######OpenITI# #META# title: divan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/khajoo/divan/ #META#Header#End# ### || [genre: Gh] # 1 ای غره ماه از اثر صنع تو غرا %~% وی طره شب از دم لطف تو مطرا # 2 نوک قلم صنع تودر مبدا فطرت %~% انگیخته برصفحه کن صورت اشیا # 3 سجاده نشینان نه ایوان فلک را %~% حکم تو فروزنده قنادیل زوایا # 4 هم رازق بی ریبی و هم خالق بی عیب %~% هم ظاهر پنهانی و هم باطن پیدا # 5 مامور تو از برگ سمن تا بسمندر %~% مصنوع تو از تحت ثری تا بثریا # 6 توحید تو خواند بسحر مرغ سحر خوان %~% تسبیح تو گوید بچمن بلبل گویا # 7 برقله کهسار زنی بیرق خورشید %~% برپرده زنگار کشی پیکر جوزا # 8 از عکس رخ لاله عذران سپهری %~% چون منظر مینو کنی این چنبر مینا # 9 بید طبری را کند از امر تو بلبل %~% وصف الف قامت ممدوده حمرا # 10 از رایحه لطف تو ساید گل سوری %~% در صحن چمن لخلخه عنبر سارا # 11 تا از دم جان پرور او زنده شود خاک %~% در کالبد باد دمی روح مسیحا # 12 خواجو نسزد مدح و ثنا هیچ ملک را %~% آلا ملک العرش تبارک و تعالی ~~PageV1P001 ### || [genre: Gh] # 1 صل علی محمد دره تاج الاصطفا %~% صاحب جیش الاهتدا ناظم عقد الاتقا # 2 بلبل بوستان شرع اختر آسمان دین %~% کوکب دری زمین دری کوکب سما # 3 تاج ده پیمبران باج ستان قیصران %~% کارگشای مرسلین راهنمای انبیا # 4 سید اولین رسل مرسل آخرین زمان %~% صاحب هفتمین قرآن خواجه هشتمین سرا # 5 طیب طیبه آستان طایر کعبه آشیان %~% گوهر کان لامکان اختر برج کبریا # 6 منهدم از عروج او قبه قصر قیصران %~% منهزم از خروج او خسرو خطه خطا # 7 روی تو قبله ملک کوی تو کعبه فلک %~% مختلف تو قد هلک معتقد تو قد نجا # 8 شاه نشان قدسیان تخت‌نشین شهر قدس %~% ای شه ملک اصطفا وی لقب تو مصطفی # 9 آینه سپهر را مهر رخ تو صیقلی %~% دیده آفتاب را خاک در تو توتیا ms001 # 10 شاه فلک چو بنگرد طلعت ماه پیکرت %~% ذره صفت در او فتد بر سربامت از ~~هوا # 11 ای شده آب زمزم از خاک در سرای تو %~% کعبه ز تست با شرف مروه زتست با ~~صفا # 12 خواجو اگرنداشتی برگ بهار عشق تو %~% بلبل باغ طبع او هیچ نداشتی نوا ~~PageV1P002 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبح صادقان رخ زیبای مصطفی %~% وی سرو راستان قد رعنای مصطفی # 2 آئینه سکندر و آب حیات خضر %~% نور جبین و لعل شکر خای مصطفی # 3 معراج انبیا و شب قدر اصفیا %~% گیسوی روز پوش قمرسای مصطفی # 4 ادریس کو معلم علم الهی است %~% لب بسته پیش منطق گویای مصطفی # 5 عیسی که دیر دایر علوی مقام اوست %~% خاشاک روب حضرت اعلی مصطفی # 6 بر ذروه دنا فتدلی کشیده سر %~% ایوان بارگاه معلای مصطفی # 7 وز جام روح‌پرور ما زاغ گشته مست %~% آهوی چشم دلکش شهلای مصطفی # 8 خیاط کارخانه لو لاک دوخته %~% دراعه ابیت ببالای مصطفی # 9 شمس و قمر که لولوی دریای اخضرند %~% از روی مهر آمده لالای مصطفی # 10 خالی ز رنگ بدعت و عاری ز زنگ شرک %~% آئینه ضمیر مصفای مصطفی # 11 کحل الجواهر فلک و توتیای روح %~% دانی که چیست خاک کف پای مصطفی # 12 قرص قمر شکسته برین خوان لاجورد %~% وقت صلای معجزه ایمای مصطفی # 13 روح الامین که آیت قربت بشان اوست %~% قاصر ز درک پایه ادنی مصطفی # 14 در برفکنده زهره بغلطاق نیلگون %~% از سوک زهر خورده زهرای مصطفی # 15 گومه بنور خویش مشو غره زانک او %~% عکسی بود ز غره غرای مصطفی # 16 بر بام هفت منظر بالا کشیده‌اند %~% زین چار صفه رایت آلای مصطفی # 17 خواجه گدای درگه او شو که جبرئیل %~% شد با کمال مرتبه مولای مصطفی ~~PageV1P003 ### || [genre: Gh] # 1 طوبی لک ای پیک صبا خرم رسیدی مرحبا %~% بالله قل لحاشتی ما بال رکب قد ~~سری # 2 یاران برون رفتند و من در بحرخون افتاده‌ام ms002 %~% طرفی علی هجرانهم تبکی ~~و ما تغنی البکا # 3 بار سفر بستند و من چون صید وحشی پای بند %~% ساروا و من آماقنا اجروا ~~ینا بیع الدما # 4 افتان و خیزان میروم تاکی رسم در کاروان %~% و الرکب قد ساروا الی ~~الایحاد و الحادی حدا # 5 محمل برون بردند و من چون ناقه میراندم ز پی %~% قلبی هوی فی هوة و ~~الدهر ملق فی الهوی # 6 چون تیره نبود روز من کز آه عالم سوز من %~% مد الغمام سرادقا اعلی ~~شماریخ الذری # 7 راضی شدم کز کاروان بانگ درائی بشنوم %~% اکبو و اقفوا اثرهم والعیس ~~تحدی فی الزبی # 8 چون محمل سلطان شرق از سوی شام آمد برون %~% ریح الصبا سارت الی نجد و ~~قلبی قد صبا # 9 خواجو به شبگیر از هوا هر دم نوائی میزند %~% والورق اوراق المنی یتلو ~~علی اهل الهوی PageV1P004 ### || [genre: Gh] # 1 این چه خلدست که چندین همه حورست اینجا %~% چه غم از نار که در دل همه ~~نورست اینجا # 2 گل سوری که عروس چمنش می‌خوانند %~% گو بده باده درین حجله که سورست ~~اینجا # 3 موسم عشرت و شادی و نشاطست امروز %~% منزل راحت و ریحان و سرورست اینجا # 4 اگر آن نور تجلیست که من می‌بینم %~% روشنم گشت چو خورشید که طورست ~~اینجا # 5 آنکه در باطن ما کرد دو عالم ظاهر %~% ظاهر آنست که در عین ظهورست ~~اینجا # 6 یار هم غایب و هم حاضر و چون درنگری %~% خالی از غیبت و عاری ز حضورست ~~اینجا # 7 سخن از خرقه و سجاده چه گوئی خواجو %~% جام می نوش که از صومعه دورست ~~اینجا PageV1P005 ### || [genre: Gh] # 1 بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا %~% که برون شد دل سرمست من از ~~دست اینجا # 2 چون توانم شد از اینجا که غمش موی کشان %~% دلم آورد و به زنجیر فرو ~~بست اینجا # 3 تا نگوئی که من اینجا ز چه مست افتادم %~% هیچ ms003 هشیار نیامد که نشد مست ~~اینجا # 4 کیست این فتنه نوخاسته کز مهر رخش %~% این دل شیفته حال آمد و بنشست ~~اینجا # 5 دل مسکین مرا نیست در اینجا قدری %~% زانک صد دل چو دل خسته من هست ~~اینجا # 6 دوش کز ساغر دل خون جگر میخوردم %~% شیشه نا گه بشد از دستم و بشکست ~~اینجا # 7 نام خواجو مبر ای خواجه درین ورطه که هست %~% صد چو آن خسته دلسوخته در ~~شست اینجا PageV1P006 ### || [genre: Gh] # 1 گر راه بود بر سر کوی تو صبا را %~% در بندگیت عرضه کند قصه ما را # 2 ما را به سرا پرده قربت که دهد راه %~% برصدر سلاطین نتوان یافت گدا را # 3 چون لاله عذاران چمن جلوه نمایند %~% سر کوفته باید که بدارند گیا را # 4 گر ره بدواخانه مقصود نیابیم %~% در رنج بمیریم و نخواهیم دوا را # 5 مرهم ز چه سازیم که این درد که ما راست %~% دانیم که از درد توان جست ~~دوا را # 6 فریاد که دستم نگرفتند و به یکبار %~% از پای فکندند من بی سر و پا را # 7 از تیغ بلا هر که بود روی بتابد %~% جز من که به جان میطلبم تیغ بلا را # 8 هنگام صبوحی نکشد بی گل و بلبل %~% خاطر بگلستان من بی برگ و نوا را # 9 روی از تو نپیچم وگر از شست تو آید %~% همچون مژه در دیده کشم تیغ بلا ~~را # 10 بیرون نرود یک سر مو از دل خواجو %~% نقش خط و رخسار تو لیلا و نهارا ~~PageV1P007 ### || [genre: Gh] # 1 چو در نظر نبود روی دوستان ما را %~% به هیچ رو نبود میل بوستان ما را # 2 رقیب گومفشان آستین که تا در مرگ %~% به آستین نکند دور از آستان ما را # 3 به جان دوست که هم در نفس بر افشانیم %~% اگر چنانکه کند امتحان به جان ~~ما را # 4 چه مهره باخت ندانم سپهر ms004 دشمن خوی %~% که دور کرد بدستان ز دوستان ما ~~را # 5 به بیوفائی دور زمان یقین بودیم %~% ولی نبود فراق تودر گمان ما را # 6 چو شد مواصلت و قرب معنوی حاصل %~% چه غم ز مدت هجران بیکران ما را # 7 گهی که تیغ اجل بگسلد علاقه روح %~% بود تعلق دل با تو همچنان ما را # 8 اگر چنان که ز ما سیل خون بخواهی راند %~% روا بود به جدائی ز در مران ~~ما را # 9 وگر حکایت دل با تو شرح باید داد %~% گمان مبر که بود حاجت زبان ما را # 10 شدیم همچو میانت نحیف و نتوان گفت %~% که نیست با کمرت هیچ در میان ما ~~را # 11 گهی کز آن لب شیرین سخن کند خواجو %~% ز نوش ناب لبالب شود دهان ما را ~~PageV1P008 ### || [genre: Gh] # 1 وقت صبوح شد بیار آن خورمه نقاب ار %~% از قدح دو آتشی خیز و روان کن ~~آب را # 2 ماه قنینه آسمان چون بفروزد از افق %~% در خوی خجلت افکند چشمه آفتاب ~~را # 3 وقت سحر که بلبله قهقهه بر چمن زند %~% ساغر چشم من بخون رنگ دهد شراب ~~را # 4 بسکه بسوزد از غمش ایندل سوزناک من %~% دود برآید از جگر ز آتش دل کباب ~~را # 5 چون بت رود ساز من چنگ بساز در زند %~% من به فغان نواگری یاد دهم رباب ~~را # 6 گر به خیال روی او در رخ مه نظر کنم %~% مردم چشمم از حیا آب کند سحاب ~~را # 7 دست امید من عجب گر به وصال او رسد %~% پشه کسی ندید کو صید کند عقاب ~~را # 8 چون مه مهربان من تاب دهد نغوله را %~% در خم عقربش نگر زهره شب نقاب ~~را # 9 خواجو اگر ز چشم تو خواب ببرد گو ببر %~% زانکه ز عشق نرگسش خواب نماند ~~خواب را PageV1P009 ### || [genre: Gh] # 1 همچو بالات بگویم سخنی راست ترا %~% راستی را چه بلائیست که ms005 بالاست ترا # 2 تا چه دیدست ز من دیده که هردم گوید %~% کاین همه آب رخ از رهگذر ماست ~~ترا # 3 ایکه بر گوشه چشمم زده‌ئی خیمه ز موج %~% مشو ایمن که وطن بر لب دریاست ~~ترا # 4 پیش لعلت که از او آب گهر میریزد %~% وصف لؤلؤ نتوان کرد که لالاست ترا # 5 این چه سحرست که در چشم خوشت میبینم %~% وین چه شورست که در لعل شکر ~~خاست ترا # 6 دل دیوانه چه جائیست که باشد جایت %~% بر سر و چشمم اگر جای کنی جاست ~~ترا # 7 جان بخواه از من بیدل که روانت بدهم %~% بجز از جان ز من آخر چه تمناست ~~ترا # 8 ایدل ار راستی از زلف سیاهش طلبی %~% همه گویند مگر علت سوداست ترا # 9 در رخ شمعی خواجو چو نظر کرد طبیب %~% گفت شد روشنم این لحظه که صفر ~~است ترا PageV1P010 ### || [genre: Gh] # 1 آن نقش بین که فتنه کند نقش‌بند را %~% و آن لعل لب که نرخ شکستت قند ~~را # 2 پندم مده که تا بشنیدم حدیث دوست %~% در گوش من مجال نماندست پند را # 3 چون از کمند عشق امید خلاص نیست %~% رغبت بود بکشته شدن پای بند را # 4 آنرا که زور پنجه زور آوری نماند %~% شرطست کاحتمال کند زورمند را # 5 گر پند میدهندم و گر بند مینهند %~% ما دست داده‌ایم بهر حال بند را # 6 نگریزد از کمند تو وحشی که گاه صید %~% راحت رسد ز بند تو سر در کمند ~~را # 7 برکشته زندگی دگر از سر شود پدید %~% گر بر قتیل عشق برانی سمند را # 8 هر چند کز تو ضربت خنجر گزند نیست %~% عاشق باختیار پذیرد گزند را # 9 خواجو چو نیست زانکه ستم می کند شکیب %~% هم چاره احتمال بود مستمند را ~~PageV1P011 ### || [genre: Gh] # 1 رام را گر برگ گل باشد نبیند ویس را %~% ور سلیمان ملک خواهد ننگرد ~~بلقیس را # 2 زنده جاوید ms006 گردد کشته شمشیر عشق %~% زانکه از کشتن بقا حاصل شود جرجیس ~~را # 3 جان بده تا محرم خلوتگه جانان شوی %~% تا نمیرد کی به جنت ره دهند ~~ادریس را # 4 گرنه در هر جوهری از عشق بودی شمه‌ئی %~% کی کشش بودی به آهن سنگ ~~مغناطیس را # 5 همچو خورشید ار برآید ماه بی مهرم ببام %~% مهر بفزاید ز ماه طلعتش ~~برجیس را # 6 دامن محمل براندازی مه محمل نشین %~% یا بگو با ساربان تا بازدارد عیس ~~را # 7 چون بتلبیسم بدام آوردی اکنون چاره نیست %~% بگذر از تزویر و بگذار ای ~~پسر تلبیس را # 8 تا نپنداری که گویم لاله چون رخسار تست %~% کی به گل نسبت کند رامین ~~جمال ویس را # 9 خواجو ار در بزم خوبان از می یاقوت رنگ %~% کاس را خواهی که پر باشد ~~تهی کن کیس را PageV1P012 ### || [genre: Gh] # 1 ای ماه قیچاقی شبست از سر بنه بغطاق را %~% بگشای بند یلمه و در بند کن ~~قبچاق را # 2 در جان خانان ختا کافر نمیکرد این جفا %~% ای بس که در عهد تو ما یاد ~~آوریم آن جاق را # 3 شد کویت ای شمع چگل اردوی جان کریاس دل %~% چون میکشی چندین مهل در بحر ~~خون مشتاق را # 4 تاراج دلها میکنی در شهر یغما میکنی %~% بر خسته غوغا میکنی نشنیده‌ئی ~~یاساق را # 5 در پرده از ناراستی راه مخالف میزنی %~% بنواز باری نوبتی چون میزنی ~~عشاق را # 6 ای ساقی سوقی بیار آن آفتاب راوقی %~% باشد که در چرخ آوریم آنماه ~~سیمین ساق را # 7 هر صبحدم کاندر غمش جام دمادم در کشم %~% چشمم بیاد لعل او در خون کشد ~~آیاق را # 8 سلطان گردون از شرف در پای شبرنگش فتد %~% چون ماه عقرب زلف من برسر ~~نهد بنطاق را # 9 تا آن نگار سیمبر در وی وطن سازد مگر %~% بنگارم از خون جگر خلوتگاه ~~آماق را # 10 نوئین بت رویان چین خورشید روی ms007 مه جبین %~% گر زانکه پیمان بشکند من ~~نشکنم میثاق را # 11 گفتم که یک راه ای صنم بر چشم خواجو نه قدم %~% گفت از سرشک دیده‌اش ~~پرخون کنم بشماق را PageV1P013 ### || [genre: Gh] # 1 مگذار مطرب را دمی کز چنگ بنهد چنگ را %~% در آبگون ساغر فکن آن آب آتش ~~رنگ را # 2 جام صبوحی نوش کن قول مغنی گوش کن %~% درکش می و خاموش کن فرهنگ ~~بی‌فرهنگ را # 3 عامان کالانعام را در کنج خلوت ره مده %~% الا ببزم عاشقان خوبان شوق ~~شنگ را # 4 ساقی می چون زنگ ده کائینه جان منست %~% باشد که بزداید دلم ز آئینه ~~جان زنگ را # 5 پر کن قدح تا رنگ زرق از خود فرو شویم به می %~% کز زهد ودلق نیلگون ~~رنگی ندیدم رنگ را # 6 آهنگ آن دارد دلم کز پرده بیرون اوفتد %~% مطرب گر این ره میزند گو پست ~~گیر آهنگ را # 7 فرهاد شورانگیز اگر در پای سنگی جان بداد %~% گفتار شیرین بی سخن در ~~حالت آرد سنگ را # 8 آهوی چشمت با من ار در عین روبه بازی است %~% سر پنجه شیر ژیان طاقت ~~نباشد رنگ را # 9 خواجو چو نام عاشقان ننگست پیش اهل دل %~% گر نیک‌نامی بایدت در باز ~~نام و ننگ را PageV1P014 ### || [genre: Gh] # 1 دست گیرید درین واقعه کافتاد مرا %~% که نماندست کنون طاقت بیداد مرا # 2 راز من جمله فرو خواند بر دشمن و دوست %~% اشک ازین واسطه از چشم ~~بیفتاد مرا # 3 هرگز از روز جوانی نشدم یکدم شاد %~% مادر دهر ندانم به چه میزاد مرا # 4 دامنم دجله بغداد شد از حسرت آن %~% که نسیمی رسد از جانب بغداد مرا # 5 آنکه یک لحظه فراموش نگشت از یادم %~% ظاهر آنست که هرگز نکند یاد مرا # 6 من نه آنم که ز کویش به جفا برگردم %~% گر براند زدر آن حور پریزاد مرا # 7 این خیالست که وصل تو به ما پردازد ms008 %~% هم خیالت کند از چنگ غم آزاد ~~مرا # 8 گر بگوشت نرسد صبحدمی فریادم %~% که رسد در شب هجران تو فریاد مرا # 9 بر سر کوی تو چون خواجو اگر خاک شوم %~% به نسیم تو مگر زنده کند باد ~~مرا PageV1P015 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آنکه بروی تو نظر بود مرا %~% رخ و زلفت عوض شام و سحر بود مرا # 2 یاد باد آنکه ز نظاره رویت همه شب %~% در مه چارده تا روز نظر بود مرا # 3 یاد باد آنکه ز رخسار تو هر صبحدمی %~% افق دیده پر از شعله خور بود ~~مرا # 4 یاد باد آنکه ز چشم خوش و لعل لب تو %~% نقل مجلس همه بادام و شکر بود ~~مرا # 5 یاد باد آنکه ز روی تو و عکس می ناب %~% دیده پر شعشعه شمس و قمر بود ~~مرا # 6 یاد باد آنکه گرم زهره گفتار نبود %~% آخر از حال تو هر روز خبر بود ~~مرا # 7 یاد باد آنکه چو من عزم سفر میکردم %~% بر میان دست تو هر لحظه کمر بود ~~مرا # 8 یاد باد آنکه برون آمده بودی بوداع %~% وز سر کوی تو آهنگ سفر بود مرا # 9 یاد باد آنکه چو خواجو ز لب و دندانت %~% در دهان شکر و در دیده گهر ~~بود مرا PageV1P016 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا وقت صبوح آمد بیار آن جام را %~% می پرستانیم در ده باده گلفام ~~را # 2 زاهدانرا چون ز منظوری نهانی چاره نیست %~% پس نشاید عیبت کردن رند درد ~~آشام را # 3 احتراز از عشق میکردم ولی بیحاصلست %~% هر که از اول تصور میکند فرجام ~~را # 4 من ببوی دانه خالش بدام افتاده‌ام %~% گر چه صید نیکوان دولت شمارد دام ~~را # 5 هر که او را ذره‌ئی با ماهرویان مهر نیست %~% بر چنین عامی فضیلت ~~می‌نهند انعام را # 6 شام را از صبح صادق باز نشناسم ز شوق %~% چون مهم پرچین کند برصبح صادق ~~شام ms009 را # 7 گر بدینسان بر در بتخانه چین بگذرد %~% بت‌پرستان پیش رویش بشکنند ~~اصنام را # 8 بر گدایان حکم کشتن هست سلطانرا ولیک %~% هم بلطف عام او امید باشد عام ~~را # 9 چون به هر معنی که بینی تکیه بر ایام نیست %~% حیف باشد خواجو ار ضایع ~~کنی ایام را PageV1P017 ### || [genre: Gh] # 1 ای ترک آتش رخ بیار آن آب آتش فام را %~% وین جامه نیلی ز من بستان و ~~در ده جام را # 2 چون بندگان خاص را امشب به مجلس خوانده‌ئی %~% در بزم خاصان ره مده ~~عامان کالانعام را # 3 خامی چو من بین سوخته و آتش ز جان افروخته %~% گر پخته‌ئی خامی مکن وان ~~پخته در ده خام را # 4 در حلقه دردی کشان بخرام و گیسو برفشان %~% در حلقه زنجیر بین شیران ~~خون‌آشام را # 5 چون من برندی زین صفت بدنام شهری گشته‌ام %~% آن جام صافی در دهید این ~~صوفی بدنام را # 6 یک راه در دیر مغان برقع براندازی صنم %~% تا کافران از بتکده بیرون ~~برند اصنام را # 7 گر در کمندم میکشی شکرانه را جان میدهم %~% کان دل که صید عشق شد دولت ~~شمارد دام را PageV1P018 ### || [genre: Gh] # 1 مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا %~% چون شدم صید تو بر گیر و ~~نگهدار مرا # 2 اگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشو %~% زاریم بین و ازین بیش میازار مرا # 3 چون در افتاده‌ام از پای و ندارم سر خویش %~% دست من گیر و دل خسته ~~بدست آر مرا # 4 بی گل روی تو بس خار که در پای منست %~% کیست کز پای برون آورد این خار ~~مرا # 5 برو ای بلبل شوریده که بی گلروئی %~% نکشد گوشه خاطر سوی گلزار مرا # 6 هر که خواهد که بیک جرعه مرا دریابد %~% گو طلب کن بدر خانه خمار مرا # 7 تا شوم فاش بدیوانگی و سرمستی %~% مست وآشفته برآرید ببازار مرا # 8 چند پندم ms010 دهی ای زاهد و وعظم گوئی %~% دلق و تسبیح ترا خرقه و زنار مرا # 9 ز استانم ز چه بیرون فکنی چون خواجو %~% خاک را هم ز سرم بگذر و بگذار ~~مرا PageV1P019 ### || [genre: Gh] # 1 میرود آب رخ از باده گلرنگ مرا %~% میزند راه خرد زمزمه چنگ مرا # 2 دلق از رق به می لعل گرو خواهم کرد %~% که می لعل برون آورد از رنگ مرا # 3 من که بر سنگ زدم شیشه تقوی و ورع %~% محتسب بهر چه بر شیشه زند سنگ ~~مرا # 4 مستم از کوی خرابات ببازار برید %~% تا همه خلق ببینند بدین رنگ مرا # 5 نام و ننگ ار برود در طلبش باکی نیست %~% من که بدنام جهانم چه غم از ~~ننگ مرا # 6 ای رخت آینه جان می چون زنگ بیار %~% تا ز آئینه خاطر ببرد زنگ مرا # 7 مطرب آهنگ چنین تیز چه گیری که کند %~% جان شیرین بلب لعل تو آهنگ مرا # 8 نشد از گوش دلم زمزمه نغمه چنگ %~% تا عنان دل شیدا بشد از چنگ مرا # 9 چون تو در خاطر خواجو بزدی کوس نزول %~% دو جهان خیمه برون زد ز دل تنگ ~~مرا PageV1P020 ### || [genre: Gh] # 1 کجا خبر بود از حال ما حبیبانرا %~% که از مرض نبود آگهی طبیبانرا # 2 گر از بنفشه و سنبل وفا طلب دارند %~% معینست که سوداست عندلیبانرا # 3 ز خوان مرحمت آنها که می‌دهند نصیب %~% به تیغ کین ز چه رانند بی ~~نصیبان را # 4 اگر ز خاک محبان غبار برخیزد %~% مؤآخذت نکند هیچکس حبیبان را # 5 گذشت محمل و ما در خروش و ناله ولیک %~% چه التفات ببانگ جرس نجیبان را # 6 گهی که عاشق و معشوق را وصال بود %~% گمان مبر که بود آگهی رقیبان را # 7 میان لیلی و مجنون نه آن مواصلتست %~% که اطلاع برآن اوفتد لبیبانرا # 8 عجب نباشد اگر در ادای خطبه عشق %~% مفارقت کند از تن روان خطیبانرا ms011 # 9 غریب نبود اگر یار آشنا خواجو %~% مراد خویش مهیا کند غریبانرا ~~PageV1P021 ### || [genre: Gh] # 1 بگوئید ای رفیقان ساربان را %~% که امشب باز دارد کاروان را # 2 چو گل بیرون شد از بستان چه حاصل %~% زغلغل بلبل فریاد خوان را # 3 اگر زین پیش جان میپروریدم %~% کنون بدرود خواهم کرد جان را # 4 بدار ای ساربان محمل که از دور %~% ببینم آن مه نامهربان را # 5 دمی بر چشمه چشمم فرود آی %~% کنون فرصت شمار آب روان را # 6 گر آن جان جهان را باز بینم %~% فدای او کنم جان و جهان را # 7 چو تیر ار زانکه بیرون شد ز شستم %~% نهم پی بر پی آن ابرو کمان را # 8 شکر بر خویشتن خندد گر آن ماه %~% بشکر خنده بگشاید دهان را # 9 چو روی دوستان باغست و بستان %~% بروی دوستان بین بوستان را # 10 چو می‌دانی که دورانرا بقا نیست %~% غنیمت دان حضور دوستان را ~~PageV1P022 ### || [genre: Gh] # 1 آخر ای یار فراموش مکن یارانرا %~% دل سرگشته بدست آر جگر خوارانرا # 2 عام را گر ندهی بار بخلوتگه خاص %~% ز آستان از چه کنی دور پرستارانرا # 3 وصل یوسف ندهد دست به صد جان عزیز %~% این چه سودای محالست خریدارانرا # 4 گر نه یاری کند انفاس روان‌بخش نسیم %~% خبر از مقدم یاران که دهد ~~یارانرا # 5 آنکه چون بنده بهر موی اسیری دارد %~% کی رهائی دهد از بند گرفتارانرا # 6 دست در دامن تسلیم و رضا باید زد %~% اگر از پای در آرند گنه کارانرا # 7 روز باران نتوان بار سفر بست ولیک %~% پیش طوفان سرشکم چه محل بارانرا # 8 دستگاهیست پر از نافه آهوی تتار %~% حلقه سنبل مشکین تو عطارانرا # 9 حال خواجو ز سر کوی خرابات بپرس %~% که نیابی به در صومعه خمارانرا ~~PageV1P023 ### || [genre: Gh] # 1 ای بناوک زده چشم تو یک اندازانرا %~% کشته افعی تو در حلقه فسون ~~سازانرا # 2 جان ز دست تو ندانم به ms012 چه بازی ببرم %~% پشه آن نیست که بازیچه دهد ~~بازانرا # 3 دل چو دادم بتو عقلم ز کجا خواهد ماند %~% مال کی جمع شود خانه ~~براندازانرا # 4 عندلیبان سحر خوان چو در آواز آیند %~% می بیارید و بخوانید خوش ~~آوازانرا # 5 پای کوپان چو در آیند بدست افشانی %~% دست گیرند بیک جرعه سراندازانرا # 6 زیردستان که ندارند بجز باد بدست %~% هر نفس در قدم افتند سرافرازانرا # 7 با تو خواجو چه شد ار زانکه نظر می‌بازد %~% دیده نتوان که بدوزند نظر ~~بازان را PageV1P024 ### || [genre: Gh] # 1 شبی که راه هم آه آتش افشان را %~% ز دود سینه کنم تیره چشم کیوان را # 2 ببر طبیب صداع از سرم که این دل ریش %~% ز بهر درد فدا کرده است درمان ~~را # 3 مگر حکایت طوفان چو اشک ما بینی %~% که ما ز چشم بیفکنده‌ایم طوفان را # 4 بقصد جان من آن کس که میکشد شمشیر %~% نثار خنجر خون‌ریز او کنم جان را # 5 عجب نباشد اگر تشنه جمال حرم %~% ز آب دیده لبالب کند بیابان را # 6 بعزم کعبه چو محمل برون برد مشتاق %~% بسوزد از نفس آتشین مغیلان را # 7 نوباد پای زمین کوب را بجلوه درآر %~% که ما به دیده زنیم آب خاک میدان ~~را # 8 مگو بگوی که سرگشته از چه میگردی %~% اگر چنانکه ندانی بپرس چوگان را # 9 مکن ملامت خاجو که از گل صد برگ %~% مجال صبر نباشد هزار دستان را ~~PageV1P025 ### || [genre: Gh] # 1 اگر در جلوه میری سمند باد جولانرا %~% بفرما تا فرو روبم به مژگان خاک ~~میدانرا # 2 مکن عیب تهی دستان که در بازار سرمستان %~% گدا باشد که بفروشد بجامی ~~ملک سلطانرا # 3 چرا از کعبه برگردم که گر خاری بود در ره %~% برآرم آه و در یکدم ~~بسوزانم مغیلانرا # 4 اگرهمچون خضر خواهی که دایم زنده‌دل باشی %~% روان در پای جانان ریز ~~اگر دستت دهد جانرا # 5 بفردوسم مکن دعوت که بی ms013 آن حور مه پیکر %~% کسی کو آدمی باشد نخواهد ~~باغ رضوانرا # 6 ببوی لعل میگونش بظلماتی در افتادم %~% که گر میرم ز استسقا نجویم آب ~~حیوانرا # 7 چمن پیرا اگر چشمش برآنسرو دوان افتد %~% دگر بر چشمه ننشاند ز خجلت ~~سرو بستانرا # 8 مگر باد سحرگاهی هواداری کند ور نی %~% نسیم یوسف مصری که آرد پیر ~~کنعانرا # 9 چو مستان حرم خواجو جمال کعبه یاد آرد %~% ز آب چشم خون‌افشان کند دریا ~~بیابانرا PageV1P026 ### || [genre: Gh] # 1 چو در گره فکنی آن کمند پر چین را %~% چوتاب طره به هم بر زنی همه چین ~~را # 2 بانتظار خیال تو هر شبی تا روز %~% گشوده‌ام در مقصوره جهان‌بین را # 3 کجا تو صید من خسته دل شوی هیهات %~% مگس چگونه تواند گرفت شاهین را # 4 چو روی دوست بود گو بهار و لاله مروی %~% چه حاجتست به گل بزم ویس و ~~رامین را # 5 غنیمتی شمرید ای برادران عزیز %~% ببوی یوسف گمگشته ابن یامین را # 6 به شعله‌ئی دم آتشفشان بر افروزم %~% چراغ مجلس ناهید و شمع پروین را # 7 اگر ز غصه بمیرند بلبلان چمن %~% چه غم شقایق سیراب و برگ نسرین را # 8 بحال زار جگر خستگان بازاری %~% چه التفات بود حضرت سلاطین را # 9 روا مدار که سلطان ندیده هیچ گناه %~% ز خیل خانه براند گدای مسکین را # 10 مرا بتیغ چه حاجت که جان برافشانم %~% گهی که بنگرم آن ساعد نگارین را # 11 چرا ملامت خواجو کنی که چون فرهاد %~% بپای دوست در افکند جان شیرین ~~را PageV1P027 ### || [genre: Gh] # 1 آنکه بر هر طرفی منتظرانند او را %~% ننگرد هیچ که خلقی نگرانند او را # 2 سرو را بر سر سرچشمه اگر جای بود %~% جای آن هست که بر چشم نشانند او ~~را # 3 حیف باشد که چنان روی ببیند هرکس %~% زانک کوته‌نظران قدر ندانند او را # 4 هست مقصود دلم زان لب شیرین شکری %~% بود آیا که بمقصود ms014 رسانند او را # 5 راز عشاق چو از اشک نماند پنهان %~% فرض عینست که از دیده برانند او را # 6 هر که جان در قدمش بازد و قدری داند %~% اهل دل عاشق جانباز نخوانند او ~~را # 7 خواجو ار تشنه بمیرد بجز از مردم چشم %~% آبی این طایفه برلب نچکانند ~~او را PageV1P028 ### || [genre: Gh] # 1 رحم بر گدایان نیست ماه نیمروزی را %~% مهرماش چندان نیست ماه نیمروزی ~~را # 2 روی پر نگارش بین چشم پرخمارش بین %~% لعل آبدارش بین ماه نیمروزی را # 3 آن مهست یار رخسار شکرست یا گفتار %~% عارضست یا گلزار ماه نیمروزی را # 4 جعد مشکبارش گیر زلف تابدارش گیر %~% خیز و در کنارش گیر ماه نیمروزی ~~را # 5 لعبت بری پیکر و آفتاب شب زیور %~% گر ندیده‌ئی بنگر ماه نیمروزی را # 6 موسم سحر شد خیز باده در صراحی ریز %~% در کمند زلف آویز ماه نیمروزی ~~را # 7 می به می پرستان آر باده سوی مستان آر %~% خیز و در شبستان آر ماه ~~نیمروزی را # 8 یار جز جفاجو نیست گو مکن که نیکونیست %~% هیچ مهر خواجو نیست ماه ~~نیمروزی را PageV1P029 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن راح روان پرور ریحانی را %~% که به کاشانه کشیم آن بت روحانی را # 2 من بدیوانگی ار فاش شدم معذورم %~% کان پری صید کند دیو سلیمانی را # 3 سر به پای فرسش در فکنم همچون گوی %~% چون برین در کشد آن ابلق چوگانی ~~را # 4 برو ای خواجه اگر زانکه بصد جان عزیز %~% میفروشند بخر یوسف کنعانی را # 5 گر تو انکار کنی مستی ما را چه عجب %~% کافران کفر شمارند مسلمانی را # 6 ابر چشمم چو شود سیل فشان از لاله %~% کوه در دوش کشد جامه بارانی را # 7 کام درویش جزین نیست که بر وفق مراد %~% باز بیند علم دولت سلطانی را # 8 چشم خواجو چو سر طبله در بگشاید %~% از حیا آب کند گوهر عمانی را # 9 ms015 دل این سوخته بربود و بدربان گوید %~% که بران از درم آن شاعر کرمانی ~~را PageV1P030 ### || [genre: Gh] # 1 خرقه رهن خانه خمار دارد پیر ما %~% ای همه رندان مرید پیر ساغر گیر ما # 2 گر شدیم از باده بدنام جهان تدبیر چیست %~% همچنین رفتست در عهد ازل ~~تقدیر ما # 3 سرو را باشد سماع از ناله دلسوز مرغ %~% مرغ را باشد صداع از ناله ~~شبگیر ما # 4 داوری پیش که شاید برد اگر بی موجبی %~% خون درویشان بی طاقت بریزد میر ~~ما # 5 هم مگر لطف تو گردد عذر خواه بندگان %~% ورنه معلومست کز حد میرود ~~تقصیر ما # 6 صید آن آهوی روبه باز صیاد توئیم %~% ما شکار افتاده و شیر فلک نخجیر ~~ما # 7 تا دل دیوانه در زنجیر زلفت بسته‌ایم %~% ای بسا عاقل که شد دیوانه ~~زنجیر ما # 8 از خدنگ آه عالم سوز ما غافل مشو %~% کز کمان نرم زخمش سخت باشد تیر ما # 9 ره مده در خانقه خواجو کسی را کاین نفس %~% با جوانان عشرتی دارد بخلوت ~~پیر ما PageV1P031 ### || [genre: Gh] # 1 آب آتش میبرد خورشید شب‌پوش شما %~% میرود آب حیات از چشمه نوش شما # 2 شام را تا سایبان روز روشن دیده‌ام %~% تیره شد شام من از صبح سحرپوش ~~شما # 3 در شب تاریک خورشیدم در آغوش آمدی %~% همچو زلف ار بودمی یک شب در آغوش ~~شما # 4 از چه رو هندوی مه پوش شما در تاب شد %~% گر به مستی دوشم آمد دوش بر ~~دوش شما # 5 ای ز روبه بازی آهوی شما در عین خواب %~% شیر گیران گشته مست از خواب ~~خرگوش شما # 6 مردم چشم عقیق افشان لؤلؤ بار من %~% گشته در پاش از لب در پوش خاموش ~~شما # 7 حلقه گوش شما را تا بود مه مشتری %~% مشتری باشد غلام حلقه در گوش شما # 8 عیب نبود چون بخوان وصل نبود دسترس %~% گر به درویشی رسد بوئی ز سر جوش ms016 ~~شما # 9 آب حیوانست یا گفتار خواجو یا شکر %~% ماه تابانست یا گل یا بناگوش شما ~~PageV1P032 ### || [genre: Gh] # 1 آن تن ماست یا میان شما %~% وان دل ماست یا دهان شما # 2 اگرآن ابرو است و پیشانی %~% نکشد هیچکس کمان شما # 3 جز کمر کیست آنکه میگنجد %~% یک سرموی در میان شما # 4 آب رخ پیش ما کسی دارد %~% که بود خاک آستان شما # 5 میکند مرغ جان ما پرواز %~% دمبدم سوی آشیان شما # 6 چه بود گر بما رساند باد %~% بوئی از طرف بوستان شما # 7 خواب خوش را بخواب میبینم %~% از غم چشم ناتوان شما # 8 زلف دلبند اگر بر افشانند %~% برفشانیم جان بجان شما # 9 دل خواجو نگر که چون زده است %~% چنگ در زلف دلستان شما PageV1P033 ### || [genre: Gh] # 1 اگر سرم برود در سر وفای شما %~% ز سر برون نرود هرگزم هوای شما # 2 بخاک پای شما کانزمان که خاک شوم %~% هنوز بر نکنم دل ز خاک پای شما # 3 چو مرغ جان من از آشیان هوا گیرد %~% کند نزول بخاک در سرای شما # 4 در آن زمان که روند از قفای تابوتم %~% بود مرا دل سرگشته در قفای شما # 5 شوم نشانه تیر قضا بدان اومید %~% که جان ببازم و حاصل کنم رضای شما # 6 کرا بجای شما در جهان توانم دید %~% چرا که نیست مرا هیچکس بجای شما # 7 ز بندگی شما صد هزارم آزادیست %~% که سلطنت کند آنکو بود گدای شما # 8 گرم دعای شما ورد جان بود چه عجب %~% که هست روز و شب اوراد من دعای ~~شما # 9 کجا سزای شما خدمتی توانم کرد %~% جز اینکه روی نپیچم ز ناسزای شما # 10 غریب نیست اگر شد ز خویش بیگانه %~% هر آن غریب که گشستست آشنای شما # 11 اگر بغیر شما می‌کند نظر خواجو %~% چو آب می شودش دیده از حیای شما ~~PageV1P034 ### || [genre: Gh] # 1 آن ماه مهر پیکر نامهربان ما %~% گفت ms017 ای بنطق طوطی شکرستان ما # 2 وقت سحر شدی بتماشای گل بباغ %~% شرمت نیامد از رخ چون گلستان ما # 3 در باغ سرو را ز حیا پای در گلست %~% از اعتدال قد چو سرو روان ما # 4 برگ بنفشه کز چمن آید نسیم او %~% تابیست از دو سنبل عنبر فشان ما # 5 آب حیات کز ظلماتش نشان دهند %~% آبیست پیش کوثر آتش نشان ما # 6 مائیم فتنه‌ئی که در آخر زمان بود %~% ور نی کدام فتنه بود در زمان ما # 7 بنمود چشم مست و بر مزم عتاب کرد %~% کاخر چنین بود غمت از ناتوان ما # 8 در باغ وصل اگر نبود چون تو بلبلی %~% کم گیر پشه‌ئی ز همای آشیان ما # 9 میکرد در کرشمه به ابرو اشارتی %~% یعنی گمان مبر که کشد کس کمان ما # 10 کس با میان ما نکند دست در کمر %~% الا کمر که حلقه شود برمیان ما # 11 خواجو اگر چه در سر سودای ما رود %~% تا باشدش سری سر او و آستان ما ~~PageV1P035 ### || [genre: Gh] # 1 مغنی وقت آن آمد که بنوازی رباب %~% صبوحست ای بت ساقی بده شراب # 2 اگر مردم بشوئیدم به آب چشم جام %~% وگر دورم بخوانیدم به آواز رباب # 3 فلک در خون جانم رفت و ما در خون دل %~% می لعل آب کارم برد و ما در ~~کار آب # 4 مرا بر قول مطرب گوش و مطرب در سماع %~% من از بادام ساقی مست و ساقی ~~مست خواب # 5 چو هندو زلف دود آسای او آتش نشین %~% چو طوطی لعل شکر خای او شیرین ~~جواب # 6 دل از چشمم به فریادست و چشم از دست دل %~% که هم پر عقابست آفتاب جان ~~عقاب # 7 کبابم از دل پرخون بود وقت صبوح %~% که مست عشق را نبود برون از دل ~~کباب # 8 سر کویت ز آب چشم مهجوران فرات %~% سرانگشتت به خون جان مشتاقان خضاب # 9 دلم چون مار ms018 مپیچد ز مهرم سرمپیچ %~% رخت چون ماه می‌تابد ز خواجو رخ ~~متاب PageV1P036 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل نگفتمت که ز زلفش عنان بتاب %~% کاهنگ چین خطا بود از بهر بهر ~~مشک ناب # 2 ای دل نگفتمت که ز لعلش مجوی کام %~% هر چند کام مست نباشد مگر شراب # 3 ای دل نگفتمت که به چشمش نظر مکن %~% کز غم چنان شوی که نبینی بخواب ~~خواب # 4 ای دل نگفتمت که ز ترکان بتاب روی %~% زانرو که ترک ترک ختائی بود و ~~صواب # 5 ای دل نگفتمت که مرو در کمند عشق %~% آخر بقصد خویش چرا میکنی شتاب # 6 ای دل نگفتمت که اگر تشنه مرده‌ئی %~% سیراب کی شود جگر تشنه از شراب # 7 ای دل نگفتمت که منال ار چه روشنست %~% کز زخم گوشمال فغان میکند رباب # 8 ای دل نگفتمت که مریز آبروی خویش %~% پیش رخی کزو برود آبروی آب # 9 ای دل نگفتمت که ز خوبان مجوی مهر %~% زانرو که ذره مهر نجوید ز آفتاب # 10 ای دل نگفتمت که درین باغ دل مبند %~% کز این مدت جوی نگشاید به هیچ ~~باب # 11 ای دل نگفتمت که مشو پای‌بند او %~% زیرا که کبک را نبود طاقت عناب # 12 ای دل نگفتمت که مرو در هوای دل %~% طاوس را چه غم ز هواداری ذباب # 13 ای دل نگفتمت که طمع بر کن از لبش %~% هر چند بی نمک نبود لذت کباب # 14 ایدل نگفتمت که سر از سنبلش مپیچ %~% کافتی از آن کمند چو خواجو در ~~اضطراب PageV1P037 ### || [genre: Gh] # 1 طلع الصبح من ورا حجاب %~% عجلو بالرحیل یا اصحاب # 2 کوس رحلت زدند و منتظران %~% بر سر راه میکنند شتاب # 3 وقت کوچست و کرده مهجوران %~% خاک ره را بخون دیده خضاب # 4 نور شمعست یا فروغ جبین %~% می‌نمایند مه رخان ز نقاب # 5 ناقه بگذشت و تشنگان در بند %~% کاروان رفت و خستگان در خواب # 6 من چنان ms019 بیخودم که بانگ جرس %~% هست در گوش من خروش رباب # 7 جگرم تشنه و منازل دوست %~% از سرشکم فتاده بر سر آب # 8 کنم از خون دل بروز وداع %~% دامن کوه پر عقیق مذاب # 9 هر دم از کوچگه ندا خیزد %~% کی رفیق از طریق روی متاب # 10 بر نشستند همرهان برخیز %~% باد بستند دوستان دریاب # 11 هیچ دانسته‌ئی که دوزخ چیست %~% دل بریان و داغ هجر عذاب # 12 از مغیلان چگونه اندیشد %~% هر که سازد نهالی از سنجاب # 13 بر فشان طره‌ای مه محمل %~% تا برآید ز تیره شب مهتاب # 14 دل خواجو ز تاب هجر بسوخت %~% مکن آتش که او نیارد تاب PageV1P038 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب %~% تا روز نخفتیم من و شمع جگرتاب # 2 از دست دل سوخته و دیده خونبار %~% یک لحظه نبودیم جدا ز آتش و از آب # 3 من در نظرش سوختمی ز آتش سینه %~% و او ساختی از بهر من سوخته جلاب # 4 از بسکه فشاندیم در از چشم گهرریز %~% شد صحن گلستان صدف لؤلؤی خوشاب # 5 در پاش فکندم سرشوریده از آنروی %~% کو بود که میسوخت دلش برمن از ~~اصحاب # 6 یاران بخور و خواب بسر برده همه شب %~% وان سوخته فارغ ز خور و چشم من ~~از خواب # 7 او خون جگر خورده و من خون‌دل ریش %~% او می به قدح داده و من دل به می ~~ناب # 8 او بر سر من اشک فشان گشته چو باران %~% و افتاده من دلشده از دیده ~~بغرقاب # 9 من باغم دل ساخته و سوخته در تب %~% و او از دم دود من دلسوخته در تاب # 10 چون دید که خون دلم از دیده روان بود %~% میداد روان شربتم از اشک چو ~~عناب # 11 جز شمع جگر سوز که شد همدم خواجو %~% کس نیست که او را خبری باشد از ~~این باب PageV1P039 ### || [genre: Gh] # 1 ای خط سبز تو ms020 همچون برگ نیلوفر در آب %~% قند مصر از شور یاقوت تو چون ~~شکر در آب # 2 عنبرین خطت که چون مشک سیه بر آتشست %~% مینماید گرد آتش گردی از ~~عنبردرآب # 3 بر گل خودروی رویت کبروی حسن از اوست %~% سبزه سیراب را بنگر چو نیلوفر ~~در آب # 4 تا بر آب افکند زلفت چنبر از سیلاب چشم %~% پیکرم بین غرقه در خونست ~~چون چنبر در آب # 5 مردم دریا نیندیشد ز طوفان زان سبب %~% مردم چشمم فرو بردست دایم سر در ~~آب # 6 گر چه زر در خاک میجویم که از خاکست زر %~% روی زردم بین در آب دیده ~~همچون زر در آب # 7 عیب مجنون گو مکن لیلی که شرط عقل نیست %~% گر نداند حال دردش گو برو ~~بنگر در آب # 8 کشتیی برخشک میرانیم در دریای عشق %~% وین تن خاکی ز چشم افتاده چون ~~لنگر در آب # 9 چون بنوک خامه خواجو شرح مشتاقی دهد %~% چشم خونبارش دراندازد روان ~~دفتر در آب PageV1P040 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی سیمبر بیار شراب %~% مطرب خوش نوا بساز رباب # 2 مست عشقیم عیب ما مکنید %~% فاتقوا الله یا اولی الالباب # 3 عقل چون دید اهل میکده را %~% گفت طوبی لهم و حسن مب # 4 بی گل روی او چرا یکدم %~% نشود چشم من تهی ز گلاب # 5 همچو خالش که دید در بستان %~% باغبانی نشسته بر سر آب # 6 چشم او جز بخواب نتوان دید %~% گر چه بی او خیال باشد خواب # 7 لب و گفتار و زلف و عارض اوست %~% باده و شکر و شب و مهتاب # 8 همچو چشمش کسی نشان ندهد %~% جادوئی مست خفته در محراب # 9 در غریبی شکسته شد خواجو %~% آن غریب شکسته را دریاب PageV1P041 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب %~% هر دم بجام لعل لبت تشنه‌تر ~~شراب # 2 در ده قدح که مردم چشمم نشسته است %~% در آرزوی نرگس مست تو ms021 در شراب # 3 ما را ز جام باده لعلت گریز نیست %~% آری مراد مست نباشد مگر شراب # 4 بر من بخاک پات که مانند آتشست %~% گر آب میخورم بهوایت وگر شراب # 5 هر دم که در دلم گذرد نیش غمزه‌ات %~% گردد ز غصه بردل من نیشتر شراب # 6 در گردش آرم جام طرب تا مرا دمی %~% از گردش زمانه کند بیخبر شراب # 7 هر دم بروی زرد فرو ریزدم سرشک %~% چشمم نگر که میدهد از جام زر شراب # 8 خواجو ز بسکه جام میش یاد میکنی %~% در جان می پرست تو کردست اثر شراب # 9 بازا بغربت از می و مستی که نزد عقل %~% بر خستگان غریب بود در سفر ~~شراب PageV1P042 ### || [genre: Gh] # 1 هر که در عهد ازل مست شد از جام شراب %~% سر ببالین ابد باز نهد مست ~~وخراب # 2 بیدلان را رخ زیبا ننمائی به چه وجه %~% عاشقانرا ز در خویش برانی ز چه ~~باب # 3 می پرستان همه مخمور و عقیقت همه می %~% عالمی مرده ز بی آبی و عالم ~~همه آب # 4 سر کوی خط و قدت چمن و سنبل و سرو %~% سمن و عارض و لعلت شکر و جام ~~شراب # 5 دل ما بی لب لعل تو ندارد ذوقی %~% همه دانند که باشد ز نمک ذوق کباب # 6 هر که درآتش سودای تو امروز بسوخت %~% ظاهر آنست که فردا بود ایمن ز ~~عذاب # 7 گر چه نقش تو خیالیست که نتوان دیدن %~% همه شب چشم توام مست نمایند ~~بخواب # 8 ترشود دم به دمم خرقه ز خون دل ریش %~% زانک رسمست که برجامه فشانند ~~گلاب # 9 پیر گشتی بجوانی و همانی خواجو %~% دو سه روزی دگر ایام بقا را دریاب ~~PageV1P043 ### || [genre: Gh] # 1 ای لب میگون تو هم شکر و هم شراب %~% وی دل پر خون من هم نمک و هم کباب # 2 خط و لب دلکشت طوطی و شکر ستان %~% زلف و رخ ms022 مهوشت تیره شب و ماهتاب # 3 موی تو و شخص من پر کره و پر شکن %~% چشم تو و بخت من مست می و مست ~~خواب # 4 گر تو بتیغم زنی کز نظرم دور شو %~% سایه نگردد جدا ذره‌ئی از آفتاب # 5 لعل تو در چشم من باده بود در قدح %~% مهر تو در جان من گنج بود در ~~خراب # 6 صعب‌تر از درد من در غم هجران او %~% دوزخیانرا بحشر هیچ نباشد عذاب # 7 ای تن اگر بیدلی سر ز کمندش مپیچ %~% وی دل اگر عاشقی روی ز مهرش متاب # 8 لعبت چشمم دمی دور نگردد ز اشک %~% زانکه نگیرد کنار مردم دریا ز آب # 9 روی ز خواجو مپوش ورنه برآرد خروش %~% بردر دستور شرق آصف گردون جناب ~~PageV1P044 ### || [genre: Gh] # 1 من مستم و دل خراب جان تشنه و ساغر آب %~% برخیز و بده شراب بنشین و ~~بزن رباب # 2 ای سام تو بر سحر وی شور تو در شکر %~% در سنبله‌ات قمر در عقربت آفتاب # 3 برمشک مزن گره برآب مکش ز ره %~% یا ترک خطا بده یا روی ز ما متاب # 4 در بر رخ ما مبند بر گریه ما مخند %~% بگشای ز مه کمند بردار ز رخ نقاب # 5 من بنده‌ام و تو شاه من ابر سیه تو ماه %~% من آه زنم تو راه من ناله ~~کنم تو خواب # 6 ای فتنه صبح‌خیز! آمد گه صبح خیز! %~% درجام عقیق ریز آن باده لعل ناب # 7 آمد گه طوف و گشت بخرام بسوی دشت %~% چون دور بقا گذشت بگذر ز ره عتاب # 8 عطار چمن صباست پیراهن گل قباست %~% تقوی و ورع خطاست مستی و طرب صواب # 9 دردی کش ازین سپس وندیشه مکن ز کس %~% فرصت شمر این نفس با همنفسان ~~شراب # 10 خواجو می ناب خواه چون تشنه‌ئی آب خواه %~% از دیده شراب خواه وز گوشه ~~دل کباب PageV1P045 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب درآمد آن ms023 بت مه روی شب نقاب %~% بر مه کشید چنبر و درشب فکند تاب # 2 رخسارش آتش و دل بیچارگان سپند %~% لعل لبش می و جگر خستگان کباب # 3 برمشتری کشیده ز مشک سیه کمان %~% برآفتاب بسته ز ریحان تر طناب # 4 در بر قبای شامی پیروزه گون چو ماه %~% بر سر کلاه شمعی زرکش چو آفتاب # 5 آتشن گرفته آب رخ وی ز تاب می %~% آبش نهان در آتش و آتش عیان ز آب # 6 هم شمع برفروخته از چهره هم چراغ %~% هم نقل ریخته ز لب لعل و هم شراب # 7 بنهاده دام بر مه تابان ز عود خام %~% و افکنده دانه برگل سوری ز مشک ~~ناب # 8 میزد گلاله بر گل و هر لحظه می‌شکست %~% برمن بعشوه گوشه بادام نیم ~~خواب # 9 از راه طنز گفت که خواجو چرا برفت %~% گفتم ز غصه گفت ذهابا بلا ایاب ~~PageV1P046 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده ماه را از تیره شب نقاب %~% در شب فکنده چین بر مه فکنده تاب # 2 مشک است یا خط است یا شام شب نمای %~% ماه است یا رخ است یا صبح شب ~~نقاب # 3 با سرو قامتت شمشاد گو مروی %~% با ماه طلعت خورشید گو متاب # 4 ای برده آب من زان لعل آبدار %~% وی بسته خواب من زان چشم نیم‌خواب # 5 چون آتش رخت برد آبروی من %~% زان آب آتشی بر آتشم زن آب # 6 زلف تو بر رخت شام است برسحر %~% عشق تو در دلم گنج است در خراب # 7 ای سرو سیمتن صبح است در فکن %~% در جام آبگون آن آتش مذاب # 8 خادم! بسوز عود مطرب! بساز چنگ %~% بلبل! بزن نوا ساقی! بده شراب # 9 صوفی چو صافئی درد مغان بنوش %~% خواجو چو عارفی روی از بتان متاب ~~PageV1P047 ### || [genre: Gh] # 1 برقع از رخ برفکن ای لعبت مشکین نقاب %~% در دم صبح از شب تاریک بنمای ~~آفتاب # 2 عالم از لعل تو ms024 پر شورست و لعلت پرشکر %~% فتنه از چشم تو بیدارست و ~~چشمت مست خواب # 3 هر سؤالی کن ز دریا میکنم در باب موج %~% دیده میبینم که میگوید یکایک ~~را جواب # 4 هم عفی الله مردم چشمم که با این ضعف دل %~% می فشاند دمبدم بر چهره ~~زردم گلاب # 5 چون بیاد نرگس مستت روم در زیر خاک %~% روز محشر سر بر آرم از لحد مست ~~و خراب # 6 هر چه نتوان یافت در ظلمت ز آب زندگی %~% من همان در تیره شب می‌یابم ~~از جام شراب # 7 هیچکس بر تربت مستان نگرید جز قدح %~% هیچکس درماتم رندان ننالد جز ~~رباب # 8 پیش ازین کیخسرو ار شبرنگ بر جیحون دواند %~% اشک ما راند بقطره دم بدم ~~گلگون برآب # 9 هر که آرد شرح آب چشم خواجو در قلم %~% از سر کلکش بریزد رسته در خوشاب ~~PageV1P048 ### || [genre: Gh] # 1 رفت دوشم نفسی دیده گریان در خواب %~% دیدم آن نرگس پرفتنه فتان در ~~خواب # 2 خیمه برصحن چمن زن که کنون در بستان %~% نتوان رفت ز بوی گل و ریحان در ~~خواب # 3 بود آیا که شود بخت من خسته بلند %~% کایدم قامت آن سرو خرامان درخواب # 4 ای خوشا با تو صبوحی و ز جام سحری %~% پاسبان بیخبر افتاده و دربان در ~~خواب # 5 فتنه برخاسته و باده پرستان در شور %~% شمع بنشسته و چشم خوش مستان ~~درخواب # 6 آیدم زلف تو درخواب و پریشانم ازین %~% که بود شور و بلا دیدن ثعبان ~~درخواب # 7 صبر ایوب بباید که شبی دست دهد %~% که رود چشمم از اندیشه کرمان در ~~خواب # 8 بلبل دلشده چون در کف صیاد افتاد %~% باز بیند چمن و طرف گلستان درخواب # 9 دوش خواجو چو حریفان همه در خواب شدند %~% نشد از زمزمه مرغ سحرخوان در ~~خواب PageV1P049 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز چشمت رفته خواب از چشم خواب %~% وآب رویت برده آب از روی آب # 2 از ms025 شکنج زلف و مهر طلعتت %~% تاب بر خورشید و در خورشید تاب # 3 بینی ار بینی در آب و آینه %~% آفتاب روی و روی آفتاب # 4 بر نیندازی بنای عقل و دین %~% تا ز عارض برنیندازی نقاب # 5 تشنگان وادی عشقت ز چشم %~% بر سر آبند و از دل بر سراب # 6 پیکرم در مهر ماه روی تو %~% گشته چون تار قصب بر ماهتاب # 7 زلف و رخسارت شبستانست و شمع %~% شکر و بادام تو نقل و شراب # 8 خواب را در دور چشم مست تو %~% ای دریغ ار دیدمی یک شب بخواب # 9 بسکه خواجو سیل می‌بارد ز چشم %~% خانه صبرش شد از باران خراب ~~PageV1P050 ### || [genre: Gh] # 1 ای چشم نیم‌خواب تو از من ربوده خواب %~% وی زلف تابدار تو بر مه فکنده ~~تاب # 2 بر مه فکنده برقع شبرنگ روز پوش %~% مه را که دید ساخته از تیره شب ~~نقاب # 3 روزم شبست بیتو و چون روز روشنست %~% کان لحظه شب بود که نهان باشد ~~آفتاب # 4 خورشید را بروی تو تشبیه چون کنم %~% کو همچو بندگان دهدت بوسه بر جناب # 5 بر روی چون مه ار چه بتابی کمند زلف %~% باری به هیچ روی ز من روی بر ~~متاب # 6 گفتم مگر بخواب توان دیدنت ولیک %~% دانم که خواب را نتوان دید جز ~~بخواب # 7 یک ساعتم از آن لب میگون شکیب نیست %~% سرمست را شکیب کجا باشد از شراب # 8 چشمم بقصد ریختن خون دل مقیم %~% افکنده است چون سر زلفت سپر بر آب # 9 در آرزوی روی تو خواجو چو بیدلان %~% هر شب بخون دیده کند آستین خضاب ~~PageV1P051 ### || [genre: Gh] # 1 ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آب %~% ما ز چشم می پرستت مست و چشمت مست ~~خواب # 2 گر کنم یک شمه در وصف خط سبزت سواد %~% روی دفتر گردد از نوک قلم پر ~~مشک ناب # 3 در بهشت ار زانکه برقع برنیندازی ms026 ز رخ %~% روضه رضوان جهنم باشد و راحت ~~عذاب # 4 وقت رفتن گر روم با آتش عشقت بخاک %~% روز محشر در برم بینی دل خونین ~~کباب # 5 صبحدم چون آسمان در گردش آرد جام زر %~% در گمان افتم که خورشیدست یا ~~جام شراب # 6 جان سرمستم برقص آید ز شادی ذره‌وار %~% هر نفس کز مشرق ساغر برآید ~~آفتاب # 7 کی به آواز مؤذن بر توانم خاستن %~% زانکه می‌باشم سحرگه بیخود از بانگ ~~رباب # 8 در خرابات مغان از می خراب افتاده‌ام %~% گر چه کارم بی می و میخانه می ~~باشد خراب # 9 هر دمی روی از من مسکین بتابی از چه روی %~% هر زمان از درگه خویشم ~~برانی از چه باب # 10 گر دلی داری دل از رندان بیدل برمگیر %~% ور سری داری سر از مستان ~~بیخود برمتاب # 11 از تو خواجو غایبست اما تو با او در حضور %~% عالمی در حسرت آبی و ~~عالم غرق آب PageV1P052 ### || [genre: Gh] # 1 گوئیا عزم ندارد که شود روز امشب %~% یا درآید ز در آن شمع شب افروز ~~امشب # 2 گر بمیرم بجز از شمع کسی نیست که او %~% برمن خسته بگرید ز سر سوز امشب # 3 مرغ شب خوان که دم از پرده عشاق زند %~% گو نوا از من شب‌خیز بیاموز ~~امشب # 4 چون شدم کشته پیکان خدنک غم عشق %~% بردلم چند زنی ناوک دلدوز امشب # 5 همچو زنگی بچه خال تو گردم مقبل %~% گرشوم بر لب یاقوت تو پیروز امشب # 6 هر که در شب رخ چون ماه تو بیند گوید %~% روز عیدست مگر یا شب نوروز ~~امشب # 7 بی لب لعل و رخت خادم خلوتگه انس %~% گو صراحی منه و شمع میفروز امشب # 8 تا که آموختت از کوی وفا برگشتن %~% خیز و باز آی علی‌رغم بداموز امشب # 9 بنشان شمع جگر سوخته را گر چه کسی %~% منشیناد بروز من بد روز امشب # 10 اگر آن عهدشکن با تو نسازد ms027 خواجو %~% خون دل میخور و جان میده و میسوز ~~امشب # 11 تا مگر صبح تو سر برزند از مطلع مهر %~% دیده بر چرخ چو مسمار فرود و ~~ز امشب PageV1P053 ### || [genre: Gh] # 1 چند سوزیم من و شمع شبستان همه شب %~% چند سازیم چنین بی سر و سامان ~~همه شب # 2 تا به شب بر سر بازار معلق همه روز %~% تا دم صبح سرافکنده و گریان همه ~~شب # 3 سوختم ز آتش هجران و دلم بریان شد %~% ور نسازم چکنم با دل بریان همه ~~شب # 4 رشته جان من سوخته بگسیخته باد %~% گر ز عشق سر زلفت ندهم جان همه شب # 5 هر شبی کز خم گیسوی توام یاد آید %~% در خیالم گذرد خواب پریشان همه شب # 6 تا تودر چشم منی از نظرم دور نشد %~% ذره‌ئی چشمه خورشید درخشان همه شب # 7 خبرت هست که در بادیه هجر تو نیست %~% تکیه گاهم بجز از خار مغیلان همه ~~شب # 8 بخیال رخ و زلف تو بود تا دم صبح %~% بستر خواب من از لاله و ریحان همه ~~شب # 9 در هوای گل روی تو بود خواجو را %~% همنفس بلبل شب خیز خوش الحان همه ~~شب PageV1P054 ### || [genre: Gh] # 1 طمع مدار که دوری گزینم از رخ خوب %~% که نیست شرط محبت جدائی از محبوب # 2 چو هست در ره مقصود قرب روحانی %~% چه احتیاج بارسال قاصد و مکتوب # 3 چو اتصال حقیقی بود میان دو دوست %~% کجا ز یوسف مصری جدا بود یعقوب # 4 توقعست که از عاشقان بیدل و دین %~% نظر دریغ ندارند مالکان قلوب # 5 چگونه گوش توان کرد بر خردمندان %~% گهی که عشق شود غالب و خرد مغلوب # 6 ز صورت تو کند نور معنوی حاصل %~% دل شکسته که هم سالکست و هم مجذوب # 7 ترا بتیغ چه حاجت که قتل جانبازان %~% کنی بساعد سیمین و پنجه مخضوب # 8 بیار جام و مکن نسبتم به زهد و ورع %~% که ms028 من به ساغر و پیمانه گشته‌ام ~~منصوب # 9 ببخش بر من مسکین که از خداوندان %~% همیشه عفو شود صادر و ز بنده ذنوب # 10 دلا در ابروی خوبان نظر مکن پیوست %~% ز روی دوست بحاجب چرا شوی محجوب # 11 گهی که جان بلب آرد درین طلب خواجو %~% کند بدیده طالب نگاه در مطلوب ~~PageV1P055 ### || [genre: Gh] # 1 طره مشکین نباشد بر رخ جانان غریب %~% زانک نبود سنبل سیراب در بستان ~~غریب # 2 ای که گفتی گرد لعلش خط مشگین از چه روست %~% خضر نبود برکنار چشمه ~~حیوان غریب # 3 گر بنالم در هوای طلعتش عیبم مکن %~% در بهاران نبود از مرغ چمن افغان ~~غریب # 4 سنبلش بی‌وجه نبود گر بود شوریده حال %~% زانک افتادست چون هند و ~~بترکستان غریب # 5 ور دلم در چین زلفش بس غریب افتاده است %~% در دلم نبود غمش چون گنج در ~~ویران غریب # 6 برغریبان رحمت آور چون غریبی در جهان %~% زانک نبود از خداوند کرم ~~احسان غریب # 7 چشم مستت گر بریزد خون هر بیچاره‌ئی %~% چاره نبود زانک نبود فتنه از ~~مستان غریب # 8 گر به شمشیرم کشی حکمت روان باشد ولیک %~% بر گدا گر رحمت آرد نبود از ~~سلطان غریب # 9 در رهت خواجو بتلخی جان شیرین داد و رفت %~% هر گز آمد در دلت کایا کجا ~~رفت آن غریب PageV1P056 ### || [genre: Gh] # 1 ای که از سرچشمه نوشت برفت آب نبات %~% مرده مرجان جان‌افزای تست آب ~~حیات # 2 از چمن زیباتر از قدت کجا خیزد نهال %~% وز شکر شیرین‌تر از خطت کجا ~~روید نبات # 3 عنبر زلف تو بر کافور میبندد نقاب %~% سنبل خط تو بر یاقوت میرد برات # 4 پرده بر رخ میکشی وز ما نمیداری حجاب %~% خستگان را میکشی وز کس ~~نمیباشد حیات # 5 حال مجنون شرح دادن با دلم دیوانگیست %~% همچون پیش طرهایت ذکر لیلی ~~ترهات # 6 تا برفتی همچو آب از چشم دریا بار من %~% پیش جیحون سرشکم میرود آب ms029 ~~فرات # 7 بنده‌ام تا زنده‌ام گر میکشی ور میکشی %~% زخم پیکان تو مرهم باشد و ~~بندت نجات # 8 از دهانت بوسه‌ئی جستم زکوة حسن را %~% گفت خاموش ای گدا برهیچ کی باشد ~~زکوة # 9 با خیالت دوش می‌گفتم که مردم از غمت %~% گفت خواجو گوئیا نشنیده‌ئی من ~~عاش مات PageV1P057 ### || [genre: Gh] # 1 ای که شهد شکربن تو برد آب نبات %~% خاک خاک کف پای تو شود آب حیات # 2 بشکر خنده ز تنک شکر شورانگیز %~% تا شکر ریخته‌ئی ریخته‌ئی آب نبات # 3 از دل تنگ شکر شور برآمد روزی %~% که برآمد ز لب چشمه نوش تو نبات # 4 گر بخونم بخط خویش برات آوردی %~% نکشم سر ز خطت زانک بوجهست برات # 5 منکه جز آب فراتم نشود دامنگیر %~% پیش جیحون سرشکم برود آب فرات # 6 آنچنان درصفت ذات تو حیران شده‌ام %~% که نخواهم که رود جز سخن از ذات ~~و صفات # 7 در وفا چشم ندارم که ثباتت باشد %~% که توقع نتوان داشتن از عمر ثبات # 8 گر ز کوتی بود این نعمت زیبائی را %~% روی زیبا بنما یک نظر از وجه ~~زکوة # 9 خواجو از عشق تو چون از سرهستی بگذشت %~% بوفات آمد و برخاک درت کرد ~~وفات PageV1P058 ### || [genre: Gh] # 1 پیش اسبت رخ نهم ز آنرو که غم نبود زمات %~% در وفایت جان ببازم تا کجا ~~یابم وفات # 2 دی طبیبم دید و دردم را دوا ننوشت و گفت %~% خون دل میخور که این ساعت ~~نمی‌یابم دوات # 3 چون روان بی خط برات آورده بودم از چه وجه %~% خط برون آوردی و گفتی که ~~آوردم برات # 4 در عری شاه ماتم ای پری‌رخ رخ مپوش %~% کانک رخ بر رخ نهی او را چه غم ~~باشد ز مات # 5 راستی را تا صلای عشق در عالم زدی %~% قامتت را سجده آرد عرعر از بانک ~~صلوة # 6 چون ترا گویم که لالای توام گوئی که لا %~% جان ببازم بی سخن ms030 چون بت ~~پرستان پیش لات # 7 نغمه عشاق در نوروز خوش باشد ولیک %~% ایدریغ ارعیش ما را دست میدادی ~~ادات # 8 گرحیا داری برو خواجو ودست از جان بشوی %~% زانک لعل جان فزایش میبرد ~~آب حیات PageV1P059 ### || [genre: Gh] # 1 تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت %~% رحم آر که خون در دلم افتاد ز ~~دستت # 2 تا دور شدی از برم ای طرفه بغداد %~% شد دامن من دجله بغداد ز دستت # 3 از دست تو فردا بروم داد بخواهم %~% تا چند کشم محنت و بیداد ز دستت # 4 بی شکر شیرین تو در درگه خسرو %~% بر سینه زنم سنگ چو فرهاد ز دستت # 5 گر زانک بپای علمم راه نباشد %~% از دور من و خاک ره و داد ز دستت # 6 تا چند کنم ناله و فریاد که در شهر %~% فریاد رسی نیست که فریاد ز دستت # 7 هر چند که سر در سر دستان تو کردیم %~% با این همه دستان نتوان داد ز ~~دستت # 8 از خاک سر کوی تو چون دور فتادم %~% دادیم دل سوخته بر باد ز دستت # 9 زینسان که به غم خوردن خواجو شده‌ئی شاد %~% شک نیست که هرگز نشود شاد ~~ز دستت PageV1P060 ### || [genre: Gh] # 1 ای درد تو درمان دل و رنج تو راحت %~% اشکم نمک آب و جگر خسته جراحت # 2 موج ار چه زند لاف تبحر نزند دم %~% با مردمک چشم من از علم سباحت # 3 یکدم نشود نقش تو از دیده ما دور %~% زانرو که توئی گوهر دریای ملاحت # 4 دستی ز سر لطف بنه بردل ریشم %~% زیرا که بود در کف کافی تو راحت # 5 مستسقی درویش که نم در جگرش نیست %~% او را که دهد قطره‌ئی از بحر ~~سماحت # 6 در مذهب صاحب‌نظران باده مباحست %~% زینسان که دهد چشم تو فتوای اباحت # 7 از شرم شود غرق عرق صبح جهانتاب %~% پیش رخ زیبای تو از روی صباحت ms031 # 8 در دیده خورشید چو یک ذره حیا نیست %~% آید بسر بام تو از راه وقاحت # 9 از پسته تنگت ندهد یکسر مو شرح %~% خواجو که کند موی شکافی بفصاحت ~~PageV1P061 ### || [genre: Gh] # 1 چو بر قمر ز شب عنبری نقاب انداخت %~% دل شکسته ما را در اضطراب انداخت # 2 بخون دیده ما تشنه شد جهان و رواست %~% که دیده بود که ما را درین عذاب ~~انداخت # 3 کباب شد دلم از سوز سینه و آتش عشق %~% ببرد آبم و خون در دل کباب ~~انداخت # 4 چه دیده دیده خونبار من که یکباره %~% بقصد خونم ازینسان سپر بر آب ~~انداخت # 5 دل ار بلحقه شوریدگان کشد چه عجب %~% مرا که زلف تو در حلق جان طناب ~~انداخت # 6 بیا که ساقی چشمم بیاد لعل لبت %~% ز اشک در قدح آبگون شراب انداخت # 7 عروس مهوش ساغر نگر که وقت صبوح %~% نمود طلعت و آتش در آفتاب انداخت # 8 گذشت نغمه مطرب ز ابر و غلغل ما %~% خروش دردل نالنده رباب انداخت # 9 چو زهره دید رخ زرد و اشک خواجو گفت %~% که مهر در قدح زر شراب ناب ~~انداخت PageV1P062 ### || [genre: Gh] # 1 بسکه مرغ سحری در غم گلزار بسوخت %~% جگر لاله بر آن دلشده زار بسوخت # 2 حبذا شمع که از آتش دل چون مجنون %~% در هوای رخ لیلی به شب تار بسوخت # 3 دیشب آن رند که در حلقه خماران بود %~% بزد آهی و در خانه خمار بسوخت # 4 ایکه از سر انا الحق خبری یافته‌ئی %~% چه شوی منکر منصور که بر دار ~~بسوخت # 5 تو که احوال دل سوختگان میدانی %~% مکن انکار کسی کز غم اینکار بسوخت # 6 صبر بسیار مفرمای من سوخته را %~% که دل ریشم ازین صبر جگر خوار بسوخت # 7 زان مفرح که جگرسوختگان را سازد %~% قدحی ده که دل خسته بیمار بسوخت # 8 داروی درد دل اکنون ز که جویم که طبیب %~% دل بیمار مرا ms032 در غم تیمار ~~بسوخت # 9 تاری از زلف تو افتاد به چین وز غیرت %~% خون دل در جگر نافه تاتار ~~بسوخت # 10 بلبل سوخته دل را که دم از گل میزد %~% آتش عشق بزد شعله و چون خار ~~بسوخت # 11 اگر از هستی خواجو اثری باقی بود %~% این دم از آتش عشق تو بیکبار ~~بسوخت PageV1P063 ### || [genre: Gh] # 1 آه کز آهم مه و پروین بسوخت %~% اختر بخت من مسکین بسوخت # 2 آتش مهرم چو در دل شعله زد %~% برفلک بهرام را زوبین بسوخت # 3 سوختم در آتش هجران او %~% پشه را بین کز غم شاهین بسوخت # 4 ای بسا خسرو که او فرهادوار %~% در هوای شکر شیرین بسوخت # 5 شمع را بنگر که با سیلاب اشک %~% هر شبم تا روز بر بالین بسوخت # 6 چند سوزی ایکه میسازی کباب %~% بس کن آخر کاین دل خونین بسوخت # 7 کام جان از قبله زردشت خواه %~% گر دلت چون آذر برزین بسوخت # 8 چون تو در بستان برافکندی نقاب %~% لاله را دل بر گل و نسرین بسوخت # 9 همچو خواجو کس نمی‌بینم که او %~% در فراق روی کس چندین بسوخت ~~PageV1P064 ### || [genre: Gh] # 1 صبح کز چشم فلک اشک ثریا می‌ریخت %~% مهر دل آب رخم ز آتش سودا می‌ریخت # 2 آن سهی سرو خرامان ز سر زلف سیاه %~% دل شوریده‌دلان می‌شد و در پا ~~می‌ریخت # 3 چین گیسوی دوتا را چو پریشان می‌کرد %~% مشک در دامن یکتائی والا ~~می‌ریخت # 4 شعر شیرین مرا ماه مغنی می‌خواند %~% و آب شکر بلب لعل شکر خا می‌ریخت # 5 در قدمهای خیال تو بدامن هر دم %~% چشم دریا دل من لل لالا می‌ریخت # 6 قدح از لعل تو هر لحظه حدیثی می‌راند %~% وز لب روح‌فزا راح مصفا ~~می‌ریخت # 7 چون صبا شرح گلستان جمالت می‌داد %~% از هوا دامن گل برسرصحرا می‌ریخت # 8 اشک از آنروی ز ما رفت و کناری بگرفت %~% کاب او دمبدم از رهگذر ما ~~می‌ریخت ms033 # 9 موج خون دل فرهاد چو می‌زد بر کوه %~% ای بسا لعل که در دامن خارا ~~می‌ریخت # 10 عجب ار مملکت مصر نمی‌رفت برود %~% زان همه سیل که از چشم زلیخا ~~می‌ریخت # 11 مردم دیده خواجو چو قدح می‌پیمود %~% خون دل بود که در ساغر صهبا ~~می‌ریخت PageV1P065 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن روز کز لب بوی جان می‌آمدت %~% خط بسوی خاور از هندوستان ~~می‌آمدت # 2 هر زمان از قلب عقرب کوکبی می‌تافتت %~% هر نفس سنبل نقاب ارغوان ~~می‌آمدت # 3 چون خدنگ چشم جادو می‌نهادی در کمان %~% ناوک مژگان یکایک برنشان ~~می‌آمدت # 4 چون ز باغ عارضت هر دم بهاری می‌شکفت %~% هر زمان مرغی بطرف گلستان ~~می‌آمدت # 5 در چمن هر دم که چون عرعر خرامان می‌شدی %~% خنده بر بالای سرو بوستان ~~می‌آمدت # 6 چون جهان را برخ آرام جان می‌آمدی %~% از جهان جان ندا جان و جهان ~~می‌آمدت # 7 در تکلم لعل شیرینت چو می‌شد در فشان %~% چشمه‌های آب حیوان از دهان ~~می‌آمدت # 8 چون میان بوستان از دوستان رفتی سخن %~% گاه گاهی نام خواجو بر زبان ~~می‌آمدت PageV1P066 ### || [genre: Gh] # 1 از سر جان درگذر گر وصل جانان بایدت %~% بر در دل خیمه زن گر عالم جان ~~بایدت # 2 داروی درد محبت ترک درمان کردنست %~% دردی دردی بنوش ار زانک درمان ~~بایدت # 3 داده‌ئی خاتم بدست دیو و شادروان بباد %~% وانگه از دیوانگی ملک سلیمان ~~بایدت # 4 راه تاریکی نشاید قطع کردن بی‌دلیل %~% خضر راهی برگزین گر آب حیوان ~~بایدت # 5 از سر یکدانه گندم در نمی‌آری گذشت %~% وز برای نزهت دل باغ رضوان ~~بایدت # 6 راه دریا گیر اگر لؤلؤی عمانت هواست %~% دست دربان بوس اگر تشریف سلطان ~~بایدت # 7 حکم یونان یابد آنکش حکمت یونان بود %~% حکمت یونان طلب گر حکم یونان ~~بایدت # 8 دل بناکامی بنه گر کام جانت آرزوست %~% ترک مستوری بده گر عیش مستان ~~بایدت # 9 بی سر و سامان درآ خواجو اگر داری ms034 سری %~% وز سر سر در گذر گر زانک ~~سامان بایدت PageV1P067 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا ساغر شراب کجاست %~% وقت صبحست آفتاب کجاست # 2 خستگی غالبست مرهم کو %~% تشنگی بیحدست آب کجاست # 3 درد نوشان درد را به صبوح %~% جز دل خونچکان کباب کجاست # 4 همه عالم غمام غم بگرفت %~% خور رخشان مه نقاب کجاست # 5 لعل نابست آب دیده ما %~% آن عقیقین مذاب ناب کجاست # 6 تا بکی اشک بر رخ افشانیم %~% آخر آن شیشه گلاب کجاست # 7 بسکه آتش زبانه زد در دل %~% جگرم گرم شد لعاب کجاست # 8 از تف سینه و بخار خمار %~% جانم آمد بلب شراب کجاست # 9 دلم از چنگ می‌رود بیرون %~% نغمه زخمه رباب کجاست # 10 بجز از آستان باده فروش %~% هر شبم جایگاه خواب کجاست # 11 دل خواجو ز غصه گشت خراب %~% مونس این دل خراب کجاست PageV1P068 ### || [genre: Gh] # 1 ای باغبان بگو که ره بوستان کجاست %~% در بوستان گلی چو رخ دوستان ~~کجاست # 2 وی دوستان چه باشد اگر آگهی دهید %~% کان سرو گلعذار مرا بوستان کجاست # 3 تا چند تشنه بر سر آتش توان نشست %~% آن آب روح‌پرور آتش نشان کجاست # 4 در دم بجان رسید و طبیبم پدید نیست %~% دارو فروش خسته دلانرا دکان ~~کجاست # 5 من خفته همچو چشم تو رنجور و در دلت %~% روزی گذر نکرد که آن ناتوان ~~کجاست # 6 چون ز آب دیده ناقه ما در وحل بماند %~% با ما بگو که مرحله کاروان ~~کجاست # 7 از بس دل شکسته که برهم افتاده است %~% پیدا نمی‌شود که ره ساربان ~~کجاست # 8 در وادی فراق بجز چشمهای ما %~% روشن بگو که چشمه آب روان کجاست # 9 خواجو ز بحر عشق کران چون توان گرفت %~% زیرا که کس نگفت که آنرا کران ~~کجاست PageV1P069 ### || [genre: Gh] # 1 منزلگه جانست که جانان من آنجاست %~% یا روضه خلدست که رضوان من آنجاست # 2 هردم بدلم می‌رسد از مصر پیامی %~% گوئیکه مگر یوسف ms035 کنعان من آنجاست # 3 پر می‌زند از شوق لبش طوطی جانم %~% آری چکنم چون شکرستان من آنجاست # 4 هر چند که در دم نشود قابل درمان %~% درد من از آنست که درمان من ~~آنجاست # 5 شاهان جهان را نبود منزل قربت %~% آنجا که سراپرده سلطان من آنجاست # 6 جائیکه عروسان چمن جلوه نمایند %~% گل را چه محل چونکه گلستان من ~~آنجاست # 7 برطرف چمن سرو سهی سر نفرازد %~% امروز که آن سرو خرامان من آنجاست # 8 بستان دگر امروز بهشتست ولیکن %~% هرجا که توئی گلشن و بستان من آنجاست # 9 مرغان چمن‌باز چو من عاشق و مستند %~% کان نرگس مست و گل خندان من ~~آنجاست # 10 گر نیست وصولم به سراپرده وصلت %~% زینجا که منم میل دل و جان من ~~آنجاست # 11 از زلف تو کوته نکنم دست چو خواجو %~% زیرا که مقام دل حیران من ~~آنجاست PageV1P070 ### || [genre: Gh] # 1 این باد کدامست که از کوی شما خاست %~% وین مرغ چه نامست که از سوی سبا ~~خاست # 2 باد سحری نکهت مشک ختن آورد %~% یا بوئی از آن سلسله غالیه‌سا خاست # 3 گوئی مگر انفاس روان‌بخش بهشتست %~% این بوی دلاویز که از باد صبا خاست # 4 برخاسته بودی و دل غمزده می‌گفت %~% یا رب که قیامت ز قیام تو چرا خاست # 5 بنشین نفسی بو که بلا را بنشانی %~% زان رو که ز بالای تو پیوسته بلا ~~خاست # 6 شور از دل یکتای من خسته برآورد %~% هر فتنه و آشوب کز آن زلف دوتا ~~خاست # 7 این شمع فروزنده ز ایوان که افروخت %~% وین فتنه نو خاسته آیا ز کجا ~~خاست # 8 از پرده برون شد دل پرخون من آندم %~% کز پرده‌سرا زمزمه پرده‌سرا خاست # 9 خواجو بجز از بندگی حضرت سلطان %~% کاری نشنیدیم که از دست گدا خاست ~~PageV1P071 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه از باغ رسالت چو تو شمشاد نخاست %~% کار اسلام ز بالای بلندت ~~بالاست # 2 شکل گیسوی و ms036 دهان تو بصورت حامیم %~% حرف منشور جلال تو بمعنی طاهاست # 3 شب که داغ خط هندوی تو دارد چو بلال %~% دلش از طره عنبرشکنت پر سود ~~است # 4 زمزم از خجلت الفاظ تو غرق عرقست %~% مروه از پرتو انوار تو در عین ~~صفاست # 5 هر که او مشتریت گشت زهی طالع سعد %~% وانک در مهر تو چون ماه بیفزود ~~بکاست # 6 پیش آن سنبل مشکین عبیر افشانت %~% سخن نافه تاتار نگویم که خطاست # 7 در شب قدر خرد با خم گیسویت گفت %~% «ایکه از هر سر موی تو دلی اندرو ~~است # 8 از تو موئی بجهانی نتوان دادن از آنک %~% «یک سر موی ترا هردو جهان نیم ~~بهاست » # 9 قطره‌ئی بخش ز دریای شفاعت ما را %~% کاب سرچشمه مهرت سخن دلکش ماست # 10 در تو بستیم بیک موی دل از هر دو جهان %~% که بیک موی تو کار دو جهان ~~گردد راست # 11 مکن از خاک درخویش جدا خواجو را %~% که بود خاک ره آنکس که ز کوی تو ~~جداست PageV1P072 ### || [genre: Gh] # 1 این بوی بهارست که از صحن چمن خاست %~% یا نکهت مشکست کز آهوی ختن خاست # 2 انفاس بهشتست که آید به مشامم %~% یا بوی اویسست که از سوی قرن خاست # 3 این سرو کدامست که در باغ روان شد %~% وین مرغ چه نامست که از طرف چمن ~~خاست # 4 بشنو سخنی راست که امروز در آفاق %~% هر فتنه که هست از قد آن سیم بدن ~~خاست # 5 سودای دل سوخته لاله سیراب %~% در فصل بهار از دم مشکین سمن خاست # 6 تا چین سر زلف بتان شد وطن دل %~% عزم سفرش از گذر حب وطن خاست # 7 آن فتنه که چون آهوی وحشی رمد از من %~% گوئی ز پی صید دل خسته من خاست # 8 هر چند که در شهر دل تنگ فراخست %~% دل تنگیم از دوری آن تنگ دهن خاست # 9 عهدیست که آشفتگی خاطر خواجو ms037 %~% از زلف سراسیمه آن عهدشکن خاست ~~PageV1P073 ### || [genre: Gh] # 1 گر نه مرغ چمن از همنفس خویش جداست %~% همچو من خسته و نالنده و دل ریش ~~چراست # 2 آن چه فتنه‌ست که در حلقه رندان بنشست %~% وین چه شورست که از مجلس ~~مستان برخاست # 3 گر از آن سنبل گلبوی سمن فرسا نیست %~% چیست این بوی دلاویز که با باد ~~صباست # 4 تا برفتی نشدی از دل تنگم بیرون %~% گر چه تحقیق ندانم که مقام تو ~~کجاست # 5 شادی وصل نباید من دلسوخته را %~% اگرش این همه اندوه جدائی ز قفاست # 6 بوصال تو که گر کوه تحمل بکند %~% این همه بار فراق تو که برخاطر ماست # 7 محمل آن به که ازین مرحله بیرون نبرم %~% که ره بادیه از خون دلم ~~ناپیداست # 8 به رضا از سر کوی تو نرفتم لیکن %~% ره تسلیم گرفتم چو بدیدم که قضاست # 9 چه بود گر به نمی نامه دلم تازه کنی %~% چه شود گر به خمی خامه کنی ~~کارم راست # 10 گر دهد باد صبا مژده وصلت خواجو %~% مشنو کان همه چون درنگری باد ~~هواست PageV1P074 ### || [genre: Gh] # 1 دلبرا سنبل هندوی تو در تاب چراست %~% زین صفت نرگس سیراب تو بیخواب ~~چراست # 2 چشم جادوی تو کز باده سحرست خراب %~% روز و شب معتکف گوشه محراب چراست # 3 نرگس مست تو چون فتنه ازو بیدارست %~% همچو بخت من دل سوخته در خواب ~~چراست # 4 مگر از خط سیاه تو غباری دارد %~% ورنه هندوی رسن باز تو در تاب چراست # 5 جزع خون‌خوار تو گر خون دلم می‌ریزد %~% مردم دیده من غرقه خوناب چراست # 6 از درم گر تو بر آنی که برانی سهلست %~% این همه جور تو با خواجو ازین ~~باب چراست PageV1P075 ### || [genre: Gh] # 1 کار ما بی قد زیبات نمی آید راست %~% راستی را چه بلائیست که کارت ~~بالاست # 2 چون قد سرو خرام تو بگویم سخنی %~% در چمن سرو ببالای تو ms038 می‌ماند راست # 3 بخطا مشک ختن لاف زد از خوش‌بوئی %~% با سر زلف تو پیداست که اصلش ز ~~ختاست # 4 زیر هر موی چو زنجیر تو دیوانه دلیست %~% روی بنمای که چندین دل خلقت ز ~~قفاست # 5 با تو یکتاست هنوز این دل شوریده من %~% چون سر زلف کژت قامتم ار زانک ~~دوتاست # 6 رسم باشد که بانگشت نمایند هلال %~% ابرویت چون مه نوزان سبب ~~انگشت‌نماست # 7 نرگس جادوی مست تو بهنگام صبوح %~% فتنه‌ئی بود که از خواب صبوحی ~~برخاست # 8 متحیر نه در آن شکل و شمایل شده‌ام %~% حیرتم در قلم قدرت بیچون خداست # 9 بحقیقت نه مجازست بمعنی دیدن %~% صورتی را که درو نور حقیقت پیداست # 10 نبود شرط محبت که بنالند از دوست %~% زانک هر درد که از دوست بود عین ~~دواست # 11 خواجو ار زانک ترا منصب لالائی نیست %~% زاده طبع ترا لل لالا لالاست ~~PageV1P076 ### || [genre: Gh] # 1 با منت کینه و با جمله صفاست %~% اینهم از طالع شوریده ماست # 2 راستی را صنما بی قد تو %~% کار ما هیچ نمی‌آید راست # 3 هر گیاهی که بروید پس ازین %~% از سر تربت ما مهر گیاست # 4 می کشم درد بامید دوا %~% گر چه درد از قبلت عین دواست # 5 این چه بویست که ناگه بدمید %~% وین چه فتنه ست که دیگر برخاست # 6 باز از ناله مرغان سحر %~% صبحدم صحن چمن پر غوغاست # 7 گر چه در پرورش نطفه خاک %~% بوی زلفت مدد باد صباست # 8 خیز کز نکهت انفاس نسیم %~% هر سحر پیرهن غنچه قباست # 9 گر نه خواجوست که دور از رخ تست %~% زلف هندوی تو آشفته چراست ~~PageV1P077 ### || [genre: Gh] # 1 با تو نقشی که در تصور ماست %~% به زبان قلم نیاید راست # 2 حاجت ما توئی چرا که ز دوست %~% حاجتی به ز دوست نتوان خواست # 3 ماه تا آفتاب روی تو دید %~% اثر مهر در رخش پیداست # 4 سخن باده با لبت ms039 بادست %~% صفت مشک باخط تو خطاست # 5 در چمن ذکر نارون می‌رفت %~% قامتت گفت بر کشیده ماست # 6 سرو آزاد پیش بالایت %~% راستی را چو بندگان بر پاست # 7 او چو آزاد کرده قد تست %~% لاجرم دست او چنان بالاست # 8 فتنه بنشان و یک زمان بنشین %~% که قیامت ز قامتت برخاست # 9 هر که بینی بجان بود قائم %~% جان وامق چو بنگری عذراست # 10 از صبا بوی روح می‌شنوم %~% دم عیسی مگر نسیم صباست # 11 عمر خواجو بباد رفت و رواست %~% زانک بی دوست عمر باد هواست ~~PageV1P078 ### || [genre: Gh] # 1 طائر طوریم و خاک آستانت طور ماست %~% پرتو نور تجلی در دل پر نور ماست # 2 ما به حور و روضه رضوان نداریم التفات %~% زانک مجلس روضه رضوان و شاهد ~~حور ماست # 3 عاقبت غیبت گزیند هر که آید در نظر %~% وانک او غایب نگردد از نظر ~~منظور ماست # 4 پیش ما هر روز بی او رستخیزی دیگرست %~% و آه دلسوز نفیر و سینه نفخ ~~صور ماست # 5 ما بدار الملک وحدت کوس شاهی می‌زنیم %~% وین که بر زر می‌نویسد اشک ما ~~منشور ماست # 6 کرده‌ایم از ملک هستی کنج عزلت اختیار %~% وین دل ویرانه گنج و نیستی ~~گنجور ماست # 7 آنک دایم در خرابات فنا ساغر کشد %~% در هوای چشم مست او دل مخمور ماست # 8 تختگاه عشق ما داریم و از دار ایمنیم %~% زانک دار از روی معنی رایت ~~منصور ماست # 9 تا چو خواجو عالم رندی مسخر کرده‌ایم %~% زلف ساقی دستگیر و جام می ~~دستور ماست PageV1P079 ### || [genre: Gh] # 1 کفر سر زلف تو ایمان ماست %~% درد غم عشق تو درمان ماست # 2 مجلس ما بی تو ندارد فروغ %~% زان که رخت شمع شبستان ماست # 3 ای که جمالت ز بهشت آیتیست %~% آیت سودای تو در شان ماست # 4 تا دل ما در غم چوگان توست %~% هر دو جهان عرصه میدان ماست # 5 زلف سیاه تو در ms040 آشفتگی %~% صورت این حال پریشان ماست # 6 چون نرسد دست به لعل لبت %~% خاک درت چشمه حیوان ماست # 7 گفت خیال تو که خواجو هنوز %~% عاشق و سرگشته و حیران ماست PageV1P080 ### || [genre: Gh] # 1 عقل مرغی ز آشیانه ماست %~% چرخ گردی ز آستانه ماست # 2 شمس مشرق فروز عالمتاب %~% شمسه طاق تا بخانه ماست # 3 خون چشم شفق که می‌بینی %~% جرعه‌های می شبانه ماست # 4 صید ما کیست آنک صیادست %~% دام ما چیست آنچه دانه ماست # 5 تیر ما بگذرد ز جوشن چرخ %~% زانکه قلب فلک نشانه ماست # 6 ما به افسون کجا رویم از راه %~% که دو عالم پر از فسانه ماست # 7 گر چه ز اهل زمانه شاد نئیم %~% شادی آنک در زمانه ماست # 8 جنت ار هست خاک درگه اوست %~% زانکه ماوای جاودانه ماست # 9 در بسیط جهان کنون خواجو %~% همه آوازه ترانه ماست PageV1P081 ### || [genre: Gh] # 1 کاف و نون جزوی از اوراق کتب خانه ماست %~% قاف تا قاف جهان حرفی از ~~افسانه ماست # 2 طاق پیروزه که خلوتگه قطب فلک است %~% کمترین زاویه‌ئی بر در کاشانه ~~ماست # 3 گر چراغ دل ما از نفس سرد بمرد %~% شمع این طارم نه پنجره پروانه ماست # 4 گنج معنی که طلسم است جهان بر راهش %~% چون به معنی نگری این دل ویرانه ~~ماست # 5 آب رو ریخته‌ایم از پی یک جرعه شراب %~% گر چه کوثر نمی از جرعه پیمانه ~~ماست # 6 ما به دیوانگی ار زانک به عالم فاشیم %~% عقل کل قابل فیض دل دیوانه ~~ماست # 7 آشنائیم به بی خویشی و بیگانه ز خویش %~% وانک بیگانه نگشت از همه ~~بیگانه ماست # 8 هر کسی را تو اگر زنده به جان می‌بینی %~% جان هر زنده دلی زنده به ~~جانانه ماست # 9 گر چه در مذهب ما کعبه و بتخانه یکیست %~% خواجو از کعبه برون آی که ~~بتخانه ماست PageV1P082 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم آن گدای که سلطان گدای ماست %~% ما ms041 زیر دست مهر و فلک زیر پای ~~ماست # 2 تا بر در سرای شما سر نهاده‌ایم %~% اقبال بنده در دولتسرای ماست # 3 بودی بسیط خاک پر از های و هوی ما %~% و کنون جهان ز گریه پر از های ~~هاست ماست # 4 زین‌سان که در قفای تو از غم بسوختیم %~% گوئی که دود سوخته‌ئی در قفای ~~ماست # 5 تا کی زنید تیغ جفا بر شکستگان %~% سهلست اگر بقای شما در فنای ماست # 6 گر برکشی وگر بکشی رای رای تست %~% هر چیز کان نه رای تو باشد نه رای ~~ماست # 7 آن کاشنای تست غریبست در جهان %~% وان کو غریب گشت ز خویش آشنای ماست # 8 ما را اگر تو مشترییی این سعادتیست %~% بنمای رخ که دیدن رویت بهای ~~ماست # 9 خواجو که خاک پای گدایان کوی تست %~% شاهی کند گرش تو بگوئی گدای ماست ~~PageV1P083 ### || [genre: Gh] # 1 جمشید بنده در دولتسرای ماست %~% خورشید شمسه حرم کبریای ماست # 2 جعد عروس ماهرخ حجله ظفر %~% گیسوی پرچم علم سدره‌سای ماست # 3 آن اطلس سیه که شب تار نام اوست %~% تاری ز پرده در خلوتسرای ماست # 4 کیوان که هست برهمن دیر شش دری %~% با آن علو مرتبه مامور رای ماست # 5 گر زیر دست ما بود آفاق دور نیست %~% کافلاک را چو درنگری زیر پای ماست # 6 بنمای ملکتی که نباشد خلل‌پذیر %~% ور زانک هست مملکت دیرپای ماست # 7 تا چتر ما همای هوای ممالکست %~% فر همای سایه پر همای ماست # 8 ما تاج تارک خلفای زمانه‌ایم %~% وآئینه جمال خلافت لقای ماست # 9 خورشید آتشین رخ گیتی فروز چرخ %~% عکسی ز جام خاطر گیتی نمای ماست # 10 خواجو سزد که بنده درگاه ما بود %~% چون شاه هفت کشور گردون گدای ماست ~~PageV1P084 ### || [genre: Gh] # 1 رنج از کسی بریم که دردش دوای ماست %~% زخم از کسی خوریم که رنجش شفای ~~ماست # 2 جائی سرای تست که جای سرای نیست %~% وانگه در سرای ms042 تو خلوتسرای ماست # 3 گر ما خطا کنیم عطای تو بیحدست %~% نومیدی از عطای تو حد خطای ماست # 4 روزی گدای کوی خودم خوان که بنده را %~% این سلطنت بسست که گوئی گدای ~~ماست # 5 حاجت بخونبها نبود چون تو می‌کشی %~% مقتول خنجر تو شدن خونبهای ماست # 6 ما را بدست خویش بکش کان نوازشست %~% دشنام اگر ز لفظ تو باشد دعای ~~ماست # 7 گر می‌کشی رهینم وگر می‌کشی رهی %~% هر ناسزا که آن ز تو آید سزای ماست # 8 زهر ار چنانکه دوست دهد نوش دارو است %~% درد ار چنانک یار فرستد دوای ~~ماست # 9 گفتم که ره برد به سرا پرده تو گفت %~% خواجو که محرم حرم کبریای ماست ~~PageV1P085 ### || [genre: Gh] # 1 منزل پیر مغان کوی خرابات فناست %~% آخر ای مغبچگان راه خرابات کجاست # 2 دست در دامن رندان قلندر زده‌ایم %~% زانک رندی و قلندر صفتی پیشه ماست # 3 هر که در صبحت آن شاخ صنوبر بنشست %~% همچوباد سحری از سر بستان برخاست # 4 پیش آنکس که چو نرگس نبود اهل بصر %~% صفت سرو به تقریر کجا آید راست # 5 گر نمی‌خواست که آرد دل مجنون در قید %~% لیلی آن زلف مسلسل به چه رو ~~می‌پیراست # 6 هر چه در عالم تحقیق صفاتش خوانند %~% چو نکو درنگری آینه ذات خداست # 7 گر چه صورت نتوان‌بست که جان را نقشیست %~% نقش جانست که در آینه دل ~~پیداست # 8 تلخ از آن منطق شیرین چو شکر نوش کنم %~% زانک دشنام که محبوب دهد عین ~~دعاست # 9 طلب از یار بجز یار نمی‌باید کرد %~% حاجت از دوست بجز دوست نمی‌شاید ~~خواست # 10 آنک نقش رخ خورشید عذاران می‌بست %~% چون نظر کرد رخ مهوش خود ~~می‌آراست # 11 گر توان حور پریچهره جدائی خواجو %~% تو مپندار که او یک سر موی از تو ~~جداست PageV1P086 ### || [genre: Gh] # 1 گر از جور جانان ننالی رواست %~% که دردی که از دوست باشد دواست # 2 چه بویست ms043 کارام دل می‌برد %~% مگر بوی زلف دلارام ماست # 3 عجب دارم از جعد مشکین او %~% که با اوست دایم پریشان چراست # 4 نه تنها بدامش نهم پای بند %~% بهر تار مویش دلی مبتلاست # 5 تو گوئی که صد فتنه بیدار شد %~% چو جادویش از خواب مستی بخاست # 6 بتابیش ازین قصد آزار من %~% مکن زانک هر نیک و بد را جزاست # 7 گدائی چو خواجو چه قدرش بود %~% که درخیل خوبان سلیمان گداست ~~PageV1P087 ### || [genre: Gh] # 1 شامش از صبح فروزنده درآویخته است %~% شبش از چشمه خورشید برانگیخته ~~است # 2 گوئیا آنک گلستان رخش می‌آراست %~% سنبل افشانده و بر برگ سمن ریخته ~~است # 3 یا نه مشاطه ز بیخویشتنی گرد عبیر %~% گرد آئینه چینش بخطا بیخته است # 4 تا چه دیدست که آن سنبل گل‌فرسا را %~% دستها بسته و از سرو درآویخته ~~است # 5 نتوان در خم ابروی سیاهش پیوست %~% آنک پیوند من سوخته بگسیخته است # 6 تا زدی در دل من خیمه باقبال غمت %~% شادی از جان من غمزده بگریخته است # 7 جان خواجو ز غبار قدمت خالی نیست %~% زانک با خاک سر کوت برآمیخته است ~~PageV1P088 ### || [genre: Gh] # 1 شوریده‌ئیست زلف تو کز بند جسته است %~% خط تو آن نبات که از قند رسته ~~است # 2 آن هندوی سیه که تواش بند کرده‌ئی %~% بسیار قلب صف‌شکنان کو شکسته است # 3 گر زانک روی و موی تو آشوب عالمست %~% ما را شبی مبارک و روزی خجسته ~~است # 4 هر چند نیست با کمرت هیچ در میان %~% خود را به زر نگر که چنان بر تو ~~بسته است # 5 با من مکن به پسته شیرین مضایقت %~% آخر نه شهر جمله پر از قند و پسته ~~است # 6 دانی که برعذار تو خال سیاه چیست %~% زاغی که بر کناره باغی نشسته است # 7 من چون ز دام عشق رهائی طلب کنم %~% کانکس که خسته است بتیغ تو رسته ~~است # 8 گفتم که چشم ms044 مست تو خونم بریخت گفت %~% یک لحظه تن بزن که بخسبد که ~~خسته است # 9 خواجو چنین که اشک تو بینم ز تاب مهر %~% گوئی مگر که رشته پروین گسسته ~~است PageV1P089 ### || [genre: Gh] # 1 روی زمین و خون دلم نم گرفته است %~% پشت فلک ز بار غمم خم گرفته است # 2 اشکم چه دیده است که مانند خونیان %~% پیوسته دامن من پرغم گرفته است # 3 مسکین دلم که حلقه آن زلف تابدار %~% بگرفت و غافلست که ارقم گرفته است # 4 انفاس روح می‌دمد از باد صبحدم %~% گوئی که بوی عیسی مریم گرفته است # 5 چون جام می‌گرفت نگارم زمانه گفت %~% خورشید بین که ماه محرم گرفته است # 6 همدم بجز صراحی و جام شراب نیست %~% خرم کسی که دامن همدم گرفته است # 7 هر کو ز دست یار گرفتست جام می %~% روشن بدان که مملکت جم گرفته است # 8 ملک دلم گرفت و بجورش خراب کرد %~% آری غریب نیست مگر کم گرفته است # 9 خواجو ز پا درآمد و هیچش بدست نیست %~% جز دامن امید که محکم گرفته است # 10 از وی متاب روی که مانند آفتاب %~% تیغ زبان کشیده و عالم گرفته است ~~PageV1P090 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ می‌دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است %~% زانک پیش هرکسی راز دلم ~~بگشاده است # 2 کارم از دست سر زلف تو در پای اوفتاد %~% چاره کارم بساز اکنون که کار ~~افتاده است # 3 هر زمان از اشک میگون ساغرم پر می‌شود %~% خون دل نوشم تو پنداری مگر ~~کان باده است # 4 بیوفائی چون جهان دل بر تو نتوانم نهاد %~% ای خوشا آنکس که او دل بر ~~جهان ننهاده است # 5 حیرت اندر خامه نقاش بیچونست کو %~% راستی در نقش رویت داد خوبی داده ~~است # 6 از سرشکت آب رویم پیش هر کس زان سبب %~% بر دو چشمش جای می‌سازم که ~~مردم زاده است # 7 دست کوته کن چو خواجو از جهان آزاده‌وار ms045 %~% سرو تا کوتاه دستی پیشه ~~کرد آزاده است PageV1P091 ### || [genre: Gh] # 1 گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است %~% تو خوش برآی که با جان برابر آمده ~~است # 2 بنوش لعل روان چون زمرد سبزت %~% نگین خاتم یاقوت احمر آمده است # 3 بگرد چشمه نوش تو سبزه گر بدمید %~% ترش مشو که نبات از شکر برآمده است # 4 ز خط سبز تو نسخم خوش آمدی و کنون %~% خط غبار تو خود زان نکوتر آمده ~~است # 5 تو خوش درآ و مشو در خط از من مسکین %~% که خط بگرد عذار تو خوش درآمده ~~است # 6 شه حبش که ز سرحد شام بیرون راند %~% کنون بتاختن ملک خاور آمده است # 7 ز سهم ناوک ترکان غمزه‌ات گوئی %~% که هندوئیست که نزد زره گر آمده است # 8 کند بسنبل گردنکشت زمانه خطاب %~% که خادمی تو در شان عنبرآمده است # 9 میان مشک و خطت فرق نیست یک سر موی %~% ولیک موی تو از مشک برسرآمده ~~است # 10 گمان مبر که برفت آب لعلت از خط سبز %~% که لعل را خط پیروزه زیور ~~آمده است # 11 بیا بدیده خواجو نگر که خط سیاه %~% بگرد روی چو ماهت چه در خور آمده ~~است PageV1P092 ### || [genre: Gh] # 1 چو سرچشمه چشم من دیده است %~% لب غنچه برچشمه خندیده است # 2 بدان وجهم از دیده خون می‌رود %~% که از روی خوب تو ببریده است # 3 چرا کینه‌ورزی کنون با کسی %~% که مهر تو پیش از تو ورزیده است # 4 نهان کی کند خامه رازم که او %~% تراشیده ناتراشیده است # 5 مرا غیرت آید که مکتوب تو %~% چنین در حدیث تو پیچیده است # 6 اگر جور برما پسندی رواست %~% پسند تو ما را پسندیده است # 7 از آن از لب خویشتن در خطم %~% که خطت بحکم که بوسیده است # 8 قلم را قدم زان قلم کرده‌ام %~% که بر گرد نام تو گردیده است # 9 دریغ از خیالت که شب ms046 تا بروز %~% مرا مونس مردم دیده است # 10 چو نام تو در نامه بیند دبیر %~% بچشم بصیرت ترا دیده است # 11 از آن چشم خواجو گهربار شد %~% که خط تو بر دیده مالیده است ~~PageV1P093 ### || [genre: Gh] # 1 مسیح روح را مریم حجابست %~% بهشت وصل را آدم حجابست # 2 دلا در عاشقی محرم چه جوئی %~% که پیش عاشقان محرم حجابست # 3 برو خود همدم خود باش اگر چه %~% برصاحبدلان همدم حجابست # 4 مکش جعدش که پیش روی جانان %~% شکنج طره پرخم حجابست # 5 ز هستی در گذر زیرا که در عشق %~% نه هستی شور و مستی هم حجابست # 6 اگر دم در کشی عیسی وقتی %~% که در راه مسیحا دم حجابست # 7 به خون در کعبه باید غسل کردن %~% که آب چشمه زمزم حجابست # 8 بخاتم ملک جم نتوان گرفتن %~% که پیش اهل دل خاتم حجابست # 9 ز یم حاصل نگردد گوهر عشق %~% که در راه حقیقت یم حجابست # 10 اگر مرد رهی بگذر ز عالم %~% که نزد رهروان عالم حجابست # 11 برو خواجو که پیش روی بلقیس %~% اگر نیکو ببینی جم حجابست PageV1P094 ### || [genre: Gh] # 1 دلا جان در ره جانان حجابست %~% غم دل در جهان جان حجابست # 2 اگر داری سری بگذر ز سامان %~% که در این ره سر و سامان حجابست # 3 ز هستی هر چه در چشم تو آید %~% قلم در نقش آن کش کان حجابست # 4 زلال از مشرب جان نوش چون خضر %~% که آب چشمه حیوان حجابست # 5 عصا بفکن که موسی را درین راه %~% چو نیکو بنگری ثعبان حجابست # 6 بحاجب چون توان محجوب گشتن %~% که حاجب بر در سلطان حجابست # 7 بحکمت ملک یونان کی توان یافت %~% که حکمت در ره یونان حجابست # 8 بایمان کفر باشد باز ماندن %~% ز ایمان در گذر کایمان حجابست # 9 ترا ای بلبل خوش نغمه باگل %~% گر از من بشنوی دستان حجابست # 10 میان عندلیب و برگ نسرین ms047 %~% هوای گلبن و بستان حجابست # 11 ز درمان بگذر و با درد می‌ساز %~% که صاحب درد را درمان حجابست # 12 حدیث جان مکن خواجو که درعشق %~% ز جان اندیشه جانان حجابست ~~PageV1P095 ### || [genre: Gh] # 1 رخش با آب و آتش در نقابست %~% لبش با آتش اندر عین آبست # 2 شکنج طره‌اش برچهره گوئی %~% که از شب سایبان برآفتابست # 3 لب شیرین او یا جان شیرین %~% خط مشکین او یا مشگ نابست # 4 عقیقش کاتش اوآب لعلست %~% عذارش کاب او آتش نقابست # 5 شکردر اهتمام پر طوطیست %~% قمر در سایه پر غرابست # 6 ز چشمش فتنه بیدارست و چشمش %~% چو بختم روز و شب در عین خوابست # 7 عقیق اشک من در جام یاقوت %~% شراب لعل یا لعل مذابست # 8 سر انگشت نگارینت نگارا %~% بخون جان مشتاقان خضابست # 9 اگر شورم کنی ورتلخ گوئی %~% چو طوطی شکرت شیرین جوابست # 10 تن خواجو نگر در مهر رویت %~% که چون تار قصب بر ماهتابست PageV1P096 ### || [genre: Gh] # 1 یاران همه مخمور و قدح پر می نابست %~% ما جمله جگر تشنه و عالم همه ~~آبست # 2 مرغ دل من در شکن زلف دلارام %~% یا رب چه تذرویست که در چنگ عقابست # 3 چشم من سودازده یا درج عقیقست %~% اشک من دلسوخته یا لعل مذابست # 4 ورد سحرم زمزمه نغمه چنگست %~% و آهنگ مناجات من آواز ربابست # 5 دور از تو مپندار که هنگام صبوحم %~% با این جگر سوخته حاجت بکبابست # 6 سرمست می عشق تو در جنت و دوزخ %~% از نار و نعیم ایمن و فارغ زعذابست # 7 با روی بتان کعبه دل دیر مغانست %~% در دیر مغان زمزم جان جام شرابست # 8 کار خرد از باده خرابست ولیکن %~% صاحب خرد آنست که او مست و خرابست # 9 دست از فلک سفله فرو شوی چو خواجو %~% کاین نیل روان در ره تحقیق ~~سرابست PageV1P097 ### || [genre: Gh] # 1 هنوزت نرگس اندر عین خوابست %~% هنوزت سنبل اندر پیچ و ms048 تابست # 2 هنوزت آب درآتش نهانست %~% هنوزت آتش اندر عین آبست # 3 هنوزت خال هندو بت پرستست %~% هنوزت چشم جادو مست خوابست # 4 هنوزت سنبل مشگین سمن‌ساست %~% هنوزت برگ گل سنبل نقابست # 5 هنوزت ماه در عقر مقیمست %~% هنوزت عقرب اندر اضطرابست # 6 هنوزت گرد گل گرد عبیرست %~% هنوزت لاله در مشگین حجابست # 7 هنوزت بر مه از شب سایبانست %~% هنوزت برگل از سنبل طنابست # 8 هنوزت لب دوای درد دلهاست %~% هنوزت رخ برای شیخ و شابست # 9 هنوزت ماه در اوج جمالست %~% هنوزت شب نقاب آفتابست # 10 هنوزت شکر اندر پر طوطیست %~% هنوزت برقمر پر غرابست # 11 هنوزت در دل خواجو مقامست %~% هنوزت با دل خواجو عتابست PageV1P098 ### || [genre: Gh] # 1 آنزمان مهر تو می‌جست که پیمان می‌بست %~% جان من با گره زلف تو در عهد ~~الست # 2 نو عروسان چمن را که جهان آرایند %~% با گل روی تو بازار لطافت بشکست # 3 دلم از زلف کژت جان نبرد زانک درو %~% هندوانند همه کافر خورشیدپرست # 4 چشم مخمور تو گر زانکه ببیند درخواب %~% هیچ هشیار دگر عیب نگیرد برمست # 5 خسروانند گدایان لب شیرینت %~% خسرو آنست که او را چو تو شیرینی هست # 6 دلم از روی تو چون می‌نشکیبد ز آنروی %~% ببرید از من و در حلقه زلفت ~~پیوست # 7 دوش گفتم که بنشین زانک قیامت برخاست %~% فتنه برخاست چون آن سرو ~~خرامان بنشست # 8 زاده خاطر خواجو که بمعنی بکرست %~% حیف باشد که برندش بجهان دست بدست ~~PageV1P099 ### || [genre: Gh] # 1 رخسار تو شمع کایناتست %~% وز قند تو شور در نباتست # 2 ریحان خط سیاه شیرین %~% پیرامن شکرت نباتست # 3 خضرست مگر که سرنوشتش %~% برگوشه چشمه حیاتست # 4 برعرصه حسن شاه گردون %~% پیش دو رخ تو شاه ماتست # 5 یک قطره ز اشک ما محیطست %~% یک چشمه ز چشم ما فراتست # 6 عنوان سواد خط سبزت %~% برنامه نامه نجاتست # 7 وجهی ز برات دلربائی %~% یا نسخه‌ئی از شب براتست ms049 # 8 آخر به زکوة حسن ما را %~% دریاب که موسم زکوتست # 9 خواجو ز تو کی ثبات جوید %~% ز آنروی که عمر بی ثباتست PageV1P100 ### || [genre: Gh] # 1 ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست %~% سروم از ریحان تر برگل نقاب ~~انداختست # 2 برکنار لاله‌زار عارضش باد صبا %~% سنبل سیراب را در پیچ وتاب انداختست # 3 حلقه‌های جعد چین بر چین مه‌فرسای را %~% یک بیک در حلق جانم چون طناب ~~انداختست # 4 تا کند مرغ دلم را چون کبوتر پای بند %~% برکنار دانه دام از مشک ناب ~~انداختست # 5 آندو هندوی سیه کار کمند انداز را %~% همچو دزدان بسته و برآفتاب ~~انداختست # 6 منکه چون زلفش شدم سرحلقه شوریدگان %~% حلقه وارم بردر آیا از چه باب ~~انداختست # 7 مردم چشم ار ز چشم من بیفتد دور نیست %~% چون بخونریزی سپر بر روی آب ~~انداختست # 8 ساقی مستان که هوش می پرستان می‌برد %~% گوئیا بیهوش دارو در شراب ~~انداختست # 9 در رهش خواجو به آب دیده و خون جگر %~% دل چو دریا کرده و خر در خلاب ~~انداختست PageV1P101 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه لبت آب شکر ریختست %~% بر سمنت مشگ سیه بیختست # 2 نقش ترا خامه نقاش صنع %~% بر ورق جان من انگیختست # 3 ساقی از آن آب چو آتش بیار %~% کاتش دل آب رخم ریختست # 4 با تو محالست برآمیختن %~% گرچه غمت با گلم آمیختست # 5 در سر زلف تو ز آشفتگی %~% باز بموئی دلم آویختست # 6 خانه دل عشق بتاراج داد %~% عقل ازین واقعه بگریختست # 7 خون دل از دیده خواجو مگر %~% عقد ثریاست که بگسیختست PageV1P102 ### || [genre: Gh] # 1 کارم از دست دل فرو بستست %~% عقلم از جام عشق سرمستست # 2 زلف او در تکسرست ولیک %~% دل شوریده حال من خستست # 3 با دلم کس نمی کند پیوند %~% بجز از حاجبش که پیوستست # 4 هر کجا در زمانه دلبندیست %~% دل در آن زلف دلگسل بستست # 5 یا رب این حوری از ms050 کدام بهشت %~% همچو مرغ از چمن برون جستست # 6 با منش هر که دید می‌گوید %~% فتنه بنگر که با که بنشستست # 7 عجب از سنبل تو می‌دارم %~% که چه شوریده زبر دستست # 8 دل ریشم چو در غمت خون شد %~% مردم دیده دست ازو شستست # 9 گرچه بگسسته‌ئی دل از خواجو %~% بدرستی که عهد نشکستست PageV1P103 ### || [genre: Gh] # 1 خطی کز تیره شب برخور نوشتست %~% چه خطست آن که بس در خور نوشتست # 2 اگر چه در خورست آن خط ولیکن %~% خطا کردست کان برخور نوشست # 3 خطا گفتم مگر سلطان حسنش %~% براتی بر شه خاور نوشتست # 4 و گر نی اجری خیل حبش را %~% خراج روم بر قیصر نوشتست # 5 و یا توقیع ملک دلبری را %~% مثالی بر مه از عنبر نوشتست # 6 بشیرینی بتم بستست گوئی %~% بدان افسون که برشکر نوشتست # 7 همه راز نهانم مردم چشم %~% بیاقوت روان بر زر نوشتست # 8 تو گوئی منشی دیوان تقدیر %~% مرا این در ازل بر سر نوشتست # 9 بچشم عیب در خواج می‌بینید %~% چو می‌دانید کاینش سرنوشتست PageV1P104 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست %~% سنبلش در پیچ و ما را رشته جان ~~تافتست # 2 آن دو افعی سیاه مهره بازش از چه روی %~% همچو ثعبان برکف موسی عمران ~~تافتست # 3 جادوی مردم فریب او چو خوابم بسته است %~% زلف هندویش چرا نعلم بدانسان ~~تافتست # 4 گر نمی‌خواهد که ما را رشته جان بگسلد %~% آن طناب چنبری بهر چه چندان ~~تافتست # 5 مهر رخسار تو در جان من شوریده دل %~% همچون ماه چارده در کنج ویران ~~تافتست # 6 آن بنا گوش دل افروزست یا مه یا چراغ %~% کز شب زلف تو چون شمع شبستان ~~تافتست # 7 باده پیش آور که از عکس می و مهر رخت %~% در دلم گوئی که صد خورشید ~~تابان تافتست # 8 بنده تا دست طلب در دامن عشق تو زد %~% هرگزت روزی زغفلت سر ms051 ز فرمان ~~تافتست # 9 همچو زلفت کار خواجو روز و شب آشفته بود %~% با تو گر یک روز روی از ~~مهر و پیمان تافتست PageV1P105 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست %~% زآتش روی تو آب گل سوری رفتست # 2 در دهانت سخنست ار چه بشیرین سخنی %~% لب شکر شکنت عذر دهانت گفتست # 3 همچو خورشید رخ اندر پس دیوار مپوش %~% زانکه کس چشمه خورشید به گل ~~ننهفتست # 4 دل گم گشته که بر خاک درت می‌جستم %~% گوئیا زلف تو دارد که بسی آشفتست # 5 چون توانم که ز کویت بملامت بروم %~% کاب چشم آمده و دامن من بگرفتست # 6 از سر زلف درازت نکنم کوته دست %~% که بهر تار سر زلف تو ماری خفتست # 7 احتیاجت به چمن نیست که بر سرو قدت %~% گل دمیدست و همه ساله بهار ~~اشکفتست # 8 بسکه خواجو همه شب خاک سر کوی ترا %~% بدو چشم آب فشاندست و بمژگان ~~رفتست # 9 گر کسی گفت که شعرش گهر ناسفتست %~% چه زند گوهر ناسفته که گوهر سفتست ~~PageV1P106 ### || [genre: Gh] # 1 جانم از غم بلب رسیده تست %~% دلم از دیده خون چکیده تست # 2 راستی را قد خمیده من %~% نقشی از ابروی خمیده تست # 3 طوطی جانم از پی شکرت %~% زآشیان بدن پریده تست # 4 با لب لعل روح پرور تو %~% جوهر روح پروریده تست # 5 شاید ار سر نهند سرداران %~% پیش رویت که برکشیده تست # 6 دل شوریدگان بی آرام %~% در سر زلف آرمیده تست # 7 دیده نادیده می‌کنی و مرا %~% دیده پیوسته در دو دیده تست # 8 بنده را کو به زر کنند بها %~% بی‌بها بنده زر خریده تست # 9 دل خواجو بجان رسید و مرا %~% جان غمگین بلب رسیده تست PageV1P107 ### || [genre: Gh] # 1 گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست %~% سلطان وقت خویشی و سلطان گدای تست # 2 ای صاحب اجل که روی در قفای دل %~% رخش امل مران که اجل ms052 در قفای تست # 3 گر نفس راه می‌زندت کاین طریق نیست %~% از ره مرو که پیر خرد رهنمای ~~تست # 4 زین تابخانه رخت برون بر که کاینات %~% یک غرفه بر در حرم کبریای تست # 5 جای وقوف نیست درین دامگاه دیو %~% بگذر که این مزابل سفلی نه جای تست # 6 از ره مرو بنغمه سرائیدن غراب %~% چون مرغ روح بلبل بستانسرای تست # 7 بر فرش خاک تکیه زدن شرط عقل نیست %~% چون تختگاه عالم جان متکای تست # 8 ای یار آشنا که دم از خویش می‌زنی %~% بیگانه شو ز خویش چو یار آشنای ~~تست # 9 خواجو اگر بقا طلبی از فنا مترس %~% چون بنگری فنای تو عین بقای تست ~~PageV1P108 ### || [genre: Gh] # 1 مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست %~% دل بر امید وعده وجان در قفای ~~تست # 2 سهلست اگر رضای تو ترک رضای ماست %~% مقصود ما ز دنیی و عقبی رضای تست # 3 زین پس چو سرفدای قفای تو کرده‌ایم %~% ما را مران ز پیش که دل در قفای ~~تست # 4 گردن ببند مینهم و سر ببندگی %~% خواهی ببخش و خواه بکش رای رای تست # 5 تنها نه دل بمهر تو سرگشته گشته است %~% هر ذره‌ئی ز آب و گلم در هوای ~~تست # 6 آزاد گشت از همه آنکو غلام تست %~% بیگانه شد ز خویش کسی کاشنای تست # 7 ای در دلم عزیزتر از جان که در تنست %~% جانی که در تنست مرا از برای ~~تست # 8 این خسته دل که دعوی عشق تو می‌کند %~% سوگند راستش بقد دلربای تست # 9 خواجو که رفت در سر جور و جفای تو %~% جانش هنوز بر سرمهر و وفای تست ~~PageV1P109 ### || [genre: Gh] # 1 دلبرا خورشیدتابان ذره‌ئی از روی تست %~% اهل دلرا قبله محراب خم ابروی ~~تست # 2 تا شبیخون برد هندوی خطت بر نیمروز %~% شاه هفت اقلیم گردون بنده هندوی ~~تست # 3 شهسوار گنبد پیروزه یعنی آفتاب %~% بارها افتاده در ms053 پای سگان کوی تست # 4 ذره‌ئی گفتم ز مهرت سایه از من برمگیر %~% کافتاب خاوری در سایه گیسوی ~~تست # 5 نافه خشک ختن گر زانکه می‌خیزد ز چین %~% زلف را بفشان که صد چین در ~~شکنج موی تست # 6 هر زمان نعلم در آتش می‌نهد زلفت ولیک %~% جان ما خود در بلای غمزه ~~جادوی تست # 7 از پریشانی چو مویت در قفا افتاده‌ام %~% نیکبخت آن زلف هندویت که هم ~~زانوی تست # 8 با تو چیزی در میان دارد مگر بند قبا %~% زان سبب پیوسته او را تکیه بر ~~پهلوی تست # 9 نکهت انفاس خلدست این نسیم مشگ بیز %~% یا ز چین طره مشکین عنبر بوی ~~تست # 10 گر ترا هر دم بسوئی میل ودل با دیگریست %~% هر کجا خواجوست او را میل ~~خاطر سوی تست PageV1P110 ### || [genre: Gh] # 1 پیش صاحب‌نظران ملک سلیمان بادست %~% بلکه آنست سلیمان که ز ملک آزادست # 2 آنکه گویند که برآب نهادست جهان %~% مشنو ای خواجه که چون درنگری بر ~~بادست # 3 هر نفس مهر فلک بر دگری می‌افتد %~% چه توان کرد چون این سفله چنین ~~افتادست # 4 دل درین پیرزن عشوه گر دهر مبند %~% کاین عروسیست که در عقد بسی ~~دامادست # 5 یاد دار این سخن از من که پس از من گوئی %~% یاد باد آنکه مرا این سخن ~~از وی یادست # 6 آنکه شداد در ایوان ز زر افکندی خشت %~% خشت ایوان شه اکنون ز سر ~~شدادست # 7 خاک بغداد به مرگ خلفا می‌گرید %~% ورنه این شط روان چیست که در ~~بغدادست # 8 گر پر از لاله سیراب بود دامن کوه %~% مرو از راه که آن خون دل فرهادست # 9 همچو نرگس بگشا چشم و ببین کاندر خاک %~% چند روی چو گل وقامت چون ~~شمشادست # 10 خیمه انس مزن بردر این کهنه رباط %~% که اساسش همه بی موقع و بی ~~بنیادست # 11 حاصلی نیست بجز غم ز جهان خواجو را %~% شادی جان کسی کو ms054 ز جهان آزادست ~~PageV1P111 ### || [genre: Gh] # 1 جانم از باده لعل تو خراب افتادست %~% دلم از آتش هجر تو کباب افتادست # 2 گر چه خواب آیدت ای فتنه مستان در چشم %~% هر که از چشم و رخت بی خور و ~~خواب افتادست # 3 باز مرغ دل من در گره زلف کژت %~% همچو کبکیست که در چنگ عقاب افتادست # 4 ای که بالای بلند تو بلای دل ماست %~% دلم از چشم تو در عین عذاب ~~افتادست # 5 دست گیرید که در لجه دریای سرشک %~% تن من همچو خسی بر سر آب افتادست # 6 خبر من بسر کوی خرابات برید %~% که خرابی من از باده ناب افتادست # 7 تا چه مرغم که مرا هر که ببیند گوید %~% بنگر این پشه که در جام شراب ~~افتادست # 8 خرم آن صید که در قید تو گشتست اسیر %~% حبذا دعد که در چنگ رباب ~~افتادست # 9 ای حریفان بشتابید که مسکین خواجو %~% برسرکوی خرابات خراب افتادست ~~PageV1P112 ### || [genre: Gh] # 1 بسته بند تو از هر دو جهان آزادست %~% وانکه دل بر تو نبستست دلش ~~نگشادست # 2 عارضت در شکن طره بدان می‌ماند %~% کافتابیست که در عقده راس افتادست # 3 زلف هندو صفتت لیلی و عقلم مجنون %~% لب جانبخش تو شیرین و دلم فرهادست # 4 سرو را گر چه ببالای تو مانندی نیست %~% بنده با قد تواز سرو سهی ~~آزادست # 5 هیچکس نیست که با هیچکسش میلی نیست %~% بد نهادست که سر بر قدمی ~~ننهادست # 6 هرگز از چرخ بد اختر نشدم روزی شاد %~% مادر دهر مرا خود بچه طالع ~~زادست # 7 دل من بیتو جهانیست پر از فتنه و شور %~% بده آن باده نوشین که جهان بر ~~بادست # 8 در غمت همنفسی نیست بجز فریادم %~% چه توان کرد که فریاد رسم فریادست # 9 بیش ازین ناوک بیداد مزن برخواجو %~% گر چه بیداد تو از روی حقیقت ~~دادست PageV1P113 ### || [genre: Gh] # 1 رمضان آمد و شد کار صراحی از ms055 دست %~% بدرستی که دل نازک ساغر بشکست # 2 من که جز باده نمی‌بود بدستم نفسی %~% دست گیرید که هست این نفسم باد ~~بدست # 3 آنکه بی مجلس مستان ننشستی یکدم %~% این زمان آمد و در مجلس تذکیر نشست # 4 ماه نو چون ز لب بام بدیدم گفتم %~% ایدل از چنبر این ماه کجا خواهی ~~جست # 5 در قدح دل نتوان بست مگر صبحدمی %~% که تو گوئی رمضان بار سفر خواهد ~~بست # 6 خون ساغر بچنین روز نمی‌شاید ریخت %~% رک بربط بچنین وقت نمی‌باید خست # 7 ماه روزه ست و مرا شربت هجران روزی %~% روز توبه‌ست و ترا نرگس جادو ~~سرمست # 8 هیچکس نیست که با شحنه بگوید که چرا %~% کند ابروی تو سرداری مستان ~~پیوست # 9 وقت افطار بجز خون جگر خواجو را %~% تو مپندار که در مشربه جلابی هست ~~PageV1P114 ### || [genre: Gh] # 1 بشکست دل تنگ من خسته کزین دست %~% مشاطه سر زلف پریشان تو بشکست # 2 دارم ز میان تو تمنای کناری %~% خود را چو کمر گر چه به زر بر تو توان ~~بست # 3 عمری و بافسوس ز دستت نتوان داد %~% عمر ار چه به افسوس برون می‌رود از ~~دست # 4 از دیده بیفتاده سرشکم که بشوخی %~% بر گوشه چشم آمد و برجای تو بنشست # 5 تا حاجب ابروت چه در گوش تو گوید %~% کارد همه سر سوی بنا گوش تو پیوست # 6 ای دانه مشکین تو دام دل عشاق %~% از دام سر زلف تو آسان نتوان جست # 7 معذورم اگر نیستم از وصل تو آگاه %~% کانرا خبرست از تو کش از خود خبری ~~هست # 8 گویند که خواجو برو از عشق بپرهیز %~% پرهیز کجا چشم توان داشتن از مست ~~PageV1P115 ### || [genre: Gh] # 1 زلال مشربم از لفظ آبدار خودست %~% نثار گوهرم از کلک در نثار خودست # 2 من ار چه بنده شاهم امیر خویشتنم %~% که هر که فرض کنی شاه و شهریار ~~خودست # 3 اگر حدیث ملوک از ms056 زبان تیغ بود %~% مرا ز تیغ زبان سخن گزار خودست # 4 نظر بقلت مالم مکن که نازش من %~% بمطمح نظر و طبع کان یسار خودست # 5 توام بهیچ شماری ولی بحمدالله %~% که فخر من بکمالات بیشمار خودست # 6 چو هست ملک قناعت دیار مالوفم %~% عنان عزمم از آنرو سوی دیار خودست # 7 ز چرخ سفله چه باید مرا که نام بلند %~% ز حسن مخبر و فرهنگ نامدار ~~خودست # 8 چرا بیاری هر کس توقعم باشد %~% که هر که هست درین روزگار یار خودست # 9 جهان اگر چه مرا برقرار خود نگذاشت %~% گمان مبر که جهان نیز برقرار ~~خودست # 10 مرا بغیر چه حاجت که در جمیع امور %~% معولم همه برلطف کردگار خودست # 11 اگر در آتش سوزان روم درست آیم %~% که نقد من بهمه حال برعیار خودست # 12 چه نسبتم ببزرگان کنی که منصب من %~% بنفس نامی و نام بزرگوار خودست # 13 مرا ز بهر چه بردل بود غبار کسی %~% که گرد خاطر هرکس