######OpenITI# #META# title: divan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/obeyd/divan/ #META#Header#End# ### || [genre: Gh] # 1 بکشت غمزه آن شوخ بی‌گناه مرا %~% فکند سیب زنخدان او به چاه مرا # 2 غلام هندوی خالش شدم ندانستم %~% کاسیر خویش کند زنگی سیاه مرا # 3 دلم بجا و دماغم سلیم بود ولی %~% ز راه رفتن او دل بشد ز راه مرا # 4 هزار بار فتادم به دام دیده و دل %~% هنوز هیچ نمیباشد انتباه مرا # 5 ز مهر او نتوانم که روی برتابم %~% ز خاک گور اگر بردمد گیاه مرا # 6 به جور او چو بمیرم ز نو شوم زنده %~% اگر به چشم عنایت کند نگاه مرا # 7 عبید از کرم یار بر مدار امید %~% که لطف شامل او بس امیدگاه مرا ~~PageV1P001 ### || [genre: Gh] # 1 ز حد گذشت جدائی ز حد گذشت جفا %~% بیا که موسم عیشست و آشتی و صفا # 2 لبت به خون دل عاشقان خطی دارد %~% غبار چیست دگر باره در میانه ما # 3 مرا دو چشم تو انداخت در بلای سیاه %~% و گرنه من که و مستی و عاشقی ز ~~کجا # 4 کجا کسیکه از آن چشم ترک وا پرسد %~% که عقل و هوش جهانی چرا کنی یغما # 5 ز زلف و خال تو دل را خلاص ممکن نیست %~% که زنگیان سیاهش نمی‌کنند رها # 6 دلم ز جعد تو سودائی و پریشانست %~% بلی همیشه پریشانی آورد سودا # 7 عبید وصف دهان و لب تو میگوید %~% ببین که فکر چه باریک و نازکست او را ~~PageV1P002 ### || [genre: Gh] # 1 شوریده کرد شیوه آن نازنین مرا %~% عشقش خلاص داد ز دنیا و دین مرا # 2 غم همنشین من شد و من همنشین غم %~% تا خود چها رسد ز چنین همنشین مرا # 3 زینسان که آتش دل من شعله میزند %~% تا کی بسوزد این نفس آتشین مرا # 4 ای دوستان نمیدهد آن زلف بیقرار %~% تا یکزمان قرار بود بر زمین مرا # 5 از دور دیدمش خردم گفت دور از او %~% دیوانه میکند خرد دوربین مرا # 6 ms001 گر سایه بر سرم فکند زلف او دمی %~% خورشید بنده گردد و مه خوشه‌چین ~~مرا # 7 تا چون عبید بر سر کویش مجاورم %~% هیچ التفات نیست به خلد برین مرا ~~PageV1P003 ### || [genre: Gh] # 1 در ما به ناز می‌نگرد دلربای ما %~% بیگانه‌وار میگذرد آشنای ما # 2 بی‌جرم دوست پای ز ما درکشیده باز %~% تا خود چه گفت دشمن ما در قفای ~~ما # 3 با هیچکس شکایت جورش نمیکنم %~% ترسم به گفتگو کشد این ماجرای ما # 4 ما دل به درد هجر ضروری نهاده‌ایم %~% زیرا که فارغست طبیب از دوای ما # 5 هردم ز شوق حلقه زنجیر زلف او %~% دیوانه میشود دل آشفته رای ما # 6 بر کوه اگر گذر کند این آه آتشین %~% بی شک بسوزدش دل سنگین برای ما # 7 شاید که خون دیده بریزی عبید از آنک %~% او میکند همیشه خرابی بجای ما ~~PageV1P004 ### || [genre: Gh] # 1 ای خط و خال خوشت مایه سودای ما %~% ای نفسی وصل تو اصل تمنای ما # 2 چونکه قدم مینهد شوق تو در ملک جان %~% صبر برون میجهد از دل شیدای ما # 3 چتر همایون عشق سایه چو بر ما فکند %~% راه خرابات پرس گر طلبی جای ما # 4 از رخ زیبای تو قبله‌گه عام را %~% کعبه دیگر نباد دلبر ترسای ما # 5 مردم لولی وشیم ما که وسجده کدام %~% رای هزیمت گرفت عقل سبک رای ما # 6 صوفی افسرده را زحمت ما گو مده %~% رو تو و محراب زهد ما و چلیپای ما # 7 رطل گرانرا ز دست تا ننهی ای عبید %~% زانکه روان میبرد عمر سبک پای ما ~~PageV1P005 ### || [genre: Gh] # 1 میکند سلسله زلف تو دیوانه مرا %~% میکشد نرگس مست تو به میخانه مرا # 2 متحیر شده‌ام تا غم عشقت ناگاه %~% از کجا یافت در این گوشه ویرانه مرا # 3 هوس در بناگوش تو دارد دل من %~% قطره اشگ از آنست چو دردانه مرا # 4 دولتی یابم اگر در نظر شمع رخت ms002 %~% کشته و سوخته یابند چو پروانه مرا # 5 درد سر میدهد این واعظ و میپندارد %~% کالتفاتست بدان بیهده افسانه مرا # 6 چاره آنست که دیوانگیی پیش آرم %~% تا فراموش کند واعظ فرزانه مرا # 7 از می مهر تو تا مست شدم همچو عبید %~% نیست دیگر هوس ساغر و پیمانه ~~مرا PageV1P006 ### || [genre: Gh] # 1 میزند غمزه مرد افکن او تیر مرا %~% دوستان چیست در این واقعه تدبیر ~~مرا # 2 من دیوانه نه آنم که نصیحت شنوم %~% پند پیرانه مده گو پدر پیر مرا # 3 منم و ناله شبگیر بدین سان که منم %~% کی به فریاد رسد ناله شبگیر مرا # 4 صنما عشق تو با جان بدر آید ناچار %~% چون فرو رفت غم عشق تو با شیر ~~مرا # 5 گر نه زنجیر سر زلف تو باشد یکدم %~% نتوان داشت در این شهر به زنجیر ~~مرا # 6 حلقه زلف تو در خواب نمودند به من %~% جز پریشانی از آن خواب چه تعبیر ~~مرا PageV1P007 ### || [genre: Gh] # 1 کرد فارغ گل رویت ز گلستان ما را %~% کفر زلف تو برآورد ز ایمان ما را # 2 تا خیال قد و بالای تو در دل بگذشت %~% خاطر آزاد شد از سرو خرامان ما ~~را # 3 ما که در عشق تو آشفته و شوریده شدیم %~% می‌کند حلقه زلف تو پریشان ما ~~را # 4 تا به دامان وصالت نرسد دست امید %~% دست کوته نکند اشگ ز دامان ما را # 5 در ره کعبه وصل تو ز پا ننشینیم %~% گرچه در پا شکند خار مغیلان ما را # 6 ای عبید از پی دل چند توان رفت آخر %~% کرد سودای تو بس بی سر و سامان ~~ما را PageV1P008 ### || [genre: Gh] # 1 دلا با مغان آشنائی طلب %~% ز پیر مغان آشنائی طلب # 2 به کنج قناعت گرت راه نیست %~% ز دیوانگان رهنمائی طلب # 3 وگر اوج قدست کند آرزو %~% ز دام طبیعت رهائی طلب # 4 اگر عارفی راه میخانه گیر %~% و گر ms003 ابلهی پارسائی طلب # 5 دوای دل خسته از درد جوی %~% نوای خود از بینوائی طلب # 6 اگر صد رهت بشکند روزگار %~% مکن از خسان مومیائی طلب # 7 عبید ار گدائی غنیمت شمار %~% وگر پادشاهی گدائی طلب PageV1P009 ### || [genre: Gh] # 1 دارم بتی به چهره صد ماه و آفتاب %~% نازکتر از گل تر و خوشبوتر از ~~گلاب # 2 رعناتر از شمایل نسرین میان باغ %~% نازنده‌تر ز سروسهی بر کنار آب # 3 در تاب حیرت از رخ او در چمن سمن %~% در خوی خجلت از تب او در قدح شراب # 4 شکلی و صد ملاحت و روئی وصد جمال %~% چشمی وصد کرشمه و لعلی وصد عتاب # 5 خورشید در نقاب خجالت نهان شود %~% از روی جانفزاش اگر بر فتد نقاب # 6 در حلقه‌های زلفش جانهای ما اسیر %~% از چشمهای مستش دلهای ما کباب # 7 فریاد از آن دو سنبل مشکین تابدار %~% زنهار از آن دو نرگس جادوی ~~نیمخواب # 8 هرگه که زانوئی زند و باده‌ای دهد %~% من جان به باد بر دهم آن لحظه ~~چون حباب # 9 روزیکه با منست من آنروز چون عبید %~% از عیش بهره‌مندم و از عمر ~~کامیاب PageV1P010 ### || [genre: Gh] # 1 لطف تو از حد برون حسن تویی منتهاست %~% نیش تو نوش روان درد تو درمان ~~ماست # 2 عشق تو بر تخت دل حاکم کشور گشای %~% مهر تو بر ملک جان والی ~~فرمانرواست # 3 پرتو رخسار تو مایه مهر منیر %~% چهره پرچین تو جادوی معجز نماست # 4 نرگس فتان تو لعبت مردم فریب %~% غمزه غماز تو جادوی معجز نماست # 5 از تو همه سرکشی وز طرف ما هنوز %~% روی امل بر زمین دست طمع بر دعاست # 6 گر کشدت ای عبید سر بنه و دم مزن %~% عادت خوبان ستم چاره عاشق رضاست ~~PageV1P011 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا کسیکه ز عشقش دمی رهائی نیست %~% غمش ز رندی و میلش به پارسائی ~~نیست # 2 دل رمیده شوریدگان رسوائی %~% شکسته‌ایست که در بند مومیائی ms004 نیست # 3 ز فکر دنیی و عقبی فراغتی دارد %~% خداشناس که با خلقش آشنائی نیست # 4 غلام همت درویش قانعم کو را %~% سر بزرگی و سودای پادشاهی نیست # 5 مراد خود مطلب هر زمان ز حضرت حق %~% که بر در کرمش حاجت گدائی نیست # 6 به کنج عزلت از آنروی گشته‌ام خرسند %~% که دیگرم هوس صحبت ریائی نیست # 7 قلندریست مجرد عبید زاکانی %~% حریف خواجگی و مرد کدخدائی نیست ~~PageV1P012 ### || [genre: Gh] # 1 جفا مکن که جفا رسم دلربائی نیست %~% جدا مشو که مرا طاقت جدائی نیست # 2 مدام آتش شوق تو در درون منست %~% چنانکه یکدم از آن آتشم رهائی نیست # 3 وفا نمودن و برگشتن و جفا کردن %~% طریق یاری و آئین دل ربائی نیست # 4 ز عکس چهره خود چشم ما منور کن %~% که دیده را جز از آن وجه روشنائی ~~نیست # 5 من از تو بوسه تمنی کجا توانم کرد %~% چو گرد کوی توام زهره گدائی نیست # 6 به سعی دولت وصلت نمیشود حاصل %~% محققست که دولت به جز عطائی نیست # 7 عبید پیش کسانی که عشق میورزند %~% شب وصال کم از روز پادشاهی نیست ~~PageV1P013 ### || [genre: Gh] # 1 دلداده را ز تیر ملامت گزند نیست %~% دیوانه را طریقه عاقل پسند نیست # 2 از درد ما چه فکر وز احوال ما چه باک %~% آنرا که دل مقید و پا در کمند ~~نیست # 3 فرهاد را که با دل شیرین تعلقست %~% رغبت به نوشدارو و حاجت به قند ~~نیست # 4 هرجا که آتش غم دلدار شعله زد %~% جان برفشان به ذوق که جای سپند نیست # 5 بس کن عبید با دل شوریده داوری %~% بیچاره را نصیحت ما سودمند نیست ~~PageV1P014 ### || [genre: Gh] # 1 ما را ز شوق یار بغیر التفات نیست %~% پروای جان خویش و سر کاینات نیست # 2 از پیش یار اگر نفسی دور می‌شوم %~% هر دم که میزنم ز حساب حیات نیست # 3 در عاشقی خموشی و در ms005 هجر صابری %~% این خود حکایتیست که در ممکنات نیست # 4 رندی گزین که شیوه ناموس و رنگ و بو %~% غیر از خیال باطل و جز ترهات ~~نیست # 5 بگذار هرچه داری و بگذر که مرد را %~% جز ترک توشه توشه راه نجات نیست # 6 از خود طلب که هرچه طلب میکنی زیار %~% در تنگنای کعبه و در سومنات ~~نیست # 7 در یوزه کردم از لب دلدار بوسه‌ای %~% گفتا برو عبید که وقت زکوة نیست ~~PageV1P015 ### || [genre: Gh] # 1 ترک سر مستم که ساغر میگرفت %~% عالمی در شور و در شر میگرفت # 2 عکس خورشید جمالش در جهان %~% شعله میزد هفت کشور میگرفت # 3 چون صبا بر چین زلفش میگذشت %~% بوستان در مشگ و عنبر میگرفت # 4 هر دمی از آه دود آسای من %~% آتشی در عود و مجمر میگرفت # 5 بوسه‌ای زو دل طلب میکرد لیک %~% این سخن با او کجا در میگرفت # 6 قصه دردش عبید از سوز دل %~% هر زمان میگفت و از سر میگرفت PageV1P016 ### || [genre: Gh] # 1 رمید صبر و دل از من چو دلنواز برفت %~% چه چاره سازم از این پس چو ~~چاره‌ساز برفت # 2 سوار گشته و عمدا گرفته باز به دست %~% نموده روی به بیچارگان و باز ~~برفت # 3 به گریه چشمه چشم بریخت چندان خون %~% که کهنه خرقه سالوسم از نماز ~~برفت # 4 جز از خیال قد و زلف یار و قصه شوق %~% دگر ز خاطرم اندیشه دراز برفت # 5 ز منع خلق از این بیش محترز بودم %~% کنون حدیث من از حد احتراز برفت # 6 دریغ و درد که در هجر یار و غصه دهر %~% برفت عمر و حقیقت که بر مجاز ~~برفت # 7 عبید چون جرست ناله سود می‌نکند %~% چو کاروان جرس جمله بیجواز برفت ~~PageV1P017 ### || [genre: Gh] # 1 سیاه چرده بتم را نمک ز حد بگذشت %~% عتاب او چو جفای فلک ز حد بگذشت # 2 لطافت لب و دندان و مستی چشمش ms006 %~% چو می پرستی ما یک به یک ز حد بگذشت # 3 به لابه گفت که از حد گذشت جور رقیب %~% به طنز گفت که بی هیچ شک ز حد ~~بگذشت # 4 بنوش باده صافی ز دست دلبر خویش %~% که بیوفائی چرخ و فلک ز حد بگذشت # 5 عبید را دل سنگینش امتحان کردند %~% عیار دوستیش بر محک ز حد بگذشت ~~PageV1P018 ### || [genre: Gh] # 1 ز سنبلی که عذارت بر ارغوان انداخت %~% مرا به بیخودی آوازه در جهان ~~انداخت # 2 ز شرح زلف تو موئی هنوز نا گفته %~% دلم هزار گره در سر زبان انداخت # 3 دهان تو صفتی از ضعیفیم میگفت %~% مرا ز هستی خود نیک در گمان انداخت # 4 کمان ابروی پیوسته میکشی تا گوش %~% بدان امید که صیدی کجا توان انداخت # 5 ز دلفریبی مویت سخن دراز کشید %~% لب تو نکته باریک در میان انداخت # 6 عجب مدار که در دور روی و ابرویت %~% سپر فکند مه از عجز تا کمان ~~انداخت # 7 ز سر عشق هر آنچ از عبید پنهان بود %~% سرشگ جمله در افواه مردمان ~~انداخت PageV1P019 ### || [genre: Gh] # 1 مرا ز وصل تو حاصل بجز تمنا نیست %~% خیال زلف تو بستن خلاف سودا نیست # 2 وفا ز عهد تو میجست دوش خاطر من %~% جواب داد که خود این متاع با ما ~~نیست # 3 بسی بگفتمت ایدوست هست رای منت %~% دهان ز شرم فرو بسته‌ای همانا نیست # 4 هزار بوسه ز لب وعده کرده‌ای و یکی %~% نمیدهی و مرا زهره تقاضا نیست # 5 چو دور دور رخ تست خاطری دریاب %~% که کار بوالعجبیهای چرخ پیدا نیست # 6 ز میهمان خیالت چو شرمسارم از آنک %~% جز آب چشم و کباب جگر مهیا نیست # 7 به طعنه گفتی کز ما دریغ داری جان %~% مگر مگوی خدا را عبید از آنها ~~نیست PageV1P020 ### || [genre: Gh] # 1 دگر برون شدنم زین دیار ممکن نیست %~% دگر غریبیم از کوی یار ممکن نیست # 2 مرا ms007 از آن لب شیرین و زلف عارض تو %~% شکیب و طاقت و صبر و قرار ممکن ~~نیست # 3 دلا بکوش مگر دامنش به دست آری %~% که وصل بی‌طلب و انتظار ممکن نیست # 4 من اینکه عشق نورزم مرا به سر نرود %~% من اینکه می نخورم در بهار ممکن ~~نیست # 5 در آن دیار که مائیم حالیا آنجا %~% مسافران صبا را گذار ممکن نیست # 6 عبید هم غزلی گاه گاه اگر بتوان %~% بگو که خوشتر از این یادگار ممکن ~~نیست PageV1P021 ### || [genre: Gh] # 1 جانا بیا که بی تو دلم را قرار نیست %~% بیشم مجال صبر و سر انتظار ~~نیست # 2 دیوانه این چنین که منم در بلای عشق %~% دل عاقبت نخواهد و عقلم به کار ~~نیست # 3 گر خواندنت مراد و گر راندن آرزوست %~% آن کن که رای تست مرا اختیار ~~نیست # 4 ما را همین بسست که داریم درد عشق %~% مقصود ما ز وصل تو بوس و کنار ~~نیست # 5 ای دل همیشه عاشق و همواره مست باش %~% کان کس که مست عشق نشد هوشیار ~~نیست # 6 با عشق همنشین شو و از عقل برشکن %~% کو را به پیش اهل نظر اعتبار نیست # 7 هر قوم را طریقتی و راهی و قبله‌ایست %~% پیش عبید قبله بجز کوی یار ~~نیست PageV1P022 ### || [genre: Gh] # 1 حاصل ز زندگانی ما جز وبال نیست %~% وز روزگار بهره بجز از ملال نیست # 2 نقش سه شش طلب مکن از کعبتین دهر %~% کین نقش پنج روزه برون از خیال ~~نیست # 3 چون منصب بزرگی و چون جاه و ملک و مال %~% بی وصمت تزلزل و عیب و زوال ~~نیست # 4 خوش خاطری که منصب و جاه آرزو نکرد %~% خرم دلی که در طلب ملک و مال ~~نیست # 5 از خوان ممسکان مطلب توشه حیات %~% کان لقمه پیش اهل طریقت حلال نیست # 6 در وضع روزگار نظر کن به چشم عقل %~% احوال کس مپرس که جای سؤال نیست ms008 # 7 چون زلف تابداده خوبان در این دیار %~% هرجا که سرکشی است بجز پایمال ~~نیست # 8 در موج فتنه‌ای که خلایق فتاده‌اند %~% فریاد رس بجز کرم ذوالجلال نیست # 9 از غم چنان برست دل ما که بعد از این %~% در وی به هیچ وجه طرب را مجال ~~نیست # 10 جانم فدای خاطر صاحب دلی که گفت: %~% «شیراز جای مردم صاحب کمال نیست» # 11 درویشی و غریبی و زحمت ز حد گذشت %~% زین بیش ای عبید مرا احتمال نیست ~~PageV1P023 ### || [genre: Gh] # 1 هرگز دلم ز کوی تو جائی دگر نرفت %~% یکدم خیال روی توام از نظر نرفت # 2 جان رفت و اشتیاق تو از جان بدر نشد %~% سر رفت و آرزوی تو از سر بدر ~~نرفت # 3 هرکو قتیل عشق نشد چون به خاک رفت %~% هم بیخبر بیامد و هم بی‌خبر برفت # 4 در کوی عشق بی سر و پائی نشان نداد %~% کو خسته دل نیامد و خونین جگر ~~نرفت # 5 عمرم برفت در طلب عشق و عاقبت %~% کامی نیافت خاطر و کاری بسر نرفت # 6 شوری فتاد از تو در آفاق و کس نماند %~% کو چون عبید در سر این شور و ~~شر نرفت PageV1P024 ### || [genre: Gh] # 1 در خانه تا قرابه ما پر شراب نیست %~% ما را قرار و راحت و آرام و خواب ~~نیست # 2 در خلوتی که باده و ساقی و شاهد است %~% حاجت به چنگ و بربط و نای و ~~رباب نیست # 3 خوش کن به باده وقت حریفان که پیش ما %~% عمری که خوش نمیگذرد در حساب ~~نیست # 4 اینک شراب اگر هوست میکند وضو %~% در آفتابه کن که در این خانه آب نیست # 5 ما را که ملک فقر و قناعت مسلم است %~% حاجت به جود خسرو مالک رقاب ~~نیست # 6 همچون عبید خانه هستی خراب کن %~% زیرا که جای گنج بجز در خراب نیست ~~PageV1P025 ### || [genre: Gh] # 1 دلی که بسته زنجیر زلف یاری نیست ms009 %~% به پیش اهل نظر هیچش اعتباری نیست # 2 سری که نیست در او کارگاه سودائی %~% به کارخانه عیشش سری و کاری نیست # 3 ز عقل برشکن و ذوق بیخودی دریاب %~% که پیش زنده دلان عقل در شماری ~~نیست # 4 ملامت من مسکین مکن که در ره عشق %~% به دست عاشق بیچاره اختیاری نیست # 5 دگر مگوی که هر بحر را کناری هست %~% از آنکه بجز غم عشق را کناری نیست # 6 ز شوق زلف بتان بیقرار و سرگردان %~% منم که مثل من آشفته روزگاری نیست # 7 اگر ز مستی و رندی عبید را عاریست %~% مرا از این دو صفت هیچ عیب و ~~عاری نیست PageV1P026 ### || [genre: Gh] # 1 بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست %~% بیش از این قوت سرپنجه هجرانم ~~نیست # 2 کرده‌ام عزم سفر بو که میسر گردد %~% میکنم فکر و جز این چاره و درمانم ~~نیست # 3 روی در کعبه جان کرده به سر می‌پویم %~% غمی از بادیه و خار مغیلانم ~~نیست # 4 سیل گو راه در او بند به خوناب سرشک %~% غرق طوفان شده اندیشه بارانم ~~نیست # 5 سر اگر میرود از دست بهل تا برود %~% سر سودای سر بی سر و سامانم نیست # 6 حسرت دیدن یاران جگرم سوخت عبید %~% بیش از این طاقت نادیدن یارانم ~~نیست PageV1P027 ### || [genre: Gh] # 1 سر نخوانیم که سودا زده موئی نیست %~% آدمی نیست که مجنون پری‌روئی ~~نیست # 2 هرگز از بند و غم آزاد نگردد آن دل %~% که گرفتار کمند سر گیسوئی نیست # 3 قبله‌ام روی بتانست و وطن کوی مغان %~% به از این قبله‌ام و خوشتر از ~~این کوئی نیست # 4 کس مرا از دل سرگشته نشانی ندهد %~% عجب از معتکف گوشه ابروئی نیست # 5 میتوان دامن وصلت به کف آورد ولی %~% ای دریغا که مرا قوت بازوئی نیست # 6 هر مرض دارو و هر درد علاجی دارد %~% زخم تیر مژه را مرهم و داروئی ~~نیست # 7 سر ms010 موئی نتوان یافت بر اعضای عبید %~% که در او ناوکی از غمزه جادوئی ~~نیست PageV1P028 ### || [genre: Gh] # 1 نه به ز شیوه مستان طریق ورائی هست %~% نه به ز کوی مغان گوشه‌ای و ~~جائی هست # 2 دلم به میکده زان میکشد که رندان را %~% کدورتی نه و با یکدیگر صفائی ~~هست # 3 ز کنج صومعه از بهر آن گریزانم %~% که در حوالی آن بوریا ریائی هست # 4 گرت به دیر مغان ره دهند از آن مگذر %~% قدم بنه که در آن کوچه آشنائی ~~هست # 5 فراغ از دل درویش جو که مستغنی است %~% ز هرکجا که امیری و پادشاهی هست # 6 به عیش کوش و مپندار همچو نااهلان %~% که عمر را عوض و وقت را قضائی ~~هست PageV1P029 ### || [genre: Gh] # 1 دوشم غم تو ملک سویدا گرفته بود %~% دودم ز سینه راه ثریا گرفته بود # 2 جان را ز روی لعل تو در تنگ آمده %~% دل را ز شوق زلف تو سودا گرفته ~~بود # 3 میدید شمع در من و میسوخت تا به روز %~% زآن آتشی که در من شیدا گرفته ~~بود # 4 از دیده‌ام خیال تو محروم گشت باز %~% کاطراف خانه‌اش همه دریا گرفته ~~بود # 5 میخواست خرمی که کند در دلم وطن %~% تا او رسید لشگر غم جا گرفته بود # 6 صبر از برم رمید و مرا بیقرار کرد %~% گوئی مگر که خاطرش از ما گرفته ~~بود # 7 مسکین عبید را غم عشقت بکشت از آنک %~% او را غریب دیده و تنها گرفته ~~بود PageV1P030 ### || [genre: Gh] # 1 ز من مپرس که بر من چه حال میگذرد %~% چو روز وصل توام در خیال میگذرد # 2 جهان برابر چشمم سیاه میگردد %~% چو در ضمیر من آن زلف و خال میگذرد # 3 اگر هلاک خودم آرزوست منع مکن %~% مرا که عمر چنین در ملال میگذرد # 4 خیال مهر تو در چشم هر سهی سرویست %~% که در حوالیش آب زلال میگذرد # 5 ز بوی ms011 زلف توام روح تازه میگردد %~% سپیده‌دم که نسیم شمال میگذرد # 6 من و وصال تو آن فکر و آرزو هیهات %~% که بر دماغ چه فکر محال میگذرد # 7 غلام و چاکر روی چو ماه توست عبید %~% وزین حدیث بسی ماه و سال میگذرد ~~PageV1P031 ### || [genre: Gh] # 1 دردا که درد ما به دوائی نمیرسد %~% وین کار ما به برگ و نوائی نمیرسد # 2 در کاروان غم چو جرس ناله میکنم %~% در گوش ما چو بانگ درائی نمیرسد # 3 راهی که میرویم به پایان نمی‌بریم %~% جهدی که میکنیم بجائی نمیرسد # 4 این پای خسته جز ره حرمان نمیرود %~% وین دست بسته جز به دعائی نمیرسد # 5 بر ما ز عشق قامت و بالاش یک نفس %~% ممکن نمیشود که بلائی نمیرسد # 6 هرگز دمی به گوش گدایان کوی عشق %~% از خوان پادشاه صلائی نمیرسد # 7 گفتم گدای کوی توام گفت ای عبید %~% سلطانی این چنین به گدائی نمیرسد ~~PageV1P032 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم خاک مصلی و آب رکن آباد %~% غریب را وطن خویش میبرد از یاد # 2 زهی خجسته مقامی و جانفزا ملکی %~% که باد خطه عالیش تا ابد آباد # 3 بهر طرف که روی نغمه میکند بلبل %~% بهر چمن که رسی جلوه میکند شمشاد # 4 بهر که درنگری شاهدیست چون شیرین %~% بهر که برگذری عاشقیست چون فرهاد # 5 در این دیار دلم شهر بند دلداریست %~% که جان به طلعت او خرمست و خاطر ~~شاد # 6 سرم هوای وطن میپزد ولیک دلم %~% ز بند زلف سیاهش نمیشود آزاد # 7 ز جور سنبل کافر مزاج او افغان %~% ز دست نرگس جادو فریب او فریاد # 8 غنیمتست غنیمت شمار فرصت عیش %~% که تن ضعیف نهاد است و عمر بی‌بنیاد # 9 بگیر دامن یاری و هرچه خواهی کن %~% بنوش باده صافی و هرچه بادا باد # 10 به سوی باده و نی میل کن که میگویند %~% « جهان بر آب نهاده است و ~~آدمی بر باد» # 11 خوشست ناز ms012 و نعیم جهان ولی چو عبید %~% « غلام همت آنم که دل بر او ~~ننهاد » PageV1P033 ### || [genre: Gh] # 1 دلم ز عشق تبرا نمی‌تواند کرد %~% صبوری از رخ زیبا نمی‌تواند کرد # 2 غم از درون دل من برون نمی‌آید %~% که ترک مسکن و ماوی نمی‌تواند کرد # 3 بروی خوب مرا دیده روشنست ولی %~% به هیچ وجه مهیا نمی‌تواند کرد # 4 برفت دوش خیالش ز چشم من چه کند %~% مقام بر لب دریا نمی‌تواند کرد # 5 به صبر کام توان یافتن ولیک چه سود %~% چو صبر در دل ما جا نمی‌تواند ~~کرد # 6 عبید گه گهی از بهر مصلحت میگفت %~% که توبه میکند اما نمی‌تواند کرد ~~PageV1P034 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا باز خرابیم بده جامی چند %~% پخته‌ای چند فرو ریز به ما خامی چند # 2 صوفی و گوشه محراب و نکونامی و زرق %~% ما و میخانه و دردی کش و بدنامی ~~چند # 3 باده پیش آر که بر طرف چمن خوش باشد %~% مطربی چند و گلی چند و گل ~~اندامی چند # 4 چشم و لب پیش من آور چو رسد باده به من %~% تا بود نقل مرا شکر و ~~بادامی چند # 5 باده در خانه اگر نیست برای دل ما %~% رنجه شو تا در میخانه بنه گامی ~~چند # 6 در بهای می گلگون اگرت زر نبود %~% خرقه ما به گرو کن بستان جامی چند # 7 ذکر سجاده و تسبیح رها کن چو عبید %~% نشوی صید بدین دانه بنه دامی چند ~~PageV1P035 ### || [genre: Gh] # 1 ترا که گفت که با ما وفا نشاید کرد %~% دروغ گفت چه باشد چرا نشاید کرد # 2 غلام لعل لب تست