######OpenITI# #META# title: divan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/hafez/divan/ #META#Header#End# ### || [genre: Gh] # 1 الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها %~% که عشق آسان نمود اول ولی ~~افتاد مشکل‌ها # 2 به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید %~% ز تاب جعد مشکینش چه خون ~~افتاد در دل‌ها # 3 مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم %~% جرس فریاد می‌دارد که ~~بربندید محمل‌ها # 4 به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید %~% که سالک بی‌خبر نبود ز راه ~~و رسم منزل‌ها # 5 شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل %~% کجا دانند حال ما سبکباران ~~ساحل‌ها # 6 همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر %~% نهان کی ماند آن رازی کز ~~او سازند محفل‌ها # 7 حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ %~% متی ما تلق من تهوی دع ~~الدنیا و اهملها PageV1P001 ### || [genre: Gh] # 1 صلاح کار کجا و من خراب کجا %~% ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا # 2 دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس %~% کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا # 3 چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را %~% سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا # 4 ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد %~% چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا # 5 چو کحل بینش ما خاک آستان شماست %~% کجا رویم بفرما از این جناب کجا # 6 مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است %~% کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب ~~کجا # 7 بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال %~% خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب ~~کجا # 8 قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست %~% قرار چیست صبوری کدام و خواب ~~کجا PageV1P002 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را %~% به خال هندویش بخشم سمرقند ~~و بخارا را # 2 بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت %~% کنار آب رکن آباد و گلگشت ~~مصلا را # 3 فغان کاین لولیان شوخ شیرین ms001 کار شهرآشوب %~% چنان بردند صبر از دل که ~~ترکان خوان یغما را # 4 ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی است %~% به آب و رنگ و خال و خط چه ~~حاجت روی زیبا را # 5 من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم %~% که عشق از پرده عصمت ~~برون آرد زلیخا را # 6 اگر دشنام فرمایی و گر نفرین دعا گویم %~% جواب تلخ می‌زیبد لب لعل ~~شکرخا را # 7 نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست‌تر دارند %~% جوانان سعادتمند پند ~~پیر دانا را # 8 حدیث از مطرب و می گو و راز دهر کمتر جو %~% که کس نگشود و نگشاید به ~~حکمت این معما را # 9 غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ %~% که بر نظم تو افشاند فلک ~~عقد ثریا را PageV1P003 ### || [genre: Gh] # 1 صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را %~% که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ~~ما را # 2 شکرفروش که عمرش دراز باد چرا %~% تفقدی نکند طوطی شکرخا را # 3 غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل %~% که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را # 4 به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر %~% به بند و دام نگیرند مرغ دانا ~~را # 5 ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست %~% سهی قدان سیه چشم ماه سیما را # 6 چو با حبیب نشینی و باده پیمایی %~% به یاد دار محبان بادپیما را # 7 جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب %~% که وضع مهر و وفا نیست روی ~~زیبا را # 8 در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ %~% سرود زهره به رقص آورد مسیحا را ~~PageV1P004 ### || [genre: Gh] # 1 دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را %~% دردا که راز پنهان خواهد شد ~~آشکارا # 2 کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز %~% باشد که بازبینیم دیدار آشنا را # 3 ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون %~% نیکی به جای یاران ms002 فرصت شمار ~~یارا # 4 در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل %~% هات الصبوح هبوا یا ایها ~~السکارا # 5 ای صاحب کرامت شکرانه سلامت %~% روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را # 6 آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است %~% با دوستان مروت با دشمنان ~~مدارا # 7 در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند %~% گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را # 8 آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند %~% اشهی لنا و احلی من قبله ~~العذارا # 9 هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی %~% کاین کیمیای هستی قارون کند گدا ~~را # 10 سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد %~% دلبر که در کف او موم است سنگ ~~خارا # 11 آیینه سکندر جام می است بنگر %~% تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا # 12 %~% ساقی بده بشارت رندان پارسا را # 13 حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود %~% ای شیخ پاکدامن معذور دار ما ~~را PageV1P005 ### || [genre: Gh] # 1 به ملازمان سلطان که رساند این دعا را %~% که به شکر پادشاهی ز نظر ~~مران گدا را # 2 ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم %~% مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا ~~را # 3 مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت %~% ز فریب او بیندیش و غلط مکن ~~نگارا # 4 دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی %~% تو از این چه سود داری که نمی‌کنی ~~مدارا # 5 همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی %~% به پیام آشنایان بنوازد آشنا ~~را # 6 چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی %~% دل و جان فدای رویت بنما ~~عذار ما را # 7 به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز %~% که دعای صبحگاهی اثری کند ~~شما را PageV1P006 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی بیا که آینه صافیست جام را %~% تا بنگری صفای می لعل فام را # 2 راز درون پرده ز رندان مست پرس %~% کاین حال نیست زاهد عالی مقام را ms003 # 3 عنقا شکار کس نشود دام بازچین %~% کان جا همیشه باد به دست است دام را # 4 در بزم دور یک دو قدح درکش و برو %~% یعنی طمع مدار وصال دوام را # 5 ای دل شباب رفت و نچیدی گلی ز عیش %~% پیرانه سر مکن هنری ننگ و نام را # 6 در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند %~% آدم بهشت روضه دارالسلام را # 7 ما را بر آستان تو بس حق خدمت است %~% ای خواجه بازبین به ترحم غلام را # 8 حافظ مرید جام می است ای صبا برو %~% وز بنده بندگی برسان شیخ جام را ~~PageV1P007 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا برخیز و درده جام را %~% خاک بر سر کن غم ایام را # 2 ساغر می بر کفم نه تا ز بر %~% برکشم این دلق ازرق فام را # 3 گر چه بدنامیست نزد عاقلان %~% ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را # 4 باده درده چند از این باد غرور %~% خاک بر سر نفس نافرجام را # 5 دود آه سینه نالان من %~% سوخت این افسردگان خام را # 6 محرم راز دل شیدای خود %~% کس نمی‌بینم ز خاص و عام را # 7 با دلارامی مرا خاطر خوش است %~% کز دلم یک باره برد آرام را # 8 ننگرد دیگر به سرو اندر چمن %~% هر که دید آن سرو سیم اندام را # 9 صبر کن حافظ به سختی روز و شب %~% عاقبت روزی بیابی کام را PageV1P008 ### || [genre: Gh] # 1 رونق عهد شباب است دگر بستان را %~% می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را # 2 ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی %~% خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را # 3 گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش %~% خاکروب در میخانه کنم مژگان را # 4 ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان %~% مضطرب حال مگردان من سرگردان ~~را # 5 ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند %~% در سر کار خرابات کنند ایمان ~~را ms004 # 6 یار مردان خدا باش که در کشتی نوح %~% هست خاکی که به آبی نخرد طوفان ~~را # 7 برو از خانه گردون به در و نان مطلب %~% کان سیه کاسه در آخر بکشد ~~مهمان را # 8 هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است %~% گو چه حاجت که به افلاک کشی ~~ایوان را # 9 ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد %~% وقت آن است که بدرود کنی زندان را # 10 حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی %~% دام تزویر مکن چون دگران ~~قرآن را PageV1P009 ### || [genre: Gh] # 1 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما %~% چیست یاران طریقت بعد از این ~~تدبیر ما # 2 ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون %~% روی سوی خانه خمار دارد پیر ~~ما # 3 در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم %~% کاین چنین رفته‌ست در عهد ازل ~~تقدیر ما # 4 عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است %~% عاقلان دیوانه گردند از ~~پی زنجیر ما # 5 روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد %~% زان زمان جز لطف و خوبی نیست ~~در تفسیر ما # 6 با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی %~% آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما # 7 تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش %~% رحم کن بر جان خود پرهیز کن از ~~تیر ما PageV1P010 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی به نور باده برافروز جام ما %~% مطرب بگو که کار جهان شد به کام ~~ما # 2 ما در پیاله عکس رخ یار دیده‌ایم %~% ای بی‌خبر ز لذت شرب مدام ما # 3 هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق %~% ثبت است بر جریده عالم دوام ~~ما # 4 چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان %~% کاید به جلوه سرو صنوبرخرام ما # 5 ای باد اگر به گلشن احباب بگذری %~% زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما # 6 گو نام ما ز یاد به عمدا ms005 چه می‌بری %~% خود آید آن که یاد نیاری ز نام ~~ما # 7 مستی به چشم شاهد دلبند ما خوش است %~% زان رو سپرده‌اند به مستی زمام ~~ما # 8 ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست %~% نان حلال شیخ ز آب حرام ما # 9 حافظ ز دیده دانه اشکی همی‌فشان %~% باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما # 10 دریای اخضر فلک و کشتی هلال %~% هستند غرق نعمت حاجی قوام ما ~~PageV1P011 ### || [genre: Gh] # 1 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما %~% آب روی خوبی از چاه زنخدان شما # 2 عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده %~% بازگردد یا برآید چیست فرمان شما # 3 کس به دور نرگست طرفی نبست از عافیت %~% به که نفروشند مستوری به مستان ~~شما # 4 بخت خواب آلود ما بیدار خواهد شد مگر %~% زان که زد بر دیده آبی روی ~~رخشان شما # 5 با صبا همراه بفرست از رخت گلدسته‌ای %~% بو که بویی بشنویم از خاک ~~بستان شما # 6 عمرتان باد و مراد ای ساقیان بزم جم %~% گر چه جام ما نشد پرمی به ~~دوران شما # 7 دل خرابی می‌کند دلدار را آگه کنید %~% زینهار ای دوستان جان من و جان ~~شما # 8 کی دهد دست این غرض یا رب که همدستان شوند %~% خاطر مجموع ما زلف ~~پریشان شما # 9 دور دار از خاک و خون دامن چو بر ما بگذری %~% کاندر این ره کشته ~~بسیارند قربان شما # 10 ای صبا با ساکنان شهر یزد از ما بگو %~% کای سر حق ناشناسان گوی چوگان ~~شما # 11 گر چه دوریم از بساط قرب همت دور نیست %~% بنده شاه شماییم و ثناخوان ~~شما # 12 ای شهنشاه بلنداختر خدا را همتی %~% تا ببوسم همچو اختر خاک ایوان شما # 13 می‌کند حافظ دعایی بشنو آمینی بگو %~% روزی ما باد لعل شکرافشان شما ~~PageV1P012 ### || [genre: Gh] # 1 می‌دمد صبح و کله بست سحاب %~% الصبوح الصبوح یا اصحاب # 2 می‌چکد ژاله بر رخ ms006 لاله %~% المدام المدام یا احباب # 3 می‌وزد از چمن نسیم بهشت %~% هان بنوشید دم به دم می ناب # 4 تخت زمرد زده است گل به چمن %~% راح چون لعل آتشین دریاب # 5 در میخانه بسته‌اند دگر %~% افتتح یا مفتح الابواب # 6 لب و دندانت را حقوق نمک %~% هست بر جان و سینه‌های کباب # 7 این چنین موسمی عجب باشد %~% که ببندند میکده به شتاب # 8 بر رخ ساقی پری پیکر %~% همچو حافظ بنوش باده ناب PageV1P013 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب %~% گفت در دنبال دل ره گم کند ~~مسکین غریب # 2 گفتمش مگذر زمانی گفت معذورم بدار %~% خانه پروردی چه تاب آرد غم چندین ~~غریب # 3 خفته بر سنجاب شاهی نازنینی را چه غم %~% گر ز خار و خاره سازد بستر و ~~بالین غریب # 4 ای که در زنجیر زلفت جای چندین آشناست %~% خوش فتاد آن خال مشکین بر رخ ~~رنگین غریب # 5 می‌نماید عکس می در رنگ روی مه وشت %~% همچو برگ ارغوان بر صفحه نسرین ~~غریب # 6 بس غریب افتاده است آن مور خط گرد رخت %~% گر چه نبود در نگارستان خط ~~مشکین غریب # 7 گفتم ای شام غریبان طره شبرنگ تو %~% در سحرگاهان حذر کن چون بنالد این ~~غریب # 8 گفت حافظ آشنایان در مقام حیرتند %~% دور نبود گر نشیند خسته و مسکین ~~غریب PageV1P014 ### || [genre: Gh] # 1 ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت %~% و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت # 2 خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز %~% کاغوش که شد منزل آسایش و ~~خوابت # 3 درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد %~% اندیشه آمرزش و پروای ثوابت # 4 راه دل عشاق زد آن چشم خماری %~% پیداست از این شیوه که مست است شرابت # 5 تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت %~% تا باز چه اندیشه کند رای ~~صوابت # 6 هر ناله و فریاد که کردم ms007 نشنیدی %~% پیداست نگارا که بلند است جنابت # 7 دور است سر آب از این بادیه هش دار %~% تا غول بیابان نفریبد به سرابت # 8 تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل %~% باری به غلط صرف شد ایام شبابت # 9 ای قصر دل افروز که منزلگه انسی %~% یا رب مکناد آفت ایام خرابت # 10 حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد %~% صلحی کن و بازآ که خرابم ز ~~عتابت PageV1P015 ### || [genre: Gh] # 1 خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت %~% به قصد جان من زار ناتوان ~~انداخت # 2 نبود نقش دو عالم که رنگ الفت بود %~% زمانه طرح محبت نه این زمان ~~انداخت # 3 به یک کرشمه که نرگس به خودفروشی کرد %~% فریب چشم تو صد فتنه در جهان ~~انداخت # 4 شراب خورده و خوی کرده می‌روی به چمن %~% که آب روی تو آتش در ارغوان ~~انداخت # 5 به بزمگاه چمن دوش مست بگذشتم %~% چو از دهان توام غنچه در گمان انداخت # 6 بنفشه طره مفتول خود گره می‌زد %~% صبا حکایت زلف تو در میان انداخت # 7 ز شرم آن که به روی تو نسبتش کردم %~% سمن به دست صبا خاک در دهان ~~انداخت # 8 من از ورع می و مطرب ندیدمی زین پیش %~% هوای مغبچگانم در این و آن ~~انداخت # 9 کنون به آب می لعل خرقه می‌شویم %~% نصیبه ازل از خود نمی‌توان انداخت # 10 مگر گشایش حافظ در این خرابی بود %~% که بخشش ازلش در می مغان انداخت # 11 جهان به کام من اکنون شود که دور زمان %~% مرا به بندگی خواجه جهان ~~انداخت PageV1P016 ### || [genre: Gh] # 1 سینه از آتش دل در غم جانانه بسوخت %~% آتشی بود در این خانه که کاشانه ~~بسوخت # 2 تنم از واسطه دوری دلبر بگداخت %~% جانم از آتش مهر رخ جانانه بسوخت # 3 سوز دل بین که ز بس آتش اشکم دل شمع %~% دوش بر من ز سر مهر چو پروانه ms008 ~~بسوخت # 4 آشنایی نه غریب است که دلسوز من است %~% چون من از خویش برفتم دل ~~بیگانه بسوخت # 5 خرقه زهد مرا آب خرابات ببرد %~% خانه عقل مرا آتش میخانه بسوخت # 6 چون پیاله دلم از توبه که کردم بشکست %~% همچو لاله جگرم بی می و ~~خمخانه بسوخت # 7 ماجرا کم کن و بازآ که مرا مردم چشم %~% خرقه از سر به درآورد و به ~~شکرانه بسوخت # 8 ترک افسانه بگو حافظ و می نوش دمی %~% که نخفتیم شب و شمع به افسانه ~~بسوخت PageV1P017 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا آمدن عید مبارک بادت %~% وان مواعید که کردی مرواد از یادت # 2 در شگفتم که در این مدت ایام فراق %~% برگرفتی ز حریفان دل و دل ~~می‌دادت # 3 برسان بندگی دختر رز گو به درآی %~% که دم و همت ما کرد ز بند آزادت # 4 شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست %~% جای غم باد مر آن دل که نخواهد ~~شادت # 5 شکر ایزد که ز تاراج خزان رخنه نیافت %~% بوستان سمن و سرو و گل و ~~شمشادت # 6 چشم بد دور کز آن تفرقه‌ات بازآورد %~% طالع نامور و دولت مادرزادت # 7 حافظ از دست مده دولت این کشتی نوح %~% ور نه طوفان حوادث ببرد بنیادت ~~PageV1P018 ### || [genre: Gh] # 1 ای نسیم سحر آرامگه یار کجاست %~% منزل آن مه عاشق کش عیار کجاست # 2 شب تار است و ره وادی ایمن در پیش %~% آتش طور کجا موعد دیدار کجاست # 3 هر که آمد به جهان نقش خرابی دارد %~% در خرابات بگویید که هشیار کجاست # 4 آن کس است اهل بشارت که اشارت داند %~% نکته‌ها هست بسی محرم اسرار ~~کجاست # 5 هر سر موی مرا با تو هزاران کار است %~% ما کجاییم و ملامت گر بی‌کار ~~کجاست # 6 بازپرسید ز گیسوی شکن در شکنش %~% کاین دل غمزده سرگشته گرفتار کجاست # 7 عقل دیوانه شد آن سلسله مشکین کو %~% دل ز ما گوشه گرفت ابروی ms009 دلدار ~~کجاست # 8 ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی %~% عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست # 9 حافظ از باد خزان در چمن دهر مرنج %~% فکر معقول بفرما گل بی خار کجاست ~~PageV1P019 ### || [genre: Gh] # 1 روزه یک سو شد و عید آمد و دل‌ها برخاست %~% می ز خمخانه به جوش آمد و ~~می باید خواست # 2 نوبه زهدفروشان گران جان بگذشت %~% وقت رندی و طرب کردن رندان پیداست # 3 چه ملامت بود آن را که چنین باده خورد %~% این چه عیب است بدین بی‌خردی ~~وین چه خطاست # 4 باده نوشی که در او روی و ریایی نبود %~% بهتر از زهدفروشی که در او ~~روی و ریاست # 5 ما نه رندان ریاییم و حریفان نفاق %~% آن که او عالم سر است بدین حال ~~گواست # 6 فرض ایزد بگزاریم و به کس بد نکنیم %~% وان چه گویند روا نیست نگوییم ~~رواست # 7 چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم %~% باده از خون رزان است نه از ~~خون شماست # 8 این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود %~% ور بود نیز چه شد مردم ~~بی‌عیب کجاست PageV1P020 ### || [genre: Gh] # 1 دل و دینم شد و دلبر به ملامت برخاست %~% گفت با ما منشین کز تو سلامت ~~برخاست # 2 که شنیدی که در این بزم دمی خوش بنشست %~% که نه در آخر صحبت به ندامت ~~برخاست # 3 شمع اگر زان لب خندان به زبان لافی زد %~% پیش عشاق تو شب‌ها به غرامت ~~برخاست # 4 در چمن باد بهاری ز کنار گل و سرو %~% به هواداری آن عارض و قامت ~~برخاست # 5 مست بگذشتی و از خلوتیان ملکوت %~% به تماشای تو آشوب قیامت برخاست # 6 پیش رفتار تو پا برنگرفت از خجلت %~% سرو سرکش که به ناز از قد و قامت ~~برخاست # 7 حافظ این خرقه بینداز مگر جان ببری %~% کاتش از خرقه سالوس و کرامت ~~برخاست PageV1P021 ### || [genre: Gh] ms010 # 1 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست %~% سخن شناس نه‌ای جان من خطا این ~~جاست # 2 سرم به دنیی و عقبی فرو نمی‌آید %~% تبارک الله از این فتنه‌ها که در ~~سر ماست # 3 در اندرون من خسته دل ندانم کیست %~% که من خموشم و او در فغان و در ~~غوغاست # 4 دلم ز پرده برون شد کجایی ای مطرب %~% بنال هان که از این پرده کار ما ~~به نواست # 5 مرا به کار جهان هرگز التفات نبود %~% رخ تو در نظر من چنین خوشش آراست # 6 نخفته‌ام ز خیالی که می‌پزد دل من %~% خمار صدشبه دارم شرابخانه کجاست # 7 چنین که صومعه آلوده شد ز خون دلم %~% گرم به باده بشویید حق به دست ~~شماست # 8 از آن به دیر مغانم عزیز می‌دارند %~% که آتشی که نمیرد همیشه در دل ~~ماست # 9 چه ساز بود که در پرده می‌زد آن مطرب %~% که رفت عمر و هنوزم دماغ پر ز ~~هواست # 10 ندای عشق تو دیشب در اندرون دادند %~% فضای سینه حافظ هنوز پر ز صداست ~~PageV1P022 ### || [genre: Gh] # 1 خیال روی تو در هر طریق همره ماست %~% نسیم موی تو پیوند جان آگه ماست # 2 به رغم مدعیانی که منع عشق کنند %~% جمال چهره تو حجت موجه ماست # 3 ببین که سیب زنخدان تو چه می‌گوید %~% هزار یوسف مصری فتاده در چه ماست # 4 اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد %~% گناه بخت پریشان و دست کوته ماست # 5 به حاجب در خلوت سرای خاص بگو %~% فلان ز گوشه نشینان خاک درگه ماست # 6 به صورت از نظر ما اگر چه محجوب است %~% همیشه در نظر خاطر مرفه ماست # 7 اگر به سالی حافظ دری زند بگشای %~% که سال‌هاست که مشتاق روی چون مه ~~ماست PageV1P023 ### || [genre: Gh] # 1 مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست %~% که به پیمانه کشی شهره شدم روز ~~الست # 2 من همان ms011 دم که وضو ساختم از چشمه عشق %~% چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه ~~که هست # 3 می بده تا دهمت آگهی از سر قضا %~% که به روی که شدم عاشق و از بوی که ~~مست # 4 کمر کوه کم است از کمر مور این جا %~% ناامید از در رحمت مشو ای باده ~~پرست # 5 بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد %~% زیر این طارم فیروزه کسی خوش ~~ننشست # 6 جان فدای دهنش باد که در باغ نظر %~% چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه ~~نبست # 7 حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد %~% یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به ~~دست PageV1P024 ### || [genre: Gh] # 1 شکفته شد گل حمرا و گشت بلبل مست %~% صلای سرخوشی ای صوفیان باده پرست # 2 اساس توبه که در محکمی چو سنگ نمود %~% ببین که جام زجاجی چه طرفه‌اش ~~بشکست # 3 بیار باده که در بارگاه استغنا %~% چه پاسبان و چه سلطان چه هوشیار و ~~چه مست # 4 از این رباط دودر چون ضرورت است رحیل %~% رواق و طاق معیشت چه سربلند و ~~چه پست # 5 مقام عیش میسر نمی‌شود بی‌رنج %~% بلی به حکم بلا بسته‌اند عهد الست # 6 به هست و نیست مرنجان ضمیر و خوش می‌باش %~% که نیستیست سرانجام هر ~~کمال که هست # 7 شکوه آصفی و اسب باد و منطق طیر %~% به باد رفت و از او خواجه هیچ طرف ~~نبست # 8 به بال و پر مرو از ره که تیر پرتابی %~% هوا گرفت زمانی ولی به خاک ~~نشست # 9 زبان کلک تو حافظ چه شکر آن گوید %~% که گفته سخنت می‌برند دست به دست ~~PageV1P025 ### || [genre: Gh] # 1 زلف آشفته و خوی کرده و خندان لب و مست %~% پیرهن چاک و غزل خوان و ~~صراحی در دست # 2 نرگسش عربده جوی و لبش افسوس کنان %~% نیم شب دوش به بالین من آمد ~~بنشست # 3 سر فرا گوش من آورد به آواز ms012 حزین %~% گفت ای عاشق دیرینه من خوابت هست # 4 عاشقی را که چنین باده شبگیر دهند %~% کافر عشق بود گر نشود باده پرست # 5 برو ای زاهد و بر دردکشان خرده مگیر %~% که ندادند جز این تحفه به ما ~~روز الست # 6 آن چه او ریخت به پیمانه ما نوشیدیم %~% اگر از خمر بهشت است وگر باده ~~مست # 7 خنده جام می و زلف گره گیر نگار %~% ای بسا توبه که چون توبه حافظ ~~بشکست PageV1P026 ### || [genre: Gh] # 1 در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست %~% مست از می و میخواران از نرگس ~~مستش مست # 2 در نعل سمند او شکل مه نو پیدا %~% وز قد بلند او بالای صنوبر پست # 3 آخر به چه گویم هست از خود خبرم چون نیست %~% وز بهر چه گویم نیست با ~~وی نظرم چون هست # 4 شمع دل دمسازم بنشست چو او برخاست %~% و افغان ز نظربازان برخاست چو او ~~بنشست # 5 گر غالیه خوش بو شد در گیسوی او پیچید %~% ور وسمه کمانکش گشت در ابروی ~~او پیوست # 6 بازآی که بازآید عمر شده حافظ %~% هر چند که ناید باز تیری که بشد از ~~شست PageV1P027 ### || [genre: Gh] # 1 به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست %~% که مونس دم صبحم دعای دولت توست # 2 سرشک من که ز طوفان نوح دست برد %~% ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست # 3 بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر %~% که با شکستگی ارزد به صد هزار درست # 4 زبان مور به آصف دراز گشت و رواست %~% که خواجه خاتم جم یاوه کرد و ~~بازنجست # 5 دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست %~% چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و ~~چست # 6 به صدق کوش که خورشید زاید از نفست %~% که از دروغ سیه روی گشت صبح ~~نخست # 7 شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز %~% نمی‌کنی به ترحم نطاق ms013 سلسله ~~سست # 8 مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی %~% گناه باغ چه باشد چو این گیاه ~~نرست PageV1P028 ### || [genre: Gh] # 1 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است %~% خم گو سر خود گیر که خمخانه ~~خراب است # 2 گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست %~% هر شربت عذبم که دهی عین عذاب ~~است # 3 افسوس که شد دلبر و در دیده گریان %~% تحریر خیال خط او نقش بر آب است # 4 بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود %~% زین سیل دمادم که در این منزل ~~خواب است # 5 معشوق عیان می‌گذرد بر تو ولیکن %~% اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب ~~است # 6 گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید %~% در آتش شوق از غم دل غرق گلاب ~~است # 7 سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم %~% دست از سر آبی که جهان جمله سراب ~~است # 8 در کنج دماغم مطلب جای نصیحت %~% کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است # 9 حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز %~% بس طور عجب لازم ایام شباب ~~است PageV1P029 ### || [genre: Gh] # 1 زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست %~% راه هزار چاره گر از چار سو ببست # 2 تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان %~% بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست # 3 شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو %~% ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ~~ببست # 4 ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت %~% این نقش‌ها نگر که چه خوش در ~~کدو ببست # 5 یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم %~% با نعره‌های قلقلش اندر گلو ~~ببست # 6 مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع %~% بر اهل وجد و حال در های و هو ~~ببست # 7 حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست %~% احرام طوف کعبه دل بی وضو ~~ببست PageV1P030 ### || [genre: Gh] ms014 # 1 آن شب قدری که گویند اهل خلوت امشب است %~% یا رب این تأثیر دولت در ~~کدامین کوکب است # 2 تا به گیسوی تو دست ناسزایان کم رسد %~% هر دلی از حلقه‌ای در ذکر یارب ~~یارب است # 3 کشته چاه زنخدان توام کز هر طرف %~% صد هزارش گردن جان زیر طوق غبغب ~~است # 4 شهسوار من که مه آیینه دار روی اوست %~% تاج خورشید بلندش خاک نعل مرکب ~~است # 5 عکس خوی بر عارضش بین کآفتاب گرم رو %~% در هوای آن عرق تا هست هر روزش ~~تب است # 6 من نخواهم کرد ترک لعل یار و جام می %~% زاهدان معذور داریدم که اینم ~~مذهب است # 7 اندر آن ساعت که بر پشت صبا بندند زین %~% با سلیمان چون برانم من که ~~مورم مرکب است # 8 آن که ناوک بر دل من زیر چشمی می‌زند %~% قوت جان حافظش در خنده زیر لب ~~است # 9 آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد %~% زاغ کلک من به نام ایزد چه عالی ~~مشرب است PageV1P031 ### || [genre: Gh] # 1 خدا چو صورت ابروی دلگشای تو بست %~% گشاد کار من اندر کرشمه‌های تو ~~بست # 2 مرا و سرو چمن را به خاک راه نشاند %~% زمانه تا قصب نرگس قبای تو بست # 3 ز کار ما و دل غنچه صد گره بگشود %~% نسیم گل چو دل اندر پی هوای تو ~~بست # 4 مرا به بند تو دوران چرخ راضی کرد %~% ولی چه سود که سررشته در رضای تو ~~بست # 5 چو نافه بر دل مسکین من گره مفکن %~% که عهد با سر زلف گره گشای تو بست # 6 تو خود وصال دگر بودی ای نسیم وصال %~% خطا نگر که دل امید در وفای تو ~~بست # 7 ز دست جور تو گفتم ز شهر خواهم رفت %~% به خنده گفت که حافظ برو که پای ~~تو بست PageV1P032 ### || [genre: Gh] # 1 خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است %~% چون کوی دوست ms015 هست به صحرا چه ~~حاجت است # 2 جانا به حاجتی که تو را هست با خدا %~% کآخر دمی بپرس که ما را چه حاجت ~~است # 3 ای پادشاه حسن خدا را بسوختیم %~% آخر سؤال کن که گدا را چه حاجت است # 4 ارباب حاجتیم و زبان سؤال نیست %~% در حضرت کریم تمنا چه حاجت است # 5 محتاج قصه نیست گرت قصد خون ماست %~% چون رخت از آن توست به یغما چه ~~حاجت است # 6 جام جهان نماست ضمیر منیر دوست %~% اظهار احتیاج خود آن جا چه حاجت است # 7 آن شد که بار منت ملاح بردمی %~% گوهر چو دست داد به دریا چه حاجت است # 8 ای مدعی برو که مرا با تو کار نیست %~% احباب حاضرند به اعدا چه حاجت ~~است # 9 ای عاشق گدا چو لب روح بخش یار %~% می‌داندت وظیفه تقاضا چه حاجت است # 10 حافظ تو ختم کن که هنر خود عیان شود %~% با مدعی نزاع و محاکا چه حاجت ~~است PageV1P033 ### || [genre: Gh] # 1 رواق منظر چشم من آشیانه توست %~% کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست # 2 به لطف خال و خط از عارفان ربودی دل %~% لطیفه‌های عجب زیر دام و دانه ~~توست # 3 دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد %~% که در چمن همه گلبانگ عاشقانه ~~توست # 4 علاج ضعف دل ما به لب حوالت کن %~% که این مفرح یاقوت در خزانه توست # 5 به تن مقصرم از دولت ملازمتت %~% ولی خلاصه جان خاک آستانه توست # 6 من آن نیم که دهم نقد دل به هر شوخی %~% در خزانه به مهر تو و نشانه ~~توست # 7 تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار %~% که توسنی چو فلک رام تازیانه ~~توست # 8 چه جای من که بلغزد سپهر شعبده باز %~% از این حیل که در انبانه بهانه ~~توست # 9 سرود مجلست اکنون فلک به رقص آرد %~% که شعر حافظ شیرین ms016 سخن ترانه توست ~~PageV1P034 ### || [genre: Gh] # 1 برو به کار خود ای واعظ این چه فریادست %~% مرا فتاد دل از ره تو را چه ~~افتادست # 2 میان او که خدا آفریده است از هیچ %~% دقیقه‌ایست که هیچ آفریده ~~نگشادست # 3 به کام تا نرساند مرا لبش چون نای %~% نصیحت همه عالم به گوش من بادست # 4 گدای کوی تو از هشت خلد مستغنیست %~% اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست # 5 اگر چه مستی عشقم خراب کرد ولی %~% اساس هستی من زان خراب آبادست # 6 دلا منال ز بیداد و جور یار که یار %~% تو را نصیب همین کرد و این از ~~آن دادست # 7 برو فسانه مخوان و فسون مدم حافظ %~% کز این فسانه و افسون مرا بسی ~~یادست PageV1P035 ### || [genre: Gh] # 1 تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست %~% دل سودازده از غصه دو نیم ~~افتادست # 2 چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است %~% لیکن این هست که این نسخه سقیم ~~افتادست # 3 در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست %~% نقطه دوده که در حلقه جیم ~~افتادست # 4 زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار %~% چیست طاووس که در باغ نعیم ~~افتادست # 5 دل من در هوس روی تو ای مونس جان %~% خاک راهیست که در دست نسیم ~~افتادست # 6 همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست %~% از سر کوی تو زان رو که عظیم ~~افتادست # 7 سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم %~% عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست # 8 آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت %~% بر در میکده دیدم که مقیم ~~افتادست # 9 حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز %~% اتحادیست که در عهد قدیم افتادست ~~PageV1P036 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که قصر امل سخت سست بنیادست %~% بیار باده که بنیاد عمر بر بادست # 2 غلام همت آنم که زیر چرخ کبود %~% ز هر چه رنگ تعلق پذیرد ms017 آزادست # 3 چه گویمت که به میخانه دوش مست و خراب %~% سروش عالم غیبم چه مژده‌ها ~~دادست # 4 که ای بلندنظر شاهباز سدره نشین %~% نشیمن تو نه این کنج محنت آبادست # 5 تو را ز کنگره عرش می‌زنند صفیر %~% ندانمت که در این دامگه چه افتادست # 6 نصیحتی کنمت یاد گیر و در عمل آر %~% که این حدیث ز پیر طریقتم یادست # 7 غم جهان مخور و پند من مبر از یاد %~% که این لطیفه عشقم ز ره روی ~~یادست # 8 رضا به داده بده وز جبین گره بگشای %~% که بر من و تو در اختیار ~~نگشادست # 9 مجو درستی عهد از جهان سست نهاد %~% که این عجوز عروس هزاردامادست # 10 نشان عهد و وفا نیست در تبسم گل %~% بنال بلبل بی دل که جای فریادست # 11 حسد چه می‌بری ای سست نظم بر حافظ %~% قبول خاطر و لطف سخن خدادادست ~~PageV1P037 ### || [genre: Gh] # 1 بی مهر رخت روز مرا نور نماندست %~% وز عمر مرا جز شب دیجور نماندست # 2 هنگام وداع تو ز بس گریه که کردم %~% دور از رخ تو چشم مرا نور نماندست # 3 می‌رفت خیال تو ز چشم من و می‌گفت %~% هیهات از این گوشه که معمور ~~نماندست # 4 وصل تو اجل را ز سرم دور همی‌داشت %~% از دولت هجر تو کنون دور نماندست # 5 نزدیک شد آن دم که رقیب تو بگوید %~% دور از رخت این خسته رنجور ~~نماندست # 6 صبر است مرا چاره هجران تو لیکن %~% چون صبر توان کرد که مقدور نماندست # 7 در هجر تو گر چشم مرا آب روان است %~% گو خون جگر ریز که معذور نماندست # 8 حافظ ز غم از گریه نپرداخت به خنده %~% ماتم زده را داعیه سور نماندست ~~PageV1P038 ### || [genre: Gh] # 1 باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است %~% شمشاد خانه پرور ما از که کمتر ~~است # 2 ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته‌ای %~% کت خون ما ms018 حلالتر از شیر مادر ~~است # 3 چون نقش غم ز دور ببینی شراب خواه %~% تشخیص کرده‌ایم و مداوا مقرر است # 4 از آستان پیر مغان سر چرا کشیم %~% دولت در آن سرا و گشایش در آن در ~~است # 5 یک قصه بیش نیست غم عشق وین عجب %~% کز هر زبان که می‌شنوم نامکرر است # 6 دی وعده داد وصلم و در سر شراب داشت %~% امروز تا چه گوید و بازش چه در ~~سر است # 7 شیراز و آب رکنی و این باد خوش نسیم %~% عیبش مکن که خال رخ هفت کشور ~~است # 8 فرق است از آب خضر که ظلمات جای او است %~% تا آب ما که منبعش الله ~~اکبر است # 9 ما آبروی فقر و قناعت نمی‌بریم %~% با پادشه بگوی که روزی مقدر است # 10 حافظ چه طرفه شاخ نباتیست کلک تو %~% کش میوه دلپذیرتر از شهد و شکر ~~است PageV1P039 ### || [genre: Gh] # 1 المنة لله که در میکده باز است %~% زان رو که مرا بر در او روی نیاز ~~است # 2 خم‌ها همه در جوش و خروشند ز مستی %~% وان می که در آن جاست حقیقت نه ~~مجاز است # 3 از وی همه مستی و غرور است و تکبر %~% وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز ~~است # 4 رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم %~% با دوست بگوییم که او محرم راز است # 5 شرح شکن زلف خم اندر خم جانان %~% کوته نتوان کرد که این قصه دراز است # 6 بار دل مجنون و خم طره لیلی %~% رخساره محمود و کف پای ایاز است # 7 بردوخته‌ام دیده چو باز از همه عالم %~% تا دیده من بر رخ زیبای تو باز ~~است # 8 در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید %~% از قبله ابروی تو در عین نماز ~~است # 9 ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین %~% از شمع بپرسید که در سوز و گداز است ~~PageV1P040 ### || [genre: Gh] # 1 ms019 اگر چه باده فرح بخش و باد گل‌بیز است %~% به بانگ چنگ مخور می که ~~محتسب تیز است # 2 صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد %~% به عقل نوش که ایام فتنه انگیز ~~است # 3 در آستین مرقع پیاله پنهان کن %~% که همچو چشم صراحی زمانه خون‌ریز است # 4 به آب دیده بشوییم خرقه‌ها از می %~% که موسم ورع و روزگار پرهیز است # 5 مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر %~% که صاف این سر خم جمله دردی آمیز ~~است # 6 سپهر برشده پرویزنیست خون افشان %~% که ریزه‌اش سر کسری و تاج پرویز ~~است # 7 عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ %~% بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز ~~است PageV1P041 ### || [genre: Gh] # 1 حال دل با تو گفتنم هوس است %~% خبر دل شنفتنم هوس است # 2 طمع خام بین که قصه فاش %~% از رقیبان نهفتنم هوس است # 3 شب قدری چنین عزیز و شریف %~% با تو تا روز خفتنم هوس است # 4 وه که دردانه‌ای چنین نازک %~% در شب تار سفتنم هوس است # 5 ای صبا امشبم مدد فرمای %~% که سحرگه شکفتنم هوس است # 6 از برای شرف به نوک مژه %~% خاک راه تو رفتنم هوس است # 7 همچو حافظ به رغم مدعیان %~% شعر رندانه گفتنم هوس است PageV1P042 ### || [genre: Gh] # 1 صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است %~% وقت گل خوش باد کز وی وقت ~~میخواران خوش است # 2 از صبا هر دم مشام جان ما خوش می‌شود %~% آری آری طیب انفاس هواداران ~~خوش است # 3 ناگشوده گل نقاب آهنگ رحلت ساز کرد %~% ناله کن بلبل که گلبانگ دل ~~افکاران خوش است # 4 مرغ خوشخوان را بشارت باد کاندر راه عشق %~% دوست را با ناله شب‌های ~~بیداران خوش است # 5 نیست در بازار عالم خوشدلی ور زان که هست %~% شیوه رندی و خوش باشی ~~عیاران خوش است # 6 از زبان سوسن آزاده‌ام آمد به گوش %~% کاندر ms020 این دیر کهن کار سبکباران ~~خوش است # 7 حافظا ترک جهان گفتن طریق خوشدلیست %~% تا نپنداری که احوال جهان داران ~~خوش است PageV1P043 ### || [genre: Gh] # 1 کنون که بر کف گل جام باده صاف است %~% به صد هزار زبان بلبلش در اوصاف ~~است # 2 بخواه دفتر اشعار و راه صحرا گیر %~% چه وقت مدرسه و بحث کشف کشاف است # 3 فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد %~% که می حرام ولی به ز مال اوقاف ~~است # 4 به درد و صاف تو را حکم نیست خوش درکش %~% که هر چه ساقی ما کرد عین ~~الطاف است # 5 ببر ز خلق و چو عنقا قیاس کار بگیر %~% که صیت گوشه نشینان ز قاف تا ~~قاف است # 6 حدیث مدعیان و خیال همکاران %~% همان حکایت زردوز و بوریاباف است # 7 خموش حافظ و این نکته‌های چون زر سرخ %~% نگاه دار که قلاب شهر صراف ~~است PageV1P044 ### || [genre: Gh] # 1 در این زمانه رفیقی که خالی از خلل است %~% صراحی می ناب و سفینه غزل ~~است # 2 جریده رو که گذرگاه عافیت تنگ است %~% پیاله گیر که عمر عزیز بی‌بدل ~~است # 3 نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس %~% ملالت علما هم ز علم بی عمل ~~است # 4 به چشم عقل در این رهگذار پرآشوب %~% جهان و کار جهان بی‌ثبات و بی‌محل ~~است # 5 بگیر طره مه چهره‌ای و قصه مخوان %~% که سعد و نحس ز تاثیر زهره و زحل ~~است # 6 دلم امید فراوان به وصل روی تو داشت %~% ولی اجل به ره عمر رهزن امل ~~است # 7 به هیچ دور نخواهند یافت هشیارش %~% چنین که حافظ ما مست باده ازل است ~~PageV1P045 ### || [genre: Gh] # 1 گل در بر و می در کف و معشوق به کام است %~% سلطان جهانم به چنین روز ~~غلام است # 2 گو شمع میارید در این جمع که امشب %~% در مجلس ما ماه رخ دوست تمام ms021 است # 3 در مذهب ما باده حلال است ولیکن %~% بی روی تو ای سرو گل اندام حرام ~~است # 4 گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است %~% چشمم همه بر لعل لب و گردش جام ~~است # 5 در مجلس ما عطر میامیز که ما را %~% هر لحظه ز گیسوی تو خوش بوی مشام ~~است # 6 از چاشنی قند مگو هیچ و ز شکر %~% زان رو که مرا از لب شیرین تو کام ~~است # 7 تا گنج غمت در دل ویرانه مقیم است %~% همواره مرا کوی خرابات مقام است # 8 از ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است %~% وز نام چه پرسی که مرا ننگ ز ~~نام است # 9 میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز %~% وان کس که چو ما نیست در این ~~شهر کدام است # 10 با محتسبم عیب مگویید که او نیز %~% پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است # 11 حافظ منشین بی می و معشوق زمانی %~% کایام گل و یاسمن و عید صیام است ~~PageV1P046 ### || [genre: Gh] # 1 به کوی میکده هر سالکی که ره دانست %~% دری دگر زدن اندیشه تبه دانست # 2 زمانه افسر رندی نداد جز به کسی %~% که سرفرازی عالم در این کله دانست # 3 بر آستانه میخانه هر که یافت رهی %~% ز فیض جام می اسرار خانقه دانست # 4 هر آن که راز دو عالم ز خط ساغر خواند %~% رموز جام جم از نقش خاک ره ~~دانست # 5 ورای طاعت دیوانگان ز ما مطلب %~% که شیخ مذهب ما عاقلی گنه دانست # 6 دلم ز نرگس ساقی امان نخواست به جان %~% چرا که شیوه آن ترک دل سیه ~~دانست # 7 ز جور کوکب طالع سحرگهان چشمم %~% چنان گریست که ناهید دید و مه دانست # 8 حدیث حافظ و ساغر که می‌زند پنهان %~% چه جای محتسب و شحنه پادشه دانست # 9 بلندمرتبه شاهی که نه رواق سپهر %~% نمونه‌ای ز خم طاق بارگه ms022 دانست ~~PageV1P047 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی از پرتو می راز نهانی دانست %~% گوهر هر کس از این لعل توانی ~~دانست # 2 قدر مجموعه گل مرغ سحر داند و بس %~% که نه هر کو ورقی خواند معانی ~~دانست # 3 عرضه کردم دو جهان بر دل کارافتاده %~% بجز از عشق تو باقی همه فانی ~~دانست # 4 آن شد اکنون که ز ابنای عوام اندیشم %~% محتسب نیز در این عیش نهانی ~~دانست # 5 دلبر آسایش ما مصلحت وقت ندید %~% ور نه از جانب ما دل نگرانی دانست # 6 سنگ و گل را کند از یمن نظر لعل و عقیق %~% هر که قدر نفس باد یمانی ~~دانست # 7 ای که از دفتر عقل آیت عشق آموزی %~% ترسم این نکته به تحقیق ندانی ~~دانست # 8 می بیاور که ننازد به گل باغ جهان %~% هر که غارتگری باد خزانی دانست # 9 حافظ این گوهر منظوم که از طبع انگیخت %~% ز اثر تربیت آصف ثانی دانست ~~PageV1P048 ### || [genre: Gh] # 1 روضه خلد برین خلوت درویشان است %~% مایه محتشمی خدمت درویشان است # 2 گنج عزلت که طلسمات عجایب دارد %~% فتح آن در نظر رحمت درویشان است # 3 قصر فردوس که رضوانش به دربانی رفت %~% منظری از چمن نزهت درویشان است # 4 آن چه زر می‌شود از پرتو آن قلب سیاه %~% کیمیاییست که در صحبت درویشان ~~است # 5 آن که پیشش بنهد تاج تکبر خورشید %~% کبریاییست که در حشمت درویشان است # 6 دولتی را که نباشد غم از آسیب زوال %~% بی تکلف بشنو دولت درویشان است # 7 خسروان قبله حاجات جهانند ولی %~% سببش بندگی حضرت درویشان است # 8 روی مقصود که شاهان به دعا می‌طلبند %~% مظهرش آینه طلعت درویشان است # 9 از کران تا به کران لشکر ظلم است ولی %~% از ازل تا به ابد فرصت ~~درویشان است # 10 ای توانگر مفروش این همه نخوت که تو را %~% سر و زر در کنف همت ~~درویشان است # 11 گنج قارون که فرو ms023 می‌شود از قهر هنوز %~% خوانده باشی که هم از غیرت ~~درویشان است # 12 من غلام نظر آصف عهدم کو را %~% صورت خواجگی و سیرت درویشان است # 13 حافظ ار آب حیات ازلی می‌خواهی %~% منبعش خاک در خلوت درویشان است ~~PageV1P049 ### || [genre: Gh] # 1 به دام زلف تو دل مبتلای خویشتن است %~% بکش به غمزه که اینش سزای ~~خویشتن است # 2 گرت ز دست برآید مراد خاطر ما %~% به دست باش که خیری به جای خویشتن ~~است # 3 به جانت ای بت شیرین دهن که همچون شمع %~% شبان تیره مرادم فنای خویشتن ~~است # 4 چو رای عشق زدی با تو گفتم ای بلبل %~% مکن که آن گل خندان برای خویشتن ~~است # 5 به مشک چین و چگل نیست بوی گل محتاج %~% که نافه‌هاش ز بند قبای خویشتن ~~است # 6 مرو به خانه ارباب بی‌مروت دهر %~% که گنج عافیتت در سرای خویشتن است # 7 بسوخت حافظ و در شرط عشقبازی او %~% هنوز بر سر عهد و وفای خویشتن است ~~PageV1P050 ### || [genre: Gh] # 1 لعل سیراب به خون تشنه لب یار من است %~% وز پی دیدن او دادن جان کار ~~من است # 2 شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز %~% هر که دل بردن او دید و در ~~انکار من است # 3 ساروان رخت به دروازه مبر کان سر کو %~% شاهراهیست که منزلگه دلدار من ~~است # 4 بنده طالع خویشم که در این قحط وفا %~% عشق آن لولی سرمست خریدار من ~~است # 5 طبله عطر گل و زلف عبیرافشانش %~% فیض یک شمه ز بوی خوش عطار من است # 6 باغبان همچو نسیمم ز در خویش مران %~% کآب گلزار تو از اشک چو گلنار من ~~است # 7 شربت قند و گلاب از لب یارم فرمود %~% نرگس او که طبیب دل بیمار من است # 8 آن که در طرز غزل نکته به حافظ آموخت %~% یار شیرین سخن نادره گفتار من ~~است PageV1P051 ### || [genre: Gh] # 1 روزگاریست ms024 که سودای بتان دین من است %~% غم این کار نشاط دل غمگین من ~~است # 2 دیدن روی تو را دیده جان بین باید %~% وین کجا مرتبه چشم جهان بین من ~~است # 3 یار من باش که زیب فلک و زینت دهر %~% از مه روی تو و اشک چو پروین من ~~است # 4 تا مرا عشق تو تعلیم سخن گفتن کرد %~% خلق را ورد زبان مدحت و تحسین من ~~است # 5 دولت فقر خدایا به من ارزانی دار %~% کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من ~~است # 6 واعظ شحنه شناس این عظمت گو مفروش %~% زان که منزلگه سلطان دل مسکین من ~~است # 7 یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست %~% که مغیلان طریقش گل و نسرین من ~~است # 8 حافظ از حشمت پرویز دگر قصه مخوان %~% که لبش جرعه کش خسرو شیرین من ~~است PageV1P052 ### || [genre: Gh] # 1 منم که گوشه میخانه خانقاه من است %~% دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است # 2 گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک %~% نوای من به سحر آه عذرخواه من است # 3 ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله %~% گدای خاک در دوست پادشاه من است # 4 غرض ز مسجد و میخانه‌ام وصال شماست %~% جز این خیال ندارم خدا گواه من ~~است # 5 مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی %~% رمیدن از در دولت نه رسم و راه من ~~است # 6 از آن زمان که بر این آستان نهادم روی %~% فراز مسند خورشید تکیه گاه ~~من است # 7 گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ %~% تو در طریق ادب باش و گو گناه من ~~است PageV1P053 ### || [genre: Gh] # 1 ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است %~% ببین که در طلبت حال مردمان چون ~~است # 2 به یاد لعل تو و چشم مست میگونت %~% ز جام غم می لعلی که می‌خورم خون ~~است # 3 ز مشرق سر کو آفتاب طلعت تو %~% اگر طلوع کند طالعم همایون ms025 است # 4 حکایت لب شیرین کلام فرهاد است %~% شکنج طره لیلی مقام مجنون است # 5 دلم بجو که قدت همچو سرو دلجوی است %~% سخن بگو که کلامت لطیف و موزون ~~است # 6 ز دور باده به جان راحتی رسان ساقی %~% که رنج خاطرم از جور دور گردون ~~است # 7 از آن دمی که ز چشمم برفت رود عزیز %~% کنار دامن من همچو رود جیحون ~~است # 8 چگونه شاد شود اندرون غمگینم %~% به اختیار که از اختیار بیرون است # 9 ز بیخودی طلب یار می‌کند حافظ %~% چو مفلسی که طلبکار گنج قارون است ~~PageV1P054 ### || [genre: Gh] # 1 خم زلف تو دام کفر و دین است %~% ز کارستان او یک شمه این است # 2 جمالت معجز حسن است لیکن %~% حدیث غمزه‌ات سحر مبین است # 3 ز چشم شوخ تو جان کی توان برد %~% که دایم با کمان اندر کمین است # 4 بر آن چشم سیه صد آفرین باد %~% که در عاشق کشی سحرآفرین است # 5 عجب علمیست علم هیئت عشق %~% که چرخ هشتمش هفتم زمین است # 6 تو پنداری که بدگو رفت و جان برد %~% حسابش با کرام الکاتبین است # 7 مشو حافظ ز کید زلفش ایمن %~% که دل برد و کنون دربند دین است ~~PageV1P055 ### || [genre: Gh] # 1 دل سراپرده محبت اوست %~% دیده آیینه دار طلعت اوست # 2 من که سر درنیاورم به دو کون %~% گردنم زیر بار منت اوست # 3 تو و طوبی و ما و قامت یار %~% فکر هر کس به قدر همت اوست # 4 گر من آلوده دامنم چه عجب %~% همه عالم گواه عصمت اوست # 5 من که باشم در آن حرم که صبا %~% پرده دار حریم حرمت اوست # 6 بی خیالش مباد منظر چشم %~% زان که این گوشه جای خلوت اوست # 7 هر گل نو که شد چمن آرای %~% ز اثر رنگ و بوی صحبت اوست # 8 دور مجنون گذشت و نوبت ماست %~% هر کسی پنج روز نوبت اوست ms026 # 9 ملکت عاشقی و گنج طرب %~% هر چه دارم ز یمن همت اوست # 10 من و دل گر فدا شدیم چه باک %~% غرض اندر میان سلامت اوست # 11 فقر ظاهر مبین که حافظ را %~% سینه گنجینه محبت اوست PageV1P056 ### || [genre: Gh] # 1 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست %~% چشم میگون لب خندان دل خرم با ~~اوست # 2 گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی %~% او سلیمان زمان است که خاتم با ~~اوست # 3 روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک %~% لاجرم همت پاکان دو عالم با ~~اوست # 4 خال مشکین که بدان عارض گندمگون است %~% سر آن دانه که شد رهزن آدم با ~~اوست # 5 دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران %~% چه کنم با دل مجروح که مرهم با ~~اوست # 6 با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل %~% کشت ما را و دم عیسی مریم ~~با اوست # 7 حافظ از معتقدان است گرامی دارش %~% زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست ~~PageV1P057 ### || [genre: Gh] # 1 سر ارادت ما و آستان حضرت دوست %~% که هر چه بر سر ما می‌رود ارادت ~~اوست # 2 نظیر دوست ندیدم اگر چه از مه و مهر %~% نهادم آینه‌ها در مقابل رخ ~~دوست # 3 صبا ز حال دل تنگ ما چه شرح دهد %~% که چون شکنج ورق‌های غنچه تو بر ~~توست # 4 نه من سبوکش این دیر رندسوزم و بس %~% بسا سرا که در این کارخانه سنگ و ~~سبوست # 5 مگر تو شانه زدی زلف عنبرافشان را %~% که باد غالیه سا گشت و خاک ~~عنبربوست # 6 نثار روی تو هر برگ گل که در چمن است %~% فدای قد تو هر سروبن که بر لب ~~جوست # 7 زبان ناطقه در وصف شوق نالان است %~% چه جای کلک بریده زبان بیهده گوست # 8 رخ تو در دلم آمد مراد خواهم یافت %~% چرا که حال نکو در قفای فال ~~نکوست # 9 نه این ms027 زمان دل حافظ در آتش هوس است %~% که داغدار ازل همچو لاله ~~خودروست PageV1P058 ### || [genre: Gh] # 1 دارم امید عاطفتی از جناب دوست %~% کردم جنایتی و امیدم به عفو اوست # 2 دانم که بگذرد ز سر جرم من که او %~% گر چه پریوش است ولیکن فرشته خوست # 3 چندان گریستم که هر کس که برگذشت %~% در اشک ما چو دید روان گفت کاین ~~چه جوست # 4 هیچ است آن دهان و نبینم از او نشان %~% موی است آن میان و ندانم که آن ~~چه موست # 5 دارم عجب ز نقش خیالش که چون نرفت %~% از دیده‌ام که دم به دمش کار شست ~~و شوست # 6 بی گفت و گوی زلف تو دل را همی‌کشد %~% با زلف دلکش تو که را روی گفت و ~~گوست # 7 عمریست تا ز زلف تو بویی شنیده‌ام %~% زان بوی در مشام دل من هنوز بوست # 8 حافظ بد است حال پریشان تو ولی %~% بر بوی زلف یار پریشانیت نکوست ~~PageV1P059 ### || [genre: Gh] # 1 آن پیک نامور که رسید از دیار دوست %~% آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست # 2 خوش می‌دهد نشان جلال و جمال یار %~% خوش می‌کند حکایت عز و وقار دوست # 3 دل دادمش به مژده و خجلت همی‌برم %~% زین نقد قلب خویش که کردم نثار ~~دوست # 4 شکر خدا که از مدد بخت کارساز %~% بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست # 5 سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار %~% در گردشند بر حسب اختیار دوست # 6 گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند %~% ما و چراغ چشم و ره انتظار ~~دوست # 7 کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح %~% زان خاک نیکبخت که شد رهگذار ~~دوست # 8 ماییم و آستانه عشق و سر نیاز %~% تا خواب خوش که را برد اندر کنار ~~دوست # 9 دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک %~% منت خدای را که نیم ms028 شرمسار ~~دوست PageV1P060 ### || [genre: Gh] # 1 صبا اگر گذری افتدت به کشور دوست %~% بیار نفحه‌ای از گیسوی معنبر دوست # 2 به جان او که به شکرانه جان برافشانم %~% اگر به سوی من آری پیامی از ~~بر دوست # 3 و گر چنان که در آن حضرتت نباشد بار %~% برای دیده بیاور غباری از در ~~دوست # 4 من گدا و تمنای وصل او هیهات %~% مگر به خواب ببینم خیال منظر دوست # 5 دل صنوبریم همچو بید لرزان است %~% ز حسرت قد و بالای چون صنوبر دوست # 6 اگر چه دوست به چیزی نمی‌خرد ما را %~% به عالمی نفروشیم مویی از سر ~~دوست # 7 چه باشد ار شود از بند غم دلش آزاد %~% چو هست حافظ مسکین غلام و چاکر ~~دوست PageV1P061 ### || [genre: Gh] # 1 مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست %~% تا کنم جان از سر رغبت فدای ~~نام دوست # 2 واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس %~% طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام ~~دوست # 3 زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من %~% بر امید دانه‌ای افتاده‌ام ~~در دام دوست # 4 سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر %~% هر که چون من در ازل یک جرعه ~~خورد از جام دوست # 5 بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک %~% دردسر باشد نمودن بیش از ~~این ابرام دوست # 6 گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا %~% خاک راهی کان مشرف گردد از ~~اقدام دوست # 7 میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق %~% ترک کام خود گرفتم تا برآید کام ~~دوست # 8 حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز %~% زان که درمانی ندارد درد ~~بی‌آرام دوست PageV1P062 ### || [genre: Gh] # 1 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست %~% در غنچه‌ای هنوز و صدت عندلیب هست # 2 گر آمدم به کوی تو چندان غریب نیست %~% چون من در آن دیار هزاران غریب ~~هست # 3 در ms029 عشق خانقاه و خرابات فرق نیست %~% هر جا که هست پرتو روی حبیب هست # 4 آن جا که کار صومعه را جلوه می‌دهند %~% ناقوس دیر راهب و نام صلیب هست # 5 عاشق که شد که یار به حالش نظر نکرد %~% ای خواجه درد نیست وگرنه طبیب ~~هست # 6 فریاد حافظ این همه آخر به هرزه نیست %~% هم قصه‌ای غریب و حدیثی عجیب ~~هست PageV1P063 ### || [genre: Gh] # 1 اگر چه عرض هنر پیش یار بی‌ادبیست %~% زبان خموش ولیکن دهان پر از ~~عربیست # 2 پری نهفته رخ و دیو در کرشمه حسن %~% بسوخت دیده ز حیرت که این چه ~~بوالعجبیست # 3 در این چمن گل بی خار کس نچید آری %~% چراغ مصطفوی با شرار بولهبیست # 4 سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد %~% که کام بخشی او را بهانه بی ~~سببیست # 5 به نیم جو نخرم طاق خانقاه و رباط %~% مرا که مصطبه ایوان و پای خم ~~طنبیست # 6 جمال دختر رز نور چشم ماست مگر %~% که در نقاب زجاجی و پرده عنبیست # 7 هزار عقل و ادب داشتم من ای خواجه %~% کنون که مست خرابم صلاح ~~بی‌ادبیست # 8 بیار می که چو حافظ هزارم استظهار %~% به گریه سحری و نیاز نیم شبیست ~~PageV1P064 ### || [genre: Gh] # 1 خوشتر ز عیش و صحبت و باغ و بهار چیست %~% ساقی کجاست گو سبب انتظار ~~چیست # 2 هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار %~% کس را وقوف نیست که انجام کار ~~چیست # 3 پیوند عمر بسته به موییست هوش دار %~% غمخوار خویش باش غم روزگار چیست # 4 معنی آب زندگی و روضه ارم %~% جز طرف جویبار و می خوشگوار چیست # 5 مستور و مست هر دو چو از یک قبیله‌اند %~% ما دل به عشوه که دهیم ~~اختیار چیست # 6 راز درون پرده چه داند فلک خموش %~% ای مدعی نزاع تو با پرده دار چیست # 7 سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست %~% معنی عفو ms030 و رحمت آمرزگار چیست # 8 زاهد شراب کوثر و حافظ پیاله خواست %~% تا در میانه خواسته کردگار چیست ~~PageV1P065 ### || [genre: Gh] # 1 بنال بلبل اگر با منت سر یاریست %~% که ما دو عاشق زاریم و کار ما ~~زاریست # 2 در آن زمین که نسیمی وزد ز طره دوست %~% چه جای دم زدن نافه‌های ~~تاتاریست # 3 بیار باده که رنگین کنیم جامه زرق %~% که مست جام غروریم و نام ~~هشیاریست # 4 خیال زلف تو پختن نه کار هر خامیست %~% که زیر سلسله رفتن طریق عیاریست # 5 لطیفه‌ایست نهانی که عشق از او خیزد %~% که نام آن نه لب لعل و خط ~~زنگاریست # 6 جمال شخص نه چشم است و زلف و عارض و خال %~% هزار نکته در این کار و ~~بار دلداریست # 7 قلندران حقیقت به نیم جو نخرند %~% قبای اطلس آن کس که از هنر عاریست # 8 بر آستان تو مشکل توان رسید آری %~% عروج بر فلک سروری به دشواریست # 9 سحر کرشمه چشمت به خواب می‌دیدم %~% زهی مراتب خوابی که به ز بیداریست # 10 دلش به ناله میازار و ختم کن حافظ %~% که رستگاری جاوید در کم آزاریست ~~PageV1P066 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست %~% جان ما سوخت بپرسید که ~~جانانه کیست # 2 حالیا خانه برانداز دل و دین من است %~% تا در آغوش که می‌خسبد و ~~همخانه کیست # 3 باده لعل لبش کز لب من دور مباد %~% راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست # 4 دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو %~% بازپرسید خدا را که به پروانه کیست # 5 می‌دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد %~% که دل نازک او مایل افسانه کیست # 6 یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین %~% در یکتای که و گوهر یک دانه کیست # 7 گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو %~% زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه ~~کیست PageV1P067 ### || [genre: Gh] # 1 ماهم این هفته ms031 برون رفت و به چشمم سالیست %~% حال هجران تو چه دانی که ~~چه مشکل حالیست # 2 مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او %~% عکس خود دید گمان برد که مشکین ~~خالیست # 3 می‌چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش %~% گر چه در شیوه گری هر مژه‌اش ~~قتالیست # 4 ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر %~% وه که در کار غریبان عجبت ~~اهمالیست # 5 بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد %~% که دهان تو در این نکته خوش ~~استدلالیست # 6 مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد %~% نیت خیر مگردان که مبارک ~~فالیست # 7 کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد %~% حافظ خسته که از ناله تنش چون ~~نالیست PageV1P068 ### || [genre: Gh] # 1 کس نیست که افتاده آن زلف دوتا نیست %~% در رهگذر کیست که دامی ز بلا ~~نیست # 2 چون چشم تو دل می‌برد از گوشه نشینان %~% همراه تو بودن گنه از جانب ما ~~نیست # 3 روی تو مگر آینه لطف الهیست %~% حقا که چنین است و در این روی و ریا ~~نیست # 4 نرگس طلبد شیوه چشم تو زهی چشم %~% مسکین خبرش از سر و در دیده حیا ~~نیست # 5 از بهر خدا زلف مپیرای که ما را %~% شب نیست که صد عربده با باد صبا ~~نیست # 6 بازآی که بی روی تو ای شمع دل افروز %~% در بزم حریفان اثر نور و صفا ~~نیست # 7 تیمار غریبان اثر ذکر جمیل است %~% جانا مگر این قاعده در شهر شما نیست # 8 دی می‌شد و گفتم صنما عهد به جای آر %~% گفتا غلطی خواجه در این عهد ~~وفا نیست # 9 گر پیر مغان مرشد من شد چه تفاوت %~% در هیچ سری نیست که سری ز خدا ~~نیست # 10 عاشق چه کند گر نکشد بار ملامت %~% با هیچ دلاور سپر تیر قضا نیست # 11 در صومعه زاهد و در خلوت صوفی %~% جز گوشه ابروی تو محراب ms032 دعا نیست # 12 ای چنگ فروبرده به خون دل حافظ %~% فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست ~~PageV1P069 ### || [genre: Gh] # 1 مردم دیده ما جز به رخت ناظر نیست %~% دل سرگشته ما غیر تو را ذاکر ~~نیست # 2 اشکم احرام طواف حرمت می‌بندد %~% گر چه از خون دل ریش دمی طاهر نیست # 3 بسته دام و قفس باد چو مرغ وحشی %~% طایر سدره اگر در طلبت طایر نیست # 4 عاشق مفلس اگر قلب دلش کرد نثار %~% مکنش عیب که بر نقد روان قادر نیست # 5 عاقبت دست بدان سرو بلندش برسد %~% هر که را در طلبت همت او قاصر نیست # 6 از روان بخشی عیسی نزنم دم هرگز %~% زان که در روح فزایی چو لبت ماهر ~~نیست # 7 من که در آتش سودای تو آهی نزنم %~% کی توان گفت که بر داغ دلم صابر ~~نیست # 8 روز اول که سر زلف تو دیدم گفتم %~% که پریشانی این سلسله را آخر نیست # 9 سر پیوند تو تنها نه دل حافظ راست %~% کیست آن کش سر پیوند تو در خاطر ~~نیست PageV1P070 ### || [genre: Gh] # 1 زاهد ظاهرپرست از حال ما آگاه نیست %~% در حق ما هر چه گوید جای هیچ ~~اکراه نیست # 2 در طریقت هر چه پیش سالک آید خیر اوست %~% در صراط مستقیم ای دل کسی ~~گمراه نیست # 3 تا چه بازی رخ نماید بیدقی خواهیم راند %~% عرصه شطرنج رندان را مجال ~~شاه نیست # 4 چیست این سقف بلند ساده بسیارنقش %~% زین معما هیچ دانا در جهان آگاه ~~نیست # 5 این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است %~% کاین همه زخم نهان هست ~~و مجال آه نیست # 6 صاحب دیوان ما گویی نمی‌داند حساب %~% کاندر این طغرا نشان حسبه لله ~~نیست # 7 هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو %~% کبر و ناز و حاجب و دربان ~~بدین درگاه نیست # 8 بر در میخانه رفتن کار ms033 یک رنگان بود %~% خودفروشان را به کوی می فروشان ~~راه نیست # 9 هر چه هست از قامت ناساز بی اندام ماست %~% ور نه تشریف تو بر بالای کس ~~کوتاه نیست # 10 بنده پیر خراباتم که لطفش دایم است %~% ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست ~~و گاه نیست # 11 حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالی مشربیست %~% عاشق دردی کش اندربند مال و ~~جاه نیست PageV1P071 ### || [genre: Gh] # 1 راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست %~% آن جا جز آن که جان بسپارند ~~چاره نیست # 2 هر گه که دل به عشق دهی خوش دمی بود %~% در کار خیر حاجت هیچ استخاره ~~نیست # 3 ما را ز منع عقل مترسان و می بیار %~% کان شحنه در ولایت ما هیچ کاره ~~نیست # 4 از چشم خود بپرس که ما را که می‌کشد %~% جانا گناه طالع و جرم ستاره ~~نیست # 5 او را به چشم پاک توان دید چون هلال %~% هر دیده جای جلوه آن ماه پاره ~~نیست # 6 فرصت شمر طریقه رندی که این نشان %~% چون راه گنج بر همه کس آشکاره ~~نیست # 7 نگرفت در تو گریه حافظ به هیچ رو %~% حیران آن دلم که کم از سنگ خاره ~~نیست PageV1P072 ### || [genre: Gh] # 1 روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست %~% منت خاک درت بر بصری نیست که ~~نیست # 2 ناظر روی تو صاحب نظرانند آری %~% سر گیسوی تو در هیچ سری نیست که نیست # 3 اشک غماز من ار سرخ برآمد چه عجب %~% خجل از کرده خود پرده دری نیست که ~~نیست # 4 تا به دامن ننشیند ز نسیمش گردی %~% سیل خیز از نظرم رهگذری نیست که ~~نیست # 5 تا دم از شام سر زلف تو هر جا نزنند %~% با صبا گفت و شنیدم سحری نیست ~~که نیست # 6 من از این طالع شوریده برنجم ور نی %~% بهره مند از سر کویت دگری نیست ~~که نیست # 7 از حیای ms034 لب شیرین تو ای چشمه نوش %~% غرق آب و عرق اکنون شکری نیست که ~~نیست # 8 مصلحت نیست که از پرده برون افتد راز %~% ور نه در مجلس رندان خبری ~~نیست که نیست # 9 شیر در بادیه عشق تو روباه شود %~% آه از این راه که در وی خطری نیست ~~که نیست # 10 آب چشمم که بر او منت خاک در توست %~% زیر صد منت او خاک دری نیست که ~~نیست # 11 از وجودم قدری نام و نشان هست که هست %~% ور نه از ضعف در آن جا اثری ~~نیست که نیست # 12 غیر از این نکته که حافظ ز تو ناخشنود است %~% در سراپای وجودت هنری ~~نیست که نیست PageV1P073 ### || [genre: Gh] # 1 حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست %~% باده پیش آر که اسباب جهان این ~~همه نیست # 2 از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است %~% غرض این است وگرنه دل و جان ~~این همه نیست # 3 منت سدره و طوبی ز پی سایه مکش %~% که چو خوش بنگری ای سرو روان این ~~همه نیست # 4 دولت آن است که بی خون دل آید به کنار %~% ور نه با سعی و عمل باغ جنان ~~این همه نیست # 5 پنج روزی که در این مرحله مهلت داری %~% خوش بیاسای زمانی که زمان این ~~همه نیست # 6 بر لب بحر فنا منتظریم ای ساقی %~% فرصتی دان که ز لب تا به دهان این ~~همه نیست # 7 زاهد ایمن مشو از بازی غیرت زنهار %~% که ره از صومعه تا دیر مغان این ~~همه نیست # 8 دردمندی من سوخته زار و نزار %~% ظاهرا حاجت تقریر و بیان این همه نیست # 9 نام حافظ رقم نیک پذیرفت ولی %~% پیش رندان رقم سود و زیان این همه ~~نیست PageV1P074 ### || [genre: Gh] # 1 خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست %~% تاب آن زلف پریشان تو بی چیزی ~~نیست # 2 از لبت شیر روان ms035 بود که من می‌گفتم %~% این شکر گرد نمکدان تو بی چیزی ~~نیست # 3 جان درازی تو بادا که یقین می‌دانم %~% در کمان ناوک مژگان تو بی چیزی ~~نیست # 4 مبتلایی به غم محنت و اندوه فراق %~% ای دل این ناله و افغان تو بی ~~چیزی نیست # 5 دوش باد از سر کویش به گلستان بگذشت %~% ای گل این چاک گریبان تو بی ~~چیزی نیست # 6 درد عشق ار چه دل از خلق نهان می‌دارد %~% حافظ این دیده گریان تو بی ~~چیزی نیست PageV1P075 ### || [genre: Gh] # 1 جز آستان توام در جهان پناهی نیست %~% سر مرا بجز این در حواله گاهی ~~نیست # 2 عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم %~% که تیغ ما بجز از ناله‌ای و آهی ~~نیست # 3 چرا ز کوی خرابات روی برتابم %~% کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی ~~نیست # 4 زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر %~% بگو بسوز که بر من به برگ کاهی ~~نیست # 5 غلام نرگس جماش آن سهی سروم %~% که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست # 6 مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن %~% که در شریعت ما غیر از این گناهی ~~نیست # 7 عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن %~% که نیست بر سر راهی که دادخواهی ~~نیست # 8 چنین که از همه سو دام راه می‌بینم %~% به از حمایت زلفش مرا پناهی ~~نیست # 9 خزینه دل حافظ به زلف و خال مده %~% که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست ~~PageV1P076 ### || [genre: Gh] # 1 بلبلی برگ گلی خوش رنگ در منقار داشت %~% و اندر آن برگ و نوا خوش ~~ناله‌های زار داشت # 2 گفتمش در عین وصل این ناله و فریاد چیست %~% گفت ما را جلوه معشوق در ~~این کار داشت # 3 یار اگر ننشست با ما نیست جای اعتراض %~% پادشاهی کامران بود از گدایی ~~عار داشت # 4 در نمی‌گیرد نیاز و ناز ما با حسن دوست ms036 %~% خرم آن کز نازنینان بخت ~~برخوردار داشت # 5 خیز تا بر کلک آن نقاش جان افشان کنیم %~% کاین همه نقش عجب در گردش ~~پرگار داشت # 6 گر مرید راه عشقی فکر بدنامی مکن %~% شیخ صنعان خرقه رهن خانه خمار ~~داشت # 7 وقت آن شیرین قلندر خوش که در اطوار سیر %~% ذکر تسبیح ملک در حلقه ~~زنار داشت # 8 چشم حافظ زیر بام قصر آن حوری سرشت %~% شیوه جنات تجری تحتها الانهار ~~داشت PageV1P077 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی که یار جز سر جور و ستم نداشت %~% بشکست عهد وز غم ما هیچ غم ~~نداشت # 2 یا رب مگیرش ار چه دل چون کبوترم %~% افکند و کشت و عزت صید حرم نداشت # 3 بر من جفا ز بخت من آمد وگرنه یار %~% حاشا که رسم لطف و طریق کرم ~~نداشت # 4 با این همه هر آن که نه خواری کشید از او %~% هر جا که رفت هیچ کسش ~~محترم نداشت # 5 ساقی بیار باده و با محتسب بگو %~% انکار ما مکن که چنین جام جم نداشت # 6 هر راهرو که ره به حریم درش نبرد %~% مسکین برید وادی و ره در حرم ~~نداشت # 7 حافظ ببر تو گوی فصاحت که مدعی %~% هیچش هنر نبود و خبر نیز هم نداشت ~~PageV1P078 ### || [genre: Gh] # 1 کنون که می‌دمد از بوستان نسیم بهشت %~% من و شراب فرح بخش و یار ~~حورسرشت # 2 گدا چرا نزند لاف سلطنت امروز %~% که خیمه سایه ابر است و بزمگه لب کشت # 3 چمن حکایت اردیبهشت می‌گوید %~% نه عاقل است که نسیه خرید و نقد بهشت # 4 به می عمارت دل کن که این جهان خراب %~% بر آن سر است که از خاک ما ~~بسازد خشت # 5 وفا مجوی ز دشمن که پرتوی ندهد %~% چو شمع صومعه افروزی از چراغ کنشت # 6 مکن به نامه سیاهی ملامت من مست %~% که آگه است که تقدیر بر سرش چه ~~نوشت # 7 قدم دریغ مدار ms037 از جنازه حافظ %~% که گر چه غرق گناه است می‌رود به بهشت ~~PageV1P079 ### || [genre: Gh] # 1 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت %~% که گناه دگران بر تو نخواهند ~~نوشت # 2 من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش %~% هر کسی آن درود عاقبت کار ~~که کشت # 3 همه کس طالب یارند چه هشیار و چه مست %~% همه جا خانه عشق است چه مسجد ~~چه کنشت # 4 سر تسلیم من و خشت در میکده‌ها %~% مدعی گر نکند فهم سخن گو سر و خشت # 5 ناامیدم مکن از سابقه لطف ازل %~% تو پس پرده چه دانی که که خوب است و ~~که زشت # 6 نه من از پرده تقوا به درافتادم و بس %~% پدرم نیز بهشت ابد از دست ~~بهشت # 7 حافظا روز اجل گر به کف آری جامی %~% یک سر از کوی خرابات برندت به ~~بهشت PageV1P080 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدم مرغ چمن با گل نوخاسته گفت %~% ناز کم کن که در این باغ بسی چون ~~تو شکفت # 2 گل بخندید که از راست نرنجیم ولی %~% هیچ عاشق سخن سخت به معشوق نگفت # 3 گر طمع داری از آن جام مرصع می لعل %~% ای بسا در که به نوک مژه‌ات ~~باید سفت # 4 تا ابد بوی محبت به مشامش نرسد %~% هر که خاک در میخانه به رخساره نرفت # 5 در گلستان ارم دوش چو از لطف هوا %~% زلف سنبل به نسیم سحری می‌آشفت # 6 گفتم ای مسند جم جام جهان بینت کو %~% گفت افسوس که آن دولت بیدار بخفت # 7 سخن عشق نه آن است که آید به زبان %~% ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت ~~و شنفت # 8 اشک حافظ خرد و صبر به دریا انداخت %~% چه کند سوز غم عشق نیارست نهفت ~~PageV1P081 ### || [genre: Gh] # 1 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت %~% آیا چه خطا دید که از راه خطا ~~رفت # 2 تا ms038 رفت مرا از نظر آن چشم جهان بین %~% کس واقف ما نیست که از دیده ~~چه‌ها رفت # 3 بر شمع نرفت از گذر آتش دل دوش %~% آن دود که از سوز جگر بر سر ما رفت # 4 دور از رخ تو دم به دم از گوشه چشمم %~% سیلاب سرشک آمد و طوفان بلا ~~رفت # 5 از پای فتادیم چو آمد غم هجران %~% در درد بمردیم چو از دست دوا رفت # 6 دل گفت وصالش به دعا باز توان یافت %~% عمریست که عمرم همه در کار دعا ~~رفت # 7 احرام چه بندیم چو آن قبله نه این جاست %~% در سعی چه کوشیم چو از مروه ~~صفا رفت # 8 دی گفت طبیب از سر حسرت چو مرا دید %~% هیهات که رنج تو ز قانون شفا ~~رفت # 9 ای دوست به پرسیدن حافظ قدمی نه %~% زان پیش که گویند که از دار فنا ~~رفت PageV1P082 ### || [genre: Gh] # 1 گر ز دست زلف مشکینت خطایی رفت رفت %~% ور ز هندوی شما بر ما جفایی رفت ~~رفت # 2 برق عشق ار خرمن پشمینه پوشی سوخت سوخت %~% جور شاه کامران گر بر گدایی ~~رفت رفت # 3 در طریقت رنجش خاطر نباشد می بیار %~% هر کدورت را که بینی چون صفایی ~~رفت رفت # 4 عشقبازی را تحمل باید ای دل پای دار %~% گر ملالی بود بود و گر خطایی ~~رفت رفت # 5 گر دلی از غمزه دلدار باری برد برد %~% ور میان جان و جانان ماجرایی ~~رفت رفت # 6 از سخن چینان ملالت‌ها پدید آمد ولی %~% گر میان همنشینان ناسزایی رفت ~~رفت # 7 عیب حافظ گو مکن واعظ که رفت از خانقاه %~% پای آزادی چه بندی گر به ~~جایی رفت رفت PageV1P083 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیار باده که ماه صیام رفت %~% درده قدح که موسم ناموس و نام رفت # 2 وقت عزیز رفت بیا تا قضا کنیم %~% عمری که بی حضور صراحی و جام رفت # 3 مستم کن ms039 آن چنان که ندانم ز بیخودی %~% در عرصه خیال که آمد کدام رفت # 4 بر بوی آن که جرعه جامت به ما رسد %~% در مصطبه دعای تو هر صبح و شام ~~رفت # 5 دل را که مرده بود حیاتی به جان رسید %~% تا بویی از نسیم می‌اش در ~~مشام رفت # 6 زاهد غرور داشت سلامت نبرد راه %~% رند از ره نیاز به دارالسلام رفت # 7 نقد دلی که بود مرا صرف باده شد %~% قلب سیاه بود از آن در حرام رفت # 8 در تاب توبه چند توان سوخت همچو عود %~% می ده که عمر در سر سودای خام ~~رفت # 9 دیگر مکن نصیحت حافظ که ره نیافت %~% گمگشته‌ای که باده نابش به کام ~~رفت PageV1P084 ### || [genre: Gh] # 1 شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت %~% روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت # 2 گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود %~% بار بربست و به گردش نرسیدیم ~~و برفت # 3 بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم %~% وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و ~~برفت # 4 عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد %~% دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم ~~و برفت # 5 شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن %~% در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت # 6 همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم %~% کای دریغا به وداعش نرسیدیم و ~~برفت PageV1P085 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت %~% کار چراغ خلوتیان باز درگرفت # 2 آن شمع سرگرفته دگر چهره برفروخت %~% وین پیر سالخورده جوانی ز سر گرفت # 3 آن عشوه داد عشق که مفتی ز ره برفت %~% وان لطف کرد دوست که دشمن حذر ~~گرفت # 4 زنهار از آن عبارت شیرین دلفریب %~% گویی که پسته تو سخن در شکر گرفت # 5 بار غمی که خاطر ما خسته کرده بود %~% عیسی دمی خدا بفرستاد و برگرفت # 6 هر سروقد که بر مه و ms040 خور حسن می‌فروخت %~% چون تو درآمدی پی کاری دگر ~~گرفت # 7 زین قصه هفت گنبد افلاک پرصداست %~% کوته نظر ببین که سخن مختصر گرفت # 8 حافظ تو این سخن ز که آموختی که بخت %~% تعویذ کرد شعر تو را و به زر ~~گرفت PageV1P086 ### || [genre: Gh] # 1 حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت %~% آری به اتفاق جهان می‌توان گرفت # 2 افشای راز خلوتیان خواست کرد شمع %~% شکر خدا که سر دلش در زبان گرفت # 3 زین آتش نهفته که در سینه من است %~% خورشید شعله‌ایست که در آسمان ~~گرفت # 4 می‌خواست گل که دم زند از رنگ و بوی دوست %~% از غیرت صبا نفسش در دهان ~~گرفت # 5 آسوده بر کنار چو پرگار می‌شدم %~% دوران چو نقطه عاقبتم در میان گرفت # 6 آن روز شوق ساغر می خرمنم بسوخت %~% کاتش ز عکس عارض ساقی در آن گرفت # 7 خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان %~% زین فتنه‌ها که دامن آخرزمان ~~گرفت # 8 می خور که هر که آخر کار جهان بدید %~% از غم سبک برآمد و رطل گران ~~گرفت # 9 بر برگ گل به خون شقایق نوشته‌اند %~% کان کس که پخته شد می چون ارغوان ~~گرفت # 10 حافظ چو آب لطف ز نظم تو می‌چکد %~% حاسد چگونه نکته تواند بر آن گرفت ~~PageV1P087 ### || [genre: Gh] # 1 شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت %~% فراق یار نه آن می‌کند که ~~بتوان گفت # 2 حدیث هول قیامت که گفت واعظ شهر %~% کنایتیست که از روزگار هجران گفت # 3 نشان یار سفرکرده از که پرسم باز %~% که هر چه گفت برید صبا پریشان گفت # 4 فغان که آن مه نامهربان مهرگسل %~% به ترک صحبت یاران خود چه آسان گفت # 5 من و مقام رضا بعد از این و شکر رقیب %~% که دل به درد تو خو کرد و ترک ~~درمان گفت # 6 غم کهن به می سالخورده دفع کنید %~% که تخم خوشدلی این است پیر ms041 دهقان ~~گفت # 7 گره به باد مزن گر چه بر مراد رود %~% که این سخن به مثل باد با سلیمان ~~گفت # 8 به مهلتی که سپهرت دهد ز راه مرو %~% تو را که گفت که این زال ترک ~~دستان گفت # 9 مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل %~% قبول کرد به جان هر سخن که جانان ~~گفت # 10 که گفت حافظ از اندیشه تو آمد باز %~% من این نگفته‌ام آن کس که گفت ~~بهتان گفت PageV1P088 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت %~% بازآید و برهاندم از بند ملامت # 2 خاک ره آن یار سفرکرده بیارید %~% تا چشم جهان بین کنمش جای اقامت # 3 فریاد که از شش جهتم راه ببستند %~% آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و ~~قامت # 4 امروز که در دست توام مرحمتی کن %~% فردا که شوم خاک چه سود اشک ندامت # 5 ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق %~% ما با تو نداریم سخن خیر و ~~سلامت # 6 درویش مکن ناله ز شمشیر احبا %~% کاین طایفه از کشته ستانند غرامت # 7 در خرقه زن آتش که خم ابروی ساقی %~% بر می‌شکند گوشه محراب امامت # 8 حاشا که من از جور و جفای تو بنالم %~% بیداد لطیفان همه لطف است و ~~کرامت # 9 کوته نکند بحث سر زلف تو حافظ %~% پیوسته شد این سلسله تا روز قیامت ~~PageV1P089 ### || [genre: Gh] # 1 ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت %~% بنگر که از کجا به کجا می‌فرستمت # 2 حیف است طایری چو تو در خاکدان غم %~% زین جا به آشیان وفا می‌فرستمت # 3 در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست %~% می‌بینمت عیان و دعا می‌فرستمت # 4 هر صبح و شام قافله‌ای از دعای خیر %~% در صحبت شمال و صبا می‌فرستمت # 5 تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب %~% جان عزیز خود به نوا می‌فرستمت # 6 ای غایب ms042 از نظر که شدی همنشین دل %~% می‌گویمت دعا و ثنا می‌فرستمت # 7 در روی خود تفرج صنع خدای کن %~% کآیینه خدای نما می‌فرستمت # 8 تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند %~% قول و غزل به ساز و نوا می‌فرستمت # 9 ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت %~% با درد صبر کن که دوا می‌فرستمت # 10 حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست %~% بشتاب هان که اسب و قبا می‌فرستمت ~~PageV1P090 ### || [genre: Gh] # 1 ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت %~% جانم بسوختی و به دل دوست دارمت # 2 تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک %~% باور مکن که دست ز دامن بدارمت # 3 محراب ابرویت بنما تا سحرگهی %~% دست دعا برآرم و در گردن آرمت # 4 گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی %~% صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت # 5 خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب %~% بیمار بازپرس که در انتظارمت # 6 صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار %~% بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت # 7 خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد %~% منت پذیر غمزه خنجر گذارمت # 8 می‌گریم و مرادم از این سیل اشکبار %~% تخم محبت است که در دل بکارمت # 9 بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل %~% در پای دم به دم گهر از دیده ~~بارمت # 10 حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست %~% فی الجمله می‌کنی و فرو ~~می‌گذارمت PageV1P091 ### || [genre: Gh] # 1 میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت %~% خوش خرامان شو که پیش قد ~~رعنا میرمت # 2 گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست %~% خوش تقاضا می‌کنی پیش تقاضا ~~میرمت # 3 عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست %~% گو که بخرامد که پیش سروبالا ~~میرمت # 4 آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای او %~% گو نگاهی کن که پیش چشم ~~شهلا میرمت # 5 گفته لعل لبم هم درد بخشد ms043 هم دوا %~% گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت # 6 خوش خرامان می‌روی چشم بد از روی تو دور %~% دارم اندر سر خیال آن که ~~در پا میرمت # 7 گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست %~% ای همه جای تو خوش پیش همه ~~جا میرمت PageV1P092 ### || [genre: Gh] # 1 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت %~% حقوق خدمت ما عرضه کرد بر کرمت # 2 به نوک خامه رقم کرده‌ای سلام مرا %~% که کارخانه دوران مباد بی رقمت # 3 نگویم از من بی‌دل به سهو کردی یاد %~% که در حساب خرد نیست سهو بر ~~قلمت # 4 مرا ذلیل مگردان به شکر این نعمت %~% که داشت دولت سرمد عزیز و محترمت # 5 بیا که با سر زلفت قرار خواهم کرد %~% که گر سرم برود برندارم از قدمت # 6 ز حال ما دلت آگه شود مگر وقتی %~% که لاله بردمد از خاک کشتگان غمت # 7 روان تشنه ما را به جرعه‌ای دریاب %~% چو می‌دهند زلال خضر ز جام جمت # 8 همیشه وقت تو ای عیسی صبا خوش باد %~% که جان حافظ دلخسته زنده شد به ~~دمت PageV1P093 ### || [genre: Gh] # 1 زان یار دلنوازم شکریست با شکایت %~% گر نکته دان عشقی بشنو تو این ~~حکایت # 2 بی مزد بود و منت هر خدمتی که کردم %~% یا رب مباد کس را مخدوم بی ~~عنایت # 3 رندان تشنه لب را آبی نمی‌دهد کس %~% گویی ولی شناسان رفتند از این ~~ولایت # 4 در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کان جا %~% سرها بریده بینی بی جرم و بی ~~جنایت # 5 چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی %~% جانا روا نباشد خون ریز را ~~حمایت # 6 در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود %~% از گوشه‌ای برون آی ای کوکب ~~هدایت # 7 از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود %~% زنهار از این بیابان وین راه ~~بی‌نهایت # 8 ای آفتاب خوبان می‌جوشد اندرونم %~% یک ساعتم ms044 بگنجان در سایه عنایت # 9 این راه را نهایت صورت کجا توان بست %~% کش صد هزار منزل بیش است در ~~بدایت # 10 هر چند بردی آبم روی از درت نتابم %~% جور از حبیب خوشتر کز مدعی ~~رعایت # 11 عشقت رسد به فریاد ار خود به سان حافظ %~% قرآن ز بر بخوانی در چارده ~~روایت PageV1P094 ### || [genre: Gh] # 1 مدامم مست می‌دارد نسیم جعد گیسویت %~% خرابم می‌کند هر دم فریب چشم ~~جادویت # 2 پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن %~% که شمع دیده افروزیم در ~~محراب ابرویت # 3 سواد لوح بینش را عزیز از بهر آن دارم %~% که جان را نسخه‌ای باشد ز ~~لوح خال هندویت # 4 تو گر خواهی که جاویدان جهان یک سر بیارایی %~% صبا را گو که بردارد ~~زمانی برقع از رویت # 5 و گر رسم فنا خواهی که از عالم براندازی %~% برافشان تا فروریزد هزاران ~~جان ز هر مویت # 6 من و باد صبا مسکین دو سرگردان بی‌حاصل %~% من از افسون چشمت مست و او ~~از بوی گیسویت # 7 زهی همت که حافظ راست از دنیی و از عقبی %~% نیاید هیچ در چشمش بجز خاک ~~سر کویت PageV1P095 ### || [genre: Gh] # 1 درد ما را نیست درمان الغیاث %~% هجر ما را نیست پایان الغیاث # 2 دین و دل بردند و قصد جان کنند %~% الغیاث از جور خوبان الغیاث # 3 در بهای بوسه‌ای جانی طلب %~% می‌کنند این دلستانان الغیاث # 4 خون ما خوردند این کافردلان %~% ای مسلمانان چه درمان الغیاث # 5 همچو حافظ روز و شب بی خویشتن %~% گشته‌ام سوزان و گریان الغیاث ~~PageV1P096 ### || [genre: Gh] # 1 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج %~% سزد اگر همه دلبران دهندت باج # 2 دو چشم شوخ تو برهم زده خطا و حبش %~% به چین زلف تو ماچین و هند داده ~~خراج # 3 بیاض روی تو روشن چو عارض رخ روز %~% سواد زلف سیاه تو هست ظلمت داج # 4 دهان شهد تو ms045 داده رواج آب خضر %~% لب چو قند تو برد از نبات مصر رواج # 5 از این مرض به حقیقت شفا نخواهم یافت %~% که از تو درد دل ای جان ~~نمی‌رسد به علاج # 6 چرا همی‌شکنی جان من ز سنگ دلی %~% دل ضعیف که باشد به نازکی چو زجاج # 7 لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است %~% قد تو سرو و میان موی و بر به ~~هیئت عاج # 8 فتاد در دل حافظ هوای چون تو شهی %~% کمینه ذره خاک در تو بودی کاج ~~PageV1P097 ### || [genre: Gh] # 1 اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح %~% صلاح ما همه آن است کان تو راست ~~صلاح # 2 سواد زلف سیاه تو جاعل الظلمات %~% بیاض روی چو ماه تو فالق الاصباح # 3 ز چین زلف کمندت کسی نیافت خلاص %~% از آن کمانچه ابرو و تیر چشم نجاح # 4 ز دیده‌ام شده یک چشمه در کنار روان %~% که آشنا نکند در میان آن ملاح # 5 لب چو آب حیات تو هست قوت جان %~% وجود خاکی ما را از اوست ذکر رواح # 6 بداد لعل لبت بوسه‌ای به صد زاری %~% گرفت کام دلم ز او به صد هزار ~~الحاح # 7 دعای جان تو ورد زبان مشتاقان %~% همیشه تا که بود متصل مسا و صباح # 8 صلاح و توبه و تقوی ز ما مجو حافظ %~% ز رند و عاشق و مجنون کسی نیافت ~~صلاح PageV1P098 ### || [genre: Gh] # 1 دل من در هوای روی فرخ %~% بود آشفته همچون موی فرخ # 2 بجز هندوی زلفش هیچ کس نیست %~% که برخوردار شد از روی فرخ # 3 سیاهی نیکبخت است آن که دایم %~% بود همراز و هم زانوی فرخ # 4 شود چون بید لرزان سرو آزاد %~% اگر بیند قد دلجوی فرخ # 5 بده ساقی شراب ارغوانی %~% به یاد نرگس جادوی فرخ # 6 دوتا شد قامتم همچون کمانی %~% ز غم پیوسته چون ابروی فرخ # 7 نسیم مشک تاتاری خجل کرد %~% شمیم ms046 زلف عنبربوی فرخ # 8 اگر میل دل هر کس به جایست %~% بود میل دل من سوی فرخ # 9 غلام همت آنم که باشد %~% چو حافظ بنده و هندوی فرخ PageV1P099 ### || [genre: Gh] # 1 دی پیر می فروش که ذکرش به خیر باد %~% گفتا شراب نوش و غم دل ببر ز ~~یاد # 2 گفتم به باد می‌دهدم باده نام و ننگ %~% گفتا قبول کن سخن و هر چه باد ~~باد # 3 سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دست %~% از بهر این معامله غمگین ~~مباش و شاد # 4 بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچ %~% در معرضی که تخت سلیمان رود به ~~باد # 5 حافظ گرت ز پند حکیمان ملالت است %~% کوته کنیم قصه که عمرت دراز باد ~~PageV1P100 ### || [genre: Gh] # 1 شراب و عیش نهان چیست کار بی‌بنیاد %~% زدیم بر صف رندان و هر چه بادا ~~باد # 2 گره ز دل بگشا و از سپهر یاد مکن %~% که فکر هیچ مهندس چنین گره نگشاد # 3 ز انقلاب زمانه عجب مدار که چرخ %~% از این فسانه هزاران هزار دارد یاد # 4 قدح به شرط ادب گیر زان که ترکیبش %~% ز کاسه سر جمشید و بهمن است و ~~قباد # 5 که آگه است که کاووس و کی کجا رفتند %~% که واقف است که چون رفت تخت جم ~~بر باد # 6 ز حسرت لب شیرین هنوز می‌بینم %~% که لاله می‌دمد از خون دیده فرهاد # 7 مگر که لاله بدانست بی‌وفایی دهر %~% که تا بزاد و بشد جام می ز کف ~~ننهاد # 8 بیا بیا که زمانی ز می خراب شویم %~% مگر رسیم به گنجی در این خراب ~~آباد # 9 نمی‌دهند اجازت مرا به سیر و سفر %~% نسیم باد مصلا و آب رکن آباد # 10 قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ %~% که بسته‌اند بر ابریشم طرب دل ~~شاد PageV1P101 ### || [genre: Gh] # 1 دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد %~% من نیز ms047 دل به باد دهم هر چه باد ~~باد # 2 کارم بدان رسید که همراز خود کنم %~% هر شام برق لامع و هر بامداد باد # 3 در چین طره تو دل بی حفاظ من %~% هرگز نگفت مسکن مالوف یاد باد # 4 امروز قدر پند عزیزان شناختم %~% یا رب روان ناصح ما از تو شاد باد # 5 خون شد دلم به یاد تو هر گه که در چمن %~% بند قبای غنچه گل می‌گشاد ~~باد # 6 از دست رفته بود وجود ضعیف من %~% صبحم به بوی وصل تو جان بازداد باد # 7 حافظ نهاد نیک تو کامت برآورد %~% جان‌ها فدای مردم نیکونهاد باد ~~PageV1P102 ### || [genre: Gh] # 1 روز وصل دوستداران یاد باد %~% یاد باد آن روزگاران یاد باد # 2 کامم از تلخی غم چون زهر گشت %~% بانگ نوش شادخواران یاد باد # 3 گر چه یاران فارغند از یاد من %~% از من ایشان را هزاران یاد باد # 4 مبتلا گشتم در این بند و بلا %~% کوشش آن حق گزاران یاد باد # 5 گر چه صد رود است در چشمم مدام %~% زنده رود باغ کاران یاد باد # 6 راز حافظ بعد از این ناگفته ماند %~% ای دریغا رازداران یاد باد ~~PageV1P103 ### || [genre: Gh] # 1 جمالت آفتاب هر نظر باد %~% ز خوبی روی خوبت خوبتر باد # 2 همای زلف شاهین شهپرت را %~% دل شاهان عالم زیر پر باد # 3 کسی کو بسته زلفت نباشد %~% چو زلفت درهم و زیر و زبر باد # 4 دلی کو عاشق رویت نباشد %~% همیشه غرقه در خون جگر باد # 5 بتا چون غمزه‌ات ناوک فشاند %~% دل مجروح من پیشش سپر باد # 6 چو لعل شکرینت بوسه بخشد %~% مذاق جان من ز او پرشکر باد # 7 مرا از توست هر دم تازه عشقی %~% تو را هر ساعتی حسنی دگر باد # 8 به جان مشتاق روی توست حافظ %~% تو را در حال مشتاقان نظر باد ~~PageV1P104 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی ار باده به اندازه خورد نوشش ms048 باد %~% ور نه اندیشه این کار ~~فراموشش باد # 2 آن که یک جرعه می از دست تواند دادن %~% دست با شاهد مقصود در آغوشش ~~باد # 3 پیر ما گفت خطا بر قلم صنع نرفت %~% آفرین بر نظر پاک خطاپوشش باد # 4 شاه ترکان سخن مدعیان می‌شنود %~% شرمی از مظلمه خون سیاووشش باد # 5 گر چه از کبر سخن با من درویش نگفت %~% جان فدای شکرین پسته خاموشش باد # 6 چشمم از آینه داران خط و خالش گشت %~% لبم از بوسه ربایان بر و دوشش ~~باد # 7 نرگس مست نوازش کن مردم دارش %~% خون عاشق به قدح گر بخورد نوشش باد # 8 به غلامی تو مشهور جهان شد حافظ %~% حلقه بندگی زلف تو در گوشش باد ~~PageV1P105 ### || [genre: Gh] # 1 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد %~% وجود نازکت آزرده گزند مباد # 2 سلامت همه آفاق در سلامت توست %~% به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد # 3 جمال صورت و معنی ز امن صحت توست %~% که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد # 4 در این چمن چو درآید خزان به یغمایی %~% رهش به سرو سهی قامت بلند مباد # 5 در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد %~% مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد # 6 هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند %~% بر آتش تو بجز جان او سپند ~~مباد # 7 شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی %~% که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد ~~PageV1P106 ### || [genre: Gh] # 1 حسن تو همیشه در فزون باد %~% رویت همه ساله لاله گون باد # 2 اندر سر ما خیال عشقت %~% هر روز که باد در فزون باد # 3 هر سرو که در چمن درآید %~% در خدمت قامتت نگون باد # 4 چشمی که نه فتنه تو باشد %~% چون گوهر اشک غرق خون باد # 5 چشم تو ز بهر دلربایی %~% در کردن سحر ذوفنون باد # 6 هر جا که دلیست در غم تو %~% بی صبر و قرار ms049 و بی سکون باد # 7 قد همه دلبران عالم %~% پیش الف قدت چو نون باد # 8 هر دل که ز عشق توست خالی %~% از حلقه وصل تو برون باد # 9 لعل تو که هست جان حافظ %~% دور از لب مردمان دون باد PageV1P107 ### || [genre: Gh] # 1 خسروا گوی فلک در خم چوگان تو باد %~% ساحت کون و مکان عرصه میدان تو ~~باد # 2 زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست %~% دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد # 3 ای که انشا عطارد صفت شوکت توست %~% عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد # 4 طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد %~% غیرت خلد برین ساحت بستان تو باد # 5 نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد %~% هر چه در عالم امر است به ~~فرمان تو باد PageV1P108 ### || [genre: Gh] # 1 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد %~% ننوشت سلامی و کلامی نفرستاد # 2 صد نامه فرستادم و آن شاه سواران %~% پیکی ندوانید و سلامی نفرستاد # 3 سوی من وحشی صفت عقل رمیده %~% آهوروشی کبک خرامی نفرستاد # 4 دانست که خواهد شدنم مرغ دل از دست %~% و از آن خط چون سلسله دامی ~~نفرستاد # 5 فریاد که آن ساقی شکرلب سرمست %~% دانست که مخمورم و جامی نفرستاد # 6 چندان که زدم لاف کرامات و مقامات %~% هیچم خبر از هیچ مقامی نفرستاد # 7 حافظ به ادب باش که واخواست نباشد %~% گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد ~~PageV1P109 ### || [genre: Gh] # 1 پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد %~% وان راز که در دل بنهفتم به ~~درافتاد # 2 از راه نظر مرغ دلم گشت هواگیر %~% ای دیده نگه کن که به دام که ~~درافتاد # 3 دردا که از آن آهوی مشکین سیه چشم %~% چون نافه بسی خون دلم در جگر ~~افتاد # 4 از رهگذر خاک سر کوی شما بود %~% هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد # 5 مژگان تو تا تیغ جهان گیر برآورد %~% بس کشته دل ms050 زنده که بر یک دگر ~~افتاد # 6 بس تجربه کردیم در این دیر مکافات %~% با دردکشان هر که درافتاد ~~برافتاد # 7 گر جان بدهد سنگ سیه لعل نگردد %~% با طینت اصلی چه کند بدگهر افتاد # 8 حافظ که سر زلف بتان دست کشش بود %~% بس طرفه حریفیست کش اکنون به سر ~~افتاد PageV1P110 ### || [genre: Gh] # 1 عکس روی تو چو در آینه جام افتاد %~% عارف از خنده می در طمع خام افتاد # 2 حسن روی تو به یک جلوه که در آینه کرد %~% این همه نقش در آیینه اوهام ~~افتاد # 3 این همه عکس می و نقش نگارین که نمود %~% یک فروغ رخ ساقیست که در جام ~~افتاد # 4 غیرت عشق زبان همه خاصان ببرید %~% کز کجا سر غمش در دهن عام افتاد # 5 من ز مسجد به خرابات نه خود افتادم %~% اینم از عهد ازل حاصل فرجام ~~افتاد # 6 چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار %~% هر که در دایره گردش ایام افتاد # 7 در خم زلف تو آویخت دل از چاه زنخ %~% آه کز چاه برون آمد و در دام ~~افتاد # 8 آن شد ای خواجه که در صومعه بازم بینی %~% کار ما با رخ ساقی و لب جام ~~افتاد # 9 زیر شمشیر غمش رقص کنان باید رفت %~% کان که شد کشته او نیک سرانجام ~~افتاد # 10 هر دمش با من دلسوخته لطفی دگر است %~% این گدا بین که چه شایسته ~~انعام افتاد # 11 صوفیان جمله حریفند و نظرباز ولی %~% زین میان حافظ دلسوخته بدنام ~~افتاد PageV1P111 ### || [genre: Gh] # 1 آن که رخسار تو را رنگ گل و نسرین داد %~% صبر و آرام تواند به من ~~مسکین داد # 2 وان که گیسوی تو را رسم تطاول آموخت %~% هم تواند کرمش داد من غمگین ~~داد # 3 من همان روز ز فرهاد طمع ببریدم %~% که عنان دل شیدا به لب شیرین داد # 4 گنج زر گر نبود کنج قناعت باقیست %~% آن ms051 که آن داد به شاهان به گدایان ~~این داد # 5 خوش عروسیست جهان از ره صورت لیکن %~% هر که پیوست بدو عمر خودش کاوین ~~داد # 6 بعد از این دست من و دامن سرو و لب جوی %~% خاصه اکنون که صبا مژده ~~فروردین داد # 7 در کف غصه دوران دل حافظ خون شد %~% از فراق رخت ای خواجه قوام الدین ~~داد PageV1P112 ### || [genre: Gh] # 1 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد %~% که تاب من به جهان طره فلانی ~~داد # 2 دلم خزانه اسرار بود و دست قضا %~% درش ببست و کلیدش به دلستانی داد # 3 شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب %~% به مومیایی لطف توام نشانی داد # 4 تنش درست و دلش شاد باد و خاطر خوش %~% که دست دادش و یاری ناتوانی داد # 5 برو معالجه خود کن ای نصیحتگو %~% شراب و شاهد شیرین که را زیانی داد # 6 گذشت بر من مسکین و با رقیبان گفت %~% دریغ حافظ مسکین من چه جانی داد ~~PageV1P113 ### || [genre: Gh] # 1 همای اوج سعادت به دام ما افتد %~% اگر تو را گذری بر مقام ما افتد # 2 حباب وار براندازم از نشاط کلاه %~% اگر ز روی تو عکسی به جام ما افتد # 3 شبی که ماه مراد از افق شود طالع %~% بود که پرتو نوری به بام ما افتد # 4 به بارگاه تو چون باد را نباشد بار %~% کی اتفاق مجال سلام ما افتد # 5 چو جان فدای لبش شد خیال می‌بستم %~% که قطره‌ای ز زلالش به کام ما ~~افتد # 6 خیال زلف تو گفتا که جان وسیله مساز %~% کز این شکار فراوان به دام ما ~~افتد # 7 به ناامیدی از این در مرو بزن فالی %~% بود که قرعه دولت به نام ما ~~افتد # 8 ز خاک کوی تو هر گه که دم زند حافظ %~% نسیم گلشن جان در مشام ما افتد ~~PageV1P114 ### || [genre: Gh] # 1 درخت دوستی بنشان که کام ms052 دل به بار آرد %~% نهال دشمنی برکن که رنج ~~بی‌شمار آرد # 2 چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان %~% که درد سر کشی جانا گرت مستی ~~خمار آرد # 3 شب صحبت غنیمت دان که بعد از روزگار ما %~% بسی گردش کند گردون بسی لیل ~~و نهار آرد # 4 عماری دار لیلی را که مهد ماه در حکم است %~% خدا را در دل اندازش که ~~بر مجنون گذار آرد # 5 بهار عمر خواه ای دل وگرنه این چمن هر سال %~% چو نسرین صد گل آرد بار ~~و چون بلبل هزار آرد # 6 خدا را چون دل ریشم قراری بست با زلفت %~% بفرما لعل نوشین را که زودش ~~باقرار آرد # 7 در این باغ از خدا خواهد دگر پیرانه سر حافظ %~% نشیند بر لب جویی و ~~سروی در کنار آرد PageV1P115 ### || [genre: Gh] # 1 کسی که حسن و خط دوست در نظر دارد %~% محقق است که او حاصل بصر دارد # 2 چو خامه در ره فرمان او سر طاعت %~% نهاده‌ایم مگر او به تیغ بردارد # 3 کسی به وصل تو چون شمع یافت پروانه %~% که زیر تیغ تو هر دم سری دگر ~~دارد # 4 به پای بوس تو دست کسی رسید که او %~% چو آستانه بدین در همیشه سر دارد # 5 ز زهد خشک ملولم کجاست باده ناب %~% که بوی باده مدامم دماغ تر دارد # 6 ز باده هیچت اگر نیست این نه بس که تو را %~% دمی ز وسوسه عقل بی‌خبر ~~دارد # 7 کسی که از ره تقوا قدم برون ننهاد %~% به عزم میکده اکنون ره سفر دارد # 8 دل شکسته حافظ به خاک خواهد برد %~% چو لاله داغ هوایی که بر جگر دارد ~~PageV1P116 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد %~% که چو سرو پایبند است و چو لاله ~~داغ دارد # 2 سر ما فرونیاید به کمان ابروی کس %~% که درون گوشه گیران ز جهان فراغ ms053 ~~دارد # 3 ز بنفشه تاب دارم که ز زلف او زند دم %~% تو سیاه کم بها بین که چه در ~~دماغ دارد # 4 به چمن خرام و بنگر بر تخت گل که لاله %~% به ندیم شاه ماند که به کف ~~ایاغ دارد # 5 شب ظلمت و بیابان به کجا توان رسیدن %~% مگر آن که شمع رویت به رهم ~~چراغ دارد # 6 من و شمع صبحگاهی سزد ار به هم بگرییم %~% که بسوختیم و از ما بت ما ~~فراغ دارد # 7 سزدم چو ابر بهمن که بر این چمن بگریم %~% طرب آشیان بلبل بنگر که زاغ ~~دارد # 8 سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ %~% که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد ~~PageV1P117 ### || [genre: Gh] # 1 آن کس که به دست جام دارد %~% سلطانی جم مدام دارد # 2 آبی که خضر حیات از او یافت %~% در میکده جو که جام دارد # 3 سررشته جان به جام بگذار %~% کاین رشته از او نظام دارد # 4 ما و می و زاهدان و تقوا %~% تا یار سر کدام دارد # 5 بیرون ز لب تو ساقیا نیست %~% در دور کسی که کام دارد # 6 نرگس همه شیوه‌های مستی %~% از چشم خوشت به وام دارد # 7 ذکر رخ و زلف تو دلم را %~% وردیست که صبح و شام دارد # 8 بر سینه ریش دردمندان %~% لعلت نمکی تمام دارد # 9 در چاه ذقن چو حافظ ای جان %~% حسن تو دو صد غلام دارد PageV1P118 ### || [genre: Gh] # 1 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد %~% ز خاتمی که دمی گم شود چه غم ~~دارد # 2 به خط و خال گدایان مده خزینه دل %~% به دست شاهوشی ده که محترم دارد # 3 نه هر درخت تحمل کند جفای خزان %~% غلام همت سروم که این قدم دارد # 4 رسید موسم آن کز طرب چو نرگس مست %~% نهد به پای قدح هر که شش درم دارد # 5 زر از بهای ms054 می اکنون چو گل دریغ مدار %~% که عقل کل به صدت عیب متهم ~~دارد # 6 ز سر غیب کس آگاه نیست قصه مخوان %~% کدام محرم دل ره در این حرم دارد # 7 دلم که لاف تجرد زدی کنون صد شغل %~% به بوی زلف تو با باد صبحدم دارد # 8 مراد دل ز که پرسم که نیست دلداری %~% که جلوه نظر و شیوه کرم دارد # 9 ز جیب خرقه حافظ چه طرف بتوان بست %~% که ما صمد طلبیدیم و او صنم دارد ~~PageV1P119 ### || [genre: Gh] # 1 بتی دارم که گرد گل ز سنبل سایه بان دارد %~% بهار عارضش خطی به خون ~~ارغوان دارد # 2 غبار خط بپوشانید خورشید رخش یا رب %~% بقای جاودانش ده که حسن جاودان ~~دارد # 3 چو عاشق می‌شدم گفتم که بردم گوهر مقصود %~% ندانستم که این دریا چه ~~موج خون فشان دارد # 4 ز چشمت جان نشاید برد کز هر سو که می‌بینم %~% کمین از گوشه‌ای کرده‌ست ~~و تیر اندر کمان دارد # 5 چو دام طره افشاند ز گرد خاطر عشاق %~% به غماز صبا گوید که راز ما ~~نهان دارد # 6 بیفشان جرعه‌ای بر خاک و حال اهل دل بشنو %~% که از جمشید و کیخسرو ~~فراوان داستان دارد # 7 چو در رویت بخندد گل مشو در دامش ای بلبل %~% که بر گل اعتمادی نیست گر ~~حسن جهان دارد # 8 خدا را داد من بستان از او ای شحنه مجلس %~% که می با دیگری خورده‌ست و ~~با من سر گران دارد # 9 به فتراک ار همی‌بندی خدا را زود صیدم کن %~% که آفت‌هاست در تاخیر و ~~طالب را زیان دارد # 10 ز سروقد دلجویت مکن محروم چشمم را %~% بدین سرچشمه‌اش بنشان که خوش ~~آبی روان دارد # 11 ز خوف هجرم ایمن کن اگر امید آن داری %~% که از چشم بداندیشان خدایت ~~در امان دارد # 12 چه عذر بخت خود گویم که آن عیار شهرآشوب %~% به تلخی کشت حافظ را ms055 و ~~شکر در دهان دارد PageV1P120 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد %~% سعادت همدم او گشت و دولت ~~همنشین دارد # 2 حریم عشق را درگه بسی بالاتر از عقل است %~% کسی آن آستان بوسد که جان ~~در آستین دارد # 3 دهان تنگ شیرینش مگر ملک سلیمان است %~% که نقش خاتم لعلش جهان زیر ~~نگین دارد # 4 لب لعل و خط مشکین چو آنش هست و اینش هست %~% بنازم دلبر خود را که ~~حسنش آن و این دارد # 5 به خواری منگر ای منعم ضعیفان و نحیفان را %~% که صدر مجلس عشرت گدای ~~رهنشین دارد # 6 چو بر روی زمین باشی توانایی غنیمت دان %~% که دوران ناتوانی‌ها بسی ~~زیر زمین دارد # 7 بلاگردان جان و تن دعای مستمندان است %~% که بیند خیر از آن خرمن که ~~ننگ از خوشه چین دارد # 8 صبا از عشق من رمزی بگو با آن شه خوبان %~% که صد جمشید و کیخسرو غلام ~~کمترین دارد # 9 و گر گوید نمی‌خواهم چو حافظ عاشق مفلس %~% بگوییدش که سلطانی گدایی ~~همنشین دارد PageV1P121 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد %~% خداش در همه حال از بلا نگه دارد # 2 حدیث دوست نگویم مگر به حضرت دوست %~% که آشنا سخن آشنا نگه دارد # 3 دلا معاش چنان کن که گر بلغزد پای %~% فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد # 4 گرت هواست که معشوق نگسلد پیمان %~% نگاه دار سر رشته تا نگه دارد # 5 صبا بر آن سر زلف ار دل مرا بینی %~% ز روی لطف بگویش که جا نگه دارد # 6 چو گفتمش که دلم را نگاه دار چه گفت %~% ز دست بنده چه خیزد خدا نگه ~~دارد # 7 سر و زر و دل و جانم فدای آن یاری %~% که حق صحبت مهر و وفا نگه دارد # 8 غبار راه راهگذارت کجاست تا حافظ %~% به یادگار نسیم صبا نگه دارد ms056 ~~PageV1P122 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد %~% نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد # 2 عالم از ناله عشاق مبادا خالی %~% که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد # 3 پیر دردی کش ما گر چه ندارد زر و زور %~% خوش عطابخش و خطاپوش خدایی ~~دارد # 4 محترم دار دلم کاین مگس قندپرست %~% تا هواخواه تو شد فر همایی دارد # 5 از عدالت نبود دور گرش پرسد حال %~% پادشاهی که به همسایه گدایی دارد # 6 اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند %~% درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد # 7 ستم از غمزه میاموز که در مذهب عشق %~% هر عمل اجری و هر کرده جزایی ~~دارد # 8 نغز گفت آن بت ترسابچه باده پرست %~% شادی روی کسی خور که صفایی دارد # 9 خسروا حافظ درگاه نشین فاتحه خواند %~% و از زبان تو تمنای دعایی دارد ~~PageV1P123 ### || [genre: Gh] # 1 آن که از سنبل او غالیه تابی دارد %~% باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد # 2 از سر کشته خود می‌گذری همچون باد %~% چه توان کرد که عمر است و شتابی ~~دارد # 3 ماه خورشید نمایش ز پس پرده زلف %~% آفتابیست که در پیش سحابی دارد # 4 چشم من کرد به هر گوشه روان سیل سرشک %~% تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی ~~دارد # 5 غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ریزد %~% فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد # 6 آب حیوان اگر این است که دارد لب دوست %~% روشن است این که خضر بهره ~~سرابی دارد # 7 چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر %~% ترک مست است مگر میل کبابی دارد # 8 جان بیمار مرا نیست ز تو روی سؤال %~% ای خوش آن خسته که از دوست جوابی ~~دارد # 9 کی کند سوی دل خسته حافظ نظری %~% چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد ~~PageV1P124 ### || [genre: Gh] # 1 شاهد آن نیست که مویی و میانی دارد ms057 %~% بنده طلعت آن باش که آنی دارد # 2 شیوه حور و پری گر چه لطیف است ولی %~% خوبی آن است و لطافت که فلانی ~~دارد # 3 چشمه چشم مرا ای گل خندان دریاب %~% که به امید تو خوش آب روانی دارد # 4 گوی خوبی که برد از تو که خورشید آن جا %~% نه سواریست که در دست عنانی ~~دارد # 5 دل نشان شد سخنم تا تو قبولش کردی %~% آری آری سخن عشق نشانی دارد # 6 خم ابروی تو در صنعت تیراندازی %~% برده از دست هر آن کس که کمانی دارد # 7 در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز %~% هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد # 8 با خرابات نشینان ز کرامات ملاف %~% هر سخن وقتی و هر نکته مکانی دارد # 9 مرغ زیرک نزند در چمنش پرده سرای %~% هر بهاری که به دنباله خزانی دارد # 10 مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش %~% کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد ~~PageV1P125 ### || [genre: Gh] # 1 جان بی جمال جانان میل جهان ندارد %~% هر کس که این ندارد حقا که آن ~~ندارد # 2 با هیچ کس نشانی زان دلستان ندیدم %~% یا من خبر ندارم یا او نشان ~~ندارد # 3 هر شبنمی در این ره صد بحر آتشین است %~% دردا که این معما شرح و بیان ~~ندارد # 4 سرمنزل فراغت نتوان ز دست دادن %~% ای ساروان فروکش کاین ره کران ندارد # 5 چنگ خمیده قامت می‌خواندت به عشرت %~% بشنو که پند پیران هیچت زیان ~~ندارد # 6 ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز %~% مست است و در حق او کس این گمان ~~ندارد # 7 احوال گنج قارون کایام داد بر باد %~% در گوش دل فروخوان تا زر نهان ~~ندارد # 8 گر خود رقیب شمع است اسرار از او بپوشان %~% کان شوخ سربریده بند زبان ~~ندارد # 9 کس در جهان ندارد یک بنده همچو حافظ %~% زیرا که چون تو شاهی کس در ms058 ~~جهان ندارد PageV1P126 ### || [genre: Gh] # 1 روشنی طلعت تو ماه ندارد %~% پیش تو گل رونق گیاه ندارد # 2 گوشه ابروی توست منزل جانم %~% خوشتر از این گوشه پادشاه ندارد # 3 تا چه کند با رخ تو دود دل من %~% آینه دانی که تاب آه ندارد # 4 شوخی نرگس نگر که پیش تو بشکفت %~% چشم دریده ادب نگاه ندارد # 5 دیدم و آن چشم دل سیه که تو داری %~% جانب هیچ آشنا نگاه ندارد # 6 رطل گرانم ده ای مرید خرابات %~% شادی شیخی که خانقاه ندارد # 7 خون خور و خامش نشین که آن دل نازک %~% طاقت فریاد دادخواه ندارد # 8 گو برو و آستین به خون جگر شوی %~% هر که در این آستانه راه ندارد # 9 نی من تنها کشم تطاول زلفت %~% کیست که او داغ آن سیاه ندارد # 10 حافظ اگر سجده تو کرد مکن عیب %~% کافر عشق ای صنم گناه ندارد ~~PageV1P127 ### || [genre: Gh] # 1 نیست در شهر نگاری که دل ما ببرد %~% بختم ار یار شود رختم از این جا ~~ببرد # 2 کو حریفی کش سرمست که پیش کرمش %~% عاشق سوخته دل نام تمنا ببرد # 3 باغبانا ز خزان بی‌خبرت می‌بینم %~% آه از آن روز که بادت گل رعنا ببرد # 4 رهزن دهر نخفته‌ست مشو ایمن از او %~% اگر امروز نبرده‌ست که فردا ببرد # 5 در خیال این همه لعبت به هوس می‌بازم %~% بو که صاحب نظری نام تماشا ~~ببرد # 6 علم و فضلی که به چل سال دلم جمع آورد %~% ترسم آن نرگس مستانه به یغما ~~ببرد # 7 بانگ گاوی چه صدا بازدهد عشوه مخر %~% سامری کیست که دست از ید بیضا ~~ببرد # 8 جام مینایی می سد ره تنگ دلیست %~% منه از دست که سیل غمت از جا ببرد # 9 راه عشق ار چه کمینگاه کمانداران است %~% هر که دانسته رود صرفه ز اعدا ~~ببرد # 10 حافظ ار جان طلبد غمزه مستانه یار %~% خانه از غیر بپرداز ms059 و بهل تا ~~ببرد PageV1P128 ### || [genre: Gh] # 1 اگر نه باده غم دل ز یاد ما ببرد %~% نهیب حادثه بنیاد ما ز جا ببرد # 2 اگر نه عقل به مستی فروکشد لنگر %~% چگونه کشتی از این ورطه بلا ببرد # 3 فغان که با همه کس غایبانه باخت فلک %~% که کس نبود که دستی از این دغا ~~ببرد # 4 گذار بر ظلمات است خضر راهی کو %~% مباد کآتش محرومی آب ما ببرد # 5 دل ضعیفم از آن می‌کشد به طرف چمن %~% که جان ز مرگ به بیماری صبا ببرد # 6 طبیب عشق منم باده ده که این معجون %~% فراغت آرد و اندیشه خطا ببرد # 7 بسوخت حافظ و کس حال او به یار نگفت %~% مگر نسیم پیامی خدای را ببرد ~~PageV1P129 ### || [genre: Gh] # 1 سحر بلبل حکایت با صبا کرد %~% که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد # 2 از آن رنگ رخم خون در دل افتاد %~% و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد # 3 غلام همت آن نازنینم %~% که کار خیر بی روی و ریا کرد # 4 من از بیگانگان دیگر ننالم %~% که با من هر چه کرد آن آشنا کرد # 5 گر از سلطان طمع کردم خطا بود %~% ور از دلبر وفا جستم جفا کرد # 6 خوشش باد آن نسیم صبحگاهی %~% که درد شب نشینان را دوا کرد # 7 نقاب گل کشید و زلف سنبل %~% گره بند قبای غنچه وا کرد # 8 به هر سو بلبل عاشق در افغان %~% تنعم از میان باد صبا کرد # 9 بشارت بر به کوی می فروشان %~% که حافظ توبه از زهد ریا کرد # 10 وفا از خواجگان شهر با من %~% کمال دولت و دین بوالوفا کرد PageV1P130 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد %~% هلال عید به دور قدح اشارت کرد # 2 ثواب روزه و حج قبول آن کس برد %~% که خاک میکده عشق را زیارت کرد # 3 مقام اصلی ما ms060 گوشه خرابات است %~% خداش خیر دهاد آن که این عمارت کرد # 4 بهای باده چون لعل چیست جوهر عقل %~% بیا که سود کسی برد کاین تجارت ~~کرد # 5 نماز در خم آن ابروان محرابی %~% کسی کند که به خون جگر طهارت کرد # 6 فغان که نرگس جماش شیخ شهر امروز %~% نظر به دردکشان از سر حقارت کرد # 7 به روی یار نظر کن ز دیده منت دار %~% که کار دیده نظر از سر بصارت کرد # 8 حدیث عشق ز حافظ شنو نه از واعظ %~% اگر چه صنعت بسیار در عبارت کرد ~~PageV1P131 ### || [genre: Gh] # 1 به آب روشن می عارفی طهارت کرد %~% علی الصباح که میخانه را زیارت کرد # 2 همین که ساغر زرین خور نهان گردید %~% هلال عید به دور قدح اشارت کرد # 3 خوشا نماز و نیاز کسی که از سر درد %~% به آب دیده و خون جگر طهارت کرد # 4 امام خواجه که بودش سر نماز دراز %~% به خون دختر رز خرقه را قصارت کرد # 5 دلم ز حلقه زلفش به جان خرید آشوب %~% چه سود دید ندانم که این تجارت ~~کرد # 6 اگر امام جماعت طلب کند امروز %~% خبر دهید که حافظ به می طهارت کرد ~~PageV1P132 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد %~% بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد # 2 بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه %~% زیرا که عرض شعبده با اهل راز کرد # 3 ساقی بیا که شاهد رعنای صوفیان %~% دیگر به جلوه آمد و آغاز ناز کرد # 4 این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت %~% و آهنگ بازگشت به راه حجاز کرد # 5 ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم %~% زان چه آستین کوته و دست دراز ~~کرد # 6 صنعت مکن که هر که محبت نه راست باخت %~% عشقش به روی دل در معنی فراز ~~کرد # 7 فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید %~% شرمنده ره روی که ms061 عمل بر مجاز کرد # 8 ای کبک خوش خرام کجا می‌روی بایست %~% غره مشو که گربه زاهد نماز کرد # 9 حافظ مکن ملامت رندان که در ازل %~% ما را خدا ز زهد ریا بی‌نیاز کرد ~~PageV1P133 ### || [genre: Gh] # 1 بلبلی خون دلی خورد و گلی حاصل کرد %~% باد غیرت به صدش خار پریشان دل ~~کرد # 2 طوطی ای را به خیال شکری دل خوش بود %~% ناگهش سیل فنا نقش امل باطل ~~کرد # 3 قره العین من آن میوه دل یادش باد %~% که چه آسان بشد و کار مرا مشکل ~~کرد # 4 ساروان بار من افتاد خدا را مددی %~% که امید کرمم همره این محمل کرد # 5 روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار %~% چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل ~~کرد # 6 آه و فریاد که از چشم حسود مه چرخ %~% در لحد ماه کمان ابروی من منزل ~~کرد # 7 نزدی شاه رخ و فوت شد امکان حافظ %~% چه کنم بازی ایام مرا غافل کرد ~~PageV1P134 ### || [genre: Gh] # 1 چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد %~% نفس به بوی خوشش مشکبار خواهم کرد # 2 به هرزه بی می و معشوق عمر می‌گذرد %~% بطالتم بس از امروز کار خواهم ~~کرد # 3 هر آبروی که اندوختم ز دانش و دین %~% نثار خاک ره آن نگار خواهم کرد # 4 چو شمع صبحدمم شد ز مهر او روشن %~% که عمر در سر این کار و بار خواهم ~~کرد # 5 به یاد چشم تو خود را خراب خواهم ساخت %~% بنای عهد قدیم استوار خواهم ~~کرد # 6 صبا کجاست که این جان خون گرفته چو گل %~% فدای نکهت گیسوی یار خواهم ~~کرد # 7 نفاق و زرق نبخشد صفای دل حافظ %~% طریق رندی و عشق اختیار خواهم کرد ~~PageV1P135 ### || [genre: Gh] # 1 دست در حلقه آن زلف دوتا نتوان کرد %~% تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان ~~کرد # 2 آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم %~% این ms062 قدر هست که تغییر قضا نتوان ~~کرد # 3 دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست %~% به فسوسی که کند خصم رها ~~نتوان کرد # 4 عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت %~% نسبت دوست به هر بی سر و پا ~~نتوان کرد # 5 سروبالای من آن گه که درآید به سماع %~% چه محل جامه جان را که قبا ~~نتوان کرد # 6 نظر پاک تواند رخ جانان دیدن %~% که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد # 7 مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست %~% حل این نکته بدین فکر خطا نتوان ~~کرد # 8 غیرتم کشت که محبوب جهانی لیکن %~% روز و شب عربده با خلق خدا نتوان ~~کرد # 9 من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف %~% تا به حدیست که آهسته دعا ~~نتوان کرد # 10 بجز ابروی تو محراب دل حافظ نیست %~% طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان ~~کرد PageV1P136 ### || [genre: Gh] # 1 دل از من برد و روی از من نهان کرد %~% خدا را با که این بازی توان کرد # 2 شب تنهاییم در قصد جان بود %~% خیالش لطف‌های بی‌کران کرد # 3 چرا چون لاله خونین دل نباشم %~% که با ما نرگس او سرگران کرد # 4 که را گویم که با این درد جان سوز %~% طبیبم قصد جان ناتوان کرد # 5 بدان سان سوخت چون شمعم که بر من %~% صراحی گریه و بربط فغان کرد # 6 صبا گر چاره داری وقت وقت است %~% که درد اشتیاقم قصد جان کرد # 7 میان مهربانان کی توان گفت %~% که یار ما چنین گفت و چنان کرد # 8 عدو با جان حافظ آن نکردی %~% که تیر چشم آن ابروکمان کرد PageV1P137 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد %~% به وداعی دل غمدیده ما شاد ~~نکرد # 2 آن جوان بخت که می‌زد رقم خیر و قبول %~% بنده پیر ندانم ز چه آزاد ~~نکرد # 3 کاغذین ms063 جامه به خوناب بشویم که فلک %~% رهنمونیم به پای علم داد نکرد # 4 دل به امید صدایی که مگر در تو رسد %~% ناله‌ها کرد در این کوه که ~~فرهاد نکرد # 5 سایه تا بازگرفتی ز چمن مرغ سحر %~% آشیان در شکن طره شمشاد نکرد # 6 شاید ار پیک صبا از تو بیاموزد کار %~% زان که چالاکتر از این حرکت باد ~~نکرد # 7 کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد %~% هر که اقرار بدین حسن خداداد نکرد # 8 مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق %~% که بدین راه بشد یار و ز ما یاد ~~نکرد # 9 غزلیات عراقیست سرود حافظ %~% که شنید این ره دلسوز که فریاد نکرد ~~PageV1P138 ### || [genre: Gh] # 1 رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد %~% صد لطف چشم داشتم و یک نظر نکرد # 2 سیل سرشک ما ز دلش کین به درنبرد %~% در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد # 3 یا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار %~% کز تیر آه گوشه نشینان حذر نکرد # 4 ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت %~% وان شوخ دیده بین که سر از خواب ~~برنکرد # 5 می‌خواستم که میرمش اندر قدم چو شمع %~% او خود گذر به ما چو نسیم سحر ~~نکرد # 6 جانا کدام سنگ‌دل بی‌کفایتیست %~% کو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد # 7 کلک زبان بریده حافظ در انجمن %~% با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد ~~PageV1P139 ### || [genre: Gh] # 1 دلبر برفت و دلشدگان را خبر نکرد %~% یاد حریف شهر و رفیق سفر نکرد # 2 یا بخت من طریق مروت فروگذاشت %~% یا او به شاهراه طریقت گذر نکرد # 3 گفتم مگر به گریه دلش مهربان کنم %~% چون سخت بود در دل سنگش اثر نکرد # 4 شوخی مکن که مرغ دل بی‌قرار من %~% سودای دام عاشقی از سر به درنکرد # 5 هر کس که دید روی تو بوسید چشم من %~% کاری که کرد دیده من ms064 بی نظر نکرد # 6 من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع %~% او خود گذر به ما چو نسیم سحر ~~نکرد PageV1P140 ### || [genre: Gh] # 1 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد %~% چون بشد دلبر و با یار وفادار ~~چه کرد # 2 آه از آن نرگس جادو که چه بازی انگیخت %~% آه از آن مست که با مردم ~~هشیار چه کرد # 3 اشک من رنگ شفق یافت ز بی‌مهری یار %~% طالع بی‌شفقت بین که در این کار ~~چه کرد # 4 برقی از منزل لیلی بدرخشید سحر %~% وه که با خرمن مجنون دل افگار چه ~~کرد # 5 ساقیا جام می‌ام ده که نگارنده غیب %~% نیست معلوم که در پرده اسرار چه ~~کرد # 6 آن که پرنقش زد این دایره مینایی %~% کس ندانست که در گردش پرگار چه ~~کرد # 7 فکر عشق آتش غم در دل حافظ زد و سوخت %~% یار دیرینه ببینید که با یار ~~چه کرد PageV1P141 ### || [genre: Gh] # 1 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد %~% شد سوی محتسب و کار به دستوری ~~کرد # 2 آمد از پرده به مجلس عرقش پاک کنید %~% تا نگویند حریفان که چرا دوری ~~کرد # 3 مژدگانی بده ای دل که دگر مطرب عشق %~% راه مستانه زد و چاره مخموری ~~کرد # 4 نه به هفت آب که رنگش به صد آتش نرود %~% آن چه با خرقه زاهد می انگوری ~~کرد # 5 غنچه گلبن وصلم ز نسیمش بشکفت %~% مرغ خوشخوان طرب از برگ گل سوری کرد # 6 حافظ افتادگی از دست مده زان که حسود %~% عرض و مال و دل و دین در سر ~~مغروری کرد PageV1P142 ### || [genre: Gh] # 1 سال‌ها دل طلب جام جم از ما می‌کرد %~% وان چه خود داشت ز بیگانه تمنا ~~می‌کرد # 2 گوهری کز صدف کون و مکان بیرون است %~% طلب از گمشدگان لب دریا می‌کرد # 3 مشکل خویش بر پیر مغان بردم دوش %~% کو به تایید نظر حل معما می‌کرد ms065 # 4 دیدمش خرم و خندان قدح باده به دست %~% و اندر آن آینه صد گونه تماشا ~~می‌کرد # 5 گفتم این جام جهان بین به تو کی داد حکیم %~% گفت آن روز که این گنبد ~~مینا می‌کرد # 6 بی دلی در همه احوال خدا با او بود %~% او نمی‌دیدش و از دور خدا را ~~می‌کرد # 7 این همه شعبده خویش که می‌کرد این جا %~% سامری پیش عصا و ید بیضا ~~می‌کرد # 8 گفت آن یار کز او گشت سر دار بلند %~% جرمش این بود که اسرار هویدا ~~می‌کرد # 9 فیض روح القدس ار باز مدد فرماید %~% دیگران هم بکنند آن چه مسیحا ~~می‌کرد # 10 گفتمش سلسله زلف بتان از پی چیست %~% گفت حافظ گله‌ای از دل شیدا ~~می‌کرد PageV1P143 ### || [genre: Gh] # 1 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد %~% که خاک میکده کحل بصر توانی کرد # 2 مباش بی می و مطرب که زیر طاق سپهر %~% بدین ترانه غم از دل به در ~~توانی کرد # 3 گل مراد تو آن گه نقاب بگشاید %~% که خدمتش چو نسیم سحر توانی کرد # 4 گدایی در میخانه طرفه اکسیریست %~% گر این عمل بکنی خاک زر توانی کرد # 5 به عزم مرحله عشق پیش نه قدمی %~% که سودها کنی ار این سفر توانی کرد # 6 تو کز سرای طبیعت نمی‌روی بیرون %~% کجا به کوی طریقت گذر توانی کرد # 7 جمال یار ندارد نقاب و پرده ولی %~% غبار ره بنشان تا نظر توانی کرد # 8 بیا که چاره ذوق حضور و نظم امور %~% به فیض بخشی اهل نظر توانی کرد # 9 ولی تو تا لب معشوق و جام می خواهی %~% طمع مدار که کار دگر توانی کرد # 10 دلا ز نور هدایت گر آگهی یابی %~% چو شمع خنده زنان ترک سر توانی کرد # 11 گر این نصیحت شاهانه بشنوی حافظ %~% به شاهراه حقیقت گذر توانی کرد ~~PageV1P144 ### || [genre: Gh] # 1 چه مستیست ندانم که رو به ms066 ما آورد %~% که بود ساقی و این باده از کجا ~~آورد # 2 تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر %~% که مرغ نغمه سرا ساز خوش نوا ~~آورد # 3 دلا چو غنچه شکایت ز کار بسته مکن %~% که باد صبح نسیم گره گشا آورد # 4 رسیدن گل و نسرین به خیر و خوبی باد %~% بنفشه شاد و کش آمد سمن صفا ~~آورد # 5 صبا به خوش خبری هدهد سلیمان است %~% که مژده طرب از گلشن سبا آورد # 6 علاج ضعف دل ما کرشمه ساقیست %~% برآر سر که طبیب آمد و دوا آورد # 7 مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ %~% چرا که وعده تو کردی و او به جا ~~آورد # 8 به تنگ چشمی آن ترک لشکری نازم %~% که حمله بر من درویش یک قبا آورد # 9 فلک غلامی حافظ کنون به طوع کند %~% که التجا به در دولت شما آورد ~~PageV1P145 ### || [genre: Gh] # 1 صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می‌آورد %~% دل شوریده ما را به بو در کار ~~می‌آورد # 2 من آن شکل صنوبر را ز باغ دیده برکندم %~% که هر گل کز غمش بشکفت محنت ~~بار می‌آورد # 3 فروغ ماه می‌دیدم ز بام قصر او روشن %~% که رو از شرم آن خورشید در ~~دیوار می‌آورد # 4 ز بیم غارت عشقش دل پرخون رها کردم %~% ولی می‌ریخت خون و ره بدان ~~هنجار می‌آورد # 5 به قول مطرب و ساقی برون رفتم گه و بی‌گه %~% کز آن راه گران قاصد خبر ~~دشوار می‌آورد # 6 سراسر بخشش جانان طریق لطف و احسان بود %~% اگر تسبیح می‌فرمود اگر ~~زنار می‌آورد # 7 عفاالله چین ابرویش اگر چه ناتوانم کرد %~% به عشوه هم پیامی بر سر ~~بیمار می‌آورد # 8 عجب می‌داشتم دیشب ز حافظ جام و پیمانه %~% ولی منعش نمی‌کردم که صوفی ~~وار می‌آورد PageV1P146 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد %~% که روز محنت و غم رو به ms067 کوتهی آورد # 2 به مطربان صبوحی دهیم جامه چاک %~% بدین نوید که باد سحرگهی آورد # 3 بیا بیا که تو حور بهشت را رضوان %~% در این جهان ز برای دل رهی آورد # 4 همی‌رویم به شیراز با عنایت بخت %~% زهی رفیق که بختم به همرهی آورد # 5 به جبر خاطر ما کوش کاین کلاه نمد %~% بسا شکست که با افسر شهی آورد # 6 چه ناله‌ها که رسید از دلم به خرمن ماه %~% چو یاد عارض آن ماه خرگهی ~~آورد # 7 رساند رایت منصور بر فلک حافظ %~% که التجا به جناب شهنشهی آورد ~~PageV1P147 ### || [genre: Gh] # 1 یارم چو قدح به دست گیرد %~% بازار بتان شکست گیرد # 2 هر کس که بدید چشم او گفت %~% کو محتسبی که مست گیرد # 3 در بحر فتاده‌ام چو ماهی %~% تا یار مرا به شست گیرد # 4 در پاش فتاده‌ام به زاری %~% آیا بود آن که دست گیرد # 5 خرم دل آن که همچو حافظ %~% جامی ز می الست گیرد PageV1P148 ### || [genre: Gh] # 1 دلم جز مهر مه رویان طریقی بر نمی‌گیرد %~% ز هر در می‌دهم پندش ولیکن ~~در نمی‌گیرد # 2 خدا را ای نصیحتگو حدیث ساغر و می گو %~% که نقشی در خیال ما از این ~~خوشتر نمی‌گیرد # 3 بیا ای ساقی گلرخ بیاور باده رنگین %~% که فکری در درون ما از این بهتر ~~نمی‌گیرد # 4 صراحی می‌کشم پنهان و مردم دفتر انگارند %~% عجب گر آتش این زرق در ~~دفتر نمی‌گیرد # 5 من این دلق مرقع را بخواهم سوختن روزی %~% که پیر می فروشانش به جامی ~~بر نمی‌گیرد # 6 از آن رو هست یاران را صفاها با می لعلش %~% که غیر از راستی نقشی در ~~آن جوهر نمی‌گیرد # 7 سر و چشمی چنین دلکش تو گویی چشم از او بردوز %~% برو کاین وعظ بی‌معنی ~~مرا در سر نمی‌گیرد # 8 نصیحتگوی رندان را که با حکم قضا جنگ است %~% دلش بس تنگ می‌بینم مگر ~~ساغر نمی‌گیرد # 9 ms068 میان گریه می‌خندم که چون شمع اندر این مجلس %~% زبان آتشینم هست لیکن ~~در نمی‌گیرد # 10 چه خوش صید دلم کردی بنازم چشم مستت را %~% که کس مرغان وحشی را از ~~این خوشتر نمی‌گیرد # 11 سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است %~% چه سود افسونگری ای دل که ~~در دلبر نمی‌گیرد # 12 من آن آیینه را روزی به دست آرم سکندروار %~% اگر می‌گیرد این آتش ~~زمانی ور نمی‌گیرد # 13 خدا را رحمی ای منعم که درویش سر کویت %~% دری دیگر نمی‌داند رهی دیگر ~~نمی‌گیرد # 14 بدین شعر تر شیرین ز شاهنشه عجب دارم %~% که سر تا پای حافظ را چرا در ~~زر نمی‌گیرد PageV1P149 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی ار باده از این دست به جام اندازد %~% عارفان را همه در شرب مدام ~~اندازد # 2 ور چنین زیر خم زلف نهد دانه خال %~% ای بسا مرغ خرد را که به دام ~~اندازد # 3 ای خوشا دولت آن مست که در پای حریف %~% سر و دستار نداند که کدام ~~اندازد # 4 زاهد خام که انکار می و جام کند %~% پخته گردد چو نظر بر می خام اندازد # 5 روز در کسب هنر کوش که می خوردن روز %~% دل چون آینه در زنگ ظلام ~~اندازد # 6 آن زمان وقت می صبح فروغ است که شب %~% گرد خرگاه افق پرده شام اندازد # 7 باده با محتسب شهر ننوشی زنهار %~% بخورد باده‌ات و سنگ به جام اندازد # 8 حافظا سر ز کله گوشه خورشید برآر %~% بختت ار قرعه بدان ماه تمام ~~اندازد PageV1P150 ### || [genre: Gh] # 1 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی‌ارزد %~% به می بفروش دلق ما کز ~~این بهتر نمی‌ارزد # 2 به کوی می فروشانش به جامی بر نمی‌گیرند %~% زهی سجاده تقوا که یک ساغر ~~نمی‌ارزد # 3 رقیبم سرزنش‌ها کرد کز این باب رخ برتاب %~% چه افتاد این سر ما را که ~~خاک در نمی‌ارزد # 4 شکوه تاج سلطانی که بیم ms069 جان در او درج است %~% کلاهی دلکش است اما به ~~ترک سر نمی‌ارزد # 5 چه آسان می‌نمود اول غم دریا به بوی سود %~% غلط کردم که این طوفان به ~~صد گوهر نمی‌ارزد # 6 تو را آن به که روی خود ز مشتاقان بپوشانی %~% که شادی جهان گیری غم ~~لشکر نمی‌ارزد # 7 چو حافظ در قناعت کوش و از دنیی دون بگذر %~% که یک جو منت دونان دو صد ~~من زر نمی‌ارزد PageV1P151 ### || [genre: Gh] # 1 در ازل پرتو حسنت ز تجلی دم زد %~% عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد # 2 جلوه‌ای کرد رخت دید ملک عشق نداشت %~% عین آتش شد از این غیرت و بر ~~آدم زد # 3 عقل می‌خواست کز آن شعله چراغ افروزد %~% برق غیرت بدرخشید و جهان برهم ~~زد # 4 مدعی خواست که آید به تماشاگه راز %~% دست غیب آمد و بر سینه نامحرم زد # 5 دیگران قرعه قسمت همه بر عیش زدند %~% دل غمدیده ما بود که هم بر غم زد # 6 جان علوی هوس چاه زنخدان تو داشت %~% دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد # 7 حافظ آن روز طربنامه عشق تو نوشت %~% که قلم بر سر اسباب دل خرم زد ~~PageV1P152 ### || [genre: Gh] # 1 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد %~% به دست مرحمت یارم در ~~امیدواران زد # 2 چو پیش صبح روشن شد که حال مهر گردون چیست %~% برآمد خنده خوش بر غرور ~~کامگاران زد # 3 نگارم دوش در مجلس به عزم رقص چون برخاست %~% گره بگشود از ابرو و بر ~~دل‌های یاران زد # 4 من از رنگ صلاح آن دم به خون دل بشستم دست %~% که چشم باده پیمایش صلا ~~بر هوشیاران زد # 5 کدام آهن دلش آموخت این آیین عیاری %~% کز اول چون برون آمد ره شب زنده ~~داران زد # 6 خیال شهسواری پخت و شد ناگه دل مسکین %~% خداوندا نگه دارش که بر قلب ~~سواران زد ms070 # 7 در آب و رنگ رخسارش چه جان دادیم و خون خوردیم %~% چو نقشش دست داد اول ~~رقم بر جان سپاران زد # 8 منش با خرقه پشمین کجا اندر کمند آرم %~% زره مویی که مژگانش ره ~~خنجرگزاران زد # 9 شهنشاه مظفر فر شجاع ملک و دین منصور %~% که جود بی‌دریغش خنده بر ابر ~~بهاران زد # 10 از آن ساعت که جام می به دست او مشرف شد %~% زمانه ساغر شادی به یاد ~~میگساران زد # 11 ز شمشیر سرافشانش ظفر آن روز بدرخشید %~% که چون خورشید انجم سوز تنها ~~بر هزاران زد # 12 دوام عمر و ملک او بخواه از لطف حق ای دل %~% که چرخ این سکه دولت به ~~دور روزگاران زد # 13 نظر بر قرعه توفیق و یمن دولت شاه است %~% بده کام دل حافظ که فال ~~بختیاران زد PageV1P153 ### || [genre: Gh] # 1 راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد %~% شعری بخوان که با او رطل گران ~~توان زد # 2 بر آستان جانان گر سر توان نهادن %~% گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد # 3 قد خمیده ما سهلت نماید اما %~% بر چشم دشمنان تیر از این کمان توان زد # 4 در خانقه نگنجد اسرار عشقبازی %~% جام می مغانه هم با مغان توان زد # 5 درویش را نباشد برگ سرای سلطان %~% ماییم و کهنه دلقی کآتش در آن توان ~~زد # 6 اهل نظر دو عالم در یک نظر ببازند %~% عشق است و داو اول بر نقد جان ~~توان زد # 7 گر دولت وصالت خواهد دری گشودن %~% سرها بدین تخیل بر آستان توان زد # 8 عشق و شباب و رندی مجموعه مراد است %~% چون جمع شد معانی گوی بیان توان ~~زد # 9 شد رهزن سلامت زلف تو وین عجب نیست %~% گر راه زن تو باشی صد کاروان ~~توان زد # 10 حافظ به حق قرآن کز شید و زرق بازآی %~% باشد که گوی عیشی در این جهان ~~توان زد PageV1P154 ### || [genre: Gh] ms071 # 1 اگر روم ز پی اش فتنه‌ها برانگیزد %~% ور از طلب بنشینم به کینه برخیزد # 2 و گر به رهگذری یک دم از وفاداری %~% چو گرد در پی اش افتم چو باد ~~بگریزد # 3 و گر کنم طلب نیم بوسه صد افسوس %~% ز حقه دهنش چون شکر فروریزد # 4 من آن فریب که در نرگس تو می‌بینم %~% بس آب روی که با خاک ره برآمیزد # 5 فراز و شیب بیابان عشق دام بلاست %~% کجاست شیردلی کز بلا نپرهیزد # 6 تو عمر خواه و صبوری که چرخ شعبده باز %~% هزار بازی از این طرفه‌تر ~~برانگیزد # 7 بر آستانه تسلیم سر بنه حافظ %~% که گر ستیزه کنی روزگار بستیزد ~~PageV1P155 ### || [genre: Gh] # 1 به حسن و خلق و وفا کس به یار ما نرسد %~% تو را در این سخن انکار کار ~~ما نرسد # 2 اگر چه حسن فروشان به جلوه آمده‌اند %~% کسی به حسن و ملاحت به یار ما ~~نرسد # 3 به حق صحبت دیرین که هیچ محرم راز %~% به یار یک جهت حق گزار ما نرسد # 4 هزار نقش برآید ز کلک صنع و یکی %~% به دلپذیری نقش نگار ما نرسد # 5 هزار نقد به بازار کائنات آرند %~% یکی به سکه صاحب عیار ما نرسد # 6 دریغ قافله عمر کان چنان رفتند %~% که گردشان به هوای دیار ما نرسد # 7 دلا ز رنج حسودان مرنج و واثق باش %~% که بد به خاطر امیدوار ما نرسد # 8 چنان بزی که اگر خاک ره شوی کس را %~% غبار خاطری از ره گذار ما نرسد # 9 بسوخت حافظ و ترسم که شرح قصه او %~% به سمع پادشه کامگار ما نرسد ~~PageV1P156 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را با خط سبزت سر سودا باشد %~% پای از این دایره بیرون ننهد تا ~~باشد # 2 من چو از خاک لحد لاله صفت برخیزم %~% داغ سودای توام سر سویدا باشد # 3 تو خود ای گوهر یک دانه کجایی آخر %~% کز ms072 غمت دیده مردم همه دریا باشد # 4 از بن هر مژه‌ام آب روان است بیا %~% اگرت میل لب جوی و تماشا باشد # 5 چون گل و می دمی از پرده برون آی و درآ %~% که دگرباره ملاقات نه پیدا ~~باشد # 6 ظل ممدود خم زلف توام بر سر باد %~% کاندر این سایه قرار دل شیدا باشد # 7 چشمت از ناز به حافظ نکند میل آری %~% سرگرانی صفت نرگس رعنا باشد ~~PageV1P157 ### || [genre: Gh] # 1 من و انکار شراب این چه حکایت باشد %~% غالبا این قدرم عقل و کفایت ~~باشد # 2 تا به غایت ره میخانه نمی‌دانستم %~% ور نه مستوری ما تا به چه غایت ~~باشد # 3 زاهد و عجب و نماز و من و مستی و نیاز %~% تا تو را خود ز میان با که ~~عنایت باشد # 4 زاهد ار راه به رندی نبرد معذور است %~% عشق کاریست که موقوف هدایت ~~باشد # 5 من که شب‌ها ره تقوا زده‌ام با دف و چنگ %~% این زمان سر به ره آرم چه ~~حکایت باشد # 6 بنده پیر مغانم که ز جهلم برهاند %~% پیر ما هر چه کند عین عنایت باشد # 7 دوش از این غصه نخفتم که رفیقی می‌گفت %~% حافظ ار مست بود جای شکایت ~~باشد PageV1P158 ### || [genre: Gh] # 1 نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد %~% ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد # 2 صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی %~% شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد # 3 خوش بود گر محک تجربه آید به میان %~% تا سیه روی شود هر که در او غش ~~باشد # 4 خط ساقی گر از این گونه زند نقش بر آب %~% ای بسا رخ که به خونابه منقش ~~باشد # 5 ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست %~% عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد # 6 غم دنیی دنی چند خوری باده بخور %~% حیف باشد دل دانا که مشوش باشد # 7 دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش %~% گر ms073 شرابش ز کف ساقی مه وش باشد ~~PageV1P159 ### || [genre: Gh] # 1 خوش است خلوت اگر یار یار من باشد %~% نه من بسوزم و او شمع انجمن باشد # 2 من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم %~% که گاه گاه بر او دست اهرمن باشد # 3 روا مدار خدایا که در حریم وصال %~% رقیب محرم و حرمان نصیب من باشد # 4 همای گو مفکن سایه شرف هرگز %~% در آن دیار که طوطی کم از زغن باشد # 5 بیان شوق چه حاجت که سوز آتش دل %~% توان شناخت ز سوزی که در سخن باشد # 6 هوای کوی تو از سر نمی‌رود آری %~% غریب را دل سرگشته با وطن باشد # 7 به سان سوسن اگر ده زبان شود حافظ %~% چو غنچه پیش تواش مهر بر دهن ~~باشد PageV1P160 ### || [genre: Gh] # 1 کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد %~% یک نکته از این معنی گفتیم و ~~همین باشد # 2 از لعل تو گر یابم انگشتری زنهار %~% صد ملک سلیمانم در زیر نگین باشد # 3 غمناک نباید بود از طعن حسود ای دل %~% شاید که چو وابینی خیر تو در ~~این باشد # 4 هر کو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز %~% نقشش به حرام ار خود صورتگر ~~چین باشد # 5 جام می و خون دل هر یک به کسی دادند %~% در دایره قسمت اوضاع چنین باشد # 6 در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود %~% کاین شاهد بازاری وان پرده نشین ~~باشد # 7 آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر %~% کاین سابقه پیشین تا روز پسین ~~باشد PageV1P161 ### || [genre: Gh] # 1 خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد %~% که در دستت بجز ساغر نباشد # 2 زمان خوشدلی دریاب و در یاب %~% که دایم در صدف گوهر نباشد # 3 غنیمت دان و می خور در گلستان %~% که گل تا هفته دیگر نباشد # 4 ایا پرلعل کرده جام زرین %~% ببخشا بر کسی کش زر نباشد # 5 بیا ms074 ای شیخ و از خمخانه ما %~% شرابی خور که در کوثر نباشد # 6 بشوی اوراق اگر همدرس مایی %~% که علم عشق در دفتر نباشد # 7 ز من بنیوش و دل در شاهدی بند %~% که حسنش بسته زیور نباشد # 8 شرابی بی خمارم بخش یا رب %~% که با وی هیچ درد سر نباشد # 9 من از جان بنده سلطان اویسم %~% اگر چه یادش از چاکر نباشد # 10 به تاج عالم آرایش که خورشید %~% چنین زیبنده افسر نباشد # 11 کسی گیرد خطا بر نظم حافظ %~% که هیچش لطف در گوهر نباشد PageV1P162 ### || [genre: Gh] # 1 گل بی رخ یار خوش نباشد %~% بی باده بهار خوش نباشد # 2 طرف چمن و طواف بستان %~% بی لاله عذار خوش نباشد # 3 رقصیدن سرو و حالت گل %~% بی صوت هزار خوش نباشد # 4 با یار شکرلب گل اندام %~% بی بوس و کنار خوش نباشد # 5 هر نقش که دست عقل بندد %~% جز نقش نگار خوش نباشد # 6 جان نقد محقر است حافظ %~% از بهر نثار خوش نباشد PageV1P163 ### || [genre: Gh] # 1 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد %~% عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد # 2 ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد %~% چشم نرگس به شقایق نگران خواهد ~~شد # 3 این تطاول که کشید از غم هجران بلبل %~% تا سراپرده گل نعره زنان خواهد ~~شد # 4 گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر %~% مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد ~~شد # 5 ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی %~% مایه نقد بقا را که ضمان خواهد ~~شد # 6 ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید %~% از نظر تا شب عید رمضان ~~خواهد شد # 7 گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت %~% که به باغ آمد از این راه و از آن ~~خواهد شد # 8 مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود %~% چند گویی که چنین رفت و چنان ~~خواهد شد # 9 حافظ از بهر تو ms075 آمد سوی اقلیم وجود %~% قدمی نه به وداعش که روان خواهد ~~شد PageV1P164 ### || [genre: Gh] # 1 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد %~% قضای آسمان است این و ~~دیگرگون نخواهد شد # 2 رقیب آزارها فرمود و جای آشتی نگذاشت %~% مگر آه سحرخیزان سوی گردون ~~نخواهد شد # 3 مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند %~% هر آن قسمت که آن جا رفت از آن ~~افزون نخواهد شد # 4 خدا را محتسب ما را به فریاد دف و نی بخش %~% که ساز شرع از این افسانه ~~بی‌قانون نخواهد شد # 5 مجال من همین باشد که پنهان عشق او ورزم %~% کنار و بوس و آغوشش چه ~~گویم چون نخواهد شد # 6 شراب لعل و جای امن و یار مهربان ساقی %~% دلا کی به شود کارت اگر ~~اکنون نخواهد شد # 7 مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ %~% که زخم تیغ دلدار است و رنگ ~~خون نخواهد شد PageV1P165 ### || [genre: Gh] # 1 روز هجران و شب فرقت یار آخر شد %~% زدم این فال و گذشت اختر و کار آخر ~~شد # 2 آن همه ناز و تنعم که خزان می‌فرمود %~% عاقبت در قدم باد بهار آخر شد # 3 شکر ایزد که به اقبال کله گوشه گل %~% نخوت باد دی و شوکت خار آخر شد # 4 صبح امید که بد معتکف پرده غیب %~% گو برون آی که کار شب تار آخر شد # 5 آن پریشانی شب‌های دراز و غم دل %~% همه در سایه گیسوی نگار آخر شد # 6 باورم نیست ز بدعهدی ایام هنوز %~% قصه غصه که در دولت یار آخر شد # 7 ساقیا لطف نمودی قدحت پرمی باد %~% که به تدبیر تو تشویش خمار آخر شد # 8 در شمار ار چه نیاورد کسی حافظ را %~% شکر کان محنت بی‌حد و شمار آخر ~~شد PageV1P166 ### || [genre: Gh] # 1 ستاره‌ای بدرخشید و ماه مجلس شد %~% دل رمیده ما را رفیق و مونس شد # 2 نگار من ms076 که به مکتب نرفت و خط ننوشت %~% به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد # 3 به بوی او دل بیمار عاشقان چو صبا %~% فدای عارض نسرین و چشم نرگس شد # 4 به صدر مصطبه‌ام می‌نشاند اکنون دوست %~% گدای شهر نگه کن که میر مجلس ~~شد # 5 خیال آب خضر بست و جام اسکندر %~% به جرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد # 6 طربسرای محبت کنون شود معمور %~% که طاق ابروی یار منش مهندس شد # 7 لب از ترشح می پاک کن برای خدا %~% که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد # 8 کرشمه تو شرابی به عاشقان پیمود %~% که علم بی‌خبر افتاد و عقل بی‌حس ~~شد # 9 چو زر عزیز وجود است نظم من آری %~% قبول دولتیان کیمیای این مس شد # 10 ز راه میکده یاران عنان بگردانید %~% چرا که حافظ از این راه رفت و ~~مفلس شد PageV1P167 ### || [genre: Gh] # 1 گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد %~% بسوختیم در این آرزوی خام و ~~نشد # 2 به لابه گفت شبی میر مجلس تو شوم %~% شدم به رغبت خویشش کمین غلام و ~~نشد # 3 پیام داد که خواهم نشست با رندان %~% بشد به رندی و دردی کشیم نام و ~~نشد # 4 رواست در بر اگر می‌تپد کبوتر دل %~% که دید در ره خود تاب و پیچ دام و ~~نشد # 5 بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل %~% چه خون که در دلم افتاد همچو ~~جام و نشد # 6 به کوی عشق منه بی‌دلیل راه قدم %~% که من به خویش نمودم صد اهتمام و ~~نشد # 7 فغان که در طلب گنج نامه مقصود %~% شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد # 8 دریغ و درد که در جست و جوی گنج حضور %~% بسی شدم به گدایی بر کرام و ~~نشد # 9 هزار حیله برانگیخت حافظ از سر فکر %~% در آن هوس که شود آن نگار رام و ~~نشد PageV1P168 ### || [genre: Gh] # 1 ms077 یاری اندر کس نمی‌بینیم یاران را چه شد %~% دوستی کی آخر آمد دوستداران ~~را چه شد # 2 آب حیوان تیره گون شد خضر فرخ پی کجاست %~% خون چکید از شاخ گل باد ~~بهاران را چه شد # 3 کس نمی‌گوید که یاری داشت حق دوستی %~% حق شناسان را چه حال افتاد ~~یاران را چه شد # 4 لعلی از کان مروت برنیامد سال‌هاست %~% تابش خورشید و سعی باد و باران ~~را چه شد # 5 شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار %~% مهربانی کی سر آمد شهریاران ~~را چه شد # 6 گوی توفیق و کرامت در میان افکنده‌اند %~% کس به میدان در نمی‌آید ~~سواران را چه شد # 7 صد هزاران گل شکفت و بانگ مرغی برنخاست %~% عندلیبان را چه پیش آمد ~~هزاران را چه شد # 8 زهره سازی خوش نمی‌سازد مگر عودش بسوخت %~% کس ندارد ذوق مستی میگساران ~~را چه شد # 9 حافظ اسرار الهی کس نمی‌داند خموش %~% از که می‌پرسی که دور روزگاران ~~را چه شد PageV1P169 ### || [genre: Gh] # 1 زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد %~% از سر پیمان برفت با سر پیمانه شد # 2 صوفی مجلس که دی جام و قدح می‌شکست %~% باز به یک جرعه می عاقل و ~~فرزانه شد # 3 شاهد عهد شباب آمده بودش به خواب %~% باز به پیرانه سر عاشق و دیوانه ~~شد # 4 مغبچه‌ای می‌گذشت راه زن دین و دل %~% در پی آن آشنا از همه بیگانه شد # 5 آتش رخسار گل خرمن بلبل بسوخت %~% چهره خندان شمع آفت پروانه شد # 6 گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت %~% قطره باران ما گوهر یک دانه شد # 7 نرگس ساقی بخواند آیت افسونگری %~% حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد # 8 منزل حافظ کنون بارگه پادشاست %~% دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد ~~PageV1P170 ### || [genre: Gh] # 1 دوش از جناب آصف پیک بشارت آمد %~% کز حضرت سلیمان عشرت اشارت آمد # 2 خاک وجود ما را از ms078 آب دیده گل کن %~% ویرانسرای دل را گاه عمارت آمد # 3 این شرح بی‌نهایت کز زلف یار گفتند %~% حرفیست از هزاران کاندر عبارت ~~آمد # 4 عیبم بپوش زنهار ای خرقه می آلود %~% کان پاک پاکدامن بهر زیارت آمد # 5 امروز جای هر کس پیدا شود ز خوبان %~% کان ماه مجلس افروز اندر صدارت ~~آمد # 6 بر تخت جم که تاجش معراج آسمان است %~% همت نگر که موری با آن حقارت ~~آمد # 7 از چشم شوخش ای دل ایمان خود نگه دار %~% کان جادوی کمانکش بر عزم غارت ~~آمد # 8 آلوده‌ای تو حافظ فیضی ز شاه درخواه %~% کان عنصر سماحت بهر طهارت آمد # 9 دریاست مجلس او دریاب وقت و در یاب %~% هان ای زیان رسیده وقت تجارت ~~آمد PageV1P171 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو نهال حیرت آمد %~% وصل تو کمال حیرت آمد # 2 بس غرقه حال وصل کآخر %~% هم بر سر حال حیرت آمد # 3 یک دل بنما که در ره او %~% بر چهره نه خال حیرت آمد # 4 نه وصل بماند و نه واصل %~% آن جا که خیال حیرت آمد # 5 از هر طرفی که گوش کردم %~% آواز سؤال حیرت آمد # 6 شد منهزم از کمال عزت %~% آن را که جلال حیرت آمد # 7 سر تا قدم وجود حافظ %~% در عشق نهال حیرت آمد PageV1P172 ### || [genre: Gh] # 1 در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد %~% حالتی رفت که محراب به فریاد آمد # 2 از من اکنون طمع صبر و دل و هوش مدار %~% کان تحمل که تو دیدی همه بر ~~باد آمد # 3 باده صافی شد و مرغان چمن مست شدند %~% موسم عاشقی و کار به بنیاد آمد # 4 بوی بهبود ز اوضاع جهان می‌شنوم %~% شادی آورد گل و باد صبا شاد آمد # 5 ای عروس هنر از بخت شکایت منما %~% حجله حسن بیارای که داماد آمد # 6 دلفریبان نباتی همه زیور بستند %~% دلبر ماست که با حسن خداداد آمد ms079 # 7 زیر بارند درختان که تعلق دارند %~% ای خوشا سرو که از بار غم آزاد آمد # 8 مطرب از گفته حافظ غزلی نغز بخوان %~% تا بگویم که ز عهد طربم یاد آمد ~~PageV1P173 ### || [genre: Gh] # 1 مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد %~% هدهد خوش خبر از طرف سبا بازآمد # 2 برکش ای مرغ سحر نغمه داوودی باز %~% که سلیمان گل از باد هوا بازآمد # 3 عارفی کو که کند فهم زبان سوسن %~% تا بپرسد که چرا رفت و چرا بازآمد # 4 مردمی کرد و کرم لطف خداداد به من %~% کان بت ماه رخ از راه وفا بازآمد # 5 لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح %~% داغ دل بود به امید دوا بازآمد # 6 چشم من در ره این قافله راه بماند %~% تا به گوش دلم آواز درا بازآمد # 7 گر چه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست %~% لطف او بین که به لطف از در ~~ما بازآمد PageV1P174 ### || [genre: Gh] # 1 صبا به تهنیت پیر می فروش آمد %~% که موسم طرب و عیش و ناز و نوش آمد # 2 هوا مسیح نفس گشت و باد نافه گشای %~% درخت سبز شد و مرغ در خروش آمد # 3 تنور لاله چنان برفروخت باد بهار %~% که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش ~~آمد # 4 به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش %~% که این سخن سحر از هاتفم به ~~گوش آمد # 5 ز فکر تفرقه بازآی تا شوی مجموع %~% به حکم آن که چو شد اهرمن سروش آمد # 6 ز مرغ صبح ندانم که سوسن آزاد %~% چه گوش کرد که با ده زبان خموش آمد # 7 چه جای صحبت نامحرم است مجلس انس %~% سر پیاله بپوشان که خرقه پوش آمد # 8 ز خانقاه به میخانه می‌رود حافظ %~% مگر ز مستی زهد ریا به هوش آمد ~~PageV1P175 ### || [genre: Gh] # 1 سحرم دولت بیدار به بالین آمد %~% گفت برخیز که ms080 آن خسرو شیرین آمد # 2 قدحی درکش و سرخوش به تماشا بخرام %~% تا ببینی که نگارت به چه آیین ~~آمد # 3 مژدگانی بده ای خلوتی نافه گشای %~% که ز صحرای ختن آهوی مشکین آمد # 4 گریه آبی به رخ سوختگان بازآورد %~% ناله فریادرس عاشق مسکین آمد # 5 مرغ دل باز هوادار کمان ابرویست %~% ای کبوتر نگران باش که شاهین آمد # 6 ساقیا می بده و غم مخور از دشمن و دوست %~% که به کام دل ما آن بشد و ~~این آمد # 7 رسم بدعهدی ایام چو دید ابر بهار %~% گریه‌اش بر سمن و سنبل و نسرین ~~آمد # 8 چون صبا گفته حافظ بشنید از بلبل %~% عنبرافشان به تماشای ریاحین آمد ~~PageV1P176 ### || [genre: Gh] # 1 نه هر که چهره برافروخت دلبری داند %~% نه هر که آینه سازد سکندری داند # 2 نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست %~% کلاه داری و آیین سروری داند # 3 تو بندگی چو گدایان به شرط مزد مکن %~% که دوست خود روش بنده پروری ~~داند # 4 غلام همت آن رند عافیت سوزم %~% که در گداصفتی کیمیاگری داند # 5 وفا و عهد نکو باشد ار بیاموزی %~% وگرنه هر که تو بینی ستمگری داند # 6 بباختم دل دیوانه و ندانستم %~% که آدمی بچه‌ای شیوه پری داند # 7 هزار نکته باریکتر ز مو این جاست %~% نه هر که سر بتراشد قلندری داند # 8 مدار نقطه بینش ز خال توست مرا %~% که قدر گوهر یک دانه جوهری داند # 9 به قد و چهره هر آن کس که شاه خوبان شد %~% جهان بگیرد اگر دادگستری ~~داند # 10 ز شعر دلکش حافظ کسی بود آگاه %~% که لطف طبع و سخن گفتن دری داند ~~PageV1P177 ### || [genre: Gh] # 1 هر که شد محرم دل در حرم یار بماند %~% وان که این کار ندانست در انکار ~~بماند # 2 اگر از پرده برون شد دل من عیب مکن %~% شکر ایزد که نه در پرده پندار ~~بماند ms081 # 3 صوفیان واستدند از گرو می همه رخت %~% دلق ما بود که در خانه خمار ~~بماند # 4 محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد %~% قصه ماست که در هر سر بازار ~~بماند # 5 هر می لعل کز آن دست بلورین ستدیم %~% آب حسرت شد و در چشم گهربار ~~بماند # 6 جز دل من کز ازل تا به ابد عاشق رفت %~% جاودان کس نشنیدیم که در کار ~~بماند # 7 گشت بیمار که چون چشم تو گردد نرگس %~% شیوه تو نشدش حاصل و بیمار ~~بماند # 8 از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر %~% یادگاری که در این گنبد دوار بماند # 9 داشتم دلقی و صد عیب مرا می‌پوشید %~% خرقه رهن می و مطرب شد و زنار ~~بماند # 10 بر جمال تو چنان صورت چین حیران شد %~% که حدیثش همه جا در در و دیوار ~~بماند # 11 به تماشاگه زلفش دل حافظ روزی %~% شد که بازآید و جاوید گرفتار بماند ~~PageV1P178 ### || [genre: Gh] # 1 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند %~% چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ~~ماند # 2 من ار چه در نظر یار خاکسار شدم %~% رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند # 3 چو پرده دار به شمشیر می‌زند همه را %~% کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند # 4 چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک و بد است %~% چو بر صحیفه هستی رقم ~~نخواهد ماند # 5 سرود مجلس جمشید گفته‌اند این بود %~% که جام باده بیاور که جم نخواهد ~~ماند # 6 غنیمتی شمر ای شمع وصل پروانه %~% که این معامله تا صبحدم نخواهد ماند # 7 توانگرا دل درویش خود به دست آور %~% که مخزن زر و گنج درم نخواهد ماند # 8 بدین رواق زبرجد نوشته‌اند به زر %~% که جز نکویی اهل کرم نخواهد ماند # 9 ز مهربانی جانان طمع مبر حافظ %~% که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند ~~PageV1P179 ### || [genre: Gh] # 1 ای پسته تو خنده زده بر حدیث قند %~% مشتاقم ms082 از برای خدا یک شکر بخند # 2 طوبی ز قامت تو نیارد که دم زند %~% زین قصه بگذرم که سخن می‌شود بلند # 3 خواهی که برنخیزدت از دیده رود خون %~% دل در وفای صحبت رود کسان مبند # 4 گر جلوه می‌نمایی و گر طعنه می‌زنی %~% ما نیستیم معتقد شیخ خودپسند # 5 ز آشفتگی حال من آگاه کی شود %~% آن را که دل نگشت گرفتار این کمند # 6 بازار شوق گرم شد آن سروقد کجاست %~% تا جان خود بر آتش رویش کنم سپند # 7 جایی که یار ما به شکرخنده دم زند %~% ای پسته کیستی تو خدا را به خود ~~مخند # 8 حافظ چو ترک غمزه ترکان نمی‌کنی %~% دانی کجاست جای تو خوارزم یا خجند ~~PageV1P180 ### || [genre: Gh] # 1 بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند %~% که به بالای چمان از بن و ~~بیخم برکند # 2 حاجت مطرب و می نیست تو برقع بگشا %~% که به رقص آوردم آتش رویت چو ~~سپند # 3 هیچ رویی نشود آینه حجله بخت %~% مگر آن روی که مالند در آن سم سمند # 4 گفتم اسرار غمت هر چه بود گو می‌باش %~% صبر از این بیش ندارم چه کنم ~~تا کی و چند # 5 مکش آن آهوی مشکین مرا ای صیاد %~% شرم از آن چشم سیه دار و مبندش به ~~کمند # 6 من خاکی که از این در نتوانم برخاست %~% از کجا بوسه زنم بر لب آن قصر ~~بلند # 7 باز مستان دل از آن گیسوی مشکین حافظ %~% زان که دیوانه همان به که بود ~~اندر بند PageV1P181 ### || [genre: Gh] # 1 حسب حالی ننوشتی و شد ایامی چند %~% محرمی کو که فرستم به تو پیغامی ~~چند # 2 ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید %~% هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند # 3 چون می از خم به سبو رفت و گل افکند نقاب %~% فرصت عیش نگه دار و بزن ~~جامی چند # 4 قند آمیخته با ms083 گل نه علاج دل ماست %~% بوسه‌ای چند برآمیز به دشنامی ~~چند # 5 زاهد از کوچه رندان به سلامت بگذر %~% تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند # 6 عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو %~% نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند # 7 ای گدایان خرابات خدا یار شماست %~% چشم انعام مدارید ز انعامی چند # 8 پیر میخانه چه خوش گفت به دردی کش خویش %~% که مگو حال دل سوخته با ~~خامی چند # 9 حافظ از شوق رخ مهر فروغ تو بسوخت %~% کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند ~~PageV1P182 ### || [genre: Gh] # 1 دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند %~% واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند # 2 بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند %~% باده از جام تجلی صفاتم دادند # 3 چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی %~% آن شب قدر که این تازه براتم ~~دادند # 4 بعد از این روی من و آینه وصف جمال %~% که در آن جا خبر از جلوه ذاتم ~~دادند # 5 من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب %~% مستحق بودم و این‌ها به زکاتم ~~دادند # 6 هاتف آن روز به من مژده این دولت داد %~% که بدان جور و جفا صبر و ~~ثباتم دادند # 7 این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد %~% اجر صبریست کز آن شاخ نباتم ~~دادند # 8 همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود %~% که ز بند غم ایام نجاتم دادند ~~PageV1P183 ### || [genre: Gh] # 1 دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند %~% گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند # 2 ساکنان حرم ستر و عفاف ملکوت %~% با من راه نشین باده مستانه زدند # 3 آسمان بار امانت نتوانست کشید %~% قرعه کار به نام من دیوانه زدند # 4 جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه %~% چون ندیدند حقیقت ره افسانه ~~زدند # 5 شکر ایزد که میان من و او صلح افتاد %~% صوفیان رقص کنان ساغر شکرانه ~~زدند # 6 آتش آن نیست که ms084 از شعله او خندد شمع %~% آتش آن است که در خرمن پروانه ~~زدند # 7 کس چو حافظ نگشاد از رخ اندیشه نقاب %~% تا سر زلف سخن را به قلم شانه ~~زدند PageV1P184 ### || [genre: Gh] # 1 نقدها را بود آیا که عیاری گیرند %~% تا همه صومعه داران پی کاری گیرند # 2 مصلحت دید من آن است که یاران همه کار %~% بگذارند و خم طره یاری گیرند # 3 خوش گرفتند حریفان سر زلف ساقی %~% گر فلکشان بگذارد که قراری گیرند # 4 قوت بازوی پرهیز به خوبان مفروش %~% که در این خیل حصاری به سواری ~~گیرند # 5 یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون %~% که به تیر مژه هر لحظه شکاری ~~گیرند # 6 رقص بر شعر تر و ناله نی خوش باشد %~% خاصه رقصی که در آن دست نگاری ~~گیرند # 7 حافظ ابنای زمان را غم مسکینان نیست %~% زین میان گر بتوان به که کناری ~~گیرند PageV1P185 ### || [genre: Gh] # 1 گر می فروش حاجت رندان روا کند %~% ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند # 2 ساقی به جام عدل بده باده تا گدا %~% غیرت نیاورد که جهان پربلا کند # 3 حقا کز این غمان برسد مژده امان %~% گر سالکی به عهد امانت وفا کند # 4 گر رنج پیش آید و گر راحت ای حکیم %~% نسبت مکن به غیر که این‌ها خدا ~~کند # 5 در کارخانه‌ای که ره عقل و فضل نیست %~% فهم ضعیف رای فضولی چرا کند # 6 مطرب بساز پرده که کس بی اجل نمرد %~% وان کو نه این ترانه سراید خطا ~~کند # 7 ما را که درد عشق و بلای خمار کشت %~% یا وصل دوست یا می صافی دوا کند # 8 جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت %~% عیسی دمی کجاست که احیای ما ~~کند PageV1P186 ### || [genre: Gh] # 1 دلا بسوز که سوز تو کارها بکند %~% نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند # 2 عتاب یار پری چهره عاشقانه ms085 بکش %~% که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند # 3 ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند %~% هر آن که خدمت جام جهان نما بکند # 4 طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک %~% چو درد در تو نبیند که را دوا ~~بکند # 5 تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار %~% که رحم اگر نکند مدعی خدا ~~بکند # 6 ز بخت خفته ملولم بود که بیداری %~% به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند # 7 بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد %~% مگر دلالت این دولتش صبا بکند ~~PageV1P187 ### || [genre: Gh] # 1 مرا به رندی و عشق آن فضول عیب کند %~% که اعتراض بر اسرار علم غیب کند # 2 کمال سر محبت ببین نه نقص گناه %~% که هر که بی‌هنر افتد نظر به عیب ~~کند # 3 ز عطر حور بهشت آن نفس برآید بوی %~% که خاک میکده ما عبیر جیب کند # 4 چنان زند ره اسلام غمزه ساقی %~% که اجتناب ز صهبا مگر صهیب کند # 5 کلید گنج سعادت قبول اهل دل است %~% مباد آن که در این نکته شک و ریب ~~کند # 6 شبان وادی ایمن گهی رسد به مراد %~% که چند سال به جان خدمت شعیب کند # 7 ز دیده خون بچکاند فسانه حافظ %~% چو یاد وقت زمان شباب و شیب کند ~~PageV1P188 ### || [genre: Gh] # 1 طایر دولت اگر باز گذاری بکند %~% یار بازآید و با وصل قراری بکند # 2 دیده را دستگه در و گهر گر چه نماند %~% بخورد خونی و تدبیر نثاری بکند # 3 دوش گفتم بکند لعل لبش چاره من %~% هاتف غیب ندا داد که آری بکند # 4 کس نیارد بر او دم زند از قصه ما %~% مگرش باد صبا گوش گذاری بکند # 5 داده‌ام باز نظر را به تذروی پرواز %~% بازخواند مگرش نقش و شکاری بکند # 6 شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی %~% مردی از خویش برون آید و کاری بکند # 7 کو کریمی که ms086 ز بزم طربش غمزده‌ای %~% جرعه‌ای درکشد و دفع خماری بکند # 8 یا وفا یا خبر وصل تو یا مرگ رقیب %~% بود آیا که فلک زین دو سه کاری ~~بکند # 9 حافظا گر نروی از در او هم روزی %~% گذری بر سرت از گوشه کناری بکند ~~PageV1P189 ### || [genre: Gh] # 1 کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند %~% ببرد اجر دو صد بنده که آزاد ~~کند # 2 قاصد منزل سلمی که سلامت بادش %~% چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند # 3 امتحان کن که بسی گنج مرادت بدهند %~% گر خرابی چو مرا لطف تو آباد کند # 4 یا رب اندر دل آن خسرو شیرین انداز %~% که به رحمت گذری بر سر فرهاد ~~کند # 5 شاه را به بود از طاعت صدساله و زهد %~% قدر یک ساعته عمری که در او ~~داد کند # 6 حالیا عشوه ناز تو ز بنیادم برد %~% تا دگرباره حکیمانه چه بنیاد کند # 7 گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنیست %~% فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند # 8 ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز %~% خرم آن روز که حافظ ره بغداد ~~کند PageV1P190 ### || [genre: Gh] # 1 آن کیست کز روی کرم با ما وفاداری کند %~% بر جای بدکاری چو من یک دم ~~نکوکاری کند # 2 اول به بانگ نای و نی آرد به دل پیغام وی %~% وان گه به یک پیمانه می ~~با من وفاداری کند # 3 دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او %~% نومید نتوان بود از ~~او باشد که دلداری کند # 4 گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام %~% گفتا منش فرموده‌ام تا ~~با تو طراری کند # 5 پشمینه پوش تندخو از عشق نشنیده‌است بو %~% از مستیش رمزی بگو تا ترک ~~هشیاری کند # 6 چون من گدای بی‌نشان مشکل بود یاری چنان %~% سلطان کجا عیش نهان با رند ~~بازاری کند # 7 زان طره پرپیچ و خم سهل است ms087 اگر بینم ستم %~% از بند و زنجیرش چه غم هر ~~کس که عیاری کند # 8 شد لشکر غم بی عدد از بخت می‌خواهم مدد %~% تا فخر دین عبدالصمد باشد ~~که غمخواری کند # 9 با چشم پرنیرنگ او حافظ مکن آهنگ او %~% کان طره شبرنگ او بسیار طراری ~~کند PageV1P191 ### || [genre: Gh] # 1 سرو چمان من چرا میل چمن نمی‌کند %~% همدم گل نمی‌شود یاد سمن نمی‌کند # 2 دی گله‌ای ز طره‌اش کردم و از سر فسوس %~% گفت که این سیاه کج گوش به ~~من نمی‌کند # 3 تا دل هرزه گرد من رفت به چین زلف او %~% زان سفر دراز خود عزم وطن ~~نمی‌کند # 4 پیش کمان ابرویش لابه همی‌کنم ولی %~% گوش کشیده است از آن گوش به من ~~نمی‌کند # 5 %~% کز گذر تو خاک را مشک ختن نمی‌کند # 6 چون ز نسیم می‌شود زلف بنفشه پرشکن %~% وه که دلم چه یاد از آن عهدشکن ~~نمی‌کند # 7 دل به امید روی او همدم جان نمی‌شود %~% جان به هوای کوی او خدمت تن ~~نمی‌کند # 8 ساقی سیم ساق من گر همه درد می‌دهد %~% کیست که تن چو جام می جمله دهن ~~نمی‌کند # 9 دستخوش جفا مکن آب رخم که فیض ابر %~% بی مدد سرشک من در عدن نمی‌کند # 10 کشته غمزه تو شد حافظ ناشنیده پند %~% تیغ سزاست هر که را درد سخن ~~نمی‌کند PageV1P192 ### || [genre: Gh] # 1 در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند %~% من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند # 2 عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی %~% عشق داند که در این دایره سرگردانند # 3 جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست %~% ماه و خورشید همین آینه ~~می‌گردانند # 4 عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا %~% ما همه بنده و این قوم ~~خداوندانند # 5 مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم %~% آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند # 6 وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد %~% که در آن آینه صاحب نظران حیرانند # 7 لاف ms088 عشق و گله از یار زهی لاف دروغ %~% عشقبازان چنین مستحق هجرانند # 8 مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار %~% ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند # 9 گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد %~% عقل و جان گوهر هستی به نثار ~~افشانند # 10 زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد %~% دیو بگریزد از آن قوم که قرآن ~~خوانند # 11 گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان %~% بعد از این خرقه صوفی به گرو ~~نستانند PageV1P193 ### || [genre: Gh] # 1 سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند %~% پری رویان قرار از دل چو ~~بستیزند بستانند # 2 به فتراک جفا دل‌ها چو بربندند بربندند %~% ز زلف عنبرین جان‌ها چو ~~بگشایند بفشانند # 3 به عمری یک نفس با ما چو بنشینند برخیزند %~% نهال شوق در خاطر چو ~~برخیزند بنشانند # 4 سرشک گوشه گیران را چو دریابند در یابند %~% رخ مهر از سحرخیزان ~~نگردانند اگر دانند # 5 ز چشمم لعل رمانی چو می‌خندند می‌بارند %~% ز رویم راز پنهانی چو ~~می‌بینند می‌خوانند # 6 دوای درد عاشق را کسی کو سهل پندارد %~% ز فکر آنان که در تدبیر ~~درمانند در مانند # 7 چو منصور از مراد آنان که بردارند بر دارند %~% بدین درگاه حافظ را چو ~~می‌خوانند می‌رانند # 8 در این حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند %~% که با این درد اگر ~~دربند درمانند درمانند PageV1P194 ### || [genre: Gh] # 1 غلام نرگس مست تو تاجدارانند %~% خراب باده لعل تو هوشیارانند # 2 تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز %~% و گر نه عاشق و معشوق رازدارانند # 3 ز زیر زلف دوتا چون گذر کنی بنگر %~% که از یمین و یسارت چه سوگوارانند # 4 گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببین %~% که از تطاول زلفت چه ~~بی‌قرارانند # 5 نصیب ماست بهشت ای خداشناس برو %~% که مستحق کرامت گناهکارانند # 6 نه من بر آن گل عارض غزل سرایم و بس %~% که عندلیب تو از هر ms089 طرف ~~هزارانند # 7 تو دستگیر شو ای خضر پی خجسته که من %~% پیاده می‌روم و همرهان ~~سوارانند # 8 بیا به میکده و چهره ارغوانی کن %~% مرو به صومعه کان جا سیاه کارانند # 9 خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد %~% که بستگان کمند تو رستگارانند ~~PageV1P195 ### || [genre: Gh] # 1 آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند %~% آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند # 2 دردم نهفته به ز طبیبان مدعی %~% باشد که از خزانه غیبم دوا کنند # 3 معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد %~% هر کس حکایتی به تصور چرا کنند # 4 چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست %~% آن به که کار خود به عنایت رها ~~کنند # 5 بی معرفت مباش که در من یزید عشق %~% اهل نظر معامله با آشنا کنند # 6 حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود %~% تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها ~~کنند # 7 گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار %~% صاحب دلان حکایت دل خوش ادا ~~کنند # 8 می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب %~% بهتر ز طاعتی که به روی و ریا ~~کنند # 9 پیراهنی که آید از او بوی یوسفم %~% ترسم برادران غیورش قبا کنند # 10 بگذر به کوی میکده تا زمره حضور %~% اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند # 11 پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان %~% خیر نهان برای رضای خدا ~~کنند # 12 حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود %~% شاهان کم التفات به حال گدا کنند ~~PageV1P196 ### || [genre: Gh] # 1 شاهدان گر دلبری زین سان کنند %~% زاهدان را رخنه در ایمان کنند # 2 هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد %~% گلرخانش دیده نرگسدان کنند # 3 ای جوان سروقد گویی ببر %~% پیش از آن کز قامتت چوگان کنند # 4 عاشقان را بر سر خود حکم نیست %~% هر چه فرمان تو باشد آن کنند # 5 پیش چشمم کمتر است از قطره‌ای %~% این حکایت‌ها که از طوفان کنند ms090 # 6 یار ما چون گیرد آغاز سماع %~% قدسیان بر عرش دست افشان کنند # 7 مردم چشمم به خون آغشته شد %~% در کجا این ظلم بر انسان کنند # 8 خوش برآ با غصه‌ای دل کاهل راز %~% عیش خوش در بوته هجران کنند # 9 سر مکش حافظ ز آه نیم شب %~% تا چو صبحت آینه رخشان کنند PageV1P197 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند %~% گفتا به چشم هر چه تو گویی چنان ~~کنند # 2 گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت %~% گفتا در این معامله کمتر زیان کنند # 3 گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه %~% گفت این حکایتیست که با نکته دان ~~کنند # 4 گفتم صنم پرست مشو با صمد نشین %~% گفتا به کوی عشق هم این و هم آن ~~کنند # 5 گفتم هوای میکده غم می‌برد ز دل %~% گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان ~~کنند # 6 گفتم شراب و خرقه نه آیین مذهب است %~% گفت این عمل به مذهب پیر مغان ~~کنند # 7 گفتم ز لعل نوش لبان پیر را چه سود %~% گفتا به بوسه شکرینش جوان کنند # 8 گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود %~% گفت آن زمان که مشتری و مه ~~قران کنند # 9 گفتم دعای دولت او ورد حافظ است %~% گفت این دعا ملایک هفت آسمان کنند ~~PageV1P198 ### || [genre: Gh] # 1 واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند %~% چون به خلوت می‌روند آن ~~کار دیگر می‌کنند # 2 مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس %~% توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر ~~می‌کنند # 3 گوییا باور نمی‌دارند روز داوری %~% کاین همه قلب و دغل در کار داور ~~می‌کنند # 