######OpenITI# #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T13:57:27.566809+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T13:57:27.566840+00:00 #META# transcription layer pk: 12782 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9640386655316406 #META#Header#End# # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0106.png) # م %~% الا # استجماع(1) وسائل نجات آن جهانی از سایر مخلوقات مخصوص گردایند # ~~و نوع او را نیز از تفاوتی فراوان در این حلیت و خاصیت خالی نگذاشت تا ~~هر # ~~که را از جمال عقل حصهآ وافی تر ارزانی داشت و از کمال علو همت و حسن ~~خصال # ~~و شیمت نصیبی تمامتر بخشید بهرهآ او از سعادت افزون نهاد و منزلت او را ~~در # ~~شرف منقبت بیفزود تاهم در دنیا بمزید جاه و رفعت وهم در عقبی بسعادت ~~استسعاد # ~~بقرب باری تعالی مستسعد آمد و حکمت بالغه اش در بسیط غبرا شهریاران ~~بیضهآ # ~~رسالت و قهرمانان مملکت نبوت را . # علی ارواحیهم تحف التحابا %~% من الله الذی خلق البرا با # با کتائب عز وجلالت و مواکب کرامت وامامت نامزد عالم فانی کردانید تا # ~~بواسطهآ معجزات ساطع و دلالات قاطع خلایق را بطرائق حقائق مرشدان صادق # ~~شدند و ثواب و عقاب جهان باقی ببراهین لائح معلوم اهالی مشارق و مغارب # ~~گردانیدند و چون نوبت نبوت بخلاصهآ موجودات و زبدهآ مخلوقات، مر کز ~~سپهر # ~~رسالت ، نقطهآ دائرهآ جلالت ، # چراغ افروز چشم اهل بینش %~% طراز کار گاه آفرینش # ~~که مثال سعادتش بطغرای « محمد رسول الله » مزین بود و بتوقیع خاتم ~~النبیین # ~~موشح رسید و دبدبهٔ‌ دمامة « إنا ارسلناک بالحق بشیرأ وندیرا، وداعیا ~~PageV01P001 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0107.png) # ~~لی الله باذنه و سر اجا منیرا» بر در بارگاه عظمت آن خاتم خاتمیت انبیا # ~~و نازنین حضرت کبریا زدند و منشور احکامش بر کبار وصغار اسود و احمر # ~~و ابناء واسا1) بدو و حضر خواندند، سراسر عالم از نو نوائی کامل گرفت ~~واغوار # ~~و انجاد خاور و باختر بنور اختر سعادتش فر و بهای شامل یافت ، مکارم ~~شریعت # ~~بقدوم میمونش مزید اعلان پذیرفت ومعالم طریقت بوجود همایونش مزیت ~~اعلایافت # ~~وبعد از انسداد باب وحی وانقطاع مواد رسالت و انصرام امداد تردد ناموس ~~اکبر # ~~که روح القدس است ، خلفاء روزگار و سلاطین نامدار و ملوک کامگار را ~~راعی # ~~هر ms001 رمه از بنی آدم و حامی هر اقلیم از اقالیم عالم گردانید تا هر نافذ ~~فرمانی از # ~~ایشان در عهد مملکت خویش در عهدهآ کار رعیت آید و ریاض احوال بریت را # ~~بنفاذ عدل مزیت نضارت بخشید . # بنصرت یزدانی و تأیید ربانی شاهان عدل برور وخسروان بذل گستر بتیغ # ~~آبدار کارجهان را قرار دادند و آثار رأفت و امان وانوار بر و احسان در ~~میان # ~~انسان که وسیلت نظم امور عالم ایشان اند باظهار رسانیدند و قلم راست ~~تدبیر # ~~جفت شمشیر جهانگیران جهانداران نامدار و شهریاران دولتیار آمد تا هر ~~صاحب- # ~~قرانی در عهد جهانبانی خویش صاحب قلمی را که در دین و دولت یگانهآ ~~اعصار # ~~میدانست مشیر حضرت کردانید و هر جهانداری در نوبت نافذ فرمانی مبارک ~~رائی # ~~را که در ملک و ملت فرید اعصار بود وزیر مملکت کرد چنانچه بمضای تیغ آب ~~- # ~~سیمای ملوک و سلاطین و مدد اقلام مداد آشام وزراء صاحب تمکین قصر ~~مملکتها # ~~مشید شد و ظل دولتها ظلیل گشت و وزراء فرخنده رویت و مدبران میمون ~~نقیبت # ~~بر قصة إذا اراد الله ملک خیرا جعل له وزیرا خیرا إن نسی PageV01P002 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0108.png) # -- # ~~ذکره و ان ذکر اعا نه # آنجهانداران را دراهتمام اشغال پادشاهی وابرام مرائر اوامر و نواهی ~~پیوسته # ~~معین(2) میشدند مشرب انصاف بحسن سیرتشان صفا پذیرفت و نهال عدل بیمن ~~نصرتشان # ~~نما گرقت ، تجرید حسام آن ملوک انام عروس تازه رخسار مملکت را سبب ~~تحسین # ~~و مادهآ تزیین شد و تحریک اقلام آن وزرانی ایام هرفتنهٔ‌ از خواب بر ~~آمده را # ~~ذریعت تسکین آمد وهیچ جهانگیر جهانبان و کامگار کامران را از دستوری # ~~صاحبقران ووزیری کاردان گزیر نبوده است ودعوت کلیم الله موسی درقر آن ~~مجید، # « الذی لا بأتیه البا طل من بین بد به ولا من خلفه ننزیل من # ~~عزیز حکیم» از آن بیان میکند: « و احعل لی وزیرا من اهلی هارون # ~~اخی » وصدق اشارت نبوی مصطفوی که «إن لی وزیرین من ms002 اهل # ~~السما ، و وزیرین من اهل الارض،بر این دعوی برهانی ظاهر و # ~~بینتی باهر است ، وهر چند سلف - سقی الله مضاحعهم - تجویز اطلاق لفظ # ~~وزارت بر شیخین رضیالله عنهما جهت تعظیم حضرت رسالت و تنویه بار گاه ~~نبوت # ~~از ملک و پادشاهی که قرین وزارت است نفرموده اند فاما فی الحقیقة بر ~~وفق این # ~~حدیث وزیر بودهاند و مؤکد این معنی آنست که امام زیدبن زین العابدین ~~علی بن # ~~الحسین علیهم التحیة و الرضوان بوقت آنکه شیعة او گفتند که اگر متابعت # ~~ومشایعت ما میخواهی درصاحبین طعن و لعن جایز دار، فرمود که و الله لا ~~العن PageV01P003 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0109.png) # ~~وزیری جدی، فرفضوه فسموا بدلک الرافضة. واز نتایج کلمات ### | 54- # ~~جهاندار کامل انوشیروان عادل است خفف الله عنه العذاب : لا ستغنی اجود # ~~السیوف عن الصیقل، ولا أکرم الدواب عن السوط، ولا اعلم الملوک # ~~عن الوزیر . و قال الخلیفة المآمون بن هارون رحمة الله علیهما : قد # ~~شرف الله عز اسمه الوزارة و عظم خطرها و حسن اثرها و جعلها # ~~شفیع الملک الذی هو خلافة الله فی ارضه و الید المبسوطة علی خلقه # ~~و الوزارة اسم حامع للمحاسن، ناظم لعقود المعالی و المکارم . # و نحاریر افاضل هر عهد ومشاهیر اماثل هر عصر در تاریخ سیر و روش # ~~سلاطین بزرگ منش و خداوندان داد و دهش تصانیف ساختهاند و مآثر و مناقب # ~~پادشاهان معدلت شعار و خسروان نصفت آثار مدون گردانیده و یمکن که ~~درخلال # ~~سیاقت اخبار و احوال واثنای ایراد قصص حکایات ایشان ذکر بعضی از وزراء # ~~علی سبیل الندرة کرده وهیچ یک از کتاب رفیع مقدار وفصحاء سحر کردار تا # ~~بدین روز گار تاریخی مشتمل بر اخبار و آثار دستوران نامدار و وزیران ~~نیکو کار # ~~علی حده نساخته و بدین واسطه محامد و مفاخر وزیر نظام الملک طوسی که ~~کوس # ~~هیبتش غلغله در طارم نیلوفری انداخته بود ومناقب خواجه احمد حسن میمندی ~~که # ~~صیت فر مهابت وشکوه مندیش در کورة خراسان و عراق ms003 بل در جمیع اقطار و # ~~آفاق بر قاصدان انفاس صبا و وافدان صباح و مساپیشی گرفته و فضائل و ~~فواضل # ~~خواجه احمد عبدالصید که جواب آفاق خلال بزرگی وسباق غایات خصال بزر ~~گواری # ~~بود الی غیرهم من صنادید الوزراء وصیدالکبراء در درج محوطی شده است ~~وذکر # ~~ایشان بر خواطر نسیا منسیا گشته و از متأخران معالی ذات و محامد صفات ~~وزیر PageV01P004 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0110.png) # ~~فاضل سعید خواجه شمس الدین محمد صاحب الدیوان جوینی که طراز کسوهآ ~~وزیران # ~~جهان و روی رزمة اصحاب حکم وفرمان و فهرست دیباچهآ مکرمت و عنوان نامهآ # ~~منقبت و شهسوار میادین فضل گستری و شهریار ممالک هنروری بود از صحایف # ~~لیل و نهار برقم فراموشی مرقوم شده . # بنا بر این مقدمه این ضعیف را رزقه الله سعادة الدارین وکرامة المنزلین # ~~سلسلهآ رغبت در جمع اخبار و آثار آن معاشر وزراء در حر کت آمد و ~~مادهأرادتش # ~~بساختن و پرداختن تاریخی محتوی بر ذکر مناقب ومثالب و مفاخر و معایب آن # ~~طوایف کبراء تهییج پذیرفت و در استقراء احوال وتتبع سیر ایشان اجتهاد ~~رفته از # ~~مطلع طلیعة سیاه دولت محمدی و مظهر تباشیر صبح ملت احمدی - صلوا علیه # ~~و سلموا تسلیما - ذکر هریک از متقلدان منصب وزارت مثبت گردانید و بعضی ~~را # ~~که بر کمیت مدت اشتغالشان بدان شغل و کیفیت روش و طریقه در ملابست آن # ~~امر کما ینبغی عثوری حاصل نیامده بر مجردیاد کرد نام ونسب اکتفا نمود ~~وطایفهٔ‌ # ~~را که ازمطالعهٔ‌ تواریخ و حکایات ایشان برعجر و بجر حالات ونقیر ~~وقطمیر افعال # ~~و اقوالشان وقوف وشعور بیشتر داشت اخبار و آتار ایشان را مشروح و ~~مستوفی # ~~در قید کتابت آورد و در شرح احوال آنانی که در پیشگاه اعیان سلاطین ~~وبار گاه # ~~خسروان باتمکین برقم زیادت اعتباری مرقوم بودهاند و سعادت آسمانیشان ~~مساعدت # ~~نموده تا در مضمار کامرانی جولانی بمراد کردهاند و بر صهوات آمال و ~~امانی # ~~امتطائی تمام نموده چون مدبران مملکت سامانیان و ms004 دستوران سلطنت ~~محمودیان # ~~و وزیران دولت سلجوقیان و پیش کاران در گاه خوارزمشاهیان و بر کشید گان # ~~حضرت اعلاخانان اوروق بزر گ چنگیزخان اطناب واسهاب واجب دانست وعن- # ~~آخرها بعبارتی از رموز تکلف خالی سواد کرده با بیاض برد و مدتی گذشت تا # ~~اتمام آن موقوف توشیح دیباچه اش بحلی و حلل ذکر و نام همایون مخدومی که ~~PageV01P005 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0111.png) # ~~بسوایق عنایات آسمانی معظم و بلواحق کرامات یزدانی مکرم تواند بود ، ~~ذات # ~~شریف او صفات ملکی داشته باشد و طبع منیفش تأثیر سعود فلکی ، علو ~~خاندان # ~~گلی بود که در بوستان کمالاو روید ، سمو دودمان رخشی که درمیدان خصال ~~او # ~~پوید شرف عصامیه را باکرم عظامیه ضم کرده و غزارت حسب را با طهارت نسب # ~~جمع گردانیده . # عاجز از مدح عنصرش اقوال %~% قاصر از اطراء(1) محتدش افهام # مستعار از روایح کرمش %~% روح ارواح و راحت اجسام # مستفاد از صواعق سخطش %~% قهر کیوان و سطوت بهرام # ~~در مفخرت که وزرای خیار بر گوشهٔ‌ تاج افتخار نهند در جنب پیروزهآ ~~پیروزی # ~~و بهروزی او چون شبه تبه نماید ، قبای نامداری که خیاط قدرت ایزدی ~~باختیار # ز در اعهآ صبح کوتاه بالا %~% نشاید بریدن قبای تمامش # زشب پوش خورشیدنتوان نهادن %~% زهی بر کله گوشهٔ‌ احتشامش # مانده و فراغ از جمع و تلفیقش بدین واسطه در عقدهآ تعسر افتاده چندانک # ~~در این چند سال مسرع تأمل و تفکر را در فراز و نشیب این بیدا پویانید ~~گوش # ~~و گردن این بکر شبستان فصاحت را پیرایه و زیوری از جواهر مدایح ذات ~~معالی # ~~صفات هیچ مخدومی لایق ندید عقل مدبر سربروزن خاطر فرو کرده گفت : ماه- # ~~رویان چگل نگارخانهآ دل را بر طارم هیچ نخاس خانه عرضه مده که خریداری # ~~بهشیار نیست ، شاخهای امید را بر اصل اقبال هیچ خداوند وصل مکن که ~~روزگار # ~~خود بهار (3) نیست ، تا اکنون که ملهمی از وراء حجاب غیب آواز در داد ~~که : PageV01P006 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0112.png) # گفتی که دلت کجاست جانا؟ %~% در ms005 زلف نگر نه دور جائیست # بفر دولت قضا صولت قدر قدرت پادشاه اسلام ، شهنشاه هفت اقلیم دار ندهآ # ~~معمورهآ بلاد عالم مالک نواحی ورقاب سلاطین امم جمشید الزمان، جهان بان ~~صاحب - # ~~قران، ظل الله الرحمن، السلطان ابن السلطان ابو سعید بهادر خان ، لا ~~زالت لواء # ~~ویمن اشارهآ مخدوم اعظم اعدل نوین کامگار خسرو معدنت شعاراسکندر روز ~~گار # ~~صاحب قران والا مقدار افریدون الدوران ، جوبان نویان - جعل الله الایام ~~سلکا # ~~لعمره والاقدار سیفا لنصره- مسند وزارت مشارق ومغارب واعتلابر جمهور ~~اصحاب # ~~مناصب ومراتب بفر طلعت وشکوه ابهت مخدوم علی الاطلاق دستور باستحقاق # ~~صاحب کیوان نخوت ووزیر بهرام سطوت، خدایگان مشتری سعادت، صاحبقران ~~آسمان # ~~هیبت ، صورت عطیهآ فیض فضل رب الارباب معنی قضیهٔ‌ لطف مسبب الاسباب ، # ~~قهرمان صاحبرای و تدبیر ، خواجهآ عدیم مثل بینظیر ، نصرة الدین صائن، ~~وزیر # ~~عادل الرسم و الاسم آصفی الذکاء والفهم. # روی زیبای امل، پشت توانای امید %~% چشم بینای خرد، جان گرامی جهان # ~~اعلی الله لواء حلاله وصان عن عین الکمال اپام کماله و افاض علی # ~~کافة الافا ضل سجال [فضا له- آراسته است و کاخ ایوان مملکت داری و رعیت # ~~پروری اقالیم خافقین که بنقوش و تصاویر رای مبارک آرای و تدبیر پای بر ~~جایش # ~~نگاشته گشته ، خامهآ معدلت بارش مجعد اصداغ اقبال وجلال و کلک نصفت ~~آثارش # ~~مورد خدود امانی و آمال آمده . # طابت له الایام و الدنیا بما %~% فیها وطاب بذ ݣره الا خبار # عم البریة و البسیطة عد له %~% فا لخلق شخص والبسیطةدار PageV01P007 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0113.png) # ~~انتسابش بدرجهآ وزارت اظهر من الشمس، وانتما یمش بجرثآومهآ صدارت ابین ~~من # ~~الامس، چه بعد از عبوررایات همایون پادشاه عادل قاهر غالب هولا کوخان و ~~گذشت # ~~صاحب سعید وزیر شهید خواجه شمس الدین صاحب الدیوان محمدالجوینی طیب ~~الله # ~~ثراه تا اکنون بر مسند وزارت عریق نسبی ، عزیز حسبی، پا کیزه اصلی، ~~بزرگ- # ~~تباری، عالی نژادی ، والاتخمة، سامی خاندانی ، رفیع دودمانی . # هایون گوهری فرخنده فالی %~% خجسته عنصری زیبا خصالی # ~~چون این مخدوم عز ms006 نصره استناد نفرمود . # جد بزر گش صاحب سعید علاء الدین ضیاء الملک، محمد بن مودود عارس # ~~نسوی ، غره و سنام(1) ار کان دولت و اعیان حضرت سلاطین خوارزمشاهی بوده # ~~است و مصداق این معنی آنکه صاحب فاضل شهاب الدین محمد زیدری که منشی # ~~دیوان سلطان مغفور جلال الدین منکبرنی بوده است با وجود معادات ظاهر # ~~و مکاشفتی تمام که با آن خواجه داشته در تواریخ بدین موجب مینویسد که # ~~ضیاء الملک علاء الدین محمد نسوی از خاندان وزارت وصدارت قدیم است ، # ~~بقر له بالفضل من لا یوده و بعترف له بالصدارة من هو ضده وبسمت # ~~تقلد شغل عرض عسا کر ممالک سلطان محمد خوارزمشاه موسوم آمده و مقبول # ~~حضرت گشته و بوقت خروج پادشاهان مغول ملازم ر کاب جلالی از آب سند بمشگ # ~~سباحت نموده بهندوستان هجرت کرد و چون رایات جلالی از مطلع سند طلوع # ~~نموده بعراق و آذربایجان رسید و آن پادشاه مالک ممالک شد مرتبه و پایهآ ~~او رااز # ~~مراتب اکابر دولت در گذرانید و منصب حجابت و طغرا و انشاء علاوهآ دیگر # ~~مناصبش فرمود چنانچه وزیر عهد شرف الملک فخرالدین جندی که بخواجهآ جهان ~~PageV01P008 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0114.png) # ~~مشهور کشت ازمزاحمت او متوهم میبود وسلطان جلال الدین جهت رعایت سوالف # ~~حقوق وسوابق خدمات ولایت نسا و باورد را بعلیکت و معیشت بضیاء الملک # ~~علاء الدین داد و در منصب مستوفی شد و این مخدوم عز نصره از مطلع ~~طلیعهٔ‌ سپاه # ~~زند گانی و مظهر تباشیر صبح جوانی باز . # کان مشغول اللسان بالذ کر والقر آن، مشعوف النفس با لسیف # ~~والسنان، ممد ودالهمة الی معالی الامور، معقودالامنیة سباسة الجمهور # ~~دلش از محارم ومآثم دور ، ذاتش ازفواحش وملاعب مهجور، در عنفوان شباب # ~~که مزلهآ اقدام شبان باشد از لعب و هزل و مناهی بکلی اجتناب فرمود و بر ~~جد و # ~~اکتساب معالی همواره اکباب نمود تا در غرهآ ریعان عمر بحکومت ولایات ~~منصوب # ~~کشت . شعر : # حاط البلاد لخمس عشرة حجة ms007 %~% ولداته اذ ذاک فی الاشغال # قعدت بهم هماتهم وسمت به %~% همم الملوک وسؤرة الابطال # و در شغل و حکومت بلاد عرب واعمال واسطیآت که اول اشغال بودید بیضا # ~~نمود و آثار شهامت و کیاست و مراسم صلابت وسیاست بر وجهی تقدیم فرمود ~~که # ~~دستور حکام وتلو و نمودار ولات انام باشد و هلم جرا تا در عداد اعیان ~~نامدار و # ~~سلک اکابر رفیع مقدار آمد و بارشاد بخت و معاونت جد و تلقین اقبال نقطه ~~آسا # ~~مقیم دایرهآ اعتکاف وملازمت بندگی بار گاه والانوین کامران انوشیروان ~~عهد # ~~و زمان جوبان نویان خلد عدله شد و کمال حدس و فراست خسروانه آثار رشد # ~~و استعداد و شایستگی و استیهال در ناصیهآ مبار کش تفرس فرمود و جذبات ~~عنایت # ~~خسروی روز بروزش از مرتبهآ بمرتبهآ ترقی میداد تا اولا نایب معتمد علیه ~~و رکن # ~~مرجوع الیه در گاه نوین عادل خلد عدله کشت و ثانیا متصدی منصب بلند و ~~پایهآ PageV01P009 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0115.png) # ~~ارجمند وزارت معالک خافقین آمد. # شعر : # یزداد منصه علی و تر فعا %~% حتی نفوق معشر الکبراء ### | د %~% - # بل جل عن امر النیابة فدره %~% حتی تبوا مسند الوزراء # چنین روید نهال نیک را بر %~% کجا تابان بود فرخنده اختر # نم هناک من النفس الامارة با لخیر و الید الفیاضة بالنیل # ~~و الخلق الذی لو مزج بالحر لصفی کدورته و نفی ملوحته و من # ~~التواضع والطلاقة اللتی یترقرق منها ماء الکرم ویقرأ فیها صحیفة # 5 # ~~حسن الشیم ما لم یسمع بمثله خبر لاحد من الوزراء الصنادید # ~~و الکبراء الصید و بتخصیص طایفهٔ‌ افاضل که فاقه زدگان خشک سال- # ~~نوائب بودند بسحائب مدرار مواهب او در مسرح خصب امانی ومشرب عدل # ~~کامرانی روز گار میگذرانند ناطقه را که از آهن دل جاهلان قفل سکوت ~~بردهان # ~~بود مفتاح لطف فضل پرورش مصراع : مهر خاموشی از دهان برداشت . # روز بازار هنر که چون طرهآ شب رنگ پری چهر گان شکسته بود به تریت # ~~این صاحبقران افاضل ms008 نواز چون غمزهآ دلبران سنر می سزد(1) زبان هنروران ~~چیره # ~~زبان که بشکایت زمان چون قصهآ عاشقان دراز بود در ایام همایون او چون ~~روز # ~~وصال معشوقان کوتاه میماند . # کرم اوست مشرب امید %~% سدهآ اوست قبلهآ افضال # تحف وطرف سخنان بلاغت آمیزت را ببار گاه این قهرمان جهان پناه آور ~~PageV01P010 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0116.png) # ~~که روز رواج بازار است منشآت کلک معنی نگار را به پیش این صاحبقران ~~بعرض # ~~رسان اگرت بخت یارست . # ترا روز رواج مدح خوانیست %~% ترا فصل بهار زند گا نیست # گرت نقدی ز دانش در میانست %~% کنونت روز باز ار جهانست # جواهر کلماتی که کلک نقش بند بعهد مبارک این خدایگان خورشید طلعت نظم # ~~دهد ، هر آینه درخور وفائق آید ، لالی معانی که غواص فکر بمعونت بخت ~~این # ~~صاحب دولت از بحر طبع بر آورد زینت گوش و گردن روز گار را عظیم رائق # ~~و لایق نماید پس متشمرا عن ساق الید درر آن حکایات را بکلک توفیق در ~~سلک # ~~تلفیق کشید و چهرهآ الفاظ آنرا بگلگونهآ عبارات واستعارات و تصریحات ~~مورد # ~~گردانید . # بهم پیوستمش آسان و دشوار %~% چو زنجیری که زرینش بود تار # بدان تاحضرتش را درخور آید %~% مرا کام دو گیتی زو بر آید # گر اقبال قبولی یابد این کار %~% زهی کار بکام و بخت بیدار # و برسم کتب خانهآ معمور و اسم و ذکر همایون مخدومی این تاریخ به # ~~«نسائم الاسحار من لطائم الاخبار» معنون گردانید ، اگر از مهب عنایت ~~آصفانه # ~~قبول قبولی بروضهآ الفاظ ومعانی آن وزدموجب سعادت دو جهانی و مثمر نیل ~~آمال # ~~وامانی کمینه بنده تواند بود؛ هیچ باقی برین زمانه نماند، فذلک ما کنا ~~نبغی. سعارت # ~~ابدی که کنار ندارد در کنار همت این صاحب قران ریخته باد و انوار فیض ~~عقل # ~~فعال که از آمیختگی مجرد است با مصالح نفسانی و جسمانیش آمیخته . # بقیت مدی الد نیا و حکمک نافذ ### | و ظلک ممدود و با بک عامر PageV01P011 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0117.png) # و ms009 هنئت أاما، توالت سعودها ### | کما بتوالی فی العقود الجواهر # # تنای [ و] مدح رهی بر جناب تو نرسد %~% مگر بقوت پر دعا کند طیران # # هزار سال نباشد هزار سال بسی %~% بحلم کام دل و کار مملکت میران # وزرای خلفای راشدین # خلیفهآ رسول حبیب امین در مشهد و مغیب صفوهآ اصهار و زینت اخیار، ثانی- # ~~اثنین اذ هما فی الغار، صدیق اکبر ابوبکر رضی الله عنه را وزیر ~~امیرالمسلمین عثمان # ~~ابن عفان بوده است، امیر المؤمنین وقاتل المشر کین قاهر عبدهآ ود وسواع ~~وقامع- # ~~عندهآ نص واجماع، امام صاحب صلابت و خلیفهآ وافر سطوت ، سالک مسالک صدق # ~~وصواب عمربن الخطاب رفع الله فی جواره مکانه را وزیر عبدالله بن ارقم ~~که از کبار # ~~و مشاهیر و اعیان جماهیر صحابه بوده است ، وامام المؤمنین ، صاحب ~~الهجرتین ، # ~~ختن النبی علی ابنتین مجهز جیش العسرتین عثمان ذی النورین خصه الله ~~بالرضوان # ~~را وزیر مروان بن الحکم ، امیر المؤمنین وامام المتقین ویعسوب المسلمین ~~والمنزل # ~~فی حق ابن عمه خاتم النبیین . و ماارسلناک الا رحمة للعالمین، عنصر ~~ابرار ومعدن # ~~سکنیه ووقار، خاتم خلفا واشرف حلفا ومنشور دار هل اتی و سرافراز لافتی، # ~~نحل وحی و فحل جود ، ومعدن حلم و مدینهآ علم ، اسدالله الغالب ، لیث ~~بنی غالب، # ~~علی بن ابیطالب علیه افضل الرضوان والتحیات را وزیر عبدالله بن ابی ~~رافع بوده # ~~است ، ویر معاویة بن ابی سفیان و پسر لعین او یزید علیه ما یستحق سرجون ~~بن # ~~منصور الرومی بوده ، وزیر مروان وعبد الملث و ولید قعقاع بن عیسی بوده ~~، و # ~~وزیر سلیمان بن عبدالملک سلیمان بن نعیم الحمیدی بوده ، و وزیر امام ~~المسلمین # ~~و اعدل ملوک العالمین عمربن عبد العزیر جراح بن عبدالله الحکمی ~~بودهاست، وزیر PageV01P012 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0118.png) # ~~یزید ناقص بکیربن شماخ اللخمی و بعد از آن مروان حمار آخر ملوک و امرای # ~~بنی امیه ومروانی در سنهآ سبع وعشرین ومائهآ هجری بپادشاهی بی استحقاق ~~بنشست # ~~و مملکت مروانیان بر وی ختم شد و او بر قتل اقارب ms010 وعشیرهآ خود بنا بر ~~توهم # ~~و تفرس آثار فتنه ایکه از ایشان میکرد اقدام نمود و امارت ملک خراسان و ~~بلاد # ~~عجم بر نصربن سیار که قدیما نشانده ومستناب اسلاف اوبود مقرر داشت و در ~~اطراف # ~~مهلب بن ابی صفره بود و اطلاق نسبت کرمان بروی بسبب ولادتش بود در ~~جیرفت- # ~~کرمان، بوقت خروج ازارقه در آن ولایت با نصربن سیار مخالفت ورزید و ~~بینهما # ~~کرة بعد اخری محاربتها و مقاتلتها رفت و نصر صورت حال اضطراب خراسان # ~~و شوریدگی بلاد عجم به مروان حمار انهاء کرد و مروان بر عزم توجه بدان ~~بلاد # ~~از شام نهضت کرده بحران رسید و در این احوال صاحب الدوله ابو مسلم ~~شکرالله # ~~سعیه خروج کرد واودر مبدأ حال و زمان صبادر بازار مرو بصنعت سراجی ~~مشغول # ~~بودی نام او عبد الله بن مسلم ، بعد از آن بخدمت امراء بنی عجل رفت و ~~ابو نصر # ~~مقدسی چنین آورده است که اواصفهانی المولد والمنشأ بوده است و در مکتب ~~همدرس # ~~امیر ابودلف بن ادریس بن عیسی العجلی شده و بعد از تلاوت و حفظ قر آن ~~مجید # ~~بر تحصیل علوم اقبال نموده و بصورت و شکل و سیرت و خلق [پسندیده ] خوب ~~- # ~~طلعت ، ملیح هیأت ، فرخندهروا، بتمام بالا، کشیده محاسن ، عبوس روی ، ~~منقبض # ~~خوی ، با قساوت وغیرت بوده ودرمحبت بنی هاشم غلو هر چه تمامتر داشته و ~~چون # ~~معاریف(1) اشیاع بنی هاشم سلیمان بن کثیر الاحول ومالک بن الهیثم ~~وقحطبة بن # ~~شبیب وغیرهم برعزم ادای فرض حج متوجه بیت الله الحرام بودند ابو مسلم ~~مصاحبت # ~~و مرافقت نمود وچون بسعادت لقاء همایون و شرف تقبیل بساط میمون امام ~~محمدبن PageV01P013 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0119.png) # ~~عیسی بن عبد الله بن العباس مستسعد شدند از حسن منظر ولطف مخبر وطلاقت ~~محیا # ~~و طلعت بابها و فصاحت و ذلاقت و لطافت ولیاقت و فرط شجاعت و مردانگی # ~~و کمال رزانت وفرزانگی ابو مسلم تعجب نمود واز حال او استکشاف و ~~استفسار # ~~فرمود ms011 بجواب گفتنه این کودک از ابنای سراجان مرو است ومنتسب ببنی عجل، ~~امام # ~~محمدبن علی فرمود که آثاررشد ازناصیةآ اواستیناس میکنم و در خاطرم ~~میگذرد # ~~که یمکن ازوی خاندان ما را فایدهآ حاصل آید ایشان سؤال کردند که ~~ظهوررایت # ~~معدلت شما آیا کدام وقت خواهد بود ، گقت که در این هنگام که سال حمار ~~است # ~~واز اسلاف ما مروی که چون سال حمار در آید یعنی امتداد مدت دولت طایفه ~~بصد # ~~سال رسد اوان انقراض و زوال باشد و این معنی از نص تنزیل مقتبس است ، ~~حیث # ~~قال عز من قائل: او کا لدی مر علی قریة وهی خاویة علی عروشها . قال # ~~3 # ~~انی یحیی هده الله بعدموتها فأماته الله مأةعام ثم بعثه قال کم لبثت ~~قال: لیثت # ~~3-00 # ~~یوما او بعض یوم قال بل لمثت ماة عام فانظر إلی طعامک و شرایک # ~~-ه---*5-ص5 # ~~لم یتسنه وانظر إلی حمارک إلی آخر الایة ، وپس از آن علی کرمانی(1) # ~~با نصرسیار خلاف ظاهر کردند وعلی کرمانی رانصر سیار بفریفت وبانواع مکر ~~- # ~~ولطائف حیل اورابرقصدابومسلم داشت، ابو مسلم بر آن اطلاع یافته پیش ~~دستی نمود # ~~و علی کرمانی را از دست بر گرفت و در جنگی که میان ابو مسلم و تصر سیار # ~~رفت برادران نصرسیار کشته شدند و تباشیر اقبال ابو مسلم در بلاد و عباد ~~ظهور # ~~پذیرفت وانوار دولت برصفحات روز گار اولایح گشت و بلقب امین ملقب و ~~مشهور # ~~شد و فروع منابر خراسان باسم او آراسته آمد و در خطبه نام او را ردیف ~~ذکر # ~~خلیفه کردند و نصر سیار گریخته بساوه رسید و آنجا متوفی شد و ابو مسلم ~~قحطبة PageV01P014 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0120.png) # ~~ابن مسیب الطائی را بفتح بلادخراسان وعراق نامزد کرد قحطبه با لشکر ~~بنیشابور # ~~آمد و از آنجا بگر گان کشید نباته بن حنظلهآ الکانی از قبل مروانیان ~~امیر آنجا # ~~بود بعد از ادارت کأس حرب وطعن وصرب نباته با ده هزارمرد کشته آمد و ~~سرش # ~~را ms012 با فتع نامه پیش ابو مسلم بردند وتمامت عراق عجم بر دست قحطبه متوجه ~~گشت # ~~و در اصفهان عامر بن صناره که از قبل مروان امیر بود به نبردش آمد و ~~طعمهآ تیغ # ~~وسنان کشت و در کوفه یزیدبر، هبیره بمنع و طرد او بیرون آمد و منهزم شد ~~و در # ~~سیب(1) اسب قحطبه در آب فرات افتاد و بغرق هلاک گشت پسرش را حسن قائم ~~مقام # ~~پدر گردانیدند واوبدف ثلمهآ واقعه بر وجه بصیرت قیام نوده بر کوفه هجوم ~~کرد # ~~و مستخلص گرداید و ابو سلمه حفص بن سلیمان الخلال که از غلاة شیعهآ بنی ~~هاشم # ~~بود و بوزیر آل محمد ملقب آنجا با ابوسلمه(2) دیدار کرد و باتفاق بمسجد ~~جامع # ~~حاضر شده اعیان وصنادید و خواص وعوام را استحضار نمودند و ابو سلمهآ ~~خلال # ~~بر ذروهآ منبر مرتقی شد و خطبهآ بلاغت آرائی انشاء فرمود و در اثناء آن ~~گفت که # ~~امین آل محمد صاحب الدوله ابو مسلم فرموده است که امامی مستحق منصب ~~خلافت # ~~و خلیفهآ مستأهل امر امامت نصب کنیم و بعد از استخارت و تفکر و اجتهاد ~~و تأمل # ~~قرعة اختیارم بر عبدالله بن محمدبن علی بن عبدالله بن عباس افتاد که ~~بعلو منصب # ~~و طهارت منسب و نقای سیرت و یمن سریرت وفرط زهادت وعبادت و کمال سخاوت # ~~و شجاعت و غزارت عدالت و دیانت متحلی است واستعدادش تحمل اعبای این شغل # ~~بزرگ را ظاهر و محقق همگنان بانشراج صدر و طیب قلب و صدق نیت وصفای # ~~طویت و رغبت صادق بدین تقلید وتعیین رضا دادند ومتفق الکلمه ومجتمع ~~الهمه # ~~متابعت و مبایعت نمودند و ابو سلمه را در این اختیار و اجتهاد موفق و ~~ملهم دانسته # ~~و امام ابو عبدالله مکتسی و متعمم بکسوه وعمامهآ سیاه که شعار آل عباس ~~است PageV01P015 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0121.png) # ~~حاضر آمد و در وقت ادای فریضهآ جمعه منبر را بفر طلعت خود آرایش داد و ~~بعد # ~~از اقامت رسم ms013 امامت در محراب تمکن فرمود و فوج فوج از کبار و صغار ~~خلایق # ~~دست مبار کش را تقبیل نموده بیعت میکردند و مروان حمار کشته شد و بمدد ~~و کد # ~~ابو مسلم آل عباس بملکی ثابت اساس و جلالت و عزتی بیقیاس محتظی شدند و ~~بر # ~~صهوات امانی و آمال معتلی آمدند ، وزیر ابوالعباس سفاح بعد از ابو ~~سلمهآ خلال # ~~خالدبن برمک بود که صیت سخا و عطای خاندانش با صبای سبک عنان و شمال # ~~گران رکاب در اقطار جهان هم عنان گشت ، وزیر ابو جعغر منصور خلیفه ~~خالدبن # ~~سلیمان ، وزیر هادی ابوالعباس بن سلیمان الطوسی، وزیر هارون الرشید ~~یحیی بن # ~~خالد البرمکی بود ، و برمک جد ایشان بر کیش مجوس بوده است از نوبهار ~~بلخ # ~~و معتکف آتشکدهآ که آنجا کیقباد بنافرموده و پیش از مبعث خاتم النبیین ~~علیه السلام # ~~بلخ بمثابهآ کعبه بوده است و اهل فرس بر زیارت آن مواظبت و مثابرت ~~نموده اند # ~~چنانچه خسرو تخت سخن وری [و] چابک سوار مضمار لغتدری فردوسی طوسی در # ~~این باب فرموده ...