جان شیرینم %~% چنین حکایت شیرین کجا نشاید کرد # 3 به بوسه قصد لبت کردم از میان چشمت %~% به غمزه گفت نشاید هلا نشاید ~~کرد # 4 میان موی و میان تو نکته باریکست %~% در آن میان سخن از لب رها نشاید ~~کرد # 5 هزار سال تنم گر ز تن جدا ماند ms013 %~% هنوز مهر تو از جان جدا نشاید کرد # 6 حدیث درد دل مستمند و سینه ریش %~% حکایتی است که در سالها نشاید کرد # 7 مگر عبید به جان با لبم مضایقه کرد %~% که این به مذهب اصحابنا نشاید ~~کرد PageV1P036 ### || [genre: Gh] # 1 نقش روی توام از پیش نظر می‌نرود %~% خاطر از کوی توام جای دگر می‌نرود # 2 تا بدیدم لب شیرین تو دیگر زان روز %~% بر زبانم سخن شهد و شکر می‌نرود # 3 عارض و زلف دو تا شیفته کردند مرا %~% هرگزم دل به گل و سنبل تر ~~می‌نرود # 4 مستی و عاشقی از عیب بود گو میباش %~% «در من این عیب قدیم است و بدر ~~می‌نرود» # 5 دوستان از می و معشوق نداریدیم باز %~% «که مرا بی می و معشوق بسر ~~می‌نرود» # 6 غم عشقش ز دل خسته بیچاره عبید %~% گوشه‌ای دارد از آنجا به سفر ~~می‌نرود PageV1P037 ### || [genre: Gh] # 1 گرم عنایت او در بروی بگشاید %~% هزار دولتم از غیب روی بنماید # 2 نظر به گلشن روحانیون نیندازم %~% سرم به پایه کروبیان فرو ناید # 3 وگر به حال پریشان ما کند نظری %~% ز روی لطف بر احوال ما ببخشاید # 4 به پیش خاطرم ار کاینات عرضه کنند %~% ز کبر دامن همت بدان نیالاید # 5 توان در آینه آن جمال جان دیدن %~% گرش به صیقل توفیق زنگ بزداید # 6 ورم ز پیش براند به جور حکم اوراست %~% پسند دوست بود هرچه دوست فرماید # 7 عبید را کرمش تا نوازشی نکند %~% دلش ز غم نرهد خاطرش نیاساید ~~PageV1P038 ### || [genre: Gh] # 1 دوش اشگم سر به جیحون میکشید %~% دل بدان زلفین شبگون میکشید # 2 ناتوان شخص ضعیفم هر زمان %~% اشگ ریزان ناله را چون میکشید # 3 گاه اشگش سوی صحرا میدواند %~% گاه آهش سوی گردون میکشید # 4 ناگهان خیل خیالش بر سرم %~% لشگر از بهر شبیخون میکشید # 5 دید آن چشم بلابین دمبدم %~% تا گریبان جامه در خون میکشید # 6 آستین بر زد ms014 خیالش تا به روز %~% رخت از آن دریا به هامون میکشید # 7 غمزه‌اش تیری که میزد بر عبید %~% لعل او پیکانش بیرون میکشید ~~PageV1P039 ### || [genre: Gh] # 1 هرگز کسی به خوبی چون یار ما نباشد %~% مه را نظیر رویش گفتن روا نباشد # 2 موئی چنان خمیده چشمی چنان کشیده %~% در چین به دست ناید و اندر ختا ~~نباشد # 3 با او همیشه ما را جز لاله در نگیرد %~% با ما همیشه او را جز ماجرا ~~نباشد # 4 گر حال من نپرسد عیبش مکن که هرگز %~% سودای پادشاهی حد گدا نباشد # 5 ما کشتگان عشقیم همچون عبید ما را %~% عقلی سلیم نبود صبری بجا نباشد ~~PageV1P040 ### || [genre: Gh] # 1 دوش لعلت نفسی خاطر ما خوش میکرد %~% دیده میدید جمال تو و دل غش میکرد # 2 روی زیبای تو با ماه یکایک میزد %~% سر گیسوی تو با باد کشاکش میکرد # 3 سنبل زلف تو هرلحظه پریشان میشد %~% خاطر خسته عشاق مشوش میکرد # 4 زو هر آن حلقه بر گوشه مه میافتاد %~% دل مسکین مرا نعل در آتش میکرد # 5 تیر بر سینه‌ام آن غمزه فتان میزد %~% قصد خون دلم آن عارض مهوش میکرد # 6 از خط و خال و بناگوش و لب و چشم و رخت %~% هر که یک بوسه طمع داشت غلط ~~شش میکرد # 7 پیش نقش رخ تو دیده خونریز عبید %~% صفحه چهره به خونابه منقش میکرد ~~PageV1P041 ### || [genre: Gh] # 1 مردیم و یار هیچ عنایت نمیکند %~% واحسرتا که بخت عنایت نمیکند # 2 در پیش چشم او لب او میکشد مرا %~% وان شوخ چشم بین که حمایت نمیکند # 3 چندانکه عجز حال بر او عرضه میکنم %~% در وی به هیچ نوع سرایت نمیکند # 4 پیش کسی ز شکر و شکایت چه دم زنم %~% کاندیشه‌ای ز شکر و شکایت نمیکند # 5 در حق بندگان نظر لطف گاه‌گاه %~% هم میکند ولیک به غایت نمیکند # 6 تا گفته‌ام دهان تو هیچست از آن زمان %~% با ما ms015 ز خشم هیچ حکایت نمیکند # 7 بلبل صفت عبید به هرجا که میرسد %~% غیر از حدیث عشق روایت نمیکند ~~PageV1P042 ### || [genre: Gh] # 1 ز کوی یار زمانی کرانه نتوان کرد %~% جز آستانه او آشیانه نتوان کرد # 2 کسی که کعبه جان دید بی‌گمان داند %~% که سجده‌گاه جز آن آستانه نتوان ~~کرد # 3 مرا به عشوه فردا در انتظار مکش %~% که اعتماد بسی بر زمانه نتوان کرد # 4 ترا که گفت که با کشتگان راه غمت %~% اشارتی به سر تازیانه نتوان کرد # 5 به پیش زلف تو بر خال بوسه خواهم زد %~% ز ترس دام سیه ترک دانه نتوان ~~کرد # 6 فسرده صوفی ما را که میبرد پیغام %~% که ترک شاهد و چنگ و چغانه نتوان ~~کرد # 7 مرا به مجلس واعظ مخوان و پند مده %~% فریب من به فسون و فسانه نتوان ~~کرد # 8 بخواه باده و با یار عزم صحرا کن %~% چو گل به باغ رود رو به خانه ~~نتوان کرد # 9 مکن عبید ز مستی کرانه فصل بهار %~% که عیش خوش به چمن بی‌چمانه نتوان ~~کرد PageV1P043 ### || [genre: Gh] # 1 بی روی یار صبر میسر نمی‌شود %~% بی‌صورتش حباب مصور نمی‌شود # 2 با او دمی وصال به صد لابه سالها %~% تقریر میکنیم و مقرر نمی‌شود # 3 گفتم که بوسه‌ای بربایم ز لعل او %~% مشکل سعادتیست که باور نمی‌شود # 4 جز آنکه سر ببازم و در پایش اوفتم %~% دستم به هیچ چاره دیگر نمی‌شود # 5 افسرده دل کسی که ز زنجیر زلف او %~% دیوانه می‌نگردد و کافر نمی‌شود # 6 عشقش حکایتیست که از دل نمی‌رود %~% وصفش فسانه‌ایست که باور نمی‌شود # 7 تا بوی زلف یار نمی‌آورد صبا %~% از بوی او دماغ معطر نمی‌شود # 8 ساقی بیار باده که هر لحظه عیش خوش %~% بی‌مطرب و پیاله و ساغر نمی‌شود # 9 گفتی به صبر کار میسر شود عبید %~% تدبیر چیست جان برادر نمی‌شود ~~PageV1P044 ### || [genre: Gh] # 1 سعادت روی با دین تو دارد %~% غنیمت خانه ms016 زین تو دارد # 2 زهی دولت زهی طالع زهی بخت %~% که شب پوش و عرقچین تو دارد # 3 چه مقبل هندویی کان خال زیباست %~% که مسکن لعل شیرین تو دارد # 4 قبا گوئی چه نیکی کرده باشد %~% که در بر سرو سیمین تو دارد # 5 صبا دنیا معطر کرده گوئی %~% گذر بر زلف پر چین تو دارد # 6 بسی دیدم پریرویان در آفاق %~% ندیدم کس که آئین تو دارد # 7 به عالم هرکسی را کیش و دینی است %~% عبید بینوا دین تو دارد ~~PageV1P045 ### || [genre: Gh] # 1 لعل نوشینش چو خندان میشود %~% در جهان شکر فراوان میشود # 2 قد او هرگه که جولان میکند %~% گوئیا سرو خرامان میشود # 3 پرتو رویش چو می‌تابد ز دور %~% آفتاب از شرم پنهان میشود # 4 قصه زلفش نمیگویم به کس %~% زانکه خاطرها پریشان میشود # 5 من نه تنها میشوم حیران او %~% هرکه او را دید حیران میشود # 6 گرچه میگوید که بنوازم ترا %~% تا نگه کردی پشیمان میشود # 7 با عبید ار نرم میگردد دلت %~% کارهای سختش آسان میشود # 8 هرکه را شاهی عالم آرزوست %~% بنده درگاه سلطان میشود # 9 شاه اویس آن خسرو دریا دلی %~% کافتابش بنده فرمان میشود # 10 خسروی کز کلک گوهربار او %~% کار بی سامان به سامان میشود PageV1P046 ### || [genre: Gh] # 1 باد صبا جیب سمن برگشاد %~% غلغل بلبل به چمن در فتاد # 2 زنده کند مرده صد ساله را %~% باد چو بر گل گذرد بامداد # 3 زمزم مرغان سخندان شنو %~% تا نکنی نغمه داود یاد # 4 موسم عیشست غنیمت شمار %~% هرزه مده عمر و جوانی به باد # 5 وقت به افسوس نشاید گذاشت %~% جام می از دست نباید نهاد # 6 تا بتوان خاطر خود شاددار %~% نیست بدین یک دو نفس اعتماد # 7 خاک همانست که بر باد داد %~% تخت سلیمان و سریر قباد # 8 چرخ همانست که بر خاک ریخت %~% خون سیاووش و سر کیقباد # 9 انده دنیا بگذار ای عبید ms017 %~% تا بتوان زیست یکی لحظه شاد PageV1P047 ### || [genre: Gh] # 1 کجا کسیکه مرا مژده چمانه دهد %~% علی‌الصباح به من باده شبانه دهد # 2 ز دوستان و عزیزان که باشد آنکه مرا %~% نشان به کوی مغان و می مغانه ~~دهد # 3 خوشا کسیکه چو رندان ز خانه وقت سحر %~% بدر گریزد و تن در شرابخانه ~~دهد # 4 غلام دولت آنم که هرچه بستاند %~% به شمع و شاهد و چنگ و دف و چغانه ~~دهد # 5 ز غم پناه به می بر که می به خاصیت %~% نتیجه عیش خوش و عمر جاودانه ~~دهد # 6 مرو به عشوه زاهد ز ره که او دایم %~% فریب مردم نادان بدین فسانه دهد # 7 به اعتقاد شنو پند سودمند عبید %~% که او همیشه ترا پند عاقلانه دهد ~~PageV1P048 ### || [genre: Gh] # 1 سپیده‌دم به صبوحی شراب خوش باشد %~% نوا و نغمه چنگ و رباب خوش باشد # 2 بتی که مست و خرابی ز چشم فتانش %~% نشسته پیش تو مست و خراب خوش باشد # 3 سحرگهان چو ز خواب خمار برخیزی %~% خیال بنگ و نشاط شراب خوش باشد # 4 میان باغ چو وصل نگار دست دهد %~% کنار آب و شب ماهتاب خوش باشد # 5 شمایل خوش جانان به خواب دیدم دوش %~% امید هست که تعبیر خواب خوش باشد # 6 عبید این دو سه بیتک به یک زمان گفته است %~% گرش تو گفت توانی جواب ~~خوش باشد PageV1P049 ### || [genre: Gh] # 1 جوقی قلندرانیم بر ما قلم نباشد %~% بود و وجود ما را باک از عدم نباشد # 2 سلطان وقت خویشیم گرچه زروی ظاهر %~% لشگر کشان ما را طبل و علم نباشد # 3 مشتی مجردانیم بر فقر دل نهاده %~% گر هیچمان نباشد از هیچ غم نباشد # 4 در دست و کیسه ما دینار کس نبیند %~% بر سکه دل ما نقش درم نباشد # 5 جان در مراد یابی در حلقه‌ای که مائیم %~% رندان بی‌نوا را نیل و بقم ~~نباشد # 6 چون ما به هیچ ms018 حالی آزار کس نخواهیم %~% آزار خاطر ما شرط کرم نباشد # 7 در راه پاکبازان گو لاف فقر کم زن %~% همچون عبید هر کو ثابت قدم نباشد ~~PageV1P050 ### || [genre: Gh] # 1 شرم دار ایدل از این دهر رهائی تا چند %~% بیخودی تا به کی و بیهده ~~رائی تا چند # 2 نیست کار تو به سامان و کیائی به نوا %~% غره گشتن به چنین کار و کیائی ~~تا چند # 3 با چنین مال و بقائی و متاعی که تراست %~% لاف قارونی و دعوی خدائی تا ~~چند # 4 تن مقیم حرم و دل به خرابات مغان %~% کرده زنهار نهان زیر عبائی تا چند # 5 دنیی و آخرتت هر دو هوس میدارد %~% یک جهت باش چو مردان دو هوائی تا ~~چند # 6 ضامن نفس گر اینست بدین راضی شو %~% غم درویشی و بی‌برگ و نوائی تا چند # 7 از در رحمت حق جوی گشایش چو عبید %~% بر در بسته مخلوق گدائی تا چند ~~PageV1P051 ### || [genre: Gh] # 1 دلم زین بیش غوغا بر نتابد %~% سرم زین بیش سودا بر نتابد # 2 ز شوقت بر دل دیوانه ماست %~% غمی کان سنگ خارا بر نتابد # 3 غمت را گو بدار از جان ما دست %~% که این ویرانه یغما بر نتابد # 4 بیا امشب مگو فردا که اینکار %~% دگر امروز و فردا بر نتابد # 5 سرت در پای اندازیم چون زلف %~% اگر زلفت سر از پا بر نتابد # 6 عبید از درد کی یابد رهائی %~% چو درد دل مداوا بر نتابد PageV1P052 ### || [genre: Gh] # 1 ز سوز عشق من جانت بسوزد %~% همه پیدا و پنهانت بسوزد # 2 ز آه سرد و سوز دل حذر کن %~% که اینت بفسرد آنت بسوزد # 3 مبر نیرنگ و دستان پیش او کو %~% به صد نیرنگ و دستانت بسوزد # 4 به دست خویشتن شمعی نیفروز %~% که در ساعت شبستانت بسوزد # 5 چه داری آتشی در زیر دامان %~% کز آن آتش گریبانت بسوزد # 6 دل اندر وصل ms019 من بستی و ترسم %~% که ناگه تاب هجرانت بسوزد # 7 ندارد سودت آنگاهی که یابی %~% عبید آن نامسلمانت بسوزد PageV1P053 ### || [genre: Gh] # 1 وداع کعبه جان چون توان کرد %~% فراقش بر دل آسان چون توان کرد # 2 طبیبم میرود من درد خود را %~% نمیدانم که درمان چون توان کرد # 3 مرا عهدیست کاندر پاش میرم %~% خلاف عهد و پیمان چون توان کرد # 4 به کفر زلفش ایمان هرکه آورد %~% دگر بارش مسلمان چون توان کرد # 5 مرا گویند پنهان دار رازش %~% غم عشقست پنهان چون توان کرد # 6 گرفتم راز دل بتوان نهفتن %~% دوای چشم گریان چون توان کرد # 7 عبید از عشق اگر دیوانه گردد %~% بدین جرمش به زندان چون توان کرد ~~PageV1P054 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق شوریده ترک یار نتوانست کرد %~% صبر بی‌دل کرد و بی‌دلدار نتوانست ~~کرد # 2 جان چو با عشق آشنا شد از خرد بیگانه گشت %~% همدمی زین بیش با اغیار ~~نتوانست کرد # 3 راستی را حق به دستش بود انکارش مکن %~% مدعی را محرم اسرار نتوانست ~~کرد # 4 نام سرمستان عاشق پیش مستوران نگفت %~% هیچکس منصور را بردار نتوانست ~~کرد # 5 نفس کافر سالها کوشید و چندان کازمود %~% ترک معشوق و می و زنار ~~نتوانست کرد # 6 زاهد از محراب بیرون رفت و در میخانه جست %~% تا قیامت روی در دیوار ~~نتوانست کرد # 7 التماس بوسه‌ای کردم از او تن در نداد %~% خاطر ما خوش بدین مقدار ~~نتوانست کرد # 8 دوش بر رخسار زردم دید و چندان کاب زد %~% بخت خواب آلود را بیدار ~~نتوانست کرد # 9 ای عبید ار غافلی از عشق انکارش مکن %~% هیچ عاقل عشق را انکار نتوانست ~~کرد PageV1P055 ### || [genre: Gh] # 1 علی‌الصباح که نرگس پیاله بردارد %~% سمن به عزم صبوحی کلاله بردارد # 2 چکاوک از سرمستی خروش در بندد %~% ز شوق بلبل دلخسته ناله بردارد # 3 به صد جمال درآمد عروس گل به چمن %~% صباش دامن گلگون غلاله بردارد # 4 وجوه قرض ms020 میم هست لیک میترسم %~% که می‌فروشم نام از قباله بردارد # 5 خنک نسیم بهاری که در جهد سحری %~% ز روی چون گل ساقی کلاله بردارد # 6 خوشا کسی که در آن دم به بانک بلبل مست %~% ز خواب ناز نشیند پیاله ~~بردارد # 7 عبیدوار بزن پنج کاسه می کان می %~% ز پیش دل غم پنجاه ساله بردارد ~~PageV1P056 ### || [genre: Gh] # 1 خرم آن کس که غم عشق تو در دل دارد %~% وز همه ملک جهان مهر تو حاصل ~~دارد # 2 جور و بیداد و جفا کردن و عاشق کشتن %~% زیبد آنرا که چنین شکل و شمایل ~~دارد # 3 عاشق دلشده را پند خردمند چه سود %~% رند دیوانه کجا گوش به عاقل دارد # 4 مبتلائیست که امید خلاصش نبود %~% هرکه بر پای دل از عشق سلاسل دارد # 5 تا دم بازپسین غرقه دریای غمش %~% مدعی باشد اگر چشم به ساحل دارد # 6 هرکه خواهد که کند از تو مرادی حاصل %~% حاصل آنست که اندیشه باطل دارد # 7 میکشد ساعد سیمین تو ما را و عبید %~% میل بوسیدن سرپنجه قاتل دارد ~~PageV1P057 ### || [genre: Gh] # 1 ناگاه هوش و صبر من آن دلربا ببرد %~% چشمش به یک کرشمه دل از دست ما ~~ببرد # 2 بنمود روی خوب و خجل کرد ماه را %~% بگشاد زلف و رونق مشگ ختا ببرد # 3 تاراج کرد دین و دل از دست عاشقان %~% سلطان نگر که مایه مشتی گدا ببرد # 4 جان و دلی که بود مرا چون به پیش او %~% قدری نداشت هیچ ندانم چرا ببرد # 5 میداد عقل دردسری پیش از این کنون %~% عشقش درآمد از درم آن ماجرا ببرد # 6 سودای زلف او همه کس می‌پزد ولی %~% این دولت از میانه نسیم صبا ببرد # 7 گفتیم حال عجز عبید از برای او %~% نگرفت هیچ در وی و باد هوا ببرد ~~PageV1P058 ### || [genre: Gh] # 1 پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد %~% آن ترک مست آخر با ما چکار ms021 دارد # 2 با زلف بیقرارش دل مدتی قرین شد %~% این رسم بیقراری زو یادگار دارد # 3 خرم کسی که با تو روزی به شب رساند %~% یا چون تو نازنینی شب در کنار ~~دارد # 4 رشگ آیدم همیشه بر حال آن سگی کو %~% بر خاک آستانت وقتی گذار دارد # 5 با ما دمی نسازد وصلت به هیچ حالی %~% بیچاره آن که یاری ناسازگار دارد # 6 شوریدگی و مستی فخر عبید باشد %~% نادان کسی بود کو زین فخر عار دارد ~~PageV1P059 ### || [genre: Gh] # 1 یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد %~% دل پر درد مرا نوبت درمان آمد # 2 این چه ماهیست که کاشانه ما روشن کرد %~% وین چه شمعیست که بازم به ~~شبستان آمد # 3 بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد %~% مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد # 4 می بیارید که ایام طرب روی نمود %~% گل بریزید که آن سرو خرامان آمد # 5 از سر لطف ببخشود بر احوال عبید %~% مگرش رحم بدین دیده گریان آمد ~~PageV1P060 ### || [genre: Gh] # 1 باز ترک عهد و پیمان کرده بود %~% کشتن ما بر دل آسان کرده بود # 2 دشمنانم بد همی گفتند و او %~% گوش با گفتار ایشان کرده بود # 3 زلف مشکینش پریشان گشته بود %~% بس که خاطرها پریشان کرده بود # 4 تا شنیدم آتشی در من فتاد %~% آنکه بی ما عزم بستان کرده بود # 5 ناله دلسوز ما چون گوش کرد %~% رحمتی در کار یاران کرده بود # 6 گفت با بیچارگان صلحی کنیم %~% بخت ما بازش پشیمان کرده بود # 7 خاطرش ناگه برنجید از عبید %~% بی‌گناهی کان مسلمان کرده بود ~~PageV1P061 ### || [genre: Gh] # 1 از دم جان بخش نی‌دل را صفائی میرسد %~% روح را از ناله او مرحبائی ~~میرسد # 2 گوئیا دارد ز انعامش مسیحا بهره‌ای %~% کزدم او دردمندان را دوائی ~~میرسد # 3 یا مگر داود مهمان میکند ارواح را %~% کز زبان او به هر گوشی صلائی ~~میرسد # 4 آتشی در ms022 سینه دارد نی چو بادش میدمد %~% شعله او بر در هر آشنائی میرسد # 5 بیدلان بر نغمه او های و هوئی میزنند %~% بی‌نوایان را ز ساز او نوائی ~~میرسد # 6 نعره‌ای گر میزند شوریده‌ای در بیخودی %~% از پیش حالی به گوش ما صدائی ~~میرسد # 7 ناله مسکین عبید است آن که ضایع میشود %~% ور نه آن نالیدن نی هم بجائی ~~میرسد PageV1P062 ### || [genre: Gh] # 1 دل همان به که گرفتار هوائی باشد %~% سر همان به که نثار کف پائی باشد # 2 هجر خوش باشد اگر چشم توان داشت وصال %~% درد سهلست اگر امید دوائی ~~باشد # 3 دامن یار به دست آر و ره میکده گیر %~% نشناس اینکه به از میکده جائی ~~باشد # 4 هوس خانقهم نیست که بیزارم از آن %~% بوریائی که در او بوی ریائی باشد # 5 صوفی صافی در مذهب ما دانی کیست %~% آن که با باده صافیش صفائی باشد # 6 پیر میخانه از خانه برون کرد مگر %~% ننگ دارد که در آن کوچه گدائی ~~باشد # 7 چه کند گر نکشد محنت و خواری چو عبید %~% هر که را دل متعلق به هوائی ~~باشد PageV1P063 ### || [genre: Gh] # 1 دوش عقلم هوس وصل تو شیدا میکرد %~% دلم آتشکده و دیده چو دریا میکرد # 2 نقش رخسار تو پیرامن چشمم میگشت %~% صبر و هوش من دلسوخته یغما میکرد # 3 شعله شوق تو هر لحظه درونم میسوخت %~% دود سودای توام قصد سویدا میکرد # 4 نه کسی حال من سوخته دل می‌پرسید %~% نه کسی درد من خسته مداوا میکرد # 5 پیش سلطان خیال تو مرا غم میکشت %~% خدمتش تن زده از دور تماشا میکرد # 6 دست برداشته تا وقت سحر خاطر من %~% از خدا دولت وصل تو تمنا میکرد # 7 هردم از غصه هجران تو میمرد عبید %~% باز امید وصال تواش احیا میکرد ~~PageV1P064 ### || [genre: Gh] # 1 دوش سلطان خیالش باز غوغا کرده بود %~% ملک جان تاراج و رخت صبر یغما ~~کرده بود # 2 برق ms023 شوقش از دهانم شعله میزد هر زمان %~% و آتش سودای او قصد سویدا ~~کرده بود # 3 دیده‌ام دریای خونست و من اندر حیرتم %~% تا خیالش چون گذر بر راه دریا ~~کرده بود # 4 گر چه میزد یار ما لاف وفاداری دل %~% عاقبت بشکست پیمانی که با ما ~~کرده بود # 5 جان ز من میخواست لعلش در بهای بوسه‌ای %~% بی‌تکلف مختصر چیزی تمنا ~~کرده بود # 6 دردها چون دیر شد نومید روی از ما بتافت %~% هر که روزی دردمندی را ~~مداوا کرده بود # 7 گر عبید از عشق دم زد پیش از این معذور دار %~% کین گناهی نیست کان ~~بیچاره تنها کرده بود PageV1P065 ### || [genre: Gh] # 1 جوق قلندرانیم در ما ریا نباشد %~% تزویر و زرق و سالوس آیین ما نباشد # 2 در هیچ ملک با ما کس دوستی نورزد %~% در هیچ شهر ما را کس آشنا نباشد # 3 گر نام ما ندانند بگذار تا ندانند %~% ور هیچمان نباشد بگذار تا نباشد # 4 شوریدگان ما را در بند زر نبینی %~% دیوانگان ما را باغ و سرا نباشد # 5 در لنگری که مائیم اندوه کس نبیند %~% در تکیه‌ای که مائیم غیر از صفا ~~نباشد # 6 از محتسب نترسیم وز شحنه غم نداریم %~% تسلیم گشتگان را بیم از بلا ~~نباشد # 7 با خار خوش برآئیم گر گل به دست ناید %~% بر خاک ره نشینیم گر بوریا ~~نباشد # 8 هرکس بهر گروهی دارد امید چیزی %~% ما را امیدگاهی غیر از خدا نباشد # 9 همچون عبید ما را در یوزه عار ناید %~% در مذهب قلندر عارف گدا نباشد ~~PageV1P066 ### || [genre: Gh] # 1 میپزد باز سرم بیهده سودای دگر %~% میکند خاطر شوریده تمنای دگر # 2 هوس سروقدی گرد دلم میگردد %~% که ندارد به جهان همسر و همتای دگر # 3 دوش در کوی خودم نعره زنان دیده ز دور %~% گشته رسوای جهان با دو سه ~~شیدای دگر # 4 گفت کاین شیفته را باز چه حال افتاد است %~% نیست جز ms024 مسکنت و عجز ~~مداوای دگر # 5 چاره صبر است ز سعدی بشنو پند عبید %~% «سعدی امروز تحمل کن و فردای ~~دگر» PageV1P067 ### || [genre: Gh] # 1 مرا دلیست گرفتار خطه شیراز %~% ز من بریده و خو کرده با تنعم و ناز # 2 خوش ایستاده و با لعل دلبران در عشق %~% طرب گزیده و با جور نیکوان ~~دمساز # 3 گهی به کوی خرابات با مغان همدم %~% گهی معاشر و گه رند و گاه شاهدباز # 4 همیشه بر در میخانه میکند مسکن %~% مدام بر سر میخانه میکند پرواز # 5 به روی لاله رخانش گمانهای نکو %~% به زلف سرو قدانش امیدهای دراز # 6 شده برابر چشمش همیشه گوشه‌نشین %~% مدام در خم محراب ابروئی به نماز # 7 امیدوار چنانم که آن خجسته دیار %~% به فر دولت سلطان اویس بینم باز # 8 معز دولت و دین تاجبخش ملک ستان %~% خدایگان جهان پادشاه بنده نواز # 9 عبید وار هر آنکس که هست در عالم %~% دعای دولت او میکند به صدق و نیاز ~~PageV1P068 ### || [genre: Gh] # 1 چمن دل بردن آیین میکند باز %~% جهان را لاله رنگین میکند باز # 2 نسیم خوش نفس با غنچه هر دم %~% حدیث نافه چین میکند باز # 3 شکوفه هر زری کاورد بر دست %~% نثار پای نسرین میکند باز # 4 گشاده چشم خواب آلود نرگس %~% تماشای ریاحین میکند باز # 5 زمین از ابر احسان می‌پذیرد %~% هوا را سبزه تحسین میکند باز # 6 عبید از دولت خسرو در این فصل %~% بنای عیش شیرین میکند باز PageV1P069 ### || [genre: Gh] # 1 با ما نکرد آن بت سرکش وفا هنوز %~% آخر نشد میانه ما ماجری هنوز # 2 ما خستگان در آتش شوقش بسوختیم %~% وان شوخ دیده سیر نگشت از جفا هنوز # 3 بعد از هزار درد که بر جان ما نهاد %~% رحمت نکرد بر دل مسکین ما هنوز # 4 از کوی دوست بیخود و سرگشته میرویم %~% دل خسته بازمانده و چشم از قفا ~~هنوز # 5 بوسیست خونبهای من و لعل ms025 او مرا %~% صد بار کشت و می‌ندهد خونبها هنوز # 6 دل در شکنج طره پر پیچ و تاب او %~% مانده است در کشاکش دام بلا هنوز # 7 مسکین عبید در غم عشقش ز جان و دل %~% بیگانه گشت و یار نشد آشنا هنوز ~~PageV1P070 ### || [genre: Gh] # 1 قصه درد دل و غصه شبهای دراز %~% صورتی نیست که جائی بتوان گفتن باز # 2 محرمی نیست که با او به کنار آرم روز %~% مونسی نیست که با وی به میان ~~آرم راز # 3 در غم و خواری از آنم که ندارم غمخوار %~% دم فرو بسته از آنم که ندارم ~~دمساز # 4 خود چه شامیست شقاوت که ندارد انجام %~% یا چه