # 4 بدی تو بلبل مستی میانه جغدان %~% رسید بوی گلستان به گل ستان رفتی # 5 بسی خمار کشیدی از این خمیر ترش %~% به عاقبت به خرابات جاودان رفتی # 6 پی نشانه دولت چو تیر راست شدی %~% بدان نشانه پریدی و زین کمان رفتی # 7 نشان‌های کژت داد این جهان چو غول %~% نشان گذاشتی و سوی بی‌نشان رفتی # 8 تو تاج را چه کنی چونک آفتاب شدی %~% کمر چرا طلبی چونک از میان رفتی # 9 دو چشم کشته شنیدم که سوی جان نگرد %~% چرا به جان نگری چون به جان جان ~~رفتی # 10 دلا چه نادره مرغی که در شکار شکور %~% تو با دو پر چو سپر جانب سنان ~~رفتی # 11 گل از خزان بگریزد عجب چه شوخ گلی %~% که پیش باد خزانی خزان خزان ~~رفتی # 12 ز آسمان تو چو باران به بام عالم خاک %~% به هر طرف بدویدی به ناودان ~~رفتی # 13 خموش باش مکش رنج گفت و گوی بخسب %~% که در پناه چنان یار مهربان رفتی ~~PageV1P3050 ### || [genre: Gh] # 1 چه باده بود که در دور از بگه دادی %~% که می‌شکافد دور زمانه از شادی # 2 نبود باده به جان تو راست گو که چه بود %~% بهانه راست مکن کژ مگو به ~~استادی # 3 چه راست می‌طلبی ای دل سلیم از او %~% که راست نیست بجز قد او در این ~~وادی # 4 تو راست باش چو تیر و حریف کژ چو کمان %~% چو تیر زه به دهان گیر چون ~~درافتادی # 5 ازانک راستی تو غلام آن کژی است %~% اگر تو تیری بهر کمان کژ زادی # 6 بیار بار دگر تا ببینم آن چه میست %~% که جان عارف مستی و خصم زهادی # 7 نکو ندیدم آن بار سخت تشنه بدم ms1721 %~% بیار بار دگر چون مطیع و منقادی # 8 نمی‌فریبمت این یک بیار و دیگر بس %~% کی با تو حیله کند حیله را تو ~~بنیادی # 9 فریب و عشوه تو تلقین کنی دو عالم را %~% ولی مرا مددی ده چو خنب ~~بگشادی # 10 چو جمع روزه گشادند خیک را بمبند %~% که عیش را تو عروسی و هم تو ~~دامادی # 11 اگر به خوک از آن خیک جرعه‌ای بدهی %~% به پیش خوک کند شیر چرخ آحادی # 12 چو نام باده برم آن تویی و آتش تو %~% وگر غریو کنم در میان فریادی # 13 چنان نه‌ای تو که با تو دگر کسی گنجد %~% ولی ز رشک لقب‌های طرفه ~~بنهادی # 14 گهی سبو و گهی جام و گه حلال و حرام %~% همه تویی که گهی مهدیی و گه ~~هادی # 15 به نور رفعت ماهی به لطف چون گلزار %~% ولی چو سرو و چو سوسن ز هر دو ~~آزادی # 16 ولی چو ای همه گویم نداندت اجزا %~% که فرد جزو نداند به غیر افرادی # 17 مثل به جزو زنم تا که جزو میل کند %~% چو میل کرد کشانیش تو به آبادی # 18 بیار مفخر تبریز شمس تبریزی %~% مثال اصل که اصل وجود و ایجادی ~~PageV1P3051 ### || [genre: Gh] # 1 ز قیل و قال تو گر خلق بو نبردندی %~% ز حسرت و ز فراقت همه بمردندی # 2 ز جان خویش اگر بوی تو نیابندی %~% چو استخوان دل و جان را به سگ ~~سپردندی # 3 اگر نه پرتو لطفت بر آب می‌تابید %~% به جای آب همه زهر ناب خوردندی # 4 اگر نه جرعه آن می بریختی بر خاک %~% ستارگان ز چه رو گرد خاک گردندی # 5 گر آفتاب ازل گرمیی نبخشیدی %~% تموز و جمله نباتان او فسردندی # 6 منزهی و درآمیختن عجب صفتی است %~% دریغ پرده اسرار درنوردندی # 7 اگر نه پرده بدی ره روان پنهانی %~% ز انبهی همه پاهای ما فشردندی # 8 ز پرده‌ها اگر آن روح قدس ms1722 بنمودی %~% عقول و جان بشر را بدن شمردندی # 9 گر آن بدی که تو اندیشه کرده‌ای ز زحیر %~% بتان و لاله رخان جمله زار ~~و زردندی # 10 چو صورتی نبدی خوب جز تصور تو %~% شراب‌های مروق ز درد دردندی # 11 اگر خمش کنمی راز عشق فهم شدی %~% وگر چه خلق همه هند و ترک و کردندی ~~PageV1P3052 ### || [genre: Gh] # 1 منم که کار ندارم به غیر بی‌کاری %~% دلم ز کار زمانه گرفت بیزاری # 2 ز خاک تیره ندیدم به غیر تاریکی %~% ز پیر چرخ ندیدم به غیر مکاری # 3 فروگذاشته‌ای شست دل در این دریا %~% نه ماهیی بگرفتی نه دست می‌داری # 4 تو را چه شصت و چه هفتاد چون نخواهی پخت %~% گلی به دست نداری چه خار ~~می‌خاری # 5 کلاه کژ بنهی همچو ماه و نورت نیست %~% برو برو که گرفتار ریش و دستاری # 6 چگونه برقی آخر که کشت می‌سوزی %~% چگونه ابری آخر که سنگ می‌باری # 7 چو صید دام خودی پس چگونه صیادی %~% چو دزد خانه خویشی چگونه عیاری # 8 اگر چه این همه باشد ولی اگر روزی %~% خیال یار مرا دیده‌ای نکو یاری # 9 به ذات پاک خدایی که کارساز همه‌ست %~% چو مست کار امیر منی نکوکاری # 10 اگر دو گام پیاده دویدی از پی او %~% تو یک سواره نه‌ای تو سپاه ~~سالاری # 11 بگیر دامن عشقی که دامنش گرمست %~% که غیر او نرهاند تو را ز اغیاری # 12 به یاد عشق شب تیره را به روز آور %~% چو عشق یاد بود شب کجا بود تاری # 13 تو خفته باشی و آن عشق بر سر بالین %~% برآوریده دو کف در دعا و در ~~زاری # 14 اگر بگویم باقی بسوزد این عالم %~% هلا قناعت کردم بس است گفتاری ~~PageV1P3053 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که نیابی چو ما دگر یاری %~% چو ما به هر دو جهان خود کجاست ~~دلداری # 2 بیا بیا و به هر سوی روزگار مبر %~% که ms1723 نیست نقد تو را پیش غیر بازاری # 3 تو همچو وادی خشکی و ما چو بارانی %~% تو همچو شهر خرابی و ما چو ~~معماری # 4 به غیر خدمت ما که مشارق شادیست %~% ندید خلق و نبیند ز شادی آثاری # 5 هزار صورت جنبان به خواب می‌بینی %~% چو خواب رفت نبینی ز خلق دیاری # 6 ببند چشم خر و برگشای چشم خرد %~% که نفس همچو خر افتاد و حرص افساری # 7 ز باغ عشق طلب کن عقیده شیرین %~% که طبع سرکه فروشست و غوره افشاری # 8 بیا به جانب دارالشفای خالق خویش %~% کز آن طبیب ندارد گریز بیماری # 9 جهان مثال تن بی‌سرست بی‌آن شاه %~% بپیچ گرد چنان سر مثال دستاری # 10 اگر سیاه نه‌ای آینه مده از دست %~% که روح آینه توست و جسم زنگاری # 11 کجاست تاجر مسعود مشتری طالع %~% که گرمدار منش باشم و خریداری # 12 بیا و فکرت من کن که فکرتت دادم %~% چو لعل می‌خری از کان من بخر باری # 13 به پای جانب آن کس برو که پایت داد %~% بدو نگر به دو دیده که داد ~~دیداری # 14 دو کف به شادی او زن که کف ز بحر ویست %~% که نیست شادی او را غمی و ~~تیماری # 15 تو بی‌ز گوش شنو بی‌زبان بگو با او %~% که نیست گفت زبان بی‌خلاف و ~~آزاری PageV1P3054 ### || [genre: Gh] # 1 خورانمت می جان تا دگر تو غم نخوری %~% چه جای غم که ز هر شادمان گرو ~~ببری # 2 فرشته‌ای کنمت پاک با دو صد پر و بال %~% که در تو هیچ نماند کدورت ~~بشری # 3 نمایمت که چگونه‌ست جان رسته ز تن %~% فشانده دامن خود از غبار جانوری # 4 در آن صبوح که ارواح راح خاص خورند %~% تو را خلاص نمایم ز روز و شب ~~شمری # 5 قضا که تیر حوادث به تو همی‌انداخت %~% تو را کند به عنایت از آن سپس ~~سپری # 6 روان شده‌ست نسیم از شکرستان ms1724 وصال %~% که از حلاوت آن گم کند شکر شکری # 7 ز بامداد بیاورد جام چون خورشید %~% که جزو جزو من از وی گرفت رقص گری # 8 چو سخت مست شدم گفت هین دگر بدهم %~% که تا میان من و تو نماند این ~~دگری # 9 بده بده هله ای جان ساقیان جهان %~% کرم کریم نماید قمر کند قمری # 10 به آفتاب جلال خدای بی‌همتا %~% نیافت چون تو مهی چرخ ازرق سفری # 11 تمام این تو بگو ای تمام در خوبی %~% که بسته کرد مرا سکر باده سحری ~~PageV1P3055 ### || [genre: Gh] # 1 اگر ز حلقه این عاشقان کران گیری %~% دلت بمیرد و خوی فسردگان گیری # 2 گر آفتاب جهانی چو ابر تیره شوی %~% وگر بهار نوی مذهب خزان گیری # 3 چو کاسه تا تهیی تو بر آب رقص کنی %~% چو پر شدی به بن حوض و جو مکان ~~گیری # 4 خدای داد دو دستت که دامن من گیر %~% بداد عقل که تا راه آسمان گیری # 5 که عقل جنس فرشته‌ست سوی او پوید %~% ببینیش چو به کف آینه نهان گیری # 6 بگیر کیسه پرزر باقرضواالله آی %~% قراضه قرض دهی صد هزار کان گیری # 7 به غیر خم فلک خم‌های صدرنگ است %~% به هر خمی که درآیی از او نشان ~~گیری # 8 ز شیر چرخ گریزی به برج گاو روی %~% خری شوی به صفت راه کهکشان گیری # 9 وگر تو خود سرطانی چو پهلوی شیری %~% یقین ز پهلوی او خوی پهلوان گیری # 10 چو آفتاب جهان را پر از حیات کنی %~% چو زین جهان بجهی ملک آن جهان ~~گیری # 11 برآ چو آب ز تنور نوح و عالمگیر %~% چرا تنور خبازی که جمله نان گیری # 12 خموش باش و همی‌تاز تا لب دریا %~% چو دم گسسته شوی گر ره دهان گیری ~~PageV1P3056 ### || [genre: Gh] # 1 ز بامداد درآورد دلبرم جامی %~% به ناشتاب چشانید خام را خامی # 2 نه باده‌اش ز عصیر و نه جام او ms1725 ز زجاج %~% نه نقل او چو خسیسان به قند ~~و بادامی # 3 به باد باده مرا داد همچو که بر باد %~% به آب گرم مرا کرد یار اکرامی # 4 بسی نمودم سالوس و او مرا می‌گفت %~% مکن مکن که کم افتد چنین به ایامی # 5 طریق ناز گرفتم که نی برو امروز %~% ستیزه کرد و مرا داد چند دشنامی # 6 چنین شراب و چو من ساقی و تو گویی نی %~% کی گوید این نه مگر جاهلی و ~~یا عامی # 7 هزار می‌نکند آنچ کرد دشنامش %~% خراب گشتم نی ننگ ماند و نی نامی # 8 چگونه مست نگردی ز لطف آن شاهی %~% که او خراب کند عالمی به پیغامی # 9 دلی بیابد تا این سخن تمام کنم %~% خراب کرد دلم را چنان دلارامی # 10 سری نهادم بر پای او چو مستان من %~% پدید شد سر مست مرا سرانجامی # 11 سر مرا به بر اندرگرفت و خوش بنواخت %~% غریب دلبریی و بدیع انعامی # 12 وانگه از سر دقت به حاضران می‌گفت %~% نه درخورست چنین مرغ با چنین ~~دامی # 13 به باغ بلبل مستم صفیر من بشنو %~% مباش در قفسی و کناره بامی # 14 فروکشیدم و باقی غزل نخواهم گفت %~% مگر بیابم چون خویش دوزخ آشامی ~~PageV1P3057 ### || [genre: Gh] # 1 چه باک دارد عاشق ز ننگ و بدنامی %~% که عشق سلطنت است و کمال و ~~خودکامی # 2 پلنگ عشق چه ترسد ز رنگ و بوی جهان %~% نهنگ فقر چه ترسد ز دوزخ آشامی # 3 چگونه باشد عاشق ز مستی آن می %~% که جام نیز ز تیزیش گم کند جامی # 4 چه جای خاک که بر کوه جرعه‌ای برریخت %~% هزار عربده آورد و شورش و ~~خامی # 5 تو جام عشق چه دانی چه شیشه دل باشی %~% تو دام عشق چه دانی چو مرغ این ~~دامی # 6 ز صاف بحر نگویم اگر کفش بینی %~% مثال زیبق بر هیچ کف نیارامی # 7 ملول و تیره شدی مر ms1726 صفاش را چه گنه %~% نبات را چه جنایت چو سرکه آشامی # 8 که خاک بر سر سرکا و مرد سرکه فروش %~% که شهد صاف ننوشد ز تیره ایامی # 9 به من نگر که در این بزم کمترین عامم %~% ز بیخودی نشناسم ز خاص تا ~~عامی PageV1P3058 ### || [genre: Gh] # 1 نهان شدند معانی ز یار بی‌معنی %~% کجا روم که نروید به پیش من دیوی # 2 کی دید خربزه زاری لطیف بی‌سرخر %~% که من بجستم عمری ندیده‌ام باری # 3 بگو به نفس مصور مکن چنین صورت %~% از این سپس متراش این چنین بت ای ~~مانی # 4 اگر نقوش مصور همه از این جنس اند %~% مخواه دیده بینا خنک تن اعمی # 5 دو گونه رنج و عذابست جان مجنون را %~% بلای صحبت لولی و فرقت لیلی # 6 ورای پرده یکی دیو زشت سر برکرد %~% بگفتمش که تویی مرگ و جسک گفت آری # 7 بگفتم او را صدق که من ندیدستم %~% ز تو غلیظتر اندر سپاه بویحیی # 8 بگفتمش که دلم بارگاه لطف خداست %~% چه کار دارد قهر خدا در این مأوی # 9 به روز حشر که عریان کنند زشتان را %~% رمند جمله زشتان ز زشتی دنیی # 10 در این بدم که به ناگاه او مبدل شد %~% مثال صورت حوری به قدرت مولی # 11 رخی لطیف و منزه ز رنگ و گلگونه %~% کفی ظریف و مبرا ز حیله حنی # 12 چنانک خار سیه را بهارگه بینی %~% کند میان سمن زار گلرخی دعوی # 13 زهی بدیع خدایی که کرد شب را روز %~% ز دوزخی به درآورد جنت و طوبی # 14 کسی که دیده به صنع لطیف او خو داد %~% نترسد ار چه فتد در دهان صد ~~افعی # 15 به افعیی بنگر کو هزار افعی خورد %~% شد او عصا و مطیعی به قبضه موسی # 16 از آن عصا نشود مر تو را که فرعونی %~% چو مهره دزدی زان رو به افعیی ~~اولی # 17 خمش که رنج برای ms1727 کریم گنج شود %~% برایمؤمنروضه‌ست نار در عقبی ~~PageV1P3059 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو یار نداری چرا طلب نکنی %~% وگر به یار رسیدی چرا طرب نکنی # 2 وگر رفیق نسازد چرا تو او نشوی %~% وگر رباب ننالد چراش ادب نکنی # 3 وگر حجاب شود مر تو را ابوجهلی %~% چرا غزای ابوجهل و بولهب نکنی # 4 به کاهلی بنشینی که این عجب کاریست %~% عجب تویی که هوای چنان عجب نکنی # 5 تو آفتاب جهانی چرا سیاه دلی %~% که تا دگر هوس عقده ذنب نکنی # 6 مثال زر تو به کوره از آن گرفتاری %~% که تا دگر طمع کیسه ذهب نکنی # 7 چو وحدتست عزبخانه یکی گویان %~% تو روح را ز جز حق چرا عزب نکنی # 8 تو هیچ مجنون دیدی که با دو لیلی ساخت %~% چرا هوای یکی روی و یک غبب ~~نکنی # 9 شب وجود تو را در کمین چنان ماهیست %~% چرا دعا و مناجات نیم شب نکنی # 10 اگر چه مست قدیمی و نوشراب نه‌ای %~% شراب حق نگذارد که تو شغب نکنی # 11 شرابم آتش عشقست و خاصه از کف حق %~% حرام باد حیاتت که جان حطب نکنی # 12 اگر چه موج سخن می‌زند ولیک آن به %~% که شرح آن به دل و جان کنی به ~~لب نکنی PageV1P3060 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو مست شرابی چرا حشر نکنی %~% وگر شراب نداری چرا خبر نکنی # 2 وگر سه چار قدح از مسیح جان خوردی %~% ز آسمان چهارم چرا گذر نکنی # 3 از آن کسی که تو مستی چرا جدا باشی %~% وز آن کسی که خماری چرا حذر ~~نکنی # 4 چو آفتاب چرا تو کلاه کژ ننهی %~% ز نور خود چو مه نو چرا کمر نکنی # 5 چو آفتاب جمال قدیم تیغ زند %~% چو کان لعل چرا جان و دل سپر نکنی # 6 وگر چو نای چشیدی ز لعل خوش دم او %~% چرا چو نی تو جهان را پر از شکر ~~نکنی # 7 ms1728 وگر چو ابر تو حامل شدی از آن دریا %~% چرا چو ابر زمین را پر از گهر ~~نکنی # 8 ز گلشن رخ تو گلرخان همی‌جوشند %~% چرا چو حیز و محنث نه‌ای نظر نکنی # 9 نگر به سبزقبایان باغ کآمده‌اند %~% به سوی شاه قبابخش چون سفر نکنی # 10 چو خرقه و شجره داری از بهار حیات %~% چرا سر دل خود جلوه چون شجر ~~نکنی # 11 چو اعتبار ندارد جهان بر درویش %~% به بزم فقر چرا عیش معتبر نکنی ~~PageV1P3061 ### || [genre: Gh] # 1 به هر دلی که درآیی چو عشق بنشینی %~% بجوشد از تک دل چشمه چشمه شیرینی # 2 کلید حاجت خلقان بدان شده‌ست دعا %~% که جان جان دعایی و نور آمینی # 3 دلا به کوی خرابات ناز تو نخرند %~% مکن تو بینی و ناموس تا جهان بینی # 4 در آن الست و بلی جان بی‌بدن بودی %~% تو را نمود که آنی چه در غم اینی # 5 تو را یکی پر و بالیست آسمان پیما %~% چه در پی خر و اسپی چه در غم ~~زینی # 6 بگو بگو تو چه جستی که آنت پیش نرفت %~% بیا بیا که تو سلطان این ~~سلاطینی # 7 تو تاج شاه جهان را عزیزتر گهری %~% عروس جان نهان را هزار کابینی # 8 چه چنگ درزده‌ای در جهان و قانونش %~% که از ورای فلک زهره قوانینی # 9 به روز جلوه ملایک تو را سجود کنند %~% بنشنوند ز ابلیسیان که تو طینی # 10 میان ببستی و کردی به صدق خدمت دین %~% کنند خدمت تو بعد از این که تو ~~دینی # 11 ستاره وار به انگشت‌ها نمودندت %~% چو آفتاب کنون نامشار تعیینی # 12 اگر چه درخور نازی نیاز را مگذار %~% برای رشک ز ویسه خوشست رامینی # 13 خمش به سوره کنون اقرا بسی عمل کردی %~% ز قشر حرف گذر کن کنون که ~~والتینی PageV1P3062 ### || [genre: Gh] # 1 ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی %~% چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی # 2 عجب به ms1729 خواب چه دیده‌ست دوش این دل من %~% که هست در سرم امروز شور و ~~صفرایی # 3 ولی دلم چه کند چون موکلان قضا %~% همی‌رسند پیاپی به دل ز بالایی # 4 پرست خانه دل از موکل عجمی %~% که نیست یک سر سوزن بهانه را جایی # 5 بهانه نیست وگر هست کو زبان و دلی %~% گریز نیست وگر هست کو مرا پایی # 6 جهان که آمد و ما همچو سیل از سر کوه %~% روان و رقص کنانیم تا به ~~دریایی # 7 اگر چه سیل بنالد ز راه ناهموار %~% قدم قدم بودش در سفر تماشایی # 8 چگونه زار ننالم من از کسی که گرفت %~% به هر دو دست و دهان او مرا چو ~~سرنایی # 9 هوس نشسته که فردا چنین کنیم و چنان %~% خبر ندارد کو را نماند فردایی # 10 غلام عشقم کو نقد وقت می‌جوید %~% نه وعده دارد و نه نسیه‌ای و نی ~~رایی PageV1P3063 ### || [genre: Gh] # 1 شدم به سوی چه آب همچو سقایی %~% برآمد از تک چه یوسفی معلایی # 2 سبک به دامن پیراهنش زدم من دست %~% ز بوی پیرهنش دیده گشت بینایی # 3 به چاه در نظری کردم از تعجب من %~% چه از ملاحت او گشته بود صحرایی # 4 کلیم روح به هر جا رسید میقاتش %~% اگر چه کور بود گشت طور سینایی # 5 زنخ ز دست رقیبی که گفت از چه دور %~% از این سپس منم و چاه و چون تو ~~زیبایی # 6 کسی که زنده شود صد هزار مرده از او %~% عجب نباشد اگر پیر گشت برنایی # 7 هزار گنج گدای چنین عجب کانی %~% هزار سیم نثار لطیف سیمایی # 8 جهان چو آینه پرنقش توست اما کو %~% به روی خوب تو بی‌آینه تماشایی # 9 سخن تو گو که مرا از حلاوت لب تو %~% نه عقل ماند و نه اندیشه‌ای و نی ~~رایی PageV1P3064 ### || [genre: Gh] # 1 رسید ترکم با چهره‌های گل وردی %~% بگفتمش چه شد آن عهد گفت اول ms1730 وردی # 2 بگفتمش که یکی نامه‌ای به دست صبا %~% بدادمی عجب آورد گفت گستردی # 3 بگفتمش که چرا بی‌گه آمدی ای دوست %~% بگفت سیرو یدی یلده یلدشم اردی # 4 بگفتمش ز رخ توست شهر جان روشن %~% ز آفتاب درآموختی جوامردی # 5 بگفت طرح نهد رخ رخم دو صد خور را %~% تو چون مرا تبع او کنی زهی سردی # 6 بقای من چو بدید و زوال خود خورشید %~% گرفت در طلبم عادت جهان گردی # 7 سجود کردم و مستغفرانه نالیدم %~% بدید اشک مرا در فغان و پردردی # 8 بگفت نی که به قاصد مخالفی گفتی %~% به عشق گفت من و گفتنم درآوردی # 9 بگفتمش گل بی‌خار و صبح بی‌شامی %~% که بندگان را با شیر و شهد پروردی # 10 ز لطف‌های توست آنک سرخ می‌گویند %~% به عرف حیله زر را بدان همه زردی # 11 بگفت باش کم آزار و دم مزن خامش %~% که زرد گفتی زر را به فن و آزردی ~~PageV1P3065 ### || [genre: Gh] # 1 تو در عقیله ترتیب کفش و دستاری %~% چگونه رطل گران خوار را به دست آری # 2 به جان من به خرابات آی یک لحظه %~% تو نیز آدمیی مردمی و جان داری # 3 بیا و خرقه گرو کن به می فروش الست %~% که پیش از آب و گلست از الست ~~خماری # 4 فقیر و عارف و درویش وانگهی هشیار %~% مجاز بود چنین نام‌ها تو پنداری # 5 سماع و شرب سقاهم نه کار درویش‌ست %~% زیان و سود کم و بیش کار بازاری # 6 بیا بگو که چه باشد الست عیش ابد %~% ملنگ هین به تکلف که سخت رهواری # 7 سری که درد ندارد چراش می‌بندی %~% چرا نهی تن بی‌رنج را به بیماری ~~PageV1P3066 ### || [genre: Gh] # 1 فرست باده جان را به رسم دلداری %~% بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری # 2 بدان نشان که همه شب چو ماه می‌تابی %~% درون روزن دل‌ها برای بیداری # 3 بدان نشان که دمم داده‌ای از می ms1731 که خویش %~% تهی و پر کنمت دم به دم ~~قدح واری # 4 بگرد جمع مرا چون قدح چه گردانی %~% چو باده را به گرو برده‌ای نمی‌آری # 5 از آن میی که اگر بر کلوخ برریزی %~% کلوخ مرده برآرد هزار طراری # 6 از آن میی که اگر باغ از او شکوفه کند %~% ز گل گلی بستانی ز خار هم ~~خاری # 7 چو بی‌تو ناله برآرم ز چنگ هجر تو من %~% چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از ~~زاری # 8 گره گشای خداوند شمس تبریزی %~% که چشم جادوی او زد گره به سحاری ~~PageV1P3067 ### || [genre: Gh] # 1 نگاهبان دو دیده‌ست چشم دلداری %~% نگاه دار نظر از رخ دگر یاری # 2 وگر نه به سینه درآید به غیر آن دلبر %~% بگو برو که همی‌ترسم از ~~جگرخواری # 3 هلا مباد که چشمش به چشم تو نگرد %~% درون چشم تو بیند خیال اغیاری # 4 به من نگر که مرا یار امتحان‌ها کرد %~% به حیله برد مرا کشکشان به ~~گلزاری # 5 گلی نمود که گل‌ها ز رشک او می‌ریخت %~% بتی که جمله بتان پیش او ~~گرفتاری # 6 چنین چنین به تعجب سری بجنبانید %~% که نادرست و غریبست درنگر باری # 7 چنانک گفت طراریم دزد در پی توست %~% چو من سپس نگریدم ربود دستاری # 8 ز آب دیده داوود سبزه‌ها بررست %~% به عذر آنک به نقشی بکرد نظاری # 9 براند مر پدرت را کشان کشان ز بهشت %~% نظر به سنبله تر یکی ستمکاری # 10 حذر ز سنبل ابرو که چشم شه بر توست %~% هلا که می‌نگرد سوی تو خریداری # 11 چو مشتری دو چشم تو حی قیومست %~% به چنگ زاغ مده چشم را چو مرداری # 12 دهی تو کاله فانی بری عوض باقی %~% لطیف مشتریی سودمند بازاری # 13 خمش خمش که اگر چه تو چشم را بستی %~% ریای خلق کشیدت به نظم و اشعاری # 14 ولیک مفخر تبریز شمس دین با توست %~% چه غم خوری ز بد و ms1732 نیک با چنین ~~یاری PageV1P3068 ### || [genre: Gh] # 1 اگر به خشم شود چرخ هفتم از تو بری %~% به جان من که نترسی و هیچ غم ~~نخوری # 2 اگر دلت به بلا و غمش مشرح نیست %~% یقین بدانک تو در عشق شاه مختصری # 3 ز رنج گنج بترس و ز رنج هر کس نی %~% که خشم حق نبود همچو کینه بشری # 4 چو غیر گوهر معشوق گوهری دانی %~% تو را گهر نپذیرد ازانک بدگهری # 5 وگر چو حامله لرزان شوی به هر بویی %~% ز حاملان امانت بدانک بو نبری # 6 پسند خویش رها کن پسند دوست طلب %~% که ماند از شکر آن کس که او کند ~~شکری # 7 ز ذوق خویش مگو با کسی که همدل نیست %~% ازانک او دگرست و تو خود کسی ~~دگری PageV1P3069 ### || [genre: Gh] # 1 دلا همای وصالی بپر چرا نپری %~% تو را کسی نشناسد نه آدمی نه پری # 2 تو دلبری نه دلی لیک به هر حیله و مکر %~% به شکل دل شده‌ای تا هزار دل ~~ببری # 3 دمی به خاک درآمیزی از وفا و دمی %~% ز عرش و فرش و حدود دو کون برگذری # 4 روان چرات نیابد چو پر و بال ویی %~% نظر چرات نبیند چو مایه نظری # 5 چه زهره دارد توبه که با تو توبه کند %~% خبر کی باشد تا با تو ماندش ~~خبری # 6 چه باشد آن مس مسکین چو کیمیا آید %~% که او فنا نشود از مسی به وصف ~~زری # 7 کیست دانه مسکین چو نوبهار آید %~% که دانگیش نگردد فنا پی شجری # 8 کیست هیزم مسکین که چون فتد در نار %~% بدل نگردد هیزم به شعله شرری # 9 ستاره‌هاست همه عقل‌ها و دانش‌ها %~% تو آفتاب جهانی که پرده شان بدری # 10 جهان چو برف و یخی آمد و تو فصل تموز %~% اثر نماند از او چون تو شاه ~~بر اثری # 11 کیم بگو من مسکین که با تو من مانم %~% فنا ms1733 شوم من و صد من چو سوی من ~~نگری # 12 کمال وصف خداوند شمس تبریزی %~% گذشته‌ست ز اوهام جبری و قدری ~~PageV1P3070 ### || [genre: Gh] # 1 به من نگر که بجز من به هر کی درنگری %~% یقین شود که ز عشق خدای ~~بی‌خبری # 2 بدان رخی بنگر که کو نمک ز حق دارد %~% بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ~~ببری # 3 تو را چو عقل پدر بوده‌ست و تن مادر %~% جمال روی پدر درنگر اگر پسری # 4 بدانک پیر سراسر صفات حق باشد %~% وگر چه پیر نماید به صورت بشری # 5 به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا %~% به چشم خلق مقیمست و هر دم او ~~سفری # 6 هنوز مشکل مانده‌ست حال پیر تو را %~% هزار آیت کبری در او چه بی‌هنری # 7 رسید صورت روحانیی به مریم دل %~% ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری # 8 از آن نفس که در او سر روح پنهان شد %~% بکرد حامله دل را رسول رهگذری # 9 ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو %~% به وقت جنبش آن حمل تا در او ~~نگری # 10 چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی %~% چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب ~~پری PageV1P3071 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که پشیمان شوی از این دوری %~% بیا به دعوت شیرین ما چه ~~می‌شوری # 2 حیات موج زنان گشته اندر این مجلس %~% خدای ناصر و هر سو شراب منصوری # 3 به دست طره خوبان به جای دسته گل %~% به زیر پای بنفشه به جای محفوری # 4 هزار جام سعادت بنوش ای نومید %~% بگیر صد زر و زور ای غریب زرزوری # 5 هزار گونه زلیخا و یوسفند این جا %~% شراب روح فزای و سماع طنبوری # 6 جواهر از کف دریای لامکان ز گزاف %~% به پیش مؤمن و کافر نهاده کافوری # 7 میان بحر عسل بانگ می‌زند هر جان %~% صلا که بازرهیدم ز ms1734 شهد زنبوری # 8 فتاده‌اند به هم عاشقان و معشوقان %~% خراب و مست رهیده ز ناز مستوری # 9 قیامت‌ست همه راز و ماجراها فاش %~% که مرده زنده کند ناله‌های ناقوری # 10 برآر باز سر ای استخوان پوسیده %~% اگر چه سخره ماری و طعمه موری # 11 ز مور و مار خریدت امیر کن فیکون %~% بپوش خلعت میری جزای مأموری # 12 تو راست کان گهر غصه دکان بگذار %~% ز نور پاک خوری به که نان تنوری # 13 شکوفه‌های شراب خدا شکفت بهل %~% شکوفه‌ها و خمار شراب انگوری # 14 جمال حور به از بردگان بلغاری %~% شراب روح به از آش‌های بلغوری # 15 خیال یار به حمام اشک من آمد %~% نشست مردمک دیده‌ام به ناطوری # 16 دو چشم ترک خطا را چه ننگ از تنگی %~% چه عار دارد سیاح جان از این ~~عوری # 17 درخت شو هله ای دانه‌ای که پوسیدی %~% تویی خلیفه و دستور ما به ~~دستوری # 18 کی دیده‌ست چنین روز با چنان روزی %~% که واخرد همه را از شبی و شب ~~کوری # 19 کرم گشاد چو موسی کنون ید بیضا %~% جهان شده‌ست چو سینا و سینه نوری # 20 دلا مقیم شو اکنون به مجلس جان‌ها %~% که کدخدای مقیمان بیت معموری # 21 مباش بسته مستی خراب باش خراب %~% یقین بدانک خرابیست اصل معموری # 22 خراب و مست خدایی در این چمن امروز %~% هزار شیشه اگر بشکنی تو معذوری # 23 به دست ساقی تو خاک می‌شود زر سرخ %~% چو خاک پای ویی خسروی و فغفوری # 24 صلای صحت جان هر کجا که رنجوریست %~% تو مرده زنده شدن بین چه جای ~~رنجوری # 25 غلام شعر بدانم که شعر گفته توست %~% که جان جان سرافیل و نفخه صوری # 26 سخن چو تیر و زبان چو کمان خوارزمی است %~% که دیر و دور دهد دست وای ~~از این دوری # 27 ز حرف و صوت بباید شدن به منطق جان %~% اگر غفار نباشد بس است مغفوری # 28 کز ms1735 آن طرف شنوااند بی‌زبان دل‌ها %~% نه رومیست و نه ترکی و نی ~~نشابوری # 29 بیا که همره موسی شویم تا که طور %~% که کلم الله آمد مخاطبه طوری # 30 که دامنم بگرفته‌ست و می‌کشد عشقی %~% چنانک گرسنه گیرد کنار کندوری # 31 ز دست عشق کی جسته‌ست تا جهد دل من %~% به قبض عشق بود قبضه قلاجوری ~~PageV1P3072 ### || [genre: Gh] # 1 مسلم آمد یار مرا دل افروزی %~% چه عشق داد مرا فضل حق زهی روزی # 2 اگر سرم برود گو برو مرا سر اوست %~% رهیدم از کله و از سر و کله دوزی # 3 دهان به گوش من آورد و گفت در گوشم %~% یکی حدیث بیاموزمت بیاموزی # 4 چو آهوی ختنی خون تو شود همه مشک %~% اگر دمی بچری تو ز ما به خوش پوزی # 5 چو جان جان شده‌ای ننگ جان و تن چه کشی %~% چو کان زر شده‌ای حبه‌ای چه ~~اندوزی # 6 به سوی مجلس خوبان بکش حریفان را %~% به خضر و چشمه حیوان بکن قلاوزی # 7 شراب لعل رسیده‌ست نیست انگوری %~% شکر نثار شد و نیست این شکر خوزی # 8 هوا و حرص یکی آتشیست تو بازی %~% بپر گزاف پر و بال را چه می‌سوزی # 9 خمش که خلق ندانند بانگ را ز صدا %~% تویی که دانی پیروزه را ز پیروزی ~~PageV1P3073 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که تو از نادرات ایامی %~% برادری پدری مادری دلارامی # 2 به نام خوب تو مرده ز گور برخیزد %~% گزاف نیست برادر چنین نکونامی # 3 تو فضل و رحمت حقی که هر که در تو گریخت %~% قبول می کنیش با کژی و با ~~خامی # 4 همی‌زیم به ستیزه و این هم از گولیست %~% که تا مرا نکشی ای هوس ~~نیارامی # 5 به هیچ نقش نگنجی ولیک تقدیرا %~% اگر به نقش درآیی عجب گل اندامی # 6 گهی فراق نمایی و چاره آموزی %~% گهی رسول فرستی و جان پیغامی # 7 درون روزن دل چون فتاد شعله ms1736 شمع %~% بداند این دل شب رو که بر سر بامی # 8 مرادم آنک شود سایه و آفتاب یکی %~% که تا ز عشق نمایم تمام خوش کامی # 9 محال جوی و محالم بدین گناه مرا %~% قبول می‌نکند هیچ عالم و عامی # 10 تو هم محال ننوشی و معتقد نشوی %~% برو برو که مرید عقول و احلامی # 11 اگر ز خسرو جان‌ها حلاوتی یابی %~% محال هر دو جهان را چو من درآشامی # 12 ور از طبیب طبیبان گوارشی یابی %~% مکاشفی تو بخوان خدا نه اوهامی # 13 برآ ز مشرق تبریز شمس دین بخرام %~% که بر ممالک هر دو جهان چو بهرامی ~~PageV1P3074 ### || [genre: Gh] # 1 بلندتر شده‌ست آفتاب انسانی %~% زهی حلاوت و مستی و عشق و آسانی # 2 جهان ز نور تو ناچیز شد چه چیزی تو %~% طلسم دلبریی یا تو گنج جانانی # 3 زهی قلم که تو را نقش کرد در صورت %~% که نامه همه را نانبشته می‌خوانی # 4 برون بری تو ز خرگاه شش جهت جان را %~% چو جان نماند بر جاش عشق بنشانی # 5 دلا چو باز شهنشاه صید کرد تو را %~% تو ترجمانبگ سر زبان مرغانی # 6 چه ترجمان که کنون بس بلند سیمرغی %~% که آفت نظر جان صد سلیمانی # 7 درید چارق ایمان و کفر در طلبت %~% هزارساله از آن سوی کفر و ایمانی # 8 به هر سحر که درخشی خروس جان گوید %~% بیا که جان و جهانی برو که ~~سلطانی # 9 چو روح من بفزوده‌ست شمس تبریزی %~% به سوی او برم از باغ روح ریحانی ~~PageV1P3075 ### || [genre: Gh] # 1 ایا مربی جان از صداع جان چونی %~% ایا ببرده دل از جمله دلبران چونی # 2 ز زحمت شب ما و ز ناله‌های صبوح %~% که می‌رسد به تو ای ماه مهربان ~~چونی # 3 ایا کسی که نخفت و نخفت چشم خوشت %~% ز لکلک جرس و بانگ پاسبان چونی # 4 ایا غریب فلک تو بر این زمین حیفی %~% ایا جهان ملاحت ms1737 در این جهان چونی # 5 ز آفتاب کی پرسد که چون همی‌گردی %~% به گلستان که بگوید که گلستان ~~چونی # 6 ز روی زرد بپرسند درد دل چونست %~% ولی کسی بنپرسد که ارغوان چونی # 7 چو روی زشت به آیینه گفت چونی تو %~% بگفت من چو چراغم تو قلتبان چونی # 8 جواب گفت که من بازگونه می‌پرسم %~% مثال کشت که گوید به آسمان چونی # 9 دهان گشادم یعنی ببین که لب خشکم %~% که تا شراب تو گوید که ای دهان ~~چونی # 10 ز گفت چون تو جویی روان شود در حال %~% میان جان و روانم که ای روان ~~چونی # 11 بگو تو باقی این را که از خمار لبت %~% سرم گران شد پرسش که سرگران ~~چونی PageV1P3076 ### || [genre: Gh] # 1 ز آب تشنه گرفته‌ست خشم می‌بینی %~% گرسنه آمد و با نان همی‌کند بینی # 2 ز آفتاب گرفته‌ست خشم گازر نیز %~% زهی حماقت و ادبیر و جهل و گر کینی # 3 تو را که معدن زر پیش خود همی‌خواند %~% نمی‌روی و قراضه ز خاک می‌چینی # 4 قراضه‌هاست ز حسن ازل در این خوبان %~% در آب و گل به چه آمد پی خوش ~~آیینی # 5 چو کان حسن بچیند قراضه‌ها ز بتان %~% به آب و گل بنماید که آن نه‌ای ~~اینی # 6 تو جهد کن که سراسر همه قراضه شوی %~% روی به معدن خود زانک جمله زرینی # 7 به شهد جذبه من آب جفا بیامیزم %~% که شهد صرف گلو گیردت ز شیرینی # 8 کشیدمت نه دعاها کشند آمین را %~% کشانه شو سوی من گر چه لنگ تخمینی # 9 به سوی بحر رو ای ماهی و مکش خود را %~% تو با سعادت و اقبال خود چه در ~~کینی # 10 اگر تو می‌نروی آن کرم تو را بکشد %~% چنین کند کرم و رحمت سلاطینی # 11 وگر درشت کشد مر تو را مترسان دل %~% که یوسفست کشنده تو ابن یامینی # 12 به تهمت و به درشتی و ms1738 دزدیش بکشید %~% که صاع زر تو ببردی به بد تو ~~تعیینی # 13 چو خلوت آمد گفتش که من قرین توام %~% تو لایقی بر من من دعا تو آمینی # 14 در آن مکان که مکان نیست قصرها داری %~% در این مکان فنا چون حریص ~~تمکینی # 15 هزار بارت گفتم خمش کن و تن زن %~% تو از لجاج کنون احمدی و پارینی # 16 فداح روح حیاتی فانت تحیینی %~% و انت تخلص دیباجتی من الطین # 17 و انت تلبس روحی مکرما حللا %~% بها اعیش و تکفیننی لتکفینی # 18 ایا مفجر عین تقر عینینی %~% سقاها سکراتی و شربها دینی PageV1P3077 ### || [genre: Gh] # 1 بیامدیم دگربار سوی مولایی %~% که تا به زانوی او نیست هیچ دریایی # 2 هزار عقل ببندی به هم بدو نرسد %~% کجا رسد به مه چرخ دست یا پایی # 3 فلک به طمع گلو را دراز کرد بدو %~% نیافت بوسه ولیکن چشید حلوایی # 4 هزار حلق و گلو شد دراز سوی لبش %~% که ریز بر سر ما نیز من و سلوایی # 5 بیامدیم دگربار سوی معشوقی %~% که می‌رسید به گوش از هواش هیهایی # 6 بیامدیم دگربار سوی آن حرمی %~% که فرق سجده کنش هست آسمان سایی # 7 بیامدیم دگربار سوی آن چمنی %~% که هست بلبل او را غلام عنقایی # 8 بیامدیم بدو کو جدا نبود از ما %~% که مشک پر نشود بی‌وجود سقایی # 9 همیشه مشک بچفسیده بر تن سقا %~% که نیست بی‌تو مرا دست و دانش و رایی # 10 بیامدیم دگربار سوی آن بزمی %~% که شد ز نقل خوشش کام نیشکرخایی # 11 بیامدیم دگربار سوی آن چرخی %~% که جان چو رعد زند در خمش علالایی # 12 بیامدیم دگربار سوی آن عشقی %~% که دیو گشت ز آسیب او پری زایی # 13 خموش زیر زبان ختم کن تو باقی را %~% که هست بر تو موکل غیور لالایی # 14 حدیث مفخر تبریز شمس دین کم گو %~% که نیست درخور آن گفت عقل گویایی ~~PageV1P3078 ### || [genre: Gh] ms1739 # 1 تو نور دیده جان یا دو دیده مایی %~% که شعله شعله به نور بصر درافزایی # 2 تو آفتاب و دلم همچو سایه در پی تو %~% دو چشم در تو نهاده‌ست و گشته ~~هرجایی # 3 از آن زمان که چو نی بسته‌ام کمر پیشت %~% حرارتیست درون دل از شکرخایی # 4 ز کان لطف تو نقدست عیش و عشرت ما %~% نیم به دولت عشق لب تو فردایی # 5 به ذات پاک خداوند کز تو دزدیده‌ست %~% هر آنچ آب حیاتست روح افزایی # 6 ز جوی حسن تو خوبان سبو سبو برده %~% به تشنگان ره عشق کرده سقایی # 7 زهی سعادت آن تشنگان که بوی برند %~% به اصل چشمه آب خوش مصفایی # 8 سبوی صورت‌ها را به سنگ برنزنند %~% خورند آب حیات تو را ز بالایی # 9 خدیو مفخر تبریز شمس دین به حق %~% دو صد مراد برآری چنین چو بازآیی ~~PageV1P3079 ### || [genre: Gh] # 1 تو عاشقی چه کسی از کجا رسیدستی %~% مرا چه می‌نگری کژ به شب خریدستی # 2 چه ظلم کردم بر تو که چون ستم زدگان %~% کله زدی به زمین بر قبا ~~دریدستی # 3 تظلمی به سلف می‌کنی مگر پیشین %~% که داغ و درد و غم عاشقان شنیدستی # 4 غلط ز رنگ تو پیداست ز آل یعقوبی %~% بدیده رخ یوسف که کف بریدستی # 5 ز تیر غمزه دلدار اگر نخست دلت %~% چرا ز غصه و غم چون کمان خمیدستی # 6 ز آه و ناله تو بوی مشک می‌آید %~% یقین تو آهوی نافی سمن چریدستی # 7 تو هر چه هستی می‌باش یک سخن بشنو %~% اگر چه میوه حکمت بسی بچیدستی # 8 حدیث جان توست این و گفت من چو صداست %~% اگر تو شیخ شیوخی وگر مریدستی # 9 تو خویش درد گمان برده‌ای و درمانی %~% تو خویش قفل گمان برده‌ای ~~کلیدستی # 10 اگر ز وصف تو دزدم تو شحنه عقلی %~% وگر تمام بگویم ابایزیدستی # 11 دریغ از تو که در آرزوی غیری تو ms1740 %~% جمال خویش ندیدی که بی‌ندیدستی # 12 تو را کسی بشناسد که اوت کسی کرده‌ست %~% دگر کیست نداند که ناپدیدستی # 13 دلا برو بر یار و مباش بسته خویش %~% که سایح و سبک و چابک و جریدستی # 14 به ترک مصر بگفتی ز شومی فرعون %~% بر شعیب چو موسی فروخزیدستی # 15 چون عمر ماست حدیثش دراز اولیتر %~% چنین درازسخن را بدان کشیدستی # 16 همی‌دوم پی ظل تو شمس تبریزی %~% مگر منم عرفه تو مگر که عیدستی ~~PageV1P3080 ### || [genre: Gh] # 1 رهید جان دوم از خودی و از هستی %~% شده‌ست صید شهنشاه خویش در مستی # 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه %~% زهی بلند که جان گشت در چنین ~~پستی # 3 درست گشت مرا آنچ من ندانستم %~% چو در درستی ای مه مرا تو بشکستی # 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد %~% چو خون بجستم از تن زهی سبک دستی # 5 طبیب فقر بجست و گرفت گوش دلم %~% که مژده ده که ز رنج وجود وارستی # 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد %~% نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی # 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش %~% ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی ~~PageV1P3081 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که چو آب حیات درخوردی %~% بیا بیا که شفا و دوای هر دردی # 2 بیا بیا که گلستان ثنات می‌گوید %~% بیا بیا بنما کز کجاش پروردی # 3 بیا بیا که به بیمارخانه بی‌قدمت %~% نمی‌رود ز رخ هیچ خسته‌ای زردی # 4 برآ برآ هله ای آفتاب چون بی‌تو %~% نمی‌رود ز هوا هیچ تلخی و سردی # 5 برآ برآ هله ای مه که حیف بسیارست %~% که دیده‌ها همه گریان و تو در ~~این گردی # 6 بیا بیا که ولی نعمت همه کونی %~% که مخلص دل حیران و مهره نردی # 7 بیا بیا و بیاموز بنده خود را %~% که در امامت و تعلیم و آگهی فردی ~~PageV1P3082 ### || [genre: Gh] # 1 ms1741 به جان تو که بگویی وطن کجا داری %~% که سخت فتنه عقلی و خصم هشیاری # 2 چو خارپشت سر اندرکشید عقل امروز %~% که ساقی می گلگون و رشک گلزاری # 3 سماع باره نبودم تو از رهم بردی %~% به مکر راه زن صد هزار طراری # 4 به گوش چرخ چه گفتی که یاوه گرد شده‌ست %~% به گوش ابر چه گفتی که کرد ~~درباری # 5 به خاک هم چه نمودی که گشت آبستن %~% ز باد هم چه ربودی که می‌کند زاری # 6 به کوه‌ها چه سپردی که گنج ساز شدند %~% به بحرها تو بیاموختی گهرباری # 7 به گوش کفر چه گفتی که چشم و گوش ببست %~% به گوش عقل چه گفتی که گشت ~~انواری # 8 چگونه از کف غم می‌رهانیم در خواب %~% چگونه در غم وا می‌کشی به بیداری # 9 به مثل خواب هزاران طریق و چاره‌استت %~% که ره دهی دل و جان را به غصه ~~نسپاری # 10 چنانک عارف بیدار و خفته از دنیا %~% ز خار رست کسی که سرش تو می‌خاری # 11 به آفتاب و به ماه و به اختران و فلک %~% چه داده‌ای تو که بی‌پر کنند ~~طیاری # 12 به ذره‌های پرنده چه نغمه از تو رسید %~% که گر به کوه رسانی همش به ~~رقص آری # 13 دماغ آب و گلی را ز مکر پر کردی %~% چنانک با تو همی‌پیچد او به مکاری # 14 دمی که درندمی تو تهی شوند چو خیک %~% نه‌های و هوی بماند نه زور و ~~رهواری # 15 خموش کردم و بگریختم ز خود صد بار %~% کشان کشان تو مرا سوی گفت ~~می‌آری PageV1P3083 ### || [genre: Gh] # 1 به حق آنک تو جان و جهان جانداری %~% مرا چنانک بپرورده‌ای چنان داری # 2 به حق حلقه عزت که دام حلق منست %~% مرا به حلقه مستان و سرخوشان داری # 3 به حق جان عظیمی که جان نتیجه اوست %~% چنان کنی که مرا در میان جان ~~داری # 4 به حق گنج ms1742 نهانی که در خرابه ماست %~% مرا ز چشم همه مردمان نهان داری # 5 به حق باغی کز چشم خلق پنهانست %~% رخ نژند مرا همچو ارغوان داری # 6 به حق بام بلندی که صومعه ملکست %~% مرا به بام برآری چو نردبان داری # 7 دری که هیچ نبستی به روی ما دربند %~% اگر ز راحت و از سود ما زیان ~~داری # 8 چو از فغان تو نزدیکتر به تو یارست %~% چه حکمتست که نزدیک را فغان ~~داری # 9 در آفرینش عالم چو حکمت اظهارست %~% تو نیز ظاهر می‌کن اگر بیان داری # 10 به برج آتش فرمود دیگ پالان کن %~% برای پختن خامی چو دیگدان داری # 11 به برج آبی فرمود خاک را تر کن %~% به شکر آنک درون چشمه روان داری # 12 به سعد اکبر فرمود هین هنر بنما %~% که از گشایش بی‌چون ما نشان داری # 13 به نحس اکبر فرمود رو حسودی کن %~% دگر بگو چه کنی چون هنر همان داری # 14 چو کرد ظاهر هجده هزار عالم را %~% برای حکمت اظهار اگر عیان داری # 15 هر آنک او هنری دارد او همی‌کوشد %~% که شهره گردد در دانش و عنان ~~داری # 16 هنروری که بپوشد هنر غرض آنست %~% که شهره گردد در ستر و در نهان داری # 17 وگر بستر بپوشد هنر غرض آنست %~% که شهره گردد در دانش و صوان داری # 18 نه انبیا که رسیدند بهر اظهارند %~% که ای نتیجه خاک از درونه کان ~~داری # 19 که من به تن بشرمثلکم بدم و اکنون %~% مقام گنجم و تو حبه‌ای از آن ~~داری # 20 منم دل تو دل از خود مجوی از من جوی %~% مرید پیر شو ار دولت جوان ~~داری # 21 اگر ز خویش بدانی مرا ندانی خویش %~% درون خویش بسی رنج و امتحان داری # 22 بیا تو جزو منی جزو را ز کل مسکل %~% بچفس بر کل زیرا کل کلان داری # 23 گمان که جزو یقینست شد یقین ms1743 ز یقین %~% وگر جدا هلیش از یقین گمان ~~داری # 24 دلیل سود ندارد تو را دلیل منم %~% چو بی‌منی نرهی گر دلیل لان داری # 25 اگر دعا نکنم لطف او همی‌گوید %~% که سرد و بسته چرایی بگو زبان داری # 26 بگفتمش که چو جانم روان شود از تن %~% شعار شعر مرا با روان روان داری # 27 جواب داد مرا لطف او که ای طالب %~% خود این شدست ز اول چه دل طپان ~~داری # 28 دلا بگو تو تمام سخن دهان بستیم %~% سخن تو گوی که گفتار جاودان داری # 29 بیار معنی اسما تو شمس تبریزی %~% در آسمان چو نه‌ای تا چه آسمان داری ~~PageV1P3084 ### || [genre: Gh] # 1 شبی که دررسد از عشق پیک بیداری %~% بگیرد از سر عشاق خواب بیزاری # 2 ستاره سجده کند ماه و زهره حال آرد %~% رها کن خرد و عقل سیر و رهواری # 3 زهی شبی که چنان نجم در طلوع آید %~% به روز روشن بدهد صفات ستاری # 4 ز ابتدای جهان تا به انتهای جهان %~% کسی ندید چنین بی‌هشی و هشیاری # 5 تو خواه برجه و خواهی فروجه این نبود %~% کی زهره دارد با آفتاب سیاری # 6 طمع مدار که امشب بر تو آید خواب %~% که برنشست به سیران خدیو بیداری ~~PageV1P3085 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو همره بلبل ز بهر گلزاری %~% تو خار را همه گل بین چو بهر گل ~~زاری # 2 نمی‌شناسی باشد که خار گل باشد %~% اگر چه می خلدت عاقبت کند یاری # 3 درون خار گلست و برون خار گلست %~% به احتیاط نگر تا سر کی می‌خاری # 4 چه احتیاط مرا عقل و احتیاط نماند %~% تو احتیاط کن آخر که مرد هشیاری # 5 غلط تو هم نتوانی نگاه داشت مرا %~% عجب ز شمع تو پروانه را نگه داری # 6 خوشست تلخی دارو و سیلی استاد %~% غنیمتست ز یار وفا جفاکاری # 7 به دست دلبر اگر عاشقی زبون باشد %~% ز عشق و عقل ویست ms1744 آن نه از ~~سبکساری # 8 به غیر ناز و جفا هر چه می‌کند معشوق %~% مباش ایمن کان فتنه است و ~~طراری # 9 زبون و دستخوش و عشوه می خوریم ای عشق %~% اگر دروغ فروشی و گر محال ~~آری # 10 دروغ و عشوه و صدق و محال او حالست %~% ولیک غیر نبیند به چشم اغیاری ~~PageV1P3086 ### || [genre: Gh] # 1 حرام گشت از این پس فغان و غمخواری %~% بهشت گشت جهان زانک تو جهان ~~داری # 2 مثال ده که نروید ز سینه خار غمی %~% مثال ده که کند ابر غم گهرباری # 3 مثال ده که نیاید ز صبح غمازی %~% مثال ده که نگردد جهان به شب تاری # 4 مثال ده که نریزد گلی ز شاخ درخت %~% مثال ده که کند توبه خار از خاری # 5 مثال ده که رهد حرص از گداچشمی %~% مثال ده که طمع وارهد ز طراری # 6 مثال گر ندهی حسن بی‌مثال تو بس %~% که مستی دل و جانست و خصم هشیاری # 7 چو شب به خلوت معراج تو مشرف شد %~% به آفتاب نظر می‌کند به صد خواری # 8 ز رشک نیشکرت نی هزار ناله کند %~% ز چنگ هجر تو گیرند چنگ‌ها زاری # 9 ز تف عشق تو سوزی است در دل آتش کند %~% هم از هوای تو دارد هوا ~~سبکساری # 10 برای خدمت تو آب در سجود رود %~% ز درد توست بر این خاک رنگ بیماری # 11 ز عشق تابش خورشید تو به وقت طلوع %~% بلند کرد سر آن کوه نی ز جباری # 12 که تا نخست برو تابد آن تف خورشید %~% نخست او کند آن نور را خریداری # 13 تنا ز کوه بیاموز سر به بالا دار %~% که کان عشق خدایی نه کم ز کهساری # 14 مکن به زیر و به بالا به لامکان کن سر %~% که هست شش جهت آن جا تو را ~~نگوساری # 15 به دل نگر که دل تو برون شش جهت است %~% که دل ms1745 تو را برهاند از این ~~جگرخواری # 16 روانه باش به اسرار و می تماشا کن %~% ز آسمان بپذیر این لطیف رفتاری # 17 چو غوره از ترشی رو به سوی انگوری %~% چو نی برو ز نیی جانب شکرباری # 18 حلاوت شکر او گلوی من بگرفت %~% بماندم از رخ خوبش ز خوب گفتاری # 19 بگو به عشق که ای عشق خوش گلوگیری %~% گه جفا و وفا خوب و خوب کرداری # 20 گلو چو سخت بگیری سبک برآید جان %~% درآیدم ز تو جان چون گلوم افشاری # 21 گلوی خود به رسن زان سپرد خوش منصور %~% دلا چو بوی بری صد گلو تو ~~بسپاری # 22 ز کودکی تو به پیری روانه‌ای و دوان %~% ولیکن آن حرکت نیست فاش و ~~اظهاری PageV1P3087 ### || [genre: Gh] # 1 به اهل پرده اسرارها ببر خبری %~% که پرده‌های شما بردرید از قمری # 2 نشسته بودند یک شب نجوم و سیارات %~% برای طلعت آن آفتاب در سمری # 3 برید غیرت شمشیر برکشید و برفت %~% که در چه‌اید بگفتند نیستمان خبری # 4 برید غیرت واگشت و هر یکی می‌گفت %~% به ناله‌های پرآتش که آه واحذری # 5 شبانگهانی عقرب چو کزدمک می‌رفت %~% به گوش‌های سراپرده‌هاش بر خطری # 6 که پاسبان سراپرده جلالت او %~% به نفط قهر بزد تا بسوخت از شرری # 7 دریغ دیده بختم به کحل خاک درش %~% ز بهر روشنی چشم یافتی نظری # 8 که تا به قوت آن یک نظر بدو کردی %~% که مهر و ماه نیابند اندر او اثری # 9 که نسر طایر بگذشت از هوس آن سو %~% به اعتماد که او راست بسته بال و ~~پری # 10 یکی مگس ز شکرهای بی‌کرانه او %~% پرید در پی آن نسر و برسکست سری # 11 چو بوی خمر رحیقش برون زند ز جهان %~% خراب و مست ببینی به هر طرف ~~عمری # 12 به بر و بحر فتادست ولوله شادی %~% که بحر رحمت پوشید قالب بشری # 13 فکند ایمن و ساکن حذرکنان بلا ms1746 %~% سلاح‌ها بفراغت ز تیغ یا سپری # 14 که ذره‌های هواها و قطره‌های بحار %~% به گوش حلقه او کرد و بر میان ~~کمری # 15 چو حق خدمت او ماجرا کند آغاز %~% یقین شود همه را زانک نیستشان هنری # 16 نگارگر بگه نقش شهرها می‌کرد %~% گشاد هندسه را پس مهندسانه دری # 17 چو دررسید به تبریز و نقش او ناگاه %~% برو فتاد شعاعات روح سیمبری # 18 قلم شکست و بیفتاد بی‌خبر بر جای %~% چو مستیان شبانه ز خوردن سکری # 19 تمام چون کنم این را که خاطر از آتش %~% همی‌گدازد در آب شکر چون شکری ~~PageV1P3088 ### || [genre: Gh] # 1 بجه بجه ز جهان تا شه جهان باشی %~% شکر ستان هله تا تو شکرستان باشی # 2 بجه بجه چو شهاب از برای کشتن دیو %~% چو ز اختری بجهی قلب آسمان باشی # 3 چو عزم بحر کند نوح کشتی‌اش باشی %~% رود به چرخ مسیحا تو نردبان باشی # 4 گهی چو عیسی مریم طبیب جان گردی %~% گهی چو موسی عمران روی شبان باشی # 5 ز بهر پختن تو آتشیست روحانی %~% چو پس جهی چو زنان خام قلتبان باشی # 6 ز آتش ار نگریزی تمام پخته شوی %~% چو نان پخته رئیس و عزیز خوان باشی # 7 چو خوان برآیی و اخوان تو را قبول کنند %~% مثال نان مدد جان شوی و جان ~~باشی # 8 اگر چه معدن رنجی به صبر گنج شوی %~% اگر چه خانه غیبی تو غیب دان باشی # 9 من این بگفتم و از آسمان ندا آمد %~% به گوش جان که چنین گر شوی چنان ~~باشی # 10 خمش دهان پی آنست تا شکرخایی %~% نه آن که سست فکندی زنخ زنان باشی ~~PageV1P3089 ### || [genre: Gh] # 1 اگر دمی بگذاری هوا و نااهلی %~% ببینی آنچ نبی دید و آنچ دید ولی # 2 خدا ندانی خود را و خاص بنده شوی %~% خدای را تو ببینی به رغم معتزلی # 3 اگر تو رند تمامی ز احمقان بگریز %~% گشا دو چشم ms1747 دلت را به نور لم یزلی # 4 مگوی غیب کسان را به غیب دان بنگر %~% زبان ز جهل بدوز و دگر مکن دغلی # 5 وضو ز اشک بساز و نماز کن به نیاز %~% خراب و مست شو ای جان ز باده ~~ازلی # 6 برآر نعره ارنی به طور موسی وار %~% بزن تو گردن کافر غزا بکن چو علی # 7 دکان قند طلب کن ز شمس تبریزی %~% تو مرد سرکه فروشی چه لایق عسلی ~~PageV1P3090 ### || [genre: Gh] # 1 هزار جان مقدس فدای سلطانی %~% که دست کفر برو برنبست پالانی # 2 ببرد او به سلامت میان چندین باد %~% به ظلمت لحد خود چراغ ایمانی # 3 نگین عشق کاسیر ویند دیو و پری %~% ز دیو تن کی ستاند مگر سلیمانی # 4 کی برشکافت زره بر تن چنین کافر %~% به غیر شیر حق و ذوالفقار برانی # 5 برای قاعده نی غم به پیش تابوتش %~% دریده صورت خیرات او گریبانی # 6 خنک کس که دود پیش و پیشکش ببرد %~% چو بوهریره در انبان عقیق و مرجانی # 7 ز خانه جانب گور و ز گور جانب دوست %~% لفافه را طربی و جنازه را جانی ~~PageV1P3091 ### || [genre: Gh] # 1 نگفتمت که تو سلطان خوبرویانی %~% به جای سبزه تو از خاک خوب رویانی # 2 هزار یوسف زیبا برآید از هر چاه %~% چو چرخه و رسن حسن را بگردانی # 3 ز بس رونده جانباز جان شدست ارزان %~% به عهد عشق تو منسوخ شد گران ~~جانی # 4 به پیش عاشق صادق چه جان چه بند تره %~% دلا ملرز چو برگ ار از این ~~گلستانی # 5 چه داند و چه شناسد نوای بلبل مست %~% کلاغ بهمنی و لک لک بیابانی # 6 چو اشتهای کریمی به لوت صادق شد %~% گران نباشد بارانیی به بورانی # 7 نه کمتری تو ز پروانه و حبیب از شمع %~% وگر کمی ز پر او چه باد پرانی # 8 هزار جان مقدس بهای جان خسیس %~% همی‌دهد به کرم یار اینت ms1748 ارزانی # 9 سجود کرد تو را آفتاب وقت غروب %~% ببرد دولت و پیروزیی به پیشانی # 10 کسی که ذوق پریشانی چنین غم یافت %~% دگر نگوید یا رب مده پریشانی # 11 سوار باد هوا گشت پشه دل من %~% کی دید پشه که او می‌کند سلیمانی # 12 خموش باش و چو ماهی در آب رو پنهان %~% بهل تو دعوت عامان چو ز اهل ~~عمانی # 13 خمش که خوان بنهادند وقت خوردن شد %~% حریف صرفه برد گر تمام برخوانی ~~PageV1P3092 ### || [genre: Gh] # 1 بگو به جان مسافر ز رنج‌ها چونی %~% ز رنج‌های جهان و ز رنج ما چونی # 2 تو همچو عیسی و اندیشه‌ها جهودانند %~% ز مکر و فعل جهودان بگو مرا ~~چونی # 3 ز دشمنان و ز بیگانگان زیانت نیست %~% که از دو چشم تو دورند ز آشنا ~~چونی # 4 ایا کسی که خوشی با وفا و صحبت خلق %~% بپرسمت ز وفاهای بی‌وفا چونی # 5 تو همچو مرغ ز باز اجل گریزانی %~% ز ترس و جهد بریدن در این هوا چونی # 6 اجل حیات توست ار چه صورتش مرگست %~% اگر نه غافلی از وی گریزپا چونی ~~PageV1P3093 ### || [genre: Gh] # 1 از این درخت بدان شاخ و بر نمی‌بینی %~% سه شاخ داری کور و کری و ~~گرگینی # 2 میان آب دری و ز آب می‌پرسی %~% میان گنج زری مس قلب می‌چینی # 3 خدات گوید تدبیر چشم روشن کن %~% تو چشم را بگذاری و می‌کنی بینی # 4 اگر چه تیره شبی رو به صبح صادق آر %~% مگو که صبحم صبحی ولی دروغینی # 5 رسید نعره عشرت ز ناصر منصور %~% غدوت اشربها و الخمار یسقینی # 6 مجردان همه شب نقل و باده می‌نوشند %~% در این خوشی که در افواه سابق ~~الدینی # 7 مثال دنب ز پس مانده‌ای ز سرمستان %~% تو مست بستر گرمی حریف بالینی # 8 چو غافلی ز ثواب و مقام مسکینان %~% مراقب ذهبی دشمن مساکینی # 9 گلست قوت تو همچون زنان آبستن %~% تو را از ms1749 آن چه که در روضه و بساتینی # 10 دی و بهار همه سال مار خاک خورد %~% اگر انار زند خنده تین کند تینی # 11 اگر چه نقش لطیفی نه سر به سر نقشی %~% وگر چه زاده طینی نه سر به سر ~~طینی # 12 هلا خموش که دیوان دف تو تر کردند %~% کانیس دفتری و طالب دواوینی ~~PageV1P3094 ### || [genre: Gh] # 1 ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی %~% ز بامداد پگه می‌زند یکی رایی # 2 چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت %~% که از پگه دل من گشت آتش افزایی # 3 فسون ناله بخوانم بر اژدهای غمش %~% که آتشست دم او و ناله سقایی # 4 عجب که دوش کجا بوده است این دل من %~% که بر رخ دل من هست تازه صفرایی # 5 به سوی جسم چو خاکسترم میا گستاخ %~% که زیر اوست یکی آتشی و دریایی # 6 به خوی آتش او من همی‌روم ای یار %~% به حیله‌ها و به تزویرها و هیهایی # 7 ز دردمیدن عشقش دلم شکست آورد %~% که عشق را دم تندست و دل چو سرنایی # 8 به جست و جوی وصالش دل مراست به عشق %~% چه آتشین طلبی و چه آهنین پایی # 9 حدیث آتش گویم ز شمس تبریزی %~% که تا ز تابش نورش رسد به هر جایی ~~PageV1P3095 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بیا که شدم در غم تو سودایی %~% درآ درآ که به جان آمدم ز تنهایی # 2 عجب عجب که برون آمدی به پرسش من %~% ببین ببین که چه بی‌طاقتم ز ~~شیدایی # 3 بده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرا %~% بنه بنه بنشین تا دمی برآسایی # 4 مرو مرو چه سبب زود زود می‌بروی %~% بگو بگو که چرا دیر دیر می‌آیی # 5 نفس نفس زده‌ام ناله‌ها ز فرقت تو %~% زمان زمان شده‌ام بی‌رخ تو ~~سودایی # 6 مجو مجو پس از این زینهار راه جفا %~% مکن مکن که کشد کار ما به رسوایی # 7 برو برو که چه کژ ms1750 می‌روی به شیوه گری %~% بیا بیا که چه خوش می‌خمی به ~~رعنایی PageV1P3096 ### || [genre: Gh] # 1 ترش ترش بنشستی بهانه دربستی %~% که ندهم آبت زیرا که کوزه بشکستی # 2 هزار کوزه زرین به جای آن بدهم %~% مگیر سخت مرا ز آنچ رفت در مستی # 3 تو را که آب حیاتی چه کم شود کوزه %~% چه حاجت آید جان و جهان چو تو ~~هستی # 4 بیا که روز عزیزست مجلسی برساز %~% ولی چو دوش مکن کز میان برون جستی # 5 پریر رفتم سرمست تو به خانه عشق %~% به خنده گفت بیا کز زحیر وارستی # 6 هزار جان بفزودی اگر دلی بردی %~% هزار مرهم دادی اگر تنی خستی # 7 چرا نگیرم پایت که تاج سرهایی %~% چرا نبوسم دستت که صاحب دستی # 8 دلا میی بستان کز خمارها برهی %~% چنین بتی بپرست ای صنم چو بپرستی # 9 برو دلا به سعادت به سوی عالم دل %~% به شکر آنک به اقبال و بخت پیوستی # 10 خموش باش اگر چه که جمله سیمبران %~% به آب زر بنویسند هر چه گفتستی # 11 ضیای حق و امام الهدی حسام الدین %~% مجیر خلق به بالای روح از این ~~پستی PageV1P3097 ### || [genre: Gh] # 1 بداد پندم استاد عشق از استادی %~% که هین بترس ز هر کس که دل بدو دادی # 2 هر آن کسی که تو از نوش او بنوشیدی %~% ز بعد نوش کند نیش اوت فصادی # 3 چو چشم مست کسی کرد حلقه در گوشت %~% ز گوش پنبه برون کن مجوی آزادی # 4 بر این بنه دل خود را چو دخل خنده رسید %~% که غم نجوید عشرت ز خرمن ~~شادی # 5 مگر زمین مسلم دهد تو را سلطان %~% چنانک داد به بشر و جنید بغدادی # 6 چو طوق موهبت آمد شکست گردن غم %~% رسید داد خدا و بمرد بیدادی # 7 به هر کجا که روی ماه بر تو می‌تابد %~% مهست نورفشان بر خراب و آبادی # 8 غلام ماه شدی شب ms1751 تو را به از روزست %~% که پشتدار تو باشد میان هر وادی # 9 خنک تو را و خنک جمله همرهان تو را %~% که سعد اکبری و نیکبخت افتادی # 10 به وعده‌های خوشش اعتماد کن ای جان %~% که شاه مثل ندارد به راست ~~میعادی # 11 به گوش تو همه تفسیر این بگوید شاه %~% چنانک اشتر خود را نوا زند ~~حادی PageV1P3098 ### || [genre: Gh] # 1 ببست خواب مرا جاودانه دلداری %~% به زیر سنگ نهان کرد و در بن غاری # 2 به خواب هم نتوان دید خواب چشم مرا %~% چو مرده‌ای که درافتاد در ~~نمکساری # 3 کجاست خواب و کجا چشم و کو قرار دلی %~% کجا گذارد این فتنه صبر صباری # 4 اگر چه کوه بود عقل همچو که بپرد %~% ببین چه صرصر باهیبتست این باری ~~PageV1P3099 ### || [genre: Gh] # 1 کسی که باده خورد بامداد زین ساقی %~% خمار چشم خوشش بین و فهم کن باقی # 2 به ناشتاب سعادت مرا رسید شتاب %~% چنانک کعبه بیاید به نزد آفاقی # 3 بیا حیات همه ساقیان بپیما زود %~% شراب لعل خدایی خاص رواقی # 4 هزار جام پر از زهر داده بود فراق %~% رسید معدن تریاق و کرد تریاقی # 5 بیا که دولت نو یافت از تو بخت جوان %~% بیا که خلعت نو یافت از تو ~~مشتاقی # 6 چگونه خنده بپوشم انار خندانم %~% نبات و قند نتاند نمود سماقی # 7 تویی که جفت کنی هر یتیم را به مراد %~% که هیچ جفت نداری به مکرمت ~~طاقی # 8 جهان لهو و لعب کودکانه باده دهد %~% ز توست مستی بالغ که زفت سغراقی # 9 به گرد خانه دل مرا غم همی‌گردد %~% بکند دیده ماران زمرد راقی # 10 برآ در آینه شو یا ز پیش چشمم دور %~% که زنگ قیصر روم و عدو احداقی # 11 نماید آینه‌ام عکس روی و قانع نیست %~% صور نماید و بخشد مزید براقی # 12 از این گذر کن کامروز تا به شب عیش است %~% خراب و مست ms1752 دریدیم دلق ~~زراقی # 13 بریز بر سر و ریشش سبوی می امروز %~% هر آنک دم زند از عقل و خوب ~~اخلاقی # 14 چراغ قصر جهان قیصر منست امروز %~% به برق عارض رومی و چشم قفچاقی # 15 به باد باده پراکنده گشت ابر سخن %~% فرست باده بی‌ابر را که رزاقی ~~PageV1P3100 ### || [genre: Gh] # 1 برست جان و دلم از خودی و از هستی %~% شدست خاص شهنشاه روح در مستی # 2 زهی وجود که جان یافت در عدم ناگاه %~% زهی بلند که جان گشت در چنین ~~پستی # 3 درست گشت مرا آنچ می‌ندانستم %~% چو در درستی آن مه مرا تو بشکستی # 4 چو گشت عشق تو فصاد و اکحلم بگشاد %~% بجستم از خود و گفتم زهی سبک ~~دستی # 5 طبیب فقر بخست و گرفت گوش مرا %~% که مژده ده که ز رنج وجود وارستی # 6 ز انتظار رهیدی که کی صبا بوزد %~% نه بحر را تو زبونی نه بسته شستی # 7 ز شمس تبریز این جنس‌ها بخر بفروش %~% ز نقدهاش چو آن کیسه بر کمر بستی ~~PageV1P3101 ### || [genre: Gh] # 1 پدید گشت یکی آهوی در این وادی %~% به چشم آتش افکند در همه نادی # 2 همه سوار و پیاده طلب درافتادند %~% بجهد و جد نه چون تو که سست افتادی # 3 چو یک دو حمله دویدند ناپدید شد او %~% که هیچ بوی نبردی کسی به استادی # 4 لگام‌ها بکشیدند تا که واگردند %~% نمود باز بدیشان فزودشان شادی # 5 چو باز حمله بکردند باز تک برداشت %~% که باد در پی او گم کند همی‌بادی # 6 بر این صفت چو ز حد رفت هر کسی ز هوس %~% ز هم شدند جدا و بکرد وحادی # 7 یکی به تک دم خرگوش برگرفت غلط %~% یکی پی بز کوهی و راه بغدادی # 8 گروه گمشده با همدگر دو قسم شدند %~% یکی به طمع در آهو یکی به آزادی # 9 جماعتی که بدیشانست میل آن آهو %~% چو گم شدندی بنمودی ms1753 آهو آبادی # 10 از این جماعت قومی که خاصتر بودند %~% به چشم مست بیاموختشان هم ~~اورادی # 11 چو خو و طبع ورا خوبتر بدانستند %~% ز طبع او نشدندی به هیچ رو عادی # 12 جمال خویش چو بنمودشان ز رحمت خود %~% که اندک اندک گستاخ کردشان هادی # 13 به هر دو روز یکی شکل دیگر آوردی %~% به شکل‌های عجایب مثال شیادی # 14 ازانک زهره بدرد دل ضعیفان را %~% چه تاب دارد خود جان آدمیزادی # 15 که آسمان و زمین بردرد اگر بیند %~% یکی صفت ز صفت‌های مبدی بادی # 16 که باشد آنک بگفتم خیال شمس الدین %~% که او مراست خدیو و مجیر بیدادی # 17 ز عشق او نتوانم که توبه آرم من %~% وگر شود به نصیحت هزار عبادی # 18 که اوست اصل بصیرت پناه عالم کشف %~% کز او بیابد بنیاد دید بنیادی # 19 ایا جمال تو را او جمال داد و نمک %~% ایا کمال تو از رشک او بیفزادی # 20 حرام باشد یاد کسی به هر دو جهان %~% از آن گهی که تو اندر ضمیر و دل ~~یادی # 21 اگر چه طینت تبریز بس شهان زادی %~% ولیک چون وی شاهی بگو که کی زادی # 22 کفیل قافیه عمر سایه‌اش بادا %~% ففی الحقیقه منه الدلیل و الحادی ~~PageV1P3102 ### || [genre: Gh] # 1 طواف کعبه دل کن اگر دلی داری %~% دلست کعبه معنی تو گل چه پنداری # 2 طواف کعبه صورت حقت بدان فرمود %~% که تا به واسطه آن دلی به دست آری # 3 هزار بار پیاده طواف کعبه کنی %~% قبول حق نشود گر دلی بیازاری # 4 بده تو ملکت و مال و دلی به دست آور %~% که دل ضیا دهدت در لحد شب تاری # 5 هزار بدره زرگر بری به حضرت حق %~% حقت بگوید دل آر اگر به ما آری # 6 که سیم و زر بر ما لاشیست بی‌مقدار %~% دلست مطلب ما گر مرا طلبکاری # 7 ز عرش و کرسی و لوح قلم فزون ms1754 باشد %~% دل خراب که آن را کهی بنشماری # 8 مدار خوار دلی را اگر چه خوار بود %~% که بس عزیر عزیزست دل در آن ~~خواری # 9 دل خراب چو منظرگه اله بود %~% زهی سعادت جانی که کرد معماری # 10 عمارت دل بیچاره دو صدپاره %~% ز حج و عمره به آید به حضرت باری # 11 کنوز گنج الهی دل خراب بود %~% که در خرابه بود دفن گنج بسیاری # 12 کمر به خدمت دل‌ها ببند چاکروار %~% که برگشاید در تو طریق اسراری # 13 گرت سعادت و اقبال گشت مطلوبت %~% شوی تو طالب دل‌ها و کبر بگذاری # 14 چو همعنان تو گردد عنایت دل‌ها %~% شود ینابع حکمت ز قلب تو جاری # 15 روان شود ز لسانت چو سیل آب حیات %~% دمت بود چو مسیحا دوای بیماری # 16 برای یک دل موجود گشت هر دو جهان %~% شنو تو نکته لولاک از لب قاری # 17 وگر نه کون و مکان را وجود کی بودی %~% ز مهر و ماه و ز ارض و سمای ~~زنگاری # 18 خموش وصف دل اندر بیان نمی‌گنجد %~% اگر به هر سر مویی دو صد زبان ~~داری PageV1P3103 ### || [genre: Gh] # 1 ز صبحگاه فتادم به دست سرمستی %~% نهاده جام چو خورشید بر کف دستی # 2 ز نوبهار رخش این جهان گلستانی %~% به پیش قامت زیباش آسمان پستی # 3 فروگرفت مرا مست وار و می‌گفتم %~% بجستمی من از او گر بهانه‌ای هستی # 4 بگفت حیله مکن هین گمان مبر که اگر %~% تن تو حیله شدی سر به سر ز ما ~~رستی # 5 بریخت بر من از آن می که چرخ پست شدی %~% اگر ز جرعه آن می دمی ~~بخوردستی # 6 بتاب مفخر ایام شمس تبریزی %~% ایا فکنده در این بحر نور شستستی ~~PageV1P3104 ### || [genre: Gh] # 1 فرست باده جان را به رسم دلداری %~% بدان نشان که مرا بی‌نشان همی‌داری # 2 بدان نشان که به هر شب چو ماه می‌تابی %~% ز ابر دل قطرات حیات می‌باری ms1755 # 3 چه قطره‌هاست که از حرف عشق می‌بارد %~% ز گل گلی بفزاید ز خار هم خاری # 4 میان خار و گل این سینه‌ها چو بلبل مست %~% ضمیر عشق دل اندر سحر به ~~سحر آری # 5 هزار ناله کنم لیک بیخود از می عشق %~% چو چنگ بی‌خبرم از نوا و از ~~زاری # 6 از آن دمی که صراحی عشق تو دیدم %~% تهی و پر شده‌ام دم به دم قدح واری # 7 میان جمع مرا چون قدح چه گردانی %~% چو شمع را تو در این جمع در ~~نمی‌آری # 8 مرا بپرس که این شمع کیست شمس الدین %~% که خاک تبریز از وی بیافت ~~بیداری PageV1P3105 ### || [genre: Gh] # 1 میان تیرگی خواب و نور بیداری %~% چنان نمود مرا دوش در شب تاری # 2 که خوب طلعتی از ساکنان حضرت قدس %~% که جمله محض خرد بود و نور هشیاری # 3 تنش چو روی مقدس بری ز کسوت جسم %~% چو عقل و جان گهردار وز غرض عاری # 4 مرا ستایش بسیار کرد و گفت:« ای آن %~% که در جحیم طبیعت چنین گرفتاری # 5 شکفته گلبن جوزا برای عشرت تست %~% تو سر به گلخن گیتی چرا فرود آری # 6 سریر هفت فلک تخت تست اگرچه کنون %~% ز دست طبع گرفتار چار دیواری # 7 کمال جان چو بهایم ز خواب و خور مطلب %~% که آفریده تو زین‌سان نه بهر ~~این کاری # 8 بدی مکن که درین کشت زار زود زوال %~% به داس دهر همان بدروی که ~~می‌کاری # 9 پی مراد چه پویی به عالمی که درو %~% چو دفع رنج کنی جمله راحت انگاری! # 10 حقیقت این شکم از آزپر نخواهد شد %~% اگر به ملک همه عالمش بینباری # 11 گرفتمست که رسیدی بدانچ می‌طلبی %~% ولی چه سود ازان چون بجاش بگذاری! # 12 شب جوانیت ای دوست چون سپیده دمید %~% تو مست خفته و آگه نه‌ای ز ~~بیداری PageV1P3106 ### || [genre: Gh] # 1 به دست هجر تو زارم تو نیز می‌دانی %~% طمع ms1756 به وصل تو دارم تو نیز ~~می‌دانی # 2 چو در دل آمد عشق تو و قرار گرفت %~% نماند صبر و قرارم تو نیز می‌دانی # 3 نهفته شد گل و بلبل پرید از چمنم %~% بدرد خسته خارم تو نیز می‌دانی # 4 به ناله باز سپیدم بسان فاخته شد %~% به کوهسار چو سارم تو نیز می‌دانی # 5 انار بودم خندان بران عقیق لبت %~% کنون چو شعله نارم تو نیز می‌دانی # 6 انار عشق تو بودست شمس تبریزی %~% که برد بر سردارم تو نیز می‌دانی ~~PageV1P3107 ### || [genre: Gh] # 1 کالی تیشبی آپانسو ای افندی چلبی %~% نیمشب بر بام مایی تا کرمی طلبی # 2 گه سیه‌پوش و عصا که منم کالویروس %~% گه عمامه و نیزه که غریبم عربی # 3 هرچه هستی ای امیر سخت مستی شیرگیر %~% هر زبان خواهی بگو خسروا شیرین ~~لبی # 4 ارتمی آغاپسو کایکاپر ترا %~% نور حقی یا حقی یا فرشته یا نبی # 5 چون غم دل می‌خورم رحم بر دل می‌برم %~% کای دل مسکین چرا در چنین تاب ~~و تبی # 6 دل همی‌گوید که:« تو از کجا من از کجا %~% من دلم تو قالبی رو همی‌کن ~~قالبی # 7 پوستها را رنگها مغزها را ذوقها %~% پوستها با مغزها کی کند هم مذهبی» # 8 کالی میرا لییری پوستن کالاستن %~% شب شما را روز شد نیست شبها را شبی # 9 اشکلفیس چلپی انپا پیسوایلادو %~% سردهی کن لحظه زانک شیرین مشربی # 10 من خمش کردم مرا بی‌زبان تعلیم ده %~% آنچ ازو لرزد دل مشرقی و مغربی ~~PageV1P3108 ### || [genre: Gh] # 1 جان جان مایی خوشتر از حلوایی %~% چرخ را پر کردزینت و زیبایی # 2 دایه هستیها چشمه مستیها %~% سرده مستانی و افت سرهایی # 3 باغ و گنج خاکی مشعله افلاکی %~% از طوافت کیوان یافته بالایی # 4 وعده کردی کایم وعده را می‌پایم %~% ای قمر سیمایم تو کرا می‌پایی # 5 وقت بخشش جانا کانی و دریایی %~% وقت گفتن مانا که شکر می‌خایی # 6 بی‌توم پروانی جای تو پیدا ms1757 نی %~% در پی تو دلها خیره و هر جایی # 7 هوش را برباید عمر را افزاید %~% چشم را بگشاید هرچه تو فرمایی # 8 اندران مجلسها که تو باشی شاها %~% جان نگنجد تا تو ندهیش گنجایی # 9 تلختر جام ای جان صعبتر دام ای جان %~% آن بود که مانم تا تو ندهیش ~~گنجایی # 10 تلختر جام ای جان صعبتر دام ای جان %~% آن بود که مانم بی‌تو در ~~تنهایی # 11 خوشترین مقصودی با نوا ترسودی %~% آن بود که گویی:« چونی ای سودایی» # 12 پختگان را خمری بهر خامان شیری %~% بهر شیره و شیرت بین تو خون پالایی # 13 عشق تو خوش خیزی در جگر آمیزی %~% دست تو خون‌ریزی دست را نالایی # 14 گر شود هر دستی دستگیر مستی %~% نیست چاره پیدا تا تو ناپیدایی # 15 روحها دریادان جسمها کفها دان %~% تو بیا ای آنک گوهر دریایی # 16 سیدی مولایی مسکنی مشوایی %~% مبدع الاشیا مسکرالاجزا # 17 فالق‌الصباح خالق‌الرواح %~% یا کریم الراح ساعة السقا # 18 من نهادم دستم بر دهان مستم %~% تا تو گویی که تو داده گویایی ~~PageV1P3109 ### || [genre: Gh] # 1 تو چنین نبودی تو چنین چرایی %~% چه کنی خصومت چو از آن مایی # 2 دل و جان غلامت چو رسد سلامت %~% تو دو صد چنین را صنما سزایی # 3 تو قمرعذاری تو دل بهاری %~% تو ملک نژادی تو ملک لقایی # 4 فلک از تو حارس زحل از تو فارس %~% ز برای آن را که در این سرایی # 5 دل خسته گشته چو قدح شکسته %~% تو چو گم شدستی تو چه ره نمایی # 6 بده آن قدح را بگشا فرح را %~% که غم کهن را تو بهین دوایی # 7 دل و جان کی باشد دو جهان چه باشد %~% همه سهل باشد تو عجب کجایی # 8 بگذار دستان برسان به مستان %~% ز عطای سلطان قدح عطایی # 9 همگی امیدی شکری سپیدی %~% چو مرا بدیدی بکن آشنایی # 10 شکری نباتی همگی حیاتی %~% طبق زکاتی کرم ms1758 خدایی # 11 طرب جهانی عجب قرانی %~% تو سماع جان را تر لایلایی # 12 بزنی ز بالاتر لایلالا %~% تو نه یک بلایی تو دو صد بلایی # 13 دل من ببردی به کجا سپردی %~% نه جواب گویی نه دهی رهایی # 14 بفزا دغا را بفریب ما را %~% بر توست عالم همه روستایی # 15 سر ما شکستی سر خود ببستی %~% که خرف نگردد ز چنین دغایی # 16 به پلاس عوران به عصای کوران %~% چه طمع ببستی ز چه می‌ربایی # 17 به طمع چنانی به عطا جهانی %~% عجب از تو خیره به عجب نمایی # 18 خمش ای صفورا بگذار او را %~% تو ز خویشتن گو که چه کیمیایی # 19 نه به اختیاری همه اضطراری %~% تو به خود نگردی تو چو آسیایی # 20 تو یکی سبویی چو اسیر جویی %~% جز جو چه جویی چو ز جو برآیی # 21 تو به خود چه سازی که اسیر گازی %~% تو ز خود چه گویی چو ز که صدایی # 22 خمش ای ترانه بجه از کرانه %~% که نوای جانی همگی نوایی PageV1P3110 ### || [genre: Gh] # 1 تو خدای خویی تو صفات هویی %~% تو یکی نباشی تو هزارتویی # 2 به یکی عنایت به یکی کفایت %~% ز غم و جنایت همه را بشویی # 3 همه یاوه گشته همه قبله هشته %~% چه غمست کآخر همه را بجویی # 4 همه چاره جویان ز تو پای کوبان %~% همه حمدگویان که خجسته رویی # 5 تو مرا نگویی ز کدام باغی %~% تو مرا نگویی ز کدام کویی # 6 همه شاه دوزی همه ماه سوزی %~% همه وای وایی همه‌های و هویی # 7 تو اگر حبیبی چه عجب حبیبی %~% تو اگر عدویی چه عجب عدویی # 8 ز حیات بشنو که حیات بخشی %~% ز نبات بشنو که نبات خویی # 9 تو اگر ز مستی دل ما بخستی %~% دو سبو شکستی نه دو صد سبویی # 10 تو سماع گوشی تو نشاط هوشی %~% نظر دو چشمی شکر گلویی # 11 نه دلت گشادم که ms1759 دگر نگویی %~% نه چو موت کردم که دگر نه مویی # 12 کدوییست سرکه کدوییست باده %~% ترشی رها کن اگر آن کدویی # 13 تو خموش آخر که رباب گشتی %~% که به تن چو چوبی که به دل چو مویی # 14 تو چرا بکوشی جهت خموشی %~% که جهان نماند تو اگر نگویی PageV1P3111 ### || [genre: Gh] # 1 نه ز عاقلانم که ز من بگیری %~% خردم تو بردی چه ز من بگیری! # 2 نخرم فلک را بدو حسبه والله %~% من اگر حقیرم نکنم حقیری # 3 چو گشاده دستم چو ز باده مستم %~% بده ای برادر قدح فقیری # 4 نه حیات خواهم نه زکات خواهم %~% که اگر بمیرم نکنم امیری # 5 چو تو عقل داری بگریز از من %~% هله دور از من مکن این دلیری # 6 وگر آشنایی تو دو چشم مایی %~% کنمت غلامی اگرم پذیری # 7 چه شود محمد! که شبی نخسبی! %~% طرب اندر آیی نکنی زحیری! # 8 تو بیار ساقی! ز شراب باقی %~% که لطیف خویی و شه شهیری # 9 ز جفای مستان نروی ز دستان %~% که لطیف کیشی نه چو زخم تیری ~~PageV1P3112 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو خواند مرا کز من چه می‌گذری %~% نیکو نگر که منم آن را که ~~می‌نگری # 2 من نزل و منزل تو من برده‌ام دل تو %~% که جان ز من ببری والله که جان ~~نبری # 3 این شمع و خانه منم این دام و دانه منم %~% زین دام بی‌خبری چون دانه ~~می‌شمری # 4 دوری ز میوه ما چون برگ می‌طلبی %~% دوری ز شیوه ما زیرا که شیوه گری # 5 اندر قیامت ما هر لحظه حشر نوست %~% زین حشر بی‌خبرند این مردم حشری # 6 ارواح بر فلک‌اند پران به قول نبی %~% ارواح امتنانی طائر خضری # 7 ز آن طالب فلکند کز جوهر ملکند %~% انظر الی ملک فی صورت البشری # 8 این روح گرد بدن چون چرخ گرد زمین %~% فالجسم جامده و الروح فی السفری # 9 زین برج‌ها بگذر چون ms1760 همپر ملکی %~% و اطلع علی افق کالشمس و القمری ~~PageV1P3113 ### || [genre: Gh] # 1 در لطف اگر بروی شاه همه چمنی %~% در قهر اگر بروی که را ز بن بکنی # 2 دانی که بر گل تو بلبل چه ناله کند %~% املی الهوی اسقا یوم النوی بدنی # 3 عقل از تو تازه بود جان از تو زنده بود %~% تو عقل عقل منی تو جان جان ~~منی # 4 من مست نعمت تو دانم ز رحمت تو %~% کز من به هر گنهی دل را تو برنکنی # 5 تاج تو بر سر ما نور تو در بر ما %~% بوی تو رهبر ما گر راه ما نزنی # 6 حارس تویی رمه را ایمن کنی همه را %~% اهوی الهوا امنو فی ظل ذو المننی # 7 آن دم که دم بزنم با تو ز خود بروم %~% لو لا مخاطبتی ایاک لم ترنی # 8 ای جان اسیر تنی وی تن حجاب منی %~% وی سر تو در رسنی وی دل تو در وطنی # 9 ای دل چو در وطنی یاد آر صحبت ما %~% آخر رفیق بدی در راه ممتحنی ~~PageV1P3114 ### || [genre: Gh] # 1 دلا گر مرا تو ببینی ندانی %~% به جان آتشینم به رخ زعفرانی # 2 دل از دل بکندم که تا دل تو باشی %~% ز جان هم بریدم که جان را تو جانی # 3 ز خون بر رخ من بدیدی نشان‌ها %~% کنون رفت کارم گذشت از نشانی # 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی %~% تو آب حیاتی که در تن روانی # 5 تو آن نازنینی که در غیب بینی %~% نگفتند هرگز تو را لن ترانی # 6 چه می نوش کردی چه روپوش کردی %~% تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی # 7 چه جنت چه دوزخ توی شاه برزخ %~% برانی برانی بخوانی بخوانی # 8 تو آن پهلوانی که چون اسب رانی %~% ز مشرق به مغرب به یک دم رسانی # 9 تو آن صدر و بدری که در بر و بحری %~% هم الیاس ms1761 و خضری و هم جان جانی # 10 کسی بی‌تو زنده زهی تلخ مردن %~% چو پیش تو میرد زهی زندگانی # 11 ایا همنشینا جز این چشم بینا %~% دو صد چشم دیگر تو داری نهانی # 12 اگر مرد دینی بسی نقش بینی %~% مکن سجده آن را که تو جان آنی # 13 گره را تو بگشا ایا شمس تبریز %~% گره از گمانست و تو صد عیانی ~~PageV1P3115 ### || [genre: Gh] # 1 پذیرفت این دل ز عشقت خرابی %~% درآ در خرابی چو تو آفتابی # 2 چه گویی دلم را که از من نترسی %~% ز دریا نترسد چنین مرغ آبی # 3 منم دل سپرده برانداز پرده %~% که عمریست ای جان که اندر حجابی # 4 چو پرده برانداخت گفتم دلا هی %~% به بیداریست این عجب یا به خوابی # 5 بگفتم زمانی چنین باش پیدا %~% بگفتا که شاید ولی برنتابی # 6 دلم صد هزاران سخن راند ز آن خوش %~% مرا گفت بشنو گر اهل خطابی # 7 که گر او نه آبست باغ از چه خندد %~% وگر آتشی نیست چون دل کبابی # 8 از این جنس باران و برقش جهان شد %~% در اسرار عشقش چو ابر سحابی # 9 بگفتم خمش کن چو تو مست عشقی %~% مثال صراحی پر از خون نابی # 10 دلا چند باشی تو سرمست گفتن %~% چو در عین آبی چه مست سرابی # 11 بر این و بر آن تو منه این بهانه %~% تو خود را برون کن که خود را ~~عذابی # 12 من و ماست کهگل سر خم گرفته %~% تو بردار کهگل که خم شرابی # 13 دلا خون نخسپد و دانم که تو دل %~% تو آن سیل خونی که دریا بیابی # 14 بهانه‌ست این‌ها بیا شمس تبریز %~% که مفتاح عرشی و فتاح بابی ~~PageV1P3116 ### || [genre: Gh] # 1 نگارا چرا قول دشمن شنیدی! %~% چرا بهر دشمن ز چاکر بریدی! # 2 چه سوگند خوردی! چه دل سخت کردی %~% که گویی که هرگز مرا خود ندیدی # 3 مها بار دیگر نظر ms1762 کن به چاکر %~% چنین دان کاسیری ز کافر خریدی # 4 تو آب حیاتی چو رویت بدیدم %~% چو می در تن بنده هرسو دویدی # 5 تو باز سپیدی که بر من نشستی %~% ربودی دلم را هوا بر پریدی # 6 دلم رو به دیوار کردست ازان دم %~% که در خانه رفتی و رو درکشیدی # 7 اگر جان بخواندم ترا راست گفتم %~% که جان ناپدیدست و تو ناپدیدی # 8 به فریاد من رس که این وقت رحمست %~% که صد جا به فریاد جانم رسیدی ~~PageV1P3117 ### || [genre: Gh] # 1 نشانت کی جوید که تو بی‌نشانی %~% مکانت کی یابد که تو بی‌مکانی # 2 چه صورت کنیمت که صورت نبندی %~% که کفست صورت به بحر معانی # 3 از آن سوی پرده چه شهری شگرفست %~% که عالم از آن جاست یک ارمغانی # 4 به نو نو هلالی به نو نو خیالی %~% رسد تا نماند حقیقت نهانی # 5 گدارو مباش و مزن هر دری را %~% که هر چیز را که بجویی تو آنی # 6 دلا خیمه خود بر این آسمان زن %~% مگو که نتانم بلی می‌توانی # 7 مددهای جانت همه ز آسمانست %~% از آن سو رسیدی همان سوی روانی # 8 گمان‌های ناخوش برد بر تو دل‌ها %~% نداند که تو حاضر هر گمانی # 9 به چه عذر آید چه روپوش دارد %~% که تو نانبشته غرض را بخوانی # 10 خنک آن زمانی که ساقی تو باشی %~% بریزی تو بر ما قدح‌های جانی # 11 ز سر گیرد این دل عروج منازل %~% ز سر گیرد این تن مزاج جوانی # 12 خنک آن زمانی که هر پاره ما %~% به رقص اندرآید که ربی سقانی # 13 گرانی نماند در آن جا و غیری %~% که گیرد سر مست از می گرانی # 14 به گفت اندرآیند اجزای خامش %~% چنان که تو ناطق در آن خیره مانی # 15 چه‌ها می‌کند مادر نفس کلی %~% که تا بی‌لسانی بیابد لسانی # 16 ایا نفس کلی به هر دم کیاست %~% کیت می‌فرستد ms1763 به رسم نهانی # 17 مگو عقل کلی که آن عقل کل را %~% به هر دم کسی می‌کند مستعانی # 18 که آن عقل کلی شود عقل کلی %~% گر آبی نیاید ز بحر عیانی PageV1P3118 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چه لطیفی و زیبالقایی %~% به جان بقا رو ز جان هوایی # 2 هوا گاه سردست و گه گرم و سوزان %~% وفا زو چه جویی ببین بی‌وفایی # 3 بدن را قفس دان و جان مرغ پران %~% قفس حاضر آمد تو جانا کجایی # 4 در آفاق گردون زمانی پریدی %~% گذشتی بدان شه که او را سزایی # 5 جهان چون تو مرغی ندید و نبیند %~% که هم فوق بامی و هم در سرایی # 6 گهی پا زنی بر سر تاجداران %~% گهی درروی در پلاس گدایی # 7 گهی آفتابی بتابی جهان را %~% گهی همچو برقی زمانی نپایی # 8 تو کان نباتی و دل‌ها چو طوطی %~% تو صحرای سبزی و جان‌ها چرایی # 9 از این‌ها گذشتم مبر سایه از ما %~% که در باغ دولت گل و سرو مایی # 10 اگر بر دل ما دو صد قفل باشد %~% کلیدی فرستی و در را گشایی # 11 درآ در دل ما که روشن چراغی %~% درآ در دو دیده که خوش توتیایی # 12 اگر لشکر غم سیاهی درآرد %~% تو خورشید رزمی و صاحب لوایی # 13 شدم در گلستان و با گل بگفتم %~% جهاز از کی داری که لعلین قبایی # 14 مرا گفت بو کن به بو خود شناسی %~% چو مجنون عشقی و صاحب صفایی # 15 چو مجنون بیامد به وادی لیلی %~% که یابد نسیمش ز باد صبایی # 16 بگفتند لیلی شما را بقا باد %~% ببین بر تبارش لباس عزایی # 17 پس آن تلخکامه بدرید جامه %~% بغلطید در خون ز بی‌دست و پایی # 18 همی‌کوفت سر را به هر سنگ و هر در %~% بسی کرد نوحه بسی دست خایی # 19 همی‌کوفت بر سر که تاجت کجا شد %~% همی‌کوفت بر دل که صید بلایی # 20 ms1764 درازست قصه تو خود این بدانی %~% تپش‌های ماهی ز بی‌استقایی # 21 چو با خویش آمد بپرسید مجنون %~% که گورش نشان ده که بادش فضایی # 22 بگفتند شب بود و تاریک و گم شد %~% بس افتد از این‌ها ز س القضایی # 23 ندا کرد مجنون قلاوز دارم %~% مرا بوی لیلی کند ره نمایی # 24 چو یعقوب وقتم یقین بوی یوسف %~% ز صدساله راهم رساند دوایی # 25 مشام محمد به ما داد صله %~% کشیم از یمن خوش نسیم خدایی # 26 ز هر گور کف کف همی‌برد خاکی %~% به بینی و می‌جست از آن مشک سایی # 27 مثال مریدی که او شیخ جوید %~% کشد از دهان‌ها دم اولیایی # 28 بجو بوی حق از دهان قلندر %~% به جد چون بجویی یقین محرم آیی # 29 ز جرعه‌ست آن بو نه از خاک تیره %~% که در خاک افتاد جرعه ولایی # 30 به مجنون تو بازآ و این را رها کن %~% که شد خیره چشمم ز شمس ضیایی # 31 ضعیفست در قرص خورشید چشمم %~% ولی مه دهد بر شعاعش گوایی # 32 کجا عشق ذوالنون کجا عشق مجنون %~% ولی این نشانست از کبریایی # 33 چو موسی که نگرفت پستان دایه %~% که با شیر مادر بدش آشنایی # 34 ز صد گور بو کرد مجنون و بگذشت %~% که در بوشناسی بدش اوستایی # 35 چراغیست تمییز در سینه روشن %~% رهاند تو را از فریب و دغایی # 36 بیاورد بویش سوی گور لیلی %~% بزد نعره و اوفتاد آن فنایی # 37 همان بو شکفتش همان بو بکشتش %~% به یک نفخه حشری به یک نفخه لایی # 38 به لیلی رسید او به مولی رسد جان %~% زمین شد زمینی سما شد سمایی # 39 شما را هوای خدای است لیکن %~% خدا کی گذارد شما را شمایی # 40 گروهی ز پشه که جویند صرصر %~% بود جذب صرصر که کرد اقتضایی # 41 که صرصر به پشه دل شیر بخشد %~% رهاند ز خویشش به حسن الجزایی # 42 بیان کردمی ms1765 رونق لاله زارش %~% ولی برنتابد دل لالکایی # 43 چمن خود بگوید تو را بی‌زبانی %~% صلا در چمن رو که اصل صلایی ~~PageV1P3119 ### || [genre: Gh] # 1 هم ایثار کردی هم ایثار گفتی %~% که از جور دوری و با لطف جفتی # 2 چراغ خدایی به جایی که آیی %~% حیات جهانی به هر جا که افتی # 3 تو قانون شادی به عالم نهادی %~% چه‌ها بخش کردی چه درها که سفتی # 4 ولیکن ز مستان به مکر و به دستان %~% شرابیست نادر که آن را نهفتی # 5 به بازار راعی چه نادرمتاعی %~% به جان ار فروشی یکی عشوه مفتی # 6 به زیر و به بالا تو بودی معلا %~% فلک را دریدی چمن را شکفتی # 7 به صورت ز خاکی و زین خاک پاکی %~% چو پاکان گردون نخوردی نخفتی # 8 تو کن شرح این را که در هر بیانی %~% چو با دل جنوبی غبارات رفتی ~~PageV1P3120 ### || [genre: Gh] # 1 الا میر خوبان هلا تا نرنجی %~% بهانه نگیری و از ما نرنجی # 2 تویی یار غارم امید تو دارم %~% که سر را نخارم نگارا نرنجی # 3 تو جانان مایی تو خاصان مایی %~% ز هر جا برنجی از این جا نرنجی # 4 تویی شب فروزم تویی بخت و روزم %~% که امشب بخندی و فردا نرنجی # 5 یکی مشت خاکیم ای جان چه باشد %~% که از ما و زین‌ها و زان‌ها نرنجی # 6 چو دانا و نادان شدند از تو شادان %~% ز نادان نگیری ز دانا نرنجی ~~PageV1P3121 ### || [genre: Gh] # 1 به حیلت تو خواهی که در را ببندی %~% بنالی چو رنجور و سر را ببندی # 2 چو رنجور والله که آن زور داری %~% که بر چرخ آیی قمر را ببندی # 3 گر آن روی چون مه به گردون نمایی %~% به صبح جمالت سحر را ببندی # 4 غلام صبوحم ولی خصم صبحم %~% که از بهر رفتن کمر را ببندی # 5 اگر گاو آرند پیشت سفیهان %~% به یک نکته صد گاو و ms1766 خر را ببندی # 6 به یک غمزه آهوان دو چشمت %~% چو روبه کنی شیر نر را ببندی # 7 زمستان هجر آمد و ترسم آنست %~% که سیلاب این چشم تر را ببندی # 8 وگر همچو خورشید ناگه بتابی %~% بدین آب هر رهگذر را ببندی # 9 خموشم ولیکن روا نیست جانا %~% که از حال زارم نظر را ببندی ~~PageV1P3122 ### || [genre: Gh] # 1 چو عشقش برآرد سر از بی‌قراری %~% تو را کی گذارد که سر را بخاری # 2 کجا کار ماند تو را در دو عالم %~% چو از عشق خوردی یکی جام کاری # 3 من از زخم عشقش چو چنگی شدستم %~% تهی نیست در من بجز بانگ و زاری # 4 ز چنگی تو ای چنگ تا چند نالی %~% نه کت می‌نوازد نه اندر کناری # 5 تو خواهی که پوشی بدین ناله خود را %~% تو حیلت رها کن تو داری تو داری # 6 گر آن گل نچیدی چه بویست این بو %~% گر آن می نخوردی چرا در خماری # 7 گلستان جان‌ها به روی تو خندد %~% که مر باغ جان را دو صد نوبهاری # 8 خیالت چو جامست و عشق تو چون می %~% زهی می‌زهی می‌زهی خوشگواری # 9 تو ای شمس تبریز در شرح نایی %~% بجز آن که یا رب چه یاری چه یاری ~~PageV1P3123 ### || [genre: Gh] # 1 بتا گر مرا تو ببینی ندانی %~% به جان لاله زارم به رخ زعفرانی # 2 بدادم به تو دل مرا توبه از دل %~% سپارم به تو جان که جان را تو جانی # 3 هزاران نشان بد ز آه و ز اشکم %~% کنون رفت کارم گذشت از نشانی # 4 تو شاه عظیمی که در دل مقیمی %~% تو آب حیاتی که در تن روانی # 5 تو هم غیب بینی تو هم نازنینی %~% نگفتند هرگز تو را لن ترانی # 6 چو سرجوش کردی چه روپوش کردی %~% تو روپوش می‌کن که پنهان نمانی # 7 زهی تلخ مرگی چو بی‌تو زید جان %~% چو پیش تو ms1767 میرم زهی زندگانی # 8 از این جان ظاهر به جان آمدم من %~% کز این جان ظاهر شود جان نهانی # 9 میان دو جان مانده بودیم حیران %~% که می‌گفت اینی که می‌گفت آنی # 10 یکی جان جنت یکی جان دوزخ %~% یکی جان ظلمت یکی جان عیانی # 11 چه جنت چه دوزخ تویی شاه برزخ %~% بخوانی بخوانی برانی برانی ~~PageV1P3124 ### || [genre: Gh] # 1 گل سرخ دیدم شدم زعفرانی %~% یکی لعل دیدم شدم زر کانی # 2 دلم چون ستاره شبی در نظاره %~% به هر برج می‌شد به چرخ معانی # 3 چو در برج عشاق پا درنهاد او %~% سری کرد ماهی ز افلاک جانی # 4 چو آن مه برآمد به چشمش درآمد %~% زمین درنگنجد از آن آسمانی # 5 دلم پاره پاره بشد عشق باره %~% که هر پاره من دهد زو نشانی # 6 چو از بامداد او سلامی بداد او %~% مرا از سلامش ابد شد جوانی # 7 چو بر روی من دید آثار مجنون %~% ز رحمت بیامد بر من نهانی # 8 بگفت ای فلانی چرا تو چنانی %~% چنین من از آنم که تو آن چنانی # 9 چه سرها که داند چه درها فشاند %~% چه ملکی که راند کسی کش بخوانی # 10 چه ماه و چه گردون چه برج و چه هامون %~% همه رمز آنست دریاب ار آنی # 11 اگر شرح خواهی ببین شمس تبریز %~% چو او را ببینی تو او را بدانی ~~PageV1P3125 ### || [genre: Gh] # 1 عجب‌العجایب توی در کیایی %~% نما روی خود گر عجب می‌نمایی # 2 توی محرم دل توی همدم دل %~% بجز تو که داند ره دلگشایی # 3 تو دانی که دل در کجاها فتادست %~% اگر دل نداند ترا که کجایی # 4 برافکن برو سایه از سعادت %~% که مسجود قانی و جان همایی # 5 جهان را بیارا به نور نبوت %~% که استاد جان همه انبیایی # 6 گهر سنگ بود وز تو گشت گوهر %~% عطا کن عطا کن که بحر عطایی # 7 نه آب منی بد ms1768 که شخص سنی شد! %~% چو رست از منی وارهانش ز مایی # 8 کف آب را تو بدادی زمینی %~% سیه دود را تو بدادی سمایی # 9 چو تبدیل اشیا ترا بد میسر %~% همه حلم و علمی همه کیمیایی # 10 حرامست خواب شب ایرا تو ماهی %~% که در شب چو بدری ز جانها برآیی # 11 میا خواب! اینجا برو جای دیگر %~% که بحرست چشمم در او غرقه آبی # 12 شبا در تهیج چو مار سیاهی %~% جهان را بخوردی مگر اژدهایی # 13 چو خلاق بیچون فسون بر تو خواند %~% هرانچ بخوردی سحرگه بزایی # 14 الا ماه گردون! که سیاح چرخی %~% پی من باشد دمی گر بپایی! # 15 تو در چشم بعضی مقیمی و ساکن %~% تو هر دیده را شیوه می‌نمایی # 16 اسکان قلبی! علیکم ثنایی %~% افیضوا علینا کووس البق # 17 گر آن جان جان را ندیدی دلا تو %~% اگر جمله چشمی اسیر عمایی # 18 چو هفتاد و دو ملتی عقل دارد %~% بجو در جنونش دلا اصطفایی # 19 اجیبوا اجیبوا هواکم عجیب %~% صفا من هواکم نسیم الهوایی # 20 تن اندر جنونش دلم ارغنونش %~% روانم زبونش ز بی‌دست و پایی # 21 مگر اختران دیده‌اندت ز بالا %~% فرو کرده سرها برای گوایی # 22 غلط کیست اختر! که بویی نبردست %~% دل عقل کل با همه ارتقایی # 23 فلا عیش یا سادتی ما عداکم %~% بظعن و سیر ولا فی ثوا PageV1P3126 ### || [genre: Gh] # 1 تو هر چند صدری شه مجلسی %~% ز هستی نرستی در این محبسی # 2 بده وام جان گر وجوهیت هست %~% درآ مفلسانه اگر مفلسی # 3 غریبان برستند و تو حبس غم %~% گه از بی‌کسی و گه از ناکسی # 4 در این راه بیراه اگر سابقی %~% چو واگردد این کاروان واپسی # 5 لطیفان خوش چشم هستند لیک %~% به چشمت نیایند زیرا خسی # 6 نه بازی که صیاد شاهان شوی %~% برو سوی مردار چون کرکسی # 7 نه‌ای شاخ تر و پذیرای آب %~% نه درخورد باغ و زر و ms1769 مغرسی # 8 برو سوی جمعی چو در وحشتی %~% بیفروز شمعی چرا مغاسی # 9 چو استارگان اندر این برج خاک %~% گهی گنسی و گهی خنسی # 10 خمش کن مباف این دم از بهر برد %~% چو در برد ماندی تو خود اطلسی ~~PageV1P3127 ### || [genre: Gh] # 1 رضیت بما قسم‌الله لی %~% و فوضت امری دلی خالقی # 2 لقد احسن‌الله فیما مضی %~% کذالک یحسن فیما بقی # 3 ایا ساقی جان هر متقی %~% بگردان چو مردان می راوقی # 4 بخر جان و دلرا ز اندیشها %~% که بر جانها حاکم مطلقی # 5 بهشت رخت گر تجلی کند %~% نه دوزخ بماند نه در وی شقی # 6 اگر تو گریزی ز ما سابقی %~% ور از تو گریزیم تولا حقی # 7 میان شب و روز فرقی نماند %~% چو ماهت نه غربیست نی مشرقی # 8 به صد لابه مخمور را می دهی %~% کی دیدست ساقی بدین مشفقی! # 9 شراب سخن بخش رقاص کن %~% که گردد کلوخ از تفش منطقی # 10 چو حق گول جستست و قلب سلیم %~% دلا زیرکی می‌کنی احمقی # 11 ز فکرت دل و جان گر آرام داشت %~% چرا رفت در سکر و در موسقی! # 12 تو تنها چرایی اگر خوش خویی! %~% تو عذرا چرایی اگر وامقی! # 13 جعل وش ز گل خویشتن در کشی %~% همان چرک می‌کش بدان لایقی # 14 همه خارکس دان اگر پادشاست %~% بجز خار خار و غم عاشقی # 15 خمش کن ببین حق را فتح باب %~% چهددر فکرت نکته مغلقی! PageV1P3128 ### || [genre: Gh] # 1 تماشا مرو نک تماشا تویی %~% جهان و نهان و هویدا تویی # 2 چه این جا روی و چه آن جا روی %~% که مقصود از این جا و آن جا تویی # 3 به فردا میفکن فراق و وصال %~% که سرخیل امروز و فردا تویی # 4 تو گویی گرفتار هجرم مگر %~% که واصل تویی هجر گیرا تویی # 5 ز آدم بزایید حوا و گفت %~% که آدم تو بودی و حوا تویی # 6 ز نخلی ms1770 بزایید خرما و گفت %~% که هم دخل و هم نخل خرما تویی # 7 تو مجنون و لیلی به بیرون مباش %~% که رامین تویی ویس رعنا تویی # 8 تو درمان غم‌ها ز بیرون مجو %~% که پازهر و درمان غم‌ها تویی # 9 اگر مه سیه شد همو صیقلست %~% تو صیقل کنی خود مه ما تویی # 10 وگر مه سیه شد برو تو ملرز %~% که مه را خطر نیست ترسا تویی # 11 ز هر زحمت افزا فزایش مجو %~% که هم روح و هم راحت افزا تویی # 12 چو جمعی تو از جمع‌ها فارغی %~% که با جمع و بی‌جمع و تنها تویی # 13 یکی برگشا پر بافر خویش %~% که هم صاف و هم قاف و عنقا تویی # 14 چو درد سرت نیست سر را مبند %~% که سرفتنه روز غوغا تویی # 15 اگرعالمی منکر ما شود %~% غمی نیست ما را که ما را تویی # 16 مرو زیر و ما را ز بالا مگیر %~% به پستی بمنشین که بالا تویی # 17 من و ما رها کن ز خواری مترس %~% که با ما تویی شاه و بی‌ما تویی # 18 بشو رو و سیمای خود درنگر %~% که آن یوسف خوب سیما تویی # 19 غلط یوسفی تو و یعقوب نیز %~% مترس و بگو هم زلیخا تویی # 20 گمان می‌بری و این یقین و گمان %~% گمان می‌برم من که مانا تویی # 21 از این ساحل آب و گل درگذر %~% به گوهر سفر کن که دریا تویی # 22 از این چاه هستی چو یوسف برآ %~% که بستان و ریحان و صحرا تویی # 23 اگر تا قیامت بگویم ز تو %~% به پایان نیاید سر و پا تویی PageV1P3129 ### || [genre: Gh] # 1 الا هات حمرا کالعندم %~% کانی ما زجتها عن دمی # 2 و یبدو سناها علی وجنتی %~% اذا انحدرت کاسها عن فمی # 3 فطوبی لسکرا من مغنم %~% و تعسا لصحوا من مغرم # 4 می درغمی خور اگر در غمی %~% که شادی فزاید می درغمی ms1771 # 5 بیا نوش کن ای بت نوش لب %~% شراب محرم اگر محرمی # 6 مگو نام فردا اگر صوفیی %~% همین دم یکی شو اگر همدمی # 7 برای چنین جام عالم بها %~% بهل مملکت را اگر ادهمی # 8 درآشام یک جام دریا دلا %~% اگر ظاهر کند گوهر آدمی # 9 چرا بسته باشی چو در مجلسی %~% چرا خشک باشی چو در زمزمی # 10 چرا می‌نگیری نخستین قدح %~% چپ و راست بنما که از کی کمی # 11 ز جام فلک پاک و صافیتری %~% که برتر از این گنبد اعظمی # 12 بنوش ای ندیمی که هم خرقه‌ای %~% بجوش ای شرابی که خوش مرهمی # 13 چو موسی عمران توی عمر جان %~% چو عیسی مریم روان بر یمی # 14 چو یوسف همه فتنه مجلسی %~% چو اقبال و باده عدوی غمی # 15 ز هر باد چون کاه از جا مرو %~% که چون کوه در مرتبت محکمی # 16 بحل برج کژدم سوی زهره رو %~% که کژدم ندارد بجز کژدمی # 17 به تو آمدم زانک نشکیفتم %~% ز احسان و بخشایش و مردمی # 18 چنین خال زیبا که بر روی توست %~% پناه غریبی و خال و عمی # 19 فانت الربیع و انت المدام %~% و مولی الملوک الا فاحکمی # 20 خلایق ز تو واله و درهمند %~% تو چون زلف جعدت چرا درهمی # 21 مگر شمس تبریز عقلت ببرد %~% که چون من خرابی و لایعلمی PageV1P3130 ### || [genre: Gh] # 1 خواهیم یارا کامشب نخسپی %~% حق خدا را کامشب نخسپی # 2 چون سرو و سوسن تا روز روشن %~% خوبیم و زیبا کامشب نخسپی # 3 یار موافق تا صبح صادق %~% شاهی و مولا کامشب نخسپی # 4 ای ماه پاره همچون ستاره %~% باشی به بالا کامشب نخسپی # 5 از حسن رویت و از لطف مویت %~% خواهد ثریا کامشب نخسپی # 6 چون دید ما را مست تو یارا %~% نالید سرنا کامشب نخسپی # 7 چون روز لالا دارد علالا %~% کوری لالا کامشب نخسپی # 8 در جمع مستان با زیردستان %~% بگریست ms1772 صهبا کامشب نخسپی # 9 قومی ز خویشان گشته پریشان %~% بهر تو تنها کامشب نخسپی PageV1P3131 ### || [genre: Gh] # 1 حدی نداری در خوش لقایی %~% مثلی نداری در جان فزایی # 2 بر وعده تو بر نجده تو %~% که م دوش گفتی هی تو کجایی # 3 کردم کرانه ز اهل زمانه %~% رفتم به خانه تا تو بیایی # 4 نزلت چشیدم رویت ندیدم %~% آن قرص مه را کی می‌نمایی # 5 ماهی کمالی آب زلالی %~% جاه و جلالی کان عطایی # 6 امروز مستم مجنون پرستم %~% بگرفت دستم دست خدایی # 7 ای ساقی شه هین الله الله %~% افزون ده آن می چون مرتضایی # 8 یک گوشه جان ماندست پیچان %~% و آن پیچش از تو یابد رهایی # 9 جنگ است نیمم با نیم دیگر %~% هین صلح شان ده تا چند پایی # 10 زاغی و بازی در یک قفس شد %~% و از زخم هر دو در ابتلایی # 11 بگشا قفس را تا ره شودشان %~% جنگی نماند چون در گشایی # 12 نفسی و عقلی در سینه ما %~% در جنگ و محنت مست خدایی # 13 گر جنگ خواهی درشان فروبند %~% ور نی بکن شان یک دم سقایی # 14 در آب افکن چون مهد موسی %~% این جان ما را چون جان مایی # 15 تا کش نیاید فرعون ملعون %~% نی آن عوانان اندر دغایی # 16 در آب رقصان مهد لطیفش %~% از خوف رسته وز بی‌نوایی # 17 فرعون اکنون بشناسد او را %~% کز راه آب او کرد ارتقایی # 18 تو میر آبی و آن آب قایم %~% داد و دهش را دایم سزایی # 19 در خانه موسی در خوف جان بد %~% در آب بودش امن بقایی # 20 هر چیز زنده از آب باشد %~% کب است ما را نقل سمایی # 21 تو آب آبی تو تاب تابی %~% آب از تو یابد لطف و روایی # 22 قارون نعمت طماع گردد %~% در بخشش تو گیرد گدایی # 23 جز در گدایی کس این نیابد %~% ناموس کم کن با کبریایی ms1773 # 24 گیرنده خواهد جوینده خواهد %~% ناموس آرد جان را جدایی # 25 خاموش کردم لیکن روانم %~% در اندرونم گشته‌ست نایی PageV1P3132 ### || [genre: Gh] # 1 تو جان مایی ماه سمایی %~% فارغ ز جمله اندیشهایی # 2 جویی ز فکرت داروی علت %~% فکرست اصل علت فزایی # 3 فکرت برون کن حیرت فزون کن %~% نی مرد فکری مرد صفایی # 4 فکرت درین ره شد ژاژ خایی %~% مجنون شو ای جان عاقل چرایی! # 5 بد نام مجنون رست از کشاکش %~% باهوش کرمی مست اژدهایی # 6 کرم بریشم اندیشه دارد %~% زیرا که جوید صنعت نمایی # 7 صنعت نماید چیزی بزاید %~% از خود برآید زان خیره‌رایی # 8 صنعت رها کن صانع بست استت %~% شاهد همو بس کم ده گوایی # 9 او نیستها را دادست هستی %~% او قلبها را بخشد روایی # 10 داد او فلک را دوران دایم %~% نامد زیانش بی‌دست و پایی # 11 خامش! برآن باش که پر نگویی %~% هرچند با خود بر می‌نیایی PageV1P3133 ### || [genre: Gh] # 1 با چرخ گردان تیره هوایی %~% دارد همیشه قصد جدایی # 2 هذا محمد قتلی تغمد %~% انا معود حمد الجفایی # 3 هذا حبیبی هذا طبیبی %~% هذا ادیبی هذا دوایی # 4 هذا مرادی هذا فؤادی %~% هذا عمادی هذا لوایی # 5 پر کن سبویی بی‌گفت و گویی %~% باهای و هویی گر یار مایی # 6 هان ای صفورا بشکن سبو را %~% مفکن عمو را در بی‌نوایی # 7 گر شد سبویی داریم جویی %~% در شهره کویی تو گر سقایی # 8 این عیش باقی نبود گزافی %~% بی پر نپرد مرغ هوایی # 9 بنمای جان را قولنجیان را %~% تنهاروی کن رسم همایی # 10 از بهر حس شان جسم نجس شان %~% ز ایشان چه خیزد گند گدایی # 11 زین رز برون بر گنده بغل را %~% پهلوی نعنع کن گندنایی # 12 بسیار کوشی تا دل بپوشی %~% هر جزوت این جا بدهد گوایی # 13 ننوشته خواند ناگفته داند %~% تو سخت رویی بس بی‌حیایی # 14 چون نیست رختت چون نیست بختت %~% ز آن روی ms1774 سختت ناید کیایی # 15 جنس سگانی وغ وغ کنانی %~% می‌گرد در کو در خانه نایی # 16 در خانه بلبل داریم صلصل %~% کز سگ نیاید زیبانوایی # 17 نک بلبل حر نک بلبله پر %~% برخیز سنقر تا چند پایی # 18 عمری چو نوحی یاری چو روحی %~% گاهی غدایی گاهی عشایی # 19 نوشیست و می‌نوش وز گفت خاموش %~% وین طبل کم زن بس ای مرایی ~~PageV1P3134 ### || [genre: Gh] # 1 خواهی ز جنون بویی ببری %~% ز اندیشه و غم می‌باش بری # 2 تا تنگ دلی از بهر قبا %~% جانت نکند زرین کمری # 3 کی عشق تو را محرم شمرد %~% تا همچو خسان زر می‌شمری # 4 فوق همه‌ای چون نور شوی %~% تا نور نه‌ای در زیر دری # 5 هیزم بود آن چوبی که نسوخت %~% چون سوخته شد باشد شرری # 6 وانگه شررش وا اصل رود %~% همچون شرر جان بشری # 7 سرمه بود آن کز چشم جداست %~% در چشم رود گردد نظری # 8 یک قطره بود در ابر گران %~% در بحر فتد یابد گهری # 9 خار سیهی بد سوختنی %~% گردش گل تر باد سحری # 10 یک لقمه نان چون کوفته شد %~% جان گشت و کند نان جانوری # 11 خون گشت غذا در پیشه وری %~% آن لقمه کند هم پیشه وری # 12 گر زانک بلا کوبد دل تو %~% از عین بلانوشی بچری # 13 ور زانک اجل کوبد سر تو %~% دانی پس از آن که جمله سری # 14 در بیضه تن مرغ عجبی %~% در بیضه دری ز آن می‌نپری # 15 گر بیضه تن سوراخ شود %~% هم پر بزنی هم جان ببری # 16 سودای سفر از ذکر بود %~% از ذکر شود مردم سفری # 17 تو در حضری وین وهم سفر %~% پنداشت توست از بی‌هنری # 18 یا رب برهان زین وهم کژش %~% تو وهم نهی در دیو و پری # 19 چون در حضری بربند دهان %~% در ذکر مرو چون در حضری PageV1P3135 ### || [genre: Gh] # 1 سلطان منی سلطان منی %~% و اندر دل ms1775 و جان ایمان منی # 2 در من بدمی من زنده شوم %~% یک جان چه بود صد جان منی # 3 نان بی‌تو مرا زهرست نه نان %~% هم آب منی هم نان منی # 4 زهر از تو مرا پازهر شود %~% قند و شکر ارزان منی # 5 باغ و چمن و فردوس منی %~% سرو و سمن خندان منی # 6 هم شاه منی هم ماه منی %~% هم لعل منی هم کان منی # 7 خاموش شدم شرحش تو بگو %~% زیرا به سخن برهان منی PageV1P3136 ### || [genre: Gh] # 1 آن به که مرا تمکین نکنی %~% تا همچو خودم گرگین نکنی # 2 بر روی منه تو دست مرا %~% تا مست مرا غمگین نکنی # 3 تو رنگرزی تو نیل‌پزی %~% هان کینه را زنگین نکنی # 4 ای خواجه بهل فتراک مرا %~% تا خنگ مرا بی‌زین نکنی # 5 از دور ترک زانو بزنی %~% زانوی مرا بالین نکنی # 6 تو هرچه کنی داعی توم %~% هرچند که تو آمین نکنی # 7 دل را بروم ملک تو کنم %~% تا تو دل خود پرکین نکنی # 8 رخساره کنم وقف قدمت %~% تا تو رخ خود پرچین نکنی # 9 خاموش کنم طبلک نزنم %~% تا از دل و جان تحسین نکنی PageV1P3137 ### || [genre: Gh] # 1 صنما خرگه توم که بسازی و برکنی %~% قلمی‌ام به دست تو که تراشی و ~~بشکنی # 2 منم آن شقه علم که گهم سرنگون کنی %~% و گهی بر فراز کوه برآری و برزنی # 3 منم آن ذره هوا که در این نور روزنم %~% سوی روزن از آن روم که تو ~~بالای روزنی # 4 هله ذره مگو مرا چو جهان گیر خود مرا %~% دو جهان بی‌تو آفتاب کجا یافت ~~روشنی # 5 همگی پوستم هله تو مرا مغز نغز گیر %~% همه خشک‌اند مغزها چو نبخشی تو ~~روغنی # 6 اگرم شاه و بی‌توام چه دروغست ما و من %~% و گرم خاک و با توام چه ~~لطیفست آن منی # 7 به تو نالم تو گوییم که تو را دور ms1776 کرده‌ام %~% که ببینم در این هوا که ~~تو ذره چه می‌کنی # 8 به یکی ذره آفتاب چرا مشورت کند %~% تو بکش هم تو زنده کن مکن ای دوست ~~کردنی # 9 تو چه می داده‌ای به دل که چپ و راست می‌فتد %~% و گهی نی چپ و نه راست ~~و نه ترس و نه ایمنی PageV1P3138 ### || [genre: Gh] # 1 صنما بر همه جهان تو چو خورشید سروری %~% قمرا می‌رسد تو را که به ~~خورشید بنگری # 2 همه عالم چو جان شود همگی گلستان شود %~% شکم خاک کان شود چو تو بر خاک ~~بگذری # 3 تن من همچو رشته شد به دلم مهر کشته شد %~% چو به سر این نوشته شد نبود ~~کار سرسری # 4 چو سحر پرده می‌درد تو پس پرده می‌روی %~% چو به شب پرده می‌کشد تو به ~~شب پرده می‌دری # 5 صنما خاک پای خود تو مرا سرمه وام ده %~% که نظر در تو خیره شد که تو ~~خورشیدمنظری # 6 رخ خوبان این جهان همه ابرست و تو مهی %~% سر شاهان این جهان همه پایست ~~و تو سری # 7 چو درآمد خیال تو مه نو تیره شد بگفت %~% چه عجب گر تو روشنی که از او ~~آب می‌خوری PageV1P3139 ### || [genre: Gh] # 1 ای خجل از تو شکر و آزادی %~% لایق آن وصال کو شادی # 2 عشق را بین که صد دهان بگشاد %~% چون تو چشمان عشق بگشادی # 3 ای دلا گرد حوض می‌گشتی %~% دیدی آخر که هم درافتادی # 4 ز آب و آتش چو باد بگذشتی %~% ای دل ار آتشی و ار بادی # 5 دل و عشق‌اند هر دو شاگردش %~% خورد شاگرد را به استادی # 6 اولا هر چه خاک و خاکی بود %~% پیش جاروب باد بنهادی # 7 تا همه باد گشت آبستن %~% تا از آن باد عالمی زادی # 8 زاده باد خورد مادر را %~% همچو آتش ز تاب بیدادی # 9 کرمکی در درخت پیدا شد %~% تا بخوردش ز اصل و ms1777 بنیادی # 10 عشق آن کرم بود در تحقیق %~% در دل صد جنید بغدادی # 11 نی جنیدی گذاشت و نی بغداد %~% عشق خونی به زخم جلادی # 12 چون خلیفه بکوفت طبل بقا %~% کرد خالق اساس ایجادی # 13 یک وجودی بزرگ ظاهر شد %~% همه شادی و عشرت و رادی # 14 شمس تبریز چهره‌ای بنما %~% تا نمایم سخن بعبادی PageV1P3140 ### || [genre: Gh] # 1 حکم نو کن که شاه دورانی %~% سکه تازه زن که سلطانی # 2 حکم مطلق تو راست در عالم %~% حاکمان قالب‌اند و تو جانی # 3 آن چه شاهان به خواب می‌جستند %~% چون مسلم شدت به آسانی # 4 همه مرغان چو دانه چین تواند %~% تو همایی میان مرغانی # 5 بر سر آمد رواق دولت تو %~% ز آن که تو صاف صاف انسانی # 6 برتر آید ز جان ملک و ملک %~% گر دهی دل به روح حیوانی # 7 شرط‌ها را ز عاشقان برگیر %~% که تو احوال شان همی‌دانی # 8 دام‌ها را ز راه شان بردار %~% خواه تقدیر و خواه شیطانی # 9 تا شوم سرخ رو در این دعوی %~% که تو چون حق لطیف فرمانی # 10 شمس تبریز رحمت صرفی %~% ز آن که سر صفات رحمانی PageV1P3141 ### || [genre: Gh] # 1 مستی و عاشقانه می‌گویی %~% تو غریبی و یا از این کویی # 2 پیش آن چشم‌های جادوی تو %~% چون نباشد حرام جادویی # 3 پیش رویت چو قرص مه خجلست %~% به چه رو کرد زهره بی‌رویی # 4 عاشقان را چه سود دارد پند %~% سیل شان برد رو چه می‌جویی # 5 تو چه دانی ز خوبی بت ما %~% ما از آن سو و تو از این سویی # 6 ما ز دستان او ز دست شدیم %~% دست از ما چرا نمی‌شویی # 7 رو به میدان عشق سجده کنان %~% پیش چوگان عشق چون گویی # 8 پیش آن چشم‌های ترکانه %~% بنده‌ای و کمینه هندویی # 9 به ستیزه در این حرم ای صبر %~% گاه لاله و گاه لولویی # 10 آفتابا نه حد تو ms1778 پیداست %~% که نه در خانه ترازویی # 11 هله ای ماه خویش را بشناس %~% نی به وقت محاق چون مویی # 12 هله ای زهره زیر چادر رو %~% رو نداری وقیحه بانویی # 13 تو بیا ای کمال صورت عشق %~% نور ذات حقی و یا اویی # 14 اندر این ره نماند پای مرا %~% زانوم را نماند زانویی # 15 همچو کشتی روم به پهلو من %~% ای دل من هزارپهلویی # 16 مست و بی‌خویش می‌روی چپ و راست %~% سوی بی‌چپ و راست می‌پویی # 17 نی چپست و نه راست در جانست %~% بو ز جان یابی ار بینبویی # 18 ز آن شکر روی اگر بگردانی %~% گر نباتی بدان که بدخویی # 19 ور تو دیوی و رو بدو آری %~% الله الله چه ماه ده تویی # 20 دلم از جا رود چو گویم او %~% همه اوها غلام این اویی # 21 هین ز خوهای او یکی بشنو %~% گاه شیری کند گه آهویی # 22 هین خمش که ار دیده کف نکند %~% نکند سیب و نار آلویی PageV1P3142 ### || [genre: Gh] # 1 بحر ما را کنار بایستی %~% وین سفر را قرار بایستی # 2 شیر بیشه میان زنجیرست %~% شیر در مرغزار بایستی # 3 ماهیان می‌طپند اندر ریگ %~% راه در جویبار بایستی # 4 بلبل مست سخت مخمورست %~% گلشن و سبزه زار بایستی # 5 دیده‌ها از غبار خسته شدست %~% دیده اعتبار بایستی # 6 همه گل خواره‌اند این طفلان %~% مشفقی دایه وار بایستی # 7 ره به آب حیات می‌نبرند %~% خضر را آبخوار بایستی # 8 دل پشیمان شدست ز آنچ گذشت %~% دل امسال پار بایستی # 9 اندر این شهر قحط خورشیدست %~% سایه شهریار بایستی # 10 شهر سرگین پرست پر گشته‌ست %~% مشک نافه تتار بایستی # 11 مشک از پشک کس نمی‌داند %~% مشک را انتشار بایستی # 12 دولت کودکانه می‌جویند %~% دولت بی‌عثار بایستی # 13 مرگ تا در پیست روز شبست %~% شب ما را نهار بایستی # 14 چون بمیری بمیرد این هنرت %~% زین هنرهات عار بایستی # 15 چنگ در ما زدست ms1779 این کمپیر %~% چنگ او تار تار بایستی # 16 طالب کار و بار بسیارند %~% طالب کردگار بایستی # 17 دم معدود اندکی ماندست %~% نفسی بی‌شمار بایستی # 18 نفس ایزدی ز سوی یمن %~% بر خلایق نثار بایستی # 19 مرگ دیگی برای ما پخته‌ست %~% آن خورش را گوار بایستی # 20 یاد مردن چو دافع مرگست %~% هر دمی یادگار بایستی # 21 هر دمی صد جنازه می‌گذرد %~% دیده‌ها سوگوار بایستی # 22 ملک‌ها ماند و مالکان مردند %~% ملکتی پایدار بایستی # 23 عقل بسته شد و هوا مختار %~% عقل را اختیار بایستی # 24 هوش‌ها چون مگس در آن دوغست %~% هوش را هوشیار بایستی # 25 زین چنین دوغ زشت گندیده %~% این مگس را حذار بایستی # 26 معده پردوغ و گوش پر ز دروغ %~% همت الفرار بایستی # 27 گوش‌ها بسته است لب بربند %~% از خرد گوشوار بایستی # 28 از کنایات شمس تبریزی %~% شرح معنی گذار بایستی PageV1P3143 ### || [genre: Gh] # 1 آوخ آوخ چو من وفاداری %~% در تمنای چون تو خون خواری # 2 آوخ آوخ طبیب خون ریزی %~% بر سر زار زار بیماری # 3 آن جفاها که کرده‌ای با من %~% نکند هیچ یار با یاری # 4 گفتمش قصد خون من داری %~% بی خطا و گناه گفت آری # 5 عشق جز بی‌گناه می‌نکشد %~% نکشد عشق او گنه کاری # 6 هر زمان گلشنی همی‌سوزم %~% تو چه باشی به پیش من خاری # 7 بشکستم هزار چنگ طرب %~% تو چه باشی به چنگ من تاری # 8 شهرها از سپاه من ویران %~% تو چه باشی شکسته دیواری # 9 گفتمش از کمینه بازی تو %~% جان نبرده‌ست هیچ عیاری # 10 ای ز هر تار موی طره تو %~% سرنگون سار بسته طراری # 11 گر ببازم وگر نه زین شه رخ %~% ماتم و مات مات من باری # 12 آن که نخرید و آن که او بخرید %~% شد پشیمان غریب بازاری # 13 و آن که بخرید گوید آن همه را %~% کاش من بودمی خریداری # 14 و آن که نخرید دست می‌خاید %~% ناامید ms1780 و فتاده و خواری # 15 فرع بگرفته اصل افکنده %~% جان بداده گرفته مرداری # 16 پا بریده به عشق نعلینی %~% سر بداده به عشق دستاری # 17 با چنین مشتری کند صرفه %~% از چنین باده مانده هشیاری # 18 خر علف زار تن گزید و بماند %~% خر مردار در علف زاری PageV1P3144 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلزار محنت و بلا داری %~% بر خدا اعتمادها داری # 2 اینچنین حضرتی و تو نومید %~% مکن ای دل اگر خدا داری # 3 رخت اندیشه می‌کشی هرجا %~% بنگر آخر جز او کرا داری # 4 لطفهایی که کرد چندین گاه %~% یاد آور اگر وفاداری # 5 چشم سر داد و چشم سر ایزد %~% چشم جای دگر چرا داری! # 6 عمر ضایع مکن که عمر گذشت %~% زرگری کن که کیمیا داری # 7 هر سحر مر ترا ندا آید %~% سو ما آ که داغ ما داری # 8 پیش ازین تن تو جان پاک بدی %~% چند خود را ازان جدا داری! # 9 جان پاکی میان خاک سیاه %~% من نگویم تو خود روا داری! # 10 خویشتن را تو از قبا بشناس %~% که ازین آب و گل قبا داری # 11 می‌روی هر شب از قبا بیرون %~% که جز این دست دست و پا داری # 12 بس بود این قدر بدان گفتم %~% که درین کوچه آشنا داری PageV1P3145 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا ساقیا روا داری %~% که رود روز ما به هشیاری # 2 گر بریزی تو نقل‌ها در پیش %~% عقل‌ها را ز پیش برداری # 3 عوض باده نکته می‌گویی %~% تا بری وقت ما به طراری # 4 درد دل را اگر نمی‌بینی %~% بشنو از چنگ ناله و زاری # 5 ناله نای و چنگ حال دلست %~% حال دل را تو بین که دلداری # 6 دست بر حرف بی‌دلی چه نهی %~% حرف را در میان چه می‌آری # 7 طوق گردن تویی و حلقه گوش %~% گردن و گوش را چه می‌خاری # 8 گفته را دانه‌های دام مساز %~% که ز گفتست این گرفتاری # 9 ms1781 گه کلیدست گفت و گه قفلست %~% گاه از او روشنیم و گه تاری # 10 گفت بادست گر در او بوییست %~% هدیه تو بود که گلزاری # 11 گفت جامست گر بر او نوریست %~% از رخ تو بود که انواری # 12 مشک بربند کوزه‌ها پر شد %~% مشک هم می‌درد ز بسیاری PageV1P3146 ### || [genre: Gh] # 1 تا شدستی امیر چوگانی %~% ما شدستیم گوی میدانی # 2 ما در این دور مست و بی‌خبریم %~% سر این دور را تو می‌دانی # 3 چون به دور و تسلسل انجامد %~% نکته ابتر بود به ربانی # 4 لیک دور و تسلسل اندر عشق %~% شرط هر حجتست و برهانی # 5 گوش موشان خانه کی شنود %~% نعره بلبل گلستانی # 6 چشم پیران کور کی بیند %~% شیوه شاهدان روحانی # 7 هر کی کورست عشق می‌سازد %~% بهر او سرمه سپاهانی # 8 هر کی پیرست هم جوان گردد %~% چون دهد عشق آب حیوانی # 9 جمله یاران ز عشق زنده شدند %~% تو چنین مانده‌ای چه می‌مانی # 10 خرسواری پیاده شو از خر %~% خر به میدان نباشد ارزانی # 11 خرسواره چرا شدی شاها %~% خسروی وز نژاد سلطانی # 12 لایق پشت خر نباشی تو %~% تو معود به پشت اسپانی # 13 در جنود مجنده بودی %~% ای که اکنون تو روح انسانی # 14 گفتنی‌ها بگفتمی ای جان %~% گر نترسیدمی ز ویرانی PageV1P3147 ### || [genre: Gh] # 1 مستم از باده‌های پنهانی %~% وز دف و چنگ و نای پنهانی # 2 مر چنین دلربای پنهان را %~% واجب آمد وفای پنهانی # 3 می‌زند سال‌ها در این مستی %~% روح من‌های های پنهانی # 4 گفتم ای دل کجایی آخر تو %~% گفت در برج‌های پنهانی # 5 بر چپم آفتاب و مه بر راست %~% آن مه خوش لقای پنهانی # 6 مشتری درفروخت آن مه را %~% دادمش من بهای پنهانی # 7 ظلمتم کی بقا کند که بر او %~% تابد از کبریای پنهانی # 8 آتشم چون بمرد دودم چیست %~% آیتی از بلای پنهانی # 9 ز آن بلا جان‌های ما مرهاد %~% تا برد ms1782 تحفه‌های پنهانی # 10 شمس تبریز شوربایی بپخت %~% صوفیان الصلای پنهانی PageV1P3148 ### || [genre: Gh] # 1 من مرید توام مراد تویی %~% من غلامم چو کیقباد تویی # 2 دل مرید تو و تو را خواهد %~% کاین در بسته را گشاد تویی # 3 خاک پای توام ولی امروز %~% گردم اندر هوا که باد تویی # 4 زهد من می جهاد من ساغر %~% چو مرا زهد و اجتهاد تویی # 5 گر چه من بدنهاد و بدگهرم %~% شاکرم چون در این نهاد تویی # 6 ور نهادی که تو کنی برداشت %~% خوش بود چون همه مراد تویی # 7 زهر باده شود چو جام تویی %~% ظلم احسان شود چو داد تویی # 8 بس کنم ذکر تو نگویم بیش %~% ذکر هر ذکر و یاد یاد تویی PageV1P3149 ### || [genre: Gh] # 1 چند اندر میان غوغایی %~% خوی کن پاره پاره تنهایی # 2 خلوتی را لطیف سوداییست %~% رو بپرسش که در چه سودایی # 3 خلوت آنست که در پناه کسی %~% خوش بخسپی و خوش بیاسایی # 4 زیر سایه درخت بخت آور %~% زود منزل کنی فرود آیی # 5 ور تو خواهی که بخت بگشاید %~% زیر هر سایه رخت نگشایی # 6 سوی انبان ما و من نروی %~% گر چه او گویدت که از مایی # 7 رو به خود آر هر کجا باشی %~% روسیاه‌ست مرد هرجایی # 8 خود تو چیست بیخودی زان کس %~% که از او در چنین تماشایی # 9 چون رسیدی به شه صلاح الدین %~% گر فسادی سوی صلاح آیی PageV1P3150 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه تو نیم شب رسیدستی %~% صبح عشاق را کلیدستی # 2 ناپدیدی چو جان در این عالم %~% در جهان دلم پدیدستی # 3 همه شب جان تو را شود قربان %~% ز آن که تو بامداد عیدستی # 4 ز آدمی چون پری رمیدم من %~% تا ز من ای پری رمیدستی # 5 در مزیدم چو دولت منصور %~% چون مرا تو ابایزیدستی # 6 ای بسا نازکان و خامان را %~% چون من سوخته پزیدستی # 7 شمس تبریز سرمه دیگر ms1783 %~% در دو دیده خرد کشیدستی PageV1P3151 ### || [genre: Gh] # 1 ز اول بامداد سر مستی %~% ورنه دستار کژ چرا بستی! # 2 به خدا دوش تا سحر همه شب %~% باده بی‌صرفه صرف خوردستی # 3 در رخ و رنگ و چشم تو پیداست %~% که ازان بازی و ازان دستی # 4 نانچ خوردی بده به مخموران %~% ای ولی نعمت همه هستی # 5 شیر امروز در شکار آمد %~% لرزه در که فتاد در پستی # 6 بدویدن ازو نخواهی رست %~% سر بند عاشقانه و رستی # 7 تا که پیوسته در امان باشی %~% چون بدار الامانش پیوستی # 8 شصت فرسنگ از سخن بگریز %~% که ز دام سخن درین شستی PageV1P3152 ### || [genre: Gh] # 1 ز اول بامداد سرمستی %~% ور نه دستار کژ چرا بستی # 2 سخت مستست چشم تو امروز %~% دوش گویی که صرف خوردستی # 3 جان مایی و شمع مجلس ما %~% السلام علیک خوش هستی # 4 باده خوردی و بر فلک رفتی %~% مست گشتی و بند بشکستی # 5 صورت عقل جمله دلتنگیست %~% صورت عشق نیست جز مستی # 6 مست گشتی و شیرگیر شدی %~% بر سر شیر مست بنشستی # 7 باده کهنه پیر راه تو بود %~% رو که از چرخ پیر وارستی # 8 ساقی انصاف حق به دست توست %~% که جز آن شراب نپرستی # 9 عقل ما برده‌ای ولیک این بار %~% آن چنان بر که بازنفرستی PageV1P3153 ### || [genre: Gh] # 1 در غم یار یار بایستی %~% یا غمم را کنار بایستی # 2 به یکی غم چو جان نخواهم داد %~% یک چه باشد هزار بایستی # 3 دشمن شادکام بسیارند %~% دوستی غمگسار بایستی # 4 در فراقند زین سفر یاران %~% این سفر را قرار بایستی # 5 تا بدانستیی ز دشمن و دوست %~% زندگانی دوبار بایستی # 6 شیر بیشه میان زنجیرست %~% شیر در مرغزار بایستی # 7 ماهیان می‌طپند اندر ریگ %~% چشمه یا جویبار بایستی # 8 بلبل مست سخت مخمورست %~% گلشن و سبزه زار بایستی # 9 دیده را عبرت نیست زین پرده %~% دیده اعتبار بایستی # 10 همه ms1784 گل خواره‌اند این طفلان %~% مشفقی دایه وار بایستی # 11 ره بر آب حیات می‌نبرند %~% خضری آبخوار بایستی # 12 دل پشیمان شده‌ست %~% دل امسال پار بایستی # 13 اندر این شهر قحط خورشیدست %~% سایه شهریار بایستی # 14 شهر سرگین پرست پر گشته‌ست %~% مشک نافه تتار بایستی # 15 مشک از پشک کس نمی‌داند %~% مشک را انتشار بایستی # 16 دولت کودکانه می‌جویند %~% دولتی بی‌عثار بایستی # 17 چون بمیری بمیرد این هنرت %~% زین هنرهات عار بایستی # 18 طالب کار و بار بسیارند %~% طالب کردگار بایستی # 19 مرگ تا در پی‌است روز شبست %~% شب ما را نهار بایستی # 20 دم معدود اندکی ماندست %~% نفسی بی‌شمار بایستی # 21 نفس ایزدی ز سوی یمن %~% بر خلایق نثار بایستی # 22 ملک‌ها ماند و مالکان مردند %~% ملکت پایدار بایستی # 23 عقل بسته شد و هوا مختار %~% عقل را اختیار بایستی # 24 هوش‌ها چون مگس در آن دوغست %~% هوش‌ها هوشیار بایستی # 25 زین چنین دوغ زشت گندیده %~% پوز دل را حذار بایستی # 26 معده پردوغ و گوش پر ز دروغ %~% همت الفرار بایستی # 27 گوش‌ها بسته است لب بربند %~% از خرد گوشوار بایستی PageV1P3154 ### || [genre: Gh] # 1 در غم یار یار بایستی %~% یا غمم را کنار بایستی # 2 زانچ کردم کنون پشیمانم %~% دل امسال پار بایستی # 3 دل من شیر بیشه را ماند %~% شیر در مرغزار بایستی # 4 تا بدانستیی ز دشمن و دوست %~% زندگانی دو بار بایستی # 5 دشمن عیب‌جوی بسیارست %~% دوستی غمگسار بایستی # 6 ماهی جان ما که پیچانست %~% بر لب جویبار بایستی # 7 چون رضای دل تو در غم ماست %~% یک چه باشد هزار بایستی # 8 یار لاحول گوی را چه کنم %~% یار شیرین عذار بایستی # 9 خوک دنیاست صید این خامان %~% آهوی جان شکار بایستی # 10 همره بی‌وفا همی‌لنگد %~% همره راهوار بایستی # 11 صد هزاران سخن نهان دارم %~% گوش را گوشوار بایستی PageV1P3155 ### || [genre: Gh] # 1 آنکه چون ابر خواند کف ترا %~% کرد بیداد بر خردمندی # 2 او همی‌گرید ms1785 و همی‌بخشد %~% تو همی‌بخشی و همی‌خندی # 3 همچو یوسف گناه تو خوبیست %~% جرم تو دانش است و خرسندی # 4 او چو سرکه‌ست و می‌کند ترشی %~% دوست قندست و می‌کند قندی # 5 چشم مریخ دارد آن دشمن %~% تو چو مه دست زهره می‌بندی # 6 ای دل اندر اصول وصل گریز %~% که بسی در فراق جان کندی # 7 قطره باز رو سوی دریا %~% بنگر تا به پیش او چندی # 8 قوت یاقوت گیر از خورشید %~% تا در اخلاق او به پیوندی PageV1P3156 ### || [genre: Gh] # 1 رو مسلم تراست بی‌کاری %~% چونک اندر عنایت یاری # 2 نقش را کار نیست پیش قلم %~% آن قلم را چه حاجت از یاری # 3 همچو بت باش پیش آن بتگر %~% که همه نقش و رنگ ازو داری # 4 گر بپرسد چه صورتت باید %~% گو: « همان صورتی که بنگاری » # 5 گر مرا تن کنی تو جان منی %~% ور مرا دل کنی تو دلداری # 6 لطف گل خار را تو می‌بخشی %~% چه کند شاخ خار جز خاری # 7 باده ده باده خواهمان کردی %~% که حرامست با تو هشیاری PageV1P3157 ### || [genre: Gh] # 1 زندگانی مجلس سامی %~% باد در سروری و خودکامی # 2 نام تو زنده باد کز نامت %~% یافتند اصفیا نکونامی # 3 می‌رسانم سلام و خدمت‌ها %~% که رهی را ولی انعامی # 4 چه دهم شرح اشتیاق که خود %~% ماهیم من تو بحر اکرامی # 5 ماهی تشنه چون بود بی‌آب %~% ای که جان را تو دانه و دامی # 6 سبب این تحیت آن بودست %~% که تو کار مرا سرانجامی # 7 حاصل خدمت از شکرریزت %~% دارد اومید شربت آشامی # 8 ز آن کرم‌ها که کرده‌ای با خلق %~% خاص آسوده است و هم عامی # 9 بکشش در حمایتت کامروز %~% تویی اهل زمانه را حامی # 10 تا که در ظل تو بیارامد %~% که تو جان را پناه و آرامی # 11 که شوم من غریق منت تو %~% کابتدا کردی و در اتمامی # 12 باد جاوید بر مسلمانان %~% سایه‌ات ms1786 کآفتاب اسلامی # 13 این سو ار کار و خدمتی باشد %~% تا که خدمت نمای و رامی PageV1P3158 ### || [genre: Gh] # 1 جان جانی و جان صد جانی %~% می‌زنی نعره‌های پنهانی # 2 هر کی کر نیست بشنود وصفت %~% نعل معکوس و خفیه می‌رانی # 3 غیر احمق به فهم این نرسد %~% عارت آید از این لت انبانی # 4 سد پیش و پس تو این عارست %~% که سرافراز و قطب خلقانی # 5 چون گریزی از این فزون گردد %~% کای فلان فارغست زین فانی PageV1P3159 ### || [genre: Gh] # 1 خامشی ناطقی مگر جانی %~% می‌زنی نعره‌های پنهانی # 2 تو چو باغی و صورتت برگی %~% باغ چه صد هزار چندانی # 3 بی تو باغ حیات زندانیست %~% هست مردن خلاص زندانی # 4 چون تو بحری و صورتت ابرست %~% فیض دل قطره‌های مرجانی # 5 ای یکی گو شده یکی گویان %~% پیش حکمت که شاه چوگانی # 6 تا یکی گو نشد اگر چه زرست %~% گر چه نیکوست نیست میدانی # 7 پهلوی اعتراض را بتراش %~% گر تو چون گوی چست و گردانی # 8 پهلوی اعتراض در ابلیس %~% گشت مردود رد ربانی # 9 پس به خراط خویش را بسپار %~% تا یکی گو شوی اگر آنی # 10 مانعست اعتراض ابلیسی %~% از یکی گویی و یکی دانی PageV1P3160 ### || [genre: Gh] # 1 ای که مستک شدی و می‌گویی %~% تو غریبی و یا از این کویی # 2 مست و بی‌خویش می‌روی چپ و راست %~% بی چپ و راست را همی‌جویی # 3 نی چپست و نه راست در جانست %~% آن که جان خسته از پی اویی # 4 ز آن شکر روی اگر بگردانی %~% اگر نباتی بدانک بدخویی # 5 ور تو دیوی و رو بدو آری %~% الله الله چه خوب مه رویی # 6 دلم از جا رود چو گویم او %~% می‌برد جان و دل زهی اویی # 7 هین ز خوهای او یکی بشنو %~% گاه شیری کند گه آهویی # 8 در ره او نماند پای مرا %~% زانوم را نماند زانویی # 9 جز به ms1787 چوگان او مغلطان سر %~% گر به میدان او یکی گویی # 10 هین خمش کن در این حدیث بازمپیچ %~% آسمان وار اگر یکی تویی ~~PageV1P3161 ### || [genre: Gh] # 1 عشق در کفر کرد اظهاری %~% بست ایمان ز ترس زناری # 2 بانگ زنهار از جهان برخاست %~% هیچ کس را نداد زنهاری # 3 هیچ کنجی نبود بی‌خصمی %~% هیچ گنجی نبود بی‌ماری # 4 نی که یوسف خزید در چاهی %~% نه محمد گریخت در غاری # 5 پای ذاالنون کشید در زنجیر %~% سر منصور رفت بر داری # 6 جز به کنج عدم نیاسایی %~% در عدم درگریز یک باری # 7 جهت خرقه‌ای چنین زخمی %~% این چنین درد سر ز دستاری # 8 کفن از خلعت و قبا خوشتر %~% گور از این شهر به به بسیاری # 9 کی بود کز وجود بازرهم %~% در عدم درپرم چو طیاری # 10 کی بود کز قفس برون پرد %~% مرغ جانم به سوی گلزاری # 11 بچشد او غریب چاشت خوری %~% بگشاید عجیب منقاری # 12 چون دل و چشم معده نور خورد %~% ز آن که اصل غذا بد انواری # 13 بل هم احیا عند ربهم %~% بخورد یرزقون در اسراری # 14 آهوی مشک ناف من برهد %~% ناگه از دام چرخ مکاری # 15 جان بر جان‌های پاک رود %~% در جهانی که نیست بی‌کاری # 16 مشت گندم که اندر این دامست %~% هست آن را مدد ز انباری # 17 باغ دنیا که تازه می‌گردد %~% آخر آبش بود ز جوباری # 18 خاکیان را کی هوش می‌بخشد %~% پادشاه قدیم و جباری # 19 گر نکردی نثار دانش و هوش %~% کی بدی در زمانه هشیاری # 20 خاک خفته نداشت بیداری %~% شاه کردش ز لطف بیداری # 21 خون و سرگین نداشت زیبایی %~% پرده‌اش داد حسن ستاری # 22 جانب خرمن کرم بگریز %~% هین قناعت مکن به ایثاری # 23 جامه از اطلسی بساز که هست %~% بر سر عقل از او کله واری # 24 این کله را بده سری بستان %~% کان سرت دارد از کله عاری # 25 ای دل ms1788 من به برج شمس گریز %~% زو قناعت مکن به دیداری # 26 شمس تبریز کز شعاع ویست %~% شمس همراه چرخ دواری PageV1P3162 ### || [genre: Gh] # 1 مست و خوشی باده کجا خورده %~% این مه نو چیست که آورده‌ای # 2 ساغر شاهانه گرفتی به کف %~% گلشکر نادره پرورده‌ای # 3 پرده ناموس کی خواهی درید %~% کفت عقل و ادب و پرده‌ای # 4 می‌شکفد از نظرت باغ دل %~% ای که بهار دل افسرده‌ای # 5 آتش در ملک سلیمان زدی %~% ای که تو موری بنیازرده‌ای # 6 در سفر ای شاه سبک روح من %~% زیر قدم چشم و دل اسپرده‌ای # 7 دارد خوبی و کشی بی‌شمار %~% روی کسی کش بک اشمرده‌ای # 8 بنده کن هر دل آزاده %~% زنده کن هر بدن مرده‌ای # 9 می‌کندت لابه و دریوزه جان %~% جان ببر آنجا که دلم برده‌ای # 10 جان دو صد قرن در انگشت تست %~% چونت بگویم! که توده مرده‌ای # 11 بس کن تا مطرب و ساقی شود %~% آنکه می از باغ وی افشرده‌ای ~~PageV1P3163 ### || [genre: Gh] # 1 جان و جهان! دوش کجا بوده‌ای %~% نی غلطم در دل ما بوده‌ای # 2 دوش ز هجر تو جفا دیده‌ام %~% ای که تو سلطان وفا بوده‌ای # 3 آه که من دوش چه سان بوده‌ام! %~% آه که تو دوش کرا بوده‌ای! # 4 رشک برم کاش قبا بودمی %~% چونک در آغوش قبا بوده‌ای # 5 زهره ندارم که بگویم ترا %~% « بی من بیچاره چرا بوده‌ای! » # 6 یار سبک روح! به وقت گریز %~% تیزتر از باد صبا بوده‌ای # 7 بی‌تو مرا رنج و بلا بند کرد %~% باش که تو بنده بلا بوده‌ای # 8 رنگ رخ خوب تو آخر گواست %~% در حرم لطف خدا بوده‌ای # 9 رنگ تو داری که زرنگ جهان %~% پاکی و همرنگ بقا بوده‌ای # 10 آینه رنگ تو عکس کسیست %~% تو ز همه رنگ جدا بوده‌ای PageV1P3164 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل سرمست کجا می‌پری %~% بزم تو کو باده کجا می‌خوری # 2 مایه هر نقش و ترا نقش ms1789 نی %~% دایه هر جان و تو از جان بری # 3 صد مثل و نام و لقب گفتمت %~% برتری از نام ولقب برتری # 4 چونک ترا در دو جهان خانه نیست %~% هر نفسی رخت کجا می‌بری # 5 نقد ترا بردم من پیش عقل %~% گفتم: « قیمت کنش ای جوهری # 6 صیر فی نقد معانی توی %~% سرمه کش دیده هر ناظری » # 7 گفت: « چه دانم ببرش پیش عشق %~% عشق بود نقد ترا مشتری # 8 چون به سر کوچه عشق آمدیم %~% دل بشد و من بشدم بر سری PageV1P3165 ### || [genre: Gh] # 1 از مه من مست دو صد مشتری %~% غمزه او سحر دو صد سامری # 2 هر نفسی شعله زند دین از او %~% سوز نهد در جگر کافری # 3 آتش دل بر شده تا آسمان %~% وز تف او گشته افق احمری # 4 دوش جمال تو همی‌شد شتاب %~% در کف او مشعله آذری # 5 گفتم هین قصد کی داری بگو %~% شیر خدا حمله کجا می‌بری # 6 ای تو سلیمان به سپاه و لوا %~% خاتم تو افسر دیو و پری # 7 جان و روان سخت روان می‌روی %~% سوی من کشته دمی ننگری # 8 نعره مستان میت نشنوی %~% هیچ کسی را به کسی نشمری # 9 تیز همی‌کرد خیالش نظر %~% محو شدم در تف آن ناظری # 10 نیست شدم نیست از آن شور نیست %~% رفت ز من مهتری و کهتری # 11 مفخر تبریز شهم شمس دین %~% شرح دهد حال من ار منکری PageV1P3166 ### || [genre: Gh] # 1 یا ملک المغرب والمشرق %~% مثلک فی االعالم یخلق # 2 باده ده ای ساقی هر متقی %~% باده شاهنشهی راوقی # 3 جان سخن بخش که از تف او %~% گردد هر گنگ خرف منطقی # 4 بر در حیرت بکش اندیشه را %~% حاکم ارواح و شه مطلقی # 5 جنت حسنت جو تجلی کند %~% باغ شود دورخ بر هر شقی # 6 چون بگریزی نرسد در تو کس %~% ور بگریزیم ز تو سابقی # 7 ظلمت و نور از تو تحیر ms1790 درند %~% تا تو حقی یا که تو نور حقی # 8 گشت شب و روز کنون غرق نور %~% نیست مهت مغربی و مشرقی # 9 لابه کنی باده دهی رایگان %~% ساقی دریا صفت مشفقی # 10 مرده همی‌باید و قلب سلیم %~% زیرکی از خواجه بود احمقی # 11 فکرت اگر راحت جانها بدی %~% باده نجستی خرد و موسقی # 12 فرد چرایی تو ز من! اگر منی %~% از چه تو عذرایی اگر وامقی! # 13 غنچه صفت چشم ببستی ز گل %~% رو بهمان خار کشی لایقی # 14 خار کشانند همه گر شهند %~% جز که تو بر گلشن جان عاشقی # 15 خامش باش و بنگر فتح باب %~% چند پی هر سخن مغلقی! PageV1P3167 ### || [genre: Gh] # 1 گر نه شکار غم دلدارمی %~% گردن شیر فلک افشارمی # 2 دست مرا بست وگر نی کنون %~% من سر تو بهتر ازین خارمی # 3 گر نبدی رشک رخ چون گلشن %~% بلبل هر گلشن و گلزارمی # 4 گر گل او در نگشادی چرا %~% خار صفت بر سر دیوارمی # 5 نیست یکی کار که او آن نکرد %~% ورنه چرا کاهل و بی‌کارمی # 6 عشق طبیبست که رنجور جوست %~% ورنه چرا خسته و بیمارمی # 7 کشت خلیل از پی او چار مرغ %~% کاش به قربانیش آن چارمی # 8 تا پی خوردن به شکر خوردنش %~% طوطی با صد سر و منقارمی # 9 وز جهت قوت دگر طوطیان %~% چون لب او جمله شکر کارمی # 10 گر نه دلی داد چو دریا مرا %~% چون دگران تند و جگر خوارمی # 11 در سر من عشق بپیچید سخت %~% ورنه چرا بی‌دل و دستارمی # 12 بر لب من دوش ببوسید یار %~% ورنه چرا با مزه گفتارمی # 13 بر خط من نقطه دولت نهاد %~% ورنه چه گردنده چو پرگارمی # 14 گر نه‌امی پست که دیدی مرا! %~% ورنه امی مست بهنجارمی # 15 چونک ز مستی کژ و مژ می‌روم %~% کاش که من بر ره هموارمی # 16 یا مثل لاله رخان خوشش %~% معتزلی بر سر ms1791 کهسارمی # 17 بس! که گرین بانگ دهل نیستی %~% همچو خیالات در اسرارمی PageV1P3168 ### || [genre: Gh] # 1 ای که تو از عالم ما می‌روی %~% خوش ز زمین سوی سما می‌روی # 2 ای قفس اشکسته و جسته ز بند %~% پر بگشادی به کجا می‌روی # 3 سر ز کفن بر زن و ما را بگو %~% که: « ز وطن خویش چرا می‌روی » # 4 نی غلطم عاریه بود این وطن %~% سوی وطنگاه بقا می‌روی # 5 چون ز قضا دعوت و فرمان رسید %~% در پی سرهنگ قضا می‌روی # 6 یا که ز جنات نسیمی رسید %~% در پی رضوان رضا می‌روی # 7 یا ز تجلی جلال قدیم %~% مضطرب و بی‌سر و پا می‌روی # 8 یا ز شعاعات جمال خدا %~% مست ملاقات لقا می‌روی # 9 یا ز بن خم جهان همچو درد %~% صاف شدی سوی علا می‌روی # 10 یا به صفاتی که خموشان کنند %~% خامش و مخفی و خفا می‌روی PageV1P3169 ### || [genre: Gh] # 1 خشم مرو خواجه! پشیمان شوی %~% جمع نشین ورنه پریشان شوی # 2 طیره مشو خیره مرو زین چمن %~% ورنه چو جغدان سوی ویران شوی # 3 گر بگریزی ز خراجات شهر %~% بارکش غول بیابان شوی # 4 گر تو ز خورشید حمل سر کشی %~% بفسری و برف زمستان شوی # 5 روی به جنگ آر و به صف شیروار %~% ورنه چو گربه تو در انبان شوی # 6 کم خور ازین پاچه گاو ای ملک %~% سیر چریدی خر شیطان شوی # 7 کافر نفست چو زبون تو شد %~% گر همه کفری همه ایمان شوی # 8 روی مکن ترش ز تلخی یار %~% تا ز عنایت گل خندان شوی # 9 دست و دهان را چو بشویی ز حرص %~% صاحب و همکاسه سلطان شوی # 10 ای دل یک لحظه تو دیوانه %~% با دمی خواجه دیوان شوی # 11 گاه بدزدی ره ایرن زنی %~% گاه روی شحنه توران شوی # 12 گه ز (سپاهان) و حجاز) و (عراق) %~% مطرب آن ماه خراسان شوی # 13 بوقلمونی چه شود گر ms1792 چو عقل %~% یک صفت و یک دل و یکسان شوی # 14 گر نکنی این همه خاموش باش %~% تا به خموشی همگی جان شوی # 15 روی به شمس الحق تبریز کن %~% تا ملک ملک سلیمان شوی PageV1P3170 ### || [genre: Gh] # 1 ای که ازین تنگ قفس می‌پری %~% رخت به بالای فلک می‌بری # 2 زندگی تازه ببین بعد ازین %~% چند ازین زندگی سرسری! # 3 در هوس مشتریت عمر رفت %~% ماه ببین و بره از مشتری # 4 دلق شپشناک درانداختی %~% جان برهنه شده خود خوشتری # 5 در عوض دلق تن چار میخ %~% بافته‌اند از صفتت ششتری # 6 جامه این جسم غلامانه بود %~% گیر کنون پیرهن مهتری # 7 مرگ حیاتست و حیاتست مرگ %~% عکس نماید نظر کافری # 8 جمله جانها که ازین تن شدند %~% حی و نهانند کنون چون پری # 9 گشت سوار فرس غیب جان %~% باز رهید از خر و از خرخری # 10 سوخت درین آخر دنیا دلت %~% بهر وجوه جو این لاغری # 11 پرده چو برخاست اگر این خرت %~% گردد زرین تو درو ننگری # 12 بر سر دریاست چو کشتی روان %~% روح که بود از تن خود لنگری # 13 گر چه جدا گشت ز دست و ز پا %~% فضل حقش داد پر جعفری # 14 خانه تن گر شکند هین منال %~% خواجه! یقین دان که به زندان دری # 15 چونک ز زندان و چه آیی برون %~% یوسف مصری و شه و سروری # 16 چون برهی از چه و از آب شور %~% ماهیی و معتکف کوثری # 17 باقی این را تو بگو زانک خلق %~% از تو کنند ای شه من باوری ~~PageV1P3171 ### || [genre: Gh] # 1 باده ده ای ساقی هر متقی %~% باده شاهنشهی راوقی # 2 جام سخن بخش که از تف او %~% گردد دیوار سیه منطقی # 3 بردر و بشکن غم و اندیشه را %~% حاکم و سلطان و شه مطلقی # 4 چون بگریزی نرسد در تو کس %~% ور بگریزیم تو خود سابقی # 5 جنت حسنت چو تجلی ms1793 کند %~% باغ شود دوزخ بر هر شقی # 6 ظلمت و نور از تو تحیر درند %~% تا تو حقی یا که تو نور حقی # 7 گشت شب و روز ز تو غرق نور %~% نیست مهت مغربی و مشرقی # 8 لابه کنی باده دهی رایگان %~% ساقی دریا صفت مشفقی # 9 مست قبول آمد قلب و سلیم %~% زیرکی اینجاست همه احمقی # 10 زیرکی ار شرط خوشیها بدی %~% باده نجستی خرد و موسقی # 11 فرد چرایی تو اگر یار کی %~% از چه تو عذرایی اگر وامقی # 12 غنچه صفت خویش ز گل درکشی %~% رو بکش آن خار بدان لایقی # 13 خار کشانند اگر چه شهند %~% جز تو که بر گلشن جان عاشقی # 14 خامش باش و بنگر فتح باب %~% چند پی هر سخن مغلقی PageV1P3172 ### || [genre: Gh] # 1 صد دل و صد جان بدمی دادمی %~% وز جهت دادن جان شادمی # 2 ور تن من خاک بدی این نفس %~% جمله گل و عشق و هوش زادمی # 3 از جهت کشت غمش آبمی %~% وز جهت خرمن او بادمی # 4 گر ندمیدی غم او در دلم %~% چون دگران بی‌دم و فریادمی # 5 گر نبدی غیرت شیرین من %~% فخر دو صد خسرو و فرهادمی # 6 گر نشکستی دل دربان راز %~% قفل جهان همه بگشادمی # 7 ور همدانم نشدی پای گیر %~% همره آن طرفه بغدادمی # 8 بس که همه سهو و فراموشیم %~% گر نبدی یاد تو من یادمی # 9 بس! که برد سر و پی این زبان %~% حسره که من سوسن آزادمی PageV1P3173 ### || [genre: Gh] # 1 کار به پیری و جوانیستی %~% پیر بمردی و جوان زیستی # 2 بانگ خر نفست اگر کم شدی %~% دعوت عقل تو مسیحیستی # 3 گر نبدی خنده صبح کذوب %~% هیچ دلی زار بنگریستی # 4 گر بت جان روی نمودی به ما %~% جمله ذرات چو ما نیستی # 5 گر توی تو نفسی کاستی %~% همچو تو اندر دو جهان کیستی! # 6 گر نبدی غیرت آن آفتاب %~% ذره به ذره ms1794 همه ساقیستی # 7 دانه من از کاه جدا کردمی %~% گر کفه را هیچ تناهیستی # 8 مار اگر آب وفا یافتی %~% در دل آن بحر چو ماهیستی PageV1P3174 ### || [genre: Gh] # 1 کردم با کان گهر آشتی %~% کردم با قرص قمر آشتی # 2 خمره سرکه ز شکر صلح خواست %~% شکر که پذرفت شکر آشتی # 3 آشتی و جنگ ز جذبه حق است %~% نیست زدم هست ز سر آشتی # 4 رفت مسیحا به فلک ناگهان %~% با ملکان کرد بشر آشتی # 5 ای فلک لطف مسیح توم %~% گر بکنی بار دگر آشتی # 6 جذبه او داد عدم را وجود %~% کرده بدان پیه نظر آشتی # 7 شاه مرا میل چو در آشتیست %~% کرد در افلاک اثر آشتی # 8 گشت فلک دایه این خاکدان %~% ثور و اسد آمد در آشتی # 9 صلح درآ این قدر آخر بدانک %~% کرد کنون جبر و قدر آشتی # 10 بس کن کین صبح مرا دایمست %~% نیست مرا بهر سپر آشتی PageV1P3175 ### || [genre: Gh] # 1 آدمیی آدمیی آدمی %~% بسته دمی زانک نه آن دمی # 2 آدمیی را همه در خود بسوز %~% آن دمیی باش اگر محرمی # 3 کم زد آن ماه نو و بدر شد %~% تا نزنی کم نرهی از کمی # 4 می‌برمی از بد و نیک کسان! %~% آن همه در تست ز خود می‌رمی # 5 حرص خزانست و قناعت بهار %~% نیست جهان را ز خزان خرمی # 6 مغز بری در غم! نغزی ببر %~% بر اسد و پیل زن ار رستمی # 7 همچو ملک جانب گردون بپر %~% همچو فلک خم ده اگر می‌خمی PageV1P3176 ### || [genre: Gh] # 1 در دل من پرده نو می‌زنی %~% ای دل و ای دیده و ای روشنی # 2 پرده توی وز پس پرده توی %~% هر نفسی شکل دگر می‌کنی # 3 پرده چنان زن که بهر زخمه %~% پرده غفلت ز نظر برکنی # 4 شب منم و خلوت و قندیل جان %~% خیره که تو آتشی یا روغنی # 5 بی‌من و تو هر دو ms1795 توی هر دو من %~% جان منی آن منی یا منی # 6 نکته چون جان شنوم من ز چنگ %~% تنتن تنتن که تو یعنی تنی # 7 گر تنم و گر دلم و گر روان %~% شاد بدانم که توم می‌تنی # 8 از تو چرا تازه نباشم! که تو %~% تازگی سرو و گل و سوسنی # 9 از تو چرا نور نگیرم! که تو %~% تابش هر خانه و هر روزنی # 10 از تو چرا زور نیابم! که تو %~% قوت هر صخره و هر آهنی PageV1P3177 ### || [genre: Gh] # 1 این طریق دارهم یا سندی و سیدی %~% اهد الی وصالهم ذبت من‌التباعد # 2 ای که به قصد نیمشب بسته نقاب آمدی %~% آن همه حسن و نیکوی نست مناسب ~~بدی # 3 یافئتی فدیتکم فی امل اتیتکم %~% قد قطعت وسایلی حیلة قول حاسد # 4 جان شهان و حاجبان! چشم و چراغ طالبان %~% بی‌تو ز جان و جا شدم تو ز ~~برم کجا شدی # 5 یا ملک الا یا من یا شرف الاماکن %~% جتک کی تعیذنی سطوة کل معتدی # 6 یار سرور و دولتم خواجه هر سعادتم %~% لیک تو با همه جفا خوشتر ازین ~~همه بدی # 7 رحمتکم محیطة رافتکم بسیطة %~% سادتنا تقبلو توبة کل عابد # 8 مست میی نمی‌شوم جز ز شراب اولین %~% ده قدحی چه کم شود از خم فضل ~~ایزدی # 9 طلعتکم بدورنا بهجتنا و نورنا %~% ظل خیال طیفکم دولة کل ماجد # 10 ای دل خسته هان و هان تا نرمی ز سرخوشان %~% پا نکشی ز عاشقان ورنه ~~جهود و مرتدی # 11 قبلتنا خیالهم لذتنا دلالهم %~% یا سندی جمالهم فتنة کل زاهد # 12 قدر وصالشان بدان یاد کن آنک پیش ازین %~% همچو زنان تعزیت بر سر و رو ~~همی زدی # 13 خادعنی و غرنی هیجنی و جرنی %~% نور هلال وصلکم من افق مشید # 14 ای دل مست جست‌وجو صورت عشق را بگو %~% «بر دو جهان خروج کن هرچه کنی ~~میدی » PageV1P3178 ### || [genre: Gh] # 1 اخلائی! اخلائی! صفونی عند ms1796 مولایی %~% و قولوا ان ادوایی قد استولت ~~لافنایی # 2 اخلایی اخلایی مرا جانیست سودایی %~% چو طوفان بر سرم بارد غم و سودا ز ~~بالایی # 3 و قولوا: « ایها المولی الا یا نظرةالدنیا %~% فجدلی نظرة احیا اذا ما ~~شت ابقایی # 4 اخلایی اخلاییبشویید از دل من دست %~% کزین اندیشه دادم دل به دست موج ~~دریایی # 5 یقول العشق لی یا هو فصیحا فاتحا فاه %~% فمالم تأت لقیاه متی تفرح ~~بلقایی! # 6 اخلایی اخلایی خبر آن کارفرما را %~% که سخت از کار رفتم من مرا کاری ~~بفرمایی # 7 فجد بالروح یا ساقی و رو منه اشواقی %~% ولا تبق لنا باقی سوی تصویر ~~مولایی # 8 اخلایی اخلایی امانت دست من گیرید %~% که مستم ره نمی‌دانم بدان معشوق ~~زیبایی # 9 فجد بالراح لی شکرا ولا تبق لنا فکرا %~% فها ان لم تکن صرفا فما زجه ~~ببلوایی # 10 اخلایی اخلایی به کوی او سپاریدم %~% بران خاکم بخسبانید کن سرمه‌ست و ~~بینایی # 11 الا یا ساقی الواهب ادر من خمرة الراهب %~% فلا ندری من‌الذاهب ولا ~~ندری من‌الجایی # 12 اخلایی اخلایی خبر جان را که می‌دانم %~% که تو بر راه اندیشه حریفان ~~را همی پایی # 13 مغانی الروح! غنوالی وبالاوتار طنوالی %~% و بالالحان حنوالی غنا کم ~~صفو مغنایی # 14 اخلایی اخلایی که هر روزی یکی شوری %~% به کوی لولیان افتد ازان لولی ~~سرنایی # 15 و تبریزا صفوالیها و شمس‌الدین تالیها %~% فهو مولی موالیها و مولا کل ~~علیایی # 16 اخلایی اخلایی زبان پارسی می‌گو %~% که نبود شرط در حلقه شکر خوردن به ~~تنهایی PageV1P3179 ### || [genre: Gh] # 1 ما انصف ندمانی لو انکر ادمانی %~% فالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی # 2 ریحان به سفال اندر بسیار بود دانی %~% آن جام سفالین کو وان راوق ~~ریحانی # 3 لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانی %~% یزداد لها صبغ فی احمر القانی # 4 صفهای پری رویان در بزم سلیمانی %~% با نغمه داودی مرغ خوش الحانی # 5 یا یوسف عللنی لو لامک اخوانی %~% کم من ms1797 علل یشفی من علة احزانی # 6 شو گوش خرد برکش چون طفل دبستانی %~% تا پیر مغان بینی در بلبله گردانی # 7 اقبلت علی وصلی راحلت لهجرانی %~% این القدم الاول این‌النظر الثانی ~~PageV1P3180 ### || [genre: Gh] # 1 بغداد همانست که دیدی و شنیدی %~% رو دلبر نوجوی چو دربند قدیدی! # 2 زین دیک جهان یک دو سه کفگیر بخوردی %~% باقی همه دیک آن مزه دارد که ~~چشیدی # 3 الله مراد لی والله مریدی %~% فرقت علی الله عتیقی و جدیدی # 4 من فرش شدم زیر قدمهای قضاهاش %~% خود را نکشد فرش ز پاکی و پلیدی # 5 لا خیر ولا میر سوی الله تعالی %~% فالغیبة عنه نفسا غیر سدید # 6 از راحت و دردش نکشم خویش و ندزدم %~% قفلی دهدم حکم حق و گاه کلیدی # 7 لا ارفع عنه بصری طرفة عین %~% لا امنع عن رب ظریقی و تلیدی # 8 مرا هو العین و بالعین تطری %~% روحی و عمادی و عتادی و عتیدی # 9 رو خویش درانداز چو گوی ارچه زنندت %~% شه را تو به میدان نه که بازیچه ~~عیدی! # 10 این خلق چو چوگان و زننده ملک و بس %~% فاعل همه او دان به قریبی و ~~بعیدی # 11 از ناز برون آی کزین ناز به ارزی %~% تو روشنی چشم حسینی نه یزیدی # 12 صالحت و بایعت مع‌العشق علی ان %~% یاتینی محیاه نصیری و شهیدی # 13 لا اقسم بالوعد و بالصادق فیه %~% ان قد ملا العشق مرادی بمریدی # 14 هرجای که خشکیست درین بحر در آرید %~% تا تر شود و تازه و غرقاب مجیدی # 15 الغصة والصحو جزا لشحیح %~% والقهوة والسکر وفاق لسعید # 16 العزةلله تعالی فتعالوا %~% فالعز من الله نثار لعبید # 17 یا خامد یا جامد یا منکر سکری %~% یا قایم فی‌الصورة یا شر حسیدی # 18 ارواح درین گلشن چون سرو روانند %~% تو همچو بنفشه به جوانی چه خمیدی! # 19 لا حول ولا قوة الا بملیک %~% یجعلک ملیکا وسنا کل ولید # 20 ای آهوی خوش ms1798 ناف بران ناف عبر باف %~% کز سوسن و از سنبل آن پار چریدی ~~PageV1P3181 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان چندان خوبی نوباوه یعقوبی %~% خرخاشی آشوبی جانها را مطلوبی # 2 جان جان مایی معنی اسمایی %~% هستی اشیایی سر فتنه غوغایی # 3 چون جامی در خوردم برخیزم برگردم %~% از شاخ آن وردم گر سرخم گر زردم # 4 یا مولی یا مولی اخبرنی عن لیلی %~% لا ترجه لاترجه فاللیل ذا حبلی # 5 مولانا مولانا قد صرنا حیرانا %~% غفرانا غفرانا سبحانا سبحانا ~~PageV1P3182 ### || [genre: Gh] # 1 کسی کو را بود خلق خدایی %~% ازو یابند جانهای بقایی # 2 به روزی پنج نوبت بر در او %~% همی کوبند کوس کبریایی # 3 اگر افتد بدین سو بانگ آن کوس %~% بیابند جملگان از خود رهایی # 4 زمین خود کی تواند بند کردن %~% هر آنکس را که روحش شد سمایی! # 5 عنایت چون ز یزدان برتو باشد %~% چه غم گر تو به طاعت کمتر آیی! # 6 در آن منزل چه طاعت پای دارد! %~% که جان بخشت کند از دلربایی # 7 به جای راستی و صدق گیرند %~% خیانتها که کردی یا دغایی # 8 اگر تو از دل و جان دوستداری %~% کسی کو گوهرش نبود بهایی # 9 خداوند خداوندان اسرار %~% همایان را همی بخشد همایی # 10 ترا گردید رویش رزق باشد %~% به صد لابه بهشت اندر نیایی # 11 قرار جان شمس‌الدین تبریز %~% که جانم را مباد از وی جدایی # 12 جدایی تن مرا خود بند کردست %~% هم از وی چشم می‌دارم رهایی # 13 که دست جان او چندان درازست %~% که عقل کل کند یاوه کیایی # 14 هزاران شکر ایزد را که جانم %~% به عشق چشم او دارد روایی # 15 فحمدا ثم حمدا ثم حمدا %~% بما اروانی خلاق السما # 16 من‌النور الممدد کل نور %~% من‌الکنز المکنز فی الخفا # 17 وآتاهم من‌الاسرار فضلا %~% و نجاهم بها کل البلا # 18 و احیاهم بروح عاشقی %~% طلیق من هجومات الوبا # 19 طلب منی بشیرالوصل یوما %~% قبا الروح انزعت ms1799 قبایی # 20 لقیت من فضایلهم مرادا %~% و اوصافا تجلت بالبها # 21 وجاد الصدر شمس‌الدین یوما %~% حیوتیا دوامیا جزایی # 22 رایت البخت یسجدنی اذاما %~% تکرم سیدی بالالبها # 23 وآتانی علامته بعشق %~% دوام سرمدی فی بقایی # 24 علمت بابتدا حال عشقی %~% تمامة دولة فی الانتها # 25 فلا اخلالة ظلا علینا %~% فذاک جمیع طمعی وارنجایی # 26 فحاشا بل عنایته بحور %~% غریق منه بغیی وابتغائی # 27 معانی روحنا ما زلال %~% و بالا لفاظ ما زج بالدما PageV1P3183 ### || [genre: Gh] # 1 عزیزی و کریم و لطف داری %~% ولیکن دور شو چون هوشیاری # 2 نشاید عاشقان را یار هشیار %~% ز هشیاران نیاید هیچ یاری # 3 مرا یکدم چو ساقی کم دهد می %~% بگیرم دامن او را به زاری # 4 صراحی‌وار خون گریم به پیشش %~% بجوشم همچو می در بی‌قراری # 5 که از اندیشه بیزارم بده می %~% مرا تا کی به اندیشه سپاری! # 6 چه حیله سازم ای ساقی! چه حیله! %~% که حیله آفرین و حیله‌کاری # 7 به حجت هر دمم بیرون فرستی %~% که بس باغیرتی و تنگ باری # 8 برون و اندرون و جام و می نیست %~% ولیکن در سخن اینست جاری # 9 قفی یا ناقتی هذا مناخ %~% ولا تسرین من هذاالدیار # 10 فدیت‌العشق ما احلی هواه %~% تقطع فی هواه اختیاری # 11 فلا تشغلنی یا ساقی بلهو %~% واسکرنی بکاسات کبار # 12 ایا بدرالتمام اطلع علینا %~% بحق العشق اسمع لاتمار # 13 وخلصنی من‌الدنیا واسکر %~% فلا ادری یمینی من یساری PageV1P3184 ### || [genre: Gh] # 1 بگو ای تازه رو کم کن ملولی %~% که تو رو تازه از اصل اصولی # 2 خیالی گول گیری گر بیاید %~% چنین داند که تو مغرور و گولی # 3 به زخم سیلیش از دل برون کن %~% که تا عبرت بگیرد هر فصولی # 4 خیال بد رسول دیو باشد %~% تو او را توبه ده از رسولی # 5 خیالی در تو آویزد بیفتی %~% ترا وهمی پژولاند پژولی # 6 خیالی هست چون خورشید روشن %~% خیالی چون شب تاریک لولی # 7 ms1800 اگر مردانه گوش او بمالی %~% ترا کافر کند وهم حلولی # 8 برای تو مهان در انتظارند %~% سبکتر رو چرا در مول مولی # 9 خیالات اتتکم کالخیول %~% فدسوها ثقاتی! فی‌السقول # 10 خیالات مضلات کذاب %~% لحاها الله ربی بالافول # 11 فطوبی للذی یعلو علاه %~% و یقطع عرقها قبل‌الحصول # 12 الهی قدیمی علی %~% صفی‌القلب من غش‌الغلول # 13 علی‌الله بیان ما نظمنا %~% مفاعیلن مفاعیلن فعولی PageV1P3185 ### || [genre: Gh] # 1 اتی‌النیروز مسرورالجنان %~% یحاکی لطفه لطف‌الجنان # 2 بهار از پرده غم جست بیرون %~% به کف بر جامهای شادمانی # 3 سقوا من نهره روض‌الامالی %~% خذوا من خمره کاس‌الامانی # 4 هوا شد معتدل هنگام آنست %~% که می سوری خوری و کام رانی # 5 فللاشجار اصناف المعالی %~% وللانوار انواع‌المعانی # 6 درین دفتر بسی رمزست موزون %~% چه باشد گر تو زین رمزی بدانی # 7 لئن ضیعت عمرا قبل هذا %~% تدارک ما مضی فی‌ذاالزمان # 8 مران از گوش صوت ارغنون %~% مده از دست جام ارغوانی # 9 لتغدوا روحک فی کل یوم %~% باصوات المثالث والمسانی # 10 ازین خوشتر بهاری دیر یابی %~% فرو مگذار این را تا توانی PageV1P3186 ### || [genre: Gh] # 1 ادر کاسی و دعنی عن فنونی %~% جننت فلا تحدث من جنونی # 2 نه چون ماندست ما را نی چگونه %~% ندانم تو دلاراما که چونی # 3 رایت الناس للدنیا زبونا %~% و ذقت العشق فالدنیا زبونی # 4 مترس از خصم و تو فارغ همی باش %~% که عاشق هست آن بحر فزونی # 5 فما للخلق یا صاحی ظهوری %~% و ما للخلق یا صاحی کنونی # 6 اگر عشقم درون آرام گیرد %~% کجا بیندم این خلق برونی # 7 و مادام الهوی تغلی فؤادی %~% فلا تطمع قراری اوسکونی # 8 ایا نفس ملامت گر خمش کن %~% که هم تو در ضلالت رهنمونی # 9 ضلال العشق یا صاحی حلالی %~% خراب العشق یا صاحی حصونی # 10 زهی کشتی شاهانه که عشق است %~% که رانندش درین دریایی خونی # 11 فتبریز و شمس‌الدین قصدی %~% انادیهم خدونی اوصلونی PageV1P3187 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقی اسقنی براح ms1801 %~% عجل فقد استضا صباحی # 2 یا ساقیتی و نور عینی %~% یا راحة مهجتی وزینی # 3 چون از رخ او نظر ربودی %~% هر لحظه که با خودی جهودی # 4 قد ج قلندر مباحی %~% یا ساقی اقبلی براح # 5 زان روی که جان و جان فزایی %~% از یک نظری تو دلربایی # 6 سر دست بر آن قرار بودن %~% با فصل خزان بهار بودن # 7 زان رو که ز هر خسیم خسته %~% اسرار تو ای مه خجسته # 8 در عشق درآمدی بچستی %~% وانگاه تو لوح ما بشستی # 9 زین آتش در هزار داغیم %~% وز داغ چو صد هزار باغیم # 10 گویند که: « در جفاست اسرار » %~% باور کردم ز عشق آن یار # 11 ای دل تو به عشق چند جوشی! %~% تا کی تو ز عاشقی خروشی! # 12 ای نقش خیال شهرهاری %~% از دیده ما مرو تو باری # 13 ای باغ بمانده از بهاری %~% گل رفت و بمانده سبزه‌زاری # 14 من بند تو یار می‌گزینم %~% لیک از تبریز شمس دینم PageV1P3188 ### || [genre: Gh] # 1 سلب‌العشق فادی حصل‌الیوم مرادی %~% بزن ای مطرب عارف که زهی دولت و ~~شادی # 2 اذن‌العشق تعالوا لتذوقوا و تنالوا %~% هله ای مژده شیرین چه نسیمی و ~~چه بادی! # 3 کتب‌الروح سراحی الکاس صیاحی %~% ز تو اندر دورانم که ره دور گشادی # 4 لخلیلی دورانی لحبیبی سیرانی %~% چو جهت نیست خدا را چه روم سوی بوادی! # 5 نه که بر کعبه اعظم دورانست و طوافی %~% دورانی و طوافی لک یا اهل ~~ودادی # 6 فتح‌العشق رواقا فاجیبوه سباقا %~% هله در گلشن جان رو چو مریدی و ~~مرادی # 7 لتری فیه خمورا و نشاطا و سرورا %~% که چنان عیش ندیدی تو از آن روز که ~~زادی # 8 انا قصرت کلامی فتفضل بتمامی %~% بگشا شرح محبت هله بر رغم اعادی ~~PageV1P3189 ### || [genre: Gh] # 1 کالی تیشی آینوسؤای افندی چلبی %~% نیمشب بر بام مایی تا کرا می‌طلبی # 2 گه سیه‌پوش و عصایی که منم کالویروس %~% گه عمامه و ms1802 نیزه در کف که ~~غریبم عربی # 3 چون عرب گردی بگویی «فاعلاتن فلاعات %~% ابصرالدنیا جمیعا فی قمیصی ~~تختبی # 4 علت اولی نمودی خویش را با فلسفی %~% چه زیان دارد ترا! تو یاربی و ~~یاربی # 5 گر چنینی گر چنانی جان مایی جان جان %~% هر زبان خواهی بفرما خسروا ~~شیرین لبی # 6 ارتمی اغاپسودی کایکا پراترا %~% نور حقی یا تو حقی یا فرشته یا نبی # 7 با نه اینی و نه آنی صورت عشقی و بس %~% با کدامین لشکری و در کدامین ~~موکبی # 8 چون غم دل می‌خورم یا رحم بر دل می‌برم %~% کای دل مسکین چرا اندر چنین ~~تاب و تبی! # 9 دل همی گوید « برو من از کجا تو از کجا! %~% من دلم تو قالبی رو رو همی ~~کن قالبی # 10 پوستها را رنگها و مغزها را ذوقها %~% پوستها با مغزها خود کی کند هم ~~مذهبی! » # 11 کالی میراسس نزیتن بوستن کالاستن %~% شب شما را روز گشت و نیست شبها ~~را شبی # 12 من خمش کردم فسونم بی‌زبان تعلیم ده %~% ای ز تو لرزان و ترسان مشرقی ~~و مغربی # 13 شمس تبریزی برآ چون آفتاب از شرق جان %~% تا گشایند از میان زنار کفر ~~و معجبی PageV1P3190 ### || [genre: Gh] # 1 لا یغرنک سد هوس عن رایی %~% کم قصور هدمت من عوج الارآ # 2 اشتهی انصح لکن لسانی قفلت %~% اننی انصح بالصمت علی الاخفا # 3 این همه ترس و نفاق و دودلی باری چیست %~% نه که در سایه و در دولت این ~~مولایی! # 4 بیم ازان می‌کندت تا برود بیم از تو %~% یار ازان می‌گزدت تا همه ~~شکرخایی # 5 شمس تبریز شمعیست که غایب گردد %~% شب چو شد روز چرا منتظر فردایی! PageV1P3191 ### || [genre: Gh] # 1 غدرالعشق فزلت قدمی %~% مزج‌الفرقة دمعی بدمی # 2 و حنی‌القلب بما اورثنی %~% ندما فی ندم فی ندم # 3 کرة الحجب وجودی و نی %~% اسفا لیت وجودی عدمی # 4 و سقی‌الصب و قد اسکرنی %~% شرب القلب و ماذاق ms1803 فمی # 5 ای صنم لطف ترا می‌دانم %~% نیم ای دوست بدان حد عجمی # 6 ز لطیفی تو گر شکر ترا %~% بدل اندیشم ترسم برمی # 7 من کی باشم! که تو بر تخت جمال %~% حسرت شاه و سپاه و حشمی # 8 منه انگشت تو بر حرف کژم %~% من اگر حرف کژم تو قلمی # 9 سبق‌الجود وجودی قدما %~% منک یا انت ولی‌النعم # 10 به حق جود وجودت که مبر %~% ز من بی‌دل و هذا قسمی # 11 لا تبح قتلی بالصد وصل %~% و اجرنی انا صید الحرم PageV1P3192 ### || [genre: Gh] # 1 وقتت خوش ای حبیبی بشنو بحق یاری %~% ارحم حنین قلبی لا تسع فی ضراری # 2 دل را مکن چو خاره مگزین ز ما کناره %~% یا منیة الفاد دار ولا تمار # 3 ساقی خاص روحی در ده می صبوحی %~% اللیل قد تولی و البدر فی‌التواری # 4 ای برده هوش ما را یار آر دوش ما را %~% اسقیتنا کسا صرفا علی‌الخمار # 5 مار را خراب کردی غرق شراب کردی %~% حتی بدا و افشا ما کان فی سراری # 6 سلطان خیل مایی لیلی لیل مایی %~% یا لدةاللیالی یا بهجةالنهار # 7 ای سر طور سینا وی نور چشم بینا %~% انت‌الکبیر فینا فارحم علی‌اصغار # 8 هین نوبت جنون شد مستی ما فزون شد %~% یا مسکرالعقول یا هادم‌الوقار # 9 شاه سخن‌ور آمد موج سخن درآمد %~% نحن‌الصدا نصدی والله خیر قاری ~~PageV1P3193 ### || [genre: Gh] # 1 درهم شکن چو شیشه خود را چو مست جامی %~% بد نام عشق جان شو اینست ~~نیکنامی # 2 پرذوق چون صراحی بنشین اگر نشینی %~% کن کالقدح مذیقا للقوم فی‌القیام # 3 عقل تو پای‌بندی عشق تو سربلندی %~% العقل فی‌الملام والعشق فی‌المدام # 4 الدیک فی صیاح واللیل فی انهزام %~% والصبح قد تبدی فی مهجةالضلام # 5 معشوق غیر ما نی جز که خون ما نی %~% هم جان کند رئیسی هم جان کند ~~غلامی # 6 دل را کباب کردی خون را شراب کردی %~% یا من فداک روحی یا سیدالانام # 7 ز ms1804 اندیشه شو پیاده تا بر خوری ز باده %~% من راوق قدیم مستکمل‌القوام # 8 مستفعلن فعولن آتش مکن مجوشان %~% زیرا کمال آمد دیگر نماند خامی # 9 می‌گو تو هرچه خواهی فرمان‌روا و شاهی %~% سلمت یا عزیزی یا ~~صاحب‌السلام # 10 باده چو با خیزان چون پشه غم‌گریزان %~% لا تعذلوا السکارا افدیکم ~~کرامی # 11 تبریز شاد بادا ز اشرق شمس دینم %~% فالشمس حیث تجری للمشرقین حامی ~~PageV1P3194 ### || [genre: Gh] # 1 بار منست او بچه نغزی خواجه اگرچه همه مغزی %~% چون گذری بر سر کویش ~~پای نکونه که نلغزی # 2 حدثنی صاحب قلبی طهرلی جلدة کلبی %~% اضحکنی نور فادی اسکرنی شربة ربی # 3 وز در بسته چو برنجی شیوه کنی زود بقنجی! %~% شیوه مکن قنج رها کن پست ~~کن آن سر که بگنجی # 4 طاب لحبی حرکاتی صار خساری برکاتی %~% انت حیاتی و تعدی طال حیاتی ~~بحیاتی # 5 جان دل تو دل جانی قبله نظاره کنانی %~% چونک شود خیره نظرشان از ره ~~دلشان بکشانی # 6 عمرک یا عمر و تولی زادک یا زید تجلی %~% کم تنم‌اللیل! تنبه! قد ~~ظهرالصبح تجلی # 7 خانه دل را دو دری کن جانب جان راه‌بری کن %~% طالب دریای حیاتی سنگ ~~دلا رو گهری کن # 8 یا سندی انت جمالی انت دلیلی ودلالی %~% کیف تجوز و ترجی تعرض عنی ~~لملالی # 9 جان و روان خیز روان کن با شه شاهان سیران کن %~% هیچ بطی جوید کشتی! ~~جان شده ترک مکان کن # 10 قد طلع‌البدر علینا قد وصل‌الوصل الینا %~% یا فئتی وافق بدر فیه ~~نذرنا والینا # 11 ای طربستان چه لطیفی! ای سرمستان چه ظریفی! %~% ده بخوری تو بدهی یک ~~کی بود این شرط حریفی! # 12 کل مسا و صباح یسکرناالعشق براح %~% قد یس‌المحزن منا التحق الحزن ~~بصاح # 13 بس کن گفتار رها کن باز شهی قصد هوا کن %~% باز رو ای باز بدان شه با ~~شه خود عهد و وفا کن # 14 بسکم‌الهجر فعودوا فی طلب‌الوصل سعود %~% امتنع‌الوصل بشح اجتنبواالشح ~~وجودوا ms1805 PageV1P3195 ### || [genre: Gh] # 1 سیدی ایم هو کی خذیدی ایم هو کی %~% ارنی وجهک ساعة نقتدی ایم هو کی # 2 من ردا اکرامکم نرتدی ایم هو کی %~% فی سناسیمائکم نهتدی ایم هو کی # 3 خوش بود از جام تو بیخودی ایم هو کی %~% در صبوح از نقل تو نغتدی ایم ~~هو کی # 4 همچو مه در شهرها شاهدی ایم هو کی %~% از همه بیندت مقتدی ایم هو کی # 5 حاضر و آواره را مسندی ایم هو کی %~% کعبه‌وار آفاق را مسجدی ایم هو کی # 6 برد عشقت از دلم زاهدی ایم هو کی %~% اسکتوا ذاک‌الخیال قایدی ایم هو ~~کی PageV1P3196 ### || [genre: Gh] # 1 گهی پرده‌سوزی گهی پرده‌داری %~% تو سر خزانی تو جان بهاری # 2 خزان و بهار از تو شد تلخ و شیرین %~% توی قهر و لطفش بیا تا چه داری # 3 بهاران بیاید ببخشی سعادت %~% خزان چون بیاید سعادت بکاری # 4 ز گلها که روید بهارت ز دلها %~% به پیش افکند گل سر از شرمساری # 5 گرین گل ازان گل یکی لطف بردی %~% نکردی یکی خار در باغ خاری # 6 همه پادشاهان شکاری بجویند %~% توی که به جانت بجوید شکاری # 7 شکاران به پیشت گلوها کشیده %~% که جان بخش ما را سزد جان سپاری # 8 قراری گرفته غم عشق در دل %~% قرار غم الحق دهد بی‌قراری # 9 دلا معنی بی‌قراری بگویم %~% بنه گوش یارانه بشنو که یاری # 10 فدیت لمولی به افتخاری %~% بطی‌الاجابة سریع‌الفرار # 11 و منذ سبانی هواه ترانی %~% اموت و احیی بغیر اختیاری # 12 اموت بهجر و احیی بوصل %~% فهذاک سکری وذاک خماری # 13 عجبت بانی اذرب بشمس %~% اذا غاب عنی زمان‌التواری # 14 اذا غاب غبنا و ان عاتعدنا %~% کذا عادةالشمس فوق‌الذراری # 15 بمائین یحیی بحس و عقل %~% فذوا الحس راکد وذوا العقل جاری # 16 فماالعقل الا طلاب المواقب %~% و ماالحس الاخداع العواری # 17 فذو العقل یبصر هداه و یخضع %~% و ذوالحس یبصر هواه یماری # 18 گهی آفتابی ز ms1806 بالا بتابی %~% گهی ابرواری چو گوهر بباری # 19 زمین گوهرت را به جای چراغی %~% نهد پیش مهمان به شبهای تاری # 20 ز من چون روی تو ز من رود هم %~% برم چون بیایی مرا هم بیاری ~~PageV1P3197 ### || [genre: Gh] # 1 الام طماعیة العاذل %~% ولا رأی فی‌الحب للعاقل # 2 برادر مرا در چنین بی‌دلی %~% ملامت رها کن اگر عاقلی # 3 یراد من‌الطبع نسیانکم %~% و یا بی‌الطباع علی‌الناقل # 4 تو عاقل ازانی که عاشق نه %~% ترا قبله عشقست اگر مقبلی # 5 و انی لا عشق من عشقکم %~% نحولی و کل فتی ناحل # 6 به صورت فریبی مرا روز و شب %~% ز جان برنخیزی که بس کاهلی # 7 و لوزلتم ثم لم ابککم %~% بکیت علی حبی‌الزائل # 8 منم مرغ آبی توی مرغ خاک %~% ازین منزلم من تو زان منزلی # 9 اینکر خدی دموعی و قد %~% جری منه فی مسلک سابل # 10 لکم دینکم خوان ولی دین برو %~% وگر نی بوصل آ اگر واصلی # 11 اول دمع جری فوقه %~% و اول حزن علی راحل # 12 بر آفتابست مه در کمی %~% ازو دور ماند گه کاملی # 13 وهبت‌السلو لمن لا منی %~% و بت من‌العشق فی شاغل # 14 چو جان ولی شد قرین قمر %~% ببارد چو باران بلا بر ولی # 15 ولو کنت فی اسر غیرالهوی %~% ضمنت ضمان الی وائل # 16 فلا استغیث الی ناصر %~% ولا اتضعضع من خاذل # 17 ازین در برد جمله عالم مراد %~% برین در بمیرم چو تو سایلی # 18 کان‌الجفون علی مقلتی %~% ثیاب شققن علی ثاکل # 19 برین در چو دری درون صدف %~% چو دوری چو ریمی که در دملی PageV1P3198 ### || [genre: Gh] # 1 هذا طبیبی عند الدوآ %~% هذا حبیبی عند الو # 2 هذا لباسی هذا کناسی %~% هذا شرابی هذا غذایی # 3 هذا انیسی عندالفراق %~% هذا خلاصی عند الب # 4 قالوا تسلی حاشا و کلا %~% قلبی مقیم وسط الوف # 5 این کان احمد قلبی تعمد %~% روحی فداه عند الفن # 6 ان کان شاکی یبغی ms1807 هلاکی %~% سمعا و طاعه ذا مشتهایی # 7 هذا سلحدار لایدخل الدار %~% الا بدینار عند الاب # 8 مونی حیاتی حصدی نباتی %~% حبسی نجاتی مقتی بقایی # 9 یا من یلمنی مالک و مالی %~% صبری محال فی الاتق # 10 روحی مصیب قلبی مصاف %~% صبری مذاب فی حرنایی # 11 انا نسینا ما قد لقینا %~% لما راینا بدر الضی # 12 یا ذوفنونی ابصر جنونی %~% فوق‌الظنون خرق الحیا # 13 امروز دلبر یکبار دیگر %~% آمد که گیرد مرغ هوایی # 14 گر او پذیرد ده ده بگیرد %~% لیکن بخیلست در رخ نمایی # 15 بر گرد دلبر پانصد کبوتر %~% پر می‌فشانند بهر گوایی # 16 ای نیم مرده پران شو اینجا %~% کاینجا نماند بی‌اشتهایی # 17 مستان کم زن رستند از تن %~% دزدم گلیمی من از کسایی PageV1P3199 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقی الحی اسمع سؤالی %~% انشد فادی واخبر بحال # 2 قالو تسلی حاشا و کلا %~% عشق تجلی من ذی‌الجلال # 3 العشق فنی والشوق دنی %~% والخمر منی والسکر حالی # 4 عشق وجیهی بحر یلیه %~% والحوت فیه روح‌الرجال # 5 انتم شفایی انتم دوایی %~% انتم رجایی انتم کمالی # 6 الفخ کامن والعشق آمن %~% والرب ضامن کی لاتبالی # 7 عشق موبد فتلی تعمد %~% و انا معود بأس‌النزال # 8 گفتم که: « ما را هنگامه بنما » %~% گفت: « اینک اما تو در جوالی # 9 بدران جوال و سر را برون کن %~% تا خود ببینی کندر وصالی # 10 اندر ره جان پا را مرنجان %~% زیرا همایی با پر و بالی » # 11 گفتم که: « عاشق بیند مرافق » %~% گفتا که: « لالا ان کان سالی » # 12 گفتم که: « بکشی تو بی‌گنه را » %~% گفتا: « کذا هوالوصل غالی » # 13 گفتم « چه نوشم زان شهد » گفتا %~% « مومت نباشد هان تا نمالی » # 14 انعم صباحا واطلب رباحا %~% وابسط جناحا فالقصر عالی # 15 می‌نال چون نا خوش همنشینا! %~% حقست بینا هر چون که نالی # 16 انا وجدنا درا فقدنا %~% لما ولجنا موج‌اللیالی # 17 می گرد شبها گرد طلبها %~% تا پیشت آید نیکو سگالی # 18 می گرد شب ms1808 در مانند اختر %~% ان‌اللیالی بحراللالی # 19 دارم رسولی اما ملولی %~% یارب خلص عن ذی‌الملال # 20 عندی شراب لوذقت منه %~% بس شیرگیری گرچه شغالی # 21 درکش چو افیون واره تو اکنون %~% گه در جوابی گه در سوالی # 22 من سخت مستم به خود خوشستم %~% یا من تلمنی لم تدر حالی # 23 جانا فرود آ از بام بالا %~% وانعم بوصل فالبیت خالی # 24 گفتم که: « بشنو رمزی ز بنده » %~% گفتا که: « اسکت یا ذاالمقال » # 25 گفتم: « خموشی صعبست » گفتا: %~% یا ذاالمقال صرذاالمعالی # 26 کس نیست محرم کوتاه کن دم %~% والله اعلم والله تالی PageV1P3200 ### || [genre: Gh] # 1 هذا سیدی هذا سندی %~% هذا سکنی هذا مددی # 2 هذا کنفی هذا عمدی %~% هذا ازلی هذا ابدی # 3 یا من وجهه ضعف القمر %~% یا من قده صعف‌الشجر # 4 یا من زارنی وقت‌السحر %~% یا من عشقه نور نظری # 5 گر تو بدوی ور تو بپری %~% زین دلبر جان خود جان نبری # 6 ور جان ببری از دست غمش %~% از مرده خری والله بتری # 7 ایلا کلیمو ایلا شاهمو %~% خراذی دیذیس ذوزمس آنیمو # 8 پوذپسه بنی پوپونی لالی %~% میذن چاکوس کالی تو یالی # 9 از لیلی خود مجنون شده‌ام %~% وز صد مجنون افزون شده‌ام # 10 وز خون جگر پرخون شده‌ام %~% باری بنگر تا چون شده‌ام # 11 گر زانک مرا زین جان بکشی %~% من غرقه شوم در عین خوشی # 12 دریا شود این دو چشم سرم %~% گر گوش مرا زان سو بکشی # 13 یا منبسطا فی تربیتی %~% یا مبتشرا فی تهنیتی # 14 ان کنت تری ان تقتلنی %~% یا قاتلنا انت دیتی # 15 گر خویش تو بر مستی بزنی %~% هستی تو بر هستی بزنی # 16 در حلقه درآ بهر دل ما %~% شکلی بکنی دستی بزنی # 17 صدگونه خوشی دیدم ز کسی %~% گفتم که: « لبت » گفتا: « نچشی » # 18 بر گورم اگر آیی بنگر %~% پرعشق بود چشمم ز کشی # 19 آن باغ بود بی‌صورت بر %~% وآن گنج بود بی‌صورت زر # 20 شب ms1809 عیش بود بی‌نقل و سمر %~% لاتسألنی زان چیز دگر PageV1P3201 ### || [genre: Gh] # 1 طیب‌الله عیشکم لا اوحش‌الله من ابی %~% لست انسی احبتی والجفا لیس ~~مذهبی # 2 سایه بر بندگان فکن که تو مهتاب هر شبی %~% سخنی گو خمش مکن که به غایت ~~شکر لبی # 3 ما تسلیت عنکم ما نسینا حقوقکم %~% نصب عینی خیالکم لیس حسناه یختبی # 4 جان سوارست و فارسی خر تن زیر ران او %~% زشت باشد که زیر خر کند این ~~روح مرکبی # 5 فتح الله عیننا جمع‌الله بیننا %~% خفرات اتیننا بجمال و غبغب # 6 هله زین نیر درگذر بده آن جام معتبر %~% که دل و جان ز جام او برهد زین ~~مذبذبی # 7 املاالکأس لا تقل لنداماک اصبروا %~% نفدالصبرالتقی یا حبیبی و صاحبی # 8 زمن از تو دونده شد فلکت نیز بنده شد %~% دو جهان از تو زنده شد چه ~~دلاویز مشربی! # 9 حیث ما حاول‌الثری فمه جانب‌السما %~% حبث ما حل خاطری انت قصدی و ~~مطلبی # 10 دل به اسباب این جهان به امید تو می‌رود %~% که تو اسباب را همه بید ~~خود مسببی # 11 ز تو مشغول می‌شود به سببها ضمیرها %~% خبرش نی ز قرب تو که تو از قرب ~~اقربی # 12 املا لکأس صاحبی من دنان ابن راهب %~% یا کریما مکرما تتجمل و تطرب # 13 هله خامش مگو صلا تو که داری بخور هلا %~% چو درین ظل دولتی ز چه رو ~~در تقلبی! # 14 سکرالقوم فاسکتوا طرب‌الروح فانصتوا %~% وصلوا لا تعربدوا طلبا للتغلب ~~PageV1P3202 ### || [genre: Gh] # 1 یا ملک المبعث والمحشر %~% لیس سوی صدرک من مصدر # 2 سر نبری ای سر اگر سر بری %~% آن ز خری دان که تو سر واخری # 3 مقلة عینی لک یا ناظری %~% نظرة قلبی لک یا منظری # 4 همچو پری باش ز خلقان نهان %~% بر نپری تا نشنوی چون پری # 5 غاب فؤادی لم غیبته %~% بعد حضوری لک یا محضری # 6 بر سر خشکی چو ثقیلان مران %~% برتر از آنی ms1810 که روی برتری # 7 منزلناالعرش و ما فوقه %~% عمرک یا نفس قمی سافری # 8 جمله چو دردند به پایان خم %~% سرور از آنی تو که تو سروری # 9 قلت الا بدلنا سلما %~% اسلمک الصبر قفی واصبری # 10 چند پس پرده و از در برون %~% بر در این پرده اگر بر دری # 11 قالت هل صبری الا به %~% هل عقدالبیع بلا مشتری # 12 می مفروش از جهت حرص زر %~% جوهر می خود بنماید زری # 13 اذ حضرالراح فما فاتنا %~% افتح عینیک به وابصری # 14 می بفروشی چه خری! جز که غم %~% دین بفروشی چه بری! کافری # 15 قر به‌العین کلی واشربی %~% قد قرب‌امنزل فاستبشری # 16 وصلت فانی ننماید بقا %~% زن نشود حامله از سعتری PageV1P3203 ### || [genre: Gh] # 1 روزن دل! آه چه خوش روزنی %~% یا تو مگر روزن یار منی # 2 عمرک یا نخلة هل تأذنی %~% نحو جنی غصنک کی نجتنی # 3 روزن آن خانه اگر نیستی %~% پس تو ز چه روی چنین روشنی # 4 کل سراج حدث ینطفی %~% غیرک یا اصلی یا معدنی # 5 هرچه کند چرخ مطوق بود %~% جز تو که بنیاد بقا می‌کنی # 6 اتخذالحرص هنا مسکنا %~% دونک یا نفس فلا تسکنی # 7 دانه دامست چرا می‌خوری! %~% آهن سردست چرا می‌زنی! # 8 شربة اهوائک مسمومة %~% حیلة اعدائک فی‌المکمن # 9 سخته کمانیست پس این کمین %~% بر پر! چون تیر چرا ایمنی! # 10 قد نفد العمر وضاق‌المدی %~% خذ بیدالهالک یا محسنی # 11 گر دو جهان ملک شود مرمرا %~% بی‌تو گدایم نشوم من غنی # 12 غیر سنا وجهک لا نشتهی %~% ای وسوی عشقک لا نقتنی PageV1P3204 ### || [genre: Gh] # 1 اضحکنی بنظرة قلت له فهکذی %~% شرفنی بحضرة قلت له فهکذی # 2 جا امیر عشقه ازعجنی جنوده %~% امددنی بنصرة قلت له فهکذی # 3 جملنی جماله نورنی هلاله %~% اطربنی بسکرة قلت له فهکذی # 4 یسکن فی جوارنا تسکن منه نارنا %~% یدهشنا بعشرة قلت له فهکذی # 5 نور وجهه الدجی صدق لطفه‌الرجا %~% اکرمنی بزورة قلت له فهکذی ms1811 # 6 نال فؤادی کأسه عظمه و بأسه %~% فاز به بخمرة قلت له فهکذی # 7 من تبریز شمس دین یسمع منی الانین %~% یکرمنی بسفرة قلت له فهکذی ~~PageV1P3205 ### || [genre: Gh] # 1 قد اسکرنی ربی من قهوة مد راری %~% واستغرقنی الساقی من نائله‌الجاری # 2 یا قهوة اجلالی یا دافع بلبالی %~% ما جئت هنا الا کی تکشف اسراری # 3 قد کلفنی عشقی الصبوة لا تشفی %~% اصعدت به عمری ادرکت به ثاری # 4 سقیا لک یا ساقی من نائلک الباقی %~% لا تسر الی صدری انی لک یا ساری # 5 فزنا بمطایاکم جدنا بعطایاکم %~% من اسعد یلقاکم لا یلدغه ضاری # 6 ذاالحال حوالینا و انشق به عینا %~% لا زال لنا زینا من حلة انواری # 7 یا سمعی و یا شمعی یا سکری و یا شکری %~% یا راحی و یا روحی من غیرک ~~اغیاری PageV1P3206 ### || [genre: Gh] # 1 الا فی‌الغشق تشریفی و عیدی %~% تعالوا نحو عشق منستزید # 2 دعانا من تعالی عن حدود %~% نجی‌المحدود بالعین الحدید # 3 دعانا بحر ذی ما فرات %~% فانکرنا التیمم بالصعید # 4 دعانا خالق کل دعا %~% تخاسر عندنا کل بعید # 5 نسینا کل شی مذ ذکرنا %~% مقامات تعالت عن ندید # 6 بدایات نهایات لدیها %~% مجال‌الروح فی جد جدید PageV1P3207 ### || [genre: Gh] # 1 نسیت الیوم من عشقی صلاتی %~% فلا ادری عشائی من غداتی # 2 فوجهک سیدی! شمسی و بدری %~% و نثری منک یاقوت الزکاة # 3 نداک سکرة الارواح طرا %~% و فی لقیاک طاع کل ناتی # 4 لقد نهج الهوی منهاج کبد %~% فضاعت فی مناهجه ثباتی # 5 و ادنی ما لقینا فی هواه %~% حیوة فی حیوة فی حیات # 6 تشبثنا باذیال کرام %~% باید تایبات آیبات # 7 فما اغنی التشبث للسکاری %~% و ما النتفعوا بیات النجاة # 8 و انی الاستقامة والتوقی %~% لقلب بعد شرب المنکرات! PageV1P3208 ### || [genre: Gh] # 1 اتاک الصوم فی حلل السعود %~% فدم واسلم علی رغم الحسود # 2 وصم وافطر و عید فی نعیم %~% لک العمر المؤبد بالخلود # 3 فلا زالت تزف لک التهانی %~% مهناة من‌الملک الودود ms1812 # 4 فشکرا ثم شکرا ثم شکرا %~% لاوراد العطا خیرالورود # 5 و سقیا ثم سقیا ثم سقیا %~% لجود بعد جود بعد جود # 6 و کأسا قد سقیناه دهاثا %~% یری رقراقها تحت‌الجلود # 7 ینابیع جرت شرقا و غربا %~% کانهارالجنان بلا رکود # 8 و نیران الشباب موقدات %~% بسعد لا یخاف من‌الخمود # 9 براح الروح روحی! قرعینا %~% و یا نفسی دعاک الجد عودی # 10 و ارض‌الله واسعة فسیح %~% الی رب رؤف بالوفود # 11 ینادی ربنا عودوا الینا %~% اجبیونا و اوفوا بالعقود # 12 ازهدا فی ملاقاتی و عندی %~% وجود فی وجود فی وجود # 13 ولم یخسر طلوب فی فنائی %~% ولم یمکن خلاف فی وعودی # 14 خمش کردم که هر ناگفته را %~% بدیدم من که دیدی و شنودی PageV1P3209 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم‌الصبح جد بابتشار %~% و بشر حین یأتی بانتشار # 2 واتحفنی لباس‌الجد منه %~% فانی من لباس الجد عاری # 3 فقد احرقت فی صد و بعد %~% بنار لا تسلنی ای نار # 4 اما تصغی الی قلب حریق %~% ینادی یا حذاری یا حذاری # 5 و مما خان بی‌دهر قتول %~% و ما قدحان لی ادراک ثاری # 6 اذا ما فیک افنی فیک احیی %~% اذا ما انت جاری انت جاری # 7 ظللت کیونس فی بطن حوت %~% فمذ صح‌الهوی کسروا فقاری # 8 الا یا صاح انظر فی خدودی %~% تری او صافه ان کنت قاری PageV1P3210 ### || [genre: Gh] # 1 الا یا مالکا رق‌الزمان %~% الا یا ناسخا حسن الغوانی # 2 الا من لطفه ما زلال %~% و مافی‌الکون ظرف کالاوانی # 3 سجود کل اوج او حضیض %~% بشمس‌الدین سلطان المعانی # 4 الا تبریز بشراک دواما %~% و صار ساجدیک‌المشرقان # 5 ظل‌الله تبریزا بظل %~% تضعضع من تصوره جنانی # 6 تعالی عن مدیحی قد تعالی %~% ولکن لیس صبر فی لسانی PageV1P3211 ### || [genre: Gh] # 1 املا قدح البقا ندیمی! %~% من خمرة دنک القدیم # 2 صحیح المی و داو سقمی %~% من غمزة لحظک السقیم # 3 للعشق ظعنت یا مقیما %~% والظاعن طالب المقیم # 4 قد قیل بمن یراک یوما %~% بشراک بغیهة النعیم # 5 ms1813 لایدرک عادلی بعقل %~% فوارة عشقی القدیم # 6 قدامک روضةالمعالی %~% ایاک سعاد! ان تقیمی # 7 هل اغد سعاد ذات یوم %~% سکران بذلک الحریم # 8 تبریز و شمس و دین مولی %~% ذوالبهجة والید الکریم PageV1P3212 ### || [genre: Gh] # 1 یا مالک دمة الزمان %~% یا فاتح جنة الامعانی # 2 لا هوتک موضح المصادر %~% ناسوتک سلم الامانی # 3 من رام لقاک فی جهات %~% ردوه بفول لن ترانی # 4 کم اتلفنی بلن حبیبی %~% لما اتلفنی بلن اتانی # 5 کم رد علی بات وصل %~% کم عنه رجعت قد دعانی # 6 کم عانق روحه و روحی %~% کم جالسنی بلا مکان # 7 کم البسنی ببرد تیه %~% کم اطعمنی و کم سقانی # 8 کم اسکرنی بکاس حب %~% بین الحرفا و المغانی # 9 یا قلب کفاک لا تطول %~% بالله علیک یا لسانی PageV1P3213 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقیةالمدام هاتی %~% وامحوا بمدامة صفاتی # 2 من عین مدامة رحیق %~% لا تمزجها من‌الفرات # 3 اشبع طربا و رو عیشا %~% لا تخش ملامةالوشاة # 4 لا تسکر جاهلا لئیما %~% واسکر نفرا من الکفاة # 5 قم فاسب بوجنتیک عقلی %~% قم فاقن بمقلتیک ذاتی # 6 بشری بولوج روح قدس %~% ینجی نظری من‌الکفاة # 7 لاخوف ولا فنا لذات %~% لا ینعشه من‌الممات # 8 لا امن و لا امان حتی %~% اقطع طمعی من‌نجات # 9 تبریز نحقتنی و الا %~% فاحسب بدنی من‌الموات PageV1P3214 ### || [genre: Gh] # 1 طارت حیلی و زال حیلی %~% اصبحت مکابدا لویلی # 2 قد اظلم بالجوی نهاری %~% کیف اخبرکم انا بلیلی # 3 ما املا عصتی و وجدی %~% ما افرع من رضاک کیلی PageV1P3215 ### || [genre: Gh] # 1 قالت الکأس ارفعونی کم تحبسونی %~% ان جسمی فی زجاج بالنوی لا تکسرونی # 2 اجعلوا الساقی خبیرا عارفا عنه سلونی %~% اننی لست احب المفتری لا ~~تظلمونی # 3 فاذا انتم سکرتم فوق السکر سکرا %~% فاقرعوا باب‌التقاضی واسألوا لا ~~تقنطونی # 4 کنت فی سیر خفی صورتی فی‌ذالسکون %~% خلتمنی کالجماد ذاک من نکس العیون # 5 ان اردتم انتعاشا فاتقوا مکرالظنون %~% ان نکستم فاستقیموا واحذروا ~~ریب‌المنون PageV1P3216 ### || [genre: Gh] # 1 ترکبن طبقا عن طبق ms1814 مولائی %~% انت کالروح و نحن لک کالاعض # 2 کیف یبقی فطنا من نزل‌العشق به %~% کیف یروی کبد ذاب من استسقا # 3 کم خلقنا و نقضنا لک لا عهد لنا %~% خدعة ان ضمن المفلس للایفا # 4 طاب ما ادبنی دهری بالضر ولم %~% یغن عنی ادب یصرف عنی دائی # 5 عشقت جملة اجزا وجودی قمرا %~% عاینته سحرا من افق الالا # 6 لا تؤاخذ فلکا حق اذا فارقه %~% قمر مثلک یا محترق الضوا # 7 قلة الصبر و الا انا فی‌المدح مسی %~% هل یجوز شبه‌الشی بلا اشیا # 8 یشعر العاشق و هو عجم فی عجم %~% فیک وارتج لسان العرب العربا # 9 غلب الفرد علی‌الشفع بلی واتحدا %~% ان تثنی شبح فی نظر الحولا ~~PageV1P3217 ### || [genre: Gh] # 1 اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری %~% و تحرقت ضلوعی و جوانحی بناری # 2 و سعادة لیوم نظرالسعود فینا %~% نزل السهیل سهلا و اقام فی جواری # 3 فدخلت لج بحر بطرا بما اتانی %~% فغرقت فیه لکن نظرالحبیب جاری # 4 فتحت عیون قلبی فرأیت الف بحر %~% و مراکبا علیها بهوی الهوا سواری # 5 تبریز حض فضلا و ترابه کمالا %~% بشعاع نور صدر هو افضل الکبار # 6 تبریز اشفعی لی بشفاعة الی من %~% زعقات وجد قلبی لحقتة بالتواری # 7 و لاجل سؤ حالی بتواضعی لدیه %~% و تعرضی هوانی بهواه والصغار # 8 و تقول لا تقطع کبدا رهین شوق %~% برجاک ما یرجی و یذوب بالبواری # 9 و تتوب من ذنوبی و تجاسری علیه %~% و لیه عود قلبی و نهایة الفرار # 10 لمعات شمس دین هو سیدی حقیقا %~% هی اصل اصل روحی و ورا هاعواری # 11 جمع الاله شملا قطعته شقوة لی %~% فهو الکبیر یعفو لجنایة العصاری ~~PageV1P3218 ### || [genre: Gh] # 1 لا قی‌الفراش نارا کن هکذا حبیبی %~% فی النار قد تواری کن هکذا حبیبی # 2 ذاق القراش ذوقا والشمع ذاب شوقا %~% والدمع منه سارا کن هکذا حبیبی # 3 فی العشق مذرجعتا باللیل ما هجعنا %~% فی مجلس السکاری کن هکذا حبیبی # 4 العاشقون قاموا ذااللیل لاتناموا %~% لا ms1815 تنفروا فرارا کن هکذا حبیبی # 5 الوصل سال سیلا مجنون صار لیلی %~% لیل غدا نهارا کن هکذا حبیبی # 6 الشمس فی ضحاها و القلب قد یراها %~% والعقل فیه حارا کن هکذا حبیبی # 7 من الکلیم دلا و لرب قد تجلی %~% انی آنست نارا کن هکذا حبیبی ~~PageV1P3219 ### || [genre: Gh] # 1 الا حریم لیلی علیکم سلامی %~% ادرتم علینا صفیةالمدام # 2 فذا ربیع وصل و نوبة التلاقی %~% و نعمة احاطت جمیعة الانام # 3 تداولوا کوسا واسکروا رؤسا %~% کذا بکون خقا ولیمة الکرام # 4 فوصلکم مدید صلوا بلا انقطاع %~% و نزلکم مزید کلوا بلا غرام # 5 فلا یهیم قلبی بظلمة اللیالی %~% ولا تعام عینی علت عن‌المنام ~~PageV1P3220 ### || [genre: Gh] # 1 اخرج عن‌المکان یا صارم‌الزمان %~% واسبح سباح حوت فی قلزم‌المعانی # 2 لا تبغ اتصالا نعت جسم %~% انی اری دنوا انی من‌التدانی # 3 العبد لیس یرضی فی رقه شریکا %~% فلرب کیف یرضی فی ملکه بثانی # 4 هل عاشق تصدیم عشوقتین جمعا %~% اعشق فان فیه تخلیص کل غانی # 5 العشق نور روحی صبح الهوی صبوحی %~% امنیة و فیه مجموعة الامانی # 6 ماالعشق یا معنا یشرک انا و انا %~% تقنی عن‌المدارک فی خالق‌الحسان # 7 هذاالصدود خانی و النار فی جنانی %~% یزداد کل یوم عشقی بلا توانی # 8 قلبی علیک یحرص یا رب لا تخلص %~% یارب زد وقودا سبحان من یرانی # 9 سبحان من یرانی سبحان من رعانی %~% سبحان من دعانی من غیر امتحان # 10 اسکت فلون خدی اوج دمعتی تودی %~% عشقا به تعالی عن صفوةالمعانی ~~PageV1P3221 ### || [genre: Gh] # 1 یا من یزید حسنک حقا تحیری %~% اهلا و مرحبا بسراج منور # 2 یا من سألت عن صفةالروح کیف هو %~% االروح لاح من قمرالحسن فابصر # 3 فی برق و جنتیه حیات مخلد %~% لا تعد عنه نحو حیات مزور # 4 من سکر مقلتیه اری کل جانب %~% سکران عاشق بشراب مطهر # 5 قد کان فی ضمیری منه تصورا %~% من صورةالجلالة افنی تصوری # 6 اطلب لباب دینک واترک قشوره %~% بالله فاستمع لکلام مقشر # 7 لما ms1816 صفا حیوتک من نور بدره %~% ابشر فقد سعدت بشمس و مشتری PageV1P3222 ### || [genre: Gh] # 1 یا ویح نفسنا بفوات الفضائل %~% یا ویل روحنا بفسادالوسائل # 2 قد حن واشتکی فلذا الصخر بکیا %~% علی علی هجران فخرالقبایل # 3 لو ان فراقی حمل‌الطور والصفا %~% زمانا یسیرا هدمت بالزلازل # 4 لو ان شرارا من هوانا تبلجت %~% علی ظاهری احرقت کل العواذل # 5 لو ان قلیلا من جمالک اثرت %~% علی‌البر لم توحش فلا بالقوافل # 6 بحق وصال نورالقلب فضله %~% بنور نای عن درکه کل فاضل # 7 و حرمه اسرار جرت و لطایف %~% کنیت بها سرا و لست بقایل # 8 و جودک و النعما ما لم تسمه %~% لسانی و قلبی عنه لیس بزائل # 9 تجود بوصل مشرق باهر نری %~% به جملة حاجاتنا و المسائل # 10 فانی لا اسطاع زورة زایر %~% بجفنین مقروحین در الهوامل # 11 ارید ترابا من تراب فنائه %~% مدبر نورالعین منی و کاحل # 12 اکل ثری تبریز مثل ترابه %~% فلا کان جسم قال روحی ممائلی # 13 فلا زال شمس الدین مولا و سیدا %~% و ذو منة فی ذمتی و هو کافلی ~~PageV1P3223 ### || [genre: Gh] # 1 یا ملک‌المحشر ترحم لا ترتشی %~% کل سقیط ردی ترحمه تنعش # 2 تحبس ارواحنا فی صورت صورت %~% فی ورق مدرک جل عن المنقش # 3 نورک شعشاعه یخرق حجب الدجی %~% تمنعها غیرة عن بصر الاعمش # 4 ض فضا الفلا عن درک ادراکه %~% تدرجه راقة فی نظر الا خفش # 5 قارب معراجنا فارق الی‌المرتقی %~% حان رحیل السری فانا عن المفرش # 6 وارکب خیل السخا فهو حسان النهی %~% وادرس لوح الوفا وافهم ما یرقش # 7 فاسرق درا اذا کنت اخی سارقا %~% واشرب من کاسنا معتجلا تنتشی ~~PageV1P3224 ### || [genre: Gh] # 1 قلت له مصیحا یا ملک‌المشرق %~% اقسم بالخالق مثلک لم یخلق # 2 قدرک لایعرف وعدک لا یخلف %~% نائلک الاشرف بالک لم یغلق # 3 جسمی کالخردله احرقه ذاالوله %~% خلد فی الزلزله من یک لم یخفق # 4 صرت انا لا انا غیرک عندی فنا %~% ضدک یا ذاالغنا مختدع احمق ms1817 # 5 هیج کس ای جان من جان سخن دان من %~% نور رخ شد ندید تا نکند بیدقی ~~PageV1P3225 ### || [genre: Gh] # 1 یا ساقی الراح خذ و امرلا به طاسی %~% فلست املک صبر نوبةالکاس # 2 و تابع‌الطاس مملوا بلا مهل %~% فان صحوت فهذا نوبة الیاس # 3 و دوام السکر من کأس البقا مددا %~% فحالة الصحو یأتی الف وسواس # 4 بالله رأسک حرک هکذا طربا %~% حتی تقع قهوة حمرآ فی رأسی # 5 بالروح تسقی ورا الغیب قهوتنا %~% یظل تدرک سقیاها بایناس # 6 اذا سقاک بکأس الخلد فی نفس %~% تری حیاتک تبقی لا بانفاس # 7 و تستلذ باقمار البقا طربا %~% و قهوة الخد تصبح ساقیا حاسی ~~PageV1P3226 ### || [genre: Gh] # 1 ایا ملتقی العیش کم تبعدی %~% و یا فرقة الحسب کم تعتدی # 2 لیالی الفراق! فکم ذاالجوی! %~% ربی الوصل! ما حان ان تهتدی! # 3 و نشرب من عذب لقیاکم %~% و من حلو رؤیاکم نعتدی # 4 فذاک الوصال بما نشتری %~% و قلب‌المعنی بما نفتدی # 5 لباسا من‌الطیف کی نکتسی %~% ردا من‌القرب کی نرتدی # 6 فحب الذی نرتجی دیننا %~% به اختتام به نبتدی # 7 ایا بعد مولای ما تقرب %~% ایا جمرةالقلب ما تبردی # 8 ایا خفق قلبی اما تسکن %~% و یا دمعة العین ما ترکدی # 9 ایا حزن قلبی اما تنجلی %~% ایا جفنتی قط ترقدی # 10 نعم نور خدیه شمس‌الضحی %~% نعم مثل حسناه ما یوجد # 11 نعم نار شوقی یکفی الوری %~% ایا واقد النار لا توقد # 12 فکم تبکی یا عین من صدهم %~% اما تخش یا عین ان ترمد # 13 فان ترمدی کیف یوم اللقا %~% تری سیدا مفخرالسودد # 14 یقول دع ارمد فیوم اللقا %~% اکحل من حسنه الاثمد # 15 لاقسمت حقا لمن لم یلد %~% تفرد باالمجد لم یولد # 16 ابحت الفؤاد لبلواکم %~% و ان کان حردا علی اردد # 17 ایا سیدا شمس دین‌العلا %~% فدیت لتبریزی المسعد PageV1P3227 ### || [genre: Gh] # 1 یا ولی نعمتی و سلطانی %~% سابق‌الحسن ما له ثانی # 2 انت بحر تحیط بالدنیا %~% مدمن جوهر و مرجان # 3 ms1818 کان بنیان عبد کم خربا %~% رمنی هو و شید ارکانی # 4 کیف هذاالجفا و انت وفا %~% کیف اردیتنی بنسیان # 5 حیة البین کلما هاجت %~% لسعت مثل لسع ثعبان # 6 ظل خدی مزعفرا کدرا %~% سال دمعی کمایع آن # 7 ارع قلبا هواک ساکنه %~% لیس لی غیر عطفکم بانی # 8 شمتت فی‌الشجون اعدائی %~% کم تباکؤا علی اخوانی # 9 یا محیطا بروحه‌الدنیا %~% انت بالروح حاضر دانی PageV1P3228 ### || [genre: Gh] # 1 یا سندا لحاظه عاقلتی و مسکنی %~% یا ملکا جواره مکتنفی و مؤمنی # 2 انت عماد بنیتی انت عتاد منیتی %~% انت کمال ثروتی انت نصاب مخزنی # 3 قره کل منظر مقصد کل مشتری %~% قوه کل ناعش قدره کل منحنی # 4 انت ولی نعمتی مونس لیل وحدتی %~% انت کروم نائل حول جناه نجتنی # 5 سید کل مالک مخلص کل هالک %~% هادی کل سالک ناعش کل منثنی # 6 چند خموش می‌کنم سوی سکوت می‌روم %~% هوش مرا به رغم من ناطق راز ~~می‌کنی PageV1P3229 ### || [genre: Mo] # 1 کدیه می‌کنم سبک بشنو %~% خبر عشق می‌دهم بگرو # 2 نفسی با خودم قرینی ده %~% که به میزان نهند با زر جو # 3 تو نوی بخش و بنده تو کهن %~% کهنم را به یک نظر کن نو # 4 پیشه کیمیا خود این باشد %~% که مس تیره را ببخشد ضو # 5 کرمت را بگوی تا بدهد %~% درخور شام بنده روغن عو # 6 ای دل آن شاه سوی بی‌سویی است %~% خلق هرسو دند تو کم دو # 7 فکر مردم به هر سوی گرواست %~% تو بلاحول فکر را کن خو # 8 بی‌سوی عالمی است بس عالی %~% شش جهت وادییست بس درگو # 9 کار امروز را مگو فردا %~% تا نه حسرت خوری نه گویی لو # 10 چشمکت می‌زند رقیب غیور %~% چشم ازو بر مگیر لاتطغو # 11 شمس تبریز! خضر عین یقین %~% وارهان خلق را ز عین‌السو PageV1P3230 ### || [genre: Mo] # 1 قصابی سوی گولی گوشت انداخت %~% چو دیدش زفت گوشت گاو پنداشت # 2 یکی ران دگر سوی وی افکند ms1819 %~% بگفتا گاو مرده‌ست این زهی گند # 3 خدا بخشید آنچ اسباب کامست %~% تو گفتی چیست این خود داد عامست # 4 کنون شد عام کان با تو بپیوست %~% نجس شد چونک در کردی درو دست # 5 نسازد گول را بخل و سخاوت %~% که گردد هر دوش مایه عداوت # 6 گریز از گول اندر سور و ماتم %~% چو عیسی ای پدر والله اعلم ~~PageV1P3231 ### || [genre: Tj] # 1 هم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفا %~% هم شیوه خوش هم میوه ~~خوش هم لطف تو خوش هم جفا # 2 ای صورت عشق ابد وی حسن تو بیرون ز حد %~% ای ماه روی سروقد ای ~~جان‌فزای دلگشا # 3 ای جان باغ و یاسمین ای شمع افلاک و زمین %~% ای مستغاث العاشقین ای ~~شهسوار هل اتی # 4 ای خوان لطف انداخته و با لئیمان ساخته %~% طوطی و کبک و فاخته گفته ~~ترا خطبه ثنا # 5 ای دیده خوبان چین در روی تو نادیده چین %~% دامن ز گولان در مچین ~~مخراش رخسار رضا # 6 ای خسروان درویش تو سرها نهاده پیش تو %~% جمله ثنا اندیش تو ای تو ~~ثناها را سزا # 7 ای صبر بخش زاهدان اخلاص بخش عابدان %~% وی گلستان عارفان در وقت بسط و ~~التقا # 8 با عاشقانم جفت من امشب نخواهم خفت من %~% خواهم دعا کردن ترا ای دوست ~~تا وقت دعا # 9 درم رفیقان از برون دارم حریفان درون %~% در خانه جوقی دلبران بر صفه ~~اخوان صفا # 10 تنها به سیران می‌روی یا پیش مستان می‌روی %~% یا سوی جانان می‌روی ~~باری خرامان می‌روی # 11 در پیش چوگان قدرگویی شدم بی‌پا و سر %~% برگیر و با خویشم ببر گر سوی ~~میدان می‌روی # 12 از شمس تنگ آید ترا مه تیره رنگ آید ترا %~% افلاک تنگ آید ترا گر بهر ~~جولان می‌روی # 13 بس نادره یار آمدی بس خواب دلدار آمدی %~% بس دیر و دشوار آمدی بس زود ~~و آسان می‌روی ms1820 # 14 ای دلبر خورشیدرو وی عیسی بیمارجو %~% ای شاد آن قومی که تو در کوی ~~ایشان می‌روی # 15 تو سر به سر جانی مگر یا خضر دورانی مگر %~% یا آب حیوانی مگر کز خلق ~~پنهان می‌روی # 16 ای قبله اندیشها شیر خدا در بیشها %~% ای رهنمای پیشها چون عقل در جان ~~می‌روی # 17 گه جام هش را می‌برد پرده حیا برمی‌درد %~% گه روح را گوید خرد: چون ~~سوی هجران می‌روی # 18 هجران چه هرجا که تو گردی برای جست‌وجو %~% چون ابر با چشمان تر با ~~ماه تابان می‌روی # 19 یک مسله می‌پرسمت ای روشنی در روشنی %~% آن چه فسون در می دمی غم را ~~چو شادی می‌کنی # 20 خود در فسون شیرین لبی مانند داود نبی %~% آهن چو مومی می‌شود بر می ~~کنیش از آهنی # 21 نی بلک شاه مطلقی به گلبرک ملک حقی %~% شاگرد خاص خالقی از جمله ~~افسونها غنی # 22 تا من ترا بشناختم بس اسب دولت تاختم %~% خود را برون انداختم از ~~ترسها در ایمنی # 23 هر لحظه‌ای جان نوم هردم به باغی می‌روم %~% بی‌دست و بی‌دل می‌شوم ~~چون دست بر من می‌زنی # 24 نی چرخ دانم نی سها نی کاله دانم نی بها %~% با اینک نادانم مها دانم ~~که آرام منی # 25 ای رازق ملک و ملک وی قطب دوران فلک %~% حاشا از آن حسن و نمک که دل ز ~~مهمان برکنی # 26 خوش ساعتی کان سرو من سرسبز باشد در چمن %~% وز باد سودا پیش او چون ~~بید باشم منثنی # 27 لاله بخونی غسلی کند نرگس به حیرت برتند %~% غنچه بیندازد کله سوسن ~~فتد از سوسنی # 28 آن چشم شوخش را نگر مست از خرابات آمده %~% در قصد خون عاشقان دامن ~~کمر اندر زده # 29 سوگند خوردست آن صنم کین باده را گردان کنم %~% یک عقل نگذارم بمی در ~~والد و در والده # 30 زین باده‌شان افسون کنم تا جمله را مجنون کنم %~% تا تو ms1821 نیابی عاقلی ~~در حلقه آدم کده # 31 لیلی ما ساقی جان مجنون او شخص جهان %~% جز لیلی و مجنون بود پژمرده و ~~بی‌فایده # 32 از دسا ما یا می‌برد یا رخت در لاشی برد %~% از عشق ما جان کی برد گر ~~مصطبه گر معبده # 33 گر من نبینم مستیت آتش زنم در هستیت %~% باده‌ت دهم مستت کنم با گیر و ~~دار و عربده # 34 بگذشت دور عاقلان آمد قران ساقیان %~% بر ریز یک رطل گران بر منکر این ~~قاعده # 35 آمد بهار و رفت دی آمد اوان نوش و نی %~% آمد قران جام و می بگذشت دور ~~مایده # 36 رفت آن عجوز پردغل رفت آن زمستان و وحل %~% آمد بهار و زاد ازو صد ~~شاهد و صد شاهده PageV1P3232 ### || [genre: Tj] # 1 ماه رمضان آمد ای یار قمر سیما %~% بربند سر سفره بگشای ره بالا # 2 ای یاوه هر جایی وقتست که بازآیی %~% بنگر سوی حلوایی تا کی طلبی حلوا # 3 یک دیدن حلوایی زانسان کندت شیرین %~% که شهد ترا گوید: « خاک توم ای ~~مولا » # 4 مرغت ز خور و هیضه مانده‌ست در این بیضه %~% بیرون شو ازین بیضه تا باز ~~شود پرها # 5 بر یاد لب دلبر خشکست لب مهتر %~% خوش با شکم خالی می‌نالد چون سرنا # 6 خالی شو و خالی به لب بر لب نابی نه %~% چون نی زدمش پر شو وانگاه شکر ~~می‌خا # 7 بادی که زند بر نی قندست درو مضمر %~% وان مریم نی زان دم حامل شده ~~حلویا # 8 گر توبه ز نان کردی آخر چه زیان کردی %~% کو سفره نان‌افزا کو دلبر جان ~~افزا # 9 از درد به صاف آییم وز صاف به قاف آییم %~% کز قاف صیام ای جان عصفور ~~شود عنقا # 10 صفرای صیام ارچه سودای سر افزاید %~% لیکن ز چنین سودا یابند ید بیضا # 11 هر سال نه جوها را می پاک کند از گل %~% تا آب روان گردد تا کشت ms1822 شود ~~خضرا # 12 بر جوی کنان تو هم ایثار کن این نان را %~% تا آب حیات آید تا زنده ~~شود اجزا # 13 ای مستمع این دم را غریدن سیلی دان %~% می‌غرد و می‌خواند جان را بسوی ~~دریا # 14 بستیم در دوزخ یعنی طمع خوردن %~% بگشای در جنت یعنی که دل روشن # 