(1) . # سابقهآ عنایت ازلی درما دریافت(2) وشعلهآ انوار: فمن یرد الله ان یهدیه ~~یشرح # ~~صدره للاسلام، از مشکوة وجودش زبانه زدن گرفت و بحلیهآ ایمان واسلام ~~تحلی # ~~پذیرفت و بمیامن آن پایه و مرتبهآ خاندان او تا حدی ارتقا پذیرفت که ~~فرزندانش # ~~منصب وزارت وقهرمانی مملکت عرب و عجم را تقلد نمودند آفتاب وار بر سهل # ~~و جبل شعاع اصطنا ع انداختند و ابر کردار بر گلستان و خارستان حیاء حبا ~~وعطا # (1) در کسته جای سقید برای د در قول قردوسی کذاشته شده و شعری نوشته ~~PageV01P016 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0122.png) # ~~بارانیدند، فرط جود وسماحتشان صیت حاتم طائی را در درج محوطی کرد(1) # ~~و ذکر سخاء معن زائده را برخواطر نسیا منسیا گردانید(2) و در شرح مناقب ~~ومفاخر # ~~و مکارم و ماثر آن خانوادهٔ‌ مبارک باللسانین و العبارتین نظما و نثرا ~~تواریخ # ~~ساختهاند و تصانیف برداخته ، شعر : # ~~ذا نز لوا بطحاء ms014 مکة اشرقت ### | بیحیی و بالفضل بن حیی و جعفر # ~~فما خلقت إلا لجود أکفهم ### | %~% اقد امهم إلا لاعواد منبر ### | و آخر # -.5 سنی*-* # ~~و لو کنت من بغداد فی الف فرسخ ### | تنسمت ریح الجود من آل بر مک # ~~إلی غیرها من القصائد البدبعة البلیغة و القطاع اللطیفة # ~~الفصیحة و الرباعیات الانیقة الملحه . # ~~وزینب خاتون یحیی دایهآ هارون الرشید بوده است و فضل پسرش رضیع او ~~وعاقبت # ~~باستیصال آن خاندان حکم فرمود و یحیی و پسرانش جعفر و فضل را بزاری زار # ~~بکشت و سبب آن بود که هارون را محبتی بافراط با جعفر بود چنانچه «نحن # ~~روحان حللنا بدنا » صفت ایشان آمد و خواهری داشت عباسه نام و بدو بغایت # ~~مستأنس و مشعوف و از وی نیز نعیشکیبید و میخواست تا درمجالس انس وغیرها ~~PageV01P017 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0123.png) # ~~میان ایشان هر دو جمع کند و بنا بر آن که تا محرمیت حاصل باشد خواهر را ~~در # ~~عقد جعفرآورد مشروط بدانکه بر مجرد ملاقات قناعت نمایند واز مس ومضاجعت # ~~تحذیر نمود . # سابقهآ تقدیر یزدانی ووضع اشکال آسمانی وهواجس نفسانی و اغواء شیطانی # ~~مقتضی آن کشت که عباسه از جعفر حامله گشت ودو پسر توأمان مولود شدند ، # ~~هارون را از استماع این خبر آتش غیرت لهبات غضبی بر آورد که دودمان ~~برامکه # ~~بدان سوخته و ناچیز گشت و بقتل خواهر و آن طفلان توأمان مثال داد ~~واستیصال # ~~برامکه بر هارون نامبارک آمد و دولتش روی بانحطاط نهاد و خراسان واکثر # ~~بلاد عجم شوریده گشت ، چنانچه از مقر خلافت او را انزعاج افتاد و نظم ~~وضبط # ~~امور بلاد عجم را بدان صوب حر کت فرمود و در طوس مرضی صعب بر مزاجش # ~~طاری شد و در ربیع الاخر سنهآ ثلاث وتسعین ومائه همانجا در سرای حمید ~~بن ربعی # ~~در گذشت و بعد از واقعهآ آل برمک ممالک جهانرا وزیر فضل بنربیع گشت و ~~بر # ~~دولت مستولی شد ووزیر پسر هارون محمد الامین هم او بود ms015 . # و وزیر مأمون بن هارون فضل بن سهل الملقب بذی الریاستین بود ، عالم و # ~~حکیم ومتبحر وقوی بطش و چابک سوار و غالی همت و بسبب محبت اهل البیت # ~~و آل طه ویس مأمون بقتل او حکم کرد وفضل در احکام نجوم مهارتی تمام # ~~داشت و تسییر درجات طالع خود و هیلاج و غیرها کرده و نوشته که در فلان ~~وقت # ~~میان آب و آتش وفات او باشد وهمانروز معین در حمام شهید شد و مادرش ~~صندوقچهآ # ~~مختوم پیش مأمون آورد در آن طوماری نوشته بدان دیدند : هذاماقضی [بافضل # ~~0. # ~~ابن سهل علی نفسه انه یعیش ثمانیة و اربعین سنة ثم یفتل بین الماء # ~~و النار . PageV01P018 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0124.png) # ووزیر مأمون بعد از آن حسن بن سهل شد برادر فضل ، و پس ازوی وزیر # ~~بعد از او وزیر احمدبن عمار ، پس از وی وزیر محمدبن عبدالملک الزیات ، ~~وزیر # ~~الوانق بالله هم محمدبن عبد الملک الزیات ، وزیر المستنصر بالله احمدبن ~~الخصیب # ~~القاضی ، وزیرالمعتز بالله محدبن ابی الشوارب البغدادی ، وزیر المعتضد ~~بالله القاسم # ~~ابن عبدالله ، وزیر المکتفی بالله هم القاسم بن عبدالله ، وزیر المقتدر ~~بالله عباس بن # ~~الحسن ، وبعد از قتل او وزیر محمدبن داود الجراح ، وبعد از وی وزیر ابن ~~الفرات # ~~که از کبار وزرای عرب و جامع تفاریق فضل و ادب بوده است ، وزیر القاهر ~~بالله # ~~و از آن الراضی بالله والمستکفی بالله هرسه علی بن مقلة که بحسن خط در ~~جهان # ~~بدو مثل زنند ، نقش مانی در استحقاق برابر نقش کلک عالم آرای او نبود ، ~~بیاض # ~~و سواد خطش نزد هنروران عزیزتر از بیاض و سواد چشم آمد ، بعد از چهارصد # ~~سال نگاشتة خامه و نوشتة بنان او را هنوز مقتدا می سازند ومن در مدینة ~~السلام # ~~بغداد بوقت آنکه مصاحب و ملازم خدمت سلطان کرمان مظفرالدنیا والدین ~~محمد # ~~شاه طیب الله ثراه بودم درشهور سنهآ ثمان وتسعین وستمائه جونهآ(1) درجی ~~بخط این # ~~وزیر مطالعه کردم و حقیقت درجی یافتم پر ms016 درر و لألی و آسمانی دیدم پر ~~کوا کب # ~~متلالی، متحیر گشته با خود گفتم: یا لیت محقق شدی که سمند خامهاش در ~~میدان نسخ # ~~آن خطوط غبار اختراع بر چه صفت انگیخته است و آن دستور هنرور در کتابت # ~~آن رقاع آب صنعت را بصباء اعجاز آیا چگونه مسلسل داشته . وزیر الطایع ~~لله # ~~عمید الرؤساءابوطالب محمدبن سلیمان بن ایوب بوده، وزیر القادر بالله ~~رئیس الرؤساء # ~~ابوالقاسم علی بن محمد بن ابی سلمه بود ، و در زمان خلیفه الطایع لله ~~آل ساماندر # ~~بلاد ماوراء النهر وخراسان وبعض عراق عجم و نیمروز وغزنین وقهستان و ~~کرمان PageV01P019 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0125.png) # ~~پادشاهان متمکن شدند ودم استقلال و استبداد زدند و ازاداء مال بوظیفهآ ~~که بدار الخلافه # ~~میدادند تقاعد نودند وملوک دیالم نیز از آل بویه رکن الدوله و ~~عضدالدوله # ~~و بهاء الدوله در بغداد وپارس وخوزستان واکثر بلاد عراقین شیوهآ ~~استعلاء واستیلاء # ~~ورزیدند و هر چند بظاهر طاعتی می داشتند اما بردار الخلافه تحکمها و ~~تسحبها # ~~آغازیدند و دست تطاو لها یازیدند وخلیفهآ هر عهد اسیر تصرفات ایشان بود ~~وخلفاء # ~~از آن وقت باز تا بروز گار الناصرلدین الله که دولت سلجوقیان روی در ~~انحطاط # ~~نها د در ممالک جهان لاسیما بلاد عجم بمجرد اقامت رسم خطبه و اظهار ~~شعار دعوی # ~~قناعت نودند و چون بسیطهآ اقالیم زمین مساحب اذیال نسایم ریاح معدلت و ~~مطالع # ~~تباشیر انوار صباح نصفت سلاطین سلجوقی گشت و خلیفه القائم بأمر الله را ~~بساسیری # ~~نامی ازامراء از مقر عز و مسند امامت ازعاج کرده بعانه فرستاد وشعار ~~مصریان # ~~و باطنیان در خطبه وغیرها ظاهر کردانید و ملک العرب قراوش بن المقلد # ~~بآن خارجی متفق شد و او بسلطان رکن الدنیا و الدین طغرل بیگ که اول عهد # ~~یادشاهان سلجوقی بود استجارت و استغایت نمود و از شوکت جیوش عرمرم او # ~~استمداد و استعانت نمود ، فرط دینداری و کمال شرع پروری آن سلطان مقتضی # ~~آن آمد که اجابت فرموده بالشکری ms017 جرار وبا سپاهی بیشمار بدان خوارج ~~وعصاة # ~~تاختن آورد و عن آخرهم را بتیغ قهر گذرانیده خلیفه القائم بأمرالله را ~~که بزهد # ~~و تقوی وفضائل موفور وفواضل نامحصور واسطهآ عقد بنی العباس بود باز ~~بمستقر # ~~امامت آورد و اگر چه بظاهر شیوهٔ‌ تواضع و طریق خدمت ورزید و بسپرد(1) # ~~و تعظیم را دست و نامهآ خلیفه می بوسید و تشریف را خلعت وجامة آن حضرت # ~~می پوشید، فاما دست نواب دیوان عزیز امیر المؤمنین را از تصرفات در ~~ارتفاع # ~~و اموال بغداد ودیار عرب بر بست ودار الخلافه را چند موضع وحصه باقطاع ~~PageV01P020 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0126.png) # ~~و نان پاره معین و مقرر گردانید و باقی را بحذا فیرها در حوزهٔ‌ تصرف ~~دیوان # ~~سلطنت گرفت و این قاعده مطرد ماند تا بروز کار سلطان محمد بن محمود بن # ~~محمدبن ملکشاه که منهزم از بغداد بکریخت و بعد از آن پای تردد و مقام ~~سلاطین # ~~سلجوقی در مشتا و قشلاغ بغداد انقطاع پذیرفت و خلفا در ممالک موروث ~~خصوصا # ~~عراق عرب مستقل ومطاع شدند چنانچه بطون تواریخ ومتون تصانیف سیما # ~~تاریخ ابن الاثیر رحمه الله بر آن محتوی است و وزرای خلفا مغلوب وزیر ~~دست # ~~وزیران سلاطین سلجوقی و خوارزمشاهی گشتند واسامی و احوال ایشان آنچه # ~~معلوم شده است برین نسق است . # در کتاب تاریخ الوزراء ساختهآ رئیس ابوالحسین هلال بن المحسن بن ابراهیم # ~~ابن هلال الصابی مسطور است که از تاریخ ذی الحجهآ سنهٔ‌ اربع وعشرین ~~وثلاثمائه # ~~باز در زمان الراضی بالله مشرب رونق خلافت و وزارت متکدر شد و غبار ~~خلاقت # ~~بر چهرهآ تمکن وزراء خلفا نشست و امراء بغداد بر خلیفهآ هر عهد مستولی ~~کشتند # ~~و اول کسی که در اهانت وزیر خلیفه کوشید امیر الامراء ابوبکر رایق بود ~~نایب # ~~ما کان دیلمی، که برخلاف معهود بالادست وزیر ابوالقاسم سلیمان بن الحسن ~~بن المخلد # ~~نشستن جایز داشت و هلم جرا تا بعهد القائم بأمرالله وزراء پادشاهان بر ~~وزرای # ~~خلفاء غالب ms018 ومستولی بودند و خلفا وزیران سلاطین را بتاج الوزراء و ~~فخرالوزراء # ~~و وزیرالوزراء و وزرای خود را بعمید الرؤساء ورئیس الرؤساء ملقب ~~گردانیدند # ~~و چون خلیفه القائم بأمرالله وزارت بابوالفتح منصور بن احمدبن دارست ~~الشیرازی # ~~داد در خطاب و کتاب او را وزیر خواندند و نوشتند و در عهد سلطان ملکشاه # ~~مقرر شد که وزیر نظام الملک هم وزیر سلطان باشد و هم وزیر خلیفه . # الوزیر امین الدوله مجدالوزراء ابوالفتح منصور بن دارست الشیرازی از # ~~وزیر زاد گان پارس بود و خویشاوند تاج الملک ابوالغنائم که بر کشیده و ~~اخص # ~~بطانهآ سلطان ملکشاه بود و بدان وقت در ملک شیراز دو قبیله از محتشمان ~~قبایل PageV01P021 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0127.png) # ~~معروف بودند یکی دارستیان و دیگر خورشیدانیان و این وزیر در عنفوان امر # ~~وریعان عمر خازن ملک ابو کالنجار مرزبان بن سلطان الدوله بن بهاء ~~البوله بن # ~~عضدالدوله و بزیور فضایل نفسانی و کمالات انسانی از بلاغت و براعت ~~وحسن- # ~~خط و قرط سماحت واصابت رأی وتدبیر آراسته و چون سلطان طغرل بیک وزیر # ~~خود عمیدالملک ابو نصر کندری را با ملک شمس الملوک فرامرزبن علاء ~~الدوله بن # ~~کاکویه و جلال الدوله سرخاب بن کامروا و منتجب الدین ناصر الملوک ~~منوچهربن # ~~اسفرستان که اعیان ملوک دیلم و گیل بودند با امرای حضرت سلطنت آغاجی # ~~وساوتکین بدار الخلافه فرستاد و سیده خاتون دختر خلیفه قائم را خطبه ~~کرد # ~~عمیدالملک از علو مرتبت و سمو منزلت و نباهت قدر و جلالت امر وزیر بن ~~دارست # ~~بشگوهید و بوقت مراجعت بخدمت سلطان از حضرت سلطنت نامه فرستادمشتمل # ~~بر تقبیح صورت حال وزیربن دارست و اقتراح در عزل او خلیفه ابا نمود و ~~در # ~~مرتبت وزیر بیفزودفاما وزیر بن دارست متوهم شد واز وزارت استعفا نمود و ~~باهواز # ~~مستسر رفت و آنجا تا دعوت حق را اجابت کردن مقیم بود مدت وزارتش دو سال # ~~و یک ماه. # الوزیر مؤید الدین فخرالدوله شرف الوزراء ابونصر محمدبن محمدبن جهیر # ~~السوصلی ms019 در دیار بکر وزیر ملک الملوک نصیر الدوله ابو نصربن مروان بود ~~واموال # ~~وافر در زمان وزارت بیندوخت و استظهار واملاک فراوان بتوخت وصیت کفایت_ # ~~او دراقطار وآفاق منتشر شد و بعد از وفات ملک نصیر الدوله خلیفه القائم ~~بأمرالله # ~~نقیب النقباء ابوالفوارس طرادبن محمد الزینبی را بشهر آمد فرستاد تا ~~فخرالدوله # ~~را در وزارت دارالخلافه ترغیب دهد بحکم فرمان متوجه شد و در سر و خفیه ~~این # ~~معنی دردماغ وزیر فخرالدوله نهاد واو بخدمت دار الخلافه شتافت و خلعت ~~وزارت # ~~یافت در روز عرفه سنهآ اربع وخمسین و اربعمائه ، و ابن بجدهآ فصاحت و ~~بلاغت PageV01P022 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0128.png) # ~~و مدار صنعت استیفاء و سیاقت بود و در سخاوت و سماحت و بذل و فضل. # یشار الیه بدعاة (1) %~% و یثنی علی فضله الخنصر # و چون سلطان طغرل بیگ ببغداد میآمد وزیر فخر الدوله رسم استقبال # ~~اقامت نمود و بخلعت سلطنت نیز مشرف شد و در عهد سلطان الب ارسلان وزیر # ~~نظام الملک در عزل وقصد وزیر فخرالدوله سعی نمود و از حضرت سلطنت درین # ~~باب بدارالخلافه مکتوب صدور یافت پیش از انتشار این خبر خلیفه را از ~~این قصد # ~~منهیان اعلام داده بودند و او جهت رعایت مصلحت وقت وزیر را معزول کرده ~~بحله # ~~فرستاد و ووزارت بر ابویعلی الحسین تقریر نمود واین وزیر در مبدأ وزارت # ~~بجوار رحمت ایزدی پیوست وخلیفه و وزیرش فخرالدوله استرضا واستعطاف # ~~جانب و خاطر نظام الملک کردند وفخرالدوله برضای نظام الملک وزارت را # ~~بود بصفة تا ج بعد از تقبیل بساط خلافت القائم بأمرالله فرمود : الحمد ~~لله جامع- # ~~الشمل بعد شتاته و واصل الحهل بعد بتاته، و دیگر روز جمعه او وهر # ~~دو پسرش عمیدالدوله محمد و مجیر الدوله علی با کو کبهآ عظیم بجامع ~~منصور آمدند # ~~و تامت اعیان و نقباء و قضاة و خواص اعوان دولت و خدم دار الخلافه ~~ملازم رکاب # ~~ایشان و هر سه را خلعت رضا پوشانیدند و ابوالفضل بغدادی قصیدهآ ms020 در مدح ~~ایشان # ~~گفت مطلعش « قد رجع الحق إلی نصا به» ووزیر پسر خود عمیدالدوله # ~~را برسالت از حضرت خلافت بدر گاه سلطنت الب ارسلانی فرستاد وبا وزیر ~~نظام- # ~~الملک معاهده کرد و دختر او را خطبه نمود و چون از طرف نظام الملک آمن ~~شد # ~~و بمواصلتش مستظهر کشتند وزیر فخر الدوله بفرمان خلیفه شریف ابو طالب ~~PageV01P023 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0129.png) # ~~الحسین بن محمدالزینبی الحسینی [را) بمکه حرسها الله فرستاد واموال ~~موفوربذل کرد. # ~~تا جهت خلیفه بر اهالی حرمین بیعت ستد وخطبه برمنابر آن بلاد بنام ~~خلیفه موشح # ~~گردانید و طریق اجتیاز قوافل عراق و خراسان وغزنین وهند و ماوراء النهر # ~~وپارس و کرمان که مدت هفتاد سال مسدود بود و براه شام میبایست گذشت و ~~بدین # ~~سپب در حرمین شعار مصریان و باطنیان ظاهر کرده بودند گشاده ومسلوک داشت # ~~جزاه الله عن مساعیه خیر الجزاء . # و درسنهآ خمس وستین و ار بعمائه سلطان البارسلان را بر کنار جیحون یوسف # ~~برزمی کارد زد وسلطان معزالدنیا و الدین ابوالفتح ملکشاه تخت سلطنت روی # ~~زمین را بفر طلعت منور فرمود و عمید الدوله برسالت بخدمت آمد و نامه و ~~جامهآ # ~~حضرت را رسانید و پوشانید و درشب پنجشنبه ثالث عشر شعبان سنهآ سبع ~~وستین # ~~و اربم مائه مسند خلافت اززیب وابهت خلیفه القائم بأمرالله عاطل ماند و ~~وزیر # ~~فخرالدوله وپسرش عمیدالدولههم در شب مبایعت کردند با سبط خلیفهآ ماضی ~~المقتدی # ~~بأمرالله ابوالقاسم عبدالله بن محمد القائم، واز خواص وعوام وکبار ~~وصغار بیعت # ~~گرفتند و عمیدالدوله را باصفهان نامزد گردانیدند تا بیعت سلطان ملکشاه ~~تمام کند # ~~وابوعبدالله محمدبن الحسن البیضاوی را بغزنین روانه کردند پیش سلطان ~~ابوالمظفر # ~~ابراهیم بن مسعود بن محمودبن سبکتکین و ابوالقاسم ما کولا را با تمام ~~این مهم # ~~بخان سمرقند فرستادند و خلیفه مقتدی وزارت بر قاعدهآ ماضی بر فخرالدوله ~~مقرر # ~~داشت و وزیر نظام الملک و پسرش مؤیدالملک که در بغداد نائب دیوان سرای ~~سلطنت # ~~بود بقصدبنی جهیر یعنی فخر ms021 الدوله وعمیاء الدوله وفرزندان ایشان ~~برخاستند وچون # ~~فخرالدوله آثار نکایت قصد و سعایت ایشان مشاهده کرد از وزارت استعفا ~~نمود # ~~و خلیفه وزارت بر پسرش عمیدالدوله تقریر فرمود و معذلک خواجه نظام ~~الملکاز # ~~تدبیر قصد ایشان فرو نمیایستاد و الیارخ حاجب را بفرمان سلطان ملکشاه ~~ببغداد PageV01P024 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0130.png) # ~~فرستاد تا فخرالدوله و عمیدالدوله را در قبض آورد فخرالدوله گریخته ~~باصفهان # ~~رفت بخدمت حضرت سلطنت و وزارت خلیفه بمظفربن رئیس الرؤساء علی بن حسن # ~~ابن سلمه که ابا عن جد وزیرابن الوزیر بود مفوض شد وفخرالدوله بخدمت ~~سلطان # ~~عرضه داشت که من بر عجر و بجر و نقیر وقطمیر احوال ملک دیار بکر واقفم # ~~و استخلاص آن را ملتزم میشوم سلطان او را بخلعت و تربیت مخصوص فرموده ~~با # ~~لشکری جرار بدان صوب گسیل کرد و اشارت راند تا نام فخرالدوله در خطبهآ ~~آن # ~~ولایات ردیف اسم سلطنت باشد و سراپرده و نوبت و طبل و کوس و علم ارزانی # ~~داشت فخرالدوله در آن باب اجتهاد نمود و سعی او مشکور آمد و آن ~~بلادمفتوح # ~~و اموال خزائن و مدخرات آنجا که توخته و اندوختهآ ملوک بنی مروان بود ~~بخزانهآ # ~~سلطان محمول و فخرالدوله در سن هشتاد و پنج سالگی جهان را وداع کرد و ~~پسرش # ~~عمیدالدوله منظور نظر عنایت سلطانی گشت ودر استجماع آلات و ادوات بزر ~~گی # ~~و نامداری و استکمال اسباب سروری و بزر گواری از پدر در گذشت بعد از آن # ~~خلیفه المقتدی بأمرالله درسنهآ اربع وتمانین واربعمائه کمال الدوله ~~یمین خادم وابو- # ~~محمد رزق الله التمیمی که منشی بود وابو نصر موصلایا که استیفا را تقلد ~~مینود # ~~بر رسالت مشتمل بر استحضار واستطلاب عمید الدوله تا وزارت را استیناف ~~نماید # ~~بفرستاد، سلطان اجابت فرمود وعمیدالدوله کرة ثانیة وزیر گشت وسلطان ~~ملکشاه # ~~در شوال سنهآ خمس و ثمانین وار بعمائه بغداد را مخیم ساخت و مرض صعب ~~برمزاجش # ~~طاری گشت چنانچه چون وزبر عمیدالدوله بعیادت از زفان خلیفه ms022 بدر سرا ~~پردهآ # ~~سلطنت آمد بار نیافت و بعد از وفات سلطان ملکشاه باجتهاد عمیدالدوله از ~~قبل # ~~دار الخلافه وسعی و کوشش تاج الملک ابو الغنائم که نائب مطلق سلطان بود ~~وامیر- # ~~بزو گ در گاه سلطنت آیاز عقد مملکت و سلطنت جهان بر محمود بن ملکشاه # ~~کردند و بخلعت خلیفه اختصاص یافت و او با مادرش ترکان خاتون بر عزم ~~عراق PageV01P025 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0131.png) # ~~عجم نهضت کردند و در شانزدهم ذوالقعده سنهآ ست و ثمانین سلطان بر کیارق ~~بن # ~~ملکشاه که بر برادرغالب گشته بود و مملکت را ازوی انتزاع نموده ، ~~ببغدادنزول # ~~فرمود ، و اتابک گمش تکین جایدار بزو کترین امراء دولت بود و لشکر جرار ~~با # ~~او بیعت کردند و خلیفه السقتدی بالله بمفاجات در گذشت و قهرمانهآ سرای ~~خلافت # ~~که معروف بود بشمس النهار ، و امیر الجیوش بغداد یمن خادم داماد او ~~وزیر # ~~عمید الدوله را اعلام دادند از این واقعه، هم در آن شب اعیان بغداد بر ~~پسر خلیفه # ~~و هوالمستظهر بالله ابوالعباس بیعت کردند و بعد از بذل اموال فراوان و ~~مماکست # ~~بسیار از جانب سلطان بر کیارق عقد بیعت سلطان و امرای ترک و عجم نیز ~~تمام # ~~شد و در اثناء مطالبت مال بیعت وزیر عمیدالدوله با وزیر سلطان عز الملک ~~واتابک # ~~گمش تکین و امیر بورسق حال قلت ذات الید و خلو خزانهٔ‌ خلیفه تقریر می ~~کرد ، # ~~وزیر عزالملک گفت : چون خلیفه تا این حد مقل حالست. چرا لقب اوالمستظهر # ~~بالله اطلاق میکنند ،: سلطان ازین حکایت ظزافت آمیز بخندید واز مماکست # ~~و مضایقت ترک گرفت و در آخر صفر سنهآ تمان وثمانین و ار بعمائه وزیر ~~عمیدالدوله # ~~از خلیفه مستشعر ومتوهم کشته واز بغداد منزعج شده بحله پیش امیر سیف ~~الدوله # ~~صدقه رفت و خلیفه المستظهر بالله استمالت او را رسل و رسائل متواتر ~~گردانید # ~~و این رقعه بخط مبارک بدو صادر فرمود : اجب داعی التوفیق یا شرف الدین # ~~عمیدالدوله الوزیر فی البدار الی مقر ms023 عزک وکن فی الاسراع کمضاء عزمک ~~وفی # ~~تلبیة مذا النداء علی أکمل وسمک، ووزیر عمید الدوله از سر اطمینان خاطر # ~~وانشر، صدر بازخدمت خلیفه آمده وزارت را تقلد نمود. فخر الزؤساء ~~ابیوردی در # ~~در مدح او گفت (1) : PageV01P026 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0132.png) # 5-05- # نا خیر من وخدت ابدی المطی به # من فرع تغلب آباء و اجدادا # فغاب مد غبت عن بغداد رونقها ### | حتاذا عدت لا فارقتها عادا # و وزیر سلطان اعز ابوالمحاسن عبدالجلیل دهستانی با عمیدالدوله در غایت # ~~معادات بود و بقصد وسعایت او خلیفه شاء ام ابی عمیدالدوله را در قبض ~~آورد ودر # ~~سرای خلافت او رابعد از یکماه که مسجون ماند در تابوت بخانهآ خویش برد. ~~مدت # ~~وزارتش دو نوبت سیزده سال . # ~~الوزیر ظهیر الدین مؤبد الدوله فخر الوزراء ابو شجاع # محمدین الحسن صفی امیر المومنین # در رجب سنهآ خمس و سبعین و اربعمائه خلیفه المقتدی بامرالله # ~~او را بخلعت گرانمایه مشرف فرمود وزارت بوی تقلید نمود و او مزید ~~استظهار # ~~و حصول افتخار را دختر فخر الملک بن الوزیر نظام السلک جهت پسرش ربیب ~~الدوله # ~~ابو منصور خطبه کرد و چون ماه ملک بنت السلطان ملکشاه که در عقد خلیفه ~~آورده # ~~بودند ببغداد رسید ، وزیر با کو کبه و سیصد شمع موکبی و صد مشعله و ~~دویست # ~~اسب عربی جنیبت با ظفر خادم استقبال نمود و بخویشتن بر در سراپردهآ ~~مادرش عایشه # ~~ترکان که دختر خاقان تمغاج خان بن بةراخان بن ایلک خان و خاتون سلطان ~~ایستاده # ~~گفت : امیر المؤمنین میفرماید که إن الله بأمرکم ان تؤدوا الاما نات ~~إلی # ~~اهلمها ، و محفه دختر سلطان بعظمتی که مناسب هر دو حضرت خلافت و سلطنت # ~~باشد بسرای امیرالمؤمنین در آوردند و وزیر نظام الملک وشرف الملک ~~ابوسعد # ~~مستوفی و تاج الملک ابوالغنائم مشرف مملکت مصاحب ، وکار زفاف باتمام ~~رسید PageV01P027 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0133.png) # ~~و یکی از اصحاب دیوان بغداد یهودی بود ابوسعد اسرائیل بن تیمخا و از ~~قبل # ~~وزراء واصحاب دیوان سلطنت در بغداد ms024 متکن، روزی با لباس فلخر و کو کبهآ ~~تمام # ~~ببازار برآمد ، یکی از عوام او را صقع کرد و عمامتش بیفتاد ابن تیمخا ~~بتظلم # ~~و شکوه پیش امیر گوهر آئین رفت که از قبل سلطان شحنهآ بغدادبود و او ~~صورت حال # ~~بحضرت خلافت عرضه داشت فرمان شد که من بعداهل ذمه غیار دوزند تا از ~~مسلمان # ~~ممتاز باشند و بدینواسطه و استنکاف از علامت غیار مشاهیر بنی اسرائیل ~~که در # ~~دیوان می بودند چون عبدالله بن هبة الله الاصباعی وابوسعد موصلایا ~~وابونصر # ~~موصلایا باسلام در آمده در مشهد خلیفه کلمهآ توحید و ایمان گفتند ، ~~فاما تاج العلک # ~~ابوالغنائم که مشرف ممالک سلطانی بود بدین سبب رنجیده ، تقبیح صورت ~~وزیر # ~~ابوشجاع در پیش تخت ملکشاهی بکرد و سخط سلطان مقتضی آن آمد که از خلیفه # ~~اقتراح رفت تا وزیر را معزول کرد و وزیر در خانه منزوی گشت و هر آدینه ~~پیاده # ~~بجامع حاضر آمدی و از رعونت وتکلف تا حدی مجتنب بود که سجاده در آستین # ~~خود نهادی وعوام بغداد او را دعا و ثنا گفتندی و خلیفه این مواضع در ~~عزل باقطا ع # ~~بدو داد نهر ملک، عباد آباد وزیران ، دیه آلوش ، جعفر آباد، حصه مؤید ~~من # ~~طریق خراسان ، باب عموریه ، ولی الله،دیه وزیر عتبی، فرد آباد الکبری . # و وزیر ابو شجاع را باستکمال اسباب وزارت ازفضل وکفایت و علونسب # ~~و شهامت بخلی و امساکی بافراط بود بحیثیتی که رفع قاعدهآ مائده و سفره ~~نهادن را # ~~صائم الدهر گشت و شب بخلوت در خانهآ تاریک افطار کردی و بوقت عزل دیوان # ~~اشعار خویش را از راه زهد بسوزانید واز اشعار او است : # لاعذ بن العین غیر مفکر ### | فیما جرت بالدمع او فاضت دما PageV01P028 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0134.png) # 4 # ~~و لاهجرن من الرقاد لذیده ### | حتی نصیر علی الجفون محرما ### | آخر # ~~ان کان من لؤلؤ ثغرها ### | فان لها صد فامن عفیق # ~~و ان کان م اقحوان النبات ### | فان مشاربه من رحیق # ~~و بعد ms025 از آن بحرمین رفت ودر مدینه مجاور می بود تا وفات کرد در جمادی- # ~~الاخره سنهٔ‌ ثمان و ثعانین وأربعمائه و در مشهد ابراهیم بن النبی ~~المصطفی # ~~مدفونست. # الوزیر عضدالدین سدیدالملک ابو المعالی # النحاس الاصفهانی # ~~او در مبده حال نائب عارض دیوان سلطان منکشاه السلجوقی بود محدبن # ~~علان العارض و در علم سیاقت و استیفاء ماهر و آثار فضل و ادبش بر وجنات # ~~روز گار ظاهر فأما بخل و امساکی بافراط بروی غالب آمد و چون مستنیب او ~~را # ~~محمدبن عارض بخط پادشاه در قبض قهر آورده جزع دیده اش را باطاس میل # ~~تکحیل کرد و در ایام سلطان ملکشاه و سلطان بر کیارق و سلطان محمد هرسه # ~~باصالت عارض بود ومال وافر بیندوخت و چون در مصافی که میان برادران # ~~بر کیارق و محمد واقع شد وزیرمؤیدالملک بن نظام الملک را بکشتند ~~وسدیدالملک # ~~را بگرفتند و بسر پنجهٔ‌ مناظره اوصال یسارش از هم فرو گسستند او ~~گریخته PageV01P029 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0135.png) # ~~بنسامه(1) بحمایت ملک العرب سیف الدوله صدقه رفت و امیر صدقه دست ~~بحمایت # ~~و تربیت او بر آورده وزارت دار الخلافة بر وی تقریر کرد مشفوع برونق و ~~تمکین # ~~تمام ، و نهایت خست و فرط بخل او مقتضی آن آمد که بعد از یکسال جمهور # ~~و اعیان حضرت خلافت قصد او را متشمر شدند ومحبوس ومسجون ماند وباموال # ~~وافر مطالب و مخاطب گشت و سودائی بر مزاجش غالب شد و مبهوت و متحیر از # ~~از محبس گریخته بعسکر سلطان بر کیارق رفت وبعد ما که سی سال باصالت ~~عارض # ~~بود تن در نیابتدیوان عرض داد و در انواع ناکامی بهمدان درسنهآ سبع و ~~خمسمائه # ~~وفات یافت . # الوزیر مجیر الدین ابو القاسم علی بن فخر الدوله # محملبن محملبن جگیر # پدرش فخرالدوله و برادرش عمیدالدوله هر دو وزیر خلفا بودند چنانچه # ~~ذکر ایشان تقدیم یافت واوبعد از قتل برادرش عمید الدوله سالها موقوف و ~~محبوس # ~~و معاقب ومعذب ماند خلیفه المستظهر بالله در ms026 رمضان سنهآ تسع و تسعین ~~واربعمائه # ~~او را بخلعت وزارت مخصوص فرمود و در مسند قهرمانی ملک تمکین داد و او # ~~بآثار و کردار پدر و برادر چنانچه مشاهده کرده بود مقتدی شده بمراسم ~~امور # ~~دیوان و تدبیر مصالح دولت قیام نمود و مرد فاضل و کامل و ادیب و اریب ~~وصانع # ~~و بارع بود فاما بنسبت بااسلاف خود ثروت و یسار و مکنت و استظهاری ~~نداشت # ~~و در صفر سنهٔ‌ ثمان و خمسمائه در مسند وزارت و وسادهآ صدارت متوفی شد ~~، # ~~مدت شغلش نه سال - # از ابتدای دولت خلفای عباسی تا روزگار المستظهر بالله # ~~چهار وزیر در منصب حتف انفهم(2) وفات یافتند اول وزیر مکتفی و هوالقاسم ~~بن PageV01P030 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0136.png) # ~~سلیمان بن عبدالله بن وهب، وخلیفهآ وقتاز وی راضی و برمر گش متأسف، دوم ~~ابن # ~~وزیر وهو ابوالقاسم علی بن فخرالدوله محمدبن جهیر، سیم وزیر ~~المسترشدبالله # ~~و هو جلال الدوله صدقه، چهارم وزیرالمقتضی لامرالله و هو عون الدوله ؛ ~~درمدت # ~~چهارصد سال از وزراء خلفا(1) این چهار وزیر در دولت سپری شدند و باقی ~~تمامت # ~~یا بتیغ قهر یا درعزل وسخط پادشاه یا در حبس وتو کیل پایمال قضا و قدر ~~ودست # ~~فرسای خوف و خطر آمدند . # الوزیر ولی الدولة ابوالمعالی هیة الله بن محمد بن # علی المعروف بابن المطلب # خلیفه المستظهر بالله وزارت بدو تفویض فرمود وسلطان محمدبن ملکشاه # ~~این تقلید را کاره بود و بدار الخلافة رسالات متواتر داشت در باب عزل ~~او وفرمود # ~~که چگونه شاید که وزیر خلیفهآ وقت رافضی باشد واورا از مسند وزارت ~~انزعاج # ~~حاصاآمد و بخدمت سلطان شتافت و استرضا و استعطاف سلطان و وزیرش # ~~سعدالملک کرد تا دیگر باره وزارت بروی مقرر داشتند مشروط بدانکه من ~~بعدبر # ~~جادهآ سنت و جماعت استمرار نماید و از ظلم و عدوان محترز باشد واهل ذمه ~~را # ~~از یهود و نصاری باعمال دیوانی و اشغال سلطانی موسوم نگرداند و ترکات ~~را # ~~برخلاف گذشته و طریقهآ خلفه ms027 برورثه مقرردارد واو مقضی الاوطار از ~~بغدادمراجعت # ~~نمود و تا سلطان محمد در حیات بود مترو کات خلایق از تعرضات ایادی ~~متغلبه # ~~مصون ماند . بعد وفات سلطان همان شیوهآ ظلم وتصرف تر کاترا بر قاعدهآ ~~معهود # ~~استیناف نمودند و این طریقهآ نایسندیده در بغداد و سایر بلاد تا بوقت ~~ظهور دولت # ~~پادشاهان چنگیز خانآی مستمر ماند، نعم؛ رأی خلیفه در بارهآ این وزیر ~~تغیر پذیرفت # ~~و بقصد او مثال داد او گریخته بحضرت سلطان رفت و در دیوان سرای سلطنت ~~PageV01P031 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0137.png) # ~~صفهان تا روز وفات منزوی شد . # الوزیر جلال الدوله، شرف الاسلام، ابو علی # الحسن بن علی بن صدفه # خلیفه المسترشد بالله در شوال سنهآ ثلاث عشر و خمسمائه مسند وزارت را # ~~بفضایل و فواضل این وزیر که در صناعتی الاستیفاء والانشاء سباق غایات ~~بوده # ~~است مزین گردانید و او را استعداد تحمل اعباء این شغل بود و خلیفهآ وقت ~~را علو # ~~همت اقتضاء آن کرد که از مر کز خلافت و مستقر امامت خروج فرمود و ~~میخواست # ~~تا رقبهآ تمرد(1) سلاطین جهان و گردنکشان زمان را بر طریقهآ اسلاف ~~خودهارون # ~~و مأمون و معتصم در ربقهآ طاعت و تسخیر آورد و اصحاب تنجیم و ارباب ~~تقویم # ~~نیز بر حسب صورت زایجةآ طالع او که جدی بود و نسر طایر منطبق بدر جهآ ~~طالع؛ # ~~حگم کرده بودند که تمامت مطالب و مرادات بحصول خواهد انجامید و خلیفه ~~این # ~~سر با وزیر بگفت، وزیر میان جد و اجتهاد دربست و با معاندان سلاطین ~~ومخالفان # ~~دولت سلجوقی و متمردان در اطراف چون اتابک شیر گیر وقراجه ساقی ویرنقوش # ~~باز دار وآق سنقر بدیلی مکاتبات و مراسلات متواتر میداشت و بمواعید خوب # ~~و تأمیلات مرغوب وامیدها و نویدها موعود ومستظهر میگردانید و با وزیر ~~عراق # ~~کمال الدین علی سمیر میدر باب اعمال و اموال مناقشتها مینمود ~~ومناقستهامیورزید # ~~در اثنای این احوال خلیفه را بمراغه فدائیان ملاعین و ملاحدهآ مخاذیل ~~کارد زدند # ~~و ms028 وزیرش را نیز قصد کردند . PageV01P032 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0138.png) # الوزیر صدر الاسلام شرف الدین # انوشیروان بن خالد # ~~تمکن و استیعاب ادوات وزارت واستعداد اعتناق منصب جلالت وصدارت بود،ذ ~~کر # ~~او هرآینه در اثنای اخبار وزرای سلاطین خواهد آمد ، وزارت خلفای ~~المستظهر # ~~بالل و المسترشد بالله را تکفل نمود و آثار ستوده در آن کار یاد گار ~~گذاشت # ~~چنانچه در تقریر احوال و شرح سیر وروش او در وزارت سلاطین سلجوقی ~~باشباع # ~~تمام مسطور خواهد شد # الوزیر عون الدین # بحقیقت افضل وزرای خلفا واکمل فضلای وزرا بود قلمش همچنانکه مشاطهآ # ~~محیای عروس ملک و دولت آمد مبین اسر ار شریعت و ملت گشت فاضل و بارع و ~~نقی الحبیب # ~~و متشر ع بود و بر وجه بصیرت و شهامت معانقت آن امر نمود و در بسط و ~~گشاد # ~~و ستد و داد و گرفت و نهاد امور مملکت نظیر و همال نداشت ، خلیفه ~~الحقتفی # ~~لامرالله بیمن اصابت رای و تدبیر مملکت آرای او با سلطان وقت محمدبن ~~محمود # ~~ابن محمدبن ملکشاه السلجوقی و زین الدبن علی کوچک بر در بغداد مصاف داد # ~~و دست اوغالب آمد و سلطان بروجهی شنیع شکسته شده با همدان آمد ، ووزیر # ~~عون الدین راست در تهنیت آن فتح : # إن کان بین صروف الدهر من رحم ### | موصو لة او ذمام غیر منقضب PageV01P033 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0139.png) # فبین آیا تک اللاتی نصرت بها ### | 5-3 %~% - ### | مین ایام بدر اقرب النسب # وبعد از آن طریق تردد سلاطین ببغداد ومشتا و قشلاق ایشان در دیارعرب # ~~مسدود گشت و خلفا را تمکینی تمام خاصل شد ووزیر عون الدین وزارت ~~المستنجد # ~~بالله را نیز بر شیوهآ بصیرت مباشرت نمود . # الوزیر موید الدین بن القصاب # وزیر خلیفه الناصرلدین الله بود وزیری متهور مدبر ، قوی نفس ، متلون- # ~~حال در مبدأ سلطنت سلطان تکش خوارزمشاه با خلعت دار الخلافه بهمدان ~~رسید # ~~و در راه از اکراد وگیل وشول و خلچ و اوباش تر کمان جمعی انبوه مصاحب # ~~گردانید و بسلطان پیغام ms029 فرستاد که ادب و تواضع با دار الخلافة و حرمت ~~وحشت # ~~رسول که وزیر است و خلعت امیرالمؤمنین اقتضای آن کند که سلطان اقامت ~~رسم # ~~استقبال را بخویشتن تجشم فرماید ، سلطانرا بر خاطر گذشت که مگر سر عذری # ~~دارد لشکر جرار فرستاد تا ایشان را بأقبح صورت و اشنع وجه مطرود و ~~مردود # ~~گردانیدند و شعلة وحشت میان دار الخلافه و سلطان بالا گرفت و سه دیکر ~~سال # ~~همین وزیر با عساکر عرمرم وطبقات لشکرها و حشم کرة ثانیة بر عزم محاربه ~~با # ~~سلطان بعراق آمد و منهزم باز گشته وفات یافت ، سر او را در تابوت از ~~جثه جدا # ~~کرده بخدمت سلطان آوردند و بخوارزم فرستاد . PageV01P034 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0140.png) ### | الوزیر # ذکر وزرای بادشاهان وسلاطین انارالله # برهانهم وتقل بالحسنات میزانهم # از وزرای دولت آل سامان ابتدا کرده شد ، چه اول طایفهٔ‌ از ملوک اسلام # ~~که در میالک ایران دم استقلال زدند ایشان بودند و آل طاهر که پیش از آن ~~خراسان # ~~و عراق و بیشتری از بلاد عجم تصرف فرمودند نائبان در گاه خلافت و ~~گماشتگان # ~~حضرت امامت بودند و یعقوب لیث و برادرش عمرو را که بر خلیفهآ وقت خروج # ~~کردند پبشه و شیوه عیاری و صعلوکی بوده است واز دار الخلافه لقب و نعوت # ~~پادشاهی نداشته ومدت دولتشان نیز بسی سال نرسید ، بدان سبب از وزرای ~~سامانی . # ~~آغاز کرده آمد . # الوزیر ابوالفضل البلعمی # روی رزمهآ وزرای عجم و طراح حلة قهارمهآ امم بوده است و اول پادشاهان # ~~سامانی اسماعیل بن احمد وزارت بر وی تقریر کرد و در بسط بساط معدلت ~~ورفع # ~~لوای نصفت و تدبیر امور مملکت و ترتیب مصالح دولت ید بیضا نمود و ~~بواسطهٔ‌ # ~~قصد(2) خمارتکین صاحب جیش که رباط خمارتکین براه عراق او بناکرده است ، # ~~ملک نوح سامانی با هلاک و قتل او مثال داد . # الوزیر ابوجعقر العتبی # وزیر امیر حمید عبدالملک بن نوح بود و امیر سدید منصور بن نوح بود ~~PageV01P035 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0141.png) # ~~و ms030 بحلیه فضل و ادب وعلو اصل و نسب وخبرت بامور وزارت و وقوف برغوامض # ~~اسرار مملکت متحلی آمد و از سمات رذایل ومعایب متخلی، و خزانهآ ~~پادشاهخود # ~~را باموال وافر ممتلی گردانید چنانچه پیش از او و بعد از او از وزرای ~~آل سامان # ~~در جمع اموال و اثارت وجوه و ادخار خزائن عدیل او نبودند و بقصد امیر ~~مظفر # ~~محتاج چغانی که امیر سیاه و مقدم اعیان در گاه بود مستأصل گشت . # الوزیر ابوالحسین العتبی # تقلد وزارت امیر نوح بن منصور نمود ودر عنفوان شباب و ریعان عمر بر # ~~وجهی تکفل آن خطب کرد که روز گارش تاریخ مفاخر وزرای نامدار وروزنامةآ # ~~مآثر قهارمةآ کفایت شعار آمد ، صاحب فضیلتی السیف والقلم و دانای مصالح ~~امور # ~~دیوان وحشم بود و اول تدبیری که در حل و عقد و قبض و بط امور کرد ، عزل # ~~امیر ناصرالدوله ابوالحن بن ابراهیم بن سیمجور بود که ابا عن جد ~~سپهداری و # ~~امارت خراسان میراث داشت و بسبب تمادی ایام حکومت شیوهآ تمردی میورزید # ~~و از خلال احوالش روایح تکاسل و تهاونی در مسارعت انقیاد احکام ومطاوعت # ~~فرمان در گاه سامانی بمشام وزیر میرسید و حسام الدوله ابوالعباس تاش را ~~که # ~~حاجب بزر ک حضرت بود قائم مقام او بخراسان فرستاد و عمیدالدوله فائق ~~خادم # ~~را که اتابکی حضرت داشت در مو کب او روانه کرد و مقارن وصول او ~~بنیشابور # ~~فخرالدوله بن بویه وشمس المعالی قابوس بن وشمگیر از محاربهآ که با ~~مؤیدالدوله # ~~ابن بویه کرده بودند گریخته برسیدند و از تاش استجارت و استعانت نمودند ~~و از # ~~حضرت بخارا ، امیر رضی نوح باعانت واغاثت و رد ایشان بخانه و مملکت ~~مثال # ~~رسید ، تاش و فائق با فخرالدوله و شمس المعالی بدر گر گان رفتند و در ~~مصافی # ~~که با مؤید الدوله دادند منهزم ومنکسر شده به نیشابور رسیدند در اثنای ~~این # ~~احوال فائق با ابوالحسن سیمجور در قصد وزیر متفق و متحد ms031 گشتند فوجی ~~غلامان PageV01P036 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0142.png) # ~~در گاه را بر قتل او [وا] داشتند و بر شارع بشمشیر و زوبین و تیرش مجزی # ~~گردانیدند . # الوزیر ابوالحسن المزنآی # و او مستوفی دیوان سامانیان بود بعد از مقتل ابوالحسین عتبی وزارت را # ~~تکفل نمود و استیهال تحمل اعبای آن نداشت و از عهدهآ آن شغل تفصی ~~نتوانست # ~~نمود وزارت بعبدالله بن عزیز دادند . # الوزیر عبدالله بن عزیز # از متهوران وزرا و گردنکشان کبرا بود و با آل عتبه در غایت معادات # ~~و مشاحنه بود و تدابیر ایشان را منکر وصنایع ایشان را قاصد ، در عنفوان ~~وزارت # ~~تاش را که صنیع و مربای وزیر عتبی بود معزول کرد و امارت لشکر و ولایت # ~~خراسان باز با ابوالحسن سیمجور داد و تاش گریخته بگرگان رفت و ابوالحسن # ~~بعد از دوسال که این نوبت دیگر در امارت و سپهداری بسر برد در نیشابور ~~بمفاجات # ~~بمرد پسرش