صبحست سعادت که ندارد ~~آغاز # 5 بی‌نیازی ندهد دهر خدایا تو بده %~% سازگاری نکند خلق خدایا تو بساز # 6 از سر لطف دل خسته بیچاره عبید %~% بنواز ای کرم عام تو بیچاره نواز ~~PageV1P071 ### || [genre: Gh] # 1 بی‌یار دل شکسته و دور از دیار خویش %~% درمانده‌ایم عاجز و حیران به ~~کار خویش # 2 از روزگار هیچ مرادی نیافتیم %~% آزرده‌ایم لاجرم از روزگار خویش # 3 نه کار دل به کام و نه دلدار سازگار %~% خونین دلم ز طالع ناسازگار ~~خویش # 4 یکدم قرار نیست دلم را ز تاب عشق %~% در آتشم ز دست دل بی‌قرار خویش # 5 از بهر آنکه میزند آبی بر آتشم %~% منت پذیرم از مژه سیل‌بار خویش # 6 دیوانه دل به عشق سپارد عبیدوار %~% عاقل به دست دل ندهد اختیار خویش ~~PageV1P072 ### || [genre: Gh] # 1 در این چنین سره فصلی و نوبهاری خوش %~% خوشا کسیکه کند عیش با نگاری ~~خوش # 2 کنار جوی گزین گوش سوی بلبل دار %~% کنون که هست به هر گوشه‌ای کناری ~~خوش # 3 گرت به دست فتد دامنی که مقصود است %~% بگیر دامن کوهی و لاله‌زاری خوش # 4 بیا به وصل دمی روزگار ما خوش کن %~% به شکر آنکه ترا هست روزگاری خوش # 5 به رغم مدعیان در فراق ms026 او هرکس %~% بپرسدم که خوشی گویمش که آری خوش # 6 مرا ز صحبت یاری گریز ممکن نیست %~% هزار جان عزیزم فدای یاری خوش # 7 دل عبید نگردد شکار غم پس از این %~% گرش به دام افتد چنان نگاری خوش ~~PageV1P073 ### || [genre: Gh] # 1 وصل جانان باشدم جان گو مباش %~% در جهان جز فکر جانان گو مباش # 2 ساکن خلوت سرای انس را %~% گلشن و بستان و ایوان گو مباش # 3 ما کجا اسباب دنیا از کجا %~% مور را ملک سلیمان گو مباش # 4 چون ز یزدان هرچه خواهی میدهد %~% خلعت و انعام سلطان گو مباش # 5 ما گدایانیم ما را چون عبید %~% مال و جاه و حکم و فرمان گو مباش ~~PageV1P074 ### || [genre: Gh] # 1 نه بر هرخان و خاقان میبرم رشگ %~% نه بر هر میر و سلطان میبرم رشگ # 2 نه دارم چشم بر گنجور و دستور %~% نه بر گنج فراوان میبرم رشگ # 3 نه می‌اندیشم از دوزخ به یک جو %~% نه بر فردوس و رضوان میبرم رشگ # 4 نه بر هر باغ و بستان می‌نهم دل %~% نه بر هر قصر و ایوان میبرم رشگ # 5 ز من چرخ کهن بستد جوانی %~% بر آن ایام و دوران میبرم رشگ # 6 چو رنج دیگرم بر پیری افزود %~% به حال هرکسی زان میبرم رشگ # 7 چو دردم میشود افزون در آن حال %~% بر آن کو میدهد جان میبرم رشگ # 8 عبید از درد می‌نالد شب و روز %~% بر آن کو یافت درمان میبرم رشگ ~~PageV1P075 ### || [genre: Gh] # 1 ای ترک چشم مستت بیمار خانه دل %~% زلف تو دام جانها خال تو دانه دل # 2 آنجا که ترک چشمت شست جفا گشاید %~% تیر بلا نیاید جز بر نشانه دل # 3 خونابه سرشکم ریزند مردم چشم %~% از آستانه تو تا آسمانه دل # 4 دل اوفتاده عاجز بر آستانه تو %~% تا عاجز اوفتادم بر آستانه دل # 5 دارد عبید مسکین دائم هوای عشقت %~% هم در میانه جان ms027 هم در میانه دل ~~PageV1P076 ### || [genre: Gh] # 1 گوئی آن یار که هر دو ز غمش خسته‌تریم %~% با خبر نیست که مادر غم او ~~بی‌خبریم # 2 از خیال سر زلفش سر ما پرسود است %~% این خیالست که ما از سر او ~~درگذریم # 3 با قد و زلف درازش نظری می‌بازیم %~% تا نگویند که ما مردم کوته نظریم # 4 دل فکنده است در این آتش سودا ما را %~% وه که از دست دل خویش چه خونین ~~جگریم # 5 عشق رنجیست که تدبیر نمیدانیمش %~% وصل گنجیست که ما ره به سرش ~~می‌نبریم # 6 جان ما وعده وصلست نه این روح مجاز %~% تو مپندار که ما زنده بدین ~~مختصریم # 7 آه و فریاد که از دست بشد کار عبید %~% یار آن نیست که گوید غم کارش ~~بخوریم PageV1P077 ### || [genre: Gh] # 1 حال خود بس تباه می‌بینم %~% نامه دل سیاه می‌بینم # 2 یوسف روح را ز شومی نفس %~% مانده در قعر چاه می‌بینم # 3 خط طومار عمر می‌خوانم %~% همه واحسرتاه می‌بینم # 4 در دل بی‌قرار می‌نگرم %~% ناله و سوز و آه می‌بینم # 5 ره دراز است و دور من خود را %~% همه بی‌زاد راه می‌بینم # 6 پایمردی که دست او گیرد %~% محض لطف اله می‌بینم # 7 عذر خواه عبید بی‌چاره %~% کرم پادشاه می‌بینم PageV1P078 ### || [genre: Gh] # 1 ما سریر سلطنت در بینوائی یافتیم %~% لذت رندی ز ترک پارسائی یافتیم # 2 سالها در یوزه کردیم از در صاحبدلان %~% مایه این پادشاهی زان گدائی ~~یافتیم # 3 همت ما از سر صورت پرستی در گذشت %~% لاجرم در ملک معنی پادشائی یافتیم # 4 پرتو شمع تجلی بر دل ما شعله زد %~% این همه نور و ضیا زان روشنائی ~~یافتیم # 5 صحبت میخوارگان از خاطر ما محو کرد %~% آن کدورتها که از زهد ریائی ~~یافتیم # 6 پیش از این در سر غرور سرفرازی داشتیم %~% ترک سر کردیم و زان زحمت ~~رهائی یافتیم # 7 گرچه آسیب فلک بشکست ما را چون عبید %~% از ms028 درونهای بزرگان مومیائی ~~یافتیم PageV1P079 ### || [genre: Gh] # 1 یارب از کرده به لطف تو پناه آوردیم %~% به امید کرمت روی به راه ~~آوردیم # 2 بر سر نفس بدآموز که شیطان رهست %~% از ندامت حشر از تو به سپاه آوردیم # 3 بر گنه کاری خود گرچه مقریم ولی %~% ناله زار و رخ زرد گواه آوردیم # 4 گرچه ما نامه سیاهیم ببخشای که ما %~% روسیاهیم از آن نامه سیاه آوردیم # 5 بر در عفو تو ما بی سر و پایان چو عبید %~% تا تهی دست نباشیم گناه ~~آوردیم PageV1P080 ### || [genre: Gh] # 1 منم اسیر و پریشان ز یار خود محروم %~% غریب شهر کسان و ز دیار خود ~~محروم # 2 به درد و رنج فرومانده و ز دوا نومید %~% نشسته در غم و از غمگسار خود ~~محروم # 3 گزیده صحبت بیگانگان و نااهلان %~% ز قوم و کشور و ایل و تبار خود ~~محروم # 4 ز روزگار مرا بهره نیست جز حرمان %~% مباد هیچکس از روزگار خود محروم # 5 ز آه سینه بسوزم اگر شوم نفسی %~% ز سیل این مژه سیل بار خود محروم # 6 ز هر بدی که به من میرسد بتر زان نیست %~% که مانده‌ام ز خداوندگار خود ~~محروم # 7 امید هست عبید آنکه عاقبت نشوم %~% ز لطف و رحمت پروردگار خود محروم ~~PageV1P081 ### || [genre: Gh] # 1 باز در میکده سر حلقه رندان شده‌ام %~% باز در کوی مغان بی سر و سامان ~~شده‌ام # 2 نه به مسجد بودم راه و نه در میکده جای %~% من سرگشته در این واقعه ~~حیران شده‌ام # 3 بر من خسته بیچاره ببخشید که من %~% مبتلای دل شوریده نالان شده‌ام # 4 رغبتم سوی بتانست ولیکن دو سه روز %~% از پی مصلحتی چند مسلمان شده‌ام # 5 بارها از سر جهلی که مرا بود به سهو %~% کرده‌ام توبه و در حال پشیمان ~~شده‌ام # 6 زاهدان از می و معشوق مرا منع کنند %~% بهتر آنست که من منکر ایشان ~~شده‌ام # 7 گفت رهبان که ms029 عبید از پی سالوس مرو %~% زین سخن معتقد مذهب رهبان ~~شده‌ام PageV1P082 ### || [genre: Gh] # 1 قصد آن زلفین سرکش کرده‌ام %~% خاطر از سودا مشوش کرده‌ام # 2 در ره عشقش میان جان و دل %~% منزل اندر آب و آتش کرده‌ام # 3 از وصالش تا طمع ببریده‌ام %~% با خیالش وقت خود خوش کرده‌ام # 4 از نسیم گلستان تا شمه‌ای %~% بوی او بشنیده‌ام غش کرده‌ام # 5 کیش او بگرفته قربان گشته‌ام %~% تا نپنداری که ترکش کرده‌ام # 6 از دو لعل و از دو ابرو و دو زلف %~% گر امان یابم غلط شش کرده‌ام # 7 دل طلب کردم ز زلفش بانک زد %~% کای عبید آنجا فروکش کرده‌ام ~~PageV1P083 ### || [genre: Gh] # 1 هرگه که شبی خود را در میکده اندازیم %~% صد فتنه برانگیزیم صد کیسه ~~بپردازیم # 2 آن سر که بود در می وان راز که گویدنی %~% ما مونس آن سریم ما محرم آن ~~رازیم # 3 هر نغمه که پیش آرند ما با همه در شوریم %~% هر ساز که بنوازند ما با ~~همه در سازیم # 4 زین پیش کسی بودیم و امروز در این کشور %~% ما جمری بغدادیم ما بکروی ~~شیرازیم # 5 گر حکم کند سلطان کین باده براندازند %~% او باده براندازد ما بنک ~~براندازیم # 6 آنروز که در محشر مردم همه گرد آیند %~% ما با تو در آن غوغا دزدیده ~~نظر بازیم # 7 بر یاد تو هر ساعت مانند عبید اکنون %~% بزمی دگر افروزیم عیشی دگر ~~آغازیم PageV1P084 ### || [genre: Gh] # 1 از حد گذشت درد و به درمان نمیرسیم %~% بر لب رسید جان و به جانان ~~نمیرسیم # 2 گر رهروان به کعبه مقصود میرسند %~% ما جز به خارهای مغیلان نمیرسیم # 3 آنانکه راه عشق سپردند پیش از این %~% شبگیر کرده‌اند به ایشان نمیرسیم # 4 ایشان مقیم در حرم وصل مانده‌اند %~% ما سعی میکنیم و به دربان نمیرسیم # 5 بوئی ز عود می‌شنود جان ما ولی %~% در کنه کار مجمره گردان نمیرسیم # 6 چون صبح در صفا نفس ms030 صدق میزنیم %~% لیکن به آفتاب درخشان نمیرسیم # 7 در مسکنت چو پیرو سلمان نمیشویم %~% در سلطنت به جاه سلیمان نمیرسیم # 8 همچون عبید واله و حیران بمانده‌ایم %~% در سر کارخانه یزدان نمیرسیم ~~PageV1P085 ### || [genre: Gh] # 1 ما که رندان کیسه پردازیم %~% کشته شاهدان شیرازیم # 2 یار دردی کشان شنگولیم %~% همدم جمریان طنازیم # 3 شکر ایزد که ما نه صرافیم %~% منت حق که ما نه بزازیم # 4 واله دلبر شکر دهنیم %~% عاشق مطرب خوش آوازیم # 5 همه با عود و چنگ هم دهنیم %~% همه با جام و باده دمسازیم # 6 از جفاهای چرخ نگریزیم %~% وز بلاها سپر نیندازیم # 7 همه در دزدی و سیه کاری %~% روز و شب با عبید انبازیم PageV1P086 ### || [genre: Gh] # 1 ما گدایان بعد از این از کار و بار آسوده‌ایم %~% چون به روزی قانعیم ~~از روزگار آسوده‌ایم # 2 هرکسی بر قدر همت اعتباری کرده‌اند %~% ما توکل کرده‌ایم از اعتبار ~~آسوده‌ایم # 3 دیگران در بحر حرص ار دست و پائی میزنند %~% ما قناعت کرده‌ایم و بر ~~کنار آسوده‌ایم # 4 در پی مستی خماری بود و ما را وین زمان %~% ترک مستی چون گرفتیم از ~~خمار آسوده‌ایم # 5 اهل دنیا فخر خود جویند و عار دیگران %~% حالیا ما چون عبید از فخر و ~~عار آسوده‌ایم PageV1P087 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم از خطه شیراز و به جان در خطرم %~% وه کزین رفتن ناچار چه خونین ~~جگرم # 2 میروم دست زنان بر سر و پای اندر گل %~% زین سفر تا چه شود حال و چه ~~آید به سرم # 3 گاه چون بلبل شوریده درآیم به خروش %~% گاه چون غنچه دلتنگ گریبان بدرم # 4 من از این شهر اگر برشکنم در شکنم %~% من از این کوی اگر برگذرم درگذرم # 5 بی‌خود و بی‌دل و بی‌یار برون از شیراز %~% «میروم وز سر حسرت به قفا ~~مینگرم» # 6 قوت دست ندارم چو عنان میگیرم %~% «خبر از پای ندارم که زمین می‌سپرم» # 7 این چنین زار که ms031 امروز منم در غم عشق %~% قول ناصح نکند چاره و پند ~~پدرم # 8 ای عبید این سفری نیست که من میخواهم %~% میکشد دهر به زنجیر قضا و ~~قدرم PageV1P088 ### || [genre: Gh] # 1 بیش از این بد عهد و پیمانی مکن %~% با سبکروحان گران جانی مکن # 2 زلف کافر کیش را برهم مزن %~% قصد بنیاد مسلمانی مکن # 3 غمزه را گو خون مشتاقان مریز %~% ملک از آن تست ویرانی مکن # 4 با ضعیفان هرچه در گنجد مگو %~% با اسیران هرچه بتوانی مکن # 5 بیش از این جور و جفا و سرکشی %~% حال مسکینان چو میدانی مکن # 6 گر کنی با دیگران جور و جفا %~% با عبیدالله زاکانی مکن # 7 از وصالت چون ببوسی قانعست %~% بوسه پیشش آر و پیشانی مکن PageV1P089 ### || [genre: Gh] # 1 دلا باز آشفته کاری مکن %~% چو دیوانگان بیقراری مکن # 2 گرت نیست دردی غنیمت شمار %~% ورت هست فریاد و زاری مکن # 3 چو کارت ز عشقست و بارت ز عشق %~% شکایت ز بی کار و باری مکن # 4 نگارا نگارا جدائی ز ما %~% خدا را اگر دوست داری مکن # 5 اگر چشم سرمست اودیده‌ای %~% دگر دعوی هوشیاری مکن # 6 ز جور و جفا هرچه ممکن بود %~% بکن ترک پیمان و یاری مکن # 7 عبید ار سر عشق داری بیا %~% در این راه جز جانسپاری مکن PageV1P090 ### || [genre: Gh] # 1 در خود نمی‌بینم که من بی او توانم ساختن %~% یادل توانم یک زمان از ~~کار او پرداختن # 2 من کوی او را بنده‌ام کورا میسر میشود %~% بر خاک غلطیدن سری در پای او ~~انداختن # 3 چون شمع هجران دیده‌ای باید که تا او را رسد %~% با خنده گریان زیستن ~~یا سوختن یا ساختن # 4 هرگز نباید خواب خوش در چشم من تا ناگهان %~% خیل خیالش صف زنان نارد ~~برویش تاختن # 5 در حسرتم تا یکزمان باشدکه روزی گرددم %~% کز دور چندان بینمش کورا ~~توان بشناختن # 6 هر دم عبید از خوی ms032 او باید شکایت کم کنم %~% عادت ندارد یار ما ~~بیچارگان بنواختن PageV1P091 ### || [genre: Gh] # 1 منگر به حدیث خرقه پوشان %~% آن سخت دلان سست کوشان # 2 آویخته سبحه‌شان به گردن %~% همچون جرس از درازگوشان # 3 از دور چو کشتگان ببینی %~% از راه بگرد و رو بپوشان # 4 از بند ریا و زرق برخیز %~% با ساده نشین و باده نوشان # 5 مفروش به ملک هر دو عالم %~% خاک سر کوی می فروشان # 6 در باغ چه خوش بود سحرگاه %~% ما سرخوش و بلبلان خروشان # 7 مطرب غزل عبید برخوان %~% دل برده ز دست تیزهوشان PageV1P092 ### || [genre: Gh] # 1 خدایا تو ما را صفائی بده %~% به ما بینوایان نوائی بده # 2 در گنج رحمت به ما برگشا %~% وزان داد هر بینوائی بده # 3 همه دردناکان درمانده‌ایم %~% حکیمی به هریک دوائی بده # 4 سگ کوی رندان آزاده‌ایم %~% در آن کوچه ما را سرائی بده # 5 بلائیست این نفس کافر عبید %~% گرش میتوانی سزائی بده PageV1P093 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان رویت بر مهر دل نهاده %~% زنجیریان مویت سرها به باد داده # 2 جان را به کوی جانان چشم خوشت کشیده %~% وز بند غصه دل را ابروی تو ~~گشاده # 3 با عشق جان ما را سوزیست در گرفته %~% با اشگ چشم ما را کاریست اوفتاده # 4 تا چشم نیم مستت وسمه نهد بر ابرو %~% چون دل خلاص یابد زان زلف ~~وانهاده # 5 از وصف آنزنخدان من ساده‌دل چه گویم %~% یارب چه لطف دارد آن نازنین ~~ساده # 6 ما را ز ننگ هستی جز می نمی‌رهاند %~% صوفی مباش منکر کز باده نیست ~~باده # 7 بخت عبید و وصلت این دولتم نباشد %~% در خواب اگر خیالت بینم زهی سعاده ~~PageV1P094 ### || [genre: Gh] # 1 باز فکند در چمن بلبل مست غلغله %~% گشت ز جنبش صبا دختر شاخ حامله # 2 عطر فروش باغ را لحظه به لحظه میرسد %~% از ره صبح کاروان از در غیب ~~قافله # 3 مست شده است گوئیا کز ms033 سر ذوق مینهد %~% خرده و خرقه در میان غنچه تنگ ~~حوصله # 4 نافه گشا شده صبا غالیه سا نسیم گل %~% وه که چه نازنین بود گلرخ ~~عنبرین کله # 5 مست شبانه در چمن جلوه‌کنان چو شاخ گل %~% گوش به بلبل سحر خواسته جام ~~و بلبله # 6 ای بت نازنین من دور مشو ز پیش من %~% خوش نبود میان ما فصل بهار فاصله # 7 بوسه که وعده کرده‌ای می‌ندهی و بنده را %~% در ره انتظار شد پای امید ~~آبله # 8 ما و شراب و نای و دف صوفی و کنج صومعه %~% شغل جهان کجا و ما ما ز کجا ~~و مشغله # 9 دور خرابیست و گل خیز عبید و عیش کن %~% دور فلک چو با کسی می‌نکند ~~مجادله PageV1P095 ### || [genre: Gh] # 1 مرا دلیست ره عافیت رها کرده %~% وجود خود هدف ناوک بلا کرده # 2 ز جور چرخ ستم دیده و رضا داده %~% ز خوی یار جفا دیده و وفا کرده # 3 به کار خویش فرو رفته مبتلی گشته %~% به درد عشق مرا نیز مبتلی کرده # 4 هر آنچه داشته از عقل و دانش و دین %~% ز دست داده و سر در سر هوی کرده # 5 گهی ز بیخردی آبروی خود برده %~% گهی ز بیخبری قصد جان ما کرده # 6 به قول و عهد بتان غره گشته وز سر جهل %~% خیال باطل و اندیشه خطا کرده # 7 عبید را به فریبی فکنده از مسکن %~% ز دوستان و عزیزان خود جدا کرده ~~PageV1P096 ### || [genre: Gh] # 1 مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه %~% چه نیکبخت کسی کش به روی تست نگاه # 2 زهی طراوت رخ چشم بد ز روی تو دور %~% زهی حلاوت لب لااله الالله # 3 خطاب سرو به قد تو : خادم و عبید %~% حدیث گل بر روی تو : عبده و فداه # 4 به زلف پرشکنت رشته امید دراز %~% ز سرو ناز قدت دست آرزو کوتاه # 5 کرشمه میکنی و عقل میشود حیران %~% به ms034 راه میروی و خلق میروند از راه # 6 خوشا که زلف تو گیرم به خواب خوش هرشب %~% خوشا که روی تو بینم به کام ~~دل هر ماه # 7 به پیش قاضی عشاق در قضیه عشق %~% عبید را رخ زرد است و اشگ سرخ گواه ~~PageV1P097 ### || [genre: Gh] # 1 بدین صفت سر و چشمی و قد و بالائی %~% کسی ندید و نشان کس نمیدهد جائی # 2 چنین شکوفه نخندد به هیچ بستانی %~% چنین بهار نیاید به هیچ صحرائی # 3 ز شست زلف تو هر حلقه‌ای و آشوبی %~% ز چشم مست تو هر گوشه‌ای و غوغائی # 4 کجا ز حال پریشان ما خبر دارد %~% کسی که با سر زلفش نپخت سودائی # 5 ز شوق پرتو رویت که شمع انجمن است %~% مرا ز غیر چو پروانه نیست پروائی # 6 خیال وصل تمنی کنم همی در خواب %~% چه دلپذیر خیالی چه خوش تمنائی # 7 خرد به ترک توام رای زد ولیک عبید %~% خلاف پیش تو مردن نمیزند رائی ~~PageV1P098 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود گر تو یار ما باشی %~% مونس روزگار ما باشی # 2 روزکی همنشین ما گردی %~% شبکی در کنار ما باشی # 3 ما همه بندگان حلقه بگوش %~% تو خداوندگار ما باشی # 4 همچو سگ میدویم در پی تو %~% بو که ناگه شکار ما باشی # 5 غم نگردد به گرد خاطر ما %~% گر دمی غمگسار ما باشی # 6 تا دل بیقرار ما باشد %~% در دل بیقرار ما باشی # 7 تا منم بنده توام چو عبید %~% تا توئی شهریار ما باشی PageV1P099 ### || [genre: Gh] # 1 افتاده بازم در سر هوائی %~% دل باز دارد میل بجائی # 2 او شهریاری من خاکساری %~% او پادشاهی من بینوائی # 3 بالا بلندی گیسو کمندی %~% سلطان حسنی فرمانروائی # 4 ابروکمانی نازک میانی %~% نامهربانی شنگی دغائی # 5 زین دلنوازی زین سرفرازی %~% زین جو فروشی گندم نمائی # 6 بی او نبخشد خورشید نوری %~% بی او ندارد عالم صفائی # 7 هرجا که لعلش در خنده آید ms035 %~% شکر ندارد آنجا بهائی # 8 هر لحظه دارد دل با خیالش %~% خوش گفتگوئی خوش ماجرائی # 9 گوئی بیابم جائی طبیبی %~% باشد که سازم دل را دوائی # 10 دارد شکایت هرکس ز دشمن %~% ما را شکایت از آشنائی # 11 چشم عبید ار سیرش ببیند %~% دیگر نبیند چشمش بلائی PageV1P100 ### || [genre: Gh] # 1 زهی لعل لبت درج لئالی %~% مه روی ترا شب در حوالی # 2 چو چشمت گشتم از بیمار شکلی %~% چو زلفت گشتم از آشفته حالی # 3 حدیث زلف خود از چشم من پرس %~% «سل السهران عن طول اللیالی» # 4 ز شوق قامتت مردم خدا را %~% «ترحم ذلتی یا ذالمعالی» # 5 ز هجرت ناله میکردم خرد گفت %~% عبید از یار دوری چون ننالی PageV1P101 ### || [genre: Gh] # 1 دارد به سوی یاری مسکین دلم هوائی %~% زین شوخ دلفریبی زین شنگ ~~جانفزائی # 2 زین سرو خوشخرامی گل پیش او غلامی %~% مه پیش او اسیری شه پیش او گدائی # 3 هر غمزه‌اش سنانی هر ابرویش کمانی %~% گیسوی او کمندی بالای او بلائی # 4 ما را ز عشق رویش هر لحظه‌ای فتوحی %~% ما را ز خاک کویش هر ساعتی ~~صفائی # 5 بگرفته عشق ما را ملک وجود آنگه %~% عقل آمده که ما نیز هستیم کدخدائی # 6 جان می‌فزاید الحق باد صبا سحرگه %~% مانا که هست با او بوئی ز آشنائی # 7 گفتم عبید گفتا نامش مبر که باشد %~% رندی قمار بازی دزدی گریز پائی ~~PageV1P102 ### || [genre: Gh] # 1 زلفت به پریشانی دل برد به پیشانی %~% دل برد به پیشانی زلف به پریشانی # 2 گر زلف بیفشانی صد جانش فرو ریزد %~% صد جانش فرو ریزد گر زلف بیفشانی # 3 یک لحظه به پنهانی گر وصل تو دریابم %~% گر وصل تو دریابم یک لحظه به ~~پنهانی # 4 صد بوسه به آسانی از لعل تو بربایم %~% از لعل تو بربایم صد بوسه به ~~آسانی # 5 آخر نه مسلمانی رحم آر بر این مسکین %~% رحم آر بر این مسکین آخر نه ~~مسلمانی ms036 # 6 می‌بینی و میدانی احوال عبید آخر %~% احوال عبید آخر می‌بینی و می‌دانی ~~PageV1P103 ### || [genre: Gh] # 1 عزم کجا کرده‌ای باز که برخاستی %~% موی به شانه زدی زلف بیاراستی # 2 ماه چو روی تو دید گفت زهی نیکوی %~% سرو که قد تو دید گفت زهی راستی # 3 آتش غوغای عشق چون بنشستی نشست %~% فتنه آخر زمان خاست چو برخاستی # 4 دوش در آن سرخوشی هوش ز ما میر بود %~% کاسه که میداشتی عذر که ~~میخواستی # 5 پیش عبید آمدی مرده دلش زنده شد %~% باز چو بیرون شدی جان و تنش کاستی ~~PageV1P104 ### || [genre: Gh] # 1 گر آن مه را وفا بودی چه بودی %~% ورش ترس از خدا بودی چه بودی # 2 دمی خواهم که با او خوش برآیم %~% اگر او را رضا بودی چه بودی # 3 دلم را از لبش بوسیست حاجت %~% گر این حاجت روا بودی چه بودی # 4 اگر روزی به لطف آن پادشا را %~% نظر با این گدا بودی چه بودی # 5 خرد گر گرد من گشتی چه گشتی %~% وگر صبرم بجا بودی چه بودی # 6 به وصلش گر عبید بینوا را %~% سعادت رهنما بودی چه بودی PageV1P105 ### || [genre: Gh] # 1 خم ابروی او در جانفزائی %~% طراز آستین دلربائی # 2 خدا را محض لطفش آفریده %~% به نام ایزد زهی لطف خدائی # 3 به غمزه چشم مستش کرده پیدا %~% رسوم هستی و سحر آزمائی # 4 ز کوی او غباری کاورد باد %~% کند در چشم جانها توتیائی # 5 عبید ار پادشاهی خواهی آخر %~% برو پیشش گدائی کن گدائی PageV1P106 ### || [genre: Ms] # 1 تا فلک را میسر است مدار %~% تا زمین را مقرر است قرار # 2 تا کند آفتاب زر پاشی %~% تا کند نوبهار نقاشی # 3 تا بود در میانه پرگار %~% گردش هفت کوکب سیار # 4 تا بود کاینات را بنیاد %~% تا بود خاک و آب و آتش و باد # 5 جم ثانی جمال دنیی و دین %~% خسرو تاج بخش تخت نشین # 6 پادشاه ms037 جهان علی‌الاطلاق %~% سایه لطف حق ابواسحاق # 7 در جهان شاد و کامران بادا %~% حکم او چون قضا روان بادا # 8 زحلش کمترینه دربانی %~% مشتری داعی ثناخوانی # 9 از سپاهش پیاده ای بهرام %~% آن که ترک سپهر دارد نام # 10 پرتو روی ساقیش خورشید %~% کفش گردان مطربش ناهید # 11 تیر شاگرد منشیان درش %~% سر نهاده بر آستان درش # 12 چنبر ماه نعل یکرانش %~% کره چرخ گوی میدانش # 13 خطبه و سکه عالی از نامش %~% بر جهانی ز فیض انعامش # 14 رای اعلاش عدل ورزیده %~% کرمش هرچه دیده بخشیده # 15 تا ابد پادشاه هفت اقلیم %~% درگه او پناه هفت اقلیم # 16 دولتش در زمان تیغ و قلم %~% بازویش قهرمان ظلم و ستم # 17 بنده کز بندگان آن درگاه %~% کمترین چاکریست دولتخواه # 18 داشت اندر دماغ سودائی %~% که گرش فرصتی بود جائی # 19 شمه‌ای شرح حال عرضه کند %~% صورت اختلال عرضه کند # 20 دید ناگه ظهیر را در خواب %~% گفت حالی بکن به شعر شتاب # 21 من از این پیش بیتکی سه چهار %~% گفته‌ام زانچه هست لایق کار # 22 نسخه آن برون کن از دیوان %~% وقت فرصت به عزم عرض رسان # 23 بنده بر وفق رای مولانا %~% میکند بیتهای او انها # 24 «عالمی برفراز منبر گفت %~% که چو پیدا شود سرای نهفت # 25 ریشهای سفید را ز گناه %~% بخشد ایزد بریشهای سیاه # 26 باز ریش سیاه روز امید %~% باشد اندر پناه ریش سفید # 27 مردکی سرخ ریش حاضر بود %~% چنک در ریش زد چو این بشنود # 28 گفت ما خود