4 یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان %~% کاین همه ناز از غلام ترک ~~و استر می‌کنند # 5 ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان %~% می‌دهند آبی که دل‌ها را توانگر ~~می‌کنند # 6 حسن بی‌پایان او چندان که عاشق می‌کشد %~% زمره دیگر به ms091 عشق از غیب سر ~~بر می‌کنند # 7 بر در میخانه عشق ای ملک تسبیح گوی %~% کاندر آن جا طینت آدم مخمر ~~می‌کنند # 8 صبحدم از عرش می‌آمد خروشی عقل گفت %~% قدسیان گویی که شعر حافظ از بر ~~می‌کنند PageV1P199 ### || [genre: Gh] # 1 دانی که چنگ و عود چه تقریر می‌کنند %~% پنهان خورید باده که تعزیر ~~می‌کنند # 2 ناموس عشق و رونق عشاق می‌برند %~% عیب جوان و سرزنش پیر می‌کنند # 3 جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز %~% باطل در این خیال که اکسیر ~~می‌کنند # 4 گویند رمز عشق مگویید و مشنوید %~% مشکل حکایتیست که تقریر می‌کنند # 5 ما از برون در شده مغرور صد فریب %~% تا خود درون پرده چه تدبیر ~~می‌کنند # 6 تشویش وقت پیر مغان می‌دهند باز %~% این سالکان نگر که چه با پیر ~~می‌کنند # 7 صد ملک دل به نیم نظر می‌توان خرید %~% خوبان در این معامله تقصیر ~~می‌کنند # 8 قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست %~% قومی دگر حواله به تقدیر می‌کنند # 9 فی الجمله اعتماد مکن بر ثبات دهر %~% کاین کارخانه‌ایست که تغییر ~~می‌کنند # 10 می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب %~% چون نیک بنگری همه تزویر ~~می‌کنند PageV1P200 ### || [genre: Gh] # 1 شراب بی‌غش و ساقی خوش دو دام رهند %~% که زیرکان جهان از کمندشان ~~نرهند # 2 من ار چه عاشقم و رند و مست و نامه سیاه %~% هزار شکر که یاران شهر ~~بی‌گنهند # 3 جفا نه پیشه درویشیست و راهروی %~% بیار باده که این سالکان نه مرد ~~رهند # 4 مبین حقیر گدایان عشق را کاین قوم %~% شهان بی کمر و خسروان بی کلهند # 5 به هوش باش که هنگام باد استغنا %~% هزار خرمن طاعت به نیم جو ننهند # 6 مکن که کوکبه دلبری شکسته شود %~% چو بندگان بگریزند و چاکران بجهند # 7 غلام همت دردی کشان یک رنگم %~% نه آن گروه که ازرق لباس و دل سیهند # 8 قدم منه به ms092 خرابات جز به شرط ادب %~% که سالکان درش محرمان پادشهند # 9 جناب عشق بلند است همتی حافظ %~% که عاشقان ره بی‌همتان به خود ندهند ~~PageV1P201 ### || [genre: Gh] # 1 بود آیا که در میکده‌ها بگشایند %~% گره از کار فروبسته ما بگشایند # 2 اگر از بهر دل زاهد خودبین بستند %~% دل قوی دار که از بهر خدا بگشایند # 3 به صفای دل رندان صبوحی زدگان %~% بس در بسته به مفتاح دعا بگشایند # 4 نامه تعزیت دختر رز بنویسید %~% تا همه مغبچگان زلف دوتا بگشایند # 5 گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب %~% تا حریفان همه خون از مژه‌ها ~~بگشایند # 6 در میخانه ببستند خدایا مپسند %~% که در خانه تزویر و ریا بگشایند # 7 حافظ این خرقه که داری تو ببینی فردا %~% که چه زنار ز زیرش به دغا ~~بگشایند PageV1P202 ### || [genre: Gh] # 1 سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود %~% رونق میکده از درس و دعای ما بود # 2 نیکی پیر مغان بین که چو ما بدمستان %~% هر چه کردیم به چشم کرمش زیبا ~~بود # 3 دفتر دانش ما جمله بشویید به می %~% که فلک دیدم و در قصد دل دانا بود # 4 از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل %~% کاین کسی گفت که در علم نظر ~~بینا بود # 5 دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد %~% و اندر آن دایره سرگشته پابرجا ~~بود # 6 مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت %~% که حکیمان جهان را مژه خون پالا ~~بود # 7 می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی %~% بر سرم سایه آن سرو سهی ~~بالا بود # 8 پیر گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان %~% رخصت خبث نداد ار نه حکایت‌ها بود # 9 قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد %~% کاین معامل به همه عیب نهان بینا ~~بود PageV1P203 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن که نهانت نظری با ما بود %~% رقم مهر تو بر چهره ما پیدا ~~بود # 2 یاد ms093 باد آن که چو چشمت به عتابم می‌کشت %~% معجز عیسویت در لب شکرخا ~~بود # 3 یاد باد آن که صبوحی زده در مجلس انس %~% جز من و یار نبودیم و خدا با ~~ما بود # 4 یاد باد آن که رخت شمع طرب می‌افروخت %~% وین دل سوخته پروانه ناپروا ~~بود # 5 یاد باد آن که در آن بزمگه خلق و ادب %~% آن که او خنده مستانه زدی ~~صهبا بود # 6 یاد باد آن که چو یاقوت قدح خنده زدی %~% در میان من و لعل تو حکایت‌ها ~~بود # 7 یاد باد آن که نگارم چو کمر بربستی %~% در رکابش مه نو پیک جهان پیما ~~بود # 8 یاد باد آن که خرابات نشین بودم و مست %~% وآنچه در مسجدم امروز کم است ~~آن جا بود # 9 یاد باد آن که به اصلاح شما می‌شد راست %~% نظم هر گوهر ناسفته که حافظ ~~را بود PageV1P204 ### || [genre: Gh] # 1 تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود %~% سر ما خاک ره پیر مغان ~~خواهد بود # 2 حلقه پیر مغان از ازلم در گوش است %~% بر همانیم که بودیم و همان خواهد ~~بود # 3 بر سر تربت ما چون گذری همت خواه %~% که زیارتگه رندان جهان خواهد بود # 4 برو ای زاهد خودبین که ز چشم من و تو %~% راز این پرده نهان است و نهان ~~خواهد بود # 5 ترک عاشق کش من مست برون رفت امروز %~% تا دگر خون که از دیده روان ~~خواهد بود # 6 چشمم آن دم که ز شوق تو نهد سر به لحد %~% تا دم صبح قیامت نگران خواهد ~~بود # 7 بخت حافظ گر از این گونه مدد خواهد کرد %~% زلف معشوقه به دست دگران ~~خواهد بود PageV1P205 ### || [genre: Gh] # 1 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود %~% مهرورزی تو با ما شهره ~~آفاق بود # 2 یاد باد آن صحبت شب‌ها که با نوشین لبان %~% بحث سر عشق و ms094 ذکر حلقه ~~عشاق بود # 3 پیش از این کاین سقف سبز و طاق مینا برکشند %~% منظر چشم مرا ابروی ~~جانان طاق بود # 4 از دم صبح ازل تا آخر شام ابد %~% دوستی و مهر بر یک عهد و یک میثاق ~~بود # 5 سایه معشوق اگر افتاد بر عاشق چه شد %~% ما به او محتاج بودیم او به ما ~~مشتاق بود # 6 حسن مه رویان مجلس گر چه دل می‌برد و دین %~% بحث ما در لطف طبع و خوبی ~~اخلاق بود # 7 بر در شاهم گدایی نکته‌ای در کار کرد %~% گفت بر هر خوان که بنشستم خدا ~~رزاق بود # 8 رشته تسبیح اگر بگسست معذورم بدار %~% دستم اندر دامن ساقی سیمین ساق ~~بود # 9 در شب قدر ار صبوحی کرده‌ام عیبم مکن %~% سرخوش آمد یار و جامی بر کنار ~~طاق بود # 10 شعر حافظ در زمان آدم اندر باغ خلد %~% دفتر نسرین و گل را زینت اوراق ~~بود PageV1P206 ### || [genre: Gh] # 1 یاد باد آن که سر کوی توام منزل بود %~% دیده را روشنی از خاک درت حاصل ~~بود # 2 راست چون سوسن و گل از اثر صحبت پاک %~% بر زبان بود مرا آن چه تو را ~~در دل بود # 3 دل چو از پیر خرد نقل معانی می‌کرد %~% عشق می‌گفت به شرح آن چه بر او ~~مشکل بود # 4 آه از آن جور و تطاول که در این دامگه است %~% آه از آن سوز و نیازی که ~~در آن محفل بود # 5 در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز %~% چه توان کرد که سعی من و دل باطل ~~بود # 6 دوش بر یاد حریفان به خرابات شدم %~% خم می دیدم خون در دل و پا در گل ~~بود # 7 بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق %~% مفتی عقل در این مسئله لایعقل بود # 8 راستی خاتم فیروزه بواسحاقی %~% خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود # 9 دیدی آن قهقهه کبک خرامان ms095 حافظ %~% که ز سرپنجه شاهین قضا غافل بود ~~PageV1P207 ### || [genre: Gh] # 1 خستگان را چو طلب باشد و قوت نبود %~% گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود # 2 ما جفا از تو ندیدیم و تو خود نپسندی %~% آن چه در مذهب ارباب طریقت ~~نبود # 3 خیره آن دیده که آبش نبرد گریه عشق %~% تیره آن دل که در او شمع محبت ~~نبود # 4 دولت از مرغ همایون طلب و سایه او %~% زان که با زاغ و زغن شهپر دولت ~~نبود # 5 گر مدد خواستم از پیر مغان عیب مکن %~% شیخ ما گفت که در صومعه همت ~~نبود # 6 چون طهارت نبود کعبه و بتخانه یکیست %~% نبود خیر در آن خانه که عصمت ~~نبود # 7 حافظا علم و ادب ورز که در مجلس شاه %~% هر که را نیست ادب لایق صحبت ~~نبود PageV1P208 ### || [genre: Gh] # 1 قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود %~% ور نه هیچ از دل بی‌رحم تو ~~تقصیر نبود # 2 من دیوانه چو زلف تو رها می‌کردم %~% هیچ لایقترم از حلقه زنجیر نبود # 3 یا رب این آینه حسن چه جوهر دارد %~% که در او آه مرا قوت تاثیر نبود # 4 سر ز حسرت به در میکده‌ها برکردم %~% چون شناسای تو در صومعه یک پیر ~~نبود # 5 نازنینتر ز قدت در چمن ناز نرست %~% خوشتر از نقش تو در عالم تصویر ~~نبود # 6 تا مگر همچو صبا باز به کوی تو رسم %~% حاصلم دوش بجز ناله شبگیر نبود # 7 آن کشیدم ز تو ای آتش هجران که چو شمع %~% جز فنای خودم از دست تو ~~تدبیر نبود # 8 آیتی بود عذاب انده حافظ بی تو %~% که بر هیچ کسش حاجت تفسیر نبود ~~PageV1P209 ### || [genre: Gh] # 1 دوش در حلقه ما قصه گیسوی تو بود %~% تا دل شب سخن از سلسله موی تو بود # 2 دل که از ناوک مژگان تو در خون می‌گشت %~% باز مشتاق کمانخانه ابروی تو ~~بود # 3 ms096 هم عفاالله صبا کز تو پیامی می‌داد %~% ور نه در کس نرسیدیم که از کوی ~~تو بود # 4 عالم از شور و شر عشق خبر هیچ نداشت %~% فتنه انگیز جهان غمزه جادوی تو ~~بود # 5 من سرگشته هم از اهل سلامت بودم %~% دام راهم شکن طره هندوی تو بود # 6 بگشا بند قبا تا بگشاید دل من %~% که گشادی که مرا بود ز پهلوی تو بود # 7 به وفای تو که بر تربت حافظ بگذر %~% کز جهان می‌شد و در آرزوی روی تو ~~بود PageV1P210 ### || [genre: Gh] # 1 دوش می‌آمد و رخساره برافروخته بود %~% تا کجا باز دل غمزده‌ای سوخته ~~بود # 2 رسم عاشق کشی و شیوه شهرآشوبی %~% جامه‌ای بود که بر قامت او دوخته بود # 3 جان عشاق سپند رخ خود می‌دانست %~% و آتش چهره بدین کار برافروخته بود # 4 گر چه می‌گفت که زارت بکشم می‌دیدم %~% که نهانش نظری با من دلسوخته ~~بود # 5 کفر زلفش ره دین می‌زد و آن سنگین دل %~% در پی اش مشعلی از چهره ~~برافروخته بود # 6 دل بسی خون به کف آورد ولی دیده بریخت %~% الله الله که تلف کرد و که ~~اندوخته بود # 7 یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد %~% آن که یوسف به زر ناسره بفروخته ~~بود # 8 گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ %~% یا رب این قلب شناسی ز که ~~آموخته بود PageV1P211 ### || [genre: Gh] # 1 یک دو جامم دی سحرگه اتفاق افتاده بود %~% و از لب ساقی شرابم در مذاق ~~افتاده بود # 2 از سر مستی دگر با شاهد عهد شباب %~% رجعتی می‌خواستم لیکن طلاق افتاده ~~بود # 3 در مقامات طریقت هر کجا کردیم سیر %~% عافیت را با نظربازی فراق افتاده ~~بود # 4 ساقیا جام دمادم ده که در سیر طریق %~% هر که عاشق وش نیامد در نفاق ~~افتاده بود # 5 ای معبر مژده‌ای فرما که دوشم آفتاب %~% در شکرخواب صبوحی هم وثاق ~~افتاده بود # 6 ms097 نقش می‌بستم که گیرم گوشه‌ای زان چشم مست %~% طاقت و صبر از خم ابروش ~~طاق افتاده بود # 7 گر نکردی نصرت دین شاه یحیی از کرم %~% کار ملک و دین ز نظم و اتساق ~~افتاده بود # 8 حافظ آن ساعت که این نظم پریشان می‌نوشت %~% طایر فکرش به دام اشتیاق ~~افتاده بود PageV1P212 ### || [genre: Gh] # 1 گوهر مخزن اسرار همان است که بود %~% حقه مهر بدان مهر و نشان است که ~~بود # 2 عاشقان زمره ارباب امانت باشند %~% لاجرم چشم گهربار همان است که بود # 3 از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح %~% بوی زلف تو همان مونس جان ~~است که بود # 4 طالب لعل و گهر نیست وگرنه خورشید %~% همچنان در عمل معدن و کان است که ~~بود # 5 کشته غمزه خود را به زیارت دریاب %~% زان که بیچاره همان دل‌نگران است ~~که بود # 6 رنگ خون دل ما را که نهان می‌داری %~% همچنان در لب لعل تو عیان است که ~~بود # 7 زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند %~% سال‌ها رفت و بدان سیرت و سان ~~است که بود # 8 حافظا بازنما قصه خونابه چشم %~% که بر این چشمه همان آب روان است که ~~بود PageV1P213 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود %~% تعبیر رفت و کار به دولت ~~حواله بود # 2 چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت %~% تدبیر ما به دست شراب دوساله بود # 3 آن نافه مراد که می‌خواستم ز بخت %~% در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود # 4 از دست برده بود خمار غمم سحر %~% دولت مساعد آمد و می در پیاله بود # 5 بر آستان میکده خون می‌خورم مدام %~% روزی ما ز خوان قدر این نواله بود # 6 هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید %~% در رهگذار باد نگهبان لاله بود # 7 بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح %~% آن دم ms098 که کار مرغ سحر آه و ناله ~~بود # 8 دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه %~% یک بیت از این قصیده به از صد ~~رساله بود # 9 آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر %~% پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود ~~PageV1P214 ### || [genre: Gh] # 1 به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود %~% که جوش شاهد و ساقی و شمع و ~~مشعله بود # 2 حدیث عشق که از حرف و صوت مستغنیست %~% به ناله دف و نی در خروش و ~~ولوله بود # 3 مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت %~% ورای مدرسه و قال و قیل مسئله ~~بود # 4 دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی %~% ز نامساعدی بختش اندکی گله بود # 5 قیاس کردم و آن چشم جادوانه مست %~% هزار ساحر چون سامریش در گله بود # 6 بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن %~% به خنده گفت کی ات با من این ~~معامله بود # 7 ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش %~% میان ماه و رخ یار من مقابله ~~بود # 8 دهان یار که درمان درد حافظ داشت %~% فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله ~~بود PageV1P215 ### || [genre: Gh] # 1 آن یار کز او خانه ما جای پری بود %~% سر تا قدمش چون پری از عیب بری ~~بود # 2 دل گفت فروکش کنم این شهر به بویش %~% بیچاره ندانست که یارش سفری بود # 3 تنها نه ز راز دل من پرده برافتاد %~% تا بود فلک شیوه او پرده دری بود # 4 منظور خردمند من آن ماه که او را %~% با حسن ادب شیوه صاحب نظری بود # 5 از چنگ منش اختر بدمهر به دربرد %~% آری چه کنم دولت دور قمری بود # 6 عذری بنه ای دل که تو درویشی و او را %~% در مملکت حسن سر تاجوری بود # 7 اوقات خوش آن بود که با دوست به سر رفت %~% باقی همه بی‌حاصلی و ~~بی‌خبری بود # 8 خوش بود لب ms099 آب و گل و سبزه و نسرین %~% افسوس که آن گنج روان رهگذری ~~بود # 9 خود را بکش ای بلبل از این رشک که گل را %~% با باد صبا وقت سحر جلوه ~~گری بود # 10 هر گنج سعادت که خدا داد به حافظ %~% از یمن دعای شب و ورد سحری بود ~~PageV1P216 ### || [genre: Gh] # 1 مسلمانان مرا وقتی دلی بود %~% که با وی گفتمی گر مشکلی بود # 2 به گردابی چو می‌افتادم از غم %~% به تدبیرش امید ساحلی بود # 3 دلی همدرد و یاری مصلحت بین %~% که استظهار هر اهل دلی بود # 4 ز من ضایع شد اندر کوی جانان %~% چه دامنگیر یا رب منزلی بود # 5 هنر بی‌عیب حرمان نیست لیکن %~% ز من محرومتر کی سائلی بود # 6 بر این جان پریشان رحمت آرید %~% که وقتی کاردانی کاملی بود # 7 مرا تا عشق تعلیم سخن کرد %~% حدیثم نکته هر محفلی بود # 8 مگو دیگر که حافظ نکته‌دان است %~% که ما دیدیم و محکم جاهلی بود ~~PageV1P217 ### || [genre: Gh] # 1 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود %~% تا ابد جام مرادش همدم جانی ~~بود # 2 من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار %~% گفتم این شاخ ار دهد ~~باری پشیمانی بود # 3 خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش %~% همچو گل بر خرقه رنگ می ~~مسلمانی بود # 4 بی چراغ جام در خلوت نمی‌یارم نشست %~% زان که کنج اهل دل باید که ~~نورانی بود # 5 همت عالی طلب جام مرصع گو مباش %~% رند را آب عنب یاقوت رمانی بود # 6 گر چه بی‌سامان نماید کار ما سهلش مبین %~% کاندر این کشور گدایی رشک ~~سلطانی بود # 7 نیک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار %~% خودپسندی جان من برهان ~~نادانی بود # 8 مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر میان %~% نستدن جام می از جانان گران ~~جانی بود # 9 دی عزیزی گفت حافظ می‌خورد پنهان شراب ms100 %~% ای عزیز من نه عیب آن به که ~~پنهانی بود PageV1P218 ### || [genre: Gh] # 1 کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود %~% بنفشه در قدم او نهاد سر به ~~سجود # 2 بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ %~% ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود # 3 به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ %~% که همچو روز بقا هفته‌ای بود ~~معدود # 4 شد از خروج ریاحین چو آسمان روشن %~% زمین به اختر میمون و طالع مسعود # 5 ز دست شاهد نازک عذار عیسی دم %~% شراب نوش و رها کن حدیث عاد و ثمود # 6 جهان چو خلد برین شد به دور سوسن و گل %~% ولی چه سود که در وی نه ممکن ~~است خلود # 7 چو گل سوار شود بر هوا سلیمان وار %~% سحر که مرغ درآید به نغمه داوود # 8 به باغ تازه کن آیین دین زردشتی %~% کنون که لاله برافروخت آتش نمرود # 9 بخواه جام صبوحی به یاد آصف عهد %~% وزیر ملک سلیمان عماد دین محمود # 10 بود که مجلس حافظ به یمن تربیتش %~% هر آن چه می‌طلبد جمله باشدش ~~موجود PageV1P219 ### || [genre: Gh] # 1 از دیده خون دل همه بر روی ما رود %~% بر روی ما ز دیده چه گویم چه‌ها ~~رود # 2 ما در درون سینه هوایی نهفته‌ایم %~% بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود # 3 خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک %~% گر ماه مهرپرور من در قبا رود # 4 بر خاک راه یار نهادیم روی خویش %~% بر روی ما رواست اگر آشنا رود # 5 سیل است آب دیده و هر کس که بگذرد %~% گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا ~~رود # 6 ما را به آب دیده شب و روز ماجراست %~% زان رهگذر که بر سر کویش چرا ~~رود # 7 حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل %~% چون صوفیان صومعه دار از صفا رود ~~PageV1P220 ### || [genre: ms101 Gh] # 1 چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود %~% ور آشتی طلبم با سر عتاب رود # 2 چو ماه نو ره بیچارگان نظاره %~% زند به گوشه ابرو و در نقاب رود # 3 شب شراب خرابم کند به بیداری %~% وگر به روز شکایت کنم به خواب رود # 4 طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل %~% بیفتد آن که در این راه با شتاب ~~رود # 5 گدایی در جانان به سلطنت مفروش %~% کسی ز سایه این در به آفتاب رود # 6 سواد نامه موی سیاه چون طی شد %~% بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود # 7 حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر %~% کلاه داریش اندر سر شراب رود # 8 حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز %~% خوشا کسی که در این راه بی‌حجاب ~~رود PageV1P221 ### || [genre: Gh] # 1 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود %~% نرود کارش و آخر به خجالت برود # 2 کاروانی که بود بدرقه‌اش حفظ خدا %~% به تجمل بنشیند به جلالت برود # 3 سالک از نور هدایت ببرد راه به دوست %~% که به جایی نرسد گر به ضلالت ~~برود # 4 کام خود آخر عمر از می و معشوق بگیر %~% حیف اوقات که یک سر به بطالت ~~برود # 5 ای دلیل دل گمگشته خدا را مددی %~% که غریب ار نبرد ره به دلالت برود # 6 حکم مستوری و مستی همه بر خاتم تست %~% کس ندانست که آخر به چه حالت ~~برود # 7 حافظ از چشمه حکمت به کف آور جامی %~% بو که از لوح دلت نقش جهالت برود ~~PageV1P222 ### || [genre: Gh] # 1 هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود %~% هرگز از یاد من آن سرو خرامان ~~نرود # 2 از دماغ من سرگشته خیال دهنت %~% به جفای فلک و غصه دوران نرود # 3 در ازل بست دلم با سر زلفت پیوند %~% تا ابد سر نکشد و از سر پیمان ~~نرود # 4 هر چه جز ms102 بار غمت بر دل مسکین من است %~% برود از دل من و از دل من آن ~~نرود # 5 آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت %~% که اگر سر برود از دل و از ~~جان نرود # 6 گر رود از پی خوبان دل من معذور است %~% درد دارد چه کند کز پی درمان ~~نرود # 7 هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان %~% دل به خوبان ندهد و از پی ~~ایشان نرود PageV1P223 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا دلی که مدام از پی نظر نرود %~% به هر درش که بخوانند بی‌خبر نرود # 2 طمع در آن لب شیرین نکردنم اولی %~% ولی چگونه مگس از پی شکر نرود # 3 سواد دیده غمدیده‌ام به اشک مشوی %~% که نقش خال توام هرگز از نظر نرود # 4 ز من چو باد صبا بوی خود دریغ مدار %~% چرا که بی سر زلف توام به سر ~~نرود # 5 دلا مباش چنین هرزه گرد و هرجایی %~% که هیچ کار ز پیشت بدین هنر نرود # 6 مکن به چشم حقارت نگاه در من مست %~% که آبروی شریعت بدین قدر نرود # 7 من گدا هوس سروقامتی دارم %~% که دست در کمرش جز به سیم و زر نرود # 8 تو کز مکارم اخلاق عالمی دگری %~% وفای عهد من از خاطرت به درنرود # 9 سیاه نامه‌تر از خود کسی نمی‌بینم %~% چگونه چون قلمم دود دل به سر ~~نرود # 10 به تاج هدهدم از ره مبر که باز سفید %~% چو باشه در پی هر صید مختصر ~~نرود # 11 بیار باده و اول به دست حافظ ده %~% به شرط آن که ز مجلس سخن به ~~درنرود PageV1P224 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می‌رود %~% وین بحث با ثلاثه غساله می‌رود # 2 می ده که نوعروس چمن حد حسن یافت %~% کار این زمان ز صنعت دلاله می‌رود # 3 شکرشکن شوند همه طوطیان هند %~% زین قند پارسی که به بنگاله می‌رود # 4 ms103 طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر %~% کاین طفل یک شبه ره یک ساله ~~می‌رود # 5 آن چشم جادوانه عابدفریب بین %~% کش کاروان سحر ز دنباله می‌رود # 6 از ره مرو به عشوه دنیا که این عجوز %~% مکاره می‌نشیند و محتاله ~~می‌رود # 7 باد بهار می‌وزد از گلستان شاه %~% و از ژاله باده در قدح لاله می‌رود # 8 حافظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین %~% غافل مشو که کار تو از ناله می‌رود ~~PageV1P225 ### || [genre: Gh] # 1 ترسم که اشک در غم ما پرده در شود %~% وین راز سر به مهر به عالم سمر ~~شود # 2 گویند سنگ لعل شود در مقام صبر %~% آری شود ولیک به خون جگر شود # 3 خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه %~% کز دست غم خلاص من آن جا مگر ~~شود # 4 از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان %~% باشد کز آن میانه یکی کارگر شود # 5 ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو %~% لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود # 6 از کیمیای مهر تو زر گشت روی من %~% آری به یمن لطف شما خاک زر شود # 7 در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب %~% یا رب مباد آن که گدا معتبر شود # 8 بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی %~% مقبول طبع مردم صاحب نظر شود # 9 این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست %~% سرها بر آستانه او خاک در شود # 10 حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست %~% دم درکش ار نه باد صبا را خبر ~~شود PageV1P226 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود %~% تا ریا ورزد و سالوس مسلمان ~~نشود # 2 رندی آموز و کرم کن که نه چندان هنر است %~% حیوانی که ننوشد می و ~~انسان نشود # 3 گوهر پاک بباید که شود قابل فیض %~% ور نه هر سنگ و گلی لؤلؤ و مرجان ~~نشود # 4 اسم اعظم بکند کار خود ای ms104 دل خوش باش %~% که به تلبیس و حیل دیو مسلمان ~~نشود # 5 عشق می‌ورزم و امید که این فن شریف %~% چون هنرهای دگر موجب حرمان نشود # 6 دوش می‌گفت که فردا بدهم کام دلت %~% سببی ساز خدایا که پشیمان نشود # 7 حسن خلقی ز خدا می‌طلبم خوی تو را %~% تا دگر خاطر ما از تو پریشان ~~نشود # 8 ذره را تا نبود همت عالی حافظ %~% طالب چشمه خورشید درخشان نشود ~~PageV1P227 ### || [genre: Gh] # 1 گر من از باغ تو یک میوه بچینم چه شود %~% پیش پایی به چراغ تو ببینم ~~چه شود # 2 یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند %~% گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود # 3 آخر ای خاتم جمشید همایون آثار %~% گر فتد عکس تو بر نقش نگینم چه شود # 4 واعظ شهر چو مهر ملک و شحنه گزید %~% من اگر مهر نگاری بگزینم چه شود # 5 عقلم از خانه به دررفت و گر می این است %~% دیدم از پیش که در خانه ~~دینم چه شود # 6 صرف شد عمر گران مایه به معشوقه و می %~% تا از آنم چه به پیش آید از ~~اینم چه شود # 7 خواجه دانست که من عاشقم و هیچ نگفت %~% حافظ ار نیز بداند که چنینم چه ~~شود PageV1P228 ### || [genre: Gh] # 1 بخت از دهان دوست نشانم نمی‌دهد %~% دولت خبر ز راز نهانم نمی‌دهد # 2 از بهر بوسه‌ای ز لبش جان همی‌دهم %~% اینم همی‌ستاند و آنم نمی‌دهد # 3 مردم در این فراق و در آن پرده راه نیست %~% یا هست و پرده دار نشانم ~~نمی‌دهد # 4 زلفش کشید باد صبا چرخ سفله بین %~% کان جا مجال بادوزانم نمی‌دهد # 5 چندان که بر کنار چو پرگار می‌شدم %~% دوران چو نقطه ره به میانم ~~نمی‌دهد # 6 شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی %~% بدعهدی زمانه زمانم نمی‌دهد # 7 گفتم روم به خواب و ببینم جمال دوست %~% حافظ ز آه و ناله امانم ~~نمی‌دهد ms105 PageV1P229 ### || [genre: Gh] # 1 اگر به باده مشکین دلم کشد شاید %~% که بوی خیر ز زهد ریا نمی‌آید # 2 جهانیان همه گر منع من کنند از عشق %~% من آن کنم که خداوندگار فرماید # 3 طمع ز فیض کرامت مبر که خلق کریم %~% گنه ببخشد و بر عاشقان ببخشاید # 4 مقیم حلقه ذکر است دل بدان امید %~% که حلقه‌ای ز سر زلف یار بگشاید # 5 تو را که حسن خداداده هست و حجله بخت %~% چه حاجت است که مشاطه‌ات ~~بیاراید # 6 چمن خوش است و هوا دلکش است و می بی‌غش %~% کنون بجز دل خوش هیچ در ~~نمی‌باید # 7 جمیله‌ایست عروس جهان ولی هش دار %~% که این مخدره در عقد کس نمی‌آید # 8 به لابه گفتمش ای ماه رخ چه باشد اگر %~% به یک شکر ز تو دلخسته‌ای ~~بیاساید # 9 به خنده گفت که حافظ خدای را مپسند %~% که بوسه تو رخ ماه را بیالاید ~~PageV1P230 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید %~% گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید # 2 گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز %~% گفتا ز خوبرویان این کار کمتر آید # 3 گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم %~% گفتا که شب رو است او از راه دیگر ~~آید # 4 گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد %~% گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید # 5 گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد %~% گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید # 6 گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت %~% گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور ~~آید # 7 گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد %~% گفتا مگوی با کس تا وقت آن درآید # 8 گفتم زمان عشرت دیدی که چون سر آمد %~% گفتا خموش حافظ کاین غصه هم سر ~~آید PageV1P231 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر آنم که گر ز دست برآید %~% دست به کاری زنم که غصه سر آید # 2 خلوت دل نیست جای صحبت ms106 اضداد %~% دیو چو بیرون رود فرشته درآید # 3 صحبت حکام ظلمت شب یلداست %~% نور ز خورشید جوی بو که برآید # 4 بر در ارباب بی‌مروت دنیا %~% چند نشینی که خواجه کی به درآید # 5 ترک گدایی مکن که گنج بیابی %~% از نظر ره روی که در گذر آید # 6 صالح و طالح متاع خویش نمودند %~% تا که قبول افتد و که در نظر آید # 7 بلبل عاشق تو عمر خواه که آخر %~% باغ شود سبز و شاخ گل به بر آید # 8 غفلت حافظ در این سراچه عجب نیست %~% هر که به میخانه رفت بی‌خبر آید ~~PageV1P232 ### || [genre: Gh] # 1 دست از طلب ندارم تا کام من برآید %~% یا تن رسد به جانان یا جان ز تن ~~برآید # 2 بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر %~% کز آتش درونم دود از کفن برآید # 3 بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران %~% بگشای لب که فریاد از مرد و زن ~~برآید # 4 جان بر لب است و حسرت در دل که از لبانش %~% نگرفته هیچ کامی جان از ~~بدن برآید # 5 از حسرت دهانش آمد به تنگ جانم %~% خود کام تنگدستان کی زان دهن برآید # 6 گویند ذکر خیرش در خیل عشقبازان %~% هر جا که نام حافظ در انجمن برآید ~~PageV1P233 ### || [genre: Gh] # 1 چو آفتاب می از مشرق پیاله برآید %~% ز باغ عارض ساقی هزار لاله برآید # 2 نسیم در سر گل بشکند کلاله سنبل %~% چو از میان چمن بوی آن کلاله برآید # 3 حکایت شب هجران نه آن حکایت حالیست %~% که شمه‌ای ز بیانش به صد رساله ~~برآید # 4 ز گرد خوان نگون فلک طمع نتوان داشت %~% که بی ملالت صد غصه یک نواله ~~برآید # 5 به سعی خود نتوان برد پی به گوهر مقصود %~% خیال باشد کاین کار بی ~~حواله برآید # 6 گرت چو نوح نبی صبر هست در غم طوفان %~% بلا بگردد و کام هزارساله ~~برآید # 7 ms107 نسیم زلف تو چون بگذرد به تربت حافظ %~% ز خاک کالبدش صد هزار لاله ~~برآید PageV1P234 ### || [genre: Gh] # 1 زهی خجسته زمانی که یار بازآید %~% به کام غمزدگان غمگسار بازآید # 2 به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم %~% بدان امید که آن شهسوار بازآید # 3 اگر نه در خم چوگان او رود سر من %~% ز سر نگویم و سر خود چه کار ~~بازآید # 4 مقیم بر سر راهش نشسته‌ام چون گرد %~% بدان هوس که بدین رهگذار بازآید # 5 دلی که با سر زلفین او قراری داد %~% گمان مبر که بدان دل قرار بازآید # 6 چه جورها که کشیدند بلبلان از دی %~% به بوی آن که دگر نوبهار بازآید # 7 ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ %~% که همچو سرو به دستم نگار بازآید ~~PageV1P235 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آن طایر قدسی ز درم بازآید %~% عمر بگذشته به پیرانه سرم بازآید # 2 دارم امید بر این اشک چو باران که دگر %~% برق دولت که برفت از نظرم ~~بازآید # 3 آن که تاج سر من خاک کف پایش بود %~% از خدا می‌طلبم تا به سرم بازآید # 4 خواهم اندر عقبش رفت به یاران عزیز %~% شخصم ار بازنیاید خبرم بازآید # 5 گر نثار قدم یار گرامی نکنم %~% گوهر جان به چه کار دگرم بازآید # 6 کوس نودولتی از بام سعادت بزنم %~% گر ببینم که مه نوسفرم بازآید # 7 مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح %~% ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید # 8 آرزومند رخ شاه چو ماهم حافظ %~% همتی تا به سلامت ز درم بازآید ~~PageV1P236 ### || [genre: Gh] # 1 نفس برآمد و کام از تو بر نمی‌آید %~% فغان که بخت من از خواب در ~~نمی‌آید # 2 صبا به چشم من انداخت خاکی از کویش %~% که آب زندگیم در نظر نمی‌آید # 3 قد بلند تو را تا به بر نمی‌گیرم %~% درخت کام و مرادم به بر نمی‌آید # 4 مگر به روی دلارای یار ما ور ms108 نی %~% به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید # 5 مقیم زلف تو شد دل که خوش سوادی دید %~% وز آن غریب بلاکش خبر نمی‌آید # 6 ز شست صدق گشادم هزار تیر دعا %~% ولی چه سود یکی کارگر نمی‌آید # 7 بسم حکایت دل هست با نسیم سحر %~% ولی به بخت من امشب سحر نمی‌آید # 8 در این خیال به سر شد زمان عمر و هنوز %~% بلای زلف سیاهت به سر ~~نمی‌آید # 9 ز بس که شد دل حافظ رمیده از همه کس %~% کنون ز حلقه زلفت به در ~~نمی‌آید PageV1P237 ### || [genre: Gh] # 1 جهان بر ابروی عید از هلال وسمه کشید %~% هلال عید در ابروی یار باید ~~دید # 2 شکسته گشت چو پشت هلال قامت من %~% کمان ابروی یارم چو وسمه بازکشید # 3 مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت %~% که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه ~~درید # 4 نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود %~% گل وجود من آغشته گلاب و نبید # 5 بیا که با تو بگویم غم ملالت دل %~% چرا که بی تو ندارم مجال گفت و ~~شنید # 6 بهای وصل تو گر جان بود خریدارم %~% که جنس خوب مبصر به هر چه دید خرید # 7 چو ماه روی تو در شام زلف می‌دیدم %~% شبم به روی تو روشن چو روز ~~می‌گردید # 8 به لب رسید مرا جان و برنیامد کام %~% به سر رسید امید و طلب به سر ~~نرسید # 9 ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند %~% بخوان ز نظمش و در گوش کن چو ~~مروارید PageV1P238 ### || [genre: Gh] # 1 رسید مژده که آمد بهار و سبزه دمید %~% وظیفه گر برسد مصرفش گل است و ~~نبید # 2 صفیر مرغ برآمد بط شراب کجاست %~% فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشید # 3 ز میوه‌های بهشتی چه ذوق دریابد %~% هر آن که سیب زنخدان شاهدی نگزید # 4 مکن ز غصه شکایت که در ms109 طریق طلب %~% به راحتی نرسید آن که زحمتی نکشید # 5 ز روی ساقی مه وش گلی بچین امروز %~% که گرد عارض بستان خط بنفشه دمید # 6 چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد %~% که با کسی دگرم نیست برگ گفت و ~~شنید # 7 من این مرقع رنگین چو گل بخواهم سوخت %~% که پیر باده فروشش به جرعه‌ای ~~نخرید # 8 بهار می‌گذرد دادگسترا دریاب %~% که رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشید ~~PageV1P239 ### || [genre: Gh] # 1 ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید %~% وجه می می‌خواهم و مطرب که ~~می‌گوید رسید # 2 شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه‌ام %~% بار عشق و مفلسی صعب است ~~می‌باید کشید # 3 قحط جود است آبروی خود نمی‌باید فروخت %~% باده و گل از بهای خرقه ~~می‌باید خرید # 4 گوییا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش %~% من همی‌کردم دعا و صبح صادق ~~می‌دمید # 5 با لبی و صد هزاران خنده آمد گل به باغ %~% از کریمی گوییا در گوشه‌ای ~~بویی شنید # 6 دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک %~% جامه‌ای در نیک نامی نیز ~~می‌باید درید # 7 این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت %~% وین تطاول کز سر زلف تو من ~~دیدم که دید # 8 عدل سلطان گر نپرسد حال مظلومان عشق %~% گوشه گیران را ز آسایش طمع ~~باید برید # 9 تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد %~% این قدر دانم که از شعر ترش ~~خون می‌چکید PageV1P240 ### || [genre: Gh] # 1 معاشران ز حریف شبانه یاد آرید %~% حقوق بندگی مخلصانه یاد آرید # 2 به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق %~% به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد ~~آرید # 3 چو لطف باده کند جلوه در رخ ساقی %~% ز عاشقان به سرود و ترانه یاد ~~آرید # 4 چو در میان مراد آورید دست امید %~% ز عهد صحبت ما در میانه یاد آرید # 5 سمند دولت اگر چند سرکشیده رود %~% ز همرهان ms110 به سر تازیانه یاد آرید # 6 نمی‌خورید زمانی غم وفاداران %~% ز بی‌وفایی دور زمانه یاد آرید # 7 به وجه مرحمت ای ساکنان صدر جلال %~% ز روی حافظ و این آستانه یاد آرید ~~PageV1P241 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که رایت منصور پادشاه رسید %~% نوید فتح و بشارت به مهر و ماه رسید # 2 جمال بخت ز روی ظفر نقاب انداخت %~% کمال عدل به فریاد دادخواه رسید # 3 سپهر دور خوش اکنون کند که ماه آمد %~% جهان به کام دل اکنون رسد که ~~شاه رسید # 4 ز قاطعان طریق این زمان شوند ایمن %~% قوافل دل و دانش که مرد راه رسید # 5 عزیز مصر به رغم برادران غیور %~% ز قعر چاه برآمد به اوج ماه رسید # 6 کجاست صوفی دجال فعل ملحدشکل %~% بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید # 7 صبا بگو که چه‌ها بر سرم در این غم عشق %~% ز آتش دل سوزان و دود آه ~~رسید # 8 ز شوق روی تو شاها بدین اسیر فراق %~% همان رسید کز آتش به برگ کاه ~~رسید # 9 مرو به خواب که حافظ به بارگاه قبول %~% ز ورد نیم شب و درس صبحگاه ~~رسید PageV1P242 ### || [genre: Gh] # 1 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید %~% از یار آشنا سخن آشنا شنید # 2 ای شاه حسن چشم به حال گدا فکن %~% کاین گوش بس حکایت شاه و گدا شنید # 3 خوش می‌کنم به باده مشکین مشام جان %~% کز دلق پوش صومعه بوی ریا شنید # 4 سر خدا که عارف سالک به کس نگفت %~% در حیرتم که باده فروش از کجا شنید # 5 یا رب کجاست محرم رازی که یک زمان %~% دل شرح آن دهد که چه گفت و چه‌ها ~~شنید # 6 اینش سزا نبود دل حق گزار من %~% کز غمگسار خود سخن ناسزا شنید # 7 محروم اگر شدم ز سر کوی او چه شد %~% از گلشن زمانه که بوی وفا شنید # 8 ساقی بیا که ms111 عشق ندا می‌کند بلند %~% کان کس که گفت قصه ما هم ز ما ~~شنید # 9 ما باده زیر خرقه نه امروز می‌خوریم %~% صد بار پیر میکده این ماجرا ~~شنید # 10 ما می به بانگ چنگ نه امروز می‌کشیم %~% بس دور شد که گنبد چرخ این ~~صدا شنید # 11 پند حکیم محض صواب است و عین خیر %~% فرخنده آن کسی که به سمع رضا ~~شنید # 12 حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس %~% دربند آن مباش که نشنید یا شنید ~~PageV1P243 ### || [genre: Gh] # 1 معاشران گره از زلف یار باز کنید %~% شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز ~~کنید # 2 حضور خلوت انس است و دوستان جمعند %~% و ان یکاد بخوانید و در فراز ~~کنید # 3 رباب و چنگ به بانگ بلند می‌گویند %~% که گوش هوش به پیغام اهل راز ~~کنید # 4 به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد %~% گر اعتماد بر الطاف کارساز ~~کنید # 5 میان عاشق و معشوق فرق بسیار است %~% چو یار ناز نماید شما نیاز کنید # 6 نخست موعظه پیر صحبت این حرف است %~% که از مصاحب ناجنس احتراز کنید # 7 هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق %~% بر او نمرده به فتوای ~~من نماز کنید # 8 وگر طلب کند انعامی از شما حافظ %~% حوالتش به لب یار دلنواز کنید ~~PageV1P244 ### || [genre: Gh] # 1 الا ای طوطی گویای اسرار %~% مبادا خالیت شکر ز منقار # 2 سرت سبز و دلت خوش باد جاوید %~% که خوش نقشی نمودی از خط یار # 3 سخن سربسته گفتی با حریفان %~% خدا را زین معما پرده بردار # 4 به روی ما زن از ساغر گلابی %~% که خواب آلوده‌ایم ای بخت بیدار # 5 چه ره بود این که زد در پرده مطرب %~% که می‌رقصند با هم مست و هشیار # 6 از آن افیون که ساقی در می‌افکند %~% حریفان را نه سر ماند نه دستار # 7 سکندر را نمی‌بخشند آبی %~% به ms112 زور و زر میسر نیست این کار # 8 بیا و حال اهل درد بشنو %~% به لفظ اندک و معنی بسیار # 9 بت چینی عدوی دین و دل‌هاست %~% خداوندا دل و دینم نگه دار # 10 به مستوران مگو اسرار مستی %~% حدیث جان مگو با نقش دیوار # 11 به یمن دولت منصور شاهی %~% علم شد حافظ اندر نظم اشعار # 12 خداوندی به جای بندگان کرد %~% خداوندا ز آفاتش نگه دار PageV1P245 ### || [genre: Gh] # 1 عید است و آخر گل و یاران در انتظار %~% ساقی به روی شاه ببین ماه و می ~~بیار # 2 دل برگرفته بودم از ایام گل ولی %~% کاری بکرد همت پاکان روزه دار # 3 دل در جهان مبند و به مستی سؤال کن %~% از فیض جام و قصه جمشید کامگار # 4 جز نقد جان به دست ندارم شراب کو %~% کان نیز بر کرشمه ساقی کنم نثار # 5 خوش دولتیست خرم و خوش خسروی کریم %~% یا رب ز چشم زخم زمانش نگاه دار # 6 می خور به شعر بنده که زیبی دگر دهد %~% جام مرصع تو بدین در شاهوار # 7 گر فوت شد سحور چه نقصان صبوح هست %~% از می کنند روزه گشا طالبان یار # 8 زان جا که پرده پوشی عفو کریم توست %~% بر قلب ما ببخش که نقدیست کم ~~عیار # 9 ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود %~% تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار # 10 حافظ چو رفت روزه و گل نیز می‌رود %~% ناچار باده نوش که از دست رفت ~~کار PageV1P246 ### || [genre: Gh] # 1 صبا ز منزل جانان گذر دریغ مدار %~% وز او به عاشق بی‌دل خبر دریغ مدار # 2 به شکر آن که شکفتی به کام بخت ای گل %~% نسیم وصل ز مرغ سحر دریغ مدار # 3 حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی %~% کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار # 4 جهان و هر چه در او هست سهل و مختصر است %~% ز اهل معرفت ms113 این مختصر ~~دریغ مدار # 5 کنون که چشمه قند است لعل نوشینت %~% سخن بگوی و ز طوطی شکر دریغ مدار # 6 مکارم تو به آفاق می‌برد شاعر %~% از او وظیفه و زاد سفر دریغ مدار # 7 چو ذکر خیر طلب می‌کنی سخن این است %~% که در بهای سخن سیم و زر دریغ ~~مدار # 8 غبار غم برود حال خوش شود حافظ %~% تو آب دیده از این رهگذر دریغ مدار ~~PageV1P247 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر %~% زار و بیمار غمم راحت جانی به ~~من آر # 2 قلب بی‌حاصل ما را بزن اکسیر مراد %~% یعنی از خاک در دوست نشانی به من ~~آر # 3 در کمینگاه نظر با دل خویشم جنگ است %~% ز ابرو و غمزه او تیر و کمانی ~~به من آر # 4 در غریبی و فراق و غم دل پیر شدم %~% ساغر می ز کف تازه جوانی به من آر # 5 منکران را هم از این می دو سه ساغر بچشان %~% وگر ایشان نستانند روانی ~~به من آر # 6 ساقیا عشرت امروز به فردا مفکن %~% یا ز دیوان قضا خط امانی به من آر # 7 دلم از دست بشد دوش چو حافظ می‌گفت %~% کای صبا نکهتی از کوی فلانی به ~~من آر PageV1P248 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا نکهتی از خاک ره یار بیار %~% ببر اندوه دل و مژده دلدار بیار # 2 نکته‌ای روح فزا از دهن دوست بگو %~% نامه‌ای خوش خبر از عالم اسرار ~~بیار # 3 تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام %~% شمه‌ای از نفحات نفس یار بیار # 4 به وفای تو که خاک ره آن یار عزیز %~% بی غباری که پدید آید از اغیار ~~بیار # 5 گردی از رهگذر دوست به کوری رقیب %~% بهر آسایش این دیده خونبار بیار # 6 خامی و ساده دلی شیوه جانبازان نیست %~% خبری از بر آن دلبر عیار بیار # 7 شکر آن را که تو در ms114 عشرتی ای مرغ چمن %~% به اسیران قفس مژده گلزار ~~بیار # 8 کام جان تلخ شد از صبر که کردم بی دوست %~% عشوه‌ای زان لب شیرین ~~شکربار بیار # 9 روزگاریست که دل چهره مقصود ندید %~% ساقیا آن قدح آینه کردار بیار # 10 دلق حافظ به چه ارزد به می‌اش رنگین کن %~% وان گهش مست و خراب از سر ~~بازار بیار PageV1P249 ### || [genre: Gh] # 1 روی بنمای و وجود خودم از یاد ببر %~% خرمن سوختگان را همه گو باد ببر # 2 ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا %~% گو بیا سیل غم و خانه ز بنیاد ~~ببر # 3 زلف چون عنبر خامش که ببوید هیهات %~% ای دل خام طمع این سخن از یاد ~~ببر # 4 سینه گو شعله آتشکده فارس بکش %~% دیده گو آب رخ دجله بغداد ببر # 5 دولت پیر مغان باد که باقی سهل است %~% دیگری گو برو و نام من از یاد ~~ببر # 6 سعی نابرده در این راه به جایی نرسی %~% مزد اگر می‌طلبی طاعت استاد ~~ببر # 7 روز مرگم نفسی وعده دیدار بده %~% وان گهم تا به لحد فارغ و آزاد ببر # 8 دوش می‌گفت به مژگان درازت بکشم %~% یا رب از خاطرش اندیشه بیداد ببر # 9 حافظ اندیشه کن از نازکی خاطر یار %~% برو از درگهش این ناله و فریاد ~~ببر PageV1P250 ### || [genre: Gh] # 1 شب وصل است و طی شد نامه هجر %~% سلام فیه حتی مطلع الفجر # 2 دلا در عاشقی ثابت قدم باش %~% که در این ره نباشد کار بی اجر # 3 من از رندی نخواهم کرد توبه %~% و لو آذیتنی بالهجر و الحجر # 4 برآی ای صبح روشن دل خدا را %~% که بس تاریک می‌بینم شب هجر # 5 دلم رفت و ندیدم روی دلدار %~% فغان از این تطاول آه از این زجر # 6 وفا خواهی جفاکش باش حافظ %~% فان الربح و الخسران فی التجر PageV1P251 ### || [genre: Gh] # 1 گر بود عمر به میخانه رسم ms115 بار دگر %~% بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر # 2 خرم آن روز که با دیده گریان بروم %~% تا زنم آب در میکده یک بار دگر # 3 معرفت نیست در این قوم خدا را سببی %~% تا برم گوهر خود را به خریدار ~~دگر # 4 یار اگر رفت و حق صحبت دیرین نشناخت %~% حاش لله که روم من ز پی یار ~~دگر # 5 گر مساعد شودم دایره چرخ کبود %~% هم به دست آورمش باز به پرگار دگر # 6 عافیت می‌طلبد خاطرم ار بگذارند %~% غمزه شوخش و آن طره طرار دگر # 7 راز سربسته ما بین که به دستان گفتند %~% هر زمان با دف و نی بر سر ~~بازار دگر # 8 هر دم از درد بنالم که فلک هر ساعت %~% کندم قصد دل ریش به آزار دگر # 9 بازگویم نه در این واقعه حافظ تنهاست %~% غرقه گشتند در این بادیه ~~بسیار دگر PageV1P252 ### || [genre: Gh] # 1 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر %~% بازآ که ریخت بی گل رویت بهار عمر # 2 از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست %~% کاندر غمت چو برق بشد روزگار ~~عمر # 3 این یک دو دم که مهلت دیدار ممکن است %~% دریاب کار ما که نه پیداست ~~کار عمر # 4 تا کی می صبوح و شکرخواب بامداد %~% هشیار گرد هان که گذشت اختیار عمر # 5 دی در گذار بود و نظر سوی ما نکرد %~% بیچاره دل که هیچ ندید از گذار ~~عمر # 6 اندیشه از محیط فنا نیست هر که را %~% بر نقطه دهان تو باشد مدار عمر # 7 در هر طرف ز خیل حوادث کمین‌گهیست %~% زان رو عنان گسسته دواند سوار ~~عمر # 8 بی عمر زنده‌ام من و این بس عجب مدار %~% روز فراق را که نهد در شمار ~~عمر # 9 حافظ سخن بگوی که بر صفحه جهان %~% این نقش ماند از قلمت یادگار عمر ~~PageV1P253 ### || [genre: Gh] # 1 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور ms116 %~% گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به ~~دور # 2 ای گلبشکر آن که تویی پادشاه حسن %~% با بلبلان بی‌دل شیدا مکن غرور # 3 از دست غیبت تو شکایت نمی‌کنم %~% تا نیست غیبتی نبود لذت حضور # 4 گر دیگران به عیش و طرب خرمند و شاد %~% ما را غم نگار بود مایه سرور # 5 زاهد اگر به حور و قصور است امیدوار %~% ما را شرابخانه قصور است و یار ~~حور # 6 می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی %~% گوید تو را که باده مخور گو ~~هوالغفور # 7 حافظ شکایت از غم هجران چه می‌کنی %~% در هجر وصل باشد و در ظلمت است ~~نور PageV1P254 ### || [genre: Gh] # 1 یوسف گمگشته بازآید به کنعان غم مخور %~% کلبه احزان شود روزی گلستان ~~غم مخور # 2 ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن %~% وین سر شوریده بازآید به سامان ~~غم مخور # 3 گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن %~% چتر گل در سر کشی ای مرغ خوشخوان ~~غم مخور # 4 %~% دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور # 5 هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب %~% باشد اندر پرده بازی‌های ~~پنهان غم مخور # 6 ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند %~% چون تو را نوح است کشتیبان ز ~~طوفان غم مخور # 7 در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم %~% سرزنش‌ها گر کند خار مغیلان ~~غم مخور # 8 گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید %~% هیچ راهی نیست کان را ~~نیست پایان غم مخور # 9 حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب %~% جمله می‌داند خدای حال گردان غم ~~مخور # 10 حافظا در کنج فقر و خلوت شب‌های تار %~% تا بود وردت دعا و درس قرآن ~~غم مخور PageV1P255 ### || [genre: Gh] # 1 نصیحتی کنمت بشنو و بهانه مگیر %~% هر آن چه ناصح مشفق بگویدت بپذیر # 2 ز وصل روی جوانان تمتعی بردار ms117 %~% که در کمینگه عمر است مکر عالم پیر # 3 نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی %~% که این متاع قلیل است و آن عطای ~~کثیر # 4 معاشری خوش و رودی بساز می‌خواهم %~% که درد خویش بگویم به ناله بم و ~~زیر # 5 بر آن سرم که ننوشم می و گنه نکنم %~% اگر موافق تدبیر من شود تقدیر # 6 چو قسمت ازلی بی حضور ما کردند %~% گر اندکی نه به وفق رضاست خرده مگیر # 7 چو لاله در قدحم ریز ساقیا می و مشک %~% که نقش خال نگارم نمی‌رود ز ~~ضمیر # 8 بیار ساغر در خوشاب ای ساقی %~% حسود گو کرم آصفی ببین و بمیر # 9 به عزم توبه نهادم قدح ز کف صد بار %~% ولی کرشمه ساقی نمی‌کند تقصیر # 10 می دوساله و محبوب چارده ساله %~% همین بس است مرا صحبت صغیر و کبیر # 11 دل رمیده ما را که پیش می‌گیرد %~% خبر دهید به مجنون خسته از زنجیر # 12 حدیث توبه در این بزمگه مگو حافظ %~% که ساقیان کمان ابرویت زنند به ~~تیر PageV1P256 ### || [genre: Gh] # 1 روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر %~% پیش شمع آتش پروا نه به جان ~~گو درگیر # 2 در لب تشنه ما بین و مدار آب دریغ %~% بر سر کشته خویش آی و ز خاکش ~~برگیر # 3 ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش %~% در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر ~~گیر # 4 چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک %~% آتشم عشق و دلم عود و تنم ~~مجمر گیر # 5 در سماع آی و ز سر خرقه برانداز و برقص %~% ور نه با گوشه رو و خرقه ما ~~در سر گیر # 6 صوف برکش ز سر و باده صافی درکش %~% سیم درباز و به زر سیمبری در بر ~~گیر # 7 دوست گو یار شو و هر دو جهان دشمن باش %~% بخت گو پشت مکن روی زمین ms118 ~~لشکر گیر # 8 میل رفتن مکن ای دوست دمی با ما باش %~% بر لب جوی طرب جوی و به کف ~~ساغر گیر # 9 رفته گیر از برم وز آتش و آب دل و چشم %~% گونه‌ام زرد و لبم خشک و ~~کنارم تر گیر # 10 حافظ آراسته کن بزم و بگو واعظ را %~% که ببین مجلسم و ترک سر منبر ~~گیر PageV1P257 ### || [genre: Gh] # 1 هزار شکر که دیدم به کام خویشت باز %~% ز روی صدق و صفا گشته با دلم ~~دمساز # 2 روندگان طریقت ره بلا سپرند %~% رفیق عشق چه غم دارد از نشیب و فراز # 3 غم حبیب نهان به ز گفت و گوی رقیب %~% که نیست سینه ارباب کینه محرم ~~راز # 4 اگر چه حسن تو از عشق غیر مستغنیست %~% من آن نیم که از این عشقبازی ~~آیم باز # 5 چه گویمت که ز سوز درون چه می‌بینم %~% ز اشک پرس حکایت که من نیم غماز # 6 چه فتنه بود که مشاطه قضا انگیخت %~% که کرد نرگس مستش سیه به سرمه ناز # 7 بدین سپاس که مجلس منور است به دوست %~% گرت چو شمع جفایی رسد بسوز و ~~بساز # 8 غرض کرشمه حسن است ور نه حاجت نیست %~% جمال دولت محمود را به زلف ایاز # 9 غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نبرد %~% در آن مقام که حافظ برآورد آواز ~~PageV1P258 ### || [genre: Gh] # 1 منم که دیده به دیدار دوست کردم باز %~% چه شکر گویمت ای کارساز بنده ~~نواز # 2 نیازمند بلا گو رخ از غبار مشوی %~% که کیمیای مراد است خاک کوی نیاز # 3 ز مشکلات طریقت عنان متاب ای دل %~% که مرد راه نیندیشد از نشیب و فراز # 4 طهارت ار نه به خون جگر کند عاشق %~% به قول مفتی عشقش درست نیست نماز # 5 در این مقام مجازی بجز پیاله مگیر %~% در این سراچه بازیچه غیر عشق ~~مباز # 6 به نیم بوسه دعایی بخر ز اهل دلی %~% که کید ms119 دشمنت از جان و جسم دارد ~~باز # 7 فکند زمزمه عشق در حجاز و عراق %~% نوای بانگ غزل‌های حافظ از شیراز ~~PageV1P259 ### || [genre: Gh] # 1 ای سرو ناز حسن که خوش می‌روی به ناز %~% عشاق را به ناز تو هر لحظه صد ~~نیاز # 2 فرخنده باد طلعت خوبت که در ازل %~% ببریده‌اند بر قد سروت قبای ناز # 3 آن را که بوی عنبر زلف تو آرزوست %~% چون عود گو بر آتش سودا بسوز و ~~ساز # 4 پروانه را ز شمع بود سوز دل ولی %~% بی شمع عارض تو دلم را بود گداز # 5 صوفی که بی تو توبه ز می کرده بود دوش %~% بشکست عهد چون در میخانه دید ~~باز # 6 از طعنه رقیب نگردد عیار من %~% چون زر اگر برند مرا در دهان گاز # 7 دل کز طواف کعبه کویت وقوف یافت %~% از شوق آن حریم ندارد سر حجاز # 8 هر دم به خون دیده چه حاجت وضو چو نیست %~% بی طاق ابروی تو نماز مرا ~~جواز # 9 چون باده باز بر سر خم رفت کف زنان %~% حافظ که دوش از لب ساقی شنید ~~راز PageV1P260 ### || [genre: Gh] # 1 درآ که در دل خسته توان درآید باز %~% بیا که در تن مرده روان درآید ~~باز # 2 بیا که فرقت تو چشم من چنان در بست %~% که فتح باب وصالت مگر گشاید باز # 3 غمی که چون سپه زنگ ملک دل بگرفت %~% ز خیل شادی روم رخت زداید باز # 4 به پیش آینه دل هر آن چه می‌دارم %~% بجز خیال جمالت نمی‌نماید باز # 5 بدان مثل که شب آبستن است روز از تو %~% ستاره می‌شمرم تا که شب چه ~~زاید باز # 6 بیا که بلبل مطبوع خاطر حافظ %~% به بوی گلبن وصل تو می‌سراید باز ~~PageV1P261 ### || [genre: Gh] # 1 حال خونین دلان که گوید باز %~% و از فلک خون خم که جوید باز # 2 شرمش از چشم می پرستان باد %~% نرگس مست اگر ms120 بروید باز # 3 جز فلاطون خم نشین شراب %~% سر حکمت به ما که گوید باز # 4 هر که چون لاله کاسه گردان شد %~% زین جفا رخ به خون بشوید باز # 5 نگشاید دلم چو غنچه اگر %~% ساغری از لبش نبوید باز # 6 بس که در پرده چنگ گفت سخن %~% ببرش موی تا نموید باز # 7 گرد بیت الحرام خم حافظ %~% گر نمیرد به سر بپوید باز PageV1P262 ### || [genre: Gh] # 1 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز %~% خروش و ولوله در جان شیخ و شاب ~~انداز # 2 مرا به کشتی باده درافکن ای ساقی %~% که گفته‌اند نکویی کن و در آب ~~انداز # 3 ز کوی میکده برگشته‌ام ز راه خطا %~% مرا دگر ز کرم با ره صواب انداز # 4 بیار زان می گلرنگ مشک بو جامی %~% شرار رشک و حسد در دل گلاب انداز # 5 اگر چه مست و خرابم تو نیز لطفی کن %~% نظر بر این دل سرگشته خراب ~~انداز # 6 به نیم شب اگرت آفتاب می‌باید %~% ز روی دختر گلچهر رز نقاب انداز # 7 مهل که روز وفاتم به خاک بسپارند %~% مرا به میکده بر در خم شراب انداز # 8 ز جور چرخ چو حافظ به جان رسید دلت %~% به سوی دیو محن ناوک شهاب انداز ~~PageV1P263 ### || [genre: Gh] # 1 خیز و در کاسه زر آب طربناک انداز %~% پیشتر زان که شود کاسه سر خاک ~~انداز # 2 عاقبت منزل ما وادی خاموشان است %~% حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز # 3 چشم آلوده نظر از رخ جانان دور است %~% بر رخ او نظر از آینه پاک انداز # 4 به سر سبز تو ای سرو که گر خاک شوم %~% ناز از سر بنه و سایه بر این ~~خاک انداز # 5 دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست %~% از لب خود به شفاخانه تریاک ~~انداز # 6 ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد %~% آتشی از جگر جام در املاک ms121 انداز # 7 غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند %~% پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک ~~انداز # 8 یا رب آن زاهد خودبین که بجز عیب ندید %~% دود آهیش در آیینه ادراک ~~انداز # 9 چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ %~% وین قبا در ره آن قامت چالاک ~~انداز PageV1P264 ### || [genre: Gh] # 1 برنیامد از تمنای لبت کامم هنوز %~% بر امید جام لعلت دردی آشامم هنوز # 2 روز اول رفت دینم در سر زلفین تو %~% تا چه خواهد شد در این سودا ~~سرانجامم هنوز # 3 ساقیا یک جرعه‌ای زان آب آتشگون که من %~% در میان پختگان عشق او خامم ~~هنوز # 4 از خطا گفتم شبی زلف تو را مشک ختن %~% می‌زند هر لحظه تیغی مو بر ~~اندامم هنوز # 5 پرتو روی تو تا در خلوتم دید آفتاب %~% می‌رود چون سایه هر دم بر در و ~~بامم هنوز # 6 نام من رفته‌ست روزی بر لب جانان به سهو %~% اهل دل را بوی جان می‌آید ~~از نامم هنوز # 7 در ازل داده‌ست ما را ساقی لعل لبت %~% جرعه جامی که من مدهوش آن جامم ~~هنوز # 8 ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جان %~% جان به غم‌هایش سپردم نیست ~~آرامم هنوز # 9 در قلم آورد حافظ قصه لعل لبش %~% آب حیوان می‌رود هر دم ز اقلامم هنوز ~~PageV1P265 ### || [genre: Gh] # 1 دلم رمیده لولی‌وشیست شورانگیز %~% دروغ وعده و قتال وضع و رنگ آمیز # 2 فدای پیرهن چاک ماه رویان باد %~% هزار جامه تقوا و خرقه پرهیز # 3 خیال خال تو با خود به خاک خواهم برد %~% که تا ز خال تو خاکم شود ~~عبیرآمیز # 4 فرشته عشق نداند که چیست ای ساقی %~% بخواه جام و گلابی به خاک آدم ریز # 5 پیاله بر کفنم بند تا سحرگه حشر %~% به می ز دل ببرم هول روز رستاخیز # 6 فقیر و خسته به درگاهت آمدم رحمی %~% که جز ولای توام نیست ms122 هیچ دست ~~آویز # 7 بیا که هاتف میخانه دوش با من گفت %~% که در مقام رضا باش و از قضا ~~مگریز # 8 میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست %~% تو خود حجاب خودی حافظ از میان ~~برخیز PageV1P266 ### || [genre: Gh] # 1 ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس %~% بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین ~~کن نفس # 2 منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام %~% پرصدای ساربانان بینی و ~~بانگ جرس # 3 محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار %~% کز فراقت سوختم ای مهربان ~~فریاد رس # 4 من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب %~% گوشمالی دیدم از هجران که ~~اینم پند بس # 5 عشرت شبگیر کن می نوش کاندر راه عشق %~% شب روان را آشنایی‌هاست با میر ~~عسس # 6 عشقبازی کار بازی نیست ای دل سر بباز %~% زان که گوی عشق نتوان زد به ~~چوگان هوس # 7 دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست یار %~% گر چه هشیاران ندادند ~~اختیار خود به کس # 8 طوطیان در شکرستان کامرانی می‌کنند %~% و از تحسر دست بر سر می‌زند ~~مسکین مگس # 9 نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست %~% از جناب حضرت شاهم بس است این ~~ملتمس PageV1P267 ### || [genre: Gh] # 1 گلعذاری ز گلستان جهان ما را بس %~% زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس # 2 من و همصحبتی اهل ریا دورم باد %~% از گرانان جهان رطل گران ما را بس # 3 قصر فردوس به پاداش عمل می‌بخشند %~% ما که رندیم و گدا دیر مغان ما را ~~بس # 4 بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین %~% کاین اشارت ز جهان گذران ما را بس # 5 نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان %~% گر شما را نه بس این سود و زیان ~~ما را بس # 6 یار با ماست چه حاجت که زیادت طلبیم %~% دولت صحبت آن مونس جان ما را ~~بس # 7 ms123 از در خویش خدا را به بهشتم مفرست %~% که سر کوی تو از کون و مکان ما ~~را بس # 8 حافظ از مشرب قسمت گله ناانصافیست %~% طبع چون آب و غزل‌های روان ما را ~~بس PageV1P268 ### || [genre: Gh] # 1 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس %~% نسیم روضه شیراز پیک راهت بس # 2 دگر ز منزل جانان سفر مکن درویش %~% که سیر معنوی و کنج خانقاهت بس # 3 وگر کمین بگشاید غمی ز گوشه دل %~% حریم درگه پیر مغان پناهت بس # 4 به صدر مصطبه بنشین و ساغر می‌نوش %~% که این قدر ز جهان کسب مال و ~~جاهت بس # 5 زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن %~% صراحی می لعل و بتی چو ماهت بس # 6 فلک به مردم نادان دهد زمام مراد %~% تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس # 7 هوای مسکن مؤلوف و عهد یار قدیم %~% ز ره روان سفرکرده عذرخواهت بس # 8 به منت دگران خو مکن که در دو جهان %~% رضای ایزد و انعام پادشاهت بس # 9 به هیچ ورد دگر نیست حاجت ای حافظ %~% دعای نیم شب و درس صبحگاهت بس ~~PageV1P269 ### || [genre: Gh] # 1 درد عشقی کشیده‌ام که مپرس %~% زهر هجری چشیده‌ام که مپرس # 2 گشته‌ام در جهان و آخر کار %~% دلبری برگزیده‌ام که مپرس # 3 آن چنان در هوای خاک درش %~% می‌رود آب دیده‌ام که مپرس # 4 من به گوش خود از دهانش دوش %~% سخنانی شنیده‌ام که مپرس # 5 سوی من لب چه می‌گزی که مگوی %~% لب لعلی گزیده‌ام که مپرس # 6 بی تو در کلبه گدایی خویش %~% رنج‌هایی کشیده‌ام که مپرس # 7 همچو حافظ غریب در ره عشق %~% به مقامی رسیده‌ام که مپرس PageV1P270 ### || [genre: Gh] # 1 دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس %~% که چنان ز او شده‌ام بی سر و ~~سامان که مپرس # 2 کس به امید وفا ترک دل و دین مکناد %~% که چنانم من از این کرده پشیمان ~~که مپرس ms124 # 3 به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست %~% زحمتی می‌کشم از مردم نادان که ~~مپرس # 4 زاهد از ما به سلامت بگذر کاین می لعل %~% دل و دین می‌برد از دست بدان ~~سان که مپرس # 5 گفت‌وگوهاست در این راه که جان بگدازد %~% هر کسی عربده‌ای این که مبین ~~آن که مپرس # 6 پارسایی و سلامت هوسم بود ولی %~% شیوه‌ای می‌کند آن نرگس فتان که مپرس # 7 گفتم از گوی فلک صورت حالی پرسم %~% گفت آن می‌کشم اندر خم چوگان که ~~مپرس # 8 گفتمش زلف به خون که شکستی گفتا %~% حافظ این قصه دراز است به قرآن که ~~مپرس PageV1P271 ### || [genre: Gh] # 1 بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش %~% وین سوخته را محرم اسرار نهان باش # 2 زان باده که در میکده عشق فروشند %~% ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان ~~باش # 3 در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک %~% جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش # 4 دلدار که گفتا به توام دل نگران است %~% گو می‌رسم اینک به سلامت نگران ~~باش # 5 خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش %~% ای درج محبت به همان مهر و ~~نشان باش # 6 تا بر دلش از غصه غباری ننشیند %~% ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش # 7 حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بین %~% گو در نظر آصف جمشید مکان باش ~~PageV1P272 ### || [genre: Gh] # 1 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش %~% حریف خانه و گرمابه و گلستان باش # 2 شکنج زلف پریشان به دست باد مده %~% مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش # 3 گرت هواست که با خضر همنشین باشی %~% نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش # 4 زبور عشق نوازی نه کار هر مرغیست %~% بیا و نوگل این بلبل غزل خوان باش # 5 طریق خدمت و آیین بندگی کردن %~% خدای را که رها کن به ما و سلطان باش # 6 ms125 دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار %~% و از آن که با دل ما کرده‌ای ~~پشیمان باش # 7 تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو %~% خیال و کوشش پروانه بین و خندان ~~باش # 8 کمال دلبری و حسن در نظربازیست %~% به شیوه نظر از نادران دوران باش # 9 خموش حافظ و از جور یار ناله مکن %~% تو را که گفت که در روی خوب حیران ~~باش PageV1P273 ### || [genre: Gh] # 1 به دور لاله قدح گیر و بی‌ریا می‌باش %~% به بوی گل نفسی همدم صبا ~~می‌باش # 2 نگویمت که همه ساله می پرستی کن %~% سه ماه می خور و نه ماه پارسا ~~می‌باش # 3 چو پیر سالک عشقت به می حواله کند %~% بنوش و منتظر رحمت خدا می‌باش # 4 گرت هواست که چون جم به سر غیب رسی %~% بیا و همدم جام جهان نما می‌باش # 5 چو غنچه گر چه فروبستگیست کار جهان %~% تو همچو باد بهاری گره گشا ~~می‌باش # 6 وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنوی %~% به هرزه طالب سیمرغ و کیمیا می‌باش # 7 مرید طاعت بیگانگان مشو حافظ %~% ولی معاشر رندان پارسا می‌باش ~~PageV1P274 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش %~% وین زهد خشک را به می خوشگوار بخش # 2 طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه %~% تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش # 3 زهد گران که شاهد و ساقی نمی‌خرند %~% در حلقه چمن به نسیم بهار بخش # 4 راهم شراب لعل زد ای میر عاشقان %~% خون مرا به چاه زنخدان یار بخش # 5 یا رب به وقت گل گنه بنده عفو کن %~% وین ماجرا به سرو لب جویبار بخش # 6 ای آن که ره به مشرب مقصود برده‌ای %~% زین بحر قطره‌ای به من خاکسار ~~بخش # 7 شکرانه را که چشم تو روی بتان ندید %~% ما را به عفو و لطف خداوندگار ~~بخش # 8 ساقی چو شاه نوش کند باده صبوح ms126 %~% گو جام زر به حافظ شب زنده دار بخش ~~PageV1P275 ### || [genre: Gh] # 1 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش %~% بر جفای خار هجران صبر بلبل ~~بایدش # 2 ای دل اندربند زلفش از پریشانی منال %~% مرغ زیرک چون به دام افتد تحمل ~~بایدش # 3 رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار %~% کار ملک است آن که تدبیر و ~~تامل بایدش # 4 تکیه بر تقوا و دانش در طریقت کافریست %~% راهرو گر صد هنر دارد توکل ~~بایدش # 5 با چنین زلف و رخش بادا نظربازی حرام %~% هر که روی یاسمین و جعد سنبل ~~بایدش # 6 نازها زان نرگس مستانه‌اش باید کشید %~% این دل شوریده تا آن جعد و ~~کاکل بایدش # 7 ساقیا در گردش ساغر تعلل تا به چند %~% دور چون با عاشقان افتد تسلسل ~~بایدش # 8 کیست حافظ تا ننوشد باده بی آواز رود %~% عاشق مسکین چرا چندین تجمل ~~بایدش PageV1P276 ### || [genre: Gh] # 1 فکر بلبل همه آن است که گل شد یارش %~% گل در اندیشه که چون عشوه کند ~~در کارش # 2 دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند %~% خواجه آن است که باشد غم ~~خدمتگارش # 3 جای آن است که خون موج زند در دل لعل %~% زین تغابن که خزف می‌شکند ~~بازارش # 4 بلبل از فیض گل آموخت سخن ور نه نبود %~% این همه قول و غزل تعبیه در ~~منقارش # 5 ای که در کوچه معشوقه ما می‌گذری %~% بر حذر باش که سر می‌شکند دیوارش # 6 آن سفرکرده که صد قافله دل همره اوست %~% هر کجا هست خدایا به سلامت ~~دارش # 7 صحبت عافیتت گر چه خوش افتاد ای دل %~% جانب عشق عزیز است فرومگذارش # 8 صوفی سرخوش از این دست که کج کرد کلاه %~% به دو جام دگر آشفته شود ~~دستارش # 9 دل حافظ که به دیدار تو خوگر شده بود %~% نازپرورد وصال است مجو آزارش ~~PageV1P277 ### || [genre: Gh] # 1 شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش %~% که ms127 تا یک دم بیاسایم ز دنیا ~~و شر و شورش # 2 سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسایش %~% مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ ~~و از شورش # 3 بیاور می که نتوان شد ز مکر آسمان ایمن %~% به لعب زهره چنگی و مریخ ~~سلحشورش # 4 کمند صید بهرامی بیفکن جام جم بردار %~% که من پیمودم این صحرا نه ~~بهرام است و نه گورش # 5 بیا تا در می صافیت راز دهر بنمایم %~% به شرط آن که ننمایی به کج ~~طبعان دل کورش # 6 نظر کردن به درویشان منافی بزرگی نیست %~% سلیمان با چنان حشمت نظرها ~~بود با مورش # 7 کمان ابروی جانان نمی‌پیچد سر از حافظ %~% ولیکن خنده می‌آید بدین ~~بازوی بی زورش PageV1P278 ### || [genre: Gh] # 1 خوشا شیراز و وضع بی‌مثالش %~% خداوندا نگه دار از زوالش # 2 ز رکن آباد ما صد لوحش الله %~% که عمر خضر می‌بخشد زلالش # 3 میان جعفرآباد و مصلا %~% عبیرآمیز می‌آید شمالش # 4 به شیراز آی و فیض روح قدسی %~% بجوی از مردم صاحب کمالش # 5 که نام قند مصری برد آن جا %~% که شیرینان ندادند انفعالش # 6 صبا زان لولی شنگول سرمست %~% چه داری آگهی چون است حالش # 7 گر آن شیرین پسر خونم بریزد %~% دلا چون شیر مادر کن حلالش # 8 مکن از خواب بیدارم خدا را %~% که دارم خلوتی خوش با خیالش # 9 چرا حافظ چو می‌ترسیدی از هجر %~% نکردی شکر ایام وصالش PageV1P279 ### || [genre: Gh] # 1 چو برشکست صبا زلف عنبرافشانش %~% به هر شکسته که پیوست تازه شد جانش # 2 کجاست همنفسی تا به شرح عرضه دهم %~% که دل چه می‌کشد از روزگار هجرانش # 3 زمانه از ورق گل مثال روی تو بست %~% ولی ز شرم تو در غنچه کرد پنهانش # 4 تو خفته‌ای و نشد عشق را کرانه پدید %~% تبارک الله از این ره که نیست ~~پایانش # 5 جمال کعبه مگر عذر ره روان خواهد %~% که جان زنده ms128 دلان سوخت در بیابانش # 6 بدین شکسته بیت الحزن که می‌آرد %~% نشان یوسف دل از چه زنخدانش # 7 بگیرم آن سر زلف و به دست خواجه دهم %~% که سوخت حافظ بی‌دل ز مکر و ~~دستانش PageV1P280 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش %~% می‌سپارم به تو از چشم حسود ~~چمنش # 2 گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور %~% دور باد آفت دور فلک از جان ~~و تنش # 3 گر به سرمنزل سلمی رسی ای باد صبا %~% چشم دارم که سلامی برسانی ز منش # 4 به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه %~% جای دل‌های عزیز است به هم ~~برمزنش # 5 گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد %~% محترم دار در آن طره عنبرشکنش # 6 در مقامی که به یاد لب او می نوشند %~% سفله آن مست که باشد خبر از ~~خویشتنش # 7 عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت %~% هر که این آب خورد رخت به ~~دریا فکنش # 8 هر که ترسد ز ملال انده عشقش نه حلال %~% سر ما و قدمش یا لب ما و دهنش # 9 شعر حافظ همه بیت الغزل معرفت است %~% آفرین بر نفس دلکش و لطف سخنش ~~PageV1P281 ### || [genre: Gh] # 1 ببرد از من قرار و طاقت و هوش %~% بت سنگین دل سیمین بناگوش # 2 نگاری چابکی شنگی کلهدار %~% ظریفی مه وشی ترکی قباپوش # 3 ز تاب آتش سودای عشقش %~% به سان دیگ دایم می‌زنم جوش # 4 چو پیراهن شوم آسوده خاطر %~% گرش همچون قبا گیرم در آغوش # 5 اگر پوسیده گردد استخوانم %~% نگردد مهرت از جانم فراموش # 6 دل و دینم دل و دینم ببرده‌ست %~% بر و دوشش بر و دوشش بر و دوش # 7 دوای تو دوای توست حافظ %~% لب نوشش لب نوشش لب نوش PageV1P282 ### || [genre: Gh] # 1 سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش %~% که دور شاه شجاع است می دلیر ms129 ~~بنوش # 2 شد آن که اهل نظر بر کناره می‌رفتند %~% هزار گونه سخن در دهان و لب ~~خاموش # 3 به صوت چنگ بگوییم آن حکایت‌ها %~% که از نهفتن آن دیگ سینه می‌زد جوش # 4 شراب خانگی ترس محتسب خورده %~% به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش # 5 ز کوی میکده دوشش به دوش می‌بردند %~% امام شهر که سجاده می‌کشید به ~~دوش # 6 دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات %~% مکن به فسق مباهات و زهد هم مفروش # 7 محل نور تجلیست رای انور شاه %~% چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش # 8 بجز ثنای جلالش مساز ورد ضمیر %~% که هست گوش دلش محرم پیام سروش # 9 رموز مصلحت ملک خسروان دانند %~% گدای گوشه نشینی تو حافظا مخروش ~~PageV1P283 ### || [genre: Gh] # 1 هاتفی از گوشه میخانه دوش %~% گفت ببخشند گنه می بنوش # 2 لطف الهی بکند کار خویش %~% مژده رحمت برساند سروش # 3 این خرد خام به میخانه بر %~% تا می لعل آوردش خون به جوش # 4 گر چه وصالش نه به کوشش دهند %~% هر قدر ای دل که توانی بکوش # 5 لطف خدا بیشتر از جرم ماست %~% نکته سربسته چه دانی خموش # 6 گوش من و حلقه گیسوی یار %~% روی من و خاک در می فروش # 7 رندی حافظ نه گناهیست صعب %~% با کرم پادشه عیب پوش # 8 داور دین شاه شجاع آن که کرد %~% روح قدس حلقه امرش به گوش # 9 ای ملک العرش مرادش بده %~% و از خطر چشم بدش دار گوش PageV1P284 ### || [genre: Gh] # 1 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش %~% حافظ قرابه کش شد و مفتی پیاله نوش # 2 صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست %~% تا دید محتسب که سبو می‌کشد به ~~دوش # 3 احوال شیخ و قاضی و شرب الیهودشان %~% کردم سؤال صبحدم از پیر می فروش # 4 گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی %~% درکش زبان و پرده نگه دار و می ~~بنوش ms130 # 5 ساقی بهار می‌رسد و وجه می‌نماند %~% فکری بکن که خون دل آمد ز غم به ~~جوش # 6 عشق است و مفلسی و جوانی و نوبهار %~% عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش # 7 تا چند همچو شمع زبان آوری کنی %~% پروانه مراد رسید ای محب خموش # 8 ای پادشاه صورت و معنی که مثل تو %~% نادیده هیچ دیده و نشنیده هیچ گوش # 9 چندان بمان که خرقه ازرق کند قبول %~% بخت جوانت از فلک پیر ژنده پوش ~~PageV1P285 ### || [genre: Gh] # 1 دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش %~% وز شما پنهان نشاید کرد سر می ~~فروش # 2 گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع %~% سخت می‌گردد جهان بر مردمان ~~سخت‌کوش # 3 وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک %~% زهره در رقص آمد و بربط زنان ~~می‌گفت نوش # 4 با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام %~% نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ ~~اندر خروش # 5 تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی %~% گوش نامحرم نباشد جای پیغام ~~سروش # 6 گوش کن پند ای پسر وز بهر دنیا غم مخور %~% گفتمت چون در حدیثی گر ~~توانی داشت هوش # 7 در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید %~% زان که آنجا جمله اعضا چشم ~~باید بود و گوش # 8 بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست %~% یا سخن دانسته گو ای مرد ~~عاقل یا خموش # 9 ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد %~% آصف صاحب قران جرم بخش عیب ~~پوش PageV1P286 ### || [genre: Gh] # 1 ای همه شکل تو مطبوع و همه جای تو خوش %~% دلم از عشوه شیرین شکرخای تو ~~خوش # 2 همچو گلبرگ طری هست وجود تو لطیف %~% همچو سرو چمن خلد سراپای تو خوش # 3 شیوه و ناز تو شیرین خط و خال تو ملیح %~% چشم و ابروی تو زیبا قد و ~~بالای تو خوش # 4 هم گلستان خیالم ز تو پرنقش و ms131 نگار %~% هم مشام دلم از زلف سمن سای تو ~~خوش # 5 در ره عشق که از سیل بلا نیست گذار %~% کرده‌ام خاطر خود را به تمنای ~~تو خوش # 6 شکر چشم تو چه گویم که بدان بیماری %~% می کند درد مرا از رخ زیبای تو ~~خوش # 7 در بیابان طلب گر چه ز هر سو خطریست %~% می‌رود حافظ بی‌دل به تولای تو ~~خوش PageV1P287 ### || [genre: Gh] # 1 کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش %~% معاشر دلبری شیرین و ساقی ~~گلعذاری خوش # 2 الا ای دولتی طالع که قدر وقت می‌دانی %~% گوارا بادت این عشرت که داری ~~روزگاری خوش # 3 هر آن کس را که در خاطر ز عشق دلبری باریست %~% سپندی گو بر آتش نه که ~~دارد کار و باری خوش # 4 عروس طبع را زیور ز فکر بکر می‌بندم %~% بود کز دست ایامم به دست افتد ~~نگاری خوش # 5 شب صحبت غنیمت دان و داد خوشدلی بستان %~% که مهتابی دل افروز است و ~~طرف لاله زاری خوش # 6 می‌ای در کاسه چشم است ساقی را بنامیزد %~% که مستی می‌کند با عقل و ~~می‌بخشد خماری خوش # 7 به غفلت عمر شد حافظ بیا با ما به میخانه %~% که شنگولان خوش باشت ~~بیاموزند کاری خوش PageV1P288 ### || [genre: Gh] # 1 مجمع خوبی و لطف است عذار چو مهش %~% لیکنش مهر و وفا نیست خدایا بدهش # 2 دلبرم شاهد و طفل است و به بازی روزی %~% بکشد زارم و در شرع نباشد ~~گنهش # 3 من همان به که از او نیک نگه دارم دل %~% که بد و نیک ندیده‌ست و ندارد ~~نگهش # 4 بوی شیر از لب همچون شکرش می‌آید %~% گر چه خون می‌چکد از شیوه چشم ~~سیهش # 5 چارده ساله بتی چابک شیرین دارم %~% که به جان حلقه به گوش است مه ~~چاردهش # 6 از پی آن گل نورسته دل ما یا رب %~% خود کجا شد که ندیدیم در این ms132 چند ~~گهش # 7 یار دلدار من ار قلب بدین سان شکند %~% ببرد زود به جانداری خود پادشهش # 8 جان به شکرانه کنم صرف گر آن دانه در %~% صدف سینه حافظ بود آرامگهش ~~PageV1P289 ### || [genre: Gh] # 1 دلم رمیده شد و غافلم من درویش %~% که آن شکاری سرگشته را چه آمد پیش # 2 چو بید بر سر ایمان خویش می‌لرزم %~% که دل به دست کمان ابروییست ~~کافرکیش # 3 خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات %~% چه‌هاست در سر این قطره محال اندیش # 4 بنازم آن مژه شوخ عافیت کش را %~% که موج می‌زندش آب نوش بر سر نیش # 5 ز آستین طبیبان هزار خون بچکد %~% گرم به تجربه دستی نهند بر دل ریش # 6 به کوی میکده گریان و سرفکنده روم %~% چرا که شرم همی‌آیدم ز حاصل خویش # 7 نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر %~% نزاع بر سر دنیی دون مکن درویش # 8 بدان کمر نرسد دست هر گدا حافظ %~% خزانه‌ای به کف آور ز گنج قارون بیش ~~PageV1P290 ### || [genre: Gh] # 1 ما آزموده‌ایم در این شهر بخت خویش %~% بیرون کشید باید از این ورطه ~~رخت خویش # 2 از بس که دست می‌گزم و آه می‌کشم %~% آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش # 3 دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می‌سرود %~% گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت ~~خویش # 4 کای دل تو شاد باش که آن یار تندخو %~% بسیار تندروی نشیند ز بخت خویش # 5 خواهی که سخت و سست جهان بر تو بگذرد %~% بگذر ز عهد سست و سخن‌های سخت ~~خویش # 6 وقت است کز فراق تو وز سوز اندرون %~% آتش درافکنم به همه رخت و پخت ~~خویش # 7 ای حافظ ار مراد میسر شدی مدام %~% جمشید نیز دور نماندی ز تخت خویش ~~PageV1P291 ### || [genre: Gh] # 1 قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع %~% که نیست با کسم از بهر مال و ~~جاه نزاع # 2 شراب خانگیم بس ms133 می مغانه بیار %~% حریف باده رسید ای رفیق توبه وداع # 3 خدای را به می‌ام شست و شوی خرقه کنید %~% که من نمی‌شنوم بوی خیر از ~~این اوضاع # 4 ببین که رقص کنان می‌رود به ناله چنگ %~% کسی که رخصه نفرمودی استماع ~~سماع # 5 به عاشقان نظری کن به شکر این نعمت %~% که من غلام مطیعم تو پادشاه ~~مطاع # 6 به فیض جرعه جام تو تشنه‌ایم ولی %~% نمی‌کنیم دلیری نمی‌دهیم صداع # 7 جبین و چهره حافظ خدا جدا مکناد %~% ز خاک بارگه کبریای شاه شجاع ~~PageV1P292 ### || [genre: Gh] # 1 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع %~% شمع خاور فکند بر همه اطراف شعاع # 2 برکشد آینه از جیب افق چرخ و در آن %~% بنماید رخ گیتی به هزاران انواع # 3 در زوایای طربخانه جمشید فلک %~% ارغنون ساز کند زهره به آهنگ سماع # 4 چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر %~% جام در قهقهه آید که کجا شد مناع # 5 وضع دوران بنگر ساغر عشرت برگیر %~% که به هر حالتی این است بهین اوضاع # 6 طره شاهد دنیی همه بند است و فریب %~% عارفان بر سر این رشته نجویند ~~نزاع # 7 عمر خسرو طلب ار نفع جهان می‌خواهی %~% که وجودیست عطابخش کریم نفاع # 8 مظهر لطف ازل روشنی چشم امل %~% جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع ~~PageV1P293 ### || [genre: Gh] # 1 در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع %~% شب نشین کوی سربازان و رندانم ~~چو شمع # 2 روز و شب خوابم نمی‌آید به چشم غم پرست %~% بس که در بیماری هجر تو ~~گریانم چو شمع # 3 رشته صبرم به مقراض غمت ببریده شد %~% همچنان در آتش مهر تو سوزانم چو ~~شمع # 4 گر کمیت اشک گلگونم نبودی گرم رو %~% کی شدی روشن به گیتی راز پنهانم ~~چو شمع # 5 در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست %~% این دل زار نزار اشک بارانم چو ~~شمع # 6 در شب هجران مرا پروانه ms134 وصلی فرست %~% ور نه از دردت جهانی را بسوزانم ~~چو شمع # 7 بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است %~% با کمال عشق تو در عین ~~نقصانم چو شمع # 8 کوه صبرم نرم شد چون موم در دست غمت %~% تا در آب و آتش عشقت گدازانم ~~چو شمع # 9 همچو صبحم یک نفس باقیست با دیدار تو %~% چهره بنما دلبرا تا جان ~~برافشانم چو شمع # 10 سرفرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین %~% تا منور گردد از دیدارت ~~ایوانم چو شمع # 11 آتش مهر تو را حافظ عجب در سر گرفت %~% آتش دل کی به آب دیده بنشانم ~~چو شمع PageV1P294 ### || [genre: Gh] # 1 سحر به بوی گلستان دمی شدم در باغ %~% که تا چو بلبل بی‌دل کنم علاج ~~دماغ # 2 به جلوه گل سوری نگاه می‌کردم %~% که بود در شب تیره به روشنی چو چراغ # 3 چنان به حسن و جوانی خویشتن مغرور %~% که داشت از دل بلبل هزار گونه ~~فراغ # 4 گشاده نرگس رعنا ز حسرت آب از چشم %~% نهاده لاله ز سودا به جان و دل ~~صد داغ # 5 زبان کشیده چو تیغی به سرزنش سوسن %~% دهان گشاده شقایق چو مردم ایغاغ # 6 یکی چو باده پرستان صراحی اندر دست %~% یکی چو ساقی مستان به کف گرفته ~~ایاغ # 7 نشاط و عیش و جوانی چو گل غنیمت دان %~% که حافظا نبود بر رسول غیر ~~بلاغ PageV1P295 ### || [genre: Gh] # 1 طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف %~% گر بکشم زهی طرب ور بکشد زهی ~~شرف # 2 طرف کرم ز کس نبست این دل پرامید من %~% گر چه سخن همی‌برد قصه من به ~~هر طرف # 3 از خم ابروی توام هیچ گشایشی نشد %~% وه که در این خیال کج عمر عزیز شد ~~تلف # 4 ابروی دوست کی شود دست کش خیال من %~% کس نزده‌ست از این کمان تیر مراد ~~بر هدف # 5 چند به ناز پرورم مهر بتان ms135 سنگ دل %~% یاد پدر نمی‌کنند این پسران ~~ناخلف # 6 من به خیال زاهدی گوشه نشین و طرفه آنک %~% مغبچه‌ای ز هر طرف می‌زندم ~~به چنگ و دف # 7 بی خبرند زاهدان نقش بخوان و لا تقل %~% مست ریاست محتسب باده بده و لا ~~تخف # 8 صوفی شهر بین که چون لقمه شبهه می‌خورد %~% پاردمش دراز باد آن حیوان ~~خوش علف # 9 حافظ اگر قدم زنی در ره خاندان به صدق %~% بدرقه رهت شود همت شحنه نجف ~~PageV1P296 ### || [genre: Gh] # 1 زبان خامه ندارد سر بیان فراق %~% وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق # 2 دریغ مدت عمرم که بر امید وصال %~% به سر رسید و نیامد به سر زمان فراق # 3 سری که بر سر گردون به فخر می‌سودم %~% به راستان که نهادم بر آستان ~~فراق # 4 چگونه باز کنم بال در هوای وصال %~% که ریخت مرغ دلم پر در آشیان فراق # 5 کنون چه چاره که در بحر غم به گردابی %~% فتاد زورق صبرم ز بادبان فراق # 6 بسی نماند که کشتی عمر غرقه شود %~% ز موج شوق تو در بحر بی‌کران فراق # 7 اگر به دست من افتد فراق را بکشم %~% که روز هجر سیه باد و خان و مان ~~فراق # 8 رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب %~% قرین آتش هجران و هم قران فراق # 9 چگونه دعوی وصلت کنم به جان که شده‌ست %~% تنم وکیل قضا و دلم ضمان ~~فراق # 10 ز سوز شوق دلم شد کباب دور از یار %~% مدام خون جگر می‌خورم ز خوان ~~فراق # 11 فلک چو دید سرم را اسیر چنبر عشق %~% ببست گردن صبرم به ریسمان فراق # 12 به پای شوق گر این ره به سر شدی حافظ %~% به دست هجر ندادی کسی عنان ~~فراق PageV1P297 ### || [genre: Gh] # 1 مقام امن و می بی‌غش و رفیق شفیق %~% گرت مدام میسر شود زهی توفیق # 2 جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است %~% هزار ms136 بار من این نکته کرده‌ام ~~تحقیق # 3 دریغ و درد که تا این زمان ندانستم %~% که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق # 4 به مأمنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت %~% که در کمینگه عمرند قاطعان طریق # 5 بیا که توبه ز لعل نگار و خنده جام %~% حکایتیست که عقلش نمی‌کند تصدیق # 6 اگر چه موی میانت به چون منی نرسد %~% خوش است خاطرم از فکر این خیال ~~دقیق # 7 حلاوتی که تو را در چه زنخدان است %~% به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق # 8 اگر به رنگ عقیقی شد اشک من چه عجب %~% که مهر خاتم لعل تو هست همچو ~~عقیق # 9 به خنده گفت که حافظ غلام طبع توام %~% ببین که تا به چه حدم همی‌کند ~~تحمیق PageV1P298 ### || [genre: Gh] # 1 اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک %~% از آن گناه که نفعی رسد به غیر ~~چه باک # 2 برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور %~% که بی‌دریغ زند روزگار تیغ ~~هلاک # 3 به خاک پای تو ای سرو نازپرور من %~% که روز واقعه پا وامگیرم از سر ~~خاک # 4 چه دوزخی چه بهشتی چه آدمی چه پری %~% به مذهب همه کفر طریقت است امساک # 5 مهندس فلکی راه دیر شش جهتی %~% چنان ببست که ره نیست زیر دیر مغاک # 6 فریب دختر رز طرفه می‌زند ره عقل %~% مباد تا به قیامت خراب طارم تاک # 7 به راه میکده حافظ خوش از جهان رفتی %~% دعای اهل دلت باد مونس دل پاک ~~PageV1P299 ### || [genre: Gh] # 1 هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک %~% گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک # 2 مرا امید وصال تو زنده می‌دارد %~% و گر نه هر دمم از هجر توست بیم ~~هلاک # 3 نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش %~% زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان ~~چاک # 4 رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات %~% بود صبور دل اندر فراق ms137 تو ~~حاشاک # 5 اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم %~% و گر تو زهر دهی به که دیگری ~~تریاک # 6 بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا %~% لان روحی قد طاب ان یکون فداک # 7 عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم %~% سپر کنم سر و دستت ندارم از ~~فتراک # 8 تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند %~% به قدر دانش خود هر کسی کند ~~ادراک # 9 به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ %~% که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک ~~PageV1P300 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک %~% حق نگه دار که من می‌روم الله معک # 2 تویی آن گوهر پاکیزه که در عالم قدس %~% ذکر خیر تو بود حاصل تسبیح ملک # 3 در خلوص منت ار هست شکی تجربه کن %~% کس عیار زر خالص نشناسد چو محک # 4 گفته بودی که شوم مست و دو بوست بدهم %~% وعده از حد بشد و ما نه دو ~~دیدیم و نه یک # 5 بگشا پسته خندان و شکرریزی کن %~% خلق را از دهن خویش مینداز به شک # 6 چرخ برهم زنم ار غیر مرادم گردد %~% من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک # 7 چون بر حافظ خویشش نگذاری باری %~% ای رقیب از بر او یک دو قدم دورترک ~~PageV1P301 ### || [genre: Gh] # 1 خوش خبر باشی ای نسیم شمال %~% که به ما می‌رسد زمان وصال # 2 قصه العشق لا انفصام لها %~% فصمت‌ها هنا لسان القال # 3 مالسلمی و من بذی سلم %~% این جیراننا و کیف الحال # 4 عفت الدار بعد عافیه %~% فاسالوا حالها عن الاطلال # 5 فی جمال الکمال نلت منی %~% صرف الله عنک عین کمال # 6 یا برید الحمی حماک الله %~% مرحبا مرحبا تعال تعال # 7 عرصه بزمگاه خالی ماند %~% از حریفان و جام مالامال # 8 سایه افکند حالیا شب هجر %~% تا چه بازند شب روان خیال # 9 ترک ما سوی کس نمی‌نگرد ms138 %~% آه از این کبریا و جاه و جلال # 10 حافظا عشق و صابری تا چند %~% ناله عاشقان خوش است بنال PageV1P302 ### || [genre: Gh] # 1 شممت روح وداد و شمت برق وصال %~% بیا که بوی تو را میرم ای نسیم شمال # 2 احادیا بجمال الحبیب قف و انزل %~% که نیست صبر جمیلم ز اشتیاق جمال # 3 حکایت شب هجران فروگذاشته به %~% به شکر آن که برافکند پرده روز وصال # 4 بیا که پرده گلریز هفت خانه چشم %~% کشیده‌ایم به تحریر کارگاه خیال # 5 چو یار بر سر صلح است و عذر می‌طلبد %~% توان گذشت ز جور رقیب در همه ~~حال # 6 بجز خیال دهان تو نیست در دل تنگ %~% که کس مباد چو من در پی خیال محال # 7 قتیل عشق تو شد حافظ غریب ولی %~% به خاک ما گذری کن که خون مات حلال ~~PageV1P303 ### || [genre: Gh] # 1 دارای جهان نصرت دین خسرو کامل %~% یحیی بن مظفر ملک عالم عادل # 2 ای درگه اسلام پناه تو گشاده %~% بر روی زمین روزنه جان و در دل # 3 تعظیم تو بر جان و خرد واجب و لازم %~% انعام تو بر کون و مکان فایض و ~~شامل # 4 روز ازل از کلک تو یک قطره سیاهی %~% بر روی مه افتاد که شد حل مسائل # 5 خورشید چو آن خال سیه دید به دل گفت %~% ای کاج که من بودمی آن هندوی ~~مقبل # 6 شاها فلک از بزم تو در رقص و سماع است %~% دست طرب از دامن این زمزمه ~~مگسل # 7 می نوش و جهان بخش که از زلف کمندت %~% شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل # 8 دور فلکی یک سره بر منهج عدل است %~% خوش باش که ظالم نبرد راه به منزل # 9 حافظ قلم شاه جهان مقسم رزق است %~% از بهر معیشت مکن اندیشه باطل ~~PageV1P304 ### || [genre: Gh] # 1 به وقت گل شدم از توبه شراب خجل %~% که کس مباد ز کردار ناصواب خجل # 2 ms139 صلاح ما همه دام ره است و من زین بحث %~% نیم ز شاهد و ساقی به هیچ باب ~~خجل # 3 بود که یار نرنجد ز ما به خلق کریم %~% که از سؤال ملولیم و از جواب ~~خجل # 4 ز خون که رفت شب دوش از سراچه چشم %~% شدیم در نظر ره روان خواب خجل # 5 رواست نرگس مست ار فکند سر در پیش %~% که شد ز شیوه آن چشم پرعتاب خجل # 6 تویی که خوبتری ز آفتاب و شکر خدا %~% که نیستم ز تو در روی آفتاب خجل # 7 حجاب ظلمت از آن بست آب خضر که گشت %~% ز شعر حافظ و آن طبع همچو آب ~~خجل PageV1P305 ### || [genre: Gh] # 1 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول %~% رسد به دولت وصل تو کار من به ~~اصول # 2 قرار برده ز من آن دو نرگس رعنا %~% فراغ برده ز من آن دو جادوی مکحول # 3 چو بر در تو من بی‌نوای بی زر و زور %~% به هیچ باب ندارم ره خروج و ~~دخول # 4 کجا روم چه کنم چاره از کجا جویم %~% که گشته‌ام ز غم و جور روزگار ~~ملول # 5 من شکسته بدحال زندگی یابم %~% در آن زمان که به تیغ غمت شوم مقتول # 6 خرابتر ز دل من غم تو جای نیافت %~% که ساخت در دل تنگم قرارگاه نزول # 7 دل از جواهر مهرت چو صیقلی دارد %~% بود ز زنگ حوادث هر آینه مصقول # 8 چه جرم کرده‌ام ای جان و دل به حضرت تو %~% که طاعت من بی‌دل نمی‌شود ~~مقبول # 9 به درد عشق بساز و خموش کن حافظ %~% رموز عشق مکن فاش پیش اهل عقول ~~PageV1P306 ### || [genre: Gh] # 1 هر نکته‌ای که گفتم در وصف آن شمایل %~% هر کو شنید گفتا لله در قائل # 2 تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول %~% آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل # 3 حلاج بر سر دار این نکته خوش ms140 سراید %~% از شافعی نپرسند امثال این ~~مسائل # 4 گفتم که کی ببخشی بر جان ناتوانم %~% گفت آن زمان که نبود جان در میانه ~~حائل # 5 دل داده‌ام به یاری شوخی کشی نگاری %~% مرضیه السجایا محموده الخصائل # 6 در عین گوشه گیری بودم چو چشم مستت %~% و اکنون شدم به مستان چون ابروی ~~تو مایل # 7 از آب دیده صد ره طوفان نوح دیدم %~% و از لوح سینه نقشت هرگز نگشت ~~زایل # 8 ای دوست دست حافظ تعویذ چشم زخم است %~% یا رب ببینم آن را در گردنت ~~حمایل PageV1P307 ### || [genre: Gh] # 1 ای رخت چون خلد و لعلت سلسبیل %~% سلسبیلت کرده جان و دل سبیل # 2 سبزپوشان خطت بر گرد لب %~% همچو مورانند گرد سلسبیل # 3 ناوک چشم تو در هر گوشه‌ای %~% همچو من افتاده دارد صد قتیل # 4 یا رب این آتش که در جان من است %~% سرد کن زان سان که کردی بر خلیل # 5 من نمی‌یابم مجال ای دوستان %~% گر چه دارد او جمالی بس جمیل # 6 پای ما لنگ است و منزل بس دراز %~% دست ما کوتاه و خرما بر نخیل # 7 حافظ از سرپنجه عشق نگار %~% همچو مور افتاده شد در پای پیل # 8 شاه عالم را بقا و عز و ناز %~% باد و هر چیزی که باشد زین قبیل ~~PageV1P308 ### || [genre: Gh] # 1 عشقبازی و جوانی و شراب لعل فام %~% مجلس انس و حریف همدم و شرب مدام # 2 ساقی شکردهان و مطرب شیرین سخن %~% همنشینی نیک کردار و ندیمی نیک نام # 3 شاهدی از لطف و پاکی رشک آب زندگی %~% دلبری در حسن و خوبی غیرت ماه ~~تمام # 4 بزمگاهی دل نشان چون قصر فردوس برین %~% گلشنی پیرامنش چون روضه ~~دارالسلام # 5 صف نشینان نیکخواه و پیشکاران باادب %~% دوستداران صاحب اسرار و حریفان ~~دوستکام # 6 باده گلرنگ تلخ تیز خوش خوار سبک %~% نقلش از لعل نگار و نقلش از یاقوت ~~خام # 7 غمزه ساقی به ms141 یغمای خرد آهخته تیغ %~% زلف جانان از برای صید دل گسترده ~~دام # 8 نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن %~% بخشش آموزی جهان افروز چون ~~حاجی قوام # 9 هر که این عشرت نخواهد خوشدلی بر وی تباه %~% وان که این مجلس نجوید ~~زندگی بر وی حرام PageV1P309 ### || [genre: Gh] # 1 مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام %~% خیر مقدم چه خبر دوست کجا راه کدام # 2 یا رب این قافله را لطف ازل بدرقه باد %~% که از او خصم به دام آمد و ~~معشوقه به کام # 3 ماجرای من و معشوق مرا پایان نیست %~% هر چه آغاز ندارد نپذیرد انجام # 4 گل ز حد برد تنعم نفسی رخ بنما %~% سرو می‌نازد و خوش نیست خدا را ~~بخرام # 5 زلف دلدار چو زنار همی‌فرماید %~% برو ای شیخ که شد بر تن ما خرقه حرام # 6 مرغ روحم که همی‌زد ز سر سدره صفیر %~% عاقبت دانه خال تو فکندش در دام # 7 چشم بیمار مرا خواب نه درخور باشد %~% من له یقتل دا دنف کیف ینام # 8 تو ترحم نکنی بر من مخلص گفتم %~% ذاک دعوای و ها انت و تلک الایام # 9 حافظ ار میل به ابروی تو دارد شاید %~% جای در گوشه محراب کنند اهل ~~کلام PageV1P310 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق روی جوانی خوش نوخاسته‌ام %~% و از خدا دولت این غم به دعا ~~خواسته‌ام # 2 عاشق و رند و نظربازم و می‌گویم فاش %~% تا بدانی که به چندین هنر ~~آراسته‌ام # 3 شرمم از خرقه آلوده خود می‌آید %~% که بر او وصله به صد شعبده ~~پیراسته‌ام # 4 خوش بسوز از غمش ای شمع که اینک من نیز %~% هم بدین کار کمربسته و ~~برخاسته‌ام # 5 با چنین حیرتم از دست بشد صرفه کار %~% در غم افزوده‌ام آنچ از دل و ~~جان کاسته‌ام # 6 همچو حافظ به خرابات روم جامه قبا %~% بو که در بر کشد آن دلبر ~~نوخاسته‌ام PageV1P311 ### || [genre: Gh] # 1 بشری اذ السلامه ms142 حلت بذی سلم %~% لله حمد معترف غایه النعم # 2 آن خوش خبر کجاست که این فتح مژده داد %~% تا جان فشانمش چو زر و سیم ~~در قدم # 3 از بازگشت شاه در این طرفه منزل است %~% آهنگ خصم او به سراپرده عدم # 4 پیمان شکن هرآینه گردد شکسته حال %~% ان العهود عند ملیک النهی ذمم # 5 می‌جست از سحاب امل رحمتی ولی %~% جز دیده‌اش معاینه بیرون نداد نم # 6 در نیل غم فتاد سپهرش به طنز گفت %~% ان قد ندمت و ما ینفع الندم # 7 ساقی چو یار مه رخ و از اهل راز بود %~% حافظ بخورد باده و شیخ و فقیه ~~هم PageV1P312 ### || [genre: Gh] # 1 بازآی ساقیا که هواخواه خدمتم %~% مشتاق بندگی و دعاگوی دولتم # 2 زان جا که فیض جام سعادت فروغ توست %~% بیرون شدی نمای ز ظلمات حیرتم # 3 هر چند غرق بحر گناهم ز صد جهت %~% تا آشنای عشق شدم ز اهل رحمتم # 4 عیبم مکن به رندی و بدنامی ای حکیم %~% کاین بود سرنوشت ز دیوان قسمتم # 5 می خور که عاشقی نه به کسب است و اختیار %~% این موهبت رسید ز میراث ~~فطرتم # 6 من کز وطن سفر نگزیدم به عمر خویش %~% در عشق دیدن تو هواخواه غربتم # 7 دریا و کوه در ره و من خسته و ضعیف %~% ای خضر پی خجسته مدد کن به همتم # 8 دورم به صورت از در دولتسرای تو %~% لیکن به جان و دل ز مقیمان حضرتم # 9 حافظ به پیش چشم تو خواهد سپرد جان %~% در این خیالم ار بدهد عمر مهلتم ~~PageV1P313 ### || [genre: Gh] # 1 دوش بیماری چشم تو ببرد از دستم %~% لیکن از لطف لبت صورت جان می‌بستم # 2 عشق من با خط مشکین تو امروزی نیست %~% دیرگاه است کز این جام هلالی ~~مستم # 3 از ثبات خودم این نکته خوش آمد که به جور %~% در سر کوی تو از پای طلب ~~ننشستم # 4 عافیت چشم ms143 مدار از من میخانه نشین %~% که دم از خدمت رندان زده‌ام تا ~~هستم # 5 در ره عشق از آن سوی فنا صد خطر است %~% تا نگویی که چو عمرم به سر آمد ~~رستم # 6 بعد از اینم چه غم از تیر کج انداز حسود %~% چون به محبوب کمان ابروی ~~خود پیوستم # 7 بوسه بر درج عقیق تو حلال است مرا %~% که به افسوس و جفا مهر وفا ~~نشکستم # 8 صنمی لشکریم غارت دل کرد و برفت %~% آه اگر عاطفت شاه نگیرد دستم # 9 رتبت دانش حافظ به فلک برشده بود %~% کرد غمخواری شمشاد بلندت پستم ~~PageV1P314 ### || [genre: Gh] # 1 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم %~% بیا بگو که ز عشقت چه طرف ~~بربستم # 2 اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد %~% به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم # 3 چو ذره گر چه حقیرم ببین به دولت عشق %~% که در هوای رخت چون به مهر ~~پیوستم # 4 بیار باده که عمریست تا من از سر امن %~% به کنج عافیت از بهر عیش ~~ننشستم # 5 اگر ز مردم هشیاری ای نصیحتگو %~% سخن به خاک میفکن چرا که من مستم # 6 چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست %~% که خدمتی به سزا برنیامد از دستم # 7 بسوخت حافظ و آن یار دلنواز نگفت %~% که مرهمی بفرستم که خاطرش خستم ~~PageV1P315 ### || [genre: Gh] # 1 زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم %~% ناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم # 2 می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر %~% سر مکش تا نکشد سر به فلک ~~فریادم # 3 زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم %~% طره را تاب مده تا ندهی بر بادم # 4 یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم %~% غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم # 5 رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم %~% قد برافراز که از سرو کنی آزادم # 6 شمع هر جمع مشو ور ms144 نه بسوزی ما را %~% یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم # 7 شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه %~% شور شیرین منما تا نکنی فرهادم # 8 رحم کن بر من مسکین و به فریادم رس %~% تا به خاک در آصف نرسد فریادم # 9 حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی %~% من از آن روز که دربند توام ~~آزادم PageV1P316 ### || [genre: Gh] # 1 فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم %~% بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم # 2 طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق %~% که در این دامگه حادثه چون افتادم # 3 من ملک بودم و فردوس برین جایم بود %~% آدم آورد در این دیر خراب آبادم # 4 سایه طوبی و دلجویی حور و لب حوض %~% به هوای سر کوی تو برفت از یادم # 5 نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست %~% چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم # 6 کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت %~% یا رب از مادر گیتی به چه طالع زادم # 7 تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق %~% هر دم آید غمی از نو به مبارک ~~بادم # 8 می خورد خون دلم مردمک دیده سزاست %~% که چرا دل به جگرگوشه مردم دادم # 9 پاک کن چهره حافظ به سر زلف ز اشک %~% ور نه این سیل دمادم ببرد بنیادم ~~PageV1P317 ### || [genre: Gh] # 1 مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌کنی دردم %~% تو را می‌بینم و میلم زیادت ~~می‌شود هر دم # 2 به سامانم نمی‌پرسی نمی‌دانم چه سر داری %~% به درمانم نمی‌کوشی ~~نمی‌دانی مگر دردم # 3 نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی %~% گذاری آر و بازم پرس ~~تا خاک رهت گردم # 4 ندارم دستت از دامن بجز در خاک و آن دم هم %~% که بر خاکم روان گردی ~~بگیرد دامنت گردم # 5 فرورفت از غم عشقت دمم دم می‌دهی تا کی %~% دمار از من برآوردی ~~نمی‌گویی برآوردم ms145 # 6 شبی دل را به تاریکی ز زلفت باز می‌جستم %~% رخت می‌دیدم و جامی هلالی ~~باز می‌خوردم # 7 کشیدم در برت ناگاه و شد در تاب گیسویت %~% نهادم بر لبت لب را و جان و ~~دل فدا کردم # 8 تو خوش می‌باش با حافظ برو گو خصم جان می‌ده %~% چو گرمی از تو می‌بینم ~~چه باک از خصم دم سردم PageV1P318 ### || [genre: Gh] # 1 سال‌ها پیروی مذهب رندان کردم %~% تا به فتوی خرد حرص به زندان کردم # 2 من به سرمنزل عنقا نه به خود بردم راه %~% قطع این مرحله با مرغ سلیمان ~~کردم # 3 سایه‌ای بر دل ریشم فکن ای گنج روان %~% که من این خانه به سودای تو ~~ویران کردم # 4 توبه کردم که نبوسم لب ساقی و کنون %~% می‌گزم لب که چرا گوش به نادان ~~کردم # 5 در خلاف آمد عادت بطلب کام که من %~% کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم # 6 نقش مستوری و مستی نه به دست من و توست %~% آن چه سلطان ازل گفت بکن آن ~~کردم # 7 دارم از لطف ازل جنت فردوس طمع %~% گر چه دربانی میخانه فراوان کردم # 8 این که پیرانه سرم صحبت یوسف بنواخت %~% اجر صبریست که در کلبه احزان ~~کردم # 9 صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ %~% هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم # 10 گر به دیوان غزل صدرنشینم چه عجب %~% سال‌ها بندگی صاحب دیوان کردم ~~PageV1P319 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب به سیل اشک ره خواب می‌زدم %~% نقشی به یاد خط تو بر آب می‌زدم # 2 ابروی یار در نظر و خرقه سوخته %~% جامی به یاد گوشه محراب می‌زدم # 3 هر مرغ فکر کز سر شاخ سخن بجست %~% بازش ز طره تو به مضراب می‌زدم # 4 روی نگار در نظرم جلوه می‌نمود %~% وز دور بوسه بر رخ مهتاب می‌زدم # 5 چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ %~% فالی به چشم و گوش در این ms146 باب ~~می‌زدم # 6 نقش خیال روی تو تا وقت صبحدم %~% بر کارگاه دیده بی‌خواب می‌زدم # 7 ساقی به صوت این غزلم کاسه می‌گرفت %~% می‌گفتم این سرود و می ناب ~~می‌زدم # 8 خوش بود وقت حافظ و فال مراد و کام %~% بر نام عمر و دولت احباب می‌زدم ~~PageV1P320 ### || [genre: Gh] # 1 هر چند پیر و خسته دل و ناتوان شدم %~% هر گه که یاد روی تو کردم جوان ~~شدم # 2 شکر خدا که هر چه طلب کردم از خدا %~% بر منتهای همت خود کامران شدم # 3 ای گلبن جوان بر دولت بخور که من %~% در سایه تو بلبل باغ جهان شدم # 4 اول ز تحت و فوق وجودم خبر نبود %~% در مکتب غم تو چنین نکته دان شدم # 5 قسمت حوالتم به خرابات می‌کند %~% هر چند کاین چنین شدم و آن چنان شدم # 6 آن روز بر دلم در معنی گشوده شد %~% کز ساکنان درگه پیر مغان شدم # 7 در شاهراه دولت سرمد به تخت بخت %~% با جام می به کام دل دوستان شدم # 8 از آن زمان که فتنه چشمت به من رسید %~% ایمن ز شر فتنه آخرزمان شدم # 9 من پیر سال و ماه نیم یار بی‌وفاست %~% بر من چو عمر می‌گذرد پیر از آن ~~شدم # 10 دوشم نوید داد عنایت که حافظا %~% بازآ که من به عفو گناهت ضمان شدم ~~PageV1P321 ### || [genre: Gh] # 1 خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم %~% به صورت تو نگاری ندیدم و نشنیدم # 2 اگر چه در طلبت همعنان باد شمالم %~% به گرد سرو خرامان قامتت نرسیدم # 3 امید در شب زلفت به روز عمر نبستم %~% طمع به دور دهانت ز کام دل ~~ببریدم # 4 به شوق چشمه نوشت چه قطره‌ها که فشاندم %~% ز لعل باده فروشت چه ~~عشوه‌ها که خریدم # 5 ز غمزه بر دل ریشم چه تیر ها که گشادی %~% ز غصه بر سر کویت چه بارها ~~که کشیدم # 6 ز کوی ms147 یار بیار ای نسیم صبح غباری %~% که بوی خون دل ریش از آن تراب ~~شنیدم # 7 گناه چشم سیاه تو بود و گردن دلخواه %~% که من چو آهوی وحشی ز آدمی ~~برمیدم # 8 چو غنچه بر سرم از کوی او گذشت نسیمی %~% که پرده بر دل خونین به بوی ~~او بدریدم # 9 به خاک پای تو سوگند و نور دیده حافظ %~% که بی رخ تو فروغ از چراغ ~~دیده ندیدم PageV1P322 ### || [genre: Gh] # 1 ز دست کوته خود زیر بارم %~% که از بالابلندان شرمسارم # 2 مگر زنجیر مویی گیردم دست %~% وگر نه سر به شیدایی برآرم # 3 ز چشم من بپرس اوضاع گردون %~% که شب تا روز اختر می‌شمارم # 4 بدین شکرانه می‌بوسم لب جام %~% که کرد آگه ز راز روزگارم # 5 اگر گفتم دعای می فروشان %~% چه باشد حق نعمت می‌گزارم # 6 من از بازوی خود دارم بسی شکر %~% که زور مردم آزاری ندارم # 7 سری دارم چو حافظ مست لیکن %~% به لطف آن سری امیدوارم PageV1P323 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم %~% همچنان چشم گشاد از کرمش می‌دارم # 2 به طرب حمل مکن سرخی رویم که چو جام %~% خون دل عکس برون می‌دهد از ~~رخسارم # 3 پرده مطربم از دست برون خواهد برد %~% آه اگر زان که در این پرده نباشد ~~بارم # 4 پاسبان حرم دل شده‌ام شب همه شب %~% تا در این پرده جز اندیشه او ~~نگذارم # 5 منم آن شاعر ساحر که به افسون سخن %~% از نی کلک همه قند و شکر می‌بارم # 6 دیده بخت به افسانه او شد در خواب %~% کو نسیمی ز عنایت که کند بیدارم # 7 چون تو را در گذر ای یار نمی‌یارم دید %~% با که گویم که بگوید سخنی با ~~یارم # 8 دوش می‌گفت که حافظ همه روی است و ریا %~% بجز از خاک درش با که بود ~~بازارم PageV1P324 ### || [genre: Gh] # 1 گر دست دهد خاک کف ms148 پای نگارم %~% بر لوح بصر خط غباری بنگارم # 2 بر بوی کنار تو شدم غرق و امید است %~% از موج سرشکم که رساند به کنارم # 3 پروانه او گر رسدم در طلب جان %~% چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم # 4 امروز مکش سر ز وفای من و اندیش %~% زان شب که من از غم به دعا دست ~~برآرم # 5 زلفین سیاه تو به دلداری عشاق %~% دادند قراری و ببردند قرارم # 6 ای باد از آن باده نسیمی به من آور %~% کان بوی شفابخش بود دفع خمارم # 7 گر قلب دلم را ننهد دوست عیاری %~% من نقد روان در دمش از دیده شمارم # 8 دامن مفشان از من خاکی که پس از من %~% زین در نتواند که برد باد غبارم # 9 حافظ لب لعلش چو مرا جان عزیز است %~% عمری بود آن لحظه که جان را به ~~لب آرم PageV1P325 ### || [genre: Gh] # 1 در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم %~% کز سر زلف و رخش نعل در آتش دارم # 2 عاشق و رندم و میخواره به آواز بلند %~% وین همه منصب از آن حور پریوش ~~دارم # 3 گر تو زین دست مرا بی سر و سامان داری %~% من به آه سحرت زلف مشوش دارم # 4 گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست %~% من رخ زرد به خونابه منقش دارم # 5 گر به کاشانه رندان قدمی خواهی زد %~% نقل شعر شکرین و می بی‌غش دارم # 6 ناوک غمزه بیار و رسن زلف که من %~% جنگ‌ها با دل مجروح بلاکش دارم # 7 حافظا چون غم و شادی جهان در گذر است %~% بهتر آن است که من خاطر خود ~~خوش دارم PageV1P326 ### || [genre: Gh] # 1 مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم %~% هواداران کویش را چو ~~جان خویشتن دارم # 2 صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جویم %~% فروغ چشم و نور دل از آن ماه ~~ختن دارم # 3 به کام و ms149 آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل %~% چه فکر از خبث بدگویان میان ~~انجمن دارم # 4 مرا در خانه سروی هست کاندر سایه قدش %~% فراغ از سرو بستانی و شمشاد ~~چمن دارم # 5 گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمین سازند %~% بحمد الله و المنه بتی ~~لشکرشکن دارم # 6 سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سلیمانی %~% چو اسم اعظمم باشد چه باک از ~~اهرمن دارم # 7 الا ای پیر فرزانه مکن عیبم ز میخانه %~% که من در ترک پیمانه دلی ~~پیمان شکن دارم # 8 خدا را ای رقیب امشب زمانی دیده بر هم نه %~% که من با لعل خاموشش ~~نهانی صد سخن دارم # 9 چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله %~% نه میل لاله و نسرین نه برگ ~~نسترن دارم # 10 به رندی شهره شد حافظ میان همدمان لیکن %~% چه غم دارم که در عالم ~~قوام الدین حسن دارم PageV1P327 ### || [genre: Gh] # 1 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم %~% لطف‌ها می‌کنی ای خاک درت تاج ~~سرم # 2 دلبرا بنده نوازیت که آموخت بگو %~% که من این ظن به رقیبان تو هرگز ~~نبرم # 3 همتم بدرقه راه کن ای طایر قدس %~% که دراز است ره مقصد و من نوسفرم # 4 ای نسیم سحری بندگی من برسان %~% که فراموش مکن وقت دعای سحرم # 5 خرم آن روز کز این مرحله بربندم بار %~% و از سر کوی تو پرسند رفیقان ~~خبرم # 6 حافظا شاید اگر در طلب گوهر وصل %~% دیده دریا کنم از اشک و در او غوطه ~~خورم # 7 پایه نظم بلند است و جهان گیر بگو %~% تا کند پادشه بحر دهان پرگهرم ~~PageV1P328 ### || [genre: Gh] # 1 جوزا سحر نهاد حمایل برابرم %~% یعنی غلام شاهم و سوگند می‌خورم # 2 ساقی بیا که از مدد بخت کارساز %~% کامی که خواستم ز خدا شد میسرم # 3 جامی بده که باز به شادی روی شاه %~% پیرانه سر هوای جوانیست در سرم # 4 راهم مزن ms150 به وصف زلال خضر که من %~% از جام شاه جرعه کش حوض کوثرم # 5 شاها اگر به عرش رسانم سریر فضل %~% مملوک این جنابم و مسکین این درم # 6 من جرعه نوش بزم تو بودم هزار سال %~% کی ترک آبخورد کند طبع خوگرم # 7 ور باورت نمی‌کند از بنده این حدیث %~% از گفته کمال دلیلی بیاورم # 8 گر برکنم دل از تو و بردارم از تو مهر %~% آن مهر بر که افکنم آن دل ~~کجا برم # 9 منصور بن مظفر غازیست حرز من %~% و از این خجسته نام بر اعدا مظفرم # 10 عهد الست من همه با عشق شاه بود %~% و از شاهراه عمر بدین عهد بگذرم # 11 گردون چو کرد نظم ثریا به نام شاه %~% من نظم در چرا نکنم از که کمترم # 12 شاهین صفت چو طعمه چشیدم ز دست شاه %~% کی باشد التفات به صید کبوترم # 13 ای شاه شیرگیر چه کم گردد ار شود %~% در سایه تو ملک فراغت میسرم # 14 شعرم به یمن مدح تو صد ملک دل گشاد %~% گویی که تیغ توست زبان سخنورم # 15 بر گلشنی اگر بگذشتم چو باد صبح %~% نی عشق سرو بود و نه شوق صنوبرم # 16 بوی تو می‌شنیدم و بر یاد روی تو %~% دادند ساقیان طرب یک دو ساغرم # 17 مستی به آب یک دو عنب وضع بنده نیست %~% من سالخورده پیر خرابات پرورم # 18 با سیر اختر فلکم داوری بسیست %~% انصاف شاه باد در این قصه یاورم # 19 شکر خدا که باز در این اوج بارگاه %~% طاووس عرش می‌شنود صیت شهپرم # 20 نامم ز کارخانه عشاق محو باد %~% گر جز محبت تو بود شغل دیگرم # 21 شبل الاسد به صید دلم حمله کرد و من %~% گر لاغرم وگرنه شکار غضنفرم # 22 ای عاشقان روی تو از ذره بیشتر %~% من کی رسم به وصل تو کز ذره کمترم # 23 بنما به من که منکر حسن رخ تو کیست ms151 %~% تا دیده‌اش به گزلک غیرت ~~برآورم # 24 بر من فتاد سایه خورشید سلطنت %~% و اکنون فراغت است ز خورشید خاورم # 25 مقصود از این معامله بازارتیزی است %~% نی جلوه می‌فروشم و نی عشوه ~~می‌خرم PageV1P329 ### || [genre: Gh] # 1 تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم %~% تبسمی کن و جان بین که چون ~~همی‌سپرم # 2 چنین که در دل من داغ زلف سرکش توست %~% بنفشه زار شود تربتم چو درگذرم # 3 بر آستان مرادت گشاده‌ام در چشم %~% که یک نظر فکنی خود فکندی از نظرم # 4 چه شکر گویمت ای خیل غم عفاک الله %~% که روز بی‌کسی آخر نمی‌روی ز سرم # 5 غلام مردم چشمم که با سیاه دلی %~% هزار قطره ببارد چو درد دل شمرم # 6 به هر نظر بت ما جلوه می‌کند لیکن %~% کس این کرشمه نبیند که من ~~همی‌نگرم # 7 به خاک حافظ اگر یار بگذرد چون باد %~% ز شوق در دل آن تنگنا کفن بدرم ~~PageV1P330 ### || [genre: Gh] # 1 به تیغم گر کشد دستش نگیرم %~% وگر تیرم زند منت پذیرم # 2 کمان ابرویت را گو بزن تیر %~% که پیش دست و بازویت بمیرم # 3 غم گیتی گر از پایم درآرد %~% بجز ساغر که باشد دستگیرم # 4 برآی ای آفتاب صبح امید %~% که در دست شب هجران اسیرم # 5 به فریادم رس ای پیر خرابات %~% به یک جرعه جوانم کن که پیرم # 6 به گیسوی تو خوردم دوش سوگند %~% که من از پای تو سر بر نگیرم # 7 بسوز این خرقه تقوا تو حافظ %~% که گر آتش شوم در وی نگیرم PageV1P331 ### || [genre: Gh] # 1 مزن بر دل ز نوک غمزه تیرم %~% که پیش چشم بیمارت بمیرم # 2 نصاب حسن در حد کمال است %~% زکاتم ده که مسکین و فقیرم # 3 چو طفلان تا کی ای زاهد فریبی %~% به سیب بوستان و شهد و شیرم # 4 چنان پر شد فضای سینه از دوست %~% که فکر خویش گم شد از ضمیرم ms152 # 5 قدح پر کن که من در دولت عشق %~% جوان بخت جهانم گر چه پیرم # 6 قراری بسته‌ام با می فروشان %~% که روز غم بجز ساغر نگیرم # 7 مبادا جز حساب مطرب و می %~% اگر نقشی کشد کلک دبیرم # 8 در این غوغا که کس کس را نپرسد %~% من از پیر مغان منت پذیرم # 9 خوشا آن دم کز استغنای مستی %~% فراغت باشد از شاه و وزیرم # 10 من آن