######OpenITI# #META# title: golestan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/saadi/golestan/ #META#Header#End# ### | [ gbab 1 ] # 1 وقت ضرورت چو نماند گریز %~% دست بگیرد سر شمشیر تیز # 2 اذا یئس الانسان طال لسانه %~% کسنور مغلوب یصول علی الکلب # 3 هر که شاه آن کند که او گوید %~% حیف باشد که جز نکو گوید # 4 جهان ای برادر نماند به کس %~% دل اندر جهان آفرین بند و بس # 5 مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت %~% که بسیار کس چون تو پرورد و کشت # 6 چو آهنگ رفتن کند جان پاک %~% چه بر تخت مردن چه بر روی خاک ~~PageV01P001 # 1 بس نامور به زیر زمین دفن کرده‌اند %~% کز هستیش به روی زمین بر نشان ~~نماند # 2 وان پیر لاشه را که سپردند زیر گل %~% خاکش چنان بخورد کزو استخوان ~~نماند # 3 زنده است نام فرخ نوشین روان به خیر %~% گر چه بسی گذشت که نوشین روان ~~نماند # 4 خیری کن ای فلان و غنیمت شمار عمر %~% زان پیشتر که بانگ بر آید فلان ~~نماند PageV01P002 # 1 اقل جبال الارض طور و انه %~% لاعظم عند الله قدرا و منزلا # 2 آن شنیدی که لاغری دانا %~% گفت باری به ابلهی فربه # 3 اسب تازی و گر ضعیف بود %~% همچنان از طویله خر به # 4 تا مرد سخن نگفته باشد %~% عیب و هنرش نهفته باشد # 5 هر پیسه گمان مبر نهالی %~% باشد که پلنگ خفته باشد # 6 آن نه من باشم که روز جنگ بینی پشت من %~% آن منم گرد در میان خاک و ~~خون بینی سری # 7 کانکه جنگ آرد به خون خویش بازی می‌کند %~% روز میدان و آن که بگریزد ~~به خون لشکری # 8 ای که شخص منت حقیر نمود %~% تا درشتی هنر نپنداری # 9 اسب لاغر میان به کار آید %~% روز میدان نه گاو پرواری # 10 کس نیاید به زیر سایه بوم %~% ور همای از جهان شود معدوم # 11 نیم نانی گر خورد مرد خدا %~% بذل درویشان کند نیمی دگر # 12 ملک اقلیمی بگیرد پادشاه %~% همچنان ms01 در بند اقلیمی دگر PageV01P003 # 1 درختی که اکنون گرفتست پای %~% به نیروی شخصی برآید ز جای # 2 و گر همچنان روزگاری هلی %~% به گردونش از بیخ بر نگسلی # 3 سر چشمه شاید گرفتن به بیل %~% چو پر شد نشاید گذشتن به پیل # 4 قرص خورشید در سیاهی شد %~% یونس اندر دهان ماهی شد # 5 پر تو نیکان نگیرد هر که بنیادش بدست %~% تربیت نااهل را چون گردکان ~~بر گنبدست # 6 ابر اگر آب زندگی بارد %~% هرگز از شاخ بید بر نخوری # 7 با فرومایه روزگار مبر %~% کز نی بوریا شکر نخوری # 8 با بدان یار گشت همسر لوط %~% خاندان نبوتش گم شد # 9 سگ اصحاب کهف روزی چند %~% پی نیکان گرفت و مردم شد # 10 دانی که چه گفت زال با رستم گرد %~% دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد # 11 دیدیم بسی که آب سرچشمه خرد %~% چون بیشتر آمد شتر و بار ببرد # 12 عاقبت گرگ زاده گرگ شود %~% گرچه با آدمی بزرگ شود # 13 شمشیر نیک از آهن بد چون کند کسی %~% ناکس به تربیت نشود ای حکیم کس # 14 باران که در لطافت طبعش خلاف نیست %~% در باغ لاله روید و در شوره ~~بوم خس # 15 زمین شوره سنبل بر نیارد %~% درو تخم و عمل ضایع مگردان # 16 نکویی با بدان کردن چنان است %~% که بد کردن به جای نیک مردان ~~PageV01P004 # 1 بالای سرش ز هوشمندی %~% می‌تافت ستاره بلندی # 2 توانم آنکه نیازارم اندرون کسی %~% حسود را چه کنم کو ز خود به رنج ~~درست # 3 بمیر تا برهی ای حسود کین رنجیست %~% که از مشقت آن جز به مرگ نتوان ~~رست # 4 شور بختان به آرزو خواهند %~% مقبلان را زوال نعمت و جاه # 5 گر نبیند به روز شپره چشم %~% چشمه آفتاب را چه گناه # 6 راست خواهی هزار چشم چنان %~% کور بهتر که آفتاب سیاه PageV01P005 # 1 هر که فریاد رس روز مصیبت خواهد %~% گو در ایام ms02 سلامت به جوانمردی کوش # 2 بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود %~% لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه ~~به گوش # 3 همان به که لشکر به جان پروری %~% که سلطان به لشکر کند سروری # 4 نکند جور پیشه سلطانی %~% که نیاید ز گرگ چوپانی # 5 پادشاهی که طرح ظلم افکند %~% پای دیوار ملک خویش بکند # 6 پادشاهی کو روا دارد ستم بر زیر دست %~% دوستدارش روز سختی دشمن زور ~~آورست # 7 با رعیت صلح کن وز جنگ خصم ایمن نشین %~% زان که شاهنشاه عادل را رعیت ~~لشکرست PageV01P006 # 1 ای سیر تو را نان جوین خوش ننماید %~% معشوق من است آن که به نزدیک تو ~~زشت است # 2 حوران بهشتی را دوزخ بود اعراف %~% از دوزخیان پرس که اعراف بهشتست # 3 فرقست میان آن که یارش در بر %~% تا آن که دو چشم انتظارش بر در ~~PageV01P007 # 1 از آن کز تو ترسد بترس ای حکیم %~% وگر با چنو صد بر آیی به جنگ # 2 از آن مار بر پای راعی زند %~% که ترسد سرش را بکوید به سنگ # 3 نبینی که چون گربه عاجزشود %~% بر آرد به چنگال چشم پلنگ PageV01P008 # 1 بدین امید به سر شد دریغ عمر عزیز %~% که آنچه در دلم است از درم فراز ~~آید # 2 امید بسته بر آمد ولی چه فایده زانک %~% امید نیست که عمر گذشته باز ~~آید # 3 کوس رحلت بکوفت دست اجل %~% ای دو چشمم وداع سر بکنید # 4 ای کف دست و ساعد و بازو %~% همه تودیع یکدگر بکنید # 5 بر من اوفتاده دشمن کام %~% آخر ای دوستان گذر بکنید # 6 روزگارم بشد بنادانی %~% من نکردم شما حذر بکنید PageV01P009 # 1 درویش و غنی بنده این خاک درند %~% و آنان که غنی ترند محتاج ترند # 2 به بازوان توانا و قوت سر دست %~% خطاست پنجه مسکین ناتوان بشکست # 3 نترسد آن که بر افتادگان نبخشاید %~% که گر ز پای در آید کسش ms03 نگیرد ~~دست # 4 هر آن که تخم بدی کشت و چشم نیکی داشت %~% دماغ بیهده پخت و خیال باطل ~~بست # 5 ز گوش پنبه برون آر و داد خلق بده %~% وگر تو می‌ندهی داد روز دادی ~~هست # 6 بنی آدم اعضای یکدیگرند %~% که در آفرینش ز یک گوهرند # 7 چو عضوی به درد آورد روزگار %~% دگر عضوها را نماند قرار # 8 تو کز محنت دیگران بی غمی %~% نشاید که نامت نهند آدمی PageV01P010 # 1 ای زبردست زیر دست آزار %~% گرم تا کی بماند این بازار # 2 به چه کار آیدت جهانداری %~% مردنت به که مردم آزاری PageV01P011 # 1 ظالمی را خفته دیدم نیم روز %~% گفتم این فتنه است خوابش برده به # 2 وآنکه خوابش بهتر از بیداری است %~% آن چنان بد زندگانی مرده به ~~PageV01P012 # 1 ما را به جهان خوش تر از این یک دم نیست %~% کز نیک و بد اندیشه و از ~~کس غم نیست # 2 ای آنکه به اقبال تو در عالم نیست %~% گیرم که غمت نیست غم ما هم نیست # 3 قرار بر کف آزادگان نگیرد مال %~% نه صبر در دل عاشق نه آب در غربال # 4 حرامش بود نعمت پادشاه %~% که هنگام فرصت ندارد نگاه # 5 مجال سخن تا نبینی ز پیش %~% به بیهوده گفتن مبر قدر خویش # 6 ابلهی کو روز روشن شمع کافوری نهد %~% زود بینی کش به شب روغن نباشد ~~در چراغ # 7 بروی خود در طماع باز نتوان کرد %~% چو باز شد به درشتی فراز نتوان ~~کرد # 8 کس نبیند که تشنگان حجاز %~% به سر آب شور گرد آیند # 9 هر کجا چشمه ای بود شیرین %~% مردم و مرغ و مور گرد آیند PageV01P013 # 1 چو دارند گنج از سپاهی دریغ %~% دریغ آیدش دست بردن به تیغ # 2 زر بده مرد سپاهی را تا سر بنهد %~% و گرش زر ندهی سر بنهد در عالم # 3 اذا شبع الکمی یصول بطشا %~% و خاوی البطن یبطش بالفرار ms04 PageV01P014 # 1 آنان که به کنج عافیت بنشستند %~% دندان سگ و دهان مردم بستند # 2 کاغذ بدریدند و قلم بشکستند %~% وز دست زبان حرف گیران رستند # 3 همای بر همه مرغان از آن شرف دارد %~% که استخوان خورد و جانور ~~نیازارد # 4 اگر صد سال گبر آتش فروزد %~% اگر یک دم درو افتد بسوزد # 5 تو بر سر قدر خویشتن باش و وقار %~% بازی و ظرافت به