ز رهگذار خودست # 14 چرا شکایت از ابنای روزگار کنم %~% که محنت همه از دست روزگار خودست # 15 باختیار ز شادی جدا نشد خواجو %~% چه بختیار کسی کو باختیار خودست ~~PageV1P116 ### || [genre: Gh] # 1 چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست %~% بیا که عمر من این پنجروز معدودست # 2 مقیم کوی تو گشتم که آستان ایاز %~% بنزد اهل حقیقت مقام محمودست # 3 دلم ز مهر رخت می‌کشد بزلف سیاه %~% چرا که سایه زلف تو ظل ممدودست # 4 من از وصال تو عهدیست کارزو دارم %~% که کام دل بستانم چنانکه معهودست # 5 ز بسکه دل بربودی چو روی بنمودی %~% گمان مبر که دلی در زمانه موجودست # 6 اگر چنانکه کسی را ز عشق مقصودیست %~% مرا ز عشق تو مقصود ترک مقصودست # 7 دلم ز زلف تو بر آتشست و می‌دانم %~% که سوز سینه پر دود مجمر از عودست # 8 چه نکهتست مگر بوی لاله و سمنست %~% چه زمزمه‌ست مگر ms057 بانک زخمه عودست # 9 اگر مراد نبخشد بدوستان خواجو %~% خموش باش که امساک نیکوان جودست ~~PageV1P117 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او دیده مردم کش مستت دیدست %~% بس که برنرگس مخمور چمن خندیدست # 2 مردم از هر طرفی دیده در آنکس دارند %~% که مرا مردم این دیده حسرت ~~دیدست # 3 ایکه گفتی سر ببریده سخن کی گوید %~% بنگر این کلک سخن گو که سرش ~~ببریدست # 4 گوئی ان سنبل عنبرشکن مشک‌فروش %~% بخطا مشک ختن بر سمنت پاشیدست # 5 زان بود زلف تو شوریده که چونرفت به چین %~% شده زنجیری و بر کوه و کمر ~~گردیدست # 6 سر آن زلف نگونسار سزد گر ببرند %~% که دل ریش پریشان مرا دزدیدست # 7 خبرت هست که اشکم چو روان می‌گشتی %~% در قفای تو دویدست و بسر غلتیدست # 8 دم ز مهر تو زنم گر نزنم تا بابد %~% که دلم مهر تودر عهد ازل ورزیدست # 9 هر چه در باب لب لعل تو گوید خواجو %~% جمله در گوش کن ای دوست که ~~مرواریدست PageV1P118 ### || [genre: Gh] # 1 وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست %~% آنکه دزدیده در آن دیده ~~خونخوار تو دیدست # 2 چون کشد وسمه کمان دو کمان خانه ابروت %~% گر چه پیوسته کمان بر مه و ~~خورشید کشیدست # 3 جفت این طاق زمرد شد از آنروی چو گیسو %~% طاق فیروزه ابروی تو پیوسته ~~خمیدست # 4 سر زلفت ببریدند و ببالات خوش افتاد %~% یا رب آن شعر سیه برقد خوبت که ~~بریدست # 5 آن خط سبز که از شمع رخت دود برآورد %~% دود آهیست که در آتش روی تو ~~رسیدست # 6 ای خوش آن صید که وقتی بکمند تو در افتاد %~% خرم آنمرغ که روزی بهوای ~~تو پریدست # 7 باد را بر سر کوی تو مجالست و مرا نیست %~% خنک آن باد که بر خاک سر ~~کوت وزیدست # 8 رقمی چند بسرخی که روان در قلم آمد %~% اشک شنگرفی چشمست که بر نامه ms058 ~~چکیدست # 9 خواجو از شوق رخت بسکه کند سیل فشانی %~% همه پیرامنش از خون جگر لاله ~~دمیدست PageV1P119 ### || [genre: Gh] # 1 چو از برگ گلش سنبل دمیدست %~% ز حسرت در چمن گل پژمریدست # 2 به عشوه توبه شهری شکستست %~% به غمزه پرده خلقی دریدست # 3 ز روبه بازی چشم چو آهوش %~% دلم چون آهوی وحشی رمیدست # 4 چه رویست آنکه در اوصاف حسنش %~% کمال قدرت بیچون پدیدست # 5 چو نقاش ازل نقش تومی‌بست %~% ز کلکش نقطه ئی بر گل چکیدست # 6 تو گوئی در کنارت مادر دهر %~% بشیر بیوفائی پروریدست # 7 ز گلزار جنان رضوان بصد سال %~% گلی چون عارض خوبت نچیدست # 8 پریشانست زلفت همچو حالم %~% مگر حال پریشانم شنیدست # 9 مسلمانان چه زلفست آن که خواجو %~% بدان هندوی کافر بگرویدست ~~PageV1P120 ### || [genre: Gh] # 1 گره زلف بهم بر زده کاین مشک تتارست %~% رقم از غالیه بر گل زده کاین ~~خط غبارست # 2 رشته‌ئی برقمر انداخته کاین مار سیاهست %~% نقطه‌ئی برشکر افکنده که ~~این مهره مارست # 3 مشک بر برگ سمن بیخته یعنی شب قدرست %~% زلف شبرنگ بهم بر زده یعنی شب ~~تارست # 4 لل از پسته خود ریخته کاین چیست حدیثست %~% لاله در مشک نهان کرده که ~~این چیست عذارست # 5 نرگسش خفته و آوازه در افکنده که مستست %~% وندرو باده اثر کرده که در ~~عین خمارست # 6 باد بویش بچمن برده که این نکهت مشکست %~% وز چمن نکهتی آورده که این ~~نفخه یارست # 7 مرغ برطرف چمن شیفته کاین کوی حبیبست %~% باد بر برگ سمن فتنه که این ~~روی نگارست # 8 سر موئی بصبا داده که این نافه چینست %~% بوئی از طره فرستاده که این ~~باد بهارست # 9 نرگسش خون دلم خورده که این جام صبوحست %~% غمزه‌اش قصد روان کرده که ~~هنگام شکارست # 10 تهمتی بر شکر افکنده که این گفته خواجوست %~% برقعی برقمر انداخته ~~کاین لیل و نهارست PageV1P121 ### || [genre: Gh] # 1 شعاع چشمه مهر از فروغ رخسارست %~% شراب ms059 نوشگوار از لب شکر بارست # 2 کمند عنبری از چنین زلف دلبندست %~% فروغ مشتری از عکس روی دلدارست # 3 نوای نغمه مرغ از سرود رود زنست %~% شمیم باغ بهشت از نسیم گلزارست # 4 چه منزلست مگر بوستان فردوسست %~% چه قافله‌ست مگر کاروان تاتارست # 5 چه لعبتست که از مهر ماه رخسارش %~% چو تار طره او روز من شب تارست # 6 بسرسری سر زلفش کجا بدست آید %~% چو سر ز دست برون شد چه جای دستارست # 7 تو یوسفی که فدای تو باد جان عزیز %~% بیا که جان عزیز منت خریدارست # 8 بنقش روی تو هر آدمی که دل ندهد %~% من آدمیش نگویم که نقش دیوارست # 9 چو چشم مست ترا عین فتنه می‌بینم %~% چگونه چشم تو در خواب و فتنه ~~بیدارست # 10 درون کعبه عبادت چه سود خواجو را %~% که او ملازم دردی کشان خمارست # 11 عجب مدار ز انفاس عنبرآمیزش %~% که آن شمامه ئی از طبله‌های عطارست ~~PageV1P122 ### || [genre: Gh] # 1 به بوستان جمالت بهار بسیارست %~% ولیک با گل وصل تو خار بسیارست # 2 مدام چشم تو مخمور و ناتوان خفتست %~% چه حالتست که او را خمار بسیارست # 3 میم ز لعل دل افروز ده که جان‌افزاست %~% وگرنه جام می خوشگوار بسیارست # 4 خط غبار چه حاجت بگرد رخسارت %~% که از تو بردل ما خود غبار بسیارست # 5 مرا بجای توای یار یار دیگر نیست %~% ولی ترا چو من خسته یار بسیارست # 6 بروزگار مگر حال دل کنم تقریر %~% که بردلم ستم روزگار بسیارست # 7 زخون دیده فرهاد پاره‌های عقیق %~% هنوز بر کمر کوهسار بسیارست # 8 صفیر بلبل طبعم شنو وگرنه بباغ %~% نوای قمری و بانگ هزار بسیارست # 9 چه آبروی بود بر در تو خواجو را %~% که در ره تو چو او خاکسار بسیارست ~~PageV1P123 ### || [genre: Gh] # 1 نعلم نگر نهاده برآتش که عنبرست %~% وز طره طوق کرده که از مشک چنبرست # 2 تعویذ دل نوشته که خط مسلسلست %~% شکر ms060 به می سرشته که یاقوت احمرست # 3 زلف سیه گشوده که این قلب عقربست %~% روی چو مه نموده که این مهر ~~انورست # 4 در خواب کرده غمزه که جادوی بابلست %~% در تاب کرده طره که هندوی ~~کافرست # 5 برقع ز رخ گشاده که این باغ جنتست %~% وز لب شراب داده که این آب ~~کوثرست # 6 برطرف مه نشانده سیاهی که سنبلست %~% بر برگ گل فشانده غباری که عنبرست # 7 موئی بباد داده که عود قماری است %~% زاغی بباغ برده که خال معنبرست # 8 سیمین علم فراخته کاین سرو قامتست %~% وز قند حقه ساخته کاین تنگ شکرست # 9 قوس قزح نموده که ابروی دلکشست %~% ابر سیه کشیده که گیسوی دلبرست # 10 از شمع چهره داده فروغی که آتشست %~% برگوشوار بسته دروغی که اخترست # 11 در جوش کرده چشمه چشمم که قلزمست %~% در گوش کرده گفته خواجو که ~~گوهرست PageV1P124 ### || [genre: Gh] # 1 سحر بگوش صبوحی کشان باده‌پرست %~% خروش بلبله خوشتر زبانک بلبل مست # 2 مرا اگر نبود کام جان وعمر دراز %~% چه باک چون لب جانبخش و زلف جانان ~~هست # 3 اگر روم بدود اشک و دامنم گیرد %~% که از کمند محبت کجا توانی جست # 4 امام ما مگر از نرگس تو رخصت یافت %~% چنین که مست بمحراب می‌رود پیوست # 5 ز بسکه در رمضان سخت گفت عالم شهر %~% چو آبگینه دل نازک قدح بشکست # 6 چگونه از رجام شراب برخیزد %~% کسی که در صف رندان دردنوش نشست # 7 بمحشرم ز لحد بی خبر برانگیزند %~% بدین صفت که شدم بیخود از شراب الست # 8 عجب نباشد اگر آب رخ بباد رود %~% مرا که باد بدستست و دل برفت از دست # 9 کنون ورع نتوان بست صورت از خواجو %~% که باز بر سر پیمانه رفت و پیمان ~~بست PageV1P125 ### || [genre: Gh] # 1 ای لبت باده‌فروش و دل من باده‌پرست %~% جانم از جام می عشق تو دیوانه ~~و مست # 2 تنم از مهر رخت موئی ms061 و از موئی کم %~% صد گره در خم هر مویت و هر موئی ~~شست # 3 هر که چون ماه نو انگشت‌نما شد در شهر %~% همچو ابروی تو در ~~باده‌پرستان پیوست # 4 تا ابد مست بیفتد چو من از ساغر عشق %~% می پرستی که بود بیخبر از جام ~~الست # 5 تو مپندار که از خودخبرم هست که نیست %~% یا دلم بسته بند کمرت نیست که ~~هست # 6 آنچنان در دل تنگم زده‌ئی خیمه انس %~% که کسی را نبود جز تو درو جای ~~نشست # 7 همه را کار شرابست و مرا کار خراب %~% همه را باده بدستست و مرا باد ~~بدست # 8 چو بدیدم که سر زلف کژت بشکستند %~% راستی را دل من نیز بغایت بشکست # 9 کار یاقوت تو تا باده فروشی باشد %~% نتوان گفت بخواجو که مشو باده ~~پرست PageV1P126 ### || [genre: Gh] # 1 ای لبت میگون و جانم می پرست %~% ما خراب افتاده و چشم تو مست # 2 همچو نقشت خامه نقاش صنع %~% صورتی صورت نمی‌بندد که بست # 3 دین و دنیا گر نباشد گو مباش %~% چون تو هستی هر چه مقصودست هست # 4 در سر شاخ تو ای سرو بلند %~% کی رسد دستم بدین بالای پست # 5 تا نگوئی کاین زمان گشتم خراب %~% می نبود آنگه که بودم می پرست # 6 مست عشق آندم که برخیزد سماع %~% یکنفس خاموش نتواند نشست # 7 آنکه از دستش ز پا افتاده‌ام %~% کی بدست آید چو من رفتم ز دست # 8 دل درو بستیم و از ما درگسست %~% عهد نشکستیم و از ما برشکست # 9 باز ناید تا ابد خواجو به هوش %~% هر که سرمست آمد از عهد الست ~~PageV1P127 ### || [genre: Gh] # 1 گفتمش روی تو صد ره ز قمر خوبترست %~% گفت خاموش که آن فتنه دور قمرست # 2 گفتم آن زلف و جبینم بچنین روز نشاند %~% گفت کان زلف و جبین نیست که ~~شام و سحرست # 3 گفتم ای جان جهان از من مسکین ms062 بگذر %~% گفت بگذر ز جهان زانکه جهان بر ~~گذرست # 4 گفتمش قد بلندت بصنوبر ماند %~% گفت کاین دلشده را بین که چه کوته ~~نظرست # 5 گفتمش خون جگر چند خورم در غم عشق %~% گفت داروی دلت صبر و غذایت جگرست # 6 گفتمش درد من از صبر بتر می‌گردد %~% گفت درد دل این سوخته دلمان تبرست # 7 گفتمش ناله شبهای مرا نشیندی %~% گفت از افغان توام شب همه شب دردسرست # 8 گفتمش کار من از دست تو در پا افتاد %~% گفت این سر سبک امروز ز دستی ~~دگرست # 9 گفتمش کام دل خسته خواجو لب تست %~% گفت شک نیست که کام دل طوطی شکرست ~~PageV1P128 ### || [genre: Gh] # 1 لب شیرین تو هر دم شکر انگیزترست %~% زلف دلبند تو هر لحظه دلاویزترست # 2 برسرآمد ز جهان جزع تو در خونخواری %~% گر چه چشم من دل سوخته ~~خونریزترست # 3 ایکه از تنگ شکر شور برآورد لبت %~% هر زمان پسته تنگت شکر آویزترست # 4 همچو سرچشمه نوش تو ز بهر سخنم %~% چشمم از درج عقیقت گهر انگیزترست # 5 نشنود پند تو ای زاهد تردامن خشک %~% هرکش از درد مغان دامن پرهیزترست # 6 آتشست این دل شوریده من پنداری %~% زانکه هر چند که او سوخته تر ~~تیزترست # 7 تا هوای گل رخسار تو دارد خواجو %~% هر شب از بلبل دلسوخته شب خیزترست ~~PageV1P129 ### || [genre: Gh] # 1 بیمار چشم مست تو رنجور خوشترست %~% لفظ خوشت ز لؤلؤ منثور خوشترست # 2 عکس رخ تو در شکن طره سیاه %~% از نور شمع در شب دیجور خوشترست # 3 صحبت خوشست لیکن اگر نیک بنگری %~% جادوی ناتوان تو رنجور خوشترست # 4 بشکن خمار من بلب لعل جان‌فزای %~% کان چشم مست تست که مخمور خوشترست # 5 مشنو که روضه بی می و معشوق خوش بود %~% زیرا که ناله دهل از دور ~~خوشترست # 6 عشرت خوشست خاصه در ایام نوبهار %~% لیکن بدور دختر انگور خوشترست # 7 در پای گل ترنم بلبل خوشست لیک %~% آواز ms063 چنگ و نغمه طنبور خوسترست # 8 منظور اگر نظر بودش با تو خوش بود %~% اما نظر بطلعت منظور خوشترست # 9 گفتم کمند زلف تو معذورم ار کشم %~% در تاب رفت و گفت که معذور خوشترست # 10 خواجو کنونکه موکب سلطان گل رسید %~% بستان خوشست و مجلس دستور ~~خوشترست PageV1P130 ### || [genre: Gh] # 1 در خنده آن عقیق شکرریز خوشترست %~% در حلقه آن کمند دلاویز خوشترست # 2 فرهاد را ز شکر شیرین حکایتی %~% از خسروی ملکت پرویز خوشترست # 3 بر روی خاک تکیه گه دردمند عشق %~% از خوابگاه اطلس گلریز خوشترست # 4 دیگر حدیث کوثر و سرچشمه حیات %~% مشنو که باده طرب انگیز خوشترست # 5 گو پست باش ناله مرغان صبح خیز %~% لیکن نوای چنگ سحر تیز خوشترست # 6 صبحست خیز کاین نفس از گلشن بهشت %~% بزم صبوحیان سحرخیز خوشترست # 7 اول بنوش ساغر و وانگه بده شراب %~% زیرا که باده شکرآمیز خوشترست # 8 گر دیگران ز میکده پرهیز می‌کنند %~% ما را خلاف توبه و پرهیز خوشترست # 9 خواجو کنار دجله بغداد جنتست %~% لیکن میان خطه تبریز خوشترست ~~PageV1P131 ### || [genre: Gh] # 1 زاهد مغرور اگر در کعبه باشد فاجرست %~% وانکه اقرارش به بت‌رویان ~~نباشد کافرست # 2 چون توانم کز حضورش کام دل حاصل کنم %~% کانزمان از خویش غائب می‌شوم ~~کو حاضرست # 3 زنده دل آن کشته کو جان پیش چشمش داده است %~% تندرست آن خسته کو بر ~~درد عشقش صابرست # 4 عاقبت بینی که کارش در هوا گردد بلند %~% ذره سرگشته کو در مهرورزی ~~ماهرست # 5 هر کرا خاطر بزلف ماهرویان می‌کشد %~% عیب نتوان کرد اگر چون من پریشان ~~خاطرست # 6 عاقلان دانند کادراک خرد قاصر بود %~% زانچه بر مجنون ز سر حسن لیلی ~~ظاهرست # 7 در هوایت زورقی برخشک می‌رانم ولیک %~% جانم از طوفان غم در قعر بحری ~~زاخرست # 8 کی سر موئی زبانم گردد از ذکرت جدا %~% کز وجودم هر سر موئی زبانی ~~ذاکرست # 9 ایکه فرمائی که خواجو عشق را پوشیده ms064 دار %~% چون توانم گر چه دانم کان ~~لباسی فاخرست PageV1P132 ### || [genre: Gh] # 1 فروغ عارض او یا سپیده سحرست %~% که رشک طلعت خورشید و طیره قمرست # 2 لطیفه‌ئیست جمالش که از لطافت و حسن %~% ز هر چه عقل تصور کند ~~لطیف‌ترست # 3 برون ز نرگس پرخواب و روی چون خور دوست %~% گمان مبر که مرا آرزوی خواب ~~و خورست # 4 ز هر که از رخ زیبای او خبر پرسم %~% چونیک بنگرم آنهم ز شوق بیخبرست # 5 اگر چه مایه خوبی لطافتست ولیک %~% ترا ورای لطافت لطیفه دگرست # 6 بدین صفت زتکبر بدوستان مگذر %~% اگر چه عمر عزیزی و عمر بر گذرست # 7 بهر کجا که نظر می‌کنم ز غایت شوق %~% خیال روی توام ایستاده در نظرست # 8 اگر تو شور کنی من ترش نخواهم شد %~% که تلخ از آن لب شیرین مقابل ~~شکرست # 9 ز بی زریست که آب رخم رود بر باد %~% اگر چه کار رخ از سیم اشک همچو ~~زرست # 10 مرا هر آینه لازم بود جلای وطن %~% چرا که مصلحت کار بیدلان سفرست # 11 ز بحر شعر مر او را بسی غنیمتهاست %~% که از لطافت خواجو سفینه ~~پرگهرست PageV1P133 ### || [genre: Gh] # 1 این همه مستی ما مستی مستی دگرست %~% وین همه هستی ما هستی هستی دگرست # 2 خیز و بیرون ز دو عالم وطنی حاصل کن %~% که برون از دو جهان جای نشستی ~~دگرست # 3 گفتم از دست تو سرگشته عالم گشتم %~% گفت این سر سبک امروز ز دستی ~~دگرست # 4 تا صبا قلب سر زلف تو در چین بشکست %~% هر زمان بر من دلخسته شکستی ~~دگرست # 5 کس چو من مست نیفتاد ز خمخانه عشق %~% گر چه در هر طرف از چشم تو مستی ~~دگرست # 6 تا برآمد ز بناگوش تو خورشید جمال %~% هر سر زلف تو خورشید پرستی دگرست # 7 چون سپر نفکند از غمزه خوبان خواجو %~% زانکه آن ناوک دلدوز ز شستی ~~دگرست PageV1P134 ### || [genre: Gh] # 1 ms065 جان هر زنده دلی زنده بجانی دگرست %~% سخن اهل حقیقت ز زبانی دگرست # 2 خیمه از دایره کون و مکان بیرون زن %~% زانکه بالاتر ازین هر دو مکانی ~~دگرست # 3 در چمن هست بسی لاله سیراب ولی %~% ترک مه روی من از خانه خانی دگرست # 4 راستی راز لطافت چو روان می‌گردی %~% گوئیا سرو روان تو روانی دگرست # 5 عاشقان را نبود نام و نشانی پیدا %~% زانکه این طایفه را نام و نشانی ~~دگرست # 6 یک زمانم بخدا بخش و ملامت کم گوی %~% کاین جگر سوخته موقوف زمانی ~~دگرست # 7 تو نه مرد قدح و درد مغانی خواجو %~% خون دل نوش که آن لعل زکانی دگرست ~~PageV1P135 ### || [genre: Gh] # 1 بوستان طلعتش را نوبهاری دیگرست %~% چشمم از عکس جمالش لاله زاری ~~دیگرست # 2 از میان جان من هرگز نمی‌گیرد کنار %~% گر چه هر ساعت میانش در کناری ~~دیگرست # 3 تا لب میگون او در داد جان را جام می %~% چشم مست نیم‌خوابش را خماری ~~دیگرست # 4 عاشقانرا با طریق زهد و تقوی کار نیست %~% زاهدی در مذهب عشاق کاری ~~دیگرست # 5 ایکه در حسن و لطافت در جهانت یار نیست %~% تا نپنداری که ما را جز تو ~~یاری دیگرست # 6 زلف مشکینت چرا آشفته شد چون کار من %~% یا ترا کاریست کو آشفته کاری ~~دیگرست # 7 بارها گفتم که دل برگیرم از مهرت ولیک %~% بار عشقت بر دلم این بار ~~باری دیگرست # 8 گرچه چین پیوسته در ابروی مشکینت خطاست %~% در خم زلف تو هر چین ~~زنگباری دیگرست # 9 شیرمردانرا اگر آهو شکارست این عجب %~% کاهوی چشم ترا هر دم شکاری ~~دیگرست # 10 از جهان خواجو طریق عاشقی کرد اختیار %~% بختیار آنکس که او را ~~اختیاری دیگرست PageV1P136 ### || [genre: Gh] # 1 آن نه رویست مگر فتنه دور قمرست %~% وان نه زلفست و بنا گوش که شام و ~~سحرست # 2 ز آرزوی کمرت کوه گرفتم هیهات %~% کوه را گرچه ز هر سوی که ms066 بینی کمرست # 3 مردم چشمم ارت سرو سهی می‌خواند %~% روشنم شد که همان مردم کوته نظرست # 4 اشک را چونکه بصد خون جگر پروردم %~% حاصلم از چه سبب زو همه خون جگرست # 5 نسبت روی تو با ماه فلک می‌کردم %~% چو بدیدم رخ زیبای تو چیز دگرست # 6 حیف باشد که بافسوس جهان می‌گذرد %~% مگذر ای جان جهان زانکه جهان ~~برگذرست # 7 اشک خونین مرا کوست جگر گوشه دل %~% زین صفت خوار مدارید که اصلی گهرست # 8 قصه آتش دل چون به زبان آرم از آنک %~% شمع اگر فاش شود سر دلش بیم ~~سرست # 9 هر کرا شوق حرم باشد از آن نندیشد %~% که ره بادیه از خار مغیلان خطرست # 10 گر بشمشیر جفا دور کنی خواجو را %~% همه سهلست ولی محنت دوری بترست # 11 همه سرمستیش از شور شکر خنده تست %~% شور طوطی چه عجب گر ز برای شکرست ~~PageV1P137 ### || [genre: Gh] # 1 ز آتشکده و کعبه غرض سوز ونیازست %~% وانجا که نیازست چه حاجت بنمازست # 2 بی عشق مسخر نشود ملک حقیقت %~% کان چیز که جز عشق بود عین مجازست # 3 چون مرغ دل خسته من صید نگردد %~% هرگاه که بینم که درمیکده بازست # 4 آنکس که بود معتکف کعبه قربت %~% در مذهب عشاق چه محتاج حجازست # 5 هر چند که از بندگی ما چه برآید %~% ما بنده آنیم که او بنده نوازست # 6 دائم دل پرتاب من از آتش سودا %~% چون شمع جگر تافته در سوز و گدازست # 7 می‌سوزم و می‌سازم از آن روی که چون عود %~% کار من دلسوخته از سوز ~~بسازست # 8 حال شب هجر از من مهجور چه پرسی %~% کوتاه کن ای خواجه که آن قصه ~~درازست # 9 خواجو چکند بیتو که کام دل محمود %~% از مملکت روی زمین روی ایازست ~~PageV1P138 ### || [genre: Gh] # 1 از لعل آبدار تو نعلم برآتشست %~% زان رو دلم چو زلف سیاهت مشوشست # 2 دیشب بخواب زلف خوشت را کشیده‌ام ms067 %~% زانم هنوز رشته جان در کشاکشست # 3 هر لحظه دل به حلقه زلفت کشد مرا %~% یا رب کمند زلف سیاهت چه دلکشست # 4 چون لعل آبدار تو از روی دلبری %~% آبیست عارض تو که در عین آتشست # 5 ساقی بده ز جام جم ارباب شوق را %~% آن می که در پیاله چو خون سیاوشست # 6 گر بگذرد ز جوشن جانم عجب مدار %~% پیکان غمزه تو که چون تیر آرشست # 7 تا نقش بست روی ترا نقش بند صنع %~% در چشم من خیال جمالت منقشست # 8 آن مشک سوده یا خط مشکین دلبرست %~% وان آفتاب یا رخ زیبای مهوشست # 9 خواجو اگر چه روضه خلدست بوستان %~% گلزار و بوستان برخ دوستان خوشست ~~PageV1P139 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که نرگس مخمور و زلف مهپوشست %~% وفا و عهد قدیمت مگر فراموشست # 2 ز شور زلف تو دوشم شبی دراز گذشت %~% اگر چه زلف سیاهت زیادت از دوشست # 3 بقصد خون دل من کمان ابرو را %~% کشیده چشم تو پیوسته تا بناگوشست # 4 ز تیره غمزه عاشق کش تو ایمن نیست %~% و گرنه هندوی زلفت چرا زره پوشست # 5 کنار سبزه سیراب و طرف جوی مجوی %~% ترا که سبزه براطراف چشمه نوشست # 6 چگونه گوش توان کرد پند صاحب هوش %~% مرا که قول مغنی هنوز در گوشست # 7 حدیث حسن بهاران ز هوشیاران پرس %~% چرا که بلبل بیچاره مست و مدهوشست # 8 زبان سوسن آزاد بین که هست دراز %~% ولیک برخی آزاده‌ئی که خاموشست # 9 دو چشم آهوی شیرافکنش نگر خواجو %~% که همچو بخت تو در عین خواب ~~خرگوشست PageV1P140 ### || [genre: Gh] # 1 باغ و صحرا با سهی سروان نسرین برخوشست %~% خلوت ومهتاب باخوبان مه ~~پیکر خوشست # 2 غنچه چون زر دارد ار خوش دل بود عیبش مکن %~% راستی را هر چه بینی در ~~جهان با زر خوشست # 3 کاشکی بودی مرا شادی اگر دینار نیست %~% زانکه با دینار وشادی ملکت ~~سنجر خوشست # 4 چون خلیل ms068 ار درمیان آتش افتادم چه باک %~% کاتش نمرود ما را با بت آذر ~~خوشست # 5 ایکه می‌گوئی مرا با ماهرویان سرخوشیست %~% پای در نه گر حدیث خنجرت در ~~سر خوشست # 6 بی لب شیرین نباید خسروی فرهاد را %~% زآنکه شاهی با لب شیرین چون شکر ~~خوشست # 7 گر چمن خلدست ما را بی لبش مطلوب نیست %~% تشنه را در باغ رضوان برلب ~~کوثر خوشست # 8 هر کرا بینی بعالم دل بچیزی خوش بود %~% عاشقانرا دل بیاد چهره دلبر ~~خوشست # 9 باده در ساغر فکن خواجو که بر یاد لبش %~% جام صافی برکف و لب بر لب ~~ساغر خوشست PageV1P141 ### || [genre: Gh] # 1 شکنج زلف سیاه تو بر سمن چو خوشست %~% دمیده سنبلت از برک نسترن چه ~~خوشست # 2 گرم ز زلف دراز تو دست کوتاهست %~% دراز دستی آن زلف پرشکن چه خوشست # 3 نمی‌رود سخنی بر زبان من هیهات %~% مگر حدیث تو یا رب که این سخن چه ~~خوشست # 4 سپیده‌دم که گل از غنچه می‌نماید رخ %~% نوای بلبل شوریده در چمن چه ~~خوشست # 5 ز جام باده دوشینه مست و لایعقل %~% فتاده بر طرف سرو و نارون چه خوشست # 6 چو جای چشمه که بر جویبار دیده من %~% خیال قامت آنسرو سیمتن چه خوشست # 7 چه گویمت که بهنگام آشتی کردن %~% میان لاغر او در کنار من چه خوشست # 8 مپرس کز هوس روی دوست خواجو را %~% دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست ~~PageV1P142 ### || [genre: Gh] # 1 در شب زلف تو مهتابی خوشست %~% در لب لعل تو جلایی خوشست # 2 پیش گیسویت شبستانی نکوست %~% طاق ابروی تو محرابی خوشست # 3 حلقه زلف کمند آسای تو %~% چنبری دلبند و قلابی خوشست # 4 پیش رویت شمع تا چند ایستد %~% گو دمی بنشین که مهتابی خوشست # 5 گر دلم در تاب رفت از طره‌ات %~% طیره نتوان شد که آن تابی خوشست # 6 آتش رویت که آب گل بریخت %~% در سواد چشم من آبی ms069 خوشست # 7 مردم چشمم که در خون غرقه شد %~% دمبدم گوید که غرقابی خوشست # 8 بردر میخانه خوانم درس عشق %~% زانکه باب عاشقی با بی خوشست # 9 بخت خواجو همچو چشم مست تو %~% روزگاری شد که در خوابی خوشست ~~PageV1P143 ### || [genre: Gh] # 1 رخ دل‌فروز تو ماهی خوشست %~% خط عنبرینت سیاهی خوشست # 2 شب گیسویت هست سالی دراز %~% ولی روز روی تو ماهی خوشست # 3 از آن چین زلف تو شد جای دل %~% که هندوستان جایگاهی خوشست # 4 اگر نیست ضعفی در آن چشم مست %~% چرا گاه بیمار و گاهی خوشست # 5 از آن مه بروی تو آرد پناه %~% که روی تو پشت و پناهی خوشست # 6 صبوحی گناهست در پای سرو %~% ولی راستی را گناهی خوشست # 7 اگر چه ره عقل و دین می‌زنی %~% بزن مطرب این ره که راهی خوشست # 8 گرت اسب بر سر دواند رواست %~% بنه پیش او رخ که شاهی خوشست # 9 بچشم کرم سوی خواجو نگر %~% که در چشم مستت نگاهی خوشست PageV1P144 ### || [genre: Gh] # 1 بوقت صبح چو آن سرو سیمتن بنشست %~% ز رشک طلعت او شمع انجمن بنشست # 2 فشاند سنبل و چون گل زغنچه رخ بنمود %~% کشید قامت و چون سرو در چمن ~~بنشست # 3 ز برگ لاله سیراب و شاخ شمشادش %~% بریخت آب گل و باد نارون بنشست # 4 نشست و مشعله از جان بیدلان برخاست %~% برفت و مشعله عمر مرد و زن ~~بنشست # 5 بگوی کان مگس عنبرین ببوی نبات %~% چرا برآن لب لعل شکرشکن بنشست # 6 چه خیزدار بنشینی که تا تو خاسته‌ئی %~% کسی ندید که یکدم خروش من ~~بنشست # 7 مگر بروی تو بینم جهان کنون که مرا %~% چراغ این دل تاریک ممتحن بنشست # 8 خبر برید بخسرو که در ره شیرین %~% غبار هستی فرهاد کوهکن بنشست # 9 ز خانه هیچ نخیزد سفر گزین خواجو %~% که شمع دل بنشاند آنکه در وطن ~~بنشست PageV1P145 ### || [genre: Gh] # 1 بیش ازین بی ms070 همدمی در خانه نتوانم نشست %~% بر امید گنج در ویرانه ~~نتوانم نشست # 2 در ازل چون با می و میخانه پیمان بسته‌ام %~% تا ابد بی باده و پیمانه ~~نتوانم نشست # 3 ایکه افسونم دهی کز مار زلفش سر مپیچ %~% بر سر آتش بدین افسانه نتوانم ~~نشست # 4 مرغ جان را تا نسوزد ز آتش دل بال و پر %~% پیش روی شمع چون پروانه ~~نتوانم نشست # 5 در چنین دامی که نتوان داشت اومید خلاص %~% روز و شب در آرزوی دانه ~~نتوانم نشست # 6 منکه در زنجیرم از سودای زلف دلبران %~% بی پریروئی چنین دیوانه نتوانم ~~نشست # 7 آتش عشقش دلم را زنده می‌دارد چو شمع %~% ورنه زینسان مرده دل در خانه ~~نتوانم نشست # 8 یکنفس بی‌اشک می‌خواهم که بنشینم ولیک %~% در میان بحر بی دردانه ~~نتوانم نشست # 9 اهل دل گویند خواجو از سر جان برمخیز %~% چون نخیرم زانکه بی‌جانانه ~~نتوانم نشست PageV1P146 ### || [genre: Gh] # 1 خطر بادیه عشق تو بیش از پیشست %~% این چه دامست که دور از تو مرا در ~~پیشست # 2 ایکه درمان جگر سوختگان می‌سازی %~% مرهمی بردل ما نه که بغایت ریشست # 3 دیده هر چند بر آتش زند آبم لیکن %~% حدت آتش سودای تو از حد بیشست # 4 باده می‌نوشم و خون از جگرم می‌جوشد %~% زانکه بی لعل توام باده نوشین ~~نیشست # 5 عاشق اندیشه دوری نتواند کردن %~% دوربینی صفت عاقل دور اندیشست # 6 گر مراد دل درویش برآری چه شود %~% زانکه سلطان بر صاحب‌نظران درویشست # 7 آشنایان همه بیگانه شدند از خواجو %~% لیکن او را همه این محنت و درد ~~از خویشست PageV1P147 ### || [genre: Gh] # 1 بهار روی تو بازار مشتری بشکست %~% فریب چشم تو ناموس سامری بشکست # 2 رخ تو پرده دیبای ششتری بدرید %~% لب تو نامزد قند عسکری بشکست # 3 قد تو هوش جهانی بچابکی بربود %~% خط تو توبه خلقی بدلبری بشکست # 4 چو حسن روی تو آوازه در جهان افکند %~% دل فرشته و ms071 هنگامه پری بشکست # 5 چو شام زلف تو مشاطه از قمر برداشت %~% رخ تو رونق خورشید خاوری بشکست # 6 دلم ببتکده می‌رفت پیش ازین لیکن %~% خلیل ما همه بتهای آزری بشکست # 7 چو برگ نسترن از شاخ ضمیران بنمود %~% بعشوه گوشه بادام عبهری بشکست # 8 ببرد گوی ز مه طلعتان دور قمر %~% چو بر قمر سر چوگان عنبری بشکست # 9 بنوک ناوک آه سحرگهی خواجو %~% طلسم گنبد نه طاق چنبری بشکست # 10 ز بسکه می‌کند از دیده سیم پالائی %~% بچهره قیمت بازار زرگری بشکست ~~PageV1P148 ### || [genre: Gh] # 1 ای بر عذار مهوشت آن زلف پرشکست %~% چون زنگئی گرفته بشب مشعلی بدست # 2 وی طاق آسمانی محراب ابرویت %~% پیوسته گشته خوابگه جادوان مست # 3 همچون بلال برلب کوثر نشسته است %~% خال لب تو گر چه سیاهیست بت پرست # 4 بنشستی و فغان ز دل ریش من بخاست %~% قامت بلند و دسته ریحان تازه پست # 5 مشنو که از تو هست گزیرم چرا که نیست %~% یا نیست از تو محنت و رنجم ~~چرا که هست # 6 سروی براستی چو تو از بوستان نخاست %~% برخاستی و نیش غمم در جگر نشست # 7 صد دل شکار آهوی صیاد شیرگیر %~% صد جان اسیر عنبر عنبرفشان مست # 8 مخمور سر ز خاک برآرد بروز حشر %~% مستی که گشت بیخبر از باده الست # 9 نگشاد چشم دولت خواجو بهیچ روی %~% تا دل برآن کمند گره در گره نبست ~~PageV1P149 ### || [genre: Gh] # 1 ترا با ما اگر صلحست جنگست %~% نمی دانم دگر بار این چه ینگست # 2 به نقلی زان دهان کامم برآور %~% نه آخر پسته در بازار تنگست # 3 چرا این قامت همچون کمانم %~% ز چشم افکنده‌ئی گوئی خدنگست # 4 ز اشکم سنگ می‌گردد ولیکن %~% نمی‌گردد دلت یا رب چه سنگست # 5 بده ساقی که آن آئینه جان %~% کند روشن شراب همچو زنگست # 6 بدار ای مدعی از دامنم چنگ %~% ترا باری عنان دل بچنگست # 7 زبان درکش که ms072 ما را رهزن دل %~% نوای مطرب و آواز چنگست # 8 از آن از اشک خالی نیست چشمم %~% که پندارم شراب لاله رنگست # 9 اگر در دفتری وقتی بیابی %~% قلم در نام خواجو کش که ننگست PageV1P150 ### || [genre: Gh] # 1 ابروی تو طاقست که پیوسته هلالست %~% ز آنرو که هلال ار نشود بدر ~~محالست # 2 بر روی تو خال حبشی هر که ببیند %~% گوید که مگر خازن فردوس بلالست # 3 پیوسته هلالست ترا حاجب خورشید %~% وین طرفه که چشم سیهت ابن هلالست # 4 آن دل که سفر کرده بچین سر زلفت %~% یا رب که در آن شام غریبان به چه ~~حالست # 5 هندو به چه خال سیاه تو به صد وجه %~% هندوچه بستان جمالست نه خالست # 6 گفتم که خیال تو کند مرهم ریشم %~% لیکن چو نظر می‌کنم این نیز خیالست # 7 مستسقی سرچشمه نوش تو برآتش %~% می‌سوزد و چشمش همه در آب زلالست # 8 گردن مکش ای شمع گرت در قدم افتد %~% پروانه دلسوخته چون سوخته بالست # 9 امروز که مرغان چمن در طیرانند %~% مرغ دل من بی پر و بالست و بالست # 10 نون شد قد همچون الفم بیتو ولیکن %~% برحال پریشانی من زلف تودالست # 11 از دیده خواجو نرود گلشن رویت %~% زانرو که جمالت گل بستان کمالست ~~PageV1P151 ### || [genre: Gh] # 1 رخت خورشید را یات جمالست %~% خطت تفسیر آیات کمالست # 2 هلال ارزانکه هر مه بدر گردد %~% چرا پیوسته ابرویت هلالست # 3 خیالت بسکه می‌آید بچشمم %~% اگر خوابم بچشم آید خیالست # 4 چو داند حال او کز تشنگی مرد %~% کسی کو برلب آب زلالست # 5 بگو ای باغبان با باد شبگیر %~% که بلبل در قفس بی پر و بالست # 6 نسیم نافه یا بوی عبیرست %~% شمیم روضه یا باد شمالست # 7 مقیم ار بنگری در عالم جان %~% میان لیلی و مجنون وصالست # 8 اگر در عالم صورت فراقست %~% بمعنی با تو ما را اتصالست # 9 چرا وصل تو برخواجو حرامست ms073 %~% نه آخر خون مسکینان حلالست PageV1P152 ### || [genre: Gh] # 1 حسن تو نهایت جمالست %~% لطف تو بغایت کمالست # 2 با زلف تو هر که را سری هست %~% سر در قدم تو پایمالست # 3 بی روی تو زندگی حرامست %~% وز دست تو جام می حلالست # 4 باز آی که بی رخ تو ما را %~% از صحبت خویشتن ملالست # 5 جانم که تذر و باغ عشقست %~% زین گونه شکسته پر و بالست # 6 مرغ دل من هوا نگیرد %~% زانرو که چنین شکسته بالست # 7 این نفحه روضه بهشتست %~% یا نکهت گلشن وصالست # 8 این خود چه شمامه شمیمست %~% وین خود چه شمایل شمالست # 9 خواجو بلب تو آرزومند %~% چون تشنه بشربت زلالست PageV1P153 ### || [genre: Gh] # 1 خطت که کتابه جمالست %~% سرنامه نامه کمالست # 2 ماهی تو و مشتریت مهرست %~% شاهی تو و حاجبت هلالست # 3 آن خال سیاه هندو آسا %~% هندوچه گلشن جمالست # 4 از مویه تنم بسان مویست %~% وز ناله دلم بشکل نالست # 5 آنجا که توئی اگر فراقست %~% اینجا که منم همه وصالست # 6 در عالم صورت ار چه هجرست %~% در عالم معنی اتصالست # 7 آنرا که نبوده است حالی %~% این حال بنزد او محالست # 8 هر چند که مهر رازوالیست %~% مهر رخ دوست بی زوالست # 9 خواجو که شد از غمت خیالی %~% گردل ز تو برکند خیالست PageV1P154 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه مجنون نیست از احوال لیلی غافلست %~% وانکه مجنون را بچشم عقل ~~بیند عاقلست # 2 قرب صوری در طریق عشق بعد معنویست %~% عاشق ار معشوق را بی وصل بیند ~~واصلست # 3 اهل معنی را از او صورت نمی‌بندد فراق %~% وانکه این صورت نمی‌بندد ز ~~معنی غافلست # 4 کی بمنزل ره بری تا نگذری از خویش ازآنک %~% ترک هستی در ره مستی ~~نخستین منزلست # 5 گر چه من بد نامی از میخانه حاصل کرده‌ام %~% هر که از میخانه منعم ~~می‌کند بی حاصلست # 6 ایکه دل با خویش داری رو بدلداری سپار %~% کانکه دلداری ms074 ندارد نزد ما ~~دور از دلست # 7 یاد ساحل کی کند مستغرق دریای عشق %~% زانکه این معنی نداند هر که او ~~بر ساحلست # 8 عاشقانرا وعظ دانا عین نادانی بود %~% کانکه سرعشق را عالم نباشد ~~جاهلست # 9 ترک جانان گیر خواجو یا برو جان برفشان %~% ترک جان سهلست از جانان ~~صبوری مشکلست PageV1P155 ### || [genre: Gh] # 1 این چنین صورت گر از آب و گلست %~% چون بمعنی بنگری جان و دلست # 2 نرگسش خونخواره‌ئی بس دلرباست %~% سنبلش شوریده‌ئی بس پر دلست # 3 هندوی زلفش سیه کاری قویست %~% زنگی خالش سیاهی مقبلست # 4 هر چه گفتم جز ثنایش ضایعست %~% هر چه جستم جز رضایش باطلست # 5 تا برفت از چشم من بیرون نرفت %~% زانکه برآن روانش منزلست # 6 خاطرم با یار ودل با کاروان %~% دیده بر راه و نظر بر محملست # 7 دل کجا آرام گیرد در برم %~% چون مرا آرام دل مستعجلست # 8 می‌روم افتان و خیزان در پیش %~% گر چه ز آب دیده پایم درگلست # 9 من میان بحر بی پایان غریق %~% آنکه عیبم می‌کند برساحلست # 10 دوستان گویند خواجو صبر کن %~% چون کنم کز جان صبوری مشکلست ~~PageV1P156 ### || [genre: Gh] # 1 ای من ز دو چشم نیم مستت مست %~% وز دست تو رفته عقل و دین از دست # 2 بنشین که نسیم صبحدم برخاست %~% برخیز که نوبت سحر بنشست # 3 با روی تو رونق قمر گم شد %~% وز لعل تو قیمت شکر بشکست # 4 گوئی در فتنه و بلا بگشود %~% نقاش ازل که نقش رویت بست # 5 برداشت دل شکسته از من دل %~% واندر سر زلف دلکشت پیوست # 6 از لعل تو یکزمان شکیبم نیست %~% بی باده کجا قرار گیرد مست # 7 در عشق تو ز آب دیده خواجو را %~% آخر بر هر کس آبروئی هست PageV1P157 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست %~% دو زلف افعی ضحاک و چهره جام ~~جمست # 2 بتیرگی شده آشفته‌تر حقیقت ms075 شرع %~% سواد زلف تو گوئی که رای بوالحکمست # 3 ز دور چرخ شبی این سوال می‌کردم %~% که از زمانه مرا خود نصیب جمله ~~غمست # 4 بطیره گفت نبینی سپهر کاسه مثال %~% ز بهر خوردن خون تو جمله تن شکمست # 5 گر آبروی نه در خاک کوش می‌طلبند %~% چو زلف یار قد عاشقان چرا بخمست # 6 دلم بغمزه و ابروی او بمکتب عشق %~% امیدوار چو طفلان بنون و القلمست # 7 ز شام زلف سیه چون نمود طلعت صبح %~% زمانه گفت که ای عاشقان ~~سپیده‌دمست # 8 مجال نطق ندارم چرا که بیش از پیش %~% میان لاغر او در کنار کم ز کمست # 9 ز لعل او شکری التماس می‌کردم %~% که مدتی است که جانم مقید المست # 10 جواب داد که بر هیچ دل منه خواجو %~% که چون میان دهنم را وجود در ~~عدمست PageV1P158 ### || [genre: Gh] # 1 دوش پیری ز خرابات برون آمد مست %~% دست در دست جوانان و صراحی در دست # 2 گفت عیبم مکن ای خواجه که ترسا به چه‌ئی %~% توبه من چو سر زلف چلیپا ~~بشکست # 3 هرکه کرد از در میخانه گشادی حاصل %~% چون تواند دل سودا زده در تقوی ~~بست # 4 من اگر توبه شکستم مکن انکارم از آنک %~% خود پرستی نکند هر که بود ~~باده پرست # 5 گر بپیری هدف ناوک خلقی گشتم %~% چه توان کرد که تیر خردم رفت از شست # 6 مستم آندم که بمیرم بسر خاک برید %~% تا سر از خاک بر آرم به قیامت ~~سرمست # 7 کس ازین قید بتدبیر نرفتست برون %~% زانکه از چنبر تقدیر نمی‌شاید جست # 8 مست و مدهوش برندش ز لحد بر عرصات %~% هر که شد همقدح باده گساران الست # 9 جان فشانان که چو شمع از سر سر برخیزند %~% یکنفس بی می نوشین نتوانند ~~نشست # 10 همچو ابروی بتان صید کند خاطر خلق %~% آنکه نشکیبدش ازصحبت مستان ~~پیوست # 11 گر شود بزمگهت عالم بالا خواجو %~% تو مپندار که ms076 بالاتر ازین کاری هست ~~PageV1P159 ### || [genre: Gh] # 1 سحرگه ماه عقرب زلف من مست %~% درآمد همچو شمعی شمع در دست # 2 دو پیکر عقربش را زهره در برج %~% کمانکش جادوش را تیر در شست # 3 شبش مه منزل و ماهش قصب پوش %~% سهی سروش بلند و سنبلش پست # 4 بلالش خازن فردوس جاوید %~% هلالش حاجب خورشید پیوست # 5 نقاب عنبری از چهره بگشود %~% طناب چنبری بر مشتری بست # 6 به فندق ضیمرانرا تاب در داد %~% بعشوه گوشه بادام بشکست # 7 سرشک از آرزوی خاکبوسش %~% روان از منظر چشمم برون جست # 8 بلابه گفتمش بنشین که خواجو %~% زمانی از تو خالی نیست تا هست # 9 فغان از جمع چون بنشست برخاست %~% چراغ صبح چون برخاست بنشست ~~PageV1P160 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب درآمد از درم آنماه چهره مست %~% مانند دسته گل و گلدسته‌ئی بدست # 2 خطش نبات و پسته شکرشکن شکر %~% سروش بلند و سنبل پرتاب و پیچ مست # 3 زلف سیاه سرکش هندوش داده عرض %~% در چین هزار کافر زنگی بت پرست # 4 از دیده محو کرد مرا هر چه هست و نیست %~% سودای آن عقیق گهر پوش نیست ~~هست # 5 در بست راه عقل چو آن بت قبا گشود %~% بگشود کار حسن چو آن مه کمر ببست # 6 در مشگ می‌فکند بفندق شکنج و تاب %~% وز نار و عشوه گوشه بادام می‌شکست # 7 پر کرد جامی از می گلگون و درکشید %~% وانگه ببست بند بغلطان و برنشست # 8 گفتم زکوة لعل درافشان نمی‌دهی %~% یاقوت روح پرور شیرین بدر بخست # 9 گفتم ز پیش تیر تو خواجو کجا جهد %~% گفتا ز نوک ناوک ما هیچکس نرست ~~PageV1P161 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چه بلبل طبعم هزار دستانست %~% حدیث من گل صد برگ گلشن جانست # 2 ز بیم چنگل شاهین جان شکار فراق %~% دلم چو مرغ چمن روز و شب در ~~افغانست # 3 چو تاب زلف عروسان حجله خانه طبع %~% روان خسته‌ام از دست دل پریشانست ms077 # 4 چو از سر قلمم برگذشت آب سیاه %~% سفینه ساز و میندیش ازینکه طوفانست # 5 کسی که ملکت جم پیش همتش بادست %~% اگر نظر بحقیقت کنی سلیمانست # 6 دوای دل ز دواخانه محبت جوی %~% که نزد اهل مودت ورای درمانست # 7 دل خراب من از عشق کی شود خالی %~% چرا که جایگه گنج کنج ویرانست # 8 چو چشمه خضر ار شعر من روان افزاست %~% عجب مدار که آن عین آن حیوانست # 9 ورش بمصر چو یوسف عزیز می‌دارند %~% غریب نیست که اورنگ ماه کنعانست # 10 نه هر که تیغ زبان می‌کشد جهانگیرست %~% نه هر که لاف سخن می‌زند ~~سخندانست # 11 اگر ز عالم صورت گذشته‌ئی خواجو %~% بگیر ملکت معنی که مملکت آنست ~~PageV1P162 ### || [genre: Gh] # 1 نظری کن اگرت خاطر درویشانست %~% که جمال تو ز حسن نظر ایشانست # 2 روی ازین بنده بیچاره درویش متاب %~% زانکه سلطان جهان بنده درویشانست # 3 پند خویشان نکنم گوش که بی خویشتنم %~% آشنایان غمت را چه غم از ~~خویشانست # 4 بده آن باده نوشین که ندارم سرخویش %~% کانکه از خویش کند بیخبرم خویش ~~آنست # 5 حاصل از عمر بجز وصل نکورویان نیست %~% لیکن اندیشه ز تشویش بد ~~اندیشانست # 6 نکنم ترکش اگر زانکه به تیرم بزند %~% خنک آن صید که قربان جفا کیشانست # 7 مرهمی بردل خواجو که نهد زانکه طبیب %~% فارغ از درد دل خسته دل ~~ریشانست PageV1P163 ### || [genre: Gh] # 1 آن جوهر جانست که در گوهر کانست %~% یا می که درو خاصیت جوهر جانست # 2 یاقوت روان در لب یاقوتی جامست %~% یا چشم قدح چشمه یاقوت روانست # 3 زین پس من و میخانه که در مذهب عشاق %~% خاک در خمخانه به از خانه ~~خانست # 4 در جام عقیقین فکن ای لعبت ساقی %~% لعلی که ازو خون جگر در دل کانست # 5 یک شربت از آن لعل مفرح بمن آور %~% کز فرط حرارت دل من در خفقانست # 6 ما غافل و آن عمر گرامی شده ms078 از دست %~% افسوس ز عمری که بغفلت گذرانست # 7 هر کش غم آن نادره دور زمان کشت %~% او را چه غم از حادثه دور زمانست # 8 در روی تو بیرون ز نکوئی صفتی نیست %~% کانست که دلها همه سرگشته آنست # 9 خواجو سخن یار چه گوئی بر اغیار %~% خاموش که شمع آفت جانش ز زبانست ~~PageV1P164 ### || [genre: Gh] # 1 دلم با مردم چشمت چنانست %~% که پنداری که خونشان در میانست # 2 خطت سرنامه عنوان حسنست %~% رخت گلدسته بستان جانست # 3 شبت مه پوش و ماهت شب نقابست %~% گلت خود روی و رویت گلستانست # 4 گلستان رخت در دلستانی %~% بهشتی بر سر سرو روانست # 5 چرا خورشید روز افروز رویت %~% نهان در چین شبگون سایبانست # 6 کمان داران چشم دلکشت را %~% خدنک غمزه دایم در کمانست # 7 بساز آخر زمانی با ضعیفان %~% که حسنت فتنه آخر زمانست # 8 چرا خفتست چشم نیم مستت %~% ز مخموری تو گوئی ناتوانست # 9 ز زلفت موبمو خواجو نشانداد %~% از آن انفاس او عنبر فشانست PageV1P165 ### || [genre: Gh] # 1 مرا یاقوت او قوت روانست %~% ولی اشکم چو یاقوت روانست # 2 رخش ماهست یا خورشید شب پوش %~% خطش طوطیست یا هندوستانست # 3 صبا از طره‌اش عنبر نسیمست %~% نسیم از سنبلش عنبر فشانست # 4 میانش یکسر مو در میان نیست %~% ولیکن یک سر مویش دهانست # 5 شنیدم کان صنم با ما چنان نیست %~% ولیکن چون نظر کردم چنانست # 6 ز چشمش چشم پوشش چون توان داشت %~% که یکچندست کوهم ناتوانست # 7 بیا آن آب آتش رنگ در ده %~% که گر خود آتشست آتش نشانست # 8 بدان ماند که خونش می‌دواند %~% بدینسان کز پیت اشکم روانست # 9 چو مرغی زیرک آمد جان خواجو %~% که او را دام زلفت آشیانست PageV1P166 ### || [genre: Gh] # 1 یاقوت روان بخش تو تا قوت روانست %~% چشمم ز غمت چشمه یاقوت روانست # 2 آن موی میان تو که سازد کمر از موی %~% موئی بمیان آمده یا موی میانست ms079 # 3 در موی میانت سخنی نیست که خود نیست %~% لیکن سخن ار هست در آن پسته ~~دهانست # 4 تا پشت کمان می‌شکند ابروی شوخت %~% پیوسته ز ابروی تو پشتم چو کمانست # 5 با ما به شکر خنده درآ زانکه یقینم %~% کز پسته تنگ تو یقینم بگمانست # 6 گفتند که آن جان جهان با تو چنان نیست %~% گوئی که چنانست که با ما ~~نچنانست # 7 پنداشت که ما را غم جانست ولیکن %~% ما در غم آنیم که او در غم آنست # 8 عمری بتمنای رخش می‌گذرانیم %~% در محنت و غم گرچه که دنیا گذرانست # 9 در کنج صوامع مطلب منزل خواجو %~% کو معتکف کوی خرابات مغانست ~~PageV1P167 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست %~% گفتا که پری را چکنم رسم چنانست # 2 گفتم که نقاب از رخ دلخواه برافکن %~% گفتا مگرت آرزوی دیدن جانست # 3 گفتم همه هیچست امیدم ز کنارت %~% گفتا که ترا نیز مگر میل میانست # 4 گفتم که جهان بر من دلتنک چه تنگست %~% گفتا که مرا همچو دلت تنک ~~دهانست # 5 گفتم که بگو تا بدهم جان گرامی %~% گفتا که ترا خود ز جهان نقد همانست # 6 گفتم که بیا تا که روان بر تو فشانم %~% گفتا که گدا بین که چه فرمانش ~~روانست # 7 گفتم که چنانم که مپرس از غم عشقت %~% گفتا که مرا با تو ارادت نه ~~چنانست # 8 گفتم که ره کعبه بمیخانه کدامست %~% گفتا خمش این کوی خرابات مغانست # 9 گفتم که چو خواجو نبرم جان ز فراقت %~% گفتا برو ای خام هنوزت غم آنست ~~PageV1P168 ### || [genre: Gh] # 1 روز رخسار تو ماهی روشنست %~% خال هندویت سیاهی روشنست # 2 منظر چشمم که خلوتگاه تست %~% راستی را جایگاهی روشنست # 3 گر برویت کرده‌ام تشبیه ماه %~% شرمسارم کاین گناهی روشنست # 4 مه برخسارت پناه آرد از آنک %~% روی تو پشت و پناهی روشنست # 5 بت پرستانرا رخ زیبای تو %~% روز محشر عذر خواهی ms080 روشنست # 6 موی و رویت روز و شب در چشم ماست %~% زانکه گه تاریک و گاهی روشنست # 7 گر کنم دعوی که اشکم گوهرست %~% چشم من بر این گواهی روشنست # 8 می‌پزد سودای دربانی تو %~% خسرو انجم که شاهی روشنست # 9 یوسف مصر مرا چاه زنخ %~% گر چه دلگیرست چاهی روشنست # 10 ذره‌ئی خواجو قدم بیرون منه %~% از ره مهرش که راهی روشنست PageV1P169 ### || [genre: Gh] # 1 بوقت صبح می روشن آفتاب منست %~% بتیره شب در میخانه جای خواب منست # 2 اگر شراب نباشد چه غم که وقت صبوح %~% دو چشم اشک فشان ساغر شراب منست # 3 وگر کباب نیابم تفاوتی نکند %~% بحکم آنکه دل خونچکان کباب منست # 4 براه بادیه‌ای ساربان چه جوئی آب %~% که منزلت همه در دیده پر آب منست # 5 مرا مگوی که برگرد وترک ترکان گیر %~% که گر چه راه خطا می‌روم صواب ~~منست # 6 چگونه در تو رسم تا ز خود برون نروم %~% چرا که هستی من در میان حجاب ~~منست # 7 بیا که بی تو رسم تا زخود برون نروم %~% چرا که هستی من در میان حجاب ~~منست # 8 بیا که بی تو ملولم ز زندگانی خویش %~% که در فراق رخت زندگی عذاب منست # 9 تو گنج لطفی و دانم کزین بتنگ آئی %~% که روز و شب وطنت در دل خراب ~~منست # 10 خروش و ناله خواجو و بانگ بلبل مست %~% نوای باربد و نغمه رباب منست ~~PageV1P170 ### || [genre: Gh] # 1 سحاب سیل فشان چشم رودبار منست %~% سموم صاعقه سوز آه پرشرار منست # 2 غم ار چه خون دلم می‌خورد مضایقه نیست %~% که اوست در همه حالی که ~~غمگسار منست # 3 هلال اگر چه به ابروی یار می‌ماند %~% ولی نمونه‌ئی از این تن نزار ~~منست # 4 چو اختیار من از کاینات صحبت تست %~% گمان مبر که جدائی باختیار منست # 5 خیال لعل تو هر جا که می‌کنم منزل %~% مقیم حجره چشم گهر نگار منست # 6 ms081 کنار چون کنم از آب دیده گوهر شب %~% برزوی تو تا روز در کنار منست # 7 مرا ز دیده می‌فکن که آبروی محیط %~% ز فیض مردمک چشم در نثار منست # 8 فرونشان بنم جام گرد هستی من %~% اگر غبار حریفان ز رهگذر منست # 9 طمع مدار که خواجو ز یار برگردد %~% که از حیات ملول آمدن نه کار منست ~~PageV1P171 ### || [genre: Gh] # 1 گل بستان خرد لفظ دلارای منست %~% بلبل باغ سخن منطق گویای منست # 2 منم آن طوطی خوش نغمه که هنگام سخن %~% طوطیانرا شکر از لفظ شکر خای ~~منست # 3 بلبل آوای گلستان فلک را همه شب %~% گوش بر زمزمه نغمه و آوای منست # 4 پیش طبعم که ازو لؤلؤ لالا خیزد %~% نام لؤلؤ نتوان برد که لالای منست # 5 سخنم زاده جانست و گهر زاده کان %~% بلکه دریا خجل از طبع گهر زای منست # 6 الف قامتم ارزانکه بصورت نونست %~% کاف و نون نکته ئی از حرف معمای ~~منست # 7 سخنم سحر حلالست ولی گاه سخن %~% خجلت بابلیان از ید بیضای منست # 8 گر چه در عالم خاکست مقامم لیکن %~% برتر از چرخ برین منزل و ماوای ~~منست # 9 چشمه آب حیاتی که خضر تشنه اوست %~% کمترین قطره‌ئی از طبع چو دریای ~~منست # 10 گر چه آن ترک ختا هندوی خویشم خواند %~% ترک مه روی فلک هندوی کرای ~~منست # 11 دولت صدر جهان باد که از دولت او %~% برتر از صدرنشینان جهان جای منست # 12 چکنم ساغر صهبا که چو خواجو بصبوح %~% قدح دیده من ساغر صهبای منست ~~PageV1P172 ### || [genre: Gh] # 1 زلف لیلی صفتت دام دل مجنونست %~% عقل بر دانه خال سیهت مفتونست # 2 تا خیال لب و دندان تو در چشم منست %~% مردم چشم من از لعل و گهر ~~قارونست # 3 پیش لؤلؤی سرشکم ز حیا آب شود %~% در ناسفته که در جوف صدف مکنونست # 4 عاقل آنست که منکر نشود مجنون را %~% کانکه نظاره لیلی نکند ms082 مجنونست # 5 خون شد از رشک خطت نافه آهوی ختا %~% گر چه در اصل طبیعت چو ببینی ~~خونست # 6 عقل را کنه جمالت متصور نشود %~% زانکه حسن تو ز ادراک خرد بیرونست # 7 می پرستان اگر از جام صبوحی مستند %~% مستی ما همه زان چشم خوش ~~می‌گونست # 8 تا جدا مانده‌ام از روی تو هرگز گفتی %~% کان جگر خسته دل سوخته حالش ~~چونست # 9 رحمتی کن که ز شور شکرت خواجو را %~% سینه آتشکده و دیده ز غم جیحونست ~~PageV1P173 ### || [genre: Gh] # 1 آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست %~% یا ماه شب چارده بر روی زمینست # 2 در ابر سیه شعشه بدر منیرست %~% یا در شکن کاکل او نور جبینست # 3 آن ماه تمامست که برگوشه بامست %~% یا شاه سپهرست که بر چرخ برینست # 4 گویند که زیباست بغایت مه نخشب %~% لیکن نتوان گفت که زیباتر از اینست # 5 آن لعل گهر پوش مگر چشمه نوشست %~% یا درج عقیقست که بر در ثمینست # 6 هر چند نمک چون شکرت شور جهانیست %~% لیکن لب لعلت نمکی بس شکرینست # 7 این نکهت مشکین نفس باد بهارست %~% یا چین سر زلف تو یا نافه چینست # 8 بالای بلندت که ازو کارتو بالاست %~% بالاش نگویم که بلای دل و دینست # 9 خواجو اگرش تیغ زنی روی نپیچد %~% زیرا که تو سلطانی و او ملک یمینست ~~PageV1P174 ### || [genre: Gh] # 1 آن حور ماه چهره که رضوان غلام اوست %~% جنت فراز سرو قیامت قیام اوست # 2 گر زانکه مشک ناب ز چین می‌شود پدید %~% صد چین در آن دو سلسله مشک‌فام ~~اوست # 3 مقبل کسی کش او بغلامی کند قبول %~% ای من غلام دولت آنکو غلام اوست # 4 عامی چو من بحضرت سلطان کجا رسد %~% لیکن امید بنده بانعام عام اوست # 5 پروانه گر چو شمع بسوزد عجب مدار %~% کان سوختن ز پختن سودای خام اوست # 6 مشتاق را بکعبه عبادت حلال نیست %~% الا بکوی دوست که بیت ms083 الحرام اوست # 7 وحشی ببوی دانه بدام اوفتد ولیک %~% خرم دلی که دانه خال تو دام اوست # 8 هر کو کند بماه تمامت مشابهت %~% این روشنست کز نظر ناتمام اوست # 9 خواجو بترک نام نکو گفت و ننگ داشت %~% از ننگ و نام اگر چه که ننگم ز ~~نام اوست PageV1P175 ### || [genre: Gh] # 1 گر سردر آورد سرم آنجا که پای اوست %~% ور سر کشد تنعم من در جفای اوست # 2 گر می‌برد ببندگی و می‌کشد ببند %~% آنست رای اهل مودت که رای اوست # 3 هر چند دورم از رخ او همچو چشم بد %~% پیوسته حرز بازوی جانم دعای اوست # 4 هیچم بدست نیست که در پایش افکنم %~% الا سری که پیشکش خاک پای اوست # 5 گر مدعای کشته شاهد شهادتست %~% دعوی چه حاجتست که شاهد گوای اوست # 6 از هر چه بر صحایف عالم مصورست %~% حیرت در آن شمایل حیرت فزای اوست # 7 تا دیده دیده است رخ دلربای او %~% دل در بلای دیده و جان در بلای اوست # 8 در هر زبان که می‌شنوم گفتگوی ماست %~% در هر طرف که می‌شنوم ماجرای ~~اوست # 9 خواجو کسی که مالک ملک قناعتست %~% شاه جهان بعالم معنی گدای اوست ~~PageV1P176 ### || [genre: Gh] # 1 من بقول دشمنان هرگز نگیرم ترک دوست %~% کز نکورویان اگر بد در وجود ~~آید نکوست # 2 گر عرب را گفتگوئی هست با ما در میان %~% حال لیلی گو که مجنون همچنان ~~در جستجوست # 3 چون عروس بوستان از چهره بگشاید نقاب %~% بلبل ار وصف گل سوری نگوید ~~هرزه گوست # 4 گر چه جانان دوست دارد دشمنی با دوستان %~% دشمن جان خودست آنکس که ~~برگردد ز دوست # 5 همچو گوی ارزانکه سرگردان چوگان گشته‌ئی %~% سر بنه چون در سر چوگان ~~هوای زخم گوست # 6 کاشگی از خاک کویش من غباری بودمی %~% کانکه او را آبروئی هست پیشش خاک ~~کوست # 7 چشمه جانبخش خضرست آن که آبش جانفرانست %~% روضه بستان خلدست این ms084 که ~~بادش مشکبوست # 8 چون صبا حال پریشانی زلفت شرح داد %~% هیچ می‌دانی کز آنساعت دلم در ~~بند اوست # 9 با تو خواجو را برون از عشق چیزی دیگرست %~% ورنه در هر گوشه ماهی سرو ~~قد لاله روست PageV1P177 ### || [genre: Gh] # 1 عنبرست آن دام دل یا زلف عنبرسای دوست %~% شکرست آن کام جان یا لعل ~~شکرخای دوست # 2 پرتو مهرست یا مهر رخ زیبای یار %~% قامت سروست یا سرو قد رعنای دوست # 3 آیت حسنست یا توقیع ملک دلبری %~% یا بخون ما خطی یا خط مشک آسای دوست # 4 عکس پروینست یا قندیل مه یا شمع مهر %~% یا چراغ زهره یا روی جهان آرای ~~دوست # 5 مار ضحاکست یا شب یا طناب چنبری %~% یا نقاب عنبری یا جعد مه فرسای ~~دوست # 6 چشمه نوشست یا کان نمک یا جام می %~% یا زلال خضر یا مرجان جان افزای ~~دوست # 7 آهوی مستست یا جزع یمن یا عین سحر %~% یا فریب عقل و دین یا نرگس شهلای ~~دوست # 8 شاخ شمشادست یا سرو سهی یا نارون %~% یا صنوبر یا بلای خلق یا بالای ~~دوست # 9 قامت خواجوست یا قوس قزح یا برج قوس %~% یا هلال عید یا ابروی چون ~~طغرای دوست # 10 بزم دستورست یا بتخانه چین یا چمن %~% یا ارم یا جنت فردوس یا ماوای ~~دوست PageV1P178 ### || [genre: Gh] # 1 ای فدای قامتت هر سرو بستانی که هست %~% در حیا از چشم من هر ابر ~~نیسانی که هست # 2 باز داده خط بخون وز شرمساری گشته آب %~% جام یاقوت ترا هر راح ریحانی ~~که هست # 3 نرگس سرمست مخمور تو بیمارست از آن %~% سر در افکندست زلفت از پریشانی ~~که هست # 4 خاتم لعل ترا چون شد مسخر ملک جم %~% صید زلفت گشت هر دیو سلیمانی که ~~هست # 5 راستی را بنده شمشاد بالای توام %~% ورنه من آزادم از هر سرو بستانی که ~~هست # 6 لشکر عشق توام تا خیمه زد در ms085 ملک دل %~% کس درو منزل نمی‌سازد ز ویرانی ~~که هست # 7 چون شود یاقوت لؤلؤ پرورت گوهرفشان %~% آب گردد از حیا هر گوهر کانی که ~~هست # 8 هندوی آتش پرست کافر زلفت مقیم %~% خون خلقی می‌خورد از نا مسلمانی که ~~هست # 9 در دلت مهر از چه رو جویم چو می‌دانم که چیست %~% بنده را بیدل چرا ~~گوئی چو می‌دانی که هست # 10 ناشنیده از کمال حسن لیلی شمه‌ئی %~% عیب مجنون می‌کند دانا ز نادانی ~~که هست # 11 چشم خواجو چون شود دور از رخت گوهرفشان %~% اوفتد خون در دل هر لعل ~~رمانی که هست # 12 روح را در حالت آرد چون شود دستانسرای %~% بلبل بستان طبعش از خوش ~~الحانی که هست PageV1P179 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست %~% آتش روی تو در عین لطافت آبیست # 2 نیست در دور خطت دور تسلسل باطل %~% که خط سبز تو از دور تسلسل بابیست # 3 تا شد ابروی کژت فتنه هر گوشه نشین %~% ای بسا فتنه که در گوشه هر ~~محرابیست # 4 زلف هندوی توام دوش بخواب آمده بود %~% بس پریشانم ازین رانک پریشان ~~خوابیست # 5 پرتو روی چو ماه تودر آن زلف سیاه %~% راستی را چه شب تیره و خوش ~~مهتابیست # 6 آنک گوید که عناب نشاند خون را %~% بی تو هر قطره‌ئی از خون دلم ~~عنابیست # 7 آفتابیست که از اوج شرف می‌تابد %~% یا بت ماست که در هر خم زلفش ~~تابیست # 8 من ازین در نروم زانکه بهر باب که هست %~% پیش خواجو درش از روضه رضوان ~~بابیست PageV1P180 ### || [genre: Gh] # 1 از روضه نعیم جمالش روایتیست %~% و آشوب چین زلف تو در هر ولایتیست # 2 گویند بر رخ تو جنایت بود نظر %~% لیکن نظر بغیر تو کردن جنایتیست # 3 فرهاد را چو از لب شیرین گزیر نیست %~% در گوش او ملامت دشمن حکایتیست # 4 گفتم که چیست آنخط مشکین برآفتاب %~% گفتا بسان روی من از حسن ms086 آیتیست # 5 ارباب عقل گر چه نظر نهی کرده‌اند %~% لیکن ز جان صبور شدن تا بغایتیست # 6 آمد کنون بدایت عمرم بمنتها %~% لیکن گمان مبر که غمش را نهایتیست # 7 گفتم مرا بکشت غمت گفت زینهار %~% خواجو خموش باش که این خود عنایتیست # 8 در تنگنای حبس جدائی توقعم %~% از آستان حضرتعالی حمایتیست PageV1P181 ### || [genre: Gh] # 1 ای پیک صبا حال پری چهره ما چیست %~% وی مرغ سلیمان خبر آخر ز سبا چیست # 2 در سلسله زلف سراسیمه لیلی %~% حال دل مجنون پراکنده ما چیست # 3 برخاک رهش سر بنهادیم ولیکن %~% سلطان خبرش نیست که احوال گدا چیست # 4 با آنکه طبیب دل ریشست بگوئید %~% کز درد بمردیم بفرما که دوا چیست # 5 گر زانکه نرنجیده‌ئی از ما بخطائی %~% چین در خم ابروی تو ای ترک ختا ~~چیست # 6 چون دل ز پیت رفت و خطا کرد سزا یافت %~% دزدیده اگر دیده ترا دید سزا ~~چیست # 7 گر تیغ زنی ور بنوازی بمرادت %~% دادیم رضا تا پس ازین حکم قضا چیست # 8 دی نرگست از عربده می‌گفت که خواجو %~% کام دل یکتای تو ز آن زلف دوتا ~~چیست # 9 در حضرت سلطان چمن چون همه بادست %~% چندین همه آمد شدن پیک صبا چیست ~~PageV1P182 ### || [genre: Gh] # 1 ز زلفش نافه تاتار تاریست %~% که هر تار از سر زلفش تتاریست # 2 ز شامش صد شکن بر زنگبارست %~% ولی هر چین ز شامش زنگباریست # 3 از آن دردانه تا من بر کنارم %~% کنارم روز و شب دریا کناریست # 4 مروساقی که بی آن لعل میگون %~% قدح نوشیدنم امشب خماریست # 5 کسی کز خاک کوی دوست ببرید %~% برو زو در گذر کو خاکساریست # 6 رسن بازی کنم با سنبلت لیک %~% پریشانم که بس آشفته کاریست # 7 قوی جعدت پریشانست و درتاب %~% ز ریحان خطت گوئی غباریست # 8 هرآنکو برک گلبرک تو دارد %~% به چشمش هر گلی مانند خاریست # 9 گهی کز خاک خواجو بردمد خار ms087 %~% یقین میدان که بازش خار خاریست ~~PageV1P183 ### || [genre: Gh] # 1 برسر کوی عشق بازاریست %~% که رخی همچو زر بدیناریست # 2 دل پرخون بسی بدست آید %~% زانکه قصاب کوچه دلداریست # 3 نخرد هیچکس دلی بجوی %~% بنگر ای خواجه کاین چه بازاریست # 4 برسر چار سوی خطه عشق %~% رو بهر سو که آوری داریست # 5 سر که هست از برای پای انداز %~% بر سر دوش عاشقان باریست # 6 یوسف مصر را بجان عزیز %~% بر سر هر رهی خریداریست # 7 زلف را گر سرت نهد بر پای %~% برمکش زانکه اوسیه کاریست # 8 غمزه را پند ده که غمازیست %~% طره را بند نه که طراریست # 9 آنکه خواجو ازو پریشانست %~% زلف آشفته کار عیاریست PageV1P184 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که طره مشکین و خط زنگاریست %~% چه غم ز چهره زرد و سرشک گلناریست # 2 فغان ز مردم چشمت که خون جانم ریخت %~% چه مردمیست که در عین مردم ~~آزاریست # 3 از آن دو چشم توانای ناتوان عجبست %~% که خون خسته دلانش غذای بیماریست # 4 بیا که در غم هجر تو کار دیده من %~% ز شوق لعل روان برقدت گهرباریست # 5 ندانم این نفس روح بخش جان پرور %~% نسیم زلف تو یا بوی مشک تاتاریست # 6 شنیده‌ام که ز زر کارها چو زر گردد %~% مرا چو زر نبود چاره ناله و ~~زاریست # 7 به حضرتی که شهانرا مجال گفتن نیست %~% چه جای زاری سرگشتگان بازاریست # 8 مده بدست سر زلف دوست خواجو دل %~% که کار سنبل هندوی او سیه کاریست # 9 چنین که طره او را شکسته می‌بینی %~% بزیر هر سرمویش هزار طراریست ~~PageV1P185 ### || [genre: Gh] # 1 جان من جان مرا چون ضرر از بیماریست %~% نظری کن که بجانم خطر از ~~بیماریست # 2 حال من نرگس بیمار تو داند زآنروی %~% که در او همچو دل من اثر از ~~بیماریست # 3 هرطبیبی که علاج دل بیمار کند %~% تو مپندار که او را خبر از بیماریست # 4 تا جدا مانده‌ام ms088 از روی تو ای سیمین بر %~% رنگ روی من بیدل چو زر از ~~بیماریست # 5 چه شود گر به عیادت قدمی رنجه کنی %~% که فغانم همه شب تا سحر از ~~بیماریست # 6 من پرستار دو چشم خوش بیمار توام %~% گرچه بیمار پرستی بتر از بیماریست # 7 تا دلم فتنه آن نرگس بیمار تو شد %~% بر من این واقعه نوعی دگر از ~~بیماریست # 8 چشم بیمار تو پیوسته چو در چشم منست %~% دل پر درد مرا ناگزر از ~~بیماریست # 9 ایکه از چشم تو در هر طرفی بیماریست %~% قامتم چون سر زلفت مگر از ~~بیماریست # 10 عیب خواجو نتوان کردن اگر بیمارست %~% هر کسی را که تو بینی گذر از ~~بیماریست # 11 همه بیماری او روز و شب از نرگس تست %~% ورنه پیوسته مر او را حذر از ~~بیماریست PageV1P186 ### || [genre: Gh] # 1 نفسی همدم ما باش که عالم نفسیست %~% کان کسی نیست که هرلحظه دلش پیش ~~کسیست # 2 تو کجا صید من سوخته خرمن باشی %~% که شنیدست عقابی که شکار مگسیست # 3 نه من دلشده دارم هوس رویت و بس %~% هر کرا هست سری در سر او هم هوسیست # 4 از دل ما نشود یاد تو خالی نفسی %~% حاصل از عمر گرانمایه ما خود ~~نفسیست # 5 تو نه آنی که شوی یک نفس از چشمم دور %~% کانکه او هر نفسی بر سر آبیست ~~خسیست # 6 دمبدم محترز از سیل سرشکم می‌باش %~% زانکه هر قطره‌ئی از چشمه چشمم ~~ارسیست # 7 چون گرفتار توام دام دگر حاجت نیست %~% چه روی در پی مرغی که اسیر ~~قفسیست # 8 بت محمول مرا خواب ندانم چون برد %~% زانکه در هر طرفش ناله و بانگ ~~جرسیست # 9 کمترین بنده درگاه تو گفتم خواجوست %~% گفت گو بگذر از این در که مرا ~~بنده یکیست PageV1P187 ### || [genre: Gh] # 1 غره ما جز آن عارض شهرآرا نیست %~% شاخ شمشاد چو آن قامت سروآسا نیست # 2 روج بخشست نسیم نفس باد بهار ms089 %~% لیک چون نکهت انفاس تو روح‌افزا نیست # 3 باغ و صحرا اگر از روضه رضوان بابیست %~% بی تو ما ار هوس باغ و سر ~~صحرا نیست # 4 در چمن سرو سرافراز که کارش بالاست %~% سرفرازست ولی چون تو سهی بالا ~~نیست # 5 گرچه دانم که تو داری دل ریشم یارا %~% با تو چون فاش بگویم که مرا ~~یارانیست # 6 بر وچودم به خیال سرزلف سیهت %~% نیست موئی که درو حلقه‌ئی از سودانیست # 7 امشب از دست مده وقت و ز فردا بگذر %~% که شب تیره سودازده را فردا ~~نیست # 8 چند گوئی که ز گیسوی بتان دست بدار %~% که ترا قصه درازست و مرا پروا ~~نیست # 9 مدتی شد که ز دل نام و نشان نشنیدم %~% زانکه عمریست کزو نام و نشان ~~پیدا نیست # 10 زشت خوئی نپسندند ز ارباب جمال %~% کانکه زیباست ازو عادت بد زیبا ~~نیست # 11 تا شدی حلقه بگوش لب لعلش خواجو %~% کیست کو لؤلؤی الفاظ ترا لالا ~~نیست PageV1P188 ### || [genre: Gh] # 1 نشان بی نشانان بی نشانیست %~% زبان بی زبانان بی زبانیست # 2 دوای دردمندان دردمندیست %~% سزای مهربانان مهربانیست # 3 ورای پاسبانی پادشاهیست %~% بجای پادشاهی پاسبانیست # 4 چو جانان سرگران باشد بپایش %~% سبک جان در نیفشاندن گرانیست # 5 خوش آن آهوی شیرافکن که دایم %~% توانائی او در ناتوانیست # 6 مگر پیروزه خط تو خضرست %~% که لعلت عین آب زندگانیست # 7 بلی صورت بود عنوان معنی %~% نه اینصورت که سر تا سر معانیست # 8 سحر فریاد شب خیزان درین راه %~% تو پنداری درای کاروانیست # 9 خط زرنگاریت بر صفحه ماه %~% سوادی از مثال آسمانیست # 10 مغان زنده دلرا خوان که در دیر %~% مراد از زندخوانی زنده خوانیست # 11 چو خواجو آستین برعالم افشان %~% که شرط رهروان دامن فشانیست ~~PageV1P189 ### || [genre: Gh] # 1 بتی که طره او مجمع پریشانیست %~% لب شکر شکنش گوهر بدخشانیست # 2 به عکس روی چو مه قبله مسیحائیست %~% به کفر زلف سیه فتنه مسلمانیست # 3 ms090 مرا که ناوک مژگانش از جگر بگذشت %~% عجب مدار که اشکم چو لعل پیکانیست # 4 خطی که مردم چشمم نبشته است چو آب %~% محققست که او ابن مقله ثانیست # 5 دل شکسته که مجذوب سالکش خوانند %~% ز کفر زلف بتان در حجاب ظلمانیست # 6 نظر بعین طبیعت مکن که از خوبان %~% مراد اهل نظر اتصال روحانیست # 7 پری رخا چکنم گر نخوانمت شب و روز %~% چرا که چاره دیوانگان پری ~~خوانیست # 8 بیا که جان عزیزم فدای لعل لبت %~% که با لب تو دلم را محبتی جانیست # 9 تو شاه کشور حسنی و حاجبت ابرو %~% ولی خموش که بس حاجبی به پیشانیست # 10 چنین که می‌کند از قامت تو آزادی %~% کمینه بنده قد تو سرو بستانیست # 11 مپوش چهره که از طلعت تو خواجو را %~% غرض مطالعه سر صنع یزدانیست ~~PageV1P190 ### || [genre: Gh] # 1 زلف هندوی تو در تابست و ما را تاب نیست %~% چشم جادوی تو در خوابست و ~~ما را خواب نیست # 2 با لبت گر باده لاف جانفزائی می‌زند %~% پیش ما روشن شد این ساعت که او ~~را آب نیست # 3 نرگست در طاق ابرو از چه خفتد بی خبر %~% زانکه جای خواب مستان گوشه ~~محراب نیست # 4 ساکن کوی خرابات مغان خواهم شدن %~% کز در مسجد مرا امید فتح الباب ~~نیست # 5 خاک ره بر من شرف دارد اگر مست و خراب %~% بر درمیخانه خفتن خوشتر از ~~سنجاب نیست # 6 پیش رویش ز آتش دل سوختم پروانه وار %~% زانکه شمعی چون رخش در مجلس ~~اصحاب نیست # 7 گفتمش کاخر دل گمگشته‌ام را باز ده %~% گفت باری این بضاعت در جهان ~~نایاب نیست # 8 روضه رضوان بدان صورت که وصفش خوانده‌ئی %~% چون بمعنی بنگری جز منزل ~~احباب نیست # 9 ایکه خواجو را ز تاب آتش غم سوختی %~% این همه آتش چه افروزی که او را ~~تاب نیست PageV1P191 ### || [genre: Gh] # 1 بدایت غم عشاق را نهایت نیست %~% نهایت ره ms091 مشتاقرا بدایت نیست # 2 سخن بگوی که پیش لب شکر بارت %~% حدیث شکر شیرین بجز حکایت نیست # 3 بسی شکایتم از فرقت تو در جانست %~% وگرنه از غم عشقت مرا شکایت نیست # 4 گرم بتیغ جفا می‌کشی حیات منست %~% چرا که قصد حبیبان بجز عنایت نیست # 5 چنین شنیده‌ام از راویان آیت عشق %~% که در قرائت دلدادگان روایت نیست # 6 کدام رند خرابات دیده‌ئی کو را %~% هزار زاهد صد ساله در حمایت نیست # 7 مباش منکر احوال عاشقان خواجو %~% که قطع بادیه عشق بی هدایت نیست ~~PageV1P192 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست %~% کار هیچ آزاده‌ئی زین آسیا ~~برگرد نیست # 2 در جهان مردی نمی‌بینم که از دردی جداست %~% یک طربناکست برگردون و ~~آنهم مرد نیست # 3 گر نه بوی دوستان آرد نسیم بوستان %~% باد پندارش که آخر گنج باد آورد ~~نیست # 4 سرد باشد هر که او بی مهرروئی دم زند %~% چون دم مهر از دل گرمست از ~~آنرو سرد نیست # 5 درد دل را گفتم از وصلش دوا سازم ولیک %~% دردمندان محبت را دوا جز درد ~~نیست # 6 بی فروغ طلعتش گو مه ز مشرق بر میا %~% کامشبم پروای آن تنها رو شبگرد ~~نیست # 7 چون غبار هستیم بنشست گفتم روشنست %~% کز من خاکی کنون برهیچ خاطر گرد ~~نیست # 8 کی گمان بردم که هر چند از جهان خون می‌خورم %~% در جهان کس نیست کو ~~خون منش در خورد نیست # 9 تا نپنداری که خواجو با رخ زردست و بس %~% هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو ~~زرد نیست PageV1P193 ### || [genre: Gh] # 1 کو دل که او بدام غمت پای بند نیست %~% صیدی بدست کن که سرش در کمند ~~نیست # 2 با دلبری سمتگر و سرکش فتاده‌ام %~% کو را خبر ز حال من مستمند نیست # 3 پر می‌زند ز شوق لبش مرغ جان من %~% عیب مگس مکن که شکیبش ز قند نیست # 4 گویند ms092 صبر در مرض عشق نافعست %~% باری درین هوا که منم سودمند نیست # 5 گر بند می‌نهی و گرم پند می‌دهی %~% هستم سزای بند ولی جای پند نیست # 6 هر کس که سرو گفت قدت را براستی %~% او را معینست که همت بلند نیست # 7 تا بسته شد ز عشق تو بر دل طریق عقل %~% در شهر کو کسی که کنون شهر بند ~~نیست # 8 گر رد کنی مرا نکند هیچکس قبول %~% زیرا که ناپسند تو کس را پسند نیست # 9 خواجو مگر بزخم فراقت شود قتیل %~% ورنی ز ضرب تیغ تو او را گزند نیست ~~PageV1P194 ### || [genre: Gh] # 1 هیچکس نیست که منظور مرا ناظر نیست %~% گر چه بر منظرش ادارک نظر قادر ~~نیست # 2 ایکه از ذکر بمذکور نمی‌پردازی %~% حاصل از ذکر زبان چیست چو دل ذاکر ~~نیست # 3 نسبت ما مکن ای زاهد نادان به فجور %~% زانکه سرمست می عشق بتان فاجر ~~نیست # 4 گر چه خلقی شده‌اند از غم لیلی مجنون %~% هیچکس برصفت قیس بنی عامر ~~نیست # 5 هر دل خسته که او صدرنشین غم تست %~% غمش از وارد و اندیشه‌اش از صادر ~~نیست # 6 زآتش عشق تو آن سوز که در باطن ماست %~% ظاهر آنست که بر اهل خرد ظاهر ~~نیست # 7 گر ز سودای تو ای نادره دور زمان %~% خبر از دور زمانم نبود نادر نیست # 8 چون توانم که بپایان برم این دفتر ازآنک %~% قصه عشق من و حسن ترا آخر ~~نیست # 9 من بغیرتو اگر کافرم انکار مکن %~% کانکه دین در سر آن کار کند کافر ~~نیست # 10 به صبوری نتوان جستن ازین درد خلاص %~% زانکه نافع نبود صبر چو دل ~~صابر نیست # 11 ای عزیزان اگر آن یوسف کنعانی ماست %~% هر که او را به دو عالم بخرد ~~خاسر نیست # 12 قاصرست از خرد آنکس متصور باشد %~% که ز اوصاف تو ادراک خرد قاصر نیست # 13 گر چه خواجو ز تو یک لحظه ms093 نگردد غائب %~% آندمم با تو حضورست که او ~~حاضر نیست # 14 نه من دلشده دارم سر پیوندت و بس %~% کیست آنکش سر پیوند تو در خاطر ~~نیست PageV1P195 ### || [genre: Gh] # 1 عشق سلطانیست کو را حاجت دستور نیست %~% طائران عشق را پرواز گه جز طور ~~نیست # 2 کس نمی‌بینم که مست عشق را پندی دهد %~% زانکه کس در دور چشم مست او ~~مستور نیست # 3 دور شو کز شمع عشق آتش بنزدیکان رسد %~% وانکه او نزدیک باشد گر بسوزد ~~دور نیست # 4 من به مهر دل به پایان می‌رسانم روز را %~% زانکه بی آتش درون تیره‌ام ~~را نور نیست # 5 ملک دل را تا بکی بینم چنین ویران ولیک %~% تا نمی‌گردد خراب آن مملکت ~~معمور نیست # 6 بزم بی شاهد نمی‌خواهم که پیش اهل دل %~% دوزخی باشد هر آن جنت که در ~~وی حور نیست # 7 رهروان عشق را جز دل نمی‌شاید دلیل %~% وانکه این ره نسپرد نزد خرد ~~معذور نیست # 8 تا نپنداری که ما با او نظر داریم و بس %~% هیچ ناظر را نمی‌بینم که او ~~منظور نیست # 9 چشم میگونش نگر سرمست و خواجو در خمار %~% شوخ چشم آن مست کورا رحم بر ~~مخمور نیست PageV1P196 ### || [genre: Gh] # 1 اینجا نماز زنده‌دلان جز نیاز نیست %~% وآنرا که در نیاز نبینی نماز ~~نیست # 2 مشتاق را بقطع منازل چه حاجتست %~% کاین ره بپای اهل طریقت دراز نیست # 3 رهبانت ار بدیر مغان راه می‌دهد %~% آنجا مقام کن که در کعبه باز نیست # 4 گر زانکه راه سوختگان می‌زنی رواست %~% چیزی بگو بسوز که حاجت بساز ~~نیست # 5 بازار قتل ما که چو نیکو نظر کنی %~% صیاد صعوه جز نظر شاهباز نیست # 6 دردیکشان جام فنا را ز بی نیاز %~% جز نیستی بهیچ عطائی نیاز نیست # 7 محمود را رسد که زند کوس سلطنت %~% کز سلطنت مراد دلش جز ایاز نیست # 8 عشق مجاز در ره معنی حقیقتست %~% عشق ار چه ms094 پیش اهل حقیقت مجاز نیست # 9 آن یار نازنین اگرت تیغ می‌زند %~% خواجو متاب روی که حاجت بناز نیست ~~PageV1P197 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ جانرا هر دو عالم آشیانی بیش نیست %~% حاصلم زین قرص زرین نیم نانی ~~بیش نیست # 2 از نعیم روضه رضوان غرض دانی که چیست %~% وصل جانان ورنه جنت بوستانی ~~بیش نیست # 3 گفتم از خاک درش سر بر ندارم بنده‌وار %~% باز می‌گویم سری بر آستانی ~~بیش نیست # 4 آنچنان در عالم وحدت نشان گم کرده‌ام %~% کز وجودم اینکه می‌بینی نشانی ~~بیش نیست # 5 چند گویم هر نفس کاهم ز گردون درگذشت %~% کاسمان از آتش آهم دخانی بیش ~~نیست # 6 در غمش چون دانه نارست آب چشم من %~% وز لبش کام روانم ناردانی بیش ~~نیست # 7 گفتمش چشمت بمستی خون جانم ریخت گفت %~% گر چه خونخوارست آخر ناتوانی ~~بیش نیست # 8 گر بجان قانع شود در پایش افشانم روان %~% کانچه در دستست حالی نیم ~~جانی بیش نیست # 9 یک زمان خواجو حضور دوستان فرصت شمار %~% زانکه از دور زمان فرصت زمانی ~~بیش نیست PageV1P198 ### || [genre: Gh] # 1 روضه خلد برین بستانسرائی بیش نیست %~% طوطی خوش خوان جان دستانسرائی ~~بیش نیست # 2 گنبد گردنده پیروزه یعنی آسمان %~% در جهان آفرینش آسیائی بیش نیست # 3 بگذر از کیوان که آن هندوی پیر سالخورد %~% با علو قدر وتمکین بز بهائی ~~بیش نیست # 4 قاضی دیوان اعلی را که خوانی مشتری %~% در حقیقت چون ببینی پارسائی بیش ~~نیست # 5 صفدر خیل کواکب گر چه ترکی پردلست %~% نام آخر خونی مبر کو بد لقائی ~~بیش نیست # 6 قیصر قصر ز برجد را که شاه انجمست %~% گر بدانی روشن او هم بی‌حیائی ~~بیش نیست # 7 مطرب بربط نواز مجلس سیارگان %~% در گلستان فلک بلبل نوائی بیش نیست # 8 اصف ثانی چرا خوانی دبیر چرخ را %~% زانکه او در کوی دانش کدخدائی بیش ~~نیست # 9 شهره شهرست مه در راه‌پیمائی ولیک %~% بر سر میدان قدرت بادپائی ms095 بیش ~~نیست # 10 حاجت از حق جوی خواجو زانکه ملک هردو کون %~% با وجود جود او حاجت ~~روائی بیش نیست PageV1P199 ### || [genre: Gh] # 1 حذر کن ز یاری که یاریش نیست %~% بشودست از آنکو نگاریش نیست # 2 چه ذوقش بود بلبل ار در چمن %~% گلی دارد و گلعذاریش نیست # 3 خرد راستی را نهالی خوشست %~% ولیکن بجز صبر باریش نیست # 4 مبر نام مستی که شرب مدام %~% بود کار آنکس که کاریش نیست # 5 مده دل بدنیا که در باغ عمر %~% گلی کس نبیند که خاریش نیست # 6 نیابی بجز باده نیستی %~% شرابی که رنج خماریش نیست # 7 مرا رحمت آید بر آنکو چو من %~% غمی دارد و غمگساریش نیست # 8 بدینسان که کافور او در خطت %~% عجب گر زعنبرغباریش نیست # 9 به بازار او نقد قلبم درست %~% روانست لیکن عیاریش نیست # 10 کجا اوفتم زین میان بر کنار %~% که بحر مودت کناریش نیست # 11 اگر زانکه خواجو بری شد ز خویش %~% چه شد حسرت خویش باریش نیست ~~PageV1P200 ### || [genre: Gh] # 1 ورطه پر خطر عشق ترا ساحل نیست %~% راه پر آفت سودای ترا منزل نیست # 2 گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق %~% خونبهای من دلسوخته بر قاتل ~~نیست # 3 نشود فرقت صوری سبب منع وصال %~% زانکه در عالم معنی دو جهان حائل نیست # 4 میل خوبان نه من بی سر و پا دارم و بس %~% کیست آنکو برخ سرو قدان مایل ~~نیست # 5 هیچ سائل ز درت باز نگردد محروم %~% گرچه در کوی تو جز خون جگر سائل ~~نیست # 6 چه دهم شرح جمال تو که در معنی حسن %~% آیتی نیست که در شان رخت نازل ~~نیست # 7 بنده از بندگیت خلعت شاهی یابد %~% که غلامی که قبولت نبود مقبل نیست # 8 هیچ کامی ز دهان تو نکردم حاصل %~% چکنم کز تو مرا یک سر مو حاصل نیست # 9 چه نصیحت کنی ای غافل نادان که مرا %~% پند عاقل ms096 نکند سود چو دل قابل ~~نیست # 10 اگرت عقل بود منکر مجنون نشوی %~% کانکه دیوانه لیلی نشود عاقل نیست # 11 غم دل با که تواند که بگوید خواجو %~% مگر آنکس که غمی دارد و او را ~~دل نیست PageV1P201 ### || [genre: Gh] # 1 آن نگینی که منش می‌طلبم با جم نیست %~% وان مسیحی که منش دیده‌ام از ~~مریم نیست # 2 آنکه از خاک رهش آدم خاکی گردیست %~% ظاهرآنست که از نسل بنی آدم نیست # 3 گر چه غم دارم و غمخوار ندارم لیکن %~% شاد از آنم که مرا از غم عشقش ~~غم نیست # 4 دوش رفتم بدر دیر و مرا مغبچگان %~% چون سگ از پیش براندند که این محرم ~~نیست # 5 چه غم از دشمن اگر دست دهد صحبت دوست %~% مهره گر زانکه بدستست غم از ~~ارقم نیست # 6 در چنین وقت که دیوان همه دیوان دارند %~% کی دهد ملک جمت دست اگر خاتم ~~نیست # 7 در نیاری بکف ار زانکه ز دریا ترسی %~% لیکن آن در که توئی طالب آن در ~~یم نیست # 8 مده از دست و غنیمت شمر این یکدم را %~% که جهان یکدم و آندم بجز از ~~این دم نیست # 9 کژ مرو تا چو کمان پی نکنندت خواجو %~% روش تیر از آنست که در وی خم ~~نیست PageV1P202 ### || [genre: Gh] # 1 اگر ترا غم امثال ما بود غم نیست %~% که درد را چو امید دوا بود غم ~~نیست # 2 دوا پذیر نباشد مریض علت شوق %~% ولی چو روی مرض در شفا بود غم نیست # 3 کنون که کشتی ما در میان موج افتاد %~% اگر چنانکه مجال شنا بود غم ~~نیست # 4 صفا ز باده صافی طلب که صوفی را %~% بجای جامه صوف ار صفا بود غم نیست # 5 براستان که گدایان آستان توایم %~% وگر ترا غم کار گدا بود غم نیست # 6 غمت چو ساغر اگر خون دل بجوش آرد %~% چو همدم تو می جانفزا بود غم نیست ms097 # 7 گرت فراق بزخم قفای غم بکشد %~% مدار غم که چو وصل از قفا بود غم نیست # 8 بغربتم چو کسی آشنا نمی‌باشد %~% بشهر خویشم اگر آشنا بود غم نیست # 9 چنین که مرغ دلم در غمش هوا بگرفت %~% بسوی ما اگر او را هوا بود غم ~~نیست # 10 چو اقتضای قضا محنتست و غم خواجو %~% اگر بحکم قضایت رضا بود غم نیست ~~PageV1P203 ### || [genre: Gh] # 1 اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست %~% طوطی خوش نغمه را از ~~شکرستان چاره نیست # 2 گر دلم نشکیبد از دیدار مه رویان رواست %~% ذره را از طلعت خورشید ~~رخشان چاره نیست # 3 صبحدم چون گل بشکر خنده بگشاید دهن %~% از خروش و ناله مرغ سحرخوان ~~چاره نیست # 4 تا تودر چشمی مرا از گریه خالی نیست چشم %~% ماه چون در برج آبی شد ز ~~باران چاره نیست # 5 رشته دندانت از چشمم نمی‌گردد جدا %~% لؤلؤ شهوار را از بحر عمان چاره ~~نیست # 6 از دل تنگم کجا بیرون توانی رفت از آنک %~% گنج لطفی گنج را در کنج ~~ویران چاره نیست # 7 دور گردون چون مخالف می‌شود عشاق را %~% در عراق ار راست گوئی از ~~سپاهان چاره نیست # 8 مردم از اندوه از کرمان نمی‌یابم خلاص %~% ای عزیزان هر که مرد او را ز ~~کرمان چاره نیست # 9 خواجو ار درظلمت شب باده نوشد گو بنوش %~% خضر را در تیرگی از آب حیوان ~~چاره نیست PageV1P204 ### || [genre: Gh] # 1 کدام دل که گرفتار و پای بند تو نیست %~% کدام صید که در آرزوی بند تو ~~نیست # 2 نه من به بند کمند تو پای بندم و بس %~% کسی بشهر نیامد که شهر بند تو ~~نیست # 3 ترا بقید چه حاجت که صید وحشی را %~% بهیچ روی خلاص از خم کمند تو نیست # 4 ضرورتست که پیش تو پنجه نگشایم %~% مرا که قوت بازوی زورمند تو نیست # 5 گرم گزند رسانی بضرب تیغ ms098 فراق %~% مکن که بیشم از این طاقت گزند تو ~~نیست # 6 چو سروم از دو جهان گر چه دست کوتاهست %~% ولی شکیبم از آن قامت بلند ~~تو نیست # 7 دلم برآتش عشقت بسوخت همچو سپند %~% بیا که صبرم از آنخال چون سپند تو ~~نیست # 8 عجب ز عقل تو دارم که می‌دهی پندم %~% خموش باش که این لحظه وقت پند تو ~~نیست # 9 ز شور بختی خواجوست اینکه چون فرهاد %~% نصیبش از لب شیرین همچو قند تو ~~نیست PageV1P205 ### || [genre: Gh] # 1 در سر زلف سیاه تو چه سوداست که نیست %~% وز غم عشق تو در شهر چه ~~غوغاست که نیست # 2 گفتی از لعل من امروز تمنای تو چیست %~% در دلم زان لب شیرین چه تمناست ~~که نیست # 3 بجز از زلف کژت سلسله جنبان دلم %~% خم زلف تو گواه من شیداست که نیست # 4 پای بند غم سودای تو مسکین دل من %~% نتوان گفت که این طلعت زیباست که ~~نیست # 5 در چمن نیست ببالای بلندت سروی %~% راستی در قد زیبای تو پیداست که ~~نیست # 6 با جمالت نکنم میل تماشای بهار %~% زانکه در گلشن رویت چه تماشاست که ~~نیست # 7 گر کسی گفت که چون قد تو شمشادی نیست %~% اگر آن قامت و بالاست بگو ~~راست که نیست # 8 گفتی از نرگس رعنای منت هست شکیب %~% شاهد حال من آن نرگس رعناست که ~~نیست # 9 ایکه خواجو ز سر زلف تو شد سودائی %~% در سر زلف سیاه توچه سوداست که ~~نیست PageV1P206 ### || [genre: Gh] # 1 شمع ما مامول هر پروانه نیست %~% گنج ما محصول هر ویرانه نیست # 2 کی شود در کوی معنی آشنا %~% هر که او از آشنا بیگانه نیست # 3 ترک دام و دانه کن زیرا که مرغ %~% هیچ دامی در رهش جز دانه نیست # 4 در حقیقت نیست در پیمان درست %~% هر که او با ساغر و پیمانه نیست # 5 پند عاقل کی کند دیوانه گوش ms099 %~% زانکه عاقل نیست کو دیوانه نیست # 6 نیست جانش محرم اسرار عشق %~% هر کرا در جان غم جانانه نیست # 7 گر چه ناید موئی از زلفش بدست %~% کیست کش موئی از و در شانه نیست # 8 گفتمش افسانه گشتم در غمت %~% گفت این دم موسم افسانه نیست # 9 گفتمش بتخانه ما را مسجدست %~% گفت کاینجا مسجد و بتخانه نیست # 10 گفتمش بوسی بده گفتا خموش %~% کاین سخنها هیچ درویشانه نیست # 11 گفتمش شکرانه را جان می‌دهم %~% گفت خواجو حاجت شکرانه نیست ~~PageV1P207 ### || [genre: Gh] # 1 شمع ما شمعیست کو منظور هر پروانه نیست %~% گنج ما گنجیست کو در کنج هر ~~ویرانه نیست # 2 هر کرا سودای لیلی نیست مجنون آنکسست %~% ورنه مجنون را چو نیکو بنگری ~~دیوانه نیست # 3 چشم صورت بین نبیند روی معنی را بخواب %~% زانکه در هر کان درو در هر ~~صدف دردانه نیست # 4 حاجیانرا کعبه بتخانه‌ست و ایشان بت پرست %~% ور بینی در حقیقت کعبه جز ~~بتخانه نیست # 5 مرغ وحشی گر ببوی دانه در دام اوفتد %~% تا چه مرغم زانکه دامی در رهم ~~جز دانه نیست # 6 هر کرا بینی در اینجا مسکن و کاشانه است %~% جای ما جائیست کانجا مسکن ~~و کاشانه نیست # 7 گر سر شه مات داری پیش اسبش رخ بنه %~% کانگه پیش شه دم از فرزین زند ~~فرزانه نیست # 8 گفتمش پروای درویشان نمی‌باشد ترا %~% گفت ازین بگذر که اینها هیچ ~~درویشانه نیست # 9 گر چه باشد در ره جانانه جسم و جان حجاب %~% جان خواجو جز حریم حضرت ~~جانانه نیست PageV1P208 ### || [genre: Gh] # 1 گرچه کاری چو عشقبازی نیست %~% بگذر از وی که جای بازی نیست # 2 بحقیقت بدان که قصه عشق %~% پیش صاحبدلان مجازی نیست # 3 چون نواهای دلکش عشاق %~% هیچ دستان بدلنوازی نیست # 4 ملک محمودی از کجا یابی %~% اگرت سیرت ایازی نیست # 5 توسن طبع را عنان درکش %~% که روانی به تیز تازی نیست # 6 شمع را زان ms100 زبان برند که او %~% عادتش جز زبان درازی نیست # 7 باده صاف کو که صوفی را %~% جامه بی جام می نمازی نیست # 8 دل دستانسرای مستانرا %~% پرده سوزی به پرده سازی نیست # 9 خیز خواجو که نزد مشاقان %~% مهر ورزی به مهره بازی نیست PageV1P209 ### || [genre: Gh] # 1 مشنو که مرا با لب لعلت هوسی نیست %~% کاندر شکرستان شکری بی مگسی نیست # 2 کس نیست که در دل غم عشق تو ندارد %~% کانرا که غم عشق کسی نیست کسی ~~نیست # 3 باز آی که با هم نفسی خوش بنشینیم %~% کز عمر کنون حاصل ما جز نفسی ~~نیست # 4 تنها نه مرا با رخ و زلفت هوسی هست %~% کامروز کسی نیست که صاحب هوسی ~~نیست # 5 شب نیست که فریاد بگردون نرسانم %~% لیکن چه توان کرد که فریاد رسی ~~نیست # 6 برطرف چمن ناله‌اش آن سوز ندارد %~% هر بلبل دلسوخته کاندر قفسی نیست # 7 از قافله عشق به جز ناله خواجو %~% در وادی هجران تو بانگ جرسی نیست ~~PageV1P210 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ دل نیست که میلش بدلارائی نیست %~% ضایع آن دیده که برطلعت زیبائی ~~نیست # 2 اگر از دوست تمنای تو چیز دگرست %~% اهل دل را بجز از دوست تمنائی نیست # 3 ای تماشاگه جان عارض شهرآرایت %~% بجز از روی تو در شهر تماشائی نیست # 4 ظاهر آنست که برصفحه منشور جمال %~% مثل ابروی دلارای تو طغرائی نیست # 5 در هوای گل رخسار تو شب تا سحرم %~% بجز از بلبل شوریده هم آوائی نیست # 6 هر سری لایق سودای تو نبود لیکن %~% از تو در هیچ سری نیست که سودائی ~~نیست # 7 جای آن هست که بنوازی و دستم گیری %~% که بجز سایه لطف تو مرا جائی ~~نیست # 8 نه که چون لعل شکر بار تو نبود شکری %~% که به هنگام سخن چون تو شکر ~~خائی نیست # 9 خواجو از عشق تو تا منصب لالائی یافت %~% همچو الفاظ خوشش لؤلؤ لالائی ~~نیست ms101 PageV1P211 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر کوی خرابات محبت کوئیست %~% که مرا بر سر آن کوی نظر بر سوئیست # 2 دهنش یکسر مویست و میانش یک موی %~% وز میان تن من تا بمیانش موئیست # 3 ابروی او که ز چشمم نرود پیوسته %~% نه کمانیست که شایسته هر بازوئیست # 4 مرهمی از من مجروح مدارید دریغ %~% که دلم خسته پیکان کمان ابروئیست # 5 گر من از خوی بد خویش نگردم چه عجب %~% هر کسی را که در آفاق ببینی ~~خوئیست # 6 ز آتش دوزخم از بهر چه می‌ترسانید %~% دوزخ آنست که خالی ز بهشتی ~~روئیست # 7 نسخه غالیه یا رایحه گلزارست %~% نکهت سنبل تر یا نفس گلبوئیست # 8 هر که از زلف دراز تو نگوید سخنی %~% دست کوته کن ازو زانکه پریشان ~~گوئیست # 9 اگر از کوی تو خواجو بملامت نرود %~% مکنش هیچ ملامت که ملامت جوئیست ~~PageV1P212 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب دلم ز ملک دو عالم خبر نداشت %~% جانم ز غم برآمد و از غم خبر ~~نداشت # 2 آنرا که بود عالم معنی مسخرش %~% دیدم به صورتی که ز عالم خبر نداشت # 3 دلخسته‌ئی که کشته شمشیر عشق شد %~% زخمش بجان رسید و ز مرهم خبرنداشت # 4 مستسقی که تشنه دریای وصل بود %~% بگذشت آبش از سر و از یم خبر نداشت # 5 دل صید عشق او شد وآگه نبود عقل %~% افتاد جام و خرد شد و جم خبر نداشت # 6 جم را چو گشت بی خبر از جام مملکت %~% خاتم ز دست رفت و ز خاتم خبر ~~نداشت # 7 عیسی که دم ز روح زدی گو ببین که من %~% دارم دمی که آدم از آن دم خبر ~~نداشت # 8 خواجو که گشت هندوی خال سیاه دوست %~% دل را به مهره داد و ز ارقم خبر ~~نداشت PageV1P213 ### || [genre: Gh] # 1 کاروان خیمه به صحرا زد و محمل بگذشت %~% سیلم از دیده روان گشت و ز ~~منزل بگذشت # 2 ناقه بگذشت و مرا ms102 بیدل و دلبر بگذاشت %~% ای رفیقان بشتابید که محمل ~~بگذشت # 3 ساربان گو نفسی با من دلخسته بساز %~% کاین زمان کار من از قطع منازل ~~بگذشت # 4 نتواند که بدوزد نظر از منظر دوست %~% هر کرا در نظر آن شکل و شمایل ~~بگذشت # 5 سیل خونابه روان شد چو روان شد محمل %~% عجب از قافله زانگونه که بر گل ~~بگذشت # 6 نه من دلشده در قید تو افتادم و بس %~% کاین قضا بر سر دیوانه و عاقل ~~بگذشت # 7 قیمت روز وصال تو ندانست دلم %~% تا ازین گونه شبی برمن بیدل بگذشت # 8 هرکه شد منکر سودای من و حسن رخت %~% عالم آمد بسر کویت و جاهل بگذشت # 9 جان فدای تو اگر قتل منت در خور دست %~% خنک آن کشته که در خاطر قاتل ~~بگذشت # 10 دوش بگذشتی و خواجو بتحسر می‌گفت %~% آه ازین عمر گرامی که به باطل ~~بگذشت PageV1P214 ### || [genre: Gh] # 1 ای قمر تابی از بناگوشت %~% شکر آبی ز چشمه نوشت # 2 جاودان مست چشم می گونت %~% واهوان صید خواب خرگوشت # 3 خسرو آسمان حلقه نمای %~% حلقه در گوش حلقه در گوشت # 4 آن خط سبز هیچ دانی چیست %~% که دمید از عقیق در پوشت # 5 از زمرد ز دست خازن حسن %~% قفل بر درج لعل خاموشت # 6 ایکه هرگز نمی‌کنی یادم %~% نکنم یک نفس فراموشت # 7 کاش کامشب بدیدمی در خواب %~% مست از آنسان که دیده‌ام دوشت # 8 گر چه ما بیتو زهر می‌نوشیم %~% باد هرمی که می‌خوری نوشت # 9 تو از آن برتری بزیبائی %~% که رسد دست ما در آغوشت # 10 چهره خویش را در آینه بین %~% تا ببینیم مست و مدهوشت # 11 باده امشب چنان مخور خواجو %~% که چو دیشب برند بر دوشت PageV1P215 ### || [genre: Gh] # 1 لعل شیرین تو وصفش بر شکر باید نوشت %~% مهر رخسار تو شرحش بر قمر باید ~~نوشت # 2 ماجرای اشکم از روی تناسب یک بیک %~% مردم دریا نشین را ms103 بر گهر باید ~~نوشت # 3 هر چه در باب در میخانه چشمم نظم داد %~% گو مغان بر دیر بنویسند اگر ~~باید نوشت # 4 ایکه وصف روی زردم در قلم می‌آوری %~% سیم اگر بی وجه می‌باشد بزر باید ~~نوشت # 5 خونبهای جان شیرین من شوریده حال %~% برلب یاقوت آن شیرین پسر باید ~~نوشت # 6 از میانش چون سر موئی ندیدم در وجود %~% هیچ اگر خواهی نوشتن مختصر ~~باید نوشت # 7 هر که گردد کشته تیغ فراق این داستان %~% برسر خاکش بخوناب جگر باید ~~نوشت # 8 و آنچه فرهاد از فراق طلعت شیرین کشید %~% تا بروز حشر بر کوه و کمر ~~باید نوشت # 9 شرح خمریات خواجو جز در دردی فروش %~% تا نپنداری که برجای دگر باید ~~نوشت PageV1P216 ### || [genre: Gh] # 1 منزل ار یار قرینست چه دوزخ چه بهشت %~% سجده گه گر بنیازست چه مسجد چه ~~کنشت # 2 جای آسایش مشتاق چه هامون و چه کوه %~% رهزن خاطر عشاق چه زیبا و چه ~~زشت # 3 عشقبازی نه ببازیست که داننده غیب %~% عشق در طینت آدم نه به بازیچه ~~سرشت # 4 تا چه کردم که ز بدنامی و رسوائی من %~% ساکن دیر مغانم بخرابات نهشت # 5 گر سر تربت من بازگشائی بینی %~% قالبم سوخته و گل شده از خون همه خشت # 6 همچو بالای تو در باغ کسی سرو ندید %~% همچو رخسار تو دهقان به چمن ~~لاله نکشت # 7 بر گل روی تو آن خال معنبر که نشاند %~% بر مه عارضت آن خط مسلسل که ~~نوشت # 8 هر که بیند که تو از باغ برون می‌آئی %~% گوید این حور چرا خیمه برون ~~زد ز بهشت # 9 تا به چشمت همه پاکیزه نماید خواجو %~% خاک شو بر گذر مردم پاکیزه سرشت ~~PageV1P217 ### || [genre: Gh] # 1 ز کفر زلفت ایمان می‌توان یافت %~% ز لعلت آب حیوان می‌توان یافت # 2 قدت را رشک طوبی می‌توان گفت %~% رخت را باغ رضوان می‌توان یافت # 3 ز نقشت صورت جان ms104 می‌توان بست %~% ز لعلت جوهر جان می‌توان یافت # 4 بگاه جلوه برطرف گلستان %~% ترا سرو خرامان می‌توان یافت # 5 در آن مجمع که خلوتگاه خوبیست %~% ترا شمع شبستان می‌توان یافت # 6 بزیر سایه زلف سیاهت %~% بشب خورشید رخشان می‌توان یافت # 7 ز زلفت گرچه کافر می‌توان شد %~% زعکس رویت ایمان می‌توان یافت # 8 بهر موئی از آن زلف پریشان %~% دل جمعی پریشان می‌توان یافت # 9 از آن با درد می‌سازم که دل را %~% هم از درد تو درمان می‌توان یافت # 10 برو خواجو صبوری کن که از صبر %~% دوای درد هجران می‌توان یافت ~~PageV1P218 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ داری خبر ای یار که آن یار برفت %~% یا شنیدی ز کسی کان بت عیار ~~برفت # 2 غم کارم بخور امروز که شد کار از دست %~% دلم این لحظه نگهدار که دلدار ~~برفت # 3 که کند چاره‌ام این لحظه که بیچاره شدم %~% که دهد یاریم امروز که آن ~~یار برفت # 4 جهد کردم که ز دل بو که برآید کاری %~% چکنم کاین دل محنت زده از کار ~~برفت # 5 این زمان بلبل دلسوخته گو دم در کش %~% زانکه آن طوطی خوش نغمه ز گلزار ~~برفت # 6 درد بیمار عجب گر بدوائی برسد %~% خاصه اکنون که طبیب از سر بیمار برفت # 7 همچو آن فتنه که دیوانه‌ام از رفتارش %~% آدمی زاده ندیدم که پری وار ~~برفت # 8 بت ساغر کش من تا بشد از مجلس انس %~% آبروی قدح و رونق خمار برفت # 9 آن چه می‌بود که تا ساقی از آن می‌پیمود %~% کس ندیدیم که از میکده ~~هشیار برفت # 10 بوی انفاس تو خواجو همه عالم بگرفت %~% این چه عطرست که آب رخ عطار ~~برفت PageV1P219 ### || [genre: Gh] # 1 ترک من ترک من بی سر و پا کرد و برفت %~% جگرم را هدف تیر بلا کرد و ~~برفت # 2 چون سر زلف پریشان من سودائی را %~% داد بر باد و فرو هشت و رها کرد ms105 و ~~برفت # 3 خلعت وصل چو بر قامت من راست ندید %~% برتنم پیرهن صبر قباکرد و برفت # 4 عهد می‌کرد که از کوی عنایت نروم %~% عاقبت قصد دل خسته ما کرد و برفت # 5 هدهد ما دگر امروز نه بر جای خودست %~% باز گوئی مگر آهنگ سبا کرد و ~~برفت # 6 ما نه آنیم که از کوی وفایش برویم %~% گر چه آن ترک ختا ترک وفا کرد و ~~برفت # 7 چون مرا دید که بگداختم از آتش مهر %~% همچو ماه نوم انگشت نما کرد و ~~برفت # 8 می‌زدم در طلبش داو تمامی لیکن %~% مهره مهر برافشاند و دغا کرد و برفت # 9 آن ختائی بچه چون از برخواجو برمید %~% همچو آهوی ختن عزم ختا کرد و ~~برفت PageV1P220 ### || [genre: Gh] # 1 ابر نیسان باغ را در لؤلؤی لالا گرفت %~% باد بستان دشت را در عنبر ~~سارا گرفت # 2 چون گل صد برگ بزم خسروانی ساز کرد %~% بلبل خوش نغمه آهنگ هزار آوا ~~گرفت # 3 زاهد خلوت نشین چون غنچه خرگه زد بباغ %~% از صوامع رخت بربست و ره ~~صحرا گرفت # 4 ابر را بنگر که لاف در فشانی می‌زند %~% بسکه از چشمم بدامن لؤلؤی لالا ~~گرفت # 5 در دلم خون جگر جایش بغایت تنگ بود %~% از ره چشمم برون جست و ره دریا ~~گرفت # 6 ایکه پیش قامتت آید صنوبر در نماز %~% راستی را کار بالایت قوی بالا ~~گرفت # 7 چون سواد زلف شبرنگ تو آوردم بیاد %~% از سرم تا پای چون شمع آتش سودا ~~گرفت # 8 منکه از کافر شدن ترسی ندارم لاجرم %~% مؤمنم کافر شمرد و کافرم ترسا ~~گرفت # 9 چشم خواجو بین که گوید هردم از دریا دلی %~% کای بسا گوهر که باید ابر ~~را از ما گرفت PageV1P221 ### || [genre: Gh] # 1 سنبلش برگ ارغوان بگرفت %~% سبزه‌اش طرف گلستان بگرفت # 2 برشکر طوطیش نشیمن کرد %~% بر قمر زاغش آشیان بگرفت # 3 دور از آن روی بوستان افروز %~% لاله را ms106 دل ز بوستان بگرفت # 4 چون شبش گرد ماه خرمن کرد %~% آه من راه کهکشان بگرفت # 5 هندوی قیرگون او بکمند %~% قیروان تا بقیروان بگرفت # 6 چون زتنگ شکر شکر می‌ریخت %~% سخنش تنگ در دهان بگرفت # 7 دل بیمار من بخونخواری %~% خوی آن چشم ناتوان بگرفت # 8 آتش طبع و آب دیده من %~% همچو باد صبا جهان بگرفت # 9 خواجو از جان خسته دل برداشت %~% زانکه بی او دلش ز جان بگرفت ~~PageV1P222 ### || [genre: Gh] # 1 بر مه از سنبل پر چین تو پر چین بگرفت %~% چه خطا رفت که ابروی کژت چین ~~بگرفت # 2 گرد مشکست که گرد گل رویت بدمید %~% یا بنفشه‌ست که پیرامن نسرین بگرفت # 3 لشکر زنگ ز سرحد ختن بیرون تاخت %~% بختا برد خط و مملکت چین بگرفت # 4 بسکه در دیده من کرد خیال تو نزول %~% راه بر مردمک چشم جهان بین بگرفت # 5 جان شیرین بلب آورد بتلخی فرهاد %~% نه چو پرویز که کام از لب شیرین ~~بگرفت # 6 آخر ای صبح جگر سوختگان رخ بنمای %~% که مرا بیتو ملال از مه و پروین ~~بگرفت # 7 همچو خواجو سزد ار ترک دل و دین گیرم %~% که دلم در غم عشقت ز دل و دین ~~بگرفت PageV1P223 ### || [genre: Gh] # 1 چو آن فتنه از خواب سر بر گرفت %~% صراحی طلب کرد و ساغر گرفت # 2 سمن قرطه فستقی چاک زد %~% چو او پرنیان در صنوبر گرفت # 3 بنفشه ببرگ سمن برشکست %~% جهان نافه مشک اذفر گرفت # 4 برآتش فکند از خم طره عود %~% نسیم صبا بوی عنبر گرفت # 5 ببوسید لعلش لب جام را %~% می راوقی طعم شکر گرفت # 6 چوشد سرگران از شراب گران %~% دگر نرگسش مستی از سرگرفت # 7 چو مرغ صراحی نوا ساز کرد %~% مه چنگ زن چنگ در بر گرفت # 8 بسی اشک من طعنه بر سیم زد %~% بسی رنگ من خرده بر زر گرفت # 9 چو خواجو چراغ دلش مرده بود ms107 %~% بزد آه و شمع فلک درگرفت PageV1P224 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت %~% صبا نسیم سر زلف آن نگار گرفت # 2 بگاه بام دلم در نوای زیر آمد %~% چو بلبل سحری نالهای زار گرفت # 3 چو آن نگار جفا پیشه دست من نگرفت %~% بسا که چهره‌ام از خون دل نگار ~~گرفت # 4 سرشک بود که او روی ما نگه می‌داشت %~% چه اوفتاد که او هم ز ما کنار ~~گرفت # 5 مگیر زلف سیاهش ببوی دانه خال %~% که بهر مهر نشاید میان مار گرفت # 6 دلم چو بی رخ زیبای او کنار نداشت %~% قرار در خم آن زلف بیقرار گرفت # 7 ز روزگار نه بس بود جور و غصه مرا %~% که چشم شوخ تو هم خوی روزگار ~~گرفت # 8 شکنج موی تو آورد ماه را در دام %~% کمند زلف تو خورشید را شکار گرفت # 9 بخواب نرگس مست تو ناتوان دیدم %~% ز جام باده سحرش مگر خمار گرفت # 10 درون خاطر خواجو حریم حضرت تست %~% بجز تو کس نتواند درو قرار گرفت ~~PageV1P225 ### || [genre: Gh] # 1 دردا که یار در غم و دردم بماند و رفت %~% ما را چون دود بر سر آتش ~~نشاند و رفت # 2 مخمور باده طرب انگیز شوق را %~% جامی نداد و زهر جدائی چشاند و رفت # 3 گفتم مگر بحیله بقیدش در آورم %~% از من رمید و توسن بختم رماند و رفت # 4 چون صید او شدم من مجروح خسته را %~% در بحر خون فکند و جنیبت براند و ~~رفت # 5 جانم چو رو به خیمه روحانیان نهاد %~% تن را در این حظیره سفلی بماند و ~~رفت # 6 خون جگر چون در دل من جای تنگ یافت %~% گلگون ز راه دیده ز صحرا براند ~~رفت # 7 گل در حجاب بود که مرغ سحرگهی %~% آمد بباغ و آنهمه فریاد خواند و رفت # 8 چون بنده را سعادت قربت نداد دست %~% بوسید آستانه و خدمت رساند ms108 و رفت # 9 برخاک آستان تو خواجو ز درد عشق %~% دامن برین سراچه خاکی فشاند و رفت ~~PageV1P226 ### || [genre: Gh] # 1 نوبت زدند و مرغ سحر بانگ صبح گفت %~% مطرب بگوی نوبت عشاق در نهفت # 2 دل را چو لاله از می‌گلگون شکفته دار %~% اکنون که لاله پرده برافکند و ~~گل شکفت # 3 خواهی که سرفراز شوی همچو زلف یار %~% در پای یار سرکش خورشید چهره افت # 4 هر کس که دید قامت آنسرو سیمتن %~% ای بس که خاک پای صنوبر بدیده رفت # 5 از کوی او چگونه توانم که بگذرم %~% بلبل کسی نگفت که ترک چمن بگفت # 6 شد مدتی که دیده اختر شمار من %~% یک شب ز عشق نرگس پر خواب او نخفت # 7 ای آنکه چشم شوخ کماندار دلکشت %~% ما را به تیر غمزه دل خون چکان بسفت # 8 شامست گیسوی تو و تا صبح بسته عقد %~% طاقست ابروی تو و با ماه گشته ~~جفت # 9 خواجو بزیر جامه نهان چون کند سرشک %~% دریا شنیده‌ئی که بدامن توان ~~نهفت PageV1P227 ### || [genre: Gh] # 1 ای جان جهان جان وجهان برخی جانت %~% داریم تمنای کناری ز میانت # 2 چون وصف دهان تو کنم زانکه در آفاق %~% من هیچ ندیدم به لطافت چو دهانت # 3 گو شرح تو ای آیت خوبی دگری گوی %~% زان باب که من عاجزم از کنه بیانت # 4 گرمدعی از نوک خدنگت سپر انداخت %~% من سینه سپر ساخته‌ام پیش سنانت # 5 ای گلبن خندان بچنین حسن و لطافت %~% کی رونق بستان ببرد باد خزانت # 6 هر لحظه ترا با دگران گفت و شنیدی %~% وز دور من خسته به حسرت نگرانت # 7 گر خلق کنندم سپر تیرملامت %~% من باز نگیرم نظر از تیر و کمانت # 8 تا رخت تصوف بخرابات نیاری %~% در بتکده کی راه دهد پیر مغانت # 9 باید که نشان در میخانه بپرسی %~% ورنی ز جهان محو شود نام و نشانت # 10 خواجو نکشد میل دلت سوی ms109 صنوبر %~% گر دست دهد صحبت آن سرو روانت # 11 زینسان که توئی غرقه دریای مودت %~% گر خاک شوی باد نیارد بکرانت ~~PageV1P228 ### || [genre: Gh] # 1 بحز از کمر ندیدم سر موئی از میانت %~% بجز از سخن نشانی نشنیدم از ~~دهانت # 2 تو چه معنی که هرگز نرسیده‌ام بکنهت %~% تو چه آیتی که هرگز نشنیده‌ام ~~بیانت # 3 تو کدام شاهبازی که ندانمت نشیمن %~% چه کنم که مرغ فکرت نرسد بشیانت # 4 اگرم هزار جان هست فدای خاک پایت %~% که اگر دلت نجویم ندهد دلم بجانت # 5 چه بود گرم بپرسش قدمی نهی ولیکن %~% تو که ناتوان نبودی چه خبر ز ~~ناتوانت # 6 چو کسی نمی‌تواند که ببوسد آستینت %~% برویم و رخت هستی ببریم از ~~آستانت # 7 چه گلی که بلبلی را نبود مجال با تو %~% که دمی برآرد از دل ز نهیب ~~باغبانت # 8 چه شود که بینوائی که زند دم از هوایت %~% دل خسته زنده دارد بنسیم ~~بوستانت # 9 بچه رو کناره گیری ز میان ما که خواجو %~% چو کمر شدست راضی بکناری از ~~میانت PageV1P229 ### || [genre: Gh] # 1 ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست %~% امام شهر بمحراب می‌رود سرمست # 2 جمال او در جنت بروی من بگشود %~% خیال او گذر صبر بر دلم در بست # 3 کنون نشانه تیر ملامتم مکنید %~% که رفته است عنانم ز دست و تیر از شست # 4 مرا چو مست بمیرم بهیچ آب مشوی %~% مگر بجرعه دردی کشان باده پرست # 5 برند دوش بدوشش بخوابگاه ابد %~% کسی که کرد صبوحی به بزمگاه الست # 6 به جام باده چراغ دلم منور کن %~% که شمع شادیم از تند باد غم بنشست # 7 در آن مصاف که چشم تو تیغ کینه کشید %~% بسا که زلف تو چشم دلاوران ~~بشکست # 8 بود لطایف خواجو بهار دلکش شوق %~% از آن چو شاخ گلش می‌برند دست بدست ~~PageV1P230 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن باد که باشد گذرش بر کویت %~% روشن آن ms110 دیده که افتد نظرش بر ~~رویت # 2 صید آن مرغ شوم کو گذرد بر بامت %~% خاک آن باد شوم کو به من آرد بویت # 3 زلف هندوی تو باید که پریشان نشود %~% زانکه پیوسته بود همره و هم ~~زانویت # 4 سحر اگر زانکه چنینست که من می‌نگرم %~% خواب هاروت ببندد به فسون ~~جادویت # 5 بیم آنست که دیوانه شوم چون بینم %~% روی آن آب که زنجیر شود چون مویت # 6 عین سحرست که هر لحظه بروبه بازی %~% شیرگیری کند و صید پلنگ آهویت # 7 روز محشر که سر از خاک لحد بردارند %~% هرکسی روی بسوئی کند و من سویت # 8 مرغ دل صید کمانخانه ابروی تو شد %~% چه کمانست که پیوسته کشد ابرویت # 9 بر سر کوی تو خواجو ز سگی کمتر نیست %~% گاه گاهی چه بود گر گذرد در ~~کویت PageV1P231 ### || [genre: Gh] # 1 برون ز جام دمادم مجوی این دم هیچ %~% بجز صراحی و مطرب مخوا همدم هیچ # 2 بیا و باده نوشین روان بنوش که هست %~% بجنب جام می لعل ملکت جم هیچ # 3 مجوی هیچ که دنیا طفیل همت اوست %~% که پیش همت او هست ملک عالم هیچ # 4 غمست حاصلم از عشق و من بدین شادم %~% که گر چه هست غمم نیست از غمم غم ~~هیچ # 5 دلم ز عشق تو شد قطره‌ئی و آنهم خون %~% تنم ز مهر تو شد ذره‌ای و آنهم ~~هیچ # 6 غمم بخاک فرو برد و هست غمخور باد %~% دلم بکام فرو رفت و نیست همدم ~~هیچ # 7 تنم چوموی پر از تاب و رنج و دوری خم %~% ولی میان تو یک موی اندر و خم ~~هیچ # 8 از آن دوای دل خسته در جهان تنگست %~% که نیستش بجز از پسته تو مرهم ~~هیچ # 9 دم از جهان چه زنی همدمی طلب خواجو %~% بحکم آنکه جهان یکدمست و آندم ~~هیچ PageV1P232 ### || [genre: Gh] # 1 میانش موئی و شیرین دهان هیچ %~% ازین موئی ms111 می بینم وز آن هیچ # 2 دهانش گوئی از تنگی که هیچست %~% بدان تنگی ندیدم در جهان هیچ # 3 میانش یک سر مویست و گوئی %~% ندارد یک سر مو در میان هیچ # 4 دهانش بی گمان همچون دلم تنگ %~% میانش بی سخن همچون دهان هیچ # 5 بجز وصف دهان نیست هستش %~% نمی‌آید حدیثم بر زبان هیچ # 6 میانش چون تنم در بی نشانی %~% دهانش چون دلم وز وی نشان هیچ # 7 خوشا با دوستان در بوستان عیش %~% که باشد بوستان بی دوستان هیچ # 8 گل سوری نبینم در بهاران %~% چو روی دلستان در گلستان هیچ # 9 برون از اشک از چشمم نیابد %~% کنارسبزه و آب روان هیچ # 10 برو خواجو که باگل درنگیرد %~% خروش بلبل فریاد خوان هیچ # 11 سحرگه خوش بود گل چیدن از باغ %~% ولیکن گر نگوید باغبان هیچ ~~PageV1P233 ### || [genre: Gh] # 1 بنوش لعل مذاب از زمردین اقداح %~% ببین که جوهر روحست در قدح یا راح # 2 خوشا بروی سمن عارضان سیم اندام %~% عقیق ناب مروق ز سیمگران اقداح # 3 بریز خون صراحی که در شریعت عشق %~% شدست خون حریفان سبیل و خمر مباح # 4 بشوی دلق مرقع به آب دیده جام %~% که بی قدح نبود در صلاح و تو به صلاح # 5 لب تو باده گساران روح را ساقیست %~% رخ تو خلوتیان صبوح را مصباح # 6 در تو زمره ارباب شوق را منزل %~% غم تو مخزن اسرار عشق را مفتاح # 7 فروغ روی چو ماه تو مشرق الانوار %~% کمند زلف سیاه تو قابض الارواح # 8 دهد دو دیده من شرح مجمع البحرین %~% کند جمال تو تقریر فالق الاصباح # 9 بساز بزم صبوحی کنون که خواجو را %~% لب تو جام صبوحست و طلعت تو صباح ~~PageV1P234 ### || [genre: Gh] # 1 حیات بخش بود باده خاصه وقت صبوح %~% که راح را بود آندم خواص جوهر روح # 2 فکنده مرغ صراحی خروش در مجلس %~% چو بلبلان سحر در چمن بوقت صبوح # 3 ms112 مباش بی لب یاقوت و جام یاقوتی %~% که نیست بی می و معشوق در زمانه ~~فتوح # 4 مرا چو توبه گنه بود توبه کردم از آن %~% که گر نکرد گناه از چه توبه ~~کرد نصوح # 5 نوشته‌اند بر اوراق کارنامه عشق %~% که رند را نبود در صلاح و توبه ~~صلوح # 6 مرا که از درت امید فتح بابی نیست %~% در دو لختی چشمست بر رهت مفتوح # 7 خیال نرگس مستت چو در دلم گذرد %~% شود ز خنجر خونریز او دلم مجروح # 8 فشاند برجگر ریش من غم تو نمک %~% نبشت دفتر حسن ترا خط تو شروح # 9 گر آب دیده ز سر برگذشت خواجو را %~% گمان مبر که بطوفان هلاک گردد نوح ~~PageV1P235 ### || [genre: Gh] # 1 ببوی زلف تو دادم دل شکسته بباد %~% بیا که جان عزیزم فدای بوی تو باد # 2 ز دست ناله و آه سحر بفریادم %~% اگر نه صبر بفریاد من رسد فریاد # 3 چو راز من بر هرکس روان فرو می‌خواند %~% سرشک دیده از این رو ز چشم من ~~بفتاد # 4 هنوز در سر فرهاد شور شیرینست %~% اگر چه رفت بتلخی و جان شیرین داد # 5 ز مهر و کینه و بیداد و داد چرخ مگوی %~% که مهر او همه کینست و داد او ~~بیداد # 6 ببست بر رخ خور آسمان دریچه بام %~% چو پرده زان رخ چون ماه آسمان ~~بگشاد # 7 ز بندگی تو دارم چو سوسن آزادی %~% ولی تو سرو خرامان ز بندگان آزاد # 8 گمان مبر که ز خاطر کنم فراموشت %~% ز پیش می‌روی اما نمی‌روی از یاد # 9 ز باد حال تو می‌پرسم و چو می‌بینم %~% حدیث باد صبا هست سربسر همه باد # 10 اگر تو داد دل مستمند من ندهی %~% به پیش خسرو ایران برم ز دست تو داد # 11 برآستان محبت قدم منه خواجو %~% که هر که پای درین ره نهاد سر بنهاد ~~PageV1P236 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آنکو مرا هرگز ms113 نگوید یاد باد %~% کی رود از یادم آنکش من ~~نمی‌آیم بیاد # 2 آه از آن پیمان شکن کاندیشه از آهم نکرد %~% داد از آن بیدادگر کز ~~سرکشی دادم نداد # 3 از حیای چشمه نوشش شد آب خضرآب %~% با نسیم خاک کویش هست باد صبح باد # 4 نیکبخت آنکو ز شادی و نشاط آزاد شد %~% زانکه تا من هستم از شادی نیم ~~یک لحظه شاد # 5 بنده آن سرو آزادم وگر نی راستی %~% مادر فطرت ز عالم بنده را آزاد زاد # 6 در هوایش چون برآمد خسرو انجم ببام %~% ذره‌وار از مهر رخسارش ز روزن ~~در فتاد # 7 چون بدین کوتاه دستی دل بر ابرویش نهم %~% کاتش سوزنده را برطاق نتوانم ~~نهاد # 8 برگشاد ناوکش دل بسته‌ایم از روی آنک %~% پای بندانرا ز شست نیکوان ~~باشد گشاد # 9 گفتمش دور از تو خواجو را که باشد همنفس %~% گفت باد صبحگاهی کافرین بر ~~باد باد PageV1P237 ### || [genre: Gh] # 1 پیه سوز چشم من سرشمع ایوان تو باد %~% جان من پروانه شمع شبستان تو ~~باد # 2 هر پریشانی که آید روز و شب در کار من %~% از سر زلف دلاویز پریشان تو ~~باد # 3 مرغ دل کو طائر بستانسرای عشق شد %~% همدم بلبل نوایان گلستان تو باد # 4 جان سرمستت که گشت از صافی وصلت خراب %~% بی نصیب از دردی دلگیر هجران ~~تو باد # 5 سرمه چشم جهان بین من خاکی نهاد %~% از غبار رهنورد باد جولان تو باد # 6 تا بود گوی کواکب در خم چوگان چرخ %~% گوی دلها در خم زلف چو چوگان تو ~~باد # 7 ای رخ بستان فروزت لاله برگ باغ حسن %~% عندلیب باغ جان مرغ خوش الحان ~~تو باد # 8 آنکه همچون لاله از مهرش دل پرخون بسوخت %~% سایه پرورد سهی سرو خرامان ~~تو باد # 9 هرکه چون خواجو صف آرای سپاه بیخودیست %~% چشم خون افشان او سقای میدان ~~تو باد PageV1P238 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم باد صبا جان من ms114 فدای تو باد %~% بیا گرم خبری زان نگار خواهی داد # 2 حدیث سوسن و گل با من شکسته مگوی %~% که بنده با گل رویش ز سوسنست آزاد # 3 ز دست رفتم و در پا فتاد کار دلم %~% بساز چاره کارم کنون که کار افتاد # 4 چو غنچه گاه شکر خند سرو گلرویم %~% زبان ناطقه دربست چون دهان بگشاد # 5 چو از تموج بحرین چشمم آگه شد %~% چو نیل گشت ز رشک آب دجله بغداد # 6 بخون لعل فرو رفت کوه سنگین دل %~% چودر محبت شیرین هلاک شد فرهاد # 7 کدام یار که چون دروصال کعبه رسد %~% زکشتگان بیابان فرقت آرد یاد # 8 روم بخدمت یرغوچیان حضرت شاه %~% که تا از آن بت بیدادگر بخواهم داد # 9 اگر چه رنج تو با دست در غمش خواجو %~% بباد ده دل دیوانه هر چه بادا ~~باد PageV1P239 ### || [genre: Gh] # 1 تا دلم در خم آن زلف سمن‌سا افتاد %~% کار من همچو سر زلف تو در پا ~~افتاد # 2 بسکه دود دل من دوش ز گردون بگذشت %~% ابر در چشم جهان بین ثریا افتاد # 3 راستی را چو ز بالای توام یاد آمد %~% ز آه من غلغله در عالم بالا ~~افتاد # 4 چشم دریا دل ما چون ز تموج دم زد %~% شور در جان خروشنده دریا افتاد # 5 اشکم از دیده از آن روی فتادست کزو %~% راز پنهان دل خسته بصحرا افتاد # 6 گویدم مردمک دیده گریان که کنون %~% کار چشم تو چه اندیشه چو با ما ~~افتاد # 7 بلبل سوخته از بسکه برآورد نفیر %~% دود دل در جگر لاله حمرا افتاد # 8 کوکب حسن چو گشت از رخ یوسف طالع %~% تاب در سینه پر مهر زلیخا افتاد # 9 دل خواجو که چو وامق ز جهان فارد گشت %~% مهره‌ئی بود که در ششدر عذرا ~~افتاد PageV1P240 ### || [genre: Gh] # 1 چوعکس روی تو در ساغر شراب افتاد %~% چه جای تاب که آتش در آفتاب افتاد # 2 بجام ms115 باده کنون دست می پرستان گیر %~% چرا که کشتی دریا کشان درآب ~~افتاد # 3 بسی بکوی خرابات بیخود افتادند %~% ولی که دید که چون من کسی خراب ~~افتاد # 4 چو کرد مطرب عشاق نوبتی آغاز %~% خروش و ناله من در دل رباب افتاد # 5 بب چشم قدح کو کسی که دریابد %~% مرا که خون جگر در دل کباب افتاد # 6 دل رمیده دعد آنزمان برفت از چنگ %~% که پرده از رخ رخشنده رباب افتاد # 7 خدنگ چشم تو در جان خاص و عام نشست %~% کمند زلف تو درحلق شیخ وشاب ~~افتاد # 8 نسیم صبح چودر گیسوی تو تاب افکند %~% دل شکسته خواجو در اضطراب افتاد ~~PageV1P241 ### || [genre: Gh] # 1 دلبرم را پر طوطی بر شکر خواهد فتاد %~% مرغ جانم آتشش در بال و پر ~~خواهد فتاد # 2 هر نفس کو جلوه کبک دری خواهد نمود %~% ناله کبک دری در کوه و در خواهد ~~فتاد # 3 چون بدیدم لعل او گفتم دل شوریده‌ام %~% همچو طوطی زین شکر در شور وشر ~~خواهد فتاد # 4 از سرشک و چهره دارم وجه سیم و زر ولی %~% کی چو نرگس چشم او بر سیم و ~~زر خواهد فتاد # 5 بسکه چون فرهادم آب دیدگان از سر گذشت %~% کوه را سیل عقیقین برکمر ~~خواهد فتاد # 6 دشمن ار با ما بمستوری در افتد باک نیست %~% زانک با مستان در افتد هر ~~که برخواهد فتاد # 7 تشنه‌ام ساقی بده آبی روان کز سوز عشق %~% همچو شمعم آتش دل در جگر ~~خواهد فتاد # 8 دل بنکس ده که او را جان بلب خواهد رسید %~% دست آنکس گیر کو از پای در ~~خواهد فتاد # 9 بگذر ای زاهد که جز راه ملامت نسپرد %~% هر که روزی در خراباتش گذر ~~خواهد فتاد # 10 باده نوش اکنون که چین در زلف گلرویان باغ %~% از گذار باد گلبوی سحر ~~خواهد فتاد # 11 کار خواجو با تو افتاد از جهان وین دولتیست %~% هیچ کاری ms116 در جهان زین ~~خوبتر خواهد فتاد PageV1P242 ### || [genre: Gh] # 1 گهی که شرح فراقت کنم بدیده سواد %~% شود سیاهی چشمم روان بجای مداد # 2 کجا قرار توانم گرفت در غربت %~% که گشته‌ام بهوای تو در وطن معتاد # 3 هر آنکسی که کند عزم کعبه مقصود %~% گر از طریق ارادت رود رسد بمراد # 4 در آن زمان که وجودم شود عظام رمیم %~% ز خاک من شنوی بوی بوستان وداد # 5 مریز خون من خسته دل بتیغ جفا %~% مکن نظر بجگر خستگان بعین عناد # 6 بهر چه امر کنی آمری و من مامور %~% بهر چه حکم کنی حاکمی و من منقاد # 7 کسی که سرکشد از طاعتت مسلمان نیست %~% که بغض و حب توعین ضلالتست و ~~رشاد # 8 بسا که وصف عقیق تو مردم چشمم %~% بخون لعل کند بر بیاض دیده سواد # 9 مخوان براه رشاد ای فقیه و وعظ مگوی %~% مرا که پیر خرابات می‌کند ~~ارشاد # 10 من و شراب و کباب و نوای نغمه چنگ %~% تو و صیام و قیام و صلاح و زهد ~~و سداد # 11 چو سوز سینه برد با خود از جهان خواجو %~% ز خاک او نتوان یافتن برون ~~ز رماد PageV1P243 ### || [genre: Gh] # 1 چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد %~% آشوب در نهاد من ناتوان نهاد # 2 چشمت بقصد کشتن من می‌کند کمین %~% ورنی خدنگ غمزه چرا در کمان نهاد # 3 هیچش بدست نیست که تا در میان نهد %~% سری که داشت با تو کمر در میان ~~نهاد # 4 بر سرو کس نگفت که طوطی شکر شکست %~% بر ماه کس ندید که زاغ آشیان نهاد # 5 در تابم از دو سنبل هندوت کز چه روی %~% سر برکنار نسترن و ارغوان نهاد # 6 ای جان من جهان لطافت توئی ولیک %~% دل بر وفای عهد جهان چون توان نهاد # 7 زانرو که در جهان بجمالت نظیر نیست %~% هر کس که دید روی تو سر در جهان ~~نهاد # 8 الفاظ ms117 من به لفظ تو شیرین ز شکرست %~% گوئی لب تو هم شکر اندر دهان ~~نهاد # 9 خواجو چو نام لعل لبت راند بر زبان %~% نامش زمانه طوطی شکر زبان نهاد ~~PageV1P244 ### || [genre: Gh] # 1 بدان ورق که صبا در کف شکوفه نهاد %~% بدان عرق که سحر بر عذار لاله ~~فتاد # 2 بدان نفس که نسیم بهار چهره گشای %~% نقاب نسترن و گیسوی بنفشه گشاد # 3 ببرد باری خاک و بحدت آتش %~% به نقش بندی آب و بعطر سائی باد # 4 به سحر نرگس جادوی دلبر کشمیر %~% به چین سنبل هندوی لعبت نوشاد # 5 به تاب طره لیلی و شورش مجنون %~% به شور شکر شیرین و تلخی فرهاد # 6 به قامت تو که شد سرو سرکشش بنده %~% به خدمت تو که از بنده گشته‌ئی ~~آزاد # 7 به نیم‌شب که مرا همزبان شود خامه %~% بصبحدم که مرا همنفس بود فریاد # 8 به اشک من که زند دم ز مجمع البحرین %~% بچشم من که برد آب دجله بغداد # 9 که آن چه در غم هجر تو می‌کشد خواجو %~% گمان مبر که بصد سال شرح شاید ~~داد PageV1P245 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آنکه نیاورد ز من روزی یاد %~% شادی آنکه نبودم نفسی از وی شاد # 2 شرح سنگین دلی و قصه شیرین باید %~% که بکوه آید و برسنگ نویسد فرهاد # 3 گر بمرغان چمن بگذری ای باد صبا %~% گو هم آوای شما باز گرفتار افتاد # 4 سرو هر چند ببالای تو می‌ماند راست %~% بنده تا قد ترا دید شد از ~~سروآزاد # 5 تا چه کردم که بدین روز نشستم هیهات %~% کس بروز من سرگشته بد روز مباد # 6 گوئیا دایه‌ام از بهر غمت می‌پرورد %~% یا مگر مادرم از بهر فراقت ~~می‌زاد # 7 نه تو آنی که بفریاد من خسته رسی %~% نه من آنم که بکیوان نرسانم فریاد # 8 تا چه حالست که هر چند کزو می‌پرسم %~% حال گیسوی کژت راست نمی‌گوید ~~باد # 9 ایکه خواجو ms118 نتواند که نیارد یادت %~% یاد می‌دار که از مات نمی‌آید یاد ~~PageV1P246 ### || [genre: Gh] # 1 دل من زحمت جان برنتابد %~% که در ملکی دو سلطان برنتابد # 2 گرش همچون سگان کو برانند %~% عنان از کوی جانان برنتابد # 3 کجا در خلوت وصلش بود بار %~% کسی کو بار هجران برنتابد # 4 سری کز سر عشقش نیست خالی %~% یقین میدان که سامان برنتابد # 5 نگارا تکیه برحسن وجوانی %~% مکن چندین که چندان برنتابد # 6 دلا در باز جان در پای جانان %~% که عاشق زحمت جان برنتابد # 7 چو خواجو در غمش می‌سوز و می‌ساز %~% که درد عشق درمان برنتابد ~~PageV1P247 ### || [genre: Gh] # 1 هندوئی را باغبان سوی گلستان می‌فرستد %~% یا به یاقوت تو سنبل خط ~~ریحان می‌فرستد # 2 یا شب شامی ز روز خاوری رخ می‌نماید %~% یا خضر خطی بسوی آب حیوان ~~می‌فرستد # 3 جان بجانان می‌فرستادم دلم می‌رفت و می‌گفت %~% مفلسی نزلی بخلوتگاه ~~سلطان می‌فرستد # 4 می‌رساند رنج و پندارم که راحت می‌رساند %~% می‌فرستد درد و می‌گویم که ~~درمان می‌فرستد # 5 هر که جانی دارد و در دل ندارد ترک جانان %~% دل بدلبر می‌سپارد جان ~~بجانان می‌فرستد # 6 با وجودم هر که روی چشم پرخون می‌نماید %~% زربکان می‌آورد لل بعمان ~~می‌فرستد # 7 همچو خواجو هر که جان در پای جانان می‌فشاند %~% روح پاکش را ز جنت حور ~~رضوان می‌فرستد PageV1P248 ### || [genre: Gh] # 1 چون مرا دیده بر آن آتش رخسار افتد %~% آتشم بردل پرخون جگر خوار افتد # 2 مکن انکار من ایخواجه گرم کار افتاد %~% زانکه معذور بود هر که در این ~~کار افتد # 3 برمن خسته مزن تیر ملامت بسیار %~% که درین منزل ازین واقعه بسیار افتد # 4 گر چو فرهاد ز مژگان گهرافشان گردم %~% ای بسا لعل که در دامن کهسار ~~افتد # 5 ور چو منصور ز من بانگ انا الحق خیزد %~% آتشم از جگر سوخته در دار ~~افتد # 6 چون بیاد خط سبز تو برآرم نفسی %~% دودم از سینه برین پرده ms119 زنگار افتد # 7 هر دم از آرزوی گوشه چشمت سرمست %~% زاهدی گوشه نشین بر در خمار افتد # 8 گر برد باد صبا نکهت زلف تو بچین %~% خون دل در جگر نافه تاتار افتد # 9 پیش آن نرگس بیمار بمیرد خواجو %~% اگرش دیده برآن نرگس بیمار افتد ~~PageV1P249 ### || [genre: Gh] # 1 از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد %~% صد عاشق دلسوخته در بحر غم افتد # 2 مشتاق حرم گر بزند آه جگر سوز %~% آتش بمغیلان و دخان در حرم افتد # 3 در هر طرفت هست بسی خسته و مجروح %~% لیکن چو منت عاشق دلخسته کم افتد # 4 چون قصه اندوه فراق تو نویسم %~% گر دم بزنم آتش دل در قلم افتد # 5 پیش لب ضحاک تو بس فتنه وآشوب %~% کز مار سر زلف تو در ملک جم افتد # 6 هنگام سحر گر بخرامی سوی بستان %~% چون زلف کژت سرو سهی در قدم افتد # 7 خم در قد چون چنبر خواجو فتد آن دم %~% کز باد صبا در سر زلف تو خم ~~افتد PageV1P250 ### || [genre: Gh] # 1 چون طره عنبر شکنش در شکن افتد %~% از سنبل تر سلسله برنسترن افتد # 2 دانی که عرق بر رخ خوبش بچه ماند %~% چون ژاله که بر برگ گل یاسمن افتد # 3 کام دل شوریده ز لعل تو برآرم %~% گر چین سر زلف تو در دست من افتد # 4 چون وقت سحر گل بشکر خنده درآید %~% از بلبل شوریده فغان در چمن افتد # 5 طوطی که شکر می‌شکند در شکرستان %~% نادر فتد ار همچو تو شیرین سخن ~~افتد # 6 لعل لب در پوش تو چون در سخن آید %~% خون در جگر ریش عقیق یمن افتد # 7 هر کو چو من از عشق تو بی خویشتن افتاد %~% در دام غم از درد دل خویشتن ~~افتد # 8 خواجو چو برد سوز غم هجر تو در خاک %~% آتش ز دل سوخته‌اش در کفن افتد ~~PageV1P251 ### || [genre: Gh] # 1 هر کرا ms120 یار یار می‌افتد %~% مقبل و بختیار می‌افتد # 2 ای بسا در که از محیط سرشک %~% هر دمم در کنار می‌افتد # 3 عقرب او چو حلقه می‌گردد %~% تاب در جان مار می‌افتد # 4 شام زلفش چو می‌رود در چین %~% شور در زنگبار می‌افتد # 5 گر نه مستست جادوش ز چه روی %~% بریمین و یسار می‌افتد # 6 گل صد برگ را دگر در دام %~% همچو بلبل هزار می‌افتد # 7 در چمن ز آب چشمه چشمم %~% سیل در جویبار می‌افتد # 8 چون خیال تو می‌کنم تحریر %~% بخیه بر روی کار می‌افتد # 9 دلم از شوق چشم سرمستت %~% دم بدم در خمار می‌افتد # 10 رحم بر آن پیاده کو هر دم %~% در کمند سوار می‌افتد # 11 هر که او خوار می‌فتد خواجو %~% همچو ما باده خوار می‌افتد PageV1P252 ### || [genre: Gh] # 1 مه چنین دلستان نمی‌افتد %~% سرو از اینسان روان نمی‌افتد # 2 زان دهان نکته‌ئی نمی‌شنوم %~% که یقین درگمان نمی‌افتد # 3 هیچ از او در میان نمی‌آید %~% که کمر در میان نمی‌افتد # 4 عجب از پادشه که سایه او %~% بر سر پاسبان نمی‌افتد # 5 نام دل در نشان نمی‌آید %~% تیر از او برنشان نمی‌افتد # 6 عشق سریست کافرینش را %~% چشم فکرت برآن نمی‌افتد # 7 کشتی ما چنان شکست کز او %~% تخته‌ئی بر کران نمی‌افتد # 8 نرود یک نفس که از دل من %~% دود در آسمان نمی‌افتد # 9 چشم من تا نمی‌فتد پر اشک %~% دیده پر ناردان نمی‌افتد # 10 مرغ دل تا هوا گرفت و رمید %~% باز با آشیان نمی‌افتد # 11 خامه چون شرح می‌دهد غم دل %~% کاتشش در زبان نمی‌افتد # 12 گشت خواجو مریض و چشم طبیب %~% هیچ برناتوان نمی‌افتد PageV1P253 ### || [genre: Gh] # 1 لطافت دهنش در بیان نمی‌گنجد %~% حلاوت سخنش در زبان نمی‌گنجد # 2 معانئی که مصور شود ز صورت دوست %~% ز من مپرس که آن در بیان نمی‌گنجد # 3 از آن چو کلک ز شستم بجست و گوشه گرفت %~% که تیرقامت اودر کمان نمی ~~گنجد ms121 # 4 جهان پرست ز دردیکشان مجلس او %~% اگر چه مجلس او در جهان نمی‌گنجد # 5 درین چمن که منم بلبل خوش الحانش %~% شکوفه‌ئیست که در بوستان نمی‌گنجد # 6 چو در کنار منی گو کمر برو ز میان %~% که هیج با تو مرا در میان ~~نمی‌گنجد # 7 چگونه نام من خسته بگذرد بزبان %~% ترا که هیچ سخن در دهان نمی‌گنجد # 8 چو آسمان دل از مهر تست سرگردان %~% اگر چه مهر تو در آسمان نمی‌گنجد # 9 ندانم آنکه ز چشمت نمی‌رود خواجو %~% چه گوهریست که در بحر و کان ~~نمی‌گنجد PageV1P254 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آن ماه مهربان گردد %~% غم دل غمگسار جان گردد # 2 آنکه چون نامش آورم بزبان %~% همه اجزای من زبان گردد # 3 ور کنم یاد ناوک چشمش %~% مو بر اعضای من سنان گردد # 4 چون کنم نقش ابرویش بردل %~% قد چون تیر من کمان گردد # 5 مه ز شرم جمال او هرماه %~% در حجاب عدم نهان گردد # 6 یا رب این آسیاب دولابی %~% چند برخون عاشقان گردد # 7 چون دلم با غم تو گوید راز %~% در میان خامه ترجمان گردد # 8 از لبت هر که او نشان پرسد %~% چون دهان تو بی نشان گردد # 9 چون ز لعلت سخن کند خواجو %~% شکر از منطقش روان گردد PageV1P255 ### || [genre: Gh] # 1 ز جام عشق تو عقلم خراب می‌گردد %~% ز تاب مهر تو جانم کباب می‌گردد # 2 مرا دلیست که دائم بیاد لعل لبت %~% بگرد ساقی و جام شراب می‌گردد # 3 هلاک خود بدعا خواستم ولی چکنم %~% که دیر دعوت من مستجاب می‌گردد # 4 دلست کاین همه خونم ز دیده می‌بارد %~% پرست کافت جان عقاب می‌گردد # 5 تو خود چه آب و گلی کاب زندگی هردم %~% ز شرم چشمه نوش تو آب می‌گردد # 6 چو برتو می‌فکنم دیده اشگ گلگونم %~% ز عکس گلشن رویت گلاب می‌گردد # 7 بجام باده چه حاجت که پیر گوشه نشین %~% بیاد چشم تو مست و خراب ms122 ~~می‌گردد # 8 عجب نباشد اگر شد سیاه و سودائی %~% چنین که زلف تو بر آفتاب می‌گردد # 9 چو بر درت گذرم گوئیم که خواجو باز %~% بگرد خانه ما از چه باب می‌گردد ~~PageV1P256 ### || [genre: Gh] # 1 چه بادست اینکه می‌آید که بوی یار ما دارد %~% صبا در جیب گوئی نافه ~~مشک ختا دارد # 2 بطرف بوستان هرکس بیاد چشم می‌گونش %~% مدام ار می نمی‌نوشد قدح بر کف ~~چرا دارد # 3 چو یار آشنا از ما چنان بیگانه می‌گردد %~% شود جانان خویش آنکس که ~~جانی آشنا دارد # 4 از آن دلبستگی دارد دل ما با سر زلفش %~% که هرتاری ز گیسویش رگی با ~~جان ما دارد # 5 من از عالم بجز کویش ندارم منزلی دیگر %~% ولی روشن نمی‌دانم که او ~~منزل کجا دارد # 6 برآنم کابر گرینده از این پس پیش اشک من %~% حدیث چشم سیل افشان نراند ~~گر حیا دارد # 7 مرا در مجلس خوبان سماع انس کی باشد %~% که چون سروی برقص آید مرا از ~~رقص وا دارد # 8 اگر برگ گلت باشد نوا از بینوائی زن %~% که از بلبل عجب دارم اگر برگ و ~~نوا دارد # 9 وگر مرغ سلیمانرا بجای خود نمی‌بینم %~% بجای خود بود گر باز آهنگ سبا ~~دارد # 10 اگر چون من بسی داری بدلسوزی و غمخواری %~% بدین بیچاره رحم آور که در ~~عالم ترا دارد # 11 ز خواجو کز جهان جز تو ندارد هیچ مطلوبی %~% اگر دوری روا داری خدا ~~آخر روا دارد PageV1P257 ### || [genre: Gh] # 1 در راه قربت ما ره‌بان چه کار دارد %~% در خلوت مسیحا رهبان چه کار ~~دارد # 2 در داستان نیاید اسرار عشقبازان %~% کانجا که قاف عشقست دستان چه کار ~~دارد # 3 با حکم الهی بگذرد ز حکم یونان %~% با بحر لامکانی عمان چه کار دارد # 4 در ملک بی‌نیازی کون و مکان چه باشد %~% با سر لن ترانی هامان چه کار ~~دارد # 5 گر خویشتن پرستی کی ره بری بایمان ms123 %~% در دین خودپرستان ایمان چه کار ~~دارد # 6 حاکم چو عشق باشد فرمان عقل مشنو %~% کشتی چو نوح سازد کنعان چه کار ~~دارد # 7 عاقل کجا دهد جان در آرزوی جانان %~% در خانه بخیلان مهمان چه کار دارد # 8 در دیر درد نوشان درس ورع که خواند %~% در ملت مطیعان عصیان چه کار ~~دارد # 9 جان بیجمال جانان پیوند جان نجوید %~% چیزی که دل نخواهد با جان چه کار ~~دارد # 10 ما را بباغ رضوان کی التفات باشد %~% در روضه محبت رضوان چه کار دارد # 11 خواجو سرشک خونین بر چهره چند باری %~% جائی که مهر باشد باران چه کار ~~دارد PageV1P258 ### || [genre: Gh] # 1 با درد دردنوشان درمان چه کار دارد %~% با ناله خموشان الحان چه کار ~~دارد # 2 در شهر بی نشانان سلطان چه حکم داند %~% در ملک بی زبانان فرمان چه کار ~~دارد # 3 دریا کشان غم را از موج خون مترسان %~% با اهل نوح مرسل طوفان چه کار ~~دارد # 4 از دفتر معانی نقش صور فرو شوی %~% با نامه الهی عنوان چه کار دارد # 5 زلف سیه چه آری در پیش چشم جادو %~% با ساحران بابل ثعبان چه کار دارد # 6 عیبی نباشد ار من سامان خود ندانم %~% با آنکه سر ندارد سامان چه کار ~~دارد # 7 بر خاک کوی جانان بگذر ز آب حیوان %~% کانجا که خضر باشد حیوان چه کار ~~دارد # 8 خسرو چگونه سازد منزل بصدر شیرین %~% بر مسند سلاطین دربان چه کار دارد # 9 ریحان گلشن جان عقلست و نزد جانان %~% چون روح در نگنجد ریحان چه کار ~~دارد # 10 از مهر خان چه داری چشم وفا و یاری %~% در دست زند خوانان فرقان چه ~~کار دارد # 11 گفتم که جان خواجو قربان تست گفتا %~% در کیش پاکدینان قربان چه کار ~~دارد PageV1P259 ### || [genre: Gh] # 1 درد محبت درمان ندارد %~% راه مودت پایان ندارد # 2 از جان شیرین ممکن بود صبر %~% اما ز جانان ms124 امکان ندارد # 3 آنرا که در جان عشقی نباشد %~% دل بر کن از وی کوجان ندارد # 4 ذوق فقیران خاقان نیابد %~% عیش گدایان سلطان ندارد # 5 ایدل ز دلبر پنهان چه داری %~% دردی که جز او درمان ندارد # 6 باید که هر کو بیمار باشد %~% درد از طبیبان پنهان ندارد # 7 در دین خواجو مؤمن نباشد %~% هر کو بکفرش ایمان ندارد PageV1P260 ### || [genre: Gh] # 1 کسی کو دل بر جانان ندارد %~% دلی دارد ولیکن جان ندارد # 2 هر آنکو با سر زلف سیاهش %~% سری دارد سر و سامان ندارد # 3 ز غرقاب غمش کی جان توان برد %~% که دریا نیست کان پایان ندارد # 4 بهر موئی دلی دارد ولیکن %~% ز چندین دل غمی چندان ندارد # 5 قمر گفتم چو رویش دلفروزست %~% ولیکن چون بدیدم آن ندارد # 6 نسیم باغ جنت چون عذارش %~% گلی در روضه رضوان ندارد # 7 چو قدش باغبان گر راست خواهی %~% خرامان سرو در بستان ندارد # 8 ترا با مه کنم نسبت ولی ماه %~% شکنج زلف مشک افشان ندارد # 9 چه درمان خواجو ار در درد میری %~% که درد عاشقی درمان ندارد ~~PageV1P261 ### || [genre: Gh] # 1 آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد %~% چه خطا رفت که ابروش دگر چین ~~دارد # 2 نافه مشگ ز چین خیزد و آن ترک ختا %~% ای بسا چین که در آن طره مشگین ~~دارد # 3 دل غمگین مرا گر چه بتاراج ببرد %~% شادمانم که وطن در دل غمگین دارد # 4 عجب از چشم کماندار تو دارم که مقیم %~% مست خفتست و کمان برسر بالین ~~دارد # 5 ای خوشا آهوی چشمت که بهر گوشه که هست %~% خوابگه برطرف لاله و نسرین ~~دارد # 6 مرغ دل کز سر زلفت نشکیبد نفسی %~% باز گوئی هوس چنگل شاهین دارد # 7 گر چه فرهاد به تلخی ز جهان رفت ولیک %~% همچنان شور شکرخنده شیرین ~~دارد # 8 دل گمگشته ز چشم تو طلب می‌کردم %~% کرد اشارت بسر زلف ms125 سیه کاین دارد # 9 خواجو از چشمه نوشت چو حکایت گوید %~% همه گویند سخن بین که چه شیرین ~~دارد PageV1P262 ### || [genre: Gh] # 1 هر کو بصری دارد با او نظری دارد %~% با او نظری دارد هر کو بصری دارد # 2 آنکو خبری دارد در بیخبری کوشد %~% در بیخبری کوشد هر کو خبری دارد # 3 شیرین شکری دارد آن خسرو بت رویان %~% آن خسرو بت رویان شیرین شکری ~~دارد # 4 چون ما دگری دارد آن فتنه بهر جائی %~% آن فتنه بهر جائی چون ما دگری ~~دارد # 5 هر کس که سری دارد جان در قدمش بازد %~% جان در قدمش بازد هر کس که سری ~~دارد # 6 دل گر خطری دارد از جان خطرش نبود %~% از جان خطرش نبود دل گر خطری ~~دارد # 7 مهر قمری دارد باز این دل هر جائی %~% باز این دل هر جائی مهر قمری ~~دارد # 8 عزم سفری دارد از ملک درون جانم %~% از ملک درون جانم عزم سفری دارد # 9 آنکو هنری دارد از عیب نیندیشد %~% از عیب نیندیشد آنکو هنری دارد # 10 روشن گهری دارد چشمی که ترا بیند %~% چشمی که ترا بیند روشن گهری دارد # 11 خواجو نظری دارد با طلعت مه رویان %~% با طلعت مه رویان خواجو نظری ~~دارد PageV1P263 ### || [genre: Gh] # 1 دل من باز هوای سر کوئی دارد %~% میل خاطر دگر امروز بسوئی دارد # 2 هیچ دارید خبر کان دل سرگشته من %~% مدتی شد که وطن بر سر کوئی دارد # 3 بگسست از من و در سلسله موئی پیوست %~% که دل خلق جهان در خم موئی دارد # 4 ایکه از سنبل مشکین توعنبر بوئیست %~% خنک آن باد که از زلف تو بوئی ~~دارد # 5 ما بیک کاسه چنین مست و خراب افتادیم %~% حال آن مست چه باشد که سبوئی ~~دارد # 6 شاخ را بین که چه سرمست برون آمده است %~% گوئیا او هم ازین باده کدوئی ~~دارد # 7 ایکه گوئی که مکن خوی ms126 بشاهد بازی %~% هر کرا فرض کنی عادت و خوئی دارد # 8 خیز چون پرده ز رخسار گل افکند صبا %~% روی گل بین که نشان گل روئی ~~دارد # 9 خوش بیا برطرف دیده خواجو بنشین %~% همچو سروی که وطن برلب جوئی دارد ~~PageV1P264 ### || [genre: Gh] # 1 کدام یار که ما را پیام یار آرد %~% از آن دیار حدیثی بدین دیار آرد # 2 که می‌رود که ز یاران مهربان خبری %~% بدین غریب پریشان دلفگار آرد # 3 بتشنگان بیابان برد بشارت آب %~% ببلبلان چمن مژده بهار آرد # 4 اگر نه لطف نماید نسیم باد صبا %~% بمرغ زار که بوئی ز مرغزار آرد # 5 خیال روی نگارم اگر نگیرد دست %~% که طاقت غم هجران آن نگار آرد # 6 بسی تحمل خار جفا بباید کرد %~% که تا نهال مودت گلی ببار آرد # 7 ز بهر دفع خمارم که می‌تواند رفت %~% که جرعه‌ئی می نوشین خوشگوار آرد # 8 بجای سرمه‌ام از خاک کوی او گردی %~% برای روشنی چشم اشکبار آرد # 9 سلام و خدمت خواجو بدان دیار برد %~% پیام یار سفر کرده سوی یار آرد ~~PageV1P265 ### || [genre: Gh] # 1 چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد %~% دل پر درد مرا مژده درمان آرد # 2 جان بشکرانه کنم پیشکش خدمت او %~% هر نسیمی که مرا مژده جانان آرد # 3 چه تفاوت کند از نکهت انفاس نسیم %~% بلبل دلشده را بوی گلستان آرد # 4 زلف چوگان صفت ار حلقه کند بر رخسار %~% هر زمان گوی دلم در خم چوگان ~~آرد # 5 هر که را دست دهد حاصل اوقات عزیز %~% حیف باشد که بافسوس بپایان آرد # 6 در ره عشق مسلمان حقیقی آنست %~% که به زنار سر زلف تو ایمان آرد # 7 زاهد صومعه را هر نفسی مست و خراب %~% نرگس مست تو در حلقه مستان آرد # 8 اگر از چشمه نوش تو زلالی یابد %~% کی خضر یاد بد آب چشمه حیوان آرد # 9 باز صورت نتوان بست که نقاش ازل ms127 %~% صورتی مثل تو در صفحه امکان آرد # 10 دیگران سبزه ز گلزار ببازار برند %~% خط سبزت بچه رو سبزه ببستان آرد # 11 گرخیال سر زلف تو نگیرد دستم %~% کی دل خسته من طاقت هجران آرد # 12 هر که با منطق خواجو کند اظهار سخن %~% در به دریا برد و زیره به ~~کرمان آرد PageV1P266 ### || [genre: Gh] # 1 خدنگ غمزه جادو چو در کمان آرد %~% هزار عاشق دلخسته را بجان آرد # 2 در آن دقیقه باریک عقل خیره شود %~% دلم حدیث میانش چو در میان آرد # 3 حلاوت سخنش کام جان کند شیرین %~% عبارتی ز لبش هر که در بیان آرد # 4 از آن دو نرگس مخمور ناتوان عجبست %~% که تیر غمزه بدینگونه در کمان ~~آرد # 5 اگر چو خامه سرش تا به سینه بشکافند %~% نه عاشقست که یک حرف بر زبان ~~آرد # 6 کدام قاصد فرخنده می‌رود که مرا %~% حدیثی از لب آن ماه مهربان آرد # 7 ز راه بنده نوازی مگر نسیم صبا %~% ز دوستان خبری سوی دوستان آرد # 8 چرا حرام کند خواب بر دو دیده من %~% اگر نسیم سحر خواب پاسبان آرد # 9 کسی که وصف لب و عارض کند خواجو %~% شکر بمصر برد گل بگلستان آرد ~~PageV1P267 ### || [genre: Gh] # 1 نقاش که او صورت ارژنگ نگارد %~% کی چهره گلچهر چو او رنگ نگارد # 2 فرهاد چو از صورت شیرین نشکیبد %~% صد نقش برانگیزد و بر سنگ نگارد # 3 صورتگر چین نقش نبندم که نگاری %~% چون آن صنم سنگدل شنگ نگارد # 4 حنا مگر امروز درین مرحله تنگست %~% کو پنجه بخون من دلتنگ نگارد # 5 نقاش بصورتگری ار موی شکافد %~% صورت نتوان بست کزین رنگ نگارد # 6 چنگی همه از پرده عشاق سراید %~% گر نقش نگارین تو بر چنگ نگارد # 7 ور چنگ و سرانگشت تو ناهید ببیند %~% نقش سر انگشت تو بر چنگ نگارد # 8 در جنب جمال تو بود صورت دیوار %~% هر نقش که صورتگر ارژنگ نگارد ms128 # 9 خواجو چه عجب باشد اگر شیر دلاور %~% سرپنجه بخون جگر رنگ نگارد ~~PageV1P268 ### || [genre: Gh] # 1 کاروان ختنی مشک ختا می‌آرد %~% یا صبا نکهت آن زلف دوتا می‌آرد # 2 لاله دل در دم جانبخش سحر می‌بندد %~% غنچه جان پیشکش باد صبا می‌آرد # 3 مرغ را گل باشارت چه سخن می‌گوید %~% باز هدهد چه بشارت ز سبا می‌آرد # 4 می‌رسد قاصدی از راه و چنان می‌شنوم %~% که ز سلطان خبری سوی گدا ~~می‌آرد # 5 ای عزیزان چه بشیرست که از جانب مصر %~% مژده یوسف گمگشته ما می‌آرد # 6 ظاهر آنست که مرغ دل مشتاقانرا %~% دانه خال تو در دام بلا می‌آرد # 7 می‌گشاید مگر از نافه زلفت کارش %~% ورنه باد این دم مشکین ز کجا ~~می‌آرد # 8 هندوی پر دل شوریده که داری ز قفا %~% ای بسا دل که کشانت ز قفا می‌آرد # 9 خواجو از قول مغنی نشکیبد ز آنروی %~% هر زمان پرده‌سرا را بسرا می‌آرد ~~PageV1P269 ### || [genre: Gh] # 1 دل من جان ز غم عشق تو آسان نبرد %~% وین عجبتر که اگر جان ببرد جان ~~نبرد # 2 گر ازین درد بمیرم چه دوا شاید کرد %~% کانک رنج تو کشد راه بدرمان ~~نبرد # 3 شب دیجور جدائی دل سودائی من %~% بی خیال سر زلف تو بپایان نبرد # 4 هر کرا ساعت سیمین تو آید در چشم %~% دست حیرت نتواند که بدندان نبرد # 5 ره بمنزلگه قربت ندهندم که کسی %~% رخت درویش به خلوتگاه سلطان نبرد # 6 پادشاهی تو هر حکم که خواهی فرمود %~% بنده آن نیست که سر پیچد و فرمان ~~نبرد # 7 غارت دل کندم غمزه کافر کیشت %~% وانکه کافر نبود مال مسلمان نبرد # 8 ای عزیزان بجز از باد صبا هیچ بشیر %~% خبر یوسف گمگشته بکنعان نبرد # 9 گر نسیم سحر قطع مسافت نکند %~% هیچکس قصه دردم بخراسان نبرد # 10 جان چه ارزد که برم تحفه بجانان هیهات %~% همه دانند که کس زیره ~~بکرمان نبرد # 11 شکر از گفته ms129 خواجو بسوی مصر برند %~% گر چه کس قند بسوی شکرستان نبرد ~~PageV1P270 ### || [genre: Gh] # 1 قصه غصه فرهاد بشیرین که برد %~% نامه ویس گلندام برامین که برد # 2 خضر را شربتی از چشمه حیوان که دهد %~% مرغ را آگهی از لاله و نسرین که ~~برد # 3 خبر انده اورنگ جدا گشته ز تخت %~% به سراپرده گلچهر خور آئین که برد # 4 گر چه بفزود حرارت ز شکر خسرو را %~% از شرش شور شکر خنده شیرین که برد # 5 مرغ دل باز چو شد صید سر زلف کژش %~% گفت جان این نفس از چنگل شاهین که ~~برد # 6 ناز آن سرو قد افراخته چندین که کشد %~% جور آن شمع دل افروخته چندین ~~که برد # 7 می چون زنگ اگر دست نگیرد خواجو %~% زنگ غم ز آینه خاطر غمگین که برد ~~PageV1P271 ### || [genre: Gh] # 1 پیغام بلبلان بگلستان که می‌برد %~% و احوال درد من سوی درمان که ~~می‌برد # 2 یعقوب را ز مصر که می‌آورد پیام %~% یا زو خبر به یوسف کنعان که می‌برد # 3 ما را خیال دوست بفریاد می‌رسد %~% ورنی شب فراق بپایان که می‌برد # 4 مشتاق کعبه گر نکشد رنج بادیه %~% چندین جفای خار مغیلان که می‌برد # 5 گه گاه اگر نه بنده نوازی کند نسیم %~% از ما خبر بملک خراسان که ~~می‌برد # 6 از بلبلان بیدل شوریده آگهی %~% جز باد صبحدم بگلستان که می‌برد # 7 گفتم مکن که باز نمایم بطعنه گفت %~% یرغونگر بحضرت قا آن که می‌برد # 8 در خورد خدمتش چو ندارم بضاعتی %~% جان ضعیف هست بجانان که می‌برد # 9 خواجو اگر چه بیش نخیزد ز دست تو %~% پای ملخ بنزد سلیمان که می‌برد ~~PageV1P272 ### || [genre: Gh] # 1 توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد %~% فراقت از دل من لذت جوانی برد # 2 ز چین زلف تو باد صبا بهر طرفی %~% نسیم مشک تتاری بارمغانی برد # 3 چه نیکبخت سیاهست خال هندویت %~% که نیک پی بلب آب ms130 زندگانی برد # 4 بساکه جان بلب آمد بانتظار لبت %~% ولیکن از لب من جان بلب توانی برد # 5 بسا که مردمک چشم من ز خون جگر %~% بتحفه پیش خیال تو لعل کانی برد # 6 خرد نشان دهان تو در نمی‌یابد %~% چرا که نام و نشانش ز بی نشانی برد # 7 چو گشت حلقه زلفت خمیده چون چوگان %~% ز دلبران جهان گوی دلستانی برد # 8 به غمزه نرگس مستت بریخت خون دلم %~% ولیکن از بر من جان به ناتوانی ~~برد # 9 کمال شوق ز خواجو نگر که دیده او %~% سبق ز ابر بهاری بدرفشانی برد ~~PageV1P273 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده‌دم که صبا دامن سمن بدرد %~% ز مهر روی تو گل جیب پیرهن بدرد # 2 اگر ز پسته تنگ تو دم زند غنچه %~% نسیم باد صبا در دمش دهن بدرد # 3 چو در محاوره آید لب گهربارت %~% عقیق پیرهن لعل بر بدن بدرد # 4 ز وصف کوی تو گر شمه‌ئی نسیم بهار %~% بباغ عرضه دهد زهره چمن بدرد # 5 اگر ز مهر تو یک ذره بر سپهر افتد %~% عروس قصر فلک ستر خویشتن بدرد # 6 مگر ز پرده نیاید نگار من بیرون %~% وگرنه پرده ناموس مرد و زن بدرد # 7 اگر ز غیرت بلبل صبا خبر یابد %~% شگفت باشد اگر شقه سمن بدرد # 8 گهی که پرده برافتد ز طلعت شیرین %~% زمانه پرده فرهاد کوهکن بدرد # 9 بروز حشر چو بوی تو بشنود خواجو %~% ز خاک مست برون افتد و کفن بدرد ~~PageV1P274 ### || [genre: Gh] # 1 تاجداری کند آنکس که ز سردر گذرد %~% ره بمنزل برد آنکو ز سفر در گذرد # 2 کوه سنگین دل اگر قلزم چشمم بیند %~% موج طوفان سرشکش ز کمر در گذرد # 3 نکند ترک شکر خنده شیرین خسرو %~% لیک پیش لب شیرین ز شکردر گذرد # 4 دیده دریا دلی از خون دلم می‌بیند %~% کو تواند که روان از سر زر در ~~گذرد # 5 نتواند که نهد بر سر کوی ms131 تو قدم %~% مگر آنکس که نخست از سر سر در گذرد # 6 باد را بر سر زلف تو اگر باشد دست %~% بهوایت ز سر سنبل تر در گذرد # 7 خنک آن خسته که در کوی تو بی بیم رقیب %~% دهدش دست که چون باد سحردر ~~گذرد # 8 چرخ را بر سر میدان محبت هر دم %~% ناوک آه من از هفت سپر در گذرد # 9 گرقدم پیش نهی در صف عشقش خواجو %~% تیر دلدوز فراقت ز جگر در گذرد ~~PageV1P275 ### || [genre: Gh] # 1 خنک آن باد که برخاک خراسان گذرد %~% خاصه برگلشن آن سرو خرامان گذرد # 2 واجب آنست که از حال گدا یاد کنند %~% هر که بر طرف سراپرده سلطان گذرد # 3 بلبل دلشده را مژده رساند ز بهار %~% باد شبگیر چو بر صحن گلستان گذرد # 4 که رساند ز دل خسته جمعی پیغام %~% جز نسیمی که برآن زلف پریشان گذرد # 5 هیچ در خاطر یوسف گذرد کز غم هجر %~% چه بلا بر سر محنت کش کنعان گذرد # 6 خضر بر حال سکندر مگرش رحم آید %~% گر دگر بر لب سرچشمه حیوان گذرد # 7 عمر شیرین گذرانیم به تلخی لیکن %~% نبود عمر که بی صحبت جانان گذرد # 8 قصه آن نتوان گفت مگر روز وصال %~% هر چه برخسته دلان درشب هجران گذرد # 9 پیش طوفان سرشکم ز حیا آب شود %~% ابر گرینده که بر ساحل عمان گذرد # 10 بگذشت آن مه و جان با دل ریشم می‌گفت %~% بنگر این عمر گرامی که ~~بدینسان گذرد # 11 حاجی از کعبه کجا روی بتابد خواجو %~% گر همه بادیه بر خار مغیلان ~~گذرد PageV1P276 ### || [genre: Gh] # 1 ترک من ترک من گرفت و خطا کرد %~% جامه صبر من برفت و قبا کرد # 2 همچو زلف سیاه سرکش هندو %~% بر سر آتشم فکند و رها کرد # 3 صبح رویش بدید و سوره والشمس %~% از سرصدق در دمید و دعا کرد # 4 خط زنگارگون آن بت چین را ms132 %~% هر که مشک تتار خواند خطا کرد # 5 بدرستی که در حدیث نیاید %~% آنچه غم با دل شکسته ما کرد # 6 آنکه بیرون ازو طبیب نداریم %~% دردمان کی شنیدئی که دوا کرد # 7 اشک می‌خواست تا برون جهد از چشم %~% خون دل کام او برفت و روا کرد # 8 چون بروز وصال شکر نکردم %~% اخترم در شب فراق سزا کرد # 9 نیست برجای خویش مرغ سلیمان %~% باز گوئی مگر هوای سبا کرد # 10 بر حدیث صبا چگونه نهم دل %~% زانکه با دست هر سخن که صبا کرد # 11 سرو سیمین من ز صحبت خواجو %~% گر نه آزاد شد کناره چرا کرد ~~PageV1P277 ### || [genre: Gh] # 1 چو شام شد بشبستان باید کرد %~% ز ماه نو طلب آفتاب باید کرد # 2 لباس ازرق صوفی که عین زراقیست %~% بخون چشم صراحی خضاب باید کرد # 3 لب پیاله و رخسار مردم دیده %~% ز عکس باده چو یاقوت ناب باید کرد # 4 مفرح جگر خسته و دوای خمار %~% ز لعل ساقی و جام شراب باید کرد # 5 مدام بهر جگر خوارگان دردیکش %~% دل پر آتش خونین کباب باید کرد # 6 مهی که منزل او در میان جان منست %~% کناره از در او از چه باب باید ~~کرد # 7 چو آفتاب کشد روی در حجاب عدم %~% نظاره قمری شب نقاب باید کرد # 8 برآتش دل ما ریز آب آتش فام %~% که دفع آتش سوزان به آب باید کرد # 9 اگر بکوی خرابات می‌کنی مسکن %~% نخست خانه هستی خراب باید کرد # 10 وگر بچنگ نمی‌آیدت خوش آوازی %~% بکنج میکده ساز رباب باید کرد # 11 بروی دوست بروز آور امشب ای خواجو %~% که در بهشت برین ترک خواب باید ~~کرد PageV1P278 ### || [genre: Gh] # 1 به دشمنان گله از دوستان نشاید کرد %~% بمهرگان صفت بوستان نشاید کرد # 2 بترک آن مه نامهربان نباید گفت %~% کنار از آن بت لاغر میان نشاید کرد # 3 مگر بموسم گل باغبان نمی‌داند %~% که منع بلبل ms133 شیرین زبان نشاید کرد # 4 بخواه دل که من خسته دل روان بدهم %~% بدل مضایقه با دوستان نشاید کرد # 5 کسی که بیتو نخواهد جان و هر چه دروست %~% بجان ممتحنش امتحان نشاید ~~کرد # 6 بنوک خامه اگر شرح آن دهم صد سال %~% ز سرعشق تو رمزی بیان نشاید کرد # 7 بدان دیار روان‌تر ز آب دیده من %~% بهیچ روی رسولی روان نشاید کرد # 8 من آن نیم که ز جانان عنان بگردانم %~% بقول مدعیان ترک جان نشاید کرد # 9 برون ز جان هیچ تحفه‌ئی خواجو %~% فدای صحبت جان جهان نشاید کرد ~~PageV1P279 ### || [genre: Gh] # 1 ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد %~% روز روشن ز حیا چادر شب برسر کرد # 2 اندکی گل برخ خوب نگارم مانست %~% صبحدم باد صبا دامن او پر زر کرد # 3 نتوانم که برآرم نفسی بی لب دوست %~% که قضا جان مرا در لب او مضمر کرد # 4 پسته را با دهن تنگ تو نسبت کردم %~% رفت در خنده ز شادی مگرش باور کرد # 5 هر زمان سنبل هندوی تو درتاب شود %~% که خرد نسبتم از بهر چه با ~~عنبرکرد # 6 آبرویم شده بر باد ز بی سیمی بود %~% سیم اشکست که کار رخ من چون زر ~~کرد # 7 هر میی کز کف ساقی غمت کردم نوش %~% گوئیا خون جگر بود که در ساغر کرد # 8 دل خواجو که بجان آمده بود از غم عشق %~% خون شد امروز و سر از چشمه ~~چشمش برکرد PageV1P280 ### || [genre: Gh] # 1 جان توجه بروی مهوش کرد %~% دل تمسک بزلف دلکش کرد # 2 مهر رویش که آب آتش برد %~% خاک بر دست آب و آتش کرد # 3 آنکه کارم چو طره برهم زد %~% همچو زلفم چرا مشوش کرد # 4 ابرویش تا چه شد که پیوسته %~% بر مه و مشتری کمانکش کرد # 5 هر خدنگی که غمزه‌اش بگشود %~% نسبتش دل بتیر آرش کرد # 6 مردم دیده‌ام بخون جگر %~% صفحه چهره ms134 را منقش کرد # 7 روز خواجو بروی او خوش بود %~% خوش نبود آنکه رفت و شب خوش کرد ~~PageV1P281 ### || [genre: Gh] # 1 باز عزم شراب خواهم کرد %~% ساز چنگ و رباب خواهم کرد # 2 آتش دل چو آب کارم برد %~% چاره کار آب خواهم کرد # 3 جامه در پیش پیر باده فروش %~% رهن جام شراب خواهم کرد # 4 از برای معاشران صبوح %~% دل پرخون کباب خواهم کرد # 5 با بتان اتصال خواهم جست %~% وز خرد اجتناب خواهم کرد # 6 بسکه از دیده سیل خواهم راند %~% خانه دل خراب خواهم کرد # 7 تا دم صبح دوست خواهم خواند %~% دعوت آفتاب خواهم کرد # 8 بجز از باده خوردن و خفتن %~% توبه از خورد و خواب خواهم کرد # 9 همچو خواجو ز خاک میخانه %~% آبرو اکتساب خواهم کرد PageV1P282 ### || [genre: Gh] # 1 مه را اگر از مشک ز ره پوش توان کرد %~% تشبیه بدان زلف و بنا گوش توان ~~کرد # 2 چون شکر شیرین بشکر خنده در آری %~% جان برخی آن لعل گهر پوش توان کرد # 3 می تلخ نباشد چو ز دست تو ستانند %~% کز دست تو گر زهر بود نوش توان ~~کرد # 4 حاجت بقدح نیست که ارباب خرد را %~% از جام لبت واله و مدهوش توان کرد # 5 گر دست دهد شادی وصل تو زمانی %~% غمهای جهان جمله فراموش توان کرد # 6 بی آتش رخسار توخون در دل عشاق %~% باور نتوان کرد که در جوش توان کرد # 7 مرغان چمن را چو صبا بوی گل آرد %~% زنهار مپندار که خاموش توان کرد # 8 از روی توام منع کنند اهل خرد لیک %~% برقول بد اندیش کجا گوش توان کرد # 9 خواجو تو مپندار که بی سیم زمانی %~% با سیمبران دست در آغوش توان کرد ~~PageV1P283 ### || [genre: Gh] # 1 بی لاله رخان روی بصحرا نتوان کرد %~% بی سرو قدان میل تماشا نتوان کرد # 2 کام دلم آن پسته دهانست ولیکن %~% زان پسته دهان هیچ تمنا ms135 نتوان کرد # 3 گفتم مرو از دیده موج افکن ما گفت %~% پیوسته وطن برلب دریا نتوان کرد # 4 چون لاله دل از مهرتوان سوختن اما %~% اسرار دل سوخته پیدا نتوان کرد # 5 تا در سر زلفش نکنی جان گرامی %~% پیش تو حدیث شب یلدا نتوان کرد # 6 آنها که ندانند ترنج از کف خونین %~% دانند که انکار زلیخا نتوان کرد # 7 از بسکه خورد خون جگر مردم چشمم %~% دل در سر آن هندوی لالا نتوان کرد # 8 بی خط تو سر نامه سودا نتوان خواند %~% بی زلف تو سر در سر سودا نتوان ~~کرد # 9 گیسوی تو گر سرکشد او را چه توان گفت %~% با هندوی کژ طبع محا کا نتوان ~~کرد # 10 هر لحظه پیامی دهدم دیده که خواجو %~% بی می طلب آب رخ از ما نتوان ~~کرد # 11 از دست مده جام می و روی دلارام %~% کارام دل از توبه تقاضا نتوان کرد ~~PageV1P284 ### || [genre: Gh] # 1 پشت بر یار گمان ابرو ما نتوان کرد %~% خویشتن را هدف تیر بلا نتوان ~~کرد # 2 کشته تیغ ملامت برضا نتوان شد %~% حذر از ضربت شمشیر قضا نتوان کرد # 3 گر چه از ما بخطا روی بپیچید و برفت %~% ترک آن ترک ختائی بخطا نتوان ~~کرد # 4 قامتش را به صنوبر نتوان خواندن از آنک %~% نسبت سرو خرامان بگیا نتوان ~~کرد # 5 باغبان گومکن افغان که بهنگام بهار %~% مرغ را از گل صد برگ جدا نتوان ~~کرد # 6 گر نخواهی که رود دانش و هوش تو برود %~% گوش بر زمزمه پرده‌سرا نتوان ~~کرد # 7 گر به خنجر زندم روی نتابم ز درش %~% زانکه با او بجفا ترک وفا نتوان ~~کرد # 8 گو بشمشیر بکش یا ز کمندش برهان %~% صید را این همه در قید رها نتوان ~~کرد # 9 نام خواجو برآن خسرو خوبان که برد %~% زانکه درحضرت شه یاد گدا نتوان ~~کرد PageV1P285 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر کوی تو اندیشه جان نتوان ms136 کرد %~% پیش لعلت صفت زاده کان نتوان ~~کرد # 2 مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان %~% که به گل چشمه خورشید نهان ~~نتوان کرد # 3 از میانت سر موئی ز کمر پرسیدم %~% گفت کان نکته باریک عیان نتوان کرد # 4 با تو صد سال زبان قلم ار شرح دهد %~% شمه‌ئی از غم عشق تو بیان نتوان ~~کرد # 5 نوشداروی من از لعل تو می‌فرمایند %~% بشکر گر چه دوای خفقان نتوان کرد # 6 ناوک غمزه‌ات از جوشن جانم بگذشت %~% در صف معرکه اندیشه جان نتوان کرد # 7 گر بتیغم بزنی از تو ننالم که ز دوست %~% زخم شمشیر توان خورد و فغان ~~نتوان کرد # 8 راستی گر چه ببالای تو می‌ماند سرو %~% نسبت قد تو با سرو روان نتوان ~~کرد # 9 خواجو از دور زمان آنچه ترا پیش آمد %~% جز بدوران زمان فکرت آن نتوان ~~کرد PageV1P286 ### || [genre: Gh] # 1 هر کو چو شمع ز آتش دل تاج سر نکرد %~% سر در میان مجلس عشاق برنکرد # 2 برخط عشق ماه رخان چون قلم کسی %~% ننهاد سر که همچو قلم ترک سرنکرد # 3 آنکس شکست قلب که بیمش ز جان نبود %~% وان یافت زندگی که ز کشتن حذر ~~نکرد # 4 سر برنکرد پیش سرافکندگان عشق %~% چون شمع هر که سرکشی از سر بدر نکرد # 5 خون شد ز اشک ما دل سنگین کوهسار %~% وان سست مهر بردل سختش اثر نکرد # 6 گشتیم خاک پایش و آنسرو سرفراز %~% دامن کشان روان شد و در ما نظر نکرد # 7 ملک وجود را برسلطان عشق او %~% بردیم و التفات بدان مختصر نکرد # 8 شد کاروان و خون دل بیقرار ما %~% رفت از قفای محمل و ما را خبرنکرد # 9 ننوشت ماجرای دل و دیده‌ام دبیر %~% تا نامه را بخون دل و دیده تر نکرد # 10 زان ساعتم که بر ره مستی گذر فتاد %~% در خاطرم دگر غم هستی گذر نکرد # 11 خواجو چگونه جامه جان ms137 چاک زد چو صبح %~% گر گوش بر ترنم مرغ سحر نکرد ~~PageV1P287 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده‌دم که صبا بر چمن گذر می‌کرد %~% دل مرا ز گلستان جان خبر می‌کرد # 2 چو غنچه از لب آن سیمبر سخن می‌گفت %~% دهان غنچه پر از خرده‌های زر ~~می‌کرد # 3 اگر ز نرگس مستش چمن نشان می‌داد %~% دلم بدیده حسرت درو نظر می‌کرد # 4 تذرو جان من از آشیان برون می‌شد %~% چو گوش بر سخن بلبل سحر می‌کرد # 5 شکوفه بهر تماشای باغ عارض دوست %~% سر از دریچه چوبین شاخ بر می‌کرد # 6 کمان ابروی آن مه چو یاد می‌کردم %~% خدنگ آه من از آسمان گذر می‌کرد # 7 فلک بیاد تن سیمگون مهرویان %~% درست روی من از مهر دل چو زر می‌کرد # 8 سحر که شاهد خاور نقاب بر می‌داشت %~% حدیث روی تو ناهید با قمر می‌کرد # 9 ز شوق لعل تو هر لحظه مردم چشمم %~% لب پیاله بخوناب دیده تر می‌کرد # 10 دبیر از آن لب شیرین حکایتی می‌راند %~% دهان تنگ قلم را پر از شکر ~~می‌کرد # 11 روان خسته خواجو ز شهر بند وجود %~% بعزم ملک عدم دمبدم سفر می‌کرد ~~PageV1P288 ### || [genre: Gh] # 1 طوطی از پسته تنگ تو شکر گرد آورد %~% چشمم از درج عقیق تو گهر گرد ~~آورد # 2 صد دل خسته بهر موئی از آن زلف دراز %~% مهر رخسار تو در دور قمر گرد ~~آورد # 3 مردم چشم من از بهر نثار قدمت %~% ای بسا در که درین قصر دو در گرد ~~آورد # 4 گنج قارون چو درین ره به پشیزی نخرند %~% رخ زردم بچه وجه اینهمه زر ~~گرد آورد # 5 خبرت هست که چندین دل صاحب‌نظران %~% نرگس مست تو هنگام نظر گرد آورد # 6 چرخ پیروزه ز خون جگر فرهادست %~% آن همه لعل که بر کوه و کمر گرد آورد # 7 در سر چشم جفا دیده خون افشان کرد %~% دل من هر چه بخوناب جگر گرد آورد # 8 گرم کن ms138 بزم طرب را که شب مشک فروش %~% رخت سودا بدم سرد سحر گرد آورد # 9 خسرو آنست که چون ملک وصالت دریافت %~% لعل شیرین ترا دید و شکر گرد ~~آورد # 10 دلم این لحظه بدست آر که جانم ز درون %~% کرد ترتیب ره و بار سفر گرد ~~آورد # 11 چشم خواجو چو رخ آورد بدریای سرشک %~% سوی بحرین شد و لؤلؤی تر گرد ~~آورد PageV1P289 ### || [genre: Gh] # 1 سوز غم تو آتشم از جان بر آورد %~% مهر تو دودم از دل بریان بر آورد # 2 چشم پرآب ما چو ز بحرین دم زند %~% شور از نهاد قلزم و عمان بر آورد # 3 گردون لاجورد بدور عقیق تو %~% بس خون لعل کز جگر کان بر آورد # 4 مرغ دلم زعشق گلستان عارضت %~% هر دم هوا بگیرد و افغان بر آورد # 5 ما را بباد داد و گر آن کفر زلف تست %~% این مان بتر بود که ز ایمان بر ~~آورد # 6 هر لحظه چشم ترک تو چون کافران مست %~% خنجر بقصد خون مسلمان بر آورد # 7 با کوه اگر صفت کنم از شوق کازرون %~% آه از دل شکسته نالان بر آورد # 8 گر اشتیاق کعبه برینسان بود بسی %~% ما را بگرد کوه و بیابان بر آورد # 9 خواجو چنین که چشمه خونبار چشم تست %~% هر دم معینست که طوفان برآورد ~~PageV1P290 ### || [genre: Gh] # 1 من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد %~% در آتشم ز آب رخش کاب رخ من ~~می‌برد # 2 آنکو لبش گاه سخن هم طوطی و هم شکرست %~% طوطی خطش از چه رو پر بر شکر ~~می‌گسترد # 3 سرو از قد چون عرعرش گل پیش روی چون خورش %~% این دست بر سر می‌زند و ~~آن جامه بر تن می‌درد # 4 من تحفه جان می‌آورم بهر نثار مقدمش %~% وان جان شیرین از جفا ما را ~~بجان می‌آورد # 5 زلف سیه کارش نگر و آنچشم خونخوارش نگر %~% کاین قصد جانم می‌کند ms139 و آن ~~خون جانم می‌خورد # 6 هنگام تیر انداختن گر بر من آرد تاختن %~% در پای او سر باختن عاشق ~~بجان و دل خرد # 7 بگذشتی و بگذاشتی ما را و هیچ انگاشتی %~% جانا ز خشم وآشتی بگذر که ~~این هم بگذرد # 8 گه گه به چشم مرحمت برما نظر می‌کن ولی %~% سلطان ز کبر و سلطنت در هر ~~گدائی ننگرد # 9 زان سنبل عنبر شکن خواجو چو می‌راند سخن %~% می‌یابم از انفاس او بوئی ~~که جان می‌پرورد PageV1P291 ### || [genre: Gh] # 1 گل نهالی به بوستان آورد %~% مرغ را باز در فغان آورد # 2 سخنی بلبل از لبش می‌گفت %~% غنچه را آب در دهان آورد # 3 نکهت نفحه شمامه صبح %~% مژده گل ببوستان آورد # 4 دوستان را نسیم باد صبا %~% بوی انفاس دوستان آورد # 5 نفس باد صبحدم چو مسیح %~% با تن خاک مرده جان آورد # 6 هم عفا الله صبا که عاشق را %~% خبر یار مهربان آورد # 7 درد خواجو بصبر به نشود %~% زانکه با خویش از آن جهان آورد # 8 لیک نومید نیست کاب حیات %~% از سیاهی برون توان آورد PageV1P292 ### || [genre: Gh] # 1 کس نیست که دست من غمخوار بگیرد %~% یا دادم از آن دلبر عیار بگیرد # 2 هر لحظه سرشکم بدود گرم و بشوخی %~% جیب من دلخسته بیمار بگیرد # 3 کی بار دهد شاخ امید من اگر یار %~% ترک من بیچاره بیکبار بگیرد # 4 فرهاد چو یاد آورد از شکر شیرین %~% خوناب دلش دامن کهسار بگیرد # 5 سیلاب سرشکست که هنگام عزیمت %~% پیش ره یاران وفادار بگیرد # 6 ساقی بده آن می که دل لاله سیراب %~% بی باده گلرنگ ز گلزار بگیرد # 7 هر دم که در آن نرگس پر خواب تو بینم %~% خون جگرم دیده بیدار بگیرد # 8 ترسم که برآرم نفسی از دل پردرد %~% و آئینه رخسار تو زنگار بگیرد # 9 چون نافه تاتار دلم خون شود از غم %~% چون گرد مهت نافه تاتار بگیرد # 10 ms140 خواجو ز چه معنی ز برای قدحی می %~% هر لحظه در خانه خمار بگیرد ~~PageV1P293 ### || [genre: Gh] # 1 چون خط تو گرد رخ گلرنگ بگیرد %~% سرحد ختن خیل شه زنگ بگیرد # 2 مگذار که رخسار تو کائینه حسنست %~% از آه جگر سوختگان زنگ بگیرد # 3 بی نرگس مخمور تو در مجلس مستان %~% هر دم دلم از باده چون زنگ بگیرد # 4 آهنگ شب از دیده من پرس که هر شب %~% مرغ سحر از ناله‌ام آهنگ بگیرد # 5 هر دم که شب آهنگ کند ز آتش مهرت %~% دود دل من راه شباهنگ بگیرد # 6 چون پرتو خورشید رخت بر قمر افتد %~% از عکس رخت لاله و گل رنگ بگیرد # 7 خون شد دلم از دست سر زلفت و کس نیست %~% کانصافم از آن هندوی شبرنگ ~~بگیرد # 8 در پسته تنگ تو سخن را نبود جای %~% الا که درو هر سخنی تنگ بگیرد # 9 خواجو ستم و جور و جفا در دل خوبان %~% ماننده نقشیست که در سنگ بگیرد ~~PageV1P294 ### || [genre: Gh] # 1 دلم دیده از دوستان برنگیرد %~% که بلبل دل از بوستان برنگیرد # 2 ز من سایه‌ئی ماند از مهر رویش %~% گر آن مه ز خور سایبان برنگیرد # 3 ببازار او نقد دل چون فرستم %~% که قلبست و کس رایگان برنگیرد # 4 دلم چون کشد مهد سلطان عشقش %~% که یک ذره هفت آسمان برنگیرد # 5 جهان مشگ و عنبر نگیرد گر آن مه %~% ز رخ زلف عنبرفشان برنگیرد # 6 قد عاشقان خم نگیرد چو سنبل %~% گر او سنبل از ارغوان برنگیرد # 7 اگر بیدل مهربان خاک گردد %~% دل از یار نامهربان برنگیرد # 8 بجان جهان کی رسد رهرو عشق %~% اگردل ز جان وجهان برنگیرد # 9 چرا سنبل لاله پوش تو یکدم %~% سر از پای سرو روان برنگیرد # 10 نیابد کنار از میان تو آنکو %~% حجاب کنار از میان برنگیرد # 11 دل نازکم تاب فکرت نیارد %~% تن لاغرم بار جان برنگیرد # 12 اگر من ms141 بمسجد کنم دعوت دل %~% بجز راه دیر مغان برنگیرد # 13 برو آستین بیش مفشان که خواجو %~% به خنجر سر از آستان برنگیرد ~~PageV1P295 ### || [genre: Gh] # 1 دلم که حلقه گیسوی یار می‌گیرد %~% درون حلقه نشستست و مار می‌گیرد # 2 بهر کجا که روم آب دیده می‌بینم %~% که دامن من شوریده کار می‌گیرد # 3 نگار تا ز من خسته دل کنار گرفت %~% ز خون دیده کنارم نگار می‌گیرد # 4 غلام آن بت چینم که سرحد ختنش %~% طلایه سپه زنگبار می‌گیرد # 5 دو چشم آهوی روباه باز صیادش %~% بغمزه شیر دلانرا شکار می‌گیرد # 6 چو یاد نرگس مست تو می‌کنم بصبوح %~% مرا ز غایت مستی خمار می‌گیرد # 7 ز مشک چین چه خطا در وجود می‌آید %~% که خط سبز تو از وی غبار می‌گیرد # 8 سرشک دیده که بر چشم کرده‌ام جایش %~% چه اوفتاده که از من کنار ~~می‌گیرد # 9 چو دم ز نافه زلف تو می‌زند خواجو %~% جهان شمامه مشک تتار می‌گیرد ~~PageV1P296 ### || [genre: Gh] # 1 طوطی چو سخن گوئی پیش شکرت میرد %~% طوبی چو روان گردی بر رهگذرت میرد # 2 جوزا چو قدح نوشی پیش تو کمر بندد %~% و آندم که قبا پوشی پیش کمرت ~~میرد # 3 مشک ختنی هر دم در زلف تو آویزد %~% شمع فلکی هر شب پیش قمرت میرد # 4 کو زنده دلی تا جان در پای تو افشاند %~% کانرا که بود جانی برخاک درت ~~میرد # 5 ثابت قدم آن باشد کاندر قدمت افتد %~% صاحب نظر آن باشد کاندر نظرت ~~میرد # 6 هر زنده صاحب دل کز جان خبری دارد %~% چون از تو خبر یابد پیش خبرت ~~میرد # 7 ای خسرو بت رویان بگشا لب شیرین تا %~% فرهاد صفت خواجو پیش شکرت میرد ~~PageV1P297 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ در راه او پر اندازد %~% شمع در پای او سر اندازد # 2 پسته شور شکر افشانش %~% شور در تنگ شکر اندازد # 3 هر که چون افعیش کمر گیرد %~% خویش را از کمر ms142 در اندازد # 4 گرد مه جادویش فسون در باغ %~% خواب در چشم عبهر اندازد # 5 چون لبش عکس در قدح فکند %~% تاب در جان ساغر اندازد # 6 نیم شب راه نیمروز زند %~% چون ز شب سایه بر خور اندازد # 7 سیم پالای چشم ما هر دم %~% سیم پالوده بر زر اندازد # 8 مردم بحر از آب دیده ما %~% جامه موج در براندازد # 9 در هوای تو چون پرد خواجو %~% که عقاب فلک پر اندازد PageV1P298 ### || [genre: Gh] # 1 چون طوطی خط تو پر بر شکر اندازد %~% مرغ دل من آتش در بال و پر اندازد # 2 صوفی ز می لعلت گر نوش کند جامی %~% تسبیح برافشاند سجاده براندازد # 3 چون تیر زند چشمت سیاره هدف گردد %~% چون تیغ کشد مهرت گردون سپر ~~اندازد # 4 چون غمزه خونخوارت برقلب کمین سازد %~% بس کشته که هر لحظه بر یکدگر ~~اندازد # 5 آنکس که دلی دارد جان در رهت افشاند %~% وانرا که سری باشد در پات سر ~~اندازد # 6 در مهر تو چون لاله رخساره بخون شویم %~% از بسکه دلم هر دم خون در جگر ~~اندازد # 7 عقل از سر نادانی با عشق نیامیزد %~% با شیر ژیان آهو کی پنجه در ~~اندازد # 8 آن لحظه که باز آید پیش نظرش میرم %~% کاخر چو مرا بیند برمن نظر ~~اندازد # 9 فرهاد صفت خواجو دور از لب شیرینت %~% فریاد و فغان هر دم در کوه و در ~~اندازد PageV1P299 ### || [genre: Gh] # 1 تا برآید نفس از عشق دمی باید زد %~% بر سر کوی محبت قدمی باید زد # 2 چهره برخاک در سیمبری باید سود %~% بوسه برصحن سرای صنمی باید زد # 3 هر دم از کعبه قربت خبری باید جست %~% خیمه برطرف حریم حرمی باید زد # 4 هر شب از دفتر سودا ورقی باید خواند %~% وز جفا بر دل پر خون رقمی باید ~~زد # 5 هر نفس ز آتش دل خاک رهی باید شد %~% هر دم از سوز ms143 جگر ساز غمی باید زد # 6 گر نخواهد که برآشفته شود کار جهان %~% دست در حلقه زلف تو کمی باید زد # 7 کام جان جز ز برای تو نمی‌شاید خواست %~% راه دل جز بهوای تو نمی‌باید ~~زد # 8 گر چه ما را نبود یک درم اما هر دم %~% سکه مهر ترا بر در می‌باید زد # 9 خیز خواجو که چو افلاس شود دامن گیر %~% دست در دامن صاحب کرمی باید زد ~~PageV1P300 ### || [genre: Gh] # 1 وصل آن ترک ختا ملکت خاقان ارزد %~% کفر زلف سیهش عالم ایمان ارزد # 2 خاتم لعل گهر پوش پری رخساران %~% پیش ارباب نظر ملک سلیمان ارزد # 3 ای عزیزان ز رخ یوسف مصری نظری %~% ملکت مصر و همه خطه کنعان ارزد # 4 پیش فرهاد ز لعل لب شیرین شکری %~% حشمت و مملکت خسرو ایران ارزد # 5 بگذر از گنج قدر خان که بر پیر مغان %~% کنج میخانه همه گنج قدر خان ~~ارزد # 6 زین سپس ما و گدایان سر کوی غمت %~% که گدائی درت ملکت سلطان ارزد # 7 با لبت دست ز سر چشمه حیوان شستم %~% زانکه یاقوت تو صد چشمه حیوان ~~ارزد # 8 با وجود قد رعنای تو گو سرو مروی %~% زانکه بالای تو صد سرو خرامان ~~ارزد # 9 از سر کوی تو خواجو بگلستان نرود %~% که سر کوی تو صد باغ و گلستان ~~ارزد PageV1P301 ### || [genre: Gh] # 1 صحبت جان جهان جان و جهان می‌ارزد %~% لعل جان پرور او جوهر جان ~~می‌ارزد # 2 گوشه دیر مغان گیر که در مذهب عشق %~% کنج میخانه طربخانه خان می‌ارزد # 3 با چنان نادره دور زمان می خوردن %~% یک زمان حاصل دوران زمان می‌ارزد # 4 شاید ار ملک جهان در طلبش در بازی %~% که دمی صحبت او ملک جهان می‌ارزد # 5 برلب آب روان تشنه چرا باید بود %~% ساقی آن آب روان کو که روان ~~می‌ارزد # 6 با جمالت بتماشای چمن حاجت نیست %~% که گل روی تو صد لاله ms144 ستان می‌ارزد # 7 سر کوی تو که از روضه رضوان بابیست %~% پیش صاحب‌نظران باغ جنان ~~می‌ارزد # 8 هر که را هیچ بدستست نمی‌ارزد هیچ %~% که همانش که بود خواجه همان ~~می‌ارزد # 9 پیش خواجو قدحی باده به از ملکت کی %~% زانکه لعلیست که صد تاج کیان ~~می‌ارزد PageV1P302 ### || [genre: Gh] # 1 حدیث آرزومندی جوابی هم نمی‌ارزد %~% خمار آلوده‌ئی آخر شرابی هم ~~نمی‌ارزد # 2 خرابی همچو من کو مست در ویرانها گردد %~% اگر گنجی نمی‌ارزد خرابی هم ~~نمی‌ارزد # 3 سزد چون دعد اگر هر دم برآرم بی رباب افغان %~% که این مجلس که من دارم ~~ربابی هم نمی‌ارزد # 4 گدائی کو کند دائم دعای دولت سلطان %~% گر انعامی نمی‌شاید ثوابی هم ~~نمی‌ارزد # 5 بدین توسن کجا یارم که با او همعنان باشم %~% که این مرکب که من دارم ~~رکابی هم نمی‌ارزد # 6 بگوی این پیک مشتاقان بدانحضرت که مهجوری %~% سلامی گر نمی‌شاید جوابی ~~هم نمی‌ارزد # 7 چه باشد گر غریبی را بمکتوبی کنی خرم %~% بغربت مانده‌ئی آخر خطائی هم ~~نمی‌ارزد # 8 بیا بر چشم من بنشین اگر سرچشمه‌ئی خواهی %~% سر آبی چنین آخر سرابی هم ~~نمی‌ارزد # 9 تو در خواب خوش نوشین و من در حسرت خوابی %~% دریغ این چشم بیدارم که ~~خوابی هم نمی‌ارزد # 10 بدین مخمور دردی نوش از آن می شربتی در ده %~% دل محرور بیماری لعابی ~~هم نمی‌ارزد # 11 تو آب زندگی داری و خواجو تشنه جان داده %~% دریغا جان مستسقی به آبی ~~هم نمی‌ارزد PageV1P303 ### || [genre: Gh] # 1 بهار دهر بباد خزان نمی‌ارزد %~% چراغ عمر بباد وزان نمی‌ارزد # 2 برو چو سرو خرامان شو از روان آزاد %~% که این حدیقه به آب روان ~~نمی‌ارزد # 3 شقایق چمن بوستانسرای امل %~% بخار و خاشه این خاکدان نمی‌ارزد # 4 خلاص ده ز تن تیره روح قدسی را %~% که آن همای بدین استخوان نمی‌ارزد # 5 قرار گیر زمانی که ملک روی زمین %~% به بیقراری دور زمان نمی‌ارزد # 6 سریر ملکت ده روزه ms145 پیش اهل نظر %~% بپاس یکشبه پاسبان نمی‌ارزد # 7 فروغ مشعله بارگاه سلطانان %~% بتیرگی شبان شبان نمی‌ارزد # 8 ز ثور و سنبله اعراض کن که خرمن ماه %~% بکاه برگ ره کهکشان نمی‌ارزد # 9 بدین طبقچه سیم این دو قرص عالمتاب %~% بنزد عقل به یکتای نان نمی‌ارزد # 10 هر آن متاع که از بحر و کان شود حاصل %~% بفکر کردن سود و زیان ~~نمی‌ارزد # 11 زبان ببند که دل برگشایدت خواجو %~% که ملک نطق بتیغ زبان نمی‌ارزد ~~PageV1P304 ### || [genre: Gh] # 1 همه گنج جهان ماری نیرزد %~% گل بستان اوخاری نیرزد # 2 به بازاری که نقد جان روانست %~% رخی چون زر بدیناری نیرزد # 3 اگر صوفی می صافی ننوشد %~% بخاک پای خماری نیرزد # 4 مرا گر زور و زر داری میازار %~% که زور و زر به آزاری نیرزد # 5 خروش چنگ و نای و نغمه زیر %~% به آه و ناله زاری نیرزد # 6 منه دل برگل باغ زمانه %~% که گلزارش به گلزاری نیرزد # 7 فلک را از کمر بندان درگاه %~% کله داری کله داری نیرزد # 8 در آن خالی که حالی نیست منگر %~% گه از شه مهره شه ماری نیرزد # 9 مکن تکرار فقه و بحث معقول %~% چرا کاین هر دو تکراری نیرزد # 10 برون شو زین نشیمن کاندرین ملک %~% سریر خسروی داری نیرزد # 11 دوای درد خواجو از که جویم %~% که آن بیمار تیماری نیرزد PageV1P305 ### || [genre: Gh] # 1 دلا سود عالم زیانی نیرزد %~% همای سپهر استخوانی نیرزد # 2 برین خوان هر روزه این قرص زرین %~% براهل معنی بنانی نیرزد # 3 چو فانیست گلدسته باغ گیتی %~% به نوباوه بوستانی نیرزد # 4 چراغی کزو شمع مجلس فروزد %~% بدرد دل دودمانی نیرزد # 5 زبان درکش از کار عالم که عالم %~% به آمد شد ترجمانی نیرزد # 6 بقاف بقا آشیان کن چو عنقا %~% که این خاکدان آشیانی نیرزد # 7 زمانی بیا تا دمی خوش برآریم %~% که بی ما زمانه زمانی نیرزد # 8 برافروز شمع دل از آتش ms146 عشق %~% که شمع خرد شمعدانی نیرزد # 9 چو خواجو گر اهل دلی جان برافشان %~% چه یاری بود کو بجانی نیرزد ~~PageV1P306 ### || [genre: Gh] # 1 چو ترک مهوشم از خواب مست برخیزد %~% خروش و ناله ز اهل نشست برخیزد # 2 خیال باده صافی ز سر برون کردن %~% کجا ز دست من می پرست برخیزد # 3 چنین که شمع سر افشاند و از قدم ننشست %~% گمان مبر که کسی را ز دست ~~برخیزد # 4 گهی که شست گشاید هزار نعره زند %~% نگار صف شکنم را ز شست برخیزد # 5 معینست که آنماه پیکر از سر مهر %~% کنون که عهد مودت شکست برخیزد # 6 شبی دراز بسا ناله دل مجروح %~% کزان دو زلف دلاویز پست برخیزد # 7 کسی که خاک شود در لحد پس از صد سال %~% ببوی آن سر زلف چو شست برخیزد # 8 ز رشک آنک تو با هرکه هست بنشینی %~% روان من ز سر هر چه هست برخیزد # 9 چو چشم مست تو خواجو به حشر یاد کند %~% ز خوابگاه عدم نیمه مست برخیزد ~~PageV1P307 ### || [genre: Gh] # 1 آن فتنه چو برخیزد صد فتنه برانگیزد %~% وان لحظه که بنشیند بس شور بپا ~~خیزد # 2 از خاک سر کویش خالی نشود جانم %~% گر خون من مسکین با خاک برآمیزد # 3 ای ساقی آتش روی آن آب چو آتش ده %~% باشد که دلم آبی برآتش غم ریزد # 4 با صوفی‌صافی گو در درد مغان آویز %~% کان دل که بود صافی از درد ~~نپرهیزد # 5 گر چشم تو جان خواهد در حال بر افشانم %~% کانکش نظری باشد با چشم تو ~~نستیزد # 6 از خاک من خاکی هر خار که بر روید %~% چون بر گذرت بیند در دامنت آویزد # 7 از بندگیت خواجو آزاد کجا گردد %~% کازاده کسی باشد کز بند تو نگریزد ~~PageV1P308 ### || [genre: Gh] # 1 آنکو به شکر ریزی شور از شکر انگیزد %~% هر دم لب شیرینش شوری دگر ~~انگیزد # 2 گر زانکه ترش گردد ms147 ور تلخ دهد پاسخ %~% از غایت شیرینی از لب شکر ~~انگیزد # 3 لؤلؤ ز صدف خیزد وین طرفه که هر ساعت %~% از لعل گهر پوشش لؤلؤی تر ~~انگیزد # 4 از نافه تاتاری بر مه فکند چنبر %~% وانگه بسیه کاری مشک از قمر انگیزد # 5 گر زلف سیه روزی از چهره براندازد %~% ماهیست تو پنداری کز شب سحر ~~انگیزد # 6 برخیزم و بنشانم در مجلس اصحابش %~% کان فتنه چو برخیزد صد فتنه ~~برانگیزد # 7 خونشد جگر از دردم وندر غم او هر دم %~% از دیده خونبارم خون جگر ~~انگیزد # 8 سیمی که مرا باید از دیده شود حاصل %~% وجهم به از این چبود کز چهره ~~برانگیزد # 9 چون یاد کند خواجو یاقوت گهر بارش %~% از چشم عقیق افشان عقد گهر ~~انگیزد PageV1P309 ### || [genre: Gh] # 1 کسی کزان سر زلف دو تا نمی‌ترسد %~% معینست که از اژدها نمی‌ترسد # 2 مرا ز طعن ملامت گران مترسانید %~% که برگ بید ز باد هوا نمی‌ترسد # 3 مریض شوق ز تیر ستم نمی‌رنجد %~% قتیل عشق ز تیغ جفا نمی‌ترسد # 4 از آن دو جادوی عاشق کش تو می‌ترسم %~% کزان بترس که او از خدا ~~نمی‌ترسد # 5 چنین که خون اسیران بظلم می‌ریزد %~% گر ز هیبت روز جزا نمی‌ترسد # 6 هزار جان گرامی فدای بالایت %~% بیا که کشته عشق از بلا نمی‌ترسد # 7 گر از عتاب تو ترسم تفاوتی نکند %~% کدام بنده که از پادشا نمی‌ترسد # 8 از آن ز چشم خوشت خائفم که هندوئیست %~% که از سیاست ترک ختا نمی‌ترسد # 9 کسی که تیر جفا می‌زند برین دل ریش %~% مگر ز ضربت تیغ قضا نمی‌ترسد # 10 مرا بزخم قفا گفتمش ز پیش مران %~% که زخم خورده هجر از قفا نمی‌ترسد # 11 بطیره گفت که خواجو چنین که می‌بینیم %~% ز نوک غمزه خونریز ما ~~نمی‌ترسد PageV1P310 ### || [genre: Gh] # 1 دلم از دست بشد تا بسر او چه رسد %~% وین جگر سوخته را از گذر او چه ~~رسد # 2 از ms148 برم رفت و من بیدل ودین بر سر راه %~% مترصد که پیامم ز بر او چه ~~رسد # 3 شد بچین سر زلف تو و این عین خطاست %~% تا من دلشده را از سفر او چه ~~رسد # 4 خبرت هست که شب تا بسحر منتظرم %~% بر سر کوی ستم تا خبر او چه رسد # 5 جز غبار دل شوریده من خاکی را %~% نیست معلوم که از خاک در او چه رسد # 6 آنکه هر لحظه رسد خون جگر بر کمرش %~% کس چه داند که بکوه از کمر او چه ~~رسد # 7 چشم او ناظر دیوان جمالست ولیک %~% تا بملک دل ما از نظر او چه رسد # 8 چو از آن تنگ شکر هیچ نگردد حاصل %~% بمن خسته نصیب از شکر او چه رسد # 9 گشت خواجو هدف ناوک عشقش لیکن %~% تا ز پیکان جفا بر جگر او چه رسد ~~PageV1P311 ### || [genre: Gh] # 1 این ترک زنگاری کمان از خیل خاقان می‌رسد %~% وین مرغ فردوس آشیان از ~~باغ رضوان می‌رسد # 2 مجنون صاحب درد را لیلی عیادت می‌کند %~% فرهاد شورانگیز را شیرین ~~بمهمان می‌رسد # 3 امروز دیگر ذره را خور مهربانی می‌کند %~% وین لحظه گوئی بنده را تشریف ~~سلطان می‌رسد # 4 آید سوی بین الحزن از مصر بوی پیرهن %~% جان عزیز من مگر دیگر به کنعان ~~می‌رسد # 5 دل می‌دهد جان را خبر کارام جان می‌پرسدت %~% جان مژدگانی می‌دهد دل را ~~که جانان می‌رسد # 6 مرغان نگر باز از هوا مانند بلبل در نوا %~% گوئی که بلقیس از سبا سوی ~~سلیمان می‌رسد # 7 شاه بتان بربری نوئین ملک دلبری %~% با احتشام قیصری از حضرت خان ~~می‌رسد # 8 ای بلبل گلبانگ زن خاموش منشین در چمن %~% بنواز راه خار کن چون گل ~~ببستان می‌رسد # 9 خواجو که می‌آید که جان قربان راهش می‌شود %~% گوئی ز کرمان قاصدی سوی ~~سپاهان می‌رسد PageV1P312 ### || [genre: Gh] # 1 خطی که بر سمن آن گلعذار بنویسد %~% بنفشه نسخه آن نوبهار ms149 بنویسد # 2 نسیم باد صبا شرح آن خط ریحان %~% به مشک بر ورق لاله زار بنویسد # 3 بسا رساله که در باب اشک ما دریا %~% بدیده بر گهر آبدار بنویسد # 4 بروزگار تواند اسیر قید فراق %~% که شمه‌ئی ز غم روزگار بنویسد # 5 بیاد لعل تو هر لحظه چشم من فصلی %~% برین دو جلد جواهر نگار بنویسد # 6 سواد خط تو یاقوت اگر دهد دستش %~% بر آفتاب بخط غبار بنویسد # 7 حدیث خون دلم هر دم ابن مقله چشم %~% روان بگرد لب جویبار بنویسد # 8 فلک حکایت خوناب دیده فرهاد %~% بلعل بر کمر کوهسار بنویسد # 9 کسی که قصه منصور بشنود خواجو %~% به خون سوخته بر پای دار بنویسد ~~PageV1P313 ### || [genre: Gh] # 1 گر سر صحبت این بی سر و پایت باشد %~% بر سر و چشم من دلشده جایت باشد # 2 پای اگر بر سر من مینهی اینک سر و چشم %~% سرم آنجا بود ایدوست که پایت ~~باشد # 3 بنده چون زان تو و بنده سراخانه تست %~% هر زمان از چه سبب عزم سرایت ~~باشد # 4 بیگهست امشب و وقتی خوش و یاران سرمست %~% در چنین وقت تمنای کجایت ~~باشد # 5 چون وصالت بتضرع ز خدا خواسته‌ام %~% نروی امشب اگر ترس خدایت باشد # 6 خواب اگر می‌بردت حاجت پرسیدن نیست %~% تکیه فرمای هر آنجا که رضایت ~~باشد # 7 ور حجابی کنی از همنفسان شرم مدار %~% خانه خالی کنم ار زانکه هوایت ~~باشد # 8 ور دگر رای شرابت نبود باکی نیست %~% آنقدر نوش کن از باده که رایت ~~باشد # 9 دل بجور تو نهادم چو روا می‌داری %~% که روانم هدف تیر بلایت باشد # 10 گر سر وصل گدائی چو منت نیست رواست %~% پادشاهی تو چه پروای گدایت ~~باشد # 11 گوش کن نغمه خواجو و سرائیدن مرغ %~% گر سر زمزمه نغمه سرایت باشد ~~PageV1P314 ### || [genre: Gh] # 1 درد غم عشق را طبیب نباشد %~% مکتب عشاق را ادیب نباشد # 2 کشور تحقیق را امیر نخیزد ms150 %~% خطبه توحید را خطیب نباشد # 3 با نفحات نسیم باد بهاران %~% در دم صبح احتیاج طیب نباشد # 4 در گذر از عمر آنکه پیش محبان %~% عمر گرامی بجز حبیب نباشد # 5 ایکه مرا باز داری از سر کویش %~% ترک چمن کار عندلیب نباشد # 6 ساکن بتخانه‌ئی ز خرقه برون آی %~% معتکف کعبه را صلیب نباشد # 7 از تو به جور رقیب روی نتابم %~% کشته غم را غم از رقیب نباشد # 8 هر که غریبست و پای بند کمندت %~% گر تو بتیغش زنی غریب نباشد # 9 منکر خاجو مشو که هر که بمستی %~% دعوی دانش کند لبیب نباشد PageV1P315 ### || [genre: Gh] # 1 شام شکستگان را هرگز سحر نباشد %~% وز روز تیره روزان تاریکتر نباشد # 2 هر کو ز جان برآمد از دست دل ننالد %~% وانکو ز پا درآمد در بند سر ~~نباشد # 3 پیر شرابخانه از باده مغانه %~% تا بیخبر نگردد صاحب خبر نباشد # 4 در بزم درد نوشان زهد و ورع نگنجد %~% در عالم حقیقت عیب و هنر نباشد # 5 هر کو رخ تو جوید از مه سخن نگوید %~% وانکو قد تو بیند کوته نظر نباشد # 6 در اشک و روی زردم سهلست اگر ببینی %~% زانرو که چشم نرگس بر سیم و زر ~~نباشد # 7 یک شمه زین شمائل در شاخ گل نیابی %~% یک ذره زین ملاحت در ماه و خور ~~نباشد # 8 مطبوع‌تر ز قدت سرو سهی نخیزد %~% شیرین تر از دهانت تنگ شکر نباشد # 9 چون عزم راه کردم بنمود زلف و عارض %~% یعنی قمر به عقرب روز سفر نباشد # 10 گفتم دل من از خون دریاست گفت آری %~% همچون دل تو بحری در هیچ بر ~~نباشد # 11 گفتم که روز عمرم شد تیره گفت خواجو %~% بالاتر از سیاهی رنگی دگر ~~نباشد PageV1P316 ### || [genre: Gh] # 1 روی نکو بی وجود ناز نباشد %~% ناز چه ارزد اگر نیاز نباشد # 2 راه حجاز ار امید وصل توان داشت %~% بر قدم رهروان دراز ms151 نباشد # 3 مست می عشق را نماز مفرمای %~% کانکه نمیرد برو نماز نباشد # 4 مطرب دستانسرای مجلس او را %~% سوز بود گر چه هیچ ساز نباشد # 5 حیف بود دست شه به خون گدایان %~% صید ملخ کار شاهباز نباشد # 6 بنده چو محمود شد خموش که سلطان %~% در ره معنی بجز ایاز نباشد # 7 پیش کسانی که صاحبان نیازند %~% هیچ تنعم ورای ناز نباشد # 8 خاطر مردم بلطف صید توان کرد %~% دل نبرد هر که دلنواز نباشد # 9 کس متصور نمی‌شود که چو خواجو %~% هندوی آن چشم ترکتاز نباشد ~~PageV1P317 ### || [genre: Gh] # 1 مردان این قدم را باید که سر نباشد %~% مرغان این چمن را باید که پر ~~نباشد # 2 آن سر کشد درین کو کز خود برون نهد پی %~% وان پا نهد درین ره کش بیم ~~سر نباشد # 3 در راه عشق نبود جز عشق رهنمائی %~% زیرا که هیچ راهی بی راهبر نباشد # 4 تیر بلای او را جز دل هدف نشاید %~% تیغ جفای او را جز جان سپر نباشد # 5 هر کو قدح ننوشد صافی درون نگردد %~% وانکو نظر نبازد صاحب نظر نباشد # 6 گر وصل پادشاهی حاصل کند گدائی %~% با دوست ملک عالم سهلست اگر نباشد # 7 جز روی ویس رامین گل در چمن نبیند %~% پیش عقیق شیرین قدر شکر نباشد # 8 چون طره تو یارا دور از رخ تو ما را %~% آمد شبی که آنرا هرگز سحر ~~نباشد # 9 از بنده زر چه خواهی زآنرو که عاشقانرا %~% بیرون ز روی چون زر وجهی ~~دگر نباشد # 10 هر کان دهن ببیند از جان سخن نگوید %~% وانکو کمر ببیند در بند زر ~~نباشد # 11 افتاده‌ئی چو خواجو بیچاره‌تر نخیزد %~% و آشفته‌ئی ز زلفت آشفته‌تر ~~نباشد PageV1P318 ### || [genre: Gh] # 1 کی طرف گلستان چو سر کوی تو باشد %~% یا سرو روان چون قد دلجوی تو باشد # 2 مانند کمان شد قد چون تیر خدنگم %~% لیکن نه کمانی که ببازوی تو باشد ms152 # 3 در تاب مرو گر دل گمگشته ما را %~% گویند که در حلقه گیسوی تو باشد # 4 بیروی تو از هر دو جهان روی بتابم %~% کز هر دو جهان قبله من روی تو ~~باشد # 5 در دیده کشم خاک کف پای کسی را %~% کو خاک کف پای سرکوی تو باشد # 6 گر روی سوی کعبه کنم یا بخرابات %~% از هر دو طرف میل دلم سوی تو باشد # 7 صیاد من آنست که نخجیر تو گردد %~% سلطان من آنست که هندوی تو باشد # 8 هر کس که بابروی دوتای تو دهد دل %~% پیوسته دلش چون خم ابروی تو باشد # 9 وانکس که چو خواجو بخرد موی شکافد %~% سودا زده سلسله موی تو باشد ~~PageV1P319 ### || [genre: Gh] # 1 ز حال بی‌خبرانت خبر نمی‌باشد %~% بکوی خسته دلانت گذر نمی‌باشد # 2 ز اشک و چهره مرا سیم و زر شود حاصل %~% ولیک چشم تو بر سیم و زر ~~نمی‌باشد # 3 سری بکلبه احزان ما فرود آور %~% گرت ز ناله ما دردسر نمی‌باشد # 4 دو هفته هست که رفتی ولی بنامیزد %~% مه دو هفته ازین خوبتر نمی‌باشد # 5 نه ز آب و خاک مجسم که روح پاکی از آنکه %~% بدین لطافت و خوبی بشر ~~نمی‌باشد # 6 بشب رسید مرا روز عمر بیتو ولیک %~% شب فراق تو گوئی سحر نمی‌باشد # 7 توام جگر مخور ارزانکه من خورم شاید %~% که قوت خسته دلان جز جگر ~~نمی‌باشد # 8 بحسن خویش ترا چون نظر بود چه عجب %~% گرت بجانب خواجو نظر نمی‌باشد ~~PageV1P320 ### || [genre: Gh] # 1 تا چین آن دو زلف سمن‌سا پدید شد %~% در چین هزار حلقه سودا پدید شد # 2 دیشب نگار مهوش خورشید روی من %~% بگشود برقع از رخ و غوغا پدید شد # 3 زلفت چو مار خم زد و عقرب طلوع کرد %~% روی چو مه نمود و ثریا پدید شد # 4 اشکم ز دیده قصه طوفان سوال کرد %~% چشمم جواب داد که از ما پدید شد # 5 ms153 هست آن شرار سینه فرهاد کوهکن %~% آن آتشی که از دل خارا پدید شد # 6 آدم هنوز خاک وجودش غبار بود %~% کو را هوای جنت اعلی پدید شد # 7 از آفتاب طلعت یوسف ظهور یافت %~% نوری که در درون زلیخا پدید شد # 8 گلگون آب دیده چو از چشم ما بجست %~% مانند باد برسر صحرا پدید شد # 9 از دود آه ماست که ابرآشکار گشت %~% و زسیل اشک ماست که دریا پدید شد # 10 جانم شکنج زلف ترا عقد می‌شمرد %~% ناگه دل شکسته‌ام آنجا پدید شد # 11 خواجو اگر چه شعر تو جز عین سحر نیست %~% بگذر ز سحر چون ید بیضا پدید ~~شد PageV1P321 ### || [genre: Gh] # 1 مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد %~% بده صبری درین کارم که ~~کار از دست بیرون شد # 2 نگارین دست من بگرفت و از دست نگارینش %~% دلم خون گشت و زین دستم نگار ~~از دست بیرون شد # 3 شکنج افعی زلفش که با من مهره می‌بازد %~% بریزم مهره مهر ار چه ما را ~~ز دست بیرون شد # 4 من آنگه بختیار آیم که یارم بختیار آید %~% ولی از بخت یاری کو چو یار ~~از دست بیرون شد # 5 صبا گو باد می پیما و سوسن گو زبان می‌کش %~% که بلبل را ز عشق گل قرار ~~از دست بیرون شد # 6 مگر مرغ سحر خوانرا هم آوازی بدست آید %~% که چون بادش بصد دستان بهار ~~از دست بیرون شد # 7 می اکنون در قدح ریزم که خواجو می پرست آمد %~% گل این ساعت بدست آرم ~~که خار از دست بیرون شد PageV1P322 ### || [genre: Gh] # 1 دامن گل نبرد هر که ز خار اندیشد %~% مهره حاصل نکند هر که ز مار ~~اندیشد # 2 در نیارد بکف آنکس که ز دریا ترسد %~% نخورد باده هرآنکو ز خمار اندیشد # 3 هر کرا نقش نگارنده مصور گردد %~% نقش دیوار بود کو ز نگار اندیشد # 4 ms154 تو چه یاری که نداری غم و اندیشه یار %~% یاری آنست که یار از غم یار ~~اندیشد # 5 در چنین وقت که از دست برون شد کارم %~% من بیچاره که ام چاره کار ~~اندیشد # 6 هر که سر در عقب یار سفرکرده نهاد %~% این خیالست که دیگر ز دیار ~~اندیشد # 7 در چنین بادیه کاندیشه سرنتوان کرد %~% بار خاطر طلبد هر که ز بار ~~اندیشد # 8 آنکه شد بیخبر از زمزمه نغمه زیر %~% تو مپندار که از ناله زار اندیشد # 9 گرتو صد سال کنی ناله و زاری خواجو %~% گل صد برگ کی از بانگ هزار ~~اندیشد PageV1P323 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او را قدمی هست ز سر نندیشد %~% وانکه او را گهری هست ز زر ~~نندیشد # 2 عجب از لاله دلسوخته کو در دم صبح %~% از خروشیدن مرغان سحر نندیشد # 3 آنکه کام دل او ریختن خون منست %~% از دل ریش من خسته جگر نندیشد # 4 هر که خاطر بکسی داد چه بیمش ز خطر %~% کانکه رفت از پی خاطر ز خطر ~~نندیشد # 5 پیش شمع رخ زیبای تو گر جان بدهم %~% نبود عیب که پروانه ز پر نندیشد # 6 خسته ضرب تو از تیغ و سنان غم نخورد %~% کشته عشق تو از تیر و تبر ~~نندیشد # 7 سر اگر در سر کار تو کنم دوری نیست %~% کانکه در دست تو افتاد ز سر ~~نندیشد # 8 نکنم یاد شب هجر تو در روز وصال %~% کانکه شد ساکن جنت ز سقر نندیشد # 9 مکن اندیشه که خواجو نکند یاد لبت %~% کاین خیالیست که طوطی ز شکر ~~نندیشد PageV1P324 ### || [genre: Gh] # 1 اسیر قید محبت ز جان نیندیشد %~% قتیل ضربت عشق از سنان نیندیشد # 2 غریق بحر مودت ز سیل نگریزد %~% حریق آتش مهر از دخان نیندیشد # 3 شکار دانه هستی ز دام سر نکشد %~% مقیم خانه رندی ز خان نیندیشد # 4 ز های و هوی رقیبان چه غم که شبرو عشق ms155 %~% ز های و هوی سگ پاسبان ~~نیندیشد # 5 گرم تو صید شوی گو حسود جان میده %~% که گرگ چو بره برد از شبان ~~نیندیشد # 6 چو گل نقاب برافکند بلبل سحری %~% فغان برآرد و از باغبان نیندیشد # 7 ز نوک ناوک چشمت چه غم که در صف عشق %~% کسی سپه شکند کو ز جان نیندیشد # 8 ترا که غارت دل می‌کنی چه غم ز کسی %~% که هر که ره زند از کاروان ~~نیندیشد # 9 کرا به جان جهان دسترس بود هیهات %~% مگر کسی که ز جان و جهان نیندیشد # 10 نسیم باد صبا چون بگل در آویزد %~% ز شور بلبل فریاد خوان نیندیشد # 11 چه سست مهر طبیبی که درد خواجو را %~% دوا تواند و زان ناتوان نیندیشد ~~PageV1P325 ### || [genre: Gh] # 1 گر دلم روز وداع از پی محمل می‌شد %~% تو مپندار که آن دلبرم از دل ~~می‌شد # 2 هیچ منزل نشود قافله از آب جدا %~% زانکه پیش از همه سیلاب بمنزل می‌شد # 3 گفتم از محمل آن جان جهان برگردم %~% پایم از خون دل سوخته در گل می‌شد # 4 راستی هر که در آن سرو خرامان می‌دید %~% همچو من فتنه بر آن شکل و ~~شمائل می‌شد # 5 ساربان خیمه برون می‌زد و اینم عجبست %~% که قیامت نشد آنروز که محمل ~~می‌شد # 6 قاتلم می‌شد و چون خون ز جراحت می‌رفت %~% جان من نعره زنان از پی قاتل ~~می‌شد # 7 همچو بید از غم هجران دل من می‌لرزید %~% کان سهی سرو خرامان متمایل ~~می‌شد # 8 پند عاقل نکند سود که در بند فراق %~% دل دیوانه ندیدیم که عاقل می‌شد # 9 بگذر از خویش که بی قطع مسالک خواجو %~% هیچ سالک نشنیدیم که واصل ~~می‌شد PageV1P326 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه از شرمت خوی از رخساره خور می‌چکد %~% چون سخن می‌گوئی از لعل تو ~~گوهر می‌چکد # 2 زان لب شیرین چو می‌آرم حدیثی در قلم %~% از نی کلکم نظر کن کاب شکر ~~می‌چکد # 3 ms156 دامن گردون پر از خون جگر بینم بصبح %~% بسکه در مهر تو اشک از چشم ~~اختر می‌چکد # 4 چون عقیق گوهر افشان تو می‌آرم بیاد %~% در دمم سیم مذاب از دیده بر زر ~~می‌چکد # 5 بسکه می‌ریزد ز چشمم اشک میگون شمع‌وار %~% ز آتش دل خون لعل از چشم ~~ساغر می‌چکد # 6 عاقبت سیلابم از سر بگذرد چون دمبدم %~% راه می‌گیرم برآب چشم و دیگر ~~می‌چکد # 7 آستین بردیده می‌بندم ولی در دامنم %~% خون دل چندانکه می‌بینم فزونتر ~~می‌چکد # 8 خامه چون احوال دردم بر زبان می‌آورد %~% اشک خونینش روان بر روی دفتر ~~می‌چکد # 9 تشنه می‌میرم چو خواجو برلب دریا و لیک %~% برلب خشکم سرشک از دیده تر ~~می‌چکد PageV1P327 ### || [genre: Gh] # 1 یارش نتوان گفت که از یار بنالد %~% واندل نبود کز غم دلدار بنالد # 2 گر بند نهد دشمن و گر پند دهد دوست %~% مشتاق گل آن نیست که از خار ~~بنالد # 3 چون یار بدست آیدت از غیر چه نالی %~% کان یار نباشد که ز اغیار بنالد # 4 هر سوخته دلرا که زند لاف انا الحق %~% نبود سر یار ار ز سر دار بنالد # 5 در وصل حرم کی رسد آنکو ز حرامی %~% در بادیه و وادی خونخوار بنالد # 6 عیبی نبود گر ز جفای تو بنالم %~% بیمار هر آئینه ز تیمار بنالد # 7 بر گریه من ساغر می گرم بگرید %~% وز زاری من چنگ سحر زار بنالد # 8 دل در سر زلفت بفغان آمد و رنجور %~% دوری نبود گر بشب تار بنالد # 9 خواجو چو درین کار نداری سر انکار %~% آنرا مکن اقرار کز انکار بنالد ~~PageV1P328 ### || [genre: Gh] # 1 نی ز دود دل پرآتش ما می‌نالد %~% تو مپندار که از باد هوا می‌نالد # 2 عندلیبیست که در باغ نوا می‌سازد %~% خوش سرائیست که در پرده‌سرا ~~می‌نالد # 3 بیزبانست و ندانم که کرا می‌خواند %~% در فغانست و ندانم که چرا ~~می‌نالد # 4 من دلخسته اگر زانکه ز ms157 دل می‌نالم %~% باری آن خسته بیدل ز کجا می‌نالد # 5 می‌فتد هر نفسی آتشم اندر دل ریش %~% بسکه آن غمزده بی سر و پا می‌نالد # 6 می زنندش نتواند که ننالد نفسی %~% زخم دارد نه به تزویر و ریا می‌نالد # 7 بسکه راه دل ارباب حقیقت زده است %~% ظاهر آنست که در راه خدا می‌نالد # 8 نه دل خسته که یک دم ز هوا خالی نیست %~% هر کرا می‌نگرم هم ز هوا می ~~نالد # 9 هیچکس همدم ما نیست بجز نی و او نیز %~% چون بدیدیم هم از صحبت ما ~~می‌نالد # 10 ناله و زاری خواجو اگر از بی برگیست %~% او چه دیدست که هردم ز نوا ~~می‌نالد PageV1P329 ### || [genre: Gh] # 1 لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد %~% چون سخن گفت ز درج گهرم یاد آمد # 2 بجز از نرگس پرخواب و رخ چون خور او %~% تو مپندار که از خواب و خورم ~~یاد آمد # 3 هر سرشکی که ببارید ز چشمم شب هجر %~% بر زر از رشته للی ترم یاد آمد # 4 زلف شبرنگ چو از عارض زیبا برداشت %~% در شب تیره فروغ قمرم یاد آمد # 5 قامت سرو خرامان چو تصور کردم %~% راستی از قد آن سیمبرم یاد آمد # 6 نسبت قد بلند تو چو کردم با سرو %~% سخن مردم کوته نظرم یاد آمد # 7 رخ و زلف و دهن تنگ تو چون کردم یاد %~% از گل و سنبل و تنگ شکرم یاد ~~آمد # 8 حسن رخسار تو زینگونه که عالم بگرفت %~% صدمه صیت شه دادگرم یاد آمد # 9 خواجو از پرده عشاق چو برداشت نوا %~% صبحدم نغمه مرغ سحرم یاد آمد ~~PageV1P330 ### || [genre: Gh] # 1 ماه فرو رفت و آفتاب برآمد %~% شاهد سرمست من ز خواب برآمد # 2 نرگس مستانه چون ز خواب برانگیخت %~% ولوله از جان شیخ و شاب برآمد # 3 پیش جمالش ز رشک ماه فروشد %~% وز شکن زلفش آفتاب برآمد # 4 صبحدم از لاله ms158 چون گلاله برافشاند %~% قرص مه از عنبرین حجاب برآمد # 5 از شکن زلف روز پوش قمر ساش %~% چشمه خورشید شب نقاب برآمد # 6 عکس رخش چون در آب چشم من افتاد %~% بوی گل و نفحه گلاب برآمد # 7 مردم چشمم به آب نیل فرو شد %~% کان خط نیلوفری ز آب برآمد # 8 وقت صبوح از هوای مجلس عشاق %~% زمزمه نغمه رباب برآمد # 9 مجلسیانرا ز جام باده نوشین %~% کام دل خسته از شراب برآمد # 10 خواجو از آن جعد عنبرین چو سخن راند %~% از نفسش بوی مشک ناب برآمد ~~PageV1P331 ### || [genre: Gh] # 1 خسرو انجم بگه بام برآمد %~% یا مه خلخ بلب بام برآمد # 2 صبح جمالش بدمید از شب گیسو %~% یا شه روم از طرف شام برآمد # 3 سرو گل اندام سمن عارض ما را %~% سبزه بگرد رخ گلفام برآمد # 4 مجلسیان سحری را شب دوشین %~% کام دل از جام غم انجام برآمد # 5 چشمه خورشید درخشان مروق %~% وقت صبوح از افق جام برآمد # 6 کام من این بود که جان بر تو فشانم %~% عاقبت از لعل توام کام برآمد # 7 زلف تو چون سلسله جنبان دلم شد %~% بس که بدیوانگیم نام برآمد # 8 خال تو تا دانه و زلفین تو شد دام %~% کیست که مرغ دلش از دام برآمد # 9 گو برو آرام چو کام دل خواجو %~% از لب جانبخش دلارام برآمد PageV1P332 ### || [genre: Gh] # 1 وقت صبوح آن زمان که ماه برآمد %~% شاه من از طرف بارگاه برآمد # 2 کاکل عنبر شکن ز چهره برافشاند %~% روز سپید از شب سیاه برآمد # 3 از در خرگه برآمد آن مه و گفتم %~% یوسف کنعان مگر ز چاه برآمد # 4 پرده ز رخ برفکند و زهره فروشد %~% طرف کله برشکست وماه برآمد # 5 سرو ندیدم که در قبا بخرامید %~% مه نشنیدم که با کلاه برآمد # 6 بسکه ببارید آب حسرتم از چشم %~% گرد سرا پرده‌اش گیاه برآمد # 7 شاه پریچهرگان چوطره برافشاند ms159 %~% فتنه بیکباره از سپاه برآمد # 8 هر دم از آن عنبرین کمند دلاویز %~% ناله دلهای داد خواه برآمد # 9 آه که شمع دلم بمرد چو خواجو %~% از من دلخسته بسکه آه برآمد ~~PageV1P333 ### || [genre: Gh] # 1 از صومعه پیری بخرابات درآمد %~% با باده پرستان بمناجات درآمد # 2 تجدید وضو کرد بجام می و سرمست %~% در دیر مغان رفت و بطاعات درآمد # 3 هر کس که ز اسرار خرابات خبرداشت %~% از نفی برون رفت و باثبات درآمد # 4 این طرفه که هر کو بگذشت از سر درمان %~% درد دلش از راه مداوات درآمد # 5 ایدل چو در بتکده در کعبه‌گشودند %~% بشتاب که هنگام عبادات درآمد # 6 فارغ بنشست از طلب چشمه حیوان %~% همچو خضر آنکس که بظلمات درآمد # 7 مطرب چو خروس سحری نغمه برآورد %~% با مرغ صراحی بمقالات درآمد # 8 دل در غم عشقش بخرافات درافتاد %~% جان با لب لعلش بمراعات درآمد # 9 مستان خرابش بدر دیر کشیدند %~% در حال که خواجو بخرابات درآمد ~~PageV1P334 ### || [genre: Gh] # 1 شکر تنگ تو تنگ شکر آمد %~% حلقه لعل تو درج گهر آمد # 2 لبت از تنگ شکر شور برآورد %~% بشکر خنده شیرین چو در آمد # 3 چونظر در خم ابروی تو کردم %~% قامت خویشتنم در نظر آمد # 4 چون ز عشق کمرت کوه گرفتم %~% سیلم از خون جگر برکمر آمد # 5 گردمی بر سر بالین من آئی %~% همه گویند که عمرت بسرآمد # 6 کامم این بود که جان برتو فشانم %~% عاقبت کام من خسته برآمد # 7 خواجو آن نیست که از درد بنالد %~% گر چه پیکان غمش بر جگر آمد ~~PageV1P335 ### || [genre: Gh] # 1 مراد بین که به پیش مرید باز آمد %~% بشد چو جوهر فرد و فرید باز آمد # 2 سعادتیست که آنکس که سعد اکبر ماست %~% بفال سعد برفت و سعید باز آمد # 3 بعید نبود اگر جان ما شود قربان %~% چو یار ما ز دیاری بعید باز آمد # 4 بگوی نوبت نوروز ms160 و ساز عید بساز %~% که رفت روزه و هنگام عید باز آمد # 5 بگیر جامه و جامم بده که واعظ شهر %~% قدح گرفت و ز وعد وعید باز آمد # 6 بیار باده که هر کو بشد ز راه سداد %~% بکوی میکده رفت و سدید باز آمد # 7 فلک نگین سلیمان بدست آنکس داد %~% که از تتبع دیو مرید باز آمد # 8 جهان مثال ارادت بنام آنکس خواند %~% که شد بملک مراد و مرید باز آمد # 9 بجز مطاوعت و انقیاد سلطان نیست %~% عبادتی که بکار عبید باز آمد # 10 کسیکه در صف عشق آمد و شهادت یافت %~% بشد بعزم غزا و شهید باز آمد # 11 ز کوی محمدت انکس که خیمه بیرون زد %~% ذمیم رفت ولیکن حمید باز آمد # 12 شد آشیانه وحدت مقام شهبازی %~% که از نشیمن کثرت وحید باز آمد # 13 کسی که مرشد ارباب شوق شد خواجو %~% عبور کرد ز شد و رشید باز آمد ~~PageV1P336 ### || [genre: Gh] # 1 یار ثابت قدم اینک ز سفر باز آمد %~% وگر از پای درافتاد بسر باز آمد # 2 ظاهر آنست کزین پس گهر ارزان گردد %~% که چو دریا شد و چون کان گهر باز ~~آمد # 3 آنکه در رسته بازار وفا زر می‌زد %~% در رخ خویش نظر کرد و ز زر باز ~~آمد # 4 گر چه طوطی ز شکر نیک بتنگ آمده بود %~% دگر از آرزوی تنگ شکر باز آمد # 5 بلبل مست نگر باز که چون باد بهار %~% بهوای سمن و سنبل تر باز آمد # 6 شمع کومجلس اصحاب منور می‌داشت %~% با دلی تافته و سوز جگر باز آمد # 7 خاکساری که شدآب رخش از گریه برود %~% همچو آتش شد و چون باد سحر باز ~~آمد # 8 مدتی گر بضرورت ز نظر غایب گشت %~% مفکنیدش ز نظر چون به نظر باز آمد # 9 هر که او را قدمی بود چو خواجو را دید %~% گفت کان یار قدم‌دار دگر باز ~~آمد ms161 PageV1P337 ### || [genre: Gh] # 1 بنگر ای شمع که پروانه دگر باز آمد %~% از پی دل بشد و سوخته پر باز ~~آمد # 2 گرچه سر تا قدم از آتش غم سوخته بود %~% رفت و صد باره از آن سوخته‌تر ~~باز آمد # 3 هر که بیند من بی برگ و نوا را گوید %~% یا رب این خسته جگر کی ز سفر ~~باز آمد # 4 سرتسلیم چو بر خط عبودیت داشت %~% چون قلم رفت بهر سوی و به سر باز آمد # 5 عجب آن نیست که شد با لب خشک از بردوست %~% عجب اینست که با دیده تر ~~باز آمد # 6 هر که را بیخبر افتاد ز پیمانه عشق %~% تو مپندار که دیگر به خبر باز ~~آمد # 7 ای گل از پرده برون آی که مرغ سحری %~% همره قافله باد سحر باز آمد # 8 عیب خسرو مکن ای مدعی و تلخ مگوی %~% گر ز شور لب شیرین ز شکر باز آمد # 9 آنکه مرغ دلش از حسرت گل پر می‌زد %~% همچو بلبل ز چمن رفت و دگر باز ~~آمد # 10 گر به تیغش بزنی باز نیاید ز نظر %~% هر که چون مردمک دیده نظر باز ~~آمد # 11 خیز خواجو که چواشک از سر زر در گذریم %~% تا نگویند که شد وز پی زر ~~باز آمد PageV1P338 ### || [genre: Gh] # 1 عید آمد و آنماه دلافروز نیامد %~% دل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد # 2 نوروز من ار عید برون آمدی از شهر %~% چونست که عید آمد و نوروز نیامد # 3 مه می‌طلبیدند و من دلشده را دوش %~% در دیده جز آن ماه دلافروز نیامد # 4 آن ترک ختائی بچه آیا چه خطا دید %~% کامروز علی رغم بدآموز نیامد # 5 خورشید چو رسمست که هر روز برآید %~% جانش هدف ناوک دلدوز نیامد # 6 تا کشته نشد در غم سودای تو خواجو %~% در معرکه عشق تو پیروز نیامد ~~PageV1P339 ### || [genre: Gh] # 1 سریست مرا با تو که ms162 اغیار نداند %~% کاسرار می عشق تو هشیار نداند # 2 در دایره عشق هر آنکس که نهد پای %~% از شوق خطت نقطه ز پرگار نداند # 3 گر بلبل دلسوخته بیرون رود از باغ %~% باز از سرمستی ره گلزار نداند # 4 هر کس که گرفتار نگردد به کمندی %~% در قید غمت حال گرفتار نداند # 5 تا تلخی هجران نکشد خسرو پرویز %~% قدر لب شیرین شکر بار نداند # 6 هر دل که نشد فتنه از آن نرگس بیمار %~% حال من دلخسته بیمار نداند # 7 چون حال دل از زلف تو پوشیده توان داشت %~% کان هندوی دل دزد سیه کار ~~نداند # 8 ای باد صبا حال من ارزانک توانی %~% با یار چنان گوی که اغیار نداند # 9 خواجو که درین واقعه بیچاره فرو ماند %~% عیبش مکن ار چاره اینکار ~~نداند PageV1P340 ### || [genre: Gh] # 1 کس حال من سوخته جز شمع نداند %~% کو بر سر من شب همه شب اشک فشاند # 2 دلبستگئی هست مرا با وی از آنروی %~% کز سوخته حالی بمن سوخته ماند # 3 گر خسته شوم بر سر من زنده بدارد %~% ور تشنه شوم در نظرم سیل براند # 4 زنجیر دل تافته را در غم و دردم %~% گر رشته جانست بهم در گسلاند # 5 بیرون ز من دلشده و شمع جگر سوز %~% سر باختن و پای فشردن که تواند # 6 گر شمع چراغ دل من بر نفروزد %~% شبهای غم هجر بپایان که رساند # 7 آنکس که چو شمعم بکشد در شب حیرت %~% از سوختن و ساختنم باز رهاند # 8 حال جگر ریش من و سوز دل شمع %~% هر کس که نویسد ز قلم خون بچکاند # 9 از شمع بپرسید حدیث دل خواجو %~% کاندوه دل سوختگان سوخته داند ~~PageV1P341 ### || [genre: Gh] # 1 عجب دارم گر او حالم نداند %~% که مشک و بی زری پنهان نماند # 2 یقینم کان صنم بر ناتوانان %~% اگر رحمت نماید می‌تواند # 3 دلم ندهد که ندهم دل بدستش %~% گرم او دل ms163 دهد ور جان ستاند # 4 بفرهاد ار رسد پیغام شیرین %~% ز شادی جان شیرین برفشاند # 5 اگر دهقان چنان سروی بیابد %~% بجای چشمه بر چشمش نشاند # 6 سرشکم می‌دود بر چهره زرد %~% تو پنداری که خونش می‌دواند # 7 نمی‌بینم کسی جز دیده تر %~% که آبی بر لب خشکم چکاند # 8 بجامی باده دستم گیر ساقی %~% که یکساعت ز خویشم وا رهاند # 9 صبا گر بگذری روزی بکویش %~% بگو خواجو سلامت می‌رساند PageV1P342 ### || [genre: Gh] # 1 حدیث جان بجز جانان نداند %~% که جز جانان کسی در جان نداند # 2 مرا با درد خود بگذار و بگذر %~% که کس درد مرا درمان نداند # 3 روا باشد که دور از حضرت شاه %~% بمیرد بنده و سلطان نداند # 4 اگر بلبل برون آید ز بستان %~% ز سرمستی ره بستان نداند # 5 ز رخ دور افکن آن زلف سیه را %~% که هندو قدر ترکستان نداند # 6 بگردان ساغر و پیمانه در ده %~% که آن پیمان‌شکن پیمان نداند # 7 می صافی بصوفی ده که هشیار %~% حدیث عشرت مستان نداند # 8 دلا در راه حسرت منزلی هست %~% که هر کس ره نرفتست آن نداند # 9 بگو خواجو به دانا قصه عشق %~% که کافر معنی ایمان نداند PageV1P343 ### || [genre: Gh] # 1 که می‌رود که پیامم به شهریار رساند %~% حدیث بنده مخلص بشهریار رساند # 2 درود دیده گوهر نثار لعل فشانم %~% بدان عقیق گهر پوش آبدار رساند # 3 دعا و خدمت میخوارگان بوقت صبوحی %~% بدان دو نرگس میگون پرخمار رساند # 4 ز راه لطف بجز باد نوبهار که باشد %~% که حال بلبل بیدل بنوبهار رساند # 5 اگر بنامه غم روزگار باز نمایم %~% کسی که نامه رساند بروزگار رساند # 6 هوا گرفتم و جانرا بدست آه سپردم %~% ببوی آنکه چو بادش بدان دیار ~~رساند # 7 تنم ز ضعف چنان شد که بادش ار برباید %~% بیک نفس بسر کوی آن نگار ~~رساند # 8 ولی بمنزل یاران نسیم باد بهاران %~% گمان مبر که ز ms164 خاکم بجز غبار ~~رساند # 9 مگر برید صبا اشتیاق نامه خواجو %~% بکوی یار کند منزل و بیار رساند ~~PageV1P344 ### || [genre: Gh] # 1 درد من دلخسته بدرمان که رساند %~% کار من بیچاره بسامان که رساند # 2 از ذره حدیثی برخورشید که گوید %~% وز مصر نسیمی سوی کنعان که رساند # 3 دل را نظری از رخ دلدار که بخشد %~% جانرا شکری از لب جانان که رساند # 4 از مور پیامی به سلیمان که گذارد %~% وز مرغ سلامی به گلستان که رساند # 5 آدم که بشد کوثرش از دیده پر آب %~% بازش بسوی روضه رضوان که رساند # 6 شد عمر درین ظلمت دلگیر بپایان %~% ما را به لب چشمه حیوان که رساند # 7 گر فیض نه از دیده رسد سوختگانرا %~% هر دم بره بادیه باران که رساند # 8 درویش که همچون سگش از پیش برانند %~% او را به سراپرده سلطان که رساند # 9 بی جاذبه‌ئی قطع منازل که تواند %~% بی راهبری راه بیابان که رساند # 10 شد سوخته از آتش دوری دل خواجو %~% این قصه دلسوز بکرمان که رساند ~~PageV1P345 ### || [genre: Gh] # 1 گویند که صبرآتش عشقت بنشاند %~% زان سرو قد آزاد نشستن که تواند # 2 ساقی قدحی زان می دوشینه بمن ده %~% باشد که مرا یکنفس از خود برهاند # 3 موری اگر از ضعف بگیرد سردستم %~% تا دم بزنم گرد جهانم بدواند # 4 افکند سپهرم بدیاری که وجودم %~% گر خاک شود باد به کرمان نرساند # 5 فریاد که گر تشنه در این شهر بمیرم %~% جز دیده کس آبی بلبم بر نچکاند # 6 گویم که دمی با من دلسوخته بنشین %~% برخیزد و برآتش تیزم بنشاند # 7 چون می‌گذری عیب نباشد که بپرسی %~% کان خسته دلسوخته چون می‌گذراند # 8 برحسن مکن تکیه که دوران لطافت %~% با کس بنمی ماند و کس با تو نماند # 9 دانی که چرا نام تو در نامه نیارم %~% زیرا که نخواهم که کسی نام تو ~~داند # 10 روزی که نماند ز ms165 غم عشق تو خواجو %~% اسرار غمش برورق دهر بماند ~~PageV1P346 ### || [genre: Gh] # 1 ماجرائی که دل سوخته می‌پوشاند %~% دیده یک یک همه چون آب فرو می‌خواند # 2 چون تو در چشم من آئی چکند مردم چشم %~% که بدامن گهر اندر قدمت نفشاند # 3 مه چه باشد که بروی تو برابر کنمش %~% یا ز رخسار تو گویم که بجائی ~~ماند # 4 حال من زلف تو تقریر کند موی بموی %~% ورنه مجموع کجا حال پریشان داند # 5 من دیوانه چو دل بر سر زلفت بستم %~% از چه رو زلف توام سلسله ~~می‌جنباند # 6 مرض عشق مرا عرضه مده پیش طبیب %~% که به درمان من سوخته دل در ماند # 7 از چه نالم چو فغانم همه از خویشتنست %~% بده آن باده که از خویشتنم ~~بستاند # 8 بکجا ! می‌رود این فتنه که برخاسته است %~% کیست کاین فتنه برخاسته را ~~بنشاند # 9 وه که خواجو بگه نطق چه شیرین سخنست %~% مگر از چشمه نوش تو سخن ~~می‌راند PageV1P347 ### || [genre: Gh] # 1 دل بدست یار و غم در دل بماند %~% خارم اندر پای و پا در گل بماند # 2 ما فرو رفتیم در دریای عشق %~% وانکه عاقل بود بر ساحل بماند # 3 ساربان آهسته رو کاصحاب را %~% چشم حسرت در پی محمل بماند # 4 کی تواند زد قدم با کاروان %~% ناتوانی کاندرین منزل بماند # 5 یادگار کشتگان ضرب عشق %~% نیم جانی بود و با قاتل بماند # 6 ای پسر گر عاقلی دیوانه شو %~% کانکه او دیوانه شد عاقل بماند # 7 کبک را بنگر که چون شد پای بند %~% چشم بازش در پی طغرل بماند # 8 هر که او در عاشقی عالم نشد %~% تا قیامت همچنان جاهل بماند # 9 دل چو رویش دید و جانرا در نباخت %~% خاطر خواجو عظیم از دل بماند ~~PageV1P348 ### || [genre: Gh] # 1 ما برکنار و با تو کمر در میان بماند %~% وان چشم پرخمار چنان ناتوان ~~بماند # 2 از پیش من برفتی و خون دل ms166 از پیت %~% از چشم من روان شد و چشمم درآن ~~بماند # 3 گفتم که نکته‌ئی ز دهانت کنم بیان %~% از شور پسته‌ات سخنم در دهان ~~بماند # 4 برخاک درگه تو چو دوشم مقام بود %~% جانم براستان که برآن آستان بماند # 5 باد صبا که شد به هوای تو سوی باغ %~% چندین ببوی زلف تو در بوستان ~~بماند # 6 فرهاد اگر چه با غم عشق از جهان برفت %~% لیکن حدیث سوز غمش در جهان ~~بماند # 7 خواجو ز بسکه وصف میان تو شرح داد %~% او از میان برفت و سخن در میان ~~بماند # 8 در عشق داستان شد و چون از جهان برفت %~% با دوستان محرمش این داستان ~~بماند PageV1P349 ### || [genre: Gh] # 1 حدیث عشق ز ما یادگار خواهد ماند %~% بنای شوق ز ما استوار خواهد ماند # 2 کنون که کشتی ما در میان موج افتاد %~% سرشک دیده ز ما برکنار خواهد ~~ماند # 3 اساس عهد مودت که در ازل رفتست %~% میان ما و شما پایدار خواهد ماند # 4 ز چهره هیچ نماند نشان ولی ما را %~% نشان چهره برین رهگذار خواهد ماند # 5 ز روزگار جفا نامه‌ئی که عرض افتاد %~% مدام بر ورق روزگار خواهد ماند # 6 شکنج زلف تو تا بیقرار خواهد گشت %~% درازی شب ما برقرار خواهد ماند # 7 چنین که بر سر میدان عشق می‌نگرم %~% دل پیاده بدست سوار خواهد ماند # 8 حدیث زلف و رخ دلکش تو خواهد بود %~% که بر صحیفه لیل و نهار خواهد ~~ماند # 9 فراق نامه خواجو و شرح قصه شوق %~% میان زنده‌دلان یادگار خواهد ماند ~~PageV1P350 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را سکه درستست بزر باز نماند %~% وانکه از دست برون رفت بسر باز ~~نماند # 2 مرد صاحب‌نظر آنست که در عالم معنی %~% دیده بگشاید و از ره بنظر باز ~~نماند # 3 طائر دل که شود صید رخ و زلف دلارام %~% همچو بلبل بگل و سنبل تر باز ~~نماند # 4 جان شیرین بده ms167 از عشق چو فرهاد و مزن دم %~% کانکه از کوه در افتد بکمر ~~باز نماند # 5 گر بر افروخته‌ئی شمع دل از آتش سودا %~% ترک جان گیر که پروانه بپر ~~باز نماند # 6 نام شکر نبرم پیش عقیق تو که خسرو %~% با وجود لب شیرین بشکر باز نماند # 7 چون بمیرم بجز از خون دل و گفته دلسوز %~% یادگاری ز من خسته جگر باز ~~نماند # 8 یکدم ای مردمک چشم من از اشک برآسای %~% کانکه شد ساکن دریا بگهر باز ~~نماند # 9 حال رنگ رخ خواجو چه دهم شرح که از دوست %~% هر که را سکه درستست بزر ~~باز نماند PageV1P351 ### || [genre: Gh] # 1 گل اندامی که گلگون می‌دواند %~% بدان نازک تنی چون می‌دواند # 2 بگاه جلوه از چابک سواری %~% فرس بر شاه گردون می‌دواند # 3 مگر خونم بخواهد ریخت امشب %~% که برعزم شبیخون می‌دواند # 4 چو گلگون سرشکم مردم چشم %~% ز راه دیده بیرون می‌دواند # 5 چنانش گرم رو بینم که چون آب %~% دمادم تا بجیحون می‌دواند # 6 برو در خواهد آمد خون چشمم %~% بدین گرمی که گلگون می‌دواند # 7 سپهرم در پی خورشید رویان %~% بگرد ربع مسکون می‌دواند # 8 چنین کز چشم خواجو می‌رود اشک %~% عجب نبود گرش خون می‌دواند ~~PageV1P352 ### || [genre: Gh] # 1 اگر ز پیش برانی مرا که برخواند %~% وگر مراد نبخشی که از تو بستاند # 2 بدست تست دلم حال او تو می‌دانی %~% که سوز آتش پروانه شمع می‌داند # 3 چه اوفتاد که آن سرو سیمتن برخاست %~% خبر برید بدهقان که سرو ننشاند # 4 برفت آنکه بلای دلست و راحت جان %~% مگر خدای تعالی بلا بگرداند # 5 چراغ مجلس روحانیون فرو میرد %~% گر او بجلوه گری آستین بر افشاند # 6 تحیتی که فرستاده شد بدان حضرت %~% گر ابن مقله ببیند در آن فرو ماند # 7 به خون دیده از آن رو نوشته‌ام روشن %~% که هر کسش که ببیند چو آب ~~برخواند # 8 دبیر سردلم فاش کرد و ms168 معذورست %~% چگونه آتش سوزان به نی بپوشاند # 9 سرشک دیده خواجو چنین که می‌بینم %~% اگر بکوه رسد سنگ را بغلتاند ~~PageV1P353 ### || [genre: Gh] # 1 آن خط شب مثال که بر خور نوشته‌اند %~% یا رب چه دلفریب و چه در خور ~~نوشته‌اند # 2 از خضر نامه‌ئی به لب چشمه حیات %~% گوئی محرران سکندر نوشته‌اند # 3 یا نی مگر برات نویسان ملک شام %~% وجهی برآفتاب منور نوشته‌اند # 4 گفتم که منشیان شهنشاه نیمروز %~% از شب چه آیتیست که برخور نوشته‌اند # 5 در خنده رفت و گفت که مستوفیان روم %~% خطی باسم اجری قیصر نوشته‌اند # 6 یا از پی معیشت سلطان زنگبار %~% تمغای هند بر شه خاور نوشته‌اند # 7 گوئی که بسته‌اند تب لرز آفتاب %~% کز مشک آیتی بشکر برنوشته‌اند # 8 یا نی دعائی از پی تعویذ چشم زخم %~% بر گرد آن عقیق چو شکر نوشته‌اند # 9 ریحانیان گلشن روی تو برسمن %~% خطی بخون لاله احمر نوشته‌اند # 10 وصف