######OpenITI# #META# title: majnunulayli #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/khosro/majnoon-leyli/ #META#Header#End# # 1 ای داده به دل خزینه راز %~% عقل از تو شده خزینه پرداز # 2 ای دیده گشای دوربینان %~% سرمایه ده تهی نشینان # 3 ای تو به همین صفت سزاوار %~% نام تو گره کشای هر کار # 4 ای جلوه گر بهار خندان %~% بینا کن چشم هوشمندان # 5 ای جان به جسد فگنده‌ئی تو %~% هر کس که به جز تو بنده تو # 6 اندیشه بهر بلندی و پست %~% بگذشت و نزد به دامنت دست # 7 پس در ره تو ز تیزهوشی %~% بیهوده بود سخن فروشی # 8 آن به زنیم سر خرد را %~% اقرار کنیم ما عجز خود را # 9 با تو نه سخن رفیع سازیم %~% نادانی خود شفیع سازیم # 10 داننده تویی بهر چه رازست %~% سازنده تویی بهر چه سازست # 11 کاری که خرد صلاح آن جست %~% موقوف به کار سازی تست # 12 قفل همه را کلید بر تو %~% پنهان همه پدید بر تو # 13 لطف تو انیس مستمندان %~% قهر تو هلاک زورمندان # 14 گر لطف کنی و گر کنی قهر %~% در هر دو بود ز مرحمت بهر # 15 همواره در تو جای من باد %~% توفیق تو رهنمای من باد PageV01P01 # 1 ای عذر پذیر عذرخواهان %~% عفو تو شفیع پرگناهان # 2 خسرو که کمینه بنده تست %~% در هر چه فتد افگنده تست # 3 آنرا که تو افگنی بهر زیست %~% بر داشتنش به بازوی کیست # 4 بدار ز خاک ره که پستم %~% از دست رها مکن که مستم # 5 هر چند تن گناه پرورد %~% در حضرت قرب نیست در خورد # 6 با این همه گر پذیری این خاک %~% نقصان چه بود به عالم پاک # 7 از یاد خودم کن آن چنان شاد %~% کز هستی خود نیایدم یاد # 8 تا جان بودم امیدوارم %~% کز شکر تو دل تهی ندارم # 9 خواهم به ستایش تو بودن %~% من خود چه توانمت ستودن # 10 هم تو دل پاک ده زبان هم %~% در مدحت خویش و بلکه جان هم ms01 # 11 به گر ندهی بهیچ سانم %~% آن جان که به خویش زنده مانم # 12 جانیم ده از خزینه بیش %~% کم زنده به تو کند نه از خویش # 13 گیرم که نه‌ام به لطف در خور %~% آخر نه که بنده‌ام برین در # 14 گر رحمت تست بر نکو زیست %~% رحمت کن بندگان بد کیست # 15 آخر نه گلم سرشته تست %~% نیک و بد من نبشه تست # 16 جرمم منگر که چاره‌سازی %~% طاعت مطلب که بی نیازی # 17 گر عون تو رحمتی نریزد %~% از طاعت چو منی چه خیزد # 18 فردا که ز بنده راز پرسی %~% ناکرده و کرده باز پرسی # 19 چون می دانی بکارسستم %~% شرمنده مکن بساز جستم # 20 از رحمت خویش کن درم باز %~% بی آنکه ز کرده پرسی‌ام باز # 21 زان گونه به خویش ده پناهم %~% کز گنج تو خواهم آنچه خواهم # 22 زینسان که امیدوارم از تو %~% خواهش بجز این ندارم از تو # 23 کان دم که دمم ز تن بر آید %~% با نام تو جان من برآید # 24 در حجله قدس بخش جایم %~% تا با تو به جانب تو آیم # 25 آن راه نما به من نهائی %~% کاندر تو رسم دگر تو دانی # 26 در قربت حضرت مقدس %~% پیغمبر پاک رهبرم بس PageV01P02 # 1 شاه رسل و شفیع مرسل %~% خورشید پسین و نور اول # 2 جاروب زنان بارگاهش %~% ازپر فرشته رفته راهش # 3 شمشیر سیاستش سرانداز %~% شمشیر زبانش گوهر انداز # 4 خورشید به نیلگون عماری %~% دربان درش به پرده داری PageV01P03 # 1 فرخنده شبی که آن جهان گیر %~% از نطع زمین شد آسمان گیر # 2 برخاست ز خوابگاه این دیر %~% در مرقد چرخ شد سبک سیر # 3 برداشت ازین خرابه محمل %~% در منزل ماه کرد منزل # 4 ز آنجا به طریق تاجداری %~% بنشست به دومین عماری # 5 ز آنجا بسر بلندی بخت %~% شد تخت نشین سیمین تخت # 6 ز آنجا که رسید بر چهارم %~% شد خواجه آن خجسته ms02 طارم # 7 ز آنجا چو ز بر کشید رایت %~% شد والی پنجمین ولایت # 8 ز آنجا چو بلند بارگه گشت %~% شبها ز ششم شکارگه گشت # 9 ز آنجا چو نمود بیشتر جهد %~% شد مهدی خاص هفتمین مهد # 10 ز آنجا چو شد آن طرف روانه %~% شد خازن هشتمین خزانه # 11 ز آنجا چو پرید بر نهم بام %~% و آزاد شد از شکنج نه دام # 12 بازار جهت گذاشت بر جای %~% بنهاد به نطع بی جهت پای # 13 سر ز آن سوی کاینات بر کرد %~% ملک ازل و ابد نظر کرد # 14 بست از دو دوال بند نعلین %~% شهبند غرض به قاب قوسین # 15 دید آنچه عبارتش نسنجد %~% در حوصله خرد نگنجد # 16 دید ار خدای دید بی غیب %~% گفتار ز حق شنید بی ریب # 17 ز آن گفت و شنید بی کم و کاست %~% هم گفتن و هم شنیدنش راست # 18 کرد از کف غیب شربتی نوش %~% کز هستی خود شدش فراموش # 19 با بخشش پاک بنده پاک %~% آمد سوی بنده خانه خاک # 20 پس داد بهر خجسته یاری %~% ز آورده خوبش یادگاری # 21 بودند همه ز سینه پر %~% جویی هم از آن محیط پر در # 22 بوبکر بغار هم قدم بود %~% فاروق به عدل محترم بود # 23 و آن حرف کش جریده پرداز %~% با خازن علم بود هم راز # 24 هر چار چو هشت باغ بودند %~% پروانه یک چراغ بودند PageV01P04 # 1 چون گوهر مدح خواجه سفتم %~% وز غیب شنیدم آنچه گفتم # 2 اکنون قدری در معانی %~% ریزم بسر چنید ثانی # 3 قطب ز من و پناه ایمان %~% سر جمله جمله کریمان # 4 در شرع نظام دین احمد %~% یعنی که نظام دین محمد # 5 در حجره فقر پادشاهی %~% در عالم دل جهان پناهی # 6 در عالم وحدت ایستاده %~% بر هر دو جهان قدم نهاده # 7 از خواجگی آستین کشیده %~% در پایه بندگی رسیده # 8 بیناتر جمله پاکبینان %~% بیدارترین شب نشینان ms03 # 9 مسند ز سپهر بر ترش باد %~% خسرو چو ستاره چاکرش باد PageV01P05 # 1 شاهی که به نصرت خدایی %~% ختمست برو جان گشایی # 2 سلطان جهان علا دنیا %~% سرمایه ده سرای دنیا # 3 چون سعد فلک سعادت اندود %~% یعنی که محمد ابن مسعود # 4 ختم الخلفا درین کهن طاس %~% ز آدم شده نی ز آل عباس # 5 سینه‌ش صدف در الهی %~% سنگش محک عیار شاهی # 6 آهو به زبانش بی تظلم %~% پیشانی شیر خارد از سم # 7 بادا به نشاط جاودانه %~% در سایه تیغ او زمانه PageV01P06 # 1 چون من بدو نامه زین ورق پیش %~% راندم قلمی ز نکته خویش # 2 از روح قدس شنیدم آواز %~% کای کرده لب تو گوش من باز # 3 نی آن رقم خیال کردی %~% بل جادویی حلال کردی # 4 آن به که کنون درین تفکر %~% کاهل نشوی به سفتن در # 5 یک شیشه که خوش فرو توان برد %~% بهتر ز دو صد سبوی پر درد # 6 هر گه که علم شدی به کاری %~% در غایت آن به کوش باری # 7 از اندک خوب شو فسانه %~% نی از حشوات بی کرانه # 8 یک دانه نار پخته در کام %~% بهتر ز دو صد سبوی پر درد # 9 یک شاخ که میوه‌ای دهد تر %~% بهتر ز هزار باغ بی بر # 10 یک صفحه پر از خلاصه شوق %~% بهتر ز دو صد کتاب بی ذوق # 11 آن کس که رقاق میده یابد %~% از بهر سبوس کی شتابد # 12 کوته سخنی ستوده حالیست %~% بسیار سخن زدی ملالیست # 13 در گوش من از سپهر نیلی %~% آمد چو ندا جبرئیلی # 14 خوش خوش به توکل خداوند %~% دریای گهر گشادم از بند # 15 هان ای شنونده خبردار %~% کردم خبرت بیا و بردار # 16 آن موج زنم کنون که از در %~% گردد همه دامن جهان پر # 17 نقشی که به نامه نخست است %~% هر چند که یک به یک درست است # 18 من نیز چنانک خواندم ms04 این حرف %~% اینجا همه کرد خواهمش صرف # 19 تا سر خوش جام اولین دست %~% گردد ز شراب دومین مست # 20 چون ساقی پیش صاف را برد %~% عیبم نکند کسی بدین درد # 21 یارب چو تمام گردد این ماه %~% در وی مدهی خسوف را راه # 22 امید که گاه ناامیدی %~% بخشی سیه مرا سپیدی # 23 چون یافت دل این امیدواری %~% ای خامه بیار تا چه داری PageV01P07 # 1 ای چاره ده ماهه زرگانی %~% هم خضر و هم آب زندگانی # 2 اکنون که نداری از خرد ساز %~% می پروردت زمانه در ناز # 3 امید که چون شوی خردمند %~% خالی نکنی درونه زین پند # 4 از چارده بگذرد چو سالت %~% گردد مه چارده جمالت # 5 بر نکته عقل دست سایی %~% بر گنج هنر گره‌گشایی # 6 دانسته شوی به کاردانی %~% بر سر صحیفه معانی # 7 خواهی که دلت نماند از نور %~% اندرز مرا ز دل مکن دور # 8 پیوند هنر طلب چو مردان %~% وز بی هنران عنان بگردان # 9 خضرا زپی آن نهادمت نام %~% کت عمر ابد بود سرانجام # 10 لیکن نبود حیات جاوید %~% تا سر نکشی به ماه و خورشید # 11 و آن راست به اوج آسمان سر %~% کز جوهر علم یافت افسر # 12 و آن خواجه برد کلید این گنج %~% کو بر تن خویشتن نهد رنج # 13 خواهی قلمت به حرف ساید %~% بی دود و چراغ راست ناید # 14 ناک از پس غوره می دهد مل %~% شاخ از پس سبزه می کشد گل # 15 کانی که کنی ز بهر گوهر %~% سنگت دهد اول آنگهی زر # 16 چون باز کنی ز نیشکر بند %~% خس در دهن آید آنگهی قند # 17 ور دل کندت هنر فزایی %~% پیشه مکنی ثنا سرایی # 18 چون زین فن بد شوی شکیبا %~% می گوی سخن ولیک زیبا # 19 از کارگه حریر زن لاف %~% خس پاره مکن چو بوریا باف # 20 حرفی که ازو دلی گشاید %~% از هر قلمی برون نیاید ms05 # 21 ور بر دهد این درخت قندت %~% و آوازه چو من شود بلندت # 22 ز آن مایه که افتدت به دامان %~% تنها نخوری چو ناتمامان # 23 چون آمده گر یکیست ور هفت %~% بدهی ندهی بخواهدت رفت # 24 باری کم از آنک از تو چندی %~% آسوده شود نیازمندی # 25 چون مرد بگرد مرد می‌گرد %~% نی همچو بخیل ناجوان مرد # 26 سرمایه‌ة مردمی مکن گم %~% کز مردمیست نور مردم # 27 گر چه زرت از عدد بود بیش %~% درویش نواز باش و درویش # 28 خواهی که به مهتری زنی چنگ %~% در یوزه کهتران مکن تنگ # 29 تا پا ننهی به دستیاری %~% از دوست مخواه دوستداری # 30 بیداری پاسبان بی مزد %~% گنجینه برد به شرکت دزد # 31 یاری که به جان نیاز مایی %~% در کار خودش مده روایی # 32 صد یار بود به نان شکی نیست %~% چون کار به جان فتد یکی نیست # 33 کن بر کف همگنان درم ریز %~% جز در کف کودکان نوخیز # 34 کاموخته شد چو خرد با سیم %~% کالای بزرگ را بود به یبم # 35 ور خود به غلط نعوذ بالله %~% در سمت سیاقت افتدت راه # 36 با آنکه شوی وزیر کشور %~% دزدی باشی کلاه بر سر # 37 دانی ز قلم هنر چه جویی %~% از آب سیه سپیدرویی # 38 چون بر سر شغل و کام باشی %~% می کوش که نیک نام باشی # 39 در هر چه ترا شمار باشد %~% آن کن که صلاح کار باشد # 40 ناخن که سر خراش دارد %~% برند سرش چو سر برآرد # 41 ناکس که خراش چون خسان کرد %~% با او آن کن که با کسان کرد # 42 بر خویشتن آنکه او نبخشود %~% بخشودن او خرد نفرمود # 43 در جنبش فتنه جا نگه دار %~% بر خار چه جرم پا نگه‌دار # 44 شد چیره چو دشمن ستمکار %~% از وی نرهی مگر به هنجار # 45 مرغی که تپد به حلقه دام %~% اندر خفه جان دهد سرانجام # 46 چون ms06 کار فتاد با گرانان %~% با صرفه زنند کاردانان # 47 مردم چو دهد عنان به فرهنگ %~% از باد بگردد آسیا سنگ # 48 بینائی عقل پیش میدار %~% بینا شو و پاس خویش میدار # 49 ایمن منشین به عالم خس %~% کز چرخ نرست بی بلا کس # 50 کنجد که ز کام آسیا جست %~% هم در لگد جواز شد پست # 51 خواهی که نگردی آرزومند %~% می‌باش بهر چه هست خرسند # 52 پویان حریص روی زر دست %~% خرسندی دل صلاح مردست # 53 مردم چو زر ز عنان بتابد %~% همت شرف کمال یابد # 54 این سرخ گلی که خون فشانست %~% سرخیش ز خون سر کشانست # 55 ایمن بود از شکنجه درویش %~% زر هر چه که بیشتر بلا بیش # 56 گشتی به سر و روی کله دار %~% شو ساخته خدنگ خون خوار # 57 ور نیز شوی وزیر مقبل %~% از خامه زنان مباش غافل # 58 چون در صف پردلان کنی جای %~% سر پیش نه اول آنگهی پای # 59 مردانه که کار مرد ورزد %~% آن به که ز بیم جان نلرزد # 60 گیرم ز عدو عنان بتابد %~% از مرگ کجا خلاص یابد # 61 کار نظر است پیش دیدن %~% نتوان به قفای خویش دیدن # 62 آن کش مدد ضمیر باشد %~% پیلش به نظر حقیر باشد # 63 باز آنکه