######OpenITI# #META# title: divan #META# ed_info: Ed. n.n. (n.d.), , Ganjoor corpus: n.n.. #META# url: https://ganjoor.net/shahnematollah/divan/ #META#Header#End# ### || [genre: Gh] # 1 هر چه گفتم عیان شود به خدا %~% پیر ما هم جوان شود به خدا # 2 در میخانه را گشاد یقین %~% ساقی عاشقان شود به خدا # 3 هر چه گفتم همه چنان گردید %~% هر چه گویم همان شود به خدا # 4 از سر ذوق این سخن گفتم %~% بشنو از من که آن شود به خدا # 5 آینه گیش چشک می آرم %~% نور آن رو عیان شود به خدا # 6 باز علم بلیغ می خوانم %~% این معانی بیان شود به خدا # 7 گوش کن گفته خوش سید %~% این چنین آن چنان شود به خدا PageV1P0001 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله است دائم با خدا %~% نعمت از الله کی باشد جدا # 2 در دل و دیده ندیدم جز یکی %~% گر چه گردیدم بسی در دو سرا # 3 میل ساخل کی کند بحری چو شد %~% غرقه در دریای بی پایان ما # 4 ما نوا از بینوائی یافتیم %~% گر نوا جوئی بجو از بینوا # 5 از خدا بیگانه ای دیدیم نه %~% هر که باشد هست با او آشنا # 6 سروری خواهی برآ بر دار عشق %~% کز سر دار فنا یابی بقا # 7 سید سرمست اگر جوئی حریف %~% خیز مستانه به میخانه درآ PageV1P0002 ### || [genre: Gh] # 1 عارفی کو بود ز آل عبا %~% خواه گو خرقه پوش و خواه قبا # 2 جان معنی طلب نه صورت تن %~% تن بی جان چه می کند دانا # 3 باده می نوش و جام را می بین %~% تا تن و جان تو بود زیبا # 4 گرچه حق ظاهر است کی بیند %~% دیده دردمند نابینا # 5 احمق است آنکه ما و حق گوید %~% مرد عاشق نگوید این حاشا # 6 یک وجود است و صد هزار صفت %~% به وجود است این دوئی یکتا # 7 می وحدت ز جام کثرت نوش %~% نیک دریاب این سخن جانا # 8 ما و کعبه حکایتی است غریب %~% رند سرمست و جنت المأوا # 9 بر در دیر ms001 تکیه گاه من است %~% گر مرا طالبی بیا آنجا # 10 قطره و بحر و موج و جو آبند %~% هر چه خواهی بجو ولی از ما # 11 نعمت الله را به دست آور %~% با خدا باش با خدا خدا PageV1P0003 ### || [genre: Gh] # 1 ما به عین تو دیده ایم تو را %~% وز همه برگزیده ایم تو را # 2 عاشقانه یگانه در شب و روز %~% در کش خود کشیده ایم تو را # 3 نور چشمی و در نظر داریم %~% ما به عین تو دیده ایم تو را # 4 به وجود آفریده ای ما را %~% به ظهور آورده ایم تو را # 5 نعمت الله را فروخته ایم %~% به بهایش خریده ایم تو را PageV1P0004 ### || [genre: Gh] # 1 رند مستی جو دمی با او برآ %~% از در میخانه ما خوش درآ # 2 مجلس ما را غنیمت می شمر %~% زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا # 3 جام می بستان و مستانه بنوش %~% قول ما می گو سرودی می سرا # 4 خوش خراباتی و خم می سبیل %~% ما چنین مست و تو مخموری چرا # 5 آب چشم ما روان بر روی ما است %~% باز می گویند با هم ماجرا # 6 ماه من امشب برآمد خوش خوشی %~% تو بیا تا روز امشب خوش برآ # 7 نعمت دنیی و عقبی آن تو %~% نعمت الله از همه عالم مرا PageV1P0005 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق اگر داری در این دریا درآ %~% عاشقانه خوش بیا با ما برآ # 2 گر بیابی گوشه میخانه ای %~% کی کنی رغبت به ملک دو سرا # 3 جمله درها به تو بگشوده اند %~% تو ز هر بابی که می خواهی درآ # 4 جنت و حوری از آن زهدان %~% جام درد درد عشق او مرا # 5 همچو سید در خرابات مغان %~% عاشقانه خوش سرودی می سرا PageV1P0006 ### || [genre: Gh] # 1 ظهور سلطنت عشق او است در دو سرا %~% در آن سرا قدمی نه در آن سرا به ~~سرآ # 2 چو ms002 او است در دو سرا غیر او نمی بینم %~% منم که از دل و جان عاشقم به ~~هر دو سرا # 3 جمال او است که در دو آینه نماند روی %~% نظر به دیده ما کن ببین به ~~شاه و گدا # 4 مدام همدم جام شراب خوش باشد %~% بیا و همدم ما شو دمی به ذوق بیا # 5 دلم به گوشه میخانه می کشد هر دم %~% چنانکه خاطر زاهد به جنت المأوا # 6 به سوی ما نظری کن به چشم ما بنگر %~% که عین ما است کز او آبرو دهد ما ~~را # 7 به نور دیده سید کسی که او را دید %~% به هر چه می نگرد نور او بود ~~پیدا PageV1P0007 ### || [genre: Gh] # 1 خار بی کنگر چه کار آید مرا %~% راه بی رهبر چه کار آید مرا # 2 گر نباشد مرتضی با من رفیق %~% خدمت قنبر چه کار آید مرا # 3 عیسی مریم همی جویم به جان %~% بندگی خر چه کار آید مرا # 4 گر نه سر باشد فدای پای او %~% دردسر بر سر چه کار آید مرا # 5 خوشتر از مشک است بوی یار من %~% مشک یا عنبر چه کار آید مرا # 6 خم می دار مدام از حضرتش %~% جام یا ساغر چه کار آید مرا # 7 بندگی سیدم چون پیشوا است %~% خدمت سنجر چه کار آید مرا PageV1P0008 ### || [genre: Gh] # 1 از ازل تا ابد خواند مرا %~% یار من محروم کی ماند مرا # 2 من به غیر او نکردم التفات %~% حضرت او نیک می داند مرا # 3 عاقبت تاج سر شاهان شوم %~% گر به خاک راه بنشاند مرا # 4 یک مس بی او نخواهم زد دگر %~% تا دمی از خویش بستاند مرا # 5 رو بدان درگاه دارم روز و شب %~% از در خود یار کی راند مرا # 6 تا ز من یابند مردم بهره ها %~% چون درخت میوه افشاند مرا # 7 نعمت الله را نداند هیچ کس %~% در همه ms003 عالم خدا داند مرا PageV1P0009 ### || [genre: Gh] # 1 گر بیازارد مرا موری نیازارم و را %~% خود کجا آزار مردم ای عزیزان من ~~کجا # 2 نزد ما زاری به از آزار بی زاری مباش %~% تا نگیرد بر سر بازار آزاری ~~تو را # 3 در طریقت هر چه فرمائی به جان فرمان برم %~% ماجرا بگذار با ما ماجرا ~~آخر چرا # 4 کفر باشد در طریق عاشقان آزار دل %~% گر مسلمانی چرا آزار می داری روا # 5 در جهان بی خودی من نعمت الله یافتم %~% گفت فنی شو که یابی سید ملک ~~بقا PageV1P0010 ### || [genre: Gh] # 1 هر شب چون ماه می‌بینیم ما %~% آفتابی می ‌نماید مه لقا # 2 چشم ما از نور او خوش روشن است %~% دیده‌ایم آئینه گیتی نما # 3 یک زمان با ما در این دریا نشین %~% عین ما می‌بین به عین ما چو ما # 4 خواجه محبوبست و می‌ گوئی محب %~% پادشاه است او و می ‌خوانی گدا # 5 از فنا و از بقا آسوده‌ایم %~% فارغیم از ابتدا و انتها # 6 نعمت الله هیچ می‌دانی که کیست %~% یادگار انبیا و اولیا PageV1P0011 ### || [genre: Gh] # 1 مجلس خاص او است حضرت ما %~% الصلا هر که عاشق است صلا # 2 در خرابات خلوتی داریم %~% به از این در جهان که دارد جا # 3 عاشق و مست و رند و او باشیم %~% زاهدی از کجا و ما ز کجا # 4 مدتی شد که بیخودیم ز عشق %~% با خدائیم با خدا به خدا # 5 ما بلا را به جان خریداریم %~% گر چه هستیم مبتلای بلا # 6 دردمندیم و درد درمان است %~% خوشتر از درد دل کجا است دوا # 7 جرعه جان نعمت الله نوش %~% تا بیابی تو ذوق مستی ما PageV1P0012 ### || [genre: Gh] # 1 این حضور عاشقان است الصلا %~% صحبت صاحبدلان است الصلا # 2 یار با ما در سماع معنوی است %~% گر نظر داری عیان است الصلا # 3 در سماع عشق رقصانیم باز %~% این معانی را بیان ms004 است الصلا # 4 حضرت مستان خاص الخاص ما است %~% مجلس آزادگان است الصلا # 5 هر که را ذوقی است گو در نه قدم %~% جان سید در میان است الصلا ~~PageV1P0013 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما گشته است دلبر ما %~% گل ما بی حد است و شکر ما # 2 ما همیشه میان گل شکریم %~% زان دل ما قوی است در بر ما # 3 زهره باشد حوادث فلکی %~% گر بگردد به گرد لشکر ما # 4 ما به پری پریم سوی فلک %~% زانکه اصلی است اصل گوهر ما # 5 نعمت الله نور دیده ما است %~% سایه اش کم مباد از سر ما PageV1P0014 ### || [genre: Gh] # 1 عالمی غرقند در سیلاب ما %~% تشنگان دانند قدر آب ما # 2 آفتابی رو نماید روشن است %~% زاهدی از کجا و ما ز کجا # 3 خوش خیالی می‌نماید روز و شب %~% با خدائیم با خدا به خدا # 4 حکم میخانه به ما بخشیده است %~% گر چه هستیم مبتلای بلا # 5 نسبت ما با رسول الله بود %~% خوشتر از درد دل کجا است دوا # 6 در خرابات مغان گر بگذری %~% تا بیابی تو ذوق مستی ما # 7 بر در سید مقامی یافتیم %~% فصل فضل او بود در باب ما PageV1P0015 ### || [genre: Gh] # 1 صد دوا بادا فدای درد بی‌ درمان ما %~% درد دردش نوش کن گر می‌ بری ~~فرمان ما # 2 ما حیات جاودانی یافتیم از عشق او %~% همدم زنده ‌دلان شو تا بدانی جان ~~ما # 3 خانه خالی کرده‌ایم و خوش نشسته بر درش %~% غیر او را نیست بارش در ~~سرابستان ما # 4 جان ما آئینه دار حضرت جانان بود %~% عشق او گنجی است در کنج دل ویران ~~ما # 5 غرق دریائیم و خوش خوش دست و پائی می‌ زنیم %~% ذوق اگر داری درآ در ~~بحر بی پایان ما # 6 خون دل در جام دیده پیش مردم می‌ نهیم %~% در خیال آنکه بنشیند دمی بر ~~خوان ما # 7 نعمت دنیی و ms005 عقبی آن تو ای نازنین %~% ما از آن نعمت‌الله نعمت‌الله آن ~~ما PageV1P0016 ### || [genre: Gh] # 1 رفت آن جانان ما از دست ما %~% از دریغا دلبر سر مست ما # 2 او برفت و پای او نگشوده‌ایم %~% تا ابد زلفش بود پا‌بست ما # 3 ما همه جا نیکی او گفته‌ایم %~% او نخواهد آنچنان اشکست ما # 4 چاره‌ای غیر رضا و صبر نیست %~% این زمان چون تیر رفت از شست ما # 5 در خیال او است جان ما مدام %~% دل روان خواهد به او پیوست ما ~~PageV1P0017 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما شد به نور او بینا %~% نظری کن به نور او در ما # 2 آب این چشمه می رود هر سو %~% لاجرم سو به سو بود دریا # 3 غرق بحریم و آب می‌جوئیم %~% ما طلبکار او و او با ما # 4 دردمندیم و دلخوشیم از آن %~% درد عشق است و جان بود دردا # 5 ما خیالیم و در حقیقت او %~% هو معنا و فانظروا معنا # 6 نور معنی نموده در صورت %~% گنج اسما نهاده در اشیا # 7 نعمت الله از او شده موجود %~% نور او هم به او بود پیدا PageV1P0018 ### || [genre: Gh] # 1 فقر ما خوشتر ز ملک پادشا %~% ما و درویشی و درویشی ما # 2 فقر سلطانی است سلطانی است فقر %~% پادشه درویش و درویش پادشا # 3 بینوائی ما و ذوق نیستی %~% باز پرس از عاشقان بینوا # 4 عاشق و مستیم در کوی مغان %~% دنیی و عقبی کجا و ما کجا # 5 بیخودم من بیخودم من بیخودم %~% با خدایم با خدایم با خدا # 6 جام درد درد او درمان دل %~% نوش کن جامی که تا یابی دوا # 7 نعمت‌الله مست و می نوشد مدام %~% در خرابات فنا جام بقا PageV1P0019 ### || [genre: Gh] # 1 قدمی نه در آ در این دریا %~% عین ما جو به عین ما از ما # 2 هر که با ما نشست از ما شد %~% بلکه گر قطره بود شد دریا ms006 # 3 نظری کن حباب و آب نگر %~% یک وجود است این و آن اسما # 4 دیده عالم است از او روشن %~% می‌نماید چو نور در اشیا # 5 آینه صد هزار می‌ بینم %~% در همه روی او بود پیدا # 6 ذوق ما را نهایتی نبود %~% ابتدا نیست و انتها آنجا # 7 شعر سید به ذوق می ‌خوانش %~% چه کنی قول بوعلی سینا PageV1P0020 ### || [genre: Gh] # 1 موج و دریا آب بادش نزد ما %~% لاجرم باشد حجاب ما ز ما # 2 ما ز ما جوید چو ما با ما بود %~% هر که او با بحر ما شد آشنا # 3 هر چه باشد در حدوث و در قدم %~% از خدا هرگز نمی ‌باشد جدا # 4 در عدم خوش خوش حضوری یافتیم %~% در فنا داریم جاویدان بقا # 5 نور روی او است در عالم عیان %~% بنگر این آئینه نور خدا # 6 جامع مجموع اسمای اله %~% می‌نماید صورت و معنی به ما # 7 درد اگر داری دوا از خود بجو %~% زانکه درد تو بود عین دوا # 8 عقل اگر خواهی برو جای دگر %~% عشق اگر خواهی درآ در بزم ما # 9 چون نوا از نعمت الله می ‌برند %~% نعمت‌الله کی بماند بینوا ~~PageV1P0021 ### || [genre: Gh] # 1 اگر آئی در این دریا بیابی آبروی ما %~% بیابی آبروی ما اگر آئی در این ~~دریا # 2 رها کن دی و هم فردا بیا امروز دریابش %~% بیا امروز دریابش رها کن دی ~~و هم فردا # 3 ندارم با کسی پروا به جز با ساقی مستان %~% به جز با ساقی مستان ندارم ~~با کسی پروا # 4 بود مجموعه اسما هر آن حرفی که می‌خوانم %~% هر آن حرفی که می‌خوانم ~~بود مجموعه اسما # 5 نماید در همه اشیا جمال بی‌ مثال او %~% جمال بی‌مثال او نماید در همه ~~اشیا # 6 درآ در میکده تنها حریف نعمت‌الله شو %~% حریف نعمت ‌الله شو درآ در ~~میکده تنها # 7 خبر دارم ز او ادنا به جان ms007 سید عالم %~% به جان سید عالم خبر دارم ز او ~~ادنا PageV1P0022 ### || [genre: Gh] # 1 به هویت چو اوست با اسما %~% آن هویت طلب کن از اشیا # 2 از هویت خبر اگر داری %~% به هویت خدا بود با ما # 3 گر چه آب روان بود در جو %~% بخور آبی ولیکن از دریا # 4 دامن خود بگیر و خوش بنشین %~% تا به کی می‌ روی تو جا ز جا # 5 با تو مقصود تو است هم خانه %~% در به در می روی کجا و چرا # 6 از خودی بگذر و خدا را جو %~% چند باشی مقید من و ما # 7 همچو سید از این و آن بگذر %~% تا بیابی مراد هر دو سرا PageV1P0023 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نماست سید ما %~% جان و جانان ماست سید ما # 2 دنیی و آخرت طفیل وی اند %~% سید دو سراست سید ما # 3 سید ما محمد است به حق %~% که رسول خداست سید ما # 4 خوش فقیری غنیست از عالم %~% هم غنی از غناست سید ما # 5 مظهر اسم اعظمش خوانم %~% حضرت مصطفی است سید ما # 6 فارغم از فنا به دولت او %~% شاهوار بقاست سید ما # 7 سید عالمست سید ما %~% بر همه پادشاست سید ما # 8 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% دارد و بینواست سید ما # 9 راحت جان دردمندانست %~% درد دل را دواست سید ما # 10 اولیا تابعند و او متبوع %~% سید انبیاست سید ما # 11 نعمت الله نصیب از او دارد %~% والی اولیاست سید ما PageV1P0024 ### || [genre: Gh] # 1 نانوشته حرف می خوانیم ما %~% این کتاب نیک می دانیم ما # 2 مخزن اسرار او ما یافتیم %~% نقد گنج کنج ویرانیم ما # 3 ما باو علم لدنی خوانده ایم %~% این چنین علمی نکو دانیم ما # 4 دل به دلبر جان به جانان داده ایم %~% دلبر خود جان جانانیم ما # 5 درد درد عشق او نوشیده ایم %~% همدم این درد و درمانیم ما # 6 ms008 خانه دل خلوت خالی اوست %~% غیر او در خانه کی دانیم ما # 7 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% نعمت الله را بجو آنیم ما PageV1P0025 ### || [genre: Gh] # 1 مخزن گنج جمله اسما