عمادالدوله ابو علی سیمجور قائم مقام پدر شد و در تدبیر ~~اعمال # ~~و تهذیب اشغال و تربیت لشکر و رجال با قصی الغایة برسید و کار و بارش ~~روز - # ~~بروز مزید استعلاء و رونق استیلا می پذیرفت تا او را از حضرت بخارا لقب ~~امیر- # ~~الامراء المؤید من السماء نوشتند و بطر وغدر اورا محرض آمد بر عصیان با ~~ولی- # ~~نعمت و پادشاه خود امیر رضی سامانی و باتفاق فائق غادر(1) فاجر ~~ببقراخان ملک- # ~~تر کستان مکاتبت و مراسلت کردند و او را بر انتزاع ملک از خاندان ~~سامانیان # ~~آغالیدند تا بتحریض(2) و استدعای ایشان ببخارا آمد و امیر رضی سامانی ~~مختفی # ~~و متواری در زی نکره بآمویه رفت و بقراخان را مرضی بر مزاج طاری شد و # (1) در اصل : * قادر » . # (2)در اضل : 2 بتحرید 4 . PageV01P037 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0143.png) # ~~بتر کستان مراجعت نمود و امیر رضی سامانی باز بمقر عز معاودت کرد و در ~~تدبیر # ~~چگونگی انتقام از ابوعلی و فائق با اعیان واعوان خود مشاورت نمود ~~رأیشان # ~~بر آن قرار گرفت که بأمیر ms032 سبکتکین که حاکم وامیر غزنین و سند و هند ~~بوداستجارت # ~~نمایند و باستدعای او ابو نصر فارسی را که نائب وو کیل در بود بغزنین ~~فرستادند # ~~امیر سبکتکین اجابت نموده باسلاله شایسته و خلف صدق خود محمود ولشکری # ~~جرار و پیلان بسیار بهرات آمد ورضی از بخارا آنجا رسید باتفاق با ~~ابوعلی وفائق # ~~مصاف دادند وشآمت کفران نعمت در روز گار آن دو غدار رسید و منهزم و ~~گریخته # ~~بگر گان رفتند و امیر رضی سامانی بحسن مجازات بسعی مشکور امیر سبکتکین # ~~و پسرش قیام فرمود و بلخ و بامیان و غور و غرشستان بامیر سبکتکین داد ~~وسایر # ~~ولایات خراسان وامارت وسپهداری برپسرش محمود مقرر فرمود و ابوعلی و ~~فائق باز # ~~از گر گان بخراسان آمدند و در محاربة که دیگر نوبت با امیر سبکتکین و ~~محمود کردند # ~~شکسته ومغلوب در اقطار دیار و آفاق امصار متفرق شدند وابوعلی پناه ~~باحضرت # ~~امیررضی سامانی برد و باستغفار واعتذارش آمد اورا دو سه ماهی در ~~بخارامحبوس # ~~داشتند و بعد از آن امیر سبکتکین پسر و برادر محمود و بقراجق فرستاد تا ~~ابوعلی # ~~زا مقید در محفهآ پیش او بردند و عبدالله بن عزیز را از مسند وزارت ~~ازعاج کرده # ~~ابو نصر بن ابوزید را بجای او بنشاندند. # لوزیر ابونصربن ابوزید # اومدتها صاحب دیوان انشاء ورسالت بوده است در حضرت سامانیان ، و با # ~~فنون خصال حمیده و آداب مرضیه مترشح منصب وزارت ودر فضل و هنر ودرسخا # ~~و عطا بی همال و قرین ، و با آنکه در ذنابهآ ملک آل سامان که شب بسحر ~~رسیده # ~~بود ودولت بذنابه انجامیده وزیر گشت، در تقویم امور ملک و تدبیر مصالح ~~ولایت # ~~و رعیت بأقصی الغایه اجتهاد نمود و بر سرمشش ماه وزارت غلامان در گاه ~~او را PageV01P038 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0144.png) # ~~باستهلاک رسانیدند . # الوزیرابوالمظفر محمدبن ابراهیم البرعوشی # سباق غایات خصال وزارت و غواص اعماق خلال صدارت بود، بر رضا # ~~و استصواب امیر سبکتکین مالک زمام منصب تدبیر ms033 امور ومصالح جمهور گشت # ~~وتا وفات امیررضی سامانی در چار بالش وزارت متمکن ماند و چون امیر ~~ابوالحارث # ~~منصوربن رضی بملک بنشست بواسطهآ استعلا و تغلب فائق از وزارت ~~استعفاخواست # ~~و بجوز گانان یکچندی مقیم شدبعد از آن سی سال در نیشابور بمطالعهآ کتب ~~و تصنیف # ~~رسائل وافادت فضائل ونشر فواضل بسر برد واز مباشرت اشغال مجتنب و ~~ازتورط # ~~در ورطات اعمال محترز . # ان الوزیر هو الذی %~% بصحی وریرا بوم عز له # ان زال سلطان الوزا %~% رة کان فی سلطان فضله # و بعد از آن شعلهآ دولت آل سامان در بخارا و ماورا، النهر بتندباد ~~قهرایلک # ~~خان منطفی شد و چمن مملکتشان در خراسان و ایران باعاصیر شوکت وسطوت # ~~سلطان یمین الدوله محمودبن سبکتکین « رمادا تذروه الر یاح » گشت چنانچه # ~~بطون کتب تواریخ خصوصا متون اوراق یمینی عتبی مشروحا مبسوطا بر آن # ~~مشعر است . # الوزیر ابوالعباس الفضل بن احمد الاسقراینی # او از اعیان کتاب و نواب باب عمیدالدوله فائق بود و چون أبوعلی و فائق # ~~منهزم در اقطار بلاد آواره شدند او ملازمت خدمت امیر سبکتکین اختیار ~~کرد # ~~و سبکتکین رقم اعتماد برصفحة حال او کشید وبعد از وفات امیر سبکتکین ~~سریر # ~~واورنگ سلطانی و و ساده و متکای جهانبانی و مسند و چهار با لش ~~نافذفرمانی PageV01P039 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0145.png) # ~~بحکم سوابق تقدیر یزدانی و وضع اشکال آسمانی بزیب رواء میمون وفرطلعت # ~~همایون سلطان غازی یمین الدوله و امین السله ابوالقاسم محسود تغمده ~~الله بغفر انه # ~~آرایش یافت او را معانق شغل وزارت گردانیده وده سال آن منصب را تصدی ~~نمود # ~~و هر چند از زیور فضل و ادب وتبحر درلغت عرب عاطل بود ، فاما در ~~ضبطامور # ~~و اقامت مراسم رونق دیوان دستی تمام داشت و او را پسری آمد حجاج نام ~~فاضل # ~~و ادیب و دیوان اشعار عربی او بر کمال و متانت فضلش دال است و دختری ~~داشت # ~~محدثه چنانچه کبار محدثان اسناد أحادیث بسیار بدو کردهاند و سبب ms034 عزل ~~این وزیر # ~~آن بود که غلامی خوب طلعت ، موزون حرکت ، خورشید لقا و خوب سیما در # ~~ترکستان جهت او خریده بودند و تا سلطان محمود که با استخدام پریچهرگان # ~~شعفی تمام داشت خبردار نگردد پوشیده و مخفی درزی و لباس اناث بغزنین ~~آوردند # ~~اضداد و خصوم وزیر این قضیه عرضه داشتند و سلطان ببهانهآ ضیافت بخانهآ ~~وزیر # ~~آمد و چنانچه معهود و قاعدهآ وزرا باشد اقامت شرایط نثار و تقدمه و عرض ~~تحف # ~~واجب دانست و در میان غلامانی که پیش کش کرد سلطان آن غلام را ندید # ~~تساکری نموده عربده و بد مستی آغاز نهاد و آن سخط و غضب مقتضی آمد بر # ~~گرفتن وزیر و نهب و تاراج خانهاش و پس از آن در ورطهآ مصادره و معاقبه ~~افتاد # ~~و اتفاقا سلطان بصوب هندوستان نهضتی کرد و در غیبت رایات سلطنت وزیر در # ~~عقوبت مطالبه سپری شد . # الوزیر الفاضل شمس الکفاة ابوالقاسم # احمدین الحسن المیمندی # بیشتر مورخان باد پیما و مذکران یاوه درای در بطون تواریخ و برفروع # ~~منابر حسن میمندی نویسند و گویند واین خطاست(1) چه پدرش حسن میمندی ~~درعهد # ~~امیر سبکتکین عامل و نایب بست بود و بواسطهآ وقیعهآ گران که بروی کردند ~~و بسبب PageV01P040 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0146.png) # ~~خیانتی ظاهر که در اموال واعمال بدو نمودند امیر سبکتکین فرمود تا او ~~را بر # ~~درخت صلب کردند و پسرش خواجه احمدبن الحسن رضیع سلطان محمود ودر # ~~مکتب تعلم و استفادت با او هم درس، و بسجاحت شیم ورجاحت کرم وفصاحت قلم # ~~و علو همم و احتقار دینار و درم بر وزرا و کبرای عالم فائق آمد ودر ~~حلیت مکارم # ~~و فضائل ومعالی بر معاشر اکارم و افاضل و اعالی مجلی و سابق ، خورشید ~~جهان # ~~افروز را درازاء شعاع رأی عالم آرایش بمثابهآ ذرهآ ثائره میدیدند ~~ودنیارا بحذافیرها # ~~در جنب همت آسمان رفعتش نقطهآ موهوم از نقطهٔ‌ دایره تصور میکردند ، ~~سدهآ # ~~رفیعش میقات اهل فضل و مجمع ارباب ms035 ادب وعلم ، شعرای مفلق و ادبای متقن # ~~بضاعت هنر خود نظما و نثرأ بروز بازار دولتش می آوردند و بأغلای اثمان # ~~میفروختند ، مشرب انصاف بحسن سیرتش صفا پذیرفت و نهال عدل بیمن بصیرتش # ~~نما گرفت، درتباشیر صبح سلطنت سلطان محمود او صاحب دیوان انشاء و رسالت # ~~بود الجذبات عنایت سلطانی لحظة فلحظة او را از درجهآ بدرجهآ ارتقا می ~~داد تا # ~~مستوفی ممالک گشت وشغل عرض عسا کر ضمیمهآ آن شد و بعد از چند سال تصرف # ~~و عمل وحکومت مجموع بلاد خراسان علاوهآ اشغالش آمد و اواز عهدهآ تمامت ~~آن # ~~اعمال بر وجه بصیرت تفصی نمود و بوقت آنکه مشرب عنایت سلطان بر وزیر # ~~ابوالعباس اسفراینی تغیر پذیرفت و او را محبوس داشته متوجه دیار هند ~~گشت # ~~خواجه احمد حسن را بخراسان فرستاد تا جبایت اموال و خراج نمود و ~~آثارشهامت # ~~باظهار رسانید و بوقت مراجعت رایات سلطانی اموال وافر وتحف متکاثر ~~بخدمت # ~~سلطان آورد و رعایای خراسان بر اخلاص وهواداری او منطبق شدند و زفان را # ~~بثنا و شکرش منطلق گردانیدند ، سلطان منصب وزارت بدو ارزانی فرمود # ~~و عنان حل و عقد امور و زمام قبض و بسط مصالح جمهور در قبضه شایستگی او # ~~نهاد، ووزیر ابوالعباس بسبب آنکه در عربیت پیاده و بیمایه بود ، امثله ~~ومناشیر PageV01P041 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0147.png) # ~~دیوانی وتقدمات واحکام سلطانی را فرمود بپارسی نوشتن، وزیر احمد حسن ~~اشارت # ~~راند تا برقرار قدیم وقاعدهآ سالف تقدمات وبروات عربی نویسند و توقیعات ~~فصاحت # ~~کردار و رسالات بلاغت آثار ومکتوبات براعت شعار آن خواجهآ نامدار و ~~دستور # ~~بلند مقدار در اقطار امصار و بلاد و دیار چون لطائف امثال و اشعار طیار ~~و سیار # ~~شد و خواجه احمد حسن را بعد از نوزده ساله تمکن در صدر وزارت دشمنان ~~قوی # ~~خاستند و آغاریدند(1) عثرات او را راست ودروغ بسلطان عرضه داشتن # ~~و اصحاب وقیعت ومتظلمانرا بر رفع او آغالیدن و خوارزمشاه آلتون تاش که # ~~سرورغلامان وبزرک حجاب ومقدم ms036 نواب باب سلطان بود و علی حاجب خویشاوند # ~~قولی تمام داشت واکثر اعیان دولت واعوان حضرت از ندما وامرا و کتاب و ~~حجاب # ~~و اصحاب و نواب در قصد خواجه متفق الهمه ومجتمع الکلمه کوشیدند تا مشرع # ~~اعتنای سلطانی را در بارهٔ‌ او متکدر وتیره گردانیدند و خواجهآ بود ابو ~~علی # ~~الحن بن محمد العباس از آل میکال وخانوادهآ احشام نیشابور ، در طفولیت ~~بخدمت # ~~سلطان پیوسته ولیاقت و لطافتی بیحد داشت و صورتی محبوب وطلعتی مرغوب # ~~و از خواص وبطانةآ حضرت شد وسلطان او را حسنک خواندی و بدین اسم تا # ~~وزارت یافت ومعزول و مقتول شد مدعو ومشهور آمدهمالی وافربیندوخت وتصرف # ~~و حکومت نیشابور را از خواجه احمد حسن فرو گشود وتقلد نمود واثارت وجوه # ~~تمام خزانهآ سلطان را از آن ولایات تقبل کرد و نواب را قائم مقام خود ~~بخراسان # ~~فرستاد ومقبول دولت وخالصهآ حضرت شد وپس عزم حج و زیارت بیت الله ~~الحرام # ~~نمود و از حرمین براه مصر مراجعت کرد و حاکم و پادشاه مصر که از قرامطه ~~و # ~~ملاحده بود او را خلعت داد و رسالت اخلاص آمیز بر زفان حسنک بسلطان ~~ابلاغ PageV01P042 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0148.png) # ~~نمود ، سلطان بسمع قبول اصغاء نفرمود و ازراه حسن عقیدت و صفای نیت ~~ورسوخ # ~~قدم که آن بادشاه دین دار را بر جادهآ سنت و جماعت بود حکم فرمود تا آن ~~خلعت # ~~رادر چار باز ار غزنین بسوختند و خلیفهآ وقت القادر بالله از رفتن حسنک ~~بمصر و گرفتن # ~~خلعت مصریان متنفر شده بود ، بدین صنیع که سلطان کرد باز برضا آمدفی ~~الجمله # ~~صورت وسیرت وخلق وخلق حسنک در حضرت سلطنت رواج وقبولی تمام پذیرفت # ~~و خواجه احمدحسن را معزول فرمود وبانواع مطالبات عنیف اورا تعرض ~~رسانیدند # ~~و مال و مکنت و اسبابش درحوزهآ تغلب دیوانی و تعلک سلطانی گرفتند و ~~مقید # ~~بقلعة کالنجار از قلاع هندوستان موقوف و محبوس داشتند . ### | الوربر # حسنک ابو علی الحسن بن محمد(بن] العباس # سلطان ms037 محمود بعد از عزل احمد حسن میمندی در تعیین و اجلاس وزیری # ~~دیگری از رأی ار کان دولت آلتون تاش و خوارزمشاه و علی حماجب مقدم ~~غلامان # ~~وخواجه ابونصر مشکان منشی و ابوالحسن عقیلی ندیم و ابوالقاسم کبیر عارض # ~~و غیرهم استشارت نمود ، همگنان در طارم دیوان سرای سلطنت بنشستند و نام # ~~وزارت شایانرا نوشته بسلطان فرستادند، ابوالقاسم عارض را فرمود که ~~اگروزارت # ~~دهم شغل عرض مهمل ماند ، و ابوالحسن سیاریرا گفت که شایسته است اما من ~~بالا # ~~و عمامة او را دوست نمیدارم ، وابوالحسن عقیلی را فرمود که یک لخت و ~~روستائی # ~~طبع است، و خواجه احمد عبدالصمدر ابستود ولایق شمرد فاما گفت که او ~~کدخدای # ~~آلتون تاش خوارزمشاه است و اگر بوزارت ملک مشغول گردد ولایت خوارزم # ~~بی مدبر و ضابط مانده و آن تغر مضطرب شود، و حسنک را پسندیده داشته ~~فرمود # ~~که بعلو نسب و کمال حسب و کفایت و ثروت از همه فائق است لکن حدائت سن # ~~و عنفوان شبابمانع تفویض وزارت است بدو، ار کان دولت چون جوابهای سلطان ~~PageV01P043 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0149.png) # ~~برین موجب شنودند ، دانستند که رأی سلطان (1) مقتضی تفویض وزارتست بدو # ~~و باتفاق گفتندازوی شایانتر و مستعدتر وزارترا کسی نیست و سلطان ~~راموافق آمد # ~~و سه دیگر روز خلعت وزارت پوشیده بعهمات دیوان و ممالک اشتغال نمود و ~~چون # ~~در استیفاء و سیاقت و انشاء و کتابت دستی نداشت و بتجربهآ روز گار ~~مهذبنشده # ~~بود در آن شغل بزر گ خبط عشوائی میکرد و مشتی در تاریکی میزد چنانچه # ~~سلطان را همانسال از تفویض آن منصب بدو پشیمانی خاست و وزارت دادن او # ~~را یکی شمردند از خطاهای بزرگ که آن پادشاه را در خاتمت عمر روی نمود # ~~و چون سلطان محمود دعوت حق را اجابت کرد و بر وفق وصیت او کهتر پسرش # ~~را محمد از جوز گانان طلبیدند و بسلطنت بنشاندنه وزیر حسنک برقرار در ~~صدر # ~~وزارت بود ودر هواداری سلطان ms038 محمد جانب سلطان مسعود را که درین وقت # ~~بعراق بود از دست بداد و برهر نوع حرکات که قولا و فعلا که موجب تغییر ~~رای # ~~و سخط خاطر آن پادشاه شد اقدام نمود و بر ملا روزی بر زبان راند که ~~هرگاه # ~~که مسعود پادشاه شود حسنک را بردار باید کرد تا لاجرم چون مسعود ملک را ~~از # ~~برادر خود انتزاع تموده و بر سریر سلطنت مستوی شد ، حسنک را ببهانهآ ~~آنکه # ~~خلعت مصریان پوشید و قرمطی و باطنی است در نیشابور صلب فرمود و مسرعان # ~~و معتمدان بهندوستان فرستاد و خواجه احمد حسن را که موقوف و مقید بود ~~از # ~~قلعهآ کالنجار بخدمت بساط سلطنت آوردند و بوزارتش مشرف فرمود . # فرده الله الی حا له %~% رده الله %~% إلی حالها # و م نکن اول عاریة %~% قررها الله علی %~% آلها # ~~و دو سال و نیم در وزارت دوم بماند . PageV01P044 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0150.png) # ~~لوزیر الفاضل احمدین عبدالصمد الشیرازی الکاتب # سلطان مسعود بعداز وفات احمد حسن خواجه احمد عبد الصمد را که با قعهآ # ~~طوایف وزرا و قرم مقدم معاشر کبرای عهد خویش بود و در خوارزم وزیر ~~آلقون # ~~تاش خوارزمشاه ، استدعا و استحضار فرمود و متقلد شغل وزارت ملک ~~گردانید، # ~~و آن خواجهآ بزرک بر وجهی تهذیب اشغال دولت و تدبیر امور مملکت فرمود ~~که # ~~دستور وزرای جهان و قانون مدبران زمان شد و چنانچه در فصاحت قلم بینظیر ~~و # ~~همال بود درمضاء تیغ وسنان مشارالیه روز گار آمد هشت سال وزیر سلطان ~~مسعود # ~~بود و دوسال از آن پسرش سلطان مودود ، و چون بقصد امرای حضرت در قید # ~~وحبس افتاد دشمنانش سم را در شربتی تعبیه کرده بدو دادند و از آن وفات ~~یافت. # الوزیر طاهر المستوفی # سلطان مودود طاهر را که مالک زمام دیوان استیفای سلطان محمود بود # ~~وزارت داد و بواسطةآضعف رأی وسوء تدبیر و عجز نفس بعد ازدوماه اشتغال ~~بدان # ~~استعفا نصود. # الوزبر عبدالرزاق بن احمد ین الحسن المیمندی ms039 # سلطان مودود خواجه عبدالرزاق را بشغل و زارت موسوم فرمود و آن خواجة # ~~عالی نژاد والاتبار در افاضت سجال نیکوکاری و تدبیر امور مملکت داری بر # ~~مقتضای مصراع : # « الفی اباه بذاک الکسب بکتسب» بأقصی الغایه برسید ، # ~~جمال اصلش بکمال عقل آراسته آمد ، و نباهت قدرش بوجاهت ذکر پیراسته ، # ~~هفت سال وزارت سلطان مودود و چهار(1) سال وزارت سلطان عبدالرشید بن ~~محمود PageV01P045 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0151.png) # ~~را اعتناق نمود و چون سلطان فرخ زادبن مسعود وارث ملک اسلاف گشت وزارت # ~~بخواجه حسین مهران داد . # الوزیر الحسین بن مهران(1 # او در عهد سلطان محمود نائب و کد خدای پسرش محمد بود و در نوبت # ~~سلطنت محمد بر جادهٔ‌ حزم و احتیاط مستمرگشت و رضاجوئی و رعایت جانب # ~~سلطان مسعود را التزام نمود تا لاجرم بوقت آنکه مسعود سلطان شد او را ~~بعزید # ~~تربیت مشرف داشته مشرف خزانه گردانید و درعهد سلطان فرخزادبن مسعود دو # ~~سال بشیوهآ کفایت و درایت و غنا و دها وزارت کرد و در حبس و عزل سپری ~~شد . # الوزیر ابو بکربن ابی صالح # سلطان فرخ زادبن مسعود آن خواجه را که در بلاد هند مدت سی سال حاکم # ~~و وزیر و متصرف بود ، و او را در آن دیار مقامات و آثاراست ، وبآداب ~~سواری # ~~و تیراندازی و مبارزت آراستگی داشت وزیر گردانید ، و در اول عهد سلطان # ~~ابراهیم بن مسعود در مسند وزارت بتیغ اتراک و غلامان کشته آمد . # الوزیر ابو سهل الخجندی # سلطان ابراهیم بن مسعود وزازت برین خواجه که منشی بار گاه پدر و برادر # ~~وعمش بود و از فحول افاضل عصر و قرون(2) مصاقع دهر تقریر کرد و ~~بآخربروی # ~~متغیر شده در قبض آورد و جهان بینش را آسیب سمل و تکحیل میل رسانیدند ، # الوزیر عبد الحمیدین احمد بن عیل الصمل # سلطان ابراهیم بن مسعود این وزیر زاده را بوزارت ملک خود مخصوص # ~~ومشرف فرمود و بیست ودو سال وزارت سلطان ابراهیم وسی وهفت سال وزارت ~~PageV01P046 # ![image ms040 filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0152.png) # ~~سلطان مسعودبن ابراهیم را معانقت نمود و در نشر معدلت و انصاف و قطع ~~مواد # ~~جور و اعتساف و اعلای معالم امن و امان و احیای مراسم مبرت و احسان بر ~~پدر # ~~نامدار بیفزود ، و بطول عمر و طیب عیش و امتداد مدت دولت وتمادی ایام ~~مکنت # ~~از وزرای ماضی در گذشت ، و استاد ابوالفرج الرونی راست در مدح او : # ترتیب فضل و قاعدهآ دین و رسم داد ### | عیدالحمید احمد عبد الصمد نهاد # در اول عهد س طان بهرامشاه بن مسعود درجهآ شهادت یافت . PageV01P047 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0153.png) # وزرای سلاطین %~% ب سلخوف # چون بر مقتضای«ان الارض لله یورثها من یشاء من عباده* مفاتیح ممالک ربع # ~~مسکون در قبضهآ مقدرت سلاطین آل سلجوق که باتفاق عالمیان مقبول خالق و ~~مخلوق # ~~بودند آمد و از جیحون عبره کرده بخراسان رسیدند ، سلطان اقالیم ایران ~~زمین # ~~مسعودبن محمود لشکری بطرد و قمع ایشان بفرستاد و دست ایشان غالب گشت # ~~و مسعودیان منهزم شدند عارض وکاتب لشکر خواجه حسن علی میکالی اسیرایشان # ~~آمد ، نیابت بدو تقلید کردند و بعد از آن سالار ابوالقاسم بوز گانی. که ~~از سوری بن # ~~المعتر(1) عامل خراسان بدیشان پناه برده بود مدبر امور ایشان شد و چون ~~سلطنت # ~~ایران بر ایشان مقرر گشت ومهتر وسرورشان طغرل بیگ در عراق بسلطنت بنشست # ~~عمیدالملک ابونصر را بتکمین و آئین تمام متحمل اعبای وزارت ممالک مشارق # ~~و مغارب گردانید . # الوزیر عمیدالملک ابو نصر الکندری # بیشامن(2) وزارت دولت سلاطین و پادشاهان اسلامی چنان بازی اشهب ننشست # ~~روی رزمهآ فحول وزرای بزر گ منش وطراز اصحاب داد و دهش آمد، عقلی وافر # ~~و فضلی متکاتر و مهارتی در شیوهٔ‌ استیفا در اعلی مدارج کمال و در فن ~~صنعت # ~~انشاء نظما وتثرا بفصاحت وبلاغت عدیم المثال وبفنون دها و صتوف غنا(3) ~~واتباع # ~~وسوم انصاف و هدم قواعد اعتساف واحیای آثار سخا و مروت واشاعت اشعهآ ~~عطا # ~~و فتوت از اعیان جهان ممتاز وبراعوان دولت سر افراز آمد ms041 ده سال وزارت ~~سلطان PageV01P048 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0154.png) # ~~طغرل بیگ را بنیکوترین وجهی تصدی نمود و چون سلطنت بسلطان الب ارسلان # ~~رسید او را در قبض آورد و مدتها مقید داشت و بر وجهی شنیع و قتلی فضیع ~~هلاک # ~~گشت واعضا و جوارح اودر اطراف واکناف جهان متطایر شد و بعضی آوردهاند # ~~که قاصد و ساعی در نفی او خواجه نظام الملک بود فاما در دمیة القصر که ~~دروقت # ~~ایشان تألیف کردهاند چنین مسطور است که خواجه نظام الملک در بارهآ او ~~مساعی # ~~مشکور تقدیم فرموده است و در خلاص و مناصش از قید اسار و حبس اضطرار # ~~اجتهادها نمود، والعهدة علی الرواة فیما اختلفوا . ### | الرببر # نظام الملک قوام الدین الاتابک ابو علی الحسن بن # محمدن اسحق الطوسی رضی امیر المؤمنین # صدر جریدهٔ‌ وزرای عالی شان وشه بیت قصیدهآ قهارمهآ و الامکان ، و قرم # ~~طوایف مدبران ممالک روی زمین، و باقعة معاشراصحاب حکم و تمکین بود، ~~بتأیید # ~~آسمانی مؤید و بتوفیق یزدانی موفق ومسدد ، وکلک معدلت بارش سی سال مجعد # ~~اصداغ اقبال و جلال سلاطین جهان ورأی خورشید و ارش مورد خدود أمانی و ~~آمال # ~~جهانیان شد ، وزارت سلطان الب ارسلان واتابکی ووزارت پسرش سلطان ملکشاه # ~~را اعتناق فرمود بر اصحاب حکم و فرمان بهمهآ ادوات بزر گی بر گذشت و ~~گردن # ~~جباران روز گار را بکمند قهر فرو شکست و در غلواء دولتی چنان وافر ~~واثنای # ~~عظمتی چنان متکاثآر دائما بحال ضعفای رعیت و بیچار گان هر ولایت رسیدی ~~و بازهاد # ~~و ابدال و مشایخ نیز نفسی داشتی و اوقات و ساعات را مستغرق طاعات ~~وعبادات # ~~گردانیدی و اموال جهان را بر ارباب علم و اهل فضل موفر میداشت ، و ~~بانشاء PageV01P049 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0155.png) # ~~بقاع خیر و احداث ابواب البر در اقطار بلاد وممالک عرب وعجم اشارت راند ~~، # ~~و بر آن اوقاف و مسبلات بسیار کرد و از آنجمله نظامیهآ بغداد است که ~~سرحشمة # ~~بقاع خیر بلاد است و بعنایت حضرت کبریا ms042 و افاضت روشنان(1) گنبد ~~بالااحکام # ~~و اشاراتش در آفاق گیتی طراوت نفاذ قضا و قدر گرفت . # # هم عهد با وسادهآ اوتخت سلطنت %~% هم عقد با عمامةآ او تاج خسروی # و فرزندان و دامادان و غلامان را بایالت و حکومت و امارت در ممالک # ~~منتشر گردانید و تغور اسلام را بدیشان معمور و محکم فرمود و همچنانکه ~~بتدبیر # ~~امور دیوان و ولایت اشتغال مینمود بترتیب سپاه وتعبیهآ لشکرها قیام ~~میفرمود ودر # ~~حروب و مصافها خویشتن و پسران و غلامان بر مقدمه و منغلای(2) تمامت ~~عساکر # ~~رفتی و مباشرت اهوال قتال و اقتحام ورطهآخطب حرب کردی ، و در جمیع ~~مواقف # ~~و مقامات غالب ومظفر آمدی ، بر رأی وضی و تدبیر رضی دولت سلجوقی را # ~~ابهتی تسام داد و مملکت ایشان را ترتیبی بکمال نهاد ، و بمبارکی دم و ~~قدم و میامن # ~~کلک و قلم او رونق پادشاهی الب ارسلان وملکشاه متضاعف شد و ذکر جمیل # ~~وصیت باقی این پا دشاهان نامدار بسبب سعی جمیل این دستوررفیع مقدار ~~برصفحات # ~~لیل و نهار در آفاق اقطار یادگار ماند، ومبرات و خیرات نظامی(4) بر روی # ~~روز گار سجیس اللیالی والاعصار باقی وپایدار، و بآخر عهد سلطان ملکشاه ~~تاج- # ~~الملک ابوالغنائم از وزیر زاد گان شیراز ومجدالملک ابوالفضل از ~~براوستان قم # ~~که مشرف ملک بود در قصد او اتفاق کردند و بتربیت و تقویت تر کان خاتون ~~مادر PageV01P050 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0156.png) # ~~فرزندان سلطان نکایت ایشان مؤثر امد و از سلطان پیغامی ممض(1) بخواجه ~~رسید # ~~مشتمل بر آنکه ممالک مرا بفرزندان دادی ، و در ولایات دامادان نشاندی ، ~~و در # ~~اطراف ملک غلامان گماشتی ، ودر اکناف بلاد خویشان پرا کندی ، و بهر ~~ناحیت # ~~از ایران و توران نواب فرمتادی ، مگر در ملک شریک و انباز منی » ~~بفرمایم تا # ~~دویت از پیشت بردارند و مردم را از استطالت تو برهانند خواجه بجواب گفت ~~: # ~~سلطان امروز میداند که من و فرزندان با او در ملک مشار کیم ؛ سی سال شد ~~تا # ~~این ms043 قاعده مطرد است ، اما دویت را که فرموده است اگر از پیش من بردارند ~~تاج- # ~~او نیز بردارند ، که کارداران قضا و قدردردیوان ازل آن تاج و این دویت ~~را بهم # ~~نهادهاند و انفکاک متصور نباشد ، این سخن گوئیا خود فالی بود که چون ~~باغراء # ~~دشمنان ملاعین فدائیان ملاحده آن خواجه را شهید گردانیدند سلطان ملکشاه ~~بعد # ~~از یکماه جهانرا وداع کرد وعقیب قتل خواجه وفات سلطان مستهان آمد ~~چنانچه # ~~گویند : «کردی؛ دیدی؛! » و نوائر شر و فتنه سر بر آورد و اراقم 2) بلا ~~وفساد # ~~در بلاد و عباد بقتل وزیر و وفات سلطان در جنبش آمد و تاج الملک ~~ابوالغنائم را # ~~غلامان نظامی در لشکر گاه بکارد پاره پاره و مجدالملک ابوالفضل قمی را ~~بعد از # ~~سه سال بقصد و سعی مؤید الملک بن نظام الملک غوغای لشکر در عهد سلطنت # ~~سلطان بر کیارق بتیغ مجزا گردانیدند . PageV01P051 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0157.png) # عز الملک بن نظام الملک # مردی شریب وخمیر و فاسق و عیاش ومتهتک؛ و در شهوات نفسانی وتمتع # ~~از لذات جسمانی منهمک، و از تدبیر امور ملک غافل ومتهاون بود و سلطان # ~~بر کیارق چون عدم استعدادش معلوم کرد این منصب از وی فرو گشوده ببرادرش # ~~مؤید الملک داد . ### | بر # مؤیدالملک ابوبکر بننظام الملک # واسطهآ عقد فرزندان نظام الملک بود وعالی همم وصاحب کرم ، جامع میان # ~~فضیلت سیف و آداب قلم ، بردای نیکو نامی و شهامت مرتدی؛ و بلباس ~~کاردانی # ~~و کفایت مکتسی، و بقوت بطش و ابیت نفس منعوت و موصوف، و چون سلطان بر ~~کیارق # ~~بمحاربت عم خود ارسلان ارغو وتوش(1) که بطمع ملک خروج کرده بودند لشکر # ~~کشید این وزیرمرتب شپاه وبرمقدمهآ لشکر بود و بیمن تدبیر وصرامت او بر ~~کیارق # ~~گرفته(2) آمد و دشمنانش گرفتار ، بعد از آن با فساد و کید مجدالملک رقم ~~عزل بر # ~~صفحهآ شغل او کشیدند و برادرش ضیاء الملک را قائم مقام او ساختند . PageV01P052 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0158.png) # ضیاء الملک احمدین نظام الملک # مردی ms044 سلیم قلب ، نیکونفس ، صادق لهجت ، پسندیده سیرت ، در حل وعقد # ~~امور و و سیاست جمهور استقلال وقوت نفس و قدرتی بکمال نداشت، ~~ومؤیدالعلک # ~~از محبس گریخته پیش امیر انار(1) رفت و او را در پادشاهی و جهان گیری ~~ترغیب # ~~کرد و انار در آن سودا در گذشت بعد از آن بگنجه آمد بخدمت سریر سلطان # ~~محمدین ملکشاه واورا بر سلطنت واستخلاص ملک از بر کیارق تحریض کرد و ~~خروج # ~~نمودند و بعد از کرور مصافات و حروب غلبه سلطان محمد را شد و مالک ~~ممالک # ~~گست ومهآ یدالملک باز وزارت را استیناف نمود ومادر سلطان بر کیارق را ~~بقصداو # ~~خنق و خبه کردند و مجدالملکقمی را بسعی او بر تیغ قهر گذرانیدند و ~~مؤیدالملک # ~~راست در حق مجدالملک (2)0000. # و پس ازاو چون بر کیارق دیگر باره لشکر کشیده بجنگ برادرش سلطان # ~~محمد آمد واین نوبت دست او را بود، مؤیدالملک درمصاف گرفتار گشت و ~~بلطایف # ~~حیل در خلاص خود کوشیده اموال بسیأر را تقبل و التزام نمود که بخزانه ~~رساند # ~~تا وزارت بدو تفویض نمایند و در تهیه و ساختگی آن وجه بود که فراشی مست # ~~بر بیرون و ثاق سلطان با صحاب ویاران خود میدوید: بی حمیت قومی که ~~سلجوقیانند PageV01P053 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0159.png) # ~~مردی یک نوبت بقصد این سلطان برخاست و بندهآ او را انار در ملک تطمیع ~~کرد، # ~~و بعد از آن برادرش را بر مخالفت او انگیخت و او را دو سال در جهان ~~یاوگی # ~~گردانید ، اکنون باز وزارت بدو میدهد ، سلطان را از استماع این سخن آتش # ~~غیرت بر وجهی مشتعل شد که بخویشتن ازخر گاه بیرون آمده وزیر مؤید الملک # ~~را احضار کرد و بدست خویش گردنش زد و با فراش گفت حمیت سلجوقیان دیدی؟؛ # ~~آن فراش از رعب گریخته دیگر باره در نظر سلطان نیارست آمد . # سحلا %~% # در زمان سلطان محمد که هنوز بسلطنت موسوم نبوده بود(1) در گنجه نائب # ~~وکاتب و مدبر اموراواین ms045 خواجه بود ودر سلطنتش وزیر گشت ، کیاستی و ~~فطانتی # ~~تمام داشت وخلق وتواضعی بافراط ، وبا أطوار خلق معاش برشیوهآ طلاقت و ~~آزرم # ~~کردی، و از تهور و تقلب دور بودی، و در حضرت سلطنت با تمکین و مقداربود ~~، # ~~و نقد عنایت سلطان در بارهآ او تمام عیار ، بعد از آن قاضی اصفهان ~~صدرالدین # ~~خجندی وابوسعد هندو و شمس الملک عثمان بن نظام الملک بقصد او آستین جد # ~~و سعی باز نوشتند و تقبیح صورت او را بجان کوشیدند(2) وفرا سلطان ~~نمودند که # ~~وزیر با ملاحدة مخاذیل اتفاق ومطابقه کردهاست وقصد جان سلطانرا ~~متشمرشده، # ~~و در این باب روایات مختلف است ، بعضی نوشتهاند که این سخن بسمت صدق ~~موسوم # ~~بود و قتل و صلب او بر مقتضای شرع آمد و طایفهآ آوردهاند که از آن تهمت # ~~بریء الساحه بود ، فی الجمله در بازار اصفهان مصلوب شد . # قد فیل ذلک ان حقا و إن کذیا ### | فما اعتذارک من شی %~% اذا قبلا PageV01P054 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0160.png) ### | ربب # خطیر الملک ابو منصور المیبدی الیزدی # ~~از اراذل وزرا وادوان صدور واسقاط جمهور بوده است و بمجرد حسن طالع # ~~چهل و پنج سلک در دواوین سلاطین بزرگ باسم وزارت یا استیفا یا اشراف یا # ~~انشاء موسوم ودائما بعیش وطرب مشغول واز زیور تمامت کمالات نفسانی ~~وفضائل # ~~انسانی عاطل و از تدبیر ملک و ترتیب امور دولت متغافل و ذاهل ، و در حق ~~او # ~~گفته اند : # سهه سم: # ~~مضی زمن کنت الدنی لاهله ### | - م ### | و فزت بنعمی نش عنک غدیرها # ~~.0.. 5 - ه-5- # ~~تعم و قداستوزرت ابضا فما الذی ### | و.-1 ### | یرجی من الد نیا و انت وریرها # ~~-5..م. # ~~و هل خطر بابن اللئام لدوله ### | و انت علی رغم المعالی خطیرها # ~~روزی که بغداددر کو کبهآ عظیم بااعیان جهان و صدور دیوان همعنان میراند # ~~سؤالی کرد که غلام بارگی رسمی نواست یا کهن : - وزیر ابوالعلاء حسول که ~~بقیهآ # ~~صنادید افاضل عالم بود فرمود که رسمی قدیم است و قوم لوط پیغمبر ~~میکردهاند ms046 PageV01P055 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0161.png) # ~~خطیر گفت که: لوط پیش از پیغمبر مابوده است یا بعد از[او] ؟ - خواجه ~~ابوالعلای # ~~حسول فرمود که : الله الله ، ایدالله الوزیر ، پیش از پیغمبر ما بوده ~~است که پیغامبر # ~~ما خاتم النبیین است ، خطیر پرسید : حقتعالی در بارهآ لوطیان چه فرموده ~~است : # ~~ابوالعلاء این آیت برخواند : أفتأ تون الرجال شهوة من دون النساء بل # ~~54 وه -ه مم -ه - # ~~آنتم قوم تجهلون. سؤال کرد که معنی «تجهلون، چه باشد ؟ - گفتند که : ~~نادانند # ~~که این فعل مپکنند، خطیر گفت که سهل تهدید و وعید است جهل و غباوت وقلت # ~~مبالات او بحل و حرمت بدین مثابت بوده است، وهم در حق او گفتهاند : ~~وقتی که # ~~فضلای اصفهان را فرموده است که جلای وطن کنند : # الا من مبلغ عنی الخطیرا ### | مقالا سوف یوشک ان یسیرا # لقد کلفت اهل العلم طرا ### | إلی الافاق من جی مسیرا # فلا تعجل فعن کثب نوافی ### | بلاد الرویم إن کنت الوزیرا # ~~و چون معرول شد او را گفتند : # ای خر ترا بلی بد ، نه نان بدو نه میبد ### | عزلت خجسته می بد، ای قلتبان جولاه # و بعد از عزل چند سال در ملابست اشغال و تصدی مناصب دیوانی روز گار # ~~گذرانید ودر حرص وشره و تهتک وعته سپریشد و هیچ اثرخیر از وی یاد گار ~~نماند. PageV01P056 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0162.png) # مجیر الملک گیا ابو الفتح عبد الحمید الاردستانیی # ابن بجدهآ فصاحت و بلاغت وبندار (1)علم صناعت کتابت وبراعت بود ، ودر # ~~معرفت ابواب کنایت وتدبیر اصناف شهامت وا کتساب اسباب معالی و تحصیل ~~ادوات # ~~بزرگی بغایت امد و اقصای مکنت رسید و در آن وقت که سلطان معز الدنی # ~~و الدین سنجربن ملکشاه درنوبت سلطنت برادرش سلطان محمد بخراسان و غور # ~~و خوارزم ملک بود وزیر او شد و آثار خیر بسیار یاد گار گذاشت و در حسم ~~مواد # ~~پریشانی از دولت سنجری وقمع اعدای مملکت اورا مقامات است وچون فخرالملک # ~~ابن نظام الملک حظیةآ وزارت را میان دربست ms047 و بانواع خدمتی و تکلفات ~~استعطاف # ~~جانب مادر سلطان و امیر بزرگ از غوش نموده اموال وافر برشوت بداد وزارت # ~~از مجیرالملک اردستانی فرو گشودند ، و موقوف و محبوسن داشته مبالغ وجوه ~~از # ~~وی حاصل گردانیدند و بعد از آن تا در در گاه نباشد برسالت و سفارت ~~غزنین # ~~پیش سلطان بهرامشاه موسوم شد و در آن حضرت اقامت نموده از معاودت با # ~~خراسان و خدمت سلطان سنجر متقاعد گشت و بمنصب ندیمی سلطان بهرامشاه تا # ~~روز وفات اکتفا و قناعت کرد . # فخر الملک المظفربن نظام الملک # ثمرهٔ‌ دوحهٔ‌ وزارت و گوهر کان صدارت بود ، وبر مقتضای « و حقعلی # (1) کذا ؛ و معنی لغوی آن مکنت دار وخزانه دار است. PageV01P057 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0163.png) # ~~ابن الصقر ان بشیه الصقرا» درمباشرت منصب قهرمانی ممالک برشیوهآ بصیرت # ~~و کیاست استمرار نمود و امور ملک را در سلک استقامت اطراد داد ودر ~~عقدلوای # ~~حق و نصرت اولیای صدق وازالت اذای الحاد و شرک و ازاحت قذای # ~~بدعت و شک واماتت سنن شر و احیای مراسم خیر، وتربیت علمای ملت و ترفیه # ~~ضعفای رعیت و افاضت سجال رعایت (1) بر کافهآ بریت دستبردهای تمام نمود ~~و اجتهادات # ~~بلیغ کرد تا ملاحدهآ مخاذیل فدائیان را بقتل اوفرستادند و بکاودآن ~~ملاعین مغافصة(4) # ~~هلاای گشت . # صدر الدبن محمدن فخر الملک # رعایت حقوق خدمات پسندیده و مجازات مساعی حمیدهآ پدرش این پسر را # ~~قائم مقام او فرمودند و صاحب شهامت وعالی همت و بزارگ نخوت بود ودر # ~~ورطات تهورات اقتحام مینمود ودر اعمال واموال درازدستی میکرد و چون ~~سلطان # ~~سنجر بغزنین رفت و سلطان آنجا بهرام شاه از پیش نشکر منصورش برخاسته # ~~بهندوستان گریخت و سلطان متصرف ممالک و خزائن آل محمود و سبکتکین # ~~گشت این وزیردر صندوقچه های جواهر وعقود لآلی تصرفات بی وجه واختزالات # ~~دلیرانه نمود و بدین سبب خصوم و اعادی را مجال تضاریب (ر حضرت سلطنت # ~~فراخ شد و مقتضی آمد بدانکه اشارت نفاذ پذیرفت تا درمجلس انس ms048 و طرب ~~اورا # ~~بضربات چما غ(3) و گرزهلاک کردند . ### | اولرببر # هابالاسلام عیدالرزاق بن اسحاق الطوسی # برادر زادهآ وزیر نظام الملک بود از قرومائمهآ روز گار و فحول علمای ~~نامدار PageV01P058 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0164.png) # ~~بود، دراوائل صبا وریعان نشؤ و نما بتحقیق احکام شرع مصطفوی و ~~تدقیقرموز # ~~واشارات اخبار واحادیث نبوی اشتغال نمود ، وشرخ شباب را بشرح جواب ~~مشکلات # ~~وازالت شبهات صرف کرد، سلطان سنجر فرمود تا او را ازمحراب ومدرسهآ ~~امامت # ~~بوساده و مسند وزارت آوردند و مفاتیح مصالع ممالک در کف کفایت او نهاد ~~و این # ~~خواجه در وزارت زی نسک و ورع را تغییر کرد و بقواعد ناپسندیده تمهید ~~نمود # ~~و اقتراح کرد تا در بار گاه سلطنت او را شراب دادند و بخل و امساک ~~خودخاصه # ~~ذات ولازمهآصفاتش بود ، وبوقت آنکه سلطان محمد بن ملکشاه در گذشت و ~~پسرش # ~~سلطان مغیث الدتیا و الدین محمود با عم خود سلطان سنجر طریق عناد سپرد ~~و # ~~سلطان با جیوش جرار و جحافل بسیار بعراق توجه نود و بر در ساوه مصاف # ~~دادند و محمود و لشکر عراق منهزم در آفاق و اقطار متفرق # ~~شدند و سلطان سنجر امان نامه ومثال بسلطان محمود فرستاد واو مطمئن و ~~مستظهر # ~~گشته با امرای حضرت بهم ردای تواضع بردوش افکنده و حلقهآ جبروت از گوش # ~~بر کنده بخدمت عم آمد و عبودیت و طاعت را التزام نمود ، خواجه شهاب ~~الاسلام # ~~وزیر بمخاطبات عنیف اعیان عراق را بیازرد و بفنون تحکمات اهالی آن دیار ~~را # ~~از خود متغیر و متوحش گردانید و در بدنامی وفات یافت . # شرف الدین ابو طاهر سعدین علی بن ممیسة القمی # منبت نهال و مسقط رأس او ده ویدهند است از رستاق قم ، اول که از وطن، # ~~بیرون آمد ببغداد رفت بمعسکر سلطان ملکشاه بخدمت مهذب الدین کمیج(1) ~~عارض # ~~لشکر ، و در سنهآ احدی و ثمانین وار بعمائه رعایای مرو ازعامل تظلم ~~کردند تاج PageV01P059 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0165.png) # ~~الملک اسامی ده کس شایان این ms049 شغل را بنوشت خواجه غیر از شرف الدین را # ~~نپسندید و در منشور عمل مرو لقبش عمید وجیه الملک نوشتند ، و چهل سال ~~تا # ~~روز وفاتدرهرمنصب بزر گی که بود عمل مروبدو تعلق داشت، بعد از آن کدخدا # ~~و نائب حرم سرای ترکان خاتون مادر سلطان سنجر گشت و عارض لشکر نیز شد # ~~و با والدهآ سلطان مشافهة سخن گفتی و حجاب و ستاره با وی از پیش ~~برداشتند ، # ~~و بعد از وفات وزیر شهاب الاسلام سلطان سنجر قرعهآ اختیار در منصب ~~وزارت بر # ~~وی انداخت و بتعظیم و اجلال و تشریف خلعت خاص در صدر وزارتش ممکن # ~~گردانید ، و بغابت متدین و متصون و متشرع بوده است ، و حلمی وافر و ~~وقاری # ~~متکاثر وخاندانی نامدار واقارب و عشایر بسیار داشته ، و هنوز در عقابیل ~~مرض # ~~بود که متقلد وزارت گشت و بر سر سه ماه از دولت در گذشت و در جوارمشهد # ~~امامی رضوی بطوس علی ساکنه التحیة والرضوان مدفونست ، ودهی بر آن وقف # ~~کرده که منال و ارتفاع آن در وجه و قود و شموعست ، و سلطان سنجر ~~بوفاتاو # ~~متأسف و متلهف گشت و باز ماند گان او را تربیت و رعایت فرمود و ~~امیرمعزی # ~~گوید در مدح این وزیر : # صاحب عادل ابو طاهر سعد بن علی ### | که شد از سعد و علو در همه آفاق علم # آنکه گشت از هنرش فرع معالی عالی ### | وانکه گشت از سخنش اصل معانی محکم # و له ایضا فی حقه # ای بر سر خلق سایهٔ‌ اقبالت %~% آراسته اخلاق تو چون احوالت # بی بهره نماندی کسی از افضالت %~% گر درخورهمت تو بودی مالت PageV01P060 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0166.png) # نظام الدین، تغار(1) بیک محمل بن # سابمانالکاشغری # او از طایفهآ و متمرابان دیار ترک بود و بزعارت شرارت و سوة خلق وفرط # ~~بخل معروف و باول وزارت خان تر کستان را تعهد نمود و مالی وافر بروی ~~رفع # ~~کردند و بعصادره وعنف بستدند ، از آن ملک منزعج شده ms050 بحضرت سلطان سنجر # ~~آمد و بدالت خبرت لغت ترکی ووسیلآ بذل اموال و اتحاف طوائف وافر بر # ~~سلطان مروج شد و قبولی یافت که بدان ازاکفاء و اقران ممتاز گشت ، و پس ~~از # ~~آن عزم زیارت بیت الله الحرام کرد ومالی طائل با خود استحصاب گردانید و ~~بر آن # ~~تجارت کرد و ربح بسیارش حاصل آمد و با ثروت تمام وصیت بلند و ذکر جمیل # ~~مراجعت نمود و عمل و تصرف بلخرا متکفل شد و قوانین ناپسندیده و رسوم ~~ذمیمه # ~~و معاملات قبیحه و اجعال عنیفه ابلاغ کرد و بر شوت وافر جانب اعیان ~~حضرت # ~~و اعوان دولت خصوصا از آن عمادالدین امیر قماج که قرم مقدم مملکت و ~~نائب # ~~ارشد سلطنت بود معمور گردانید و وزارت سلطان سنجر را بهزار هزار دینار # ~~نیشابوری بخرید و در محرم سنهآ عشر و خمسمائه باجتباب خلعت وزارت مخصوص # ~~شد و بآعین وتمکین موفور در صدر ومسند تدبیر ممالک بنشست و بر ~~درسرایردهآ # ~~او سه نوبت طبل ودمامه زدند و دو سال و کسری در وزارت بماند و چون لئیم ~~PageV01P061 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0167.png) # ~~طبع وبازر گان خلق وجاهل وطامع و کریه منظر ومبغوض لقابود؛ ومع الحمی ~~رمد(1) # ~~مواعید عرقوب بی حد دادی؛ وسخنان دروغ بسیار گفتی، خواص و عوام(2) جهان # ~~او را دشمن گرفتند و دلهای صغار و کبار بعداوت و مبغضت او ملیء شد و ~~آلات # ~~صدارت وادوات وزارت نداشت، و توقیعش «احمدالله علی نعمه» بودیعنی که ~~نظام الملک # ~~نیز همین توقیع میکرد وه شتان بین محمد» و محمد (2) ، روزی علی رؤس ~~الاشهاد # ~~در دیوان گفت که محمد واحمد درعربیت فه یکیست و هر دونام پیغمبر علیه ~~السلام؛ # ~~جواب دادند که بلی، گفت: که من توقیع را تغییرمیکنم و «محمدالله علی ~~نعمه» مینویسم، # ~~حاضران مجلس خصوصا افاضل دیوان از سخن آن علج متعجب شده بسیار بروی # ~~خندیدند و هم در دیوان با معین الدین اصم که از کبار فضلا ومنشی حضرت ~~سلطنت # ~~بود ms051 ، سفاهت نمود و در اثنای آن خطاب بغرزن کرد ، اورنجیده چند روزی ~~بخانه # ~~منزوی شد ، سلطان با وزیر در این باب خطاب کرد ، وزیر استحضار او نمود # ~~و اعتذار واجب دانسته گفت بولایت ما عبارت غرزن میان دوستان باشد و آن ~~را # ~~قذف وشتم ندانسته از راه مصادقت و مخالصت با یکدیگر گویند . معین الدین # ~~اصم گفت برین تقدیر اگر با خداوند نیز بدین لفظ خطاب کنند باید که تغیر ~~خاطر # ~~نفرماید . بهاءالدین مسعودبن ثقة الدین عبدالعزیز که از اعیان افاضل ~~عهد خود بود # ~~در این باب بدیهة گفت : # ~~-مه سرده # # لقد کنت بیذق نطع الزمان %~% فلا رحم الله من فرزنک # # جز اوک عند المعین الاصم %~% اذا %~% انت غرزنته غرزنک # (1) گویا مثلی است و من در غیر این کتاب در خاطر ندارم که دیده باشم . # (2) در اصل « اعوان » . # (3) بین در امثال این مورد بنا برقول مختارمرفوع است بفاعلیت چنا یکه در ~~کتب # ~~لغت و ادب در مثل * شتان بین مشرق و مغرب * تصریح کردهاند؛ فراجع ان ~~شئت . PageV01P062 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0168.png) # و روزی براتی ضایع را مثنی نوشته پیش او بردند تا توقیع کند در خشم # ~~شده گفت چند نوبت نفرمودم که برات ضایع را مثنی برظهر نویسند ، چگونه ~~سخن # ~~و اشارت مرا نمیشنوند و درین باب تهدید و وعید بسیار کرد ، مخازی و ~~مساوی # ~~و قبایح و فضایح او از حد شرح بیرون آمد ، فاما در وزارت بسبب کمال ~~ثروت # ~~و فرط تهور و صولت با تمکین و تعظیم تمام بود و امیر معزی راست در ~~تهنیت # ~~تفویض وزارت بدو : # صدر نیک اختر محمدبن سلیمان آنکه هست # چون محمددین پرست و چون سلیمان ملکدار # از نظام رسم او شد شغل گیتی بر نظام # وزنگار کلک او شد کار عالم چون نگار # باغ ملت را ز رسم او پدید آمد درخت # سال دولت را ز عدل او پدید آمد بهار # و نیز تضریب و قصد امرا وکبرای حضرت در بارهآ او پیش ms052 سلطان سنجر # ~~بر هدف فبول نمی افتاد تا امیر فخر الدین طغانیرک بسفارت و رسالت از ~~سلطان # ~~عراق محمودبن محمد بن ملکشاه بخدمت سلطان سنجر آمد و تقبیح صورت او کرد # ~~سلطان سخنش را بسمع رضا اصغا فرمود و بعزل و قید و حبس وزیر یغان بیگ # ~~مثال داد و بانواع عقوبات معذب گشت و پس از ادای هرچه مالک آن بود ~~محبوس # ~~و مسجون ماند ، بعد از آن نامزد وزارت بعضی بلاد ترک گشت که بتجدید در ~~تحت # ~~تصرف سلطان آمده بود و بسبب ضعف و مرض در کژاوهآ بر شتر بدان طرف # ~~توجه نمود ، شبی شتر را نفاری شد و از آنجا در افتاد و بدان هلاک گشت . PageV01P063 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0169.png) # 5- # و من لم مت بالسیف مات بغیره ### | 5 ### | تنوعت الاسباب و الداء %~% واحد # معین الدین مختص الملوک ابونصر احمدالکاشی # خال او ناصح الملوک عزیز الحضرة ابو طاهراسمعیل ازقوم بوف ازمشاهیر # ~~کاشان بود واز حضرت دو پادشاه سلطان بر کیارق وسلطان محمد بوزارت هر ~~چند # ~~بدان نرسید موعود شده واورا در وطن از دهقنت و تجارتیساری وافر ~~واستظهاری # ~~متکاثر حاصل آمد و در اریحیت و مروت و سخاوت و فتوت که معنی آن طعام # ~~موضوع و نائل مبذول و بشر مقبول و عفاف معروف واذای مکفوف است بأقصی # ~~الغایه رسیده ، و بوسیلهآ خصال ستوده روز بروز مرتبهآ جاه او علو می ~~پذیرفت تا # ~~خواجه نظام العلک نیابت امیرقماج حاجب سلطان ملکشاه بدوتقویض فرمود ~~وابهر # ~~و زنگان و رودبار و قزوین و الهاموت و طارم ومجموع ولایات اران اقطاع # ~~امیر قماج بود ، و این خواجه نائب مطلق او بودی خواهر زادهآ خود را مجد ~~الدین. # ~~برادر معین الدین بدین اعمال وولایات استنابت فرمودی ومعین الدین را ~~ملازم # ~~داشتی تا ایشان مهمات اقطاع و مصالح خانه وخاصهآ امیر قماج کفایت ~~میکردندی، # ~~و او بوضع خان و اطعام نان ومداومت بر معاشرت و مواظبت بر معاقرت مشغول ~~PageV01P064 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0170.png) # ~~میشدی ، و رواج ms053 بازار برونق1) کار او بدانجا رسید که ولایت کاشان را ~~بملگیت # ~~بدو دادند و درین باب منشور بتوقیع صادر شد واوازراه فسحت عرصهآ همت ~~خراج # ~~چهار ساله بر ار باب و رعیت مسلم داشت و اصحاب بیوتات قدیم را بصلات ~~گرانمایه # ~~و مواهب کریمانه تفقد نمود و قروض دوستان و اصدقا را از خاص ذات الید ~~خود # ~~مبالغی بگذارد ، و بحسن معاشرت و یمن محاورت ولطف محارفت و کمال ملاطفت # ~~در جهان سمر گشت ، و در کاشان و ابفر و زنجان و گنجه و اران چند مدرسه # ~~و دارالشفا انشا کرد ، و چون در محاربتی که میان پسران سلطان ملکشاه ~~قائمشد؛ # ~~بآخر دست بر کیارق غالب آمد و او پادشاهی بود اسیر تصرفات امراء؛ ~~ومستولی بر # ~~دولتش امیر انار 2) حاجب بحمایت و تربیت او ترشک نام از خواص غلمان ~~سلطانی # ~~که پایهآ ظرافت و مرتبهآ مسخرگی داشت و بشر انگیزی وفتنه جوئی مشهور، ~~کاشان # ~~را از عزبز الحضره انتزاع نمود و چون از فرط کفایت و کمال شهامت # ~~او اندیشه داشت که شاید که این ولایت را باز از وی فرو گشاید بر قتل # ~~او اقدام نمود و بعد از چند سال که معین الدین بر ذروهآ جاه و # ~~جلالت مرتقی شد بحکم قصاص آن مفسد را بداد کشتن ، و معین الدین با آنکه # ~~پدرش عبدالله بن فضل اززهاد وعباد وقت بود واوقاتش بطاعات مخصوص وپسران # ~~را از مباشرت اعمال دیوانی و ملابست اشغال سلطانی پیوسته تحذیر کردی ، ~~بسبب # ~~آنکه خالش از اصحاب مناصب بوز ملازمت حضرب سلطنت کرد و در خدمت # ~~سلطان محمد قبول و رواج نمام پذیرفت ، و در عپد وزیر سعد الملک الابی ~~صاحب # ~~دیوان طغرا وانشا شد بعداز آن مستوفی ممالک گشت و چون سلطان و زیر خطیر ~~- # ~~الملک را معزول فرمود ، معین الدین مختص الملوک را بر تقلد وزارت تکلیف ~~کرد # ~~از آن ممتنع ومستعفی شد فاما دو سال حل وعقد و ابرام و نقض(4) ms054 و قبض ~~PageV01P065 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0171.png) # ~~و بسط امور ملک را مرجع او بود و بوقت مراجعت سلطان سنجر از نبرد عراق # ~~بدر ساوه متوجها الی خراسان معین الدین بحضرت او پیوست و ایالت ری بر ~~وی # ~~مقرر شد و برشیوهآ کفایت و درایت مباشر آن شغل گشت و اموال وجوهات8 را # ~~نقد ورائج بخزینهآ سلطانی میرساند وباهداء تحف وهدایا استعطاف جوانب ~~خواتین # ~~و اقارب ار کان دولت میکرد و این معانی مقتضی ازدیاد مواد حسن اعتقاد ~~سلطانی # ~~در شهامت و صرامت اومیشد تا بر صفحهآ وزارت وزیرتغان بیگ رقم عزل ~~کشیدند # ~~سلطان فخرالدین طغان یرک را باستحضار و استدعای معین الدین بری فرستاد # ~~و او معین الدین را از عنایت سلطان نویدها داد و بمواعید خوب مستظهر ~~گردانید # ~~و او بفسحت امل و انشراح صدر متوجه خراسان شد ، تمامت اکابر عراق عجم # ~~از سادات و قضاة و علما و صدور و کتاب مصاحب خدمتش ، و در راه بهر شهر ~~و # ~~ناحیت که رسید اهالی آنجا را مغمور ایادی و غریق انعام گردانید و بفنون ~~احسان # ~~نوع انسان را بنده و مرید کرد و چون بدارالملک مرو رسید ، سلطان با ~~اوخلوت # ~~کرده مهمات و مصالح در مطار حه افکند وسه دیگر روز در باب قبول وزارت # ~~از حصر سلطانی فرمانها صادر شد ومعین الدین استعفا میخواست ، سلطان ~~اغل # ~~برز حاجب و نظام الدین محمودبن یران قوش ومقرب الدین جوهر را نزدیک او # ~~فرستاد و پیغام مشتمل بود بر آنکه موجب تعادی و احتراز از این کار اگر ~~آنست # ~~که وزرای بسیار را از مسند وزارت بسخط و غضب ازعاج کرده ام اسباب آن # ~~بدین جمله است و من در این باب معذورم در اول ملک و ریعان شباب وزارت ~~را # ~~به فخرالملک نظام الملک دادم و چون بزخم کارد ملاحده سپری شد بر وفاتش ~~PageV01P066 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0172.png) # ~~تأسفها و تحسرها خوردم و رعایت حق او را فرزندش صدرالدین را قائم مقام ~~او # ~~گردانیدم ms055 و در مدت یازده سال بنوعی او را تعکین دادم که بر تمامت ~~پیشکاران # ~~دولت غالب و فائق آمد و چون جنایات فاحش و خیانات ظاهر از وی صادر شد # ~~بتخصیص در تصرفات خزائن و جواهر غزنین و خطاهائی که در تدابیر امور ~~مملکت # ~~و تقالیب احوال هر ولایت میکرد محقق گشت وامرای لشکر نیز بواسطهآ زعارت # ~~خلق و فظاظت طبع او در قصدش متحد آمدند و کشته شد وهم از خانوادهآ ~~نظام- # ~~الملکی وزارت بشهاب الاسلام عبدالرزاق جهت وفارت علم وکمال فضل وفرط- # ~~دیانت و صیانتی که از وی در حساب گرفته بودم تقلید نمودم ازسوء سیرت و ~~خبث- # ~~طینت او آن مشاهده کردم که از اجلاف عوام ناپسندیده باشد فکیف از ~~ارباب- # ~~عمائم و اصحاب درس و فتوی ومع هذا اغماض نمودم تا او حتف انفه در وزارت # ~~وفات یافت پس شرف الدین ابوطاهر ممیسهآ قمی را که معتمد علیه حضرت ~~مادرم بود # ~~و بکوتاه دستی و امانت و کفایت ودیانت معروف؛ وریر گردانیدم، او خود در ~~عنفوان # ~~وزارت در گذشت یغان بیگ کاشغری را بجای او نشاندم چون عدم استعداد او ~~آن # ~~کار را معلوم گشت ضرورت شد دست او کوتاه گردانیدن ، اکنون تو بحمد الله # ~~ممدوح همهآ زبانها و شایستهآ همهآ کارهائی و آثار جمیل در هر عمل که ~~تصدی آن # ~~نمودی ظاهر گردانیدی و در دیوان و در گاه و حضرت و بار گاه برادرم ~~مستشار # ~~مؤتمن و صاحب صدر ممکن بودهآ و بفسحت امل متعهد این امر شو و از جانب ~~ما # ~~بهمه انواع مستظهر باش معین الدین فرمان رابا ارتسام تلقی نمود و خلعت ~~وزارت # ~~پوشید و سلطان او را بدویت زرین مرصع و فیل با مهد و شمشیر و کوس و طبل # ~~مشرف فرمود ، و وزیر معین الدین در وضع قوانین پسندیده و رفع رسوم ~~ذمیمه PageV01P067 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0173.png) # ~~فرمود واز مشاهیرابواب البر آن وزیر رباط قهرود است و رباط احمد آباد ~~ورباط # ~~دیر گچین و اصلاح ms056 راه و شارع دیر گچین که میان ری و قم است بگچ و سنگ # ~~و دیه کاج که ملک ابوالعباس ضبی بوده وزیر معین الدین از ورثهآ # ~~نظام الملک خریده بدان وقف کرد و مدارس و مصانع و قناطر و رباطات # ~~که در اقالیم شرق و غرباحداث فرموده است بر کمال علو همتش دلیلی واضح ~~است # ~~و بآخر عهد وزارت رد مظالم نود و چون مذهب عدل داشت و در آن مذهب در # ~~تخویف(1) و تحذیر از مظالم تشدید و مبالغه کردهاند قضاة ممالک را ~~بطلبید تا در # ~~بلاد تفحص نوده هر کس که بخدمتی و تکلف و رشوت و تعهد وجهی بوزیر # ~~معین الدین داده باشد از خالص مال وریوع املاک خاص اورد آن کنند ~~وهمگنان # ~~برین موجب بتقدیم رسانیدند و در قلع ملاحده و استیصال مخاذیل قرامطه ~~آستین # ~~جد و سعی باز نوشت و پادشاه وقت را بقهر و قمع ایشان بر انگیخت تا ~~سلطان # ~~سنجر با عسا کر جرار بپای قلعهآ الهاموت رفته محاصره کرد و کار بر آن ~~مدابیرتنگ # ~~شد ، دو شخص را بتلبیس ابلیس وار باصطبل وزیرمعین الدین فرستادند تا ~~ستور- # ~~داری میکردند و شرط دیانت در قضم وعلف دواب بجا میآورد(4) و باقامت ~~صلوات # ~~خمسه مشغول میبود(3) ومحل اعتماد گشتند روز نوروز وزیر تحف وهدایای ~~نوروزی # ~~را جهت پیش کش حضرت ترتیب میکرد و دو سر اسب عربی و فحل در اهتمام این # ~~دو سائس فدائی بود فرمود که در سراپرده آورند تا اگر لایق امتطای رکاب # ~~سلطانی باشد معین گردانند و ایشان اسبان ایغر را بریکدیگر آغالیدند و ~~بملا کزه # ~~و مرامحه در آمدند و در اثنای این حالت آن دو ملعون انتهاز فرصت کرده ~~وزیر # ~~را بکارد زدند و درجهآ شهادت یافت و در مرثیهآ او گفتند : # شد غره بروزگار فرخندهآ خویش ### | تا کشته شد او بدست خر بندهآ خویش PageV01P068 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0174.png) # و از وی پسری ماند فخرالدین ابوطاهر نام وذکر او مفردا ms057 در وزارتش # ~~خواهد آمد واو راپسر معین الدین ابو نصر احمد بلقب وکنیت و اسم جد مسمی # ~~و مکنی وملقب شد ووزارت یافت وعلیحده شرح حال او مسطور خواهد شد # ~~و او را دو پسر بود ، معین الدین مسعود و صدرالدین مظفر که بعد از ~~برادر بلقب # ~~معین مشهور گشت از وی دختری ماند مسماة بشرف خاتون ودر حبالهآ مجدالدین # ~~محمدبن مجدالدین عبدالله بن شهاب الدین عبدالله بن الوزیر الشهید معین ~~الدین ابونصر # ~~احمد ، واین اکابر که اکنون در کاشانند از ذریات وزیر معین الدنیند از ~~اسباط # ~~مجد الدین محمد مذکور وشرف خاتون . ### | # العالم نصیر الدین محمود بن المظفر بن # بی نوبة الخواررمی # فاضل و متبحر ودر اقسام علوم خصوصا فقه مذهب امام شافعی متقن ومتفنن # ~~و در دانستن فنون حکمت در نهایت کمال و در استیفا و سیاقت نیز مهارتی ~~تمام # ~~داشت وامام مجتهد حجة الاسلام قاضی عمربن سهلان الساوی بصائر نصیری در # ~~منطق بنام او تصنیف کرده ، اول مشرف مطبخ و اصطبل سلطان بود بعد از آن # ~~اشراف ممالک بدو دادند ، و در عهد وزیر معین الدین مستوفی شد و بعد از ~~وفات # ~~معین الدین وزارت را تقلد نمود و در آن منصب کما ینبغی متمکن و با رونق ~~نبود # ~~و خشیت و جبن طالب علمانه که در طینتش مر کوزبود او را از نظم امور ~~وزارت # ~~بر قاعدهآ آبهت مانع آمد و بوزیر قوامالدین ابوالقاسم انسابادی در ~~گزینی صرف # ~~و عزل کردند ، و نصیرالدین منکوب و معزول بخدمت او آمده التماس عافیت ~~کرد # ~~تا در زاویهآ بنشیند ، قوام الدین گفت : ای نصیر الدین کار سلطان اعظم ~~را سخت PageV01P069 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0175.png) # ~~خلق کرده بودی چنانچه اگر سالی دیگر برین منهاج بماندی خرقهآ خر شدی . # ~~نصیرالدین گفت : که از عاقبت میترسیدم و از سر می اندیشیدم چه # ~~امرای حضرت استیلا یافتهاند وزیر قوام الدین دو سه نوبت تکرار کرد که ~~وزیر # ~~وسر.؟! تااین حد تهور کس ندیده و نشنیدست ms058 تا لاجرم سر در سر کار کرد ~~وطرفه # ~~آنست که نصیرالدین طلب عافیت میکرد و خلقی کار و بی تمکینی را وقایهآ ~~سرخویش # ~~میدانست هم سر در باخت ، و او را شکلی نا محبوب پیش آمد وشرح آن حال # ~~آنکه سلطان سنجر پس از عزل وزارت اشراف ممالک بر وی مقرر فرمود و او # ~~مباشرت آن منصب بپسر خود شمس الدین علی باز گذاشت و او را در اشراف بر # ~~آن داشتند که قصد امیر اجل اختیارالدین جوهر کرد که از بطانهآ حضرت و ~~مستولی # ~~بردولت سنجری بود، امیرالامرای لشکر و سپه دار بزرگ قماج و امرای مملکت # ~~بدست اومار گرفتند و او رفعی قوی کرد مشتمل بر آنکه همهآ ملک در دست ~~امیر # ~~جوهر خادم است و اقطاعات بسیار بی توقیع واجازت پادشاه بدست فرو گرفته ~~بنابر # ~~این قضیه مجمع و محفلی غاص ساختند و ثقةالدین ابوجعفر که کدخدای ~~امیرجوهر # ~~بود و خطیر الدین قمی مستوفی حاضر شدند و نصیرالدین محمود ابوتوبه ~~نهارا # ~~جهارا خصومت ظاهر گردانید و با ایشان مجاهرت نموده بی تحاشی در میدان ~~سخن # ~~جولان کرد، ثقةالدین ابو جعفر نیز بی دهشتی عنان سخن فرو گذاشت و نصیر ~~الدین # ~~را باد پیما پنداشت و گفت ده هزار غلام در اهتمام مخدوم منندایشان را ~~روز بروز # ~~وجوه باید ، غث و سمین فراهم میباید آورد و در مناظم مصالح ایشان خرج ~~کرد # ~~و کار مواجب واخراجات ایشان احتمال تهاون وتقاعد نمیکند از ترویج وجوه # ~~ایشان دیو بگریزد اگر اختزالی رفت عیب بر تو بود که در پیش تو دوات ~~زرین # ~~مرصع نهاده بود و در پس پشتت مسند جلال وزارت ، بر تو متعین و واجب ~~میشد PageV01P070 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0176.png) # ~~مرا آز بیابان ضلالت(1) باجادهآ رشاد آوردن ودر حفظ مصلحت ملک پادشاه ~~مساهلت # ~~روا نداشتن، نصیرالدین گفت: مرا در وزارت حکمی نبود و توقیع من وقعی ~~نداشت # ~~جواب داد که تلافی آنچه در وزارت فرو گذاشتی وفوت کردی در اشراف ms059 # ~~نتوان یافت بتدریج مساق این سخن بجائی رسید که سلطان رابراستکشاف این ~~حال # ~~شعفی تمام روی نمود و فرمان داد که این بحث و مناظره در پیش تخت من ~~کنند تا # ~~من بخویشتن اصغا کنم امیرجوهر خادم ازاین سخن بغایت مضطربشد و در اصلاح # ~~این کار التجا بامیر علی چتری کرد که حاجب بزر گ بود و بظرافت ودعابت و ~~هزل # ~~گفتن بر سلطان مروج شده و او تدبیری صائب ازقالب بیرون آورد و تیر ~~اندیشه # ~~بر هدف صواب زد ، امیر جوهر را گفت : که ترتیب مهمانی و طوی و جشن کن # ~~و خزائن را که بذخائر و نفائس مملو گردانیدهآ معد دار و آنچه به ~~بیحرمتی ترا # ~~خرج خواهد شد بحرمت خرج کن بامدادی امیر علی چتری در حضرت سلطنت # ~~شرف قبولی یافته بهزل گفتن جولانی کرد و گفت مرا خمار است و صراحی شراب # ~~خواست تا خمار شکند و عرضه داشت که دو غلام جهت پیش کش خداوند عالم # ~~خریده ام چنانچه « ولدان مخلدون » را بر جمال رخسار ایشان رشگ آید ، ~~چون # ~~خداوند عالم ببنده خانه(2) تشریف فرماید جان شیرین بر سر این دو غلام ~~نهاده # ~~پیش کش کنم و بر عقب این سخن سو گند مغلظ داد که هیین ساعت سربنده ~~بثریا # ~~رساند و درین باب اطناب واسهابی تمام نمود ، سلطان بدین هوس بر نشست تا # ~~بمهمانی او رود و گذر بر مخیم و خیلخانهآ امیر جوهر بود ، چون آنجا ~~رسیدند # ~~امیر علی چتری گفت: خداوند عالمرا باور داشت که مرا مالی هست که بدان ~~غلامان # ~~ماه پبکر خورشید منظر خرم از مطبخ من هر گزدود برنیاید و گردودی باشد ~~مکر # ~~از دل لشکریان گرسنه بر آید که نواب دیوان اعلی ایشان را مواجب و کفاف ~~تمام PageV01P071 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0177.png) # ~~نمیدهند، مال جهان وغلامان پریلقا و کنیز کان زهره سیما واسباب جشن و ~~مهمانی # ~~و علاءق و نفائس لایق حضرت سلطانی همه این نیم سوختهآ سیاه راست ، یعتی ms060 ~~جوهر # ~~را و بدین سخنان هزل آمیز و ظرافتهای هوس انگیز و اقتراح و لجاج سلطان ~~را # ~~بوتاق امیر جوهر فرود آورد و امیر جوهر را چهل کژاوه کنیزک مطرب بودهمه # ~~مله کردار و ناهید گفتار، تمامت را حاضر گردانید و تحف و طرائف بیشمار ~~واموال # ~~بسیار پیش کش و نثار کرد ، چنا نچه رضای سلطان حاصل آمد و نصیرالدین را # ~~استحضار نموده گفتند : آنچه تو عرضه داشتی از سر نصح و اخلاص بود و ~~برقم صدق # ~~موسوم کشت فأما همت بلند سلطان اقتضای آن فرمود که آن مال را بامیر ~~جوهر # ~~بخشید اکنون ترا نیز با وی مصالحت و مصافات میباید کرد ، امیر جوهر ~~بظاهر # ~~صلحی کرد و بحسن تدبیر نصیرالدین را منکوب گردانید و پسرش را بتهمت ~~تردد # ~~فاسقانه بحرمسراهای امرای دولت متهم و منسوب کرد تا هر دو را گرفته و ~~مقید # ~~در چاه محبوس گردانیدند ، شمس الدین علی پسر وزیر نصیر الدین ابوتوبه ~~این رباعی # ~~در قعر چاه گفت : # # دی بد پدرم صدر وخداوند ووزیر %~% امروز من و پدر ذلیلیم واسیر # # من بنده جوانم و جوانی کم گیر %~% یا رب تو ببخشای برین عاجز پیر # ~~و در مطمورهٔ‌ چاه هر دو را هلاک کردند . # کمال الدین علی السمیرمی # سمیرم در اقطاع جامه خانهآ سلطان محمد بن ملکشاه بود و این خواجه عامل # ~~و متصرف آنجا ، بعد از آن مشرف دیوان شد و کدخدائی حرمسرای سلطان نیز # ~~ضمیمهٔ‌ آن شغل گشت و در بدایت سلطنت محمودبن محمدبن ملکشاه وزیر شد ، ~~PageV01P072 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0178.png) # ~~وزیری بآئین و صاحب تمکین ، وهاب نهلب ، قوی صولت ، با همت ومروت ، در # ~~میان اصحاب مناصب «کثیر رما دالقدر » واز طایفة ارباب تیغ «طویل ~~نجادالسیف» # ~~آمد ، فأما ظلمی بافراط در طینت مر کوزداشت و در اقدام برقتل و سفک ~~خونهای # ~~ناحق بیباک وچون سلطان سنجربا لشکرهای جرار بدیار عراق آمد و ~~برادرزادهآ- # ~~سلطان محمود با او بر در ساوه نبرد کرد و مغلوب و منهزم باصفهان ms061 گریخت ~~وزیر # ~~کمال الدین علی سمیرمی را باعتذار و استغفار بخدمت عم فرستاد چون نظر ~~سلطان # ~~سنجر بروی افتاد فرمود: که فرزندم محمود کوه گفت : أنا آتیک به قبل ان ~~تقوم # ~~من مقامک ، باز فرمود : که امیر لشکرش علی بار کجا رفت »- گفت : انا ~~آتیک # ~~به قبل أن یر ند الیک طرفک ، وازسلطان محمود(1) عذرهاخواست وسلطان # ~~سنجر مقبول و مسموع داشت و جریمه را نابوده انگاشت و امان نامه فرستاد # ~~باصفهان، و سلطان محمود وامیر در گاهش علی بار بخدمت تخت سنجری آمدند # ~~وطاعت و تباعت را التزام نموده ، ری و قم وکاشان وساوه و آبه را باز # ~~خاص سلطان سنجر گذاشتند و در عراق و آذربایگان و اران خطبه بنام مبار ~~کش # ~~خواندند ، و سلطان سنجر دختر را امیر ستی خاتون بسلطان محمود داد ، ~~وچون # ~~وفات یافت دیگر دختر را مهملک خاتون بجای او فرستاد ، و وزیر کمال ~~الدین علی # ~~سمیر می را فدائیان ملاحده در چهار بازار بغداد کارد زدند . # شمس الملک عثمان بن نظام الملک # سلطان محمودبن محمد وزارت بدو داد و او در غایت بخل و نهایت خست ~~PageV01P073 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0179.png) # ~~و امساک وبر جمع مال و استیصال اغنیا حریص ، و از ظلم و بیداد نامحترز ~~، و بر # ~~تخریب بلاد وتعذیب عباد مصر ، دو سال تقلد آن شغل کرد و تدبیرهای ~~بداندیشید، # ~~تا در حضرت سلطان سنجر قصدش کردند و با استطلاب اومثال فرستادند ، ~~سلطان # ~~محمودفرمود که سرش از تن جدا کرده بخراسان بحضرت سنجری بردند . ### | برب # قوام الدین ابوالقاسم ناصربن الحسین # الانسایادی الدر گزینی # از صدور در گزین بود و در مبدأ کار نائب امیر علی بار بزر گترین حجاب # ~~و امرای در گاه سلطان محمد ، و بتهور و تجبر و علو همت ونهمت نادرهآ ~~روز گار # ~~ودرفضل وهنر متوسط، شعر پارسی نیکو گفتی فأماسهو و زلل بسیار درمکتوبات # ~~و منشآتش بودی و از اشعار اوست . ### | رباعی : # من میوهآ خام سایه پرورد نیم ### | جز چشمهٔ‌ خورشید ms062 جهان کرد نیم # بر فرق حسودان که نه مردند و نه زن ### | گر مقنعه بر نیفکنم مرد نیم # سلطان محمودبن محمد وزارت عراقین بدو ارزانی داشت بر وزرای سابق # ~~بعد از نظام الملک بتمکین و رونق و جلال و ابهت وسخا و عطیت و قهر ~~دشمن- # ~~گداز ولطف دوست نواز بر گذشت و وزارت سلطان سنجررا که نافذ فرمان ~~اقالیم # ~~ربع مسکون بود نیز تقلد نمود واشارات اودر شرق و غرب چون قضا و قدرروان ~~PageV01P074 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0180.png) # ~~شد و بر سفک دماء و استیصال اکابر دولت اقدام نمود و بقتل اعیان دولت ~~مبالات # ~~نکرد ، خواجه عزیزالدین اصفهانی را که سالها در دیوان سلطان با جاه و ~~تکین # ~~بود و مستوفی ممالک وازقدیم باز با او مصافات و موالات داشت سبب اندک ~~تنفری # ~~بداد کشتن و تقریر این حال آنکه یکروزی در دیوان محاسبة املاک خاص ~~سلطانی # ~~می نوشتند وزیر قوام الدین با عزیز الدین مستوفی فرمود که سنگ الوزن ~~باضافت # ~~بردهآ عزیزالدین جواب داد که سنگ هست اما وزن معلوم نیست(1) و در محبس # ~~و سجن بیچاره عزیز الدین بوی نوشت بر سبیل استعطاف : ### | شعر # گر تو ز گناه من خبر داشتئی ### | چون گرگ عزیز مصر پنداشتئی # من گرگ عزیز مصرم ای صدر بکن ### | با گرگ عزیز مصر گرگ آشتئی # وزیر قوام الدین بجواب گفت : PageV01P075 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0181.png) ### | شه # ~~گر زانکه تو تخم کینه کم کاشتئی ### | در جنگ نصیب صلح بگذاشتئی # ~~اکنون که زمانه پایدار است مرا ### | ی بهره نماندئی ز گرگ آشتئی # ~~و عین القضاة همدانی را که علامة علمای وقت خود بود سبب تهمتی که در # ~~باب عقیدت علمای روز گار بروی بستند بر در مدرسهآ که آنجا تدریس ~~میکردفرمود # ~~که بیاویختند . فأما بذل و عطا و کرم وسخائی بافراط داشت و بار گاه او ~~مجمع- # ~~شعرای مفلق و افاضل متقن آمد و عمادی غزنوی گوید در مدح او : # ~~گردون تو میفرازی چون خوانمت سحاب # سلطان تو مینشانی چون گویمت وزیر ms063 # ~~از مهر تو ستاند و ز کین تو دهد # ابروی شام و سمه و پستان صبح شیر # ~~و اشعر الحکما واحکم الشعرا سنائی راست در حق او : # ~~ای چو عقل از کل مخلوقات فرد ### | وی جوان از تو جهان سالخورد # ~~خاک بوسان در کوی تو اند ### | چرخ و خورشید و مه کیتی نورد # ~~پاسبانان در و بام تواند ### | روشنان بارگاه لاجورد # ~~و چون سلطان محمود بن محمد در مقتبل جوانی و طراوت غصن # ~~زند گانی روی در نقاب خاک کشید و برادرش سلطان طغرل بن محمد بسلطنت ~~PageV01P076 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0182.png) # ~~بنشست قوام الدین وزیر را فرمود که بر در البشدر بردار کردند # شرفالدین علی بن رجاء # سلطان وزارت بشرف الدین علی رجا که ازقدیم بازملازم و کدخدای اعمال # ~~و اموال خاصةآ او بود تقلید کرد و در آلات و ادوات وزارت کم بضاعت و ~~بیمایه # ~~بود ، روز گار سلطنت این سلطان ووزارت این وزیر خود زود سیری شد و ~~سلطان # ~~طغرل بر سر دو سال از سلطنت در گذشت و وزیر را نکبت رسید و بآذرباد گان # ~~گریخته وزیر سلطان داودبن محمود گشت و بشمشیر خوارزمشاه کشته آمد. ### | ببر # لامام العلامة شرف الدین أنوشروان بن # خالد الکاشی # خورشید فلک وزارت و جمشید ملک صدارت و علامهآ وزرای دهر ویگانهآ # ~~کبرای عصربود ، در فضل و ادب و تبحر بلغات عرب بارع و در دیگر اقسام ~~علوم # ~~معقول ومنقول اعلام آنرا فازع(1)، و بر جادهآ تقوی و امانت