لبت کز آن برود آب سلسبیل %~% حوران خلد بر لب کوثر نوشته‌اند # 11 خواجو محرران سرشکم بسیم ناب %~% اسرار عشق بر ورق زر نوشته‌اند ~~PageV1P354 ### || [genre: Gh] # 1 رنج ما بردیم و گنج ارباب دولت برده‌اند %~% خار ما خوردیم و ایشان گل ~~بدست آورده‌اند # 2 گر حرامی در رسد با ما چه خواهد کرد زانک %~% رخت ما پیش از نزول ما ~~بمنزل برده‌اند # 3 می پرستان محبت را ز غم اندیشه نیست %~% از برای آنکه آب زندگانی ~~خورده‌اند # 4 هر که در عشق پریرویان نیامد در شمار %~% عارفانش از حساب عاقلان ~~نشمرده‌اند # 5 با وجود آنکه بد گفتند و نیک انگاشتیم %~% ما نیازردیم و بدگویان ز ما ~~آزرده‌اند # 6 گلعذاران بین که کل پرده بر ما می‌درند %~% ما برون افتاده ویشان ~~همچنان در پرده‌اند # 7 باد پیمایان که آگه نیستند از سوز عشق %~% زان نمی‌سوزند از آه گرم ما ~~کافسرده‌اند # 8 زنده دل قومی که پیش تیغ عشقت شمع‌وار %~% ز آتش دل سر فدا کردند و ms169 پای ~~افشرده‌اند # 9 چون ببدنامی برآمد نام خواجو در جهان %~% نیک نام آنها که ترک نیک ~~نامی‌کرده‌اند PageV1P355 ### || [genre: Gh] # 1 خورشید را ز مشک زره پوش کرده‌اند %~% وانگه بهانه زلف و بنا گوش ~~کرده‌اند # 2 از پردلی دو هندوی کافر نژادشان %~% با آفتاب دست در آغوش کرده‌اند # 3 در تاب رفته‌اند و برآشفته کز چه روی %~% تشبیه ما بسنبل مه پوش ~~کرده‌اند # 4 کردند ترک صحبت عهد قدیم را %~% معلوم می‌شود که فراموش کرده‌اند # 5 هر شب مغنیان ضمیرم ز سوز عشق %~% برقول بلبلان سحر گوش کرده‌اند # 6 منعم مکن ز باده که ارباب عقل را %~% از جام عشق واله و مدهوش کرده‌اند # 7 خواجو بنوش دردی عشقش که عاشقان %~% خون خورده‌اند و نیش جفا نوش ~~کرده‌اند PageV1P356 ### || [genre: Gh] # 1 شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده‌اند %~% زلف پرچین را چرا برصبح ~~پرچین کرده‌اند # 2 خال هندو را خطی از نیمروز آورده‌اند %~% چین گیسو را ز رخ بتخانه چین ~~کرده‌اند # 3 گر ببخت شور من ابرو ترش کردند باز %~% عیش تلخم را بشکر خنده شیرین ~~کرده‌اند # 4 تا چه سحرست اینکه برگل نقش مانی بسته‌اند %~% تا چه حالست این که برمه ~~خال مشکین کرده‌اند # 5 آن خط عنبرشکن بر برگ گل دانی چراست %~% نافه مشکست کاندر جیب نسرین ~~کرده‌اند # 6 و آنرخ گلرنگ و قد چون صنوبر گوئیا %~% گلستانی بر فراز سرو سیمین ~~کرده‌اند # 7 مهرورزان ز اشتیاق طلعتش شب تا سحر %~% چشم شب پیمای را در ماه و پروین ~~کرده‌اند # 8 دردمندان محبت بر امید مرهمی %~% آستانش هر شبی تا روز بالین کرده‌اند # 9 خسروان در آرزوی شکرش فرهادوار %~% جان شیرین را فدای جان شیرین ~~کرده‌اند # 10 کفر زلفش چون بلای دین و دل شد زان سبب %~% همچو خواجو اهل دل ترک دل ~~و دین کرده‌اند PageV1P357 ### || [genre: Gh] # 1 زنده‌اند آنها که پیش چشم خوبان مرده‌اند %~% مرده دل جمعی که دل دادند ~~و جان نسپرده‌اند # 2 چشم سرمستان ms170 دریاکش نگر وقت صبوح %~% تا ببینی چشمه‌ها را کاب دریا ~~برده‌اند # 3 ما برون افتاده‌ایم از پرده تقوی ولیک %~% پرده سازان نگارین همچنان در ~~پرده‌اند # 4 درد نوشان بسکه اشک از چشم ساغر رانده‌اند %~% خون دل در صحن شادروان ~~بجوش آورده‌اند # 5 ساقیا چون پختگانرا ز آتش می سوختی %~% گرم کن خامان عشرتخانه را ~~کافسرده‌اند # 6 اهل دل گر جان بر آن سرو روان افشانده‌اند %~% از نسیم گلشن وصلش روان ~~پرورده‌اند # 7 بردل رندان صاحب‌درد اگر آزارهاست %~% پارسایان باری از رندان چرا ~~آزرده‌اند # 8 خیز خواجو وز در خلوتگه مستان درآی %~% نیستانرا بین که ترک ملک هستی ~~کرده‌اند # 9 قوت جان از خون دل ساز و ز عالم گوشه گیر %~% زانکه مردان سالها در ~~گوشه‌ها خون خورده‌اند PageV1P358 ### || [genre: Gh] # 1 خورشید را به سایه شب در نشانده‌اند %~% شب را بپاسبانی اختر ~~نشانده‌اند # 2 چیپور را ممالک فغفور داده‌اند %~% مهراج را بمسند خان برنشانده‌اند # 3 تا خود چه دیده‌اند که چیپال هند را %~% ترکان بپادشاهی خاور ~~نشانده‌اند # 4 همچون مگس بتنگ شکر برنشسته است %~% خالی که برعقیق چو شکر نشانده‌اند # 5 گوئی که دانه‌ئی بقمر برفشانده‌اند %~% یا مهره‌ای ز غالیه در خور ~~نشانده‌اند # 6 یا خازنان روضه رضوان بلال را %~% در باغ خلد برلب کوثر نشانده‌اند # 7 گفتم که خال همچو سیه دانه ترا %~% برقرص آفتاب چه در خور نشانده‌اند # 8 گفتا بروم خسرو اقلیم زنگ را %~% گوئی که بر نیابت قیصر نشانده‌اند # 9 برخیز و باده نوش که مستان صبح خیز %~% آتش به آب دیده ساغر نشانده‌اند # 10 خون جگر که بر رخ خواجو چکیده است %~% یاقوت پاره‌ئیست که در زر ~~نشانده‌اند PageV1P359 ### || [genre: Gh] # 1 این دلبران که پرده برخ در کشیده‌اند %~% هر یک بغمزه پرده خلقی ~~دریده‌اند # 2 از شیر و سلسبیل مگر در جوار قدس %~% اندر کنار رحمت حق پروریده‌اند # 3 یا طوطیان روضه خلدند گوئیا %~% کز آشیان عالم علوی پریده‌اند # 4 از کلک نقشبند ازل بر بیاض ms171 مهر %~% آن نقطه‌های خال چه زیبا چکیده‌اند # 5 گوئی مگر بتان تتارند کز ختا %~% از بهر دل ربودن مردم رسیده‌اند # 6 برطرف صبح سلسله از شام بسته‌اند %~% برگرد ماه خط معنبر کشیده‌اند # 7 کروبیان عالم بالا و ان یکاد %~% بر استوای قامت ایشان دمیده‌اند # 8 صاحبدلان ز شوق مرقع فکنده‌اند %~% بر آستان دیر مغان آرمیده‌اند # 9 از بهر نرد درد غم عشق دلبران %~% برسطح دل بساط الم گستریده‌اند # 10 خواجو برو بچشم تامل نگاه کن %~% بر اهل دل که گوشه عزلت گزیده‌اند ~~PageV1P360 ### || [genre: Gh] # 1 زهی زلفت گرهگیری پر از بند %~% لب لعلت نمک دانی پر از قند # 2 نقاب ششتری از ماه بگشای %~% طناب چنبری بر مشتری بند # 3 سرم بر کف ز دستان تو تا کی %~% دلم در خون ز هجران تو تا چند # 4 کسی کو خویش را در یار پیوست %~% کجا یاد آورد از خویش و پیوند # 5 دلا گر عاشقی ترک خرد گیر %~% که قدر عشق نشناسد خردمند # 6 ببین فرهاد را کز شور شیرین %~% بیک موی از کمر خود را در افکند # 7 چرا عمر عزیز آمد بپایان %~% من و یعقوب را در هجر فرزند # 8 تحمل می‌کنم بارگران را %~% ولی دیوانه سر می‌گردم از بند # 9 چو جز دلبر نمی‌بینم کسی را %~% کرا با او توانم کرد مانند # 10 بزن مطرب نوائی از سپاهان %~% که دل بگرفت ما را از نهاوند # 11 کند خواجو هوای خاک کرمان %~% ولی پایش به سنگ آید ز الوند PageV1P361 ### || [genre: Gh] # 1 ای ساربان به قتل ضعیفان کمر مبند %~% بر گیر بارم از دل و بار سفر ~~مبند # 2 در اشک ما نگه کن و از سیم در گذر %~% بر روی ما نظر فکن و نقش زر مبند # 3 ما را چو در سلاسل زلفت مقیدیم %~% پای دل شکسته بزنجیر درمبند # 4 فرهاد را مکش بجدائی و در غمش %~% هر دم خروش و غلغله در کوه و در ms172 مبند # 5 ای دل مگر بیاد نداری که گفتمت %~% چندین طمع برآن بت بیدادگر مبند # 6 ور آبروی بایدت ای چشم درفشان %~% بر یاد لعل او سر درج گهر مبند # 7 ای باغبان گرم ندهی ره بپای گل %~% گلزار را بروی من خسته در مبند # 8 چون سرو اگر چنانکه سرافرازیت هواست %~% چون نی بقصد بی سر و پایان کمر ~~مبند # 9 چشمم که در هوای رخت بازگشته است %~% مرغ دل مرا مشکن بال و پر مبند # 10 بی جرم اگر چه از نظر افکنده‌ئی مرا %~% بگشای پرده از رخ و راه نظر ~~مبند # 11 خواجو چو نیست در شب هجران امید روز %~% با تیره شب بسر برو دل در سحر ~~مبند PageV1P362 ### || [genre: Gh] # 1 عاقل ندهد عاشق دلسوخته را پند %~% سلطان ننهد بنده محنت زده را بند # 2 ای یار عزیز انده دوری تو چه دانی %~% من دانم و یعقوب فراق رخ فرزند # 3 از دیده رود آور اگر سیل برانم %~% چون دجله بغداد شود دامن الوند # 4 عیبم مکن ای خواجه که در عالم معنی %~% جهلست خردمندی و دیوانه خردمند # 5 تا جان بود از مهر رخش برنکنم دل %~% گر میر نهد بندم و گر پیر دهد پند # 6 آن فتنه کدامست که بنیاد جهانی %~% چون پرده ز رخسار برافکند برافکند # 7 برمن مفشان دست تعنت که بشمشیر %~% از لعل تو دل برنکنم چون مگس از قند # 8 در دیده من حسرت رخسار تو تا کی %~% در سینه من آتش هجران تو تا چند # 9 ناچار چو شد بنده فرمان تو خواجو %~% چون گردن طاعت ننهد پیش خداوند ~~PageV1P363 ### || [genre: Gh] # 1 همرهان رفتند و ما را در سفر بگذاشتند %~% از خبر رفتیم و ما را بیخبر ~~بگذاشتند # 2 بر میان از مو کمر بستند و این شوریده را %~% همچو موی آشفته بر کوه و ~~کمر بگذاشتند # 3 بر سر راه اوفتادم تا ز من بر نگذرند %~% همچو خاک ms173 ره مرا بر رهگذر ~~بگذاشتند # 4 شمع را در آتش و سوز جگر بگداختند %~% طوطی شیرین سخن را بی شکر ~~بگذاشتند # 5 بلبل شوریده دلرا از چمن کردند دور %~% طوطی شیرین سخن را بی شکر ~~بگذاشتند # 6 پیشتر رفتیم و ما را نیشتر بر جان زدند %~% وینچنین با ریش و زخم نیشتر ~~بگذاشتند # 7 بی غباری از چه ما را خاک راه انگاشتند %~% بی خطائی از چه ما را در ~~خطر بگذاشتند # 8 کار خواجو زیر و بالا بود چون دور فلک %~% کار او را بین که چون زیر و ~~زبر بگذاشتند PageV1P364 ### || [genre: Gh] # 1 دل مجروح مرا آگهی از جان دادند %~% جان غمگین مرا مژده جانان دادند # 2 پیش خسرو سخن شکر شیرین گفتند %~% بزلیخا خبر از یوسف کنعان دادند # 3 آدم غمزده را بوی بهشت آوردند %~% مرغ را باز بشارت ز گلستان دادند # 4 خبر چشمه حیوان بسکندر بردند %~% مژده خاتم دولت بسلیمان دادند # 5 هودج ویس بمنزلگه رامین بردند %~% پایه سلطنت شاه بدربان دادند # 6 دعد را پرده ز رخسار رباب افکندند %~% ذره را رفعت خورشید درخشان دادند # 7 عام را خلعت خاص از بر شاه آوردند %~% خضر را شربتی از چشمه حیوان ~~دادند # 8 تشنه بادیه را باز رساندند بب %~% کشته معرکه را بار دگر جان دادند # 9 باغ را رونقی از سرو روان افزودند %~% کاخ را زینتی از شمع شبستان ~~دادند # 10 مژده آمدن خواجه به خواجو بردند %~% بنده را آگهی از حضرت سلطان دادند ~~PageV1P365 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چون در شکن طره شب چین دادند %~% مژده آمدن آن صنم چین دادند # 2 بیدلانرا سخنی از رخ دلبر گفتند %~% بلبلانرا خبری از گل نسرین دادند # 3 باسیران بلا ملک امان فرمودند %~% بفقیران گدا گنج سلاطین دادند # 4 عطر مجنون همه از سنبل لیلی سودند %~% کام خسرو همه از شکر شیرین دادند # 5 سوز پروانه دگر در دل شمع افکندند %~% مهر اورنگ بگلچهر خور آئین دادند ms174 # 6 خضر را آگهی از آب حیان آوردند %~% نامه ویس گلندام برامین دادند # 7 روی اقبال بسوی من مسکین کردند %~% شادی گمشده را با من غمگین دادند # 8 بسها پرتوی از نور قمر بخشیدند %~% بگیا نکهت انفاس ریاحین دادند # 9 جان بشکرانه ده ایدل که کنون خواجو را %~% کام دل زان لب جان‌پرور ~~شیرین دادند PageV1P366 ### || [genre: Gh] # 1 این چه نامه‌ست که از کشور یار آوردند %~% وین چه نافه‌ست که از سوی ~~تتار آوردند # 2 مژده یوسف گمگشته بکنعان بردند %~% خبر یار سفر کرده به یار آوردند # 3 دوستانرا ز غم دوست امان بخشیدند %~% بوستانرا گل صد برگ ببار آوردند # 4 بیدل غمزده را مژده دلبر دادند %~% بلبل دلشده را بوی بهار آوردند # 5 نسخه‌ئی از پی تعویذ دل سوختگان %~% از سواد خط آن لاله عذار آوردند # 6 نوش داروئی از آن لب که روان زنده ازوست %~% بمن خسته مجروح نزار ~~آوردند # 7 از خم سلسله طره لیلی تابی %~% از برای دل مجنون فگار آوردند # 8 بزم شوریده دلان را ز پی نقل صبوح %~% شکری از لب شیرین نگار آوردند # 9 می فروشان عقیق لب او خواجو را %~% قدحی می ز پی دفع خمار آوردند ~~PageV1P367 ### || [genre: Gh] # 1 خیمه نوروز بر صحرا زدند %~% چارطاق لعل بر خضرا زدند # 2 لاله را بنگر که گوئی عرشیان %~% کرسی از یاقوت برمینا زدند # 3 کارداران بهار از زرد گل %~% آل زر بر رقعه خارا زدند # 4 از حرم طارم نشینان چمن %~% خرگه گلریز بر صحرا زدند # 5 گوشه‌های باغ از آب چشم ابر %~% خنده‌ها بر چشمهای ما زدند # 6 مطربان با مرغ همدستان شدند %~% عندلیبان پرده عنقا زدند # 7 در هوای مجلس جمشید عهد %~% غلغل اندر طارم اعلی زدند # 8 باد نوروزش همایون کاین ندا %~% قدسیان در عالم بالا زدند # 9 طوطیان با طبع خواجو گاه نطق %~% طعنه‌ها بر بلبل گویا زدند PageV1P368 ### || [genre: Gh] # 1 ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند ms175 %~% مدام معتکف آستان خمارند # 2 از آن به خاک درت مست می‌سپارم جان %~% که هم بکوی تو مستم بخاک ~~بسپارند # 3 چرا بهیچ شمارند می پرستان را %~% که ملک روی زمین را بهیچ نشمارند # 4 هر آن غریب که خاطر بخوبرویان داد %~% غریب نبود اگر خاطرش بدست آرند # 5 ز بیدلان که ندارند بی تو صبر و قرار %~% روا مدار جدائی که خود ترا ~~دارند # 6 چو سایه راه نشینان بپای دیوارت %~% اگر به فرق نپویند نقش دیوارند # 7 ز سر برون نکنم آرزوی خاک درت %~% در آن زمان که مرا خاک بر سر انبارند # 8 بکنج صومعه آنها که ساکنند امروز %~% چو بلبلان چمن در هوای گلزارند # 9 ز خانه خیمه برون زن که اهل دل خواجو %~% شراب و دامن صحرا ز دست ~~نگذارند PageV1P369 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیان آبم بجام لعل شکر خا برند %~% شاهدان خوابم بچشم جادوی شهلا ~~برند # 2 گه بسوی دیرم از مقصوره جامع کشند %~% گه به معراجم ز بام مسجد اقصی ~~برند # 3 ساکنان کعبه هر ساعت بجست و جوی من %~% از صوامع ره به خلوتخانه ترسا ~~برند # 4 روز و شب خاشاک روبان در دیر مغان %~% مست و بیخود دوش بردوش آورندم یا ~~برند # 5 گر کنی زنجیرم از زلف مسلسل عاقلان %~% رشک بر دیوانگان بی سر و بی پا ~~برند # 6 مشک غمازست ورنی کی بشب شوریدگان %~% از پی دل ره بدان گیسوی مشک آسا ~~برند # 7 گر به جنت یا سقر سرگشتگان عشق را %~% روز محشر از لحد آشفته و شیدا ~~برند # 8 باد پیمایان که برآتش زنند از باده آب %~% پیش یاقوت تو آب ساغر صهبا ~~برند # 9 هر شبی دفتر نویسان ورق پرداز شام %~% از سواد خط سبزت نسخه سودا برند # 10 در هوای لعل در پاشت بدامن سائلان %~% هردم از بحرین چشمم لؤلؤ لالا ~~برند # 11 خاکیان با گریه ما خنده بر دریا زنند %~% و آب روشن دمبدم از ms176 چشمهای ~~ما برند # 12 چون کند خواجو حدیث منظرت فردوسیان %~% گوهر نظمش ز بهر زیور حورا ~~برند PageV1P370 ### || [genre: Gh] # 1 مرغان این چمن همه بی بال و بی پرند %~% مردان این قدم همه بی پا و بی ~~سرند # 2 از جسم و جان بری و ز کونین فارغند %~% با خاک ره برابر و از عرش ~~برترند # 3 روح مجسمند نه جسم مروحند %~% نور مصورند نه شمع منورند # 4 بر عرصه حدوث قدم در قدم زنند %~% در مجلس وجود شراب از عدم خورند # 5 شرب از حیاض قدسی کروبیان کنند %~% نزل از ریاض علوی روحانیان برند # 6 کی آشیان نهند درین خاکدان از آنک %~% شهباز عرشیند که در لامکان پرند # 7 عبهر مثال معتل و اجوف نهندشان %~% اما بدان صحیح که سالم چو عرعرند # 8 سلطان تختگاه و اقالیم وحدتند %~% لیکن بری ز ملکت و فارغ ز لشکرند # 9 خواجو گدای درگه ارباب فقر باش %~% کانها که مفلسند بمعنی توانگرند ~~PageV1P371 ### || [genre: Gh] # 1 چون ترک من سپاه حبش برختن زند %~% از مشگ سوده سلسله بر نسترن زند # 2 کار دلم چو طره مشگین مشگ بیز %~% برهم زند چو سنبل تر بر سمن زند # 3 گر بگذرد بچین سر زلف او صبا %~% هر لحظه دم ز نافه مشگ ختن زند # 4 لعلش بگاه نطق چو گوهرفشان شود %~% صد طعنه بر طویله در عدن زند # 5 در آرزوی عارض و بالاش عندلیب %~% هنگامه بر فراز گل و نارون زند # 6 هر شب فضای کوی تو خلوتسرای ماست %~% آری اویس نوبت عشق از قرن زند # 7 ای باغبان ز غلغل بلبل عجب مدار %~% سلطان گل چو خیمه بصحن چمن زند # 8 خواجو چو زیر خاک شود در هوای تو %~% از سوز سینه آتش دل در کفن زند ~~PageV1P372 ### || [genre: Gh] # 1 هم عفی الله نی که ما را مرحبائی می‌زند %~% عارفانرا در سر اندازی ~~صلائی می‌زند # 2 آشنایانرا ز بی خویشی نشانی می‌دهد %~% بینوایانرا ز ms177 بی برگی نوائی ~~می‌زند # 3 اهل معنی را که از صورت تبرا کرده‌اند %~% هر نفس در عالم معنی ندائی ~~می‌زند # 4 می‌سراید همچو مرغان سرائی وز نفس %~% هر دم آتش همچو باد اندر سرائی ~~می‌زند # 5 همچو نی گر در سماعت خرقه بازی آرزوست %~% دامن آنکس بچنگ آور که نائی ~~می‌زند # 6 یکنفس با او بساز ار ره بجائی می‌بری %~% همدم او باش کوهم دم ز جائی ~~می‌زند # 7 گر نئی بیگانه خواجو حال خویش از نی شنو %~% زانکه آن دلخسته هم دم ز ~~آشنائی می‌زند PageV1P373 ### || [genre: Gh] # 1 تا درد نیابند دوا را نشناسند %~% تا رنج نبیند شفا را نشناسند # 2 آنها که چو ماهی این بحر نگردند %~% شک نیست که ماهیت ما را نشناسند # 3 با عشق و هوا برگ و نواراست نیاید %~% خاموش که عشاق نوا را نشناسند # 4 منصور بقا از گذر دار فنا یافت %~% نا گشته فنا دار بقا را نشناسند # 5 تا معتکفان حرم کعبه وحدت %~% خود را نشناسند خدا را نشناسند # 6 یاران وفادار جفا را نپسندند %~% خوبان جفا کار وفا را نشناسند # 7 آنها که ندارند نم چشم و غم دل %~% خاصیت این آب و هوا را نشناسند # 8 با عشق تو زیبائی خوبان ننماید %~% با پرتو خورشید سها را نشناسند # 9 خواجو چه عجب باشد ارش کس نشناسد %~% شاهان جهاندار گدا را نشناسند ~~PageV1P374 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا می زین فزون‌تر کن که میخواران بسند %~% همچو ما دردیکشان در کوی ~~خماران بسند # 2 ساغر وصل ار به بیداران مجلس می‌رسد %~% سر برآر از خواب و می در ده که ~~بیداران بسند # 3 گر سبک دل گشتم از رطل گران عیبم مکن %~% زانکه در بزم سبک روحان ~~سبکساران بسند # 4 ای عزیزان گر بصد جان می‌نهند ارزان بود %~% یوسف ما را که در مصرش ~~خریداران بسند # 5 چشم مستت کو طبیب درد بیدردمان ماست %~% گو نگاهی کن که در هر گوشه ~~بیماران بسند ms178 # 6 چون ننالم کانکه فریاد گرفتاران ازوست %~% کی بفریادم رسد کو را ~~گرفتاران بسند # 7 ذره باری از چه ورزد مهر و سوزد در هوا %~% زانکه چون او شاه انجم را ~~هواداران بسند # 8 ایکه گفتی هر زمان یاری گرفتن شرط نیست %~% ما ترا داریم و بس لیکن ترا ~~یاران بسند # 9 گر گنهکارم که عمری صرف کردم در غمت %~% بگذران از من که همچون من ~~گنهکاران بسند # 10 بر امید گنج خواجو از سر شوریدگی %~% دست در زلفش مزن کانجا سیه ماران ~~بسند PageV1P375 ### || [genre: Gh] # 1 چون خط سبز تو بر آفتاب بنویسند %~% بدود دل سبق مشک ناب بنویسند # 2 بسا که باده پرستان چشم ما هر دم %~% برات می بعقیق مذاب بنویسند # 3 حدیث لعل روان پرور تو میخواران %~% بدیده برلب جام شراب بنویسند # 4 معینست که طوفان دگر پدید آید %~% چو نام دیده ما برسحاب بنویسند # 5 سیاهی ار نبود مردمان دریائی %~% حدیث موج سرشکم به آب بنویسند # 6 سواد شعر من و وصف آب دیده نجوم %~% شبان تیره بمشک و گلاب بنویسند # 7 محرران فلک شرح آه دلسوزم %~% نه یک رساله که برهفت باب بنویسند # 8 چو روزنامه روی تو در قلم گیرند %~% محققست که برآفتاب بنویسند # 9 خطی که مردم چشمم سواد کرد چو آب %~% مگر بخون دل او را جواب بنویسند # 10 برات من چه بود گر برآن لب شیرین %~% به مشک سوده ز بهر ثواب بنویسند # 11 سزد که بر رخ خواجو قلم زنان سرشک %~% دعای خسرو عالیجناب بنویسند ~~PageV1P376 ### || [genre: Gh] # 1 هر نسخه که در وصف خط یار نویسند %~% باید که سوادش بشب تار نویسند # 2 در چین صفت جعد سمن سای نگارین %~% هر نیمشب از نافه تاتار نویسند # 3 ای بس که چو من خاک شوم قصه دردم %~% صاحب‌نظران بر در و دیوار نویسند # 4 باید که حدیث من دیوانه سرمست %~% ارباب خرد بر دل هشیار نویسند # 5 هرنکته که در ms179 سکه من نقش بخوانند %~% آنرا بطلا بر رخ دینار نویسند # 6 شرح خط سبز تو مقیمان سماوات %~% هر شام برین پرده زنگار نویسند # 7 از تذکره روشن نشود قصه منصور %~% الا که بخون بر ز بردار نویسند # 8 گر در قلم آرند وفانامه عشاق %~% اول سخنم بر سر طومار نویسند # 9 هر جور که برما کند آن یار جفا کار %~% شرطست که یاران وفادار نویسند # 10 آن قصه که فرهاد زدی جامه جان چاک %~% رسمست که بردامن کهسار نویسند # 11 مستان خرابات طرب‌نامه خواجو %~% بر حاشیه خانه خمار نویسند ~~PageV1P377 ### || [genre: Gh] # 1 می‌کشندم بخرابات و در آن می‌کوشند %~% که به یک جرعه می آب رخم ~~بفروشند # 2 دیگران مست فتادند و قدح ما خوردیم %~% پختگان سوخته و افسرده دلان ~~می‌جوشند # 3 باده از دست حریفان ترشروی منوش %~% که بباطن همه نیشند و بظاهر نوشند # 4 ایکه خواهی که ز می توبه دهی مستانرا %~% با زمانی دگر افکن که کنون ~~بیهوشند # 5 مطربان گر جگر چنگ چنان نخراشند %~% می پرستان جگر خسته چنین نخروشند # 6 تا کی از مهر تو هرشب چو شفق سوختگان %~% خون چشم از مژه پاشند و بدامن ~~پوشند # 7 برفکن پرده ز رخسار که صاحب‌نظران %~% همه چشمند و اگر در سخن آئی ~~گوشند # 8 بلبلان چمن عشق تو همچون سوسن %~% همه تن جمله زبانند ولی خاموشند # 9 عیب خواجو نتوان کرد که در مجلس ما %~% صوفیان نیز چو رندان همه دردی ~~نوشند PageV1P378 ### || [genre: Gh] # 1 در آن مجلس که جام عشق نوشند %~% کجا پند خردمندان نیوشند # 2 خداوندان دانش نیک دانند %~% که مدهوشان خداوندان هوشند # 3 خوشا وقتی که مستان جام نوشین %~% بیاد چشمه نوش تو نوشند # 4 مکن قصد من مسکین که خوبان %~% چنین در خون مسکینان نکوشند # 5 برون از زلف و رخسارت ندیدم %~% که برمه سنبل مه پوش پوشند # 6 هنوزت جادوان در عین سحرند %~% هنوزت هندوان عنبر فروشند # 7 مگر خواجو که مرغان ms180 ضمیرم %~% ز مستی همچو بلبل در خروشند # 8 نگر کازادگان گرده زبانند %~% چو سوسن جمله گویای خموشند PageV1P379 ### || [genre: Gh] # 1 کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند %~% باختیار هلاک خود اختیار کند # 2 نه رای آنکه دلم دل ز یار برگیرد %~% نه روی آنکه تنم پشت بر دیار کند # 3 ز روزگار هرآن محنتم که پیش آمد %~% دلم شکایت آنهم بروزگار کند # 4 بیا و بر سر چشمم نشین که در قدمت %~% بسا که دیده بدامن گهر نثار کند # 5 بناسزای رقیب از تو گر کناره کنم %~% دلم سزای من از دیده در کنار کند # 6 اگر ز تربت من سر برآورد خاری %~% هنوز در دلم آن خار خار خار کند # 7 ببوی خال تو جانم اسیر زلف تو شد %~% برای مهره کسی جان فدای مار کند # 8 خمار می‌کندم بی لب تو می خوردن %~% اگر چه مست کی اندیشه از خمار کند # 9 گر از وصال تو خواجو امید برگیرد %~% خیال روی تو بازش امیدوار کند ~~PageV1P380 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویت تاب در شمع شبستان افکند %~% اشکم آتش در دل لعل بدخشان افکند # 2 ای بسا دود جگر کز مهر رویت هر شبی %~% شمع عالمتاب گردون در شبستان ~~افکند # 3 صوفی صافی گر از لعل تو جامی در کشد %~% خویشتن را در میان می پرستان ~~افکند # 4 راستی را ترک تیرانداز مستت هر نفس %~% کشته‌ئی را از هوا برخاک میدان ~~افکند # 5 درج یاقوت گهر پوشت چو گردد در فشان %~% از تحیر خون دل در جان مرجان ~~افکند # 6 یک نظر در کار خواجو کن که هر شب در فراق %~% ز آتش مهرت شرر در کاخ ~~کیوان افکند # 7 نزد طوفان سرشکش بین که ابر نوبهار %~% از حیا آب دهن بر روی عمان ~~افکند PageV1P381 ### || [genre: Gh] # 1 ترکم از غمزه چو ناوک بکمان در فکند %~% ای بسا فتنه که هر دم بجهان در ~~فکند # 2 کمر ار ms181 نکته‌ئی از وصف میانش گویم %~% خویشتن را بفضولی بمیان در فکند # 3 گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگر %~% قلم از حیرت رویش ز بنان در فکند # 4 تا چرا نرگس مست تو بقصد دل من %~% هردم از غمزه خدنگی بکمان در فکند # 5 بشکرخنده در آور نه یقین می‌دانم %~% که دهان تو یقین را بگمان در فکند # 6 باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحر %~% بچمن بلبل شوریده فغان در فکند # 7 قلم ار شرح دهد قصه اندوه فراق %~% ظاهر آنست که آتش بزبان درفکند # 8 نرگس مست تو از کنج صوامع هر دم %~% زاهدی را بخرابات مغان در فکند # 9 خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوح %~% بقدح اشک چو یاقوت روان در فکند ~~PageV1P382 ### || [genre: Gh] # 1 آنکه هرگز نظری با من شیدا نکند %~% نتواند که مرا بی سر و بی پا نکند # 2 دوش می‌گفت که من با تو وفا خواهم کرد %~% لیک معلوم ندارم که کند یا ~~نکند # 3 اگر آن حور پری رخ بخرامد در باغ %~% نبود آدمی آنکس که تماشا نکند # 4 خسرو آن نیست که از آتش دل چون فرهاد %~% جان فدای لب شیرین شکرخا نکند # 5 گل چو بر ناله مرغان چمن خنده زند %~% چکند بلبل شب خیز که سودا نکند # 6 هر که را تیغ جفا بردل مجروح زنی %~% حذر از ضربت شمشیر تو قطعا نکند # 7 چون توانم شدن از نرگس مستت ایمن %~% کانکه چشم تو کند کافر یغما نکند # 8 گل خیری چو بر اطراف گلستان گذرم %~% نتواند که رخم بیند و صفرا نکند # 9 هر که احوال دل غرقه بداند خواجو %~% اگرش عقل بود روی بدریا نکند ~~PageV1P383 ### || [genre: Gh] # 1 هیچکس نیست که وصل تو تمنا نکند %~% یا جفا بر من دلخسته شیدا نکند # 2 هر که سودای سر زلف تو دارد در سر %~% این خیالست که سر در سر سودا ~~نکند # 3 چشم شوخت چه عجب ms182 گر دل مردم بربود %~% ترک سرمست محالست که یغما نکند # 4 وامق آن نیست که گر تیغ نهندش بر سر %~% سر بگرداند و جان در سر عذرا ~~نکند # 5 ماه کنعائی ما گو ز پس پرده درآی %~% تا دگر مدعی انکار زلیخا نکند # 6 عاقبت دود دلش فاش کند از روزن %~% هر که از آتش دل سوزد و پیدا نکند # 7 مرد صاحب‌نظر آنست که تا جان بودش %~% نتواند که نظر در رخ زیبا نکند # 8 آن سهی سرو روان از سر پا ننشیند %~% تا من دلشده را بی سر و بی پا ~~نکند # 9 مکن اندیشه فردا و قدح نوش امروز %~% کانکه عاقل بود اندیشه فردا نکند # 10 در بهاران که عروسان چمن جلوه کنند %~% کیست کورا هوس عیش و تماشا ~~نکند # 11 دل کجا برکند از آن لب میگون خواجو %~% زانکه مخمور بترک می حمرا نکند ~~PageV1P384 ### || [genre: Gh] # 1 جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند %~% تن خاکی طلب جان چه کند گر ~~نکند # 2 هر گدائی که مقیم در سلطان گردد %~% روز و شب خدمت دربان چه کند گر ~~نکند # 3 بینوائی که برو لشکریان جور کنند %~% روی در حضرت سلطان چه کند گر نکند # 4 طالب وصل حرم در شب تاریک رحیل %~% تکیه بر خار مغیلان چه کند گر نکند # 5 آن نگارین مبرقع چو کند میل عراق %~% دلم آهنگ سپاهان چه کند گر نکند # 6 چون زلیخا دلش از دست بشد ملکت مصر %~% در سر یوسف کنعان چه کند گر ~~نکند # 7 هر که در پای گلش برگ صبوحی باشد %~% صبحدم عزم گلستان چه کند گر نکند # 8 زلف سرگشته که بر روی تو گشت آشفته %~% گرد رخسار تو دوران چه کند گر ~~نکند # 9 نتواند که ز هجر تو ننالد خواجو %~% هر که خنجر خورد افغان چه کند گر ~~نکند PageV1P385 ### || [genre: Gh] # 1 گمان مبر که دلم میل دوستان نکند %~% چرا که ms183 مرغ چمن ترک بوستان نکند # 2 کسی که نقد خرد داد و ملک عشق خرید %~% اگر ز سود و زیان بگذرد زیان ~~نکند # 3 بجان دوست که گنج روان دلی یابد %~% که او مضایقه با دوستان بجان نکند # 4 شب رحیل خوشا در عماری آسودن %~% بشرط آنکه جرس ناله و فغان نکند # 5 چه باشد ار نفسی ساربان در این منزل %~% قرار گیرد و تعجیل کاروان نکند # 6 شهی که باده روشن کشد بتیره شبان %~% معینست که اندیشه از شبان نکند # 7 چو خامه هر که حدیث دل آورد بزبان %~% طمع مدار که سر بر سر زبان نکند # 8 زبان شمع جگرسوز از آن برند بگاز %~% که از فسرده دلان راز دل نهان ~~نکند # 9 جهان بحال کسی ملتفت شود خواجو %~% که التفات به نیک و بد جهان نکند ~~PageV1P386 ### || [genre: Gh] # 1 سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند %~% لب لعلش مدد جان نکند چون نکند # 2 گر چه دربان ندهد راه ولیکن درویش %~% التماس از در سلطان نکند چون ~~نکند # 3 هر که زین رهگذرش پای فرو رفت به گل %~% میل آن سرو خرامان نکند چون ~~نکند # 4 چون تو در بادیه بر دست نهی آب زلال %~% تشنه را آرزوی آن نکند چون ~~نکند # 5 کافر زلف تو چون روی ز ایمان پیچد %~% قصد آزار مسلمان نکند چون نکند # 6 طالب لعل توام کانکه بظلمات افتاد %~% طلب چشمه حیوان نکند چون نکند # 7 باغبانرا که ز غلغل همه شب خواب نبرد %~% شور بر مرغ سحر خوان نکند چون ~~نکند # 8 صبر ایوب کسی را که نباشد در رنج %~% حذر از محنت کرمان نکند چون نکند # 9 چون درین مرحله خواجو اثر از گنج نیافت %~% ترک این منزل ویران نکند ~~چون نکند PageV1P387 ### || [genre: Gh] # 1 چنانکه صید دل آن چشم آهوانه کند %~% پلنگ صید فکن قصد آهوان نکند # 2 چو تیر غمزه خونریز در کمان آرد %~% دل شکسته صاحبدلان نشانه کند ms184 # 3 سپاه زنگ چو از چین بنیمروز کشد %~% شکنج زلف و بناگوش را بهانه کند # 4 هزار دل ز سر شانه‌اش فرو بارد %~% چو ترک سیم عذارم نغوله شانه کند # 5 بدانکه مرغ دل خسته‌ئی بقید آرد %~% ز زلف تا فتنه دام و ز خال دانه ~~کند # 6 ازین قدر چه کم آید ز قدر و حشمت شاه %~% که یک نظر بگدایان خیلخانه ~~کند # 7 اگر بچرخ برافشاند آستین رسدش %~% کسی که سرمه از آن خاک آستانه کند # 8 کجا رسم بمکانت که پشه نتواند %~% که در نشیمن سیمرغ آشیانه کند # 9 چو بر زمانه بهر حال اعتمادی نیست %~% نه عاقلست که او تکیه بر زمانه ~~کند # 10 دل شکسته خواجو چو از میانه ربود %~% چرا ندیده گناهی ازو کرانه کند ~~PageV1P388 ### || [genre: Gh] # 1 چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند %~% روز من بد روز را همچون شب ~~تاری کند # 2 از خستگان دل می‌برد لیکن نمی‌دارد نگه %~% سهلست دل بردن ولی باید که ~~دلداری کند # 3 زینسان که من دنیا و دین در کار عشقش کرده‌ام %~% یاری بود کو هر زمان ~~با دیگری یاری کند # 4 تا کی خورم خون جگر در انتظار وعده‌اش %~% گر می‌دهد کام دلم چندم جگر ~~خواری کند # 5 گویند اگر زاری کنی دیگر نیازارد ترا %~% سلطان چه غم دارد اگر بازاریی ~~زاری کند # 6 همچون کمر خود را بزر بر وی توان بستن ولی %~% چون زر نبیند در میان ~~آهنگ بیزاری کند # 7 بر عاشقان خسته دل هر شب شبیخون آورد %~% چون زورمندست و جوان خواهد که ~~عیاری کند # 8 گو غمزه را پندی بده تا ترک غمازی کند %~% یا طره را بندی بنه تا ترک ~~طراری کند # 9 خواجو اگر زلف کژش بینی که برخاک اوفتد %~% با آن رسن در چه مرو کان از ~~سیه کاری کند PageV1P389 ### || [genre: Gh] # 1 ماه من مشک سیه در دامن گل می‌کند %~% سایبان آفتاب از شاخ سنبل ms185 می‌کند # 2 گر چه از روی خرد دور تسلسل باطلست %~% خط سبزش حکم بر دور تسلسل ~~می‌کند # 3 هرگز از جام می لعلش نمی‌باشد خمار %~% می پرستی کو ببادامش تنقل ~~می‌کند # 4 راستی را شاخ عرعر می‌درفشد همچو بید %~% کان سهی سرو روان میل تمایل ~~می‌کند # 5 جادوی چشمش قلم در سحر بابل می‌کشد %~% سبزی خطش سزا در دامن گل می‌کند # 6 آنکه ما را می‌تواند سوختن درمان ما %~% می‌تواند ساختن لیکن تغافل ~~می‌کند # 7 گفت اگر کام دلت باید ز وصلم جان بده %~% می‌دهم گر لعل جان بخشش تقبل ~~می‌کند # 8 در برم دل همچو مهر از تاب لرزان می‌شود %~% چون فراق آنمه تابان تحمل ~~می‌کند # 9 نرگسش گوید که فرض عین باشد قتل تو %~% جان برشوة می‌دهم گر این تفضل ~~می‌کند # 10 ای گل ار برگ نوای بلبل مستت بود %~% باد پندار ار صبا انکار بلبل ~~می‌کند # 11 گر ندارد با دل سرگشته خواجو نزاع %~% هندوی زلفش چرا بر وی تطاول ~~می‌کند PageV1P390 ### || [genre: Gh] # 1 گمان مبر که در آفاق اهل حسن کمند %~% ولیک پیش وجود تو جمله کالعدمند # 2 صبوحیان سحرخیز کنج خلوت عشق %~% چه غم خورند چو شادی خوران جام جمند # 3 چو گنج عشق تو دارند در خرابه دل %~% نه مفلسند ولی منعمان بی درمند # 4 چو قامت تو ببینند کوس عشق زنند %~% پریرخان که بعالم بدلبری علمند # 5 بقصد مرغ دل خستگان میفکن دام %~% که طائران هوایت کبوتر حرمند # 6 بتیغ هجر زدن عاشقان مسکین را %~% روا مدار که مجروح ضربت ستمند # 7 چو آهوان پلنگ افکن ترا بینند %~% اگر بصید روی از تو وحشیان نرمند # 8 دمی ندیم اسیران قید محنت باش %~% ببین که سوختگان غم تو در چه دمند # 9 خلاف حکم تو خواجو کجا تواند کرد %~% که بیدلان همه محکوم و دلبران ~~حکمند PageV1P391 ### || [genre: Gh] # 1 سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند %~% ور سوی کعبه شوم راهب دیرم خوانند # 2 زاهدان ms186 کز می و معشوق مرا منع کنند %~% چون شدم کشته ز تیغم به چه ~~می‌ترسانند # 3 روی بنمای که جمعی که پریشان تواند %~% چون سر زلف پریشان تو سرگردانند # 4 دل دیوانه‌ام از بند کجا گیرد پند %~% کان دو زلف سیهش سلسله ~~می‌جنبانند # 5 من مگر دیوم اگر زانکه برنجم ز رقیب %~% که رقیبان تو دانم که پری ~~دارانند # 6 عاقبت از شکرت شور بر آرم روزی %~% گر چه از قند تو همچون مگسم ~~می‌رانند # 7 چون تو ای فتنه نوخاسته برخاسته‌ئی %~% شمع را شاید اگر پیش رخت ~~بنشانند # 8 حال آن نرگس مست از من مخمور بپرس %~% زانکه در چشم تو سریست که مستان ~~دانند # 9 خاک روبان درت دم بدم از چشمه چشم %~% آب برخاک سر کوی تو می‌افشانند # 10 جان فروشان ره عشق تو قومی عجبند %~% که بصورت همه جسمند و بمعنی ~~جانند # 11 عندلیبان گلستان ضمیرت خواجو %~% گاه شکر شکنی طوطی خوش الحانند ~~PageV1P392 ### || [genre: Gh] # 1 طره‌های تو کمند افکن طرارانند %~% غمزه‌های تو طبیب دل بیمارانند # 2 از رقیبان تو باید که پریشان نشوند %~% که یقینست که آن جمع پری ~~دارانند # 3 زان بدورت همه محراب نشینان مستند %~% که چو ابروی تو پیوسته خمارانند # 4 چشم مست تو چو یک لحظه ز می خالی نیست %~% زاهدان از چه سبب منکر ~~میخوارانند # 5 چون بمیرم بدر میکده تابوت مرا %~% مگذرانید بدان کوچه که هشیارانند # 6 آنکه در حلقه زلفش دل ما در بندست %~% چه خبر دارد از آنها که ~~گرفتارانند # 7 گفتمش گنج لطافت رخ مه پیکر تست %~% گفت خاموش که برگنج سیه مارانند # 8 مهر ورزان که نباشند زمانی بی اشک %~% روز و شب بهر چه سوزند که ~~دربارانند # 9 هر که خواهد که برد سر بسلامت خواجو %~% گو درین کوی منه پای که ~~عیارانند PageV1P393 ### || [genre: Gh] # 1 مستم آنجا مبر ای یار که سرمستانند %~% دست من گیر که این طایفه ~~پردستانند # 2 آن دو جادوی ms187 فریبنده افسون سازش %~% خفته‌اند این دم از آن روی که ~~سرمستانند # 3 در سراپرده ما پرده‌سرا حاجت نیست %~% زانکه مستان همه طوطی شکر ~~دستانند # 4 مهر ورزان که وصالت بجهانی ندهند %~% با جمال تو دو عالم بجوی نستانند # 5 عاشقان با تو اگر زانکه بزندان باشند %~% با گلستان جمالت همه در ~~بستانند # 6 زلف و خال تو بخط ملک ختا بگرفتند %~% هندوان بین که دگر خسرو ~~ترکستانند # 7 زیردستان تهیدست بلاکش خواجو %~% جان ز دستش نبرند ار بمثل دستانند ~~PageV1P394 ### || [genre: Gh] # 1 چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند %~% با من خسته برآنند که از پیش ~~برانند # 2 می‌کشند از پی خویشم که بزاری بکشندم %~% که مرا تا نکشند از غم خویشم ~~نرهانند # 3 صبر تلخست و طبیبان ز شکر خنده شیرین %~% همچو فرهاد بجز شربت زهرم ~~نچشانند # 4 ایکه بر خسته دلان می‌گذری از سرحشمت %~% هیچ دانی که شب هجر تو چون ~~می‌گذرانند # 5 گر توانی بعنایت نظری کن که ضعیفان %~% صبر از آن نرگس مخمور توانا ~~نتوانند # 6 چه تمتع بود ارباب کرم را ز تنعم %~% گر نصیبی بگدایان محلت نرسانند # 7 بجز از مردمک دیده اگر تشنه بمیرم %~% آبم این طایفه بی روی تو برلب ~~نچکانند # 8 آنچنان بسته زنجیر سر زلف تو گشتم %~% که همه خلق جهانم ز کمندت ~~نجهانند # 9 عارفان تا که بجز روی تو در غیر نبینند %~% شمع را چون تو بمجلس بنشینی ~~بنشانند # 10 جز میانت سر موئی نشناسیم ولیکن %~% عاقلان معنی این نکته باریک ~~ندانند # 11 خواجو از مغبچگان روی مگردان که ازین روی %~% اهل دل معتکف کوی خرابات ~~مغانند PageV1P395 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی اگرش باده صافی نچشانند %~% صاحبنظران صوفی صافیش نخوانند # 2 بنگر که مقیمان سراپرده وحدت %~% در دیر مغان همسبق مغبچگانند # 3 رو گوش کن از زمزمه ناله ناقوس %~% آن نکته که ارباب خرد واله از آنند # 4 در حلقه رندان خرابات مغان آی %~% تا یکنفس از خویشتنت ms188 باز رهانند # 5 از کعبه چه پرسی خبر اهل حقیقت %~% کاین طایفه در کوی خرابات مغانند # 6 از مغبچگان می‌شنوم نکته توحید %~% و ارباب خرد معنی این نکته ندانند # 7 سر حلقه رندان خرابات چو خواجوست %~% زان همچو نگینش همه در حلقه ~~نشانند PageV1P396 ### || [genre: Gh] # 1 چو مطربان سحر چنگ در رباب زنند %~% صبوحیان نفس از آتش مذاب زنند # 2 بتاب سینه چراغ فلک بر افروزند %~% ز آب دیده نمک بردل کباب زنند # 3 چو آفتاب ز جیب افق برآرد سر %~% ز ماه یکشبه آتش در آفتاب زنند # 4 شکنج سنبل طاوس بیکران گیرند %~% هزار قهقهه چون کبک بر غراب زنند # 5 مغان بساغر می آب ارغوان ریزند %~% بتان بتنگ شکر خنده بر شراب زنند # 6 بوقت صبح پریچهره‌گان زهره جبین %~% دم از سهیل شب افروز مه نقاب زنند # 7 بچین طره پرتاب قلب دل شکنند %~% به تیر غمزه پرخواب راه خواب زنند # 8 ز تاب می چو سمن برگشان برآرد خوی %~% ز چهره بر گل روی قدح گلاب زنند # 9 بجرعه آب رخ خاکیان بباد دهند %~% برآتش دل خواجو ز باده آب زنند ~~PageV1P397 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیان چون دم از شراب زنند %~% مطربان چنگ در رباب زنند # 2 گلعذاران به آب دیده جام %~% بس که بر جامها گلاب زنند # 3 مهر ورزان به آه آتش بار %~% دود در دیده سحاب زنند # 4 صبح خیزان بنغمه سحری %~% هر نفس راه شیخ و شاب زنند # 5 پسته خندان بفندق مشکین %~% درشکنج نغوله تاب زنند # 6 چون بگردش در آورند هلال %~% تاب در جان آفتاب زنند # 7 هر دمم خونیان لشکر عشق %~% خیمه بر این دل خراب زنند # 8 هر شبم شبروان خیل خیال %~% حمله آرند و راه خواب زنند # 9 خیز خواجو ببین که سرمستان %~% در میخانه از چه باب زنند PageV1P398 ### || [genre: Gh] # 1 چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند %~% معاشران صبوحی هوای جام کنند # 2 بیک کرشمه مکافات ms189 شیخ و شاب دهند %~% بنیم جرعه مراعات خاص و عام کنند # 3 مرا بحلقه رندان درآورید مگر %~% بیک دو جام دگر کار من تمام کنند # 4 خوشا بوقت سحر شاهدان عربده جوی %~% شراب بر کف و آغاز انتقام کنند # 5 اگر نماند به میخانه باده صافی %~% بگوی کز لب میگون دوست وام کنند # 6 برآید از دل تنگم نوای نغمه زیر %~% چو بلبلان سحر خوان هوای بام کنند # 7 بیا که پیش رخت ذره‌وار سجده کنم %~% چو آفتاب برآید مغان قیام کنند # 8 مرا ز مصطبه بیرون فکند پیر مغان %~% که کنج میکده صاحبدلان مقام کنند # 9 چو بی تو خون دلست اینک می‌خورد خواجو %~% چراش باده گساران شراب نام ~~کنند PageV1P399 ### || [genre: Gh] # 1 پای کوبان در سراندازی چو سربازی کنند %~% پای در نه تا سرافرازان ~~سرافرازی کنند # 2 ناوک اندازان چشم ترکتازت از چه روی %~% برکمان سازان ابرویت کمین بازی ~~کنند # 3 در هوای گلشن روی تو هر شب تا بروز %~% عاشقان با بلبل خوش خوان هم ~~آوازی کنند # 4 موکب سلطان عشقت چون علم بر دل زند %~% در نفس جانها هوای خانه پردازی ~~کنند # 5 چون طناب عنبری بر مشتری چنبر کنی %~% ای بسا دلها که آهنگ رسن بازی ~~کنند # 6 طره‌های سرکشت کی ترک طراری دهند %~% غمزه‌های دلکشت کی ترک غمازی کنند # 7 بر سر میدان عشقت چون شود خواجو شهید %~% نامش آندم عاقلان دیوانه غازی ~~کنند PageV1P400 ### || [genre: Gh] # 1 پری رخان که برخ رشک لعبت چینند %~% چه آگه از من شوریده حال مسکینند # 2 اگر چه زان لب شیرین جواب تلخ دهند %~% ولی بگاه شکر خنده جان شیرینند # 3 بخویشتن نتوان دید حسن و منظر دوست %~% علی الخصوص کسانی که خویشتن ~~بینند # 4 کنون ز شکر شیرین چه برخورد فرهاد %~% که خسروان جهان طالبان شیرینند # 5 مگر تو فتنه نخیزی و گرنه ز اهل نشست %~% اگر چه همچو کبوتر اسیر ~~شاهینند # 6 ز چین زلف تو ms190 آگاه نیستند آنها %~% کاسیر طره خوبان خلخ و چینند # 7 مقامران محبت که پاک بازانند %~% کجا ز عرصه مهر تو مهره بر چینند # 8 نظر بظاهر شوریدگان مکن خواجو %~% که گنج معرفتند ار چه بیدل و دینند ~~PageV1P401 ### || [genre: Gh] # 1 اهل دل پیش تو مردن ز خدا می‌خواهند %~% کشته تیغ تو گشتن بدعا ~~می‌خواهند # 2 مرض شوق تو بر بوی شفا می‌طلبند %~% درد عشق تو بامید دوا می‌خواهند # 3 طلب هر کسی از وصل تو چیزی دگرست %~% بجز ارباب نظر کز تو ترا ~~می‌خواهند # 4 ما چنین سوخته از تشنگی و لاله رخان %~% آب سر چشمه مقصود ز ما ~~می‌خواهند # 5 روی ننموده ز ما نقد روان می‌جویند %~% ملک در بیع نیاورده بها ~~می‌خواهند # 6 بسرا مطرب عشاق که مستان از ما %~% دمبدم زمزمه پرده‌سرا می‌خواهند # 7 آن جماعت که من از ورطه امانشان دادم %~% این دمم غرقه طوفان بلا ~~می‌خواهند # 8 من وفا می‌کنم و نیستم آگه که مرا %~% از چه رو کشته شمشیر جفا ~~می‌خواهند # 9 پادشاهان جهان هیچ شنیدی خواجو %~% که چرا درد دل ریش گدا می‌خواهند ~~PageV1P402 ### || [genre: Gh] # 1 عاقلان کی دل بدست زلف دلداران دهند %~% نقره داران چون نشان زر ~~بطراران دهند # 2 مگذر از یاران که در هنگام کار افتادگی %~% واجب آن باشد که یاران یاری ~~یاران دهند # 3 گر بدردی باز ماندی دل ز درمان برمگیر %~% ساقیان اول قدح دردی بخماران ~~دهند # 4 خون دل می‌خور که هم روزی رسانندت بکام %~% پادشاهان روز کین خلعت ~~بخونخواران دهند # 5 وقت را فرصت شمر زیرا که هنگام صبوح %~% مست چون در خواب باشد می ~~بهشیاران دهند # 6 گر درین معنی درستی درد را درمان شمر %~% مشفقان از بیم جان دارو به ~~بیماران دهند # 7 خیز و خواجو را چو کار از دست شدی کاری برآر %~% روز محنت کارداران دل ~~ببیکاران دهند PageV1P403 ### || [genre: Gh] # 1 اهل تحقیق چو در کوی خرابات آیند %~% از ره میکده بر ms191 بام سماوات آیند # 2 تا ببینند مگر نور تجلی جمال %~% همچو موسی ارنی گوی به میقات آیند # 3 گر کرامت نشمارند می و مستی را %~% از چه در معرض ارباب کرامات آیند # 4 بر سر کوی خرابات خراب اولیتر %~% زانکه از بهر خرابی بخرابات آیند # 5 پارسایان که می و میکده را نفی کنند %~% گر بنوشند مئی جمله در اثبات ~~آیند # 6 ور چو من محرم اسرار خرابات شوند %~% فارغ از صومعه و زهد و عبادات ~~آیند # 7 بدواخانه الطاف خداوند کرم %~% دردمندان تمنای مداوات آیند # 8 تشنگان آب اگر از چشمه حیوان جویند %~% فرض عینست که چون خضر بظلمات ~~آیند # 9 اسب اگر بر سر خواجو بدواند رسدش %~% آنکه شاهان جهان پیش رخش مات آیند ~~PageV1P404 ### || [genre: Gh] # 1 بنشین تا نفسی آتش ما بنشیند %~% ورنه دود دل ما بیتو کجا بنشیند # 2 گر کسی گفت که چون قد تو سروی برخاست %~% این خیالیست که در خاطر ما ~~بنشیند # 3 چو تو برخیزی و از ناز خرامان گردی %~% سرو برطرف گلستان ز حیا بنشیند # 4 هیچکس با تو زمانی بمراد دل خویش %~% ننشیند مگر از خویش جدا بنشیند # 5 دمبدم مردمک چشم من افشاند آب %~% بر سر کوی تو تا گرد بلا بنشیند # 6 بر فروزد دلم از نکهت انفاس نسیم %~% گر چه شمع از نفس باد صبا بنشیند # 7 تو مپندار که دور از تو اگر خاک شوم %~% آتش عشق من از باد هوا بنشیند # 8 من بشکرانه آن از سر سر برخیزم %~% کان سهی سرو روان از سر پا بنشیند # 9 عقل باور نکند کان شه خوبان خواجو %~% از تکبر نفسی پیش گدا بنشیند ~~PageV1P405 ### || [genre: Gh] # 1 تنم تنها نمی‌خواهد که در کاشانه بنشیند %~% دلم را دل نمی‌آید که بی ~~جانانه بنشیند # 2 ز دست بنده کی خیزد که با سلطان درآمیزد %~% که کس با شمع نتواند که بی ~~پروانه بنشیند # 3 دلی کز خرمن شادی نشد یک ms192 دانه‌اش حاصل %~% چنین در دام غم تا کی ببوی ~~دانه بنشیند # 4 اگر پیمان کند صوفی که دست از می فرو شویم %~% بخلوت کی دهد دستش که بی ~~پیمانه بنشیند # 5 مرا گویند دل برکن بافسون از لب لیلی %~% ولی کی آتش مجنون بدین افسانه ~~بنشیند # 6 دلم شد قصر شیرین وین عجب کان خسرو خوبان %~% بدینسان روز و شب تنها در ~~این ویرانه بنشیند # 7 چو یار آشنا ما را غلام خویش می‌خواند %~% غریبست این که هر ساعت چنان ~~بیگانه بنشیند # 8 بتی کز عکس رخسارش چراغ جان شود روشن %~% چه دود دل که برخیزد چو او در ~~خانه بنشیند # 9 خرد داند که گر خواجو رهائی یابد از قیدش %~% چرا دور از پری رویان ~~چنین دیوانه بنشیند PageV1P406 ### || [genre: Gh] # 1 به آب گل رخ آن گلعذار می‌شویند %~% و یا به قطره شبنم بهار می‌شویند # 2 بکوی مغبچگان جامه‌های صوفی را %~% بجامهای می خوشگوار می‌شویند # 3 هنوز نازده منصور تخت بر سر دار %~% بخون دیده او پای دار می‌شویند # 4 خوش آن صبوح که آتش رخان ساغر گیر %~% بباده لعل لب آبدار می‌شویند # 5 بحلقه‌ئی که ز زلفت حدیث می‌رانند %~% دهان نخست به مشک تتار می‌شویند # 6 بپوش چهره که مشاطگان نقش نگار %~% ز شرم روی تو دست از نگار می‌شویند # 7 بسا که شرح نویسان روزنامه گل %~% ورق ز شرم تو در جویبار می‌شویند # 8 قتیل تیغ ترا خستگان ضربت شوق %~% بب دیده گوهر نثار می‌شویند # 9 بشوی گرد ز خاطر که دیدگان هر دم %~% ز لوح چهره خواجو غبار می‌شویند ~~PageV1P407 ### || [genre: Gh] # 1 دیگرانرا عیش و شادی گر چه در صحرا بود %~% عیش ما هر جا که یار آنجا ~~بود آنجا بود # 2 هر دلی کز مهر آن مه روی دارد ذره‌ئی %~% در گداز آید چو موم ار فی ~~المثل خارا بود # 3 سنبلت زانرو ببالا سر فرود آورده است %~% تا چو بالای تو دایم کار او ms193 ~~بالا بود # 4 هست در سالی شبی ایام را یلدا ولیک %~% کس نشان ندهد که ماهی را دو شب ~~یلدا بود # 5 تنگ چشمانرا نیاید روی زیبا در نظر %~% قیمت گوهر چه داند هر که نابینا ~~بود # 6 از نکورویان هر آنچ آید نکو باشد ولی %~% یار زیبا گر وفاداری کند زیبا ~~بود # 7 حال رنگ روی خواجو عرضه کردم بر طبیب %~% ناردان فرمود از آن لب گفت ~~کان صفرا بود PageV1P408 ### || [genre: Gh] # 1 آن رفت که میل دل من سوی شما بود %~% شب تا بسحر خوابگهم کوی شما بود # 2 آن رفت که پیوسته‌ام از روی عبادت %~% محراب روان گوشه ابروی شما بود # 3 آن رفت که شمع دل من در شب حیرت %~% در سوز و گداز از هوس روی شما بود # 4 آن رفت که از نکهت انفاس بهاران %~% مقصود من سوخته دل بوی شما بود # 5 آن رفت که در تیره شب از غایت سودا %~% دلبند من خسته جگر موی شما بود # 6 آن رفت که هر دم که ز بابل ز دمی لاف %~% چشمم همه بر غمزه جادوی شما ~~بود # 7 آن رفت که مرغ دل پر آتش خواجو %~% پروانه شمع رخ دلجوی شما بود ~~PageV1P409 ### || [genre: Gh] # 1 گردون کنایتی ز سر بام ما بود %~% کوثر حکایتی ز لب جام ما بود # 2 سرسبزی شکوفه بستانسرای فضل %~% از رشحه مقاطر اقلام ما بود # 3 خوش بوئی نسیم روان بخش باغ عقل %~% از نفحه معاطر ارقام ما بود # 4 خورشید اگر چه شرفه ایوان کبریاست %~% خشتی ز رهگذار در بام ما بود # 5 ما را جوی بدست نبینی ولی دو کون %~% یک حبه از فواضل انعام ما بود # 6 چون خیمه بر مخیم کروبیان زنیم %~% چرخ برین معسکر احشام ما بود # 7 بدر منبر و گیسوی عنبرفشان شب %~% منجوق چتر و پرچم اعلام ما بود # 8 نوری که وقت صبح ز مشرق شود پدید %~% از عکس جام ms194 باده گلفام ما بود # 9 ز ایام اگر چه تیره بود روز عمر ما %~% فرخنده روز آنکه در ایام ما بود # 10 قصر وجود تا یابد کی شود خراب %~% گر زانکه بر کتابه او نام ما بود # 11 خواجو مگو حکایت سرچشمه حیات %~% کان قطره‌ئی ز جام غم انجام ما بود ~~PageV1P410 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن شب که دلبر مست و دل در دست بود %~% باده چشم عقل می‌بست و ~~در دل می‌گشود # 2 بوی گل شاخ فرح در باغ خاطر می‌نشاند %~% جام می زنگ غم از آئینه جان ~~می‌زدود # 3 مه فرو می‌شد گهی کو پرده در رخ می‌کشید %~% صبح بر می‌آمد آن ساعت که ~~او رخ می‌نمود # 4 کافر گردنکشش بازار ایمان می‌شکست %~% جادوی مردم فریبش هوش مستان ~~می‌ربود # 5 از عذارش پرده گلبرگ و نسرین می‌درید %~% وز جمالش آبروی ماه و پروین ~~می‌فزود # 6 همچو سرمستان دلم تا صبحدم در باغ وصل %~% از رخ و زلفش سخن می‌چید و ~~سنبل می‌درود # 7 گرشکار آهوی صیاد او گشتم چه شد %~% ور غلام هندوی شب باز او بودم چه ~~بود # 8 چون وصال دوستان از دست دادم چاره نیست %~% چون بغفلت عمر بگذشت این ~~زمان حسرت چه سود # 9 گفتم آتش در دلم زد روی آتش رنگ تو %~% گفت خواجو باش کز آتش ندیدی بوی ~~دود PageV1P411 ### || [genre: Gh] # 1 مرا ز مهر رخت کی ملال خواهد بود %~% که عشق لم یزل و لایزال خواهد بود # 2 در آن زمان که امید بقا خیال بود %~% خیال روی توام در خیال خواهد بود # 3 از آنطرف که توئی گر فراق خواهی جست %~% ازین طرف که منم اتصال خواهد ~~بود # 4 نظر بفرقت صوری مکن که در معنی %~% میان لیلی و مجنون وصال خواهد بود # 5 براستان که سرما چنین که در سر ماست %~% بر آستان شما پایمال خواهد بود # 6 بهر دیار که محمل رود ز چشم منش %~% گذار بر ms195 سر آب زلال خواهد بود # 7 چو قطع بعد مسافت نمی‌دهد دستم %~% کجا منزل قربت مجال خواهد بود # 8 کسی که بر سر کوی تو باشدش حالی %~% ز خاک کوی تو صبرش محال خواهد بود # 9 ز قیل و قال گذر کن که در چمن زین پس %~% حدیث بلبل شیرین مقال خواهد ~~بود # 10 بباغ باده گلگون چرا حرام بود %~% اگر بگلشن رضوان حلال خواهد بود # 11 مکن ملامت خواجو که مهر او هر روز %~% چو حسن ماهرخان بر کمال خواهد ~~بود PageV1P412 ### || [genre: Gh] # 1 اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود %~% خروش و مستی ما بر دوام خواهد ~~بود # 2 ز جام باده عشقت خمار ممکن نیست %~% که شراب اهل مودت مدام خواهد بود # 3 گمان برند کسانی که خام طبعانند %~% که کار ما ز می پخته خام خواهد بود # 4 شراب وطلعت حور از بهشت مطلوبست %~% وگرنه خلد ز بهر عوام خواهد بود # 5 بکنج میکده آن به که معتکف باشد %~% کسی که ساکن بیت الحرام خواهد بود # 6 حلال زاده نیم گر بروی شاهد ما %~% شراب و نغمه مطرب حرام خواهد بود # 7 بمجلسی که تو باشی ندیم خلوت خاص %~% دریغ باشد اگر بار عام خواهد بود # 8 مرا که نام برآمد کنون ببدنامی %~% گمان مبر که غم از ننگ و نام خواهد ~~بود # 9 کجا ز دست دهم جام می چو می‌دانم %~% که دستگیر من خسته جام خواهد بود # 10 بیا که گر نبود شمع در شب دیجور %~% رخ چو ماه تو ما را تمام خواهد ~~بود # 11 چو سرو میل چمن کن که صبحدم در باغ %~% سماع بلبل شیرین کلام خواهد ~~بود # 12 ورای قطع تعلق ز دوستان قدیم %~% عذاب روز قیامت کدام خواهد بود # 13 چه غم ز حربه و حرب عرب چو مجنون را %~% مقیم بر در لیلی مقام خواهد ~~بود # 14 چنین که سر به غلامی نهاده‌ئی خواجو %~% برآستان تو سلطان ms196 غلام خواهد ~~بود PageV1P413 ### || [genre: Gh] # 1 تا ترا برگ ما نخواهد بود %~% کار ما را نوا نخواهد بود # 2 از دهانت چنین که می‌بینیم %~% کام جانم روا نخواهد بود # 3 چین زلف ترا اگر بمثل %~% مشک خوانم خطا نخواهد بود # 4 سر پیوند آرزومندان %~% خواهدت بود یا نخواهد بود # 5 می صافی بده که صوفی را %~% هسچ بی می صفا نخواهد بود # 6 آنکه بیگانه دارد از خویشم %~% با کسی آشنا نخواهد بود # 7 چند را نیم اشک در عقبش %~% کالتفاتش بما نخواهد بود # 8 سخن یار اگر بود دشنام %~% ورد ما جز دعا نخواهد بود # 9 ماجرائی که اشک می‌راند %~% به از آن ماجرا نخواهد بود # 10 خیز خواجو که هیچ سلطانرا %~% غم کار گدا نخواهد بود PageV1P414 ### || [genre: Gh] # 1 ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود %~% کابرویش چاچی کمان و نوک مژگان ~~تیر بود # 2 گه ز چین زلف او صد شور در چین میفتاد %~% گه ز چشم جادوش صد فتنه در ~~کشمیر بود # 3 دوش ترکی تیغ زن را مست می‌دیدیم بخواب %~% چون بدیدم چشم شوخ دلبرم ~~تعبیر بود # 4 غنچه در مهد زمرد در تبسم بود و باز %~% بلبل شب خیز کارش ناله شبگیر ~~بود # 5 چنگ در زنجیر زلفش چون زدم دیوانه‌وار %~% زیر هر مویش دلی دیوانه در ~~زنجیر بود # 6 نقش می‌بستم کزو یکباره دامن در کشم %~% لیکن از شوقم سرشک دیده ~~دامنگیر بود # 7 پیر دیرم دوش می‌گفت ای جوانان بنگرید %~% کاین جوان خسته خاطر در محبت ~~پیر بود # 8 گفتم از قیدش بدانائی برون آیم ولیک %~% آنچنان تدبیر کردم وینچنین ~~تقدیر بود # 9 بامدادان چون برآمد ماه بی مهرم ببام %~% زیر بامش کار خواجو ناله‌های ~~زیر بود PageV1P415 ### || [genre: Gh] # 1 دوشم بشمع روی چو ماهت نیاز بود %~% جانم چو شمع از آتش دل در گداز بود # 2 در انتظارصید تذرو وصال تو %~% چشمم ز شام تا بگه صبح باز بود # 3 ms197 از من مپرس حال شب دیر پای هجر %~% از بهرآنکه قصه آن شب دراز بود # 4 من در نیاز بودم و اصحاب در نماز %~% لیکن نیاز من همه عین نماز بود # 5 می‌ساختم چو بربط و می‌سوختم چو عود %~% زیرا که چاره دل من سوز و ساز ~~بود # 6 در اصل چون تعلق جانی حقیقتست %~% مشنو که عشق لیلی و مجنون مجاز بود # 7 ترک مراد چون ز کمال محبتست %~% جم را گمان مبر که به خاتم نیاز بود # 8 پیوسته با خیال حبیب حرم نشین %~% جان اویس بلبل بستان راز بود # 9 خواجو کدام سلطنت از ملک هر دو کون %~% محمود را ورای وصال ایاز بود ~~PageV1P416 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن شب که در مجلس خروش چنگ بود %~% مطربانرا عود بر ساز و دف ~~اندر چنگ بود # 2 شاهدان در رقص بودند و حریفان در سماع %~% وانکه او بر خفتگان گلبانک ~~می‌زد چنگ بود # 3 دستگیر خستگان جام می گلرنگ شد %~% مشرب آتش عذاران آب آتش رنگ بود # 4 گوش جانم بر سماع بلبلان صبح خیز %~% چشم عقلم بر جمال گلرخان شنگ بود # 5 گر چه صیقل می‌برد آثار زنگ از آینه %~% صیقل آئینه جانم می چون زنگ ~~بود # 6 آنزمان کانماه رخشان خورآئین رخ نمود %~% باغ پر گلچهر گشت و کاخ پر ~~اورنگ بود # 7 برمن بیدل نبخشود و دلم را صید کرد %~% گوئیان در شهر دلهای پریشان تنگ ~~بود # 8 پیش شیرین قصه فرهاد مسکین کس نگفت %~% یا دل آن خسرو خوبان خلخ سنگ ~~بود # 9 مطربان از گفته خواجو سرودی می‌زدند %~% لیکن آن گلروی را از نام خواجو ~~ننگ بود PageV1P417 ### || [genre: Gh] # 1 دوشم وطن بجز در دیر مغان نبود %~% قوت روان من ز شراب مغانه بود # 2 بود از خروش مرغ صراحی سماع من %~% وز سوز سینه هر نفسم جز فغان نبود # 3 دل را که بود بی خبر از جام سرمدی %~% جز لعل ms198 جانفزای بتان کام جان ~~نبود # 4 طاوس جلوه ساز گلستان عشق را %~% بیرون ز صحن روضه قدس آشیان نبود # 5 کس در جهان نبود مگر یار من ولیک %~% گرد جهان بگشتم و او در جهان نبود # 6 بر هر طرف ز عارض آن ماه دلستان %~% دیدم گلی شکفته که در گلستان نبود # 7 همچون کمر بگرد میانش درآمدم %~% او را میان ندیدم و او درمیان نبود # 8 جز خون دل که آب رخم را بباد داد %~% در جویبار چشم من آب روان نبود # 9 گفتم کرانه بگیرم از آشوب عشق او %~% وین بحر را چو نیک بدیدم کران بود # 10 کون ومکان بگشتم و در ملک هر دو کون %~% او را مکان ندیدم و بی او ~~مکان نبود # 11 خواجو گهی بنور یقین راه باز یافت %~% کز خویشتن برون شد و اینم گمان ~~نبود PageV1P418 ### || [genre: Gh] # 1 بی گلبن وصلت بگلستان نتوان بود %~% بی شمع جمالت بشبستان نتوان بود # 2 ای یار عزیز ار نبود طلعت یوسف %~% با مملکت مصر به زندان نتوان بود # 3 در ظلمت اگر صحبت خضرت ندهد دست %~% موقوف لب چشمه حیوان نتوان بود # 4 دریاب که سیلاب سرشکم بشد از سر %~% پیوسته چنین غرقه طوفان نتوان بود # 5 بی رایحه زلف تودر فصل بهاران %~% از باد هوا خادم ریحان نتوان بود # 6 ور در سرآن زلف پریشان رودم دل %~% از بهر دل خسته پریشان نتوان بود # 7 خاموش نشاید شدن از ناله شبگیر %~% زیرا که کم از مرغ خوش الحان نتوان ~~بود # 8 صوفی اگر از می نشکیبد چه توان کرد %~% با ساغر می منکر مستان نتوان ~~بود # 9 تا خرقه بخون دل پیمانه نشوئی %~% با پیر مغان بر سر پیمان نتوان بود # 10 خواجو چه نشینی که گر ایوب صبوری %~% چندین همه در محنت کرمان نتوان ~~بود # 11 رو ساز سفر ساز که از آرزوی گنج %~% بی برگ درین منزل ویران نتوان بود ~~PageV1P419 ### || [genre: ms199 Gh] # 1 دیشب همه منزل من کوی مغان بود %~% وز ناله من مرغ صراحی بفغان بود # 2 همچون قدحم تا سحر از آتش سودا %~% خون جگر از دیده گرینده روان بود # 3 با طلعت آن نادره دور زمانم %~% مشنو که غم از حادثه دور زمان بود # 4 بی شهد شکر ریز وی از فرط حرارت %~% چون شمع شبستان دل من در خفقان بود # 5 باز از فلک پیر باومید وصالش %~% پیرانه سرم آرزوی بخت جوان بود # 6 از جرعه می بزمگه باده گساران %~% چون چشم من از خون جگر لاله ستان بود # 7 ناگاه ز میخانه برون آمد و بنشست %~% آن فتنه که آرام دل و مونس جان ~~بود # 8 در داد شرابی ز لب لعل و مرا گفت %~% در مجلس ما بی می نوشین نتوان بود # 9 چون دید که از دست شدم گفت که خواجو %~% هشدار که پایت بشد از جای و ~~چنان بود PageV1P420 ### || [genre: Gh] # 1 بی رخ حور بجنت نفسی نتوان بود %~% بر سر آتش سوزنده بسی نتوان بود # 2 من نه آنم که بود با دگری پیوندم %~% زانکه هر لحظه گرفتار کسی نتوان ~~بود # 3 با توام گر چه بگیسوی تو دستم نرسد %~% با تو هر چند که بی دسترسی ~~نتوان بود # 4 یکدمم مرغ دل از خال تو خالی نبود %~% لیکن از شور شکر با مگسی نتوان ~~بود # 5 تا بود یکنفس از همنفسی دور مباش %~% گر چه بی همنفسی خود نفسی نتوان ~~بود # 6 در چنین وقت که مرغان همه در پروازند %~% بی پر و بال اسیر قفسی نتوان ~~بود # 7 خیز خواجو سر آبی طلب و پای گلی %~% که درین فصل کم از خار و خسی نتوان ~~بود PageV1P421 ### || [genre: Gh] # 1 آن زمان کز من دلسوخته آثار نبود %~% بجز از ورزش عشق تو مرا کار نبود # 2 کوس بدنامی ما بر سر بازار زدند %~% گر چه بی روی تو ما را سر ms200 بازار ~~نبود # 3 هر که با صورت خوب تو نیامد در کار %~% چون بدیدیم بجز صورت دیوار نبود # 4 هیچ خسرو نشنیدیم که همچون فرهاد %~% بسته پسته شیرین شکر بار نبود # 5 هرگز از گلبن ایام که چیدست گلی %~% که از آن پس سر و کارش همه با خار ~~نبود # 6 از سر دار میندیش که در لشکر عشق %~% علم نصرت منصور بجز دار نبود # 7 خواجو انفاس تو این نکهت مشکین ز چه یافت %~% که چنین غالیه در طلبه ~~عطار نبود PageV1P422 ### || [genre: Gh] # 1 آندم که نه شمع و نه لگن بود %~% شمع دل من زبانه زن بود # 2 واندم که نه جان و نه بدن بود %~% دل فتنه یار سیمتن بود # 3 در آینه روی یار جستم %~% خود آینه روی یار من بود # 4 دل در پی او فتاد و او را %~% خود در دل تنگ من وطن بود # 5 موج افکن قلزم حقیقی %~% هم گوهر و هم گهر شکن بود # 6 دی بر در دیر درد نوشان %~% آشوب خروش مرد و زن بود # 7 دیدم بت خویش را که سرمست %~% در دیر حریف برهمن بود # 8 هر بت که مغانش سجده کردند %~% چون نیک بدیدم آن شمن بود # 9 پروانه روی خویشتن شد %~% آن فتنه که شمع انجمن بود # 10 چون پرده ز روی خویش برداشت %~% خود پرده روی خویشتن بود # 11 خواجو بزبان او سخن گفت %~% هیهات چه جای این سخن بود PageV1P423 ### || [genre: Gh] # 1 وفات به بود آنرا که در وفای تو نبود %~% که مبتلا بود آنکس که مبتلای ~~تو نبود # 2 چو خاک می‌شوم آن به که خاکپای تو باشم %~% که خاک بر سر آنکس که خاک ~~پای تو نبود # 3 اسیر بند شود هر که بنده تو نگردد %~% جفای خویش کشد هر که آشنای تو ~~نبود # 4 ز دیده دست بشویم اگر نه روی تو بیند %~% ز سر طمع ببرم گر درو هوای ms201 تو ~~نبود # 5 بر آتش افکنم آندل که در غم تو نسوزد %~% بباد بر دهم آن جان که از ~~برای تو نبود # 6 بجز ثنای تو نبود همیشه ورد زبانم %~% که حرز بازوی جانم بجز دعای تو ~~نبود # 7 بود بجای منت صد هزار دوست ولیکن %~% بدوستی که مرا هیچکس بجای تو نبود # 8 دلم وفای تو ورزد چرا که هیچ نیرزد %~% دلی که بسته گیسوی دلگشای تو ~~نبود # 9 گدای کوی تو بودن ز ملک روی زمین به %~% که سلطنت نکند هر که او گدای ~~تو نبود # 10 چو سر ز خاک برآرند هرکس بامیدی %~% امید اهل مودت بجز لقای تو نبود # 11 ترا به چشم تو بینم چرا که دیده خواجو %~% سزای دیدن روی طرب فزای تو ~~نبود PageV1P424 ### || [genre: Gh] # 1 مشنو که چراغ دل من روی تو نبود %~% یا میل من سوخته دل سوی تو نبود # 2 مشنو که هر آنکس خبر از عالم جانست %~% آئینه جانش رخ دلجوری تو نبود # 3 مشنو که سر زلف عروسان بهاری %~% آشفته آن سنبل گلبوی تو نبود # 4 مشنو که دل خسته دیوانه ما را %~% شوریدگی از سلسله موی تو نبود # 5 مشنو که گر آن طره زنگی وش هندوست %~% ترک فلکی بنده هندوی تو نبود # 6 مشنو که چو در گوشه محراب کنم روی %~% چشمم همه در گوشه ابروی تو نبود # 7 مشنو که گر از هر دو جهان روی بتابم %~% مقصود من از هر دو جهان روی تو ~~نبود # 8 مشنو که شبی تا سحر از آتش سودا %~% منزلگه من خاک سر کوی تو نبود # 9 مشنو که پریشانی و بیماری خواجو %~% از زلف کژ و غمزه جادوی تو نبود ~~PageV1P425 ### || [genre: Gh] # 1 دوش کز طوفان اشکم آب دریا رفته بود %~% از گرستن دیده نتوانست یک ساعت ~~غنود # 2 مردم چشم مرا خون دل از سر می‌گذشت %~% گر چه کار دیده از خونابه دل ~~می‌گشود # 3 آه آتش ms202 بار من هر دم برآوردی چو باد %~% از نهاد نه رواق چرخ دود اندود ~~دود # 4 صدمه غوغای من ستر کواکب می‌درید %~% صیقل فریاد من زنگار گردون ~~می‌زدود # 5 از دل آتش می‌زدم در صدره خارای کوه %~% زانسبب کوه گرانم دل گرانی ~~می‌نمود # 6 هر نفس آهم ز شاخ سدره آتش می‌فروخت %~% هر دم افغانم کلاه از فرق فرقد ~~می‌ربود # 7 مطرب بلبل نوای چرخ می‌زد بر رباب %~% هر ترنم کز ترنم ساز طبعم ~~می‌شنود # 8 بخت بیدارم در خلوت بزد کای بی خبر %~% دولت آمد خفته‌ئی برخیز و در ~~بگشای زود # 9 من ز شادی بیخود از خلوتسرا جستم برون %~% سروری دیدم که فرقش سطح ~~گردون می بسود # 10 کار خواجو یافت از دیدار میمونش نظام %~% انتظاری رفت لیکن عاقبت ~~محمود بود PageV1P426 ### || [genre: Gh] # 1 شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود %~% که مجلس با وجود او بهشت ~~جاودانی بود # 2 عقیقش از لطافت در قدح چون عکس می‌افکند %~% می اندر جام یاقوتی تو ~~گوئی لعل کانی بود # 3 جهان چونروز روشن بود بر چشمم شب تاری %~% تو گوئی شمع رخسارش چراغ ~~آسمانی بود # 4 ز آه و اشک میگونم شبی تا روز در مجلس %~% سماع ارغنونی و شراب ارغوانی ~~بود # 5 چو خضرم هر زمان می‌شد حیات جاودان حاصل %~% که می در ظلمت شب عین آب ~~زندگانی بود # 6 خیال قد سرو آساش چون در چشم من بنشست %~% مرا بر جویبار دیده سرو ~~بوستانی بود # 7 میانش را نشان هستی اندر نیستی جستم %~% چودیدم در کنار آنرا نشان از ~~بی نشانی بود # 8 چنان کاندر پریشانی سرافرازی کند زلفش %~% توانائی چشم ساحرش در ~~ناتوانی بود # 9 چوچشم خواجوی دلخسته گاه گوهر افشانی %~% همه شب کار لعل آبدارش ~~درفشانی بود PageV1P427 ### || [genre: Gh] # 1 مرا وقتی نگاری خرگهی بود %~% که قدش غیرت سرو سهی بود # 2 نه از باغش مرا برگ جدائی %~% نه از سیبش مرا روی بهی ms203 بود # 3 بشب روشن شدی راهم ز رویش %~% ز مویش گر چه بیم گمرهی بود # 4 ز چشم آهوانش خواب خرگوش %~% نه از مستی ز عین روبهی بود # 5 سخن کوته کنم دور از جمالش %~% مراد از عمر خویشم کوتهی بود # 6 رخم پر ناردان می‌شد ز خوناب %~% که از نارش دمی دستم تهی بود # 7 ز مردان رهش خواجو در این راه %~% کسی کو جان بداد آنکس رهی بود ~~PageV1P428 ### || [genre: Gh] # 1 راستی را در سپاهان خوش بود آواز رود %~% در میان باغ کاران یا کنار ~~زنده رود # 2 باده در ساغر فکن ساقی که من رفتم بباد %~% رود را بر ساز کن مطرب که ~~دل دادم برود # 3 جام لعل و جامه نیلی سیه روئی بود %~% خیز و خم بنمای تا خمری کنم دلق ~~کبود # 4 گر تو ناوک می‌زنی دور افکنم درع و سپر %~% ور تو خنجر می‌کشی یکسو نهم ~~خفتان و خود # 5 شاهد بربط زن از عشاق می‌سازد نوا %~% بلبل خوش نغمه از نوروز می‌گوید ~~سرود # 6 در چنین موسم که گل فرش طرب گسترده است %~% جامه جان مرا گوئی ز غم شد ~~تار و پود # 7 آن شه خوبان زبردست و گدایان زیردست %~% او چو کیخسرو بلند افتاده و ~~پیران فرود # 8 می‌برد جانم برمحراب ابرویش نماز %~% می‌فرستد چشم من بر خاک درگاهش ~~درود # 9 چون میان دجله خواجو را کجا بودی کنار %~% کز کنار او دمی خالی نیفتادی ~~ز رود PageV1P429 ### || [genre: Gh] # 1 نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود %~% با خیال لبت از چشم چو جیحون ~~برود # 2 بچه افسون دل از آن مار سیه برهانم %~% کان نه ماریست که از حلقه ~~بافسون برود # 3 از سر کوی توام روی برون رفتن نیست %~% هر کرا پای فرو رفت بگل چون ~~برود # 4 دیده غیرت برد از دل که مقیم در تست %~% در میانشان چو نکو در نگری خون ~~برود # 5 ms204 چون دلم در سر آنزلف سیه خواهد شد %~% به چه روی از سر آن هندوی میمون ~~برود # 6 جانم از ملک درون عزم سفر خواهد کرد %~% ای دل غمزده بشتاب که اکنون ~~برود # 7 خواجو از چشم پر آب ار گهر افشان گردد %~% عقد گوهر دلش از لؤلؤ مکنون ~~برود PageV1P430 ### || [genre: Gh] # 1 ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود %~% دلربا می‌آیدم در چشم و دلبر ~~می‌رود # 2 بامدادان کان مه از خرگاه می‌آید برون %~% ز آتش رخسارش آب چشمه خور ~~می‌رود # 3 من بتلخی جان شیرین می‌دهم فرهادوار %~% وز لب شیرین جانان آب شکر ~~می‌رود # 4 آتشی در سینه دارم کز درون سوزناک %~% دمبدم چون شمع مجلس دودم از سر ~~می‌رود # 5 گر بدامن اشک در پایم گهر ریزی کند %~% جای آن باشد چرا کو بر سر زر ~~می‌رود # 6 تیره می‌گردد سحرگه دیده سیارگان %~% بسکه دود آه من در چشم اختر ~~می‌رود # 7 می‌رود خونم ز چشم خونفشان تدبیر چیست %~% زانکه هر ساعت که می‌آید ~~فزونتر می‌رود # 8 چنگ را بینم که هنگام صبوح از درد من %~% می‌کند فریاد و خون از چشم ~~ساغر می‌رود # 9 ای بهشتی پیکر از فردوس می‌آئی مگر %~% کز عقیق جانفزایت آب کوثر ~~می‌رود # 10 گر دل و دین در سر زلف تو کردم دور نیست %~% رختمؤمندر سر تشویش کافر ~~می‌رود # 11 چون دبیر از حال خواجو می‌کند رمزی بیان %~% خون چشمم چون قلم بر روی ~~دفتر می‌رود PageV1P431 ### || [genre: Gh] # 1 تشنه غنچه سیراب ترا آب چه سود %~% مرده نرگس پر خواب ترا خواب چه سود # 2 جان شیرین چو بتلخی بلب آرد فرهاد %~% گر چشانندش از آن پس شکر ناب چه ~~سود # 3 چون توئی نور دل دیده صاحب‌نظران %~% شمع بی روی تو در مجلس اصحاب چه ~~سود # 4 منکه بی خاک سر کوی تو نتوانم خفت %~% بستر خواب من از قاقم و سنجاب چه ~~سود # 5 کام جانم ز لب این ms205 لحظه برآور ور نی %~% تشنه در بادیه چون خاک شود آب ~~چه سود # 6 دمبدم مردمک دیده دهد جلابم %~% دل چو خون گشت کنون شربت عناب چه سود # 7 همچو چشمت چو ز مستی نفسی خالی نیست %~% زاهد صومعه را گوشه محراب چه ~~سود # 8 بی فروغ رخ زیبای تو در زلف سیاه %~% در شب تیره مرا پرتو مهتاب چه سود # 9 چون بخنجر ز درت باز نگردد خواجو %~% اینهمه جور جفا با وی ازین باب چه ~~سود PageV1P432 ### || [genre: Gh] # 1 باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود %~% بشکر خنده عقیقت شکر ناب شود # 2 باش تا شمع جمال تو بهنگام صبوح %~% مجلس افروز سراپرده اصحاب شود # 3 باش تا آهوی شیرافکن روبه بازت %~% همچو بخت من دلسوخته در خواب شود # 4 باش تا آب حیاتی که خضر تشنه اوست %~% پیش سرچشمه نوشت ز حیا آب شود # 5 باش تا از شب مه پوش قمر فرسایت %~% پرده ابر سیه مانع مهتاب شود # 6 باش تا هر نفس از نکهت انفاس نسیم %~% حلقه زلف رسن تاب تو در تاب شود # 7 باش تا از هوس ابروی و چشمت پیوست %~% زاهد گوشه نشین مست بمحراب شود # 8 باش تا بیرخ گلگون و تن سیمینت %~% چشم صاحبنظران چشمه سیماب شود # 9 باش تا در هوس لعل لبت خواجو را %~% درج خاطر همه پر لؤلؤی خوشاب شود ~~PageV1P433 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه هر دم عنبرت بر نسترن چنبر شود %~% سنبل از گل برفکن تا خانه پر ~~عنبر شود # 2 از هزاران دل یکی را باشد استعداد عشق %~% تا نگوئی درصدف هر قطره‌ئی ~~گوهر شود # 3 هر کرا وجدی نباشد کی بغلتاند سماع %~% آتشی باید که تا دودی بروزن ~~برشود # 4 چشم را در بند تا در دل نیاید غیر دوست %~% گر در مسجد نبندی سگ بمسجد ~~در شود # 5 از دو عالم دست کوته کن چو سرو آزاده‌وار %~% کانکه کوته دست باشد در ~~جهان سرور ms206 شود # 6 نور نبود هر درونی را که در وی مهر نیست %~% آتشی چون برفروزی خانه ~~روشن‌تر شود # 7 مؤمنی کو دل بدست عشق بت روئی سپرد %~% گر بکفر زلفش ایمان آورد کافر ~~شود # 8 می‌نویسم شعر بر طومار و می‌شویم باشک %~% برامید آنکه شعر سوزناکم تر ~~شود # 9 همچو صبح ار صادقی خواجو مشو خالی ز مهر %~% کانکه روز مهر ورزیدست نیک ~~اختر شود PageV1P434 ### || [genre: Gh] # 1 هر کو نظر کند بتو صاحب‌نظر شود %~% وانکش خبر شود ز غمت بیخبر شود # 2 چون آبگینه این دل مجروح نازکم %~% هر چند بیشتر شکند تیزتر شود # 3 بگشا کمر که جامه جانرا قبا کنم %~% گر زانکه دست من بمیانت کمر شود # 4 منعم مکن ز گریه که در آتش فراق %~% از سیم اشک کار رخم همچو زر شود # 5 از دست دیده نامه نیارم نوشت از آنک %~% هر لحظه خون روان کند و نامه ~~تر شود # 6 کی برکنم دل از رخ جانان که مهر او %~% با شیر در دل آمد و با جان بدر ~~شود # 7 بی سر به سر شود من دلخسته را ولیک %~% بی او گمان مبر که زمانی بسرشود # 8 ای دل صبور باش و مخور غم که عاقبت %~% این شام صبح گردد و این شب سحر ~~شود # 9 خواجو ز عشق روی مگردان که در هوا %~% سایر ببال همت و طائر بپر شود ~~PageV1P435 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که بی سر زلفت مرا بسر نشود %~% خیالت از سر پر شور من بدر نشود # 2 اگر بدیده موری فرو روم صد بار %~% معینست که آن مور را خبر نشود # 3 چو چرخم از سر کویت درین دیار افکند %~% گمان مبر که خروشم به چرخ بر ~~نشود # 4 ز بسکه سنگ زنم بی رخ تو بر سینه %~% دل شکسته من چون شکسته‌تر نشود # 5 ملامتم مکن ای پارسا که از رخ خوب %~% کسی نظر نکند کز پی نظر نشود ms207 # 6 ز عشق سیمبران هر که رنگ رخساره %~% بسان زر نکند کار او چو زر نشود # 7 کسی که در قلم آرد حدیث شکر دوست %~% عجب گرش ز حلاوت قلم شکر نشود # 8 چنین که غرقه بحر خرد شدی خواجو %~% چگونه ز آب سخن دفتر تو تر نشود ~~PageV1P436 ### || [genre: Gh] # 1 گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود %~% چکنم صبر کنم گر چه میسر نشود # 2 صورت حال من از زلف دلاویز بپرس %~% گر ترا از من دلسوخته باور نشود # 3 شور عشق تو برم تا بقیامت در خاک %~% زانکه گر سر بشود شور تو از سر ~~نشود # 4 هر درونی که درو آتش عشقی نبود %~% روشنست این همه کس را که منور نشود # 5 مگرم نامزد زندگی از سر برود %~% که چو شمعم همه شب دود بسر برنشود # 6 دوستان عیب کنندم که برآرم دم عشق %~% عود اگر دم نزند خانه معطر نشود # 7 خواجو از درد جدائی نبرد جان شب هجر %~% اگرش نقش تو در دیده مصور نشود ~~PageV1P437 ### || [genre: Gh] # 1 گرمی خسرو و شیرین بشکر کم نشود %~% شعف لیلی‌و مجنون بنظر کم نشود # 2 مهر چندانکه کشد تیغ و نماید حدت %~% ذره دلشده را آتش خور کم نشود # 3 صبح را چون نفس صدق زند باشه چرخ %~% مهر خاطر بدم سرد سحر کم نشود # 4 کارم از قطع منازل نپذیرد نقصان %~% شرف و منزلت مه بسفر کم نشود # 5 در چنان وقت که طوفان بلا برخیزد %~% عزت نوح بخواری پسر کم نشود # 6 خصم بی آب اگر انکار کند طبع مرا %~% آب دریا به اراجیف شمر کم نشود # 7 جم اگر اهرمنی سنگ زند بر جامش %~% قیمت لعل بدخشان به حجر کم نشود # 8 دیو اگر گردن طاعت ننهد انسانرا %~% همه دانند که تعظیم بشر کم نشود # 9 کاه اگر کوه شود سر بفلک بر نزند %~% ور سها کور شود نور قمر کم نشود # 10 دشمنم گر ms208 بگدازد ز حسد گو بگداز %~% جرم کفار بتعذیب سقر کم نشود # 11 گر گیا خشک مزاجی کند و طعنه زند %~% باغ را رایحه سنبل تر کم نشود # 12 چه غم از منقصت بی هنران زانکه بخبث %~% رفعت و رتبت ارباب هنر کم ~~نشود # 13 گر چه هست اهل خرد را خطر از بی خردان %~% حدت خاطر دانا بخطر کم نشود # 14 سخنم را چه تفاوت کند از شورش خصم %~% که بشوب مگس نرخ شکر کم نشود # 15 جوهری را چه غم از طعنه هر مشتریی %~% که بدین قیمت یاقوت و گهر کم ~~نشود # 16 مکن اندیشه ز ایذای حسودان خواجو %~% نطق عیسی بوجود دم خر کم نشود # 17 سنگ بد گوهر اگر کاسه زرین شکند %~% قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود # 18 گفته‌اند این مثل و من دگرت می‌گویم %~% که به تقبیح نظر نور بصر کم ~~نشود PageV1P438 ### || [genre: Gh] # 1 عجب از قافله دارم که بدر می‌نشود %~% تا ز خون دل من مرحله تر می‌نشود # 2 خاطرم در پی او می‌رود از هر طرفی %~% گر چه از خاطر من هیچ بدر ~~می‌نشود # 3 آنچنان در دل و چشمم متصور شده است %~% کز برم رفت و هنوزم ز نظر ~~می‌نشود # 4 دست دادیم ببند تو و تسلیم شدیم %~% چاره‌ئی نیست چو دستم بتو در ~~می‌نشود # 5 صید را قید چه حاجت که گرفتار غمت %~% گر بتیغش بزنی جای دگر می‌نشود # 6 هر شب از ناله من مرغ بافغان آید %~% وین عجب‌تر که ترا هیچ خبر ~~می‌نشود # 7 عاقبت در سر کار تو کنم جان عزیز %~% چکنم بی تو مرا کار بسر می‌نشود # 8 روز عمرم ز پی وصل تو شب شد هیهات %~% وین شب هجر تو گوئی که سحر ~~می‌نشود # 9 کاروان گر به سفر می‌رود از منزل دوست %~% دل برگشته خواجو بسفر ~~می‌نشود PageV1P439 ### || [genre: Gh] # 1 زهی لعل تو در درج منضود %~% عذارت آتش و زلف سیه دود # 2 ms209 میانت چون تنم پیدای پنهان %~% دهانت چون دلم معدوم موجود # 3 مریض عشق را درد تو درمان %~% اسیر شوق را قصد تو مقصود # 4 چرا کردی بقول بد سگالان %~% طریق وصل را یکباره مسدود # 5 گناه از بنده و عفو از خداوند %~% تمنا از گدا وز پادشه جود # 6 فکندی با قیامت وعده وصل %~% خوشا روزی که باشد روز موعود # 7 خلاف عهد و قطع مهر و پیوند %~% میان دلبران رسمیست معهود # 8 روان کن ای نگار آتشین روی %~% زلالی آتشی زان آب معقود # 9 ز من بشنو نوای نغمه عشق %~% که خوش باشد زبور از لفظ داود # 10 بود حکمت روان بر جان خواجو %~% که سلطانست ایاز و بنده محمود ~~PageV1P440 ### || [genre: Gh] # 1 مهره مهر چو از حقه مینا بنمود %~% ماه من طلعت صبح از شب یلدا بنمود # 2 گوشوار زرش از طرف بنا گوش چو سیم %~% گوئی از جرم قمر زهره زهرا بنمود # 3 سرو را در چمن آواز قیامت بنشست %~% چون سهی سرو من آن قامت رعنا بنمود # 4 صوفی از خرقه برون آمد و زنار ببست %~% چون بت من گره زلف چلیپا بنمود # 5 گفتمش مرغ دلم از چه بدام تو فتاد %~% دانه خال سیه بر رخ زیبا بنمود # 6 غم سودای ترا شرح چه حاجت چو دلم %~% بر رخ زرد اثر سر سویدا بنمود # 7 چشم جادوی تو چون دست برآورد به سحر %~% رخت ازلفت چو ثعبان ید بیضا ~~بنمود # 8 بشکر خنده در احیای دل خسته دلان %~% لب جانبخش تو اعجاز مسیحا بنمود # 9 چشم خواجو چو سر حقه گوهر بگشود %~% لعل ناب از صدف لؤلؤی لالا بنمود # 10 شاهد مهوش طبعش بشکر گفتاری %~% ای بسا شور که از لعل شکر خا بنمود ~~PageV1P441 ### || [genre: Gh] # 1 چشمت دل پر ز تاب خواهد %~% مستست از آن کباب خواهد # 2 کام دل من بجز لبت نیست %~% سرمست شراب ناب خواهد # 3 از من همه رنگ زرد ms210 خواهی %~% آخر که زر از خراب خواهد! # 4 چشم توام اشک جوید از چشم %~% مخمور مداوم آب خواهد # 5 شد گریه و ناله مونس من %~% میخواره می و رباب خواهد # 6 از روی تو دیده چون کند صبر %~% گازر همه آفتاب خواهد # 7 از خواب نمی‌شکیبدت چشم %~% بیمار همیشه خواب خواهد # 8 جان وصل تو بی رقیب جوید %~% دل روی تو بی نقاب خواهد # 9 چون خاک درش مقام خواجوست %~% دوری ز وی از چه باب خواهد PageV1P442 ### || [genre: Gh] # 1 دلم بی وصل جانان جان نخواهد %~% که عاشق جان بی جانان نخواهد # 2 دل دیوانگان عاقل نگردد %~% سر شوریدگان سامان نخواهد # 3 روان جز لعل جان افزا نجوید %~% خضر جز چشمه حیوان نخواهد # 4 طبیب عاشقان درمان نسازد %~% مریض عاشقی درمان نخواهد # 5 اگر صد روضه بر آدم کنی عرض %~% برون از روضه رضوان نخواهد # 6 ورش صد ابن یامین هست یعقوب %~% بغیر از یوسف کنعان نخواهد # 7 اگر گویم خلاف عقل باشد %~% که مفلس ملکت خاقان نخواهد # 8 کجا خسرو لب شیرین نجوید %~% چرا بلبل گل خندان نخواهد # 9 دلم جز روی و موی گلعذاران %~% تماشای گل و ریحان نخواهد # 10 بخواهد ریخت خونم مردم چشم %~% بلی دهقان بجز باران نخواهد # 11 از آن خواجو از این منزل سفر کرد %~% که سلطانیه بی سلطان نخواهد ~~PageV1P443 ### || [genre: Gh] # 1 جان بر افشان اگرت صحبت جانان باید %~% خون دل نوش اگرت آرزوی جان باید # 2 برو و مملکت کفر مسخر گردان %~% گر ترا تختگه عالم ایمان باید # 3 در پی خضر شو و روی متاب از ظلمات %~% اگرت شربتی از چشمه حیوان باید # 4 هر کرا دست دهد وصل پریرخساران %~% دیو باشد اگرش ملک سلیمان باید # 5 تا پریشان بود آنزلف سیه جمعی را %~% جای دل در خم آن زلف پریشان باید # 6 سرمه دیده ز خاک ره دربان سازد %~% هر کرا صحن سراپرده سلطان باید # 7 حکم و حکمت بکه ms211 دادند درین ره خواجو %~% بگذر از حکم اگرت حکمت یونان ~~باید PageV1P444 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه با نرگس سرمست تو در کار آید %~% روز وشب معتکف خانه خمار آید # 2 صوفی از زلف تو گر یک سر مودر یابد %~% خرقه بفروشد و در حلقه زنار آید # 3 تو مپندار که از غایت زیبائی و لطف %~% نقش روی تو در آئینه پندار آید # 4 هر گره کز شکن زلف کژت بگشایند %~% زو همه ناله دلهای گرفتار آید # 5 گر دم از دانه خال تو زند مشک فروش %~% سالها زو نفس نافه تاتار آید # 6 زلف سرگشته اگر سر ز خطت برگیرد %~% همچو بخت من شوریده نگونسار آید # 7 من اگر در نظر خلق نیایم سهلست %~% مست کی در نظر مردم هشیار آید # 8 عیب بلبل نتوان کردن اگر فصل بهار %~% نرگست بیند و سرمست به گلزار آید # 9 یوسف مصری ما را چو ببازار برند %~% ای بسا جان عزیزش که خریدار آید # 10 ذره‌ئی بیش نبیند ز من سوخته دل %~% آفتاب من اگر بر سر دیوار آید # 11 همچو خواجو نشود از می و مستی بیکار %~% هر که با نرگس سرمست تو در ~~کار آید PageV1P445 ### || [genre: Gh] # 1 سحر چو بوی گل از طرف مرغزار برآید %~% نوای زیر و بم از جان مرغ زار ~~برآید # 2 بیار ای بت ساقی می مروق باقی %~% که کام جان من از جام خوشگوار برآید # 3 چو در خیال من آید لب چو دانه نارت %~% ببوستان روانم درخت نار برآید # 4 خط تو چون بخطا ملک نیمروز بگیرد %~% خروش ولوله از خیل زنگبار برآید # 5 برآید از نفسم بوی مشک اگر بزبانم %~% حدیث آن گره زلف مشکبار برآید # 6 چو هندوان رسن باز هردم این دل ریشم %~% بدان کمند گرهگیر تابدار برآید # 7 بود که کام من خسته دل برآید اگر چه %~% بروزگار مرادی ز روزگار برآید # 8 ببخت شور من بینوا ز گلبن ایام %~% اگر ms212 گلی بدمد صد هزار خار برآید # 9 دعا و زاری خواجو و آه نیم شبانش %~% اگر نه کارگر آید چگونه کار برآید ~~PageV1P446 ### || [genre: Gh] # 1 پیداست که از دود دم ما چه برآید %~% یا خود ز وجود و عدم ما چه برآید # 2 ای صبح جهانتاب دمی همدم ما باش %~% وانگاه ببین تا ز دم ما چه برآید # 3 نقد دل ما را چه زنی طعنه که قلبست %~% بی ضرب قبول از درم ما چه برآید # 4 باز آی و قدم رنجه کن و محنت ما بین %~% ورنی ز قدوم و قدم ما چه برآید # 5 گفتی که کرم باشد اگر بگذری از ما %~% داند همه کس کز کرم ما چه برآید # 6 گر عشق تو در پرده دل نفکند آواز %~% از زمزمه زیر و بم ما چه برآید # 7 ور مجلس ما ز آتش عشقت نشود گرم %~% از سوز دل و ساز غم ما چه برآید # 8 هر لحظه بگوش آیدم از کعبه همت %~% کایا ز حریم حرم ما چه برآید # 9 گفتم که قلم شرح دهد قصه خواجو %~% لیکن ز زبان و قلم ما چه برآید ~~PageV1P447 ### || [genre: Gh] # 1 بسالی کی چنان ماهی برآید %~% وگر آید ز خرگاهی برآید # 2 چو رخسارش ز چین جعد شبگون %~% کجا از تیره شب ماهی برآید # 3 اگر آئینه چینست رویش %~% بگیرد زنگ اگر آهی برآید # 4 بسا خرمن که در یکدم بسوزد %~% از آن آتش که نا گاهی برآید # 5 همه شب تا سحر بیدار دارم %~% بود کان مه سحرگاهی برآید # 6 گدائی کو بکوی دل فروشد %~% گر از جان بگذرد شاهی برآید # 7 عجب نبود درین میخانه خواجو %~% که از می کار گمراهی برآید PageV1P448 ### || [genre: Gh] # 1 گوئی بت من چون ز شبستان بدر آید %~% حوریست که از روضه رضوان بدر آید # 2 دیگر متمایل نشود سرو خرامان %~% چون سرو من از خانه خرامان بدر آید # 3 هر صبحدم آن ms213 ترک پری رخ ز شبستان %~% چون چشمه خورشید درخشان بدر آید # 4 آبیست که سرچشمه‌اش از آتش سینه‌ست %~% اشکم که ازین دیده گریان بدر ~~آید # 5 تا کی کشم از سوز دل این آه جگر سوز %~% هر چند که دود از دل بریان بدر ~~آید # 6 شرطست نه بر چشمه که بر چشم نشانند %~% مانند تو سروی که ز بستان بدر ~~آید # 7 زینسان که دلم در رسن زلف تو آویخت %~% باشد که از آن چاه ز نخدان بدر ~~آید # 8 گر نرگس خونخوار تو خون دل من ریخت %~% شک نیست که بس فتنه ز مستان بدر ~~آید # 9 آید همه شب زلف سیاه تو بخوابم %~% تا خود چه ازین خواب پریشان بدر آید # 10 از کوی تو خواجو بجفا باز نگردد %~% بلبل چه کند گر ز گلستان بدر آید ~~PageV1P449 ### || [genre: Gh] # 1 به خشم رفته ما گر به صلح باز آید %~% سعادت ابدی از درم فراز آید # 2 حکایت شب هجر و حدیث طره دوست %~% اگر سواد کنم قصه‌ئی دراز آید # 3 چو یاد قامت دلجوی او کند شمشاد %~% رود بطرف لب جوی و در نماز آید # 4 برآید از دل مشتاق کعبه ناله زار %~% اگر بگوش وی آوازه حجاز آید # 5 کجا بملک جهان سردر آورد محمود %~% اگر چنانک گدای در ایاز آید # 6 زهی سعادت آنکس که از پی مقصود %~% رود بطالع سعد و سعید باز آید # 7 کی از هوای تو باز آیدم دل مجروح %~% که پشه باز نیاید چو صید باز آید # 8 دلی که در خم زلفت فتاد اگر سنگست %~% ز مهر روی تو چون موم در گداز ~~آید # 9 چو عود هر که ز عشاق دم زند خواجو %~% ز سوز فارغ و از ساز بی نیاز آید ~~PageV1P450 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید %~% که دلش هر نفس از شوق بپرواز ~~آید # 2 آنکه بگذشت و مرا در ms214 غم هجران بگذاشت %~% باز ناید وگر آید ز سر ناز ~~آید # 3 همدمی کو که برو عرضه کنم قصه شوق %~% هم دل خسته مگر محرم این راز آید # 4 از سر کوی تو هر مرغ که پرواز کند %~% جان من نعره زنان پیش رهش باز ~~آید # 5 هر نسیمی که از آن خطه نیاید با دست %~% خنک آن باد که از جانب شیراز ~~آید # 6 ما دگر در دهن خلق فتادیم ولیک %~% چاره نبود زر اگر در دهن گاز آید # 7 لاله رخساره بخون شوید و سیراب شود %~% سرو کوتاه کند دست و سرافراز ~~آید # 8 بلبلی را که بود برگ گلش در دم صبح %~% بجز از ناله شبگیر که دمساز آید # 9 گر سگ کوی تو بر خاک من آواز دهد %~% جان من با سگ کوی تو به آواز آید # 10 ور چو چنگم بزنی عین نوازش باشد %~% ساز بی ضرب محالست که بر ساز آید # 11 بلبل دلشده گلبانگ زند خواجو را %~% که درین فصل کسی از گل و می باز ~~آید PageV1P451 ### || [genre: Gh] # 1 عشقست که چون پرده ز رخ باز گشاید %~% در دیده صاحب‌نظران حسن نماید # 2 حسنست که چون مست به بازار برآید %~% در پرده‌ئی هر زمزمه عشق سراید # 3 گر عشق نباشد کمر حسن که بندد %~% ور حسن نباشد دل عشق از چه گشاید # 4 گر صورت جانان نبود دل که ستاند %~% ور واسطه جان نبود تن به چه پاید # 5 خورشید که در پرده انوار نهانست %~% گر رخ ننماید دل ذره که رباید # 6 بی مهر دل سوخته را نور نباشد %~% روشن شود آن خانه که شمعیش درآید # 7 گر ابر نگرید دل بستان ز چه خندد %~% ور می نبود زنگ غم از دل چه زداید # 8 خواجو اگر از عشق بسوزند چو شمعت %~% خوش باش که از سوز دلت جان بفزاید # 9 خواهی که در آئینه رخت خوب نماید %~% آئینه مصفا و ms215 رخ آراسته باید ~~PageV1P452 ### || [genre: Gh] # 1 چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید %~% از تیره شبم صبح درخشان بنماید # 2 از بس دل سرگشته که بربود در آفاق %~% امروز دلی نیست که دیگر برباید # 3 زین بیش مپای ای مه بی مهر کزین بیش %~% پیداست که عمر من دلخسته چه ~~پاید # 4 گر کام تو اینست که جانم بلب آری %~% خوش باش که مقصود تو این لحظه ~~برآید # 5 در زلف تو بستم دل و این نقش نبستم %~% کز بند سر زلف تو کارم نگشاید # 6 هر صبحدم از نکهت آن زلف سمن سای %~% برطرف چمن باد صبا غالیه ساید # 7 در ده می چون زنگ که آئینه جانست %~% تا زنگ غمم ز آینه جان بزداید # 8 مرغان خوش الحان چمن لال بمانند %~% چون بلبل باغ سخنم نغمه سراید # 9 در دیده خواجو رخ دلجوی تو نوریست %~% کز دیدن آن نور دل و دیده فزاید ~~PageV1P453 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم باد صبا چون ز بوستان آید %~% مرا ز نکهت او بوی دوستان آید # 2 برو دود ز ره دیده اشک گرم روم %~% ز بسکه از دل پرخون من بجان آید # 3 قلم چه شرح دهد زانکه داستان فراق %~% نه ممکنست که یک شمه در بیان آید # 4 اگر بجانب کرمان روان کنم پیکی %~% هم آب دیده که در دم بسر دوان آید # 5 برون رود ز درونم روان باستقبال %~% چو بانگ دمدمه کوس کاروان آید # 6 چو خونیان بدود اشک و دامنم گیرد %~% که باش تا خبر یار مهربان آید # 7 سرم بباد رود گر چو شمع از سر سوز %~% حدیث آتش دل بر سر زبان آید # 8 در آرزوی کنار تو از میان بروم %~% گهی که وصف میان تو در میان آید # 9 بدین صفت که توئی آب زندگانی را %~% ز شوق لعل لبت آب در دهان آید # 10 سفر گزید و آگه نبودی ای خواجو %~% که سیر جان شود آنکو ms216 بسیر جان آید ~~PageV1P454 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب این هدهد میمون ز کجا می‌آید %~% ظاهر آنست که از سوی سبا می‌آید # 2 بوی روح از دم جانبخش سحرمی‌شنوم %~% یا دم عیسوی از باد صبا می‌آید # 3 از ختن می‌رسد این نفحه مشکین که ازو %~% نکهت نافه آهوی ختا می‌آید # 4 می‌دهد نکهتی از مصر و دلم می‌گوید %~% کاین بشیر از بر گمگشته ما ~~می‌آید # 5 تا که در حضرت شه نام گدا می‌راند %~% یا کرا در بر مه یاد سها می‌آید # 6 در دلم می‌گذرد کاین دم جان پرور صبح %~% زان دو مشگین رسن غالیه سا ~~می‌آید # 7 این چه پرده‌ست که این پرده‌سرا می‌سازد %~% وین چه نغمه ست کزین ~~پرده‌سرا می‌آید # 8 تاب آن سنبل پرتاب کرا می‌باشد %~% خواب آن نرگس پرخواب کرا می‌آید # 9 آخر ای پیک همایون که پیام آوردی %~% هیچ در خاطر شه یاد گدا می‌آید # 10 ما از آن خال بدین حال فتادیم که مرغ %~% دانه می‌بیند و در دام بلا ~~می‌آید # 11 خواجو ار اهل دلی سینه سپر باید ساخت %~% پیش هر تیر که از شست قضا ~~می‌آید PageV1P455 ### || [genre: Gh] # 1 گلی به رنگ تو از غنچه بر نمی‌آید %~% بتی بنقش تو از چین بدر نمی‌آید # 2 مرا نپرسی و گویند دشمنان که چرا %~% ز پا فتادی و عمرت بسر نمی‌آید # 3 چه جرم کردم و از من چه در وجود آمد %~% که یادت از من خسته جگر ~~نمی‌آید # 4 شدم خیالی و در هر طرف که می‌نگرم %~% بجز خیال توام در نظر نمی‌آید # 5 بیار باده گلگون که صبحدم ز خمار %~% سرم چو نرگس مخمور بر نمی‌آید # 6 بجز مشاهده دوستان نباید دید %~% چرا که دیده بکاری دگر نمی‌آید # 7 که آورد خبری زان به خشم رفته ما %~% که مدتیست که از وی خبر نمی‌آید # 8 ز کوهم این عجب آید ز حسرت فرهاد %~% که سیل خون دلش در کمر نمی‌آید # 9 به ms217 اشک و چهره خواجو کی التفات کند %~% کسی که در نظرش سیم و زر ~~نمی‌آید PageV1P456 ### || [genre: Gh] # 1 این چه بادست که از سوی چمن می‌آید %~% وین چه خاکست کزو بوی سمن ~~می‌آید # 2 این چه انفاس روان بخش عبیر افشانست %~% که ازو رایحه مشک ختن می‌آید # 3 دمبدم مرغ دلم نعره برآرد ز نشاط %~% کان سهی سرو چمانم ز چمن می‌آید # 4 هیچ دانید که از بهر دل ریش اویس %~% کیست کز جانب یثرب بقرن می‌آید # 5 آفتابست که از برج شرف می‌تابد %~% یا سهیلست که از سوی یمن می‌آید # 6 از کجا می‌رسد این رایحه مشک نسیم %~% کز گذارش نفسی با تن من می‌آید # 7 یا رب این نامه که آورد که از هر شکنش %~% بوی جان پرور آن عهد شکن ~~می‌آید # 8 بلبل آن لحظه که از غنچه سخن می‌گوید %~% یادم از پسته آن تنگ دهن ~~می‌آید # 9 چو بیان می‌کند از عشق حدیثی خواجو %~% همه اجزای وجودش بسخن می‌آید ~~PageV1P457 ### || [genre: Gh] # 1 کدام دل که ز دوری به جان نمی‌آید %~% کدام جان که ز غم در فغان ~~نمی‌آید # 2 سرشک من بکجا می‌رود که همچون آب %~% دو دیده ناز ده برهم روان نمی‌آید # 3 ز شوق عارض و رخسار او چنان مستم %~% که یادم از سمن و ارغوان نمی‌آید # 4 بسی شکایتم از سوز سینه در جانست %~% ولی ز آتش دل بر زبان نمی‌آید # 5 چنان سفینه صبرم شکست وآب گرفت %~% که هیچ تخته از آن بر کران نمی‌آید # 6 کسی که نام لبش می‌برد عجب دارم %~% که آب زندگیش در دهان نمی‌آید # 7 معبانئی که در آن صورت دلافروزست %~% ز من مپرس که آن در بیان نمی‌آید # 8 براستی قد سرو سهی خوشست ولیک %~% براستان که به چشمم چنان نمی‌آید # 9 نمی‌رود سخنی در میان او خواجو %~% که از فضول کمر در میان نمی‌آید ~~PageV1P458 ### || [genre: Gh] # 1 مرا دلیست که تا جان برون نمی‌آید %~% تاب ms218 طره جانان برون نمی‌آید # 2 چو ترک مهوش کافر نژاد من صنمی %~% ز خیلخانه خاقان برون نمی‌آید # 3 چو روی او سمن از بوستان نمی‌روید %~% چو لعل او گهر از کان برون ~~نمی‌آید # 4 نمی‌رود نفسی کان نگار کافر دل %~% بقصد خون مسلمان برون نمی‌آید # 5 تو از کدام بهشتی که با طراوت تو %~% گلی ز گلشن رضوان برون نمی‌آید # 6 برون نمی‌رود از جان دردمند فراق %~% امید وصل تو تا جان برون نمی‌آید # 7 حسود گو چو شکر می‌گداز و میزن جوش %~% که طوطی از شکرستان برون ~~نمی‌آید # 8 ببوی یوسف مصر ای برادران عزیز %~% روانم از چه کنعان برون نمی‌آید # 9 به قصد جان گدا هر چه می‌توان بکنید %~% که او ز خلوت سلطان برون ~~نمی‌آید # 10 چه سود در دهن تنگ او سخن خواجو %~% که هیچ فایده از آن برون نمی‌آید ~~PageV1P459 ### || [genre: Gh] # 1 ناله‌ئی کان ز دل چنگ برون می‌آید %~% گر بدانی ز دل سنگ برون می‌آید # 2 صورت عشق چه نقشیست که از پرده غیب %~% هر زمانی بد گرینگ برون می‌آید # 3 از نم دیده و خون جگر فرهادست %~% هر گل و لاله که از سنگ برون می‌آید # 4 می چون زنگ بده کاینه خاطر ما %~% باده می‌بیند و از زنگ برون می‌آید # 5 دلم از پرده برون می‌رود از غایت شوق %~% هر نفس کان صنم شنگ برون ~~می‌آید # 6 هر که در میکده از پیر مغان خرقه گرفت %~% شاید ار چون قدح از رنگ برون ~~می‌آید # 7 میشود ساکن خاک در میخانه عشق %~% هر که از خانه فرهنگ برون می‌آید # 8 جان می گشت مگر دیده خواجو که ازو %~% دمبدم باده چون زنگ برون می‌آید ~~PageV1P460 ### || [genre: Gh] # 1 کسی را از تو کامی برنیاید %~% که این از دست عامی برنیاید # 2 بنا کام از لبت برداشتم دل %~% که از لعل تو کامی برنیاید # 3 برون از عارض و زلف سیاهت %~% به شب صبحی ز ms219 شامی برنیاید # 4 بیار آن می که در خمخانه باقیست %~% که کار ما به جامی برنیاید # 5 به ترک نیک نامی کن که در عشق %~% نکونامی به نامی برنیاید # 6 حدیث سوز عشق از پختگان پرس %~% که دود دل ز خامی برنیاید # 7 چو نون قامتم در مکتب عشق %~% ز نوک خامه لامی برنیاید # 8 بسوز ناله زارم ز عشاق %~% نوای زیر و بامی برنیاید # 9 چه سروست آنکه بر بامست لیکن %~% سهی سروی ببامی برنیاید # 10 برو خواجو که وصل پادشاهی %~% ز دست هر غلامی برنیاید PageV1P461 ### || [genre: Gh] # 1 مهی چون او به ماهی برنیاید %~% شهی ز انسان بگاهی برنیاید # 2 چو زلف هندوی زنگی نژادش %~% هندوستان سیاهی برنیاید # 3 به اورنگ لطافت تا به محشر %~% چو آن گلچهر شاهی برنیاید # 4 دل افروزی چو آن خورشید خوبان %~% ز طرف بارگاهی برنیاید # 5 مهش خوانم ولیکن روشنست این %~% که ماهی با کلاهی برنیاید # 6 ور او را سرو گویم راست نبود %~% که سروی در قباهی برنیاید # 7 زمانی نگذرد کز خاک کویش %~% نفیر دادخواهی برنیاید # 8 گنهکارم چرا کان آتشم نیست %~% کزو دود گناهی برنیاید # 9 برو خواجو که آواز درائی %~% درین کشور ز راهی برنیاید PageV1P462 ### || [genre: Gh] # 1 در پای تو هرکس که سر انداز نیاید %~% چون هندوی زلف تو سرافراز نیاید # 2 گر سر نکشد ز آتش دل شمع جگر سوز %~% ماننده زر در دهن گاز نیاید # 3 گفتم بگریزم ز کمند تو ولیکن %~% مرغی که سوی دام رود باز نیاید # 4 جان کی برم از آهوی صیاد تو هیهات %~% گنجشک مگر در نظر باز نیاید # 5 مرغ دل غمگین بهوای سر کویت %~% جز در قفس سینه بپرواز نیاید # 6 صاحب‌نظر از ضربت شمشیر ننالد %~% کانکس که بمیرد ز وی آواز نیاید # 7 افغان مکن از ضرب که هر ساز که باشد %~% بی ضرب یقینست که برساز نیاید # 8 گرمهر نباشد نرود روز بپایان %~% لیکن همه کس ms220 محرم این راز نیاید # 9 آه از دل خواجو که کسی در غم هجرش %~% جز آه دل سوخته دمساز نیاید ~~PageV1P463 ### || [genre: Gh] # 1 جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید %~% جز سایه کسی همره و همراز نیاید # 2 ای خواجه برو باد مپیمای که بلبل %~% در فصل بهاران ز چمن باز نیاید # 3 گفتم که ز من سرمکش ای سرو روان گفت %~% تا سر نکشد سرو سرافراز نیاید # 4 هر دل که به دستش نبود رشته دولت %~% همبازی آن زلف رسن باز نیاید # 5 باز آی و بسوی من بیدل نظری کن %~% هر چند مگس در نظر باز نیاید # 6 صاحب‌نظر از نوک خدنگ توننالد %~% برکشته چو خنجر زنی آواز نیاید # 7 چون بلبل دلسوخته را بال شکستند %~% برطرف چمن باز بپرواز نیاید # 8 تا زنده بود شمع صفت بر نکند سر %~% در پای تو هرکس که سرانداز نیاید # 9 خواجو ز سفر عزم وطن کرد ولیکن %~% مرغی که برون شد ز قفس باز نیاید ~~PageV1P464 ### || [genre: Gh] # 1 به مهر روی تو در آفتاب نتوان دید %~% ببوی زلف تودر مشک ناب نتوان دید # 2 دو چشم مست تو دیشب بخواب می‌دیدم %~% ولی چه سود که آن جز بخواب نتوان ~~دید # 3 اگر چه آب رخت عین آتشست ولیک %~% فروغ آتش رویت در آب نتوان دید # 4 چو ماه مهر فروزت به زیر سایه شب %~% به هیچ روی مهی شب نقاب نتوان دید # 5 رخ تو در شکن زلف پرشکن دیدم %~% اگر چه در شب تار آفتاب نتوان دید # 6 خواص چشمه نوشت که جوهر روحست %~% بیار باده که جز در شراب نتوان دید # 7 دل شکسته خواجو خراب گشت و وراست %~% که گنج عشق تو جز در خراب نتوان ~~دید PageV1P465 ### || [genre: Gh] # 1 وهم بسی رفت و مکانش ندید %~% فکر بسی گشت و نشانش ندید # 2 هرکه در افتاد بمیدان او %~% غرقه خون گشت و سنانش ندید # 3 دیده نرگس ms221 بچمن عرعری %~% همچو سهی سرو روانش ندید # 4 وانکه سپر شد بر پیکان او %~% کشته شد و تیر و کمانش ندید # 5 موی چو شد گرد میانش کمر %~% جز کمر از موی میانش ندید # 6 گر چه ز تنگی دهنش هیچ نیست %~% هیچ ندید آنکه دهانش ندید # 7 عقل چو در حسن رخش ره نیافت %~% چاره بجز ترک بیانش ندید # 8 دل که بشد نعره زنان از پیش %~% کون ومکان گشت و مکانش ندید # 9 این چه طریقست که خواجو در آن %~% عمر بسر برد و کرانش ندید PageV1P466 ### || [genre: Gh] # 1 صبح چون گلشن جمال تو دید %~% برعروسان بوستان خندید # 2 نام لعلت چو بر زبان راندم %~% از لبم آب زندگانی بچکید # 3 صبحدم حرز هفت هیکل چرخ %~% از سر مهر بر رخ تو دمید # 4 مرغ جان در هوات پر می‌زد %~% بال زد وز پیت روان بپرید # 5 هر که شد مشتری مهر رخت %~% خرمن مه به نیم جو نخرید # 6 وانکه چون دیده دید روی ترا %~% خویشتن را بهیچ روی ندید # 7 سر مکش زانکه از چمن بیرون %~% سرو تا سرکشید سرنکشید # 8 در رهت خاک راه شد خواجو %~% لیک بر گرد مرکبت نرسید PageV1P467 ### || [genre: Gh] # 1 جادوئی چون نرگس مستت به بیماری که دید %~% هندوئی چون طره پستت بطراری ~~که دید # 2 در سواد شام تاری مشک تاتاری که یافت %~% بر بیاض صبح صادق خط زنگاری ~~که دید # 3 مردم آزاری و هر دم عزم بیزاری کنی %~% بیگناهی مردم آزاری و بیزاری که ~~دید # 4 چون ندارم زور و زر هم چاره من زاریست %~% بی زر و زوری بدین مسکینی و ~~زاری که دید # 5 آنکه زو شمشاد را پای خجالت در گلست %~% راستی را زان صفت سروی بعیاری ~~که دید # 6 تا صبا شد دسته بند سنبل گلپوش او %~% کار او جز عنبر افشانی و عطاری ~~که دید # 7 گفتمش بینم ترا مست و مرا ساغر ms222 بدست %~% گفت سلطانرا حریف رند بازاری ~~که دید # 8 قصد خواجو کرد و خونش خورد و برخاکش نشاند %~% ای عزیزان هرگز از ~~خونخواری این خواری که دید PageV1P468 ### || [genre: Gh] # 1 مستم ز در خانه خمار برآرید %~% و آشفته و شوریده ببازار برآرید # 2 چون سر انا الحق ز من سوخته شد فاش %~% زنجیر کشانم بسردار برآرید # 3 یا دادم از آن چرخ سیه روی بخواهید %~% یا دودم ازین دلق سیه کار ~~برآرید # 4 چون نام من خسته باین کار برآمد %~% گو در رخ من خنجر آنکار برآرید # 5 ما را که درین حلقه سر از پای ندانیم %~% پرگار صفت گرد در یار برآرید # 6 گر رایت اسلام نگون می‌شود از ما %~% آوازه ما در صف کفار برآرید # 7 برمستی ما دست تعنت مفشانید %~% وز هستی ما گرد بیکبار برآرید # 8 امروز که از پیرمغان خرقه گرفتیم %~% ما را ز در دیر به زنار برآرید # 9 خواجو چو رخ جام بخونابه فرو شست %~% نامش بقدح شوئی خمار برآرید ~~PageV1P469 ### || [genre: Gh] # 1 سبزه پیرامن سرچشمه نوشش نگرید %~% شبه بر گوشه یاقوت خموشش نگرید # 2 شام شبگون سحر پوش قمر فرسا را %~% زیور برگ گل غالیه پوشش نگرید # 3 عقل را صید کمند افکن جعدش بینید %~% روح را تشنه سرچشمه نوشش نگرید # 4 بت ضحاک من آن مه که برخ جام جمست %~% آن دو افعی سیه بر سر دوشش نگرید # 5 منکه از حلقه گوشش شده‌ام حلقه بگوش %~% گوشداری من حلقه بگوشش نگرید # 6 جانم از جام لبش گشت بیک جرعه خراب %~% باده لعل لب باده فروشش نگرید # 7 خواجو از میکده‌اش دوش بدوش آوردند %~% اینهمه بیخودی از مستی دوشش ~~نگرید PageV1P470 ### || [genre: Gh] # 1 آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید %~% همچو شمعم در میان انجمن یاد ~~آورید # 2 صبحدم در پای گل چون با حریفان می‌خورید %~% بلبلان را بر فراز نارون ~~یاد آورید # 3 در چمن چون مطرب از عشاق بنوازد ms223 نوا %~% از نوای نغمه مرغ چمن یاد ~~آورید # 4 جعد سنبل چون شکن گیرد ز باد صبحدم %~% از شکنج زلف آن پیمان شکن یاد ~~آورید # 5 ابر نیسانی چو لؤلؤ بار گردد در چمن %~% ز آب چشمم همچو لؤلؤی عدن یاد ~~آورید # 6 یوسف مصری گر از زندانیان پرسد خبر %~% از غم یعقوب در بیت الحزن یاد ~~آورید # 7 گر به یثرب اتفاق افتد که روزی بگذرید %~% ناله و آه اویس اندر قرن یاد ~~آورید # 8 دوستان هر دم که وصل دوستان حاصل کنید %~% از غم هجران بی پایان من یاد ~~آورید # 9 طوطی شکر شکن وقتی که آید در سخن %~% ای بسا کز خواجوی شیرین سخن یاد ~~آورید PageV1P471 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چون موکب سلطان خیالش برسید %~% اشکم از دیده روان تا سر راهش ~~بدوید # 2 خواستم تا بنویسم سخنی از دل ریش %~% قلمم را ز سر تیغ زبان خون بچکید # 3 نشنیدیم که نشنید ملامت فرهاد %~% تا حدیث از لب جان پرور شیرین بشنید # 4 دلم ابروی ترا می‌طلبد پیوسته %~% ماه نو گر چه شب و روز نباید طلبید # 5 خط مشکین که نباتست بگرد شکرت %~% تا چه دودیست که در آتش روی تو رسید # 6 چشم بد را نفس صبحدم از غایت مهر %~% آیتی در رخ چون ماه تمام تو دمید # 7 خرده بینی که کند دعوی صاحب نظری %~% گر ندید از دهنت یک سر مو هیچ ~~ندید # 8 خلعت عشق تو بر قامت دل بینم راست %~% لیکن این طرفه که پیوسته بباید ~~پوشید # 9 تا از آن هندوی زنجیری کافر چه کشد %~% دل خواجو که ببند سر زلف تو ~~کشید PageV1P472 ### || [genre: Gh] # 1 حدیث شمع از پروانه پرسید %~% نشان گنج از ویرانه پرسید # 2 فروغ طلعت از آئینه جوئید %~% پریشانی زلف از شانه پرسید # 3 اگر آگه نئید از صورت خویش %~% برون آئید و از بیگانه پرسید # 4 مپرسید از لگن سوز دل شمع %~% وگر پرسید ms224 از پروانه پرسید # 5 محبت