ما %~% نور چشم تمام اشیا ما # 2 غرق بحریم و آب می جوئیم %~% قطره و بحر و جود دریا ما # 3 رند و مستیم و عاشق و معشوق %~% به همه اسمها مسمی ما # 4 ما نه مائیم ما همه اوئیم %~% اثری چون نماند با ما ما # 5 جام گیتی نما نموده به ما %~% دو جهان دیده ایم یکتاما # 6 مه روشن به نور او باشند %~% تا نگوئی مگر که تنها ما # 7 رو نهادیم بر در سید %~% باز گشتیم سوی مأوی ما PageV1P0026 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو بلا و مبتلا ما %~% پیوسته خوشیم در بلا ما # 2 مستیم و مدام در خرابات %~% رندانه حریف اولیا ما # 3 در بحر محیط غرق گشتیم %~% موجیم و حباب عین ما ما # 4 بیگانه نه ایم آشنائیم %~% با خویش شدیم آشنا ما # 5 بر راه فنا قدم نهادیم %~% باقی مائیم از این فنا ما # 6 چون مائی ما نماند با ما %~% مائیم شما و هم شما ما # 7 از دولت بندگی سید %~% گشتیم قبول کبریا ما PageV1P0027 ### || [genre: Gh] # 1 روشن است از نور رویش دیده بینای ما %~% خلوت میخانه عشق است دایم جای ~~ما # 2 آفتابی در ازل خوش سایه ای برما فکند %~% تا ابد روشن بود این روی مه ~~سیمای ما # 3 ذوق ما داری بیا با ما در این دریا در آ %~% تا به عین ما نصیبی یابی ~~از دریای ما # 4 در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می پزد %~% بس سری در سر رود گر این بود ~~سودای ما # 5 از لطیفی آن یکی با هر یکی یکتا شده %~% جان فدای لطف آن یکتای بی ~~همتای ما # 6 بلبل مستیم و درگلشن نوائی می زنیم %~% رونقی دیگر ms009 گرفت این گلشن غوغای ~~ما # 7 مجلس عشقست و رندان مست و سید در حضور %~% روضه رضوان بود این جنت ~~المأوای ما PageV1P0028 ### || [genre: Gh] # 1 روشنست از نور رویش دیده بینای ما %~% دره بیضا بود غواص این دریای ما # 2 جمله عالم وجودی یافته از جود او %~% خوش بود این خلقت او راست بر ~~بالای ما # 3 گر دوای درد دل خواهی در این دریا نشین %~% تا به عین ما نصیبی یابی از ~~دریای ما # 4 جمله اسمای او از اسم اعظم خوانده ایم %~% اسم او گر بایدت اسمای او ~~اسمای ما # 5 عاشقان را نیست پروای دمی با غیر او %~% عاقلان را هم نباشد یک نفس ~~پروای ما # 6 سر نهاده بر در خلوت سرای حضرتش %~% خود که دارد در جهان خوشتر از این ~~مأوای ما # 7 در دل سید نگنجد غیر عشق حضرتش %~% حضرت او کی نشاند دیگری بر جای ما ~~PageV1P0029 ### || [genre: Gh] # 1 در آمد ساقی و آورد جام می برای ما %~% منور کرد نور او سرای که سرای ~~ما # 2 همه می های میخانه به ما انعام فرمودند %~% کرم بنگر که الطافش چه ها ~~کرده به جای ما # 3 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% حیات جاودان یابی از آن ~~آب و هوای ما # 4 در میخانه بگشادند و داد عاشقان دادند %~% به حمدالله اجابت شد دعای ~~کدخدای ما # 5 حریف دردمندانیم و درد درد مینوشیم %~% به ماده دردی دردش که آن باشد ~~دوای ما # 6 چه خوش ذوقیست ذوق ما که عالم ذوق از او یابند %~% نوای عالمی بخشد ~~نوای بی نوای ما # 7 گدای نعمت اللهیم سلطان همه عالم %~% بیا و پادشاهی کن ز انعام گدای ما ~~PageV1P0030 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه خواهد می کند سلطان ما %~% دل برد جان بخشد آن جانان ما # 2 دنیی و عقبی از آن و این و آن %~% ما از آن او و او هم ms010 ز آن ما # 3 دردمندانیم و دردی می خوریم %~% درد درد دل بود درمان ما # 4 عقل کل حیران شده در عشق او %~% خود چه شد این عقل سرگردان ما # 5 هر که آمد سوی ما با ما نشست %~% غرقه شد در بحر بی پایان ما # 6 رند سر مستی طلب از وی بجوی %~% لذت رندی سر مستان ما # 7 بنده فرمان و فرمان می دهیم %~% سید ما می برد فرمان ما PageV1P0031 ### || [genre: Gh] # 1 شاه خودرائی است این سلطان ما %~% جان فدای او و او جانان ما # 2 با دلیل عقل عاشق را چه کار %~% حال ذوق ما بود برهان ما # 3 بحر ما را انتهائی هست نیست %~% خوش درآ در بحر بی پایان ما # 4 عشق اگر داری به میخانه خرام %~% ذوق ما می جو ز سرمستان ما # 5 قرص ماه و کاسه زرین مهر %~% روز و شب بنهاده اندر خوان ما # 6 دل کبابست و جگر بریان ولی %~% نعمت الله آمده مهمان ما PageV1P0032 ### || [genre: Gh] # 1 درد درد دل بود درمان ما %~% خوش بود دردی چنین با جان ما # 2 عشق او بحریست ما غرقه در او %~% گو درآ در بحر بی پایان ما # 3 ای که گوئی جان به جانان می دهم %~% جان چه باشد پیش آن جانان ما # 4 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% سر خوشند از ذوق ما رندان ما # 5 عشق او گنجی و دل ویرانه ای %~% گنج او جو در دل ویران ما # 6 دل ببر از جان شیرین می برد %~% صد هزاران منتش بر جان ما # 7 دوستدار نعمت الله خودیم %~% نعمت الله باشد از یاران ما PageV1P0033 ### || [genre: Gh] # 1 دل روان جان می دهد در عشق آن جانان ما %~% گر قبولش می کند شکرانه ها ~~بر جان ما # 2 غرقه دریای بی پایان کجا یابد کنار %~% ساحلش پیدا نباشد بحر بی پایان ~~ما # 3 هرچه آید در نظر ms011 آئینه گیتی نماست %~% روشنش بنگر که باشد نور آن جانان ~~ما # 4 جان حیات جاودان از عشق جانان یافته %~% عشق اگر داری طلب کن ذوق ~~جاویدان ما # 5 مجلس عشقست و رندان مست و ساقی درحضور %~% ساغر می نوش کن شادی سرمستان ~~ما # 6 سینه بی کینه ما مخزن اسرار اوست %~% گنج اگر خواهی بجو گنج دل ویران ~~ما # 7 نعمت الله رند و سرمست است و جام می به دست %~% می برند آن می دهد این ~~سید رندان ما PageV1P0034 ### || [genre: Gh] # 1 صد دوا بادا دوای درد بی درمان ما %~% درد دردش نوش کن گر می بری فرمان ~~ما # 2 خون دل در جام دیده عاشقانه ریختیم %~% بر امید آنکه بنشیند دمی بر ~~خوان ما # 3 خانه خالی کرده ایم و خوش نشسته بر درش %~% غیر او را نیست باری در سرا ~~بستان ما # 4 در حیات جاودانی یافته از عشق او %~% همدم زنده دلان شو تا بیابی جان ~~ما # 5 در میان ما و او غیری نمی آید به کار %~% ما از آن دلبریم و دلبر ما ز ~~آن ما # 6 درد درد او دوای درد ما باشد مدام %~% عشق او گنجیست در کنج دل ویران ~~ما # 7 آشنای نعمت اللهیم و غرق بحر او %~% ذوق اگر داری درآ در بحر بی پایان ~~ما PageV1P0035 ### || [genre: Gh] # 1 حضرت او را به او بینیم ما %~% لاجرم او را نکو بینیم ما # 2 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% غرق دریا مو به مو بینیم ما # 3 غیر او در آتش غیرت بسوخت %~% غیر او چون نیست چون بینیم ما # 4 عاشق و معشوق ما هر دو یکیست %~% رشته یک تو کی دو تو بینیم ما # 5 احولست آن کس که یک بیند به دو %~% کی چو احول یک به دو بینیم ما # 6 در نظر داریم دایم آینه %~% جان و جانان روبرو بینیم ما # 7 دیگران او ms012 را به نعمت دیده اند %~% نعمت الله را به او بینیم ما ~~PageV1P0036 ### || [genre: Gh] # 1 غرق آب و آب را جوئیم ما %~% آبروی ما ز ما جوئیم ما # 2 صورت و معنی و جام می مدام %~% آنچه جوئیم از خدا جوئیم ما # 3 خم می در جوش و ما مست و خراب %~% جامی از غیری چرا جوئیم ما # 4 گنج عشقش در دل ویران ماست %~% غیر این گنجی کجا جوئیم ما # 5 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% مبتلائیم و بلا جوئیم ما # 6 چشمه آب حیاتم در نظر %~% خضر وقت و آشنا جوئیم ما # 7 نعمت الله چون ز ما یابد نوا %~% کی نوا از بینوا جوئیم ما PageV1P0037 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه می گویند می گوئیم ما %~% آنچه می جویند می جوئیم ما # 2 ما به بوی زلف سنبل بوی او %~% مو به مو زلف بتان بوئیم ما # 3 جام می آب حیاتی خوش بود %~% خرقه خود را به آن شوئیم ما # 4 ما و او با هم یگانه گشته ایم %~% بی دوئیم و ما و تو اوئیم ما # 5 عین دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما از عین ما جوئیم ما # 6 نیست ما را ابتدا و انتها %~% تا ابد خود را به خود پوئیم ما # 7 سیدم آئینه گیتی نماست %~% ما چنین آئینه یک روئیم ما PageV1P0038 ### || [genre: Gh] # 1 می زخم عشق می نوشیم ما %~% خلعتی از عشق می پوشیم ما # 2 در طریق عاشقی چون عاشقان %~% مدتی شد تا که می کوشیم ما # 3 عشق می گوید سخن از من شنو %~% ما از او گوئیم و خاموشیم ما # 4 عاشقانه همچو خم میفروش %~% باز سرمستیم و در جوشیم ما # 5 جرعه می ما به صد جان می خریم %~% نیک ارزانست نفروشیم ما # 6 پا و سر چشمیم تا بینیم او %~% چون سخن گوید همه گوشیم ما # 7 ما به عشقش عاقل و دیوانه ایم ms013 %~% تا نه پنداری که بی هوشیم ما # 8 همچو بلبل در هوای روی گل %~% روز و شب مستانه بخروشیم ما # 9 نعمت اللیهم و با سید حریف %~% باده می نوشیم و مدهوشیم ما PageV1P0039 ### || [genre: Gh] # 1 نور او در دیده بینا خوشی دیدیم ما %~% نور مردم را به نور چشم او ~~دیدیم ما # 2 شخص و سایه دو نماید در نظر اما یکیست %~% دو کجا بینیم چون از اهل ~~توحیدیم ما # 3 غیر نور روی او در دیده ما هست نیست %~% هرچه رو بنمود از آن رو ~~بازپرسیدیم ما # 4 ز آفتاب حسن او عالم همه روشن شده %~% کس ندیده این چنین نوری و ~~نشنیدیم ما # 5 ساقی مستیم و میخانه سبیل ما بود %~% می به هر رندی که دل می خواست ~~بخشیدیم ما # 6 مو به مو زلف سیاهت ما به دست آورده ایم %~% گیسوئی خوش بافته بر دست ~~پیچیدیم ما # 7 در خرابات مغان با نعمت الله همدمیم %~% عاشقانه جام می از ذوق نوشیدیم ~~ما PageV1P0040 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات فنا ملک بقا داریم ما %~% خوش بقای جاودانی زین فنا داریم ما # 2 کشته عشقیم و جان در کار جانان کرده ایم %~% این حیات لایزالی خونبها ~~داریم ما # 3 خم می درجوش و ما سرمست و ساقی در نظر %~% غم ز مخموران این دوران کجا ~~داریم ما # 4 جام درد درد او شادی رندان می خوریم %~% درد می دانیم و دایم این دوا ~~داریم ما # 5 دیگران گر ملک و مال و تخت شاهی یافتند %~% سهل باشد نزد ما زیرا خدا ~~داریم ما # 6 نقد گنج عشق او در کنج دل ما دیده ایم %~% این چنین گنجی طلب میکن ز ما ~~داریم ما # 7 در طریق عاشقی عمریست تا ره می رویم %~% رهبری چون نعمت الله رهنما ~~داریم ما PageV1P0041 ### || [genre: Gh] # 1 جان چو عودست و دل چو مجمر ما %~% آتش نور عشق دلبر ما # 2 آفتاب سپهر ms014 و جان جهان %~% پرتوی دان ز رای انور ما # 3 نهر آب حیات و عین زلال %~% قطره ای دان ز حوض کوثر ما # 4 گوهر تیغ مهر روشنزای %~% ذره ای باشد آن ز خنجر ما # 5 آنکه سلطان خلوت جانست %~% بنده وار ایستاده بر در ما # 6 عرصه کاینات و ما فیها %~% خطه ای دان ز ملک و کشور ما # 7 دامن او و دست ما پس از این %~% چون که آمد به خود فرو سر ما # 8 ما نه مائیم با همه اوئیم %~% اوئی او شده برابر ما # 9 سیدی از میانه چون برخواست %~% خواجه و بنده شد یکی بر ما PageV1P0042 ### || [genre: Gh] # 1 خوش آب حیاتی است روان در نظر ما %~% عالم همه سیراب شد از رهگذر ما # 2 از دیده ما آب روانست به هر سو %~% امید که جاوید بماند اثر ما # 3 عمریست که در گوشه میخانه مقیمیم %~% رندان همه سرمست فتاده به درما # 4 ما غرقه دریای محیطیم چو ماهی %~% ما را تو به دست آور و می جو خبر ما # 5 سودا زده زلف پریشان نگاریم %~% تا در سر آن زلف چه آید به سر ما # 6 خوش نقش خیالیست در این خلوت دیده %~% روشن بتوان دید ببین در نظر ما # 7 هر میوه که در جنت اعلی نتوان یافت %~% از نعمت الله طلب و ز شجر ما ~~PageV1P0043 ### || [genre: Gh] # 1 خوش چشمه آبی است روان در نظر ما %~% سیراب شده خاک در از رهگذر ما # 2 ما آب حیاتیم روانیم به هر سو %~% سرسبزی باغ خضر است در نظر ما # 3 میخانه ما قبله حاجات جهانست %~% شاید که جهانی به سر آید به در ما # 4 نوریست که در دیده مردم شده پنهان %~% روشن بتوان دید ولی در نظر ما # 5 مستیم و نداریم خبر از همه عالم %~% اینست خبر هر که بپرسد خبر ما # 6 در آینه دیده سید نظری کن %~% تا ms015 باز نماید به تو روشن بصر ما ~~PageV1P0044 ### || [genre: Gh] # 1 چیست عالم شبنمی از نهر ما %~% کیست آدم عارفی در شهر ما # 2 هرکجا بکری است در دار وجود %~% از سر مهر آمده در مهر ما # 3 دهر جز نقش خیالی بیش نیست %~% بگذر از دهر و طلب کن دهر ما # 4 عقل زهر است ای پسر با زهر عشق %~% زهر بگذار و بجو پازهر ما # 5 رحمت ما بر غضب پیشی گرفت %~% لطف ما مستور کرده قهر ما # 6 غیر ما در نهر ما دیگر مجو %~% خود کجا غیری بود در نهر ما # 7 نعمت الله نعمتی دارد تمام %~% جمع کرده این همه از بهر ما PageV1P0045 ### || [genre: Gh] # 1 مرا گفت یاری که ای یار ما %~% اگر یار مائی بکش بار ما # 2 برو مایه و سود دکان بمان %~% گرت هست سودای بازار ما # 3 بیا قول مستانه ما شنو %~% بخوان از سر ذوق گفتار ما # 4 نداریم ما کار با کار کس %~% ندارد کسی کار با کار ما # 5 چه بندی تو نقش خیالی به خواب %~% نظر کن درین چشم بیدار ما # 6 اگر رند مست و حریف خوشی %~% بیابی مرادی ز خمار ما # 7 سزاوار ما نیست هر بنده ای %~% بود سید ما سزاوار ما PageV1P0046 ### || [genre: Gh] # 1 از کرم بنواخت ما را یار ما %~% لاجرم بالا گرفته کار ما # 2 جان فروشانیم در بازار عشق %~% تن چه باشد در سر بازار ما # 3 آب چشم ما به هر سو می رود %~% باز می گوید روان اسرار ما # 4 منصب عالی اگر خواهی بیا %~% خاک ره شو بر در خمار ما # 5 از حباب و موج دریا آب جو %~% تا بیابی این همه آثار ما # 6 جز یکی در هر دو عالم هست نیست %~% کس نکرد انکار بر اقرار ما # 7 رند سرمستیم و با ساقی حریف %~% نعمت الله سید و سردار ما PageV1P0047 ### || [genre: Gh] # 1 جام ms016 گیتی نماست این دل ما %~% خلوت کبریاست این دل ما # 2 در دل ما جز او نمی گنجد %~% روز و شب با خداست این دل ما # 3 کنج دل گنجخانه شاه است %~% مخزن پادشاست این دل ما # 4 ما و دل هر دو خواجه تاشانیم %~% یار همدرد ماست این دل ما # 5 دردمندیم و درد می نوشیم %~% درد دردش دواست این دل ما # 6 در خرابات عشق دل گم شد %~% تو چه دانی کجاست این دل ما # 7 نعمت الله از دل ما جو %~% که بدو آشناست این دل ما PageV1P0048 ### || [genre: Gh] # 1 بنده ساقی ما شو تا شوی سلطان ما %~% جان فدا کن تا شوی جانان ما ای ~~جان