15 بس خدمت خیر کردی بس کاه و جوش بردی %~% در خدمت عیسی هم باید مددی ~~کردن # 16 گر خر نبدی آخر کی مسکن ما بودی %~% گردون کشدی ما را بر دیده و بر ~~گردن # 17 آن گنده بغل ما را سر زیر بغل دارد %~% کینه بکشیم آخر زان کوردل کودن # 18 تا سفره و نان بینی کی جان و جهان بینی %~% رو جان و جهان را جو ای ~~جان و جهان من # 19 اینها همه رفت ای جان بنگر سوی محتاجان %~% بی‌برگ شدیم آخر چون گل ~~زدی و بهمن # 20 سیریم ازین خرمن زین گندم و زین ارزن %~% بی‌سنبله و میزان ای ماه تو ~~کن خرمن # 21 ماییم چو فراشان بگرفته طناب دل %~% تا خیمه زنیم امشب بر نرگس و بر ~~سوسن # 22 تا چند ازین کو کو چون فاخته ره‌جو %~% می‌درد این عالم از شاهد سیمین ~~تن # 23 هر شاهد چون ماهی ره‌زن شده بر راهی %~% هر یک چو شهنشاهی هر یک ز دگر ~~احسن # 24 جان‌بخش و مترس ای جان بر بخل مچفس ای جان %~% مصباح فزون سوزی افزون ~~دهدت روغن # 25 شاهی و معالی جو خوش لست ابالی گو %~% از شیر بگیر این خو مردی نه آخر ~~زن # 26 پا در ره پرخون نه رخ بر رخ مجنون نه %~% شمشیر وغا برکش کآمیخت اسد ~~برکن # 27 ای عیسی بگذشته خوش از فلک آتش %~% از چرخ فرو کن سر ما را سوی بالا ~~کش # 28 با خاک یکی بودم ز اقدام همی سودم %~% چون یک صفتم دادی شد خاک مرا ~~مفرش # 29 یک سرمه کشیدستی جان ms1823 را تو درین پستی %~% کش چشم چو دریا شد هرچند که ~~بود اخفش # 30 بی‌مستی آن ساغر مستست دل و لاغر %~% بی‌سرمه آن قیصر هر چشم بود اعمش # 31 در بیشه شیران رو تا صید کنی آهو %~% در مجلس سلطان رو وز باده سلطان ~~چش # 32 هر سوی یکی ساقی با باده راواقی %~% هر گوشه یکی مطرب شیرین ذقن و ~~مه‌وش # 33 از یار همی پرسی که عیدی و یا عرسی %~% یارب ز کجا داری این دبدبه و ~~این کش # 34 در شش جهة عالم آن شیر کجا گنجد %~% آن پنجه شیرانه بیرون بود از هر ~~شش # 35 خورشید بسوزاند مه نیز کند خشکی %~% از وش علیهم دان این شعشعه و این ~~رش # 36 نوری که ذوق او جان مست ابد ماند %~% اندر نرسد وا خورشید تو در گردش # 37 چون غرقم چون گویم اکنون صفت جیحون %~% تا بود سرم بیرون می‌گفت لبم ~~خوش خوش # 38 تا تو نشوی ماهی این شط نکند غرقت %~% جز گلبن اخضر را ره نیست درین ~~مرعش # 39 شرحی که بگفت این را آن خسرو بی‌همتا %~% چون گویی و چون جویی لا یکتب ~~و لا ینقش PageV1P3233 ### || [genre: Tj] # 1 حد و اندازه ندارد نالها و آه را %~% چون نماید یوسف من از زنخ آن چاه ~~را # 2 راه هستی کس نبردی گرنه نور روی او %~% روشن و پیدا نکردی همچو روز آن ~~راه را # 3 چون مه ما را نباشد در دو عالم شبه و مثل %~% خاک بر فرق مشبه باد مر ~~اشباه را # 4 عشق او جاهم بس است در هر دو عالم پس دلم %~% می‌بروبد از سرای وهم خود ~~هم جاه را # 5 ماه اگر سجده نیارد پیش روی آن مهم %~% رو سیاه هر دو عالم دان تو روی ~~ماه را # 6 هیچ کس با صد بصیرت ذره نشناسدش %~% گرچه پیش شه نشیند چون نیابد شاه ~~را # 7 مر شقاوتهای دایم را درونم ms1824 عاشقست %~% چون بدان میلست آن جان پرورد اخ ~~واه را # 8 بندگان بسیار آیند و روند بر درگهش %~% لیک آستان درش لازم بود درگاه ~~را # 9 آستانش چشم من شد جان من چون کاه گشت %~% کهربای عشقش رباید هر زمان آن ~~کاه را # 10 ای خداوند شمس دین ناگاه بخرام از سوی %~% کین دلم در خواب می‌بیند ~~چنان ناگاه را # 11 درنگر اندر رخ من تا ببینی خویش را %~% درنگر رخسار این دیوانه ~~بی‌خویش را # 12 عشق من خالی و باقی را به زیر خاک کرد %~% آن گذشته یاد نارد ننگرد مر ~~پیش را # 13 تا ز موی او در آویزان شدست این جان من %~% فرق نکند این دل من نوش را ~~و نیش را # 14 ریش دلهای همه صحت پذیرد در نشان %~% گر ببیند ریش ایشان دولت این ریش ~~را # 15 صدقه کن وصل دلارام جهان امروز خود %~% آنچنان صدقات اولیتر چنین ~~درویش را # 16 گر نبیند روش ترسا بر درد زنار را %~% ور مسلمان بیندش آتش زند مر کیش ~~را # 17 وهم کی دارد ازان سوی جهان زو آگهی %~% کز تفکر جان بسوزد عقل ~~دوراندیش را # 18 گر گذر دارد ز لطفش سوی قهرستانها %~% پرشکر گردد دهان مر ترکش و ~~ترکیش را # 19 گر تو این معشوقه را با پیرهن گیری کنار %~% بی‌کنایت گو لقب تو آن ~~رئیسی پیش را # 20 آن خداوند شمس دین را جان بسی لابه کند %~% منتظر جان بر لب من از پی ~~آریش را PageV1P3234 ### || [genre: Tj] # 1 ای دریغا که شب آمد همه گشتیم جدا %~% خنک آن را که به شب یار و رفیقست ~~خدا # 2 همه خفتند و فتادند به یک‌سو چو جماد %~% تو نخسپی هله ای شاه جهان ~~مونس ما # 3 هین مخسپید که شب شاه جهان بزم نهاد %~% می‌کشد تا به سحرگاه شما را که ~~صلا # 4 بر جهنده شده هر خفته ز جذب کرمش %~% چون گلستان ز صبا و ms1825 بچه از ذوق ~~صبا # 5 شب نخوردی به سحر اشکم او پر بودی %~% مصطفی را و بگفتی که شدم ضیف رضا # 6 کرده آماس ز استادن شب پای رسول %~% تا قبا چاک زدند از سهرش اهل قبا # 7 نی که مستقبل و ماضی گنهت مغفورست %~% گفت کین جوشش عشق است نه از خوف ~~و رجا # 8 باد روحست که این خاک بدن را برداشت %~% خاک افتاد به شب چون شد ازو ~~باد جدا # 9 با ازین خاک به شب نیز نمی‌دارد دست %~% عشقها دارد با خاک من این باد ~~هوا # 10 بی‌ثباتست یقین باد وفایش نبود %~% بی‌وفا را کند این عشق همه کان وفا # 11 آن صفت کش طلبی سر به تکبر بکشد %~% عشق آرد بدمی در طلب و طال بقا # 12 آدمی جوید پیوسته کش و پر هنری %~% عشق آید دهدش مستی و زیر و زبری # 13 دل چون سنگ در آنست که گوهر گردد %~% عشق فارغ کندش از گهر و بی‌گهری # 14 حرص خواهد که بشاهان کرم دربافد %~% لولیان چو ببیند شود او هم سفری # 15 لولیانند درین شهر که دلها دزدند %~% چشم ازین خلق ببندی چو دریشان ~~نگری # 16 چشم مستش چو کند قصد شکار دل تو %~% دل نگه داری و سودت نکند چاره‌گری # 17 عاشقانند ترا در کنف غیب نهان %~% گر تو بینی نکنی از غمشان بوی بری # 18 آب خوش را چه خبر از حسرات تشنه %~% یوسفان را چه خبر از نمک و خوش ~~پسری # 19 سر و سرور چو که با تست چه سرگردانی %~% جان اندیشه چو با تست چه ~~اندیشه دری # 20 گر ترا دست دهد آن مه از دست روی %~% ور ترا راه زند آن پری ما بپری # 21 چون ترا گرم کند شعشعهای خورشید %~% فارغ آیی ز رسالات نسیم سحری # 22 ور سلامی شنوی از دو لب یوسف مصر %~% شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکری # 23 دزد اندیشه بد را ms1826 سوی زندان آرید %~% دست او سخت ببندید و به دیوان ~~آرید # 24 شحنه عقل اگر مالش دزدان ندهد %~% شحنه را هم بکشانید و به سلطان ارید # 25 تشنگان را بسوی آب صلایی بزنید %~% طوطیان را به کرم در شکرستان آرید # 26 بزم عامست و شهنشاه چنین گفت که: « زود %~% ساقیان را همه در مجلس ~~مستان آرید » # 27 می‌رسد از چپ و از راست طبقهای نثار %~% نیم جانی چه بود جان فراوان ~~آرید # 28 هرچه آرید اگر مرده بود جان یابد %~% الله الله که همه رو به چنین جان ~~آرید # 29 دور اقبال رسید و لب دولت خندید %~% تا بکی دردسر و دیده گریان آرید # 30 هرکی دل دارد آیینه کند آن دل را %~% آینه هدیه بدان یوسف کنعان آرید # 31 بگشادند خزینه همه خلعت پوشید %~% مصطفی باز بیامد همه ایمان آرید # 32 دستها را همه در دامن خورشید زنید %~% همه جمعیت ازان زلف پریشان آرید # 33 اندرین ملحمه نصرت همه با تیغ خداست %~% از غنایم همه ابلیس مسلمان ~~آرید PageV1P3235 ### || [genre: Tj] # 1 آنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیا %~% ای صنم زود بیا زود بیا زود بیا # 2 سود و سرمایه من گر رود باکی نیست %~% ای تو عمر من و سرمایه هر سود ~~بیا # 3 مونس جان و دلم بی‌رخ تو صبری بود %~% آتشت صبر و قرارم همه بربود بیا # 4 غرض از هجر گرت شادی دشمن بودست %~% دشمنم شاد شد و سخت بیاسود بیا # 5 گوهر هردو جهان! گرچه چنین سنگ دلی %~% آب رحمت ز دل سنگ چو بگشود بیا # 6 نالهای دل و جان را جز تو محرم نیست %~% ای دلم چون که و که را تو چو ~~داود بیا # 7 شمس تبریز! مگو هجر قضای ازلست %~% کانچ خواهی تو قضا نیز همان بود بیا # 8 رحم عشق چو ویی را نبود هیچ رفو %~% صبر کن هیچ مگو هیچ مگو هیچ مگو # 9 طلب خانه وی ms1827 کن که همه عشق دروست %~% می‌دو امروز برین دربدر و کوی به ~~کو # 10 ای بسا شیر که آموختیش بز بازی %~% سوی بازار که برجه هله زیرک هله زو # 11 آب خوبی همه در جوی تو آنگه گویی %~% بر در خانه ما تخته منه جامه مشو # 12 سیاهی غم ار شاد شوم معذورم %~% که ببردست از آن زلف سیه یک سر مو # 13 روبرو می‌نگرم وقت ملامت بعذول %~% که دران خال نگر یک نظر ای جان عمو # 14 شمس تبریز! چو در جوی تو غوطی خوردم %~% جامه گم کردم و خود نیست نشان ~~از لب جو # 15 ز اول روز که مخموری مستان باشد %~% ساغر عشق مرا بر سر دستان باشد # 16 از پگه پیش رخ خوب تو رقاص شدیم %~% این چنین عادت خورشید پرستان باشد # 17 لولی دیده بران زلف رسن می‌بازد %~% زانک جانبازی ازان روی بس آسان ~~باشد # 18 شکر تو من ز چه رو از بن دندان نکنم %~% کز لب تو شکرم در بن دندان ~~باشد # 19 ای عجب آن لب او تا چه دهد در دم صلح %~% چونک در خشم کمین بخشش او ~~جان باشد # 20 عدد ریگ بیابان اگرم باشد جان %~% بدهم گر بدهی بوسه چه ارزان باشد # 21 شمس تبریز! بجز عشق ز من هیچ مجو %~% زان کسی داد سخن جو که سخن‌دان ~~باشد # 22 ای غم آخر علف دود تو کم نیست برو %~% عاشقانیم که ما را سر غم نیست ~~برو # 23 غم و اندیشه! برو روزی خود بیرون جو %~% روزی ما بجز از لطف و کرم ~~نیست برو # 24 شادی هردو جهان! در دل عشاق ازل %~% درمیا کین سر حد جای تو هم نیست ~~برو # 25 خفته‌ایم از خود و بیخود شده دیوانه ازو %~% دان که بر خفته و دیوانه ~~قلم نیست برو # 26 ای غم ار دم دهی از مصلحت آخر کار %~% دل پر آتش ما قابل دم نیست برو # 27 ms1828 علف غم به یقین عالم هستی باشد %~% جای آسایش ما جز که عدم نیست برو # 28 شمس تبریز اگر بی‌کس و مفرد باشد %~% آفتابست ورا خیل و حشم نیست برو ~~PageV1P3236 ### || [genre: Tj] # 1 ای ساقیان مشفق سودا فزود سودا %~% این زرد چهرگان را حمرا دهید حمرا # 2 ای میر ساقیانم ای دستگیر جانم %~% هنگام کار آمد مردانه باش مولا # 3 ای عقل و روح مستت آن چیست در دو دستت %~% پیش‌آر و در میان نه پنهان ~~مدار جانا # 4 ای چرخ بی‌قرارت وی عقل در خمارت %~% بگشا دمی کنارت صفرام کرد صفرا # 5 ای خواجه فتوت دیباجه نبوت %~% وی خسرو مروت پنهان منوش حلوا # 6 خلوت ز ما گزیدی آیینه خریدی %~% تا جز تو کس نبیند آن چهره‌های زیبا # 7 در هر مقام و مسکن مهر تو ساخت روزن %~% کز تو شوند روشن ای آفتاب سیما # 8 ای نور چشم و دلها چون چشم پیشوایی %~% وی جان بیازموده کورا تو ~~جانفزایی # 9 هرجا که روی آورد جان روی در تو دارد %~% گرچه که می نداند ای جان که ~~تو کجایی # 10 هر جانبی که هستی در دعوت الستی %~% مستی دهی و هستی در جود و در ~~عطایی # 11 در دلنهی امانی هر سوش می‌کشانی %~% گه سوی بستگیها گه سوی دل گشایی # 12 در کوی مستفیدی مرده‌ست ناامیدی %~% کاندر پناه کهفت سگ کرد اولیایی # 13 هر کان طرف شتابد ماهت برو بتابد %~% هم ملک غیب یابد هم عقل مرتضایی # 14 او را کسی چه گوید کو مستمند جوید %~% دامن پر از زر آید کدیه کند ~~گدایی # 15 گم می‌شود دل من چون شرح یار گویم %~% چون گم شوم ز خود من او را ~~چگونه جویم # 16 نه گویم و نه جویم محکوم دست اویم %~% ساقی ویست و باقی من جام یا ~~کدویم # 17 از تو شوم حریری گر خار و خارپشتم %~% یکتا شوم درین ره گر خود هزار ~~تویم # 18 روحی ms1829 شوم چو عیسی گر یابم از تو بوسی %~% جان را دهم چو موسی گر سیب ~~تو ببویم # 19 من خانه خرابم موقوف گنج حسنت %~% تو آب زندگانی من فرش تو چو جویم # 20 خویی فراخ بودی با مردمان دلم را %~% تا غیر تو نگنجد امروز تنگ خویم # 21 از نادری حسنت وز دقت خیالت %~% بی‌محرمی بمانده سودا و های هویم ~~PageV1P3237 ### || [genre: Tj] # 1 مستی و عاشقی و جوانی و یار ما %~% نوروز و نوبهار و حمل می‌زند صلا # 2 هرگز ندیده چشم جهان این چنین بهار %~% می‌روید از زمین و ز کهسار ~~کیمیا # 3 پهلوی هر درخت یکی حور نیکبخت %~% دزدیده می‌نماید اگر محرمی لقا # 4 اشکوفه می‌خورد ز می روح طاس طاس %~% بنگر بسوی او که صلا می‌زند ترا # 5 می خوردنش ندیدی اشکوفه‌اش ببین %~% شاباش ای شکوفه و ای باده مرحبا # 6 سوسن به غنچه گوید: «برجه چه خفته %~% شمعست و شاهدست و شرابست و فتنها ~~» # 7 ریحان و لالها بگرفته پیالها %~% از کیست این عطا ز کی باشد جز از خدا # 8 جز حق همه گدا و حزینند و رو ترش %~% عباس دبس در سر و بیرون چو اغنیا # 9 کد کردن از گدا نبود شرط عاقلی %~% یک جرعه می‌بدیش بدی مست همچو ما # 10 سنبل به گوش گل پنهان شکر کرد و گفت: %~% « هرگز مباد سایه یزدان ز ما ~~جدا # 11 ما خرقها همه بفکندیم پارسال %~% جانها دریغ نیست چه جای دو سه قبا » # 12 ای آنک کهنه دادی نک تازه باز گیر %~% کوری هر بخیل بداندیش ژاژخا # 13 هر شه عمامه بخشد وین شاه عقل و سر %~% جانهاست بی‌شمار مر این شاه را ~~عطا # 14 ای صد هزار رحمت نو ز آسمان داد %~% هر لحظه بی‌دریغ بران روی خوب باد # 15 آن رو که روی خوبان پرده و نقاب اوست %~% جمله فنا شوند چو آن رو کند ~~گشاد # 16 زهره چه رو نماید در فر ms1830 آفتاب %~% پشه چه حمله آرد در پیش تندباد # 17 ای شاد آن بهار که در وی نسیم تست %~% وی شاد آن مرید که باشی توش ~~مراد # 18 از عشق پیش دوست ببستم دمی کمر %~% آورد تاج زرین بر فرق من نهاد # 19 آنکو برهنه گشت و به بحر تو غوطه خورد %~% چون پاک دل نباشد و پاکیزه ~~اعتقاد # 20 آن کز عنایت تو سلاح صلاح یافت %~% با این چنین صلاح چه غم دارد از ~~فساد # 21 هرکس که اعتماد کند بر وفای تو %~% پا برنهد به فضل برین بام بی‌عماد # 22 مغفور ما تقدم و هم ما تأخرست %~% ایمن ز انقطاع و ز اعراض و ارتداد # 23 سرسبز گشت عالم زیرا که میرآب %~% آخر زمانیان را آب حیات داد # 24 بختی که قرن پیشین در خواب جسته‌اند %~% آخر زمانیان را کردست افتقاد # 25 حلوا نه او خورد که بد انگشت او دراز %~% آنکس خورد که باشد مقبول ~~کپقباد # 26 دریای رحمتش ز پری موج می‌زند %~% هر لحظه بغرد و گوید که: « یا عباد ~~» # 27 شب گشته بود و هرکس در خانه می‌دوید %~% ناگه نماز شام یکی صبح بردمید # 28 جانی که جانها همگی سایهای اوست %~% آن جان بران پرورش جانها رسید # 29 تا خلق را رهاند زین حبس و تنگنا %~% بر رخش زین نهاد و سبک تنگ ~~برکشید # 30 از بند و دام غم که گرفتست راه خلق %~% هردم گشایشیست و گشاینده ~~ناپدید # 31 بگشای سینه را که صبایی همی رسد %~% مرده حیات یابد و زنده شود قدید # 32 باور نمی‌کنی بسوی باغ رو ببین %~% کان خاک جرعه ز شراب صبا چشید # 33 گر زانکه بر دل تو جفا قفل کرده‌ست %~% نک طبل می‌زنند که آمد ترا ~~کلید # 34 ور طعنه می‌زنند بر اومید عاشقان %~% دریا کجا شود به لب این سگان ~~پلید # 35 عیدیست صوفیان را وین طبلها گواه %~% ور طبل هم نباشد چه کم شود ز عید # 36 ms1831 بازار آخر آمد هین چه خریده %~% شاد آنک داد او شبه گوهری خرید # 37 بشناخت عیبهای متاع غرور را %~% بگزید عشق یار و عجایب دری گزید # 38 نادر مثلثی که تو داری بخور حلال %~% خمخانه ابد خنک آ کاندرو خزید # 39 هر لحظه بهار نوست و عقار نو %~% جانش هزار بار چو گل جامها درید ~~PageV1P3238 ### || [genre: Tj] # 1 بلبل سرمست برای خدا %~% مجلس گل بین و به منبر برآ # 2 هین به غنیمت شمر این روز چند %~% زانک ندارد گل رعنا وفا # 3 ای دم تو قوت عروسان باغ %~% فصل بهارست بزن الصلا # 4 جان من و جان ترا پیش ازین %~% سابقه بود که گشت آشنا # 5 الفت امروز ازان سابقه‌ست %~% گرچه فراموش شد آنها ترا # 6 سیر ببینیم رخ همدگر %~% ناشده ما از رخ و از تن جدا # 7 تا بشناسیم دران حشر نو %~% چونک چنین بوقلمونیم ما # 8 صورت یوسف به یکی جرم شد %~% صورت گرگی بر اهل هوا # 9 از غرضی چون پنهان شد ز چشم %~% صورت آن خسرو شیرین لقا # 10 پس چو مبدل شود آن صورتش %~% چونش شناسی تو بدین چشمها # 11 یارب بنماش چنانک ویست %~% از حق درخواست چنین مصطفا # 12 ای رخ تو حسرت ماه و پری %~% پر بگشادی به کجا می‌پری # 13 هین گروی ده سره آنگه برو %~% رفتن تو نیست ز ما سرسری # 14 زنده جهان ز آب حیات توست %~% مست قروی تو دل لاغری # 15 خود چه بود خاک که در چرخ تست %~% این فلک روشن نیلوفری # 16 زین بگذشتم به خدا راست گو %~% رخت ازین خانه کجا می‌بری # 17 در دو جهان کار تو داری و بس %~% راست بگو تا بچه کار اندری # 18 ور بنگویی تو گواهی دهد %~% چشم تو آن فتنه گر عبهری # 19 جان چو دریای تو تنگ آمدست %~% زین وطن مختصر ششدری # 20 چون نشوی سیر ازین آب شور %~% چونک امیر آب دو صد کوثری ms1832 # 21 رست ز پای تو به فضل خدا %~% بهر ره چرخ پر جعفری # 22 شاعر تو دست دهان برنهاد %~% تا که کند شاه به خود شاعری # 23 ای که ملک طوطی آن قندهات %~% کوزه‌گرم کوزه کنم از نبات # 24 لیک فقیرم توز یاقوت خویش %~% وقت زکاتست مرا ده زکات # 25 سابق خیری تو و خاصه کنون %~% موسم خیرست و اوان صلات # 26 نک رمضان آمد و قدرست و عید %~% وز تو رسیدست در آن شب برات # 27 در هوس بحر تو دارم لبی %~% کان نشود تر ز هزاران فرات # 28 حبس دلم چاه زنخدان تست %~% کی طلبم زین چه و زندان نجات # 29 عرض فلک دارد این قعر چاه %~% عرصه او تیز نظر را کفات # 30 صورت عشقی تو و بی‌صورتی %~% این عدد اندر صفت آمد نه ذات # 31 هم تو بگو زانک سخنهای خلق %~% پیش کلام توبود ترهات # 32 هم تو بگو ای شه نطع وجود %~% ای همه شاهان ز تو در بیت مات # 33 چونک سه ترجیع بگفتم بده %~% تا عربی گویم یا سعد هات PageV1P3239 ### || [genre: Tj] # 1 باز این دل سرمستم دیوانه آن بندست %~% دیوانه کسی باشد کو بی‌دل و ~~پیوندست # 2 سرمست کسی باشد کو خود خبرش نبود %~% عارف دل ما باشد کوبی عدد و چندست # 3 در حلقه آن سلطان در حلقه نگینم من %~% ای کوزه بمن بنگر من وردم و شه ~~قندست # 4 نه از خاکم و نه از بادم نه از آتش و نه از آبم %~% آن چیز شدم کلی کو ~~بر همه سوگندست # 5 من عیسی آن ماهم کز چرخ گذر کردم %~% من موسی سرمستمکالله درین ژنده‌ست # 6 دیوانه و سرمستم هم جام تن اشکستم %~% من پند بنپذیرم چه جای مرا پندست # 7 من صوفی چرا باشم چون رند خراباتم %~% من جام چرا نوشم با جام که ~~خرسندست # 8 من قطره چرا باشم چون غرق در آن بحرم %~% من مرده چرا باشم ms1833 چون جان ~~ودلم زندست # 9 تن خفت درین گلخن جان رفت دران گلشن %~% من بودم و بی‌جایی وین نای که ~~نالندست # 10 بازآمدم از سلطان با طبل و علم فرمان %~% سرمست و غزل‌گویان اسرار ازل ~~جویان # 11 باز این دل دیوانه زنجیر همی برد %~% چون برق همی رخشد مانند اسد غران # 12 چون تیر همی برد از قوس تنم جانم %~% چون ماه دلم تابان از کنگره ~~میزان # 13 جان یوسف کنعانست افتاده به چاه تن %~% دل بلبل بستانست افتاده درین ~~ویران # 14 می‌افتم و می‌خیزم چون یاسمن از مستی %~% می‌غلطم در میدان چون گوی از ~~آن چوگان # 15 سلطان سلاطینم هم آنم و هم اینم %~% من خازن سلطانم پر گوهرم و مرجان # 16 پهلوی شهنشاهم هم بنده و هم شاهم %~% جبریل کجا گنجد آنجا که من و ~~یزدان! # 17 تو حلق همی دری از خوردن خون خلق %~% ور دلق همی پوشی مانند سگ عریان # 18 در آخر آن گاوان آخر چه کنی مسکن! %~% مسکین شو و قربان شو در طوی ~~چنان خاقان # 19 امروز منم احمد نی احمد پارینه %~% امروز منم سیمرغ نی مرغک هرچینه # 20 شاهی که همه شاهان خربنده آن شاهند %~% امروز من آن شاهم نی شاه ~~پریرینه # 21 از شربت اللهی وز شرب اناالحقی %~% هریک به قدح خوردند من با خم و ~~قنینه # 22 من قبله جانهاام من کعبه دلهاام %~% من مسجد آن عرشم نی مسجد آدینه # 23 من آینه صافم نی آینه تیره %~% من سینه سیناام نی سینه پرکینه # 24 من مست ابد باشم نی مست ز باغ و رز %~% من لقمه جان نوشم نی لقمه ~~ترخینه # 25 گر باز چنان اوجی کو بال و پر شاهی! %~% ور خرس نه چونی با صورت ~~بوزینه! # 26 ای آنکه چو زر گشتی از حسرت سیمین بر %~% زر عاشق رنگ من تو عاشق ~~زرینه # 27 در خانقه عالم در مدرسه دنیا %~% من صوفی دل صافم نی صوفی پشمینه ~~PageV1P3240 ### || [genre: ms1834 Tj] # 1 هست کسی کو چو من اشکار نیست %~% هست کسی کو تلف یار نیست # 2 هست سری کو چو سرم مست نیست %~% هست دلی کو چو دلم زار نیست # 3 مختلف آمد همه کار جهان %~% لیک همه جز که یکی کار نیست # 4 غرقه دل دان و طلب کار دل %~% آنک گله کرد که دلدار نیست # 5 گرد جهان جستم اغیار من %~% گشت یقینم که کس اغیار نیست # 6 مشتریان جمله یکی مشتریست %~% جز که یکی رسته بازار نیست # 7 ماهیت گلشن آنکس که دید %~% کشف شد او را که یکی خار نیست # 8 خنب ز یخ بود و درو کردم آب %~% شد همه آب و زخم آثار نیست # 9 جمله جهان لایتجزی بدست %~% چنگ جهان را جز یک تار نیست # 10 وسوسه این عدد و این خلاف %~% جز که فریبنده و غرار نیست # 11 هست درین گفت تناقض ولیک %~% از طرف دیده و دیدار نیست # 12 نقطه دل بی‌عدد و گردش است %~% گفت زبان جز تک پرگار نیست # 13 طاقت و بی‌طاقتی آمد یکی %~% پیش مرا طاقت گفتار نیست # 14 مست شدی سر بنه اینجا مرو %~% زانکه گلست و ره هموار نیست # 15 مست دگر از تو بدزدد کمر %~% جز تو مپندار که طرار نیست # 16 بار دگر یوسف خوبان رسید %~% سلسله صد چو زلیخا کشید # 17 جامه درد ماه ازین دستگاه %~% نعره زند چرخ که هل من مزید # 18 جمله دنیا نمکستان شدست %~% تا که یکی گردد پاک و پلید # 19 بار دگر عقل قلمها شکست %~% بار دگر عشق گریبان درید # 20 کرد زلیخا که نکردت کس %~% بنده خداونده خود را خرید # 21 مست شدی بوسه همی بایدت %~% بوسه بران لب ده کان می‌چشید # 22 سخت خوشی چشم بدت دور باد %~% ای خنک آن چشم که روی تو دید # 23 دیدن روی تو بسی نادرست %~% ای خنک آن گوش که نامت شنید # 24 شعشعه جام تو عالم ms1835 گرفت %~% ولوله صبح قیامت دمید # 25 عقل نیابند به دارو دگر %~% عقل ازین حیرت شد ناپدید # 26 باز نیاید بدود تا هدف %~% تیر چو از قوس مجاهد جهید # 27 هدهد جان چون بجهد از قفس %~% می‌پرد از عشق به عرش مجید # 28 تیغ و کفن می‌برد و می‌رود %~% روح سوی قیصر و قصرمشید # 29 رسته ز اندیشه که دل می‌فشرد %~% جسته ز هر خار که پا می‌خلید # 30 چرخ ازو چرخ زد و گفت ماه %~% منک لنا کل غد الف عید # 31 این بخورد جام دگر آرمش %~% بارد و هشیار بنگذارمش # 32 از عدمش من بخریدم به زر %~% بی می و بی‌مایده کی دارمش # 33 شیره و شیرین بدهم رایگان %~% لیک چو انگور نیفشارمش # 34 همچو سر خویش همی پوشمش %~% همچو سر خویش همی خارمش # 35 روح منست و فرج روح من %~% دشمن و بیگانه نینگارمش # 36 چون زنم او را! که ز مهر و ز عشق %~% گفتن گستاخ نمی‌یارمش # 37 گر برمد کبکبه چار طبع %~% من عوض و نایب هر چارمش # 38 من به سفر یار و قلاووزمش %~% من به سحر ساقی و خمارمش # 39 تا چه کند لکلکه زر و سیم %~% که تو بگویی که: « گرفتارمش » # 40 او چو ز گفتار ببندد دهن %~% از جهت ترجمه گفتارمش # 41 ور دل او گرم شود از ملال %~% مروحه و باد سبکسارمش # 42 ور بسوی غیب نظر خواهد او %~% آینه دیده دیدارمش # 43 ور به زمین آید چون بوتراب %~% جمله زمین لاله و گل کارمش # 44 ور بسوی روضه جانها رود %~% یاسمن و سبزه و گلزارمش # 45 شد سحر ای ساقی ما نوش نوش %~% ای ز رخت در دل ما جوش جوش # 46 باده حمرای تو همچون پلنگ %~% گرگ غم اندر کف او موش موش # 47 چونک برآید به قصور دماغ %~% افتد از بام نگون هوش هوش # 48 چونک کشد گوش خرد سوی خود %~% گوید از درد خرد: « گوش گوش » # 49 ms1836 گوش او: خیز به جان سجده کن %~% در قدم این قمر می فروش # 50 گفت: کی آمد که ندیدم منش %~% گفت که: تو خفته بودی دوش دوش # 51 عاشق آید بر معشوقه مست %~% که نبرد بوی از آن شوش شوش # 52 عشق سوی غیب زند نعرها %~% بر حس حیوان نزند آن خروش # 53 شهر پر از بانگ خر و گاو شد %~% بر سر که باشد بانگ وحوش # 54 ترک سوارست برین یک قدح %~% ساغر دیگر جهة قوش قوش # 55 چونک شدی پر ز می لایزال %~% هیچ نبینی قدحی بوش بوش # 56 جمله جمادات سلامت کنند %~% راز بگویند چو خویش و چو توش # 57 روح چو ز مهر کنارت گرفت %~% روح شود پیش تو جمله نقوش # 58 نوبت آن شد که زنم چرخ من %~% عشق عزل گوید بی روی پوش # 59 همچو گل سرخ سواری کند %~% جمله ریاحین پی او چون جیوش PageV1P3241 ### || [genre: Tj] # 1 بیا که باز جانها را شهنشه باز می‌خواند %~% بیا که گله را چوپان بسوی ~~دشت می‌راند # 2 بهارست و همه ترکان بسوی پیله رو کرده %~% که وقت آمد که از قشلق بییلا ~~رخت گرداند # 3 مده مر گوسفندان را گیاه و برگ پارینه %~% که باغ وبیشه می‌خندد که برگ ~~تازه افشاند # 4 بیایید ای درختانی که دیتان حلها بستد %~% بهار عدل بازآمد کزو انصاف ~~بستاند # 5 صلا زد هدهد و قمری که خندان شود دگر مگری %~% که بازآمد سلیمانی که ~~موری را نرنجاند # 6 صلا زد نادی دولت که عالم گشت چون جنت %~% بیا کین شکل و این صورت به ~~لطف یار می‌ماند # 7 دم سرد زمستانی سرشک ابر نیسانی %~% پی این بود می‌دانی که عالم را ~~بخنداند # 8 قماشه سوی بستان بر که گل خندید و نیلوفر %~% بود کانجا بود دلبر سعادت ~~را کی می‌داند! # 9 یقین آنجاست آن جانان امیر چشمه حیوان %~% که باغ مرده شد زنده و جان ~~بخشیدن او تاند # 10 چو ms1837 اندر گلستان آید گل و گلبن سجود آرد %~% چو در شکرستان آید قصب بر ~~قند پیچاند # 11 درختان همچو یعقوبان بدیده یوسف خود را %~% که هر مهجور را آخر ز ~~هجران صبر برهاند # 12 بهارست آن بهارست آن و یا روی نگارست آن %~% درخت از باد می‌رقصد کچون ~~من بی‌قرارست آن # 13 زهی جمع پری زادان زهی گلزار آبادان %~% چنین خندان چنین شادان ز لطف ~~کردگارست آن # 14 عجب باغ ضمیرست آن مزاج شهد و شیرست آن %~% و یا در مغز هر نغزی شراب ~~بی‌خمارست آن # 15 نهان سر در گریبانی دهان غنچه خندانی %~% چرا پنهان همی خندد مگر از ~~بیم خارست آن # 16 همه تن دیده شد نرگس دهان سوسنست اخرس %~% که خامش کن ز گفتن بس! که ~~وقت اعتبارست آن # 17 بکه بر لاله چون مجنون جگر سوزیده دل پرخون %~% ز عشق دلبر موزون که ~~چون گل خوش عذارست آن # 18 بخوری می‌کند ریحان که هنگام وصال آمد %~% چناران دست بگشاده که هنگام ~~کنارست آن # 19 حقایق جان عشق آمد که دریا را درآشامد %~% که استسقای حق دارد که تشنه ~~شهریارشت آن # 20 زهی عشق مظفر فر کچون آمد قمار اندر %~% دو عالم باخت و جان بر سر ~~هنوز اندر قمارست آن # 21 درونش روضه و بستان بهار سبز بی‌پایان %~% فراغت نیست خود او را که از ~~بیرون بهارست آن # 22 بیا ای عشق سلطان وش دگر باره چه آوردی %~% که بر و بحر از جودت ~~بدزدیده جوامردی # 23 خرامان مست می‌آیی قدح در دست می‌آیی %~% که صافان همه عالم غلام آن ~~یکی دردی # 24 کمینه جام تو دریا کمینه مهره‌ات جوزا %~% کمینه پشه‌ات عنقا کمینه ~~پیشه‌ات مردی # 25 ز رنجوری چه دلشادم! که تو بیمار پرس آیی %~% ز صحت نیک رنجورم که در ~~صحت لقا بردی # 26 بیا ای عشق بی‌صورت چه صورتهای خوش داری %~% که من دنگم در آن رنگی که ~~نی سرخست و نه زردی ms1838 # 27 چو صورت اندر آیی تو چه خوب و جان‌فزایی تو %~% چو صورت را بیندازی ~~همان عشقی همان فردی # 28 بهار دل نه از تری خزان دل نه از خشکی %~% نه تابستانش از گرمی ~~زمستانش نه از سردی # 29 مبارک آن دمی کایی مرا گویی ز یکتایی: %~% « من آن تو تو آن من چرا ~~غمگین و پر دردی » # 30 ترا ای عشق چون شیری نباشد عیب خون‌خواری %~% که گوید شیر را هرگز : « ~~چه شیری تو که خونخواری » # 31 به هر دم گویدت جانها: «حلالت باد خون ما %~% که خون هر کرا خوردی ~~خوشش حی ابد کردی » # 32 فلک گردان بدرگاهت ز بیم فرقت ماهت %~% همی گردد فلک ترسان کزو ناگاه ~~برگردی # 33 بیا مگریز شیران را گریزانی بود خامی %~% بگو: «نار ولا عار » که مردن ~~به ز بدنامی # 34 چو حله سبز پوشیدند عامه باغ آمد گل %~% قبا را سرخ کرد از خون ز ننگ ~~کسوه عامی # 35 لباس لاله نادرتر که اسود دارد و احمر %~% گریبانش بود شمسی و دامانش ~~بود شامی # 36 دهان بگشاد بلبل گفت به غنچه که: « ای دهان بسته » %~% بگفتش: «بستگی ~~منگر توبنگر باده‌آشامی » # 37 جوابش گفت بلبل: « هی اگر می‌خواره پس می %~% کند آزاد مستان را تو ~~چون پابست این دامی! » # 38 جوابش داد غنچه توز پا و سر خبر داری %~% تو در دام خبرهایی چو در ~~تاریخ ایامی # 39 بگفتا: زان خبر دارم که من پیغامبر یارم» %~% بگفت: « ار عارف یاری ~~چرا دربند پیغامی » # 40 بگفتش : « بشنو اسرارم که من سرمست و هشیارم %~% چو من محو دلارامم ~~ازو دان این دلارامی » # 41 نه این مستی چو مستیها نه این هش مثل آن هشها %~% که آن سایه‌ست و این ~~خورشید و آن پستست و این سامی # 42 اگر بر عقل عالمیان ازین مستی چکد جرعه %~% نه عالم ماند و آدم نه ~~مجبوری نه خودکامی # 43 گهی از چشم او مستم گهی در قند او ms1839 غرقم %~% دلا با خویش آی آخر میان ~~قند و بادامی # 44 مرا گوید: « بیا بوری که من با غم تو زنبوری %~% که تا خونت عسل گردد ~~که تا مومت شود نوری # 45 ز زنبوران باغ جان جهان پر شهد و شمع آمد %~% ز شمع و شهد نگریزی اگر ~~تو اهل این سوری # 46 مخور از باغ بیگانه که فاسد گردد آن شهدت %~% مبین زنبور بیگانه که او ~~خصمست و تو عوری » # 47 زهی حسنی که می‌گیرد چنین زشت از چنان خوبی %~% زهی نوری درین دیده ز ~~خورشید بدان دوری # 48 دلا می‌ساز با خارش که گلزارش همی گوید: %~% « اگرچه مشک بی‌حدم نباشد ~~وصل کافوری » # 49 چه مرد شرم و ناموسی! چو مجنون فاش باید شد %~% چنان مستور را هرگز ~~نیابد کس به مستوری # 50 چو جان با تست نعمتها ز گردون بر زمین روید %~% وگر باشی تو بر گردون ~~چو جانت نیست در گوری # 51 سرافیلست جان تو کز آوازش شوی زنده %~% تهی کن نای قالب را که اسرافیل ~~را صوری # 52 هزاران دشمن و ره‌زن برای آن پدید آمد %~% که تا چون جان بری زیشان ~~بدانی کز کی منصوری # 53 نظرها را نمی‌یابی و ناظر را نمی‌بینی %~% چه محرومی ازین هردو چو تو ~~محبوس منظوری # 54 ز نور عقل کل عقلم چنان دنگ آمد و خیره %~% کزان معزول گشت افیون و ~~بنگ و باده شیره # 55 چو آمد کوس سلطانی چه باشد کاس شیطانی! %~% چو آمد مادر مشفق چه باشد ~~مهر ماریره # 56 چه فضل و علم گرد آرم چو رو در عشق او آرم %~% به بصره چو کشم خرما! ~~به کرمان چون برم زیره # 57 هزاران فاضل و دانا غلام چشم یک بینا %~% کمینه شیر را بینی به گاو و ~~پیل بر چیره # 58 زهی خورشید جان‌افزا که یک تابش چو شد پیدا %~% هزاران جان انسانی ~~برویید از گل تیره # 59 بدین خورشید هر سایه که اهل اقتدا ms1840 آمد %~% چو سایه پست گشت از غم برای ~~فوت تکبیره # 60 رهست از عقرب اعشی بسوی عقرب گردون %~% ولی مکه کسی بیند که نبود بسته ~~خیره # 61 امیر حاج عشق آمد رسول کعبه دولت %~% رهاند مر ترا در ره ز هر شریر و ~~شریره # 62 چه با برگم از آن خرما که مریم چشم روشن شد %~% کزان خرمان شدم پر دل ~~ندارم عشق انجیره # 63 جهان پیر برنا شد ز عشق این جوانبختان %~% زهی چرخ و زمین خوش که آن ~~پیرست و این تیره # 64 مجو لفظ درست از ما دل اشکسته جو اینجا %~% چو هر لفظش ادیب آمد ادیبی ~~تا شود طیره # 65 بیا ای موسیی کز کف عصا سازی تو افعی را %~% به فرعونان خود بنما ~~کرامتهای موسی را # 66 به یکدم ای بهار جان کنی سرسبز عالم را %~% ببخشی میوه معنی درخت خشک ~~دعوی را # 67 بده هر میوه را بویی روان کن هر طرف جویی %~% باشکوفه بکن خندان درخت ~~سرو و طوبی را # 68 همه حوران بستان را از آن انهار خمر اینجا %~% چنان سرمست و بیخود کن ~~که نشاسند ماوی را # 69 چه صورتهای روحانی نگاریدی به پنهانی %~% که در جنبش درآوردند صورتهای ~~مانی را # 70 شهیدان ریاحین را که دی در خون ایشان شد %~% برآوردی و جان دادی نمودی ~~حشر و انشی را # 71 بپوشیدند توزیها ازان رزاق روزیها %~% زبان سبز هر برگی تقاضا کرده ~~اجری را # 72 ز هر شاخی یکی مرغی بگوید سرنبشت ما %~% کی خواهد مرد امسال او کی ~~خواهد خورد دنیا را # 73 مگر گل فهم این دارد که سرخ وزرد می‌گردد %~% چو برگ آن شاخ می‌لرزد ~~مگر دریافت معنی را # 74 بسوزید آتش تقوی جهان ما سوی الله را %~% بزد برقی ز الله و بسوزانید ~~تقوی را PageV1P3242 ### || [genre: Tj] # 1 زان باده صوفی بود از جام مجرد %~% کز غایت مستی ز کفش جام بیفتد # 2 در حالت مستی چو ms1841 دل و هوش نگنجید %~% پس نیست عجیب گر قدح و جام نگنجد # 3 اول سبقت بود « الف هیچ ندارد » %~% زان پیش رو افتاد و سپهدار و مؤید # 4 « حی » نیز اگر هیچ ندارد چو الف نیز %~% در صورت جیم آمد و جیمست مقید # 5 میم از الف و هاست مرکب بنبشتن %~% ترکیب بود علت بر هستی مفرد # 6 پس بزم رسول آمد بی‌ساغر و بی‌جام %~% تا جمع به خود باشد هستی محمد # 7 بام فلک از استن و دیوار چو تنهاست %~% هر بام درافتاده و آن بام مشبد # 8 بالاتر ازین چرخ کهن عالم لطفیست %~% کارواح در آ ناحیه مانند مجدد # 9 عریان شده بر لب این جوی پی غسل %~% نی جوی نماید به نظر صرح ممرد # 10 آن دیو و پری ساخته از پی تغلیط %~% تا شیشه نماید به نظر آب مسرد # 11 از مکر گریزان شو و در وکر رضا رو %~% تا زنده شوی فارغ از انفاس معدد # 12 من دم نزنم لیک دم نحن نفحنا %~% در من بدمد ناله رسد تا به ثریا # 13 این نای تنم را چو ببرید و تراشید %~% از سوی نیستان عدم عز تعالا # 14 دل یکسر نی بود و دهان یکسر دیگر %~% آن سر ز لب عشق همی بود شکرخا # 15 چون از دم او پر شد و از دو لب او مست %~% تنگ آمد و مستانه برآورد ~~علالا # 16 والله ز می آن دو لب ار کوه بنوشد %~% چون ریگ شود کوه ز آسیب تجلا # 17 نی پرده لب بود که گر لب بگشاید %~% نی چرخ فلک ماند و نی زیر ونه ~~بالا # 18 آواز ده اندر عدم ای نای و نظر کن %~% صد لیلی و مجنون و دو صد وامق و ~~عذرا # 19 بگشاید هر ذره دهان گوید: « شاباش » %~% وندر دل هر ذره حقیر آید صحرا # 20 زود از حبش تن بسوی روم جنان رو %~% تا برکشدت قیصر بر قصر ms1842 معلا # 21 اینجای نه آنجاست که اینجا بتوان بود %~% هی جای خوشی جوی و درآ در صف ~~هیجا # 22 هین وقت جهادست و گه حمله مردان %~% صفرا مکن و درشکن از حمله تو صف ~~را # 23 آن مطرب خوش نغمه شیرین دهن آمد %~% جانها همه مستند که آن جان به من ~~آمد # 24 خندان شده اشکوفه و گل جامه دریده %~% کز سوی عدم سنبله و یاسمن آمد # 25 جانهای گلستان بدم دی بپریدند %~% هنگام بهاران شد و هر جان به تن آمد # 26 خوبان برسیدند ز بتخانه غیبی %~% کوری خزانی که بخو بت‌شکن آمد # 27 چون صبر گزیدند بدی جمله درختان %~% آن هجر چو چاهست و صبوری رسن آمد # 28 چون صبر گزید آیس آمد فرجش زود %~% چون خلق حسن کرد نگار حسن آمد # 29 در عید بهار ابر برافشاند گلابی %~% وان رعد بران اوج هوا طبل زن آمد # 30 یک باغ پر از شاهد نی ترک و نه رومی %~% کندر حجب غیب هزاران ختن آمد # 31 بس جان که چو یوسف به چه مهلکه افتاد %~% پنداشت که گم گشت خود او در ~~وطن آمد # 32 زیرا که ره آب خضر مظلم و تاریست %~% آخر ز ره خار گل اندر چمن آمد # 33 خامش کن اگرچه که غزل اغلب باقیست %~% تا شاه بگوید چو درین انجمن آمد ~~PageV1P3243 ### || [genre: Tj] # 1 پیکان آسمان که به اسرار ما درند %~% ما را کشان کشان به سماوات ~~می‌برند # 2 روحانیان ز عرش رسیدند بنگرید %~% کز فر آفتاب سعادت چه با فرند! # 3 ما سایه‌وار در پی ایشان روان شویم %~% تا سایها ز چشمه خورشید برخورند # 4 زیرا که آفتاب پرستند سایها %~% چون او مسافر آمد اینها مسافرند # 5 از عقل اولست در اندیشه عقلها %~% تدبیر عقل اوست که اینها مدبرند # 6 اول بکاشت دانه و آخر درخت شد %~% نی چشم باز کن که نه اول نه آخرند # 7 خورشید شمس دین که نه شرقی ms1843 نه غربی است %~% پس سیر سایهاش در افلاک ~~دیگرند # 8 مردان سفر کنند در آفاق همچو دل %~% نی بسته منازل و پالان و استرند # 9 از آفتاب آب و گل ما چو دل شدست %~% اجزای ما چو دل ز بر چرخ می‌پرند # 10 خود چرخ چیست تا دل ما آن طرف رود! %~% این جسم و جان و دل همه مقرون ~~دلبرند # 11 لب خشک بود و چشم تر از درد آن فراق %~% اکنون ز فر وصل نه خشکند و نه ~~ترند # 12 رفتند و آمدند به مقصود و دیگران %~% در آب و گل چو آب و گل خود ~~مکدرند # 13 بیرون ز چار طبع بود طبع عاشقی %~% از چار و پنج و هفت دو صد ساله ~~برترند # 14 رو سوی آسمان حقایق بدان رهی %~% کان سوی راه رو نه پیاده‌ست نه سوار # 15 بر گرد گرد عشق خود او را کجاست گرد %~% می‌تاز گرم و روشن و خوش ~~آفتاب‌وار # 16 تقلید چون عصاست بدستت در این سفر %~% وز فر ره عصات شود تیغ ذوالفقار # 17 موسی برد عصا و بجوشید آب خوش %~% آن ذوالفقار بود ازان بود آبدار # 18 امروز دل درآمد بی‌دست و پا چو چرخ %~% از بادهای لعل برفته ز سر خمار # 19 گفتم: « دلا چه بود که گستاخ می‌روی » %~% گفتا: « شراب داد مرا یار ~~برنهار # 20 امروز شیر گیرم و بر شیر نر زنم %~% زیرا که مست آمدم از سوی مرغزار # 21 در مرغزار چرخ که ثورست با اسد %~% یک آتشی زنم که بسوزد در آن شرار # 22 سنگست و آهنست به تخلیق کاف و نون %~% حراقه‌ایست کون و عدم در ~~ستاره‌بار # 23 استارهای سعد جهد سوی عاشقان %~% حراقه‌شان شودز ستاره چو صد نگار # 24 استارهای نحس به نحسان سعدرو %~% در وقت وعده چون گل و وقت وفا چو خار # 25 قومی اگر ز سعد و ز نحسش گذشته‌اند %~% همچون ستاره مجو به خورشید حسن ~~یار # 26 ms1844 نی خوف و نی رجا و نی هجران و نی وصال %~% نی غصه نی سرور نی پنهان نه ~~آشکار # 27 از عقل و عشق و روح مثلث شدست راست %~% هر زخم را چو مرهم و هر درد را ~~دواست # 28 در مغز علتیست اگر این مثلثم %~% خورد و گران نشد که نه در خورد این ~~عطاست # 29 از جام آفتاب حقایق بهر زمان %~% خارا عقیق و لعل شد و خاک بانواست # 30 آن لعل نی که از رخ خود بی‌خبر بود %~% نی آن عقیق کو بر تحقیق ~~کهرباست # 31 آن لعل کو چو بعل حریفست و با نشاط %~% وین شاه با عروس نه جفتست و نه ~~جداست # 32 بنده خداست خاص ولیکن چو بنده مرد %~% لا گشت بنده و سپس لا همه خداست # 33 بس جهد کرد عقل کزین نفی بو برد %~% بویی نبرد عقل همه جهد او هباست # 34 آن هست بوی برد که او نیست شد تمام %~% آن را بقا رسید که کلی او ~~فناست # 35 در حسن کبریا چو فنا گشت از وجود %~% موجود مطلق آمد و بی‌کبر و ~~بی‌ریاست # 36 وصف بشر نماند چو وصف خدا رسید %~% کان آفتاب نیر و این شعله سهاست # 37 آیینه جمال الهیست روح او %~% در بزم عشق جسمش جام جهان نماست # 38 زین جام هرکه باده اسرار درکشید %~% محو وصال دلبر و مستغرق لقاست # 39 هر مس چو کیمیا شود از نور ذوالجلال %~% این بوالعجب صناعت و این طرفه ~~کیمیاست PageV1P3244 ### || [genre: Tj] # 1 ای قد و بالای تو حسرت سرو بلند %~% خنده نمی‌آیدت بهر دل من بخند # 2 ای ز تو عالم بجوش لطف کن ارزان فروش %~% خنده‌شیرین نوش راست بفرما ~~بچند # 3 خنده زند آفتاب گیرد عالم خضاب %~% صدمه وصد آفتاب خنده ز تو می‌برند # 4 لاله و گلبرگها عکس تو آمد مها %~% نیشکر از قند تو پر شده بین بند بند # 5 طلعتت ای آفتاب تیغ طرب برکشید ms1845 %~% گردن تلخی بزد بیخ غم و غصه کند # 6 دور قمر درگذشت زهر زهرا رسید %~% گشت جهان گلستان خار ندارد گزند # 7 بزم ابد می‌نهد شه جهت عاشقان %~% نعل زرین می‌زند بهر سم هر سمند # 8 این همه بگذشت نیز پیشتر آ ای عزیز %~% پیش لب نوش تو حلقه بگوش است ~~قند # 9 پیشتر آ پیشتر تا بدهم جان وسر %~% تا شکفد همچو گل روی زمین نژند # 10 ما و حریفان خوشیم ساغر حق می‌کشیم %~% از جهت چشم بد آتش و مشتی سپند # 11 بوی وصالت رسید روضه رضوان دمید %~% صلح کن « الصلح خیر » کوری دیو ~~لوند # 12 شاه هم از بامداد سرخوش و سرمست خاست %~% طبل به خود می‌زند در دل او ~~تا چهاست # 13 منتظرست آسمان تا چه کند قهرمان %~% هرچه کند گو بکن هرچه کند جان ~~ماست # 14 هر نفسی روضه از تو به پیش دلست %~% حاتم طی با سخاش طی شد اگر این ~~سخاست # 15 ای چو درخت بلند قبله هر دردمند %~% برگ و برش خیره کن شاخ ترش ~~باوفاست # 16 یک نفری بخت ور از تو خوش و میوه خور %~% یک نفری خیره‌سر گشته که آخر ~~کجاست # 17 چشم بمالید تا خواب جهد از شما %~% کشف شود کان درخت پهلوی فکر شماست # 18 فکرتها چشمهاست گشته روان زان درخت %~% پاک کن از جو وحل کاب ازو ~~بی‌صفاست # 19 آب اگر منکر چشمه خود می‌شود %~% خاک سیه بر سرش باد کهبس ژاژخاست # 20 ای طمع ژاژخا گنده‌تر از گندنا %~% تات نگیرد بلا هیچ نگویی خداست # 21 خر ز زدن گشت فرد کژروی آغاز کرد %~% راه رها کرد و رفت آن طرفی که ~~گیاست # 22 آن طرفی که گیاست امن و امان از کجاست %~% غره به سبزی مشو گرگ سیه در ~~قفاست # 23 ای ز در رحمتت هر نفسی نعمتی %~% زان همه رحمت فرست جانب ما رحمتی # 24 ای به خرابات تو جام مراعات تو %~% داده بهر ms1846 ذره نوع دگر عشرتی # 25 هر نفسی روح نو بنهد در مرده %~% هر نفسی راح نو بخشد بی‌مهلتی # 26 خنب تو آمد بجوش جوش کند نای و نوش %~% جان سر و پا گم کند چون بخورد ~~شربتی # 27 عفو کن از جام مست خنب و سبو گر شکست %~% مست شد و مست را چون نفتد ~~زلتی! # 28 قاعده خوش نهاد در طرب و در گشاد %~% چشم بدش دور باد والله خوش سنتی # 29 بوی تو ای رشک باغ چون بزند بر دماغ %~% پر شود از راح روح بی‌گره و ~~علتی # 30 روح و ملک مست شد از می پوشیده %~% چرخ فلک پست شد از پنهان صورتی # 31 بلبله پر زمی می‌رسدم هر دمی %~% عربده می‌آورم عشق تو هر ساعتی # 32 آنک ره دین بود پر ز ریاحین بود %~% هر قدمی گلشنی هر طرفی جنتی # 33 خط سقبنا بکش بر رخ هر مست خوش %~% تا که بدانند کو غرقه شد از لذتی ~~PageV1P3245 ### || [genre: Tj] # 1 ای یار گرم دار و دلارام گرم دار %~% پیش‌آ به دست خویش سر بندگان بخار # 2 خاک تویم و تشنه آب و نبات تو %~% در خاک خویش تخم سخا و وفا بکار # 3 تا بردمد ز سینه و پهنای این زمین %~% آن سبزهای نادر و گلهای پرنگار # 4 وز هر چهی برآید از عکس روی تو %~% سرمست یوسفی قمرین روی خوش عذار # 5 این قصه را رها کن تا نوبتی دگر %~% پیغام نو رسید پیش‌آ و گوش دار # 6 پیری سوی من آمد شاخ گلی به دست %~% گفتم که: « از کجاست » بگفتا: « از ~~آن دیار » # 7 گفتم: « از آن بهار به دنیا نشانه نیست %~% کاینجا یکی گلست و دوصد ~~گونه زخم خار » # 8 گفتا: « نشانه هست ولیکن تو خیره %~% کانکس که بنگ خورد دهد مغز او ~~دوار # 9 ز اندیشه و خیال فرو روب سینه را %~% سبزک بنه ز دست و نظر کن به ~~سبزه‌زار # 10 ms1847 گر تو شراب باره و نری و اوستاد %~% چون گل مباش کو قدحی خورد و ~~اوفتاد # 11 چون دوزخی درآی و بخور هفت بحر را %~% تا ساقیت بگوید که: « ای شاه ~~نوش باد» # 12 گر گوهریست مرد بود بحر ساغرش %~% دنیا چو لقمه شودش چون دهان گشاد # 13 دنیا چو لقمه‌ایست ولیکن نه بر مگس %~% بر آدمست لقمه بر آنکس کزو ~~بزاد # 14 آدم مگس نزاید تو هم مگس مباش %~% جمشید باش و خسرو و سلطان و کیقباد # 15 چون مست نیستم نمکی نیست در سخن %~% زیرا تکلفست و ادیبی و اجتهاد # 16 اما دهان مست چو زنبور خانه‌ایست %~% زنبور جوش کرد بهر سوی بی‌مراد # 17 زنبورهای مست و خراب از دهان شهد %~% با نوش و نیش خود شده پران میان ~~باد # 18 یعنی که ما ز خانه شش گوشه رسته‌ایم %~% زان خسروی که شربت شیرین به ~~نحل داد # 19 پیش آر جام لعل تو ای جان جان ما %~% ما از کجا حکایت بسیار از کجا! # 20 بگشاد و دست خویش کمر کن بگرد من %~% جام بقا بیاور و برکن ز من قبا # 21 صد جام درکشیدی و بر لب زدی کلوخ %~% لیکن دو چشم مست تو در می‌دهد ~~صلا # 22 آن می که بوی او بدو فرسنگ می‌رسد %~% پنهان همی کنیش! تو دانی بکن ~~هلا # 23 از من نهان مدار تو دانی و دیگران %~% زیرا که بنده توم آنگاه با وفا # 24 این خود نشانه‌ایست نهان کی شود شراب %~% پیدا شود نشانش بر روی و در ~~قفا # 25 بر اشتری نشینی و سر را فرو کشی %~% در شهر می‌روی که مبینید مر مرا # 26 تو آنچنانک دانی و آن اشتر تو مست %~% عف عف همی کند که ببینید هر دو ~~را # 27 بازار را بهل سوی گلزار ران شتر %~% کانجاست جای مستان هم جنس و هم ~~سرا PageV1P3246 ### || [genre: Tj] # 1 بیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ms1848 ز اول %~% که جان را می‌کند فارغ ~~ز هر ماضی و مستقبل # 2 بپوشد از نقش رویم به شادی حله اطلس %~% بجوشد مهر در جانم مثال شیر در ~~مرجل # 3 روان کن کشتی جان را دران دریای پر گوهر %~% که چون ساکن بود کشتی ز ~~علتها شود مختل # 4 روان شو تا که جان گوید: روانت شاد باد و خوش %~% میان آب حیوانی که ~~باشد خضر را منهل # 5 چه ساغرها که پیونده به جان محنت آگنده %~% اگر نفریبدش ساقی به ~~ساغرهای مستعجل # 6 توی عمر جوان من توی معمار جان من %~% که بی‌تدبیر تو جانها بود ویران ~~و مستأصل # 7 خیالستان اندیشه مدد از روح تو دارد %~% چنان کز دور افلاکست این اشکال ~~در اسفل # 8 فلکهاییست روحانی بجز افلاک کیوانی %~% کز آنجا نزلها گردد در ابراج ~~فلک منزل # 9 مددها برج خاکی را عطاها برج آبی را %~% تپشها برج آتش را ز وهابی بود ~~اکمل # 10 مثال برج این حسها که پر ادراکها آمد %~% ز حس نبود بود از جان و برق ~~عقل مستعقل # 11 خمش کن آب معنی را بدلو معنوی برکش %~% که معنی در نمی‌گنجد درین ~~الفاظ مستعمل # 12 بیار آن می که غم جان را بپخسانید در غوغا %~% بیار آن می که سودا را ~~دوایی نیست جز حمرا # 13 پر و بالم ز جادویی گره بستست سر تا سر %~% شراب لعل پیش آر و گره از ~~پر من بگشا # 14 منم چون چرخ گردنده که خورشیدست جان من %~% یکی کشتی پر رختم که پای ~~من بود دریا # 15 به صد لطفم همی جویی به صد رمزم همی خوانی %~% بهر دم می‌کشی گوشم که ~~ای پس‌مانده هی پیش‌آ # 16 ندیدم هیچ مرغی من که بی‌پری برون پرد %~% ندیدم هیچ کشتی من که ~~بی‌آبی رود عمدا # 17 مگر صنع غریب تو که تو بس نادرستانی %~% که در بحر عدم سازی بهر جانب ~~یکی مینا # 18 درون سینه ms1849 چون عیسی نگاری بی‌پدر صورت %~% که ماند چون خری بر یخ ز ~~فهمش بوعلی سینا # 19 عجایب صورتی شیرین نمکهای جهان در وی %~% که دیدست ای مسلمانان نمک ~~زیبنده در حلوا! # 20 چنان صورت که گر تابش رسد بر نقش دیواری %~% همان ساعت بگیرد جان شود ~~گویا شود بینا # 21 نه ز اشراق جان آمد کاوخ جسمها زنده %~% زهی انوار تابنده زهی خورشید ~~جان‌افزا # 22 بهر روزن شده تابان شعاع آفتاب جان %~% که از خورشید رقصانند این ذرات ~~بر بالا # 23 بیار از خانه رهبان میی همچون دم عیسی %~% که یحیی را نگه دارد ز زخم ~~خشم بویحیی # 24 چراغ جمله ملتها دوای جمله علتها %~% که هردم جان نو بخشد برون از علت ~~اولی # 25 ملولی را فرو ریزد فضولی را برانگیزد %~% بهشت بی‌نظیرست او نموده رو ~~درین دنیا # 26 بهار گلشن حکمت چراغ ظلمت وحشت %~% اصول راحت و لذت نظام جنت و طوبی # 27 درین خانه خیال تن که پرحورست و آهرمن %~% بتی برساخت هرمانی ولی ~~همچون بت ما نی # 28 بدیدی لشکر جان را بیا دریاب سلطان را %~% که آن ابرست و او ماهی و آن ~~نقش و او جانی # 29 هلا ای نفس کدبانو منه سر بر سر زانو %~% ز سالوس و ز طراری نگردد ~~جلوه این معنی # 30 تو کن ای ساقی مشفق جهان را گرم چون مشرق %~% که عاشق از زبان تو بسی ~~کردست این دعوی # 31 به من ده آن می احمر به مصر و یوسفانم بر %~% که سیرم زین بیابان و ~~ازین من و ازین سلوی # 32 جهانی بت‌پرست آمد ز صورتهاش مست آمد %~% بتی کانجا که باشد او نباشد ~~« بی » نباشد « تی » # 33 خموش این « بی » و این « تی » را به جادویی مده شکلی %~% رها کن تا ~~عصای خود بیندازد کف موسی # 34 مه دی رفت و بهمن رفت و آمد نوبهار ای دل %~% جهان سبزست و گل خندان و ~~خرم جویبار ms1850 ای دل # 35 فروشد در زمین سرما چو قارون و چو ظلم او %~% برآمد از زمین سوسن چو ~~تیغ آبدار ای دل # 36 درفش کاویانی بین تصورهای جانی بین %~% که می‌تابد بهر گلشن ز عکس روی ~~یار ای دل # 37 گل سوری که عکس او جوانان را کند غوصه %~% چو بر پیران زند بویش ~~نماندشان قرار ای دل # 38 فرشته داد دیوان را زیرپوشی ز حسن خود %~% برآمد گل بدان دستی که خیره ~~ماند خار ای دل # 39 درختان کف برآورده چو کفهای دعاگویان %~% بنفشه سر فرو برده چو مردی ~~شرمسار ای دل # 40 جهان بی‌نوا را جان بداده صد در و مرجان %~% که این بستان و آن بستان ~~برای یادگار ای دل # 41 میان کاروان می‌رو دلا آهسته آهسته %~% بسوی حلقه خاص و حضور شهریار ~~ای دل # 42 چو مرد عشرتی ای جان به کف کن دامن ساقی %~% چو ابن‌الوقتی ای صوفی ~~میاور یاد پار ای دل # 43 چو موسیقار می‌خواهی برون آ از زمین چون نی %~% وگر دیدار می‌خواهی ~~مخور شب کوکنار ای دل # 44 خدا سازید خلقی را و هرکس را یکی پیشه %~% هزار استاد می‌بینم نه چون ~~تو پیشه کار ای دل PageV1P3247 ### || [genre: Tj] # 1 گر دلت گیرد و گر گردی مول %~% زین سفر چاره نداری ای فضول # 2 دل بنه گردن مپیچان چپ و راست %~% هین روان باش و رها کن مول مول # 3 ورنه اینک می‌برندت کشکشان %~% هر طرف پیکست و هر جانب رسول # 4 نیستی در خانه فکرت تا کجاست %~% فکرهای خل را بردست غول # 5 جادوی کردند چشم خلق را %~% تا که بالا را ندانند از سفول # 6 جادوان را جادوانی دیگرند %~% می‌کنند اندر دل ایشان دخول # 7 خیره منگر دیدها در اصل دار %~% تا نباشی روز مردن بی‌اصول # 8 (نحن نزلنا) بخوان و شکر کن %~% کافتابی کرد از بالا نزول # 9 آفتابی نی که سوزد روی را %~% آفتابی نی که افتد ms1851 در افول # 10 نعره کم زن زانک نزدیکست یار %~% که ز نزدیکی گمان آید حلول # 11 حق اگر پنهان بود ظاهر شود %~% معجزاتست و گواهان عدول # 12 لیک تو اشتاب کم کن صبر کن %~% گرچه فرمودست که: « الانسان عجول » # 13 ربنا افرغ علینا صبرنا %~% لا تزل اقدامنا فی ذاالوحول # 14 ای گذر کرده ز حال و از محال %~% رفته اندر خانه فیه رجال # 15 ای بدیده روی وجه‌الله را %~% کین جهان بر روی او باشد چو خال # 16 خال را حسنی بود از رو بود %~% ور نمی‌بینی چنین چشمی به مال # 17 چون بمالی چشم در هر زشتیی %~% صورتی بینی کمال اندر کمال # 18 چند صورتهاست پنداری که اوست %~% تا رسی اندر جمال ذوالجلال # 19 خلق را می‌راند و خوبی او %~% می‌کشاند گوش جان را که تعال # 20 خاک کوی دوست را از بو بدان %~% خاک کویش خوشتر از آب زلال # 21 اندران آب زلال اندر نگر %~% تا ببینی عکس خورشید و هلال # 22 تا شنیدم گفتن شیرین او %~% می‌فزاید گفتن خویشم ملال # 23 دامن او گیر یعنی درد او %~% رویدت از درد او صد پر و بال # 24 سر نمی‌ارزد به درد سر عجب %~% خود بیندیش و رها کن قیل و قال # 25 سر خمارت داد و مستیها دهد %~% زیر آن مستی بود سحر هلال # 26 از پی این مه به شب بیدار باش %~% سر منه جز در دعا و ابتهال # 27 دیگران رفتند خانه خویش باز %~% ما بماندیم و تو و عشق دراز # 28 هرکی حیران تو باشد دارد او %~% روزه در روزه نماز اندر نماز # 29 راز او گوید که دارد عقل و هوش %~% چون فنا گردد فنا را نیست راز # 30 سلسله از گردن ما برمگیر %~% که جنون تو خوش است ای بی‌نیاز # 31 طوق شاهان چاکر این سلسله‌ست %~% عاشقان از طوق دارند احتراز # 32 خار و گل را حسن‌بخش از آب خضر %~% طاق را و ms1852 جفت را کن جفت ناز # 33 هرکی او بنهد سری بر خاک تو %~% کن قبولش گر حقیقت گر مجاز # 34 نی مرا هرچه شود خود گو بشو %~% در بهار حسن خود تو می‌گراز # 35 حسن تو باید که باشد بر مراد %~% عاشقان را خواه سوز و خواه ساز # 36 خواه ردشان کن به خط لایجوز %~% خواهشان از فضل ده خط جواز # 37 خواهشان چون تار چنگی بر سکل %~% خواهشان چون نای گیر و می‌نواز # 38 خواهشان بی‌قدر کن چون سنگ و خاک %~% خواه چون گوهر بدهشان امتیاز # 39 عاقبت محمود باشد داد تو %~% ای تو محمود و همه جانها ایاز # 40 مای ما کی بود! چو تو گویی انا %~% مس ما کی بود پیش کیمیا! # 41 پیش خورشیدی چه دارد مشت برف %~% جز فنا گشتن ز اشراق و ضیا! # 42 زمهریر و صد هزاران زمهریر %~% با تموز تو کجا ماند! کجا! # 43 با تموزیهای خورشید رخت %~% زمهریر آمد تموز این ضحی # 44 بر دکان آرزو وشوق تو %~% کیسه دوزانند این خوف و رجا # 45 بر مصلای کمال رفعتست %~% سجدهای سهو می‌آرد سها # 46 خواب را گردن زدی ای جان صبح %~% چه صباح آموختن باید ترا! # 47 چپ ما را راست کن ای دست تو %~% کرده اژدرهای هایل را عصا # 48 شکر ایزد را که من بیگانه رنگ %~% گشته‌ام با بحر فضلت آشنا # 49 کف برآرم در دعا و شکر من %~% جاودانی دیده زان بحر صفا # 50 ای تو بیجا همچو جان و من چو تن %~% می‌روم در جستن تو جا به جا # 51 عمر می‌کاهید بی‌تو روز روز %~% رست از کاهش به تو ای جان‌فزا # 52 واجدی و وجدبخش هر وجود %~% چه غم ار من یاوه کردم خویش را ~~PageV1P3248 ### || [genre: Tj] # 1 نامه رسید زان جهان بهر مراجعت برم %~% عزم رجوع می‌کنم رخت به چرخ ~~می‌برم # 2 گفت که: « ارجعی » شنو باز به شهر خویش رو %~% گفتم: « تا بیامدم دلشده ms1853 ~~و مسافرم # 3 آن چمن و شکرستان هیچ نرفت از دلم %~% من بدرونه واصلم من به حظیره ~~حاظرم # 4 چون به سباغ طیر تو اوج هوا مخوف شد %~% بسته شدست راه من زانک به تن ~~کبوترم # 5 گفت: « ازین تو غم مخور ایمن و شادمان بپر %~% زانک رفیق امن شد جان ~~کبوتر حرم # 6 هرکه برات حفظ ما دارد در زه قبا %~% در بر و بحر اگر رود باشد راد و ~~محترم # 7 نوح میان دشمنان بود هزار سال خوش %~% عصمت ماش بد به کف غالب بود ~~لاجرم # 8 چند هزار همچو او بنده خاص پاک خو %~% هردم می‌رسیدشان بار و خفیر از ~~درم » # 9 گفت کلیم: « زاب من غم نخورم که من درم» %~% گفت: « خلیل ز آتشش غم ~~نخورم که من زرم » # 10 گفت: « مسیح مرده را زنده کنم به نام او %~% اکمه را بصر دهم جانب طب ~~به ننگرم » # 11 گفت محمد امین : « من به اشارت مبین %~% بر قمر فلک زنم کز قمران من ~~اقمرم » # 12 صورت را برون کنم پیش شهنشهی روم %~% کز تف او منورم وز کف او مصورم # 13 چون بروم برادرا هیچ مگو که نیست شد %~% در صف روح حاضرم گر بر تو ~~مسترم # 14 نام خوشم درین جهان باشد چون صبا وزان %~% بوی خوشش عبرفشان زانک به ~~جان معنبرم # 15 ساکن گلشن و چمن پیش خوشان همچو من %~% وارهم از چه و رسن زانک برون ~~چنبرم # 16 چونک ز آسمان رسد تاج و سریر و مهتری %~% به که سفر کنی دلا رخت به ~~آسمان بری # 17 بین همه بحریان به کف گوهر خویش یافته %~% تو به میان جزر و مد در چه ~~شمار اندری # 18 هین هله گاو مرده را شیر مخوان و سر منه %~% گر چهکه غره می‌زند گاو ~~به سحر سامری # 19 گر نمرود برپرد فوق به پر کرکسان %~% زود فتد که نیستش قوت پر جعفری # 20 گرچه کبوتری به فن ms1854 کبک شکار می‌کند %~% باز سپید کی شود! کی رهد از ~~کبوتری! # 21 جان ندهد بجز خدا عقل همو کند عطا %~% گرچه که صورتی کند صنعت کف آزری # 22 دردسر تنی مکش کوست به حیله نیم خوش %~% پیش خدای سر نهی سر بستان آن ~~سری # 23 سر که دهی شکربری شبه دهی گهر بری %~% سرمه دهی بصر بری سخت خوش است ~~تاجری # 24 جود و سخا و لطف خو سجده‌گری چو آب جو %~% ترک هوا و آرزو هست سر ~~پیمبری # 25 روضه روح سبز بین ساکن روضه حور عین %~% مست و خراب می‌روی نقل ملوک ~~می‌چری # 26 فرجه باغ می‌کنی شادی و لاغ می‌کنی %~% با صنمان شرم‌گین پرده شرم ~~می‌دری # 27 آمده ماه روی تو جانب های و هوی تو %~% گلبن مشک بوی تو با قد چست ~~عرعری # 28 روح و عقول سو به سو سجده‌کنان به پیش او %~% کای هوس و مراد جان سخت ~~لطیف منظری # 29 ای قمران آسمان زو ببرید رنگ رو %~% وی ملکان بابلی زو شنوید ساحری # 30 سخت مفرح غمی عیسی چند مریمی %~% جان هزار جنتی رشک هزار کوثری # 31 از سر روزنم سحر گفت به قنجره مهی %~% هی تو بگو که کیستی آنک ندادیش ~~رهی # 32 من تلف وصال تولیک تو کیستی بگو %~% گفت: که « لاابالیی خیره‌کشی ~~شهنشهی # 33 بی‌پر و بال فضل من بر نپرد ز تن دلی %~% بی‌رسن عنایتم برنشود کس از ~~چهی # 34 عقل ز خط من بود گشته ادیب انجمن %~% عشق ز جام من بود عشرتیی مرفهی # 35 بی‌رخ خوب فرخم قامت هرکی گشت خم %~% گر به بهشت خوش شود باشد گول و ~~ابلهی # 36 بادیها نوشته شهر به شهر گشته %~% جز بر من مرید را کو کنفی و درگهی! # 37 مرده ز بوی من شود زنده و زنده دولتی %~% گول ز حرف من شود نکته‌شناس ~~و آگهی » # 38 گفتم: « کدیه می‌کنم ای تو حیات هر صنم %~% تا ز تو لافها ms1855 زنم کامد ~~یار ناگهی » # 39 گفت: « چو من شوم روی تو به یقین فنا شوی %~% این نبود که با کسی گنجم ~~من به خرگهی # 40 هست مرا بهر زمان لطف و کرم جهان جهان %~% لیک بکوش و صبر کن صاف شوی ~~و آنگهی # 41 از چه رسید آب را آینه‌گی ز صافیی %~% از فرح صفا زند آن گل سرخ قهقهی # 42 کم بود این یگانگی لیک به راه بندگی %~% صاحب نان و جامگی هر طرفی‌ست ~~اسپهی # 43 هست طبیب حاذقی هر طرفی و سابقی %~% نادره عیسیی که او دیده دهد با ~~کمهی # 44 بهر مثال گفتم این بهر نشاط هر حزین %~% لیک نیم مشبهی غره هر مشبهی # 45 شرح که بی‌زبان بود بی‌ضرر و زیان بود %~% هم تو بگو شهنشها فایده ~~موجهی PageV1P3249 ### || [genre: Tj] # 1 ای خواب به روز همدمانم %~% تا بی‌کس و ممتحن نمانم # 2 چونک دیک بر آتشم نشاندی %~% در دیک چه می‌پزی چه دانم # 3 یک لحظه که من سری بخارم %~% ای عشق نمی‌دهی امانم # 4 از خشم دو گوش حلم بستی %~% تا نشنوی آهوه وفغانم # 5 ما را به جهان حواله کم کن %~% ای جان چو که من نه زین جهانم # 6 بگشای رهم که تا سبکتر %~% جان را به جهان جان رسانم # 7 یاری فرما قلاوزی کن %~% تا رخت بکوی تو کشانم # 8 تیزآب توی و چرخ ماییم %~% سرگشته چو سنگ آسیاییم # 9 تو خورشیدی و ما چو ذره %~% از کوه برآی تا برآییم # 10 از بهر سکنجبین عسل ده %~% ما خود همه سرکه می‌فزاییم # 11 گه خیره تو که تو کجایی %~% گه خیره خود که ما کجاییم # 12 گه خیره بسط خویش و ایثار %~% یا قبض که مهره در رباییم # 13 گاهی مس و گاه زر خالص %~% گاه از پی هردو کیمیاییم # 14 گه شاد بخوردنست و تحصیل %~% گه شاد به خرج آن و تحلیل # 15 چون نخل گهی به کسب میوه %~% گاهی به ms1856 نثار آن و تنزیل # 16 گه حاتم وقت اندر ایثار %~% گه عباسی به طوف و زنبیل # 17 ما یا آنیم و این دگر فرع %~% یا غیر تویم بی‌دو تبدیل # 18 ور زانک مرکب از دو ضدیم %~% تذلیل نباشدی و تبجیل # 19 هم اصلاحست عز و ذلش %~% ماننده رفع و خفض قندیل # 20 بس اصلاحی برای افساد %~% بس افسادی برای تنحیل PageV1P3250 ### || [genre: Tj] # 1 هله درده می بگزیده که مهمان توم %~% ز پریشانی زلف توپریشان توم # 2 تلخ و شیرین لب ما را ز حرم بیرون آر %~% نقد ده نقد که عباس حرمدان ~~توم # 3 آنچ دادی و بدیدی که بدان زنده شدم %~% مرده جرعه آن چشمه حیوان توم # 4 باده بر باد دهد هردو جهان را چو غبار %~% وآنگهان جلوه شود که مه ~~تابان تو # 5 وانگهان جام چو جان آرد کین بر جان زن %~% گر نیم جان تو آخر نه ز ~~جانان توم # 6 مرکبش دست بود زانک قدح شهبازست %~% که صیادم من و سر فتنه مرغان توم # 7 وانگه از دست بپرد سوی ایوان دماغ %~% که گزین مشعله و رونق ایوان تو # 8 آب رو رفت مهان را پی نان و پی آب %~% مژده‌ای مست که من آب تو و نان ~~توم # 9 بحر بر کف که گرفتست تو باری برگیر %~% خوش همی خند که من گوهر دندان ~~توم # 10 من سه پندت دهم اول توسپند ما باش %~% که خلیلی و نسوزی چو سپندان توم # 11 در خانه هله بگشای که در کوی تویم %~% قصص جایزه برخوان نه که بر خوان ~~توم # 12 ز آب چون آتش تو دیگ دماغم جوشید %~% سبک ای سیمبر مشعله سیما برگو # 13 ز پگه جام چو دریا چو به کف بگرفتم %~% صفت موج دل و گوهر گویا برگو # 14 بحر پرجوش چو لالاست بر آن در یتیم %~% کف بزن خوش صفت لولوی لالا ~~برگو # 15 هرکسی دارد در سینه تمنای دگر %~% زان ms1857 سر چشمه کزو زاد تمنا برگو # 16 جمع کن جمله هوسهای پراکنده به می %~% زان هوس که پنهان شد ز هوسها ~~برگو # 17 ز آفتابی که برآید سپس مشرق جان %~% که بدو محو شود ظل من و ما برگو # 18 شش جهت انس و پری محرم آن راز نیند %~% سر بگردان سوی بیجا و همانجا ~~برگو # 19 چند باشد چو تنور این شکمت پر ز خمیر! %~% ای خمیری دمی از خمر مصفا ~~برگو # 20 چند چون زاغ بود نول تو در هر سرگین! %~% خبر جان چو طوطی شکرخا برگو # 21 زین گذر کن بده آن جام می روحانی %~% صفت شعشعه جام معلا برگو # 22 مست کن پیر و جوان را پس از آن مستی کن %~% مست بیرون رو ازین عیش و ~~تماشا برگو # 23 جام بر دست به ساقی نگرانیم همه %~% فارغ از غصه هر سود و زیانیم همه # 24 این معلم که خرد بود بشد ما طفلان %~% یکدگر را ز جنون تخته زنانیم ~~همه # 25 پا برهنه خرد از مجلس ما دوش گریخت %~% چونک بیرون ز حد عقل و گمانیم ~~همه # 26 میرمجلس توی و ما همه در تیر تویم %~% بند آن غمزه و آن تیر و کمانیم ~~همه # 27 زهره در مجلس مه‌مان به می از کار ببرد %~% ورنه کژرو ز چه رو چون ~~سرطانیم همه # 28 چشم آن طرفه بغداد ز ما عقل ربود %~% تا ندانیم که اندر همدانیم همه # 29 گفت ساقی: « همه را جمله به تاراج دهم » %~% همچنان کن هله ای جان که ~~چنانیم همه # 30 همچو غواص پی گوهر بی‌نام و نشان %~% غرق آن قلزم بی‌نام و نشانیم همه # 31 وقت عشرت طرب انگیزتر از جام مییم %~% در صف رزم چو شمشیر و سنانیم ~~همه # 32 نزد عشاق بهاریم پر از باغ و چمن %~% پیش هر منکر افسرده خزانیم همه # 33 می‌جهد شعله دیگر ز زبانه دل من %~% تا ترا وهم نیاید که زبانیم ms1858 همه ~~PageV1P3251 ### || [genre: Tj] # 1 هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم %~% روی ازینجا به جهانی عجبی آوردیم # 2 دوست یک جام پر از زهر چو آورد به پیش %~% زهر چون از کف او بود به ~~شادی خوردیم # 3 گفت: « خوش باش که بخشیمت صدجان دگر %~% ما کسی را به گزافه ز کجا ~~آزردیم! » # 4 گفتم: « ابحان چو توی از تن ما جان خواهد %~% گر درین داد بپیچیم یقین ~~نامردیم » # 5 ما نهالیم بروییم اگر در خاکیم %~% شاه با ماست چه باکست اگر رخ زردیم! # 6 بدرون بر فلکیم و به بدن زیر زمین %~% به صفت زنده شدیم ارچه به صورت ~~مردیم # 7 چونک درمان جوان طالب دردست و سقم %~% ما ز درمان بپریدیم و حریف دردیم # 8 جان چو آئینه صافی است برو تن گردیست %~% حسن در ما ننماید چو به زیر ~~گردیم # 9 این دو خانه‌ست دو منزل به یقین ملک ویست %~% خدمت نو کن و شاباش که ~~خدمت کردیم # 10 چون بیامد رخ تو بر فرس دل شاهیم %~% چون بیامد قدحت صاف شویم ار ~~دردیم # 11 می دهنده چو توی فخر همه مستانیم %~% پرورنده چو توی زفت شویم ار ~~خردیم # 12 در جهان آمد و روزی دو به ما رخ بنمود %~% آنچنان زود برون شد که ~~ندانم که کی بود # 13 گفتم: « از بهر خدا ای سره مهمان عزیز %~% اینچنین زود کنی معتقدان را ~~بدرود » # 14 گفت: « کس دید درین عالم یک روز سپید %~% که سیاه آبه نباریدش ازین ~~چرخ کبود » # 15 از برای کشش ما و سفر کردن ما %~% پیک بر پیک همی آید از آن اصل وجود # 16 هر غم و رنج که اندر تن ودر دل آید %~% می‌کشد گوش شما را به وثاق ~~موعود # 17 نیم عمرت به شکایت شد و نیمی در شکر %~% حمد و ذم را بهل و رو به مقام ~~محمود # 18 چه فضولی تو که این آمد و آن بیرون شد ms1859 %~% کارافزایی تو غیر ندامت ~~نفزود # 19 پای در باغ خرد نه به طلب امن و خلاص %~% سربنه پای بکش زیر درختان ~~مرود # 20 باد امرود همی ریزد اگر نفشانی %~% می‌فتد در دهن هرکی دهان را بگشود # 21 این بود رزق کریمی که وفادار بود %~% که ز دست و دهن تو نتوانندربود # 22 قایمم مات نیم تا بنگویند که مرد %~% که چه کوتاه قیامست و درازست ~~سجود # 23 همچو گل خنده‌زنان از سر شاخ افتادیم %~% هم بدان شاه که جان بخشد جان ~~را دادیم # 24 آدمی از رحم صنع دوباره زاید %~% این دوم بود که مادر دنیا زادیم # 25 تو هنوز ای که جنینی بنبینی ما را %~% آنک زادست ببیند که کجا افتادیم # 26 نوحه و درد اقارب خلش آن رحم است %~% او چه داند که نمردیم و درین ~~ایجادیم # 27 او چه داند که جهان چیست که در زندانیست %~% همه دان داند ما را که ~~درین بغدادیم # 28 یاد ما گر بکنی هم به خیالی نگری %~% نه خیالیم نه صورت نه زبون بادیم # 29 لیک ما را چو بجویی سوی شادیها جو %~% که مقیمان خوش آباد جهان شادیم # 30 پیشه ورزش شادی ز حق آموخته‌ایم %~% اندر آن نادره افسون چو مسیح ~~استادیم # 31 مردن و زنده‌شدن هر دو وثاق خوش ماست %~% عجبی‌وار نترسیم خوش و ~~منقادیم # 32 رحما بینهم آید همچون آییم %~% چو اشدا علی الکفر بود پولادیم # 33 هر خیالی که تراشی ز یکی تا به هزار %~% هم عدد باشد و می‌دانک برون ز ~~اعدادیم # 34 شربت تلخ بنوشد خرد صحت جو %~% شربتی را تو چه گویی که خوش است و دارو # 35 عاشقان از صنم خویش دو صد جور کشند %~% چون بود آن صنمی که حسن است و ~~خوش‌خو # 36 در چنین دوغ فتادی که ندارد پایان %~% منگر واپس وز هر دو جهان دست ~~بشو # 37 این شب قدر چنانست که صبحش ندمد %~% گشت عنوان برات تو رجال ms1860 صد قوا # 38 چو از این بحر برون رفتنت اومید نماند %~% احمقی باشد ازین پس طلب خنب ~~و سبو # 39 ز آسمان آید این بخت نه از عالم خاک %~% کار اقبال و ستاره‌ست نه کار ~~بازو # 40 چون چنین روی بدیدی نظرت روشن شد %~% پشت را باز شناسد نظر تو از رو # 41 هر کرا آخر کار این سبقت خواهد بود %~% هم ز اول بود او شیفته و ~~سوداخو # 42 صدفی باشد گردان به هوای گوهر %~% سینه‌اش باز شود بیند در خود لولو # 43 جعد خود را چو بیند بکند ترک کلاه %~% خانه چون یافته شد بیش نگوید: « ~~کوکو » # 44 جوزها گرچه لطیفند و یقین پر مغزند %~% بشکن و مغز برون آور و ترجیع ~~بگو PageV1P3252 ### || [genre: Tj] # 1 هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیم %~% نفسی در نظر خود نمکان شور ~~کنیم # 2 هله خیزید که تا مست و خوشی دست زنیم %~% وین خیال غم و غم را همه در ~~گور کنیم # 3 وهم رنجور همی دارد ره جویان را %~% ما خود او را به یکی عربده رنجور ~~کنیم # 4 غوره انگور شد اکنون همه انگور خوریم %~% وانچ ماند همه را باده انگور ~~کنیم # 5 وحی زنبور عسل کرد جهان را شیرین %~% سوره فتح رسیدست به ما سور کنیم # 6 ره نمایان که به فن راه‌زنان فرح‌اند %~% راه ایشان بزنیم و همه را عور ~~کنیم # 7 جان سرمازدگان را تف خورشید دهیم %~% کار سلطان جهان‌بخش به دستور کنیم # 8 کشت این شاهد ما را به فریب و به دغل %~% صد چو او را پس ازین خسته و ~~مهجور کنیم # 9 تاکنون شحنه بد او دزدی او بنماییم %~% میر بودست ورا چاکر و مأمور ~~کنیم # 10 همه از چنگ ستمهاش همی زاریدند %~% استخوانهای ورا بر بط وطنبور کنیم # 11 کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد %~% ما چو سایه پس ازین خدمت آن نور ~~کنیم # 12 بی‌نوایان سپه را ms1861 همه سلطان سازیم %~% همه دیوان سپه را ملک و حور ~~کنیم # 13 نار را هر نفسی خلعت نوری بخشیم %~% کوهها را ز تجلی همه چون طور کنیم # 14 خیز تا رقص درآییم همه دست زنان %~% که رهیدیم به مردی همه از دست ~~زنان # 15 باغ سلطان جهان را بگشودند صلا %~% همه آسیب بتانست و همه سیبستان # 16 چه شکر باید آنجا که شود زهر شکر! %~% چه شبان باید آنجا که شود گرگ ~~شبان! # 17 همگی فربهی و پرورش و افزونیست %~% چو نهاد این لبون برسر آن شیر لبان # 18 خاص مهمانی سلطان جهانست بخور %~% نه ز اقطاع امیرست و نه از داد فلان # 19 آفتابیست به هر روزن و بام افتاده %~% حاجتت نیست که در زیر کشی زله ~~نهان # 20 ز چه ترسیم که خورشید کمین لشکر اوست %~% که ز نورست مر او را سپر و ~~تیغ و سنان # 21 این همه رفت بماناد شعاع رویت %~% که هر آنک رخ تو دید ندارد سر جان # 22 یک زبانه‌ست از آن آتش خود در جانم %~% که از آن پنج زبانه‌ست مرا پیچ ~~زبان # 23 هر دو از فرقت تو در تف و پیچاپیچ‌اند %~% باورم می‌نکنی هین بشنو ~~بانگ امان # 24 شیر را گر نچشیدی بنگر تربیتش %~% تیر را گر بندیدی بشنو بانگ کمان # 25 مثل او نقش نگردد به نظر در دیده %~% هیچ دیده بندیدست مثال سلطان # 26 لیک از جستن او نیست نظر را صبری %~% از ملک تا بسمک از پی او در ~~دوران # 27 زو فراموش شدت بندگی و خدمت من %~% بی‌وفا نیستی آخر مکن ای جان چمن # 28 خود یکی روز نگفتی که : « مرا یاری بود » %~% زود بستی ز من و نام من ~~ای دوست دهن # 29 سخنانی که بگفتیم چو شیر و چو شکر %~% وان حریفی که نمودیم پی خمر و ~~لبن # 30 من ز مستی تو گر زانک شکستم جامی %~% نه تو بحر عسلی در کرم ms1862 و خلق حسن # 31 رسن زلف تو گر زانک درین دام فتد %~% صد دل و جان بزند دست به هر پیچ ~~و شکن # 32 بی‌نسیم کرمت جان نگشاید دیده %~% چشم یعقوب بود منتظر پیراهن # 33 من چو یوسف اگر افتادم اندر چاهی %~% کم از آنک فکنی در تک آن چاه رسن # 34 نه تو خورشید بدی بنده چو استاره روز %~% نه تو چون شمع بدی بنده ترا ~~همچون لگن # 35 بی‌تو ای آب حیات من و ای باد صبا %~% کی بخندد دهن گلشن و رخسار سمن! # 36 تا ز انفاس خدا درندمد روح‌الله %~% مریمان شکرستان نشوند آبستن # 37 نه تو آنی که اگر بر سر گوری گذری %~% در زمان در قدمت چاک زند مرده ~~کفن # 38 نه تو ساقی روانها بده ششصد سال %~% تن تن چنگ تو می‌آمد بی‌زحمت تن # 39 چند بیتی که خلاصه‌ست فرو ماند تو گو %~% کز عظیمی بنگنجید همی در ~~گفتن PageV1P3253 ### || [genre: Tj] # 1 هرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمین %~% آتش زند خوبی و در جمله ~~خوبان چنین # 2 کی ره برد اندیشها کان شیر نر زان بیشها %~% بیرون جهد عشاق را غرفه ~~کند در خون چنین # 3 گفتم به دل: « بار دگر رفتی درین خون جگر » %~% گفتا: « خمش باری بیا ~~یکبار روی او ببین » # 4 از روی گویم یا ز خو از طره گویم یا ز مو %~% از چشم مستش دم زنم یا ~~عارض او یا جبین # 5 حاصل گرفتار ویم مست و خراب آن میم %~% شب تا سحر یارب زنان کالمستغاث ~~ای مسلمین # 6 اندر خور روی صنم کو لوح تا نقشی کنم! %~% تا آتشی اندر فتد در دودمان ~~آب و طین # 7 از درد هجرانش زمین رو کرده اندر آسمان %~% وان آسمان گوید که: « من صد ~~چون توم اندر حنین » # 8 آید جواب این هردو را از جانب پنهان سرا %~% کای عاشقان و کم زنان اینک ~~سعادت در کمین # 9 ms1863 دولت قلاوزی شده اندر ره درهم زده %~% در کف گرفته مشعله از شعله ~~عین‌الیقین # 10 زین شعلهای معتمد سر دل هر نیک و بد %~% چون موی اندر شیرشد پیدا مثال ~~یوم دین # 11 کی تشنه ماند آن جگر کو دل نهد بر جوی ما! %~% کی بسته ماند مخزنی بر ~~خازنی کآمد امین! # 12 ای باغ کردی صبرها در دی رسیدت ابرها %~% الصبر مفتاح‌الفرج ای صابران ~~راستین # 13 شمع جهانست این قمر از آسمانست این قمر %~% چون جان بود سودای او ~~پنهان کنیمش چون جنین # 14 می‌گفت با حق مصطفی: « چون بی‌نیازی تو ز ما %~% حکمت چه بود آخر بگو ~~در خلق چندین چیزها » # 15 حق گفت: « ای جان جهان گنجی بدم من بس نهان %~% می‌خواستم پیدا شود آن ~~گنج احسان و عطا # 16 آیینه کردم عیان پشتش زمین رو آسمان %~% پشتش شود بهتر ز رو گر بجهد ~~از رو و ریا # 17 گر شیره خواهد می شدن در خنب جوشد مدتی %~% خواهد قفا که رو شود بس ~~خوردنش باید قفا # 18 آبی که جفت گل بود کی آینه مقبل بود %~% چون او جدا گردد ز گل آیینه ~~گردد پرصفا # 19 جانی که پران شد ز تن گوید بدو سلطان من: %~% « عذرا شدی از یار بد ~~یار منی اکنون بیا » # 20 مشهور آمد این که مس از کیمیایی زر شود %~% این کیمیای نادره کردست مس ~~را کیمیا # 21 نی تاج خواهد نی‌قبا این آفتاب از داد حق %~% هست او دو صد کل را کله ~~وز بهر هر عریان قبا # 22 بهر تواضع بر خری بنشست عیسی ای پدر %~% ور نی سواری کی کندبر پشت خر ~~باد صبا # 23 ای روح اندر جست و جو کن سر قدم چون آب جو %~% ای عقل بهر این بقا ~~شاید زدن طال بقا # 24 چندان بکن تو ذکر حق کز خود فراموشت شود %~% واندر دعا دو تو شوی ~~ماننده دال دعا # 25 دانی که بازار ms1864 امل پرحیله است و پر دغل %~% هش دار ای میر اجل تا ~~درنیفتی در دغا # 26 خواهی که اندر جان رسی در دولت خندان رسی %~% می‌باش خندان همچو گل گر ~~لطف بینی گر جفا # 27 گر ساقیم حاضر بدی وز باده او خوردمی %~% در شرح چشم جادوش صد سحر ~~مطلق کردمی # 28 گرخاطر اشتر دلم خوش شیرگیر او شدی %~% شیران نر را این زمان در زیر ~~زین آوردمی # 29 زان ابروی چون سنبلش زان ماه زیبا خرمنش %~% زین گاو تن وارستمی بر ~~گرد گردون گردمی # 30 سرمست بیرون آیمی از مجلس سلطان خود %~% فرمان ده هر شهرمی درمان ده ~~هر دردمی # 31 نی درودمی نه کشتمی مطلق خیالی گشتمی %~% نی ترمی نی خشکمی نی گرممی ~~نی سردمی # 32 نی در هوای نانمی نی در بلای جانمی %~% نی بر زمین چون کوهمی نی بر ~~هوا چون گردمی # 33 نی سرو سرگردانمی نی سنبل رقصانمی %~% نی لاله لعلین قبا نی زعفران ~~زردمی # 34 نی غنچه بسته دهان گشته ز ضعف دل نهان %~% بی این جهان و آن جهان نور ~~خدا پروردمی # 35 هر لحظه گوید شاه دین: « آری چنین و صد چنین %~% پیدا شدی گر زانک من ~~در بند بردا بر دمی » # 36 گرنه چو باران بر چمن من دادمی داد ز من %~% با جمله فردان جفتمی وز ~~جمله جفتان فردمی # 37 ملک از سلیمان نقل شد ماهی فروشی شد فنش %~% بیرنج اگر راحت بدی من ~~مور را نازردمی # 38 گر صیف بودی بی‌زدی خاری نخستی پای گل %~% ور بی‌خماری می‌بدی انگور ~~را نفشردمی # 39 گر عقده این ساحره از پای جانم وا شدی %~% بر کوری هر رهزنی صد رستم و ~~صد مردمی PageV1P3254 ### || [genre: Tj] # 1 امروز به قونیه می‌خندد صد مه رو %~% یعنی که ز لارنده می‌آید شفتالو # 2 در پیش چنین خنده جانست و جهان بنده %~% صد جان و جهان نو در می‌رسد از ~~هر سو # 3 کهنه بگذار و ms1865 رو در بر کش یار نو %~% نو بیش دهد لذت ای جان و جهان ~~نوجو # 4 عالم پر ازین خوبان ما را چه شدست ای جان! %~% هر سوی یکی خسرو خندان ~~لب و شیرین خو # 5 بر چهره هر یک بت بنوشته که لاتکبت %~% بر سیب زنخ مرقم من یمشق لایصحو # 6 برخیز که تا خیزیم با دوست درآمیزیم %~% لالا چه خبر دارد از ما و ازان ~~لولو! # 7 بهر گل رخسارش کز باغ بقا روید %~% چون فاخته می‌گوید هر بلبل جان: « ~~کوکو » # 8 گر این شکرست ای جان پس چه بود آن شکر %~% ای جان مرا مستی وی درد مرا ~~دارو # 9 بازآمد و بازآمد آن دلبر زیبا خد %~% تا فتنه براندازد زن را ببرد از ~~شو # 10 با خوبی یار من زن چه بود! طبلک زن %~% در مطبخ عشق او شو چه بود کاسه ~~شو # 11 گر درنگری خوش خوش اندر سرانگشتش %~% نی جیب نسب گیری نی چادر اغلاغو # 12 شب خفته بدی ای جان من بودم سرگردان %~% تا روز دهل می‌زد آن شاه برین ~~بارو # 13 گفتم ز فضولی من: « ای شاه خوش روشن %~% این کار چه کار تست ! کو سنجر ~~و کو قتلو » # 14 گفتا: « بنگر آخر از عشق من فاخر %~% هم خواجه و هم بنده افتاده میان ~~کو # 15 بر طبل کسی دیگر برنارد عاشق سر %~% پیراهن یوسف را مخصوص و شدست این ~~بو # 16 مستست دماغ من خواهم سخنی گفتن %~% تا باشم من مجرم تا باشم یا زقلو # 17 گیرم که بگویم من چه سود ازین گفتن %~% گوش همه عالم را بر دوزد آن ~~جادو # 18 ای عید غلام تو وای جان شده قربانت %~% تا زنده شود قربان پیش لبت ~~خندانت # 19 چون قند و شکر آید پیش تو! که می‌باید %~% بر قند و شکر خندد آن لعل ~~سخن‌دانت # 20 هرکس که ذلیل آمد در عشق عزیز آمد %~% جز تشنه نیاشامد از چشمه حیوانت ms1866 # 21 ای شادی سرمستان ای رونق صد بستان %~% بنگر به تهی‌دستان هریک شده ~~مهمانت # 22 پرکن قدحی باده تا دل شود آزاده %~% جان سیر خورد جانا از مایده خوانت # 23 بس راز نیوشیدم بس باده بنوشیدم %~% رازم همه پیدا کرد آن باده پنهانت # 24 ای رحمت بی‌پایان وقتست که در احسان %~% موجی بزند ناگه بحر گهرافشانت # 25 تا دامن هر جانی پر در وگهر گردد %~% تا غوطه خورد ماهی در قلزم ~~احسانت # 26 وقتیست که سرمستان گیرند ره خانه %~% شب گشت چه غم از شب با ماه ~~درخشانت # 27 ای عید بیفکن خوان داد از رمضان بستان %~% جمعیت نومان ده زان جعد ~~پریشانت # 28 در پوش لباس نو خوش بر سر منبر رو %~% تا سجده شکر آرد صد ماه خراسانت # 29 ای جان بداندیشش گستاخ درآ پیشش %~% من مجرم تو باشم گر گیرد دربانت # 30 در باز شود والله دربان بزند قهقه %~% بوسد کف پای تو چو نبیند حیرانت # 31 خنده بر یار من پنهان نتوان کردن %~% هردم رطلی خنده می‌ریزد در جانت # 32 ای جان ز شراب مر فربه شدی و لمتر %~% کز فربهی گردن بدرید گریبانت # 33 با چهره چون اطلس زین اطلس ما را بس %~% تو نیز شوی چون ما گر روی دهد ~~آنت # 34 زینها بگذشتم من گیر این قدح روشن %~% مستی کن و باقی را درده به ~~عزیزانت # 35 امروز گرو بندم با آن بت شکرخا %~% من خوشتر می‌خندم یا آن لب چون ~~حلوا # 36 من نیم دهان دارم آخر چه قدر خندم! %~% او همچو درخت گل خندست ز سر تا ~~پا # 37 هستم کن جانا خوش تا جان بدهد شرحش %~% تا شهر برآشوبد زین فتنه و زین ~~غوغا # 38 شهری چه محل دارد کز عشق تو شور آرد %~% دیوانه شود ماهی از عشق تو در ~~دریا # 39 بر روی زمین ای جان این سایه عشق آمد %~% تا چیست خدا داند از عشق ~~برین بالا! ms1867 # 40 کو عالم جسمانی! کو عالم روحانی! %~% کو پا و سر گلها کو کر و فر ~~دلها! # 41 با مشعله جانان در پیش شعاع جان %~% تاریک بود انجم بی‌مغز بود جوزا # 42 چون نار نماید آن خود نور بود آخر %~% سودای کلیم الله شد جمله ید ~~بیضا # 43 مگریز ز غم ای جان در درد بجو درمان %~% کز خار بروید گل لعل و گهر از ~~خارا # 44 زین جمله گذر کردم ساقی! می جان درده %~% ای گوشه هر زندان با روی ~~خوشت صحرا # 45 ای ساقی روحانی پیش‌آر می جانی %~% تو چشمه حیوانی ما جمله در استسقا # 46 لب بسته و سرگردان ما را مگذار ای جان %~% ساغر هله گردان کن پر باده ~~جان‌افزا # 47 آن باده جان‌افزا از دل ببرد غم را %~% چون سور و طرب سازد هر غصه و ~~ماتم را # 48 چون باشد جام جان خوبی و نظام جان %~% کز گفتن نام جان دل می‌برود از ~~جا # 49 گفتم به دل: « از محنت باز آی یکی ساعت » %~% گفتا که: « نمی‌آیم کاین ~~خار به از خرما » # 50 ماهی که هم از اول با حر بیارامد %~% در جوی نیاساید حوضش نشود مأوا # 51 گر آبم در پستی من بفسرم از هستی %~% خورشید پرستم من خو کرده در آن ~~گرما PageV1P3255 ### || [genre: Tj] # 1 شب مست یار بودم و در های های او %~% حیران آن جمال خوش و شیوهای او # 2 گه دست می‌زدم که زهی وقت روزگار %~% گه مست می‌فتادم بر خاک پای او # 3 هفت آسمان ز عشق معلق زنان او %~% فربه شده ز جام خوش جانفزای او # 4 در هوشها فتاده نهایات بیهشی %~% در گوشها فتاده صریر صلای او # 5 هر بره گوش شیر گرفته ز عدل او %~% هر ذره گشاده دهان در ثنای او # 6 هرجا وفاست حاصل و هرجا که بوالوفاست %~% بگداخته زخجلت و شرم وفای او # 7 چشمت ضعیف می‌شود از فرص آفتاب %~% صد همچو ms1868 آفتاب ضعیف از لقای او # 8 چندان بود ضعیف که یک روز چشم را %~% سرمه کشد به لطف و کرم توتیای او # 9 آن نقدهای قلب که بنهاده به پیش %~% چون ژیوه می‌طپند پی کیمیای او # 10 هر سوت می‌کشند خیالات آن و این %~% والله کشنده نیست بجز اقتضای او # 11 هریک چو کشتییم که برهم همی زنیم %~% بحر کرم وی آمد و ما آشنای او # 12 جانم دهی ولی نکشی ور کشی بگو %~% من بارها گزارده‌ام خونبهای او # 13 فرع عنایت تو بود کوشش مرید %~% فرع دعای تست حنین و دعای او # 14 بر بوی آب تست ورا در سراب میل %~% بر بوی نقد تست سوی قلب رای او # 15 چون تاج عشق بر سر تست ای مرید صدق %~% سرمست می‌خرام به زیر لوای او # 16 امسال سال عشرت و ولت در استوا %~% ای شاد آنکسی که بود طالعش چو ما # 17 دف می‌خرید زهره و برهم همی نهاد %~% می‌ساخت چنگ را سر و پهلو و ~~گردنا # 18 در طبع می‌نهاد هزاران خروش جوش %~% در نای نی نهاد ز انفاس خود نوا # 19 بنیاد عشرتی که جهان آن ندیده است %~% خورشید را چه کار بجز گرمی و ~~ضیا! # 20 امسال سال تست اگر زهره طالعی %~% زهره جنی ببست ازین مژده دست و پا # 21 خوان ابد نهاد خدا و اساس نو %~% من سال و ماه گفتم از غیرت خدا # 22 ای شاه کژنهاده از مستی آن کلاه %~% چندان گرو شود به خرابات ما قبا # 23 جانها فنا شوند ز جام خدای خویش %~% ز اندیشه باز رسته و از جنگ و ~~ماجرا # 24 گوید که: « چون بدیت دران غربت دراز » %~% گویند : « آنچنان که بود ~~درد بی‌دوا # 25 چون ماهیان طپان شده بر ریگهای گرم %~% مهجور از لقای تو ای ماه کبریا # 26 در بحر زاده‌ایم و به خشکی فتاده‌ایم » %~% ای زاده وفاش تو چونی درین ~~جفا # 27 منت خدای راست ms1869 که بازآمدی به بحر %~% چون صوفیان ببند لب از ذکر مامضی # 28 زیرا که ذکر وحشت هم وحشتیست نو %~% گفتن ز بعد صلح: « چنین گفته مرا ~~» # 29 در بزم اولیا نه شکوفه نه عربده‌ست %~% در خرمن خدای نه رخصست و نی ~~غلا # 30 آنجا سعادتیست که آن را قیاس نیست %~% هر لحظه نو به نو متراقیست ~~اجتبا # 31 در روضه ریاحین می‌گرد چپ و راست %~% گل دسته بستن تو ندانم پی کراست # 32 گل دسته در هوای عفن پایدار نیست %~% آن را کشیدن این سو هم حیف و هم ~~خطاست # 33 زنجیر بسکلد بسوی اصل خود رود %~% زیرا که پروریده آن معتدل هواست # 34 اینجا قباش ماند یعنی عبارتی %~% اما قبای یوسف دلرا چو توتیاست # 35 هین جهد کن تو نیز که بیرون کنی قبا %~% در بحر بی‌قبا شدنت شرط ~~آشناست # 36 ای مرد یک قبا تو قبا بر قبا مپوش %~% گر بحریی تجمل و پوشش ترا عراست # 37 الفقر فخر گفت رسول خدای ازین %~% سباح فحل و شاه سباحات مصطفاست # 38 کشتی که داشت هم ز برای عوام داشت %~% بهر پیاده چو پیاده شوی سخاست # 39 اما دغل بسیست تو کشتی شناس باش %~% زیرا که کار دنیا سحرست و سیمیاست # 40 دنیا چو کهرباست و همه که رباید او %~% گندم که مغز دارد فارغ ز ~~کهرباست # 41 هرکو سفر به بحر کند در سفینه‌اش %~% او ساکن و رونده و همراه انبیاست # 42 در نان بسی برفتی در آب هم برو %~% از بعد سیر آب یقین مفرشت سماست # 43 زین‌سان طبق طبق متعالی همی شوی %~% اما علای مرتبه جز صورت علاست # 44 این ره چنین دراز به یکدم میسرست %~% این روضه دور نیست چو رهبر ترا ~~رضاست # 45 آری دراز و کوته در عالم تنست %~% اما بر خدا نه صباحست و نی مساست ~~PageV1P3256 ### || [genre: Tj] # 1 ای جان مرا از غم و اندیشه خریده %~% جان را بستم در گل و ms1870 گلزار کشیده # 2 دیده که جهان از نظرش دور فتاده‌ست %~% نادیده بیاورده دگرباره بدیده # 3 جان را سبکی داده و ببریده ز اشغال %~% تا دررسد اندر هوس خویش جریده # 4 جولاهه کی باشد که دهی سطنت او را! %~% پا در چه اندیشه و سودا بتنیده # 5 آن کس که ز باغت خرد انگور فشارد %~% شیرین بودش لاجرم ای دوست عقیده # 6 آن روز که هر باغ بسوزد ز خزانها %~% باشند درختان تو از میوه خمیده # 7 جان را زند آ باغ صلاهای تعالوا %~% جان در تن پرخون پر از ریم خزیده # 8 چون گنج برآزین حدث ای جان و جهان گیر %~% در گوش کن این پند من ای ~~گوشه گزیده # 9 پیسه رسنست این شب و این روز حذر کن %~% کز پیسه رسن ترسد هر مار گزیده # 10 این گردن ما زین رسن پیسه ایام %~% کی گردد چون گردن احرار رهیده # 11 از بولهب و جفتی او چونک ببریم %~% بینیم ز خود (حبل مسد) را سکلیده # 12 بی‌فصل خزان گلشن ارواح شکفته %~% بی‌کام و دهان هر فرس روح چریده # 13 افسار گسسته فرس و رفته به صحرا %~% مرعا و قرو دیده و ازهار دمیده # 14 باد آمد و با بید همی گوید: « هی هی %~% این جنبش و این شورش و این ~~رقص تو تا کی » # 15 می‌گوید آن بید بدان باد: « ز خود پرس %~% ای برده مرا از سرو ای داده ~~مرا می # 16 اندر تن من یک رگ هشیار نماندست %~% ای رفته می عشق تو اندر رگ و در ~~پی # 17 از مردم هشیار بجو قصه و تاریخ %~% کین سابقه کی آمد وان خاتمه تا کی ~~» # 18 آن ترک سلامم کند و گوید: « کیسن » %~% گویم که: « خمش کن که نه کی ~~دانم و نی بی » # 19 آن معتزلی پرسد معدوم نه شی است %~% بیخود بر من شیی بود و با خود ~~لاشی # 20 لب بر لب دلدار چو خواهی ms1871 که نهی تو %~% از خویش تهی باش بیاموز ازان ~~نی # 21 اندیشه مرا برد سحرگاه به باغی %~% باغی که برون نیست ز دنیا و نه در ~~وی # 22 پرسیدم کای باغ عجایب تو چه باغی %~% گفت: « آنک نترسم ز زمستان و نه ~~از دی » # 23 نزدیکم و دورم ز تو چون ماه و چو خورشید %~% وین دور نماند چو کند ~~راهخدا طی # 24 گیرم که نبینی به نظر چشمه خورشید %~% نی گرمیت از شمس بدافسردگی از ~~فی # 25 هین دور شو از سردی و بفزای ز گرمی %~% تا صیف شود بهمنت و رشد شود ~~غنی # 26 خورشید نماید خبر بی‌دم و بی‌حرف %~% بربند لب از ابجد و از هوز و حطی # 27 برجه که رسیدند رسولان بهاری %~% انگیخت شکاران تو آن شاه شکاری # 28 از دشت عدم تا بوجودست بسی راه %~% آموخت عدم را شه الاقی و سواری # 29 در باغ زهر گور یکی مرده برآمد %~% بنگر به عزیزان که برستند ز خواری # 30 در زلزلت الارض خدا گفت زمین را %~% امرزو کنم زنده هر آن مرده که ~~داری # 31 ابرش عوض آب همی روح فشاند %~% تو شرم نداری که بنالی ز نزاری ! PageV1P3257 ### || [genre: Tj] # 1 ای درد دهنده‌ام دوا ده %~% تاریک مکن جهان ضیا ده # 2 درد تو دواست و دل ضریرست %~% آن چشم ضریر را صفا ده # 3 نومید همی شود بهر غم %~% نومید شونده را رجا ده # 4 هر دیده که بهر تو بگرید %~% کحلش کش و نور مصطفی ده # 5 شکرش ده وانگهیش نعمت %~% صبرش ده وانگهش بلا ده # 6 گر جان ز جهان وفا ندارد %~% از رحمت خویششان وفا ده # 7 خوی تو خوش است هم خوشی بخش %~% کار تو عطاست هم عطا ده # 8 آن نی که دم تو خورد روزی %~% بازش ز دم خوشت نواده # 9 این قفل تو کرده برین دل %~% بفرست کلید و دلگشا ده # 10 کس طاقت خشم تو ندارد ms1872 %~% این خشم ببر عوض رضا ده # 11 غم منکر بس نکیر آمد %~% زومان بستان به آشنا ده # 12 چون باخبری ز هر فغانی %~% زین حالت آتشین امانی # 13 مهمان من آمدست اندوه %~% خون ریز و درشت میهمانی # 14 یک لقمه کند هزار جان را %~% کی داو دهد به نیم جانی # 15 هر سیلی او چو ذوالفقاری %~% هر نکته او یکی سنانی # 16 زو تلخ شده دهان دریا %~% چون تلخ شد آنچنان دهانی! # 17 دریاچه بود! که از نهیبش %~% پوشید کبود آسمانی # 18 ماییم سرشته نوازش %~% پرورده نازنین جهانی # 19 خو کرده به سلسبیل و تسنیم %~% با ساقی چون شکرستانی # 20 با جمع شکر لبان رقاص %~% هر لحظه عروسیی و خوانی # 21 این عیش و طرب دریغ باشد %~% کاشفته شود به امتحانی # 22 حیفست که مجلس لطیفان %~% ناخوش شود از چنین گرانی # 23 در چاه فتاد دل برآرش %~% بیچاره و منتظر مدارش # 24 ور وعده دهیش تا به فردا %~% امروز بسوزد این شرارش # 25 بخشای برین اسیر هجران %~% بر جان ضعیف بی‌قرارش # 26 هرچند که ظالمست و مجرم %~% مظلوم و شکسته دل شمارش # 27 گشتست چو لاله غرقه خون %~% گشتست چو زعفران عذارش # 28 خواهد که به پیش تو بمیرد %~% اینست همیشه کسب و کارش # 29 یاری دگری کجا پسندد %~% آن را که خدا به دست یارش # 30 آن را که بخوانده تو روزی %~% مسپار بدست روزگارش # 31 هرچند به زیر کوه غم ماند %~% اندیشه تست یار غارش # 32 امسال چو ماه می‌گدازد %~% می‌آید یاد وصل پارش # 33 راهی بگشا درین بیابان %~% ماهی بنما درین غبارش PageV1P3258 ### || [genre: Tj] # 1 ای آنک ما را از زمین بر چرخ اخضر می‌کشی %~% زوتر بکش زوتر بکش ای جان ~~که خوش برمی‌کشی # 2 امروز خوش برخاستم با شور و با غوغاستم %~% امروز و بالاترم کامروز ~~خوشتر می‌کشی # 3 امروز مر هر تشنه را در حوض و جو می‌افکنی %~% ذاالنون و ابراهیم را در ~~آب و ms1873 آذر می‌کشی # 4 امروز خلقی سوخته در تو نظرها دوخته %~% تا خود کرا پیش از همه امروز ~~دربر می‌کشی # 5 ای اصل اصل دلبری امروز چیز دیگری %~% از دل چه خوش دل می‌بری وز سر چه ~~خوش سر می‌کشی # 6 ای آسمان خوش خرگهی وی خاک زیبا درگهی %~% ای روز گوهر می‌دهی وی شب تو ~~عنبر می‌کشی # 7 ای صبحدم خوش می‌دمی وی باد نیکو همدمی %~% وی مهر اختر می‌کشی وی ماه ~~لشکر می‌کشی # 8 ای گل به بستان می‌روی وی غنچه پنهان می‌روی %~% وی سرو از قعر زمین ~~خوش آب کوثر می‌کشی # 9 ای روح راح این تنی وی شرع مفتاح منی %~% وی عشق شنگ و ره زنی وی عقل ~~دفتر می‌کشی # 10 ای باده دفع غم توی بر زخمها مرهم توی %~% وی ساقی شیرین لقا دریا به ~~ساغر می‌کشی # 11 ای باد پیکی هر سحر کز یار می‌آری خبر %~% خوش ارمغانیهای آن زلف ~~معنبر می‌کشی # 12 ای خاک ره در دل نهان داری هزاران گلستان %~% وی آب بر سر می‌دوی وز ~~بحر گوهر می‌کشی # 13 ای آتش لعلین قبا از عشق داری شعلها %~% بگشاده لب چون اژدها هر چیز ~~را درمی‌کشی # 14 عیسی جان را از ثری فوق ثریا می‌کشی %~% بی‌فوق و تحتی هر دمش تا رب ~~اعلی می‌کشی # 15 متانند موسی چشمها از چشم پیدا می‌کنی %~% موسی دل را هر زمان بر طور ~~سینا می‌کشی # 16 این عقل بی‌آرام را می‌بر که نیکو می‌بری %~% وین جان خون‌آشام را ~~می‌کش که زیبا می‌کشی # 17 تو جان جان ماستی مغز همه جانهاستی %~% از عین جان برخاستی ما را سوی ~~ما می‌کشی # 18 ماییم چون لا سرنگون وز لا تومان آری برون %~% تا صدر الا کشکشان لا ~~را بالا می‌کشی # 19 از تست نفس بتکده چون مسجد اقصی شده %~% وین عقل چون قندیل را بر سقف ~~مینا می‌کشی # 20 شاهان سفیهان را همه بسته به زندان می‌کشند %~% تو از چه ms1874 و زندانشان ~~سوی تماشا می‌کشی # 21 تن را که لاغر می‌کنی پر مشک و عنبر می‌کنی %~% مر پشه را پیش کش شهپر ~~عنقا می‌کشی # 22 زاغ تن مردار را در جیفه رغبت می‌دهی %~% طوطی جان پاک را مست و شکرخا ~~می‌کشی # 23 نزدیک مریم بی‌سبب هنگام آن درد و تعب %~% از شاخ خشک بی‌رطب هر لحظه ~~خرما می‌کشی # 24 یوسف میان خاک و خون در پستی چاهی زبون %~% از راه پنهان هردمش ای جان ~~به بالا می‌کشی # 25 یونس به بحر بی‌امان محبوس بطن ماهیی %~% او را چو گوهر سوی خود از ~~قعر دریا می‌کشی # 26 در پیش سرمستان دل در مجلس پنهان دل %~% خوان ملایک می‌نهی نزل مسیحا ~~می‌کشی # 27 درد دل عشاق را خوش سوی درمان می‌کشی %~% هر تشنه مشتاق را تا آب ~~حیوان می‌کشی # 28 خود کی کشی جز شاه را یا خاطر آگاه را %~% هرکس که او انسان بود او را ~~تو این سان می‌کشی # 29 سلطان سلطانان توی احسان بی‌پایان توی %~% در قحط این آخر زمان نک ~~خوان احسان می‌کشی # 30 پیش دو سه دلق دنی چندان تواضع می‌کنی %~% گویی کمینه بنده خوان پیش ~~سلطان می‌کشی # 31 زنبیلشان پر می‌کنی پر لعل و پر در می‌کنی %~% چون بحر رحمت خس کشد ~~زنبیل ایشان می‌کشی # 32 الله یدعو آمده آزادی زندانیان %~% زندانیان غمگین شده گویی به زندان ~~می‌کشی # 33 فرعون را احسان تو از نفس ثعبان می‌خرد %~% گرچه به ظاهر سوی او تهدید ~~ثعبان می‌کشی # 34 فرعون را گفته کرم: « بر تخت ملکت من برم %~% تو سر مکش تا من کشم چون ~~تو پریشان می‌کشی » # 35 فرعون گفت: این رابطه از تست و موسی واسطه %~% مانند موسی کش مرا کو ~~را تو پنهان می‌کشی # 36 موسی ما ناخوانده سوی شعیبی رانده %~% چون عاشقی درمانده بر وی چه ~~دندان می‌کشی! # 37 موسی ما طاغی نشد وز واسطه ننگش نبد %~% ده سال چوپانیش کرد چون نام ~~چوپان می‌کشی! ms1875 # 38 ای شمس تبریزی ز تو این ناطقان جوشان شده %~% این کف به سر بر می‌رود ~~چون سر به کیوان می‌کشی # 