دلش هراس پیشه است %~% شیر نمدش چو شیر بیشه است # 64 لیکن سبکی مکن چنان هم %~% کت دل برود ز دست و جان هم # 65 د رحمله مشو مبارز خام %~% هنجار ببین و پیش نه گام # 66 ور بر تو عدو کند زبان تیز %~% چون مایه کار هست مگریز # 67 بر پر هنرست جور و بیداد %~% کس را نبود ز بی هنر یاد # 68 چون رخت کلال خاک باشد %~% از نقب زنش چه باک باشد # 69 گردیده ظاهرت گر دیده %~% در عیب کسان نظر مینداز # 70 وریا و بی بینش یقینی %~% آن به که سوی خدای بینی # 71 مپسند بهر چه رایت ms07 آسود %~% آن کن که بود خدای خشنود # 72 می‌باش چو شاخ سبز دلکش %~% کاتش ز نیش نگیرد آتش # 73 بفروز چراغ پارسیایی %~% کوراست سری به روشنایی # 74 خواهی که رسی به چرخ گردان %~% مگذار عنان نیک مردان # 75 شمعی که بود ز روشنی دور %~% ندهد به چراغ دیگران نور # 76 دولت آن شد که دل فروزی %~% وز ترک امل کلاه دوزی # 77 در دامن نیستی زنی دست %~% تا هست شوی به عالم هست # 78 دانی که بخاطر هوسناک %~% هر کس نرسد به عالم پاک # 79 با این همه هم ز جست و جویی %~% کاهل مشوی به هیچ سویی # 80 خواهی شرف بزرگواری %~% می کوش به همتی که داری PageV01P08 # 1 گویند که در عرب جوانی %~% بودست ز نسبت شبانی # 2 بختش چو به اوج رهبری داشت %~% همت به فلک برابری داشت # 3 زان پیشه کز اصل کار بودش %~% اقبال رهی دگر نمودش # 4 زان شیردلی که داشت با خویش %~% آلوده نشد به چربی میش # 5 رفتی پدرش چو مستمندان %~% دنبال چرای گوسپندان # 6 او سبق امید کرده پر کار %~% در درس ادب شدی به تکرار # 7 چون حرف قلم درست کردی %~% دامن به سلاح چست کردی # 8 تا یافت از آن هنر پرستی %~% در هر دو هنر تمام دستی # 9 روزی پدرش به پرده در گفت: %~% کای جان تو گشته با خرد جفت # 10 نو شد چو شکوفه جوانی %~% از جفت گریز نیست دانی # 11 گر فرمایی ز همسری چند %~% خواهیم بتی سزای پیوند # 12 گفتا که: چو کردنی است کاری %~% جفت از نسب خلیفه باری # 13 گفتش پدر: ای سلیم خود رای %~% ز اندازه خود برون منه پای # 14 گیرم که دهندت آنچه دل خواست %~% بی خواسته کار چون شود راست # 15 نقد سری و سواریت کو %~% و اسباب عروس داریت کو # 16 آورد جوان دولت اندیش %~% شمشیر و قلم نهاد در پیش # 17 گفت: ار سبب دگر ندارم %~% این ms08 هر دو نه بس کلید کارم # 18 گویند به همت آن جوان مرد %~% شد برتر از انک آروز کرد # 19 دولت چو برو فگند سایه %~% شد محتشمی بلند پایه PageV01P09 # 1 دندانه گشای قفل این راز %~% زین گونه در سخن کند باز # 2 کان روز که زاد قیس فرخ %~% رخشنده شد آن قبیله را رخ # 3 زان نور خجسته شب افروز %~% بر عامریان خجسته شد روز # 4 بنشست پدر به شادمانی %~% بگشاد دری به مهمانی # 5 واندر پس پرده مادرش نیز %~% آراست ز صفه تا به دهلیز # 6 خوبان قبیله را طلب کرد %~% آفاق ز نغمه بر طرف کرد # 7 جستند حکیم طالع اندیش %~% کاگه کند از حکایت پیش # 8 دانا بشمار خود نظر کرد %~% گفت آنچه سر از شمار بر کرد # 9 کاین طفل مبارک اختر خوب %~% یوسف صفتی شود چو یعقوب # 10 با آنکه ز گردش زمانه %~% در فضل و هنر شود یگانه # 11 لیکن فتدش گه جوانی %~% در سر هوسی چنانکه دانی # 12 از عشق بتی نژند گردد %~% دیوانه و مستمند گردد # 13 اندیشه چنان کند به زارش %~% کاز دست رود عنان کارش # 14 مادر پدر از چنین شماری %~% ماندند دمی به خار خاری # 15 لیکن ز نشاط روی فرزند %~% گشتند بهر چه هست خرسند # 16 آن نکته به سهل بر گرفتند %~% و آیین طرب ز سر گرفتند # 17 یک چند چو دور چرخ در گشت %~% آن گلبن تر شگفته‌تر گشت # 18 سالش به شمار پنجم افتاد %~% زو نور به چرخ و انجم افتاد # 19 شد تازه چو نیم رسته سروی %~% یا بال دمیده نو تذروی # 20 نزد همه شد به هوشمندی %~% چون مردم دیده ز ارجمندی # 21 زیرک دلیش چو باز خواندند %~% در پیش معلمش نشاندند # 22 دانای رقم ز بهر تعلیم %~% کردش به کنار تخته تسلیم # 23 جهد ادبش بدان چه دانست %~% می کرد چنانچ می توانست # 24 آراسته مکتبی چو باغی %~% هر لاله درو چو ms09 شب چراغی # 25 زین سوی نشسته کودکی چند %~% آزاده و زیرک و خردمند # 26 زان سوی ز دختران چون حور %~% مسجد شده چون بهشت پر نور # 27 هر تازه رخی چو دسته گل %~% بر گل زده جنتهای سنبل # 28 بود از صف آن بتان چون ماه %~% ماهی زده آفتاب را راه # 29 لیلی نامی که مه غلامش %~% خالش نقطی ز نقش نامش # 30 مشعل کش آفتاب و انجم %~% دیوانه کن پری و مردم # 31 سلطان شکر لبان آفاق %~% لشکر شکن شکیب عشاق # 32 سر تا به قدم کرشمه و ناز %~% هر سر کش حسن و هم سرانداز # 33 نازی و هزار فتنه در دهر %~% چشمی و هزار کشته در شهر # 34 نی بت که چراغ بت پرستان %~% طاوس بهشت و کبک بستان # 35 اندر صف آن بتان شیرین %~% چون زهره به ثور و مه به پروین # 36 زانو زده قیس در دگر سوی %~% هم چرب زبان و هم سخن گوی # 37 نازک چو نهال نو دمیده %~% خوش طبع و لطیف و آرمیده # 38 شیرین سخنی که هوش می‌برد %~% رونق ز شکر فروش می‌برد # 39 وان لاله رخان ارغوان ساق %~% نیز از دل و جانش گشته مشتاق # 40 ایشان همه را بقیس میلی %~% وان سوخته در هوای لیلی # 41 لیلی خود ازو خراب جان تر %~% گشته نفس از نفس گران‌تر # 42 هر دو به نظاره روی در روی %~% در رفته خیال موی در موی # 43 لب مانده ز گفت و زبان هم %~% دل گشته بهم یکی و جان هم # 44 این زو به غم و گداز مانده %~% دل بسته و دیده باز مانده # 45 وان کرده نظر به روی این گرم %~% وافگنده ز دیده برقع شرم # 46 این گفته غم خود از رخ زرد %~% او داده جوابش از از دم سرد # 47 این دیده درو به چشم پاکی %~% او نیز ولی به شرمناکی # 48 این گشته به آب دیدگان مست %~% او ms10 شسته ز جان خویشتن دست # 49 این کام خود از فغان خود دوخت %~% او سینه خود ز آه خود سوخت # 50 سلطان خرد برون شد از تخت %~% هم خانه به باد داد و هم رخت # 51 فریاد شبان بمانده از کار %~% میش آبله پای و گرگ خون‌خوار # 52 مستان ز شراب خانه جسته %~% خم بر سر محتسب شکسته # 53 مجنون ز نسیم آن خرابی %~% شد بی خبر از تنگ شرابی # 54 از خون جگر شراب می‌خورد %~% وز پهلوی خود کباب می‌خورد # 55 دزدیده درو نگاه می‌کرد %~% می‌دید ز دور و آه می‌کرد # 56 می‌بود ز نیک و بد هراسش %~% می‌داشت خرد هنوز پاسش # 57 اندیشه هنوز خام بودش %~% دل در غم ننگ و نام بودش # 58 چون لاله جبین شگفته می‌داشت %~% داغی به جگر نهفته می‌داشت # 59 می‌سوخت چو شمع با رخ زرد %~% در گریه و سوز خنده می‌کرد # 60 دانا رقمش به تخته می‌جست %~% او تخته به آب دیده می‌شست # 61 استاد سخن ز علم می‌راند %~% او جمله کتاب عشق می‌خواند # 62 وان لعبت دردمند دل تنگ %~% دل داده به باد و مانده بی سنگ # 63 خون دلش از صفای سینه %~% پیدا چو می اندر آب گینه # 64 بر چهره ز شرم پرده می‌دوخت %~% و آتش به دلش گرفته می‌سوخت # 65 هر چند که غنچه بود سر بست %~% می‌کرد ز بوی خلق را مست # 66 بودند به زاری آن دو غم خوار %~% در چنبر یکدگر گرفتار # 67 یاران که به هر کناره بودند %~% دزدیده در آن نظاره بودند # 68 می‌کرد دو سینه جوش بر جوش %~% می‌رفت دو قصه گوش بر گوش # 69 این داشت فسانه در مدارا %~% او گفت حکایت آشکارا # 70 رازی که ز سینها بجوشد %~% او باز کند گر این بپوشد # 71 باشد چو خریطه پر ز سوزن %~% بندی دهنش جهد ز روزن # 72 بر روی محیط پل توان بست %~% نتوان لب خلق را زبان بست PageV01P10 # 1 ms11 چون رفت به گوش هر کس این راز %~% وز هر طرفی برآمد آواز # 2 کازاده جوانی از فلان کوی %~% شد شیفته فلان پری روی # 3 در مکتب عشق شد غلامش %~% خواند شب و روز لوح نامش # 4 مقصود وی آن بت یگانه است %~% وآن درس تعلمش بهانه‌است # 5 زو هر چه شنید یاد گیرد %~% تعلیم دگر به باد گیرد # 6 آموختنش کجا بود هوش! %~% کاموخته می‌کند فراموش # 7 زین قصه بهر در سرایی %~% می‌رفت نهفته ماجرایی # 8 تاگشت ز گفت و گوی اوباش %~% بر مادر لیلی این خبر فاش # 9 ما در ز نهیب شرم اغیار %~% بنشست به گوشه‌ای دل افگار # 10 زان آتش ده زبانه ترسید %~% وز سرزنش زمانه ترسید # 11 فرزند خجسته را نهانی %~% بنشاند ز راه مهربانی # 12 گفت ای دل و دیده مرا نور %~% از روی تو باد چشم بد دور # 13 دانی که جهان فریب ناکست %~% آسودگیش غم و هلاکست # 14 هر کاسه که خوان دهر دارد %~% پنهان به نواله زهر دارد # 15 هر سرخ گلی که در بهاریست %~% در دامن او نهفته خاریست # 16 تو ساده مزاجی و تنگ دل %~% وز نیک و بد زمانه غافل # 17 چون اهل زمانه را وفا نیست %~% ز ایشان طلب وفا روا نیست # 18 هان تا نکنی عنان دل سست %~% کافتاده خلاص کم توان جست # 19 القصه شنیده‌ام که جایی %~% داری نظری به آشنایی # 20 ترسم که چو گردد این خبر فاش %~% بد نام شوی میان اوباش # 21 آتش که به شاخ ارزن افتد %~% زود ار نکشی به خرمن افتد # 22 با این تن پاک و گوهر پاک %~% آلوده چرا شوی بهر خاک # 23 جایی منشین که چو نهی پای %~% تهمت زده خیزی از چنان جای # 24 چون شهره شود عروس معصوم %~% پاکی و پلیدی‌اش چه معلوم # 25 آن کس که مگس ز کاسه راند %~% ناخوردن و خوردنش که داند # 26 عشق ار چه بود به صدق و ms12 پاکی %~% خالی نبود ز شرمناکی # 27 آوازه چو گشت در جهان عام %~% صرفه نکند کسی به دشنام # 28 گردم نزنند کاردانان %~% چون باز رهی ز بد گمانان # 29 مادر به حدیث نیک خواهی %~% لیلی به هلاک و سینه گاهی # 30 بر زانوی درد سر نهاده %~% لب بسته و خون دل گشاده # 31 با سوختگان حدیث پرهیز %~% روغن بود اندر آتش تیز # 32 بیمار ز هر چه داری اش باز %~% لب را به همان خورش کند ساز # 33 مادر چو شناخت کاو اسیرست %~% وآن کن مکنش نه جایگیرست # 34 تن زد ز نصیحتی که می‌گفت %~% گفت آن خبر نهفته با جفت # 35 بشنید پدر چو حال فرزند %~% گم شد ز خجالت و سرافگند # 36 فرمود که سرو نوبهاری %~% در پرده چو گل شود حصاری # 37 از پرده برون سخن نراند %~% خواند پس پرده هر چه خواند # 38 مه را به سرای بند کردند %~% دیوار سرا بلند کردند # 39 او ماند به کنج حجره دلتنگ %~% می‌دارد ز گریه خاک را رنگ # 40 هر ناله که عاشقانه می‌زد %~% آتش ز لبش زبانه می‌زد # 41 شد خانه ز آه آتش اندود %~% چون تربت مجرمان پر از دود # 42 صبری نه که دل به راه دارد %~% واندیشه به دل نگاه دارد # 43 یاری نه که سینه را بکاود %~% خونابه دل برون تراود # 44 با زیستنی چنان که دانی %~% می‌بود به مرگ و زندگانی # 45 هر چند که مادر از سر سوز %~% می‌بود به نزد او شب و روز # 46 لیک آنکه ورا هوای یارست %~% با مادر و با پدر چه کارست! # 47 نی خویش ز دوست باشد افزون %~% کاین جان عزیز باشد آن خون PageV01P11 # 1 چون ماند پری‌وش حصاری %~% در حجره غم به سوگواری # 2 قیس از هوس جمال دلبند %~% در درس ادب دوید یک چند # 3 در گوشه صحن و کنج دیوار %~% می‌کرد سرود عشق تکرار # 4 بی صرفه همی شتافت چون کور %~% بی ms13 رشته همی تنید چون مور # 5 آهی به جگر فرود می‌خورد %~% والماس به سینه خرد می‌کرد # 6 زین گونه به چاره‌ای که دانست %~% می‌کرد شکیب تاتوانست # 7 چون سیل غمش رسید بر فرق %~% از پرده برون فتاد چون برق # 8 بیرون شد و کرد پیرهن چاک %~% و افگند به تارک از زمین خاک # 9 گریان به زمین فتاد بی تاب %~% بر خاک مراغه کرد چون آب # 10 برداشت ز خانه راه صحرا %~% چون خضر نمود میل خضرا # 11 می‌رفت چو باد کوه بر کوه %~% خلقی ز پسش دوان به انبوه # 12 هر کس ز لطافت جوانیش %~% می‌خورد فسوس زندگانیش # 13 اینش ز درونه پند می‌داد %~% وانش به جفا گزند