در این شمار نه‌ایم %~% در دو گیتی به هیچ کار نه‌ایم # 29 بنده آن سرخ ریش مظلوم است %~% که ز انعام شاه محروم است # 30 ملک او تا به حشر باقی باد %~% مهر و ماهش ندیم و ساقی باد» ~~PageV1P107 ### || [genre: Ms] # 1 خدایا تا خم طاق دو رنگی %~% گهی رومی نماید گاه زنگی # 2 خم ایوان شاه کامران را %~% ابواسحاق سلطان جهان را ms038 # 3 به رفعت با فلک دمساز گردان %~% بدچرخ از جنابش باز گردان # 4 در او قبله اقبال بادا %~% حریمش کعبه آمال بادا PageV1P108 ### || [genre: Q] # 1 چو دست قدرت خراط حقه مینا %~% فشاند بر رخ کافور عنبر سارا # 2 مشعبد فلک از زیر حقه پیدا کرد %~% هزار بیدق سیمین به دست سحرنما # 3 ز بهر زینت و زیب مخدرات فلک %~% زمانه نافه گشا شد سپهر غالیه سا # 4 برای فکرت و اندیشه در منازل قدس %~% قدم فشرده و در پیش عقل بیش بها # 5 فضای هر فلکی ملک خسروی دیدم %~% درون هر طبقی جای والیی والا # 6 مقیم طارم هفتم معمری دیدم %~% رفیع قدر و قوی هیکل و بلند غطا # 7 ازو گرفته جهان رسم خرقه و زنار %~% وزو گرفته چمن ساز و برگ نشو و نما # 8 فراز طاق ششم حاکمی مبارک روی %~% نه چون قضاة زمان قاضی به صدق و صفا # 9 خجسته طلعت و فیروز بخت و فرخ فال %~% سعید طالع و مسعود رای و سعد لقا # 10 امیر خطه پنجم دلاوری دیدم %~% خضاب کرده به خون دست و سر پر از غوغا # 11 حسام قاطع او هادم اساس امل %~% سنان سرکش او هالک وجود بقا # 12 سریر گاه چهارم که جای پادشهیست %~% فزون ز قیصر و فغفور و هرمز و ~~دارا # 13 تهی ز والی و خالی ز یاد شه دیدم %~% ولیک لشکرش از پیش تخت او برپا # 14 فراز آن صنمی با هزار غنج و دلال %~% چو دلبران دلاویز و لعبتان ختا # 15 گهی به زخمه سحر آفرین زدی رگ چنگ %~% گهی گرفتی بر دست ساغر صهبا # 16 خدیو عرصه دیوان پیشگاه دوم %~% محاسبی سره دیدم غنی به عقل و ذکا # 17 قوی کفایت و باریک فکر و دوراندیش %~% لطیف خاطر و شیرین زبان و ~~نکته‌سرا # 18 هلال عید ز چرخ یکم درخشان شد %~% ز طرف کاهکشان بر مثال کاهربا ~~PageV1P109 ### || [genre: Q] # 1 شه سریر چهارم ms039 که شاه انجم اوست %~% نوشته بر رخ منشور دولتش طغرا # 2 کلاه شادی بنهاده فرقدان بر فرق %~% کشیده در بر خود توامان ز مشک قبا # 3 مسبحان فلک در سجودگاه افول %~% زبان گشاده به تسبیح ربنا الا علی # 4 زمان به صبح شتابان و من به قوت فکر %~% فلک به دور درافتاده من به چون ~~و چرا # 5 که چیست حاصل این روشنان بی حاصل %~% که چیست مقصد این قاصدان ره‌پیما # 6 چه موجبست یکی ثابت و یکی سیار %~% نهان چراست یکی دیگری چرا پیدا # 7 در این تفکر و اندیشه مانده تا دم صبح %~% به سیم خام بیندود چرخ را ~~سیما # 8 خلاص یافت ز زندان شام بیژن صبح %~% به زور رستم تقدیر و زخم دست قضا # 9 در این مضیق تفکر ز هاتف غیبی %~% به گوش جان من آمد یکی خجسته ندا # 10 که ای ضمیر تو از حاصلات کن غافل %~% ندانی این قدر و خویش را نهی ~~دانا # 11 حصول گردش چرخ بلند و سیر نجوم %~% غرض ز مبدا ارکان و فطرت اشیا # 12 وجود قدسی این پادشاه دادگر است %~% پناه دین محمد امین ملک خدا # 13 جمال دولت و دنیا و دین ابواسحاق %~% خدایگان منوچهر چهر دارا را # 14 قضا شکوه قدر قدرت زمانه توان %~% فلک مهابت گردون سریر مهر سخا # 15 صریر خامه او مشرف خزانه غیب %~% ضمیر روشن او کاشف رموز سما # 16 دهان غنچه دولت به طلعتش خندان %~% زبان سوسن نصرت به مدحتش گویا # 17 جهان پناها گر امر نافذت خواهد %~% به یک اشاره عالی که هست عقده گشا # 18 دماغ دهر ز سوادی شب کند خالی %~% خلاص بخشد خورشید را ز استسقا # 19 همیشه تا که ز تاثیر هفت و چار بود %~% حصول پنج حواس و سه روح و هفت ~~اعضا # 20 از این سه پنج ترا کام و نام حاصل باد %~% به رغم حاسد ملعون در این ~~سپنج سرا # 21 مدام ms040 رای هنرپرور تو حکم روان %~% همیشه طبع سخا پیشه تو کامروا # 22 هزار عید برانی به کامرانی و عیش %~% هزار سال بمانی هزار معنی را ~~(کذا) PageV1P110 ### || [genre: Q] # 1 صباح عید و رخ یار و روزگار شباب %~% خروش چنگ و لب زنده رود و جام ~~شراب # 2 هوای دلبر و غوغای عشق و آتش شوق %~% نوای بربط و آواز عود و بانک رباب # 3 نوید فتح صفاهان و مژده اقبال %~% نشان بخت بلند و امید فتح‌الباب # 4 دماغ باده گساران ز خرمی در جوش %~% درون مهر پرستان ز عاشقی در تاب # 5 نشاط در دل و می در کف و طرب در جان %~% نگار سرخوش و ما بیخود و ندیم ~~خراب # 6 زهی نمونه دولت زهی نشانه بخت %~% دگر چه باشد ازین بیش عیش را اسباب # 7 غنیمتست غنیمت شمار فرصت عیش %~% ز باده دست مدار و ز عیش روی متاب # 8 به پیش خود بنشان شاهدان شیرین کار %~% که با شکردهنان خوش بود سؤال و ~~جواب # 9 بنوش جام می‌ای جان نازنین عبید %~% شتاب میکند این عمر نازنین دریاب # 10 به بزم شاه جهان عیش ران و شادی کن %~% خدایگان جهان آفتاب عالمتاب # 11 جلال دولت و دین تاج‌بخش تخت نشین %~% سپهر مهر و سخا پادشاه عرش جناب # 12 سریر بخش ممالک سنان کشور گیر %~% جهانگشای جوان دولت سعادت یاب # 13 به نوک نیزه برآرد ز قعر نیل نهنگ %~% به زخم تیر در آرد ز اوج ابر ~~عقاب # 14 شدست فتنه در ایام پادشاهی او %~% چو چشم بخت بداندیش جاه او در خواب # 15 جهان پناها بر آستان دولت تو %~% سپهر حاجب بارست و مشتری بواب # 16 ببسته خدمت صدر ترا صدور میان %~% نهاده طاعت امر ترا ملوک رقاب # 17 علو قدر تو جائیست از معارج جاه %~% که وهم تیز قدم در نیایدش پایاب # 18 به پیش بحر سخای تو بحر جود محیط %~% چو پیش بحر محیطست لعمه‌های سراب ms041 # 19 مثال روی تو و آفتاب چنانک %~% حدیث نور تجلی و پرتو مهتاب # 20 فلک زفر تو اندوخته شکوه و جلال %~% خرد ز رای تو آموخته صلاح و صواب # 21 هم از مهابت خشم تو کوه در لرزه %~% هم از خجالت دست تو بحر در غر قاب # 22 چکان ز تیغ تو خون عدوست پنداری %~% مگر که قطره خون میچکد ز قطر سحاب # 23 خدایگانا از پرتو عنایت تو %~% که باد سایه او مستدام بر احباب # 24 بر آسمان تو گشتم مقیم و دولت گفت : %~% «نزلت خیر مقام وجدت خیر مآب» # 25 همیشه تا فکند دست صبح وقت سحر %~% ز تاب شعله خورشید بر سپهر طناب # 26 طناب عمر ترا امتداد چندان باد %~% که حصر آن نکند فهم تا به روز حساب ~~PageV1P111 ### || [genre: Q] # 1 خوشوقت عاشقی که دمی یاریار اوست %~% خرم دلی که دلبر او غمگسار اوست # 2 من در میان خون جگر غرقه وین زمان %~% تا کیست آنکه مونس او در کنار ~~اوست # 3 عاشق رود به شهر کسان لیک همچو ما %~% میلش بجا نبیست که شهر و دیار ~~اوست # 4 هر خسته که دور شد از پیش یار خود %~% از شهریار هر که رسد شهریار اوست # 5 نقش خیال قامتش از چشم ما طلب %~% کان سروناز برطرف جویبار اوست # 6 ما آن نسیم کو گذری سوی ما کند %~% ما خاک آن رهیم که بر رهگذار اوست # 7 بسیار خاست فتنه ز قد بتان ولی %~% این فتنه برنخاست که در روزگار اوست # 8 دل باز کی به سینه مجروح ما رسد %~% مسکین اسیر سلسله مشگبار اوست # 9 نام عبید کی رود از یاد اهل دل %~% چون گفته‌های نازک او یادگار اوست # 10 چرخ ستیزه‌کار بر او کی جفا کند %~% آخر نه پادشاه خداوندگار اوست # 11 شاه جهان سکندر ثانی جمال دین %~% آن کافتاب چاکر خنجر گذار اوست # 12 دارای هفت کشور و سلطان شش جهت %~% کین نه سپهر ms042 در کنف اقتدار اوست # 13 هم جلوه‌گاه دولت و دین بر جناب وی %~% هم بارگاه فتح و ظفر در جوار ~~اوست # 14 آن کش ستاره نام نهی جوش جیش او %~% وانکش فلک خطاب کنی پرده‌دار اوست # 15 از هر طرف که رایت او جلوه میکند %~% نصرت نشسته گوئی در انتظار اوست # 16 برق از شعاع خنجر او ناگهان بجست %~% زیرا که شرمش از گهر شرمسار اوست # 17 دریاست تنگ حوصله و کوه سرسبک %~% آنجا که بحر بخشش و کوه وقار اوست # 18 این چرخ را که طارم نه پایه مینهد %~% رکنی ز جود همت شعری شعار اوست # 19 ای خسروی که کلک تو آن فیض گستریست %~% کین بحر هفتگانه بخار بحار ~~اوست # 20 تیغ تو گفت من ببرم بیخ دشمنان %~% اقرار کرد عقل که این کار کار اوست # 21 گردون که داشت خلقی در زینهار خود %~% امروز چون اسیران در زینهار ~~اوست # 22 چرخیست دولت تو که اجرام رام او %~% بازیست دولت تو که دنیا شکار اوست # 23 بگشاد هفت کشور دنیا به یک شکوه %~% رای تو کافتاب و فلک شرمسار اوست # 24 یارب به کام ورای تو بادا مدام چرخ %~% چندانکه گرد مرکز خاکی مدار ~~اوست # 25 چندانت عمر باد که پیر دبیر طبع %~% گویند عمرهاست که اندر شمار اوست ~~PageV1P112 ### || [genre: Q] # 1 دولت قرین دولت صاحبقران ماست %~% دنیا به کام پادشه کامران ماست # 2 سلطان اویس آنکه صفات جلال او %~% بیرون ز حد وهم و خیال و گمان ماست # 3 ای آنشهی که گر تو بگوئی روا بود %~% کافاق زنده کرده فیض بیان ماست # 4 بنیاد عدل محکم و بازوی دین قوی %~% از رای روشن و خرد خرده‌دان ماست # 5 ارکان ظلم و قاعده جور منهدم %~% از سهم تیر و خنجر گیتی ستان ماست # 6 روی زمین که غرقه طوفان فتنه بود %~% امروز در حمایت گرز و سنان ماست # 7 پشت و پناه خلق جهانی به امر خلق ms043 %~% احسان شامل و کرم بیکران ماست # 8 دولت ملازمیست که با ما بزرگ شد %~% اقبال بنده‌ایست که از خاندان ماست # 9 مفتاح ملک و ضامن ارزاق مرد و زن %~% شمشیر و تیر و خامه گوهرفشان ماست # 10 آنجا که از امور سپاهی سخن رود %~% نوک زبان تیغ و قلم ترجمان ماست # 11 پیر و جوان متابع تدبیر ما شدند %~% تا رای پیر تابع بخت جوان ماست # 12 خورشید پادشاه فلک شد از آنکه او %~% هر بامداد معتکف آستان ماست # 13 اقبال پنج نوبت شاهی همی زند %~% اکنونکه هفت کشور عالم از آن ماست # 14 از هر طرف که رایت ما جلوه میکند %~% تایید هم رکاب و ظفر هم‌عنان ~~ماست # 15 از فرش خاک برگذری تا فراز عرش %~% مردافکنی که پشت نماید کمان ماست # 16 هر آرزو که خواسته‌ایم از خدای خویش %~% توفیق عهد کرده که آن در ضمان ~~ماست # 17 هرکس که هست در همه آفاق چون عبید %~% آسوده در حمایت حفظ و امان ماست # 18 شاها زمان فتنه و آشوب و ظلم رفت %~% وامروز خوشترین زمانها زمان ماست # 19 هنگام کین ز جمله دشمن‌کشان ما %~% آوازه بزرگی و نام و نشان ماست # 20 ایزد دعای ما به کرم مستجاب کرد %~% زیرا دعای جان تو ورد زبان ماست ~~PageV1P113 ### || [genre: Q] # 1 آمد نسیم و نکهت گل در جهان فکند %~% بلبل ز شوق غلغه در بوستان فکند # 2 هم باد نوبهار دل غنچه برگشاد %~% هم بید سایه بر سر آب روان فکند # 3 شوق فروغ ظلمت گل باز آتشی %~% در جان زار بلبل فریادخوان فکند # 4 صوفی صفت شکوفه بر آواز عندلیب %~% رقصی بکرد و خرقه سوی باغبان فکند # 5 رنگ عذار ساقی و تاب شعاع می %~% آنعکس بین که بر گل و بر ارغوان فکند # 6 حیران بماند سوسن آزاده ده زبان %~% تا خود که بند خامشیش بر زبان فکند # 7 تا سرو سرفراز تمول نمود باز %~% سرها به ذوق ms044 در قدمش میتوان فکند # 8 بر سر نهاد نرگس سرمست جام زر %~% چون چشم باز کرد و نظر در جهان فکند # 9 باد بهار و مقدم نوروز و بوی گل %~% آشوب عیش در دل پیر و جوان فکند # 10 چون غنچه لب به مدح شهنشاه برگشاد %~% ابرش هزار دانه در در دهان فکند # 11 بهر نثار دامن زر بر گرفت گل %~% خود را به بزم پادشه کامران فکند # 12 سلطان جلال دین که به نانش به گاه جود %~% تب لرزه بر طبیعت دریا و ~~کان فکند # 13 آنشاه شیر حمله که امرش کمند حکم %~% در گردن سپهر و زمین و زمان فکند # 14 بر تخت شاه تا کمر سلطنت ببست %~% دولت کلاه شادی بر آسمان فکند # 15 تدبیر خود به دست سعادت حواله کرد %~% ترتیب ملک با خرد خرده دان فکند # 16 ذرات خاک بر مه و خورشید فخر کرد %~% تا چتر سایه بر سر این خاکدان ~~فکند # 17 امروز نام حاتم طی در زبان خلق %~% صیت نوال خسرو صاحبقران فکند # 18 شاها بیمن مدحت تو شاهوار شد %~% هر در که بحر خاطر من بر کران فکند # 19 هر کو نه خاکپای تو شد دست نکبتش %~% در ورطه مذلت و عجز و هوان فکند # 20 شرح جلال قدر تو میداد ناطقه %~% افلاک را ز هستی خود در گمان فکند # 21 از جور روزگار ننالد دگر عبید %~% او را چو بخت نیک بر این آستان فکند # 22 در موج خیز لجه غم غرقه گشته بود %~% لطف تواش به ساحل امن و امان ~~فکند # 23 جاوید باد مدت عمرت که روزگار %~% طرح اساس دولت تو جاودان فکند ~~PageV1P114 ### || [genre: Q] # 1 چو صبح رایت خورشید آشکار کند %~% ز مهر قبله افلاک زرنگار کند # 2 زمانه مشعله قدسیان برافروزد %~% سپهر کسوت روحانیان شعار کند # 3 خجسته خسرو سیارگان به طالع سعد %~% دگر عزیمت صحرا و کوهسار کند # 4 چو خیل ترک که بر لشگر ms045 حبش تازد %~% چو شاه روم که آهنگ زنگبار کند # 5 به زخم تیغ ممالک‌ستان کشور گیر %~% هزار رخنه در این نیلگون حصار کند # 6 جهان حراقه شب را به تف گرمی صبح %~% ز تاب شعله خورشید پر شرار کند # 7 زمانه دامن افلاک را زلطف شفق %~% هزار لاله نورسته در کنار کند # 8 سپهر عقد ثریا نهاده بر کف دست %~% بدان امید که در پای شه نثار کند # 9 صفای صبح دل عاشقان به دست آرد %~% نسیم باد صبا ساز نوبهار کند # 10 رسید موسم نوروز و گاه آن آمد %~% که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند # 11 صبا فسانه حوران سروقد گوید %~% چمن حکایت خوبان گلعذار کند # 12 عروس گل ز عماری جمال بنماید %~% به ناز جلوه‌کنان عزم جویبار کند # 13 سحاب گردن و گوش مخدرات چمن %~% ز فیض خویش پر از در شاهوار کند # 14 هزار عاشق دلخسته را به یک نغمه %~% نوای بلبل شوریده بی‌قرار کند # 15 صبا به هرچه زند دم به پیش لاله و گل %~% روایت از نفس نافه تتار کند # 16 ز ذوق نرگس تر آب در دهان آرد %~% اگر نگاه در این نظم آبدار کند # 17 چنار دست برآورده روز و شب چون من %~% دعای دولت سلطان کامکار کند # 18 در اینچنین سره فصلی چگویم آنکس را %~% که ترک باده جانبخش خوشگوار ~~کند # 19 کسیکه باده ننوشد چه خوشدلی بیند %~% دلیکه عشق نورزد دگر چه کار کند # 20 غلام نرگس آنم که با صراحی می %~% گرفته دست بتی بر چمن گذار کند # 21 گهی به بوسه‌ای از لعل او شود قانع %~% گهی به نقطه‌ای از لعلش اختصار ~~کند # 22 گهی حکایت عیش گذشته گوید باز %~% گهی شکایت احداث روزگار کند # 23 دمی ز نغمه نی ناله حزین شنود %~% دمی به ساغر می چاره خمار کند # 24 نه همچو من که درونم بسوزد آتش شوق %~% چو یاد صحبت یاران غمگسار کند # 25 کنار من ms046 شود از خون دیده مالامال %~% دل رمیده چو یاد دیار و یار کند # 26 در این غریبی و آوارگی چنین که منم %~% مرا به لطف که پرسد که اعتبار ~~کند # 27 عبید را به از این نیست در چنین سختی %~% که تکیه بر کرم و لطف کردگار ~~کند # 28 نه بیش در طلب مال بی‌ثبات رود %~% نه اعتماد بر این جاه مستعار کند # 29 به آب توبه ز کار جهان بشوید دست %~% ز توشه درگذرد گوشه اختیار کند # 30 به صدق روی دعا همچو جبرئیل امین %~% به سوی بارگه شاه و شهریار کند # 31 مگر عنایت شاه جهان ابو اسحاق %~% دلش به عاطفت خود امیدوار کند # 32 جمال دنیی و دین آنکه آسمان به لند %~% غبار درگه او تاج افتخار کند # 33 یگانه حیدر ثانی که در زمان نبرد %~% ز تاب حمله او کوه زینهار کند # 34 جهان پناها هرکس که بختیار بود %~% دعای جان تو سلطان بختیار کند # 35 زمانه نام تو جمشید تاج‌بخش نهاد %~% فلک خطاب تو خورشیدکان یسار کند # 36 خرد چو بازو و تیغ تو با خیال آرد %~% حدیث حیدر کرار و ذوالفقار کند # 37 به روز معرکه بدخواه در برابر تو %~% چو روبهیست که با شیر کارزار کند # 38 حسود جاه تو هرگه که پایه‌ای طلبد %~% سیاست تو اشارت به پای دار کند # 39 هزار حاتم طی را به گاه فیض سخا %~% به نان بحر نوال تو شرمسار کند # 40 نه جرم در بر عفو تو ناامید شود %~% نه آز بر در بر تو انتظار کند # 41 ز حد گذشت جسارت کنون همان بهتر %~% که بر دعا سخن خویش اختصار کند # 42 مدار دولت ودین بر جناب جاه تو باد %~% همیشه تا که فلک بر مدر مدار ~~کند # 43 بقای عمر تو چندانکه حصر نتواند %~% هزار سال محاسب اگر شمار کند ~~PageV1P115 ### || [genre: Q] # 1 چو شقه شب عنبر نثار بگشایند %~% در سراچه نیلی حصار بگشایند ms047 # 2 سپهر را تتق زرنگار بربندند %~% ز پیش پرده گوهر نگار بگشایند # 3 به زخم تیغ مقیمان خطه خاور %~% ولایت از سپه زنگبار بگشایند # 4 شکوفه‌ها که در آن لحظه چشم باز کنند %~% زبان به شکر نسیم بهار ~~بگشایند # 5 چو غنچه‌ها کمر حسن بر میان بندند %~% هزار نعره ز جان هزار بگشایند # 6 چو بیدها به در آرند تیغها ز غلاف %~% چه خون که از جگر لاله‌زار ~~بگشایند # 7 به ذوق روزه یکساله شاهدان چمن %~% به جرعه‌های می خوشگوار بگشایند # 8 به لطف خون ز رگ ارغوان و شاهد گل %~% به نوک نشتر سر تیز خار بگشایند # 9 میان باغ خجالت کشند لاله و گل %~% اگر نقاب ز رخسار یار بگشایند # 10 هوای باغ و شمیم گل و نسیم بهار %~% گره ز طبع من دلفکار بگشایند # 11 مجاهزان طبیعت به دست باد صبا %~% هزار نافه مشگ تتار بگشایند # 12 ز بهر عرض ثنا و دعای حضرت شاه %~% زبان سوسن و دست و چنار بگشایند # 13 مدبدان فلک را چو کار در بندند %~% بیمن رای شه کامکار بگشایند # 14 شکوه و باسش اگر بانگ بر زمانه زنند %~% زهم توالی لیل و نهار بگشایند # 15 وگر به قهر نگاهی کنند بر افلاک %~% ز هفت بختی گردون قطار بگشایند # 16 چو برق تیغ بر اعدای او زبانه زند %~% زبان دوست به صد زینهار بگشایند # 17 به روز رزم غلامان او چو قهر کنند %~% ز حد قاهره تا قندهار بگشایند # 18 به کینه چون کمر کارزار دربندند %~% به حمله صد گره از کوهسار بگشایند # 19 هزار قلعه رویین اگر به پیش آید %~% به زور بازوی خنجر گذار بگشایند # 20 جهان پناها با آنکه تیغ و بازوی تو %~% مدار این فلک بی مدار بگشایند # 21 به لطف دست و دلت هر دمی جهانی را %~% زبند حادثه روزگار بگشایند # 22 مبارزان توغران روند بر سر خصم %~% چو شیر را که برای شکار بگشایند # 23 همه ms048 دعای تو یابند بر جریده من %~% چو روزنامه به روز شمار بگشایند # 24 همیشه تا بد و نیک از قضای حق دانند %~% چو عاقلان نظر اعتبار بگشایند # 25 تو کامران و پیاپی مدبران قضا %~% به روی تو در هر اختیار بگشایند ~~PageV1P116 ### || [genre: Q] # 1 پیش از آن کین کار بر این سقف مینا کرده‌اند %~% وین مقرنس قبه نه توی ~~مینا کرده‌اند # 2 عقل اول را ز کاف و نون برون آورده‌اند %~% وز عدم اوضاع موجودات پیدا ~~کرده‌اند # 3 عالم سفلی ز عقل و روح فایض گشته‌اند %~% صورت اجرام علوی را هیولا ~~کرده‌اند # 4 اطلس زربفت را در اختران پوشیده‌اند %~% کوه را پیراهن از اکسون و خارا ~~کرده‌اند # 5 حیز ارواح را ترتیب و تزیین داده‌اند %~% سوی او روحانیان عزم تماشا ~~کرده‌اند # 6 این منور سطح اخضر در میان گسترده‌اند %~% وین مدور طاق هفت ایوان خضرا ~~کرده‌اند # 7 خیر و شر در عالم کون و فساد آورده‌اند %~% نام آدم برده‌اند و ذکر حوا ~~کرده‌اند # 8 در میان قبه این دیر دولابی اساس %~% جرم خور تابنده چون قندیل ~~ترساکرده‌اند # 9 پیش از آن کافلاک را از انجم آیین بسته‌اند %~% واندرو خورشید و ماه و ~~تیر و جوزا کرده‌اند # 10 نقش نام شیخ ابواسحاق بن محمودشاه %~% سکه رخسار چرخ سیم سیما ~~کرده‌اند # 11 هرچه اسباب جهانداری و قسم خسرویست %~% از برای حضرت سلطان مهیا ~~کرده‌اند # 12 عرشیان بر رایتش «نصر من الله» خوانده‌اند %~% قدسیان تفسیر از «انا ~~فتحنا» کرده‌اند # 13 فتح و نصرت بر جناب او ملازم گشته‌اند %~% دولت و رفعت به درگاهش تولی ~~کرده‌اند # 14 پیشکاران قضا و نقشبندان قدر %~% هرچه رایش زان مبرا شد تبرا کرده‌اند # 15 چار عنصر پنج حس و شش جهات و هفت چرخ %~% بندگی درگهش طبعا و طوعا ~~کرده‌اند # 16 وصف جود شاه دریا دل مگر نشنیده‌اند %~% آن کسان کز جهل وصف کان و ~~دریا کرده‌اند # 17 روی را زان ابلق ایام توسن طبع را %~% در میان ms049 اختگان شاه طمغا ~~کرده‌اند # 18 خاص و عامش در سحرگاهان دعاها گفته‌اند %~% وان دعاهای سحرگاهی اثرها ~~کرده‌اند # 19 ای جهانگیر آفتاب هفت کشور کز علو %~% بندگانت را لقب جمشید و دارا ~~کرده‌اند # 20 آسمانها پرتوی از نور رایت برده‌اند %~% نام او خورشید و ماه عالم آرا ~~کرده‌اند # 21 اختران چرخ هردم از برای افتخار %~% خاک پایت توتیای چشم بینا ~~کرده‌اند # 22 از سر کلک تو می‌یابند در احیای عدل %~% آن روایتها کز انفاس مسیحا ~~کرده‌اند # 23 تا ابد بر تخت دولت ملک گیر و تاج بخش %~% کین تمنی عرشیان از حق ~~تعالی کرده‌اند PageV1P117 ### || [genre: Q] # 1 سپیده‌دم علم صبح چون روان کردند %~% زمهر بر سر آفاق زرفشان کردند # 2 مدبران امور فلک ز راه ختن %~% به تیرگی ز حبش لشگری روان کردند # 3 به صد لباس برآمد سپهر بوقلمون %~% چو صبح را تتق از ساده پرنیان کردند # 4 چو چتر خسرو خاور خرام پیدا شد %~% سپاه شب بنه در کوهها نهان کردند # 5 خروس صبح چو زد بال آتشین بر چرخ %~% غراب را به شب آواره ز آشیان ~~کردند # 6 ز آسمان چو نشان شفق پدید آمد %~% کنار کوه پر از تازه ارغوان کردند # 7 مسافران سماوی به خطه مغرب %~% هزیمت از طرف راه کهکشان کردند # 8 ز زنگ آینه صبح زان نفس شد پاک %~% که تیغ مهر زراندود زرفشان کردند # 9 مجاهزان فلک صدهزار عقد گهر %~% نثار چتر شهنشاه کامران کردند # 10 کشید تیر بر اعدای دولت سلطان %~% مبارزان ختن روی در جهان کردند # 11 سحر ز شعله خورشید دشمنانش را %~% چو شمع آتش دلسوز در دهان کردند # 12 در آنزمان ز سر صدق قدسیان هردم %~% دعای دولت شاه از میان جان کردند # 13 سپهر و انجم و خورشید توتیای بصر %~% ز گرد سم سمند خدایگان کردند # 14 جمال دنیی و دین پادشاه هفت اقلیم %~% که بخت و دولت بر درگهش قران ~~کردند # 15 شهنشهی که ز دیوان کبریا ms050 او را %~% خطاب شاه سلاطین انس و جان کردند # 16 نظام خدمت او چرخ توامان بستند %~% کمند طاعت او طوق اختران کردند # 17 ضمیر روشن و رای مبارک او را %~% بر آسمان و زمین شاه قهرمان کردند # 18 جهان پناها دست و دلت ز روی کردم %~% جهانیانرا تا حشر میهمان کردند # 19 ترا به دولت سرمد ز بامداد ازل %~% مدبران قضا و قدر ضمان کردند # 20 جوان شدند ز سر چرخ پیر و دهر خرف %~% چو التجا به چنین دولت جوان ~~کردند # 21 ز لطف و عنف تو رمزیکه باز میگفتند %~% زبان کلک و سنان تو ترجمان ~~کردند # 22 چو تیغ قهر کشیدند در ازل آجال %~% نخست بر سر خصم تو امتحان کردند # 23 در آنزمان که به قدرت مهندسان قضا %~% بنای شش جهت و هفت آسمان کردند # 24 علو جاه ترا شاهی زمین دادند %~% سپاه عدل ترا حامی زمان کردند # 25 چو قصر قدر تو میساختند روز ازل %~% حضیص پایه او فرق فرقدان کردند # 26 فراز بام جلال تو پیر گردون را %~% چو هندوان گه و بیگاه پاسبان کردند # 27 به عهد عدل تو افسانه گشت در افواه %~% حکایتی که ز دارا و اردوان ~~کردند # 28 شدند غرق حیا پیش ابر احسانت %~% کسان که قصه دریا و وصف کان کردند # 29 جناب جاه تو پاینده باد کز ازلش %~% مقر معدلت و منزل امان کردند ~~PageV1P118 ### || [genre: Q] # 1 دمید باد دلاویز و بوی جان آورد %~% نوید کوکبه گل به گلستان آورد # 2 رسید موسم نوروز و یمن مقدم او %~% به سوی هر دلی از خرمی نشان آورد # 3 شکوفه باز بخندید و لطف خنده او %~% نشاط با دل محزون عاشقان آورد # 4 نسیم خسته شد و ناتوان و می‌افتد %~% ز بسکه رخت ریاحین بوستان آورد # 5 هزاردستان در وصف روی لاله و گل %~% هزار نغمه و دستان به داستان آورد # 6 غلام دولت آنم که بر کنار چمن %~% نشست و ms051 بابت خود دست در میان آورد # 7 سپیده‌دم که صبا بهر شاهدان بهار %~% به عرصه چمن از ابر سایبان آورد # 8 چه ذره‌است که بر طره بنفشه فشاند %~% چه آب لطف که بر روی ارغوان آورد # 9 ز شوق بلبل شوریده دل به گل میگفت %~% بیا بیا که فراقت مرا به جان ~~آورد # 10 پیام داد به باد سحر شکوفه که خیز %~% بیا که بی‌تو نفس بر نمی‌توان ~~آورد # 11 گل آن زمان به چمن خسرو ریاحین شد %~% که ره به مجلس سلطان کامران ~~آورد # 12 جمال دنیی ودین آنکه رای انور او %~% شکست در مه و خورشید آسمان آورد # 13 زمانه باز به پیرانه سرجوان زان شد %~% که التجا به چنین دولت جوان ~~آورد # 14 خطاب سوسن از آنروی میکنند آزاد %~% که نام بندگی شاه بر زبان آورد # 15 در سلامت و اقبال شد به رویش باز %~% هرآنکه روی بدین دولت آستان آورد # 16 گرفت جمله جهان آفتاب از آنکه پناه %~% به زیر سایه چتر خدایگان آورد # 17 جهان پناها عدل تو خلق عالم را %~% ز جور حادثه پروانه امان آورد # 18 خجسته کلک گهربار عنبر افشانت %~% به سائلان خبر گنج شایگان آورد # 19 کف تو دامن آز و نیاز پر در کرد %~% چو بخشش تو امل را به میهمان آورد # 20 تو عین معجز و دولت نگر که یکسر موی %~% خلاف رای تو هرکس که در گمان ~~آورد # 21 قضا به قصد سرش تیغ از نیام کشید %~% قدر به کشتن او تیر در کمان آورد # 22 عدوی تو ز فلک تاج و تخت می‌طلبید %~% زمانه از پی او دار و ریسمان ~~آورد # 23 هرآنکه سرکشئی با تو کرد گردونش %~% به درگه تو ز ناگه به سر دوان ~~آورد # 24 جهان زمردی و از مردمی تهی شده بود %~% علو همتت آن رسم در جهان آورد # 25 به کام خویش بمان جاودان که بخت ترا %~% زمانه مژده اقبال جاودان آورد ms052 ~~PageV1P119 ### || [genre: Q] # 1 خدای تا خم این برکشیده ایوان کرد %~% در او نشیمن ناهید تیر و کیوان ~~کرد # 2 به دست قدرت چوگان حکم و گوی سپهر %~% میان عرصه میدان صنع گردان کرد # 3 نشاند شعله خورشید در خزانه شب %~% چراغ ماه ز قندیل مهر تابان کرد # 4 به دار شش جهت انداخت مهره ایام %~% محل نامیه در چار طاق ارکان کرد # 5 ارادتش به عطا جسم را روان بخشید %~% مشیتش به کرم خاکرا سخندان کرد # 6 ز بهر کوکبه حادثات تقدیرش %~% هزار شعبه در کائنات پنهان کرد # 7 ز بامداد ازل تا به انقراض ابد %~% زمام ملک به فرمان شاه ایران کرد # 8 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق %~% که آسمان لقبش پادشاه و سلطان کرد # 9 قضا شکوه قدرقدرتی که فرمانش %~% به هرچه رفت قضا امتحان فرمان کرد # 10 خجسته قبه قدرش به زیر سایه جود %~% حمایت مه تابان و مهر رخشان کرد # 11 به هیچ دور چنین تاج بخش چشم فلک %~% ندید اگرچه بسی گرد خاک دوران ~~کرد # 12 حریم دایره امن شد چو صید حرم %~% هرآنکه عزم در خسرو جهانبان کرد # 13 کفش چوکار جهانرا حوالت بد و نیک %~% به تیغ تیز رو و کلک عنبرافشان ~~کرد # 14 هرآن قضیه که مشکل نمود سهل آمد %~% هر آنحدیث که دشوار بود آسان کرد # 15 ز عدل شاه سر خود چو مار کوفته یافت %~% کسیکه خانه موری به ظلم ویران ~~کرد # 16 حدیث خسرو پرویز آن مثل دارد %~% که دیو را هوس منصب سلیمان کرد # 17 تو عین معجز سلطان نگر که با سلطان %~% هرآنکه دعوی عصیان و قصد کفران ~~کرد # 18 هنوز پای نیاورده در رکاب غرور %~% عنان زنان به جهنم رکاب رنجان کرد # 19 جهان پناها اقبال تا به روز شمار %~% چو بندگان تو با حضرت تو پیمان ~~کرد # 20 از آنزمانکه کمان تو کرد پشتی عدل %~% ستم چویا و گیان روی در بیابان ~~کرد # 21 چو قهر ms053 و لطف تو در کاینات کرد اثر %~% در آن زمان که جهان را خدای ~~بنیان کرد # 22 قضا ز شعله آن آتش جهنم ساخت %~% قدر ز قطره این عین آب حیوان کرد # 23 به عهد عدل تو در پیچ و تاب ماند کسی %~% که همچو زلف بتان خاطری ~~پریشان کرد # 24 بلند نام تو هرجا که رفت تحسین یافت %~% کریم نفس تو با هرکه هست ~~احسان کرد # 25 جهان به کام تو و دوستان جاه تو باد %~% که دشمنان ترا تیر چرخ قربان ~~کرد # 26 بقای عمر تو چندانکه تا به روز شمار %~% حساب صد یک آنرا شمار نتوان ~~کرد PageV1P120 ### || [genre: Q] # 1 ترکم چو قصد خون دل عاشقان کند %~% ز ابرو و غمزه دست به تیر و کمان ~~کند # 2 آرام جان به نرگس ساحر ز ما برد %~% تاراج دل به طره عنبر فشان کند # 3 چون با کمر به راز درآید میان او %~% جاسوس‌وار باز سری در میان کند # 4 گه بر گل از بنفشه خطی دلربا کشد %~% گه لاله‌زار سنبل تر سایه‌بان کند # 5 سرمست اگر به باغ رود عکس عارضش %~% خون در کنار تازه گل و ارغوان کند # 6 از شرم او چه جلوه کند در کنار جوی %~% سرو از چمن برآید و گل رخ نهان ~~کند # 7 سوسن چو بگذرد متمایل به صد زبان %~% افسوس بر شمایل سرو روان کند # 8 حال دلم ز زلف پریشان او بپرس %~% تا مو به مو بگوید و یک یک بیان کند # 9 از چشم او فسانه رنجوریم شنو %~% تا او به شرح وصف من ناتوان کند # 10 هم دردمند عشق که سودای او پزد %~% سودش به دست باشد اگر سر زیان کند # 11 در کوی عشق مدعیش نام کرده‌اند %~% آنرا که نام سر برد و فکر جان کند # 12 دارم امید آنکه به اقبال پادشاه %~% روزی به وصل خویشتنم میهمان کند # 13 سلطان اویس آنکه فلک هر دمش ms054 خطاب %~% شاه جهان و خسرو گیتی ستان کند # 14 شاهی که بهر کسب سعادت همای فتح %~% در زیر سایه علمش آشیان کند # 15 گرد سمند سرکش او را سپهر پیر %~% از روی فخر تاج سر فرقدان کند # 16 بیدانشی بود که کسی با وجود او %~% بنشیند و حکایت نوشیروان کند # 17 ای خسروی که روز نبرد از نهیب تو %~% کوه از فزع بنالد و دریا فغان ~~کند # 18 آه از دمیکه گرز و کمان تو با عدو %~% این چین در ابرو آورد آن سرگران ~~کند # 19 کیوان که گوتوال سپهرت هر شبی %~% بر درگه تو بندگی پاسبان کند # 20 شهرت به سعد اکبر از آن یافت مشتری %~% کو روز و شب دعای تو ورد زبان ~~کند # 21 بهرام از برای سپاه تو دائما %~% ترتیب تیغ و جوشن و بر گستوان کند # 22 خورشید نوربخش جهانگیر شد از آنک %~% هر بامداد سجده آن آستان کند # 23 در بزم تو که مجمع شاهان عالمست %~% ناهید دستیاری خنیاگران کند # 24 منظور خلق دوش از آن شد هلال عید %~% کو بر فلک ز نعل سمندت نشان کند # 25 جود تو نام هر که به خاطر در آورد %~% رزق هزار ساله او را ضمان کند # 26 طبع عبید را که چو گنجیست شایگان %~% معذور دار قافیه گر شایگان کند # 27 بادا قران فتح و ظفر بر جناب تو %~% تا مهر نوربخش به اختر قران کند # 28 چندانت عمر باد که چرخ عطیه بخش %~% صد بار پیر گردی و بازت جوان کند ~~PageV1P121 ### || [genre: Q] # 1 جهان خوشست و چمن خرمست و بلبل شاد %~% ببار باده گلرنگ هرچه بادا باد # 2 به شش جهت چو از این هفت چرخ بوقلمون %~% از آنچه هست مقدر نه کم شود ~~نه زیاد # 3 به نای و نی نفسی وقت خویشتن خوش دار %~% چو نای و نی چه دهی عمر ~~خویشتن بر باد # 4 بگیر دست بتی وز زمانه دست بدار ms055 %~% غلام سرو قدی باش و از جهان آزاد # 5 زمین که بود زتاثیر زمهریر خراب %~% ز یمن مقدم نوروز می‌شود آباد # 6 به شاهدان چمن صد هزار لخلخه حور %~% به دست پیک نسیم بهار بفرستاد # 7 چو نقشبند ریاحین قبای غنچه ببست %~% صبا به لطف سر نافه ختن بگشاد # 8 میان سبزه و گل رقص میکند لاله %~% به پیش آب روان جلوه میکند شمشاد # 9 درم فشانی بر فرق سبزه‌ها کاریست %~% که باز لطف نسیم بهار را افتاد # 10 ز رنگ و بوی چمن جنتیست پنداری %~% که هست درگه اعلای شاه شاه نژاد # 11 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق %~% که چرخ پیر جوانی چو او ندارد یاد # 12 کمینه بنده او صد چو رستم دستان %~% کهینه چاکر او صد چو کیقباد و ~~قباد # 13 مهابتیست سر تیغ آبدارش را %~% که از صلابت او آب میشود فولاد # 14 خدایگانا تا روز حشر لطف خدای %~% زمام دولت و حکمت به دست حکم تو داد # 15 چو شمع هر که کند سرکشی در این حضرت %~% عجب مدار گرش آتش اوفتد به ~~نهاد # 16 سمند باد مسیر تو با صبا هم تک %~% سنان صاعقه بار تو با قدر همزاد # 17 همیشه شیر فلک آرزوی آن دارد %~% که با سگان درت دوستی کند بنیاد # 18 به روز معرکه صد خصم را به هم بر دوخت %~% هر آن خدنگ که از بازوی تو ~~یافت گشاد # 19 مراد خلق ز جود تو میشود حاصل %~% ز روی لطف مراد دلت خدا بدهاد ~~PageV1P122 ### || [genre: Q] # 1 بنوش باده که فصل بهار می‌آید %~% نوید خرمی از روزگار می‌آید # 2 ز ابر قطره آب حیات میبارد %~% ز باد نفخه مشک تتار می‌آید # 3 برای رونق بزم معاشران لاله %~% گرفته جام می خوشگوار می‌آید # 4 میان باغ به صد لب شکوفه میخندد %~% که سبزه میدمد و گل به بار می‌آید # 5 دماغ شیفتگان را به جوش میرد %~% خروش مرغ که از مرغزار می‌آید ms056 # 6 هزار پیرهن از شوق میکند پاره %~% به گوش غنچه چو بانک هزار می‌آید # 7 به باغ گربه بر اطراف شاخ پنداری %~% گشاده پنجه باری شکار می‌آید # 8 به هر کجا که رود مرده زنده گرداند %~% نسیم کز طرف جویبار می‌آید # 9 کنون چو غنچه و گل هرکجا که زنده‌دلیست %~% به زیر سایه بید و چنار ~~می‌آید # 10 کنار آب و کنار بتان غنیمت دان %~% کنون که موسم بوس و کنار می‌آید # 11 غلام دولت آنم که مست سوی چمن %~% گرفته دست بتی چون نگار می‌آید # 12 به باغ جلوه کنان گل نهاده زر بر کف %~% به بزم شاه جهان با نثار ~~می‌آید # 13 جمال دنیی ودین کافتاب هر روزه %~% به سوی درگه او بنده‌وار می‌آید # 14 خدایگان سلاطین که دولت او را %~% مدد ز حضرت پروردگار می‌آید # 15 شهیکه مژده اقبال و کامرانی او %~% ز اوج طارم نیلی حصار می‌آید # 16 فلک خزاین جنات آستانه تو %~% کجا سپهر برین در شمار می‌آید # 17 به روز معرکه خورشید تیغ زن هر دم %~% ز زخم تیغ تو در زینهار می‌آید # 18 ز باد نیزه آتش نهیب چون آبت %~% عدوی سوخته دل خاکسار می‌آید # 19 به هر طرف که رود رایت تو نصرت و فتح %~% پذیره‌اش ز یمین و یسار ~~می‌آید # 20 خجسته سایه چتر جهانگشای ترا %~% ز همنشینی خورشید عار می‌آید # 21 به بندگی تو هر کو نگه کند ننگش %~% ز نام رستم و اسفندیار می‌آید # 22 ز گفته‌های کسان عرض میکنم بیتی %~% که عرض کردنش اینجا به کار می‌آید # 23 ز عمر برخور و دل را نوید شادی ده %~% که بوی دولتت از روزگار می‌آید # 24 هزار سال بمان کامران که دولت تو %~% بدانچه رای کنی کامکار می‌آید ~~PageV1P123 ### || [genre: Q] # 1 خوش آن نسیم که بوئی ز زلف یار آرد %~% به عاشقی خبر یار غمگسار آرد # 2 به سوی بلبل بیدل برد بشارت گل %~% به باغ مژده ایام نوبهار آرد ms057 # 3 خوشا کسی که سلامی بدان دیار برد %~% وز آن دیار پیامی بدین دیار آرد # 4 اگر نه پیک نسیم بهار رنجه شود %~% عنایتی به سر عاشقان زار آرد # 5 که حال من به سر کوی یار عرضه کند %~% که یادش از من مهجور دلفکار آرد # 6 به اختیار نکردم جدائی از بر یار %~% بلا که بر سر خاطر به اختیار آرد # 7 غریب شهر کسانم که در شمار آیم %~% غریب بی سر و پا را که در شمار آرد # 8 عبید را به از آن نیست در چنین سختی %~% که روی عجز به درگاه کردگار ~~آرد # 9 مگر که بخت بلندش ز خواب برخیزد %~% تهوری کند و دولتی به کار آرد # 10 که آن غریب پریشان خسته کشتی عمر %~% ز موج لجه ایام برکنار آرد # 11 چو بخت دولت اقبال و فتح و نصرت روی %~% به سوی بارگه شاه کامکار آرد # 12 جمال دنیی ودین خسرویکه روز نبرد %~% به زخم تیر فلک را به زینهار آرد # 13 ز ترس کوه بلرزد کمر بیندازد %~% سموم قهرش اگر رو به کوهسار آرد # 14 به گاه لطف دم خلق عنبر افشانش %~% شکست در نفس آهوی تتار آرد # 15 جهان پناها آنی که گرد موکب تو %~% برای چرخ نهم تاج افتخار آرد # 16 همای چتر تو چون سایه بر جهان افکند %~% قضا ز فتح و ظفر بر سرش نثار ~~آرد # 17 هر آرزو که ز بخت امتحان کنی در حال %~% به پیش رفت تو بی‌دفع و ~~انتظار آرد # 18 ز جور چرخ جفا پیشه در امان باشد %~% عنایت تو کسی را که در حصار آرد # 19 حسود جاه ترا تخت و تاج باید لیک %~% زمانه از پی او ریسمان و دار آرد # 20 عدو نشاند نهالی و بهر کشتن او %~% کمان ونیزه و شمشیر و تیربار آرد # 21 خجسته کلک تو دایم ز بحر جود و کرم %~% برای گوش امل در شاهوار آرد ms058 # 22 همه ثنای تو گویند هر زمان کامروز %~% متاع شعر به بازار روزگار آرد # 23 دعا به پیش تو آرم که هرکسی تحفه %~% به قدر طاقت و امکان و اقتدار ~~آرد # 24 تو پایدار بمان تا ابد که بخت ترا %~% زمانه مژده اقبال پایدار آرد ~~PageV1P124 ### || [genre: Q] # 1 نسیم باد سحر عزم بوستان دارد %~% دمید و بازدمش کیمیای جان دارد # 2 رسید مژده که سلطان گل به طالع سعد %~% عزیمت چمن و رای گلستان دارد # 3 به ناز تکیه زده بر کنار آب روان %~% ز بید مروحه وز سرو سایبان دارد # 4 سمن فسانه ز رخسار حور میگوید %~% چمن طراوت نزهتگه جنان دارد # 5 نمیرود همه شب چشم نرگس اندر خواب %~% ز بسکه بلبل شوریده دل فغان دارد # 6 هنوز لاله نورسته ناشگفته تمام %~% چه موجبست که با سبزه سرگران دارد # 7 فروغ روی بتم در قدح بدان ماند %~% که آب آید و در روی ارغوان دارد # 8 ز عکس چهره او لاله را به خون جگر %~% حکایتی است که با غنچه در میان ~~دارد # 9 به سرو نسبت آزادی و سرافرازی %~% از آن کنند که آیین راستان دارد # 10 زبان درازی از آن در چمن کند سوسن %~% که حرز مدح شهنشاه بر زبان دارد # 11 سحاب جود مگر از عطای شاه آموخت %~% که طبع فایض ودست گهر فشان دارد # 12 جلال دنیی و دین خسروی که روز نبرد %~% ظفر ملازم و اقبال همعنان دارد # 13 شهی که کسوت جاه و منال دولت او %~% طراز سرمد و ترفیع جاودان دارد # 14 بلند مرتبه دریا دلی که پایه قدر %~% بسی رفیع‌تر از فرق فرقدان دارد # 15 به پیش بخشش او یک زمان وفا نکند %~% هر آن متاع که گنجور بحر و کان ~~دارد # 16 جهان پناه که خورشید پادشاهی چرخ %~% ز خاکبوسی این فرخ آستان دارد # 17 همای دولت آنروز شد همایونفال %~% که زیر سایه چتر تو آشیان دارد # 18 سری ms059 که سر کشیئی با تو آشکارا کرد %~% دلیکه دشمنئی با تو در میان ~~دارد # 19 قضا به قصد سرش تیغ میکشد ز نیام %~% قدر به کشتن او تیر در کمان دارد # 20 گرفتم آنکه ز شاهان روزگار کسی %~% سپاه بیعدد و ملک بیکران دارد # 21 چنین هنر که تو داری کراست در عالم %~% چنین پدر که تو داری که در ~~جهان دارد # 22 عبید را که مر بی‌عنایت تو بود %~% امیدها که بدین دولت جوان دارد # 23 ز همت تو به پیرانه سر بیابد زود %~% چه غم زنائبه دور آسمان دارد # 24 اگر چه قافیه شد شایگان چه باک او را %~% که از معانی صد گنج شایگان ~~دارد # 25 امیدوار چنانم به فضل حق که ترا %~% همیشه شاه و سرافراز بی‌گمان دارد # 26 خجسته ذات شریف ترا که باقی باد %~% ز شر حادثه چرخ در امان دارد ~~PageV1P125 ### || [genre: Q] # 1 باز گل جلوه‌کنان روی به صحرا دارد %~% نوجوان است سر عیش و تماشا دارد # 2 خار در پهلو و پا در گل و خوش میخندد %~% لطف بین کین گل نورسته رعنا ~~دارد # 3 آب هر لحظه چو داود زره میسازد %~% باد خاصیت انفاس مسیحا دارد # 4 لاله بر طرف چمن رقص کنان پنداری %~% نو عروسیست که پیراهن والا دارد # 5 قصه سرو دراز است نمیشاید گفت %~% کان حدیثیست که آن سر به ثریا دارد # 6 اینچنین زار که بلبل به چمن می‌نالد %~% نسبتی با من دلداده شیدا دارد # 7 بوستان را همه اسباب مهیاست ولی %~% خرم آن کو همه اسباب مهیا دارد # 8 نقد امروز غنیمت شمر از دست مده %~% کور بختست که اندیشه فردا دارد # 9 بت من جلوه‌کنان گر به چمن درگذرد %~% با رخش سوی گل و لاله که پروا ~~دارد # 10 آن چه حسن است که آن شکل و شمایل را هست %~% وان چه لطفست که آن قامت ~~و بالا دارد # 11 گفتمش زلف تو دارد دل ms060 من از سرطنز %~% گفت کین بی سر و پا بین که چه ~~سودا دارد # 12 قطره اشگ من خسته جگر در غم او %~% هست خونی که تعلق به سویدا دارد # 13 عالمی بنده اوگشته واو از سر صدق %~% هوس بندگی صاحب دانا دارد # 14 رکن دین خواجه مه چاکر خورشید غلام %~% که دل و مرتبه حاتم و دارا ~~دارد # 15 در جهان همسر و همتاش نه بودست و نه هست %~% به خدائی که نه انباز و ~~نه همتا دارد # 16 دشمن از برق سنانش بگدازد ور خود %~% تن ز پولاد و دل از صخره صما ~~دارد # 17 صاحبا شاهد شد سرمه چشم افلاک %~% خاک پای تو که در دیده ما جا دارد # 18 خرد پیر ترا دولت برنا یار است %~% خنک این پیر که آن دولت برنا دارد # 19 دست دریاش گهر بخش تو هنگام عطا %~% همچو ابریست که خاصیت دریا دارد # 20 پیش رای تو کجا لاف ضیا باید زد %~% کیست خورشید که این زهره و یارا ~~دارد # 21 حلقه چاکری تست که دارد مه نو %~% کمر بندگی تست که جوزا دارد # 22 راستی خواجه در این عهد ترا شاید گفت %~% که زجودت همه کس عیش مهنا ~~دارد # 23 گه گهی تربیتی از سر اشفاق و کرم %~% بنده از خدمت مخدوم تمنی دارد # 24 می‌نواز از سر انعام دعاگویان را %~% که دعاهای به اخلاص اثرها دارد # 25 تا ابد در دو جهان نام نکو کسب کند %~% هر مربی که چو من بنده مربی ~~دارد # 26 دایما کامروا باش و به شادی گذران %~% که جهانی به جناب تو تولی دارد ~~PageV1P126 ### || [genre: Q] # 1 همیشه تا سپر مهر زرفشان باشد %~% غلام سایه چتر خدایگان باشد # 2 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق %~% که پادشاه جهانست تا جهان باشد # 3 سزد که سر به فلک در نیاورد ز علو %~% کسی که بنده این شاه کامران باشد # 4 خدایگانا گردون پیر میخواهد %~% که در حمایت ms061 آن دولت جوان باشد # 5 کمینه بنده‌ای از چاکران این درگاه %~% هزار چون جم و دارا و اردوان ~~باشد # 6 ز بهر سائل و زایر خجسته خامه تو %~% گره گشای در گنج شایگان باشد # 7 براق سیر سمند جهان بورت را %~% ظفر ملازم و اقبال همعنان باشد # 8 گه نبرد ز دشمن کشان به لشگرگاه %~% کسی که پشت نماید مگر گمان باشد # 9 به زخم گرز گران خورد کن سر اعدا %~% چنانکه عادت شاهان خرده‌دان باشد # 10 چو زلف و چشم بتان هرکه فتنه انگیزد %~% ز عدل شاه پریشان و ناتوان ~~باشد # 11 به روز رزم ببین پهلوانی خسرو %~% که پادشاه کم افتد که پهلوان باشد # 12 فدای خاک در کبریات خواهد بود %~% عبید را نه یکی گر هزار جان باشد # 13 بقای عمر تو بادا که خوشتر از همه چیز %~% بقای سرمد و اقبال جاودان ~~باشد PageV1P127 ### || [genre: Q] # 1 تا زمان برقرار خواهد بود %~% تا زمین پایدار خواهد بود # 2 پادشاه جهان ابواسحاق %~% در جهان کامکار خواهد بود # 3 سپهت را همیشه نصرت و فتح %~% بر یمین و یسار خواهد بود # 4 هر امیدی که داری از یزدان %~% ده صد و صد هزار خواهد بود # 5 هرکجا کارزار خواهی کرد %~% خصم را کار زار خواهد بود # 6 کمر بندگیت هر که نبست %~% بسته روزگار خواهد بود # 7 در همه کار اجتهاد از تو %~% نصرت از کردگار خواهد بود # 8 در چنین دولت ار بود غماز %~% نافه‌های تتار خواهد بود # 9 در چنین عهد عدل آشفته %~% سر زلفین یار خواهد بود # 10 گه گهی ناتوانی ار افتد %~% هم نسیم بهار خواهد بود # 11 این دلیری ز حد گذشت اکنون %~% به دعا اختصار خواهد بود # 12 ملکت بر فلک دعاگو باد %~% تا فلک را مدار خواهد بود PageV1P128 ### || [genre: Q] # 1 گیتی ز یمن عاطفت شاه کامکار %~% خورشید عدل گستر و جمشید روزگار # 2 سلطان چار رکن و سلیمان شش جهت %~% دارای ms062 هفت کشور و معمار نه حصار # 3 گفت آنچنانکه باز برو رشک میبرند %~% جنات عدن هر نفسی صد هزار بار # 4 اجرام شد موافق و افلاک مهربان %~% اقبال شد مساعد و ایام سازگار # 5 هر ظلم از جهان چو کمان گشت گوشه‌گیر %~% هم جور گشت گوشه‌نشین همچو ~~گوشوار # 6 از جور چرخ نیست کنون بر تنی ستم %~% وز ظلم خاک نیست کنون بر دلی غبار # 7 رفت آنکه قصد خون گوزنان کند پلنگ %~% با شیر در نشیمن گوران کند قرار # 8 پنهان شدند در عدم آباد جور و ظلم %~% تا عدل پادشاه جهان گشت آشکار # 9 سلطان اویس شاه جهاندار تاج‌بخش %~% آن نامدار جد و پدر شاه و شهریار # 10 شاهیکه عکس قبه چتر مبارکش %~% از ماه ننگ دارد و از آفتاب عار # 11 رستم دلیکه بازو و تیغش خبر دهند %~% هنگام کین ز حیدر کرار و ~~ذوالفقار # 12 آفاق را که غرقه طوفان فتنه بود %~% از موج خیز حادثه افکند برکنار # 13 تیغش چه معجزیست که از تاب زخم او %~% کوه از فزع بنالد و دریا ز ~~اضطرار # 14 کلکش چه مسرعیست که هردم هزار بار %~% از زنگ سوی چین رود از چین به ~~زنگبار # 15 تقدیر صائبش چو قدر گشته کامران %~% فرمان نافذش چو قضا گشته کامکار # 16 ای خسرویکه حاصل دریا و نقد کان %~% در چشم همت تو ندارند اعتبار # 17 نقاش صنع اطلس نه توی چرخ را %~% از بهر بارگاه تو کر دست زرنگار # 18 اقبال بنده‌ایست وفادار بر درت %~% در حضرت تو مانده ز اجداد یادگار # 19 دولت مساعدیست که او را به صدق دل %~% با بخت کامکار تو عهدیست استوار # 20 کوه بلند مرتبه کز حلم دم زند %~% بحر گشاده دل که دهد در شاهوار # 21 تر دامنیست پیش وفای تو سر سبرک %~% شوریده‌ایست پیش سخای تو شرمسار # 22 مقصود کاینات وجود شریف تست %~% ای کاینات را بوجود تو افتخار # 23 روزیکه از خروش ms063 دلیران رزمگاه %~% دریا به جوش آید و گردون به زینهار # 24 سرهای سرکشان شود آن روز پایمال %~% تنهای پردلان شود آن روز خاکسار # 25 از رعد کوس در سر گردون فتد طنین %~% وز برق تیغ بر دل شیران فتد شرار # 26 پیکان آب داده کند رخنه در زره %~% نوک سنان نیزه ز جوشن کند گذار # 27 سرها بسان ژاله فرو ریزد از هوا %~% خونها بسان سیل درآید ز کوهسار # 28 روزی چنین که کوه درآید به اضطراب %~% از زخم تیر و هیبت شمشیر آبدار # 29 گرد از یلان برآرد و افغان ز پردلان %~% بازوی کامکار تو در قلب ~~کارزار # 30 تیغت ز خون پیکر گردان در آنزمان %~% از کشته پشته سازد و از پشته ~~لاله‌زار # 31 شاها عبید آنکه ز جان مدح خوان تست %~% هر چند قائلست به تقصیر به ~~یشمار # 32 دارد بسی امید به عالی‌جناب تو %~% ای هر که در جهان به جنابت امیدوار # 33 تا آب درگذر بود و باد در مسیر %~% تا کوه راسکون بود و خاک را قرار # 34 وین جرم نوربخش که خورشید نام اوست %~% چندانکه