39 ای آنک ما را می‌کشی بس بی‌محابا می‌کشی %~% تو آفتابی ما چو نم ما را ~~به بالا می‌کشی # 40 چند استخوان مرده را بار دگر جان می‌دهی %~% زندانیان غصه را اندر ~~تماشا می‌کشی # 41 زین پیش جانها برفلک بودند هم جان ملک %~% جان هردو دستک می‌زند کو را ~~همانجا می‌کشی # 42 ای مهر و ماه و روشنی آرامگاه و ایمنی %~% ره زن که خوش ره می‌زنی ~~می‌کش که زیبا می‌کشی # 43 ای آفتاب نیکوان وی بخت و اقبال جوان %~% ما را بدان جوی روان چون مشک ~~سقا می‌کشی # 44 چون دیدم آن سغراق نو دستار و دل کردم گرو %~% اندیشه را گفتم: « بدو ~~چون سوی سودا می‌کشی » # 45 ای عقل هستم می‌کنیوی عشق مستم می‌کنی %~% هرچند پستم می‌کنی تا رب ~~اعلا می‌کشی # 46 ای عشق می‌کن حکم مر ما را ز غیر خود ببر %~% ای سیل می‌غری بغر ما را ~~به دریا می‌کشی # 47 ای جان بیا اقرار کن وی تن برو انکار کن %~% ای لا مرا بردار کن زیرا ~~بالا می‌کشی # 48 هرکس که نیک و بد کشد آن را بسوی خود کشد %~% الا تو نادر دلکشی ما را ~~سوی ما می‌کشی # 49 ای سر تو از وی سرشدی وی پا ز وی رهبر شدی %~% از کبر چون سر می‌نهی ~~وز کاهلی پا می‌کشی! # 50 ای سر تو از وی سرشدی وی پا ز وی رهبر شدی %~% از کبر چون سر می‌نهی ~~وز کاهلی پا می‌کشی! # 51 ای سر بنه سر بر زمین گر آسمان می‌بایدت %~% وی پای کم رو در وحل گر ~~سوی صحرا می‌کشی # 52 ای چشم منگر در بشر وی گوش مشنو خیر و شر %~% وی عقل مغز خر مخور سوی ~~مسیحا می‌کشی PageV1P3259 ### || [genre: Tj] # 1 با شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگی %~% افزودمان ms1876 بیگانگی با هر بت ~~یکدانگی # 2 از باده شبهای تو و ز مستی لبهای تو %~% وز لطف غبغبهای تو آخر کجا ~~فرزانگی! # 3 ای رستم دستان نر باشی مخنثتر ز غر %~% با این لب همچون شکر گر ماندت ~~مردانگی # 4 آه از نغولیهای تو آه از ملولیهای تو %~% آه از فضولیهای تو یکسان شو ~~از صد شانگی # 5 با لعل همچون شکرش وز تابش سیمین برش %~% صد سنگ بادا بر سرش گر در کند ~~دو دانگی # 6 جان را ز تو بیچارگی بیچارگی یکبارگی %~% ویرانی و آوارگی صد خانه و صد ~~خانگی # 7 ای صاف همچون جام جم پیشت تمامیهاست کم %~% چون چنگ گشتم من به خم اندر ~~غم خوش بانگی # 8 ای فتنه انگیخته صد جان به هم آمیخته %~% ای خون ترکان ریخته با لولیان ~~بگریخته # 9 در سایه آن لطف تو آخر گشایم قلف تو %~% در سر نشسته الف تو زان طره ~~آویخته # 10 از چشم بردی خوابها زین غرقه گردابها %~% زان طره پر تابها مشکی به ~~عنبر بیخته # 11 ای رفته در خون رهی تورشک خورشید و مهی %~% با این همه شاهنشهی با ~~خاکیان آمیخته # 12 از برق آن رخسار تو وز شعله انوار تو %~% وز حلم موسی‌وار تو از بحر ~~گرد انگیخته # 13 ای شمع افلاک و زمین ای مفخر روح‌الامین %~% عشقت نشسته در کمین خون ~~هزاران ریخته # 14 جان در پی تو می‌دود وندر جهانت می‌جود %~% صد گنج آخر کی شود در ~~کاغذی درپیخته # 15 ما جمله بیخوابان شده در خوابگه رقصان شده %~% ای ماه بی‌نقصان شده و ~~انجم ز مه رقصان شده # 16 صفرام از سودای تو از جسم جان‌افزای تو %~% از وعده جانهای تو جانها ~~بگه رقصان شده # 17 زان روی همچون ماه تو شاهان چشم در راه تو %~% در عین لشکرگاه تو شاه ~~وسپه رقصان شده # 18 ای مفخر روحانیان وی دیده ربانیان %~% سرها ز تو شادی‌کنان بر سر کله ~~رقصان شده ms1877 # 19 قومی شده رقصان دین با صد هزاران آفرین %~% قومی دگر منکر چنین اندر ~~سفه رقصان شده # 20 تبریز و باقی جهان با هرک را عقلست و جان %~% از روی معنی ونهان در ~~عشق شه رقصان شده PageV1P3260 ### || [genre: Tj] # 1 عجب سروی عجب ماهی عجب یاقوت و مرجانی %~% عجب جسمی عجب عقلی عجب عشقی ~~عجب جانی # 2 عجب لطف بهاری تو عجب میر شکاری تو %~% دران غمزه چه داری تو به زیر لب ~~چه می‌خوانی # 3 عجب حلوای قندی تو امیر بی‌گزندی تو %~% عجب ماه بلندی تو که گردون را ~~بگردانی # 4 عجبتر از عجایبها خبیر از جمله غایبها %~% امان اندر نواییها به تدبیر ~~و دوا دانی # 5 ز حد بیرون به شیرینی چو عقل کل بره بینی %~% ز بی‌خشمی و بی‌کینی به ~~غفران خدا مانی # 6 زهی حسن خدایانه چراغ و شمع هر خانه %~% زهی استاد فرزانه زهی خورشید ~~ربانی # 7 زهی پربخش این لنگان زهی شادی دلتنگان %~% همه شاهان چو سرهنگان غلامند ~~و توسلطانی # 8 به هر چیزی که آسیبی کنی آن چیز جان گیرد %~% چنان گردد که از عشقش ~~بخیزد صد پریشانی # 9 یکی نیم جهان خندان یکی نیم جهان گریان %~% ازیرا شهد پیوندی ازیرا زهر ~~هجرانی # 10 دهان عشق می‌خندد دو چشم عشق می‌گرید %~% که حلوا سخت شیرینست و ~~حلواییش پنهانی # 11 مروح کن دل و جان را دل تنگ پریشان را %~% گلستان ساز زندان را برین ~~ارواح زندانی # 12 توی پای علم جانا به لشکرگاه زیبایی %~% که سلطان‌السلاطینی و خوبان ~~جمله طغرایی # 13 حلاوت را تو بنیادی که خوان عشق بنهادی %~% کی سازد اینچنین حلوا جز ~~آن استاد حلوایی! # 14 جهان را گر بسوزانی فلک را گر بریزانی %~% جهان راضیست و می‌داند که ~~صد لونش بیارایی # 15 شکفتست این زمان گردون بریحانهای گوناگون %~% زمین کف در حنی دارد ~~بدان شادی که می‌آیی # 16 بیا پهلوی من بنشین که خندیم از طرب پیشین %~% که کان لذت ms1878 و شادی گرفت ~~انوار بخشایی # 17 به اقبال چنین گلشن بیاید نقد خندیدن %~% تو خندان‌روتری یا من کی ~~باشم من تو مولایی # 18 توی گلشن منم بلبل تو حاصل بنده لایحصل %~% بیا کافتاد صد غلغل به ~~پستی و به بالایی # 19 توی کامل منم ناقص توی خالص منم مخلص %~% توی سور و منم راقص من اسفل ~~تو معلایی # 20 چو تو آیی بنامیزد دوی از پیش برخیزد %~% تصرفها فرو ریزد به مستی و ~~به شیدایی # 21 تو ما باشی مها ما تو ندانم که منم یا تو %~% شکر هم تو شکر خا تو بخا ~~که خوش همی خایی # 22 وفادارست میعادت توقف نیست در دادت %~% عطا و بخشش شادت نه نسیه‌ست و ~~نه فردایی # 23 سلام علیک ای دهقان در آن انبان چها داری %~% چنین تنها چه می‌گردی ~~درین صحرا چه می‌کاری # 24 زهی سلطان زیبا خد که هرکه روی تو بیند %~% اگر کوه احد باشد بپرد از ~~سبکساری # 25 مرا گویی: « چه می‌گویی » حدیث لطف و خوش خویی %~% دل مهمان خود جویی ~~سر مستان خود خاری # 26 ایا ساقی قدوسی گهی آیی به جاسوسی %~% گهی رنجور را پرسی گهی انگور ~~افشاری # 27 گهی دامن براندازی که بر تردامنان سازی %~% گهی زینها بپردازی کی داند ~~در چه بازاری # 28 سلام علیک هر ساعت بر آن قد و بر آن قامت %~% بر آن دیدار چون ماهت بر ~~آن یغمای هشیاری # 29 سلام علیک مشتاقان! بر آن سلطان بر آن خاقان %~% سلام علیک بی‌پایان ~~بر آن کرسی جباری # 30 چه شاهست آن چه شاهست آن که شادی سپاهست آن %~% چه ماهست آن چه ماهست ~~آن برین ایوان زنگاری # 31 تو مهمانان نو را بین برو دیگی بنه زرین %~% بپز گر پروری داری وگر ~~خرگوش کهساری # 32 وگر نبود این و آن برو خود را بکن قربان %~% وگر قربان نگردی تو یقین ~~می‌دان که مرداری # 33 خمش باش و فسون کم خوان نداری ms1879 لذت مستان %~% چرایی بی‌نمک ای جان نه ~~همسایه نمکساری PageV1P3261 ### || [genre: Tj] # 1 اگر سوزد درون تو چو عود خام ای ساقی %~% بیابی بوی عودی را که بوی او ~~بود باقی # 2 یکی ساعت بسوزانی شوی از نار نورانی %~% بگیری خلق ربانی به رسم خوب ~~اخلاقی # 3 چو آتش در درونت زد دو دیده حس بردوزد %~% رخت چون گل برافروزد ز ~~آتشهای مشتاقی # 4 توی چون سوخت هو باشد چو غیرش سوخت او باشد %~% به هر سویی ازو باشد دو ~~صد خورشید اشراقی # 5 تو زاهد می‌زنی طعنی که نزدیکم به حق یعنی %~% بسی مکی که در معنی بود ~~او دور و آفاقی # 6 ز صاف خمر بی‌دردی ترا بو کو اگر خوردی %~% یکی درکش اگر مردی شراب جان ~~را واقی # 7 شدی ای جفت طاق او شدی از می رواق او %~% همی بوسی تو ساق او چو خلخالی ~~بر آن ساقی # 8 ببستی چشم از آب و گل بدیدی حاصل حاصل %~% از آن پخته شدی ای دل که ~~اندر نار اشواقی # 9 برین معنی نمی‌افتی چو در هر سایه می‌خفتی %~% بهست خویشتن جفتی وز آن ~~طاق ازل طاقی # 10 تو ای جان رسته از بندی مقیم آن لب قندی %~% قبای حسن برکندی که آزاد ~~از بغلطاقی # 11 پدر عقلست اگر پوری وگرنه چغد رنجوری %~% چرا تو زین پدر دوری گه از ~~شوخی گه از عاقی # 12 گهی پر خشم و پرتابی به دعوی حاجب البابی %~% گهی خود را همی یابی ز ~~عجز افتاده در قاقی # 13 یکی شاهی به معنی صد که جان و دل ز من بستد %~% که جزوی مر مرا نبود ~~طبیب و دارو و راقی # 14 به پیش شاه انس و جان صفای گوهر و مرجان %~% تو جان چون بازی ای ~~بی‌جان که اندر خوف املاقی # 15 توی آن شه که خون ریزی که شمس الدین تبریزی %~% به سوق حسن بستیزی ~~کساد جمله اسواقی # 16 الا ای ms1880 شاه یغمایی شدم پرشور و شیدایی %~% مرا یکتاییی فرما دوتا گشتم ~~ز یکتایی # 17 دو تایم پیش هر احول یکن این مشکل من حل %~% توی آخر تو اول توی دریای ~~بینایی # 18 زهی دریا زهی گوهر زهی سر و زهی سرور %~% زهی نور و زهی انور در آن ~~اقلیم بی‌جایی # 19 چنان نوری که من دیدم چنان سری که بشنیدم %~% اگر از خویش ببریدم عجب ~~باشد! چه فرمایی # 20 که گردیدیش افلاطون بدان عقل و بدان قانون %~% شدی بتر ز من مجنون شدی ~~بی‌عقل و سودایی # 21 چو مرمر بوده‌ام من خود مگر کر بوده‌ام من خود %~% چه اندر بوده‌ام من ~~خود! ز بدخویی و بدرایی # 22 ولیک آن ماه‌رو دارد هزاران مشک بو دارد %~% چگونه پای او دارد یکی ~~سودای صفرایی! # 23 دریغا جان ندادستم چو آن پر برگشادستم %~% که تا این دم فتادستم ازان ~~اقبال و بالایی # 24 شبی دیدم به خواب اندر که می‌فرمود آن مهتر %~% کزان میهای جان‌پرور ~~تو هم با ما و بی‌مایی # 25 هزاران مکر سازد او هزاران نقش بازد او %~% اگر با تو بسازد او تو ~~پنداری که همتایی # 26 نپنداری ولی مستی ازان تو بی‌دل و دستی %~% ز می بد هرچه کردستی که با ~~می هیچ برنایی # 27 چو از عقلت همی کاهد چو بی‌خویشت همی دارد %~% همی عذر تو می‌خواهد چو ~~تو غرقاب میهایی # 28 بدیدم شعله تابان چه شعله نور بی‌پایان %~% بگفتم: « گوهری ای جان چه ~~گوهر بلک دریایی # 29 مهی یا بحر یا گوهر گلی یا مهر یا عبهر %~% ملی یا باده احمر به خوبی ~~و به زیبایی # 30 توی ای شمس دین حق شه تبریزیان مطلق %~% فرستادت جمال حق برای علم ~~آرایی # 31 ز باده ساغر فانی حذر کن ورنه درمانی %~% وگرچه صد چو خاقانی به تیغ ~~قهر یزدانی # 32 ز قیرستان ظلمانی ایا ای نور ربانی %~% که از حضرت تو برهانی مگر ما ~~را تو برهانی # 33 ms1881 ایا ساقی عزم تو بدان توقیع جزم تو %~% نشان ما را به بزم تو که آنجا ~~دور گردانی # 34 نه ماهی و تو آبی نه من شیرم تو مهتابی %~% نه من مسکین تو وهابی نه ~~من اینم نه تو آنی # 35 نه من ظلمت نه تو نوری نه من ماتم نه تو سوری %~% نه من ویران تو ~~معموری نه من جسمم نه تو جانی # 36 قدحها را پیاپی کن براق غصها پی کن %~% خردها را تو لاشی کن ز ساغرهای ~~روحانی # 37 بیارا بزم دولت را که بر مالیم سبلت را %~% نواز آن چنگ عشرت را به ~~نغمتهای الحانی # 38 در آن مجلس که خوبانند ز شادی پای کوبانند %~% ز بیخویشی نمی‌دانند که ~~اول چیست یا ثانی # 39 زهی سودای بی‌خویشی که هیچ از خویش نندیشی %~% که پس گشتی تو یا پیشی ~~که خشتک یا گریبانی # 40 ز بیخویشی از آن سوتر همی تابد یکی گوهر %~% یکی مه‌روی سیمین‌بر مر ~~او را فر سلطانی # 41 دو صد مفتی در آن عقلش همی غلطد در آن نقلش %~% ز بستان یکی بقلش زهی ~~بستان و بستانی # 42 همی بیند یکایک را چنان همچون یقین شک را %~% زده از خشم آهک را به ~~چشم گوهر کانی # 43 حلالش باد نازیدن زهی دید و زهی دیدن %~% نتان از خویش ببریدن و او ~~خویش است می‌دانی # 44 کیست آن شاه شمس‌الدین ز تبریز نکو آیین %~% زهی هم شاه و هم شاهین ~~درین تصویر انسانی PageV1P3262 ### || [genre: Tj] # 1 شاهنشه مایی تو و به گلبرگ مایی %~% هرجا که گریزی بر ما باز بیایی # 2 گر شخص تو اینجاست من از راه ضمیری %~% می‌بینمت ای عشوه ده ما که ~~کجایی # 3 آنجا که برستست درخت تو وطن‌ساز %~% زیرا ز صولست ترا روح‌فزایی # 4 برپایه تخت شه شاهان به سجود آی %~% تا باز رهد جان تو از ننگ گدایی # 5 ویرانه به جغدان بگذار و سفری کن %~% بازآ بکه ms1882 قاف تجلی که همایی # 6 اینها همه بگذشت بیا ای شه خوبان %~% کاستون حیاتی تو و قندیل سرایی # 7 خوانی بنهادند و دری بازگشادند %~% مستانه درآ زود چه موقوف صلایی! # 8 گر جملهع جهان شمع و می و نوش بگیرد %~% سودای دگر دارد مخمور خدایی # 9 اندر قفس ار دانه و آبست فراوان %~% کو طنطنه و دبدبه مرغ هوایی # 10 این هم بگذشت ای که ز تو هیچ گذر نیست %~% سغراق وفا گیر که سلطان ~~وفایی # 11 آن ساغر شاهانه مردانه بگردان %~% تا گردد جانها خوش و جانباز و بقایی # 12 نه باده دلشور و نه افشرده انگور %~% از دست خدا آمد وز خنب عطایی # 13 ای چشم من و چشم دو عالم به تو روشن %~% دادی به یکی ساغرم از مرگ ~~رهایی # 14 ای مست شده و آمده که زاهد وقتم %~% ای رنگ رخ و چشم خوشت داده گوایی # 15 جان شاد بدانست که یکتاست درین عشق %~% هرچند گرو گردد دستار و دو ~~تایی # 16 ای مست شده از نظرت اسم و مسما %~% وی طوطی جان‌گشته ز لبهات شکرخا # 17 ما را چه ازین قصه که گاو آمد و خر رفت %~% هین وقت لطیفست از آن ~~عربده بازآ # 18 ای شاه تو شاهی کن و آراسته کن بزم %~% ای جان و ولی نعمت هر وامق و ~~عذرا # 19 هم دایه جانهایی و هم جوی می و شیر %~% هم جنت فردوسی و هم سدره خضرا # 20 جز این بنگوییم وگر نیز بگوییم %~% گویند خسیسان که: « محالست و علالا ~~» # 21 خواهی که بگوییم بده جام صبوحی %~% تا چرخ برقص آید و صد زهره زهرا # 22 هرجا ترشی باشد اندر غم دنیا %~% می‌غرد و می‌پرد از انجای دل ما # 23 برخیز و بخیلانه در خانه فروبند %~% کانجا که توی خانه شود گلشن و ~~صحرا # 24 این مه ز کجا آمد و این روی چه رویست %~% این نور خدایست تبارک و ~~تعالا # 25 ms1883 هم قادر و هم فاخر و هم اول و آخر %~% اول غم و سودا و بخرید بیضا # 26 آن دل که نلرزیدت و آن چشم که نگریست %~% یارب خبرش ده تو ازین عیش و ~~تماشا # 27 تا شید برآرد به سر کوه برآید %~% فریاد برآرد که تمنیت تمنا # 28 نگذاردش آن عشق که سر نیز بخارد %~% شاباش زهی سلسله جذب و تقاضا # 29 در شهر چو من گول مگر عشق ندیدست %~% هر لحظه مرا گیرد این عشق ز بالا # 30 هر داد و گرفتی که ز بالاست لطیفست %~% گر صادق و جدست و گر عشوه و ~~تیبا # 31 بر دلبر ما هیچ کسی را مفزایید %~% ماننده او نیست کسی ژاژ مخایید # 32 ور زانک شما را خلل و عیب نمودست %~% آن آینه پاک آمد معیوب شمایید # 33 بسته‌ست مگر روزن این خانه دنیا %~% خورشید برآمد هله بر بام برآیید # 34 روزن چو گشاده نبود خانه چو گورست %~% تیشه جهت چیست چو روزن نگشایید # 35 آگاه چو نبویت ز آغاز و ز آخر %~% چون گوی بغلتید که خوش بی‌سر و ~~پایید # 36 تسلیم شده در خم چوگان الهی %~% گر در طرب و شادی و گر رهن بلایید # 37 در خنب جهان همچو عصیرید گرفتار %~% چون نیک بجوشید ازین خنب برآیید # 38 ای حاجتهایی که عطاخواه شدستید %~% آخر بخود آیید شما عین عطایید # 39 در عشق لقایید شب و روز و خبر نیست %~% ادراک شما را که شما نور ~~لقایید # 40 جویی عجب و تو ز همه چیز عجبتر %~% آن بوالعجبانید که شاهید و گدایید ~~PageV1P3263 ### || [genre: Tj] # 1 رها کن ناز تا تنها نمانی %~% مکن استیزه تا عذرا نمانی # 2 مکن گرگی مرنجان همرهان را %~% که تا چون گرگ در صحرا نمانی # 3 دو چشم خویشتن در غیب دردوز %~% که تا آنجا روی اینجا نمانی # 4 منه لب بر لب هر بوسه جویی %~% که تا ز آن دلبر زیبا نمانی # 5 ز ms1884 دام عشوه پر خود نگه‌دار %~% که تا از اوج و از بالا نمانی # 6 مشو مولای هی ناشسته رویی %~% که تا از عشق مولانا نمانی # 7 مکن رخ همچو زر از غصه سیم %~% که تا زین سیم ز آن سیما نمانی # 8 چو تو ملک ابد جویی به همت %~% ازین نان و ازین شربا نمانی # 9 رها کن عربده خو کن حلیمی %~% که تا از بزم شاه ما نمانی # 10 همی کش سرمه تعظیم در چشم %~% پیاپی تا که نابینا نمانی # 11 چو ذره باش پویان سوی خورشید %~% که تا چون خاک زیر پا نمانی # 12 چو استاره به بالا شب‌روی کن %~% که تا ز آن ماه بی‌همتا نمانی # 13 مزن هر کوزه را در خنب صفوت %~% که تا از عروةالوثقی نمانی # 14 چو در عهد و وفا دلدار مایی %~% چو خوانیمت چرا دل‌وار نایی # 15 چو الحمدت همی خوانیم پیوست %~% کچون الحمد دفع رنجهایی # 16 درآ در سینها کآرام جانی %~% درآ در دیدها که توتیایی # 17 فرو کن سر ز روزنهای دلها %~% که چاره نیست هیچ از روشنایی # 18 چو عقلی بی‌تو دیوانه شود مرد %~% چو جانی کس نمی‌داند کجایی # 19 چو خمری در سر مستان درافتی %~% برآیند از حیا و پارسایی # 20 نباشد حسن بی‌تصدیع عشاق %~% که نبود عیدها بی‌روستایی # 21 اگر چیزی نمی‌دانم به عالم %~% همی دانم که تو بس جان‌فزایی # 22 چه جولانها کنند جانها چو ذرات %~% که تو خورشید از مشرق برآیی # 23 به جانبازی گشاده‌دار دو دست %~% که حاتم را تو استاد سخایی # 24 مکش پای از گلیم خویش افزون %~% که تا داناتر آیی از کسایی # 25 عدو را مار و ما را یار می‌باش %~% که موسی صفا را تو عصایی # 26 تمسک کن به اسباب سماوات %~% که در تنویر قندیل سمایی # 27 ایا خوبی که در جانها مقیمی %~% به وقت بی‌کسی جان را ندیمی # 28 ز تو باغ حقایق برشکفتست %~% نباتش را هم ms1885 آبی هم نسیمی # 29 چو خوبان فانی و معزول گردند %~% تو در خوبی و زیبایی مقیمی # 30 به وقت قحط بفرستی تو خوانی %~% خذوا رزقا کریما من کریم # 31 سهیلی دیگری در چرخ معنی %~% یزکی کل روح کالادیم # 32 درآری نیمشب روشن شرابی %~% بگردانی که اشرب یا حمیمی # 33 زهی ساقی زهی جام و زهی می %~% نعیم قی نعیم فی نعیم # 34 هزاران صورت زیبا و دلبر %~% یولدهم شرابک من عقیم # 35 حباب آن شراب و صفوت او %~% شفا فی شفا للسقیم # 36 تصاعد سکره فی ام رأس %~% ازال اللوم فی طبع اللئیم # 37 شود صحرای بی‌پایان اخضر %~% فواد ضیقه کقلب میم # 38 فطوبی للندامی والسکارا %~% اذا ماهم حسوها حسوهیم # 39 ز یسقون رحیقا نوش می‌کن %~% وخل ذاالتحدث یا کلیمی PageV1P3264 ### || [genre: Tj] # 1 جهان اندر گشاده شد جهانی %~% که وصف او نیاید در زبانی # 2 حیاتش را نباشد خوف مرگی %~% بهارش را نگرداند خزانی # 3 در و دیوار او افسانه گویان %~% کاوخ و سنگ او اشعار خوانی # 4 چو جغذ آنجا رود طاوس گردد %~% چو گرگ آنجا رود گردد شبانی # 5 به رفتن چون بود تبدیل حالی %~% نه نقلی از مکانی تا مکانی # 6 بخارستان پا بر جای بنگر %~% ز نقل حال گردد گلستانی # 7 ببین آن صخره پا بر جای مانده %~% چه سیران کرد تا شد لعل کانی # 8 بشوی از آب معنی دست صورت %~% که طباخان بگسردند خوانی # 9 ملایک بین بزاییده ز دیوان %~% نزاید اینچنینی آنچنانی # 10 بسی دیدم درختی رسته از خاک %~% کی دید از خاک رسته آسمانی! # 11 چو یخرج حی من میت عیان شد %~% جماد مرده شد صاحب عیانی # 12 ز قطره آب دیدم که بزاید %~% قبای رستمی یا پهلوانی # 13 ندیدم من که از باد خیالی %~% برون آید بهشتی یا جنانی # 14 ایا دری که صد رو می‌نمایی %~% هزاران در ز هرسو می‌گشایی # 15 ولیک از عزت و اشراف و غیرت %~% خفا اندر ms1886 خفا اندر خفایی PageV1P3265 ### || [genre: Tj] # 1 زهی دریا زهی بحر حیاتی %~% زهی حسن و جمال و فر ذاتی # 2 ز تو جانم براتی خواست از رنج %~% یکی شمعی فرستادش براتی # 3 ز تندی عشق او آهن چو مومست %~% زهی عشق حرون تند عاتی # 4 ولیکن سر عشقش شکرستان %~% ز نخلستان ز جوهای فراتی # 5 شکر لب مه رخان جام بر کف %~% تو می‌گو هر کرا خواهی که: « هاتی » # 6 ز هر لعل لبی بوست رسیده %~% تو درویشی و آن لعلش زکاتی # 7 در آن شطرنج اگر بردی تو شاهی %~% ولی کو بخت پنهان! چونک ماتی # 8 خداوند شمس دین دریای جان‌بخش %~% تو شورستان درین دولت مواتی # 9 زهی شاهی لطیفی بی‌نظیری %~% که مجموعست ازو جان شتاتی # 10 اگر تبریز دارد حبه زو %~% چه نقصان گر شود از گنجها تی # 11 زهی کعبه که تو جان‌بخش حاجی %~% زهی اقبال هر محتاج راجی # 12 هر آن سر کو فرو ناید به کیوان %~% ز روی فخر بر فرقش تو تاجی # 13 نهاده سر به تسلیم و به طاعت %~% به پیشت از دل و جان هر لجاجی # 14 زهی نور جهان جان که نورت %~% نه از خورشید و ماهست و سراجی # 15 همه جانها باقطاع مثالت %~% که بعضی عشری و بعضی خراجی # 16 خداوند! شمس دینا! این مدیحت %~% بجای جاه و فرت هست هاجی # 17 ایا تبریز بستان باج جانها %~% که فرمان ده توی بر جان و باجی # 18 مزاج دل اگر چون برف گردد %~% ز آتشهای تو گردد نتاجی # 19 هرآن جان و دلی کان زنده باشد %~% ز مهر تستشان دایم تناجی # 20 در آن بازار کز تو هست بویی %~% زهی مر یوسفان را بی‌رواجی # 21 ز شاه ماست ملک با مرادی %~% که او ختمست احسان را و بادی # 22 گر احسان را زبان باشد بگردد %~% به مدح و شکر او سیصد عبادی # 23 بدان سوی جهان گر گوش داری %~% چه چاوشان جانندش ms1887 منادی! # 24 دهان آفرینش باز مانده %~% ازان روزی که دیدستش ز شادی # 25 همی گوید به عالم او به سوگند %~% که: « تا زادی چنین روزی نزادی » # 26 یکی چندی نهان شو تا نگردد %~% همه بازار مه‌رویان کسادی # 27 بدیدم عشق خوانی را فتاده %~% به خاک و خون بگفتم: « چون فتادی » # 28 که تو خون‌ریز جمله عاشقانی %~% تو نیزک دل چنین بر باد دادی! » # 29 بگفتا: « دیده‌ام چیزی که صد ماه %~% ازو سوزند در نار ودادی » # 30 خداوند شمس دین! آخر چه نوری %~% فرشته یا پری یا تش نژادی ~~PageV1P3266 ### || [genre: Tj] # 1 فتاد این دل به عشق پادشاهی %~% دو عالم را ز لطف او پناهی # 2 اگر لطفش نماید رخ به آتش %~% ز آتشها برون روید گیاهی # 3 چو بردابرد حسنش دید جانم %~% برفت آن های و هویم ماند آهی # 4 اگر حسنش بتابد بر سر خاک %~% ز هر خاکی برآید قرص ماهی # 5 قیامتهای آن چشم سیاهش %~% بپوشانید جانم را سیاهی # 6 ز تلخ هجر او شکر چو زهری %~% ز خون خونین شده هر خاک راهی # 7 زمین تا آسمان آتش گرفتی %~% اگر نی مژده دادی گاه‌گاهی # 8 دو صد یوسف نماید از خیالش %~% که هریک را ذقن‌بر طرفه چاهی # 9 بهر چاهی ازان چهها درافتم %~% چو یوسف ز آن چه افتم من به چاهی # 10 چو چنگ عشق او بر ساخت سازی %~% به گوش جان عاشق گفت رازی # 11 بزد در بیشه جان عشقش آتش %~% بسوزانید هرجا بد مجازی # 12 نمازی گردد آن جانی که دارد %~% به پیش قبله حسنش نمازی # 13 ز فر جان عشق‌انگیز شاهی %~% نهد بر اطلس بختش طرازی # 14 هر آن زاغی که چید از خرمن او %~% یکی دانه دمی وا گشت بازی # 15 زرایرهای روحی می‌سرایند %~% ز عشق روی او پرده حجازی # 16 چه می‌ترسی ز مردن! رو تو بستان %~% ز عشقش عمر بی‌مرگی درازی # 17 چه عمری عمر شیرینی لطیفی %~% لطیفی مست عشقی ms1888 پاک‌بازی # 18 ولیکن ناز او را زیبد ای جان %~% مکن زنهار با نازش تو نازی ~~PageV1P3267 ### || [genre: Tj] # 1 ای بانگ و صلای آن جهانی %~% ای آمده تا مرا بخوانی # 2 ما منتظر دم تو بودیم %~% شادآ که رسول لامکانی # 3 هین قصه آن بهار برگو %~% چون طوطی آن شکرستانی # 4 افسرده شدیم و زرد گشتیم %~% از زمزمه دم خزانی # 5 ما را برهان ز مکر این پیر %~% ما را برسان بدان جوانی # 6 زهر آمد آن شکر که او داد %~% سردی و فسردگی نشانی # 7 پا زهر بیار و چاره کن %~% کز دست شدیم ما تو دانی # 8 زین زهر گیاهمان برون بر %~% هم موسی عهد و هم شبانی # 9 پیش تو امانت شعیبم %~% ما را بچران به مهربانی # 10 تا ساحل بحر و روضه ما را %~% در پیش کنی و خوش برانی # 11 تا فربه و با نشاط گردیم %~% از سنبل و سوسن معانی # 12 ای چشم و چراغ هردو دیده %~% ما را بقروی جان کشیده # 13 ما را ز قرو میار بیرون %~% ناخورده تمام و ناچریده # 14 لاغر چو هلال ماند طفلی %~% سه ماه ز شیر وا بریده # 15 بگذار به لطف طفل جان را %~% اندر بر دایه در خزیده # 16 چون ناله ما به گوشت آمد %~% آن را مشمار ناشنیده # 17 در لب سر شاخ سخت گیرد %~% هر سیب که هست نارسیده # 18 از بیم که تا نیفتد از شاخ %~% ماند بی‌ذوق و پژمریده # 19 جان نیست ازان جماد کمتر %~% با دایه عقل برگزیده # 20 سه بوسه ز تو وظیفه دارم %~% ای بر رخ من سحر گزیده # 21 تا صلح کنیم بر دو امروز %~% زیرا که ملولی و رمیده # 22 خامش که کریم دلبرست او %~% اخلاق و خصال او حمیده # 23 این نفس تو شد گنه فزایی %~% کرمی بد و گشت اژدهایی # 24 شب مرداری حرام خواری %~% روز اخوت و دزد و ژاژخایی # 25 رو داد بخواه ms1889 از امیری %~% صاحب علمی صواب رایی # 26 نبود بلد از خلیفه خالی %~% مخلوق کیست بی‌خدایی! # 27 رنجور بود جهان به تشویش %~% بی‌عدل و سیاست و لوایی # 28 بیماری و علت جهان را %~% شمشیر بود پسین دوایی # 29 هنگام جهاد اکبر آمد %~% خیز ای صوفی بکن غزایی # 30 از جوع ببر گلوی شهوت %~% شوریده مشو به شوربایی # 31 تن باشد و جان سخای درویش %~% اینست اصول هر سخایی # 32 بگداز به آتشش که آتش %~% مر خامان راست کیمیایی # 33 خاموش که نار نور گردد %~% ساقی شود آتش و سقایی PageV1P3268 ### || [genre: Tj] # 1 هر روز بگه ز در درآیی %~% بر دست شراب آشنایی # 2 بر ما خوانی سلام سوزان %~% یا رب چه لطیف و خوش بلایی! # 3 ما را ببری ز سر به عشوه %~% دیوانه کنی و های هایی # 4 ما را چه عدم چه هست چون تو %~% در نیست وجود می‌نمایی # 5 دی کرده هزار گونه توبه %~% بگرفته طریق پارسایی # 6 چون بیند توبه روی خوبت %~% داند که عدوی تو بهایی # 7 بگریزد توبه و دل او را %~% فریادکنان بیا کجایی # 8 گوید که: « رسید مرگ توبه %~% از توبه دگر مجو کیایی # 9 توبه اگر اژدهای نر بود %~% ای عشق زمرد خدایی # 10 ای بسته ز توبه بیست ترکش %~% بستان قدحی رحیق و درکش # 11 زیرا که فضای بی‌امانست %~% آن زلف معنبر مشوش # 12 ای شاهد وقت وقت شه رخ %~% سودت نیکند رخ مکرمش # 13 بینی کردن چه سود دارد %~% با آن که دهان زنی چو گربش # 14 سجده کن و سر مکش چو ابلیس %~% پیش رخ این نگار مه‌وش # 15 از شش جهت است یار بیرون %~% پرنور شده ز روش هر شش # 16 دلدار امروز سخت مستست %~% پرفتنه و غصه و مخمش # 17 جان دارد صدهزار حیرت %~% از حسن منقش منقش # 18 از عشق زمین پر از شقایق %~% در عشق فلک چنین منعش # 19 خاموش و شراب عشق کم‌نوش %~% ایمن ms1890 شو از ارتعاش و مرعش # 20 تا ساقی ما توی بیاری %~% کفرست و حرام هوشیاری # 21 ای عقل اگرچه بس عزیزی %~% در مست نظر مکن به خواری # 22 گر آن داری نکو نظر کن %~% کان کو دارد تو آن نداری # 23 گر پای ترا بتی بگیرد %~% یکدم نهلد که سر به خاری # 24 دیوانه شوی که تو ز سودا %~% در ریگ سیاه تخم کاری # 25 در مرگ حیات دید عارف %~% چون رست ز دیدهای ناری # 26 نورآمد و نار را فرو کشت %~% دی را بکشد دم بهاری # 27 در چشم تو شب اگرچه تیره‌ست %~% در دیده او کند نهاری # 28 می‌گوید عشق با دو چشمش %~% « مستی و خوشی و پرخماری » # 29 بس کردم تا که عشق بی‌من %~% تنها بکند سخن گزاری PageV1P3269 ### || [genre: Tj] # 1 مستیان در عربده رفتند و رفتم گوشه %~% با دو یار رازدان و هم‌ره و هم ~~توشه # 2 اندران گوشه بدیدم آفتابی کز تفش %~% جان و دل چون قازغان شد جوش اندر ~~جوشه # 3 پست و بالای نهاد من هوای او گرفت %~% چون ملخ در کشت افتد بر سر هر ~~خوشه # 4 من خود از فتنه و بلا بگریختم در گوشها %~% خود من از دیگ بلا برداشته ~~سر پوشه # 5 عشق شمس‌الدین خداوندم یکی غوغاییست %~% گرچه ز اول ساکنک آمد چنان ~~خاموشه # 6 کی توان کردن نصیحت عاشق اوباش را! %~% کی توان پوشیدن این عیش پدید ~~وفاش را # 7 جام مستوری که خام عشق او اندر کشید %~% در قلاشی می‌بسوزد عالم قلاش ~~را # 8 هرکه بیند روی او او گشت آلتون تاش او %~% لیک شاهان را نباشد چه بود ~~آلتون‌تاش را! # 9 این چه خورشیدیست آخر کز برای عشق او %~% می‌بسوزد همچو هیزم جان و دل ~~خفاش را # 10 نزد آن خورشید شمس‌الدین تبریزی برید %~% از دل من زاری و افغان و این ~~غوغاش را # 11 مرغ جان از جمله و باز فراقت کاغ کرد %~% بر نوازش ms1891 گاه تو یعنی دل من ~~داغ کرد # 12 یک شراب تلخ داد از جام خود هجران بدل %~% جمله شادی تا به شیر مادر ~~استفراغ کرد # 13 کو زمانی که وصالت برگذشت از روی لطف %~% سوی خارستان جانم جملگی را ~~باغ کرد # 14 نور شمس‌الدین خداوندم عدم را هست کرد %~% چه عجب گر شوره را او به ~~باغ و راغ کرد # 15 در غمی بودم که جانم قصد رفتن کرده بود %~% زنده کردش این خیالت کو ~~بخوانش لاغ کرد PageV1P3270 ### || [genre: Tj] # 1 هله نوش کن شرابی شده آتشی به تیزی %~% سوی من بیا و بستان بدو دست تا ~~نریزی # 2 قدح و می گزیده ز کف خدا رسیده %~% چو خوری چنان بیفتی که به حشر بر ~~نخیزی # 3 و اگر کشی تو گردن ز می و شراب خوردن %~% دهمت به قهر خوردن تو ز من ~~کجا گریزی! # 4 بربود جام مهرش چو تو صد هزار سرکش %~% بستان قدح نظر کن که تو با کی ~~می‌ستیزی # 5 شه خوش‌عذار را بین که گرفت باده بخشی %~% سر زلف یار را بین که گرفت ~~مشک بیزی # 6 چو ز خود برفت ساقی بدهد قدح گزافی %~% چو ز خود برفت مطرب بزند ره ~~حجازی # 7 ز می خدای یابی تف و آتش جوانی %~% هنر و وفا نیابی ز حرارت غریزی # 8 بستان قدح نظر کن به صفا و گوهر او %~% نه ز شیره است این می به خدا و ~~نی مویزی # 9 بدرون صبر آمد فرج و ره گشایش %~% بدرون خواری آمد شرف و کش و عزیزی # 10 بهلم سخن‌فزایی بهلم حدیث‌خایی %~% تو بگو که خوش ادایی عجبی غریب ~~چیزی # 11 ترجیع کن بسازش چو عروس نو جهازی %~% که عروس می‌بنالد بر تو ز ~~بی‌جهیزی # 12 هله ای غریب نادر تو درین دیار چونی %~% هله ای ندیم دولت تو درین ~~خمار چونی # 13 ز فراق شهریاری تو چگونه می‌گذاری %~% هله ای گل سعادت به میان ms1892 خار ~~چونی # 14 به تو آفتاب گوید که: « درآتشیم بی‌تو » %~% به تو باغ و راغ گوید که: ~~« تو ای بهار چونی » # 15 چو توی حیات جانها ز چه بند صورتستی %~% چو توی قرار دلها هله بی‌قرار ~~چونی # 16 توی جان هر عروسی توی سور هردو عالم %~% خردم بماند خیره که تو سوگوار ~~چونی # 17 نه تو یوسفی به عالم بشنو یکی سالم %~% که میان چاه و زندان تو ~~باختیار چونی # 18 هله آسمان عزت تو چرا کبود پوشی %~% هله آفتاب رفعت تو درین دوار چونی # 19 پدرت ز جنت آمد ز بلای گندمی دو %~% چو هوای جنتستت تو هریسه خوار ~~چونی # 20 به میان کاسه‌لیسان تو چو دیک چند جوشی %~% به میان این حریفان تو ~~درین قمار چونی # 21 تو بسی سخن بگفتی خلل سخن نهفتی %~% محک خدای دیدی تو در اضطرار چونی # 22 ز چه رو خموش کردی تو اگر ز اهل دردی %~% بنظر چو ره‌نوردی تو در ~~انتظار چونی # 23 به جناب غیب یاری به سفر دوید باری %~% ز فخ زمانه مرغی سره برپرید ~~باری # 24 هله ای نکو نهادا که روانت شاد بادا %~% که به ظاهر آن شکوفه ز چمن ~~برید باری # 25 هله چشم پرنم تو زخدای باد روشن %~% که ز چشم ما سرشک غم تو چکید باری # 26 چرد آهوی ضمیرت ز ریاض قدس بالا %~% که ز گرگ مرگ صیدت بشد و رمید ~~باری # 27 سوی آسمان غیبی تو چگونه و چونی %~% که بر آسمان ز یاران اسفا رسید ~~باری # 28 برهانش ای سعادت ز فراق و رنج وحشت %~% که ز دام تنگ صورت بشد و رهید ~~باری # 29 ز جهان برفت باید چه جوانی و چه پیری %~% خوش و عاشق و مکرم سبک و ~~شهید باری # 30 به صلای تو دویدم ز دیار خود بریدم %~% به وثاق تو رسیدم بده آن کلید ~~باری # 31 اگر آفتاب عمرم بمغاربی فروشد %~% بجز آن سحر ز فضلت ms1893 سحری دمید باری # 32 وگر آن ستاره ناگه بفسرد از نحوست %~% من از آفتاب غیبی شده‌ام سعید ~~باری # 33 و اگر سزای دنیا نبدم به عمر کوته %~% کرم و کرامتت را دل من سزید ~~باری PageV1P3271 ### || [genre: Tj] # 1 تو برو که من ازینجا بنمی‌روم به جایی %~% کی رود ز پیش یاری قمری قمر ~~لقایی! # 2 تو برو که دست و پایی بزنی به جهد و کسبی %~% که مرا ز دست عشقش بنماند ~~دست و پایی # 3 که به عقل خودشناسی تو بهای هر متاعی %~% که مرا نماند عقلی ز مهی ~~گران‌بهایی # 4 بر خلق عشق و سودا گنهی کبیره آمد %~% که برو ملامت آمد ز خلایق و ~~جفایی # 5 ز برای چون تو ماهی سزد اینچنین گناهی %~% که صوابکار باشد خرد از چنین ~~خطایی # 6 نه به اختیار باشد غم عشق خوب‌رویان %~% کی رود به اختیاری سوی درد ~~بی‌دوایی! # 7 چو بدید چشم عالم فر و نور صورت تو %~% گرود که هست حق را جز ازین سرا ~~سرایی # 8 هله بگذر ای برادر ز حجاب چرخ اخضر %~% چو تو فارغی ز گندم چه کنی در ~~آسیابی! # 9 ز بلای گندم آمد پدر بزرگت اینجا %~% به هوای نفس افتد دل و عقل را ~~جلایی # 10 که همیشه درد باشد بنشسته در بن خم %~% به سر خم آید آنگه که بیابد او ~~صفایی # 11 به جناب بحر صافی برویم همچو سیلی %~% که خوش است بحر او را که بداند ~~آشنایی # 12 تو که جنس ماهیانی سوی بحر ازان روانی %~% که به حوض و جو نیابی تو ~~فراخی و فضایی # 13 نم و آب حوض و جیحون همه عاریه‌ست و عارض %~% تو مدار از عوارض خردا ~~طمع وفایی # 14 هله ای فلک به ظاهر اگرت دو گوش بودی %~% ز فغان عشق جانت چه خروشها ~~نمودی! # 15 غلطم ترا اگر خود نبدی وصال و فرقت %~% تن تو چو اهل ماتم بنپوشدی ~~کبودی # 16 وگر ms1894 از پیام دلبر به تو صیقلی رسیدی %~% همه زنگ سینه‌ات را به یکی ~~نفس زدودی # 17 هله ای مه ار دل تو سر و سرکشی نکردی %~% کله جلالتت را به خسوف کی ~~ربودی! # 18 و اگر نه لطف سابق ره مغفرت سپردی %~% گره خسوفها را ز دلت کجا گشودی! # 19 و اگر نه قبض و بسطی عقبات این رهستی %~% ز چه کاهدی تن تو ز محاق و ~~کی فزودی! # 20 و اگر نه مهر کردی دل و چشم را قضاها %~% ز تو دام کی نهفتی! به تو ~~دانه کی نمودی! # 21 و اگر نه بند و دامی سوی هر رهی نهادی %~% به حفاظ و صبر کس را گه عرض ~~کی ستودی! # 22 و اگر نه هر غمی را دهدی مفرح آن شه %~% همه تیغ و تیر بودی نه سپر ~~بدی نه خودی # 23 و اگر نه جان روشن ز خدا صفت گرفتی %~% نه فن و صفاش بودی نه کرم بدی ~~نه جودی # 24 شده است آن جمالش ز دو چشم بد منزه %~% که بلندتر ازان شد که بدو رسد ~~حسودی # 25 چه غمست قرص مه را تو بگو ز زخم تیری! %~% چه برد ز سر احمد دل تیره ~~جهودی! # 26 چمن و بهار خرم طرب و نشاط و مستی %~% صنم و جمال خوبش قدح و درازدستی # 27 از من گلست و لاله که چمن نمود کاله %~% هله سوی بزم گل شو که تو نیز ~~می‌پرستی # 28 پی‌شکر سرو و سوسن به شکوفه صد زبان شد %~% سمن از عدم روان شد تو چرا ~~فرو نشستی! # 29 پی ناز گفت گلبن به عتاب و فن به بلبل %~% که: « خمش برو ازینجا که ~~درخت را شکستی » # 30 به جواب گفت « این خو که تو داری ای جفاگر %~% نه سقیم ماند اینجا نه ~~طبیب و نه مجستی» # 31 گل سوری از عیادت پرسید زعفران را %~% که رخ از چه زرد کردی ز خمار سر ms1895 ~~چه بستی # 32 به جواب گفت او را که: « ز داغ عشق زردم %~% تو نیازموده غم ز کسی ~~شنیده استی » # 33 به چنار گفت سبزه: « بچه فن بلند گشتی » %~% زویش جواب آمد که ز خاکی ~~و ز پستی # 34 به شکوفه گفت غنچه: « ز چه روی بسته چشمم » %~% به جواب گفت خندان: « ~~بنه آن کله و رستی » # 35 هله ای بتان گلشن به کجا بدیت شش مه %~% بعدم بدیم ناگه ز خدا رسید ~~هستی # 36 تو هم از عدم روان شو به بهار آن جهان شو %~% ز ملوک و خسروان شو که ~~مشرف الستی # 37 ز بنفشه ارغوان هم خبری بجست آن دم %~% بگزید لب که مستم به سر تو ای ~~مهستی # 38 چو بدید مستی او حرکات و چستی او %~% به کنار درکشیدش که ازین میان تو ~~جستی # 39 بنگر سخای دریا و خموش کن چو ماهی %~% برهان شکار دل را که تو از برون ~~شستی PageV1P3272 ### || [genre: Tj] # 1 ماییم و بخت خندان تا تو امیر مایی %~% ای شیوهات شیرین تو جان شیوهایی # 2 آن لب که بسته باشد خندان کنیش در حین %~% چشمی که درد دارد او را چو ~~توتیایی # 3 سوگند خورده باشد تا من زیم نخندم %~% سوگند او بسوزد چون چهره برگشایی # 4 هر مرده که خواهی برگیر و امتحان کن %~% پاره کند کفن را گیرد قدح ~~ربایی # 5 روزی که من بمیرم بر گور من گذر کن %~% تا رستخیز مطلق از خیز من نمایی # 6 خود کی بمیرد آنکس که ساقیش توبودی! %~% سرسبز آن زمینی که تش کنی ~~سقایی # 7 همراه باش ما را گو باش صد بیابان %~% تا بردریم آن ره ما را چو دست و ~~پایی # 8 گفتم به ماه و اختر: « تا کی روید بر سر! » %~% از دوری رهست این یا ~~خود ز خیره‌رایی! » # 9 ای مه که تو همامی گه زار و گه تمامی %~% در روز چون خفاشی شب صاحب ~~لوایی ms1896 # 10 یک چیز را کمالی یک چیز را وبالی %~% یک چیز را هلاکی یک چیز را دوایی # 11 شاگرد ماه من شو زیر لواش می‌رو %~% تا وارهی ز تلوین در عصمت خدایی » # 12 ای بازگشت جانها در وقت جان پریدن %~% وقت کفن بریدن وقت قبا دریدن # 13 ای گفته: جان چه باشد! یا آن جهان چه باشد %~% ای جان به لب رسیدی آمد ~~گه رسید # 14 ای دل که کف گشودی از این آن ربودی %~% چیزی نماندت ای دل الا که دل ~~طپیدن # 15 گه سیم و زر کشیدی که سیمبر کشیدی %~% داد آن کشش خمارت هنگام جان ~~کشیدن # 16 ای رفته از تباهی در خون مرغ و ماهی %~% آنچ چشید جانشان باید ترا ~~چشیدن # 17 ای شاد آنک از حق آموخت سحر مطلق %~% پیش از اجل چو شیران پیش اجل ~~دویدن # 18 دو گوش را ببستن از عشوه حریفان %~% آنک آخر او ببرد پیشین ازو بریدن # 19 از خاک زاده وز بستان خاک مستی %~% لب را بشو ز شیرش در قوت دل چریدن # 20 تا شیرخواره باشی دندان دل نروید %~% از قوت روح آید دندان دل دمیدن # 21 میل کباب جستن طمع شراب خوردن %~% اندر مزید ناید با شیرها مزیدن # 22 ای در هوس نشسته وی هردو گوش بسته %~% پنبه ز گوش برکش تا دانی این ~~شنیدن PageV1P3273 ### || [genre: Tj] # 1 زین دودناک خانه گشادند روزنی %~% شد دود و اندر آمد خورشید روشنی # 2 آن خانه چیست سینه و آن دود چیست فکر %~% ز اندیشه گشت عیش تو اشکسته ~~گردنی # 3 بیدار شو خلاص شو از فکر و از خیال %~% یارب فرست خفته ما را دهل زنی # 4 خفته هزار غم خورد از بهر هیچ چیز %~% در خواب گرگ بیند یا خوف ره‌زنی # 5 در خواب جان ببیند صد تیغ و صد سنان %~% بیدار شد نبیند زان جمله سوزنی # 6 گویند مردگان که: « چه غمهای بیهده %~% خوردیم و عمر رفت ms1897 به وسواس هر ~~فنی # 7 بهر یکی خیال گرفته عروسیی %~% بهر یکی خیال بپوشیده جوشنی # 8 آن سور و تعزیت همه با دست این نفس %~% نی رقص ماند ازان و نه زین نیز ~~شیونی » # 9 ناخن همی زنند و رخ خود همی درند %~% شد خواب و نیست بر رخشان زخم ~~ناخنی # 10 کو آنک بود با ما چون شیر و انگبین %~% کو آنک بود با ما چون آب و ~~روغنی # 11 اکنون حقایق آمد و خواب خیال رفت %~% آرام و مأمنیست نه ما ماند و نی ~~منی # 12 نی پیر و نی جوان نه اسیرست و نی عوان %~% نی نرم و سخت ماند نه موم و ~~نه آهنی # 13 یک رنگیست و یک صفتی و یگانگی %~% جانیست بر پریده و وارسته از تنی # 14 ای آنک پای صدق برین راه می‌زنی %~% دو کون با توست چو تو همدم منی # 15 هیچ از تو فوت نیست همه با تو حاضرست %~% ای از درخت بخت شده شاد و ~~منحنی # 16 هر سیب و آبیی که شکافی به دست خویش %~% بیرون زند ز باطن آن میوه ~~روشنی # 17 زان روشنی بزاید یک روشنی نو %~% از هر حسن بزاید هر لحظه احسنی # 18 بر میوها نوشته که زینها فطام نیست %~% بر برگها نبشته ز پاییز ایمنی # 19 ای چشم کن کرشمه که در شهره مسکنی %~% وی دل مرو ز جا که نکو جای ~~ساکنی # 20 بسیار اغنیا چو درختان سبز هست %~% این نادره درخت ز سبزی بود غنی # 21 بس سنگ یک منی ز سر کوه درفتد %~% آن سنگ کوه گردد کو رست از منی # 22 زیرا که هر وجود همی ترسد از عدم %~% کندر حضیض افتد از ربوه سنی # 23 ای زاده عدم تو بهر دم جوانتری %~% وی رهن عشق دوست تو هر لحظه ارهنی # 24 هستی میان پوست که از مغز بهترست %~% عریان میان اطلس و شعری و ادکنی # 25 گر زانک ms1898 نخل خشکی در چشم هر جهود %~% با درد مریم آری صد میوه جنی # 26 مینا کن برونی و بینا کن درون %~% دنیا کجا بماند در دور تو دنی! # 27 ای آنک در دلی چه عجب دلگشاستی! %~% یا در میان جانی بس جانفزاستی # 28 آمیزش و منزهیت در خصومتند %~% که جان ماستی تو عجب یا تو ماستی # 29 گر آنی و گر اینی بس بحر لذتی %~% جمله حلاوت و طرب و عطاستی # 30 از دور نار دیدم و نزدیک نور بود %~% گر اژدها نمودی ما را عصاستی # 31 تو امن مطلقی و بر نارسیدگان %~% اینست اعتقاد که خوف و رجاستی # 32 چون یوسفی بر اخوان جمله کدورتی %~% یعقوب را همیشه صفا در صفاستی # 33 مجنون شدیم تا که ز لیلی بری خوریم %~% ای عشق تو عدوی همه عقلهاستی # 34 ای عقل مس بدی تو و از عشق زر شدی %~% تو کیمیا نه علم کیمیاستی # 35 ای عشق جبرئیل در راز گستری %~% گویی که وحی آر همه انبیاستی # 36 آنکس که عقل باشدش او این گمان برد %~% و از گمان عقل و تفکر جداستی # 37 هرگز خطا نکرد خدنگ اشارتت %~% وانکو خطا کند تو غفور خطاستی # 38 گر باد را نبینی ای خاک خفته چشم %~% گر باد نیست از چه سبب در هواستی # 39 گرچه بلند گشتی از کبر دور باش %~% از کبر شدم دار که با کبریاستی ~~PageV1P3274 ### || [genre: Tj] # 1 گر مه و گز زهره و گر فرقدی %~% از همه سعدان فلک اسعدی # 2 نیستی از چرخ و ازین آسمان %~% سخت لطیفی ز کجا آمدی # 3 چونک به صورت تو ممثل شوی %~% ماه رخ و دلبر و زیبا قدی # 4 از تو پدید آمده سودای عشق %~% وز تو بود خوبی و زیبا خدی # 5 گم شده هر دل و اندیشه %~% هرچه شود یاوه توش واجدی # 6 خاتم هر ملک و ممالک توی %~% تاج سر هر شه و هر سیدی # 7 نوبت ms1899 خود بر سر گردون زدند %~% چونک دمی خویش بر ایشان زدی # 8 هر بدیی کو به تو آورد رو %~% خوب شود رسته شود از بدی # 9 ای نظرت معدن هر کیمیا %~% ای خود تو مشعله هر خودی # 10 در خور عامست چنین شرحها %~% کو صفت و معرفت ایزدی # 11 گر برسد برق ازان آسمان %~% گیرد خورشید و فلک کاسدی # 12 چون تلف عشق موبد شدی %~% گر تو یکی روح بدی صد شدی # 13 مست و خراب و خوش و بیخود شود %~% خلق چو تو جلوه‌گر خود شدی # 14 ای دل من باده بخور فاش فاش %~% حد نزنندت چو تو بی‌حد شدی # 15 حد اگر باشد هم بگذرد %~% شاد بمان تو که مخلد شدی # 16 ای دل پرکینه مصفا شدی %~% وی تن دیرینه مجدد شدی # 17 مست همی باش و میا سوی خود %~% چون به خود آیی تو مقید شدی # 18 روح چو بست و بدن همچو خاک %~% آبی و از خاک مجرد شدی # 19 تیره بدی در بن خنب جهان %~% راوقی اکنون و مصعد شدی # 20 خواست چراغت که بمیرد ولیک %~% رو که به خورشید موید شدی # 21 جان تو خفاش بد و باز شد %~% چونک درین نور معود شدی # 22 هم نفسی آمد لب را ببند %~% تا بکی ام دم تو درآمد شدی PageV1P3275 ### || [genre: robaee] # 1 آن دل که شد او قابل انوار خدا %~% پر باشد جان او ز اسرار خدا # 2 زنهار تن مرا چو شمع تنها مشمر %~% کو جمله به نمک‌زار خدا PageV1P3276 ### || [genre: robaee] # 1 آن شمع رخ تو لگنی نیست بیا %~% وان نقش تو از آب منی نیست بیا # 2 در خشم مکن تو خویشتن را پنهان %~% کان حسن تو پنهان شدنی نیست بیا ~~PageV1P3277 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ترا نقش کند او تنها %~% تنها نگذاردت میان سودا # 2 در خانه تصویر تو یعنی دل تو %~% بر رویاند دو صد حریف زیبا ~~PageV1P3278 ### || [genre: robaee] # 1 ms1900 آن لعل سخن که جان دهد مرجان را %~% بی‌رنگ چه رنگ بخشد او مرجان را # 2 مایه بخشد مشعله ایمان را %~% بسیار بگفتیم و نگفتیم آن را PageV1P3279 ### || [genre: robaee] # 1 آن وقت که بحر کل شود ذات مرا %~% روشن گردد جمال ذرات مرا # 2 زان می‌سوزم چو شمع تا در ره عشق %~% یک وقت شود جمله اوقات مرا ~~PageV1P3280 ### || [genre: robaee] # 1 آواز ترا طبع دل ما بادا %~% اندر شب و روز شاد و گویا بادا # 2 آواز خسته تو گر خسته شود خسته شویم %~% آواز تو چون نای شکرخا بادا ~~PageV1P3281 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش عشق در جهان گرمیها %~% وز شیر جفاش در وفا نرمیها # 2 زانماه که خورشید از او شرمنده‌ست %~% بی‌شرم بود مرد چه بی‌شرمیها ~~PageV1P3282 ### || [genre: robaee] # 1 از باده لعل ناب شد گوهر ما %~% آمد به فغان ز دست ما ساغر ما # 2 از بسکه همی خوریم می بر سر می %~% ما در سر می شدیم و می در سر ما ~~PageV1P3283 ### || [genre: robaee] # 1 از حال ندیده تیره ایامان را %~% از دور ندیده دوزخ آشامان را # 2 دعوی چکنی عشق دلارامان را %~% با عشق چکار است نکونامان را ~~PageV1P3284 ### || [genre: robaee] # 1 از ذکر بسی نور فزاید مه را %~% در راه حقیقت آورد گمره را # 2 هر صبح و نماز شام ورد خود ساز %~% این گفتن لا اله الا الله را ~~PageV1P3285 ### || [genre: robaee] # 1 افسوس که بیگاه شد و ما تنها %~% در دریائی کرانه‌اش ناپیدا # 2 کشتی و شب و غمام و ما میرانیم %~% در بحر خدا به فضل و توفیق خدا ~~PageV1P3286 ### || [genre: robaee] # 1 انجیرفروش را چه بهتر جانا %~% ز انجیرفروشی ای برادر جانا # 2 سرمست زئیم و مست میریم ای جان %~% هم مست دوان دوان به محشر جانا ~~PageV1P3287 ### || [genre: robaee] # 1 اول به هزار لطف بنواخت مرا %~% آخر به هزار غصه بگداخت مرا # 2 چون مهره مهر خویش می‌باخت مرا %~% چون من همه از شدم بینداخت ms1901 مرا ~~PageV1P3288 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه چو آفتاب فرداست بیا %~% بیرون تو برگ و باغ زرد است بیا # 2 عالم بی‌تو غبار و گرد است بیا %~% این مجلس عیش بی‌تو سرد است بیا ~~PageV1P3289 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه نیافت ماه شب گرد ترا %~% از ماه تو تحفه‌ها است شبگرد ترا # 2 هر چند که سرخ روست اطراف شفق %~% شهمات همی شوند رخ زرد ترا ~~PageV1P3290 ### || [genre: robaee] # 1 ای اشک روان بگو دل‌افزای مرا %~% آن باغ و بهار و آن تماشای مرا # 2 چون یاد کنی شبی تو شبهای مرا %~% اندیشه مکن بی‌ادبیهای مرا ~~PageV1P3291 ### || [genre: robaee] # 1 ای باد سحر خبر بده مر ما را %~% در ره دیدی آن دل آتش‌پا را # 2 دیدی دل پرآتش و پرسودا را %~% کز آتش بسوخت صد خارا را PageV1P3292 ### || [genre: robaee] # 1 ای چرخ فلک به مکر و بدسازیها %~% از نطع دلم ببرده‌ای بازیها # 2 روزی بینی مرا تو بر خوان فلک %~% سازم چون ماه کاسه پردازیها ~~PageV1P3293 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواجه به خواب درنبینی ما را %~% تا سال دگر دگر نبینی ما را # 2 ای شب هردم که جانب ما نگری %~% بی‌روشنی سحر نبینی ما را PageV1P3294 ### || [genre: robaee] # 1 ای داده بنان گوهر ایمانی را %~% داده بجوی قلب یکی کانی را # 2 نمرود چو دل را به خلیلی نسپرد %~% بسپرد به پشه لاجرم جانی را ~~PageV1P3295 ### || [genre: robaee] # 1 ای در سر زلف تو پریشانیها %~% واندر لب لعلت شکرافشانیها # 2 گفتی ز فراق ما پشیمان گشتی %~% ای جان چه پشیمان که پشیمانیها ~~PageV1P3296 ### || [genre: robaee] # 1 ای دریا دل تو گوهر و مرجان را %~% درباز که راه نیست کم خرجان را # 2 تن همچو صدف دهان گشاده است که آه %~% من کی گنجم چو ره نشد مرجان را ~~PageV1P3297 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل بچه زهره خواستی یاری را %~% کو کرد هلاک چون تو بسیاری را # 2 دل گفت که تا شوم همه یکتائی %~% این خواستم که ms1902 بهر همین کاری را ~~PageV1P3298 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست به دوستی قرینیم ترا %~% هرجا که قدم نهی زمینیم ترا # 2 در مذهب عاشقی روا کی باشد %~% عالم تو ببینیم و نه بینیم ترا ~~PageV1P3299 ### || [genre: robaee] # 1 ای سبزی هر درخت و هر باغ و گیا %~% ای دولت و اقبال من و کار و کیا # 2 ای خلوت و ای سماع و اخلاص و ریا %~% بی‌حضرت تو این همه سوداست بیا ~~PageV1P3300 ### || [genre: robaee] # 1 ای شب شادی همیشه بادی شادا %~% عمرت به درازی قیامت بادا # 2 در یاد من آتشی از صورت دوست %~% ای غصه اگر تو زهره داری یادا ~~PageV1P3301 ### || [genre: robaee] # 1 این آتش عشق می‌پزاند ما را %~% هر شب به خرابات کشاند ما را # 2 با اهل خرابات نشاند ما را %~% تا غیر خرابات نداند ما را PageV1P3302 ### || [genre: robaee] # 1 این روزه چو غربال به بیزد جان را %~% پیدا آرد قراضه پنهان را # 2 جانی که کند خیره مه تابان را %~% بی‌پرده شود نور دهد کیوان را ~~PageV1P3303 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه گرفت شربت از مشرب ما %~% مستی گردد که روز بیند شب ما # 2 ای آنکه گریخت از در مذهب ما %~% گوشش بکشد فراق تا ملهب ما ~~PageV1P3304 ### || [genre: robaee] # 1 با عشق روان شد از عدم مرکب ما %~% روشن ز شراب وصل دائم شب ما # 2 زان می که حرام نیست در مذهب ما %~% تا صبح عدم خشک نیابی لب ما ~~PageV1P3305 ### || [genre: robaee] # 1 بر رهگذر بلا نهادم دل را %~% خاص از پی تو پای گشادم دل را # 2 از باد مرا بوی تو آمد امروز %~% شکرانه آن به باد دادم دل را ~~PageV1P3306 ### || [genre: robaee] # 1 پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا %~% بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا # 2 تن خرقه و اندر او دل ما صوفی %~% عالم همه خانقاه و شیخ اوست مرا ~~PageV1P3307 ### || [genre: robaee] # 1 بیگاه شده است لیک مر سیران را %~% سیری ms1903 نبود بجز که ادبیران را # 2 چه روز و چه شب چه صبح دلیران را %~% چه گرگ و چه میش و بره مر شیران ~~را PageV1P3308 ### || [genre: robaee] # 1 تا از تو جدا شده است آغوش مرا %~% از گریه کسی ندیده خاموش مرا # 2 در جان و دل و دید فراموش نه‌ای %~% از بهر خدا مکن فراموش مرا ~~PageV1P3309 ### || [genre: robaee] # 1 تا با تو بوم نخسبم از یاریها %~% تا بی‌تو بوم نخسبم از زاریها # 2 سبحان‌الله که هردو شب بیدارم %~% توفرق نگر میان بیداریها PageV1P3310 ### || [genre: robaee] # 1 تا چند از این غرور بسیار ترا %~% تا کی ز خیال هر نمودار ترا # 2 سبحان‌الله که از تو کاری عجب است %~% تو هیچ نه و این همه پندار ترا ~~PageV1P3311 ### || [genre: robaee] # 1 تا عشق ترا است این شکرخائیها %~% هر روز تو گوش دار صفرائیها # 2 کارت همه شب شراب پیمائیها %~% مکر و دغل و خصومت افزائیها PageV1P3312 ### || [genre: robaee] # 1 تا کی باشی ز دور نظاره ما %~% ما چاره‌گریم و عشق بیچاره ما # 2 جان کیست کمینه طفل گهواره ما %~% دل کیست یکی غریب آواره ما ~~PageV1P3313 ### || [genre: robaee] # 1 تا نقش خیال دوست با ماست دلا %~% ما را هم عمر خود تماشاست دلا # 2 وانجا که مراد دل برآرید ای دل %~% یک خار به از هزار خرماست دلا ~~PageV1P3314 ### || [genre: robaee] # 1 جانا به هلاک بنده مستیز و بیا %~% رنگی که تو دانی تو برآمیز و بیا # 2 ای مکر در آموخته هرجائی را %~% یک مکر برای من درانگیز و بیا ~~PageV1P3315 ### || [genre: robaee] # 1 جز عشق نبود هیچ دمساز مرا %~% نی اول و نی آخهر و آغاز مرا # 2 جان میدهد از درونه آواز مرا %~% کی کاهل راه عشق درباز مرا ~~PageV1P3316 ### || [genre: robaee] # 1 چو نزود نبشته بود حق فرقت ما %~% از بهر چه بود جنگ و آن وحشت ما # 2 گر بد بودیم رستی از زحمت ما %~% ور نیک بدیم یاد کن صحبت ما ms1904 ~~PageV1P3317 ### || [genre: robaee] # 1 خود را به خیل درافکنم مست آنجا %~% تا بنگرم آن جان جهان هست آنجا # 2 یا پای رساندم به مقصود و مراد %~% یا سر بدهم همچو دل از دست آنجا ~~PageV1P3318 ### || [genre: robaee] # 1 در جای تو جا نیست بجز آن جان را %~% در کوه تو کانیست بجو آن کان را # 2 صوفی رونده گر توانی می‌جوی %~% بیرون تو مجو ز خود بجو تو آن را ~~PageV1P3319 ### || [genre: robaee] # 1 در چشم ببین دو چشم آن مفتون را %~% نیک بشنو تو نکته بیچون را # 2 هر خون که نخورده‌ست آن نرگس او %~% از دیده من روان ببین آن خون را ~~PageV1P3320 ### || [genre: robaee] # 1 در سر دارم ز می پریشانیها %~% با قند لب تو شکرافشانیها # 2 ای ساقی پنهان چو پیاپی کردی %~% رسوا شود این دم همه پنهنیها ~~PageV1P3321 ### || [genre: robaee] # 1 دستان کسی دست زنان کرد مرا %~% بی‌حشمت و بی‌عقل روان کرد مرا # 2 حاصل دل او دل مرا گردانید %~% هر شکل که خواست آنچنان کرد مرا ~~PageV1P3322 ### || [genre: robaee] # 1 دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا %~% زین کار که چشم داری از کار و کیا # 2 برخیز که تا پیشترک ما برویم %~% زان پیش که قاصدی بیاید که بیا ~~PageV1P3323 ### || [genre: robaee] # 1 دود دل ما نشان سوداست دلا %~% و اندود که از دل است پیداست دلا # 2 هر موج که میزند دل از خون ای دل %~% آن دل نبود مگر که دریاست دلا ~~PageV1P3324 ### || [genre: robaee] # 1 دیدم در خواب ساقی زیبا را %~% بر دست گرفته ساغر صهبا را # 2 گفتم به خیالش که غلام اوئی %~% شاید که به جای خواجه باشی ما را ~~PageV1P3325 ### || [genre: robaee] # 1 زنهار دلا به خود مده ره غم را %~% مگزین به جهان صحبت نامحرم را # 2 با تره و نانی چو قناعت کردی %~% چون تره مسنج سبلت عالم را ~~PageV1P3326 ### || [genre: robaee] # 1 طنبور چو تن تن برآرد به نوا %~% زنجیر در آن ms1905 شود دل بی‌سر و پا # 2 زیرا که نهان در زهش آواز کسی %~% میگوید او که جسته همراه بیا ~~PageV1P3327 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق شب خلوت از پی پی گم را %~% بسیار بود که کژ نهد انجم را # 2 زیرا که شب وصال زحمت باشد %~% از مردم دیده دیده مردم را PageV1P3328 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق همه سال مست و رسوا بادا %~% دیوانه و شوریده و شیدا بادا # 2 با هشیاری غصه هرچیز خوریم %~% چون مست شویم هرچه بادا بادا ~~PageV1P3329 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو بکشت ترکی و تازی را %~% من بنده آن شهید و آن غازی را # 2 عشقت میگفت کس ز من جان نبرد %~% حق گفت دلا رها کن این بازی را ~~PageV1P3330 ### || [genre: robaee] # 1 عشقست طریق و راه پیغمبر ما %~% ما زاده عشق و عشق شد مادر ما # 2 ای مادر ما نهفته در چادر ما %~% پنهان شده از طبیعت کافر ما ~~PageV1P3331 ### || [genre: robaee] # 1 عمریست ندیده‌ایم گلزار ترا %~% وان نرگس پرخمار خمار ترا # 2 پنهان‌شده‌ای ز خلق مانند وفا %~% دیریست ندیده‌ایم رخسار ترا ~~PageV1P3332 ### || [genre: robaee] # 1 غم خود که بود که یاد آریم او را %~% در دل چه که بر خاک نگاریم او را # 2 غم باد امید لیک بس بیمغز است %~% گر سر ننهد مغز برآریم او را ~~PageV1P3333 ### || [genre: robaee] # 1 گر بوی نمی‌بری در این کوی میا %~% ور جامه نمی‌کنی در این جوی میا # 2 آن سوی که سویها از آنسوی آید %~% می‌باش همان سوی و بدین سوی میا ~~PageV1P3334 ### || [genre: robaee] # 1 گر جان داری بیا و جان باز آنجا %~% آن جای که بوده‌ای ز آغاز آنجا # 2 یک نکته شنید جان از آنجا آمد %~% صد نکته شنید چون نشد باز آنجا ~~PageV1P3335 ### || [genre: robaee] # 1 گر در طلب خودی ز خود بیرون‌آ %~% جو را بگذار و جانب جیحون آ # 2 چون گاو چه میکشی تو بار گردون %~% چرخی بزن و بر سر این گردون آ ~~PageV1P3336 ### || [genre: ms1906 robaee] # 1 گر عمر بشد عمر دگر داد خدا %~% گر عمر فنا نماند نک عمر بقا # 2 عشق آب حیاتست در این آب درآ %~% هر قطره از این بحر حیاتست جدا ~~PageV1P3337 ### || [genre: robaee] # 1 گر من میرم مرا بیارید شما %~% مرده بنگار من سپارید شما # 2 گر بوسه دهد بر لب پوسیده من %~% گر زنده شوم عجب مدارید شما ~~PageV1P3338 ### || [genre: robaee] # 1 کوتاه کند زمانه این دمدمه را %~% وز هم بدرد گرگ فنا این رمه را # 2 اندر سر هر کسی غروریست ولی %~% سیل اجل قفا زند این همه را ~~PageV1P3339 ### || [genre: robaee] # 1 گویم که کیست روح‌افزا مرا %~% آنکس که بداد جان ز آغاز مرا # 2 گه چشم مرا چو باز بر می‌بندد %~% گه بگشاید به صید چون باز مرا ~~PageV1P3340 ### || [genre: robaee] # 1 گه می‌گفتم که من امیرم خود را %~% گه ناله‌کنان که من اسیرم خود را # 2 آن رفت و از این پس نپذیرم خود را %~% بگرفتم این که من نگیرم خود را ~~PageV1P3341 ### || [genre: robaee] # 1 لاحول ولا دور کند آن غم را %~% گر دیو رسد جان بنی آدم را # 2 آن کز دم لاحول ولا غمگین شد %~% لا حول ولا فزون کند آن دم را ~~PageV1P3342 ### || [genre: robaee] # 1 ما اطیب ما الذما احلانا %~% کنا مهجا ولم نکن ابدانا # 2 این شأبنا کرامة مولانا %~% یعفو و یعیدنا کما ابدنا PageV1P3343 ### || [genre: robaee] # 1 من تجربه کردم صنم خوش‌خو را %~% سیلاب سیه تیره نکرد آنجو را # 2 یک روز گره نبست او ابرو را %~% دارم بیمرگ و زندگانی او را ~~PageV1P3344 ### || [genre: robaee] # 1 من ذره و خورشید لقائی تو مرا %~% بیمار غمم عین دوائی تو مرا # 2 بی‌بال و پراندر پی تو می‌پرم %~% من کاه شدم چو کهربائی تو مرا ~~PageV1P3345 ### || [genre: robaee] # 1 منصور بدآن خواجه که در راه خدا %~% از پنبه تن جامه جان کرد جدا # 2 منصور کجا گفت اناالحق می‌گفت %~% منصور کجا بود خدا بود خدا ~~PageV1P3346 ### || [genre: robaee] ms1907 # 1 مولای اناالتائب مما سلفا %~% هل تقبل عذر عاشق قد تلفا # 2 این کان ندامتی صدودا و جفا %~% مولای عفی‌الله عفی‌الله عفا ~~PageV1P3347 ### || [genre: robaee] # 1 می‌آمد یار مست و تنها تنها %~% با نرگس پرخمار رعنا رعنا # 2 جستم که یکی بوسه ستانم ز لبش %~% فریاد برآورد که یغما یغما ~~PageV1P3348 ### || [genre: robaee] # 1 نور فلکست این تن خاکی ما %~% رشک ملک آمدست چالاکی ما # 2 که رشک برد فرشته از پاکی ما %~% که بگریزد دیو ز بیباکی ما ~~PageV1P3349 ### || [genre: robaee] # 1 هان ای سفری عزم کجایست کجا %~% هرجا که روی نشسته‌ای در دل ما # 2 چندان غم دریاست ترا چون ماهی %~% کافشاند لب خشک تو را در دریا ~~PageV1P3350 ### || [genre: robaee] # 1 یک چند به تقلید گزیدم خود را %~% نادیده همی نام شنیدم خود را # 2 در خود بودم زان نسزیدم خود را %~% از خود چو برون شدم بدیدم خود را ~~PageV1P3351 ### || [genre: robaee] # 1 یک طرفه عصاست موسی این رمه را %~% یک لقمه کند چو بفکند این همه را # 2 نی سور گذارد او و نی ملحمه را %~% هر عقل نکرد فهم این زمزمه را ~~PageV1P3352 ### || [genre: robaee] # 1 آن لقمه که در دهان نگنجد به طلب %~% وان علم که در نشان نگنجد به طلب # 2 سریست میان دل مردان خدای %~% جبریل در آن میان نگنجد به طلب ~~PageV1P3353 ### || [genre: robaee] # 1 آنی که فلک با تو درآید به طرب %~% گر آدمیی شیفته گردد چه عجب # 2 تا جان بودم بندگیت خواهم کرد %~% خواهی به طلب مر او خواهی مطلب ~~PageV1P3354 ### || [genre: robaee] # 1 از بانگ سرافیل دمیده است رباب %~% تا زنده و تازه کرده دلهای کباب # 2 آن سوداها که غرقه گشتند و فنا %~% چون ماهیکان برآمدند از تک آب ~~PageV1P3355 ### || [genre: robaee] # 1 امروز چو هر روز خرابیم خراب %~% مگشا در اندیشه و برگیر رباب # 2 صدگونه نماز است و رکوعست و سجود %~% آنرا که جمال دوست باشد محراب ~~PageV1P3356 ### || [genre: robaee] # 1 امشب ز ms1908 برای دل اصحاب مخسب %~% گوش شب را بگیر و برتاب مخسب # 2 گویند که فتنه خفته بهتر باشد %~% بیدار بهی تو فتنه مشتاب مخسب ~~PageV1P3357 ### || [genre: robaee] # 1 اندیشه مکن بکن تو خود را در خواب %~% کاندیشه ز روی مه حجابست حجاب # 2 دل چون ماهست در دل اندیشه مدار %~% انداز تو اندیشه گری را در آب ~~PageV1P3358 ### || [genre: robaee] # 1 اندیشه و غم را نبود هستی و تاب %~% آنجا که شرابست و ربابست و کباب # 2 عیش ابدی نوش کنید ای اصحاب %~% چون سبزه و گل نهید لب بر لب آب ~~PageV1P3359 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو دیر آمده‌ای در کتاب %~% گر بشتابند کودکان تو مشتاب # 2 گر مانده شدند قوم و از دست شدند %~% این دست تو است زود برگیر رباب ~~PageV1P3360 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو یوسف منی من یعقوب %~% ای آنکه تو صحت تنی من ایوب # 2 من خود چه کسم ای همه را تو محبوب %~% من دست همی‌زنم تو پائی میکوب ~~PageV1P3361 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل دو سه شام تا سحرگاه مخسب %~% در فرقت آفتاب چون ماه مخسپ # 2 چون دلو درین ظلمت چه ره می‌کرد %~% باشد که برآئی به سر چاه مخسب ~~PageV1P3362 ### || [genre: robaee] # 1 ای روی ترا غلام گلنار مخسپ %~% وی رونق نوبهار و گلزار مخسب # 2 ای نرگس پرخمار خونخوار مخسب %~% امشب شب عشرت است زنهار مخسب ~~PageV1P3363 ### || [genre: robaee] # 1 ای ماه چنین شبی تو مهوار مخسب %~% در دور درآ چو چرخ دوار مخسب # 2 بیداری ما چراغ عالم باشد %~% یک شب تو چراغ را نگهدار مخسب ~~PageV1P3364 ### || [genre: robaee] # 1 این باد سحر محرم رازست مخسب %~% هنگام تفرع و نیاز است مخسب # 2 بر خلق دو کون از ازل تا به ابد %~% این در که نبسته است باز است مخسب ~~PageV1P3365 ### || [genre: robaee] # 1 ای یار که نیست همچو تو یار مخسب %~% وی آنکه ز تو راست شود کار مخسب # 2 امشب ز تو صد ms1909 شمع بخواهد افروخت %~% زنهار تو اندریم زنهار مخسب ~~PageV1P3366 ### || [genre: robaee] # 1 بردار حجابها به یکبار امشب %~% یک موی ز هر دو کون مگذار امشب # 2 دیروز حدیث جان و دل می‌گفتی %~% پیش تو نهیم کشته و زار امشب ~~PageV1P3367 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌جام در این دور شرابست شراب %~% بی‌دود در این سینه کبابست کباب # 2 فریاد رباب عشق از زحمه او است %~% زنهار مگو همین ربابست رباب ~~PageV1P3368 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌طاعت دین بهشت رحمان مطلب %~% بی‌خاتم حق ملک سلیمان مطلب # 2 چون عاقبت کار اجل خواهد بود %~% آزار دل هیچ مسلمان مطلب PageV1P3369 ### || [genre: robaee] # 1 بیکار مشین درآ درآمیز شتاب %~% بیکار بدن به خور برد یا سوی خواب # 2 از اهل سماع میرسد بانک رباب %~% آن حلقه ذاهل شدگانرا دریاب ~~PageV1P3370 ### || [genre: robaee] # 1 حاجت نبود مستی ما را به شراب %~% یا مجلس ما را طرب از چنگ و رباب # 2 بی‌ساقی و بی‌شاهد و بی‌مطرب و نی %~% شوریده و مستیم چو مستان خراب ~~PageV1P3371 ### || [genre: robaee] # 1 خواب آمد و در چشم نبد موضع خواب %~% زیرا ز تو چشم بود پرآتش و آب # 2 شد جانب دل دیدددلی چون سیماب %~% شد جانب تن دید خراب و چه خراب ~~PageV1P3372 ### || [genre: robaee] # 1 دانیکه چه میگوید این بانگ رباب %~% اندر پی من بیا و ره را دریاب # 2 زیرا به خطا راه بری سوی صواب %~% زیرا به سال ره بری سوی جواب ~~PageV1P3373 ### || [genre: robaee] # 1 در چشم آمد خیال آن در خوشاب %~% آن لحظه کزو اشک همی رفت شتاب # 2 پنهان گفتم براز در گوش دو چشم %~% مهمان عزیز است بیفزای شراب ~~PageV1P3374 ### || [genre: robaee] # 1 دل در هوس تو چون ربابست رباب %~% هر پاره ز سوز تو کبابست کباب # 2 دلدار ز درد ما اگر خاموش است %~% در خاموشی دو صد جوابست جواب ~~PageV1P3375 ### || [genre: robaee] # 1 ساقی در ده برای دیدار صواب %~% زان باده که او نه خاک دیده است و نه ~~آب # 2 ms1910 بیمار بدن نیم که بیمار دلم %~% شربت چه بود شراب در ده تو شراب ~~PageV1P3376 ### || [genre: robaee] # 1 سبحان‌الله من و تو ای در خوشاب %~% پیوسته مخالفیم اندر هر باب # 2 من بخت توام که هیچ خوابم نبرد %~% تو بخت منی که برنیائی از خواب ~~PageV1P3377 ### || [genre: robaee] # 1 شب گردم گرد شهر چون باد و چو آب %~% از گشتن گرد شهر کس ناید خواب # 2 عقل است که چیزها از موضع جوید %~% تمییز و ادب مجو تو از مست و خراب ~~PageV1P3378 ### || [genre: robaee] # 1 شب گشت درین سینه چه سوز است عجب %~% می‌پندارم کاول روز است عجب # 2 در دیده عشق می‌نگنجد شب و روز %~% این دیده عشق دیده دوز است عجب ~~PageV1P3379 ### || [genre: robaee] # 1 علمی که ترا گره گشاید به طلب %~% زان پیش که از تو جان برآید به طلب # 2 آن نیست که هست مینماید بگذار %~% آن هست که نیست مینماید به طلب ~~PageV1P3380 ### || [genre: robaee] # 1 گر آب حیات خوشگواری ای خواب %~% امشب بر ما کار نداری ای خواب # 2 گر با عدد موی سر تست امشب %~% یکسر نبری و سر نخاری ای خواب ~~PageV1P3381 ### || [genre: robaee] # 1 گرم آمد عاشقانه و چست شتاب %~% برتافته روح او ز گلزار صواب # 2 بر جمله قاضیان دوانید امروز %~% در جستن آب زندگی قاضی کاب ~~PageV1P3382 ### || [genre: robaee] # 1 گر می‌خواهی بقا و پیروز مخسب %~% از آتش عشق دوست میسوز مخسب # 2 صد شب خفتی و حاصل آن دیدی %~% از بهر خدا امشب تا روز مخسب ~~PageV1P3383 ### || [genre: robaee] # 1 مستند مجردان اسرار امشب %~% در پرده نشسته‌اند با یار امشب # 2 ای هستی بیگانه از این ره برخیز %~% زحمت باشد بودن اغیار امشب ~~PageV1P3384 ### || [genre: robaee] # 1 هستم به وصال دوست دلشاد امشب %~% وز غصه هجر گشته آزاد امشب # 2 با یار بچرخم و دل میگوید %~% یارب که کلید صبح گم باد امشب ~~PageV1P3385 ### || [genre: robaee] # 1 یارب یارب به حق تسبیح رباب %~% کش در تسبیح صد ms1911 سالست و جواب # 2 یارب به دل کباب و چشم پرآب %~% جوشان‌تر از آنیم که در خم شراب ~~PageV1P3386 ### || [genre: robaee] # 1 یاری کن و یار باش ای یار مخسب %~% ای بلبل سرمست به گلزار مخسب # 2 یاران غریب را نگهدار مخسب %~% امشب شب بخشش است زنهار مخسب ~~PageV1P3387 ### || [genre: robaee] # 1 آب حیوان در آب و گل پیدا نیست %~% در مهر دلت مهر گسل پیدا نیست # 2 چندین خجل از کیست خجل پیدا نیست %~% این راه بزن که ره به دل پیدا ~~نیست PageV1P3388 ### || [genre: robaee] # 1 آری صنما بهانه خود کم بودت %~% تا خواب بیامد و ز ما بر بودت # 2 خوش خسب که من تا به سحر خواهم گفت %~% فریاد ز نرگسان خواب آلودت ~~PageV1P3389 ### || [genre: robaee] # 1 آسوده کسی که در کم و بیشی نیست %~% در بند توانگری و درویشی نیست # 2 فارغ ز غم جهان و از خلق جهان %~% با خویشتنش بدره خویشی نیست ~~PageV1P3390 ### || [genre: robaee] # 1 آمد بر من چو در کفم زر پنداشت %~% چون دید که زر نیست وفا را بگذاشت # 2 از حلقه گوش او چنین پندارم %~% کانجا که زر است گوش میباید داشت ~~PageV1P3391 ### || [genre: robaee] # 1 آن آتش ساده که ترا خورد و بکاست %~% آن ساده به از دو صد نگار زیبا ~~است # 2 آن آتش شهوت که چو صاف و ساده است %~% بنگر چه نگاران که از آن آتش ~~خاست PageV1P3392 ### || [genre: robaee] # 1 آن بت که جمال و زینت مجلس ماست %~% در مجلس ما نیست ندانیم کجاست # 2 سرویست بلند و قامتی دارد راست %~% کز قامت او قیامت از ما برخاست ~~PageV1P3393 ### || [genre: robaee] # 1 آن پیش روی که جان او پیش صف است %~% داند که تو بحری و جهان همچو کفست # 2 بی‌دف و نیی رقص کند عاشق تو %~% امشب چه کند که هر طرف نای و دفست ~~PageV1P3394 ### || [genre: robaee] # 1 آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است %~% انصاف بده چه لایق آن ms1912 دهن است # 2 شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز %~% این بی‌نمکی ز شور بختی منست ~~PageV1P3395 ### || [genre: robaee] # 1 آنجا که توئی همه غم و جنگ و جفاست %~% چون غرقه ما شدی همه لطف و ~~وفاست # 2 گر راست شوی هر آنچه ماراست تراست %~% ور راست نه‌ای چپ ترا گیرم راست ~~PageV1P3396 ### || [genre: robaee] # 1 آن جان که از او دلبر ما شادانست %~% پیوسته سرش سبز و لبش خندان است # 2 اندازه جان نیست چنان لطف و جمال %~% آهسته بگوئیم مگر جانانست ~~PageV1P3397 ### || [genre: robaee] # 1 آن جاه و جمالی که جهان‌افروز است %~% وان صورت پنهان که طرب را روز ~~است # 2 امروز چو با ما است درو آویزیم %~% دی رفت و پریر رفت که روز امروز است ~~PageV1P3398 ### || [genre: robaee] # 1 آن چشم فراز از پی تاب شده است %~% تا ظن نبری که فتنه در خواب شده است # 2 صد آب ز چشم ما روان کردی دی %~% امروز نگر که صد روان آب شده است ~~PageV1P3399 ### || [genre: robaee] # 1 آن چشم که خون گشت غم او را جفت است %~% زو خواب طمع مدار کوکی خفته ~~است # 2 پندارد کاین نیز نهایت دارد %~% ای بیخبر از عشق که این را گفته است ~~PageV1P3400 ### || [genre: robaee] # 1 آن چیست کز او سماعها را شرف است %~% وان چیست که چون رود محل تلف است # 2 می‌آید و میرود نهان تا دانند %~% کاین ذوق و سماعها نه از نای و دف ~~است PageV1P3401 ### || [genre: robaee] # 1 آن چیست که لذتست از او در صورت %~% وان چیست که بی‌او است مکدر صورت # 2 یک لحظه نهان شود ز صورت آن چیز %~% یک لحظه ز لامکان زند بر صورت ~~PageV1P3402 ### || [genre: robaee] # 1 آن خواجه که بار او همه قند تر است %~% از مستی خود ز قند خود بیخبر ~~است # 2 گفتم که ازین شکر نصیبم ندهی %~% نی گفت ندانست که آن نیشکر است ~~PageV1P3403 ### || [genre: robaee] # 1 آن دم که مرا بگرد تو ms1913 دورانست %~% ساقی و شراب و قدح و دور آنست # 2 واندم که ترا تجلی احسانست %~% جان در حیرت چو موسی عمرانست ~~PageV1P3404 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که بود کار نه زین یارانست %~% کاین پیشه ما پیشه بیکارانست # 2 این راه که راه دزد و عیارانست %~% چه جای توانگران و زردارانست ~~PageV1P3405 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که خدای چون تو یاری داده است %~% او را دل و جان و بیقراری داده ~~است # 2 زنهار طمع مدار زانکس کاری %~% زیرا که خداش طرفه کاری داده است ~~PageV1P3406 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که غمی باشد و بتواند گفت %~% گر از دل خود بگفت بتواند رفت # 2 این طرفه گلی نگر که ما را بشکفت %~% نه رنگ توان نمود و نه بوی نهفت ~~PageV1P3407 ### || [genre: robaee] # 1 آن روح که بسته بود در نقش صفات %~% از پرتو مصطفی درآمد بر ذات # 2 واندم که روان گشت ز شادی میگفت %~% شادی روان مصطفی را صلوات ~~PageV1P3408 ### || [genre: robaee] # 1 آن روی ترش نیست چنینش فعل است %~% می‌گوید و میخورد در اینش فعل است # 2 آنکس که بر این چرخ برینش فعل است %~% این نیست عجب که در زمینش فعل ~~است PageV1P3409 ### || [genre: robaee] # 1 آن سایه تو جایگه و خانه ما است %~% وان زلف تو بند دل دیوانه ما است # 2 هر گوشه یکی شمع و دو سه پروانه است %~% اما نه چو شمع که پروانه ما ~~است PageV1P3410 ### || [genre: robaee] # 1 آن شاه که خاک پای او تاج سر است %~% گفتم که فراق تو ز مرگم بتر است # 2 اینک رخ زرد من گوا گفت برو %~% رخ را چه گلست کار او همچو زر است ~~PageV1P3411 ### || [genre: robaee] # 1 آن شب که ترا به خواب بینم پیداست %~% چون روز شود چو روز دل پرغوغاست # 2 آن پیل که دوش خواب هندستان دید %~% از بند بجست طاقت آن پیل کراست ~~PageV1P3412 ### || [genre: robaee] # 1 آن شه که ز چاکران بدخو نگریخت ms1914 %~% وز بی‌ادبی و جرم صد تو نگریخت # 2 او را تو نگوی لطف دریا گویش %~% بگریخت ز ما دیو سیه او نگریخت ~~PageV1P3413 ### || [genre: robaee] # 1 آن عشق مجرد سوی صحرا می‌تاخت %~% دیدش دل من ز کر و فرش بشناخت # 2 با خود می‌گفت چون ز صورت برهم %~% با صورت عشق عشقها خواهم باخت ~~PageV1P3414 ### || [genre: robaee] # 1 آن قاضی ما چو دیگران قاضی نیست %~% میلش بسوی اطلس مقراضی نیست # 2 شد قاضی ما عاشق از روز ازل %~% با غیر قضای عشق او راضی نیست ~~PageV1P3415 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که امید یاری غم داده است %~% هان تا نخوری که او ترا دم داده است # 2 در روز خوشی همه جهان یار تواند %~% یار شب غم نشان کسی کم داده است ~~PageV1P3416 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که بروی خواب او رشک پریست %~% آمد سحری و بر دل من نگریست # 2 او گریه و من گریه که تا آمد صبح %~% پرسید کز این هر دو عجب عاشق کیست ~~PageV1P3417 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که ترا به چشم ظاهر دیده است %~% بر سبلت و ریش خویشتن خندیده است # 2 وانکس که ترا ز خود قیاسی گیرد %~% آن مسکین را چه خارها در دیده است ~~PageV1P3418 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که درون سینه را دل پنداشت %~% گامی دو سه رفت و جمله حاصل پنداشت # 2 تسبیح و سجاده توبه و زهد و ورع %~% این جمله رهست خواجه منزل پنداشت ~~PageV1P3419 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که ز سر عاشقی باخبر است %~% فاش است میان عاشقان مشتهر است # 2 وانکس که ز ناموس نهان میدارد %~% پیداست که در فراق زیر و زبر است ~~PageV1P3420 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که سرت برید غمخوار تو اوست %~% وان کو کلهت نهاد طرار تو اوست # 2 وانکس که ترا بار دهد بار تو اوست %~% وانکس که ترا بی‌تو کند یار تو ~~اوست PageV1P3421 ### || [genre: robaee] # 1 آنکو ز نهال هوست شبخیزانست %~% چون مست بهر شاخ در آویزنست # 2 ms1915 کز شاخ طرب حامله فرزند است %~% کو قره عین طرب‌انگیزانست PageV1P3422 ### || [genre: robaee] # 1 آن نور مبین که در جبین ما هست %~% وان ض یقین که در دل آگاهست # 2 این جمله نور بلکه نور همه نور %~% از نور محمد رسول‌الله است ~~PageV1P3423 ### || [genre: robaee] # 1 آواز تو ارمغان نفخ صور است %~% زان قوت و قوت هر دل رنجور است # 2 آواز بلند کن کهتا پست شوند %~% هرجا که امیریست و یا مأمور است ~~PageV1P3424 ### || [genre: robaee] # 1 از بسکه دل تو دام حیلت افراخت %~% خود را و ترا ز چشم رحمت انداخت # 2 ماننده فرعون خدا را نشناخت %~% چون برق گرفت عالمی را بگداخت ~~PageV1P3425 ### || [genre: robaee] # 1 از بی‌یاری ظریفتر یاری نیست %~% وز بی‌کاری لطیفتر کاری نیست # 2 هرکس که ز عیاری و حیله ببرید %~% والله که چو او زیرک و عیاری نیست ~~PageV1P3426 ### || [genre: robaee] # 1 از جمله طمع بریدنم آسانست %~% الا ز کسی که جان ما را جانست # 2 از هرکه کسی برد برای تو برد %~% از تو که برد دمی کرا امکان است ~~PageV1P3427 ### || [genre: robaee] # 1 از حلقه گوش از دلم باخبر است %~% در حلقه او دل از همه حلقه‌تر است # 2 زیر و زبر چرخ پر است از غم او %~% هر ذره چو آفتاب زیر و زبر است ~~PageV1P3428 ### || [genre: robaee] # 1 از دوستی دوست نگنجم در پوست %~% در پوست نگنجم که شهم سخت نکوست # 2 هرگز نزید به کام عاشق معشوق %~% معشوق که بر مراد عاشق زید اوست ~~PageV1P3429 ### || [genre: robaee] # 1 از دیدن اغیار چو ما را مدد است %~% پس فرد نه‌ایم و کار ما در عدد است # 2 از نیک و بد آگهیم و این نیک و بد است %~% هردل که نه بی‌خود است زیر ~~لگد است PageV1P3430 ### || [genre: robaee] # 1 از عهد مگو که او نه بر پای منست %~% چون زلف تو عهد من شکن در شکن است # 2 زان بند شکن مگو که اندر لب تست %~% یا ms1916 زان آتش که از لبت در دهن است ~~PageV1P3431 ### || [genre: robaee] # 1 از کفر و ز اسلام برون صحرائیست %~% ما را به میان آن فضا سودائیست # 2 عارف چو بدان رسید سر را بنهد %~% نه کفر و نه اسلام و نه آنجا جائیست ~~PageV1P3432 ### || [genre: robaee] # 1 از نوح سفینه ایست میراث نجات %~% گردان و روان میانه بحر حیات # 2 اندر دل از آن بحر برسته است نبات %~% اما چون دل نه نقش دارد نه جهات ~~PageV1P3433 ### || [genre: robaee] # 1 العین لفقدکم کثیرالعبرات %~% والقلب لذکرکم کثیرالحسرات # 2 هل یرجع من زماننا ما قدفات %~% هیهات و هل فات زمان هیهات PageV1P3434 ### || [genre: robaee] # 1 افغان کردم بر آن فغانم می‌سوخت %~% خامش کردم چو خامشانم می‌سوخت # 2 از جمله کرانه‌ها برون کرد مرا %~% رفتم به میان و در میانم می‌سوخت ~~PageV1P3435 ### || [genre: robaee] # 1 افکند مرا دلم به غوغا و گریخت %~% جان آمد و هم از سر سودا و گریخت # 2 آن زهره بی‌زهره چو دید آتش من %~% بربط بنهاد زود برجا و گریخت ~~PageV1P3436 ### || [genre: robaee] # 1 امروز چه روز است که خورشید دوتاست %~% امروز ز روزها برونست و جداست # 2 از چرخ بخاکیان نثار است و صداست %~% کای دلشدگان مژده که این روز ~~شماست PageV1P3437 ### || [genre: robaee] # 1 امروز در این خانه کسی رقصانست %~% که کل کمال پیش او نقصانست # 2 ور در تو ز انکار رگی جنبانست %~% آنماه در انکار تو هم تابانست ~~PageV1P3438 ### || [genre: robaee] # 1 امروز من و جام صبوحی در دست %~% میافتم و میخیزم و میگردم مست # 2 با سرو بلند خویش من مستم و پست %~% من نیست شوم تا نبود جزوی هست ~~PageV1P3439 ### || [genre: robaee] # 1 امروز مهم دست زنان آمده است %~% پیدا و نهان چو نقش جان آمده است # 2 مست و خوش و شنگ و بی‌امان آمده است %~% زانروی چنینم که چنان آمده است ~~PageV1P3440 ### || [genre: robaee] # 1 امشب آمد خیال آن دلبر چست %~% در خانه تن مقام دل را میجست # 2 دل ms1917 را چو بیافت زود خنجر بکشید %~% زد بر دل من که دست و بازوش درست ~~PageV1P3441 ### || [genre: robaee] # 1 امشب شب آن دولت بی‌پایانست %~% شب نیست عروسی خداجویانست # 2 آن جفت لطیف با یکی گویانست %~% امشب تتق خوش نکو رویانست PageV1P3442 ### || [genre: robaee] # 1 امشب شب آنست که جان شبهاست %~% امشب شب آنست که حاجات رواست # 2 امشب شب بخشایش و انعام و عطاست %~% امشب شب آنست که همراز خداست ~~PageV1P3443 ### || [genre: robaee] # 1 امشب شب من بسی ضعیف و زار است %~% امشب شب پرداختن اسرار است # 2 اسرار دلم جمله خیال یار است %~% ای شب بگذر زود که ما را کار است ~~PageV1P3444 ### || [genre: robaee] # 1 امشب منم و طواف کاشانه دوست %~% میگردم تا بصبح در خانه دوست # 2 زیرا که بهر صبوح موسوم شده است %~% کاین کاسه سر بدست پیمانه اوست ~~PageV1P3445 ### || [genre: robaee] # 1 امشب هردل که همچو مه در طلب است %~% ماننده زهره او حریف طرب است # 2 از آرزوی لبش مرا جان بلب است %~% ایزد داند خموش کاین شب چه شب است ~~PageV1P3446 ### || [genre: robaee] # 1 اندر دل من درون و بیرون همه او است %~% اندر تن من جان و رگ و خون همه ~~اوست # 2 اینجای چگونه کفر و ایمان گنجد %~% بی‌چون باشد و جود من چون همه اوست ~~PageV1P3447 ### || [genre: robaee] # 1 اندر سر ما همت کاری دگر است %~% معشوقه خوب ما نگاری دگر است # 2 والله که بعشق نیز قانع نشویم %~% ما را پس از این خزان بهاری دگر است ~~PageV1P3448 ### || [genre: robaee] # 1 انصاف بده که عشق نیکوکار است %~% زانست خلل که طبع بدکردار است # 2 تو شهوت خویش را لقب عشق نهی %~% از شعوت تا عشق ره بسیار است ~~PageV1P3449 ### || [genre: robaee] # 1 او پاک شده است و خام ار در حرم است %~% در کیسه بدان رود که نقد درم ~~است # 2 قلاب نشاید که شود با او یار %~% از ضد بجهد یکی اگر محترم است ~~PageV1P3450 ### || [genre: robaee] # 1 ms1918 ای آب حیات قطره از آب رخت %~% وی ماه فلک یک اثر از تاب رخت # 2 گفتم که شب دراز خواهم مهتاب %~% آن شب شب زلف تست و مهتاب رخت ~~PageV1P3451 ### || [genre: robaee] # 1 ای آمده بامداد شوریده و مست %~% پیداست که باده دوش گیرا بوده است # 2 امروز خرابی و نه روز گشتست %~% مستک مستک بخانه اولیست نشست ~~PageV1P3452 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه درینجهان چو تو پاکی نیست %~% زیبا و لطیف و چست و چالاکی نیست # 2 زین طعنه در اینراه بسی خواهد بود %~% با ما تو چگونه‌ای دگر باکی نیست ~~PageV1P3453 ### || [genre: robaee] # 1 ای بنده بدانکه خواجه شرق اینست %~% از ابر گهربار ازل برق اینست # 2 تو هرچه بگوئی از قیاسی گوئی %~% او قصه ز دیده میکند فرق اینست ~~PageV1P3454 ### || [genre: robaee] # 1 ای بی‌خبر از مغز شده غره بپوست %~% هشدار که در میان جانداری دوست # 2 حس مغز تنست و مغز حست جانست %~% چون از تن و حس و جان گذشتی همه اوست ~~PageV1P3455 ### || [genre: robaee] # 1 ای تن تو نمیری که چنان جان با تست %~% ای کفر طرب‌فزا که ایمان با تست # 2 هرچند که از زن صفتان خسته شدی %~% مردی به صفت همت مردان با تست ~~PageV1P3456 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان جهان جان و جهان باقی نیست %~% جز عشق قدیم شاهد و ساقی نیست # 2 بر کعبه نیستی طوافی دارد %~% عاشق چو ز کعبه است آفاقی نیست ~~PageV1P3457 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان خبرت هست که جانان تو کیست %~% وی دل خبرت هست که مهمان تو کیست # 2 ای تن که بهر حیله رهی میجوئی %~% او میکشدت ببین که جویان تو کیست ~~PageV1P3458 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان ز دل تو بر دل من راهست %~% وز جستن آن در دل من آگاه است # 2 زیرا دل من چو آب صافی خوش است %~% آب صافی آینه‌دار ماه است ~~PageV1P3459 ### || [genre: robaee] # 1 ای حسرت خوبان جهان روی خوشت %~% وی قبله زاهدان دو ms1919 ابروی خوشت # 2 از جمله صفات خویش عریان گشتم %~% تا غوطه خورم برهنه در جوی خوشت ~~PageV1P3460 ### || [genre: robaee] # 1 ای خرمنت از سنبله آب حیات %~% انبار جهان پر است از تخم موات # 2 ز انبار نخواهم که پر است از خیرات %~% بر خرمن من خود نویسم امشب تو ~~برات PageV1P3461 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواجه ترا غم جمال و جاهست %~% و اندیشه باغ و راغ و خرمنگاهست # 2 ما سوختگان عالم توحیدیم %~% ما را سر لا اله الا الله است PageV1P3462 ### || [genre: robaee] # 1 ای در دل من نشسته شد وقت نشست %~% ای توبه شکن رسید هنگام شکست # 2 آن باده گلرنگ چنین رنگی بست %~% وقت است که چون گل برود دست بدست ~~PageV1P3463 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تا ریش و خسته میدارندت %~% دیوانه و پای بسته میدارندت # 2 ماننده دانه‌ای که مغزی داری %~% پیوسته از آن شکسته میدارندت ~~PageV1P3464 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو و درد او که درمان اینست %~% غم میخور و دم مزن که فرمان ~~اینست # 2 گر پای بر آرزو نهادی یکچند %~% کشتی سگ نفس را و قربان اینست ~~PageV1P3465 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست مکن که روزها را فرداست %~% نیکی و بدی چو روز روشن پیداست # 2 در مذهب عاشقی خیانت نه رواست %~% من راست روم تو کژ روی ناید راست ~~PageV1P3466 ### || [genre: robaee] # 1 ای ذکر تو مانع تماشای تو دوست %~% برق رخ تو نقاب سیمای تو دوست # 2 با یاد لبت از لب تو محرومم %~% ای یاد لبت حجاب لبهای تو دوست ~~PageV1P3467 ### || [genre: robaee] # 1 ای ساقی اگر سعادتی هست تراست %~% جانی و دلی و جان و دل مست تراست # 2 اندر سر ما عشق تو پا میکوبد %~% دستی میزن که تا ابد دست تراست ~~PageV1P3468 ### || [genre: robaee] # 1 ای ساقی جان مطرب ما را چه شده است %~% چون می‌نزند رهی ره او که زده ~~است # 2 او میداند که عشق را نیک و بد است %~% نیک و ms1920 بد عشق را ز مطرب مدد است ~~PageV1P3469 ### || [genre: robaee] # 1 ای شب چه شبی که روزها چاکر تست %~% تو دریائی و جان جان اخگر تست # 2 اندر دل من شعله زنانست امشب %~% آن آتش و آن فتنه که اندر سر تست ~~PageV1P3470 ### || [genre: robaee] # 1 ای شب ز می تو مر مرا مستی نیست %~% بیخوابی من گزاف و سردستی نیست # 2 خوابم چو ملک بر آسمان پریده‌ست %~% زیرا جسدم بسی درین پستی نیست ~~PageV1P3471 ### || [genre: robaee] # 1 ای طالب اگر ترا سر این راهست %~% واندر سر تو هوای این درگاهست # 2 مفتاح فتوح اهل حق دانی چیست %~% خوش گفتن لا اله الا الله است ~~PageV1P3472 ### || [genre: robaee] # 1 ای عقل برو که عاقل اینجا نیست %~% گر موی شوی موی ترا گنجانیست # 2 روز آمد و روز هر چراغی که فروخت %~% در شعله آفتاب جز رسوا نیست ~~PageV1P3473 ### || [genre: robaee] # 1 ای فکر تو بر بسته نه پایت باز است %~% آخر حرکت نیز که دیدی راز است # 2 اندر حرکت قبض یقین بسط شود %~% آب چه و آب جو بدین ممتاز است ~~PageV1P3474 ### || [genre: robaee] # 1 ای کز تو دلم پر سمن و یاسمنست %~% وز دولت تو کیست که او همچو منست # 2 برخاستن از جان و جهان مشکل نیست %~% مشکل ز سر کوی تو برخاستن است ~~PageV1P3475 ### || [genre: robaee] # 1 ای لعل و عقیق و در و دریا و درست %~% فارغ از جای و پای بر جا و درست # 2 ای خواجه روح و روح‌افزا و درست %~% دیر آمدنت رواست دیرآ و درست ~~PageV1P3476 ### || [genre: robaee] # 1 این بانگ خوش از جانب کیوان منست %~% این بوی خوش از گلشن و بستان منست # 2 آن چیز که او بر دل و بر جان منست %~% تا بر رود او کجا رود آن منست ~~PageV1P3477 ### || [genre: robaee] # 1 این چرخ غلام طبع خود رایه ماست %~% هستی ز برای نیستی مایه ماست # 2 اندر پس پرده‌ها یکی دایه ماست %~% ما آمده نیستیم ms1921 این سایه ماست ~~PageV1P3478 ### || [genre: robaee] # 1 این چرخ و فلکها که حد بینش ماست %~% در دست تصرف خدا کم ز عصاست # 2 هر ذره و قطره گر نهنگی گردد %~% آن جمله مثال ماهیی در دریاست ~~PageV1P3479 ### || [genre: robaee] # 1 این جمله شرابهای بی‌جام کراست %~% ما مرغ گرفته‌ایم این دام کراست # 2 از بهر نثار عاشقان هر نفسی %~% چندین شکر و پسته و بادام کراست ~~PageV1P3480 ### || [genre: robaee] # 1 این جو که تراست هر کسی جویان نیست %~% هر چرخ ز آب جوی تو گردان نیست # 2 هرکس نکشد کمان کمان ارزان نیست %~% رستم باید که کار نامردان نیست ~~PageV1P3481 ### || [genre: robaee] # 1 این سینه پرمشغله از مکتب اوست %~% و امروز که بیمار شدم از تب اوست # 2 پرهیز کنم ز هرچه فرمود طبیب %~% جز از می و شکری که آن از لب اوست ~~PageV1P3482 ### || [genre: robaee] # 1 این شکل سفالین تنم جام دلست %~% و اندیشه پخته‌ام می خام دلست # 2 این دانه دانش همگی دام دلست %~% این من گفتم و لیک پیغام دلست ~~PageV1P3483 ### || [genre: robaee] # 1 این عشق شهست و رایتش پیدا نیست %~% قرآن حقست و آیتش پیدا نیست # 2 هر عاشق از این صیاد تیری خورده است %~% خون میرود و جراحتش پیدا نیست ~~PageV1P3484 ### || [genre: robaee] # 1 این غمزه که میرنی ز نوری دگر است %~% و اندیشه که میکنی عبوری دگر است # 2 هر چند دهن زدن ز شیرینی اوست %~% این دست که میزنی ز شوری دگر است ~~PageV1P3485 ### || [genre: robaee] # 1 این فتنه که اندر دل تنگ است ز چیست %~% وین عشق که قد از او چو چنگست ~~ز چیست # 2 وین دل که در این قالب من هر شب و روز %~% با من ز برای او به جنگست ز ~~چیست PageV1P3486 ### || [genre: robaee] # 1 این فصل بهار نیست فصلی دگر است %~% مخموری هر چشم ز وصلی دگر است # 2 هرچند که جمله شاخها رقصانند %~% جنبیدن هر شاخ ز اصلی دگر است ~~PageV1P3487 ### || [genre: robaee] # 1 این ms1922 گرمابه که خانه دیوانست %~% خلوتگه و آرامگه شیطانست # 2 دروی پریی پری رخی پنهانست %~% پس کفر یقین کمینگه ایمانست PageV1P3488 ### || [genre: robaee] # 1 این مستی من ز باده حمرا نیست %~% وین باده بجز در قدح سودا نیست # 2 تو آمده‌ای که باده من ریزی %~% من آن باشم که باده‌ام پیدا نیست ~~PageV1P3489 ### || [genre: robaee] # 1 این من نه منم آنکه منم گوئی کیست %~% گویا نه منم در دهنم گوئی کیست # 2 من پیرهنی بیش نیم سر تا پای %~% آن کس که منش پیرهنم گوئی کیست ~~PageV1P3490 ### || [genre: robaee] # 1 این نعره عاشقان ز شمع طرب است %~% شمع آمد و پروانه خموش این عجب است # 2 اینک شمعی که برتر از روز و شب است %~% بشتاب ای جان که شمع دل جان طلب ~~است PageV1P3491 ### || [genre: robaee] # 1 این همدم اندرون که دم میدهدت %~% امید رسیدن به حرم می‌دهدت # 2 تو تا دم آخرین دم او میخور %~% کان عشوه نباشد ز کرم میدهدت ~~PageV1P3492 ### || [genre: robaee] # 1 ای هر بیدار با خبرهای تو خفت %~% ای هرکه بخفت در بر لطف تو خفت # 2 ای آنکه بجز تو نیست پیدا و نهفت %~% از بیم تو بیش از این نمیرم گفت ~~PageV1P3493 ### || [genre: robaee] # 1 ای هرچه صدف بسته دریای لبت %~% وی هرچه گهر فتاده در پای لبت # 2 از راهزنان رسیده جانم تا لب %~% گر ره ندهی وای من و وای لبت ~~PageV1P3494 ### || [genre: robaee] # 1 ای همچو خر و گاو که و جو طلبت %~% تا چند کند سایس گردون ادبت # 2 لب چند دراز میکنی سوی لبش %~% هر گنده دهان چشیده از طعم لبت ~~PageV1P3495 ### || [genre: robaee] # 1 با تو سخنان بیزبان خواهم گفت %~% از جمله گوشها نهان خواهم گفت # 2 جز گوش تو نشنود حدیث من کس %~% هرچند میان مردمان خواهم گفت ~~PageV1P3496 ### || [genre: robaee] # 1 با جان دو روزه تو چنان گشتی جفت %~% با تو سخن مرگ نمی‌شاید گفت # 2 جان طالب منزلست و منزل مرگست %~% اما خر ms1923 تو میانه راه بخفت ~~PageV1P3497 ### || [genre: robaee] # 1 باد آمد و گل بر سر میخواران ریخت %~% یار آمد و می در قدح یاران ریخت # 2 از سنبل تر رونق عطاران برد %~% وز نرگس مست خون هشیاران ریخت ~~PageV1P3498 ### || [genre: robaee] # 1 با دشمن تو چو یار بسیار نشست %~% با یار نشایدت دگربار نشست # 2 پرهیز از آن گلی که با خار نشست %~% بگریز از آن مگس که بر مار نشست ~~PageV1P3499 ### || [genre: robaee] # 1 با دل گفتم که دل از او جیحونست %~% دلبر ترش است و با تو دیگر گونست # 2 خندید دلم گفت که این افسونست %~% آخر شکر ترش ببینم چونست PageV1P3500 ### || [genre: robaee] # 1 باران به سر گرم دلی بر میریخت %~% بسیار چو ریخت چست در خانه گریخت # 2 پر میزد خوش بطی که آن بر من ریز %~% کاین جان مرا خدای از آب انگیخت ~~PageV1P3501 ### || [genre: robaee] # 1 با روز بجنگیم که چون روز گذشت %~% چون سیل به جویبار و چون باد بدشت # 2 امشب بنشینیم چون آن مه بگرفت %~% تا روز همی زنیم طاس و لب طشت ~~PageV1P3502 ### || [genre: robaee] # 1 بازآی که یار بر سر پیمانست %~% از مهر تو برنگشت صد چندانست # 2 تو بر سر مهری که ترا یکجانست %~% او چون باشد که جان جان جانست ~~PageV1P3503 ### || [genre: robaee] # 1 با شاه هر آنکسی که در خرگاهست %~% آن از کرم و لطف و عطای شاهست # 2 با شاه کجا رسی بهر بیخویشی %~% زانجانب بیخودی هزاران راهست ~~PageV1P3504 ### || [genre: robaee] # 1 با شب گفتم گر بمهت ایمانست %~% این زود گذشتن تو از نقصانست # 2 شب روی به من کرد و چنین عذری گفت %~% ما را چه گنه چو عشق بی‌پایانست ~~PageV1P3505 ### || [genre: robaee] # 1 تا شب میگو که روز ما را شب نیست %~% در مذهب عشق و عشق را مذهب نیست # 2 عشق آن بحریست کش کران ولب نیست %~% بس غرقه شوند و ناله و یارب نیست ~~PageV1P3506 ### || [genre: robaee] # 1 با عشق کلاه بر ms1924 کمر دوز خوش است %~% با ناله سرنای جگرسوز خوش است # 2 ای مطرب چنگ و نای را تا بسحر %~% بنواز بر این صفت که تا روز خوش است ~~PageV1P3507 ### || [genre: robaee] # 1 با عشق نشین که گوهر کان تو است %~% آنکس را جو که تا ابد آن تو است # 2 آنرا بمخوان جان که غم جان تو است %~% بر خویش حرام کن اگر نان تو است ~~PageV1P3508 ### || [genre: robaee] # 1 با ما ز ازل رفته قراری دگر است %~% این عالم اجساد دیاری دگر است # 2 ای زاهد شبخیز تو مغرور نماز %~% بیرون ز نماز روزگاری دگر است ~~PageV1P3509 ### || [genre: robaee] # 1 با نی گفتم که بر تو بیداد ز کیست %~% بی‌هیچ زیان ناله و فریاد تو ~~چیست # 2 گفتا که ز شکری بریدند مرا %~% بی‌ناله و فریاد نمیدانم زیست ~~PageV1P3510 ### || [genre: robaee] # 1 با هرکه نشستی و نشد جمع دلت %~% وز تو نرمید زحمت آب و گلت # 2 زنهار تو پرهیز کن از صحبت او %~% ورنی نکند جان کریمان بحلت ~~PageV1P3511 ### || [genre: robaee] # 1 با هستی و نیستیم بیگانگی است %~% وز هر دو بریدیم نه مردانگی است # 2 گر من ز عجایبی که در دل دارم %~% دیوانه نمی‌شوم ز دیوانگی است ~~PageV1P3512 ### || [genre: robaee] # 1 پای تو گرفته‌ام ندارم ز تو دست %~% درمان ز که جویم که دلم مهر تو خست # 2 هی طعنه زنی که بر جگر آبت نیست %~% گر بر جگر نیست چه شد بر مژه هست ~~PageV1P3513 ### || [genre: robaee] # 1 پائی که همی رفت به شبستان سر مست %~% دستی که همی چید ز گل دسته بدست # 2 از بند و گشاد دهن دام اجل %~% آن دست بریده گشت و آن پای شکست ~~PageV1P3514 ### || [genre: robaee] # 1 برجه که سماع روح برپای شده است %~% وان دف چو شکر حریف آن نای شده است # 2 سودای قدیم آتش افزای شده است %~% آن های تو کو که وقت هیهات شده است ~~PageV1P3515 ### || [genre: robaee] # 1 برخیز و طواف کن ms1925 بر آن قطب نجات %~% ماننده حاجیان به کعبه و به عرفات # 2 چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر %~% آخر حرکات شد کلید برکات ~~PageV1P3516 ### || [genre: robaee] # 1 برکان شکر چند مگس را غوغاست %~% کی کان شکر را به مگسها پرواست # 2 مرغی که بر آن کوه نشست و برخاست %~% بنگر که بر آن کوه چه افزود و چه ~~کاست PageV1P3517 ### || [genre: robaee] # 1 بر ما رقم خطا پرستی همه هست %~% بدنامی و عشق و شور و مستی همه هست # 2 ای دوست چو از میانه مقصود توئی %~% جای گله نیست چون تو هستی همه هست ~~PageV1P3518 ### || [genre: robaee] # 1 بر من در وصل بسته میدارد دوست %~% دل را بعنا شکسته میدارد دوست # 2 زین پس من و دلشکستگی بر در او %~% چون دوست دل شکسته میدارد دوست ~~PageV1P3519 ### || [genre: robaee] # 1 پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا %~% بردوخت مرقع از رگ و پوست مرا # 2 تن خرقه و اندر آن دل من صوفی %~% عالم همه خانقاه و شیخ او است مرا ~~PageV1P3520 ### || [genre: robaee] # 1 بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است %~% در شش جهت و برون شش معبود اوست # 2 باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد %~% این جمله بهانه و همه مقصود اوست ~~PageV1P3521 ### || [genre: robaee] # 1 بر جزوم نشان معشوق منست %~% هر پاره من زبان معشوق منست # 2 چون چنگ منم در بر او تکیه زده %~% این ناله‌ام از بنان معشوق منست ~~PageV1P3522 ### || [genre: robaee] # 1 بستم سر خم باده و بوی برفت %~% آن بوی بهر ره و بهر کوی برفت # 2 خون دلها ز بوش چون جوی برفت %~% زان سوی که آمد به همان سوی برفت ~~PageV1P3523 ### || [genre: robaee] # 1 بگذشت سوار غیب و گردی برخاست %~% او رفت ز جای و گرد او هم برخاست # 2 تو راست نگر نظر مکن از چپ و راست %~% گردش اینجا و مرد در دار بقاست ~~PageV1P3524 ### || [genre: robaee] # 1 بگرفت دلت زانکه ms1926 ترا دل نگرفت %~% وآنرا که گرفت دل غم گل نگرفت # 2 باری دل من جز صفت گل نگرفت %~% بی‌حاصلیم جز ره حاصل نگرفت ~~PageV1P3525 ### || [genre: robaee] # 1 پس بر به جهانی که چو خون در رگ ماست %~% خون چون خسبد خاصه که خون در ~~رگ ماست # 2 غم نیستکه آثار جنون در رگ ما است %~% زیرا که فسونگر و فسون در رگ ~~ماست PageV1P3526 ### || [genre: robaee] # 1 بیچاره‌تر از عاشق بیصبر کجاست %~% کاین عشق گرفتاری بی‌هیچ دواست # 2 درمان غم عشق نه صبر و نه ریاست %~% در عشق حقیقی نه وفا و نه جفاست ~~PageV1P3527 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌دیده اگر راه روی عین خطاست %~% بر دیده اگر تکیه زدی تیر بلاست # 2 در صومعه و مدرسه از راه مجاز %~% آنرا که نه جا است تو چه دانی که ~~کجاست PageV1P3528 ### || [genre: robaee] # 1 بیرون ز تن و جان و روان درویش است %~% برتر ز زمین و آسمان درویش است # 2 مقصود خدا نبود بس خلق جهان %~% مقصود خدا از این جهان درویش است ~~PageV1P3529 ### || [genre: robaee] # 1 بیرون ز جهان کفر و ایمان جائیست %~% کانجا نه مقام هر تر و رعنائیست # 2 جان باید داد و دل بشکرانه جان %~% آنرا که تمنای چنین مأوائیست ~~PageV1P3530 ### || [genre: robaee] # 1 بیرون ز جهان و جان یکی دایه ماست %~% دانستن او نه درخور پایه ماست # 2 در معرفتش همین قدر دانم %~% ما سایه اوئیم و جهان سایه ماست ~~PageV1P3531 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌یار نماند هرکه با یار بساخت %~% مفلس نشد آنکه با خریدار بساخت # 2 مه نور از آن گرفت کز شب نرمید %~% گل بوی از آن یافت که با خار بساخت ~~PageV1P3532 ### || [genre: robaee] # 1 تا این فلک آینه‌گون بر کار است %~% اندریم عشق موج خون در کار است # 2 روزی آید برون و روزی ناید %~% اما شب و روز اندرون در کار است ~~PageV1P3533 ### || [genre: robaee] # 1 تا با تو ز هستی تو هستی باقیست %~% ایمن منشین که بت‌پرستی باقیست ms1927 # 2 گیرم بت پندار شکستی آخر %~% آن بت که ز پندار برستی باقیست ~~PageV1P3534 ### || [genre: robaee] # 1 تا چهره آفتاب جان رخشانست %~% صوفی به مثال ذره‌ها رقصانست # 2 گویند که این وسوسه شیطانست %~% شیطان لطیف است و حیات جانست ~~PageV1P3535 ### || [genre: robaee] # 1 تا حاصل دردم سبب درمان گشت %~% پستیم بلندی شد و کفر ایمان گشت # 2 جان و دل و تن حجاب ره بود کنون %~% تن دل شد و دل جان شد و جان جانان ~~گشت PageV1P3536 ### || [genre: robaee] # 1 تا در دل من صورت آن رشک پریست %~% دلشاد چو من در همه عالم کیست # 2 والله که بجز شاد نمیدانم زیست %~% غم میشنوم ولی نمیدانم چیست ~~PageV1P3537 ### || [genre: robaee] # 1 تا تن نبری دور زمانم کشته است %~% آن چشمه آب حیوانم کشته است # 2 او نیست عجب که دشمن جانش کشت %~% من بوالعجبم که جان جانم کشته است ~~PageV1P3538 ### || [genre: robaee] # 1 تا ظن نبری که این زمین بیهوشست %~% بیدار دو چشم بسته چون خرگوشست # 2 چون دیک هزار کف بسر می‌آرد %~% تا خلق ندانند که او در جوشست ~~PageV1P3539 ### || [genre: robaee] # 1 تا عرش ز سودای رخش ولوله‌هاست %~% در سینه ز بازار رخش غلغله‌هاست # 2 از باده او بر کف جان بلبله‌هاست %~% در گردن دل ز زلف او سلسله‌هاست ~~PageV1P3540 ### || [genre: robaee] # 1 تا من بزیم پیشه و کارم اینست %~% صیاد نیم صید و شکارم اینست # 2 روزم اینست و روزگارم اینست %~% آرام و قرار و غمگسارم اینست ~~PageV1P3541 ### || [genre: robaee] # 1 تا مهر نگار باوفایم بگرفت %~% من بودم و او چو کیمیایم بگرفت # 2 او را به هزار دست جویان گشتم %~% او دست دراز کرد و پایم بگرفت ~~PageV1P3542 ### || [genre: robaee] # 1 تنها نه همین خنده و سیماش خوشست %~% خشم و سقط و طعنه و صفراش خوشست # 2 سر خواسته گر بدهم یا ندهم %~% سر را محلی نیست تقاضاش خوشست ~~PageV1P3543 ### || [genre: robaee] # 1 توبه چکنم که توبه‌ام سایه تست %~% بار سر توبه جمله سرمایه توست ms1928 # 2 بدتر گنهی بپیش تو توبه بود %~% کو آن توبه که لایق پایه تست ~~PageV1P3544 ### || [genre: robaee] # 1 توبه کردم که تا جانم برجاست %~% من کج نروم نگردم از سیرت راست # 2 چندانکه نظر همی کنم از چپ و راست %~% جمله چپ و راست و راست و چپ دلبر ~~ماست PageV1P3545 ### || [genre: robaee] # 1 توبه که دل خویش چو آهن کرده است %~% در کشتن بنده چشم روشن کرده است # 2 چون زلف تو هرچند شکن در شکنست %~% با توبه همان کند که با من کرده است ~~PageV1P3546 ### || [genre: robaee] # 1 تو سیر شدی من نشدم درمان چیست %~% بنما عوض خود عوض جانان چیست # 2 گفتی که به صبر آخر ایمان داری %~% ای بنده ایمان بجز او ایمان چیست ~~PageV1P3547 ### || [genre: robaee] # 1 تو کان جهانی و جهان نیم جو است %~% تو اصل جهانی و جهان از تو نو است # 2 گر مشعله جهانی و شمع بگیرد عالم %~% بی‌آهن و سنگ آن به بادی گرو است ~~PageV1P3548 ### || [genre: robaee] # 1 تهدید عدو چه بشنود عاشق راست %~% میراند خر تیز بدان سو که خداست # 2 نتوان به گمان دشمن از دوست برید %~% نتوان به خیالی ز حقیقت برخاست ~~PageV1P3549 ### || [genre: robaee] # 1 جانا غم تو ز هرچه گویی بتر است %~% رنج دل و تاب تن و سوز جگر است # 2 از هرچه خورند کم شود جز غم تو %~% تا بیشترش همی خورم بیشتر است ~~PageV1P3550 ### || [genre: robaee] # 1 جانم بر آن جان جهان رو کرده است %~% هم قبله و هم کعبه بدانسو کرده ~~است # 2 ما را ملک‌العرش چنین خو کرده است %~% کار او دارد که او چنین رو کرده ~~است PageV1P3551 ### || [genre: robaee] # 1 جان و سر آن یار که او پرده‌در است %~% این حلقه در بزن که در پرده‌در ~~است # 2 گر پرده‌در است یار و گر پرده‌در است %~% این پرده نه پرده است که این ~~پرده‌در است PageV1P3552 ### || [genre: robaee] # 1 جانی که به راه عشق تو در ms1929 خطر است %~% بس دیده ز جاهلی بر او نوحه‌گر ~~است # 2 حاصل چشمی که بیندش نشناسد %~% کو را بر رخ هزار صاحب خبر است ~~PageV1P3553 ### || [genre: robaee] # 1 جانی که حریف بود بیگانه شده است %~% عقلی که طبیب بود دیوانه شده است # 2 شاهان همه گنجها بویرانه نهند %~% ویرانه ما ز گنج ویرانه شده است ~~PageV1P3554 ### || [genre: robaee] # 1 جانی که شراب عشق ز آن سو خورده است %~% وز شیره و باغ آن نکورو ~~خورده‌است # 2 آن باغ گلوی جان بگیرد گوید %~% خونش ریزم که خون ما او خورده است ~~PageV1P3555 ### || [genre: robaee] # 1 جانی و جهانی و جهان با تو خوش است %~% ور زخم زنی زخم سنان با تو خوش ~~است # 2 خود معدن کیمیاست خاک از کف تو %~% هرچند که ناخوشست آن با تو خوش است ~~PageV1P3556 ### || [genre: robaee] # 1 حسنت که همه جهان فسونش بگرفت %~% درد حسد حسود چونش بگرفت # 2 سرخی رخت ز گرمی و خشکی نیست %~% از بس عاشق که کشت خونش بگرفت ~~PageV1P3557 ### || [genre: robaee] # 1 چشم تو ز روزگار خونریزتر است %~% تیر مژه تو از سنان تیزتر است # 2 رازی که بگفته‌ای بگوشم واگوی %~% زانروی که گوش من گرانخیزتر است ~~PageV1P3558 ### || [genre: robaee] # 1 چشمی دارم همه پر از صورت دوست %~% با دیده مرا خوشست چون دوست در اوست # 2 از دیده دوست فرق کردن نه نکوست %~% یا دوست به جای دیده یا دیده خود ~~اوست PageV1P3559 ### || [genre: robaee] # 1 چنگی صنمی که ساز چنگش بنواست %~% بر چنگ ترانه‌ای همی زد شبها است # 2 کیم بر تو غزلسرایان روزی %~% وان قول مخالفش نمی‌آید راست PageV1P3560 ### || [genre: robaee] # 1 چون دانستم که عشق پیوست منست %~% وان زلف هزار شاخ در دست منست # 2 هرچند که دی مست قدح میبودم %~% امروز چنانم که قدح مست منست ~~PageV1P3561 ### || [genre: robaee] # 1 خون دلبر من میان دلداران نیست %~% او را چون جهان هلاکت و پایان نیست # 2 گر خیره‌سری زنخ زند گو میزن %~% معشوق ازین لطیفتر ms1930 امکان نیست ~~PageV1P3562 ### || [genre: robaee] # 1 چون دید مرا مست بهم برزد دست %~% گفتا که شکست توبه بازآمد مست # 2 چون شیشه گریست توبه ما پیوست %~% دشوار توان کردن و آسان بشکست ~~PageV1P3563 ### || [genre: robaee] # 1 چونی که ترش مگر شکربارت نیست %~% یا هست شکر ولی خریدارت نیست # 2 یا کار نمیدانی و سرگشته شدی %~% یا میدانی ز کاسدی کارت نیست ~~PageV1P3564 ### || [genre: robaee] # 1 چیزیست که در تو بیتو جویان ویست %~% در خاک تو دریست که از کان ویست # 2 ماننده گوی اسب چوگان ویست %~% آن دارد و آن دارد و آن آن ویست ~~PageV1P3565 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که به عالم از تو خوشتر یاریست %~% یا خوبتر از دیدن رویت کاریست # 2 اندر دو جهان دلبر و یارم تو بسی %~% هم پرتو تست هر کجا دلداریست ~~PageV1P3566 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که دلم ز شب‌نشینی سیر است %~% یا ساقی ما بی‌مدد و ادبیر است # 2 از خواب چو سایه عقل‌ها سر زیر است %~% فردا ز پگه بیا که امشب دیر است ~~PageV1P3567 ### || [genre: robaee] # 1 خاک قدمت سعادت جان من است %~% خاک از قدمت همه گل و یاسمن است # 2 سر تا قدمت خاک ز تو میرویند %~% زان خاک قدم چه روی برداشتن است ~~PageV1P3568 ### || [genre: robaee] # 1 خواهی که ترا کشف شود هستی دوست %~% بر رو به درون مغز و برخیز ز پوست # 2 ذاتیست که گرد او حجب تو بر توست %~% او غرقه خود هردو جهان غرقه در ~~اوست PageV1P3569 ### || [genre: robaee] # 1 خویی به جهان خوبتر از خوی تو نیست %~% دل نیست که او معتکف کوی تو ~~نیست # 2 موی سر چیست جمله سرهای جهان %~% چون مینگرم فدای یک موی تو نیست ~~PageV1P3570 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید رخت ز آسمان بیرونست %~% چون حسن تو کز شرح و بیان بیرونست # 2 عشق تو در درون جان من جا دارد %~% وین طرفه که از جان و جهان بیرونست ~~PageV1P3571 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید و ستارگان و بدرما ms1931 اوست %~% بستان و سرای و صحن و صدر ما اوست # 2 هم قبله و هم روزه و صبر ما اوست %~% عید رمضان و شب قدر ما اوست ~~PageV1P3572 ### || [genre: robaee] # 1 خیزید که آن یار سعادت برخاست %~% خیزید که از عشق غرامت برخاست # 2 خیزید که آن لطیف قامت برخاست %~% خیزید که امروز قیامت برخاست ~~PageV1P3573 ### || [genre: robaee] # 1 دایم ز ولایت علی برخواهم گفت %~% چون روح قدس نادعلی خواهم گفت # 2 تا روح شود غمی که بر جان منست %~% کل هم و غم سینجلی خواهم گفت ~~PageV1P3574 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ من ار سرو و اگر گلزار است %~% عکس قد و رخساره آندلدار است # 2 بالله به نامی که ترا اقرار است %~% امروز مرا اگر رگی هشیار است ~~PageV1P3575 ### || [genre: robaee] # 1 در بتکده تا خیال معشوه ما است %~% رفتن به طواف کعبه در عین خطا است # 2 گر کعبه از او بوی ندارد کنش است %~% با بوی وصال او کنش کعبه ما است ~~PageV1P3576 ### || [genre: robaee] # 1 در خواب مهی دوش روانم دیده است %~% با روی و لبی که روشنی دیده است # 2 یا بر گل ترکان شکر جوشیده است %~% یا بر شکرستان گل تر روئیده است ~~PageV1P3577 ### || [genre: robaee] # 1 در دایره وجود موجود علیست %~% اندر دو جهان مقصد و مقصود علیست # 2 گر خانه اعتقاد ویران نشدی %~% من فاش بگفتمی که معبود علیست ~~PageV1P3578 ### || [genre: robaee] # 1 در دیده صورت ار ترا دامی هست %~% زان دم بگذر اگر ترا گامی هست # 2 در هجده هزار عالم آنرا که دلیست %~% داند که نه جنبش و نه آرامی هست ~~PageV1P3579 ### || [genre: robaee] # 1 در راه طلب عاقل و دیوانه یکیست %~% در شیوه عشق خویش و بیگانه یکیست # 2 آن را که شراب وصل جانان دادند %~% در مذهب او کعبه و بتخانه یکیست ~~PageV1P3580 ### || [genre: robaee] # 1 در صورت تست آنچه معنا همه اوست %~% در معنی تست آنچه دعوا همه اوست # 2 در کون و فساد چون ms1932 عجب بنهادند %~% نوری که صلاح دین و دنیا همه اوست ~~PageV1P3581 ### || [genre: robaee] # 1 در ظاهر و باطن آنچه خیر است و شر است %~% از حکم حقست و از قضا و قدر ~~است # 2 من جهد همی کنم قضا میگوید %~% بیرون ز کفایت تو کار دگر است ~~PageV1P3582 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق اگرچه که قدم بر قدم است %~% آنست قدم که آنقدم از قدم است # 2 در خانه نیست هست بینی بسیار %~% می‌مال دو چشم را که اکثر عدم است ~~PageV1P3583 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو هر حیله که کردم هیچست %~% هر خون جگر که بیتو خوردم هیچست # 2 از درد تو هیچ روی درمانم نیست %~% درمان که کند مرا که دردم هیچست ~~PageV1P3584 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق که جز می بقا خوردن نیست %~% جز جان دادن دلیل جانبردن نیست # 2 گفتم که ترا شناسم آنگه میرم %~% گفتا که شناسای مرا مردن نیست ~~PageV1P3585 ### || [genre: robaee] # 1 در عهد و وفا چنانکه دلدار منست %~% خون باریدن بروز و شب کار منست # 2 او یار دگر کرده و فارغ شسته %~% من شسته چو ابلهان که او یار منست ~~PageV1P3586 ### || [genre: robaee] # 1 در کوی غم تو صبر بیفرمانست %~% در دیده ز اشک تو بر او حرمانست # 2 دل راز تو دردهای بیدرمانست %~% با این همه راضیم سخن در جانست ~~PageV1P3587 ### || [genre: robaee] # 1 در مجلس عشاق قراری دگر است %~% وین باده عشق را خماری دگر است # 2 آن علم که در مدرسه حاصل کردند %~% کار دگر است و عشق کاری دگر است ~~PageV1P3588 ### || [genre: robaee] # 1 در مرگ حیات اهل داد و دین است %~% وز مرگ روان پاک را تمکین است # 2 آن مرگ لقاست نی جفا و کین است %~% نامرده همی میرد و مرگش این است ~~PageV1P3589 ### || [genre: robaee] # 1 در من غم شبکور چرا پیچیده است %~% کوراست مگر و یا که کورم دیده است # 2 من بر فلکم در آب و گل عکس منست %~% از ms1933 آب کسی ستاره کی دزدیده است ~~PageV1P3590 ### || [genre: robaee] # 1 درنه قدم ار چه راه بی‌پایانست %~% کز دور نظاره کار نامردانست # 2 این راه زندگی دل حاصل کن %~% کاین زندگی تن صفت حیوانست PageV1P3591 ### || [genre: robaee] # 1 درنه قدمی که چشمه حیوانست %~% میگرد چو چرخ تا مهت گرانست # 2 جانیست ترا بگرد حضرت گردان %~% این جان گردان ز گردش آن جانست ~~PageV1P3592 ### || [genre: robaee] # 1 در وصل جمالش گل خندان منست %~% در هجر خیالش دل و ایمان منست # 2 دل با من ومن با دل ازو درجنگیم %~% هریک گوئیم که آن صنم آن منست ~~PageV1P3593 ### || [genre: robaee] # 1 درویشی و عاشقی به هم سلطانیست %~% گنجست غم عشق ولی پنهانیست # 2 ویران کردم بدست خود خانه دل %~% چون دانستم که گنج در ویرانیست ~~PageV1P3594 ### || [genre: robaee] # 1 دستت دو و پایت دو و چشمت دو رواست %~% اما دل و معشوق دو باشند خطاست # 2 معشوق بهانه است و معبود خداست %~% هرکس که دو پنداشت جهود و ترساست ~~PageV1P3595 ### || [genre: robaee] # 1 دلتنگم و دیدار تو درمان منست %~% بیرنگ رخت زمانه زندان منست # 2 بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی %~% آنچ از غم هجران تو بر جان منست ~~PageV1P3596 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار اگر مرا بدراند پوست %~% افغان نکنم نگویم این درد از اوست # 2 ما را همه دشمنند و تنها او دوست %~% از دوست بدشمنان بنالم نه نکوست ~~PageV1P3597 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار ز پرده‌ای کز آن سوسو نیست %~% می‌گفت بد من ارچه آتش خو نیست # 2 چون دید مرا زود سخن گردانید %~% کو آن منست این سخن با او نیست ~~PageV1P3598 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار ظریف است و گناهنش اینست %~% زیبا و لطیف است و گناهش اینست # 2 آخر بچه عیب می‌گریزند از او %~% از عیب عفیف است و گناهش اینست ~~PageV1P3599 ### || [genre: robaee] # 1 دلدارم گفت کان فلان زنده ز چیست %~% جانش چو منم عجب که بیجان چون ~~زیست # 2 گریان گشتم گفت که اینطرفه‌تر است %~% بی‌من ms1934 که دو دیده ویم چون بگریست ~~PageV1P3600 ### || [genre: robaee] # 1 دل در بر من زنده برای غم تست %~% بیگانه خلق و آشنای غم تست # 2 لطفی است که می‌کند غمت با دل من %~% ورنه دل تنگ من چه جای غم تست ~~PageV1P3601 ### || [genre: robaee] # 1 دل در بر هر که هست از دلبر ماست %~% هرجا جهد این برق از آن گوهر ماست # 2 هر زر که در او مهر الست است و بلی %~% در هر کانی که هست آن زر زر ~~ماست PageV1P3602 ### || [genre: robaee] # 1 دل رفت بر کسیکه بیماش خوش است %~% غم خوش نبود ولیک غمهاش خوش است # 2 جان میطلبد نمیدهم روزی چند %~% جانرا محلی نیست تقاضاش خوش است ~~PageV1P3603 ### || [genre: robaee] # 1 دل رفت و سر راه دل استان بگرفت %~% وز عشق دو زلف او بدندان بگرفت # 2 پرسید کی تو چون دهان بگشادم %~% جست از دهنم راه بیابان بگرفت ~~PageV1P3604 ### || [genre: robaee] # 1 دل یاد تو کرد چون به عشرت بنشست %~% جام از ساقی ربود و انداخت شکست # 2 شوریده برون جست نه هشیار و نه مست %~% آوازه درافتاد که دیوانه شده ~~است PageV1P3605 ### || [genre: robaee] # 1 دل یاد تو کرد چون طرب می انگیخت %~% والله که نخورد آنقدح را و بریخت # 2 دل قالب مرده دید خود را بی‌تو %~% اینست سزای آنکه از جان بگریخت ~~PageV1P3606 ### || [genre: robaee] # 1 دور است ز تو نظر بهانه اینست %~% کاین دیده ما هنوز صورت بین است # 2 اهلیت روی تو ندارد لیکن %~% چون برکند از تو دل که جان شیرین است ~~PageV1P3607 ### || [genre: robaee] # 1 دوش از سر لطف یار در من نگریست %~% گفتا بی‌ما چگونه توانی بزیست # 2 گفتم به خدا چنانکه ماهی بی‌آب %~% گفتا که گناه تست و بر من بگریست ~~PageV1P3608 ### || [genre: robaee] # 1 دی آنکه ز سوی بام بر ما نگریست %~% یا جان فرشته است یا روح پریست # 2 مرده است هرآنکه بی‌چنین روح نزیست %~% بی‌او به خبر بودن از بیخبریست ~~PageV1P3609 ### || [genre: ms1935 robaee] # 1 دیوانه شدم خواب ز دیوانه خطا است %~% دیوانه چه داند کهره خواب کجاست # 2 زیرا که خدا نخفت و پاکست ز خواب %~% مجنون خدا بدان هم از خواب جداست ~~PageV1P3610 ### || [genre: robaee] # 1 راهی ز زبان ما بدل پیوسته است %~% کاسرار جهان و جان در او پیوسته است # 2 تا هست زبان بسته گشاده است آن راه %~% چون گشت زبان گشاده آنره بسته ~~است PageV1P3611 ### || [genre: robaee] # 1 روزی ترش است و دیده ابرتر است %~% این گریه برای خنده برگ و بر است # 2 آن بازی کودکان و خندید نشان %~% از گریه مادر است و قبض پدر است ~~PageV1P3612 ### || [genre: robaee] # 1 روزی که ترا ببینم آدینه ماست %~% هر روز به دولتت به از دینه ماست # 2 گر چرخ و هزار چرخ در کینه ماست %~% غم نیست چو مهر یار در سینه ماست ~~PageV1P3613 ### || [genre: robaee] # 1 روزیکه مرا به نزد تو دورانست %~% ساقی و شراب و قدح و دورانست # 2 واندم که مرا تجلی احسانست %~% جان در تن من چو موسی عمرانست ~~PageV1P3614 ### || [genre: robaee] # 1 زانروز که چشم من برویت نگریست %~% یکدم نگذشت کز غمت خون نگریست # 2 زهرم بادا که بی‌تو میگیرم جام %~% مرگم بادا که بی‌تو میباید زیست ~~PageV1P3615 ### || [genre: robaee] # 1 زان روی که دل بسته آنزنجیر است %~% در دامن تو دست زدن تقدیر است # 2 چون دست به دامنش زدم گفت بهل %~% گفتم که خموش روز گیراگیر است ~~PageV1P3616 ### || [genre: robaee] # 1 زان رونق هر سماع آواز دف است %~% زانست که دف زخم وستم را هدف است # 2 می‌گوید دف که آنکسی دست ببرد %~% کاین زخم پیاپی دل او را علف است ~~PageV1P3617 ### || [genre: robaee] # 1 زان می خوردم که روح پیمانه اوست %~% زان مست شدم که عقل دیوانه اوست # 2 شمعی به من آمد آتشی در من زد %~% آن شمع که آفتاب پروانه اوست ~~PageV1P3618 ### || [genre: robaee] # 1 زان می مستم که نقش جامش عشق است %~% وان اسب سواری که ms1936 لجامش عشق است # 2 عشق مه من کار عظیمی است ولیک %~% من بنده آنم که غلامش عشق است ~~PageV1P3619 ### || [genre: robaee] # 1 سرسبز بود خاک که آتش یار است %~% خاصه خاکی که ناطق و بیدار است # 2 این خاک ز مشاطه خود بی‌خبر است %~% خوش بی‌خبر است از آنکه زو هشیار ~~است PageV1P3620 ### || [genre: robaee] # 1 سر سخن دوست نمیرم گفت %~% دریست گرانبها نمیرم سفت # 2 ترسم که بخواب دربگویم سخنی %~% شبهاست که از بیم نمیرم خفت ~~PageV1P3621 ### || [genre: robaee] # 1 سرگشته چو آسیای گردان کنمت %~% بی‌سر گردان چو گوی گردان کنمت # 2 گفتی بروم با دگری درسازم %~% با هرکه بسازی زود ویران کنمت ~~PageV1P3622 ### || [genre: robaee] # 1 سرگشته دلا به دوست از جان راهست %~% ای گمشده آشکار و پنهان راهست # 2 گر شش جهتت بسته شود باک مدار %~% کز قعر نهادت سوی جانان راهست ~~PageV1P3623 ### || [genre: robaee] # 1 سرمایه عقل سر دیوانگیست %~% دیوانه عشق مرد فرزانگیست # 2 آنکس که شد آشنای دل از ره درد %~% با خویشتنش هزار بیگانگیست ~~PageV1P3624 ### || [genre: robaee] # 1 سلطان ملاحت مه موزون منست %~% در سلسله‌اش این دل مجنون منست # 2 بر خاک درش خون جگر میریزم %~% هرچند که خاک آن به از خون منست ~~PageV1P3625 ### || [genre: robaee] # 1 سنبل چو سر عقاب زلف تو نداشت %~% در عالم حسن آب زلف تو نداشت # 2 هرچند که لاف آبداری میزد %~% پیچید بس و تاب زلف تو نداشت PageV1P3626 ### || [genre: robaee] # 1 شاگرد توست دل که عشق آموز است %~% ماننده شب گرفته پای روز است # 2 هرجا که روم صورت عشق است بپیش %~% زیرا روغن در پی روغن سوز است ~~PageV1P3627 ### || [genre: robaee] # 1 شاهی که شفیع هر گنه بود برفت %~% وانشب که به از هزار مه بود برفت # 2 گر باز آید مرا نبیند تو بگوی %~% کو همچو شما بر سر ره بود برفت ~~PageV1P3628 ### || [genre: robaee] # 1 شب رو که شبت راهبر اسرار است %~% زیرا که نهان ز دیده اغیار است # 2 دل عشق‌آلود و ms1937 دیده‌ها خواب‌آلود %~% تا صبح جمال یار ما را کار است ~~PageV1P3629 ### || [genre: robaee] # 1 شمشیر ازل بدست مردان خداست %~% گوی ابدی در خم چوگان خداست # 2 آن تن که چو کوه طور روشن آید %~% نور خود از او طلب که او کان خداست ~~PageV1P3630 ### || [genre: robaee] # 1 شمعی که در اینخانه بدی خانه کجاست %~% در دیده بد امروز میان دلهاست # 2 در دل چو خیال خوش نشست و برخاست %~% نی نی که ز دل نرفت هم در دل ما ~~است PageV1P3631 ### || [genre: robaee] # 1 صدربار بگفتمت چه هشیار و چه مست %~% شوخی مکن و مزن بهر شاخی دست # 2 از بسکه دلت باین و آن درپیوست %~% آب تو برفت و آتش ما بنشست ~~PageV1P3632 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق نبود آنکه سبک چون جان نیست %~% شب همچو ستاره گرد مه گردان نیست # 2 از من بشنو این سخن بهتان نیست %~% بی‌باد و هوا رقص علم امکان نیست ~~PageV1P3633 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آمد و توبه را چو شیشه بشکست %~% چون شیشه شکست کیست کو داند بست # 2 گر هست شکسته‌بند آن هم عشق است %~% از بند و شکست او کجا شاید جست ~~PageV1P3634 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست %~% تا کرد مرا تهی و پر کرد ز ~~دوست # 2 اجزای وجود من همه دوست گرفت %~% نامیست ز من بر من و باقی همه اوست ~~PageV1P3635 ### || [genre: robaee] # 1 عشقت به دلم درآمد و شاد برفت %~% بازآمد و رخت خویش بنهاد برفت # 2 گفتم به تکلف دو سه روز بنشین %~% بنشست و کنون رفتنش از یاد برفت ~~PageV1P3636 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو چنین حکیم و استاد چراست %~% مهر تو چنین لطیف بنیاد چراست # 2 بر عشق چرا لرزم اگر او خوش نیست %~% ور عشق خوش است این همه فریاد ~~چراست PageV1P3637 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو در اطراف گیائی میتاخت %~% مسکین دل من دید نشانش بشناخت # 2 روزیکه دلم ز بند هستی برهد ms1938 %~% در کتم عدم چه عشقها خواهم باخت ~~PageV1P3638 ### || [genre: robaee] # 1 عشقی که از او وجود بی‌جان میزیست %~% این عشق چنین لطیف و شیرین از ~~چیست # 2 اندر تن ماست یا برون از تن ماست %~% یا در نظر شمس حق تبریزیست ~~PageV1P3639 ### || [genre: robaee] # 1 عشقی نه به اندازه ما در سر ماست %~% و این طرفه که بار ما فزون از خر ~~ماست # 2 آنجا که جمال و حسن آن دلبر ماست %~% ما در خور او نه‌ایم و او درخور ~~ماست PageV1P3640 ### || [genre: robaee] # 1 عقل آمد و پند عاشقان پیش گرفت %~% در ره بنشست و رهزنی کیش گرفت # 2 چون در سرشان جایگه پند ندید %~% پای همه بوسید و ره خویش گرفت ~~PageV1P3641 ### || [genre: robaee] # 1 عمریست که جان بنده بیخویشتن است %~% و انگشت‌نمای عالمی مرد و زن است # 2 برخاستن از جان و جهان مشکل نیست %~% مشکل ز سر کوی تو برخاستن است ~~PageV1P3642 ### || [genre: robaee] # 1 قومی غمگین و خود مدان غم ز کجاست %~% قومی شادان و بیخبر کان ز چه ~~جاست # 2 چندین چپ و راست بیخبر از چپ و راست %~% چنین من و ماست بیخبر از من و ~~ما است PageV1P3643 ### || [genre: robaee] # 1 گر آتش دل نیست پس این دود چراست %~% ور عود نسوخت بوی این عود چراست # 2 این بودن من عاشق و نابود چراست %~% پروانه ز سوز شمع خشنود چراست ~~PageV1P3644 ### || [genre: robaee] # 1 گر آه کنم آه بدین قانع نیست %~% ور خاک شوم شاه بدین قانع نیست # 2 ور سجده کنم چو سایه هرسو که مه است %~% پنهان چه کنم ماه بدین قانع ~~نیست PageV1P3645 ### || [genre: robaee] # 1 گر باد بر آن زلف پریشان زندت %~% مه طال بقا از بن دندان زندت # 2 ای ناصح من ز خود برآئی و ز نصح %~% گر زانچه دلم چشیده بر جان زندت ~~PageV1P3646 ### || [genre: robaee] # 1 گر بر سر شهوت و هوا خواهی رفت %~% از من خبرت که بینوا خواهی رفت # 2 ور ms1939 درگذری از این ببینی بعیان %~% کز بهر چه آمدی کجا خواهی رفت ~~PageV1P3647 ### || [genre: robaee] # 1 گر جمله آفاق همه غم بگرفت %~% بیغم بود آنکه عشق محکم بگرفت # 2 یک ذره نگر که پای در عشق بکوفت %~% وان ذره جهان شد که دو عالم بگرفت ~~PageV1P3648 ### || [genre: robaee] # 1 گر دامن وصل تو کشم جنگی نیست %~% ور طعنه عشقت شنوم ننگی نیست # 2 با وصل خوشت میزنم و میگیرم %~% وصلی که در او فراق را رنگی نیست ~~PageV1P3649 ### || [genre: robaee] # 1 گر در وصلی بهشت یا باغ اینست %~% ور در هجری دوزخ با داغ اینست # 2 عشق است قدیم در جهان پوشیده %~% پوشیده برهنه میکند لاغ اینست ~~PageV1P3650 ### || [genre: robaee] # 1 گر دف نبود نیشکر او دف ماست %~% آخر نه شراب عاشقی در کف ماست # 2 آخر نه قباد صف‌شکن در صف ماست %~% آخر نه سلیمان نهان آصف ماست ~~PageV1P3651 ### || [genre: robaee] # 1 گر شرم همی از آن و این باید داشت %~% پس عیب کسان زیر زمین باید داشت # 2 ور آینه‌وار نیک و بد بنمائی %~% چون آینه روی آهنین باید داشت ~~PageV1P3652 ### || [genre: robaee] # 1 گرمای تموز از دل پردرد شماست %~% سرمای زمستان تبش سرد شماست # 2 این گرمی و سردی نرسد با صدپر %~% بر گرد جهانیکه در او گرد شماست ~~PageV1P3653 ### || [genre: robaee] # 1 گر حلقه آن زلف چو شستت نگرفت %~% تا باده از آن دو چشم مستت نگرفت # 2 می طعنه زنند دشمنانم شب و روز %~% کز پای درآمدی و دستت نگرفت ~~PageV1P3654 ### || [genre: robaee] # 1 کس دل ندهد بدو که خونخوار منست %~% جان رفت چه جای کفش و دستار منست # 2 تو نیز برو دلا که این کار تو نیست %~% این کار منست کار من است کار ~~منست PageV1P3655 ### || [genre: robaee] # 1 کس نیست که اندر هوسی شیدا نیست %~% کس نیست که اندر سرش این سودا نیست # 2 سررشته آن ذوق کزو خیزد شوق %~% پیداست که هست آن ولی پیدا نیست ~~PageV1P3656 ### || [genre: robaee] # 1 گفتار ms1940 تو زر و فعلت ارزیزین است %~% یک حبه به نزد کس نیرزی زینست # 2 اسبی که بهاش کم ز ار ز زین است %~% آنرا تو ز بهر ره نوروزی زینست ~~PageV1P3657 ### || [genre: robaee] # 1 گفتا که بیا سماع در کار شده‌است %~% گفتم که برو که بنده بیمار ~~شده‌است # 2 گوشم بکشید و گفت از اینها بازآی %~% کان فتنه هردو کون بیدار شده‌است ~~PageV1P3658 ### || [genre: robaee] # 1 گفتا که شکست توبه بازآمد مست %~% چون دید مرا مست بهم برزد دست # 2 چون شیشه گریست توبه ما پیوست %~% دشوار توان کردن و آسان بشکست ~~PageV1P3659 ### || [genre: robaee] # 1 گفتا بجهم همچو کبوتر ز کفت %~% گفت ار بجهی کند غمم مستخفت # 2 گفتم که شدم خوار و زبون و تلفت %~% گفت از تلف منست عزو شرفت ~~PageV1P3660 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم چشمم که هست خاک کویت %~% پرآب مدار بی‌رخ نیکویت # 2 گفتا که نه کس بود که در دولت من %~% از من همه عمر باشد آب رویت ~~PageV1P3661 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم دلم از تو بوسه‌ای خواهانست %~% گفتا که بهای بوسه ما جانست # 2 دل آمد و در پهلوی جان گشت روان %~% یعنی که بیا بیع و بها ارزانست ~~PageV1P3662 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم عشقت قرابت و خویش منست %~% غم نیست غم از دل بداندیش منست # 2 گفتا بکمان و تیر خود می‌نازی %~% گستاخ مینداز گرو پیش منست ~~PageV1P3663 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که بیا بچشم من درنگریست %~% من نیز به حال گفتمش کاین دغلیست # 2 گفتا که چه میرمی و اینت با کیست %~% تو مرده اینی همه ناموس تو چیست ~~PageV1P3664 ### || [genre: robaee] # 1 گفتند که دل دگر هوائی می‌پخت %~% از ما بشد و هوای جائی می‌پخت # 2 تا باز آمد به عذر دیدم ز دمش %~% کانجا ز برای من ابائی می‌پخت ~~PageV1P3665 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که دلم آلت و انگاز مست %~% مانند رباب دل هم‌آواز منست # 2 خود ایندل من یار کسی دیگر بود %~% من میگفتم مگر که همباز ms1941 منست ~~PageV1P3666 ### || [genre: robaee] # 1 گفتند که شش جهت همه نور خداست %~% فریاد ز حلق خاست کان نور کجاست # 2 بیگانه نظر کرد بهر سو چپ و راست %~% گفتند دمی نظر بکن بی‌چپ و راست ~~PageV1P3667 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی چونی بنده چنانست که هست %~% سودای تو بر سر است و سر بر سر دست # 2 میگردد آن چیز بگرد سر من %~% نامش نتوان گفت ولیکن چه خوش است ~~PageV1P3668 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی گشتم ملول و سودام گرفت %~% تا شد دل از این کار و از این جام ~~گرفت # 2 ترسم بروی جامه دران بازآئی %~% کان گرگ درنده باز تنهام گرفت ~~PageV1P3669 ### || [genre: robaee] # 1 گم باد سریکه سروران را پا نیست %~% وان دل که به جان غرقه این سودا ~~نیست # 2 گفتند در این میان نگنجد موئی %~% من موی شدم از آن مرا گنجانیست ~~PageV1P3670 ### || [genre: robaee] # 1 کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست %~% هم کودکی از کمال خیزد شک نیست # 2 گر زانکه پدر حدیث کودک گوید %~% عاقل داند که آن پدر کودک نیست ~~PageV1P3671 ### || [genre: robaee] # 1 گویند بیا به باغ کانجا لاغ است %~% نی زحمت نزهت و نه بانگ زاغ است # 2 اندر دل من رنگرز صباغست %~% کاندر پر هر زاغ از او صد باغ است ~~PageV1P3672 ### || [genre: robaee] # 1 گویند که صاحب فنون عقل کل است %~% مایه ده این چرخ نگون عقل کل است # 2 آن عقل که عقل داشت آن جزوی بود %~% ور عقل ز عقل شد کنون عقل کل است ~~PageV1P3673 ### || [genre: robaee] # 1 گویند که عشق عاقبت تسکین است %~% اول شور است و عاقبت تمکین است # 2 جانست ز آسیاش سنگ زیرین %~% این صورت بی‌قرار بالایین است PageV1P3674 ### || [genre: robaee] # 1 گویند مرا که این همه درد چراست %~% وین نعره و آواز و رخ زرد چراست # 2 گویم که چنین مگو که اینکار خطاست %~% رو روی مهش ببین و مشکل برخاست ~~PageV1P3675 ### || [genre: robaee] # 1 لطف تو جهانی و قرانی افراشت ms1942 %~% وین تعبیه‌های خود به چیزی ننگاشت # 2 یک قطره از آن آب در این بحر چکید %~% یگدانه ز انبار در این صحرا کاشت ~~PageV1P3676 ### || [genre: robaee] # 1 ما را بجز این زبان زبانی دگر است %~% جز دوزخ و فردوس مکانی دگر است # 2 آزاده‌دلان زنده به جان دگرند %~% آن گوهر پاکشان زکانی دگر است ~~PageV1P3677 ### || [genre: robaee] # 1 ما را بدم پیر نگه نتوان داشت %~% در خانه دلگبر نگه نتوان داشت # 2 آنرا که سر زلف چو زنجیر بود %~% در خانه به زنجیر نگه نتوان داشت ~~PageV1P3678 ### || [genre: robaee] # 1 ما عاشق عشقیم که عشق است نجات %~% جان چون خضر است و عشق چون آبحیات # 2 وای آنکه ندارد از شه عشق برات %~% حیوان چه خبر دارد از کان نبات ~~PageV1P3679 ### || [genre: robaee] # 1 ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است %~% مامور ضعیفیم و سلیمان دگر است # 2 از ما رخ زرد و جگرپاره طلب %~% بازارچه قصب فروشان دگر است ~~PageV1P3680 ### || [genre: robaee] # 1 ماه عید است و خلق زیر و زبر است %~% تا فرجه کند هرآنکه صاحب نظر است # 2 چه طبل زنی که طبل با شور و شر است %~% زان طبل همی زند که آن خواجه ~~کراست PageV1P3681 ### || [genre: robaee] # 1 ماهی تو که فتنه‌ای نداری ز تو دست %~% درمان ز که جویم که دلم از تو ~~بخست # 2 می طعنه زنی که بر جگر آبت نیست %~% گر بر جگرم نیست چه شد بر مژه هست ~~PageV1P3682 ### || [genre: robaee] # 1 ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست %~% جانی که نه بی‌ما و نه با ~~ماست کجاست # 2 اینجا آنجا مگو بگو راست کجاست %~% عالم همه اوست آنکه بیناست کجاست ~~PageV1P3683 ### || [genre: robaee] # 1 مرغ جان را میل سوی بالا نیست %~% در شش جهتش پر زدن وپروا نیست # 2 گفتی به کجا پرد که او را یابد %~% نی خود بکجا پرد که آن آنجا نیست ~~PageV1P3684 ### || [genre: robaee] # 1 مرغ دل من چو ترک این دانه ms1943 گرفت %~% انصاف بده که نیک مردانه گرفت # 2 از دل چو بماند دلبرش دست کشید %~% از جان چو بجست پای جانانه گرفت ~~PageV1P3685 ### || [genre: robaee] # 1 مر وصل ترا هزار صاحب هوس است %~% تا خود به وصال تو که را دسترس است # 2 آن کس که بیافت راحتی یافت تمام %~% وانکس که نیافت رنج نایافت بس است ~~PageV1P3686 ### || [genre: robaee] # 1 مست است دو چشم از دو چشم مستت %~% دریاب که از دست شدم در دستت # 2 تو هم به موافقت سری در جنبان %~% گر زانکه سر عاشق هستی هستت ~~PageV1P3687 ### || [genre: robaee] # 1 مستم ز خمار عبهر جادویت %~% دفعم چو دهی چو آمدم در کویت # 2 من سیر نمی‌شوم ز لب تر کردن %~% آن به که مرا درافکنی درجویت ~~PageV1P3688 ### || [genre: robaee] # 1 مستی ز ره آمد و بما در پیوست %~% ساغر می‌گشت در میان دست بدست # 2 از دست فتاد ناگهان و بشکست %~% جامی چه زند میانه چندین مست ~~PageV1P3689 ### || [genre: robaee] # 1 معشوق شراب‌خوار و بیسامانست %~% خونخواره و شوخ و شنگ و نافرمانست # 2 کفر سر جعد آن صنم ایمانست %~% دیریست که درد عشق بیدرمانست ~~PageV1P3690 ### || [genre: robaee] # 1 من آن توام کام منت باید جست %~% زیرا که در این شهر حدیث من و تست # 2 گر سخت کنی دل خود ار نرم کنی %~% من از دل سخت تو نمیگردم سست ~~PageV1P3691 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده آن کسم که بیماش خوش است %~% جفت غم آن کسم که تنهاش خوش است # 2 گویند وفای او چه لذت دارد %~% ز آنم خبری نیست جفاهاش خوش است ~~PageV1P3692 ### || [genre: robaee] # 1 من زان جانم که جانها را جانست %~% من زان شهرم که شهر بی‌شهرانست # 2 راه آن شهر راه بی‌پایانست %~% رو بی‌سر و پا شو که سر و پا آنست ~~PageV1P3693 ### || [genre: robaee] # 1 منصور حلاجی که اناالحق میگفت %~% خاک همه ره به نوک مژگان می‌رفت # 2 درقلزم نیستی خود غوطه بخورد %~% آنکه پس از آن در اناالحق ms1944 می‌سفت ~~PageV1P3694 ### || [genre: robaee] # 1 من کوهم و قال من صدای یار است %~% من نقشم و نقشبندم آن دلدار است # 2 چون قفل که در بانگ درآمد ز کلید %~% می‌پنداری که گفت من گفتار است ~~PageV1P3695 ### || [genre: robaee] # 1 من محو خدایم و خدا آن منست %~% هر سوش مجوئید که در جان منست # 2 سلطان منم و غلط نمایم بشما %~% گویم که کسی هست که سلطان منست ~~PageV1P3696 ### || [genre: robaee] # 1 میدان که در درون تو مثال غاریست %~% واندر پس آنغار عجب بازاریست # 2 هرکس یاری گرفت و کاری بگزید %~% این یار نهانیست عجب یاریست ~~PageV1P3697 ### || [genre: robaee] # 1 می‌گرییم زار و یار گوید زرقست %~% چون زرق بود که دیده در خون غرقست # 2 تو پنداری که هر دلی چون دل تست %~% نی نی صنما میان دلها فرقست ~~PageV1P3698 ### || [genre: robaee] # 1 می‌گفت یکی پری که او ناپیداست %~% کان جان که مقدست است از جای کجاست # 2 آنکس که از هر دو جهان روزه گشاست %~% بی‌کام و دهان روزه‌گشائی او ~~راست PageV1P3699 ### || [genre: robaee] # 1 مینال که آن ناله شنو همسایه است %~% مینال که بانک طفل مهر دایه است # 2 هرچند که آن دایه جان خودرایه است %~% مینال که ناله عشق را سرمایه است ~~PageV1P3700 ### || [genre: robaee] # 1 ناگاه بروئید یکی شاخ نبات %~% ناگاه بجوشید چنین آب حیات # 2 ناگاه روان شد ز شهنشه صدقات %~% شادی روان مصطفی را صلوات PageV1P3701 ### || [genre: robaee] # 1 ناگه ز درم درآمد آن دلبر مست %~% جام می لعل نوش کرده بنشست # 2 از دیدن و از گرفتن زلف چو شست %~% رویم همه چشم گشت و چشمم همه دست ~~PageV1P3702 ### || [genre: robaee] # 1 نه چرخ غلام طبع خود رایه ماست %~% هستی ز برای نیستی مایه ماست # 2 اندر پس پرده‌ها یکی دایه ماست %~% ما آمده نیستیم این سایه ماست ~~PageV1P3703 ### || [genre: robaee] # 1 نی با تو دمی نشستنم سامانست %~% نی بیتو دمی زیستنم امکانست # 2 اندیشه در این واقعه سرگردانست %~% این واقعه نیست درد بیدرمانست ms1945 ~~PageV1P3704 ### || [genre: robaee] # 1 نی بی‌زر و زور شه سپه بتوان داشت %~% نی بی‌دل و زهره ره نگه بتوان ~~داشت # 2 در سنگستان قرابه آنکس ببرد %~% کز سنگ قرابه را نگه بتوان داشت ~~PageV1P3705 ### || [genre: robaee] # 1 هان ای دل خسته روز مردانگیست %~% در عشق توم چه جای بیگانگیست # 2 هر چیز که در تصرف عقل آید %~% بگذار کنون که وقت دیوانگیست ~~PageV1P3706 ### || [genre: robaee] # 1 هجران خواهی طریق عشاقانست %~% وانکو ماهیست جای او عمانست # 2 گه سایه طلب کنند و گاهی خورشید %~% آن ذره که او سایه نخواهد جانست ~~PageV1P3707 ### || [genre: robaee] # 1 هر جان عزیز کو شناسای رهست %~% داند که هر آنچه آید از کارگه است # 2 بر زاده چرخ و چرخ چون جرم نهی %~% کاین چرخ ز گردیدن خود بی‌گنه است ~~PageV1P3708 ### || [genre: robaee] # 1 هر جان که از او دلبر ما شادانست %~% پیوسته سرش سبز و دلش خندانست # 2 اندازه جان نیست چنان لطف و جمال %~% آهسته بگوئیم مگر جانانست ~~PageV1P3709 ### || [genre: robaee] # 1 هر چند به حلم یار ما جورکش است %~% لیکن زاری عاشقان نیز خوش است # 2 جان عاشق چون گلستان میخندد %~% تن میلفرزد چو برگ گوئی تبش است ~~PageV1P3710 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند شکر لذت جان و جگر است %~% آن خود دگر است و شکر او دگر است # 2 گفتم که از آن نی‌شکرم افزون کن %~% گفتا نه یقین است که آن نی‌شکر است ~~PageV1P3711 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند فراق پشت امید شکست %~% هرچند جفا دو دوست آمال ببست # 2 نومید نمیشود دل عاشق مست %~% مردم برسد بهر چه همت دربست PageV1P3712 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند که بار آن شترها شکر است %~% آن اشتر مست چشم او خود دگر است # 2 چشمش مست است و او ز چشمش بتر است %~% او از مستی ز چشم خود بیخبر است ~~PageV1P3713 ### || [genre: robaee] # 1 هر درویشی که در شکست خویش است %~% تا ظن نبری که او خیال اندیش است # 2 آنجا که سراپرده آنخوش کیش ms1946 است %~% از کون و مکان و کل عالم پیش است ~~PageV1P3714 ### || [genre: robaee] # 1 هر ذره که چون گرسنه بر خوان خداست %~% گر تا باید خورند اینخوان ~~برپاست # 2 بر خوان ازل گرچه ز خلقان غوغاست %~% خوردند و خوردند کم نشد خوان ~~برجاست PageV1P3715 ### || [genre: robaee] # 1 هر ذره که در هوا و در کیوانست %~% بر ما همه گلشن است و هم بستانست # 2 هرچند که زر ز راههای کانست %~% هر قطره طلسمیست و در او عمانست ~~PageV1P3716 ### || [genre: robaee] # 1 هر ذره که در هوا و در هامونست %~% نیکو نگرش که همچو ما مجنونست # 2 هر ذره اگر خوش است اگر محزونست %~% سرگشته خورشید خوش بیچونست ~~PageV1P3717 ### || [genre: robaee] # 1 هر ذره و هر خیال چون بیداریست %~% از شادی و اندهان ما هشیاریست # 2 بیگانه چرا نشد میان خویشان %~% کز باخبران بی‌خبری بدکاریست ~~PageV1P3718 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز به نو برآید آن دلبر مست %~% با ساغر پرفتنه پرشور بدست # 2 گر بستانم قرابه عقل شکست %~% ور نستانم ندانم از دستش رست PageV1P3719 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز حجاب بیقراران بیش است %~% زان درد من از قطره باران بیش است # 2 آنجا که منم تا که بدانجا که منم %~% دو کون چه باشد که هزاران بیش است ~~PageV1P3720 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز دلم در غم تو زارتر است %~% وز من دل بیرحم تو بی‌زارتر است # 2 بگذاشتیم غم تو نگذاشت مرا %~% حقا که غمت از تو وفادارتر است ~~PageV1P3721 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز دل مرا سماع و طربیست %~% میگوید حسن او بر این نیز مه‌ایست # 2 گویند چرا خوری تو با پنج انگشت %~% زیرا انگشت پنج آمد شش نیست ~~PageV1P3722 ### || [genre: robaee] # 1 هر صورت کاید به از او امکان هست %~% چون بهتر از آن هست نه معشوق منست # 2 صورتها را همه بران از دل خویش %~% تا صورت بیصورت آید در دست ~~PageV1P3723 ### || [genre: robaee] # 1 هر کز ز دماغ بنده بوی تو نرفت %~% وز دیده ms1947 من خیال روی تو نرفت # 2 در آرزوی تو عمر بر دم شب و روز %~% عمرم همه رفت و آرزوی تو نرفت ~~PageV1P3724 ### || [genre: robaee] # 1 هشیار اگر زر و گر زرین است %~% اسب است ولی بهاش کم از زینست # 2 هر کو به خرابات نشد عنین است %~% زیرا که خرابات اصول دینست ~~PageV1P3725 ### || [genre: robaee] # 1 هم عابد و هم زاهد و هم خونریز است %~% خونریزی او خلاصه پرهیز است # 2 خورشید چو با بنده عنایت دارد %~% عیبی نبود که بنده بیگه خیز است ~~PageV1P3726 ### || [genre: robaee] # 1 یاری که به حسن از صفت افزونست %~% در خانه درآمد که دل تو چونست # 2 او دامن خود کشان و دل میگفتش %~% دامن برکش که خانه پرخونست ~~PageV1P3727 ### || [genre: robaee] # 1 یاری که به نزد او گل و خار یکیست %~% در مذهب او مصحف و زنار یکیست # 2 ما را غم آن یار چرا باید خورد %~% کو را خر لنگ و اسب رهوار یکیست ~~PageV1P3728 ### || [genre: robaee] # 1 یاری که غمش دوای هر بیمار است %~% او را یار است هرکه با او یار است # 2 گویند مرا باش در کار مدام %~% من بی‌کارم ولیک او در کار است ~~PageV1P3729 ### || [genre: robaee] # 1 یکبار به مردم و مرا کس نگریست %~% گر بار دگر زنده شوم دانم زیست # 2 ای کرده تو قصد من ترا با من چیست %~% یا صحبت ابلهان همه دیگ تهیست ~~PageV1P3730 ### || [genre: robaee] # 1 یک چشم من از روز جدائی بگریست %~% چشم دگرم گفت چرا گریه ز چیست # 2 چون روز وصال شد فرازش کردم %~% گفتم نگریستی نباید نگریست PageV1P3731 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه کنی کون و مکانرا محدث %~% پاکی و منزهی ز نسیان و حدث # 2 جز فکر تو در سرم همه عین خطاست %~% جز ذکر تو بر زبان ضلالست و عبث ~~PageV1P3732 ### || [genre: robaee] # 1 ما را چو ز عشق میشود راست مزاج %~% عشق است طبیب ما و داروی علاج # 2 پیوسته بدین عشق نخواهد ms1948 رفتن %~% این عشق ز کس نزاد و نی‌داد نتاج ~~PageV1P3733 ### || [genre: robaee] # 1 اندر سر من نبود جز رای صلاح %~% اندر شب و روز پاک جویای صلاح # 2 امسال چنانم که نیارم گفتن %~% یک سال دگر وای مرا وای صلاح ~~PageV1P3734 ### || [genre: robaee] # 1 آبی که از این دیده چو خون میریزد %~% خونیست بیا ببین که چون میریزد # 2 پیداست که خون من چه برداشت کند %~% دل می‌خورد و دیده برون می‌ریزد ~~PageV1P3735 ### || [genre: robaee] # 1 آنان که محققان این درگاهند %~% نزد دل اهل دل چو برگ کاهند # 2 اهل دل خاصگان شاهنشاهند %~% باقی همه هرچه هست خرج راهند PageV1P3736 ### || [genre: robaee] # 1 آن تازه تنی که در بلای تو بود %~% آغشته به خون کربلای تو بود # 2 یارب که چه کار دارد و کارستان %~% آن بی‌کاری که از برای تو بود ~~PageV1P3737 ### || [genre: robaee] # 1 آنجا بنشین که همنشین مردانند %~% تا دود کدورت ترا بنشانند # 2 اندیشه مکن به عیب ایشان کایشان %~% زانبیش که اندیشه کنی میدانند ~~PageV1P3738 ### || [genre: robaee] # 1 آنجا که بهر سخن دل ما گردد %~% من می‌دانم که زود رسوا گردد # 2 چندان بکند یاد جمال خوش تو %~% کر هر نفسش نقش تو پیدا گردد ~~PageV1P3739 ### || [genre: robaee] # 1 آن خوبانی که فتنه بتکده‌اند %~% ما را به خرابات بتان ره زده‌اند # 2 کافر دل و خونخواره این ره بده‌اند %~% وز مکر چنین عابد و زاهد ~~شده‌اند PageV1P3740 ### || [genre: robaee] # 1 آن دشمن دوست روی دیدی که چه کرد %~% یا هیچ به غور آن رسیدی که چه کرد # 2 گفتا همه آن کنم که رایت خواهد %~% دیدی که چه گفت و هم شنیدی که چه ~~کرد PageV1P3741 ### || [genre: robaee] # 1 آن دل که به شاهد نهان درنگرد %~% کی جانب ملکت جهان درنگرد # 2 بی‌زار شود ز چشم در روز اجل %~% کان روی رها کند به جان درنگرد ~~PageV1P3742 ### || [genre: robaee] # 1 آندم که ز افلاک گهر ریز کند %~% هر ذره بسوی اصل خود خیز کند # 2 از ms1949 نخوت آن باد و زین باد هوس %~% هر ذره ز آفتاب پرهیز کند ~~PageV1P3743 ### || [genre: robaee] # 1 آن ذره که جز همدم خورشید نشد %~% بر نقد زد و سخره امید نشد # 2 عشقت به کدام سر درافتاد که زود %~% از باد تو رقصان چو سر بید نشد ~~PageV1P3744 ### || [genre: robaee] # 1 آن راحت جان گرد دلم میگردد %~% گرد دل و جان خجلم میگردد # 2 زین گل چو درخت سر برآرم خندان %~% کاب حیوان گرد گلم میگردد ~~PageV1P3745 ### || [genre: robaee] # 1 آنرا که به ضاعت قناعت باشد %~% هرگونه که خورد و خفت و طاعت باشد # 2 زنهار تولا مکن الا به خدای %~% کاین رغبت خلق نیم ساعت باشد ~~PageV1P3746 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که به علم و عقل افراشته‌اند %~% او را به حساب روزی انگاشته‌اند # 2 وان را که سر از عقل تهی داشته‌اند %~% از مال به جای آن درانباشته‌اند ~~PageV1P3747 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که خدای ناف بر عشق برید %~% او داند ناله‌های عشاق شنید # 2 هر جای که دانه دید زانجا برمید %~% پرید بدان سوی که مرغی نپرید ~~PageV1P3748 ### || [genre: robaee] # 1 آنرا که ز عشق دوست بیداد رسد %~% از رحمت و فضل اوش امداد رسد # 2 کوتاهی عمر بین به وصلم دریاب %~% تا پیش از اجل مرا به فریاد رسد ~~PageV1P3749 ### || [genre: robaee] # 1 آن را منگر که ذوفنون آید مرد %~% در عهد و وفا نگر که چون آید مرد # 2 از عهده عهد اگر برون آید مرد %~% از هرچه صفت کنی فزون آید مرد ~~PageV1P3750 ### || [genre: robaee] # 1 آن رفت که بودمی من از عشق تو شاد %~% از عشق تو می نایدم از عشقم یاد # 2 اسباب و علل پیش من آمد همه باد %~% بر بحر کجا بود ز کهگل بنیاد ~~PageV1P3751 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که جان خرقه قالب پوشید %~% دریای عنایت از کرم میجوشید # 2 سرنای دل از بسکه می لب نوشید %~% هم بر لب تو مست شد و بخروشید ~~PageV1P3752 ### || [genre: ms1950 robaee] # 1 آن روز که جانم ره کیوان گیرد %~% اجزای تنم خاک پریشان گیرد # 2 بر خاک بانگشت تو بنویس که خیز %~% تا برجهم از خاک و تنم جان گیرد ~~PageV1P3753 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که چشم تو ز من برگردد %~% وز بهر تو کشتنم میسر گردد # 2 در غصه آنم که چه خواهم عذرت %~% گر چشم تو در ماتم من تر گردد ~~PageV1P3754 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که روز ابر و باران باشد %~% شرط است که جمعیت یاران باشد # 2 زانروی که روییار را تازه کند %~% چون مجمع گل که در بهاران باشد ~~PageV1P3755 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که عشق با دلم بستیزد %~% جان پای برهنه از میان بگریزد # 2 دیوانه کسی که عاقلم پندارد %~% عاقل مردی که او ز من پرهیزد ~~PageV1P3756 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که کار وصل را ساز آید %~% وین مرغ از این قفس بپرواز آید # 2 از شه چو صفیر ارجعی باز شود %~% پروازکنان به دست شه بازآید ~~PageV1P3757 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که مهرگان گردون زده‌اند %~% مهر زر عاشقان دگرگون زده‌اند # 2 واقف نشوی به عقل کان چون زده‌اند %~% کاین زر ز سرای عقل بیرون ~~زده‌اند PageV1P3758 ### || [genre: robaee] # 1 آن سر که بود بی‌خبر از وی خسبد %~% آنکس که خبر یافت از او کی خسبد # 2 می‌گوید عشق در دو گوشم همه شب %~% ای وای بر آن کسی که بی‌وی خسبد ~~PageV1P3759 ### || [genre: robaee] # 1 آن طرفه جماعتی که جانشان بکشد %~% وین نادره آب حیوانشان بکشد # 2 گر فاش کنند مردمانشان بکشند %~% ور عشق نهان کنند آنان بکشند ~~PageV1P3760 ### || [genre: robaee] # 1 آن عشق که برق و بوش تا فرق رسید %~% مالم همه خورد و کار با دلق رسید # 2 آبی که از آن دامن خود میچیدم %~% اکنون جوشیده است و تا حلق رسید ~~PageV1P3761 ### || [genre: robaee] # 1 آن کان نبات و تنگ شکر نامد %~% وان آب حیات بحر گوهر نامد # 2 گفتم بروم به عشوه ms1951 دمها دهمش %~% چون راست بدیدمش دمم برنامد ~~PageV1P3762 ### || [genre: robaee] # 1 آن کز تو خدای این گدا می‌خواهد %~% در دهر کدام پادشا می‌خواهد # 2 هر ذره ز خورشید تو از دور خوش است %~% زان جمله خورشید ترا می‌خواهد ~~PageV1P3763 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که بر آتش جهانم بنهاد %~% صد گونه زبانه بر زبانم بنهاد # 2 چون شش جهتم شعله آتش بگرفت %~% آه کردم و دست بر دهانم بنهاد ~~PageV1P3764 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ترا بیند و خندان نشود %~% وز حیرت تو گشاده دندان نشود # 2 چندانکه بود هزار چندان نشود %~% جز کاهگل و کلوخ زندان نشود ~~PageV1P3765 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ترا شناخت جان را چه کند %~% فرزند و عیال و خانمان را چه کند # 2 دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی %~% دیوانه تو هر دو جهان را چه کند ~~PageV1P3766 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که از آب و گل نگاری دارد %~% روزی به وصال او قراری دارد # 2 ای نادره آنکه زاب و گل بیرون شد %~% کو چون تو غریب شهریاری دارد ~~PageV1P3767 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ز چرخ نیم نانی دارد %~% وز بهر مقام آشیانی دارد # 2 نی طالب کس بود نه مطلوب کسی %~% گو شاد بزی که خوش جهانی دارد ~~PageV1P3768 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ز دل دم اناالحق میزد %~% امروز بر این رسن معلق میزد # 2 وانکس که ز چشم سحر مطلق میزد %~% بر خود ز غمت هزار گون دق میزد ~~PageV1P3769 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که مرا به صدق اقرار کند %~% چون لعبتگان مرا به بازار کند # 2 بیزارم از آن کار و نیم بازاری %~% من بنده آن کسم که انکار کند ~~PageV1P3770 ### || [genre: robaee] # 1 آن کیست که بیرون درون مینگرد %~% در اهل جنون به صد فسون مینگرد # 2 وز دیده نگر که دیده چون مینگرد %~% و آن کیست که از دیده برون مینگرد ~~PageV1P3771 ### || [genre: robaee] # 1 آن لحظه که آن سرو ms1952 روانم برسید %~% تن زد تنم از شرم چو جانم برسید # 2 او چونکه چنان بد چنانم برسید %~% من چونکه چنین نیم بدانم برسید ~~PageV1P3772 ### || [genre: robaee] # 1 آن لحظه که از پیرهنت بوی رسد %~% من خود چه کسم چرخ و فلک جامه درد # 2 آن پیرهن یوسف خوشبوی کجاست %~% کامروز ز پیراهن تو بوی برد ~~PageV1P3773 ### || [genre: robaee] # 1 آن نزدیکی که دلستان را باشد %~% من ظن نبرم که نیز جان را باشد # 2 والله نکنم یاد مر او را هرگز %~% زانروی که یاد غایبان را باشد ~~PageV1P3774 ### || [genre: robaee] # 1 آن وسوسه‌ای که شرمها را ببرد %~% آن داهیه‌ای که بندها را بدرد # 2 چون سیر برهنه گردد از رسم جهان %~% در عشق جهان را به پیازی نخرد ~~PageV1P3775 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که بتش خزان سوخته‌اند %~% وز لطف بهار چشمشان دوخته‌اند # 2 اکنون همه را خلعت تو دوخته‌اند %~% شیوه‌گری و غنج درآموخته‌اند ~~PageV1P3776 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که به کوی عارفان افتادند %~% با نفخه صور چابک و دلشادند # 2 قومی به فدای نفس تن در دادند %~% قومی ز خود و جهان و جان آزادند ~~PageV1P3777 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که چو آب صافی و ساده روند %~% اندر رگ و مغز خلق چون باده روند # 2 من پای کشیدم و دراز افتادم %~% اندر کشتی دراز افتاده روند ~~PageV1P3778 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که دل از الست مست آوردند %~% جانرا ز عدم عشق‌پرست آوردند # 2 از دل بنهادند قدم بر سر جان %~% تا یک دل پر درد بدست آوردند ~~PageV1P3779 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که شب و روز ترا بر اثرند %~% صیاد نهانند ولی مختصرند # 2 با هر که بسازی تو از آنت ببرند %~% گر خود نروی کشان کشانت ببرند ~~PageV1P3780 ### || [genre: robaee] # 1 آن یار که از طبیب دل برباید %~% او را دارو طبیب چون فرمایند # 2 یک ذره ز حسن خویش اگر بنماید %~% والله که طبیب را طبیبی باید ~~PageV1P3781 ### || [genre: robaee] # 1 آن یار که عقلها شکارش میشد ms1953 %~% وان یار که کوه بیقرارش میشد # 2 گفتم که سر زلف بریدی گفتا %~% بسیار سر اندر سر کارش میشد PageV1P3782 ### || [genre: robaee] # 1 آهو بدود چو در پیش سگ بیند %~% بر اسب دونده حمله و تک بیند # 2 چندان بدود که در تنش رگ بیند %~% زیرا که صلاح خود را درین یک بیند ~~PageV1P3783 ### || [genre: robaee] # 1 اجری ده ارواحی و سلطان ابد %~% گرچه به قلب بها دینی و ولد # 2 بگذار که ساغر وفا در شکند %~% چون شیشه شکست پای مستان بخلد ~~PageV1P3784 ### || [genre: robaee] # 1 از آب حیات دوست بیمار نماند %~% در گلبن وصل دوست یک خار نماند # 2 گویند درچه‌ایست از دل سوی دل %~% چه جای دریچه‌ای که دیوار نماند ~~PageV1P3785 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش سودای توام تابی بود %~% در جوی دل از صحبت تو آبی بود # 2 آن آب سراب بود و آن آتش برف %~% بگذشت کنون قصه مگر خوابی بود ~~PageV1P3786 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش عشق تو جوانی خیزد %~% در سینه جمالهای جانی خیزد # 2 گر می‌کشیم بکش حلالست ترا %~% کز کشته دوست زندگانی خیزد PageV1P3787 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش عشق دوست تفها بزنید %~% وان آتش را در این علفها بزنید # 2 آن چنگ غمش چو پای ما بگرفتست %~% ما را به مثل بر همه دفها بزنید ~~PageV1P3788 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش عشق سردها گرم شود %~% وز تابش عشق سنگها نرم شود # 2 ای دوست گناه عاشقان سخت مگیر %~% کز باده عشق مرد بی‌شرم شود ~~PageV1P3789 ### || [genre: robaee] # 1 از آدمیی دمی بجائی ارزد %~% یک موی کز اوفتد بکانی ارزد # 2 هم آدمیی بود که از صحبت او %~% نادیدن او ملک جهانی ارزد PageV1P3790 ### || [genre: robaee] # 1 از تاب تو نی یار و عدو میماند %~% در بزم تو نی رطل سبو میماند # 2 جانا گیرم که خونم آشامیدی %~% آخر به لب شهد تو بو میماند PageV1P3791 ### || [genre: robaee] # 1 از خاک کف پات سران حیرانند %~% کوران همه مستند و کران حیرانند ms1954 # 2 زان پاکانیکه در صفا محو شدند %~% هم ایشان نیز اندر آن حیرانند ~~PageV1P3792 ### || [genre: robaee] # 1 از درد چو جان تو به فریاد آید %~% آنگه ز خدای عالمت یاد آید # 2 والله که اگر داد کنی داد آید %~% ور عشوه دهی یاد تو بر یاد آید ~~PageV1P3793 ### || [genre: robaee] # 1 از دیدن روئیکه ترا دیده بود %~% ما را به خدا نور دل و دیده بود # 2 خاصه روئیکه از ازل تا بابد %~% از دیدن روی تو نه ببریده بود ~~PageV1P3794 ### || [genre: robaee] # 1 از شبنم عشق خاک آدم گل شد %~% صد فتنه و شور در جهان حاصل شد # 2 صد نشتر عشق بر رگ روح زدند %~% یک قطره از آن چکید و نامش دل شد ~~PageV1P3795 ### || [genre: robaee] # 1 از شربت سودای تو هر جان که مزید %~% زآن آب حیات در مزید است مزید # 2 مرگ آمد و بو کرد مرا بوی تو دید %~% زانروی اجل امید از من ببرید ~~PageV1P3796 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق تو دریا همه شور انگیزد %~% در پای تو ابرها درر میریزد # 2 از عشق تو برقی بزمین افتادست %~% این دود به آسمان از آن میخیزد ~~PageV1P3797 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق خدا نه بر زیان خواهی شد %~% بی‌جان ز کجا شوی که جان خواهی شد # 2 اول به زمین از آسمان آمده‌ای %~% آخر ز زمین بر آسمان خواهی شد ~~PageV1P3798 ### || [genre: robaee] # 1 از لشکر صبرم علمی بیش نماند %~% وز هرچه مرا بود غمی بیش نماند # 2 وین طرفه تر است کز سر عشوه هنوز %~% دم میدمد و مرا دمی بیش نماند ~~PageV1P3799 ### || [genre: robaee] # 1 از لطف تو هیچ بنده نومید نشد %~% مقبول تو جز قبول جاوید نشد # 2 لطفت به کدام ذره پیوست دمی %~% کان ذره به از هزار خورشید نشد ~~PageV1P3800 ### || [genre: robaee] # 1 از ما بت عیار گریزان باشد %~% وز یاری ما یار گریزان باشد # 2 او عقل منور است و ما مست وییم %~% عقل از سر خمار ms1955 گریزان باشد ~~PageV1P3801 ### || [genre: robaee] # 1 از نیکی تو طبع بداندیش نماند %~% نی غصه و نی غم نه کم و بیش نماند # 2 از خیل جلالت تو عالم بگرفت %~% تا جمله ملک شدند و درویش نماند ~~PageV1P3802 ### || [genre: robaee] # 1 از یاد خدای مرد مطلق خیزد %~% بنگر که ز نور حق چه رونق خیزد # 2 این باطن مردان که عجایب بحریست %~% چون موج زند از آن اناالحق خیزد ~~PageV1P3803 ### || [genre: robaee] # 1 افسوس که طبع دلفروزیت نبود %~% جز دلشکنی و سینه سوزیت نبود # 2 دادم به تو من همه دل و دیده و جان %~% بردی تو همه ولیک روزیت نبود ~~PageV1P3804 ### || [genre: robaee] # 1 اکنون که رخت جان جهانی بربود %~% در خانه نشستنت کجا دارد سود # 2 آن روز که مه شدی نمیدانستی %~% کانگشت نمای عالمی خواهی بود ~~PageV1P3805 ### || [genre: robaee] # 1 امروز خوش است هر که او جان دارد %~% رو بر کف پای میر خوبان دارد # 2 چون بلبل مست داغ هجران دارد %~% مسکن شب و روز در گلستان دارد ~~PageV1P3806 ### || [genre: robaee] # 1 امروز ما یار جنون میخواهد %~% ما مجنون و او افزون می‌خواهد # 2 گر نیست چنین پرده چرا میدرد %~% رسوا شده او پرده برون میخواهد ~~PageV1P3807 ### || [genre: robaee] # 1 امشب چه لطیف و با نوا می‌گردد %~% لطفی دارد که کس بدان پی نبرد # 2 اندر گل و سنبلی که ارواح چرد %~% خیره شده خواب و روبرو مینگرد ~~PageV1P3808 ### || [genre: robaee] # 1 امشب ساقی به مشک می گردان کرد %~% دل یغما بر دو دست در ایمان کرد # 2 چندان می لعل ریخت تا طوفان کرد %~% چندانکه وثاق عقل را ویران کرد ~~PageV1P3809 ### || [genre: robaee] # 1 امشب شب آن نیست که از خانه روند %~% از یار یگانه سوی بیگانه روند # 2 امشب شب آنست که جانهای عزیز %~% در آتش اشتیاق مستانه روند ~~PageV1P3810 ### || [genre: robaee] # 1 اندر دل بی‌وفا غم و ماتم باد %~% آن را که وفا نیست ز عالم کم باد # 2 دیدی که مرا هیچ کسی ms1956 یاد نکرد %~% جز غم که هزار آفرین بر غم باد ~~PageV1P3811 ### || [genre: robaee] # 1 اندر رمضان خاک تو زر میگردد %~% چون سنگ که سرمه بصر میگردد # 2 آن لقمه که خورده‌ای قذر میگردد %~% وان صبر که کرده‌ای نظر میگردد ~~PageV1P3812 ### || [genre: robaee] # 1 اندر ره فقر دیده نادیده کنند %~% هرچه آن نه حدیث تست نشنیده کنند # 2 خاک در آن باش که شاهان جهان %~% خاک قدمش چو سرمه در دیده کنند ~~PageV1P3813 ### || [genre: robaee] # 1 اندر طلب آن قوم که بشتافته‌اند %~% از هرچه جز اوست روی برتافته‌اند # 2 خاک در او باش که سلطان و فقیر %~% این سلطنت و فقر از او یافته‌اند ~~PageV1P3814 ### || [genre: robaee] # 1 اندیشه هشیار تو هشیار کشد %~% زارش کشد و بزاری زار کشد # 2 شاهان همه خصم خویش بر دار کشند %~% زان دولت بیدار تو بیدار کشد ~~PageV1P3815 ### || [genre: robaee] # 1 انوار صلاح دین برانگیخته باد %~% بر دیده و جان عاشقان ریخته باد # 2 هر جان که لطیف گشت و از لطف گذشت %~% با خاک صلاح دین درآمیخته باد ~~PageV1P3816 ### || [genre: robaee] # 1 اول که رخم زرد و دلم پرخون بود %~% هم خرقه و همراه دلم مجنون بود # 2 آن صورت و آن قاعده تا اکنون بود %~% کاری آمد که آن همه مادون بود ~~PageV1P3817 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه ز تو مشکلم آسان گردد %~% سرو و گل و باغ مست احسان گردد # 2 گل سرمست و خار بد مست و خمار %~% جامی در ده که جمله یکسان گردد ~~PageV1P3818 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه نخست بر سحر چشم تو زد %~% وز با نمکی راه نظر چشم تو زد # 2 آنکس که چو توتیاش عزت داری %~% آمد به طریق شکرم چشم توزد PageV1P3819 ### || [genre: robaee] # 1 ای از قدمت خاک زمین خرم و شاد %~% شد حامله از شادی و صد غنچه بزاد # 2 زین غلغله‌ای فتاد در انجم و چرخ %~% در غلغله چشم ماه بر نجم فتاد ~~PageV1P3820 ### || [genre: robaee] # 1 ای اطلس دعوی ترا ms1957 معنی برد %~% فردا به قیامت این عمل خواهی برد # 2 شرمت بادا اگر چنین خواهی زیست %~% ننگت بادا اگر چنان خواهی مرد ~~PageV1P3821 ### || [genre: robaee] # 1 ایام وصال یار گوئی که نبود %~% وان دولت بیشمار گوئی که نبود # 2 از یار بجز فراق بر جای نماند %~% رفت آن همه روزگار گوئی که نبود ~~PageV1P3822 ### || [genre: robaee] # 1 ای اهل صفا که در جهان گردانید %~% از بهر بتی چرا چنین حیرانید # 2 آنرا که شما در این جهان جویانید %~% در خود چو جوئید شما خود آنید ~~PageV1P3823 ### || [genre: robaee] # 1 ای اهل مناجات که در محرابید %~% منزل دور است یک زمان بشتابید # 2 وی اهل خرابات که در غرقابید %~% صد قافله بگذشت و شما در خوابید ~~PageV1P3824 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل اثر صبح گه شام که دید %~% یک عاشق صادق نکونام که دید # 2 فریاد همی زنی که من سوخته‌ام %~% فریاد مکن سوخته‌ای خام که دید ~~PageV1P3825 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل اگرت رضای دلبر باید %~% آن باید کرد و گفت کو فرماید # 2 گر گوید خون گری مگوی از چه سبب %~% ور گوید جان بده مگو کی شاید ~~PageV1P3826 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل این ره به قیل و قالت ندهند %~% جز بر در نیستی وصالت ندهند # 2 وانگاه در آن هوا که مرغان ویند %~% تا با پر و بالی پر و بالت ندهند ~~PageV1P3827 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل سر آرزو به پای اندر بند %~% امید به فضل راهنمای اندر بند # 2 چون حاجت تو کسی روا می‌نکند %~% نومید مشو دل به خدای اندر بند ~~PageV1P3828 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست مگو تو بنده‌ای یا آزاد %~% بنده که خرد برای زشتی و فساد # 2 ای دست برآورده ترا دست که داد %~% بگزار مراد خویش کاوراست مراد ~~PageV1P3829 ### || [genre: robaee] # 1 ای روز برآ که ذره‌ها رقص کنند %~% آن کس که از او چرخ و هوا رقص کنند # 2 جانها ز خوشی بی‌سر و پا رقص کنند %~% در ms1958 گوش تو گویم که کجا رقص کنند ~~PageV1P3830 ### || [genre: robaee] # 1 ای سر روان باد خزانت مرساد %~% ای چشم جهان چشم بدانت مرساد # 2 ای آنکه تو جان آسمانی و زمین %~% جز رحمت و جز راحت جانت مرساد ~~PageV1P3831 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق ترا پری و انسان دانند %~% معروف تر از مهر سلیمان دانند # 2 در کالبد جهان ترا جان دانند %~% با تو چنان زیم که مرغان دانند ~~PageV1P3832 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق توم ان عذابی لشدید %~% ای عاشق تو به زخم تیغ تو شهید # 2 شب آمد و جمله خلق را خواب ببرد %~% کو خواب من ای جان مگرش گرگ درید ~~PageV1P3833 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق که جانها اثر جان تواند %~% ای عشق که نمکها ز نمکدان تواند # 2 ای عشق که زرها همه از کان تواند %~% پوشیده توئی و جمله عریان تواند ~~PageV1P3834 ### || [genre: robaee] # 1 ای قوم که برتر از مه و مهتابید %~% از هستی آب و گل چرا میتابید # 2 ای اهل خرابات که در غرقابید %~% خیزید که روز و شب چرا در خوابید ~~PageV1P3835 ### || [genre: robaee] # 1 ای لشکر عشق اگرچه بس جبارید %~% آن یار به خشم رفته را باز آرید # 2 یک جان نبرید دل اگر سخت کند %~% یک سر نبرید پای اگر بفشارید ~~PageV1P3836 ### || [genre: robaee] # 1 ای مرغ عجب که صید تو شیرانند %~% گمگشته سودای تو جان سیرانند # 2 خرم زی و آسوده که این شهر از تو %~% زیران ز بران و زبران زیرانند ~~PageV1P3837 ### || [genre: robaee] # 1 این پرده دل دگر مکن تا نرود %~% جز جانب او نظر مکن تا نرود # 2 این مجلس بیخودی که چون فردوس است %~% از مستی خود سفر مکن تا نرود ~~PageV1P3838 ### || [genre: robaee] # 1 این تنهائی هزار جان بیش ارزد %~% این آزادی ملک جهان بیش ارزد # 2 در خلوت یک زمانه با حق بودن %~% از جان و جهان و این و آن بیش ارزد ~~PageV1P3839 ### || [genre: robaee] # 1 ای نرم دلانیکه وفا ms1959 میکارید %~% بر خاک سیه در صفا میبارید # 2 در هر جائی خبر ز حالم دارید %~% در دست چنین هجر مرا مگذارید ~~PageV1P3840 ### || [genre: robaee] # 1 این سر که در این سینه ما میگردد %~% از گردش او چرخ دو تا میگردد # 2 نی سر داند ز پای و نی پای از سر %~% اندر سر و پا بی‌سر و پا میگردد ~~PageV1P3841 ### || [genre: robaee] # 1 این صورت آدمی که درهم بستند %~% نقشی است که در تویله غم بستند # 2 گه دیو گهی فرشته گاهی وحشی %~% این خود چه طلسم است که محکم بستند ~~PageV1P3842 ### || [genre: robaee] # 1 این طرفه که یار در دامن گنجد %~% جان دو هزار تن در این تن گنجد # 2 در یک گندم هزار خرمن گنجد %~% صد عالم و در چشمه سوزن گنجد ~~PageV1P3843 ### || [genre: robaee] # 1 این عشق به جانب دلیران گردد %~% آهو است که او بابت شیران گردد # 2 این خانه عشق از امل معمور است %~% می‌پنداری که بیتو ویران گردد ~~PageV1P3844 ### || [genre: robaee] # 1 این مست به باده‌ای دگر می‌گردد %~% قرابه تهی گشت و بسر می‌گردد # 2 ای محتسب این مست مرا دره مزن %~% هرچند ز پیش مست‌تر می‌گردد ~~PageV1P3845 ### || [genre: robaee] # 1 این واقعه را سخت بگیری شاید %~% از کوشش عاجزانه کاری ناید # 2 از رحمت ایزدی کلیدی باید %~% تا قفل چنین واقعه را بگشاید PageV1P3846 ### || [genre: robaee] # 1 بار دگر این خسته جگر باز آمد %~% بیچاره به پا رفت و به سرباز آمد # 2 از شوق تو بر مثال جانهای شریف %~% سوی ملک از کوی بشر بازآمد ~~PageV1P3847 ### || [genre: robaee] # 1 با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد %~% با عشق تو از شمع و چراغ اندیشد # 2 گویند که قوت دماغ از خوابست %~% عاشق کی شد که از دماغ اندیشد ~~PageV1P3848 ### || [genre: robaee] # 1 با سود وصال تو زیانت نرسد %~% جانی تو که زحمتی بجانت نرسد # 2 می‌ترساند ترا که تا هر نفسی %~% پر دل شوی و چشم بدانت نرسد ~~PageV1P3849 ### || [genre: robaee] # 1 ms1960 با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد %~% گوئی که بلا بر سر او ریخته شد # 2 منصور ز سر عشق میداد نشان %~% حلقش به طناب غیرت آویخته شد ~~PageV1P3850 ### || [genre: robaee] # 1 بخشای بر آن بنده که خوابش نبود %~% بخشای بر آن تشنه که آبش نبود # 2 بخشای که هر کو نکند بخشایش %~% در پیش خدا هیچ ثوابش نبود PageV1P3851 ### || [genre: robaee] # 1 بر بنده بخند تا ثوابت باشد %~% وز بنده شکر خنده جوابت باشد # 2 میگریم زار تا شرابت باشد %~% میسوزم دل که تا کبابت باشد PageV1P3852 ### || [genre: robaee] # 1 بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد %~% تا چهره ما به خاک ره رشک برد # 2 به زان نبود که پیش او خاک شویم %~% تا بو که بدین طریق در ما نگرد ~~PageV1P3853 ### || [genre: robaee] # 1 پرسیدم از آن کسی که برهان داند %~% کان کیست که او حقیقت جان داند # 2 خوش خوش به جواب گفت کای سودائی %~% این منطق طیر است سلیمان داند ~~PageV1P3854 ### || [genre: robaee] # 1 پرسید مهم که چشم تو مه را دید %~% گفتم که بدید و مه ز مه میپرسید # 2 گفتا که ز ماه عید میپرسم من %~% گفتم که بلی عید همی پرسد عید ~~PageV1P3855 ### || [genre: robaee] # 1 برقی که ز میغ آن جهان روی نمود %~% چون سوخته‌ای نیست کرا دارد سود # 2 از هر دو جهان سوخته‌ای میبایست %~% کان برق که می‌جهد در او گیرد زود ~~PageV1P3856 ### || [genre: robaee] # 1 بر گور من آن کو گذرد مست شود %~% ور ایست کند تا بابد مست شود # 2 در بحر رود بحر به مد مست شود %~% در خاک رود گور و لحد مست شود ~~PageV1P3857 ### || [genre: robaee] # 1 بر یار نظر کنم خجل میگردد %~% ور ننگرمش آفت دل میگردد # 2 در آب رخش ستارگان پیدایند %~% بی‌آب وی آبم همه گل میگردد PageV1P3858 ### || [genre: robaee] # 1 بس درمانها کان مدد درد شود %~% بس دولتها که روی از آن زرد شود # 2 خوف حق آن ms1961 بود کز آن گرم شوی %~% خوف آن نبود که گرم از آن سرد شود ~~PageV1P3859 ### || [genre: robaee] # 1 بسیار ترا خسته روان باید شد %~% و انگشت نمای این و آن باید شد # 2 گر آدمیی بساز با آدمیان %~% ور خود ملکی بر آسمان باید شد PageV1P3860 ### || [genre: robaee] # 1 بشنو اگرت تاب شنیدن باشد %~% پیوستن او ز خود بریدن باشد # 2 خاموش کن آنجا که جهان نظر است %~% چون گفتن ایشان همه دیدن باشد ~~PageV1P3861 ### || [genre: robaee] # 1 بعضی به صفات حیدر کرارند %~% بعضی دیگر ز زخم تو بیمارند # 2 عشقت گوید درست خواهم در راه %~% گوئی تو که نی شکستگان بسیارند ~~PageV1P3862 ### || [genre: robaee] # 1 بویت آمد گریز را روی نماند %~% پرهیز و گریز جز بدانسوی نماند # 2 از بوی تو رنگ و بوی مامید زدند %~% تا کار چنان شد که ز ما بوی نماند ~~PageV1P3863 ### || [genre: robaee] # 1 بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد %~% بدبخت چو خار تیز و سرکش باشد # 2 از صحبت گل خار ز آتش برهد %~% وز صحبت خار گل در آتش باشد PageV1P3864 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌بحر صفا گوهر ما سنگ آمد %~% بی‌جان جهان جان و جهان تنگ آمد # 2 چون صحبت دوست صیقل جان و دلست %~% در جان گیرش که رافع زنگ آمد ~~PageV1P3865 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌تو جانا قرار نتوانم کرد %~% احسان ترا شمار نتوانم کرد # 2 گر بر تن من شود زبان هر موئی %~% یک شکر تو از هزار نتوانم کرد ~~PageV1P3866 ### || [genre: robaee] # 1 بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد %~% رختی که نداشتیم سیلاب ببرد # 2 نیک و بد زهد و پارسائیرا %~% مهتاب بداد و باز مهتاب ببرد PageV1P3867 ### || [genre: robaee] # 1 بیدار شو ای دل که جهان می‌گذرد %~% وین مایه عمر رایگان میگذرد # 2 در منزل تن مخسب و غافل منشین %~% کز منزل عمر کاروان میگذرد ~~PageV1P3868 ### || [genre: robaee] # 1 پیران خرابات غمت بسیارند %~% چون چشم تو هم خفته و هم بیدارند # 2 بفرست شراب کاندلشدگان ms1962 %~% نه مست حقیقتند و نی هشیارند PageV1P3869 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌زارم از آن آب که آتش نشود %~% در زلف مشوشی مشوش نشود # 2 معشوقه ما خوش است بیخوش نشود %~% آن سر دارد که هیچ سرکش نشود ~~PageV1P3870 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌زارم از آن لعل که پیروزه بود %~% بی‌زارم از آن عشق که سه روزه بود # 2 بی‌زارم از آن ملک که دریوزه بود %~% بی‌زارم از آن عید که در روزه بود ~~PageV1P3871 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌عشق نشاط و طرب افزون نشود %~% بی‌عشق وجود خوب و موزون نشود # 2 صد قطره ز ابر اگر به دریا بارد %~% بی‌جنبش عشق در مکنون نشود ~~PageV1P3872 ### || [genre: robaee] # 1 بیمارم و غم در امتحانم دارد %~% اما غم او تر و جوانم دارد # 2 این طرفه نگر که هرچه در رنجوری %~% بیرون ز غمش خورم زیانم دارد ~~PageV1P3873 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌من به زبان من سخن می‌آید %~% من بی‌خبرم از آنکه می‌فرماید # 2 زهر و شکر آرزوی من می‌آید %~% ز آینده که داند چه کرا میشاید ~~PageV1P3874 ### || [genre: robaee] # 1 پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد %~% جان و دل عاشقان ز تو شادان باد # 2 آنکس که ترا بیند و شادی نکند %~% سر زیر و سیه گلیم و سرگردان باد ~~PageV1P3875 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌یاری تو دل بسوی یار نشد %~% تا لطف غمت ندیده غمخوار نشد # 2 هرچیز که بسیار شود خار شود %~% غمهای تو بسیار شد و خوار شد ~~PageV1P3876 ### || [genre: robaee] # 1 تا با غم عشق تو مرا کار افتاد %~% بیچاره دلم در غم بسیار افتاد # 2 بسیار فتاده بود اندر غم عشق %~% اما نه چنین زار که این بار افتاد ~~PageV1P3877 ### || [genre: robaee] # 1 تا بنده ز خود فانی مطلق نشود %~% توحید به نزد او محقق نشود # 2 توحید حلول نیست نابودن تست %~% ورنه به گزاف باطلی حق نشود ~~PageV1P3878 ### || [genre: robaee] # 1 تا تو بخودی ترا به خود ره ندهد %~% چون مست شدی ز دیده بیرون نجهند # 2 چون پاک ms1963 آئی ز هر دو عالم به یقین %~% آنگه بنشان نفرت انگشت نهند ~~PageV1P3879 ### || [genre: robaee] # 1 تا در دل من عشق تو اندوخته شد %~% جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد # 2 عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد %~% شعر و غزل دوبیتی آموخته شد ~~PageV1P3880 ### || [genre: robaee] # 1 تا در طلب مات همی کام بود %~% هر دم که برون ز ما زنی دام بود # 2 آن دل که در او عشق دلارام بود %~% گر زندگی از جان طلبد خام بود ~~PageV1P3881 ### || [genre: robaee] # 1 تا رهبر تو طبع بدآموز بود %~% بخت تو مپندار که پیروز بود # 2 تو خفته به صبح و شب عمرت کوتاه %~% ترسم که چو بیدار شوی روز بود ~~PageV1P3882 ### || [genre: robaee] # 1 تا سر نشود یقین که سرکش نشود %~% وان دلبر برگزیده سرکش نشود # 2 آن چشمه آبست چه آن آب حیات %~% آب حیوان نگردد آتش نشود PageV1P3883 ### || [genre: robaee] # 1 تا گوهر جان در این طبایع افتاد %~% همسایه شدند با وی این چار فساد # 2 زان گور بدان گور از آن رنگ گرفت %~% همسایه بدخدای کس را ندهاد ~~PageV1P3884 ### || [genre: robaee] # 1 تا مدرسه و مناره ویران نشود %~% اسباب قلندری بسامان نشود # 2 تا ایمان کفر و کفر ایمان نشود %~% یک بنده حق به حق مسلمان نشود ~~PageV1P3885 ### || [genre: robaee] # 1 نایی ببرید از نیستان استاد %~% با نه سوراخ و آدمش نام نهاد # 2 ای نی تو از این لب آمدی در فریاد %~% آن لب را بین که این لبت را دم ~~داد PageV1P3886 ### || [genre: robaee] # 1 بانگ مستی ز آسمان می‌آید %~% مستی ز فلک نعره‌زنان می‌آید # 2 از نعره او جان جهان می‌شورد %~% کان جان جهان از آن جهان می‌آید ~~PageV1P3887 ### || [genre: robaee] # 1 تنها بمرو که رهزنان بسیارند %~% یک جان داری و خصم جان بسیارند # 2 خصم جان را جان و جهان میخوانی %~% گولان چو تو در این جهان بسیارند ~~PageV1P3888 ### || [genre: robaee] # 1 تو جانی و هر زنده غم ms1964 جان بکشد %~% هر کان دارد منت آن بکشد # 2 هرجان که چو کارد با تو در بند زر است %~% گر تیغ زنی از بن دندان بکشد ~~PageV1P3889 ### || [genre: robaee] # 1 تو هیچ نه‌ای و هیچ توبه ز وجود %~% تو غرق زیانی و زیانت همه سود # 2 گوئیکه مرا نیست بجز خاک بدست %~% ای بر سر خاک جمله افلاک چه سود ~~PageV1P3890 ### || [genre: robaee] # 1 تیری ز کمانچه ربابی بجهید %~% از چنبر تن گذشت و بر قلب رسید # 2 آن پوست نگر که مغزها را بخلید %~% و آن پرده نگر که پرده‌ها را بدرید ~~PageV1P3891 ### || [genre: robaee] # 1 جامی که بگیرم میش انوار بود %~% بینی که بگویم همه اسرار بود # 2 در هر طرفی که بنگرد دیده من %~% بی‌پرده مرا ضیا دلدار بود ~~PageV1P3892 ### || [genre: robaee] # 1 جانا تبش عشق به غایت برسید %~% از شوق تو کارم به شکایت برسید # 2 ارزانکه نخواهی که بنالم سحری %~% دریاب که هنگام عنایت برسید ~~PageV1P3893 ### || [genre: robaee] # 1 جان باز که وصل او به دستان ندهند %~% شیر از قدح شرع به مستان ندهند # 2 آنجا که مجردان بهم می‌نوشند %~% یک جرعه به خویشتن‌پرستان ندهند ~~PageV1P3894 ### || [genre: robaee] # 1 جان چو سمندرم نگاری دارد %~% در آتش او چه خوش قراری دارد # 2 زان باده لبهاش بگردان ساقی %~% کز وی سر من عجب خماری دارد ~~PageV1P3895 ### || [genre: robaee] # 1 جان را جستم ببحر مرجان آمد %~% در زیر کفی قلزم پنهان آمد # 2 اندر دل تاریک به راه باریک %~% رفتم رفتم یکی بیابان آمد PageV1P3896 ### || [genre: robaee] # 1 جان روی به عالم همایون آورد %~% وز چون و چگونه دل به بیچون آورد # 2 آن راز که تاکنون همی بود نهان %~% از زیر هزار پرده بیرون آورد ~~PageV1P3897 ### || [genre: robaee] # 1 جان کیست که او بدیده کار تو کند %~% یا دیده و دل که او شکار تو کند # 2 گر از سر گور من برآید خاری %~% آن خار به عشق خار خار تو کند ~~PageV1P3898 ### || [genre: robaee] # 1 ms1965 جان محرم درگاه همی باید برد %~% دل پر غم و پر آه همی باید برد # 2 از خویش به ما راه نیابی هرگز %~% از ما سوی ما راه همی باید برد ~~PageV1P3899 ### || [genre: robaee] # 1 جانم ز هواهای تو یادی دارد %~% بیرون ز مرادها مرادی دارد # 2 بر باد دهم خویش در این باده عشق %~% کاین باده ز سودای تو بادی دارد ~~PageV1P3900 ### || [genre: robaee] # 1 جانیکه در او از تو خیالی باشد %~% کی آن جان را نقل و زوالی باشد # 2 مه در نقصان گرچه هلالی باشد %~% نقصان وی آغاز کمالی باشد PageV1P3901 ### || [genre: robaee] # 1 جائیکه در او چون نگاری باشد %~% کفر است که آنجای قراری باشد # 2 عقلی که ترا بیند و از سر نرود %~% سر کوفته به که زشت ماری باشد ~~PageV1P3902 ### || [genre: robaee] # 1 جز دمدمه عشق تو در گوش نماند %~% جان را ز حلاوت ازل هوش نماند # 2 بی‌رنگی عشق رنگها را آمیخت %~% وز قالب بی‌رنگ فراموش نماند ~~PageV1P3903 ### || [genre: robaee] # 1 جز صحبت عاشقان و مستان مپسند %~% دل در هوس قوم فرومایه مبند # 2 هر طایفه‌ات بجانب خویش کشند %~% زاغت سوی ویرانه و طوطی سوی قند ~~PageV1P3904 ### || [genre: robaee] # 1 چشمت صنما هزار دلدار کشد %~% آن ناله زیر او همه زار کشد # 2 شاهان زمانه خصم بردار کنند %~% آن نرگس بیدار تو بیدار کشد ~~PageV1P3905 ### || [genre: robaee] # 1 چشم تو هزار سحر مطلق دارد %~% هر گوشه هزار جان معلق دارد # 2 زلفت کفر است و دین رخ چون قمرست %~% از کفر نگر که دین چه رونق دارد ~~PageV1P3906 ### || [genre: robaee] # 1 چشمی که نظر بدان گل و لاله کند %~% این گنبد چرخ را پر از ناله کند # 2 میهای هزارساله هرگز نکنند %~% دیوانگیی که عشق یکساله کند PageV1P3907 ### || [genre: robaee] # 1 جودت همه آن کند که دریا نکند %~% این دم کرمت وعده به فردا نکند # 2 حاجت نبود از تو تقاضا کردن %~% کز شمس کسی نور تقاضا نکند PageV1P3908 ### || [genre: robaee] # 1 جوزی ms1966 که درونش مغز شیرین باشد %~% درجی که در او در خوش آیین باشد # 2 چندین ز حسد شکستن آن مطلب %~% گر بشکنیش هزار چندین باشد PageV1P3909 ### || [genre: robaee] # 1 چون بدنامی بروزگاری افتد %~% مرد آن نبود که نامداری افتد # 2 گر در خواهی ز قعر دریا بطلب %~% کان کف باشد که بر کناری افتد ~~PageV1P3910 ### || [genre: robaee] # 1 چون خمر تو در ساغر ما در ریزند %~% پنهان شدگان این جهان برخیزند # 2 هم امت پرهیز ز ما پرهیزند %~% هم اهل خرابات ز ما بگریزند PageV1P3911 ### || [genre: robaee] # 1 چون دیده بر آن عارض چون سیم افتاد %~% جان در لب تو چو دیده میم افتاد # 2 نمرود صفت ز دیدگان رفت دلم %~% در آتش سودای براهیم افتاد PageV1P3912 ### || [genre: robaee] # 1 چون دیده برفت توتیای تو چه سود %~% چون دل همه گشت خون وفای تو چه سود # 2 چون جان و جگر سوخت تمام از غم تو %~% آنگاه سخنان جانفزای تو چه سود ~~PageV1P3913 ### || [genre: robaee] # 1 چون روز وصال یار ما نیست پدید %~% اندک اندک ز عشق باید ببرید # 2 میگفت دلم که این محالست محال %~% سر پیش فکنده زیر لب میخندید ~~PageV1P3914 ### || [genre: robaee] # 1 چون زیر افکند در عراق آمیزد %~% دل عقل کند رها ز تن بگریزد # 2 من آتشم و چو درد می برخیزم %~% هر آتش را که درد می‌برخیزد ~~PageV1P3915 ### || [genre: robaee] # 1 چون شاهد پوشیده خرامان گردد %~% هر پوشیده ز جامه عریان گردد # 2 بس رخت به خیل کاو گروگان گردد %~% گر سنگ بود چو کان زرافشان گردد ~~PageV1P3916 ### || [genre: robaee] # 1 چون صبح ولای حق دمیدن گیرد %~% جان در تن زندگان پریدن گیرد # 2 حایی برسد مرد که در هر نفسی %~% بی‌زحمت چشم دوست دیدن گیرد ~~PageV1P3917 ### || [genre: robaee] # 1 چون صورت تو در دل ما بازآید %~% مسکین دل گمگشته بجا بازآید # 2 گر عمر گذشت و یک نفس بیش نماند %~% چون او برسد گذشته‌ها بازآید ~~PageV1P3918 ### || [genre: robaee] # 1 چون نیستی تو محض ms1967 اقرار بود %~% هستی تو سرمایه انکار بود # 2 هرکس که ز نیستی ندارد بوئی %~% کافر میرد اگرچه دیندار بود ~~PageV1P3919 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که دل از عشق جهانرا نگرد %~% خود چیست بجز عشق که آنرا نگرد # 2 بیزار شوم ز چشم در روز اجل %~% گر عشق رها کند که جانرا نگرد ~~PageV1P3920 ### || [genre: robaee] # 1 خاک توام و خدای حق میداند %~% واجب نبود که از منت بستاند # 2 ور بستاند دعا گری پیشه کنم %~% تا رحم کند پیش منت بنشاند PageV1P3921 ### || [genre: robaee] # 1 خاموش مراز گفت و گفتار تو کرد %~% بیکار مرا حلاوت کار تو کرد # 2 بگریختم از دام تو در خانه دل %~% دل دام شد و مرا گرفتار تو کرد ~~PageV1P3922 ### || [genre: robaee] # 1 خوابم ز خیال روی تو پشت بداد %~% وز تو ز خیال تو همی خواهم داد # 2 خوابم بشد ودست بدامان تو زد %~% خوابم خود مرد چون خیال تو بزاد ~~PageV1P3923 ### || [genre: robaee] # 1 خواهم گردی که از هوای تو رسد %~% باشد که به دیده خاک پای تو رسد # 2 جانم ز جفا خرم و خندان باشد %~% زیرا ز جفا بوی وفای تو رسد ~~PageV1P3924 ### || [genre: robaee] # 1 خواهم که دلم با غم هم‌خو باشد %~% گر دست دهد غمش چه نیکو باشد # 2 هان ای دل بی‌دل غم او دربر گیر %~% تا چشم زنی خود غم او او باشد ~~PageV1P3925 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید که باشد که بروی تو رسد %~% یا باد سبک سر که به موی تو رسد # 2 عقلی که کند خواجه گهی شهر وجود %~% دیوانه شود چون سر کوی تو رسد ~~PageV1P3926 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید که در خانه بقا می نکند %~% می‌گردد جابجا و جا می نکند # 2 آن نرو بجز قصد هوا می‌نکند %~% می‌گوید کاصل ما خطا می نکند ~~PageV1P3927 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید مگر بسته به پیشت میرد %~% وان ماه جگر خسته به پیشت میرد # 2 وان سرو و گل رسته به پیشت میرد %~% وین دلشده ms1968 پیوسته به پیشت میرد ~~PageV1P3928 ### || [genre: robaee] # 1 خوش عادت خوش خو که محمد دارد %~% ما را شب تیره بینوا نگذارد # 2 بنوازد آن رباب را تا به سحر %~% ور خواب آید گلوش را بفشارد ~~PageV1P3929 ### || [genre: robaee] # 1 خون دل عاشقان چو جیحون گردد %~% عاشق چو کفی بر سر آن خون گردد # 2 جسم تو چو آسیا و آبش عشق است %~% چون آب نباشد آسیا چون گردد ~~PageV1P3930 ### || [genre: robaee] # 1 دامان جلال تو ز دستم نشود %~% سودای تو از دماغ مستم نشود # 2 گوئیکه مرا چنانکه هستی بنمای %~% گر بنمایم چنانکه هستم نشود ~~PageV1P3931 ### || [genre: robaee] # 1 دانی صوفی بهر چه بسیار خورد %~% زیرا که بایام یکی بار خورد # 2 بگذار که تا این گل و گلزار خورد %~% تا چند چو اشتران ز غم خار خورد ~~PageV1P3932 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ آیید و سبز پوشان نگرید %~% هر گوشه دکان گل فروشان نگرید # 2 میخندد گل به بلبلان می‌گوید %~% خاموش شوید و در خموشان نگرید ~~PageV1P3933 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ هزار شاهد مهرو بود %~% گلها و بنفشه‌های مشکین بو بود # 2 وان آب زره زره که اندر جو بود %~% این جمله بهانه بود و او خود او بود ~~PageV1P3934 ### || [genre: robaee] # 1 در بندم از آن دو زلف بند اندر بند %~% در ناله‌ام از لبان قند اندر ~~قند # 2 هر وعده دیدار تو هیچ اندر هیچ %~% آخر غم هجران تو چند اندر چند ~~PageV1P3935 ### || [genre: robaee] # 1 در حضرت حق ستوده درویشانند %~% در صدر بزرگی همه بیخویشانند # 2 خواهی که مس وجود تو زر گردد %~% با ایشان باش کیمیا ایشانند ~~PageV1P3936 ### || [genre: robaee] # 1 در خدمتت ای جان چو بدن میافتد %~% زان سجده به بخت خویشتن میافتد # 2 هر بار که اندر قدمت میافتم %~% جان در باطن به پای من میافتد ~~PageV1P3937 ### || [genre: robaee] # 1 درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید %~% از حال بهشتیان مرا ننگ آید # 2 گوئیکه به صحرای بهشتم ببرند %~% صحرای ms1969 بهشت بر دلم تنگ آید ~~PageV1P3938 ### || [genre: robaee] # 1 در راه طلب رسیده‌ای میباید %~% دامان ز جهان کشیده‌ای میباید # 2 بی‌چشمی خویش را دوا کنی ور نی %~% عالم همه او است دیده‌ای میباشد ~~PageV1P3939 ### || [genre: robaee] # 1 در سلسله‌ات هر آنکه پا بست شود %~% گر فانی و گر نیست بود هست شود # 2 می‌فرمائی که بی‌خود و مست مشو %~% ناچار هر آنکه می‌خورد مست شود ~~PageV1P3940 ### || [genre: robaee] # 1 در سینه هر که ذره‌ای دل باشد %~% بی‌مهر تو زندگیش مشکل باشد # 2 با زلف چو زنجیر گره بر گرهت %~% دیوانه کسی بود که عاقل باشد ~~PageV1P3941 ### || [genre: robaee] # 1 در صحبت حق خموش میباید بود %~% بی‌چشم و زبان و گوش میباید بود # 2 خواهی که خلاص یابی از زنده دلی %~% با زنده‌دلان به هوش میباید بود ~~PageV1P3942 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق اگرچه خرده بینم کردند %~% در پیشروی اگر گزینم کردند # 2 آمد سرما و پوستینیم نشد %~% گرچه همه شهر پوستینم کردند PageV1P3943 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق توام نصیحت و پند چه سود %~% زهراب چشیده‌ام مرا قند چه سود # 2 گویند مرا که بند بر پاش نهید %~% دیوانه دلست پای در بند چه سود ~~PageV1P3944 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق توام وفا قرین میباید %~% وصل تو گمانست و یقین میباید # 2 کار من و دل خاصه در حضرت تو %~% بد نیست و لیکن به از این میباید ~~PageV1P3945 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد %~% مشتاق در آتش درون میخسبد # 2 بی‌دیده و دل اگر نخسبم چه عجب %~% خون گشته مرا دو دیده چون میخسبد ~~PageV1P3946 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق اگر دمی قرارت باشد %~% اندر صف عاشقان چه کارت باشد # 2 سر تیز چو خار باش تا یار چو گل %~% گه در برو گاه بر کنارت باشد ~~PageV1P3947 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق نه پستی نه بلندی باشد %~% نی بیهشی نه هوشمندی باشد # 2 قرائی و شیخی و مریدی نبود %~% قلاشی و کم‌زنی و رندی باشد ms1970 PageV1P3948 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق هزار جان و دل بس نکند %~% دل خود چه بود حدیث جان کس نکند # 2 این راه کسی رود که در هر قدمی %~% صد جان بدهد که روی واپس نکند ~~PageV1P3949 ### || [genre: robaee] # 1 در کام دل آنچه بود نفسم همه راند %~% هرگز نفسی نامه شرم نه بخواند # 2 نفس بد من مرا بدین روز نشاند %~% من ماندم و فضل تو دگر هیچ نماند ~~PageV1P3950 ### || [genre: robaee] # 1 در گریه خون مرا شکر خند تو کرد %~% بی‌بند مرا از این جهان بند تو کرد # 2 می‌فرمائی که عهد و سوگند تو کو %~% بی‌عهد مرا نه عهد و سوگند تو کرد ~~PageV1P3951 ### || [genre: robaee] # 1 در کوی خرابات تکبر نخرند %~% مردی ز سر کوی خرابات برند # 2 آنجا چو رسی مقامری باید کرد %~% یا مات شوی یا ببری یا ببرند ~~PageV1P3952 ### || [genre: robaee] # 1 در لشکر عشق چونکه خونریز کنند %~% شمشیر ز پاره‌های ما تیز کنند # 2 من غرقه آن سینه دریا صفتم %~% یاران مرا بگو که پرهیز کنند ~~PageV1P3953 ### || [genre: robaee] # 1 در مدرسه عشق اگر قال بود %~% کی فرق میان قال با حال بود # 2 در عشق نداد هیچ مفتی فتوی %~% در عشق زبان مفتیان لال بود PageV1P3954 ### || [genre: robaee] # 1 در می‌طلبی ز چشمه در بر ناید %~% جوینده در به قعر دریا باید # 2 این گوهر قیمتی کسی را شاید %~% کز آب حیات تشنه بیرون آید PageV1P3955 ### || [genre: robaee] # 1 در معنی هست و در عیان نیست که دید %~% در دل پیدا و در زبان نیست که ~~دید # 2 هستی جهان و در جهان نیست که دید %~% در هستی و نیستی چنان نیست که دید ~~PageV1P3956 ### || [genre: robaee] # 1 در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد %~% تا عرش همه فتنه و غوغا گیرد # 2 چون روح شود جهان نه بالا و نه زیر %~% چون عشق تو روح را ز بالا گیرد ~~PageV1P3957 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل اثر صبح گه شام ms1971 که دید %~% یک عاشق صادق نکونام که دید # 2 فریاد همی زنی که من سوخته‌ام %~% فریاد مکن سوخته خام که دید ~~PageV1P3958 ### || [genre: robaee] # 1 در نفی تو عقل را امان نتوان دید %~% جز در ره اثبات تو جان نتوان داد # 2 با اینکه ز تو هیچ مکان خالی نیست %~% در هیچ مکان ترا نشان نتوان داد ~~PageV1P3959 ### || [genre: robaee] # 1 درویش که اسرار جهان میبخشد %~% هردم ملکی به رایگان میبخشد # 2 درویش کسی نیست که نان میطلبد %~% درویش کسی بود که جان میبخشد ~~PageV1P3960 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق توم وفا قرین می‌باید %~% وصل تو گمانست یقین می‌باید # 2 کار من دل خواسته در خدمت تو %~% بد نیست ولیکن به ازین می‌باید ~~PageV1P3961 ### || [genre: robaee] # 1 دریا نکند سیر مرا جو چه کند %~% گلشن چو نباشدم مرا بو چه کند # 2 گر یار کرانه کرد او معذور است %~% من ماندم و صبر نیز تا او چه کند ~~PageV1P3962 ### || [genre: robaee] # 1 دردی داری که بحر را پر دارد %~% دردی که هزار بحر پر در دارد # 2 خواهی که بیا پیش فرود آی ز خر %~% زانروی که روی خر به آخر دارد ~~PageV1P3963 ### || [genre: robaee] # 1 دست تو به جود طعنه بر میغ زند %~% در معرکه تیغ گوهر آمیغ زند # 2 از کار تو آفتاب را شرمی باد %~% کو تیغ تو دیده صبحدم تیغ زند ~~PageV1P3964 ### || [genre: robaee] # 1 دشنام که از لب تو مهوش باشد %~% چون لعل بود که اصلش آتش باشد # 2 بر گوی که دشنام تو دلکش باشد %~% هر باد که بر گل گذرد خوش باشد ~~PageV1P3965 ### || [genre: robaee] # 1 دل با هوس تو زاد و بودی دارد %~% با سایه تو گفت و شنودی دارد # 2 لاحول همی کنم ولیکن لاحول %~% در عشق گمان مکن که سودی دارد ~~PageV1P3966 ### || [genre: robaee] # 1 دلتنگ مشو که دلگشائی آمد %~% دل نیک نواز با نوائی آمد # 2 غم را چو مگس شکست اکنون پر و بال %~% کز جانب قاف ms1972 جان همائی آمد ~~PageV1P3967 ### || [genre: robaee] # 1 دل جمله حکایت از بهار تو کند %~% جان جمله حدیث لاله‌زار تو کند # 2 مستی ز دو چشم پرخمار تو کند %~% تا خدمت لعل آبدار تو کند PageV1P3968 ### || [genre: robaee] # 1 دل داد مرا که دلستان را بزدم %~% آن را که نواختم همان را بزدم # 2 جانیکه بر آن زنده‌ام و خندانم %~% دیوانه شدم چنانکه جان را بزدم ~~PageV1P3969 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار ابد گرد دلم میگردد %~% گرد دل و جان خجلم میگردد # 2 زین گل چو درخت سر برآرم خندان %~% کاب حیوان گرد گلم میگردد ~~PageV1P3970 ### || [genre: robaee] # 1 دل در پی دلدار بسی تاخت و نشد %~% هر خشک و تری که داشت درباخت و نشد # 2 بیچاره به کنج سینه بنشست بمکر %~% هر حیله و فن که داشت پرداخت و نشد ~~PageV1P3971 ### || [genre: robaee] # 1 دل دوش در این عشق حریف ما بود %~% شب تا به سحرگاه نخفت و ناسود # 2 چون صبح دمید سوی تو آمد زود %~% با چهره زرد و دیده خون‌آلود ~~PageV1P3972 ### || [genre: robaee] # 1 دل را بدهم پند که عمدا نرود %~% پیش بت شنگ من از آنجا نرود # 2 لب می‌گزد آن بت که کجا افتادی %~% او کیست که باشد که رود یا نرود ~~PageV1P3973 ### || [genre: robaee] # 1 دل‌ها به سماع بیقرار افتادند %~% چون ابر بهار پر شرار افتادند # 2 ای زهره عیش کف رحمت بگشای %~% کاین مطرب و کف و دف ز کار افتادند ~~PageV1P3974 ### || [genre: robaee] # 1 دل هرچه در آشکار و پنهان گوید %~% زانموی چو مشک عنبرافشان گوید # 2 این آشفته است و او پریشان دانم %~% کاشفته سخنهای پریشان گوید ~~PageV1P3975 ### || [genre: robaee] # 1 دوش آن بت من همچو مه گردون بود %~% نی نی که به حسن از آفتاب افزون ~~بود # 2 از دایره خیال ما بیرون بود %~% دانم که نکو بود ندانم چه بود ~~PageV1P3976 ### || [genre: robaee] # 1 دوش از قمر تو آسمان مینوشید %~% وز آب حیات تو جهان مینوشید # 2 زان آب ms1973 حیاتی که حیاتست مزید %~% در هرچه حیات بود آن مینوشید ~~PageV1P3977 ### || [genre: robaee] # 1 دو کون خیال خانه‌ای بیش نبود %~% وامد شد ما بهانه‌ای بیش نبود # 2 عمریست که قصه‌ای ز جان میشنوی %~% قصه چکنم فسانه‌ای بیش نبود ~~PageV1P3978 ### || [genre: robaee] # 1 دی باغ ز وی شکر سلامت میکرد %~% بر روی شکوفه‌ها علامت میکرد # 2 آن سرو چمن دعوی قامت میکرد %~% گل خنده‌زنان بر او قیامت میکرد ~~PageV1P3979 ### || [genre: robaee] # 1 دی بنده بر آن قمر جانی شد %~% یک نکته بگفت و بحث را بانی شد # 2 میخواست که مدعاش ثابت گردد %~% ثابت نشد آن و مدعی فانی شد ~~PageV1P3980 ### || [genre: robaee] # 1 دی چشم تو رای سحر مطلق میزد %~% روی تو ره گنبد از رق میزد # 2 تا داشتی آفتاب در سایه زلف %~% جان بر صفت ذره معلق میزد PageV1P3981 ### || [genre: robaee] # 1 دیدم رخت از غم سر موئیم نماند %~% جز بندگی روی تو روئیم نماند # 2 با دل گفتم که آرزوئی در خواه %~% دل گفت که هیچ آرزوئیم نماند ~~PageV1P3982 ### || [genre: robaee] # 1 دی می‌رفتی بر تو تو نظر می‌کردند %~% آنانکه به مذهب تناسخ فردند # 2 سوگند به اعتقاد خود می‌خوردند %~% کاین یوسف ثانیست که باز آوردند ~~PageV1P3983 ### || [genre: robaee] # 1 دیوانه میان خلق پیدا باشد %~% زیرا که سوار اسب سودا باشد # 2 دیوانه کسی بود که او را نشناخت %~% دیوانه به نزد ما شناسا باشد ~~PageV1P3984 ### || [genre: robaee] # 1 رفتم بدر خانه آنخوش پیوند %~% بیرون آمد بنزد من خنداخند # 2 اندر بر خود کشید نیکم چون قند %~% کای عاشق و ای عارف و ای دانشمند ~~PageV1P3985 ### || [genre: robaee] # 1 رو دیده بدوز تا دلت دیده شود %~% زاندیده جهان دگرت دیده شود # 2 گر تو ز پسند خویش بیرون آئی %~% کارت همه سر بسر پسندیده شود ~~PageV1P3986 ### || [genre: robaee] # 1 روز آمد و غوغای تو در بردارد %~% شب آمد و سودای تو بر سر دارد # 2 کار شب و روز نیست این کار منست %~% کی دو خر لنگ ms1974 بار من بردارد ~~PageV1P3987 ### || [genre: robaee] # 1 روز شادیست غم چرا باید خورد %~% امروز می از جام وفا باید خورد # 2 چند از کف خباز و سفا رزق خوریم %~% یکچند هم از کف خدا باید خورد ~~PageV1P3988 ### || [genre: robaee] # 1 روز محک محتشم و دون آمد %~% زنهار مگو چونکه ز بیچون آمد # 2 روزیست که از ورای گردون آمد %~% زان روز بهی که روزافزون آمد ~~PageV1P3989 ### || [genre: robaee] # 1 روزیکه بود دلت ز جان پر از درد %~% شکرانه هزاران جان فدا باید کرد # 2 کاندر ره عشق و عاشقی ای سره مرد %~% بیشکر قفای نیکوان نتوان کرد ~~PageV1P3990 ### || [genre: robaee] # 1 روزی که جمال آن صنم دیده شود %~% از فرق سرم تا به قدم دیده شود # 2 تا من به هزار دیده بینم او را %~% کارم بدو دیده کسی پسندیده شود ~~PageV1P3991 ### || [genre: robaee] # 1 روزی که خیال دلستان رقص کند %~% یک جان چکند که صد جهان رقص کند # 2 هر پرده که میزنند در خانه دل %~% مسکنی تن بینوا همان رقص کند ~~PageV1P3992 ### || [genre: robaee] # 1 روزی که ز کار کمترک می‌آید %~% در دیده خیال آن بتک می‌آید # 2 از نادره‌گی و از غریبی که ویست %~% در عین دلست و دل به شک می‌آید ~~PageV1P3993 ### || [genre: robaee] # 1 روزیکه مرا عشق تو دیوانه کند %~% دیوانگی کنم که دیو آن نکند # 2 حکم مژه تو آن کند با دل من %~% کز نوک قلم خواجه دیوان نکند ~~PageV1P3994 ### || [genre: robaee] # 1 روزیکه وجودها تولد گیرد %~% روزیکه عدم جانب اعلا گیرد # 2 تا قبضه شمشیر که آلاید خون %~% تا آتش اقبال که بالا گیرد PageV1P3995 ### || [genre: robaee] # 1 رو نیکی کن که دهر نیکی داند %~% او نیکی را از نیکوان نستاند # 2 مال از همه ماند و از تو هم خواهد ماند %~% آن به که بجای مال نیکی ~~ماند PageV1P3996 ### || [genre: robaee] # 1 زان آب که چرخ از آن بسر می‌گردد %~% استاره جانم چو قمر می‌گردد # 2 بحریست محیط و در وی ms1975 این خلق مقیم %~% تا کیست کز این بحر گهر میگردد ~~PageV1P3997 ### || [genre: robaee] # 1 زان مقصد صنع تو یکی نی ببرید %~% از بهر لب چون شکر خود بگزید # 2 وان نی ز تو از بسکه می لب نوشید %~% هم بر لب تو مست شد و بخروشید ~~PageV1P3998 ### || [genre: robaee] # 1 ز اول که مرا عشق نگارم بربود %~% همسایه من ز ناله من نغنود # 2 اکنون کم شد ناله عشقم بفزود %~% آتش چو هوا گرفت کم گردد دود ~~PageV1P3999 ### || [genre: robaee] # 1 زلفت چو بر آن لعل شکرخای زند %~% در بردن جان بندگان رای زند # 2 دست خوش خویش را کس از دست دهد %~% افتاده خویش را کسی پای زند ~~PageV1P4000 ### || [genre: robaee] # 1 زلف تو به حسن ذوفنونها برزد %~% در مالش عنبر آستینها برزد # 2 مشگش گفتم از این سخن تاب آورد %~% درهم شد و خویشتن زمینها برزد ~~PageV1P4001 ### || [genre: robaee] # 1 زندان تو از نجات خوشتر باشد %~% نفرین تو از نبات خوشتر باشد # 2 شمشیر تو از حیات خوشتر باشد %~% ناسور تو از نوات خوشتر باشد ~~PageV1P4002 ### || [genre: robaee] # 1 زنهار مگو که رهروان نیز نیند %~% کامل صفتان بی‌نشان نیز نیند # 2 ز اینگونه که تو محرم اسرار نه‌ای %~% میپنداری که دیگران نیز نیند ~~PageV1P4003 ### || [genre: robaee] # 1 سر دل عاشقان ز مطرب شنوید %~% با ناله او بگرد دلها بروید # 2 در پرده چه گفت اگر بدو میگروید %~% یعنی که ز پرده هیچ بیرون نروید ~~PageV1P4004 ### || [genre: robaee] # 1 سر مستان را ز محتسب ترسانند %~% شد محتسب مست همه میدانند # 2 این مردم شهر ما اگر مردانند %~% این مستان را چرا گرو نستانند ~~PageV1P4005 ### || [genre: robaee] # 1 سرویکه ز باغ پاکبازان باشد %~% هم سرکش و هم سرخوش و نازان باشد # 2 گر سر کشد او ز سرکشان میرسدش %~% کاندر سر او غرور بازان باشد ~~PageV1P4006 ### || [genre: robaee] # 1 سرهای درختان گل تر میچینند %~% و اندر دل خود کان گهر می‌بینند # 2 چون بر سر پایند که با بی‌برگی %~% نومید ms1976 نگردند و ز پا می‌شینند ~~PageV1P4007 ### || [genre: robaee] # 1 سرهای درختان گل رعنا چیدند %~% آن یعقوبان یوسف خود را دیدند # 2 ایام زمستان چو سیه پوشیدند %~% آخر ز پس نوحه‌گری خندیدند PageV1P4008 ### || [genre: robaee] # 1 سودای ترا بهانه‌ای بس باشد %~% مستان ترا ترانه‌ای بس باشد # 2 در کشتن ما چه میزنی تیغ جفا %~% ما را سر تازیانه‌ای بس باشد ~~PageV1P4009 ### || [genre: robaee] # 1 سوز دل عاشقان شررها دارد %~% درد دل بی‌دلان اثرها دارد # 2 نشنیدستی که آه دلسوختگان %~% بر حضرت رحمت گذرها دارد PageV1P4010 ### || [genre: robaee] # 1 شاد آنکه جمال ماهتابش ببرد %~% ساقی کرم مست و خرابش ببرد # 2 می‌آید آب دیده می‌ناید خواب %~% ترسد که اگر بیاید آبش ببرد ~~PageV1P4011 ### || [genre: robaee] # 1 شاد آنکه ز دور ما یار ما بنماید %~% چون بچه خرد آستین برخاید # 2 چون دید مرا کنار را بگشاید %~% چون باز جهد مرغ دلم برباید ~~PageV1P4012 ### || [genre: robaee] # 1 شادی همه طالبان که مطلوب رسید %~% داد ای همه عاشقان که محبوب رسید # 2 آن صحت رنجهای ایوب رسید %~% آن یوسف صد هزار یعقوب رسید PageV1P4013 ### || [genre: robaee] # 1 شادم که غم تو در دل من گنجد %~% زیرا که غمت بجای روشن گنجد # 2 آن غم که نگنجد در افلاک و زمین %~% اندر دل چون چشمه سوزن گنجد ~~PageV1P4014 ### || [genre: robaee] # 1 شادی زمانه با غمم برنامد %~% جز از غم دوست مرهمم برنامد # 2 گفتم که به بینمش چه دمها دهمش %~% چون راست بدیدمش دمم برنامد ~~PageV1P4015 ### || [genre: robaee] # 1 شاهیست که تو هرچه بپوشی داند %~% بی‌کام و زبان گر بخروشی داند # 2 هر کس هوس سخن فروشی داند %~% من بنده آنم که خموشی داند PageV1P4016 ### || [genre: robaee] # 1 شب چون دل عاشقان پر از سودا شد %~% از چشم بد و نیک جهان تنها شد # 2 با خون دلم چون سفر پنهانی %~% گویند اشارتی که وقت آنها شد ~~PageV1P4017 ### || [genre: robaee] # 1 شب رفت کجا رفت همانجای که بود %~% تا خانه رود باز یقین هر موجود # 2 ms1977 ای شب چو روی بدان مقام موعود %~% از من برسان که آن فلانی چون بود ~~PageV1P4018 ### || [genre: robaee] # 1 شب گشت که خلقان همه در خواب روند %~% ماننده ماهی همه در آب روند # 2 چون روز شود جانب اسباب روند %~% قوم دگری بسوی وهاب روند PageV1P4019 ### || [genre: robaee] # 1 شور آوردم که گاو گردون نکشد %~% دیوانگیی که صد چو مجنون نکشد # 2 هم من بکشم که شور تو جان منست %~% جان خود را بگو کسی چون نکشد ~~PageV1P4020 ### || [genre: robaee] # 1 شور عجبی در سر ما میگردد %~% دل مرغ شده است و در هوا میگردد # 2 هر ذره ما جدا جدا میگردد %~% دلدار مگر در همه جا میگردد PageV1P4021 ### || [genre: robaee] # 1 شیرین سخنی در دل ما میخندد %~% بر خسرو شیرین سخنی می‌بندد # 2 گه تند کند مرا و او رام شود %~% گه رام کند مرا و او می‌تندد ~~PageV1P4022 ### || [genre: robaee] # 1 صافی صفت و پاک نظر باید بود %~% وز هرچه جز اوست بیخبر باید بود # 2 هر لحظه اگر هزار دردت باشد %~% در آرزوی درد دگر باید بود PageV1P4023 ### || [genre: robaee] # 1 صبح آمد و وقت روشنائی آمد %~% شبخیزان را دم جدائی آمد # 2 آن چشم چو پاسبان فروبست بخواب %~% وقت هوس شکر ربائی آمد PageV1P4024 ### || [genre: robaee] # 1 صبح است و صبا مشک فشان می‌گذرد %~% دریاب که از کوی فلان می‌گذرد # 2 برخیز چه خسبی که جهان می‌گذرد %~% بوئی بستان که کاروان می‌گذرد ~~PageV1P4025 ### || [genre: robaee] # 1 صد بار ز سر برفت عقلم و آمد %~% تا کی ز می شیفتگان آشامد # 2 از کار بماندم وز بیکاری نیز %~% تا عاقبت کار کجا انجامد PageV1P4026 ### || [genre: robaee] # 1 صد سال بقای آن بت مهوش باد %~% تیر غم او دل من ترکش باد # 2 بر خاک درش بمرد خوش خوش دل من %~% یارب که دعا کرد که خاکش خوش باد ~~PageV1P4027 ### || [genre: robaee] # 1 صد مرحله زانسوی خرد خواهم شد %~% فارغ ز وجود نیک و بد خواهم شد # 2 ms1978 از بس خوبی که در پس پرده منم %~% ای بیخبران عاشق خود خواهم شد ~~PageV1P4028 ### || [genre: robaee] # 1 طاوس نه‌ای که بر جمالت نگرند %~% سیمرغ نه‌ای که بیتو نام تو برند # 2 شهباز نه‌ای که از شکار تو چرند %~% آخر تو چه مرغی و ترا با چه خرند ~~PageV1P4029 ### || [genre: robaee] # 1 عارف چو گل و جز گل خندان نبود %~% تلخی نکند عادت قند آن نبود # 2 مصباح زجاجه است جان عارف %~% پس شیشه بود زجاجه سندان نبود ~~PageV1P4030 ### || [genre: robaee] # 1 هر دل که درو مهر تو پنهان نبود %~% کافر بود آن دل و مسلمان نبود # 2 شهری که درو هیبت سلطان نبود %~% ویران شده گیر اگرچه ویران نبود ~~PageV1P4031 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق تو یقین دان که مسلمان نبود %~% در مذهب عشق کفر و ایمان نبود # 2 در عشق تن و عقل و دل و جان نبود %~% هرکس که چنین نگشت او آن نبود ~~PageV1P4032 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق که بناز و ناز کی فرد بود %~% در مذهب عاشقی جوانمرد بود # 2 بر دلشدگان چه ناز در خورد بود %~% یعقوب که یوسفی کند سرد بود ~~PageV1P4033 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق که تواضع ننماید چکند %~% شبها که بکوی تو نیاید چکند # 2 گر بوسه زند زلف ترا تیره مشو %~% دیوانه که زنجیر نخاید چکند ~~PageV1P4034 ### || [genre: robaee] # 1 عشاق به یک دم دو جهان در بازند %~% صد ساله بقا به یک زمان دربازند # 2 بر بوی دمی هزار منزل بروند %~% وز بهر دلی هزار جان دربازند ~~PageV1P4035 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آن باشد که خلق را دارد شاد %~% عشق آن باشد که داد شادیها داد # 2 زاده است مرا مادر عشق از اول %~% صد رحمت و آفرین بر آن مادر باد ~~PageV1P4036 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آن خوشتر کز او بلاها خیزد %~% عاشق نبود که از بلا پرهیزد # 2 مردانه کسی بود که در شیوه عشق %~% چون عشق به جان رسد ز جان بگریزد ~~PageV1P4037 ### || [genre: robaee] # 1 عشق ms1979 از ازلست و تا ابد خواهد بود %~% جوینده عشق بیعدد خواهد بود # 2 فردا که قیامت آشکارا گردد %~% هر دل که نه عاشق است رد خواهد بود ~~PageV1P4038 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو بهر صومعه مستی دارد %~% بازار بتان از تو شکستی دارد # 2 دست غم تو بهر دو عالم برسید %~% الحق که غمت درازدستی دارد ~~PageV1P4039 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو خوشی چو قصد خونریز کند %~% جان از قفس قالب من خیز کند # 2 کافر باشد که با لب چون شکرت %~% امکان گنه یابد و پرهیز کید ~~PageV1P4040 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو سلامت ز جهان می‌ببرد %~% هجر تو اجل گشته که جان می‌ببرد # 2 آندل که به صد هزار جان می‌ندهم %~% یک خنده تو به رایگان می‌ببرد ~~PageV1P4041 ### || [genre: robaee] # 1 عشقی آمد که عشقها سودا شد %~% سوزیدم و خاکستر من هم لا شد # 2 باز از هوس سوز خاکستر من %~% واگشت و هزار بار صورتها شد PageV1P4042 ### || [genre: robaee] # 1 عقل و دل من چه عیشها میداند %~% گر یار دمی پیش خودم بنشاند # 2 صد جای نشیب آسیا میدانم %~% کز بی‌آبی کار فرو میماند PageV1P4043 ### || [genre: robaee] # 1 علم فقها ز شرع و سنت باشد %~% حکم حکما بیان حجت باشد # 2 لیکن سخنان اولیای ملکوت %~% از کشف و عیان نور حضرت باشد PageV1P4044 ### || [genre: robaee] # 1 عید آمده کز تو عید عیدانه برد %~% از خرمن ماه تو به دل دانه برد # 2 اینش برسد که روی بر ماه کند %~% وینش نرسد که ماه نو خانه برد ~~PageV1P4045 ### || [genre: robaee] # 1 غم را بر او گزیده میباید کرد %~% وز چاه طمع بریده میباید کرد # 2 خون دل من ریخته میخواهد یار %~% این کار مرا به دیده میباید کرد ~~PageV1P4046 ### || [genre: robaee] # 1 غم کیست که گرد دل مردان گردد %~% غم گرد فسردگان و سردان گردد # 2 اندر دل مردان خدا دریائیست %~% کز موج خوشش گنبد گردان گردد ~~PageV1P4047 ### || [genre: robaee] # 1 فردا که به محشر اندر آید زن ms1980 و مرد %~% از بیم حساب رویها گردد زرد # 2 من عشق ترا به کف نهم پیش برم %~% گویم که حساب من از این باید کرد ~~PageV1P4048 ### || [genre: robaee] # 1 قاصد پی اینکه بنده خندان نشود %~% پنهان مکن از بنده که پنهان نشود # 2 گر بر در باغی بنویسی زندان %~% باغ از پی آن نوشته زندان نشود ~~PageV1P4049 ### || [genre: robaee] # 1 قد الفم ز مشق چون جیم افتاد %~% آن سو که توئی حسن دو میم افتاد # 2 آن خوبی باقی تو ایجان جهان %~% دل بستد و اندر پی باقیم افتاد ~~PageV1P4050 ### || [genre: robaee] # 1 قومی به خرابات تو اندر بندند %~% رندی چند و کس نداند چندند # 2 هشیاری و آگهی ز کس نپسندند %~% بر نیک و بد خلق جهان میخندند ~~PageV1P4051 ### || [genre: robaee] # 1 کاری ز درون جان میباید %~% وز قصه شنیدن این گره نگشاید # 2 یک چشمه آب در درون خانه %~% به زان رودی که از برون می‌آید ~~PageV1P4052 ### || [genre: robaee] # 1 کامل صفتی راه فنا می‌پیمود %~% چون باد گذر کرد ز دریای وجود # 2 یک موی ز هست او بر او باقی بود %~% آن موی به چشم فقر زنار نمود ~~PageV1P4053 ### || [genre: robaee] # 1 گر با دل و دنده هیچ کارم افتد %~% در وقت وصال آن نگارم افتد # 2 خون دل ز آب دیده زان میبارم %~% تا آن دل و دیده در کنارم افتد ~~PageV1P4054 ### || [genre: robaee] # 1 گر چرخ ترا خدمت پیوست کند %~% مپذیر که عاقبت ترا پست کند # 2 ناگاه به شربتی ترا مست کند %~% در گردن معشوق دگر دست کند PageV1P4055 ### || [genre: robaee] # 1 گر خواب ترا خواجه گرفتار کند %~% من نگذارم کسیت بیدار کند # 2 عشقت چو درخت سیب میافشاند %~% تا خواب ترا چو برگ طیار کند ~~PageV1P4056 ### || [genre: robaee] # 1 گر در طلبی ز چشمه در بر ناید %~% جوینده در به قعر دریا باید # 2 این گوهر قیمتی کسی را شاید %~% کز آب حیات تشنه بیرون آید PageV1P4057 ### || [genre: robaee] # 1 گر دریا را ms1981 همه نهنگان گیرند %~% ور صحرا را همه پلنگان گیرند # 2 ور نعمت و مال چشم تنگان گیرند %~% عشاق جمال خوب رنگان گیرند ~~PageV1P4058 ### || [genre: robaee] # 1 گر صبر کنم جامعه جان میسوزد %~% جان من و آن جملگان میسوزد # 2 ور بانگ برآورم دهان میسوزد %~% از من گذرد هر دو جهان میسوزد ~~PageV1P4059 ### || [genre: robaee] # 1 گر صبر کنم دل از غمت تنگ آید %~% ور فاش کنم حسود در چنگ آید # 2 پرهیز کنم که شیشه بر سنگ آید %~% گوئی که ز عشق ما ترا ننگ آید ~~PageV1P4060 ### || [genre: robaee] # 1 اگر عاشق را فنا و مردن باشد %~% یا در ره عشق جان سپردن باشد # 2 پس لاف بود آنچه بگفتند که عشق %~% از عین حیات آب خوردن باشد ~~PageV1P4061 ### || [genre: robaee] # 1 گر ما نه همه تنور سوزان باشد %~% ناگه ز درم درآی گرم آن باشد # 2 چون وعده دهی نیابی سرد آن باشد %~% سرما نه همه سرد زمستان باشد ~~PageV1P4062 ### || [genre: robaee] # 1 گر مرده شود تن بر خود جاش کنند %~% ور زنده بود قصد سر و پاش کنند # 2 گفتم که مرا حریف اوباش کنند %~% گفتا نی نی مست شوی فاش کنند ~~PageV1P4063 ### || [genre: robaee] # 1 گر نگریزی ز ما بنازی چه شود %~% ور نرد وداع ما نبازی چه شود # 2 ما را لب خشک و دیده تر بی‌تست %~% گر با تر و خشک ما بسازی چه شود ~~PageV1P4064 ### || [genre: robaee] # 1 گر هر دو جهان ز خار غم پر باشد %~% از خار بترسد آنکه اشتر باشد # 2 ور جان و جهان ز غصه آلوده شود %~% پاکیزه شود چو عشق گازر باشد ~~PageV1P4065 ### || [genre: robaee] # 1 کس از خم چوگان تو گوئی نبرد %~% وز وصل تو ره به جستجوئی نبرد # 2 گر یوسف دیده همچو یعقوب کند %~% از پیرهن حسن تو بوئی نبرد ~~PageV1P4066 ### || [genre: robaee] # 1 کس واقف آن حضرت شاهانه نشد %~% تا بی‌دل و بی‌عقل سوی خانه نشد # 2 دیوانه کسی بود که آن روی ms1982 تو دید %~% وانگه ز تو دور ماند و دیوانه نشد ~~PageV1P4067 ### || [genre: robaee] # 1 کشتی چو به دریای روان میگذرد %~% می‌پندارد که نیستان میگذرد # 2 ما میگذریم ز این جهان در همه حال %~% می‌پندارم کاین جهان میگذرد ~~PageV1P4068 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم بیتی نگار از من رنجید %~% یعنی که بوزن بیت ما را سنجید # 2 گفتم که چه ویران کنی این بیت مرا %~% گفتا به کدام بیت خواهم گنجید ~~PageV1P4069 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم جانی به ترک جان نتوان کرد %~% گفتا جانرا چو تن نشان نتوان کرد # 2 گفتم که تو بحر کرمی گفت خموش %~% در است چو سنگ رایگان نتوان کرد ~~PageV1P4070 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که به من رسید دردت بمزید %~% گفتا خنک آن جان که بدین درد رسید # 2 گفتم که دلم خون شد از دیده دوید %~% گفت اینکه تو را دوید کس را ندوید ~~PageV1P4071 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که ز خردی دل من نیست پدید %~% غمهای بزرگ تو در او چون گنجید # 2 گفتا که ز دل بدیده باید نگرید %~% خرد است و در او بزرگها بتوان دید ~~PageV1P4072 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی که بگو زبان چه محرم باشد %~% محرم نبود هرچه به عالم باشد # 2 والله نتوان حدیث آن دم گفتن %~% با او که سرشت خاک آدم باشد ~~PageV1P4073 ### || [genre: robaee] # 1 کو پای که او باغ و چمن را شاید %~% کو چشم که او سرو و سمن را شاید # 2 پای و چشمی یکی جگر سوخته‌ای %~% بنمای یکی که سوختن را شاید ~~PageV1P4074 ### || [genre: robaee] # 1 گوید چونی خوشی و در خنده شود %~% چون باشد مرده ای که او زنده شود # 2 امروز پراکنده نخواهم گفتن %~% هرچند که راه او پراکنده شود ~~PageV1P4075 ### || [genre: robaee] # 1 گویند که فردوس برین خواهد بود %~% آنجا می ناب و حور عین خواهد بود # 2 پس ما می و معشوق به کف میداریم %~% چون عاقبت کار همین خواهد بود ~~PageV1P4076 ### || [genre: robaee] # 1 کی باشد کین نبش ms1983 بنوش تو رسد %~% زهرم به لب شکرفروش تو رسد # 2 زیرا که تو کیمیای بی‌پایانی %~% ای خوش خامی که او بجوش تو رسد ~~PageV1P4077 ### || [genre: robaee] # 1 کی غم خورد آنکه با تو خرم باشد %~% ور نور تو آفتاب عالم باشد # 2 اسرار جهان چگونه پوشیده شود %~% بر خاطره آنکه با تو محرم باشد ~~PageV1P4078 ### || [genre: robaee] # 1 کی غم خورد آنکه شاد مطلق باشد %~% واندل که برون ز چرخ ازرق باشد # 2 تخم غم را کجا پذیرد چو زمین %~% آن کز هوسش فلک معلق باشد PageV1P4079 ### || [genre: robaee] # 1 کی گفت که آن زنده جاوید بمرد %~% کی گفت که آفتاب امید بمرد # 2 آن دشمن خورشید در آمد بر بام %~% دو دیده ببست و گفت خورشید بمرد ~~PageV1P4080 ### || [genre: robaee] # 1 لبهای تو آنگه که با ستیز بود %~% در هر دو جهان از تو شکرریز بود # 2 گر در دل تنگ خود تو ماهی بینی %~% از من بشنو که شمس تبریز بود ~~PageV1P4081 ### || [genre: robaee] # 1 لعلیست که او شکر فروشی داند %~% وز عالم غیب باده نوشی داند # 2 نامش گویم و لیک دستوری نیست %~% من بنده آنم که خموشی داند ~~PageV1P4082 ### || [genre: robaee] # 1 ما بسته بدیم بند دیگر آمد %~% بیدل شده و نژند دیگر آمد # 2 در حلقه زلف او گرفتار بدیم %~% در گردن ما کمند دیگر آمد PageV1P4083 ### || [genre: robaee] # 1 هر لحظه میی به جان سرمست دهد %~% تا جان و دلم به وصل پیوست دهد # 2 این طرفه که یک قطره آب آمده است %~% تا دریای پر گهرش دست دهد ~~PageV1P4084 ### || [genre: robaee] # 1 ما می‌خواهیم و دیگران میخواهند %~% تا بخت کرا بود کرا راه دهند # 2 ما زان غم او به بازی و خنداخند %~% عقل و ادب و هرچه بد از ما برکند ~~PageV1P4085 ### || [genre: robaee] # 1 ماهی که کمر گرد قمر می‌بندد %~% غمگینم از اینکه خوشدلم نپسندد # 2 چون بیندم او که من چین گریانم %~% پنهان پنهان شکر شکر میخندد ~~PageV1P4086 ### || [genre: robaee] ms1984 # 1 مائیم ز عشق یافته مرهم خود %~% بر عشق نثار کرده هر دم دم خود # 2 تا هر دم ما حوصله عشق رود %~% در هر دم ما عشق بیابد دم خود ~~PageV1P4087 ### || [genre: robaee] # 1 مردان رهت که سر معنی دانند %~% از دیده کوته نظران پنهانند # 2 این طرفه‌تر آنکه هرکه حق را بشناخت %~% مؤمنشد و خلق کافرش میخوانند ~~PageV1P4088 ### || [genre: robaee] # 1 مردان رهش زنده به جان دگرند %~% مرغان هواش ز آشیان دگرند # 2 منگر تو بدین دیده بدیشان کایشان %~% بیرون ز دو کون در جهان دگرند ~~PageV1P4089 ### || [genre: robaee] # 1 مردیکه بهست و نیست قانع گردد %~% هست و عدم او را همه تابع گردد # 2 موقوف صفات و فعل کی باشد او %~% کز صنع برون آید و صانع گردد ~~PageV1P4090 ### || [genre: robaee] # 1 مرغ دل من ز بسکه پرواز آورد %~% عالم عالم جهان جهان راز آورد # 2 چندان به همه سوی جهان بیرون شد %~% کاین هر دو جهان به قطره‌ای باز ~~آورد PageV1P4091 ### || [genre: robaee] # 1 مرغی که ز باغ پاکبازان باشد %~% هم سرکش و هم سرخوش و شادان باشد # 2 گر سر بکشد ز سرکشان میرسدش %~% کاندر سر او غرور بازان باشد ~~PageV1P4092 ### || [genre: robaee] # 1 مرغی ملکی زانسوی گردون بپرد %~% آن سوی که سوی نیست بیچون بپرد # 2 آن مرغ که از بیضه سیمرغ بزاد %~% جز جانب سیمرغ بگو چون بپرد ~~PageV1P4093 ### || [genre: robaee] # 1 مستان غمت بار دگر شوریدند %~% دیوانه دلانت سر مه را دیدند # 2 آمد سر مه سلسله را جنبانید %~% بر آهن سرد عقل را بندیدند PageV1P4094 ### || [genre: robaee] # 1 مشکین رسنت چو پرده ماه شود %~% بس پرده‌نشین که ضال و گمراه شود # 2 ور چاه زنخدانت ببیند یوسف %~% آید که بر آن رسن در این چاه شود ~~PageV1P4095 ### || [genre: robaee] # 1 مطرب خواهم که عاشق مست بود %~% در کوی خرابات تو پابست بود # 2 گر نیست بود شاه و گر هست بود %~% یارب بده آن کس که از دست بود ~~PageV1P4096 ### || [genre: ms1985 robaee] # 1 معشوقه چو آفتاب تابان گردد %~% عاشق به مثال ذره گردان گردد # 2 چون باد بهار عشق جنبان گردد %~% هر شاخ که خشک نیست رقصان گردد ~~PageV1P4097 ### || [genre: robaee] # 1 معشوقه خانگی بکاری ناید %~% کو عشوه نماید و وفا ننماید # 2 معشوقه کسی باید کاندر لب گور %~% از باغ فلک هزار در بگشاید ~~PageV1P4098 ### || [genre: robaee] # 1 مگذار که غصه در میانت گیرد %~% یا وسوسه‌های این جهانت گیرد # 2 رو شربت عشق در دهان نه شب و روز %~% زان پیش که حکم حق دهانت گیرد ~~PageV1P4099 ### || [genre: robaee] # 1 مگذار که وسوسه زبونت گیرد %~% چون مار به حیله و فسونت گیرد # 2 تا آن مه بی‌چون کند آهنگ گرفت %~% حیران شود آسمان که چونت گیرد ~~PageV1P4100 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده آن قوم که خود را دانند %~% هردم دل خود را ز علط برهانند # 2 از ذات و صفات خویش خالی گردند %~% وز لوح وجود اناالحق خوانند ~~PageV1P4101 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده یاری که ملالش نبود %~% کانرا که ملالست وصالش نبود # 2 گوئیکه خیالست و ترا نیست وصال %~% تا تیره بود آب خیالش نبود ~~PageV1P4102 ### || [genre: robaee] # 1 من بی‌خبرم خدای خود میداند %~% کاندر دل من مرا چه میخنداند # 2 باری دل من شاخ گلی را ماند %~% کش باد صبا بلطف می‌افشاند PageV1P4103 ### || [genre: robaee] # 1 من چوب گرفتم به کفم عود آمد %~% من بد کردم بدیم مسعود آمد # 2 گوید که در صفر سفر نیکو نیست %~% کردم سفر و مرا چنین سود آمد ~~PageV1P4104 ### || [genre: robaee] # 1 مه را طرفی بماه رو میماند %~% چیزیش بدان فرشته خو میماند # 2 نی نی ز کجا تا بکجا مه که بود %~% جان بنده او بدو خود او میماند ~~PageV1P4105 ### || [genre: robaee] # 1 مه‌رویان را یکان یکان برشمرید %~% باشد به غلط نام مه ما ببرید # 2 ای انجمنی که رد پس پرده درید %~% بر دیده پر آتش من در گذرید ~~PageV1P4106 ### || [genre: robaee] # 1 می‌آ ید یار و چون شکر میخندد ms1986 %~% وز مرتبه بر شمس و قمر میخندد # 2 این یک نظری که در جهان محرم او است %~% هم پنهانی بدان نظر می‌خندد ~~PageV1P4107 ### || [genre: robaee] # 1 می‌جوشد دل که تا به جوش تو رسد %~% بی‌هوش شده است تا به هوش تو رسد # 2 می‌نوشد زهر تا بنوش تو رسد %~% چون حلقه شده است تا بگوش تو رسد ~~PageV1P4108 ### || [genre: robaee] # 1 می‌گوید عشق هرکه جان پیش کشد %~% صد جان و هزار جان عوض بیش کشد # 2 در گوش تو بین عشق چها میگوید %~% تا گوش کشانت بسوی خویش کشد ~~PageV1P4109 ### || [genre: robaee] # 1 نی آب روان ز ماهیان سیر شود %~% نی ماهی از آن آب روان سیر شود # 2 نی جان جهان ز عاشقان تنگ آید %~% نی عاشق از آن جان جهان سیر شود ~~PageV1P4110 ### || [genre: robaee] # 1 گر راه روی راه برت بگشایند %~% ور نیست شوی به هستیت بگرایند # 2 ور پست شوی نگنجی در عالم %~% وانگاه ترابی تو به تو بنمایند ~~PageV1P4111 ### || [genre: robaee] # 1 و هو معکم از او خبر می‌آید %~% در سینه از این خبر شرر می‌آید # 2 زانی ناخوش که خویش نشناخته‌ای %~% چون بشناسی دگرچه در می‌آید ~~PageV1P4112 ### || [genre: robaee] # 1 هان ای دل خسته وقت مرهم آمد %~% خوش خوش نفسی بزن که آن دم آمد # 2 یاریکه از او کار شود یاران را %~% در صورت آدمی به عالم آمد ~~PageV1P4113 ### || [genre: robaee] # 1 هر جا به جهان تخم وفا برکارند %~% آن تخم ز خرمنگه ما می‌آ رند # 2 هرجا ز طرب ساز نی بردارند %~% آن شادی ماست آن خود پندارند ~~PageV1P4114 ### || [genre: robaee] # 1 هر چند دلم رضا او می‌جوید %~% او از سر شمشیر سخن می‌گوید # 2 خون از سر انگشت فرو می‌چکدش %~% او دست به خون من چرا می‌شوید ~~PageV1P4115 ### || [genre: robaee] # 1 هرچیز که بسیار شود خوار شود %~% گر خوار شود به خانه پار شود # 2 گر سیر شود از همه بیزار شود %~% یارش به بهای جان خریدار شود ~~PageV1P4116 ### || [genre: robaee] ms1987 # 1 هر دل که بسوی دلربائی نرود %~% والله که بجز سوی فنائی نرود # 2 ای شاد کبوتری که صید عشق است %~% چندانکه برانیش بجائی نرود ~~PageV1P4117 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز دلم نو شکری نوش کند %~% کز ذوق گذشته‌ها فراموش کند # 2 اول باده ز عاشقی نوش کند %~% آنگاه دهد به ما و مدهوش کند PageV1P4118 ### || [genre: robaee] # 1 هر شب که دل سپهر گلشن گردد %~% عالم همه ساکن چو دل من گردد # 2 صد آه برآورم ز آیینه دل %~% آیینه دل ز آه روشن گردد PageV1P4119 ### || [genre: robaee] # 1 هر شب که ز سودای تو نوبت بزنند %~% آن شب همه جان شوند هرجا که تنند # 2 در چادر شب چه دختران دارد عشق %~% گر غم آید سبلت و ریشش بکنند ~~PageV1P4120 ### || [genre: robaee] # 1 هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بود %~% یا مرگ بود به طبع یا خواب بود # 2 آبی که ترا تیره کند زهر بود %~% زهری که ترا صاف کند آب بود ~~PageV1P4121 ### || [genre: robaee] # 1 هر عمر که بی‌دیدن اصحاب بود %~% یا مرگ بود به طبع یا خواب بود # 2 آبی که ترا تیره کند زهر بود %~% زهری که ترا صاف کند آب بود ~~PageV1P4122 ### || [genre: robaee] # 1 هر قبض اثر علت اولی باشد %~% صورت همه مقبول هیولی باشد # 2 هر جزو ز کل بود ولی لازم نیست %~% کانجا همه کل قابل اجزا باشد ~~PageV1P4123 ### || [genre: robaee] # 1 هرگز حق صحبت قدیمت نبود %~% واندیشه این سیه گلیمت نبود # 2 بر دیده نشینی و بدل درباشی %~% ور آتش و آب هیچ بیمت نبود PageV1P4124 ### || [genre: robaee] # 1 هر کو بگشاده گرهی می‌بندد %~% بر حال خود و حال جهان میخندد # 2 گویند سخن ز وصل و هجران آخر %~% چیزیکه جدا نگشت چون پیوندد ~~PageV1P4125 ### || [genre: robaee] # 1 هر لحظه همی خوانمش از راه بعید %~% کو سوره یوسف است و قرآن مجید # 2 گفتم که دلم خون شد و از دیده دوید %~% گفت آنکه ترا دید کس را ندوید ms1988 ~~PageV1P4126 ### || [genre: robaee] # 1 هر لقمه خوش که بر دهان میگردد %~% میجوشد و صافش همه جان میگردد # 2 خورشید و مه و فلک از آن میگردد %~% تا هرچه نهان بود عیان میگردد ~~PageV1P4127 ### || [genre: robaee] # 1 هر موی زلف او یکی جان دارد %~% ما را چو سر زلف پریشان دارد # 2 دانی که مرا غم فراوان از چیست %~% زانست که او ناز فراوان دارد ~~PageV1P4128 ### || [genre: robaee] # 1 هستی اثری ز نرگس مست تو بود %~% آب رخ نیستی هم از هست تو بود # 2 گفتم که مگر دست کسی در تو رسد %~% چون به دیدم که خود همه دست تو بود ~~PageV1P4129 ### || [genre: robaee] # 1 هشدار که فضل حق بناگاه آید %~% ناگاه آید بر دل آگاه آید # 2 خرگاه وجود خود ز خود خالی کن %~% چون خالی شد شاه به خرگاه آید ~~PageV1P4130 ### || [genre: robaee] # 1 هل تا برود سرش به دیوار آید %~% سر بشکند و جامه به خون آلاید # 2 آید بر من سوزن و انگشت گزان %~% کان گفته سخنهای منش یاد آید ~~PageV1P4131 ### || [genre: robaee] # 1 هم کفرم و هم دینم و هم صافم و درد %~% هم پیرم و هم جوان و هم کودک ~~خرد # 2 گر من میرم مرا مگوئید که مرد %~% کو مرده بدو زنده شد و دوست ببرد ~~PageV1P4132 ### || [genre: robaee] # 1 همواره خوشی و دلکشی نامیزد %~% هشدار مکن کژ که قدح میریزد # 2 در عالم باد خاک بر سر کردن %~% شک نیست که هر لحظه غباری خیزد ~~PageV1P4133 ### || [genre: robaee] # 1 یاد تو کنم دلم تپیدن گیرد %~% خونابه ز دیده‌ام چکیدن گیرد # 2 هرجا خبر دوست رسیدن گیرد %~% بیچاره دلم ز خود رمیدن گیرد PageV1P4134 ### || [genre: robaee] # 1 یاران یاران ز هم جدائی مکنید %~% در سر هوس گریز پائی نکنید # 2 چون جمله یکید دو هوائی مکنید %~% فرمود وفا که بی‌وفائی مکنید ~~PageV1P4135 ### || [genre: robaee] # 1 یار خواهم که فتنه‌انگیز بود %~% آتش دل و خونخواره و خونریز بود # 2 با چرخ و ستارگان با ms1989 ستیز بود %~% در بحر رود چو آتش نیز بود ~~PageV1P4136 ### || [genre: robaee] # 1 یاریکه مرا در غم خود می‌بندد %~% غمگینم از آنکه خوشدلم نپسندد # 2 چون بیند او مرا که من غمگینم %~% پنهان پنهان شکر شکر می‌خندد ~~PageV1P4137 ### || [genre: robaee] # 1 یک سو مشکوة امر پیغام نهاد %~% یک سوی دگر هزار گون دام نهاد # 2 هر نیک و بدی که اول و آخر رفت %~% او کرد ولی بهانه بر عام نهاد ~~PageV1P4138 ### || [genre: robaee] # 1 یک لحظه اگر نفس تو محکوم شود %~% علم همه انبیات معلوم شود # 2 آن صورت غیبی که جهان طالب اوست %~% در آینه فهم تو مفهوم شود ~~PageV1P4139 ### || [genre: robaee] # 1 آن جمع کن جان پراکنده بیار %~% وان مستی هر خواجه و هر بنده بیار # 2 آواز بکش رضای پاینده بیار %~% ز آواز سرافیل شوم زنده بیار ~~PageV1P4140 ### || [genre: robaee] # 1 آن زلف سیاه و قد رعناش نگر %~% شیرینی آن لعل شکرخاش نگر # 2 گفتم که زکوة حسن یک بوسه بده %~% برگشت و به خنده گفت سوداش نگر ~~PageV1P4141 ### || [genre: robaee] # 1 آن ساقی روح دردهد جام آخر %~% این مرغ اسیر بجهد از دام آخر # 2 گردد فلک تند مرا رام آخر %~% وز کرده پشیمان شود ایام آخر PageV1P4142 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ترا دیده بود ای دلبر %~% او چون نگرد بسوی معشوق دگر # 2 در دیده هر آنکه کرد سوی تو نظر %~% تاریک نماید به خدا شمس و قمر ~~PageV1P4143 ### || [genre: robaee] # 1 از عاشق بدنام بیا ننگ مدار %~% ورنه برو این مصطبه را تنگ مدار # 2 از دردی خم بجز مرا دنگ مدار %~% ای خونی خونخواره ز ما چنگ مدار ~~PageV1P4144 ### || [genre: robaee] # 1 امروز من از تشنه دهانی و خمار %~% نی دل دارم نه عقل و نه صبر و قرار # 2 می‌آیم و می‌روم چو انگور افشار %~% آخر قدح شیره به عصار بسیار ~~PageV1P4145 ### || [genre: robaee] # 1 اندیشه دهرت ز چه بگداخت جگر %~% طبع تو مزاج دهر نشناخت مگر # 2 پندار ms1990 که نطفه‌ای نینداخت پدر %~% انگار که گلخنی نپرداخت قدر ~~PageV1P4146 ### || [genre: robaee] # 1 ای آمده ز آسمان درین عالم دیر %~% و آورده خبرهای سموات به زیر # 2 ز آواز تو آدمی کجا گردد سیر %~% یارب تو بده دمدمه پنجه شیر ~~PageV1P4147 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه دلت باید در وی منگر %~% زاهد شو و چشم را بخوابان بگذار # 2 اما چکند چشم که بیرون و درون %~% بیچاره عشق اوست بیچاره نظر ~~PageV1P4148 ### || [genre: robaee] # 1 ای بوده سماع آسمانرا ره و در %~% وی بوده سماع مرغ جانرا سر و پر # 2 اما به حضور تست آن چیز دگر %~% مانند نماز از پس پیغمبر PageV1P4149 ### || [genre: robaee] # 1 ای خاک درت ز آب کوثر خوشتر %~% اندر ره تو پای من از سر خوشتر # 2 چون بانگ دف عشق ترا ماه شنید %~% مه گشت دو تا و گفت چنبر خوشتر ~~PageV1P4150 ### || [genre: robaee] # 1 ای دلبر عیار دل نیکوفر %~% از جمله نیکوان توئی نیکوتر # 2 ای از شکرت دهان گلها پر زر %~% وز هجر کبود پوش تو نیلوفر PageV1P4151 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل بگذر ز عشق و معشوق و دیار %~% گر دیده وری ز هر سه بندی زنار # 2 در توبه نیستی شو و باک مدار %~% کاین فقر منزه است ز یار و اغیار ~~PageV1P4152 ### || [genre: robaee] # 1 ای زاده ساقی هله از غم بگذر %~% ای همدم روح قدس از دم بگذر # 2 گفتی که ز غم گریختم شاد شدم %~% شادی روان خود از این هم بگذر ~~PageV1P4153 ### || [genre: robaee] # 1 ای ظل تو از سایه طوبی خوشتر %~% ای رنج تو از راحت عقبی خوشتر # 2 پیش از رخ بنده معنی بودم %~% ای نقش تو از هزار معنی خوشتر ~~PageV1P4154 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق خوشی چه خوش که از خوش خوشتر %~% آتش به من اندر زن کاتش خوشتر # 2 هر شش جهت از عشق خوش‌آباد شدست %~% با این همه بیرون شدن از شش خوشتر ~~PageV1P4155 ### || [genre: robaee] # 1 ای مرد ms1991 سماع معده را خالی دار %~% زیرا چو تهیست نی کند ناله زار # 2 چون پر کردی شکم ز لوت بسیار %~% خالی مانی ز دلبر و بوس و کنار ~~PageV1P4156 ### || [genre: robaee] # 1 این صورت باغست و در او نیست ثمر %~% تو رنجه مشو بیهده سوگند مخور # 2 یا کار معلق و فریبست و غرر %~% خود از تو نجست کس از این جنس خبر ~~PageV1P4157 ### || [genre: robaee] # 1 بالا بنگر دو چشم را بالا دار %~% صاحب‌نظری کن و نظر با ما دار # 2 مردانه و مرد روی دل اینجا دار %~% آوردم و آمدم تو دانی یاد آر ~~PageV1P4158 ### || [genre: robaee] # 1 بالا منشین که هست پستی خوشتر %~% هشیار مشو که هست مستی خوشتر # 2 در هستی دوست نیست گردان خود را %~% کان نیستی از هزار هستی خوشتر ~~PageV1P4159 ### || [genre: robaee] # 1 با همت باز باش و یا هیبت شیر %~% در مخزن جان درآی با دیده سیر # 2 رو زود بدانجا که نه زود است و نه دیر %~% بر بالا رو که خود نه بالا ~~است نه زیر PageV1P4160 ### || [genre: robaee] # 1 بسیار بخوانده‌ام دستان و سمر %~% از عاشق و معشوق و غم و خون جگر # 2 پای علم عشق همه عشق تو است %~% تو خود دگری شها و عشق تو دگر ~~PageV1P4161 ### || [genre: robaee] # 1 تا بتوانی مدام می‌باش به ذکر %~% کز ذکر ترا راه نمایند به فکر # 2 محرم چو شدی در حرم اجلالش %~% بینی به یقین جمال معشوقه بکر ~~PageV1P4162 ### || [genre: robaee] # 1 تا چند کشی سخره نفس بیکار %~% تا چند خوری چو اشتران خوشه خار # 2 تا چند دوی از پی نان و دینار %~% ای کافر و کافر بچه آخر دین‌دار ~~PageV1P4163 ### || [genre: robaee] # 1 چون از رخ یار دور گشتم به بهار %~% با غم بچه کار آید و عیشم بچه کار # 2 از باغ بجای سبزه گو خار بروی %~% وز ابر بجای قطره گو سنگ ببار ~~PageV1P4164 ### || [genre: robaee] # 1 چون بت رخ تست بت‌پرستی خوشتر ms1992 %~% چون باده ز جام تست مستی خوشتر # 2 در هستی عشق تو چنین نیست شدم %~% کان نیستی از هزار هستی خوشتر ~~PageV1P4165 ### || [genre: robaee] # 1 چون دید رخ زرد من آن شهره نگار %~% گفتا که دگر به وصلم امید مدار # 2 زیرا که تو ضد ما شدی در دیدار %~% تو رنگ خزان داری و من رنگ بهار ~~PageV1P4166 ### || [genre: robaee] # 1 خواهی بستان حلقه مستان بنگر %~% خواهی سر خر به خودپرستان بنگر # 2 اکنون سر خر نیز به بستان آمد %~% کون خر اگر نه‌ای به بستان بنگر ~~PageV1P4167 ### || [genre: robaee] # 1 خورشید همی زرد شود بر دیوار %~% ما نیز همی زرد شویم از غم یار # 2 گاه از غم یار و گه ز نادیدن یار %~% گر کار چنین ماند خدایا زنهار ~~PageV1P4168 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ در نیامدم گرد آور %~% درویش و تهی روم من راهگذر # 2 خواهی که برون روم مرا بگشا در %~% ور نگشائی گمان بد نیز مبر ~~PageV1P4169 ### || [genre: robaee] # 1 در خاک در وفای آن سیمین بر %~% میکار دل و دیده میندیش ز بر # 2 از من بشنو تا نشوی زیر و زبر %~% والله که خبر نداری از زیر و زبر ~~PageV1P4170 ### || [genre: robaee] # 1 در مصطبه‌ها گر دو خرابات نگر %~% پیچیدن مستان به ملاقات نگر # 2 در کعبه عشق سوی میقات نگر %~% هیهات شنو ز روح و هیهات نگر ~~PageV1P4171 ### || [genre: robaee] # 1 در نوبت عشق چشم باشد در بار %~% چون او بگذشت دل بروید چو بهار # 2 این دم چو بهار است ز روی دلدار %~% چون کار به نوبت است دم را هشدار ~~PageV1P4172 ### || [genre: robaee] # 1 دست و دل ما هرچه تهی‌تر خوشتر %~% و آزادی دل ز هرچه خوشتر خوشتر # 2 عیش خوش مفلسانه یک چشم زدن %~% از حشمت صد هزار قیصر خوشتر ~~PageV1P4173 ### || [genre: robaee] # 1 دوری ز برادر منافق بهتر %~% پرهیز ز یار ناموافق بهتر # 2 خاک قدم یار موافق حقا %~% از خون برادر منافق بهتر PageV1P4174 ### || [genre: robaee] # 1 ms1993 رفتم به سر گور کریم دلدار %~% میتافت ز گلزار تنش چون گلزار # 2 در خاک ندا کردم خاکا زنهار %~% آن یار وفادار مرا نیکو دار ~~PageV1P4175 ### || [genre: robaee] # 1 روی چو مهت پیش چراغ اولی‌تر %~% روی حبشی کرده به داغ اولی‌تر # 2 این حلقه چو باغست تو بلبل ما را %~% رقص بلبل میان باغ اولی‌تر ~~PageV1P4176 ### || [genre: robaee] # 1 زان ابروی چون کمانت ای بدر منیر %~% دل شیشه پرخون شود از ضربت تیر # 2 گویم ز دل و شیشه و خون چیست نظیر %~% بردارم جام باده و گوید گیر ~~PageV1P4177 ### || [genre: robaee] # 1 ساقی گفتم ترا می ساده بیار %~% وان زنده کن مردم آزاده بیار # 2 گفتی که در این دور فلک بادی هست %~% تا باد رسیدن ای صنم باده بیار ~~PageV1P4178 ### || [genre: robaee] # 1 سیلاب گرفت گرد ویرانه عمر %~% آغاز پری نهاد پیمانه عمر # 2 خوش باش که تا چشم زنی خود بکشد %~% حمال زمانه رخت از خانه عمر ~~PageV1P4179 ### || [genre: robaee] # 1 طبعم چو حیات یافت از جلوه فکر %~% آورد عروس نظم در حجره ذکر # 2 در هر بیتی هزار دختر بنمود %~% هر یک به مثال مریم آبستن و بکر ~~PageV1P4180 ### || [genre: robaee] # 1 فرمود خدا به وحی کای پیغمبر %~% جز در صف عاشقان بمنشین بگذر # 2 هر چند ز آتشت جهان گرم شود %~% آتش میرد ز صحبت خاکستر PageV1P4181 ### || [genre: robaee] # 1 گر جان داری بیار جان باز آخر %~% آنجای که برده‌ای ز آغاز آخر # 2 یک نکته شنید جان از آنجا آمد %~% صد نکته شنید چون نشد باز آخر ~~PageV1P4182 ### || [genre: robaee] # 1 گر در سر و چشم عقل داری و صبر %~% بفروش زبان را و سر از تیغ بخر # 2 ماهی طمع از زبان گویا ببرید %~% ز این رو نبرند از تن ماهی سر ~~PageV1P4183 ### || [genre: robaee] # 1 گر گل کارم بیتو نروید جز خار %~% ور بیضه طاوس نهم گردد مار # 2 ور بر گیرم رباب بر درد تار %~% ور هشت بهشت برزنم گردد ms1994 چار ~~PageV1P4184 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم بنما که چون کنم بمیر %~% گفتم که: شد آب روغنم گفت بمیر # 2 گفتم که شوم شمع من پروانه %~% ای رو تو شمع روشنم گفت بمیر ~~PageV1P4185 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم چشمم گفت سحابی کم گیر %~% گفتم جگرم گفت سرابی کم گیر # 2 گفتم که دلم گفت کبابی کم گیر %~% گفتم که تنم گفت خرابی کم گیر ~~PageV1P4186 ### || [genre: robaee] # 1 گر رنگ خزان دارم و گر رنگ بهار %~% تا هردو یکی نشد نیامد گل و خار # 2 در ظاهر خار و گل مخالف دیدار %~% بر چشم خلاف دید خندد گلزار ~~PageV1P4187 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی که: بیا که باغ خندید و بهار %~% شمعست و شراب و شاهدان چو نگار # 2 آنجا که تو نیستی از اینهام چه سود %~% و آنجا که تو هستی خود از اینها ~~بچه کار PageV1P4188 ### || [genre: robaee] # 1 گوش ما را بی‌دم اسرار مدار %~% چشم ما را بی‌رخ دلدار مدار # 2 بزم ما را بی‌می خمار مدار %~% ما را نفسی بیخودت ای یار مدار ~~PageV1P4189 ### || [genre: robaee] # 1 ای بسته حجاب پردها را بردار %~% تا کس نرود دگر به صید مردار # 2 رحم آر که مسیریان را از جوع %~% آب گرمی شدست یلغون بازار PageV1P4190 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم چو حال عاشقان زیر و زبر %~% وز دلبر ما هر دو جهان زیر و زبر # 2 از زیر و زبر منزه آمد شه ما %~% وانکس که از او جست نشان زیر و زبر ~~PageV1P4191 ### || [genre: robaee] # 1 مجموع تن و قالب خود را بنگر %~% جوقی مستند و خفته بر همدیگر # 2 مونس خواهی صلای بیداری زن %~% بر خفته منه پای و ازو در مگذر ~~PageV1P4192 ### || [genre: robaee] # 1 مجنون و پریشان توام دستم گیر %~% سرگشته و حیران توام دستم گیر # 2 هر بیسر و پای دستگیری دارد %~% من بیسر و بی‌پای توام دستم گیر ~~PageV1P4193 ### || [genre: robaee] # 1 من دم نزنم از این جهان دمگیر %~% من در طربم همه جهان ms1995 ماتم گیر # 2 بیدق ببری ز ما ولی شه نبری %~% ما و رخ شه هزار بیدق کم گیر ~~PageV1P4194 ### || [genre: robaee] # 1 من رنگ خزان دارم و تو رنگ بهار %~% تا این دو یکی نشد نیامد گل و خار # 2 این خار و گل ارچه شد مخالف دیدار %~% بر چشم خلاف بین بخند ای گلزار ~~PageV1P4195 ### || [genre: robaee] # 1 من مسخره تو نیسستم ای فاجر %~% تا مسخرگی نمایمت بس نادر # 2 ویران کنمت چنانکه باید کردن %~% عاجز شود از عمارتت هر عامر ~~PageV1P4196 ### || [genre: robaee] # 1 می‌آید گرگ نزد ما وقت سحر %~% هم فقربه میرباید و هم لاغر # 2 تا چند کنی خرخر اندر بستر %~% بروی زن آب ای که خاکت بر سر ~~PageV1P4197 ### || [genre: robaee] # 1 هر دم دل جمع را برنجاند یار %~% ماننده چرخیان بگرداند یار # 2 بکدم همه را براند از پیش و دمی %~% چون فاتحه‌شان به عشق برخواند یار ~~PageV1P4198 ### || [genre: robaee] # 1 هر دم دل خسته‌ام برنجاند یار %~% یا سنگدلست یا نمیداند یار # 2 از دیده به خون نبشته‌ام قصه خویش %~% می‌بیند و هیچ بر نمیخواند یار ~~PageV1P4199 ### || [genre: robaee] # 1 هین وقت صبوحست می ناب بیار %~% زیرا مرگست زندگانی هشیار # 2 یا ناله این رباب بی‌دل بپذیر %~% یا پاس دل کباب پر داغ بدار ~~PageV1P4200 ### || [genre: robaee] # 1 آمد آمد آنکه نرفت او هرگز %~% بیرون نبد آن آب از این جو هرگز # 2 او نافه مشک و ما همه بوی وئیم %~% از نافه شنیده‌ای جدا بو هرگز ~~PageV1P4201 ### || [genre: robaee] # 1 آمد بر من دوش نگاری سر تیز %~% شیرین سخنی شکر لبی شورانگیز # 2 با روی چو آفتاب بیدارم کرد %~% یعنی که چو آفتاب دیدی برخیز ~~PageV1P4202 ### || [genre: robaee] # 1 آمد دی دیوانه و شبهای دراز %~% مائیم و شب تیره و سودای دراز # 2 ما را سر خواب نیست دل یاوه شده است %~% آنرا که دلیست تا کند پای دراز ~~PageV1P4203 ### || [genre: robaee] # 1 آن تاب که من دانم و تو ای دل سوز ms1996 %~% ای دوست شب و روز ز دل می‌افروز # 2 نی نی که غلط گفتم ای عشق آموز %~% عشق تو و سودای تو آنگه شب و روز ~~PageV1P4204 ### || [genre: robaee] # 1 آن یار نهان کشید باز دستم امروز %~% از دست شدم بند گسستم امروز # 2 یک مست نیم هزار مستم امروز %~% دیوانه دیوانه پرستم امروز PageV1P4205 ### || [genre: robaee] # 1 ای تنگ شکر از ترشان چشم بدوز %~% آتش بزن و هرچه بجز عشق بسوز # 2 دکان شکرفروش و آنگه ترشی %~% برف و سرمای وآنگهی فصل تموز PageV1P4206 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان سماع و روزه و حج و نماز %~% وی از تو حقیقت شده بازی و مجاز # 2 امروز منم مطربت ای شمع طراز %~% وز چرخ بود نثار و قوال انداز ~~PageV1P4207 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان لطیف بیغم عشق مساز %~% در هر نفسش هزار روزه است و نماز # 2 پیداست سراپا همه سودا و مجاز %~% آخر به گزاف نیست این ریش دراز ~~PageV1P4208 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل ز جفای دلستانان مگریز %~% دزدی خواهی ز پاسبانان مگریز # 2 می‌جوی نشان ز بی‌نشانان مگریز %~% صد جان بده و ز درد جانان مگریز ~~PageV1P4209 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل همه رخت را در این کوی انداز %~% پیراهن یوسف است بر روی انداز # 2 ماهی بچه‌ای عمر نداری بی‌آب %~% اندیشه مکن خویش در این جوی انداز ~~PageV1P4210 ### || [genre: robaee] # 1 ای ذره ز خورشید توانی بگریز %~% چون نتوانی گریخت با وی مستیز # 2 تو همچو سبوئی و قضا همچون سنگ %~% با سنگ مپیچ و آب خود را بمریز ~~PageV1P4211 ### || [genre: robaee] # 1 ای صلح تو با بنده همه جنگ آمیز %~% تا کی بود این دوستی ننگ‌آمیز # 2 آمیزش من با تو اگر میجوئی %~% دریاب ز آب دیده رنگ‌آمیز PageV1P4212 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق تو داده باز جان را پرواز %~% لطف تو کشیده چنگ جان را در ساز # 2 یک ذره عنایت تو ای بنده‌نواز %~% بهتر ز هزار ساله تسبیح و نماز ~~PageV1P4213 ### || [genre: ms1997 robaee] # 1 ای عشق نخسبی و نخفتی هرگز %~% در دیده خفتگان نیفتی هرگز # 2 باقی سخنی هست نگویم او را %~% تو نیز نگوئی و نگفتی هرگز PageV1P4214 ### || [genre: robaee] # 1 ای کرده ز نقش آدمی چنگی ساز %~% جانها همه اقوال تو از روی نیاز # 2 ای لعل لبت توانگری عمر دراز %~% یک هدیه از آن لعل به قوال انداز ~~PageV1P4215 ### || [genre: robaee] # 1 ای لاله بیا و از رخم رنگ آموز %~% وی زهره بیا و از دلم چنگ آموز # 2 و آنگه که نوای وصل آهنگ کند %~% ای بخت بد بیا و آهنگ آموز ~~PageV1P4216 ### || [genre: robaee] # 1 امروز خوشم به جان تو فردا نیز %~% هم آبم و هم گوهرم و دریا نیز # 2 هم کار و گیای دوست کارافزا نیز %~% هر لاف که دل زند بگویم ما نیز ~~PageV1P4217 ### || [genre: robaee] # 1 امروز مرو از برم ای یار بساز %~% ای گلبن صد برگ بدین خار بساز # 2 ای عشوه فروش با خریدار بساز %~% ای ماه تمام با شب تار بساز ~~PageV1P4218 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که گشاده است صنم با ما راز %~% ای شب چه شبی که عمر تو باد دراز # 2 زاغان سیاه امشب اندر طربند %~% با باز سپید جان شده در پرواز ~~PageV1P4219 ### || [genre: robaee] # 1 بازآمدم اینک که زنم آتش نیز %~% در توبه و در گناه و زهد و پرهیز # 2 آورده‌ام آتشی که می‌فرماید %~% کای هرچه بجز خداست از جا برخیز ~~PageV1P4220 ### || [genre: robaee] # 1 بازی بودم پریده از عالم راز %~% تا بو که برم ز شیب صیدی بفراز # 2 اینجا چه نیافتم کسی را دمساز %~% زان در که بیامدم برون رفتم باز ~~PageV1P4221 ### || [genre: robaee] # 1 بنمای بمن رخ ای شمع طراز %~% تا ناز کنم نه روزه دارم نه نماز # 2 تا با تو بوم مجاز من جمله نماز %~% چون بی‌تو بوم نماز من جمله مجاز ~~PageV1P4222 ### || [genre: robaee] # 1 جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز %~% تا پیشتر از مرگ نمیری ms1998 دو سه روز # 2 دنیا زن پیریست چه باشد گر تو %~% با پیر زنی انس نگیری دو سه روز ~~PageV1P4223 ### || [genre: robaee] # 1 زنها مشو غره به بیباکی باز %~% زیرا که پری دارد از دولت باز # 2 مرغی تو ولیک مرغ مسکین و مجاز %~% با باز شهنشاه تو شطرنج مباز ~~PageV1P4224 ### || [genre: robaee] # 1 درد تو علاج کس پذیرد هرگز %~% یا از تو مراد میگریزد هرگز # 2 گفتی که نهال صبر در دل کشتی %~% گیرم که بکاشتم بگیرد هرگز ~~PageV1P4225 ### || [genre: robaee] # 1 در سر هوس عشق تو دارم همه روز %~% در عشق تو مست و بیقرارم همه روز # 2 مر مستان را خمار یک روزه بود %~% من آن مستم که در خمارم همه روز ~~PageV1P4226 ### || [genre: robaee] # 1 دل آمد و گفت هست سوداش دراز %~% شب آمد و گفت زلف زیباش دراز # 2 سرو آمد و گفت قد و بالاش دراز %~% او عمر عزیز ماست گو باش دراز ~~PageV1P4227 ### || [genre: robaee] # 1 دل بر سر تو بدل نجوید هرگز %~% جز وصل تو هیچ گل نبوید هرگز # 2 صحرای دلم عشق تو شورستان کرد %~% تا مهر کسی دگر نروید هرگز ~~PageV1P4228 ### || [genre: robaee] # 1 زین سنگدلان نشد دلی نرم هنوز %~% زین یخ‌صفتان یکی نشد گرم هنوز # 2 نگرفت دباغت آخر این چرم هنوز %~% نگرفت یکی را ز خدا شرم هنوز ~~PageV1P4229 ### || [genre: robaee] # 1 شب گشت و خبر نیست مرا از شب و روز %~% روز است شبم ز روی آن روز افروز # 2 ای شب شب از آنی که از او بیخبری %~% وی روز برو ز روز او روز آموز ~~PageV1P4230 ### || [genre: robaee] # 1 صد بار بگفتمت ز مستان مگریز %~% جان در کفمان سپار و بستان مگریز # 2 از من بشنو گریز پا سر نبرد %~% گر جان خواهی ز حلقه جان مگریز ~~PageV1P4231 ### || [genre: robaee] # 1 صد بار بگفت یار هرجا مگریز %~% گر بگریزی بجز سوی ما مگریز # 2 هر گه ز خیال گرگ ترسان گردی %~% در شهر گریز ms1999 سوی صحرا مگریز ~~PageV1P4232 ### || [genre: robaee] # 1 گر بکشندم نگردم از عشق توباز %~% زیرا که ز چنگ ما برون شد آواز # 2 گویند مرا سرت ببریم به گاز %~% پیراهن عمر خود چه کوته چه دراز ~~PageV1P4233 ### || [genre: robaee] # 1 گر در ره عشق او نباشی سرباز %~% زنهار مکن حدیث عشقی سرباز # 2 گر روشنی میطلبی همچون شمع %~% پروانه صفت تو خویشتن را در باز ~~PageV1P4234 ### || [genre: robaee] # 1 گر گوهر طاعتی نسفتم هرگز %~% ور گرد بدی ز دل نرفتم هرگز # 2 نومید نیم ز بارگاه کرمت %~% زیرا که ترا دو من نگفتم هرگز PageV1P4235 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم و توئی و خانه خالی برخیز %~% هنگام ستیز نیست ای جان مستیز # 2 چون آب و شراب با حریفان آمیز %~% چندانکه رسم بجای کج دار و مریز ~~PageV1P4236 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم و دمی کوته و سودای دراز %~% در سایه دل فکنده دو پای دراز # 2 نظاره‌کنان بسوی صحرای دراز %~% صد روز قیامت است چه جای دراز ~~PageV1P4237 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم و هوای یار مه رو شب و روز %~% چون ماهی تشنه اندر این جو شب و ~~روز # 2 زین روز شبان کجا برد بو شب و روز %~% خود در شب وصل عاشقان کو شب و ~~روز PageV1P4238 ### || [genre: robaee] # 1 مردانه بیا که نیست کار تو مجاز %~% آغاز بنه ترانه بی‌آغاز # 2 سبلت میمال خواجه شهر توئی %~% آخر به گزاف نیست این ریش دراز ~~PageV1P4239 ### || [genre: robaee] # 1 معشوقه ما کران نگیرد هرگز %~% وین شمع و چراغ ما نمیرد هرگز # 2 هم صورت و هم آینه والله که ویست %~% این آینه زنگی نپذیرد هرگز ~~PageV1P4240 ### || [genre: robaee] # 1 من بودم و دوش آن بت بنده نواز %~% از من همه لابه بود و از وی همه ناز # 2 شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید %~% شبرا چه گنه حدیث ما بود دراز ~~PageV1P4241 ### || [genre: robaee] # 1 من سیر نگشته‌ام ز تو یار هنوز %~% وامم داری نبات بسیار هنوز # 2 گر ms2000 از سر خاک من برآید خاری %~% لب بگشاید به عشقت آن خار هنوز ~~PageV1P4242 ### || [genre: robaee] # 1 من همتیم کجا بود چون من باز %~% عرضه نکنم به هیچکس آز و نیاز # 2 با خویشتنم خوش است در پرده راز %~% گه صید و گهی قید و گهی ناز و گه ~~آز PageV1P4243 ### || [genre: robaee] # 1 میگوید مرمرا نگار دلسوز %~% میباید رفت چون به پایان شد روز # 2 ای شب تو برون میای از کتم عدم %~% خورشید تو خویش را بدین چرخ بدوز ~~PageV1P4244 ### || [genre: robaee] # 1 نی چاره آنکه با تو باشم همراز %~% نی زهره آنکه بی‌تو پردازم راز # 2 کارم ز تو البته نمیگردد ساز %~% کار من بیچاره حدیثی است دراز ~~PageV1P4245 ### || [genre: robaee] # 1 هین وقت صبوحست میان شب و روز %~% غیر از مه وخورشید چراغی مفروز # 2 زان آتش آب گونه یک شعله برآر %~% در بنگه اندیشه زن و پاک بسوز ~~PageV1P4246 ### || [genre: robaee] # 1 یاری خواهی ز یار با یار بساز %~% سودت سوداست با خریدار بساز # 2 از بهر وصال ماه از شب مگریز %~% وز بهر گل و گلاب با خار بساز ~~PageV1P4247 ### || [genre: robaee] # 1 یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز %~% تابد به تو اینچنین مه جان‌افروز # 2 در تاریکیست آب حیوان تو مخسب %~% شاید که شبی در آب اندازی پوز ~~PageV1P4248 ### || [genre: robaee] # 1 آمد آمد ترش ترش یعنی بس %~% میپندارد که من بترسم ز عسس # 2 آن مرغ دلی که نیست در بند قفس %~% او را تو مترسان که نترسد از کس ~~PageV1P4249 ### || [genre: robaee] # 1 احوال دلم هر سحر از باد بپرس %~% تا شاد شوی از من ناشاد بپرس # 2 ور کشتن بیگناه سودات شود %~% از چشم خود آن جادوی استاد بپرس ~~PageV1P4250 ### || [genre: robaee] # 1 از حادثه جهان زاینده مترس %~% وز هرچه رسد چو نیست پاینده مترس # 2 این یکدم عمر را غنیمت میدان %~% از رفته میندیش وز آینده مترس ~~PageV1P4251 ### || [genre: robaee] # 1 از روز قیامت جهان‌سوز بترس %~% وز ms2001 ناوک انتقام دلدوز بترس # 2 ای در شب حرص خفته در خواب دراز %~% صبح اجلت رسید از روز بترس ~~PageV1P4252 ### || [genre: robaee] # 1 ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس %~% وی جان کرم ز رنج ایوب بپرس # 2 وی جمله خوبان بر تو لعبتگان %~% حال ما را ز هجرنا خوب بپرس ~~PageV1P4253 ### || [genre: robaee] # 1 جانا صفت قدم ز ابروت بپرس %~% آشفتگیم ز زلف هندوت بپرس # 2 حال دلم از دهان تنگت بطلب %~% بیماری من ز چشم جادوت بپرس PageV1P4254 ### || [genre: robaee] # 1 چون روبه من شدی تو از شیر مترس %~% چون دولت تو منم ز ادبیر مترس # 2 از چرخ چو آن ماه ترا همراه است %~% گر روز بگاهست وگر دیر مترس ~~PageV1P4255 ### || [genre: robaee] # 1 دارد به قدح می حرامی که مپرس %~% یک دشمن جان شگرف حامی که مپرس # 2 پیشم دارد شراب خامی که مپرس %~% می‌خواند مرمرا به نامی که مپرس ~~PageV1P4256 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار چنان مشوش آمد که مپرس %~% هجرانش چنان پر آتش آمد که مپرس # 2 گفتم که مکن گفت مکن تا نکنم %~% این یک سخنم چنان خوش آمد که مپرس ~~PageV1P4257 ### || [genre: robaee] # 1 رو در صف بندگان ما باش و مترس %~% خاک در آسمان ما باش و مترس # 2 گر جمله خلق قصد جان تو کنند %~% دل تنگ مکن از آن ما باش و مترس ~~PageV1P4258 ### || [genre: robaee] # 1 رو مرکب عشق را قوی ران و مترس %~% وز مصحف کژ آیت حق خوان و مترس # 2 چون از خود و غیر خود مسلم گشتی %~% معشوق تو هم توئی یقین دان و مترس ~~PageV1P4259 ### || [genre: robaee] # 1 رویم چو زر زمانه می‌بین و مپرس %~% این اشک چو ناردانه می‌بین و مپرس # 2 احوال درون خانه از من مطلب %~% خون بر در آستانه می‌بین و مپرس ~~PageV1P4260 ### || [genre: robaee] # 1 زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس %~% زین تیر قبا بخش کمر دوز بترس # 2 وانگه آید چو زاهدان توبه کند %~% آنروز که ms2002 توبه کرد آنروز بترس ~~PageV1P4261 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس %~% صد کاری و صد رنگی و صد پیشه و پیس # 2 در کاسه سر چو نیستت باده عشق %~% در مطبخ مدخلان برو کاسه بلیس ~~PageV1P4262 ### || [genre: robaee] # 1 مر تشنه عشق را شرابیست مترس %~% بی‌آب شدی پیش تو آبیست مترس # 2 گنجی تو اگر بیت خرابیست مترس %~% بیدار شو از جهان که خوابیست مترس ~~PageV1P4263 ### || [genre: robaee] # 1 هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس %~% زانسان شده‌ام بی سر و سامان که ~~مپرس # 2 ای مرغ خیال سوی او کن گذری %~% وانگه ز منش بپرس چندان که مپرس ~~PageV1P4264 ### || [genre: robaee] # 1 آتش در زن بگیر پا در کویش %~% تازه نبرد هیچ فضول سویش # 2 آن‌روی چو ماه را بپوش از مویش %~% تا دیده هر خسی نبیند رویش ~~PageV1P4265 ### || [genre: robaee] # 1 آن دل که من آن خویش پنداشتمش %~% بالله بر هیچ دوست نگذاشتمش # 2 بگذاشت بتا مرا و آمد بر تو %~% نیکو دارش که من نکو داشتمش ~~PageV1P4266 ### || [genre: robaee] # 1 آن دم که حق بنده‌گزاری همه خوش %~% وز مهر سر بنده بخاری همه خوش # 2 از خانه برانیم بزاری همه خوش %~% چون عزم کنم هم بگذاری همه خوش ~~PageV1P4267 ### || [genre: robaee] # 1 آندیده که هست عاشق گلزارش %~% مشغول کجا کند سر هر خارش # 2 گر راست بود یار دهد پرگارش %~% ور کژ نگردد راست نیاید کارش ~~PageV1P4268 ### || [genre: robaee] # 1 آنرا که رسول دوست پنداشتمش %~% من نام و نشان دوست درخواستمش # 2 بگشاد دهانرا که بگوید چیزی %~% از غایت غیرت تو نگذاشتمش PageV1P4269 ### || [genre: robaee] # 1 آن رند و قلندر نهان آمد فاش %~% در دیده من بجو نشان کف پاش # 2 یا او است خدایا که فرستاده خداش %~% ای مطرب جان یک نفسی با ما باش ~~PageV1P4270 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که نظر کند به چشم مستش %~% از رشک دعای بد کنم پیوستش # 2 وانکس که به انگشت نماید رخ او %~% گر دسترسم بود ms2003 ببرم دستش ~~PageV1P4271 ### || [genre: robaee] # 1 از آتش تو فتاده جانم در جوش %~% وز باده تو شده است جانم مدهوش # 2 از حسرت آنکه گیرمت در آغوش %~% هرجای کنم فغان و هر سوی خروش ~~PageV1P4272 ### || [genre: robaee] # 1 امروز حریف عشق بانگی زد فاش %~% گر اوباشی جز بر اوباش مباش # 2 دی نیست شده است بین میندیش ز لاش %~% فردا که نیامده است از وی متراش ~~PageV1P4273 ### || [genre: robaee] # 1 اندر بر خویشم بفشاری همه خوش %~% بر راه زنان مرگ گماری همه خوش # 2 چون مرگ دهی از پس آن برگ دهی %~% از مرگ حیاتها برآری همه خوش ~~PageV1P4274 ### || [genre: robaee] # 1 ای باد صبا به کوی آن دلبر کش %~% احوال دلم بگوی اگر باشد خوش # 2 ور زانکه برای خود نباشد دلکش %~% زنهار مرا ندیده‌ای دم درکش ~~PageV1P4275 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان جهان و روشنائی همه خوش %~% آرام دلی و آشنائی همه خوش # 2 بر ما گذری اگر کنی سلطانی %~% ور بوسه مزید بر فزائی همه خوش ~~PageV1P4276 ### || [genre: robaee] # 1 ای چشم بیا دامن خود در خون کش %~% وی روح برو قماش بر گردون کش # 2 بر لعل لبت هر آنکه انگشت نهاد %~% مندبس و زبانش از قفا بیرون کش ~~PageV1P4277 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی چونی بیا که چون روزم خوش %~% چون روز همی درم می‌دوزم خوش # 2 تا روی چو آتشت بدیدم چو سپند %~% می‌سوزم و می‌سوزم و مسوزم خوش ~~PageV1P4278 ### || [genre: robaee] # 1 گه باده لقب نهادم و گه جامش %~% گاهی زر پخته گاه سیم خامش # 2 گه دانه و گاه صید و گاهی دامش %~% این جمله چراست تا نگویم نامش ~~PageV1P4279 ### || [genre: robaee] # 1 مرغان رفتند بر سلیمان بخروش %~% کاین بلبل را چرا نمی‌مالی گوش # 2 بلبل گفتا به خون ما در بمجوش %~% سه ماه سخن گویم و نه ماه خموش ~~PageV1P4280 ### || [genre: robaee] # 1 من شیشه زنم بر آن دل سنگ خوشش %~% تا جنگ کند بشنوم آن جنگ خوشش # 2 تا بفروزد به ms2004 خشم آن رنگ خوشش %~% تا بخراشد مرا بدان چنگ خوشش ~~PageV1P4281 ### || [genre: robaee] # 1 ناگه بزدم دست بسوی جیبش %~% سرمست شدم ز لذت آسیبش # 2 دستم نرسید سوی جیبش اما %~% المنة الله که بر دم سیبش PageV1P4282 ### || [genre: robaee] # 1 نیمی دف من به موش دادی همه خوش %~% باقی به کف بنده نهادی همه خوش # 2 با درف دریده در سماع آمده‌ایم %~% ای با تو مراد و بیمرادی همه خوش ~~PageV1P4283 ### || [genre: robaee] # 1 هان ای دل تشنه جوی را جویان باش %~% بی‌پای مپای و دایما پویان باش # 2 با آنکه درون سینه بی‌کام و زبان %~% سرچشمه هر گفت توئی گویان باش ~~PageV1P4284 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند ملولی نفسی با ما باش %~% مگریز ز یاران و درین غوغا باش # 2 یا همچو دلم واله و شیدائی شو %~% یا بهر نظاره حاضر سودا باش ~~PageV1P4285 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل برو از عاقبت اندیشان باش %~% در عالم بیگانگی از خویشان باش # 2 گر باد صبا مرکب خود میخواهی %~% خاک قدم مرکب درویشان باش PageV1P4286 ### || [genre: robaee] # 1 ای روز نشاط روشنی وقت تو خوش %~% وی عالم عیش و ایمنی وقت تو خوش # 2 در سایه زلف تو دمی میخسبم %~% تو نیز موافقت کنی وقت تو خوش ~~PageV1P4287 ### || [genre: robaee] # 1 ای روی چو آفتاب تو شادی کش %~% وی موی تو سرمایه ده جمله حبش # 2 تنها تو خوشی و بس در این هر دو جهان %~% باقی تبع تواند گشته همه خوش ~~PageV1P4288 ### || [genre: robaee] # 1 ای زلف پر از مشک تتاری همه خوش %~% اندر طلب چو من نگاری همه خوش # 2 در فصل بهار و نوبهاری همه خوش %~% چون قند و نبات در کناری همه خوش ~~PageV1P4289 ### || [genre: robaee] # 1 ای سودائی برو پی سودا باش %~% در صورت شیدای دلت شیدا باش # 2 با سایه خود ز خوی خود در جنگی %~% خود سایه تست خصم تو تنها باش ~~PageV1P4290 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق بیا به تلخ خویان خو بخش %~% ای ms2005 پشت جهان به حسن چوپان رو بخش # 2 از باغ جمال تو چه کم خواهد شد %~% زان سیب زنخدان دو سه شفتالو بخش ~~PageV1P4291 ### || [genre: robaee] # 1 ای کرده به پنج شمع روشن هر شش %~% ای اصل خوشی و هرچه داری همه خوش # 2 تا چند چو الحمد مرا می‌خوانی %~% همچون بقره بگیر گوش من و کش ~~PageV1P4292 ### || [genre: robaee] # 1 ای گنج بیا زود به ویرانه خویش %~% وی زلف پریشان مشو از شانه خویش # 2 وی مرغ متاب روی از دانه خویش %~% ای خانه خدا درآی در خانه خویش ~~PageV1P4293 ### || [genre: robaee] # 1 ای یار مرا موافقی وقتت خوش %~% بر حال دلم چو لایقی وقتت خوش # 2 خواهم به دعا که عاشقان خوش باشند %~% ور زانکه تو نیز عاشقی وقتت خوش ~~PageV1P4294 ### || [genre: robaee] # 1 با دل گفتم ز دیگران بیش مباش %~% رو مرهم ریش باش چون نیش مباش # 2 خواهی که ز هیچکس به تو بد نرسد %~% بدگوی و بدآموز و بداندیش مباش ~~PageV1P4295 ### || [genre: robaee] # 1 با پیر خرد نهفته میگویم دوش %~% کز من سخن از سر جهان هیچ مپوش # 2 نرمک نرمک مرا همی گفت بگوش %~% کین دیدنیست گفتنی نیست خموش ~~PageV1P4296 ### || [genre: robaee] # 1 با ما چه نه‌ای مشو رفیق اوباش %~% کاول قدمت دمند و آخر پرخاش # 2 گل باش و بهر سخن که خواهی میخند %~% مرد سره باش و هرکجا خواهی باش ~~PageV1P4297 ### || [genre: robaee] # 1 بر جان و دل و دیده سواری همه خوش %~% واندر دل و جان هرچه بکاری همه ~~خوش # 2 خوش چشمی و محبوب عذاری همه خوش %~% فریاد رس جان‌فکاری همه خوش ~~PageV1P4298 ### || [genre: robaee] # 1 بر دل چو شکفته گشت اسرار غمش %~% ندهم به گل همه جهان خار غمش # 2 بایست سوی جهان فانی گردیم %~% زین پس رخ ما زرد و دیوار غمش ~~PageV1P4299 ### || [genre: robaee] # 1 بر من بگریست نرگس خمارش %~% تا خیره شدم ز گریه بسیارش # 2 گر نرگس او به سرمه آلوده بدی %~% آلوده شدی ms2006 ز سرمه‌ها رخسارش ~~PageV1P4300 ### || [genre: robaee] # 1 بیچاره دل سوخته محنت کش %~% در آتش عشق تو همی سوزد خوش # 2 عشقت به من سوخته دل گرم افتاد %~% آری همه در سوخته افتد آتش ~~PageV1P4301 ### || [genre: robaee] # 1 پیوسته مرید حق شو و باقی باش %~% مستغرق عشق و شور و مشتاقی باش # 2 چون باده بجوش در خم قالب خویش %~% وانگاه به خود حریف و هم ساقی باش ~~PageV1P4302 ### || [genre: robaee] # 1 تا بتوانی تو جامه عشق مپوش %~% چون پوشیدی ز هر بلائی مخروش # 2 در جامه همی سوز و همی باش خموش %~% کاخر ز پس نیش بود روزی نوش ~~PageV1P4303 ### || [genre: robaee] # 1 تا در نزنی بهر چه داری آتش %~% هرگز نشود حقیقت وقت تو خوش # 2 عیاران را ز آتش آمد مفرش %~% عیار نه‌ای ز عاشقان پا درکش PageV1P4304 ### || [genre: robaee] # 1 جان جانی بیا میان جان باش %~% چون عقل و خرد تاج سر مردان باش # 2 تو دولت و بخت همه ای در دو جهان %~% چون دولت و بخت دو جهان گردانباش ~~PageV1P4305 ### || [genre: robaee] # 1 چون رنگ بدزدید گل از رخسارش %~% آویخت صبا چو رهزنان بردارش # 2 بسیار بگفت بلبل و سود نداشت %~% تا بو که صباا به جان دهد زنهارش ~~PageV1P4306 ### || [genre: robaee] # 1 خائیدن آن لب که چشیدی شکرش %~% مالیدن دستی که کشیدی بسرش # 2 نگذارد آنکه او به جان و جگرش %~% آب حیوان همی رسد از اثرش ~~PageV1P4307 ### || [genre: robaee] # 1 دانم که برای ما نخفتی همه دوش %~% بر صفه سرد با یکی بالاپوش # 2 آن نیز فراموش نگردد ما را %~% ای بوده عزیزتر تو از دیده و گوش ~~PageV1P4308 ### || [genre: robaee] # 1 در انجمنی نشسته دیدم دوشش %~% نتوانستم گرفت در آغوشش # 2 رخ را به بهانه بر رخش بنهادم %~% یعنی که حدیث میکنم در گوشش ~~PageV1P4309 ### || [genre: robaee] # 1 در حلقه مستان تو ای دلبر دوش %~% میخانه درون کشیدم از خم سر جوش # 2 بر یاد تو کاس و طاس تا وقت سحر ms2007 %~% میخوردم و میزدم همی دوش خروش ~~PageV1P4310 ### || [genre: robaee] # 1 در مجلس سلطان بشکستم جامش %~% تا جنگ شود بشنوم آن دشنامش # 2 والله که چنان فتاده‌ام در دامش %~% کز پخته او نمی‌شناسم خامش ~~PageV1P4311 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار مرا وعده دهد نشنومش %~% بر مصحف اگر دست نهد نشنومش # 2 گوید والله که نشنوی نشنومت %~% خواهد که به اینها بجهد نشنومش ~~PageV1P4312 ### || [genre: robaee] # 1 دل یاد تو آرد برود هوش ز هوش %~% می بی‌لب نوشین تو کی گردد نوش # 2 دیدار ترا چشم همی دارد چشم %~% آواز ترا گوش همی دارد گوش PageV1P4313 ### || [genre: robaee] # 1 رفت آنکه نبود کس به خوبی یارش %~% بی‌آنکه دلم سیر شد از دیدارش # 2 او رفت و نماند در دلم تیمارش %~% آری برود گل و بماند خارش ~~PageV1P4314 ### || [genre: robaee] # 1 سودای توام در جنون میزد دوش %~% دریای دو چشم موج خون میزد دوش # 2 تا نیم شبی خیل خیالت برسید %~% ورنی جانم خیمه برون میزد دوش ~~PageV1P4315 ### || [genre: robaee] # 1 سوگند بدان دل که شده است او پستش %~% سوگند بدان جان که شده است او ~~مستش # 2 سوگند بدان دم که مرا میدیدند %~% پیمانه به دستی و به دستی دستش ~~PageV1P4316 ### || [genre: robaee] # 1 شب چیست برای ما زمان نالش %~% وان را که نه عاشق است او را مالش # 2 وان عاشق ناقصی که نوکار بود %~% گوشش نشود گرم به شب بی‌بالش ~~PageV1P4317 ### || [genre: robaee] # 1 کاری کردم نگاه نکردم پس و پیش %~% آنرا که چنان کند چنین آید پیش # 2 آندم که قضا مکر کند ای درویش %~% در خانه گریزد خرد دوراندیش ~~PageV1P4318 ### || [genre: robaee] # 1 گر می‌کشدم غم تو هر دم مکش %~% هل تا بکشندم همه عالم تو مکش # 2 آنرا که خود انداخته‌ای پای مزن %~% وانرا که تو زنده کرده‌ای هم تو ~~مکش PageV1P4319 ### || [genre: robaee] # 1 گر ناله کنم گوید یعقوب مباش %~% ور صبر کنم گوید ایوب مباش # 2 اشکسته بخواهدم و چون سر بکشم %~% بر سر زندم که ms2008 سر مکش چوب مباش ~~PageV1P4320 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم چشمم گفت که جیحون کنمش %~% گفتم که دلم گفت که پر خون کنمش # 2 گفتم که تنم گفت در این روزی چند %~% رسوا کنم وز شهر بیرون کنمش ~~PageV1P4321 ### || [genre: robaee] # 1 الجوهر فقر و سوی الفقر عرض %~% الفقر شفا و سوی الفقر مرض # 2 العالم کله خداع و غرور %~% والفقر من العالم کنزو غرض PageV1P4322 ### || [genre: robaee] # 1 امروز سماعست و سماعست و سماع %~% نورست شعاعست و شعاعست و شعاع # 2 این عشق مطاعست و مطاعست و مطاع %~% از عقل وداعست و وداعست و وداع ~~PageV1P4323 ### || [genre: robaee] # 1 عشقست زهر چه آن نشاید مانع %~% گر عشق نبودی ننمودی صانع # 2 دانی که حروف عشق را معنی چیست %~% عین عابد و شین شاکر و قافست قانع ~~PageV1P4324 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق گردد بگرد اطلال و ربوع %~% زاهد گردد بگرد تسبیح و رکوع # 2 بر نان تند این و آن دیگر بر لب آب %~% کانرا عطش آمده است و این را غم ~~جوع PageV1P4325 ### || [genre: robaee] # 1 مهمان توایم ما و مهمان سماع %~% ای جان معاشران و سلطان سماع # 2 هم بحر حلاوتی و هم کان سماع %~% آراسته باد از تو میدان سماع ~~PageV1P4326 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز بیاید آن سپهدار سماع %~% چون باد صبا بسوی گلزار سماع # 2 هم طوطی و عندلیب در کار سماع %~% هم گردد هر درخت پربار سماع ~~PageV1P4327 ### || [genre: robaee] # 1 ای بنده سردی به زمستان چون زاغ %~% محروم ز بلبل و گلستان ز باغ # 2 دریاب که این دم اگرت فوت شود %~% بسیار طلب کنی به صد چشم و چراغ ~~PageV1P4328 ### || [genre: robaee] # 1 بلبل آمد به باغ و رستیم ز زاغ %~% آئیم به باغ با تو ای چشم و چراغ # 2 چون سوسن و گل ز خویش بیرون آئیم %~% چون آب روان رویم از باغ به باغ ~~PageV1P4329 ### || [genre: robaee] # 1 گر با دیگری مجلس میسازم و لاغ %~% ننهم به خدا ز مهر ms2009 کس بر دل داغ # 2 لیکن چو فرو شود کسی را خورشید %~% در پیش نهد بجای خورشید چراغ ~~PageV1P4330 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی مگری چو ابر در فرقت باغ %~% من آن توام بخسب ایمن به فراغ # 2 ترسم که چراغ زیر طشتی بنهی %~% وانگاه بجویمش به صد چشم و چراغ ~~PageV1P4331 ### || [genre: robaee] # 1 گویند که عشق بانگ و نامست دروغ %~% گویند امید عشق خامست دروغ # 2 کیوان سعادت بر ما در جانست %~% گویند فراز هفت بامست دروغ PageV1P4332 ### || [genre: robaee] # 1 گویند که یار را وفا نیست دروغ %~% گویند پس از هجر لقا نیست دروغ # 2 گویند شراب جانفزا نیست دروغ %~% گویند که این به پای ما نیست دروغ ~~PageV1P4333 ### || [genre: robaee] # 1 از دل سوی دلدار شکافست شکاف %~% وانکس که نداند این معافست معاف # 2 هر روز در این حلقه مصافست مصاف %~% می‌پنداری که این گزافست گزاف ~~PageV1P4334 ### || [genre: robaee] # 1 امروز طوافست طوافست طواف %~% دیوانه معافست معافست معاف # 2 نی جنگ و مصافست و مصافست مصاف %~% وصل است و زفافست زفافست زفاف ~~PageV1P4335 ### || [genre: robaee] # 1 با زنگی امشب چو شدستی به مصاف %~% از سینه خود سینه شب را بشکاف # 2 در کعبه عشاق طوافی چو کنی %~% دریاب که کعبه میکند با تو طواف ~~PageV1P4336 ### || [genre: robaee] # 1 در فقر فقیر باش و در صفوت صاف %~% با فقر و صفا درآ تو در کار مصاف # 2 گر خصم تو صد تیغ برآرد ز غلاف %~% چون هیچ نبیند نزند زخم گزاف ~~PageV1P4337 ### || [genre: robaee] # 1 گویند مرا چند بخندی ز گزاف %~% کارت همه عشرتست و گفتت همه لاف # 2 ای خصم چو عنکبوت صفرا میباف %~% سیمرغ طربناک شناسد سر قاف ~~PageV1P4338 ### || [genre: robaee] # 1 مهمان تو نیست دو سه روز و گزاف %~% خوان تو گرفته است از قاف به قاف # 2 گر فتنه شود کسی معافست معاف %~% بر شمع کند همیشه پروانه طواف ~~PageV1P4339 ### || [genre: robaee] # 1 آن تاق که نیست جفتش اندر آفاق %~% با بنده بباخت تاق ms2010 و جفتی به وفاق # 2 پس گفت مرا که تاق خواهی یا جفت %~% گفتم به تو جفت و از همه عالم تاق ~~PageV1P4340 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که ترا بدید ای خوب اخلاق %~% در حال دهد کون و مکان را سه طلاق # 2 مه را چه طراوت و زحل را چه محل %~% با طلعت آفتاب اندر افاق ~~PageV1P4341 ### || [genre: robaee] # 1 ای داروی فربهی و جان عاشق %~% فربه ز خیال تو روان عاشق # 2 شیرین ز دهان تو دهان عاشق %~% جان بنده‌ات ای جان و جهان عاشق ~~PageV1P4342 ### || [genre: robaee] # 1 تمکین و قرار من که دارد در عشق %~% مستی و خمار من که دارد در عشق # 2 من در طلب آب و نگارم چون باد %~% کار من و بار من که دارد در عشق ~~PageV1P4343 ### || [genre: robaee] # 1 لو کان اقل هذه الاشواق %~% للشمس لا ذهلت عن الاشراق # 2 لو قسم ذوالهوی علی‌العشاق %~% العشر لهم ولی جمیع‌الباقی PageV1P4344 ### || [genre: robaee] # 1 هر دل که طواف کرد گرد در عشق %~% هم کشته شد به آخر از خنجر عشق # 2 این نکته نوشته‌اند بر دفتر عشق %~% سر اوست ندارد آنکه دارد سر عشق ~~PageV1P4345 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز بنو برآید آن دلبر عشق %~% در گردن ما درافکند دفتر عشق # 2 این خار از آن نهاد حق بر در عشق %~% تا دور شود هرکه ندارد سر عشق ~~PageV1P4346 ### || [genre: robaee] # 1 چون گشت طلسم جسم آدم چالاک %~% با خاک درآمیخته شد گوهر پاک # 2 آن جسم طلسم را چو بشکست افلاک %~% پاکی بر پاک رفت و خاکی در خاک ~~PageV1P4347 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که شود سینه عاشق غمناک %~% یا از جز عشق دامنش گردد چاک # 2 حاشا که بخفت عاشقی اندر خاک %~% پاکست و کجا رود در آن عالم پاک ~~PageV1P4348 ### || [genre: robaee] # 1 خندید فرح تا بزنی انگشتک %~% گردید قدح تا بزنی انگشتک # 2 بنمودت ابروی خود از زیر نقاب %~% چون قوس قزح تا بزنی انگشتک ~~PageV1P4349 ### || [genre: robaee] ms2011 # 1 در بحر صفا گداختم همچو نمک %~% نه کف و ایمان نه یقین ماند و نه شک # 2 اندر دل من ستاره‌ای شد پیدا %~% گم گشت در آن ستاره هر هفت فلک ~~PageV1P4350 ### || [genre: robaee] # 1 آنجا که عنایتست چه صلح و چه جنگ %~% ور کار تو نیکست چه تسبیح و چه ~~جنگ # 2 وانکس که قبولست چه رومی و چه زنگ %~% تسلیم و رضا باید ورنه سر و سنگ ~~PageV1P4351 ### || [genre: robaee] # 1 با همت بازباش و با کبر پلنگ %~% زیبا بگه شکار و پیروز به جنگ # 2 کم کن بر عندلیب و طاوس درنگ %~% کانجا همه آفتست و اینجا همه رنگ ~~PageV1P4352 ### || [genre: robaee] # 1 برزن به سبوی صحبت نادان سنگ %~% بر دامن زیرکان عالم زن چنگ # 2 با نااهلان مکن تو یک لحظه درنگ %~% آیینه چو در آب نهی گیرد زنگ ~~PageV1P4353 ### || [genre: robaee] # 1 چون چنگ خودت بگیرم اندر بر تنگ %~% وز پرده عشاق برآرم آهنگ # 2 گر زانکه در آبگینه خواهی زد سنگ %~% در خدمت تو بیایم اینک من و سنگ ~~PageV1P4354 ### || [genre: robaee] # 1 می‌گردد این روی جهان رنگ به رنگ %~% وز پرده همی بیند معشوقه شنگ # 2 این لرزه دلها همه از معشوقیست %~% کز عشق ویست نه فلک چون مادنگ ~~PageV1P4355 ### || [genre: robaee] # 1 یک چند میان خلق کردیم درنگ %~% ز ایشان بوفا نه بوی دیدیم نه رنگ # 2 آن به که نهان شویم از دیده خلق %~% چون آب در آهن و چو آتش در سنگ ~~PageV1P4356 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که ترا دید و نخندید چو گل %~% از جان و خرد تهیست مانند دهل # 2 گبر ابدی باشد کو شاد نشد %~% از دعوت ذوالجلال و دیدار رسل ~~PageV1P4357 ### || [genre: robaee] # 1 آن می که گشود مرغ جان را پر و بال %~% دل را برهانید ز سیری و ملال # 2 ساقی عشق است و عاشقان مالامال %~% از عشق پذیرفته و بر ماست حلال ~~PageV1P4358 ### || [genre: robaee] # 1 آواز گرفته است خروشان مینال ms2012 %~% زیرا شنواست یار و واقف از حال # 2 آواز خراشان و گلوی خسته %~% نالان ز زوال خویش در پیش کمال ~~PageV1P4359 ### || [genre: robaee] # 1 از عقل دلیل آید و از عشق خلیل %~% این آب حیات دان و آن آب سبیل # 2 در چرخ نیابی تو نشان عاشق %~% در چرخ درآیی بنشانهای رحیل PageV1P4360 ### || [genre: robaee] # 1 از من زر و دل خواستی ای مهر گسل %~% حقا که نه این دارم و نی آن حاصل # 2 زر کو زر کی زر از کجا مفلس و زر %~% دل کو دل کی دل از کجا عاشق و دل ~~PageV1P4361 ### || [genre: robaee] # 1 اسرار حقیقت نشود حل به سال %~% نی نیز به درباختن حشمت و مال # 2 تا دیده و دل خون نشود پنجه سال %~% از قال کسی را نبود راه به حال ~~PageV1P4362 ### || [genre: robaee] # 1 این عشق کمالست و کمالست و کمال %~% وین نفس خیالست خیالست و خیال # 2 این عشق جلالست و جلالست و جلال %~% امروز وصالست و وصالست و وصال ~~PageV1P4363 ### || [genre: robaee] # 1 این نکته شنو ز بنده ای نقش چگل %~% هرچند که راهیست ز دل جانب دل # 2 در چشم تو نیستم تو در چشم منی %~% تو مردم دیدای و من مردم گل ~~PageV1P4364 ### || [genre: robaee] # 1 پر از عیسی است این جهان مالامال %~% کی گنجد در جهان قماش دجال # 2 شورابه تلخ تیره دل کی گنجد %~% چون مشک جهان پر است از آب زلال ~~PageV1P4365 ### || [genre: robaee] # 1 جانی دارم لجوج و سرمست و فضول %~% وانگه یاری لطیف و بیصبر و ملول # 2 از من سوی یار من رسولست خدای %~% وز یار بسوی من خدایست رسول ~~PageV1P4366 ### || [genre: robaee] # 1 چون آمده‌ای در این بیابان حاصل %~% چون بیخبران مباش از خود غافل # 2 گامی میزن به قدر طاقت منشین %~% کاسوده خفته دیر یابد منزل ~~PageV1P4367 ### || [genre: robaee] # 1 چون دم زدی از مهر رخ یار ای دل %~% ترتیب دم و قدم نگهدار ای دل # 2 خود ms2013 را به قدم ز غیر او خالی کن %~% تا دم نزنی بی دم دلدار ای دل ~~PageV1P4368 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که کند دل به دگر جا منزل %~% دور از دل من که گردد از عشق خجل # 2 چشمم چو شکفت غیر آب تو نخورد %~% هم سرمه دیده‌ای و هم قوت دل ~~PageV1P4369 ### || [genre: robaee] # 1 الخمر و من‌الزق ینادیک تعال %~% واقطع لوصالنا جمیع‌الاشغال # 2 فربا و صفا و سبقنا الحوال %~% کی نعتق بالنجدة روح‌العمال PageV1P4370 ### || [genre: robaee] # 1 در خاموشی چرا شوی کند و ملول %~% خو کن به خموشی که اصولست اصول # 2 خود کو خموشی آنکه خمش میخوانی %~% صد بانک و غریو است و پیامست و رسول ~~PageV1P4371 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق نوا جزو زند آنگه کل %~% در باغ نخست غوره است آنگه مل # 2 اینست دلا قاعده در فصل بهار %~% در بانگ شود گربه و آنگه بلبل ~~PageV1P4372 ### || [genre: robaee] # 1 عشقی به کمال و دلربائی به جمال %~% دل بر سخنو زبان ز گفتن شده لال # 2 زین نادره‌تر کجا بود هرگز حال %~% من تشنه و پیش من روان آب زلال ~~PageV1P4373 ### || [genre: robaee] # 1 عشقی دارم پاکتر از آب زلال %~% این باختن عشق مرا هست حلال # 2 عشق دگران بگردد از حال به حال %~% عشق من و معشوق مرا نیست زوال ~~PageV1P4374 ### || [genre: robaee] # 1 عمری به هوس در تک و تاز آمد دل %~% تا محرم جان دلنواز آمد دل # 2 در آخر کار رفت و جان پاک بسوخت %~% انصاف بده که پاکباز آمد دل ~~PageV1P4375 ### || [genre: robaee] # 1 عندی جمل و من اشتیاق و فضول %~% لا یمکن شرحها به کتب و رسول # 2 بل انتظر الزمان و الحال یحول %~% ان یجمع بیننا فتصغی و اقول ~~PageV1P4376 ### || [genre: robaee] # 1 مردا منشین جز که به پهلوی رجال %~% خوش باشد آینه به پهلوی صقال # 2 یارب چه طرب دارد جان پهلوی جان %~% آن سنگ بود فتاده پهلوی سفال ~~PageV1P4377 ### || [genre: robaee] # 1 ممکن ز تو