می‌داد # 14 طفلان به نظاره سنگ در دست %~% اینش زد و آن شکست و آن خست # 15 با این شغبی که در گذر بود %~% دیوانه ز خویش بی خبر بود # 16 می‌راند ز آب دیده رودی %~% می‌گفت چو بی‌دلان سرودی # 17 می‌زد ز درون جان دم سرد %~% زآن باد چو ریگ رقص می‌کرد # 18 چون گشت یقین که مرد دل ریش %~% دارد سفری دراز در پیش # 19 زین غم همه در گداز گشتند %~% گریان به قبیله باز گشتند # 20 رازش به زمانه عام کردند %~% مجنون زمانش نام کردند # 21 بردند خبر ز روزگارش %~% سوی پدر بزرگوارش # 22 کان رو که تو می‌فشاندیش گرد %~% ز آسیب زمانه لطمه‌ای خورد # 23 گر در پی او شوی به پرواز %~% باشد که هنوز یابیش باز # 24 پیر از خبری چنان جگر دوز %~% زد نعره از درون پر سوز # 25 خون از جگر دریده می‌ریخت %~% نی نی که جگر ز دیده می‌ریخت # 26 هر جا جگرش به چشم تر بود %~% کش دل سوی گوشه جگر بود # 27 از دم همه خون جگر همی کرد %~% و ز بی جگری جگر همی خورد # 28 اشکش به جگر نمک نه کم داشت %~% گویی نمک و جگر بهم داشت # 29 ms14 وان مادر دردمند پر جوش %~% کان قصه شنید گشت بی هوش # 30 غلطید به خاک تیره مویان %~% آن گمشده را به خاک جویان # 31 موی از دل ناامید می‌کند %~% پیچه ز سر سپید می‌کند # 32 بیچاره پدر دوید بیرون %~% همراه سرشک و همدمش خون # 33 می‌رفت ز سوز دل شتابان %~% فریاد کنان بهر بیابان # 34 چون گشت بسی به دشت و کهسار %~% از کوه شنید ناله زار # 35 اندر پی آن ترانه زد گام %~% افگنده ز اشک باده در جام # 36 دریافت حریف را چو مستان %~% با زمزمه هزار دستان # 37 می‌گفت دران فراق خون ریز %~% با خود غزلی جراحت انگیز # 38 چون چشم پدر فتاد بر وی %~% شد سست ز سختی غمش پی # 39 چون سوختگان دوید سویش %~% بنشست به گریه پیش رویش # 40 دیدش چو چراغ مرده بی‌نور %~% دور از من و تو ز خویشتن دور # 41 چون روی پدر بدید فرزند %~% لختی دل پاره یافت پیوند # 42 خم کرد تن ستم رسیده %~% مالید به پای پیر دیده # 43 پیر از جگر کباب گشته %~% رخ شست به خون آب گشته # 44 بگریست برو به خسته جانی %~% بوسید سرش به مهربانی # 45 می‌سوخت به زاری از گزندش %~% می‌داد ز سوز سینه پندش: # 46 کای شمع دل و چراغ دیده %~% وی میوه جان و باغ دیده # 47 با آن خردی که داشت رایت %~% چون در وحل اوفتاد پایت # 48 درد که نهاد بر تو این بار %~% سودای که کرد با تو این کار # 49 باد که وزید بر چراغت %~% آه که به سینه کرد داغت # 50 بودم به گمان که گاه پیری %~% مونس شوی ام به دستگیری # 51 رو در که کنم که در چنین سوز %~% روزی به شب آرم اندرین روز # 52 دریاب که عمر بر سر آمد %~% طوفان اجل به سر در آمد # 53 پیری هوس جوانیم برد %~% مرگ آمد و زندگانیم برد # 54 چندین نه بس است ms15 تخلی دهر %~% دیگر چه کنی تو عیش من زهر # 55 آتش که به شعله خوی دارد %~% روغن زدنش چه روی دارد # 56 من خود ز زمانه پا براهم %~% تو رشته چه می‌بری به چاهم # 57 تنگست دلم مپوی چندین %~% دل تنگی من مجوی چندین # 58 ای جان پدر به خانه باز آی %~% وی مرغ به آشیانه باز آی # 59 بشتاب که نادرین غم آباد %~% پیش از اجلم رسی به فریاد # 60 زین پس که بجستنم شتابی %~% جوئیم بسی ولی نیابی # 61 وان مادر تو که در نقابست %~% او هم ز غمت چو من خرابست # 62 زان پیش که دیده را کند پیش %~% محروم مدارش از رخ خویش # 63 ماییم دو تیره روز بی کس %~% یک دیده به چشم ما تویی بس # 64 مپسند که از جمال تو دور %~% بی دیده شویم و بلکه بی نور # 65 آخر پدر توام نه اغیار %~% بیگانه مشو چنین به یک بار # 66 بیمار اگر چه دردناکست %~% بیمار پرست در هلاکست # 67 ز آنجا که یکیست خون و پیوند %~% مرگ پدرست رنج فرزند # 68 ز آزردن دست و پا توان زیست %~% ز آزار جگر توان زیست # 69 این جای نه جای تست برخیز %~% وین کار نه کار تست بگریز # 70 گیرم که به غم زبون توان بود %~% بی خانه و جای چون توان بود # 71 گر زآن منی از آن من باش %~% ور نه به مراد خویشتن باش # 72 هر چند که عشق جمله در دست %~% نیرو شکن صلاح مردست # 73 مرد ار چه به سوزدش همه تن %~% دودی ندهد برون ز روزن # 74 مسپار بدست دیو تن را %~% گرد آر عنان خویشتن را # 75 زین غم همه گر مراد یارست %~% غم هیچ مخور که در کنارست # 76 گر بر مه آسمان نهی هوش %~% کوشم که رسانمت در آغوش # 77 آن مه که دلت ازو خرابست %~% لیلیست نه آخر آفتابست # 78 ننشینم تا به چاره ms16 و رای %~% با او ننشانمت به یک جای # 79 لیکن نکنی چو دیو را بند %~% دیوانه نشد سزای پیوند # 80 این دیو دلی رها کن از خوی %~% مردم شو و راه مردمی جوی # 81 تا بود که ز عون بخت پر نور %~% هم خوابه شود فرشته با حور! # 82 مجنون چو نوید کام بشنود %~% بنشست ز مغزش اندکی دود # 83 با پیر به شرم گفت گریان %~% کای ز آتش من دل تو بریان # 84 از من به من آنچه یک گزندست %~% دانم که ترا هزار چندست # 85 لیکن چکنم که نفس خود کام %~% از حیله و دم نمی‌شود رام # 86 خوگیر که از بلا گریزم %~% از بند قضا کجا گریزم # 87 بی چاره وجود سست تدبیر %~% مرغیست به ریسمان تقدیر # 88 آن روز که بودم از غم آزاد %~% می‌بود برای خود دلم شاد # 89 و اکنون که نه بر فرار خویشم %~% این هم نه باختیار خویشم # 90 پروانه شمع را که فرمود %~% کاو از تن خود برآورد دود # 91 آنک آفت آسمان نداند %~% داند چو دران شکنجه ماند # 92 گر کار به دست خویش بودی %~% کار همه خلق پیش بودی # 93 چون نیست ز مردم آنچه زاید %~% تسلیم شدم بهر چه آید # 94 تا یاری جان به قالبم هست %~% جان بدهم و یار ندهم از دست # 95 با همسر او شوم چو افسر %~% یا در سر کار او کنم سر # 96 های ای پدر من و سر من %~% من گوهر تو تو افسر من # 97 زین گونه که بهر من دویدی %~% آزرده شدی و رنج دیدی # 98 غم خوارگیم فگندت از زیست %~% ور تو نخوری غم دگر کیست # 99 زین غم چو مرا قرار بر تست %~% غم زآن منست و بار بر تست # 100 درد دل خسته را دوا کن %~% وآن وعده که کرده‌ای وفا کن! # 101 پذرفت پدر که سخت کوشد %~% کالا خرد و درم فروشد # 102 آن چاره ms17 کند که تا تواند %~% دیوانه به ماه نور ساند # 103 مجنون به وثیقتی چنان چست %~% شد با پدر و رضای او جست # 104 با هم دو ستم کش زمانه %~% رفتند ز دشت سوی خانه PageV01P12 # 1 گوینده حکایت آن چنان کرد %~% کان خسته چو باد پدر روان کرد # 2 آمد به سرای خویش رنجور %~% نزدیک به مرگ و از خرد دور # 3 مادر چو بدید حال فرزند %~% بگسست ز درد بندش از بند # 4 بوسید چو مادران سرش را %~% تر کرد به گریه پیکرش را # 5 گه جامه درید بهر سامانش %~% گاه از مژه دوخت چاک دامانش # 6 گریان نفسی به سر کشیدش %~% پس جامه پاره بر کشیدش # 7 شست از نم دیدگان نخستش %~% از مشک و گلاب باز شستش # 8 وانگاه تنش چو نقش خامه %~% آراست به جبه و عمامه # 9 زین لابه گری چو باز پرداخت %~% گرمی به سوی مطبخ خورش تاخت # 10 آورد ز راه مهربانی %~% مادر پختی چنانکه دانی # 11 می‌راند مگس ز روی خوانش %~% می‌داد نواله در دهانش # 12 مجنون که درونه پر ز غم داشت %~% زاندیشه کجا غم شکم داشت # 13 می‌خورد ز بهر روی مادر %~% نی لقمه که شعلهای آذر # 14 چون خود به قدر رغبت آن خورد %~% مادر سر سفره را به هم کرد # 15 در پیش نشست و زار بگریست %~% گفتا که: به است مرگ ازین زیست # 16 مپسند که در چنین زمانی %~% سوزد به غمی گسسته جانی # 17 به گر ننهی اگر توانی %~% بر من ستمی بدین گرانی # 18 مردانه قدم بر آری از گل %~% بندی به خدای خویشتن دل # 19 کاری که به صبر بر گشادند %~% بار دگرش گره ندادند # 20 ما هم ز پیت چنانچه دانیم %~% جهدی بکنیم تا توانیم! # 21 مجنون ز درونه پر آذر %~% بگریست به درد پیش مادر # 22 گفت: ای گهر مرا خزینه %~% پرورده مرا چون جان به سینه # 23 پند تو که عافیت پسندست ms18 %~% چون داروی تلخ سودمندست # 24 لیکن چو ببرد دیوم از هوش %~% دیوانه به بندگی نهد گوش # 25 یا نقد مرا به دامن آرید %~% یا دست ز دامنم بدارید! # 26 مادر چو شناخت سر کارش %~% کز دست شدست اختیارش # 27 غمخواره او شد از سر درد %~% می‌سوخت به درد و غم همی خورد # 28 روزی که دو سه برگ کار پرداخت %~% و اسباب عروس یک به یک ساخت # 29 پس گفت به پیرخانه تا زود %~% پیرانه دود ز بهر مقصود PageV01P13 # 1 پیر از دل دردمند برخاست %~% اشتر طلبید و محمل آراست # 2 از اهل قبیله مهتری چند %~% گشتند بهم ز خویش پیوند # 3 رفتند ز بهر خواستاری %~% در حله لعبت حصاری # 4 آمد پدرش به مردی پیش %~% ز اندازه نمود مردی بیش # 5 از راه کرم به رسم تازی %~% بنشست به میهمان نوازی # 6 خوانی بکشید مهترانه %~% پر نعمت و نزل خسروانه # 7 چون سفره ز پیش بر گرفتند %~% عیشی به نشاط در گرفتند # 8 با یکدگر از طریق کاری %~% می‌رفت سخن ز هر شماری # 9 هر جعبه چو تیر خود برانداخت %~% جویای غرض سخن برانداخت # 10 کایزد چو بنای دهر پرداخت %~% هر طایفه جفت جفت در ساخت # 11 زین رو همه را به زندگانی %~% از جفت گریز نیست دانی # 12 چون هست چنین امیدواریم %~% کامید خود از درت براریم # 13 ناسفته درت که زخزینه است %~% ما ورد صفا در آبگینه است # 14 گویی به زبان خود که بی گفت %~% با گوهر پاک ما شود جفت # 15 قیس هنری که در زمانه %~% هست از همگی هنر یگانه # 16 گر سینه به مهر او کنی گرم %~% دامادی او نباردت شرم! # 17 این فصه چو کرد میزبان گوش %~% از بس خجلی بماند خاموش # 18 بر خود قدری چو مار پیچید %~% وانگه به جواب در بسیجید # 19 گفتا: چه کنم که میهمانی! %~% ور نه کنم آن سزا که دانی # 20 هر نکته کز آن ms19 کسی برنجد %~% رنجیده شود کسی که سنجد # 21 تیری که نه بر هدف گراید %~% آن به که ز جعبه بر نیاید # 22 شخصی که ز نفس نا سرانجام %~% ما را به قبیله کرد بد نام # 23 دیوانه و مست و لاابالی %~% وز مردمی زمانه خالی # 24 از بی ننگی فتاده در ننگ %~% وز بی سنگی بخوردن سنگ # 25 خلق از خبرش به کوچه و در %~% انگشت به گوش و دست بر سر # 26 زین گونه حریف ناخردمند %~% در خورد کجا بود به پیوند # 27 خود گیر که ما به دست پیشی %~% جستیم رضای تو به خویشی # 28 آشفته که حال خود نداند %~% تیمار عروس کی تواند! # 29 بر وی چو کفایتش بسی نیست %~% نیروی تعهد کسی نیست # 30 باشد چو زنی ستون خانه %~% ناخفته به اندرون خانه # 31 مرغی که شتر شدست نامش %~% بار است چو نام ناتمامش # 32 مردانه توانش نام کردن %~% کاو بار کسی کشد به گردن # 33 به گر ننهی به پرده‌ای روی %~% کش غم تو خوری و او بود شوی # 34 وانگه به خدائی خداوند %~% از صدق عقیده خورد سوگند # 35 کاین در نشود گشاده تا دیر %~% کار ار ز زبان شود به شمشیر! # 36 جوینده لعبتی چو خورشید %~% شد باز به سوی خانه نومید # 37 آهسته به گوش پیر زن گفت: %~% کاین سوخته طاق ماند از آن جفت # 38 کم خازن آن خزینه سیم %~% از آهن تیز می‌کند بیم # 39 گر کار فتد به زور بازو %~% زین سوی سبک بود ترازو # 40 آن چاره که نی به بازوی ماست %~% ز اقبال قوی تری شود راست # 41 نتوان ستدن ز پنجه ور رخت %~% الا که به زور بازوی سخت PageV01P14 # 1 خواننده حرف آشنایی %~% زین گونه کند سخن سرایی # 2 کان پیر جگر کباب گشته %~% وز باده غم خراب گشته # 3 چون زد در عروس نومید %~% شد ساخته گزند جاوید # 4 شد در پی آنکه تا چه ms20 سازد %~% کان عاشق خسته را نوازد # 5 کرد آنچه ز چاره کردنی بود %~% نامد به کفش کلید مقصود # 6 چون از طرفی نیافت یاری %~% برمیر قبیله شد به زاری # 7 نوفل ملکی بد آدمی خوی %~% آزاده و مهربان و دل جوی # 8 از کش و مکش