وعفاف ~~وصیانت # ~~مستمر و از تهور و تجبر و نخوت وتکبر محترز ، سلطان مسعودبن محمد وزارت # ~~را بجمال فضائل وفواضل و کمال مفاخر و مآثر او مشرف فرمود و بر ~~نیکوترین # ~~وجهی هفت سال مباشرت این شغل نمود فأما بسبب امساک و فرط تواضع ریاض ~~جاه PageV01P077 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0183.png) # ~~ومنصبش بقطرات و رشحات زیادت ابهت و شکوه طراوتی نپذیرفت و رنگ و بوی # ~~تعکین از وی دور بود صورت و شکلی مقبول و هنر وفضلی موفور ms064 داشت و از # ~~مفاوضه ومحاوره ولقا ومشاهدهآ اومردم را استبشار واسترواح حاصل میآمد ~~وتواضع # ~~و فروتنی او بمثابهآ بود که در صدر دیوان جهت کمتر کسی قیام تمام ~~فرمودی تا در # ~~حق او گفتند : # مرا ایریست بیشرم و معاند %~% ولی را باز نشناسد زحاسد # بهر کس ساعتی بر پای باشد %~% تو گوئی هست نوشروان خالد # روزی جمعی از نواب با او سفاهت و خلاقت کردند ، با او گفتند تا چند از # ~~این بیحمیتی ؟! جواب داد که چهل سال است تا من در حمایت این بیحمیتی ام ~~، لاجرم # ~~بواسطةآ این نوع حلم وتحمل از وزارت سه پادشاه محمودبن محمد وخلیفه ~~المسترشد # ~~بالله و سلطان مسعودبن محمد سالم بیرون آمد و حتف انفه در نیکو نامی ~~وفات # ~~یافت ودو مرثیهٔ‌ او گفتند(1) : # بقیت و لازلت بک النعل إننی ### | فقدت اصطیاری بعد فقد ابن خالد # فتی عاش محمود المساعی ممدحا ### | و مات نهی الجیب جم المحامد # کتاب نفثة المصدور فی صدور زمان الفتور وفتور زمان الصدور ساختهٔ‌ # ~~اوست و امام ابوالقاسم الحریری البصری کتاب مقامات بنام این وزیر تصنیف ~~کرده # ~~و در دیباچه آنجا که مینویسد : PageV01P078 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0184.png) # «فأشار إلی من إشارته حکم و طاعته غنم» اشارت بدوست . # ناصر الدین طاهر بن فخر الملک بن نظام الملک # سلطان سنجر عد از وام الدین ابوالقاسم وزارت بدو داد و این وزیر در # ~~صدف وزارت ودری(1 ملکصدارت، وشکوفهآ شجرهآ سعادت ویتیمةآ وشاح جلالت # ~~بود ، و هوالوزیرابن الرزیرابن الوزیر ، ودر عنفوان اشتغال او بوزارت ~~سلطان # ~~سنجر راخودنکت غزرسید و این و زیر از منصب بمنصب (2) تمتعی نیافت و در ~~نا کامی # ~~جهان را وداع کرد . ### | ولرب # عماد الدین ابوالبر کات # این خواجه بحضرت سلطان سنجر رفت و خطبهآ وزارت نمود سلطان سنجر # ~~اجابت نموده مثال داد تا سلطان مسعود وزارت عراق را بر وی مقرر دارد و ~~باطول # ~~وعرضی تمام از خراسان بعراق آمد، ازطرف مادر خواهرزادهآ قوام الدین در ~~گزینی # ~~بود و از جانب پدر ms065 از بنی سلمه که آثار و ایام ایشان در بلاد عراقین بل ~~در جمیع # ~~خافقین مشهور است ، ابوتمام طائی کتاب حماسه در خانهآ ایشان بهمدان جمع ~~کرده # ~~آست ، وچون ابو تمام عازم وطن و دیار عرب گشت بنی سلمه آن کتاب ~~رااستصحاب # ~~او نکردند و بدان ضنت نمودند تا اتفاقا خاندان ایشانرا نکبتی هول رسید ~~و کتب- # ~~خانهآشان تاراج شد ، نسخهآ حماسه بدست ابوالعدیل دینوری افتاد ومیان ~~فضلای PageV01P079 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0185.png) # ~~اصفهان منتشر شد و هلم جرا در جهان سائر آمد، دروازهآ عبد العزیز ~~بهمدان بنو- # ~~سلمه بنا کردهاند و بدیشان منسوب است وعماد الدین ابوالبر کات اصیل ~~ترین وزرای # ~~عهد خود آمد ، فأما سبب آنکه دو بزرگ از فحول کفاة و قروم دهاة بر دولت # ~~سلطان مسعود مستولی بودند ، یکی کمال الدین ثابت بن محمدالقمی که ~~دیرینه معتمد # ~~علیه و أخص بطانهآ سلطان بود ومترشح وزارت، و دیگر مؤیدالدین ~~مرزبانمنشی # ~~دیوان که بفضل و پر هنری و بزرگی و والاگهری ونگرش(1) در اعیان جهان # ~~ببی خطری مشهور گشت دائما درعرصهآ ملک شاه بر عزای(2) وزرا نشسته ~~بودندی # ~~و تقصیرات را بوزیر نسبت میکردندی این وزیر را بعجز منسوب کردند تا ~~مضغهآ # ~~افواه گشت وپادشاه را از وی سآمت41) بادید آمد و بعزل انجامید و وزارت ~~بکمال- # ~~الدین خازن دادند . ### | ولرببر # کمال الدین محمد # او خازن سلطان سنجر بود و بعین عنایت مرموق و ملحوظ و بعد از آن # ~~حاکم و والیری گشت و چون سلطان مسعود باستخلاص ری آمد او نبرد و ~~محاربهآ # ~~سلطان را ساخته شد و بمقابله ومحاربه پیش آمد وسلطان مسعود را از وی ~~وقع # ~~و شکوهی تمام در دل نشست و در مصاف گرفتار گشته بقلهآ سرجهان محبوس شد ~~، # ~~حسن اعتقاد سلطان دو شایستگی اودرین سر(4) وقت آن اقتضا کرد که وزارت ~~PageV01P080 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0186.png) # ~~بدو مفوض گردانید و او مملکت را قراری داد و قاعدهآ نهاد که هیچ وزیر ~~را بعد # ~~از نظام الملک عشر آن دست نداد و ms066 صحیفهآ عدلی باز کرد که روز گار قابل ~~آن # ~~نبود ، امرای دولت را دست بر بست واصحاب دیوان را از خبط و اختزال منع # ~~فرمود تا همگنان در قصد او متفق شدند و اتابک آق سنقر در اران و ~~آذربایجان # ~~متمکن بود ، و پادشاهزاد گان داودبن محمد و سلجوق بن محمد را در حجر ~~ترشیح # ~~و تربیت داشت و اعیان در گاه از خداوندان تیغ و قلم بدو نوشتند که وزیر ~~دائما # ~~بقصد تو مشغول است و سلطان را شب و روز تفتین میکند که اتابک بوزابه را ~~از # ~~شیراز میباید طلبید و تقویت داد تا قهر و استیصال اتابک آق سنقر بوجود ~~وحضور # ~~او کرده آید ووزارت سلطان مسعود مشروط بعزل و قصد کمال الدین خازن در # ~~دماغ مجد الدین عزالملک نائب اتابک آق سنقر نهادند بدین موجبات اتابک ~~آق سنقر # ~~و پادشاهزاد گان با لشکر انبوه از اران و آذربایجان حرکت کردند چون ~~بزنجان # ~~رسیدند اتابک پیغامهای موحش بسلطان فرستاد ودر عزل و نفی وزیر مبالغت # ~~نمود ، امرا و اعیان در گاه سلطان مسعود گفتند : استرضای اتابک واجبست ~~و قتل # ~~وزیر موجب رضای اوست ، سلطان بی اختیار وزیر کمال الدین را بدست خصوم ~~داد # ~~تا بتیغ انتقام پاره پاره کرده سرش باتابک آق سفقر فرسنادند و او راضی ~~گشته # ~~بآذربایجان مراجعت نمود و وزارت بنائب او عزالملک دادند . # عز الملک مجل الدین البروجردی # در سن هفتاد سالگی منصب وزارتیافت، بدخلق و سفیه وهرزه گوی و طامع # ~~بود و از هنر و ادب خالی ، کمال الدین ثابت قمی که صدر جریده و شه بیت ~~قصیده # ~~و سابق حلبهآ ملک بود از این وضع مضطرب شد و بر خود چون مار پیچان گشت ~~PageV01P081 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0187.png) # ~~و میخواست که وزارت بدو دهند قصد وزیر و اتابک را میان دربست ، و ~~بسلطان # ~~سنجر پیغام فرستاد که تعیین وزرای عراق بفرمان تو میبود ، اکنون اتابک ~~آق سنقر # ~~وزیر نشانی میکند و این مقدمه ms067 منتج آن آمد که کمال الدین ثابت را گرفته ~~در # ~~قلعةآ همدان هلاک کردند وعزالملک بغایت متمکن و متغلب شد و بقتل کمال ~~الدین ثابت # ~~چون اژدرهای هفت سر شد ، یمنة و یسرة میزد و آتش ظلم و بیداد می افروخت # ~~و جهانرا میسوخت، تا مالی طائل ویساری فراوان بیندوخت، و چون اتابک آق- # ~~سنقر وفات یافت او را گرفته بمصادره و مطالبه معذب داشتند تا آنچه او ~~را بود از # ~~صامت و ناطق تمامت بخزانه سپرد و در حبس بر بدترین حالی بمرد . ### | لربج # مؤید الدبن مرزبان # او طغرائی و منشی حضرت بود و بعلو نسب ووفور حسب و کمال ادب # ~~آراسته وزارت را تعهد نمود و بر نهج آیین وقاعدهآ تمکین استمرار ~~نتوانست کرد، # ~~دو سال بی رونق درین شغل بسر برد و چون اتابک بوزابه بشیراز بخدمت حضرت # ~~سلطان مسعود آمد و بر دولت استیلای تمام یافت وزارت بر نائب خود تاج ~~الدین # ~~ابوطالب تقریر کرد . # ناج الدین ایوطالب الشیرازی # از اکابر وزرای فارس بود ، خویشاوند تاج الملک ابوالغنائم فاما جهل ~~PageV01P082 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0188.png) # ~~و غباوت و تکبر و سفاهت و بی تدبیری و وقاحت او نهایت نداشت و در راندن # ~~شغل وزارت متحیر و عاجز چون خر در خلاب میماند ، و بخصال ذمیمه مبغوض ~~اعیان # ~~دولت آمد و بلؤم و دنائت و بخل و خساست و زعارت خلق و فظاظتی که در ~~جبلت # ~~داشت همگنان او را دشمن گرفتند و چون اتابک بوزابه را بقتل آوردند ~~معزول # ~~گشته ، منکوب و خلق بشیراز مراجعت نمود . ### | لرب # شمس الدین أبوالنجیب الدر گزینی # او ناقآب امیر تتار(1) بود بزر گترین امرا و حجاب در گاه سلطان مسعود # ~~بتربیت او وزیر ملک شد بعد از آنکه جاهل و عامی و از تمامت معالی و ~~معانی # ~~عاطل و خالی اصالت نسبی نیزنداشت، چنانکه استررا تفاخر بدان بود ~~کهمادرش(4) # ~~اسب است تفاخر او بدان بود که قوام الدین و زیر خالش بود، و در ms068 عهداو ~~اشراف برئیس الدین # ~~عبدالملک سهروردی دادند که نائب و کدخدای امیر خاصبک بود و خاصبکاخص # ~~الخواص حضرت و بر کشیدهآ دولت سلطان مسعودبن محمد بود ورتبت و مکانتی # ~~یافت که بالای آن متصور نباشد ، مرجع تمامت امور و ملجأ اعیان جمهور ~~گشت # ~~و وزیر شمس الدین ابونجیب دیوان طغرا و انشارا(4) بخال زادهآ خود قوام ~~الدین بن # ~~قوام الدین وزیر داد ، برادرش جلال الدین بدان منصب لایق تر بود و او ~~درین # ~~معنی گفت : PageV01P083 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0189.png) # ای صدر ز حکم تو بدر نتوان شد ### | وز خطهآ عقل ز استر نتوان شد # تو خر خواهی تا که مراعات کنی ### | از بهر مراعات تو خر نتوان شد # در عهدامارت خاصبک و وزارت شمس الدین ابونجیب واشراف عبدالملک # ~~سهروردی و نائب رضی الدین ابو سعد این بیتها گفتند : # ~~العلج حاز الوزارة و العلق حاز الامارة ### | و ابن القوام تبدی کانه سقط فاره # ~~ثم الرضی تلاه کقطعة من محاره ### | والمشرف النحس بوم وإنغدا فی العمارة # جهل وزیر شمس الدین ابونجیب نهایت نداشت در غایت عارئی و بیهنری # ~~بود ، پیش ازوزارت روزی کسی دعوی دیهی بر وی میکرد بجواب گفت : این در # ~~حیوة موت منت ، یعنی احیای موات کردهام . ووقتی خواجه کمال الدین ~~ابوشجاع # ~~زنگانی که سرور وسر دفترعلما و وزرای عهد بود از بغداد بعراق عجم آمد ~~وراهها # ~~وسبل در آن زمان بسبب غلبهآ قطاع الطریق مخوف مینمود ، شمس الدین ~~ابونجیب # ~~با او گفت : که مگر بر جعده آمدی که سالم ماندی، کمال الدین(2) گفت : ~~جاره # ~~باید گفت . شمس الدین ابو النجیب جواب داد که غلط گفتم ، جعده آنست که ~~کمان # ~~در آن نهند، کمال الدین(3) گفت : ای خداوند آن جعبه است که تیر در آن ~~نهند. PageV01P084 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0190.png) # ~~فاما با این جهل وعامیت کرمی بافراط داشت و انعام و مواهب او چون ابر ~~بهاری # ~~بر وضیع وشریف مدرار بودی و عطایا و صلاتش بیشمار ، وزارت سلطان مسعود # ~~و سلطان محمد بن محمودبن ms069 ملکشاه را مباشرت نمود و برأی متین و تدبیر ~~رصین # ~~و فکررزین امور ملک را نظام داد و درین عهد سلطان سنجر بعرلق آمد و ~~درری # ~~بطلب سلطال مسعود و خاصبک فرستاد ، خاصبک مستشعر شد وخواست تا متواری # ~~گردد ، اووا استمالت داده بخدمت سلطان سنجر بردند و نواخت و خلعت یافت # ~~و درین هنگام مرجع کار ملک و مدبر امور سلطنت سنجری مجدالدین ابوالحسن # ~~عمرانی بود و جهانیان چون دامن پای او میبوسیدند ، بقصد و غمز امرای ~~حضرت # ~~آن خواجهآ عالی همت را فرمود که هلاک کردند و در آن باب در حق سلطان # ~~سنجر گفتند : # ای شاه وزیر و پهلوان چند کشی!؟ ### | کان خردی چند خردمند کشی ؟: # زین سان که ترا دیو ببرده است ز راه ### | فرزند نداری ارنه فرزند کشی!! # و چون سلطان مسعود وفات یافت، سلطان محمدبن محمودبن محمدبن ملکشاه # ~~در پادشاهی عراقین و آذربایجان و اران قائم مقام او شد و وزارت بر نائب ~~قدیم # ~~خود جلال الدین پسر وزیر قوام الدین ابوالقاسم الدر گزینی مقرر داشت . ### | وبب # جلال الدین الدر گزینی # خواجهآ مفضال ستوده خصال با شکل وشمائل وهنر وفضائل کریم خلق ، ~~PageV01P085 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0191.png) # ~~فصیح نطق ، بلند همت ، وافر عطیت بود، تا بعلتقلت یسار وعدم استظهار ~~قروض # ~~بسیار بروی مترا کم گشت و غرما و قرض خواهان همواره بر در بار گاه ~~اومزاحم # ~~و مجتمع شدندی تا در این باب گفتند : # ~~أزری جلال الدین بالوزراء ### | برقاعه %~% و خساسة الشر کا. # ~~قألوا : علی بأب الوزیر حللب ### | قلنا : نعم من کثرة العزماء # ~~و شمس الدین ابو نجیب بطلب وزارت برخاست و استرضا و استمالت # ~~جانب امراکرده وزارت را استیناف نمود و قاضی شروان بدان وقت در مدح # ~~او گفت : ### | شعر # ~~در خواب دوش مسند صبدر وزارتت ### | با بنده گفت : خواجه مرا یاد میکند # ~~گفتم که شاد باش که فردا بکام دل ### | پشت مبار کش دل تو شاد میکند # ~~جلال الدین وزیر درین حالت این رباعی انشاء کرده ms070 بسلطان فرستاد : # ~~حصمم ز بهر تولیت خویش و عزل من ### | بفریفت خلق را بزر و سیم بیکران PageV01P086 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0192.png) # خصمم اگر بسیم و زرخویش واثق است ### | من بنده واتقم بخدای و خدایگان # و چون او را معزول کردند این رباعی بگفت : # عشوه دادی مرا و بخریدم %~% لاجرم باد دارم اندر دست # در تو بستم دل و ندانستم %~% که دل اندر خدای بایدبست # و سلطان محمد و وزیر شمس الدین ابو النجیب هر دو در یک هفته بهمدان # ~~متوفی شدند ، و سلطان سلیمان بن محمد بن ملکشاه سریر سلطنت عراق را ~~مستقر # ~~ساخت و امیر اینانج سرورامرای در گاه و امیرسیاه بود و نائب و کدخدایش ~~شهاب الدین # ~~ثقه پسر ظهیر الدین عبدالعزیز خراسانی او را(1) متکفل شغل وزارت ~~گردانیدند . # شهاب الدین ثقة الحامدی # عریق نسبی ، وافر حسبی ، غزیر ادبی در آن عهد چنو نبود ، لوایح وروایح # ~~بزر گیش ظاهر و هویدا و مخالف و مؤالف بتقدم او معترف وبا این استجماع # ~~اسباب وزارت بزر گواری صاحب ثروت و استظهار و وافر مکنت و یسار بود اهل # ~~در گاه و اعیان بار گاه گران بار عطیت و منت او شدند روز گارش عنوان ~~سعادت # ~~اهل عراق آمد و بعد از چهار سال که در وزارت ممکن بود در اصفهان شرف- # ~~ایوان حیاتش و شهاب ناقب او(2) بر خاک آمد و سلطان سلیمانشاه را امرای ~~دولت خلع # ~~کردند و سلطان ارسلان بن طغرل بن محمدبن ملکشاه را که در حجر ترشیع و ~~تربیت # ~~اتا بک شمس الدین ایلد گز بود بمدد سلطان مزدج(3) از آذربایگان طلبیدند ~~و آن PageV01P087 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0193.png) # ~~یکی را گرفته بقلعهآ همدان بردند واین یکی را بتخت سلطنت بر آوردند ~~ووزارت # ~~بفخر الدین کاشی دادند. # فخر الدین بن معین اللبن # مختص الملوک الکاشی # الوزیرابن الوزیر والشهاب ابن الاثیر، کارتدبیر ملک بر دست گرفت وامور # ~~ملک را در سلک استقامت مستظهر گردانید، با وجود او هیچ آفریده را هوس ~~این # ~~منصب ms071 نبود درعهد سلطنت سلطان ارسلان مستولی بر دولت و مقلب احوال و ~~مصرف # ~~امور مملکت اتابکایلد گز بود، معین الدین ساوی مستوفی دیوان امیرعمر بن ~~علی بن # ~~بار [را ] که امیر ری و مستحفظ قلعهٔ‌ طبرک و حاکم آن ولایات بود ، ~~اغرا واغوا # ~~دادتابخدمت سلطان آمد و باتفاق در قصد اتابک و وزیر سخن گفتند و امارت ~~جهت # ~~امیرعمرعلی بار ووزارت جهت خود مقرر گردانید ، فخرالدین وزیر از آن ~~سگالش # ~~آگاه شده بدفع آن برخاست و با آن سلطان بخلوت در مشاورت(1) و تدبیر ~~مقدماتی # ~~ترتیب کرد که منتج آمد بدانکه امیر عمر را گرفته بقلعهآ النجق نخجوان ~~فرستادند # ~~ومعینالدین ساوی را مقید گردانیده صامت و ناطق در حوزهآ دیوان و ~~محاولات(2) # ~~گرفتند و فخرالدین وزیر بعد از نکبت ایشان زیادت تمکنی یافت و در میدان # ~~کامرانی جولانی بمراد نمود بزر گی صاحب صولت3) و دستوری با شوکت بود ، ~~PageV01P088 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0194.png) # ~~عاقلهآ تبار و فخر دودمان خود آمد و در عنفوان جوانی و غلوای ~~نافذفرمانی عین-. # ~~الکمال در وی رسید و در همدان جهان را وداع کرد . ### | ولرببر # قفوام الدین بن الوزیر قوام الدین # بوالقاسم الدر گزینی # بعد از وفات فخرالدین کاشی وزیر سلطان ارسلان شد وعدل و انصافی # ~~تمام در جبلت مر کوز داشت و بلطف معاشرت و حسن معامله و رفق مجامله با # ~~جمهورطبقات خلایق معاش کرد و بواسطةآ سوء عنایت وقصد اتابک محمدبن ایلد ~~کز # ~~معزول و منزوی کشت و وزارت بصاحب کمال الدین ابوشجاع دادند . ### | لرببر # کمال الدین ابو شجاع الزنجانی # عقود جواهر وزارت بر گردن او بستند و او از قدمای عظمای دیوان بود # ~~و بزیور دانش و دها و کفایت و غنا وشهامت و مضا متحلی ، و از تغلب و ~~تطاول # ~~و تکبر و تعدی محترز و مجتنب ، و بر شیوهآ عدالت و نصفت دوسال وزارت ~~راند # ~~و مشکور و ممدوح وفات یافت . PageV01P089 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0195.png) ### | وببر # کمال الدین ابو عمر والابهری # این خواجه بطهارت ms072 منسب وغزارت منصب و حسن عقیدت و صدق نیت # ~~و کمال رسوخ قدم برجادهآ زهد و تقوی معروف وموصوف بود و سالها در ~~دواوین # ~~سلاطین باشغال بزرگ موسوم ، در عهد سلطان ارسلان اورا برقبول وزارت ~~تکلیف # ~~کردند و چون سلطان طغرل بن ارسلان آخر سلاطین سلجوقی وارث تاج و تخت # ~~شد ، این وزیر در صدر وزارت بقرار بترتیب امور و تدبیر مصالح جمهور ~~قیام # ~~مینمود و چون سلطان طفرل را اتابک قزل ارسلان در قبض آورده بقلعهآ ~~دزمار # ~~نخجوان فرستاد این خواجه در خلاص اولطایف حیل تقدیم کرد ودر سلطنت ~~خوداو (1) ### | ه %~% س1م %~% 5 # ~~بتدارک هر خلل و جبر هر کسر اقبال میتمود ، و لن صلح العطار ما افسد ### | .3--11 # ~~آلدهر، ودولت سلجوقی را بآخر رسیده و تمت ابامها و ناحت علیها # ~~اصد اوها وهامها ، موی را حلق کرده بزی متصوفه و خرقهآ مشایخ اکتسا ~~نمود # ~~و در بلاد و عباد متواری شد و این رباعی در بوادی و فیافی حجاز گفته ~~بابهر # ~~فرستار. # بیچاره دلم چو محرم راز نیافت ### | وندر قفص جهان هم آواز نیافت PageV01P090 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0196.png) # در سایهٔ‌ زلف خوبروئی کم شد ### | تاریکی شب(1) بود وکسش باز نیافت # سلطان صاحب عزیز الدین بن رضی الدین ابی سعد الکاشی راموزیر کردانید. ### | درببر # عزیز الدین الکاشی # از جهابذهآ صدور و اساتذهآ کتاب دیوان عراقین بود و چند سال مالک زمام- # ~~استیفاء، صاحب مروت وعالی همت و خیر ودیندار ، از بقاع خیر و ابواب ~~البر # ~~که در بلادعراق انشافر موده است مدر سه ایست در کاشان مشهور بمدرسة ~~عزیزی واکنون # ~~سمت خرابی و اندراس و انطماس یافته ، در صنعت استیفاء وانواع ضرب وقسمت # ~~و جبر و مقابله و دیگر اشکال تبحری تمام داشت و مباشرت وزارت باستحقاق ~~کرد # ~~و سلطان طغرل بسبب وسائل حقوق و سوابق اخلاص که او را با خاندان اتابکی # ~~بود از وی متوهم شد و تغیری رأی سلطانی رادر بارهآ این وزیر پدید آمد ~~وفرمود # ~~که او را ms073 با پسر گرفته بقلعهآ همدان محبوس داشتند و شبی جلادان را ~~فرستاد تا بزه # ~~کمان اورا و پسرش را آسیب هلاک رسانیدند و ظهیرالدین منشی را نیز دیگر ~~روز # ~~صلب کردند و وزارت بمعین الدین پسر وزیر فخر الدین بن معین الدین ~~الکاشی # ~~ذادنل . PageV01P091 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0197.png) # معین الدین ابن الوزریر ابن الوزیر # ~~جوانی صاحب همت ومروت کافی کاردان بود ، در ذنابهآ دولت وزارت # ~~یافت و عهد او خاتمت عهود وزرای سلجوقی آمد چه سلطان طغرل را هم در آن # ~~سال با سلطان تکش بر در ری ملاقات افتاد و در مصاف کشته آمد و سرش ~~ببغداد # ~~فرستاده و جته اش در چهار بازار ری بر دار کردند و شهاب الدین ناصح بن ~~ظفر # ~~المنشی الجرباذقاتی چون شلو او را در بازار مصلوب دید گفت : # ~~هدا هو الشمس التی قد کورت ### | ی راد معمعة النهار الماتع # ~~هذا هو القر المشقق بدره ### | ضرب المقارع شل کف القارع # ~~وهی علی الاسلام اعیی خرقة ### | حتی المعاد علی بنان الراقع # ~~واین وزیر نیز مقتول گشت شمع دولت آل سلجوق[ که] مدت صد و پنجاه(1) ~~PageV01P092 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0198.png) # ~~1333لایه ### | یا %~% 34 # ~~ب # ~~سنیم6 مک لت ل ### | لم PageV01P093 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0199.png) ### | ف سلااطی # حوارزمشاهی # اول خواد زمشاهیین نوشتکین غرجه طشدار سلطان ملکشاه بن البارسلان # ~~بوده است و بعد از وی پسرش قطب الدین محمد و بعد از او پسرش علاء الدین # ~~محمد اتسز که بر سلطان سنجر خروج کرد و عاصی شد و پس از وی پسرش # ~~علاء الدین بن ارسلان که در زمان استیلا وغلبهآ غزطمع در ملک خراسان ~~کرد وچند # ~~نوبت بعضی ولایات آنرا متصرف و متملک گشت و پسرش علاء الدنیا والدین ~~تکش # ~~بمساعدت جد و معاضدت بخت و تأیید رپانی بر سریر سلطانی مرتقی شد وسلطان # ~~طغرل سلجوقی در مصافی که بر در ری با او داد کشته آمد و فروع منابر و ~~وجوه # ~~دنانیر بلقب و اسم او آراسته و نگاشته آمد، بدان از ms074 وزیر او ابتدا کرده ~~آمد چه # ~~در دیباچه شرط رفته که ذکر وزرائی نوشته آید که در حضرت سلاطین ایران # ~~مطاع ومعتبر بودهاند # صدر الدین مسعون بن علی الهروی # از قروم صدور جهان وفحول کفاة زمان خود بود و باستیعاب اسباب قهرمانی # ~~مترشح ووزارت سلاطین را مستعد و مستأهل ، سلطان علاء الدنیا والدین تکش ~~PageV01P094 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0200.png) # ~~باعزاز و تبجیل تمام وزارت بر وی مقرر فرمود و مکانت ومنزلت او را عالی # ~~و رفیع گردانید ودست اودرحل وعقد امور بر گشاد تا بمیامن تدبیر صائب ~~ورویت # ~~ثاقب اشغال ولایت را که بسبب حوادث سالف و پریشانی ماضی از تهورات و ~~فساد # ~~غز وغیرهم مضطرب شده بودتقویم داد وبحسن اجتهاد تدبیر ساخت وروز گار ~~دولت # ~~را از سوء المزاج پریشانی شف-، و با فات معدلت و اشاعت مبرت وتربیت- # ~~علما و اصطناع فضلا و حسم مدهآ ظلم و رفع غائلةآ تعدی ید بیضا نمود ، ~~ودرقلع- # ~~ملاحدهآ مخاذیل وقهرقرایءة ملاعین اورامساعی مشکوروء قامات محوداست، ~~سلطان # ~~تکش را براستیصال1 : ان داشت تا لشکری جرار را در خدمت فرزند خود قطب # ~~الدنیا والدین حاصرهآ قهستان فرستاد و آن مدابیر فدائیان را بر قتل ~~وزیر # ~~انگیختند و بر در بار گاه سلطنت بوقت رکوب بکاردش زدند و سلطان رعایت # ~~حقوق این دستور یگانه را وزارت بخلف صدق او نظام الملک صدر الدین علی # ~~تقریر کرد . # نظام الملک صدرالدین علی بن مسعود الهروی # بلقب پدر ملقب آمد وبآثار و کردارش اقتدانمودن از قضایای عقل و وصایای # ~~خرد دانست و بر سوم و سیر او اهتداکردن از مراسم شرع و لوازم دین شمرد # ~~و سلطان تکش را مرضی صعب بر مزاج متطرق گشت چنانچه اطباء از استرداد # ~~صحت نومید شدند و بجوار رحمت ایزدی پیوست وقطب الدنیا و الدین محمدچون # ~~سیل منهمر و برق خاطف از قهستان بخوارزم شتافت و بر دیهیم واورنک ~~جهانبانی PageV01P095 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0201.png) # ~~اتکاء واستناد فرمود وقاعدهآ حضرت خوارزم چنان بوده است که سلطانی که ~~قائم مقام ms075 # ~~پدر میشدی بلقب علاء الدنیا والدین موسوم آمدی و هر وزیر که بر صدر ~~وزارت # ~~می نشسته، لقبش نظام الملک گفتندی، وبعد از ده سال سلطان را ازاین وزیر ~~ملالتی # ~~پدید آمد و ممتعض شد و سمت عزل بر جبین شغل او کشید و وزارت بنظام ~~السلک # ~~محمدبن صالح داد . ### | رببر # نظام الملک محمد بن صالح # از غلامزاد گان ترکان خاتون والدهٔ‌ سلطان علاء الدنیا و الدین محمد # ~~خوارزمشاه بود و از معتبران بطانه و خواص یگانهآ حضرت و در تمامت مصالح # ~~و مناجح دولت مرجوع الیه و معتمد علیه، فاما بغیر از حسن خط که بطبقهآ ~~علیابود # ~~و فرط کرم و سماحت هنری نداشت و هفت سال در وزارت تمکن یافت و بواسطهآ # ~~فرط طمع در اموال خلایق و درازدستی در وجوهات دیوانی و استرشاء بی حد # ~~و اختزال بسیار که از وی بظهور وتحقیق پیوست ، سلطان محیای منصبش ~~بخدشهآ- # ~~عزل خراشیده فرمود و از در گاه مطرود شده بخوارزم بخدمت تر کان خاتون # ~~توجه نمود و وزیر آن حضرت گشت وزیری ممکن معتبر ، واشارات او برقراردر # ~~خوارزم وماوراء النهر وتر کستان مطاع ومرتسم، وسلطان ازین معنی متغیر # ~~خاطر و خشمناک میبود فاما وزیری دیگر رانصب نفرمود و گذاردن اشغال ~~دیوانی # ~~و مصالح سلطانیرا پنجهآ اختیار بر پنج بزرگ ازاعیان در گاهانداخت ، تاج ~~الدین # ~~کریم الشرق نیشابوری ، وامیر ضیاءالدین بیابانکی سمنانی، وشریف ~~محدنسوی، # ~~و نجم الدین گیل آبادی ، ومجیر الملک منشی ، و خلق عالم در تحیر و ~~پریشانی PageV01P096 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0202.png) # ~~تمام افتادند وبر فوات عهد نظامی باوجود فرط تعدی و طمع او تحسرها ~~خوردند # ~~چه علی کل حال استرضای یک شخص اسهل و آسانتر از پنج کس مینمود و تا # ~~انقراض دولت بر این نسق بماند و بوقت آنکه مادر سلطان را از حصار لاک ~~با # ~~فرزندان و اتباع بهم و این وزیر بخدمت حضرت چنگیز خان بردند یکچندی ~~بسبب # ~~آنکه معزول کرده و مطرود سلطان محمد بود و نیز ms076 براحوال ممالک شعور ~~وعثوری # ~~داشت رقم اعتبار و سمت اعتمادی بر وی کشیده احیانا با فراغ محاسبهآ هر ~~ولایت # ~~مأمور میشد و کحالی بود زین الدین نام معالجهآ رمد پادشاه کرد و در ~~ازاء آن # ~~دخترز نگجک (1) چنگی که مطربهآ بوداز حظایا و سراری سلطان، و در جمال ~~بیهمال ودر # ~~کمال بیمثال، بدوسیور غامیشی رفت مکر این وزیر او را بفریفت و رقبهآ ~~تمتع اورا # ~~در ربقهآ تسخیر آورد این کحال پیش تخت تظلم کرده صورت حال عرضه داشت # ~~فرمان شد تا او را بیاسا رسانیدند . # شرف الملک فخر الدین علی الجندی # اودر عهد سلطان محمد وزیر جندبود ومعتبران و اهالی آن ولایترا بانواع # ~~تطاولات تعرض رسانید بدر گاه سلطان تظلم نمودند و ظلامات رفع کردند، ~~سلطان # ~~فرمود که او را چون مرغ که برباب زن نهند بآتش بگردانند از نائرهآ این ~~غضب # ~~گریخته خفاش وار در حجاب ظلمت اختفا بماند ودر اقطار بلاد و اطوار عباد # ~~متواری شد و بوقت عبور سلطان جلالالدین بر آب سیحون سند که از مصاف # ~~چنگیز خان شکسته بود بخدمت او بشتافت و ملازمت بساط سلطنت در وقتی چنان ~~PageV01P097 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0203.png) # ~~غنیمتی بارده پنداشت و مقبول سلطان کشت و بر حضرتش بوسیلهآ تر کی گفتن # ~~و تهور مروج شد وسلطان جلال الدین بعد از تملک بعضی بلاد هند عنوة ~~وقهرا # ~~بطمع ملک ایران از راه کرمان چون بعراق رسید او را وزیر مملکت گردانید، # ~~در بست و گشاد وستد وداد و گرفت و نهاد امور بینظیر بود و در لغت تر کی ~~بفایت # ~~فصیح و بآداب خدمت در گاه پادشاهان مترشح و با آنکه فضلی و هنری نداشت # ~~و عجز او از نوشتن وخواندن دوسطر یارسی بی زلل و خلل ظاهر ، چابک سوار # ~~و نیزه گزار و صف شکن و سپهدار آمد وجود و سخایش از حیز اعتدال گذشته # ~~بسر حد تبذیر و اسراف میرسید ، اموال جهان در نظرش بمقدار کاه پرهآ ~~نیامدی # ~~بل ms077 دنیا بحذافیرهانزد همت آفتاب رفعت او چون ذرهآ نمودی، و در تهور وبی ~~مبالاتی # ~~در امور بر مثال سیل بود که ازنشیب و فراز نیندیشد ، ادرارات کرامند(1) ~~برارباب # ~~علم موفر ومسوغ داشت و ببذل اموال وافاضت نوال و افضال اعلام نیکو نامی # ~~بر افراشت، و هر چند بی نباتی و تلون او بینهایت آمد و بر دوستی و ~~دشمنی او # ~~اعتماد نبودی و مانند آب زلال سریع التغیر والانفعال نمودی فاما بغایت ~~پاک عقیدت # ~~و متشرع و رقیق القلب و روشن روان بود ، بوقت تلاوت قرآن مجید اشک بر # ~~رخسار مانند قطرات ابر مدرار درنیسان روان وریزان داشتی و در مجلس وعظ # ~~و تذ کیر از غایت رقت دل بیهوش گشتی ، و در حضرت سلطان در نهایت تمکن و # ~~تسلط بود و بحسن تدبیر پادشاه خود را تسخیر کرد و بر ترک و تازیک اعیان ~~دولت # ~~استعلا جست ، وشغلهای با نام و امور عظام از لشکر کشی وسیاهداری ضمیمة # ~~منصب او آمد ، و اغنیا و اقویا و معتبران رعایا را در ممالک عراق و ~~آذربایگان # ~~و اران و شروان بمصادرات و مطالبات مخاطب گردانید، و چون اموال ~~ووجوهاتی # ~~که از ایشان بقهر و قسر گرفت بدست تبذیر و اسراف وجود و اتلاف بر باد ~~داد PageV01P098 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0204.png) # ~~سلطان بر وی متغیر شد و چون شرف الملک تغیر رأی پادشاه را تفرس نمود از # ~~فرط استشعار طریق عصیان سپرد وبقلعهآ جار برت تحصن نمود سلطان بانواع ~~فریب # ~~و لطایف حیل او را مطمئن و آمن گردانیده در قبض آورد و هم در آن قلعه ~~مقید # ~~گردانید و در شبی سه چهار جاندار بفرمان آنجا رفتند و وزیر را بقتل ~~آورده # چه باید نازش و نالش ز اقبالی و ادباری # که تا بر همزنی دیده نه این بینی نه آن بینی # شیء ها لک إلا وجهه ، له الحکم و إلیه تر جعون. PageV01P099 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0205.png) ### | 9 له # یادشاهان اوروع بزرگ چنگیز خان # چون ms078 بحکم سابقهآ تقدیر یزدانی و وضع اشکال آسمانی کرهآ خاکی و بسیطةآ # ~~غبرا میدان جولان یکران فرمان قضا دوران قدر جریان پادشاهان چنگیز خانی # ~~گشت و دانت لهم المشرقان و خضعت لعظمتهم الخافقان ، اول # ~~وزیری که بتدبیر اموو مملکت قیام نمود : ### | صاح # فخرالدین محهون یلواج # از ولایت خوارزم و در عهد سلطنت سلطان محمد خوار زمشاه ببند گی حضرت # ~~چنگیز خان پیوست ، و بعد از چند گاهی براه ایلچی و سفارت بخدمت سلطان ~~آمد # ~~و قاعدهآ مصالحت و مسالمت بیمن تدبیر وحسن تقریر ممهد گردانید و چون از ~~جانب # ~~سلطان محمد بنای آن صلح منهدم شد ونائرهآ قهر آن پادشاه اشتعال پذیرفت ~~و بقصد # ~~ممالک با عساکر کوه گذار بحار انبار که ضاقت الارض بر حبها عن کثر نهم # ~~و امتلات القلوب رعبا وخوفا لعظیم صولتهم و شدبد بطشتهم # ~~حرکت فرمود وخواست تا بلطایف تدبیر میان مادر سلطان و پسرش مخالفت ~~PageV01P100 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0206.png) # ~~اندازد ، صاحب محمود یلواج را برسالت پیش مادر سلطان فرستاد ومواعید ~~داد # ~~و چون ملک روی زمین صید شست پادشاء آمد ، وزارت بدو سیورغامیشی فرمود # ~~و در دولت چنگیزخان و پسرش او کتای قا آن وسبطش مونگاقا آن و دیگر # ~~سبطش گیوک خان وزیر نافذ حکم بل آمر مطاع امراء اولوس بود و در عهد # ~~مونگاقا آن حکومت وامارت مجموع ممالک خطا بدوسیور غامیشی فرمودند و ~~ایالت # ~~و امارت بعضی تر کستان وتمامت بلاد ماوراء النهر بیسرش امیر فاضل صاحب # ~~علامه برهان الدین مسعود بیگ تفویض نمودند و چون رایات همایون پادشاه # ~~عادل جهانگیر غالب قادر هولا کوخان از جیحون عبره کرد مقالید وزارت ~~ایران # ~~و عرب وعجم وغیرها در قبضهآ شایستگی وزیر بینظیر و دستور مبارک تدبیر، ~~الوزیر # ~~ابن الوزیر شمس الدین محمدبن محمد الجوینی نهاد . ### | # لفاضل الکریم شمس الدین # صاحب الدیوان الجوینی # غرهآ صباح وزرای جهان و تمیمهآ وشاح عظمای زمان و روی رزمهآ مدبران # ~~ممالک روی زمین و طراز حلهآ قهارمةآ ملک ودین بود ms079 ، وزیری که قدیم و ~~حدیث # ~~حسبش از شرح مستغنی است ، دستوری که اول و آخر شرفش از بیان بینیاز ، # ~~جد نامدارش شمس الدین صاحب الدیوان المشتهر بموی دراز مستوفی دیوان # ~~سلطان محمدخوارزمشاه بود ، ودرعهد سلطنت جلال الدین منکبرنی همان منصب # ~~را تصدی نمودودر نیکونامی وفات یافت انتماه و انتساب ایشان بامام ~~الحرمین حجة الاسلام ### | -5- بر. # ~~عبدالملک الجوینی است رضی الله عنه و آبأ عن جد متر شحان مناصب بلند ~~PageV01P101 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0207.png) # ~~و متقلدان مراتب ارجمند . # نسب توارث کابر عن کا بر %~% موصو لة الاسناد بالاسناد # وپدر بزر گوارش جمشید کشور عز و جلال و خورشید سپهر فضل وافضال # ~~بهای ادوار و شمس اعصار و سرور و سر دفتر اکابر ایران آمد و رسائل ~~وقصائد # ~~و رقاع و قطاعش باللسانین والعبارتین در آفاق امصار و اقطار دیار با کو ~~کهآ # ~~شمال و جنوب و موکب صبا و دبور همعنان گشت و در ایام دولت پادشاهان ~~مغول # ~~برقرارمستوفی ممالک بود ودرمنصب مشکور السعی والاثر محمود العیان ~~والخبر # ~~در گذشت وخواجه شمس الدین صاحب الدیوان منصب