دام و محبوبست دانه %~% بدام آئید و حال دانه پرسید # 6 چو از جانانه جانم دردمندست %~% دوای جانم از جانانه پرسید # 7 منم دیوانه و او سرو قامت %~% حدیث راست از دیوانه پرسید # 8 حریفان گو بهنگام صبوحی %~% نشانم از در میخانه پرسید # 9 کنون چون شد به رندی نام ما فاش %~% ز ما از ساغر و پیمانه پرسید # 10 ز خواجو کو می و پیمانه داند %~% همان بهتر که از پیمانه پرسید ~~PageV1P473 ### || [genre: Gh] # 1 سخن یار ز اغیار بباید پوشید %~% قصه مست ز هشیار بباید پوشید # 2 خلعت عاشقی از عقل نهان باید داشت %~% کان قبائیست که ناچار بباید ~~پوشید # 3 ذره چون لاف هواداری خورشید زند %~% مهرش از سایه دیوار بباید پوشید # 4 تا بخون جگر جام بیالایندش %~% جامه کعبه ز خمار بباید پوشید # 5 بوسه‌ئی خواستمش گفت بپوش از زلفم %~% گنج اگر می‌بری از مار بباید ~~پوشید # 6 ضعفم از چشم تو زانروی نهان می‌دارد %~% که رخ مرده ز بیمار بباید ~~پوشید # 7 تیغ مژگان چه کشی در نظر مردم چشم %~% خنجر از مردم خونخوار بباید ~~پوشید # 8 چهره زرد من و روی خود از طره بپوش %~% که زر و سیم ز طرار بباید پوشید # 9 دیده بنگر که فرو خواند روان سر دلم %~% گر چه دانست که اسرار بباید ~~پوشید # 10 نامه دوست بدشمن چه نمائی خواجو %~% سخن یار از اغیار بباید پوشید ~~PageV1P474 ### || [genre: Gh] # 1 همچو شمعم بشبستان حرم یاد کنید %~% یا چو مرغم بگلستان ارم یاد کنید # 2 روز شادی همه کس یاد کند از یاران %~% یاری آنست که ما را شب غم یاد ~~کنید # 3 گر چنانست که از دلشدگان می‌پرسید %~% گاه گاهی ز من دلشده هم یاد کنید # 4 چون شد اقطاع شما تختگه ملک وجود %~% کی از این کشته شمشیر عدم یاد ~~کنید # 5 چشم دارم که من خسته دلسوخته را %~% به نم چشم گهربار ms225 قلم یاد کنید # 6 هیچ نقصان نرسد در شرف و قدر شما %~% در چنین محنت و خواری اگرم یاد ~~کنید # 7 چون من از پای فتادم نبود هیچ غریب %~% گر من بی سر و پا را به قدم یاد ~~کنید # 8 در چمن چون قدح لاله عذاران طلبند %~% جام گیرید و ز عشرتگه جم یاد ~~کنید # 9 ور در ایوان سلاطین ره قربت باشد %~% ز مقیمان سر کوی ستم یاد کنید # 10 بلبل خسته بی برگ و نوا را آخر %~% بنسیم گلی از باغ کرم یاد کنید # 11 سوخت در بادیه از حسرت آبی خواجو %~% زان جگر سوخته در بیت حرم یاد ~~کنید PageV1P475 ### || [genre: Gh] # 1 آن شکر لب که نباتش ز شکر می‌روید %~% از سمن برگ رخش سنبل تر می‌روید # 2 می‌رود آب گل از نسترنش می‌ریزد %~% و ارغوان و گلش از راهگذر می‌روید # 3 بجز آن پسته دهن هیچ سهی سروی را %~% نار سیمین نشنیدم که ز بر می‌روید # 4 تا تو در چشم منی از لب سرچشمه چشم %~% لاله می‌چینم و در لحظه دگر ~~می‌روید # 5 فتنه دور قمر نزد خرد دانی چیست %~% سبزه خط تو کز طرف قمر می‌روید # 6 تیغ هجرم چه زنی کز دل ریشم هر دم %~% می‌دمد شاخ تبر خون و تبر ~~می‌روید # 7 فصل نوروز چو در برگ سمن می‌نگرم %~% بی گل روی تو خارم ز بصر می‌روید # 8 هر زمانم که خط سبز توآید در چشم %~% سبزه بینم ز لب چشمه که برمی‌روید # 9 ای بسا برگ شقایق که دمادم در باغ %~% از سرشک من و خوناب جگر می‌روید # 10 ظاهر آنست که از خون دل فرهادست %~% آن همه لاله که بر کوه و کمر ~~می‌روید # 11 اگر از چشم تو خواجو همه گوهر خیزد %~% از رخ زرد تو چونست که زر ~~می‌روید PageV1P476 ### || [genre: Gh] # 1 کیست که با من حدیث یار بگوید %~% بهر دلم حال آن نگار بگوید # 2 پیش ms226 کسی کز خمار جان بلب آورد %~% وصف می لعل خوشگوار بگوید # 3 وز سر مستی به نزد باده گساران %~% رمزی از آن چشم پرخمار بگوید # 4 لطف کند وز برای خاطر رامین %~% شمه‌ئی از ویس گلعذار بگوید # 5 ور گذری باشدش بمنزل لیلی %~% قصه مجنون دلفگار بگوید # 6 دوست مخوانش که رخ ز دوست بتابد %~% یار مگویش که ترک یار بگوید # 7 باد بهار از چمن بشنعت بلبل %~% باز نیاید اگر هزار بگوید # 8 با گل بستان فروز روی تو خواجو %~% باد بود هر چه از بهار بگوید ~~PageV1P477 ### || [genre: Gh] # 1 ز شهریار که آید که حال یار بگوید %~% رسد به بنده و رمزی ز شهریار ~~بگوید # 2 بعندلیب نسیمی ز گلستان برساند %~% بمرغ زار حدیثی ز مرغزار بگوید # 3 هر آنچه گوید از اوصاف دلبران دل رامین %~% ز حسن ویس گل اندام گلعذار ~~بگوید # 4 بدان قرار که دلبستگی نماید و فصلی %~% از آن دو زلف پریشان بیقرار ~~بگوید # 5 بگو که پرده‌سرا ساز را بساز درآرد %~% مگر ترانه‌ئی از قول آن نگار ~~بگوید # 6 کدام ذره که از آفتاب روی بتابد %~% کدام یار که ترک دیار یار بگوید # 7 چه سود نرگس سرمست را نصیحت بلبل %~% که هیچ فائده نبود اگر هزار بگوید # 8 کسیکه در دم صبح از خمار جان به لب آرد %~% کجا به ترک می لعل خوشگوار ~~بگوید # 9 ز نوبهار چه پرسد نشان روی تو خواجو %~% چرا که باد بود هر چه نوبهار ~~بگوید PageV1P478 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ جم باز حدیثی ز سبا می‌گوید %~% بشنو آخر که ز بلقیس چها می‌گوید # 2 خبر چشمه حیوان بخضر می‌آرد %~% قصه حضرت سلطان بگدا می‌گوید # 3 پرتو مهر درخشان بسها می‌بخشد %~% سخن سرو خرامان بگیا می‌گوید # 4 با دل خسته یکتای من سودائی %~% حال آن زلف پریشان دوتا می‌گوید # 5 دلم از دیده کند ناله که هردم بچه روی %~% یک به یک قصه ما را همه جا ms227 ~~می‌گوید # 6 حال گیسوی تو از باد صبا می‌پرسم %~% گر چه بادست حدیثی که صبا می‌گوید # 7 مشک با چین سر زلف تو از خوش نفسی %~% هر چه گوید مشنو زانکه خطا ~~می‌گوید # 8 ابروی شوخ تودر گوش دلم پیوسته %~% حال زلف تو پراکنده چرا می‌گوید # 9 ترک دشنام ده این لحظه که مسکین خواجو %~% از درت می‌برد ابرام و دعا ~~می‌گوید PageV1P479 ### || [genre: Gh] # 1 دست گیرید و بدستم می گلفام دهید %~% باده پخته بدین سوخته خام دهید # 2 چون من از جام می و میکده بدنام شدم %~% قدحی می بمن می کش بدنام دهید # 3 تا بدوشم ز خرابات به میخانه برند %~% سوی رندان در میکده پیغام دهید # 4 گر چه ره در حرم خاص نباشد ما را %~% یک ره ای خاصگیان بار من عام دهید # 5 با شما درد من خسته چو پیوسته دعاست %~% تا چه کردم که مرا اینهمه ~~دشنام دهید # 6 در چنین وقت که بیگانه کسی حاضر نیست %~% قدحی باده بدان سرو گلندام ~~دهید # 7 چو از این پسته و بادام ندیدم کامی %~% کام جان من از آن پسته و بادام ~~دهید # 8 تا دل ریش من آرام بگیرد نفسی %~% آخرم مژده‌ئی از وصل دلارام دهید # 9 چهره ازرق خواجو چو ز می خمری شد %~% جامه از وی بستانید و بدو جام ~~دهید PageV1P480 ### || [genre: Gh] # 1 ای پرده سرایان که درین پرده سرائید %~% از پرده برون شد دلم آخر ~~بسرآئید # 2 یکدم بنشینید که آشوب جهانید %~% یکره بسرائید چو مرغ دو سرائید # 3 شکر ز لب لعل شکر بار ببارید %~% عنبر ز سر زلف سمن‌سای بسائید # 4 با من سخن از کعبه و بتخانه مگوئید %~% کز هر دو مرا مقصد و مقصود ~~شمائید # 5 خیزید و سر از عالم توحید برآرید %~% وز پرده کثرت رخ وحدت بنمائید # 6 تا صورت جان در تتق عشق ببینید %~% زنگ خرد از آینه دل بزدائید # 7 تا خرقه بخون ms228 دل ساغر بنشوئید %~% رندان خرابات مغان را بنشانید # 8 گر شاه سپهرید در این خانه که مائیم %~% از خانه برآئید که همخانه ~~مائید # 9 گنجینه حسنید که در عقل نگنجید %~% یا چشمه جانید که در چشم نیائید # 10 هم ساغر و هم باده و هم باده گسارید %~% هم نغمه و هم پرده و هم ~~پرده‌سرائید # 11 هرگز نشوید از دل خواجو نفسی دور %~% وین طرفه که معلوم ندارد که ~~کجائید PageV1P481 ### || [genre: Gh] # 1 خدا را از سر زاری بگوئید %~% که آخر ترک بیزاری بگوئید # 2 چو زور و زر ندارم حال زارم %~% به مسکین حالی و زاری بگوئید # 3 غریبی از غریبان دور مانده %~% اگر باشد بدین خواری بگوئید # 4 وگر بازارئی غمخواره دیدید %~% بدین زاری و غمخواری بگوئید # 5 چو عیاران دو عالم برفشانید %~% وگر نی ترک عیاری بگوئید # 6 بدلدار از من بیدل پیامی %~% ز روی لطف ودلداری بگوئید # 7 بوصف طره‌اش رمزی که دانید %~% همه در باب طراری بگوئید # 8 فریب چشم آن ترک دلارا %~% بسرمستان بازاری بگوئید # 9 حدیث جعدش ار در روز نتوان %~% مسلسل در شب تاری بگوئید # 10 وگر گوئید حالم پیش آن یار %~% به یاری کز سر یاری بگوئید # 11 اگر خواهید کردن صید مردم %~% به ترک مردم آزاری بگوئید # 12 یکایک ماجرای اشک خواجو %~% روان با ابر آذاری بگوئید PageV1P482 ### || [genre: Gh] # 1 ای پیر مغان شربتم از درد مغان آر %~% وز درد من خسته مغانرا بفغان آر # 2 چون ره بحریم حرم کعبه ندارم %~% رختم بسر کوی خرابات مغان آر # 3 مخمور دل افروخته را قوت روان بخش %~% مخمور جگر سوخته را آب روان آر # 4 تا کی کشم از پیر و جوان محنت و بیداد %~% پیرانه سرم آگهی از بخت جوان ~~آر # 5 از حادثه دور زمان چند کنی یاد %~% پیغامم از آن نادره دور زمان آر # 6 ای شمع که فرمود که در مجلس اصحاب %~% اسرار دل سوخته از دل ms229 بزبان آر # 7 ساقی چو خروس سحری نغمه برآرد %~% پرواز کن و مرغ صراحی بمیان آر # 8 چون طائر روحم ز قدح باز نیاید %~% او را بمی روح فزا در طیران آر # 9 رفتی و بجان آمدم از درد دل ریش %~% باز آی و دلم را خبر از عالم جان ~~آر # 10 خواجو بصبوحی چو می تلخ کنی نوش %~% عقل از لب جان پرور آن بسته دهان ~~آر PageV1P483 ### || [genre: Gh] # 1 زهی تاری ز زلفت مشگ تاتار %~% گل روی تو برده آب گلنار # 2 از آن پوشم رخ از زلفت که گویند %~% نمی‌باید نمودن زر به طرار # 3 بود بی لعل همچون ناردانت %~% دلم پر نار و اشکم دانه نار # 4 اگر ناوک نمی‌اندازد از چیست %~% کمان پیوسته بر بالین بیمار # 5 چو عین فتنه شد چشم تو چونست %~% که دائم خفته است و فتنه بیدار # 6 دو چشم سیل بار و روی زردم %~% شد این رود آور و آن زعفران زار # 7 مرا بت قبله است و دیر مسجد %~% مرا می زمزمست و کعبه خمار # 8 دل پر درد را دردست درمان %~% تن بیمار را رنجست تیمار # 9 چو انفاس عبیر افشان خواجو %~% ندارد نافه‌ئی در طبله عطار PageV1P484 ### || [genre: Gh] # 1 مسیح وقتی ازین خسته دم دریغ مدار %~% ز پا در آمدم از من قدم دریغ ~~مدار # 2 ورم قدم بعیادت نمینهی باری %~% تفقدی بزبان قلم دریغ مدار # 3 بساز با من دم بسته و کلید نجات %~% از این مقید دام ندم دریغ مدار # 4 اگر دریغ نداری نظر ز خسته دلان %~% ازین شکسته دلخسته هم دریغ مدار # 5 به عزم کعبه قربت چو بسته‌ایم احرام %~% ز ما سعادت وصل حرم دریغ مدار # 6 بشادمانی ارت دست می‌دهد آبی %~% ز تشنگان بیابان غم دریغ مدار # 7 نوای پرده‌سرایان بزمگاه وجود %~% ز ساکنان مقام عدم دریغ مدار # 8 اگر شفا نفرستی بخستگان فراق %~% ز بستگان ارادت الم دریغ مدار # 9 ms230 چو عندلیب گلستان فقر شد خواجو %~% ازو شمامه باغ کرم دریغ مدار ~~PageV1P485 ### || [genre: Gh] # 1 ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار %~% نیازمندی من عرضه ده بحضرت یار # 2 ببوس خاک درش وانگه ار مجال بود %~% سلام من برسان و پیام من بگزار # 3 بگو که ایمه نامهربان مهر گسل %~% نگار لاله رخ سرو قد سیم عذار # 4 دل شکسته که در زلف سرکشت بستم %~% بیادگار من خسته دل نگه می‌دار # 5 مرا زمانه ز بی مهری از تو دور افکند %~% زهی زمانه بد مهر و چرخ کژ ~~رفتار # 6 نبودمی نفسی بی نوای نغمه زیر %~% کنون بزاری زارم قرین ناله زار # 7 نه همدمی که برآرم دمی مگر ناله %~% نه محرمی که بگویم غمت مگر دیوار # 8 شبی که روز کنم بیتو از پریشانی %~% شود چو زلف سیاه تو روز من شب تار # 9 فراق نامه خواجو کسی که برخواند %~% به آب دیده بشوید سیاهی از طومار ~~PageV1P486 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای خواجه و شه را بگدا باز گذار %~% مهربانی کن و مه را بسها باز ~~گذار # 2 تو که یک ذره نداری خبر از آتش مهر %~% ذره بی سر و پا را بهوا باز ~~گذار # 3 چند چون مرغ کنی سوی گلستان پرواز %~% راه آمد شد بستان بصبا باز گذار # 4 من چو بی یار سر از پای نمی‌دانم باز %~% آن صنم را بمن بی سر و پا باز ~~گذار # 5 ای مقیم در خلوتگه سلطان آخر %~% منزل خویشتن امشب بگدا باز گذار # 6 از گل و بلبل اگر برگ و نوا می‌طلبی %~% همچو نی درگذر از برگ و نوا ~~باز گذار # 7 ز پی نافه چین گر بختا خواهی رفت %~% چین گیسوی بتان گیر و خطا باز ~~گذار # 8 عاشقانرا بجز از درد نباشد درمان %~% دردی درد بدست آر و دوا باز گذار # 9 گرت از ابر گهربار حیا می‌باشد %~% خون ببار از مژه چشم و حیا ms231 باز گذار # 10 هر که از مروه صفا می‌طلبد گو به صبوح %~% باده صاف طلب دار و صفا باز ~~گذار # 11 چون دم از بحر زنم دیده خواجو گوید %~% که ازین پس سخن بحر بما باز ~~گذار PageV1P487 ### || [genre: Gh] # 1 طره بفشان و مرا بیش پریشان مگذار %~% پرده بگشای و مرا بسته هجران ~~مگذار # 2 ماه را از شکن سنبل شبگون بنمای %~% لاله را این همه در سایه ریحان ~~مگذار # 3 زلف مشکین که چنین برقدمت دارد سر %~% بیش ازینش چو من خسته پریشان ~~مگذار # 4 هر که از مهر تو چون ذره شود سرگردان %~% دورش از روی چو خورشید درفشان ~~مگذار # 5 کام جانم ز نمکدان عقیقت شکریست %~% آخر این حسرتم اندر دل بریان مگذار # 6 من سرگشته چو سردر سر زلفت کردم %~% دست من گیر و مرا بی سر و سامان ~~مگذار # 7 منکه از پسته و بادام تو دورم باری %~% دست بیگانه بدان سیب زنخدان ~~مگذار # 8 باغبان را اگر از غیرت بلبل خبرست %~% گودگر باد صبا را بگلستان مگذار # 9 منکه با زلف چو چوگان تو گوئی نزدم %~% بیش ازین گوی دلم در خم چوگان ~~مگذار # 10 خواجو ار خلوت دل منزل یارست ترا %~% عام را گرد سراپرده سلطان مگذار ~~PageV1P488 ### || [genre: Gh] # 1 بجز نسیم که یابد نصیبی از گلزار %~% که یک گلست در این باغ و عندلیب ~~هزار # 2 چو از گل آرزوی مرغ خوش نظر بادست %~% تو هم ببوی قناعت کن از نسیم ~~بهار # 3 و گر چه غنچه جهان را بروی گل بینی %~% بدوز چشم جهان بین بخار و دیده ~~مخار # 4 ز تیغ و دار چه ترسانی ای پسر ما را %~% که تاج ما سر تیغست و تخت ما ~~سر دار # 5 بعشوه‌ام چه فریبی چرا که بلبل مست %~% کجا بباد هوا باز گردد از گلزار # 6 کدام دوست که دوری گزیند از بردوست %~% کدام یار که گیرد قرار بیرخ یار # 7 ms232 ترا شبی نگزیرد ز چنگ و نغمه زیر %~% مرا دمی نشکیبد ز آه و ناله زار # 8 حدیث غصه فرهاد و قصه شیرین %~% بخون لعل بباید نوشت بر کهسار # 9 روا بود که بود باغ را درین موسم %~% کنار و پر گل و خواجو ز گل گرفته ~~کنار PageV1P489 ### || [genre: Gh] # 1 چو هست قرب حقیقی چه غم ز بعد مزار %~% نظر بقربت یارست نی بقرب دیار # 2 چو زائران حرم را وصال روحانیست %~% تفاوتی نکند از دنو و بعد مزار # 3 رسید عمر بپایان و داستان فراق %~% ز حد گذشت و بپایان نمی‌رسد طومار # 4 بباغ بلبل خوش نغمه سحر خوان بین %~% که روز و شب سبق عشق می‌کند تکرار # 5 بیا که حلقه نشینان بزمگاه الست %~% زدند بر در دل حلقه در خمار # 6 بکش جفای رقیب ار حبیب می‌خواهی %~% کنار گل نبری گر کنی کناره ز خار # 7 چه هجر و وصل مساویست در حقیقت عشق %~% اگر ز هجر بسوزی بساز و وصل ~~انگار # 8 درست قلب من ار شد شکسته باکی نیست %~% بحکم آنکه روان می‌رود درین ~~بازار # 9 بروی خوب وی آنکس نظر کند خواجو %~% که پشت بر دو جهان کرد و روی بر ~~دیوار PageV1P490 ### || [genre: Gh] # 1 ماه یا جنتست یا رخسار %~% شهد یا شکرست یا گفتار # 2 آهوان صید مردمند و دلم %~% صید آن آهوان مردمدار # 3 کار ما با ستمگری افتاد %~% که بجز قصد ما ندارد کار # 4 گل صد برگ را بباید ساخت %~% فصل نوروز با نوای هزار # 5 پیش عشاق لطف باشد قهر %~% نزد مشتاق فخر باشد عار # 6 دل بی مهر کی شود روشن %~% مرغ بی بال کی بود طیار # 7 چه زند عقل با تطاول عشق %~% چکند صید در کمند سوار # 8 مرغ وحشی اگر عقاب شود %~% نکند کرکسان چرخ شکار # 9 کامت از دار می‌شود حاصل %~% گام برگیر و کام دل بردار # 10 نامه نانوشته بیش مخوان %~% قصه ms233 ناشنوده پیش میار # 11 آتش دل بسوخت خواجو را %~% وقنا ربنا عذاب النار PageV1P491 ### || [genre: Gh] # 1 ای نغمه خوشت دم داود را شعار %~% وی عندلیب را نفست کرده شرمسار # 2 انفاس روح بخش تو جانرا حیات بخش %~% و اعجاز عیسوی ز دمت گشته آشکار # 3 دستانسرای گلشن روحانیون ز شوق %~% بردارد از نوای خوشت نغمه هزار # 4 وین چرخ چرخ زن ز سماع تو هر زمان %~% چون صوفیان بچرخ درآید هزار بار # 5 ای بس که بلبل سحر از شوق نغمه‌ات %~% بر سر زند بسان مگس دست اضطرار # 6 مرغ چمن که رود زن بزم گلشنست %~% پر می‌زند ز شوق تو بر طرف جویبار # 7 با لحن دلفریب تو هنگام صبحدم %~% بر عندلیب قهقهه زد کبک کوهسار # 8 قولت چو با عمل بفروداشت می‌رسد %~% بر گو غزل ترانه ازین بیشتر میار # 9 بلبل ز بام و زیر تو با نغمه‌های زیر %~% خواجو بزیر بام تو با نالهای ~~زار PageV1P492 ### || [genre: Gh] # 1 سبحان من یسبحه الرمل فی القفار %~% سبحان من تقدسه الحوت فی البحار # 2 صانع مقدری که شه نیمروز را %~% منصور کرد بریزک خیل زنگبار # 3 دانا مدبری که شهنشاه زنگ را %~% پیروز کرد بر شه پیروز گون حصار # 4 سلطان بنده پرور و قهار سخت گیر %~% دیان عدل گستر و ستار بردبار # 5 گوهر کند ز قطره و شکر دهد ز نی %~% خار آورد ز خاره و گل بردمد ز خار # 6 در راه وحدتش دو دلیلند مهر وماه %~% بر صنع و قدرتش دو گواهند نور و ~~نار # 7 ای بر در توام سرخجلت فتاده پیش %~% آخر ز راه لطف بفرما که سر برآر # 8 آنکس که چرخ پیش درش سرنهاده است %~% برخاک درگه تو نهد روی اعتذار # 9 شکر تو بی نهایت و فضل تو بی قیاس %~% لطف تو بی حساب و عطای تو بیشمار # 10 ادراک عقل خیره ز ذات و صفات تو %~% ذاتت بری ز فخر ms234 و صفاتت عری ز عار # 11 دیوانگان حلقه عشق تو هوشمند %~% دردی کشان ساغر شوق تو هوشیار # 12 راتب بران فیض نوال تو انس و جان %~% روزی خوران خوان عطای تو مور و ~~مار # 13 هر کس که خوار تست ندارد کسش عزیز %~% وانکو عزیز تست نگوید کسش که ~~خوار # 14 شادی آندلی که غمت اختیار کرد %~% مقبل کسی که شد بقبول تو بختیار # 15 خواجو چو روی عجز نهادست بردرت %~% جرمی که کرده است بفضلت که در گذار ~~PageV1P493 ### || [genre: Gh] # 1 قلم گرفتم و می‌خواستم که بر طومار %~% تحیتی بنویسم بسوی یار و دیار # 2 برآمد از جگرم دود آه و آتش دل %~% فتاد در نی کلکم ز آه آتش بار # 3 امید بود که کاری برآید از دستم %~% ز پا فتادم و از دست برنیامد کار # 4 اگر چه باد بود پیش ما حکایت تو %~% برو نسیم و پیامی از آن دیار بیار # 5 کدام یار که او بلبل سحر خوانرا %~% ز نوبهار دهد مژده جز نسیم بهار # 6 ز دور چرخ فتادم بمنزلی که صبا %~% سوی وطن نبرد خاک من برون ز غبار # 7 خیال روی نگارین آن صنم هر دم %~% کنم بخون جگر بر بیاض دیده نگار # 8 دلم به سایه دیوار او بود مائل %~% در آن زمان که گل قالبم بود دیوار # 9 میان او بکنارت کجا رسد خواجو %~% کزین میان نتواند رسید کس بکنار ~~PageV1P494 ### || [genre: Gh] # 1 منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار %~% چو سایه بر رهت افتاده زیر دیوار # 2 ندیم و همدمم از صبح تا بشب ناله %~% قرین و محرمم از شام تا سحر دیوار # 3 ز بسکه روی بدیوار محنت آوردم %~% جدا نمی‌شودم یکدم از نظر دیوار # 4 کدام یار که او روی ما نگهدارد %~% چو آب دیده گوهرفشان مگر دیوار # 5 کسی که روی بدیوار غم نیاوردی %~% کنون ز مهر تو آورد روی در دیوار # 6 بسا که ms235 راه نشینان پای دیوارت %~% کنند غرقه به خونابه جگر دیوار # 7 چو زیر بام تو آیند خستگان فراق %~% به آب دیده بشویند سربسر دیوار # 8 حدیث صورت خوبان چنین مکن خواجو %~% که پیش صورت او صورتند بر دیوار ~~PageV1P495 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشا وصل یار و فصل بهار %~% نغمه بلبل و گل و گلزار # 2 شب و شمع و شراب و ناله چنگ %~% لب ساقی و جام نوشگوار # 3 کاشکی گل نقاب بگشودی %~% تا بکندی ز غصه دیده خار # 4 گر برآرم فغان به صد دستان %~% گل صد برگ را چه غم ز هزار # 5 غم نبودی ز غم اگر ما را %~% شادی روی او شدی غمخوار # 6 گر چه دینار نیک بختانراست %~% بنده شادیند صد دینار # 7 در میان او فتاده‌ام چو کمر %~% تا کی افتم از این میان بکنار # 8 در خمارم چو چشمت ای ساقی %~% خیز و دفع خمار من ز خم آر # 9 ترک نقش و نگار کن که شوی %~% محرم سرصنع نقش و نگار # 10 گو برد سر که جان خواجو را %~% سر یارست و جسم را سر دار # 11 بگذر از دار و قصه منصور %~% لیس فی الدار غیرکم دیار PageV1P496 ### || [genre: Gh] # 1 حبذا پای گل و صبحدم و فصل بهار %~% باده در دست و هوا در سر و لب بر ~~لب یار # 2 بی رخ یار هوای گل و گلزارم نیست %~% زانکه با دست نسیم چمن و بوی بهار # 3 همه بتخانه چین نقش و نگارست ولیک %~% اهل معنی نپرستند مگر نقش نگار # 4 در دل تنگ من آمد غم و جز یار نیافت %~% اوست کاندر حرم عشق تو می‌یابد ~~بار # 5 سکه روی مرا نقش نبینی زانروی %~% که درستست که چشمت نبود بر دینار # 6 خرم آنروز که من بوسه شمارم ز لبت %~% گر چه بیرون ز قیامت نبود روز ~~شمار # 7 گفتی از لعل لبت کام بر آرم روزی %~% چون مراد ms236 من دلسوخته اینست برآر # 8 از میانت چو کمر میل کنارست مرا %~% گر چه بی زر ز میانت نتوان جست ~~کنار # 9 گر بتیغش بزنی روی نپیچد خواجو %~% که دلش را سر یارست و تنش را سر دار ~~PageV1P497 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار %~% ساقی ز جام لعل لبت باده‌ئی ~~بیار # 2 چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست %~% این پنج روز غایت مقصود دل شمار # 3 برخیز تا بعزم تفرج برون رویم %~% زین تنگنای خانه بصحرای لاله زار # 4 کز بوستان دمید چو بر خد دلبران %~% برگ بنفشه برطرف سرو جویبار # 5 بستان اگر چه جای نشاطست و خرمی %~% خرم مشو درو که ز دوران روزگار # 6 هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخ %~% هر لاله‌ای ز خون جوانیست شهریار # 7 خواجو ز دور چرخ چوامروز فرصتست %~% دریاب جام باده صافی و روی یار ~~PageV1P498 ### || [genre: Gh] # 1 آشنای تو ز بیگانه و خویشش چه خبر %~% و آنکه قربان رهت گشت ز کیشش چه ~~خبر # 2 هدف ناوک چشم تو ز تیغش چه زیان %~% تشنه چشمه نوش تو ز نیشش چه خبر # 3 هر کرا شیر ز پیش آید و شمشیر از پس %~% چون بود کشته عشق از پس و پیشش ~~چه خبر # 4 گر چه هر دم بودم صبر کم و حسرت بیش %~% مست پیمانه مهر از کم و بیشش ~~چه خبر # 5 اگر از خویش نباشد خبرم نیست غریب %~% در جهان هر که غریبست ز خویشش چه ~~خبر # 6 از دل ریشم اگر بی خبری معذوری %~% کانکه مجروح نگشتست ز ریشش چه خبر # 7 تو چنین غافل و جان داده جهانی ز غمت %~% گر چه قصاب ز جاندادن میشش چه ~~خبر # 8 چه دهد شرح غمت در شب حیرت خواجو %~% شمع دلسوخته از آتش خویشش چه خبر ~~PageV1P499 ### || [genre: Gh] # 1 ما را ز پرده تو دل از پرده شد بدر %~% بردار پرده‌ای ms237 ز پس پرده پرده ~~در # 2 گر ماه خوانمت نبود ماه سرو قد %~% ور سرو گویمت نبود سرو سیمبر # 3 کس ماه را ندید که پوشد زره ز مشک %~% کس سرو را نگفت که بندد چو نی ~~کمر # 4 لعل تو شکریست ازو رفته آب قند %~% خط تو طوطیئیست پرافکنده برشکر # 5 جانم ز تاب مهر تو شمعیست در گداز %~% چشمم ز شوق لعل تو درجیست پرگهر # 6 عنقای قاف عشقم و عشق تو گوئیا %~% مرغیست هر دو کون در آورده زیر پر # 7 چون صبر نیست کز تو نظر برتوان گرفت %~% یکباره بر مگیر ز بیچارگان نظر # 8 ور زانکه از درم نتوانی درآمدن %~% باری ز دل چگونه توانی شدن بدر # 9 هر گه که در برابر خواجو گذر کنی %~% صد بار باز در دل تنگش کنی گذر ~~PageV1P500 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ار سودای جانان داری از جان درگذر %~% ور دل از جان بر نمی‌گیری ~~ز جانان درگذر # 2 در حقیقت کفر و ایمان جز حجاب راه نیست %~% عاشقی را پیشه کن وز کفر و ~~ایمان درگذر # 3 با سرشک ما حدیث لؤلؤ لالا مگوی %~% چشم گوهر بار من بین و ز عمان ~~درگذر # 4 گر صفای مروه خواهی خاک یثرب سرمه ساز %~% ور هوای کعبه داری از بیابان ~~درگذر # 5 حکم و حکمت هر دو با هم کی مسلم گرددت %~% حکمت یونان طلب وز حکم یونان ~~درگذر # 6 تا ترا دیو و پری سر بر خط فرمان نهند %~% همچو باد از خاتم و تخت ~~سلیمان درگذر # 7 غرقه شو در نیستی گر عمر نوحت آرزوست %~% غوطه خور در موج خوناب و ز ~~طوفان درگذر # 8 تا مسخر گرددت ملک سکندر خضروار %~% از سیاهی رخ متاب و زاب حیوان ~~درگذر # 9 بگذر از بخت جوان و دامن پیران بگیر %~% دست بر زال زر افشان و ز دستان ~~درگذر # 10 گر چو ذره وصل خورشید در فشانت هواست %~% محو ms238 شو در مهر و از گردون ~~گردان درگذر # 11 زخم را مرهم شمار وطالب دارو مباش %~% درد را از دست بگذار و ز درمان ~~درگذر # 12 تا ببینی آبروی یوسف کنعان ما %~% رو علم بر مصر زن وز چاه کنعان ~~درگذر # 13 عارض گلرنگ او بین وز شقایق دم مزن %~% سنبل سیراب او گیر و ز ریحان ~~درگذر # 14 گر بمعنی ملک درویشی مسخر کرده‌ئی %~% از ره صورت برون آی و ز سلطان ~~درگذر # 15 تا بکی خواجو توان بودن بکرمان پای بند %~% سر برآور همچو ایوب و ز ~~کرمان درگذر PageV1P501 ### || [genre: Gh] # 1 شمسه چین را طلوع ازطرف بغتاقش نگر %~% چینیانرا بنده چین بغلتاقش نگر # 2 آنکه طاق افتاده است امروز در فرخار و چین %~% بی خطا پیوسته چین در ~~ابروی طاقش نگر # 3 چون هوای ملک دل بیند کز اینسان گرم شد %~% خیمه بر چشمم زند ییلاق و ~~قشلاقش نگر # 4 ظلم در یا ساق او عدلست و دشنام آفرین %~% رسم و آئینش ببین و عدل و یا ~~ساقش نگر # 5 آن مه بد عهد چندان شور بین در عهد او %~% وان بت قبچاق چندین فتنه در ~~چاقش نگر # 6 کرد خون کشته هجران بیک ره پایمال %~% ور نمی‌داری مسلم نعل بشماقش نگر # 7 راستی را گر چه هرنوبت مخالف می‌شود %~% از سپاهان تا حجاز آشوب عشاقش ~~نگر # 8 این همه جور و جفا و مکر و دستانش ببین %~% و آنهمه پیمان و شرط و عهد ~~و میثاقش نگر # 9 نیمه مست از خیمه بیرون آید و گوید که هی %~% جان بده خواجو دلم گوید ~~که شلتاقش نگر PageV1P502 ### || [genre: Gh] # 1 ای تتق بسته از تیره شب برقمر %~% طوطی خطت افکنده پر برشکر # 2 خورده تاب از خم دلستانت کمند %~% گشته آب از لب درفشانت گهر # 3 آهویت کرده بر شیر گردون کمین %~% افعیت گشته بر کوه سیمین کمر # 4 هندویت رانده برشاه خاور سپه %~% لشکر زنگت آورده ms239 بر چین حشر # 5 چشم پرخواب و رخسار همچون خورت %~% برده زین عاشق خسته دل خواب و خور # 6 گشته هندوی خال تومشک ختن %~% گشته لالای لفظ تو لؤلؤی تر # 7 نافه را از کمند تو دل در گره %~% لعل را از عقیق تو خون در جگر # 8 ایکه هر لحظه در خاطرم بگذری %~% یک زمان از سر خون ما در گذر # 9 سرنهادیم بر پایت از دست دل %~% تا چه آید ز دست تو ما را به سر # 10 سکه روی زردم نبینی درست %~% زانکه نبود ترا التفاتی به زر # 11 تا تو شام و سحر داری از موی و روی %~% شام هجران خواجو ندارد سحر ~~PageV1P503 ### || [genre: Gh] # 1 بوستان جنتست و سروم حور %~% تیره شب ظلمتست و ما هم نور # 2 آب در پیش و ما چنین تشنه %~% باده در جام و ما چنین مخمور # 3 دلبر از ما جدا و دل بر او %~% ما ز می مست و می ز ما مستور # 4 بگذر از نرگسش که نتوان داشت %~% چشم بیمار پرسی از رنجور # 5 هیچ غمخور مباد بی غمخوار %~% هیچ ناظر مباد بی منظور # 6 ای رخت در نقاب شعر سیاه %~% همچو خورشید در شب دیجور # 7 عین معتل عبهرت مفتوح %~% جیم مجرور طره‌ات مکسور # 8 لؤلؤات عقد بسته با یاقوت %~% عنبرت تکیه کرده بر کافور # 9 با تو همراهم و ز غیر ملول %~% بتو مشغولم و ز خویش نفور # 10 گر شدم تشنه لبت چه عجب %~% کاب خواهد طبیعت محرور # 11 ای تو نزدیک دل ولی خواجو %~% همچو چشم بد از جمال تو دور PageV1P504 ### || [genre: Gh] # 1 زهی طناب سراپرده تو گیسوی حور %~% بزن سریر توجه ببارگاه سرور # 2 کجا منزل کروبیان بری هودج %~% از این طوافگه اهرمن نکرده عبور # 3 علم چگونه زنی بر فضای عالم قدس %~% اگر برون نبری رخت از اینسرای غرور # 4 چو این سراچه خاکی مقام عاریتیست %~% بعاریت نتوان گشت ms240 از این صفت ~~مغرور # 5 اگر بگلشن انظر الیک ره نبری %~% کجا بگوش تو آید صفیر طایر طور # 6 ببین که تخت سلیمان چگونه شد بر باد %~% اگر چه بود بفرمان او وحوش و ~~طیور # 7 ز مهره بازی اختر کجا شود ایمن %~% کسی که روی نهد پیش رای او جیپور # 8 کمان حرص مکن زه که شهسوار اجل %~% به نوک تیر برد چین از ابروی فغفور # 9 غلام همت صاحبدلان جانبازم %~% که در عطیه شکورند و در بلیه صبور # 10 ز جام کبر و ریا مست کی شود خواجو %~% کسی که در کنف کبریا بود مستور ~~PageV1P505 ### || [genre: Gh] # 1 گر یار یار باشدت ای یار غم مخور %~% گنجت چو دست می‌دهد از مار غم ~~مخور # 2 بر مقتضای قول حکیمان روزگار %~% اندک بنوش باده و بسیار غم مخور # 3 دستار صوفیانه و دلق مرقعت %~% گر رهن شد بخانه خمار غم مخور # 4 کارت چو شد ز دست و تو انکار می‌کنی %~% اقرار کن برندی و زانکار غم ~~مخور # 5 چون دوست در نظر بود از دشمنت چه غم %~% چون گل بدست باشدت از خار غم ~~مخور # 6 با طلعت حبیب چه اندیشه از رقیب %~% چون یار حاضرست ز اغیار غم مخور # 7 گردرد دل دوا شود ایدوست شاد زی %~% ور غمگسار غم بود ای یار غم مخور # 8 چون زر به دست نیست ز طرار غم مدار %~% چون سر ز دست رفت ز دستار غم ~~مخور # 9 خواجو مدام جرعه مستان عشق نوش %~% وز اعتراض مردم هشیار غم مخور ~~PageV1P506 ### || [genre: Gh] # 1 دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور %~% زانکه جانی تو و از جان ~~نتوان بود صبور # 2 بی ترنج تو بود میوه جنت همه نار %~% لیک با طلعت تو نار جهنم همه نور # 3 بنده یاقوت ترا از بن دندان لؤلؤ %~% در خط از سنبل مشکین سیاهت کافور # 4 چشمت از دیده ما ms241 خون جگر می‌طلبد %~% روشنست این که بجز باده نخواهد ~~مخمور # 5 سلسبیلست می از دست تو در صحن چمن %~% خاصه اکنون که جان باغ بهشتست و ~~تو حور # 6 خیز تا رخت تصوف بخرابات کشیم %~% که ز تسبیح ملولیم و ز سجاده نفور # 7 از پی پرتو انوار تجلی جمال %~% همچو موسی ارنی گوی رخ آریم بطور # 8 هر که نوشید می بیخودی از جام الست %~% مست و مدهوش سر از خاک برآرد ~~بنشور # 9 چون مغان از تو بصد پایه فرا پیشترند %~% تو بدین زهد چهل ساله چه باشی ~~مغرور # 10 ساقیا باده بگردان که بغایت حیف است %~% ما بدینگونه ز می مست و می از ~~ما مستور # 11 حور با شاهد ما لاف لطافت می‌زد %~% لیکن از منظر او معترف آمد بقصور # 12 بینم آیا که طبیبم بسر آید روزی %~% من بر چشم خوشش مرده و چشمش رنجور # 13 برو از منطق خواجو بشنو قصه عشق %~% زانکه خوشتر بود از لهجه داود ~~زبور PageV1P507 ### || [genre: Gh] # 1 برافکن سایبان ظلمت از نور %~% که باد از روی خوبت چشم بد دور # 2 رخت در چشم ما نورست در چشم %~% نظر بر طلعتت نور علی نور # 3 بیاقوتت برات آورده سنبل %~% ز ریحان تو در خط رفته کافور # 4 ترا بر جان من فرمان روانست %~% که سلطان آمرست و بنده مامور # 5 بهشتی روی اگر در گلشن آید %~% تو پنداری که این خلدست و آن حور # 6 گرم روی زمین گردد مصور %~% نبیند ناظرم جز روی منظور # 7 ز بادامش حریفان نیمه مستند %~% ولی آنماهرخ در پرده مستور # 8 ز لعلش بوسه‌ئی می‌خواستم گفت %~% نباید داد شیرینی برنجور # 9 از آن خواجو بیاقوتش کند میل %~% که دایم آب خواهد طبع محرور ~~PageV1P508 ### || [genre: Gh] # 1 بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور %~% شراب کوثر و مجلس بهشت و ساقی ~~حور # 2 کمینه خادمه بزمگاه ماست نشاط %~% کهینه خادم خلوتسرای ماست سرور ms242 # 3 معطرست دماغ معاشران ز بخار %~% معنبرست مشام صبوحیان ز بخور # 4 ببند خادم ایوان در سراچه که ما %~% بدوست مشتغلیم و ز غیر دوست نفور # 5 ز نور عشق برافروز شمع منظر دل %~% به حکم آنکه مه از مهر می‌پذیرد نور # 6 دلی که همدم مرغان لن ترانی نیست %~% کجا بگوش وی آید صفیر طایر طور # 7 مرا ز میکده پرهیز کردن اولیتر %~% که گفته‌اند بپرهیز به شود رنجور # 8 ولی چنین که منم بیخود از شراب الست %~% بهوش باز نیایم مگر بروز نشور # 9 ز شکر تو مرا صبر به که شیرینی %~% طبیب منع کند از طبیعت محرور # 10 ولی ز لعل تو صبرم خلاف امکانست %~% که می پرست نباشد ز جام باده صبور # 11 فروغ چهره‌ات از تاب طره پنداری %~% که آفتاب شود طالع از شب دیجور # 12 چه دور باشد ارت ذره ئی نباشد مهر %~% که ماه چارده دایم ز مهر باشد ~~دور # 13 به روی همنفسی خوش بود نظر ور نی %~% ز ناظری چه تمتع که نبودش منظور # 14 ز جام عشق تو خواجو چنین که مست افتاد %~% بروز حشر سر از خاک برکند ~~مخمور PageV1P509 ### || [genre: Gh] # 1 پندم به چه عقل می‌دهد پیر %~% بندم بچه جرم می‌نهد میر # 2 کز حلقه زلف او دلم را %~% کس باز نیاورد بزنجیر # 3 تدبیر چه سود از آنکه نتوان %~% آزاد شدن ز بند تقدیر # 4 ما بی رخ او و ناله زار %~% او با می لعل و نغمه زیر # 5 در دیده کشم بجای مژگان %~% گر زآنکه ز شست او بود تیر # 6 بسیار ورق که درخیالش %~% کردیم بخون دیده تحریر # 7 از دست برون شدم چه درمان %~% وز پای درآمدم چه تدبیر # 8 هر خواب که دوش دیده بودم %~% جز چشم تواش نبود تعبیر # 9 تا وقت سحرنگر که خواجو %~% نالد همه شب چو مرغ شبگیر PageV1P510 ### || [genre: Gh] # 1 معلوم نگردد سخن عشق بتقریر %~% کایات مودت ms243 نبود قابل تفسیر # 2 مرغان چمن را به سحر همنفسی نیست %~% در فصل بهاران بجز از ناله شبگیر # 3 زینگونه چو از درد بمردیم چه درمان %~% زیندست چو از پای فتادیم چه ~~تدبیر # 4 کوته نکنم دست دل از زلف جوانان %~% گر زانکه بزنجیر مقید کندم پیر # 5 احوال پریشانی من موی به مو بین %~% کان سنبل شوریده کند پیش تو تقریر # 6 چون شرح دهم غصه دوری که نگنجد %~% اسرار غم هجر تو در طی طوامیر # 7 از چشم قلم خون بچکد بر رخ دفتر %~% هر دم که کنم نسخه سودای تو تحریر # 8 در سنگ اثر می‌کند آه دل مظلوم %~% لیکن نکند در دل سنگین تو تاثیر # 9 از پرده تدبیر برون آی چو خواجو %~% تا خود چه برآید ز پس پرده تقدیر ~~PageV1P511 ### || [genre: Gh] # 1 فتاده‌ام من دیوانه در غم تو اسیر %~% بیا و طره برافشان که بشکنم ~~زنجیر # 2 برآید از قلمم بوی مشک تاتاری %~% اگر بوصف خطت شمه‌ئی کنم تحریر # 3 چه خوابهای پریشان که دیده‌ام لیکن %~% معبرم همه زلف تو می‌کند تعبیر # 4 چنین که باز گرفتی زبان ز پرسش من %~% زبان خامه ازین دل شکسته باز ~~مگیر # 5 اگر چنانکه توانی جدا شدن ز نظر %~% گمان مبر که توانی برون شدن ز ضمیر # 6 ز بوستان نعیمم گزیر هست ولیک %~% ز دوستان قدیمم نه ممکنست گزیر # 7 حکایت دل از آن رو کنم بدیده سواد %~% که درد عشق فزون آید از بیان ~~دبیر # 8 اگر به نامه کنم وصف آه و زاری دل %~% برآید از سر کلکم هزار ناله زیر # 9 کند شکایت هجر تو یک بیک خواجو %~% بخون دیده گرینده دمبدم تحریر ~~PageV1P512 ### || [genre: Gh] # 1 برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر %~% و آرام دل ز جان طلب و ترک جان ~~بگیر # 2 چون ما بترک گلشن و بستان گرفته‌ایم %~% گو باغبان بیا ودر بوستان بگیر # 3 پیر مغان گرت بخرابات ms244 ره دهد %~% قربان او ز جان شو و کیش مغان بگیر # 4 از عقل پیر درگذر و جام می بخواه %~% وانگه بیا و دامن بخت جوان بگیر # 5 اکنون که در چمن گل سوری عروس گشت %~% از دست گلرخان می چون ارغوان ~~بگیر # 6 گر وعده‌ات بملکت نوشیروان دهند %~% بگذر ز وعده و می نوشین روان بگیر # 7 یا چون میان یار ز هستی کنار کن %~% یا ترک آن پریرخ لاغر میان بگیر # 8 ای ساربان چو طاقت ره رفتنم نماند %~% چون اشک من بیا و ره کاروان بگیر # 9 خواجو اگر چنانکه جهانگیریت هواست %~% برگیر دل ز ملک جهان و جهان بگیر ~~PageV1P513 ### || [genre: Gh] # 1 با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر %~% با گل عارض او لاله نعمان کم گیر # 2 سخن سرکشی سرو سهی بیش مگوی %~% قد یارم نگر و سرو خرامان کم گیر # 3 با وجود لب لعل و خط مشگ آسایش %~% یاد ظلمت مکن و چشمه حیوان کم گیر # 4 شب تاریک اگرت وصل میسر گردد %~% با رخش چشمه خورشید درخشان کم گیر # 5 میلت ار جز بتماشای گلستان نکشد %~% در جمالش نگر و طرف گلستان کم گیر # 6 غمزه‌اش بین و دگر شوخی عبهر کم گوی %~% خط سبزش نگر و سبزه بستان کم ~~گیر # 7 وصل آن حور پریچهره گرت دست دهد %~% نام جنت مبر وملک سلیمان کم گیر # 8 گوش بر قول مغنی کن و برطرف چمن %~% صبحدم نغمه مرغان خوش الحان کم گیر # 9 خواجو این منزل ویرانه به اندازه تست %~% از اقالیم جهان خطه کرمان کم ~~گیر PageV1P514 ### || [genre: Gh] # 1 بیدلی گردل ز دلبر برنگیرد گومگیر %~% عاشقی را گر ملامت در نگیرد گو ~~مگیر # 2 گر ز دست او دلم از پا درآید گو درآی %~% ور ز پای او سرم سر برنگیرد ~~گو مگیر # 3 پادشاهی با گدائی گر نسازد گومساز %~% خود پرستی دست مستی گر نگیرد گو ~~مگیر # 4 آنکه ms245 در ملک ملاحت کوس شاهی می‌زند %~% گر گدائی را به چیزی بر نگیرد ~~گو مگیر # 5 هر که نتواند سر اندر پای جانان باختن %~% گر حدیث خنجرش در سر نگیرد ~~گومگیر # 6 و آنکه او در عالم معنی ز دلبردور نیست %~% گر بصورت دامن دلبر نگیرد ~~گومگیر # 7 بلبل بی دل که بی گل خار خارش می‌کند %~% گر بترک لاله احمر نگیرد گو ~~مگیر # 8 پیر ما را گر به خلوت با جوانی سرخوشست %~% گر جز این ره مذهبی دیگر ~~نگیرد گو مگیر # 9 بیدلی گر سر بشیدائی برآرد گو برآر %~% گمرهی گر عقل را رهبر نگیرد گو ~~مگیر # 10 خاجو آنساعت که جانبازان سراندازی کنند %~% گر تهی دستی بترک سرنگیرد ~~گو مگیر PageV1P515 ### || [genre: Gh] # 1 ترک عالم گیر و عالم را مسخر کرده گیر %~% و ابلق ایام را در زیر زین ~~آورده گیر # 2 چون ازین منزل همی باید گذشتن عاقبت %~% همچو مه برطارم پیروزه منزل ~~کرده گیر # 3 گر حیات جاودانی بایدت همچون خضر %~% روی ازین ظلمت بتاب و آب حیوان ~~خورده گیر # 4 همچو فرهاد از غم شیرین بتلخی جان بده %~% وز لب جان پرور شیرین روان ~~پرورده گیر # 5 خون دل خور چون صراحی و به آب آتشی %~% آبروی آفتاب آتش افشان برده گیر # 6 رخ ز مهمانخانه گیتی بگردان چون مسیح %~% و آسمان را گرد خواص و قرص مه ~~را گرده گیر # 7 تا کی آزاری به بیزاری و زاری خلق را %~% مرهم آزار باش و خلق را آزرده ~~گیر # 8 بر بزرگان خرده گیری وز بزرگی دم زنی %~% گر بزرگی بگذر این راه و بترک ~~خرده گیر # 9 همچو خواجو تا شود شمع فلک پروانه‌ات %~% شمع دل را زنده دار و خویشتن ~~را مرده گیر PageV1P516 ### || [genre: Gh] # 1 دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر %~% سرو قباپوش و آفتاب جهانگیر # 2 چهره خوب تو رشک لعبت نوشاد %~% نرگس مستت بلای جادوی کشمیر # 3 نقش جمالت ms246 نگارخانه مانی %~% خط سیاه تو روزنامه تقدیر # 4 ترک پری روی من ندانمت امروز %~% خاطر صحراست یا عزیمت نخجیر # 5 خط کله برشکن گلاله برافشان %~% بند قبا برگشای و جام طرب گیر # 6 از در خویشم مران که از خم گیسو %~% حلق دلم بسته‌ئی بحلقه زنجیر # 7 درد و غمم چون ز پا فکند چه درمان %~% کار دلم چون ز دست رفت چه تدبیر # 8 کشتن عشاق را چه حاجت شمشیر %~% قصه مشتاق را چه حاجت تقریر # 9 فصل بهاران نه ممکنست خموشی %~% بلبل شب خیز را ز ناله شبگیر # 10 هر که فرو خواند عشق نامه خواجو %~% کرد پر از خون دیده طی طوامیر ~~PageV1P517 ### || [genre: Gh] # 1 کار من شکسته بسامان رسید باز %~% درد من ضعیف بدرمان رسید باز # 2 شاخ امید من گل صد برگ بار داد %~% مرغ مراد من بگلستان رسید باز # 3 از بارگاه مکرمت عام خسروی %~% تشریف خاص بین که بدربان رسید باز # 4 آدم که آب کوثرش از دیده رفته بود %~% چون گل به صحن گلشن رضوان رسید ~~باز # 5 دیوان کنون حکومت دیوان کجا کنند %~% کانگشتری بدست سلیمان رسید باز # 6 یکساله ره ز طرف چمن دور بود گل %~% لیکن بکام دوست ببستان رسید باز # 7 یعقوب کو به کلبه احزان مقیم بود %~% نا گه بوصل یوسف کنعان رسید باز # 8 بی تاج مانده بود سرتخت سلطنت %~% و اکنون چه غم که سنجق سلطان رسید ~~باز # 9 ای دل مباش طیره که جانم ز تیرگی %~% همچون خضر بچشمه حیوان رسید باز # 10 چندین چه نالی از شب دیجور حادثات %~% روشن برآ که صبح درفشان رسید ~~باز # 11 خواجو مسوز رشته جان را ز تاب دل %~% کان شمع شب فروز به ایوان رسید ~~باز PageV1P518 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز %~% جان چه باشد دو جهان در ره ~~جانان درباز # 2 مرد این راه نئی ورنه چو مردان رهش %~% پای ms247 ننهاده از اول سر و سامان ~~درباز # 3 در ره جان جهان جان و جهان باخته‌اند %~% تو اگر اهل دلی دل چه بود جان ~~درباز # 4 تا ترا دیو و پری جمله مسخر گردد %~% گر کم از مور نئی ملک سلیمان ~~درباز # 5 دعوی زهد کنی دردی خمار بنوش %~% دین و دنیا طلبی عالم ایمان درباز # 6 درد را چاشنیی هست که درمان را نیست %~% گر تو آن می‌طلبی مایه درمان ~~درباز # 7 تا سلاطین جهان جمله گدای تو شوند %~% چون گدایان درش ملکت سلطان درباز # 8 با لب و خال وی ار عمر خضر می‌خواهی %~% ترک ظلمت کن و سرچشمه حیوان ~~درباز # 9 تا بچوگان سعادت ببری گوی مراد %~% گوی دل در خم آن زلف چو چوگان درباز # 10 سر میدان محبت بودت ملک وجود %~% اگرت دست دهد بر سر میدان درباز # 11 خواجو ار لقمه‌ئی از سفره لقمان طلبی %~% ملک یونان ز پی حکمت یونان ~~درباز PageV1P519 ### || [genre: Gh] # 1 بستیم دل در آن سر زلف دراز باز %~% گشتیم صید آن صنم دلنواز باز # 2 مرغی که بود بلبل بستانسرای شوق %~% همچون تذرو گشت گرفتار باز باز # 3 با ما اساس عربده و کین نهاده است %~% آن چشم مست تیغ کش ترکتاز باز # 4 فلفل فکنده است برآتش بنام ما %~% آن خال هندوئی سیه مهره باز باز # 5 اکنون که در کشاکش زلفت فتاده‌ایم %~% ما و کمند عشق و شبان دراز باز # 6 مجنون دلش بحلقه زنجیر می‌کشد %~% دارد مگر بطره لیلی نیاز باز # 7 با دوستان ز بهر چه در بسته‌ئی زبان %~% باز آی و برگشای سر درج راز ~~باز # 8 با ما بساز یکنفس آخر که همچو عود %~% ما را بسوخت مطربه پرده‌ساز باز # 9 خواجو دگر بدام غمت پای بند شد %~% محمود گشت فتنه روی ایاز باز ~~PageV1P520 ### || [genre: Gh] # 1 چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراز %~% زین پس من و خیالش و شبهای دیر ~~باز ms248 # 2 امروز در جهان به نیازست ناز ما %~% و او از نیاز فارغ و از ناز بی ~~نیاز # 3 عشاق را اگر بحرم ره نمی‌دهند %~% از ره چرا برند به آوازه حجاز # 4 محمود اگر چنانکه مسخر کند دو کون %~% نبود ز هر دو کون مرادش بجز ایاز # 5 رو عشق را بچشم خرد بین که ظاهرست %~% در معنیش حقیقت و در صورتش مجاز # 6 ای رود چنگ زن که چو عودم بسوختی %~% چون سوختی دلم نفسی با دلم بساز # 7 در دام زلف سرزده‌ات مرغ جان من %~% همچون کبوتریست که افتد بچنگ باز # 8 سرو سهی که هست شب و روز در قیام %~% چون قامتت بدید بر او فرض شد نماز # 9 خواجو نظر ببعد مسافت مکن که نیست %~% راه امید بسر قدم رهروان دراز ~~PageV1P521 ### || [genre: Gh] # 1 خادمه عود سوز مطربه عود ساز %~% شمع نه و عود سوز چنگ زن و عود ساز # 2 صبح برآمد ببام مرغ درآمد بزیر %~% صبح تبسم نمای مرغ ترنم نواز # 3 مجلسیان سحر محرم اسرار عشق %~% خلوتیان صبوح غرقه دریای راز # 4 قاتل مشتاق گو تیغ مکش در حرم %~% رهزن عشاق گو چنگ مزن در حجاز # 5 دلبر شیرین سخن بیش نماید عتاب %~% شاهد سیمین بدن بیش کند کبر و ناز # 6 یار چو غمخوار گشت غم چه بود غمگسار %~% بنده چو محمود شد شاه که باشد ~~ایاز # 7 صورت معنی کجا کشف شود برخرد %~% عشق حقیقی کرا دست دهد در مجاز # 8 آن مه طوبی خرام گر بچمن بگذرد %~% سرو خرامان برد قامت او را نماز # 9 خواجو اگر عاشقی از همه آزاد باش %~% زانکه به آزادگی سرو بود سرفراز ~~PageV1P522 ### || [genre: Gh] # 1 ای شده بر مه ز شبه مهره ساز %~% با شبه‌ات مار سیه مهره باز # 2 جادوی هاروت وشت دلفریب %~% هندوی زنگی صفتت ترکتاز # 3 بزم صبوحی ز قدح برفروز %~% رایت عشرت به چمن برفراز # 4 وصل گل و ms249 بلبل و فصل بهار %~% زلف تو و ماه و شبان دراز # 5 شعله فروزان بفروزند شمع %~% پرده نوازان بنوازند ساز # 6 مرغ شد از ناله من در خروش %~% شمع شد از آتش من در گداز # 7 باده پرستان شراب الست %~% مست می لعل بتان طراز # 8 شاهد مستان شده دستان نمای %~% بلبل خوشخوان شده دستان نواز # 9 خادمه پرده‌سرا عود سوز %~% مطربه پرده‌سرا عود ساز # 10 مجلسیان محرم اسرارعشق %~% همنفسان غرقه دریای راز # 11 خاطر خواجو و خیال حبیب %~% دیده محمود و جمال ایاز PageV1P523 ### || [genre: Gh] # 1 پیش عاقل نیاز چیست نماز %~% نزد عاشق نماز چیست نیاز # 2 نغمه سازی بناله دلسوز %~% صبحدم می‌زد این غزل برساز # 3 کای بدل پرده سوز شاهد روز %~% وی بجان پرده ساز مجلس راز # 4 اگرت بر سرست سایه مهر %~% سایه‌ئی بر سر سپهر انداز # 5 تا ترا عاقبت شود محمود %~% همچو محمود شو غلام ایاز # 6 دل دیوانگی بمهر افروز %~% سر فرزانگی بعشق افراز # 7 مشو از منعمان جاه اندوز %~% مشو از مفلسان چاه انداز # 8 یا بیا در غم زمانه بسوز %~% یا برو با غم زمانه بساز # 9 ترک این راه کن که نبود راست %~% دل بسوی عراق و رو بحجاز # 10 اگرت ساز نیست سوز کجاست %~% ورت آواز هست کو آواز # 11 خیز خواجو که مرغ گلشن دل %~% در سماعست و روح در پرواز # 12 باز کن چشم جان که طائر قدس %~% نشود صید جز بدیده باز PageV1P524 ### || [genre: Gh] # 1 کجا بود من مدهوش را حضور نماز %~% که کنج کعبه ز دیر مغان ندانم باز # 2 مرا مخوان به نماز ای امام و وعظ مگوی %~% که از نیاز نمی‌باشدم خبر ز ~~نماز # 3 چو صوفی از می صافی نمی‌کند پرهیز %~% مباش منکر دردیکشان شاهد باز # 4 بساز مطرب مجلس نوای سوختگان %~% که بلبل سحری می‌کند سماع آغاز # 5 اگر چو عود توام در نفس بخواهی سوخت %~% مرا ز ساز چه می‌افکنی ms250 بسوز و ~~بساز # 6 بدان طمع که کند مرغ وصل خوبان صید %~% دو دیده‌ام نگر از شام تا سحرگه ~~باز # 7 خیال زلف سیاه تو گر نگیرد دست %~% که بر سرآرد ازین ظلمتم شبان دراز # 8 تو در تنعم و نازی ز ما چه اندیشی %~% که ناز ما بنیازست و نازش تو ~~بناز # 9 اگر ز خط تو چون موی سر بگردانم %~% ببند و چون سر زلفم برآفتاب انداز # 10 امید بنده مسکین بهیچ واثق نیست %~% مگر بلطف خداوندگار بنده نواز # 11 خرد مجوی ز خواجو که اهل معنی را %~% نظر به عشق حقیقتی بود نه عقل ~~مجاز # 12 گذشت شعر ز شعری و شورش از گردون %~% چرا که از پی آوازه می‌رود آواز ~~PageV1P525 ### || [genre: Gh] # 1 بنده محمودست و سلطان در ره معنی ایاز %~% کار دینداران نمازست و نماز ~~ما نیاز # 2 ایکه از بهر نمازت گوش جان بر قامتست %~% قامتی را جوی کاید سرو پیشش ~~در نماز # 3 گر ز دست ساقی تحقیق جامی خورده‌ئی %~% می پرستی را حقیقت دان وهستی را ~~مجاز # 4 حاجیان چون روی در راه حجاز آورده‌اند %~% مطرب عشاق گو بنواز راهی از ~~حجاز # 5 هر گروهی مذهبی دارند و هر کس ملتی %~% مذهب ما نیست الا عشق خوبان ~~طراز # 6 پیش رامین هیچ گل ممکن نباشد غیر ویس %~% پیش سلطان هیچکس محمود نبود ~~جز ایاز # 7 سوختیم ای مطرب بربط نواز چنگ زن %~% ساز را بر ساز کن و امشب دمی با ~~ما بساز # 8 بلبل دلسوز بین از ناله ما در خروش %~% شمع بزم افروز بین از آتش ما در ~~گداز # 9 ای خوشا در مجلس روحانیان گاه صبوح %~% دلنوازان عود سوز و پرده سازان ~~عود ساز # 10 گفتمش بازآ که هرشب چشم من بازست گفت %~% مرغ وصلم صید نتوان کرد با ~~این چشم باز # 11 باز پرسیدم ز زلفش کز چه رو آشفته‌ئی %~% گفت خواجو قصه شوریدگان باشد ~~دراز PageV1P526 ### || [genre: Gh] ms251 # 1 روز عیش و طرب و عید صیامست امروز %~% کام دل حاصل و ایام به کامست ~~امروز # 2 گو عروس فلکی رخ منمای از مشرق %~% که مرا دیدن آن ماه تمامست امروز # 3 خون عشاق اگر چند حلالست ولیک %~% عیش را جز می و معشوق حرامست امروز # 4 صبحدم بلبل مست از چه سبب می‌نالد %~% کار او چون ز بهاران بنظامست ~~امروز # 5 در چمن نرگس سرمست خراب افتادست %~% زانکه اندر قدح لاله مدامست امروز # 6 محتسب بیهده گو منع مکن رندانرا %~% کانکه با شاهد و می نیست کدامست ~~امروز # 7 زاهدی را که نبودی ز صوامع خالی %~% باز در کنج خرابات مقامست امروز # 8 ناله زیر ز عشاق بسی زار بود %~% مطرب از بهر چه آهنگ تو با مست امروز # 9 گو بگویند که در دیر مغان خواجو را %~% دست در گردن و لب برلب جامست ~~امروز PageV1P527 ### || [genre: Gh] # 1 این غزل یک دو نوبت از سرسوز %~% بلبلی باز گفت در نوروز # 2 کای گل تازه روی خندان لب %~% وی دلارای بوستان افروز # 3 گر بدانستمی که فرقت تو %~% اینچنین صعب باشد و دلسوز # 4 از تو خالی نبودمی یکدم %~% وز تو دوری نجستمی یک روز # 5 من چنین از تو دور و بر وصلت %~% خار سر تیز از آن صفت پیروز # 6 در دلم زان دراز سوختنیست %~% این همه زخم ناوک دلدوز # 7 گل بخندید و گفت خامش باش %~% و آتش دل ز خار بر مفروز # 8 اگرت هست برگ صحبت ما %~% دیده باز را به خار بدوز # 9 برکناری برو چو چنگ بساز %~% در میانی بیا چو عود بسوز # 10 هر که دارد سر محبت تو %~% گو ز خواجو بیا وعشق آموز # 11 وین گهرها که می‌کند تضمین %~% یک بیک میگزین و میاندوز PageV1P528 ### || [genre: Gh] # 1 در جهان قصه حسن تو نشد فاش هنوز %~% تو دل خلق جهان صید کنی باش هنوز # 2 هیچ دل سوخته کام ms252 دل شوریده نیافت %~% زان عقیق لب در پوش گهر پاش هنوز # 3 باش تا نقش ترا سجده کند لعبت چین %~% زانکه فارغ نشد از نقش تو نقاش ~~هنوز # 4 تا دلم صید نگشتی بکمند غم عشق %~% سنبلت سلسله بر گل نزدی کاش هنوز # 5 گرچه فرهاد نماندست ولیکن ماندست %~% شور لعل لب شیرین شکر خاش هنوز # 6 چند گوئی که شدی فتنه رویم خواجو %~% نشدم در غمت افسانه او باش هنوز # 7 عاقبت فاش شود سر من از شور غمت %~% گر به شیدائی و رندی نشدم فاش هنوز ~~PageV1P529 ### || [genre: Gh] # 1 برگ نسرین ترا بی خار می‌یابم هنوز %~% باغ رخسارت پر از گلنار می‌یابم ~~هنوز # 2 دوش می‌گفتی که چشم ناتوانم خوشترست %~% خوشترست اما منش بیمار می‌یابم ~~هنوز # 3 تا نپنداری که بنشست آتش منصور از آنک %~% سوز عشقش همچنان از دار ~~می‌یابم هنوز # 4 از سرشک چشم فرهاد ای بسا لعل و گهر %~% کاین زمان در دامن کهسار ~~می‌یابم هنوز # 5 همچو خسرو جان شیرین باختم در راه عشق %~% لیک در دل حسرت دلدار ~~می‌یابم هنوز # 6 ماه کنعانم برفت از کلبه احزان ولی %~% عکس رویش بر در و دیوار می‌یابم ~~هنوز # 7 اول شب بود کان یار از شبستانم برفت %~% وز نسیم صبح بوی یار می‌یابم ~~هنوز # 8 جز نسیمی کان به چین زلف او بگذشت دوش %~% دامنش پر نافه تاتار می‌یابم ~~هنوز # 9 گر چه خواجو شد مقیم خانقاه اما مدام %~% خلوتش در خانه خمار می‌یابم ~~هنوز PageV1P530 ### || [genre: Gh] # 1 نشست شمع سحر ای چراغ مجلسیان خیز %~% بیار باده و بشنو نوای مرغ ~~سحرخیز # 2 سپیده نافه گشایست و باد غالیه افشان %~% شراب مشک نسیمست و مشک غالیه ~~آمیز # 3 کنون که غنچه بخندید و باد صبح برآمد %~% بگیر داد صبوحی ز باده طرب ~~انگیز # 4 چراغ مجلس مستان ز شمع چهره برافروز %~% ز بهر نقل حریفان شکر ز پسته ~~فرو ریز # 5 مرا که خال تو ms253 فلفل فکنده است برآتش %~% چرا ز غالیه دلبند می‌کنی و ~~دلاویز # 6 برون ز شکر شیرین سخن مگوی که فرهاد %~% به نیم جو نخرد خسروی ملکت ~~پرویز # 7 بسوز مجمر و دود از دل عبیر برآور %~% بساز بربط و آتش ز جان عود ~~برانگیز # 8 بگیر سلسله زلف دلبران سمن رخ %~% برآر شور ز یاقوت شاهدان شکرریز # 9 مرا مگوی که پرهیز کن ز میکده خواجو %~% که مست عشق نداند حدیث توبه و ~~پرهیز PageV1P531 ### || [genre: Gh] # 1 بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز %~% با پسته شیرین ز شکر شور برانگیز # 2 تلخست می از دست حریفان ترش روی %~% در ده قدحی از لب شیرین شکرریز # 3 بنشست ز باد سحری شمع شبستان %~% ای شمع شبستان من غمزده برخیز # 4 بفشان گره طره مشکین پریشان %~% وز سنبل تر غالیه بر برگ سمن ریز # 5 آن دل که بیک تیر نظر صید گرفتی %~% از سلسله سنبل شوریده درآویز # 6 ای آب رخم برده از آن لعل چو آتش %~% وی خون دلم خورده بدان غمزه ~~خونریز # 7 گویند که پرهیز کن از مستی و رندی %~% با نرگس مستت چه زند توبه و ~~پرهیز # 8 فرهاد اگرش دست دهد دولت شاهی %~% بی شکر شیرین چه کند ملکت پرویز # 9 خواجو چه کنی ناله و فریاد جگر سوز %~% گلرا چه غم از نعره مرغان ~~سحرخیز PageV1P532 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلم را شکر جان‌پرورت چون جان عزیز %~% خاک پایت همچو آب چشمه حیوان ~~عزیز # 2 عیب نبود گر ترنج از دست نشناسم که نیست %~% در همه مصرم کسی چون یوسف ~~کنعان عزیز # 3 یک زمان آخر چو مهمان توام خوارم مکن %~% زانکه باشد پیش ارباب کرم ~~مهمان عزیز # 4 خستگان زنده‌دل دانند قدر درد عشق %~% پیش صاحب درد باشد دارو و درمان ~~عزیز # 5 گر من بیچاره نزدیک تو خوارم چاه نیست %~% دور نبود گر ندارد بنده را ~~سلطان عزیز # 6 آب چشم و رنگ روی ms254 ما ندارد قیمتی %~% زانکه نبود گوهر اندر بحر و زر در ~~کان عزیز # 7 زلف کافر کیش او ایمان من بر باد داد %~% ای عزیزان پیش کافر کی بود ~~ایمان عزیز # 8 گر ترا خواجو نباشد آبروئی در جهان %~% عیب نبود زانکه نبود گنج در ~~ویران عزیز # 9 بر سر میدان عشقش جهان برافشان مردوار %~% قلب دشمن نشکند آنرا که باشد ~~جان عزیز PageV1P533 ### || [genre: Gh] # 1 ز لعل عیسویان قصه مسیحا پرس %~% ز چین زلف بتان معنی چلیپا پرس # 2 اگر ملالتت از سرگذشت ما نبود %~% سرشک ما نگر و ماجرای دریا پرس # 3 دل شکسته مجنون ز زلف لیلی جوی %~% حدیث مستی وامق ز چشم عذرا پرس # 4 بهای یوسف کنعان اگر نمی‌دانی %~% عزیز من برو از دیده زلیخا پرس # 5 حکایت لب شکر فشان ز من بشنو %~% حلاوت شکر از طوطی شکر خا پرس # 6 چوهر سخن که صبا نقش می‌کند با دوست %~% بیان حسن گل از بلبلان شیدا ~~پرس # 7 کمال طلعت زیبا و لطف منظر خویش %~% گرت در آینه روشن نگشت از ما پرس # 8 شب دراز بمژگان ستاره می شمرم %~% ورت ز من نکند باور از ثریا پرس # 9 گهی که از لب لعلت سخن کند خواجو %~% بیا در آندم و از قصه مسیحا پرس ~~PageV1P534 ### || [genre: Gh] # 1 معنی این صورت از صورتگران چین بپرس %~% مرد معنی را نشان از مرد معنی ~~بین بپرس # 2 کفر دانی چیست دین را قبله خود ساختن %~% معنی کفر ار نمی‌دانی ز اهل ~~دین بپرس # 3 چون تو آگه نیستی از چشم شب‌پیمای من %~% حال بیداری شبهای من از پروین ~~بپرس # 4 گر گروهی ویس را با گل مناسب می‌نهند %~% نسبت گل با رخ ویس از دل ~~رامین بپرس # 5 گر چه خسرو کام جان از شکر شیرین گرفت %~% از دل فرهاد شور شکر شیرین ~~بپرس # 6 حال سرگردانی جمعی پریشان موبمو %~% از شکنج سنبل پرچین چین بر چین ms255 ~~بپرس # 7 باغبان دستان بلبل را چه داند گو برو %~% شورش مرغان شبگیر از گل و ~~نسرین بپرس # 8 قصه درد دل تیهو کجا داند عقاب %~% از تذرو خسته حال چنگل شاهین بپرس # 9 شعر شورانگیز خواجو را که بردست آب قند %~% از شکر ریزان پرشور سخن ~~شیرین بپرس PageV1P535 ### || [genre: Gh] # 1 ای مرغ خوش‌نوا چه فرو بسته‌ئی نفس %~% برکش ز طرف پرده‌سرا ناله جرس # 2 چون نغمه ساز گلشن روحانیان توئی %~% خاموش تا به چند نشینی درین قفس # 3 تا کی درین مزابل سفلی کنی نزول %~% قانع مشو ز روضه رضوان بخار و خس # 4 اهل خرد متابعت نفس کی کنند %~% شاه جهان چگونه شود بنده عسس # 5 تنگ شکر بریزد ازین بوم شوره ناک %~% پرواز کن وگرنه بتنگ آئی از مگس # 6 در راه مهر نیست بجز سایه همنشین %~% در کوی عشق نیست بجز ناله همنفس # 7 مستعجلی و روی بگردانده از طریق %~% مستسقئی و جان بلب آورده در ارس # 8 با برهمن مگو سخن شرع بعد ازین %~% وز اهرمن مجو صفت عرش ازین سپس # 9 عمر عزیز چون بهوس صرف کرده‌ئی %~% جان عزیز را مده آخر درین هوس # 10 آزاد باش و بنده احساس کس مشو %~% کازاده آن بود که نگردد اسیر کس # 11 خواجو ترا چو ناله به فریاد می‌رسد %~% دریاب خویش را و به فریاد خویش ~~رس PageV1P536 ### || [genre: Gh] # 1 نه مرا بر سر کوی تو بجز سایه جلیس %~% نه مرا در غم عشق تو بجز ناله ~~انیس # 2 نزد خسرو نبود هیچ شکر جز شیرین %~% پیش رامین نبود هیچ گل الا رخ ویس # 3 گر نه هدهد ز سبا مژده وصل آرد باز %~% که رساند بسلیمان خبری از بلقیس # 4 مهر ورزان چو جمال تو بها می‌کردند %~% روی چون ماه ترا مشتری آمد ~~برجیس # 5 پیش چین سر زلف تو نیرزد بجوی %~% نافه مشک ختا گر چه متاعیست نفیس # 6 باغ دور از تو ms256 بر مدعیان فردوسست %~% خار و خس برگ گل و لاله بود نزد ~~خسیس # 7 بر سر کوی خرابات مغان خواجو را %~% کاسه آنگاه شود پر که تهی گردد کیس ~~PageV1P537 ### || [genre: Gh] # 1 به فلک می‌رسد خروش خروس %~% بشنو آوای مرغ و ناله کوس # 2 شد خروس سحر ترنم ساز %~% در ده آن جام همچو چشم خروس # 3 این تذروان نگر که در رفتار %~% می‌نمایند جلوه طاوس # 4 ساقیا باده ده که در غفلت %~% عمر بر باد می‌رود بفسوس # 5 عالم آن گنده پیر بی آبست %~% که بر افروخت آتش کاوس # 6 فلک آن پیر زال مکارست %~% که ز دستان او زبون شد طوس # 7 گر فریبد ترا به بوس و کنار %~% تا توانی کنار گیر از بوس # 8 زانکه از بهر قید دامادست %~% که گره می‌کنند زلف عروس # 9 هر که او دل بدست سلطان داد %~% گو برو خاک پای دربان بوس # 10 داروی این مرض که خواجو راست %~% برنخیزد ز دست جالینوس PageV1P538 ### || [genre: Gh] # 1 الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش %~% الرحیل ای لعبت شیرین زبان ~~بدرود باش # 2 جان بتلخی می‌دهیم ای جان شیرین دست گیر %~% دل بسختی می‌نهیم ای ~~دلستان بدرود باش # 3 می‌رویم از خاک کویت همچو باد صبحدم %~% ای بخوبی گلبن بستان جان بدرود ~~باش # 4 ناقه بیرون رفت و اکنون کوس رحلت می‌زنند %~% خیمه بر صحرا زد اینک ~~ساربان بدرود باش # 5 ایکه از هجر تو در دریای خون افتاده‌ام %~% از سرشک دیده گوهر فشان ~~بدرود باش # 6 گر ز ما بر خاطرت زین پیش گردی می‌نشست %~% می‌رویم از پیشت اینک در ~~زمان بدرود باش # 7 همچو خواجو در رهت جان و جهان در باختیم %~% وز جهان رفتیم ای جان جهان ~~بدرود باش PageV1P539 ### || [genre: Gh] # 1 کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گومباش %~% بینوائی را نوائی گر نباشد ~~گو مباش # 2 لاله را با آن دل پرخون اگر چون غنچه‌اش %~% قرطه زنگارگون ms257 در بر نباشد ~~گو مباش # 3 منکه چون سرو از جهان یکباره آزاد آمدم %~% دامنم چون نرگس ار پر زر ~~نباشد گومباش # 4 چون دلم را نور معنی رهنمائی می‌کند %~% در ره صورت گرم رهبر نباشد گو ~~مباش # 5 آنکه سلطان سپهر از نور رایش ذره‌ئیست %~% سایه خورشیدش ار بر سر نباشد ~~گومباش # 6 وانکه سیر همتش ز ایوان کیوان برترست %~% گر جنابش ز آسمان برتر نباشد ~~گو مباش # 7 با فروغ نیر اعظم رواق چرخ را %~% گر شعاع لمعه اختر نباشد گو مباش # 8 چون روانم تازه می‌گردد ببوی زلف یار %~% گر نسیم نکهت عنبر نباشد گو ~~مباش # 9 پیش خواجو هر دو عالم کاه برگی بیش نیست %~% ور کسی را این سخن باور ~~نباشد گو مباش PageV1P540 ### || [genre: Gh] # 1 یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش %~% ور من غمخوار را غمخوار نبود ~~گو مباش # 2 ما چنین بیمار و او از درد ما فارغ ولی %~% گر طبیبی را غم از بیمار ~~نبود گو مباش # 3 در جهان تاتار زلفش عنبر افشانی کند %~% گر نسیم نافه تاتار نبود گو ~~مباش # 4 گر جهان بی یار باشد من جهانم از جهان %~% چون سر از دستم شد ار دستار ~~نبود گو مباش # 5 شادی از دینار باشد نیک بختانرا ولیک %~% کاش بودی شادی ار دینار نبود ~~گو مباش # 6 گر بدانائی دلم اقرار نارد گومیار %~% ور درین کارش غم از انکار نبود ~~گو مباش # 7 منکه از جام می لعل تو مست افتاده‌ام %~% گر مقامم بر در خمار نبود گو ~~مباش # 8 هر که را بازاریی بیزار کرد از عقل و دین %~% از سر بازار اگر بیزار ~~نبود گو مباش # 9 گر ز می نبود شکیبم یک نفس عیبم مکن %~% می پرستی گر ز می هشیار نبود ~~گو مباش # 10 چون مرا در دیر جام باده دایم دایرست %~% در دیارم گر ز من دیار نبود ~~گو مباش # 11 ms258 گر غمت گرد از من خاکی برآرد گو برآر %~% چون تو هستی گر ز من آثار ~~نبود گو مباش # 12 زین صفت کانفاس خواجو مشک بیزی می‌کند %~% عود اگر در طبله عطار نبود ~~گو مباش PageV1P541 ### || [genre: Gh] # 1 زهی مستی من ز بادام مستش %~% شکست دل از سنبل پرشکستش # 2 فرو بسته کارم ز مشکین کمندش %~% پراکنده حالم ز مرغول شستش # 3 تنم موئی از سنبل لاله پوشش %~% دلم رمزی از پسته نیست هستش # 4 خمیده قد چنبر از چین جعدش %~% شکسته دلم بسته زلف پستش # 5 شب تیره دیدم چو رخشنده ماهش %~% ز می مست و من فتنه چشم مستش # 6 چو شمعی فروزنده شمعی بپیشش %~% چو گل‌دسته‌ئی دسته‌ای گل بدستش # 7 قمر بنده مهر تابنده بدرش %~% حبش هندوی زنگی بت پرستش # 8 چو بنشست گفتم که بنشیند آتش %~% کنون فتنه برخاستست از نشستش # 9 چو ریحان او دسته می‌بست خواجو %~% دل خسته در زلف سرگشته بستش ~~PageV1P542 ### || [genre: Gh] # 1 مستم ز دو چشم نیمه مستش %~% وز پای درآمدم ز دستش # 2 گفتم بنشین و فتنه بنشان %~% برخاست قیامت از نشستش # 3 آنرا که دلی بدست نارد %~% دادیم عنان دل بدستش # 4 جان تشنه لعل آبدارش %~% دل بسته زلف پر شکستش # 5 هستم بگمان که هست یا نیست %~% آن درج عقیق نیست هستش # 6 در عین خمار چند باشیم %~% چون مردم چشم می پرستش # 7 یاران ز می شبانه مستند %~% خواجو ز دو چشم نیمه مستش PageV1P543 ### || [genre: Gh] # 1 مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش %~% مکنید یاد شکر برلعل همچو قندش # 2 بدو چشم شوخ جادو بربود خوابم از چشم %~% مرساد چشم زخمی بدو چشم چشم ~~بندش # 3 نکنم خلاف رایش بجفا و جور دشمن %~% که محب دوست بیمی نبود ز هر گزندش # 4 چو بدامنش غباری ز جهان نمی‌پسندم %~% چه پسندد از حسودم سخنان ناپسندش # 5 به کمندش احتیاجی نبود بصید وحشی %~% که گرش بتیغ راند نکشد ms259 سر از ~~کمندش # 6 نه منم اسیر تنها بکمند یار زیبا %~% که بشهر اودرآمد که نگشت شهر بندش # 7 مکنید عیب خواجو که اسیر و پای بندست %~% که اگر نمی‌کشندش به عتاب ~~می‌کشندش PageV1P544 ### || [genre: Gh] # 1 رخت شمع شبستان می‌نهندش %~% لبت لعل بدخشان می‌نهندش # 2 اگر شد چین زلفت مجمع دل %~% چرا جمعی پریشان می‌نهندش # 3 گدائی کز خرد باشد مبرا %~% بشهر عشق سلطان می‌نهندش # 4 چمن دوزخ بود بی لاله رویان %~% اگر خود باغ رضوان می‌نهندش # 5 قدح کو گوهر کانست در اصل %~% بمعنی جوهر جان می‌نهندش # 6 می روشن طلب درظلمت شب %~% که عین آب حیوان می‌نهندش # 7 هر آن کافر که او قربان عشقست %~% بکیش ما مسلمان می‌نهندش # 8 وگر بر عقل چیزی هست مشکل %~% بنزد عشق آسان می‌نهندش # 9 اگر صاحبدلی خواجو چه نالی %~% از آن دردی که درمان می‌نهندش ~~PageV1P545 ### || [genre: Gh] # 1 سرو را پای به گل می‌رود از رفتارش %~% واب شیرین ز عقیق لب شکر بارش # 2 راهب دیر که خورشید پرستش خوانند %~% نیست جز حلقه گیسوی بتم ز نارش # 3 هر کرا عقل درین راه مربی باشد %~% لاجرم در حرم عشق نباشد بارش # 4 قرص خورشید ز روی تو به جائی ماند %~% ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش # 5 سر زلف تو ندانم چه سیه کاری کرد %~% که بدینگونه تو در پای فکندی کارش # 6 دلم از زلف تو چون یک سر مو خالی نیست %~% همچو آن سنبل شوریده فرو ~~مگذارش # 7 یادگار من دلخسته مسکین با تو %~% آن دل شیفته حالست نکو میدارش # 8 باغبانرا چه تفاوت کند ار بلبل مست %~% بسراید سحری برطرف گلزارش # 9 گوش کن نغمه خواجو که شکر می‌شکند %~% طوطی منطق شیرین شکر گفتارش ~~PageV1P546 ### || [genre: Gh] # 1 رقیب اگر بجفا باز داردم ز درش %~% مگس گزیر نباشد زمانی از شکرش # 2 به زر توان چو کمر خویش را برو بستن %~% که جز بزر نتوان کرد دست در ms260 ~~کمرش # 3 گرم بهر سر موئی هزار جان بودی %~% فدای جان و سرش کردمی به جان و سرش # 4 در آنزمان که شود شخص ناتوانم خاک %~% کند عظام رمیمم هوای خاک درش # 5 دلی که گشت گرفتار چشم وعارض او %~% چرا برفت به یکباره دل ز خواب و ~~خورش # 6 گذشت و بر من بیچاره‌اش نظر نفتاد %~% چه اوفتاد کزینسان فتادم از نظرش # 7 کنون که شد گل سوری عروس حجله باغ %~% چه غم ز ناله شبگیر بلبل سحرش # 8 بملک مصر نشاید خرید یوسف را %~% ولی بجان عزیز ار دهند رو بخرش # 9 میان اهل طریقت نماز جایز نیست %~% مگر کنند تیمم بخاک رهگذرش # 10 برآستانه ماهی گرفته‌ام منزل %~% که هست هر نفسی رو بمنزل دگرش # 11 بسیم و زر بودش میل دل ولی خواجو %~% سرشک و گونه زردست وجه سیم و زرش ~~PageV1P547 ### || [genre: Gh] # 1 گلزار جنتست رخ حور پیکرش %~% و آرامگاه روح لب روح پرورش # 2 سرو سهی که در چمن آزادیش کنند %~% آزاد کرده قد همچون صنوبرش # 3 باد بهار نکهتی از شاخ سنبلش %~% و آب حیات قطره‌ئی از حوض کوثرش # 4 شکر حکایتی ز دو لعل شکر وشش %~% عنبر شمامه‌ئی ز دو زلف معنبرش # 5 تاراج گشته صبر ز جادوی دلکشش %~% زنار بسته عقل ز هندوی کافرش # 6 خطی ز مشک سوده در اثبات دلبری %~% وجهی نوشته بر ورق روی چون خورش # 7 یانی مگر که خازن سلطان نیکوئی %~% قفلی زمردین زده بر درج گوهرش # 8 زانرو که زلف سرزده سر بر خطش نهاد %~% معلوم می‌شود که چه سوداست در ~~سرش # 9 گر خون چکد ز گفته خواجو عجب مدار %~% کز درد عشق غرقه خونست دفترش ~~PageV1P548 ### || [genre: Gh] # 1 آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش %~% آن نقش بین که سجده کند نقش آذرش # 2 بدری که در شکن شود از باد کاکلش %~% سروی که بر سمن فتد از مشک چنبرش # 3 مرجان کهینه ms261 بنده یاقوت و للش %~% سنبل کمینه خادم ریحان و عنبرش # 4 مه سایه پرور شب خورشید مسکنش %~% شب سایه گستر مه خورشید منظرش # 5 تابی فکنده بر قمر از زلف تابدار %~% شوری فتاده در شکر از تنک شکرش # 6 هاروت در جوار هلال منعلش %~% خورشید در نقاب شب سایه گسترش # 7 سنبل دمیده گرد گلستان عارضش %~% ریحان شکفته بر سر سرو سمن برش # 8 جان در پناه لعل روان بخش جان فزاش %~% دل در کمند زلف دلاویز دلبرش # 9 طوطی شکر شکن شده در باغ عارضش %~% زاغ آشیانه ساخته بر شاخ عرعرش # 10 خواجو سرشک اگر چه ز چشمش فکنده‌ئی %~% بر دیده جاش ساز که اصلیست ~~گوهرش PageV1P549 ### || [genre: Gh] # 1 هر دل غمزده کان غمزه بود غمازش %~% هیچ شک نیست که پوشیده نماند رازش # 2 شیرگیران جهان را بنظر صید کنند %~% آن دو آهوی پلنگ افکن روبه بازش # 3 هر زمان بر من دلخسته کمین بگشایند %~% آن دو هندوی رسن باز کمند ~~اندازش # 4 از برم بگذرد و خاک رهم پندارد %~% پشه بازیچه شمارد بحقارت بازش # 5 بنظر کم نشود آتش مستسقی وصل %~% تشنه اندیشه دریا ننشاند آزش # 6 مطرب پرده‌سرا گوهم از این پرده بساز %~% ورنه گر دم بزنم سوخته بینی ~~سازش # 7 بی توام دل بتماشای گلستان نرود %~% مرغ پر سوخته ممکن نبود پروازش # 8 بلبل دلشده تاگل نزند خیمه بباغ %~% برنیاید چو برآید دم صبح آوازش # 9 دل خواجو که اسیرست نگاهش می‌دار %~% زانکه مرغی که شد از دام که آرد ~~بازش PageV1P550 ### || [genre: Gh] # 1 رقم ز غالیه بر طرف لاله زار مکش %~% ز نافه ختنی نقش بر عذار مکش # 2 به خون دیده ما ساعد نگارین را %~% بیا و رنگ کن و زحمت نگار مکش # 3 بقصد کشتن ما خنجر جفا و ستم %~% اگر چنانکه کشی تیغ انتظار مکش # 4 ز بار خاطرم ای ساربان تصور کن %~% مکن شتاب و شتر را بزیر بار مکش # 5 ms262 چو نیست پای برون رفتنم ز منزل دوست %~% بخنجرم بکش و ناقه را مهار مکش # 6 چو از رخش گل صد برگ می‌توان چیدن %~% مرو بطرف گلستان و رنج خار مکش # 7 مدام چون ز می عشق مست و مدهوشی %~% بریز باده و درد سر خمار مکش # 8 گرت ز غیرت بلبل خبر بود چو صبا %~% ببوستان مرو و جیب شاخسار مکش # 9 بروزگار توان یافت کام دل خواجو %~% بترک کام کن و جور روزگار مکش ~~PageV1P551 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه تنگست دلم چون دهن خندانش %~% دل فراخست در آن سنبل سرگردانش # 2 هر کجا می‌رود اندر دل ویران منست %~% گنج لطفست از آن جای بود ویرانش # 3 برو ای خواجه مرا چند ملامت گوئی %~% هر که در بحر بمیرد چه غم از ~~بارانش # 4 درد صاحبنظران را بدوا حاجت نیست %~% عاشق آنست که هم درد بود درمانش # 5 هدف ناوک او سینه من می‌باید %~% تا بجای مژه در دیده کشم پیکانش # 6 هر که را دست دهد طلعت یوسف در چاه %~% خوشتر از مملکت مصر بود زندانش # 7 حاصل از عمر گرامی چو همین یک نفسست %~% اگرت هم نفسی هست غنیمت دانش # 8 در ره عشق مسلمان نتوان گفت او را %~% که به کفر سر زلفت نبود ایمانش # 9 پیش روی تو چه حاجت که بود شمع بپای %~% چون بمجلس بنشینی نفسی بنشانش # 10 کشتی از ورطه عشقت نتوان برد برون %~% زانکه بحریست که پیدا نبود ~~پایانش # 11 میل خواجو همه خود سوی عراقست مگر %~% صبر ایوب خلاصی دهد از کرمانش ~~PageV1P552 ### || [genre: Gh] # 1 آه از آن یار که نبود خبر از یارانش %~% داد از آنکس که نباشد غم ~~غمخوارانش # 2 یاری آن نیست که آگاه نباشد از یار %~% یار باید که بود آگهی از یارانش # 3 زورمندی که گرفتار نشد در همه عمر %~% چه خبر باشد از احوال گرفتارانش # 4 خفته در خوابگه اطلس دیبا با دوست %~% نبود ms263 آگهی از دیده بیدارانش # 5 از طبیبی نتوان جست دوای دل ریش %~% که نباشد خبر از علت بیمارانش # 6 می پرستی که بود بیخبر از جام الست %~% چه تفاوت کند از طعنه همیارانش # 7 تیر باران بلا را من مسکین سپرم %~% وانکه شد غرقه نباشد خبر از بارانش # 8 ما دگر نام خریداری یوسف نبریم %~% که عزیزان جهانند خریدارانش # 9 تا شد از نرگس میگون تو خواجو سرمست %~% خوابگه نیست برون از در ~~خمارانش PageV1P553 ### || [genre: Gh] # 1 اگر او سخن نگوید سخنست در دهانش %~% وگر او کمر نبندد نظرست در میانش # 2 من اگر بخنده گویم دهنش به پسته ماند %~% مشنو که هیچ نبود بلطافت ~~دهانش # 3 برو ای رقیب و برمن سردست بیش مفشان %~% که به آستین غبارم نرود ز ~~آستانش # 4 چو طبیب ما ندارد غم حال دردمندان %~% بگذار تا بمیرم بر چشم ناتوانش # 5 اگر او بقصد جانم کمر جفا ببندد %~% چکنم که جان شیرین نکنم فدای جانش # 6 بت عنبرین کمندم بدو حاجب کمانکش %~% چو کمین گشود گفتم نکشد کسی کمانش # 7 به چه وجه صورتی کاین همه باشدش معانی %~% صفتش کنم که هستم متحیر از ~~بیانش # 8 بکجا روم چه گویم ز رخش نشان چه جویم %~% که برون ز بی نشانی ندهد کسی ~~نشانش # 9 غم دل بخامه گفتم که بیان کنم ولیکن %~% نبود مبارک آنکس که سیه بود ~~زبانش # 10 بخرد چگونه جوئی ز کمند او رهائی %~% که خلاص ازو میسر نشود بعقل و ~~دانش # 11 چو در اوفتد سحرگه سخن از فغان خواجو %~% دم صبح گو هوا گیر و به ~~آسمان رسانش PageV1P554 ### || [genre: Gh] # 1 دگر وجود ندارد لطیفه‌ئی ز دهانش %~% ز هیچکس نشنیدم دقیقه‌ئی چومیانش # 2 چه آیتست جمالش که با کمال معانی %~% نمی‌رسد خرد دوربین بکنه بیانش # 3 اگر چه پسته دهان در جهان بسند ولیکن %~% بخنده نمکین پسته کم بود چو ~~دهانش # 4 چگونه شرح دهد خامه حال ریش درونم ms264 %~% چنین که خون سیه می‌رود ز تیغ ~~زبانش # 5 شبان تیره خیالست خوابم از غم هجران %~% ولی چه سود که سلطان چه غم بود ~~ز شبانش # 6 کجا سفینه صبرم ازین میان بدر افتد %~% چرا که بحر مودت نه ممکنست ~~کرانش # 7 کسی که با تو زمانی دمی برآورد از دل %~% برون رود ز دل اندیشه زمین و ~~زمانش # 8 گمان مبر که روان نبود آب چشم من آندم %~% که بوستان وجودم نماند آب ~~روانش # 9 لطیفه‌ئیکه رود در بیان ناله خواجو %~% برآور از دل و در دم بسمان ~~برسانش PageV1P555 ### || [genre: Gh] # 1 بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش %~% جز خنده نشانی نشنیدم ز دهانش # 2 زان نادره دور زمان هر که خبر یافت %~% نبود خبر از حادثه دور زمانش # 3 بگذشت و نظر بر من بیچاره نیفکند %~% او باد گران و من مسکین نگرانش # 4 بلبل نبود در چمنش برگ و نوائی %~% چون گلبن خندان ببرد باد خزانش # 5 سر وار ز لب چشمه برآید چو درآید %~% بر چشم کنم جای سهی سرو روانش # 6 عقل ار منصور شودش طلعت لیلی %~% مجنون شود از سلسله مشک فشانش # 7 کی شرح دهد خامه حدیث دل ریشم %~% زینگونه که خون می‌رود از تیغ زبانش # 8 گو از سرمیدان بلا خیمه برون زن %~% عاشق که تحمل نبود تیغ و سنانش # 9 نقاش چو در نقش دلارای تو بیند %~% واله شود و خامه درافتد ز بنانش # 10 هر خسته که جان پیش سنان توسپر ساخت %~% هم زخم سنان تو کند مرهم جانش # 11 خواجو چو تصور کند آن جان جهان را %~% دیگر متصورنشود جان و جهانش ~~PageV1P556 ### || [genre: Gh] # 1 آنکه جز نام نیابند نشان از دهنش %~% بر زبان کی گذرد نام یکی همچو منش # 2 راستی را که شنیدست بدینسان سروی %~% که دمد سنبل سیراب ز برگ سمنش # 3 هرکه در چین سر زلف بتان آویزد %~% آستین پر شود از نافه مشک ms265 ختنش # 4 گر چه از مصر دهد آگهی انفاس نسیم %~% بوی یوسف نتوان یافت جز از ~~پیرهنش # 5 هر غریبی که مقیم در مه رویان شد %~% تا در مرگ کجا یاد بود از وطنش # 6 کشته عشق چو از خاک لحد برخیزد %~% چو نکوتر نگری تر بود از خون کفنش # 7 من نه آنم که بتیغ از تو بگردانم روی %~% شمع دلسوخته نبود غم گردن ~~زدنش # 8 دوش خواجو سخنی از لب لعلت می‌گفت %~% بچکید آب حیات از لب و ترشد سخنش ~~PageV1P557 ### || [genre: Gh] # 1 حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش %~% که جز او کیست که برخورد ز سیمین ~~بدنش # 2 می لعل ار چه لطیفست در آن جام عقیق %~% آن ندارد ز لطافت که در آن ~~جامه تنش # 3 گر در آئینه در آن صورت زیبا نگرد %~% بو که معلوم شود صورت احوال منش # 4 بوی پیراهن یوسف ز صبا می‌شنوم %~% یا ز بستان ارم نفحه بوی سمنش # 5 باغبان گر به گلستان نگذارد ما را %~% حبذانکهت انفاس نسیم چمنش # 6 نتواند که شود بلبل بیچاره خموش %~% چو نسیم سحری بر خورد از نسترنش # 7 دهن تنگ ورا وصف نمی‌آرم کرد %~% زانکه دانم که نگنجد سخنی در دهنش # 8 بسکه در چنگ فراق تو چو نی می‌نالم %~% هیچکس نیست که یکبار بگوید مزنش # 9 خواجو از چشمه نوش تو چو راند سخنی %~% می‌چکد هر نفسی آب حیات از سخنش ~~PageV1P558 ### || [genre: Gh] # 1 ترک خنجرکش لشکرشکن ترلک پوش %~% بت خورشید بناگوش و مه دردی نوش # 2 غمزه‌اش قرچی و یاقوت خموشش جاندار %~% ابرویش حاجب و هندوی سیاهش چاوش # 3 عنبرش خادم آن سنبل هندوی دراز %~% للاش بنده آن حقه یاقوت خموش # 4 شبه‌اش غالیه آسا و شبش غالیه سا %~% عنبرش غالیه بوی و قمرش غالیه پوش # 5 مغلی قند ز چنبر صفتش قلب شکن %~% حبشی کاکل عنبر شکنش مشک فروش # 6 گر نهاده کله از مستی و بگشوده قبا ms266 %~% جام می بر کف و مرغول مسلسل بر ~~دوش # 7 ریخته ز آب دو چشمم می گلگون در جام %~% کرده از گفته من لل لالا در ~~گوش # 8 بسته برکوه کمرکش کمر از مشکین موی %~% بشکر خنده شکر ریخته از چشمه ~~نوش # 9 از در خیمه برون آمد و ساغر پر کرد %~% کاین بروی من مه روی پریچهره ~~بنوش # 10 چون بنوشیدم از آن باده نوشین قدحی %~% لعل شکر شکنش بانگ برآورد که ~~نوش # 11 گفتم ای خسرو خوبان ختا خواجو را %~% ترکتاز نظرت برد بیغما دل و هوش # 12 شحنه غمزه زوبین شکنش گفت که هی %~% برو ای بیهده گوی این چه خروشست ~~خموش PageV1P559 ### || [genre: Gh] # 1 ای شب زلفت غالیه سا وی مه رویت غالیه پوش %~% نرگس مستت باده پرست لعل ~~خموشت باده فروش # 2 نافه مشک از گل بگشا بدر منیر از شب بنما %~% مشک سیه برماه مسا سنبل ~~تر برلاله مپوش # 3 لعل لبست آن یا می ناب باده لعل از لعل مذاب %~% شکر تنک یا تنک شکر آب ~~حیات از چشمه نوش # 4 شمع چگل شد باده گسار شمسه گردون مشعله دار %~% ماه مغنی گو بسرای مرغ ~~صراحی گو بخروش # 5 باده گساران مست شراب جمع رفیقان مست و خراب %~% بر بت ساقی داشته چشم ~~بر مه مطرب داشته گوش # 6 مطرب مجلسه نغمه سرای شاهد مستان جلوه نمای %~% گر شنوم که صبر و قرار ~~ور نگرم کو طاقت و هوش # 7 پیر مغان در میکده دوش گفت چو خواجو رفت ز هوش %~% گو می نوشین بیش ~~منوش تا نبرندش دوش بدوش PageV1P560 ### || [genre: Gh] # 1 ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش %~% خط ریحان تو پیرایه یاقوت خموش # 2 روی زیبای ترا بدر منیر آینه دار %~% حلقه گوش ترا شاه فلک حلقه بگوش # 3 دلم از ناوک چشم تو سراسر همه نیش %~% لیک جام لب لعل تو لبالب همه نوش # 4 چشم مخمور تو ms267 خونریز ولیکن خونخوار %~% لعل میگون تو در پاش ولیکن در ~~پوش # 5 ز ابروی شوخ تو پیوسته همین دارم چشم %~% که دل ریش مرا یک سر مو دارد ~~گوش # 6 گر کنم چشم برفتار تو کو صبر و قرار %~% ور کنم گوش بگفتار تو کو طاقت ~~و هوش # 7 دوش یا رب چه شبی بود چنان تیره ولیک %~% بدرازی شب زلف تو بگذشته ز ~~دوش # 8 می‌خراشد جگرم گورک بربط بخراش %~% می‌خروشد دل من گومه مطرب بخروش # 9 تا لب گور لب ما و لب جام شراب %~% تا در مرگ سر ما و در باده فروش # 10 جان خواجو ببر و نقل حریفان بستان %~% جام صافی بخر و جامه صوفی بفروش ~~PageV1P561 ### || [genre: Gh] # 1 ای دو چشم خوش پر خواب تو درخوابی خوش %~% وی دو زلف کژ پر تاب تو ~~درتابی خوش # 2 خفته چون چشم تو در هرطرفی بیماری %~% وانگه از قند تو درحسرت جلابی ~~خوش # 3 همچو زلف سیه و روی جهان افروزت %~% نتوان دید شبی تیره و مهتابی خوش # 4 نرگست فتنه هر گوشه نشینست مقیم %~% خوابگه ساخته بر گوشه محرابی خوش # 5 تا برفت از نظرم چشم خوش پرخوابت %~% در شب هجر نکردم نفسی خوابی خوش # 6 بجز از مردم چشمم که بخونم تشنه‌ست %~% بیتو برلب نچکاندست کسم آبی خوش # 7 گوش کن شرح شرف نامه مهر از خواجو %~% زانکه باشد صفت مهر رخت بابی خوش ~~PageV1P562 ### || [genre: Gh] # 1 ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش %~% وی خنده زده شکر شیرین تو بر نوش # 2 از کوه نتابد چو تو خورشید کمربند %~% وز باغ نخیزد چو تو شمشاد قبا ~~پوش # 3 چون دوش شبی تیره ندیدم بدرازی %~% الا شب زلفت که زیادت بود از دوش # 4 ماندست مرا حسرت دیدار تو در دل %~% کردست دلم حلقه گیسوی تو در گوش # 5 دارم ز تو دلبستگی و مهر و وفا چشم %~% لیکن چکنم گر تو نداری ms268 دل من ~~گوش # 6 خاموش که چون گل بشکر خنده در آید %~% با بلبل بیدل نتوان گفت که خاموش # 7 زان داروی بیهوشی اگر صبح توانی %~% در ده قدحی تا ز حریفان ببرد هوش # 8 تخفیف کن از دور من سوخته جامی %~% کاتش چو زیادت شود از سر برود جوش # 9 خواجو اگرت دست دهد دولت وصلش %~% زنهار مگو با کس و بر می‌خور و ~~می‌پوش PageV1P563 ### || [genre: Gh] # 1 سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش %~% قدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش # 2 من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشم %~% گفتم این فتنه ندارد دل ~~مسکینان گوش # 3 چون ننالم که چو از پرده برون آید گل %~% نتواند که شود بلبل بیچاره ~~خموش # 4 با چنین شرطه ازین ورطه برون نتوان شد %~% خاصه کشتی خلل آورده و دریا ~~در جوش # 5 آخر ای باده پرستان ره میخانه کجاست %~% تا کنم دلق مرقع گروه باده ~~فروش # 6 یا رب آن می ز کجا بود که دوش آوردند %~% که چنان مست ببردند مرا دوش ~~بدوش # 7 چون کشم بار فراق تو بدین طاقت وصبر %~% چون دهم شرح جفای تو بدین دانش ~~و هوش # 8 حلقه زلف رسن تاب گرهگیر ترا %~% شد دل خسته سرگشته من حلقه بگوش # 9 اگرت پیرهن صبر قبا شد خواجو %~% دامن یار بدست آر و ز اغیار بپوش ~~PageV1P564 ### || [genre: Gh] # 1 چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش %~% چو مست چشم تو گردم مرا که دارد ~~گوش # 2 منم غلام تو ور زانکه از من آزادی %~% مرا بکوزه کشان شرابخانه فروش # 3 به بوی آنکه ز خمخانه کوزه‌ئی یابم %~% روم سبوی خراباتیان کشم بر دوش # 4 ز شوق لعل تو سقای کوی میخواران %~% بدیده آب زند آستان باده فروش # 5 مرا مگوی که خاموش باش و دم درکش %~% که در چمن نتوان گفت مرغ را که ~~خموش # 6 اگر نشان تو جویم کدام ms269 صبر و قرار %~% وگر حدیث تو گویم کدام طاقت و ~~هوش # 7 مکن نصیحت و از من مدار چشم صلاح %~% که من بقول نصیحت کنان ندارم گوش # 8 شراب پخته بخامان دل فسرده دهید %~% که باده آتش تیزست و پختگان در جوش # 9 نعیم روضه رضوان بذوق آن نرسد %~% که یار نوش کند باده و تو گوئی نوش # 10 مرا چو خلعت سلطان عشق می‌دادند %~% ندا زدند که خواجو خموش باش و ~~بپوش # 11 میسرم نشود خامشی که در بستان %~% نوای بلبل مست از ترنمست و خروش ~~PageV1P565 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل مکن انکار و از این کار میندیش %~% ور زانکه در این کاری از ~~انکار میندیش # 2 در کام نهنگان شو و کامی بکف آور %~% چون یار بدست آید از اغیار میندیش # 3 با شوق حرم سرمکش از تیغ حرامی %~% وز بادیه و وادی خونخوار میندیش # 4 مارست غم عشقش و او گنج لطافت %~% گنجت چو بدست اوفتد از مار میندیش # 5 گر زانکه توئی نقطه پرگار محبت %~% از نقطه برون آی و ز پرگار میندیش # 6 چون دست دهد پرتو انوار تجلی %~% از نور مبرا شود و از نار میندیش # 7 در عشق چو قربان شوی از کیش برون آی %~% ور لاف انا الحق زنی از دار ~~میندیش # 8 گر جان طلبد یار دل یار بدست آر %~% چون سر بشد از دست ز دستار میندیش # 9 خواجو اگرت سر برود در سر این کار %~% انکار مکن وز غم این کار میندیش ~~PageV1P566 ### || [genre: Gh] # 1 پرده از رخ بفکن ای خود پرده رخسار خویش %~% کی بود دیدارت ای خود عاشق ~~دیدار خویش # 2 برسر بازار چین با سنبل سوداگرت %~% مشک اگر در حلقه آید بشکند بازار ~~خویش # 3 نرگس بیمار خود را گاه گاهی باز پرس %~% زانکه هم باشد طبیبانرا غم ~~بیمار خویش # 4 چون نمی‌بینی کسی که جز تو می‌گوید سخن %~% خویشتن می گوی و مینه گوش ~~بر ms270 گفتار خویش # 5 ایکه در عالم بزیبائی و لطفت یار نیست %~% با چنین صورت مگر هم خویش ~~باشی یار خویش # 6 ما بچشم خویش رخسار تو نتوانیم دید %~% دیده بگشای و بچشم خویش بین ~~رخسار خویش # 7 کار ما اندیشه بی خویشی و بی کیشی است %~% هر که را بینی بود اندیشه‌ئی ~~در کار خویش # 8 خویش را خواجو شناسد گر چه او را قدر نیست %~% هم بقدر خویش داند هر ~~کسی مقدار خویش # 9 چون ز خویش و آشنا بیگانه شد باشد غریب %~% گر کند بیگانگانرا محرم ~~اسرار خویش PageV1P567 ### || [genre: Gh] # 1 آورده ایم روی بسوی دیار خویش %~% باشد که بنگریم دگر روی یار خویش # 2 صوفی و زهد و مسجد و سجاده و نماز %~% ما و می مغانه و روی نگار خویش # 3 چون زلف لیلی از دو جهان کردم اختیار %~% مجنونم ار ز دست دهم اختیار ~~خویش # 4 کردم گذار برسرکویش وزین سپس %~% تا خود چه بر سرم گذرد از گذار خویش # 5 چون هیچ برقرار نمی‌ماند از چه روی %~% ماندست بیقراری من برقرار خویش # 6 زانرو که هر چه دیده‌ام از خویش دیده‌ام %~% هر دم کنم ز دیده سزا در ~~کنار خویش # 7 در بندگی چو کار من خسته بندگیست %~% تا زنده‌ام چگونه کنم ترک کار ~~خویش # 8 چون ما شکار آهوی شیرافکن توئیم %~% گر می‌کشی بدور میفکن شکار خویش # 9 خواجو چو کرده‌ئی سبق خون دل روان %~% از لوح کائنات فرو شو غبار خویش ~~PageV1P568 ### || [genre: Gh] # 1 به شهریار بگوئید حال این درویش %~% به شهریار برید آگهی از این دل ریش # 2 مدد کنید که دورست آب و ما تشنه %~% حرامی از عقب و روز گرم و ره در ~~پیش # 3 توانگران چو علم برکنار دجله زنند %~% مگر دریغ ندارند آبی از درویش # 4 اگر تو زهر دهی همچو شهد نوش کنم %~% به حکم آنکه ز دست تو نوش باشد ~~نیش # 5 به نوک ناوک ms271 چشم تو هر که قربان شد %~% ازو چه چشم توان داشتن رعایت ~~کیش # 6 از آستان تو دوری نکردم اندیشه %~% چرا که گوش نکردم بعقل دور اندیش # 7 اگر گرفت دلم ترک خویش و بیگانه %~% غریب نیست که بیگانه گشته است از ~~خویش # 8 به عشوه آهوی روباه باز صیادت %~% چنان برد دل مردم که گرگ گرسنه میش # 9 بیا و پرده برافکن که هست خواجو را %~% شکیب کم ز کم و اشتیاق بیش از ~~بیش PageV1P569 ### || [genre: Gh] # 1 به بزمگاه صبوحی کنون بمجلس خاص %~% حیات بخش بود جام می بحکم خواص # 2 ز شوق مجلس مستان نگر ببزم افق %~% که زهره نغمه سرایست و مشتری رقاص # 3 بسوز مجمر عود ای مقیم خلوت انس %~% بساز بزم صبوح ای ندیم مجلس خاص # 4 بگو که فاتحه باب صبح خیزان را %~% سپیده دم بدمد حرزی از سر اخلاص # 5 تو از جراحت دلهای خسته نندیشی %~% که در ضمیر نیاری که الجروح قصاص # 6 محب روی تو رویم نمی‌تواند دید %~% که گفته‌اند که القاص لا یحب القاص # 7 نه در جمال تو مشتاق را مجال نظر %~% نه از کمند تو عشاق را امید خلاص # 8 ز قید عشق تو می‌خواستم که بگریزم %~% گرفت پیش ره اشکم که لات حین ~~مناص # 9 غریض لجه دریای عشق شد خواجو %~% ولی چو در بکف آرد چه غم خورد غواص ~~PageV1P570 ### || [genre: Gh] # 1 بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص %~% مایه روح فزائی بود از روی ~~خواص # 2 دوستان شمع شبستان و پریوش ساقی %~% ماه خوش نغمه نواساز و حریفان رقاص # 3 عقل را ره نبود بر در خلوتگه عشق %~% عام را بار نباشد به سراپرده خاص # 4 ای بسا در گرانمایه که آید به کنار %~% تا درین بحر بود مردم چشمم غواص # 5 آخر ای فاتحه صبح به اخلاص بدم %~% که خلاص از شب هجران نبود بی اخلاص # 6 وحشی از قید تو ms272 نگریزد ارش تیغ زنی %~% که گرفتار کمندت نکند یاد خلاص # 7 خالص آید چو زر از روی حقیقت خواجو %~% گرتو در بوته عشقش بگدازی چو ~~رصاص PageV1P571 ### || [genre: Gh] # 1 بسوز سینه رسند اهل دل بذوق سماع %~% که شمع سوخته دل را از آتشست شعاع # 2 حدیث سوز درون از زبان نی بشنو %~% ولی چو شمع نباشد چه آگهی ز سماع # 3 بچشم آهوی لیلی نظر کن مجنون %~% گهی که برسر خاکش چرا کنند سباع # 4 برو طبیب و صداعم مده که مخمورم %~% مگر بباده رهائی دهی مرا ز صداع # 5 بیا و جام عقارم بده که تا بودم %~% نه با عقار تعلق گرفته‌ام نه ضیاع # 6 چگونه از خط حکم تو سر بگردانم %~% که من مطیعم و حکم تو پیش بنده مطاع # 7 شدی و بیتو بهر شارعی که بگذشتم %~% ز دود سینه هوا برسرم ببست شراع # 8 به روشنی نتوان بار بر شتر بستن %~% که همچو شام بود تیره بامداد وداع # 9 برقعه‌ئی دل ما شاد کن که در غم تو %~% بسی بخون جگر نسخ کرده‌ایم رقاع # 10 مرا از آنچه که گیرد حرامی از پس و پیش %~% چو ترک خویش گرفتم چه غم ~~خورم ز متاع # 11 بمهد خاک برد با تو دوستی خواجو %~% که شیر مهر تو خوردست در زمان ~~رضاع PageV1P572 ### || [genre: Gh] # 1 بیار باده که وقت گلست و موسم باغ %~% ز مهر بردل پر خون لاله بنگر داغ # 2 دماغ عقل معطر کن از شمامه می %~% بود که بوی عفافش برون رود ز دماغ # 3 گهی که زاغ شب از آشیان کند پرواز %~% ز عکس باده چو چشم خروس کن پر ~~زاغ # 4 اگر چراغ نباشد به تیره شب شاید %~% چرا که باغ برافروخت از شکوفه چراغ # 5 بر آتش رخ گل آب می‌فشاند میغ %~% وز آب آینه گون زنگ می‌زداید ماغ # 6 ببین که مرغ چمن دمبدم هزار سلام %~% بدست باد صبا می‌کند بباغ ms273 ابلاغ # 7 ز رهگذار نسیم بهار رنگ آمیز %~% شدست ساحت بستان چو کلبه صباغ # 8 خوشا بطرف گلستان شراب نسرین بوی %~% ز دست لاله عذاران عنبرین اصداغ # 9 چو راغ را شود از لاله شقه خون آلود %~% بخون لاله بباید گرفت دامن راغ # 10 مگو حکایت پیمان و نام توبه مبر %~% که نیست از می و پیمانه‌ام به ~~توبه فراغ # 11 به صحن باغ قدح نوش و غم مخور خواجو %~% که آنکه باغ بنا کرد برنخورد ~~از باغ PageV1P573 ### || [genre: Gh] # 1 چون آتش خور شعله زد از شیشه شفاف %~% در آب معقد فکن آن آتش نشاف # 2 گر باد صبا مشک نسیمست عجب نیست %~% کآهوی شب افتاد کنون نافه‌اش از ~~ناف # 3 منعم مکن ای محتسب از باده که صوفی %~% بی جام مصفا نتواند که شود صاف # 4 میخواره سرمست بدنیا نکند میل %~% دیوانه مدهوش ز دانش نزند لاف # 5 صید صلحا می کند آن آهوی صیاد %~% خون عقلا می‌خورد این غمزه سیاف # 6 هر دم که شود درج عقیقت گهر افشان %~% گوهر ز حیا آب شود در دل اصداف # 7 آنکس که دل از هر دو جهان در کرمت بست %~% بر وی چه بود گر بگشائی در ~~اعطاف # 8 کام دل درویش جزین نیست که گه گاه %~% در وی نگرد شاه جهان از سرالطاف # 9 آن به که زبان در کشم از وصف جمالت %~% زیرا که بکنهش نرسد خاطر وصاف # 10 نقد دل مغشوش ببازار تو بردیم %~% گفتند که کس قلب نیارد برصراف # 11 خواجو بملامت ز درت باز نگردد %~% عنقا نتواند که نشیمن نکند قاف ~~PageV1P574 ### || [genre: Gh] # 1 شمیم باغ بهشتست با نسیم عراق %~% که گشت زنده ز انفاس او دل مشتاق # 2 برون ز خامه که او هم زبان بود ما را %~% که دستگیر تواند شد از سر ~~اشفاق # 3 ترا بقتل احبا مواخذت نکنند %~% مگر بخون شهیدان ضرب تیغ فراق # 4 کجا رسد بکمندت که لاشه‌ئی ms274 که مراست %~% اگر چه برق شود کی رسد بگرد ~~فراق # 5 درآن زمان که بود قالبم عظام رمیم %~% کنند نفحه عشقت ز خاکم استنشاق # 6 بتلخی ار چه بشد خسرو از جهان او را %~% حلاوت لب شیرین نمی‌رود ز مذاق # 7 تو آفتاب بلندی ولی برون ز زوال %~% تو ماه مهر فروزی ولی بری ز محاق # 8 دلم ز بهر چه با طره تو بندد عهد %~% که هندواست و بیک موی بشکند میثاق # 9 کسی که سرور جادوگران بود پیوست %~% بود چو ابروی شوخت بچشم بندی طاق # 10 ترا که این همه قول مخالفست رواست %~% که یاد می‌نکنی هیچ نوبت از ~~عشاق # 11 نوازشی بکن از اصفهان که گشت روان %~% از آب دیده ما زنده رود سوی ~~عراق # 12 کمال رتبت خواجو همین قدر کافیست %~% که هست بنده‌ئی از بندگان بواسحق ~~PageV1P575 ### || [genre: Gh] # 1 ای برده عارضت به لطافت ز مه سبق %~% دل غرق خون دیده ز مهر رخت شفق # 2 خورشید بر زمین زده پیش رخت کلاه %~% ریحان درآب شسته ز شرم خطت ورق # 3 دینار جسته از زر و رخسار من طلا %~% وانگاه از درست رخم کرده سکه دق # 4 اشک منست یا می گلرنگ در قدح %~% یا روی تست یا گل خود روی برطبق # 5 مه را بهیچ وجه نگویم که مثل تست %~% با جبهه پرآبله و روی پر بهق # 6 دانی که چیست قطره باران نوبهار %~% ابر از حیای دیده ما می‌کند عرق # 7 من بعد ازین دیار به کشتی گذر کنند %~% مارا گر آب دیده بماند برین نسق # 8 پیوسته بیتو مردم بحرین چشم من %~% در باب آب دیده روان می‌کند سبق # 9 خواجو خرد که واضع قانون حکمتست %~% در پیش منطق تو نیارد زدن نطق ~~PageV1P576 ### || [genre: Gh] # 1 چو حرفی بخوانی ز طومار عشق %~% شود منکشف بر تو اسرار عشق # 2 بیار آب حسرت که جز سیم اشک %~% روان نیست نقدی ببازار عشق # 3 ms275 نشانم ز کنج صوامع مجوی %~% که شد منزلم کوی خمار عشق # 4 تلف گشت عمرم در ایام مهر %~% بدل گشت دلقم به زنار عشق # 5 بیا تا چو بلبل بهنگام صبح %~% بنالیم بر طرف گلزار عشق # 6 کسانی که روزی نگشتند اسیر %~% چه دانند حال گرفتار عشق # 7 بخوانی سواد سویدای دل %~% اگر برتو خوانند طومار عشق # 8 مکن عیب خواجو که ارباب عقل %~% نباشند واقف بر اطوار عشق PageV1P577 ### || [genre: Gh] # 1 طفل بود در نظر پیر عشق %~% هرکه نگردد سپر تیر عشق # 2 دل چه بود مخزن اسرار شوق %~% جان که بود شارح تفسیر عشق # 3 هر که ندارد خبری از سماع %~% کی شنود زمزمه زیر عشق # 4 دم بدم از گوشه میدان جان %~% می‌شنوم نعره تکبیر عشق # 5 دایه فطرت مگر آمیختست %~% خون من سوخته با شیر عشق # 6 تیغ مکش بر سر مقتول مهر %~% دام منه بر ره نخجیر عشق # 7 ترک خرد گیر که تدبیرعقل %~% عین جنونست بتقریر عشق # 8 دست من و سلسله زلف یار %~% پای من و حلقه زنجیر عشق # 9 سالک مجذوب دلم در سلوک %~% از نظر تربیت پیر عشق # 10 نرگس جادوی تو دیدن بخواب %~% فتنه بود خاصه بتعبیر عشق # 11 آب زر از چهره خواجو برفت %~% از چه ز خاصیت اکسیر عشق PageV1P578 ### || [genre: Gh] # 1 باز برافراختیم رایت سلطان عشق %~% بار دگر تاختیم بر سر میدان عشق # 2 ملک جهان کرده‌ایم وقف سر کوی یار %~% گوی دل افکنده‌ایم در خم چوگان ~~عشق # 3 از سرمستی کشیم گرده رهبان دیر %~% بر درهستی زنیم نوبت سلطان عشق # 4 جان چه بود تا کنیم در ره عشقش نثار %~% پای ملخ چون بریم نزد سلیمان ~~عشق # 5 عقل درین دیر کیست مست شراب الست %~% روح در این باغ چیست بلبل بستان ~~عشق # 6 جان که بود تشنه‌ئی برلب آب حیات %~% دل چه بود حلقه‌ئی بر در زندان ~~عشق # 7 سر نکشد از کمند بسته زنجیر ms276 مهر %~% باز نگردد به تیر خسته پیکان عشق # 8 سیر نگردد به بحر تشنه دریای وصل %~% روی نتابد ز سیل غرقه طوفان عشق # 9 چون بقیامت برم حسرت رخسار دوست %~% بر دمد از خاک من لاله نعمان عشق # 10 صد ره اگر دست مرگ چاک زند دامنم %~% بار دگر بر زنم سر ز گریبان عشق # 11 کی بنهایت رسد راهروانرا سلوک %~% زانکه ندارد کنار راه بیابان عشق # 12 مرغ سحرخوان دل نعره برآرد ز شوق %~% چون بمشامش رسد بوی گلستان عشق # 13 گر چو قلم تیغ تیز بر سر خواجو نهند %~% سر نتواند کشید از خط فرمان ~~عشق PageV1P579 ### || [genre: Gh] # 1 سری بالعیس اصحابی ولی فی العیس معشوق %~% الا یا راهب الدیر فهل مرت ~~بک النوق # 2 فتاده ناقه در غرقاب از آب چشم مهجوران %~% وفوق النوق خیمات و فی ~~الخیمات معشوق # 3 سزد گردست گیریدم که کار از دست بیرون شد %~% اخلائی اغیثونی وثوب ~~الصبر ممزوق # 4 مقیم از گلشن طبعم نسیم شوق می‌آید %~% ومن راسی الی رجلی حدیث العشق ~~منموق # 5 کجا از روضه رضوان چنان حوری برون آید %~% لطیف الکشح ممسوخ من الفردوس ~~مسروق # 6 بکام دشمنم بی او و او با دشمنم همدم %~% نصیبی منه هجران و غیری منه ~~مرزوق # 7 خوشا با دوستان خواجو شراب وصل نوشیدن %~% و بالطالسات والکاسات مصبوح ~~و مغبوق PageV1P580 ### || [genre: Gh] # 1 ای سرو خرامنده بستان حقایق %~% آزاد شو از سبزه این سبز حدائق # 2 برگلبن ایجاد توئی غنچه خندان %~% در گلشن ابداع توئی برگ شقائق # 3 منزلگه انس تو سراپرده قدسست %~% تا چند شوی ساکن این تیره مضائق # 4 بیرون نرود راه تو بی‌ترک مقاصد %~% حاصل نشود کام تو بی قطع علائق # 5 رخش امل از عرصه تقلید برون ران %~% تا خیمه زنی بر سر میدان حقائق # 6 در کوکبه‌ات خیل وحشم چیست مخائل %~% در راه تو خرگاه و خیم چیست عوائق # 7 چون کعبه خلقت بوجود تو شرف یافت ms277 %~% باید که شوی قبله حاجات خلائق # 8 آنکس که گدای در میخانه عشقست %~% برخسرو عقلست بصد مرتبه فائق # 9 خواجو بسحر سرمکش از مرغ صراحی %~% زیرا که بشبگیر بود بلبله لائق ~~PageV1P581 ### || [genre: Gh] # 1 نکهت روضه خلدست که می‌بیزد مشک %~% یا از آن حلقه زلفست که می‌ریزد ~~مشک # 2 خیزد از چین سر زلف تو مشک ختنی %~% وین سخن نیست خطا زانکه ز چین خیزد ~~مشک # 3 خون شود نافه آهوی تتاری ز حسد %~% کان مه از گوشه خورشید درآویزد مشک # 4 آن چه نعلست که لعل تو برآتش دارد %~% وین چه حالست که حالت ز مه ~~انگیزد مشک # 5 گر نخواهد که کشد گرد مهت گرد عبیر %~% از چه رو خط تو با غالیه آمیزد ~~مشک # 6 زلف عنبر شکن از روی تو سر می‌پیچید %~% چکند ز آتش اگر زانکه نپرهیزد ~~مشک # 7 همچو خواجو نکشد سر ز خطت مشک ختا %~% چون خط سبز تو بر برگ سمن بیزد ~~مشک PageV1P582 ### || [genre: Gh] # 1 وه چه شیرینست لعلش اندرو پنهان نمک %~% کس نمی‌بینم که دارد در جهان ~~چندان نمک # 2 اندکی با چشمه نوشش بشیرینی شکر %~% گر چه دارد نسبتی لیکن ندارد آن ~~نمک # 3 می نماید خط مشک افشانش از عنبر مثال %~% می‌فشاند پسته خندانش از ~~مرجان نمک # 4 شد بدور سنبل مشکین او عنبر فراخ %~% گشت در عهد لب شیرین او ارزان نمک # 5 لعل شکر پاش گوهر پوش شورانگیز او %~% درج یاقوتست گوئی وندرو پنهان ~~نمک # 6 ای ز شکر خنده‌ات صد شور در جان شکر %~% وی ز شور شکرت پیوسته در افغان ~~نمک # 7 بر دل بریان من تا کی نمک ریزد غمت %~% گر چه عیبی نیست ار ریزند بر ~~بریان نمک # 8 درد دل را دوش می‌جستم دوائی از لبت %~% گفت خواجو کی جراحت را بود ~~درمان نمک # 9 تا بود در چشمم آن لب خواب چون آید مرا %~% زانکه گوئی دارم اندر دیده ~~گریان ms278 نمک PageV1P583 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم از دور بتی کاکلکش مشکینک %~% دهنش تنگک و چون تنگ شکر شیرینک # 2 لبک لعل روان پرور کش جان بخشک %~% سرک زلفک عنبر شکنش مشکینک # 3 در سخن لعلک در پوشک اودر پاشک %~% بر سمن سنبل پرچینک او پرچینک # 4 چشمکش همچو دل ریشک من بیمارک %~% دستکان کرده بخون دلکم رنگینک # 5 هست مرجان مرا قوت ز مرجانک او %~% ای دریغا که نبودی دلکش سنگینک # 6 نرگسش مستک و عاشق کشک و خونخوارک %~% سنبلش پستک و شورید گک و پرچینک # 7 زلفکش دلکشک و غمزه ککش دلدوزک %~% برکش ناز کک و ساعد کش سیمینک # 8 گفتمش در غم عشقت دل خواجو خونشد %~% بیش از این چند بگو صبر کند ~~مسکینک # 9 رفت در خنده و شیرین لبک از هم بگشود %~% گفت داروی دل و مرهم جانش ~~اینک PageV1P584 ### || [genre: Gh] # 1 ای روان از شکر تنگ تو شکر تنگ تنگ %~% گل برآورده ز شرم آن رخ گلرنگ ~~رنگ # 2 هست در زنجیر زلف دلربایت دل فراخ %~% لیک دل همچون دل ریش من دلتنگ ~~تنگ # 3 ناوک چشمت چو باد آرم ز خون چشم من %~% لعل پیکانی شود فرسنگ در فرسنگ ~~سنگ # 4 ای بت گلرخ بگردان باده گلرنگ را %~% تا برد ز آئینه جانم می چون زنگ ~~زنگ # 5 بلبل دستان سرا را گو برآر آوای نای %~% مطرب بلبل نوا را گو بزن در ~~چنگ چنگ # 6 باز چون گلگون می ساقی بمیدان در فکند %~% ای حریفان برکشید اسب طرب را ~~تنگ تنگ # 7 نام و ننگ ار عاشقی در باز خواجو در رهش %~% زانکه باشد عشق بازانرا ز ~~نام و ننگ ننگ PageV1P585 ### || [genre: Gh] # 1 نیستی آنکه زنی شیشه هستی برسنگ %~% ورنه در پات فتادی فلک مینا رنگ # 2 تا بکی گوش کنی برنفس پرده‌سرای %~% تا بکی چنگ زنی در گره گیسوی چنگ # 3 روی ازین قبله بگردان که نمازی نبود %~% رو بمحراب و نظر ms279 در عقب شاهد ~~شنگ # 4 گوش سوی غزل و دیده سوی چشم غزال %~% سگ صیاد ز چشمش نرود صورت رنگ # 5 بر کفت باده چون زنگ و دلت پر زنگار %~% وقت آنست که از آینه بزدائی ~~زنگ # 6 روح را کس نکند دستخوش نفس خسیس %~% عاقلان آینه چین نفرستند بزنگ # 7 اگرت دیو طبیعت شکند پنجه عقل %~% چکند آهوی وحشی چو شود صید پلنگ # 8 کاروان از پس و ره دور و حرامی در پیش %~% بار ما شیشه و شب تار و همه ~~ره خرسنگ # 9 خیز و یک ره علم از چرخ برون زن خواجو %~% که فراخست جهان و دل غمگین ~~تو تنگ PageV1P586 ### || [genre: Gh] # 1 چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال %~% شوم مقیم درت بالغدو و الاصال # 2 شگفت نیست اگر صید گشت مرغ دلم %~% که در هوای تو سیمرغ بفکند پر و بال # 3 کرا وصال میسر شود که در کویت %~% مجال نیست کسی را مگر نسیم شمال # 4 نشسته‌ام مترصد که از دریچه صبح %~% مگر طلوع کند آفتاب روز وصال # 5 ز خاکم آتش عشقت هنوز شعله زند %~% چو بگذری بسر خاک من پس از صد سال # 6 ترا اگر چه ز امثال ما ملال گرفت %~% گرفت بیتو مرا از حیات خویش ملال # 7 مقیم در دل خواجو توئی و می‌دانی %~% چه حاجتست بتقریر با تو صورت حال ~~PageV1P587 ### || [genre: Gh] # 1 یکدم ز قال بگذر اگر واقفی ز حال %~% کانرا که حال هست چه حاجت بود ~~بقال # 2 برلوح کائنات مصور نمی‌شود %~% نقشی بدین جمال و جمالی بدین کمال # 3 آنجا که یار پرده عزت برافکند %~% عارف کمال بیند و اهل نظر جمال # 4 خون قدح بمذهب مستان حرام نیست %~% کز راه شرع خون حرامی بود حلال # 5 جانم بجام لعل تو دارد تعطشی %~% چون تن به جان و تشنه به سرچشمه زلال # 6 آنها که دام بر گذر صید می‌نهند %~% اندیشه کی کنند ز مرغ ms280 شکسته بال # 7 در هر چه هست چون بخیالت نظر کنم %~% گر جز جمال روی تو بینم زهی خیال # 8 در راه عشق بعد منازل حجاب نیست %~% دوری گمان مبر که بود مانع وصال # 9 خواجو اگر بعین حقیقت نظر کنی %~% وصل در جدائی و هجران در اتصال ~~PageV1P588 ### || [genre: Gh] # 1 گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال %~% که وصالت متصور نشود جز بخیال # 2 گر میسر نشود با توام امکان وصول %~% نیست ممکن که