چون ms2014 نیست که بردارم دل %~% آن به که به سودای تو بسپارم دل # 2 گر من به غم تو نسپارم دل %~% دل را چکنم بهر چه میدارم دل PageV1P4378 ### || [genre: robaee] # 1 نومید مشو امید می‌دار ای دل %~% در غیب عجایب است بسیار ای دل # 2 گر جمله جهان قصد به جان تو کنند %~% تو دامن دوست را نه بگذار ای دل ~~PageV1P4379 ### || [genre: robaee] # 1 هم شاهد دیده‌ای و هم شاهد دل %~% ای دیده و دل ز نور روی تو خجل # 2 گویند از آن هر دو چه حاصل کردی %~% جز عشق ز عاشقان چه آید حاصل ~~PageV1P4380 ### || [genre: robaee] # 1 کاچی سازی که روز برفست و وحل %~% دانی که ز بهر چیست این رسم و عمل # 2 یعنی که به صورت او نم و تر میریست %~% این در معنی نبات و کاچیست و ~~عسل PageV1P4381 ### || [genre: robaee] # 1 یا من هوب سیدی و اعلی و اجل %~% یا من انا عبده و ادنی و اقل # 2 حاشاک تملنی و یوشیک تعل %~% ان لم یکن الوابل بالوصل فطل PageV1P4382 ### || [genre: robaee] # 1 آمد بت خوش عربده می‌کشیم %~% بنشست چو یک تنگ شکر در پیشم # 2 در بر بنهاد بر بط و ابریشم %~% وین پرده همی زد که خوش و بیخویشم ~~PageV1P4383 ### || [genre: robaee] # 1 آمد شد خود به کوی تو می‌بینم %~% میل دل و دیده سوی تو می‌بینم # 2 گیرم که همه جرم جهان من کردم %~% آخر نه جهان بروی تو می‌بینم ~~PageV1P4384 ### || [genre: robaee] # 1 آن باده که بر جسم حرامست حرام %~% بر جان مجرد آن مدامست مدام # 2 در ریز مگو که این تمامست تمام %~% آغاز و تمام ما کدامست کدام ~~PageV1P4385 ### || [genre: robaee] # 1 آن خوش سخنان که ما بگفتیم به هم %~% در دل دارد نهفته این چرخ به خم # 2 یکروز چو باران کند او غمازی %~% بر روید سر ماز صحن عالم PageV1P4386 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که به آب دیده‌اش میجویم %~% در جستن او روان ms2015 چو آب جویم # 2 امروز به گاه آمد و گفتا که سماع %~% نگذاشت که من دست نمازی شویم ~~PageV1P4387 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که ببست خواب ما را بستم %~% یارب تو ببند خواب او را به کرم # 2 تا باز چشد مرارت بی‌خوابی %~% و اندیشه کند به عقل ارجم ترحم ~~PageV1P4388 ### || [genre: robaee] # 1 آنم که چو غمخوار شوم من شادم %~% واندم که خراب گشته‌ام آبادم # 2 آن لحظه که ساکن و خموشم چو زمین %~% چون رعد به چرخ میرسد فریادم ~~PageV1P4389 ### || [genre: robaee] # 1 آن وقت آمد که ما به تو پردازیم %~% مرجان ترا خانه آتش سازیم # 2 تو کان زری میان خاکی پنهان %~% تا صاف شوی در آتشت اندازیم ~~PageV1P4390 ### || [genre: robaee] # 1 آنها که به پیش دلستان می‌کردم %~% چون بد مستان دست فشان می‌کردم # 2 هرچند ز روی لطف او خوش خندید %~% آخر بچه روی آنچنان می‌کردم ~~PageV1P4391 ### || [genre: robaee] # 1 آواز تو بشنوم خوش آوازه شوم %~% چون لطف خدا بیحد و اندازه شوم # 2 صد بار خریده‌ای و من ملک توام %~% یکبار دگر بخر که تا تازه شوم ~~PageV1P4392 ### || [genre: robaee] # 1 آواز سرافیل طرب میرسدم %~% از خاک فنا بر آسمان می‌بردم # 2 کس را خبری نیست که بر من چه رسید %~% زان با خبری که بی‌خبر می‌رسدم ~~PageV1P4393 ### || [genre: robaee] # 1 از باد همه پیام او میشنوم %~% وز بلبل مست نام او میشنوم # 2 این نقش عجب که دیده‌ام بر در دل %~% آوازه آن ز بام او میشنوم ~~PageV1P4394 ### || [genre: robaee] # 1 از بسکه به نزدیک توام من دورم %~% وز غایت آمیزش تو مهجورم # 2 وز کثرت پیدا شده‌گی مستورم %~% وز صحت بسیار چنین رنجورم PageV1P4395 ### || [genre: robaee] # 1 از بلبل سرمست نوائی شنوم %~% وز باد سماع دلربائی شنوم # 2 در آب همه خیال یاری بینم %~% وز گل همه بوی آشنائی شنوم PageV1P4396 ### || [genre: robaee] # 1 از بهر تو صد بار ملامت بکشم %~% گر بشکنم این عهد غرامت بکشم # 2 گر عمر وفا کند ms2016 جفاهای ترا %~% در دل دارم که تا قیامت بکشم ~~PageV1P4397 ### || [genre: robaee] # 1 از بهر تو گر جان بدهم خوش میرم %~% وز بنده بنده توام خوش میرم # 2 دیوانه آن دو زلف چون زنجیرم %~% مدهوش دو چشم جادوی کشمیرم ~~PageV1P4398 ### || [genre: robaee] # 1 از ثور فلک شیر وفا میدوشم %~% هرچند که از پنجه او بخروشم # 2 هرچند که دوش حلقه بد در گوشم %~% امشب به خدا که بهتر است از دوشم ~~PageV1P4399 ### || [genre: robaee] # 1 از چشم تو سحر مطلق آموخته‌ام %~% وز عشق تو شمع روح‌افروخته‌ام # 2 از حالت من چشم بدان دوخته باد %~% چون چشم برخسار تو در دوخته‌ام ~~PageV1P4400 ### || [genre: robaee] # 1 از جوی خوشاب دوست آبی خوردم %~% خوش کردم و خوش خوردم و خوش آوردم # 2 خود را بر جوش آسیابی کردم %~% تا آب حیات میرود میگردم PageV1P4401 ### || [genre: robaee] # 1 از خاک در تو چون جدا می‌باشم %~% با گریه و ناله آشنا میباشم # 2 چون شمع ز گریه آبرو میدارم %~% چون چنگ ز ناله با نوا میباشم ~~PageV1P4402 ### || [genre: robaee] # 1 از خویشتن بجستن آرزو میکندم %~% آزاد نشستن آرزو میکندم # 2 در بند مقامات همی بودم من %~% وان بند گسستن آرزو میکندم PageV1P4403 ### || [genre: robaee] # 1 از خویش خوشم نی نباشد خوشیم %~% از خود گرمم نه آب و نی آتشیم # 2 چندان سبکم به عشق کاندر میزان %~% از هیچ کم آیم دو من ار برکشیم ~~PageV1P4404 ### || [genre: robaee] # 1 از درد همیشه من دوا می‌بینم %~% در قهر و جفا لطف و وفا می‌بینم # 2 در صحن زمین به زیر نه طاق فلک %~% بر هرچه نظر کنم ترا می‌بینم ~~PageV1P4405 ### || [genre: robaee] # 1 از روی تو من همیشه گلشن بودم %~% وز دیدن تو دو دیده روشن بودم # 2 من میگفتم چشم بد از روی تو دور %~% جانا مگر آن چشم بدت من بودم ~~PageV1P4406 ### || [genre: robaee] # 1 از سوز غم تو آتش میطلبم %~% وز خاک در تو مفرشی میطلبم # 2 از ناخوشی خویش به جان آمده‌ام %~% از ms2017 حضرت تو وقت خوشی میطلبم ~~PageV1P4407 ### || [genre: robaee] # 1 از شور و جنون رشک جنان را بزدم %~% ز آشفته دلی راحت جان را بزدم # 2 جانیکه بدان زنده‌ام و خندانم %~% دیوانه شدم چنانکه آن را بزدم ~~PageV1P4408 ### || [genre: robaee] # 1 از صنع برآیم بر صانع باشم %~% حاشا که زبون هیچ مانع باشم # 2 چون مطبخ حق ز لوت مالامالست %~% تا چند به آب گرم قانع باشم ~~PageV1P4409 ### || [genre: robaee] # 1 از طبع ملول دوست ما می‌دانیم %~% وز غایت عاشقیش می رنجانیم # 2 شرمنده و ترسنده نبرد راهی %~% تا راه حجاب ماست ما می‌رانیم ~~PageV1P4410 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق تو گشتم ارغنون عالم %~% وز زخمه تو فاش شده احوالم # 2 ماننده چنگ شده همه اشکالم %~% هر پرده که می‌زنی مرا مینالم ~~PageV1P4411 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق تو من بلند قد می‌گردم %~% وز شوق تو من یکی به صد می‌گردم # 2 گویند مرا بگرد او می‌گردی %~% ای بیخبران بگرد خود میگردم PageV1P4412 ### || [genre: robaee] # 1 از مطبخ غمهاش بلا میرسدم %~% هر لحظه به صد گونه ابا میرسدم # 2 بوی جگر سوخته هر دم زدنی %~% بر مایده غم از کجا میرسدم PageV1P4413 ### || [genre: robaee] # 1 از هرچه که آن خوشست نهی است مدام %~% تا ره نزند خوشی از این مردم عام # 2 ورنه می و چنگ و روی زیبا و سماع %~% بر خاص حلال گشت و بر عام حرام ~~PageV1P4414 ### || [genre: robaee] # 1 اسرار ز دست دادمی نتوانم %~% وانرا بسزا گشاد می نتوانم # 2 چیزیست درونم که مرا خوش دارد %~% انگشت بر او نهادمی نتوانم ~~PageV1P4415 ### || [genre: robaee] # 1 افتاده مرا عجب شکاری چکنم %~% واندر سرم افکنده خماری چکنم # 2 سالوسم و زاهدم ولیکن در راه %~% گر بوسه دهد مرا نگاری چکنم ~~PageV1P4416 ### || [genre: robaee] # 1 المنةالله که به تو پیوستم %~% وز سلسله بند فراقت رستم # 2 من باده نیستی چنان خوردستم %~% حز روز ازل تا بابد سرمستم PageV1P4417 ### || [genre: robaee] # 1 امروز چو حلقه مانده بیرون دریم %~% با حلقه حریف گشته ms2018 همچون کمریم # 2 چون حلقه چشم اگر حریف نظریم %~% باید که ازین حلقه در درگذریم ~~PageV1P4418 ### || [genre: robaee] # 1 امروز همه روز به پیش نظرم %~% او بود از آن خراب و زیر و زبرم # 2 از غایت حاضری چنین مهجورم %~% وز قوت آن بیخبری بیخبرم PageV1P4419 ### || [genre: robaee] # 1 امروز یکی گردش مستانه کنم %~% وز کاسه سر ساغر و پیمانه کنم # 2 امروز در این شهر همی گردم مست %~% می‌جویم عاقلی که دیوانه کنم ~~PageV1P4420 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که حریف دلبر دلداریم %~% یارب که چها در دل و در سر داریم # 2 یک لحظه گل از چمن همی افشانیم %~% یک دم به شکرستان شکر میکاریم ~~PageV1P4421 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که حریف مشتری و ماهم %~% با مه‌رویان چون شکر همراهم # 2 سرمست شراب بزم شاهنشاهم %~% امشب همه آنست که من می‌خواهم PageV1P4422 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که شراب جان مدامست مدام %~% ساقی شه و باده با قوامست قوام # 2 اسباب طرب جمله تمامست تمام %~% ای زنده‌دلان خواب حرامست حرام ~~PageV1P4423 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که غم عشق مدامست مدام %~% جام و می لعل با قوامست قوام # 2 خون غم و اندیشه حلالست حلال %~% خواب و هوس خواب حرامست حرام ~~PageV1P4424 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که مه عشق تمامست تمام %~% دلدار فرو کرده سر از گوشه بام # 2 امشب شب یاد است و سجود است و قیام %~% چون باده و می خواب حرامست حرام ~~PageV1P4425 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که همی رسد ز دلدار سلام %~% بر دیده و دل خواب حرامست حرام # 2 ماند به سر زلف تو کز بوی خوشت %~% می‌آورد عطار ز بیم از در و بام ~~PageV1P4426 ### || [genre: robaee] # 1 امشب همه شب نشسته اندر حزنم %~% فردا بروم مناره را کارد زنم # 2 خشم آلودست اگرچه با ماست صنم %~% در چاه رسیده‌ام ولی بی‌رسنم ~~PageV1P4427 ### || [genre: robaee] # 1 اندر طلب دوست همی بشتابم %~% عمرم به کران رسید و من در خوابم # 2 گیرم که وصال دوست در ms2019 خواهم یافت %~% این عمر گذشته را کجا دریابم ~~PageV1P4428 ### || [genre: robaee] # 1 انگورم و در زیر لگد می‌گردم %~% هر سوی که عشق می‌کشد می‌گردم # 2 گفتیکه به گرد من چرا می‌گرد %~% گرد تو نیم به گرد خود می‌گردم ~~PageV1P4429 ### || [genre: robaee] # 1 از دوستیت خون جگر را بخورم %~% این مظلمه را تا به قیامت ببرم # 2 فردا که قیامت آشکار گردد %~% تو خون طلبی و من برویت نگرم PageV1P4430 ### || [genre: robaee] # 1 ای از تو برون ز خانه‌ها جای دلم %~% وی تلخی رنجهات حلوای دلم # 2 ما را ز غمت شکایتی نیست ولیک %~% خوش آیدم آنکه بشنوی وای دلم ~~PageV1P4431 ### || [genre: robaee] # 1 ای بانگ رباب از تو تابی دارم %~% من نیز درون دل ربابی دارم # 2 بر مگذر ساعتی بیا و بنشین %~% مهمان شو گوشه خرابی دارم PageV1P4432 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان و جهان جان و جهان گم کردم %~% ای ماه زمین و آسمان گم کردم # 2 می بر کف من منه بنه بر دهنم %~% کز مستی تو راه دهان گم کردم ~~PageV1P4433 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست شکارم و شکاری دارم %~% بیکارنم و بس شگرف کاری دارم # 2 گفتی سر سر بریدن من داری %~% آری دارم نگار آری دارم PageV1P4434 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل چو بهر خسی نشینی چکنم %~% وز باغ مدام گل نچینی چکنم # 2 عالم همه از جمال او روشن شد %~% تو دیده نداری که ببینی چکنم ~~PageV1P4435 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل ز جهانپان چرا داری بیم %~% حق محسن و منعم و کریمست و رحیم # 2 تیر کرمش ز شصت احسان قدیم %~% در حاجت بنده میکند موی دو نیم ~~PageV1P4436 ### || [genre: robaee] # 1 ای راحت و آرامگه پیوستم %~% تا روی تو دیدم ز حوادث رستم # 2 در مجلس تو گر قدحی بشکستم %~% صد ساغر زرین بخرم بفرستم PageV1P4437 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق که هستی به یقین معشوقم %~% تو خالق مطلقی و من مخلوقم # 2 بر کوری منکران که بدخواهانند %~% بالا ببرم بلند ms2020 تا عیوقم PageV1P4438 ### || [genre: robaee] # 1 ای نرگس پر خواب ربودی خوابم %~% وی لاله سیراب ببردی آبم # 2 ای سنبل پرتاب ز تو درتابم %~% ای گوهر کمیاب ترا کی یابم PageV1P4439 ### || [genre: robaee] # 1 این گردش را ز جان خود دزدیدم %~% پیش از قالب به جان چنین گردیدم # 2 گویند مرا صبر و سکون اولیتر %~% این صبر و سکون را به شما بخشیدم ~~PageV1P4440 ### || [genre: robaee] # 1 با تو قصص درد و فغان میگویم %~% ور گوش ببندی پنهان میگویم # 2 دانسته‌ام اینکه از غمم شاد شوی %~% چندین غم دل با تو از آن میگویم ~~PageV1P4441 ### || [genre: robaee] # 1 با درد بساز چون دوای تو منم %~% در کس منگر که آشنای تو منم # 2 گر کشته شوی مگو که من کشته شدم %~% شکرانه بده که خونبهای تو منم ~~PageV1P4442 ### || [genre: robaee] # 1 باز آمدم و برابرت بنشستم %~% احرام طواف گرد رویت بستم # 2 هر پیمانی که بی‌تو با خود بستم %~% چون روی تو دیدم همه را بشکستم ~~PageV1P4443 ### || [genre: robaee] # 1 بازآمد و بازآمد ره بگشائیم %~% جویان دلست دل بدو بنمائیم # 2 ما نعره‌زنان که آن شکارت مائیم %~% او خنده کنان که ما ترا میپائیم ~~PageV1P4444 ### || [genre: robaee] # 1 با سرکشی عشق اگر سرد آرم %~% بالله به سوگند که بس سر دارم # 2 روزیکه چو منصور کنی بردارم %~% هردم خبری آرد از آن سردارم ~~PageV1P4445 ### || [genre: robaee] # 1 باغی که من از بهار او بشکفتم %~% بشکفت و نمود هرچه من میگفتم # 2 با ساغر اقبال چو کرد او جفتم %~% سرمست شدم سر بنهادم خفتم ~~PageV1P4446 ### || [genre: robaee] # 1 بالای سر ار دست زند دو دستم %~% ای دلبر من عیب مکن سرمستم # 2 از چنبره زمانه بیرون جستم %~% وز نیک و بد و سود و زیان وارستم ~~PageV1P4447 ### || [genre: robaee] # 1 با ملک غمت چرا تکبر نکنم %~% وز غلغله‌ات چرا جهان پر نکنم # 2 پیش کرم کفت چو دریا کف بود %~% چون از کف تو کفش پر از در نکنم ~~PageV1P4448 ### || [genre: robaee] ms2021 # 1 بخروشیدم گفت خموشت خواهم %~% خاموش شدم گفت خروشت خواهم # 2 برجوشیدم گفت که نی ساکن باش %~% ساکن گشتم گفت بجوشت خواهم ~~PageV1P4449 ### || [genre: robaee] # 1 بر بوی تو هر کجا گلی دیدستم %~% بوئیدستم سرشک باریدستم # 2 در هر چمنی که دیده‌ام سروی را %~% بر یاد قد تو پاش بوسیدستم ~~PageV1P4450 ### || [genre: robaee] # 1 بر بوی وفا دست زنانت باشم %~% در وقت جفا دست گرانت باشم # 2 با این همه اندیشه کنانت باشم %~% تا حکم تو چیست آنچنانت باشم ~~PageV1P4451 ### || [genre: robaee] # 1 بر زلف تو گر دست درازی کردم %~% والله که حقیقت نه مجازی کردم # 2 من در سر زلف تو بدیدم دل خویش %~% پس با دل خویش عشقبازی کردم ~~PageV1P4452 ### || [genre: robaee] # 1 بر شاه حبش زنیم و بر قیصر روم %~% پیشانی شیر برنویسیم رقوم # 2 ما آهن لشکر سلیمان خودیم %~% جز در کف داود نگردیم چو موم PageV1P4453 ### || [genre: robaee] # 1 بر میکده وقف است دلم سرمستم %~% جان نیز سبیل جام می‌کردستم # 2 چون جان و دلم همی نمی‌پیوستند %~% آن هر دو بوی دادم از غم رستم ~~PageV1P4454 ### || [genre: robaee] # 1 بر یاد لبت لعل نگین می‌بوسم %~% آنم چو بدست نیست این می‌بوسم # 2 دستم چو بر آسمان تو می‌نرسد %~% می‌آرم سجده و زمین می‌بوسم ~~PageV1P4455 ### || [genre: robaee] # 1 بوی دهن تو از چمن می‌شنوم %~% رنگ تو ز لاله و سمن می‌شنوم # 2 این هم چو نباشدم لبان بگشایم %~% تا نام تو می‌گوید و من می‌شنوم ~~PageV1P4456 ### || [genre: robaee] # 1 بهر تو زنم نوا چو نی برگیرم %~% کوی تو گذر کنم چو پی برگیرم # 2 چندین کرم و لطف که با من کردی %~% اندر دو جهان دل از تو کی برگیرم ~~PageV1P4457 ### || [genre: robaee] # 1 بیدف بر ما میا که ما در سوریم %~% برخیز و دهل بزن که ما منصوریم # 2 مستیم نه مست باده انگوریم %~% از هرچه خیال کرده‌ای ما دوریم ~~PageV1P4458 ### || [genre: robaee] # 1 بیرون ز دو کون من مرادی دارم %~% بی‌شادیها روان شادی دارم ms2022 # 2 بگشای بخنده آن لبان خود را %~% زیرا ز گشاد آن گشادی دارم PageV1P4459 ### || [genre: robaee] # 1 بیکار شدم ای غم عشقت کارم %~% در بیکاری تخم وفا میکارم # 2 من صورت وصل میتراشم شب و روز %~% با خاطر چون تیشه مگر نجارم ~~PageV1P4460 ### || [genre: robaee] # 1 بیگانه مگیرید مرا زین کویم %~% در کوی شما خانه خود می‌جویم # 2 دشمن نیم ارچند که دشمن رویم %~% اصلم ترکست اگرچه هندی گویم ~~PageV1P4461 ### || [genre: robaee] # 1 بیگاه شد وز بیگهی من شادم %~% امشب قنق است یار فرخ‌زادم # 2 روز و شب دیگر است در عشق مرا %~% من زین شب و زین روز برون افتادم ~~PageV1P4462 ### || [genre: robaee] # 1 تا آتش و آب عشق بشناخته‌ام %~% در آتش دل چو آب بگداخته‌ام # 2 مانند رباب دل بپرداخته‌ام %~% تا زخمه زخم عشق خوش ساخته‌ام ~~PageV1P4463 ### || [genre: robaee] # 1 تا ترک دل خویش نگیری ندهم %~% وانچت گفتم تا نپذیری ندهم # 2 حیلت بگذار و خویشتن مرده مساز %~% جان و سر تو که تا نمیری ندهم ~~PageV1P4464 ### || [genre: robaee] # 1 تا جان دارم بنده مرجان توام %~% دل جمع از آن زلف پریشان توام # 2 ای نای بنال مست افغان توام %~% وی چنگ خمش مشو که مهمان توام ~~PageV1P4465 ### || [genre: robaee] # 1 تا چند بهر زه چون غباری گردم %~% گه بر سر که گه سوی غاری گردم # 2 تا چند چو طفل بر نگاری گردم %~% یک چند گهی بگرد یاری گردم ~~PageV1P4466 ### || [genre: robaee] # 1 تا چند چو دف دست ستمهات خورم %~% یا همچو رباب زخم غمهات خورم # 2 گفتی که چو چنگ در برت بنوازم %~% من نای تو نیستم که دمهات خورم ~~PageV1P4467 ### || [genre: robaee] # 1 تا خواسته‌ام از تو ترا خواسته‌ام %~% از عشق تو خوان عشق آراسته‌ام # 2 خوابی دیدم و دوش فراموشم شد %~% این میدانم که مست برخاسته‌ام ~~PageV1P4468 ### || [genre: robaee] # 1 تا روی تو دیدم از جهان سیر شدم %~% روباه بدم ز فر تو شیر شدم # 2 ای پای نهاده بر سر خلق ز کبر ms2023 %~% این نیز بیندیش که سر زیر شدم ~~PageV1P4469 ### || [genre: robaee] # 1 تا زلف ترا به جان و دل بنده شدیم %~% چون زلف بس جمع و پراکنده شدیم # 2 ارواح ترا سجده‌کنان میگویند %~% چون پیش تو مردیم همه زنده شدیم ~~PageV1P4470 ### || [genre: robaee] # 1 تا شمع تو افروخت پروانه شدم %~% با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم # 2 در روی تو بیقرار شد مردم چشم %~% یعنی که پری دیدم و دیوانه شدم ~~PageV1P4471 ### || [genre: robaee] # 1 تا ظن نبری که از تو بگریخته‌ام %~% یا با دگری جز تو درآمیخته‌ام # 2 بر بسته نیم ز اصل انگیخته‌ام %~% چون سیل به بحر یار درریخته‌ام ~~PageV1P4472 ### || [genre: robaee] # 1 تا ظن نبری که از غمانت رستم %~% یا بی‌تو صبور گشتم و بنشستم # 2 من شربت عشق تو چنان خوردستم %~% کز روز ازل تا با بد سرمستم ~~PageV1P4473 ### || [genre: robaee] # 1 تا ظن نبری که من دوئی می‌بینم %~% هر لحظه فتوحی بنوی می‌بینم # 2 جان و دل من جمله توئی می‌دانم %~% چشم و سر من جمله توئی می‌بینم ~~PageV1P4474 ### || [genre: robaee] # 1 تا ظن نبری که من کمت می‌بینم %~% بی‌زحمت دیده هر دمت می‌بینم # 2 در وهم نیاید و صفت نتوان کرد %~% آن شادیها که از غمت می‌بینم ~~PageV1P4475 ### || [genre: robaee] # 1 تا کاسه دوغ خویش باشد پیشم %~% والله که به انگبین کس نندیشم # 2 ور بی‌برگی به مرگ مالد گوشم %~% آزادی را به بندگی نفروشم PageV1P4476 ### || [genre: robaee] # 1 تا پرده عاشقانه بشناخته‌ایم %~% از روی طرب پرده برانداختیم # 2 با مطرب عشق چنگ خود در زده‌ایم %~% همچون دف و نای هردو در ساخته‌ایم ~~PageV1P4477 ### || [genre: robaee] # 1 تا میرود آن نگار ما میرانیم %~% پیمانه چو پر شود فرو گردانیم # 2 چون بگذرد این سر که درین آب و گلست %~% در صبح وصال دولتش خندانیم ~~PageV1P4478 ### || [genre: robaee] # 1 تو بحر لطافتی و ما همچو کفیم %~% آنسوی که موج رفت ما آنطرفیم # 2 آن کف که به خون عشق آلودستی %~% بر ما میزن که بر ms2024 کفت همچو دفیم ~~PageV1P4479 ### || [genre: robaee] # 1 جانرا که در این خانه وثاقش دادم %~% دل پیش تو بود من نفاقش دادم # 2 چون چند گهی نشست کدبانوی جان %~% عشق تو رسید و سه طلاقش دادم ~~PageV1P4480 ### || [genre: robaee] # 1 جانی که در او دو صد جهان میدانم %~% گوئیکه فلانست و فلان میدانم # 2 او شاهد حضرتست و حق نیک غیور %~% هر چشم که بسته گشت از آن میدانم ~~PageV1P4481 ### || [genre: robaee] # 1 چندانکه به کار خود فرو می‌بینم %~% بی‌دیده‌گی خویش نکو می‌بینم # 2 با زحمت چشم خود چه خواهم کردن %~% اکنون که جهان به چشم او می‌بینم ~~PageV1P4482 ### || [genre: robaee] # 1 چون تاج منی ز فرق خود افکندیم %~% اینک کمر خدمت تو بربندیم # 2 بسیار گریستیم و هجران خندید %~% وقت است که او بگرید و ما خندیم ~~PageV1P4483 ### || [genre: robaee] # 1 چون مار ز افسون کسی می‌پیچم %~% چون طره جعد یار پیچاپیچم # 2 والله که ندانم این چه پیچاپیچست %~% این میدانم که چون نپیچم هیچم ~~PageV1P4484 ### || [genre: robaee] # 1 چون می‌دانی که از نکوئی دورم %~% گر بگریزم ز نیکوان معذورم # 2 او همچو عصا کش است و من نابینا %~% من گام به خود نمیزنم مأمورم ~~PageV1P4485 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که ز زخم تیر و خنجر ترسیم %~% وز بستن پای و رفتن سر ترسیم # 2 ما گرم روان دوزخ آشامانیم %~% از گفت و مگوی خلق کمتر ترسیم ~~PageV1P4486 ### || [genre: robaee] # 1 خواهم که به عشق تو ز جان برخیزم %~% وز بهر تو از هر دو جهان برخیزم # 2 خورشید تو خواهم که بیاران برسد %~% چون ابر ز پیش تو از آن برخیزم ~~PageV1P4487 ### || [genre: robaee] # 1 خود راز چنین لطف چه مانع باشیم %~% چون صنع حقیم پیش صانع باشیم # 2 در مطبخ چرخ کاسه‌ها زرین‌اند %~% حاشا که به آب گرم قانع باشیم ~~PageV1P4488 ### || [genre: robaee] # 1 خیزید که تا بر شب مهتاب زنیم %~% بر باغ گل و نرگس بیخواب زنیم # 2 کشتی دو سه ماه بر سر یخ راندیم %~% وقت ms2025 است برادران که بر آب زنیم ~~PageV1P4489 ### || [genre: robaee] # 1 در آتش خویش چون دمی جوش کنم %~% خواهم که دمی ترا فراموش کنم # 2 گیرم جانی که عقل بیهوش کند %~% در جام درآئی و ترا نوش کنم ~~PageV1P4490 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ شدم صبوح و گل می‌چیدم %~% وز دیدن باغبان همی ترسیدم # 2 شیرین سخنی ز باغبان بشنیدم %~% گل را چه محل که باغ را بخشیدم ~~PageV1P4491 ### || [genre: robaee] # 1 در بحر خیال غرقه گردابم %~% نی بلکه به بحر میکشد سیلابم # 2 ای دیده نمی‌خواب من بنده آنک %~% در خواب بدانست که من در خوابم ~~PageV1P4492 ### || [genre: robaee] # 1 در چنگ توام بتا در آن چنگ خوشم %~% گر جنگ کنی بکن در آن جنگ خوشم # 2 ننگست ملامت بره عشق ترا %~% من نام گرو کردم و با ننگ خوشم ~~PageV1P4493 ### || [genre: robaee] # 1 در دور سپهر و مهر ساقی مائیم %~% سرمست مدام اشتیاقی مائیم # 2 در آینه وجود کردیم نگاه %~% مائیم و نمائیم که باقی مائیم PageV1P4494 ### || [genre: robaee] # 1 در چشمه دل مهی بدیدیم به چشم %~% ز آن چشمه بسی آب کشیدیم به چشم # 2 ز آن روز بگرد گرد آن چشمه دل %~% ماننده دل همی دویدیم به چشم ~~PageV1P4495 ### || [genre: robaee] # 1 در عالم گل گنج نهانی مائیم %~% دارنده ملک جاودانی مائیم # 2 چون از ظلمات آب و گل بگذشتیم %~% هم خضر و هم آب زندگانی مائیم ~~PageV1P4496 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو گر دل بدهم جان ببرم %~% هرچه بدهم هزار چندان ببرم # 2 چوگان سر زلف تو گر دست دهد %~% از جمله جهان گوی ز میدان ببرم ~~PageV1P4497 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو معرفت خطا دانستیم %~% چه عشق و چه معرفت کرا دانستیم # 2 یک یافتنی از او به فریاد دو کون %~% این هست از آن نیست که ما دانستیم ~~PageV1P4498 ### || [genre: robaee] # 1 در کوی خرابات گذر میکردم %~% وین دلق بشر دوخت بدر میکردم # 2 هرکس نظری به جانبی میافکند %~% من بر نظر ms2026 خویش نظر میکردم PageV1P4499 ### || [genre: robaee] # 1 در کوی خرابات نگاری دیدم %~% عشقش به هزار جان و دل بخریدم # 2 بوئی ز سر دو زلف او بشنیدم %~% دست طمع از هر دو جهان ببریدم ~~PageV1P4500 ### || [genre: robaee] # 1 در هر فلکی مردمکی می‌بینم %~% هر مردمکش را فلکی می‌بینم # 2 ای احوال اگر یکی دو می‌بینی تو %~% بر عکس تو من دو را یکی می‌بینم ~~PageV1P4501 ### || [genre: robaee] # 1 دستارم و جبه و سرم هر سه به هم %~% قیمت کردند به یک درم چیزی کم # 2 نشنیدستی تو نام من در عالم %~% من هیچکسم هیچکسم هیچکسم PageV1P4502 ### || [genre: robaee] # 1 دشنامم ده که مست دشنام توام %~% مست سقط خوش خوش آشام توام # 2 زهرابه بیار تا بنوشم چو شکر %~% من رام توام رام توام رام توام ~~PageV1P4503 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار چو دید خسته و غمگینم %~% آمد خندان نشست بر بالینم # 2 خارید سرم گفت که ای مسکینم %~% دل می‌ندهد ره که چنینت بینم ~~PageV1P4504 ### || [genre: robaee] # 1 دل زار وثاق سینه آواره کنم %~% بر سنگ زنم سبوی خود پاره کنم # 2 گر پاره کنم هزار گوهر ز غمت %~% روزی او را ز لعل تو چاره کنم ~~PageV1P4505 ### || [genre: robaee] # 1 دل میگوید که نقد این باغ دریم %~% امروز چریدیم و به شب هم بچریم # 2 لب میگزدش عقل که گستاخ مرو %~% گرچه در رحمت است زحمت ببریم ~~PageV1P4506 ### || [genre: robaee] # 1 دوش آمده بود از سر لطفی یارم %~% شب را گفتم فاش مکن اسرارم # 2 شب گفت پس و پیش نگه کن آخر %~% خورشید تو داری ز کجا صبح آرم ~~PageV1P4507 ### || [genre: robaee] # 1 دوش از سر مستی بخراشید رخم %~% آندم که زروش لاله میچید رخم # 2 گفتم مخراشش که از آنروز که زاد %~% از قبله روی تو نگردید رخم ~~PageV1P4508 ### || [genre: robaee] # 1 دوش از طربی بسوی اصحاب شدیم %~% وز غوره فشانان سوی دوشاب شدیم # 2 وز شب صفتان جانب مهتاب شدیم %~% با بیداران ز خویش در خواب شدیم ms2027 ~~PageV1P4509 ### || [genre: robaee] # 1 دوش ارچه هزار نام بر ننگ زدم %~% بر دامن آن عهد شکن چنگ زدم # 2 دل بر دل او نهادم از شوق وصال %~% هم عاقبت آبگینه بر سنگ زدم ~~PageV1P4510 ### || [genre: robaee] # 1 دل داد مرا که دلستان را بزدم %~% آن را که نواختم همان را بزدم # 2 جانی که بدو زنده‌ام و خندانم %~% دیوانه شدم چنانکه جان را بزدم ~~PageV1P4511 ### || [genre: robaee] # 1 دیوانه‌ام نیم ولیک همی خوانندم %~% بیگانه‌ام ولیک میرانندم # 2 همچون عسسان بجهد در نیمه شب %~% مستند ولی چو روز میدانندم ~~PageV1P4512 ### || [genre: robaee] # 1 ذات تو ز عیبها جدا دانستم %~% موصوف به مغز کبریا دانستم # 2 من دل چکنم چونکه به تحقیق و یقین %~% خود را چو شناختم ترا دانستم ~~PageV1P4513 ### || [genre: robaee] # 1 رازیکه بگفتی ای بت بدخویم %~% واگو که من از لطف تو آن میجویم # 2 چون گفت به گریه درشدم پس گفتا %~% وامیگویم خموش وامیگویم PageV1P4514 ### || [genre: robaee] # 1 رفتی و ز رفتن تو من خون گریم %~% وز غصه افزون تو افزون گریم # 2 نی خود چو تو رفتی ز پیت دیده برفت %~% چون دیده برفت بعد از او چون ~~گریم PageV1P4515 ### || [genre: robaee] # 1 روزت بستودم و نمی‌دانستم %~% شب با تو غنودم و نمی‌دانستم # 2 ظن برده بدم به خود که من من بودم %~% من جمله تو بودم و نمی‌دانستم ~~PageV1P4516 ### || [genre: robaee] # 1 روزی به خرابات تو می میخوردم %~% وین خرقه آب و گل بدر می‌کردم # 2 دیدم ز خرابات تو عالم معمور %~% معمور و خراب از آن چنین میکردم ~~PageV1P4517 ### || [genre: robaee] # 1 رویت بینم بدر من آن را دانم %~% وانجا که توئی صدر من آن را دانم # 2 وانشب که ترا بینم ای رونق عید %~% از عمر شب قدر من آن را دانم ~~PageV1P4518 ### || [genre: robaee] # 1 زان دم که ترا به عشق بشناخته‌ام %~% بس نرد نهان که با تو من باخته‌ام # 2 به خرام تو سرمست به خرگاه دلم %~% کز بهر تو خرگاه بپرداخته‌ام ms2028 ~~PageV1P4519 ### || [genre: robaee] # 1 ز اول که حدیث عاشقی بشنودم %~% جان و دل و دیده در رهش فرسودم # 2 گفتم که مگر عاشق و معشوق دواند %~% خود هر دو یکی بود من احول بودم ~~PageV1P4520 ### || [genre: robaee] # 1 زاهد بودی ترانه گویت کردم %~% خاموش بدی فسانه گویت کردم # 2 اندر عالم نه نام بودت نه نشان %~% ننشاندمت و نشانه گویت کردم ~~PageV1P4521 ### || [genre: robaee] # 1 زنبور نیم که من بدودی بروم %~% یا همچو پری به بوی عودی بروم # 2 یا سیل شکسته تا برودی بروم %~% یا حرص که در عشوه سودی بروم ~~PageV1P4522 ### || [genre: robaee] # 1 زین پیش اگر دم از جنون میزده‌ام %~% وانگه قدم از چرا و چون میزده‌ام # 2 عمری بزدم این در و چون بگشادند %~% دیدم ز درون در برون میزده‌ام ~~PageV1P4523 ### || [genre: robaee] # 1 زینگونه که من به نیستی خرسندم %~% چندین چه دهید بهر هستی پندم # 2 روزیکه به تیغ نیستی بکشندم %~% گرینده من کیست بر او می‌خندم ~~PageV1P4524 ### || [genre: robaee] # 1 ساقی امروز در خمارت بودم %~% تا شب به خدا در انتظارت بودم # 2 می در ده و از دام جهانم به جهان %~% امشب چو به روز من شکارت بردم ~~PageV1P4525 ### || [genre: robaee] # 1 ساقی چو دهد باده حمرا چکنم %~% چون بوسه طلب کند مه‌افزا چکنم # 2 امروز که حاضر است اقبال وصال %~% گر گول نیم حدیث فردا چکنم ~~PageV1P4526 ### || [genre: robaee] # 1 سر در خاک آستان تو نهم %~% دل در خم زلف دلستان تو نهم # 2 جانم به لب آمده است لب پیش من آر %~% تا جان به بهانه در دهان تو نهم ~~PageV1P4527 ### || [genre: robaee] # 1 شادم که ز شادی جهان آزادم %~% مستم که اگر می‌نخورم هم شادم # 2 از حالت هیچکس ندارم بایست %~% این دبدبه خفیه مبارکبادم PageV1P4528 ### || [genre: robaee] # 1 شادی کردم چو آن گهر شد جفتم %~% چون موج ز باد بود خود آشفتم # 2 آشفته چو رعد سر دریا گفتم %~% چون ابر تهی بر لب دریا خفتم ~~PageV1P4529 ### || [genre: robaee] # 1 ms2029 شاعر نیم و ز شاعری نان نخورم %~% وز فضل نلافم و غم آن نخورم # 2 فضل و هنرم یکی قدح میباشد %~% وان نیز مگر ز دست جانان نخورم ~~PageV1P4530 ### || [genre: robaee] # 1 شب رفت و هنوز ما به خمار خودیم %~% در دولت تو همیشه سر کار خودیم # 2 هم عاشق و هم بیدل و دلدار خودیم %~% هم مجلس و هم بلبل گلزار خودیم ~~PageV1P4531 ### || [genre: robaee] # 1 شب گوید من انیس می‌خوارانم %~% صاحب جگر سوخته را من جانم # 2 و آنها که ز عشقشان نصیبی نبود %~% هر شب ملک‌الموت در ایشانم ~~PageV1P4532 ### || [genre: robaee] # 1 شد گلشن روی تو تماشای دلم %~% شد تلخی جور هات حلوای دلم # 2 ما را ز غمت شکایتی نیست ولیک %~% ذوقی دارد که بشنوی وای دلم ~~PageV1P4533 ### || [genre: robaee] # 1 صد نام زیاد دوست بر ننگ زدیم %~% صد تنگ شکر بدین دل تنگ زدیم # 2 ای زهره ساقی دگر لاف نماند %~% کز سور قرابه تو بر سنگ زدیم ~~PageV1P4534 ### || [genre: robaee] # 1 عالم جسم است و نور جانی مائیم %~% عالم شب و ماه آسمانی مائیم # 2 چون از ظلمات آب و گل دور شویم %~% هم خضر و هم آب زندگانی مائیم ~~PageV1P4535 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آمد و گفت تا بر او باشم %~% رخساره عقل و روح را بخراشم # 2 میامد و من همی شدم تا اکنون %~% این بار نیامدم که آنجا باشم ~~PageV1P4536 ### || [genre: robaee] # 1 عشق از بنه بی‌بنست و بحریست عظیم %~% دریای معلق است و اسرار قدیم # 2 جانها همه غرقه‌اند در بحر مقیم %~% یک قطره از او امید و باقی همه بیم ~~PageV1P4537 ### || [genre: robaee] # 1 عشق است صبوح و من بدو بیدارم %~% عشق است بهار و من بدو گلزارم # 2 سوگند به عشقی که عدوی کار است %~% کانروز که بیکار نیم بیکارم ~~PageV1P4538 ### || [genre: robaee] # 1 عشق است قدح وز قدحش خوشحالم %~% او راست عروسی و منش طبالم # 2 سوگند بدان عشق که بطال گر است %~% کانروز که طبال ms2030 نیم بطالم ~~PageV1P4539 ### || [genre: robaee] # 1 عشق تو گرفته آستین می‌کشدم %~% واندر پی یار راستین می‌کشدم # 2 وانگه گوئی دراز تا چند کشی %~% با عشق بگو که همچنین می‌کشدم ~~PageV1P4540 ### || [genre: robaee] # 1 عمری رخ یکدگر بدیدم به چشم %~% امروز که درهم نگریدیم به چشم # 2 وانگه گوئی دراز تا چند کشی %~% با عشق بگو که همچنین میکشدم ~~PageV1P4541 ### || [genre: robaee] # 1 فانی شدم و برید اجزای تنم %~% می‌چرخ که بر چرخ بد اول وطنم # 2 مستند و خوشند و می‌پرستند همه %~% در عیب از این وحشت و زندان که منم ~~PageV1P4542 ### || [genre: robaee] # 1 فرمود که دست و پا بکاری بزنیم %~% تا می نرود دو دست بازی بزنیم # 2 چون در تو زدیم دست از این شادی را %~% پس چون نزنین دست آری بزنیم ~~PageV1P4543 ### || [genre: robaee] # 1 قد صبحنا اللله به عیش و مدام %~% قد عیدنا العید و مام صیام # 2 املا قدحا وهات یا خیر غلام %~% کی یسکرنا ثم علی‌الدهر سلام ~~PageV1P4544 ### || [genre: robaee] # 1 قاشانیم و لاابالی حالیم %~% فتنه شدگان ازال آزالیم # 2 جانداده به عشق رطل مالامالیم %~% صافی بخوریم و درد بر سر مالیم ~~PageV1P4545 ### || [genre: robaee] # 1 قومیکه چو آفتاب دارند قدوم %~% در صدق چو آهنند و در لطف چو موم # 2 چون پنجه شیرانه خود بگشایند %~% نی پرده رها کنند و نی نقش و رسوم ~~PageV1P4546 ### || [genre: robaee] # 1 گاه از غم دلبران بر آتش باشم %~% گاه از پی دوستان مشوش باشم # 2 آخر بچه خرمی زنم راه نشاط %~% آخر به کدام دلخوشی خوش باشم ~~PageV1P4547 ### || [genre: robaee] # 1 گاهی ز هوس دست زنان میباشم %~% گاه از دوری دست گزان میباشم # 2 در آب کنم دست که مه را گیرم %~% مه گوید من بر آسمان میباشم ~~PageV1P4548 ### || [genre: robaee] # 1 گر باده نهان کنیم بو را چه کنیم %~% وین حال خمار و رنگ و رو را چه ~~کنیم # 2 ور با لب خشک عشق را خشک آریم %~% این چشمه چشم همچو جو را ms2031 چه کنیم ~~PageV1P4549 ### || [genre: robaee] # 1 گر چرخ پر از ناله کنم معذورم %~% ور دشت پر از ژاله کنم معذورم # 2 تو جان منی و میدوم در پی تو %~% جان را چو به دنباله کنم معذورم ~~PageV1P4550 ### || [genre: robaee] # 1 گر چرخ زنم گرد تو خورشید زنم %~% ور طبل زنم نوبت جاوید زنم # 2 چون حارس چوبک زن بام تو شوم %~% چوبک همه بر تارک ناهید زنم ~~PageV1P4551 ### || [genre: robaee] # 1 گر جنگ کند به جای چنگش گیرم %~% ور خوار کنم بنام و ننگش گیرم # 2 دانی بر من تنگ چرا می‌گیرد %~% تا چون ببرم آید تنگش گیرم PageV1P4552 ### || [genre: robaee] # 1 گر خوب کنی روی مرا خوب توام %~% ور چنگ کنی چو چوب هم چوب توام # 2 گر پاره کنی ز رنج ایوب توام %~% ای یوسف روزگار یعقوب توام ~~PageV1P4553 ### || [genre: robaee] # 1 گردان به هوای یار چون گردونیم %~% ایزد داند در این هوا ما چونیم # 2 ما خیره که عاقلان چرا هشیارند %~% وانان حیران که ما چرا مجنونیم ~~PageV1P4554 ### || [genre: robaee] # 1 گر دریائی ماهی دریای توام %~% ور صحرائی آهوی صحرای توام # 2 در من می‌دم بنده دمهای توام %~% سرنای تو سرنای تو سرنای توام ~~PageV1P4555 ### || [genre: robaee] # 1 گر دل دهم و از سر جان برخیزم %~% جان بازم و از هر دو جهان برخیزم # 2 من بنده به خوی تو نمیدانم زیست %~% مقصود تو چیست تا از آن برخیزم ~~PageV1P4556 ### || [genre: robaee] # 1 گر دل طلبم در خم مویت بینم %~% ور جان طلبم بر سر کویت بینم # 2 از غایت تشنگی اگر آب خورم %~% در آب همه خیال رویت بینم PageV1P4557 ### || [genre: robaee] # 1 کردیم قبول و من زرد میترسم %~% در خدمت تو ز چشم بد میترسم # 2 از بیم زوال آفتاب عشقت %~% حقا که من از سایه خود میترسم PageV1P4558 ### || [genre: robaee] # 1 گر رنج دهد بجای بختش گیرم %~% ور بند نهد بجای رختش گیرم # 2 زان ناز کند سخت که چون بازآید %~% سختش گیرم عظیم ms2032 سختش گیرم ~~PageV1P4559 ### || [genre: robaee] # 1 گر شاد ببینمت بر این دیده نهم %~% ور دیده بر این رخ پسندیده نهم # 2 بر عرعر زیبات طوافی دارم %~% گر روی بدان جعد پژولیده نهم PageV1P4560 ### || [genre: robaee] # 1 گر صبر کنی پرده صبرت بدریم %~% ور خواب روی خواب ز چشمت ببریم # 2 گر کوه شوی در آتشت بگدازیم %~% ور بحر شوی تمام آبت بخوریم ~~PageV1P4561 ### || [genre: robaee] # 1 گر کبر بخورده‌ام که سرمست توام %~% مشتاب بکشتنم که در دست توام # 2 گفتی که زمین حق فراخست فراخ %~% ای جان به کجا روم که در دست توام ~~PageV1P4562 ### || [genre: robaee] # 1 گر ماه شوی بر آسمان کم نگرم %~% ور بخت شوی رخت بسویت نبرم # 2 زین بیش اگر بر سر کویت گذرم %~% فرمای که چون مار بکوبند سرم ~~PageV1P4563 ### || [genre: robaee] # 1 گر من بدر سرای تو کم گذری %~% از بیم غیوران تو باشد حذرم # 2 تو خود به دلم دری چو فکرت شب و روز %~% هرگه که ترا جویم در دل نگرم ~~PageV1P4564 ### || [genre: robaee] # 1 گر یار کنی خصم تواش گردانیم %~% هر لحظه به نوعی دگرت رنجانیم # 2 گر خار شدی گل از تو پنهان داریم %~% ور گل گردی در آتشت بنشانیم ~~PageV1P4565 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم به فراق مدتی بگزارم %~% باشد که پشیمان شود آن دلدارم # 2 بس نوشیدم ز صبر و بس کوشیدم %~% نتوانستم از تو چه پنهان دارم ~~PageV1P4566 ### || [genre: robaee] # 1 گویی تو که من ز هر هنر باخبرم %~% این بی‌خبری بس که ز خود بیخبری # 2 تا از من و مای خود مسلم نشوی %~% با این ملکان محرم و همدم نشوی ~~PageV1P4567 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم دل و دین بر سر کارت کردم %~% هر چیز که داشتم نثارت کردم # 2 گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی %~% آن من بودم که بیقرارت کردم ~~PageV1P4568 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم سگ نفس را مگر پیر کنم %~% در گردن او ز توبه زنجیر کنم # 2 زنجیر دران شود ms2033 چو بیند مردار %~% با این سگ هار من چه تدبیر کنم ~~PageV1P4569 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که دل از تو برکنم نتوانم %~% یا بی‌غم تو دمی زنم نتوانم # 2 گفتم که ز سر برون کنم سودایت %~% ای خواجه اگر مرد منم نتوانم ~~PageV1P4570 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که ز چشم خلق با دردسریم %~% تا زحمت خود ز چشم خلقان ببریم # 2 او در تن چون خیال من شد چو خیال %~% یعنی که ز چشمها کنون دورتریم ~~PageV1P4571 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که مگر غمت بود درمانم %~% کی دانستم که با غمت درمانم # 2 او از سر لطف گفت درمان تو چیست %~% گفتم وصلت گفت بر این درمانم ~~PageV1P4572 ### || [genre: robaee] # 1 گنجینه اسرار الهی مائیم %~% بحر گهر نامتناهی مائیم # 2 بگرفته ز ماه تا به ماهی مائیم %~% بنشسته به تخت پادشاهی مائیم ~~PageV1P4573 ### || [genre: robaee] # 1 گوئیکه به تن دور و به دل با یارم %~% زنهار مپندار که من دل دارم # 2 گر نقش خیال خود ببینی روزی %~% فریاد کنی که من ز خود بیزارم ~~PageV1P4574 ### || [genre: robaee] # 1 گه در طلب وصل مشوش باشیم %~% گاه از تعب هجر در آتش باشیم # 2 چون از من و تو این من و تو پاک شود %~% آنگه من و تو بی من و تو خوش ~~باشیم PageV1P4575 ### || [genre: robaee] # 1 لا الفجر بقینة و لا شرب مدام %~% الفخر لمن یطعن فی یوم زحام # 2 من یبدل روحه به سیف و سهام %~% یستأهل آن یقعدو الناس قیام ~~PageV1P4576 ### || [genre: robaee] # 1 لب بستم و صد نکته خموشت گفتم %~% در گوش دل عشوه فروشت گفتم # 2 در سر دارم آنچه به گوشت گفتم %~% فردا بنمایم آنچه دوشت گفتم ~~PageV1P4577 ### || [genre: robaee] # 1 لیلم که نهاری نکند من چکنم %~% بختم که سواری نکند من چکنم # 2 گفتم که به دولتی جهانرا بخورم %~% اقبال چو یاری نکند من چکنم ~~PageV1P4578 ### || [genre: robaee] # 1 ما از دو صفت ز کار بیکار شویم %~% در دست دو خوی بد ms2034 گرفتار شویم # 2 یک خوآنی که سخت از او مست شویم %~% خوی دگر آنکه دیر هشیار شویم ~~PageV1P4579 ### || [genre: robaee] # 1 ما باده ز خون دل خود می‌نوشیم %~% در خم تن خویش چو می می‌جوشیم # 2 جان را بدهیم و نیم از آن باده خوریم %~% سر را بدهیم و جرعه‌ای ~~نفروشیم PageV1P4580 ### || [genre: robaee] # 1 ما باده ز یار دلفروز آوردیم %~% ما آتش عشق سینه‌سوز آوردیم # 2 تا دور ابد جهان نبیند در خواب %~% آن شبها را که ما به روز آوردیم ~~PageV1P4581 ### || [genre: robaee] # 1 ما برزگران این کهن دشت نویم %~% در کشته شادی همه غم میدرویم # 2 چون لاله کم عمر در این دشت فنا %~% تا سر زده از خاک ببادی گرویم ~~PageV1P4582 ### || [genre: robaee] # 1 ما جان لطیفیم و نظر در نائیم %~% در جای نمائیم ولی بیجائیم # 2 از چهره اگر نقاب را بگشائیم %~% عقل و دل و هوش جمله را بربائیم ~~PageV1P4583 ### || [genre: robaee] # 1 ما خاک ترا به آب زمزم ندهیم %~% شادی نستانیم و از این غم ندهیم # 2 این صورت ما نصیب آدمیانست %~% از صورت تو آب به آدم ندهیم PageV1P4584 ### || [genre: robaee] # 1 ما خواجه ده نه‌ایم ما قلاشیم %~% ما صدر سرانه‌ایم ما اوباشیم # 2 نی نی چو قلم به دست آن نقاشیم %~% خود نیز ندانیم کجا میباشیم ~~PageV1P4585 ### || [genre: robaee] # 1 ما را بس و ما را بس و ما بس کردیم %~% ما پشت بروی یار ناکس کردیم # 2 مردار همه نثار کرکس کردیم %~% در قبله تو نماز واپس کردیم PageV1P4586 ### || [genre: robaee] # 1 ما رخت وجود بر عدم بربندیم %~% بر هستی نیست مزور خندیم # 2 بازی بازی طنابها بگسستیم %~% تا خیمه صبر از فلک برکندیم PageV1P4587 ### || [genre: robaee] # 1 ما عاشق خود را به عدو بسپاریم %~% هم منبل و هم خونی و هم عیاریم # 2 ما را تو به شحنه ده که ما طراریم %~% تو حیله ما مخور که ما مکاریم ~~PageV1P4588 ### || [genre: robaee] # 1 ما کار و دکان و پیشه ms2035 را سوخته‌ایم %~% شعر و غزل و دو بیتی آموخته‌ایم # 2 در عشق که او جان و دل و دیده ماست %~% جان و دل و دیده هر سه ~~بردوخته‌ایم PageV1P4589 ### || [genre: robaee] # 1 ما مذهب چشم شوخ مستش داریم %~% کیش سر زلف بت‌پرستش داریم # 2 گویند جز این هر دو بود دین درست %~% از دین درست ما شکستش داریم ~~PageV1P4590 ### || [genre: robaee] # 1 مانند قلم سپید کار سیهم %~% گر همچو قلم سرم بری سر ننهم # 2 چون سر خواهم به ترک سر خواهم گفت %~% چون با سر خود ز سر او شرح دهم ~~PageV1P4591 ### || [genre: robaee] # 1 ماهی فارغ ز چارده می‌بینم %~% بی‌چشم بسوی ماه ره می‌بینم # 2 گفتی که از او همه جهان آب شده است %~% آوخ که در این آب چه مه ~~می‌بینیم PageV1P4592 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که از باده بی‌جام خوشیم %~% هر صبح منوریم و هر شام خوشیم # 2 گویند سرانجام ندارید شما %~% مائیم که بی‌هیچ سرانجام خوشیم ~~PageV1P4593 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که پوستین بگازر دادیم %~% وز دادن پوستین بگازر شادیم # 2 در بحر غمی که ساحل و قعرش نیست %~% نظاره‌گر آمدیم و پست افتادیم ~~PageV1P4594 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که بی‌قماش و بی‌سیم خوشیم %~% در رنج مرفهیم و در بیم خوشیم # 2 تا دور ابد از می تسلیم خوشیم %~% تا ظن نبری که ما چو تونیم خوشیم ~~PageV1P4595 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که تا مهر تو آموخته‌ایم %~% چشم از همه خوبان جهان دوخته‌ایم # 2 هر شعله کز آتش زنه عشق جهد %~% در ما گیرد از آنکه ما سوخته‌ایم ~~PageV1P4596 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که دل ز جسم و جوهر کندیم %~% مهر از فلک و جهان اغبر کندیم # 2 از کبر جهان سبال خود میمالید %~% از دولت دل سبلت او را کندیم ~~PageV1P4597 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم که دوست خویش دشمن داریم %~% اما دشمن هر عاشق و هر بیداریم # 2 با قاصد دشمنان خود یاریم %~% ما دامن خود همیشه در خون داریم ~~PageV1P4598 ### || [genre: robaee] # 1 ms2036 مائیم که گه نهان و گه پیدائیم %~% گهمؤمنو گه یهود و گه ترسائیم # 2 تا این دل ما قالب هر دل گردد %~% هر روز به صورتی برون می‌آئیم ~~PageV1P4599 ### || [genre: robaee] # 1 مردم رغم عشق دمی در من دم %~% تا زنده جاوید شوم زان یکدم # 2 گفتی که به وصل با تو همدم باشم %~% گو با که کجا شرم نداری همدم ~~PageV1P4600 ### || [genre: robaee] # 1 مصنوع حقیم و صید صانع باشیم %~% جانرا ز مراد جان چه مانع باشیم # 2 صد بره برای بندگان قربان کرد %~% ما چند به آب گرم قانع باشیم ~~PageV1P4601 ### || [genre: robaee] # 1 مگریز ز من که من خریدار توام %~% در من بنگر که نور دیدار توام # 2 در کار من آ که رونق کار توام %~% بیزار مشو ز من که بازار توام ~~PageV1P4602 ### || [genre: robaee] # 1 من بحر تمامم و یکی قطره نیم %~% احول نیم و چو احولان غره نیم # 2 گویم به زبان حال و هر یک ذره %~% فریاد همی کند که من ذره نیم ~~PageV1P4603 ### || [genre: robaee] # 1 من بر سر کویت آستین گردانم %~% تو پنداری که من ترا میخوانم # 2 نی نی رو رو که من ترا میدانم %~% خود رسم منست کاستین جنبانم ~~PageV1P4604 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده قرآنم اگر جان دارم %~% من خاک در محمد مختارم # 2 گر نقل کند جز این کس از گفتارم %~% بیزارم از او وز این سخن بیزارم ~~PageV1P4605 ### || [genre: robaee] # 1 من پیر شدم پیر نه ز ایام شدم %~% از نازش معشوقه خودکام شدم # 2 در هر نفسی پخته شدم خام شدم %~% در هر قدمی دانه شدم دام شدم ~~PageV1P4606 ### || [genre: robaee] # 1 من چشم ترا بسته به کین می‌بینم %~% اکنون چه کنم که همچنین می‌بینم # 2 بگذر تو ز خورشیدی که آن بر فلک است %~% خورشید نگر که در زمین می‌بینم ~~PageV1P4607 ### || [genre: robaee] # 1 من خاک ترا به چرخ اعظم ندهم %~% یک ذره غمت بهر دو عالم ندهم # 2 نقش خود را نثار ms2037 عالم کردم %~% وز نقش تو من آب به آدم ندهم ~~PageV1P4608 ### || [genre: robaee] # 1 من درد ترا ز دست آسان ندهم %~% دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم # 2 از دوست به یادگار دردی دارم %~% کان درد به صد هزار درمان ندهم ~~PageV1P4609 ### || [genre: robaee] # 1 من دوش فراق را جفا میگفتم %~% با دهر فراق پیش می‌آشفتم # 2 خود را دیدم که با خیالت جفتم %~% با جفت خیال تو برفتم خفتم ~~PageV1P4610 ### || [genre: robaee] # 1 من زخم ترا به هیچ مرهم ندهم %~% یکی موی ترا بهر دو عالم ندهم # 2 گفتم جان را بیار محرم ندهم %~% از گفته خود بیش دهم کم ندهم ~~PageV1P4611 ### || [genre: robaee] # 1 من سر بنهم در رهت ای کان کرم %~% کامروز از تو ای صنم مست ترم # 2 سوگند خورم و گر تو باور نکنی %~% سوگند چرا خورم چرا می نخورم ~~PageV1P4612 ### || [genre: robaee] # 1 من سیر نیم سیر نیم سیر نیم %~% زیرا که به اقبال تو ادبیر نیم # 2 خرگوش نگیرم و نخواهم آهو %~% جز عاشق و جز طالب آن شیر نیم ~~PageV1P4613 ### || [genre: robaee] # 1 من سیر نیم ولی ز سیران سیرم %~% بر خاک درت ز آب حیوان سیرم # 2 ایمان به تو دادم وز جان برگشتم %~% سیرم از این چو ملحد از آن سیرم ~~PageV1P4614 ### || [genre: robaee] # 1 من عادت و خوی آن صنم میدانم %~% او آتش و من چو روغنم میدانم # 2 از نور لطیف او است جان می‌بیند %~% آن دود به گرد او منم میدانم ~~PageV1P4615 ### || [genre: robaee] # 1 من عاشق روی تو نگارم چکنم %~% وز چشم خوش تو شرمسارم چکنم # 2 هر لحظه یکی شور برآرم چکنم %~% والله به خدا خبر ندارم چکنم ~~PageV1P4616 ### || [genre: robaee] # 1 من عاشقی از کمال تو آموزم %~% بیت و غزل از جمال تو آموزم # 2 در پرده دل خیال تو رقص کند %~% من رقص خوش از خیال تو آموزم ~~PageV1P4617 ### || [genre: robaee] # 1 من عشق ترا به جای ایمان دارم %~% جان نشکیبد ms2038 ز عشق تا جان دارم # 2 گفتم دو سه روز زحمت از تو ببرم %~% نتوانستم از تو چه پنهان دارم ~~PageV1P4618 ### || [genre: robaee] # 1 من عهد شکسته بر شکستی بزنم %~% وز عشوه ره عشوه پرستی بزنم # 2 امروز که ارواح به رقص آمده‌اند %~% ناموس فرود آرم و دستی بزنم ~~PageV1P4619 ### || [genre: robaee] # 1 من غیر ترا گزین ندارم چکنم %~% درمان دل حزین ندارم چکنم # 2 گوئیکه ز چرخ تا بکی چرخ زنیم %~% من کار دگر جزین ندارم چکنم ~~PageV1P4620 ### || [genre: robaee] # 1 من قاعده درد و دوا می‌شکنم %~% من قاعده مهر و جفا میشکنم # 2 دیدی که به صدق توبه‌ها میکردم %~% بنگر که چگونه توبه‌ها میشکنم ~~PageV1P4621 ### || [genre: robaee] # 1 من کاسته وفای آن مه‌رویم %~% گر خواهد و گر نخواهد آنمه رویم # 2 زو آب حیات ابدی میجویم %~% او آب حیات آمده و من جویم PageV1P4622 ### || [genre: robaee] # 1 من گردانم مطرب گردان خواهم %~% من زهره گردنده چو کیوان خواهم # 2 جانم جانم ز صورت جان خواهم %~% من جغد نیم که شهر ویران خواهم ~~PageV1P4623 ### || [genre: robaee] # 1 من گرسنه‌ام نشاط سیری دارم %~% روباهم و نام و ننگ شیری دارم # 2 نفسی است مرا که از خیالی برمد %~% آنرا منگر جان دلیری دارم ~~PageV1P4624 ### || [genre: robaee] # 1 من مالک ملک لامکانی شده‌ام %~% من عارف گنج زرکانی شده‌ام # 2 تا از صدف تن گهر دل سوزد %~% در عالم جان بحر معانی شده‌ام ~~PageV1P4625 ### || [genre: robaee] # 1 من مهر تو بر تارک افلاک نهم %~% دست ستمت بر دل غمناک نهم # 2 هر جا که تو بر روی زمین پای نهی %~% پنهان بروم دیده بر آن خاک نهم ~~PageV1P4626 ### || [genre: robaee] # 1 من نای توام از لب تو می‌نوشم %~% تا نخروشی هر آینه نخروشم # 2 این لحظه که خامشم از آن خاموشم %~% تا نیشکرت بهر خسی نفروشم ~~PageV1P4627 ### || [genre: robaee] # 1 من نیز چو تو عاقل و هشیار بدم %~% بر جمله عاشقان به انکار بدم # 2 دیوانه و مست و لاابالی گشتم %~% گوئیکه ms2039 همه عمر در این کار بدم ~~PageV1P4628 ### || [genre: robaee] # 1 من همچو کسی نشسته بر اسب خام %~% در وادی هولناک بگسسته لگام # 2 تازد چون مرغ تا که بجهد از دام %~% تا منزل این اسب کدام است کدام ~~PageV1P4629 ### || [genre: robaee] # 1 من یک جانم که صد هزار است تنم %~% چه جان و چه تن که هر دو هم خویشتنم # 2 خود را به تکلف دگری ساخته‌ام %~% تا خوش باشد آن دیگری را که منم ~~PageV1P4630 ### || [genre: robaee] # 1 مهتاب بلند گشت و ما پست شدیم %~% معشوق به هوش آمد و ما مست شدیم # 2 ای جان جهان هرچه از این پس شمری %~% بر دست مگیر زانکه از دست شدیم ~~PageV1P4631 ### || [genre: robaee] # 1 می‌پنداری که از غمانت رستم %~% یا بی‌تو صبور گشتم و بنشستم # 2 یارب مرسان به هیچ شادی دستم %~% گر یک نفس از غم تو خالی هستم ~~PageV1P4632 ### || [genre: robaee] # 1 می‌پنداری که من به فرمان خودم %~% یا یک نفس و نیم نفس آن خودم # 2 مانند قلم پیش قلمران خودم %~% چون گوی اسیر خم چوگان خودم PageV1P4633 ### || [genre: robaee] # 1 می‌گوید دف که هان بزن بر رویم %~% چندانکه زنی حدیث دیگر گویم # 2 من عاشقم و چو عاشقان خوشخویم %~% ور رحم کنی زخم زنی این گویم ~~PageV1P4634 ### || [genre: robaee] # 1 ناساز از آنیم که سازی داریم %~% بد خوی از آنیم که نازی داریم # 2 در صورت جغد شاهبازی داریم %~% در عین فنا عمر درازی داریم PageV1P4635 ### || [genre: robaee] # 1 نی از پی کسب سوی بازار شویم %~% نی چون دهقان خوشه گندم درویم # 2 نی از پی وقف بنده وقف شویم %~% ما وقف تو ما وقف تو ما وقف توایم ~~PageV1P4636 ### || [genre: robaee] # 1 نی دست که در مصاف خونریز کنم %~% نی پای که در صبر قدم تیز کنم # 2 نی رحم ترا که با رهی در سازی %~% نی عقل مرا که از تو پرهیز کنم ~~PageV1P4637 ### || [genre: robaee] # 1 نی سخره آسمان پیروزه شوم %~% نی شیفته ms2040 شاهد ده روزه شوم # 2 در روزه چو روزی ده بیواسطه‌ای %~% پس حلقه بگوش و بنده روزه شوم ~~PageV1P4638 ### || [genre: robaee] # 1 هر گه که دل از خلق جدا می‌بینم %~% احوال وجود با نوا می‌بینم # 2 وان لحظه که بیخود نفسی بنشینم %~% عالم همه سر به سر ترا می‌بینم ~~PageV1P4639 ### || [genre: robaee] # 1 همچون سر زلف تو پریشان توایم %~% آنداری و آنداری و ما آن توایم # 2 هر جا باشیم حاضر خوان توایم %~% مهمان تو مهمان تو مهمان توایم ~~PageV1P4640 ### || [genre: robaee] # 1 هم خوان توایم و نیز مهمان توایم %~% هم جمع توایم و هم پریشان توایم # 2 در شیشه دل تخت نه حکم بکن %~% ای رشک پری چونکه پری خوان توایم ~~PageV1P4641 ### || [genre: robaee] # 1 هم مستم و هم باده مستان توام %~% هم آفت جان زیر دستان توام # 2 چون نیست شدم کنون ز هستان توام %~% گفتی که الست از الست آن توام ~~PageV1P4642 ### || [genre: robaee] # 1 هم منزل عشق و هم رهت می‌بینم %~% در بنده و در مرو شهت می‌بینم # 2 در اختر و خورشید و مهت می‌بینم %~% در برگ و گیاه و درگهت می‌بینم ~~PageV1P4643 ### || [genre: robaee] # 1 هوش عاشق کجا بود سوی نسیم %~% هوش عاقل کجا بود با زر و سیم # 2 جای گلها کجا بود باغ و نعیم %~% جای هیزم کجا بود قعر جحیم ~~PageV1P4644 ### || [genre: robaee] # 1 یار آمده یار آمده ره بگشائیم %~% جویان دلست دل بدو بنمائیم # 2 ما نعره‌زنان که آن شکارت مائیم %~% او خنده‌کنان که ما ترا میپائیم ~~PageV1P4645 ### || [genre: robaee] # 1 یا صورت خودنمای تا نقش کنیم %~% یا عزم کنیم و پای در کفش کنیم # 2 یا هر یک را جدا جدا بوسه بده %~% یا یک بوسه که تا همه پخش کنیم ~~PageV1P4646 ### || [genre: robaee] # 1 یرغوش بک و قیر بک و سالارم %~% با نصرت و با همت و با اظهارم # 2 گر کوه احد بخصمیم برخیزد %~% آن را به سر نیزه ز جا بردارم ~~PageV1P4647 ### || [genre: robaee] # 1 یک ms2041 بار دگر قبول کن بندگیم %~% رحم آر بدین عجز و پراکندگیم # 2 گر باد دگر ز من خلافی بینی %~% فریاد مرس به هیچ درماندگیم ~~PageV1P4648 ### || [genre: robaee] # 1 یک جرعه ز جام تو تمامست تمام %~% جز عشق تو در دلم کدامست کدام # 2 در عشق تو خون دل حلالست حلال %~% آسودگی و عشق حرامست حرام ~~PageV1P4649 ### || [genre: robaee] # 1 یک چند به کودکی به استاد شدیم %~% یک چند بروی دوستان شاد شدیم # 2 پایژان حدیث ما شنو که چه شد %~% چون ابر درآمدیم و بر باد شدیم ~~PageV1P4650 ### || [genre: robaee] # 1 یک دم که ز دیدار تو یک سو افتم %~% از وسوسه اندیشه به صد کو افتم # 2 از دیدن روی تو چنان گردانم %~% کز جنبش یک موی تو در رو افتم ~~PageV1P4651 ### || [genre: robaee] # 1 آشفته همی روی بکوئی ای جان %~% میجوئی از آن گمشده خویش نشان # 2 من دوش بدیدم کمرت را ز میان %~% هان تا نبری گمان بد بر دگران ~~PageV1P4652 ### || [genre: robaee] # 1 آمد دل من بهر نشانم گفتن %~% گفتا ز برای او چه دانم گفتن # 2 گفتا که از آن دو چشم یک حرف بگوی %~% گفتا که دو چشم را چه تانم گفتن ~~PageV1P4653 ### || [genre: robaee] # 1 آمد شب و غمهای تو همچون عسسان %~% یابند دلم را بسوی کوی کسان # 2 روز آمد کز شبت به فریاد رسم %~% فریاد مرا ز دست فریادرسان ~~PageV1P4654 ### || [genre: robaee] # 1 آن حلوائی که کم رسد زو به دهن %~% چون دیگ بجوش آمده از وی دل من # 2 از غایت لطف آنچنان خوشخوارست %~% کز وی دو هزار من توانی خوردن ~~PageV1P4655 ### || [genre: robaee] # 1 آن صورت غیبی که شندیش دشمن %~% با خود به قیاس می‌بریدش دشمن # 2 ماننده خورشید برآمد پیشین %~% هر سو که نظر کرد ندیدش دشمن ~~PageV1P4656 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که نساخت با لقای یاران %~% افتاد به مکر دزد و تهدید عوان # 2 میگفت و همی گریست و انگشت گزان %~% فریاد من از خوی ms2042 بد و بار گران ~~PageV1P4657 ### || [genre: robaee] # 1 آنکو طمع وفا برد بر شکران %~% بر خویش بزد عیب و نزد بر شکران # 2 ور شکران نهاد انگشت به عیب %~% در هجر بسی دست گزد بر شکران ~~PageV1P4658 ### || [genre: robaee] # 1 آن کیست کز این تیر نشد همچو کمان %~% وز زخم چنین تیر گرفتار چنان # 2 وانگه خبر یافت که این پای بکوفت %~% از دست هوای خود نشد دست زنان ~~PageV1P4659 ### || [genre: robaee] # 1 احرام درش گیرد لافرمان کن %~% واندر عرفات نیستی جولان کن # 2 خواهی که ترا کعبه کند استقبال %~% مائی و منی را به منی قربان کن ~~PageV1P4660 ### || [genre: robaee] # 1 از بسکه برآورد غمت آه از من %~% ترسم که شود به کام بدخواه از من # 2 دردا که ز هجران تو ای جان جهان %~% خون شد دلم و دلت نه آگاه از من ~~PageV1P4661 ### || [genre: robaee] # 1 از بسکه فساد و ابلهی زاد از من %~% در عمر کسی نگشت دلشاد از من # 2 من طالب داد و جمله بیداد از من %~% فریاد من از جمله و فریاد از من ~~PageV1P4662 ### || [genre: robaee] # 1 از حاصل کار این جهانی کردن %~% میکن ز بهی آنچه توانی کردن # 2 زیرا همه عمرت بدمی موقوفست %~% پیداست به یک دم چه توانی کردن ~~PageV1P4663 ### || [genre: robaee] # 1 از روز شریفتر شد از وی شب من %~% وز روح لطیفتر این قالب من # 2 رفت این لب من تا لب او را بوسد %~% از شهد شکر نبود جای لب من ~~PageV1P4664 ### || [genre: robaee] # 1 از عمر که پربار شود هردم من %~% وز خویش که بیزار شود هردم من # 2 این گلشن رنگین که جهان عاشق اوست %~% گلزار که پرخار شود هردم من ~~PageV1P4665 ### || [genre: robaee] # 1 اسرار مرا نهانی اندر جان کن %~% احوال مرا ز خویش هم پنهان کن # 2 گر جان داری مرا چو جان پنهان کن %~% وین کفر مرا پیشرو ایمان کن ~~PageV1P4666 ### || [genre: robaee] # 1 امروز مراست روز میدان منشین %~% میتاز چو ms2043 گوی پیش چوگان منشین # 2 مردی بنمای و همچو حیران منشین %~% امروز قیامت است ای جان منشین ~~PageV1P4667 ### || [genre: robaee] # 1 امشب منم و هزار صوفی پنهان %~% ماننده جان جمله نهانند و عیان # 2 ای عارف مطرب هله تقصیر مکن %~% تا دریابی بدین صفت رقص‌کنان ~~PageV1P4668 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه گرفته‌ای به دستان دستان %~% دامان وصال از کف مستان مستان # 2 صیدی که ز دام دل‌پرستان رست آن %~% من کافرم ار میان هستان هست آن ~~PageV1P4669 ### || [genre: robaee] # 1 ای بی‌تو حرام زندگانی ای جان %~% خود بی‌تو کدام زندگانی ای جان # 2 سوگند خورم که زندگانی بی‌تو %~% مرگست به نام زندگانی ای جان ~~PageV1P4670 ### || [genre: robaee] # 1 ای بی‌تو حرام زندگانی کردن %~% خود بی‌تو کدام زندگانی کردن # 2 هر عمر که بی‌رخ تو بگذشت ای جان %~% مرگست و به نام زندگانی کردن ~~PageV1P4671 ### || [genre: robaee] # 1 ای جانب عشاق به خیره نگران %~% تو خیره و در تو گشته خیره دگران # 2 این خیره در آن و آن در این یارب چیست %~% جمله ز تواند بی‌دل و ~~بی‌جگران PageV1P4672 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان منزه ز غم پالودن %~% وی جسم مقدس ز غم فرسودن # 2 ای آتش عشقی که در آن میسوزی %~% خود جنت و فردوس تو خواهد بودن ~~PageV1P4673 ### || [genre: robaee] # 1 ای جمله جهان بروی خوبت نگران %~% جان مردان ز عشق تو جامه دران # 2 با این همه نزدیک همه پرهنران %~% دیوانگی تو به ز عقل دگران ~~PageV1P4674 ### || [genre: robaee] # 1 ای خورده مرا جگر برای دگران %~% دانم که همین کنی برای دگران # 2 من باد رهی بدم تو راهم دادی %~% من رستم از این واقعه وای دگران ~~PageV1P4675 ### || [genre: robaee] # 1 ای خوی تو در جهان می و شیر ای جان %~% از دلشده‌گان گناه کم گیر ای ~~جان # 2 گر دست شکسته شد کمان گیر ای جان %~% اینک به شکنجه زیر زنجیر ای جان ~~PageV1P4676 ### || [genre: robaee] # 1 ای داد که هست جمله بیدار از من %~% ای ms2044 من که هزار آه و فریاد از من # 2 چو ذلک ما قدمت ایدیکم گفت %~% ناشاد شبی که اصل غم زاد از من ~~PageV1P4677 ### || [genre: robaee] # 1 ای در دو جهان یگانه تعجیل مکن %~% در رفتن چون زمانه تعجیل مکن # 2 مگریز سوی کرانه تعجیل مکن %~% از خانه ما به خانه تعجیل مکن ~~PageV1P4678 ### || [genre: robaee] # 1 ای دف تو بخوان ز دفتر مشتاقان %~% ای کف تو بزن بر رگ خون ایشان # 2 ای نعره گوینده جوینده دل %~% ای از نمکان ببر مرام تا نه مکان ~~PageV1P4679 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو در این واقعه دمسازی کن %~% وی جان به موافقت سراندازی کن # 2 ای صبر تو پای غم نداری بگریز %~% ای عقل تو کودکی برو بازی کن ~~PageV1P4680 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل چه شدی ز دست دستی میزن %~% دست از هوس عشوه‌پرستی میزن # 2 گوئیکه چه ره زنم چو من دست زنم %~% چون نرگس مستش ره‌مستی میزن ~~PageV1P4681 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست قبولم کن و جانم بستان %~% مستم کن و از هر دو جهانم بستان # 2 با هرچه دلم قرار گیرد بیتو %~% آتش به من اندر زن و آنم بستان ~~PageV1P4682 ### || [genre: robaee] # 1 ای رفته ز یاران تو به یک گوشه کران %~% فریاد تو از خوی بد و بار گران # 2 گر شیر نری چه می‌گریزی ز نران %~% ور لاشه خری و سوی لاشه خران ~~PageV1P4683 ### || [genre: robaee] # 1 ای روی تو باغ و چمن هر دو جهان %~% از جان تو زنده شد تن هر دو جهان # 2 بشکستن تو شکستن هر دو جهان %~% ای ضعف تو ویران شدن هر دو جهان ~~PageV1P4684 ### || [genre: robaee] # 1 ای روی تو کعبه دل و قبله جان %~% چون شمع ز غم سوختم ای شعله جان # 2 بردار حجاب و رخ به عاشق بنمای %~% تا چاک زند به دست خود خرقه جان ~~PageV1P4685 ### || [genre: robaee] # 1 ای زخم تو خوشتر از دوای دگران %~% امساک تو بهتر از عطای ms2045 دگران # 2 ای جور تو بهتر از وفای دگران %~% دشنام تو بهتر از ثنای دگران ~~PageV1P4686 ### || [genre: robaee] # 1 ای زخم زننده بر رباب دل من %~% بشنو تو از ناله جواب دل من # 2 در هر ویران دفینه گنج دگر است %~% عشق است دفینه در خراب دل من ~~PageV1P4687 ### || [genre: robaee] # 1 ای سنگ ز سودای لبت آبستان %~% از سنگ برون کشی تو مکر و دستان # 2 آنجام چو جانیکه بدان کف داری %~% از بهر خدا از کف مستان مستان ~~PageV1P4688 ### || [genre: robaee] # 1 ای شاه تو مات گشته را مات مکن %~% افتاده توست جز مراعات مکن # 2 گر غرقه جرم است مجازات مکن %~% از بهر خدا قصد مکافات مکن PageV1P4689 ### || [genre: robaee] # 1 ای عادت تو خشم و جفا ورزیدن %~% وز چشم تو شاید این سخن پرسیدن # 2 زینگونه که ابروی تو با چشم خوش است %~% او را ز چه رو نمیتواند دیدن ~~PageV1P4690 ### || [genre: robaee] # 1 ای عادت عشق عین ایمان خوردن %~% نی غصه نان و غصه جان خوردن # 2 آن مائده چون زر و زو شب بیرونست %~% روزه چه بود صلای پنهان خوردن ~~PageV1P4691 ### || [genre: robaee] # 1 ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن %~% ای گر ز سخنوران قهاره کن # 2 روزیت چو نیست علم نونو هله ور %~% ای کهنه فروش در سخنهای کهن ~~PageV1P4692 ### || [genre: robaee] # 1 ای عالم دل از تو شده قابل جان %~% حل کرده صفات ذات تو مشکل جان # 2 عقل و دل و فهم از تو شده حاصل جان %~% جان جانی و عقل جان و دل جان ~~PageV1P4693 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق تو در جان کسی و آن کس من %~% ای درد تو درمان کسی و آن کس من # 2 گوئی بینم لب ترا چون لب خویش %~% مجروح به دندان کسی و آن کس من ~~PageV1P4694 ### || [genre: robaee] # 1 ای کرده ز گل دستک من پایک من %~% بنهاده چراغ عقل من را یک من # 2 نالان به تو این جای شکر ms2046 خایک من %~% اندر بر خویش کن مها جا یک من ~~PageV1P4695 ### || [genre: robaee] # 1 ای گرسنه وصل تو سیران جهان %~% لرزان ز فراق تو دلیران جهان # 2 با چشم تو آهوان چه دارند به دست %~% ای زلف تو پای‌بند شیران جهان ~~PageV1P4696 ### || [genre: robaee] # 1 ای لعل لبت معدن شکر چیدن %~% وز چشم تو نور نامصور دیدن # 2 مه گردانست و برک که گردانست %~% فرقست بسی میان هر گردیدن PageV1P4697 ### || [genre: robaee] # 1 ای ماه لطیف جانفزا خرمن من %~% وی ماه فرو کرده سر از روزن من # 2 ای گلشن جان و دیده روشن من %~% کی بینمت آویخته بر گردن من ~~PageV1P4698 ### || [genre: robaee] # 1 ای مجمع دل راه پراکنده مزن %~% زان زخمه پریشان چو دل بنده مزن # 2 ای دل لب خود را که زند لاف بقا %~% جز بر لب آن ساغر پاینده مزن ~~PageV1P4699 ### || [genre: robaee] # 1 ای مفخر و سلطان همه دلداران %~% جالینوسی برای این بیماران # 2 روز باران بگلشنت جمع شویم %~% شیرین باشند روز باران یاران ~~PageV1P4700 ### || [genre: robaee] # 1 ای مونس روزگار چونی بی من %~% ای همدم غمگسار چونی بی من # 2 من با رخ چون خزان خرابم بی‌تو %~% تو با رخ چون بهار چونی بی من ~~PageV1P4701 ### || [genre: robaee] # 1 ای ناله عشق تو رباب دل من %~% ای ناله شده همه جواب دل من # 2 آن دولت معمور که می‌پرسیدی %~% یا بی‌تو و لیک در خراب دل من ~~PageV1P4702 ### || [genre: robaee] # 1 این بنده مراعات نداند کردن %~% زیرا که به گل رفته فرو تا گردن # 2 این مستی ما چو مستی مستان نیست %~% پیداست حد مستی افیون خوردن ~~PageV1P4703 ### || [genre: robaee] # 1 این دیده من کز نگرد دور از من %~% ای صحت صد دیده رنجور از من # 2 گر کژ نگرم پس به که کژ راست شود %~% ور شب باشم چون طلبی نور از من ~~PageV1P4704 ### || [genre: robaee] # 1 ای یار به انکار سوی ما نگران %~% زیرا که نخورده‌ای از آن رطل گران # 2 ms2047 از شادی من بهشت گردیده جهان %~% غم مسخره منست و میر دگران ~~PageV1P4705 ### || [genre: robaee] # 1 ای یار بیا و بر دلم بر میزان %~% وی زهره بیا و از رخم زر میزان # 2 آنان که میان ما جدائی جستند %~% دیوار بد و نمای و گو سر میزن ~~PageV1P4706 ### || [genre: robaee] # 1 ای یک قدح از درد تو دریای جهان %~% گم کرده جهان از تو سر و پای جهان # 2 خواهد که جهان ز عشق تو پرگیرد %~% ای غیرت تو ببسته پرهای جهان ~~PageV1P4707 ### || [genre: robaee] # 1 با دل گفتم اگر بود جای سخن %~% با دوست غمم بگو در اثنای سخن # 2 دل گفت به گاه وصل با یار مرا %~% نبود ز نظاره هیچ پروای سخن ~~PageV1P4708 ### || [genre: robaee] # 1 با دل گفتم عشق تو آغاز مکن %~% بازم در صد محنت و غم باز مکن # 2 دل تیره‌گیی کرد و بگفت ای سره مرد %~% معشوق شگرفست برو ناز مکن ~~PageV1P4709 ### || [genre: robaee] # 1 باغست و بهار و سر و عالی ای جان %~% ما می نرویم از این حوالی ای جان # 2 بگشای نقاب و در فروبند کنون %~% مائیم و توئی و خانه خالی ای جان ~~PageV1P4710 ### || [genre: robaee] # 1 بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من %~% سرمست همی شدیم روزی به چمن # 2 عمریست که من در آرزوی آنم %~% کان عهد به یادآوری ای عهد شکن ~~PageV1P4711 ### || [genre: robaee] # 1 با هر دو جهان چو رنگ باید بودن %~% بیزار ز لعل و سنگ باید بودن # 2 مردانه و مرد رنگ باید بودن %~% ور نی به هزار ننگ باید بودن ~~PageV1P4712 ### || [genre: robaee] # 1 بر خسته دلان راه ملامت میزن %~% هردم زخمی فزون ز طاقت میزن # 2 آتش میزن به هر نفس در جانی %~% واندر همه دم دم فراغت میزن ~~PageV1P4713 ### || [genre: robaee] # 1 بر گرد جهان این دل آواره من %~% بسیار سفر کرد پی چاره من # 2 وان آب حیات خوش و خوشخواره من %~% جوشید و برآمد ms2048 ز دل خاره من ~~PageV1P4714 ### || [genre: robaee] # 1 بر گردن ما بهانه‌ای خواهی بستن %~% وز دام و دوال ما نخواهی رستن # 2 بالا نگران شدی که بیگانه شده است %~% دف را بمیفشان که نخواهی رفتن ~~PageV1P4715 ### || [genre: robaee] # 1 بسیار علاقه‌ها بباید ای جان %~% تا مسکن و خانه‌ها شود آبادان # 2 ای بلغاری تو خانه کن در بلغار %~% وی تازی گو برو سوی عبادان ~~PageV1P4716 ### || [genre: robaee] # 1 پالوده شوی در طلب پالودن %~% فرسوده شوید در هوس فرسودن # 2 تا لذت پالودنتان شرح دهد %~% ور نیست چگونه هست خواهد بودن ~~PageV1P4717 ### || [genre: robaee] # 1 پیموده شدم ز راه تو پیمودن %~% فرسوده شدم ز عشق تو فرسودن # 2 نی روز بخوردن و نه شب بغنودن %~% ای دوستی تو دشمن خود بودن ~~PageV1P4718 ### || [genre: robaee] # 1 تا با خودی دوری ارچه هستی با من %~% ای بس دوری که از تو باشد تا من # 2 در من نرسی تا نشوی یکتا من %~% اندر ره عشق یا تو باشی یا من ~~PageV1P4719 ### || [genre: robaee] # 1 تا روی تو قبله‌ام شد ای جان جهان %~% نز کعبه خبر دارم و نز قبله نشان # 2 با روی تو رو به قبله کردن نتوان %~% کاین قبله قالبست و آن قبله جان ~~PageV1P4720 ### || [genre: robaee] # 1 توبه کردم ز توبه کردن ای جان %~% نتوان ز قضا کشید گردن ای جان # 2 سوگند بسر می‌نبرم لیک خوش است %~% سوگند به نام دوست خوردن ای جان ~~PageV1P4721 ### || [genre: robaee] # 1 تو شاه دل منی و شاهی میکن %~% نوشت بادا ظلم سپاهی میکن # 2 بر کف داری شراب و جامی که مپرس %~% آن را بده و تو هر چه خواهی میکن ~~PageV1P4722 ### || [genre: robaee] # 1 جانم بر آن قوم که جانند ایشان %~% چون گل بجز از لطف ندانند ایشان # 2 هرکس کسکی دارد و کس خالی نیست %~% هر یک چو قراضه‌ایم و کانند ایشان ~~PageV1P4723 ### || [genre: robaee] # 1 جانهاست همه جانوران را جز جان %~% نانهاست همه نان طلبان را جز نان # 2 ms2049 هر چیز خوشی که در جهان فرض کنی %~% آن را بدل و عوض برود جز جانان ~~PageV1P4724 ### || [genre: robaee] # 1 جز باده لعل لامکان یاد مکن %~% آنرا بنگر از این و آن یاد مکن # 2 گر جان داری از این جهان یاد مکن %~% مستی خواهی ز عاقلان یاد مکن ~~PageV1P4725 ### || [genre: robaee] # 1 جز جام جلالت اجل نوش مکن %~% جز نغمه عشق کبریا گوش مکن # 2 در کان عقیق فقر عشرت نقد است %~% می می‌خور و قصه پرندوش مکن ~~PageV1P4726 ### || [genre: robaee] # 1 چون شاه جهان نیست کسی در دو جهان %~% نی زیر و نه بالا و نه پیدا و ~~نهان # 2 هر تیر که جست از آن سخت کمان %~% هر نکته که هست هست از آن شهره بیان ~~PageV1P4727 ### || [genre: robaee] # 1 چندین به تو بر مهر و وفا بسته من %~% ای خوی تو آزردن پیوسته من # 2 من صبر کنم ولیک ننگت نبود %~% یک روز تو از درد دل خسته من ~~PageV1P4728 ### || [genre: robaee] # 1 چون آتش میشود عذارش به سخن %~% خون می‌چکد از چشم خمارش به سخن # 2 چون می‌برود صبر و قرارش به سخن %~% ای عشق سخن بخش درآرش به سخن ~~PageV1P4729 ### || [genre: robaee] # 1 چون بنده نه‌ای ندای شاهی میزن %~% تیر نظر آنچنانکه خواهی میزن # 2 چون از خود و غیر خود مسلم گشتی %~% بی‌خود بنشین کوس الهی میزن ~~PageV1P4730 ### || [genre: robaee] # 1 چون جوشش خنب عشق دیدم ز تو من %~% چون می به قوام خود رسیدم ز تو من # 2 نی نی غلطم که تو می و من آبم %~% آمیخته‌ایم و ناپدیدم ز تو من ~~PageV1P4731 ### || [genre: robaee] # 1 حرص و حسد و کینه ز دل بیرون کن %~% خوی بدو اندیشه تو دیگرگون کن # 2 انکار زیان تست زو کمتر گیر %~% اقرار ترا سود دهد افزون کن ~~PageV1P4732 ### || [genre: robaee] # 1 چون زرد و نزار دید او رو یک من %~% خونابه روان ز چشم چون جو یک من # 2 خندید و به خنده ms2050 گفت دلجو یک من %~% ای ظالم مظلومک بدخو یک من ~~PageV1P4733 ### || [genre: robaee] # 1 خود حال دلی بود پریشانتر از این %~% با واقعه بی‌سر و سامان‌تر ازین # 2 اندر عالم که دید محنت‌زده‌ای %~% سرگشته روزگار حیران‌تر از این ~~PageV1P4734 ### || [genre: robaee] # 1 در باده‌کشی تو خویش را ریشه مکن %~% وز باده و از ساده تو اندیشه مکن # 2 با زنگی زلف او در آنور مجوی %~% اندیشه باریک چنین پیشه مکن ~~PageV1P4735 ### || [genre: robaee] # 1 در بحر کرم حرص و حسد پیمودن %~% وین آب خوشی ز همدگر بربودن # 2 ماهی ننهد آب ذخیره هرگز %~% چون بی‌دریا هیچ نخواهد بودن PageV1P4736 ### || [genre: robaee] # 1 در پوش سلاح وقت جنگ است ای جان %~% اندیشه مکن که وقت تنگ است ای جان # 2 بگذر ز جهان که جمله رنگست ای جان %~% هر گوشه یکی موش و پلنگ است ای ~~جان PageV1P4737 ### || [genre: robaee] # 1 در چشم منست ابروی همچو کمان %~% من روح سپر کرده و او تیر زنان # 2 چون زخم رسید زخم از پرده دران %~% او نازکنان کنار و من لابه‌کنان ~~PageV1P4738 ### || [genre: robaee] # 1 در حضرت توحید پس و پیش مدان %~% از خویش مدان خالی و از خویش مدان # 2 تو کج نظری هرچه درآری به نظر %~% هیچ است همه ز آتشی بیش مدان ~~PageV1P4739 ### || [genre: robaee] # 1 در دیده ما نگر جمال حق بین %~% کاین عین حقیقت است و انوار یقین # 2 حق نیز جمال خویش در ما بیند %~% وین فاش مکن که خونت ریزد به زمین ~~PageV1P4740 ### || [genre: robaee] # 1 در راه نیاز فرد باید بودن %~% پیوسته حریص درد باید بودن # 2 مردی نبود گریختن سوی وصال %~% هنگام فراق مرد باید بودن PageV1P4741 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو شوخ و شنگ باید بودن %~% مردانه و مرد رنگ باید بودن # 2 با جان خودم به جنگ باید بودن %~% ور نی به هزار ننگ باید بودن ~~PageV1P4742 ### || [genre: robaee] # 1 دل از طلب خوبی بی‌چون گشتن %~% دریا خواهد شدن ز افزون ms2051 گشتن # 2 دل خون شد و شکر میکند زانکه بسی %~% دلها خون شد در هوس خون گشتن ~~PageV1P4743 ### || [genre: robaee] # 1 دل باغ نهانست و درختان پنهان %~% صد سان بنماید او و خود او یکسان # 2 بحریست محیط بیحد و بی‌پایان %~% صد موج زند موج درون هرجان ~~PageV1P4744 ### || [genre: robaee] # 1 دل برد ز من دوش به صد عشق و فسون %~% بشکافت و بدید پر زخون بود درون # 2 فرمود در آتشش نهادن حالی %~% یعنی که نپخته است از آنست پر خون ~~PageV1P4745 ### || [genre: robaee] # 1 دل گرسنه عید تو شد چون رمضان %~% وز عید تو شد شاد و همایون رمضان # 2 وانگه عمل کمان به مو وابسته است %~% گر مو شود اندیشه نگنجد به میان ~~PageV1P4746 ### || [genre: robaee] # 1 دلها مثل رباب و عشق تو کمان %~% زامد شد این کمانچه دلها نالان # 2 وانگه عمل کمان به مو وابسته است %~% گر مو شود اندیشه نگنجد به میان ~~PageV1P4747 ### || [genre: robaee] # 1 دوش آنچه برفت در میان تو و من %~% نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن # 2 روزیکه سفر کنم ازین کهنه وطن %~% افسانه کند از آن شکنهای کفن ~~PageV1P4748 ### || [genre: robaee] # 1 دوشست دیدم یار جدائی جویان %~% با من به جفا و کین جدا شو گریان # 2 امروز چنانم که جدا گشته ز جان %~% رخساره خود به خون فرقت شویان ~~PageV1P4749 ### || [genre: robaee] # 1 دی از تو چنان بدم که گل در بستان %~% امروز چنانم و چنان‌تر ز چنان # 2 من چون نزنم دست که پابند منی %~% چون پای نکوبم که توئی دست زنان ~~PageV1P4750 ### || [genre: robaee] # 1 دیدم رویت بتا تو روپوش مکن %~% پنهانی ما تو باده‌ها نوش مکن # 2 هر چند دراز کرده بد گوی زبان %~% ای چشم و چراغ عاشقان گوش مکن ~~PageV1P4751 ### || [genre: robaee] # 1 رفتم به طبیب و گفتم ای زین‌الدین %~% این نبض مرا بگیر و قاروره ببین # 2 گفتا با دست با جنون گشته قرین %~% گفتم هله تا باد چنین باد چنین ms2052 ~~PageV1P4752 ### || [genre: robaee] # 1 رفتی و نرفت ای بت بگزیده من %~% مهرت ز دل و خیالت از دیده من # 2 میگردم من که بلکه پیشم افتی %~% ای راهنمای راه پیچیده من PageV1P4753 ### || [genre: robaee] # 1 رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین %~% نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین # 2 نی حق نه حقیقت نه شریعت نه یقین %~% اندر دو جهان کرا بود زهره این ~~PageV1P4754 ### || [genre: robaee] # 1 رو درد گزین درد گزین درد گزین %~% زیرا که دگر چاره نداریم جزین # 2 دلتنگ مشو که نیستت بخت قرین %~% چون درد نباشدت از آن باش حزین ~~PageV1P4755 ### || [genre: robaee] # 1 روزیکه گذر کنی به خر پشته من %~% بنشین و بگو که ای به غم کشته من # 2 تا بانگ زنم ز خاک آغشته به خون %~% کای یوسف روزگار و گمگشته من ~~PageV1P4756 ### || [genre: robaee] # 1 زان خسرو جان تو مهر شاهی بستان %~% وانگاه ز ماه تا به ماهی بستان # 2 ای آنکه مراغه می‌کنی و از حیرت %~% تبریز بگوی و هرچه خواهی بستان ~~PageV1P4757 ### || [genre: robaee] # 1 سرمست توام نه از می و نز افیون %~% مجنون شده‌ام ادب مجوی از مجنون # 2 از جوشش من جوش کن صد جیحون %~% وز گردش من خیره بماند گردون ~~PageV1P4758 ### || [genre: robaee] # 1 سرمست شدم در هوس سرمستان %~% از دست شدم در ظفر آن دستان # 2 بیزار شدم ز عقل و دیوانه شدم %~% تا درکشدم عشق به بیمارستان ~~PageV1P4759 ### || [genre: robaee] # 1 شاخ گل تر بر سر عنبر میزن %~% وز تیغ مسلمان سر کافر میزن # 2 چون نای توان بگوش من درمیدم %~% چون دف توام بروی من بر میزن ~~PageV1P4760 ### || [genre: robaee] # 1 شب رفت و نرفت ای بت سیمین برمن %~% سودای مناجات غمت از سر من # 2 خواب شب من توئی و نور روزم %~% نه روز و نه شب چون تو نباشی بر من ~~PageV1P4761 ### || [genre: robaee] # 1 شد کودکی و رفت جوانی ز جوان %~% روز پیری رسید بر پر ms2053 ز جهان # 2 هر مهمانرا سه روز باشد پیمان %~% ای خواجه سه روز شد تو بر خیز و بران ~~PageV1P4762 ### || [genre: robaee] # 1 شمع ازلست عالم افروزی من %~% زان شاهد اعظم است پیروزی من # 2 بی‌شاهد و شمع ازل چون باشم %~% آری چکنم چو این بود روزی من ~~PageV1P4763 ### || [genre: robaee] # 1 شوری دارم که برنتابد گردون %~% شوریکه به خواب درنبیند مجنون # 2 این کمینه ایست از سینه دوست %~% تا سینه پاک دوست چون باشد چون ~~PageV1P4764 ### || [genre: robaee] # 1 صورت همه مقبول هیولا میدان %~% تصویر گرش علت اولی میدان # 2 لاهوت به ناسوت فرو ناید لیک %~% ناوست ز لاهوت هویدا میدان ~~PageV1P4765 ### || [genre: robaee] # 1 طبع تو چو سنگست و دلت چون آهن %~% وز آهن و سنگ جسته آتش سوی من # 2 سنگت چو در آتش است ای ماه ختن %~% خرمن باشم که دل نهم بر خرمن ~~PageV1P4766 ### || [genre: robaee] # 1 طبعی نه که با دوست در آمیزم من %~% عقلی نه که از عشق بپرهیزم من # 2 دستی نه که با قضا درآویزم من %~% پائی نه که از میانه بگریزم من ~~PageV1P4767 ### || [genre: robaee] # 1 عقلی که خلاف تو گزیدن نتوان %~% دینی که ز عهد تو بریدن نتوان # 2 علمی که به کنه تو رسیدن نتوان %~% زهدی که در دام تو رهیدن نتوان ~~PageV1P4768 ### || [genre: robaee] # 1 عید آمد و عیدانه جمال سلطان %~% عیدانه که دیده است چنین در دو جهان # 2 عید این بود و هزار عید ای دل و جان %~% کان گنج جهان برآمد از کنج ~~نهان PageV1P4769 ### || [genre: robaee] # 1 فرخ باشد جمال سلطان دیدن %~% جان زنده شود ز روی جانان دیدن # 2 من سلسله عشق تو دیدم در خواب %~% یارب چه بود خواب پریشان دیدن ~~PageV1P4770 ### || [genre: robaee] # 1 گر تیغ اجل مرا کند بی‌سر و جان %~% در حسن برآیم ز زمین صد چندان # 2 از خاک چو جمله دانه‌ها میروید %~% هم دانه آدمی بروید میدان ~~PageV1P4771 ### || [genre: robaee] # 1 گر دست بشد ز کار ms2054 پائی می‌زن %~% ور پای نماند هم نوایی می‌زن # 2 گر نیست ترا به عقل رایی می‌زن %~% حاصل هر دم دم وفائی می‌زن ~~PageV1P4772 ### || [genre: robaee] # 1 گر شادم و گر عراق و گر لورستان %~% روشن شده زانچهره چون نورستان # 2 با منکر و با نکیر همدستی کن %~% تا دست زنان رقص کند گورستان ~~PageV1P4773 ### || [genre: robaee] # 1 گر کشته شوم به نزد و پیکار تو من %~% آهی نکشم ز بیم آزار تو من # 2 از زخم سر غمزه خونخوار تو من %~% خندان میرم چو گل ز دیدار تو من ~~PageV1P4774 ### || [genre: robaee] # 1 گر مشتاقی به پیش مشتاق نشین %~% روزان و شبان بر در عشاق نشین # 2 آنگاه چو این حلقه گشائی کردی %~% از خلق گذر کن بر خلاق نشین ~~PageV1P4775 ### || [genre: robaee] # 1 کس نیست به غیر از او در این جمله جهان %~% نی زشت و نه نیکو و نه پیدا ~~و نهان # 2 هر تیر که جست هست از آن سخت کمان %~% هر نکته که هست جست از آن شعله ~~دهان PageV1P4776 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که بر حریف غمگین منشین %~% جز پهلوی خوشدلان شیرین منشین # 2 در باغ چو آمدی سوی خار مرو %~% جز با گل و یاسمین و نسرین منشین ~~PageV1P4777 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم مکن ایروت حسن خوت حسن %~% من دزد نیم مبند دستم بر سن # 2 گفتا که کجائی تو هنوز ای همه فن %~% حقا که چنان شوی که کبرت ستسن ~~PageV1P4778 ### || [genre: robaee] # 1 گلباغ نهانست و درختان پنهان %~% صد سال نماید او و او خود یکسان # 2 بحریست محیط و بی‌حد و بی‌پایان %~% صد موج ز موج او درون صد جان ~~PageV1P4779 ### || [genre: robaee] # 1 ما زیبائیم خویش را زیبا کن %~% خوبا ما کن ز دیگران خو واکن # 2 ور میخواهی که کان گوهر باشی %~% دل را بگشای و سینه را دریا کن ~~PageV1P4780 ### || [genre: robaee] # 1 ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین %~% کرده است زمین را کرمش مرکب و ms2055 زین # 2 تا میبرد این خفتگکانرا در خواب %~% اصحاف الکهف تا سوی علیین ~~PageV1P4781 ### || [genre: robaee] # 1 ما مرد سنانیم نه از بهر سه نان %~% ما دست زنانیم نه از دست زنان # 2 در صید بدانیم نه در صید بدان %~% از بند جهانیم نه در بند جهان ~~PageV1P4782 ### || [genre: robaee] # 1 مجموع جهان عاشق یک پاره من %~% چاره‌گر و چاره‌ساز بیچاره من # 2 خورشید و فلک غلام سیاره من %~% نظاره‌گر دو کون نظاره من PageV1P4783 ### || [genre: robaee] # 1 معشوق من از همه نهانست بدان %~% بیرون ز کمان هر گمانست بدان # 2 در سینه من چو مه عیانست بدان %~% آمیخته با تنم چو جانست بدان ~~PageV1P4784 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده مستی که بود دست زنان %~% دورم ز کسی که او بود مست زنان # 2 باری من خسته دل چنینم نه چنان %~% آلوده مبا بنان عشاق بنان ~~PageV1P4785 ### || [genre: robaee] # 1 من بیرخ تو باده ندانم خوردن %~% بی‌دست تو من مهره ندانم بردن # 2 از دور مرا رقص همی فرمائی %~% بی‌پرده تو رقص ندانم کردن PageV1P4786 ### || [genre: robaee] # 1 من بینم آنرا که نمی‌بینم من %~% وز قند لبش نبات می‌چینم من # 2 هر چند چو سین میان یاسینم من %~% یاسین نهلد دمی که بنشینم من ~~PageV1P4787 ### || [genre: robaee] # 1 من کاغذهای مصر و بغداد ای جان %~% کردم پر ز آه و فریاد ای جان # 2 یکساعت عشق صد جهان بیش ارزد %~% صد جان به فدای عاشقی باد ای جان ~~PageV1P4788 ### || [genre: robaee] # 1 من عاشق عشق و عشق هم عاشق من %~% تن عاشق جان آمد و جان عاشق تن # 2 گه من آرم دو دست در گردن او %~% گه او کشدم چو دلربایان گردن ~~PageV1P4789 ### || [genre: robaee] # 1 من کی خندم تات نبینم خندان %~% جان بنده آن خنده بیکام و دهان # 2 افسوس که خنده ترا می‌بینند %~% و آن خنده تو ز چشم خلقان پنهان ~~PageV1P4790 ### || [genre: robaee] # 1 مردان تو در دایره کن فیکون %~% دل نقطه وحدتست و از عرش ms2056 فزون # 2 گر در چیند نقطه دردت ز درون %~% حالی شوی از دایره کون برون ~~PageV1P4791 ### || [genre: robaee] # 1 نزدیک منی مرا مبین چون دوران %~% تو شهد نگر به صورت زنبوران # 2 ابلیس نه‌ای به جان آدم بنگر %~% اندر تن او نظر مکن چون کوران ~~PageV1P4792 ### || [genre: robaee] # 1 هر خانه که بی‌چراغ باشد ای جان %~% زندان بود آن نه باغ باشد ای جان # 2 هرکس که بطبل باز شد باز نشد %~% بازش تو مخوان که زاغ باشد ای جان ~~PageV1P4793 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز خوش است منزلی بسپردن %~% چون آب روان و فارغ از افسردن # 2 دی رفت و حدیث دی چو دی هم بگذشت %~% امروز حدیث تازه باید کردن ~~PageV1P4794 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز نو برآئی ای دلبر جان %~% سودای نوی درافکنی در سر جان # 2 در ده پرده بهر سحر ساغر جان %~% ای تو پدر جان من و مادر جان ~~PageV1P4795 ### || [genre: robaee] # 1 هر مطرب کو نیست ز دل دفتر خوان %~% آن مطرب را تو مطرب دفتر خوان # 2 گر چهره نهان کرد ز تو بیت و غزل %~% گر خط خوانی ز چهره ما برخوان ~~PageV1P4796 ### || [genre: robaee] # 1 هشدار که می‌روند هر سو غولان %~% با دانه و دام در شکار گوران # 2 ای شاد تنی که دامن دل گیرد %~% عبرت گیرد ز حالت معزولان PageV1P4797 ### || [genre: robaee] # 1 هم خانه از آن اوست و هم جامه و نان %~% هم جسم از آن اوست همه دیده و ~~جان # 2 وان چیز دگر که نیست گفتن امکان %~% زیرا که زمان باید و اخوان و مکان ~~PageV1P4798 ### || [genre: robaee] # 1 هم نور دل منی و هم راحت جان %~% هم فتنه برانگیزی و هم فتنه نشان # 2 ما را گوئی چه داری از دوست نشان %~% ما را از دوست بی‌نشانیست نشان ~~PageV1P4799 ### || [genre: robaee] # 1 هنگام اجل چو جان بپردازد تن %~% مانند قبای کهنه اندازد تن # 2 تن را که ز خاکست دهد باز به خاک ms2057 %~% وز نور قدیم خویش برسازد تن ~~PageV1P4800 ### || [genre: robaee] # 1 یا دلبر من باید و یا دل بر من %~% نی دل بر من باشد و نی دلبر من # 2 ای دل بر من مباش بی‌دلبر من %~% یک دل بر من به از دو صد دل بر من ~~PageV1P4801 ### || [genre: robaee] # 1 یارب چه دلست این و چه خو دارد این %~% در جستن او چه جستجو دارد این # 2 بر خاک درش هر نفسی سر بنهد %~% خاکش گوید هزار رو دارد این ~~PageV1P4802 ### || [genre: robaee] # 1 یا اوحد بالجمال یا جانمسن %~% از عهد من ای دوست مگر نادمسن # 2 قد کنت تجنی فقل تاجکسن %~% والیوم هجرتنی فقل سن کم سن PageV1P4803 ### || [genre: robaee] # 1 آن رهزن دل که پای کوبانم از او %~% چون آینه خیال خوبانم از او # 2 جانیست که چون دست زنان می‌آید %~% یارب یارب چه میشود جانم از او ~~PageV1P4804 ### || [genre: robaee] # 1 آن شاه که هست عقل دیوانه او %~% وز عشق دلم شده است همخانه او # 2 پروانه فرستاد که من آن توام %~% صد شمع به نور شد ز پروانه او ~~PageV1P4805 ### || [genre: robaee] # 1 آن شخص که رشک برد بر جامه تو %~% تا رشک برد بر لب خودکامه تو # 2 یا رشک برد بر آن رخ فرخ تو %~% یا بر کر و فر روح علامه تو ~~PageV1P4806 ### || [genre: robaee] # 1 آن کس که همیشه دل پر از دردم از او %~% با سینه ریش و با رخ زردم از ~~او # 2 امروز بناز او بری بر من زد %~% المنة لله که بری خوردم از او ~~PageV1P4807 ### || [genre: robaee] # 1 آن لاله رخی که با رخ زردم از او %~% وان داروی دردی که همه دردم از او # 2 یک روز به بازار بری بر من زد %~% باور نکند کس چه بری خوردم از او ~~PageV1P4808 ### || [genre: robaee] # 1 از جان بشنیده‌ام نوای غم تو %~% نی خود جانهاست ذره‌های غم تو # 2 آن صورتها که در درون می‌آیند ms2058 %~% تابند چو ذره در هوای غم تو ~~PageV1P4809 ### || [genre: robaee] # 1 از گنج قدم شدیم ویرانه او %~% ز افسانه او شدیم افسانه او # 2 آوخ که ز پیمان و ز پیمانه او %~% کس خانه خود نداند از خانه او ~~PageV1P4810 ### || [genre: robaee] # 1 ای آب از این دیده بیخواب برو %~% وی آتش از این سینه پرتاب برو # 2 وی جان چو تنی که مسکنت بود نماند %~% بی‌آبی خود مجوی و بر آب برو ~~PageV1P4811 ### || [genre: robaee] # 1 ای از دل و جان لطیفتر قالب تو %~% بسیار رهست از شکر تا لب تو # 2 عمریست که آفتاب و مه میگردند %~% روزان و شبان در آرزوی شب تو ~~PageV1P4812 ### || [genre: robaee] # 1 ای پرده پندار پسندیده تو %~% وی وهم خودی در دل شوریده تو # 2 هیچی تو و هیچ را چنین گوهر %~% به زین نتوان نهاد در دیده تو ~~PageV1P4813 ### || [genre: robaee] # 1 ای بسته تو خواب من به چشم جادو %~% آن آب حیات و نقل بیخوابان کو # 2 کی بینم آب چون منم غرقه جو %~% خود آب گرفته است مرا هر شش سو ~~PageV1P4814 ### || [genre: robaee] # 1 ای بلبل مست بوستانی برگو %~% مستی سر و راحت جانی برگو # 2 من مستم و تعیین نتوانم کردن %~% ای جان جهان هرچه توانی برگو ~~PageV1P4815 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان جهان به حق احسانت مرو %~% مستم مستم ز شیر پستانت مرو # 2 اندر قفسم شکر می افشان و مرو %~% ای طوطی جان زین شکرستانت مرو ~~PageV1P4816 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان جهان جان و جهان بنده تو %~% شیرین شده عالم ز شکر خنده تو # 2 صد قرن گذشت و آسمان نیزد ندید %~% در گردش روزگار ماننده تو ~~PageV1P4817 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان جهان جز تو کسی کیست بگو %~% بی‌جان و جهان هیچ کسی زیست بگو # 2 من بد کنم و تو بد مکافات دهی %~% پس فرق میان من و تو چیست بگو ~~PageV1P4818 ### || [genre: robaee] # 1 ای چرخ فلک پایه پیروزه تو %~% زنبیل ms2059 جهان گدای دریوزه تو # 2 صد سال فلک خدمت خاک تو کند %~% نگزارده باشد حق یکروزه تو PageV1P4819 ### || [genre: robaee] # 1 ای در دل من میل و تمنا همه تو %~% واندر سر من مایه سودا همه تو # 2 هرچند بروی کار در مینگرم %~% امروز همه توئی و فردا همه تو ~~PageV1P4820 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل اگرت طاقت غم نیست برو %~% آواره عشق چون تو کم نیست برو # 2 ای جان تو بیا اگر نخواهی ترسید %~% ور می‌ترسی کار تو هم