فصاحت قلم و مرتبهآ رجاحت # ~~کرم و کشور سماحت شیم چون دیگر مناضب ومراتب ازوی میراث گرفت و مملکت # ~~وزارت و قهرمانی جهان را محمیة بین موروث و مکتسب رونق و فسحتی بدرجهآ # ~~پسندیده بر افزود، ذات ارجمند او را که صاحب دیوان علوم و آداب ~~بودازغوامض # ~~برهانیات و دقائق نقلیات نصیبی موفور و قسطی موفی حاصل آمد و چشمهآ ~~دانشش # ~~که نهال فضل از آن شاداب مینمود ، رواد طریق معانی را موردی مصفی ، ~~فصحا # ~~و شعرای محقق دقائق مدایح آن ذات عدل پرور در قید حریر کشیدند و بلغای # ~~مدقق حقایق محامد آن عنصر کرم گستر در سلک تقریر آوردند ، اعیان علمای # ~~روز گار ملازمت مسند وزارتش غنیمتی بزرگ شمردند ، افراد حکمای نامدار # ~~بمثافنت و منافثت مقر عز و صدارتش مفاخرت فزودند و اوهمگان را مطلول ~~سحائب # ~~مواهب کریمانه و مشمول انواع اصطناع آصفانه فرمود و ms080 غریق تیار بحار ~~زخار # ~~مبرت بیشمار گردانید تا لاجرم بدان واسطه آوازهآ نیکوکاری و بزر گواریش ~~در # ~~جهان سائر گشت و تباشیر و مخائل آن انعام واکرام علی مراللیالی والایآم ~~ظاهر # ~~و زاهر ماند . PageV01P102 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0208.png) # و لو لا خلال سنها الشعر ماکرت ### | بناة ] القوافی این تبنی لمکارم # باقی بقید قافیه ماندست در جهان ### | آثار حسن - محمود نوی # و بر وجهی اشغال دولت وامور مملکت در سلک استقاه ادداد که # ~~وزرای صاحب ذکا ودستوران وافر فطنت ودها در مضمار کفایت درنیافتند # ~~و گردش نشکافتند، و بر جبر کسور ونظم شتات ومنثور و ترفیه جمهور وحراست # ~~ثغور بر نوعی اقبال نمود که تاریخ مفاخر وزرای نامدار و روزنامهآ مآثر ~~عظمای # ~~رفیع مقدار تواند بود . # ده سال وزارت حضرت هولا کوخان وهفده سال تدبیراموردولت آباقا آن وسه # ~~سال قهر مانی سلطنت احمد سلطان را تکفل بر شیوهآ نمود که ثغور ممالک ~~محفوظ # ~~و مضبوط و رایت پادشاهی مظفر ومنصور و بلاد و دیار آبادان ومعمور ~~واموال # ~~خزائن موفی وموفور و طبقات رعیت راصی و خشنود وجمهور ساه و لشکر # ~~مرتب و بانوا، و صدر وزارت از آن فر طلعت خجسته سیما با رونق و بها بود ~~، # ~~حکومت و ایالت مدینة السلام بغداد وعراق عرب درقبضهآ شهامت برادر ~~مهترصاحب # ~~علامه وزیر یگانه علاءالدین عطا ملکنهاد که فرقد ملک فضائل و جلالت ~~ونیر افق # ~~معالی ووزارت وشعرای آسمان امامت و صدارت بود، و مهترین وزیران بهاء ~~الدین # ~~محمد را که غضنفر بیشهآ مملکت داری و پلنگ کوهسار استکبار وقهاری، و در # ~~فضل وبذل بحر زخار وبر سرافرازان روز گار کامران و کامگار آمد ، متعهد ~~تصرف # ~~و مالک زمام حکم عراق عجم گردانید و در سنهآ تسع و ثمانین و ستمائه ~~مجدالملک # ~~یزدی پسر خواجه صفی الملک ابوالمکارم موشادهآ(1) اصفهانی که وزیر ~~اتابکان یزد PageV01P103 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0209.png) # ~~بود وسالها و کیلدری در گاه سلطان جلال الدین خوارزمشاه نیز کرده رفع و ~~ایفاقی # ~~این دو صاحب قران ms081 را متشمر شد و باستعمال مکر و کید و استعانت بعمرو ~~وزید # ~~بقصد خاندان ایشان برخاست و بحکم آنکه چندسال ملازمت بار گاه وزارت ~~کرده # ~~بود ومدتی در اعمال بغداد و عراق عرب نیزشروع نوده و بر بعضی احوال ~~آنجا # ~~وقوف و شعور یافته وعنان غمز وسعایت را در باب خواجه علاء الدین عطا ~~ملک # ~~زیادت ارخا کرد و اعیان ملک عرب نیز که از قدیم الزمان باز ضمائر و ~~قلوب ایشان # ~~بحقد و وتر صاحب علاء الدین مشحون بود با او مطابقت وموافقت نمودند و ~~از # ~~تمادی ایام وزارت خواجه شمس الدین صاحب دیوان نیز گوئیا در خاطر مبارک # ~~پادشاه ملالت و سآمتی پدید آمده بود از امرای دولت وایناقان حضرت ~~طغاجار # ~~و جوشی تربیت وتقویت مجدالملک نمودند وانتهاز فرصتی کرده در خلوت عثرات # ~~و زلات و اختزالات و تصرفات اخوین را بعرض رسانید و سهام سخنان غرض او ~~بر # ~~غرض قبول آمد و سیور غامیشی و عنایت بی حد در بارهآ او مشمول و روزی در # ~~هیکل سومای مراغه پاذشاه اورا بمزیدعنایت اختصاص داد و حکم یرلیغی که ~~بنوازش # ~~و عاطفت تمام در حق او نافذگشت مشتمل بر تو شامیشی و تفویض اشراف ممالک # ~~برملا بحضور امرای دولت برخواندند و مجد السلک در عرصهٔ‌ ممالک چون # ~~رخ شطرنج مجالی تمام یافت و در بند گی حضرت پایه و مرتبتی او را حاصل ~~آمد # ~~که طالبان مناصب و بزرگی را ورای آن دست ندهد و باطراف ملکه و اقالیم # ~~نو کاران گماشت و نواب فرستاد و صاحب علاءالدین را بمالهای فراوان ~~مخاطبه # ~~و مطالبه کرد و بمصادرات سنگین معذب داشت و خواجه شمس الدین هر چند در # ~~صدر وزارت ممکن بود فأما رنک و بوی اعتبار از وی دور می نود و این نکبت # ~~یکسال برداشت تا آباقا آن در همدان به فجأه در گذشت و پادشاه زادگان و ~~امرا # ~~و اعیان دولت قرعهٔ‌ تعیین پادشاهی و خانیت بر ms082 سلطان احمد انداختند و ~~بر سریر # ~~جهانبانیش نشاندند و شمس الدین صاحب دیوان را ریاض دولت از سر طراوتی ~~PageV01P104 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0210.png) # ~~و نضارتی تمام پذیرفت و قامت نهال حالش که در ایام گذشته منحنی شده بود ~~بر # ~~چمن عظمت معتدل و یازان آمد و گلبن جاه و منصبش بقطرات و رشحات عنایت # ~~پادشاه وقت از سر مخضر وریان ، ومجد الملک را بدو سپردند تا بانتقام ~~ومکافات # ~~سو، فعل بتیغ قهرش گذرانید و اعضا و جوارحش عبرة للنظاو باقطار و امصار # ~~بلاد ودیارفرستادند و درسنهآ اثنتین و ثمانین وستمائه مشارب مصافات ~~میان پادشاهان # ~~متکدر شد و نبرد یکدیگر را ساخته و متشمر گشتند، واحمد با لشکری ~~عددالرمل # ~~والنمل دراول بهار ازاران بجانب خراسان حرکت کرد وچنانچه در جامع ~~التواریخ # ~~ساخته و تصنیف وزیر شهید صاحبقران سعید خواجه رشید الحق و الدین طاب ~~ثراه # ~~مسطور و مشروح است ارغون خان بعد از آنکه ییش احمد آمده موقوف گشت # ~~بعنایت آسمانی و قوت طالع چون شمشیر رخشان و تیغ بران از قراب بر آمد و # ~~خورشید وار از میان آن سحاب و ضباب اضطراب ظاهر و زاهر شده بر سهل و # ~~جبل ممالک وصغار و کبار خلائق شعاع معدلت ومقدرت انداخت و جمهورشاهزاد ~~گان # ~~و تمامت امرا واعیان طاعت داری حضرتش را . # میانهای کیانی بسته نیسان %~% شمن کردار یکسرپیش فرمان # واحمد سلطان را گرفته و برسیده(1) چنانکه حکم یاساق اقتضا میگرددربارهآ # ~~او باتمام رسانیدند و خواجه صاحب دیوان ازمیان آن مقارعات و اصطکاکات ~~کناره # ~~کرده براه بیابان باصفهان آمد و از آنجا بانزعاج هر چند تمامتر بقم ~~رسید و حکم # ~~یرلیغ مشتمل بر سیورغامیشی وعفو اززلات او بر دست خماری خزانچی بدو ~~صادر # ~~شد و بدان سبب بطعأنینت و استظهار متوجه بندگی حضرت ارغون خان گشت و # ~~شرف مکتسبی یافته و بظاهر بعنایت ومرحمت مخصوص آمد وبوقا حسکانک درین # ~~وقت مالک زمام همگی اشغال ملک و دولت و نافذ عنان جملگی مصالح اولوس(2) ms083 ~~PageV01P105 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0211.png) # ~~و حضرت بود و دو نائب معتبر ملازم خدمتش خواجه فخرالدین مستوفی و خواجه # ~~حسام الدین مروییی، ایشان و دیگران باتفاق چون از خواجه صاحب دیوان ~~مستشعر # ~~و متوهم می بودند که مبادا وزارت را باز استیناف فرماید ، بوقا را ~~متغیر گردانیدند # ~~تا در نفی آن خواجه ساعی شد و در چهارم شعبان سنهآ ثلاث و ثمانین و ~~ستمائه باهر # ~~درجةآ سعادت یافت . # فسقی الغوادی کل بوم قبره ### | إن جاز أن سقی السحاب سحانا # و وزارت برملک جلال الدین معین گشت . ### | رببر # جلال الدین مخلص الملک السمنانی # او از خاندان حکومت ودودمان جلالت بود و جدش امیر ضیاء الدین # ~~بیابانکی از اعیان اصحاب مناصب در حضرت و دولت سلمطان محمد خوارزمشاه # ~~و در صدد وزارت آمده و ملک جلال الدین سالها ملازم و معتکف بند گی حضرت # ~~ارغون خان بخراسان بوده و محل قربت و تمکین و درجهآ اختصاص و اعتمادی # ~~تمام یافته حکم یرلیغ بتفویض وزارت بدو صدور یافت ، و پنج سال متقلد آن ~~شغل # ~~بود بآ: ب خدمت حضرت پادشاهان مغول و معرفت ابواب یوسون(2) ویا سای ~~ایشان # ~~ایشان خرر و بعضی از آلات وزارت و صدارت را جامع و در آن منصب با رونق # ~~وتمکین تمام، وعرضه داشت وسخن اودر بند گی حضرت مقبول و مؤثر ، واشاراش # ~~در ممالک مطاع و نافذ ، و چون بوقاحسکانک از حکم یرلیغ پایمال قضا وقدر ~~PageV01P106 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0212.png) # ~~ودست فرسای خوف وخطر گشت آن وزیر را بحکم آنکه بظاهر ملازمت خدمت # ~~او می نمود و مخیم ملاصق معسکر و یورت او داشت ، و بسمت نیابت و اختصاص # ~~تمام بدو موسوم میبوده ، امیر طوغان که در آن سروقت قطب مدار علیه و ~~رکن # ~~مشارالیه بود و با ملک جلال الدین دیرینه عداوت و کینه داشت در نکبت و ~~کرفتن # ~~اودستبردها نمود تا درورطهآ سخط وقهر پادشاه افتاد واز منصب و پابه ~~معزول گشته # ~~یک سالی از تمام اشغال عاطل روز گار ms084 گشت و چون سعدالدوله وزارت جهان را # ~~متصدی شد در قصد او ببند گی پادشاه سعیها نمود و مقدماتی ترتیب کرد که ~~نتیجهآ # ~~آن نقی و قتل او میآمد و اتفاقا روزی با امیر پولاد حسکانک نفثة ~~المصدوری کرد # ~~و حقوق خدمات و بند کیهای شایستهآ خود را تعداد مینمود و از موجبات ~~تغیرپادشاه # ~~که بناحق است سخنی میراند امیر پولاد در لباس نزهت او درین باب ~~عرضهداشتی # ~~بخلوت کرده و نائرهآ غضب ارغون خان که افروختهآ سعد الدوله بود ، بدان ~~سبب # ~~مزید اشتعال پذیرفت و حکم یرلیغ شد تا آن وزیر را بیاسا رسانیدند ، # ~~رحمة الله علیه . # سعد الدولة البهودی الابهری # از معاریف(1) حکمای بنی اسرائیلیان ابهر بود واندک تحصیلی درهنر داشت # ~~و حسن خطی در غایت کمال ، و ببغداد رفت وملازمت دیوان آنجا نموده ، هر # ~~شغلی از اشغال نازل واعمال متوسط رامتقلد میشد وبر معاملات وتوفیرات ~~ومتوجهات # ~~و اصابات آن ملک وقوف وعثوری حاصل میکرد وبتطبب و حکمت نیز شهرتی # ~~یافت و در نهایت کیاست وفطانت و ذکا و درایت بود ودر بذل و مروت همتش ~~بلند PageV01P107 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0213.png) # ~~و تهور و وقاحت و سفاهت وفضاحت خود لازمهآ ذات اومینود چون از حکم ~~یرلیغ # ~~امیراردوقیا بتحصیل اموال وضبط ویاسامیشی بغداد رفت سعدالدولهنائب و ~~کدخدای # ~~طبیبی و معالجت در آمد و ثانیا در تدبیر مصالح مالک خصوصا بغداذ ~~غرضهداشتها # ~~درد پادشاه اورا بدید و بپسندید و از نصاباستعدادش بررسید و بر گزید و ~~بر کشید # ~~و وزیر ممالک گردانید و سعد الدوله هر چند از حلیهآ ایمان و اسلام عاطل ~~بود واز # ~~مسلمانان بیگانه و بدان سبب بقتل بزرگان دین و دولت و استیصال اعیان ~~ملک # ~~و ملت مبالات نمیکرد و قهر و قصدش نهیب صولت قضا وقدر داشت که آنرادافع # ~~و مانعی نباشد ، و شرزمهآ از بزر گان عهد بنکایت سعی او کشته و ناچیز ~~شدند فأما # ~~در ضبط امور مملکت و تدبیر مصالح لشکر ورعیت و انارت ms085 وجوه از # ~~وجوب ورعایت غبطت دیوان و خزانه و استمرار برچادهآ عدالت و نصفت ~~واحتراز # ~~از خبط واختزال توان گفت که تلو ارسطو وثانی بزر جمهر آمد بر اعزاز ~~اهل- # ~~فضل و اصحاب هنرعظیم متوفر بودی وارباب عمائم وعلما را ادرار و انعام ~~فرمودی # ~~و در حضرت ارغون مکانت و رتبتی یافت که از آن باز نتوان گفت و قصد و ~~عنایت # ~~اطوار عباد و اقطار بلاد برأی و رویت اومنوط و مربوط افتاد و امرای ~~گردنکش # ~~و سپهداران رستم وش را بی رجوع بدو و مشاورت با اودر هیچ امر از ~~امورملک # ~~شروع و مداخلت ممکن نمیشد امیر طوغان را که سابق حلبهآ ملک و صدر ~~جریدهآ # ~~ارکان دولت وبیت القصیدهآ اعیان حضرت بود و به بزر کخطری و پرهنری ~~معروف؛ # ~~منکوب و مخذول گردانید ، بر امرای اولوس تسحب میکرد و بر اصحاب مناصب # ~~تکبر میورزید ، و در سفک دماء و قتل معتبران تهور مینمود ولایت شیراز ~~وماتبعها # ~~را بقریب خود ملک شمس الدوله تقلید نمود و سیرت وروش او در آن ملک ~~بارتضا # ~~ومحمدت مقرون نمود ومولانا نجیب الدوله رابخراسان فرستاد تا بضبط ~~واستخراج # ~~آن ولایات قیام نماید و امیر طوغان چون از خراسان مراجعت نمود مرآت ~~خاطر PageV01P108 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0214.png) # ~~پادشاه را یافت رنگ تغیر تمام از وی پذیرفته و مشرب اعتقادش را مشاهده ~~کرد # ~~بقاذورات سخط تکدر یافته ، در بیدای حیرت هائم ماند و در دریای تفکر ~~غوطه # ~~خورد و از ورای حجاب تدبیر لعبی بیرون آورد که مقتضی شد بقتل سعد ~~الدوله # ~~و مربیان و مقویانش ، وشرح آن حال آنکه مرضی صعب بر مزاج ارغون خان # ~~طاری گشت چنانچه استرداد سحت ممکن نشد و طوغان امرای اولوس طغاجار # ~~و قولحعبال(1) وغیرهم اتوهم کرد که امرای جوشی واوردوقیا وقوجان باغرا ~~و # ~~تلقین و اغوا و تعلیم سعدا دوله اندیشهآ قصد شما دارد پیشدستی میباید ~~نود و ایشان # ~~را از دست بر گرفت تحریض او تمامت را در قبض ms086 آورده هلاک کرد و چون # ~~کیخاتوخان بپا -هی بنشست حکم قصاص بر طوغان فحسب راندند و کشته آمد، # ~~و وزارت بخواجه صدرالدین احمد دادند . ### | رلرببز # صدر الدین احمد الخالدی الز نجانی # او از قاضی زادگان زنجان بود ، علو همتش اقتضای آن کرد که در عنفوان # ~~شباب بخدمت امیر طغاجار رفت ومرتبهآ نیابت و کدخدائی او یافت ومقبول ~~ومطاع # ~~او شد، چنانچه کلی و جزئی امور خود بدو سیرد ، و بی مشاورت با او آب ~~بلب # ~~نبرد و چون چهار بالشخانی بفرطلعت خورشید سیمای ارغون خان آرایش گرفت # ~~وطغاجار امیر اولوس گشت وامارت اینجوهای ممالک مفردا بدو متعلق شد ~~خواجه # ~~صدر الدین در تصرف اینجوها حاکم مستقل آمد وکار وبارش رونق نظام ورقم # ~~عظمت پذیرفت وحقیقت آنکه در کرم و سماحت وجود و سخاوت رقم نسخ بر مکارم # ~~صاحب ری و فواضل حاتم طی کشید ، سخیترین خلق خدا در آن عهد او بود ، ~~PageV01P109 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0215.png) # ~~هرچه از مرافق و مداخل او را حاصل آمدی چه در ژمان تصرف اینجوها و چه # ~~در عهد وزارت بغیر از خرجی ما لابد که باز گرفتی باقی تمامت را بر زائر ~~و شاعر # ~~و سادات و علما و مشایخ و فضلا صرف کردی و از فواضل و صدقات پادشاهان ~~ادرار # ~~بسیار وعوارف نهمار بر علمای دیار و مشایخ روز گار ومستحقان بر بلاد ~~وامصار # ~~مسوغ و دائر داشت و در عهد کیخاتوخان وزیر ممکن شد ، در لغت مغولی ~~بطبقهآ # ~~علیا بود ودر فصاحت و بلاغت بهمهآ زفافها دانا و گویا، وطبعش بانشای ~~اشعار بارسی # ~~احیانا مؤاتات کردی ودر تقالیب امور و احوال و قصد اعیان دولت دستی ~~تمام # ~~داشت و در تصرف وجوهات دیوان و اموال خلائق جهان بیباک و نامحترز ، واز # ~~افعال ناپسندیده و رسوم ذمیمه و قوانین بد که در عهد او بابداع رسید ~~وضع غائلة # ~~چاو بود که متضمن مضرت کلی و خسارت عام عموم خلایق خواست شد ، وچون # ~~بایدو خروج کرد ms087 و امراء دولت بخلع و ازعاج کیخاتوخان مطابق و متفق شدند # ~~و آن پادشاه بقصد ایشان فرو رفت و بایدو بتغلب مالک زمام جهانبانی ~~وخانی آمد # ~~وزارت ممالک را خواجه جمال الدین دستجردانی معین(1) شد . # جمال الدین الدستجرنانی # از رستاق طبس گیلکی بود و بکمالات نفسانی و فضائل انسانی منصب # ~~وزارت را مترشح، درمفتتح شغل بکتابت و محرری دیوان بغداد موسوم شد و در # ~~مدارس آنجا باستفادت و تحصیل علوم مشغول تا در اقسام معقول و معقول ~~سرآمدهآ # ~~علماء محقق وفضلاء مدقق گشت وابن بجدهآ فن استیفا و سیاقت شد، و بر ~~کمیت PageV01P110 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0216.png) # ~~مال ومنال بغداد و کیفیت جمع و خرج آن شعور و وقوف تام یافت ، شیئا ~~فشیئا # ~~بمراتب سامی تدرج میکرد تا صاحب دیوانی بغداد و ممالک عراق عرب بدو ~~مفوض # ~~گشت و بکفایت و کاردانی و شهامت ودخل اتگیزی شهرتی تمام پذیرفت و در ~~صدد # ~~عظائم اشغال وجلائل اعمال آمده در میان اعیان زمان رقم اعتباری تمام ~~پذیرفت # ~~و باتساع عراص همت و ارتقای لوای حشمت معروف کشت ، و مدت شش ماه در # ~~عهد بایدو وزارت راند و چون بر مقتضای «إن الارض لله یورتها من یشاء # ~~من عبا ده » کارداران دیوان قضا مفاتیح ممالک ربع مسکون در قبضهآ مقدرت # ~~پادشاه اسلام اعدل جهانداران و اعقل سلاطین دوران غازان خان نهادند، ~~وصرافان # ~~دار الضربقدر نقد پادشاهی جهان را نقش سکه سکهآ سلطنت آن شهنشاه صاحب # ~~قران زدند ، ملک شرف الدین مخلص الملک سمنانی ماهیانی بتدبیر مملکت هر ~~چند # ~~باسم وزارت متسم نشد قیام نمود و بعد از عزل او خواجه جمال الدین ~~دستجردانی # ~~چند روز معدود وزارت گونهآ بیرونق و طراوت کرد و بتیغ قهر و سخط غازانی # ~~درسگ مرغزار گشته آمد، و خواجه صدرالدین صاحب دیوان کرة اخری باز # ~~وزیر مطاع ومدبر ممکن ودستور مقبول القول گشت و در تدبیر امور نازک و # ~~تغییر مناصب امرای بزرگ و قهر مخالفان ملکت اندیشهای متهورانه کرد ms088 و # ~~بأعاصیر غضب بادشاه شعلهآ حیات ودولتش انطفاء پذیرفت و پادشاه اسلام ~~غازان بعد # ~~از اجالهآ قداح استشارت وتقدیم شرایط استخارت مقالید تدبیر امور ~~جهانبانی و اعنهٔ‌ # ~~وزارت اقالیم روی زمین بکف کفایت و شهامت واضح برهان خواجه رشید الحق # ~~و الدین ودرایت وصرامت لایح بیان خواجه سعدالحق والدین سپرد . PageV01P111 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0217.png) # رشید الححق و الدین # قهرمان ممالک مشارق و مغارب عالم و خدایگان اصحاب مناصب و مراتب # ~~عرب و عجم و پیسوای صنادید وزرای امم و مالک زمام سیف و قائد عنان قلم # ~~بود، در عهد آباقا آن در سلک منظوران بنظر عنایت پادشاهانه انخراط یافت ~~ودر # ~~عداد معتبران حکمای زمان منتظم شد ، و در عهد جهانبانی ارغون خان مرتبه # ~~و پایهاش ترقی پذیرفت و امرای اولوس در مصالح و اشغال ملک با او مشاورت # ~~نمودند ، وچون کیخاتوخان پادشاه گشت رقم اختیار وزارت را بر وی کشیدند ~~واو # ~~از آن تعادی جست فأما بسمت ایاقی و ندیمی و راه طبیبی و حکیمی پایهآ ~~بلند و رتبتی # ~~ارجمند یافت ، ودر تدابیر امور دولت شروع نمودن آغازید ، و چون چهار ~~بالش # ~~خانی بزیور شکوه طلعت و فر ابهت غازان خان آرایش یذیرفت متصدی اشغال # ~~نازک و متقلد اعمال بزر گ شد چون ملازمت حضرت در خلا وملا و مباشرت ~~تصرف # ~~بعضی ولایات از ممالک، وبا وزیر عهد صدرالدین در مضمارمبارات و مجارات ~~آمد # ~~و خواجه صدرالدین قصد او را میان دربست و در مناظره و مباحثهآ دربند گی ~~پادشاه # ~~خواجه رشیدالدین غالب گشت و سعادت آسمانی و تقدیر یزدانی با عنایت ~~غازانی # ~~در بارهٔ‌ او موافق آمد ، وصدر الدین بیاسا رسید و پادشاه اسلام غازان ~~سر حقهآ # ~~مشاورت بحضور(1، قهرمان تدبیر او گشاد و در گنجینهآ اسرار نزد امین(4) ~~رأی PageV01P112 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0218.png) # ~~متین او باز کرد . # رویت صائبش آرایش ممالک آمد و فکرت ثاقبش ناظم مصالح ، عزائم و # ~~نیاتش کارساز دین و دولت شد و مساعی جمیلش آرایندهآ رخسار ملک وملت، ms089 ~~مدت # ~~بیست سال استادی پیش کاران دولت از امرای کامگار و پیشوائی مدبران حضرت ~~از # ~~اعیان نامدار او را مسلم و عقد لآلی مناجح عالمیان بواسطآ اعتنا و ~~اهتمام او در # ~~سلک ارادت منظم ، و چون پادشاه سعید عادل شهنشاه مغفوردریادل او ~~لجایتوسلطان # ~~مالک ممالک موروث شد و بر سریر جهانبانی ارتقا فرمود ، منزلت او را بر ~~درجات # ~~اصحاب حکم و فرمان بیفزود و مرتبهآ او را از مراتب اکثر اعیان واعوان ~~عالیتر # ~~گردانید ، تا کمر بتدبیر مصالح ممالک در بست ، در انصاف و معدلت بر ~~خواص و # ~~عوام بگشاد وتا قبای وزارت را اکتسا نمود دست همت بافاضت سجال داد ~~گستری # ~~واشاعت نوال هنرپروری از آستین اجتهاد بیرون آورد، و در وضع قوانین ~~پسندیده # ~~که تلو و نودار وزرای دولت یار است ومحو رسوم ذمیمه که از وی یاد گار ~~است # ~~وتمهید قواعد خیرات و تشیید مبانی مبرات و بنای ابواب البر و مدارس و ~~انشای # ~~بقاع الخیر و مساجد و احداث فنون عمارات فاخر و ابنیهآ عالی که بر علو ~~همت # ~~صاحب دولتان مقبل ووالا نهمتان کامل دلیلی واضح تواند بود بأقصی الغایه # ~~برسید. # چنان سازیم قانون جهان را %~% چنان داریم ملک خسروان را # ان آثاره تدل علیه %~% فانظروا بعده إلی الا ثار # و چون ختم کار او بر شهادت و تکمیل اسباب سعادت آمد از وی اخلاف # ~~صدق و فرزندان خلف ماندند . # وهم النجوم الزواهر و اللیوت الخوادر و السیوف البواتر PageV01P113 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0219.png) # ~~و الصفور الکواسر و البحور الزواخر. # رممم مه # بحور، بدور، غیوث، لیوث ### | سیوف ، سهام ، صقور ، بزاة ### | دبر # سعل الحق والدین محمد الساوی # سروسهی چمن وزارت ایران زمین و غرهآ سنام(1! دستوران تمکین آئین بود، # ~~وزیر هنرور هنرپرور افاضل نواز دستورعنقای همتش درفضای معالی بلند ~~یرواز، # ~~بهمهآ اسباب دولت یاری وبزر گواری بر وزرای جهان بر گذشت ، و بر ~~نشیمن(2) # ~~وزارت و قهرمانی ملک چنوبازی اشهب ننشست، در اول اضائت شعلهآ اعمال ~~بخدمت # ~~امرای خراسان ms090 رفت ومباشرت هر شغلی از اعمال دیوانی نمود، و منظور ~~نظرعنایت # ~~اکسیر خاصیت غازانی گشت ، و قلم تبیکچی خزانه و تغارات واقطاعات ممالک # ~~خراسان بسر انگشت د نائی او سپردند ، و بسبب شهرت در خبرت بعلم استیفا ~~و # ~~سیاقت و متانت درفن انشا و کتابت در کلیات و جزئیات امور دیوانی اعتماد ~~بر وی # ~~کردند و بعلو همت و سمو حشمت و کیاست وافر و فراست متکاتر و استکمال # ~~اسباب صدارت و استجماع آلات جلالت معروف ومشهور شد و بلطف ارفاق و # ~~طیب اعراق و حسن اخلاق وظهور دلائل بلنه اختری و زهور مخائل نیک محضری # ~~و وفور روای خوب منظری وشمول حیا وپاکیزه مخبری موصوف و مذکور آمد # ~~و رأی خورشید ضیای پادشاه اسلام در همه احوال او را امتحان فرمود و در ~~موارد # ~~و مصادر اشغال و امورش بیازمود و چون نقد شایستگی او از محک تجربه تمام ~~PageV01P114 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0220.png) # ~~عیار بیرون آمد آن منصب بزر ک بدوارزانی داشت؛ مشفوع برونق و تمکین ~~تمام ، و # ~~آن دستور فرخنده طلعت ودیدار و خواجهآ همایون صوت ستوده آثار بکمال ~~رحمت و # ~~شفقت و فرط عاطفت و رأفت وعلو مراتب عدل و احسان و غلو در رفع درجات # ~~فضل و امتنان واثبات ارکان ایمان ومداومت بر اظهار زونق دین اسلام وسعی # ~~در تربیت و تقویت علما و فضلای ایام که عقلای دقیق نظر این جمله را ~~موجب احراز # ~~اقسام سعادات و مرادات دانستند از وزرای سابق ممتاز آمد و بیمن عنایت ~~الهی # ~~و فر تربیت پادشاهی چون بدر منیر بر فلک مستدیر مسند وزارت و تدبیر ~~نشست # ~~ودست ظلم وبیداد از اذیال احوال بریت ورعیت بربست ایوان عدل را شرف بر ~~نهاد # ~~و هنگامهآ جور و عدوان برداشت و پیکر ملک و دیوان را بآب زر انصاف ~~وراستی # ~~بنگاشت بیک عبارت جهان معانی را عمارت فرمود و به نیم اشارت ممالک ~~معالی را # ~~انارت افزود ، قلم فضل گسترش گاه توقیع و ms091 جواب قصص وتذکرات و انشای # ~~مکتوبات و رسالات در کشور هنر صاحب دیوان گشت و همم عدل پرورش از علمو # ~~قدر قصد لامکان نمود ، در اول وزارت تا مدت ده سال میان این دو وزیر ~~قواعد # ~~اتحاد حقیقی و وداد اصلی و اخلاص جانی ممهد بود و صفای عقیدت با عروق # ~~و اعضایشان ممتزج چون دو چشم روز گار آمدند که آنرا سیمی نتواند بود ، ~~بر # ~~آسمان جلالت دو فرقد بودند که میان ایشان مزیتی متصور نشود ، و بمیامن ~~این # ~~موالات ممالک پادشاه معمور واموال خزائن موفور و طوایف خلایق خشنود، ~~امور # ~~و مصالح کبار وصغار مضبوط، ومساعی ایشان در حل وعقد امورمشکور آمد ، # ~~و بآخر آن مصافات بمعادات و آن مصادقت بمخالفت متبدل گشت ، واراقم وحشت # ~~میان ایشان در جنبش آمد و مفسدان با فساد ذات البین مشغول شدند و یوما ~~فیوما # ~~معاقد وقواعد دولت خواجه سعد الدین انحلال می یذیرفت وشیئا فشیئا ~~انخزال(1) PageV01P115 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0221.png) # ~~بجاه و جلال او تطرق مینمود و مواد سخط پادشاه ازدیاد میگرفت تا در ~~شوالسنهآ # ~~احدی عشر وسبعمائه ببغداد درجهآ شهادت یافت . # بمینو روانش پر از نور باد ### | ز جانش همیشه ستم دور باد # تاج الحق والدین خواجه علیشاه # چون تقدیر یزدانی و وضع اشکال آسمانی با عنایت حضرت اعلی اولجایتو # ~~سلطانی در اعلای شان وتنویه مکان وتعظیم قدر وتفخیم امر و تشهیر ذکر ~~واجلال # ~~اسم او موافق و همعنان آمد ، قدم در شاهراه اعتبار نهاد و مکانتی او را ~~دست داد # ~~که شرح آن در دایرهآ امکان نیاید ، بمجرد حسن طالع ممالک را در قبضهآ ~~تصرف # ~~گرفت وبعصام بنوت ازعظام ابوت مستغنی شد و بی تعب در تحصیل هنر وادب ~~اورا # ~~در منصبی که قروم دهاة والامنش در طلب آن منافست ومناقشت نمودندی ممکن # ~~آمد و بی وسیلتی از وسائل موروث و مکتسب بر مرتبهآ که فحول خداوندان ~~داد # ~~و دهش بر ارتقای ذروهآ آن با یکدیگر تفاخر کردندی معتلی شد ، و ms092 حقیقت ~~آنکه # ~~وزیری پاک عقیدت صافی طویت دین دار نیکوکار شرع پرور بود، و از مناهی. # ~~و محظورات مجتس. و محترز ، وبر ازدیاد رونق وطراوت ریاض مسلمانی مواظب، # ~~و در استعطاف آران اعیاب جبار و صنادید کامگار واستمالت جوانب کبار ~~وصغار # ~~دستی تمام داشت، و. شرت و ملابست او شغل وزارت را بدان حد ومثابه رونق # ~~و تمکین از نوادر و شراذ حالات روز گار بود بل معجزهآ از معجزات ایام ~~مینمود، # ~~مدت سیزده سال کار حضرت و دیوان و مملکت را بر و جهی دردست کرفت و بر ~~PageV01P116 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0222.png) # ~~نوعی بعراد خود تمشیت داد که هیچ وزیر صائب تدبیر و هیچ کافی تب کتابت # ~~و تحریر را عشر عشیر آن میسر نشدی یمنة و یسرة میزد و اموال ات را کیف # ~~شاء اثارت میکرد و بر مراد بی مانعی و منازعی صرف مینعود ، و عروس ~~وزارت # # اقلیم گیتی را عفوا صفوا در کنار ارادت گرفت ، و همتش بر . %~% عالم ~~خیرات # ~~واحداث بقاع بر موقوف آمد و درسرهآ مدینة السلام بریز مدرسهآ م- ، نمای ~~رفیع- # ~~بنای والافنای خلد آسا بنا فرمود ودر بوادی مخوف و طرق ناام رباطات # ~~وخانات و مناخ و منزل صادر و وارد را ساخت و بانشای مسجدی عاای طاق ~~رفیع- # ~~رواق که در اقطار و آفاق اگر تمام شدی طاق نمودی اشارت راند ، و مدبر ~~دو # ~~دولت ووزیر دو حضرت ومشیر دو پادشاه - بیض الله غرة الماضی و ادام ~~ملکالباقی- # ~~گشت و حتف انفه در غلوای دولت جهان را وداع کرد . # حق جل حلاله روایح و نوافح رضوان بارواح این گذشتگان که # ~~سر گذشت احوال ایشان موجب اعتبار هوشندان و استبصار خردمندان است در # ~~رساناد وهمگان را بصر حیرت یاب و دیدهآ عبرت بین کرامت کناد ، تا غرائب # ~~تقلبات و عجائب تغلبات را سبب بیداری و سرمایهآ هوشیاری سازند و دل در ~~جهان # ~~فانی که : # سلاف قصاراه ذعاف و مرکب ### | شهی إذا استلذذته فهو جامح # و شخص جمیل یونق ms093 الناس حسنه ### | و کانت له اسرار سوء قبائح PageV01P117 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0223.png) # نبندند و زمام احوال و امور بدست غفلت و غرور ندهند . # دعی با نفس فکرک فی ملوک ### | مضو ابل لانقرا ضک ویک فایکی # 4-5 م ه-* م- # انجزت الموعود بعون الله و حسن نوفیقه فی تلخیص هدا # ~~التاریخ و تنقیحه و فرغت منه بیمن الدولة الاصفیة فی سلخ # ~~صفر المختوم بالخیر و الظفر سنة خمس و عشرین و سبعمائه # ~~الهجریة . # ایزد تعالی مخدوم اعظم ، صاحب اعدل اکرم ، وزیر اعلم افخم ، دستور- # ~~بلند همت والانهمت ، خواجهآ همایون طلعت وافر حشمت را وارث اعمار و ~~اعمال # ~~همگان گرداناد ، اهل تنجیم بر تأثیر کواکب دو نام اطلاق کنند یکی ناطح ~~دیگر # ~~رامح ، هر چه از پیش اتصال بدو آید ناطح گویند و هر چه بعد از آن بظهور # ~~پیوندد رامح خوانند . # چون کو کب سوزناک تابناک (2) وزیر فیکوسیرت صافی سریرت عادل نام # ~~مبارک ایام درفلک ساعات و ایام؛ سیار خواست شد ، هرمنقبت و مکرمتی که ~~از # ~~پیشینگان نقل افتاد تأثیر وجود اوست، وهرچه آیند گان در مستقبل خواهند ~~کرد # ~~اقتدا بدو، وزرای سابق صبح آفتاب وجود این دستور نامور بودهاند و کبرای ~~لاحق # ~~شفق خورشید بقای او که از افول وغروب مصون ومأمون باد خواهند بود . PageV01P118 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0224.png) # ~~جهان زو یادگار کس مماناد # جز او منشور دولت کس مخواناد ### | -0- ### | و یرحم الله عبدا قال آمینا # هذا آخر الکتاب ] # ~~تصحیح اصل کتاب و تصحیح طبع آن بوسیلهآ این جانب انجام یافت # ~~و چاپ آن روز پنجشنبه 22 ربیع الاول 1377 مطابق # ~~25 مهر 1326 شمسی بپایان رسید # ~~و السلام علی من اتبع الهدی # میر جلال محدث PageV01P119 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0225.png) ### | فهرست ### | اهلام اشخاص # # آباقا آن 103 - 112،104. %~% ارسلان ارغو52. # # آغاجی: 22. %~% ارسلان بن طغرل بن محمد بن ملکشاه 87 . # # آق سنقر(اتابک) 81،32 -82 . %~% ارغون خان 112،109،105 . # # آلتون تاش خوارزمشاه 45042042. %~% ازغوش (امیر) 57. # # ابراهیم بن مسعود (سلطان) 46. %~% ابوسعد اسرائیل بن تیمخا 28. # # ابیوردی شاعرمعروف 26. %~% اسماعیل بن احمد سامانی 35. # # ابن الاثیر (صاحب تاریخ ms094 الکامل) 21. %~% ناصح الملک عزیز الحضره ~~ابوطاهر اسماعیل # # سلطان احمد 102-105. %~% بوفی کاشلنی (خالوی معین الدین وزیر) # # معین الدین مختص الملوک ابو نصراحمد کاشی %~% 64 # وزیر 64-69. %~% اغل برز (حاجب) 66. # # معین الدین ابونصر احمدتانی (حفید اول) %~% الب ارسلان ~~87،52،50،49،24،23 -90. # 092،69 %~% الیارخ (حاجب) 24. # # احمدبن حسن میمندی 0،4 4-45. %~% انار(انر) 654،53. # # احمد بن ابیخالد الاحول 19 . %~% انوشروان بن خالد الکاشی 79،77. # # صدر الدین احمد الخالدی الز نجانی 109 - %~% انوشروان عادل 4. # 112110. %~% اولجایتو (سلطان) 116،113 . # ~~احمد بن عمار19. احمدبن عبدالصمد 4 ،ا4544. احمد بن الخصیب القاضی # 19. %~% ایلک خان 39. %~% ایاز (امیر بزرگ) 2. %~% ایلدگز(اتا بک شمس ~~الدین) 88-87. # # ضیاء الملک احمدبن نظام الملک 52-53. %~% اینانج(امیر) 87. # # اردوقیا (امیر) 109-108. %~% ابوالبرکات عمادالدین 80-79. PageV01P120 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0226.png) # ~~بر کیارق (سلطان) 29 - 51،30 -53، 64، ] تغاربیگ ؛ رج : «محمدبن ~~سلیمان» . # 65. %~% تکش خوارزم شاه 24،94،92477، 95 . # # برمک (جد برامکه) 16. %~% ابوتمام طائی 79. # # بقراخان (ملک تر کستان) 37. %~% تمفاج خان بن بقر اخان بن ایلک خان 27. # # ابو بکر (خلیفةآ اول) 12. %~% توش (تتش) 52. # # ابو بکررائق (ناتب ماکان دیلمی) 21. %~% 5ه # # ابو بکر بن ابی صالح وزیر 46. %~% تقة الحامدی (شهاب الدین) 87. # # بکیر بن شماخ اللخمی 13 . %~% ثقة الدین ابوجعفر 70. # ~~بورسق (امیر) 26. # # بوزابه (اتا بک) 83،81 . %~% جدیع بن علی الکرمانی 13. # # بوزگانی؛ رج : «ابوالقاسم» . %~% جراح بن عبدالله الحکمی 12. # # بوقاحسکانک 1064105. %~% جعفر برمکی 18-17. # # بهادرخان؛ رج : 12 بوسعید* . %~% ابوجعفرعتبی 35. # # بهرام شاه بن مسعود 58-674. %~% سلطان جلال الدین منکبرنی 9799-8- 99، ### | 104،901. # # امیر بولاد حسکانک 107. %~% جلال الدین در گزینی (وزیر) 83، 85 -87. # ت %~% جمال الدین دستجردانی 111-110. %~% جلال الدین مخلص الملک سمتانی ~~106. # # تاج الدین؛ رج: دا بوطالب» و5 کریم الشرق». %~% جوشی 109 . # # تاج الملک ابوالغنائم 22،25، 51،50،28، %~% جوهر(امیراجل مقرب الدین ~~واختیار الدین) # 56-82،60 %~% 70066-72. # # حسام الدوله ابو العباس تاش (حاجب بزرگ) %~% قوینی ؛ رج : (صاحب دیوان» ~~. # 36-37. # ~~امیرتتار 82. # # تر کان خاتون (سلجوقیه) 25، 96،60،50. %~% چنگیزخان 97. # ~~تر کان خاتون دختر تمغاج خان 27. # # تر کان خاتون مادرسلطان محمد خوارزم شاه %~% حاتم طائی 17،106. # 96. %~% حجاج 40. PageV01P121 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0227.png) # ~~حسام الدوله ؛ رج : د ابوالعباس تاش» . # ~~حسام الدین قزوینی 