گرد مرکز خاکی کند ~~گذار # 35 بادا همیشه جاه و جلال تو بر مزید %~% بادا مدام دولت و عمر تو پایدار # 36 پیوسته باد رای ترا یمن بر یمین %~% همواره باد عزم ترا یسر بر یسار ~~PageV1P129 ### || [genre: Q] # 1 باز به صحرا رسید کوکبه نوبهار %~% ساقی گلرخ بیا باده گلگون بیار # 2 زان می چون لعل ناب کز مدد او مدام %~% عیش بود بر دوام عمر بود ~~خوشگوار # 3 روح فزائی که او طبع کند شادمان %~% آب حیاتی کز و مست شود هوشیار # 4 همدم برنا و پیر مونس شاه و گدا %~% بر همه‌کس مهربان با همه‌کس سازگار # 5 شیفته را دلپذیر دلشده را ناگزیر %~% سوخته را دستگیر غمزده را غمگسار # 6 هاضمه را سودمند فاکره را نقش بند %~% باصره را نوربخش سامعه را گوشوار # 7 موسم آن ms064 میرسد باز که در باغ و راغ %~% لاله بروید ز خاک گل بدر آید ز ~~خار # 8 باد صبا میکشد رخت ریاحین به باغ %~% دست هوا میکند مشگ تتاری نثار # 9 لاله خوش جلوه را عنبرتر در میان %~% غنچه خوش خنده را خرمن گل در کنار # 10 ماشطه نوبهار باز چه خوش در گرفت %~% پای چمن در حنا دست سمن در نگار # 11 نرگس مخمور را رعشه بر اعضا فتد %~% بس که به وقت سحر آب خورد در خمار # 12 وه که چه زیبا بود بر لب آب روان %~% عکس گل و ارغوان سایه بید و چنار # 13 ظالم نفس خود است هرکه در این روزگار %~% انده پیمان خورد می نخورد ~~آشکار # 14 حاصل عمری نیافت ممسک دنیاپرست %~% لذت عیشی ندید زاهد پرهیزکار # 15 یارب اگر میدهی ناز و نعیمی به ما %~% عمر به آخر رسید تا کی از این ~~انتظار # 16 در پی امید بود چند توان داشتن %~% بر سر راه امید دیده امیدوار # 17 فرصت عیشی بده تا بستانیم داد %~% از رخ رنگین گل وز لب شیرین یار # 18 بزم صبوحی خوشست خاصه در ایام گل %~% عیش جوانی خوشست خاصه در این ~~روزگار # 19 کز اثر عدل شاه بار دگر شد پدید %~% حال زمان را نظام کار جهانرا قرار # 20 خسرو فیروز بخت شاه اویس آنکه هست %~% مظهر لطف خدا سایه پروردگار # 21 چاکر درگاه او ماه سپهر آشیان %~% بنده فرمان او خسرو نیلی حصار # 22 همچو روان ناگزیر همچو خرد کامبخش %~% همچو قضا کامران همچو قدر ~~کامکار # 23 عالمیان را بدو تا به قیامت امید %~% آدمیان را بدو تا به ابد افتخار # 24 از هنرش گاه رزم وز کرمش روز بزم %~% رستم دستان خجل حاتم طی شرمسار # 25 تاج دل افروز او داده ز کسری نشان %~% تخت همایون او مانده زجم یادگار # 26 روز نبرد آنزمان کز سم اسبان شود %~% پشت زمین پر هلال روی فلک پرغبار ms065 # 27 حمله شیر افکنان کوه درآرد ز جای %~% وز مدد جوی خون جوش برآرد به خار # 28 از فزع رعد کوس کوه شود پرغرور %~% وز اثر برق تیغ دشت شود پرشرار # 29 پشت دلیران شود چون قد چوگان به خم %~% کله گردان شود گوی صفت خاکسار # 30 در صف جنگ آنزمان افکند از گرد راه %~% تیغ جهانگیر شاه زلزله بر ~~کوهسار # 31 سجده برد پیش او چون بکشد تیغ کین %~% رستم توران گشای قارن خنجر گذار # 32 از سر پیکان او مهر شود مضطرب %~% وز دم شمشیر او چرخ کند زینهار # 33 یارب تا ممکنست دور زمانرا بقا %~% جرم زمین را سکون دور فلک را مدار # 34 باد ز اقبال او پایه دانش بلند %~% باد ز پشتی او بازوی دین استوار # 35 نعمت او بی زوال معدلتش بر مزید %~% مملکتش بر دوام سلطنتش پایدار ~~PageV1P130 ### || [genre: Q] # 1 صبحدم کز حد خاور خسرو نیلی حصار %~% لشگر رومی روان میکرد سوی زنگبار # 2 سایبان قیری شب میدرید از یکدگر %~% میشد از اطراف خاور رایت روز آشکار # 3 پیکر رعنای زرین بال سیمین آشیان %~% صحن صحرا سیمگون میکرد و زرین ~~کوهسار # 4 همچو غواصان در این دریای موج سیمگون %~% غوصه میزد نور می‌انداخت گرد ~~هر کنار # 5 من مجرد از خلایق معتکف در گوشه‌ای %~% کرده از روی فراغت کنج عزلت ~~اختیار # 6 غرفه دریای حیرت مانده در گرداب فکر %~% بر تماثیل فلک بگشوده چشم ~~اعتبار # 7 آستین افشانده بر کار جهان از روی صدق %~% کرده بر ورد دعای شاه عالم ~~اختصار # 8 زمزمه از ساکنان قدس دیدم در سلوک %~% لشگری از رهروان غیب دیدم در ~~گذار # 9 جمله از روشندلی چون روح نورانی سلب %~% یکسر از پاکیزگی چون عقل ~~روحانی شعار # 10 بر نهم ایوان اخضر کوس شادی میزدند %~% کاینک آمد رایت منصور شاه ~~کامکار # 11 قهرمان ملک و ملت آسمان معدلت %~% آفتاب دین و دانش سایه پروردگار # 12 شیخ ابواسحاق دارای جهان ms066 خورشید مهد %~% پادشاه بحر و بر سلطان گردون ~~اقتدار # 13 شهریاران همعنان و شهسواران در رکاب %~% شیر گیران بر یمین و شیر ~~مردان بر یسار # 14 ناگزیر عالم و عالم بدو گردن فراز %~% نازنین خالق و خلقی بدو امیدوار # 15 نقد هر دولت که در گنجینه افلاک بود %~% کرده گنجور قضا بر قبه چترش ~~نثار # 16 نقش هر صورت که بر اوراق امکان دید دهر %~% کرده نقاش قدر بر روی ~~رایاتش نگار # 17 بندگانش ملک گیر و چاکرانش ملک‌بخش %~% دوستانش کامران ودشمنانش ~~خاکسار # 18 رایتش را دین و دنیا روز و شب در اهتمام %~% دولتش را خلق عالم سال و ~~مه در زینهار # 19 ای شهنشاهی که خاک آستانت از شرف %~% میکند بر تارک ایوان کیوان ~~افتخار # 20 هست دست درفشان و گلک گوهربار تو %~% همچو بادی در خزان و همچو ابری ~~در بهار # 21 ماه و خورشید از فروغ عکس رویت منفعل %~% بحر و بر از رشحه فیض نهانت ~~شرمسار # 22 در جهان هرکس که بی رای رضایت دم زند %~% تا نظر کردی برآرد روزگار از ~~وی دمار # 23 مقدم رایات منصور جهانگیر ترا %~% کشوری در آرزوی و عالمی در انتظار # 24 بر فلک تا باشد این بدر منور را مسیر %~% بر مدر تا باشد این سقف مدور ~~را مدار # 25 باد چون سیر زمین ارکان جاهت بی خلل %~% باد چون دور فلک ایام عمرت بی ~~شمار PageV1P131 ### || [genre: Q] # 1 میرسد نوروز عید و میدهد بوی بهار %~% باد فرخ بر جناب شاه گردون ~~اقتدار # 2 قهرمان چار عنصر پادشاه شش جهت %~% آفتاب هفت کشور سایه پروردگار # 3 شیخ ابوسحاق سلطان جهان دارای دهر %~% خسرو گیتی ستان جمشید افریدون ~~شعار # 4 پادشاهی کاورد زخم سنانش روز رزم %~% دهر را در اضطراب و چرخ را در ~~زینهار # 5 برق خشمش بیقرار و موج قهرش بی امان %~% فیض جودش بی قیاس و بحر لطفش ~~بی کنار # 6 وصف او بیرون ز هر ms067 معنی که آری در سخن %~% جود او افزون ز هر صورت که ~~آید در شمار # 7 ماه بر درگاه امرش مسرعی فرمان پذیر %~% آفتاب از حسن جاهش بنده خنجر ~~گذار # 8 پادشاها دیده اهل جهان روشن به تست %~% این جهان را بزمت از کیخسرو و ~~جم یادگار # 9 میزند خورشید از رای جهانگیر تو لاف %~% میکند گردون به خاک آستانت ~~افتخار # 10 چاکرانت را ملازم بخت و دولت بر یمین %~% بندگانت را مقارن فتح و نصرت ~~بر یسار # 11 ملک میبخشی و میبودند شاهان ملک‌گیر %~% تاج میبخشی و میبودند شاهان ~~تاجدار # 12 اطلس نه توی این چرخ مقرنس شکل را %~% کرده‌اند از بهر عالی بارگاهت ~~برکنار # 13 روز رزم از بانگ رعد کوس و برق تیغ تیز %~% کوه را در جنبش آرد بحر را ~~در اضطرار # 14 قامت گردون شود چون قد چوگان خم پذیر %~% کله شیرافکنان چون گوی گردان ~~خاکسار # 15 روی صحرا گردد از زخم سم اسبان ستوه %~% تل و هامون گردد از خون ~~دلیران لاله‌زار # 16 نیزه برباید تن مردان جنگی را ز تن %~% حدت پیکان کند از جوشن جانها ~~گذار # 17 خنجر تیز تو هامونرا کند دریای خون %~% آتش قهر تو از دریا برانگیزد ~~غبار # 18 باد عمرت بی قیاس و باد عیشت بر دوام %~% باد بختت کامران و باد جاهت ~~پایدار PageV1P132 ### || [genre: Q] # 1 گذشت روزه و سرما رسید عید و بهار %~% کجاست ساقی ما گو بیا و باده ~~بیار # 2 صباح عید بده ساغریکه در رمضان %~% بسوختیم ز تسبیح و زهد و استغفار # 3 دمیکه بی می و معشوق و نای میگذرد %~% محاسب خردش در نیاورد به شمار # 4 غنیمت است غنیمت شمار و فرصت دان %~% «توانگری و جوانی و عشق و بوی ~~بهار» # 5 بیا و بزم طرب ساز کن که خوش باشد %~% «شراب و سبزه و آب روان و روی ~~نگار» # 6 بهر قدح که دهی پر ز باده از سر صدق ms068 %~% دعای دولت شاه جهان کنی تکرار # 7 جمال دنیی و دین شاه شیخ ابواسحاق %~% خدایگان جهان پادشاه گیتی دار # 8 ستاره جیش قضا حمله و قدر قدرت %~% سپهر بخشش دریا نوال کوه وقار # 9 مدبری که جهان را به تیغ اوست نظام %~% شهنشهی که فلک را ز عدل اوست ~~مدار # 10 صدای صیت شکوهش به کوه داد سکون %~% شهاب عزم سریعش به باد داده قرار # 11 هم از مؤثر رمحش ستاره در لرزه %~% هم از منافع کلکش جهان پر از ایثار # 12 چو رای ثابت او سایه بر فلک انداخت %~% درست مغربی مهر شد تمام عیار # 13 کرم پناه جوادیکه هست در جنبش %~% جهان و هرچه در او هست خوار و ~~بی‌مقدار # 14 خدایگانا آنی که با معالی تو %~% خطاب چرخ بود: «لیس غیره دیار» # 15 کمینه پیک جناب تو ماه حلقه به گوش %~% کهینه بنده امرت سماک نیزه ~~گذار # 16 همیشه تا که بود ماه و مهر و کیوان را %~% در این حدیقه زنگارگون مسیر ~~و مدار # 17 به کامرانی و اقبال باش تا باید %~% ز عمر و جاه و جوانی و بخت ~~برخوردار # 18 عدو به دام و ولی شادکام و بخت جوان %~% فلک مطیع و جهانت غلام و دولت ~~یار PageV1P133 ### || [genre: Q] # 1 شد ملک فارس باز به تایید کردگار %~% خوشتر ز صحن جنت و خرمتر از بهار # 2 دولت فکند سایه بر اطراف این مقام %~% اقبال کرد باز بر این مملکت گذار # 3 سیمرغ ز آشیان عنایت ز اوج قدس %~% بگشاد شاهبال سعادت بر این دیار # 4 باز آمد از نسایم و الطاف ایزدی %~% در بوستان دهر گل خرمی به بار # 5 جانهای غم‌پرست کنون گشت شادمان %~% دلهای ناامید کنون شد امیدوار # 6 کز سایه عنایت سلطان تاج‌بخش %~% شاه عدو شکار جهانگیر کامکار # 7 جمشید عهد خسرو گیتی جمال دین %~% «آن بیش ز آفرینش و کم ز آفریدگار # 8 تشریف یافت صدر وزارت به فال سعد ms069 %~% از سایه مبارک مخدوم نامدار # 9 خورشید آسمان وزارت عمید ملک %~% آن تا هزار جد و پدر شاه و شهریار # 10 ای مشتری عطیت و ناهید خاصیت %~% وی آسمان مهابت خورشید اقتدار # 11 ای عنصر تو زبده محصول کاینات %~% وی ذات تو نتیجه الطاف کردگار # 12 ابری به گاه بخشش و کانی به گاه جود %~% بحری به گاه کوشش و کوهی گه ~~وقار # 13 کلک تو مسرعیست که هردم هزار بار %~% تا ملک چین بتازد و تا حد زنگبار # 14 این ابر را که فیض به هر کس همی رسد %~% اسمیست او ز بحر بنان تو ~~مستعار # 15 نه ابر را کجا و بنان تو از کجا %~% کان قطره‌ای دو بخشد و این در ~~شاهوار # 16 شاها در این میان غزلی درج میکنم %~% تا باشد این طریقه ز داعیت ~~یادگار # 17 گل باز جلوه کرد بر اطراف جویبار %~% ای ترک نازنین من ای رشگ نوبهار # 18 از خانه دور شو که کنون خانه دوزخست %~% خرگاه ساز کن که بهشتست ~~مرغزار # 19 با غنچه شو مصاحب و با یاسمن نشین %~% با ارغوان طرب کن و با لاله می ~~گسار # 20 گل ریز و مطربان بنشان انجمن بساز %~% یا توق خواه شیره بنه چرغتو ~~بیار # 21 طرف کلاه کج کن و بند کمر ببند %~% پائی بکوب و دست بزن کاسه‌ای بدار # 22 نازان به ترکتاز فرو ریز خون می %~% شادان ز روی عربده بشکن سر خمار # 23 بر خیل دل ز طره هندو گشا کمین %~% در ملک جان به غمزه جادو فکن شکار # 24 صوفی و کنج مسجد و سالوسی نهان %~% ما و شراب و شاهد و رندی آشکار # 25 هرگز خیال روی تو از جان نمیرود %~% امشب نیم ز روی خیال تو شرمسار # 26 بر خستگان جفا و ستم بیش از این مکن %~% آخر نگاه کن به جفاهای روزگار # 27 دامن ز صحبت من بیچاره در مکش %~% دست عبید و دامن ms070 لطف تو زینهار # 28 تا از فلک بتابد اجرام مستنیر %~% تا چرخ تیز گرد کند بر مدر مدار # 29 بادا وجود قدسیت ایمن ز حادثات %~% « ای کاینات را بوجود تو افتخار» ~~PageV1P134 ### || [genre: Q] # 1 نفخات نسیم عنبر بار %~% میکند باز جلوه در گلزار # 2 باز بر باد میدهد دل را %~% شادی پار و عشرت پیرار # 3 دست موسی است در طلیعه صبح %~% دم عیسی است در نسیم بهار # 4 ناسخ نسخه صحیفه باغ %~% کرد منسوخ طبله عطار # 5 روی گل زیر قطره شبنم %~% چون عرق کرد عارض دلدار # 6 سبزه متفون طره سنبل %~% سرو مجنون شیوه گلنار # 7 غرقه در جوی گشته نیلوفر %~% زان میان بیدمشگ جسته کنار # 8 تا گرد زد بنفشه طره جعد %~% غنچه بگشاد نافه‌های تتار # 9 سرو و سوسن ز عطف باد سحر %~% متمایل نه مست نه هشیار # 10 لاله بشکفت و باده صافی شد %~% ساقیا خیز و جام باده بیار # 11 فصل گل را به خرمی دریاب %~% وقت خود را به نای و نی خوش‌دار # 12 دست در زن به دامن گل و مل %~% می‌سرا هر دمی سنائی وار # 13 «بعد از این دست ما و دامن دوست %~% پس از این گوش ما و حلقه یار» # 14 بر سمن نعره برگشاد تذرو %~% در چمن نعره برکشید هزار # 15 شد ز آواز طوطی و دراج %~% گشت از ناله چکاوک و سار # 16 باغ پر پرده‌های موسیقی %~% راغ پر لحن‌های موسیقار # 17 بلبل از شاخ گل به صد دستان %~% مدح سلطان همی کند تکرار # 18 جم ثانی جمال دنیی و دین %~% ناصر شرع احمد مختار # 19 پادشاه جهان ابواسحاق %~% آن جهان را پناه و استظهار # 20 خسرو تاج بخش تخت نشین %~% شاه دریا نوال کوه وقار # 21 آفتابیست آسمان رفعت %~% آسمانیست آفتاب شعار # 22 چتر او را سپهر در سایه %~% منجقش را ستاره در زنهار # 23 عرض از مبدعات کون و مکان %~% زبده حاصلات هفت و چهار ms071 # 24 قبه بارگاه ایوانش %~% برتر از هفت کوکب سیار # 25 بزم را همچو حاتم طائی %~% رزم را همچو حیدر کرار # 26 تیغ او چیست برق حادثه‌زای %~% رمح او چیست ابر صاعقه بار # 27 بیرقش شیر اژدها پیکر %~% رایتش اژدهای شیر شکار # 28 زویکی رای و صد هزار سپاه %~% زویکی مرد و صد هزار سوار # 29 پرتو رای اوست آنکه از او %~% گرم گشت آفتاب را بازار # 30 جرم خور تیره رای او روشن %~% عقل کف خفته بخت او بیدار # 31 ذال با نون و دال از هجرت %~% رای خسرو بر آن گرفت قرار # 32 کز پی روز بار و بزم طرب %~% این عمارت بنا کند معمار # 33 وهم چون دید طرح او از دور %~% گفت از عجز یا اولی الابصار # 34 این چه رسمیست بیکران وسعت %~% وین چه نقشیست آسمان کردار # 35 عقل کل یا مهندس فلکست %~% بر زمین گشته بر چنین پرگار # 36 گر کسی شرح این بنا گفتی %~% عقل باور نکردی این گفتار # 37 لیک چون دیده دید و حس دریافت %~% عقل حس را کجا کند انکار # 38 مرحبا ای به طرح خلد برین %~% حبذا ای به وضع دار قرار # 39 صحن تو جانفزا چو صحن بهشت %~% شکل تو دلربا چو طلعت یار # 40 روح شاید بنات را بنا %~% نوح ز یبد سرات را نجار # 41 شمشه‌های تو آفتاب شعاع %~% سقفهای تو آسمان کردار # 42 طاق اعلات تا ابد ایمن %~% از زلازل چو گنبد دوار # 43 نقش دیوارهای را دایم %~% نصرت و فتح بر یمین و یسار # 44 آسمان بر در تو چون حلقه %~% اختران تخته‌هاش را مسمار # 45 شاید ار زانکه آشیانه کند %~% نسر طائر در او پرستووار # 46 میکند این عمارت عالی %~% همت شاه شمه‌ای اظهار # 47 ایکه آثار خسروان زمین %~% در اقالیم دیده‌ای بسیار # 48 این عمار نگر بدیده عقل %~% بر تو تا کشف گردد این اسرار # 49 آن آثاره تدل علیه %~% فانظرو افانظرو الی‌الاثار ms072 # 50 تا غم عشق دلبران باشد %~% طرب عاشقان خوش گفتار # 51 اهل دل تا کنند پیوسته %~% طلب نیکوان شیرین کار # 52 اندرین بارگاه با تعظیم %~% اندرین تختگاه با مقدار # 53 سال و مه کام‌ران و شادی کن %~% روز و شب عیش ساز و باده گسار # 54 دور حکمت فزون ز حصر قیاس %~% سال عمرت برون ز حد شمار PageV1P135 ### || [genre: Q] # 1 بیمن معدلت پادشاه بنده نواز %~% بهشت روی زمین است خطه شیراز # 2 فلک مهابت خورشید رای کیوان قدر %~% ستاره جیش مخالف کش و موافق ساز # 3 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق %~% زهی ز جمله شاهان و خسروان ممتاز # 4 مسیر تیغ تو با سرعت قضا همراه %~% صریر کلک تو با حکمت قدر همراز # 5 سماک حکم ترا چاکریست نیزه گذار %~% شهاب امر ترا بنده‌ایست تیرانداز # 6 در این حدیقه زنگار نسر طایر چرخ %~% به بوی ریزه خوان تو میکند پرواز # 7 فراز تخت چو تو شاه کامکار ندید %~% سپهر اگرچه بسی گشت در نشیب و فراز # 8 به عهد عدل تو جز نی نمیکند ناله %~% ز دست حادثه جز دف نمیکند آواز # 9 خدایگانا از جنس بندگان چو خدای %~% تو بی‌نیازی و ما را به حضرت تو ~~نیاز # 10 کسی که روی بدین دولت آستان دارد %~% در سعادت و دولت شود برویش باز # 11 جهان پناها بیچاره را بدین کشور %~% صدای صیت شما میکشد ز راه دراز # 12 مرا به حضرت اعلی همین وسیله بسست %~% که من غریبم و شاه جهان غریب ~~نواز # 13 به صدق ناطقه از جان ودل زند آمین %~% چو بنده ورد دعای شما کند آغاز # 14 همیشه تا که نباشد سپهر را آرام %~% مدام تا که نباشد خدای را انباز # 15 در تو قبله حاجات اهل عالم باد %~% چنانکه کعبه اسلام قبله‌گاه نماز ~~PageV1P136 ### || [genre: Q] # 1 رسید رایت منصور شاه بنده نواز %~% به خرمی و سعادت به خطه شیراز # 2 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحاق %~% خدایگان مخالف ms073 کش موافق ساز # 3 شمار جوش سپاهش ستاره را مانند %~% مسیر قبه چترش سپهر را دمساز # 4 گشاده دولت او کشوری به یک حرکت %~% گرفته باز شکوهش جهان به یک پرواز # 5 یقین که صبح ز ایام دولت او را %~% هنوز صبح سعادت نمیکند آغاز # 6 کجاست حاسد بدبخت گو ببین و بسوز %~% کجاست بنده مخلص بگو بیا و بناز # 7 به کامرانی چندانش زندگانی باد %~% که حصر آن نکند کس به عمرهای دراز ~~PageV1P137 ### || [genre: Q] # 1 بیمن طالع فیروز و بخت فرخ فال %~% همای دولت و اقبال میگشاید بال # 2 فراز بارگه خواجه زمین و زمان %~% فلک مهابت مه روی آفتاب نوال # 3 خدایگان جهان رکن دین عمیدالملک %~% محیط مرکز دولت سپهر جاه و جلال # 4 به قهر حاسد سوز و به لطف مجلس ساز %~% به جود دشمن مال و به رای دشمن ~~مال # 5 سزد که صدر نشینان کارخانه قدس %~% کنند از سر تعظیم و ز سر اجلال # 6 ثنای حضرت او بالعشی والابکار %~% دعای دولت او بالغدو والاصال # 7 اگر چه رشحه فیض سخای او باشد %~% خرد امید نبندد دگر به نیل منال # 8 جهان پناها عالی جناب حضرت تو %~% مقر جاه و جلالست و منبع افضال # 9 زنور رای تو گر مقتبس شود مه و مهر %~% منزه آید از وصمت محاق و زوال # 10 بود چو بود تو سنجند خازنان درت %~% ترازویش فلک اطلس و زمین مثقال # 11 ترا رسد به جهان سروری به استحقاق %~% ترا رسد به جهان خواجگی به ~~استقلال # 12 زمین به حکم شما گشت مستقیم ارکان %~% زمان ز کلک شما گشت منتظم احوال # 13 تصور است عدو را خیال منصب تو %~% «زهی تصور باطل زهی خیال محال» # 14 در این میان غزلی درج میکنم زیرا %~% ز جنس شعر غزل به برای دفع ملال # 15 رسید موسم گل باز کز شمیم شمال %~% دماغ دهر شود از بخور مالامال # 16 زمین زلاله تذرویست نسترن ms074 منقار %~% هوا ز ابر عقابیست آتشین پر و بال # 17 چو شانه کرد صبا جعد سنبل سیراب %~% بنفشه بر طرف عارض چمن زد خال # 18 میان صحن چمن عکس برگ گل بر جوی %~% چو آتشیست بر آمیخته به آب زلال # 19 غزال خرمن سنبل کشید در آغوش %~% چکاو لاله نعمان کشید در چنگال # 20 پیام گل به سوی باده میبرد گوئی %~% چنین که باد صبا می‌دود به ~~استقبال # 21 چو شد حرارت بر شاخ ارغوان غالب %~% طبیب باد صبا خون گشاد از قیفال # 22 میان مصر چمن گل ز بامداد پگاه %~% چو یوسفیست که برقع برافکند ز جمال # 23 به باغ سوسن آزاد هر زمان گوید %~% غلام باد شمالم غلام باد شمال # 24 به شادمانی و دولت ببین هزاران عید %~% به کامرانی و عشرت بمان هزاران ~~سال # 25 علو قدر تو فارغ ز جور دور فلک %~% کمال جاه تو ایمن ز شرعین کمال ~~PageV1P138 ### || [genre: Q] # 1 علی‌الصباح که سلطان چرخ آینه فام %~% زدود آینه آسمان ز زنگ ظلام # 2 صفای صبح دل صادقان به جوش آمد %~% فروغ عکس شفق برد بر فلک اعلام # 3 به دست خسرو خاور فتاد ملک حبش %~% ز شاه روم هزیمت گرفت لشگر شام # 4 هر آن متاع که شب را ز مشگ و عنبر بود %~% به زر پخته بدل کرد صبح نقره ~~ستام # 5 به گوش هوش من آمد خروش نوبت شاه %~% ز توبه خانه تنهائی آمده بر بام # 6 به سوی گلشن کروبیان نظر کردم %~% ضمیر روشن و دل صافی و طبیعت رام # 7 چنان نمود مرا وضع چرخ و شکل نجوم %~% که خیمه‌ایست پر از لعبتان ~~سیم‌اندام # 8 گذشتم از بر شش دیر و قلعه‌ای دیدم %~% یکی برهمن دانا در او گرفته ~~مقام # 9 به زیر دست وی اندر خجسته دیداری %~% که مینمود به هر کس ره حلال و ~~حرام # 10 گشاده زهره زهرا به ناز چهره سعد %~% به دوستی نظر افکنده سوی ms075 او ~~بهرام # 11 چو من به فکر فرو رفته و روان کرده %~% دبیر چرخ به مدح خدایگان اقلام # 12 عنان به خطه مغرب کشیده ماه تمام %~% نموده عارض نورانی از نقاب غمام # 13 دمیده شعله مهر آنچنان که پنداری %~% زمانه تیغ زراندود میکشد ز نیام # 14 ز بس تجلی نور آنزمان ندانستم %~% که آفتاب کدامست و روی خواجه کدام # 15 جهان فضل و کرم رکن دین عمیدالملک %~% وزیر شاه نشان خواجه سپهر غلام # 16 قضا شکوه قدر حمله ستاره حشر %~% زحل محل فلک قدر آفتاب انعام # 17 فلک ز تمشیت اوست در مسیر و مدار %~% زمین ز معدلت اوست با قرار و ~~قوام # 18 جناب عالی او ملجا وضیع و شریف %~% حریم درگه او کعبه خواص و عام # 19 ز تاب حمله او گاه کینه سست شود %~% دم نهنگ و دل پیر و پنجه ضرغام # 20 زهی وجود شریف تو مظهر الطاف %~% زهی ضمیر منیر تو مهبط الهام # 21 بیمن عدل و شکوه تو گشت روزافزون %~% شکوه و رونق ایمان و قوت اسلام # 22 سیاست تو عدو را به یک کرشمه مهر %~% ببسته راه خرد بر مسائل اوهام # 23 جهان پناها احوال خویش خواهم گفت %~% یکی به سمع رضا بشنو ای ملاذ ~~انام # 24 کنون دوازده سالست تا ز ملک انام %~% کشید اختر سعدم به درگه تو زمام # 25 نبود منزل من غیر آستانه تو %~% که باد تا به ابد قبله کبار و کرام # 26 ز نعمت تو مرا بود کامها حاصل %~% ز دولت تو مرا بود کارها به نظام # 27 خجل نیم ز جنابت که مرغ همت من %~% به بوی دانه نیفتاد هیچ گه در دام # 28 طمع نکرد مرا پیش هرکسی رسوا %~% نبرد حرص مرا پیش هر خسی به سلام # 29 بدان رسیده‌ام اکنون که بر درت شب و روز %~% نمی‌توانم بستن به بندگی ~~احرام # 30 ملالت آرد اگر شرح آن دهم که به من %~% چه میرسد ز ms076 جفای سپهر بد فرجام # 31 گهی به دست عنا میکشد مرا دامن %~% گهی زبان بلا میدهد مرا پیغام # 32 گهی به جای طرب غم فرستدم بر دل %~% گهی به جای عرق خون چکاندم زمسام # 33 ز رنج و درد چنان گشته‌ام که یک نفسم %~% نه ممکنست قعود و نه ممکنست ~~قیام # 34 به حسن تربیت خواجه هست روزی چند %~% مرا امید اجازت ز پادشاه انام # 35 همیشه تا نبود سیر ماه را پایان %~% مدام تا نبود دور مهر را انجام # 36 به کام و رای تو و دوستان تو بادا %~% همیشه جنبش افلاک و گردش ایام # 37 هزار قرن بزی دوستکام و دولتمند %~% هزار سال بمان کامران و نیکونام # 38 معین و ناصر من لطف بی‌نهایت تو %~% معین و ناصر تو ذوالجلال والاکرام ~~PageV1P139 ### || [genre: Q] # 1 خجسته بارگه پادشاه هفت اقلیم %~% مقر جاه و جلالست و جای ناز و نعیم # 2 به شکل شمسه او آفتاب با تمکین %~% به وضع رفعت او آسمان با تعظیم # 3 فضای حضرت او دلگشا چو صحن چمن %~% هوای خرم او جان‌فزا چو بوی نسیم # 4 بر آشیانه او عقل و روح جسته مقام %~% بر آستانه او فتح و نصر گشته ~~مقیم # 5 طوافگاه ملوک جهان حریم درش %~% چو قبله‌گاه جهانی مقام ابراهیم # 6 رسید کنگره‌های بلند او جائی %~% که قاصر است از او وهم دوربین حکیم # 7 شده چو عقل مجرد زنائبات ایمن %~% شده چو روح مقدس ز حادثات سلیم # 8 نشسته خسرو روی زمین به کام در او %~% گرفته دست شراب و گشاده دست کریم # 9 جلال دنیی و دین شیر حمله شاه جهان %~% که هست چاکر او آفتاب و ماه ~~ندیم # 10 صریر کلکش چون ابر بر جهان فایض %~% ضمیر پاکش بر خلق چون خدای کریم # 11 خداش در همه حالی معین و ناصر باد %~% به حق احمد مرسل به حق نوح و ~~کلیم PageV1P140 ### || [genre: Q] # 1 سپیده‌دم که شهنشاه گنبد گردان ms077 %~% کشید تیغ و بر اطراف شرق گشت روان # 2 سپهر غالیه سا و صبا عبیر آمیز %~% شمال مجمره گردان نسیم مژده رسان # 3 ز بهر مقدم سلطان چرخ پرتو صبح %~% به سوی عرصه خاور کشید شاد روان # 4 طلوع کرده ز مشرق طلایه خورشید %~% چو از بلاد حبش پادشاه ترکستان # 5 بیمن دولت و اقبال شاه بنده نواز %~% مرا به جانب کرمان کشید بخت عنان # 6 نظر گشادم و دیدم خجسته مملکتی %~% مقر جاه و جلال و مقام امن و امان # 7 سواد او چو خم زلف حور عنبربار %~% هوای او چو دم باد صبح مشگ افشان # 8 به هر طرف که روی سبزه‌های او خرم %~% به هر چمن که رسی غنچه‌های او ~~خندان # 9 ز آب صافی او غبطه میخورد کوثر %~% به لطف روضه او رشگ میبرد رضوان # 10 فضای او همه پر باغ و راغ و گلشن و کاخ %~% زمین او همه پر یاسمین و ~~پر ریحان # 11 گذشته تارک ایوانهای عالی او %~% ز اوج منظر برجیس و طارم کیوان # 12 به اعتدال چنان فصلهای او نزدیک %~% که ایمنست در او برگ گل ز باد ~~خزان # 13 عجب نباشد اگر مرده زنده گرداند %~% نسیم چون کند اندر فضای او جولان # 14 نظر به قلعه او کن که از بلندی قدر %~% نه دست وهم بدو میرسد نه پای ~~گمان # 15 هم آستانه او گشته با سپهر قرین %~% هم آستانه او کرده با ستاره قران # 16 ز شکل طاق و رواقش نشانه‌ای شبدیز %~% ز وضع کنگره‌هایش نمونه‌ای ~~هرمان # 17 همه خلایق او آنچنانکه خلق خورند %~% قسم به جان کریمان خطه کرمان # 18 همه وضیع و شریفش غریق ناز و نعیم %~% زیمن معدلت خسرو زمین و زمان # 19 جلال دولت و دین پادشاه هفت اقلیم %~% که آفتاب بلند است و سایه یزدان # 20 سکندر آینه جمشید جاه و فرخ روز %~% فلک سریر و ملک خلق و آفتاب احسان # 21 جهانگشای جوان ms078 بختیار دولت یار %~% بلند مرتبه تاج بخش ملک ستان # 22 ستاره لشگر و خورشید رای و کیوان قدر %~% قضا شکوه قدر حمله زمانه ~~توان # 23 همای همت او طایر همایونست %~% که روز و شب همه بر سدره میکند طیران # 24 به زور تیغ بگیرد جهان مکن تعجیل %~% که روزگار درازست و شهریار جوان # 25 بلند مرتبه شاها ز عدل شامل تو %~% خلاص یافت جهان از طوارق حدثان # 26 زمین به بازوی طبع تو میشود آباد %~% فلک به پشتی جاه تو میکند دوران # 27 اگر نه حلم تو دادی قرار دنیا را %~% کجا شدی کره خاک مستقیم ارکان # 28 ز جود و داد تو منسوخ گشت یکباره %~% عطای حاتم طائی و عدل نوشروان # 29 ز شعر خویش سه بیتم به یاد می‌آید %~% در این قصیده همی آورم کنون به ~~میان # 30 به عهد عدل تو جز نی نمیکند ناله %~% ز دست حادثه جز دف نمیکند افغان # 31 به خواب امن فرو رفت چشمهای زره %~% ز گوشمال امان یافت گوشهای کمان # 32 فلک به جاه تو خرم چنانکه جان به خرد %~% جهان به جود تو قایم چنان که ~~تن به روان # 33 جهان پناها من آن کسم که از دل پاک %~% گشاده‌ام به ولای تو در زمانه ~~زبان # 34 ثنا و مدح تو خواهم بر وضیع و شریف %~% دعای جان تو گویم به آشکار و ~~نهان # 35 مرا همیشه سلاطین عزیز داشته‌اند %~% ز ابتدای صبا تا به این زمان و ~~اوان # 36 ز حضرت تو همان چشم تربیت دارم %~% که دیده‌ام ز بزرگان و خسروان جهان # 37 همیشه تا نبود دور مهر را انجام %~% مدام تا نبود سیر ماه را پایان # 38 به کامرانی و دولت هزار سال بزی %~% به شادمانی و عشرت هزار سال بمان # 39 همای چتر ترا آفتاب در سایه %~% نفاذ امر ترا کاینات در فرمان ~~PageV1P141 ### || [genre: Q] # 1 به فر معدلت خسرو زمین و زمان %~% بسیط خاک چو ms079 خلد برین شد آبادان # 2 سپهر بخشش دریا عطای کوه وقار %~% قضا شکوه قدر قدرت زمانه توان # 3 جهانگشای جوانبخت شیخ ابواسحق %~% که آفتاب توانست و مشتری احسان # 4 حرام گشت بر ابنای دهر فتنه و ظلم %~% پناه یافت جهان در حریم امن و ~~امان # 5 همای چترش تا سایه بر جهان انداخت %~% خلاص یافت خلایق ز حادثات زمان # 6 به رزم و بزم چو برخیزد و چو بنشیند %~% بیمن طالع و تدبیر پیر و بخت ~~جوان # 7 به یک شکوه بگیرد به یک زمان بدهد %~% از این کنار جهان تا بدان کنار ~~جهان # 8 علو همتش افزون ز کارگاه یقین %~% عروج جاهش بیرون ز دستگاه گمان # 9 زهی بلند جنابی که حشمت خورشید %~% چو شمسه‌ای بودت بر کنار شادروان # 10 گرفته سایه چتر تو از ازل میثاق %~% ببسته سایه قدر تو با ابد پیمان # 11 چو در شعاعه خورشید نور جرم سها %~% چو بر تجلی رای تو آفتاب نهان # 12 نسیم لطف تو گر بر حجیم جلوه کند %~% شود زبانه آتش چو چشمه حیوان # 13 سموم قهر تو گر بگذرد به سوی بهشت %~% به یک شراره بسوزد خزاین رضوان # 14 ز زخم تیغ تو ملک عدوت ویرانست %~% در او نشسته حسودت چو بوم در ویران # 15 صریر کلک ترا روزگار در تسخیر %~% مسیر تیغ ترا کاینات در فرمان # 16 به بارگاه تو چون بندگان کمر بسته %~% هزار چون جم و دارا و رستم ~~دستان # 17 جهان پناها در زحمتم ز دور فلک %~% تو داد بخشی و داد من از فلک بستان # 18 ملول گشتم از این اختران بیهده گرد %~% به جان رسیدم از این روزگار ~~بی‌سامان # 19 به چشم مرحمتی سوی حال بنده نگر %~% مرا ز منت این چرخ سفله باز رهان # 20 همیشه دولت و اقبال تا شوند قرین %~% مدام زهره و برجیس تا کنند قران # 21 قران فتح و ظفر بر جناب جاه تو باد %~% که آفتاب ms080 بلندی و سایه یزدان ~~PageV1P142 ### || [genre: Q] # 1 ای بر در تو دولت و اقبال پاسبان %~% وی خاک آستانه تو کعبه امان # 2 هرکس که همچو حلقه برین در ملازمست %~% او را اسیر و حلقه بگوشند انس و ~~جان # 3 وانکس که بر در تو نگردد کلید دار %~% در تخته بند بسته بود چون کلید ~~دان # 4 خرم دریکه باز شود هر سحرگهی %~% بر درگه خجسته سلطان کامران # 5 خورشید ملک سایه یزدان جمال دین %~% دارای دهر خسرو گیتی جم زمان # 6 شاهی که اطلس تتق زرنگار چرخ %~% مانند پرده می‌نهدش سر بر آستان # 7 بادا همیشه بر در دولت سرای او %~% تایید و بخت و دولت و اقبال را قران ~~PageV1P143 ### || [genre: Q] # 1 ای آسمان جنیبه کش کبریای تو %~% وی آفتاب پرتوی از نور رای تو # 2 دارای دهر آصف ثانی عمید ملک %~% ای صد هزار حاتم طائی گدای تو # 3 خورشید نورگستر و مفتاح دولتست %~% رای رزین و خاطر مشگل‌گشای تو # 4 خواهد فلک که حکم کند در جحهان ولی %~% کاری مسیرش نشود بی‌رضای تو # 5 بحر محیط را که عطا بخش مینهند %~% غرق خجالتست ز فیض عطای تو # 6 پیش از وجود انجم و ارکان نهاده بود %~% گنجور بخت گنج سعادت برای تو # 7 روز نبرد چونکه پریشان کند صبا %~% گیسوی پرچم علم سدره سای تو # 8 گرد از یلان برآرد و افغان ز پردلان %~% از گرد راه بازوی معجز نمای تو # 9 شاها من آنکسم که شب و روز کرده‌ام %~% از روی اعتقاد سر و جان فدای تو # 10 کس را دگر ندانم و جائی نباشدم %~% چون آستانه در دولت سرای تو # 11 صد سال اگر به فارس توقف بود مرا %~% وجه معاش من نبود جز عطای تو # 12 غیر از ثنای تو نبود شغل دیگرم %~% کاری نباشدم به جهان جز دعای تو # 13 روزم بود خجسته و کارم بود به کار %~% هرگه که بامداد ببینم لقای ms081 تو # 14 آنکس توئیکه همچو منت صدهزار هست %~% وانکس منم که نیست مرا کس به جای ~~تو # 15 چندانکه رهنمای بنی آدمست عقل %~% بادا سعادت ابدی رهنمای تو ~~PageV1P144 ### || [genre: Q] # 1 ای دوش چرخ غاشیه گردان جاه تو %~% خورشید در حمایت پر کلاه تو # 2 شاه جهان سکندر ثانی جمال دین %~% ای برتر از شهان جهان دستگاه تو # 3 تا چشم دشمنان شود از بیم او سفید %~% سر بر فراخت پرچم گیسو سیاه تو # 4 در دعوی سعادت دنیا و آخرت %~% نزدیک عقل داد و کرم بس گواه تو # 5 در معرضی که جیش تو بر خصم چیره شد %~% خورشید تیره گشت ز گرد سپاه تو # 6 تو جان عالمی و علی سهل جان جان %~% تو در پناه خالق و او در پناه تو # 7 تا در پی همند شب و روز و ماه و سال %~% بادا خجسته روز و شب و سال و ~~ماه تو PageV1P145 ### || [genre: Q] # 1 گوئیا خلد برینست این همایون بارگاه %~% یا حریم کعبه یا فردوس یا ~~ایوان شاه # 2 پیشگاه حضرتش گردنکشانرا بوسه جای %~% بر غبار آستانش پادشاهان را جباه # 3 چون ستاره در شعاع شمس پنهان میشود %~% چون فروغ شمسه‌هایش بنگرد ~~خورشید ماه # 4 گر تفرجگاه جنات نعیمت آرزوست %~% چشم بگشا تا ببینی جنت بی‌اشتباه # 5 واندر او تخت سلیمان دوم دارای دهر %~% شاه گیتی‌دار جمشید فریدون ~~دستگاه # 6 آفتاب هفت کشور خسرو مالک رقاب %~% سایه حق شیخ ابواسحق بن محمودشاه # 7 خسروان را درگه والای او امید گاه %~% بارگاه عالیش گردن فرازان را ~~پناه # 8 مشگ تاتاری شود چون پاش بوسد خاکرا %~% سرو گردد گر از آنحضرت نظر یابد ~~گیاه # 9 مثل او سلطان نیابد در جهان وین بحث را %~% هر کجا دعوی کنم از من ~~نخواهد کس گواه # 10 چشم بد دور از جنابش باد و بادا تا ابد %~% دولتش باقی جهان محکوم و ~~یاری ده اله PageV1P146 ### || [genre: Q] # 1 ای شکوهت ms082 خیمه بر بالای هفت اختر زده %~% هیبت بانگ سیاست بر شه خاور ~~زده # 2 شیخ ابواسحق سلطانیکه از شمشیر او %~% مهر لرزانست و مه ترسان و گردون ~~سرزده # 3 دولت اقبال در بالای چترت دائما %~% همچو مرغابی سلیمانی پر اندر پر ~~زده # 4 هر کجا صیت تو رفته خطبه‌ها آراسته %~% هر کجا نامت رسیده سکه‌ها بر زر ~~زده # 5 روز اول مشتری چون دید فرخ طالعت %~% در جهانگیری به نامت فال اسکندر ~~زده # 6 بندگانت پایه بر عرش معلی ساخته %~% پاسبانانت علم بر طارم اخضر زده # 7 هرکجا فیروز بختی شهریاری صفدری %~% از دل و جان لاف خدمتکاری این در ~~زده # 8 از قبولت هرکه او چوگان دولت یافته %~% گوی در میدان این ایوان مینا در ~~زده # 9 مطربان بزم جان بخشت به هر آوازه‌ای %~% طعنه‌ها بر نغمه ناهید خنیاگر ~~زده # 10 ابر دستت بر جهان باران رحمت ریخته %~% برق تیغت درنهاد دشمنان آذر ~~زده # 11 هرکجا شه عزم کرده همچو فراشان ز پیش %~% دولتنجا سایبان افراخته چادر ~~زده # 12 با سپاهت هرکه یک ساعت به پیکار آمده %~% از دو پیکر زخمها یا بیش بر ~~پیکر زده # 13 هم سماک رامحش صد تیر در دل دوخته %~% هم شهاب رایتش صد تیر بر مغفر ~~زده # 14 داده هر روز آستانت را چو شاهان بوسها %~% هر سحر کز جیب گردون جرم ~~خور سر بر زده # 15 تا ابد نام تو باقی باد و نام دشمنت %~% همچو مرسوم منش ناگه قلم بر ~~سر زده PageV1P147 ### || [genre: Q] # 1 ای کاخ روح‌پرور و ای قصر دلگشای %~% چون روضه دلفریبی و چون خلد ~~جانفزای # 2 هم شمسه تو غیرت خورشید نوربخش %~% هم برگه تو خجلت جام جهان نمای # 3 فرخنده درگه تو شهانراست سجده‌گاه %~% عالی جناب تو ملکانراست بوسه جای # 4 در کنه وصف تو نرسد عقل دور بین %~% بر قدر بام تو نرود وهم دور پای # 5 زان سایه همای همایون نهاده‌اند %~% کز سایه تو ms083 می‌طلبد فرخی همای # 6 چون گلشن بهشت‌سرا بوستان تست %~% شادی فزای و خرم و جانبخش و دلربای # 7 از بلبلان مدام پر از ساز زیر و بم %~% وز مطربان همیشه پر از بانگ چنگ ~~و نای # 8 تا بزمگاه شاه جهان گشته‌ای شدست %~% از روی فخر کنگره‌هایت سپهر سای # 9 خورشید ملک و سایه یزدان جمال دین %~% سلطان عدل گستر و شاه خجسته رای # 10 هم مانده پیش همت او ابر بی‌گهر %~% هم گشته پیش دست و دلش بحر و کان ~~گدای PageV1P148 ### || [genre: Q] # 1 تجلت من سمات الامانی %~% تباشیر المسرة والامان # 2 و صبح النحج لاح وهب سحرا %~% نسیم الانس موصوب الجنان # 3 واضحی الروض مخضرا فبادر %~% الی الاقداح من کف القیان # 4 نهان چون زاهدان تا کی خوری می %~% چو رندان فاش کن راز نهانی # 5 بزن مطرب نوای ارغنونی %~% بده ساقی شراب ارغوانی # 6 ادر کاسا و لاتسکن و عجل %~% ودع هذا التکاسل والتوانی # 7 معتقة لدی الحکما حلت %~% علی نغم المثالث والمثانی # 8 غم فردا نخور دیگر تو خوش باش %~% منت میگویم آن دیگر تو دانی # 9 مجوی از عهد گردون استواری %~% مخواه از طبع دنیا مهربانی # 10 مده وقت طرب یکباره از دست %~% دوباره نیست کس را زندگانی # 11 می‌نوشین ز دست دلبری گیر %~% که در قد و خدش حیران بمانی # 12 یضاهی خده وردا طریا %~% تبسم ثغره کالا قحوانی # 13 ز حالش هوشیاران کرده مستی %~% ز چشمش برده مستان ناتوانی # 14 چو گل افسانه در مجلس فروزی %~% چو بلبل شهره در شیرین زبانی # 15 خرد گوید چو آری در کنارش %~% ندیدم کس بدین نازک میانی # 16 زمان عشرتست و بزم خسرو %~% سلیمان دوم جمشید ثانی # 17 ابواسحق سلطان جوانبخت %~% که برخوردار بادا از جوانی # 18 شکوه افزای تخت کیقبادی %~% سریر افروز بزم خسروانی # 19 فریدون حشمتی در تاج بخشی %~% سکندر رقعتی در کامرانی # 20 به اقبالش فلک را سربلندی %~% به دورانش جهان را شادمانی ms084 # 21 کند پیوسته بر ایوان قدرش %~% زحل چوبک ز نی مه پاسبانی # 22 همش تایید و نصرت لایزالی %~% همش اقبال و دولت آسمانی # 23 همایون سایه چتر بلندش %~% چو خورشید است در کشورستانی # 24 همیشه کوتوال دولت او %~% کند بر بام گردون دیده‌بانی # 25 خجسته کلک او در گنج پاشی %~% مبارک دست او در زر فشانی # 26 گهربار است چون ابر بهاری %~% درم ریز است چون باد خزانی # 27 به عهد عدل سلطان جوان بخت %~% که او را میرسد فرمان روانی # 28 نجونا من تطرق حادثات %~% عفو نامن بلیات الزمانی # 29 ثنای شاه کار هرکسی نیست %~% مقرر بر عبید است این معانی # 30 همیشه تا بدین فیروزه گون کاخ %~% کند خورشید تابان قهرمانی # 31 ظفر با موکب او همعنان باد %~% که بروی ختم شد صاحبقرانی PageV1P149 ### || [genre: Q] # 1 در این مقام فرح‌بخش و جای روحفزای %~% بخواه باده و بر دل در طرب ~~بگشای # 2 به عیش کوش و حیات دو روزه فرصت دان %~% چو برق میگذرد عمر کاهلی منمای # 3 به دستگیری ساغر خلاص شاید یافت %~% ز جور وهم زمین گرد آسمان پیمای # 4 به پایمردی گلگونه میتوان رستن %~% ز دست حادثه روزگار محنت زای # 5 طریق زهد نه راهست گرد هرزه مگرد %~% حدیث توبه نه کار است زان سخن ~~بازآی # 6 شراب خوار به بزم خدایگان جهان %~% به کام عیش و طرب راه عمر میپیمای # 7 جهان فیض و کرم رکن دین عمیدالمللک %~% که باد تا به ابد در پناه لطف ~~خدای # 8 فروغ رایش چون آفتاب عالمگیر %~% اساس جاهش مانند قطب پا بر جای ~~PageV1P150 ### || [genre: Qt] # 1 چون ز بهر فال بگشائی کتاب %~% از عبید آن فال را بشنو جواب # 2 حرف اول را ز سطر هفتمین %~% بنگر از رای بزرگان سر متاب # 3 از حروف آن حرف کاندر فاتحه است %~% باشد آن بی شک دلیل فتح باب # 4 وآنچه شرحش میدهم کان نامده است %~% نیک باشد گر ms085 کنی زان اجتناب # 5 ثا و جیم و خا و زا آنگاه شین %~% ظا و فا والله اعلم بالصواب ~~PageV1P151 ### || [genre: Qt] # 1 سلطان تاج بخش جهاندار امیر شیخ %~% کاوازه سعادت جودش جهان گرفت # 2 شاهی چو کیقباد و چو افراسیاب گرد %~% کشور چو شاه سنجر و شاه اردوان ~~گرفت # 3 پشتی دین به قوت تدبیر پیر کرد %~% روی زمین به بازوی بخت جوان گرفت # 4 در عیش ساز و عادت خسرو بنا نهاد %~% در رسم و عدل شیوه نوشیروان گرفت # 5 ایوان و قصر و جنت و فردوس برفراشت %~% در وی نشست شاد و قدح شادمان ~~گرفت # 6 هر بنده‌ای که بر در او جایگاه یافت %~% خود را امیر خسرو صاحبقران ~~گرفت # 7 بنگر که روزگار چه بازی پدید کرد %~% نکبت چگونه دولت او را عنان گرفت # 8 جوشی بزد محیط بلائی به ناگهان %~% ملک و خزانه و پسرش در میان گرفت # 9 یا سوز و گریه‌ای که بهم برزد آن بنا %~% یا دود ناله‌ای که در آن ~~دودمان گرفت # 10 کان بوستان سرای که آئین و رنگ و بوی %~% خلد برین ز رونق آن بوستان ~~گرفت # 11 اکنون بدان رسید که بر جای عندلیب %~% زاغ سیه دل آمد و در او مکان ~~گرفت # 12 قصری که برد فرخی از فر او همای %~% سگ بچه کرد در وی و جغد آشیان ~~گرفت # 13 در کار روزگار و ثبات جهان عبید %~% عبرت هزار بار از این می‌توان ~~گرفت # 14 بیچاره آدمی چو ندارد به هیچ حال %~% نه بر ستاره داد و نه بر آسمان ~~گرفت # 15 خوشوقت مقبلی که دل اندر جهان نبست %~% واسوده خاطریکه ز دنیا کران ~~گرفت PageV1P152 ### || [genre: Qt] # 1 مرا قرض هست و دگر هیچ نیست %~% فراوان مرا خرج و زر هیچ نیست # 2 جهان گو همه عیش و عشرت بگیر %~% مرا زین حکایت خبر هیچ نیست # 3 هنر خود ندانم و گر نیز هست %~% چو طالع نباشد ms086 هنر هیچ نیست # 4 عنان ارادت چو از دست رفت %~% غم و فکر برگ و دگر هیچ نیست # 5 به درگاه او التجا کن عبید %~% که این رفتن در به در هیچ نیست ~~PageV1P153 ### || [genre: Qt] # 1 خدایگان جهان رکن دین عمیدالملک %~% توئی که چرخ به جاه تو التجا دارد # 2 قضا به هرچه اشارت کنی مطیع شود %~% قدر به هرچه رضا باشدت رضا دارد # 3 کسیکه پرتو رای تو در ضمیر آرد %~% چه التفات به جام جهان نما دارد # 4 به دست هرکه فتد خاک آستانه تو %~% نظر حرام بود گر به کیمیا دارد # 5 توئی که پشت فلک با همه بلندی قدر %~% ز بار بر تو پیوسته انحنا دارد # 6 حمایت تو کسی را که در پناه آرد %~% چه غم ز گردش ایام بی‌حیا دارد # 7 جهان پناها ده سال بیش میگذرد %~% که بنده نام دعاگوئی شما دارد # 8 نه جز شماش مربی نه جز شما مخدوم %~% نه جز شما به جهان یار و آشنا ~~دارد # 9 نه جز به لطف تو کان در بیان نمیگنجد %~% به کس توقع اهلا و مرحبا دارد # 10 نه همچو مردم دیگر به هر کجا که رسد %~% دری گشاده ببیند سری فرا دارد # 11 ز آستان تو هرگز به هیچ جا نرود %~% اگرچه پیش وضیع و شریف جا دارد # 12 به عهد چون تو وزیری و این چنین شاهی %~% روا بود که ورا چرخ در عنا ~~دارد # 13 گهم به سلسله قرض پای بند کند %~% گهم به منت و افلاس مبتلا دارد # 14 نه خواجه تربیتی میکند مرا هرگز %~% نه پادشه نظری سوی این گدا دارد # 15 عبید لاجرم اکنون چو دشمن خواجه %~% نه زر نه جامه نه چادر نه چارپا ~~دارد # 16 نه برگ آنکه تواند ملازمت کردن %~% نه ساز و آلت و اسباب انزوا دارد # 17 ز بخت خویش برنجم که از نحوست او %~% همیشه کارک من رو به قهقرا دارد ms087 # 18 کمان چرخ به من تیر نکبت اندازد %~% کمند دهر مرا بسته بلا دارد # 19 ز روزگار فراغت چگونه دارم چشم %~% چنین که خواجه فراغت ز حال ما دارد # 20 روا بود که چنین خوار و بی‌نوا باشد %~% کسیکه همچو تو مخدوم و مقتدی ~~دارد # 21 به لطف خاطر یاران و بندگان دریاب %~% که کار همت یاران باصفا دارد # 22 به وقت فرصت اگر مصلحت بود با شاه %~% بگو فلان به جنابت امیدها دارد # 23 هزار سال بمان کامران که روح‌الامین %~% مزید جاه ترا دست در دعا دارد ~~PageV1P154 ### || [genre: Qt] # 1 صاحبقران و صاحب دیوان عمید ملک %~% ای آنکه هرچه کرد ضمیرت صواب کرد # 2 ای خواجه ای که نافذ تقدیر در ازل %~% ذات ترا ز جمله جهان احتساب کرد # 3 وی سروری که هر نفس از خاک درگهت %~% گردون هزار فتح و ظفر فتح باب کرد # 4 هرکو نهاد گردن طاعت به امر تو %~% نامش زمانه خسرو مالک رقاب کرد # 5 وانکو چو آستانه مقیم درت نشد %~% سیلاب فتنه خانه عمرش خراب کرد # 6 یکباره جور و فتنه عنان از جهان بتافت %~% تا صیت عدل و جود تو پا در ~~رکاب کرد # 7 هر منصبی کز آصف و جم یادگار ماند %~% بازوی تو به تیغ و قلم اکتساب ~~کرد # 8 تیغ عدو شکافت تو گوئی چه جوهریست %~% کزوی به روز معرکه بحر اضطراب ~~کرد # 9 زخمش چه معجزیست که سرها به باد داد %~% برقش چه آتشیست که جانها کباب ~~کرد # 10 هرک از در سؤال درآمد به پیش تو %~% کلک تو از کرم به عطایش جواب کرد # 11 شاها طلوع اختر سعدیکه ناگهان %~% چون فتح و نصر روی به عالی جناب کرد # 12 چون ماه تو به منظر زیبا نهاد روی %~% چون جرم خور به برج حمل انقلاب ~~کرد # 13 آن لحظه کو عزیمت ملک ظهور ساخت %~% دولت دو اسبه پیشتر از وی شتاب ~~کرد # 14 تا بر سرش ms088 نثار کند دست روزگار %~% پر حقه سپهر ز در خوشاب کرد # 15 شد قدر آفتاب ز همنامیش بلند %~% زان روح چرخ تهنیت آفتاب کرد # 16 در سایه تو تا به ابد کامکار باد %~% خود بخت نیک در ازلش کامیاب کرد # 17 جاوید باد دولت و عمر تو وین دعا %~% ایزد به فضل و رحمت خود مستجاب ~~کرد PageV1P155 ### || [genre: Qt] # 1 ای جوانبخت وزیری که کند افسر سر %~% خاک پایت چو بدین گنبد خضرا برسد # 2 جان هر خسته ز لطف تو دوا کسب کند %~% دل هرکس ز عطایت به تمنی برسد # 3 ملک را چون تو عمیدی چو خدا روزی کرد %~% رکن اسلام ز نام تو به اعلی ~~برسد # 4 خسروا بنده عبید از کرمت دارد چشم %~% کش ز یمن نظرت کار به بالا برسد # 5 گر بود مصلحت احوال دعاگو با شاه %~% عرضه فرمای چو رایات به بیضا برسد # 6 بیتکی چند ز اشعار کسان داردم یاد %~% یک دو زان شاید اگر زانکه به ~~آنها برسد # 7 «آنکه او هست در این دور به نانی خرسند %~% حرص گیرد چو بدین حضرت والا ~~برسد» # 8 آری از چاه بجز آب تمنی نکند %~% بار گوهر طلبد هرکه به دریا برسد # 9 تا ابد کامروا باشد که خصمت گر خود %~% نظری باز کند مرگ مفاجا برسد # 10 مدت عمر تو چندانکه پیاپی صد بار %~% جرم خورشید جهانگرد به جوزا برسد ~~PageV1P156 ### || [genre: Qt] # 1 نماند هیچ کریمی که پای خاطر من %~% ز بند حادثه روزگار بگشاید # 2 خیال بود مرا کان غرض که مقصود است %~% حصول آن غرض از شهریار بگشاید # 3 بدان هوس بر سلطان کامران رفتم %~% که از عطای ویم کار و بار بگشاید # 4 ز پیش شاه و وزیرم دری گشاده نشد %~% مگر ز غیب دری کدر کار بگشاید # 5 عبید حاجت از آن درطلب که رحمت او %~% اگر ببندد یک در هزار بگشاید ~~PageV1P157 ### || [genre: Qt] # 1 در علم حساب ms089 ار زانک رای تو تبه باشد %~% بر کس چه نهی تهمت کس را چه ~~گنه باشد # 2 سهو است ترا ای جان اندیشه از این به کن %~% نون را صد و شش خوانی لیکن ~~صدوده باشد PageV1P158 ### || [genre: Qt] # 1 