دل ستم کار %~% در سلسله بتی گرفتار # 9 هم زحمت عاشقی کشیده %~% هم شربت عاشقان چشیده # 10 افسانه قیس کاتش افروخت %~% هر لحظه همی شنید و می‌سوخت # 11 چون حالت پیر دید حالی %~% کرد از بد و نیک خانه خالی # 12 به نواخت به لطف و راز پرسید %~% وان قصه که داشت باز پرسید # 13 پیر از جگر شکایت اندود %~% دم بر زد و کرد خانه پر دود # 14 چون کار فتادگان به زاری %~% جست از پی آن رمیده یاری # 15 او خود غم او ز پیش دانست %~% وان مصحت آن خویش دانست # 16 قاصد طلبید و داد پیغام %~% سوی پدر بت گل اندام: # 17 کاندیشه آن کند کی بی گفت %~% دیوانه به ماه نو شود جفت # 18 گر گفت دگر بود درین زیر %~% گویم سخن از زبان شمشیر # 19 شد پیک و پیام برد در حال %~% تا شد شنونده بر دگر حال # 20 بگشاد زبان چو آتش تیز %~% پس گفت جوابی آتش انگیز: # 21 کاندازه کرا بود درین راز %~% کز پرده ما بر آرد آواز # 22 کاری که ز نسبتش جداییست %~% کوشیدن آن نه نیک راییست # 23 کرباس تو گر چه دلپذیرست %~% پیوند حریر با حریرست # 24 گر مهتر ماست نوفل گرد %~% مهتر نکند ستیزه با خرد # 25 زان گونه زبون نه‌ایم ما نیز %~% کارزد گل ما به نرخ گشنیز # 26 چندان غم جان و تن توان خورد %~% کز پرده برون سخن توان برد # 27 فرمان ده اگر بدین بهانه %~% ما را به بدی کند نشانه # 28 ما نیز به کوشش صوابش %~% معذور بودیم در جوابش! # 29 پیک آمد و باز داد پاسخ ms21 %~% نوفل ز غضب شد آتشین رخ # 30 لشکر طلبید و بارگی خواست %~% بیرون قبیله شد صف آراست # 31 خویشان صنم که آن شنیدند %~% شان نیز به کین برون دویدند # 32 گشت از دو طرف روانه شمشیر %~% وآویخت به حمله شیر با شیر # 33 هر تیغ زنی به خنجر و خشت %~% سرها همه می‌درود و می‌کشت # 34 مرگ آمد و جان ز سینه می‌روفت %~% بر نغمه تیر پای می‌کوفت # 35 بر رسم عرب به جهد و ناورد %~% می‌کرد ستیزه مرد با مرد # 36 شمشیر کشیده هر دلیری %~% نوفل به میان چو تند شیری # 37 هر سو که فگند تیغ پولاد %~% کرد از سر مرد گردن آزاد # 38 زان کینه که بی دریغ می‌رفت %~% یک هفته دو رویه تیغ می‌رفت # 39 خلقی سوی لعبت حصاری %~% تنگ آمد از آن ستیزه‌کاری # 40 گفتند به اتفاق پیران %~% در سوخته به که خانه ویران # 41 چون فتنه ما برون زد این تاب %~% آن به که کنیم فتنه در خواب # 42 خیزیم و سبک ز خون لیلی %~% در خاک روان کنیم سیلی # 43 آفت ز جهان چو گشت گم نام %~% غوغا ز دو سوی گیرد آرام # 44 هم رخنه فتنه بسته گردد %~% هم دل ز گزند رسته گردد # 45 مجنون که از آن خبر شد آگاه %~% بر زد ز درون دل یکی آه # 46 بر میر سپه دوید جوشان %~% چون سیل که در رسید خروشان # 47 بگرفت عنان مرکبش سخت %~% می‌سوخت زخامکاری بخت # 48 گفت: ای همه مرهم از تو آزار %~% بازا دل ازین ستیزه بازار # 49 گویند ز غصه مهترانش %~% کاهسته کنیم برکرانش # 50 یعنی چو وی از جهان برافتد %~% این مشغله از میان برافتد # 51 بر خصم مکش به کینه جویی %~% تیغی که به خون دوست شویی # 52 آن نیزه مزن به دشمنان بیش %~% کزوی دل دوستان کنی ریش! # 53 نوفل چو شنید گفت مجنون %~% از دیده گشاد در مکنون # 54 لابد به نیام ms22 کرد شمشیر %~% در بیشه خویش رفت چون شیر # 55 در گوشه غم نشست نالان %~% از حالت قیس دست مالان PageV01P15 # 1 توقیع کش مثال این حرف %~% در نامه سخن چنین کند صرف # 2 کان سوخته خراب سینه %~% اورنگ نشین بی خزینه # 3 از نوفلیان چو بی غرض ماند %~% لختی ز فراق در مرض ماند # 4 چون پیکرش از نشان نستی %~% آمد قدری به تن درستی # 5 باز از وطن خرد برون جست %~% زنجیر برید و رشته بگسست # 6 می‌گشت به گرد و کوه و صحرا %~% چون خضر به روضهای خضرا # 7 نی دل خوش و نی خرد فراهم %~% دیوانه و دیو هر دو با هم # 8 هجرش زده تیر بر نشانه %~% غم یافته مرگ را بهانه # 9 یاران به تأسف از چنان یار %~% خویشان به تحیر از چنان کار # 10 او دشت گرفته زار و دل ریش %~% دشمن به ملامت از پس و پیش # 11 مسکین پدرش به چاره سازی %~% چون شمع به خویشتن گدازی # 12 هر جا که نشست زار بگریست %~% بی گریه زار در جهان کیست # 13 وآن مادر خسته جگر سوز %~% شب رنگ شده ز بخت بد روز # 14 روزی طربش به شب رسیده %~% خون جگرش به لب رسیده # 15 روزی ز زبان راست بازی %~% در گوش پدر رسید رازی # 16 کز مهر و وفای آن یگانه %~% کاندر همه دهر شد فسانه # 17 زان گونه شدست نوفلش دوست %~% کان دل شده مغز گشت واین پوست # 18 گوید که: اگر دل آیدش باز %~% من دخت خودش دهم به صد ناز # 19 پیر از خبری چنان دل انگیز %~% بر سوخته شد چو آتش تیز # 20 دیدش سر و تن ز سنگ خسته %~% چهره ورم و جبین شکسته # 21 پیراهن پاره پاره چون گل %~% خونابه چکان ز دیده چون مل # 22 از تف هوا چو دود گشته %~% پشتش ز زمین کبود گشته # 23 اول ز دو دیده سیل خون ریخت %~% وانگه ms23 نمک از جگر برون ریخت: # 24 کای چشم من و چراغ دیده %~% تو از من و من ز خود رمیده # 25 دارم دل خسته درد پرورد %~% درمان دلم تویی برین درد # 26 تو دشت گرفته را رو بی حال %~% مسکین دل مادرت به دنبال # 27 زینگونه که از تو در بلائیم %~% دیوانه تو نیستی که مائیم # 28 دریاب که عزم کوچ کردم %~% نزدیک شد آفتاب زردم # 29 انگار گل تو را خزان برد %~% وآن هم نفسی که داشتی مرد # 30 یاری که نیایدت در آغوش %~% آن به که ز دل کنی فراموش # 31 شاخی که برش نه زود باشد %~% هیزم بود ار چه عود باشد # 32 بید ار ندهد ز میوه مایه %~% باری بودش فراخ سایه # 33 تو شاخ رسیده گشتی و تر %~% نی سایه به مادهی و نی بر # 34 چون عشق بود به دل صوابست %~% مه در شب تیره آفتابست # 35 نوفل که به مهر تست منسوب %~% دارد پس پرده دختری خوب # 36 در گلشن حسن سرو چالاک %~% چون قطره آب آسمان پاک # 37 خورشید رخی خدیجه نامش %~% پرورده به عصمتی تمامش # 38 جویندش و نوفل از تکبر %~% در رشته کس نه بندد آن در # 39 زان رسم وفا که در تو دیدست %~% پیوند ترا به جان خریدست # 40 در دل همه صحبت تو جوید %~% وز شرم بروی تو نگوید # 41 پرسد خبر تو گاه و بی گاه %~% هم معتقدست و هم نکوخواه # 42 گر سر به رضا ما کنی راست %~% آن خواست از آن توست بی‌خواست # 43 هم مادر امید خاص یابد %~% هم جان پدر خلاص یابد # 44 ور خود زنی از خلاف تیری %~% بی جان شده گیر زال و پیری # 45 گفتیم به تو غم نهانی %~% از ما سخنی دگر تو دانی! # 46 دیوانه که این حدیث بشنید %~% دیوانگیش ز سر بجنبید # 47 می‌خواست که از درون پر سوز %~% گردد به خلاف پاسخ اندوز # 48 لیکن ms24 چو فسون پیر بد چست %~% کرد از دم سخت دیوار سست # 49 در پای پدر فتاد فرزند %~% گفت ای دم تو مرا زبان بند # 50 با آنکه خرد ز من عنان تافت %~% از رای تو روی چون توان یافت # 51 اینست چو خواهش الهی %~% تن در دادم بهر چه خواهی! # 52 مادر پدر از چنان جوابی %~% بر آتش دل زدند آبی # 53 رفتند ز خانه بامدادان %~% پیش پدر عروس شادان # 54 بستند کمر بجست و جویی %~% کردند سپرده گفت و گویی # 55 نوفل که بخاطر آن هوس داشت %~% پیش آمد و پاس آن نفس داشت # 56 گشتند دو دل مبده بی غم %~% رفتند بسوی خانه خرم # 57 بردند ظرایف عروسی %~% بغدادی و مغربی و روسی # 58 اسباب نشاط و مایه سور %~% شهد و شکر و گلاب و کافور # 59 بنشست فقیه عیسوی دم %~% بنیاد نکاح کرد محکم # 60 شد جلوه نما بت حصاری %~% چون گل ز نسیم نوبهاری # 61 نازک بدنی چو در مکنون %~% مجنون کن صد هزار مجنون # 62 هر کس به هوس نگاه می‌کرد %~% مجنون می‌دید و آه می‌کرد # 63 هر کس صفت جمال می‌گفت %~% مجنون سخن از خیال می‌گفت # 64 هر کس گهری خریده می‌ریخت %~% مجنون ز سرشک دیده می‌ریخت # 65 هر کس ز طرب به کار خود بود %~% مجنون به هوای یار خود بود # 66 هر کس شمعی بسوز برداشت %~% مجنون همه سوز در جگر داشت # 67 او قصه جان ریش می‌خواند %~% و افسون خلاص خویش می‌خواند # 68 می‌کرد به سینه یاد دل خواه %~% می‌شست به گریه دست از آن ماه # 69 بیرون خوش و از درونه دل تنگ %~% تن حاضر و دل هزار فرسنگ # 70 مطرب ز طرب ترانه می‌زد %~% او ناله عاشقانه می‌زد # 71 چون کرد عروس جلوه حور %~% در پرده مهد گشت مستور # 72 چون شد گه آنکه خرم و شاد %~% هم خوابه شوند سرو و شمشاد # 73 دیوانه به درد خود گرفتار ms25 %~% حیران شده ماه نو در آن کار # 74 نی او همه شب غنود از سوز %~% نی لعبت تو ز بخت بد روز # 75 بر بویی گلی که بود یارش %~% دامن نگرفت هیچ خارش # 76 بر نجد شد و طواف می‌کرد %~% با خاطر خود مصاف می‌کرد # 77 سوزان غزلی که دل کند ریش %~% می‌خواند به حسب حالت خویش # 78 مادر که شنید قصه دوش %~% سوی پدرش دوید بی‌هوش # 79 ناخن زد و چهره غرق خون کرد %~% دامن ز سرشک لاله‌گون کرد # 80 بی‌چاره پدر ز پا در افتاد %~% هم شیشه شکست و هم خر افتاد # 81 گشتند موافقان و خوشان %~% زین واقعه جمله دل پریشان PageV01P16 # 1 گوینده این کهن فسانه %~% زان شعله چنین کشد زبانه # 2 کان شمع نهان گداز شب خیز %~% پروانه صفت بر آتش تیز # 3 کبکی که شکسته بال باشد %~% شاهین زندش چه حال باشد # 4 چون غم زده را در آن تحیر %~% از خوردن غم درونه شد پر # 5 بس کانده سینه شد فزونش %~% از دل به دهن رسید خونش # 6 تیمار دلش به جان نگنجید %~% جان خود چه که در جهان نگنجید # 7 شد در پی آنکه دل بکاود %~% وز غم قدری برون تراود # 8 کاغذ طلبید و خامه برداشت %~% ترتیب سواد نامه برداشت # 9 سودای جگر به نامه می‌ریخت %~% خونابه ز نوک خامه می‌ریخت # 10 کاغذ چو تمام شد نوردش %~% از خون دو دیده مهر کردش # 11 وانگه طلبید قاصدی چست %~% کز باد به تک حریف می‌جست # 12 دادش که: ببر بر آن خرابش %~% باز آور به من رسان جوابش # 13 قاصد شد و آن صحیفه را برد %~% وآنجا که سپردنیست بسپرد # 14 مجنون که بدید نامه دوست %~% می‌خواست برون فتادن از پوست # 15 دید از قلم جراحت انگیز %~% در دوده سرشته آتش تیز PageV01P17 # 1 آغاز صحیفه معانی %~% بر نام خدای جاودانی # 2 آن را که هدایتی رساند %~% اندازه کرا که واستاند # 3 وآن را ms26 که کند ز روشنی دور %~% آن کیست که باز بخشدش نور # 4 وآنگه ز خراش سینه خویش %~% خونابه فشانده از دل ریش # 5 کاین نامه که هست چون نگاری %~% از دلشده‌ای به بی‌قراری # 6 یعنی ز من ستم رسیده %~% نزدیک تو ای رسن بریده # 7 ای عاشق دور مانده چونی %~% وی شمع ز نور مانده چونی # 8 چونست سرت به بالش خاک %~% خون از رخ تو که می‌کند پاک # 9 روزت دانم که شب نشانست %~% شبهای سیاه بر چه سانست # 10 از من به که می‌بری حکایت %~% یا خود ز که می‌کنی شکایت # 11 تکیه بدر که می‌کنی خواست %~% بالین گه تو که می‌کند راست # 12 دردت ز منست گر چه حالی %~% من نیز نیم ز درد خالی # 13 شمعی که بر آتش است تا روز %~% پروانه کش است و خویشتن سوز # 14 چون ز آتش تیز پرنیان سوخت %~% از سوزن و رشته کی توان دوخت # 15 بگداخت ز سوز دل وجودم %~% وز اوج فلک گذشت دودم # 16 تو گر چه ز عشق تنگ باری %~% باری قدمی فراخ داری # 17 گر پیشروان شوی و گر پس %~% دستی نزند به دامنت کس # 18 مسکین من مستمند بندی %~% موقوف سرای دردمندی # 19 خو کرده به گوشه ندامت %~% زندانی درد تا قیامت # 20 پرورده غم شدست جانم %~% فرسود محنت استخوانم # 21 تا بستر تو زمین شنیدم %~% من نیز همان زمین گزیدم # 22 گشتم به یگانگی چنان چست %~% کاین هستی من ز هستی تست # 23 هر خاری که پای تو کند ریش %~% من از دل خود برون کشم نیش # 24 هر تاب که بر تو زآفتاب است %~% سوزش همه بر من خراب است # 25 هر آبله کافتدت به رفتار %~% از