فراموش کنم عهد وصال # 3 هر سحر چاک زنم دامن جانرا چون صبح %~% تا گریبان تو شد مطلع خورشید ~~جمال # 4 هست چون خال سیاه تو مرا روز سپید %~% گشت چون زلف تو آشفته مرا صورت ~~حال # 5 شکرت شور جهانی و جهانی مشتاق %~% عالمی تشنه و عالم همه پرآب زلال # 6 تا نگوئی که حرامست مرا بیتو نظر %~% که حرامست نظر بیتو و می با ~~توحلال # 7 تنم از شوق جمالت شده از مویه چو موی %~% دلم از درد فراقت شده از ناله ~~چو نال # 8 قامتم نون و دل از غم شده چون حلقه میم %~% لیک برحال دلم جیم سر زلف ~~تو دال # 9 نه بحالم نظری می‌کنی ای نرگس چشم %~% نه ز حالم خبری می‌دهی ای مشکین ~~خال # 10 مهر من برمه رویت نپذیرد نقصان %~% مهر را گرچه میسر نشود دفع زوال # 11 عیش من بی لب شیرین تو تلخست ولیک %~% تو ملولی و مرا هست ز غیر تو ~~ملال # 12 ظاهر آنست که از خود برود بلبل مست %~% چو نسیم چمن آرد نفس باد شمال # 13 خوش بود ناله عشاق بهنگام صبوح %~% خواجو ار عاشقی از پرده عشاق بنال ~~PageV1P589 ### || [genre: Gh] # 1 سبحان من تقدس بالعز و الجلال %~% سبحان من تفرد بالجود و الجمال # 2 آن مالکی که ملکت او هست بر دوام %~% وان قادری که قدرت او هست بر کمال # 3 سلطان بی وزیر و جهاندار لم یزل %~% دیان بی نظیر ms281 و خداوند لا یزال # 4 گویای بی تلفظ و بینای بی بصر %~% دانای بی تفکر و دارای بی ملال # 5 سبیح بلبل سحری حی لا ینام %~% ورد زبان کبک دری رب ذوالجلال # 6 حرفیست کاف و نون ز طوامیر صنع او %~% وز قاف تا بقاف برین حرف گشته ~~دال # 7 از آب لطف او متبسم شود ریاض %~% وز باد قهر او متزلزل شود جبال # 8 در گوش آسمان کشد از زر مغربی %~% هر مه به امر کن فیکون حلقه ملال # 9 گاهی ز ماه نو کند ابروی زال زر %~% گاهی از آفتاب کشد تیغ پور زال # 10 کیوان بحکم اوست برین برج پاسبان %~% بهرام از امر اوست برین قلعه ~~کوتوال # 11 ای قصر کبریای تو محفوظ از انهدام %~% وی ملک بی زوال تو محروس از ~~انتقال # 12 وی بوستان لطف تو بی وصمت ذبول %~% وی آفتاب لطف تو بی نسبت زوال # 13 ایوان وحدت تو مبرا از انحطاط %~% وارکان قدرت تو معرا از اختلال # 14 بشکسته در قفای تو شهباز عقل پر %~% و افکنده در هوای تو سیمرغ وهم ~~بال # 15 بر دوش روز خاوری از شب فکنده زلف %~% بر روی صبح مشرقی از شام کرده ~~خال # 16 وهم از سرادقات جلال تو قاصرست %~% ور عقل ره برد بتو نبود بجز خیال # 17 خواجو گر التماس ازین در کند رواست %~% از پادشه اجابت و از بندگان ~~سؤال PageV1P590 ### || [genre: Gh] # 1 زهی ز باده لعلت در آتش آب زلال %~% یکی ز حلقه بگوشان حاجب تو هلال # 2 ندای عشق چو در داد خال مشکینت %~% بگوش جان من آمد ز روضه بانگ بلال # 3 تو کلک منشی تقدیر بین بدان خوبی %~% نهاده بر سر نون خط تو نقطه خال # 4 چودر خیال خیال آید آن خیال چو موی %~% نرفت یکسر مو نقشش از خیال خیال # 5 منال بلبل بیدل چو می‌شود حاصل %~% ترا بکام دل از بوستان عشق منال # 6 اگر ز ms282 کوی تو دورم نمی‌شوم نومید %~% چرا که مرد بهمت بود چو مرغ ببال # 7 ترا حرام نباشد که خون ما ریزی %~% که هست پیش خداوند خون بنده حلال # 8 چنان بچشمه نوش تو آرزومندم %~% که راه بادیه مستسقیان به آب زلال # 9 ز من چه دید که هردم که آید از کویت %~% چو باد بگذرد از پیش من نسیم ~~شمال # 10 رسانده‌ام بکمال از محبت تو سخن %~% اگر چه گفته خواجو کجا رسد بکمال # 11 شب فراق بگفتیم ترک صبح امید %~% جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال ~~PageV1P591 ### || [genre: Gh] # 1 ای سواد خط توشرح مصابیح جمال %~% طاق پیروزه ابروی تو پیوسته هلال # 2 زلف هندوی تو چینی و ترا رومی روی %~% چشم ترک تو ختائی و ترا زنگی خال # 3 کی شکیبد دلم از چشمه نوشت هیهات %~% تشنه در بادیه چون بگذرد از آب ~~زلال # 4 گر بود شوق حرم بعد منازل سهلست %~% هجر در راه حقیقت نکند منع وصال # 5 نتوان گفت که می در نظرت هست حرام %~% زانکه در گلشن فردوس بود باده ~~حلال # 6 بر بنا گوش تو خال حبشی هر که بدید %~% گفت بر گوشه خورشید نشستست بلال # 7 چون خیال تو درآید بعیادت ز درم %~% خویش را باز ندانم من مسکین ز خیال # 8 گفتم از دیده شوم غرقه خون روزی چند %~% چشم دریا دل من شور برآورد که ~~سال # 9 چه کند گر نکند شرح جمالت خواجو %~% که بوصف تو رساندست سخن را بکمال ~~PageV1P592 ### || [genre: Gh] # 1 زهی گرفته خور از طلعت تو فال جمال %~% نشانده قد تو در باغ جان نهال ~~جمال # 2 نوشته منشی دیوان صنع لم یزلی %~% به مشک بر ورق لاله‌ات مثال جمال # 3 خیال روی تو تا دیده‌ام نمی‌رودم %~% ز دل جمال خیال و ز سرخیال جمال # 4 چو روشنست که هر روز را زوالی هست %~% مباد روی چو روز ترا زوال جمال # 5 کسی که نیست چو من ms283 تشنه جمال حرم %~% حرام باد برو شربت زلال جمال # 6 هوای یار همائی بلند پروازست %~% که در دلم طیران می‌کند ببال جمال # 7 خرد چو دید که خواجو فدای او شد گفت %~% زهی کمال کمال و زهی جمال جمال ~~PageV1P593 ### || [genre: Gh] # 1 زهی زلفت شکسته نرخ سنبل %~% گلستان رخت خندیده برگل # 2 رسانده خط بیاقوت تو ریحان %~% کشیده سر ز کافور تو سنبل # 3 عروسی را که او صاحب جمالست %~% چه دریابد گرش نبود تحمل # 4 چو ریش خستگانرا مرهم از تست %~% مکن در کار مسکینان تغافل # 5 اگر گل را نباشد برگ پیوند %~% چه سود از ناله شبگیر بلبل # 6 بجانت کانکه برجان دارم از غم %~% نباشد کوه سنگین را تحمل # 7 اگر عمر منی ایشب برو زود %~% وگر جزو منی ای غم برو کل # 8 چو از زلفش بدین روز اوفتادم %~% تو نیز ای شب مکن بر من تطاول # 9 خوشا آن بزم روحانی که هر دم %~% کند مستی ببادامش تنقل # 10 منه عود ای بت خوش نغمه از چنگ %~% که ساغر بانگ می‌دارد که غلغل # 11 بزن مطرب که مستان صبوحی %~% ز می مستند و خواجو از تامل PageV1P594 ### || [genre: Gh] # 1 شب رحیل ز افغان خستگان مراحل %~% مجال خواب نیابند ساکنان محامل # 2 مکش زمام شتر ساربان که دلشدگان را %~% کشیده است سر زلف دلبران بسلاسل # 3 سرشک دیده که می‌رانم از پی تو مرانش %~% چرا که شرط کریمان بود اجابت ~~سائل # 4 تنم مقیم مقامست و جان بمرحله عازم %~% سرم ملازم بالین و دل بقافله ~~مائل # 5 به خامه هر که نویسد فراق نامه ما را %~% عجب که آتش نی در نیفتدش با ~~نامل # 6 نسیم روضه خلدست یا شمیم احبا %~% شعاع نور جبینست یا فروغ مشاعل # 7 بسا که در غم عشق تو ابن مقله چشمم %~% نوشت بر ورق زر بسیم ناب رسائل # 8 سرم بنعل سمندت متوجست و تو فارغ %~% دلم ببند کمندت مقیدست ms284 و تو غافل # 9 اگرنه با تو نشینم مرا ز عشق چه باقی %~% وگرنه روی تو بینم مرا ز دیده ~~چه حاصل # 10 زبان خامه قلم گشت در بیان جدائی %~% نرفت قصه بپایان و رفت عمر بباطل # 11 سزد که دست بشویند از آب چشم تو خواجو %~% که هست آتش دل غالب و سرشک ~~تو نازل PageV1P595 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل من بسته در آن زنجیر سمن‌سا دل %~% کرده مرا در غم عشقت بی سر و ~~بی پا دل # 2 برده ازین قالب خاکی رخت به صحرا جام %~% رانده ازین دیده پرخون سیل به ~~دریا دل # 3 چون دل ما برنگرفت از لعل لبت کامی %~% ای بت مهوش تو چرا برداشتی از ~~ما دل # 4 جای من بیدل و دین یا دیر بود یا دار %~% قصد من بی سر و پا یا دیده ~~کند یا دل # 5 مطرب دل سوختگان گو تا بزند بر چنگ %~% وای دل ای وای دل و دین وادل من ~~وادل # 6 ای شکری زان لب شیرین کرده تقاضا جان %~% وی نظری زانرخ زیبا کرده تمنا ~~دل # 7 جادوی عاشق کش چشمت خورده بافسون خون %~% هندوی زنگی وش زلفت برده ~~بیغما دل # 8 سرنکشد یکسر مو زان جعد مسلسل عقل %~% روی نتابد نفسی زان روی دلارا دل # 9 چند زنی طعنه که خواجو در غم عشق افتاد %~% چون دلم افکند درین آتش ~~چکنم با دل PageV1P596 ### || [genre: Gh] # 1 دلم مرید مرادست و دیده رهبر دل %~% سرم فدای خیال و خیال در سر دل # 2 کمند زلف ترا گر رسن دراز آمد %~% در آن مپیچ که دارد گذر بچنبر دل # 3 دلم چگونه نماید قرار در صف عشق %~% چنین که زلف تو بشکست قلب لشکر دل # 4 بود که ساقی لعل تو در دهد جامی %~% مرا که خون جگر می‌خورم ز ساغر دل # 5 دل صنوبریم همچو بید می‌لرزد %~% ز بیم درد فراق تو ای صنوبر دل ms285 # 6 تو آن خجسته همای بلند پروازی %~% که در هوای تو پر می‌زند کبوتر دل # 7 دلم ربودی و تا رفتی از برابر من %~% نرفت یکسر مو نقشت از برابر دل # 8 چگونه در دل تنگم قرار گیرد صبر %~% که می‌زند سر زلف تو حلقه بردل # 9 بملک روی زمین کی نظر کند خواجو %~% کسی که ملک وصالش بود مسخر دل ~~PageV1P597 ### || [genre: Gh] # 1 ای ماه تو مهر انور دل %~% وی مهر تو شمع خاور دل # 2 یاقوت تو روح پرور جان %~% ریحان تو سایه گستر دل # 3 لعل لب و زلف تابدارت %~% جان پرور جان و دلبر دل # 4 ای قامت تو قیامت عقل %~% وی خاک در تو محشردل # 5 بستان رخ تو روضه خلد %~% یاقوت لب تو کوثر دل # 6 لعل تو زلال مشرب روح %~% چشم تو چراغ منظر دل # 7 ابروت هلال غره مه %~% مهرت خور جان و در خور دل # 8 از غایت پردلی شکسته %~% هندوی تو قلب لشکر دل # 9 ساقی غمت بجای باده %~% خون می‌دهدم ز ساغر دل # 10 گر زلف ترا رسن درازست %~% باشد گذرش بچنبر دل # 11 هر دم بهوای خاک کویت %~% پر می‌زندم کبوتر دل # 12 در تحت شعاع مهر رویت %~% یکباره بسوخت اختر دل # 13 ساقی بده آن مئی که در جام %~% هست آب روان آذر دل # 14 از دل بطلب نشان خواجو %~% کو معتکفست بردر دل PageV1P598 ### || [genre: Gh] # 1 دلم ربودی و رفتی ولی نمی‌روی از دل %~% بیا که جان عزیزت فدای شکل و ~~شمایل # 2 گرم وصول میسر شود که منزل قربست %~% کنم مراد دل از خاک آستان تو حاصل # 3 هوایت ار بنهم سرکجا برون کنم از سر %~% وفایت ار برود جان کجا برون ~~رود از دل # 4 بحق صحبت دیرین که حق صحبت دیرین %~% روا مدار که گردد چو وعده‌های تو ~~باطل # 5 فتاد کشتی صبرم ز موج قلزم دیده %~% بورطه‌ئی که نه پایانش ممکنست و ms286 نه ~~ساحل # 6 نیازمند چنانم که گر بخاک درآیم %~% ز مهر گلشن رویت برون دمد گلم از ~~گل # 7 مفارقت متصور کجا شود که بمعنی %~% میان لیلی و مجنون نه مانعست و نه ~~حایل # 8 اگر نظر بحقیقت کنی و غیر نبینی %~% وصال کعبه چه حاجت بود بقطع منازل # 9 خلاص جستم ازو طیره گشت و گفت که خواجو %~% قتیل عشق نجوید رهائی از کف ~~قاتل PageV1P599 ### || [genre: Gh] # 1 ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل %~% وآتش هجر جگر سوز تو دود افکن دل # 2 چشمه نوش گهر پوش لبت چشمه جان %~% حلقه زلف شکن بر شکنت معدن دل # 3 گر کنی قصد دلم دست من و دامن تو %~% ور کند ترک تو دل دست من و دامن ~~دل # 4 جانم از دست دل ار غرقه خون جگرست %~% خون جان من دلسوخته در گردن دل # 5 پرتو روی تو شد شمع شبستان دلم %~% تا شبستان سر زلف تو شد مسکن دل # 6 بده آن آب چو آتش که بجوش آمده است %~% ز آتش روی دل افروز تو خون در ~~تن دل # 7 چاره با ناوک چشمت سپر انداختنست %~% ورنه تیر مژه‌ات بگذرد از جوشن دل # 8 دل شیدا همه پیرامن سودا گردد %~% و اهل دلرا غم سودای تو پیرامن دل # 9 آتشی در دل خواجوست که از شعله اوست %~% دود آهی که برون می‌رود از ~~روزن دل PageV1P600 ### || [genre: Gh] # 1 رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل %~% چون تواند که کشد بار غمش چندین ~~دل # 2 زین صفت بر من اگر جور کند مسکین من %~% ور ازین پس ندهد داد دلم مسکین ~~دل # 3 من ازین در به جفا باز نگردم که مرا %~% پای بندست در آن سلسله مشکین ~~دل # 4 با گلستان جمالش نکشد فصل بهار %~% اهل دل را به تماشای گل و نسرین دل # 5 خسرو ار بند وگر پند فرستد فرهاد %~% برنگیرد بجفا از ms287 شکر شیرین دل # 6 دلم از صحبت خوبان نشکیبد نفسی %~% ای عزیزان من بیدل چکنم با این دل # 7 نکند سوی دل خسته خواجو نظری %~% آه از آن دلبر پیمان شکن سنگین دل ~~PageV1P601 ### || [genre: Gh] # 1 مرا که راه نماید کنون به خانه دل %~% که خاک راهم اگر دل دهم به خانه ~~گل # 2 من آن نیم که ز دینار باشدم شادی %~% اگر چه بنده باقبال می‌شود مقبل # 3 چو سرو هر که برآورد نام آزادی %~% دلش کجا بسهی قامتان شود مائل # 4 مرا قتیل نبیند کسی بضربت تیغ %~% مگر گهی که ز من منقطع شود قاتل # 5 به راه بادیه مستسقی جمال حرم %~% بود لبالبش از آب دیدگان منزل # 6 ز چشم ما نرود کاروان بوقت رحیل %~% به حکم آنکه ز سیلاب نگذرد محمل # 7 اگر چه بر گذرت سائلان بسی هستند %~% چو آب دیده ما نیست در رهت سائل # 8 بملک دانش اگر حکم و حکمتت باید %~% مقیم عالم دیوانگی شوای عاقل # 9 چو وصل و هجر حجابست پیش اهل سلوک %~% ازین حجاب برون آی تا شوی واصل # 10 مفارقت متصور کجا شود ما را %~% که نیست هر دو جان در میان ما حائل # 11 کسی که در حرم جان وطن کند خواجو %~% بود هر آینه از ساکنان کعبه دل ~~PageV1P602 ### || [genre: Gh] # 1 گر گنج طلب داری از مار مترس ای دل %~% ور خرمن گل خواهی از خار مترس ~~ای دل # 2 چون زهد و نکونامی بر باد هوا دادی %~% از طعنه بدگویان زنهار مترس ای ~~دل # 3 از رندی و بدنامی گر ننگ نمی‌داری %~% از فخر طمع برکن وز عار مترس ای ~~دل # 4 گر طالب دیداری از خلد برین بگذر %~% ور نور بدست آمد از نار مترس ای ~~دل # 5 چون نرگس بیمارش خون می‌خور اگر مستی %~% ور زانکه شود جانت بیمار مترس ~~ای دل # 6 گر همدم منصوری رو لاف انا الحق زن %~% چون دم ms288 زنی از وحدت از دار مترس ~~ای دل # 7 جان را چو فدا کردی از تن مکن اندیشه %~% چون ترک شتر گفتی از بار مترس ~~ای دل # 8 قول حکما بشنو کاندم که قدح نوشی %~% اندک خور و از مستی بسیار مترس ای ~~دل # 9 صد بار ترا گفتم کامروز که چون خواجو %~% اقرار نمی‌کردی ز انکار مترس ~~ای دل PageV1P603 ### || [genre: Gh] # 1 مقاربت نشود مرتفع ببعد منازل %~% که بعد در ره معنی نه مانعست و نه ~~حائل # 2 چو هست عهد مودت میان لیلی و مجنون %~% چه غم ز شدت اعراب و اختلاف ~~قبائل # 3 در آن مصاف که جان تازه گردد از لب خنجر %~% قتیل عشق نمیرد مگر بغیبت ~~قاتل # 4 کسی که خاک شود در میان بحر مودت %~% گمان مبر که برد باد ازو غبار ~~بساحل # 5 ترا که کعبه طواف حرم کند بحقیقت %~% چه احتیاج بسیر و سلوک و قطع ~~منازل # 6 ببخش بردل مستسقیان وادی فرقت %~% که کرده‌اند لبالب بخون دیده مراحل # 7 اگر چه هیچ وسیلت به حضرت تو ندارم %~% هوای روی توام هست بهترین وسائل # 8 سواد خط تو بیرون نمی‌رود ز سویدا %~% خیال خال تو خالی نمی‌شود ز ~~مخائل # 9 مرا نصیحت دانا به عقل باز نیارد %~% که اقتضای جنون می‌کند ملامت عاقل # 10 اگر ز شست تو باشد بزن خدنگ ز ره سم %~% وگر ز دست تو باشد بیار زهر ~~هلاهل # 11 نوای نغمه خواجو شنو به گاه صبوحی %~% چنانکه وقت سحر در چمن خروش ~~عنادل PageV1P604 ### || [genre: Gh] # 1 ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل %~% دلرا ز چین زلفت برمشک ناب منزل # 2 تا در درون چشمم خرگاه زد خیالت %~% مه را بسان ماهی بینم در آب منزل # 3 باید که رحمت آرد آنکو شراب دارد %~% برتشنه‌ئیکه باشد او را سراب منزل # 4 ره چون برم به کویت زانرو که نادر افتد %~% در آشیان عنقا کرده ذباب ~~منزل # 5 ms289 یک ذره مهر رویت خالی نگردد از دل %~% زیرا که گنج باشد کنج خراب منزل # 6 بنگر در اشک مستان عکس جمال ساقی %~% همچون قمر که سازد جام شراب منزل # 7 خواجو که غرقه آمد در ورطه جدائی %~% بر ساحل وصالت بیند بخواب منزل ~~PageV1P605 ### || [genre: Gh] # 1 هرگه که ز خرگه بچمن بار دهد گل %~% نرگس نکند خواب خوش از غلغل بلبل # 2 ای خادم یاقوت لب لعل تو لؤلؤ %~% وی هندوی ریحان خط سبز تو سنبل # 3 تا کی کند آن غمزه عاشق کش معلول %~% در کار دل ریش من خسته تعلل # 4 گر نرگس مستت نکند ترک تعدی %~% چندین چه کند زلف دراز تو تطاول # 5 شرح شکن زلف تو بابیست مطول %~% کوتاه کنم تا نکشد سر به تسلسل # 6 آن صورت آراسته را بیش میارای %~% کانجا که جمالست چه حاجت بتجمل # 7 محمل مبر از منزل احباب که ما را %~% یکدم نبود بار فراق تو تحمل # 8 المغرم یستغرق فی البحر غریقا %~% واللائم کالنائم فی الساحل یغفل # 9 هر لحظه که خاموش شود ماه مغنی %~% از مرغ صراحی شنوم نعره که قل قل # 10 ای آنکه جمال از رخ زیبای تو جزویست %~% غمهای جهان جزو غم عشق تو شد ~~کل # 11 بر باد هوا باده مپیمای که خواجو %~% از مل نشود بی خبر الا بتامل ~~PageV1P606 ### || [genre: Gh] # 1 باغبان گو برو باد مپیما کز گل %~% بدم سرد سحر باز نیاید بلبل # 2 جبدا باده گلرنگ به هنگام صبوح %~% از کف سرو قدی گلرخ مشکین کاکل # 3 در بهاران که رساند خبر کبک دری %~% بجز از باد بهاری به در خرگه گل # 4 بنگر از ناله شبگیر من و نغمه مرغ %~% دشت پر زمزمه و طرف چمن پرغلغل # 5 گر صبا سلسله برآب نهد فصل ربیع %~% از چه برگردن قمری بود از غالیه غل # 6 باد نوروز چو برخاست نیارند نشست %~% بلبلان بی گل و مستان صبوحی بی ms290 مل # 7 مطرب آن لحظه که آهنگ فروداشت کند %~% زندش بلبله گلبانگ که قل قل قل ~~قل # 8 ای ز بادام تو در عین حجالت نرگس %~% وی ز گیسوی تو در حلقه سودا سنبل # 9 آن سر زلف قمرسای شب آسا را بین %~% همچو زاغی که زند در مه تابان چنگل # 10 هر چه خوبان جهانرا به دلارائی برد %~% جزو بود آن همه و حسن جهانگیر ~~توکل # 11 دست گیرید که خواجو که دلش رفت برود %~% بارش افتاده و گشتست اسیر سر ~~پل PageV1P607 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا با دوستان در بوستان گل %~% که خوش باشد بروی دوستان گل # 2 شکوفه مو بدست و ابر دایه %~% صبا رامین و ویس دلستان گل # 3 سمن را شد نفس باد و روان آب %~% چمن را گشت تن شمشاد و جان گل # 4 ترنم می‌کند بر شاخ بلبل %~% تبسم می‌کند در بوستان گل # 5 لبش با هم نمی‌آید از آنروی %~% که دارد خرده‌ئی زر در دهان گل # 6 کشد در برقبای فستقی سرو %~% نهد بر سر کلاه سایبان گل # 7 چو باد از روی گل برقع برانداخت %~% برآمد سرخ همچون ارغوان گل # 8 بگو با بلبل ای باد بهاری %~% که باز آمد علی رغم زمان گل # 9 دلش سستی کند چون از نهالی %~% بصحن گلستان آید خزان گل # 10 بیا خواجو که با مرغان شب خیز %~% نهادست از هوا جان در میان گل # 11 می نوشین روان در ده که بگرفت %~% چو خسرو ملکت نوشیروان گل ~~PageV1P608 ### || [genre: Gh] # 1 مرا که نیست بخاک درت امید وصول %~% کجا بمنزل قربت بود مجال نزول # 2 اگر وصال تو حاصل شود بجان بخرم %~% ولی عجب که رسد کام بیدلان بحصول # 3 چنین شنیده‌ام از پرده ساز نغمه شوق %~% که ضرب سوختگان خارج اوفتد ز ~~اصول # 4 خموش باشد که با کشتگان خنجر عشق %~% خلاف عقل بود درس گفتن از معقول # 5 براهل عشق فضلیت بعقل نتوان جست ms291 %~% که عقل و فضل درین ره عقیله است و ~~فضول # 6 بروز حشر سر از موج خون برون آرد %~% کسیکه گشت به تیغ مفارقت مقتول # 7 گذشت قافله و ما گشوده چشم امید %~% که کی ز گوشه محمل نظر کند محمول # 8 میان ما و شما حاجت رسالت نیست %~% چو انقطاع نباشد چه احتیاج رسول # 9 مفارقت نکنم دیگر از حریم حرم %~% گرم به کعبه وصل افتد اتفاق وصول # 10 چو ره نمی‌برم از تیرگی به آب حیات %~% شدست جان من تشنه از حیات ملول # 11 ببوس دست مقیمان درگهش خواجو %~% بود که راه دهندت ببارگاه قبول ~~PageV1P609 ### || [genre: Gh] # 1 یا مسرع الشمال اذا تحصل الوصول %~% بلغ تحیتی و سلامی کما اقول # 2 از تشنگان بادیه هجر یاد کن %~% روزی گرت بکعبه قربت بود وصول # 3 یا رب چنین که اختر وصلت غروب کرد %~% بینم شبی که کوکب فرقت کند افول # 4 خواهم که سوی یار فرستم خبر ولیک %~% ترسم که همچو من متعلق شود رسول # 5 از چشم ما برون نزند خیمه ساربان %~% از بهرآنکه برسرآبش بود نزول # 6 عمری که بیتو می‌گذرانند ضایعست %~% بازا کزین حیات مضیع شدم ملول # 7 دل می‌نهم ببند تو گر می‌بری اسیر %~% جان می‌کنم فدای تو گر می‌کنی ~~قبول # 8 گفتم کنم معانی عشق ترا بیان %~% فضلی که جز عقیله نباشد بود فضول ~~PageV1P610 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده دم که برآمد خروش بانگ رحیل %~% برفت پیش سرشک من آب دجله و نیل # 2 جهان ز گریه‌ام از آب گشت مالامال %~% ز سوز سینه‌ام آتش گرفت میلامیل # 3 هلاک من چو بوقت وداع خواهد بود %~% بقصد جان من ای ساربان مکن تعجیل # 4 مگر بشهر شما پادشه منادی کرد %~% که هست خون غریبان مباح و مال سبیل # 5 کشندگان گرفتار قید محنت را %~% مواخذت نکند هیچکس بخون قتیل # 6 طواف کعبه عشق از کسی درست آید %~% که دیده زمزم او گشت و دل مقام خلیل ms292 # 7 بگفتگوی رقیب از حبیب روی متاب %~% رضای خصم بدست آر و غم مخور ز وکیل # 8 گر از لبم شکری می‌دهی ز طره بپوش %~% چرا که کفر نماید کرم بنزد بخیل # 9 زبور عشق تو خواجو برآن ادا خواند %~% که روز عید مسیحا حواریان انجیل ~~PageV1P611 ### || [genre: Gh] # 1 نوبتی صبح برآمد ببام %~% نوبت عشاق بگوی ای غلام # 2 مرغ سحر در سخن آمد به ساز %~% ساز بر آواز خروسان بام # 3 کوکبه قافله سالار صبح %~% باز رسید این نفس از راه شام # 4 خادم ایوان در خلوت ببند %~% در حرم خاص مده بار عام # 5 ای صنم سیم زنخدان بیار %~% از قدح سیم می لعل فام # 6 صوفی اگر صافی ازین خم خورد %~% رخت تصوف بفروشد تمام # 7 حاجی اگر روی تو بیند مقیم %~% در حرم کعبه نسازد مقام # 8 زمزم رندان سبو کش میست %~% بتکده و میکده بیت الحرام # 9 نام جگر سوختگان چیست ننگ %~% ننگ غم اندوختگان چیست نام # 10 آتش پروانه پر سوخته %~% نیست بجز پختن سودای خام # 11 خیز و چو خواجو بصبوحی بشوی %~% جامه جان را بنم چشم جام PageV1P612 ### || [genre: Gh] # 1 برآمد بانگ مرغ و نوبت بام %~% کنون وقت میست و نوبت جام # 2 چو کار پختگان بی باده خامست %~% بدست پختگان ده باده خام # 3 بهر ایامی این عشرت دهد دست %~% بگردان باده چون با دست ایام # 4 لبش خواهی بناکامی رضا ده %~% که کس را بر نیاید زان دهان کام # 5 من شوریده را معذور دارید %~% که برآتش نشاید کردن آرام # 6 دلم کی در فراق آرام گیرد %~% بود آرام دل وصل دلارام # 7 منم دور از تو همچون مرغ وحشی %~% ببوی دانه‌ئی افتاده در دام # 8 ز سرمستی برون از روی و مویت %~% نه از صبح آگهی دارم نه از شام # 9 قلم در کش چو بینی نام خواجو %~% که نبود عاشق شوریده را نام ~~PageV1P613 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابست یا ms293 ستاره بام %~% که پدید آمد از کناره بام # 2 ماه در عقرب و قصب برماه %~% شام بر نیمروز و چین در شام # 3 نام خالش مبر که وحشی را %~% طمع دانه افکند در دام # 4 خیز تا می خوریم و بنشانیم %~% آتش دل به آب آتش فام # 5 باده پیش آر تا فرو شوئیم %~% جامه جان به آب دیده جام # 6 می جوشیده خور که حیف بود %~% پخته در جوش و ما بدینسان خام # 7 عاقلان سر عشق نشناسند %~% کاین صفت نبود از خواص و عوام # 8 عشق عامست و عقل خاص ولیک %~% چکند خاص با تقلب عام # 9 شمع مجلس نشست خیز ندیم %~% مه فرو رفت می بیار غلام # 10 دشمنانرا بکام دوست مخواه %~% دوستانرا مدار دشمن کام # 11 چون برآیی ببام پندارند %~% که سهیلست یا سپیده بام # 12 با رخت هر که ماه می‌طلبد %~% نیست در عاشقی هنوز تمام # 13 سرو با اعتدال قامت تو %~% ناتراشیده‌ئیست بی اندام # 14 نام خواجو مبر که ننگ بود %~% اگر از عاشقان برآید نام PageV1P614 ### || [genre: Gh] # 1 تبت یا ذا الجلال و الا کرام %~% من جمیع الذنوب و اثام # 2 ای صفاتت برون ز چون و چرا %~% ذات پاکت بری ز کو و کدام # 3 قاضی حاجت وحوش و طیور %~% رازق روزی سوام و هوام # 4 گوهر آرای قطره در اصداف %~% نقش پرداز نطفه در ارحام # 5 پرچم آویز طاسک خورشید %~% آتش انگیز خنجر بهرام # 6 خاکبوس بساط فرمانت %~% جم سیمین سریر زرین جام # 7 بست مشاطگان قدرت تو %~% بر رخ صبح چین گیسوی شام # 8 کرده استاد صنعت از یاقوت %~% شرف طاق تابخانه بام # 9 یافته از تو نضرت و خضرت %~% باغ مینو و راغ مینا فام # 10 بدر مشعل فروز آینه دار %~% بر درش بنده منیرش نام # 11 عنبر هندی آنکه خادم تست %~% کار او بی‌نسیم لطفت خام # 12 پیش موج محیط احسانت %~% از حیا در عرق فتاده غمام # 13 ms294 کاسه گردان بزم تقدیرت %~% صبح زرین کلاه سیم اندام # 14 هندوی بارگاه ابداعت %~% شام زنگی نهاد خون آشام # 15 عندلیب زبان گویا را %~% گل بستان فروز ذکرت کام # 16 گر کند یاد صدمه قهرت %~% بگسلد مشرقی مهر زمام # 17 درک خاصان بکنه انعامت %~% نرسد خاصه عام کالانعام # 18 جان خواجو که مرغ گلشن تست %~% مگذارش بدام دل مادام # 19 طمع دانه‌اش بدام افکند %~% باز گیرش ز دست دانه و دام # 20 من که بر یاد زلف و روی بتان %~% صرف کردم لیالی و ایام # 21 بوده با باده مغانه مقیم %~% ساخته در شرابخانه مقام # 22 زده راه خرد بنغمه چنگ %~% ریخته آب رخ بشرب مدام # 23 نفس خود کامم ار ز راه ببرد %~% باز گشتم بدرگهت ناکام # 24 چون خطا کرده‌ام کنم هر دم %~% سجده سهو تا بروز قیام # 25 گویمت بالعشی والابکار %~% تبت یا ذوالجلال و الاکرام PageV1P615 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام %~% بیاد لعل لبش نوش کرده جام مدام # 2 چنین شنیده‌ام از مفتی مسائل عشق %~% که مرد پخته نگردد مگر ز باده خام # 3 جفا و نکبت ایام چون ز حد بگذشت %~% بیار باده که چون باد می‌رود ایام # 4 خیال زلف و رخت گر معاونت نکند %~% چگونه شام بصبح آورند و صبح بشام # 5 مرا ز لوح وجود این دو حرف موجودست %~% دل شکسته چو جیم و قد خمیده چو ~~لام # 6 اگر ببام برآیی که فرق داند کرد %~% که طلعت تو کدامست و آفتاب کدام # 7 دمی ز وصل تو گفتم مگر به کام رسم %~% دمم بکام فرو رفت و برنیامد کام # 8 براه بادیه هر کس که خون نکرد حلال %~% حرام باد مرا و را وصال بیت ~~حرام # 9 اگر بکنیت خواجو رسی قلم درکش %~% که ننگ باشد ار از عاشقان برآید نام ~~PageV1P616 ### || [genre: Gh] # 1 مگر که صبح من امشب اسیر گشت بشام %~% وگرنه رخ بنمودی ز چرخ آینه فام ms295 # 2 مگر ستاره بام از شرف به زیر افتاد %~% وگرنه پرده برافکندی از دریچه ~~بام # 3 خروس پرده‌سرا امشب از چه دم در بست %~% اگر چنانکه فرو شد دم سپیده ~~بکام # 4 چو کام من توئی ای آفتاب گرم برآی %~% ز چرخ اگر چه یقینم که بر نیاید ~~کام # 5 گهی پری رخم از خواب صبح برخیزد %~% که تیغ غمزه خونریز برکشد ز نیام # 6 چرا ز قید توام روی رستگاری نیست %~% کسی اسیر نباشد بدام کس مادام # 7 چو دور عیش و نشاطست باده در دور آر %~% که روشنست که با دست گردش ایام # 8 دمی جدا مشو از جام می که در این دور %~% کدام یار که همدم بود برون از ~~جام # 9 برو غلام صنوبر قدان شو ای خواجو %~% که همچو سرو بزادگی برآری نام ~~PageV1P617 ### || [genre: Gh] # 1 عارض ترکان نگر در چین جعد مشک فام %~% تا جمال حور مقصورات بینی فی ~~الخیام # 2 باده پیش آور که هردم باد عنبر بوی صبح %~% می‌دهد جانرا پیام از روضه ~~دارالسلام # 3 مشعل خورشید فروزان شمع برگیر ای ندیم %~% باد شبگیری برآمد باده در ده ~~ای غلام # 4 ماه مطرب گو بزیر و بم در آور ساز را %~% کافتاب خاوری تشریف داد از ~~راه بام # 5 تا ترا در پیش بت رویان درست آید نماز %~% جامه جانرا نمازی کن به آب ~~چشم جام # 6 عزت دیر مغان از ساکن مسجد مجوی %~% کافر مکی چه داند حرمت بیت الحرام # 7 عار باشد در طریق عشق بیم از فخر و عار %~% ننگ باشد در ره مشتاق ترس ~~از ننگ و نام # 8 من ببوی خال مشکین تو گشتم پای بند %~% مرغ وحشی از هوای دانه می‌افتد ~~به دام # 9 کام دل خواجو بسانی نمی‌آید بدست %~% رو بنا کامی رضا ده تا رسانندت ~~بکام PageV1P618 ### || [genre: Gh] # 1 حن فی روض الهوی قلبی کماناح الحمام %~% قم بتغرید الحمایم و اسقنی کاس ~~المدام # 2 ms296 خون دل تا چند نوشم باده نوشین بیار %~% تا بشویم جامه جانرا به آب چشم ~~جام # 3 باح دمعی فی الفیافی و استشبت لوعتی %~% خیز و آبی بردل پرآتشم ریز ای ~~غلام # 4 از فروغ شمع رخسارم منور کن روان %~% وز نسیم گلشن وصلم معطر کن مشام # 5 فی ضلوعی توقد النیران من شجر النوی %~% فی عیونی توجد الطوفان من ما ~~الغرام # 6 چون برون از باده یاقوت فامم قوت نیست %~% قوت جانم ده ز جام باده ~~یاقوت فام # 7 صبحدم دلرا براح روح پرور زنده دار %~% کان زمان از عالم جان می‌رسد ~~دلرا پیام # 8 هان فی فرط الاسی مذنبت فی قلبی الاسی %~% غاب فی طول العنا اذغیب عن ~~عینی المنام # 9 چون شما را هست دلبر در برو دل برقرار %~% لا تلوموا فی التصابی قلب ~~صلب مستهام # 10 گفتم از لعل لب جانان برآرم کام جان %~% ضاع فی روم المنی عمری و ما ~~مکث المرام # 11 هر که گردد همچو خواجو کشته شمشیر عشق %~% روضه فردوس رضوانش فرستد ~~والسلام PageV1P619 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه من آب رخ از خاک درت یافته‌ام %~% گرد خاطر همه از رهگذرت ~~یافته‌ام # 2 چون توانم که دل از مهر رخت برگیرم %~% زانکه چون صبح به سحرت یافته‌ام # 3 بنشین یکدم و برآتش تیزم منشان %~% که بدود دل و سوز جگرت یافته‌ام # 4 در شب تیره بسی نوبت مهرت زده‌ام %~% تا سحرگه رخ همچون قمرت یافته‌ام # 5 خسرو از شکر شیرین بهمه عمر نیافت %~% آن حلاوت که ز شور شکرت یافته‌ام # 6 بچه مانند کنم نقش دلارای ترا %~% زانکه هر لحظه برنگی دگرت یافته‌ام # 7 گر چه رفتی و نظر باز گرفتی از من %~% هر چه من یافته‌ام از نظرت ~~یافته‌ام # 8 ای دل خسته چه حالست که از درد فراق %~% هردم از بار دگر خسته‌ترت ~~یافته‌ام # 9 تا خبر یافته‌ئی زان بت مهوش خواجو %~% خبرت هست که من بیخبرت یافته‌ام ~~PageV1P620 ### || [genre: Gh] # 1 ms297 من ز دست دیده و دل در بلا افتاده‌ام %~% ای عزیزان چون کنم چون مبتلا ~~افتاده‌ام # 2 هر دم از چشمم چو اشک گرم روراندن که چه %~% تا چه افتادست کز چشم شما ~~افتاده‌ام # 3 کی بود برگ من آن نسرین بدن را کاین زمان %~% همچو بلبل در زمستان ~~بینوا افتاده‌ام # 4 گر چه هر کو می خورد از پا در افتد عاقبت %~% من چو دور افتاده‌ام از ~~می چرا افتاده‌ام # 5 با کسی افتاد کارم کو ز کارم فارغست %~% بنگرید آخر که از مستی کجا ~~افتاده‌ام # 6 ایکه گفتی گر سر این کارداری پای دار %~% دست گیر اکنون که از دستت ز ~~پا افتاده‌ام # 7 آتش مهرم چو در جان شعله زد گرمی مکن %~% گر چون ذره زیر بامت از هوا ~~افتاده‌ام # 8 می‌روی مجموع و من پیوسته همچون گیسویت %~% از پریشانی که هستم در قفا ~~افتاده‌ام # 9 قاضی ار گوید که خواجو چون درین کار اوفتاد %~% گو مکن آنکار کز حکم ~~قضا افتاده‌ام PageV1P621 ### || [genre: Gh] # 1 سلامی به جانان فرستاده‌ام %~% به آرام دل جان فرستاده‌ام # 2 زهی شوخ چشمی که من کرده‌ام %~% که جان را بجانان فرستاده‌ام # 3 شکسته گیاهی من خشک مغز %~% بگلزار رضوان فرستاده‌ام # 4 تو این بی‌حیائی نگر کز هوا %~% سوی بحر باران فرستاده‌ام # 5 مرا شرم بادا که پای ملخ %~% بنزد سلیمان فرستاده‌ام # 6 به تحفه کهن زنگی مست را %~% به اردوی خاقان فرستاده‌ام # 7 عصا پاره ئی از کف عاصی %~% بموسی عمران فرستاده‌ام # 8 غباری فرو رفته از آستان %~% بایوان کیوان فرستاده‌ام # 9 ز سرچشمه پارگین قطره‌ئی %~% سوی آب حیوان فرستاده‌ام # 10 کهن خرقه مفلسی ژنده پوش %~% بتشریف سلطان فرستاده‌ام # 11 سخنهای خواجو ز دیوانگی %~% یکایک بدیوان فرستاده‌ام PageV1P622 ### || [genre: Gh] # 1 گر نگویم دوستی از دوستانت بوده‌ام %~% سالها آخر نه مرغ بوستانت ~~بوده‌ام # 2 گر چه فارغ بوده‌ام چون نسر طایر ز آشیان %~% تا نپنداری که دور از ~~آشیانت بوده‌ام # 3 هر کجا ms298 محمل بعزم ره برون آورده‌ئی %~% چون جرس دستانسرای کاروانت ~~بوده‌ام # 4 گر تو پاس خاطرم داری و گرنه حاکمی %~% زان تصور کن که هر شب پاسبانت ~~بوده‌ام # 5 گر چه از رویت چو گیسو برکنار افتاده‌ام %~% چون کمر پیوسته در بند ~~میانت بوده‌ام # 6 کشته تیغ جهان افروز مهرت گشته‌ام %~% تشنه آب جگر تاب سنانت بوده‌ام # 7 از گذار من چرا بر خاطرت باشد غبار %~% کز هواداری غبار آستانت بوده‌ام # 8 گر شکر خائی کنم بر یاد لعلت دور نیست %~% زانکه عمری طوطی شکر ستانت ~~بوده‌ام # 9 همچو خواجو ای بسا شبها که از شوریدگی %~% دسته بند سنبل عنبرفشانت ~~بوده‌ام PageV1P623 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ می‌دانی که دیشب در غمش چون بوده‌ام %~% مرغ و ماهی خفته و من تا ~~سحر نغنوده‌ام # 2 بسکه آتش در جهان افکنده‌ام از سوز عشق %~% آسمانی در هوا از دود دل ~~افزوده‌ام # 3 پرده از خون جگر بر روی دفتر بسته‌ام %~% چشمه خونابه از چشم قلم ~~بگشوده‌ام # 4 کاسه چشم از شراب راوقی پر کرده‌ام %~% دامن جانرا بخون چشم جام ~~آلوده‌ام # 5 آستین بر کائنات افشانده‌ام از بیخودی %~% زعفران چهره در صحن سرایش ~~سوده‌ام # 6 دل بباد از بهر آن دادم که دارد بوی دوست %~% گر چه دور از دوستان باد ~~هوا پیموده‌ام # 7 چشم بد گفتم که یا رب دور باد از طلعتش %~% لیک چون روشن بدیدم چشم بد ~~من بوده‌ام # 8 ز آتش دل بسکه دوش آب از دو چشم خونفشان %~% در هوای شکر حلوا گرش ~~پالوده‌ام # 9 تا بگوهر چشم خواجو را مرصع کرده‌ام %~% مردم بحرین را در خون شنا ~~فرموده‌ام PageV1P624 ### || [genre: Gh] # 1 چو نام تو در نامه‌ئی دیده‌ام %~% به نامت که بردیده مالیده‌ام # 2 بیاد زمین بوس درگاه تو %~% سرا پای آن نامه بوسیده‌ام # 3 ز نام تو وان نامه نامدار %~% سر بندگی بر نپیچیده‌ام # 4 جز این یک هنر نیست مکتوب را %~% و گرهست یاری من این دیده‌ام # 5 که ms299 آنها که در روی او خوانده‌ام %~% جوابی ازو باز نشنیده‌ام # 6 قلم چون سر یک زبانیش نیست %~% از آن ناتراشیده ببریده‌ام # 7 ولی اینکه بنهاد سر بر خطم %~% ازو راستی را پسندیده‌ام # 8 زبانم چو یارای نطقش نماند %~% زبانی ز نی بر تراشیده‌ام # 9 بیا ای دبیر ار نداری مداد %~% سیاهی برون آور از دیده‌ام # 10 چو زلف تو شوریده شد حال من %~% ببخشای برحال شوریده‌ام # 11 سیه کرده‌ام نامه از دود دل %~% سیه روتر از خامه گردیده‌ام # 12 چو خواجو درین رقعه از سوز عشق %~% بنی آتشی تیز پوشیده‌ام PageV1P625 ### || [genre: Gh] # 1 هردم آرد باد صبح از روضه رضوان پیام %~% کاخر ای دلمردگان جز باده من ~~یحیی العظام # 2 ماه ساقی حور عین و جام صافی کوثرست %~% خاصه این ساعت که صحن باغ شد ~~دارالسلام # 3 پختگان را خام و خامان را شراب پخته ده %~% حیف باشد خون رز در جوش و ~~ما زینگونه خام # 4 بر سر کوی خرابان از خرابی چاره نیست %~% نام نیکو پیش بدنامان بود ~~ننگی تمام # 5 گر مرید پیر دیری خرقه خمری کن بمی %~% زشت باشد دلق نیلی و شراب لعل ~~فام # 6 کام دل خواهی برو گردن بناکامی بنه %~% در دهان شیر می‌باید شدن بر بوی ~~کام # 7 عار باشد نزد عارف هر که فخر آرد بزهد %~% ننگ باشد پیش عاشق هر که یاد ~~آرد ز نام # 8 آنکه در خلوتگه خاصش مجال عام نیست %~% لطف او عامست و عشق او نصیب خاص ~~و عام # 9 باد بر خاک عراق از دیده خواجو درود %~% باد بر دارالسلام از آدم خاکی ~~سلام PageV1P626 ### || [genre: Gh] # 1 چشم پرخواب گشودی و ببستی خوابم %~% و آتش چهره نمودی و ببردی آبم # 2 آنچنان تشنه لعل لب سیراب توام %~% کاب سرچشمه حیوان نکند سیرابم # 3 دوش هندوی تو در روی تو روشن می‌گفت %~% که مرا بیش مسوزان که قوی در ~~تابم # 4 آرزو می‌کندم با تو شبی ms300 در مهتاب %~% که بود زلف سیاهت شب و رخ مهتابم # 5 من مگر چشم تو در خواب ببینم هیهات %~% این خیالست من خسته مگر در ~~خوابم # 6 رفتم ار جان بدهم در طلبت عمر تو باد %~% ور بمانم شرف بندگیت دریابم # 7 بوصالت که ره بادیه بر روی خسک %~% با وصالت نکند آرزوی سنجانم # 8 راست چون چشم خوشت مست شوم در محراب %~% گر بود گوشه ابروی کژت محرابم # 9 همچو خاک ره اگر خوار کنی خواجو را %~% برنگردم ز درت تا چه رسد زین ~~بابم PageV1P627 ### || [genre: Gh] # 1 دل گل زنده گردد از دم خم %~% گل دل تازه گردد از نم خم # 2 روح پاکست چشم عیسی جام %~% خون لعلست اشک مریم خم # 3 تا شوی محرم حریم حرم %~% غوطه‌ئی خور به آب زمزم خم # 4 در شبستان می پرستان کش %~% شاهد جام را ز طارم خم # 5 خیز تا صبحدم فرو شوئیم %~% گل روی قدح بشبنم خم # 6 شاهدان خمیده گیسو را %~% زلف پرخم کشیم در خم خم # 7 داد عیش از ربیع بستانیم %~% بطلوع مه محرم خم # 8 جان خواجو اگر بوقت صبوح %~% همچو ساغر برآید از غم خم # 9 می خامش بخاک بر ریزید %~% تا دگر زنده گردد از دم خم PageV1P628 ### || [genre: Gh] # 1 ای تنم کرده ز غم موئی و در مو زده خم %~% وی دلم یک سر مو وز سر موئی ~~شده کم # 2 گر دلم باک ندارد ز غم عشق چه باک %~% ور غمم دست ندارد ز دل خسته چه ~~غم # 3 هم دل گرم گرم نیست درین ره همدل %~% هم دم مرد گرم نیست درین غم همدم # 4 پیش چشمم ز حیا آب شود چشمه نیل %~% وانگه از نیل سرشکم برود آب بقم # 5 ای بصد وجه رخ خوب تو وجهی ز بهشت %~% وی بصد باب سرکوی تو بابی زارم # 6 چون کنم وصف جمالت که دو رویست ورق %~% زانکه بی خون ms301 حرامی نبود وصل ~~حرم # 7 از تو چون صبر کنم زانکه نگردد ممکن %~% صبر درویش ز الطاف خداوند کرم # 8 خیز خواجو که چو پرگار به سر باید گشت %~% هر که در دایره عشق نهادست ~~قدم PageV1P629 ### || [genre: Gh] # 1 چو چشم مست تو می پرستم %~% چو درج لعل تو نیست هستم # 2 بیار ساقی شراب باقی %~% که همچو چشم تو نیمه مستم # 3 نه خرقه پوشم که باده نوشم %~% نه خودپرستم که می پرستم # 4 چو می چشیدم ز خود برفتم %~% چو مست گشتم ز خود برستم # 5 ز دست رفتم مرو بدستان %~% ز پا فتادم بگیر دستم # 6 منم گدایت مطیع رایت %~% و گر تو گوئی که نیست هستم # 7 مگو که خواجو چه عهد بستی %~% بگو که عهد تو کی شکستم PageV1P630 ### || [genre: Gh] # 1 ز لعلم ساغری در ده که چون چشم تو سرمستم %~% وگر گویم که چون زلفت ~~پریشان نیستم هستم # 2 کنون کز پای می‌افتم ز مدهوشی و سرمستی %~% بجز ساغر کجا گیرد کسی از ~~همدمان دستم # 3 اگر مستان مجلس را رعایت می‌کنی ساقی %~% ازین پس باده صافی بصوفی ده ~~که من مستم # 4 منه پیمانه را از دست اگر با می سری داری %~% که من یکباره پیمانرا ~~گرفتم جام و بشکستم # 5 مریز آب رخم چون من بمی آب ورع بردم %~% ز من مگسل که از مستی ز خود ~~پیوند بگسستم # 6 اگر من دلق ازرق را بمی شستم عجب نبود %~% که دست از دنیی و عقبی ~~بخوناب قدح شستم # 7 چه فرمائی که از هستی طمع برکن که برکندم %~% چرا گوئی که تا هستی بغم ~~بنشین که بنشستم # 8 اسیر خویشتن بودم که صید کس نمی‌گشتم %~% چو در قید تو افتادم ز بند ~~خویشتن رستم # 9 مبر آبم اگر گشتم چو ماهی صید این دریا %~% که صد چون من بدام آرد کسی ~~کو می‌کشد شستم # 10 خیال ابرویت پیوسته در گوش دلم گوید ms302 %~% کزان چون ماه نو گشتم که در ~~خورشید پیوستم # 11 چو باد از پیش من مگذر وگر جان خواهی از خواجو %~% اشارت کن که هم ~~دردم بدست باد بفرستم PageV1P631 ### || [genre: Gh] # 1 من از آن لحظه که در چشم تو دیدم مستم %~% کارم از دست برون رفت که ~~گیرد دستم # 2 دیشب آندل که بزنجیر نگه نتوان داشت %~% بیخود آوردم و در حلقه زلفت ~~بستم # 3 این خیالیست که در گرد سمند تو رسم %~% زانکه چون خاک بزیر سم اسبت ~~پستم # 4 هر که با زلف گرهگیر تو پیوندی ساخت %~% ببریدم ز همه خلق و درو پیوستم # 5 من نه امروز بدام تو در افتادم و بس %~% که گرفتار غم عشق توام تا هستم # 6 تا برفتی نتوانم که شبی تا دم صبح %~% از دل و دیده درودت ز قفا نفرستم # 7 بیش ازینم هدف تیر ملامت مکنید %~% که برون رفت عنان از کف و تیر از ~~شستم # 8 گرکنم جامه به خونابه نمازی چه عجب %~% که ز جان دست بخون دل ساغر شستم # 9 باز خواجو که مرا کوفته خاطر می‌داشت %~% برگرفتم ز دل سوخته و وارستم ~~PageV1P632 ### || [genre: Gh] # 1 امروز که من عاشق و دیوانه و مستم %~% کس نیست که گیرد بشرابی دو سه ~~دستم # 2 ای لعبت ساقی بده آن باده باقی %~% تا باده پرستی کنم و خود نپرستم # 3 با خود چو دمی خش ننشستم بهمه عمر %~% برخاستم از بند خود و خوش بنشستم # 4 گر بیدل و دینم چه بود چاره چو اینم %~% ور عاشق و مستم چه توان کرد چو ~~هستم # 5 می‌برد دلم نرگس مخمورش و می‌گفت %~% کای همنفسان عیب مگیرید که مستم # 6 رفتی و مرا برسرآتش بنشاندی %~% باز آی که از دست تو برخاک نشستم # 7 چون حلقه گیسوی تو از هم بگشودم %~% از کفر سر زلف تو زنار ببستم # 8 در چنبر گردون ز دمی چنگ بلاغت %~% با این همه ms303 از چنبر زلف تو نجستم # 9 تا در عقب پیر خرابات نرفتم %~% از درد سر و محنت خواجو بنرستم ~~PageV1P633 ### || [genre: Gh] # 1 تخفیف کن از دور من این باده که مستم %~% وزغایت مستی خبرم نیست که ~~هستم # 2 بر بوی سر زلف تو چون عود برآتش %~% می‌سوزم و می‌سازم و با دست بدستم # 3 در حال که من دانه خال تو بدیدم %~% در دام تو افتادم و از جمله برستم # 4 دیشب دل دیوانه بگسسته عنانرا %~% زنجیر کشان بردم و در زلف تو بستم # 5 با چشم تو گفتم که مکن عربده جوئی %~% گفت از نظرم دور شو این لحظه که ~~مستم # 6 زان روز که رخسار چو خورشید تو دیدم %~% چون سنبل هندوی تو خورشید ~~پرستم # 7 آهنگ سفر کردی و برخاست قیامت %~% آن لحظه که بی قامت خوبت بنشستم # 8 شاید که ز من خلق جهان دست بشویند %~% گر در غمت از هر دو جهان دست ~~نشستم # 9 هر چند شکستی دل خواجو بدرستی %~% کان عهد که با زلف تو بستم نشکستم ~~PageV1P634 ### || [genre: Gh] # 1 رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو هستم %~% بر من ای اهل نظر عیب ~~مگیرید که مستم # 2 هر شبم چشم تو در خواب نمایند که گویند %~% نیست از باده شکیبم چکنم ~~باده پرستم # 3 ترک سر گفتم و از پای تو سر بر نگرفتم %~% در تو پیوستم و از هر دو ~~جهان مهر گسستم # 4 دست شستم ز دل و دیده خونبار ولیکن %~% نقش رخسار تو از لوح دل و دیده ~~نشستم # 5 گفتی از چشم خوش دلکش من نیستی آگه %~% بدو چشمت که ز خود نیستم آگاه ~~که هستم # 6 تا دل اندر گره زلف پریشان تو بستم %~% دست بنهاده ز غم بر دل و جان بر ~~کف دستم # 7 تا قیامت تو مپندار که هشیار توان شد %~% زین صفت مست می عشق تو کز جام ~~الستم # 8 ms304 چشم میگون ترا دیدم و سرمست فتادم %~% گره زلف تو بگشادم و زنار ببستم # 9 تو اگر مهرگسستی و شکستی دل خواجو %~% بدرستی که من آن عهد که بستم ~~نشکستم PageV1P635 ### || [genre: Gh] # 1 روزگاری روی در روی نگاری داشتم %~% راستی را با رخش خوش روزگاری داشتم # 2 همچو بلبل می‌خروشیدم بفصل نوبهار %~% زانکه در بستان عشرت نوبهاری ~~داشتم # 3 خوف غرقابم نبود و بیم موج از بهرآنک %~% کز میان قلزم محنت کناری ~~داشتم # 4 از کمین سازان کسی نگشود بر قلبم کمان %~% چون بمیدان زان صفت چابک ~~سواری داشتم # 5 گر غمم خون جگر می‌خورد هیچم غم نبود %~% از برای آنکه چون او غمگساری ~~داشتم # 6 درنفس چون بادم از خاطر برون بردی غبار %~% گر بدیدی کز گذار او غباری ~~داشتم # 7 داشتم یاری که یکساعت ز من غیبت نداشت %~% گر چه هر ساعت نشیمن در ~~دیاری داشتم # 8 چرخ بد مهرش کنون کز من به دستان در ربود %~% گوئیا در خواب می‌بینم که ~~یاری داشتم # 9 همچو خواجو با بد و نیک کسم کاری نبود %~% لیک با او داشتم گر زانکه ~~کاری داشتم PageV1P636 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدم دل را مقیم خلوت جان یافتم %~% از نسیم صبح بوی زلف جانان یافتم # 2 چون بمهمانخانه قدسم سماع انس بود %~% آسمان را سبزه‌ای برگوشه خوان ~~یافتم # 3 باغ جنت را که طوبی زو گیاهی بیش نیست %~% شاخ برگی بر کنار طاق ایوان ~~یافتم # 4 عقل کافی را که لوح کاف و نون محفوظ اوست %~% درمقام بیخودی طفل دبستان ~~یافتم # 5 خضر خضراپوش علوی چون دلیل آمد مرا %~% خویشتن را بر کنار آب حیوان ~~یافتم # 6 طائر جان کوتذرو بوستان کبریاست %~% در ریاض وحدتش مرغ خوش الحان یافتم # 7 چون در این مقصوره پیروزه گشتم معتکف %~% قطب را در کنج خلوت سبحه ~~گردان یافتم # 8 در بیابانی کزو وادی ایمن منزلیست %~% روح را هارون راه پور عمران ~~یافتم # 9 بسکه خواندم لاتذر بر ms305 خویش و گشتم نوحه گر %~% خویشتن را نوح و آب دیده ~~طوفان یافتم # 10 گر بگویم روشنت دانم که تکفیرم کنی %~% کاندرین ره کافری را عین ایمان ~~یافتم # 11 چشم خواجو را که در بحرین بودی جوهری %~% در فروش رسته بازار عمان ~~یافتم PageV1P637 ### || [genre: Gh] # 1 بدانکه بوی تو آورد صبحدم بادم %~% وگرنه از چه سبب دل بباد می‌دادم # 2 عنان باد نخواهم ز دست داد کنون %~% ولی چه سود که در دست نیست جز بادم # 3 مرا حکایت آن مرغ زیرک آمد یاد %~% بپای خویش چو در دام عشقت افتادم # 4 ز دست دیده دلم روز و شب بفریادست %~% اگر چه من همه از دست دل بفریادم # 5 مگر که سر بدهم ورنه من ز سر ننهم %~% امید وصل درین ره چو پای بنهادم # 6 چو دجله گشت کنارم در آرزوی شبی %~% که باد صبحدم آرد نسیم بغدادم # 7 گمان مبر که فراموش کردمت هیهات %~% ز پیشم ار چه برفتی نرفتی از یادم # 8 مگر بگوش تو فریاد من رساند باد %~% وگرنه گر تو توئی کی رسی بفریادم # 9 مگو که شیفته بر گلبنی شدی خواجو %~% که بیتو از گل و بلبل چو سوسن ~~آزادم PageV1P638 ### || [genre: Gh] # 1 در چمن دوش ببوی تو گذر می‌کردم %~% قدح لاله پر از خون جگر می‌کردم # 2 پای سرو از هوس قد تو می‌بوسیدم %~% در گل از حسرت روی تو نظر می‌کردم # 3 سخن طوطی خطت به چمن می‌گفتم %~% نسبت پسته تنگت بشکر می‌کردم # 4 چشم نرگس به خیال نظرت می‌دیدم %~% وانگه از ناوک چشم تو حذر می‌کردم # 5 چون صبا سلسله سنبل تر می‌افشاند %~% یاد آن گیسوی چون عنبر تر می‌کردم # 6 هر زمانم که نظر بر رخ گل می‌افتاد %~% صفت روی تو با مرغ سحر می‌کردم # 7 چون کمانخانه ابروی تو می‌کردم یاد %~% تیرآه از سپر چرخ بدر می‌کردم # 8 مشعل مه بدم سر فرو می‌کشتم %~% شمع خاور ز دل سوخته ms306 بر می‌کردم # 9 چون فغان دل خواجو بفلک بر می‌شد %~% کار دل همچو فلک زیر و زبر ~~می‌کردم PageV1P639 ### || [genre: Gh] # 1 می‌گذشتی و من از دور نظر می‌کردم %~% خاک پایت همه بر تارک سر می‌کردم # 2 خرقه ابر بخونابه فرو می‌بردم %~% دامن کوه پر از لعل و گهر می‌کردم # 3 چون بجز ماه ندیدم که برویت مانست %~% نسبت روی تو زانرو بقمر می‌کردم # 4 تا مگر با تو بزر وصل مهیا گردد %~% مس رخسار ز سودای تو زر می‌کردم # 5 هرنفس کز دهن تنگ تو می‌کردم یاد %~% ملک هستی ز دل تنگ بدر می‌کردم # 6 دهن غنچه سیراب چو خندان می‌شد %~% یاد آن پسته چون تنگ شکر می‌کردم # 7 چهره باغ بخونابه فرو می‌شستم %~% دهن چشمه پر از للی تر می‌کردم # 8 چون بیاد لب میگون تو می‌خورد شراب %~% جام خواجو همه پرخون جگر ~~می‌کردم PageV1P640 ### || [genre: Gh] # 1 عشق آن بت ساکن میخانه می‌گرداندم %~% جان غمگین در پی جانانه ~~می‌گرداندم # 2 آشنائی از چه رویم دور می‌دارد ز خویش %~% چون ز خویش و آشنا بیگانه ~~می‌گرداندم # 3 ترک رومی روی زنگی موی تازی گوی من %~% هندوی آن نرگس ترکانه ~~می‌گرداندم # 4 بسکه می‌ترساند از زنجیر و پندم می‌دهد %~% عاقل بسیار گو دیوانه ~~می‌گرداندم # 5 دانه خالش که بر نزدیک دام افتاده است %~% با چنان دامی اسیر دانه ~~می‌گرداندم # 6 آتش دل هر شبی دلخسته و پر سوخته %~% گرد شمع روش چون پروانه ~~می‌گرداندم # 7 آرزوی گنج بین کز غایت دیوانگی %~% روز و شب در کنج هر ویرانه ~~می‌گرداندم # 8 با خرد پیمان من بیزاری از پیمانه بود %~% ویندم از پیمان غم پیمانه ~~می‌گرداندم # 9 من بشعر افسانه بودم لیکن این ساعت بسحر %~% نرگس افسونگرش افسانه ~~می‌گرداندم # 10 اشتیاق لعل گوهر پاش او در بحر خون %~% همچو خواجو از پی دردانه ~~می‌گرداندم PageV1P641 ### || [genre: Gh] # 1 گر می‌کشندم ور می‌کشندم %~% گردن نهادم چون پای بندم # 2 گفتم ز قیدش یابم رهائی %~% لیکن ms307 چو آهو سر در کمندم # 3 سرو بلندم وقتی در آید %~% کز در درآید بخت بلندم # 4 بر چشم پرخون چون ابر گریم %~% بر دور گردون چون برق خندم # 5 پند لبیبان کی کار بندم %~% زیرا که سودی نبود ز پندم # 6 جور تو سهلست ار می‌پسندی %~% لیکن ز دشمن ناید پسندم # 7 گر خون برآنی کز من برانی %~% از زخم تیغت نبود گزندم # 8 صورت نبندم مثل تو در چین %~% زیرا که مثلت صورت نبندم # 9 گفتی که خواجو در درد میرد %~% آری چه درمان چون دردمندم PageV1P642 ### || [genre: Gh] # 1 وقتست کز ورای سراپرده عدم %~% سلطان گل بساحت بستان زند علم # 2 دریا فکنده ذیل بغلتاق فستقی %~% هر دم عروس غنچه برون آید از حرم # 3 از کلک نقشبند قضا در تحیرم %~% کز سبزه بر صحیفه بستان زند رقم # 4 آثار صنع بین که بتاثیر نامیه %~% هر دم لطیفه‌ئی بوجود آید از عدم # 5 صحن چمن ز زمزمه بلبل سحر %~% گردد پر از ترنم زیر و نوای بم # 6 از آب چشمه تیره شود چشمه حیات %~% وز صحن باغ رشگ برد گلشن ارم # 7 جعد بنفشه بین ز نسیم سحرگهی %~% همچون شکنج طره خوبان گرفته خم # 8 گر در چمن بخنده درآید گل در روی %~% باور مکن که او بدوروئیست متهم # 9 نرگس چو شوخ دیدگی از سر نمینهد %~% نازک دلست غنچه از آن می‌شود دژم # 10 بیچاره لاله هست دلش در میان خون %~% گوئی ز دست باد صبا می‌برد ستم # 11 بر سرو سوسن از چه زبان می‌کند دراز %~% آزاده راز طعن زبان آوران چه ~~غم # 12 خواجو چو سرو تا نکنی پیشه راستی %~% نتوان نهاد در ره آزادگی قدم # 13 بخرام سوی باغ که چون لعل دلبران %~% عیسی دمست نکهت انفاس صبحدم # 14 و اطراف بوستان شده از سبزه و بهار %~% همچون بساط مجلس فرمانده عجم # 15 بر یاد بزم آصف جمشید مرتبت %~% بر کف نهاده لاله ms308 دلخسته جام جم ~~PageV1P643 ### || [genre: Gh] # 1 با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم %~% با زلف عنبر بارش از مشک ~~ختن باز آمدم # 2 تا آن نگار سیمبر شد شمع ایوانی دگر %~% مردم چو شمع انجمن وز انجمن ~~باز آمدم # 3 گفتم ببینم روی او یا راه یابم سوی او %~% رفتم ز جان در کوی او وز جان ~~و تن باز آمدم # 4 از عشق آن جان جهان بگذشتم از جان و جهان %~% وز مهر آن سرو روان از ~~نارون باز آمدم # 5 چون باد صبح از بوستان آورد بوی دوستان %~% رفتم ز شوق از خویشتن وز ~~خویشتن باز آمدم # 6 تا برگ گلبرگ رخش دارم ندارم برگ گل %~% تا آمدم در کویش از طرف چمن ~~باز آمدم # 7 می‌رفت و می‌گفت ای گدا از من بیازردی چرا %~% گر زانکه داری ماجرا ~~بازآ که من باز آمدم # 8 وقتی اگر من پیش ازین با خود ز راه بیخودی %~% گفتم کزو باز آیم از باز ~~آمدن باز آمدم # 9 خواجو به کام دوستان سوی وطن باز آمدی %~% ای دوستان از آمدن سوی وطن ~~باز آمدم PageV1P644 ### || [genre: Gh] # 1 رخشنده‌تر از مهر رخش ماه ندیدم %~% خوشتر ز ره عشق بتان راه ندیدم # 2 عمریست که آن عمر عزیزم بشد از دست %~% ماهیست که آن طلعت چون ماه ~~ندیدم # 3 دل خواسته بود از من دلداده ولیکن %~% جان نیز فدا کردم و دلخواه ندیدم # 4 آتش زدم از آه درین خرگه نیلی %~% چون طلعت او بر در خرگاه ندیدم # 5 تا در شکن زلف سیاه تو زدم دست %~% از دامن دل دست تو کوتاه ندیدم # 6 در مهر تو همره بجز از سایه نجستم %~% در عشق تو همدم بجز از آه ندیدم # 7 دلگیرتر از چاه زنخدان تو بر ماه %~% در گوی زنخدان مهی چاه ندیدم # 8 آشفته‌تر از موت که بر موی کمر گشت %~% من موی کسی تا بکمرگاه ندیدم # 9 ms309 از خرمن سودای تو سرمایه خواجو %~% حاصل بحز از گونه چون کاه ندیدم ~~PageV1P645 ### || [genre: Gh] # 1 نکنم حدیث شکر چو لبت گزیدم %~% چه کنم نبات مصری چو شکر مزیدم # 2 بتو کی توان رسیدن چو ز خویش رفتم %~% ز تو چون توان بریدن چو ز خود ~~بریدم # 3 چه فروشی آب رویم که بملک عالم %~% نفروشم آرزویت که بجان خریدم # 4 ندهم کنون ز دستت که ز دست رفتم %~% نروم ز پیش تیغت که بجان رسیدم # 5 چه نکردم از وفا تا بتو میل کردم %~% چه ندیدم از جفا تا ز تو هجر دیدم # 6 که برد خبر به یارم که ز اشتیاقش %~% ز خبر برفتم از وی چو خبر شنیدم # 7 نکشیده زلف عنبر شکنش چو خواجو %~% نتوان بشرح گفتن که چها کشیدم ~~PageV1P646 ### || [genre: Gh] # 1 روزی به سر کوی خرابات رسیدم %~% در کوی خرابان یکی مغبچه دیدم # 2 از چشم بشد ظلمت و سرچشمه خضرم %~% چون در خط سبز و لب لعلش نگریدم # 3 نقش دو جهان محو شد از لوح ضمیرم %~% چون نقش رخش بر ورق دیده کشیدم # 4 در لعل لبش یافتم آن نکته که عمری %~% در عالم جان معنی آن می‌طلبیدم # 5 تا شیشه خودبینی و هستی نشکستم %~% یک جرعه به کام از می لعلش نچشیدم # 6 ساکن نشدم در حرم کعبه وحدت %~% تا بادیه عالم کثرت نبریدم # 7 با من سخن از درس و کتب خانه مگوئید %~% اکنون که وطن بر در میخانه ~~گزیدم # 8 ایمان چه دهم عرض چو در کفر فتادم %~% قرآن چه کنم حفظ چو مصحف بدریدم # 9 تسبیح بیفکندم و ناقوس گرفتم %~% سجاده گرو کردم وز نار خریدم # 10 بردار شدم تا بدهم داد انا الحق %~% معنی انا الحق ز سردار شنیدم # 11 خواجو بدر دیر شو و کعبه طلب کن %~% زیرا که من از کفر به اسلام رسیدم ~~PageV1P647 ### || [genre: Gh] # 1 نشان روی تو جستم به هر کجا که ms310 رسیدم %~% ز مهر در تو نشانی ندیدم و ~~نشنیدم # 2 چه رنجها که نیامد برویم از غم رویت %~% چه جورها که ز دست تو در جهان ~~نکشیدم # 3 هزار نیش جفا از تو نوش کردم و رفتم %~% هزار تیر بلا از تو خوردم و ~~نرمیدم # 4 کدام یار جفا کز تو احتمال نکردم %~% کدام شربت خونابه کز غمت نچشیدم # 5 ترا بدیدم و گفتم که مهر روز فروزی %~% ولی چه سود که یک ذره مهر از تو ~~ندیدم # 6 بجای من تو اگر صد هزار دوست گزیدی %~% بدوستی که بجای تو دیگری نگزیدم # 7 جهان بروی تو می‌دیدم ار چه همچو جهانت %~% وفا و مهر ندیدم چو نیک در ~~نگردیدم # 8 بسی تو عهد شکستی که من رضای تو جستم %~% بسی تو مهر بریدی که از تو من ~~نبریدم # 9 از آن زمان که چو خواجو عنان دل بتو دادم %~% بجان رسیدم و هرگز بکام ~~دل نرسیدم PageV1P648 ### || [genre: Gh] # 1 بلبلان که رساند نسیم باغ ارم %~% بتشنگان که دهد آب چشمه زمزم # 2 مقیم در طیرانست مرغ خاطر ما %~% بگرد کوی تو همچون کبوتران حرم # 3 مرا بناوک مژگان اگر کشی غم نیست %~% شهید تیغ غمت را ز نوک تیر چه غم # 4 به نامه بهر جگر خستگان دود فراق %~% بساز شربتی آخر ز آب چشم قلم # 5 کجا بطعنه دشمن ز دوست برگردم %~% که غرق بحر مودت نترسد از شبنم # 6 گرم عنایت شه دستگیر خواهد بود %~% منم کنون و سرخاکسار و پای علم # 7 بیار نکهت جان بخش بوستان وصال %~% که جان فدای تو باد ای نسیم عیسی دم # 8 کسی که ملک خرد باشدش بزیر نگین %~% ز جام می ندهد جرعه‌ئی به ملکت جم # 9 چگونه در ره مستی قدم نهد خواجو %~% اگر نه بر سر هستی نهاده است قدم ~~PageV1P649 ### || [genre: Gh] # 1 ایدل ار خواهی به دولتخانه جانت برم %~% ور حدیث جان نگوئی پیش جانانت ~~برم ms311 # 2 شمسه ایوان عقلی ماه برج عشق باش %~% تا بپیروزی برین پیروزه ایوانت ~~برم # 3 گر چنان دانی که از راه خطا بگذشته‌ئی %~% پای در نه تا به خلوتخانه ~~خانت برم # 4 گوهر شهوار خواهی بر لب بحر آرمت %~% دامن گل بایدت سوی گلستانت برم # 5 از کف دیو طبیعت باز گیر انگشتری %~% تا بگیرم دست و بر تخت سلیمانت ~~برم # 6 نفس کافر کیش را گر بنده فرمان کنی %~% هر چه فرمائی شوم تعلیم و ~~فرمانت برم # 7 در گذر زین ارقم نه سر که گر دل خواهدت %~% دست گیرم بر سر گنجینه جانت ~~برم # 8 گر شوی با من چوآه صبحگاهی همنفس %~% از دل پر مهر بر ایوان کیوانت برم # 9 چون درین راه از در بتخانه می‌یابی گشاد %~% مست و لایعقل درآ تا پیش ~~رهبانت برم # 10 ور جدا گردی ز خواجو با بهشتی پیکران %~% از پی نزهت بصحن باغ رضوانت ~~برم PageV1P650 ### || [genre: Gh] # 1 دوش می‌آید نگار بربرم %~% گفتم ای آرام جان و دلبرم # 2 دامن افشان زین صفت مگذر ز ما %~% گفت بگذار ای جوان تا بگذرم # 3 گفتم امشب یک زمان تشریف ده %~% تا بکام دل ز وصلت بر خورم # 4 گفت بی پروانه نتوان یافتن %~% صحبتم را زانکه شمع خاورم # 5 گفتم از پروانه و خط در گذر %~% من نه میر ملک و شاه کشورم # 6 یک زمان با من بدرویشی بساز %~% زانکه من هم بنده‌ات هم چاکرم # 7 چون غلام حلقه در گوش توام %~% چند داری همچو حلقه بر درم # 8 گفت آری بس جوانی مهوشی %~% تا کنون جز راه مهرت نسپرم # 9 راستی را سرو بالائی خوشی %~% تا بیایم با تو جان می‌پرورم # 10 گفتم از مهر جمالت گشته‌ام %~% آنچنان کز ذره پیشت کمترم # 11 گفت آری با چنان حسن و جمال %~% شاید ار گوئی که مهر انورم # 12 گفتم امشب گر مسلمانی بیا %~% گفت اگر یک لحظه آیم کافرم # 13 ms312 گفت ار جان بایدت استاده‌ام %~% گفت کو سیم و زرت تا بنگرم # 14 گفتمش گر سیم باید شب بیا %~% گفت خلقت بینم از لطف و کرم # 15 گفتمش یک لحظه با پیران بساز %~% گفت زر برکش که من زال زرم # 16 گفتمش گر سر برآری بنده‌ام %~% گفت خواجو بگذر امشب از سرم PageV1P651 ### || [genre: Gh] # 1 چو برکشی علم قربت از حریم حرم %~% ز ما ببادیه یاد آر از طریق کرم # 2 ندانم این نفس روح بخش روحانی %~% شمیم باغ بهشتست یا نسیم ارم # 3 رقوم دفتر دیوانگی نکو خواند %~% کسی که بر دلش از بیخودی زدند رقم # 4 مسخرت نشود تختگاه ملک وجود %~% مگر گهی که زنی خیمه بر جهان عدم # 5 مرا که گنج غمت هست در خرابه دل %~% چرا به آبی در می سرزنش کنی چو درم # 6 بدور باش فراقم ز خویش دور مدار %~% اگر چنانکه کنی قتل من بتیغ ستم # 7 کنون که کشتی عمرم فتاده در غرقاب %~% کجا بساحل شادی رسم ز ورطه غم # 8 چو صید عشق شدم از حرامیم غم نیست %~% که هیچکس نکند قصد آهوان حرم # 9 چه خیزد ار بنشانی چو خاک شد خواجو %~% غبار خاطر او را به آب چشم قلم ~~PageV1P652 ### || [genre: Gh] # 1 بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم %~% چو جان فدای تو کردم چه غم ز ~~خنجر و تیرم # 2 اسیر قید محبت سر از کمند نتابد %~% گرم بتیغ برانی کجا روم که اسیرم # 3 بحضرتی که شهانرا مجال قرب نباشد %~% من شکسته بگردش کجا رسم که فقیرم # 4 ز خویشتن بروم چون تو در خیال من آئی %~% ولی عجب که خیالت نمی‌رود ز ~~ضمیرم # 5 چو شمع مجلسم ار زانکه می‌کشی شب هجران %~% چو صبح پرده برافکن که پیش ~~روی تو میرم # 6 کمال شوق بجائی رسید و حد مودت %~% که از دو کون گزیرست و از تو نیست ~~گزیرم # 7 بود بگاه صبوحی در ms313 آرزوی جمالت %~% نوای ناله زارم ادای نغمه زیرم # 8 نظیر نیست ترا در جهان بحسن و لطافت %~% چنانکه گاه لطایف بعهد خویش ~~نظیرم # 9 قلم چو شرح دهد وصف گلستان جمالت %~% نوای نغمه بلبل شنو بجای صریرم # 10 مرا مگوی که خواجو بترک صحبت ما کن %~% چو از تو صبر ندارم چگونه ترک ~~تو گیرم # 11 منم درین چمن آن مرغ کز نشیمن وحدت %~% بیان عشق حقیقی بود نوای صفیرم ~~PageV1P653 ### || [genre: Gh] # 1 اشکست که می‌گردد در کوی تو همرازم %~% و آهست که می‌آید در عشق تو ~~دمسازم # 2 سر حلقه رندان کرد آن طره طرارم %~% دردیکش مستان کرد آن غمزه غمازم # 3 گر صبر کند باری مشکل نشود کارم %~% ور دیده بدوزد لب بیرون نفتد رازم # 4 جامی بده ای ساقی تا چهره برافروزم %~% راهی بزن ای مطرب تا خرقه ~~دراندازم # 5 در چنگ تو همچون نی می‌نالم و می‌زارم %~% بر بوی تو همچون عود می‌سوزم ~~و می‌سازم # 6 این ضربت بی قانون تا چند زنی برمن %~% یک روز چو چنگ آخر در برکش و ~~بنوازم # 7 هر دم که روان گردی جان در رهت افشانم %~% وان لحظه که باز آئی سر در ~~قدمت بازم # 8 چون با تو نپردازم آتشکده دل را %~% کز آتش سودایت با خویش نپردازم # 9 در صومعه چون خواجو تا چند فرود آیم %~% باشد که بود روزی در میکده ~~پروازم PageV1P654 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که هندوی گیسوی دلستان تو باشم %~% قتیل غمزه خونخوار ناتوان تو ~~باشم # 2 گرم قبول کنی بنده کمین تو گردم %~% ورم به تیر زنی ناظر کمان تو باشم # 3 کنم بقاف هوای تو آشیانه چو عنقا %~% بدان امید که مرغی ز آشیان تو ~~باشم # 4 دلم چو غنچه بخندد چو سر ز خاک برآرم %~% ببوی آنکه گیاهی ز بوستان تو ~~باشم # 5 ز خوابگاه عدم چون بحشر باز نشستم %~% براستان که همان خاک آستان تو ~~باشم # 6 اگر به آب ms314 حیاتم هزار بار برآرند %~% هنوز سوخته آتش سنان تو باشم # 7 تو شمع جمعی و خواهم که پیش روی تو میرم %~% تو پادشاهی و آیم که ~~پاسبان تو باشم # 8 مرا بهر زه در آئی مران که در شب رحلت %~% درای راه نوردان کاروان تو ~~باشم # 9 چو از میان تو یک موی در کنار نبینم %~% چو موی گردم از آنرو که چون ~~میان تو باشم # 10 اگر هزار شکایت بود ز دور زمانم %~% چگونه شکر نگویم که در زمان تو ~~باشم # 11 غلام خویشتنم خوان بحکم آنکه چو خواجو %~% بخاک راه نیرزم اگر نه زان ~~تو باشم PageV1P655 ### || [genre: Gh] # 1 ای روی تو چشمه خور چشم %~% ابروی تو طاق اخضر چشم # 2 بالای بلند و چشم مستت %~% شمشاد روان و عبهر چشم # 3 لعل تو شراب مجلس روح %~% روی تو چراغ منظر چشم # 4 خاک قدم تو سرمه حور %~% لعل لبت آب کوثر چشم # 5 پیکان غم تو ناوک دل %~% نوک مژه تو نشتر چشم # 6 از غایت مهر گشته حیران %~% در پیکر تو دو پیکر چشم # 7 لعل تو بهای جوهر جان %~% دندان تو عقد گوهر چشم # 8 ابروت هلال ماه خوبی %~% رخسار تو مهر انور چشم # 9 در ورطه خون فتاده ما را %~% دور از رخ تو شناور چشم # 10 از شوق خط تو این مقله %~% در آب فکند دفتر چشم # 11 تا بی تو بروی ما چه آید %~% زین مردمک بد اختر چشم # 12 دریا شودم ز اشک خونین %~% هر لحظه سواد کشور چشم # 13 از چشم شد آب روی خواجو %~% بر باد که خاک بر سر چشم PageV1P656 ### || [genre: Gh] # 1 ای لاله برگ خویش نظرت گلستان چشم %~% یاقوت آبدار تو قوت روان چشم # 2 خیل خیال خال تو بیند بعینه و %~% در هر طرف که روی کند دیدبان چشم # 3 دور از توام ز دیده نماند نشان ولیک %~% برخاک درگه تو بماند نشان چشم # 4 ms315 یکدم بیاد آن لب و دندان در نثار %~% خالی نشد ز گوهر و لعلم دکان چشم # 5 روز سپید اگر نه بروی تو دیده‌ام %~% یا رب سیاه باد مرا خان و مان چشم # 6 ای بس که ما بسوزن مژگان کشیده‌ایم %~% زنجیره‌های جعد تو بر پرنیان ~~چشم # 7 چون می‌روی کجا نشود ملک دل خراب %~% ما را که رود می‌رود از ناودان ~~چشم # 8 پستان سیمگون تو با اشک لعل ما %~% آن نار سینه آمد و این ناردان چشم # 9 خواجو نگر که رسته پروین ز تاب مهر %~% هر صبح بیتو چون گسلد ز آسمان ~~چشم PageV1P657 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند به شادی می غمهای تو نوشم %~% از خلق جهان کسوت سودای تو پوشم # 2 هر چند که زلفت دل من گوش ندارد %~% من سلسله زلف ترا حلقه بگوشم # 3 عیبم مکن ار دود دلم در جگر افتاد %~% با این همه آتش نتوانم که نجوشم # 4 چون چنگ زه جان کشدم چون نخراشم %~% چون عود ره دل زندم چون نخروشم # 5 خلقی ز فغانم به فغانند ولیکن %~% این طرفه که می‌نالم و پیوسته خموشم # 6 دیشب خبرم نیست که شاگرد خرابات %~% چون از در میخانه بدر برد بدوشم # 7 پر کن قدحی زهر هلاهل که بیکدم %~% بر یاد لب لعل تو چون شهد بنوشم # 8 تا جان بودم زان می چون خون سیاوش %~% جامی بهمه مملکت جم نفروشم # 9 در میکده گر زهد فروشم چو تو خواجو %~% دانم که بیک جو نخرد باده فروشم ~~PageV1P658 ### || [genre: Gh] # 1 می‌درم جامه و از مدعیان می‌پوشم %~% می‌خورم جامی و زهری بگمان ~~می‌نوشم # 2 من چو از باده گلرنگ سیه روی شدم %~% چه غم از موعظه زاهد ازرق پوشم # 3 هرکه از مستی و دیوانگیم نهی‌کند %~% گو برو با دگری گوی که من بیهوشم # 4 باده می‌نوشم و از آتش دل می‌جوشم %~% مگر آن آب چو آتش بنشاند جوشم # 5 هر دم ایشمع چرا ms316 سر دل آری بزبان %~% نه من سوخته خون می‌خورم و خاموشم # 6 مطرب پرده‌سرا چون بخراشد رگ چنگ %~% نتوانم که من سوخته دل نخروشم # 7 دامنم دوش گر از خون جگر پر می‌شد %~% این چه سیلست که امشب بگذشت از ~~دوشم # 8 یا رب آن باده نوشین ز کجا آوردند %~% که چنان مست ببردند ز مجلس دوشم # 9 چون من از پای در افتادم و از دست شدم %~% دارم از لطف تو آن چشم که ~~داری گوشم # 10 طاقت بار فراق تو ندارم لیکن %~% چون فتادم چکنم می‌کشم و می‌کوشم # 11 همچو خواجو دو جهان بی تو بیک جو نخرم %~% وز تو موئی به همه ملک جهان ~~نفروشم PageV1P659 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که گنج گشودی ز زخم مار چه غم %~% چو شاخ گل بکف آید ز نوک خار چه ~~غم # 2 اگر هزار فغان کرده است بلبل مست %~% چو غنچه پرده بر اندازد از هزار ~~چه غم # 3 معاشری که مدام از قدح گزیرش نیست %~% چو می ز جام فرح نوشد از خمار چه ~~غم # 4 در آنزمان که شود وصل معنوی حاصل %~% بصورت ار نشوی زائر مزار چه غم # 5 میان لیلی و مجنون چو قرب جانی هست %~% اگر چنانکه بود دوری دیار چه غم # 6 ز روزگار میندیش و کار خویش بساز %~% چو روزگار برآمد ز روزگار چه غم # 7 بزیر بار غم ار پست گشته‌ام غم نیست %~% مرا که ترک شتر کرده‌ام ز بار ~~چه غم # 8 ترا چه غم بود از درد ما که سلطان را %~% ز رنج خاطر درویش دلفگار چه ~~غم # 9 درین میان که گرفتار عشق شد خواجو %~% گرش مراد نهد چرخ در کنار چه غم ~~PageV1P660 ### || [genre: Gh] # 1 من بار هجر می‌کشم و ناقه محملم %~% برگیر ساربان نفسی باری از دلم # 2 طوفان آب دیده گر ازین صفت رود %~% زین پس مگر سفینه رساند بمنزلم # 3 با درد خود مرا بگذارید و ms317 بگذرید %~% کایندم نماند طاقت قطع منازلم # 4 گفتم قدم برون نهم از آستان دوست %~% از آب دیده پای فرو رفت در گلم # 5 هرجا که می‌نشینم و هر جا که می‌روم %~% نقشش نمی‌رود نفسی از مقابلم # 6 گر دیگری بضربت خنجر شود قتیل %~% من کشته دو ساعد سیمین قاتلم # 7 آندم که خاک گردم و خاکم شود غبار %~% از بحر عشق باد نیارد بساحلم # 8 هر چند عمر در سر تحصیل کرده‌ام %~% بیحاصلیست در غم عشق تو حاصلم # 9 خواجو برو که قافله کوس رحیل زد %~% ای دوستان چه چاره چو من در سلاسلم ~~PageV1P661 ### || [genre: Gh] # 1 آید ز نی حدیثی هر دم بگوش جانم %~% کاخر بیا و بشنو دستان و داستانم # 2 من آن نیم که دیدی و آوازه‌ام شنیدی %~% در من بچشم معنی بنگر که من نه ~~آنم # 3 گر گوش هوش داری بشنو که باز گویم %~% رمزی چنانکه دانی رازی چنانکه ~~دانم # 4 من بلبل فصیحم من همدم مسیحم %~% من پرده سوز انسم من پرده ساز جانم # 5 من بادپای روحم من بادبان نوحم %~% من رازدار غیبم من راوی روانم # 6 گاه ترانه گفتن عقلست دستیارم %~% در شرح عشق دادن روحست ترجمانم # 7 عیسی روان فزاید چون من نفس برآرم %~% داود مست گردد چون من زبور خوانم # 8 در گوش هوش پیچد آواز دلنوازم %~% وز پرده دل آید دستان دلستانم # 9 بی فکر ذکر گویم بی‌لهجه نغمه آرم %~% بی حرف صوت سازم بی‌لب حدیث رانم # 10 پیوسته در خروشم زیرا که زخم دارم %~% همواره زار و زردم زانرو که ~~ناتوانم # 11 اکنون که صوفی آسا تجریدخرقه کردم %~% بنگر چو بت پرستان زنار برمیانم # 12 ببریده‌اند پایم در ره زدن ولیکن %~% با این بریده پائی با باد ~~همعنانم # 13 معذورم ار بنالم زیرا که می‌زنندم %~% لیکن چه چاره سازم کز خویش در ~~فغانم # 14 وقتی که طفل بودم هم خرقه بود خضرم %~% اکنون که پیر گشتم همدست ~~کودکانم ms318 # 15 خواجو اگر ندانی اسرار این معانی %~% از شهر بی زبانان معلوم کن زبانم ~~PageV1P662 ### || [genre: Gh] # 1 من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم %~% من آن نوباوه قدسم که نزل باغ ~~رضوانم # 2 چو جام بیخودی نوشم جهانرا جرعه دان سازم %~% چو در میدان عشق آیم فرس ~~برآسمان رانم # 3 چراغ روز بنشیند شب ار چون شمع برخیزم %~% ز مهرم آستین پوشد مه ار ~~دامن برافشانم # 4 ز معنی نیستم خالی بهر صورت که می‌بینم %~% بصورت نیستم مایل بهر معنی ~~که می‌دانم # 5 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم %~% وگر نادان بود دانا من آن ~~دانای نادانم # 6 همای گلشن قدسم نه صید دانه و دامم %~% تذرو باغ فردوسم نه مرغ این ~~گلستانم # 7 چه در گلخن فرود آیم که در گلشن بود جایم %~% درین بوم از چه رو پایم ~~که باز دست سلطانم # 8 من آن هشیار سرمستم که نبود بی قدح دستم %~% نگویم نیستم هستم بلی هم ~~این و هم آنم # 9 سراندازی سرافرازم تهی دستی جهان بازم %~% سبکساری گران سیرم سبک روحی ~~گرانجانم # 10 سپهر مهر را ماهم جهان عشق را شاهم %~% بتانرا آستین بوسم مغانرا ~~آفرین خوانم # 11 اگر دیو سلیمانم ز خاتم نیستم خالی %~% ولی مهر پری رویان بود مهر ~~سلیمانم # 12 چو خضرم زنده دل زیرا که عشقست آب حیوانم %~% چو نوحم نوحه گر زانرو ~~که در چشمست طوفانم # 13 بهر دردی که درمانم همان دردم دوا باشد %~% که هم درمان من دردست و هم ~~دردست درمانم # 14 منم هم چشم و هم طوفان که طوفانست در چشمم %~% منم هم جان و هم جانان ~~که جانانست در جانم # 15 برو از کفر و دین بگذر مرا از کفر دین مشمر %~% که هم ایمان من کفرست ~~و هم کفرست ایمانم # 16 که می‌گوید که از جمعی پریشان می‌شود خواجو %~% مرا جمعیت آن وقتست کز ~~جمعی پریشانم PageV1P663 ### || [genre: Gh] # 1 من همان به ms319 که بسوزم ز غم و دم نزنم %~% ورنه از دود دل آتش بجهان در ~~فکنم # 2 همچو شمع ار سخن سوز دل آرم بزبان %~% در نفس شعله زند آتش عشق از دهنم # 3 مرد و زن برسر اگر تیغ زنندم سهلست %~% من چو مردم چه غم از سرزنش مرد ~~و زنم # 4 هر کرا جان بود از تیغ بگرداند روی %~% وانکه جان می‌دهد از حسرت تیغ ~~تو منم # 5 تن من گر چه شد از شوق میانت موئی %~% نیست بی شور سر زلف تو موئی ز ~~تنم # 6 اثری بیش نماند از من و چون باز آئی %~% این خیالست که بینی اثری از ~~بدنم # 7 عهد بستی و شکستی و ز ما بگسستی %~% عهد کردم که دگر عهد تو باور نکنم # 8 چون توانم که دمی خوش بزنم کاتش عشق %~% نگذارد که من سوخته دل دم بزنم # 9 اگر از خویشتنم چند ز درد دل خویش %~% دفتر از خون دلم پرشد و تر شد ~~سخنم # 10 اگر از خویشتنم هیچ نمی‌آید یاد %~% دوستان عیب مگیرید که بی خویشتنم # 11 می‌نوشتم سخنی چند ز درد دل خویش %~% دفتر از خون دلم پر شد و تر شد ~~سخنم # 12 ایکه گفتی که بغربت چه فتادی خواجو %~% چکنم دور فلک دور فکند از وطنم # 13 در پی جان جهان گرد جهان می‌گردم %~% تا که پوشد سر تابوت و که دوزد ~~کفنم PageV1P664 ### || [genre: Gh] # 1 گر من خمار خود ز لب یار بشکنم %~% بازار کارخانه اسرار بشکنم # 2 بر بام هفت قلعه گردون علم زنم %~% دندان چرخ سرکش خونخوار بشکنم # 3 در هم کشم طناب سراپرده کبود %~% بند و طلسم گنبد دوار بشکنم # 4 منجوق چتر خسرو سیاره بفکنم %~% قلب سپاه کوکب سیار بشکنم # 5 گر پای ازین دوایر کحلی برون نهم %~% چون نقطه پایدارم و پرگار بشکنم # 6 بر اوج این نشیمن سبز آشیان پرم %~% نسرین چرخ را پر و منقار بشکنم # 7 ms320 بفروزم از چراغ روان شمع عشق را %~% ناموس این حدیقه انوار بشکنم # 8 تا کی طریق توبه و سالوس و معرفت %~% جامی بده که توبه بیکبار بشکنم # 9 خواجو بیا که نیم شب از بهر جرعه‌ئی %~% زنجیر و قفل خانه خمار بشکنم ~~PageV1P665 ### || [genre: Gh] # 1 ز روی خوب تو گفتم که پرده برفکنم %~% ولی چو درنگرم پرده رخ تو منم # 2 مرا ز خویش بیک جام باده باز رهان %~% که جام باده رهائی دهد ز خویشتنم # 3 بجز نسیم صبا ای برادران عزیز %~% که آرد از طرف مصر بوی پیرهنم # 4 چو زان دو نرگس میگون بیان کنم رمزی %~% کسی که گوش کند مست گردد از ~~سخنم # 5 اگر نصیب نبخشی ز لاله و سمنم %~% ز دور باز مدار از تفرج چمنم # 6 گهی که بلبل روح از قفس کند پرواز %~% زنم اگر نه در این دم صفیر شوق ~~زنم # 7 در آن نفسی که مرا از لحد برانگیزند %~% حدیث عشق تو باشد نوشته بر ~~کفنم # 8 اگر خیال تو آید بپرسشم روزی %~% بجز خیال نیابد نشانی از بدنم # 9 نهاده‌ام سر پر شور دائما بر کف %~% بدان امید که در پای مرکبت فکنم # 10 چو شمع مجلس اگر دم برآرم از سر سوز %~% برآرد آتش عشقت زبانه از دهنم # 11 اگر چو زلف کژت بر شکستم از خواجو %~% گمان مبر که توانم که از تو بر ~~شکنم PageV1P666 ### || [genre: Gh] # 1 نیست بی روی تو میل گل و برگ سمنم %~% تا شدم بنده‌ات آزاد ز سرو چمنم # 2 منکه در صبح ازل نوبت مهرت زده‌ام %~% تا ابد دم ز وفای تو زنم گر نزنم # 3 جان من جرعه عشق تو نریزد بر خاک %~% مگر آنروز که در خاک بریزد بدنم # 4 گر مرا با تو بزندان ابد حبس کنند %~% طره‌ات گیرم و زنجیر به هم ~~درشکنم # 5 بار سر چند کشم بی سر زلفت بردوش %~% وقت آنست که در پای ms321 عزیزت فکنم # 6 چون سر از خوابگه خاک برآرم در حشر %~% بچکد خون جگر گر بفشاری کفنم # 7 آخر ای قبله صاحب‌نظران رخ بنمای %~% تا رخ از قبله بگردانم و سوی تو ~~کنم # 8 بر تنم یک سر مو نیست که در بند تو نیست %~% گر چه کس باز نداند سر ~~موئی ز تنم # 9 پیرهن پاره کنم تا تو ببینی از مهر %~% تن چون تار قصب تافته در پیرهنم # 10 بسکه می‌گریم و بر خویشتنم رحمت نیست %~% گریه می‌آید ازین واسطه بر ~~خویشتنم # 11 چون کنم وصف شکر خنده شور انگیزت %~% از حلاوت برود آب نبات از سخنم # 12 چون حدیث از لب میگون تو گوید خواجو %~% همچو ساغر شود از باده لبالب ~~دهنم PageV1P667 ### || [genre: Gh] # 1 مدام آن نرگس سرمست را در خواب می‌بینم %~% عجب مستیست کش پیوسته در ~~محراب می‌بینم # 2 اگر خط سیه کارش غباری دارد از عنبر %~% چرا آن زلف عنبربیز را در تاب ~~می‌بینم # 3 اگر چه واضع خطست این مقله چشمم %~% ولیکن پیش یاقوتت ز شرمش آب ~~می‌بینم # 4 دلم همچون کبوتر در هوا پرواز می‌گیرد %~% چو تاب و پیچ آن گیسوی چون ~~مضراب می‌بینم # 5 نسیم خلد یا بوی وصال یار می‌یابم %~% بهشت عدن یا منزلگه احباب ~~می‌بینم # 6 مرا گویند کز عناب خون ساکن شود لیکن %~% من این سیلاب خون زان لعل چون ~~عناب می‌بینم # 7 برین در پای برجا باش اگر دستت دهد خواجو %~% که من کلی فتح خویش در ~~این باب می‌بینم PageV1P668 ### || [genre: Gh] # 1 گلی به رنگ تو در بوستان نمی‌بینم %~% باعتدال تو سروی روان نمی‌بینم # 2 ستاره‌ئی که ز برج شرف شود طالع %~% چو مهر روی تو برآسمان نمی‌بینم # 3 ز چشم مست تو دل بر نمی‌توانم داشت %~% که هیچ خسته چنان ناتوان ~~نمی‌بینم # 4 براستان که غباری چو شخص خاکی خویش %~% ز رهگذار تو برآستان نمی‌بینم # 5 ز عشق روی تو سر در جهان نهم روزی ms322 %~% ولی ز عشق رخت در جهان نمی‌بینم # 6 بقاصدی سوی جانان روان کنم جان را %~% که پیک حضرت او جز روان نمی‌بینم # 7 شبم بطلعت او روز می‌شود ور نی %~% در آفتاب فروغی چنان نمی‌بینم # 8 مگر میان ضعیفش تن نحیف منست %~% که هیچ هستی ازو در میان نمی‌بینم # 9 ز بحر عشق اگرت دست می‌دهد خواجو %~% کنار گیر که آن را کران نمی‌بینم ~~PageV1P669 ### || [genre: Gh] # 1 آن ماه پری رخ را در خانه نمی‌بینم %~% وین طرفه که بی رویش کاشانه ~~نمی‌بینم # 2 بینم دو جهان یکموی از حلقه گیسویش %~% وز گیسوی او موئی در شانه ~~نمی‌بینم # 3 گنجیست که جز جانش ویرانه نمی‌یابم %~% شمعیست که جز عقلش پروانه ~~نمی‌بینم # 4 از خویش ز بیخویشی بیگانه شدم لیکن %~% جز خویش در آن حضرت بیگانه ~~نمی‌بینم # 5 هر چند که جانانه در دیده باز آید %~% تا دیده نمی‌دوزم جانانه ~~نمی‌بینم # 6 چون دانه ببیند مرغ از دام شود غافل %~% من در ره او دامی جز دانه ~~نمی‌بینم # 7 چندانکه بسر گردم چون اشک درین دریا %~% جز اشک درین دریا دردانه ~~نمی‌بینم # 8 اینست که مجنونرا دیوانه نهد عاقل %~% ورنی من مجنونش دیوانه نمی‌بینم # 9 تخفیف کن از دورم ساقی دو سه پیمانه %~% کز غایت سرمستی پیمانه ~~نمی‌بینم # 10 بفروش بمی خواجو خود را که درین معنی %~% جز پیر مغان کس را فرزانه ~~نمی‌بینم PageV1P670 ### || [genre: Gh] # 1 خرم آنروز که از خطه کرمان بروم %~% دل و جان داده ز دست از پی جانان ~~بروم # 2 با چنین درد ندانم که چه درمان سازم %~% مگر این کز پی آن مایه درمان ~~بروم # 3 منکه در مصر چو یعقوب عزیزم دارند %~% چه نشینم ز پی یوسف کنعان بروم # 4 بعد از این قافله در راه بکشتی گذرد %~% چو من دلشده با دیده گریان ~~بروم # 5 گر چه از ظلمت هجران نبرم جان بکنار %~% چون سکندر ز پی چشمه حیوان ~~بروم # 6 تا نگویند که ms323 چون سوسن ازو آزادم %~% همچو باد از پی آن سرو خرامان ~~بروم # 7 چون سرم رفت و بسامان نرسیدم بی دوست %~% شاید اندر عقبش بی سر و سامان ~~بروم # 8 اگرش دور مخالف به عراق اندازد %~% من به پهلو ز پیش تا به سپاهان بروم # 9 همچوخواجو گرم از گنج نصیبی ندهند %~% رخت بر بندم و زین منزل ویران ~~بروم PageV1P671 ### || [genre: Gh] # 1 من بیدل نگر از صحبت جانان محروم %~% تنم از درد به جان آمده وز جان ~~محروم # 2 خضر سیراب و من تشنه جگر در ظلمات %~% چون سکندر ز لب چشمه حیوان محروم # 3 آن نگینی که بدو بود ممالک بر پای %~% در کف دیو فتادست و سلیمان محروم # 4 ای طبیب دل مجروح روا می‌داری %~% جان من خون شده از رنج و ز درمان ~~محروم # 5 خاشه چینان زمین روب سراپرده انس %~% همه در بندگی و بنده ازینسان ~~محروم # 6 همچو پروانه نگر مرغ دل ریش مرا %~% بال و پر سوخته وز شمع شبستان ~~محروم # 7 ای مقیمان سر کوی سلاطین آخر %~% بنده تا کی بود از حضرت سلطان محروم # 8 رحمت آرید برآن مرغ سحر خوان چمن %~% کو بماند ز گل و طرف گلستان محروم # 9 عیب خواجو نتوان کرد اگرش جان عزیز %~% همچو یعقوب شد از یوسف کنعان ~~محروم PageV1P672 ### || [genre: Gh] # 1 این چه بادست کزو بوی شما می‌شنوم %~% وین چه بویست که از کوی شما ~~می‌شنوم # 2 مرغ خوش خوان که کند شرح گلستان تکرار %~% زو همه وصف گل روی شما ~~می‌شنوم # 3 از سهی سرو که در راستیش همتا نیست %~% صفت قامت دلجوی شما می‌شنوم # 4 پیش گیسوی شما راست نمی‌آرم گفت %~% آنچه پیوسته ز ابروی شما می‌شنوم # 5 چشم آهو که کند صید پلنگ اندازان %~% عیبش این لحظه ز آهوی شما می‌شنوم # 6 شرح آن نکته که هاروت کند تفسیرش %~% ز آن دو افسونگر جادوی شما ~~می‌شنوم # 7 نافه مشک تتاری که ms324 ز چین می‌خیزد %~% بویش از سلسله موی شما می‌شنوم # 8 آن سوادی که بود نسخه آن در ظلمات %~% شرحش از سنبل هندوی شما می‌شنوم # 9 حال خواجو که پریشان تر ازو ممکن نیست %~% مو بمو ازخم گیسوی شما ~~می‌شنوم PageV1P673 ### || [genre: Gh] # 1 این چه بویست که از باد صبا می‌شنوم %~% وین چه خاکست کزو بوی وفا ~~می‌شنوم # 2 گر نه هدهد ز سبا باز پیام آوردست %~% این چه مرغیست کزو حال سبا ~~می‌شنوم # 3 از کجا می‌رسد این قاصد فرخنده کزو %~% مژده آنمه خورشید لقا می‌شنوم # 4 ای عزیزان اگر از مصر نمی‌آید باد %~% بوی پیراهن یوسف ز کجا می‌شنوم # 5 می‌کنم ناله و فریاد ولی از در و کوه %~% سخن سخت بهنگام صدا می‌شنوم # 6 نسبت شکل هلال و صفت قامت خویش %~% یک بیک زان خم ابروی دوتا می‌شنوم # 7 این چه رنجست کزو راحت جان می‌یابم %~% وین چه دردست کزو بوی دوا ~~می‌شنوم # 8 ای رفیقان من از آن سرو صنوبر قامت %~% بصفت راست نیاید که چها می‌شنوم # 9 باد صبح از من خاکی اگرش گردی نیست %~% هر نفس زو سخن سرد چرا می‌شنوم # 10 سخن آن دو کمانخانه ابروی دو تا %~% نه باندازه بازوی شما می‌شنوم # 11 هر گیاهی که ز خون دل خواجو رستست %~% دمبدم زو نفس مهر گیا می‌شنوم ~~PageV1P674 ### || [genre: Gh] # 1 حکایت رخت از آفتاب می‌شنوم %~% حدیث لعل لبت از شراب می‌شنوم # 2 ز آب چشمه هر آن ماجرا که می‌رانم %~% ز چشم خویش یکایک جواب می‌شنوم # 3 کسی که نسخه خط تو می‌کند تحریر %~% ز خامه‌اش نفس مشک ناب می‌شنوم # 4 شبی که نرگس میگون بخواب می‌بینم %~% ز چشم مست تو تعبیر خواب می‌شنوم # 5 ز حسرت گل رویت چو اشک می‌ریزم %~% ز آب دیده نسیم گلاب می‌شنوم # 6 چنان بچشمه نوشت تعطشی دارم %~% که مست می‌شوم ار نام آب می‌شنوم # 7 فروغ خاطر خویش از شراب می‌یابم %~% نوای نغمه دعد از رباب ms325 می‌شنوم # 8 حدیث ذره اگر روشنت نمی‌گردد %~% ز من بپرس که از آفتاب می‌شنوم # 9 گهی کز آتش دل آه می‌زند خواجو %~% در آن نفس همه بوی کباب می‌شنوم ~~PageV1P675 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم زلف تو از نوبهار می‌شنوم %~% نشان روی تو از لاله‌زار می‌شنوم # 2 ز چین زلف تو تاری مگر بدست صباست %~% کزو شامه مشک تتار می‌شنوم # 3 بهر دیار که دور از تو می‌کنم منزل %~% ندای عشق تو از آن دیار می‌شنوم # 4 لطیفه‌ئی که خضر نقل کرد از آب حیات %~% از آن دو لعل لب آبدار می‌شنوم # 5 حدیث این دل شوریده بین که موی بموی %~% از آن دو هندوی آشفته کار ~~می‌شنوم # 6 گلی بدست نمی‌آیدم برنگ نگار %~% ولی ز غالیه بوی نگار می‌شنوم # 7 هنوز دعوی منصور همچنان باقیست %~% چرا که لاف انا الحق ز دار می‌شنوم # 8 اثر نماند ز فرهاد کوهکن لیکن %~% صدای ناله‌اش از کوهسار می‌شنوم # 9 سرشک دیده خواجو که آب دجله برد %~% حکایتش ز لب جویبار می‌شنوم ~~PageV1P676 ### || [genre: Gh] # 1 مدتی شد که درین شهر گرفتار توایم %~% پای بند گره طره طرار توایم # 2 کار ما را مکن آشفته و مفکن در پای %~% که پریشان سر زلف سیه کار توایم # 3 طرب افزای مقیمان درت زاری ماست %~% زانکه ما مطرب بازاری بازار توایم # 4 گر کنی قصد دل خسته یاران سهلست %~% ترک یاری مکن ای یار که ما یار ~~توایم # 5 تو بغم خوردن ما شادی و از دشمن دوست %~% هیچکس را غم ما نیست که ~~غمخوار توایم # 6 آخر ای گلبن نو رسته بستان جمال %~% پرده بگشای که ما بلبل گلزار توایم # 7 تا ابد دست طلب باز نداریم از تو %~% زانکه از عهد ازل باز طلبکار ~~توایم # 8 بده ای لعبت ساقی قدحی باده که ما %~% مست آن نرگس مخمور دلازار توایم # 9 آب برآتش خواجو زن و ما را مگذار %~% بر سر خاک بخواری که هوا دار ms326 ~~توایم PageV1P677 ### || [genre: Gh] # 1 با لعل او ز جوهر جان در گذشته‌ایم %~% با قامتش ز سرو روان در ~~گذشته‌ایم # 2 پیرانه سر به عشق جوانان شدیم فاش %~% وز عقل پیر و بخت جوان در ~~گذشته‌ایم # 3 از ما مجوی شرح غم عشق را بیان %~% زیرا که ما ز شرح و بیان در ~~گذشته‌ایم # 4 چون موی گشته‌ایم ولیکن گمان مبر %~% کز شاهدان موی میان در گذشته‌ایم # 5 در آتشیم بر لب آب روان ولیک %~% از تاب تشنگی ز روان در گذشته‌ایم # 6 از ما نشان مجوی و مبر نام ما که ما %~% از بیخودی ز نام و نشان در ~~گذشته‌ایم # 7 بر هر زمین که بی‌تو زمانی نشسته‌ایم %~% صد باره از زمین و زمان در ~~گذشته‌ایم # 8 خواجو اگر چنانکه جهانیست از علو %~% زو در گذر که ما ز جهان در ~~گذشته‌ایم PageV1P678 ### || [genre: Gh] # 1 ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته‌ایم %~% وز جان به جان دوست که دل ~~برگرفته‌ایم # 2 زین در گرفته‌ایم بپروانه سوز عشق %~% چون شمع آتش دل ازین در ~~گرفته‌ایم # 3 با طلعتت ز چشمه خور دست شسته‌ایم %~% با پیکر تو ترک دو پیکر ~~گرفته‌ایم # 4 بر ما مگیر اگر ز پراکندگی شبی %~% آن زلف مشکبار معنبر گرفته‌ایم # 5 تا همچو شمع از سر سر در گذشته‌ایم %~% هر لحظه سوز عشق تو از سر ~~گرفته‌ایم # 6 بی روی و قامت و لب جان‌بخش دلکشت %~% ترک بهشت و طوبی و کوثر ~~گرفته‌ایم # 7 چون دل اگر چه پیش تو قلب و شکسته‌ایم %~% از رخ درست گوی تو در زر ~~گرفته‌ایم # 8 هشیار کی شویم که از ساقی الست %~% بر یاد چشم مست تو ساغر گرفته‌ایم # 9 از خود گذشته‌ایم و چو خواجو ز کاینات %~% دل برگرفته و پی دلبر ~~گرفته‌ایم PageV1P679 ### || [genre: Gh] # 1 ما قدح کشتی و دل را همچو دریا کرده‌ایم %~% چون صدف دامن پر از للی ~~لالا کرده‌ایم # 2 خرقه صوفی بخون چشم ساغر شسته ms327 ایم %~% دین و دنیا در سر جام مصفا ~~کرده‌ایم # 3 عیب نبود گر ترنج از دست نشناسیم از آن %~% کز سر دیوانگی عیب زلیخا ~~کرده‌ایم # 4 تا سواد خط مشکین تو بر مه دیده‌ایم %~% سر سودای ترا نقش سویدا ~~کرده‌ایم # 5 وصف گلزار جمالت در گلستان خوانده‌ایم %~% بلبل شوریده را سرمست و شیدا ~~کرده‌ایم # 6 راستی را تا ببالای تو مائل گشته‌ایم %~% خانه دل را چو گردون زیر و ~~بالا کرده‌ایم # 7 هرشبی از مهر رخسار تو تا هنگام صبح %~% دیده اختر فشانرا در ثریا ~~کرده‌ایم # 8 با شکنج زلف مشک آسای عنبر سای تو %~% هیچ بوئی می‌بری کامشب چه سودا ~~کرده‌ایم # 9 اشک خواجو دامن دریا از آن گیرد که ما %~% از وطن با چشم گریان رو ~~بدریا کرده‌ایم PageV1P680 ### || [genre: Gh] # 1 چون ما بکفر زلف تو اقرار کرده‌ایم %~% تسبیح و خرقه در سر زنار ~~کرده‌ایم # 2 خلوت نشین کوی خرابات گشته‌ایم %~% تا خرقه رهن خانه خمار کرده‌ایم # 3 شوریدگان حلقه زنجیر عشق را %~% انکار چون کنیم چو این کار کرده‌ایم # 4 ما را اگر چه کس به پشیزی نمی‌خرد %~% نقد روان فدای خریدار کرده‌ایم # 5 از ما مپرس نکته معقول از آنکه ما %~% پیوسته درس عشق تو تکرار ~~کرده‌ایم # 6 ادرار ما روان ز دل و دیده داده‌اند %~% هر دم که یاد اجری و ادرار ~~کرده‌ایم # 7 گر خواب ما به نرگس پرخواب بسته‌ئی %~% ما فتنه را بعهد تو بیدار ~~کرده‌ایم # 8 در راه مهر سایه دیوار محرمست %~% زان همچو سایه روی بدیوار کرده‌ایم # 9 خواجو ز یار اگر طلب کام دل کنند %~% ما کام دل فدای رخ یار کرده‌ایم ~~PageV1P681 ### || [genre: Gh] # 1 به گدائی به سر کوی شما آمده‌ایم %~% دردمندیم و بامید دوا آمده‌ایم # 2 نظر مهر ز ما باز مگیرید چو صبح %~% که درین ره ز سر صدق و صفا ~~آمده‌ایم # 3 دیگران گر ز برای زر و سیم آمده‌اند %~% ما برین در بتمنای شما ~~آمده‌ایم ms328 # 4 گر برانید چو بلبل ز گلستان ما را %~% از چه نالیم چو بی برگ و نوا ~~آمده‌ایم # 5 آفتابیم که از آتش دل در تابیم %~% یا هلالیم که انگشت نما آمده‌ایم # 6 به قفا بر نتوان گشتن از آن جان جهان %~% کز عدم پی بپی او را ز قفا ~~آمده‌ایم # 7 گر چو مشک ختنی از خط حکمش یک موی %~% سر بتابیم ز مادر بخطا آمده‌ایم # 8 نفس را بر سر میدان ریاضت کشتیم %~% چون درین معرکه از بهر غزا ~~آمده‌ایم # 9 غرض آنستکه در کیش تو قربان گردیم %~% ورنه در پیش خدنگ تو چرا ~~آمده‌ایم # 10 دل سودازده در خاک رهت می‌جوئیم %~% همچو گیسوی تو زانروی دوتا ~~آمده‌ایم # 11 ایکه خواجو بهوای تو درین خاک افتاد %~% نظری کن که نه از باد هوا ~~آمده‌ایم PageV1P682 ### || [genre: Gh] # 1 باز هشیار برون رفته و مست آمده‌ایم %~% وز می لعل لبت باده پرست ~~آمده‌ایم # 2 تا ابد باز نیائیم بهوش از پی آنک %~% مست جام لبت از عهد الست ~~آمده‌ایم # 3 از درت بر نتوان خاست از آنروی که ما %~% بر سر کوی تو از بهرنشست ~~آمده‌ایم # 4 با غم عشق تو تا پنجه در انداخته‌ایم %~% چون سر زلف سیاهت بشکست ~~آمده‌ایم # 5 سر ما دار که سر در قدمت باخته‌ایم %~% دست ما گیر که در پای تو پست ~~آمده‌ایم # 6 بر سر کوی تو زینگونه که از دست شدیم %~% ظاهر آنستکه آسانت بدست ~~آمده‌ایم # 7 عیب سرمستی خواجو نتوان کرد چو ما %~% باز هشیار برون رفته و مست ~~آمده‌ایم PageV1P683 ### || [genre: Gh] # 1 ما بدرگاه تو از کوی نیاز آمده‌ایم %~% به هوایت ز ره دور و دراز ~~آمده‌ایم # 2 قدحی آب که برآتش ما افشاند %~% که درین بادیه با سوز و گداز آمده‌ایم # 3 بینوا گرد عراق ار چه بسی گردیدیم %~% راست از راه سپاهان بحجاز ~~آمده‌ایم # 4 غسل کردیم به خون دل و از روی نیاز %~% بعبادتگه لطفت بنماز آمده‌ایم ms329 # 5 تا نسیم سمن از گلشن جان بشنیدیم %~% همچو مرغ سحری نغمه نواز آمده‌ایم # 6 بیش ازین برگ چمن بود چو بلبل ما را %~% شاهبازیم کنون کز همه باز ~~آمده‌ایم # 7 همچو محمود نداریم سر ملکت و تاج %~% که گرفتار سر زلف ایاز آمده‌ایم # 8 تا چه صیدیم که در چنگ پلنگ افتادیم %~% یا چه کبکیم که در چنگل باز ~~آمده‌ایم # 9 برگ خواجو اگر از لطف بسازی چه شود %~% کاندرین راه نه با توشه و ساز ~~آمده‌ایم PageV1P684 ### || [genre: Gh] # 1 ما به نظاره رویت بجهان آمده‌ایم %~% وز عدم پی بپیت نعره زنان ~~آمده‌ایم # 2 چون دل گمشده را با تو نشان یافته‌ایم %~% از پی آن دل پرخون بنشان ~~آمده‌ایم # 3 گر برآریم فغان از غم دل معذوریم %~% کز فغان دل غمگین بفغان آمده‌ایم # 4 زخم شمشیر ترا مرهم جان ساخته‌ایم %~% لیکن از درد دل خسته بجان ~~آمده‌ایم # 5 قامت از غم چو کمان کرده و دل راست چو تیر %~% در صف عشق تو با تیر و ~~کمان آمده‌ایم # 6 بی تو از دوزخ و فردوس چه جوئیم که ما %~% هم ازین ایمن و هم فارغ از ~~آن آمده‌ایم # 7 چون نداریم سکون بی نظر مغبچگان %~% ساکن کوی خرابات مغان آمده‌ایم # 8 اگر آن جان جهان تیغ زند خواجو را %~% گو بزن زانکه مبرا ز جهان ~~آمده‌ایم PageV1P685 ### || [genre: Gh] # 1 کشتی ما کو که ما زورق درآب افکنده‌ایم %~% در خرابات مغان خود را خراب ~~افکنده‌ایم # 2 جام می را مطلع خورشید تابان کرده‌ایم %~% وز حرارت تاب دل در آفتاب ~~افکنده‌ایم # 3 با جوانان بر در میخانه مست افتاده‌ایم %~% وز فغان پیر مغان را در ~~عذاب افکنده‌ایم # 4 شاهد میخوارگان گو روی بنمای از نقاب %~% کاین زمان از روی کار خود ~~نقاب افکنده‌ایم # 5 محتسب اسب فضیحت بر سرما گو مران %~% گر برندی در جهان خر در خلاف ~~افکنده‌ایم # 6 آبروی ساغر از چشم قدح پیمای ماست %~% گر به بی آبی ms330 سپر بر روی آب ~~افکنده‌ایم # 7 ما که از جام محبت نیمه مست افتاده‌ایم %~% کی بهوش آئیم کافیون در ~~شراب افکنده‌ایم # 8 گوشه دل کرده‌ایم از بهر میخواران کباب %~% لیکن از سوز دل آتش در کباب ~~افکنده‌ایم # 9 غم مخور خواجو که از غم خواب را بینی بخواب %~% زانکه ما چشم امید از ~~خورد و خواب افکنده‌ایم PageV1P686 ### || [genre: Gh] # 1 اشارت کرده بودی تا بیایم %~% بگو چون بی سر و بی پا بیایم # 2 من شوریده دل را از ضعیفی %~% ندانی باز اگر فردا بیایم # 3 گرم رانی بگو تا باز گردم %~% وگر خوانی بفرما تا بیایم # 4 بهر منزل که فرمائی بدیده %~% چه جابلقا چه جابلسا بیایم # 5 اگر برفست وگر باران نترسم %~% اگر بادست وگر سرما بیایم # 6 اگر خواهی که با تن‌ها نباشم %~% نه با تن‌ها من تنها بیایم # 7 وگر گوئی بیا تا قعر دریا %~% ز بهر لؤلؤ لالا بیایم # 8 بدان جائی که گوهر می‌توان یافت %~% اگر کوهست و گر دریا بیایم # 9 ایا کوی تو منزلگاه خواجو %~% چه فرمائی نیایم یا بیایم PageV1P687 ### || [genre: Gh] # 1 ما ز رخ کار خویش پرده بر انداختیم %~% با رخ دلدار خویش نرد نظر ~~باختیم # 2 مشعله بیخودی از جگر افروختیم %~% و آتش دیوانگی در خرد انداختیم # 3 بر در ایوان دل کوس فنا کوفتیم %~% بر سر میدان جان رخش بقا تاختیم # 4 گر سپر انداختیم چون قمر از تاب مهر %~% تیغ زبان بین چو صبح کز سر صدق ~~آختیم # 5 شمع دل افروختیم عود روان سوختیم %~% گنج غم اندوختیم با غم دل ساختیم # 6 سر چو ملک بر زدیم از حرم سرمدی %~% تا علم مرشدی برفلک افراختیم # 7 چون دم دیوانگی از دل خواجو زدیم %~% مست می عشق را مرتبه بشناختیم ~~PageV1P688 ### || [genre: Gh] # 1 ما دلی ایثار او کردیم و جانی یافتیم %~% گوهری در پایش افکندیم و کانی ~~یافتیم # 2 چون نظر کردیم در بستان بیاد قامتش %~% راستی ms331 را از سهی سروی روانی ~~یافتیم # 3 با خیال عارض گلرنگ و قد سرکشش %~% بر سر هر شاخ عرعر گلستانی یافتیم # 4 گر چه چون عنقا به قاف عشق کردیم آشیان %~% مرغ دلرا هر نفس در آشیانی ~~یافتیم # 5 ترک عالم گیر و عالمگیر شو زیرا که ما %~% هر زمانی خویشتن را در مکانی ~~یافتیم # 6 در جهان بی نشانی تا نیاوردیم روی %~% ظن مبر کز آن بت مه رو نشانی ~~یافتیم # 7 سالها کردیم قطع وادی عشقش ولیک %~% تا نپنداری که این ره را کرانی ~~یافتیم # 8 ما نه از چشم گران خواب تو بیماریم و بس %~% زانکه در هر گوشه از وی ~~ناتوانی یافتیم # 9 در گلستان غم عشق تو از خوناب چشم %~% هر گیاهی را که دیدیم ارغوانی ~~یافتیم # 10 چون بیاد تیغ مژگان تو بگشودیم چشم %~% هر سو مو بر تن خواجو سنانی ~~یافتیم PageV1P689 ### || [genre: Gh] # 1 مردیم در خمار و شرابی نیافتیم %~% گشتیم غرق آتش وآبی نیافتیم # 2 کردیم حال خون دل از دیدگان سؤال %~% لیکن بجز سرشک جوابی نیافتیم # 3 تا چشم مست یار خرابی بنا نهاد %~% همچون دل شکسته خرابی نیافتیم # 4 رفتیم در هوایش و برخاک کوی او %~% بردیم آب خویش و مبی نیافتیم # 5 جان را براه بادیه از تاب تشنگی %~% کردیم خون و اشک سحابی نیافتیم # 6 بیرون ز زلف و عارض خورشید پیکران %~% برآفتاب پر غرابی نیافتیم # 7 در ده قدح که جز دل بریان خون چکان %~% در بزمگاه عشق کبابی نیافتیم # 8 کردیم بی حجاب نظر در رخت ولیک %~% روی ترا بجز تو حجابی نیافتیم # 9 خاک درت شدیم چو خواجو بحکم آنک %~% برتر ز درگه تو جنابی نیافتیم ~~PageV1P690 ### || [genre: Gh] # 1 آنکه لعلش عین آب زندگانی یافتیم %~% در رهش مردن حیات جاودانی یافتیم # 2 راستی را پیش آن قد سهی سرو روان %~% نارون را در مقام ناروانی یافتیم # 3 کار ما بی آتش دل در نگیرد زانکه ms332 ما %~% زندگی مانند شمع از جان فشانی ~~یافتیم # 4 گر چه رنگ عاشقان از غم شود چون زعفران %~% ما همه شادی ز رنگ زعفرانی ~~یافتیم # 5 خسروان گر سروری در پادشاهی می‌کنند %~% ما سریر خسروی در پاسبانی ~~یافتیم # 6 اهل معنی از چه رو انکار صورت کرده‌اند %~% زانکه صورت را همه گنج ~~معانی یافتیم # 7 ما اگر پیرانه سر در بندگی افتاده‌ایم %~% همچو سرو آزادگی در نوجوانی ~~یافتیم # 8 جامه صوفی بگیر و جام صافی ده که ما %~% دوستکامی راز جم دوستکانی ~~یافتیم # 9 رفتن دیر مغان خواجو بهنگام صبوح %~% از غوانی و شراب ارغوانی یافتیم ~~PageV1P691 ### || [genre: Gh] # 1 ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم %~% فخر بر شاهان عالم در گدائی ~~یافتیم # 2 ز آشنا بیگانه گشتیم از جهان و جان غریب %~% در جوار قرب جانان آشنائی ~~یافتیم # 3 سالها بانگ گدائی بر در دلها زدیم %~% لاجرم بر پادشاهان پادشائی ~~یافتیم # 4 ای بسا شب کاندرین امید روز آورده‌ایم %~% تا کنون از صبح وصلش روشنائی ~~یافتیم # 5 ترک دنیی گیر و عقبی زانکه در عین الیقین %~% زهد و تقوی را خلاف ~~پارسائی یافتیم # 6 چون ازین ظلمت سرای خاکدان بیرون شدیم %~% هر دو عالم روشن از نور ~~خدائی یافتیم # 7 سالکان راه حق را در بیابان فنا %~% از چهار و پنج و هفت و شش جدائی ~~یافتیم # 8 از جناب بارگاه مالک ملک وجود %~% هر زمان توقیع قدر کبریائی یافتیم # 9 کفر و دین یکسان شمر خواجو که در لوح بیان %~% کافری را برتر از زهد ~~ریائی یافتیم PageV1P692 ### || [genre: Gh] # 1 دو جان وقف حریم حرم او کردیم %~% و اعتماد از دو جهان بر کرم او کردیم # 2 چون خضر دست ز سرچشمه حیوان شستیم %~% تا تیمم بغبار قدم او کردیم # 3 آنکه از درد دل خسته دلان آگه نیست %~% ما دوای دل غمگین بغم او کردیم # 4 بی عنا و الم او نتوانیم نشست %~% ز آنکه عادت بعنا ms333 و الم او کردیم # 5 آن همه نامه نوشتیم و جوابی ننوشت %~% گوئیا عقد لسان قلم او کردیم # 6 زان جفا جوی ستمکاره نداریم شکیب %~% گر چه جان در سر جور و ستم او ~~کردیم # 7 اگر از سکه او روی نتابیم مرنج %~% که فقیریم و طمع در درم او کردیم # 8 پیش آن لعبت شیرین نفس از غایت شوق %~% جان بدادیم و تمنای دم او کردیم # 9 یا رب آن خسرو خوبان جهان آگه بود %~% که چه فریاد بپای علم او کردیم # 10 مردم دیده هندو وش دریائی را %~% خاک روب سر کوی خدم او کردیم # 11 در دم صبح که خواجو ره مستان می‌زد %~% ای بسا ناله که بر زیر و بم او ~~کردیم PageV1P693 ### || [genre: Gh] # 1 اهل دل را خبر از عالم جان آوردیم %~% تحفه جان جهان جان و جهان آوردیم # 2 چون نمی‌شد ز در کعبه گشادی ما را %~% رخت خلوت بخرابات مغان آوردیم # 3 شمع جانرا ز قدح در لمعان افکندیم %~% مرغ دل را ز فرح در طیران آوردیم # 4 جم را از جگر سوخته دلخون کردیم %~% شمع را از شرر سینه بجان آوردیم # 5 ورق نسخه رویت بگلستان بردیم %~% باز مرغان چمن را بفغان آوردیم # 6 شمه‌ئی از رخ و بالای بلندت گفتیم %~% آب با روی گل و سرو روان آوردیم # 7 چون قلم پیش همه خلق سیه روی شدیم %~% بسکه وصف خط سبزت بزبان آوردیم # 8 هیچ زر در همیان نیست بدین سکه که ما %~% از رخ زرد بسوی همدان آوردیم # 9 پیش خواجو که نشانش ز عدم می‌دادند %~% از دهانت سر موئی بنشان آوردیم ~~PageV1P694 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دست غم سودای تو دادیم و شدیم %~% چشمه خون دل از چشم گشادیم و ~~شدیم # 2 پشت بردنیی و دین کرده و جان در سر دل %~% روی در بادیه عشق نهادیم و ~~شدیم # 3 تو نشسته بمی و مطرب و ما مست و ms334 خراب %~% مدتی بر سر کوی تو ستادیم و ~~شدیم # 4 چون دل خسته ما رفت بباد از پی دل %~% همره قافله باد فتادیم و شدیم # 5 همچو خواجو نگرفته ز دهانت کامی %~% بوسه بر خاک سر کوی تو دادیم و ~~شدیم PageV1P695 ### || [genre: Gh] # 1 گر شدیم از کویت ای ترک ختا باز آمدیم %~% ور خطائی رفت از آن بازآ که ~~ما باز آمدیم # 2 گر تو صادق نامدی در مهر ما مانند صبح %~% ما بمهرت از ره صدق و صفا ~~باز آمدیم # 3 تیهوی بی بال و پر بودیم دور از آشیان %~% شاهبازی تیز پر گشتیم تا ~~بازآمدیم # 4 گرچه کی باز آید آن مرغی که بیرون شد ز دام %~% ما بعشق دام آن زلف ~~دوتا باز آمدیم # 5 ای طبیب درد دلها این دل مجروح را %~% مرهمی نه چون بامید دوا باز ~~آمدیم # 6 بعد ازین گر باده در عالم نباشد گو مباش %~% زانکه با لعلت ز جام ~~جانفزا باز آمدیم # 7 گر ز بستان بینوا رفتیم یک چندی کنون %~% چون گل و بلبل بصد برگ و نوا ~~باز آمدیم # 8 ور خطائی رفت کان گیسوی عنبر بیز را %~% مشک چین خواندیم و اکنون از ~~خطا باز آمدیم # 9 خاک کرمان باز خواجو را بدین جانب فکند %~% تا نپنداری که از باد هوا ~~باز آمدیم PageV1P696 ### || [genre: Gh] # 1 باز چون بلبل بصد دستان ببستان آمدیم %~% باز چون مرغان شبگیری خوش ~~الحان آمدیم # 2 گر بدامن دوستان گل می‌برند از بوستان %~% ما بکام دوستان با گل ببستان ~~آمدیم # 3 آستین افشان برون رفتیم چون سرو از چمن %~% دوستان دستی که دیگر پای ~~کوبان آمدیم # 4 همچو گل یک سال اگر کردیم غربت اختیار %~% مژده بلبل را که دیگر با ~~گلستان آمدیم # 5 از میان بوستان چو بید اگر لرزان شدیم %~% بر کنار چشمه چون سرو خرامان ~~آمدیم # 6 چشم روشن گشته‌ایم اکنون که بعد از مدتی %~% از چه کنعان بسوی ms335 ماه ~~کنعان آمدیم # 7 جان ما گر ما برفتیم از سر پیمان نرفت %~% ساقیا پیمانه ده چون ما به ~~پیمان آمدیم # 8 گر پریشان رفته‌ایم اکنون تو خاطر جمع دار %~% کاین زمان بر بوی آن زلف ~~پریشان آمدیم # 9 صبر در کرمان بسی کردیم خواجو وز وطن %~% رخت بر بستیم و دیگر سوی ~~کرمان آمدیم PageV1P697 ### || [genre: Gh] # 1 شمع بنشست ز باد سحری خیز ندیم %~% که ز فردوس نشان می‌دهد انفاس نسیم # 2 گر نباشد گل رخسار تو در باغ بهشت %~% اهل دلرا نکشد میل به جنات نعیم # 3 برو ای خواجه که صبرم بدوا فرمائی %~% کاین نه دردیست که درمان بپذیرد ~~ز حکیم # 4 چون بمیرم بره دوست مرا دفن کنید %~% تا چو بر من گذرد یاد کند یار ~~قدیم # 5 ایکه آزار دل سوختگان می‌طلبی %~% بر سرآتش سوزان نتوان بود مقیم # 6 من ازین ورطه هجران نبرم جان بکنار %~% زانکه غرقاب غم عشق تو بحریست ~~عظیم # 7 بر سر کوت گر از باد اجل خاک شوم %~% شعله آتش عشق تو زند عظم رمیم # 8 گرچه خواجو بیقین شعر تو سحرست ولیک %~% هیچ قدرش نبود با ید بیضای ~~کلیم PageV1P698 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم باد بهاری وزید خیز ندیم %~% بیار باده که جان تازه می‌شود ز نسیم # 2 مریض شوق نباشد ز درد عشقش باک %~% قتیل عشق نباشد ز تیغ تیزش بیم # 3 گر از بهشت نگارم عنان بگرداند %~% بروز حشر من و دوزخ عذاب الیم # 4 ز خاک کوی تو ما را فراق ممکن نیست %~% چنانکه فرقت درویش از آستان ~~کریم # 5 کمان بسیم بسی در جهان بدست آید %~% نه همچو آن دو کمان هلال شکل و سیم # 6 چنین که بر رخ زردم نظر نمی‌فکنی %~% معینست که چشمت نه بر زرست و نه ~~سیم # 7 کنونکه بلبل باغ توام غنیمت دان %~% که مرغ باز نیاید بشیانه مقیم # 8 اگر چه پشه نیارد شدن ملازم باز %~% مرا بمنزل طاوس ms336 رغبتیست عظیم # 9 ز آهم آتش نمرود بفسرد آندم %~% که در دلم گذرد یاد کوه ابراهیم # 10 نسیم باد صبا گر عنان نرنجاند %~% پیام من که رساند بدوستان قدیم # 11 بیا و خیمه بصحرای عشق زن خواجو %~% که طبل عشق نشاید زدن بزیر گلیم ~~PageV1P699 ### || [genre: Gh] # 1 ما سر بنهادیم و به سامان نرسیدیم %~% در درد بمردیم و بدرمان نرسیدیم # 2 گفتند که جان در قدمش ریز و ببر جان %~% جان نیز بدادیم و بجانان ~~نرسیدیم # 3 