ما # 2 چشم صورت بین ببند و دیده معنی گشا %~% تا ببینی بر سریر ملک دل سلطان ~~ما # 3 گر گدای عشق باشی پادشاه عالمی %~% حکم تو گردد روان گر می بری فرمان ~~ما # 4 از نم چشم و غم دل نقل و باده می خوریم %~% الصلا گر عاشقی نزلی بخور ~~از خوان ما # 5 حال ما پیدا شود بر ساکنان صومعه %~% گر جمال خود نماید شاهد پنهان ما # 6 همدم جامیم ساقی را حریف سرخوشیم %~% ذوق اگر داری طلب کن خدمت رندان ~~ما # 7 مجلس عشقست و سید عاشق و معشوق او %~% این چنین بزمی بیابی گر شوی ~~مهمان ما PageV1P0049 ### || [genre: Gh] # 1 جامیست چه جم نما دل ما %~% بنموده خدا به ما دل ما # 2 شمع دل ماست نور عالم %~% افروخت به خود خدا دل ما # 3 عشقش بحریست بیکرانه %~% خوش بحری و آشنا دل ما # 4 سلطان عشقست و دل غلامش %~% او پادشه و گدا دل ما # 5 درد دل ما دوای جان است %~% به زین چه کند دوا دل ما # 6 عهدی بستیم و جاودان است %~% پیوند نگار با دل ما # 7 در خلوت خاص سید ما %~% او خانه خدا سرا دل ما PageV1P0050 ### || [genre: Gh] # 1 ms017 مشک چه بود شمه ای از موی ما %~% چیست عنبر واله گیسوی ما # 2 آب چشم ما به هر سو می رود %~% هم ز چشم ماست آب روی ما # 3 صبحدم باد صباخوشبو بود %~% می برد گردی ز خاک کوی ما # 4 تا قبول حضرت سلطان شدیم %~% شاه ترکستان بود هندوی ما # 5 غرق دریائیم اگر تو تشنه ای %~% آب می جوئی قدم نه سوی ما # 6 عود دل در مجمر سینه بسوخت %~% بزم ما خوشبو شده از بوی ما # 7 عاقلان را گفتگوئی دیگر است %~% قول عشاقست گفتگوی ما # 8 عید قربانست طوئی میکنیم %~% جانها قربان شده در طوی ما # 9 سیدیم و عاشقان را بنده ایم %~% لاجرم عالم بود آن جوی ما PageV1P0051 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاه و پادشاهی ما و درویشی ما %~% عاقلان و آشنائی ما و بی خویشی ما # 2 در میان عشقبازان ما کمیم از هر یکی %~% از کمی ماست در عالم همه بیشی ~~ما # 3 خواجه گر دارد غنا آرد غنائی بر غنا %~% از غنای خواجه خوشتر فقر ~~درویشی ما # 4 بنده دلریش سلطانیم و مرهم وصل اوست %~% عاقبت رحمی کند سلطان به ~~دلریشی ما # 5 صورت سید که دیدی آخرش خوانی رواست %~% معنی او را نگر دریاب این پیشی ~~ما PageV1P0052 ### || [genre: Gh] # 1 ما بنده درویشیم شاها نظری فرما %~% صاحب نظری شاها ما را نظری فرما # 2 آنجا که مقام تست ما را نبود باری %~% باری ز سر احسان آنجا نظری فرما # 3 تو ناظر و منظوری ما آینه روشن %~% در آینه روشن جانا نظری فرما # 4 ما از نظر لطفت داریم بسی امید %~% نومید مکن ما را حالا نظری فرما # 5 در هر چه نظر کردیم نور تو در آن دیدیم %~% با عقل از آن گفتیم اشیا ~~نظری فرما # 6 ای موسی بن عمران ز آتش نتوانی دید %~% در عین همه بنگر اسما نظری فرما # 7 با سید سر مستان داری نظری شاها ms018 %~% از بهر دل سید ما را نظری فرما ~~PageV1P0053 ### || [genre: Gh] # 1 بحر در جوش است و رو دارد به ما %~% گوهر دریا همی بارد به ما # 2 گنج اسما حضرت سلطان عشق %~% یک به یک مجموع بشمارد به ما # 3 ما امینیم و امانت آن اوست %~% هر چه او بسپرد بسپارد به ما # 4 کشت ما از خشکسالی ایمنست %~% رحمتش پیوسته می بارد به ما # 5 باز یارم میل یاری می کند %~% تخم نیکی نیک می کارد به ما # 6 دارم امیدی که لطفش از کرم %~% مائی ما هیچ نگذارد به ما # 7 خاطر موری ز ما آزرده نیست %~% سید ما کی بیازارد به ما PageV1P0054 ### || [genre: Gh] # 1 خرم آن دل که شود محرم اسرار شما %~% دلخوش آن کس که بود عاشق دیدار ~~شما # 2 همت قاصر اگر می طلبد حور و قصور %~% همت عالی ما هست طلبکار شما # 3 چشم من روی شما هم به شما می بیند %~% دیده ام نور خداوند ز انوار شما # 4 دو جهان را بفروشیم به یک جرعه می %~% گر خریدار بود بر سر بازار شما # 5 بزم عشقست شما عاشق و ما مست و خراب %~% تا ابد لطف خدا باد نگهدار شما # 6 جان چه باشد که کنم در قدمت ایثارش %~% قاصرم گر همه عالم کنم ایثار ~~شما # 7 نعمت الله ز خدا وصل شما می خواهد %~% هست امیدش که رسد باز به دیدار ~~شما PageV1P0055 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای ساقی مستان خدا را %~% که مشتاقند سر مستان خدا را # 2 اگر خرقه نمی گیری گروگان %~% بده جامی به درویشان خدا را # 3 طبیب دردمندانی نظر کن %~% که دارم درد بی درمان خدا را # 4 برو ای عقل سودائی چه جوئی %~% ز جان بی سر و سامان خدا را # 5 ز سر مستان گلشن ذوق ما جو %~% که کم دانند هشیاران خدا را # 6 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% حریف مست می ms019 خواران خدا را # 7 نباشم یک دمی بی نعمت الله %~% که پیدا دیدم و پنهان خدا را ~~PageV1P0056 ### || [genre: Gh] # 1 نور تجلی او ساخت منور مرا %~% صورت او شد پدید کرد مصور مرا # 2 پیر خرابات عشق داد مرا جام می %~% ساقی رندان خود کرد مقرر مرا # 3 عقل دمی دور شو از بر رندان عشق %~% مستم و تو هشیار نیست تو در خور ~~مرا # 4 مجلس تو آن تو مجمع من آن من %~% فکر پریشان تو را زلف معنبر مرا # 5 عاشق و معشوق و عشق هر سه بر ما یکیست %~% در دو جهان هست نیست جز یک ~~دیگر مرا # 6 ذات ز روی صفات گشته به من آشکار %~% عشق برای ظهور ساخته مظهر مرا # 7 بنده هر سیدم سید هر بنده ام %~% حکم خرابات داد خواجه قنبر مرا ~~PageV1P0057 ### || [genre: Gh] # 1 ای یار دل یار به دست آر خدا را %~% زین بیش دل خسته میازار خدا را # 2 مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم %~% ای عقل رها کن من و دلدار خدا ~~را # 3 خوش آب حیاتیست اگر تشنه آبی %~% جامی ز می عشق به دست آر خدا را # 4 گر یک سر موئیست حجاب تو در این ره %~% بردار حجاب خود و مگذار خدا را # 5 هر چیز که داری به امانت به تو دادند %~% تو نیز امینا نه نگهدار خدا ~~را # 6 عشق آمد و گفتا که دهم کام تو گفتم %~% تاخیر مکن باز در این کار خدا ~~را # 7 گر جان عزیزت طلبد سید مستان %~% شکرانه بنه بر سر و بسپار خدا را ~~PageV1P0058 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم تو را و او ما را %~% طلب او کن و بجو ما را # 2 سر زلفش به دست ما افتاد %~% می نمایند مو به مو ما را # 3 غرق بحریم تا نپنداری %~% تشنه جویای آب جو ما را # 4 ما خراباتیان سر مستیم %~% جام می ms020 آن تو سبو ما را # 5 نعمت الله رند سرمست است %~% می کشد باز سو به سو ما را PageV1P0059 ### || [genre: Gh] # 1 یار من بی یار کی ماند مرا %~% خسته و بیمار کی ماند مرا # 2 گر چه بیمارم ولی دارم امید %~% کو چنین بیمار کی ماند مرا # 3 شادمانم گرچه غمها می خورم %~% غمخورم غمخوار کی ماند مرا # 4 من چنین مخمور و او مست و خراب %~% بر در خمار کی ماند مرا # 5 کار بیکاریست کار عاشقان %~% عشق او بیکار کی ماند مرا # 6 سر پر از سودا و هم کیسه تهی %~% بر سر بازار کی ماند مرا # 7 گر نباشد صدق من صدیق وار %~% سیدم در غار کی ماند مرا PageV1P0060 ### || [genre: Gh] # 1 رند مستی چو دمی با او برآ %~% از در میخانه ما خوش درآ # 2 مجلس ما را غنیمت می شمر %~% زانکه اینجا خوشتر از هر دو سرا # 3 جام می بستان و مستانه بنوش %~% قول ما می گو سرودی می سرا # 4 خوش خراباتی و خم می سبیل %~% ما چنین مستیم و مخموری چرا # 5 آب چشم ما روان بر روی ماست %~% باز می گویند با هم ماجرا # 6 ماه من امشب بر آمد خوش خوشی %~% تو بیا تا روز امشب خوش برآ # 7 نعمت دنیی و عقبی آن تو %~% نعمت الله از همه عالم مرا PageV1P0061 ### || [genre: Gh] # 1 هر که آمد بر سر دار فنا %~% یابد از دار فنا دار بقا # 2 خدمت منصور از آن سردار شد %~% ذوق سرداری اگر داری بیا # 3 قل هو الله احد می خوان مدام %~% چون موحد در خلا و در ملا # 4 ما درین دریا خوشی افتاده ایم %~% ما ز دریائیم و دریا عین ما # 5 دردمندی را که باشد درد دل %~% درد درد دل بود او را دوا # 6 بر در خلوتسرای می فروش %~% ساکنیم و فارغ از هر دو سرا # 7 سیدیم و بنده ms021 سلطان خود %~% ما جمیم و جام ما گیتی نما PageV1P0062 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله است دایم با خدا %~% نعمت از الله کی باشد جدا # 2 در دل و دیده ندیدم جز یکی %~% گرچه گردیدم بسی در دو سرا # 3 میل ساحل کی کند بحری چو شد %~% غرقه در دریای بی پایان ما # 4 ما نوا از بی نوائی یافتیم %~% گر نوا جوئی بجو از بینوا # 5 از خدا بیگانه ای دیدیم نه %~% هر که باشد هست با او آشنا # 6 سروری خواهی برآ بر دار عشق %~% کز سردار فنا یابی بقا # 7 سید سرمست اگر جوئی حریف %~% خیز مستانه به میخانه درآ PageV1P0063 ### || [genre: Gh] # 1 مبتلائی دیدمش خوش در بلا %~% گفتمش خواهی بلا گفتا بلی # 2 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% جان ما جوید بلا از مبتلا # 3 بینوایان را نوائی دیگر است %~% خوش نوائی می طلب از بینوا # 4 آبرو جوئی درین دریا بجو %~% عین ما می جو به عین ما چو ما # 5 درد دردش عاشقانه نوش کن %~% تا ز درد درد دل یابی دوا # 6 در محیط بیکران افتاده ایم %~% نیست ما را ابتدا و انتها # 7 نعمت الله ساقی و ما رند مست %~% با حریفان در خرابات فنا PageV1P0064 ### || [genre: Gh] # 1 فانی دردیم و فانی از فنا %~% باقی عشقیم و باقی از بقا # 2 نه اثر ما را ز ذات و از صفت %~% نه خبر از مبتدا وز منتهی # 3 نه امید وصل و نه بیم فراق %~% نه غم درد و نه شادی دوا # 4 در محیط عشق او مستغرقیم %~% بر کجائی ای برادر بر کجا # 5 از وجود و از عدم آسوده ایم %~% حق و باطل دعوی و معنی تو را # 6 عاشق و معشوق پیش ما یکیست %~% جز یکی خود نیست در هر دو سرا # 7 نعمت اللهم به هر جا که روم %~% با خدایم با خدایم با خدا PageV1P0065 ### || [genre: Gh] # 1 ms022 روشنست آئینه گیتی نما %~% می نماید نور چشم ما به ما # 2 کون جامع جامع قرآن تمام %~% مظهر ذات و صفات کبریا # 3 غایت هر غایتی را غایتی است %~% کی بود بی ابتدا را انتها # 4 رو فنا شو تا بقا یابی از او %~% بلکه بگذر از فنا و از بقا # 5 آبروی خویش و بیگانه بود %~% هر که او با بحر باشد آشنا # 6 در همه حالی خدا با من بود %~% لاجرم من با خدایم با خدا # 7 بنده را از حضرت سید طلب %~% نعمت الله از علی مرتضی PageV1P0066 ### || [genre: Gh] # 1 گر بیابی آشنای بحر ما %~% باز پرس احوال ما از آشنا # 2 عین ما جوئی به عین ما بجو %~% جز به عین ما نیابی عین ما # 3 هر که او در عشق او فانی شود %~% از حیات عشق او یابد دوا # 4 دردمندی کو بود همدرد ما %~% هم ز درد درد دل یابد دوا # 5 نقش می بندم خیالش در نظر %~% گشته روشن چشمم از نور بقا # 6 در خرابات مغان مست و خراب %~% باده می نوشیم دایم بی ریا # 7 نعمت الله را نهایت هست نیست %~% کی بود بی ابتدا را انتها PageV1P0067 ### || [genre: Gh] # 1 ما حبابیم و عین ما دریا %~% نظری کن به عین ما در ما # 2 بنده حضرت خداوندیم %~% به جمال و کمال بی همتا # 3 آینه گر هزار می نگرم %~% در همه دیده می شود اسما # 4 عالم از نور او شده روشن %~% نظری کن به دیده بینا # 5 بر در او رو خوشی بنشین %~% گر کنی میل جنت الماوی # 6 درد دردش بنوش خوش می باش %~% تا بیابی تو ذوق بو دردا # 7 عارفانه به نور او دیدیم %~% نعمت الله در همه اشیا PageV1P0068 ### || [genre: Gh] # 1 عین دریائیم و دریا عین ما %~% نیست ما را ابتدا و انتها # 2 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% خانه ما خوشتر از هر دو ms023 سرا # 3 بینوایان خوش نوائی یافتند %~% بینوا شو گر همی خوانی نوا # 4 گفته مستانه ما را بخوان %~% عاشقانه خوش سرودی می سرا # 5 دردمندیم و دوا درد دلست %~% درد ما همدرد ما داند دوا # 6 سر به پای خم می افتاده ایم %~% بی حجاب ای عاشق عارف بیا # 7 در طریقت خرقه ای پوشیده ایم %~% دست ما و دامن آل عبا # 8 نعمت الله ساقی و ما رند و مست %~% گو بیا یاری که دارد ذوق ما ~~PageV1P0069 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندانیم و مانده بی دوا %~% همدم و همدرد ما هم درد ما # 2 غرق در دریای بی پایان شدیم %~% غیر ما دیگر نباشد آشنا # 3 آبرو جوئی بیا از ما بجو %~% تا بیابی آبروی ما ز ما # 4 رو فنا شو تا بقا یابی ز عشق %~% بینوا شو تا ازو یابی نوا # 5 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% بی حجاب و فارغ از هر دو سرا # 6 از وجود و از عدم آسوده ایم %~% باز رسته از فنا و از بقا # 7 رند و سرمستیم در کوی مغان %~% نعمت الله گر همی جوئی بیا PageV1P0070 ### || [genre: Gh] # 1 در آ با ما درین دریا و خوش بنشین به چشم ما %~% به عین ما نظر می کن ~~ببین ما را درین دریا # 2 اگر موج است اگر قطره به عین ما همه آبست %~% اگر تو آبرو جوئی بجو از ~~آبروی ما # 3 بهشت جاودان ما سرابستان میخانه %~% هوای جنت ار داری درآ در جنت ~~الماوی # 4 به نور آفتاب او همه عالم منور شد %~% نگر در ذره روشن که خورشیدیست مه ~~سیما # 5 اگر گوئی کرم فرما مرا نامی نشانی ده %~% نشان و نام را بگذار و می جو ~~جای آن بیجا # 6 بلا بالا گرفت امروز از آن بالا که می دانی %~% چه خوش باشد بلای ما ~~اگر باشد از آن بالا # 7 حریف نعمت الله شو که یار ms024 رند سرمست است %~% به نور او نظر می کن ببین ~~یکتای بی همتا PageV1P0071 ### || [genre: Gh] # 1 رندیم و دگر مستیم تا باد چنین بادا %~% توبه همه بشکستیم تا باد چنین ~~بادا # 2 چون قطره ازین دریا دیروز جدا بودیم %~% امروز بپیوستیم تا باد چنین ~~بادا # 3 عقل از سر نادانی دردسر ما می داد %~% عشق آمد و وارستیم تا باد چنین ~~بادا # 4 ما دست برآوردیم در پای سر افکندیم %~% مستانه از آن دستیم تا باد چنین ~~بادا # 5 زنار سر زلفش افتاد به دست ما %~% زنار چنان بستیم تا باد چنین بادا # 6 آن رند خراباتی رندانه حریف ماست %~% او سرخوش و ما مستیم تا باد چنین ~~بادا # 7 ما ساقی رندانیم با سید سرمستان %~% در میکده بنشستیم تا باد چنین بادا ~~PageV1P0072 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی ز کرم نواخت ما را %~% خمخانه بریخت بر سر ما # 2 ما جام و بر آب چون حبابیم %~% دریاب ز ما و ما ز دریا # 3 عشقست که هیچ جا ندارد %~% هر جا می جو