دیده من تراود آزار # 26 هر سنگ که پهلوی توخسته‌ست %~% اینک تن من از آن شکسته‌ست # 27 هر باد که از ره تو خیزد %~% در سینه من غبار بیزد # 28 من بی تو چنین ms27 به غم نشسته %~% از هر که بجز تو روی بسته # 29 ای خار چو پهلویش کنی ریش %~% از آتش آه من بیندیش # 30 ای گرد چو بر تنش نشینی %~% باران سرشک من ببینی # 31 رو ای دم سرد من به راهش %~% خاشاک به چین ز تکیه‌گاهش # 32 اینم نه گمان که یار دلسوز %~% شبها به وصال می‌کند روز # 33 در کیو دگر همی‌زند گام %~% با یار دگر همی‌کشد جام # 34 گر یار نو آمدت در آغوش %~% از یار کهن مکن فراموش # 35 بیگانه مشو چنین به یکبار %~% آخر حق صحبتی نگه‌دار # 36 گر باده و گر خمار بودیم %~% روزی نه من و تو یار بودیم # 37 گر لاله و سرو در شمار است %~% آخر خس و خار هم به کارست! # 38 گیرم که تراست لعل در چنگ %~% مفگن به دکان شیشه‌گر سنگ # 39 دیدی که به معرض هلاکم %~% چون باد برون شدی ز خاکم # 40 بیگانه صفت خرام کردی %~% بیگانگی تمام کردی # 41 بسیار می جفا چشیدی %~% بی‌خوابی و بی‌دلی کشیدی # 42 اکنون که به وصل خفته‌ای شاد %~% هم خوابه نو مبارکت باد! # 43 با این همه دوستدار و یاریم %~% با یار تو نیز دوستداریم # 44 بخت من اگر ز من شد آزاد %~% آنرا که رسید یار او باد # 45 او گر چه که دشمنیست در پوست %~% از دوستیت گرفتمش دوست # 46 آن یار که دوست داشت یارم %~% دشمن بوم ار نه دوست دارم # 47 درد تو رفیق جان من باد %~% هم خوابه خاکدان من باد # 48 چون خوانده شد این ورق تمامی %~% دل سوخته پخته شد ز خامی # 49 غلتید میان خاک لختی %~% چون باد زده کهن درختی # 50 پس قاصد نامه را بفرمود %~% کآرد قلمی و کاغذی زود # 51 قاصد بسوی قبیله شد راست %~% و آورد و سپردش آنچه درخواست # 52 دیوانه ز راز پرده برداشت %~% می‌ریخت غمی که در جگر داشت # 53 اول بگه قلم گزاری %~% کرد ms28 از سر خستگی و زاری PageV01P18 # 1 آغاز سخن به نام شاهی %~% کار است چو چرخ بارگاهی # 2 سازنده گوهر شب افروز %~% روزی ده جانور شب و روز # 3 دیباچه گشای باغ و بستان %~% گویا کن بلبلان به دستان # 4 کاین قصه محنت از غمینی %~% بر سیم بری و نازنینی # 5 یعنی ز من خراب رنجور %~% نزدیک تو ای ز مردمی دور # 6 بگذر ز من عتاب روزی %~% چندم ز عتاب تلخ سوزی # 7 من خود زمانه در هلاکم %~% تو نیز مکش به خون و خاکم # 8 اکنون که ز دست شد عنانم %~% از طعنه چه می‌زنی سنانم # 9 با تو به دلم دگر نگنجد %~% حقا که خیال در نگنجد # 10 باد ار چه گل آردم ز کویت %~% گل ننگرم از برای رویت # 11 خواهم شب تیره با تو شینم %~% تا سایه برابرت نبینم # 12 با جز تو چه کار تا تو هستی! %~% در قبله خطاست بت‌پرستی # 13 عشق از دو صنم بود عنان تاب %~% چون دین ز توجه دو محراب # 14 تا یک سر مو بود به جایت %~% یک مو نکشم سر از هوایت # 15 اینجا من و دلستانم آنجاست %~% آنجاست دلم که جانم آنجاست # 16 گر کرد سپهر بی‌طریقم %~% تهمت زده دگر رفیقم # 17 نی خواهش دل مرا بر آن داشت %~% کز قبله به بت نظر توان داشت # 18 بنشاند مرا چنین بر آذر %~% حکم پدر و رضای مادر # 19 مهری که به سینه داشت رویم %~% بر روی پدر چگونه گویم # 20 آن یار که جز تو در کنارست %~% سروست و مرا درخت خارست # 21 چشمت چو کند به روی من ناز %~% در روی تو دیده چون کنم باز # 22 هر چند به عقد بود جفتم %~% نادیده رخش طلاق گفتم # 23 گر بود نظر به دل فروزی %~% دیدار توام مباد روزی # 24 در سر نکنم دویی همه‌گاه %~% گر سر دو کنی به تیغ کین خواه # 25 مؤمن به وفا ms29 دو روی نبود %~% ور هست یگانه گوی نبود # 26 بر من چه کشی بخشم شمشیر %~% من خود شده‌ام ز جان خود سیر! # 27 بیدار برای آخرین خواب %~% چون اشتر عید و گاو قصاب # 28 امروز که بدین خراشم %~% تو نیز مزن به دور باشم # 29 جان حیف بود بهای این غم %~% آخر غم تست چون زنم کم # 30 هر جا که کنم نشست یا خاست %~% چون در نگرم غم تو آنجاست # 31 شبها ز غمت بسوز من کیست %~% من دانم و شب که روز من چیست # 32 در خواب چو دامن تو گیرم %~% بیدار شوم ولی بمیرم # 33 بر خاک در تو سنگسارم %~% ور سنگ طلب کنی ندارم # 34 تو فارغ و دل بسی فغان زد %~% بر ماه طپانچه چون توان زد # 35 آسوده که با فراغ دل زیست %~% او کی داند که سوز من چیست! # 36 باغی که خزان ندیده باشد %~% برگ و گلش آرمیده باشد # 37 شاهین که دهد کلنگ را خم %~% از رنج دلش کجا خورد غم! # 38 بر کشتن من چو کامکاری %~% مردار شدن چرا گذاری # 39 شد سوخته جان نا شکیبم %~% تا کی به زبان دهی فریبم # 40 بس ابر که تند سر برآرد %~% آواز دهد ولی نبارد # 41 بر بیگنه آنگه شد ستم سنج %~% آخر بود از ندامتش رنج # 42 آن گرگ بود نه آدمی زاد %~% کز خوردن آدمی شود شاد # 43 فریاد که خوردیم همه خون %~% زین فتنه خلاص چون بود چون # 44 بردار ز مطرح هلاکم! %~% افتاده رها مکن به خاکم! # 45 چون ثبت شد آنچه بود شایان %~% وان نامه درد شد به پایان # 46 تاریخ فراق یاورش کرد %~% عنوان سرشک بر سرش کرد # 47 بسپرد به قاصد سبک سیر %~% تابستد و بر پرید چون طیر # 48 برد آن ورق و به نازنین داد %~% غنچه به کنار یاسمن یاسمین داد # 49 چون نامه بدید ماه بی صبر %~% از نومیدی گریست چون ابر ms30 # 50 از پوزش و عذر بیکرانش %~% تسکین تمام یافت جانش # 51 از خواندن نامه چون بپرداخت %~% تعویذ گلوی خویشتن ساخت PageV01P19 # 1 چون نافه گشاد باد نوروز %~% بشکفت بهار عالم افروز # 2 از شبنم گوهرین شمایل %~% آراست گلوی گل حمایل # 3 نازک تن لاله دل افروز %~% لرزنده شد از نسیم نوروز # 4 با شاهد و می خجسته نامان %~% گشتند بهر چمن خرامان # 5 هر کس به عزیمت تماشا %~% مجنون و دلی رمیده حاشا! # 6 هر کس شده در کنار آبی %~% مجنون خراب در خرابی # 7 هر کس به سوی چمن شتابان %~% مجنون رمیده در بیابان # 8 هر کس صنمی چو گل در آغوش %~% مجنون رمیده خار بر دوش # 9 هر باد که از بهارش آمد %~% بگریست که بوی یارش آمد # 10 هر گل که شگفته دید بر خاک %~% کرد از غم دوست پیرهن چاک # 11 آن کس که به کوه و دشت خو کرد %~% زو انس نشاید آرزو کرد # 12 آهو که خورد به دشت خاشاک %~% باشد چو خانه نزد او خاک # 13 مرغی که ز سبزه داشت مفرش %~% زندان قفس کجا کند خوش # 14 او بود و غمی و باد سردی %~% کز دور پدید گشت گردی # 15 یاری دو ز محرمان دردش %~% خونابه زدای روی زردش # 16 بودند به کوه و دشت پویان %~% آن گم شده را به خاک جویان # 17 در کوچ گهش جمازه راندند %~% وز دور جمازه را نشاندند # 18 رفتند پیاده پیش مجنون %~% ریزان ز دو دیده در مکنون # 19 دیدند به گوشه خرابی %~% غولی به کناره سرابی # 20 زنجیر ز همدمان گسسته %~% در حلقه دام و دد نشسته # 21 گفتند که: ای رفیق چونی %~% در خون جگر غریق چونی # 22 آخر چه شدت که وارمیدی %~% وز صحبت دوستان بریدی # 23 خو باز گرفتی از همه کس %~% با شیر و گوزن ساختی بس # 24 زینسان نبرند آشنایی %~% مردم نکند چنین جدایی # 25 تو مردم و دانشت ز ms31 حد بیش %~% چونست که با ددان شدی خویش # 26 برخیز که گل شکوفه نو کرد %~% دلها به نشاط می گرو کرد # 27 وقت چمنست و بوستان هم %~% ما منتظریم و دوستان هم # 28 امروز اگر دمی چو یاران %~% باشی به مراد دوستداران # 29 گل‌گشت چمن کنیم چون باد %~% باشیم به روی یکدگر شاد # 30 بینی رخ دوستان جانی %~% بی‌دوست مباد زندگانی # 31 مجنون ز دو دیده آب بگشاد %~% وانگه گره جواب بگشاد # 32 گفت: ای شب و روزتان همه سور %~% بادا شبتان زر و ز من دور # 33 پیرایه من اگر چه زشتست %~% چون خوی گرفته‌ام بهشتست # 34 زان گونه به بانگ بوم شادم %~% کز بلبل مست نیست یادم # 35 در دشت چنان خوشست خارم %~% کز باغ کسان خبر ندارم # 36 غولی که به دشت خو پذیرد %~% در باغ بریش جان گیرد # 37 آنرا که خیال یار باشد %~% با سرو و گلش چکار باشد # 38 بگذار چمن که یار من نیست %~% وان گل که مراست در چمن نیست # 39 یاران ز چنان جواب دل دوز %~% راندند بسی سرشک جان سوز # 40 گفتند که ای نشانه درد %~% زندان دلت خزانه درد # 41 شک نیست که روی یار دیدن %~% خوشتر ز گل و بهار دیدن # 42 لیکن گل تو که رشک باغست %~% او نیز دران چمن چراغست # 43 گه گه که دلش بگیرد از کاخ %~% جان تازه کند به سبزی شاخ # 44 آید به چمن چو نازنینان %~% با هم نفسان و هم نشینان # 45 ایشان همه با نشاط هم رنگ %~% او گوشه گرفته با دل تنگ # 46 برخیز مگر ز بخت روشن %~% بینی گل تازه را به گلشن! # 47 مجنون که شنید نام مقصود %~% بر شد ز دلش بر آسمان دود # 48 با هم نفسان ز جای برخاست %~% بر ناقه نشست و محمل آراست # 49 رفتند از آن خرابه پویان %~% در جلوه‌گه نشاط جویان # 50 یاران عزیز در چمن گاه %~% بودند نشسته ms32 چشم در راه # 51 دیدند چو روی عاشق مست %~% گشتند ز رفق بر زمین پست # 52 گرد از رخ نازکش فشاندند %~% در صدر تنعمش نشاندند # 53 او دل به ولایتی دگر داشت %~% نی از خود و نی ز کس خبر داشت # 54 نی رنجه شد و نه گشت خشنود %~% کازار و نوازشش یکی بود # 55 یاران به نشاط و عیش سازی %~% او با دل خود به عشق بازی # 56 مطرب غزلی کشیده دلکش %~% مجنون به نشید خویشتن خوش # 57 هر ناله که زد ز جان ناشاد %~% هر کس که شنید کرد فریاد # 58 از حلقه دوستان برون جست %~% زنجیر برید و رشته بگسست # 59 نالید دمی ز بخت ناشاد %~% وز سایه سرو جست چون باد # 60 دامن ز گل پیاده پرداخت %~% بر خار پیاده رخش می‌تاخت # 61 در کوه شد و به تیغ بر شد %~% پیکان فراق را سپر شد # 62 باز آن ددگان که صف شکستند %~% گردش چون سپهر حلقه بستند # 63 از آب دو دیده بی مدارا %~% می‌داد گهر به سنگ خارا PageV01P20 # 1 یک روز به گاه نیم روزان %~% کانجم شد از آفتاب سوزان # 2 گردون ز حرارت تموزی %~% در سایه خزان به پشت کوزی # 3 آتش زده گشت کون و کان هم %~% تفسیده زمین و آسمان هم # 4 جایی نه که دیده را برد خواب %~% ابری نه که تشنه را دهد آب # 5 مرغان چمن خزیده در شاخ %~% در رفته خزندگان به سوراخ # 6 خورشید چنانچ تیزی اوست %~% بگشاد چو مار از آدمی پوست # 7 در حوضه خشک از آتش و تاب %~% صد پاره شده زمین بی آب # 8 در دشت سرابهای کین توز %~% چون وعده سفلگان جگر سوز # 9 مرغابی از آرزوی آبی %~% خون خورده بگرد هر سرابی # 10 از گرمی ریگهای گردان %~% پر آبله پای ره نوردان # 11 هر کس به چنین هوای ناخوش %~% در حجره سرد کرده جاخوش # 12 مجنون به کنار هر سوادی ms33 %~% گردنده بسان گرد بادی # 13 می‌گشت چو بی‌خودان بهر سوی %~% خونابه روان ز دیده چون جوی # 14 دید از طرف گذر به سویی %~% غلطیده سگی به کنج کویی # 15 سر تا قدمش جراحت و ریش %~% شویان به زبان جراحت خویش # 16 مجنون چو بحال او نظر کرد %~% در پیش دوید و دیده تر کرد # 17 پیچید به گردنش به صد ذوق %~% و افگند ز زر به گردنش طوق # 18 بگرفت به رفق در کنارش %~% می‌شست به گریهای زارش # 19 دامن به تهش فگنده در خاک %~% می‌کرد به آستین سرش پاک # 20 گه پیش رخش به گریه نالید %~% گه در کف پاش دیده مالید # 21 بوسید سرش به رفق و آزرم %~% خارید برش به ناخن نرم # 22 گفت ای گلت از وفا سرشته %~% نقشت فلک از نوا نوشته # 23 هم نان کسان حلال خورده %~% هم خورده خود حلال کرده # 24 کرده ز ره حلال خواری %~% با منعم خویش حق گزاری # 25 ایمن ز تو باسپان بهر سوی %~% معزول ز تو عسس بهر کوی # 26 دزدی که شد از دمانت خسته %~% الا بگزند جان نرسته # 27 از خاستن شب سیاهت %~% میمون شده خواب صبحگاهت # 28 ور گشته شبان گوسپندان %~% از