مرغم که هر شام و سحرگاه %~% ز بام عرش می‌آید صفیرم # 11 چو حافظ گنج او در سینه دارم %~% اگر چه مدعی بیند حقیرم PageV1P332 ### || [genre: Gh] # 1 نماز شام غریبان چو گریه آغازم %~% به مویه‌های غریبانه قصه پردازم # 2 به یاد یار و دیار آن چنان بگریم زار %~% که از جهان ره و رسم سفر ~~براندازم # 3 من از دیار حبیبم نه از بلاد غریب %~% مهیمنا به رفیقان خود رسان بازم # 4 خدای را مددی ای رفیق ره تا من %~% به کوی میکده دیگر علم برافرازم # 5 خرد ز پیری من کی حساب برگیرد %~% که باز با صنمی طفل عشق می‌بازم # 6 بجز صبا و شمالم نمی‌شناسد کس %~% عزیز من که بجز باد نیست دمسازم # 7 هوای منزل یار آب زندگانی ماست %~% صبا بیار نسیمی ز خاک شیرازم # 8 سرشکم آمد و عیبم بگفت روی به روی %~% شکایت از که کنم خانگیست غمازم # 9 ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم می‌گفت %~% غلام حافظ خوش لهجه خوش آوازم ~~PageV1P333 ### || [genre: Gh] # 1 گر دست رسد در سر زلفین تو بازم %~% چون گوی چه سرها که به چوگان تو ~~بازم # 2 زلف تو مرا عمر دراز است ولی نیست %~% در دست سر مویی از آن عمر درازم # 3 پروانه راحت بده ای شمع که امشب %~% از آتش دل پیش تو چون شمع گدازم # 4 آن دم که به یک خنده دهم جان چو صراحی %~% مستان تو خواهم که گزارند ~~نمازم # 5 چون نیست ms153 نماز من آلوده نمازی %~% در میکده زان کم نشود سوز و گدازم # 6 در مسجد و میخانه خیالت اگر آید %~% محراب و کمانچه ز دو ابروی تو سازم # 7 گر خلوت ما را شبی از رخ بفروزی %~% چون صبح بر آفاق جهان سر بفرازم # 8 محمود بود عاقبت کار در این راه %~% گر سر برود در سر سودای ایازم # 9 حافظ غم دل با که بگویم که در این دور %~% جز جام نشاید که بود محرم ~~رازم PageV1P334 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم %~% حاصل خرقه و سجاده روان دربازم # 2 حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم %~% خازن میکده فردا نکند در بازم # 3 ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی %~% جز بدان عارض شمعی نبود پروازم # 4 صحبت حور نخواهم که بود عین قصور %~% با خیال تو اگر با دگری پردازم # 5 سر سودای تو در سینه بماندی پنهان %~% چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم # 6 مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم %~% به هوایی که مگر صید کند شهبازم # 7 همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم %~% از لب خویش چو نی یک نفسی ~~بنوازم # 8 ماجرای دل خون گشته نگویم با کس %~% زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم # 9 گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد %~% همچو زلفت همه را در قدمت اندازم ~~PageV1P335 ### || [genre: Gh] # 1 مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم %~% طایر قدسم و از دام جهان برخیزم # 2 به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی %~% از سر خواجگی کون و مکان برخیزم # 3 یا رب از ابر هدایت برسان بارانی %~% پیشتر زان که چو گردی ز میان ~~برخیزم # 4 بر سر تربت من با می و مطرب بنشین %~% تا به بویت ز لحد رقص کنان ~~برخیزم # 5 خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات %~% کز سر جان و جهان دست فشان ~~برخیزم ms154 # 6 گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش %~% تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم # 7 روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده %~% تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم ~~PageV1P336 ### || [genre: Gh] # 1 چرا نه در پی عزم دیار خود باشم %~% چرا نه خاک سر کوی یار خود باشم # 2 غم غریبی و غربت چو بر نمی‌تابم %~% به شهر خود روم و شهریار خود باشم # 3 ز محرمان سراپرده وصال شوم %~% ز بندگان خداوندگار خود باشم # 4 چو کار عمر نه پیداست باری آن اولی %~% که روز واقعه پیش نگار خود باشم # 5 ز دست بخت گران خواب و کار بی‌سامان %~% گرم بود گله‌ای رازدار خود ~~باشم # 6 همیشه پیشه من عاشقی و رندی بود %~% دگر بکوشم و مشغول کار خود باشم # 7 بود که لطف ازل رهنمون شود حافظ %~% وگرنه تا به ابد شرمسار خود باشم ~~PageV1P337 ### || [genre: Gh] # 1 من دوستدار روی خوش و موی دلکشم %~% مدهوش چشم مست و می صاف بی‌غشم # 2 گفتی ز سر عهد ازل یک سخن بگو %~% آن گه بگویمت که دو پیمانه درکشم # 3 من آدم بهشتیم اما در این سفر %~% حالی اسیر عشق جوانان مه وشم # 4 در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز %~% استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم # 5 شیراز معدن لب لعل است و کان حسن %~% من جوهری مفلسم ایرا مشوشم # 6 از بس که چشم مست در این شهر دیده‌ام %~% حقا که می نمی‌خورم اکنون و ~~سرخوشم # 7 شهریست پر کرشمه حوران ز شش جهت %~% چیزیم نیست ور نه خریدار هر ششم # 8 بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست %~% گیسوی حور گرد فشاند ز مفرشم # 9 حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست %~% آیینه‌ای ندارم از آن آه می‌کشم ~~PageV1P338 ### || [genre: Gh] # 1 خیال روی تو چون بگذرد به گلشن چشم %~% دل از پی نظر آید به سوی روزن ~~چشم # 2 سزای تکیه ms155 گهت منظری نمی‌بینم %~% منم ز عالم و این گوشه معین چشم # 3 بیا که لعل و گهر در نثار مقدم تو %~% ز گنج خانه دل می‌کشم به روزن ~~چشم # 4 سحر سرشک روانم سر خرابی داشت %~% گرم نه خون جگر می‌گرفت دامن چشم # 5 نخست روز که دیدم رخ تو دل می‌گفت %~% اگر رسد خللی خون من به گردن چشم # 6 به بوی مژده وصل تو تا سحر شب دوش %~% به راه باد نهادم چراغ روشن چشم # 7 به مردمی که دل دردمند حافظ را %~% مزن به ناوک دلدوز مردم افکن چشم ~~PageV1P339 ### || [genre: Gh] # 1 من که از آتش دل چون خم می در جوشم %~% مهر بر لب زده خون می‌خورم و ~~خاموشم # 2 قصد جان است طمع در لب جانان کردن %~% تو مرا بین که در این کار به جان ~~می‌کوشم # 3 من کی آزاد شوم از غم دل چون هر دم %~% هندوی زلف بتی حلقه کند در گوشم # 4 حاش لله که نیم معتقد طاعت خویش %~% این قدر هست که گه گه قدحی می نوشم # 5 هست امیدم که علیرغم عدو روز جزا %~% فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم # 6 پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت %~% من چرا ملک جهان را به جوی ~~نفروشم # 7 خرقه پوشی من از غایت دین داری نیست %~% پرده‌ای بر سر صد عیب نهان ~~می‌پوشم # 8 من که خواهم که ننوشم بجز از راوق خم %~% چه کنم گر سخن پیر مغان ~~ننیوشم # 9 گر از این دست زند مطرب مجلس ره عشق %~% شعر حافظ ببرد وقت سماع از ~~هوشم PageV1P340 ### || [genre: Gh] # 1 گر من از سرزنش مدعیان اندیشم %~% شیوه مستی و رندی نرود از پیشم # 2 زهد رندان نوآموخته راهی بدهیست %~% من که بدنام جهانم چه صلاح اندیشم # 3 شاه شوریده سران خوان من بی‌سامان را %~% زان که در کم خردی از همه ~~عالم بیشم # 4 بر جبین نقش کن از ms156 خون دل من خالی %~% تا بدانند که قربان تو کافرکیشم # 5 اعتقادی بنما و بگذر بهر خدا %~% تا در این خرقه ندانی که چه نادرویشم # 6 شعر خونبار من ای باد بدان یار رسان %~% که ز مژگان سیه بر رگ جان زد ~~نیشم # 7 من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس %~% حافظ راز خود و عارف وقت ~~خویشم PageV1P341 ### || [genre: Gh] # 1 حجاب چهره جان می‌شود غبار تنم %~% خوشا دمی که از آن چهره پرده برفکنم # 2 چنین قفس نه سزای چو من خوش الحانیست %~% روم به گلشن رضوان که مرغ آن ~~چمنم # 3 عیان نشد که چرا آمدم کجا رفتم %~% دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم # 4 چگونه طوف کنم در فضای عالم قدس %~% که در سراچه ترکیب تخته بند تنم # 5 اگر ز خون دلم بوی شوق می‌آید %~% عجب مدار که همدرد نافه ختنم # 6 طراز پیرهن زرکشم مبین چون شمع %~% که سوزهاست نهانی درون پیرهنم # 7 بیا و هستی حافظ ز پیش او بردار %~% که با وجود تو کس نشنود ز من که ~~منم PageV1P342 ### || [genre: Gh] # 1 چل سال بیش رفت که من لاف می‌زنم %~% کز چاکران پیر مغان کمترین منم # 2 هرگز به یمن عاطفت پیر می فروش %~% ساغر تهی نشد ز می صاف روشنم # 3 از جاه عشق و دولت رندان پاکباز %~% پیوسته صدر مصطبه‌ها بود مسکنم # 4 در شان من به دردکشی ظن بد مبر %~% کآلوده گشت جامه ولی پاکدامنم # 5 شهباز دست پادشهم این چه حالت است %~% کز یاد برده‌اند هوای نشیمنم # 6 حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس %~% با این لسان عذب که خامش چو ~~سوسنم # 7 آب و هوای فارس عجب سفله پرور است %~% کو همرهی که خیمه از این خاک ~~برکنم # 8 حافظ به زیر خرقه قدح تا به کی کشی %~% در بزم خواجه پرده ز کارت ~~برافکنم # 9 تورانشه خجسته که در ms157 من یزید فضل %~% شد منت مواهب او طوق گردنم ~~PageV1P343 ### || [genre: Gh] # 1 عمریست تا من در طلب هر روز گامی می‌زنم %~% دست شفاعت هر زمان در نیک ~~نامی می‌زنم # 2 بی ماه مهرافروز خود تا بگذرانم روز خود %~% دامی به راهی می‌نهم مرغی ~~به دامی می‌زنم # 3 اورنگ کو گلچهر کو نقش وفا و مهر کو %~% حالی من اندر عاشقی داو تمامی ~~می‌زنم # 4 تا بو که یابم آگهی از سایه سرو سهی %~% گلبانگ عشق از هر طرف بر خوش ~~خرامی می‌زنم # 5 هر چند کان آرام دل دانم نبخشد کام دل %~% نقش خیالی می‌کشم فال دوامی ~~می‌زنم # 6 دانم سر آرد غصه را رنگین برآرد قصه را %~% این آه خون افشان که من هر ~~صبح و شامی می‌زنم # 7 با آن که از وی غایبم و از می چو حافظ تایبم %~% در مجلس روحانیان گه ~~گاه جامی می‌زنم PageV1P344 ### || [genre: Gh] # 1 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم %~% زلف سنبل چه کشم عارض سوسن ~~چه کنم # 2 آه کز طعنه بدخواه ندیدم رویت %~% نیست چون آینه‌ام روی ز آهن چه کنم # 3 برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر %~% کارفرمای قدر می‌کند این من چه ~~کنم # 4 برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیب %~% تو بفرما که من سوخته خرمن چه ~~کنم # 5 شاه ترکان چو پسندید و به چاهم انداخت %~% دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه ~~کنم # 6 مددی گر به چراغی نکند آتش طور %~% چاره تیره شب وادی ایمن چه کنم # 7 حافظا خلد برین خانه موروث من است %~% اندر این منزل ویرانه نشیمن چه ~~کنم PageV1P345 ### || [genre: Gh] # 1 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم %~% محتسب داند که من این کارها ~~کمتر کنم # 2 من که عیب توبه کاران کرده باشم بارها %~% توبه از می وقت گل دیوانه ~~باشم گر کنم # 3 عشق دردانه‌ست و من غواص ms158 و دریا میکده %~% سر فروبردم در آن جا تا کجا ~~سر برکنم # 4 لاله ساغرگیر و نرگس مست و بر ما نام فسق %~% داوری دارم بسی یا رب که ~~را داور کنم # 5 بازکش یک دم عنان ای ترک شهرآشوب من %~% تا ز اشک و چهره راهت پرزر و ~~گوهر کنم # 6 من که از یاقوت و لعل اشک دارم گنج‌ها %~% کی نظر در فیض خورشید ~~بلنداختر کنم # 7 چون صبا مجموعه گل را به آب لطف شست %~% کجدلم خوان گر نظر بر صفحه ~~دفتر کنم # 8 عهد و پیمان فلک را نیست چندان اعتبار %~% عهد با پیمانه بندم شرط با ~~ساغر کنم # 9 من که دارم در گدایی گنج سلطانی به دست %~% کی طمع در گردش گردون دون ~~پرور کنم # 10 گر چه گردآلود فقرم شرم باد از همتم %~% گر به آب چشمه خورشید دامن تر ~~کنم # 11 عاشقان را گر در آتش می‌پسندد لطف دوست %~% تنگ چشمم گر نظر در چشمه ~~کوثر کنم # 12 دوش لعلش عشوه‌ای می‌داد حافظ را ولی %~% من نه آنم کز وی این ~~افسانه‌ها باور کنم PageV1P346 ### || [genre: Gh] # 1 صنما با غم عشق تو چه تدبیر کنم %~% تا به کی در غم تو ناله شبگیر کنم # 2 دل دیوانه از آن شد که نصیحت شنود %~% مگرش هم ز سر زلف تو زنجیر کنم # 3 آن چه در مدت هجر تو کشیدم هیهات %~% در یکی نامه محال است که تحریر ~~کنم # 4 با سر زلف تو مجموع پریشانی خود %~% کو مجالی که سراسر همه تقریر کنم # 5 آن زمان کآرزوی دیدن جانم باشد %~% در نظر نقش رخ خوب تو تصویر کنم # 6 گر بدانم که وصال تو بدین دست دهد %~% دین و دل را همه دربازم و توفیر ~~کنم # 7 دور شو از برم ای واعظ و بیهوده مگوی %~% من نه آنم که دگر گوش به ~~تزویر کنم # 8 نیست امید صلاحی ز فساد حافظ ms159 %~% چون که تقدیر چنین است چه تدبیر کنم ~~PageV1P347 ### || [genre: Gh] # 1 دیده دریا کنم و صبر به صحرا فکنم %~% و اندر این کار دل خویش به دریا ~~فکنم # 2 از دل تنگ گنهکار برآرم آهی %~% کآتش اندر گنه آدم و حوا فکنم # 3 مایه خوشدلی آن جاست که دلدار آن جاست %~% می‌کنم جهد که خود را مگر آن ~~جا فکنم # 4 بگشا بند قبا ای مه خورشیدکلاه %~% تا چو زلفت سر سودازده در پا فکنم # 5 خورده‌ام تیر فلک باده بده تا سرمست %~% عقده دربند کمر ترکش جوزا فکنم # 6 جرعه جام بر این تخت روان افشانم %~% غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم # 7 حافظا تکیه بر ایام چو سهو است و خطا %~% من چرا عشرت امروز به فردا ~~فکنم PageV1P348 ### || [genre: Gh] # 1 دوش سودای رخش گفتم ز سر بیرون کنم %~% گفت کو زنجیر تا تدبیر این ~~مجنون کنم # 2 قامتش را سرو گفتم سر کشید از من به خشم %~% دوستان از راست می‌رنجد ~~نگارم چون کنم # 3 نکته ناسنجیده گفتم دلبرا معذور دار %~% عشوه‌ای فرمای تا من طبع را ~~موزون کنم # 4 زردرویی می‌کشم زان طبع نازک بی‌گناه %~% ساقیا جامی بده تا چهره را ~~گلگون کنم # 5 ای نسیم منزل لیلی خدا را تا به کی %~% ربع را برهم زنم اطلال را جیحون ~~کنم # 6 من که ره بردم به گنج حسن بی‌پایان دوست %~% صد گدای همچو خود را بعد ~~از این قارون کنم # 7 ای مه صاحب قران از بنده حافظ یاد کن %~% تا دعای دولت آن حسن روزافزون ~~کنم PageV1P349 ### || [genre: Gh] # 1 به عزم توبه سحر گفتم استخاره کنم %~% بهار توبه شکن می‌رسد چه چاره ~~کنم # 2 سخن درست بگویم نمی‌توانم دید %~% که می خورند حریفان و من نظاره کنم # 3 چو غنچه با لب خندان به یاد مجلس شاه %~% پیاله گیرم و از شوق جامه ~~پاره کنم # 4 به دور لاله دماغ مرا علاج کنید ms160 %~% گر از میانه بزم طرب کناره کنم # 5 ز روی دوست مرا چون گل مراد شکفت %~% حواله سر دشمن به سنگ خاره کنم # 6 گدای میکده‌ام لیک وقت مستی بین %~% که ناز بر فلک و حکم بر ستاره کنم # 7 مرا که نیست ره و رسم لقمه پرهیزی %~% چرا ملامت رند شرابخواره کنم # 8 به تخت گل بنشانم بتی چو سلطانی %~% ز سنبل و سمنش ساز طوق و یاره کنم # 9 ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ %~% به بانگ بربط و نی رازش آشکاره ~~کنم PageV1P350 ### || [genre: Gh] # 1 حاشا که من به موسم گل ترک می کنم %~% من لاف عقل می‌زنم این کار کی ~~کنم # 2 مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم %~% در کار چنگ و بربط و آواز نی ~~کنم # 3 از قیل و قال مدرسه حالی دلم گرفت %~% یک چند نیز خدمت معشوق و می کنم # 4 کی بود در زمانه وفا جام می بیار %~% تا من حکایت جم و کاووس کی کنم # 5 از نامه سیاه نترسم که روز حشر %~% با فیض لطف او صد از این نامه طی ~~کنم # 6 کو پیک صبح تا گله‌های شب فراق %~% با آن خجسته طالع فرخنده پی کنم # 7 این جان عاریت که به حافظ سپرد دوست %~% روزی رخش ببینم و تسلیم وی کنم ~~PageV1P351 ### || [genre: Gh] # 1 روزگاری شد که در میخانه خدمت می‌کنم %~% در لباس فقر کار اهل دولت ~~می‌کنم # 2 تا کی اندر دام وصل آرم تذروی خوش خرام %~% در کمینم و انتظار وقت فرصت ~~می‌کنم # 3 واعظ ما بوی حق نشنید بشنو کاین سخن %~% در حضورش نیز می‌گویم نه غیبت ~~می‌کنم # 4 با صبا افتان و خیزان می‌روم تا کوی دوست %~% و از رفیقان ره استمداد ~~همت می‌کنم # 5 خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این %~% لطف‌ها کردی بتا تخفیف زحمت ~~می‌کنم # 6 زلف دلبر دام راه و غمزه‌اش تیر بلاست %~% یاد دار ms161 ای دل که چندینت ~~نصیحت می‌کنم # 7 دیده بدبین بپوشان ای کریم عیب پوش %~% زین دلیری‌ها که من در کنج خلوت ~~می‌کنم # 8 حافظم در مجلسی دردی کشم در محفلی %~% بنگر این شوخی که چون با خلق ~~صنعت می‌کنم PageV1P352 ### || [genre: Gh] # 1 من ترک عشق شاهد و ساغر نمی‌کنم %~% صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم # 2 باغ بهشت و سایه طوبی و قصر و حور %~% با خاک کوی دوست برابر نمی‌کنم # 3 تلقین و درس اهل نظر یک اشارت است %~% گفتم کنایتی و مکرر نمی‌کنم # 4 هرگز نمی‌شود ز سر خود خبر مرا %~% تا در میان میکده سر بر نمی‌کنم # 5 ناصح به طعن گفت که رو ترک عشق کن %~% محتاج جنگ نیست برادر نمی‌کنم # 6 این تقویم تمام که با شاهدان شهر %~% ناز و کرشمه بر سر منبر نمی‌کنم # 7 حافظ جناب پیر مغان جای دولت است %~% من ترک خاک بوسی این در نمی‌کنم ~~PageV1P353 ### || [genre: Gh] # 1 به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم %~% بیا کز چشم بیمارت هزاران ~~درد برچینم # 2 الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد %~% مرا روزی مباد آن دم که بی ~~یاد تو بنشینم # 3 جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد %~% که کرد افسون و ~~نیرنگش ملول از جان شیرینم # 4 ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل %~% بیار ای باد شبگیری نسیمی زان ~~عرق چینم # 5 جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی %~% که سلطانی عالم را طفیل عشق ~~می‌بینم # 6 اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست %~% حرامم باد اگر من جان به ~~جای دوست بگزینم # 7 صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز %~% که غوغا می‌کند در سر خیال ~~خواب دوشینم # 8 شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین %~% اگر در وقت جان دادن تو ~~باشی شمع بالینم # 9 حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد ms162 %~% همانا بی‌غلط باشد که حافظ ~~داد تلقینم PageV1P354 ### || [genre: Gh] # 1 حالیا مصلحت وقت در آن می‌بینم %~% که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم # 2 جام می گیرم و از اهل ریا دور شوم %~% یعنی از اهل جهان پاکدلی بگزینم # 3 جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم %~% تا حریفان دغا را به جهان کم ~~بینم # 4 سر به آزادگی از خلق برآرم چون سرو %~% گر دهد دست که دامن ز جهان ~~درچینم # 5 بس که در خرقه آلوده زدم لاف صلاح %~% شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم # 6 سینه تنگ من و بار غم او هیهات %~% مرد این بار گران نیست دل مسکینم # 7 من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر %~% این متاعم که همی‌بینی و کمتر ~~زینم # 8 بنده آصف عهدم دلم از راه مبر %~% که اگر دم زنم از چرخ بخواهد کینم # 9 بر دلم گرد ستم‌هاست خدایا مپسند %~% که مکدر شود آیینه مهرآیینم ~~PageV1P355 ### || [genre: Gh] # 1 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم %~% ز جام وصل می‌نوشم ز باغ عیش ~~گل چینم # 2 شراب تلخ صوفی سوز بنیادم بخواهد برد %~% لبم بر لب نه ای ساقی و بستان ~~جان شیرینم # 3 مگر دیوانه خواهم شد در این سودا که شب تا روز %~% سخن با ماه می‌گویم ~~پری در خواب می‌بینم # 4 لبت شکر به مستان داد و چشمت می به میخواران %~% منم کز غایت حرمان نه ~~با آنم نه با اینم # 5 چو هر خاکی که باد آورد فیضی برد از انعامت %~% ز حال بنده یاد آور که ~~خدمتگار دیرینم # 6 نه هر کو نقش نظمی زد کلامش دلپذیر افتد %~% تذرو طرفه من گیرم که ~~چالاک است شاهینم # 7 اگر باور نمی‌داری رو از صورتگر چین پرس %~% که مانی نسخه می‌خواهد ز ~~نوک کلک مشکینم # 8 وفاداری و حق گویی نه کار هر کسی باشد %~% غلام آصف ثانی جلال الحق و ~~الدینم ms163 # 9 رموز مستی و رندی ز من بشنو نه از واعظ %~% که با جام و قدح هر دم ندیم ~~ماه و پروینم PageV1P356 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان نور خدا می‌بینم %~% این عجب بین که چه نوری ز کجا ~~می‌بینم # 2 جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو %~% خانه می‌بینی و من خانه خدا ~~می‌بینم # 3 خواهم از زلف بتان نافه گشایی کردن %~% فکر دور است همانا که خطا ~~می‌بینم # 4 سوز دل اشک روان آه سحر ناله شب %~% این همه از نظر لطف شما می‌بینم # 5 هر دم از روی تو نقشی زندم راه خیال %~% با که گویم که در این پرده ~~چه‌ها می‌بینم # 6 کس ندیده‌ست ز مشک ختن و نافه چین %~% آن چه من هر سحر از باد صبا ~~می‌بینم # 7 دوستان عیب نظربازی حافظ مکنید %~% که من او را ز محبان شما می‌بینم ~~PageV1P357 ### || [genre: Gh] # 1 غم زمانه که هیچش کران نمی‌بینم %~% دواش جز می چون ارغوان نمی‌بینم # 2 به ترک خدمت پیر مغان نخواهم گفت %~% چرا که مصلحت خود در آن نمی‌بینم # 3 ز آفتاب قدح ارتفاع عیش بگیر %~% چرا که طالع وقت آن چنان نمی‌بینم # 4 نشان اهل خدا عاشقیست با خود دار %~% که در مشایخ شهر این نشان ~~نمی‌بینم # 5 بدین دو دیده حیران من هزار افسوس %~% که با دو آینه رویش عیان ~~نمی‌بینم # 6 قد تو تا بشد از جویبار دیده من %~% به جای سرو جز آب روان نمی‌بینم # 7 در این خمار کسم جرعه‌ای نمی‌بخشد %~% ببین که اهل دلی در میان ~~نمی‌بینم # 8 نشان موی میانش که دل در او بستم %~% ز من مپرس که خود در میان ~~نمی‌بینم # 9 من و سفینه حافظ که جز در این دریا %~% بضاعت سخن درفشان نمی‌بینم ~~PageV1P358 ### || [genre: Gh] # 1 خرم آن روز کز این منزل ویران بروم %~% راحت جان طلبم و از پی جانان ~~بروم # 2 گر چه دانم که به جایی ms164 نبرد راه غریب %~% من به بوی سر آن زلف پریشان ~~بروم # 3 دلم از وحشت زندان سکندر بگرفت %~% رخت بربندم و تا ملک سلیمان بروم # 4 چون صبا با تن بیمار و دل بی‌طاقت %~% به هواداری آن سرو خرامان بروم # 5 در ره او چو قلم گر به سرم باید رفت %~% با دل زخم کش و دیده گریان ~~بروم # 6 نذر کردم گر از این غم به درآیم روزی %~% تا در میکده شادان و غزل خوان ~~بروم # 7 به هواداری او ذره صفت رقص کنان %~% تا لب چشمه خورشید درخشان بروم # 8 تازیان را غم احوال گران باران نیست %~% پارسایان مددی تا خوش و آسان ~~بروم # 9 ور چو حافظ ز بیابان نبرم ره بیرون %~% همره کوکبه آصف دوران بروم ~~PageV1P359 ### || [genre: Gh] # 1 گر از این منزل ویران به سوی خانه روم %~% دگر آن جا که روم عاقل و ~~فرزانه روم # 2 زین سفر گر به سلامت به وطن بازرسم %~% نذر کردم که هم از راه به ~~میخانه روم # 3 تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک %~% به در صومعه با بربط و ~~پیمانه روم # 4 آشنایان ره عشق گرم خون بخورند %~% ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم # 5 بعد از این دست من و زلف چو زنجیر نگار %~% چند و چند از پی کام دل ~~دیوانه روم # 6 گر ببینم خم ابروی چو محرابش باز %~% سجده شکر کنم و از پی شکرانه روم # 7 خرم آن دم که چو حافظ به تولای وزیر %~% سرخوش از میکده با دوست به ~~کاشانه روم PageV1P360 ### || [genre: Gh] # 1 آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم %~% خاک می‌بوسم و عذر قدمش می‌خواهم # 2 من نه آنم که ز جور تو بنالم حاشا %~% بنده معتقد و چاکر دولتخواهم # 3 بسته‌ام در خم گیسوی تو امید دراز %~% آن مبادا که کند دست طلب کوتاهم # 4 ذره خاکم و در کوی ms165 توام جای خوش است %~% ترسم ای دوست که بادی ببرد ~~ناگاهم # 5 پیر میخانه سحر جام جهان بینم داد %~% و اندر آن آینه از حسن تو کرد ~~آگاهم # 6 صوفی صومعه عالم قدسم لیکن %~% حالیا دیر مغان است حوالتگاهم # 7 با من راه نشین خیز و سوی میکده آی %~% تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب ~~جاهم # 8 مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود %~% آه اگر دامن حسن تو بگیرد آهم # 9 خوشم آمد که سحر خسرو خاور می‌گفت %~% با همه پادشهی بنده تورانشاهم ~~PageV1P361 ### || [genre: Gh] # 1 دیدار شد میسر و بوس و کنار هم %~% از بخت شکر دارم و از روزگار هم # 2 زاهد برو که طالع اگر طالع من است %~% جامم به دست باشد و زلف نگار هم # 3 ما عیب کس به مستی و رندی نمی‌کنیم %~% لعل بتان خوش است و می خوشگوار ~~هم # 4 ای دل بشارتی دهمت محتسب نماند %~% و از می جهان پر است و بت میگسار هم # 5 خاطر به دست تفرقه دادن نه زیرکیست %~% مجموعه‌ای بخواه و صراحی بیار ~~هم # 6 بر خاکیان عشق فشان جرعه لبش %~% تا خاک لعل گون شود و مشکبار هم # 7 آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین %~% خصم از میان برفت و سرشک از ~~کنار هم # 8 چون کائنات جمله به بوی تو زنده‌اند %~% ای آفتاب سایه ز ما برمدار هم # 9 چون آب روی لاله و گل فیض حسن توست %~% ای ابر لطف بر من خاکی ببار هم # 10 حافظ اسیر زلف تو شد از خدا بترس %~% و از انتصاف آصف جم اقتدار هم # 11 برهان ملک و دین که ز دست وزارتش %~% ایام کان یمین شد و دریا یسار هم # 12 بر یاد رای انور او آسمان به صبح %~% جان می‌کند فدا و کواکب نثار هم # 13 گوی زمین ربوده چوگان عدل اوست %~% وین برکشیده گنبد نیلی حصار هم # 14 ms166 عزم سبک عنان تو در جنبش آورد %~% این پایدار مرکز عالی مدار هم # 15 تا از نتیجه فلک و طور دور اوست %~% تبدیل ماه و سال و خزان و بهار هم # 16 خالی مباد کاخ جلالش ز سروران %~% و از ساقیان سروقد گلعذار هم ~~PageV1P362 ### || [genre: Gh] # 1 دردم از یار است و درمان نیز هم %~% دل فدای او شد و جان نیز هم # 2 این که می‌گویند آن خوشتر ز حسن %~% یار ما این دارد و آن نیز هم # 3 یاد باد آن کو به قصد خون ما %~% عهد را بشکست و پیمان نیز هم # 4 دوستان در پرده می‌گویم سخن %~% گفته خواهد شد به دستان نیز هم # 5 چون سر آمد دولت شب‌های وصل %~% بگذرد ایام هجران نیز هم # 6 هر دو عالم یک فروغ روی اوست %~% گفتمت پیدا و پنهان نیز هم # 7 اعتمادی نیست بر کار جهان %~% بلکه بر گردون گردان نیز هم # 8 عاشق از قاضی نترسد می بیار %~% بلکه از یرغوی دیوان نیز هم # 9 محتسب داند که حافظ عاشق است %~% و آصف ملک سلیمان نیز هم PageV1P363 ### || [genre: Gh] # 1 ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایم %~% همراز عشق و همنفس جام باده‌ایم # 2 بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند %~% تا کار خود ز ابروی جانان ~~گشاده‌ایم # 3 ای گل تو دوش داغ صبوحی کشیده‌ای %~% ما آن شقایقیم که با داغ زاده‌ایم # 4 پیر مغان ز توبه ما گر ملول شد %~% گو باده صاف کن که به عذر ~~ایستاده‌ایم # 5 کار از تو می‌رود مددی ای دلیل راه %~% کانصاف می‌دهیم و ز راه ~~اوفتاده‌ایم # 6 چون لاله می مبین و قدح در میان کار %~% این داغ بین که بر دل خونین ~~نهاده‌ایم # 7 گفتی که حافظ این همه رنگ و خیال چیست %~% نقش غلط مبین که همان لوح ~~ساده‌ایم PageV1P364 ### || [genre: Gh] # 1 عمریست تا به راه غمت رو نهاده‌ایم %~% روی و ریای خلق به ms167 یک سو ~~نهاده‌ایم # 2 طاق و رواق مدرسه و قال و قیل علم %~% در راه جام و ساقی مه رو ~~نهاده‌ایم # 3 هم جان بدان دو نرگس جادو سپرده‌ایم %~% هم دل بدان دو سنبل هندو ~~نهاده‌ایم # 4 عمری گذشت تا به امید اشارتی %~% چشمی بدان دو گوشه ابرو نهاده‌ایم # 5 ما ملک عافیت نه به لشکر گرفته‌ایم %~% ما تخت سلطنت نه به بازو ~~نهاده‌ایم # 6 تا سحر چشم یار چه بازی کند که باز %~% بنیاد بر کرشمه جادو نهاده‌ایم # 7 بی زلف سرکشش سر سودایی از ملال %~% همچون بنفشه بر سر زانو نهاده‌ایم # 8 در گوشه امید چو نظارگان ماه %~% چشم طلب بر آن خم ابرو نهاده‌ایم # 9 گفتی که حافظا دل سرگشته‌ات کجاست %~% در حلقه‌های آن خم گیسو ~~نهاده‌ایم PageV1P365 ### || [genre: Gh] # 1 ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم %~% از بد حادثه این جا به پناه ~~آمده‌ایم # 2 ره رو منزل عشقیم و ز سرحد عدم %~% تا به اقلیم وجود این همه راه ~~آمده‌ایم # 3 سبزه خط تو دیدیم و ز بستان بهشت %~% به طلبکاری این مهرگیاه آمده‌ایم # 4 با چنین گنج که شد خازن او روح امین %~% به گدایی به در خانه شاه ~~آمده‌ایم # 5 لنگر حلم تو ای کشتی توفیق کجاست %~% که در این بحر کرم غرق گناه ~~آمده‌ایم # 6 آبرو می‌رود ای ابر خطاپوش ببار %~% که به دیوان عمل نامه سیاه ~~آمده‌ایم # 7 حافظ این خرقه پشمینه مینداز که ما %~% از پی قافله با آتش آه آمده‌ایم ~~PageV1P366 ### || [genre: Gh] # 1 فتوی پیر مغان دارم و قولیست قدیم %~% که حرام است می آن جا که نه یار ~~است ندیم # 2 چاک خواهم زدن این دلق ریایی چه کنم %~% روح را صحبت ناجنس عذابیست ~~الیم # 3 تا مگر جرعه فشاند لب جانان بر من %~% سال‌ها شد که منم بر در میخانه ~~مقیم # 4 مگرش خدمت دیرین من از یاد برفت %~% ای نسیم سحری یاد دهش عهد ms168 قدیم # 5 بعد صد سال اگر بر سر خاکم گذری %~% سر برآرد ز گلم رقص کنان عظم رمیم # 6 دلبر از ما به صد امید ستد اول دل %~% ظاهرا عهد فرامش نکند خلق کریم # 7 غنچه گو تنگ دل از کار فروبسته مباش %~% کز دم صبح مدد یابی و انفاس ~~نسیم # 8 فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن %~% درد عاشق نشود به به مداوای ~~حکیم # 9 گوهر معرفت آموز که با خود ببری %~% که نصیب دگران است نصاب زر و سیم # 10 دام سخت است مگر یار شود لطف خدا %~% ور نه آدم نبرد صرفه ز شیطان ~~رجیم # 11 حافظ ار سیم و زرت نیست چه شد شاکر باش %~% چه به از دولت لطف سخن و ~~طبع سلیم PageV1P367 ### || [genre: Gh] # 1 خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم %~% به ره دوست نشینیم و مرادی طلبیم # 2 زاد راه حرم وصل نداریم مگر %~% به گدایی ز در میکده زادی طلبیم # 3 اشک آلوده ما گر چه روان است ولی %~% به رسالت سوی او پاک نهادی طلبیم # 4 لذت داغ غمت بر دل ما باد حرام %~% اگر از جور غم عشق تو دادی طلبیم # 5 نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد %~% مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم # 6 عشوه‌ای از لب شیرین تو دل خواست به جان %~% به شکرخنده لبت گفت مزادی ~~طلبیم # 7 تا بود نسخه عطری دل سودازده را %~% از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم # 8 چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد %~% ما به امید غمت خاطر شادی ~~طلبیم # 9 بر در مدرسه تا چند نشینی حافظ %~% خیز تا از در میخانه گشادی طلبیم ~~PageV1P368 ### || [genre: Gh] # 1 ما ز یاران چشم یاری داشتیم %~% خود غلط بود آن چه ما پنداشتیم # 2 تا درخت دوستی بر کی دهد %~% حالیا رفتیم و تخمی کاشتیم # 3 گفت و گو آیین درویشی نبود %~% ور نه ms169 با تو ماجراها داشتیم # 4 شیوه چشمت فریب جنگ داشت %~% ما غلط کردیم و صلح انگاشتیم # 5 گلبن حسنت نه خود شد دلفروز %~% ما دم همت بر او بگماشتیم # 6 نکته‌ها رفت و شکایت کس نکرد %~% جانب حرمت فرونگذاشتیم # 7 گفت خود دادی به ما دل حافظا %~% ما محصل بر کسی نگماشتیم PageV1P369 ### || [genre: Gh] # 1 صلاح از ما چه می‌جویی که مستان را صلا گفتیم %~% به دور نرگس مستت ~~سلامت را دعا گفتیم # 2 در میخانه‌ام بگشا که هیچ از خانقه نگشود %~% گرت باور بود ور نه سخن ~~این بود و ما گفتیم # 3 من از چشم تو ای ساقی خراب افتاده‌ام لیکن %~% بلایی کز حبیب آید هزارش ~~مرحبا گفتیم # 4 اگر بر من نبخشایی پشیمانی خوری آخر %~% به خاطر دار این معنی که در ~~خدمت کجا گفتیم # 5 قدت گفتم که شمشاد است بس خجلت به بار آورد %~% که این نسبت چرا کردیم ~~و این بهتان چرا گفتیم # 6 جگر چون نافه‌ام خون گشت کم زینم نمی‌باید %~% جزای آن که با زلفت سخن ~~از چین خطا گفتیم # 7 تو آتش گشتی ای حافظ ولی با یار درنگرفت %~% ز بدعهدی گل گویی حکایت با ~~صبا گفتیم PageV1P370 ### || [genre: Gh] # 1 ما درس سحر در ره میخانه نهادیم %~% محصول دعا در ره جانانه نهادیم # 2 در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش %~% این داغ که ما بر دل دیوانه نهادیم # 3 سلطان ازل گنج غم عشق به ما داد %~% تا روی در این منزل ویرانه نهادیم # 4 در دل ندهم ره پس از این مهر بتان را %~% مهر لب او بر در این خانه ~~نهادیم # 5 در خرقه از این بیش منافق نتوان بود %~% بنیاد از این شیوه رندانه ~~نهادیم # 6 چون می‌رود این کشتی سرگشته که آخر %~% جان در سر آن گوهر یک دانه ~~نهادیم # 7 المنه لله که چو ما بی‌دل و دین بود %~% آن را که لقب عاقل و ms170 فرزانه ~~نهادیم # 8 قانع به خیالی ز تو بودیم چو حافظ %~% یا رب چه گداهمت و بیگانه نهادیم ~~PageV1P371 ### || [genre: Gh] # 1 بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم %~% کز بهر جرعه‌ای همه محتاج این دریم # 2 روز نخست چون دم رندی زدیم و عشق %~% شرط آن بود که جز ره آن شیوه ~~نسپریم # 3 جایی که تخت و مسند جم می‌رود به باد %~% گر غم خوریم خوش نبود به که ~~می‌خوریم # 4 تا بو که دست در کمر او توان زدن %~% در خون دل نشسته چو یاقوت احمریم # 5 واعظ مکن نصیحت شوریدگان که ما %~% با خاک کوی دوست به فردوس ننگریم # 6 چون صوفیان به حالت و رقصند مقتدا %~% ما نیز هم به شعبده دستی برآوریم # 7 از جرعه تو خاک زمین در و لعل یافت %~% بیچاره ما که پیش تو از خاک ~~کمتریم # 8 حافظ چو ره به کنگره کاخ وصل نیست %~% با خاک آستانه این در به سر بریم ~~PageV1P372 ### || [genre: Gh] # 1 خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم %~% شطح و طامات به بازار خرافات بریم # 2 سوی رندان قلندر به ره آورد سفر %~% دلق بسطامی و سجاده طامات بریم # 3 تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند %~% چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم # 4 با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم %~% همچو موسی ارنی گوی به میقات ~~بریم # 5 کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم %~% علم عشق تو بر بام سماوات بریم # 6 خاک کوی تو به صحرای قیامت فردا %~% همه بر فرق سر از بهر مباهات بریم # 7 ور نهد در ره ما خار ملامت زاهد %~% از گلستانش به زندان مکافات بریم # 8 شرممان باد ز پشمینه آلوده خویش %~% گر بدین فضل و هنر نام کرامات بریم # 9 قدر وقت ار نشناسد دل و کاری نکند %~% بس خجالت که از این حاصل اوقات ~~بریم # 10 فتنه می‌بارد از این سقف مقرنس برخیز %~% تا ms171 به میخانه پناه از همه ~~آفات بریم # 11 در بیابان فنا گم شدن آخر تا کی %~% ره بپرسیم مگر پی به مهمات بریم # 12 حافظ آب رخ خود بر در هر سفله مریز %~% حاجت آن به که بر قاضی حاجات ~~بریم PageV1P373 ### || [genre: Gh] # 1 بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم %~% فلک را سقف بشکافیم و ~~طرحی نو دراندازیم # 2 اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد %~% من و ساقی به هم تازیم و ~~بنیادش براندازیم # 3 شراب ارغوانی را گلاب اندر قدح ریزیم %~% نسیم عطرگردان را شکر در مجمر ~~اندازیم # 4 چو در دست است رودی خوش بزن مطرب سرودی خوش %~% که دست افشان غزل ~~خوانیم و پاکوبان سر اندازیم # 5 صبا خاک وجود ما بدان عالی جناب انداز %~% بود کان شاه خوبان را نظر بر ~~منظر اندازیم # 6 یکی از عقل می‌لافد یکی طامات می‌بافد %~% بیا کاین داوری‌ها را به پیش ~~داور اندازیم # 7 بهشت عدن اگر خواهی بیا با ما به میخانه %~% که از پای خمت روزی به حوض ~~کوثر اندازیم # 8 سخندانی و خوشخوانی نمی‌ورزند در شیراز %~% بیا حافظ که تا خود را به ~~ملکی دیگر اندازیم PageV1P374 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی بیا که خرقه سالوس برکشیم %~% وین نقش زرق را خط بطلان به سر کشیم # 2 نذر و فتوح صومعه در وجه می‌نهیم %~% دلق ریا به آب خرابات برکشیم # 3 فردا اگر نه روضه رضوان به ما دهند %~% غلمان ز روضه حور ز جنت به ~~درکشیم # 4 بیرون جهیم سرخوش و از بزم صوفیان %~% غارت کنیم باده و شاهد به بر ~~کشیم # 5 عشرت کنیم ور نه به حسرت کشندمان %~% روزی که رخت جان به جهانی دگر ~~کشیم # 6 سر خدا که در تتق غیب منزویست %~% مستانه‌اش نقاب ز رخسار برکشیم # 7 کو جلوه‌ای ز ابروی او تا چو ماه نو %~% گوی سپهر در خم چوگان زر کشیم # 8 حافظ نه حد ماست ms172 چنین لاف‌ها زدن %~% پای از گلیم خویش چرا بیشتر کشیم ~~PageV1P375 ### || [genre: Gh] # 1 دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم %~% سخن اهل دل است این و به جان ~~بنیوشیم # 2 نیست در کس کرم و وقت طرب می‌گذرد %~% چاره آن است که سجاده به می ~~بفروشیم # 3 خوش هواییست فرح بخش خدایا بفرست %~% نازنینی که به رویش می گلگون ~~نوشیم # 4 ارغنون ساز فلک رهزن اهل هنر است %~% چون از این غصه ننالیم و چرا ~~نخروشیم # 5 گل به جوش آمد و از می نزدیمش آبی %~% لاجرم ز آتش حرمان و هوس ~~می‌جوشیم # 6 می‌کشیم از قدح لاله شرابی موهوم %~% چشم بد دور که بی مطرب و می ~~مدهوشیم # 7 حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما %~% بلبلانیم که در موسم گل ~~خاموشیم PageV1P376 ### || [genre: Gh] # 1 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم %~% غم هجران تو را چاره ز جایی بکنیم # 2 دل بیمار شد از دست رفیقان مددی %~% تا طبیبش به سر آریم و دوایی بکنیم # 3 آن که بی جرم برنجید و به تیغم زد و رفت %~% بازش آرید خدا را که صفایی ~~بکنیم # 4 خشک شد بیخ طرب راه خرابات کجاست %~% تا در آن آب و هوا نشو و نمایی ~~بکنیم # 5 مدد از خاطر رندان طلب ای دل ور نه %~% کار صعب است مبادا که خطایی ~~بکنیم # 6 سایه طایر کم حوصله کاری نکند %~% طلب از سایه میمون همایی بکنیم # 7 دلم از پرده بشد حافظ خوشگوی کجاست %~% تا به قول و غزلش ساز نوایی ~~بکنیم PageV1P377 ### || [genre: Gh] # 1 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم %~% جامه کس سیه و دلق خود ازرق ~~نکنیم # 2 عیب درویش و توانگر به کم و بیش بد است %~% کار بد مصلحت آن است که ~~مطلق نکنیم # 3 رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنیم %~% سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنیم # 4 شاه اگر ms173 جرعه رندان نه به حرمت نوشد %~% التفاتش به می صاف مروق نکنیم # 5 خوش برانیم جهان در نظر راهروان %~% فکر اسب سیه و زین مغرق نکنیم # 6 آسمان کشتی ارباب هنر می‌شکند %~% تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنیم # 7 گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید %~% گو تو خوش باش که ما گوش به احمق ~~نکنیم # 8 حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او %~% ور به حق گفت جدل با سخن حق ~~نکنیم PageV1P378 ### || [genre: Gh] # 1 سرم خوش است و به بانگ بلند می‌گویم %~% که من نسیم حیات از پیاله ~~می‌جویم # 2 عبوس زهد به وجه خمار ننشیند %~% مرید خرقه دردی کشان خوش خویم # 3 شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست %~% کشید در خم چوگان خویش چون گویم # 4 گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید %~% کدام در بزنم چاره از کجا جویم # 5 مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی %~% چنان که پرورشم می‌دهند می‌رویم # 6 تو خانقاه و خرابات در میانه مبین %~% خدا گواه که هر جا که هست با ~~اویم # 7 غبار راه طلب کیمیای بهروزیست %~% غلام دولت آن خاک عنبرین بویم # 8 ز شوق نرگس مست بلندبالایی %~% چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم # 9 بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک %~% غبار زرق به فیض قدح فروشویم ~~PageV1P379 ### || [genre: Gh] # 1 بارها گفته‌ام و بار دگر می‌گویم %~% که من دلشده این ره نه به خود ~~می‌پویم # 2 در پس آینه طوطی صفتم داشته‌اند %~% آن چه استاد ازل گفت بگو می‌گویم # 3 من اگر خارم و گر گل چمن آرایی هست %~% که از آن دست که او می‌کشدم ~~می‌رویم # 4 دوستان عیب من بی‌دل حیران مکنید %~% گوهری دارم و صاحب نظری می‌جویم # 5 گر چه با دلق ملمع می گلگون عیب است %~% مکنم عیب کز او رنگ ریا ~~می‌شویم # 6 خنده و گریه عشاق ز جایی دگر است ms174 %~% می‌سرایم به شب و وقت سحر می‌مویم # 7 حافظم گفت که خاک در میخانه مبوی %~% گو مکن عیب که من مشک ختن می‌بویم ~~PageV1P380 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه ما بندگان پادشهیم %~% پادشاهان ملک صبحگهیم # 2 گنج در آستین و کیسه تهی %~% جام گیتی نما و خاک رهیم # 3 هوشیار حضور و مست غرور %~% بحر توحید و غرقه گنهیم # 4 شاهد بخت چون کرشمه کند %~% ماش آیینه رخ چو مهیم # 5 شاه بیدار بخت را هر شب %~% ما نگهبان افسر و کلهیم # 6 گو غنیمت شمار صحبت ما %~% که تو در خواب و ما به دیده گهیم # 7 شاه منصور واقف است که ما %~% روی همت به هر کجا که نهیم # 8 دشمنان را ز خون کفن سازیم %~% دوستان را قبای فتح دهیم # 9 رنگ تزویر پیش ما نبود %~% شیر سرخیم و افعی سیهیم # 10 وام حافظ بگو که بازدهند %~% کرده‌ای اعتراف و ما گوهیم PageV1P381 ### || [genre: Gh] # 1 فاتحه‌ای چو آمدی بر سر خسته‌ای بخوان %~% لب بگشا که می‌دهد لعل لبت ~~به مرده جان # 2 آن که به پرسش آمد و فاتحه خواند و می‌رود %~% گو نفسی که روح را ~~می‌کنم از پی اش روان # 3 ای که طبیب خسته‌ای روی زبان من ببین %~% کاین دم و دود سینه‌ام بار دل ~~است بر زبان # 4 گر چه تب استخوان من کرد ز مهر گرم و رفت %~% همچو تبم نمی‌رود آتش مهر ~~از استخوان # 5 حال دلم ز خال تو هست در آتشش وطن %~% چشمم از آن دو چشم تو خسته ~~شده‌ست و ناتوان # 6 بازنشان حرارتم ز آب دو دیده و ببین %~% نبض مرا که می‌دهد هیچ ز زندگی ~~نشان # 7 آن که مدام شیشه‌ام از پی عیش داده است %~% شیشه‌ام از چه می‌برد پیش ~~طبیب هر زمان # 8 حافظ از آب زندگی شعر تو داد شربتم %~% ترک طبیب کن بیا نسخه شربتم ~~بخوان PageV1P382 ### || [genre: Gh] # 1 چندان که گفتم غم ms175 با طبیبان %~% درمان نکردند مسکین غریبان # 2 آن گل که هر دم در دست بادیست %~% گو شرم بادش از عندلیبان # 3 یا رب امان ده تا بازبیند %~% چشم محبان روی حبیبان # 4 درج محبت بر مهر خود نیست %~% یا رب مبادا کام رقیبان # 5 ای منعم آخر بر خوان جودت %~% تا چند باشیم از بی نصیبان # 6 حافظ نگشتی شیدای گیتی %~% گر می‌شنیدی پند ادیبان PageV1P383 ### || [genre: Gh] # 1 می‌سوزم از فراقت روی از جفا بگردان %~% هجران بلای ما شد یا رب بلا ~~بگردان # 2 مه جلوه می‌نماید بر سبز خنگ گردون %~% تا او به سر درآید بر رخش پا ~~بگردان # 3 مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل %~% گرد چمن بخوری همچون صبا ~~بگردان # 4 یغمای عقل و دین را بیرون خرام سرمست %~% در سر کلاه بشکن در بر قبا ~~بگردان # 5 ای نور چشم مستان در عین انتظارم %~% چنگ حزین و جامی بنواز یا بگردان # 6 دوران همی‌نویسد بر عارضش خطی خوش %~% یا رب نوشته بد از یار ما بگردان # 7 حافظ ز خوبرویان بختت جز این قدر نیست %~% گر نیستت رضایی حکم قضا ~~بگردان PageV1P384 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان %~% وان سهی سرو خرامان به چمن ~~بازرسان # 2 دل آزرده ما را به نسیمی بنواز %~% یعنی آن جان ز تن رفته به تن ~~بازرسان # 3 ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند %~% یار مه روی مرا نیز به من ~~بازرسان # 4 دیده‌ها در طلب لعل یمانی خون شد %~% یا رب آن کوکب رخشان به یمن ~~بازرسان # 5 برو ای طایر میمون همایون آثار %~% پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان # 6 سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات %~% بشنو ای پیک خبرگیر و سخن ~~بازرسان # 7 آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب %~% به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان ~~PageV1P385 ### || [genre: Gh] # 1 خدا را کم ms176 نشین با خرقه پوشان %~% رخ از رندان بی‌سامان مپوشان # 2 در این خرقه بسی آلودگی هست %~% خوشا وقت قبای می فروشان # 3 در این صوفی وشان دردی ندیدم %~% که صافی باد عیش دردنوشان # 4 تو نازک طبعی و طاقت نیاری %~% گرانی‌های مشتی دلق پوشان # 5 چو مستم کرده‌ای مستور منشین %~% چو نوشم داده‌ای زهرم منوشان # 6 بیا و از غبن این سالوسیان بین %~% صراحی خون دل و بربط خروشان # 7 ز دلگرمی حافظ بر حذر باش %~% که دارد سینه‌ای چون دیگ جوشان ~~PageV1P386 ### || [genre: Gh] # 1 شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان %~% که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان # 2 مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت %~% گفت ای چشم و چراغ همه شیرین ~~سخنان # 3 تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود %~% بنده من شو و برخور ز همه ~~سیمتنان # 4 کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز %~% تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ ~~زنان # 5 بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری %~% شادی زهره جبینان خور و نازک ~~بدنان # 6 پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد %~% گفت پرهیز کن از صحبت پیمان ~~شکنان # 7 دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل %~% مرد یزدان شو و فارغ گذر از ~~اهرمنان # 8 با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم %~% که شهیدان که‌اند این همه خونین ~~کفنان # 9 گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم %~% از می لعل حکایت کن و شیرین ~~دهنان PageV1P387 ### || [genre: Gh] # 1 بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن %~% به شادی رخ گل بیخ غم ز دل ~~برکن # 2 رسید باد صبا غنچه در هواداری %~% ز خود برون شد و بر خود درید پیراهن # 3 طریق صدق بیاموز از آب صافی دل %~% به راستی طلب آزادگی ز سرو چمن # 4 ز دستبرد صبا گرد گل کلاله نگر %~% شکنج گیسوی سنبل ببین به روی سمن ms177 # 5 عروس غنچه رسید از حرم به طالع سعد %~% به عینه دل و دین می‌برد به وجه ~~حسن # 6 صفیر بلبل شوریده و نفیر هزار %~% برای وصل گل آمد برون ز بیت حزن # 7 حدیث صحبت خوبان و جام باده بگو %~% به قول حافظ و فتوی پیر صاحب فن ~~PageV1P388 ### || [genre: Gh] # 1 چو گل هر دم به بویت جامه در تن %~% کنم چاک از گریبان تا به دامن # 2 تنت را دید گل گویی که در باغ %~% چو مستان جامه را بدرید بر تن # 3 من از دست غمت مشکل برم جان %~% ولی دل را تو آسان بردی از من # 4 به قول دشمنان برگشتی از دوست %~% نگردد هیچ کس دوست دشمن # 5 تنت در جامه چون در جام باده %~% دلت در سینه چون در سیم آهن # 6 ببار ای شمع اشک از چشم خونین %~% که شد سوز دلت بر خلق روشن # 7 مکن کز سینه‌ام آه جگرسوز %~% برآید همچو دود از راه روزن # 8 دلم را مشکن و در پا مینداز %~% که دارد در سر زلف تو مسکن # 9 چو دل در زلف تو بسته‌ست حافظ %~% بدین سان کار او در پا میفکن ~~PageV1P389 ### || [genre: Gh] # 1 افسر سلطان گل پیدا شد از طرف چمن %~% مقدمش یا رب مبارک باد بر سرو و ~~سمن # 2 خوش به جای خویشتن بود این نشست خسروی %~% تا نشیند هر کسی اکنون به ~~جای خویشتن # 3 خاتم جم را بشارت ده به حسن خاتمت %~% کاسم اعظم کرد از او کوتاه دست ~~اهرمن # 4 تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش %~% هر نفس با بوی رحمان می‌وزد ~~باد یمن # 5 شوکت پور پشنگ و تیغ عالمگیر او %~% در همه شهنامه‌ها شد داستان انجمن # 6 خنگ چوگانی چرخت رام شد در زیر زین %~% شهسوارا چون به میدان آمدی گویی ~~بزن # 7 جویبار ملک را آب روان شمشیر توست %~% تو درخت عدل بنشان بیخ بدخواهان ms178 ~~بکن # 8 بعد از این نشکفت اگر با نکهت خلق خوشت %~% خیزد از صحرای ایذج نافه ~~مشک ختن # 9 گوشه گیران انتظار جلوه خوش می‌کنند %~% برشکن طرف کلاه و برقع از رخ ~~برفکن # 10 مشورت با عقل کردم گفت حافظ می بنوش %~% ساقیا می ده به قول مستشار ~~مؤتمن # 11 ای صبا بر ساقی بزم اتابک عرضه دار %~% تا از آن جام زرافشان جرعه‌ای ~~بخشد به من PageV1P390 ### || [genre: Gh] # 1 خوشتر از فکر می و جام چه خواهد بودن %~% تا ببینم که سرانجام چه خواهد ~~بودن # 2 غم دل چند توان خورد که ایام نماند %~% گو نه دل باش و نه ایام چه ~~خواهد بودن # 3 مرغ کم حوصله را گو غم خود خور که بر او %~% رحم آن کس که نهد دام چه ~~خواهد بودن # 4 باده خور غم مخور و پند مقلد منیوش %~% اعتبار سخن عام چه خواهد بودن # 5 دست رنج تو همان به که شود صرف به کام %~% دانی آخر که به ناکام چه ~~خواهد بودن # 6 پیر میخانه همی‌خواند معمایی دوش %~% از خط جام که فرجام چه خواهد بودن # 7 بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل %~% تا جزای من بدنام چه خواهد ~~بودن PageV1P391 ### || [genre: Gh] # 1 دانی که چیست دولت دیدار یار دیدن %~% در کوی او گدایی بر خسروی گزیدن # 2 از جان طمع بریدن آسان بود ولیکن %~% از دوستان جانی مشکل توان بریدن # 3 خواهم شدن به بستان چون غنچه با دل تنگ %~% وان جا به نیک نامی پیراهنی ~~دریدن # 4 گه چون نسیم با گل راز نهفته گفتن %~% گه سر عشقبازی از بلبلان شنیدن # 5 بوسیدن لب یار اول ز دست مگذار %~% کآخر ملول گردی از دست و لب گزیدن # 6 فرصت شمار صحبت کز این دوراهه منزل %~% چون بگذریم دیگر نتوان به هم ~~رسیدن # 7 گویی برفت حافظ از یاد شاه یحیی %~% یا رب به یادش آور ms179 درویش پروریدن ~~PageV1P392 ### || [genre: Gh] # 1 منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن %~% منم که دیده نیالوده‌ام به بد دیدن # 2 وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم %~% که در طریقت ما کافریست رنجیدن # 3 به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات %~% بخواست جام می و گفت عیب ~~پوشیدن # 4 مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست %~% به دست مردم چشم از رخ تو گل چیدن # 5 به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب %~% که تا خراب کنم نقش خود ~~پرستیدن # 6 به رحمت سر زلف تو واثقم ور نه %~% کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن # 7 عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس %~% که وعظ بی عملان واجب است ~~نشنیدن # 8 ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب %~% که گرد عارض خوبان خوش است گردیدن # 9 مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ %~% که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن ~~PageV1P393 ### || [genre: Gh] # 1 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن %~% خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن # 2 در چشم پرخمار تو پنهان فسون سحر %~% در زلف بی‌قرار تو پیدا قرار حسن # 3 ماهی نتافت همچو تو از برج نیکویی %~% سروی نخاست چون قدت از جویبار ~~حسن # 4 خرم شد از ملاحت تو عهد دلبری %~% فرخ شد از لطافت تو روزگار حسن # 5 از دام زلف و دانه خال تو در جهان %~% یک مرغ دل نماند نگشته شکار حسن # 6 دایم به لطف دایه طبع از میان جان %~% می‌پرورد به ناز تو را در کنار ~~حسن # 7 گرد لبت بنفشه از آن تازه و تر است %~% کآب حیات می‌خورد از جویبار حسن # 8 حافظ طمع برید که بیند نظیر تو %~% دیار نیست جز رخت اندر دیار حسن ~~PageV1P394 ### || [genre: Gh] # 1 گلبرگ را ز سنبل مشکین نقاب کن %~% یعنی که رخ بپوش و جهانی خراب کن # 2 بفشان عرق ز چهره ms180 و اطراف باغ را %~% چون شیشه‌های دیده ما پرگلاب کن # 3 ایام گل چو عمر به رفتن شتاب کرد %~% ساقی به دور باده گلگون شتاب کن # 4 بگشا به شیوه نرگس پرخواب مست را %~% و از رشک چشم نرگس رعنا به خواب ~~کن # 5 بوی بنفشه بشنو و زلف نگار گیر %~% بنگر به رنگ لاله و عزم شراب کن # 6 زان جا که رسم و عادت عاشق‌کشی توست %~% با دشمنان قدح کش و با ما عتاب ~~کن # 7 همچون حباب دیده به روی قدح گشای %~% وین خانه را قیاس اساس از حباب کن # 8 حافظ وصال می‌طلبد از ره دعا %~% یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن ~~PageV1P395 ### || [genre: Gh] # 1 صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن %~% دور فلک درنگ ندارد شتاب کن # 2 زان پیشتر که عالم فانی شود خراب %~% ما را ز جام باده گلگون خراب کن # 3 خورشید می ز مشرق ساغر طلوع کرد %~% گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن # 4 روزی که چرخ از گل ما کوزه‌ها کند %~% زنهار کاسه سر ما پرشراب کن # 5 ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم %~% با ما به جام باده صافی خطاب کن # 6 کار صواب باده پرستیست حافظا %~% برخیز و عزم جزم به کار صواب کن ~~PageV1P396 ### || [genre: Gh] # 1 ز در درآ و شبستان ما منور کن %~% هوای مجلس روحانیان معطر کن # 2 اگر فقیه نصیحت کند که عشق مباز %~% پیاله‌ای بدهش گو دماغ را تر کن # 3 به چشم و ابروی جانان سپرده‌ام دل و جان %~% بیا بیا و تماشای طاق و ~~منظر کن # 4 ستاره شب هجران نمی‌فشاند نور %~% به بام قصر برآ و چراغ مه برکن # 5 بگو به خازن جنت که خاک این مجلس %~% به تحفه بر سوی فردوس و عود مجمر ~~کن # 6 از این مزوجه و خرقه نیک در تنگم %~% به یک کرشمه صوفی وشم قلندر کن # 7 چو شاهدان چمن ms181 زیردست حسن تواند %~% کرشمه بر سمن و جلوه بر صنوبر کن # 8 فضول نفس حکایت بسی کند ساقی %~% تو کار خود مده از دست و می به ساغر ~~کن # 9 حجاب دیده ادراک شد شعاع جمال %~% بیا و خرگه خورشید را منور کن # 10 طمع به قند وصال تو حد ما نبود %~% حوالتم به لب لعل همچو شکر کن # 11 لب پیاله ببوس آنگهی به مستان ده %~% بدین دقیقه دماغ معاشران تر کن # 12 پس از ملازمت عیش و عشق مه رویان %~% ز کارها که کنی شعر حافظ از بر ~~کن PageV1P397 ### || [genre: Gh] # 1 ای نور چشم من سخنی هست گوش کن %~% چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن # 2 در راه عشق وسوسه اهرمن بسیست %~% پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن # 3 برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند %~% ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن # 4 تسبیح و خرقه لذت مستی نبخشدت %~% همت در این عمل طلب از می فروش کن # 5 پیران سخن ز تجربه گویند گفتمت %~% هان ای پسر که پیر شوی پند گوش کن # 6 بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق %~% خواهی که زلف یار کشی ترک هوش کن # 7 با دوستان مضایقه در عمر و مال نیست %~% صد جان فدای یار نصیحت نیوش کن # 8 ساقی که جامت از می صافی تهی مباد %~% چشم عنایتی به من دردنوش کن # 9 سرمست در قبای زرافشان چو بگذری %~% یک بوسه نذر حافظ پشمینه پوش کن ~~PageV1P398 ### || [genre: Gh] # 1 کرشمه‌ای کن و بازار ساحری بشکن %~% به غمزه رونق و ناموس سامری بشکن # 2 به باد ده سر و دستار عالمی یعنی %~% کلاه گوشه به آیین سروری بشکن # 3 به زلف گوی که آیین دلبری بگذار %~% به غمزه گوی که قلب ستمگری بشکن # 4 برون خرام و ببر گوی خوبی از همه کس %~% سزای حور بده رونق پری بشکن # 5 به ms182 آهوان نظر شیر آفتاب بگیر %~% به ابروان دوتا قوس مشتری بشکن # 6 چو عطرسای شود زلف سنبل از دم باد %~% تو قیمتش به سر زلف عنبری بشکن # 7 چو عندلیب فصاحت فروشد ای حافظ %~% تو قدر او به سخن گفتن دری بشکن ~~PageV1P399 ### || [genre: Gh] # 1 بالابلند عشوه گر نقش باز من %~% کوتاه کرد قصه زهد دراز من # 2 دیدی دلا که آخر پیری و زهد و علم %~% با من چه کرد دیده معشوقه باز من # 3 می‌ترسم از خرابی ایمان که می‌برد %~% محراب ابروی تو حضور نماز من # 4 گفتم به دلق زرق بپوشم نشان عشق %~% غماز بود اشک و عیان کرد راز من # 5 مست است یار و یاد حریفان نمی‌کند %~% ذکرش به خیر ساقی مسکین نواز من # 6 یا رب کی آن صبا بوزد کز نسیم آن %~% گردد شمامه کرمش کارساز من # 7 نقشی بر آب می‌زنم از گریه حالیا %~% تا کی شود قرین حقیقت مجاز من # 8 بر خود چو شمع خنده زنان گریه می‌کنم %~% تا با تو سنگ دل چه کند سوز و ~~ساز من # 9 زاهد چو از نماز تو کاری نمی‌رود %~% هم مستی شبانه و راز و نیاز من # 10 حافظ ز گریه سوخت بگو حالش ای صبا %~% با شاه دوست پرور دشمن گداز من ~~PageV1P400 ### || [genre: Gh] # 1 چون شوم خاک رهش دامن بیفشاند ز من %~% ور بگویم دل بگردان رو بگرداند ~~ز من # 2 روی رنگین را به هر کس می‌نماید همچو گل %~% ور بگویم بازپوشان ~~بازپوشاند ز من # 3 چشم خود را گفتم آخر یک نظر سیرش ببین %~% گفت می‌خواهی مگر