تو جای بی جا # 4 در دیده مست ما توان دید %~% آن نور ولی به چشم بینا # 5 آئینه از او وجود دارد %~% او نیز به آینه هویدا # 6 با شمع جمال او چه باشد %~% پروانه عقل بی سر و پا # 7 رندیم و حریف نعمت الله %~% هرگز نکنیم توبه حاشا PageV1P0073 ### || [genre: Gh] # 1 عقل برو برو برو عشق بیا بیا بیا %~% راحت جان ما توئی دور مشو ز پیش ~~ما # 2 داروی درد عاشقی هست دواش درد دل %~% نیست به نزد عاشقان خوشتر ازین ~~دوا دوا # 3 کشته تیغ عشق او زنده دلست جاودان %~% بنده خویش اگر کشد نیست به خواجه ~~خونبها # 4 مست و خراب و ساکنم برسرکوی میفروش %~% زاهد و کنج صومعه او ز کجا و ما ~~کجا # 5 جام جهان نمای ما آینه جمال او %~% جام جهان نما نگر روی در آینه نما # 6 ms025 هر که گدای او بود پادشهست بر همه %~% شه چه بود که پادشه بر در او بود ~~گدا # 7 سید رند مست ما بنده بندگی او %~% حضرت او از آن ما جنت و حوریان تو را ~~PageV1P0074 ### || [genre: Gh] # 1 به سر خواجه کلان که مرا %~% نبود میل با کلاه شما # 2 دنیی و آخرت نمی طلبم %~% این و آن از کجا و ما ز کجا # 3 حال امروز را غنیمت دان %~% دی گذشت و نیامده فردا # 4 گوش کن گفته های مستانه %~% چه کنی قول بو علی سینا # 5 در خرابات مست می گردم %~% گر حریف منی بیا اینجا # 6 سر زلف نگار در دستم %~% با خیالش همی برم سودا # 7 نعمت الله چو آینه روشن %~% می نماید به ما خدا به خدا PageV1P0075 ### || [genre: Gh] # 1 ظهور سلطنت عشق اوست در دو سرا %~% درین سرا قدمی نه در آن سرا به سرآ # 2 چو اوست در دو سرا غیر او نمی بینم %~% منم که از دل و جان عاشقم به هر ~~دو سرا # 3 جمال اوست که در آینه نموده روی %~% نظر به دیده ما کن ببین به هر دو ~~سرا # 4 مدام همدم جام شراب خوش می باش %~% بیا و همدم ما شو دمی به ذوق و بیا # 5 دلم به گوشه میخانه می کشد دیگر %~% چنانکه خاطر زاهد به جنت المأوا # 6 به سوی ما نظری کن به چشم ما بنگر %~% که عین ماست که او آبرو دهد بر ~~ما # 7 به نور دیده سید کسی که او را دید %~% به هر چه می نگرد نور او بود ~~پیدا PageV1P0076 ### || [genre: Gh] # 1 موج است و حباب و آب و دریا %~% هر چار یکی بود بر ما # 2 هم آب و حباب و آب دریا %~% دریا داند حقیقت ما # 3 بنگر به یقین که جز یکی نیست %~% هم قطره و جود سیل و دریا # 4 می دانکه حجاب ما ms026 هم از ماست %~% ما را نبود حجاب جز ما # 5 بیگانه شوی ز هر دو عالم %~% گر زانکه تو را بود سر ما # 6 تا رسته نگردی از من و ما %~% سید نشوی تو واصل ما PageV1P0077 ### || [genre: Gh] # 1 گر بیازارد مرا موری نیازارم ورا %~% خود کجا آزار مردم ای برادر من ~~کجا # 2 نزد ما زاری به از آزار بی زاری مباش %~% تا نگیرد بر سر بازار آزاری ~~تو را # 3 در طریقت هر چه فرمائی به جان منت بریم %~% ماجرا بگذار با ما ماجرا ~~آخر چرا # 4 کفر باشد در طریق عاشقان آزار دل %~% گر مسلمانی چرا آزار می داری روا # 5 درجهان بیخودی من نعمت الله یافتم %~% گفت فانی شو که یابی سید ملک بقا ~~PageV1P0078 ### || [genre: Gh] # 1 صوفی صافی است در عین صفا %~% می نماید نور او او را به ما # 2 ذره ای از آفتاب نور او %~% نیست خالی در همه ارض و سما # 3 نقطه نقطه دایره پیموده است %~% جمع کرده ابتدا و انتها # 4 سید مست است و جام می به دست %~% گر تو رندی باده می نوشی بیا ~~PageV1P0079 ### || [genre: Gh] # 1 فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا %~% اگر نه ما و او بودی نبودی این ~~و آن جانا # 2 و اما عینه فاعلم اذا ما قلت انسانا %~% یکی عین است و دو نامش یکی موج ~~و یکی دریا # 3 فانا عبده حقا و ان الله مولانا %~% حقیقت بنده اوئیم و سلطان است او ~~ما را # 4 فلا تحجب بانسان فقد اعطاک برهانا %~% برون آ از حجاب خود نگر برهان ما ~~پیدا # 5 فاعطیناه ما یبدی به فینا و اعطانا %~% عطا کردیم سر او و شداین مشکلت ~~حلا # 6 قضا رالامر مقسوما بایاه و ایانا %~% به هم پیوسته می باید که تا پیدا ~~شود آنها # 7 فاحیاه الذی یدری بقلبی حین احیانا %~% چه خوش حبی که می بخشد حیات او ~~حیات ما ms027 # 8 و کنافیه اکوانا و اعیانا و ازمانا %~% همه بودیم در ذاتش که پیدا گشته ~~ایم اینجا # 9 و لیس دائم فینا و لیکن ذاک احیانا %~% نباشد حال ما دایم بود حق دایما ~~با ما # 10 به نور مهر و مه بنگر که هر دو نعمت اللهند %~% ز هر روز و ز شب روشن ~~ببین در دیده بینا PageV1P0080 ### || [genre: Gh] # 1 در عین حباب آب دریاب %~% آن آب در این حباب دریاب # 2 نقشی است خیال عالم ای یار %~% خوابی است و هم به خواب دریاب # 3 مستیم و خراب در خرابات %~% این مست خوش خراب دریاب # 4 مجموع حروف نقطه‌ای دان %~% مجموعه آن کتاب دریاب # 5 آئینه به نور او است روشن %~% مه بنگر و آفتاب دریاب # 6 با ما بنشین خوشی در این بحر %~% ما را بنگر حجاب دریاب # 7 پرسی تو ز ذوق نعمت الله %~% گفتیم تو را جواب دریاب PageV1P0081 ### || [genre: Gh] # 1 عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب %~% غرق دریا شو و جز ما تو ز ~~دریا مطلب # 2 ما حبابیم زده خیمه‌ای از باد بر آب %~% به از این در دو سراخانه و ~~مأوا مطلب # 3 غیر ما را نتوان یافت در این بحر مجو %~% عین ما جو و به جز ما دگر از ~~ما مطلب # 4 مرده‌ دل از دم ما زنده شود هر نفسی %~% این چنین دم طلب و جز ز مسیحا ~~مطلب # 5 مائی ما چو بشستیم به آب دیده %~% ما نه مائیم ز ما مائی ما ار مطلب # 6 ساقی و جام و می و رند حریفیم مدام %~% غیر ما همدم ما یک نفس اینجا ~~مطلب # 7 نعمت‌الله طلب و صورت و معنی دریاب %~% ور دگر می‌طلبی رو طلبش ما مطلب ~~PageV1P0082 ### || [genre: Gh] # 1 در دل ما نقد گنج ما طلب %~% گوهر ار جوئی از این دریا طلب # 2 یک زمان در بحر ما با ما ms028 نشین %~% عین ما را هم به عین ما طلب # 3 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا طلب # 4 نور او در جمله اشیا می نگر %~% یک مسمی از همه اسما طلب # 5 دنیی و عقبی به این و آن گذار %~% نصرت یکتای بی همتا طلب # 6 طالب و مطلوب را با هم ببین %~% این نظر از دیده بینا طلب # 7 نعمت الله را اگر جوئی بیا %~% ما به دست آور ز ما ما را طلب ~~PageV1P0083 ### || [genre: Gh] # 1 نقد گنج کنت کنزا را طلب %~% گوهر در یتیم از ما طلب # 2 عاشقانه خم می را نوش کن %~% جرعه ای بود بیا دریا طلب # 3 از دوئی بگذر که تا یابی یکی %~% از همه یکتای بی همتا طلب # 4 عارفانه دولت خود را بگیر %~% آنچه گم کردی همه آنجا طلب # 5 چشم عالم روشنست از نور او %~% نور او در دیده بینا طلب # 6 نعمت الله است و عالم سر به سر %~% نعمتی خوش از همه اشیا طلب ~~PageV1P0084 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندانه بیا ما را طلب %~% درد دل جانا ز بودردا طلب # 2 در چنین دریای بی پایان درآ %~% عین ما را هم ز عین ما طلب # 3 طالب و مطلوب را با هم نگر %~% جای آن بی جای ما هر جا طلب # 4 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% نور او در دیده بینا طلب # 5 هر کجا کنجیست گنجی در ویست %~% گنج اسما در همه اشیا طلب # 6 عارفانه دامن هر یک بگیر %~% حضرت یکتای بی همتا طلب # 7 در خرابات مغان مستانه رو %~% نعمت الله را در آنجا وا طلب PageV1P0085 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی دریادلی از ما طلب %~% آن چنان گوهر در این دریا طلب # 2 نقد گنج کنت کنزا را بجو %~% از همه اسما مسمی را طلب # 3 هر که یابی دامن او را بگیر %~% حضرت یکتای بی همتا ms029 طلب # 4 در وجود خویشتن سیری بکن %~% آنچه گم کردی همه آن جا طلب # 5 چشم ما از نور رویش روشنست %~% نور او در دیده بینا طلب # 6 هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست %~% نعمت الله در همه اشیا طلب ~~PageV1P0086 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق ما داری درآ در بحر ما ما را طلب %~% آبرو جوئی مرو هر سو بیا ما ~~را طلب # 2 موج دریائیم و ما را دل به دریا می کشد %~% حال این دریای ما گر بایدت ~~از ما طلب # 3 ای محقق بی حقیقت هیچ شیئی هست نیست %~% عارفانه این حقیقت در همه اشیا ~~طلب # 4 هر که آید در نظر ای نور چشم عاشقان %~% دست او را بوسه ده گم کرده خود ~~را طلب # 5 نقد گنج کنت کنزا را بجو در کنج دل %~% گوهر در یتیم مخزن دلها طلب # 6 قاب قوسین از خط محور پدید آمد تو نیز %~% خط برانداز از میان معنی او ~~ادنی طلب # 7 آفتاب حسن او و چشم مردم رو نمود %~% روشنست این نور او در دیده بینا ~~طلب # 8 دنیی و عقبی و جسم و جان این و آن گذار %~% گر تو چون ما طالبی مطلوب ~~بی همتا طلب # 9 اسم اعظم را بخوان و یک مسمی را بدان %~% نعمت الله را بجو مجموعه اشیا ~~طلب PageV1P0087 ### || [genre: Gh] # 1 همت از درویش صاحب دل طلب %~% خدمت درویش کن حاصل طلب # 2 درد هجران از دل درویش جو %~% راحت ار می جویی از واصل طلب # 3 گوهر ار خواهی درآ در بحر ما %~% ور نمی خواهی برو ساحل طلب # 4 حضرت جانانه را از جان بجو %~% خدمت دلدار خود در دل طلب # 5 مشکلت حل وا شود گر طالبی %~% هم ز طالب حل این مشکل طلب # 6 در ره عشقش قدم مردانه نه %~% رهبری صاحبدلی کامل طلب # 7 قابل کامل اگر آری به دست %~% نعمت الله را از آن ms030 قابل طلب PageV1P0088 ### || [genre: Gh] # 1 خوش حضوریست بزم ما دریاب %~% هرچه می بایدت بیا دریاب # 2 می جام فنا چه می نوشی %~% ذوق خمخانه بقا دریاب # 3 در خرابات درد دردش نوش %~% زان شفاخانه این دوا دریاب # 4 قطره و موج و بحر و جو آبند %~% عین ما را به عین ما دریاب # 5 رند مستی اگر طلب داری %~% بر سر کوی او مرا دریاب # 6 نعمت الله را به دست آور %~% مظهر حضرت خدا دریاب PageV1P0089 ### || [genre: Gh] # 1 در محیط عشق ما گوهر طلب %~% هفت دریا را نجو دیگر طلب # 2 عود دل در مجمر سینه بسوز %~% آنچنان عودی در این مجمر طلب # 3 وصل آن محبوب بی همتای ما %~% گر طلب داری از این خوشتر طلب # 4 جان باقی یابی از جانان خود %~% گر فنا گردی چو یاران در طلب # 5 این سر تو چون کلاه آن سراست %~% سر بنه در پای او آن سر طلب # 6 جان چو جوئی حضرت جانان بجو %~% دل رها کن خدمت دلبر طلب # 7 هر کجا جام میئی یابی بنوش %~% نعمت الله را در آن ساغر طلب ~~PageV1P0090 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل اسرار ما ز جان دریاب %~% بگذر از خود بیا خدا دریاب # 2 شاهد غیب در شهادت بین %~% شاه در کسوت گدا دریاب # 3 موج و دریا و خلق و حق بنگر %~% یک مسمی دو اسم را دریاب # 4 جام وحدت به روی ساقی نوش %~% ذوق می خوارگی ما دریاب # 5 رنج عشقش بکش شفا بشناس %~% درد دردش بخور دوا دریاب # 6 مطرب عشق ساز ما بنواخت %~% بشنو ای بینوا نوا دریاب # 7 سایه و آفتاب را بنگر %~% سید و بنده را بیا دریاب PageV1P0091 ### || [genre: Gh] # 1 رو فنا شو بیا بقا دریاب %~% خوش بقائی از این فنا دریاب # 2 قدمی نه درآ در این دریا %~% عین ما را به عین ما دریاب # 3 دردی درد دل تو خوش می نوش ms031 %~% دردمندانه آن دوا دریاب # 4 جام گیتی نما به دست آور %~% مظهر حضرت خدا دریاب # 5 پادشاه و گدا نشسته به هم %~% ذوق آن شاه و این گدا دریاب # 6 در میخانه را غنیمت دان %~% دولت ملک دو سرا دریاب # 7 سید رند مست اگر جوئی %~% در خرابات بنده را دریاب PageV1P0092 ### || [genre: Gh] # 1 ساغر پر شراب را دریاب %~% آب نوش و حباب را دریاب # 2 چیست نقش خیال جمله حجاب %~% بی حجابست حجاب را دریاب # 3 آفتاب است و ماه خوانندش %~% ماه بین آفتاب را دریاب # 4 همه عالم سراب او سر آب %~% سر آب و سراب را دریاب # 5 دل صاحبدلان به دست آور %~% جمع ام الکتاب را دریاب # 6 کار خیر است عشق و میخواری %~% کار خیر و ثواب را دریاب # 7 در خرابات نعمت الله آی %~% رند مست و خراب را دریاب PageV1P0093 ### || [genre: Gh] # 1 ای آب حباب آب دریاب %~% سرچشمه این سراب دریاب # 2 جامی و شراب و جسم و جانی %~% این جام پر از شراب دریاب # 3 ساقی قدحی به دست ما ده %~% خیری بکن و ثواب دریاب # 4 دلسوخته ایم ز آتش عشق %~% جانا جگر کباب دریاب # 5 جامی ز حباب پر کن از آب %~% آبی بخور و حباب دریاب # 6 مائیم حجاب ما در این بحر %~% آبست حجاب آب دریاب # 7 دریاب حضور نعمت الله %~% این نعمت بی حساب دریاب PageV1P0094 ### || [genre: Gh] # 1 در موج و حباب آب دریاب %~% آن آب در این حباب دریاب # 2 در آینه مه منور %~% نور رخ آفتاب دریاب # 3 هر برگ گلی که رو نماید %~% در عارض او گلاب دریاب # 4 با ساقی یاد می برآور %~% ساغر بستان شراب دریاب # 5 بگذر ز حجاب خودپرستی %~% معشوقه بی حجاب دریاب # 6 نقشی که خیال غیر بندد %~% باشد اثری ز خواب دریاب # 7 گنجیست وجود نعمت الله %~% آن گنج درین خراب دریاب PageV1P0095 ### || [genre: Gh] # 1 در عین ما ms032 نظر کن جام پر آب دریاب %~% جام شراب بستان آب و حباب دریاب # 2 هر ذره ای که بینی جام جهان نمائیست %~% در طلعت چو ماهش تو آفتاب ~~دریاب # 3 او بی حجاب با تو تو در حجاب از وی %~% خوش خوش حجاب بردار آن بی حجاب ~~دریاب # 4 چون بلبلان سرمست بگذر سوی گلستان %~% چون عارفان کامل از گل گلاب ~~دریاب # 5 با ما درآ به دریا ما را به عین ما جو %~% موج و حباب و قطره می بین و ~~آب دریاب # 6 در گوشه خرابات رندی است لاابالی %~% با عاشقان نشسته مست و خراب دریاب # 7 نور جمال سید بیدار اگر ندیدی %~% نقش خیال رویش باری به خواب دریاب ~~PageV1P0096 ### || [genre: Gh] # 1 وجود مطلق الحق اوست دریاب %~% مقید او و مطلق اوست دریاب # 2 خیال باطلت دارد پریشان %~% ببین مجموع را حق اوست دریاب # 3 توئی طالب توئی مطلوب ما فهم %~% بگو از جان که صدق اوست دریاب # 4 دل و دلدار و جان ما همه اوست %~% محیط و موج و زورق اوست دریاب # 5 از آن ما غرقه دریای عشقیم %~% روان جان و مغز اوست دریاب # 6 به حق تحقیق شد ما را حقیقت %~% که موجود محقق اوست دریاب # 7 شراب ناب بی غش نوش کردیم %~% ز جامی کش مروق اوست دریاب # 8 طلسم گنج عشق دوست مائیم %~% ولی فتاح و مطلق اوست دریاب # 9 اگر سید اناالحق زد به حق زد %~% چو گویای اناالحق اوست دریاب ~~PageV1P0097 ### || [genre: Gh] # 1 آب ما می رود بجو دریاب %~% عین ما را بجو نکو دریاب # 2 جام بستان و باده را می نوش %~% خم می می نگر سبو دریاب # 3 وا مکن دیده را ز اهل نظر %~% او به او بین و او به او دریاب # 4 سخن پشت و رو بسی گفتند %~% این سخن نیز پشت و رو دریاب # 5 در سر زلف او پریشان شو %~% جمع می ms033 باش مو به مو دریاب # 6 یک زمانی به چشم ما بنگر %~% آب این چشمه سو به سو دریاب # 7 جام گیتی نما به دست آور %~% نعمت الله را نکو دریاب PageV1P0098 ### || [genre: Gh] # 1 دل به ما ده بیا دلی دریاب %~% این چنین حل مشکلی دریاب # 2 به خرابات رو خوشی بنشین %~% رند سرمست واصلی دریاب # 3 این همه علم کرده ای تحصیل %~% زین همه علم حاصلی دریاب # 4 گر به کرمان همی روی می رو %~% خدمت میر عاقلی دریاب # 5 ور به بازار می روی ای دوست %~% آن دکاندار جاهلی دریاب # 6 گرد بر گرد عارفان می گرد %~% این چنین یار قابلی دریاب # 7 عاشقانه درآ درین مجلس %~% سید رند کاملی دریاب PageV1P0099 ### || [genre: Gh] # 1 چون بر آمد از دل جام آفتاب %~% نزد ما هر دو یکی شد برف و آب # 2 مجمع البحرین جامست و شراب %~% این شراب و جام آبست و حباب # 3 جام می بردست می گردم به ذوق %~% در خرابات مغان مست و خراب # 4 کس نبیند از هزاران زهد و علم %~% آنچه من دیدم ز یک جام شراب # 5 لوح محفوظ است ما را در نظر %~% خود که دارد این چنین ام الکتاب # 6 اصل گل آب است و فرع آب گل %~% اصل و فرعش دوست دارم چون گلاب # 7 چون نیم هشیار بگذر از سرم %~% چون ندارم عقل بگذار احتساب # 8 غرق دریائی و تشنه ای عجب %~% بر سر آبی و پنداری سراب # 9 باده می نوشم مدام از جام عشق %~% در حضور سید خود بی حساب PageV1P0100 ### || [genre: Gh] # 1 چون برآمد از دل جام آفتاب %~% نزد ما هر دو یکی برف است و آب # 2 اصل گل آبست و فرع آب گل %~% اصل و فرعش دوستدارم چون گلاب # 3 چشم ما روشن بود از نور او %~% در نظر دارم از آن رو آفتاب # 4 چون حجاب او نمی دانم جز او %~% روز ms034 و شب می بینم او را بی حجاب # 5 حرفی از اسرار جد ما بود %~% معنی مجموعه ام الکتاب # 6 چون نیم هشیار بگذر از سرم %~% چون ندارم عقل بگذار احتساب # 7 نعمت الله در خراباتش طلب %~% همدم جام می و مست وخراب PageV1P0101 ### || [genre: Gh] # 1 صورت و معنی ما آب و حباب %~% خود که دارد این چنین جام و شراب # 2 ما ز دریائیم و دریا عین ماست %~% می نماید موج ما ما را حجاب # 3 جز یکی در هر دو عالم هست نیست %~% ور تو گوئی هست می بینی به خواب # 4 بسته روبندی ز نور روی خود %~% آفتابست او و لیکن با نقاب # 5 جامی از می پر ز می بستان بنوش %~% تا ببینی خوش حباب پر ز آب # 6 ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای %~% شادی او نوش می کن بی حساب # 7 در خرابات مغان دامنکشان %~% نعمت الله می رود مست و خراب PageV1P0102 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی رو نموده مه نقاب %~% مه نقابی می نماید آفتاب # 2 موج دریائیم و دریا عین ماست %~% عین ما بر عین ما باشد حجاب # 3 جمله عالم در محیط عشق او %~% نزد ما باشد حبابی پر ز آب # 4 غیر او در عمر خود گردیده ای %~% دیده ای نقش خیال او به خواب # 5 نعمت الله در خرابات مغان %~% اوفتاده دیدمش مست و خراب PageV1P0103 ### || [genre: Gh] # 1 ساقئی دیدیم مستانه به خواب %~% جام می بخشید ما را بی حساب # 2 چون شدم بیدار من بودم نه او %~% آنکه در خوابش بدیدم بی حجاب # 3 بسته ام نقش خیالش در نظر %~% آفتابی رو نموده مه نقاب # 4 در خیال خواب باشد روز و شب %~% هر که بیند این چینین خوابی به خواب # 5 غیر ما در بحر ما از ما مجو %~% گفتمت والله اعلم بالصواب # 6 عین ما می بین به عین ما چو ما %~% بر کف ما خوش ms035 حبابی پر ز آب # 7 در خرابات مغان موجود نیست %~% همچو سید عاشقی مست و خراب PageV1P0104 ### || [genre: Gh] # 1 دیده ام مهر منیر مه نقاب %~% ذره ای از نور رویش آفتاب # 2 جامی از می پر ز می داریم ما %~% نوش کن جام شرابی از شراب # 3 ما در این دریا به هر سو می رویم %~% ساغری داریم پر آب از حباب # 4 موج و دریا و حباب و قطره هم %~% چار اسم و یک حقیقت عین آب # 5 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% لاجرم بینیم رویش بی حجاب # 6 هر دمی نقش خیالی می کشد %~% گه به بیداری بود گاهی به خواب # 7 نعمت الله یافتم از لطف او %~% بی خطا والله اعلم بالصواب PageV1P0105 ### || [genre: Gh] # 1 جامی ز حباب پر کن از آب %~% جام می ما به ذوق دریاب # 2 در بحر درآ که عین مائی %~% با ما بنشین خوشی درین آب # 3 مه روشن از آفتاب باشد %~% آن نور بود به نام مهتاب # 4 چشم تو خیال غیر گردید %~% خوابی است که دیده ای تو در خواب # 5 محبوب خود و محب خویشیم %~% مائیم دریا حباب احباب # 6 می در قدح است و عاشقان مست %~% مخمور مرو بیا و بشتاب # 7 سید ساقی و صحبتی خوش %~% حاضر شده اند جمله اصحاب PageV1P0106 ### || [genre: Gh] # 1 مظهر و مظهرند آب و حباب %~% نظری کن به عین ما در آب # 2 عقل گوید حباب و آب دو اند %~% عشق گوید یکیست آب و حباب # 3 ظاهر و باطن همه نور است %~% خوش ظهوری که نور اوست حجاب # 4 نقش غیری خیال اگر بندی %~% آن خیال است و دیده ای در خواب # 5 غرق آبی و آب می جوئی %~% گرچه با ما نشسته ای در آب # 6 نور او روز آفتاب نمود %~% باز در شب نمایدت مهتاب # 7 نعمت الله به نور او دیدم %~% این چنین دیده اند اولوالالباب ms036 ~~PageV1P0107 ### || [genre: Gh] # 1 با تو گویم که چیست جام و شراب %~% به مثل نزد ما چو آب و حباب # 2 خوش بیا سوی ما در این دریا %~% عین ما را به عین ما دریاب # 3 موج و دریا یکیست تا دانی %~% نظری کن به چشم ما در آب # 4 صورت و معنئی که می نگرم %~% سبب است و مسبب الاسباب # 5 هر که گوید که غیر او دیدم %~% دیده نقش خیال او در خواب # 6 آفتاب است و ماه گویندش %~% نور مهر است و نام او مهتاب # 7 نعمت الله خدا به من بخشید %~% یافتم خوش عطائی از وهاب PageV1P0108 ### || [genre: Gh] # 1 چیست عالم سایه و آن آفتاب %~% تن بود چون سایه و جان آفتاب # 2 نور عالم شمس دینش خوانده اند %~% سر این دریاب و می خوان آفتاب # 3 از برای نزل و بزم عاشقان %~% جام زرین است بر خوان آفتاب # 4 آفتاب حسن او عالم گرفت %~% تا قیامت باد تابان آفتاب # 5 نور روی نعمت الله دیده ام %~% می نماید در نظر آن آفتاب PageV1P0109 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی ز ماه بسته نقاب %~% کرده در گوش درهای خوشاب # 2 چشم عالم به نور او روشن %~% سخنی نازک است خوش دریاب # 3 نقش رویش خیال می بندم %~% که به بیداری و گهی در خواب # 4 می خمخانه حدوث و قدم %~% نوش می کن به شادی احباب # 5 نور آن ماهرو که می بینی %~% آفتابست نام او مهتاب # 6 سر موئی ز سر او گفتم %~% سر زلفش از آن شده در تاب # 7 نعمت الله حجاب را برداشت %~% چون حجاب است در میان اسباب PageV1P0110 ### || [genre: Gh] # 1 این طرفه بین که حضرت او با همه حجاب %~% روشن تر است نور وی از نور ~~آفتاب # 2 موج و حباب و قطره و دریا به چشم ما %~% عارف چو بنگرد بنماید به عین ~~آب # 3 بیدار شو ز خواب به بیداریش ببین %~% نقش ms037 خیال او نتوان دیدنش به خواب # 4 دستش به دست آور و دامان او بگیر %~% جامی از او طلب کن و بستان ازو ~~شراب # 5 شادی روی ساقی ما جام می بنوش %~% تا همچو ما شوی ابدالمست و هم خراب # 6 بگذار نور و ظلمت و بگذر ز روز و شب %~% جانان ما طلب که بود جان و تن ~~حجاب # 7 الهام سید است که گوید به بندگان %~% ورنه چنین سخن نتوان گفت در کتاب ~~PageV1P0111 ### || [genre: Gh] # 1 گرخیال عارضش بنمایدت نقشی به خواب %~% نقشبندی کن روان بر آب چشم ما ~~چو آب # 2 آینه بردار و تمثال جمال او نگر %~% جام می بستان که ساقی می نماید در ~~شراب # 3 سنبل زلفی که بینی نافه ای دان پر ز مشک %~% در چمن هر گل که چینی شیشه ~~ای دان پر گلاب # 4 بر در میخانه بگذر تا ببینی آن یکی %~% مست با رندان نشسته باده نوشان ~~بی حجاب # 5 ذره ای از نور او بنموده خوش ماهی تمام %~% سایه بان حسن او را سایه ~~کرده آفتاب # 6 ساقی ما می به ما از خم وحدت می دهد %~% بی حسابش نوش کن کاین را نمی ~~باشد حساب # 7 نعمت الله می دهد فتوی که این می را بنوش %~% من حلالش می خورم والله ~~اعلم بالصواب PageV1P0112 ### || [genre: Gh] # 1 صدف و گوهریم و بحر و حباب %~% جوهرش آب و گوهرش دریاب # 2 قدمی نه درآ درین دریا %~% نظری کن به عین ما در آب # 3 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% باده نوشند شادی اصحاب # 4 بر در می فروش رندانه %~% با مسبب نشسته بی اسباب # 5 آفتابی به ماه رو بنمود %~% نور مهر است و نام او مهتاب # 6 چشم پندار ما عیان بیند %~% گر خیالش تو دیده ای در خواب # 7 نعمت الله عطای سید ماست %~% هب بی عوض دهد وهاب PageV1P0113 ### || [genre: Gh] # 1 موج است و حباب هر دو ms038 یک آب %~% با ما بنشین و آب دریاب # 2 روشن بنگر که آفتاب است %~% آن نور که خوانیش به مهتاب # 3 رندانه روان روم به هر در %~% تا دریابم ورا به هر باب # 4 اسباب و مسببند با هم %~% آثار مسببند اسباب # 5 هستیم همه محب و محبوب %~% محبوب چو ما بجو ز احباب # 6 با ساقی باقی خرابات %~% رندانه و عاشقانه بشتاب # 7 پیغام خوشی ز نعمت الله %~% مستانه ببر به سوی اصحاب PageV1P0114 ### || [genre: Gh] # 1 موجیم و حباب هر دو یک آب %~% آبست حجاب آب دریاب # 2 آنها که به چشم عقل بینند %~% بینند خیال غیر در خواب # 3 عقل ارچه چراغ بر فروزد %~% هرگز نرسد به نور مهتاب # 4 معشوق خودیم و عاشق خود %~% عشقست دلیل راه اصحاب # 5 آن نقطه بدان که اصل حرفست %~% یک فصل بخوان ولی ز هر باب # 6 ما را نسب است از خداوند %~% عالی تر از این که راست انساب # 7 در بحر محیط عشق غرقیم %~% مانند حباب و عین ما آب PageV1P0115 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی رو نموده مه نقاب %~% ماه تابان می نماید آفتاب # 2 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% تا بیابی جام پر آبی ز آب # 3 موج دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما بر عین ما باشد حجاب # 4 ساقی سرمست ما باشد کریم %~% جام می بخشد به رندان بی حساب # 5 خوش سر آبیم و سیرابیم ما %~% زاهد بیچاره مانده در سراب # 6 عشق می بیند جمال او به او %~% عقل می بندد خیال او به خواب # 7 نعمت الله سر به پای خم نهاد %~% در خرابات مغان مست و خراب ~~PageV1P0116 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی ز ماه بسته نقاب %~% می نماید به چشم ما دریاب # 2 نظری کن در آینه بنگر %~% ور نداری تو آینه دریاب # 3 نقش غیری خیال اگر بندی %~% آن خیالی بود ولی در خواب # 4 صورت و معنی همه داند ms039 %~% هر که او باشد از اولوالالباب # 5 لیک در هرچه روی بنماید %~% هم مسبب ببین و هم اسباب # 6 آفتاب است ماه خوانندش %~% نور مهر است گفته ام مهتاب # 7 نعمت الله مربی نیکوست %~% تربیت یافته وی از ارباب PageV1P0117 ### || [genre: Gh] # 1 ماه ما از در در آمد نیمشب %~% آفتاب ما برآمد نیمشب # 2 بخت ما بیدار شد در نیمروز %~% عمر رفته بر سر آمد نیمشب # 3 بس که آب دیده ام در خاک ریخت %~% سرو نازم در بر آمد نیمشب # 4 وصل او در روز خوش باشد ولی %~% بی رقیبان خوشتر آمد نیمشب # 5 روز تا شب در تمنا بود دل %~% ناگهانی دلبر آمد نیمشب # 6 خلوت جانم چو شب تاریک بود %~% روشنی او در آمد نیمشب # 7 نعمت الله را درخت دولتش %~% از سعادت در بر آمد نیمشب PageV1P0118 ### || [genre: Gh] # 1 دردمند و دردنوشم روز و شب %~% عاشقانه در خروشم روز و شب # 2 گر زنندم همچو نی نالم به روز %~% ور گذارندم خموشم روز و شب # 3 در خرابات مغان مست و خراب %~% همنشین می فروشم روز و شب # 4 با حضورش هر شبی آرم به روز %~% در هوایش باده نوشم روز و شب # 5 ز آتش عشقش چو خم می فروش %~% در درون خود بجوشم روز و شب # 6 هرچه بنماید نمایم در زمان %~% هرچه پوشاند بپوشم روز و شب # 7 سیدم عشق است و من در حضرتش %~% بنده حلقه به گوشم روز و شب ~~PageV1P0119 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله نور دین دارد لقب %~% نور دین از نعمت الله می طلب # 2 از رسول الله نسب دارد درست %~% خود که دارد این چنین دیگر نسب # 3 مطرب عشاق گو شعرش بخوان %~% تا جهان از ذوق او گیرد طرب # 4 جان من گفتا نهم لب بر لبش %~% آمده از عشق او جانم به لب # 5 مدتی بودم مجاور در عجم %~% گرچه اصلم باشد از ملک عرب # 6 ms040 آب لطف او نصیب ما بود %~% آتش قهرش از آن بولهب # 7 من مجاور حالیا در ملک فارس %~% جد من آسوده در شهر حلب PageV1P0120 ### || [genre: Gh] # 1 در دیار تو غریبیم و هوادار غریب %~% خوش بود گر بنوازی صنما یار غریب # 2 مخزن جمله اسرار خداوند دل است %~% دل به من ده که بگویم به تو اسرار ~~غریب # 3 گر غریبی برت آید به کرم بنوازش %~% سخت کاریست غریبی مکن انکار غریب # 4 ما دعاگوی غریبان جهانیم همه %~% در همه حال خدا باد نگهدار غریب # 5 دردمندیم و به امید دوا آمده ایم %~% تو طبیبی و دوا کن دل بیمار غریب # 6 کار غربت چه اگر کار غریبی است ولی %~% خوش شود گر تو بسازی به کرم کار ~~غریب # 7 سید ماست سرجمله غریبان جهان %~% که به سر وقت غریب آمده سردار غریب ~~PageV1P0121 ### || [genre: Gh] # 1 هفت دریا شبنمی از بحر بی‌ پایان ما است %~% جان عالم نفخه ارواح آن ~~جانان ما است # 2 در خرابات مغان مستیم و جام می به دست %~% های و هوی عاشقان از نعره ~~مستان ما است # 3 موج دریائیم و عین ما و او هر دو یکی است %~% آبرو گر بایدت از ما بجو ~~کان آن ما است # 4 مدتی شد تا به جان فرمان سلطان می ‌بریم %~% این زمان سلطان ما فرمانبر ~~فرمان ما ‌است # 5 گنج اگر جوئی بیا کنج دل ویران بجو %~% ز انکه گنج کنت کنزا در دل ~~ویران ما است # 6 سید مستان به صد جان دوست می ‌داریم ما %~% ز انکه رند سر خوش است و ~~یاری از یاران ما است PageV1P0122 ### || [genre: Gh] # 1 ایها العشاق کوی عشق میدان بلا است %~% تا نپنداری که کار عاشقی