گرگ ربوده مزد دندان # 29 بر تخته پشت هر شکاری %~% تعلیم گرفته روزگاری # 30 و امروز که باز ماندی از کار %~% خواری همه را مرا نه ای خوار # 31 گر تو سگی از سرشت دوران %~% اینک سگ تو منم به صد جان # 32 کو سلسله تو تا ز یاری %~% در گردن خود کشم به زاری! # 33 باری بزنم به مهر و پیوند %~% با تو به موافقت دمی چند # 34 پای تو که گشت بر در یار %~% بر چشم منش سزات رفتار # 35 خواهم که شکافم این دل تنگ %~% در وی کشمت چو لعل در سنگ # 36 هستیم من و تو هر دو شب گرد %~% لیکن تو به ناله و من از درد ms34 # 37 چون باز گذر کنی در آن کوی %~% بر خاک درش نهی ز من روی # 38 هر گه جگریت بخشد آن یار %~% با دی نکنی ازین جگر خوار # 39 هر خس که برو گذارد گامی %~% از من برسانیش سلامی # 40 هر جا که نهاد پای روشن %~% بسیار ببوسی از لب من # 41 زنجیر خودت نهد چو بر دوش %~% از گردن من مکن فراموش # 42 روزی اگر آن بت پری چهر %~% دستی به سر تو ساید از مهر # 43 آگه کنیش ز مهر جانم %~% وین قصه بگویی از زبانم # 44 کای آهوی ناوک افگن مست %~% یک تیر تو و ز آهوان شست # 45 آن کز پی صید تو زند گام %~% خود را فگند به حلقه دام # 46 هر کز پی تو شود کمان گیر %~% بر سینه خویشتن زند تیر # 47 چشم سیهت که بی نظیرست %~% آهوی سیاه شیر گیرست # 48 تو شیر کشی بهر شکاری %~% مردم ز سگان کیست باری # 49 بگذار که چون سگان نهانی %~% باشم به درت به پاسبانی # 50 در خانه گرم نمی‌گذاری %~% باری زدرم مران به خواری # 51 زینسان شغبی بکار می‌کرد %~% دیوانگی آشکار می‌کرد # 52 او بر سر این فسانه درد %~% و انبوه بگرد او زن و مرد # 53 پرسید یکیش از آن میانه: %~% کای کرده ز عافیت کرانه # 54 این سگ سگ کیست اندرین گرد %~% وین غم غم کیست با چنین درد # 55 خون بهر که می‌خوری بدینسان %~% وز بهر که می‌کنی چنین جان # 56 سگ را چه خبر که کام تو چیست %~% یا نیک و بد پیام تو چیست # 57 او را چو ز عقل نیست تمکین %~% تعظیم ویت چراست چندین # 58 دیوانه به درد پاسخش داد: %~% کای از غم من دل تو آزاد # 59 طعنم چه زنی به سگ پرستی %~% من نیز سگم ز روی هستی # 60 ور نیز به پای سگ زنم بوس %~% زآن پای خورم نه زین لب افسوس # 61 کاین ms35 پا که به شهر و کوی گشتست %~% پیش در یار من گذشتست # 62 روزیش به گوی آن پری کیش %~% دیدم گذران به دیده خویش # 63 تعظیم ویم نه از پی اوست %~% کش دوست گرفتم از پی دوست # 64 از یار چو بهره خار باشد %~% با بوی گلم چکار باشد PageV01P21 # 1 افسانه سرای شکرین گفت %~% ز الماس زبان گهر چنین سفت: # 2 کان گوشه نشین روی بسته %~% بودی همه وقت دل شکسته # 3 پرداخته دل ز صبر و آرام %~% گشتی همه شب چو ماه بر بام # 4 هنگام سحر ز بخت ناشاد %~% چون ابر گریستی به فریاد # 5 ناگاه شبی ز بعد سالی %~% بگرفت ز اندهش ملالی # 6 دید از نظر جمالش %~% دیوانه خویش را به صد درد # 7 کامد به نظاره خیال پرورد %~% نالید بسی ز زلف و خالش # 8 گه شست به خون دل سرایش %~% گاه از مژه رفت خاک پایش # 9 می‌خواند قصیده‌های دل سوز %~% می‌کرد گله ز بخت بد روز # 10 زان ناله که زد به خواب در یار %~% بیننده خواب گشت بیدار # 11 چون جست ز خواب تا نشیند %~% وآن دیده خویش باز بیند # 12 نی یار و نه آن وفا سگالی %~% بستر تهی و کنار خالی # 13 لختی ز طپانچه روی را کوفت %~% خونابه ز رخ به آستین روفت # 14 آهی زد و سوخت پرده راز %~% وز پرده برون فتادش آواز # 15 در خانه همه مزاج دانان %~% بر بسته دهن چو بی‌زبانان # 16 زآن بیم که خواست زهره سفتن %~% کس زهره نداشت پند گفتن # 17 چون سبزه این کبود گلشن %~% آراسته شد ز صبح روشن # 18 آن مهد نشین به جهد برخاست %~% بر پشت جمازه محمل آراست # 19 بگشاد زمام را به تندی %~% کامد ز تکش صبا به کندی # 20 میراند شتر به دشت پویان %~% آن گمشده را به خاک جویان # 21 چون شیب و فراز را بسی جست %~% وز هر خاری چو گلبنی رست ms36 # 22 دیدش چو ز بن شکسته شاخی %~% افتاده میان سنگلاخی # 23 بر پشته کوه پشت داده %~% بر بالش خار سر نهاده # 24 آورده صباش بوی لیلی %~% مژگانش به خواب کرده میلی # 25 او خفته و سر به خاکدانش %~% شیران شکار پاسبانش # 26 از بوی ددان صید فرسای %~% از کار بشد جمازه را پای # 27 آن تشنه جگر ز جان خود سیر %~% آمد سبک از جمازه در زیر # 28 اندیشه نکرد از آن دد و دام %~% در خوابگه رفیق زد گام # 29 با عشق چو صدق بود هم دست %~% هر یک ز ددان به جانبی جست # 30 او پهلوی یار خویشتن رفت %~% جان جلوه کنان به سوی تن رفت # 31 افشاند غبارش از تن ریش %~% بنهاده سرش به زانوی خویش # 32 از گریه زار در مکنون %~% می‌ریخت ولی به روی مجنون # 33 آن چشم که راه خواب می‌زد %~% بر عاشق خفته آب می‌زد # 34 یعنی که ز گریه گهربار %~% زد بر رخش آب و کرد بیدار # 35 باران چو نشاند سبزه را گرد %~% از خواب درآمد آن گل زرد # 36 مجنون که ز خواب دیده بگشاد %~% چشمش به جمال لیلی افتاد # 37 از جانش برامد آتشین جوش %~% زد نعره و باز گشت بی‌هوش # 38 بیمار که دارویش بتر کرد %~% دردش به طبیب نیز اثر کرد # 39 او داشته دل ولی سپرده %~% این یافته جان و لیک مرده # 40 او خفته میان خاک مانده %~% این بر شرف هلاک مانده # 41 او باخبر از گزند این غم %~% این بی خبر از خود و ازو هم # 42 آمد چو در آن قصاص هجران %~% در هر دو ز بوی یکدگر جان # 43 جستند ز جا فرشته و حور %~% چون مرده به محشر از دم صور # 44 مجنون ز جگر نفیر می‌زد %~% لیلی ز کرشمه تیر می‌زد # 45 گشت آن پری از دو چشم غماز %~% دیوانه خویش را فسون ساز # 46 از ساعد و زلف کرد ms37 تسلیم %~% زنجیر ز مشک و طوقش از سیم # 47 چون بود دو دل یکی به سینه %~% یعنی که دو در به یک خزینه # 48 تن نیز به یک سبیله شد راست %~% نقش دویی از میانه برخاست # 49 در ساخت به مهر دوست با دوست %~% وامیخت دو مغز در یکی پوست # 50 شد تازه دو چاشنی به یک خوان %~% شد زنده دو کالبد به یک جان # 51 آسود دو مرغ در یکی دام %~% وامیخت دو باده در یکی جام # 52 آراسته شد دو تن به یک ذوق %~% افروخته شد دو دل به یک شوق # 53 بودند به یاری آن دو هم عهد %~% آمیخته همچو شیر با شهد # 54 چون حاجت دوستی روا شد %~% هر چیز که جز غرض وفا شد # 55 از بوس و کنار دل بیاسود %~% جز مصحلتی دگر همه بود # 56 از هر نمطی سخن شد آغاز %~% آمد به میان جریده راز # 57 مجنون ز نشاط یار جانی %~% بگشاد زبان به در فشانی: # 58 کای از خم زلف عنبرین تاب %~% بر بسته به چشم دوستان خواب # 59 عمری در تو بدیده رفتم %~% عمری دگر از غمت نخفتم # 60 امروز که بعد روزگاری %~% بادی خوشی آمد از بهاری # 61 ز آسایش دل ربود خوابم %~% ناگه به سر آمد آفتابم # 62 در خواب چنان نمود بختم %~% کاختر به فلک نهاد رختم # 63 بر تخت من و تو روی بر روی %~% چون موج دو چشمه بر یکی جوی # 64 خوابم چو ز پیش پرده برداشت %~% تعبیر نظاره در نظر داشت # 65 تا روز قیامت ار بود تاب %~% نتوان خفتن به یاد این خواب # 66 لیلی که دو خواب هم عنان دید %~% بیداری بخت را نشان دید # 67 اول بگزید لب به دندان %~% پس باز گشاد لعل خندان # 68 دوشینه خیال خود کم و بیش %~% آن آینه را نهاد در پیش # 69 چون عکس دو آینه یکی بود %~% رفت ار به یگانگی شکی ms38 بود # 70 آن هر دو چو بخت خویش بیدار %~% زان خواب عجب به حیرت کار # 71 افسانه خواب چون به سر شد %~% بیداری هجر پرده در شد # 72 هر یک ز شب سیاه بی روز %~% می‌کرد شکایتی جگر سوز # 73 چندان غم دل شد آشکارا %~% کامد به نفیر سنگ خارا # 74 چندان نم دیده رفت در خاک %~% کز تندی سیل شد زمین چاک # 75 هر دو چو دو سرو ناز پرورد %~% ز آسیب خزان فتاده در گرد # 76 مجنون ز خیال غیرت اندیش %~% می‌خواست برد ز سایه خویش # 77 زان آه که بی‌دریغ می‌زد %~% بر سایه خویش تیغ می‌زد # 78 وان یار یگانه وفا جوی %~% کشته به یگانگی یکی گوی # 79 خود را چو نکرد ز آشنا فرق %~% می‌کرد به خون دو دیده را غرق # 80 دو سوخته دل بهم رسیده %~% سیوم نه کسی جز آب دیده # 81 حوران ز نسیم شوقشان مست %~% بگشاده فرشته در دعا دست # 82 از عشرت آن دو مست بی‌جام %~% در رقص در آمده دد و دام # 83 تیهو به عقاب راز گفته %~% یوسف به کنار گرگ خفته # 84 جولان زده آهویی به نخجیر %~% بر گردن شیر بسته زنجیر # 85 صیاد که تیر بی‌حد انداخت %~% بر صید کشید و بر خود انداخت # 86 ساقی و حریف جام در دست %~% ناخورده شراب هر دو سرمست # 87 صبحی به چنین امیدواری %~% نشگفت شکوفه بهاری # 88 بر گنج رسیده دزد را پای %~% خازن شده و خزینه بر جای # 89 افزون ز طلب چو بافت مردم %~% شک نیست که دست و پا کند گم # 90 مفلس که رسد به گنج ناگاه %~% ز افزونی حرص گم کند راه # 91 آب از پس مرگ تشنه جستن %~% هم کار آید ولی به شستن PageV01P22 # 1 چون بر سر چرخ لاجوردی %~% خورشید نهاد رو به زردی # 2 معشوقه آفتاب پایه %~% برداشت ز فرق دوست سایه # 3 بر عزم شدن ز جای بر خاست %~% عذری ms39 به هزار لطف درخواست # 4 او در سخن و رفیق خاموش %~% تا پاک دلش ببرده از هوش # 5 حیرت زده مهر بر دهانش %~% تب لرزه گرفته استخوانش # 6 دانست مسافر خردمند %~% کو را چه شکنجه شد زبان بند # 7 اندیشه او خطاب پنداشت %~% خاموشی او جواب پنداشت # 8 لختی کف پای پر ز خارش %~% بوسید و گرفت در کنارش # 9 پس محمل ناقه جست در بست %~% بگشاد عقال و تنگ بر بست # 10 شد بر شتر و زمام بسپرد %~% شاهین برسید و کبک را برد # 11 می‌رفت و دو چشم خون فشان‌تر %~% خونابه چشم زو روان‌تر # 12 چون ماه به برج خویشتن شد %~% وان سرو رونده در چمن شد # 13 در گوشه غم نشست مهجور %~% تن از دل و دل ز خرمی دور # 14 با شب ز رفیق راز می‌گفت %~% نامش میگفت و باز میگفت # 15 چون خسته شد از دل سیه روز %~% گفت این غزل از درون پر سوز PageV01P23 # 1 بازم غم عشق در سر افتاد %~% بنیاد صبوریم بر افتاد # 2 باز این دل خسته درد نو کرد %~% خود را به وبال من گرو کرد # 3 بازم هوسی گرفت دامن %~% کز عقل نشان نماند با من # 4 باز این شب تیره جگر سوز %~% بر بست بروی من در روز # 5 دودی که ز شوق در بر افتاد %~% از سینه گذشت و در سر افتاد # 6 گویند که تا کی از در و بام %~% گه نامه دهی و گاه پیغام # 7 آلوده شدی بهر دهانی %~% افسانه شدی بهر زبانی # 8 بی درد که فارغست و خندان %~% کی داند حال دردمندان! # 9 غافل که همیشه بی‌خبر زیست %~% او را چه خبر که بی‌دلی چیست! # 10 با هر که غمی دهم برون من %~% داند غم من ولی نه چون من # 11 گیرم که بود به پرده جایم %~% و ز حجره غم برون نیایم # 12 این خانه شکاف ناله زار %~% پوشیده کجا شود ms40 به دیوار # 13 اکنون چه کنم حجاب آزرم %~% کافتاد ز چهره برقع شرم # 14 در مجلس عشق جام خوردن %~% وانگه غم ننگ و نام خوردن # 15 دست من و آستین یارم %~% گر خلق کنند سنگسارم # 16 کاغذ چو شود نشانه تیر %~% جز خوردن زخم چیست تدبیر # 17 دف هر طرفی که رو بتابد %~% از لطمه کجا خلاص یابد! # 18 عاشق که به زیر تیغ شد خم %~% از زخم زبان کجا خورد غم! # 19 زین پس من و یار مهربانم %~% گر تیغ کشند و گر زبانم # 20 گر کشته شوم به تیغ پولاد %~% باری برهم زدست بیداد # 21 مرغی که بماند از پریدن %~% راحت بودش گلو بریدن # 22 ای دوست که بی منی و با من %~% آتش زده یا تویی و یا من # 23 گر تو دل شاخ شاخ داری %~% باری قدمی فراخ داری # 24 با زاغ و زغن چنانکه دانی %~% شرح غم خویش می‌توانی # 25 بی‌چاره من حصار بسته %~% در زاویه عدم نشسته # 26 کنجی و غمی به سینه چون کوه %~% زندانی تنگنای اندوه # 27 گر دم زنم از درونه تنگ %~% ترسم که خورم ز بام و در سنگ # 28 چشمم به ستاره راز گوید %~% جانم غم رفته باز گوید # 29 یاد تو چنان برد ز من هوش %~% کز هستی خود کنم فراموش # 30 ناگاه که از خود آیدم یاد %~% باشم به هلاک خویشتن شاد # 31 گر کرد زمانه بی وفایی %~% باری تو مکن که آشنایی # 32 خونابه دیده آب من ریخت %~% دل هم سر خود گرفت و بگریخت # 33 گفتی که صبور باش و مخروش %~% این قصه نمی‌کند دلم گوش # 34 ای دوست ز دوست دور بودن %~% وانگاه به دل صبور بودن # 35 چون من به هلاک جان سپردم %~% دور از تو ز دوری تو مردم # 36 هر چند ز بخت خود به جانم %~% هر جور که بینم از تو دانم # 37 دامن که ز کهنگی بخندد %~% تهمت به ms41 زبان خار بندد # 38 عشقت ز دلم که سر به خون برد %~% آزار فلک همه برون برد # 39 ما نطع حیات در نوشتیم %~% تو دیر بزی که ما گذشتیم PageV01P24 # 1 گوینده چنین فگند بنیاد %~% کان لحظه کزان غریب ناشاد # 2 معشوق عزیز روی بنهفت %~% آن کشته به خواب بی خودی خفت # 3 از زندگیش نبود اساسی %~% تا از شب تیره رفت پاسی # 4 چون باز آمد رمیده را هوش %~% افتاد درونه باز در جوش # 5 آن سایه آفتاب گشته %~% رو شسته به خون آب گشته # 6 می‌کند به صد شکنجه جانی %~% می‌زد به هزار غم فغانی # 7 نی مرده نه زنده بود تا روز %~% چون نم زده مشعلی گه سوز # 8 چون مرغ سحر شد ارغنوان ساز %~% از موذن کو برآمد آواز # 9 آن خانه فروش کیسه پرداز %~% آمد قدری به خویشتن باز # 10 افتان خیزان ز جای برخاست %~% بگشاد دو دیده در چپ و راست # 11 زان زخم که در جگر رسیدش %~% خون از ره دیده میدویدش # 12 لختی چو ز بی‌دلی فغان کرد %~% آهنگ نشید عاشقان کرد # 13 از ناوک سینه سنگ میسفت %~% وین زمزمه فراق می‌گفت: PageV01P25 # 1 ما هیچ کسان کوی یاریم %~% ما سوختگان خام کاریم # 2 چو گل ز خوشی به خنده کوشیم %~% هر چند لباس ژنده پوشیم # 3 با شیر و گوزن هم عنانیم %~% با زاغ و زغن هم آشیانیم # 4 گنجیست غم اندرون سینه %~% ما راست کلید آن خزینه # 5 ای آمده و گذشته ناگاه %~% بختم تو ز مانده دست کوتاه # 6 ناخوانده رسیدن این چه رازست %~% ناگفته گذشتن این چه ناز است # 7 جانم ز فراق بر لب آمد %~% می آیی و یا برون خرامد! # 8 جز نیم دمی نماند حالی %~% باز آی که خانه گشت خالی # 9 گر جور کنی و گر کنی ناز %~% اینک من و دل بهر دو دمساز # 10 تیغم زن و آستان مکن پاک %~% بگذار که بر درت ms42 شوم خاک # 11 دل رفت که با غمت براید %~% تا زین دو کدام بر سر آید # 12 گیرم خوش و شادمان توان زیست %~% هیهات که بی تو چون توان زیست # 13 تا نام تو بر زبان نیاید %~% در قالب مرده جان نیاید # 14 فریاد که جان ز غم زبون شد %~% وز رخنه دیده دل برون شد # 15 این تن که خمیده بود بشکست %~% وان دل که نداشتم شد از دست # 16 بر سوز دلم که رستخیزست %~% انگشت منه که شعله تیزست # 17 ای غنچه تنگ خوی چونی %~% وی دشمن دوست روی چونی # 18 چشم سیهت بناز چونست %~% خوابت به شب دراز چونست # 19 در خون که می‌شوی سبک خیز %~% بر جان که غمزه می‌کنی تیز # 20 از دست که باده می‌ستانی %~% در بزم که جرعه می‌فشانی # 21 گشتم بدرت چو خاک ناچیز %~% یک جرعه بریز بر سرم نیز # 22 بس وعده که داد بخت گم نام %~% کت از می وصل خوش کنم کام # 23 آمد بمن آن شراب گلرنگ %~% لیکن چو فتاد شیشه بر سنگ # 24 از روی تو هر چه دید جانم %~% بر روی تو گفت چون توانم # 25 هر قطره خون برین رخ زرد %~% پندار که چشمه ایست از درد # 26 مهر تو در استخوان من باد %~% درد تو دوای جان من باد! # 27 مجنون چو بدین دم دل انگیز %~% از سینه برون زد آتش تیز # 28 گرد از جگرش به خون درآمد %~% فریاد ز وحشیان برامد # 29 هر روز بدین نیازمندی %~% می‌گشت به پستی و بلندی # 30 شب تا سحر و ز صبح تا شام %~% یک لحظه دلش نکردی آرام PageV01P26 # 1 گوینده این حدیث زیبا %~% زین گونه نگاشت روی دیبا: # 2 کان زهره شب نشین بی‌خواب %~% چون در غم دوست ماند بی‌تاب # 3 چون غم زدگان به درد می‌بود %~% با ناله و آه سرد می‌بود # 4 هر گریه که کرد موج خون ریخت %~% هر دم که زد ms43 آتشی برون ریخت # 5 با سایه غم دراز می‌گفت %~% در پیش خیال راز می‌گفت # 6 هر چوب ز حجرهای دردش %~% زر چوبه شده زرنگ زردش # 7 بی وسمه کمان ابروانش %~% بی سرمه دو نرگس روانش # 8 خالی شده از جلا جمالش %~% معزول شده ز جلوه خالش # 9 گشته خم طره چو شمشاد %~% از زخم زبان شانه آزاد # 10 بی خویش ز گفت و گوی خویشان %~% وز طعنه چو زلف خود پریشان # 11 غم گر چه بگفت دردناکست %~% در سینه گره زنی هلاکست # 12 دل دوختن غم ار چه خونست %~% لب دوختن آفت درونست # 13 گردد چو تنور بسته سرگرم %~% پولاد درشت را کند نرم # 14 دشنه به جگر فرو توان خورد %~% سختست فرود خوردن درد # 15 مرده است که بی خروش باشد %~% نشتر خورد و خموش باشد # 16 آن خم که درون بود زلالش %~% بیرون گذرد نم از سفالش # 17 آن کبک قفس چو آمدی تنگ %~% کردی به طواف وادی آهنگ # 18 بر پشت جمازه سبک خیز %~% از حجره غم برون شدی تیز # 19 با چند پری‌وش بهشتی %~% راندی به سراب دشت کشتی # 20 گفتی غمی از شکسته حالی %~% کردی به سخن درونه خالی # 21 با سبزه ز دوست راز گفتی %~% با سرو غم دراز گفتی # 22 شب چون سوی خانه باز گشتی %~% بازش غم دل دراز گشتی # 23 چون شمع ز غم فسرده می‌بود %~% شب سوخته روز مرده می‌بود # 24 روزی ز غم اندرون زبونی %~% تنگ آمد از انده درونی # 25 از کنج سرای آتش اندود %~% سرگشته برون شتافت چون دود # 26 خوبان که بدید هم نشینش %~% گشتند به همرهی قرینش # 27 گه بر رخ یاسمین خمیدند %~% گه در ته شاخ گل چمیدند # 28 هر سرخ گلی شکوفه پرورد %~% لیلی به میانه چون گل زرد # 29 هر غنچه گشاده لب به خنده %~% لیلی چو بنفشه سر فگنده # 30 هر لاله به بوی مشک گشته %~% لیلی چو نهال خشک گشته ms44 # 31 هر کبک روان به ناز مایل %~% لیلی چو تذرو نیم‌بسمل # 32 لختی چو دران بساط گل روی %~% گشتند میان سبزه و جوی # 33 از گرمی آفتاب سوزان %~% در سایه شدند نیم روزان # 34 در انجمنی که رشک مه بود %~% یک سایه و آفتاب ده بود # 35 شخصی ز موافقان مجنون %~% صافی گهری چو در مکنون # 36 از سوز رفیق سینه پر داغ %~% می‌گشت به جلوه گاه آن باغ # 37 بشناخت که آن بتان کدامند %~% هر یک به چه نسبت و چه نامند # 38 در حلقه‌شان نمود میلی %~% شد در پی آزمون لیلی # 39 کان باده که کرد قیس را مست %~% در لیلی ازان سرایتی هست # 40 در گلشن آن بهار خندان %~% برداشت نوای دردمندان # 41 سوزان غزلی ز قیس دلکش %~% می‌گفت چو شملهای آتش # 42 زان زمزمه جراحت انگیز %~% می‌زد به جگر زبانه تیز # 43 خوبان که نوای او شنیدند %~% در پرده جامه جان دریدند # 44 زان نغمه شدند دور از آرام %~% چون آهوی هند و اشتر شام # 45 معشوقه چو نام یار بشنید %~% وان ناله جان گذار بشنید # 46 شوریده ز جای خویش برخاست %~% سترادبش ز پیش برخاست # 47 در پیش غزل سرای شد زود %~% رخساره به پشت پای او سوز # 48 گفت از سر گریه کای نکو خوی %~% بیگانه نمای آشنا روی # 49 دانم که بدین دم نژندی %~% داری اثری ز دردمندی # 50 زین نو غزلی که کردی آغاز %~% نو گشت مرا غم کهن باز # 51 زان غم زده کاین ترانه رانی %~% ما را خبری ده ار توانی # 52 کز دست دل ستم رسیده %~% چونست میان آب دیده # 53 منزل به کدام غار دارد %~% بستر ز کدام خار دارد # 54 با کیست زر و ز تیره رازش %~% چون می‌گذرد شب درازش # 55 دارد به دگر خیال میلی %~% یا هم به خیال روی لیلی # 56 بشنید چو آن سخن خردمند %~% بگشاد به آزمون دمی چند # 57 گفت: ای ms45 ز وفا سرشته جانت %~% قاصر ز حدیث دل زبانت # 58 آن یار که بهر اوست این گفت %~% دل ز انده او بباید رفت # 59 کز تو شده بود دور و مهجور %~% دور از تو ز خویش نیز شد دور # 60 دل را به تو داده بود آزاد %~% جان نیز به بیدلی ترا داد! # 61 تازیست نظر به سوی تو داشت %~% چون مرد هم آرزوی تو داشت # 62 زان ره که گذشت بی جمالت %~% همره نشدش مگر خیالت # 63 چون با تونبود دوش با دوش %~% با خاک سیاه شد هم آغوش # 64 آن را که برامد از غمت هوش %~% هان تا نکنی ز دل فراموش! # 65 لیلی چو شنید این سخن را %~% بر خاک فگند سرو بن را # 66 می‌زد سر و دست پای در خاک %~% چون مرغ بریده سر بتا پاک # 67 خوبان دگر که حال دیدند %~% از هر طرفی فرا دویدند # 68 شوریده ز جاش بر گرفتند %~% فریاد و نفیر در گرفتند # 69 بی خویشتنش به خانه بردند %~% زان گونه به مادرش سپردند # 70 شد پیرزن جگر دریده %~% زان تیره نفس نفس بریده # 71 افتاد برو چو خس برآبی %~% یا بر سر آتشی کبابی # 72 بتوان ز جگر برید پیوند %~% دیدن نتوان خراش فرزند PageV01P27 # 1 آمد چو خزان به غارت باغ %~% بنشست به جای بلبلان زاغ # 2 هر غنچه که جلوه‌کرد گستاخ %~% در ریختن آمد از سر شاخ # 3 ریزان گل و لاله شست در شست %~% مالنده چنار دست در دست # 4 گیسوی بنفشه خاک بوسان %~% چون زلف خمیده عروسان # 5 ناگه به چنین شکوفه ریزی %~% افتاد گلی به رستخیزی # 6 لیلی که بهار عالمی بود %~% زو چشمه زندگی نمی بود # 7 آتش زده گشت نوبهارش %~% وز آب برفت چشمه سارش # 8 آن ریش کهن که در جگر داشت %~% جان برد که سوی جان گذر داشت # 9 آن دل که شدش به عشق پامال %~% جان نیز روان شدش به ms46 دنبال # 10 آمیخت به سرو نوجوانش %~% بیماری چشم ناتوانش # 11 شعله ز تنش چنان برآمد %~% کش دود ز استخوان برامد # 12 پهلو به کنار بستر آورد %~% سر پوش اجل به سر در آورد # 13 گشتش تن گوهرین سفالین %~% وز بستر رنج ساخت بالین # 14 گشتش خوی تب روان به تعجیل %~% هم وسمه زر و بشست و هم نیل # 15 گیسو ز شکنج ناز ماندش %~% نرگس ز کرشمه بازماندش # 16 شد تیره جمال صبح تابش %~% وافتاد به زردی آفتابش # 17 تب لرزه بسوخت روی چون باغ %~% تب خاله نهاد بر لبش داغ # 18 هم رنج تن و هم انده یار %~% یک جان بدو زخم گه گرفتار # 19 در تلوسه چنان جگر سوز %~% می‌دید عقوبتی دو سه روز # 20 چون شد گه آنکه مرغ دمساز %~% از بند قفس شود به پرواز # 21 زان نکته که زد به جانش آذر %~% بگشاد جریده پیش مادر # 22 کای درد من انده نهانت %~% واندیشه من خراش جانت # 23 زین غم که برای من کشیدی %~% آزرده شدی و رنج دیدی # 24 ناچار چو خونم از تن تست %~% بار دل من به گردن تست # 25 رنجی که نهند بر نهادم %~% لابد تو کشی که از تو زادم # 26 تیمار مرا که پی فشردی %~% زحمت ز قیاس بیش بردی # 27 وقتست کنون که خیزم از پیش %~% زایل کنم از تو زحمت خویش # 28 عذرت به کدام رای خواهم %~% مزدت مگر از خدای خواهم # 29 چشمت پس ازین نمی‌مبیناد %~% بعد از غم من غمی مبیناد # 30 بردار ز بستر هلاکم %~% وز آب دو دیده شوی پاکم # 31 خون ریز به روی مشک بویم %~% تا غازه تر بود به رویم # 32 گل زن به جبین ز روی خویشم %~% کافور فشان و موی خویشم # 33 چون از پی مرقدم نهانی %~% پوشی به لباس آن جهانی # 34 از دامن چاک یار دلسوز %~% یک پاره بیار و بر کفن دوز # 35 تا با خود ms47 از ان مصاحب پاک %~% پیوند وفا برم ته خاک # 36 چون نوبت آن شود که از تخت %~% لیلی به جنازه برنهد رخت # 37 کم کن قدری رقیب ما را %~% و آواز ده آن غریب ما را # 38 کاید چو شهان درین عروسی %~% لب ساز کند به فرق بوسی # 39 در جلوه من کند نظاره %~% وز سینه براورد حراره # 40 از رخ به زمین شود زر افشان %~% وز گریه تلخ شکر افشان # 41 رنگین کند از جگر قبا را %~% خونین کند از نفس هوا را # 42 مطرب شود از ترانه