بنای و نی همه عمرم گذشت و میگفتم %~% دریغ عمر و جوانی که میرود بر ~~باد # 2 به آه و ناله کنون دل نهاده‌ام چکنم %~% قضا قضای خدایست هرچه بادا باد ~~PageV1P159 ### || [genre: Qt] # 1 ای عبید این گل صد برگ بر اطراف چمن %~% هیچ دانی که سحرگاه چرا ~~می‌خندد # 2 با وجود گره غنچه و تنگی دل او %~% حکمتی هست نه از باد هوا می‌خندد # 3 چون ثبات فلک و کار جهان می‌بیند %~% به بقای خود و بر غفلت ما می‌خندد ~~PageV1P160 ### || [genre: Qt] # 1 آنکه گردون فراشت و انجم کرد %~% عقل و روح آفرید و مردم کرد # 2 رشته کاینات در هم بست %~% پس سر رشته در میان گم کرد PageV1P161 ### || [genre: Qt] # 1 عبید این حرص مال و جاه تاکی %~% جهان فانیست رو ترک جهان گیر # 2 چو مردان دامن از دنیا بیفشان %~% وزین گرداب خود را بر کران گیر # 3 ز مسجد رخت بر کوی مغان کش %~% سرا در کوی صاحب دولتان گیر PageV1P162 ### || [genre: Qt] # 1 بفیروزی در این قصر همایون %~% که بادا تا به نفخ صور معمور # 2 به شادی بزم سلطان قصب پوش %~% که دل را ذوق بخشد دیده را نور # 3 جمال ملک و دین شاه جوانبخت %~% که باد از تخت و تاجش چشم بد دور # 4 صریر کلک او را دهر محکوم %~% نفاذ امر او را چرخ مامور # 5 مدامش بخت بر اعدا مظفر %~% همیشه رایت عالیش منصور PageV1P163 ### || [genre: Qt] # 1 چه تفاوت کند ار زانکه بیائی بر ما %~% « بامدادان که تفاوت نکند لیل و ~~نهار» # 2 دست در دامن می زن که از این پس همه روز %~% « خوش بود دامن صحرا و ~~تماشای بهار » PageV1P164 ### || [genre: ms090 Qt] # 1 چون در این دنیا عزیزم داشتی یارب به لطف %~% وز بسی نعمت نهادی بر من ~~مسکین سپاس # 2 اندر آن دنیا عزیزم دار زیرا گفته‌اند %~% « خوش نباشد جامه نیمی اطلس ~~و نیمی پلاس PageV1P165 ### || [genre: Qt] # 1 مردم به عیش و شادی و من در بلای قرض %~% هریک به کار و باری و من ~~مبتلای قرض # 2 قرض خدا و قرض خلایق به گردنم %~% آیا ادای فرض کنم یا ادای قرض # 3 خرجم فزون ز غایت و قرضم برون ز حد %~% فکر از برای خرج کنم یا برای ~~قرض # 4 از هیچ خط نتابم غیر از سجل دین %~% وز هیچکس ننالم غیر از گوای قرض # 5 در شهر قرض دارم واندر محله قرض %~% در کوچه قرض دارم واندر سرای قرض # 6 از صبح تا به شام در اندیشه مانده‌ام %~% تا خود کجا بیابم ناگه رجای ~~قرض # 7 مردم ز دست قرض گریزان و من به صدق %~% خواهم پس از نماز و دعا از خدای ~~قرض # 8 عرضم چو آبروی گدایان به باد رفت %~% از بس که خواستم ز در هر گدای قرض # 9 گر خواجه تربیت نکند نزد پادشا %~% مسکین عبید چون کند آخر دوای قرض # 10 خواجه علا دولت و دین آن که جز کفش %~% هرگز کسی ندید به گیتی سزای ~~قرض PageV1P166 ### || [genre: Qt] # 1 وای بر من که روز شب شده‌ام %~% دایما همنشین و همدم قرض # 2 مدتی گرد هرکسی گشتم %~% بو که آرم به دست مرهم قرض # 3 آخرالامر هیچکس نگشاد %~% پای جانم ز بند محکم قرض # 4 ن درستی نیافتم جائی %~% که مرا وارهاند از غم قرض PageV1P167 ### || [genre: Qt] # 1 زهی لعل لب نازک میانت %~% مراد دیده باریک بینان # 2 غم عشقت به هشیاری و مستی %~% مراد دیده خلوت نشینان PageV1P168 ### || [genre: Qt] # 1 چه خوش باشد در این فرخنده ایوان %~% نشان افزودن و مجلس نهادن # 2 به یاد بزم سلطان جوانبخت %~% نشستن شاد و داد ms091 عیش دادن # 3 چو من دل درمی و معشوق بستن %~% به روی دوستان در بر گشادن PageV1P169 ### || [genre: Qt] # 1 ای دل ز اهل و اولاد دیگر مکش ملامه %~% در شهر خویش بنشین بالخیر ~~والسلامه # 2 آن قوم بی‌کرم را یک بار آزمودی %~% « من جرب المجرب حلت به الندامه » ~~PageV1P170 ### || [genre: Qt] # 1 بیش از این از ملک هر سالی مرا %~% خرده‌ای از هر کناری آمدی # 2 در وثاقم نان خشک و تره‌ای %~% در میان بودی چو یاری آمدی # 3 گه گهی هم باده حاضر میشدی %~% گر ندیمی یا نگاری آمدی # 4 نیست در دستم کنون از خشک و تر %~% زآنچه وقتی در کناری آمدی # 5 غیر من در خانه‌ام چیزی نماند %~% هم نماندی گر به کاری آمدی ~~PageV1P171 ### || [genre: Qt] # 1 ای اقچه گرد روی کانی %~% ای بی تو حرام زندگانی # 2 ای راحت جان و قوت دل %~% ای مایه عیش و کامرانی # 3 تا کی باشد عبید بی تو %~% تن داده به عجز و ناتوانی PageV1P172 ### || [genre: Qt] # 1 نشستن با نشاط و کامرانی %~% طرب کردن در این کاخ کیانی # 2 مبارک باد بر شاه جهانبخش %~% سلیمان دوم جمشید ثانی # 3 ابواسحان سلطان جوانبخت %~% که بر خوردار بادا از جوانی PageV1P173 ### || [genre: Qt] # 1 حریم قلعه دارالامان که در عالم %~% چو آسمان به بلندیش نیست همتائی # 2 به نسبت من و با استری که من دارم %~% به راستی که بلائی است این نه ~~بلائی PageV1P174 ### || [genre: Qt] # 1 خدایا دارم از لطف تو امید %~% که ملک عیش من معمور داری # 2 بگردانی بلای زهد از من %~% قضای توبه از من دور داری PageV1P175 ### || [genre: R] # 1 هرکس که سر زلف تو آورد بدست %~% از غالیه فارغ شد و از مشگ برست # 2 عاقل نکند نسبت زلفت با مشگ %~% داند که میان این و آن فرقی هست ~~PageV1P176 ### || [genre: R] # 1 تا مهر توام در دل شوریده نشست %~% وافتاد مرا چشم بدان نرگس مست # 2 این غم ms092 ز دلم نمی‌نهد پای برون %~% وین اشگ ز دامنم نمیدارد دست ~~PageV1P177 ### || [genre: R] # 1 ای مقصد خورشید پرستان رویت %~% محراب جهانیان خم ابرویت # 2 سرمایه عیش تنگدستان دهنت %~% سر رشته دلهای پریشان مویت PageV1P178 ### || [genre: R] # 1 گفتم عقلم گفت که حیران منست %~% گفتم جانم گفت که قربان منست # 2 گفتم که دلم گفت که آن دیوانه %~% در سلسله زلف پریشان منست PageV1P179 ### || [genre: R] # 1 دوران بقا بی‌می و ساقی حشواست %~% بی زمزمه نای عراقی حشو است # 2 چندانکه فذالک جهان می‌نگرم %~% بارز همه عشرتست و باقی حشواست ~~PageV1P180 ### || [genre: R] # 1 دنیا نه مقام ماست نه جای نشست %~% فرزانه در او خراب اولیتر و مست # 2 بر آتش غم ز باده آبی میزن %~% زان پیش که در خاک روی باد بدست ~~PageV1P181 ### || [genre: R] # 1 امشب من و چنگیی و معشوقه چست %~% بودیم به عیش و عهد کردیم درست # 2 ساقی ز بلور ناب بر روی زمین %~% میکشت عقیق و لؤلؤتر میرست PageV1P182 ### || [genre: R] # 1 میکوش که تا ز اهل نظر خوانندت %~% وز عالم راز بی‌خبر خوانندت # 2 گر خیر کنی فرشته خوانند ترا %~% ور میل بشر کنی بشر خوانندت ~~PageV1P183 ### || [genre: R] # 1 هرچند که درد دل هر خسته بسیست %~% وز دست فلک رشته بگسسته بسیست # 2 زنهار ز کار بسته دل تنگ مدار %~% در نامه غیب راز سربسته بسیست ~~PageV1P184 ### || [genre: R] # 1 گل کز رخ او خجل فرو میماند %~% چیزیش بدان غالیه‌بو میماند # 2 ماه شب چهارده چو بر می‌آید %~% او نیست ولی نیک بدو میماند PageV1P185 ### || [genre: R] # 1 این شمع که شب در انجمن می‌خندد %~% ماند بگلی که در چمن می‌خندد # 2 هر شب که به بالین من آید تا روز %~% میسوزد و بر گریه من می‌خندد ~~PageV1P186 ### || [genre: R] # 1 هر چند بهشت صد کرامت دارد %~% مرغ و می و حور سرو قامت دارد # 2 ساقی بده این باده گلرنگ به نقد %~% کان نسیه او سر به قیامت دارد ~~PageV1P187 ### || [genre: ms093 R] # 1 تا یار برفت صبر از من برمید %~% وز هر مژه‌ام هزار خونابه چکید # 2 گوئی نتوانم که ببینم بازش %~% «تا کور شود هر آنکه نتواند دید» ~~PageV1P188 ### || [genre: R] # 1 ای شعله‌ای از پرتو رویت خورشید %~% رویم ز غمت زرد شد و موی سفید # 2 از وصل تو هر که بود در جمله جهان %~% بر داشت نصیبی و من خسته امید ~~PageV1P189 ### || [genre: R] # 1 فکری که بر آن طبع روان میگذرد %~% شرحش ز معانی و بیان میگذرد # 2 شعر تو چرا نازک و شیرین نبود %~% آخر نه بدان لب ودهان میگذرد ~~PageV1P190 ### || [genre: R] # 1 آن زلف که بر گوشه غلطاق نهاد %~% صد داغ جفا بر دل عشاق نهاد # 2 بر چهره او چو طاق ابرویش دید %~% مه خوبی روی خویش بر طاق نهاد ~~PageV1P191 ### || [genre: R] # 1 درویش که می خورد به میری برسد %~% ور روبهکی خورد به شیری برسد # 2 گر پیر خورد جوانی از سر گیرد %~% ور زانکه جوان خورد به پیری برسد ~~PageV1P192 ### || [genre: R] # 1 من ترک شراب ناب نتوانم کرد %~% خمخانه خود خراب نتوانم کرد # 2 یک روز اگر باده صافی نخورم %~% ده شب ز خمار خواب نتوانم کرد ~~PageV1P193 ### || [genre: R] # 1 آن خور که ازو قوت روح افزاید %~% یعنی می گل‌گون که فتوح افزاید # 2 من بنده آنکه در شبانگاه خورد %~% من چاکر آن که در صبوح افزاید ~~PageV1P194 ### || [genre: R] # 1 جان قصه آن ماه سخنگو گوید %~% دل کام روان زان لب دلجو جوید # 2 گر عکس رخش بر چمن افتد روزی %~% از خاک همه لاله خود رو روید ~~PageV1P195 ### || [genre: R] # 1 عشق تو مرا چو خاک ره خواهد کرد %~% خال تو مرا حال تبه خواهد کرد # 2 زلف تو مرا به باد بر خواهد داد %~% چشم تو مرا خانه سیه خواهد کرد ~~PageV1P196 ### || [genre: R] # 1 تا ساخته شخص من و پرداخته‌اند %~% در زیر لگد کوب غم انداخته‌اند # 2 گوئی من زرد روی دلسوخته را ms094 %~% چون شمع برای سوختن ساخته‌اند ~~PageV1P197 ### || [genre: R] # 1 گر وصل تو دست من شیدا گیرد %~% وین درد و فراق راه صحراگیرد # 2 هم حال من از روی تو نیکو گردد %~% هم کار من از قد تو بالا گیرد ~~PageV1P198 ### || [genre: R] # 1 لب هر که بر آن لعل طربناک نهد %~% پا بر سر نه کرسی افلاک نهد # 2 خورشید چو ماه پیش رویش به ادب %~% هر روز دو بار روی بر خاک نهد ~~PageV1P199 ### || [genre: R] # 1 از شدت دست تنگی و محنت برد %~% در خیمه ما نه خواب یابی و نه خورد # 2 در تابه و صحن و کاسه و کوزه ما %~% نه چرب و نه شیرین و نه گرم است و ~~نه سرد PageV1P200 ### || [genre: R] # 1 زین گونه که این شمع روان می‌سوزد %~% گوئی ز فراق دوستان می‌سوزد # 2 گر گریه کنیم هر دو با هم شاید %~% کو را و مرا رشته جان می‌سوزد ~~PageV1P201 ### || [genre: R] # 1 قومی ز پی مذهب و دین می‌سوزند %~% قومی ز برای حور عین میسوزند # 2 من شاهد و می دارم و باغی چو بهشت %~% ویشان همه در حسرت این میسوزند ~~PageV1P202 ### || [genre: R] # 1 دل با رخ دلبری صفائی دارد %~% کو هر نفسی میل به جائی دارد # 2 شرح شب هجران و پریشانی ما %~% چون زلف بتان دراز نائی دارد PageV1P203 ### || [genre: R] # 1 وصف لب او سخن چو آغاز کند %~% وان رنگ رخش که بر سمن ناز کند # 2 از غنچه شنو چو غنچه لب بگشاید %~% وز گل بطلب چو گل دهن باز کند ~~PageV1P204 ### || [genre: R] # 1 دانا ز می و مغانه می نگریزد %~% وز چنگ و دف و چغانه می نگریزد # 2 یک شاهد و دو ندیم و سه جام شراب %~% البته از این سه گانه می نگریزد ~~PageV1P205 ### || [genre: R] # 1 هر لحظه رسد به من بلائی دیگر %~% آید به دلم زخم ز جائی دیگر # 2 بر درد سری کز فلکم راست بود %~% امروز ms095 فزود درد پائی دیگر PageV1P206 ### || [genre: R] # 1 ای در سر هر کس از تو سودای دگر %~% در راه تو هر طایفه را رای دگر # 2 چیزی ز تو هر کسی تمنا دارد %~% ما جز تو نداریم تمنای دگر PageV1P207 ### || [genre: R] # 1 از شوق توام هست بر آتش خاطر %~% بی‌وصل توام نمیشود خوش خاطر # 2 در حسرت ابرو و سر زلف خوشت %~% پیوسته نشسته‌ام مشوش خاطر PageV1P208 ### || [genre: R] # 1 ای لعل لبت به دلنوازی مشهور %~% وی روی خوشت به ترکتازی مشهور # 2 با زلف تو قصه‌ایست ما را مشکل %~% همچون شب یلدا به درازی مشهور ~~PageV1P209 ### || [genre: R] # 1 ای دل پس از این انده بیهوده مخور %~% زین پیش غم بوده و نابوده مخور # 2 جان میده وداد طمع و حرص مده %~% غم میخور و نان منت آلوده مخور ~~PageV1P210 ### || [genre: R] # 1 ای بر دل هرکس ز تو آزار دگر %~% بر خاطر هر کسی ز تو بار دگر # 2 رفتی به سفر عظیم نیکو کردی %~% آن روز مبادا که تو یک بار دگر ~~PageV1P211 ### || [genre: R] # 1 ای دل پس از این غصه ایام مخور %~% جز نی مطلب همدم و جز جام مخور # 2 مرسوم طمع مدار و تشریف مپوش %~% ادرار قلم بر نه و انعام مخور ~~PageV1P212 ### || [genre: R] # 1 دل در پی عشق دلبرانست هنوز %~% وز عمر گذشته در گمانست هنوز # 2 گفتیم که ما و او بهم پیر شویم %~% ما پیر شدیم و او جوانست هنوز ~~PageV1P213 ### || [genre: R] # 1 نه یار نوازد بکرم یک روزم %~% نه بخت که بر وصل کند پیروزم # 2 چون شمع برابر رخش گه گاهی %~% از دور نگه می‌کنم و میسوزم PageV1P214 ### || [genre: R] # 1 بیم است که در بیخودی افسانه شوم %~% وانگشت نمای خویش و بیگانه شوم # 2 ای عقل فضول میدهد زحمت من %~% ناگاه ز دست عقل دیوانه شوم PageV1P215 ### || [genre: R] # 1 دل سیر شد از غصه گردون خوردن %~% وز دست ستم سیلی هر دون خوردن ms096 # 2 تا چند چو نای هر نفس ناله زدن %~% تا کی چو پیاله دمبدم خون خوردن ~~PageV1P216 ### || [genre: R] # 1 در کوچه فقر گوشه‌ای حاصل کن %~% وز کشت حیات خوشه‌ای حاصل کن # 2 در کهنه رباط دهر غافل منشین %~% راهی پیش است توشه‌ای حاصل کن ~~PageV1P217 ### || [genre: R] # 1 از کار جهان کرانه خواهم کردن %~% رو در می و در مغانه خواهم کردن # 2 تا خلق جهان دست بدارند ز من %~% دیوانگیی بهانه خواهم کردن PageV1P218 ### || [genre: R] # 1 گفتم صنما شدم به کام دشمن %~% زان غمزه شوخ و طره مرد افکن # 2 گفت آنچه ز چشم و زلف من بر تو گذشت %~% ای خانه سیه چرا نگفتی با من ~~PageV1P219 ### || [genre: R] # 1 بر هیچ کسم نه مهر مانده است نه کین %~% یک باره بشسته دست از دنیی و ~~دین # 2 در گوشه نشسته‌ام به فسقی مشغول %~% هرگز که شنیده فاسق گوشه‌نشین ~~PageV1P220 ### || [genre: R] # 1 ای دل بگزین گوشه‌ای از ملک جهان %~% زین شهر بدان شهر مرو سرگردان # 2 همچون مردان موزه بکن خیمه بسوز %~% با چادر و موزه چند گردی چو زنان ~~PageV1P221 ### || [genre: R] # 1 از دل نرود شوق جمالت بیرون %~% وز سینه هوای زلف و خالت بیرون # 2 این طرفه که با این همه سیلاب سرشگ %~% از دیده نمیرود خیالت بیرون ~~PageV1P222 ### || [genre: R] # 1 ای رای تو ترجمان تقدیر شده %~% تیغ تو چو خورشید جهانگیر شده # 2 همچون ترکش دشمن جاهت بینم %~% آویخته و شکم پر از تیر شده PageV1P223 ### || [genre: R] # 1 در درد سرم زین دل سودا پیشه %~% کو را نبود بجز تمنی پیشه # 2 پیرانه سرش آرزوی برنائی است %~% فریاد از این پیرک برنا پیشه ~~PageV1P224 ### || [genre: R] # 1 ای آنکه بجز تو نیست فریادرسی %~% غیر از کرمت نداد کس داد کسی # 2 کار من مستمند بیچاره بساز %~% کان بر تو به هیچ آید و برماست بسی ~~PageV1P225 ### || [genre: R] # 1 پیش لب و زلفش ای دل از حیرانی %~% چون ابروی ms097 شوخ او مکن پیشانی # 2 سودازدگی زلف او می‌بینی %~% باریک مزاجی لبش میدانی PageV1P226 ### || [genre: Tk] # 1 ساقیا موسم عیش است بده جام شراب %~% لطف کن بسته لبان را به زلالی ~~دریاب # 2 قدح باده اگر هست به من ده تا من %~% در سر باده کنم خانه هستی چو حباب # 3 در حساب زر و سیم است و غم داد و ستد %~% کوربختی که ندارد خبر از روز ~~حساب # 4 بر کسم هیچ حسد نیست خدا میداند %~% جز بر آن رند که افتاده بود مست و ~~خراب # 5 هرکه را آتش این روزه سی روزه بسوخت %~% مرهمش شمع و شرابست و دوا چنگ ~~و رباب # 6 وانکه امروز عذاب رمضان دیده بود %~% من بر آنم که به دوزخ نکشد بار ~~عذاب # 7 وقت آنست دگر باره که می نوش کنیم %~% روزه و وتر و تراویح فراموش کنیم # 8 پایکوبان ز در صومعه بیرون آئیم %~% دست با شاهد سرمست در آغوش کنیم # 9 سر چو گل در قدم لاله رخان اندازیم %~% جان فدای قد حوران قبا پوش کنیم # 10 شیخکان گر به نصیحت هذیانی گویند %~% ما به یک جرعه زبان همه خاموش ~~کنیم # 11 چند روی ترش واعظ ناکس بینیم %~% چند بر قول پراکنده او گوش کنیم # 12 جام زر بر کف و از زال زر افسانه مخوان %~% تا به کی قصه کاووس و ~~سیاووش کنیم # 13 دل به جان آمد از آن باد به شبها خوردن %~% در فرو کردن و ترسیدن و ~~تنها خوردن # 14 چه عذابیست همه روزه دهان بر بستن %~% چه بلائیست به شب شربت و حلوا ~~خوردن # 15 زشت رسمی است نشستن همه شب با عامه %~% هم قدح گشتن و پالوده و خرما ~~خوردن # 16 مدعی روزم اگر بوی دهن نشنیدی %~% شب نیاسود می از باده حمرا خوردن # 17 فرصت باده یکماهه ز من فوت شدی %~% گر نشایستی با مردم ترسا خوردن # 18 رمضان رفت کنون ما و ms098 از این پس همه روز %~% باده در بارگه خواجه والا ~~خوردن # 19 خسروا پیش که این طاق معلی کردند %~% سقف این طارم نه پایه مینا کردند # 20 هرچه بخت تو طلب کرد بدو بخشیدند %~% هرچه اقبال تو میخواست مهیا ~~کردند # 21 جود آواره و مرضی ز جهان گم شده بود %~% بازو و کلک تو این قاعده احیا ~~کردند # 22 پادشاهان به حریم تو حمایت جستند %~% شهریاران به جناب تو تولی کردند # 23 از دم خلق روانبخش تو می‌باید روح %~% آن روایت که ز انفاس مسیحا ~~کردند # 24 چرخ را تربیت اهل هنر رسم نبود %~% این حکایت کرم جود تو تنها کردند # 25 تا زمین است زمان تابع فرمان تو باد %~% گوی گردان فلک در خم چوگان تو ~~باد # 26 والی کشور هفتم که زحل دارد نام %~% کمترین هندوی چوبک زن ایوان تو ~~باد # 27 شیر گردون که بدو بازوی خورشید قویست %~% بنده حلقه به گوش سگ دربان ~~تو باد # 28 تیر کو ناظر دیوان قضا و قدر است %~% از مقیمان در منشی دیوان تو باد # 29 جام جمشید چو در بزم طرب نوش کنی %~% زهره خنیاگر و برجیس ثناخوان تو ~~باد # 30 روز عید است طرب ساز که تا کور شود %~% خصم بد گوهر بدکیش که قربان تو ~~باد PageV1P227 ### || [genre: Tk] # 1 ساقی بیار باده و پر کن به یاد عید %~% در ده که هم به باده توان داد ~~داد عید # 2 بنمود عید چهره و اندر رسید باز %~% خرم وصال دلبر و خوش بامداد عید # 3 تشریف داد و باز اساس طرب نهاد %~% ای صد هزار رحمت حق بر نهاد عید # 4 در بزم پادشاه جهان باده نوش کن %~% وانگه به گوش جان بشنو نوش باد عید # 5 عید آمد و مراد جهانی به باده داد %~% بادا جهان همیشه به کام و مراد ~~عید # 6 آن به که روز عید به می التجا کنیم %~% عیش گذشته را به صبوحی ms099 ادا کنیم # 7 با پیر می فروش برآریم خلوتی %~% یک چند خانقاه به شیخان رها کنیم # 8 از صوت نای و نی بستانیم داد عید %~% وز چنگ و عود کام دل خود روا کنیم # 9 هر خستگی که از رمضان در وجود ماست %~% آنرا به جام باده صافی دوا کنیم # 10 چون وقت ما خوشست به اقبال پادشاه %~% بر پادشاه مغرب و مشرق دعا کنیم # 11 فرماندهی که خسرو گردون غلام اوست %~% در بر و بحر خطه شاهی به نام ~~اوست # 12 احوال خلق عالم و ارزاق مرد و زن %~% قائم به عدل شامل و انعام عام ~~اوست # 13 روی زمین ز شعله خورشید حادثات %~% در سایه حمایت کلک و حسام اوست # 14 جرم هلال عید که منظور عالمست %~% نعل سمند سرکش خرم خرام اوست # 15 گیتی نهاده گردن طاعت به امر او %~% دور فلک مسخر اجرام رام اوست # 16 زان پیشتر که کون و مکان آفریده‌اند %~% وین طاق زرنگار فلک ~~برکشیده‌اند # 17 بنیاد این بسیط مقرنس نهاده‌اند %~% واندر میان بساط زمین گستریده‌اند # 18 خاص از برای نصرت دین و نظام ملک %~% ذات ترا ز جمله جهان برگزیده‌اند # 19 شاهی به عدل و داد به آئین و رای تو %~% هرگز کسی ندیده نه هرگز ~~شنیده‌اند # 20 بادا مدام دولت و جاه تو بر مزید %~% کز دولت تو خلق جهان آرمیده‌اند # 21 ای آسمان جنیبه کش کبریای تو %~% خورشید بنده در دولت سرای تو # 22 پیش از وجود انجم و ارکان نهاده بود %~% گنجور بخت گنج سعادت برای تو # 23 معمار مملک و ملت و مفتاح دولتست %~% فکر دقیق و خاطر مشکل گشای تو # 24 افتد بر آستان تو هر روز آفتاب %~% تا بو که بامداد ببیند لقای تو # 25 ختم سخن به شعر کسان میکنم از آنک %~% فرضست بر عموم خلایق دعای تو ~~PageV1P228 ### || [genre: Tk] # 1 از شکوفه شاهدان باغ معجز بسته‌اند %~% نوعروسان چمن را زر و زیور ~~بسته‌اند # 2 ms100 نقشبندان طبیعت گوئیا بر شاخ گل %~% نقشهای تازه از یاقوت و از زر ~~بسته‌اند # 3 بسکه در بستان ریاحین سایبان گسترده‌اند %~% در چمنها راه بر خورشید ~~خاور بسته‌اند # 4 لاف ضحاکی زند گل لاجرم از عدل شاه %~% بر سر بازارهایش دستها بر ~~بسته‌اند # 5 طایران گلشن قدس از برای افتخار %~% حرز مدح شاه بر اطراف شهپر ~~بسته‌اند # 6 باز در بستان صنوبر سرفرازی میکند %~% بلبل شوریده را گل دلنوازی میکند # 7 لاله سیراب دارد جام لیکن هر زمان %~% همچو مستان چشم نرگس ترکتازی ~~میکند # 8 ابر سقا رنگ بستان و چمن را بین که باز %~% رختها چون صوفیان هردم ~~نمازی میکند # 9 میجهد باد صبا هر صبحدم بر بوستان %~% با عروسان ریاحین دست یازی میکند # 10 سرو اگر با قد یارم لاف یاری میزند %~% نیست عیبی این حمایت از درازی ~~میکند # 11 نقشبند باغ انواع ریاحین هر زمان %~% از برای بزم سلطان کارسازی میکند # 12 ای جهانرا وارث ملک سلیمان آمده %~% آسمانت چون زمین در تحت فرمان ~~آمده # 13 هرچه مقدور قدر بد قدرتت قادر شده %~% هرچه دشوار قضا پیش تو آسان ~~آمده # 14 در ز دریا بر در جود تو زنهاری شده %~% گوهر از کان پیش دستت داد ~~خواهان آمده # 15 هرکه خاری از خلافت در دلش ره یافته %~% خاطرش چون طره خوبان پریشان ~~آمده # 16 هر خدنگی کز کمینگاه قضا بگشاد چرخ %~% دشمن جاه ترا بر جوشن جان آمده # 17 حاسدت را در بت اندوه و سرسام بلا %~% جان سپاری حاصل اوقات هجران ~~آمده # 18 ای سریر سلطنت را تیغ و کلکت قهرمان %~% وی همان همتت را اوج کیوان ~~آشیان # 19 هم جناب عالیت اقبال را دارالسلام %~% هم حریم بارگاهت ملک را ~~دارالامان # 20 روز و شب بهر نثار افشان بزمت پرورد %~% کان جوهر در صمیم دل صدف در ~~در دهان # 21 وز نهیب قهرت اندر قعر دریای محیط %~% دایما ماهی زره پوشد کشف ~~برکستوان # 22 برق تیغت ms101 عکس اگر بر چرخ چارم افکند %~% زهره خورشید تابان آب گردد در ~~زمان # 23 خوانده‌ام بیتی که اینجا عرض کردن لازمست %~% از زبان انوری آن در سخت ~~صاحب زمان # 24 تا بود دور فلک پیوسته دوران تو باد %~% گوی گردون در خم چوگان فرمان ~~تو باد # 25 در شبستان جلالت چونکه افروزند شمع %~% جرم خور پروانه شمع شبستان تو ~~باد # 26 کهنه پیر چرخ آنکش مایه جز یک خوشه نیست %~% خوشه‌چین خرمن انعام و ~~احسان تو باد # 27 در ازل با حضرتت اقبال پیمان بسته است %~% تا قیامت همچنان در عهد و ~~پیمان تو باد # 28 هر بلای ناگهان کز آسمان نازل شود %~% بر زمین یکسر نصیب خصم نادان تو ~~باد # 29 روح قدسی آنکه خوانندش خلایق جبرئیل %~% همچو من دائم دعاگوی و ~~ثناخوان تو باد PageV1P229 ms102