باد ~~هوا است # 2 کی تواند هر کسی رفتن طریق عشق را %~% ز انکه هم در منزل اول فنا اندر ~~فنا است # 3 بی ملامت پای در کوی غمش نتوان نهاد %~% رهروی ms041 کو بی ملامت می رود آیا ~~کجا است # 4 عشق می ‌ورزی نخست از سر برون کن خواجگی %~% شاه اگر در کوی عشق آید در ~~این صورت گدا است # 5 نعمت الله از سر صدق و صفا در نه قدم %~% ره روی کاینجا به عشق آید صفا ~~اندر صفا است PageV1P0123 ### || [genre: Gh] # 1 این شیشه ما پر از گلاب است %~% گفتیم گلاب و در کل آب است # 2 آب است و حباب این می و جام %~% آبش می و جام ما حباب است # 3 نقشی که خیال غیر بندد %~% آن نقش خیال عین خواب است # 4 چشمی که ندید نور رویش %~% بینا نبود که در حجاب است # 5 هر ماه که رو به تو نماید %~% نیکو بنگر که آفتاب است # 6 ساقی قدحی به عاشقان ده %~% این خیر که می ‌کنی ثواب است # 7 سید مست است در خرابات %~% او از چه غم ار جهان خراب است PageV1P0124 ### || [genre: Gh] # 1 جامیست پر آب و عین آب است %~% وین جام شراب ما حباب است # 2 موج است حجاب ما در این بحر %~% یا آب که آب را حجاب است # 3 مستیم مدام در خرابات %~% هم صحبت ما چو ما خراب است # 4 هر حرف از این کتاب جامع %~% مجموعه جمله کتاب است # 5 نقشی که خیال غیر بندد %~% در دیده ما خیال خواب است # 6 از غیر مجو تو آبروئی %~% زیرا که شراب او سراب است # 7 دیدیم به نور نعمت‌الله %~% آن ماه که نورش آفتاب است PageV1P0125 ### || [genre: Gh] # 1 موج است و حباب هر دو آب است %~% آبست که صورتا حباب است # 2 روشن بنگر که آفتابی %~% بنموده جمال و مه نقاب است # 3 صورت دیدی و ماه گفتی %~% معنی بنگر که آفتاب است # 4 مستیم و خراب در خرابات %~% معمور خوشی چنین خراب است # 5 در جام جهان نما نماید %~% جامی ز شراب پر شراب است # 6 بحریم و ms042 حباب و موج جوئیم %~% این مائی ما به ما حجاب است # 7 قولی که حدیث سید ما است %~% می‌گو که خلاصه کتاب است PageV1P0126 ### || [genre: Gh] # 1 جامی ز حباب پر ز آب است %~% آب است که صورتا حباب است # 2 در ظاهر و باطنش نظر کن %~% دریاب حجاب آب آب است # 3 آن جام جهان نمای اول %~% یک عین و صفات بی‌حساب است # 4 بی جود وجود چیست عالم %~% گوئی سر آب نه سراب است # 5 ماهی که تو را به شب نماید %~% خورشید بود که در نقاب است # 6 نقشی که خیال غیر بندد %~% بگذار که آن خیال خواب است # 7 گر پرسندت که چیست توحید %~% خاموشی تو تو را جواب است PageV1P0127 ### || [genre: Gh] # 1 آئینه ذات عین ذات است %~% ذات است که مجمع صفات است # 2 بی‌ جود وجود حضرت او %~% عالم به تمام فانیات است # 3 می نوش مدام دردی درد %~% کاین دردی درد دل دوات است # 4 میخانه ما است در خرابات %~% و این خانه ورای شش جهات است # 5 سیراب شدند خلق عالم %~% آری همه چیز ذو‌حیات است # 6 گر کشته شوی به تیغ عشقش %~% آن حی قدیم خونبهات است # 7 سید به حضور نعمت‌الله %~% دایم به وضو و در صلات است PageV1P0128 ### || [genre: Gh] # 1 نور او در جمله اشیا ظاهر است %~% ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است # 2 روشن است آئینه "عالم تمام" %~% در همه "اسما" مسما ظاهر است # 3 نور روی اوست ما را در نظر %~% نور آن منظور زیبا ظاهر است # 4 باطن است از چشم نابینا ولی %~% ظاهرا بر چشم بینا ظاهر است # 5 در خیال دی و فردا مانده‌ ای %~% از همه فرد آ که فردا ظاهر است # 6 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما در عین دریا ظاهر است # 7 نعمت‌الله باطن و ظاهر بود %~% باطنش پنهان و پیدا ظاهر است ~~PageV1P0129 ### || [genre: Gh] # 1 در ms043 محبت جان اگر بازی خوش است %~% گر کنی بازی چنین بازی خوش است # 2 یار کرمانی اگر چه خوش بود %~% دلبر سر‌مست شیرازی خوش است # 3 رند سرمستیم و با ساقی حریف %~% با حریف خویش دمسازی خوش است # 4 چند گردی تو به خود گرد جهان %~% یک دمی با خویش‌ پردازی خوش است # 5 ساز ما ار ذوق خوشتر می‌ دهد %~% ساز ما را گر تو بنوازی خوش است # 6 عشق چون سلطان به تخت دل نشست %~% خانه را با عشق پردازی خوش است # 7 سیم قلب تو ندارد رونقی %~% سیم قلب خویش بگدازی خوش است # 8 در طریق عاشقی چون عاشقان %~% هر چه داری جمله دربازی خوش است # 9 یک دمی با سید رندان بساز %~% تا بدانی ذوق دمسازی خوش است PageV1P0130 ### || [genre: Gh] # 1 همه جا خوان نعمت عشق است %~% عالمی رحمت عشق است # 2 هر چه در کائنات است می‌بینی %~% نیک بنگر که حضرت عشق است # 3 خدمت عاشقی اگر یابی %~% بندگی کن که خدمت عشق است # 4 هر سخاوت که عاشقان دارند %~% همه از یمن دولت عشق است # 5 خوش خرابیم و این خرابی ما %~% اثری از مرمت عشق است # 6 همت ما جز او نمی ‌جوید %~% این بلندی ز همت عشق است # 7 نعمت‌الله را غنیمت دان %~% گر تو را ذوق نعمت عشق است PageV1P0131 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما زنده دل از آب حیات عشق است %~% صورت و معنی ما ذات و صفات عشق ~~است # 2 آفتابی است که در دور قمر تابان است %~% نزد ما جوشش دریا حرکات عشق ~~است # 3 عشق را جا و جهت نیست ولیکن به ظهور %~% شش جهت می‌نگرم جمله جهات عشق ~~است # 4 از کرم عشق وجودی به عدم می ‌بخشد %~% هر چه موجود بود از برکات عشق ~~است # 5 دارم از عشق براتی ز دو عالم لیکن %~% بنده آزاد بود چون به برات عشق ~~است # 6 ظاهر و باطن ms044 او عاشق و معشوق منند %~% حسن و احسان همگی از حسنات عشق ~~است # 7 گوش کن گفته مستانه سید بشنو %~% که سخنهای خوشش از کلمات عشق است ~~PageV1P0132 ### || [genre: Gh] # 1 در کوی خرابات کسی را که مقام است %~% در دنیی و در آخرتش جاه تمام است # 2 ما توبه شکستیم و در این قول درستیم %~% با ساغر می عهد که بستیم مدام ~~است # 3 زان مجلس ما بزم ملوکانه عشق است %~% ساقی قدیم ماست و شرابی به قوام ~~است # 4 می‌نوش که در مذهب ما پاک و حلال است %~% کاین می نه شرابیست که گویند ~~حرام است # 5 گنجینه ما مخزن اسرار الهی است %~% هر گنج در این کنج که یابی به نظام ~~است # 6 در دور بگردید و نمائید به یاران %~% رندی که بود چون من سر مست کدام ~~است # 7 بشنو سخن سید رندان خرابات %~% کامروز در این دور خداوند کلام است ~~PageV1P0133 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه سرای عاشقان است %~% رندی که چو ماست عاشق آن است # 2 بستان و بنوش شادی ما %~% جامی که به از شراب جان است # 3 از ما نکند کناره معشوق %~% با عاشق خویش در میان است # 4 این دیده به نور اوست روشن %~% آن نور به عین ما عیان است # 5 گفتم عشقش نشان ندارد %~% این نیز نشان بی نشان است # 6 عالم همه زنده دل به عشق ‌اند %~% روحی است که در بدن روان است # 7 ما را می جو ز نعمت‌الله %~% کو غرقه بحر بی‌ کران است PageV1P0134 ### || [genre: Gh] # 1 خانه دل سرای جانان من است %~% خلوت خاص حضرت جان است # 2 بزم عشق است مجلس جانم %~% ساقیش بندگی جانان است # 3 عشق سر‌مست توبه ‌ام بشکست %~% بی‌گناهم مرا چه تاوان است # 4 درد دردش مدام می‌نوشم %~% ذوق مستی جانم از آن است # 5 سخنی خوش به ذوق می‌گویم %~% قصه‌ام داستان مستان است # 6 رندم و ساکن خراباتم %~% زانکه این گوشه ms045 وقف رندان است # 7 ناله عاشقانه سید %~% بلبل مست گلشن جان است PageV1P0135 ### || [genre: Gh] # 1 زمین جسم است و جانت آسمان است %~% که جانان کارساز این و آن است # 2 تو پاکی صورت خاکی رها کن %~% که خلوت خانه ‌ات در ملک جان است # 3 سرای صورت تو در بهشت است %~% مکان معنیت در لامکان است # 4 در آ مستانه در کوی خرابات %~% که هشیاری خلاف عاشقان است # 5 چو رندان درد درد عشق می‌ نوش %~% که درد درد او صاف روان است # 6 دلم چون غنچه در خلوت مقیم است %~% اگر چه بلبل هر گلستان است # 7 کناری کرد سید از دو عالم %~% و لیکن نعمت‌الله در میان است ~~PageV1P0136 ### || [genre: Gh] # 1 هر قطره‌ای از این بحر دریای بیکران است %~% در چشم ما نظر کن بنگر که ~~عین آن است # 2 هر آینه که بینی تمثال او نماید %~% آئینه این چنین بود تمثال آن چنان ~~است # 3 زنده ‌دلان عالم دارند حیاتی از وی %~% عالم تن است و او جان جان در ~~بدن روان است # 4 ما دیده‌ای که دیدیم روشن به نور او بود %~% بنگر که نور رویش بر چشم ~~ما عیان است # 5 در گوشه خرابات بزم خوشی است ما را %~% بزمی چگونه بزمی فردوس جاودان ~~است # 6 معنی صورت او در این و آن نماید %~% دریاب کان معانی برتر از این بیان ~~است # 7 منشور نعمت‌الله بگرفت جمله عالم %~% توقیع آل سید بر حکم او نشان است ~~PageV1P0137 ### || [genre: Gh] # 1 مقام عاشقان در ملک جان است %~% مکان عارفان در لامکان است # 2 سرای می‌ فروشان حقیقی %~% به خلوت خانه اقلیم جان است # 3 تو درد دل نمی دانی دوایش %~% دوای درد دل سوز روان است # 4 نشان و نام را بگذار و می ‌رو %~% که راه کوی عشقش بی‌ نشان است # 5 نهان است از همه عالم ولیکن %~% ز پیدائی عیان اندر عیان است # 6 بیانی ms046 می‌کنم از صورت دوست %~% در این معنی معانی را بیان است # 7 به دین سیدم چون نعمت‌الله %~% برآنم من که دلدارم بر آن است ~~PageV1P0138 ### || [genre: Gh] # 1 دلبر سرمست ما یار خوشی نو خاسته است %~% دل به عشقش از سر هر دو جهان ~~بر خاسته است # 2 آفتاب از شرم رویش رو نهاده بر زمین %~% مه به عشق ابرویش همچون هلالی ~~کاسته است # 3 زاهدان را زهد بخشیدند و ما را عاشقی %~% هر کسی را داده‌ اند چیزی که ~~او خود خواسته است # 4 سایه سرو سهی گر بر زمینی کج فتد %~% کج نماید در نظر اما به قامت ~~راسته است # 5 در خرابات مغان مستیم و جام می بدست %~% نعمت‌الله مجلس رندانه‌ای ~~آراسته است PageV1P0139 ### || [genre: Gh] # 1 دیده تا نور جمالش دیده است %~% در نظر ما را چو نور دیده است # 2 چشم مردم روشن است از نور او %~% خوش بود چشمی که او را دیده است # 3 ساقی ما مست و جا م می به دست %~% گرد رندان یک به یک گردیده است # 4 بلبل سرمست می‌ نالد به ذوق %~% تا گلی از گلستانش چیده است # 5 عاشق و معشوق عشق است ای عزیز %~% هر که سر از غیر او پیچیده است # 6 در نظر مائیم بحر بیکران %~% ما به ما این دیده ما دیده است # 7 گفته مستانه سید شنو %~% این چنین قولی کسی نشنیده است PageV1P0140 ### || [genre: Gh] # 1 با محیط عشق او دنیا بر ما شبنمی است %~% چشمه آبی چه باشد هفت دریا ~~شبنمی است # 2 موج و دریا و حباب و جو به عین ما نگر %~% تا روان بینی در آن دریا که ~~آنها شبنمی است # 3 عارف دریا دلی گر دم ز دریا می‌ زند %~% هست دریای خوشی اما از آنجا ~~شبنمی است # 4 ژاله‌ای بر عارض لاله نشیند در نظر %~% گر چه سیراب است اما جان ما را ~~شبنمی است # 5 ای که ms047 می ‌‌گوئی که آب روی دریا دیده ‌ام %~% آبرو داری ولی در دیده ما ~~شبنمی است # 6 چیست عالم شبنمی از بحر بی‌ پایان ما %~% آبرو از ما برد گر قطره‌ای یا ~~شبنمی است # 7 چشم ما بحر محیطی در نظر دارد مدام %~% غیر این دریای ما در چشم بینا ~~شبنمی است # 8 نعمت‌الله خوش در این دریای بی‌ پایان فتاد %~% در چنین دریا چه باشد ~~قطره‌ای یا شبنمی است PageV1P0141 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما با ما در این دریا نشست %~% یار دریا دل خوشی با ما نشست # 2 از سر هر دو جهان برخاست دل %~% بر در یکتای بی‌ همتا نشست # 3 در خرابات مغان ما را چو یافت %~% مجلسی خوش دید خوش آنجا نشست # 4 چون سر دار فنا دار بقا است %~% بر سر دار آمد و از پا نشست # 5 ما و ساقی خوش به هم بنشسته ‌ایم %~% خوش بود با مردم دانا نشست # 6 زاهد مخمور زیر افتاد و شد %~% عاشق مست آمد و بالا نشست # 7 سید ما نور چشم مردم است %~% لاجرم بر دیده بینا نشست PageV1P0142 ### || [genre: Gh] # 1 از جور و جفای بی وفا دوست %~% چون شد دل خسته بلا دوست # 2 مائیم غلام و یار مولا %~% مائیم گدا و پادشا دوست # 3 بیگانه ز هر دو کون گشتیم %~% دردا که نگشت آشنا دوست # 4 در بند بلا چو بسته پائیم %~% دیگر چه کند به جای ما دوست # 5 از دوست وفا طلب نمودیم %~% هر چه نکند وفا به ما دوست # 6 از دردسر طبیب رستیم %~% هم درد من است و هم دوا دوست # 7 سید نکند ز عشق توبه %~% گر جور کند و گر جفا دوست PageV1P0143 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% لاجرم من دوست می‌بینم به دوست # 2 رند مست از گفت و گو ایمن بود %~% هر که مخمور است او در گفتگوست # 3 عشق را با ms048 رنگ و بوئی کار نیست %~% عقل دایم در هوای رنگ و بوست # 4 صد هزار آئینه گر بینم به چشم %~% در همه آئینه‌ ها چشمم بر اوست # 5 موج در دریا روان گردد مدام %~% آب جوید همچو ما در جستجوست # 6 هیچ بد خود دیده سید ندید %~% آفرین بر دیده بینای اوست PageV1P0144 ### || [genre: Gh] # 1 قطره‌ای کو به بحر ما پیوست %~% عین دریا بود به ما پیوست # 2 زنده جاودان بود به خدا %~% روح پاکی که با خدا پیوست # 3 نکند میل خویش و بیگانه %~% آشنا چون به آشنا پیوست # 4 در دو عالم به جز یکی نبود %~% آن یکی با یکی کجا پیوست # 5 نتواند برید پیوندش %~% آنکه با اصل خویش واپیوست # 6 در دو عالم ولی والا شد %~% هرکه با شاه اولیا پیوست # 7 بزم عشق است و عاشقان مستند %~% ذوق داری به ما بیا پیوست # 8 لطف ساقی نگر که جام شراب %~% می‌دهد او به دست ما پیوست # 9 نعمت‌الله گنج سلطانی %~% می‌کند صرف هر گدا پیوست PageV1P0145 ### || [genre: Gh] # 1 ختم رسل که سید اولاد آدم است %~% آخر بود به صورت و معنی مقدم است # 2 جام جهان نما به کف آور بنوش می %~% جامی چنین که دید که هم جام و هم ~~جم است # 3 هر صورتی در آینه اسمی نموده اند %~% خوش صورتی که معنی آن اسم اعظم ~~است # 4 آب حیات از نفس ما بود روان %~% با ما مدام ساغر پر باده همدم است # 5 هرگز نکرده ایم گدائی ز هیچ کس %~% الا ز حضرتی که خداوند عالم است # 6 مائیم آن فقیر که سلطان گدای ماست %~% آری به فقر سلطنت ما مسلم است # 7 شادم از آن سبب که غم عشق می خورم %~% هر چند سیدم ز غم بنده بی غم است ~~PageV1P0146 ### || [genre: Gh] # 1 نقش خیال اوست که گویند عالم است %~% این صورتست و معنی آن اسم اعظم ~~است # 2 اسمی که ms049 