ندیمان بگذار ~~PageV01P015 # 1 بس گرسنه خفت و کس ندانست که کیست %~% بس جان به لب آمد که برو کس ~~نگریست # 2 مبین آن بی حمیت را که هرگز %~% نخواهد دید روی نیکبختی # 3 که آسانی گزیند خویشتن را %~% زن و فرزند بگذارد به سختی # 4 کس نیاید به خانه درویش %~% که خراج زمین و باغ بده # 5 یا به تشویش و غصه راضی باش %~% یا جگر بند پیش زاغ بنه # 6 راستی موجب رضای خداست %~% کس ندیدم که گم شد از ره راست # 7 مکن فراخ روی در عمل اگر خواهی %~% که وقت رفع تو باشد مجال دشمن تنگ # 8 تو پاک باش و مدار از کس ای برادر باک %~% زنند جامه ناپاک گازران بر ~~سنگ # 9 به دریا در منافع بی شمار است %~% و گر خواهی سلامت بر کنار است # 10 دوست مشمار آن که در نعمت زند %~% لاف یاری و برادر خواندگی # 11 دوست آن دانم که گیرد دست دوست %~% در پریشان حالی و درماندگی # 12 ز کار بسته میندیش و دل شکسته مدار %~% که آب چشمه حیوان درون تاریکی ~~است # 13 الا لا یجأرن اخو البلیة %~% فللرحمن الطاف خفیه # 14 منشین ترش از گردش ایام که صبر %~% تلخ است و لیکن بر شیرین دارد # 15 نبینی که پیش خداوند جاه %~% نیایش کنان دست بر برنهند # 16 اگر روزگارش در آرد ز پای %~% همه عالمش پای بر سر نهند # 17 یا زر بهر دو دست کند خواجه در کنار %~% یا موج روزی ms05 افکندش مرده بر ~~کنار # 18 ندانستی که بینی بند بر پای %~% چو در گوشت نیامد پند مردم # 19 دگر ره چون نداری طاقت نیش %~% مکن انگشت در سوراخ گژدم PageV01P016 # 1 در میر و وزیر و سلطان را %~% بی وسیلت مگرد پیرامن # 2 سگ و دربان چو یافتند غریب %~% این گریبانش گیرد آن دامن # 3 بگذار که بنده کمینم %~% تا در صف بندگان نشینم # 4 گر بر سر و چشم ما نشینی %~% بارت بکشم که نازنینی # 5 چه جرم دید خداوند سابق الانعام %~% که بنده در نظر خویش خوار می‌دارد # 6 خدای راست مسلم بزرگواری و حکم %~% که جرم بیند و نان برقرار می‌دارد # 7 چو کعبه قبله حاجت شد از دیار بعید %~% روند خلق به دیدارش از بسی ~~فرسنگ # 8 ترا تحمل امثال ما بباید کرد %~% که هیچ کس نزند بر درخت بی بر سنگ ~~PageV01P017 # 1 نیاساید مشام از طبله عود %~% بر آتش نه که چون عنبر ببوید # 2 بزرگی بایدت بخشندگی کن %~% که دانه تا نیفشانی نروید # 3 اگر گنجی کنی بر عامیان بخش %~% رسد هر کدخدایی را به رنجی # 4 چرا نستانی از هر یک جوی سیم %~% که گرد آید ترا هر وقت گنجی # 5 قارون هلاک شد که چهل خانه گنج داشت %~% نوشین روان نمرد که نام نکو ~~گذاشت PageV01P018 # 1 اگر ز باغ رعیت ملک خورد سیبی %~% بر آورند غلامان او درخت از بیخ # 2 به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد %~% زنند لشکریانش هزار مرغ بر سیخ ~~PageV01P019 # 1 آتش سوزان نکند با سپند %~% آنچه کند دود دل دردمند # 2 مسکین خر اگر جه بی تمیزست %~% جون بار همی‌برد عزیزست # 3 گاوان و خران بار بردار %~% به ز آدمیان مردم آزار # 4 حاصل نشود رضای سلطان %~% تا خاطر بندگان نجویی # 5 خواهی که خدای بر تو بخشد %~% با خلق خدای کن نکویی # 6 نه هر که قوت بازوی منصبی دارد %~% به سلطنت بخورد مال مردمان به ms06 گزاف # 7 توان به حلق فرو بردن استخوان درشت %~% ولی شکم بدرد چون بگیرد اندر ~~ناف # 8 نماند ستمکار بد روزگار %~% بماند برو لعنت پایدار PageV01P020 # 1 ناسزایی را که بینی بخت یار %~% عاقلان تسلیم کردند اختیار # 2 چون نداری ناخن درنده تیز %~% با ددان آن به که کم گیری ستیز # 3 هر که با پولاد بازو پنجه کرد %~% ساعد مسکین خود را رنجه کرد # 4 باش تا دستش ببندد روزگار %~% پس به کام دوستان مغزش بر آر ~~PageV01P021 # 1 پیش که بر آورم ز دستت فریاد %~% هم پیش تو از دست تو گر خواهم داد # 2 همچنان در فکر آن بیتم که گفت %~% پیل بانی بر لب دریای نیل # 3 زیر پایت گر بدانی حال مور %~% همچو حال تست زیر پای پیل PageV01P022 # 1 هر چه رود بر سرم چون تو پسندی رواست %~% بنده چه دعوی کند حکم خداوند ~~راست # 2 چو کردی با کلوخ انداز پیکار %~% سر خود را به نادانی شکستی # 3 چو تیر انداختی بر روی دشمن %~% چنین دان کاندر آماجش نشستی ~~PageV01P023 # 1 صلح با دشمن اگر خواهی هر گه که ترا %~% در قفا عیب کند در نظرش تحسین ~~کن # 2 سخن آخر به دهان می‌گذرد موذی را %~% سخنش تلخ نخواهی دهنش شیرین کن # 3 آن را که به جای تست هر دم کرمی %~% عذرش بنه ار کند به عمری ستمی # 4 گر گزندت رسد ز خلق مرنج %~% که نه راحت رسد ز خلق نه رنج # 5 از خدا دان خلاف دشمن و دوست %~% کین دل هر دو در تصرف اوست # 6 گر چه تیر از کمان همی‌گذرد %~% از کمان دار بیند اهل خرد PageV01P024 # 1 مهتری در قبول فرمان است %~% ترک فرمان دلیل حرمان است PageV01P025 # 1 زورت ار پیش می‌رود با ما %~% با خداوند غیب دان نرود # 2 به هم بر مکن تا توانی دلی %~% که آهی جهانی به هم بر کند # 3 چه سال‌های فراوان و عمر‌های دراز ms07 %~% که خلق بر سر ما بر زمین بخواهد ~~رفت PageV01P026 # 1 یا وفا خود نبود در عالم %~% یا مگر کس در این زمانه نکرد # 2 کس نیاموخت علم تیر از من %~% که مرا عاقبت نشانه نکرد PageV01P027 # 1 یکی امروز کامران بینی %~% دیگری را دل از مجاهده ریش # 2 فرق شاهی و بندگی برخاست %~% چون قضای نبشته آمد پیش # 3 دریاب کنون که نعمتت هست به دست %~% کین دولت و ملک می رود دست به دست ~~PageV01P028 # 1 ور وزیر ازخدا بترسیدی %~% همچنان کز ملک ملک بودی PageV01P029 # 1 پنداشت ستمگر که جفا بر ما کرد %~% در گردن او بماند و بر ما بگذشت ~~PageV01P030 # 1 اگر خود روز را گوید شبست این %~% بباید گفتن آنک ماه و پروین ~~PageV01P031 PageV01P032 # 1 پختن دیک نیک خواهان را %~% هر چه رخت سراست سوخته به PageV01P033 PageV01P034 # 1 کار درویش مستمند بر آر %~% که ترا نیز کارها باشد PageV01P035 # 1 به دست آهن تفته کردن خمیر %~% به از دست بر سینه پیش امیر # 2 عمر گرانمایه در این صرف شد %~% تا چه خورم صیف و چه پوشم شتا # 3 ای شکم خیره به تایی بساز %~% تا نکنی پشت به خدمت دو تا PageV01P036 PageV01P037 # 1 چو کاری بی فضول من بر آید %~% مرا در وی سخن گفتن نشاید # 2 و گر بینم که نابینا و چاه است %~% اگر خاموش بنشینم گناه است ~~PageV01P038 # 1 به نادانان چنان روزی رساند %~% که دانا اندر آن عاجز بماند # 2 اوفتاده است در جهان بسیار %~% بی تمیز ارجمند و عاقل خوار # 3 کیمیاگر به غصه مرده و رنج %~% ابله اندر خرابه یافته گنج PageV01P039 # 1 آنگه بغلی نعوذ بالله %~% مردار به آفتاب مرداد # 2 ملحد گرسنه در خانه خالی بر خوان %~% عقل باور نکند کز رمضان اندیشد # 3 هرگز آن را به دوستی مپسند %~% که رود جای ناپسندیده PageV01P040 # 1 بزرگش نخوانند اهل خرد %~% که نام بزرگان به زشتی برد PageV01P041 ### | [ gbab 2 ] # 1 هر که را جامه پارسا بینی %~% پارسا دان ms08 و نیکمرد انگار # 2 ور ندانی که در نهانش چیست %~% محتسب را درون خانه چه کار PageV02P001 # 1 عذر تقصیر خدمت آوردم %~% که ندارم به طاعت استظهار # 2 عاصیان از گناه توبه کنند %~% عارفان از عبادت استغفار # 3 بر در کعبه سائلی دیدم %~% که همی‌گفت و می‌گرستی خوش # 4 می‌نگویم که طاعتم بپذیر %~% قلم عفو بر گناهم کش PageV02P002 # 1 روی بر خاک عجز می‌گویم %~% هر سحرگه که باد می‌آید # 2 ای که هرگز فرامشت نکنم %~% هیچت از بنده یاد می‌آید PageV02P003 # 1 شنیدم که مردان راه خدای %~% دل دشمنان را نکردند تنگ # 2 ترا کی میسر شود این مقام %~% که با دوستانت خلافست و جنگ # 3 در برابر چو گوسپند سلیم %~% در قفا همچو گرگ مردم خوار # 4 هر که عیب دگران پیش تو آورد و شمرد %~% بی‌گمان عیب تو پیش دگران ~~خواهد برد PageV02P004 # 1 چه دانند مردم که در خانه کیست %~% نویسنده داند که در نامه چیست # 2 صورت حال عارفان دلق است %~% این قدر بس چو روی در خلق است # 3 در قژا کند مرد باید بود %~% بر مخنث سلاح جنگ چه سود # 4 شنیدستی که گاوی در علف خوار %~% بیالاید همه گاوان ده را # 5 به یک ناتراشیده در مجلسی %~% برنجد دل هوشمندان بسی # 6 اگر برکه ای پر کنند از گلاب %~% سگی در وی افتد کند منجلاب ~~PageV02P005 # 1 ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی %~% کین ره که تو میروی به ترکستان است # 2 تا چه خواهی خریدن ای معذور %~% روز درماندگی به سیم دغل PageV02P006 # 1 نبیند مدعی جز خویشتن را %~% که دارد پرده پندار در پیش # 2 گرت چشم خدا بینی ببخشند %~% نبینی هیچ کس عاجزتر از خویش PageV02P007 # 1 طاوس را به نقش و نگاری که هست خلق %~% تحسین کنند و او خجل از پای ~~زشت خویش PageV02P008 # 1 اشاهد من اهوی بغیر وسیلة %~% فیلحقنی شأن اضل طریقا PageV02P009 # 1 یکی پرسید از آن گم کرده فرزند %~% که ای روشن ms09 گهر پیر خردمند # 2 ز مصرش بوی پیراهن شنیدی %~% چرا در چاه کنعانش ندیدی # 3 بگفت احوال ما برق جهان است %~% دمی پیدا و دیگر دم نهان است # 4 گهی بر طارم اعلی نشینیم %~% گهی بر پشت پای خود نبینیم # 5 اگر درویش در حالی بماندی %~% سر دست از دو عالم برفشاندی PageV02P010 # 1 دوست نزدیکتر از من به من است %~% وین عجب تر که من از وی دورم # 2 چه کنم با که توان گفت که او %~% در کنار من و من مهجورم # 3 فهم سخن چون نکند مدعی %~% قوت طبع از متکلم مجوی # 4 فسحت میدان ارادت بیار %~% تا بزند مرد سخنگوی گوی PageV02P011 # 1 پای مسکین پیاده چند رود %~% کز تحمل ستوه شد بختی # 2 تا شود جسم فربهی لاغر %~% لاغری مرده باشد از سختی # 3 خوشست زیر مغیلان به ره بادیه خفت %~% شب رحیل ولی ترک جان بباید گفت ~~PageV02P012 # 1 گر مرا زار بکشتن دهد آن یار عزیز %~% تا نگویی که در آن دم غم جانم ~~باشد # 2 گویم از بنده مسکین چه گنه صادر شد %~% کو دل آزرده شد از من غم آنم ~~باشد PageV02P013 # 1 چون به سختی در بمانی تن به عجز اندر مده %~% دشمنان را پوست بر کن ~~دوستان را پوستین PageV02P014 # 1 هر سو دود آن کس ز بر خویش براند %~% وآن را که بخواند بدر کس ندواند ~~PageV02P015 # 1 دلقت به چه کار آید و مسحی و مرقع %~% خود را ز عمل‌های نکوهیده بری ~~دار # 2 حاجت به کلاه بر کی داشتنت نیست %~% درویش صفت باش و کلاه تتری دار ~~PageV02P016 # 1 نه به استر بر سوارم نه چه اشتر زیر بارم %~% نه خداوند رعیت نه غلام ~~شهریارم # 2 غم موجود و پریشانی معدوم ندارم %~% نفسی می‌زنم آسوده و عمری ~~می‌گذارم # 3 شخصی همه شب بر سر بیمار گریست %~% چون روز آمد بمرد و بیمار بزیست # 4 ای بسا اسب تیز رو که بماند %~% که خر ms10 لنگ جان بمنزل برد # 5 بس که در خاک تندرستان را %~% دفن کردیم و زخم خورده نمرد PageV02P017 # 1 آن که چون پسته دیدمش همه مغز %~% پوست بر پوست بود همچو پیاز # 2 پارسایان روی در مخلوق %~% پشت بر قبله می‌کنند نماز # 3 چون بنده خدای خویش خواند %~% باید که به جز خدا نداند PageV02P018 # 1 چو پیروز شد دزد تیره روان %~% چه غم دارد از گریه کاروان # 2 آهنی را که موریانه بخورد %~% نتوان برد از و به صیقل زنگ # 3 با سیه دل چه سود گفتن وعظ %~% نرود میخ آهنین در سنگ # 4 به روزگار سلامت شکستگان دریاب %~% که جبر خاطر مسکین بلا بگرداند # 5 چو سائل از تو به زاری طلب کند چیزی %~% بده وگرنه ستمگر به زور ~~بستاند PageV02P019 # 1 قاضی ار با ما نشیند بر فشاند دست را %~% محتسب گر می‌خورد معذور دارد ~~مست را # 2 گویی رگ جان می‌گسلد زخمه ناسازش %~% ناخوش تر از آوازه مرگ پدر آوازش # 3 نهاج الی صوت الاغانی لطیبها %~% و انت مغن ان سکت نطیب # 4 نبیند کسی در سماعت خوشی %~% مگر وقت رفتن که دم در کشی # 5 چون در آواز آمد آن بربط سرای %~% کد خدا را گفتم از بهر خدای # 6 زیبقم در گوش کن تا نشنوم %~% یا درم بگشای تا بیرون روم # 7 مؤذن بانگ بی هنگام برداشت %~% نمی‌داند که چند از شب گذشته است # 8 درازی شب از مژگان من پرس %~% که یک دم خواب در چشمم نگشته است # 9 مطربی دور ازین خجسته سرای %~% کس دو بارش ندیده در یک جای # 10 راست چون بانگش از دهن برخاست %~% خلق را موی بر بدن برخاست # 11 مرغ ایوان ز هول او پرید %~% مغز ما برد و حلق خود درید # 12 آواز خوش از کام و دهان و لب شیرین %~% گر نغمه کند ور نکند دل ~~بفریبد # 13 ور پرده عشاق و خراسان و حجازست %~% از حنجره مطرب ms11 مکروه نزیبد ~~PageV02P020 # 1 نگویند از سر بازیچه حرفی %~% کزان پندی نگیرد صاحب هوش # 2 و گر صد باب حکمت پیش نادان %~% بخواند آیدش بازیچه در گوش ~~PageV02P021 # 1 اندرون از طعام خالی دار %~% تا درو نور معرفت بینی # 2 تهی از حکمتی به علت آن %~% که پری از طعام تا بینی PageV02P022 # 1 به عذر و توبه توان رستن از عذاب خدای %~% ولیک می‌نتوان از زبان مردم ~~رست # 2 چند گویی که بد اندیش و حسود %~% عیب جویان من مسکینند # 3 گه به خون ریختنم برخیزند %~% گه به بد خواستنم بنشینند # 4 نیک باشی و بدت گوید خلق %~% به که بد باشی و نیکت بینند # 5 انی لمستتر من عین جیرانی %~% و الله یعلم اسراری و اعلانی # 6 در بسته بروی خود ز مردم %~% تا عیب نگسترند ما را # 7 در بسته چه سود و عالم الغیب %~% دانای نهان و آشکارا PageV02P023 # 1 تو نیکو روش باش تا بدسگال %~% به نقص تو گفتن نیابد مجال # 2 چو آهنگ بربط بود مستقیم %~% کی از دست مطرب خورد گوشمال PageV02P024 # 1 چو هر ساعت از تو به جایی رود دل %~% به تنهایی اندر صفایی نبینی # 2 ورت جاه و مالست و زرع و تجارت %~% چو دل با خدایست خلوت نشینی ~~PageV02P025 # 1 دوش مرغی به صبح می‌نالید %~% عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش # 2 یکی از دوستان مخلص را %~% مگر آواز من رسید به گوش # 3 گفت باور نداشتم که ترا %~% بانگ مرغی چنین کند مدهوش # 4 گفتم این شرط آدمیت نیست %~% مرغ تسبیح گوی و ما خاموش PageV02P026 # 1 دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری %~% تو خود چه آدمیی کز عشق بی خبری # 2 اشتر به شعر عرب در حالتست و طرب %~% گر ذوق نیست ترا کژ طبع جانوری # 3 و عند هبوب الناشرات علی الحمی %~% تمیل غصون البان لا الحجر الصلد # 4 بذکرش هر چه بینی در خروش است %~% دلی داند درین معنی ms12 که گوش است # 5 نه بلبل بر گلش تسبیح خوانیست %~% که هر خاری به تسبیحش زبانیست ~~PageV02P027 # 1 شکوفه گاه شکفته است و گاه خوشیده %~% درخت وقت برهنه است و وقت ~~پوشیده # 2 اگر دنیا نباشد دردمندیم %~% وگر باشد به مهرش پای بندیم # 3 حجابی زین درون آشوب تر نیست %~% که رنج خاطرست ار هست و گر نیست # 4 مطلب گر توانگری خواهی %~% جز قناعت که دولت ایست هنی # 5 گر غنی زر به دامن افشاند %~% تا نظر در ثواب او نکنی # 6 کز بزرگان شنیده ام بسیار %~% صبر درویش به که بذل غنی # 7 اگر بریان کند بهرام گوری %~% نه چون پای ملخ باشد ز موری PageV02P028 # 1 به دیدار مردم شدن عیب نیست %~% ولیکن نه چندان که گویند بس # 2 اگر خویشتن را ملامت کنی %~% ملامت نباید شنیدت ز کس PageV02P029 # 1 شکم زندان بادست ای خردمند %~% ندارد هیچ عاقل باد در بند # 2 چو باد اندر شکم پیچد فرو هل %~% که باد اندر شکم بارست بر دل # 3 حریف ترشروی ناسازگار %~% چو خواهد شدن دست پیشش مدار PageV02P030 # 1 همی‌گریختم از مردمان به کوه و به دشت %~% که از خدای نبودم به آدمی ~~پرداخت # 2 قیاس کن که چه