سوز %~% قاری شود از نفیر دل دوز # 43 در گریه روان کند درودی %~% وز ناله برآورد سرودی # 44 او نغمه غم زند به نامم %~% من رقص‌کنان برون خرامم # 45 آید قدری چو مهربانان %~% تا حجره خوابگاه جانان # 46 وانگه به وفا چنانکه داند %~% هم خوابه شود اگر تواند # 47 در زندگی ار نبود کاری %~% در خاک بهم بویم باری # 48 گو آنچه که گفتی از یقین است %~% بشتاب که وقت آن همین است # 49 اینک رخ اگر جمال خواهی %~% وینک من اگر وصال خواهی # 50 شوری زد و کالبد برانگیز %~% تن با تن و جان به جان برآمیز # 51 رنج دو جراحت اندکی کن %~% خون دو شهید را یکی کن # 52 گر چز دم سرد مردم ای دوست %~% خون سرد نشد هنوز در پوست # 53 با گرمی خونم آر در بر %~% پیوند به خون گرم بهتر # 54 ور دل نشود که بر من آیی %~% چون جان به دریچه تن آیی # 55 گیری کم دوست چون گرانان %~% جان دوسترت بود ز جانان # 56 از مردمی تو بر نگردم %~% زان روی که بی وفاست مردم # 57 هر کس پی زندگان گزیند %~% کس روی گذشتگان نبیند # 58 با آن که کنند ناله و شور %~% نتوان پس مرده رفت در گور # 59 باین همه به منزل خویش %~% خالی نکنم ز تو گل خویش # 60 چون ms48 خاک شود وجود پاکم %~% بر باد دهد زمانه خاکم # 61 با باد صبا غبار گردم %~% پیراهن کوی یار گردم # 62 گویند که گرد باد در دشت %~% جا نیست ز تن رمیده در گشت # 63 من نیز به جان دهم گشادی %~% گردم به سرت چو گرد بادی # 64 لیکن تو نه آن کسی که بی دوست %~% هم خانه جان شوی به یک پوست # 65 عمریست که جان تو به غم بود %~% در جستن همره عدم بود # 66 بشتاب که سوی آن خرابی %~% همراه دگر چو من نیابی # 67 همره چه بود که جان چون نوش %~% هم خوابه و همدم و هم آغوش # 68 این راه دراز گاه و بیگاه %~% ز افسانه غم کنیم کوتاه # 69 چندان ز تو انتظار بردم %~% کاندر ره انتظار مردم # 70 و امروز که گشت جان سبک پای %~% من مرده و انتظار برجای # 71 دوری منمای بیش از اینم %~% کاز کتم عدم ره تو بینم # 72 منشین که بساط در نوشتم %~% تو زود بیا که من گذشتم! # 73 گفت این سخن و ز حال در گشت %~% وز حالت خویش بی‌خبر گشت # 74 جانش که میان موج خون رفت %~% مجنون گویان زتن برون رفت! PageV01P28 # 1 خواننده این خط کهن‌سال %~% زین گونه نمود صورت حال # 2 کان بت چو ازین سرای غم رفت %~% با همره عشق در عدم رفت # 3 مادر که بدید حال لیلی %~% برداشت به نوحه وای ویلی # 4 آهی ز جگر چنان برآورد %~% کاختر زدمش فغان برآورد # 5 خویشان بهم آمدند دل تنگ %~% رخساره ز خون دیده گل رنگ # 6 کردند به درد پیرهن چاک %~% دستار شرف زدند بر خاک # 7 مجنون ز خبر کشی وفادار %~% آگه شده بود زحمت یار # 8 آزرده دل و جگر دریده %~% بر در به عیادتش رسیده # 9 کامد ز درون در نفیری %~% وز خانه پدید شد سریری # 10 لیلی گویان برادر و خویش %~% ایشان ز پس و جنازه در پیش ms49 # 11 بردند برون جنازه ماه %~% برخاست فغان ز کوچه و راه # 12 عاشق که نظاره‌ای چنان دید %~% برداشت قدم که هم عنان دید # 13 در پیش جنازه رفت خندان %~% نی درد و نه داغ دردمندان # 14 از دیده ره جنازه میروفت %~% می‌گفت سرود و پای می‌کوفت # 15 نظم از سرو جد و حال میخواند %~% خوش خوش غزل وصال میخواند # 16 کالمنه الله از چنین روز %~% کز هجر برست جان پر سوز # 17 در بزم وصال خوش نشستیم %~% وز ننگ فراق باز رستیم # 18 بی منت دیده روی بینیم %~% بی زحمت لعل بوسه چینیم # 19 بی پرده خلق جلوه سازیم %~% بی طعنه خصم عشق بازیم # 20 آن دست که از جهان بداریم %~% در گردن یکدگر در آریم # 21 هم خانه شویم موی در موی %~% هم خوابه بویم روی بر روی # 22 زین خواب دراز بی ملامت %~% سر بر نکنیم تا قیامت # 23 باید لحدی به تنگی آراست %~% تا هر دو جسد یکی شود راست # 24 نبود من خسته را درین شور %~% خلوت کده‌ای نکوتر از گور # 25 نی بینش دیده بان بافسوس %~% نی دیده کشی ز چشم جاسوس # 26 افتاده دو یار داغ دیده %~% وز غم به اجل فراغ دیده # 27 ای کامده‌ای به طعن مجنون %~% مردت خوانم گر آیی اکنون # 28 زین سان همه ره ترانه می‌زد %~% رقص خوش عاشقانه می‌زد # 29 آنرا که درونه زنده وش بود %~% زین زمزمه فراق خوش بود # 30 وانکس که نداشت لذت درد %~% در گریه زار خنده می‌کرد # 31 خلقی به گمان که مرد بی هوش %~% از بی خودی آمده است در جوش # 32 می‌رفت بدان ترنم و تاب %~% تا خوابگه نگار خوش خواب # 33 چون شد که آنکه دور افلاک %~% در خاک نهد ودیعت خاک # 34 گریان جگر زمین گشادند %~% وان کان نمک درو نهادند # 35 مجنون ز میان انجمن جست %~% وافتاد به دخمه لحد پست # 36 بگرفت عروس را در آغوش %~% رو ms50 داشت بر روی و دوش بر دوش # 37 دو اختر سعد را به پاکی %~% افتاد قران به برج خاکی # 38 خویشان صنم ز شرم آن کار %~% جستند به غیرت اندر ان غار # 39 تاساز کنند خشم و خون ریز %~% برکشته زنند خنجر تیز # 40 چون دست به پنجه در زدندش %~% پی‌چاک غضب بسر زدندش # 41 او از سر و پنجه بی خبر بود %~% پنجش به شکنجه دگر بود # 42 با هم شده بود پوست با پوست %~% پرواز نموده دوست با دوست # 43 کردند به جنبش آزمونش %~% از جان رمقی نداشت خونش # 44 بازو که حمایل صنم گشت %~% از هم نگشاد بس که خم گشت # 45 افتاد به مغزشان غباری %~% کز یار جدا کنند یاری # 46 پیری دو سه از بزرگواران %~% گفتند به چشم سیل باران # 47 کاین کار نه شهوت هواییست %~% سری ز خزینه خداییست # 48 ورنه به هوس کس نجوید %~% کز جان عزیز دست شوید # 49 خوش وقت کسی که از دل پاک %~% در راه وفا چنین شود خاک # 50 وصل ار چه بر اهل دل وبالست %~% وصلی که چنین بود حلالست # 51 گر عاشقی این مقام دارد %~% تقوای جهان چه نام دارد # 52 تا هر دو نه در مغاک بودند %~% ز آلایش نفس پاک بودند # 53 و امروز که شهربند خاکند %~% پیداست که خود چگونه پاکند! # 54 اولی بود از چنین نشانی %~% پاکیزه تنی به پاک جانی # 55 در هم مکنید حال ایشان %~% در گردن ما وبال ایشان # 56 از سوز دل آن حکایت زار %~% کرد آن همه را درون دل کار # 57 کردند به درد اشک ریزی %~% بر هر دو فتاده خاک بیزی # 58 زان روضه که در گداز گشتند %~% گریان سوی خانه باز گشتند PageV01P29 # 1 ماتم کده شد جهان نهان نیست %~% ماتم زده کیست کاز جهان نیست # 2 زان جمله یکی منم درین سوز %~% از روزی خویشتن بدین روز # 3 کامسال دو نور از اخترم رفت ms51 %~% هم مادر و هم برادرم رفت # 4 یک هفته ز بخت تفته من %~% گم شد دو مه دو هفته من # 5 هجرم ز دو سو کشید کینه %~% دهرم بدو دهره خست سینه # 6 چون مادر من کجایی آخر %~% روی از چه نمی‌نمایی آخر # 7 خندان ز دل زمین برون آی %~% بر گریه زار من به بخشای # 8 راندی به بهشت کشتی خویش %~% رو تافتی از بهشتی خویش # 9 زان بی ادبی که بیش کردم %~% اینک ز فراق زخم خوردم # 10 تا خانه بود ز دولت آباد %~% قدرش نشناسد آدمی‌زاد # 11 نام تو پناه که لب تو در سخن بود %~% پند تو صلاح کار من بود # 12 امروز همم به مهر و پیوند %~% خاموشی تو همی دهد پند # 13 لیکن سخن تو گر بود هوش %~% از هوش توان شنید نه ز گوش # 14 دانم که تو در بهشت جاوید %~% رخشنده تری ز ماه و خورشید # 15 چونست بر تو همسر من %~% فرزند تو و برادر من # 16 «قتلغ» که مرا ز حق تبارک %~% بودست چو نام خود «مبارک» # 17 در معرکه اژدها نظیری %~% در مستی باده شیر گیری # 18 آیین غزا تمام کرده %~% دولت لقبش حسام کرده # 19 در حمله درست چون پدر شیر %~% نی همچو من شکسته شمشیر # 20 روح تو که با دور از آذر %~% باشد چو رفیق روح مادر # 21 شاید که باتفاق فرخ %~% آرید به رحمت خدا رخ # 22 گوئید بهر سکون و سیری %~% ایمان مرا دعای خیری # 23 تا چون به سوی شما کنیم راه %~% مؤمن چو شما روم الی الله # 24 یارب که به رحمت گنه شوی %~% از گرد گنه بشویشان روی # 25 آمرزش خویش یارشان کن %~% بخشایش خود نثارشان کن PageV01P30 # 1 چون گنج هنر گشاد بختم %~% نوباوه غیب گشت رختم # 2 ارزانی گوهر گران خیز %~% کرد از همه سو خزنده را تیز # 3 می‌خواست بسی دل هوس باز %~% کز سحر قدیم نو کنم ساز ms52 # 4 بیرون دهم از دم درونی %~% با جادوی رفته هم فسونی # 5 پی بر پی او چنانک دانم %~% گفتم قدمی زدن توانم # 6 از شیوه خود رمیده گشتم %~% تسلیم همان جریده گشتم # 7 چیدم به قلم نمونه‌ای بیش %~% بر دم ز میان تکلف خویش # 8 آرایش پیکر معانی %~% شستم به سلامت و روانی # 9 زان سکه که مرد پر هنر داشت %~% زین به نتوان نمونه برداشت # 10 گر خود به زلال من شدی غرق %~% ممکن نشدیش در میان فرق # 11 زین پیش تفاوتی ندانم %~% کان از دل اوست وین ز جانم # 12 مردم که به زاد توأمانند %~% هم هر دو به یکدگر نمانند # 13 دو خط که نویسی از یکی دست %~% هم نوع تفاوتی درو هست # 14 نقاش که پیکری نشان کرد %~% دیگر نتواند آن چنان کرد # 15 مقصود من از بیان این حرف %~% طرز سخنت و صرفه صرف # 16 کاقبال کسان به زهره شیر %~% به زین نتوان ستد به شمشیر # 17 ای آنکه به مرا نهی نام %~% وز غوره خویش کنی کام # 18 از من نظرت به چشم سوزن %~% واندر دف تو هزار روزن # 19 گر ما ز هنر تهی میانیم %~% با روی تو بگوی تا بدانیم # 20 نبود چو فسانه تو نامی %~% بیهوده چه لافی از «نظامی» # 21 گفتی: دم اوست مرده رازیست %~% آن زان ویست زان تو چیست! # 22 گر زان قدح آری آب خوردم %~% بی گفت تو اعتراف کردم # 23 صد رحمت ایزدی بران مرد %~% کز کیسه خود بود جوان مرد # 24 زان کرده‌ام این نوای خوش ساز %~% تا گوش زمانه را کنم باز # 25 زنده‌ست به معنی اوستادم %~% ور نیست منش حیات دادم # 26 آن گنج فشان گنجه پرورد %~% بودست بدین متاع در خورد # 27 وانگه ز جهان فراغ جسته %~% وز شغل زمانه دست شسته # 28 باری نه به دل مگر همین بار %~% کاری نه دگر مگر همین کار # 29 گنجی و دلی ز محنت ms53 آزاد %~% آسودگی تمام بنیاد # 30 از هر ملکی و نیک نامی %~% اسباب معاش را نظامی # 31 مسکین من مستمند بی توش %~% از سوختگی چو دیگ در جوش # 32 شب تا سحر و ز صبح تا شام %~% در گوشه غم نگیرم آرام # 33 باشم ز برای نفس خود رای %~% پیش چو خودی ستاده بر پای # 34 مزدی که دهند منت داد %~% وان رنج که من برم همه باد # 35 چون خر که علف کشد به زاری %~% ریزند جوش ولی به خواری # 36 گر از پس هفته‌ای زمانی %~% یابم ز فراغ دل نشانی # 37 سهلست به فرصتی چنان تنگ %~% کاونده چه زر برارد از سنگ # 38 ممدوح خجسته را کنم یاد %~% یا رغبت سینه را دهم داد # 39 بخت این که سخن سبک عنانست %~% کان دل دل و گنج بر زبانست # 40 کلکم که سرش زبان غیب است %~% گنجینه گشای کان غیب است # 41 آواز دهد چو در روانی %~% لبیک زنان دود معانی # 42 از جنبش نظم گرم رفتار %~% دلاله فکر مانده بی کار # 43 گر از تک و پوی آب و نانم %~% بودی قدری خلاص جانم # 44 روشن گشتی که از چنین در %~% آفاق چگونه کردمی پر # 45 با این همه هر که بیند این گنج %~% معلوم کند حد سخن سنج # 46 از شکر خدای خوش کنم کام %~% کاغاز صحیفه شد به انجام # 47 نامش که زغیب شد مسجل %~% «مجنون لیلی» به عکس اول # 48 تاریخ ز هجرت آنچه بگذشت %~% سالش نودست و شش صد و هشت # 49 امید که هر خرد پناهی %~% از چشم رضا کند نگاهی # 50 زانکس که نگه کند به تمکین %~% انصاف طلب کنم نه تحسین # 51 یارب چو من سیاه نامه %~% کاراستم این ورق به خامه # 52 هر چند بد آمد این شمارم %~% چشم از تو بجز بهی ندارم # 53 شعر ار چه صلاح کار دین نیست %~% بر وی ز شریعت آفرین نیست # 54 این نامه ms54 سزای آفرین باد! %~% انشا الله که همچنین باد! PageV01P31 ms55