هست جامع اسما به نزد ما %~% آن اسم اعظمست و بر اسما مقدمست # 3 جام جهان نماست پر از می بیابگیر %~% شادی ما بنوش که جام می جم است # 4 سردار عاشقان به سر دار پا نهاد %~% دعوی که می کند بر یاران مسلم است # 5 خمخانه ایست پر می و ساقی ما کریم %~% رندان کم اند خواجه نگوئی که می ~~کم است # 6 از زخم عشق گرچه دلم ریش شد ولی %~% ناله نمی کنم که چنان ریش مرهم است # 7 با جام می دمی چو بر آریم خوش بود %~% خاصه دمی که سید سرمست همدمست ~~PageV1P0147 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو را عزم عالم قدم است %~% سر فدا کردن اولین قدم است # 2 درد می نوش و درد دل میکش %~% زانکه این درد و آن دوا به همست # 3 می خمخانه را گرانی نیست %~% رند سرمست باده نوش کم است # 4 جرعه ای از می محبت او %~% خوشتر از صد هزار جام جمست # 5 گر حضوری و خلوتی خواهی %~% بهترین مقامها عدم است # 6 لطف او گر جفا کند با ما %~% او وفا می کند همه کرم است # 7 می به شادی نعمت الله نوش %~% غم مخور خوش بزی چه جای غم است ~~PageV1P0148 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان معشوق با ما همدم است %~% با ما حریفی می کند یاری ~~که با ما محرم است # 2 مست شراب عشق از ذوق خوشی دارد مدام %~% یک جرعه ای ازجام او خوشتر ز ~~صد جام جم است # 3 ما در خرابات مغان رندانه خوش می می خوریم %~% شادی مست عاشقی کز جمله ~~عالم بی غم است # 4 دارم دلی چون آینه دلدار دارد در نظر %~% در آینه پیدا شده حسنی که اسم ~~اعظم است # 5 نور دو چشم عالم است نقش خیال روی او %~% نقش خیال روی او نور دو چشم ~~عالمست # 6 در مجلس سلطان ما نقل و شراب بی ms050 حد است %~% دردی درد او که آن در بزم ~~این سلطان کمست # 7 گر یک دمی همدم شوی با سید سرمست ما %~% در جام می بنمایدت ساقی که با ~~ما همدمست PageV1P0149 ### || [genre: Gh] # 1 تا مرا عین عشق مفهوم است %~% سر علمم به عشق معلوم است # 2 تا رموز وجود شد مفهوم %~% هر وجودی که هست مفهومست # 3 خادم خلوت دلم آری %~% بنگر آن خادمی که مخدومست # 4 شمع روشن ضمیر مجلس ماست %~% دل پروانه ای که چون موم است # 5 باز سرمست شد دل مخمور %~% لیکن از خمر غیر معصوم است # 6 قسمتم عشق بود روز ازل %~% آری خوش قسمتی که مقسومست # 7 چون که شد سید از خودی فانی %~% نزد عشاق حی قیوم است PageV1P0150 ### || [genre: Gh] # 1 لطف اگر بر ما گمارد حاکم است %~% ور دمار از ما برآرد حاکم است # 2 تشنه ایم و رحمتی خواهیم از او %~% گر ببارد ور نبارد حاکم است # 3 گر شمارد بنده را از بندگان %~% حاکمست ار نه شمارد حاکمست # 4 گر کشد نقش خیالی حاکم است %~% ور نگاری می نگاری حاکمست # 5 گر کشد صد جان فدای حضرتش %~% ور به خاکم می سپارد حاکمست # 6 روی گل را حکم او خارد به خار %~% گر نخارد ور بخارد حاکمست # 7 ما گنه کاریم و سید پادشاه %~% گر بگیرد ور گذارد حاکمست PageV1P0151 ### || [genre: Gh] # 1 دوش رفتم در خرابات مغان رندانه مست %~% دیدم آنجا عارفان و عاشقان ~~مستانه مست # 2 جوشش مستی فتاده در نهاد خم می %~% جان و دل سرمست گشته ساغر و پیمانه ~~مست # 3 جام می در داده ساقی خاص و عام مجلسش %~% آشنایان مست از آن پیمانه و ~~بیگانه مست # 4 عاقل و فرزانه دیدم مست جام عشق او %~% در خیال روی او خوش عاشق دیوانه ~~مست # 5 زاهدان از عشق او در کنج خلوت در خروش %~% در هوایش صوفیان در گوشه ~~کاشانه مست # 6 عود جان در ms051 مجمر سینه به عشق بوی او %~% سوخت بر آن آتش عشق عاشق ~~مستانه مست # 7 در هوای آفتاب روی او یکسان شده %~% جمله ذرات وجود عاشق فرزانه مست # 8 کعبه در وی گشته حیران بتکده مدهوش او %~% صومعه نالان ز عشقش آمده ~~میخانه مست # 9 در میان عارفان دیدم نشسته سیدی %~% خوش گرفته در کنار جان خود جانانه ~~مست PageV1P0152 ### || [genre: Gh] # 1 در کوی خرابات کسی را که مقام است %~% در دنیی و در آخرتش جاه تمام است # 2 ما توبه شکستیم در این قول درستیم %~% با ساغر می عهد که بستیم مدام ~~است # 3 زان مجلس ما بزم ملوکانه عشق است %~% ساقی قدیم است و شرابی به قوام ~~است # 4 می نوش که در مذهب ما پاک و حلال است %~% کاین می نه شرابست که گویند ~~حرامست # 5 گنجینه ما مخزن اسرار الهی است %~% هر گنج درین کنج که یابی به نظام ~~است # 6 در دور بگردید و نمائید به یاران %~% رندی که بود چون من سرمست کدامست # 7 بشنو سخن سید رندان خرابات %~% کامروز درین دور خداوند کلام است ~~PageV1P0153 ### || [genre: Gh] # 1 در گوشه میخانه کسی را که مقام است %~% ناقص نتوان گفت که او رند تمام ~~است # 2 از روز ازل تا به ابد عاشق و مستیم %~% خود خوشتر از این دولت جاوید ~~کدامست # 3 با ساقی رندان خرابات حریفیم %~% دائم بود آن ساقی و آن عشق مدام است # 4 بی نام و نشان شو که درین کوی خرابات %~% بی نام و نشان هر که شود نیک ~~به نام است # 5 می نوش می عشق که پاکست و حلالست %~% این می نه شرابیست که در شرع حرام ~~است # 6 خوش جام حبابی که پر از آب حیاتست %~% مائیم چنین همدم و پیوسته به کام ~~است # 7 سلطان جهان بنده سید شده از جان %~% این بنده آن خواجه که در عشق ~~غلامست PageV1P0154 ### || [genre: Gh] # 1 شرابخانه عشاق جای ms052 سید ماست %~% بهشت گوشه نشینان سرای سید ماست # 2 بیا که ساقی وحدت حریف مجلس اوست %~% مرو که شاه جهانی گدای سید ماست # 3 بیا که مطرب عشاق می نوازد ساز %~% به نغمه ای که مگر از نوای سید ماست # 4 جهانیان همه از جام عشق او مستند %~% چنین حضور خوشی از صفای سید ماست # 5 صبا که غالیه سائی همی کند هر سو %~% چو باد گشته روان در هوای سید ~~ماست # 6 شمیم روضه رضوان که روح می بخشد %~% نسیمی از نفس جانفزای سید ماست # 7 به عشق بنده جامی ز نعمت اللیهم %~% چو نعمت الله ما از برای سید ماست ~~PageV1P0155 ### || [genre: Gh] # 1 روح اعظم روان سید ماست %~% لوح محفوظ آن سید ماست # 2 هر معانی که عارفان دانند %~% دو سه حرف از بیان سید ماست # 3 بی مثال و مثال هر فردی %~% یرلغی از نشان سید ماست # 4 جان جزوی فنا شود اما %~% جان جاوید جان سید ماست # 5 عقل اول به نزد اهل دلان %~% عاشق عاشقان سید ماست # 6 هر یکی را از او بود اسمی %~% اسم اعظم از آن سید ماست # 7 نعمت الله که میر مستانست %~% بنده بندگان سید ماست PageV1P0156 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان در میان جان ماست %~% گنج معنی در دل ویران ماست # 2 ما به درد دل گرفتار آمدیم %~% وین عجب کاین درد دل درمان ماست # 3 هر کسی را کفر و ایمانی بود %~% زلف رویش کفر و هم ایمان ماست # 4 زاهدی باری به شأن عقل تو است %~% عشق بازی آیتی در شأن ماست # 5 ما به عشق او به میدان آمدیم %~% گوی عالم در خم چوگان ماست # 6 از شراب ناب بی غش سرخوشیم %~% مستی ما از می جانان ماست # 7 در سماع عارفان در کنج دل %~% زهره قوال و قمر رقصان ماست # 8 سید خلوت سرای وحدتیم %~% نعمت الله از دل و جان آن ماست PageV1P0157 ### || [genre: Gh] # 1 ms053 حالیا دور قمر دوران ماست %~% جام می در دور و این دور آن ماست # 2 رونقش میخانه ها خواهد فزود %~% زآنکه وقت ذوق سر مستان ماست # 3 دست ما چون آستین دست اوست %~% هر کجا دستیست آن دستان ماست # 4 می کشد ما را و می گوئیم شکر %~% می برد دل منتش بر جان ماست # 5 هر کجا سیبی است بی آسیب نیست %~% سیب بی آسیب از بستان ماست # 6 اینکه می پرسی تو از برهان ما %~% مستی رندان ما برهان ماست # 7 مجلس عشقست و ما سرمست وی %~% نعمت الله از دل و جان آن ماست ~~PageV1P0158 ### || [genre: Gh] # 1 قابل نور الهی جان ماست %~% این چنین جان خوشی جانان ماست # 2 جام آبی از حباب ما بنوش %~% زآنکه او سرچشمه حیوان ماست # 3 قرص ماه و کاسه زرین مهر %~% روز و شب آرایشی بر خوان ماست # 4 عقل مخمور است و ما مست و خراب %~% عشقبازی آیتی در شأن ماست # 5 ما به او و او به ما پیدا شده %~% جمله عالم آن او او آن ماست # 6 هفت دریا را چو موجی دیده ایم %~% غرقه در دریای بی پایان ماست # 7 خوش خراباتی و بزمی چون بهشت %~% سید ما ساقی رندان ماست PageV1P0159 ### || [genre: Gh] # 1 هفت دریا قطره ای از بحر بی پایان ماست %~% این چنین بحری ز ما می جو ~~که این بحر آن ماست # 2 گنج او در کنج دل می جو که آنجا یافتیم %~% جای گنج عشق او کنج دل ~~ویران ماست # 3 دل به دلبر داده ایم و جان به جانان می دهیم %~% گر قبول اوفتد شکرانه ~~ها بر جان ماست # 4 ما درین دور قمر خوش مجلسی آراستیم %~% جام می در دور و ما سرمست این ~~دوران ماست # 5 جز خیال روی او نقشی نیاید در نظر %~% هرچه ما دیدیم و می بینیم آن ~~جانان ما است # 6 دل به دست زلف او ms054 دادیم و در پا می کشد %~% ما پریشانیم از او او نیز ~~سرگردان ماست PageV1P0160 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او آب حیات و آن حیات جان ماست %~% این چنین سرچشمه ای در جان ~~جاویدان ماست # 2 گنج عشق او که در عالم نمی گنجد همه %~% از دل ما جو که جایش در دل ~~ویران ماست # 3 جان ما با غیر اگر باری حکایت کرده است %~% تا قیامت نادم است انصاف او ~~بر جان ماست # 4 نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست %~% گر نظر بر آب داری این همه ~~از کان ماست # 5 هر که بینی دست او را بوسه ده از ما بپرس %~% زانکه او از روی معنی ~~صورت جانان ماست # 6 در سماع عاشقان آن ماه چرخی می زند %~% خوش بود دور قمر دریاب کاین ~~دوران ماست # 7 هر که هست از نعمةالله خوش نصیبی یافته %~% نعمت الله با همه نعمت که ~~دارد آن ماست PageV1P0161 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او سلطان ملک جان ماست %~% این چنین ملک و ملک جانان ماست # 2 پادشاه هفت اقلیم جهان %~% بنده درگاه این سلطان ماست # 3 ما به عشق او ز خود بگذشته ایم %~% لاجرم ما آن او او آن ماست # 4 رند سرمستیم در کوی مغان %~% شاهد میخانه در فرمان ماست # 5 درد درد عشق می نوشیم ما %~% خوش بود دردی که او درمان ماست # 6 جام می در دست و می گردد مدام %~% ساقی رندان سرمستان ماست # 7 ذوق سرمستان ز مخموران مجوی %~% نعمت الله جو که از رندان ماست ~~PageV1P0162 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما گنج و گنجخانه ماست %~% گوشه جان ما خزانه ماست # 2 نغمه بلبلان گلشن عشق %~% صفت صوت خوش ترانه ماست # 3 در خرابات عشق شب تا روز %~% ناله زار عاشقانه ماست # 4 اندر این دامگاه عرصه دل %~% مهر شهباز عشق دانه ماست # 5 بی نشان است راه جان لیکن %~% دل ما پیرو نشانه ماست ms055 # 6 هر زمان خود زمانه دگر است %~% این زمان بی گمان زمانه ماست # 7 دم به دم می رسد ندا کای یار %~% نعمت الله ما یگانه ماست PageV1P0163 ### || [genre: Gh] # 1 منزل جان جهان بر در جانانه ماست %~% مسکن اهل دلان گوشه میخانه ماست # 2 خلوتی بر در میخانه گرفتیم ولی %~% حرم قدس یکی گوشه میخانه ماست # 3 تا ز شمع رخ او مجلس جان روشن شد %~% نور شمع فلک از پرتو پروانه ماست # 4 دیده ای لؤلؤ لالا که ز دریا آرند %~% حاصل اشک جگر گوشه دردانه ماست # 5 تا ابد گنج غمش در دل ما خواهد بود %~% زانکه گنجش ز ازل در دل ویرانه ~~ماست # 6 ساقیا ساغر و پیمانه من سوی من آر %~% که مراد دو جهان یک لب پیمانه ~~ماست # 7 آنچه سید به دل و دیده جان می طلبد %~% روز و شب همنفس و همدم میخانه ~~ماست PageV1P0164 ### || [genre: Gh] # 1 در سراپرده دل خلوت جانانه ماست %~% جنت ار می طلبی گوشه میخانه ماست # 2 خواجه عاقل ما گرچه کمالی دارد %~% بنده بندگی عاشق دیوانه ماست # 3 گنج عشقی که همه کون و مکان می جویند %~% گو بیایید که آن در دل ویرانه ~~ماست # 4 آتش عشق برافروخت چنین شمع خوشی %~% عقل بیچاره پرسوخته پروانه ماست # 5 آب حیوان به مثل از می ما یک جامی است %~% حوض کوثر چه بود جرعه پیمانه ~~ماست # 6 در خرابات مغان بر در میخانه مدام %~% مجلس اهل دلان مجلس شاهانه ماست # 7 سخن سید رندان چو بخوانند به ذوق %~% بشنو ای دوست که آن تحفه مستانه ~~ماست PageV1P0165 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او همدم دیرینه ماست %~% خلوتش در حرم سینه ماست # 2 جان ما گرچه که آئینه اوست %~% روی او نیز هم آئینه ماست # 3 کنج دل گوشه ویرانه اوست %~% گنج او حاصل گنجینه ماست # 4 عشق ورزیدن و میخواری هم %~% عادت کهنه دیرینه ماست # 5 صوفی صافی معنی به صفا ms056 %~% طالب صورت پشمینه ماست # 6 آنچه امروز توئی طالب آن %~% حرفی از درس پریرینه ماست # 7 همچو سید بود ایمن ز خمار %~% هر که مست از می دوشینه ماست PageV1P0166 ### || [genre: Gh] # 1 علم ام الکتاب حاصل ماست %~% لوح محفوظ حافظ دل ماست # 2 اسم اعظم که صورتش ماییم %~% جمع معنی هفت هیکل ماست # 3 آنچه بحر محیط خوانندش %~% نزد ما آن سراب ساحل ماست # 4 منزلانی که دیده در ره اوست %~% منزلی چند از منازل ماست # 5 آن حقیقت که اول همه اوست %~% مشکل حل و حل مشکل ماست # 6 عشق او قاتل است و ما مقتول %~% جان عالم فدای قاتل ماست # 7 نعمت الله به ما شده واصل %~% طلبش کن ز ما که واصل ماست PageV1P0167 ### || [genre: Gh] # 1 گنج عشقش دفینه دل ماست %~% نقد او در خزینه دل ماست # 2 در محیطی که نیست پایانش %~% کشتی آن سفینه دل ماست # 3 جام گیتی نما که می گویند %~% ساغر آبگینه دل ماست # 4 مصر معنی دمشق صورت هم %~% گوشه ای از مدینه دل ماست # 5 شد معطر دماغ جان آری %~% بوئی از عنبرینه دل ماست # 6 نو عروس تجلی اول %~% زینتی از زرینه دل ماست # 7 نقد گنج خزانه عالم %~% حاصلات دفینه دل ماست # 8 در دل ما چو دلبر است مقیم %~% آن سکونش سکینه دل ماست # 9 نعمت الله که میر مستان است %~% خواجه تاش کمینه دل ماست PageV1P0168 ### || [genre: Gh] # 1 نور بسیط لمعه ای از آفتاب ماست %~% بحر محیط جرعه جام شراب ماست # 2 قانون علم کلی و کشاف عقل کل %~% حرفی ز دفتر و ورقی از کتاب ماست # 3 تا بوسه داده ایم رکاب جلال او %~% سرخیل عاشقان جهان در رکاب ماست # 4 ما خواجه محاسب دیوان عالمیم %~% هرجا که عالمیست به جان در حساب ماست # 5 روح القدس ببسته میان همچو خادمان %~% در روز و شب مجاور درگاه و باب ~~ماست # 6 ما