106.. # ~~حسکانک ؛ رج : دبوقا» ودبولاد، . # ~~ابوالحسن سیاری 43. # ~~ناصرالدوله ابوالحسن بن ms095 ابراهیم بن شیمجور ### | 36-37. # ~~ابوعلی الحسن بن علی بن صدقه 32-31. # ~~حسن بن قحطبه 15. # ~~ابوعلی الحسن بن محمد بن العباس میکالم ### | معروف بحسنک وزیر 42-4844 . # ~~ابوالحسن عقیلی ندیم 43. # ~~ابوالحسن مزنی وزیر 37. # ~~حسن میمندی؛رج: «احمد میمندی». # ~~حسول (ابوالعلاء) 55-56 . # ~~ابوالحسین عتبی (وزیر) 37-36. # ~~ابویعلی الحسین 23. # ~~ابوطااب الحسین بن محمد الزینبی الحسینی ### | 24. # ~~خواجه حسین بن مهران 46. # ~~ابوسلمه حفص بن سلیمان خلال 15 . # ~~حمید بن ربعی 18 . # ~~خاتون ختلی 42. # ~~خاتون لطان 27. # ~~خاصبک 5-82. # ~~خالد بن برمک 16. # ~~خالدبن سلیمان 16. PageV01P122A # ~~خان سمرقند 24. # ~~خطیر الدین قی مستوفی 70. # ~~خطیر السلک ابومنصورمیبدییزدی 55-56، # 65 # ~~خوارزم شاه ؛ رج : «تکش3. # ~~داودبن محمد سلجوقی الله. # ~~داودبن محمود (سلطان سلجوقی) 77. # ~~دختر زنگجک چنکی 97. # ~~دستجردانی؛ رج : * جمال الدینه . # ~~امیرابودلف بن ادریس بن عیسی العجلی 13. # ~~دهستانی؛ رج: «عبدالجلیل، . # ~~الراضی بالله عباسی 21،19. # ~~رئیس ابوالحسین ؛ رج : ذهلال، . # ~~رئیس الدین؛رج: «عبدالملک سهروردی؟. # ~~رییب الدوله ابومنصور27. # ~~ابومحمد رزق الله تیمی 25. # ~~وشید الحق والدین (خواجه رشیدالدین)112- # 114، # ~~رضی الدین ابوسعد (نائب) 84. # ~~امیررضی سامانی 28-26. # ~~رکن الدولهآ دیلمی (از آل بویه) 20. # ~~زید بن زین العابدین علی بن الحسین 3. # ~~زینالدین علی کوچک 33. # ~~زینب خاتون زن یحیی برمکی 17. PageV01P122B # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0228.png) # ~~ساوتکین (امیر) 22. # ~~سبکتکین (امیر) 38،58،41. # ~~ستی خاتون (دختر سلطان سنجر)73. # ~~سدید الملک ؛ رج : «رابوالععالی» . # ~~سر جون بن منصور رومی 12- # ~~جلال الدوله سرخاب بن کامروا 22. # ~~سعدالدین وسعدالحق؛ رج : «محمد ساوی» # ~~شرف الدین ابوطاهر سعد بن علی بن ممیسة القمی ### | 67،59 # ~~ابوسعد مستوفی 27. # ~~ابوسعد موصلایا 28 . # ~~ابوسعد (نائب) ؛ رج : * رضی الدین» . # ~~ابوسعد هندو 54 . # ~~سعدالدوله یهودی ابهری 1094107. # ~~سعدالملک آنی 65،54.31. # ~~ابوسعید بهادرخان 7. # ~~سلجوق بن محمد شاهزادهآ سلجوقی 81. # ~~ابو سلهآ خلال ؛ رج: «حفص بن سلیمان». # ~~ابوالقاسم سلیمان بن الحسن بن مخلد 21. # ~~سلیمان بن عبدالملک 12. # ~~سلیعان بن کثیر الاحول 13 . # ~~سلیمان بن محمد بن ملکشاه 87 . # ~~سلیمان بن نعیم الحمیدی 12. # ~~ابوسهل خجندی وزیر1 4. # ~~سوری بن المعتر48 . # ~~سیده خاتون دخترقائم خلیفةآ عباسی 22. # ~~امیرسیف الدوله ؛ رج : «صدقه» . PageV01P123A # ~~امام شافعی 69. # ~~ابوشجاع؛رج: * محد بن الحسن» . # ~~شرف خاتون 69 . # ~~شرف [لدین؛ رج: 2 سعدبن علی) و2 مخلص- # الملک سمنانی». # ~~شرف الملک ؛ رج: «علی ms096 جندی» . # ~~ملک شمس الدوله (قریب سعدالدو لهآ یهودی) # 1088. # ~~شمس الدین صاحب دیوان (موی دراز)101. # ~~شمس الدین؛ رج: «صاحبدیوان» ودعلی» و # « محد» و«نجیب الدین» . # ~~شهاب الاسلام ؛ رج : «عبدالرزاق . # ~~شیر گیر (اتا بک) 32 . ### | صز # ~~صاحب دیوان شس الدین جوینی ؛ رج : # (محمد* . # ~~صاحب دیوان خواجه صدر الدین 111. # ~~صائن (نصرة الدین) 7. # ~~صدرالدین خجندی (قاضی اصفهان) 54 . # ~~امیرسیف الدوله صدقه 26،20. ### | # ~~امیرضیاء الدین بیا بانکی سمنانی 106096. # ~~ضیاء الملک؛ رج : * احمده و«محمده . # ~~الطائع لله (خلیفةآ عباسی) 19 . PageV01P123B # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0229.png) # # تاج الدین ابوطالب شیرازی 82 . %~% عبدالرزاق بن اسحاق الطوسی (شهاب ~~الاسلام) # # ابوطاهر؛ وج : (سعدبن علی». %~% 10،588. # ~~طاهر مستوفی (وزیر) 45. طراد بن معمد الزیبی (نقیب النقیاء ابوالفوار # س %~% عبدالجلیل دهستافی 27. %~% عیدااحمیدبن احمدبن عبدالصمد (وزیر) # 21 ### | 46-47. # ~~طغاجار(امیراولوس) 104،109. # # طفان یرک 66»66. %~% عبدالرشید بن محمود (سلطان) 45. # # طغرل بیگ 48،23-22،20-9) . %~% عیدالصمد 47. # # طغرل بن ارسلان (آخرین سلطان سلجوقی %~% ظهیر الدین عبدا لعزیزخراسانی ~~87. # 94،92،9190 %~% عبد الله بن ابی رافع 12. ### | عبدالله بن ارقم 12. # # طوغان 108. طغرل بن محمد 77076. %~% عبدالله بن فضل 65 . %~% عیدالله ~~بن عزیز 38-337. # (حرف ظا) %~% عبدالله بن محمد بن علی بن عبدلله بن عباس 15. # # لهیر الدین خراسانی ؛ رج : دعبدالعزیز» %~% عبدالله بن هبة الله ~~الاصباغی 28. # # ظهیر الدین منشی 91. %~% عبدالملک الجوینی 101. # احرف ع)] %~% عبدالملک بن نوح 35 %~% وییس الدین عبدالملک السهروردی ~~83-84. # # عامر بن صناره 15. %~% عتبی وزیر؛رجوع شود به * ابوالحسن، . # # عایشه (مادومقتدی) 27. %~% عثمان بن عفان 12. # # عباس (جد خلفای عباسی) 16 . %~% عثمان بن نظام الملک 73،54، # # عباس بن حسن (وزیر) 19. %~% ابو العدیل دینوی 79. # # ابوالعباس فاح 11. %~% عز السلک بن نظام الملک 52،26. # # ابو العباس بر سلیمان طوسی 16. %~% عزالملک مجدالدین البروجردی 81. # # ابوالعباس الضبی 18. %~% عز یزالدین اصفهانی 75. # # عباسه 17. %~% عزیز الدین الکاشی 91. # # عبدالرزاق 67. %~% عضدالدو له 20. # ~~عبدالرزاق بن احمدبن الحسن المیمندی 45. علاء الدین بن ارسلان94. PageV01P124 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0230.png) # # علا.الدین ضیاء الملک 2،9 10. %~% عمرو 35. # عطاملک 102-104. %~% عون الدوله 31. # 4 محمداتسز94. %~% عون الدین 33. # # علی حاجب (مقدم نلامان سلطان محود)434 %~% عمیدالدو له ؛ رج: « محمد بن ~~فخر الدو له محمد» # # علی بار 7472. %~% عمیدالدو له فائق (خادم) 36-39. # # علی بن ابی طالب (6) 12. %~% عمید الروساء ms097 ابوطالب محمد بن سلیمان بن # # علی جندی (شرف الملک) 97-999. %~% ایوب 19. # # امیرعلی چتری 71. %~% عیدا لملک ابو نصر کندری 48،22-49. # # علی بن حسن بن سلمه 75. %~% عمیدوجیه السلک رج: *شرف الدین ابوطاهر # # علی بن رجاء (شرف الدین) 77. %~% سعد». # # خواجه علیشاء 116. %~% عین القضاة همدانی 76. # ~~علی بن فخر الدوله محمدبن جهیر 20-31. # # علی کرمانی 14. %~% (احرفغ) ### | غاز ان خان (پادشاء مغولی) 111 -112. ### | ایوالغنائم ؛ رج: 2تاج الملک». # مسعود هروی 95-96. # # علی بن مقله 19. %~% (احرف ف] # # شمس الدین علی پسر تصیر الدین محمود (وزیر %~% فائق ؛ رج : دعمید ~~االدوله». ### | فخر الدوله ؛ رج: 12 بونصر محمد» . # 0 ### | فخرالدین (ابوطاهر) 88،69. # بن سیمجور 39-37. %~% فخرالدین بن بویه 36. # # عمادالدین ابوالبرکات 80. %~% فخر الدین بن محمود یلواج 100. # # عماد الدین امیرقماج 1). %~% فخر الدین جندی 8. # # عمادی غزنوی 7. %~% فخرالدین طغان یرک؛ رج: «طفان یرک» . # # عمر بن الخطاب 12. %~% فخرالدین مستوفی 106 . # # عمر بن عبدالعزیز 12. %~% فخرالدین بن معین الدین مختص الملوک. # # عمربن علی بار 88 %~% الکاشی 89-88. PageV01P125 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0231.png) # ~~فخر الملک بن الوزیر نظام الملک؛رج: «مظفر»] قراجق 38. # # ابن الفرات 19. %~% قراجه ساقی 332. # # فرامرز بن علاء الدوله بن کا کویه 22. %~% قرواش بن المقلد 20. # # ابوالفرج الرونی 47. %~% قزل ارسلان 90. # # فرح زاد بن مسعود 46 . %~% قعقاع بن عیسی 12. # # فردوسی طوسی 16. %~% قوام الدین ابوالقاسم (ناربن اللسین) # ~~فضل بن احمد الاسفراینی 41،39. # # ابوالفضل براو سنا می یاقمی؛ رج: «مجدالملک، %~% 89. # ~~ابوالفضل بغدادی 23. # # ابوالفضل بلعمی وزیر35. %~% قو لحعبال 9 10. # # فضل بن ربیع 18 . %~% قماج 70،64. # # فضل بن مروان 19. فضل بن سهل الملقب بذی الریا ستین 18. %~% (حرف ک2] # # فضل بن یحیی 17. %~% کاشغری 67. # (حرف ق] %~% کالنجار 43-44. %~% کریم الشرق نیشا بوری96. # # قا آن (او کتای) 101. %~% کمال الدوله یمین خادم 73. # # القائم بامرالله 20-24. %~% کمال الدین ابوشجاع الزنجانی 899،84. # # قا بوس بن وشمگیر 36. %~% کمال الدین ابوعمر والابهری 90 # # القادر بالله 19،42. %~% کمال الدین ثابت قمی 82-80. # # قاسم بن سلیمان بن عبدالله بن وهب 31. %~% کال الدبن خازن 81-80. # # ابوالقاسم بوزگانی 48 . %~% کمال الدین علی السمیرمی 32،73-72. # # ابوالقاسم حریری بصری صاحب مقامات 78. %~% کمال الدین محمد 80 -81. # # ابوالقاسم بن عبدالله 19. %~% کیخاتون 109- 112،110. # # ابو القاسم ms098 کثیرعارض 43. %~% کیقباد (پادشاه) 16. # ~~قاضی شروان 86. # # القاهر بامر الله 19. %~% 54 # # قحطبة بن مسیب الطائی 13، 15. %~% گمش تکین 26. PageV01P126 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0232.png) # ~~گیوک خان 101. # ~~لوط پیغمبر (ع) 55-56. # ~~مأمون 32،18. # ~~مادرسلطان بر کیارق 53. # ~~ماشاده؛ رج : وموشاده # ~~ماکان دیلمی 21. # ~~ابوالقاسم ماکولا24. # ~~مالک بن الهیثم - # ~~ماه ملک بنت سلطان ملک شاه 27. # ~~مجدالدین ابوالحسن عمرانی (مدبرامور سلطن # سنجری) 85. # ~~مجدالدین کاشانی (برادرمعین الدین) 44. # ~~مجد الملک ابوالفضل براوستانی قمی 50-43. # ~~مجدالملک یزدی وزیراتا یکان یزد (پسرصفی # الملک ابوالمکارم ما شادة اصفهانی)103. # ~~بهاء الدین محمد وزیر 103. # ~~قطب الدین محمد خوارزم شاه 97-94،8، # 100-1064101. # ~~مظفر الدین محمد شاء سلطان کرمان 19. # ~~سعدالدین محد ساوی 111،1160114. # ~~ظهیر الدین ابوشجاع محمد بن الحسن (وزیر) ### | 27 # ~~محمدبن داود الجراح (وزیر) 19. # ~~شهاب الدین محمدزیدری (منشی دیوان سلطان ### | جلال الدین منکبرنی) 8.. PageV01P127A # ~~ضیاء الدین علاء السلک محمد نسوی 8. # ~~شریف محد نسوی 96. # ~~محمد بن سلیسان کاشغری (نظام الدین تغار بیگ) # 61-،7). # ~~محمدبن صالح وزیر (نظام الملک) 96. # ~~محمدبن عبدالملک الزیات 19. # ~~محمد بن علان (عارض دیوان سلطان ملکشاه) # 29 # ~~محمد بن علی من عبدالله بن عباس (خلیفه) 14. # ~~صدرالدین محمدبن فخر الملک بن نظام العلمک # 67،58. # ~~شمس الدین صاحب الدیوان محمدبن محمد # الجوینی الوزیر5، 101،8-106. # ~~ابونصر فخر الدوله محمدین محمدبن جهیر # موصلی وزیر 22. # ~~عمید الدوله محمدبن فخر الدوله محمد 23 - # 30،27. # ~~سلطان محمدبن سلطان محمود غزنوی 44. # ~~سلطان محمد بن محمود بن محمد بن ملکشاه # سلجوقی 21،88،33. # ~~سلطان محمد بن ملکشاه 29، 54،53،31، # 82،4،2،65264559457 # ~~مین الدوله ابوالقاسم محمودبن سبکتکین # غزنوی 38- 103،76،46. # ~~سلطان محمود بن محمده بن ملکشاه سلجوقی # 7،7،72،63459. # ~~نصیر الدین محمود بن مظفر بن ابی توبهآ خوار زمی # 66-72. # ~~محمودبن ملکشاه 25. # ~~نظام الدین محود بنیران قوش 66. PageV01P127B # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0233.png) # # فخرالدین محمود یلواج 101-100. %~% 29-30. # # مختص الملوک ؛ رج : «احمدالکاشی». %~% معاویه بن ابی سفیان12. # # مخلص الملک ملک جلال الدین وشرف الدین %~% المعتز بالله 19. # سمنانی ماهیانی 1114107-106. %~% امیرمعزی 60 # # مرزبان بن سطان الدوله بن بهاء الدوله بن %~% العتصم بال332،19. # عضد الدوله (ابو کالنجار) 22. %~% المعتضد بالل 19. # # مروان بن الحکم 12 : %~% معین الدین اصم 2. # # مروان حمار16413 %~% معین الدین ساوی 88. # # سلطان ms099 مزدج 87. %~% معین الدین مسعود کاشانی بنابو نصر احمد معین # # مزتی ؛ رج : 2 ابو الحسن؟. %~% الدین وزیرثانی 69. # # المسترشد بالله 33-31،78. %~% القتدر بالل19. # # السستظهر بالله ابوالعباس 26،31-30،33 %~% المقتدی بأمر الله ~~(ابوالقاسم عبدالله بن محمد # # الستکفی بالله 19. %~% القائم) 26،24،19. # # المستنجد بالله 34. %~% المقتفی لامرالله 33،31. # ~~سلطان مسعودبن ابراهیم 47. بهاء الدین مسعودبن ثقة الدین عبدالعزیز # 62 %~% المکتفی بالله 30،19. %~% مقرب الدین؛ رج: 3جوهر». # # صدرالدین مسعود بن علی هروی 94-95. %~% ملکشاه بن البارسلان ~~24،21،25،49،29، # # سلطان مسعود بن سلطان محمد سلجوقی 77- %~% 94،65،59،50. # 85483. ### | منتصر بالنه عباسی 19. # # سلطان مسعود بن سلطان محمودغز نوی44- %~% ابوجعفر متصوردوانیقی خلیفهآ ~~عباسی 16. # 48،46. %~% ابو الفتح منصور بن احمدبن دارست شیرازی # # برهان الدین مسعود بیگ (پسر فخر الدین %~% 21 # محمودیلواج)101. %~% ابوالحارث منصور بن رضی 39. # # آبومسلم مروزی خراسانی 13 -15. %~% منوچهر بن اسفرستان 22. # # امیر مظفر محتاج چغانی 36. %~% صفی الملک ابوالمکارم موشادة ~~اصفهانی103. # # صدرالدین مظفر (حفید وزیر معین الدین)69. %~% مودود (سلطان) 45. # ~~مظفر بن نظام الملک (فخر الملک) 57،27-58. حضرت موسی کلیم الله (6)3. # ~~سدید الملک ابوالمعالی النخاس الاصفهانی ] مونگاقا آن 101. PageV01P128 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0234.png) # ~~مؤید الدین بن القصاب3. # ~~مؤیدالدین مرزبان (وزیر) 80،82. ### | 5451. ### | 596 # ~~مهلک خاتون بنت سنجر 73. ### | # ~~ناصح بن ظفر المنشی الجر باذقانی (شهاب الدین) ### | 91 # ~~ناصر بن الحسین الانسابادی رجوع شود به ### | «قوام الدین الدر گزینی». # ~~تاصر الدوله؛ رج: «ا بوالحسن». # ~~ناصر الدین طاهر بن فخر الملک بن تظام الصلک ### | 79 # ~~الناصرلدین الله 34،20. # ~~نباتة بن حنظة الکافی 15. # ~~نجم الدین گیل آبادی 96. # ~~شمس الدین ابو النحیب در گزینی 82 -84، ### | 87486. # ~~نجیب الدوله 108. # ~~النخاس الاصفها نی؛ رج: 12 بوااحعالی». # ~~ابو نصر بن ابوزید (وزیر) 38. # ~~نصر سیار13-14. # ~~ابونصر فارسی 28 # ~~ابو نصرمروان 22. PageV01P129A # ~~ابو نصر مشکان منشی 43. # ~~ابو نصر مقدسی 13 # ~~تصرة الدین صائن 7. # ~~نصیر الدین ابوتو به؛ رج: دمحمود بن مظفر،. # ~~نظام الدین ؛ رج: «محمد بن سلیمان*. # ~~نظام الملک قوام الدین الاتا بک ابوعلی الحسن # ین محمد بن اسحاق الطوسی 22،21،46- # 81،74،28،64،62،58252 # ~~نظام الملک؛ رج: ه صدر الدین علی» و* محمد # بن صالح». # ~~فوح بن منصور سامانی 36. # ~~توشتکین غرجهآ طشداری9. # ~~شرف الدین انوشروان بن ms100 خالد کاشی وزیر # دا تشمند شهیر 78-77،43. # ~~هادی (خلیفهآ عباسی) 16. # ~~هارون الرشید 32،18-16. # ~~هبة الله بن محمد بن علی معروف بابن المطلب # 31 # ~~ابوالحسین هلال بن المحسن بن ابراهیم بن # هلدل الصابی 21. # ~~ملا کوخان 1034101،8. # ~~ولید (خلیفهآ اموی) 12. # ~~یحیی بن خالد بر مکی16 - 17. PageV01P129B # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0235.png) # # یرنقوش بازدار 32 . %~% یمینحومبرج : ه کمال الدین4. # ~~یزید بن معاویه 12. # # یزیدین هبیر0 15. %~% یمینی عتبی 29. # ~~یعقوب لیث 35. # # یغان بیگ ، رج : «محمدبن سلیمان». %~% خوار زمی». ### | فهرست ### | احهامی ### | طوائف وقبائل # # آل بویه 20. %~% بنی العباس 20. # # آل سامان 3938،35،19 %~% آل عباس 16. # # آل سلجوق 92،68. %~% آل عتمه 37. # # آل طاهر 35. %~% آل محمود 58. # # اتا بکان 103. %~% آل میکال 42. # # اتراک 46. %~% ینی عجل 13-14. # # احشام نیشا بور 42. %~% بنی هاشم 15،13. # # اکراد 34. %~% یادشاهان مغول 8. ### | ترک 61،26. # # اینجوها110-109. ایناقان حضرت 104. %~% خانان بزرگ اروق چنگیز خان 5 ~~،100 # # باطنیان 4424،20. %~% خاندان اتا بکی 91. ### | خلج 34. # # بامیان 38. %~% خوار زمشاهیان 5،8. # # برامکه 18. %~% خورشیدانیان 22 . # # بنی اسرائیل 28. %~% دارستیان 22. # # بنی جهیر4 آ. %~% صامانیان 37. # # بتوسلمه 79،80 %~% سلجوقی (- سلجوقیان) 5 ،20 - 32،21 - PageV01P130 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0236.png) # 53،503733-9490954 %~% محمودیان 8. # # شول 24. %~% مصریان 24،20. %~% ملاحده 51،42،32. # ~~عرب 112،50،19،16. # # قرمطی 44. %~% ملوک دیالم 20. # # قوم لوطه 565. %~% مغول 102،106 . # # گیل 34،22. %~% یر نقوش 22. # # مجوس 16. %~% یهود 21. ### | فهرست ### | اساسی گتب # # دمیة القصر49. %~% نسائم الاسحار من لطائم الاخبار ( نام کتاب ### | حاضر) 11. # # جام التواریخ 1005. %~% نفثة المصدور78. # # حماسة ابوتمام 79. %~% مقامات حریری 78. ### | فهرست ### | اسعاء امگنه # # آلوش ، رج : «دیه». %~% حرف یاه # # آمویه 37. آلنجق نخجوان 88. %~% باب عموریه 28. # # احید آباد 68. ابهر65464،90. %~% بخارا 29437. %~% براوستان قم 50. ### | بغداد233021-19_28،26،31،26-23،55، ### | 116. ### | بلاد عجم ب8ر1 . ### | باخ 38. ### | پارس (فارس) 24،21-20،82. # ~~ایران 114،51048439. PageV01P131 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0237.png) # # # تر کستا 101،96،51،40. %~% رستاق 2 . گیلکی 110. # # توران 51. %~% رستاق قم 59. ### | رودبار 14. # # جعفر آباد 28. %~% ری 8،8485،85873،6،8،66،،109،994،92. # # جوزگانان 339،44. %~% از # # جیحون 38024،101. %~% زنجان 109،81،65،64. ### | ساوه 14،72،66456. ### | سند 8. # # حصاوکلاک 67. %~% سیب1. # # حله 26. %~% سیحون سند 97. # ~~حوش 109. ### | ### | شام 24. ### | شیراز 50،83-81. ### | شروان 98. # 114. # # خطا 101. %~% اضر ### | صفه تاج در بغداد 22. # # خوزستان 20. %~% ط ### | طارم 64،43. ### | طبرک 88. # # دزمار نخجوان 90. دروازهآ عبدالعزیز بهمدان 80. %~% طوس 18. # ~~دیار بکر 22،15. # # دیر گچین 68 . %~% عانه 20 # # دیلم 22. %~% عباد آباد 28. # # دیه آلوش 28. %~% عراق 48،4 48،44،3534،24021415، # # دیه کاج 68. %~% 91،87،85،82،79،73566،63،59. PageV01P132 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0238.png) # 1110103،101498. # # عراق عجم 15-101،84،25،20،16. %~% ماوراء النهر ms101 101،66،36424416. # # عراقین 74،20،75. %~% مدرسهآ عزیزی بکاشان 61. ### | مدینه 29. ### | مراغه 32. # # غر شستان 38. %~% مرو4 6،1). # # هزتین4558،43،2824،19. %~% مسجد جامع 15. # # غور 28. %~% مشتای بغداد قشلاق بغداد 34،21. # 5. %~% مشهد امام رضوی 60. # # قراجق 38. %~% مکه 24 . %~% مصر 46-75،43. # ~~قراجه ساقی 32. # # قزوین 64. قوچان 109. قم 105،73،68. قشلاق بغداد- 21،34. %~% نهر # ملک 28. %~% نظامیهآ بغداد 50. %~% یشا بور 15»44،37،36. # # قهرود 67 . %~% فی # # قهستان 95،19. %~% ولی الله (دیه) 28 . # # کاشان 73،69،65،64. %~% همدان 91،887،82،80،79434033،30. # ~~کرمان 19،24. ### | 58446. # 5 %~% هیکل شومای مراغه 104. # # گرگان 15،36-38 . %~% ی # # گنجه 53-56054. %~% بزد 103. ### | 31 رمضان المبارک 1447 هجری ### | مطابق 1437/1/42 شمسی PageV01P133 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0239.png) ### | کتلا # برحسب ترتیب معهود متداول در کتب میبایستی فهرست # ~~در آخر کتابیعنی بعد از همهآمطالب حتی تعلیقات نیزواقع شودتا # ~~چنانکه خوانند گان را بمطالب اصل کتاب رهبری میکند بمطالب # ~~تعلیقات نیزرهبری کند لیکن چون نگارنده در وهلهآ اولی در نظر # ~~نداشت که تعلیقاتی باین کتاب ضمیمه کند بنابراین فهرست را چاپ # ~~کرد پس از آن فکر الحاق این تعلیقات پیدا شد از این روی نا کزیر # ~~این خلاف ترتیب پیش آمد و تعلیقات بعد از فهرست قرار کرفت و # ~~بدون فهرست ماند اینک از خوانند کان محترم نسبت باین خلاف # ~~معهود معذرت میخواهد. ### | والعذرعند کرام الناس مقبول . PageV01P134 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0240.png) # تعلیقات گتاب # اینکه مصنف (ره) گفته (ص2؛ س 3-2) : # « و منشور أحکامش بر کبار وصغار اسود و احمر وأبناء وانش بده و حضر # ~~خواندند ». # مأخوذ از عبارت ابو نصر عتبی (ره) است در او لتاریخ یمینی1 « وقد علم ~~أبناء البدو و # ~~الحضر وأنشاء المدر والوبر». # منینی در شرح یمینی نسبت باین عبارت گفته2 «وقد علم أبناء البدو # ~~والحضر» البدو البادیة والحضرمحر کة خلاف البادیة وهوالقری والمدن ~~والمراد # ~~بالابناء هنا الملازمون أی ملازمو البادیة والحاضرة؛ قال الراغب : ~~ویقال لکل ما یحصل # ~~من جهة شیء او من جهة تربیته او بتفقده أو کثرة خدمته أو قیامه بأمره: ~~هوابنه ، نحو: # ~~فلان ابن حرب؛ وابن السبیل للمسافر قال تعالی : وابن السبیل ، و ابن ~~اللیل وابن # ~~العلم وفلان ابن بطنه وابن فرجه اذا کان همه مصروفا الیهما، ms102 وابن یومه ~~اذا لم ینظرفی # ~~غد. انتهی [وأنشاءا امدروالو بر آالانشاء جمع نشؤ کقفل کمافی المصباح ~~یقال : نشأ الغلام # ~~والجاریة جاوز ا حد الصغر، والمدرقطع الطین الیابس واراد به المدن ~~والقری والوبر للابل # ~~کالصوف للغنم والمراد بأنشاء الوبر من بیوتهم من الوبر وهم سکان الخیام ~~». # و کلمهآ «أنشاء» بهمین معنی که یاد شد درموارد دیگر از تاریخ عتبی نیز ~~بکار # ~~«فته است از آنجمله است این عبارت3 «او لیا، تلک الدولة وأنشاء تلک ~~النعمة» ونیزاین PageV01P135 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0241.png) # ~~عبارت1 «أنیاب تلک الدولة ووجوه أنشائها ونجوم سمائها » ونیز این ~~عبارت2 : «انشاء # ~~الجد والصدق وابناء الشق والرشق» الی غیرذلک، پس با وجود این کلمهآ ~~مناسب مقام # ~~احتمال انکه «افناه» باشد چنانکه در ذبل صفحه اشاره کرده ام دوراست ~~زیرا «افنامه # ~~بمعنی «اخلاطه و هاشائب» و « اوباش» ازمردم است چنانکه درهمین تاریخ ~~عتبی نیز مکر ر # ~~در همین معنی بکار رفته است مثلادرص 94 س 3 کتاب مزبور آمده « افناء ~~عسکره » # ~~و همچنین درص210 و242 وغیراین موارد. # قسمتر ازمقد مهآ مصنفرحمة الله علیه که دربارهأهمیت امر وزارت ولزوم مشیر ~~و # ~~وزیر برای پادشاه بلکه برای پیغمبر نیز است یعنی این عبارت (ص2 ؛ س13) ~~« وقلم # ~~راست تدبیر جفت شمشیر جهانداران نامدار وشهریاران دولتیار آمدهتا این ~~عبارت # ~~(ص4 ، س 7) «والوزارة اسم جامع للمحاسن ناظم لعقود المعالی والمکارمه ~~مأخوذ # ~~از کتاب «الظرائف واللطائف فی المحاسن والاضداد، است کله تألیف ابو نصر ~~احمدد بن # ~~عبدالرز اق المقدسی است که آنرا از دو کتاب ابومنصور ثعالبی که یکی « ~~الظرائف و # ~~اللطائف، و دیگریهالیواقیت فی بعض المواقیت، میباشد تلفیق نموده است ~~واینک نص # ~~عبارت کتاب نامبرده را دراینجا نقل میکنیم : # در باب تاسع کتاب نامبرده تحت عنوان «فی مدح الوزارة» مذ کوراست3: # «الوزارة اسم جامع للمجد والشرف والمروءة وهی تلوالامارة والد رجة العلیا ~~و # ~~الرتبة الکبری فی الریاسة والسیادة والانبیاء علیهم الصلوة والسلام لم ~~یستغنوا عن الوزارة # ~~فکیف العظماء والملوک وقد نطق القرآن بوزارة هارون لموسی علیهما الصلوة ~~واتسلام # ~~حیث ms103 قال جل وعز حکایة عن دعاء موسی : واجعل لی و زیرا من أهلی هارون ~~أخی PageV01P136 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0242.png) # ~~اشدد به أزری وأشر که فی امری، ثم قال فی نظام الآیة ، قد أوتیت سؤلک ~~یاموسی، # ~~فدل علی أنه جعله وزیره وصاحب أمره وشریکه. # و أفصح عن حسن أثر موقع الوزارة وجلالتها وقوع الحاجة الیها ، وکان آصف # ~~بن برخیا وزیر سلیمان علیه السلام وکان محمدالمصطفی صلی الله علیه و ~~سلم یقول: # ~~لی وزیران من أهل الارض ووزیران من أهل السماء فأما اللذان فی الارض ~~فأبو بکر # ~~وعمر و أما اللذان فی السماء فجبرئیل ومیکائیل علیهما السلام . وقال ~~علیه السلام : اذا # ~~أراد الله بملک خیرا جعل له وزیرا صالحا ان نسی ذکره و ان نوی خیرا ~~أعانه أو # ~~أراد شرآ کفه. # وکان انوشیروان یقول : لایستغنی أعلم السلاطین عن الوزیر ولاأجود ~~السیوفعن # ~~الصقال ولا أفره الدواب عن السوط ولا أعقل النساء عن الزوج». # ~~افضل الدین ابوحایمداحمد بن حامد کرمانی در تاریخ «عقد العلی للموقف ~~الاعلی» # در اوائل قسم چهارم گفته1: # «مصطفی صلی الله علیه[و آله امی کوید : اذا أرادالله بالامیر خیرا جعل له ~~وزیر # ~~صد ق ان نسی یذکره و ان ذکر یعنه ، واذا أراد به غیرذلک جعل له وزیرسوء # ~~ان نسی لم یذ کره وان ذکر لم یعنه، پادشاه را از وزیر ناصح ومشیر مشفق ~~نا گزیرست # ~~چه انبیا را ازوزراء صدق استغنانبوده است موسی علیه السلام گفت : و ~~اجعل لی وزبرا # ~~من أهلی هارون أخی أشد د به أزری ، مصطفی سلی الله علیه و[آله] گفت : ~~مرادر آسمان # ~~دو وزیرست ودر زمین دو وزیر: وزیران آسمان جرئیل و مباائیل ووزیران ~~زمین أبوبکر # ~~وعمر، وحکیمان گفته اند : عاولتر پادشاهی ازمزیر نا گزیرباشد، وبهترین ~~شمشیری از PageV01P137 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0243.png) # ~~صیقل نامستغنی، وفاره1 تراسبی بتازیانهه حتاج [وخردمند ترزنی بشوهر ~~نیازمند]2». # قاضل محترم آقای علی محمدعامری درذیل صفحه نسبت باین عبارت گفته: # « و قال بزرجمهر : أفره ما یکون من الدواب لاغنی به عن السوط ، وأعقل ما # ~~یاون من النساء ms104 لاغنی بها عن الزواج، وأدهی ما یکون من الر جال لاغنی ~~به عن المشورة # ~~(نهایة الارب ج 6 ص 73)4. # اینکه مصنف (ره) گفته (ص 5 ، س1 -4): # «طراز کسوهآ وزیران وروی رزمهآ اصحاب حکم و فرمان». # مراد بهر دوعبارت «طراز کسوه، و«روی رزمه» آنست که بردیگران از همکاران و # ~~همقطاران و همردیفان خود برتری داشته باشد از قبیل اینکه میگویند: فلان ~~کس بر امثال و # ~~اقران خود فائقاست، وهردوتعبیر درزبان عربی وفارسی بکاررفته است. # عتبی در تاریخ یمینی مکررهردو عبارت را بکار برده؛ازجمله درمدح # ~~زمان سلطنت سلطان محمود غزنوی میگوید(ص10 نسخهآ چاپ بمبئی بسال 1300 ؛ ~~س8): # ~~« فلو نشرت صحائف الدول الاسلامیة وایام الملة الحنیفیة لکانت دولته ~~غرة تلک الدول # ~~و مساعیه فیها طراز تلک الحلل» ونیزدر وصف عمید الد وله فائق امیر ~~معروف گفته: # ~~(ص134؛ س11) : «وهو وجه الرزمة و طراز الحلة وعمدة الجملة والملقتب ~~بعمیدالد وله» # ~~ونیز گفته (ص 227 4س7) : «و کان ابو الحارث أحمد بن محمد غرة تلک الد ~~ولة وافسان # ~~تلک المقلة وجمال تلک الجملة وطراز تلک الحلة، الی غیرذلک . # مصنف (ره) نظر بانسی که با تعبیرات عتبی داشته این دوعبارت را بسیار ~~بکاربرده # ~~است مذ : در نسائم عهاوه بر مورد گذشته درص 35؛ س12 گفته : «روی رزمهآ ~~وزرای عجم # ~~وطراز3 حله قهارمهآ امم بوده است، ونیز درنسائم ص48 ؛ س14 «روی رزمهآ ~~فحول وزرای PageV01P138 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0244.png) # ~~بزرگ منش وطر از [حلهآ] اصحاب دادو دهش آمد» و نیزدرصفحهآ 101 ؛ س14 ~~گفته: «غره # ~~صباح وزرای جهان و تمیمهآ وشاح عظمای زمان وروی رزمهآ مدبران ممالک روی ~~زمین و # ~~طراز حلهآ قهارمه ملک و دین بود » و در سمط گفته (ص 8 ،س18): «وروی ~~رزمهآ امرای # ~~رفیع مقدار وطراز حلهآ خسروان کامگار» ونیز در سمط ص31 بس 17 گفته : « ~~در آن # ~~عهد روی رزمهآ امرابود» و دردر « ص29؛س16 گفته: «روی رزمهآ اعیان حکمای ~~جهان خلاصهآ # ~~عناصر و ارکان طراز حلهآ فحول اهل دانش» ونیز گفته (ص109؛ س4) : 5 و از ms105 ~~وی # ~~فرزندان ماندند روی رزمه مولاناصاحب سعید،. صاحب تاریخ وصاف گفته (ص192 ~~نسخهآ # ~~پنج جلدی س13): «بعضی ترا کمه که پشت لشکرورزیرزمهآ رزم بودند پشت ~~نمودند وروی # ~~برتافتند » ونیز درص294؛ س9 گفته : مشیرامون را که روی رزمهآ خدم ~~پادشاه خاتون # ~~بود » منینی درشرح یمینی نسبت به* وجه الرزمه » چنین گفته (ج 1؛ ص319) ~~«الرزمة براء # ~~مهملة مکسورة وزای معجمة ساکنة الکارةمن الثیاب والفتح فیها لغة ووجه ~~الرزمة عبارة # ~~عن خیار الشیء لان رزمة الثیاب اذا نضدت یکون الانفس منها علی وجهها ~~لیروق الناظر # ~~الیها ویزدهی الراغب فیها ». # نصر الله منشی در ترجمهآ کلیله وومنه درباب الحمامة المطوقه گفته (ص ~~159؛س 10 # ~~از چاپ استادعبد العظیم قریب) : «روی رزمهآ یاران و واسطهآ قلادهآ ~~برادران بود » استادقریب # ~~درذیل صفحه گفته : «رزمه بکسر او ل وسکون دویم بقچه وبستهآ قماش وروی ~~رزمه یعنی # ~~جواهر قیمتی روی بقچه». # نزدیک باین دو تعبیراست بلکه در دلالت بر نخبه وزبده که مراد از ~~هردوعبارت آنست # ~~مثل و نظیر آن دو است عبارت «طرف کمر» که نگارنده نظر بذ کر آن دردیوان ~~قوامی و کتاب # ~~نقض درتعلیقات دیوان قوامی (ص254) بتوضیح وشرح آن بقدر کافی پرداخته ~~استهر که # ~~طالب باشد مراجعه فرماید . PageV01P139 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0245.png) # ابنکه مصنف(ره)کفته (صه؛ س13) : هبر عجر وبجر حالات ونقیر وقطمیر # ~~افعال واقو الشان، و نیز گفته (ص 20؛س4): «ومن بر عجر و بجر و نقیر و ~~قطمیر احوال ملک دیار بکر # ~~واقفم، مراد به «عجر وبجر» کار بزرگ و کوچک وجزئی و کلی است و ~~بطورمجازومثل در # ~~این مورد استعمال میشود ، فیروز آبادی درقاموس گفته: « وعجره و بجره ~~عیوبه وأحزانه # ~~وما أبدی وما أخفی ، زبیدی در شرح آن کفته : « کله مجاز علی المثل» ~~آنگاه بطور # ~~تفصیل بشرح عبارت پرداخته و ازموارد استعمال آن برخی را نقل کرده است. # وهمچنین مراد به هنقیر وقطمیر ، این معنی است بجز آنکه این عبارت در کتب # ~~فارسی متداول تر است مثلامصنف در سمط آنرا بکار برده (ص 103؛ س14) ms106 : هو ~~بر # ~~نقیر وقطمیر اشغال واعمال واقف، ونصر الله منشی نیزدرترجمهآ کلیله ~~ودمنه درباب الاسدو # ~~ابن آوی آن را بکار برده (ص 237 چاپ استاد عبد العظیم قریب): «از نقیر ~~وقطمیر احوال # ~~هیچ چیز بروی پوشیده نماند، استاد قریب در ذیل صفحه گفته : « نقیر شکاف ~~کوچک # ~~پشت هستهآ خرماست وقطمیر پوست باریک میان هستهآ خرما و« نقیر ~~وقطمیراموره کنایه # ~~از کلی و جزئی و کوچک وبزرگ است». # چون این دو کلمه درقرآن مجید نیز هست زیراهنقیر» در سورهآ نساء در دو ~~مورد # ~~(آیهآ 53: «فادا لایؤتون الناس نقیرا، وآیهآ 124: « ولا یظلمون نقیرا» ~~(ود قطمیر، درسورهآ # ~~ملائکه (آیهآ 5133ما یملکون من قطمیر») ذکرشده لذاعلاوه بر علمای لغت ~~مفسران نیز # ~~چنانکه شاید و باید در این باره تحقیق فرمودهاند هر که طالب تفصیل باشد ~~بتفاسیر نیز # ~~مراجعه فرماید زیرااین مقام کنجایش بحث بیشتر ازاین راندارد . # اینگه مصنف (ره) گفته (ص8، س 94): # «یقر له بالفضل من لایوده» مصراع تمامی است اما اینکه گفته : «ویعترف # ~~له بالصدارة من هوضد ه» موزون نیست لیکن در سمط بجای عبارت دو م مصراعی ~~آورده PageV01P140 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0246.png) # ~~است باین ترتیب (ص64): هویقضی له بالسعد من لاینجم » # افضل الدین ابو حامد کرمانی نیز آنرا دد عقد العلی چنانکه د رسمط است ~~بکار # ~~برده است (ص 47 ؛ س12) پس بیتی تمام است . # اینگه مصنف (ره)درص 9 ، س 3 - 6 گفته : # «کان مشغول اللسان (تا) لسیاسة الجمهور» مأخوذ از تاریخعتبی است وعبارت ~~وی # ~~چنین است (ص8 ؟ س15 ، # «وقد کان أدام اللهبة . ودولته منذلفظه المهد وجفاه الرضاع وانحلت من ~~لسانه عقدة # ~~الکلام واستغنی 6 ن 1 شارة بالافهام مشغول اللسان بالذکر والقرآن مشغوف ~~النفس # ~~بالسیف والسنان ممدود الهمة الی معالی الامور معقود الامنیة بسیاسة ~~الجمهور»، # اینکه گفته (ص 9) : # «حاط البلاد لخمس عشرة حجة (تا آخر دوبیت عربی)» از کمیت است وازقصیده # ~~ایست که در مدح مخلد بن یزید بن مهلب سروده است چنانکه منینی در شرح ~~یمینی تصریح # ~~کرده است (ج1 ؛ ص 36) زیرا ms107 عتبی آنهارادر و صف سلطان محمود بعنوان تمثل ~~ذکر نموده # ~~است (ص9) الا آنکه در آنجا بجای «حاط البلاد » «قاد الجیوش » نقل شده ~~است و این # ~~دوبیت بسیار معروف و درغالب کتب مذکور است ومیتوان گفت حکم مثل سائر ~~دارد . # اینکه مصنف درص 10 ، س7 گفته : # « ثم هناک» تا آخر عبارت؛ اگر چه تمام عبارت را بیست نیاوردم که از کیست # ~~لیکن چون مصنف (ره) نظیر آنرا دراواخر سمط العلی (ص100) با اختلافی در ~~کلمات # ~~آورده است باین قرار: # « ثم هناک من النفس الامارة بالخیر والعقیدة المصروفة الی الاحسان والبر ~~و # ~~الشجاعة التی أزرت فی زمانه سهراب فی ایامه والخلق الذی لو مزج بالبحر ~~لمحا PageV01P141 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0247.png) # ~~کدورته ونفی ملموحته ما لم یسمع بمثله حیزلاحد من الملوک الجبابرة ~~والعظمآء الاکاسرة # ~~بأی سمع ». # پس گمان میکنم که صحیح عبارت نسائم که چند کلمهآ آن بقرینهآ مقام تصحیح # ~~شده است بعد از ملاحظهآ این عبارت وملاحظهآ قسمتی از عبارت که از تاریخ ~~عتبی مأخوذ # ~~است چنانکه عن قریب ذ کر میشود این باشد: # «ثم هناک من النفس الامارة بالخیر والید الفیاضة بالنیل والخلق الذی ~~لومزج # ~~بالبحز لمحا کدورته ونفی ملوحته ومن التواضع والطلاقة التی یترقرق منها ~~ماء الکرم # ~~ویقرأ فیها صحیفة حسن الشیم مالم یسمع بمثله حیزلاحد من الوزراء ~~الصنادید والکبراء # ~~الصید . # قسمت اخیر این عبارت مأخوذ ازعبارتی از تاریخ عتبی است (ص10 س4-8) باین # ~~ترتیب : « وحاز الله له من البسطة فی العلم والحلم والهیبة بالاسم ~~والجسم والظفر # ~~باحابیش الاعداء فی وقائع یعز صبرالنفوس علی أمثالها وتکاد الارض تمور ~~من أهوالها # ~~مالم یسمع بمثله حیزلاحد من الملوک». # و«صید» و«صنادید» نیز که درعبارت گذشتهآ مصنفودراین عبارت دیگرویهالی # ~~غیرهم من صنادید الوزراء وصید الکبراء»(ص4 ؛ س 19) وغیر آن از مواردی ~~که در این # ~~کتاب ودر سمط بنظر میرسد مأخوذ از تاریخ یمینی است چنانکه در صفحهآ 84 ~~گفته : # ~~«اذ کانت تلک ولایة قد أعیت صید الملوکوصنادید القروم». # منینی درشرح یمینی که موسوم است به (الفتح ms108 الوهبی علی تاریخ ابی نصر ~~العتبی، # ~~نسبت بگلمهآ «حیز» چنین گفته (ج 1 ، ص40) : # «و [حیز] بالبناء للمجهول من الحیازة وهو فی موضع جر صفة [لمثله اوصح ~~وقوعه # ~~صفة لان مثلا من الالفاظ المتوغلة فی الابهام فلاتتعر ف بالاضافة الا ~~اذا اشتهر المضاف PageV01P142 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0248.png) # ~~بمماثلة المضاف الیه او مغابرته له . # ویروی [خیر] بالخاء المعجمة من الخیرة. # ویروی [خبر] واحد الاخبار فعلی هذه الروایة یکون [خبر آنائب فاعل [یسمع]و # ~~بمثله] فی محل النصب علی الحالیة منه». # نگارنده گوید : : « اینکه منینی درشرح «حیز»رابر دوقرائت دیگر مقدم داشت # ~~برای این است که کلمهآ «حاز» در صدر عبارت عتبی قرینه بر آنست الااینکه ~~صدر الافاضل آن # ~~را «خار» بخاء معجمه خوانده است چنانکه منینی نقل کرده است(ص39 : س27). # اما «صید» جمع «اصید» است که بمعنی گردن کژ میباشد که متکبران وبی - # ~~اعتنایان را بآن موصوف میدار ندودر کتب لغت باین معنی تصریح کردهاند؛ ~~در منتهی الارب # ~~گفته : «اصید بالفتح کژ کردن، وپادشاه بدان جهت که التفات کم کند، و ~~گردن بلند # ~~دارنده از کبر، وشیر بیشه» ودر تاج العروس ولسان العرب بطور مبسوطتر ~~این کلمه را # ~~بیان کرده اند . # منینی درشرح عبارت نسابق الذکرعتبی گفته (ج1 ، ص 300) : # «[صیدالملوک] الصید جمع أصید وهوالسید المتکبر والصید بفتحتین عوج یعتری # ~~الابل فی عنقها فترفع رأسها ولاتستطیع ان تلتفت یمینا ولا شمالا ولذلک ~~یقال المتکبر # ~~«أصیده لانه لا یلتفت یمینا ولاشمالا لتکبره وعدم مبالاته بمن حوله فلا ~~یجد قدرهم عندة # ~~بمقدار التفات رأس وایماء طرف » پس معنی «اصید» نزدیک بمعنی گردن کش ~~است که # ~~درفارسی پادشاه وامیر وامثال ایشان را نیز بآن وصف میکنند . # مصنف (ره) در ترجمهآ سعدالدو[، گفته (ص108، س19) : # « وامرای گردنکش وسپه داران رستم وش را بی رجوع بدو(تا آخر)». # ودرسمط گفته (ص9 ، س 44) : # « مرزبانان گردن کش و سپهداران رستم وش(تا آخر)،. PageV01P143 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0249.png) ### | 14 # ~~در برهان قاطع گفته : # ~~« گردن کش کنایه ازمردم باقو ت وقدرت و نافرمان باشد». # ~~واما دصنادید» جمع «صندید» است ms109 که بمعنی سید شجاع یعنی سرور # ~~دلیر میباشد . # ~~اینکه مصنف (ره) گفقه (ص 19، س197) : # ~~«هیچ باقی برین زمانه نماند ؛ فذلک ما کنا نبغ » # ~~ودر سمط نیز آنهارا چنین آورده (ص97، س23): # ~~هذلک ما کنا نبغ، هیچ باقیش درزمانه نماند *. « هیچ باقی (تا آخر) » ~~مصراعی # ~~است موزون از بحر خفیف لیکن نه قائلش را میدانم ونه مصراع دیگررا. # ~~اما «ذلک ما کنا نبغ ، از آیهٔ‌ 64 سورهآ مبار کهآ «کهف» است وتمام آیه ~~این # ~~است : «قال ذلک ما کنا نبغ فارتد ا علی آثارهما قصصا» و از استعمال ~~مصنف (ره) برمیآید # ~~که این قسمت آیه حکم مثل دارد ، د. هرصورت «ما» اسم موصول است وصلهآ آن ~~«نبغ» # ~~است ورابط ضمیری بوده که جوازا حذف شده است چنانکه درهماشاءالله وامثال ~~آن؛ # ~~ابن مالک گفته : «والحذف عندهم کثیر منجلی، فی عائد متصل ان انتصب، ~~بفعل اووصف # ~~گمن ترجویهب» یرید ای ترجوه. وحذف یاء در کتابت برای تخفیف است # ~~ابوالفتوح رازی (ره) در تفسیر خود کفته (ج 3چاپ اول ،ص 437،س 33): # ~~«ذلک ما کنا نبغ - این آنست که مادرطلب آنیم ، ویاء از[نبغ] بیفکندندا ~~کتفاء # ~~بالکسرة عنها کقوله: أجیب دعوة الد اع اذا دعان، اتباعا للمصحف چنین ~~یافتند نبشته» . # ~~اینکه مصنف(ره) گفته(ص33 ؛ س18): # # «ان کان بین صروف الد هر من رحم %~% موصولة أو ذمام غیر منقضب # # فبین ایامک الاتی نصرت بها %~% وبین ایام بدر أقرب النسب» PageV01P144 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0250.png) # ~~این دوبیت ازجملهآ قصیده ایست که ابوتمام در فتح عموریه ساختهاست ~~وقصیده # ~~از فررقصائدوی بشمار میرود و عنوان قصیده دردیوان او چنین است1 «و قال ~~یمدح أمیر المؤمنین # ~~المعتصم بالله أبا اسحاق محمد بن هارون الر شید ویذ کرفتح عموریة»2 پس ~~اینکه مصنف # ~~(ره) گفته « ووزیر عون الد ینراست درتهنیت آن فتح » اشتباه است # ~~اینگه مصنف (ره) حفته (ص61، س13): # ~~«امیر قماج که قرم مقد م مملکت وناب أشد سلطنت بود ». # ~~ودرسمط گفته (ص49، س5): # ~~« وتیمور ملک را که ناب اشد مملکت وقرم مقد م دولت بود ms110 ». # ~~ونیز درسمط گفته (ص74، س 10) : # ~~«یمین الملک ظهیرالد ین که ناب اشد دولت وقرم مقدم اعیان دیوان بود ،. # ~~و نیز در سمط گفته (ص44، س7) : # ~~«وعلی ملک را ازاعضاد دولت وانیاب حضرت سلطان جلال الد ین ».. # ~~ونیز درسمط گفته (ص84 ، س7) : # ~~« واعوان واعضاد باسرهم ». # ~~عتبی در تاریخ یمینی گفته (ص33 ؛ س2): # ~~«و اخوة الحسین بن مالک واضرابهم من انیاب تلک الد ولة ووجوه أنشائها # ~~ونجوم3 سمائها» منینی درشرح گفته ج1؛ ص 100): # ~~«الناب المسنة من النوق وسید القوم وفی بعض النسخ من ابتاء تلک ~~الدولة». PageV01P145 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0251.png) # ~~زمخشری در اساس البلاغه گفته : # ~~«من المجاز: هو ناب قومه، ای سیدهم، # ~~ودرقاموس نیز ضمن معانیه ناب» گفته: «سیدالقوم» وزبیدی درتاج العروس ~~گفته : # ~~« من المجاز: الناب سید القوم و کبیرهم وجمعه انیاب وانشد ابوبکر قول ~~الجمیل: # # رمی الله فی عینی بثینة بالقذی %~% وفی الغر من انیابها بالفوادح # ~~قال : انیابها ساداتها ای رمی الله بالهلاک والفساد فی أنیاب قومها و ~~ساداتها اذ # ~~حالوا بینها وبین زیارتی (تا آخر کلام او)». # ~~اینکه مصنف(ره) گفته (ص62 ؛ س18): # # * لقد کنت بیذق نطع الزمان %~% فلا رحم الله من فر ز نک» # # «جزاؤک عندالمعین الأ صم %~% اذا أنت غرزنته غر زنک» # ~~«بیذق» معرب «بیادهه است و«فرزنک»ای جعلک فرزنا ، و«فرزن»مخفف«فرزان» # ~~است و آن بمثابهٔ‌ وزیر است دربازی شطرنج ، # ~~در برهان قاطع گفته : # ~~« فرزان بفتح او ل بروزن لرزان بمعنی علم « حکمت و دانش واستواری باشد ~~و # ~~بکسراو ل فرزین شطرنج را گویند و آن مهرهآ باشد از مهره های شطرنج و آن ~~بمنزلهآ # ~~وزیر است » # ~~درأقرب الموارد گفته : # ~~«تفرزن البیذق صارفرزانا من الفرزان وهی الملکة فی لعبة الشطرنج معر ب ~~فرزین # ~~تالقارسیة ج فرازین،. PageV01P146 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0252.png) # ومعین الدین اصم همانا ابوطاهرخاتونی است چنانکه استاد فقید عباس اقبال ~~در # ~~مجلهآ یاد گار(سال4 ، شمارهآ 5، ص7-18) تحقیق فرموده ونگارنده نیز در ~~تعلیقات تقض # ~~آن را تأیید و مبنای بیاناتش راتشیید کرده است فراجع ان شئت(ص122-118) # ایتکه مصنف (ره) درص 104، س 6 گفته : # «شأواو در ms111 نیافتنند و گردش نشکافتند» # درسمط هم این عبارت را بهمین نحودردومورد بکار برده. است # (رجوع شودبص34؛ س 15، وص78؛ س 25) . # این دو تعبیر مأخوذ از لغت عرب است که میگویند : فلان بعید الشأ و أی ~~عالی- # ~~الهمة وهولا ید رک شأوه ومایشق غباره أی لایسبقه أحده ومراد ازهردو ~~تعبیر آنست که # ~~او برهمگنان پیشی گرفته و ازایشان سبق برده و کوی سبقت را ربوده است . # با آنکه بنا ندارم دراین مختصر بنقل موارد استعمال بعنوان شاهد بیردازم ~~لیکن # ~~نصرالله منشی درخاتمهآ ترجمهآ کلیله ودمنه تمثل بچند بیت عربی کرده است ~~که متضمن # ~~استعمال کلمهآ «شآوه است اسما وفعلا وچون بسیار زیباست برای تتمیم ~~فائده عین عبارت # ~~نصر الله منشی را با ابیات مشارالیها در اینجا مینگارمونص عبارت او در ~~خاتمهآ کتاب # ~~مذکور این است : # «وبدین لباس زیبا که بنده در آن پوشانید جمالی گرفت وزیبی یافت که ~~عالمیان # ~~را بخود مشغوف و مفتون گرداند و درمد ت اندک تمامی اقالیم زمین و بلاد ~~بگیرد و در این # ~~اشارت بی صورت تصلف چون تأملی رود و بردیگر کتب پارسی که اعیان واکابر ~~این # ~~حضرت عالیه مد الله بسطته کرده اند مقابله کرده آید شناخته گردد گه این ~~ترجمه # ~~چگونه پرداخته آمده است و درانواء سخن قدرت تاچه حد بوده است اکراین ~~بنده این # ~~کتاب را از تازی بپارسی و ازپارسی بتازی آرد بدان تشو فی نجوید چه ذ کر ~~او از آن سائر PageV01P147 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0253.png) # ~~ترست که بدین معانی حاجت افتد وخاص وعام رامواظبت اوبراستفادت و تعلم ~~مقر ر است # ~~و کمال همت او درفراهم آوردن اسباب سعادت واکتساب انواع هنر معلوم . # ولست اذا سما للمجد طرف %~% أرد نوا ظری دون السماک # و دهری مسعف و العمر غض %~% و نفسی حرة والعر ق زاک # و لیس مهجنی الا شاب %~% حرمت بد مزیة ذی احتناک # علی ان الرهان أیان شأوی %~% اذاشاء الجذاع علی المذاکی # زمانه ندارد به از من پسر %~% نهانم چه دارد چو ms112 بد دختری» # «شاء» دربیت اخیر عربی مقلوب «شای» است که در اصل «شأو» بوده است جوهری # ~~درصحاح بعد از ذ کرکلمه درماده [ ش ، و] وبحث در آن وتصریح باینکه ~~«شاوت القوم # ~~اذ اسیتقتهم» گفته : «وشاءه ایضا علی القلب ای سبقه وقد جمعهما ~~الشاعرفی قوله : # مر الحدوج فما شأ ونک نقرة %~% و لقد اراک تشاء بالا ظعان # چون معلوم شد که «شاء» مقلوب «شآی» است یعنی و او را بجای همزه برده و # ~~همزه را بجای یاء آورده اند لفظ مختلف ومعنی یکی است عبارت «شاء ~~الجذاء،رادر بیت # ~~مذکور میتوان بصیغهآ مفرد مذ کرغائب یعنی «شاء» خواند چنانکه استادبزر ~~گوار عالی # ~~مقدار عبد العظیم خان قریب چنین خوانده و در تصحیح بیت این وجه را ~~اختیار کرده است و میتوان # ~~بصیغهآ جمع یعنی «شأواهخواند وازقبیل«أ کلونی البراغیث» قرارداد ~~چنانکهنر اد نطه ادب # ~~وابن بجدهآ لغت عجم وعرب مرحوم حسنعلیخان امیر نظام کر وسی اعلی الله ~~در جته در # ~~تصحیح بیت این وجه را اختیار نموده است و ابن مالک بهر دو قاعدم در این ~~دو بیت # ~~اشاره میکند : # «وجر د الفعل اذا ما اسندا %~% لاثنین اوجمع کفازالشهدا» PageV01P148 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0254.png) # و قد یقال سعداوسعدوا %~% والفعل للظاهر بعد مسند » # ~~پس تا معلوم نشود که قائل بیت بصیغهآ مفرد گفته یا جمع بهردووجه میتوان ~~خواند واکر # ~~بدلیلی یکی ثابت شدنباید در شعروی تصر ف کردوباید بهمان لفظ که کفته ~~اکتفظ کرد. # استاد قریب اشعار نامبرده را ترجمه کرده و گفته : # «چون چشم برای مجد و بزر گواری نظر بینداز دمن کسی نیستم که دید گان خود # ~~را بغیر ستارهآ سماک باز گردانم . # روز گار مرا یار ومددکار وعمر تازه وبا رونق ونفس آزاده وپی و کوهرپلک ~~است . # زشت کنندهآ من جز جوانی نیست که بسبب آن از امتیاز وفضیلت مردم مجر ب # ~~فرزانه محروم وهمنوع کردیدم . # با آنکه مسابقه و گرو تقد م مرا ظاهر ساخت هنگامی که اسبان تازه جوان بر # ~~اسبان کامل ms113 پیشی جویند». # پس این دو تعبیر نظیر تعبیر دیگر مصنف (ره) میشود که درهمین کتاب یعنی ~~«نسائم # ~~الاسحار» دروصف احمد بن حسن میمندی گفته (ص41، س5): # «ودرحلیت مکارم وفضائل ومعالی بر معاشر أکارم وأفاضل واعالی مجلی وسابق # ~~آمد » ودرسمط نیز دروصف محمدشاه کرمانی (ص94؛ س16) گفته : # «و در حیازت خصال شاهانه - در مضمار رهان از سلاطین خاندان سابق و مجلی ~~آمد» # ~~زیرا«سابق» و«مجلی ، هردو از نامهای اسبان سبقت کنند گان وسبق برند گان ~~از اسب دوند گان # ~~است که درمضمار مسابقهآ اسب دوانی شر کت میکرده اند چنانکه در کتب لغت ~~و ادب و # ~~تفسیر بتفصیل مذکور است و ابونصر فراهی نیز در نصاب الصبیان بخلاصهآ آن ~~چنین # ~~اشاره کرده است : PageV01P149 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0255.png) # # « ده اسبند در تاختن هر یکی را %~% بترتیب نامی استروشن نه مشکل» # # همجلی مصلی مسلی و تالی %~% چومرتاح وعلطف حظی ومؤمل» # # «لطیم وسکیت ارب حاجت عرق خوی %~% فؤاداست وقلب وجنان وحشادل» # « لطیم» نام اسب نهم و «سکیت» نام اسب دهم است طالب تفصیل بمفصلات رجوع ~~کند # ~~زیرا این مقام بیشتر ازاین را مقتضی نیست . # اینکه مصنف(ره) گفته (ص103 س2-1) : # «ولولا خلال سنها» تا آخر از اشعار معروفهآ ابو تمام است که درحکم مثل ~~سائر # ~~شده ولذا چون غالبا مردم بآن تکلم و تمثل کنند در الفاظش تحریفاتی ~~بکاررفته مثلا بجای # ~~«بناة القوافی» «بناة المعالی» و بجای «این» :« کیف» بکار میبرند ودر ~~غالب کتب ادب # ~~نقل شدهاست ونیز بجای : «درت» : «دری» نقل کردهاند ودر کتاب «اللطائف ~~والظرائف» # ~~در باب التاسه عشر که در مدح شعر و شعراست باین روایت در قرائت آن ~~اکتفا شده است # ~~لیکن بیت دردیوان ابوتمام که آخرین بیت قصیدهایست که در مدح احمدبن أبی ~~دؤاد # ~~گفته چنین نقل شده است1: # «ولولاخلال سنها الشعر مادری %~% بغاة الندی من أین تؤتی المکارم» # ~~اینکه مصنف (ره) در ترجمهآ صدر الدین احمد خالدی زنجانی گفته (ص 110): # «و از افعال ناپسندیده و رسوم ذمیمه وقوانین بد که درعهد او ms114 بابداع رسید ~~وضع # ~~غائلهآ چاو بود که متضمن مضر ت کلی و خسارت عام عموم خلایق خواست شد». # ~~اشاره بیک امرمهم تاریخی است که در تواریخ مربوطه باین مطلب بذکر آن # ~~پرداخته اند ازجملهآ آنها تاریخ وصاف است که تحت عنوان «شرح اسبابی که ~~صادر شد PageV01P150 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0256.png) # ~~دروضع چاو و ابطال آن» دراین امر خوض کرده است هر که طالب باشد بآنجا ~~رجوع کند # ~~(ص271 نسخهآ پنج جلدی مطبوع در بمبئی بسال 1269). # اینکه مصنف (ره) در نسائم (ص113 سطر آخر) و در سمط ص50 ودردر ه ص114؛ # ~~س 2 گفته : # «وهم النجوم الزواهر(تا) والبحور الزواخر» مأخوذ از تاریخ عتبی ~~است(ص10بسطر # ~~آخر) «لطف الله له بأولاد کالنجوم الزواهربل اللیوث الخوادر بل السیوف ~~البواتر # ~~بل العقبان الکواسن . # اینکه مصنف(ره) دراواخر کتاب (ص117) گفته : # «سلاف قصاراه ذعاف ومر کب» تا آخردوبیت مأخوذ از قصیده ایست که ابو منصور # ~~عبدالملک بن محمد ثعالبی صاحب یتیمة الد هر بسال وفات فخرالدولهآ دیلمی ~~که قضایاو # ~~حوادث مهمهآ در آن سال روی نموده است کفته و25 بیت آنرا ابو نصر عتبی ~~(ره) در تاریخ # ~~یمینی درج کرده است (ص110-112) که آخر آنها این پنج بیت است: # تسل عن الدنیا ولاتخطبنها %~% و لاتخطبن قتالة من تتاکح # فلیس یفی مرجوها بمخوفها %~% و مکروهها إماتدبرت راحج # لقد قالفیها الواصفون فأکثروا %~% وعندی لها وضف لعمرک صالح # سلاف قصا راه ذعاف و مرکب %~% شهی اذا استلذذته فهو جامح # وشخص جمیل یونق الناس حسنه %~% ولکن له أسرار سوء قبائح # و همچنین ابونصر احمد بن عبد الرزاق المقدسی در باب دوم از کتاب الظرائف ~~واللطائف # ~~خود که آترا از دو کتاب «الظرائف و اللطائف، وهالیواقیت فی بعض ~~المواقیت » ثعالبی # ~~تلفیق نموده و برشتهآ تالیف آورده است این پنج بیت را بعنوان «قلت من ~~قضیدة، که کلام PageV01P151 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0257.png) # ~~ثعالبی میباشد نقل کرده است (رجوع شود بصفحە9آ نسخهآ مطبوعه بسال ~~1282). # ~~طالب شرح ابیات رجوع کند بشرح منینی بر تاریخ یمینی (ج1، ص 268). # ~~اینکه مصنف ms115 (ره) گفته (ص118) : # # «دعی یا نفس فکرک فی ملوک %~% مضوابل لانقراضک ویک فابکی، # ~~ازمرثیه ایست مشتمل بر 15 بیت که ابوالفرج ساوی دروفات فخرالد ولهآ ~~دیلمی # ~~گفته حست و ابونصر عتبی آنها را در تاریخ یمینی آورده (ص 109 -110) و ~~منینی نیز در # ~~شرح یمینی بشرح آنها پرداخته است (ج1، ص262_264) و نیزدو بیت آن را ~~مصنف # ~~درسمط آورده است (ص95) : ### | حذار حذار من بطشی و فتکی # # فلا یغر رکم حسن ابتسامی %~% فقولی مضحک والفعل مبکی # ~~در بعضی از کتب دو بیت زیرین بنظرم رسیده است که ترجمهآ این دو بیت ~~عربی # ~~است و آنها چنین است : # # ترا دنیا همی گوید شب وررز %~% که هین ازصحبتم پرهیز ویرهیز # # مده خود رافریب ازرنگ و بویم %~% که هست این خندهآ من گریه آمیز # ~~اینکه مصتف (ره) گفته (ص 43 ، س4) و همچنین در سمط ص 44 ؛ س20 # ~~ودر در * ص 107؛ س7 و ص30؛ س18 (لیکن مصراع دوم فقط) : # یشار الیه بدعاءة %~% ویثنی علی فضله الخنصر» # ~~قائل بیترا نمیدانم که کیست لیکن «دعاءه» بروزن ومعنی «سبابه» است ~~زهخشری # ~~درلساس البلاغه گفته : « فلان تثنی به الخناصر ای یبدأ به ، وفلان ~~لاتثنی به الخناصر ای # ~~لایؤبه به، ودرتاج العروس مذکور است: « ثتاهای عقده ومنه : ثثنی علیه ~~الخناصر، ونیز PageV01P152 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0258.png) # ~~گفته . « ویقال للرجل الذی یبدأ بذکره فی مسعاة أو مسعدة اوعلم : فلان ~~تثنی به # ~~الخناصرای تحنی فی اول من یعد ویذکر» محصل معنی آنگه : اگربخواهند ~~نیکو- # ~~کاران واهل قدر ومنزلت یا جاه ومنصب را بانگشت بشمارند او ل او را پاد ~~میکنند # ~~و بشمار میآورند از این قبیل است آنچه در درة الاخبار گفته (ص 89؛ س ~~12) : « در # ~~آن روز گار عقد خناصر اکابر بمفاخر ومآثر او بودی» و در واقع این عبارت ~~ازجهتی # ~~نزدیک بمعنی «مشار الیه بالبنان» است که کثیر الاستعمال وشایع است ~~ومعنی و مراد از # ~~آن نیز معلوم است وحاجت ببیان ندارد . # اینکه مصنف (ره) گفته (ص 21؛ س11) : «وغبار خلاقت برچهرهآ تمکن وزراء ms116 # ~~خلفا نشست» ونیزدرص 70 بس 1 گفته : «ای نصیرالد ین کارسلطان را بس خلق ~~کرده # ~~بودی» و نیز درهمان صفحه سطره«وخلقی کاروبی تمکینی را وقایهآ سرخویش ~~میدانست» # ~~و نیز گفته (ص 78؛ س 8) : «روزی جمعی از نواب با او سفاهت و خلاقت ~~کردند ، ونیز # ~~در ص 83 ؛ س 5 : «معزول گشته منگوب و خلق بشیر از مراجعت نمود ، . # مراد از «خلاقت» همانا ذلت وخواری واز «خلق» نیز ذلیل وخوار وغیر مرتب # ~~وپریشان حال است چنانکه ازموارد استعمال این کلمه در سمط نیز صریحا این ~~معنی # ~~بر می آید چنانکه در صفحهآ 72؛ س 18 گفته : «و برصورت اذلال وخلاقت ~~یکسواره # ~~بشهرش در آوردند » ونیز ص 89؛ س 19: «بی آنکه متعر ص تحمل خلاقت ~~وعقوبتی # ~~گشتی سپری شد» ونیز درص 85؛ س 27 گفته : « آن جماعت که بر وی آن خلاقت # ~~و نکال وخزی واذلال روا داشتند » و نیز در ص 100 ؛ س 12 : « و در خلاقت ~~و # ~~مذلت در دوزخ شتافت » و خلق بمعنی ذلیل و خوار درین شعر ظهیر فاریابی ~~نیز بکار # ~~رفته است : # «خویشتن را خلق مکن بر خلق %~% برد نو بهتر از کهن دیباست» PageV01P153 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0259.png) # و سیف الدین حاجی عقیلی نیز در آثار الوزراء بتبعیت مصنف این کلمه را # ~~بکار برده چنانکه ضمن ترجمهآ سید فخرالدین گفته (ص 340) : «آخر الامر ~~درخلاقت # ~~بهلاکت رسید » و چون کلمه در اصل بفاه ضبط شده بود نگارنده در ذیل صفحه ~~چنین # ~~گفته: «کذا؛ و گمان میکنم «خلاقت» باشد بقاف که بمعنی کهنگی لباس است و ~~دراینجا # ~~کنایه از پریشانی وفقر وفلاکت است ، وظن متاخم بعلم دارم که مصنف در ~~استعمال # ~~این لفظ باین معنی تابع عتبی باشد والله أعلم . # تکملة - مناسب معنی «اصید» است آنچه مور خان در ترجمهآ سلطان ارسلان # ~~نقل کرده اند . افضل الد ین ابوحامد کرمانی در عقد العلی در اوائل قسم ~~اوتل که درذ کر # ~~دولت آل سلجوق و ایام فترت ملک کرمان است گفته (ص 7 چاپ آقای علیمحمد ms117 ~~عامری): # ~~«وما در کتاب دیده بودیم که : یضعف ملک خراسان بموت الملک الاصلج ؛ و ~~یضعف # ~~ملک العراق بموت الملک الاصید ؛ و یضعف ملک کرمان بموت الملک المشغوف # ~~بالملاهی ، یعنی ملک خراسان بمر گ پادشاه گر ضعیف شود؛ و سلطان سنجر ~~گربود، # ~~وملک عراق بمر گ پادشاه کژ گردن ضعیف شود؛ وسلطان ارسلان گژ گردن بود ، ~~و # ~~ملک کرمان بمر گ پادشاه عشرت دوست ضعیف شود؛ و ملک طغرل شاه بر این # ~~صفت بود ». # اینکه مصنف (ره) در اواخر ترجمهآ نظام الملک گفته (ص 51؛ س12): «واراقم # ~~بلا وفساد در بلاد وعباد بقتل وزیر ووفات سلطان در جنبش آمد». # ونیز در ص 115؛ س 19 : « و اراقم وحشت در میان آنها بجنبش آمد » . # نظیر آنست آنچه در سمط آورده (ص 18 ؛ ص 16) : # « ومیان پسران اوملک ارسلان و بهرام شاه وتوران شاه اراقم وحشت در جنبش # ~~آمد» ونیز در ص 48 آن کتاب (س6) : «ومیان ایشان اراقم وحشت درجنبش. ~~آمد» . PageV01P154 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0260.png) # عتبی گفته ص 214؛ س 6: « بما انبث فی أطراف البلاد من حیات العداة وعقارب # ~~الغواة » ومنینی. درشرح آن گفته (ج 1 ؛ ص 77)؛ « [حیسات العداقا من ~~اضافة المشبه # ~~به الی المشبه کلجین الماءو(الحیات) جمع حیة وفعقارب الغواة، جمع غوی، ~~ونیز # ~~عتبی گفته (ص213) : « دبت عقارب الفساد فی ذات البین» درمنتهی الارب ~~گفته: «وقولهم: # ~~إنه لتدب عقاربه یعنی اومیدرد ناموس مردم را وسخن چینیها مینماید واذ ~~یتها میرساند،. # اینکه مصنف (ره) گفته (ص 90؛ س 11 و در سمط ص 23؛ س 2)؛ « وتمت # ~~أیامها وناحت علیها اصداؤها وهامها، مأخوذ ازتاریح یمینی است ونص عبارت ~~عتبی این # ~~است[ص72؛ س 5): « ویوحون إلیه أنها دولة قد تمت ایامها وحان ان تنوح ~~علیها # ~~اصداؤها وهامها، ونیز در آن کتاب گنته زص 131 ؛ س 3) : «ویناضل عن دولة ~~قدحم # ~~حمامها وانقضت ایامها وناحت علیها اصداؤها وهامها» منینی درشرح عبارت ~~او ل گفته # ~~(ج 1؛ ص 1726) : « الاصداء جمع صدی وهو ذکر البوم والهام الانثی منه ~~وهما یألفان # ~~الخراب ویزقوان باللیل کثیرا وبالنهار قلیلا و کنی ms118 بقوله « ان ینوح ~~علیها اصداؤها و # ~~هامها، اماعن هلاکها وزوالها (تا آخر کلام او)» ودر شرحعبارت دوم گفته ~~(ص312 ؛س # ~~15) : «وانقضت ای مضت و انصرفت أیامها ای قربت من الانقضاء وأشرفت علیه ~~(تا # ~~آخر کلام او)،. # اینکه مصنف (ره) گفته (ص3؛ س 16) : « که فرقد ملک فضائل و جلالت و # ~~شعرای آسمان امامت وصدارت بود ». # و همچنین آنچه در سمط آورده (ص 91؛ س 16) : «او وبرادرش فرقدان سپهر # ~~وزارت وشعریان برج جلالت بودند». # مأخوذ از کلام عتبی است در تاریخ یمینی (ص329؛ س 3): «واستتاب و لدین له # ~~کالفرقدین والشعریین أباالحسن وأبا سعید شریکی عنان فی المروءة والفتوة ~~ورضیعی # ~~لبان. فی أوامر النبوة (تا آخر کلام او)». PageV01P155 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0261.png) # منینی در شرح آن چنین گفته (ج 2 ؛ ص319؛ س28):« کالفرقدین» همانجمان # ~~قریبان من القطب «او الشعریین» هما الشعری العبور التی فی الجوزاء و ~~الشعری العمیصاء # ~~التی فی الذراع وتزعم العرب أنها أختسهیل». # (طالب شرح تمام کلام عتبی بشرح نامبرده رجوع کند). # اینکه در نسائم (ص 113 : س 10) گفته : «دست همت بافاضت سجال داد - # ~~گستری واشاعت نوال هنر پروری ». # و آنچه در دره ص5؛ س14: « مد الله رواق جلاله وبسط علی العالمین ظلال ~~اشباله # ~~بر افاضت سجال عاطفت واشاعت نوال رأفت ». # مأخوذ از عبارت عتبی است (ص 195 ؛ س 11): «وسجدلله شکرا علی ما أفاضه # ~~علیه من سجال السلامة ومد علیه من ظلال الفضل والکرامة ». # نسائم ص 49؛ س 6 وسمط ص 15؛ س 18 وص 32 سطر آخر ودره ص 8؛ س # ~~11 : «قید اسار وحبس اضطرار» نگارنده گوید : این عبارت بهر دو جزء و ~~مخصوصا # ~~«قید الاسار» در کتب مصنف بطور وفور بکار رفته و این تعبیر از عتبی است ~~(ص 112 # ~~جلد اول شرح منینی) « فطبقوا علیهم حبالة الاسر» ودرجای دیگر(ص95 تاریخ ~~یمینی # ~~س 15) : « وحصلتهم قی ربقة الاسار مقهورین» ومنینی در شرح (ج1 ؛ ص 226) ~~گفته : # ~~« این تعبیر نظیر حدیث معروف است که : «فقد خلع ربقة الاسلام من عنقه » ~~یعنی از # ~~قبیل اضافهآ مشبه به بسوی ms119 مشبه است نظیر «ذهب الاصیل» ونظیر این تعبیر ~~است آنچه # ~~نیز مه ف (ره) در آین کتب بکار برده باین عبارت «قید کتابت» یا «رشتهآ ~~تحریر» که # ~~هر دو بیار مصطلح و مشهور است واو لی مأخوذ از «قیدوا العلم بالکتابة » ~~است که # ~~معروف است . # اینکه در نسائم گفته (ص14؛ س2) : «و فصاحت و ذلاقت و لطافت ولیاقت» # ~~ونیز ص42؛ س14: «ولباقت ولطافتی بیحد داشت» ونیز در سمط ص 93؛ س2:« ~~گوئیا PageV01P156 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0262.png) # ~~آن خواجهآ باطلاقت ولباقت آفتاب بود» مأخوذ ازعتبی است (ص 330؛ تاریخ ~~یمینی # ~~س 9) ؛ «أنهی الی السلطان حاله فی کیسه وذلاقته وظرفه ولباقته» منینی ~~در شرح گفته # ~~[ج2 ؛ ص 321، س 32) . «[فی کیسه] أی کیاسته وفطانته ونباهته [ ~~وذلاقته]أی قو ة # ~~عارضته وبلافته تقول : ذلق اللسان فهوذلیق وذلق أی حدید بلیغ بین ~~الذلاقة [وظرفه] # ~~بفتح فسکون أی کیاسته و حذقه وز کائه و[لباقتهامصدر لبق الرجل ~~بالکسرلباقة فهو . # ~~لبق ولبیق أی حاذق دقیق بما یعمله» ونیز عتبی کفته (ص348؛ س 15) : « ~~ریان # ~~من ماء الطلاقة نشوان من صهباء اللباقة» . # منینی در شرح عبارت گفته (ج 2؛ ص 13): «اللباقة مصدر لبق بالکسر فهولبق # ~~ولبیق وهو الرجل الحاذق الرفیق بما یعمله» در منتهی الارب کفته : «لبق ~~الرجل لبقا # ~~بالفتح ولباقة ککرامة زیرک وماهر وچرب زبان گردید، و رجل لبق ککتف و # ~~لبیق کأمیر مرد زیرک وماهر در کار وچرب سخن، ولذا صاحب نصاب « لبق» را ~~بلفظ # ~~«کویا» ترجمه کرده است که گوینده باشد . # نسائم ص 62؛ س 8 : « افاضل دیوان ازسخن آن علج متعجب شده بسیار بر # ~~وی خندیدند ،. # ونیز در ص 84 در قطعهآ هجویهٔ‌ : «العلج حاز الوزارة والعلق حاز الامارة» ~~ودر # ~~سمط ص 81؛ س 7: « واما ملک شرف الد ین وزیر آن فرتوت پیر وعلج بی تدبیر ~~». # توضیح - دراقرب الموارد گفته : «العلج بالکسر العیر والحمار وحمار الوحش # ~~السمین القوی والرجل القوی الضخم من کفارالعجم، وبعض العرب یطلق العلج ~~علی # ~~الکافر مطلقا » ودر منتهی الارب گفته : «علج بالکسر خروخر وحشی فربه ~~توانا وکبر # ~~عجمی که هیچ ms120 دین ندارد ». # ابوالفتوح رازی (ره) در تفسیر خود ضمن بحث از معنی این آیه «ولما جاء ت ~~PageV01P157 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0263.png) # ~~رسلنا لوطا سییء بهم وضاق بهم ذرعا وقال هذا قوم عصیب» که آیهآ 77 ~~سورهآ مبار کهآ # ~~هود است (ج 3 چاپ اولص87 ؛ س 20) گفته : هابوحمزة الثمالی گفت : علامت ~~از # ~~میان زن لوط وقوم لوط در دلالت بر اضیاف آن بود که کسی را فرستادی و ~~قوم را # ~~گفتی : هیئوالنا علجا ، برای ما علجی بسازید، و علج خروحشی باشد، این ~~کنایت بود # ~~بنزدیک ایشان از دعوت با فاحشه و این کنایت تا امروز مانده است بزبان ~~که میان # ~~این قوم باشد آنان را که با او این معامله رود او را علج میخوانند، در ~~خبر می آید که # ~~مسخها الله علجا؛ خدای او را مسخ کرده وباخری کرد او را،. # نسائم ص 110 : س 4 : «ادرار بسیار و عوارف نهمار ، وسمط ص35 ؛ « باموال # ~~بسیار وخدمتیهای نهمار ». # نگارنده گوید؛ دربرهان گفته « خدمتی بروزن عشرتی بمعنی پیشکش باشد» # ~~ونیز گفته : « نهمار بفتح او ل ومیم بالف کشیده بر وزن رهوار بمعنی ~~بزرگ وعظیم و # ~~بسیار وبینهانت ووافر و بیکران وهمه و یکبار گی باشد ». # ونیز در سمط ص 45؛ س، : « و ازتیار بحار زخار علم نهمارش مغترف و از ~~انوار # ~~مشکاء فضائل بیشمارش مقتبس». # معنی ((ثرشیح)) و((ترشح) # نسائم (صم8؛ سه): «مترشح وزارت» وص101؛ «وأباعن جد مترشحان مناصب # ~~بلند ومتقلدان مراتب ارجمند » و سمط (ص64؛ س24) : « وپسرانش همه أبا عن ~~جد # ~~مناصب ارجمند را مترشح ، ونیز در سمط ص 77؛ س 10 : « ندمایش بعضی ~~مترشحان # ~~منصب صدارت لابل مستعد ان تصدی مایهآ وزارت». # فیروز آبادی کفته : «هو یرشح للملک یربی ویؤهل له ، وزبیدی درتاج العروس ~~PageV01P158 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0264.png) # ~~آنرا چنین شرح کرده : «ومن المجاز: هویر شح للملک وفی الصحاح واللسان ~~للوزارة ای # ~~یربی ویؤهل له و رشح للامرربیله وأهل وقلان یرشح للخلافة اذا جعل ولئ ~~العهد # ~~(تاآنکه گفته) وأرشح فلان لکذا وترشح، . # معذرت از خطائی - باید دانست ms121 که از جملهآ کلماتی که مصنف (ره) آنرا # ~~بطور وفور در نسائم و سمط بکار برده کلمهآ « بیتکچی» است چنانکه در ~~نسائم آمده (ص # ~~114؛ س 11) و در سمط ص47 ؛ س18 ودر ص51؛ س 6؛ الی غیر ذلک ، واین کلمه # ~~بتقدیم باء موحده برتاء مثناة تحتانی است چنانکه استاد فقید مرحوم ~~اقبال آشتیانی در # ~~تعلیقات سمط العلی ضمن بیان لغات واصطلاحات غریبهیا خارجی (ص146؛ س12) ~~گفته: # ~~«بیتکچی یعنی منشی و دبیر والغ بیتکچی بمعنی رئیس منشیان و دبیران است» ~~ونگارنده # ~~در تعلیقات آثار الوزراء دربیان معنی این لغت بقول صاحب فرهنگ لغات ~~وصاف اکتفا # ~~کرده وچون او نیزاین کلمه را بتقدیم تاء مثناة فوقانی برباء موحدهآ ~~تحتاتی ضبط کرده # ~~است دچار اشتباه شده است ونص عبارت نگارنده در تعلیقات آثارالوزراء این ~~است (ص # ~~312): « تبیگچی لغت مغولی وبمعنی جاسوس واستراق سمع کننده وراپورت ~~دهندهاست # ~~و تعجب از اینکه پروفسور محمد شفیع در سراسر مکاتیب که این لفظ مکر ر ~~شده # ~~همه را بتقدیم باء موحدهآ تحتانی برتاء مثناة فوقانی نوشته است و آن ~~اشتباه فاحشی است، # ~~و استناد نگارنده در نسبت این اشتباه عبارت فرهنگ لغات وصاف است که تحت ~~عنوان # ~~حرف التاء ص 668؛ س20 گفته : «تبیکچی جاسوس واستراق سمع کننده است ~~مغولی # ~~است، اینک از دانشمند عالیمقدار پروفسور محمد شفیع معذرت خواسته وامید ~~عفودارد. # تفاضای نگارنده # درخاتمه لازم میدانم که ازخوانند گان محترم و مخصوصا از دانشمندان صاحب ~~PageV01P159 # ![image filename](./0745NasirDinKirmani.NasaimAshar_0265.png) # ~~نظر نسبت بامری تقاضای عفو کنم و آن اینکه چون نگارنده در آغاز امر طبع ~~و تصحیح # ~~مؤلف کتاب را نمی شناخت واز مراجعه بسمط العلی ودرة الاخبار بمنظور کمک ~~بتصحیح # ~~نسائم الاسحار محروم بود لذا اغلاطی در برخی از موارد بجهت وحدت نسخه و ~~عدم # ~~تمان نگارنده از تصحیح آنها باقی مانده و بنظر اهل فضل میرسد و چون ~~نگارنده # ~~مؤلف را شناخت و بدو اثر دیگر او مراجعه نمود آن اغلاط بجهت استعمال ~~آنها در آن # ~~دو کتاب بدون تجشم ms122 تصحیح خود بخود درست شد چنانکه بغالب آنها در مقد مه ~~و # ~~تعلیقات تصریح کردیم و بعضی دیگر که ماند نظر بکثرت کار و گرفتاری ~~بسیار نتوانستم # ~~آنها را بوسیلهٔ‌ تهیهآ غلطنامهآ تصحیح کنم چنانکه مصححین سمط العلی و ~~درة الاخبار # ~~نیز بجهت عدم اطلاعشان از این اثر دیگر مؤلف یعنی نسائم الاسحار از ~~تصحیح کلمات # ~~بسیار عاجز شده اند در صورتی که بامراجعه باین کتاب آن اغلاط خود بخود ~~بدون # ~~تجشم تصحیح باعمال نظر وفکر درست میشود و اگر فرصتی باشد بی میل نیستم ~~که # ~~این سه کتاب یعنی نسائم و در ه وسمط را بتصحیح کامل در یک مجلد بار ~~دیگر بطبع # ~~رسانم ان شاء الله تعالی . # والسلام علی من اتبع الهدی # طرف صبح روز پنجشنبه هیجدهم ذی الحجة الحرام «عید غدیر » # سال 1378 هجری مطابق 3814/3 شمسی پایان یافت . ### | میر جلال محد ث PageV01P160 ms123