حالم بود در این ساعت %~% که در طویله نامردمم بباید ~~ساخت # 3 پای در زنجیر پیش دوستان %~% به که با بیگانگان در بوستان # 4 زن بد در سرای مرد نکو %~% هم درین عالمست دوزخ او # 5 زینهار از قرین بد زنهار %~% و قنا ربنا عذاب النار # 6 شنیدم گوسپندی را بزرگی %~% رهانید از دهان و دست گرگی # 7 شبانگه کارد در حلقش بمالید %~% روان گوسپند از وی بنالید # 8 که از چنگال گرگم در ربودی %~% چو دیدم عاقبت خود گرگ بودی ~~PageV02P031 # 1 ای گرفتار پای بند عیال %~% دیگر آسودگی مبند خیال # 2 غم فرزند و نان و جامه و قوت %~% بازت آرد ز سیر در ملکوت # 3 همه روز اتفاق می‌سازم %~% که ms13 به شب با خدای پردازم # 4 شب چو عقد نماز می‌بندم %~% چه خورد بامداد فرزندم PageV02P032 # 1 گل سرخش چو عارض خوبان %~% سنبلش همچو زلف محبوبان # 2 همچنان از نهیب برد عجوز %~% شیر ناخورده طفل دایه هنوز # 3 و افانین علیها جلنار %~% علقت بالشجر الاخضر نار # 4 از این مه پاره ای عابد فریبی %~% ملایک صورتی طاوس زیبی # 5 که بعد از دیدنش صورت نبندد %~% وجود پارسایان را شکیبی # 6 هلک الناس حوله عطشا %~% و هو ساق یری و لا یسقی # 7 دیده از دیدنش نگشتی سیر %~% همچنان کز فرات مستسقی # 8 در سر کار تو کردم دل و دین با همه دانش %~% مرغ زیرک به حقیقت منم ~~امروز و تو دامی # 9 هر که هست از فقیه و پیر و مرید %~% وز زبان آوران پاک نفس # 10 چون به دنیای دون فرود اید %~% به عسل در بماند پای مگس # 11 خاتون خوب صورت پاکیزه روی را %~% نقش و نگار و خاتم پیروزه گو مباش # 12 درویش نیک سیرت پاکیزه خوی را %~% نان رباط و لقمه دریوزه گو مباش # 13 تا مرا هست و دیگرم باید %~% گر نخوانند زاهدم شاید PageV02P033 # 1 زاهد که درم گرفت و دینار %~% زاهدتر از او یکی به دست آر PageV02P034 # 1 نان از برای کنج عبادت گرفته اند %~% صاحبدلان نه کنج عبادت برای نان # 2 من گرسنه در برابرم سفره نان %~% همچون عزبم بر در حمام زنان # 3 کوفته بر سفره من گو مباش %~% گرسنه را نان تهی کوفته است PageV02P035 # 1 گر گدا پیشرو لشکر اسلام بود %~% کافر از بیم توقع برود تا در چین ~~PageV02P036 # 1 اگر من ناجوانمردم به کردار %~% تو بر من چون جوانمردان گذر کن # 2 دریای فراوان نشود تیره به سنگ %~% عارف که برنجد تنک آب است هنوز # 3 ای برادر چو خاک خواهی شد %~% خاک شو پیش از آن که خاک شوی ~~PageV02P038 # 1 این حکایت شنو که در بغداد %~% رایت و پرده ms14 را خلاف افتاد # 2 من و تو هر دو خواجه تا شانیم %~% بنده بارگاه سلطانیم # 3 تو نه رنج آزموده‌های نه حصار %~% نه بیابان و باد و گرد و غبار # 4 تو بر بندگان مه رویی %~% با غلامان یاسمن بویی # 5 گفت من سر بر آستان دارم %~% نه چو تو سر بر آسمان دارم PageV02P039 # 1 گرت از دست بر اید دهنی شیرین کن %~% مردی آن نیست که مشتی بزنی بر ~~دهنی # 2 بنی آدم سرشت از خاک دارد %~% اگر خاکی نباشد آدمی نیست PageV02P040 # 1 هزار خویش که بیگانه از خدا باشد %~% فدای یک تن بیگانه کاشنا باشد ~~PageV02P041 # 1 %~% دل در کسی مبند که دل بسته تو نیست # 2 پیرمردی لطیف در بغداد %~% دخترک را به کفشدوزی داد # 3 بامدادان پدر چنان دیدش %~% پیش داماد رفت و پرسیدش # 4 نگفتم این گفتار %~% هزل بگذار و جد ازو بردار PageV02P042 # 1 زشت باشد دیبقی و دیبا %~% که بود بر عروس نازیبا PageV02P043 # 1 در آن ساعت که خواهند این و آن مرد %~% نخواهند از جهان بیش از کفن ~~برد # 2 نه آنکه بر در دعوی نشیند از خلقی %~% وگر خلاف کنندش به جنگ بر خیزد # 3 پرده هفت رنگ در مگذار %~% تو که در خانه بوریا داری PageV02P044 # 1 دیدم گل تازه چند دسته %~% بر گنبدی از گیاه رسته # 2 بگریست گیاه و گفت خاموش %~% صحبت نکند کرم فراموش # 3 من بنده حضرت کریمم %~% پرورده نعمت قدیمم # 4 با آن که بضاعتی ندارم %~% سر مایه طاعتی ندارم # 5 رسمست که مالکان تحریر %~% آزاد کنند بنده پیر # 6 ای بار خدای عالم آرای %~% بر بنده پیر خود ببخشای # 7 بدبخت کسی که سر بتابد %~% زین در که دری دگر بیابد PageV02P045 # 1 زکوة مال بدر کن که فضله رز را %~% چو باغبان بزند بیشتر دهد انگور ~~PageV02P046 ### | [ gbab 3 ] # 1 ای قناعت ! توانگرم گردان %~% که ورای تو هیچ نعمت نیست PageV03P001 # 1 کجا خود شکر این نعمت گزارم %~% که ms15 زور مردم آزاری ندارم PageV03P002 # 1 به نان قناعت کنیم و جامه دلق %~% که بار محنت خود به که بار منت خلق # 2 همه رقعه دوختن به و الزام کنج صبر %~% کز بهر جامه رقعه بر خواجگان ~~نبشت # 3 حقا که با عقوبت دوزخ برابر است %~% رفتن به پایمردی همسایه در بهشت ~~PageV03P003 # 1 که ز ناگفتنش خلل زاید %~% یا ز ناخوردنش به جان آید PageV03P004 # 1 خوردن برای زیستن و ذکر کردن است %~% تو معتقد که زیستن از بهر خوردن ~~است PageV03P005 # 1 وگر تن پرورست اندر فراخی %~% چو تنگی بیند از سختی بمیرد PageV03P006 # 1 نه چندان بخور کز دهانت بر آید %~% نه چندان که از ضعف جانت برآید # 2 با آن که در وجود طعامست عیش نفس %~% رنچ آورد طعام که بیش از قدر بود # 3 گر گل شکر خوری به تکلف زیان کند %~% ور نان خشک دیر خوری گل شکر بود # 4 معده چو کج گشت و شکم درد خاست %~% سود ندارد همه اسباب راست # 5 معده چو کج گشت و شکم درد خاست %~% سود ندارد همه اسباب راست ~~PageV03P007 # 1 ترک احسان خواجه اولیتر %~% کاحتمال جفای بوابان PageV03P008 # 1 اگر حنظل خوری از دست خوشخوی %~% به از شیرینی از دست ترش روی ~~PageV03P009 # 1 به حاجتی که روی تازه روی و خندان رو %~% فرو نبندد کار گشاده پیشانی # 2 بئس المطاعم حین الذل تکسبها %~% القدر منتصب و القدر مخفوض ~~PageV03P010 # 1 مبر حاجت به نزد ترشروی %~% که از خوی بدش فرسوده گردی # 2 اگر گویی غم دل با کسی گوی %~% که از رویش به نقد آسوده گردی ~~PageV03P011 # 1 عجب که دود دل خلق جمع مینشود %~% که ابر گردد و سیلاب دیده بارانش # 2 گر تتر بکشد این مخنث را %~% تتری را دگر نباید کشت # 3 تن به بیچارگی و گرسنگی %~% بنه و دست پیش سفله مدار # 4 پرنیان و نسیج بر نااهل %~% لاجورد و طلاست بر دیوار PageV03P012 # 1 هر که نان از عمل خویش ms16 خورد %~% منت حاتم طائی نبرد PageV03P013 # 1 گربه مسکین اگر پر داشتی %~% تخم گنجشک از جهان برداشتی # 2 عاجز باشد که دست قوت یابد %~% برخیزد و دست عاجزان برتابد # 3 آن نشنیدی که فلاطون چه گفت %~% مور همان به که نباشد پرش # 4 آن کس که توانگرت نمیگرداند %~% او مصلحت تو از تو بهتر داند ~~PageV03P014 # 1 در بیابان خشک و ریگ روان %~% تشنه را در دهان چه در چه صدف # 2 مرد بی توشه کاوفتاد از پای %~% بر کمربند او چه زر چه خزف ~~PageV03P015 PageV03P016 # 1 در بیابان فقیر سوخته را %~% شلغم پخته به که نقره خام PageV03P017 # 1 مرغ بریان به چشم مردم سیر %~% کمتر از برگ تره بر خوان است # 2 وان که را دستگاه و قوت نیست %~% شلغم پخته مرغ بریان است PageV03P018 # 1 ز قدر و شوکت سلطان نگشت چیزی کم %~% از التفات به مهمانسرای دهقانی # 2 کلاه گوشه دهقان به آفتاب رسید %~% که سایه بر سرش انداخت چون تو ~~سلطانی PageV03P019 # 1 قالو عجین الکلس لیس بطاهر %~% قلنا نسد به شقوق المبرز # 2 به لطافت چو بر نیاید کار %~% سر به بی حرمتی کشد ناچار PageV03P020 # 1 آن شنیدستی که در اقصای غور %~% بار سالاری بیفتاد از ستور # 2 گفت چشم تنگ دنیا دوست را %~% یاقناعت پر کند یا خاک گور PageV03P021 # 1 با طبع ملولت چه کند هر که نسازد %~% شرطه همه وقتی نبود لایق کشتی # 2 از زر و سیم راحتی برسان %~% خویشتن هم تمتعی بر گیر # 3 رد