نیست برو ~~PageV1P4821 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو بهر خیال مغرور مشو %~% پروانه صفت کشته هر نور مشو # 2 تا خود بینی تو از خدا مانی دور %~% نزدیکتر آی و از خدا دور مشو ~~PageV1P4822 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل گر ازین حدیث آگاهی تو %~% زین تفرقه خویش چه میخواهی تو # 2 یک لحظه که از حضور غایب مانی %~% آن لحظه بدانکه مشرک راهی تو ~~PageV1P4823 ### || [genre: robaee] # 1 ای زندگی تن و توانم همه تو %~% جانی و دلی ای دل و جانم همه تو # 2 تو هستی من شدی از آنی همه من %~% من نیست شدم در تو از آنم همه تو ~~PageV1P4824 ### || [genre: robaee] # 1 ای ساقی جان برین خوش آواز برو %~% ساز ازلیست هم بر این ساز برو # 2 ای باز چو طبل باز او بشنیدی %~% شه منتظر تست سبک باز برو PageV1P4825 ### || [genre: robaee] # 1 ای ظلمت شب مانع خورشید مشو %~% ای ابر حجاب روز امید مشو # 2 ای مدت یک ساعته لذت جسم %~% اصل الم حاصل جاوید مشو PageV1P4826 ### || [genre: robaee] # 1 ای عارف گوینده نوائی برگو %~% یا قول درست یا خطائی برگو # 2 درهای گلستان و چمن را بگشای %~% چون بلبل مست ز آشنائی برگو ~~PageV1P4827 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشرت نزدیک ز ما دور مشو %~% وز مجلس ما ملول و مهجور مشو # 2 انگور عدم بدی شرابت کردند %~% واپس مرو ای شراب انگور مشو PageV1P4828 ### || [genre: robaee] # 1 ای ماه چو ms2060 ابر بس گرستم بی‌تو %~% در مه به نشاط ننگریستم بی‌تو # 2 برخاستم از جان تو نشستم بی‌تو %~% وز شرم به مردم چو نرستم بی‌تو ~~PageV1P4829 ### || [genre: robaee] # 1 ای مشفق فرزند دو بیتی می‌گو %~% هردم جهت پند دو بیتی می‌گو # 2 در فرقت و پیوند دو بیتی می‌گو %~% در عین غزل چند دو بیتی می‌گو ~~PageV1P4830 ### || [genre: robaee] # 1 با تست مراد از چه روی هر سو تو %~% او تست ولی باو می‌گو تو # 2 اوئی و توئی ز احولی مخیزد %~% چون دیده شود راست تو اوئی او تو ~~PageV1P4831 ### || [genre: robaee] # 1 با نامحرم حدیث اسرار مگو %~% با مردودان حکایت از یار مگو # 2 با مردم اغیار جز اغیار مگو %~% با اشتر خار خوار جز خار مگو ~~PageV1P4832 ### || [genre: robaee] # 1 بر آتش چو دیک تو خود را میجو %~% می‌جوش تو خودبخود مرو بر هر سو # 2 مقصود تو گوهر است بشتاب و بجو %~% زو جوش کنی کن بسوی گوهر زو ~~PageV1P4833 ### || [genre: robaee] # 1 بر تخته دل که من نگهبانم و تو %~% خطی بنوشته‌ای که خوانم و تو # 2 گفتیکه بگویمت چو من مانم و تو %~% این نیز از آنهاست که من دانم و تو ~~PageV1P4834 ### || [genre: robaee] # 1 ترکی که دلم شاد کند خنده او %~% دارد به غمم زلف پراکنده او # 2 بستد ز من او خطی به آزادی خویش %~% آورد خطی که من شدم بنده او ~~PageV1P4835 ### || [genre: robaee] # 1 چون پاک شد از رنگ خودی سینه تو %~% خودبین گردی ز یار دیرینه تو # 2 بی‌آینه روی خویش نتوان دیدن %~% در یاد نگر که اوست آئینه تو ~~PageV1P4836 ### || [genre: robaee] # 1 خواهی که مقیم و خوش شوی با ما تو %~% از سر بنه آن وسوسه و غوغا تو # 2 آنگاه تو چنان شوی که بودی با من %~% آنگاه چنان شوم که بودم با تو ~~PageV1P4837 ### || [genre: robaee] # 1 داروی ملولی رخ و رخساره تو %~% وان نرگس مخموره خماره تو # 2 چندان نمک است در تو ms2061 دانی پی چیست %~% از بهر ستیزه جگرخواره تو ~~PageV1P4838 ### || [genre: robaee] # 1 در اصل یکی بد است جان من و تو %~% پیدای من و تو و نهان من و تو # 2 خامی باشد که گویی آن من و تو %~% برخاست من و تو از میان من و تو ~~PageV1P4839 ### || [genre: robaee] # 1 در چرخ نگنجد آنکه شد لاغر تو %~% جان چاکر آن کسی که شد چاکر تو # 2 انگشت گزان درآمدم از در تو %~% انگشت زنان برون شدم از بر تو ~~PageV1P4840 ### || [genre: robaee] # 1 در کوی خیال خود چه میپوئی تو %~% وین دیده به خون دل چه میشوئی تو # 2 از فرق سرت تا به قدم حق دارد %~% ای بیخبر از خویش چه میجوئی تو ~~PageV1P4841 ### || [genre: robaee] # 1 درها همه بسته‌اند الا در تو %~% تا ره نبرد غریب الا بر تو # 2 ای در کرم و عزت و نورافشانی %~% خورشید و مه و ستاره‌ها چاکر تو ~~PageV1P4842 ### || [genre: robaee] # 1 دل در تو گمان بد بر دور از تو %~% این نیز ز ضعف خود برد دور از تو # 2 تلخی بدهان هر دل صفرائی %~% خود بر تو شکر حسد برد دور از تو ~~PageV1P4843 ### || [genre: robaee] # 1 رشک آیدم از شانه و سنگ ای دلجو %~% تا با تو چرا رود به گرمابه فرو # 2 آن در سر زلف تو چرا آویزد %~% وین بر کف پای تو جرا مالدرو ~~PageV1P4844 ### || [genre: robaee] # 1 زاندم که شنیده‌ام نوای غم تو %~% رقصان شده‌ام چو ذره‌های غم تو # 2 ای روشنی هوای عشق تو عیان %~% بیرون ز هواست این هوای غم تو ~~PageV1P4845 ### || [genre: robaee] # 1 سر رشته شادیست خیال خوش تو %~% سرمایه گرمیست مها آتش تو # 2 هرگاه که خوشدلی سر از ما بکشد %~% رامش کند آن زلف خوش سرکش تو ~~PageV1P4846 ### || [genre: robaee] # 1 سوگند بدان روی تو و هستی تو %~% گر میدانم نه از تو این پستی تو # 2 مستی و تهی دستیت آورد به من %~% من بنده ms2062 مستی و تهی دستی تو ~~PageV1P4847 ### || [genre: robaee] # 1 صد داد همی رسد ز بیدادی تو %~% در وهم چگونه آورم شادی تو # 2 از بندگی تو سرو آزادی یافت %~% گل جامه خود درید ز آزادی تو ~~PageV1P4848 ### || [genre: robaee] # 1 عشقست که کیمیای شرقست در او %~% ابریست که صد هزار برقست در او # 2 در باطن من ز فر او دریائیست %~% کاین جمله کاینات غرقست در او ~~PageV1P4849 ### || [genre: robaee] # 1 عمرم به کنار زد کناری با تو %~% چون عمر گذشتنیست باری با تو # 2 نی نی غلطم گذرد پیشه عمر %~% آن عمر که یافت او گذاری با تو ~~PageV1P4850 ### || [genre: robaee] # 1 فرزانه عشق را تو دیوانه مگو %~% همخرقه روح را بیگانه مگو # 2 دریای محیط را تو پیمانه مگو %~% او داند نام خود تو افسانه مگو ~~PageV1P4851 ### || [genre: robaee] # 1 گر جمله برفتند نگارا تو مرو %~% ای مونس و غمگسار ما را تو مرو # 2 پرمیکن و می ده و همی خند چو قند %~% ای ساقی خوب عالم آرا تو مرو ~~PageV1P4852 ### || [genre: robaee] # 1 گر عاشق عشق ما شدی ای مه‌رو %~% بیرون شو ازین شش جهت تو بر تو # 2 در رو تو درین عشق اگر جویایی %~% در بحر دل آن چه باشی اندر لب جو ~~PageV1P4853 ### || [genre: robaee] # 1 گر عاقل و عالمی به عشق ابله شو %~% ور ماه فلک توئی چو خاک ره شو # 2 با نیک و بد و پیر و جوان همره شو %~% فرزین و پیاده باش آنگه شه شو ~~PageV1P4854 ### || [genre: robaee] # 1 گر هیچ ترا میل سوی ماست بگو %~% ورنه که رهی عاشق و تنها است بگو # 2 گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو %~% گر هست بگو نیست بگو راست بگو ~~PageV1P4855 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم روزی که من به جانم با تو %~% دیگر نشدم بتا همانم با تو # 2 لیکن دانم که هرچه بازم ببری %~% زان میبازم که تا بمانم با تو ~~PageV1P4856 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که ms2063 کجا بود مها خانه تو %~% گفتا که دل خراب مستانه تو # 2 من خورشیدم درون ویرانه روم %~% ای مست خراب باد کاشانه تو PageV1P4857 ### || [genre: robaee] # 1 گه در دل ما نشین چو اسرار و مرو %~% گه بر سر ما نشین چو دستار و مرو # 2 گفتی که چو دل زود روم زود آیم %~% عشوه مده ای دلبر عیار و مرو ~~PageV1P4858 ### || [genre: robaee] # 1 ما چاره عالمیم و بیچاره تو %~% ما ناظر روح و روح نظاره تو # 2 خورشید بگرد خاک سیاره تو %~% مه پاره شده ز عشق مه پاره تو ~~PageV1P4859 ### || [genre: robaee] # 1 مردی یارا که بوی فقر آید از او %~% دانند فقیران که چها زاید از او # 2 ولله که سما و هرچه در کل سما است %~% یا بند نصیب هرچه میباید از او ~~PageV1P4860 ### || [genre: robaee] # 1 مستم ز دو لعل شکرت ای مه‌رو %~% پستم ز قد صنوبرت ای مه‌رو # 2 رویم چو زر است در غم سیم‌برت %~% از دست مده تو این زرت ای مه‌رو ~~PageV1P4861 ### || [genre: robaee] # 1 من بنده تو بنده تو بنده تو %~% من بنده آن رحمت خندیده تو # 2 ای آب حیات کی ز مرگ اندیشد %~% آنکس که چو خضر گشت خود زنده تو ~~PageV1P4862 ### || [genre: robaee] # 1 نی هرکه کند رقص و جهد بالا او %~% در فقر بود گزیده و والا او # 2 مسجود ملک تا نشود چون آدم %~% عالم نشود به عالم اسما او PageV1P4863 ### || [genre: robaee] # 1 هان ای تن خاکی سخن از خاک مگو %~% جز قصه آن آینه پاک مگو # 2 از خالق افلاک درونت صفتی است %~% جز از صفت خالق افلاک مگو ~~PageV1P4864 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند در این هوس بسی باشی تو %~% بیقدر تو همچون مگسی باشی تو # 2 زنهار مباش هیچکس تا برهی %~% آخر که تو باشی که کسی باشی تو ~~PageV1P4865 ### || [genre: robaee] # 1 هرچند که قد بی‌بدل دارد سرو %~% پیش قد یارم چه محل دارد سرو # 2 گه گه گوید ms2064 که قد من چون قد اوست %~% یارب چه دماغ پرخلل دارد سرو ~~PageV1P4866 ### || [genre: robaee] # 1 آمد بر من خیال جانان ز پگه %~% در کف قدح باده که بستان ز پگه # 2 درکش این جام تا به پایان ز پگه %~% سرمست درآ میان مستان ز پگه ~~PageV1P4867 ### || [genre: robaee] # 1 آن دم که رسی به گوهر ناسفته %~% سرها به هم آورده و سرها گفته # 2 کهدان جهان ز باد شد آشفته %~% برتو بجوی که مست باشی خفته PageV1P4868 ### || [genre: robaee] # 1 آنکس که ز دست شد بر او دست منه %~% از باده چو نیست شد تواش هست منه # 2 زنجیر دریدن بر مردان سهل است %~% هر زنجیری بر شتر مست منه ~~PageV1P4869 ### || [genre: robaee] # 1 آنی که وجود و عدمت اوست همه %~% سرمایه شادی و غمت اوست همه # 2 تو دیده نداری که باو درنگری %~% ورنی که ز سر تا قدمت اوست همه ~~PageV1P4870 ### || [genre: robaee] # 1 از دیده کژ دلبر رعنا را چه %~% وز بدنامی عاشق شیدا را چه # 2 ما در ره عشق چست و چالاک شویم %~% ور زانکه خری لنگ شود ما را چه ~~PageV1P4871 ### || [genre: robaee] # 1 السکر صار کاسدا من شفتیه %~% والبدر تراه ساجدا بین یدیه # 2 بالحسن علیه کل شیی وافر %~% الا فمه فانه ضاق علیه PageV1P4872 ### || [genre: robaee] # 1 ای کان العباد ما اهواه %~% ما یذکرنا فکیف ما ینساه # 2 قدر ان به القلوب والافواه %~% قد احسن لا اله الا الله PageV1P4873 ### || [genre: robaee] # 1 آهوی قمرا سهامه عیناه %~% ما شوش عزم خاطری الا هو # 2 روحی تلفت و مهجتی تهواه %~% قلبی ابدا یقون یا هویا هو PageV1P4874 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه به جان این جهانی زنده %~% شرمت بادا چرا چنانی زنده # 2 بی‌عشق مباش تا نباشی مرده %~% در عشق بمیر تا بمانی زنده PageV1P4875 ### || [genre: robaee] # 1 ای پارسی و تازی تو پوشیده %~% جان دیده قدح شراب نانوشیده # 2 دریا باید ز فضل حق جوشیده %~% پیدا باید کفایت کوشیده PageV1P4876 ### || [genre: robaee] ms2065 # 1 ای بر نمک تو خلق نانی بزده %~% بر مرکب تو داغ نشانی بزده # 2 حیفست که سوی کان رود آن بر سیم %~% پنهان چون جان و بر جهانی بزده ~~PageV1P4877 ### || [genre: robaee] # 1 ای بی‌ادبانه من ز تو نالیده %~% غیرت بشنیده گوش من مالیده # 2 جایی بروم ناله کن دزدیده %~% آنجا که نه دل بوی برد نی دیده ~~PageV1P4878 ### || [genre: robaee] # 1 ای جان تو بر مقصران آشفته %~% هم جان تو عذر جان ایشان گفته # 2 طوفان بلا اگر بگیرد عالم %~% بر من بدو جو که مست باشم خفته ~~PageV1P4879 ### || [genre: robaee] # 1 ای با تو جهان ظریف و شادی باره %~% تو جامه شادیی و مالی پاره # 2 تنها خورشید آن دهد عالم را %~% کان را ندهد مه و هزار استاره ~~PageV1P4880 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواب مرا بسته و مدفون کرده %~% شب را و مرا بی‌خود و مجنون کرده # 2 جان را به فسون گرم از تن برده %~% دل را بسته ز خانه بیرون کرده ~~PageV1P4881 ### || [genre: robaee] # 1 ای در طلب گره‌گشائی مرده %~% در وصل بزاده وز جدائی مرده # 2 ای در لب بحر تشنه در خواب شده %~% و اندر سر گنج از گدائی مرده ~~PageV1P4882 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست مرا دمدمه بسیار مده %~% کاین دمدمه می‌خورد ز من هر که و مه # 2 جان و سر تو که دم کنم پیش تو زه %~% کز دمدمه گرم کنم آب کرده ~~PageV1P4883 ### || [genre: robaee] # 1 ای روز الست ملک و دولت رانده %~% وی بنده ترا چو قل هو الله خوانده # 2 چون روشنی روز در آی از در من %~% بین گردن من بسوی در کژ مانده ~~PageV1P4884 ### || [genre: robaee] # 1 ای سرو ز قامت تو قد دزدیده %~% گل پیش رخ تو پیرهن بدریده # 2 بردار یکی آینه از بهر خدای %~% تا همچو خودی شنیده‌ای یا دیده ~~PageV1P4885 ### || [genre: robaee] # 1 ای کوران را به لطف ره بین کرده %~% وی گبران را پیشرو دین کرده # 2 درویشان ms2066 را به ملک خسرو کرده %~% وی خسرو را برده شیرین کرده ~~PageV1P4886 ### || [genre: robaee] # 1 ای میر ملیحان و مهان شیی الله %~% وی راحت و آرامش جان شیی الله # 2 ای آنکه بهر صبح به پیش رخ تو %~% میگوید خورشید جهان شیی الله ~~PageV1P4887 ### || [genre: robaee] # 1 باز آمد یار با دلی چون خاره %~% وز خاره او این دل من صد پاره # 2 در مجلس من بودم و عشقش چون چنگ %~% اندر زد چنگ در من بیچاره ~~PageV1P4888 ### || [genre: robaee] # 1 بازچیه قدرت خدائیم همه %~% او راست توانگری گدائیم همه # 2 بر یکدگر این زیادتی جستن چیست %~% آخر ز در یکی سرائیم همه ~~PageV1P4889 ### || [genre: robaee] # 1 بفروخت مرا یار به یک دسته تره %~% باشد که مرا واخرد آن یار سره # 2 نیکو مثلی زده است صاحب شجره %~% ارزان بفروشد آنکه ارزان بخره ~~PageV1P4890 ### || [genre: robaee] # 1 بیگانه شوی ز صحبت بیگانه %~% بشنو سخن راست از این دیوانه # 2 صد خانه پر از شهد کنی چون زنبور %~% گر زانکه جدا کنی ز اینان خانه ~~PageV1P4891 ### || [genre: robaee] # 1 بیگاه شد و دل نرهید از ناله %~% روزی نتوان گفت غم صد ساله # 2 ای جان جهان غصه بیگاه شدن %~% آنکس داند که گم شدش گوساله PageV1P4892 ### || [genre: robaee] # 1 تا روی ترا بدیدم ای بت ناآگاه %~% سرگشته شدم ز عشق گم کردم راه # 2 روزی شنوی کز غم عشقت ایماه %~% گویند بشد فلان که انالله PageV1P4893 ### || [genre: robaee] # 1 تو آبی و ما جمله گیاهیم همه %~% تو شاهی و ما جمله گدائیم همه # 2 گوینده توئی و ما صدائیم همه %~% جوینده توئی چرا نیائیم همه ~~PageV1P4894 ### || [genre: robaee] # 1 تو توبه مکن که من شکستم توبه %~% هرگز ناید ز جان مستم توبه # 2 صدبار و هزاربار بستم توبه %~% خون میگرید ز دست دستم توبه PageV1P4895 ### || [genre: robaee] # 1 جانیست غذای او غم و اندیشه %~% جانی دگر است همچو شیر بیشه # 2 اندیشه چو تیشه است گزافه مندیش %~% هان تا نزنی تو ms2067 پای خود را تیشه ~~PageV1P4896 ### || [genre: robaee] # 1 دانی شب چیست بشنو ای فرزانه %~% خلوت کن عاشقان ز هر بیگانه # 2 خاصه امشب که با مهم همخانه %~% من مستم و مه عاشق و شب دیوانه ~~PageV1P4897 ### || [genre: robaee] # 1 در راه یگانگی چه طاعت چه گناه %~% در کوی خرابات چه درویش چه شاه # 2 رخسار قلندری چه روشن چه سیاه %~% بر کنگره عرش چه خورشید چه ماه ~~PageV1P4898 ### || [genre: robaee] # 1 در بندگیت حلقه بگوشم ای شاه %~% در چاکریت به جان بکوشم ای شاه # 2 در خدمت تو چو سایه من پیش روم %~% تو شیری و من سیاه گوشم ای شاه ~~PageV1P4899 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق خلاصه جنون از من خواه %~% جان رفته و عقل سرنگون از من خواه # 2 صد واقعه روز فزون از من خواه %~% صد بادیه پر آتش و خون از من خواه ~~PageV1P4900 ### || [genre: robaee] # 1 دی از سر سودای تو من شوریده %~% رفتم به چمن جامه چو گل بدریده # 2 از جمله خوشیهای بهارم بی‌تو %~% جز آب روان نیامد اندر دیده ~~PageV1P4901 ### || [genre: robaee] # 1 روی تو نماز آمد و چشمت روزه %~% وین هر دو کنند از لبت دریوزه # 2 جرمی کردم مگر که من مست بدم %~% آب تو بخوردم و شکستم کوزه ~~PageV1P4902 ### || [genre: robaee] # 1 زلف تو که یکروزم از او روشن نه %~% با خاک برآورد سرو با من نه # 2 با هرچه درآرد سر او زنده شود %~% کانجا همه جانست سراسر تن نه ~~PageV1P4903 ### || [genre: robaee] # 1 سه چیز ز من ربوده‌ای بگزیده %~% صبر از دل و رنگ از رخ و خواب از دیده # 2 چابک دستی که دست و بازوت درست %~% تصویر عقول چون تو نازائیده ~~PageV1P4904 ### || [genre: robaee] # 1 صاحب‌نظران راست تحیر پیشه %~% مر کوران را تفکر و اندیشه # 2 صد شاخ خوش از غیب گل افشان بر تو %~% بر شاخ رضا چه میزنی تو تیشه ~~PageV1P4905 ### || [genre: robaee] # 1 صحت که کشد به سقم و رنجوری به %~% زان ms2068 جامه که سازی بستم عوری به # 2 چشمی که نبیند ره حق کوری به %~% صحبت که تقرب نبود دوری به ~~PageV1P4906 ### || [genre: robaee] # 1 صوفی نشوی به فوطه و پشمینه %~% نه پیر شوی ز صحبت دیرینه # 2 صوفی باید که صاف دارد سینه %~% انصاف بده صوفی و آنگه کینه ~~PageV1P4907 ### || [genre: robaee] # 1 عشق غلب القلب و قد صار به %~% حتی فنی القلب بما جاربه # 2 القلب کطیی خفض الریش به %~% عشق نتف الریش و قد طار به PageV1P4908 ### || [genre: robaee] # 1 فصلیست چو وصل دوست فرخنده شده %~% از مردن تن چراغ دل زنده شده # 2 از خنده برق ابر در گریه شده %~% وز گریه ابر باغ در خنده شده ~~PageV1P4909 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم چکنم گفت که ای بیچاره %~% جمله چکنم بسازم آن یکباره # 2 ور خود چکنم زیان شوی آواره %~% آنجا بروی که بوده‌ای همواره ~~PageV1P4910 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که توئی می و منم پیمانه %~% من مرده‌ام و تو جانی و جانانه # 2 اکنون بگشا در وفا گفت خموش %~% دیوانه کسی رها کند در خانه ~~PageV1P4911 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که ز عشقت شده‌ام دیوانه %~% زنجیر ترا به خواب بینم یا نه # 2 گفتا که خمش چند از این افسانه %~% دیوانه و خواب خه‌خه‌ای فرزانه ~~PageV1P4912 ### || [genre: robaee] # 1 گنجیست نهانه در زمین پوشیده %~% از ملت کفر و اهل دین پوشیده # 2 دیدم که عشق است یقین پوشیده %~% گشتیم برهنه از چنین پوشیده ~~PageV1P4913 ### || [genre: robaee] # 1 گیر ایدل من عنان آن شاهنشاه %~% امشب بر من قنق شو ایروت چو ماه # 2 ور گوید فردا مشنو زود بگوی %~% لاحول ولا قوة الا بالله PageV1P4914 ### || [genre: robaee] # 1 ما را می کهنه باید و دیرینه %~% وز روز ازل تا بابد سیری نه # 2 خم از عدم و صراحی از جام وجود %~% کان تلخ نه و شور نه و شیرینه ~~PageV1P4915 ### || [genre: robaee] # 1 ما مردانیم شسته بر تنگ دره %~% مائیم که شیر و گرگ بر ما گذره # 2 ms2069 با فقر و صفا به هم درآمیخته‌ایم %~% چون درگه ارتضاع آن میش و بره ~~PageV1P4916 ### || [genre: robaee] # 1 ماننده زنبیل بگیر این روزه %~% تا روزه کند ترا به حق دریوزه # 2 آب حیوان خنک کند دلسوزه %~% این روزه چو کوزه است مشکن کوزه ~~PageV1P4917 ### || [genre: robaee] # 1 مستم ز می عشق خراب افتاده %~% برخواسته دل از خور و خواب افتاده # 2 در دریائی که پا و سر پیدا نیست %~% جان رفته و تن بر سر آب افتاده ~~PageV1P4918 ### || [genre: robaee] # 1 من میگویم که گشت بیگاه ایماه %~% میگوید ماه ناگهانی بیگاه # 2 ماهی که ز خورشید اگر برگردد %~% در حال شود همچو شب تیره سیاه ~~PageV1P4919 ### || [genre: robaee] # 1 میخوردم باده بابت آشفته %~% خوابم بربود حال دل ناگفته # 2 بیدار شدم ز خواب مستی دیدم %~% دلبر شده شمع مرده ساقی خفته ~~PageV1P4920 ### || [genre: robaee] # 1 میدان فراخ و مرد میدانی نه %~% احوال جهان چنانکه میدانی نه # 2 ظاهرها شان به اولیا ماند لیک %~% در باطنشان بوی مسلمانی نه ~~PageV1P4921 ### || [genre: robaee] # 1 وه وه که به دیدار تو چونم تشنه %~% چندانکه ببینمت فزونی تشنه # 2 من بنده آن دو لعل سیراب توام %~% عالم همه زانست به خونم تشنه ~~PageV1P4922 ### || [genre: robaee] # 1 هین نوبت صبر آمد و ماه روزه %~% روزی دو مگو ز کاسه و از کوزه # 2 بر خوان فلک گردد پی دریوزه %~% تا پنبه جان باز رهد از غوزه ~~PageV1P4923 ### || [genre: robaee] # 1 هر چند در این پرده اسیرید همه %~% زین پرده برون روید امیرید همه # 2 آن آب حیات خلق را می‌گوید %~% بر ساحل جوی ما بمیرید همه PageV1P4924 ### || [genre: robaee] # 1 هم آینه‌ایم و هم لقائیم همه %~% سرمست پیالده بقائیم همه # 2 هم دافع رنج و هم شفائیم همه %~% هم آب حیات و هم سقائیم همه ~~PageV1P4925 ### || [genre: robaee] # 1 یارب تو مرا به نفس طناز مده %~% با هر چه بجز تست مرا ساز مده # 2 من در تو گریزان شدم از فتنه خویش %~% من آن ms2070 توام مرا به من باز مده ~~PageV1P4926 ### || [genre: robaee] # 1 یارب تو یکی یار جفا کارش ده %~% یک دلبر بدخوی جگر خوارش ده # 2 تا بشناسد که عاشقان درچه غمند %~% عشقش ده شوقش ده و بسیارش ده ~~PageV1P4927 ### || [genre: robaee] # 1 آمد بر من دوش مه یغمائی %~% گفتم که برو امشب اینجا نائی # 2 می‌رفت و همی گفت زهی سودائی %~% دولت بدر آمده است و در نگشائی ~~PageV1P4928 ### || [genre: robaee] # 1 آن چیز که هست در سبد میدانی %~% از سر سبد تا بابد میدانی # 2 هر روز بگویم به شبم یاد آید %~% شب نیز بگویم که تو خود هم دانی ~~PageV1P4929 ### || [genre: robaee] # 1 آن خوش باشد که صاحب تمییزی %~% بی‌آنکه بگویند و بگوید چیزی # 2 بی‌گفت و تقاضا برسد مهمانرا %~% ترونده خوش ز صاحب پالیزی PageV1P4930 ### || [genre: robaee] # 1 آن دل که به یاد خود صبورش کردی %~% نزدیکتر تو شد چو دورش کردی # 2 در ساغر ما ز هر تغافل تا چند %~% تلخیش نماند بسکه شورش کردی ~~PageV1P4931 ### || [genre: robaee] # 1 آن را که نکرد ز هر سود ایساقی %~% آن زهر نبود می نمود ایساقی # 2 چون بود رونده شد نبود ایساقی %~% میها نوشد ز بحر جود ایساقی ~~PageV1P4932 ### || [genre: robaee] # 1 آن رطل گران را اگر ارزان کنیی %~% اجزای جهان را همگی جان کنیی # 2 ور زان لب خیره شکرافشان کنیی %~% که را به مثال ذره رقصان کنیی ~~PageV1P4933 ### || [genre: robaee] # 1 آن روز که دیوانه سر و سودائی %~% در سلسله دولتیان می‌آئی # 2 امروز از آن سلسله زان محرومی %~% کامروز تو عاقلی و کارافزائی ~~PageV1P4934 ### || [genre: robaee] # 1 آن روی ترش نگر چو قندستانی %~% وان چشم خوشش نگر چو هندوستانی # 2 پیش قد او صف زده سروستانی %~% پیش کف او شکسته هر دستانی PageV1P4935 ### || [genre: robaee] # 1 آن ظلم رسیده‌ای که دادش دادی %~% وانغمزده‌ای که جام شادش دادی # 2 آن باده اولین فراموشش شد %~% گر باز نمی‌دهی چه یادش دادی PageV1P4936 ### || [genre: robaee] # 1 آن میوه توئی که ms2071 نادر ایامی %~% بتوان خوردن هزار من در خامی # 2 بر ما مپسند هجر و دشمن کامی %~% کاخر به تو باز گردد این بدنامی ~~PageV1P4937 ### || [genre: robaee] # 1 آنی تو که در صومعه مستم داری %~% در کعبه نشسته بت‌پرستم داری # 2 بر نیک و بد تو مر مرا دستی نیست %~% در دست توام تا بچه دستم داری ~~PageV1P4938 ### || [genre: robaee] # 1 آنی که بر دلشدگان دیر آئی %~% وانگاه چو آئی نفسی سیر آئی # 2 گاه آهو و گه به صورت شیر آئی %~% هم نرم و درشت همچو شمشیر آئی ~~PageV1P4939 ### || [genre: robaee] # 1 آنی که به صد شفاعت و صد زاری %~% بر پات یکی بوسه دهم نگذاری # 2 گر آب دهی مرا اگر آتش باری %~% سلطان ولایتی و فرمانداری PageV1P4940 ### || [genre: robaee] # 1 احوال من زار حزین می‌پرسی %~% زین پیش مپرس اگر چنین می‌پرسی # 2 من در غم تو دامن دل چاک زدم %~% وانگاه مرا بستین می‌پرسی PageV1P4941 ### || [genre: robaee] # 1 از آب و گلی نیست بنای چو توئی %~% یارب که چه هاست از برای چو توئی # 2 گر نعره زنانی تو برای چو ویی %~% لبیک کنانست برای چو توئی ~~PageV1P4942 ### || [genre: robaee] # 1 از جان بگریزم ار ز جان بگریزی %~% از دل بگریزم ار از آن بگریزی # 2 تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز %~% تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی ~~PageV1P4943 ### || [genre: robaee] # 1 از چهره آفتاب مهوش گردی %~% وز صحبت کبریت تو آتش گردی # 2 تو جهد کنی که ناخوشی خوش گردد %~% او خوش نشود ولی تو ناخوش گردی ~~PageV1P4944 ### || [genre: robaee] # 1 از خلق ز راه تیزهوشی نرهی %~% وز خود ز سر سخن‌فروشی نرهی # 2 ز این هر دو اگر سخت نکوشی نرهی %~% از خلق وز خود جز به خموشی نرهی ~~PageV1P4945 ### || [genre: robaee] # 1 از رنج و ملال ما چه فریاد کنی %~% آن به که به شکر وصل را شاد کنی # 2 از ما چه گریزی و چرا داد کنی %~% زان ترس که وصل ms2072 را بسی یاد کنی ~~PageV1P4946 ### || [genre: robaee] # 1 از سایه عاشقان اگر دور شوی %~% بر تو زند آفتاب و رنجور شوی # 2 پیش و پس عاشقان چو سایه میدر %~% تا چون مه و آفتاب پرنور شوی ~~PageV1P4947 ### || [genre: robaee] # 1 از شادی تو پر است شهر و وادی %~% از روی زمین و آسمان را شادی # 2 کس را گله‌ای نیست ز تو جز غم را %~% کز غم همه را بداده‌ای آزادی ~~PageV1P4948 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق ازل ترانه‌گویان گشتی %~% وز حیرت عشق گول و نادان گشتی # 2 از بسکه به مردی ز غمش جان بردی %~% وز بسکه بگفتی غم آن آن گشتی ~~PageV1P4949 ### || [genre: robaee] # 1 از عشق تو هر طرف یکی شبخیزی %~% شب کشته ز زلفین تو عنبر بیزی # 2 نقاش ازل نقش کند هر طرفی %~% از بهر قرار دل من تبریزی PageV1P4950 ### || [genre: robaee] # 1 از گل قفس هدهد جانها تو کنی %~% از خاک سیه شکرفشانها تو کنی # 2 آن را که تو سرمه‌اش کشیدی او داند %~% کاینها ز تو آید و چنانها تو ~~کنی PageV1P4951 ### || [genre: robaee] # 1 از کم خوردن زیرک و هشیار شوی %~% وز پرخوردن ابله و بیکار شوی # 2 پرخواری تو جمله ز پرخواری تست %~% کم‌خوار شوی اگر تو کم‌خوار شوی ~~PageV1P4952 ### || [genre: robaee] # 1 استاد مرا بگفتم اندر مستی %~% کگاهم کن ز نیستی و هستی # 2 او داد مرا جواب و گفتا که برو %~% گر رنج ز خلق دور داری رستی ~~PageV1P4953 ### || [genre: robaee] # 1 اسرار شنو ز طوطی ربانی %~% طوطی بچه‌ای زبان طوطی دانی # 2 در مرغ و قفس خیره چرا میمانی %~% بشکن قفس ای مرغ کز آن مرغانی ~~PageV1P4954 ### || [genre: robaee] # 1 افتاد مرا با لب او گفتاری %~% گفتم که ز من سیر شدی گفت آری # 2 گفتا بده آن چیز که جیم اول اوست %~% گفتم دومش چیست بگو گفت آری ~~PageV1P4955 ### || [genre: robaee] # 1 امروز مرا سخت پریشان کردی %~% پوشیده خویش را تو عریان کردی # 2 من دوش حریف ms2073 تو نگشتم از خواب %~% خوردی و نصیب بنده پنهان کردی ~~PageV1P4956 ### || [genre: robaee] # 1 امشب برو ای خواب اگر بنشینی %~% از آتش دل سزای سبلت بینی # 2 ای عقل برو که تو سخن می‌چینی %~% وی عشق بیا که سخت با تمکینی ~~PageV1P4957 ### || [genre: robaee] # 1 امشب که فتاده‌ای به چنگال رهی %~% بسیار طپی ولیک دشوار رهی # 2 والله نرهی ز بنده‌ای سرو سهی %~% تا سینه به این دل خرابم ننهی ~~PageV1P4958 ### || [genre: robaee] # 1 امشب منم و یکی حریف چو منی %~% بر ساخته مجلسی برسم چمنی # 2 جام می و شمع و نقل و مطرب همه هست %~% ای کاش تو می‌بودی و اینها همه ~~نی PageV1P4959 ### || [genre: robaee] # 1 اندر دل من مها دل‌افروز توئی %~% یاران هستند لیک دلسوز توئی # 2 شادند جهانیان به نوروز و به عید %~% عید من و نوروز من امروز توئی ~~PageV1P4960 ### || [genre: robaee] # 1 اندر دو جهان دلبر و جانم تو بسی %~% زیرا که بهر غمیم فریادرسی # 2 کس نیست بجز تو ایمه اندر دو جهان %~% جز آنکه ببخشیش باکرام کسی ~~PageV1P4961 ### || [genre: robaee] # 1 اندر ره حق چو چست و چالاک شوی %~% نور فلکی باز بر افلاک شوی # 2 عرش است نشیمن تو شرمت ناید %~% چون سایه مقیم خطه خاک شوی PageV1P4962 ### || [genre: robaee] # 1 اندر سرم ار عقل و تمیز است توئی %~% وانچ از من بیچاره عزیز است توئی # 2 چندانکه به خود می‌نگرم هیچ نیم %~% بالجمله ز من هر آنچه چیز است توئی ~~PageV1P4963 ### || [genre: robaee] # 1 ای آتش بخت سوی گردون رفتی %~% وی آب حیات سوی جیحون رفتی # 2 با تو گفتم که بیدلم من بیدل %~% بیدل اکنون شدم که بیرون رفتی ~~PageV1P4964 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه به کوی یار ما افتادی %~% آن روی بدیدی به قفا افتادی # 2 با تو گفتم که بی‌دلم من بیدل %~% بی‌دل اکنون شدم که بیرون رفتی ~~PageV1P4965 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو از دوش بیادم دادی %~% زان حالت پرجوش بیادم دادی # 2 آن ms2074 رحمت را کجا فراموش کنم %~% کز گنج فراموش بیادم دادی PageV1P4966 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو خون عاشقان آشامی %~% فریاد ز عاشقی و بی‌آرامی # 2 ای دوست منم اسیر دشمن کامی %~% آخر به تو باز گردد این بدنامی ~~PageV1P4967 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه ره گریز می‌اندیشی %~% تو پنداری که بر مراد خویشی # 2 شه می‌کشدت مجوی با شه بیشی %~% که را بکند شهنشه درویشی PageV1P4968 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه ز حد برون جان‌افزایی %~% بی‌حدی و حد هر نفس بنمایی # 2 دانی که نداری به جهان گنجایی %~% در غیب بچفسیدی و بیرون نایی ~~PageV1P4969 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه ز حال بندگان میدانی %~% چشمی و چراغ در شب ظلمانی # 2 باز دل ما را که تو میپرانی %~% آخر تو ندانی که تواش میخوانی ~~PageV1P4970 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه ز خاک تیره نطعی سازی %~% هر لحظه بر او نقش دگر اندازی # 2 گه مات شوی و گه بداری ماتم %~% احسنت زهی صنعت با خود بازی ~~PageV1P4971 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه صلیب دار و هم ترسائی %~% پیوسته به زلف عنبر ترسائی # 2 لب بر لب من به بوسه کمتر سائی %~% آئی بر من و لیک با ترس آئی ~~PageV1P4972 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه طبیب دردهای مائی %~% این درد ز حد رفت چه میفرمائی # 2 والله اگر هزار معجون داری %~% من جانم نبرم تا تو رخی ننمائی ~~PageV1P4973 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه غلام خسرو شیرینی %~% با عشق بساز گر حریف دینی # 2 پیوسته حریف عشق و گرمی میباش %~% تا عاشق گرم از تو برد عنینی ~~PageV1P4974 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه مرا بسته صد دام کنی %~% گوئی که برو در شب و پیغام کنی # 2 گر من بروم تو با که آرام کنی %~% همنام من ای دوست کرا نام کنی ~~PageV1P4975 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه مرا دهر زبان میدانی %~% ور زانکه ببندند دهان میدانی # 2 ور جان و دلم نهان شود زیر زمین %~% شاد است روانم ms2075 که روان میدانی ~~PageV1P4976 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه نظر به طعنه میاندازی %~% بشناس دمی تو بازی از جان بازی # 2 ای جان غریب در جهان میسازی %~% روزی دو فتاد مرغزی بارازی PageV1P4977 ### || [genre: robaee] # 1 ای ابر که تو جهان خورشیدانی %~% کاری مقلوب می‌کنی نادانی # 2 از ظلم تو بر ماست جهان ظلمانی %~% بس گریه نصیب ماست تا گریانی ~~PageV1P4978 ### || [genre: robaee] # 1 ای از تو مرا گوش پرودیده بهی %~% خوش آنکه ز گوش پای بر دیده نهی # 2 تو مردم دیده‌ای نه آویزه گوش %~% از گوش بدیده آ که در دیده نهی ~~PageV1P4979 ### || [genre: robaee] # 1 ای باد سحر به کوی آن سلسله موی %~% احوال دلم بگوی اگر یابی روی # 2 ور زانکه ترا ز دل نباشد دلجوی %~% زنهار مرا ندیده‌ای هیچ مگوی ~~PageV1P4980 ### || [genre: robaee] # 1 ای باد سحر تو از سر نیکوئی %~% شاید که حکایتم به آن مه گوئی # 2 نی نی غلطم گرت بدوره بودی %~% پس گرد جهان دگر کرا میجوئی PageV1P4981 ### || [genre: robaee] # 1 ای باده تو باشی که همه داد کنی %~% صد بنده به یک صبوح آزاد کنی # 2 چشمم به تو روشنست همچون خورشید %~% هم در تو گریزم که توام شاد کنی ~~PageV1P4982 ### || [genre: robaee] # 1 ای باطل اگر ز حق گریزی چکنی %~% وی زهر بجز تلخی و تیزی چکنی # 2 عشق آب حیات آمد و منکر چو خری %~% ای خر تو در آب درنمیزی چکنی ~~PageV1P4983 ### || [genre: robaee] # 1 ای باغ خدا که پر بت و پر حوری %~% از چشم خلایق اینچنین چون دوری # 2 ای دل نچشیده‌ای می منصوری %~% گر منکر آن باغ شوی معذوری PageV1P4984 ### || [genre: robaee] # 1 ای بانگ رباب از کجا می‌آئی %~% پرآتش و پر فتنه و پر غوغائی # 2 جاسوس دلی و پیک آن صحرائی %~% اسرار دلست هرچه می‌فرمائی PageV1P4985 ### || [genre: robaee] # 1 ای پر ز جفا چند از این طراری %~% پنهان چه کنی آنچه به باطن داری # 2 گر سر ز خط وفای من برداری ms2076 %~% واقف نیم از ضمیر دل پنداری PageV1P4986 ### || [genre: robaee] # 1 ای بر سر ره نشسته ره می‌طلبی %~% در خرمن مه فتاده مه می‌طلبی # 2 در چاه زنخدان چنین یوسف حسن %~% خود دلو توئی یوسف و چه می‌طلبی ~~PageV1P4987 ### || [genre: robaee] # 1 ای بنده اگر تو خواجه بشناختیی %~% دل را ز غرور نفس پرداختیی # 2 گر معرفتش ترا مسلم بودی %~% یک لحظه به غیر او نپرداختیی PageV1P4988 ### || [genre: robaee] # 1 ای پیر اگر تو روی با حق داری %~% یا همچو صلاح دست مطلق داری # 2 اینک رسن دراز و اینک سر دار %~% بسم الله اگر سر انا الحق داری ~~PageV1P4989 ### || [genre: robaee] # 1 ای ترک چرا به زلف چون هندوئی %~% رومی رخ و زنگی خط و پر چین موئی # 2 نتوان دل خود را به خطا گم کردن %~% ترسم که تو ترکی و به ترکی گوئی ~~PageV1P4990 ### || [genre: robaee] # 1 ای چون علم بلند در صحرائی %~% وی چون شکر شگرف در حلوائی # 2 زان میترسم که بدرگ و بدرائی %~% در مغز تو افکند دگر سودائی ~~PageV1P4991 ### || [genre: robaee] # 1 ای چون علم سپید در صحرائی %~% ای رحمت در رسیده از بالائی # 2 من در هوس تو میپزم حلوائی %~% حلوا بنگر به صورت سودائی PageV1P4992 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواجه چرا بی‌پر و بالم کردی %~% بر بوی ثواب در وبالم کردی # 2 از تو بره تو جو ندزدیدم من %~% از بهر چه جرم در جوالم کردی ~~PageV1P4993 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواجه ز هر خیال پر باد شوی %~% وز هیچ ترش گردی و دلشاد شودی # 2 دیدم که در آتشی و بگذاشتمت %~% تا پخته و تا زیرک و استاد شوی ~~PageV1P4994 ### || [genre: robaee] # 1 ای خواجه گنه مکن که بدنام شوی %~% گر خاص توئی گنه کنی عام شوی # 2 بر رهگذرت دام نهاده است ابلیس %~% بدکار مباش زانکه در دام شوی ~~PageV1P4995 ### || [genre: robaee] # 1 ای داده مرا به خواب در بیداری %~% آسان شده در دلم همه دشواری # 2 از ظلمت جهل ms2077 و کفر رستم باری %~% چون دانستم که عالم‌الاسراری ~~PageV1P4996 ### || [genre: robaee] # 1 ای داده مرا چو عشق خود بیداری %~% وین شمع میان این جهان تاری # 2 من چنگم و تو زخمه فرو نگذاری %~% وانگه گوئی بس است تا کی زاری ~~PageV1P4997 ### || [genre: robaee] # 1 ای دام هزار فتنه و طراری %~% یارب تو چه فتنه‌ها که در سر داری # 2 ای آب حیات اگر جهان سنگ شود %~% والله که چون آسیاش در چرخ آری ~~PageV1P4998 ### || [genre: robaee] # 1 ای در دل من نشسته بگشاده دری %~% جز تو دگری نجویم و کو دگری # 2 با هرکه ز دل داد زدم دفعی گفت %~% تو دفع مده که نیست از تو گذری ~~PageV1P4999 ### || [genre: robaee] # 1 ای در دل هر کسی ز مهرت تابی %~% وی از تو تضرعی بهر محرابی # 2 جاوید شبی باید و خوش مهتابی %~% تا با تو غمی بگویم از هر بابی ~~PageV1P5000 ### || [genre: robaee] # 1 ای دشمن جان و جان شیرین که توئی %~% نور موسی و طور سینین که توئی # 2 وی دوست که زهره نیست جان را هرگز %~% تا نام برد از تو به تعیین که ~~توئی PageV1P5001 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو اگر هزار دلبر داری %~% شرط آن نبود که دل ز ما برداری # 2 گر دل داری که دل ز ما برداری %~% از یار نوت مباد برخورداری ~~PageV1P5002 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو بدین مفلسی و رسوائی %~% انصاف بده که عشق را چون سائی # 2 عشق آتش تیز است و ترا آبی نیست %~% خاکت بر سر چه باد می‌پیمائی ~~PageV1P5003 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو دمی مطیع سبحان نشدی %~% وز کار بدت هیچ پشیمان نشدی # 2 صوفی و فقیه و زاهد و دانشمند %~% این جمله شدی ولی مسلمان نشدی ~~PageV1P5004 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل تو و درد او اگر خود مردی %~% جان بنده تست اگر تو صاحب دردی # 2 صد دولت صاف را به یک جو نخری %~% گر یک دردی ز دست ms2078 دردش خوردی ~~PageV1P5005 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل چو به صدق از تو نیاید کاری %~% باری میکن به مفلسی اقراری # 2 اینک در او دست به دریوزه برآر %~% درویش ز دریوزه ندارد عاری ~~PageV1P5006 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل چو وصال یار دیدی حالی %~% در پای غمش بمیر تا کی نالی # 2 شرطست چو آفتاب رخ بنماید %~% گر شمع نمیرد بکشندش حالی PageV1P5007 ### || [genre: robaee] # 1 ای دل چه حدیث ماجرا می‌جوئی %~% من با توام ای دل تو کرا می‌جوئی # 2 ور زانکه ندیده‌ای کرا می‌جوئی %~% ور زانکه بدیده‌ای چرا می‌جوئی ~~PageV1P5008 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست به حق آنکه جان را جانی %~% چون نامه من رسد به تو برخوانی # 2 از بوالعجبی نامه من ندرانی %~% چون حال دل خراب من میدانی PageV1P5009 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست بهر سخن در جنگ زنی %~% صد تیر جفا بر من دلتنگ زنی # 2 در چشم تو من مسم دگر کس زر سرخ %~% فردا بنمایمت چو بر سنگ زنی ~~PageV1P5010 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست ترا رسد اگر ناز کنی %~% ناساز شوی باز دمی ساز کنی # 2 زان میترسم در جفا باز کنی %~% مکر اندیشی بهانه آغاز کنی PageV1P5011 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست ز من طمع مکن غمخواری %~% جز مستی و جز شنگی و جز خماری # 2 ما را چو خدا برای این آوردست %~% خصم خردیم و دشمن هشیاری PageV1P5012 ### || [genre: robaee] # 1 ای دیده تو از گریه زبون می‌نشوی %~% ای دل تو این واقعه خون می‌نشوی # 2 ای جان چو به لب رسیدی از قالب من %~% آخر بچه خوشدلی برون می‌نشوی ~~PageV1P5013 ### || [genre: robaee] # 1 ای روی ترا پیشه جهان‌آرائی %~% وی زلف ترا قاعده عنبر سائی # 2 آن سلسله سحر ترا آن شاید %~% کش می‌گزی و می‌کنی و می‌خایی ~~PageV1P5014 ### || [genre: robaee] # 1 ای ساقی از آن باده که اول دادی %~% رطلی دو درانداز و بیفزا شادی # 2 یا چاشنیی از آن نبایست نمود %~% یا مست و خراب کن چو سر ms2079 بگشادی ~~PageV1P5015 ### || [genre: robaee] # 1 ای ساقی جان که سرده ایامی %~% آرام دل خسته بی‌آرامی # 2 مستان تو امروز همه مخمورند %~% آخر به تو بازگردد این بدنامی ~~PageV1P5016 ### || [genre: robaee] # 1 ای سر سبب اندر سبب اندر سببی %~% وی تن عجب اندر عجب اندر عجبی # 2 ای دل طلب اندر طلب اندر طلبی %~% وی جان طرب اندر طرب اندر طربی ~~PageV1P5017 ### || [genre: robaee] # 1 ای شاخ گلی که از صبا می‌رنجی %~% ور زانکه گلی تو پس چرا می‌رنجی # 2 آخر نه صبا مشاطه گل باشد %~% این طرفه که از لطف خدا می‌رنجی ~~PageV1P5018 ### || [genre: robaee] # 1 ای شادی راز تو هزاران شادی %~% وز تو به خرابات هزار آبادی # 2 وان سرو چمن را که کمین بنده تست %~% از خدمتت آزاد و هزار آزادی ~~PageV1P5019 ### || [genre: robaee] # 1 ای شمع تو صوفی صفتی پنداری %~% کاین شش صفت از اهل صفا می‌داری # 2 شبخیزی و نور چهره و زردی روی %~% سوز دل و اشک دیده و بیداری ~~PageV1P5020 ### || [genre: robaee] # 1 ای صاف که می شور و چنین می‌گردی %~% بنشین و مگرد اگر چنین می‌گردی # 2 %~% تو بر قدم باز پسین می‌گردی PageV1P5021 ### || [genre: robaee] # 1 ای طالب دنیا تو یکی مزدوری %~% وی عاشق خلد ازین حقیقت دوری # 2 ای شاد بهر دو عالم از بی‌خبری %~% شادی غمش ندیده‌اش معذوری ~~PageV1P5022 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشق تو عین عالم حیرانی %~% سرمایه سودای تو سرگردانی # 2 حال من دلسوخته تا کی پرسی %~% چون می‌دانم که به ز من میدانی ~~PageV1P5023 ### || [genre: robaee] # 1 ای قاصد جان من به جان میارزی %~% جان خود چه بود هر دو جهان میارزی # 2 این عالم کهنه آن ندارد بی‌تو %~% آن از تو ذلب کنم که آن میارزی ~~PageV1P5024 ### || [genre: robaee] # 1 ای کاش که من بدانمی کیستمی %~% در دایره حیات با چیستمی # 2 گر پنبه غفلتم نبودی در گوش %~% بر خود به هزار دیده بگریستمی ~~PageV1P5025 ### || [genre: robaee] # 1 ای گل تو ز لطف گلستان می‌خندی %~% یا از ms2080 دم عشق بلبلان می‌خندی # 2 یا در رخ معشوق نهان می‌خندی %~% چیزیت بدو ماند از آن می‌خندی ~~PageV1P5026 ### || [genre: robaee] # 1 ای کمتر مهمانیت آب گرمی %~% کز لذت آن مست شود بی‌شرمی # 2 ای خالق گردون به خودم مهمان کن %~% گردون به کجا برد به آب گرمی ~~PageV1P5027 ### || [genre: robaee] # 1 ای گوی زنخ زلف چو چوگان داری %~% ابروی کمان و تیر مژگان داری # 2 خورشید جبین و چهره همچون ماه %~% می گون لبی و چشم چو مستان داری ~~PageV1P5028 ### || [genre: robaee] # 1 ای ماه اگرچه روشن و پرنوری %~% از روشنی روی بت من دوری # 2 وی نرگس اگرچه تازه و مخموری %~% رو چشم بتم ندیده‌ای معذوری ~~PageV1P5029 ### || [genre: robaee] # 1 ای ماه برآمدی و تابان گشتی %~% گرد فلک خویش خرامان گشتی # 2 چون دانستی برابر جان گشتی %~% ناگاه فروشدی پنهان گشتی PageV1P5030 ### || [genre: robaee] # 1 ای موسی ما به طور سینا رفتی %~% وز ظاهر ما و باطن ما رفتی # 2 تو سرد نگشته‌ای از آن گرمیها %~% چون سرد شوی که سوی گرما رفتی ~~PageV1P5031 ### || [genre: robaee] # 1 این شاخ شکوفه بارگیرد روزی %~% وین باز طلب شکار گیرد روزی # 2 می‌آید و میرود خیالش بر تو %~% تا چند رود قرار گیرد روزی PageV1P5032 ### || [genre: robaee] # 1 ای نرگس بی‌چشم و دهن حیرانی %~% در روی عروسان چمن حیرانی # 2 نی در غلطم تو با عروسان چمن %~% ز اندیشه پوشیده من حیرانی ~~PageV1P5033 ### || [genre: robaee] # 1 ای نسخه نامه الهی که توئی %~% وی آینه جمال شاهی که توئی # 2 بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست %~% در خود بطلب هر آنچه خواهی که ~~توئی PageV1P5034 ### || [genre: robaee] # 1 این عرصه که عرض آن ندارد طولی %~% بگذار عمارتش بهر مجهولی # 2 پولیست جهان که قیمتش نیست جوی %~% یا هست رباطی که نیرزد پولی ~~PageV1P5035 ### || [genre: robaee] # 1 ای نفس عجب که با دلم همنفسی %~% من بنده آن صبح که خندان برسی # 2 ای در دل شب چو روز آخر چه کسی %~% هم ms2081 شحنه و دزد و خواجه و هم عسسی ~~PageV1P5036 ### || [genre: robaee] # 1 ای نور دل و دیده و جانم چونی %~% وی آرزوی هر دو جهانم چونی # 2 من بی‌لب لعل تو چنانم که مپرس %~% تو بی‌رخ زرد من ندانم چونی ~~PageV1P5037 ### || [genre: robaee] # 1 ای هیزم تو خشک نگردد روزی %~% تا تو فتد ز آتش دلسوزی # 2 تا خرقه تن دری تو بی‌دل سوزی %~% عشق آموزی ز جان عشق آموزی ~~PageV1P5038 ### || [genre: robaee] # 1 ای یار گرفته شراب آمیزی %~% برخیزد رستخیز چون برخیزی # 2 می‌ریز شراب را که خوش می‌ریزی %~% چون خویش چنین شدی چرا بگریزی ~~PageV1P5039 ### || [genre: robaee] # 1 امروز بیا که سخت آراسته‌ای %~% گوئی ز میان حسن برخاسته‌ای # 2 بر چرخ برآی ماه را گوش بمال %~% در باغ درآ که سرو پیراسته‌ای ~~PageV1P5040 ### || [genre: robaee] # 1 امروز ندانم بچه دست آمده‌ای %~% کز اول بامداد مست آمده‌ای # 2 گر خون دلم خوری ز دستت ندهم %~% زیرا که به خون دل به دست آمده‌ای ~~PageV1P5041 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه بجز شادی و جز نور نه‌ای %~% چون نعره زنم که از برم دور نه‌ای # 2 هرچند نمک‌های جهان از لب تست %~% لیکن چکنم چو اندر این شور نه‌ای ~~PageV1P5042 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه به لطف دلستان همه‌ای %~% در باغ طرب سرو روان همه‌ای # 2 در ظاهر و باطن تو چون مینگرم %~% کس را نی ای نگار و آن همه‌ای ~~PageV1P5043 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو بر فلک وطن داشته‌ای %~% خود را ز جهان پاک پنداشته‌ای # 2 بر خاک تو نقش خویش بنگاشته‌ای %~% وان چیز که اصل تست بگذاشته‌ای ~~PageV1P5044 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه تو جان بنده را جان شده‌ای %~% در ظلمت کفر شمع ایمان شده‌ای # 2 اندر دل من ترانه‌گویان شده‌ای %~% واندر سر من چو باده رقصان شده‌ای ~~PageV1P5045 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه حریف بازی ما بده‌ای %~% این مجلس جانست چرا تن زده‌ای # 2 چون سوسن و سرو از غم آزاد بدی %~% بنده غم از آن ms2082 شدی که خواجه شده‌ای ~~PageV1P5046 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه رخت چو آتش افروخته‌ای %~% تا کی سوزی که صد رهم سوخته‌ای # 2 گوئی به رخم چشم بردوخته‌ای %~% نی نی تو مرا چنین نیاموخته‌ای ~~PageV1P5047 ### || [genre: robaee] # 1 ای آنکه مرا به لطف بنواخته‌ای %~% در دفع کنون بهانه‌ای ساخته‌ای # 2 گر با همگان عشق چنین باخته‌ای %~% پس قیمت هیچ دوست نشناخته‌ای ~~PageV1P5048 ### || [genre: robaee] # 1 ای خورشیدی که چهره افروخته‌ای %~% از پرتو آن کمال آموخته‌ای # 2 از جمله اختران که افروخته‌ای %~% تو بیشتری که بیشتر سوخته‌ای ~~PageV1P5049 ### || [genre: robaee] # 1 ای دوست که دل ز دوست برداشته‌ای %~% نیکوست که دل ز دوست برداشته‌ای # 2 دشمن چو شنیده می‌نگنجد از شوق %~% در پوست که دل ز دوست برداشته‌ای ~~PageV1P5050 ### || [genre: robaee] # 1 ای عشرت نیست گشته هستک شده‌ای %~% وی عابد پیر بت‌پرستک شده‌ای # 2 غم نیست اگرچه تنگ‌دستک شده‌ای %~% از کوزه سر فراخ مستک شده‌ای ~~PageV1P5051 ### || [genre: robaee] # 1 این نیست ره وصل که پنداشته‌ای %~% این نیست جهان جان که بگذاشته‌ای # 2 آن چشمه که خضر خورد از او آب حیات %~% اندر ره تست لیکن انباشته‌ای ~~PageV1P5052 ### || [genre: robaee] # 1 با بی‌خبران اگر نشستی بردی %~% با هشیاران اگر نشستی مردی # 2 رو صومعه ساز همچو زر در کوره %~% از کوره اگر برون شدی افسردی ~~PageV1P5053 ### || [genre: robaee] # 1 با خنده بر بسته چرا خرسندی %~% چون گل باید که بی‌تکلف خندی # 2 فرقست میان عشق کز جان خیزد %~% یا آنچه به ریسمانش برخود بندی ~~PageV1P5054 ### || [genre: robaee] # 1 با دل گفتم که ای دل از نادانی %~% محروم ز خدمت شده‌ای میدانی # 2 دل گفت مرا سخن غلط میرانی %~% من لازم خدمتم تو سرگردانی PageV1P5055 ### || [genre: robaee] # 1 بازآی که تا به خود نیازم بینی %~% بیداری شبهای درازم بینی # 2 نی نی غلطم که خود فراق تو مرا %~% کی زنده رها کند که بازم بینی ~~PageV1P5056 ### || [genre: robaee] # 1 با زهره و با ماه اگر انبازی %~% رو خانه ز ماه ساز اگر میسازی # 2 بامی ms2083 که به یک لگد فرو خواهد شد %~% آن به که لگد زنی فرو اندازی ~~PageV1P5057 ### || [genre: robaee] # 1 با صورت دین صورت زردشت کشی %~% چون خر نخوری نبات و بر پشت کشی # 2 گر آینه زشتی ترا بنماید %~% دیوانه شوی بر آینه مشت کشی PageV1P5058 ### || [genre: robaee] # 1 با قلاشان چو رد نهادی پائی %~% در عشق چو پخت جان تو سودائی # 2 رنجه مشو و به هیچ جائی مگریز %~% میدان که از این سپس نگنجی جائی ~~PageV1P5059 ### || [genre: robaee] # 1 بالا شجری لب شکر و دل حجری %~% زنجیر سری سیم‌بری رشک پری # 2 چون برگذری درنگری دل ببری %~% چشمت مرساد سخت زیبا صوری PageV1P5060 ### || [genre: robaee] # 1 تو می‌خندی بهانه‌ای یافته‌ای %~% در خانه خود دام و دغل باخته‌ای # 2 ای چشم فراز کرده چون مظلومان %~% در حیله و مکر موی بشکافته‌ای ~~PageV1P5061 ### || [genre: robaee] # 1 جانم ز طرب چون شکر انباشته‌ای %~% چون برگ گل اندر شکرم داشته‌ای # 2 امروز مرا خنده فرو می‌گیرد %~% تا در دهنم چه خنده‌ها کاشته‌ای ~~PageV1P5062 ### || [genre: robaee] # 1 خوش خوش صنما تازه رخان آمده‌ای %~% خندان بدو لب لعل گزان آمده‌ای # 2 آن روز دلم ز سینه بردی بس نیست %~% کامروز دگر به قصد جان آمده‌ای ~~PageV1P5063 ### || [genre: robaee] # 1 در باغ درآب با گل اگر خار نه‌ای %~% پیش آر موافقت گر اغیار نه‌ای # 2 چون زهر مدار روی اگر مار نه‌ای %~% این نقش بخوان چو نقش دیوار نه‌ای ~~PageV1P5064 ### || [genre: robaee] # 1 گر آب دهی نهال خود کاشته‌ای %~% ور پست کنی مرا تو برداشته‌ای # 2 خاکی بودم به زیر پاهای خسان %~% همچون فلکم مها تو افراشته‌ای ~~PageV1P5065 ### || [genre: robaee] # 1 گر با همه‌ای چو بی منی بی‌همه‌ای %~% ور بی‌همه‌ای چو با منی با ~~همه‌ای # 2 در بند همه مباش تو خود همه باش %~% آن دم داری که سخره‌ای دمدمه‌ای ~~PageV1P5066 ### || [genre: robaee] # 1 لطفی که مرا شبانه اندوخته‌ای %~% امروز چو زلف خود پس انداخته‌ای # 2 چشم توز می مست و من از چشم تو مست ms2084 %~% زان مست بدین مست نپرداخته‌ای ~~PageV1P5067 ### || [genre: robaee] # 1 با من ترش است روی یار قدری %~% شیرین‌تر از این ترش ندیدم شکری # 2 بیزار شود شکر ز شیرینی خویش %~% گر زان شکر ترش بیابد خبری ~~PageV1P5068 ### || [genre: robaee] # 1 با نااهلان اگر چو جانی باشی %~% ما را چه زیان تو در زیانی باشی # 2 گیرم که تو معشوق جهانی باشی %~% آری باشی ولی زمانی باشی PageV1P5069 ### || [genre: robaee] # 1 با یار به گلزار شدم رهگذری %~% بر گل نظری فکندم از بی‌خبری # 2 دلدار به من گفت که شرمت بادا %~% رخسار من اینجا و تو بر گل نگری ~~PageV1P5070 ### || [genre: robaee] # 1 بد می‌کنی و نیک طمع می‌داری %~% هم بد باشد سزای بدکرداری # 2 با اینکه خداوند کریم و است و رحیم %~% گندم ندهد بار چو جو می‌کاری ~~PageV1P5071 ### || [genre: robaee] # 1 پران باشی چو در صف یارانی %~% پری باشی سقط چو بی ایشانی # 2 تا پرانی تو حاکمی بر سر آن %~% چون پر گشتی ز باد سرگردانی ~~PageV1P5072 ### || [genre: robaee] # 1 برخیز و به نزد آن نکونام درآی %~% در صحبت آن یار دلارام درآی # 2 زین دام برون جه و در آن دام درآی %~% از در اگرت براند از بام درآی ~~PageV1P5073 ### || [genre: robaee] # 1 بر ظلمت شب خیمه مهتاب زدی %~% می‌خفت خرد بر رخ او آب زدی # 2 دادی همه را به وعده خواب خرگوشی %~% وز تیغ فراق گردن خواب زدی ~~PageV1P5074 ### || [genre: robaee] # 1 بر کار گذشته بین که حسرت نخوری %~% صوفی باشی و نام ماضی نبری # 2 ابن‌الوقتی جوانی و وقت بری %~% تا فوت نگردد این دم ما حضری ~~PageV1P5075 ### || [genre: robaee] # 1 بر گلشن یارم گذرت بایستی %~% بر چهره او یک نظرت بایستی # 2 در بی‌خبری گوی ز میدان بردی %~% از بی‌خبریها خبرت بایستی PageV1P5076 ### || [genre: robaee] # 1 بنمای به من رخت بکن مردمی %~% تا لاف زنم که دیده‌ام خرمی # 2 ای جان جهان از تو چه باشد کمی %~% کز دیدن تو شاد شود آدمی ~~PageV1P5077 ### || [genre: ms2085 robaee] # 1 بوئی ز تو و گل معطر نی نی %~% با دیدنت آفتاب و اختر نی نی # 2 گوئی که شب است سوی روزن بنگر %~% گر تو بروی شب است دیگر نی نی ~~PageV1P5078 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌آتش عشق تو تو نخوردم آبی %~% بی‌نقش خیال تو ندیدم آبی # 2 در آب تو کوست چون شراب نابی %~% می‌نالم و می‌گردم چون دولابی ~~PageV1P5079 ### || [genre: robaee] # 1 بیچاره دلا که آینه هر اثری %~% گر سر کشی از صفات با دردسری # 2 ای آینه‌ای که قابل خیر وشری %~% زان عکس ترا چه غم که تو بیخبری ~~PageV1P5080 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌جهد به عالم معانی نرسی %~% زنده به حیات جاودانی نرسی # 2 تا همچو خلیل آتش اندر نشوی %~% چون خضر به آب زندگانی نرسی ~~PageV1P5081 ### || [genre: robaee] # 1 بیخود باشی هزار رحمت بینی %~% با خود باشی هزار زحمت بینی # 2 همچون فرعون ریش را شانه مکن %~% گر شانه کنی سزای سبلت بینی ~~PageV1P5082 ### || [genre: robaee] # 1 بیرون نگری صورت انسان بینی %~% خلقی عجب از روم و خراسان بینی # 2 فرمود که ارجعی رجوع آن باشد %~% بنگر به درون که بجز انسان بینی ~~PageV1P5083 ### || [genre: robaee] # 1 پیش آی خیال او که شوری داری %~% بر دیده من نشین که نوری داری # 2 در طالع خود ز زهره سوری داری %~% در سینه چو داود زبوری داری ~~PageV1P5084 ### || [genre: robaee] # 1 بی‌نام و نشان چون دل و جانم کردی %~% بی‌کیف طرب دست زنانم کردی # 2 گفتم به کجا روم که جان را جانیست %~% بی‌جا و روان همچو روانم کردی ~~PageV1P5085 ### || [genre: robaee] # 1 پیوسته مها عزم سفر می‌داری %~% چون چرخ مرا زیر و زبر می‌داری # 2 شیری و منم شکار در پنجه تو %~% دل خوردئی و قصد جگر می‌داری ~~PageV1P5086 ### || [genre: robaee] # 1 تا چند ز جان مستمند اندیشی %~% تا کی ز جهان پرگزند اندیشی # 2 آنچه از تو ستد همین کالبد است %~% یک مزبله گو مباش چند اندیشی ~~PageV1P5087 ### || [genre: robaee] # 1 تا خاک قدوم هر ms2086 مقدم نشوی %~% سالار سپاه نفس و آدم نشوی # 2 تا از من و مای خود مسلم نشوی %~% با این ملکان محروم و همدم نشوی ~~PageV1P5088 ### || [genre: robaee] # 1 تا درد نیابی تو به درمان نرسی %~% تا جان ندهی به وصل جانان نرسی # 2 تا همچو خلیل اندر آتش نروی %~% چون خضر به سرچشمه حیوان نرسی ~~PageV1P5089 ### || [genre: robaee] # 1 تا در طلب گوهر کانی کانی %~% تا در هوس لقمه نانی نانی # 2 این نکته رمز اگر بدانی دانی %~% هر چیزی که در جستن آنی آنی ~~PageV1P5090 ### || [genre: robaee] # 1 تا عشق آن روی پریزاد شوی %~% وانگه هردم چو خاک برباد شوی # 2 دانم که در آتشی و بگذاشتمت %~% باشد که در این واقعه استاد شوی ~~PageV1P5091 ### || [genre: robaee] # 1 تا هشیاری به طعم مستی نرسی %~% تا تن ندهی به جان پرستی نرسی # 2 تا در غم عشق دوست چون آتش و آب %~% از خود نشوی نیست به هستی نرسی ~~PageV1P5092 ### || [genre: robaee] # 1 تقصیر نکرد عشق در خماری %~% تقصیر مکن تو ساقی از دلداری # 2 از خود گله کن اگر خماری داری %~% تا خشت به آسیا بری خاک آری ~~PageV1P5093 ### || [genre: robaee] # 1 تو آب نی خاک نی تو دگری %~% بیرون ز جهان آب و گل در سفری # 2 قالب جویست و جان در او آب حیات %~% آنجا که توئی از این دو هم بی‌خبری ~~PageV1P5094 ### || [genre: robaee] # 1 توبه کردم ز شور و بی‌خویشتنی %~% عشقت بشنید از من به این ممتحنی # 2 از هیزم توبه من آتش بفروخت %~% می‌سوخت مرا که توبه دیگر نکنی ~~PageV1P5095 ### || [genre: robaee] # 1 تو دوش چه خواب دیده‌ای می‌دانی %~% نی دانش آن نیست بدین آسانی # 2 در دست و تن تو کاله پنهان کرده است %~% ای شحنه چراش زو نمی‌رنجانی ~~PageV1P5096 ### || [genre: robaee] # 1 تو سیر شدی من نشدم زین مستی %~% من نیست شدم تو آنچه هستی هستی # 2 تا آب ز نا و آسیا می‌ریزد %~% می‌گردد سنگ و می‌زخد در پستی ~~PageV1P5097 ### || [genre: ms2087 robaee] # 1 جانا ز تو بیزار شوم نی نی نی %~% با جز تو دگر یار شوم نی نی نی # 2 در باغ وصالت چو همه گل بینم %~% سرگشته بهر خار شوم نی نی نی ~~PageV1P5098 ### || [genre: robaee] # 1 جان بگریزد اگر ز جان بگریزی %~% وز دل بگریزم ار از آن بگریزی # 2 تو تیری و ما همچو کمانیم هنوز %~% تیری چه عجب گر ز کمان بگریزی ~~PageV1P5099 ### || [genre: robaee] # 1 جان در ره ما بباز اگر مرد دلی %~% ورنی سر خویش گیر کز ما بحلی # 2 این ملک کسی نیافت از تنگ دلی %~% حق می‌طلبی و مانده در آب و گلی ~~PageV1P5100 ### || [genre: robaee] # 1 جان دید ز جانان ازل دمسازی %~% می‌خواهد کز من ببرد هنبازی # 2 این بازیها که جان برون آورده است %~% ما را به خود تمام بازی بازی ~~PageV1P5101 ### || [genre: robaee] # 1 جان روز چو مار است به شب چون ماهی %~% بنگر که تو با کدام جان همراهی # 2 گه با هاروت ساحر اندر چاهی %~% گه در دل زهره پاسبان ماهی PageV1P5102 ### || [genre: robaee] # 1 جانم دارد ز عشق جان‌افزائی %~% از سوداها لطیفتر سودائی # 2 وز شهر تنم چو لولیان آواره است %~% هر روز به منزلی و هر شب جائی ~~PageV1P5103 ### || [genre: robaee] # 1 چشمان خمار و روی رخشان داری %~% کان گوهر و لعل بدخشان داری # 2 گیرم که چو غنچه خنده پنهان داری %~% گل را ز جمال خود تو خندان داری ~~PageV1P5104 ### || [genre: robaee] # 1 چشم تو بهر غمزه بسوزد مستی %~% گر دلبندی هزار خون کردستی # 2 از پای درآمد دل و دل پای نداشت %~% از دست کسی که او ندارد رستی ~~PageV1P5105 ### || [genre: robaee] # 1 چشم مستت ز عادت خماری %~% افغان که نهاد رسم تنها خواری # 2 چون می مددیست ای بخیلیت چراست %~% می می نخوری و شیره می‌افشاری ~~PageV1P5106 ### || [genre: robaee] # 1 چندان گفتی که از بیان بگذشتی %~% چندان گشتی بگرد آن کان گشتی # 2 کشتی سخن در آب چندان راندی %~% نی تخته ms2088 بماند نی تو و نی کشتی ~~PageV1P5107 ### || [genre: robaee] # 1 چون جمله خطا کنم صوابم تو بسی %~% مقصود از این عمر خرابم تو بسی # 2 من میدانم که چون بخواهم رفتن %~% پرسند چه کرده‌ای جوابم تو بسی ~~PageV1P5108 ### || [genre: robaee] # 1 چون خار بکاری رخ گل می‌خاری %~% تا گل ناری بر ندهد گلناری # 2 فعل تو چو تخم و این جهان طاهون است %~% تا خشت بر آسیا بری خاک آری ~~PageV1P5109 ### || [genre: robaee] # 1 چون ساز کند عدم حیات افزائی %~% گیری ز عدم لقمه و خوش می‌خائی # 2 در می‌رسدت طبق طبق حلواها %~% آنجا نه دکان پدید و نه حلوائی ~~PageV1P5110 ### || [genre: robaee] # 1 چونست به درد دیگران درمانی %~% چون نوبت درد ما رسد درمانی # 2 من صبر کنم تا ز همه وامانی %~% آئی بر ما چو حلقه بر درمانی ~~PageV1P5111 ### || [genre: robaee] # 1 چون شب بر من زنان و گویان آئی %~% در نیم شبی صبح طرب بنمائی # 2 زلف شب را گره گره بگشائی %~% چشمت مرسا که سخت بی‌همتائی PageV1P5112 ### || [genre: robaee] # 1 چون کار مسافران دینم کردی %~% حمال امانت یقینم کردی # 2 گفتم که ضعیفم و گرانست این بار %~% زورم دادی و آهنینم کردی ~~PageV1P5113 ### || [genre: robaee] # 1 چون مست شوی قرابه بر پای زنی %~% با دشمن جان خویشتن رای زنی # 2 هم باده خوری مها هم نای زنی %~% این طمع مکن که هر دو یک جای زنی ~~PageV1P5114 ### || [genre: robaee] # 1 چون ممکن آن نیست اینکه از بر ما برهی %~% یا حیله کنی ز حیله ما بجهی # 2 یا بازخری تو خویش و مالی بدهی %~% آن به که دگر سر نکشی سر بنهی ~~PageV1P5115 ### || [genre: robaee] # 1 چونی ای آنکه از جمال فردی %~% صدبار ز چو نیم برون آوردی # 2 چون دانستم ترا و چونت دیدم %~% بی‌دانش و بینشم به کلی ویران بردی ~~PageV1P5116 ### || [genre: robaee] # 1 چون نیشکر است این نیت ای نائی %~% شیرین نشود خسرو ما گر نائی # 2 هر صبحدم آدم که هر صبحدمی ms2089 %~% از عالم پیر بردمد برنائی PageV1P5117 ### || [genre: robaee] # 1 حاشا که به ماه گویمت میمانی %~% یا چون قد تو سرو بود بستانی # 2 مه را لب لعل شکرافشان ز کجاست %~% در سرو کجاست جنبش روحانی ~~PageV1P5118 ### || [genre: robaee] # 1 حیف است که پیش کر زنی طنبوری %~% یا یوسف همخانه کنی با کوری # 2 یا قند نهی در دو لب رنجوری %~% یا جفت شود مخنثی با حوری PageV1P5119 ### || [genre: robaee] # 1 خواهی که حیات جاودانه بینی %~% وز فقر نشانه عیانی بینی # 2 اندر ره فقر بد مرو تا نرود %~% مردانه درآ که زندگانی بینی ~~PageV1P5120 ### || [genre: robaee] # 1 خواهی که در این زمانه فردی گردی %~% یا در ره دین صاحب دردی گردی # 2 این را بجز از صحبت مردان مطلب %~% مردی گردی چو گرد مردی گردی ~~PageV1P5121 ### || [genre: robaee] # 1 خود را چو دمی ز یار محرم یابی %~% در عمر نصیب خویش آن دم یابی # 2 زنهار که ضایع نکنی آن دم را %~% زیرا که دگر چنان دمی کم‌یابی ~~PageV1P5122 ### || [genre: robaee] # 1 خود هیچ بسوی ما نگاهی نکنی %~% گیرم که گناهست گناهی نکنی # 2 دل در گل رخسار تو می‌نالد زار %~% بر آینه دلم تو آهی نکنی ~~PageV1P5123 ### || [genre: robaee] # 1 خوش باش که خوش نهاد باشد صوفی %~% از باطن خویش شاد باشد صوفی # 2 صوفی صاف است غم بر او ننشیند %~% کیخسرو و کیقباد باشد صوفی ~~PageV1P5124 ### || [genre: robaee] # 1 خوش می‌سازی مرا و خوش می‌سوزی %~% خوش پرده همی دری و خوش می‌دوزی # 2 آموختیم جوانی اندر پیری %~% از بخت جوان صلای پیرآموزی PageV1P5125 ### || [genre: robaee] # 1 خیری بنمودی و ولیکن شری %~% نرمی و خبیث همچو مار نری # 2 صدری و بزرگی و زرت هست ولیک %~% انصاف بده که سخت مادر غری ~~PageV1P5126 ### || [genre: robaee] # 1 در بادیه عشق تو کردم سفری %~% تا بو که بیایم ز وصالت خبری # 2 در هر منزل که می‌نهادم قدمی %~% افکنده تنی دیدم و افتاده سری ~~PageV1P5127 ### || [genre: robaee] # 1 در بی‌خبری خبر نبودی ms2090 چه بدی %~% و اندیشه خیر و شر نبودی چه بدی # 2 ای هوش تو و گوش من و حلقه در %~% گر حلقه سیم و زر نبودی چه بدی ~~PageV1P5128 ### || [genre: robaee] # 1 در چشم منست این زمان ناز کسی %~% در گوش منست این دم آواز کسی # 2 در سینه منم حریف و انباز کسی %~% سرمستم کی نهان کنم راز کسی ~~PageV1P5129 ### || [genre: robaee] # 1 در چشم منی و گرنه بینا کیمی %~% در مغز منی و گرنه شیدا کیمی # 2 آنجا که نمی‌دانم آنجای کجاست %~% گر عشق تو نیستی من آنجا کیمی ~~PageV1P5130 ### || [genre: robaee] # 1 در خاک اگر رفت تن بیجانی %~% جان بر فلک افرازد و شاذروانی # 2 در خاک بنفشه‌ای بپایید و برست %~% چون برندهد سرو چنان بستانی ~~PageV1P5131 ### || [genre: robaee] # 1 در دست اجل چو درنهم من پائی %~% در کتم عدم در افکنم غوغائی # 2 حیران گردد عدم که هرگز جائی %~% در هر دو جهان نیست چنین شیدائی ~~PageV1P5132 ### || [genre: robaee] # 1 در دل نگذشت کز دلم بگذاری %~% یا رخت فتاده در گلم بگذاری # 2 بسیار زدم لاف تو با دشمن و دوست %~% ای وای به من گر خجلم بگذاری ~~PageV1P5133 ### || [genre: robaee] # 1 در دل نگذارمت که افگار شوی %~% در دیده ندارمت که بس خار شوی # 2 در جان کنمت جای نه در دیده و دل %~% تا در نفس بازپسین یار شوی ~~PageV1P5134 ### || [genre: robaee] # 1 در روزه چو از طبع دمی پاک شوی %~% اندر پی پاکان تو بر افلاک شوی # 2 از سوزش روزه نور گردی چون شمع %~% وز ظلمت لقمه لقمه خاک شوی ~~PageV1P5135 ### || [genre: robaee] # 1 در زهد اگر موسی و هارون آئی %~% وانگاه چو جبرئیل بیرون آئی # 2 از صورت زهد خود چه مقصود ترا %~% در سیرت اگر یزید و قارون آئی ~~PageV1P5136 ### || [genre: robaee] # 1 در زیر غزل‌ها و نفیر و زاری %~% دردیست مرا ز چهره‌های ناری # 2 هرچند که رسم دلبریهاش خوشست %~% کو آن خوشی‌ئیکه او کند دلداری ~~PageV1P5137 ### || [genre: robaee] ms2091 # 1 در عالم حسن اینت سلطان که توئی %~% در خطه لطف شهره برهان که توئی # 2 در قالب عاشقان بی‌جان گشته %~% انصاف بدادیم زهی جان که توئی ~~PageV1P5138 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو خون دیده بارید بسی %~% جان در تن من ز غم بنالید بسی # 2 آگاه نی ز حالم ای جان جهان %~% چرخم به بهانه تو مالید بسی ~~PageV1P5139 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق تو خون دیده بارید بسی %~% جان در تن من ز غم بنالید بسی # 2 آگاه نی ز حالم ای جان جهان %~% چرخم به بهانه تو مالید بسی ~~PageV1P5140 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق موافقت بود چون جانی %~% در مذهب هر ظریف معنی دانی # 2 از سی و دو دندان چو یکی گشت دراز %~% بی‌دندان شد از چنان دندانی ~~PageV1P5141 ### || [genre: robaee] # 1 در عشق هر آن که برگزیند چیزی %~% از نفس هوس بر او نشیند چیزی # 2 عشق آینه است هرکه در وی بیند %~% جز ذات و صفات خود نبیند چیزی ~~PageV1P5142 ### || [genre: robaee] # 1 درویشان را عار بود محتشمی %~% واندر دلشان بار بود محتشمی # 2 اندر ره دوست فقر مطلق خوشتر %~% کاندر ره او خوار بود محتشمی ~~PageV1P5143 ### || [genre: robaee] # 1 در هر دو جهان دلبر و یارم تو بسی %~% زیرا که به هر غمیم فریاد رسی # 2 کس نیست بجز تو ایمه اندر دو جهان %~% جز آن که ببخشیش باکرام کسی ~~PageV1P5144 ### || [genre: robaee] # 1 دستار نهاده‌ای به مطرب ندهی %~% دستار بده تا ز تکبر برهی # 2 خود را برهان از اینکه دستار نهی %~% دستار بده عوض ستان تاج شهی ~~PageV1P5145 ### || [genre: robaee] # 1 دل از می عشق مست می‌پنداری %~% جان شیفته الست می‌پنداری # 2 تو نیستی و بلای تو در ره تو %~% آنست که خویش هست می‌پنداری ~~PageV1P5146 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار به زیر لب بخواند چیزی %~% دیوانه شوی عقل نماند چیزی # 2 یارب چه فسونست که او می‌خواند %~% کاندر دل سنگ می‌نشاند چیزی ~~PageV1P5147 ### || [genre: robaee] # 1 دلدار مرا گفت ms2092 ز هر دلداری %~% گر بوسه خری بوسه ز من خر باری # 2 گفتم که به زر گفت که زر را چکنم %~% گفتم که به جان گفت که آری آری ~~PageV1P5148 ### || [genre: robaee] # 1 دل گفت مرا بگو کرا می‌جوئی %~% بر گرد جهان خیره چرا می‌پوئی # 2 گفتم که برو مرا همین خواهی گفت %~% سرگشته من از توام مرا می‌گوئی ~~PageV1P5149 ### || [genre: robaee] # 1 دل کیست همه کار و گیائیش توئی %~% نیک و بد و کفر و پارسائیش توئی # 2 گفتم که برو مرا همین خواهی گفت %~% سرگشته من از توام مرا می‌گوئی ~~PageV1P5150 ### || [genre: robaee] # 1 دوش آمد آن خیال تو رهگذری %~% گفتم بر ما باش ز صاحب نظری # 2 تا صبح دو چشم من بگفتش بتری %~% مهمان منی به آب چندانکه خوری ~~PageV1P5151 ### || [genre: robaee] # 1 دوش از سر عاشقی و از مشتاقی %~% می‌کردم التماس می از ساقی # 2 چون جاه و جمال خویش بنمود به من %~% من نیست شدم بماند ساقی ساقی ~~PageV1P5152 ### || [genre: robaee] # 1 دوشینه مرا گذاشتی خوش خفتی %~% امشب به دغل بهر سوئی میافتی # 2 گفتم که مرا تا به قیامت جفتی %~% گو آن سخنی که وقت مستی گفتی ~~PageV1P5153 ### || [genre: robaee] # 1 دی بلبلکی لطیفکی خوش گوئی %~% می‌گفت ترانه‌ای کنار جوئی # 2 کز لعل و زمرد و زر و زیره توان %~% برساخت گلی ولی ندارد بوئی ~~PageV1P5154 ### || [genre: robaee] # 1 دی بود چنان دولت و جان افروزی %~% و امروز چنین آتش عالم سوزی # 2 افسوس که در دفتر ما دست خدا %~% آن را روزی نبشت این را روزی ~~PageV1P5155 ### || [genre: robaee] # 1 دیروز فسون سرد برخواند کسی %~% او سردتر از فسون خود بود بسی # 2 بر مایده عشق مگس بسیار است %~% ای کم ز مگس کو برمد از مگسی ~~PageV1P5156 ### || [genre: robaee] # 1 دی عاقل و هشیار شدم در کاری %~% برهم زدم دوش مر مرا عیاری # 2 دیدم که دل آن اوست من اغیارش %~% بیرون رفتم از آن میان من باری ~~PageV1P5157 ### || [genre: robaee] ms2093 # 1 دی مست بدی دلا و چست و سفری %~% امروز چه خورده‌ای که از دی بتری # 2 رقصان شده سر سبز مثال شجری %~% یا حاجب خورشید بسان سحری PageV1P5158 ### || [genre: robaee] # 1 رفتم بر یار از سر سر دستی %~% گفتا ز درم برو که این دم مستی # 2 گفتم بگشای در که من مست نیم %~% گفتا که برو چنانکه هستی هستی ~~PageV1P5159 ### || [genre: robaee] # 1 رفتم به طبیب گفتم ای بینائی %~% افتاده عشق را چه می‌فرمایی # 2 ترک صفت و محو وجودم فرمود %~% یعنی که ز هر چه هست بیرون آئی ~~PageV1P5160 ### || [genre: robaee] # 1 رقص آن نبود که هر زمان برخیزی %~% بی‌درد چو گرد از میان برخیزی # 2 رقص آن باشد کز دو جهان برخیزی %~% دل پاره کنی ور سر جان برخیزی ~~PageV1P5161 ### || [genre: robaee] # 1 رو ای غم و اندیشه خطا می‌گوئی %~% از کان وفا چرا جفا می‌گوئی # 2 هر کودک را گر از جفا ترسانند %~% من پیر شدم در این مرا می‌گوئی ~~PageV1P5162 ### || [genre: robaee] # 1 روزی به خرابات گذر می‌کردی %~% کژ کژ به کرشمه‌ای نظر می‌کردی # 2 آنها که جهان زیر و زبر می‌کردند %~% چون کار جهان زیر و زبر می‌کردی ~~PageV1P5163 ### || [genre: robaee] # 1 زان ماه چهارده که بود اشراقی %~% گشتم زر ده دهی من از براقی # 2 آن نیز ببرد از من تا هیچ شدم %~% ار ده ببرد چهار ماند باقی ~~PageV1P5164 ### || [genre: robaee] # 1 زاهد بودم ترانه گویم کردی %~% سر فتنه بزم و باده‌جویم کردی # 2 سجاده‌نشین با وقارم دیدی %~% بازیچه کودکان کویم کردی PageV1P5165 ### || [genre: robaee] # 1 زاهد که نبرد هیچ سود ای ساقی %~% آن زهد نبود می‌نمود ای ساقی # 2 مردانه درآ مرو تو زود ای ساقی %~% کاندر ازل آنچه هست بود ای ساقی ~~PageV1P5166 ### || [genre: robaee] # 1 سرسبزتر از تو من ندیدم شجری %~% پرنورتر از تو من ندیدم قمری # 2 شبخیزتر از تو من ندیدم سحری %~% پرذوق‌تر از تو من ندیدم شکری ~~PageV1P5167 ### || [genre: robaee] # 1 سرسبزی باغ و گلشن ms2094 و شمشادی %~% رقاص کن دلی و اصل شادی # 2 ای آنکه هزار مرده را جان دادی %~% شاگرد تو می‌شوم که بس استادی ~~PageV1P5168 ### || [genre: robaee] # 1 سرمستم و سرمستم و سرمست کسی %~% می خوردم و می خوردم و از دست کسی # 2 همچون قدحم شکست وانگه پرکرد %~% آخر ز گزاف نیست اشکست کسی ~~PageV1P5169 ### || [genre: robaee] # 1 سوگند همی خورد پریر آن ساقی %~% می‌گفت به حق صحبت مشتاقی # 2 گر باده دهم به شهری و آفاقی %~% عقلی نگذارم به جهان من باقی ~~PageV1P5170 ### || [genre: robaee] # 1 شادی شادی و ای حریفان شادی %~% زان سوسن آزاد هزار آزادی # 2 می‌گفت که دادی عاشقی من دادم %~% آری دادی مها و دادی دادی ~~PageV1P5171 ### || [genre: robaee] # 1 شب رفت و دلت نگشت سیر ای ایچی %~% دست تو اگر نگیرد آن مه هیچی # 2 خفتند حریفان همه چاره‌ات اینست %~% کاندر می لعل و در سر خود پیچی ~~PageV1P5172 ### || [genre: robaee] # 1 شمشیر اگر گردن جان ببریدی %~% بل احیا بربهم که شنیدی # 2 روح یحیی اگر نه باقی بودی %~% در خون سر او سه ماه کی گردیدی ~~PageV1P5173 ### || [genre: robaee] # 1 شمعی است دل مراد افروختنی %~% چاکیست ز هجر دوست بردوختنی # 2 ای بی‌خبر از ساختن و سوختنی %~% عشق آمدنی بود نه آموختنی PageV1P5174 ### || [genre: robaee] # 1 صد روز دراز گر به هم پیوندی %~% جان را نشود از این فغان خرسندی # 2 ای آن که به این حدیث ما می‌خندی %~% مجنون نشدی هنوز دانشمندی ~~PageV1P5175 ### || [genre: robaee] # 1 عاشق شوی ای دل و ز جان اندیشی %~% دزدی کنی و ز پاسبان اندیشی # 2 دعوی محبت کنی ای بی‌معنی %~% وانگه ز زبان این و آن اندیشی ~~PageV1P5176 ### || [genre: robaee] # 1 عالم سبز است و هر طرف بستانی %~% از عکس جمال گل‌رخی خندانی # 2 هر سو گهریست مشتعل از کانی %~% هر سو جانیست متصل با جانی PageV1P5177 ### || [genre: robaee] # 1 عاینت حمامة تحاکی حالی %~% تبکی و تصیح فوق غصن عالی # 2 او ناله همی‌کرد و منش می‌گفتم ms2095 %~% می‌نال بر این پرده که خوش می‌نالی ~~PageV1P5178 ### || [genre: robaee] # 1 عشق آن نبود که هر زمان برخیزی %~% وز زیر دو پای خویش گردانگیزی # 2 عشق آن باشد که چون درآئی به سماع %~% جان در بازی وز دو جهان برخیزی ~~PageV1P5179 ### || [genre: robaee] # 1 عشقت صنما چه دلبریها کردی %~% در کشتن بنده ساحریها کردی # 2 بخشی همه عشقت به سمرقند دلم %~% آگاه نی چه کافریها کردی PageV1P5180 ### || [genre: robaee] # 1 عید آمد و عید بس مبارک عیدی %~% گر گردون را دهان بدی خندیدی # 2 این هست ولیک اگر ز من بشنیدی %~% افسوس که عید عید ما را دیدی ~~PageV1P5181 ### || [genre: robaee] # 1 عید آمد و هرکس قدری مقداری %~% آراسته خود را ز پی دیداری # 2 ما را چو توئی عید بکن تیماری %~% ای خلعت گل فکنده بر هر خاری ~~PageV1P5182 ### || [genre: robaee] # 1 غم را دیدم گرفته جام دردی %~% گفتم که غما خبر بود رخ زردی # 2 گفتا چکنم که شادیی آوردی %~% بازار مرا خراب و کاسد کردی PageV1P5183 ### || [genre: robaee] # 1 غمهای مرا همه بناغم داری %~% واندر غم خود همچو بناغم داری # 2 گویی که تراام و چرا غم داری %~% ترسم که نباشی و چراغم داری ~~PageV1P5184 ### || [genre: robaee] # 1 کافر نشدی حدیث ایمان چکنی %~% بی‌جان نشدی حدیث جانان چکنی # 2 در عربده نفس رکیکی تو هنوز %~% بیهوده حدیث سر سلطان چکنی PageV1P5185 ### || [genre: robaee] # 1 گاه از غم او دست ز جان می‌شوئی %~% گه قصه آ به درد دل می‌گوئی # 2 سرگشته چرا گرد جهان می‌پوئی %~% کو از تو برون نیست کرا می‌جویی ~~PageV1P5186 ### || [genre: robaee] # 1 گر آنکه امین و محرم این رازی %~% در بازی بیدلان مکن طنازی # 2 بازیست ولیک آتش راستیش %~% بس عاشق را که کشت بازی بازی PageV1P5187 ### || [genre: robaee] # 1 گر بگریزی چو آهوان بگریزی %~% ور بستیزی چون آهنان بستیزی # 2 زان شاخ گلی که ما درآویخته‌ایم %~% ای مرغک زیرک به دو پا آویزی ~~PageV1P5188 ### || [genre: robaee] # 1 گر تو نکنی سلام ما را ms2096 در پی %~% چون جمله نشاطی و سلامی چون می # 2 چوپان جهانی و امان جانها %~% دفع گرگی گر نکنی هی هی هی PageV1P5189 ### || [genre: robaee] # 1 گر خار بدین دیده چون جوی زنی %~% ور تیر جفا بر دل چون موی زنی # 2 من دست ز دامن تو کوته نکنم %~% گر همچو دفم هزار بر روی زنی ~~PageV1P5190 ### || [genre: robaee] # 1 گر خوب نیم خوب پرستم باری %~% ور باده نیم ز باده مستم باری # 2 گر نیستم از اهل مناجات رواست %~% از اهل خرابات تو هستم باری ~~PageV1P5191 ### || [genre: robaee] # 1 گر داد کنی درخور خود داد کنی %~% بیچاره کسی را که تواش یاد کنی # 2 گفتی تو که بسیار بیادت کردم %~% من میدانم که چون مرا یاد کنی ~~PageV1P5192 ### || [genre: robaee] # 1 گر درد دلم به نقش پیدا بودی %~% هر ذره ز غم سیاه سیما بودی # 2 ور راه به سوی گوهر ما بودی %~% هر قطره ز جوش همچو دریا بودی ~~PageV1P5193 ### || [genre: robaee] # 1 گر سوزش سینه را به کس می‌داری %~% وز مهر ضمیر پر هوس می‌داری # 2 باید که چو ناله تو آرام دلست %~% آن ناله قرین هر نفس می‌داری ~~PageV1P5194 ### || [genre: robaee] # 1 گر صید خدا شوی ز غم رسته شوی %~% ور در صفت خویش روی بسته شوی # 2 میدان که وجود تو حجاب ره تست %~% با خود منشین که هر زمان خسته شوی ~~PageV1P5195 ### || [genre: robaee] # 1 گر عاشق روی قیصر روم شوی %~% امید بود که حی قیوم شوی # 2 از هجر مگو به پیش سلطان وصال %~% میترس کزین حدیث محروم شوی ~~PageV1P5196 ### || [genre: robaee] # 1 گر عاشق زار روی تو نیستمی %~% چندان به در سرای تو نه ایستمی # 2 گفتی که مایست بردرم خیز برو %~% ای دوست اگر نه ایستمی نیستمی ~~PageV1P5197 ### || [genre: robaee] # 1 گر عقل به کوی دوست رهبر نبدی %~% روی عاشق چنین مزعفر نبدی # 2 گر آنکه صدف را غم گوهر نبدی %~% بگشاده لب و عاشق و مضطر نبدی ~~PageV1P5198 ### || [genre: robaee] ms2097 # 1 گر قدر کمال خویش بشناختمی %~% دامان خود از خاک بپرداختمی # 2 خالی و سبک بر آسمان تاختمی %~% سر بر فلک نهم برافراختمی PageV1P5199 ### || [genre: robaee] # 1 گر گفتن اسرار تو امکان بودی %~% پست و بالا همه گلستان بودی # 2 گر غیرت نخوت نه در ایام بدی %~% هر فرعونی موسی عمران بودی ~~PageV1P5200 ### || [genre: robaee] # 1 گر مجلس انس را به کار آمدمی %~% هردم بدر تو بنده وار آمدمی # 2 گر آفت تصدیع نبودی و ملال %~% هر روز برت هزار بار آمدمی PageV1P5201 ### || [genre: robaee] # 1 گر من مستم ز روی بدکرداری %~% ای خواجه برو تو عاقل و هشیاری # 2 تو غره به طاعتی و طاعت داری %~% این آن سر پل نیست که می‌پنداری ~~PageV1P5202 ### || [genre: robaee] # 1 گر نقل و کباب و باده ناب خوری %~% میدان که به خواب در همی آب خوری # 2 چون برخیزی ز خواب باشی تشنه %~% سودت ندهد آب که در خواب خوری ~~PageV1P5203 ### || [genre: robaee] # 1 گرنه حذر از غیرت مردان کنمی %~% آن کار که دوش گفته‌ام آن کنمی # 2 ور رشک نبودی همه هشیاران را %~% بی‌خویش و خراب و مست و حیران کنمی ~~PageV1P5204 ### || [genre: robaee] # 1 گرنه کشش یار مرا یار بدی %~% با شاه و گدا مرا کجا کاربدی # 2 گرنه کرم قدیم بسیار بدی %~% کی یوسف جان میان بازار بدی PageV1P5205 ### || [genre: robaee] # 1 گر هیچ نشانه نیست اندر وادی %~% بسیار امیدهاست در نومیدی # 2 ای دل مبر امید که در روضه جان %~% خرما دهی ار نیز درخت بیدی ~~PageV1P5206 ### || [genre: robaee] # 1 گر یک نفسی واقف اسرار شوی %~% جانبازی را به جان خریدار شوی # 2 تا منست خود تو تا ابد تیره‌ستی %~% چون مست از او شوی تو هشیار شوی ~~PageV1P5207 ### || [genre: robaee] # 1 گر یک ورق از کتاب ما برخوانی %~% حیران ابد شوی زهی حیرانی # 2 گر یک نفسی به درس دل بنشینی %~% استادان را به درس خود بنشانی ~~PageV1P5208 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم به طبیب داروئی فرمائی %~% نبضم ms2098 بگرفت از سر دانائی # 2 گفتا که چه درد میکند بنمائی %~% بردم دستش سوی دل سودائی PageV1P5209 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم صنما مگر که جانان منی %~% اکنون که همی نظر کنم جان منی # 2 مرتد گردم گر ز تو من برگردی %~% ای جان جهان تو کفر و ایمان منی ~~PageV1P5210 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم صنمی شدی که جان را وطنی %~% گفتا که حدیث جان مکن گر ز منی # 2 گفتم که به تیغ حجتم چند زنی %~% گفتا که هنوز عاشق خویشتنی ~~PageV1P5211 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که چونی مها خوشی محزونی %~% گفتا مه را کسی نپرسد چونی # 2 چون باشد طلعت مه گردونی %~% تابان و لطیف و خوبی و موزونی PageV1P5212 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که دلا تو در بلا افتادی %~% گفتا که خوشم تو به کجا افتادی # 2 گفتم که دماغ دوا باید گفت %~% دیوانه توئی که در دوا افتادی ~~PageV1P5213 ### || [genre: robaee] # 1 گفتم که کدامست طریق هستی %~% دل گفت طریق هستی اندر پستی # 2 پس گفتم دل چرا ز پستی برمد %~% گفتا زانرو که در درین دربستی ~~PageV1P5214 ### || [genre: robaee] # 1 گفتند که هست یار را شور وشری %~% گفتم که دوم بار بگو خوش خبری # 2 گفتا ترش است روی خوبش قدری %~% گفتم که زهی تهمت کژ بر شکری ~~PageV1P5215 ### || [genre: robaee] # 1 گفتی که تو دیوانه و مجنون خوئی %~% دیوانه توئی که عقل از من جوئی # 2 گفتی که چه بی‌شرم و چه آهن روئی %~% آئینه کند همیشه آهن روئی ~~PageV1P5216 ### || [genre: robaee] # 1 گوهر چه بود به بحر او جز سنگی %~% گردون چه بود بر در او سرهنگی # 2 از دولت دوست هیچ چیزم کم نیست %~% جز صبر که از صبر ندارم رنگی ~~PageV1P5217 ### || [genre: robaee] # 1 گوئی که مگر به باغ رز رشته‌امی %~% یا بر رخ خویش زعفران کشته‌امی # 2 آن وعده که کرده‌ای رها می‌نکند %~% ور نی خود را به رایگان کشته‌امی ~~PageV1P5218 ### || [genre: robaee] # 1 کی پست شود آنکه بلندش تو کنی ms2099 %~% شادان بود آنجا که نژندش تو کنی # 2 گردون سرافراشته صد بوسه زند %~% هر روز بر آن پای که بندش تو کنی ~~PageV1P5219 ### || [genre: robaee] # 1 کیوان گردی چو گرد مردان گردی %~% مردی گردی چو گرد مردان گردی # 2 لعلی گردی چو گرد این کان گردی %~% جانی گردی چو گرد جانان گردی ~~PageV1P5220 ### || [genre: robaee] # 1 لب بر لب هر بوسه ربائی بنهی %~% نوبت چو به ما رسد بهائی بنهی # 2 جرم را همه عفو کنی بی‌سببی %~% وین جرم مرا تو دست و پائی نهی ~~PageV1P5221 ### || [genre: robaee] # 1 مادام که در راه هوا و هوسی %~% از کعبه وصل هردمی باز پسی # 2 در بادیه طلب چو جهدی بنمای %~% باشد که به کعبه وصالش برسی ~~PageV1P5222 ### || [genre: robaee] # 1 ما را ز هوای خویش دف زن کردی %~% صد دریا را ز خویش کف زن کردی # 2 آن وسوسه‌ای را که ز لاحول دمید %~% در کشتی ما دلبر وصف‌زن کردی ~~PageV1P5223 ### || [genre: robaee] # 1 ماننده گل ز اصل خندان زادی %~% وز طالع و بخت خویش شادی شادی # 2 سرسبز چو شاخ گل و آزاده چو سرو %~% سروی عجبی که از زمین آزادی ~~PageV1P5224 ### || [genre: robaee] # 1 ماه آمد پیش او که تو جان منی %~% گفتش که تو کمترین غلامان منی # 2 هر چند بدان جمع تکبر می‌کرد %~% می‌داشت طمع که گویمش آن منی ~~PageV1P5225 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم در این زمان زمین پیمائی %~% بگذاشته هر شهر به شهر آرائی # 2 چون کشتی یاوه گشته در دریائی %~% هر روز به منزلی و هرشب جائی ~~PageV1P5226 ### || [genre: robaee] # 1 مائیم و هوای روی شاهنشاهی %~% در آب حیات عشق او چون ماهی # 2 بیگاه شده است روز ما را صبح است %~% فریاد از این ولوله بیگاهی ~~PageV1P5227 ### || [genre: robaee] # 1 مردی که فلک رخنه کند از دردی %~% مردی که خداش کاشکی ناوردی # 2 غبن است و هزار غبن کاین خلق لقب %~% آن را مردی نهند و این را مردی ~~PageV1P5228 ### || [genre: robaee] # 1 مرغان ms2100 ز قفس قفس ز مرغان خالی %~% تو مرغ کجائی که چنین خوشحالی # 2 از ناله تو بوی بقا می‌آید %~% می‌نال بر این پرده که خوش می‌نالی ~~PageV1P5229 ### || [genre: robaee] # 1 مست است خبر از تو و یا خود خبری %~% خیره است نظر در تو و با تو نظری # 2 درهم شده خانه دل از حور و پری %~% وز دیده تو از گو شککی می‌نگری ~~PageV1P5230 ### || [genre: robaee] # 1 من با تو چنین سوخته خرمن تا کی %~% وز ما تو چنین کشیده دامن تا کی # 2 این کار به کام دشمنانم تا چند %~% من در غم تو تو فارغ از من تا کی ~~PageV1P5231 ### || [genre: robaee] # 1 من بادم و تو برگ نلرزی چکنی %~% کاری که منت دهم نورزی چکنی # 2 چون سنگ زدم سبوی تو بشکستم %~% صد گوهر و صد بحر نیرزی چکنی ~~PageV1P5232 ### || [genre: robaee] # 1 من بی‌دلم ای نگار و تو دلداری %~% شاید که بهر سخن ز من نازاری # 2 یا آن دل من که برده‌ای بازدهی %~% یا هر چه کنم ز بیدلی برداری ~~PageV1P5233 ### || [genre: robaee] # 1 من پیر فنا بدم جوانم کردی %~% من مرده بدم ز زندگانم کردی # 2 می‌ترسیدم که گم شوم در ره تو %~% اکنون نشوم گم که نشانم کردی ~~PageV1P5234 ### || [genre: robaee] # 1 من جان تو نیستم مگو جان غلطی %~% من جان جنیدم و سری سقطی # 2 کی باشم جان هر خری کوردلی %~% کو باز نداند سقطی از سخطی PageV1P5235 ### || [genre: robaee] # 1 من جمله خطا کنم صوابم تو بسی %~% مقصود از این عمر خرابم تو بسی # 2 من میدانم که چون بخواهم رفتن %~% پرسند چه کرده‌ای جوابم تو بسی ~~PageV1P5236 ### || [genre: robaee] # 1 من خشک لب ار با تو دم تر زدمی %~% در عشق تو عالمی به هم برزدمی # 2 یک بوسه اگر لبم توانستی داد %~% بر پای تو دستک ز بر سر زدمی ~~PageV1P5237 ### || [genre: robaee] # 1 من دوش به خواب در بدیدم قمری %~% دریا صفتی عجایبی سیم‌بری # 2 امروز ms2101 بگرد هر دری میگردم %~% کز یارک دوشینه چه دارد خبری PageV1P5238 ### || [genre: robaee] # 1 من دوش به کاسه رباب سحری %~% می‌نالیدم ترانه کاسه‌گری # 2 با کاسه می درآمد آن رشک پری %~% گفتا که اگر کاسه زنی کوزه خوری ~~PageV1P5239 ### || [genre: robaee] # 1 من ذره بدم ز کوه بیشم کردی %~% پس مانده بدم از همه پیشم کردی # 2 درمان دل خراب و ریشم کردی %~% سرمستک و دستک زن خویشم کردی ~~PageV1P5240 ### || [genre: robaee] # 1 من من نیم و اگر دمی من منمی %~% این عالم چو ذره بر هم زنمی # 2 گر آن منمی که دل ز من برکنده است %~% خود را چو درخت از زمین برکنمی ~~PageV1P5241 ### || [genre: robaee] # 1 مه دوش به بالین تو آمد به سرای %~% گفتم که ز غیرتش بکوبم سر و پای # 2 مه کیست که او با تو نشیند یک جای %~% شب گرد جهان دیده و انگشت نمای ~~PageV1P5242 ### || [genre: robaee] # 1 مهمان دو دیده شد خیالت گذری %~% در دیده وطن ساخت ز نیکو گهری # 2 ساقی خیال شد دو دیده میگفت %~% مهمان منی به آب چندان که خوری ~~PageV1P5243 ### || [genre: robaee] # 1 میدان و مگو تا نشود رسوائی %~% زیبائی مرد هست در تنهائی # 2 گفتا که چه حاجتست اینجا ملکی است %~% کو موی همی شکافد از بینائی ~~PageV1P5244 ### || [genre: robaee] # 1 می‌فرماید خدا که ای هرجائی %~% از عام ببر که خاص آن مائی # 2 با ما خو کن که عاقبت آن دلدار %~% پیشت آید شبانگه تنهائی PageV1P5245 ### || [genre: robaee] # 1 ناخوانده به هرجا که روی غم باشی %~% ور خوانده روی تو محرم آن دم باشی # 2 تا کافر را خدا نخواند نرود %~% شرمت بادا ز کافری کم باشی PageV1P5246 ### || [genre: robaee] # 1 نقاش رخت اگر نه یزدان بودی %~% استاد تو در نقش تو حیران بودی # 2 داغ مهرت اگر نه در جان بودی %~% در عشق تو جان بدادن آسان بودی ~~PageV1P5247 ### || [genre: robaee] # 1 نومید نیم گرچه ز من ببریدی %~% یا بر سر من یار ms2102 دگر بگزیدی # 2 تا جان دارم غم تو خواهم خوردن %~% بسیار امیدهاست در نومیدی ~~PageV1P5248 ### || [genre: robaee] # 1 نی گفت که پای من به گل بود بسی %~% ناگاه بریدند سرم در هوسی # 2 نه زخم گران بخوردم از دست خسی %~% معذورم دار اگر بنالم نفسی ~~PageV1P5249 ### || [genre: robaee] # 1 نی من منم و نی تو توئی نی تو منی %~% هم من منم و هم تو توئی و هم تو ~~منی # 2 من با تو چنانم ای نگار ختنی %~% کاندر غلطم که من توام یا تو منی ~~PageV1P5250 ### || [genre: robaee] # 1 واپس مانی ز یار واپس باشی %~% از شاخ درخت بگسلی خس باشی # 2 در چشم کسی تو خویش را جای کنی %~% تو مردمک دیده آن کس باشی ~~PageV1P5251 ### || [genre: robaee] # 1 وقف است مرا عمر در این مشتاقی %~% احسنت زهی طراوت و رواقی # 2 من کف نزنم تا تو نباشی مطرب %~% من می نخورم تا نباشی ساقی ~~PageV1P5252 ### || [genre: robaee] # 1 هر پاره خاک را چو ماهی کردی %~% وانگه مه را قرین شاهی کردی # 2 آخر ز فراق هر دو آهی کردی %~% زان آه بسوی خویش راهی کردی PageV1P5253 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز پگاه خیمه بر جوی زنی %~% صد نقش تو بر گلشن خوشبوی زنی # 2 چون دف دل ما سماع آنگاه کند %~% کش هر نفسی هزار بر روی زنی ~~PageV1P5254 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز ز عاشقی و شیرین رائی %~% مر عاشق را پیرهنی فرمائی # 2 ای یوسف روزگار ما یعقوبیم %~% پیراهن تست چشم را بینائی PageV1P5255 ### || [genre: robaee] # 1 هر روز یکی شور بر این جمع زنی %~% بنیاد هزار عاقبت را بکنی # 2 تا دور ابد این دوران قائم بود %~% بر جا فقیران کرم چون تو غنی ~~PageV1P5256 ### || [genre: robaee] # 1 هر شب که ببنده همنشین میافتی %~% چون نور مهی که بر زمین میافتی # 2 من بنده چشم مست پرخواب توام %~% آن دم که چنان و اینچنین میافتی ~~PageV1P5257 ### || [genre: robaee] # 1 هرگز به مزاج خود یکی ms2103 دم نزنی %~% تا از دم خویش گردن غم نزنی # 2 هر چند ملولی تو یقین است که تو %~% با اینکه ملولی ز کسی کم نزنی ~~PageV1P5258 ### || [genre: robaee] # 1 هرگز نبود میل تو کافراشت کنی %~% تا عاشق آنی که فرو داشت کنی # 2 بسم الله ناگفته تو گوئی الحمد %~% ناآمده صبح از طمع چاشت کنی ~~PageV1P5259 ### || [genre: robaee] # 1 هرکس کسکی دارد و هرکس یاری %~% آن یار وفادار کجا شد باری # 2 گر پیش سگی شکر نهی خرواری %~% میل دل او بود سوی مرداری PageV1P5260 ### || [genre: robaee] # 1 هرکس کسکی دارد و هرکس یاری %~% هرکس هنری دارد و هرکس کاری # 2 مائیم و خیال یار و این گوشه دل %~% چون احمد و بوبکر به گوشه غاری ~~PageV1P5261 ### || [genre: robaee] # 1 هر لحظه مها پیش خودم می‌خوانی %~% احوال همی پرسی و خود می‌دانی # 2 تو سرو روانی و سخن پیش تو باد %~% می‌گویم و سر به خیره می‌جنبانی ~~PageV1P5262 ### || [genre: robaee] # 1 هم‌دست همه دست زنانم کردی %~% دو گوش کشان همچو کمانم کردی # 2 خائیه بهر دهان چو نانم کردی %~% فی‌الجمله چنان شد که چنانم کردی ~~PageV1P5263 ### || [genre: robaee] # 1 هم دل به دلستانت رساند روزی %~% هم جان سوی جانانت رساند روزی # 2 از دست مده دامن دردی که تراست %~% کان درد به درمانت رساند روزی ~~PageV1P5264 ### || [genre: robaee] # 1 همسایگی مست فزاید مستی %~% چون مست شوی بازرهی از هستی # 2 در رسته مردان چو نشستی رستی %~% بر باده زنی ز آب و آتش دستی ~~PageV1P5265 ### || [genre: robaee] # 1 یاد تو کنم میان یادم باشی %~% لب بگشایم در این گشادم باشی # 2 گر شاد شوم ضمیر شادم باشی %~% حیله طلبم تو اوستادم باشی PageV1P5266 ### || [genre: robaee] # 1 یک بوسه ز تو خواستم و شش دادی %~% شاگرد که بودی که چنین استادی # 2 خوبی و کرم را چو نکو بنیادی %~% ای دنیا را ز تو هزار آزادی ~~PageV1P5267 ### || [genre: robaee] # 1 یکدم غم جان دار غم نان تا کی %~% وز پرورش این ms2104 تن نادان تا کی # 2 اندر ره طبل اشکم و نای و گلو %~% این رنج ز نخ به ضرب دندان تا کی ~~PageV1P5268 ### || [genre: robaee] # 1 یک شفتالو از آن لب عنابی %~% پر کرد جهان ز بوی سیب و آبی # 2 هم پرده شب درید و هم پرده روز %~% از عشق رخ خویش زهی بی‌آبی PageV1P5269 ms2105