گشتیم گدایان سر کویش و هرگز %~% در گرد سراپرده سلطان نرسیدیم # 4 چون سایه دویدیم به سر در عقبش لیک %~% در سایه آن سرو خرامان نرسیدیم # 5 رفتیم که جان بر سر میدانش فشانیم %~% از سر بگذشتیم و به میدان ~~نرسیدیم # 6 چون ذره سراسیمه شدیم از غم و روزی %~% در چشمه خورشید درفشان نرسیدیم # 7 در تیرگی هجر بمردیم و ز لعلش %~% هرگز به لب چشمه حیوان نرسیدیم # 8 ایوب صبوریم که از محنت کرمان %~% چون یوسف گم گشته به کنعان نرسیدیم # 9 از زلف تو زنار ببستیم و چو خواجو %~% در کفر بماندیم و بایمان نرسیدیم ~~PageV1P700 ### || [genre: Gh] # 1 از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم %~% بنشین نفسی تا نفسی با تو ~~برآریم # 2 چون دل بسر زلف سیاه تو سپردیم %~% باز آی که تا پیش رخت جان بسپاریم # 3 جز غم بجهان هیچ نداریم ولیکن %~% گر هیچ نداریم غم هیچ نداریم # 4 ز آنروی که از روی نگارین تو دوریم %~% رخسار زر اندوده به خونابه ~~نگاریم # 5 دیوانه آن غمزه عاشق کش مستیم %~% آشفته آن سلسله غالیه باریم # 6 با طلعت زیبای تو در باغ بهشتیم %~% با بوی خوشت همنفس باد بهاریم # 7 از باده نوشین لبت مست و خرابیم %~% وز نرگس مخمور تو در عین خماریم # 8 هم در تو اگر زانکه ز دست تو گریزیم %~% هم با تو اگر زانکه پیام تو ~~گزاریم # 9 چون فاش ms337 شد این لحظه ز ما سر انا الحق %~% فتوی بده ای خواجه که مستوجب ~~داریم # 10 آنرا غم دارست که دور از رخ یارست %~% ما را چه غم از دار که رخ در رخ ~~یاریم # 11 دی لعل روان بخش تو می‌گفت که خواجو %~% خوش باش که ما رنج تو ضایع ~~نگذاریم PageV1P701 ### || [genre: Gh] # 1 داریم دلی پر غم و غمخوار نداریم %~% وز مستی و بی خویشتنی عار نداریم # 2 ما را نه ز دین آر بشارت نه ز دینار %~% کاندیشه ز دین و غم دینار ~~نداریم # 3 تا منزل ما کوی خرابات مغان شد %~% خلوت بجز از خانه خمار نداریم # 4 بیدار بسر بردن و تا روز نخفتن %~% سودی نکند چون دل بیدار نداریم # 5 بازاری از آنیم که با ناله و زاری %~% داریم سری و سر بازار نداریم # 6 از ما سخن یار چه پرسید که یکدم %~% بی یار نئیم و خبر از یار نداریم # 7 ما را بجز از آه سحر همنفسی نیست %~% زیرا که جز او محرم اسرار نداریم # 8 در دل بجز آزار نداریم ولیکن %~% مرهم بجز از یار دلازار نداریم # 9 باز آی که بی روی تو ای یار سمن بوی %~% برگ سمن و خاطر گلزار نداریم # 10 آزردن و بیزار شدن شرط خرد نیست %~% بیزار مشو چون ز تو آزار نداریم # 11 با هیچکس انکار نداریم چو خواجو %~% ز آنروی که با هیچکسی کار نداریم ~~PageV1P702 ### || [genre: Gh] # 1 ما مست می لعل روان پرور یاریم %~% سودا زده زلف پریشان نگاریم # 2 برلعل لبش دست نداریم ولیکن %~% تا سر بود از دامن او دست نداریم # 3 گر بی بصران شیفته نقش و نگارند %~% ما فتنه نوک قلم نقش نگاریم # 4 با روی تو فارغ ز گلستان بهشتیم %~% با بوی تو مستغنی از انفاس بهاریم # 5 چون نرگس مخمور تو مستان خرابیم %~% چون مردمک چشم تو در عین خماریم # 6 از آه دل سوخته با ms338 نغمه زیریم %~% وز چنگ سر زلف تو با ناله زاریم # 7 جان عاریت از لعل تو داریم و بجانت %~% کان لحظه که تشریف دهی جان ~~بسپاریم # 8 گر زانکه دهن باز کند پسته خندان %~% پیش لب لعل تو ازو مغز برآریم # 9 داریم کناری ز میان تو چو خواجو %~% لیکن ز میان تو بامید کناریم ~~PageV1P703 ### || [genre: Gh] # 1 اکنون که از بهشت نشان می‌دهد نسیم %~% بنشان غبار ما به نم ساغر ای ~~ندیم # 2 انفاس دوستان دمد از باد بوستان %~% در موسمی چنین که روان پرورد نسیم # 3 نام نعیم خلد مبر زانکه در بهشت %~% نبود ورای وصل بهشتی رخان نعیم # 4 آن درد نیست بردل ریشم که تا بحشر %~% امکان آن بود که علاجش کند حکیم # 5 وصلم مده بیاد که اهل جحیم را %~% اندیشه بهشت عذابی بود الیم # 6 ما را امید رحمت و بیم عذاب نیست %~% کازاد گشته‌ایم ز بند امید و بیم # 7 از ما عنان مکش که خلاف کرم بود %~% گر زانکه از گدا متنفر بود کریم # 8 ما در ازل حدیث تو تکرار کرده‌ایم %~% آری حدیث دوست کلامی بود قدیم # 9 شیرین اگر بخرگه خسرو کند مقام %~% فرهاد در محبت شیرین بود مقیم # 10 خواجو ز سیم اشک مکن یک زمان کنار %~% باشد که وصل دوست میسر شود بسیم ~~PageV1P704 ### || [genre: Gh] # 1 کی آمدی ز تتار ای صبای مشک نسیم %~% بیا بیا که خوشت باد ای نسیم شمیم # 2 دگر مگوی حدیث از نعیم و ناز بهشت %~% بهشت منزل یارست و وصل یار نعیم # 3 چو روز حشر مرا از لحد برانگیزند %~% هنوز شعله زند آتشم ز عظم رمیم # 4 گمان مبر که تمنای بنده سیم و زرست %~% نسیم تست مراد من شکسته نه سیم # 5 فتاده است دلم در میان خون چون واو %~% کشیده زلف ترا در کنار جان چون ~~جیم # 6 از آن مرا ز دهان تو هیچ قسمت نیست %~% که نیست ms339 نقطه موهوم قابل تقسیم # 7 بود بمعتقد عاقلان جهان محدث %~% برون ز عالم عشقت که عالمیست قدیم # 8 بهر دیار که زینجا سفر کنم گویم %~% خوشا نشیمن طاوس و کوه ابراهیم # 9 کنون چه فایده خواجو ز درس معقولات %~% که در ازل سبق عشق کرده‌ئی ~~تعلیم PageV1P705 ### || [genre: Gh] # 1 ما جرعه چشانیم ولی خضر وشانیم %~% ما راه نشینیم ولی شاه نشانیم # 2 ما صید حریم حرم کعبه قدسیم %~% ما راهبر بادیه عالم جانیم # 3 ما بلبل خوش نغمه باغ ملکوتیم %~% ما سرو خرامنده بستان روانیم # 4 فراش عبادتکده راهب دیریم %~% سقای سر کوی خرابات مغانیم # 5 گه ره بمقیمان سماوات نمائیم %~% گاه از سرمستی ره کاشانه ندانیم # 6 از نام چه پرسید که بی نام و نشانیم %~% وز کام چه گوئید که بی کام و ~~زبانیم # 7 هر شخص که دانید که اوئیم نه اوئیم %~% هر چیز که گوئید که آنیم نه ~~آنیم # 8 آن مرغ که بر کنگره عرش نشیند %~% مائیم که طاوس گلستان جنانیم # 9 هر چند که تاج سر سلطان سپهریم %~% خاک کف نعلین گدایان جهانیم # 10 داود صفت کوه بصد نغمه بنالد %~% هر گه که زبور غم سودای تو خوانیم # 11 خواجو چو کند شرح غم عشق تو املا %~% از چشم گهربار قلم خون بچکانیم ~~PageV1P706 ### || [genre: Gh] # 1 خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم %~% ناقوس دیر عشق را بر چرخ ~~بوقلمون زنیم # 2 هر چند از چار آخشپج و پنج حس در شش دریم %~% از چار حد نه فلک یکدم ~~علم بیرون زنیم # 3 گر رخش همت زین کنیم از هفت گردن بگذریم %~% هنگام شب چون شبروان ~~هنگامه برگردون زنیم # 4 بی دلستان دل خون کنیم وز دیدگان بیرون کنیم %~% بر یاد آن پیمان شکن ~~پیمانه را در خون زنیم # 5 مائیم چون مهمان او دور از لب و دندان او %~% هر لحظه‌ئی برخوان او ~~انگشت بر افیون زنیم # 6 لیلی چو بنماید جمال ms340 از برقع لیلی مثال %~% در شیوه جان باختن صد طعنه ~~بر مجنون زنیم # 7 خواجو چه اندیشی ز جان دامن برافشان بر جهان %~% ما را گر از جان غم ~~بود پس لاف عشقش چون زنیم PageV1P707 ### || [genre: Gh] # 1 خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم %~% دیده مرغ صراحی بقدح باز کنیم # 2 زاهدانرا بخروشیدن چنگ سحری %~% از صوامع بدر میکده آواز کنیم # 3 باده از جام لب لعبت ساقی طلبم %~% مستی از چشم خوش شاهد طناز کنیم # 4 بلبلان چون سخن از شاخ صنوبر گویند %~% ما حدیث قد آن سرو سرافراز کنیم # 5 چنگ در حلقه آن طره طرار زنیم %~% چشم در عشوه آن غمزه غماز کنیم # 6 وقت آنست که در پای سهی سرو چمن %~% برفشانیم سردست و سرانداز کنیم # 7 کعبه روی دلارای پریرویان را %~% قبله مردمک چشم نظر باز کنیم # 8 از لب روح فزا راح مروح نوشیم %~% همچو عیسی پس از آن دعوی اعجاز کنیم # 9 سایه شهپر سیمرغ چو بر ما افتاد %~% گر چه کبکیم چه اندیشه شهباز کنیم # 10 در قفس چند توان بود بیا تا چو همای %~% پر برآریم و برین پنجره پرواز ~~کنیم # 11 چون نواساز چمن نغمه‌سرا شد خواجو %~% خیز تا برگ صبوحی بچمن ساز کنیم ~~PageV1P708 ### || [genre: Gh] # 1 خیز تا باده در پیاله کنیم %~% گل روی قدح چو لاله کنیم # 2 بی می جانفزای و نغمه چنگ %~% تا بکی خون خوریم و ناله کنیم # 3 هر دم از دیده قدح پیمای %~% باده لعل در پیاله کنیم # 4 شاد خواران چو مجلس آرایند %~% دفع غم را بمی حواله کنیم # 5 با گل و لاله همچو بلبل مست %~% وصف آن عنبرین کلاله کنیم # 6 وز شگرفان چارده ساله %~% دعوی عمر شصت ساله کنیم # 7 چون به خوان وصال دست بریم %~% دو جهان را بیک نواله کنیم # 8 وز بخار شراب آتش فام %~% ورق چهره پر ز ژاله کنیم # 9 همچو خواجو بنام ms341 میخواران %~% مرغ دل را بخون قباله کنیم PageV1P709 ### || [genre: Gh] # 1 نشان دل بی نشان از که جویم %~% حدیث تن ناتوان با که گویم # 2 گر از کوی او روی رفتن ندارم %~% مگیرید عیبم که در بند اویم # 3 برویم فرو می‌چکد اشک خونین %~% ز خون جگر تا چه آید برویم # 4 رخ ار زانکه شستم بخوناب دیده %~% غبار سر کویت از رخ نشویم # 5 وفای تو ورزم بهر جا که باشم %~% دعای تو گویم بهر جا که پویم # 6 خیال تو بینم اگر غنچه چینم %~% نسیم تو یابم اگر لاله بویم # 7 چه نالم چو از ناله دل شد چو نالم %~% چه مویم چو از مویه شد تن چو ~~مویم # 8 چو رنجم تو دادی شفا از چه خواهم %~% چو درد از تو دارم دوا از که جویم # 9 اگر کوزه خالی شد از باده حالی %~% بده ساقیا کاسه‌ئی از سبویم # 10 چو ساغر بگرید ببین های هایم %~% چو مطرب بنالد ببین های و هویم # 11 بچوگان مزن بیش ازینم چو خواجو %~% که سرگشته و خسته مانند گویم ~~PageV1P710 ### || [genre: Gh] # 1 دلداده‌ایم وز پی دلدار می‌رویم %~% با خون دیده و دل افکار می‌رویم # 2 یاران به همتی مدد حال ما شوید %~% کز این دیار بیدل و بی یار می‌رویم # 3 ما را بحال خود بگذارید و بگذرید %~% کز جور یار و غصه اغیار می‌رویم # 4 گو پیر خانقاه بدان حال ما که ما %~% از خانقه به خانه خمار می‌رویم # 5 منصوروار اگر ز اناالحق زدیم دم %~% این دم نگر که چون به سر دار ~~می‌رویم # 6 تا چشم می‌پرست تو بیمار خفته است %~% هر لحظه‌ئی به پرسش بیمار ~~می‌رویم # 7 آزار می‌نمائی و بیزار می‌شوی %~% دریاب کز بر تو به آزار می‌رویم # 8 نی زر بدست مانده و نی زور در بدن %~% زاری کنان ز خاک درت زار می‌رویم # 9 با چشم در نثار باردوی ایلخان %~% مشنو که بهر اجری ms342 و ادرار می‌رویم # 10 گفتی که هست چاره بیچارگان سفر %~% چون چاره رفتنست بناچار می‌رویم # 11 خواجو چو یار وعده دیدار داده است %~% ما بر امید وعده دیدار می‌رویم ~~PageV1P711 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل خویش با که گویم %~% داد دل خویش از که جویم # 2 چون چهره بخون دیده شستم %~% دست از دل خسته چون نشویم # 3 کر گشت فلک ز های هایم %~% پرگشت جهان ز های و هویم # 4 دادم بهوای روی او دل %~% تا دیده چه آورد برویم # 5 از ناله نحیف‌تر ز نالم %~% وز مویه ضعیف‌تر ز مویم # 6 تا چند ز دور چرخ نالم %~% تا کی ز غم زمانه مویم # 7 با تست مقیم گفت و گویم %~% وز تست مدام جست و جویم # 8 از حسن تو هیچ کم نگردد %~% گر زانکه نظر کنی بسویم # 9 بگذار که شکرت ببوسم %~% پیش آی که عنبرت ببویم # 10 تا چند زنی مرا بچوگان %~% آخر نه من شکسته گویم # 11 در کوزه چو می نماند خواجو %~% یک کاسه بیاور از سبویم PageV1P712 ### || [genre: Gh] # 1 ز باد نکهت دو تات می‌جوئیم %~% ز باده ذوق لب جان فزات می‌جوئیم # 2 نسیم گلشن فردوس و آب چشمه خضر %~% بخاک پات که از خاک پات می‌جوئیم # 3 به جست و جوی تو عمری که نگذرد با دست %~% گمان مبر که ز باد هوات ~~می‌جوئیم # 4 جفا مجوی و میازار بیش ازین ما را %~% بدین صفت که بزاری وفات می‌جوئیم # 5 اگر تو پیل برانی و اسب در تازی %~% چگونه رخ ننهیمت چو مات می‌جوئیم # 6 خطا بود که نجوئی مراد خاطر ما %~% چرا که ما نه ز راه خطات می‌جوئیم # 7 علاج درد مرا گفتمش خطی بنویس %~% جواب داد که خواجو دوات می‌جوئیم ~~PageV1P713 ### || [genre: Gh] # 1 ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان %~% شمع شبستان دل گلبن بستان جان # 2 گاه صبوحست و جام وقت شباهنگ و بام %~% صبح دوم در طلوع مرغ ms343 سحر در ~~فغان # 3 مردم چشم شبی تا بسحر پاس داشت %~% گر چه بر ایوان ماست هندوی شب ~~پاسبان # 4 ای مه آتش عذار آب چو آتش بیار %~% آتش رخ بر فروز و آتش ما را نشان # 5 گر بگشائی نقاب شمع فلک گو متاب %~% ور بنوازی نوا مرغ سحر گو مخوان # 6 خواجو اگر عاشقی حاجت گفتار نیست %~% گونه زردت بسست شرح غمت را بیان # 7 گر بزبان آوری سوسن آزاده‌ئی %~% برخی آزاده‌ئی کو نبود ده زبان ~~PageV1P714 ### || [genre: Gh] # 1 ای رخت شمع بت پرستان شمع بیرون بر از شبستان %~% بر لب جوی و طرف ~~بستان داد مستان ز باده بستان # 2 وی برخ رشگ ماه و پروین بشکر خنده جان شیرین %~% روی خوب تو یا مهست ~~این چین زلف تو با شبست آن # 3 هندوی بت پرست پستت آهوی شیر گیر مستت %~% رفته از دست من ز دستت برده ~~آرام من بدستان # 4 شکرت شور دلنوازان مارت آشوب مهره بازان %~% سنبلت دام سرفرازان دهنت ~~کام تنگ دستان # 5 کفرت ایمان پاک دینان قامتت سرو راست بنیان %~% کاکلت شام شب نشینان ~~پسته‌ات نقل می پرستان # 6 مه مطرب بزن ربابی بت ساقی بده شرابی %~% که ندارم بهیچ بابی سر سرو و ~~هوای بستان # 7 تا کی از خویشتن پرستی بگذر از بند خویش و رستی %~% همچو خواجو سزد ~~بمستی گر شوی خاک راه مستان PageV1P715 ### || [genre: Gh] # 1 ای رخ تو قبله خورشید پرستان %~% پرتو روی چو مهت شمع شبستان # 2 تشنه به خون من بیچاره مسکین %~% سنبل سیراب تو برطرف گلستان # 3 با گل رویت چه زند لاله و نسرین %~% با سر کویت چه کنم گلشن و بستان # 4 طلعت خورشید و شست یا قمرست این %~% پسته شکر شکنت یا شکرست آن # 5 ای تنم از پای در آورده بافسوس %~% وی دلم از دست برون برده بدستان # 6 سوز غم عشق تو در مجلس رندان %~% یاد می لعل تو ms344 در خاطر مستان # 7 گرمیم از پای در آرد نبود عیب %~% در سر سرخاب رود رستم دستان # 8 خواجو اگر جان بدهد در غم عشقت %~% داد وی از زلف کژ سر زده بستان ~~PageV1P716 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوشست باده خوردن به صبوح در گلستان %~% که خبر دهد ز جنت دم صبح و ~~باد بستان # 2 چو دل قدح بخندد ز شراب ناردانی %~% دل خسته چون شکیبد ز بتان نار ~~پستان # 3 بسحر که جان فزاید لب یار و جام باده %~% بنشین و کام جانرا از لب ~~پیاله بستان # 4 چو نمی‌توان رسیدن بخدا ز خودپرستی %~% بخدا که در ده از می قدحی بمی ~~پرستان # 5 برو ای فقیه و پندم مده اینزمان که مستم %~% تو که چشم او ندیدی چه دهی ~~صداع مستان # 6 که ز دست او تواند بورع خلاص جستن %~% که بعشوه چشم مستش بکند هزار ~~دستان # 7 چو سخن نگفت گفتم که چنین که هست پیدا %~% ز دهان او نصیبی نرسد ~~بتنگدستان # 8 تو جوانی و نترسی ز خدنگ آه پیران %~% که چو باد بر شکافد سپه هزار ~~دستان # 9 به چمن خرام خواجو دم صبح و ناله می‌کن %~% که ببوستان خوش آید نفس ~~هزار دستان PageV1P717 ### || [genre: Gh] # 1 ای چشم تو چشم‌بند مستان %~% روی تو چراغ بت پرستان # 2 بادام تو نقل میگساران %~% عناب تو کام تنگدستان # 3 مرجان تو پرده دار لؤلؤ %~% ریحان تو خادم گلستان # 4 رخسار تو در شکنج گیسو %~% رخشنده چو شمع در شبستان # 5 سرنامه حسن یا خطست این %~% عنوان جمال یا رخست آن # 6 ای شمع مریز اشک خونین %~% گریه چه دهی بیاد مستان # 7 صد جامه دریده‌ام چو غنچه %~% بر زمزمه هزار دستان # 8 سرخاب قدح تهمتنانرا %~% از پای در آورد بدستان # 9 خواجو دهن قرابه بگشای %~% وز لعل پیاله کام بستان PageV1P718 ### || [genre: Gh] # 1 ببوستان می گل بوی لاله گون مستان %~% مگر ز دست سمن عارضان پردستان # 2 ms345 جهان ز عمر تو چون داد خویش می گیرد %~% تو نیز کام دل از لذت جهان ~~بستان # 3 کنونکه فصل بهاران رسید و موسم گل %~% خوشا نواحی یزد و نسیم اهرستان # 4 چه نکهتست مگر بوی دوستانست این %~% چه منزلست مگر طرف بوستانست آن # 5 منم جدا شده از یار و منقطع ز دیار %~% چو بلبلان چمن دور مانده از ~~بستان # 6 سفر گزیدم و بسیار خون دل خوردم %~% چودر مصیبت سهراب رستم دستان # 7 باختیار کسی هرگز اختیار کند %~% جرون و تشنگی و باد گرم و تابستان # 8 مکن ملامت خواجو که عاقلان نکنند %~% ز بیم حکم قضا اعتراض برمستان ~~PageV1P719 ### || [genre: Gh] # 1 نرگس مستت فتنه مستان %~% تشنه لعلت باده پرستان # 2 روی تو ما را لاله و نسرین %~% کوی تو ما را گلشن و بستان # 3 زلف سیاهت شام غریبان %~% روی چو ماهت شمع شبستان # 4 در چمن افتد غلغل بلبل %~% چون تو درآئی سوی گلستان # 5 طلعت زیبا یا قمرست این %~% لعل شکر خا یا شکرست آن # 6 دست بخونم شسته و از من %~% هوش دل و دین برده بدستان # 7 باده صافی خرقه صوفی %~% درکش و برکش در ده و بستان # 8 پرده بساز ای مطرب مجلس %~% باده بیار ای ساقی مستان # 9 خواجوی مسکین بر لب شیرین %~% فتنه چو طوطی بر شکرستان PageV1P720 ### || [genre: Gh] # 1 ای بوستان عارض تو گلستان جان %~% چشم تو عین مستی و جسم تو جان جان # 2 زلف تو دستگیر دل و پای بند عقل %~% لعل تو جانفزای تن و دلستان جان # 3 مهر رخ تو مشتری آسمان حسن %~% یاد لب تو بدرقه کاروان جان # 4 بر سر نیامدست سیاهی بپر دلی %~% چون آن دو زلف قلب شکن در جهان جان # 5 ز آندم که رفت نام لبت بر زبان من %~% طعم شکر نمی‌رودم از دهان جان # 6 گوید خیال آن لب جانبخش دلفریب %~% هر لحظه با دلم سخنی از زبان ms346 جان # 7 آن زلف همچو دال ببین بر کنار دل %~% و آن قد چون الف بنگر در میان جان # 8 خواجو مباش خالی از آن می که خرمست %~% از رنگ و بوی او چمن و بوستان ~~جان # 9 زان لعل آتشین قدحی نوش کن که هست %~% نار دل شکسته و آب روان جان ~~PageV1P721 ### || [genre: Gh] # 1 ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان %~% لعل زمرد نقاب گوهر یاقوت کان # 2 زلف تو هندو نژاد لعل تو کوثر نهاد %~% هندوی آتش نشین کوثر آتش نشان # 3 چشم گهر پاش من قلزم سیماب ریز %~% و آه جگر تاب من صرصرآتش فشان # 4 کاکل مشکین تو غالیه برنسترن %~% سنبل پرچین تو سلسله بر ارغوان # 5 هندوی زلف ترا بر شه خاور کمین %~% زنگی خال ترا بر طرف چین مکان # 6 شام سحر پوش را کرده ز مه تکیه جای %~% چشمه خورشید را بسته ز شب ~~سایبان # 7 روی تو و خط سبز آینه چین و زنگ %~% لعل تو و خال لب طوطی و هندوستان # 8 موی میانت که آن یک سر مو بیش نیست %~% نیست تو گوئی از او یک سر مو در ~~میان # 9 گر چه ز سر تا قدم در شب حیرت بسوخت %~% زنده دل آمد چو شمع خواجوی آتش ~~زبان PageV1P722 ### || [genre: Gh] # 1 ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان %~% وی زلف پر شکستت زنجیر پای بندان # 2 مهپوش شب نمایت شام سحرنشینان %~% یاقوت جان فزایت کام نیازمندان # 3 رویت بدل فروزی خورشید بت پرستان %~% زلفت بدستگیری اومید مستمندان # 4 از شام روز پوشت سرگشته تیره روزان %~% وز نقش دلفریبت آشفته نقش بندان # 5 آهوی نیمه مستت صیاد شیرگیران %~% هندوی بت پرستت زنار هوشمندان # 6 کفرت ز راه تحقیق ایمان پاک دینان %~% دردت ز روی تعیین درمان دردمندان # 7 خواجو جفای دشمن تا کی کند تحمل %~% مپسند بروی آخر غوغای ناپسندان ~~PageV1P723 ### || [genre: Gh] # 1 ای می لعل ms347 تو کام رندان %~% جعد تو زنجیر پای بندان # 2 کفر تو ایمان پاک دینان %~% درد تو درمان دردمندان # 3 لعل تو در خون باده نوشان %~% چشم تو در چشم چشم بندان # 4 پسته تنگ تو نقل مستان %~% نرگس مستت بلای رندان # 5 تشنه لعل تو می پرستان %~% کشته جور تو مستمندان # 6 جور کشیدم ولی نه چندین %~% لطف شنیدم ولی نه چندان # 7 بر دل خواجو چرا پسندی %~% این همه بیداد ناپسندان PageV1P724 ### || [genre: Gh] # 1 به من رسید نوید وصال دلداران %~% چو کشته را دم عیسی و کشته را باران # 2 چه نکهتست مگر بر گذار باد بهار %~% گشوده‌اند سر طبله‌های عطاران # 3 به حق صحبت و یاری که چون شوم در خاک %~% بود هنوز مرا میل صحبت یاران # 4 چو رفت آب رخم در سر وفاداری %~% بهل که خاک شوم در ره وفاداران # 5 ترا که بر سر سنجاب خفته‌ئی چه خبر %~% که شب چگونه بروز آورند بیداران # 6 ز نرگس تو طبیبان اگر شوند آگاه %~% هزار بار بمیرند پیش بیماران # 7 چنین که باده دوشین مرا ز خویش ببرد %~% مگر بدوش برندم ز کوی خماران # 8 کسیکه مست بمیرد بقول مفتی عشق %~% برو درست نباشد نماز هشیاران # 9 چگونه خواب برد ساکنان هودج را %~% ز غلغل جرس و ناله گرفتاران # 10 مجال نیست که در شب کسی برآرد سر %~% ز بسکه دست برآورده‌اند عیاران # 11 دل ار چه روی سپردی بطره‌اش خواجو %~% کسی چگونه دهد نقد خود بطراران ~~PageV1P725 ### || [genre: Gh] # 1 چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران %~% چو تاب طره بنمودی ببردی آب ~~طراران # 2 ترا بر اشک چون باران من گر خنده می‌آید %~% عجب نبود که در بستان ~~بخندد غنچه از باران # 3 چو فرهاد گرفتاران بگوشت می‌رسد هرشب %~% چه باشد گر رسی روزی بفریاد ~~گرفتاران # 4 طبیب ار بیندت در خواب کز رخ پرده برداری %~% ز شوق چشم رنجورت بمیرد ~~پیش بیماران # 5 الا ای ms348 شمع دلسوزان چراغ مجلس افروزان %~% بجبهت ماه مه رویان بطلعت ~~شاه عیاران # 6 بقد سرو سرافرازان برخ صبح سحر خیزان %~% بخط شام سیه روزان بشکر نقل ~~میخواران # 7 ز ما گر خرده‌ئی آمد بزرگی کن و زان بگذر %~% که آن بهتر که بر مستان ~~ببخشایند هشیاران # 8 ز ارباب کرم لطفی و رای آن نمی‌باشد %~% که ذیل عفو می‌پوشند بر جرم ~~گنه کاران # 9 کسی حال شبم داند که چون من روز گرداند %~% تو خفته مست با شاهد چه ~~دانی حال بیداران # 10 بقول دشمن ار پیچم عنان از دوست بی‌دینم %~% که ترک دوستی کفرست در ~~دین وفاداران # 11 بگو ای پیر فرزانه که شاگردان میخانه %~% برون آرند خواجو را بدوش از ~~کوی خماران PageV1P726 ### || [genre: Gh] # 1 ای غمزه جادویت افسونگر بیماران %~% وی طره هندویت سرحلقه طراران # 2 رویت بشب افروزی مهتاب سحرخیزان %~% زلفت بدلاویزی دلبند جگر خواران # 3 گوئیکه دو ابرویت بیمار پرستانند %~% پیوسته دو تا مانده از حسرت ~~بیماران # 4 جان آن نبود کو را نبود اثر از جانان %~% یار آن نبود کو را نبود خبر ~~از یاران # 5 چون دود دلم بینی اندیشه کن از اشکم %~% چون ابر پدید آید غافل مشو از ~~باران # 6 تا پیر خراباتت منظور نظر سازد %~% در دیده مستان کش خاک در خماران # 7 جز عشق بتان نهیست در ملت مشتاقان %~% جز کیش مغان کفرست در مذهب ~~دینداران # 8 یوسف که بهر موئی صد جان عزیز ارزد %~% کی کم شود از کویش غوغای ~~خریداران # 9 خواهد که کند منزل بر خاک درش خواجو %~% لیکن نبود جنت ماوای گنه کاران ~~PageV1P727 ### || [genre: Gh] # 1 تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران %~% گل را چه محل پیش رخ لاله ~~عذاران # 2 هر یار که دور از رخ یاران بدهد جان %~% از دل نرود تا ابدش حسرت یاران # 3 منعم مکن از صحبت احباب که بلبل %~% تا جان بودش باز نیاید ز بهاران # 4 ms349 گر صید بتان شد دل من عیب مگیرید %~% آهو چه کند در نظر شیر شکاران # 5 در بحر غم از سیل سرشکم نبود غم %~% کانرا که بود خرقه چه اندیشه ز ~~باران # 6 تا تاج سر از نعل سم رخش تو سازیم %~% یک راه عنان رنجه کن ای شاه ~~سواران # 7 گر نقش نگارین تو بینند ز حیرت %~% از دست بیفتد قلم نقش نگاران # 8 از لعل تو دل بر نکنم زانکه بمستی %~% جز باده نباشد طلب باده گساران # 9 خواجو چکنی ناله که پیش گل صد برگ %~% باشد بسحر باد هوا بانگ هزاران ~~PageV1P728 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش باشد میان لاله زاران %~% بر غم دشمنان با دوستداران # 2 گرامی دار مرغان چمن را %~% الا ای باغبان در نو بهاران # 3 نفیر عاشقان در کوی جانان %~% صفیر بلبلان بر شاخساران # 4 بنالم هر شبی در آرزویش %~% چو کبکان دری بر کوهساران # 5 قیامت آنزمان باشد بتحقیق %~% که از یاران جدا مانند یاران # 6 مرا در حلقه رندان درآرید %~% که می‌پرهیزم از پرهیزگاران # 7 ز زلف بیقرار و چشم مستش %~% نمی‌ماند قرار هوشیاران # 8 خوش آمد قامتش در چشم خواجو %~% صنوبر خوش بود بر جویباران PageV1P729 ### || [genre: Gh] # 1 ای نسیم سحری بوی بهارم برسان %~% شکری از لب شیرین نگارم برسان # 2 حلقه زلف دلارام من از هم بگشای %~% شمسه‌ئی زان گره غالیه بارم برسان # 3 تار آن سلسله مشک فشان بر هم زن %~% بوئی از نافه آهوی تتارم برسان # 4 گرت افتد به دواخانه وصلش گذری %~% مرهمی بهر دل ریش فگارم برسان # 5 دم بدم تا کنمش بر ورق دیده سواد %~% نسخه‌ای زان خط مشکین غبارم برسان # 6 تا دهم بوسه و بر بازوی ایمان بندم %~% رقعه‌ئی از خط آن لاله عذارم ~~برسان # 7 پیش از آن کز من دلخسته نماند دیار %~% مژده‌ئی از ره یاری بدیارم ~~برسان # 8 چون بدان بقعه رسی رقعه من در نظر آر %~% نام من محو ms350 کن و نامه بیارم ~~برسان # 9 گر بخمخانه آن مغبچه‌ات راه بود %~% سر خم بر کن و داروی خمارم برسان # 10 دارد آن موی میان از من بیچاره کنار %~% یا رب آنموی میان را بکنارم ~~برسان # 11 دل خواجو شد و بر خاک درش کرد قرار %~% خبری زاندل بی صبر و قرارم ~~برسان PageV1P730 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان %~% قصه مور بدرگاه سلیمان برسان # 2 ماجرای دل دیوانه بدلدار بگوی %~% خبرآدم سرگشته برضوان برسان # 3 شمع را قصه پروانه فرو خوان روشن %~% باغ را بندگی مرغ سحر خوان برسان # 4 بلبلانرا خبری از گل صد برگ بیار %~% طوطیانرا شکری از شکرستان برسان # 5 کشتگانرا ز شفاخانه جان مرهم ساز %~% تشنگانرا بلب چشمه حیوان برسان # 6 قصه غصه درویش اگرت راه بود %~% به مقیمان سراپرده سلطان برسان # 7 سخن شکر شیرین برفرهاد بگوی %~% خبر یوسف گمگشته بکنعان برسان # 8 چون شدم خاک رهت گر ز منت گردی نیست %~% دست من گیر و چو بادم بخراسان ~~برسان # 9 در هواداری اگر کار تو بالا گیرد %~% خدمت ذره بخورشید درفشان برسان # 10 گر از آن مایه درمان خبری یافته‌ئی %~% دل بیمار مرا مژده درمان برسان # 11 داغ کرمان ز دل خسته خواجو برگیر %~% خیز و درد دل ایوب بکرمان برسان ~~PageV1P731 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان %~% وین خسته را بکام دل خویشتن رسان # 2 داغ فراق تا بکیم بر جگر نهی %~% یک روز مرهمی بدل ریش من رسان # 3 از حد گذشت ناله و افغان عندلیب %~% بازش بشاخ سنبل و برگ سمن رسان # 4 بفرست بوی پیرهن از مصر و یکنفس %~% آرامشی بسا کن بیت الحزن رسان # 5 از مطبخ نوال حبیب حرم نشین %~% آخر نواله‌ئی به اویس قرن رسان # 6 خورشید را بذره بی خواب و خور نمای %~% گل را دگر بلبل شیرین سخن رسان # 7 تا چند بینوا بزمستان توان نشست %~% بوی بهار ms351 باز بمرغ چمن رسان # 8 تا کی مرا بدرد فراق امتحان کنی %~% از وصل مژده‌ای بمن ممتحن رسان # 9 خواجو ز داغ و درد جدائی بجان رسید %~% از غربتش خلاص ده و با وطن رسان ~~PageV1P732 ### || [genre: Gh] # 1 در تابم از دو هندوی آتش پرستشان %~% کز دست رفت دنیی و دینم ز دستشان # 2 ز مشک سوده سلسله بر مه نهاده‌اند %~% زانرو که آفتاب بود زیر دستشان # 3 برطرف آفتاب چه در خور فتاده است %~% مرغول مشگ رنگ دلاویز پستشان # 4 از حد گذشته‌اند بخوبی و لطف از آنک %~% زین بیش نیست حد لطافت که ~~هستشان # 5 مسکین دلم که بلبل بستان شوق بود %~% شد پای بند حلقه زلف چو سستشان # 6 نعلم نگر که باز برآتش نهاده‌اند %~% آن هندوان کافرآتش پرستشان # 7 صاحبدلان که بی خبرند از شراب شوق %~% در داده‌اند جرعه جام الستشان # 8 یاران ز جام باده نوشین فتاده مست %~% خواجو از آن دو نرگس مخمور ~~مستشان PageV1P733 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا چشمی که بیند روی ترکان %~% خنک بادی که آرد بوی ترکان # 2 می نوشین و نوشا نوش مستان %~% در اردو هایاهوی ترکان # 3 دل شیرافکنان افتاده در دام %~% ز روبه بازی آهوی ترکان # 4 شب شامی لباس زنگی آسا %~% غلام سنبل هندوی ترکان # 5 ز ترکان گوشه چون گیرم که بینم %~% کمان حسن بر بازوی ترکان # 6 بود هندوی چشم می پرستان %~% دو تا پیوسته چون ابروی ترکان # 7 در آب روشن ار آتش ندیدی %~% ببین روشن درآب روی ترکان # 8 و گر گفتی که چین در شام نبود %~% نظر کن در خم گیسوی ترکان # 9 بود پیرسته خواجو مست و مخمور %~% بیاد نرگس جادوی ترکان PageV1P734 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا صبح و صبوحی با همالان %~% نظر بر طلعت فرخنده فالان # 2 خداوندا بده صبری جمیلم %~% که می‌نشکیبم از صاحب جمالان # 3 خیالت این که برگردم ز خوبان %~% چو درویش از در دریا نوالان # 4 دلم چون ms352 گیسوی او بر کمر دید %~% چو وحشی شد شکار کوه مالان # 5 گهی کز کازرون رحلت گزینم %~% بنالد از فغانم کوه نالان # 6 غریبان را چرا باید که بینند %~% بچشم منقصت صاحب کمالان # 7 خطا باشد که چشم ترکتازت %~% دل مردم کند یکباره نالان # 8 مگر زلف تو زان آشفته حالست %~% که در تابند ازو آشفته حالان # 9 چنان مرغ دلم در قیدت افتاد %~% که کبکان دری در چنگ دالان # 10 عقاب تیز پر کی باز گردد %~% بهر بازی ز صید خسته بالان # 11 غزل خواجو بگوید بر غزاله %~% مگر برآهوی چشم غزالان PageV1P735 ### || [genre: Gh] # 1 ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان %~% جان داده بر نرگس مست تو حکیمان # 2 دست ازطلبت باز نگیرم که بشمشیر %~% کوته نشود دست فقیران ز کریمان # 3 گر دولت وصلت بزر و سیم برآید %~% کی دست دهد آرزوی بی زر و سیمان # 4 باری اگرش شربت آبی نچشانند %~% راهی بمسافر بنمایند مقیمان # 5 از هر چه فلک می‌دهدت بگذر و بگذار %~% عاقل متنفر بود از خوان لئیمان # 6 با چشم سقیمم دل پر خون بربودند %~% یا رب حذر از خیرگی چشم سقیمان # 7 بانگی بزن ای خادم عشرتگه مستان %~% تا وقت سحر باز نشینند ندیمان # 8 قاضی اگر از می نشکیبد نبود عیب %~% خون جگر جام به از مال یتیمان # 9 از گفته خواجو شنوم رایحه عشق %~% چون بوی عبیر از نفس مشک نسیمان ~~PageV1P736 ### || [genre: Gh] # 1 دلا از جان زبان درکش که جانان %~% نکو داند زبان بی زبانان # 2 اگر برگ گلت باشد چو بلبل %~% مترس از خار خار باغبانان # 3 طبیبانرا اگر دردی نباشد %~% چه غم باشد ز درد ناتوانان # 4 نیندیشد معاشر در شبستان %~% شبان تیره از حال شبانان # 5 خرد با عشق برناید که پیران %~% زبون آیند در دست جوانان # 6 ندارد موئی از موئی تفاوت %~% میان لاغر لاغر میانان # 7 شراب تلخ چون شکر کنم نوش %~% بیاد شکر ms353 شیرین دهانان # 8 اگر جانان برآرد کام جانم %~% کنم جانرا فدای جان جانان # 9 میانش در ضمیر خرده بینان %~% دهانش در گمان خرده دانان # 10 نشان دل چه می‌پرسی ز خواجو %~% نپرسد کس نشان بی نشانان PageV1P737 ### || [genre: Gh] # 1 زهی روی تو صبح شب نشینان %~% خیالت مونس عزلت گزینان # 2 دهانت آرزوی تنگدستان %~% میانت نکته باریک بینان # 3 عذارت آفتاب صبح خیزان %~% جمالت قبله خلوت نشینان # 4 بزلف کافرت آوردم ایمان %~% که اینست اعتقاد پاک دینان # 5 چرا از خرمن حسن تو یک جو %~% نمی‌باشد نصیب خوشه چینان # 6 چو این شکر لبان جان می‌فزایند %~% خنک آنان که نشکیبند از اینان # 7 برو خواجو و بر خاک درش بین %~% نشانهای جبین مه جبینان PageV1P738 ### || [genre: Gh] # 1 ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان %~% در بند کمند تو دل حلقه گشایان # 2 وی برده بدندان سر انگشت تحیر %~% ز آئینه رخسار تو آئینه زدایان # 3 همچون مه نو گشته‌ام از مهر تو در شهر %~% انگشت نما گشته انگشت نمایان # 4 عمرم بنهایت رسد و دور بخر %~% لیکن نرسد قصه عشق تو بپایان # 5 این نکهت مشکین نفس باد بهشتست %~% یا بوی تو یا لخلخه غالیه سایان # 6 با سرو قدان مجلس خلوت نتوان ساخت %~% تا کم نشود مشغله بی سر و پایان # 7 محمول سبکروح که در خواب گرانست %~% او را چه غم از ولوله هرزه درایان # 8 باید که برآید چو برآید نفس صبح %~% از پرده‌سرا زمزمه پرده‌سرایان # 9 منزلگه خواجو و سر کوی تو هیهات %~% در بزم سلاطین که دهد راه گدایان ~~PageV1P739 ### || [genre: Gh] # 1 سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن %~% مهر را گرچه محالست بگل بنهفتن # 2 مشکل آنست که احوال گدا با سلطان %~% نتوان گفتن و با غیر نیاید گفتن # 3 ای خوشا وقت گل و لاله بهنگام صبوح %~% در کشیدن مل گلگون و چو گل ~~بشکفتن # 4 شرط فراشی در دیر مغان دانی چیست %~% ره ms354 رندان خرابات بمژگان رفتن # 5 هیچکس نیست که با چشم تو نتواند گفت %~% که چنین مست بمحراب نشاید خفتن # 6 کیست کز هندوی زلف تو نجوید دل من %~% دزد را گر چه ز دانش نبود آشفتن # 7 کار خواجو بهوای لب در پاشش نیست %~% جز بالماس زبان گوهر معنی سفتن ~~PageV1P740 ### || [genre: Gh] # 1 نه درد عشق می‌یارم نهفتن %~% نه ترک عشق می‌یارم گرفتن # 2 نگردد مهر دل در سینه پنهان %~% بگل خورشید چون شاید نهفتن # 3 غریبست از کسانی کاشنایند %~% حدیث خویش با بیگانه گفتن # 4 اگر فراش دیری فرض عینست %~% بمژگانت در میخانه رفتن # 5 بگو با نرگس میگون که پیوست %~% نشاید مست در محراب خفتن # 6 بود کارم بیاد درج لعلت %~% بالماس زبان دردانه سفتن # 7 مقیمان در میخانه خواجو %~% چه حاجتشان بکوی کعبه رفتن PageV1P741 ### || [genre: Gh] # 1 نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن %~% بشنو از وی ماجرای خویشتن ~~بیخویشتن # 2 بلبل بستانسرا بین در چمن دستانسرا %~% و او چون من دستان زن بستانسرای ~~انجمن # 3 گردر اسرار زبان بی زبانان می‌رسی %~% بی زبانی را نگر با بی زبانان در ~~سخن # 4 مطرب بی برگ بین از همدمان او را نوا %~% ناله نایش نگر در پرده دل چنگ ~~زن # 5 پسته خندان شکر لب چون نباتش می‌نهند %~% از چه هر دم می‌نهند از پسته ~~قندش در دهن # 6 ایکه چون نی سوختی جانم چونی را ساختی %~% تاکه فرمودت که هردم آتشی در ~~نی فکن # 7 همچو من بی دوستان در بوستانش خوش نبود %~% زان بریدست از کنار چشمه و ~~طرف چمن # 8 راستی را گوئی از شیرین زبانی طوطیست %~% هر نفس در شکرستان سخن شکر ~~شکن # 9 گفتم آخر باز گو کاین ناله زارت ز چیست %~% گفت خواجو من نیم هر دم چه ~~می‌پرسی ز من PageV1P742 ### || [genre: Gh] # 1 دوش چون از لعل میگون تو می‌گفتم سخن %~% همچو جام از باده لعلم لبالب ~~شد ms355 دهن # 2 مرده در خاک لحد دیگر ز سر گیرد حیات %~% گر به آب دیده ساغر بشویندش ~~کفن # 3 با جوانان پیر ماهر نیمه شب مست و خراب %~% خویشتن را در خرابات افکند ~~بی خویشتن # 4 تشنگانرا ساقی میخانه گو آبی بده %~% رهروانرا مطرب عشاق گو راهی بزن # 5 گر نیارامم دمی بی همدمی نبود غریب %~% زانکه با تن‌ها بغربت به که ~~تنها در وطن # 6 ایکه دور افتاده‌ئی از راه و با ما همرهی %~% ره بمنزل کی بری تا نگذری ~~از ما و من # 7 بلبل از بوی سمن سرمست و مدهوش اوفتد %~% ما ز گلبوئی که رنگ و روی او ~~دارد سمن # 8 باغبان چون آبروی گل نداند کز کجاست %~% باد پندارد خروش ناله مرغ چمن # 9 در حقیقت پیر کنعان چون ز یوسف دور نیست %~% ای عزیزان کی حجاب راه ~~گردد پیرهن # 10 جان و جانانرا چو با هم هست قرب معنوی %~% اعتبار بعد صوری کی توان ~~کردن ز تن # 11 گر چه خواجو منطق مرغان نکو داند ولیک %~% از سلیمان مرغ جانش باز ~~می‌راند سخن PageV1P743 ### || [genre: Gh] # 1 هندوی آن کاکل ترکانه می‌باید شدن %~% یا چو هندو بنده ترکان نمی‌باید ~~شدن # 2 ماه بزم افروز و عالم سوز من چون حاضرست %~% پیش شمع عارضش پروانه ~~می‌باید شدن # 3 تا مگر گنجی بدست آید ترا عمری دراز %~% معتکف در کنج هر ویرانه ~~می‌باید شدن # 4 ملک جانرا منزل جانانه می‌باید شناخت %~% وانگه از جان طالب جانانه ~~می‌باید شدن # 5 از سر افسانه و افسون همی باید گذشت %~% یا به عشقش در جهان افسانه ~~می‌باید شدن # 6 تا شود بتخانه از روی حقیقت کعبه‌ات %~% با هوای کعبه در بتخانه ~~می‌باید شدن # 7 هر چه می‌بینی برون از دانه و دام تو نیست %~% فارغ از دام و بری از ~~دانه می‌باید شدن # 8 بابت پیمان شکن پیمانه نوش و غم مخور %~% زانکه شادی خورده پیمانه ~~می‌باید شدن # 9 گفتم ms356 ار شکرانه می‌خواهی به جان استاده‌ام %~% گفت خواجو از پی شکرانه ~~می‌باید شدن PageV1P744 ### || [genre: Gh] # 1 بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن %~% ولی با او چه شاید کرد جز خون ~~جگر خوردن # 2 قلم پوشیده می‌رانم که اسرارم نهان ماند %~% اگر چه آتش سوزان به نی ~~نتوان نهان کردن # 3 مزن بلبل دم از نسرین که در خلوتگه رامین %~% چو ویس دلستان باشد نشاید ~~نام گل بردن # 4 مگو از دنیی و عقبی اگر در راه عشق آئی %~% که مکروهست با اصنام رو در ~~کعبه آوردن # 5 ورع یکسو نهد صوفی چو با مستان در آمیزد %~% بحکم آنکه ممکن نیست پیش ~~آتش افسردن # 6 مراد از زندگانی چیست روی دلبران دیدن %~% حیات جاودانی چیست پیش ~~دوستان بودن # 7 اگر لیلی طمع بودش که حسنش جاودان ماند %~% دل مجروح مجنون را ~~نمی‌بایستش آزردن # 8 هواداران بسی هستند خورشید درخشانرا %~% ولیکن ذره را زیبد طریق مهر ~~پروردن # 9 نگفتی بارها خواجو که سر در پایش اندازم %~% ادا کن گر سری داری که آن ~~فرضیست برگردن PageV1P745 ### || [genre: Gh] # 1 بر اشکم کهربا آبیست روشن %~% سرشکم بی تو خونابیست روشن # 2 اگر گفتم که اشکم سیم نابست %~% خطا گفتم که سیمابیست روشن # 3 شبی خورشید را در خواب دیدم %~% توئی تعبیر و این خوابیست روشن # 4 شکنج زلف و روی دلفروزت %~% شبی تاریک و مهتابیست و روشن # 5 خطت از روشنائی نامه حسن %~% بگرد عارضت بابیست روشن # 6 رخت در روشنی برد آب آتش %~% ولی در چشم ما آبیست روشن # 7 دلم تا شد مقیم طاق ابروت %~% چو شمعی پیش محرابیست روشن # 8 کجا از ورطه عشقت برم جان %~% چو می‌دانم که غرقابیست روشن # 9 درش خواجو بهر بابی که خواهی %~% ز فردوس برین بابیست روشن PageV1P746 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که گفت که قصد دل شکسته ما کن %~% چو زلف سر زده ما را فرو گذار و ~~رها کن # 2 نه ms357 عهد کردی و گفتی که با تو کینه نورزم %~% بترک کینه کن اکنون و عهد ~~خویش وفا کن # 3 بهرطریقی که دانی مراد خاطر ما جوی %~% بهر صفت که تو دانی تدارک دل ما ~~کن # 4 ز ما چو هیچ نیاید خلاف شرط محبت %~% مرو بخشم و ره صلح گیر و ترک جفا ~~کن # 5 وگر چنانکه دلت می کشد به باده صافی %~% بگیر خرقه صوفی و می بیار و ~~صفا کن # 6 ز بهر خاطرم ای هدهد آن زمان که توانی %~% بعزم گلشن بلقیس روی سوی سبا ~~کن # 7 چو ره بمنزل قربت نمی‌برند گدایان %~% بچشم بنده نوازی نظر بحال گدا کن # 8 چه زخمها که ندارم ز تیغ هجر تو بر دل %~% بیا و زخم مرا مرهمی بساز و ~~دواکن # 9 هر آن نماز که کردی بکنج صومعه خواجو %~% رضای دوست بدست آر ورنه جمله ~~قضا کن PageV1P747 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن %~% جان من دلخسته بجانانه رها کن # 2 دلدار مرا با من دلسوخته بگذار %~% بگذر ز سر شمع و بپروانه رها کن # 3 گر مرتبه یار ز بیگانگی ماست %~% گو مرتبه خویش به بیگانه رها کن # 4 بر رهگذرت دنیی و دین دانه و دامست %~% در دام مقید مشو و دانه رها کن # 5 گر باده پرستان همه از میکده رفتند %~% سرمست مرا بر در میخانه رها کن # 6 آنرا که بود برگ گل و عزم تماشا %~% گو خیمه بصحرا زن و کاشانه رها کن # 7 چون مار سر زلف تو زد بر دل ریشم %~% تدبیر فسونی کن و افسانه رها کن # 8 گنجست غم عشقت و ویران دل خواجو %~% از بهر دلم گنج به ویرانه رها کن ~~PageV1P748 ### || [genre: Gh] # 1 وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن %~% برگ صبوح ساز و قدح پر شراب کن # 2 خورشید را ز برج صراحی طلوع ده %~% وانگه ز ماه نو طلب آفتاب کن ms358 # 3 خاتون بکر مهوش آتش لباس را %~% از ابر آبگون زجاجی نقاب کن # 4 آن آتش مذاب در آب فسرده ریز %~% و آن بسد گداخته در سیم ناب کن # 5 لب را بلعل حل شده رنگ عقیق بخش %~% کف را به خون دیده ساغر خضاب کن # 6 بهر صبوحیان سحر خیز شب نشین %~% از آتش جگر دل بریان کباب کن # 7 شمع از جمال ماه پری چهره برفروز %~% قند از عقیق یار شکر لب در آب کن # 8 ای رود پرده ساز که راه دلم زنی %~% بردار پرده از رخ و ساز رباب کن # 9 خواجو ترا که گفت که در فصل نوبهار %~% از طرف باغ و باده ناب اجتناب ~~کن PageV1P749 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن %~% حال این درویش با آن محتشم ~~تقریر کن # 2 ماجرای اشک گرمم یک بیک با او بگو %~% داستان آه سردم دمبدم تقریر کن # 3 گر چو شمع آری حدیث سوز عشقم بر زبان %~% وصف سیلاب سرشک دیده هم تقریر ~~کن # 4 شرح سرگردانی مستسقیان بادیه %~% چون فرود آئی بر اطراف حرم تقریر کن # 5 قصه تاریک روزان در دل شب عرضه دار %~% داستان مهر ورزان صبحدم تقریر ~~کن # 6 گر غم بیچارگان داری و درد خستگان %~% آنچه بر جان منست از درد و غم ~~تقریر کن # 7 اضطراب و شور آن ماهی که دور افتد ز آب %~% گر هواداری نمائی پیش یم ~~تقریر کن # 8 وان گل باغ کرم گر یاد بی برگان کند %~% افتقار و عجزم از راه کرم ~~تقریر کن # 9 ضعف خواجو بین و با آن دلبر لاغر میان %~% هر چه دانی موبموی از بیش و ~~کم تقریر کن PageV1P750 ### || [genre: Gh] # 1 خویش را در کوی بیخویشی فکن %~% تا ببینی خویشتن بی خویشتن # 2 جرعه‌ئی برخاک می خواران فشان %~% آتشی در جان هشیاران فکن # 3 هر کرا دادند مستی در ازل %~% تا ابد گو ms359 خیمه بر میخانه زن # 4 مرغ نتواند که در بندد زبان %~% صبحدم چون غنچه بگشاید دهن # 5 باد اگر بوی تو بر خاکم دمد %~% همچو گل برتن بدرانم کفن # 6 از تنم جز پیرهن موجود نیست %~% جان من جانان شد و تن پیرهن # 7 آنچنان بدنام و رسوا گشته‌ام %~% کز در دیرم براند بر همن # 8 سر عشق از عقل پرسیدن خطاست %~% روح قدسی را چه داند اهرمن # 9 جز میانش بر بدن یک موی نیست %~% وز غم او هست یک مویم بدن # 10 باغبان از ناله ما گومنال %~% ما نه امروزیم مرغ این چمن # 11 معرفت خواجو ز پیر عشق جوی %~% تا سخن ملک تو گردد بی سخن PageV1P751 ### || [genre: Gh] # 1 امشب ای یار قصد خواب مکن %~% مرو و کار ما خراب مکن # 2 شب درازست و عمر ما کوتاه %~% قصه کوته کن و شتاب مکن # 3 چشم مست تو گر چه درخوابست %~% تو قدح نوش وعزم خواب مکن # 4 شب قدرست قدر شب دریاب %~% وز می و مجلس اجتناب مکن # 5 سخن جام گوی و باده ناب %~% صفت ابر و آفتاب مکن # 6 و گرت شیخ و شاب طعنه زنند %~% التفاتی بشیخ و شاب مکن # 7 روز را چون ز شب نقاب کنند %~% ترک خورشید مه نقاب مکن # 8 آبروی قدح بباد مده %~% پشت بر آتش مذاب مکن # 9 لعل میگون آبدار بنوش %~% جام می را ز خجلت آب مکن # 10 چون مرا از شراب نیست گزیر %~% منعم از ساغر شراب مکن # 11 از برای معاشران خواجو %~% جز دل خونچکان کباب مکن PageV1P752 ### || [genre: Gh] # 1 جان بده یا دگر اندیشه جانانه مکن %~% دام را بنگر ازین پس طلب دانه ~~مکن # 2 بسته‌ای با می و پیمانه ز مستی پیمان %~% ترک پیمان کن و جان در سر ~~پیمانه مکن # 3 حرمت خویش نگهدار و مکن قصد حرم %~% ور شدی صید حرم روی بدین خانه مکن # 4 اگرت دست دهد ms360 صحبت بیگانه و خویش %~% خویش را دستخوش مردم بیگانه مکن # 5 گنج بردار و ازین منزل ویران بگذر %~% ور مسیحا نفسی چون خر و ویرانه ~~مکن # 6 گر نداری سرآنک از سر جان در گذری %~% چشم در نرگس مستانه جانانه مکن # 7 تو هم ای ترک ختا ترک جفا گیر و مرا %~% صید آن کاکل شوریده ترکانه مکن # 8 ما چو روی از دو جهان در غم عشقت کردیم %~% هر دم از مجلس ما روی ~~بکاشانه مکن # 9 حلقه سلسله طره میفکن در پای %~% دل سودازدگان مشکن و دیوانه مکن # 10 رخ میارای و قرار از دل مشتاق مبر %~% شمع مفروز و ستم بر دل پروانه ~~مکن # 11 گر نخواهی که کنی مشک فشانی خواجو %~% پیش گیسوی عروسان سخن شانه مکن ~~PageV1P753 ### || [genre: Gh] # 1 ای باد سحرگاهی زینجا گذری کن %~% وز بهر من دلشده عزم سفری کن # 2 چون بلبل سودازده راه چمنی گیر %~% چون طوطی شوریده هوای شکری کن # 3 فرهاد صفت روی بصحرا نه و چون سیل %~% از کوه برآور سر و یاد کمری کن # 4 چون کار تو در هر طرفی مشک فروشیست %~% با قافله چین بخراسان گذری کن # 5 شب در شکن سنبل یارم بسر آور %~% وانگه چو ببینی مه رویش سحری کن # 6 برکش علم از پای سهی سرو روانش %~% وز دور در آن منظر زیبا نظری کن # 7 احوال دل ریش گدا پیش شهی گوی %~% تقریر شب تیره ما با قمری کن # 8 هر چند که دانم که مرا روی بهی نیست %~% لطفی بکن و کار مرا به بتری کن # 9 گر دست دهد آن مه بی مهر و وفا را %~% از حال دل خسته خواجو خبری کن ~~PageV1P754 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل خوش سرای شد مطرب مجلس چمن %~% مطربه سرای شد بلبل باغ انجمن # 2 خادم عیشخانه کو تا بکشد چراغ را %~% زانکه زبانه می‌زند شمع زمردین ~~لگن # 3 ساقی دلنواز گو داد صبوحیان ms361 بده %~% مطرب نغمه ساز گو راه معاشران بزن # 4 هر سحری که نسترن پرده ز رخ برافکند %~% باد صبا ببوی گل رو بچمن نهد ~~چو من # 5 نیست مرا بجز بدن یک سر موی در میان %~% نیست ترا بجز میان یک سر موی ~~بر بدن # 6 ای چو تن منت میان بلکه در آن میان گمان %~% وی چو دل منت دهان بلکه در ~~آن دهان سخن # 7 هیچ ندید هر که او هیچ ندید از آن میان %~% هیچ نگفت هر که او هیچ نگفت ~~از آن دهن # 8 روز جزا چو از لحد بر عرصاتم آورند %~% خون جگر فرو چکد گر بفشاریم کفن # 9 مرغ ببوی نسترن واله و مست می‌شود %~% خواجو از آنکه سنبلش بوی دهد ~~بنسترن PageV1P755 ### || [genre: Gh] # 1 بوقت صبح ندانم چه شد که مرغ چمن %~% هزار ناله شبگیر بر کشید چو من # 2 مگر چو باد صبا مژده بهار آورد %~% بباد داد دل خسته در هوای سمن # 3 در آن نفس که برآید نسیم گلشن شوق %~% رسد ببلبل یثرب دم اویس قرن # 4 میان یوسف و یعقوب گر حجاب بود %~% معینست که نبود برون ز پیراهن # 5 ز روی خوب تو دوری نمی‌توانم جست %~% اگر چنانکه شوم فتنه هم بوجه حسن # 6 ز خوابگاه عدم چون بحشر برخیزم %~% روایح غم عشق تو آیدم ز کفن # 7 کند بگرد درت مرغ جان من پرواز %~% چنانکه بلبل سرمست در هوای چمن # 8 ز سوز سینه چو یک نکته بر زبان آرم %~% زند زبانه چو شمع آتش دلم ز دهن # 9 چو نور روی تو پرتو برآسمان فکند %~% چراغ خلوت روحانیان شود روشن # 10 میان جان من و چین جعد مشکینت %~% تعلقیست حقیقی بحکم حب وطن # 11 حدیث زلف تو می‌گفت تیره شب خواجو %~% برآمد از نفس او نسیم مشک ختن ~~PageV1P756 ### || [genre: Gh] # 1 هر کس که برگرفت دل از جان چنانکه من %~% گو سر بباز در ره جانان ms362 ~~چنانکه من # 2 لؤلؤ چو نام لعل گهر بار او شنید %~% لالای او شد از بن دندان چنانکه ~~من # 3 کو صادقی که صبح وصالش چو دست داد %~% غافل نگردد از شب هجران چنانکه ~~من # 4 وان رند کو که بر در دردیکشان درد %~% از دل برون کند غم درمان چنانکه ~~من # 5 ای شمع تا بچند زنی آه سوزناک %~% یکدم بساز با دل بریان چنانکه من # 6 حاجی بعزم کعبه که احرام بسته‌ئی %~% در دیده ساز جای مغیلان چنانکه من # 7 دل سوختست و غرقه خون جگر ز مهر %~% دور از رخ تو لاله نعمان چنانکه من # 8 مرغ چمن که برگ و نوایش نمانده بود %~% دارد دگر هوای گلستان چنانکه من # 9 گر ذوق شکر تو سکندر بیافتی %~% سیرآمدی ز چشمه حیوان چنانکه من # 10 زلف تو چون من ار چه پریشان فتاده است %~% کس را مباد حال پریشان ~~چنانکه من # 11 ابروت از آن کشید کمان بر قمر که او %~% پیوسته شد ملازم مستان چنانکه ~~من # 12 دیوانه‌ئی که خاتم لعل لب تو یافت %~% آزاد شد ز ملک سلیمان چنانکه من # 13 هر کس که پای در ره عشقت نهاده است %~% افتاده است بی سر و سامان ~~چنانکه من # 14 ایوب اگر ز محنت کرمان بجان رسید %~% هرگز نخورده انده کرمان چنانکه ~~من # 15 خواجو کسی که رخش بمیدان شوق راند %~% گو جان بباز بر سر میدان چنانکه ~~من PageV1P757 ### || [genre: Gh] # 1 گهیکه جان رود از چشم ناتوان بیرون %~% گمان مبر که رود مهر او ز جان ~~بیرون # 2 ندانم آن بت کافر نژاد یغمائی %~% کی آمدست ز اردوی ایلخان بیرون # 3 درآن میان دل شوریده حال من گمشد %~% که آردم دل شوریده زان میان بیرون # 4 نشان دل بمیان شما از آن آرم %~% که از میان شما نیست این نشان بیرون # 5 سپر چه سود که در رو کشم ز تقوی و زهد %~% کنون که تیر ms363 قضا آمد از کمان ~~بیرون # 6 ز بسکه آتش دل خونش از جگر پالود %~% زبان شمع فتادست از دهان بیرون # 7 حدیث زلف تو تا خامه بر زبان آورد %~% فکنده است چو مار از دهن زبان ~~بیرون # 8 چگونه قصه شوق تو در میان آرم %~% که هست آیت مشتاقی از بیان بیرون # 9 چو در وفای تو خواجو برون رود ز جهان %~% برد هوای رخت با خود از جهان ~~بیرون PageV1P758 ### || [genre: Gh] # 1 ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون %~% عالمی بر شکن زلف سیاهت مفتون # 2 خسروان شکر شیرین سخنت را فرهاد %~% عاقلان طره لیلی صفتت را مجنون # 3 خال زنگیت سیاهیست بغایت مقبل %~% زلف هندوت بلالیست بغایت میمون # 4 سر موئیست میان تو ولی یکسر موی %~% در کنار من دلخسته ترا نیست سکون # 5 از میان تو هر آن نکته که صورت بستم %~% بجز این معنی باریک نیامد ~~بیرون # 6 کاف و نون پیش من آنست که خود ممکن نیست %~% مگر آن زلف چو کاف و خم ~~ابروی چو نون # 7 چشم خونخوار تو چون تشنه بخون دل ماست %~% هست دور از تو مرا چشمی و صد ~~چشمه خون # 8 چون فغان من دلسوخته از گردونست %~% می‌رسانم همه شب آه و فلک بر گردون # 9 هست یاقوت تو چون گفته خواجو شیرین %~% مهر رخسار تو چون محنت او روز ~~فزون PageV1P759 ### || [genre: Gh] # 1 به عقل کی متصور شود فنون جنون %~% که عقل عین جنونست والجنون فنون # 2 ز عقل بگذر و مجنون زلف لیلی شو %~% که کل عقل عقیله‌ست و عقل کل جنون # 3 بنور مهر بیارا درون منظر دل %~% که کس برون نبرد ره مگر بنور درون # 4 جنون نتیجه عشقست و عقل عین خیال %~% ولی خیال نماید بعین عقل جنون # 5 بعقل کاشف اسرار عشق نتوان شد %~% که عقل را بجز از عشق نیست راهنمون # 6 در آن مقام که احرام عشق می‌بندند %~% بب دیده ms364 طهارت کنند و غسل بخون # 7 شدست این دل مهموز ناقصم با مهر %~% مثال زلف لفیف پریرخان مقرون # 8 چو من بمیرم اگر ابر را حیا باشد %~% بجای آب کند خاک من بخون معجون # 9 حیات چیست بقائی فنا درو مضمر %~% ممات چیست فنائی بقا درو مضمون # 10 اگر جمال تو بینم کدام هوش و قرار %~% و راز تو هجر گزینم کدام صبر و ~~سکون # 11 چه نیکبخت کسی کو غلام روی تو شد %~% مبارک آنکه دهد دل بطلعت میمون # 12 اگر بروی تو هر روز مهرم افزونست %~% نشاط دل نبود جز بمهر روز افزون # 13 محققت نشود سرکاف و نون خواجو %~% مگر ز زلف چو کاف و خط سیاه چو نون ~~PageV1P760 ### || [genre: Gh] # 1 زبان خامه نتواند حدیث دل بیان کردن %~% که وصف آتش سوزان به نی مشکل ~~توان کردن # 2 در آن حضرت که باد صبح گردش در نمی‌یابد %~% دمادم قاصدی باید ز خون دل ~~روان کردن # 3 شبان تیره از مهرش نبینم در مه و پروین %~% که شرط دوستی نبود نظر در ~~این و آن کردن # 4 مرا ماهیت رویش چو شد روشن بدانستم %~% که بی وجهست تشبیهش به ماه ~~آسمان کردن # 5 چو در لعل پریرویان طمع بی هیچ نتوان کرد %~% نباید تنگدستانرا حدیث آن ~~دهان کردن # 6 کمر موی میانش را چنان در حلقه آوردست %~% که از دقت نمی‌یارم نظر در ~~آن میان کردن # 7 بر غم دشمنان با دوست پیمان تازه خواهم کرد %~% که ترک دوستان نتوان ~~بقول دشمنان کردن # 8 در آن معرض که جان بازان بکوی عشق در تازند %~% اگر جانان دلش خواهد چه ~~باشد ترک جان کردن # 9 کسی کش چشم آهوئی به روباهی بدام آرد %~% خلاف عقل باشد پنجه با شیر ~~ژیان کردن # 10 چو از آه خدا خوانان برافتد ملک سلطانان %~% نباید پادشاهان را ستم بر ~~پاسبان کردن # 11 ز باغ و بوستان چون بوی وصل دوستان آید %~% خوشا ms365 با دوستان آهنگ باغ و ~~بوستان کردن # 12 بگوئید آخر ای یاران بدان خورشید عیاران %~% که چندین بر سبکباران ~~نشاید سر گران کردن # 13 جهان بر حسن روی تست و ارباب نظر دانند %~% که از ملک جهان خوشتر ~~تماشای جهان کردن # 14 اگر خواجو نمی‌خواهی که پیش ناوکت میرد %~% چرا باید ز مژگان تیر و از ~~ابرو کمان کردن PageV1P761 ### || [genre: Gh] # 1 سنبل سیه بر سمن مزن %~% لشکر حبش بر ختن مزن # 2 ابر مشکسا بر قمر مسا %~% تاب طره بر نسترن مزن # 3 تا دل شب تیره نشکند %~% زلف را شکن بر شکن مزن # 4 از حرم ببستانسرا میا %~% طعنه بر عروس چمن مزن # 5 آتشم چو در جان و دل زدی %~% خاطرم بدست آر وتن مزن # 6 روح را که طاوس باغ تست %~% همچو مرغ بر بابزن مزن # 7 مطربا چو از چنگ شد دلم %~% بیش ازین ره عقل من مزن # 8 ساقیا بدان لعل آتشین %~% خنده بر عقیق یمن مزن # 9 دود سینه خواجو ز سوز دل %~% همچو شمع در انجمن مزن PageV1P762 ### || [genre: Gh] # 1 خط زنگاری نگر از سبزه بر گرد سمن %~% کاسه یاقوت بین از لاله در صحن ~~چمن # 2 یوسف گل تا عزیز مصر شد یعقوب وار %~% چشم روشن می‌شود نرگس ببوی پیرهن # 3 نو عروس باغ را مشاطه باغ صبا %~% هر نفس می‌افکند در سنبل مشکین شکن # 4 طاس زرین می‌نهد نرگس چمن را بر طبق %~% خط ریحان می‌کشد سنبل بر اوراق ~~سمن # 5 سرو را بین بر سماع بلبلان صبح خیز %~% همچو سرمستان ببستان پای کوب و ~~دست زن # 6 زرد شد خیری و مؤبد باد صبح و ویس گل %~% باغ شد کوراب و رامین بلبل و ~~گل نسترن # 7 گوئیا نرگس بشاهد بازی آمد سوی باغ %~% زانکه دایم سیم دارد بر کف و زر ~~در دهن # 8 ایکه گفتی جز بدن سرو روانرا هیچ نیست %~% آب را در سایه او بین ms366 روانی ~~بی بدن # 9 غنچه گوئی شاهد گلروی سوسن بوی ماست %~% کز لطافت در دهان او نمی‌گنجد ~~سخن # 10 نوبت نوروز چون در باغ پیروزی زدند %~% نوبت نوروز سلطانی به پیروزی ~~بزن # 11 مرغ گویا گشت مطرب گفته خواجو بگوی %~% باد شبگیری برآمد باده در ساغر ~~فکن PageV1P763 ### || [genre: Gh] # 1 ای ز سنبل بسته شادروان مشکین بر سمن %~% راستی را چون قدت سروی ندیدم ~~در چمن # 2 زنگیان سودائی آن هندوان دل سیاه %~% و آهوان نخجیر آن ترکان مست تیغ ~~زن # 3 رویت از زلف سیه چون روز روشن در طلوع %~% جسمت اندر پیرهن چون جان ~~شیرین در بدن # 4 تا برفت از چشمم آن یاقوت گوهر پاش تو %~% می‌رود آب فرات از چشم دریا ~~بارمن # 5 بسکه برتن پیرهن کردم قبا از درد عشق %~% شد تنم مانندیک تار قصب در ~~پیرهن # 6 گر صبا بوئی ز گیسویت بترکستان برد %~% مشک اذفر خون شود در ناف آهوی ~~ختن # 7 صبحدم در صحن بستان گر براندازی نقاب %~% پیش روی چون گلت بر لاله خندد ~~نسترن # 8 تاگرفتار سر زلف سیاهت گشته‌ام %~% گشته‌ام مانند یک مو وندران مو صد ~~شکن # 9 گر نسیم سنبلت برخاک خواجو بگذرد %~% همچو گل بر تن ز بیخویشی بدراند ~~کفن PageV1P764 ### || [genre: Gh] # 1 خیز و در بحر عدم غوطه خور و ما را بین %~% چشم موج افکن ما بنگر و ~~دریا را بین # 2 اگر از عالم معنی خبری یافته‌ئی %~% برگشا دیده و آن صورت زیبا را بین # 3 چه زنی تیغ ملامت من جان افشانرا %~% عیب وامق مکن و طلعت عذرا را بین # 4 حلقه زلف چو زنجیر پریرویان گیر %~% زیر هر موی دلی واله و شیدا را بین # 5 باغبان گر ز فغان منع کند بلبل را %~% گو نظر باز کن و لاله حمرا را ~~بین # 6 ای سراپرده بدستان زده بر ملک فنا %~% علم از قاف بقا برکش و عنقا را ~~بین # 7 گر ms367 بدل قائل آن سر و سهی بالائی %~% سر برآر از فلک و عالم بالا را بین # 8 چون درین دیر مصور شده‌ئی نقش پرست %~% شکل رهبان چکنی نقش مسیحا را ~~بین # 9 دفتر شعر چه بینی دل خواجو بنگر %~% سخن سحر چه گوئی ید بیضا را بین ~~PageV1P765 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان آهنگ بیزاریش بین %~% عهد و پیمان وفاداریش بین # 2 گر ندیدی نیمشب در نیمروز %~% گرد ماه آن خط زنگاریش بین # 3 زلف مشکین چون براندازد رخ %~% روز روشن در شب تاریش بین # 4 حلقه‌های جعدش از هم باز کن %~% نافه‌های مشک تاتاریش بین # 5 آن لب شیرین شورانگیز او %~% در سخنگوئی شکر باریش بین # 6 چشم مخمورش که خونم می‌خورد %~% گر چه بیمارست خونخواریش بین # 7 این که خود را طره‌اش آشفته ساخت %~% از سیه کاریست طراریش بین # 8 بار غم گوئی دلم را بس نبود %~% درد تنهائی بسر باریش بین # 9 چاره خواجو اگر زور و زرست %~% چون ندارد زور و زر زاریش بین ~~PageV1P766 ### || [genre: Gh] # 1 زهی خطی به خطا برده سوی خطه چین %~% گرفته چین بدو هندوی زلف چین بر ~~چین # 2 نموده لعل لبت ثلثی از خط یاقوت %~% بنفشه‌ات خط ریحان نوشته بر نسرین # 3 چو صبحدم متبسم شدی فلک پنداشت %~% که از قمر بدرخشید رشته پروین # 4 ز لعل دختر رز چون مراد بستانم %~% که کشف آن نکند محتسب برای رزین # 5 عجب ز جادوی مستت که ناتوان خفته %~% نهاده است کمانش مدام بر بالین # 6 چه شد که با من سرگشته کینه می‌ورزی %~% ز دره مهر نباشد بهیچ رو در ~~کین # 7 اگر چه رفت بتلخی درین طلب فرهاد %~% نرفت از سر او شور شکر شیرین # 8 گل ار چه هست عروس تتق نشین چمن %~% گلی چو ویس نباشد بگلستان رامین # 9 چو در سخن ید بیضا نموده‌ئی خواجو %~% چگونه نسبت شعرت کنم بسحر مبین ~~PageV1P767 ### || [genre: Gh] # 1 ای شام زلفت بتخانه ms368 چین %~% مشک سیاهت بر لاله پرچین # 2 بزم از عقیقت پر شهد و شکر %~% وایوان ز رویت پرماه و پروین # 3 شمع شبستان بنشست برخیز %~% و آشوب مستان برخاست بنشین # 4 سنبل برانداز از طرف بستان %~% ریحان برافشان از برگ نسرین # 5 دلها ربایند اما نه چندان %~% دستان نمایند اما نه چندین # 6 جز عشق دلبر مگزین که خوشتر %~% از ملک کسری مهر نگارین # 7 مجنون نبوید جز عطر لیلی %~% خسرو نجوید جز لعل شیرین # 8 ویس ار ز رامین بیزار گردد %~% گل خار گردد در چشم رامین # 9 بینم نشسته سروی در ایوان %~% یا مست خفته شمعی ببالین # 10 یار از چه گردد با دوست دشمن %~% مهر از چه باشد با ذره در کین # 11 خواجو چه خواهی اورنگ شاهی %~% گلچهر خود را بنگر خورآئین PageV1P768 ### || [genre: Gh] # 1 تحیتی چو هوای ریاض خلد برین %~% تحیتی چو رخ دلگشای حور العین # 2 تحیتی چو شمیم شمامه سنبل %~% تحیتی چو نسیم روایح نسرین # 3 تحیتی چو تف آه عاشقان دلسوز %~% تحیتی چو دم صبح صادقان مشکین # 4 تحیتی گهر آگین چو دیده فرهاد %~% تحیتی شکر افشان چو پسته شیرین # 5 تحیتی همه زاری چو نامه ویسه %~% تحیتی همه یاری چو پاسخ رامین # 6 تحیتی چو فروغ جمال شمع چگل %~% تحیتی چو خط مشک رنگ لعبت چین # 7 تحیتی که بود حرز بازوی افلاک %~% تحیتی که بود ورد جان روح امین # 8 تحیتی که کند نفس قدسیش تقریر %~% تحیتی که کند جان علویش تلقین # 9 تحیتی که ازو ملک دل شود معمور %~% تحیتی که ازو کام جان شود شیرین # 10 تحیتی که شود زخم سینه را مرهم %~% تحیتی که دهد درد خسته را تسکین # 11 کدام پیک همایون رساند از خواجو %~% بحضرتی که بنضرت بود بهشت برین ~~PageV1P769 ### || [genre: Gh] # 1 آن لب شیرین همچون جان شیرین %~% وان شکنج زلف همچون نافه چین # 2 جان شیرینست یا مرجان شیرین %~% نافه مشکست یا زلفین ms369 مشکین # 3 عاقلان مجنون آنزلف چو لیلی %~% خسروان فرهاد آن یاقوت شیرین # 4 عارضش بین بر سر سرو ار ندیدی %~% گلستانی بر فراز سرو سیمین # 5 من بروی دوست می‌بینم جهانرا %~% وز برای دوست می‌خواهم جهان بین # 6 شمع بنشست ای مه بی مهر برخیز %~% ناله مرغ سحر برخاست بنشین # 7 سنبل سیراب را از برگ لاله %~% برفکن تا بشکند بازار نسرین # 8 دلبران عاشق کشند اما نه چندان %~% بیدلان انده خورند اما نه چندین # 9 جان بتلخی می‌دهد خواجو چو فرهاد %~% جان شیرینش فدای جان شیرین ~~PageV1P770 ### || [genre: Gh] # 1 کیست که گوید ببارگاه سلاطین %~% حال گدایان دلشکسته مسکین # 2 سوخته‌ئی کو که خون ز دیده ببارد %~% از سر سوزم چو شمع بر سر بالین # 3 در گذر ای باغبان که بلبل سرمست %~% باز نیاید به غلغل تو ز نسرین # 4 با رخ بستان فروز ویس گلندام %~% کس نبرد نام گل بمجلس رامین # 5 کی برود گر هزار سال برآید %~% از سرفرهاد شور شکر شیرین # 6 عاشق صادق کسی بود که نخواهد %~% ملکت کسری بجای مهر نگارین # 7 شمسه چین نیست در تصور اورنگ %~% جز رخ گلچهر ماهروی خورآئین # 8 مرغ دل از زلف دلبران نبرد جان %~% کبک نیابد امان ز چنگل شاهین # 9 منکر خواجو مشو که اهل نظر را %~% روی بتان قبله است و کیش مغان دین ~~PageV1P771 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه شد با ساکنان عالم علوی قرین %~% گو بیا در عالم جان جان عالم را ~~ببین # 2 ایکه در کوی محبت دامن افشان می‌روی %~% آستین برآسمان افشان و دامن بر ~~زمین # 3 چنگ در زنجیر گیسوی نگاری زن که هست %~% چین زلفش فارغ از تاب و خم ~~ابرو ز چین # 4 رخت هستی از سرمستی بنه برآستان %~% دست مستی از سرهستی مکش در آستین # 5 بگذر از اندوه و شادی وز دو عالم غم مدار %~% یا چو شادی دلنشان شو یا ~~چو انده دلنشین # 6 می‌کشد ابروی ترکان ms370 برشه خاور کمان %~% می‌کند زلف بتان بر قلب ~~جانبازان کمین # 7 کافرم گر دین پرستی در حقیقت کفر نیست %~% کانکه مومن باشد ایمانش کجا ~~باشد بدین # 8 گر کشند از راه کینش ور کشند از راه مهر %~% مهربان از مهر فارغ باشد و ~~ایمن ز کین # 9 حور و جنت بهر دینداران بود خواجو ولیک %~% جنت ما کوی خمارست و شاهد ~~حور عین PageV1P772 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم صبح کز بویش مشام جان شود مشکین %~% مگر هر شب گذر دارد بر آن ~~گیسوی مشک آگین # 2 اگر در باغ بخرامد سهی سرو سمن بویم %~% خلایق را گمان افتد که فردوسست ~~و حور العین # 3 چو آن جادوی بیمارش که خون خوردن بود کارش %~% ندیدم ناتوانی را کمان ~~پیوسته بر بالین # 4 مرا گر داستان نبود هوای گلستان نبود %~% که بی ویس پری پیکر ز گل فارغ ~~بود رامین # 5 طبیبم صبر فرماید ولی کی سودمند آید %~% که چون فرهاد می‌میرم بتلخی از ~~غم شیرین # 6 چو آن خورشید تابانرا بوقت صبح یاد آرم %~% ز چشم اختر افشانم بیفتد ~~رسته پروین # 7 مگوی از بوستان یارا که دور از دوستان ما را %~% نه پروای چمن باشد نه ~~برگ لاله و نسرین # 8 چرا برگردم از یاران که در دین وفاداران %~% خلاف دوستان کفرست و مهر ~~دوستان از دین # 9 کجا همچون تو درویشی بوصل شه رسد خواجو %~% که نتواند شدن هرگز مگس ~~همبازی شاهین PageV1P773 ### || [genre: Gh] # 1 سرو را گل یار نبود گر بود نبود چنین %~% سرو گل رخسار نبود ور بود ~~نبود چنین # 2 دیدمش دی بر سر گلبار و گفتم راستی %~% سرو در گلبار نبود ور بود نبود ~~چنین # 3 طره هندوش بین کاندر همه هندوستان %~% هندوئی طرار نبود ور بود نبود ~~چنین # 4 در ختن چون زلف چین بر چین مشک آسای او %~% نافه تاتار نبود ور بود ~~نبود چنین # 5 مرده بیمار چشم مست مخمور توام %~% مرده‌ئی بیمار ms371 نبود ور بود نبود ~~چنین # 6 فتنه بیدار مستان نرگس پرخواب تست %~% خفته‌ئی بیدار نبود ور بود نبود ~~چنین # 7 با وجود مردم آزاری چو چشم آهویت %~% مست مردم دار نبود ور بود نبود ~~چنین # 8 جز لب یاقوت شکر بار شورانگیز تو %~% لعل شکر بار نبود ور بود نبود ~~چنین # 9 دوش خواجو چون عذارت دید گفت اندر چمن %~% هیچ گل بی‌خار نبود ور بود ~~نبود چنین PageV1P774 ### || [genre: Gh] # 1 صید شیران می‌کند آهوی روبه باز او %~% راه بابل می‌زند هاروت افسون ~~ساز او # 2 هر شبی بنگر که بر مهتاب بازی می‌کند %~% هندوان زلف عنبر چنبر شب باز ~~او # 3 از چه روی ابروی زنگاری کمان او کمان %~% می کشد پیوسته بر ترکان ~~تیرانداز او # 4 گفتم از زلفش بپوشم ماجرای دل ولیک %~% چون نهان دارم ز دست غمزه غماز ~~او # 5 بیدلانرا احتمال ناز دلبر واجبست %~% وانکه باشد نازنین‌تر بیش باشد ~~ناز او # 6 مطرب سازنده گو امشب دمی با ما بساز %~% ورنه چون دم برکشم در دم بسوزم ~~ساز او # 7 بلبل خوش نغمه تا گل بر نیندازد نقاب %~% نشنود کس در جهان آوازه آواز ~~او # 8 فارغ البالست هر کس کو نشد عاشق ولیک %~% مرغ بیدل در هوا خوشتر بود ~~پرواز او # 9 حال خواجو از سرشک چشم خونبارش بپرس %~% کو روان چون آب می‌خواند دمادم ~~راز او PageV1P775 ### || [genre: Gh] # 1 ترک من خاقان نگر در حلقه عشاق او %~% ماه من خورشید بین در سایه بغطاق ~~او # 2 خان اردوی فلک را کافتابش می‌نهند %~% بوسه گاهی نیست الا کوکب بشماق ~~او # 3 گر چه چنگز خان بشمشیر جفا عالم گرفت %~% اینهمه قتل و ستم واقع نشد در ~~جاق او # 4 ار چه در تابست زلفش کاین تطاول می‌کند %~% گوئیا جور و جفا شرطست در ~~میثاق او # 5 چون بتم آیاق برلب می‌نهد همچون قدح %~% جن بلب می‌آیدم از حسرت آیاق ~~او # 6 هر امیری را ms372 بود قشلاق و ییلاقی دگر %~% میر مادر جان بود قشلاق و دل ~~ییلاق او # 7 هر دم از کریاس بیرون آید و غوغا کند %~% جان کجا بیرون توانم برد از ~~شلتاق او # 8 در بغلتاق مرصع دوش چون مه می‌گذشت %~% او ملول از ما و ما از جان و دل ~~مشتاق او # 9 گفتمش آخر بچشم لطف در خواجو نگر %~% زانکه در خیلت نباشد کس باستحقاق ~~او PageV1P776 ### || [genre: Gh] # 1 آب آتش می‌رود زان لعل آتش فام او %~% می‌برد آرامم از دل زلف بی آرام ~~او # 2 خط بخونم باز می‌گیرند و خونم می‌خورند %~% جادوان نرگس مخمور خون آشام ~~او # 3 حاصل عمرم در ایام فراقش صرف شد %~% چون خلاص از عشق ممکن نیست در ایام ~~او # 4 گر چه عامی را چو من سلطان نیارد در نظر %~% همچنان امید می‌دارم بلطف ~~عام او # 5 کام فرهاد از لب شیرین چو بوسی بیش نیست %~% خسرو خوبان چه باشد گر ~~برآرد کام او # 6 گر خداوندان عقلم نهی منکر می‌کنند %~% پیش ما نهیست الا گوش بر پیغام ~~او # 7 بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست %~% دیگران از ساغر ساقی و ما ~~از جام او # 8 نام نیک عاشقان چون در جهان بدنامی است %~% نیک نام آنکو ببدنامی برآید ~~نام او # 9 خواجو از دامش رهائی چون تواند جست از آنک %~% پای بند عشق را نبود ~~نجات از دام او PageV1P777 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا کشته برطرف میدان او %~% بخون غرقه در پای یکران او # 2 خدنگی که گردد ز شستش رها %~% کنم دیده را جای پیکان او # 3 بشمشیر کشتن چه حاجت که صید %~% حریصست بر تیر باران او # 4 برآنم چو شرطست درکیش ما %~% که قربان شوم پیش قربان او # 5 مرا در جهان خود دلی بود و بس %~% کنون خون شد از درد هجران او # 6 ره کعبه وصل نتوان برید %~% که حدی ندارد بیابان او ms373 # 7 گرت جوشن از زهد و تقوی بود %~% ز جان بگذرد تیر مژگان او # 8 به دوران او توبه اهل عشق %~% ثباتی ندارد چو پیمان او # 9 ز مستان او هوشمندی مجوی %~% که مستند از چشم مستان او # 10 مگر او کنون دست گیرد مرا %~% که از دست رفتم ز دستان او # 11 گرم چون قلم تیغ بر سر زند %~% نپیچم سر از خط فرمان او # 12 شهیدست و غازی بفتوی عشق %~% چو شد کشته خواجو بمیدان او # 13 چه حاجت که پیدا بگوید که اشک %~% گواهست بر درد پنهان او PageV1P778 ### || [genre: Gh] # 1 به آفتاب جهانتاب سایه پرور تو %~% بتاب طره مهپوش سایه گستر تو # 2 که من بمهر رخت ذره‌ئی جدا نشوم %~% گرم بتیغ زنی همچو سایه از بر تو # 3 بخال خلدنشینت که روز و شب چو بلال %~% گرفته است وطن بر لب چو کوثر تو # 4 که طوطی دل شوریده‌ام بسان مگس %~% دمی قرار نگیرد ز شور شکر تو # 5 به لحظه‌ئیکه کشد تیغ تیز پیل افکن %~% دو چشم عشوه گر شیر گیر کافر تو # 6 که همچو تشنه که میرد ز عشق آب حیات %~% بود دلم متعطش به آب خنجر تو # 7 بدان خط سیه دود رنگ آتش پوش %~% که در گرفت بگرد مه منور تو # 8 که من بروز و شب آشفته و پریشانم %~% از آن دو هندوی گردنکش دلاور تو # 9 بخاک پای تو کانرا بجان و دل خواهد %~% که تاج سر کند آنکس که باشدش سر ~~تو # 10 که چون بخاک برند از در تو خواجو را %~% بهیچ باب نجوید جدائی از در ~~تو PageV1P779 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه چو موی شد تنم در هوس میان تو %~% هیچ نمی‌رود برون از دل من دهان ~~تو # 2 از چمن تو هر کسی گل بکنار می‌برند %~% لیک بما نمی‌رسد نکهت بوستان تو # 3 گر ز کمان ابرویت عقل سپر بیفکند %~% عیب مکن که در جهان ms374 کس نکشد کمان ~~تو # 4 چون تو کنار می‌کنی روز و شب از میان ما %~% کی به کنار ما رسد یک سر ~~مو میان تو # 5 تا تو چه صورتی که من قاصرم از معانیت %~% تا تو چه آیتی که من عاجزم ~~از بیان تو # 6 کی ز دلم برون روی زانکه چو من نبوده‌ام %~% عشق تو بوده است و بس در ~~دل من بجان تو # 7 صد رهم ار بستین دور کنی ز آستان %~% دستم و آستین تو رویم و آستان تو # 8 گر چه بود به مهر تو شیر فلک شکار من %~% رشک برم هزار پی بر سگ پاسبان ~~تو # 9 خواجو از آستان تو کی برود که رفته است %~% حاصل روزگار او در سر ~~داستان تو PageV1P780 ### || [genre: Gh] # 1 ای هیچ در میان نه ز موی میان تو %~% نا دیده دیده هیچ بلطف دهان تو # 2 گفتم که چون کمر کشمت تنگ در کنار %~% لیکن ضرورتست کنار از میان تو # 3 هیچ از دهان تنگ تو نگرفته کام جان %~% جانرا فدای جان تو کردم بجان تو # 4 هر لحظه ابروی تو کند بر دلم کمین %~% پیوسته چون کشد دل ریشم کمان تو # 5 تا دیده‌ام که چشم تو بیمار خفته است %~% خوابم نمی‌برد ز غم ناتوان تو # 6 باز آی ای همای همایون که مرغ دل %~% پر می‌زند در آرزوی آشیان تو # 7 در صورت بدیع تو چندین معانیست %~% یا رب چه صورتی که ندانم بیان تو # 8 ای باغبان ترا چه زیان گر بسوی ما %~% آید نسیمی از طرف بوستان تو # 9 خواجو اگر چو تیغ نباشی زبان دراز %~% عالم شود مسخر تیغ زبان تو ~~PageV1P781 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای باد بدانسوی که من دانم و تو %~% خیمه زن بر سر آن کوی که من ~~دانم و تو # 2 به سراپرده آن ماهت اگر راه بود %~% برفکن پرده از آنروی که من دانم و ~~تو # 3 ms375 تا ببینی دل شوریده خلقی در بند %~% بگشا تابی از آن موی که من دانم و ~~تو # 4 در بهاران که عروسان چمن جلوه کنند %~% بشنو از برگ گل آن بوی که من ~~دانم و تو # 5 در دم صبح به مرغان سحر خوان برسان %~% نکهت آن گل خودروی که من دانم و ~~تو # 6 حال آن سرو خرامان که ز من آزادست %~% با من خسته چنان گوی که من دانم ~~و تو # 7 ساقیا جامه جان من دردیکش را %~% بنم جام چنان شوی که من دانم و تو # 8 چه توان کرد که بیرون ز جفاکاری نیست %~% خوی آن دلبر بدخوی که من دانم ~~و تو # 9 آه اگر داد دل خسته خواجو ندهد %~% آن دلازار جفا جوی که من دانم وتو ~~PageV1P782 ### || [genre: Gh] # 1 ای شب قدر بیدلان طره دلربای تو %~% مطلع صبح صادقان طلعت دلگشای تو # 2 جان من شکسته بین وین دل ریش آتشین %~% ساخته با جفای تو سوخته در وفای ~~تو # 3 خاک در سرای تو آب زنم بدیدگان %~% تا گل قالبم شود خاک در سرای تو # 4 گر چه بجای من ترا هست هزار معتقد %~% در دو جهان مرا کنون نیست کسی به ~~جای تو # 5 می‌فتم و نمی‌فتد در کف من عنان تو %~% می‌روم و نمی‌روم از سر من هوای ~~تو # 6 چون بهوای کوی تو عمر بباد داده‌ام %~% خاک ره تو می‌کنم سرمه بخاکپای ~~تو # 7 در رخم از نظر کنی ور بسرم گذر کنی %~% جان بدهم بروی تو سر بنهم برای ~~تو # 8 روضه خلد اگر چه دل بهر لقا طلب کند %~% روضه خلد بیدلان نیست بجز لقای ~~تو # 9 گر چه سزای خدمتت بندگی نکرده‌ام %~% چیست گنه که می‌کشم این همه ~~ناسزای تو # 10 خواجو اگر چه عشق را صبر بود دوا و بس %~% دردی دردکش که هم درد شود ~~دوای تو PageV1P783 ### || [genre: Gh] # 1 ای چراغ دیده جان روی ms376 تو %~% حلقه سودای دل گیسوی تو # 2 صد شکن بر زنگبار انداخته %~% سنبل زنگی وش هندوی تو # 3 مهره با هاروت بابل باخته %~% نرگس افسونگر جادوی تو # 4 شیر گیران پلنگ پیلتن %~% صید روبه بازی آهوی تو # 5 طره‌ات نعلم بر آتش تافتست %~% زان شدم شوریده دور از روی تو # 6 شادی آن هندوی میمون که او %~% می‌تواند گشت همزانوی تو # 7 از پریشان حالی و آشفتگی %~% در گمانم این منم یا موی تو # 8 هر که را با می پرستان سرخوشست %~% خوش بود پیوسته چون ابروی تو # 9 از سرشکم پای در گل می‌رود %~% ورنه بیرون رفتمی از کوی تو # 10 آنکه دل در بند یکتائیت بست %~% کی گشادی یابد از پهلوی تو # 11 ز ا برویش خواجو بیک پی گوشه گیر %~% کان کمان بیشست از بازوی تو ~~PageV1P784 ### || [genre: Gh] # 1 ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو %~% خسته مگذار مرا وز سر تیمار مرو # 2 بجفا بر سر یاران وفادار میا %~% بوفا از پی خصمان جفا کار مرو # 3 چند گوئی که روم روزی و ترک تو کنم %~% مکن ای یار ز من بشنو و زنهار ~~مرو # 4 ای دل ار شور شکر خنده شیرین داری %~% همچو فرهاد بده جان و بکهسار مرو # 5 تیره شب در شکن طره دلدار مپیچ %~% و گرت راه غلط شد به شب تار مرو # 6 بگذر از خالش و گیسوی سیاهش بگذار %~% در پی مهره بسر در دهن مار مرو # 7 گر بود برگ گل سوریت از خار مترس %~% ور هوای چمنت نیست بگلزار مرو # 8 اگرت خرقه سالوس شود دامنگیر %~% با مرقع به در خانه خمار مرو # 9 اگر از کعبه بمیخانه کشندت خواجو %~% برو ای خواجه و از میکده هشیار ~~مرو PageV1P785 ### || [genre: Gh] # 1 صبحست ساقیا می چون آفتاب کو %~% خاتون آب جامه آتش نقاب کو # 2 چون لعل آبدار ز چشمم نمی‌رود %~% از جام لعل فام عقیق مذاب ms377 کو # 3 در مانده‌ایم با دل غمخواره می کجاست %~% در آتشیم با جگر تشنه آب کو # 4 اکنون که مرغ پرده نوروز می‌زند %~% ای ماه پرده ساز خروش رباب کو # 5 دردیکشان کوی خرابات عشق را %~% بیرون ز گوشه جگر آخر کباب کو # 6 گفتم چو بخت خویش مگر بینمت بخواب %~% لیکن ز چشم مست تو پروای خواب کو # 7 خواجوکه یک نفس نشدی خالی از قدح %~% مخمور تا بچند نشیند شراب کو ~~PageV1P786 ### || [genre: Gh] # 1 دوش می‌کردم سوال از جان که آن جانانه کو %~% گفت بگذر زان بت پیمان ~~شکن پیمانه کو # 2 گفتمش پروانه شمع جمال او منم %~% گفت اینک شمع را روشن ببین پروانه کو # 3 گفتمش دیوانه زنجیر زلفش شد دلم %~% گفت اینک زلف چون زنجیر او دیوانه ~~کو # 4 گفتمش کی موی او در شانه ما اوفتد %~% گفت بی او نیست یک مو در دو عالم ~~شانه کو # 5 گفتمش در دامی افتادم ببوی دانه‌ئی %~% گفت عالم سربسر دامست آخر دانه ~~کو # 6 گفتمش دردانه دریای وحدت شد دلم %~% گفت در دریا شو و بنگر که آن ~~دردانه کو # 7 گفتمش نزدیک ما بتخانه و مسجد یکیست %~% گفت عالم مسجدست ای بی بصر ~~بتخانه کو # 8 گفتمش ما گنج در ویرانه دل یافتیم %~% گفت هر کنجی پر از گنجی بود ~~ویرانه کو # 9 گفتمش کاشانه جانانه در کوی دلست %~% گفت خواجوگر تو زانکوئی بگو ~~جانانه کو PageV1P787 ### || [genre: Gh] # 1 مرا ز هجر تو امید زندگانی کو %~% در آرزوی توام لذت جوانی کو # 2 اگر نه عمر منی رسم بیوفائی چیست %~% و گر زمانه نئی شرط مهربانی کو # 3 میان بادیه غم ز تشنگی مردم %~% زلال مشربه عذب شادمانی کو # 4 ز جام لعل سمن عارضان سیمین بر %~% می مروق نوشین ارغوانی کو # 5 درون مصطبه در جسم جام مینائی %~% ز دست یار سبک روح روح ثانی کو # 6 میست کاب حیاتست در سیاهی شب %~% چو ms378 خضر وقت توئی آب زندگانی کو # 7 وجود خاکی ما پیش از آنکه کوزه کنند %~% بگوی فاش که آن کوزه نهانی کو # 8 گرفت این شب دیجورم از ستاره ملال %~% فروغ شعشعه شمع آسمانی کو # 9 مگر ز درد دلم بسته شد رهش ور نی %~% طلیعه نفس صبح کامرانی کو # 10 صبا بگوی که تسکین جان آدم را %~% نسیم روضه فردوس جاودانی کو # 11 برون ز کون و مکانست گر چه پروازم %~% خروش شهپر طاوس لا مکانی کو # 12 فتاده بر دو جهان پرتو تجلی دوست %~% صفیر بلبل بستان لن ترانی کو # 13 چو بانگ و ناله خواجو فتاده در ره عشق %~% غریو دمدمه کوس کاروانی کو ~~PageV1P788 ### || [genre: Gh] # 1 که بر ز سرو روان تو خورد راست بگو %~% براستی که قدی زین صفت کراست ~~بگو # 2 بجنب چین سر زلف عنبر افشانت %~% اگر نه قصه مشک ختن خطاست بگو # 3 فغان ز دیده که آب رخم برود بداد %~% ببین سرشک روانم وگر رواست بگو # 4 ز چشم ما بجز از خون دل چه می‌جوئی %~% وگر چنانکه ترا قصد خون ماست ~~بگو # 5 کنون که دامن صحرا پر از گل سمنست %~% چو آن نگار سمن رخ گلی کجاست بگو # 6 کجا چو زلف کژش هندوئی بدست آید %~% چو زلف هندوی او گژ نشین و راست ~~بگو # 7 چو آن صنوبر طوبی خرام من برخاست %~% چه فتنه بود که آن لحظه برنخاست ~~بگو # 8 اگر نه سجده برد پیش چشم جادویش %~% چرا چو قامت من ابرویش دو تاست بگو # 9 کدام ابر شنیدی بگوهر افشانی %~% بسان دیده خواجو گرت حیاست بگو ~~PageV1P789 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا حال جگر گوشه ما چیست بگو %~% در دل آن مه خورشید لقا چیست بگو # 2 صبر چون در مرض خسته دلان نافع نیست %~% درد ما را بجز از صبر دوا چیست ~~بگو # 3 اگر از مصر بدین جانبت افتاد گذار %~% خبر یوسف گمگشته ما چیست ms379 بگو # 4 هرگز از صدر نشینان سلاطین با تو %~% هیچکس گفت که احوال گدا چیست بگو # 5 از برای دلم ای هدهد میمون آخر %~% عزم بلقیس چه و حال سبا چیست بگو # 6 گرنه آنست کزو مشک ختا می‌خیزد %~% چین گیسوی تو ای ترک ختا چیست بگو # 7 آخر ای ماه پریچهره اگر نیست هلال %~% آن خم ابروی انگشت نما چیست بگو # 8 بجز از آن که برم مهر و وفای تو به خاک %~% بر من ای دلبر بی مهر و وفا ~~چیست بگو # 9 قصد خواجو چه نمائی و نترسی ز خدا %~% جرم این خسته دل از بهر خدا چیست ~~بگو PageV1P790 ### || [genre: Gh] # 1 نفحه گلشن عشق از نفس ما بشنو %~% وز صبا نکهت آن زلف سمن سا بشنو # 2 خبر درد فراق از دل یعقوب بپرس %~% شرح زیبائی یوسف ز زلیخا بشنو # 3 همچنان ناله فرهاد بهنگام صدا %~% چون بهکسار شوی از دل خارا بشنو # 4 حال وامق که پریشان تر از او ممکن نیست %~% از سر زلف پراکنده عذرا ~~بشنو # 5 اگر از باد صبا وصف عروسان چمن %~% نکند باورت از بلبل گویا بشنو # 6 چون ختائی بچگان بزم صبوح آرایند %~% بوی مشک ختن از ساغر صهبا بشنو # 7 هر نفس کز خط مشکین تو رانم سخنی %~% از لبم رایحه عنبر سارا بشنو # 8 روز و شب چون نروی از دل تنگم بیرون %~% از سویدای دلم قصه سودا بشنو # 9 چون حدیث از لب جانبخش تو گوید خواجو %~% از دمش نکهت انفاس مسیحا بشنو ~~PageV1P791 ### || [genre: Gh] # 1 آن عید نیکوان بدر آمد بعیدگاه %~% تابنده رخ چو روز سپید از شب سیاه # 2 مانند باد می‌شد و می‌کرد دمبدم %~% در آب رود مردمک چشم من شناه # 3 او باد پای رانده و ما داده دل بباد %~% او راه برگرفته و ما گشته خاک ~~راه # 4 بودی دو هفته کز بر من دور گشته بود %~% بعد از دو هفته ms380 یافتمش چون دو ~~هفته ماه # 5 فارغ ز آب چشم اسیران دردمند %~% ویمن ز دود آه فقیران داد خواه # 6 از خط سبز او شده چشم امید من %~% چون چشم عاصیان سیه از نامه گناه # 7 من همچو صبح چاک زده جیب پیرهن %~% او را چو آفتاب ز دیبای چین قباه # 8 من در گمان که ماه نواست آنکه بینمش %~% برطرف جبهه یا خم آن ابروی ~~دوتاه # 9 چون تشنه کو نظر کند از دور در زلال %~% می‌کرد چشمم از سر حسرت درو ~~نگاه # 10 ناگه در آن میانه بخواجو رسید و گفت %~% کز عید گه کنون که رخ آری ~~بخانگاه # 11 باید که قطعه‌ئی بنویسی و در زمان %~% از راه تهنیت بفرستی ببزم شاه ~~PageV1P792 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنبله زلف تو خرمن زده بر ماه %~% وی روی من از مهر تو طعنه زده بر ~~کاه # 2 خورشید جهانتاب تو از شب شده طالع %~% هندوی رسن باز تو بر مه زده ~~خرگاه # 3 افعی تو در حلقه و جادوی تو در خواب %~% خورشید تو در عقرب و پروین تو ~~بر ماه # 4 صورت نتوان بست چنین موی میانی %~% بر موی کمر بسته و مو تا بکمرگاه # 5 ساقی به عقیق شکری می‌خوردم خون %~% مطرب به نوای سحر می‌زندم راه # 6 در سلسله زلف رسن تاب تو پیچم %~% باشد که دل خسته برون آورم از چاه # 7 همچون دل من هست پریشان و گرفتار %~% در شست سر زلف گره گیر تو پنجاه # 8 آئینه رخسار تو زنگار برآورد %~% از بسکه برآمد ز دل سوختگان آه # 9 خواجو نبرد ره به سراپرده وصلت %~% درویش کجا خیمه زند در حرم شاه ~~PageV1P793 ### || [genre: Gh] # 1 ای روانم بلب لعل تو آورده پناه %~% دلم از مهر توآتش زده در خرمن ماه # 2 از سر کوی تو هر گه که کنم عزم رحیل %~% خون چشمم بدود گرم و بگیرد سر ~~راه # 3 چون قلم قصه سودای ms381 تو آرد بزبان %~% روی دفتر کند از دیده پر از خون ~~سیاه # 4 بسکه چون صبح در آفاق زنم آتش دل %~% نتواند که برآید شه سیاره پگاه # 5 می‌کشم بار غم فرقت یاران قدیم %~% می‌شود پشت من خسته از آنروی دو تاه # 6 محرمی کو که بود همسخنم جز خامه %~% مونسی کو که شود همنفسم الا آه # 7 گر نسیم سحری بنده نوازی نکند %~% نکند هیچکس از یار و دیارم آگاه # 8 چشم خونبارم اگر کوه گران پیش آید %~% بر سرآب روان افکندش همچون کاه # 9 بگذرد هر نفس آن عمر گرامی از من %~% وز تکبر نکند در من بیچاره نگاه # 10 آب چشمت که ازو کوه بماند خواجو %~% روز رحلت نتوان رفت برون جز به ~~شناه # 11 فرض عینست که سازی اگرت دست دهد %~% سرمه دیده مقصود ز خاک در شاه ~~PageV1P794 ### || [genre: Gh] # 1 مه بی مهر من ز شعر سیاه %~% روی بنمود بامداد پگاه # 2 کرده از شام بر سحر سایه %~% زده از مشک بر قمر خرگاه # 3 دل من در گو زنخدانش %~% همچو یوسف فتاده در بن چاه # 4 آه کز دود دل نیارم کرد %~% پیش آئینه جمالش آه # 5 بجز از عشق چون پناهی نیست %~% برم از عشق هم بعشق پناه # 6 موی رویم سپید گشت و هنوز %~% می‌کشد خاطرم به زلف سیاه # 7 شاخ وصل تو ای درخت امید %~% بس بلندست و دست من کوتاه # 8 در شب هجر ناله‌ام همدم %~% در ره عشق سایه‌ام همراه # 9 روز خواجو قیامتست که هست %~% بر دلش بار غم چو بار گناه PageV1P795 ### || [genre: Gh] # 1 روی این چرخ سیه روی ستمکاره سیاه %~% که رخم کرد سیه در غم آن روی چو ~~ماه # 2 خامه در نامه اگر شرح دهد حال دلم %~% از سر تیغ زبانش بچکد خون سیاه # 3 بجز از شمع کسی بر سر بالینم نیست %~% که بگرید ز سر سوز برین حال تباه # 4 گر چه ms382 از ضعف چنانم که نیایم در چشم %~% کیست کو در من مسکین کند از ~~لطف نگاه # 5 به شه چرخ برم زین دل پرآه فغان %~% بدر مرگ برم زین تن پردرد پناه # 6 تا ببیند که که آرد خبری از راهم %~% می‌دود دم بدمم اشک روان تا سر ~~راه # 7 نه مرا آگهی از حال رفیقان قدیم %~% نه کسی از من بیچاره مسکین آگاه # 8 کار من هست چو گیسوی تو دایم در هم %~% پشت من هست چو ابروی تو پیوسته ~~دوتاه # 9 گر نبودی شب من چون سر زلف تو دراز %~% دستم از زلف دراز تو نبودی ~~کوتاه # 10 آه من گر نکند در دل سخت تواثر %~% زان دل سنگ جفا کار دلا زار تو آه # 11 گر ازین درد جگر سوز بمیرد خواجو %~% حال درویش که گوید به سراپرده ~~شاه PageV1P796 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلم جان و جهان در راه جانان باخته %~% نرد درد عشق برامید درمان ~~باخته # 2 دین و دنیا داده در عشق پریرویان بباد %~% وز سر دیوانگی ملک سلیمان ~~باخته # 3 بر در دیر مغان از کفر و دین رخ تافته %~% واستین افشانده بر اسلام و ~~ایمان باخته # 4 پشت پائی چون خضر بر ملک اسکندر زده %~% وز دو عالم شسته دست و آب ~~حیوان باخته # 5 با دل پر آتش و سوز جگر پروانه وار %~% خویش را در پای شمع می پرستان ~~باخته # 6 بسته زنار از سر زلف بتان وز بیخودی %~% سر نهاده بر در خمار و سامان ~~باخته # 7 کان و دریا را ز چشم درفشان انداخته %~% وز هوای لعل جانان جوهر جان ~~باخته # 8 من چیم گردی ز خاک کوی دلبر خاسته %~% من کیم رندی روان در پای جانان ~~باخته # 9 بینوایان بین برین در گنج قارون ریخته %~% تنگدستان بین درین ره خانه ~~خان باخته # 10 پاکبازی همچو خواجو دیده گردون ندید %~% برسر کوی گدائی ملک سلطان ~~باخته PageV1P797 ### || [genre: Gh] # 1 ms383 ای حبش بر چین و چین در زنگبار انداخته %~% بختیارانرا کمندت باختیار ~~انداخته # 2 دسته دسته سنبل گلبوی نسرین پوش را %~% دسته بسته بر کنار لاله زار ~~انداخته # 3 رفته سوی بوستان با دوستان خندان چو گل %~% وز لطافت غنچه را در خار ~~خار انداخته # 4 هندوانت نیکبختانرا کشیده در کمند %~% واهوانت شیر گیرانرا شکار ~~انداخته # 5 گرد صبح شام زیور گرد عنبر بیخته %~% تاب در مشگین کمند تابدار انداخته # 6 آتش از آب رخ آتش فروز انگیخته %~% خواب در بادام مست پرخمار انداخته # 7 هر که گوید گل برخسار تو ماند یا بهار %~% آب گل بردست و بادی در بهار ~~انداخته # 8 حقه یاقوت لل پوش گوهر پاش تو %~% رسته لعلم ز چشم در نثار انداخته # 9 وصف لعلت کرده ساقی وز هوای شکرت %~% آتش اندر جان جام خوشگوار انداخته # 10 قلزم چشمم که از وی آب جیحون می‌رود %~% موج خون دیده هر دم بر کنار ~~انداخته # 11 پای دار ار عاشقی خواجو که در بازار عشق %~% هر زمان بینی سری در ~~پای‌دار انداخته PageV1P798 ### || [genre: Gh] # 1 قدحی ده ای برآتش تتقی ز آب بسته %~% که به آفتاب ماند ز قمر نقاب بسته # 2 نظری کن ای ز رویت دل نسترن گشاده %~% گذری کن ای ز بویت دم مشک ناب ~~بسته # 3 قمرت بخال هندو خطی از حبش گرفته %~% شکرت بخط مشکین تب آفتاب بسته # 4 شه عرصه فلک را به دو رخ دو دست برده %~% رخ ماه چارده را بدو شب حجاب ~~بسته # 5 بامید آنکه روزی کشم از لب تو جامی %~% من دل شکسته دل در قدح شراب ~~بسته # 6 لب لعل آبدارت شکری فتاده در می %~% سر زلف تابدارت گرهی بر آب بسته # 7 دو گلاله معنبر شده گرد لاله چنبر %~% تتقی بر ارغوانت ز پر غراب بسته # 8 دل هر شکسته دل را بفریب صید کرده %~% من زار خسته دل را بکرشمه خواب ~~بسته # 9 ms384 من خسته چون ز عالم دل ریش در تو بستم %~% بسرت بگو که داری درم از چه ~~باب بسته # 10 بگشای عقده شب بنمای مه ز عقرب %~% که شد از نفیر خواجو گذر شهاب بسته ~~PageV1P799 ### || [genre: Gh] # 1 ای از شب قمرسا بر مه نقاب بسته %~% پیوسته طاق خضرا برآفتاب بسته # 2 از قیر طیلسانی بر مشتری کشیده %~% بر مهر سایبانی از مشک ناب بسته # 3 جعد تو هندوانرا بر دل کمین گشوده %~% چشم تو جادوانرا بر دیده خواب ~~بسته # 4 اشک محیط سیلم خون از فرات رانده %~% و آه سهیل سوزم ره بر شهاب بسته # 5 از روی لاله رنگم بازار گل شکسته %~% وز لعل باده رنگت کار شراب بسته # 6 زلفت بدلگشائی از دل گره گشوده %~% خطت بنقشبندی نقشی برآب بسته # 7 آن سرکشان هندو وان هندوان جادو %~% راه خطا گشاده چشم صواب بسته # 8 ساغر ز شوق لعلت جانش بلب رسیده %~% وز شرم آبرویت آتش نقاب بسته # 9 خواجو بپرده سوزی نای رباب خسته %~% مطرب به پرده سازی زخم رباب بسته ~~PageV1P800 ### || [genre: Gh] # 1 ای چیده سنبل تر در باغ دسته بسته %~% و افکنده شاخ ریحان بر لاله دسته ~~دسته # 2 ریحان مشک بیزت آب بنفشه برده %~% یاقوت قند ریزت نرخ شکر شکسته # 3 زلف شکسته بسته در حلق جان جمعی %~% وانگه چنین پریشان ما زان شکسته ~~بسته # 4 دائم خیال قدت بر جویبار چشمم %~% چون سرو جویباری برطرف چشمه رسته # 5 با حاجبان ابرو ذکر کمان چه گوئی %~% باید که گوشه گیری زان شست زه ~~گسسته # 6 برخیز تا ببینی قندیل آسمان را %~% چون شمع صبحگاهی پیش رخت نشسته # 7 اکنون که در کمندم فرصت شمر که دیگر %~% مشکل بدامت افتد صیدی ز قید ~~جسته # 8 گر پسته با دهانت نسبت کند دهانرا %~% برخیز و مشت پر کن بشکن دهان ~~پسته # 9 خواجو بپرده سازی دست از رباب برده %~% مطرب به تیز چنگی نای رباب خسته ms385 ~~PageV1P801 ### || [genre: Gh] # 1 ای سنبل تازه دسته بسته %~% و افکنده برآب دسته دسته # 2 خط تو بنفشه‌ئی نباتی %~% قد تو صنوبری خجسته # 3 آن هندوی پر دل تو در چین %~% بس قلب دلاوران شکسته # 4 در دیده من خیال قدت %~% چون سرو ز طرف چشمه رسته # 5 پیش دهن شکر فشانت %~% بی مغز بود حدیث پسته # 6 چون زلف تو در کشاکش افتاد %~% شد رشته جان ما گسسته # 7 دریاب که باز کی دهد دست %~% صیدی که بود ز قید جسته # 8 برخیز و چراغ صبحگاهی %~% زاه سحرم نگر نشسته # 9 خواجو دل خسته را بزنجیر %~% در جعد مسلسل تو بسته PageV1P802 ### || [genre: Gh] # 1 خسرو گل بین دگر ملک سکندر یافته %~% باز بلبل باغ را طاوس پیکر یافته # 2 طائر میمون مینای فلک یعنی ملک %~% دشت را از روضه فردوس خوشتر یافته # 3 می پرستان قدح کش نرگس سرمست را %~% تبشی و منغر بدست از نقره و زر ~~یافته # 4 عالم خاکی نسیم باد عنبر بیز را %~% همچو انفاس مسیحا روح پرور یافته # 5 خضر خضرا پوش علوی آنکه خوانندش سپهر %~% از شقایق فرش غبرا را معصفر ~~یافته # 6 غنچه کو را اهل دل ضحاک ثانی می‌نهند %~% چون فریدون افسر جمشید برسر ~~یافته # 7 آسمانی گشته فرش خاک و طرف گلشنش %~% مرغ را رامین گل را ویس دلبر ~~یافته # 8 مؤبد زرد گلستان آنکه خیری نام اوست %~% از شکوفه آسمانی پر ز اختر ~~یافته # 9 در چمن هر کوچو من سرمست و حیران آمده %~% جام زرین بر کف سیمین عبهر ~~یافته # 10 وانکه چون خواجو دل و دین داده از مستی بباد %~% باده جانبخش را با ~~جان برابر یافته # 11 می‌کشان صحن بستانرا ز بس برگ و نوا %~% همچو بزم شاه جم جام مظفر ~~یافته PageV1P803 ### || [genre: Gh] # 1 ای سر زلف تو درحلقه و تاب افتاده %~% چنبر جعد تو از عنبر ناب افتاده # 2 بی نمکدان عقیق لب شور انگیزت ms386 %~% آتشی در دل بریان کباب افتاده # 3 چشم مخمور ترا دیده و برطرف چمن %~% همچو من نرگس سرمست خراب افتاده # 4 تا غبار خط ریحان تو برگل دیده %~% ورق مردمک دیده در آب افتاده # 5 دلم از مهر رخت سوخته وز دود دلم %~% آب در دیده گریان سحاب افتاده # 6 سوی گیسوی گرهگیر تو مرغ دل من %~% بهوا رفته و در چنگ عقاب افتاده # 7 قدح از دست تو در خنده و از لعل لبت %~% هوسی در سر پر شور شراب افتاده # 8 بی نوایان جگر سوخته را بین چون دعد %~% دل محنت زده در چنگ رباب ~~افتاده # 9 شد ز سودای تو موئی تن خواجو و آن موی %~% همچو گیسوی تو در حلقه و تاب ~~افتاده PageV1P804 ### || [genre: Gh] # 1 ای ملک دلم خراب کرده %~% در کشتن من شتاب کرده # 2 پیش لب لعلت آب حیوان %~% خود را ز خجالت آب کرده # 3 رخساره لاله و سمن را %~% از سنبل تر نقاب کرده # 4 جز زلف و رخت که دید روزی %~% شب سایه آفتاب کرده # 5 پیرامن ماه خط سبزش %~% نقشیست ز مشک ناب کرده # 6 جعد تو نسیم صبحدم را %~% سرمایه اضطراب کرده # 7 خون جگرم بغمزه خورده %~% بنیاد دلم خراب کرده # 8 ساقی غمت ز خون چشمم %~% می در قدح شراب کرده # 9 برآتش لعل آبدارت %~% خواجو دل و جان کباب کرده PageV1P805 ### || [genre: Gh] # 1 تخت خیری بین دگر بر تخته خارا زده %~% خیمه سلطان گل بر دامن صحرا زده # 2 دوستان در بوستان برگ صبوحی ساخته %~% بلبلان گلبانگ بر طوطی شکر خا ~~زده # 3 از شقایق در میان سبزه فراش ربیع %~% چار طاق لعل بر پیروزه گون دیبا ~~زده # 4 زرگر باد بهاری از کلاه سیم دوز %~% قبه‌ئی از زر بنام نرگس رعنا زده # 5 خوش نوایان چمن در پرده عشاق راست %~% نوبت نوروز بر بانگ هزار آواز ده # 6 غنچه همچون گلرخی کو داده باشد دل ms387 بباد %~% دست در پیراهن زنگاری والا ~~زده # 7 از چراغ بوستان افروز شمع زر چکان %~% باد آتش در نهاد لاله حمرا زده # 8 نو عروسان چمن در کله‌های فستقی %~% تاب در مرغول ریحان سمن فرسا زده # 9 دمبدم در گوشه‌های باغ گوید باغبان %~% چشم خواجو بین دم از سر ~~چشمه‌های ما زده PageV1P806 ### || [genre: Gh] # 1 ای لبت خنده بر شراب زده %~% چشم من بر رهت گلاب زده # 2 شب مه پوش و ماه شب پوشت %~% طعنه بر ابر و آفتاب زده # 3 هر شبی جادوان بابل را %~% چشم مست تو راه خراب زده # 4 خط سبز تو از سیه کاری %~% باز نقشی دگر بر آب زده # 5 هر دمم آن عقیق شورانگیز %~% نمکی بر دل کباب زده # 6 گنج لطفی و چون توئی حیفست %~% خیمه بر این دل خراب زده # 7 لعل ساقی نگر بوقت صبوح %~% آب برآتش شراب زده # 8 مطرب نغمه ساز پرده‌سرای %~% چنگ در پرده رباب زده # 9 جان خواجو به آتش بار %~% شعله در آبگون حجاب زده PageV1P807 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشا مست و خراب اندر خرابات آمده %~% فارغ از سجاده و تسبیح و ~~طاعات آمده # 2 نفی را اثبات خود دانسته و اثبات نفی %~% و ایمن از خویش و بری از نفی ~~و اثبات آمده # 3 کرده ورد بلبل مست سحر خیز استماع %~% باز با مرغ صراحی در مناجات آمده # 4 روح قدسی در هوای مجلس روحانیان %~% صبحدم مستانه بر بام سماوات آمده # 5 عقل با زلف چلیپا از تنازع دم زده %~% روح با راح مصفا در مقالات آمده # 6 گشته مستانرا سر کوی مغان بیت الحرام %~% عاشقانرا گوشه مسجد خرابات ~~آمده # 7 عارفان را نغمه چنگ مغنی ره زده %~% صوفیان را باده صافی مداوات آمده # 8 شهسوار چرخ بین نزدش پیاده وانگهی %~% رخ نهاده پیش اسب او و شهمات ~~آمده # 9 یک ره از ایوان برون فرمای خواجو را ببین %~% بر سر کوی تو ms388 چون موسی ~~بمیقات آمده PageV1P808 ### || [genre: Gh] # 1 آن ترک بلغاری نگر با چشم خونخوار آمده %~% خورشید قندز پوش او آشوب ~~بلغار آمده # 2 عید مسیحی روی او زنار قیصر موی او %~% در حلقه گیسوی او صد دل گرفتار ~~آمده # 3 چشم آفت مستان شده رخ طیره بستان شده %~% شیراز ترکستان شده کان بت ز ~~فرخار آمده # 4 دلدار من جاندار من شمشاد خوش رفتار من %~% چون دیده در بار من لعلش ~~گهر بار آمده # 5 در شب چراغ خاوری بر مه نقاب ششتری %~% وز مهر رویش مشتری با زهره در ~~کار آمده # 6 هرگز شنیدی در ختن مشکین خطی چون یار من %~% یا سرو سیمین در چمن ~~زینسان به رفتار آمده # 7 سنبل ز سر آویخته وز لاله مشک انگیخته %~% و آب گلستان ریخته چون او به ~~گلزار آمده # 8 بر مهر پیچان عقربش وز مه معلق غبغبش %~% چون جام می نام لبش یاقوت ~~جاندار آمده # 9 شکر غلام پاسخش میمون جمال فرخش %~% روز غریبان بی رخش همچون شب تار ~~آمده # 10 بر ماه چنبر دیده‌ئی در پسته شکر دیده‌ئی %~% وز شاخ عرعر دیده‌ئی سیب ~~و سمن بار آمده # 11 بنگر بشبگیر ای صبا خواجو چو مرغ خوش نوا %~% برطرف بستان از هوا در ~~ناله زار آمده PageV1P809 ### || [genre: Gh] # 1 چون سنبلت که دید سیاهی سر آمده %~% وانگه کمینه خادم او عنبر آمده # 2 چشمت به ساحری شده در شهر روشناس %~% زلفت به دلبری ز جهان بر سر آمده # 3 ساقی حدیث لعل لبت رانده بر زبان %~% و آب حیات در دهن ساغر آمده # 4 ای سرو سیمتن ز کجا می‌رسی چنین %~% دستی بساق بر زده و خوش برآمده # 5 من همچو جام باده و شمع سحرگهی %~% هر دم ز دست رفته و از پا درآمده # 6 هر شب به مهر روی جهانتابت از فلک %~% در چشم هجر دیده من اختر آمده # 7 بیرون ز طره تو شبی کس نشان ms389 نداد %~% بر خور فکنده سایه و بس در خور ~~آمده # 8 از سهم نوک ناوک خونریز غمزه‌ات %~% مو بر وجود من چو سر نشتر آمده # 9 بی چشم نیم خواب و بنا گوش چون خورت %~% خواجو ز خواب فارغ و سیر از ~~خور آمده PageV1P810 ### || [genre: Gh] # 1 ای پسر دامن اهل قدم از دست مده %~% ورت از دست بر آید کرم از دست مده # 2 چون کسی نیست که با او نفسی بتوان برد %~% برو و همدم خود باش و دم از ~~دست مده # 3 در فنا محو شو و گنج بقا حاصل کن %~% بگذر از ملک وجود و عدم از دست ~~مده # 4 شادی وصل اگرت دست نخواهد دادن %~% هجر را باش و سر کوی غم از دست مده # 5 اگر از توبه و سالوس ندامت داری %~% با ندیمان بسر آر و ندم از دست مده # 6 خرقه از پیرمغان گیر و گرت دست دهد %~% کنج بتخانه و روی صنم از دست ~~مده # 7 چون یقینی که همه ملکت جم بر بادست %~% پشت پائی بزن و جام جم از دست ~~مده # 8 یار اگر طالب درد تو بود درمان چیست %~% از دوا روی بتاب و الم از دست ~~مده # 9 گر چه آن خسرو خوبان ندهد داد کسی %~% خاک برسر کن و پای علم از دست ~~مده # 10 وگر از پای فتادی و نشد کارت راست %~% آن سر زلف پر از پیچ و خم از ~~دست مده # 11 چون شدی معتکف کعبه قربت خواجو %~% در طواف آی و حریم حرم از دست مده ~~PageV1P811 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی تو مرا پر آب دیده %~% نادیده بخواب خواب دیده # 2 ما پست و ترا بلند قامت %~% ما مست و ترا خراب دیده # 3 جان قول تو بی سخن شنیده %~% دل روی تو بی نقاب دیده # 4 از دیده فتاده در بلا دل %~% وز دل شده در عذاب دیده # 5 یک ذره ms390 از آنکه در تو پیداست %~% نادیده درآفتاب دیده # 6 هر لحظه‌ام از غم تو کرده %~% رخساره بخون خضاب دیده # 7 در آتش فرقتت ندیده %~% همچون دل من کباب دیده # 8 فریاد لب تو کرده هر دم %~% در ساغر من شراب دیده # 9 یکباره بقصد خون خواجو %~% افکنده سپر برآب دیده PageV1P812 ### || [genre: Gh] # 1 زهی روی دل افروزت چراغ و چشم هر دیده %~% مرا صد چشمه در چشم و ترا صد ~~دیده در دیده # 2 نکرده در جهان کامی بجز وصلت تمنا دل %~% ندیده بر فلک روزی چو رخسارت ~~قمر دیده # 3 من از آن گوی سیمینت چو چوگان گشته سرگشته %~% وزان چوگان مشکینت بسر ~~چون گوی گردیده # 4 کنار از من چه می‌جوئی بیا بنگر که بی رویت %~% کنارم می‌کند هر شب پر ~~از خون جگر دیده # 5 از آن مثل تو در عالم نیامد در نظر ما را %~% که بی روی تو بر عالم ~~نیاندازد نظر دیده # 6 ببوی آنکه هم روزی برآید اختر بختم %~% ز مهرم اختر افشاند همه شب تا ~~سحر دیده # 7 برون از اشک رخسارم نباشد وجه سیم و زر %~% ولی هرگز کجا باشد ترا بر ~~سیم و زر دیده # 8 گناه ار دیده کرد اول چرا تهمت نهم بر دل %~% ور از دل در وجود آمد چه ~~تاوانست بر دیده # 9 ز دست چشم خون افشان ز سر بگذشت سیلابم %~% ببین آخر که خواجو را چه ~~می‌آرد بسر دیده PageV1P813 ### || [genre: Gh] # 1 زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده %~% گشوده آتش مهر تو آبم از دیده # 2 فروغ روی تو تا دیده‌ام ز زیر نقاب %~% نمی‌رود همه شب آفتابم از دیده # 3 چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یاد %~% گلم ز یاد برفت و گلابم از ~~دیده # 4 شب دراز ندانم دو چشم جادویت %~% چه سحر کرد که بربود خوابم از دیده # 5 ز دست دیده و دل در عذاب می‌بودم ms391 %~% چو دل نماند کنون در عذابم از ~~دیده # 6 ندانم از من بیدل چه دید مردم چشم %~% که ریخت خون دل دردیابم از دیده # 7 بدیده دیده خون ریزم ار بریزد خون %~% چو در دو دیده توئی رخ نتابم از ~~دیده # 8 چه کیمیاست غمت کز خواص او خیزد %~% زرم ز چهره و سیم مذابم از دیده # 9 بشد چو لعل تو بگشود درج لؤلؤ را %~% گهر ز خاطر و در خوشابم از دیده # 10 گهی که جام صبوحی کشم بود حاصل %~% کبابم از دل ریش و شرابم از دیده # 11 حدیث لعل تو خواجو چو در میان آورد %~% فتاد دانه یاقوت نابم از دیده ~~PageV1P814 ### || [genre: Gh] # 1 زهی جمال تو خورشید مشرق دیده %~% بتنگی دهنت هیچ دیده نادیده # 2 سواد خط تو دیباچه صحیفه دل %~% هلال ابروی تو طاق منظر دیده # 3 مه جبین تو برآفتاب طعنه زده %~% گل عذار تو بر برگ لاله خندیده # 4 ز شور زلف تو در شب نمی‌توانم خفت %~% ز دست فکر پریشان و خواب شوریده # 5 اگر بهیچ نگیری مرا نیرزم هیچ %~% و گر پسند تو گردم شوم پسندیده # 6 تو خامه دو زبان بین که حال درد فراق %~% چگونه شرح دهد با زبان ببریده # 7 چو من که دید زبان بسته‌ئی و گاه خطاب %~% سخنوری زنی کلک برتراشیده # 8 گهی که وصف سر زلف دلکشت گویم %~% شود زبان من دلشکسته پیچیده # 9 از آن سیاه شد آن زلف مشکبار که هست %~% بچین فتاده و برآفتاب گردیده # 10 بدیده تو که آندم که زیر خاک شوم %~% شوم نظاره‌گر دیده تو دزدیده # 11 چو شد غلام تو خواجو قبول خویشش خوان %~% که ملک دل به تو دادست و عشق ~~به خریده PageV1P815 ### || [genre: Gh] # 1 بساز چاره این دردمند بیچاره %~% که دارد از غم هجرت دلی بصد پاره # 2 چگونه تاب تجلی عشقت آرد دل %~% چو تاب مهر تحمل نمی‌کند خاره # 3 دلم چوخیل خیال ms392 تو در رسد با خون %~% ببام دیده برآید روان بنظاره # 4 مرا جگر مخور اکنون که سوختی جگرم %~% که بی تو هست مرا خود دلی ~~جگرخواره # 5 حجاب روز مکن زلف را چو می‌دانی %~% که هست جعد تو هر تار ازو شبی تاره # 6 بجای گوهر وصل تو وجه سیم و زرم %~% سرشک مردم چشمست و رنگ رخساره # 7 دلم ببوی تو بر باد رفت و می‌بینم %~% که در هوا طیران می کند چو طیاره # 8 ضرورتست ببیچارگی رضا دادن %~% چو نیست از رخ آنماه مهربان چاره # 9 مراد خواجو ازو اتصال روحانیست %~% نه همچو بیخبران حظ نفس اماره ~~PageV1P816 ### || [genre: Gh] # 1 برآمد ماهم از میدان سواره %~% ز عنبر طوق و از زر کرده یاره # 2 گرفته از میان ماکناری %~% ولی ما غرقه خون بر کناره # 3 شود