میراث سختتر بودی %~% وارثان را ز مرگ خویشاوند # 4 بخور ای نیک سیرت سره مرد %~% کان نگون بخت گرد کرد و نخورد ~~PageV03P022 # 1 دام هر بار ماهی آوردی %~% ماهی این بار رفت و دام ببرد PageV03P023 # 1 در آندم که دشمن پیاپی رسید %~% کمان کیانی نشاید کشید PageV03P024 # 1 قد شابه بالوری حمار %~% عجلا جسدا له خوار # 2 به آدمی نتوان گفت ماند این حیوان %~% مگر دراعه و دستار و نقش بیرونش ~~PageV03P025 PageV03P026 # 1 ms17 اگر بهر سر موئیت صد خرد باشد %~% خرد به کار نیاید چو بخت بد باشد # 2 برو اندر جهان تفرج کن %~% پیش از آن روز کز جهان بروی # 3 و آن را که بر مراد جهان نیست دست رس %~% در زادو بوم خویش غریبست و ~~ناشناخت # 4 وجود مردم دانا مثال زر طلی است %~% که هر کجا برود قدر وقیمتش دانند # 5 بزرگ زاده نادان به شهر وا ماند %~% که در دیار غریبش به هیچ نستانند # 6 شاهد آن جا که رود حرمت عزت بیند %~% ور برانند به قهرش پدر و مادر و ~~خویش # 7 گفت خاموش که هر کس که جمالی دارد %~% هر کجا پای نهد دست ندارندش پیش # 8 او گوهرست گو صدفش در جهان مباش %~% در یتیم را همه کس مشتری بود # 9 سمعی الی حسن الاغانی %~% من ذا الذی جس المثانی # 10 چه خوش باشد آهنگ نرم حزین %~% به گوش حریفان مست صبوح # 11 به از روی زیباست آواز خوش %~% که آن حظ نفس است و این قوت روح # 12 گر به غریبی رود از شهر خویش %~% سختی و محنت نبرد پنبه دوز # 13 ور به خرابی فتد از مملکت %~% گرسنه خفتد ملک نیم روز # 14 کبوتری که دگر آشیان نخواهد دید %~% قضا همی‌بردش تا به سوی دانه دام # 15 رزق اگر چند بی گمان برسد %~% شرط عقلست جستن از درها # 16 شب هر توانگری به سرایی همی‌روند %~% درویش هر کجا که شب آمد سرای ~~اوست # 17 هنرور چو بختش نباشد به کام %~% به جایی رود کش ندانند نام # 18 زر نداری نتوان رفت به زور از دریا %~% زور ده مرده چه باشد زر یک ~~مرده بیار # 19 بدوزد شره دیده هوشمند %~% در آرد طمع مرغ و ماهی ببند # 20 چو پرخاش بینی تحمل بیار %~% که سهلی ببندد در کارزار # 21 چو خوش گفت بکتاش با خیل تاش %~% چو دشمن خراشیدی ایمن مباش # 22 سنگ بر ms18 باره حصار مزن %~% که بود کز حصار سنگ آید # 23 مورچگان را چو بود اتفاق %~% شیر ژیان را بدرانند پوست # 24 زخم دندان دشمنی بترست %~% که نماید به چشم مردم دوست # 25 درشتی کند با غریبان کسی %~% که نابود باشد به غربت بسی # 26 غواص اگر اندیشه کند کام نهنگ %~% هرگز نکند در گرانمایه به چنگ # 27 چه خورد شیر شر زه در بن غار %~% باز افتاده را چه قوت بود # 28 گه بود کز حکیم روشن رای %~% برنیاید درست تدبیری # 29 گاه باشد که کودکی نادان %~% به غلط بر هدف زند تیری PageV03P027 # 1 آز بگذار و پادشاهی کن %~% گردن بی طمع بلند بود # 2 هر کرا بر سماط بنشستی %~% واجب آمد به خدمتش برخاست # 3 دیده شکیبد ز تماشای باغ %~% بی گل و نسرین به سر آرد دماغ # 4 ور نبود دلبر همخوابه پیش %~% دست توان کرد در آغوش خویش PageV03P028 ### | [ gbab 4 ] # 1 نور گیتی فروز چشمه هور %~% زشت باشد به چشم موشک کور PageV04P001 PageV04P002 # 1 نشنیدی که صوفیی می‌کوفت %~% زیر نعلین خویش میخی چند # 2 آستینش گرفت سرهنگی %~% که بیا نعل بر ستورم بند PageV04P003 PageV04P004 # 1 اگر نادان به وحشت سخت گوید %~% خردمندش به نرمی‌دل بجوید # 2 دو صاحبدل نگهدارند مویی %~% همیدون سرکشی و آزرم جویی # 3 یکی را زشت خویی داد دشنام %~% تحمل کرد و گفت ای خوب فرجام # 4 بتر زانم که خواهی گفتن آنی %~% که دانم عیب من چون من ندانی ~~PageV04P005 # 1 چو یکبار گفتی مگو باز پس %~% که حلوا چو یکبار خوردند بس PageV04P006 # 1 سخن را سر است ای خداوند و بن %~% میاور سخن در میان سخن # 2 خداوند تدبیر و فرهنگ و هوش %~% نگوید سخن تا نبیند خموش PageV04P007 # 1 نه سخن که برآید بگوید اهل شناخت %~% به سر شاه سر خویشتن نباید باخت ~~PageV04P008 # 1 خانه ام را که چون تو همسایه است %~% ده درم سیم بد عیار ارزد # 2 لکن امیدوار باید بود %~% که پس ms19 از مرگ تو هزار ارزد PageV04P009 # 1 امیدوار بود آدمی به خیر کسان %~% مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان ~~PageV04P010 # 1 تو بر اوج فلک چه دانی چیست %~% که ندانی که در سرایت کیست ~~PageV04P011 # 1 از صحبت دوستی به رنجم %~% کاخلاق بدم حسن نماید # 2 کو دشمن شوخ چشم ناپاک %~% تا عیب مرا به من نماید PageV04P012 PageV04P013 # 1 گر تو قرآن بدین نمط خوانی %~% ببری رونق مسلمانی PageV04P014 ### | [ gbab 5 ] # 1 وانکه را پادشه بیندازد %~% کسش از خیل خانه ننوازد # 2 و گر به چشم ارادت نگه کنی در دیو %~% فرشته‌ایت نماید به چشم کروبی ~~PageV05P001 # 1 خواجه با بنده پری رخسار %~% چون درآمد به بازی و خنده # 2 نه عجب کو چو خواجه حکم کند %~% وین کشد بار ناز چون بنده PageV05P002 # 1 کوته نکنم ز دامنت دست %~% ور خود بزنی به تیغ تیزم # 2 بعد از تو ملاذ و ملجائی نیست %~% هم در تو گریزم ار گریزم # 3 هر کجا سلطان عشق آمد نماند %~% قوت بازوی تقوی را محل # 4 پاکدامن چون زید بیچاره ای %~% اوفتاده تا گریبان در وحل PageV05P003 # 1 جنگ جویان به زور پنجه و کتف %~% دشمنان را کشند و خوبان دوست # 2 تو که در بند خویشتن باشی %~% عشق باز دروغ زن باشی # 3 گر نشاید به دوست ره بردن %~% شرط یاری است در طلب مردن # 4 گر دست رسد که آستینش گیرم %~% ورنه بروم بر آستانش میرم # 5 آن شنیدی که شاهدی به نهفت %~% با دل از دست رفته‌ای می‌گفت # 6 تا تو را قدر خویشتن باشد %~% پیش چشمت چه قدر من باشد # 7 آن کس که مرا بکشت باز آمد پیش %~% مانا که دلش بسوخت بر کشته خویش # 8 اگر خود هفت سبع از بر بخوانی %~% چو آشفتی ا ب ت ندانی # 9 و گفت عجبست با وجوت که وجود من بماند %~% تو بگفتن اندر آیی و مرا ~~سخن بماند # 10 عجب از کشته نباشد به در ms20 خیمه دوست %~% عجب از زنده که چون جان بدر ~~آورد سلیم PageV05P004 # 1 نه آنچنان به تو مشغولم ای بهشتی روی %~% که یاد خویشتنم در ضمیر می ~~آید # 2 ز دیدنت نتوانم که دیده در بندم %~% و گر مقابله بینم که تیر می آید # 3 ور هنری داری و هفتاد عیب %~% دوست نبیند بجز آن یک هنر PageV05P005 # 1 سری طیف من یجلو بطلعته الدجی %~% شگفت آمد از بختم که این دولت از ~~کجا # 2 چون گرانی به پیش شمع آید %~% خیزش اندر میان جمع بکش PageV05P006 # 1 معشوقه که دیر دیر بینند %~% آخر کم از آن که سیر بینند # 2 به خنده گفت که من شمع جمعم ای سعدی %~% مرا از آن چه که پروانه ~~خویشتن بکشد PageV05P007 # 1 رشکم آید که کسی سیر نگه در تو کند %~% باز گویم نه که کس سیر نخواهد ~~بودن PageV05P008 # 1 روزی از دست گفتمش زنهار %~% چند از آن روز گفتم استغفار # 2 نکند دوست زینهار از دوست %~% دل نهادم بر آنچه خاطر اوست # 3 گر بلطفم به نزد خود خواند %~% ور به قهرم براند او داند PageV05P009 # 1 برو هر چه می بایدت پیش گیر %~% سر ما نداری سر خویش گیر # 2 شب پره گر وصل آفتاب نخواهد %~% رونق بازار آفتاب نکاهد # 3 آن روز که خط شاهدت بود %~% صاحب نظر از نظر براندی # 4 تازه بهارا ورقت زرد شد %~% دیگ منه کآتش ما سرد شد # 5 پیش کسی رو که طلبکار تست %~% ناز بر آن کن که خریدار تست # 6 یعنی از روی نیکوان خط سبز %~% دل عشاق بیشتر جوید # 7 بوستان تو گند زاریست %~% بس که بر میکنی و میروید # 8 گر دست به جان داشتمی همچو تو بر ریش %~% نگذاشتمی تا به قیامت که بر ~~آید # 9 جواب داد ندانم چه بود رویم را %~% مگر به ماتم حسنم سیاه پوشیدست ~~PageV05P010 # 1 امرد آنگه که خوب و شیرین است %~% تلخ گفتار