تا جوی خون ~~راند ز من # 4 او به خونم تشنه و من بر لبش تا چون شود %~% کام بستانم از او یا داد ~~بستاند ز من # 5 گر چو فرهادم به تلخی جان برآید باک نیست %~% بس حکایت‌های شیرین باز ~~می‌ماند ز من # 6 گر چو شمعش پیش میرم بر ms183 غمم خندان شود %~% ور برنجم خاطر نازک برنجاند ~~ز من # 7 دوستان جان داده‌ام بهر دهانش بنگرید %~% کو به چیزی مختصر چون باز ~~می‌ماند ز من # 8 صبر کن حافظ که گر زین دست باشد درس غم %~% عشق در هر گوشه‌ای ~~افسانه‌ای خواند ز من PageV1P401 ### || [genre: Gh] # 1 نکته‌ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین %~% عقل و جان را بسته زنجیر آن ~~گیسو ببین # 2 عیب دل کردم که وحشی وضع و هرجایی مباش %~% گفت چشم شیرگیر و غنج آن ~~آهو ببین # 3 حلقه زلفش تماشاخانه باد صباست %~% جان صد صاحب دل آن جا بسته یک مو ~~ببین # 4 عابدان آفتاب از دلبر ما غافلند %~% ای ملامتگو خدا را رو مبین آن رو ~~ببین # 5 زلف دل دزدش صبا را بند بر گردن نهاد %~% با هواداران ره رو حیله هندو ~~ببین # 6 این که من در جست و جوی او ز خود فارغ شدم %~% کس ندیده‌ست و نبیند ~~مثلش از هر سو ببین # 7 حافظ ار در گوشه محراب می‌نالد رواست %~% ای نصیحتگو خدا را آن خم ابرو ~~ببین # 8 از مراد شاه منصور ای فلک سر برمتاب %~% تیزی شمشیر بنگر قوت بازو ببین ~~PageV1P402 ### || [genre: Gh] # 1 شراب لعل کش و روی مه جبینان بین %~% خلاف مذهب آنان جمال اینان بین # 2 به زیر دلق ملمع کمندها دارند %~% درازدستی این کوته آستینان بین # 3 به خرمن دو جهان سر فرو نمی‌آرند %~% دماغ و کبر گدایان و خوشه چینان ~~بین # 4 بهای نیم کرشمه هزار جان طلبند %~% نیاز اهل دل و ناز نازنینان بین # 5 حقوق صحبت ما را به باد داد و برفت %~% وفای صحبت یاران و همنشینان بین # 6 اسیر عشق شدن چاره خلاص من است %~% ضمیر عاقبت اندیش پیش بینان بین # 7 کدورت از دل حافظ ببرد صحبت دوست %~% صفای همت پاکان و پاکدینان بین ~~PageV1P403 ### || [genre: Gh] # 1 می‌فکن بر صف رندان نظری بهتر از این %~% بر ms184 در میکده می کن گذری بهتر ~~از این # 2 در حق من لبت این لطف که می‌فرماید %~% سخت خوب است ولیکن قدری بهتر از ~~این # 3 آن که فکرش گره از کار جهان بگشاید %~% گو در این کار بفرما نظری بهتر ~~از این # 4 ناصحم گفت که جز غم چه هنر دارد عشق %~% برو ای خواجه عاقل هنری بهتر ~~از این # 5 دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم %~% مادر دهر ندارد پسری بهتر از این # 6 من چو گویم که قدح نوش و لب ساقی بوس %~% بشنو از من که نگوید دگری ~~بهتر از این # 7 کلک حافظ شکرین میوه نباتیست به چین %~% که در این باغ نبینی ثمری بهتر ~~از این PageV1P404 ### || [genre: Gh] # 1 به جان پیر خرابات و حق صحبت او %~% که نیست در سر من جز هوای خدمت او # 2 بهشت اگر چه نه جای گناهکاران است %~% بیار باده که مستظهرم به همت او # 3 چراغ صاعقه آن سحاب روشن باد %~% که زد به خرمن ما آتش محبت او # 4 بر آستانه میخانه گر سری بینی %~% مزن به پای که معلوم نیست نیت او # 5 بیا که دوش به مستی سروش عالم غیب %~% نوید داد که عام است فیض رحمت او # 6 مکن به چشم حقارت نگاه در من مست %~% که نیست معصیت و زهد بی مشیت او # 7 نمی‌کند دل من میل زهد و توبه ولی %~% به نام خواجه بکوشیم و فر دولت ~~او # 8 مدام خرقه حافظ به باده در گرو است %~% مگر ز خاک خرابات بود فطرت او ~~PageV1P405 ### || [genre: Gh] # 1 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو %~% از ماه ابروان منت شرم باد رو # 2 عمریست تا دلت ز اسیران زلف ماست %~% غافل ز حفظ جانب یاران خود مشو # 3 مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما %~% کان جا هزار نافه مشکین به نیم جو # 4 تخم وفا و مهر در ms185 این کهنه کشته زار %~% آن گه عیان شود که بود موسم ~~درو # 5 ساقی بیار باده که رمزی بگویمت %~% از سر اختران کهن سیر و ماه نو # 6 شکل هلال هر سر مه می‌دهد نشان %~% از افسر سیامک و ترک کلاه زو # 7 حافظ جناب پیر مغان مامن وفاست %~% درس حدیث عشق بر او خوان و ز او شنو ~~PageV1P406 ### || [genre: Gh] # 1 مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو %~% یادم از کشته خویش آمد و هنگام درو # 2 گفتم ای بخت بخفتیدی و خورشید دمید %~% گفت با این همه از سابقه نومید ~~مشو # 3 گر روی پاک و مجرد چو مسیحا به فلک %~% از چراغ تو به خورشید رسد صد ~~پرتو # 4 تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار %~% تاج کاووس ببرد و کمر کیخسرو # 5 گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش %~% دور خوبی گذران است نصیحت ~~بشنو # 6 چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن %~% بیدقی راند که برد از مه و ~~خورشید گرو # 7 آسمان گو مفروش این عظمت کاندر عشق %~% خرمن مه به جوی خوشه پروین به ~~دو جو # 8 آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت %~% حافظ این خرقه پشمینه بینداز و ~~برو PageV1P407 ### || [genre: Gh] # 1 ای آفتاب آینه دار جمال تو %~% مشک سیاه مجمره گردان خال تو # 2 صحن سرای دیده بشستم ولی چه سود %~% کاین گوشه نیست درخور خیل خیال تو # 3 در اوج ناز و نعمتی ای پادشاه حسن %~% یا رب مباد تا به قیامت زوال تو # 4 مطبوعتر ز نقش تو صورت نبست باز %~% طغرانویس ابروی مشکین مثال تو # 5 در چین زلفش ای دل مسکین چگونه‌ای %~% کشفته گفت باد صبا شرح حال تو # 6 برخاست بوی گل ز در آشتی درآی %~% ای نوبهار ما رخ فرخنده فال تو # 7 تا آسمان ز حلقه به گوشان ما شود %~% کو عشوه‌ای ز ابروی همچون ms186 هلال تو # 8 تا پیش بخت بازروم تهنیت کنان %~% کو مژده‌ای ز مقدم عید وصال تو # 9 این نقطه سیاه که آمد مدار نور %~% عکسیست در حدیقه بینش ز خال تو # 10 در پیش شاه عرض کدامین جفا کنم %~% شرح نیازمندی خود یا ملال تو # 11 حافظ در این کمند سر سرکشان بسیست %~% سودای کج مپز که نباشد مجال تو ~~PageV1P408 ### || [genre: Gh] # 1 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو %~% خورشید سایه پرور طرف کلاه تو # 2 نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرام %~% ای من فدای شیوه چشم سیاه تو # 3 خونم بخور که هیچ ملک با چنان جمال %~% از دل نیایدش که نویسد گناه تو # 4 آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی %~% زان شد کنار دیده و دل تکیه گاه ~~تو # 5 با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم %~% از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو # 6 یاران همنشین همه از هم جدا شدند %~% ماییم و آستانه دولت پناه تو # 7 حافظ طمع مبر ز عنایت که عاقبت %~% آتش زند به خرمن غم دود آه تو ~~PageV1P409 ### || [genre: Gh] # 1 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو %~% زینت تاج و نگین از گوهر والای ~~تو # 2 آفتاب فتح را هر دم طلوعی می‌دهد %~% از کلاه خسروی رخسار مه سیمای تو # 3 جلوه گاه طایر اقبال باشد هر کجا %~% سایه‌اندازد همای چتر گردون سای ~~تو # 4 از رسوم شرع و حکمت با هزاران اختلاف %~% نکته‌ای هرگز نشد فوت از دل ~~دانای تو # 5 آب حیوانش ز منقار بلاغت می‌چکد %~% طوطی خوش لهجه یعنی کلک شکرخای تو # 6 گر چه خورشید فلک چشم و چراغ عالم است %~% روشنایی بخش چشم اوست خاک ~~پای تو # 7 آن چه اسکندر طلب کرد و ندادش روزگار %~% جرعه‌ای بود از زلال جام جان ~~افزای تو # 8 عرض حاجت در حریم حضرتت محتاج نیست %~% راز کس مخفی نماند با فروغ رای ~~تو ms187 # 9 خسروا پیرانه سر حافظ جوانی می‌کند %~% بر امید عفو جان بخش گنه فرسای ~~تو PageV1P410 ### || [genre: Gh] # 1 تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو %~% پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو # 2 ای گل خوش نسیم من بلبل خویش را مسوز %~% کز سر صدق می‌کند شب همه شب ~~دعای تو # 3 من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان %~% قال و مقال عالمی می‌کشم از برای ~~تو # 4 دولت عشق بین که چون از سر فقر و افتخار %~% گوشه تاج سلطنت می‌شکند ~~گدای تو # 5 خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند %~% این همه نقش می‌زنم از جهت ~~رضای تو # 6 شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر %~% کاین سر پرهوس شود خاک در سرای ~~تو # 7 شاه‌نشین چشم من تکیه گه خیال توست %~% جای دعاست شاه من بی تو مباد ~~جای تو # 8 خوش چمنیست عارضت خاصه که در بهار حسن %~% حافظ خوش کلام شد مرغ ~~سخنسرای تو PageV1P411 ### || [genre: Gh] # 1 مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو %~% جهان بس فتنه خواهد دید ~~از آن چشم و از آن ابرو # 2 غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی %~% نگارین گلشنش روی است و ~~مشکین سایبان ابرو # 3 هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش %~% که باشد مه که بنماید ز ~~طاق آسمان ابرو # 4 رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم %~% هزاران گونه پیغام است ~~و حاجب در میان ابرو # 5 روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست %~% که بر طرف سمن زارش ~~همی‌گردد چمان ابرو # 6 دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی %~% که این را این چنین چشم ~~است و آن را آن چنان ابرو # 7 تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم %~% که محرابم بگرداند خم آن ~~دلستان ابرو # 8 اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری ms188 %~% به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن ~~کمان ابرو PageV1P412 ### || [genre: Gh] # 1 خط عذار یار که بگرفت ماه از او %~% خوش حلقه‌ایست لیک به در نیست راه ~~از او # 2 ابروی دوست گوشه محراب دولت است %~% آن جا بمال چهره و حاجت بخواه از ~~او # 3 ای جرعه نوش مجلس جم سینه پاک دار %~% کآیینه‌ایست جام جهان بین که آه ~~از او # 4 کردار اهل صومعه‌ام کرد می پرست %~% این دود بین که نامه من شد سیاه از ~~او # 5 سلطان غم هر آن چه تواند بگو بکن %~% من برده‌ام به باده فروشان پناه ~~از او # 6 ساقی چراغ می به ره آفتاب دار %~% گو برفروز مشعله صبحگاه از او # 7 آبی به روزنامه اعمال ما فشان %~% باشد توان سترد حروف گناه از او # 8 حافظ که ساز مطرب عشاق ساز کرد %~% خالی مباد عرصه این بزمگاه از او # 9 آیا در این خیال که دارد گدای شهر %~% روزی بود که یاد کند پادشاه از ~~او PageV1P413 ### || [genre: Gh] # 1 گلبن عیش می‌دمد ساقی گلعذار کو %~% باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو # 2 هر گل نو ز گلرخی یاد همی‌کند ولی %~% گوش سخن شنو کجا دیده اعتبار کو # 3 مجلس بزم عیش را غالیه مراد نیست %~% ای دم صبح خوش نفس نافه زلف یار ~~کو # 4 حسن فروشی گلم نیست تحمل ای صبا %~% دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو # 5 شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد %~% خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو # 6 گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو %~% مردم از این هوس ولی قدرت و ~~اختیار کو # 7 حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است %~% از غم روزگار دون طبع سخن ~~گزار کو PageV1P414 ### || [genre: Gh] # 1 ای پیک راستان خبر یار ما بگو %~% احوال گل به بلبل دستان سرا بگو # 2 ما محرمان خلوت انسیم غم مخور %~% با یار آشنا ms189 سخن آشنا بگو # 3 برهم چو می‌زد آن سر زلفین مشکبار %~% با ما سر چه داشت ز بهر خدا بگو # 4 هر کس که گفت خاک در دوست توتیاست %~% گو این سخن معاینه در چشم ما بگو # 5 آن کس که منع ما ز خرابات می‌کند %~% گو در حضور پیر من این ماجرا بگو # 6 گر دیگرت بر آن در دولت گذر بود %~% بعد از ادای خدمت و عرض دعا بگو # 7 هر چند ما بدیم تو ما را بدان مگیر %~% شاهانه ماجرای گناه گدا بگو # 8 بر این فقیر نامه آن محتشم بخوان %~% با این گدا حکایت آن پادشا بگو # 9 جان‌ها ز دام زلف چو بر خاک می‌فشاند %~% بر آن غریب ما چه گذشت ای صبا ~~بگو # 10 جان پرور است قصه ارباب معرفت %~% رمزی برو بپرس حدیثی بیا بگو # 11 حافظ گرت به مجلس او راه می‌دهند %~% می نوش و ترک زرق ز بهر خدا بگو ~~PageV1P415 ### || [genre: Gh] # 1 خنک نسیم معنبر شمامه‌ای دلخواه %~% که در هوای تو برخاست بامداد پگاه # 2 دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا %~% که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه # 3 به یاد شخص نزارم که غرق خون دل است %~% هلال را ز کنار افق کنید نگاه # 4 منم که بی تو نفس می‌کشم زهی خجلت %~% مگر تو عفو کنی ور نه چیست عذر ~~گناه # 5 ز دوستان تو آموخت در طریقت مهر %~% سپیده دم که صبا چاک زد شعار سیاه # 6 به عشق روی تو روزی که از جهان بروم %~% ز تربتم بدمد سرخ گل به جای ~~گیاه # 7 مده به خاطر نازک ملالت از من زود %~% که حافظ تو خود این لحظه گفت بسم ~~الله PageV1P416 ### || [genre: Gh] # 1 عیشم مدام است از لعل دلخواه %~% کارم به کام است الحمدلله # 2 ای بخت سرکش تنگش به بر کش %~% گه جام زر کش گه لعل دلخواه # 3 ما را ms190 به رندی افسانه کردند %~% پیران جاهل شیخان گمراه # 4 از دست زاهد کردیم توبه %~% و از فعل عابد استغفرالله # 5 جانا چه گویم شرح فراقت %~% چشمی و صد نم جانی و صد آه # 6 کافر مبیناد این غم که دیده‌ست %~% از قامتت سرو از عارضت ماه # 7 شوق لبت برد از یاد حافظ %~% درس شبانه ورد سحرگاه PageV1P417 ### || [genre: Gh] # 1 گر تیغ بارد در کوی آن ماه %~% گردن نهادیم الحکم لله # 2 آیین تقوا ما نیز دانیم %~% لیکن چه چاره با بخت گمراه # 3 ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم %~% یا جام باده یا قصه کوتاه # 4 من رند و عاشق در موسم گل %~% آن گاه توبه استغفرالله # 5 مهر تو عکسی بر ما نیفکند %~% آیینه رویا آه از دلت آه # 6 الصبر مر و العمر فان %~% یا لیت شعری حتام القاه # 7 حافظ چه نالی گر وصل خواهی %~% خون بایدت خورد در گاه و بی‌گاه ~~PageV1P418 ### || [genre: Gh] # 1 وصال او ز عمر جاودان به %~% خداوندا مرا آن ده که آن به # 2 به شمشیرم زد و با کس نگفتم %~% که راز دوست از دشمن نهان به # 3 به داغ بندگی مردن بر این در %~% به جان او که از ملک جهان به # 4 خدا را از طبیب من بپرسید %~% که آخر کی شود این ناتوان به # 5 گلی کان پایمال سرو ما گشت %~% بود خاکش ز خون ارغوان به # 6 به خلدم دعوت ای زاهد مفرما %~% که این سیب زنخ زان بوستان به # 7 دلا دایم گدای کوی او باش %~% به حکم آن که دولت جاودان به # 8 جوانا سر متاب از پند پیران %~% که رای پیر از بخت جوان به # 9 شبی می‌گفت چشم کس ندیده‌ست %~% ز مروارید گوشم در جهان به # 10 اگر چه زنده رود آب حیات است %~% ولی شیراز ما از اصفهان به # 11 سخن اندر دهان دوست شکر %~% ولیکن گفته حافظ از آن به ms191 PageV1P419 ### || [genre: Gh] # 1 ناگهان پرده برانداخته‌ای یعنی چه %~% مست از خانه برون تاخته‌ای یعنی ~~چه # 2 زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب %~% این چنین با همه درساخته‌ای یعنی ~~چه # 3 شاه خوبانی و منظور گدایان شده‌ای %~% قدر این مرتبه نشناخته‌ای یعنی ~~چه # 4 نه سر زلف خود اول تو به دستم دادی %~% بازم از پای درانداخته‌ای یعنی ~~چه # 5 سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان %~% و از میان تیغ به ما آخته‌ای یعنی ~~چه # 6 هر کس از مهره مهر تو به نقشی مشغول %~% عاقبت با همه کج باخته‌ای یعنی ~~چه # 7 حافظا در دل تنگت چو فرود آمد یار %~% خانه از غیر نپرداخته‌ای یعنی چه ~~PageV1P420 ### || [genre: Gh] # 1 در سرای مغان رفته بود و آب زده %~% نشسته پیر و صلایی به شیخ و شاب ~~زده # 2 سبوکشان همه در بندگیش بسته کمر %~% ولی ز ترک کله چتر بر سحاب زده # 3 شعاع جام و قدح نور ماه پوشیده %~% عذار مغبچگان راه آفتاب زده # 4 عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز %~% شکسته کسمه و بر برگ گل گلاب ~~زده # 5 گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت %~% ز جرعه بر رخ حور و پری گلاب زده # 6 ز شور و عربده شاهدان شیرین کار %~% شکر شکسته سمن ریخته رباب زده # 7 سلام کردم و با من به روی خندان گفت %~% که ای خمارکش مفلس شراب زده # 8 که این کند که تو کردی به ضعف همت و رای %~% ز گنج خانه شده خیمه بر ~~خراب زده # 9 وصال دولت بیدار ترسمت ندهند %~% که خفته‌ای تو در آغوش بخت خواب زده # 10 بیا به میکده حافظ که بر تو عرضه کنم %~% هزار صف ز دعاهای مستجاب زده # 11 فلک جنیبه کش شاه نصره الدین است %~% بیا ببین ملکش دست در رکاب زده # 12 خرد که ملهم غیب است بهر کسب شرف %~% ز بام عرش صدش بوسه بر ms192 جناب زده ~~PageV1P421 ### || [genre: Gh] # 1 ای که با سلسله زلف دراز آمده‌ای %~% فرصتت باد که دیوانه نواز آمده‌ای # 2 ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت %~% چون به پرسیدن ارباب نیاز آمده‌ای # 3 پیش بالای تو میرم چه به صلح و چه به جنگ %~% چون به هر حال برازنده ~~ناز آمده‌ای # 4 آب و آتش به هم آمیخته‌ای از لب لعل %~% چشم بد دور که بس شعبده ~~بازآمده‌ای # 5 آفرین بر دل نرم تو که از بهر ثواب %~% کشته غمزه خود را به نماز ~~آمده‌ای # 6 زهد من با تو چه سنجد که به یغمای دلم %~% مست و آشفته به خلوتگه راز ~~آمده‌ای # 7 گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلوده‌ست %~% مگر از مذهب این طایفه ~~بازآمده‌ای PageV1P422 ### || [genre: Gh] # 1 دوش رفتم به در میکده خواب آلوده %~% خرقه تردامن و سجاده شراب آلوده # 2 آمد افسوس کنان مغبچه باده فروش %~% گفت بیدار شو ای ره رو خواب آلوده # 3 شست و شویی کن و آن گه به خرابات خرام %~% تا نگردد ز تو این دیر خراب ~~آلوده # 4 به هوای لب شیرین پسران چند کنی %~% جوهر روح به یاقوت مذاب آلوده # 5 به طهارت گذران منزل پیری و مکن %~% خلعت شیب چو تشریف شباب آلوده # 6 پاک و صافی شو و از چاه طبیعت به درآی %~% که صفایی ندهد آب تراب آلوده # 7 گفتم ای جان جهان دفتر گل عیبی نیست %~% که شود فصل بهار از می ناب ~~آلوده # 8 آشنایان ره عشق در این بحر عمیق %~% غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده # 9 گفت حافظ لغز و نکته به یاران مفروش %~% آه از این لطف به انواع عتاب ~~آلوده PageV1P423 ### || [genre: Gh] # 1 از من جدا مشو که توام نور دیده‌ای %~% آرام جان و مونس قلب رمیده‌ای # 2 از دامن تو دست ندارند عاشقان %~% پیراهن صبوری ایشان دریده‌ای # 3 از چشم بخت خویش مبادت گزند از آنک %~% در دلبری به غایت ms193 خوبی رسیده‌ای # 4 منعم مکن ز عشق وی ای مفتی زمان %~% معذور دارمت که تو او را ندیده‌ای # 5 آن سرزنش که کرد تو را دوست حافظا %~% بیش از گلیم خویش مگر پا ~~کشیده‌ای PageV1P424 ### || [genre: Gh] # 1 دامن کشان همی‌شد در شرب زرکشیده %~% صد ماه رو ز رشکش جیب قصب دریده # 2 از تاب آتش می بر گرد عارضش خوی %~% چون قطره‌های شبنم بر برگ گل چکیده # 3 لفظی فصیح شیرین قدی بلند چابک %~% رویی لطیف زیبا چشمی خوش کشیده # 4 یاقوت جان فزایش از آب لطف زاده %~% شمشاد خوش خرامش در ناز پروریده # 5 آن لعل دلکشش بین وان خنده دل آشوب %~% وان رفتن خوشش بین وان گام ~~آرمیده # 6 آن آهوی سیه چشم از دام ما برون شد %~% یاران چه چاره سازم با این دل ~~رمیده # 7 زنهار تا توانی اهل نظر میازار %~% دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده # 8 تا کی کشم عتیبت از چشم دلفریبت %~% روزی کرشمه‌ای کن ای یار برگزیده # 9 گر خاطر شریفت رنجیده شد ز حافظ %~% بازآ که توبه کردیم از گفته و ~~شنیده # 10 بس شکر بازگویم در بندگی خواجه %~% گر اوفتد به دستم آن میوه رسیده ~~PageV1P425 ### || [genre: Gh] # 1 از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه %~% انی رایت دهرا من هجرک القیامه # 2 دارم من از فراقش در دیده صد علامت %~% لیست دموع عینی هذا لنا العلامه # 3 هر چند کآزمودم از وی نبود سودم %~% من جرب المجرب حلت به الندامه # 4 پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا %~% فی بعدها عذاب فی قربها السلامه # 5 گفتم ملامت آید گر گرد دوست گردم %~% و الله ما راینا حبا بلا ملامه # 6 حافظ چو طالب آمد جامی به جان شیرین %~% حتی یذوق منه کاسا من الکرامه ~~PageV1P426 ### || [genre: Gh] # 1 چراغ روی تو را شمع گشت پروانه %~% مرا ز حال تو با حال خویش پروا نه # 2 خرد که قید مجانین عشق ms194 می‌فرمود %~% به بوی سنبل زلف تو گشت دیوانه # 3 به بوی زلف تو گر جان به باد رفت چه شد %~% هزار جان گرامی فدای جانانه # 4 من رمیده ز غیرت ز پا فتادم دوش %~% نگار خویش چو دیدم به دست بیگانه # 5 چه نقشه‌ها که برانگیختیم و سود نداشت %~% فسون ما بر او گشته است ~~افسانه # 6 بر آتش رخ زیبای او به جای سپند %~% به غیر خال سیاهش که دید به دانه # 7 به مژده جان به صبا داد شمع در نفسی %~% ز شمع روی تواش چون رسید ~~پروانه # 8 مرا به دور لب دوست هست پیمانی %~% که بر زبان نبرم جز حدیث پیمانه # 9 حدیث مدرسه و خانقه مگوی که باز %~% فتاد در سر حافظ هوای میخانه ~~PageV1P427 ### || [genre: Gh] # 1 سحرگاهان که مخمور شبانه %~% گرفتم باده با چنگ و چغانه # 2 نهادم عقل را ره توشه از می %~% ز شهر هستیش کردم روانه # 3 نگار می فروشم عشوه‌ای داد %~% که ایمن گشتم از مکر زمانه # 4 ز ساقی کمان ابرو شنیدم %~% که ای تیر ملامت را نشانه # 5 نبندی زان میان طرفی کمروار %~% اگر خود را ببینی در میانه # 6 برو این دام بر مرغی دگر نه %~% که عنقا را بلند است آشیانه # 7 که بندد طرف وصل از حسن شاهی %~% که با خود عشق بازد جاودانه # 8 ندیم و مطرب و ساقی همه اوست %~% خیال آب و گل در ره بهانه # 9 بده کشتی می تا خوش برانیم %~% از این دریای ناپیداکرانه # 10 وجود ما معماییست حافظ %~% که تحقیقش فسون است و فسانه PageV1P428 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می %~% طامات تا به چند و خرافات تا به ~~کی # 2 بگذر ز کبر و ناز که دیده‌ست روزگار %~% چین قبای قیصر و طرف کلاه کی # 3 هشیار شو که مرغ چمن مست گشت هان %~% بیدار شو که خواب عدم در پی است ms195 ~~هی # 4 خوش نازکانه می‌چمی ای شاخ نوبهار %~% کشفتگی مبادت از آشوب باد دی # 5 بر مهر چرخ و شیوه او اعتماد نیست %~% ای وای بر کسی که شد ایمن ز مکر ~~وی # 6 فردا شراب کوثر و حور از برای ماست %~% و امروز نیز ساقی مه روی و جام ~~می # 7 باد صبا ز عهد صبی یاد می‌دهد %~% جان دارویی که غم ببرد درده ای صبی # 8 حشمت مبین و سلطنت گل که بسپرد %~% فراش باد هر ورقش را به زیر پی # 9 درده به یاد حاتم طی جام یک منی %~% تا نامه سیاه بخیلان کنیم طی # 10 زان می که داد حسن و لطافت به ارغوان %~% بیرون فکند لطف مزاج از رخش ~~به خوی # 11 مسند به باغ بر که به خدمت چو بندگان %~% استاده است سرو و کمر بسته ~~است نی # 12 حافظ حدیث سحرفریب خوشت رسید %~% تا حد مصر و چین و به اطراف روم و ری ~~PageV1P429 ### || [genre: Gh] # 1 به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می %~% علاج کی کنمت آخرالدوا الکی # 2 ذخیره‌ای بنه از رنگ و بوی فصل بهار %~% که می‌رسند ز پی رهزنان بهمن و ~~دی # 3 چو گل نقاب برافکند و مرغ زد هوهو %~% منه ز دست پیاله چه می‌کنی هی هی # 4 شکوه سلطنت و حسن کی ثباتی داد %~% ز تخت جم سخنی مانده است و افسر کی # 5 خزینه داری میراث خوارگان کفر است %~% به قول مطرب و ساقی به فتوی دف و ~~نی # 6 زمانه هیچ نبخشد که بازنستاند %~% مجو ز سفله مروت که شیئه لا شی # 7 نوشته‌اند بر ایوان جنه الماوی %~% که هر که عشوه دنیی خرید وای به وی # 8 سخا نماند سخن طی کنم شراب کجاست %~% بده به شادی روح و روان حاتم طی # 9 بخیل بوی خدا نشنود بیا حافظ %~% پیاله گیر و کرم ورز و الضمان علی ~~PageV1P430 ### || [genre: Gh] # 1 لبش می‌بوسم ms196 و در می‌کشم می %~% به آب زندگانی برده‌ام پی # 2 نه رازش می‌توانم گفت با کس %~% نه کس را می‌توانم دید با وی # 3 لبش می‌بوسد و خون می‌خورد جام %~% رخش می‌بیند و گل می‌کند خوی # 4 بده جام می و از جم مکن یاد %~% که می‌داند که جم کی بود و کی کی # 5 بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب %~% رگش بخراش تا بخروشم از وی # 6 گل از خلوت به باغ آورد مسند %~% بساط زهد همچون غنچه کن طی # 7 چو چشمش مست را مخمور مگذار %~% به یاد لعلش ای ساقی بده می # 8 نجوید جان از آن قالب جدایی %~% که باشد خون جامش در رگ و پی # 9 زبانت درکش ای حافظ زمانی %~% حدیث بی زبانان بشنو از نی PageV1P431 ### || [genre: Gh] # 1 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی %~% پر کن قدح که بی می مجلس ندارد آبی # 2 وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید %~% مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی # 3 شد حلقه قامت من تا بعد از این رقیبت %~% زین در دگر نراند ما را به ~~هیچ بابی # 4 در انتظار رویت ما و امیدواری %~% در عشوه وصالت ما و خیال و خوابی # 5 مخمور آن دو چشمم آیا کجاست جامی %~% بیمار آن دو لعلم آخر کم از جوابی # 6 حافظ چه می‌نهی دل تو در خیال خوبان %~% کی تشنه سیر گردد از لمعه ~~سرابی PageV1P432 ### || [genre: Gh] # 1 ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی %~% لطف کردی سایه‌ای بر آفتاب ~~انداختی # 2 تا چه خواهد کرد با ما آب و رنگ عارضت %~% حالیا نیرنگ نقشی خوش بر آب ~~انداختی # 3 گوی خوبی بردی از خوبان خلخ شاد باش %~% جام کیخسرو طلب کافراسیاب ~~انداختی # 4 هر کسی با شمع رخسارت به وجهی عشق باخت %~% زان میان پروانه را در ~~اضطراب انداختی # 5 گنج عشق خود نهادی در دل ویران ما %~% سایه دولت ms197 بر این کنج خراب ~~انداختی # 6 زینهار از آب آن عارض که شیران را از آن %~% تشنه لب کردی و گردان را ~~در آب انداختی # 7 خواب بیداران ببستی وان گه از نقش خیال %~% تهمتی بر شب روان خیل خواب ~~انداختی # 8 پرده از رخ برفکندی یک نظر در جلوه گاه %~% و از حیا حور و پری را در ~~حجاب انداختی # 9 باده نوش از جام عالم بین که بر اورنگ جم %~% شاهد مقصود را از رخ نقاب ~~انداختی # 10 از فریب نرگس مخمور و لعل می پرست %~% حافظ خلوت نشین را در شراب ~~انداختی # 11 و از برای صید دل در گردنم زنجیر زلف %~% چون کمند خسرو مالک رقاب ~~انداختی # 12 داور دارا شکوه‌ای آن که تاج آفتاب %~% از سر تعظیم بر خاک جناب ~~انداختی # 13 نصره الدین شاه یحیی آن که خصم ملک را %~% از دم شمشیر چون آتش در آب ~~انداختی PageV1P433 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی %~% وان گه برو که رستی از نیستی و ~~هستی # 2 گر جان به تن ببینی مشغول کار او شو %~% هر قبله‌ای که بینی بهتر ز ~~خودپرستی # 3 با ضعف و ناتوانی همچون نسیم خوش باش %~% بیماری اندر این ره بهتر ز ~~تندرستی # 4 در مذهب طریقت خامی نشان کفر است %~% آری طریق دولت چالاکی است و چستی # 5 تا فضل و عقل بینی بی‌معرفت نشینی %~% یک نکته‌ات بگویم خود را مبین که ~~رستی # 6 در آستان جانان از آسمان میندیش %~% کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی # 7 خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد %~% سهل است تلخی می در جنب ذوق ~~مستی # 8 صوفی پیاله پیما حافظ قرابه پرهیز %~% ای کوته آستینان تا کی درازدستی ~~PageV1P434 ### || [genre: Gh] # 1 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی %~% تا بی‌خبر بمیرد در درد خودپرستی # 2 عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر ms198 آید %~% ناخوانده نقش مقصود از کارگاه ~~هستی # 3 دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم %~% با کافران چه کارت گر بت ~~نمی‌پرستی # 4 سلطان من خدا را زلفت شکست ما را %~% تا کی کند سیاهی چندین درازدستی # 5 در گوشه سلامت مستور چون توان بود %~% تا نرگس تو با ما گوید رموز مستی # 6 آن روز دیده بودم این فتنه‌ها که برخاست %~% کز سرکشی زمانی با ما ~~نمی‌نشستی # 7 عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ %~% چون برق از این کشاکش پنداشتی ~~که جستی PageV1P435 ### || [genre: Gh] # 1 آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی %~% گردون ورق هستی ما درننوشتی # 2 هر چند که هجران ثمر وصل برآرد %~% دهقان جهان کاش که این تخم نکشتی # 3 آمرزش نقد است کسی را که در این جا %~% یاریست چو حوری و سرایی چو ~~بهشتی # 4 در مصطبه عشق تنعم نتوان کرد %~% چون بالش زر نیست بسازیم به خشتی # 5 مفروش به باغ ارم و نخوت شداد %~% یک شیشه می و نوش لبی و لب کشتی # 6 تا کی غم دنیای دنی ای دل دانا %~% حیف است ز خوبی که شود عاشق زشتی # 7 آلودگی خرقه خرابی جهان است %~% کو راهروی اهل دلی پاک سرشتی # 8 از دست چرا هشت سر زلف تو حافظ %~% تقدیر چنین بود چه کردی که نهشتی ~~PageV1P436 ### || [genre: Gh] # 1 ای قصه بهشت ز کویت حکایتی %~% شرح جمال حور ز رویت روایتی # 2 انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه‌ای %~% آب خضر ز نوش لبانت کنایتی # 3 هر پاره از دل من و از غصه قصه‌ای %~% هر سطری از خصال تو و از رحمت ~~آیتی # 4 کی عطرسای مجلس روحانیان شدی %~% گل را اگر نه بوی تو کردی رعایتی # 5 در آرزوی خاک در یار سوختیم %~% یاد آور ای صبا که نکردی حمایتی # 6 ای دل به هرزه دانش و عمرت به باد رفت %~% صد مایه داشتی و ms199 نکردی ~~کفایتی # 7 بوی دل کباب من آفاق را گرفت %~% این آتش درون بکند هم سرایتی # 8 در آتش ار خیال رخش دست می‌دهد %~% ساقی بیا که نیست ز دوزخ شکایتی # 9 دانی مراد حافظ از این درد و غصه چیست %~% از تو کرشمه‌ای و ز خسرو ~~عنایتی PageV1P437 ### || [genre: Gh] # 1 سبت سلمی بصدغیها فؤادی %~% و روحی کل یوم لی ینادی # 2 نگارا بر من بی‌دل ببخشای %~% و واصلنی علی رغم الاعادی # 3 حبیبا در غم سودای عشقت %~% توکلنا علی رب العباد # 4 امن انکرتنی عن عشق سلمی %~% تزاول آن روی نهکو بوادی # 5 که همچون مت به بوتن دل و ای ره %~% غریق العشق فی بحر الوداد # 6 به پی ماچان غرامت بسپریمن %~% غرت یک وی روشتی از امادی # 7 غم این دل بواتت خورد ناچار %~% و غر نه او بنی آنچت نشادی # 8 دل حافظ شد اندر چین زلفت %~% بلیل مظلم و الله هادی PageV1P438 ### || [genre: Gh] # 1 دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی %~% کز عکس روی او شب هجران سر آمدی # 2 تعبیر رفت یار سفرکرده می‌رسد %~% ای کاج هر چه زودتر از در درآمدی # 3 ذکرش به خیر ساقی فرخنده فال من %~% کز در مدام با قدح و ساغر آمدی # 4 خوش بودی ار به خواب بدیدی دیار خویش %~% تا یاد صحبتش سوی ما رهبر ~~آمدی # 5 فیض ازل به زور و زر ار آمدی به دست %~% آب خضر نصیبه اسکندر آمدی # 6 آن عهد یاد باد که از بام و در مرا %~% هر دم پیام یار و خط دلبر آمدی # 7 کی یافتی رقیب تو چندین مجال ظلم %~% مظلومی ار شبی به در داور آمدی # 8 خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق %~% دریادلی بجوی دلیری سرآمدی # 9 آن کو تو را به سنگ دلی کرد رهنمون %~% ای کاشکی که پاش به سنگی برآمدی # 10 گر دیگری به شیوه حافظ زدی رقم %~% مقبول طبع شاه ms200 هنرپرور آمدی ~~PageV1P439 ### || [genre: Gh] # 1 سحر با باد می‌گفتم حدیث آرزومندی %~% خطاب آمد که واثق شو به الطاف ~~خداوندی # 2 دعای صبح و آه شب کلید گنج مقصود است %~% بدین راه و روش می‌رو که با ~~دلدار پیوندی # 3 قلم را آن زبان نبود که سر عشق گوید باز %~% ورای حد تقریر است شرح ~~آرزومندی # 4 الا ای یوسف مصری که کردت سلطنت مغرور %~% پدر را بازپرس آخر کجا شد ~~مهر فرزندی # 5 جهان پیر رعنا را ترحم در جبلت نیست %~% ز مهر او چه می‌پرسی در او همت ~~چه می‌بندی # 6 همایی چون تو عالی قدر حرص استخوان تا کی %~% دریغ آن سایه همت که بر ~~نااهل افکندی # 7 در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است %~% خدایا منعمم گردان به ~~درویشی و خرسندی # 8 به شعر حافظ شیراز می‌رقصند و می‌نازند %~% سیه چشمان کشمیری و ترکان ~~سمرقندی PageV1P440 ### || [genre: Gh] # 1 چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی %~% که حال ما نه چنین بودی ار چنان ~~بودی # 2 بگفتمی که چه ارزد نسیم طره دوست %~% گرم به هر سر مویی هزار جان بودی # 3 برات خوشدلی ما چه کم شدی یا رب %~% گرش نشان امان از بد زمان بودی # 4 گرم زمانه سرافراز داشتی و عزیز %~% سریر عزتم آن خاک آستان بودی # 5 ز پرده کاش برون آمدی چو قطره اشک %~% که بر دو دیده ما حکم او روان ~~بودی # 6 اگر نه دایره عشق راه بربستی %~% چو نقطه حافظ سرگشته در میان بودی ~~PageV1P441 ### || [genre: Gh] # 1 به جان او که گرم دسترس به جان بودی %~% کمینه پیشکش بندگانش آن بودی # 2 بگفتمی که بها چیست خاک پایش را %~% اگر حیات گران مایه جاودان بودی # 3 به بندگی قدش سرو معترف گشتی %~% گرش چو سوسن آزاده ده زبان بودی # 4 به خواب نیز نمی‌بینمش چه جای وصال %~% چو این نبود و ندیدیم باری آن ~~بودی # 5 اگر ms201 دلم نشدی پایبند طره او %~% کی اش قرار در این تیره خاکدان بودی # 6 به رخ چو مهر فلک بی‌نظیر آفاق است %~% به دل دریغ که یک ذره مهربان ~~بودی # 7 درآمدی ز درم کاشکی چو لمعه نور %~% که بر دو دیده ما حکم او روان بودی # 8 ز پرده ناله حافظ برون کی افتادی %~% اگر نه همدم مرغان صبح خوان بودی ~~PageV1P442 ### || [genre: Gh] # 1 چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری %~% خورد ز غیرت روی تو هر گلی خاری # 2 ز کفر زلف تو هر حلقه‌ای و آشوبی %~% ز سحر چشم تو هر گوشه‌ای و بیماری # 3 مرو چو بخت من ای چشم مست یار به خواب %~% که در پی است ز هر سویت آه ~~بیداری # 4 نثار خاک رهت نقد جان من هر چند %~% که نیست نقد روان را بر تو مقداری # 5 دلا همیشه مزن لاف زلف دلبندان %~% چو تیره رای شوی کی گشایدت کاری # 6 سرم برفت و زمانی به سر نرفت این کار %~% دلم گرفت و نبودت غم گرفتاری # 7 چو نقطه گفتمش اندر میان دایره آی %~% به خنده گفت که ای حافظ این چه ~~پرگاری PageV1P443 ### || [genre: Gh] # 1 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری %~% یاران صلای عشق است گر می‌کنید ~~کاری # 2 چشم فلک نبیند زین طرفه‌تر جوانی %~% در دست کس نیفتد زین خوبتر نگاری # 3 هرگز که دیده باشد جسمی ز جان مرکب %~% بر دامنش مبادا زین خاکیان ~~غباری # 4 چون من شکسته‌ای را از پیش خود چه رانی %~% کم غایت توقع بوسیست یا ~~کناری # 5 می بی‌غش است دریاب وقتی خوش است بشتاب %~% سال دگر که دارد امید ~~نوبهاری # 6 در بوستان حریفان مانند لاله و گل %~% هر یک گرفته جامی بر یاد روی ~~یاری # 7 چون این گره گشایم وین راز چون نمایم %~% دردی و سخت دردی کاری و صعب ~~کاری # 8 هر تار موی حافظ در دست زلف شوخی ms202 %~% مشکل توان نشستن در این چنین ~~دیاری PageV1P444 ### || [genre: Gh] # 1 تو را که هر چه مراد است در جهان داری %~% چه غم ز حال ضعیفان ناتوان ~~داری # 2 بخواه جان و دل از بنده و روان بستان %~% که حکم بر سر آزادگان روان ~~داری # 3 میان نداری و دارم عجب که هر ساعت %~% میان مجمع خوبان کنی میانداری # 4 بیاض روی تو را نیست نقش درخور از آنک %~% سوادی از خط مشکین بر ارغوان ~~داری # 5 بنوش می که سبکروحی و لطیف مدام %~% علی الخصوص در آن دم که سر گران ~~داری # 6 مکن عتاب از این بیش و جور بر دل ما %~% مکن هر آن چه توانی که جای آن ~~داری # 7 به اختیارت اگر صد هزار تیر جفاست %~% به قصد جان من خسته در کمان داری # 8 بکش جفای رقیبان مدام و جور حسود %~% که سهل باشد اگر یار مهربان داری # 9 به وصل دوست گرت دست می‌دهد یک دم %~% برو که هر چه مراد است در جهان ~~داری # 10 چو گل به دامن از این باغ می‌بری حافظ %~% چه غم ز ناله و فریاد ~~باغبان داری PageV1P445 ### || [genre: Gh] # 1 صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری %~% به یادگار بمانی که بوی او داری # 2 دلم که گوهر اسرار حسن و عشق در اوست %~% توان به دست تو دادن گرش نکو ~~داری # 3 در آن شمایل مطبوع هیچ نتوان گفت %~% جز این قدر که رقیبان تندخو داری # 4 نوای بلبلت ای گل کجا پسند افتد %~% که گوش و هوش به مرغان هرزه گو ~~داری # 5 به جرعه تو سرم مست گشت نوشت باد %~% خود از کدام خم است این که در سبو ~~داری # 6 به سرکشی خود ای سرو جویبار مناز %~% که گر بدو رسی از شرم سر فروداری # 7 دم از ممالک خوبی چو آفتاب زدن %~% تو را رسد که غلامان ماه رو داری # 8 قبای ms203 حسن فروشی تو را برازد و بس %~% که همچو گل همه آیین رنگ و بو ~~داری # 9 ز کنج صومعه حافظ مجوی گوهر عشق %~% قدم برون نه اگر میل جست و جو داری ~~PageV1P446 ### || [genre: Gh] # 1 بیا با ما مورز این کینه داری %~% که حق صحبت دیرینه داری # 2 نصیحت گوش کن کاین در بسی به %~% از آن گوهر که در گنجینه داری # 3 ولیکن کی نمایی رخ به رندان %~% تو کز خورشید و مه آیینه داری # 4 بد رندان مگو ای شیخ و هش دار %~% که با حکم خدایی کینه داری # 5 نمی‌ترسی ز آه آتشینم %~% تو دانی خرقه پشمینه داری # 6 به فریاد خمار مفلسان رس %~% خدا را گر می‌دوشینه داری # 7 ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ %~% به قرآنی که اندر سینه داری PageV1P447 ### || [genre: Gh] # 1 ای که در کوی خرابات مقامی داری %~% جم وقت خودی ار دست به جامی داری # 2 ای که با زلف و رخ یار گذاری شب و روز %~% فرصتت باد که خوش صبحی و ~~شامی داری # 3 ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند %~% گر از آن یار سفرکرده پیامی داری # 4 خال سرسبز تو خوش دانه عیشیست ولی %~% بر کنار چمنش وه که چه دامی داری # 5 بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم %~% بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی ~~داری # 6 چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود %~% می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری # 7 نام نیک ار طلبد از تو غریبی چه شود %~% تویی امروز در این شهر که نامی ~~داری # 8 بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود %~% تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری ~~PageV1P448 ### || [genre: Gh] # 1 ای که مهجوری عشاق روا می‌داری %~% عاشقان را ز بر خویش جدا می‌داری # 2 تشنه بادیه را هم به زلالی دریاب %~% به امیدی که در این ره به خدا ~~می‌داری # 3 دل ببردی و بحل کردمت ای جان ms204 لیکن %~% به از این دار نگاهش که مرا ~~می‌داری # 4 ساغر ما که حریفان دگر می‌نوشند %~% ما تحمل نکنیم ار تو روا می‌داری # 5 ای مگس حضرت سیمرغ نه جولانگه توست %~% عرض خود می‌بری و زحمت ما ~~می‌داری # 6 تو به تقصیر خود افتادی از این در محروم %~% از که می‌نالی و فریاد چرا ~~می‌داری # 7 حافظ از پادشهان پایه به خدمت طلبند %~% سعی نابرده چه امید عطا ~~می‌داری PageV1P449 ### || [genre: Gh] # 1 روزگاریست که ما را نگران می‌داری %~% مخلصان را نه به وضع دگران ~~می‌داری # 2 گوشه چشم رضایی به منت باز نشد %~% این چنین عزت صاحب نظران می‌داری # 3 ساعد آن به که بپوشی تو چو از بهر نگار %~% دست در خون دل پرهنران ~~می‌داری # 4 نه گل از دست غمت رست و نه بلبل در باغ %~% همه را نعره زنان جامه دران ~~می‌داری # 5 ای که در دلق ملمع طلبی نقد حضور %~% چشم سری عجب از بی‌خبران می‌داری # 6 چون تویی نرگس باغ نظر ای چشم و چراغ %~% سر چرا بر من دلخسته گران ~~می‌داری # 7 گوهر جام جم از کان جهانی دگر است %~% تو تمنا ز گل کوزه گران می‌داری # 8 پدر تجربه ای دل تویی آخر ز چه روی %~% طمع مهر و وفا زین پسران ~~می‌داری # 9 کیسه سیم و زرت پاک بباید پرداخت %~% این طمع‌ها که تو از سیمبران ~~می‌داری # 10 گر چه رندی و خرابی گنه ماست ولی %~% عاشقی گفت که تو بنده بر آن ~~می‌داری # 11 مگذران روز سلامت به ملامت حافظ %~% چه توقع ز جهان گذران می‌داری ~~PageV1P450 ### || [genre: Gh] # 1 خوش کرد یاوری فلکت روز داوری %~% تا شکر چون کنی و چه شکرانه آوری # 2 آن کس که اوفتاد خدایش گرفت دست %~% گو بر تو باد تا غم افتادگان خوری # 3 در کوی عشق شوکت شاهی نمی‌خرند %~% اقرار بندگی کن و اظهار چاکری # 4 ساقی به مژدگانی عیش از درم درآی %~% تا ms205 یک دم از دلم غم دنیا به دربری # 5 در شاهراه جاه و بزرگی خطر بسیست %~% آن به کز این گریوه سبکبار بگذری # 6 سلطان و فکر لشکر و سودای تاج و گنج %~% درویش و امن خاطر و کنج قلندری # 7 یک حرف صوفیانه بگویم اجازت است %~% ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری # 8 نیل مراد بر حسب فکر و همت است %~% از شاه نذر خیر و ز توفیق یاوری # 9 حافظ غبار فقر و قناعت ز رخ مشوی %~% کاین خاک بهتر از عمل کیمیاگری ~~PageV1P451 ### || [genre: Gh] # 1 طفیل هستی عشقند آدمی و پری %~% ارادتی بنما تا سعادتی ببری # 2 بکوش خواجه و از عشق بی‌نصیب مباش %~% که بنده را نخرد کس به عیب ~~بی‌هنری # 3 می صبوح و شکرخواب صبحدم تا چند %~% به عذر نیم شبی کوش و گریه سحری # 4 تو خود چه لعبتی ای شهسوار شیرین کار %~% که در برابر چشمی و غایب از ~~نظری # 5 هزار جان مقدس بسوخت زین غیرت %~% که هر صباح و مسا شمع مجلس دگری # 6 ز من به حضرت آصف که می‌برد پیغام %~% که یاد گیر دو مصرع ز من به نظم ~~دری # 7 بیا که وضع جهان را چنان که من دیدم %~% گر امتحان بکنی می خوری و غم ~~نخوری # 8 کلاه سروریت کج مباد بر سر حسن %~% که زیب بخت و سزاوار ملک و تاج سری # 9 به بوی زلف و رخت می‌روند و می‌آیند %~% صبا به غالیه سایی و گل به ~~جلوه گری # 10 چو مستعد نظر نیستی وصال مجوی %~% که جام جم نکند سود وقت بی‌بصری # 11 دعای گوشه نشینان بلا بگرداند %~% چرا به گوشه چشمی به ما نمی‌نگری # 12 بیا و سلطنت از ما بخر به مایه حسن %~% و از این معامله غافل مشو که ~~حیف خوری # 13 طریق عشق طریقی عجب خطرناک است %~% نعوذبالله اگر ره به مقصدی نبری # 14 به یمن ms206 همت حافظ امید هست که باز %~% اری اسامر لیلای لیله القمر ~~PageV1P452 ### || [genre: Gh] # 1 ای که دایم به خویش مغروری %~% گر تو را عشق نیست معذوری # 2 گرد دیوانگان عشق مگرد %~% که به عقل عقیله مشهوری # 3 مستی عشق نیست در سر تو %~% رو که تو مست آب انگوری # 4 روی زرد است و آه دردآلود %~% عاشقان را دوای رنجوری # 5 بگذر از نام و ننگ خود حافظ %~% ساغر می‌طلب که مخموری PageV1P453 ### || [genre: Gh] # 1 ز کوی یار می‌آید نسیم باد نوروزی %~% از این باد ار مدد خواهی چراغ دل ~~برافروزی # 2 چو گل گر خرده‌ای داری خدا را صرف عشرت کن %~% که قارون را غلط‌ها داد ~~سودای زراندوزی # 3 ز جام گل دگر بلبل چنان مست می لعل است %~% که زد بر چرخ فیروزه صفیر ~~تخت فیروزی # 4 به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی %~% به گلزار آی کز بلبل غزل ~~گفتن بیاموزی # 5 چو امکان خلود ای دل در این فیروزه ایوان نیست %~% مجال عیش فرصت دان ~~به فیروزی و بهروزی # 6 طریق کام بخشی چیست ترک کام خود کردن %~% کلاه سروری آن است کز این ترک ~~بردوزی # 7 سخن در پرده می‌گویم چو گل از غنچه بیرون آی %~% که بیش از پنج روزی ~~نیست حکم میر نوروزی # 8 ندانم نوحه قمری به طرف جویباران چیست %~% مگر او نیز همچون من غمی ~~دارد شبانروزی # 9 می‌ای دارم چو جان صافی و صوفی می‌کند عیبش %~% خدایا هیچ عاقل را ~~مبادا بخت بد روزی # 10 جدا شد یار شیرینت کنون تنها نشین ای شمع %~% که حکم آسمان این است ~~اگر سازی و گر سوزی # 11 به عجب علم نتوان شد ز اسباب طرب محروم %~% بیا ساقی که جاهل را هنیتر ~~می‌رسد روزی # 12 می اندر مجلس آصف به نوروز جلالی نوش %~% که بخشد جرعه جامت جهان را ~~ساز نوروزی # 13 نه حافظ می‌کند تنها دعای خواجه تورانشاه %~% ز ms207 مدح آصفی خواهد جهان ~~عیدی و نوروزی # 14 جنابش پارسایان راست محراب دل و دیده %~% جبینش صبح خیزان راست روز ~~فتح و فیروزی PageV1P454 ### || [genre: Gh] # 1 عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی %~% ای پسر جام می‌ام ده که به پیری ~~برسی # 2 چه شکرهاست در این شهر که قانع شده‌اند %~% شاهبازان طریقت به مقام ~~مگسی # 3 دوش در خیل غلامان درش می‌رفتم %~% گفت ای عاشق بیچاره تو باری چه کسی # 4 با دل خون شده چون نافه خوشش باید بود %~% هر که مشهور جهان گشت به ~~مشکین نفسی # 5 لمع البرق من الطور و آنست به %~% فلعلی لک آت بشهاب قبس # 6 کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش %~% وه که بس بی‌خبر از غلغل ~~چندین جرسی # 7 بال بگشا و صفیر از شجر طوبی زن %~% حیف باشد چو تو مرغی که اسیر قفسی # 8 تا چو مجمر نفسی دامن جانان گیرم %~% جان نهادیم بر آتش ز پی خوش نفسی # 9 چند پوید به هوای تو ز هر سو حافظ %~% یسر الله طریقا بک یا ملتمسی ~~PageV1P455 ### || [genre: Gh] # 1 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی %~% که بسی گل بدمد باز و تو در گل ~~باشی # 2 من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش %~% که تو خود دانی اگر زیرک و ~~عاقل باشی # 3 چنگ در پرده همین می‌دهدت پند ولی %~% وعظت آن گاه کند سود که قابل ~~باشی # 4 در چمن هر ورقی دفتر حالی دگر است %~% حیف باشد که ز کار همه غافل باشی # 5 نقد عمرت ببرد غصه دنیا به گزاف %~% گر شب و روز در این قصه مشکل باشی # 6 گر چه راهیست پر از بیم ز ما تا بر دوست %~% رفتن آسان بود ار واقف ~~منزل باشی # 7 حافظا گر مدد از بخت بلندت باشد %~% صید آن شاهد مطبوع شمایل باشی ~~PageV1P456 ### || [genre: Gh] # 1 هزار جهد بکردم که ms208 یار من باشی %~% مرادبخش دل بی‌قرار من باشی # 2 چراغ دیده شب زنده دار من گردی %~% انیس خاطر امیدوار من باشی # 3 چو خسروان ملاحت به بندگان نازند %~% تو در میانه خداوندگار من باشی # 4 از آن عقیق که خونین دلم ز عشوه او %~% اگر کنم گله‌ای غمگسار من باشی # 5 در آن چمن که بتان دست عاشقان گیرند %~% گرت ز دست برآید نگار من باشی # 6 شبی به کلبه احزان عاشقان آیی %~% دمی انیس دل سوکوار من باشی # 7 شود غزاله خورشید صید لاغر من %~% گر آهویی چو تو یک دم شکار من باشی # 8 سه بوسه کز دو لبت کرده‌ای وظیفه من %~% اگر ادا نکنی قرض دار من باشی # 9 من این مراد ببینم به خود که نیم شبی %~% به جای اشک روان در کنار من ~~باشی # 10 من ار چه حافظ شهرم جوی نمی‌ارزم %~% مگر تو از کرم خویش یار من باشی ~~PageV1P457 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی %~% بی زر و گنج به صد حشمت ~~قارون باشی # 2 در مقامی که صدارت به فقیران بخشند %~% چشم دارم که به جاه از همه ~~افزون باشی # 3 در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن %~% شرط اول قدم آن است که مجنون ~~باشی # 4 نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن %~% ور نه چون بنگری از دایره بیرون ~~باشی # 5 کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش %~% کی روی ره ز که پرسی چه ~~کنی چون باشی # 6 تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای %~% ور خود از تخمه جمشید و فریدون باشی # 7 ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان %~% چند و چند از غم ایام جگرخون ~~باشی # 8 حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر این است %~% هیچ خوشدل نپسندد که تو ~~محزون باشی PageV1P458 ### || [genre: Gh] # 1 زین خوش رقم که بر گل رخسار می‌کشی ms209 %~% خط بر صحیفه گل و گلزار می‌کشی # 2 اشک حرم نشین نهانخانه مرا %~% زان سوی هفت پرده به بازار می‌کشی # 3 کاهل روی چو باد صبا را به بوی زلف %~% هر دم به قید سلسله در کار ~~می‌کشی # 4 هر دم به یاد آن لب میگون و چشم مست %~% از خلوتم به خانه خمار می‌کشی # 5 گفتی سر تو بسته فتراک ما شود %~% سهل است اگر تو زحمت این بار می‌کشی # 6 با چشم و ابروی تو چه تدبیر دل کنم %~% وه زین کمان که بر من بیمار ~~می‌کشی # 7 بازآ که چشم بد ز رخت دفع می‌کند %~% ای تازه گل که دامن از این خار ~~می‌کشی # 8 حافظ دگر چه می‌طلبی از نعیم دهر %~% می می‌خوری و طره دلدار می‌کشی ~~PageV1P459 ### || [genre: Gh] # 1 سلیمی منذ حلت بالعراق %~% الاقی من نواها ما الاقی # 2 الا ای ساروان منزل دوست %~% الی رکبانکم طال اشتیاقی # 3 خرد در زنده رود انداز و می نوش %~% به گلبانگ جوانان عراقی # 4 ربیع العمر فی مرعی حماکم %~% حماک الله یا عهد التلاقی # 5 بیا ساقی بده رطل گرانم %~% سقاک الله من کاس دهاق # 6 جوانی باز می‌آرد به یادم %~% سماع چنگ و دست افشان ساقی # 7 می باقی بده تا مست و خوشدل %~% به یاران برفشانم عمر باقی # 8 درونم خون شد از نادیدن دوست %~% الا تعسا لایام الفراق # 9 دموعی بعدکم لا تحقروها %~% فکم بحر عمیق من سواقی # 10 دمی با نیکخواهان متفق باش %~% غنیمت دان امور اتفاقی # 11 بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو %~% به شعر فارسی صوت عراقی # 12 عروسی بس خوشی ای دختر رز %~% ولی گه گه سزاوار طلاقی # 13 مسیحای مجرد را برازد %~% که با خورشید سازد هم وثاقی # 14 وصال دوستان روزی ما نیست %~% بخوان حافظ غزل‌های فراقی PageV1P460 ### || [genre: Gh] # 1 کتبت قصة شوقی و مدمعی باکی %~% بیا که بی تو به جان آمدم ز غمناکی # 2 بسا که گفته‌ام ms210 از شوق با دو دیده خود %~% ایا منازل سلمی فاین سلماک # 3 عجیب واقعه‌ای و غریب حادثه‌ای %~% انا اصطبرت قتیلا و قاتلی شاکی # 4 که را رسد که کند عیب دامن پاکت %~% که همچو قطره که بر برگ گل چکد ~~پاکی # 5 ز خاک پای تو داد آب روی لاله و گل %~% چو کلک صنع رقم زد به آبی و ~~خاکی # 6 صبا عبیرفشان گشت ساقیا برخیز %~% و هات شمسة کرم مطیب زاکی # 7 دع التکاسل تغنم فقد جری مثل %~% که زاد راهروان چستی است و چالاکی # 8 اثر نماند ز من بی شمایلت آری %~% اری مآثر محیای من محیاک # 9 ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند %~% که همچو صنع خدایی ورای ادراکی ~~PageV1P461 ### || [genre: Gh] # 1 یا مبسما یحاکی درجا من اللالی %~% یا رب چه درخور آمد گردش خط هلالی # 2 حالی خیال وصلت خوش می‌دهد فریبم %~% تا خود چه نقش بازد این صورت ~~خیالی # 3 می ده که گر چه گشتم نامه سیاه عالم %~% نومید کی توان بود از لطف ~~لایزالی # 4 ساقی بیار جامی و از خلوتم برون کش %~% تا در به در بگردم قلاش و ~~لاابالی # 5 از چار چیز مگذر گر عاقلی و زیرک %~% امن و شراب بی‌غش معشوق و جای ~~خالی # 6 چون نیست نقش دوران در هیچ حال ثابت %~% حافظ مکن شکایت تا می خوریم ~~حالی # 7 صافیست جام خاطر در دور آصف عهد %~% قم فاسقنی رحیقا اصفی من الزلال # 8 الملک قد تباهی من جده و جده %~% یا رب که جاودان باد این قدر و این ~~معالی # 9 مسندفروز دولت کان شکوه و شوکت %~% برهان ملک و ملت بونصر بوالمعالی ~~PageV1P462 ### || [genre: Gh] # 1 سلام الله ما کر اللیالی %~% و جاوبت المثانی و المثالی # 2 علی وادی الاراک و من علیها %~% و دار باللوی فوق الرمال # 3 دعاگوی غریبان جهانم %~% و ادعو بالتواتر و التوالی # 4 به هر منزل که رو آرد ms211 خدا را %~% نگه دارش به لطف لایزالی # 5 منال ای دل که در زنجیر زلفش %~% همه جمعیت است آشفته حالی # 6 ز خطت صد جمال دیگر افزود %~% که عمرت باد صد سال جلالی # 7 تو می‌باید که باشی ور نه سهل است %~% زیان مایه جاهی و مالی # 8 بر آن نقاش قدرت آفرین باد %~% که گرد مه کشد خط هلالی # 9 فحبک راحتی فی کل حین %~% و ذکرک مونسی فی کل حال # 10 سویدای دل من تا قیامت %~% مباد از شوق و سودای تو خالی # 11 کجا یابم وصال چون تو شاهی %~% من بدنام رند لاابالی # 12 خدا داند که حافظ را غرض چیست %~% و علم الله حسبی من سؤالی ~~PageV1P463 ### || [genre: Gh] # 1 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی %~% خوش باش زان که نبود این هر دو را ~~زوالی # 2 در وهم می‌نگنجد کاندر تصور عقل %~% آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی # 3 شد حظ عمر حاصل گر زان که با تو ما را %~% هرگز به عمر روزی روزی شود ~~وصالی # 4 آن دم که با تو باشم یک سال هست روزی %~% وان دم که بی تو باشم یک لحظه ~~هست سالی # 5 چون من خیال رویت جانا به خواب بینم %~% کز خواب می‌نبیند چشمم بجز ~~خیالی # 6 رحم آر بر دل من کز مهر روی خوبت %~% شد شخص ناتوانم باریک چون هلالی # 7 حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی %~% زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی ~~PageV1P464 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم به باغ صبحدمی تا چنم گلی %~% آمد به گوش ناگهم آواز بلبلی # 2 مسکین چو من به عشق گلی گشته مبتلا %~% و اندر چمن فکنده ز فریاد غلغلی # 3 می‌گشتم اندر آن چمن و باغ دم به دم %~% می‌کردم اندر آن گل و بلبل ~~تاملی # 4 گل یار حسن گشته و بلبل قرین عشق %~% آن را تفضلی نه و این را تبدلی # 5 چون کرد در دلم ms212 اثر آواز عندلیب %~% گشتم چنان که هیچ نماندم تحملی # 6 بس گل شکفته می‌شود این باغ را ولی %~% کس بی بلای خار نچیده‌ست از او ~~گلی # 7 حافظ مدار امید فرج از مدار چرخ %~% دارد هزار عیب و ندارد تفضلی ~~PageV1P465 ### || [genre: Gh] # 1 این خرقه که من دارم در رهن شراب اولی %~% وین دفتر بی‌معنی غرق می ناب ~~اولی # 2 چون عمر تبه کردم چندان که نگه کردم %~% در کنج خراباتی افتاده خراب ~~اولی # 3 چون مصلحت اندیشی دور است ز درویشی %~% هم سینه پر از آتش هم دیده پرآب ~~اولی # 4 من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت %~% این قصه اگر گویم با چنگ و رباب ~~اولی # 5 تا بی سر و پا باشد اوضاع فلک زین دست %~% در سر هوس ساقی در دست شراب ~~اولی # 6 از همچو تو دلداری دل برنکنم آری %~% چون تاب کشم باری زان زلف به تاب ~~اولی # 7 چون پیر شدی حافظ از میکده بیرون آی %~% رندی و هوسناکی در عهد شباب ~~اولی PageV1P466 ### || [genre: Gh] # 1 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی %~% گر چه ماه رمضان است بیاور جامی # 2 روزها رفت که دست من مسکین نگرفت %~% زلف شمشادقدی ساعد سیم اندامی # 3 روزه هر چند که مهمان عزیز است ای دل %~% صحبتش موهبتی دان و شدن ~~انعامی # 4 مرغ زیرک به در خانقه اکنون نپرد %~% که نهاده‌ست به هر مجلس وعظی دامی # 5 گله از زاهد بدخو نکنم رسم این است %~% که چو صبحی بدمد در پی اش افتد ~~شامی # 6 یار من چون بخرامد به تماشای چمن %~% برسانش ز من ای پیک صبا پیغامی # 7 آن حریفی که شب و روز می صاف کشد %~% بود آیا که کند یاد ز دردآشامی # 8 حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد %~% کام دشوار به دست آوری از خودکامی ~~PageV1P467 ### || [genre: Gh] # 1 که برد به نزد شاهان ز من گدا ms213 پیامی %~% که به کوی می فروشان دو هزار ~~جم به جامی # 2 شده‌ام خراب و بدنام و هنوز امیدوارم %~% که به همت عزیزان برسم به نیک ~~نامی # 3 تو که کیمیافروشی نظری به قلب ما کن %~% که بضاعتی نداریم و فکنده‌ایم ~~دامی # 4 عجب از وفای جانان که عنایتی نفرمود %~% نه به نامه‌ای پیامی نه به ~~خامه‌ای سلامی # 5 اگر این شراب خام است اگر آن حریف پخته %~% به هزار بار بهتر ز هزار ~~پخته خامی # 6 ز رهم میفکن ای شیخ به دانه‌های تسبیح %~% که چو مرغ زیرک افتد نفتد به ~~هیچ دامی # 7 سر خدمت تو دارم بخرم به لطف و مفروش %~% که چو بنده کمتر افتد به ~~مبارکی غلامی # 8 به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت %~% که لبت حیات ما بود و ~~نداشتی دوامی # 9 بگشای تیر مژگان و بریز خون حافظ %~% که چنان کشنده‌ای را نکند کس ~~انتقامی PageV1P468 ### || [genre: Gh] # 1 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی %~% فدای خاک در دوست باد جان گرامی # 2 پیام دوست شنیدن سعادت است و سلامت %~% من المبلغ عنی الی سعاد سلامی # 3 بیا به شام غریبان و آب دیده من بین %~% به سان باده صافی در آبگینه ~~شامی # 4 اذا تغرد عن ذی الاراک طائر خیر %~% فلا تفرد عن روضها انین حمامی # 5 بسی نماند که روز فراق یار سر آید %~% رایت من هضبات الحمی قباب خیام # 6 خوشا دمی که درآیی و گویمت به سلامت %~% قدمت خیر قدوم نزلت خیر مقام # 7 بعدت منک و قد صرت ذائبا کهلال %~% اگر چه روی چو ماهت ندیده‌ام به ~~تمامی # 8 و ان دعیت بخلد و صرت ناقض عهد %~% فما تطیب نفسی و ما استطاب منامی # 9 امید هست که زودت به بخت نیک ببینم %~% تو شاد گشته به فرماندهی و من ~~به غلامی # 10 چو سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ %~% که گاه لطف ms214 سبق می‌برد ز نظم ~~نظامی PageV1P469 ### || [genre: Gh] # 1 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی %~% دل ز تنهایی به جان آمد خدا ~~را همدمی # 2 چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو %~% ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم ~~دمی # 3 زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت %~% صعب روزی بوالعجب کاری ~~پریشان عالمی # 4 سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل %~% شاه ترکان فارغ است از حال ما ~~کو رستمی # 5 در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست %~% ریش باد آن دل که با درد تو ~~خواهد مرهمی # 6 اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست %~% ره روی باید جهان سوزی نه ~~خامی بی‌غمی # 7 آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست %~% عالمی دیگر بباید ساخت و از نو ~~آدمی # 8 خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم %~% کز نسیمش بوی جوی مولیان آید ~~همی # 9 گریه حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق %~% کاندر این دریا نماید هفت دریا ~~شبنمی PageV1P470 ### || [genre: Gh] # 1 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی %~% کجاست پیک صبا گر همی‌کند کرمی # 2 قیاس کردم و تدبیر عقل در ره عشق %~% چو شبنمی است که بر بحر می‌کشد ~~رقمی # 3 بیا که خرقه من گر چه رهن میکده‌هاست %~% ز مال وقف نبینی به نام من ~~درمی # 4 حدیث چون و چرا درد سر دهد ای دل %~% پیاله گیر و بیاسا ز عمر خویش دمی # 5 طبیب راه نشین درد عشق نشناسد %~% برو به دست کن ای مرده دل مسیح دمی # 6 دلم گرفت ز سالوس و طبل زیر گلیم %~% به آن که بر در میخانه برکشم علمی # 7 بیا که وقت شناسان دو کون بفروشند %~% به یک پیاله می صاف و صحبت صنمی # 8 دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است %~% اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی # 9 نمی‌کنم گله‌ای لیک ابر رحمت دوست %~% به کشته زار جگرتشنگان ms215 نداد نمی # 10 چرا به یک نی قندش نمی‌خرند آن کس %~% که کرد صد شکرافشانی از نی قلمی # 11 سزای قدر تو شاها به دست حافظ نیست %~% جز از دعای شبی و نیاز صبحدمی ~~PageV1P471 ### || [genre: Gh] # 1 احمد الله علی معدله السلطان %~% احمد شیخ اویس حسن ایلخانی # 2 خان بن خان و شهنشاه شهنشاه نژاد %~% آن که می‌زیبد اگر جان جهانش ~~خوانی # 3 دیده نادیده به اقبال تو ایمان آورد %~% مرحبا ای به چنین لطف خدا ~~ارزانی # 4 ماه اگر بی تو برآید به دو نیمش بزنند %~% دولت احمدی و معجزه سبحانی # 5 جلوه بخت تو دل می‌برد از شاه و گدا %~% چشم بد دور که هم جانی و هم ~~جانانی # 6 برشکن کاکل ترکانه که در طالع توست %~% بخشش و کوشش خاقانی و چنگزخانی # 7 گر چه دوریم به یاد تو قدح می‌گیریم %~% بعد منزل نبود در سفر روحانی # 8 از گل پارسیم غنچه عیشی نشکفت %~% حبذا دجله بغداد و می ریحانی # 9 سر عاشق که نه خاک در معشوق بود %~% کی خلاصش بود از محنت سرگردانی # 10 ای نسیم سحری خاک در یار بیار %~% که کند حافظ از او دیده دل نورانی ~~PageV1P472 ### || [genre: Gh] # 1 وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی %~% حاصل از حیات ای جان این دم است ~~تا دانی # 2 کام بخشی گردون عمر در عوض دارد %~% جهد کن که از دولت داد عیش بستانی # 3 باغبان چو من زین جا بگذرم حرامت باد %~% گر به جای من سروی غیر دوست ~~بنشانی # 4 زاهد پشیمان را ذوق باده خواهد کشت %~% عاقلا مکن کاری کآورد پشیمانی # 5 محتسب نمی‌داند این قدر که صوفی را %~% جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی # 6 با دعای شبخیزان ای شکردهان مستیز %~% در پناه یک اسم است خاتم سلیمانی # 7 پند عاشقان بشنو و از در طرب بازآ %~% کاین همه نمی‌ارزد شغل عالم فانی # 8 یوسف عزیزم رفت ای برادران ms216 رحمی %~% کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی # 9 پیش زاهد از رندی دم مزن که نتوان گفت %~% با طبیب نامحرم حال درد ~~پنهانی # 10 می‌روی و مژگانت خون خلق می‌ریزد %~% تیز می‌روی جانا ترسمت فرومانی # 11 دل ز ناوک چشمت گوش داشتم لیکن %~% ابروی کماندارت می‌برد به پیشانی # 12 جمع کن به احسانی حافظ پریشان را %~% ای شکنج گیسویت مجمع پریشانی # 13 گر تو فارغی از ما ای نگار سنگین دل %~% حال خود بخواهم گفت پیش آصف ~~ثانی PageV1P473 ### || [genre: Gh] # 1 هواخواه توام جانا و می‌دانم که می‌دانی %~% که هم نادیده می‌بینی و هم ~~ننوشته می‌خوانی # 2 ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق %~% نبیند چشم نابینا خصوص اسرار ~~پنهانی # 3 بیفشان زلف و صوفی را به پابازی و رقص آور %~% که از هر رقعه دلقش ~~هزاران بت بیفشانی # 4 گشاد کار مشتاقان در آن ابروی دلبند است %~% خدا را یک نفس بنشین گره ~~بگشا ز پیشانی # 5 ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد %~% که در حسن تو لطفی دید بیش از ~~حد انسانی # 6 چراغ افروز چشم ما نسیم زلف جانان است %~% مباد این جمع را یا رب غم از ~~باد پریشانی # 7 دریغا عیش شبگیری که در خواب سحر بگذشت %~% ندانی قدر وقت ای دل مگر ~~وقتی که درمانی # 8 ملول از همرهان بودن طریق کاردانی نیست %~% بکش دشواری منزل به یاد عهد ~~آسانی # 9 خیال چنبر زلفش فریبت می‌دهد حافظ %~% نگر تا حلقه اقبال ناممکن ~~نجنبانی PageV1P474 ### || [genre: Gh] # 1 گفتند خلایق که تویی یوسف ثانی %~% چون نیک بدیدم به حقیقت به از آنی # 2 شیرینتر از آنی به شکرخنده که گویم %~% ای خسرو خوبان که تو شیرین ~~زمانی # 3 تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه %~% هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی # 4 صد بار بگفتی که دهم زان دهنت کام %~% چون سوسن آزاده چرا جمله زبانی # 5 گویی بدهم کامت و جانت بستانم ms217 %~% ترسم ندهی کامم و جانم بستانی # 6 چشم تو خدنگ از سپر جان گذراند %~% بیمار که دیده‌ست بدین سخت کمانی # 7 چون اشک بیندازیش از دیده مردم %~% آن را که دمی از نظر خویش برانی ~~PageV1P475 ### || [genre: Gh] # 1 نسیم صبح سعادت بدان نشان که تو دانی %~% گذر به کوی فلان کن در آن ~~زمان که تو دانی # 2 تو پیک خلوت رازی و دیده بر سر راهت %~% به مردمی نه به فرمان چنان ~~بران که تو دانی # 3 بگو که جان عزیزم ز دست رفت خدا را %~% ز لعل روح فزایش ببخش آن که تو ~~دانی # 4 من این حروف نوشتم چنان که غیر ندانست %~% تو هم ز روی کرامت چنان ~~بخوان که تو دانی # 5 خیال تیغ تو با ما حدیث تشنه و آب است %~% اسیر خویش گرفتی بکش چنان که ~~تو دانی # 6 امید در کمر زرکشت چگونه ببندم %~% دقیقه‌ایست نگارا در آن میان که تو ~~دانی # 7 یکیست ترکی و تازی در این معامله حافظ %~% حدیث عشق بیان کن بدان زبان ~~که تو دانی PageV1P476 ### || [genre: Gh] # 1 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی %~% فراغتی و کتابی و گوشه چمنی # 2 من این مقام به دنیا و آخرت ندهم %~% اگر چه در پی ام افتند هر دم ~~انجمنی # 3 هر آن که کنج قناعت به گنج دنیا داد %~% فروخت یوسف مصری به کمترین ~~ثمنی # 4 بیا که رونق این کارخانه کم نشود %~% به زهد همچو تویی یا به فسق همچو ~~منی # 5 ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن %~% در این چمن که گلی بوده است یا سمنی # 6 ببین در آینه جام نقش بندی غیب %~% که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی # 7 از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت %~% عجب که بوی گلی هست و رنگ ~~نسترنی # 8 به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند %~% چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی ms218 # 9 مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ %~% کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی ~~PageV1P477 ### || [genre: Gh] # 1 نوش کن جام شراب یک منی %~% تا بدان بیخ غم از دل برکنی # 2 دل گشاده دار چون جام شراب %~% سر گرفته چند چون خم دنی # 3 چون ز جام بیخودی رطلی کشی %~% کم زنی از خویشتن لاف منی # 4 سنگسان شو در قدم نی همچو آب %~% جمله رنگ آمیزی و تردامنی # 5 دل به می دربند تا مردانه وار %~% گردن سالوس و تقوا بشکنی # 6 خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر %~% خویشتن در پای معشوق افکنی ~~PageV1P478 ### || [genre: Gh] # 1 صبح است و ژاله می‌چکد از ابر بهمنی %~% برگ صبوح ساز و بده جام یک منی # 2 در بحر مایی و منی افتاده‌ام بیار %~% می تا خلاص بخشدم از مایی و منی # 3 خون پیاله خور که حلال است خون او %~% در کار یار باش که کاریست کردنی # 4 ساقی به دست باش که غم در کمین ماست %~% مطرب نگاه دار همین ره که ~~می‌زنی # 5 می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت %~% خوش بگذران و بشنو از این ~~پیر منحنی # 6 ساقی به بی‌نیازی رندان که می بده %~% تا بشنوی ز صوت مغنی هوالغنی ~~PageV1P479 ### || [genre: Gh] # 1 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی %~% سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی # 2 دردمندان بلا زهر هلاهل دارند %~% قصد این قوم خطا باشد هان تا نکنی # 3 رنج ما را که توان برد به یک گوشه چشم %~% شرط انصاف نباشد که مداوا ~~نکنی # 4 دیده ما چو به امید تو دریاست چرا %~% به تفرج گذری بر لب دریا نکنی # 5 نقل هر جور که از خلق کریمت کردند %~% قول صاحب غرضان است تو آن‌ها ~~نکنی # 6 بر تو گر جلوه کند شاهد ما ای زاهد %~% از خدا جز می و معشوق تمنا نکنی # 7 حافظا ms219 سجده به ابروی چو محرابش بر %~% که دعایی ز سر صدق جز آن جا نکنی ~~PageV1P480 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی %~% خون خوری گر طلب روزی ~~ننهاده کنی # 2 آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد %~% حالیا فکر سبو کن که پر از باده ~~کنی # 3 گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است %~% عیش با آدمی ای چند پری زاده ~~کنی # 4 تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف %~% مگر اسباب بزرگی همه آماده ~~کنی # 5 اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان %~% گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی # 6 خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات %~% مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی # 7 کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ %~% ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی # 8 ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن %~% که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی ~~PageV1P481 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل به کوی عشق گذاری نمی‌کنی %~% اسباب جمع داری و کاری نمی‌کنی # 2 چوگان حکم در کف و گویی نمی‌زنی %~% باز ظفر به دست و شکاری نمی‌کنی # 3 این خون که موج می‌زند اندر جگر تو را %~% در کار رنگ و بوی نگاری ~~نمی‌کنی # 4 مشکین از آن نشد دم خلقت که چون صبا %~% بر خاک کوی دوست گذاری نمی‌کنی # 5 ترسم کز این چمن نبری آستین گل %~% کز گلشنش تحمل خاری نمی‌کنی # 6 در آستین جان تو صد نافه مدرج است %~% وان را فدای طره یاری نمی‌کنی # 7 ساغر لطیف و دلکش و می افکنی به خاک %~% و اندیشه از بلای خماری ~~نمی‌کنی # 8 حافظ برو که بندگی پادشاه وقت %~% گر جمله می‌کنند تو باری نمی‌کنی ~~PageV1P482 ### || [genre: Gh] # 1 سحرگه ره روی در سرزمینی %~% همی‌گفت این معما با قرینی # 2 که ای صوفی شراب آن گه شود صاف %~% # 3 خدا زان خرقه بیزار است صد بار %~% که صد بت باشدش در آستینی # 4 ms220 مروت گر چه نامی بی‌نشان است %~% نیازی عرضه کن بر نازنینی # 5 ثوابت باشد ای دارای خرمن %~% اگر رحمی کنی بر خوشه چینی # 6 نمی‌بینم نشاط عیش در کس %~% نه درمان دلی نه درد دینی # 7 درون‌ها تیره شد باشد که از غیب %~% چراغی برکند خلوت نشینی # 8 گر انگشت سلیمانی نباشد %~% چه خاصیت دهد نقش نگینی # 9 اگر چه رسم خوبان تندخوییست %~% چه باشد گر بسازد با غمینی # 10 ره میخانه بنما تا بپرسم %~% مآل خویش را از پیش بینی # 11 نه حافظ را حضور درس خلوت %~% نه دانشمند را علم الیقینی PageV1P483 ### || [genre: Gh] # 1 تو مگر بر لب آبی به هوس بنشینی %~% ور نه هر فتنه که بینی همه از خود ~~بینی # 2 به خدایی که تویی بنده بگزیده او %~% که بر این چاکر دیرینه کسی نگزینی # 3 گر امانت به سلامت ببرم باکی نیست %~% بی دلی سهل بود گر نبود بی‌دینی # 4 ادب و شرم تو را خسرو مه رویان کرد %~% آفرین بر تو که شایسته صد ~~چندینی # 5 عجب از لطف تو ای گل که نشستی با خار %~% ظاهرا مصلحت وقت در آن ~~می‌بینی # 6 صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم %~% عاشقان را نبود چاره بجز مسکینی # 7 باد صبحی به هوایت ز گلستان برخاست %~% که تو خوشتر ز گل و تازه‌تر از ~~نسرینی # 8 شیشه بازی سرشکم نگری از چپ و راست %~% گر بر این منظر بینش نفسی ~~بنشینی # 9 سخنی بی‌غرض از بنده مخلص بشنو %~% ای که منظور بزرگان حقیقت بینی # 10 نازنینی چو تو پاکیزه دل و پاک نهاد %~% بهتر آن است که با مردم بد ~~ننشینی # 11 سیل این اشک روان صبر و دل حافظ برد %~% بلغ الطاقه یا مقله عینی بینی # 12 تو بدین نازکی و سرکشی ای شمع چگل %~% لایق بندگی خواجه جلال الدینی ~~PageV1P484 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا سایه ابر است و بهار و لب جوی %~% من نگویم ms221 چه کن ار اهل دلی خود ~~تو بگوی # 2 بوی یک رنگی از این نقش نمی‌آید خیز %~% دلق آلوده صوفی به می ناب بشوی # 3 سفله طبع است جهان بر کرمش تکیه مکن %~% ای جهان دیده ثبات قدم از سفله ~~مجوی # 4 دو نصیحت کنمت بشنو و صد گنج ببر %~% از در عیش درآ و به ره عیب مپوی # 5 شکر آن را که دگربار رسیدی به بهار %~% بیخ نیکی بنشان و ره تحقیق بجوی # 6 روی جانان طلبی آینه را قابل ساز %~% ور نه هرگز گل و نسرین ندمد ز آهن ~~و روی # 7 گوش بگشای که بلبل به فغان می‌گوید %~% خواجه تقصیر مفرما گل توفیق ~~ببوی # 8 گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید %~% آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی ~~PageV1P485 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی %~% می‌خواند دوش درس مقامات معنوی # 2 یعنی بیا که آتش موسی نمود گل %~% تا از درخت نکته توحید بشنوی # 3 مرغان باغ قافیه سنجند و بذله گوی %~% تا خواجه می خورد به غزل‌های ~~پهلوی # 4 جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد %~% زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی # 5 این قصه عجب شنو از بخت واژگون %~% ما را بکشت یار به انفاس عیسوی # 6 خوش وقت بوریا و گدایی و خواب امن %~% کاین عیش نیست درخور اورنگ خسروی # 7 چشمت به غمزه خانه مردم خراب کرد %~% مخموریت مباد که خوش مست می‌روی # 8 دهقان سالخورده چه خوش گفت با پسر %~% کای نور چشم من بجز از کشته ~~ندروی # 9 ساقی مگر وظیفه حافظ زیاده داد %~% کاشفته گشت طره دستار مولوی ~~PageV1P486 ### || [genre: Gh] # 1 ای بی‌خبر بکوش که صاحب خبر شوی %~% تا راهرو نباشی کی راهبر شوی # 2 در مکتب حقایق پیش ادیب عشق %~% هان ای پسر بکوش که روزی پدر شوی # 3 دست از مس وجود چو مردان ره بشوی %~% تا کیمیای عشق بیابی و زر ms222 شوی # 4 خواب و خورت ز مرتبه خویش دور کرد %~% آن گه رسی به خویش که بی خواب و ~~خور شوی # 5 گر نور عشق حق به دل و جانت اوفتد %~% بالله کز آفتاب فلک خوبتر شوی # 6 یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر %~% کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی # 7 از پای تا سرت همه نور خدا شود %~% در راه ذوالجلال چو بی پا و سر شوی # 8 وجه خدا اگر شودت منظر نظر %~% زین پس شکی نماند که صاحب نظر شوی # 9 بنیاد هستی تو چو زیر و زبر شود %~% در دل مدار هیچ که زیر و زبر شوی # 10 گر در سرت هوای وصال است حافظا %~% باید که خاک درگه اهل هنر شوی ~~PageV1P487 ### || [genre: Gh] # 1 سحرم هاتف میخانه به دولتخواهی %~% گفت بازآی که دیرینه این درگاهی # 2 همچو جم جرعه ما کش که ز سر دو جهان %~% پرتو جام جهان بین دهدت آگاهی # 3 بر در میکده رندان قلندر باشند %~% که ستانند و دهند افسر شاهنشاهی # 4 خشت زیر سر و بر تارک هفت اختر پای %~% دست قدرت نگر و منصب صاحب جاهی # 5 سر ما و در میخانه که طرف بامش %~% به فلک بر شد و دیوار بدین کوتاهی # 6 قطع این مرحله بی همرهی خضر مکن %~% ظلمات است بترس از خطر گمراهی # 7 اگرت سلطنت فقر ببخشند ای دل %~% کمترین ملک تو از ماه بود تا ماهی # 8 تو دم فقر ندانی زدن از دست مده %~% مسند خواجگی و مجلس تورانشاهی # 9 حافظ خام طمع شرمی از این قصه بدار %~% عملت چیست که فردوس برین ~~می‌خواهی PageV1P488 ### || [genre: Gh] # 1 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی %~% در فکرت تو پنهان صد حکمت الهی # 2 کلک تو بارک الله بر ملک و دین گشاده %~% صد چشمه آب حیوان از قطره ~~سیاهی # 3 بر اهرمن نتابد انوار اسم اعظم %~% ملک آن ms223 توست و خاتم فرمای هر چه ~~خواهی # 4 در حکمت سلیمان هر کس که شک نماید %~% بر عقل و دانش او خندند مرغ و ~~ماهی # 5 باز ار چه گاه گاهی بر سر نهد کلاهی %~% مرغان قاف دانند آیین پادشاهی # 6 تیغی که آسمانش از فیض خود دهد آب %~% تنها جهان بگیرد بی منت سپاهی # 7 کلک تو خوش نویسد در شان یار و اغیار %~% تعویذ جان فزایی افسون عمر ~~کاهی # 8 ای عنصر تو مخلوق از کیمیای عزت %~% و ای دولت تو ایمن از وصمت تباهی # 9 ساقی بیار آبی از چشمه خرابات %~% تا خرقه‌ها بشوییم از عجب خانقاهی # 10 عمریست پادشاها کز می تهیست جامم %~% اینک ز بنده دعوی و از محتسب ~~گواهی # 11 گر پرتوی ز تیغت بر کان و معدن افتد %~% یاقوت سرخ رو را بخشند رنگ ~~کاهی # 12 دانم دلت ببخشد بر عجز شب نشینان %~% گر حال بنده پرسی از باد صبحگاهی # 13 جایی که برق عصیان بر آدم صفی زد %~% ما را چگونه زیبد دعوی بی‌گناهی # 14 حافظ چو پادشاهت گه گاه می‌برد نام %~% رنجش ز بخت منما بازآ به ~~عذرخواهی PageV1P489 ### || [genre: Gh] # 1 در همه دیر مغان نیست چو من شیدایی %~% خرقه جایی گرو باده و دفتر جایی # 2 دل که آیینه شاهیست غباری دارد %~% از خدا می‌طلبم صحبت روشن رایی # 3 کرده‌ام توبه به دست صنم باده فروش %~% که دگر می نخورم بی رخ بزم ~~آرایی # 4 نرگس ار لاف زد از شیوه چشم تو مرنج %~% نروند اهل نظر از پی نابینایی # 5 شرح این قصه مگر شمع برآرد به زبان %~% ور نه پروانه ندارد به سخن ~~پروایی # 6 جوی‌ها بسته‌ام از دیده به دامان که مگر %~% در کنارم بنشانند سهی ~~بالایی # 7 کشتی باده بیاور که مرا بی رخ دوست %~% گشت هر گوشه چشم از غم دل ~~دریایی # 8 سخن غیر مگو با من معشوقه پرست %~% کز وی و جام می‌ام ms224 نیست به کس ~~پروایی # 9 این حدیثم چه خوش آمد که سحرگه می‌گفت %~% بر در میکده‌ای با دف و نی ~~ترسایی # 10 گر مسلمانی از این است که حافظ دارد %~% آه اگر از پی امروز بود ~~فردایی PageV1P490 ### || [genre: Gh] # 1 به چشم کرده‌ام ابروی ماه سیمایی %~% خیال سبزخطی نقش بسته‌ام جایی # 2 امید هست که منشور عشقبازی من %~% از آن کمانچه ابرو رسد به طغرایی # 3 سرم ز دست بشد چشم از انتظار بسوخت %~% در آرزوی سر و چشم مجلس آرایی # 4 مکدر است دل آتش به خرقه خواهم زد %~% بیا ببین که که را می‌کند ~~تماشایی # 5 به روز واقعه تابوت ما ز سرو کنید %~% که می‌رویم به داغ بلندبالایی # 6 زمام دل به کسی داده‌ام من درویش %~% که نیستش به کس از تاج و تخت ~~پروایی # 7 در آن مقام که خوبان ز غمزه تیغ زنند %~% عجب مدار سری اوفتاده در پایی # 8 مرا که از رخ او ماه در شبستان است %~% کجا بود به فروغ ستاره پروایی # 9 فراق و وصل چه باشد رضای دوست طلب %~% که حیف باشد از او غیر او تمنایی # 10 درر ز شوق برآرند ماهیان به نثار %~% اگر سفینه حافظ رسد به دریایی ~~PageV1P491 ### || [genre: Gh] # 1 سلامی چو بوی خوش آشنایی %~% بدان مردم دیده روشنایی # 2 درودی چو نور دل پارسایان %~% بدان شمع خلوتگه پارسایی # 3 نمی‌بینم از همدمان هیچ بر جای %~% دلم خون شد از غصه ساقی کجایی # 4 ز کوی مغان رخ مگردان که آن جا %~% فروشند مفتاح مشکل گشایی # 5 عروس جهان گر چه در حد حسن است %~% ز حد می‌برد شیوه بی‌وفایی # 6 دل خسته من گرش همتی هست %~% نخواهد ز سنگین دلان مومیایی # 7 می صوفی افکن کجا می‌فروشند %~% که در تابم از دست زهد ریایی # 8 رفیقان چنان عهد صحبت شکستند %~% که گویی نبوده‌ست خود آشنایی # 9 مرا گر تو بگذاری ای نفس طامع %~% بسی پادشایی ms225 کنم در گدایی # 10 بیاموزمت کیمیای سعادت %~% ز همصحبت بد جدایی جدایی # 11 مکن حافظ از جور دوران شکایت %~% چه دانی تو ای بنده کار خدایی ~~PageV1P492 ### || [genre: Gh] # 1 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی %~% دل بی تو به جان آمد وقت است که ~~بازآیی # 2 دایم گل این بستان شاداب نمی‌ماند %~% دریاب ضعیفان را در وقت توانایی # 3 دیشب گله زلفش با باد همی‌کردم %~% گفتا غلطی بگذر زین فکرت سودایی # 4 صد باد صبا این جا با سلسله می‌رقصند %~% این است حریف ای دل تا باد ~~نپیمایی # 5 مشتاقی و مهجوری دور از تو چنانم کرد %~% کز دست بخواهد شد پایاب ~~شکیبایی # 6 یا رب به که شاید گفت این نکته که در عالم %~% رخساره به کس ننمود آن ~~شاهد هرجایی # 7 ساقی چمن گل را بی روی تو رنگی نیست %~% شمشاد خرامان کن تا باغ ~~بیارایی # 8 ای درد توام درمان در بستر ناکامی %~% و ای یاد توام مونس در گوشه ~~تنهایی # 9 در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم %~% لطف آن چه تو اندیشی حکم آن چه تو ~~فرمایی # 10 فکر خود و رای خود در عالم رندی نیست %~% کفر است در این مذهب خودبینی ~~و خودرایی # 11 زین دایره مینا خونین جگرم می ده %~% تا حل کنم این مشکل در ساغر ~~مینایی # 12 حافظ شب هجران شد بوی خوش وصل آمد %~% شادیت مبارک باد ای عاشق شیدایی ~~PageV1P493 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی %~% هر جا که روی زود پشیمان به ~~درآیی # 2 هش دار که گر وسوسه عقل کنی گوش %~% آدم صفت از روضه رضوان به درآیی # 3 شاید که به آبی فلکت دست نگیرد %~% گر تشنه لب از چشمه حیوان به درآیی # 4 جان می‌دهم از حسرت دیدار تو چون صبح %~% باشد که چو خورشید درخشان به ~~درآیی # 5 چندان چو صبا بر تو گمارم دم همت %~% کز غنچه ms226 چو گل خرم و خندان به ~~درآیی # 6 در تیره شب هجر تو جانم به لب آمد %~% وقت است که همچون مه تابان به ~~درآیی # 7 بر رهگذرت بسته‌ام از دیده دو صد جوی %~% تا بو که تو چون سرو خرامان ~~به درآیی # 8 حافظ مکن اندیشه که آن یوسف مه رو %~% بازآید و از کلبه احزان به درآیی ~~PageV1P494 ### || [genre: Gh] # 1 می خواه و گل افشان کن از دهر چه می‌جویی %~% این گفت سحرگه گل بلبل تو ~~چه می‌گویی # 2 مسند به گلستان بر تا شاهد و ساقی را %~% لب گیری و رخ بوسی می نوشی و ~~گل بویی # 3 شمشاد خرامان کن و آهنگ گلستان کن %~% تا سرو بیاموزد از قد تو دلجویی # 4 تا غنچه خندانت دولت به که خواهد داد %~% ای شاخ گل رعنا از بهر که ~~می‌رویی # 5 امروز که بازارت پرجوش خریدار است %~% دریاب و بنه گنجی از مایه نیکویی # 6 چون شمع نکورویی در رهگذر باد است %~% طرف هنری بربند از شمع نکورویی # 7 آن طره که هر جعدش صد نافه چین ارزد %~% خوش بودی اگر بودی بوییش ز خوش ~~خویی # 8 هر مرغ به دستانی در گلشن شاه آمد %~% بلبل به نواسازی حافظ به غزل ~~گویی PageV1P495 ### || [genre: Q] # 1 شد عرصه زمین چو بساط ارم جوان %~% از پرتو سعادت شاه جهان ستان # 2 خاقان شرق و غرب که در شرق و غرب اوست %~% صاحب‌قران خسرو و شاه ~~خدایگان # 3 خورشید ملک‌پرور و سلطان دادگر %~% دارای دادگستر و کسرای کی‌نشان # 4 سلطان‌نشان عرصه اقلیم سلطنت %~% بالانشین مسند ایوان لامکان # 5 اعظم جلال دولت و دین آنکه رفعتش %~% دارد همیشه توسن ایام زیر ران # 6 دارای دهر شاه شجاع آفتاب ملک %~% خاقان کامگار و شهنشاه نوجوان # 7 ماهی که شد به طلعتش افروخته زمین %~% شاهی که شد به همتش افراخته زمان # 8 سیمرغ وهم را نبود قوت عروج %~% آنجا که باز همت او سازد ms227 آشیان # 9 گر در خیال چرخ فتد عکس تیغ او %~% از یکدگر جدا شود اجزای توأمان # 10 حکمش روان چو باد در اطراف بر و بحر %~% مهرش نهان چو روح در اعضای ~~انس و جان # 11 ای صورت تو ملک جمال و جمال ملک %~% وی طلعت تو جان جهان و جهان جان # 12 تخت تو رشک مسند جمشید و کیقباد %~% تاج تو غبن افسر دارا و اردوان # 13 تو آفتاب ملکی و هر جا که می‌روی %~% چون سایه از قفای تو دولت بود ~~دوان # 14 ارکان نپرورد چو تو گوهر به هیچ قرن %~% گردون نیاورد چو تو اختر به ~~صد قران # 15 بی‌طلعت تو جان نگراید به کالبد %~% بی‌نعمت تو مغز نبندد در استخوان # 16 هر دانشی که در دل دفتر نیامده‌ست %~% دارد چو آب خامه تو بر سر زبان # 17 دست تو را به ابر که یارد شبیه کرد %~% چون بدره بدره این دهد و قطره ~~قطره آن # 18 با پایه جلال تو افلاک پایمال %~% وز دست بحر جود در دهر داستان # 19 بر چرخ علم ماهی و بر فرق ملک تاج %~% شرع از تو در حمایت و دین از تو ~~در امان # 20 ای خسرو منیع جناب رفیع قدر %~% وی داور عظیم مثال رفیع‌شان # 21 علم از تو در حمایت و عقل از تو با شکوه %~% در چشم فضل نوری و در جسم ~~ملک جان # 22 ای آفتاب ملک که در جنب همتت %~% چون ذره حقیر بود گنج شایگان # 23 در جنب بحر جود تو از ذره کمتر است %~% صد گنج شایگان که ببخشی به ~~رایگان # 24 عصمت نهفته رخ به سراپرده‌ات مقیم %~% دولت گشاده‌رخت بقا زیر کندلان # 25 گردون برای خیمه خورشید فلکه‌ات %~% از کوه و ابر ساخته نازیر و ~~سایه‌بان # 26 وین اطلس مقرنس زرد و ز زرنگار %~% چتری بلند بر سر خرگاه خویش دان # 27 بعد از کیان به ملک سلیمان نداد کس %~% این ساز ms228 و این خزینه و این ~~لشکر گران # 28 بودی درون گلشن و از پردلان تو %~% در هند بود غلغل و در زنگ بد فغان # 29 در دشت روم خیمه زدی و غریو کوس %~% از دشت روم رفت به صحرای سیستان # 30 تا قصر زرد تاختی و لرزه اوفتاد %~% در قصرهای قیصر و در خانه‌های خان # 31 آن کیست کاو به ملک کند باتو همسری %~% از مصر تا به روم و ز چین تا ~~به قیروان # 32 سال دگر ز قیصرت از روم باج سر %~% وز چینت آورند به درگه خراج جان # 33 تو شاکری ز خالق و خلق از تو شاکرند %~% تو شادمان به دولت و ملک از ~~تو شادمان # 34 اینک به طرف گلشن و بستان همی‌روی %~% با بندگان سمند سعادت به زیر ~~ران # 35 ای ملهکی که در صف کروبیان قدس %~% فیضی رسد به خاطر پاکت زمان زمان # 36 ای آشکار پیش دلت هرچه کردگار %~% دارد همی به پرده غیب اندرون نهان # 37 داده فلک عنان ارادت به دست تو %~% یعنی که مرکبم به مراد خودم بران # 38 گر کوششیت افتد پر داده‌ام به تیر %~% ور بخششیت باید زر داده‌ام به ~~کان # 39 خصمت کجاست در کف پای خودش فکن %~% یار تو کیست بر سر چشم منش نشان # 40 هم کام من به خدمت تو گشته منتظم %~% هم نام من به مدحت تو گشته ~~جاودان PageV1P496 ### || [genre: Q] # 1 ز دلبری نتوان لاف زد به آسانی %~% هزار نکته در این کار هست تا دانی # 2 بجز شکردهنی مایه‌هاست خوبی را %~% به خاتمی نتوان زد دم سلیمانی # 3 هزار سلطنت دلبری بدان نرسد %~% که در دلی به هنر خویش را بگنجانی # 4 چه گردها که برانگیختی ز هستی من %~% مباد خسته سمندت که تیز می‌رانی # 5 به همنشینی رندان سری فرود آور %~% که گنجهاست در این بی‌سری و سامانی # 6 بیار باده رنگین که یک حکایت راست %~% بگویم و نکنم ms229 رخنه در مسلمانی # 7 به خاک پای صبوحی‌کنان که تا من مست %~% ستاده بر در میخانه‌ام به ~~دربانی # 8 به هیچ زاهد ظاهرپرست نگذشتم %~% که زیر خرقه نه زنار داشت پنهانی # 9 به نام طره دلبند خویش خیری کن %~% که تا خداش نگه دارد از پریشانی # 10 مگیر چشم عنایت ز حال حافظ باز %~% وگرنه حال بگویم به آصف ثانی # 11 وزیر شاه‌نشان خواجه زمین و زمان %~% که خرم است بدو حال انسی و جانی # 12 قوام دولت دنیی محمد بن علی %~% که می‌درخشدش از چهره فر یزدانی # 13 زهی حمیده خصالی که گاه فکر صواب %~% تو را رسد که کنی دعوی جهانبانی # 14 طراز دولت باقی تو را همی‌زیبد %~% که همتت نبرد نام عالم فانی # 15 اگر نه گنج عطای تو دستگیر شود %~% همه بسیط زمین رو نهد به ویرانی # 16 تو را که صورت جسم تو را هیولایی است %~% چو جوهر ملکی در لباس انسانی # 17 کدام پایه تعظیم نصب شاید کرد %~% که در مسالک فکرت نه برتر از آنی # 18 درون خلوت کروبیان عالم قدس %~% صریر کلک تو باشد سماع روحانی # 19 تو را رسد شکر آویز خواجگی گه جود %~% که آستین به کریمان عالم افشانی # 20 صواعق سخطت را چگونه شرح دهم %~% نعوذ بالله از آن فتنه‌های طوفانی # 21 سوابق کرمت را بیان چگونه کنم %~% تبارک‌الله از آن کارساز ربانی # 22 کنون که شاهد گل را به جلوه‌گاه چمن %~% به جز نسیم صبا نیست همدم ~~جانی # 23 شقایق از پی سلطان گل سپارد باز %~% به بادبان صبا کله‌های نعمانی # 24 بدان رسید ز سعی نسیم باد بهار %~% که لاف می‌زند از لطف روح حیوانی # 25 سحرگهم چه خوش آمد که بلبلی گلبانگ %~% به غنچه می‌زد و می‌گفت در ~~سخنرانی # 26 که تنگدل چه نشینی ز پرده بیرون آی %~% که در خم است شرابی چو لعل ~~رمانی # 27 مکن که می نخوری بر جمال گل یک ماه ms230 %~% که باز ماه دگر می‌خوری ~~پشیمانی # 28 به شکر تهمت تکفیر کز میان برخاست %~% بکوش کز گل و مل داد عیش بستانی # 29 جفا نه شیوه دین‌پروری بود حاشا %~% همه کرامت و لطف است شرع یزدانی # 30 رموز سر اناالحق چه داند آن غافل %~% که منجذب نشد و از جذبه‌های ~~سبحانی # 31 درون پرده گل غنچه بین که می‌سازد %~% ز بهر دیده خصم تو لعل پیکانی # 32 طرب‌سرای وزیر است ساقیا مگذار %~% که غیر جام می آنجا کند گرانجانی # 33 تو بودی آن دم صبح امید کز سر مهر %~% برآمدی و سر آمد شبان ظلمانی # 34 شنیده‌ام که ز من یاد می‌کنی گه گه %~% ولی به مجلس خاص خودم ~~نمی‌خوانی # 35 طلب نمی‌کنی از من سخن جفا این است %~% وگرنه با تو چه بحث است در ~~سخندانی # 36 ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد %~% لطایف حکمی با کتاب قرآنی # 37 هزار سال بقا بخشدت مدایح من %~% چنین نفیس متاعی به چون تو ارزانی # 38 سخن دراز کشیدم ولی امیدم هست %~% که ذیل عفو بدین ماجرا بپوشانی # 39 همیشه تا به بهاران هوا به صفحه باغ %~% هزار نقش نگارد ز خط ریحانی # 40 به باغ ملک ز شاخ امل به عمر دراز %~% شکفته باد گل دولتت به آسانی ~~PageV1P497 ### || [genre: Q] # 1 سپیده‌دم که صبا بوی لطف جان گیرد %~% چمن ز لطف هوا نکته برجنان گیرد # 2 هوا ز نکهت گل در چمن تتق بندد %~% افق ز عکس شفق رنگ گلستان گیرد # 3 نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح %~% که پیر صومعه راه در مغان گیرد # 4 نکال شب که کند در قدح سیاهی مشک %~% در او شرار چراغ سحرگهان گیرد # 5 شه سپهر چو زرین سپر کشد در روی %~% به تیغ صبح و عمود افق جهان گیرد # 6 به رغم زال سیه شاهباز زرین بال %~% در این مقرنس زنگاری آشیان گیرد # 7 به بزمگاه چمن رو که خوش تماشایی ms231 است %~% چو لاله کاسه نسرین و ارغوان ~~گیرد # 8 چو شهسوار فلک بنگرد به جام صبوح %~% که چون به شعشعه مهر خاوران گیرد # 9 محیط شمس کشد سوی خویش در خوشاب %~% که تا به قبضه شمشیر زرفشان گیرد # 10 صبا نگر که دمادم چو رند شاهدباز %~% گهی لب گل و گه زلف ضیمران گیرد # 11 ز اتحاد هیولا و اختلاف صور %~% خرد ز هر گل نو نقش صد بتان گیرد # 12 من اندر آن که دم کیست این مبارک دم %~% که وقت صبح در این تیره ~~خاکدان گیرد # 13 چه حالت است که گل در سحر نماید روی %~% چه شعله است که در شمع آسمان ~~گیرد # 14 چرا به صد غم و حسرت سپهر دایره‌شکل %~% مرا چو نقطه پرگار در میان ~~گیرد # 15 ضمیر دل نگشایم به کس مرا آن به %~% که روزگار غیور است و ناگهان گیرد # 16 چو شمع هر که به افشای راز شد مشغول %~% بسش زمانه چو مقراض در زبان ~~گیرد # 17 کجاست ساقی مه‌روی که من از سر مهر %~% چو چشم مست خودش ساغر گران ~~گیرد # 18 پیامی آورد از یار و در پی‌اش جامی %~% به شادی رخ آن یار مهربان گیرد # 19 نوای مجلس ما چو برکشد مطرب %~% گهی عراق زند گاهی اصفهان گیرد # 20 فرشته‌ای به حقیقت سروش عالم غیب %~% که روضه کرمش نکته بر جنان گیرد # 21 سکندری که مقیم حریم او چون خضر %~% ز فیض خاک درش عمر جاودان گیرد # 22 جمال چهره اسلام شیخ ابو اسحاق %~% که ملک در قدمش زیب بوستان گیرد # 23 گهی که بر فلک سروری عروج کند %~% نخست پایه خود فرق فرقدان گیرد # 24 چراغ دیده محمود آنکه دشمن را %~% ز برق تیغ وی آتش به دودمان گیرد # 25 به اوج ماه رسد موج خون چو تیغ کشد %~% به تیر چرخ برد حمله چون کمان ~~گیرد # 26 عروس خاوری از شرم رأی انور او %~% به جای ms232 خود بود ار راه قیروان گیرد # 27 ایا عظیم وقاری که هر که بنده توست %~% ز رفع قدر کمربند توأمان گیرد # 28 رسد ز چرخ عطارد هزار تهنیتت %~% چو فکرتت صفت امر کن فکان گیرد # 29 مدام در پی طعن است بر حسود و عدوت %~% سماک رامح از آن روز و شب سنان ~~گیرد # 30 فلک چو جلوه‌کنان بنگرد سمند تو را %~% کمینه پایگهش اوج کهکشان گیرد # 31 ملالتی که کشیدی سعادتی دهدت %~% که مشتری نسق کار خود از آن گیرد # 32 از امتحان تو ایام را غرض آن است %~% که از صفای ریاضت دلت نشان گیرد # 33 وگرنه پایه عزت از آن بلندتر است %~% که روزگار بر او حرف امتحان گیرد # 34 مذاق جانش ز تلخی غم شود ایمن %~% کسی که شکر شکر تو در دهان گیرد # 35 ز عمر برخورد آن‌کس که در جمیع صفات %~% نخست بنگرد آنگه طریق آن گیرد # 36 چو جای جنگ نبیند به جام یازد دست %~% چو وقت کار بود تیغ جان‌ستان ~~گیرد # 37 ز لطف غیب به سختی رخ از امید متاب %~% که مغز نغز مقام اندر استخوان ~~گیرد # 38 شکر کمال حلاوت پس از ریاضت یافت %~% نخست در شکن تنگ از آن مکان گیرد # 39 در آن مقام که سیل حوادث از چپ و راست %~% چنان رسد که امان از میان ~~کران گیرد # 40 چه غم بود به همه حال کوه ثابت را %~% که موجهای چنان قلزم گران گیرد # 41 اگرچه خصم تو گستاخ می‌رود حالی %~% تو شاد باش که گستاخی‌اش چنان ~~گیرد # 42 که هر چه در حق این خاندان دولت کرد %~% جزاش در زن و فرزند و خان و ~~مان گیرد # 43 زمان عمر تو پاینده باد کاین نعمت %~% عطیه‌ای است که در کار انس و ~~جان گیرد PageV1P498 ### || [genre: Qt] # 1 تو نیک و بد خود هم از خود بپرس %~% چرا بایدت دیگری محتسب # 2 و من یتق الله یجعل ms233 له %~% و یرزقه من حیث لا یحتسب PageV1P499 ### || [genre: Qt] # 1 سرای مدرسه و بحث علم و طاق و رواق %~% چه سود چون دل دانا و چشم بینا ~~نیست # 2 سرای قاضی یزد ارچه منبع فضل است %~% خلاف نیست که علم نظر در آنجا ~~نیست PageV1P500 ### || [genre: Qt] # 1 آصف عهد زمان جان جهان تورانشاه %~% که در این مزرعه جز دانه خیرات ~~نکشت # 2 ناف هفته بد و از ماه صفر کاف و الف %~% که به گلشن شد و این گلخن پر ~~دود بهشت # 3 آنکه میلش سوی حق‌بینی و حق‌گویی بود %~% سال تاریخ وفاتش طلب از میل ~~بهشت PageV1P501 ### || [genre: Qt] # 1 بها الحق و الدین طاب مثواه %~% امام سنت و شیخ جماعت # 2 چو می‌رفت از جهان این بیت می‌خواند %~% بر اهل فضل و ارباب براعت # 3 به طاعت قرب ایزد می‌توان یافت %~% قدم در نه گرت هست استطاعت # 4 بدین دستور تاریخ وفاتش %~% برون آر از حروف قرب طاعت PageV1P502 ### || [genre: Qt] # 1 قوت شاعره من سحر از فرط ملال %~% متنفر شده از بنده گریزان میرفت # 2 نقش خوارزم و خیال لب جیحون می‌بست %~% با هزاران گله از ملک سلیمان ~~می‌رفت # 3 می‌شد آن کس که جز او جان سخن کس نشناخت %~% من همی‌دیدم و از کالبدم ~~جان می‌رفت # 4 چون همی‌گفتمش ای مونس دیرینه من %~% سخت می‌گفت و دل‌آزرده و گریان ~~می‌رفت # 5 گفتم اکنون سخن خوش که بگوید با من %~% کان شکر لهجه خوشخوان خوش الحان ~~می‌رفت # 6 لابه بسیار نمودم که مرو سود نداشت %~% زانکه کار از نظر رحمت سلطان ~~می‌رفت # 7 پادشاها ز سر لطف و کرم بازش خوان %~% چه کند سوخته از غایت حرمان ~~می‌رفت PageV1P503 ### || [genre: Qt] # 1 رحمان لایموت چو آن پادشاه را %~% دید آن چنان کز او عمل الخیر لایفوت # 2 جانش غریق رحمت خود کرد تا بود %~% تاریخ این معامله رحمان لایموت ~~PageV1P504 ### || [genre: Qt] # 1 به عهد سلطنت شاه شیخ ابواسحاق %~% به پنج ms234 شخص عجب ملک فارس بود آباد # 2 نخست پادشهی همچو او ولایت بخش %~% که جان خویش بپرورد و داد عیش بداد # 3 دگر مربی اسلام شیخ مجدالدین %~% که قاضی‌ای به از او آسمان ندارد یاد # 4 دگر بقیه ابدال شیخ امین الدین %~% که یمن همت او کارهای بسته گشاد # 5 دگر شهنشه دانش عضد که در تصنیف %~% بنای کار مواقف به نام شاه نهاد # 6 دگر کریم چو حاجی قوام دریادل %~% که نام نیک ببرد از جهان به بخشش و ~~داد # 7 نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند %~% خدای عز و جل جمله را بیامرزاد ~~PageV1P505 ### || [genre: Qt] # 1 خسروا گوی فلک در خم چوگان توشد %~% ساحت کون ومکان عرصه میدان تو باد # 2 زلف خاتون ظفر شیفته پرچم توست %~% دیده فتح ابد عاشق جولان تو باد # 3 ای که انشا عطارد صفت شوکت توست %~% عقل کل چاکر طغراکش دیوان تو باد # 4 طیره جلوه طوبی قد چون سرو تو شد %~% غیرت خلد برین ساحت ایوان تو باد # 5 نه به تنها حیوانات و نباتات و جماد %~% هر چه در عالم امر است به ~~فرمان تو باد PageV1P506 ### || [genre: Qt] # 1 دادگرا تو را فلک جرعه کش پیاله باد %~% دشمن دل سیاه تو غرقه به خون ~~چو لاله باد # 2 ذروه کاخ رتبتت راست ز فرط ارتفاع %~% راهروان وهم را راه هزار ساله ~~باد # 3 ای مه برج منزلت چشم و چراغ عالمی %~% باده صاف دایمت در قدح و پیاله ~~باد # 4 چون به هوای مدحتت زهره شود ترانه‌ساز %~% حاسدت از سماع آن محروم آه و ~~ناله باد # 5 نه طبق سپهر و آن قرصه ماه و خور که هست %~% بر لب خوان قسمتت سهلترین ~~نواله باد # 6 دختر فکر بکر من محرم مدحت تو شد %~% مهر چنان عروس را هم به کفت حواله ~~باد PageV1P507 ### || [genre: Qt] # 1 روح القدس آن سروش فرخ %~% بر قبه طارم زبرجد # 2 می‌گفت سحر گهی که یا ms235 رب %~% در دولت و حشمت مخلد # 3 بر مسند خسروی بماناد %~% منصور مظفر محمد PageV1P508 ### || [genre: Qt] # 1 به سمع خواجه رسان ای ندیم وقت‌شناس %~% به خلوتی که در او اجنبی صبا ~~باشد # 2 لطیفه‌ای به میان آر و خوش بخندانش %~% به نکته‌ای که دلش را بدان رضا ~~باشد # 3 پس آنگهش ز کرم این قدر به لطف بپرس %~% که گر وظیفه تقاضا کنم روا ~~باشد PageV1P509 ### || [genre: Qt] # 1 شمه‌ای از داستان عشق شورانگیز ماست %~% این حکایتها که از فرهاد و ~~شیرین کرده‌اند # 2 هیچ مژگان دراز و عشوه جادو نکرد %~% آنچه آن زلف دراز و خال مشکین ~~کرده‌اند # 3 ساقیا می ده که با حکم ازل تدبیر نیست %~% قابل تغییر نبود آنچه تعیین ~~کرده‌اند # 4 در سفالین کاسه رندان به خواری منگرید %~% کاین حریفان خدمت جام ~~جهان‌بین کرده‌اند # 5 نکهت جانبخش دارد خاک کوی دلبران %~% عارفان آنجا مشام عقل مشکین ~~کرده‌اند # 6 ساقیا دیوانه‌ای چون من کجا دربر کشد %~% دختر رز را که نقد عقل کابین ~~کرده‌اند # 7 خاکیان بی‌بهره‌اند از جرعه کاس الکرام %~% این تطاول بین که با عشاق ~~مسکین کرده‌اند # 8 شهپر زاغ و زغن زیبا صید و قید نیست %~% این کرامت همره شهباز و شاهین ~~کرده‌اند PageV1P510 ### || [genre: Qt] # 1 اعظم قوام دولت و دین آنکه بر درش %~% از بهر خاکبوس نمودی فلک سجود # 2 با آن وجود و آن عظمت زیر خاک رفت %~% در نصف ماه ذی‌قعد از عرصه وجود # 3 تا کس امید جود ندارد دگر ز کس %~% آمد حروف سال وفاتش امید جود ~~PageV1P511 ### || [genre: Qt] # 1 دل منه بر دنیی و اسباب او %~% زانکه از وی کس وفاداری ندید # 2 کس عسل بی‌نیش از این دکان نخورد %~% کس رطب بی‌خار از این بستان نچید # 3 هر به ایامی چراغی بر فروخت %~% چون تمام افروخت بادش دردمید # 4 بی تکلف هر که دل بر وی نهاد %~% چون بدیدی خصم خود می‌پرورید # 5 شاه غازی خسرو گیتی‌ستان ms236 %~% آنکه از شمشیر او خون می‌چکید # 6 گه به یک حمله سپاهی می‌شکست %~% گه به هویی قلبگاهی می‌درید # 7 از نهیبش پنجه می‌افکند شیر %~% در بیابان نام او چون می‌شنید # 8 سروران را بی‌سبب می‌کرد حبس %~% گردنان را بی‌خطر سر می‌برید # 9 عاقبت شیراز و تبریز و عراق %~% چون مسخر کرد وقتش در رسید # 10 آنکه روشن بد جهان‌بینش بدو %~% میل در چشم جهان‌بینش کشید PageV1P512 ### || [genre: Qt] # 1 بر سر بازار جانبازان منادی می‌زنند %~% بشنوید ای ساکنان کوی رندی ~~بشنوید # 2 دختر رز چند روزی شد که از ما گم شده‌ست %~% رفت تا گیرد سر خود هان و ~~هان حاضر شوید # 3 جامه‌ای دارد ز لعل و نیمتاجی از حباب %~% عقل و دانش برد و شد تا ایمن ~~از وی نغنوید # 4 هر که آن تلخم دهد حلوا بها جانش دهم %~% ور بود پوشیده و پنهان به ~~دوزخ در روید # 5 دختری شبگرد تند تلخ گلرنگ است و مست %~% گر بیابیدش به سوی خانه حافظ ~~برید PageV1P513 ### || [genre: Qt] # 1 برادر خواجه عادل طاب مثواه %~% پس از پنجاه و نه سال از حیاتش # 2 به سوی روضه رضوان سفر کرد %~% خدا راضی ز افعال و صفاتش # 3 خلیل عادلش پیوسته بر خوان %~% وز آنجا فهم کن سال وفاتش PageV1P514 ### || [genre: Qt] # 1 بر تو خوانم ز دفتر اخلاق %~% آیتی در وفا و در بخشش # 2 هر که بخراشدت جگر به جفا %~% همچو کان کریم زر بخشش # 3 کم مباش از درخت سایه فکن %~% هر که سنگت زند ثمر بخشش # 4 از صدف یاد دار نکته حلم %~% هر که برد سرت گهر بخشش PageV1P515 ### || [genre: Qt] # 1 زان حبه خضرا خور کز روی سبک روحی %~% هر کاو بخورد یک جو بر سیخ زند ~~سی مرغ # 2 زان لقمه که صوفی را در معرفت اندازد %~% یک ذره و صد مستی یک دانه و ~~صد سیمرغ PageV1P516 ### || [genre: Qt] # 1 مجد دین سرور و سلطان قضات اسماعیل ms237 %~% که زدی کلک زبان آورش از شرع ~~نطق # 2 ناف هفته بد و از ماه رجب کاف و الف %~% که برون رفت از این خانه ~~بی‌نظم و نسق # 3 کنف رحمت حق منزل او دان و آنگه %~% سال تاریخ وفاتش طلب از رحمت حق ~~PageV1P517 ### || [genre: Qt] # 1 بلبل و سرو و سمن یاسمن و لاله و گل %~% هست تاریخ وفات شه مشکین کاکل # 2 خسرو روی زمین غوث زمان بواسحاق %~% که به مه طلعت او نازد و خندد بر ~~گل # 3 جمعه بیست و دوم ماه جمادی الاول %~% در پسین بود که پیوسته شد از جزو ~~به کل PageV1P518 ### || [genre: Qt] # 1 سال و فال و مال و حال و اصل و نسل و تخت و بخت %~% بادت اندر شهریاری ~~برقرار و بر دوام # 2 سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش %~% اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت ~~رام PageV1P519 ### || [genre: Qt] # 1 سرور اهل عمایم شمع جمع انجمن %~% صاحب صاحبقران خواجه قوام الدین حسن # 2 سادس ماه ربیع الاخر اندر نیمروز %~% روز آدینه به حکم کردگار ذوالمنن # 3 هفتصد و پنجاه و چار از هجرت خیرالبشر %~% مهر را جوزا مکان و ماه را ~~خوشه وطن # 4 مرغ روحش کاو همای آشیان قدس بود %~% شد سوی باغ بهشت از دام این دار ~~محن PageV1P520 ### || [genre: Qt] # 1 دلا دیدی که آن فرزانه فرزند %~% چه دید اندر خم این طاق رنگین # 2 به جای لوح سیمین در کنارش %~% فلک بر سر نهادش لوح سنگین PageV1P521 ### || [genre: Qt] # 1 در این ظلمت‌سرا تا کی به بوی دوست بنشینم %~% گهی انگشت بر دندان گهی ~~سر بر سر زانو # 2 بیا ای طایر دولت بیاور مژده وصلی %~% عسی الایام ان یرجعن قوما کالذی ~~کانوا PageV1P522 ### || [genre: Qt] # 1 ای معرا اصل عالی جوهرت از حرص و آز %~% وی مبرا ذات میمون اخترت از ~~زرق و ریو # 2 در بزرگی کی روا باشد که تشریفات را %~% از فرشته ms238 بازگیری آنگهی بخشی ~~به دیو PageV1P523 ### || [genre: Qt] # 1 ساقیا پیمانه پر کن زانکه صاحب مجلست %~% آرزو می‌بخشد و اسرار می‌دارد ~~نگاه # 2 جنت نقد است اینجا عیش و عشرت تازه کن %~% زانکه در جنت خدا بر بنده ~~ننویسد گناه # 3 دوستداران دوستکامند و حریفان باادب %~% پیشکاران نیکنام و صف‌نشینان ~~نیکخواه # 4 ساز چنگ آهنگ عشرت صحن مجلس جای رقص %~% خال جانان دانه دل زلف ساقی ~~دام راه # 5 دور از این بهتر نباشد ساقیا عشرت گزین %~% حال از این خوشتر نباشد ~~حافظا ساغر بخواه PageV1P524 ### || [genre: Qt] # 1 به گوش جان رهی منهی ای ندا در داد %~% ز حضرت احدی لا اله الا الله # 2 که ای عزیز کسی را که خواریست نصیب %~% حقیقت آنکه نیابد به زور منصب و ~~جاه # 3 به آب زمزم و کوثر سفید نتوان کرد %~% گلیم بخت کسی را که بافتند سیاه ~~PageV1P525 ### || [genre: Qt] # 1 به روز شنبه سادس ز ماه ذی الحجه %~% به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ~~ناگاه # 2 ز شاهراه سعادت به باغ رضوان رفت %~% وزیر کامل ابونصر خواجه فتح الله ~~PageV1P526 ### || [genre: Qt] # 1 به من سلام فرستاد دوستی امروز %~% که ای نتیجه کلکت سواد بینایی # 2 پس از دو سال که بختت به خانه باز آورد %~% چرا ز خانه خواجه به در ~~نمی‌آیی # 3 جواب دادم و گفتم بدار معذورم %~% که این طریقه نه خودکامیست و خودرایی # 4 وکیل قاضی‌ام اندر گذر کمین کرده‌ست %~% به کف قباله دعوی چو مار ~~شیدایی # 5 که گر برون نهم از آستان خواجه قدم %~% بگیردم سوی زندان برد به رسوایی # 6 جناب خواجه حصار من است گر اینجا %~% کسی نفس زند از حجت تقاضایی # 7 به عون قوت بازوی بندگان وزیر %~% به سیلی‌اش بشکافم دماغ سودایی # 8 همیشه باد جهانش به کام وز سر صدق %~% کمر به بندگی‌اش بسته چرخ مینایی ~~PageV1P527 ### || [genre: Qt] # 1 گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل %~% بر آب نقطه ms239 شرمش مدار بایستی # 2 ور آفتاب نکردی فسوس جام زرش %~% چرا تهی ز می خوشگوار بایستی # 3 وگر سرای جهان را سر خرابی نیست %~% اساس او به از این استوار بایستی # 4 زمانه گر نه زر قلب داشتی کارش %~% به دست آصف صاحب عیار بایستی # 5 چو روزگار جز این یک عزیز بیش نداشت %~% به عمر مهلتی از روزگار بایستی ~~PageV1P528 ### || [genre: Qt] # 1 آن میوه بهشتی کآمد به دستت ای جان %~% در دل چرا نکشتی از دست چون ~~بهشتی # 2 تاریخ این حکایت گر از تو باز پرسند %~% سرجمله‌اش فروخوان از میوه ~~بهشتی PageV1P529 ### || [genre: Qt] # 1 خسروا دادگرا شیردلا بحرکفا %~% ای جلال تو به انواع هنر ارزانی # 2 همه آفاق گرفت و همه اطراف گشاد %~% صیت مسعودی و آوازه شه سلطانی # 3 گفته باشد مگرت ملهم غیب احوالم %~% این که شد روز سفیدم چو شب ظلمانی # 4 در سه سال آنچه بیندوختم از شاه و وزیر %~% همه بربود به یک دم فلک ~~چوگانی # 5 دوش در خواب چنان دید خیالم که سحر %~% گذر افتاد بر اصطبل شهم پنهانی # 6 بسته بر آخور او استر من جو می‌خورد %~% تیزه افشاند به من گفت مرا ~~می‌دانی # 7 هیچ تعبیر نمی‌دانمش این خواب که چیست %~% تو بفرمای که در فهم نداری ~~ثانی PageV1P530 ### || [genre: Qt] # 1 ساقیا باده که اکسیر حیات است بیار %~% تا تن خاکی من عین بقا گردانی # 2 چشم بر دور قدح دارم و جان بر کف دست %~% به سر خواجه که تا آن ندهی ~~نستانی # 3 همچو گل بر چمن از باد میفشان دامن %~% زانکه در پای تو دارم سر ~~جان‌افشانی # 4 بر مثانی و مثالث بنواز ای مطرب %~% وصف آن ماه که در حسن ندارد ثانی ~~PageV1P531 ### || [genre: Qt] # 1 پادشاها لشکر توفیق همراه تو اند %~% خیز اگر بر عزم تسخیر جهان ره ~~می‌کنی # 2 با چنین جاه و جلال از پیشگاه سلطنت %~% آگهی و خدمت دلهای آگه می‌کنی # 3 ms240 با فریب رنگ این نیلی خم زنگارفام %~% کار بر وفق مراد صبغه الله ~~می‌کنی # 4 آن که ده با هفت و نیم آورد بس سودی نکرد %~% فرصتت بادا که هفت و نیم ~~با ده می‌کنی PageV1P532 ### || [genre: R] # 1 جز نقش تو در نظر نیامد ما را %~% جز کوی تو رهگذر نیامد ما را # 2 خواب ارچه خوش آمد همه را در عهدت %~% حقا که به چشم در نیامد ما را ~~PageV1P533 ### || [genre: R] # 1 بر گیر شراب طرب‌انگیز و بیا %~% پنهان ز رقیب سفله بستیز و بیا # 2 مشنو سخن خصم که بنشین و مرو %~% بشنو ز من این نکته که برخیز و بیا ~~PageV1P534 ### || [genre: R] # 1 گفتم که لبت گفت لبم آب حیات %~% گفتم دهنت گفت زهی حب نبات # 2 گفتم سخن تو گفت حافظ گفتا %~% شادی همه لطیفه گویان صلوات PageV1P535 ### || [genre: R] # 1 ماهی که قدش به سرو می‌ماند راست %~% آیینه به دست و روی خود می‌آراست # 2 دستارچه‌ای پیشکشش کردم گفت %~% وصلم طلبی زهی خیالی که توراست ~~PageV1P536 ### || [genre: R] # 1 من باکمر تو در میان کردم دست %~% پنداشتمش که در میان چیزی هست # 2 پیداست از آن میان چو بربست کمر %~% تا من ز کمر چه طرف خواهم بربست ~~PageV1P537 ### || [genre: R] # 1 تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست %~% تا بنده تو شده‌ست تابنده ~~شده‌ست # 2 زان روی که از شعاع نور رخ تو %~% خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست ~~PageV1P538 ### || [genre: R] # 1 هر روز دلم به زیر باری دگر است %~% در دیده من ز هجر خاری دگر است # 2 من جهد همی‌کنم قضا می‌گوید %~% بیرون ز کفایت تو کاری دگراست ~~PageV1P539 ### || [genre: R] # 1 ماهم که رخش روشنی خور بگرفت %~% گرد خط او چشمه کوثر بگرفت # 2 دلها همه در چاه زنخدان انداخت %~% وآنگه سر چاه را به عنبر بگرفت ~~PageV1P540 ### || [genre: R] # 1 امشب ز غمت میان خون خواهم خفت %~% وز بستر عافیت برون خواهم خفت # 2 ms241 باور نکنی خیال خود را بفرست %~% تا در نگرد که بی‌تو چون خواهم خفت ~~PageV1P541 ### || [genre: R] # 1 نی قصه آن شمع چگل بتوان گفت %~% نی حال دل سوخته دل بتوان گفت # 2 غم در دل تنگ من از آن است که نیست %~% یک دوست که با او غم دل بتوان ~~گفت PageV1P542 ### || [genre: R] # 1 اول به وفا می وصالم درداد %~% چون مست شدم جام جفا را سرداد # 2 پر آب دو دیده و پر از آتش دل %~% خاک ره او شدم به بادم برداد ~~PageV1P543 ### || [genre: R] # 1 نی دولت دنیا به ستم می‌ارزد %~% نی لذت مستی‌اش الم می‌ارزد # 2 نه هفت هزار ساله شادی جهان %~% این محنت هفت روزه غم می‌ارزد ~~PageV1P544 ### || [genre: R] # 1 هر دوست که دم زد ز وفا دشمن شد %~% هر پاکروی که بود تردامن شد # 2 گویند شب آبستن و این است عجب %~% کاو مرد ندید از چه آبستن شد ~~PageV1P545 ### || [genre: R] # 1 چون غنچه گل قرابه‌پرداز شود %~% نرگس به هوای می قدح ساز شود # 2 فارغ دل آن کسی که مانند حباب %~% هم در سر میخانه سرانداز شود ~~PageV1P546 ### || [genre: R] # 1 با می به کنار جوی می‌باید بود %~% وز غصه کناره‌جوی می‌باید بود # 2 این مدت عمر ما چو گل ده روز است %~% خندان لب و تازه‌روی می‌باید بود ~~PageV1P547 ### || [genre: R] # 1 این گل ز بر همنفسی می‌آید %~% شادی به دلم از او بسی می‌آید # 2 پیوسته از آن روی کنم همدمی‌اش %~% کز رنگ وی‌ام بوی کسی می‌آید ~~PageV1P548 ### || [genre: R] # 1 از چرخ به هر گونه همی‌دار امید %~% وز گردش روزگار می‌لرز چو بید # 2 گفتی که پس از سیاه رنگی نبود %~% پس موی سیاه من چرا گشت سفید ~~PageV1P549 ### || [genre: R] # 1 ایام شباب است شراب اولیتر %~% با سبز خطان باده ناب اولیتر # 2 عالم همه سر به سر رباطیست خراب %~% در جای خراب هم خراب اولیتر ~~PageV1P550 ### || [genre: R] # 1 خوبان جهان صید توان کرد ms242 به زر %~% خوش خوش بر از ایشان بتوان خورد به ~~زر # 2 نرگس که کله دار جهان است ببین %~% کاو نیز چگونه سر درآورد به زر ~~PageV1P551 ### || [genre: R] # 1 سیلاب گرفت گرد ویرانه عمر %~% وآغاز پری نهاد پیمانه عمر # 2 بیدار شو ای خواجه که خوش خوش بکشد %~% حمال زمانه رخت از خانه عمر ~~PageV1P552 ### || [genre: R] # 1 عشق رخ یار بر من زار مگیر %~% بر خسته دلان رند خمار مگیر # 2 صوفی چو تو رسم رهروان می‌دانی %~% بر مردم رند نکته بسیار مگیر ~~PageV1P553 ### || [genre: R] # 1 در سنبلش آویختم از روی نیاز %~% گفتم من سودازده را کار بساز # 2 گفتا که لبم بگیر و زلفم بگذار %~% در عیش خوش‌آویز نه در عمر دراز ~~PageV1P554 ### || [genre: R] # 1 مردی ز کننده در خیبر پرس %~% اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس # 2 گر طالب فیض حق به صدقی حافظ %~% سر چشمه آن ز ساقی کوثر پرس ~~PageV1P555 ### || [genre: R] # 1 چشم تو که سحر بابل است استادش %~% یا رب که فسونها برواد از یادش # 2 آن گوش که حلقه کرد در گوش جمال %~% آویزه در ز نظم حافظ بادش ~~PageV1P556 ### || [genre: R] # 1 ای دوست دل از جفای دشمن درکش %~% با روی نکو شراب روشن درکش # 2 با اهل هنر گوی گریبان بگشای %~% وز نااهلان تمام دامن درکش PageV1P557 ### || [genre: R] # 1 ماهی که نظیر خود ندارد به جمال %~% چون جامه ز تن برکشد آن مشکین خال # 2 در سینه دلش ز نازکی بتوان دید %~% ماننده سنگ خاره در آب زلال ~~PageV1P558 ### || [genre: R] # 1 در باغ چو شد باد صبا دایه گل %~% بربست مشاطه‌وار پیرایه گل # 2 از سایه به خورشید اگرت هست امان %~% خورشید رخی طلب کن و سایه گل ~~PageV1P559 ### || [genre: R] # 1 لب باز مگیر یک زمان از لب جام %~% تا بستانی کام جهان از لب جام # 2 در جام جهان چو تلخ و شیرین به هم است %~% این از لب یار خواه و ms243 آن از ~~لب جام PageV1P560 ### || [genre: R] # 1 در آرزوی بوس و کنارت مردم %~% وز حسرت لعل آبدارت مردم # 2 قصه نکنم دراز کوتاه کنم %~% بازآ بازآ کز انتظارت مردم PageV1P561 ### || [genre: R] # 1 عمری ز پی مراد ضایع دارم %~% وز دور فلک چیست که نافع دارم # 2 با هر که بگفتم که تو را دوست شدم %~% شد دشمن من وه که چه طالع دارم ~~PageV1P562 ### || [genre: R] # 1 من حاصل عمر خود ندارم جز غم %~% در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم # 2 یک همدم باوفا ندیدم جز درد %~% یک مونس نامزد ندارم جز غم PageV1P563 ### || [genre: R] # 1 چون باده ز غم چه بایدت جوشیدن %~% با لشگر غم چه بایدت کوشیدن # 2 سبز است لبت ساغر از او دور مدار %~% می بر لب سبزه خوش بود نوشیدن ~~PageV1P564 ### || [genre: R] # 1 ای شرمزده غنچه مستور از تو %~% حیران و خجل نرگس مخمور از تو # 2 گل با تو برابری کجا یارد کرد %~% کاو نور ز مه دارد و مه نور از تو ~~PageV1P565 ### || [genre: R] # 1 چشمت که فسون و رنگ می‌بازد از او %~% افسوس که تیر جنگ می‌بارد از او # 2 بس زود ملول گشتی از همنفسان %~% آه از دل تو که سنگ می‌بارد از او ~~PageV1P566 ### || [genre: R] # 1 ای باد حدیث من نهانش می‌گو %~% سر دل من به صد زبانش می‌گو # 2 می‌گو نه بدانسان که ملالش گیرد %~% می‌گو سخنی و در میانش می‌گو ~~PageV1P567 ### || [genre: R] # 1 ای سایه سنبلت سمن پرورده %~% یاقوت لبت در عدن پرورده # 2 همچون لب خود مدام جان می‌پرور %~% زان راح که روحیست به تن پرورده ~~PageV1P568 ### || [genre: R] # 1 گفتی که تو را شوم مدار اندیشه %~% دل خوش کن و بر صبر گمار اندیشه # 2 کو صبر و چه دل کنچه دلش می‌خوانند %~% یک قطره خون است و هزار اندیشه ~~PageV1P569 ### || [genre: R] # 1 آن جام طرب شکار بر دستم نه %~% وان ساغر چون نگار بر ms244 دستم نه # 2 آن می‌که چو زنجیر بپیچد بر خود %~% دیوانه شدم بیار بر دستم نه ~~PageV1P570 ### || [genre: R] # 1 با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی %~% کنجی و فراغتی و یک شیشه می # 2 چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی %~% منت نبریم یک جو از حاتم طی ~~PageV1P571 ### || [genre: R] # 1 قسام بهشت و دوزخ آن عقده گشای %~% ما را نگذارد که درآییم ز پای # 2 تا کی بود این گرگ ربایی بنمای %~% سرپنجه دشمن افکن ای شیر خدای ~~PageV1P572 ### || [genre: R] # 1 ای کاش که بخت سازگاری کردی %~% با جور زمانه یار یاری کردی # 2 از دست جوانی‌ام چو بربود عنان %~% پیری چو رکاب پایداری کردی ~~PageV1P573 ### || [genre: R] # 1 گر همچو من افتاده این دام شوی %~% ای بس که خراب باده و جام شوی # 2 ما عاشق و رند و مست و عالم سوزیم %~% با ما منشین اگر نه بدنام شوی PageV1P574 ms245