در گردن جانم سلاسل %~% خیال زلف او شبهای تاره # 4 برویم گر بخندد چرخ گوید %~% مگر در روز می‌بینیم ستاره # 5 چو در خاکم نهند از گوشه چشم %~% کنم در گوشه چشمش نظاره # 6 تعالی‌الله چنان زیبا نگاری %~% برش چون سیم و دل چون سنگ خاره # 7 چو در طرف کمر بند تو بینم %~% ز چشم من بیفتد لعل پاره # 8 وضو سازم به آب چشم و هر دم %~% کنم برخاک کویت استخاره # 9 اگر عشقت بریزد خون خواجو %~% بجز بیچارگی با او چه چاره PageV1P817 ### || [genre: Gh] # 1 ترک من هر لحظه گیرد با من از سر خرخشه %~% زلف کج طبعش کشد هر ساعتم ~~در خرخشه # 2 می‌کشد هر لحظه ابرویش کمان برآفتاب %~% کی کند هر حاجبی با شاه خاور ~~خرخشه # 3 ای مسلمانان اگر چشمش خورد خون دلم %~% چون توانم کرد با آن ترک کافر ~~خرخشه # 4 هر دم آن جادوی تیرانداز شوخ ترکتاز %~% گیرد از سر با من دلخسته دیگر ~~خرخشه # 5 هر چه افزون تر کنم با آن صنم بیچارگی %~% او ز بی مهری کند با من ~~فزونتر خرخشه ms393 # 6 راستی را در چمن هر دم به پشتی‌قدش %~% می‌کند باد صبا با شاخ عرعر ~~خرخشه # 7 عیب نبود چون مدام از باده دورم خراب %~% گر کنم یک روز با چرخ بد اختر ~~خرخشه # 8 چشمم از بهر چه ریزد خون دل بر بوی اشک %~% کی کند دریا ز بهر لؤلؤی تر ~~خرخشه # 9 همچو خواجو بنده هندوی او گشتم ولیک %~% دارد آن ترک ختا با بنده در سر ~~خرخشه PageV1P818 ### || [genre: Gh] # 1 پری رخا منه از دست یکزمان شیشه %~% قرابه پر کن و در گردش آر آن شیشه # 2 کنونکه پرد سرا زهره است و ساقی ماه %~% شراب چشمه خورشید و آسمان شیشه # 3 خوشا میان گلستان و جام می بر کف %~% کنار پر گل و نسرین و در میان ~~شیشه # 4 مرا چو شیشه می دستگیر خواهد بود %~% بده بدست من ای ماه دلستان شیشه # 5 روان خسته‌ام از آتش خمار بسوخت %~% بیا و پر کن از آن آتش روان شیشه # 6 شدم سبکدل و گردد ز تیزی و گرمی %~% برین سبک دل دیوانه سرگران شیشه # 7 بیا که این دل مجروح ممتحن زده است %~% بیاد لعل تو بر سنگ امتحان شیشه # 8 دل شکسته برم تحفه پیش چشم خوشت %~% اگر چه کس نبرد پیش ناتوان شیشه # 9 ز شوق آن لب چون ناردان کنم هر دم %~% ز خون دیده پر از آب ناردان شیشه # 10 براستان که بسی خستگان نازک دل %~% شکسته‌اند برین خاک آستان شیشه # 11 لب تو آب شد و جان بیدلان آتش %~% غم تو کوه و دل تنگ عاشقان شیشه # 12 مطیه سست و همه راه سنگ و صاعقه سخت %~% کریوه بر گذر و بار کاروان ~~شیشه # 13 ترا که شیشه می داد و می‌دهد خواجو %~% برو بمجلس مستان و میستان شیشه # 14 چو شیشه گرلبت از تاب سینه جوشیدست %~% مدار بی لب جوشیده یکزمان شیشه ~~PageV1P819 ### || [genre: Gh] # 1 ای از گل رخسار تو ms394 خون در دل لاله %~% بر لاله ز مشک سیه افکنده گلاله # 2 بازآی که چشم و رخت ایماه غزل گوی %~% این عین غزال آمد و آن رشک غزاله # 3 از خاک درت برنتوان گشت که کردند %~% ما را بحوالی سرای تو حواله # 4 آورده بخونم رخ زیبای تو خطی %~% چون بنده مقرست چه حاجت بقباله # 5 آن جان که ز لعلت بگه بوسه گرفتم %~% دینیست ترا بر من دلسوخته حاله # 6 برخیز و بر افروز رخ از جام دلفروز %~% کز عشق لبت جان بلب آورد پیاله # 7 از آتش می بین رخ گلرنگ نگارین %~% همچون ورق لاله پر از قطره ژاله # 8 چشمم بمه چارده هرگز نشود باز %~% الا به بتی ماه رخ چارده ساله # 9 تا گشت گرفتار سر زلف تو خواجو %~% چون موی شد از مویه و چون نال ز ~~ناله PageV1P820 ### || [genre: Gh] # 1 ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله %~% وی بر قمر ز عنبر تر بسته سلسله # 2 وی تیر چشم مست تو پیوسته در کمان %~% وی آفتاب روی تو طالع ز سنبله # 3 بازار لاله بشکن و مقدار گل ببر %~% برلاله زن گلاله و برگل فکن کله # 4 در ده شراب روشن و در تیره شب مرا %~% از عکس جام باده برافروز مشعله # 5 فصل بهار و موسم نوروز خوش بود %~% در سر نوای بلبل و در دست بلبله # 6 گل جامه چاک کرده و نرگس فتاده مست %~% وز عندلیب در چمن افتاده غلغله # 7 در وادی فراق چو خواجو قدم زند %~% از خون دل گیاش بروید ز مرحله ~~PageV1P821 ### || [genre: Gh] # 1 دی آن بت کافر بچه با چنگ و چغانه %~% می‌رفت بسر وقت حریفان شبانه # 2 بر لاله ز نیلش اثر داغ صبوحی %~% بر ماه ز مشکش گره جعد مغانه # 3 یاقوت بمی شسته و آراسته خورشید %~% مرغول گره کرده و کاکل زده شانه # 4 زلف سیهش را دل شوریده گرفتار %~% تیر مژه‌اش را جگر ms395 خسته نشانه # 5 بگشوده نظر خلق جهانی ز کناره %~% بربوده میانش دل خلقی ز میانه # 6 من کرده دل صدر نشین را سوی بحرین %~% با قافله خون ز ره دیده روانه # 7 جامی می دوشینه به من داد و مرا گفت %~% خوش باش زمانی و مکن یاد زمانه # 8 دوران همه در دست و تو در حسرت درمان %~% عالم همه دامست و تو در فکرت ~~دانه # 9 حیفست تو در بادیه وز بیم حرامی %~% بی وصل حرم مرده و حج بر در خانه # 10 خواجو سخن از کعبه و بتخانه چه گوئی %~% خاموش که این جمله فسونست و ~~فسانه # 11 رو عارف خود باش که در عالم معنی %~% مقصود توئی کعبه و بتخانه بهانه ~~PageV1P822 ### || [genre: Gh] # 1 پرواز کن ای مرغ و بگلزار فرود آی %~% ور اهل دلی بر در دلدار فرود آی # 2 ور می‌طلبی خون دل خسته فرهاد %~% چون کبک هوا گیر و بکهسار فرود آی # 3 ای باد صبا بهر دل خسته یاران %~% یاری کن و در بندگی یار فرود آی # 4 در سایه ایوانش اگر راه نیابی %~% خورشید صفت بر در و دیوار فرود آی # 5 ور پرتو خورشید رخش تاب نیاری %~% در سایه آن زلف سیه کار فرود آی # 6 چون بر سر آبست ترا منزل مالوف %~% بر چشمه چشم من خونخوار فرود آی # 7 از کفر سر زلف بتان گر خبرت هست %~% مؤمنشو و در حلقه کفار فرود آی # 8 از صومعه بیرون شو و از زوایه بگذر %~% وانگاه بیا بر در خمار فرود آی # 9 خواهی که رسانی بفلک رایت منصور %~% با سر انا الحق بسر دار فرود آی # 10 ای آنکه طبیب دل پر حسرت مائی %~% از بهر خدا بر سر بیمار فرود آی # 11 خواجو اگر از بهر دوای دل مجروح %~% دارو طلبی بر در عطار فرود آی ~~PageV1P823 ### || [genre: Gh] # 1 باز هر چند که در دست شهان دارد جای %~% نیست ms396 در سایه‌اش آن یمن که در ~~پر همای # 2 هر که زین گنبد گردنده کناری نگرفت %~% چون مه نو بهمه شهر شد انگشت ~~نمای # 3 ایکه امروز ممالک بتو آراسته است %~% ملک را چون تو بیادست بسی ملک ~~آرای # 4 هر کفی خاک که بر عرصه دشتی بینی %~% رخ ماهی بود و فرق شهی عالی رای # 5 بشد و ملکت باقی به خدا باز گذاشت %~% آنکه می‌گفت منم بر ملکان بار ~~خدای # 6 گر تو خواهی که شهان تاج سرت گردانند %~% کار درویش چو خلخال میفکن در ~~پای # 7 تا مقیمان فلک شادی روی تو خورند %~% از می مهر جهان همچو قمر سیر برآی # 8 پنجه نفس ببازوی ریاضت بشکن %~% گوی مقصود بچوگان قناعت بربای # 9 چنگ از آنروی نوازندش و در بر گیرند %~% که بهر باد هوائی نخروشد چون ~~نای # 10 بوی عود از دم جان پرور خواجو بشنو %~% زانکه باشد نفس سوختگان روح ~~افزای PageV1P824 ### || [genre: Gh] # 1 از برای دلم ای مطربه پرده‌سرای %~% چنگ بر ساز کن و خوش بزن و خش ~~بسرای # 2 از حریفان صبوحی بجز از مردم چشم %~% کس نگیرد به مئی دست من بی سر و ~~پای # 3 چنگ اگر زانکه ز بی همنفسی می‌نالد %~% باری از همنفس خویش چه می‌نالد ~~نای # 4 امشب از زمزمه پرده‌سرا بی خبرم %~% ای حریفان برسانید بدوشم بسرای # 5 گفتم از باد صبا بوی تو می‌یابم گفت %~% چون ترا باد بدستت برو ~~می‌پیمای # 6 ساربان گر بخدنگم زند از محمل دوست %~% بر نگردم که نترسد شتر از بانگ ~~درای # 7 چون مرا عمر گرامی بسر آید بیتو %~% تو هم ای عمر عزیزم بعیادت بسر آی # 8 جای دل در شکن زلف تو می‌بینم و بس %~% لیک هر جا که توئی بر دل من ~~داری جای # 9 چون شدی شمع سراپرده مستان خواجو %~% ز آتش عشق بفرسای و تن و جان ~~بفزای PageV1P825 ### || [genre: Gh] # 1 مهست یا رخ آن ms397 آفتاب مهر افزای %~% شبست یا خم آن طره قمر فرسای # 2 مرا مگوی که دل در کمند او مفکن %~% بدان نگار پریچهره گو که دل مربای # 3 چه سود کان مه محمل نشین نمی‌گوید %~% که بیش ازین مخروش ای درای هرزه ~~درای # 4 مرا بزلف تو رایست از آنکه طوطی را %~% گمان مبر که بهندوستان نباشد ~~رای # 5 نوای نغمه چنگم چه سود چون همه شب %~% خیال زلف توام چنگ می‌زند در نای # 6 ببوی زلف سیاهت بباد دادم عمر %~% مرا که گفت که بنشین و باد میپیمای # 7 اگر چه عمر منی ای شب سیه بگذر %~% و گر چه جان منی ای مه دو هفته برای # 8 چو روشنست که عمر این همه نمی‌پاید %~% مرا چو عمرعزیزی تو نیز بیش ~~مپای # 9 خوشا بفصل بهاران فتاده وقت صبوح %~% نوای پرده‌سرا در هوای پرده‌سرای # 10 اگر خروش برآرد چو بلبلان خواجو %~% چه غم خورد گل سوری ز مرغ نغمه ~~سرای # 11 ز شور شکر شعرم نوای عشق زنند %~% به بوستان سخن طوطیان شکر خای ~~PageV1P826 ### || [genre: Gh] # 1 پرده ابر سیاه از مه تابان بگشای %~% روز را از شکن طره شبگون بنمای # 2 کاکل مشک فشان برمه شب پوش مپوش %~% سنبل غالیه سا بر گل خود روی مسای # 3 سپه شام بدان هندوی مشکین بشکن %~% گوی خورشید بدان زلف چو چوگان بربای # 4 هر که در ابروی چون ماه نوت دارد چشم %~% گردد از مهر تو چون ماه نو ~~انگشت نمای # 5 حال من با تو کسی نیست که تقریر کند %~% پیش سلطان که دهد عرض تمنای ~~گدای # 6 سرو را برلب هر چشمه اگر جای بود %~% جای آن هست که بر چشم منش باشد ~~جای # 7 ای مه روشن اگر جان منی زود برای %~% وی شب تیره اگر عمر منی دیر مپای # 8 صبح امید من از جیب افق سر بر زن %~% روز اقبال من از مطلع مقصود برآی # 9 ms398 کی برد ره به سراپرده قربت خواجو %~% پشه را بین که کند آرزوی وصل همای ~~PageV1P827 ### || [genre: Gh] # 1 ای روضه رضوان ز سر کوی تو بابی %~% وی چشمه کوثر ز لب لعل تو آبی # 2 شبهاست که از حسرت روی تو نیاید %~% در دیده بیدار من دلشده خوابی # 3 مرغ دلم افتاد بدام سر زلفت %~% مانند تذوری که بود صید عقابی # 4 مردم همه گویند که خورشید برآمد %~% گر برفکنی در شب تاریک نقابی # 5 گر کارم از آن سرو خرامنده کنی راست %~% دریاب که بالاتر از این نیست ~~ثوابی # 6 هر روز کشی بر من دلسوخته کینی %~% هر لحظه کنی با من بیچاره عتابی # 7 در میکده گر دیده مرا دست نگیرد %~% کس نشنود از همنفسان بوی کبابی # 8 بر خوان غمت تا نزنم آه جگر سوز %~% بر کف ننهد هیچکسم جام شرابی # 9 هم مردم چشمست که از روی ترحم %~% بر رخ زندم دمبدم از دیده گلابی # 10 در نرگس عاشق کش میگون نظری کن %~% تا بنگری از هر طرفی مست و خرابی # 11 فریاد که آن ماه مغنی دل خواجو %~% از چنگ برون برد به آواز ربابی ~~PageV1P828 ### || [genre: Gh] # 1 ز زلف و روی تو خواهم شبی و مهتابی %~% که با لب تو حکایت کنم ز هر ~~بابی # 2 خیال روی تو چون جز بخواب نتوان دید %~% شب فراق دریغا اگر بود خوابی # 3 کنونکه تشنه بمردیم و جان بحلق رسید %~% براه بادیه ما را که می‌دهد ~~آبی # 4 هنوز تشنه آن لعل آبدار توام %~% ز چشمم ار چه ز سر برگذشت سیلابی # 5 اگر چه پیش کسانی خلاف امکانست %~% که تشنه جان بلب آرد میان غرقابی # 6 معینست کزین ورطه جان برون نبرم %~% که نیست بحر غمم را بدیده پایابی # 7 ز شوق نرگس مستت خطیب جامع شهر %~% چو چشم شوخ تو مستست پیش محرابی # 8 رموز حالت مجذوب را چه کشف کند %~% کسی که او ms399 متعلق نشد بقلابی # 9 بیا که خون دل از سر گذشت خواجو را %~% مگر بدست کند از لب تو عنابی ~~PageV1P829 ### || [genre: Gh] # 1 بیار ای لعبت ساقی شرابی %~% بساز ای مطرب مجلس ربابی # 2 چو دور عشرت و جامست بشتاب %~% که هر دم می‌کند دوران شتابی # 3 دل پرخون من چندان نماندست %~% که بتوان کرد مستی را کبابی # 4 خوشا آن صبحدم کز مطلع جام %~% برآید هر زمانی آفتابی # 5 الا ای باده پیمایان سرمست %~% بمخموری دهید آخر شرابی # 6 گرم از تشنگی جان برلب آید %~% مگر چشمم چکاند برلب آبی # 7 شد از باران اشک و باده شوق %~% دلم ویرانی و جانم خرابی # 8 مگر بستست جادوی تو خوابم %~% که شبها شد که محتاجم بخوابی # 9 چرا باید که خواجو از تو یکروز %~% سلامی را نمی‌یابد جوابی PageV1P830 ### || [genre: Gh] # 1 زهی اشکم ز شوق لعل میگون تو عنابی %~% مرا دریاب و آب چشم خون افشان ~~که دریابی # 2 تو گوئی لعبت چشمم برون خواهد شد از خانه %~% که بر نیل و نمک پوشد ~~قبای موج سیمابی # 3 اگر عناب دفع خون کند از روی خاصیت %~% کنارم از چه رو گردد ز خون دیده ~~عنابی # 4 ز شوق سیب سیمینت سرشکم بر رخ چون زر %~% بدان ماند که در آبان نشیند ~~ژاله برآبی # 5 چرا هرلحظه چون طاوس در بوم دگر گردی %~% چرا هر روز چون خورشید بر ~~بامی دگر تابی # 6 ترا ای نرگس دلبر چو عین فتنه می‌بینم %~% چگونه فتنه بیدارست و چون ~~بختم تو در خوابی # 7 تو نیز ای ابر آب خویشتن ریزی اگر هر دم %~% دم از گوهر زنی با چشم ~~دربارم ز بی آبی # 8 برو خواجو که تا هستی نباشی خالی از مستی %~% اگر پیوسته چون چشم بتان ~~در طاق محرابی # 9 بگردان جام و در چرخ آر سر مستان مهوش را %~% که جز بر خون هشیاران ~~نگردد چرخ دولابی PageV1P831 ### || [genre: Gh] # 1 ms400 دلا تا طلعت سلمی نیابی %~% بدنیی روضه عقبی نیابی # 2 ز هستی رونق مستی نبینی %~% ز توبه لذت تقوی نیابی # 3 درین بتخانه تا صورت پرستی %~% نشان از عالم معنی نیابی # 4 چو مجنون تا درین حی زنده باشی %~% طناب خیمه لیلی نیابی # 5 عصا تا در کفت ثعبان نگردد %~% ز چوبی معجز موسی نیابی # 6 نشان دوست از دشمن چه پرسی %~% که از خر منطق عیسی نیابی # 7 اگر ملک سلیمان در نبازی %~% چو سلمان طلعت سلمی نیابی # 8 غلام عشق شو کز مفتی دل %~% ورای عاشقی فتوی نیابی # 9 چو طفلان گر بنقشی باز مانی %~% بغیر از صورت مانی نیابی # 10 برو خواجو که از سلطان عشقش %~% برون از آب چشم اجری نیابی # 11 اگر شعری ز شعری بگذرانی %~% بشعری رفعت شعری نیابی PageV1P832 ### || [genre: Gh] # 1 خود پرستی مکن ار زانکه خدا می‌طلبی %~% در فنا محو شو ار ملک بقا ~~می‌طلبی # 2 خبر از درد نداری و دوا می‌جوئی %~% اثر از رنج ندیدی و شفا می‌طلبی # 3 ساکن دیری و از کعبه نشان می‌پرسی %~% در خرابات مغانی و خدا می‌طلبی # 4 کارت از چین سر زلف بتان در گرهست %~% وین عجبتر که از آن مشک ختا ~~می‌طلبی # 5 اگر از سرو قدان مهر طمع می‌داری %~% از بن زهر گیا مهر گیاه می‌طلبی # 6 خبر از انده یعقوب نداری و مقیم %~% بوی پیراهن یوسف ز صبا می‌طلبی # 7 کی دل مرده‌ات از باد صبا زنده شود %~% نفس عیسوی از باد هوا می‌طلبی # 8 دردی درد کش ار زانکه دوا می‌خواهی %~% باده صاف خور ار زانکه صفا ~~می‌طلبی # 9 خیز خواجو که در این گوشه نوا نتوان یافت %~% بسپاهان رو اگر زانکه نوا ~~می‌طلبی PageV1P833 ### || [genre: Gh] # 1 ترک صورت کن اگر عالم معنی طلبی %~% کوس عزلت زن اگر ملکت کسری طلبی # 2 سر خود پیش نه ار پای درین راه نهی %~% غرق این بحر شو ار در تمنی طلبی # 3 ms401 گر نه ماری بچه معنی نروی از سر گنج %~% ورنه طفلی بچه رو صورت مانی ~~طلبی # 4 راه آدم زنی و روضه رضوان جوئی %~% عیب مجنون کنی و خیمه لیلی طلبی # 5 خاک گوساله زرین شوی از بی آبی %~% وانگه از چوب عصا معجز موسی طلبی # 6 تا که برطور جلالت نبود منزل قرب %~% از چه رو پرتو انوار تجلی طلبی # 7 خدمت مور کن ار ملک سلیمان خواهی %~% راه سلمان رو اگر طلعت سلمی طلبی # 8 نام خواجو مبر ار نامه وحدت خوانی %~% ترک کونین کن ار حضرت مولی طلبی ~~PageV1P834 ### || [genre: Gh] # 1 در باغ چون بالای تو سروی ندیدم راستی %~% بنشین که آشوب از جهان ~~برخاست چون برخاستی # 2 چون عدل سلطان جهان کیخسرو خسرو نشان %~% عالم بروی دلستان چون گلستان ~~آراستی # 3 ای ساعد سیمین تو خون دل ما ریخته %~% گر دعوی قتلم کنی داری گوا در ~~آستی # 4 بر چینیان آشفته هندوی تو از شوریدگی %~% در جادوان پیوسته ابروی تو از ~~ناراستی # 5 روی چو مه آراستی زلف سیه پیراستی %~% وین شخص زار زرد را از مهر چون ~~برکاستی # 6 در تاب می‌شد جان مه چون چهره می‌افروختی %~% تاریک می‌شد چشم شب چون ~~طره می پیراستی # 7 خواجو گر از مهر رخت آتش پرستی پیشه کرد %~% چون پرده بگشودی ز رخ عذر ~~گناهش خواستی PageV1P835 ### || [genre: Gh] # 1 یا من قریرة مقلتی لقیاک غایة منیتی %~% تذکار وصلک بهجتی هذا نصیبی ~~لیلتی # 2 از تاب دل شب تا سحر لب خشک دارم دیده تر %~% آری چه تدبیر ای پسر هذا ~~نصیبی لیلتی # 3 گر همچو شمع انجمن آتش زنم در جان و تن %~% عیبم مکن ای سیمتن هذا ~~نصیبی لیلتی # 4 قلبی غریق فی الحوی روحی حریق فی النوی %~% قد ذبت فی نار الهوی هذا ~~نصیبی لیلتی # 5 در مدح سلطان جهان باشم چو شمع آتش زبان %~% زیرا که از دور زمان هذا ~~نصیبی لیلتی # 6 باشد دعایش ms402 کار من سودای او بازار من %~% مکتوب برطومار من هذا نصیبی ~~لیلتی # 7 هر شب که خواجو را ز غم گرینده یابی چون قلم %~% بر دفترش بینی رقم هذا ~~نصیبی لیلتی PageV1P836 ### || [genre: Gh] # 1 چو دستان برکشد مرغ صراحی %~% برآید نوحه مرغ از نواحی # 2 قدح در ده که چشم مست خوبان %~% قد اتضحت لنا ای اتضاح # 3 الا والله لا اسلو هواهم %~% ولا اصبوالی قول اللواح # 4 ملامت می‌کنندم پارسایان %~% الام الام فی حب الملاح # 5 کجا قول خردمندان کنم گوش %~% که سکران نشنود گفتار صاحی # 6 عدولی عن محبتهم فسادی %~% و موتی فی مضار بهم صلاحی # 7 دلم جان از گذار دیده درباخت %~% ولیس علیسه فیه من جناح # 8 زهی از عنبر سارا کشیده %~% رقم بر گرد کافور رباحی # 9 مغلغلة الی مغناک منی %~% هنا من مبلغ شروی الریاح # 10 چه مشک آمیزی ای جام صبوحی %~% چه عنبر بیزی ای باد صباحی # 11 تهب نسائم و الورق ناحت %~% و شوقنی الصبوح الی الصباح # 12 بده ساقی که گل برقع برافکند %~% وفاح الروض و ابتسم الاقاحی # 13 ز میخواران کسی را همچو خواجو %~% ندیدم تشنه بر خون صراحی PageV1P837 ### || [genre: Gh] # 1 ز رارض دار سعدی یا بارق الغوادی %~% طف حول ربع سلمی یا ذارع البوادی # 2 غافل مشو ز سوزم چون آه سینه دیدی %~% و اندیشه کن ز آتش چون دود گشت ~~بادی # 3 نار الهموم هاجت من قلبی اشتعالا %~% ماه الغرام تجری من مد معی کواد # 4 کس را مباد ازینسان حاصل ز درد هجران %~% بیخویشی و غریبی رندی و ~~نامرادی # 5 فی اضلعی حللتم کالسر فی الجنان %~% فی مقلتی نزلتم کالنور فی السواد # 6 هر چند بی هدایت واصل نمی‌توان شد %~% در عشق سالکانرا جز عشق نیست ~~هادی # 7 یا مولعا بهجری لایمکن اصطباری %~% یا زایرا لغیری ماغبت عن فؤادی # 8 خواجو چونیک نامی در راه عشق ننگست %~% تا در پی صلاحی میدان که در ~~فسادی PageV1P838 ### || [genre: ms403 Gh] # 1 چه جرم رفت که رفتی و ترک ما کردی %~% به خون ما خطی آوردی و خطا کردی # 2 گرت کدورتی از دوستان مخلص بود %~% چرا برفتی و با دشمنان صفا کردی # 3 کنون که قامت من در پی تو شد چو کمان %~% دل مرا هدف ناوک بلا کردی # 4 به خشم رفتی و اشکت ز پی دوانیدم %~% چو رفت آب رخم عزم ماجرا کردی # 5 چرا چو گیسوی مشکین خویشتن در تاب %~% شدی و پیرهن صبر من قبا کردی # 6 ز دیده رفتی و از دل نمی‌روی بیرون %~% در آن خرابه ندانم چگونه جا ~~کردی # 7 اگر چنانکه ز چشمم شدی حکایت کن %~% کز آب چون بگذشتی مگر شنا کردی # 8 چو پیش اسب تو دیدی که می‌نهادم رخ %~% بشه رخم زدی و بردی و دغا کردی # 9 کدام وقت ز احوال ما بپرسیدی %~% کدام روز نگاهی به سوی ما کردی # 10 طبیب درد دل خستگان توئی لیکن %~% که دیده است که رنج کسی دوا کردی # 11 چو در طریق محبت قدم زدی خواجو %~% ز دست رفتی و سر در سر وفا کردی ~~PageV1P839 ### || [genre: Gh] # 1 گفتمش از چه دلم بردی و خونم خوردی %~% گفت از آنروی که دل دادی و جان ~~نسپردی # 2 گفتمش جان ز غمت دادم و سر بنهادم %~% گفت خوش باش که اکنون ز کفم جان ~~بردی # 3 گفتمش در شکرت چند بحسرت نگرم %~% گفت درخویش نگه کن که بچشمش خردی # 4 گفتمش چند کنم ناله و افغان از تو %~% گفت خاموش که ما را بفغان آوردی # 5 گفتمش همنفسم ناله وآه سحرست %~% گفت فریاد ز دست تو که بس دم سردی # 6 گفتمش رنگ رخم گشت ز مهر تو چو کاه %~% گفت بر من بجوی گر تو بحسرت ~~مردی # 7 گفتمش در تو نظر کردم و دل بسپردم %~% گفت آخر نه مرا دیدی و جان ~~پروردی # 8 گفتمش بلبل بستان جمال تو منم ms404 %~% گفت پیداست که برگرد قفس می‌گردی # 9 گفتمش کز می لعل تو چنین بی‌خبرم %~% گفت خواجو خبرت هست که مستم کردی ~~PageV1P840 ### || [genre: Gh] # 1 چه کرده‌ام که به یک بارم از نظر بفکندی %~% نهال کین بنشاندی و بیخ ~~مهر بکندی # 2 کمین گشودی و برمن طریق عقل ببستی %~% کمان کشیدی و چون ناوکم بدور ~~فکندی # 3 اگر چو مرغ بنالم تو همچو سرو ببالی %~% و گر چو ابر بگریم تو همچو ~~غنچه بخندی # 4 چو آیمت که ببینم مرا ز کوی برانی %~% چو خواهمت که در آیم درم بروی ~~ببندی # 5 توقعست که از بنده سایه باز نگیری %~% ولی ترا چه غم از ذره کافتاب ~~بلندی # 6 پیادگان جگر خسته رنج بادیه دانند %~% تو خستگی چه شناسی که بر فراز ~~سمندی # 7 از آن ملایم طبعی که ما تنیم و تو جانی %~% وزان موافق مائی که ما نیم ~~و تو قندی # 8 بحال خود بگذار ای مقیم صومعه ما را %~% تو و عبادت و عرفان و ما و ~~مستی و رندی # 9 ز من مپرس که خواجو چگونه صید فتادی %~% تو حال قید چه دانی که بیخبر ز ~~کمندی PageV1P841 ### || [genre: Gh] # 1 کجا باز آید آن مرغی که با من همقفس بودی %~% گهی فریاد خوان گشتی گهم ~~فریاد رس بودی # 2 از آن ترسم که صیادی بمکرش صید گرداند %~% که او پرواز نتواند که دائم ~~در قفس بودی # 3 نمی‌دانم که بر برج که امشب آشیان دارد %~% بدام آوردمی او را مرا گر ~~زانکه کس بودی # 4 چنان سرمست می‌گشتم ز آوازش که در شبها %~% که یاد آوری از شحنه کرا ~~بیم از عسس بودی # 5 چه مرغی بلبل آوازی چه بلبل باز پروازی %~% که این عنقای زرین بال پیشش ~~چون مگس بودی # 6 بگویم روشنت ماهی سریر حسن را شاهی %~% که سرو ار راست می‌خواهی بر ~~بالاش خس بودی # 7 بجان گر دسترس بودی اسیر قید محنت را %~% روان ms405 در پای شبرنگش فشاندن ~~یکنفس بودی # 8 درین وادی چه به بودی ز آه و ناله و زاری %~% اگر خورشید هودج را غم از ~~بانگ جرس بودی # 9 گلندامی طلب خواجو که در خلوتگه رامین %~% اگر هرگز نبودی گل جمال ویس ~~بس بودی PageV1P842 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آنکه دلم را مدد جان بودی %~% درد دلسوز مرا مایه درمان بودی # 2 برخ خوش نظر و عارض بستان افروز %~% رشک برگ سمن و لاله نعمان بودی # 3 بخط سبز و سر زلف سیاه و لب لعل %~% خضر و ظلمت و سرچشمه حیوان بودی # 4 پای سرو از قد رعنای تو در گل می‌رفت %~% خاصه آنوقت که برطرف گلستان ~~بودی # 5 همچو پروانه دلم سوخته عشق تو بود %~% زانکه در تیره شبم شمع شبستان ~~بودی # 6 در هوای تو چو بلبل زدمی نعره شوق %~% که بگلزار لطافت گل خندان بودی # 7 جان به آواز دلاویز تو دادم بر باد %~% که بوقت سحرم مرغ خوش الحان ~~بودی # 8 با تو پرداخته بودم دل حیران لیکن %~% خانه پرداز من بیدل حیران بودی # 9 همچو خواجو سر و سامان من از دست برفت %~% زانکه در قصد من بی سر و ~~سامان بودی PageV1P843 ### || [genre: Gh] # 1 گر آن مه در نظر بودی چه بودی %~% ورش بر ما گذر بودی چه بودی # 2 مرا کز بیخودی از خود خبر نیست %~% گر او را این خبر بودی چه بودی # 3 اگر چون آن پری پیکر در آفاق %~% پری روی دگر بودی چه بودی # 4 بدینسان کز نظر یکدم جدا نیست %~% گرش با ما نظر بودی چه بودی # 5 مرا گویند درمان تو صبرست %~% دریغا صبر گر بودی چه بودی # 6 روانم در شب هجران بفرسود %~% گر آنشب را سحر بودی چه بودی # 7 مرا چون با سر زلفت سری هست %~% گرم پروای سر بودی چه بودی # 8 چو بر بام تو باشد مرغ را راه %~% مرا گر بال ms406 و پر بودی چه بودی # 9 ز خواجو سیم و زر داری تمنا %~% گر او را سیم و زر بودی چه بودی ~~PageV1P844 ### || [genre: Gh] # 1 ای شمع چگل دوش در ایوان که بودی %~% وی سرو روان دی بگلستان که بودی # 2 وی آیت رحمت که کست شرح نداند %~% کی بود نزول تو و در شان که بودی # 3 چون صبح برآمد به سر بام که رفتی %~% چون شام در آمد بشبستان که بودی # 4 کین بر که کشیدی و کمان بر که گشادی %~% قلب که شکستی و بمیدان که بودی # 5 ای کام روانم لب چون آب حیاتت %~% در ظلمت شب چشمه حیوان که بودی # 6 دیشب که مرا جان و دل از داغ تو می‌سوخت %~% آرام دل و آرزوی جان که ~~بودی # 7 برطرف چمن بلبل خوش خوان که گشتی %~% درصحن گلستان گل خندان که بودی # 8 تا از دل و جان زان تو گشتیم چو خواجو %~% آخر بنگوئی که تو خود زان که ~~بودی PageV1P845 ### || [genre: Gh] # 1 هیچ شکر چو آن دهان دیدی %~% هیچ تنگ شکر چنان دیدی # 2 آن زمانت که در کنار آمد %~% جز کمر هیچ در میان دیدی # 3 در چمن همچو شمع مجلس ما %~% طوطئی آتشین زبان دیدی # 4 راستی را شمائل قد او %~% هیچ در سرو بوستان دیدی # 5 دل رباتر ز زلف و عارض او %~% شاخ سنبل بر ارغوان دیدی # 6 در فغانم ز دست قاتل خویش %~% کشته را هیچ در فغان دیدی # 7 همچو غرقاب عشق او خواجو %~% هیچ دریای بیکران دیدی PageV1P846 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش باشد دمی با دوستداری %~% نشسته در میان لاله زاری # 2 اگر نبود نسیم زلف خوبان %~% نروید گلبنی بر جویباری # 3 وگر سودای گلرویان نباشد %~% نخواند بلبلی بر شاخساری # 4 کنارم زان از آب دیده دریاست %~% که هجران را نمی‌بینم کناری # 5 خیالی گشتم از عشقش ولیکن %~% ندارم جز خیالش راز داری # 6 فراق جان ms407 ز تن آن لحظه باشد %~% که یاری دور می‌ماند ز یاری # 7 نشاید گفت خواجو پیش هر کس %~% غم عشقش مگر با غمگساری PageV1P847 ### || [genre: Gh] # 1 تو آن ماه زهره جبینی و آن سرو لاله عذاری %~% که بر لاله غالیه سائی و ~~از طره غالیه باری # 2 عقیقست یا لب شیرین عذارست یا گل و نسرین %~% جمالست یا مه و پروین ~~گلاله‌ست یا شب تاری # 3 گهی می‌کشی بفریبم گهی می‌کشی بعتابم %~% چه کردم که با من مسکین طریق ~~وفا نسپاری # 4 جدائی ز من چه گزینی چو دانی که صبر ندارم %~% وفا از تو چشم چه دارم ~~چو دانم که مهر نداری # 5 خوشا بر ترنم بلبل صبوحی و جام لبالب %~% خوشا با بتان سمن رخ حریفی و ~~باده گساری # 6 ز اوصاف حور بهشتی نشان داده لعبت ساقی %~% ز انفاس گلشن رضوان خبر ~~داده باد بهاری # 7 چو خواهد چه زهد فروشی چو از جام می نشکیبی %~% ز خوبان کناره چه گیری ~~چو در آرزوی کناری PageV1P848 ### || [genre: Gh] # 1 یا باری البرایا یا زاری الذراری %~% یا راعی الرعایا یا مجری الجواری # 2 سلطان بی وزیری دیان بی‌نظیری %~% قهار سختگیری ستار بردباری # 3 روق الغصون صنعا زینت کالغوانی %~% ورق الطیور شوقا توجت کاقماری # 4 سرو از تو در تمایل در کله ربیعی %~% مرغ از تو در ترنم بر سرو جویباری # 5 یا واهب العطایا یا دافع البلایا %~% یا غافر الخطایا یا مسری السواری # 6 عکسی فکنده نورت بر شمع آسمانی %~% بوئی نهاده لطفت در نافه تتاری # 7 ذخر القروم تجبی من سبیک السبایا %~% لبس‌الجنان تکسوا من برک البراری # 8 از نار نور بخشی وز باد عطر سائی %~% وز خاک زر فشانی وز آب گوهر آری # 9 اعلیت کل یوم عند الصباح نورا %~% نقع الظلام جلی من غرة النهاری # 10 خواجه بتحفه پیشت نزلی دگر نیارد %~% جز حسرت و ندامت جز جرم و ~~شرمساری PageV1P849 ### || [genre: Gh] # 1 آب رخ ما ms408 بری و باد شماری %~% خون دل ما خوری و باک نداری # 2 دست نگارین بروی ما چه فشانی %~% ساعد سیمین بخون ما چه نگاری # 3 دل بسر زلف دلکش تو سپردیم %~% گر چه تو با هیچ خسته دل نسپاری # 4 اینهمه دلها بری ز دست ولیکن %~% خاطر دلداده‌ئی بدست نیاری # 5 چند کنی خواریم چو جان عزیزی %~% شرط عزیزان نباشد اینهمه خواری # 6 گر چه اسیر تو در شمار نیاید %~% هیچکسی را بهیچ کس نشماری # 7 بر سر ره کشتگان تیغ جفا را %~% بگذری و در میان خون بگذاری # 8 این نه طریق محبتست و مودت %~% وین نبود شرط دوستدای و یاری # 9 دمبدم از فرقت تو دیده خواجو %~% سیل براند بسان ابر بهاری PageV1P850 ### || [genre: Gh] # 1 ای دلم بسته ز زلف سیهت زناری %~% نافه مشک تتار از سر زلفت تاری # 2 خط مشکین تو از غالیه بر صفحه ماه %~% گرد آن نقطه موهوم کشد پرگاری # 3 بر گل عارضت آن خال سیاه افتادست %~% همچو زنگی بچه‌ئی بر طرف گلزاری # 4 گر کسی برخورد از لعل لبت اولی من %~% ور دل از دست رود در سر زلفت ~~باری # 5 کار زلف سیهت گر بدلم در بندست %~% سهل باشد اگرش زین بگشاید کاری # 6 دلم آن طره هندو بسیه کاری برد %~% چون فتادم من بیدل به چنان طراری # 7 نرگس مست تو گر باده چنین پیماید %~% نیست ممکن که ز مجلس برود هشیاری # 8 گرهی از شکن زلف چلیپا بگشای %~% تا بهر موی ببندم پس ازین زناری # 9 ظاهر آنست که ضایع گذرد عمر عزیز %~% مگر آن دم که برآری نفسی با یاری # 10 میل خاطر بگلستان نکشد خواجو را %~% اگرش دست دهد طلعت گلرخساری ~~PageV1P851 ### || [genre: Gh] # 1 ای نفس مشک بیز باد بهاری %~% غالیه بوئی مگر نسیم نگاری # 2 بر سر زلفش گذشته‌ئی که بدینسان %~% نافه گشائی کنی و مشک نثاری # 3 جان گرامی فدای خاک رهت باد %~% کز من ms409 مسکین قدم دریغ مداری # 4 گر گذری باشدت بمنزل آن ماه %~% لطف بود گر پیام من بگذاری # 5 گو چه شود گر خلاف قول بد اندیش %~% کام دل ریش این شکسته برآری # 6 ای ز سر زلف مشکسای معنبر %~% بر سر آتش نهاده عود قماری # 7 چون بزبان قلم حدیث تو رانم %~% آیدم از خامه بوی مشک تتاری # 8 غاب اذاغبت فی الصبابة صبری %~% بان اذا بنت فی‌العباد قراری # 9 من چو برون از تو دستگیر ندارم %~% چون سر زلفم مگر فرو نگذاری # 10 زور و زرم با تو چون ز دست نخیزد %~% چاره چه باشد برون ز ناله و زاری # 11 هر نفس از شاخسار شوق برآید %~% غلغل خواجو چه جای نغمه ساری ~~PageV1P852 ### || [genre: Gh] # 1 بخوبی چو یار من نباشد یاری %~% نگاری مهوشی بتی عیاری # 2 چو رویش کو لاله‌ئی چو قدش سروی %~% چو خالش کو مهره‌ئی چو زلفش ماری # 3 شب زلفش بر قمر نهد زنجیری %~% خط سبزش گرد گل کشد پرگاری # 4 شکار افکن آهویش خدنگ اندازی %~% سمن سا هندویش پریشان کاری # 5 ز زلفش در هر سری بود سودائی %~% ز چشمش در هر طرف بود بیماری # 6 اگر باری از غمم ندارد بر دل %~% دلم باری جز غمش ندارد باری # 7 بدلداری کردنش نباشد میلی %~% ولی جز دل بردنش نباشد کاری # 8 گر انکارم می‌کنند کو بیدینست %~% نباشد جز با بتان مرا اقراری # 9 چو خواجو خواهم که جان برو فشانم %~% ولیکن جان را کجا بود مقداری ~~PageV1P853 ### || [genre: Gh] # 1 ای مهر ماه روی ترا زهره مشتری %~% بر مشتریت پرده دیبای ششتری # 2 لعلت نگین خاتم خوبی وصف زده %~% بر گرد روی خوب تو هم دیو و هم پری # 3 در ساحری اگر ز جهان بر سر آمدست %~% گاویست پیش آهویت این لحظه سامری # 4 چون چشم چشم بند تو در خاطرم فتاد %~% بنمود طبع من ید بیضا بساحری # 5 گر ننگری بچشم عنایت بسوی ms410 من %~% بینی تنم ز مهر هلالی چو بنگری # 6 آن دل که من بملک دو عالم ندادمی %~% بردی به دلبری ز من آیا چه دلبری # 7 تا شد درست روی من دلشکسته زر %~% پیدا شدست رونق بازار زرگری # 8 خواجو چو وصف لعل گهرپرور تو کرد %~% بشکست قدر شعر چو لؤلؤی جوهری ~~PageV1P854 ### || [genre: Gh] # 1 ای که بر دیده صاحب‌نظران می‌گذری %~% پرده بردار که تا خلق ببینند پری # 2 می‌روی فارغ و خلقی نگران از پس و پیش %~% تا تو یک ره ز سر لطف در ~~ایشان نگری # 3 همه شب منتظر موکب صبحم که مرا %~% بوی زلف تو دهد نکهت باد سحری # 4 بامدادان که صبا حله خضرا پوشد %~% نوعروسان چمن را بگه جلوه‌گری # 5 این طراوت که تو داری چو بگلزار آئی %~% گل رویت ببرد رونق گلبرگ طری # 6 در کمالیت حسنت نرسد درک عقول %~% هر چه در خاطرم آید تو از آن خوبتری # 7 وه که گر پرده براندازی و زین پرده زنی %~% پرده راز معمای جهان را ~~بدری # 8 ور بدین شکل و شمایل بدر آئی روزی %~% نه دل من که دل خلق جهانی ببری # 9 خون خواجوست بتاریخته بر خاک درت %~% تا بدانی که دگر باره بعزت گذری ~~PageV1P855 ### || [genre: Gh] # 1 گل سوری دگر بجلوه گری %~% می‌کند صید بلبل سحری # 2 بطراوت سمن رخان چمن %~% می‌برند آب لاله برگ طری # 3 بوی گیسوی یار می‌شنوم %~% یا نسیم بنفشه طبری # 4 گل بستان فروز دم نزند %~% پیش رخسار او ز خوش نظری # 5 بر درش بسکه دوست می‌خوانم %~% دوست می‌خواندم بکبک دری # 6 چون نویسم حدیث لعل لبش %~% قصب جامه‌ام شود شکری # 7 پیش چشمش حدیث نرگس مست %~% بود آهو و عین بی بصری # 8 مردم چشمم افکند بر زر %~% دمبدم لعل پاره جگری # 9 روزم از شب نمی‌شود روشن %~% بی رخ و زلف او ز بیخبری # 10 دیو در اعتقاد من آنست %~% که مرا منع ms411 می‌کند ز پری # 11 عمر خواجو بزخم تیر فراق %~% گشت دور از جمال او سپری PageV1P856 ### || [genre: Gh] # 1 چو چشم مست تو با خواب می‌کند بازی %~% دو چشم من همه با آب می‌کند ~~بازی # 2 چنین که غمزه شوخ تو مست و مخمورست %~% چرا بگوشه محراب می‌کند بازی # 3 ببین که آهوی روباه باز صیادت %~% چگونه با دل اصحاب می‌کند بازی # 4 چو خون چشم من آمد بجوش از آنرویست %~% که با سرشک چو عناب می‌کند بازی # 5 ز زیر پهلوی پر خار من چه غم دارد %~% کسی که بر سر سنجاب می‌کند بازی # 6 بیا که زلف رسن باز هندو آسایت %~% شبی دراز بمهتاب می‌کند بازی # 7 دلم ز بیخردی همچو طفل بازیگر %~% بدان کمند رسن تاب می‌کند بازی # 8 تفرجیست که شب باز طره‌ات همه شب %~% بنور شمع جهانتاب می‌کند بازی # 9 عجب ز مردم بحرین دیده‌ات خواجو %~% که در میانه غرقاب می‌کند بازی ~~PageV1P857 ### || [genre: Gh] # 1 میا در قلب عشق ایدل که بازی نیست جانبازی %~% مکن بر جان خویش آخر ز ~~راه کین کمین سازی # 2 همان بهتر که باز آئی از این پرواز بی‌حاصل %~% که کبک خسته نتواند که ~~با بازان کند بازی # 3 چو می‌سوزیم و می‌سازیم همچون عود در چنگت %~% چرا ای مطرب مجلس دمی با ~~ما نمی‌سازی # 4 چه باشد چون من نالان بضربت گشته‌ام قانع %~% اگر یک نوبتم در برکشی ~~چون ساز و بنوازی # 5 دلم را گر نمی‌خواهی که سوزی ز آتش سودا %~% ز خال عنبرین فلفل چرا بر ~~آتش اندازی # 6 بر افروزی روان حسن اگر عارض برافروزی %~% بر اندازی بنای عقل اگر برقع ~~براندازی # 7 چرا باید که خون عالمی ریزی و عالم را %~% ز مردم باز پردازی و با مردم ~~نپردازی # 8 نباشد عیب اگر گردم قتیل چشم خونخوارت %~% که هم روزی شهید آید به تیغ ~~کافران غازی # 9 بترک جان بگو خواجو گرت جانانه می‌باید %~% که در ms412 ملکی نشاید کرد ~~سلطانی به انبازی PageV1P858 ### || [genre: Gh] # 1 گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی %~% کجا روم که فرس بر من شکسته نتازی # 2 تو شاهبازی و دانم که تیهوان نتوانند %~% که در نشیمن عنقا کنند دعوی ~~بازی # 3 شبان تیره بسی برده‌ام بخر و روزی %~% شبی چو زلف سیاهت ندیده‌ام ~~بدرازی # 4 ضرورتست که پیشت چو شمع سوزم و سازم %~% گرم چو شمع بسوزی ورم چو عود ~~بسازی # 5 مرا بضرب تو چون چنگ سرخوشست ولیکن %~% تو دانی ار بزنی حاکمی و گر ~~بنوازی # 6 بدوستی که چو دل قلب و نادرست نیایم %~% گرم در آتش سوزنده همچو زر ~~بگدازی # 7 بخون بشوی مرا چون قتیل تیغ تو گشتم %~% که در شریعت عشقت شهید باشم و ~~غازی # 8 چو روشنست که نور بقا ثبات ندارد %~% به ناز خویش و نیاز من شکسته چه ~~نازی # 9 فدای جان تو خواجو اگر قتیل تو گردد %~% ولی بقتل وی آن به که دست خویش ~~نیازی PageV1P859 ### || [genre: Gh] # 1 سحر چون باد عیسی دم کند با روح دمسازی %~% هزار آوا شود مرغ سحر خوان ~~از خوش آوازی # 2 بده آبی و از مستان بیاموز آتش انگیزی %~% بزن دستی و از رندان تفرج کن ~~سراندازی # 3 ز پیمان بگذر ای صوفی و درکش باده صافی %~% که آن بهتر که مستانرا کند ~~پیمانه دمسازی # 4 درین مدت که از یاران جدا گشتیم و غمخواران %~% توئی ای غم که شب تا ~~روز ما را محرم رازی # 5 چو آن مهوش نمی‌آرم پریروئی به زیبائی %~% چو آن لعبت نمی‌بینم گلندامی ~~به طنازی # 6 مرا تا جان بود در تن ز پایت برندارم سر %~% گر از دستم بری بیرون و از ~~پایم دراندازی # 7 کسی کو را نظر باشد بروی چون تو منظوری %~% خیالست این که تا باشد کند ~~ترک نظر بازی # 8 چرا از طره‌آموزی سیه‌کاری و طراری %~% چرا از غمزه‌گیری یاد خونخواری ~~و غمازی # 9 تو ms413 خود با ما نپردازی و بی روی تو هر ساعت %~% کند جانم ز دود دل هوای ~~خانه پردازی # 10 چو کشتی ضایعم مگذار و چون باد از سرم مگذر %~% که نگذارد شهیدان را ~~میان خاک و خون غازی # 11 سر از خنجر مکش خواجو اگر گردنکشی خواهی %~% که پای تیغ باید کرد ~~مردانرا سراندازی PageV1P860 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی %~% که کار زنده‌دلان عشق بازی است ~~نه بازی # 2 مرا بجور رقیبان مران ز کوی حبیبان %~% درون کعبه چه باک از مخالفان ~~حجازی # 3 میان حلقه رندان مگو ز توبه و تقوی %~% بیان عشق حقیقی مجو ز عشق مجازی # 4 مکن ملامت رامین اگر ملازم ویسی %~% مباش منکر محمود اگر مقر ایازی # 5 بمیر بر سر کویش گرت بود سر کویش %~% که پیش اهل حقیقت شهید باشی و ~~غازی # 6 کنند گوشه‌نشینان کنج خلوت چشمم %~% هزار میخی مژگان بخون دیده نمازی # 7 به تیرگی و درازی شبی چو دوش ندیدم %~% اگر چه زلف تو از دوش بگذرد ~~بدرازی # 8 متاب روی ز مهر ار چه آفتاب منیر %~% بحسن خویش مناز ار چه در تنعم و ~~نازی # 9 بزیر پای تو خواجو اگر چه مور بمیرد %~% ترا خبر نبود بر فراز ابرش ~~تازی # 10 اگر چه بلبل باغ محبتست ولیکن %~% مگس چگونه کند پیش باز دعوی بازی ~~PageV1P861 ### || [genre: Gh] # 1 صبح وصل از افق مهر بر آید روزی %~% وین شب تیره هجران بسر آید روزی # 2 دود آهی که بر آید ز دل سوختگان %~% گرد آئینه روی تو در آید روزی # 3 هر که او چون من دیوانه ز غم کوه گرفت %~% سیلش از خون جگر بر کمر آید ~~روزی # 4 وانکه او سینه نسازد سپر ناوک عشق %~% تیر مژگان تواش بر جگر آید روزی # 5 می‌رسانم بفلک ناله و می‌ترسم از آن %~% که دعای سحرم کارگر آید روزی # 6 عاقبت هر که کند در رخ ms414 و چشم تو نگاه %~% هیچ شک نیست که بیخواب و خور ~~آید روزی # 7 هست امیدم که ز یاری که نپرسد خبرم %~% خبری سوی من بیخبر آید روزی # 8 بفکنم پیش رخش جان و جهان را ز نظر %~% گرم آن جان جهان در نظر آید ~~روزی # 9 همچو خواجو برو ای بلبل و با خار بساز %~% که گل باغ امیدت ببر آید ~~روزی PageV1P862 ### || [genre: Gh] # 1 ای آفتاب رویت در اوج دلفروزی %~% وی تیر چشم مستت در عین دیده دوزی # 2 در چنگ آرزویت سوزم چو عود و سازم %~% چون چنگم ار بسازی چون عودم ار ~~بسوزی # 3 رفتیم و روز وصلت روزی نبود ما را %~% یا رب شب جدائی کس را مباد روزی # 4 ای شمع جمع مستان بخرام در شبستان %~% تا بزم می‌پرستان از چهره بر ~~فروزی # 5 گفتی شبی که وصلم هم روزی تو باشد %~% ای روز وصل جانان آخر کدام روزی # 6 در نیم شب برآید صبح جهان فروم %~% گر نیم شب در آید خورشید نیم روزی # 7 گل گر چه از لطافت بستان فروز باشد %~% نبود چو آن سمنبر در بوستان ~~فروزی # 8 خواجو بچشم معنی کی نقش یار بینی %~% تا چشم نقش بین را ز اغیار بر ~~ندوزی PageV1P863 ### || [genre: Gh] # 1 در دلم بود کزین پس ندهم دل بکسی %~% چکنم باز گرفتار شدم در هوسی # 2 نفس صبح فرو بندد از آه سحرم %~% گر شبی بر سر کوی تو برآرم نفسی # 3 بجهانی شدم از دمدمه کوس رحیل %~% که کنون راضیم از دور ببانگ جرسی # 4 نیست جز کلک سیه روی مرا همسخنی %~% نیست جز آه جگر سوز مرا همنفسی # 5 عاقبت کام دل خویش بگیرم ز لبت %~% گر مرا بر سر زلف تو بود دسترسی # 6 بر سر کوت ندارم سر و پروای بهشت %~% زانکه فردوس برین بیتو نیرزد بخسی # 7 تشنه در بادیه مردیم باومید فرات %~% وه که بگذشت فراتم ز سر ms415 امروز بسی # 8 هر کسی را نرسد از تو تمنای وصال %~% آشیان بر ره سیمرغ چه سازد مگسی # 9 خیز خواجو که گل از غنچه برون می‌آید %~% بلبلی چون تو کنون حیف بود در ~~قفسی PageV1P864 ### || [genre: Gh] # 1 تو چون قربان نمی‌گردی کجا همکیش ما باشی %~% بترک خویش و بیگانه بگو ~~تا خویش ما باشی # 2 اگر دردت شود درمان علاج رنج ما گردی %~% وگر زخمت شود مرهم روان ریش ~~ما باشی # 3 حیات جاودان یابی اگر در راه ما میری %~% برآری نام سلطانی اگر درویش ~~ما باشی # 4 تو چون جانی همان بهتر که از ما سیر برنائی %~% تو چون شمعی چنان خوشتر ~~کزین پس پیش ما باشی # 5 اگر خون دل از مژگان بریزی آب خود ریزی %~% وگر زهر از لب خنجر ننوشی ~~نیش ما باشی # 6 جهانداران نهندت عید اگر قربان ما گردی %~% کمانداران کنندت زه اگر در ~~کیش ما باشی # 7 برو خواجو که بدنامان ز نیک و بد نیندیشند %~% تو بد نامی عجب دارم که ~~نیک اندیش ما باشی PageV1P865 ### || [genre: Gh] # 1 گر بفریب می‌کشی ور بعتاب می‌کشی %~% دل به تو می‌کشد مر از آنکه لطیف ~~و دلکشی # 2 آب حیات می‌برد لعل لب چو آتشت %~% و آب نبات می‌چکد زان لب لعل آتشی # 3 حاصل من ز خط تو نیست بجز سیه رخی %~% پایه من ز زلف تو نیست بجز مشوشی # 4 تیر ترا منم هدف گر تو خدنگ می‌زنی %~% تیغ ترا منم سپر گر تو اسیر ~~می‌کشی # 5 زلف تو در فریب دل چند کند سیه‌گری %~% چشم تو در کمین جان چند کند ~~کمانکشی # 6 چون دم خوش نمی‌زنم بی لب لعل دلکشت %~% بار غم تو چون کنم گر نکشم به ~~ناخوشی # 7 خواجو از آتش رخش آب رخت بباد شد %~% زانکه چو زلف هندویش بر سر آب و ~~آتشی PageV1P866 ### || [genre: Gh] # 1 یا حادی‌النیاق قد ذبت فی‌الفراق %~% عرج علی اهیلی و اخبرهم ms416 اشتیاقی # 2 بشنو نوای عشاق از پرده سپاهان %~% زانرو که در عراقست آن لعبت عراقی # 3 یا مشرب المحیا قم واسقنا الحمیا %~% فالعیش قد تهیا والوصل فی‌التلاقی # 4 بنشاند باد بستان مجلس بدل نشانی %~% برد آب آب و آتش ساقی بسیم ساقی # 5 قد طاب وقت شربی یا من یروم قربی %~% فی‌الیل اذ تهیا مع منیتی اغتباقی # 6 ساقی بده کزین می در بزم دردنوشان %~% گر باقیست جامی آنست عمر باقی # 7 فی الراح ارتیاحی لا اسمع اللواحی %~% لکن مع الملاحی اشرب علی‌السواقی # 8 من رند و می پرستم پندم مده که مستم %~% کز دست کس نگیرم جز می ز دست ~~ساقی # 9 یا منیة المتیم صل عاشقیک وارحم %~% فالقلب مستهام من شدة الفراقی # 10 دور از رخت چو خواجو دورم ز صبر و طاقت %~% لیکن بطاق ابرو از دلبران ~~تو طاقی PageV1P867 ### || [genre: Gh] # 1 شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی %~% بریز خون صراحی بیار باده ~~باقی # 2 خوشا بوقت سحر بر سماع بلبل شب خیز %~% شراب راوقی از دست لعبتان رواقی # 3 تو خضر وقتی و شب ظلمتست در قدح آویز %~% که باده آب حیاتست خاصه از لب ~~ساقی # 4 نوای نغمه عشاق از اصفهان چه خوش آید %~% مرا که میل عراقست و شاهدان ~~عراقی # 5 دوای درد جدایی کجا به صبر توان کرد %~% بیار شربت وصل ار طبیب درد ~~فراقی # 6 مقیم طاق دو ابروی تست مردم چشمم %~% وگر چه جفت غمم بیتو در زمانه تو ~~طاقی # 7 کجا بگرد سمندت رسد پیاده مسکین %~% بدین صفت که تو گردون خرام برق ~~براقی # 8 تو آفتاب بلندی ولی زوال نداری %~% تو ماه مهرفروزی ولی بری ز محاقی # 9 تو خون خواجو اگر می‌خوری غریب نباشد %~% که از نتیجه خونخواران جنگ ~~براقی PageV1P868 ### || [genre: Gh] # 1 تشنه‌ام تا بکی آخر بده آبی ساقی %~% فی حشای اضطرمت نایرة الا شواق # 2 عمر باقی بر صاحب‌نظران دانی چیست %~% آنچه ms417 از باده دوشینه بماند باقی # 3 عنت الورق علی قلقلة الاقداح %~% و لنا القرقف فی بلبلة الاحداق # 4 گر گل از گل بدمد بیدل جان افشانرا %~% صحف تکتب بالدمع علی‌الاوراق # 5 ایکه هستی ز نظر غایب و حاضر در دل %~% فی‌الکری طیفک ما غاب عن اماق # 6 تو اگر فتنه دور قمری نادر نیست %~% که به رخسار چو مه نادره آفاقی # 7 گرچه روزی به نهایت رسد ایام بقا %~% فی‌الهوی لا تتناهی طرق العشاق # 8 سر برای تو که هم دردی و هم درمانی %~% جان فدای تو که هم زهری و هم ~~تریاقی # 9 ان للمغرم فی‌النشوة صحوا رفقا %~% لا تلوموا واعینوا زمرا لفساق # 10 دلق ازرق به می لعل گرو کن خواجو %~% که مناسب نبود عاشقی و زراقی # 11 جام می گیر که بر بام سماوات زنیم %~% علم مرشدی و نوبت به اسحاقی ~~PageV1P869 ### || [genre: Gh] # 1 تبسمت الزهر والمزن باک %~% و غررت الودق و الدیک حاک # 2 نسیم عراقی ندانم چه بادی %~% زمین سپاهان ندانم چه خاکی # 3 بدین مشک سائی و عنبر فشانی %~% ایا نفحة الریح روحی فداک # 4 ندانم چه نقشی که مثل تو صورت %~% مصور نگردد ز آبی و خاکی # 5 ریاض بهشتی بدین روح بخشی %~% چراغ سپهری بدین تابناکی # 6 خرد را فریبی و دل را امیدی %~% روانرا حیاتی و تن را هلاکی # 7 نه در دل ممکن که در قلب جانی %~% نه از گل مرکب که از روح پاکی # 8 مررنا باکناف نجد و بتنا %~% بواد الاراک لعلی اراک # 9 چو خواجو بدست ار جام خور آئین %~% اگر مست گلچهر اورنگ تا کی ~~PageV1P870 ### || [genre: Gh] # 1 دلکم برد بغارت ز برم دلبرکی %~% سر فرو کرده پری پیکرک از منظرکی # 2 نرگس هندوک مستک او جادوکی %~% سنبل زنگیک پستک او کافرکی # 3 بختکم شورک از آن زلفک شورانگیزک %~% سخنش تلخک و شیرین لبکش شکرکی # 4 چشمم از لعلک در پوشک او در پاشک %~% لیکن از ms418 منطقکش هر سخنی گوهرکی # 5 دلکم شد سر موئی و چو موئی تنکم %~% تا جدا ماند کنارم ز میان لاغرکی # 6 بر دلم عیب نگیرید که دیوانککیست %~% چه کند نیست گزیرش ز پری پیکرکی # 7 قدکم شد چو سر زلف صنوبر قدکی %~% رخکم گشت چو زر در غم سیمین برکی # 8 از تو ای سرو قدک کیست که بر خواهد خورد %~% گر چه از سرو خرامان نخورد ~~کس برکی # 9 سرک اندر سرک عشق تو کردم لیکن %~% با من خسته دلک نیست ترا خود سرکی # 10 غمکت می‌خورم و نیست غمت غمخورکم %~% هیچ گوئی که مرا بود گهی غمخورکی # 11 خواجو از حلقکک زلف تو شد حلقه بگوش %~% زانکه عیبی نبود گر بودت ~~چاکرکی PageV1P871 ### || [genre: Gh] # 1 چون نیست ما را با او وصالی %~% کاجی بکویش بودی مجالی # 2 زین به چه باید ما را که آید %~% از خاک کویش باد شمالی # 3 همچون هلالی گشتم چو دیدم %~% بر طرف خورشید مشکین هلالی # 4 جانم ز جانان سر بر نتابد %~% کز جان نباشد تن را ملالی # 5 از شوق لعلش دل شد چو میمی %~% وز عشق زلفش قد شد چو دالی # 6 در چنگ زلفش دل پای بندی %~% بر خاک کویش جان پایمالی # 7 دانی که چونم دور از جمالش %~% از مویه موئی وز ناله نالی # 8 هر شب خیالش آید به پیشم %~% شخص ضعیفم بیند خیالی # 9 آنکس چه داند حال ضعیفان %~% کو را نبودست یکروز حالی # 10 می‌رفت خواجو با خویش می‌گفت %~% کان شد که با او بودت وصالی ~~PageV1P872 ### || [genre: Gh] # 1 دوش بر طرف چمن گلبانگ می‌زد بلبلی %~% می‌فکند از ناله هر دم در ~~گلستان غلغلی # 2 کانکه زیر گنبد نیلوفری دارد وطن %~% از گلندامی ندارد چاره و ما از ~~گلی # 3 محمل ما را درین وادی کجا باشد نزول %~% زانکه در راه محبت کس نیابد ~~منزلی # 4 هیچ بادی بر نمی‌آید در این طوفان و موج ms419 %~% که افکند از کشتی ما ~~تخته‌ئی بر ساحلی # 5 منکر مستان نباشد هر که باشد هوشیار %~% زانکه باشد بی‌جنون هر جا که ~~باشد عاقلی # 6 عالمی کو در خرابات فنا ساغر کشد %~% پیش ما فاضلتر از صد ساله زهد ~~جاهلی # 7 هیچ دل بر کشتگان ضربت عشقت نسوخت %~% زانکه زلف دلکشت نگذاشت در عالم ~~دلی # 8 حاصلی در عشق ممکن نیست جز بی‌حاصلی %~% چون توان کردن چو ما را نیست ~~زین به حاصلی # 9 خیز خواجو چون ز زهد و توبه کارت مشکلست %~% باده پیش آور که بی می حل ~~نگردد مشکلی PageV1P873 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا شراب محبت ز ساغر ازلی %~% قدح بروی صبوحی کشان لم یزلی # 2 ز دست ساقی تحقیق اگر خوری جامی %~% شراب را ابدی دان و جام را ازلی # 3 بزیر جامه چو زنار بینمت چون شمع %~% چه سود راندن مقراض و خرقه عسلی # 4 مشو بحسن عمل غره و بزهد مناز %~% که خواندت خرد پیر زاهد عملی # 5 ز آب و گل نشود چون تو لعبتی پیدا %~% ندانم از چه گلی دانمت که از ~~چگلی # 6 چگونه از سر کویت کنم جلای وطن %~% که هست سوز درونم خفی و گریه جلی # 7 کجا ز زلف تو پیوند بگسلد دل من %~% که کار زلف تو دل بندیست و دل گسلی # 8 محب روی توام در جواب دعوی عشق %~% دل شکسته وکیلست و جان خسته ولی # 9 متاب روی ز خواجو که زلف هندویت %~% بخورد خون دل ریشش از سیاه دلی ~~PageV1P874 ### || [genre: Gh] # 1 راه بی پایان عشقت را نیابم منزلی %~% قلزم پر شور شوقت را نبینم ساحلی # 2 نیست در دهر این زمان بی گفت و گویت مجمعی %~% نیست در شهر این نفس ~~بی‌جست و جویت محفلی # 3 مهر رویت می‌نهد هر روز مهری بر لبی %~% چشم مستت می‌زند هر لحظه تیغی ~~بر دلی # 4 چون کنم قطع منازل بی‌گل رخسار تو %~% لاله‌زاری گردد از خون ms420 دلم هر ~~منزلی # 5 بر سر کوی غمت هر جا که پایی می‌نهم %~% بینم از دست سرشک دیده پایی در ~~گلی # 6 رنگ رخسارت نمی‌بینم ببرگ لاله‌ئی %~% بوی گیسویت نمی‌یابم ز شاخ سنبلی # 7 کی بدست آید گلی چون آن رخ بستانفروز %~% یا سراید در چمن مانند خواجو ~~بلبلی PageV1P875 ### || [genre: Gh] # 1 یا من الیک میلی قف ساعة قبیلی %~% بالدمع بل ذیلی هذا نصیب لیلی # 2 هر شب که باده نوشم وز تاب سینه جوشم %~% تا صبحدم خروشم هذا نصیب لیلی # 3 از اشگ دل گدازم پیدا شدست رازم %~% لیکن چه چاره سازم هذا نصیب لیلی # 4 از بند باز کن خو وزو دوست کام دل جو %~% زلفش بگیر و میگو هذا نصیب ~~لیلی # 5 هر شب به جست و جویش گردم بگرد کویش %~% گریم در آرزویش هذا نصیب لیلی # 6 بلبل ز شاخساران با ناله هزاران %~% گوید بنوبهاران هذا نصیب لیلی # 7 تا روز از دل و جان چون بلبل سحر خوان %~% گویم دعای سلطان هذا نصیب ~~لیلی # 8 خواجو مگو فسانه در کش می شبانه %~% بر گوی این ترانه هذا نصیب لیلی ~~PageV1P876 ### || [genre: Gh] # 1 یا ملولا عن سلامی انت فی‌الدنیا مرامی %~% کلما اعرضت عنی زدت شوقا فی ~~غرامی # 2 گر چه مه در عالم آرائی ز گیتی بر سر آمد %~% کی تواند شد مقابل با رخت ~~از ناتمامی # 3 طوطی دستانسرا شد مطرب از بلبل نوائی %~% مطرب بستانسرا شد طوطی از ~~شیرین کلامی # 4 پخته‌ئی کوتا بگوید واعظ افسرده دلرا %~% کی ندیده دود از آتش ترک گرمی ~~کن که خامی # 5 صید گیسوئی نگشتی زان سبب ایمن ز قیدی %~% دانه خالی ندیدی لاجرم فارغ ~~ز دامی # 6 درس تقوی چند خوانی خاصه بر مستان عاشق %~% وز فضیلت چند گویی خاصه با ~~رندان عامی # 7 گر به بدنامی برآید نام ما ننگی نباشد %~% زانکه بدنامی درین ره نیست ~~الا نیک نامی # 8 عارض بین خورده خون لاله در ms421 بستانفروزی %~% قامتش بین برده دست از ~~نارون در خوش خرامی # 9 تاجداری نیست الا بر در خوبان گدائی %~% پادشاهی نیست الا پیش مهرویان ~~غلامی # 10 ساکن دیر مغانرا از ملامت غم نباشد %~% زانکه در بیت‌الحرام اندیشه ~~نبود از حرامی # 11 بت پرستان صورتش را سجده می‌آرند و شاید %~% گر کند خواجو بمعنی آن ~~جماعت را امامی PageV1P877 ### || [genre: Gh] # 1 گر آفتاب نباشد تو ماه چهره تمامی %~% که آفتاب بلندی چو بر کناره بامی # 2 کنون تو سرو خرامان بگاه جلوه طاوس %~% هزار بار سبق برده‌ئی بکبک ~~خرامی # 3 گرم قبول کنی همچو بندگان بارادت %~% بدیده گر بنشینی بایستم بغلامی # 4 اگر چه غیرتم آید که با وجود حریفان %~% مثال آب حیاتی که در میان ~~ظلامی # 5 اگر چراغ نباشد مرا تو چشم و چراغی %~% ور آفتاب نباشد مرا تو ماه ~~تمامی # 6 ز شام تا بسحر شمع‌وار پیش وجودت %~% بسوختیم ولیکن دلت نسوخت ز خامی # 7 مگر تو باغ بهشتی نگویمت که چو حوری %~% مرا تو جان و جهانی ندانمت که ~~کدامی # 8 براه بادیه ما را بمان بخار مغیلان %~% شب رحیل که گفتیم ترک جان گرامی # 9 محب دوست نیندیشد از جفای رقیبان %~% ترا که شوق حرم نیست غم بود ز ~~حرامی # 10 چه باشد ار به عنایت نظر کنی سوی خواجو %~% چرا که لطف تو عامست و آن ~~ستم زده عامی PageV1P878 ### || [genre: Gh] # 1 کس به نیکی نبرد نام من از بدنامی %~% زانکه در شهر شدم شهره بدرد ~~آشامی # 2 آنچنان خوار و حقیرم که مرا دشمن و دوست %~% چون سگ از پیش برانند ~~بدشمن کامی # 3 ما چنین سوخته باده و افسرده دلان %~% احتراز از می جوشیده کنند از ~~خامی # 4 تا دلم در گره زلف دلارام افتاد %~% بر سر آتش و آبست ز بی‌آرامی # 5 عقل را بار نباشد به سراپرده عشق %~% زانکه ره در حرم خاص نیابد عامی # 6 شیرگیران باردات همه در دام آیند ms422 %~% تا کند آهوی شیرافکن او بادامی # 7 راستان سرو شمارندت اگر در باغی %~% صادقان صبح شمارندت اگر بر بامی # 8 راستی را چو تو بر طرف چمن بگذشتی %~% سرو بر جای فرو ماند ز بی‌اندامی # 9 چند گوئی سخن از خال سیاهش خواجو %~% طمع از دانه ببر زانکه کنون در ~~دامی PageV1P879 ### || [genre: Gh] # 1 ای رفته پیش چشمه نوش تو آب می %~% چشم تو مست خواب و تو مست و خراب می # 2 فرخنده روز آنکه بروی تو هر دمش %~% طالع شود ز مطلع جام آفتاب می # 3 اکنون که باد صبح گشاید نقاب گل %~% آب فسرده را ز چه سازی نقاب می # 4 تا کی کنم ز دیده می لعل در قدح %~% از گوهر قدح بنما لعل ناب می # 5 حاجت بشمع نیست که بزم معاشران %~% روشن بود بتیره شب از ماهتاب می # 6 هر چند گفته‌اند حکیمان که نافعست %~% محروریان آتش غم را لعاب می # 7 ساقی ز دور ما قدحی چند در گذار %~% کز بسکه آتشست نداریم تاب می # 8 چشمم نگر ز شوق تو قائم مقام جام %~% اشکم ببین ز لعل تو نایب مناب می # 9 خواجو که هست بر در میخانه خاک راه %~% با او مگوی هیچ سخن جز زباب می ~~PageV1P880 ### || [genre: Gh] # 1 ای مقیمان درت را عالمی در هر دمی %~% رهروان راه عشقت هر دمی در عالمی # 2 با کمال قدرتت بر عرصه ملک قدم %~% هر تف آتش خلیلی هر کف خاک آدمی # 3 طور سینا با تجلی جمالت ذره‌ئی %~% پور سینا در بیان کبریایت ابکمی # 4 کاف و نون از نسخه دیوان حکمت نکته‌ئی %~% بحر و کان از موج دریای ~~عطایت شبنمی # 5 از قدم دم چون توانم زد که در راه تو هست %~% ز اول صبح ازل تا آخر ~~محشر دمی # 6 ای بتیغ ابتلایت هر شکاری شبلئی %~% وی بمیدان بلایت هر سواری ادهمی # 7 تشنگانرا از تو هر زهری و ms423 رای شربتی %~% خستگانرا از تو هر زخمی بجای ~~مرهمی # 8 رفته هر گامی بعزم طور قربت موسیئی %~% خورده هر جامی ز دست ساقی شوقت ~~جمی # 9 هر بتی در راهت از روی حقیقت کعبه‌ئی %~% هر نمی از ناودان چشم خواجو ~~زمزمی PageV1P881 ### || [genre: Gh] # 1 روی تو گر بدیدمی جان بتو بر فشاندمی %~% صبرم اگر مدد شدی دل ز تو ~~واستاندمی # 2 چون تو درآمدی اگر غرقه خون نبودمی %~% بس که گهر بدیدگان در قدمت ~~فشاندمی # 3 کاج نراندی ای صنم توسن سرکش از برم %~% تا ز دو دیده در پیت خون جگر ~~نراندمی # 4 پای دل رمیده گر باز بدستم آمدی %~% ترک تو کردمی و خویش از همه وا ~~رهاندمی # 5 نوک قلم بسوختی از دل سوزناک من %~% گرنه ز دیده دمبدم آب برو چکاندمی # 6 ضعف رها نمی‌کند ورنه ز آه صبحدم %~% شعله فروز چرخ را مشعله وانشاندمی # 7 خواجو اگر چو دود دل دست در آه من زدی %~% گر بزمین فرو شدی بر فلکش ~~رساندمی PageV1P882 ### || [genre: Gh] # 1 حریفان مست و مدهوشند و شادروان خراب از می %~% من از بادام ساقی مست و ~~مستان مست خواب از می # 2 چنان کز ابر نیسانی نشیند ژاله بر لاله %~% سمن عارض پدید آید ز گلبرگش ~~گلاب از می # 3 تنش تابنده در دیبا چو می در ساغر از صفوت %~% رخش رخشنده در برقع چو ~~آتش در نقاب از می # 4 شب تاری تو پنداری که خور سر برزد از مشرق %~% که روشن باز می‌داند ~~فروغ آفتاب از می # 5 ترا گفتم که چون مستم ز من تخفیف کن جامی %~% چه تلخم می‌دهی ساقی بدین ~~تیزی جواب از می # 6 بساز ای بلبل خوشخوان نوائی کان مه مطرب %~% چنان مستست کز مستی ~~نمی‌داند رباب از می # 7 چو گل سلطان بستانست بلبل سر مپیچ از گل %~% چو می آئینه جانست خواجو ~~رخ متاب از می # 8 ببند ای خادم ایوان در ms424 خلوتسرا کامشب %~% حریفان مست و مدهوشند و ~~شادروان خراب از می PageV1P883 ### || [genre: Gh] # 1 باده گلگون مرا و طلعت سلمی %~% شربت کوثر ترا و جنت اعلی # 2 صحبت شیرین طلب نه حشمت خسرو %~% مهر نگارین گزین نه ملکت کسری # 3 دیو بود طالب نگین سلیمان %~% طفل بود در هوای صورت مانی # 4 چند کنی دعوتم بتقوی و توبه %~% خیز که ما کرده‌ایم توبه ز تقوی # 5 از سرمستی کشیده‌ایم چو مجنون %~% رشته جان در طناب خیمه لیلی # 6 زلف کژش بین فتاده بر رخ زیبا %~% راست چو ثعبان نهاده در کف موسی # 7 عقل تصور نمی‌کند که توان دید %~% صورت خوبش مگر بدیده معنی # 8 موسی جان بر فراز طور محبت %~% دیده ز رویش فروغ نور تجلی # 9 بوی عبیرست یا نسیم بهاران %~% باغ بهشتست یا منازل سلمی # 10 یاد بود چون تو در محاوره آئی %~% با لب لعلت حکایت دم عیسی # 11 راه ندارد بکوی وصل تو خواجو %~% دست گدایان کجا رسد بتمنی PageV1P884 ### || [genre: Gh] # 1 ای از حیای لعل لبت آب گشته می %~% خورشید پیش آتش روی تو کرده خوی # 2 در مصر تا حکایت لعل تو گفته‌اند %~% در آتشست شکر مصری بسان نی # 3 شور تو در سر من شوریده تا بچند %~% داغ تو بر دل من دلخسته تا بکی # 4 در آرزوی لعل تو بینم که هر نفس %~% جانم چو جام می به لب آید هزار پی # 5 صبحست و ما چو نرگس مست تو در خمار %~% قم واسقنا المدامة بالصبح یا ~~صبی # 6 دلرا که همچو تیر برون شد ز شست ما %~% سوی کمان ابرویت آورده‌ایم پی # 7 از ما گمان مبر که توانی شدن جدا %~% زانرو که آفتاب نگردد جدا ز فی # 8 مجنون گرش بخیمه لیلی دهند راه %~% تا باشدش حیات نیاید برون ز حی # 9 گل را چه غم ز زاری بلبل که در چمن %~% او را هزار عاشق زارست همچو وی ms425 # 10 خواجو بوقت صبح قدح کش که آفتاب %~% مانند ذره رقص کند از نشاط می ~~PageV1P885 ### || [genre: Gh] # 1 ز تو با تو راز گویم به زبان بی‌زبانی %~% به تو از تو راه جویم به ~~نشان بی‌نشانی # 2 چه شوی ز دیده پنهان که چو روز می‌نماید %~% رخ همچو آفتابت ز نقاب ~~آسمانی # 3 تو چه معنی لطیفی که مجرد از دلیلی %~% تو چه آیتی شریفی که منزه از ~~بیانی # 4 ز تو دیده چون بدوزم که تویی چراغ دیده %~% ز تو کی کنار گیرم که تو در ~~میان جانی # 5 همه پرتو و تو شمعی همه عنصر و تو روحی %~% همه قطره و تو بحری همه ~~گوهر و تو کانی # 6 چو تو صورتی ندیدم همه مو به مو لطایف %~% چو تو سورتی نخواندم همه سر ~~به سر معانی # 7 به جنایتم چه بینی به عنایتم نظر کن %~% که نگه کنند شاهان سوی بندگان ~~جانی # 8 به جز آه و اشک میگون نکشد دل ضعیفم %~% به سماع ارغنونی و شراب ~~ارغوانی # 9 دل دردمند خواجو به خدنگ غمزه خستن %~% نه طریق دوستان است و نه شرط ~~مهربانی PageV1P886 ### || [genre: Gh] # 1 خرامنده سروی به رخ گلستانی %~% فروزنده ماهی به لب دلستانی # 2 بهشتی به رخسار و در حسن حوری %~% جهانی به خوبی و در لطف جانی # 3 نه حور بهشت از طراوت بهشتی %~% نه سرو روان از لطافت روانی # 4 به بالا بلندی به یاقوت قندی %~% به گیسو کمندی به ابرو کمانی # 5 ز مشک ختن بر عذارش غباری %~% ز شعر سیه بر رخش طیلسانی # 6 در آشفتگی زلفش آشوب شهری %~% لبش در شکر خنده شور جهانی # 7 به هنگام دل بردن آن چشم جادو %~% توانائی و خفته چون ناتوانی # 8 چو هندو سر زلفش آتش نشینی %~% چو کوثر لب لعلش آتش نشانی # 9 سفر کرد خواجو ز درد جدائی %~% فرو خواند بر دوستان داستانی PageV1P887 ### || [genre: Gh] # 1 چون نداری جان ms426 معنی معنی جانرا چه دانی %~% چون ندیدی کان گوهر گوهر ~~کانرا چه دانی # 2 هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد %~% گوهر کانرا ندیده جوهر جانرا ~~چه دانی # 3 تا ترا شوری نباشد لذت شیرین چه یابی %~% تا ترا دردی نباشد قدر ~~درمانرا چه دانی # 4 چون سر میدان نداری پای دریکران چه آری %~% چون رخ مردان ندیدی مرد ~~میدان را چه دانی # 5 خدمت دربان نکرده رفعت سلطان چه جوئی %~% طاق ایوانرا ندیده اوج ~~کیوانرا چه دانی # 6 چون تو سرگردان نگشتی منکر گوی از چه گردی %~% چون تو در میدان نبودی ~~حال چوگانرا چه دانی # 7 گرنه چون پروانه سوزی شمع را روشن چه بینی %~% ورنه زین پیمانه نوشی ~~شرط و پیمانرا چه دانی # 8 صبر ایوبی نکرده درد را درمان چه خواهی %~% حزن یعقوبی ندیده بیت ~~احزانرا چه دانی # 9 چون دم عیسی ندیدی گفته خواجو چه خوانی %~% چون ید بیضا ندیدی پور ~~عمرانرا چه دانی PageV1P888 ### || [genre: Gh] # 1 ایا صبا خبری کن مرا از آن که تو دانی %~% بدان زمین گذری کن در آن ~~زمان که تو دانی # 2 چو مرغ در طیران آی و چون بر اوج نشستی %~% نزول ساز در آن خرم آشیان ~~که تو دانی # 3 چنان مران که غباری بدو رسد ز گذارت %~% بدان طرف چو رسیدی چنان بران ~~که تو دانی # 4 چو جز تو هیچکس آنجا مجال قرب ندارد %~% برو بمنزل آن ماه مهربان که تو ~~دانی # 5 همان زمان که رسیدی بدان زمین که تو دیدی %~% سلام و بندگی ما بدان ~~رسان که تو دانی # 6 حکایت شب هجران و حال و روز جدائی %~% زمین ببوس و بیان کن بدان زبان ~~که تو دانی # 7 به نوک خامه مژگان تحیتی که نوشتم %~% بدو رسان و بگویش چنان بخوان که ~~تو دانی # 8 وگر چنانک توانی بگوی کای لب لعلت %~% دوای آن دل مجروح ناتوان که تو ~~دانی # 9 ms427 مرا مگوی چه گوئی هر آن سخن که تو خواهی %~% ز من مپرس کجائی در آن ~~مکان که تو دانی # 10 چو از تو دل طلبم گوئیم دلت چه نشان داشت %~% من این زمان چه نشان ~~گویم آن نشان که تو دانی # 11 دلم ربائی و گوئی ز ما بگو که چه خواهی %~% ز درج لعلع تو خواجو چه ~~خواهد آنکه تو دانی PageV1P889 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای باد بهاری بدیاری که تو دانی %~% خبری بر ز من خسته بیاری که تو ~~دانی # 2 چون گذارت بسر کوی دلارام من افتد %~% خویش را در حرم افکن بگذاری که ~~تو دانی # 3 آستان بوسه ده و باش که آسان نتوان زد %~% بوسه بر دست نگارین نگاری که ~~تو دانی # 4 چون در آن منزل فرخنده عنان باز کشیدی %~% خیمه زن بر سر میدان سواری ~~که تو دانی # 5 و گر آهنگ شکارش بود آنشاه سواران %~% گو چو کشتی مده از دست شکاری که ~~تو دانی # 6 لاله گون شد رخم از خون دل اما چه توان کرد %~% که سیاهست دل لاله ~~عذاری که تو دانی # 7 عرضه ده خدمت و گو از لب جانبخش بفرما %~% مرهمی بهر دل ریش فگاری که ~~تو دانی # 8 بر نگیری ز دلم باری از آنروی که دانم %~% نبود بار غم عشق تو باری که ~~تو دانی # 9 سر موئی نتوان جست کنار از سر کویت %~% مگر از موی میان تو کناری که تو ~~دانی # 10 خرم آنروز که مستم ز در حجره درآئی %~% وز لبت بوسه شمارم بشماری که ~~تو دانی # 11 همچو ریحان تو در تابم از آن روی که دارم %~% از سواد خط سبز تو غباری ~~که تو دانی # 12 گر چه کارم بشد از دست بگو بو که برآید %~% از من خسته دلسوخته کاری ~~که تو دانی # 13 در قدح ریز شرابی ز لب لعل که خواجو %~% دارد از مستی چشم تو ms428 خماری که ~~تو دانی PageV1P890 ### || [genre: Gh] # 1 کامت اینست که هر لحظه ز پیشم رانی %~% وردت اینست که بیگانه خویشم ~~خوانی # 2 پادشاهان بگناهی که کسی نقل کند %~% برنگیرند دل از معتقدان جانی # 3 گر نخواهی که چراغ دل تنگم میرد %~% آستین بر من دلسوخته چند افشانی # 4 دل ما بردی و گوئی که خبر نیست مرا %~% پرده اکنون که دریدی ز چه ~~می‌پوشانی # 5 ابرویت بین که کشیدست کمان بر خورشید %~% هیچ حاجب نشنیدیم بدین پیشانی # 6 چند خیزی که قیامت ز قیامت برخاست %~% چه بود گر بنشینی و بلا بنشانی # 7 هیچ پنهان نتوان دید بدان پیدائی %~% هیچ پیدا نتوان یافت بدان پنهانی # 8 یک سر موی تو گر زانکه بصد جان عزیز %~% همچو یوسف بفروشند هنوز ارزانی # 9 عار دارند اسیران تو از آزادی %~% ننگ دارند گدایان تو از سلطانی # 10 هیچ دانی که چرا پسته چنان می‌خندد %~% زانکه گفتم که بدان پسته دهن ~~می‌مانی # 11 ای طبیب از سر خواجو ببر این لحظه صداع %~% که نه دردیست محبت که تو ~~درمان دانی # 12 چند گوئی که دوای دل ریشت صبرست %~% ترک درمان دلم کن که در آن درمانی ~~PageV1P891 ### || [genre: Gh] # 1 به سر ماه فکنده طیلسانی %~% در سرو کشیده پرنیانی # 2 بر چشمه آفتاب بسته %~% از عنبر سوده سایبانی # 3 رخساره فراز سرو سیمین %~% مانند شکفته گلستانی # 4 حوری و چو کوثرش عقیقی %~% سروی و چو غنچه‌اش دهانی # 5 نی حور بعینه بهشتی %~% نی سرو براستی روانی # 6 دیدم چو هزار خرمن گل %~% وقت سحرش ببوستانی # 7 گفتم نظری کن ای جهانرا %~% جانی و ز دلبری جهانی # 8 همچون تن من همای عشقت %~% نادیده شکسته استخوانی # 9 جز ناله و سایه‌ام درین راه %~% نی همنفسی نه همعنانی # 10 آخر بشنو حدیث خواجو %~% کز عشق تو گشت داستانی PageV1P892 ### || [genre: Gh] # 1 دلا بر عالم جان زن علم زین دیر جسمانی %~% که جانرا انس ممکن نیست با ~~این ms429 جن انسانی # 2 در آن مجلس چو مستانرا ز ساغر سرگران بینی %~% سبک رطل گران خواه از ~~سبک روحان روحانی # 3 سماع انس می‌خواهی بیا در حلقه جمعی %~% که در پایت سرافشانند اگر دستی ~~برفشانی # 4 چرا باید که وامانی بملبوسی و ماکولی %~% اگر مرد رهی بگذر ز بارانی و ~~بورانی # 5 سلیمانی ولی دیوان بدیوان تو بر کارند %~% بگو تا بشکند آصف صف دیوان ~~دیوانی # 6 برون از جهل بوجهلی نبینم هیچ در ذاتت %~% ازین پس پیش گیر آخر مسلمانی ~~سلمانی # 7 بملک جم مشو غره که این پیران روئین تن %~% بدستانت بدست آرند اگر خود ~~پور دستانی # 8 اگر رهبان این راهی و گر رهبان این دیری %~% چو دیارت نمی‌ماند چه ~~رهبانی چه رهبانی # 9 رود هم عاقبت بر باد شادروان اقبالت %~% اگر زین نگین داری همه ملک ~~سلیمانی # 10 چو می‌بینی که این منزل اقامت را نمی‌شاید %~% علم بر ملک باقی زن ~~ازین منزلگه فانی # 11 چو خواجو بسته‌ئی دل در کمند زلف مهرویان %~% از آنروز در دلت جمعست ~~مجموع پریشانی PageV1P893 ### || [genre: Gh] # 1 دی سیر برآمد دلم از روز جوانی %~% جانم به لب آمد ز غم و درد نهانی # 2 کردم گله زین چرخ سیه روی بد اختر %~% کز بهر دو قرصم بجهان چند دوانی # 3 جان من دلسوخته را هیچ مرادی %~% حاصل نشود تا تو بکامش نرسانی # 4 فریاد ز دست تو که از قید حوادث %~% یک لحظه امانم ندهی خاصه امانی # 5 هر که چو قلم گاه سخن در بچکاند %~% خون سیه از تیغ زبانش بچکانی # 6 کی شاد شود خسروی از دور تو کز تو %~% بی دار به دارا نرسد تخت کیانی # 7 سلطان فلک گرم شد و گفت که خواجو %~% بر ملک بقا زن علم از عالم فانی # 8 زین پیر جهاندیده بد روز چه خواهی %~% بر وی ز چه شنعت کنی و دست فشانی # 9 هر چند جهانی ز سلاطین زمانه ms430 %~% آخر نه گدای در سلطان جهانی # 10 در مصر معانی ید بیضا بنمائی %~% وقتی که چو موسی نکشی سر ز شبانی # 11 گر نایب خاقانی و خاقانی وقتی %~% ور ثانی سحبانی و حسان زمانی # 12 چون شمع مکش سر که بیکدم بکشندت %~% با این همه گردنکشی و چرب زبانی # 13 خاموش که تا در دهن خلق نیفتی %~% در ملک فصاحت چو زبان کام نرانی # 14 زین طایفه شعرت بشعیری نخرد کس %~% گر آب حیاتست بپاکی و روانی # 15 با این همه یک نکته بگویم ز سر مهر %~% هر چند که دانم که تو این شیوه ~~ندانی # 16 رو مسخرگی پیشه کن و مطربی آموز %~% تا داد خود از کهتر و مهتر بستانی ~~PageV1P894 ### || [genre: Gh] # 1 گهم رانی و گه دشنام خوانی %~% تو دانی گر بخوانی ور برانی # 2 من از عالم برون از آستانت %~% نمی‌دانم دری باقی تو دانی # 3 چه باشد گر غریبی را بپرسی %~% چه خیزد گر اسیری را بخوانی # 4 ز بس کز ناله من در فغانست %~% کند کوه گرانم دل گرانی # 5 چو من دور از تو بر آتش نشستم %~% تو می‌خواهی که بر خاکم نشانی # 6 بزد راهم سماع ارغنونی %~% ببرد آبم شراب ارغوانی # 7 بیا تا با جوانان باده نوشیم %~% که بر بادست دوران جوانی # 8 زهی رویت گل باغ بهشتی %~% خط سبزت مثال آسمانی # 9 ترا سرو روان گفتن روا نیست %~% که از سر تا قدم عین روانی # 10 چو نام شکرت گفتم خرد گفت %~% ندیدم کس بدین شیرین زبانی # 11 خضر گر چشمه نوشت بدیدی %~% بشستی دست از آب زندگانی # 12 بهر سو گو مرو چشم تو زانروی %~% که بر مردم فتد از ناتوانی # 13 بیاد لعل در پاش تو خواجو %~% کند گاه سخن گوهر فشانی PageV1P895 ### || [genre: Gh] # 1 چگونه سرو روان گویمت که عین روانی %~% نه محض جوهر روحی که روح جوهر ~~جانی # 2 کدام سرو که گویم براستی بتو ماند ms431 %~% که باغ سرو روانی و سرو باغ ~~روانی # 3 تو آن نئی که توانی که خستگان بلا را %~% بکام دل برسانی و جان بلب ~~نرسانی # 4 چه جرم رفت که رفتی و در غمم بنشاندی %~% چه خیزد ار بنشینی و آتشم ~~بنشانی # 5 برون نمی‌روی از دل که حال دیده ببینی %~% نمی‌کشی مگر از درد و حسرتم ~~برهانی # 6 ز هر که دل برباید تو دل رباتر ازوئی %~% ز هر چه جان بفزاید تو جان ~~فزاتر از آنی # 7 نهاده‌ام سر خدمت بر آستان ارادت %~% گرم بلطف بخوانی و گر بقهر برانی # 8 اگر امان ندهد عمر و بخت باز نگردد %~% کجا بصبر میسر شود حصول امانی # 9 مکن ملامت خواجو بعشقبازی و مستی %~% که بر کناری و دانم که حال غرقه ~~ندانی PageV1P896 ### || [genre: Gh] # 1 سقی الله ایام وصل الغوانی %~% علی غفلة من صروف الزمان # 2 فلما مررنا بربع الکواعب %~% جنانی تربع روض الجنان # 3 خوشا طرف بستان و فصل بهاران %~% رخ دوستان و می‌دوستگانی # 4 گل و گلشن و نغمه ارغنونی %~% صبح و صبوح و می ارغوانی # 5 سلیمی اتت بالحمیا صبوحا %~% و تسقی علی شیم برق یمانی # 6 و فیها نظرت و قد زل رجلی %~% و فی زلة الرجل مالی یدان # 7 گلی بود نورسته از باغ خوبی %~% ولی ایمن از تند باد خزانی # 8 چو مه در بقلطاق گلریز چرخی %~% چو خورشید در قرطه آسمانی # 9 تغنی الحمامة فی جنح لیل %~% و تحکی الصبا حسن صوت الاغانی # 10 اشم روایح نور الخزامی %~% واصبوا الی‌الرند والاقحوان # 11 روان بر فشان خواجو از آنکه شعرت %~% ببرد آب آب حیات از روانی # 12 غنیمت شمر عیش را با جوانان %~% که چون شد دگر باز ناید جوانی ~~PageV1P897 ### || [genre: Gh] # 1 اروض الخلدام مغنی الغوانی %~% اضؤ الخد ام برق یمانی # 2 رخست از آفتاب عالم افروز %~% درفشان در نقاب آسمانی # 3 خدود الغید تحت الصدغ ضاهت %~% حدایق طرزت بالضیمران # 4 چو ms432 آن هندو ندیدم هیچ کافر %~% سزاوار بهشت جاودانی # 5 نشق الجیب من نشر الخرامی %~% نحط الرجل فی ربع الغوانی # 6 چه باشد گر دمی در منزل دوست %~% بر آساید غریبی کاروانی # 7 اری فی وجنتیها کل یوم %~% جنانی طار فی روض الجنان # 8 نباشد شکری را این حلاوت %~% نباشد صورتی را این معانی # 9 یغرد فی‌المغارید المغنی %~% سلام الله ما تلی المثانی # 10 ز خواجو بگذران جامی که مستست %~% ز چشم ساقی و لحن اغانی PageV1P898 ### || [genre: Gh] # 1 بدینسان که از ما جهانی جهانی %~% که با کس نمانی و با کس نمانی # 2 تو آن شهریاری و آن شهرهاری %~% که خسرو نشانی و خسرو نشانی # 3 تو آنی که قتلم توانی و دانم %~% که هر دم برآنی که خونم برانی # 4 خوشا طرف بستان و دستان مستان %~% می ارغوانی به روی غوانی # 5 دل یاغی باغیم باغ و دائم %~% تو در باغ بانی و در باغبانی # 6 ندانم کدامی که دامی دلم را %~% ز نسل کیانی که اصل کیانی # 7 چو ماهی که ماهیتت کس نداند %~% چه کانی که از لعل گوهر چکانی # 8 تو جان و جهانی و جان جهانی %~% تو نور جنانی و حور جنانی # 9 سزد کاردوان رخ نهد پیش اسبت %~% اگر باز داری سمند ار دوانی # 10 ترا نار پستان به از نار بستان %~% که سیب از ترنجت کند بوستانی # 11 تو ترخان و ترخون ز جور تو خواجو %~% دل از خون چو خانی و رخ زر خانی ~~PageV1P899 ### || [genre: Gh] # 1 نه آخر تو آنی که ما را زیانی %~% نه آخر توانی که ما را زیانی # 2 مگر زین بسودی که ما را بسودی %~% وزین بر زیانی که ما را زیانی # 3 چو ما را بهشتی چه ما را بهشتی %~% چو ما را جهانی چه ما را جهانی # 4 تو پروا نداری که پروانه داری %~% تو پیمان ندانی که پیمانه دانی # 5 چراغ چه راغی و ms433 سرو چه باغی %~% که دل را امانی و جانرا امانی # 6 نه خورشید بامی که خورشید بامی %~% نه عین روانی که عین روانی # 7 تو آن کاردانی که آن کاردانی %~% که از دلستانی ز دل دل ستانی # 8 تو آتش نشانی و خواهی که ما را %~% بتش نشانی بر آتش نشانی # 9 تو چشمی و چشم از جفای تو چشمه %~% تو جانی و جان بی‌وفای تو جانی # 10 تو ماه و مرا پیکر از دیده ماهی %~% تو خان و مرا خانه از گریه خانی # 11 تو در کار و در کار خواجو نبینی %~% تو بر خوان و هرگز بخوانم نخوانی ~~PageV1P900 ### || [genre: Gh] # 1 مگر بدیده مجنون نظر کنی ورنی %~% چگونه در نظر آید جمال طلعت لیلی # 2 حدیث حسنت و ادراک هر کسی بحقیقت %~% جمال یوسف مصریست پیش دیده اعمی # 3 مقیم طور محبت ز شوق باز نداند %~% شعاع آتش مهر از فروغ نور تجلی # 4 کمال معجزه حسن بین که غایت سحرست %~% شکنج زلف چو ثعبان نهاده بر کف ~~موسی # 5 حکایتیست ز حسنت جمال لعبت چینی %~% نمونه‌ئیست ز نقشت نگارخانه مانی # 6 رخ منور و خال سیاهت آتش و هندو %~% خط معنبر و زلف کژت زمرد و افعی # 7 کجا بصورت و معنی بچشم عقل درآئی %~% که هست حسن و جمالت ورای صورت و ~~معنی # 8 چو حسن منظر و بالای دلفریب تو بینند %~% که التفات نماید بحور و جنت و ~~طوبی # 9 بجام باده صافی بشوی جامه صوفی %~% چرا که باده نشاند غبار توبه و تقوی # 10 چو چشم مست تو فتوی دهد که باده حلالست %~% بریز خون صراحی چه حاجتست ~~بفتوی # 11 بیاد لعل تو خواجو چو در محاوره آید %~% کند بمنطق شیرین بیان معجز ~~عیسی PageV1P901 ### || [genre: Gh] # 1 در باز جان گر آرزوی جان طلب کنی %~% بگذر ز سر اگر سر و سامان طلب کنی # 2 در تنگنای کفر فرو مانده‌ئی هنوز %~% وانگه فضای عالم ms434 ایمان طلب کنی # 3 زخمی نخوردی از چه کنی مرهم التماس %~% دردی نیافتی ز چه درمان طلب کنی # 4 در مرتبت بپایه دربان نمی‌رسی %~% وین طرفه‌تر که ملکت سلطان طلب کنی # 5 خرمن بباد بر دهی از بهر گندمی %~% وینم عجب که روضه رضوان طلب کنی # 6 یکشب بکنج کلبه احزان نکرده روز %~% از باد بوی یوسف کنعان طلب کنی # 7 هر چوب کان ز دست شبانی در اوفتد %~% زان معجزات موسی عمران طلب کنی # 8 آئی بدیر و روی بگردانی از حرم %~% و انفاس عیسی از دم رهبان طلب کنی # 9 همچون خضر ز تیرگی نفس در گذر %~% گر زانکه آب چشمه حیوان طلب کنی # 10 خواجو چو وصل یار پریچهره یافتی %~% دیوی مگر که ملک سلیمان طلب کنی ~~PageV1P902 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل اگر دیو نئی ملک سلیمان چکنی %~% با رخ آن جان جهان آرزوی جان ~~چکنی # 2 آن گل رخسار نگر نام گلستان چه بری %~% وان قد و رفتار نگر سرو خرامان ~~چکنی # 3 باده خور و شاد بزی انده گیتی چه خوری %~% حکمت یونان به طلب ملکت ~~یونان چکنی # 4 از سر هستی بگذر از سر مستی چه روی %~% دست بدار از سر و زر این همه ~~دستان چکنی # 5 در گذر از ظلمت دل غرق سیاهی چه شوی %~% واب خور از مشرب جان چشمه ~~حیوان چکنی # 6 بی‌سببی ترک من ای ترک پریرخ چه دهی %~% بی‌گنهی قصد من ای خسرو خوبان ~~چکنی # 7 عارض گلگون بنما دم ز گلستان چه زنی %~% سنبل مشکین بگشا دسته ریحان ~~چکنی # 8 گر نزنی بر صف دل خنجر مژگان چه کشی %~% ور نشوی قلب شکن بر سر میدان ~~چکنی # 9 کوی تو شد قبله جان روی به بطحا چه نهی %~% روی تو شد کعبه دل قطع ~~بیابان چکنی # 10 گر تو نئی رنج روان خون ضعیفان چه خوری %~% ور تو نئی گنج روان در دل ~~ویران چکنی # 11 چون ms435 همه جمعیت من در سر سودای تو شد %~% کار دلم همچو سر زلف پریشان ~~چکنی # 12 خیز و در میکده زن خیمه بصحرا چه زنی %~% نغمه خواجو بشنو مرغ ~~خوش‌الحان چکنی PageV1P903 ### || [genre: Gh] # 1 شاید آنزلف شکن بر شکن ار می‌شکنی %~% دل ما را مشکن بیش بپیمان شکنی # 2 کار زلف سیه ار سر ز خطت برگیرد %~% چشم بر هم نزنی تا همه بر هم نزنی # 3 گر چه سر بر خط هندوی تو دارد دایم %~% ای بسا کار سر زلف که در پا ~~فکنی # 4 از چه در تاب شو دهر نفسی گر بخطا %~% نسبت زلف تو کردند بمشک ختنی # 5 وصف بالای بلندت بسخن ناید راست %~% راستی دست تو بالاست ز سرو چمنی # 6 چون لب لعل تو در چشم من آید چه عجب %~% گرم از چشم بیفتاد عقیق یمنی # 7 گر چه تلخست جواب از لب شورانگیزت %~% آب شیرین برود از تو بشکر دهنی # 8 هر شبم آه جگر سوز کند همنفسی %~% هر دمم کلک سیه روی کند همسخنی # 9 چشم خواجو چو سر درج گهر بگشاید %~% از حیا آب شود رسته در عدنی ~~PageV1P904 ### || [genre: Gh] # 1 نه عهد کرده‌ئی آخر که قصد ما نکنی %~% چرا جفا کنی و عهد را وفا نکنی # 2 چو آگهی که نداریم جز لبت کامی %~% روا بود که ز لب کام ما روا نکنی # 3 ز ما نیامده جرمی خدا روا دارد %~% که کینه ورزی و اندیشه از خدا نکنی # 4 من غریب که گشتم ز خویش بیگانه %~% چه حالتست که با خویشم آشنا نکنی # 5 مرا چو از همه عالم نظر به جانب تست %~% نظر بسوی من خسته دل چرا نکنی # 6 کنون که کشتی و بر خاک راهم افکندی %~% بود که بر سر خاک چنین رها نکنی # 7 ترا که آگهی از حال دردمندان نیست %~% معینست که درد مرا دوا نکنی # 8 اگر چنانکه سر صلح و دوستی داری ms436 %~% چرا نیائی و با دوستان صفا نکنی # 9 چو آب دیده ز سر بگذشت خواجو را %~% چه خیزدار بنشینی و ماجرا نکنی ~~PageV1P905 ### || [genre: Gh] # 1 مهر سلمی ورزی و دعوی سلمانی کنی %~% کین مردم دین‌شناسی و مسلمانی کنی # 2 با پریرویان بخلوت روی در روی آوری %~% خویش را دیوانه سازی و پری ~~خوانی کنی # 3 همچو اختر مهره بازی ورد تست اما چو قطب %~% بر سر سجاده هر شب سبحه ~~گردانی کنی # 4 حکمت یونان ندانی کز کجا آمد پدید %~% وز سفاهت عیب افلاطون یونانی کنی # 5 سر بشوخی برفرازی و دم از شیخی زنی %~% خویش را از عاقلان دانی و ~~نادانی کنی # 6 چون بعون حق نمی‌باشد وثوقت لاجرم %~% از ره حق روی برتابی و عوانی کنی # 7 راه مستوران زنی و منکر مستان شوی %~% خرمن مردم دهی بر باد و دهقانی ~~کنی # 8 کار جمعی از سیه کاری چو زلف دلبران %~% هر نفس برهم زنی وانگه پریشانی ~~کنی # 9 ظاهرا چون طیبتی در طینت موجود نیست %~% زان سبب هر جا که باشی خبث ~~پنهانی کنی # 10 داده‌ئی گوئی بباد انگشتری وز بهر آن %~% نسبت خاتم بدیوان سلیمانی ~~کنی # 11 نیستی را مشتری شو تا ز کیوان بگذری %~% ملک درویشی مسخر کن که سلطانی ~~کنی # 12 چون بدستان اهل کرمانرا بدست آورده‌ئی %~% از چه معنی در پی خواجوی ~~کرمانی کنی PageV1P906 ### || [genre: Gh] # 1 ای لاله زار آتش روی تو آب روی %~% بر باد داده آب رخ من چو خاک کوی # 2 از من مشوی دست که من بیتو شسته‌ام %~% هم رو به آب دیده و هم دست از ~~آبروی # 3 با پرتو جمال تو خورشید گو متاب %~% با قامت بلند تو شمشاد گو مروی # 4 خوش بر کنار چشمه چشمم نشسته‌ئی %~% آری خوشست سروی سهی بر کنار جوی # 5 یا رب سرشک دیده گریانم از چه باب %~% و آیا شکنج زلف پریشانت از چه ~~روی # 6 شرح غمم چو ms437 آب فرو خواند یک بیک %~% حال دلم چو باد فرو گفت مو بموی # 7 تا کی حدیث زلف تو در دل توان نهفت %~% مشک ختن هر آینه پیدا شود ببوی # 8 روزی اگر بتیغ محبت شوم قتیل %~% خونم از آن سیه دل نامهربان بجوی # 9 خواجو به آب دیده گر از خود نشست دست %~% در آتش فراق برو دست ازو بشوی ~~PageV1P907 ### || [genre: Gh] # 1 مستی ز چشم دلکش میگون یار جوی %~% وز جام باده کام دل بیقرار جوی # 2 اکنون که بانگ بلبل مست از چمن بخاست %~% با دوستان نشین و می خوشگوار ~~جوی # 3 گر وصل یار سرو قدت دست می‌دهد %~% چون سرو خوش برآی و لب جوبیار جوی # 4 فصل بهار باده گلبوی لاله گون %~% در پای گل ز دست بتی گلعذار جوی # 5 از باغ پرس قصه بتخانه بهار %~% و انفاس عیسوی ز نسیم بهار جوی # 6 ای دل مجوی نافه مشکل ختا ولیک %~% در ناف شب دو سلسله مشکبار جوی # 7 خود را ز نیستی چو کمر در میان مبین %~% یا از میان موی میانان کنار ~~جوی # 8 خواهی که در جهان بزنی کوس خسروی %~% در باز ملک کسری و مهر نگار جوی # 9 بعد از هزار سال که خاکم شود غبار %~% بوی وفا ز خاک من خاکسار جوی # 10 هر دم که بیتو بر لب سرچشمه بگذرم %~% گردد روان ز چشمه چشمم هزار جوی # 11 خواجو اگر چنانکه در این ره شود هلاک %~% خونش ز چشم جادوی خونخوار ~~یار جوی PageV1P908 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا با بلبل خوشگوی گوی %~% می‌نماید لاله خود روی روی # 2 صبحدم در باغ اگر دستت دهد %~% خوش برآ چون سرو و طرف جوی جوی # 3 هر زمان کز دوستان یاد آورم %~% خون روان گردد ز چشمم جوی جوی # 4 ای تن از جان بر دل چون نال نال %~% وی دل از غم بر تن چون موی موی # 5 دست آن ms438 شمشاد ساغر گیر گیر %~% سوی آن سرو صنوبر پوی پوی # 6 حلقه‌های زلفش از گل برفکن %~% دسته‌های سنبل خوش بوی بوی # 7 می‌خورد از جام لعلش باده خون %~% می‌برد ز افعی زلفش موی موی # 8 حال چوگان چون نمی‌دانی که چیست %~% ای نصیحت گو بترک گوی گوی # 9 چون بوصلت نیست خواجو دسترس %~% باز کن زان دلبر بد خوی خوی PageV1P909 ### || [genre: Gh] # 1 جان پرورم گهی که تو جانان من شوی %~% جاوید زنده مانم اگر جان من شوی # 2 رنجم شفا بود چو تو باشی طبیب من %~% دردم دوا شود چو تو درمان من شوی # 3 پروانه وار سوزم و سازم بدین امید %~% کاید شبی که شمع شبستان من شوی # 4 دور از تو گر چه ز آتش دل در جهنمم %~% دارم طمع که روضه رضوان من شوی # 5 مرغ دلم تذرو گلستان عشق شد %~% بر بوی آنکه لاله و ریحان من شوی # 6 اکنون که خضر ظلمت زلف تو شد دلم %~% بگشای لب که چشمه حیوان من شوی # 7 چشمم فتاد بر تو و آبم ز سر گذشت %~% و اندیشه‌ام نبود که طوفان من شوی # 8 چون شمع پیش روی تو میرم ز سوز دل %~% هر صبحدم که مهر درفشان من شوی # 9 زلفت بخواب بینم و خواهم که هر شبی %~% تعبیر خوابهای پریشان من شوی # 10 می‌گفت دوش با دل خواجو خیال تو %~% کاندم رسی بگنج که ویران من شوی # 11 وان ساعتت رسد که بر ابنای روزگار %~% فرمان دهی که بنده فرمان من شوی ~~PageV1P910 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه گوئی کز چه رو سر گشته می‌کردی چو گوی %~% گوی را منکر نشاید گشت ~~با چوگان بگوی # 2 قامتم شد چون کمند زلف مهرویان دو تا %~% بسکه می‌جویم دل سرگشته را در ~~خاک کوی # 3 صوفیان را بی می صافی نمی‌باشد صفا %~% جامه صوفی بجام باده صافی بشوی # 4 چند گوئی در صف رندان کجا جویم ترا %~% تشنگانرا هر ms439 کجا آبی روان یابی ~~بجوی # 5 ساقیان خفتند و رندان همچنان در های های %~% مطربان رفتند و مستان ~~همچنین در های و هوی # 6 یکنفس خواهم که با گل خوش برآیم در چمن %~% لیک نتوانم ز دست بلبل ~~بسیار گوی # 7 خویشتن را از میانت باز نتوانم شناخت %~% زانکه فرقی نیست از موی میانت ~~تا بموی # 8 دل بدستت داده‌ام لیکن کدامم دستگاه %~% خاک کویت گشته‌ام اما کدامم ~~آبروی # 9 گر وطن بر چشمه آب روانت آرزوست %~% خوش برآ بر گوشه چشمم چو گل بر طرف ~~جوی # 10 گر تو برقع می‌گشائی ماه گو دیگر متاب %~% ور تو قامت می‌نمائی سرو گو ~~هرگز مروی # 11 لاله را گر دل بجام ارغوانی می‌کشد %~% بلبلان را بین چو خواجو مست و ~~لایعقل ببوی PageV1P911 ### || [genre: Gh] # 1 چون نی سر گشته چوگان چو گوی %~% رو بترک گوی سر گردان بگوی # 2 گوی چون با زخم چوگانش سریست %~% بوک چوگان سر فرود آرد بگوی # 3 تشنگان را بر کنار جو ببین %~% کشتگانرا در میان خون بجوی # 4 عارفان در وجد و ما در های های %~% مطربان در شور و ما در های و هوی # 5 تشنه خمخانه باشد جان من %~% کوزه‌گر چون از گلم سازد سبوی # 6 گر شوم خاک رهت کو راه آن %~% ور نهم رو بر درت کو آب روی # 7 شاید ار بر چشمها جایت کنند %~% زانکه گل خوشتر بود بر طرف جوی # 8 با رخت خورشید تابان گو متاب %~% با قدت سرو خرامان گو مروی # 9 دل که بر خاک درت گم کرده‌ام %~% می‌برم در زلف مشکین تو بوی # 10 گر ترا با موی می‌باشد سری %~% فرق نبود موئی از من تا بموی # 11 با لبت خواجو ز آب زندگی %~% گر نشوید دست دست از وی بشوی PageV1P912 ### || [genre: Gh] # 1 ای سبزه دمانیده بگرد قمر از موی %~% سر سبزی خط سیهت سر بسر از موی # 2 جز پرتو رخسار تو ms440 از طره شبرنگ %~% هرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی # 3 بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوش %~% افکنده دو صد سلسله بر یکدگر از ~~موی # 4 بی‌موی میانت تن من در شب هجران %~% چون موی میانت شده باریکتر از موی # 5 موئی ز میانت سر موئی نکند فرق %~% تا ساخته‌ئی موی میانرا کمر از موی # 6 موئیست دهان تو و از موی شکافی %~% هنگام سخن ریخته لؤلؤی تر از موی # 7 بیرون ز میان تو که ماننده موئیست %~% کس بر تن سیمینت نبیند اثر از ~~موی # 8 خواجو چو بوصف دهنت موی شکافد %~% یک نکته نگوید ز دهانت مگر از موی ~~PageV1P913 ### || [genre: Gh] # 1 ای میان تو چو یک موی و دهان یکسر موی %~% نتوان دیدن از آن موی میان ~~یک سر موی # 2 بی‌میان و دهن تنگ تو از پیکر و دل %~% زین ندارم بجز از موئی وزان یک ~~سر موی # 3 ناوک چشم تو گر موی شکافد شاید %~% کابروت فرق ندارد ز کمان یک سر موی # 4 تو بهنگام سخن گر نشوی موی شکاف %~% کس نیابد ز دهان تو نشان یک سر موی # 5 ور نیاید دهنت در نظر ای جان جهان %~% نکنم میل سوی جان و جهان یک سر ~~موی # 6 تاب تیر تو ندارم که ندارد فرقی %~% ناوک غمزه‌ات از نوک سنان یک سر ~~موی # 7 زاهد صومعه در حلقه زنار شود %~% گر شود از سر زلف تو عیان یک سر موی # 8 نکشد این دل دیوانه سودائی من %~% سر از آن سلسله مشک فشان یک سر موی # 9 خواجو ار زانکه بهر موی زبانی گردد %~% نکند از غم عشق تو بیان یک سر ~~موی PageV1P914 ### || [genre: Gh] # 1 ای پیک عاشقان اگر از حالم آگهی %~% روشن بگو حکایت آن ماه خرگهی # 2 بگذر ز بوستان نعیم و ریاض خلد %~% ما را ز دوستان قدیم آور آگهی # 3 وقت سحر که باد صبا بوی جان دهد ms441 %~% جان تازه کن بباده و باد سحرگهی # 4 ای ماه شب نقاب تو در اوج دلبری %~% و آهوی شیر گیر تو در عین روبهی # 5 آزاد باشد از سر صحرا و پای گل %~% در خانه هر کرا چو تو سروی بود سهی # 6 گفتی که در کنار کشم چون کمر ترا %~% تا کی کنی بهیچ حدیث میان تهی # 7 زان آب آتشی قدحی ده که تشنه‌ام %~% گر باده می‌دهی و ببادم نمی‌دهی # 8 سلطان اگر چنانکه گناهی ندیده است %~% بی ره بود که روی بگرداند از رهی # 9 از پا در آمدیم و ندیدم حاصلی %~% زان گیسوی دراز مگر دست کوتهی # 10 خواجو اگر گدای درت شد سعادتیست %~% بر آستان دوست گدائی بود شهی ~~PageV1P915 ### || [genre: Gh] # 1 ای آینه قدرت بیچون الهی %~% نور رخت از طره شب برده سیاهی # 2 خط بر رخ زیبای تو کفرست بر اسلام %~% رخسار و سر زلف تو شرعست و مناهی # 3 آن جسم نه جسمست که روحیست مجسم %~% وان روی نه رویست که سریست الهی # 4 در خرمن خورشید زند آه من آتش %~% زان در تو نگیرد که نداری رخ کاهی # 5 هر گه که خرامان شوی ای خسرو خوبان %~% صد دل برود درعقبت همچو سپاهی # 6 خواجو سخن وصل مگو بیش که درویش %~% لایق نبود بر کتفش خلعت شاهی ~~PageV1P916 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو شیرین شکر لب بشکر خنده در آئی %~% بشکر خنده شیرین دل خلقی ~~بربائی # 2 آن نه مرجان خموشست که جانیست مصور %~% وان نه سرچشمه نوشست که سریست ~~خدائی # 3 وصف بالای بلندت بسخن راست نیاید %~% با تو چون راست توان گفت ببالا که ~~بلائی # 4 سرو را کار ببندد چو میان تنگ ببندی %~% روح را دل بگشاید چو تو برقع ~~بگشائی # 5 همه گویند که آن ترک ختائی بچه زانروی %~% نکند ترک خطا با تو که ترکست ~~و ختائی # 6 چون درآئی نتوانم که مراد از تو بجویم %~% که ms442 من از خود بروم چون تو ~~پری چهره در آئی # 7 تو جدائی که جدائی طلبی هر نفس از ما %~% گر چه هر جا که توئی در دل ~~پرحسرت مائی # 8 من بغوغای رقیبان ز درت باز نگردم %~% که گدا گر بکشندش نکند ترک گدائی # 9 وحشی از قید تو نگریزد و خواجو ز کمندت %~% که گرفتار بتانرا نبود روی ~~رهائی PageV1P917 ### || [genre: Gh] # 1 چون پیکر مطبوعت در معنی زیبائی %~% صورت نتوان بستن نقشی بدلارائی # 2 با نرگس مخمورت بیمست ز بیماری %~% با زلف چلیپایت ترسست ز ترسائی # 3 مجنون سر زلفت لیلی بدلاویزی %~% فرهاد لب لعلت شیرین به شکر خائی # 4 چون سرو سهی می‌کرد از قد تو آزادی %~% می‌داد بصد دستش بالای تو ~~بالائی # 5 آنرا که بود در سر سودای سر زلفت %~% گردد چو سر زلفت سرگشته و سودائی # 6 گفتم که بدانائی از قید تو بگریزم %~% لیکن بشد از دستم سرشته دانائی # 7 زان مردمک چشمم بی اشک نیارامد %~% کارام نمی‌باشد در مردم دریائی # 8 در مذهب مشتاقان ننگست نکونامی %~% در دین وفاداران کفرست شکیبائی # 9 از لعل روان بخشت خواجو چو سخن راند %~% ظاهر شود از نطقش اعجاز ~~مسیحائی PageV1P918 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا وقتی که از بستانسرائی %~% برآید نغمه دستانسرائی # 2 بده ساقی که صوفی را درین راه %~% نباشد بی می صافی صفائی # 3 اگر زر می‌زنی در ملک معنی %~% به از مستی نیابی کیمیائی # 4 سحاب از بی حیائی بین که هر دم %~% کند با دیده ما ماجرائی # 5 چه باشد گر ز عشرتگاه سلطان %~% بدرویشی رسد بانگ نوائی # 6 درین آرامگه چندانکه بینم %~% نبینم بیریائی بوریائی # 7 و گر خود نافه مشک تتارست %~% نیابم اصل او را بی‌خطائی # 8 سریر کیقباد و تاج کسری %~% نیرزد گرد نعلین گدائی # 9 اگر خواهی که خود را بر سر آری %~% بباید زد بسختی دست و پائی # 10 درین وادی فرو رفتند بسیار %~% که نشنیدند آواز درائی ms443 # 11 ندارم چشم در دریای اندوه %~% که گیرد دست خواجو آشنائی PageV1P919 ### || [genre: Gh] # 1 ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی %~% وی لب لعل ترای عادت روح افزائی # 2 رقم از غالیه بر صفحه دیباچه زنی %~% مشک تاتار چرا بر گل سوری سائی # 3 لعل در پوش گهر پاش ترا لؤلؤی تر %~% چه کند کز بن دندان نکند لالائی # 4 روی خوب تو جهانیست پر از لطف و جمال %~% وین عجبتر که تو خورشید جهان ~~آرائی # 5 گفته بودی که ازو سیر برایم روزی %~% چون مرا جان عزیزی عجب ار برنائی # 6 همه شب منتظر خیل خیال تو بود %~% مردم دیده من در حرم بینائی # 7 گر نپرسی خبر از حال دلم معذوری %~% که سخن را نبود در دهنت گنجائی # 8 تو مرا عمر عزیزی و یقین می‌دانم %~% که چو رفتی نتوانی که دگر باز آئی # 9 لب شیرین تو خواجو چو بدندان بگرفت %~% از جهان شور برآورد بشکر خائی ~~PageV1P920 ### || [genre: Gh] # 1 گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمائی %~% گفتم منم غریبی از شهر آشنائی # 2 گفتا سر چه داری کز سر خبر نداری %~% گفتم بر آستانت دارم سر گدائی # 3 گفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی %~% گفتم که خوش نوائی از باغ ~~بینوائی # 4 گفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی %~% گفتم بمی پرستی جستم ز خود ~~رهائی # 5 گفتا جویی نیرزی گر زهد و توبه ورزی %~% گفتم که توبه کردم از زهد و ~~پارسائی # 6 گفتا بدلربائی ما را چگونه دیدی %~% گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربائی # 7 گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجم %~% گفتم به از ترنجی لیکن بدست ~~نائی # 8 گفتا چرا چو ذره با مهر عشق بازی %~% گفتم از آنکه هستم سرگشته‌ئی ~~هوائی # 9 گفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیند %~% گفتم حدیث مستان سری بود ~~خدائی PageV1P921 ### || [genre: Gh] # 1 ایکه عنبر ز سر زلف تو دارد بوئی ms444 %~% جعدت از مشک سیه فرق ندارد موئی # 2 آهوانند در آن غمزه شیر افکن تو %~% گر چه در چشم تو ممکن نبود آهوئی # 3 دل بزلفت من دیوانه چرا می‌دادم %~% هیچ عاقل ندهد دل بچنان هندوئی # 4 مدتی گوشه گرفتم ز خدنگ اندازان %~% عاقبت گشت دلم صید کمان ابروئی # 5 عین سحرست که پیوسته پریرویانرا %~% طاق محراب بود خوابگه جادوئی # 6 دل شوریده که گم کردن و دادم بر باد %~% می‌برم در خم آن طره مشکین ~~بوئی # 7 بهر دفع سخن دشمن و از بیم رقیب %~% دیده سوی دگری دارم و خاطر سوئی # 8 بلبل سوخته دل باز نماندی بگلی %~% اگر آگه شدی از حسن رخ گلروئی # 9 دل خواجو همه در زلف بتان آویزد %~% زانکه دیوانه شد از سلسله گیسوئی ~~PageV1P922 ### || [genre: Gh] # 1 برخیز که بنشیند فریاد ز هر سوئی %~% زان پیش که برخیزد صد فتنه ز هر ~~کوئی # 2 در باغ بتم باید کز پرده برون آید %~% ور نی به چه کار آید گل بی رخ ~~گلروئی # 3 آن موی میان کز مو بر موی کمر بندد %~% موئی و میان او فرقی نکند موئی # 4 دل باز به جان آید کز وی خبری یابد %~% بلبل بفغان آید کز گل شنود بوئی # 5 آن سرو خرامانم هر لحظه به چشم آید %~% انصاف چه خوش باشد سروی بلب ~~جوئی # 6 گر دست رسد خواجو برخیز چو سرمستان %~% با زلف چو چوگانش امروز بزن ~~گوئی PageV1P923 ### || [genre: Gh] # 1 ای ترک پریچهره بدین سلسله موئی %~% شرطست که دست از من دیوانه بشوئی # 2 بر روی نکو این همه آشفته نگردند %~% سریست در اوصاف تو بیرون ز نکوئی # 3 طوبی نشنیدیم بدین سرو خرامی %~% خورشید ندیدیم بدین سلسله موئی # 4 ای باد بهاری مگر از گلشن یاری %~% وی نفحه مشکین مگر از طره اوئی # 5 انفاس بهشتی که چنین روح فزائی %~% یا نکهت اوئی که چنین غالیه بوئی # 6 گر بار دگر سوی ms445 عراقت گذر افتد %~% زنهار که با آن مه بی‌مهر بگوئی # 7 کای جان و دلم سوخته از آتش مهرت %~% آگاه نی از من دلسوخته گوئی # 8 بوی جگر سوخته آید بمشامت %~% هر ذره ز خاک من مسکین که ببوئی # 9 در نامه اگر شرح دهم قصه شوقت %~% کلکم دو زبانی کند و نامه دو روئی # 10 در خاک سر کوی تو گمشد دل خواجو %~% فریاد گر آن گمشده را باز نجوئی ~~PageV1P924 ### || [genre: Gh] # 1 من کیم زاری نزار افتاده‌ئی %~% پر غمی بیغمگسار افتاده‌ئی # 2 دردمندی رنج ضایع کرده‌ئی %~% مستمندی سوگوار افتاده‌ئی # 3 مبتلائی در بلا فرسوده‌ئی %~% بی‌قرینی بی‌قرار افتاده‌ئی # 4 باد پیمائی به خاک آغشته‌ئی %~% خسته جانی دل فگار افتاده‌ئی # 5 نیمه مستی بی‌حریفان مانده‌ئی %~% می‌پرستی در خمار افتاده‌ئی # 6 بی‌کسی از یار غایب گشته‌ئی %~% ناکسی از چشم یار افتاده‌ئی # 7 اختیار از دست بیرون رفته‌ئی %~% بیخودی بی‌اختیار افتاده‌ئی # 8 عندلیبی از گل سوری جدا %~% خسته‌ای دور از دیار افتاده‌ئی # 9 پیش چشم آهوان جان داده‌ئی %~% بر ره شیران شکار افتاده‌ئی # 10 دست بردل خاک بر سر مانده‌ئی %~% بر سر ره خاکسار افتاده‌ئی # 11 رو بغربت کرده فرقت دیده‌ئی %~% بی‌عزیزان مانده خوار افتاده‌ئی # 12 بیدل و بی‌یار رحلت کرده‌ئی %~% بی زر و بی زور زار افتاده‌ئی # 13 همچو خواجو پای در گل مانده‌ئی %~% بر سر پل مانده بار افتاده‌ئی ~~PageV1P925 ### || [genre: Gh] # 1 از مشک سوده دام بر آتش نهاده‌ئی %~% یا جعد مشک فام بر آتش نهاده‌ئی # 2 زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلف %~% بر طرف دانه دام بر آتش نهاده‌ئی # 3 بازم بطره از چه دلاویز می‌کنی %~% چون فلفلم مدام بر آتش نهاده‌ئی # 4 زان لعل آبدار که همرنگ آتشست %~% نعلم علی‌الدوام بر آتش نهاده‌ای # 5 هم فلفلت بر آتش و هم نعل تافتست %~% بر نام من کدام بر آتش نهاده‌ئی # 6 دلهای شیخ و شاب بخون در فکنده‌ئی %~% جانهای خاص و عام بر آتش ~~نهاده‌ئی # 7 از ms446 زلف مشکبوی تو مجلس معطرست %~% گوئی که عود خام بر آتش نهاده‌ئی # 8 آبی بر آتشم زن از آن آتش مذاب %~% کاب و گلم تمام بر آتش نهاده‌ئی # 9 چون آبگون قدح ز می آتش نقاب شد %~% پنداشتم که جام بر آتش نهاده‌ئی # 10 خواجو برو به آب خرابات غسل کن %~% گر رخت ننگ و نام بر آتش نهاده‌ئی ~~PageV1P926 ### || [genre: Gh] # 1 گرد ماه از مشک چنبر کرده‌ئی %~% ماه را از مشک زیور کرده‌ئی # 2 شام شبگون قمر فرسای را %~% سایبان مهر انور کرده‌ئی # 3 در شبستان عبیر افشان زلف %~% شمع کافوری ز رخ بر کرده‌ئی # 4 از چه رو بستانسرای خلد را %~% منزل هندوی کافر کرده‌ئی # 5 روز را در سایه شب برده‌ئی %~% شام را پیرایه خور کرده‌ئی # 6 لعل در پاش زمرد پوش را %~% پرده‌دار عقد گوهر کرده‌ئی # 7 تا به دست آورده‌ئی طغرای حسن %~% ملک خوبی را مسخر کرده‌ئی # 8 ای مه آتش عذار آن آب خشک %~% کابگیر آتش تر کرده‌ئی # 9 بر کفم نه گر چه خون جان ماست %~% آنکه در نصفی و ساغر کرده‌ئی # 10 جان خواجو را ز جعد عنبرین %~% هر زمان طوقی معنبر کرده‌ئی PageV1P927 ### || [genre: Gh] # 1 از لب شیرین چون شکر نبات آورده‌ئی %~% وز حبش بر خسرو خاور برات ~~آورده‌ئی # 2 بت پرستانرا محقق شد که این خط غبار %~% از پی نسخ بتان سومنات ~~آورده‌ئی # 3 مهر ورزانرا تب محرق بشکر بسته‌ئی %~% یا خطی در شکرستان بر نبات ~~آورده‌ئی # 4 خستگان ضربت تسلیم را بهر شفا %~% نسخه کلی قانون نجات آورده‌ئی # 5 ای خط سبز نگارین خضر وقتی گوئیا %~% زانکه سودای لب آب حیات آورده‌ئی # 6 تا کشیدی نیل بر ماه از پی داغ صبوح %~% چشمه نیل از حسد در چشم لات ~~آورده‌ئی # 7 چون روانم بیند از دل دیده را در موج خون %~% گویدم در دجله نهری از ~~فرات آورده‌ای # 8 زاندهان گر کام جان تنگدستان می‌دهی %~% لطف کن گر هیچم ms447 از بهر زکوة ~~آورده‌ئی # 9 دوش می‌گفتم حدیث تیره شب با طره‌هات %~% گفت خواجو باز با ما ترهات ~~آورده‌ئی PageV1P928 ### || [genre: Gh] # 1 این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده‌ئی %~% مرحبا کارام جان مرغ زار ~~آورده‌ئی # 2 بهر جان بیقرار آدم خاکی نهاد %~% نکتهی از روضه دارالقرار آورده‌ئی # 3 وقت خوش بادت که وقت دوستان خوش کرده‌ئی %~% تا ز طرف بوستان بوی بهار ~~آورده‌ئی # 4 سرو ما را چون کشیدی در بر آخر راست گوی %~% کز وصالش شاخ شادی را ببار ~~آورده‌ئی # 5 عقل را از بوی می مست و خراب افکنده‌ئی %~% چون حدیثی از لب میگون یار ~~آورده‌ئی # 6 یک نفس تار سر زلفش ز هم بگشوده‌ئی %~% وز معانی این همه مشک تتار ~~آورده‌ئی # 7 در چنین وقتی که خواجو در خمار افتاده است %~% جان فدا بادت که جامی ~~خوشگوار آورده‌ئی PageV1P929 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب ای باد صبا گوئی که جائی بوده‌ئی %~% پای بند چین زلف دلگشائی ~~بوده‌ئی # 2 آشنایانرا ز بوی خویش مست افکنده‌ئی %~% چون چمن پیرای باغ آشنائی ~~بوده‌ئی # 3 دسته بند سنبل سروی سرائی کشته‌ئی %~% خاکروب ساحت بستانسرائی بوده‌ئی # 4 لاجرم پایت نمی‌آید ز شادی بر زمین %~% چون ندیم مجلس شادی فزائی ~~بوده‌ئی # 5 نیک بیرون برده‌ئی راه از شکنج زلف او %~% چون شبی تا روز در تاریک ~~جائی بوده‌ئی # 6 تا چه مرغی کاشیان جائی همایون جسته‌ئی %~% گوئیا در سایه پر همائی ~~بوده‌ئی # 7 از غم یعقوب حالی هیچ یاد آورده‌ئی %~% چون همه شب همدم یوسف لقائی ~~بوده‌ئی # 8 هیچ بوئی برده‌ئی کو در وفا و عهد کیست %~% تا عبیر آمیز بزم بیوفائی ~~بوده‌ئی # 9 از دل گمگشته خواجو نشانی باز ده %~% چون غبار افشان زلف دلربائی ~~بوده‌ئی PageV1P930 ### || [genre: Gh] # 1 آتش اندر آب هرگز دیده‌ئی %~% عنبر اندر تاب هرگز دیده‌ئی # 2 چون دهان بر لعل شورانگیز او %~% پسته و عناب هرگز دیده‌ئی # 3 شد نقاب عارضش زلف سیاه %~% شام بر مهتاب هرگز دیده‌ئی # 4 ms448 سنبل پرتاب هرگز چیده‌ئی %~% نرگس پرخواب هرگز دیده‌ئی # 5 نرگسش در طاق ابرو خفته است %~% مست در محراب هرگز دیده‌ئی # 6 شد دلم مستغرق دریای عشق %~% ذره در غرقاب هرگز دیده‌ئی # 7 در غمش خواجو چو چشم خونفشان %~% چشمه خوناب هرگز دیده‌ئی PageV1P931 ### || [genre: Gh] # 1 دوش پیری یافتم در گوشه میخانه‌ئی %~% در کشیده از شراب نیستی ~~پیمانه‌ئی # 2 گفت درمستان لایعقل بچشم عقل بین %~% ور خرد داری مکن انکار هر ~~دیوانه‌ئی # 3 گر چه ما بنیاد عمر از باده ویران کرده‌ایم %~% کی بود گنجی چو ما در ~~کنج هر ویرانه‌ئی # 4 روشنست این کانکه از سودای او در آتشیم %~% شمع عشقش را کم افتد همچو ~~ما پروانه‌ئی # 5 دل بدلداری سپارد هر که صاحبدل بود %~% کانکه جانی باشدش نشکیبد از ~~جانانه‌ئی # 6 آشنائی را بچشم خویش دیدن مشکلست %~% زانکه او دیدار ننماید بهر ~~بیگانه‌ئی # 7 هر که داند کاندرین ره مقصد کلی یکیست %~% هر زمانی کعبه‌ئی برسازد از ~~بتخانه‌ئی # 8 دل منه بر ملک جم خواجو که شادروان عمر %~% با فسونی یا رود بر باد یا ~~افسانه‌ئی # 9 حیف باشد چون تو شهبازی که عالم صید تست %~% در چنین دامی شده نخجیر آب ~~و دانه‌ئی PageV1P932 ms449