و تند خوی بود ms21 # 2 چون به ریش آمد و به لعنت شد %~% مردم آمیز و مهر جوی بود PageV05P011 # 1 شاید پس کار خویشتن بنشستن %~% لیکن نتوان زبان مردم بستن PageV05P012 # 1 بد اختری چو تو در صحبت تو بایستی %~% ولی چنین که تویی در جهان کجا ~~باشد # 2 پارسا را بس این قدر زندان %~% که بود هم طویله رندان # 3 کس نیاید به پای دیواری %~% که بر آن صورتت نگار کنند # 4 گر ترا در بهشت باشد جای %~% دیگران دوزخ اختیار کنند # 5 زاهدی در سماع رندان بود %~% زان میان گفت شاهدی بلخی # 6 جمعی چو گل و لاله به هم پیوسته %~% تو هیزم خشگ در میانی رسته ~~PageV05P013 # 1 نگار من چو در آید به خنده نمکین %~% نمک زیاده کند بر جراحت ریشان # 2 چه بودی ار سر زلفش به دستم افتادی %~% چو آستین کریمان به دست ~~درویشان # 3 نه ما را در میان عهد و وفا بود %~% جفا کردی و بد عهدی نمودی # 4 هنوزت گر سر طلحست باز آی %~% کزان مقبولتر باشی که بودی PageV05P014 # 1 دیده بر تارک سنان دیدن %~% خوشتر از روی دشمنان دیدن PageV05P015 # 1 خرم آن فرخنده طالع را که چشم %~% بر چنین روی اوفتد هر بامداد # 2 مست می‌بیدار گردد نیم شب %~% مست ساقی روز محشر بامداد PageV05P016 # 1 من آدمی‌به چنین شکل و خوی و قد و روش %~% ندیده‌ام مگر این شیوه از ~~پری آموخت # 2 بلیت بنحوی یصول مغاضبا %~% علی کزید فی مقابله العمرو # 3 علی جر ذیل لیس یرفع راسه %~% و هل یستقیم الرفع من عامل الجر # 4 ای دل عشاق به دام تو صید %~% ما به تو مشغول و تو با عمرو و زید # 5 بزرگی دیدم اندر کوهساری %~% قناعت کرده از دنیا به غاری # 6 چرا گفتم به شهر اندر نیایی %~% که باری بندی از دل برگشایی # 7 بگفت آنجا پریرویان نغزند %~% چو گل بسیار شد پیلان بلغزند # 8 سیب گویی وداع بستان کرد %~% روی ms22 ازین نیمه سرخ و زان سو زرد ~~PageV05P017 # 1 مگر ملائکه بر آسمان و گرنه بشر %~% به حسن صورت او در زمین نخواهد ~~بود # 2 کاش کان روز که در پای تو شد خار اجل %~% دست گیتی بزدی تیغ هلاکم بر ~~سر # 3 تا درین روز جهان بی تو ندیدی چشمم %~% این منم بر سر خاک تو که خاکم ~~بر سر # 4 آنکه قرارش نگرفتی و خواب %~% تا گل و نسرین نفشاندی نخست # 5 گردش گیتی گل رویش بریخت %~% خار بنان بر سر خاکش برست PageV05P018 # 1 و رب صدیق لا منی فی ودادها %~% الم یرها یوما فیوضح لی عذری # 2 کاش آنانکه عیب من جستند %~% رویت ای دلستان بدیدندی # 3 تا به جای ترنج در نظرت %~% بی خبر دستها بریدندی # 4 ما مر من ذکر الحمی بسمعی %~% لو سمعت ورق الحمی صاحت معی # 5 یا معشر الخلان قولوا للمعا %~% فی لست تدری ما بقلب الموجع # 6 تندرستان را نباشد درد ریش %~% جز به همدردی نگویم درد خویش # 7 گفتن از زنبور بی حاصل بود %~% با یکی در عمر خود ناخورده نیش # 8 سوز من با دیگری نسبت مکن %~% او نمک بر دست و من بر عضو ریش ~~PageV05P019 # 1 سرو بلند %~% بر بود دلم ز دست و در پای فکند # 2 بسا نام نیکوی پنجاه سال %~% که یک نام زشتش کند پایمال # 3 ملامت کن مرا چندان که خواهی %~% که نتوان شستن از زنگی سیاهی # 4 یک دم که چشم فتنه بخفته است زینهار %~% بیدار باشد تا نرود عمر بر ~~فسوس # 5 بانگ صبح %~% یا از در سرای اتابک غریو کوس # 6 را %~% چه تفاوت کند که سگ لاید # 7 گر گرفتارم کنی مستوجبم %~% ور ببخشی عفو بهتر کانتقام # 8 اگر خلاص محالست ازین گنه که مراست %~% بدان کرم که تو داری امیدواری ~~هست # 9 چنین خواندم که در دریای اعظم %~% به گردابی در افتادند باهم # 10 همی‌گفت از میان موج و ms23 تشویر %~% مرا بگذار و دست یار من گیر # 11 حدیث عشق از آن بطال منیوش %~% که در سختی کند یاری فراموش # 12 که سعدی راه و رسم عشق بازی %~% چنان داند که در بغداد تازی # 13 اگر مجنون لیلی زنده گشتی %~% حدیث عشق ازین دفتر نبشتی PageV05P020 ### | [ gbab 6 ] # 1 دریغا که بر خوان الوان عمر %~% دمی خورده بودیم و گفتند بس # 2 ندیده‌ای که چه سختی همی‌رسد به کسی %~% که از دهانش به در میکنند ~~دندانی # 3 قیاس کن که چه حالت بود در آن ساعت %~% که از وجود عزیزش بدر رود جانی # 4 دست بر هم زند طبیب ظریف %~% چون حرف بیند اوفتاد حریف # 5 خانه از پای بند ویران است %~% خواجه در بند نقش ایوان است # 6 پیرمردی ز نزع مینالید %~% پیر زن صندلش همی‌مالید # 7 چون مخبط شد اعتدال مزاج %~% نه عزیمت اثر کند نه علاج PageV06P001 # 1 ور چو طوطی شکر بود خورشت %~% جان شیرین فدای پرورشت # 2 تقول هذا معه میت %~% و انما الرقیة للنائم # 3 پیری که ز جای خویش نتواند خاست %~% الا به عصا کیش عصا بر خیزد # 4 با تو مرا سوختن اندر عذاب %~% به که شدن با دگری در بهشت PageV06P002 # 1 سالها بر تو بگذرد که گذار %~% نکنی سوی تربت پدرت # 2 تو به جای پدر چه کردی خیر %~% تا همان چشم داری از پسرت PageV06P003 # 1 ای که مشتاق منزلی مشتاب %~% پند من کار بند و صبر آموز # 2 اسب تازی دو تک رود به شتاب %~% واشتر آهسته میرود شب و روز ~~PageV06P004 # 1 چون پیر شدی ز کودکی دست بدار %~% بازی و ظرافت به جوانان بگذار # 2 طرب نوجوان ز پیر مجوی %~% که دگر ناید آب رفته به جوی # 3 دور جوانی به شد از دست من %~% آه و دریغ آن زمن دل فروز # 4 پیر زنی موی سیه کرده بود %~% گفتم ای مامک دیرینه روز # 5 موی به تلبیس سیه کرده ms24 گیر %~% راست نخواهد شدن این پشت کوز ~~PageV06P005 # 1 چه خوش گفت : زالی به فرزند خویش %~% چو دیدش پلنگ افکن و پیل تن # 2 گر از عهد خردیت یاد آمدی %~% که بیچاره بودی در آغوش من # 3 نکردی در این روز بر من جفا %~% که تو شیر مردی و من پیرزن ~~PageV06P006 # 1 به دیناری چو خر در گل بمانند %~% ور الحمدی بخواهی صد بخوانند ~~PageV06P007 # 1 زور باید نه زر که بانو را %~% گزری دوستتر که ده من گوشت PageV06P008 # 1 شنیده‌ام که درین روزها کهن پیری %~% خیال بست به پیرانه سر که گیرد ~~جفت # 2 بخواست دخترکی خبروی گوهر نام %~% چو درج گوهرش از چشم مردمان بنهفت # 3 چنان که رسم عروسی بود تماشا بود %~% ولی به حمله اول عصای شیخ بخفت # 4 کمان کشید و نزد بر هدف که نتوان دوخت %~% مگر به خامه فولاد جامه ~~هنگفت # 5 پس از خلافت و شنعت گناه دختر نیست %~% ترا که دست بلرزد گهر چه دانی ~~سفت # 6 سود دریا نیک بودی گر نبودی بیم موج %~% صحبت گل خوش بدی گر نیستی ~~تشویش خار # 7 دوش چون طاووس می نازیدم اندر باغ وصل %~% دیگر امروز از فراق یار می ~~پیچم چو مار PageV06P009 ### | [ gbab 7 ] # 1 چون بود اصل گوهری قابل %~% تربیت را در او اثر باشد # 2 هیچ صیقل نکو نخواهد کرد %~% آهنی را که بد گهر باشد # 3 خر عیسی گرش به مکه برند %~% چون بیاید هنوز خر باشد PageV07P001 # 1 وقتی افتاد فتنه‌ای در شام %~% هر کس از گوشه‌ای فرا رفتند # 2 روستا زادگان دانشمند %~% به وزیری پادشاه رفتند # 3 پسران وزیر ناقص عقل %~% به گدایی به روستا رفتند PageV07P002 # 1 اگر صد ناپسند آمد ز دوریش %~% رفیقانش یکی از صد ندانند # 2 وگر یک بذله گوید پادشاهی %~% از اقلیمی به اقلیمی رسانند # 3 چوب تر را چنانکه خواهی پیچ %~% نشود خشک جز به آتش راست PageV07P003 # 1 استاد معلم چو بود بی آزار %~% خرسک ms25 بازند کودکان در بازار # 2 پادشاهی پسر به مکتب داد %~% لوح سیمینش بر کنار نهاد # 3 بر سر لوح او نبشته به زر %~% جور استاد به ز مهر پدر PageV07P004 # 1 چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن %~% که می گویند ملاحان سرودی # 2 اگر باران به کوهستان نبارد %~% به سالی دجله گردد خشک رودی # 3 برو شادی کن ای یار دل فروز %~% غم فردا نشاید خورد امروز # 4 هر که علم شد به سخا و کرم %~% بند نشاید که نهد بر درم # 5 گر چه دانی که نشنوند بگوی %~% هرچه دانی ز نیک و پند # 6 زود باشد که خیره سر بینی %~% به دو پای اوفتاده اندر بند # 7 حریف سفله اندر پای مستی %~% نیندیشد ز روز تنگدستی # 8 درخت اندر بهاران بر فشاند %~% زمستان لاجرم بی برگ ماند PageV07P005 # 1 بر همه عالم همی‌تابد سهیل %~% جایی انبان میکند جایی ادیم ~~PageV07P006 # 1 روانت داد و طبع و عقل و ادراک %~% جمال و نطق و رای و فکرت و هوش # 2 کنون پنداری ای ناچیز همت %~% که خواهد کردنت روزی فراموش PageV07P007 # 1 جامه کعبه را که می بوسند %~% او نه از کرم پیله نامی شد # 2 با عزیزی نشست روزی چند %~% لاجرم همچنو گرامی شد PageV07P008 # 1 پسری را پدر وصیت کرد %~% کای جوان بخت یادگیر این پند # 2 هر که با اهل خود وفا نکند %~% نشود دوست روی و دولتمند PageV07P009 # 1 زنان باردار ای مرد هشیار %~% اگر وقت ولادت مار زایند # 2 از آن بهتر به نزدیک خردمند %~% که فرزندان ناهموار زایند PageV07P010 # 1 به صورت آدمی شد قطره آب %~% که چل روزش قرار اندر رحم ماند # 2 و گر چل ساله را عقل و ادب نیست %~% به تحقیقش نشاید آدمی خواند # 3 هنر باید که صورت میتوان کرد %~% به ایوان‌ها در از شنگرف و زنگار # 4 به دست آوردن دنیا هنر نیست %~% یکی را گر توانی دل به دست آر ~~PageV07P011 # 1 از ms26 من بگوی حاجی مردم گزای را %~% کو پوستین خلق به آزار می درد # 2 حاجی تو نیستی شترست از برای آنک %~% بیچاره خار میخورد و بار میبرد ~~PageV07P012 PageV07P013 # 1 ندهد هوشمند روشن رای %~% به فرومایه کارهای خطیر # 2 بوریا باف اگر چه بافنده است %~% نبرندش به کارگاه حریر PageV07P014 # 1 بگذر ای دوست تا به وقت بهار %~% سبزه بینی دمیده بر گل من ~~PageV07P015 # 1 او را تو بده درم خریدی %~% آخر نه به قدرت آفریدی # 2 ای خواجه ارسلان و آغوش %~% فرمانده خود مکن فراموش # 3 بر غلامی که طوع خدمت تست %~% خشم بی حد مران و طیره مگیر # 4 که فضیحت بود به روز شمار %~% بنده آزاد و خواجه در زنجیر PageV07P016 # 1 پیل کو تا کتف و بازوی گردان بیند %~% شیر کو تا کف و سر پنجه مردان ~~بیند # 2 بیار آنچه داری ز مردی و زور %~% که دشمن به پای خود آمد به گور # 3 نه هر که موی شکافد به تیر جوشن خای %~% به روز حمله جنگ آوران به ~~دارد پای # 4 بکارهای گران مرد کار دیده فرست %~% که شیر شرزه در آرد به زیر خم ~~کمند # 5 جوان اگر چه قوی یال و پیلتن باشد %~% به جنگ دشمنش از هول بگسلد ~~پیوند # 6 نبرد پیش مصاف آزموده معلوم است %~% چنانکه مساله شرع پیش دانشمند ~~PageV07P017 # 1 خر که کمتر نهند بروی بار %~% بی شک آسوده تر کند رفتار # 2 مرد درویش که بار ستم فاقه کشید %~% به در مرگ همانا که سبکبار آید # 3 به همه حال اسیری که ز بندی برهد %~% بهتر از حال امیری که گرفتار آید ~~PageV07P018 # 1 مراد هر که بر آری مطیع امر تو گشت %~% خلاف نفس که فرمان دهد چو یافت ~~مراد # 2 توانگران را وقف است و نذر و مهمانی %~% زکات و فطره و اعتاق و هدی و ~~قربانی # 3 خداوند مکنت به حق مشتغل %~% پراکنده روزی پراکنده دل # 4 مور گرد آورد ms27 به تابستان %~% تا فراغت بود زمستانش # 5 ای طبل بلند بانگ در باطن هیچ %~% بی توشته چه تدبیر کنی دقت بسیج # 6 روی طمع از خلق بپیچ از مردی %~% تسبیح هزار دانه بر دست مپیچ # 7 گر بی هنر به مال کند کبر بر حکیم %~% کون خرش شمار و گرگا و عنبرست # 8 به رنج و سعی کسی نعمتی به چنگ آرد %~% دگر کس آید و بی سعی و رنج بر ~~دارد # 9 وگر نعشی دو کس بر دوش گیرند %~% لئیم الطبع پندارد که خوانیست # 10 کرد %~% کی التفات کند بر بتان یغمایی # 11 چون سگ درنده گوشت یافت نپرسد %~% کین شتر صالحست یا خر دجال # 12 با گرسنگی قوت پرهیز نماند %~% افلاس عنان از کف تقوی بستاند # 13 دین ورز و معرفت که سخندان سجع گوی %~% بر در سلاح دارد و کس در حصار ~~نیست # 14 انگشت تعجب جهانی %~% از گفت و شنید ما به دندان # 15 ار از نیستی دیگری شد هلاک %~% مرا هست بط را ز طوفان چه باک # 16 خدای خواست که بر عالمی ببخشاید %~% ترا به رحمت خود پادشاه عال کرد # 17 مکن ز گردش گیتی شکایت ای درویش %~% که تیره بختی اگر هم برین نسق ~~مردی # 18 توانگرا چو دل و دست کامرانت هست %~% بخور ببخش که دنیا و آخرت بردی ~~PageV07P019 ### | [ gbab 8 ] PageV08P001 # 1 خواهی که ممتع شوی از دنیی و عقبی %~% با خلق کرم کن چو خدا با تو کرم ~~کرد # 2 درخت کرم هر کجا بیخ کرد %~% گذشت از فلک شاخ و بالای او # 3 شکر خدای کن که موفق شدی به خیر %~% ز انعام و فضل او نه معطل گذاشتت ~~PageV08P002 # 1 علم چندان که بیشتر خوانی %~% چون عمل در تو نیست نادانی # 2 نه محقق بود نه دانشمند %~% چارپاپیی برو کتابی چند # 3 آن تهی مغز را چه علم و خبر %~% که بر او هیزم است یا دفتر ~~PageV08P003 # 1 هرکه پرهیز ms28 و علم و زهد فروخت %~% خرمنی گرد کرد و پاک بسوخت ~~PageV08P004 PageV08P005 # 1 جز به خردمند مفرما عمل %~% گرچه عمل کار خردمند نیست PageV08P006 # 1 خبیث را چو تعهد کنی و بنوازی %~% به دولت تو گنه می‌کند به انبازی # 2 معشوق هزار دوست را دل ندهی %~% ور می‌دهی آن دل به جدایی بنهی ~~PageV08P007 # 1 خامشی به که ضمیر دل خویش %~% با کسی گفتن و گفتن که مگوی # 2 سخنی در نهان نباید گفت %~% که بر انجمن نشاید گفت PageV08P008 # 1 امروز بکش چو می‌توان کشت %~% کاتش چو بلند شد جهان سوخت # 2 کند کمان را %~% دشمن که به تیر می‌توان دوخت PageV08P009 # 1 میان دو کس جنگ چون آتشست %~% سخن چین بدبخت هیزم کشست # 2 میان دو تن آتش افروختن %~% نه عقلست و خود در میان سوختن # 3 پیش دیوار آنچه گویی هوش دار %~% تا نباشد در پس دیوار گوش ~~PageV08P010 # 1 بشوی ای خردمند از آن دوست دست %~% که با دشمنانت بود هم نشست ~~PageV08P011 PageV08P012 # 1 %~% حلالست بردن به شمشیر دست PageV08P013 # 1 دشمن چو بینی ناتوان لاف از بروت خود مزن %~% مغزیست در هر استخوان ~~مردیست در هر پیرهن PageV08P014 # 1 پسندیده است بخشایش ولیکن %~% منه بر ریش خلق آزار مرهم PageV08P015 # 1 حذر کن زآنچه دشمن گوید آن کن %~% که بر زانو زنی دست تغابن ~~PageV08P016 # 1 درشتی و نرمی به هم در به است %~% چو فاصد که جراح و مرهم نه است # 2 نه مر خویشتن را فزونی نهد %~% نه یکباره تن در مذلت دهد # 3 بگفتا نیک مردی کن نه چندان %~% که گردد خیره گرگ تیز دندان ~~PageV08P017 # 1 بر سر ملک مباد ان ملک فرمانده %~% که خدا را نبود بنده فرمانبردار ~~PageV08P018 # 1 نشاید بنی آدم خاک زاد %~% که در سر کند کبر و تندی و باد # 2 تو را با چنین گرمی و سرکشی %~% نپندارم از خاکی از آتشی PageV08P019 PageV08P020 PageV08P021 # 1 وگر بینی که با هم یک زبان اند %~% کمان را زه کن و بر باره ms29 بر سنگ ~~PageV08P022 PageV08P023 # 1 بلبلا مژده بهار بیار %~% خبر بد به بوم باز گذار PageV08P024 # 1 بسیج سخن گفتن آنگاه کن %~% که دانی که در کار گیرد سخن PageV08P025 # 1 الا تا نشنوی مدح سخن گوی %~% که اندک مایه نفعی از تو دارد ~~PageV08P026 # 1 مشو غره بر حسن گفتار خویش %~% به تحسین نادان و پندار خویش ~~PageV08P027 # 1 یکی یهود و مسلمان نزاع می کردند %~% چنانکه خنده گرفت از حدیث ایشانم # 2 به طیره گفت مسلمان گرین قباله من %~% درست نیست خدایا یهود می‌رانم # 3 گر از بسیط زمین عقل منعدم گردد %~% بخود گمان نبرد هیچکس که نادانم # 4 یهود گفت به تورات می خورم سوگند %~% وگر خلاف کنم همچو تو مسلمانم ~~PageV08P028 # 1 روده تنگ به یک نان تهی پرگردد %~% نعمت روی زمین پر نکند دیده تنگ # 2 که شهوت آتشست از وی بپرهیز %~% بخود بر آتش دوزخ مکن تیز PageV08P029 PageV08P030 # 1 خاک مشرق شنیده ام که کنند %~% به چهل سال کاسه ای چینی # 2 صد بروزی کنند در مردشت %~% لاجرم قیمتش همی‌بینی # 3 آنکه ناگاه کسی گشت به چیزی نرسید %~% وین به تمکین و فضیلت بگذشت از ~~همه چیز PageV08P031 # 1 به چشم خویش دیدم در بیابان %~% که آهسته سبق برد از شتابان # 2 سمند باد پای از تک فرو ماند %~% شتربان همچنان آسته می‌راند ~~PageV08P032 # 1 چون نداری کمال فضل آن به %~% که زبان در دهان نگه داری # 2 کند %~% جوز بی مغز را سبکساری # 3 حکیمی گفتش ای نادان چه کوشی %~% درین سودا به ترس از لوم لایم # 4 هر که تأمل نکند در جواب %~% بیشتر آید سخنش ناصواب # 5 چون در آید مه از تویی به سخن %~% گر چه به دانی اعتراض مکن # 6 گر نشیند فرشته‌ای با دیو %~% وحشت آموزد و خیانت و ریو PageV08P033 PageV08P034 # 1 بس قامت خوش که زیر چادر باشد %~% چون باز کنی مادر مادر باشد ~~PageV08P035 # 1 گر سنگ همه لعل بدخشان بودی %~% پس قیمت لعل و سنگ یکسان بودی ms30 ~~PageV08P036 # 1 توان شناخت به یک روز در شمایل مرد %~% که تا کجاش رسیده است پایگاه ~~علوم # 2 ولی ز باطنش ایمن مباش و غره مشو %~% که خبث نفس نگردد به سالها معلوم ~~PageV08P037 # 1 خویشتن را بزرگ پنداری %~% راست گفتند یک دو بیند لوچ PageV08P038 PageV08P039 # 1 سست بازو به جهل می‌فکند %~% پنجه با مرد آهنین چنگال PageV08P040 PageV08P041 PageV08P042 PageV08P043 PageV08P044 # 1 نیک سهل است زنده بی جان کرد %~% کشته را باز زنده نتوان کرد # 2 شرط عقلست صبر تیر انداز %~% که چو رفت از کمان نیاید باز PageV08P045 # 1 نه عجب گر فرو رود نفسش %~% عندلیبی غراب هم قفسش # 2 جفایی بیند %~% تا دل خویش نیازارد و درهم نشود PageV08P046 # 1 نمی‌داندکه آهنگ حجازی %~% فرو ماند ز بانگ طبل غازی PageV08P047 # 1 چو کنعان را طبیعت بی هنر بود %~% پیمبر زادگی قدرش نیفزود ~~PageV08P048 PageV08P049 # 1 عالم اندر میان جاهل را %~% مثلی گفته اند صدیقان # 2 شاهدی در میان کورانست %~% مصحفی در سرای زندیقان PageV08P050 # 1 سنگی به چند سال شود لعل پاره ای %~% زنهار تا به یک نفسش نشکنی به ~~سنگ PageV08P051 PageV08P052 PageV08P053 # 1 و قطر علی قطر اذا اتفقت نهر %~% ونهر علی نهر اذا اجتمعت بحر ~~PageV08P054 PageV08P055 # 1 عام نادان پریشان روزگار %~% به ز دانشمند ناپرهیزگار # 2 کان به نابینایی از راه اوفتاد %~% وین دو چشمش بود و در چاه اوفتاد ~~PageV08P056 PageV08P057 # 1 وامش مده آنکه بی نمازست %~% گر چه دهنش زفاقه بازست # 2 کو فرض خدا نمی‌گزارد %~% از قرض تو نیز غم ندارد PageV08P058 # 1 %~% فردا گوید تربی از اینجا برکن PageV08P059 # 1 آنکه در راحت و تنعم زیست %~% او چه داند که حال گرسنه چیست # 2 ای که بر مرکب تازنده سواری هشدار %~% که خر خارکش مسکین در آب و گلست ~~PageV08P060 # 1 خری که بینی و باری به گل درافتاده %~% به دل بر او شفقت کن ولی مرو ~~به سرش # 2 کنون که رفتی و پرسیدیش که چون افتاد %~% میان ببند و چو مردان بگیر ~~دمب خرش PageV08P061 # 1 قضا دگر نشود ور هزار ناله ms31 و آه %~% به کفر یا به شکایت بر آید از ~~دهنی PageV08P062 # 1 جهد رزق ارکنی وگر نکنی %~% برساند خدای عزوجل # 2 ور روی در دهان شیر و پلنگ %~% نخورندت مگر به روز اجل PageV08P063 # 1 شنیده‌ای که سکندر برفت تا ظلمات %~% به چند محنت و خورد آنکه خورد آب ~~حیاب PageV08P064 # 1 مسکین حریص در همه عالم همی‌رود %~% او در قفای رزق و اجل در قفای او ~~PageV08P065 # 1 خبرش ده که هیچ دولت و جاه %~% به سرای دگر نخواهد یافت PageV08P066 # 1 مردکی خشک مغز را دیدم %~% رفته در پوستین صاحب جاه # 2 الا تا نخواهی بلا بر حسود %~% که آن بخت برگشته خود در بلاست ~~PageV08P067 # 1 زنبور درشت بی مروت راگوی %~% باری چو عسل نمی‌دهی نیش مزن ~~PageV08P068 # 1 ای بناموس کرده جامه سپید %~% بهر پندار خلق ونامه سیاه PageV08P069 # 1 یا مروبا یار ازرق پیرهن %~% یا بکش بر خان و مان انگشت نیل # 2 دوستی با پیلبانان یا مکن %~% یا طلب کن خانه ای درخورد پیل ~~PageV08P070 # 1 سرکه از دسترنج خویش و تره %~% بهتر از نان دهخدا و بره PageV08P071 # 1 امید عافیت آنگه بود موافق عقل %~% که نبض را به طبیعت شناس بنمایی ~~PageV08P072 # 1 چو لقمان دید کاندر دست داوود %~% همی آهن به معجز موم گردد # 2 نپرسیدش چه می‌سازی که دانست %~% که بی پرسیدنش معلوم گردد ~~PageV08P073 # 1 حکایت بر مزاج مستمع گوی %~% اگر خواهی که دارد با تو میلی ~~PageV08P074 # 1 طلب کردم ز دانایی یکی پند %~% مرا فرمود با نادان مپیوند PageV08P075 # 1 سخن به لطف و کرم با درشت خوی مگوی %~% که زنگ خورده نگردد به نرم ~~سوهان پاک PageV08P076 # 1 ندهد مرد هوشمند جواب %~% مگر آنگه کزو سؤال کنند PageV08P077 # 1 تا نیک ندانی که سخن عین صواب است %~% باید که به گفتن دهن از هم ~~نگشایی # 2 گر راست سخن گویی و در بند بمانی %~% به زانکه دروغت دهد از بند رهایی ~~PageV08P078 # 1 وگر نامور شد به قول دروغ %~% دگر راست باور ms32 ندارند ازو PageV08P079 # 1 سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش %~% نگردد ور زنی صد نوبتش سنگ ~~PageV08P080 # 1 چو گاو ار همی بایدت فربهی %~% چو خرتن به جور کسان در دهی ~~PageV08P081 # 1 گه اندر نعمتی مغرور و غافل %~% گه اندر تنگ دستی خسته و ریش # 2 چو در سرا و ضرا حالت این است %~% ندانم کی به حق پردازی از خویش ~~PageV08P082 # 1 وقتیست خوش آن را که بود ذکر تو مونس %~% ور خود بود اندر شکم حوت چو ~~یونس PageV08P083 # 1 گر به محشر خطاب قهر کند %~% انبیا را چه جای معذرتست PageV08P084 # 1 پند گیر از مصائب دگران %~% تا نگیرند دیگران به تو پند PageV08P085 PageV08P086 # 1 شب تاریک دوستان خدای %~% می‌بتابد چو روز رخشنده # 2 از تو بکه نالم که دگر داور نیست %~% وز دست تو هیچ دست بالاتر نیست ~~PageV08P087 PageV08P088 PageV08P089 # 1 عوذ بالله اگر خلق غیب دان بودی %~% کسی به حال خود از دست کس نیاسودی # 2 دو نان نخورند و گوش دارند %~% گویند امید به که خورده PageV08P090 # 1 نه هر بازو که در وی قوتی هست %~% به مردی عاجزان را بشکند دست # 2 ضعیفان را مکن بر دل گزندی %~% که درمانی به جور زورمندی PageV08P091 # 1 هزار باره چرا گاه خوشتر از میدان %~% ولیکن اسب ندارد به دست خویش ~~عنان PageV08P092 # 1 فریدون گفت نقاشان چین را %~% که پیرامون خرگاهش بدوزند # 2 بدان را نیک دار ای مرد هشیار %~% که نیکان خود بزرگ و نیک روزند ~~PageV08P093 PageV08P094 # 1 موحد چه در پای ریزی زرش %~% چه شمشیر هندی نهی بر سرش # 2 امید و هراسش نباشد ز کس %~% بر این است بنیاد توحید و بس PageV08P095 # 1 خراج اگر نگزارد کسی به طیبت نفس %~% به قهر ازو بستانند و مزد سرهنگی # 2 قاضی چو بر شوت بخورد پنج خیار %~% ثابت کند از بهر تو ده خربزه زار ~~PageV08P096 # 1 جوان گوشه نشین شیر مرد راه خداست %~% که پیر خود نتواند ز گوشه‌ای بر ~~خاست PageV08P097 # 1 به آنچه می گذرد دل ms33 منه که دجله بسی %~% پس از خلیفه بخواهد گذشت در ~~بغداد # 2 گرت ز دست بر آید چو نخل باش کریم %~% ورت ز دست نیاید چو سرو باش ~~آزاد PageV08P098 # 1 کس نبیند بخیل فاضل را %~% که نه در عیب گفتنش کوشد PageV08P099 # 1 گر نیاید به گوش رغبت کس %~% بر رسولان پیام باشد و بس # 2 و اطلب لنفسک من خیر ترید بها %~% من بعد ذلک غفرانا لکاتبه PageV08P100 ms34