را حجاب نیست ms057 و گر هست غیر نیست %~% خود عین ماست آنکه تو گوئی حجاب ~~ماست # 7 زلفی که رفت در سر سودای دو جهان %~% بر روی ماست واله و در پیچ و تاب ~~ماست # 8 هر قطره ای که غرقه دریای ما بود %~% از ماش می شمار که موج و حباب ~~ماست # 9 داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز %~% سلطان کاینات گدای جناب ماست ~~PageV1P0169 ### || [genre: Gh] # 1 حق مطلق به حق حقیقت ماست %~% صفت و ذات عشق و زینت ماست # 2 بر سر کوی دوست جانبازی %~% در ره اهل دل طریقت ماست # 3 صورت ما مثال اوست از آن %~% حسن و معنی جمال سیرت ماست # 4 عشق بحر است و ناخدا معشوق %~% کشتی عاشقان شریعت ماست # 5 پادشاهان خلوت عشقیم %~% تخت خاک درش سریرت ماست # 6 مستی و عاشقی و میخواری %~% عادت کهنه طبیعت ماست # 7 از حق آمد ندا که ای سید %~% نعمت الله به حق حقیقت ماست PageV1P0170 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما نور خدا بنمایدت %~% دیده ما بین که تا بنمایدت # 2 در صفات جام می ما را نگر %~% تا به تو مستی ما بنمایدت # 3 گر در این دریا درآئی همچو ما %~% عین ما روشن تو را بنمایدت # 4 وا مکن از نور رویش دیده‌ام %~% تا جمال کبریا بنمایدت # 5 گر تو در کنج فنا ساکن شوی %~% عاقبت گنج بقا بنمایدت # 6 خودنمائی می کنی با عاشقان %~% در دوئی آن یک کجا بنمایدت # 7 نعمت الله جو که نور روی او %~% آنچه خواهی حالیا بنمایدت PageV1P0171 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی و باده نوشی کار ماست %~% نقل بزم عاشقان گفتار ماست # 2 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% هر کجا رندی بیابی یار ماست # 3 بلبل مستیم در گلزار عشق %~% جنت اهل دلان گلزار ماست # 4 نسیه و نقد دکان کاینات %~% مایه یک دکه بازار ماست # 5 چشمه آب حیات جان فزا %~% تشنه جام می خمار ماست # 6 شعر ms058 ما رمزی ز راز ما بود %~% محرم ما واقف اسرار ماست # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% ساقی خوش وقت برخوردار ماست ~~PageV1P0172 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی سرمست رندان میر بی همتای ماست %~% گوشه میخانه او جنت المأوای ~~ماست # 2 ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم %~% آبروی عالمی ای یار از ~~دریای ماست # 3 چشم ما روشن به نور روی او باشد مدام %~% این چنین نور خوشی در دیده ~~بینای ماست # 4 در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف %~% ذوق اگرداری بیا آنجا که ~~آنجا جای ماست # 5 گفته ما مرده ای گر بشنود زنده شود %~% گوئیا آب حیات از نطق جان افزای ~~ماست # 6 گفتم از بالای تو جانا بلائی می کشم %~% گفت خوش باشد بلای تو که از ~~بالای ماست # 7 در سر ما عشق زلفش دیگ سودا می پزد %~% مایه سودای خلقی سرخوش از سودای ~~ماست # 8 اسم اعظم در همه عالم ظهور نور او است %~% جامع ذات و صفاتش این دل ~~دانای ماست # 9 از دل و جان بنده ای از بندگان حضرتیم %~% نعمت الله در دو عالم سید ~~یکتای ماست PageV1P0173 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل ما دوای درد دل ماست %~% خوش درد و دوائیست که آن حاصل ماست # 2 ما بنده او و سید رندانیم %~% ما سائل او و عالمی سائل ماست # 3 آن گنج که اسمای الهی خوانند %~% در کنج خرابه جو که آن در دل ماست # 4 چه جای نهایت است ره رو ابدا %~% گر راه رود در اول منزل ماست # 5 نور است حجاب ظلمتش را چه محل %~% مه حایل آفتاب و او حایل ماست # 6 رندی که محیط را به یک جرعه خورد %~% نوشش بادا که همدم کامل ماست # 7 مفعول ویند جمله اشیا به تمام %~% یک فعل ظهور قدرت فاعل ماست ~~PageV1P0174 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او سلطان ملک جان ماست %~% اینچنین ملک و چنین سلطان ms059 کراست # 2 پادشاه هفت اقلیم ای عزیز %~% نزد این سلطان درویشان گداست # 3 با وجود او کرا باشد وجود %~% ور تو گوئی هست آن عین خطاست # 4 رند سر مستیم و با ساقی حریف %~% همچو ما رندی در این عالم نخاست # 5 درد درد عشق او نوشیده ایم %~% درد درد عشق او ما را دواست # 6 مجلس عشقشت و ما سرمست او %~% شاهد میخانه در فرمان ماست # 7 نعمت الله در همه عالم یکیست %~% لاجرم او سید هر دو سراست PageV1P0175 ### || [genre: Gh] # 1 هرکجا پیریست طفل پیر ماست %~% این چنین پیری در این عالم کراست # 2 جمله ارواح جزئیات او است %~% بلکه او در کل عالم پادشاست # 3 در صفات و ذات او دیدم عیان %~% حضرت او مظهر لطف خداست # 4 نقطه بابل الف بل خود الف %~% روح اعظم سید هر دو سراست # 5 ای که می پرسی که این اوصاف کیست %~% شمه ای از خلق و خوی مصطفی است # 6 عین او بحر است و ما امواج او %~% تا نپنداری که او از ما جداست # 7 من شدم فانی ز خود باقی بود %~% بر سر دار فنا دار بقاست # 8 کی بیابد لذت از جان عزیز %~% هر کرا با او به جانش پادشاست # 9 نعمت الله او به عالم می دهد %~% نعمت الله نعمت بی منتهاست ~~PageV1P0176 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق رندی که او همدرد ماست %~% جام درد درد او ما را دواست # 2 هر که او از خویش بیگانه بود %~% گو بیا اینجا که با ما آشناست # 3 ساقی مستیم و جام می به دست %~% می پرست رند سرمستی کجاست # 4 موج بحر ماست دریای محیط %~% حوض کوثر جرعه ای از جام ماست # 5 ناله نی بشنو ای جان عزیز %~% بینوایان را نوائی بی نواست # 6 در خرابات فنا دارم مقام %~% خوش مقامی این سر دار بقاست # 7 عاشقان در عشق گر کشته شوند %~% نعمت الله کشتگان را خونبهاست ms060 ~~PageV1P0177 ### || [genre: Gh] # 1 ما ز دریائیم و دریا عین ماست %~% در میان ما دوئی آخر چراست # 2 خط موهومست عالم سر به سر %~% خوش بخوان آن خط که آن خط عین ماست # 3 آنچه ما داریم در هر دو جهان %~% در حقیقت ای عزیزان آن خداست # 4 عشق او در دل نهان می دارمش %~% درد درد عشق او ما را دواست # 5 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% تا نپنداری که او از ما جداست # 6 مجلس عشقست و ما مست وخراب %~% اینچنین بزمی ملوکانه کراست # 7 نعمت الله تا غلام سید است %~% شاه عالم بر در او چون گداست ~~PageV1P0178 ### || [genre: Gh] # 1 آبروی ما ز اشک چشم ماست %~% همچو ما با آبروی خود کجاست # 2 بحر عشق ما کرانش هست نیست %~% غرقه ای داند که با ما آشناست # 3 حال ما گر عاشقی پرسد بگو %~% رند مستی فارغ از هر دو سراست # 4 بینوائی گر گدای کوی اوست %~% نزد درویشان گدای پادشاست # 5 غیر عشق او حکایاتست و بس %~% جز هوای او دگر باد صبا است # 6 درد باید درد باید درد درد %~% درد دل می کش که درد دل دواست # 7 نعمت الله درد دردش نوش کرد %~% آفرین بر وی که او همدرد ماست ~~PageV1P0179 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور الله ماست %~% همچو نور روی نور الله ماست # 2 هست نور الله را خیری دگر %~% پادشاهست او و این و آن گداست # 3 جز وصال او نمی خواهم دگر %~% غیر عشق او دگر باد صبا است # 4 از برای عمر جاویدان او %~% دایما ورد زبان ما دعاست # 5 هر که بد گوید ورا نیکش مباد %~% بر صوابست او و بر دیگر خطاست # 6 آفتاب ار نور رویش روشنست %~% مه ز عکس روی خوبش با صفاست # 7 باشد او سر خلیل الله من %~% لاجرم سر حلقه هر دو سراست PageV1P0180 ### || [genre: Gh] # 1 درد با همدرد اگر گوئی ms061 رواست %~% درد با بی درد خود گفتن خطاست # 2 دردمندانیم و دردی می خوریم %~% دردمندی همچو ما دیگر کجاست # 3 درد دردش نوش کن گر عاشقی %~% زانکه درد درد او ما را دواست # 4 در نظر داریم بحر بیکران %~% آبروی ما همه از عین ماست # 5 عشق در دور است و ما همراه او %~% سیر ما بی ابتدا و انتهاست # 6 جمله موجودیم از جود وجود %~% هرچه بود و هست نور کبریاست # 7 هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست %~% هرچه هست و بود و باشد از خداست ~~PageV1P0181 ### || [genre: Gh] # 1 راه عشاق رو که آن ره ماست %~% بشنو این قول از حسینی راست # 2 با مخالف روا نشدی به حجاز %~% به خطا می روی مرو که خطاست # 3 تا خیالش به چشم ما بنشست %~% از نظر نقش غیر او برخاست # 4 مطربا نغمه ای که ساقی ما %~% آمد و مجلس خوشی آراست # 5 ما چنین مست و تو چنین مخمور %~% خود بگو جرم تست یا از ماست # 6 نفسی کز تو فوت شد آن دم %~% به همه عمر عذر نتوان خواست # 7 نعمت الله به صورتش منگر %~% معنیش بین که عین نور خداست PageV1P0182 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه آمد سرای خود آراست %~% رفت و منزل به دیگری پیراست # 2 بنده بی خواجه ماند سر گردان %~% در به در می دود که خواجه کجاست # 3 خواجه همچون خیال آمد و شد %~% نیک و بد از نشان او برخواست # 4 معتبر بود اعتبار نماند %~% عبرتی گیرد آنکه او بیناست # 5 بود خواجه حباب بحر محیط %~% گرچه جامش شکست آب به جاست # 6 هر که با ما نشست در دریا %~% نزد ما آبروی ما از ماست # 7 این و آن جفت یکدیگر باشند %~% نعمت الله از همه یکتاست PageV1P0183 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله امام رندان است %~% نور چشم تمام رندان است # 2 باز از دولت چنان شاهی %~% همه عالم به کام رندان است ms062 # 3 دور رندی و وقت میخواریست %~% روزگار نظام رندان است # 4 قول مستانه ای که میشنوی %~% دو سه حرف از کلام رندان است # 5 آن سلامی که سنت است به ما %~% در حقیقت کلام رندان است # 6 آن شرابی که روحت افزاید %~% جرعه ای می ز جام رندان است # 7 شاه ما حکم انما دارد %~% آن نشانش به نام رندان است # 8 به خرابات رو خوشی بنشین %~% این نصیحت به نام رندان است # 9 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% سید ما غلام رندان است PageV1P0184 ### || [genre: Gh] # 1 آن چنان مجلسی که جانم خواست %~% عشق جانان بهای ما آراست # 2 آفتاب جمال رو بنمود %~% ما به او او به خود چنین پیداست # 3 بحر و موج و حباب و جو آبند %~% ما ز ما جو که عین ما با ماست # 4 ما و زاهد به هم کجا سازیم %~% عقل با عشق می نیاید راست # 5 مبتلای بلای بالائیم %~% هر بلائی که هست زان بالاست # 6 عقل بنشست و فتنه را بنشاند %~% عشق برخاست فتنه ها برخاست # 7 نعمت الله نگر که لطف اله %~% صورت و معنیش به هم آراست PageV1P0185 ### || [genre: Gh] # 1 نور او روشنی دیده ماست %~% نظری کن به چشم ما پیداست # 2 روی او را به نور او بینند %~% چشم بیننده ای که او بیناست # 3 وحده لاشریک له گفتم %~% آنکه عالم به نور خود آراست # 4 بحر دل را کرانه نیست پدید %~% جان ما غرقه چنین دریاست # 5 عشق آمد به جای ما بنشست %~% مائی ما چه از میان برخاست # 6 هرچه گفتند و هرچه می گویند %~% حضرت وحدتش از آن یکتاست # 7 نعمت الله که میر مستانست %~% عاشق روی جمله اشیاست PageV1P0186 ### || [genre: Gh] # 1 موج بحریم و عین ما دریاست %~% بحر می داند آنکه او از ماست # 2 جام و می ساقیم به هم آمیخت %~% مجلس عاشقانه ای آراست # 3 صورت و معنئی به هم پیوست %~% عالمی ms063 از میانه خوش برخاست # 4 سخن ما زر است و مروارید %~% هر که در گوش می کند زیباست # 5 چشم ما نور او به او بیند %~% دیده ما به نور او بیناست # 6 در جهان آن اوست این عجبست %~% که خداوند از این و آن یکتاست # 7 جام گیتی نما به دست آور %~% که درو نعمت اللهم پیداست PageV1P0187 ### || [genre: Gh] # 1 عقل گرچه رئیس این دل ماست %~% عشق شاه است و این رئیس گداست # 2 عشق بر تخت دل نشسته به ذوق %~% این چنین پادشاه و تخت کجاست # 3 جسم و جان هرچه هست آن ویست %~% ملک الملک و مالک دو سراست # 4 بحر و موج و حباب و جو آبند %~% لاجرم هر چه باشد آن از ماست # 5 بر سر کوی او کسی بنشست %~% که چو ما از سر همه برخاست # 6 آفتابست و ماه خوانندش %~% نور چشمست و در نظر پیداست # 7 عشق بالاش در بلام انداخت %~% خوش بلائی بود کزان بالاست # 8 هر که سودای زلف او دارد %~% سر او هم چو دیگ پر سوداست # 9 نعمت الله برای اهل دلان %~% مجلس عاشقانه ای آراست PageV1P0188 ### || [genre: Gh] # 1 صورتی آراستی معنی کجاست %~% کی خدا یابی چه رویت با ریاست # 2 ظاهر و باطن به همدیگر نکوست %~% هر که دارد هر دو با ما آشناست # 3 گرچه تمر و جو ز هر یک تیرگیست %~% بهتر از این هر دو آن انجیر ماست # 4 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% این چنین بزم خوشی دیگر کجاست # 5 بحر عشقش را کرانی هست نیست %~% ابتدا نبود ورا بی انتهاست # 6 آفتابست او و عالم سایه بان %~% عالمی در سایه بان پادشاست # 7 هر که چون ما بنده سید بود %~% هم چو بنده سید هر دو سراست PageV1P0189 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاهی چه بندگی خداست %~% بندگی کن که پادشاه گداست # 2 از هوا بگذر و خدا را جو %~% هرچه غیر ازویست ms064 باد هواست # 3 بر درش هر که خلوتی دارد %~% فارغ از خانقاه هر دو سراست # 4 درد دردش دوای درد دلست %~% درد دل خوشتر از هزار دواست # 5 آفتابست و ماه خوانندش %~% نظری کن که نور دیده ماست # 6 در خرابات ساقی سر مست %~% سید ما و خادم فقراست # 7 دیگران در پناه علم و عمل %~% نعمت الله در پناه خداست PageV1P0190 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه می بینی همه نور خداست %~% تا نه پنداری که او از ما جداست # 2 دیده دل باز کن تا بنگری %~% روی جانانی که نور چشم ماست # 3 جز صفات ذات او موجود نیست %~% ور تو گوئی هست آن عین خطاست # 4 ما و او موجیم و دریا از یقین %~% کثرت و وحدت نظر کن از کجاست # 5 آشکارا ونهان دیدم عیان %~% صورت و معنی و جان و دل خداست # 6 هر که او بینای ذات او بود %~% دیده از نور صفاتش با صفاست # 7 طالب و مطلوب نبی است و ولی %~% کفر و ایمان زلف و روی مصطفاست # 8 من چو منصورم روم بر دار عشق %~% بر سردار فنا دار بقاست # 9 خود تو را گفتن روا نبود چنین %~% لیک چون امرت مرا گفتن رواست # 10 مستم از جام شراب لم یزل %~% نقلم از لعل لب آن دلرباست # 11 عاشق و معشوق عشقم ای عزیز %~% نعمت اللهم چنین منصب کراست ~~PageV1P0191 ### || [genre: Gh] # 1 چشم عالم روشن از نور خداست %~% هر که این را دید نور چشم ماست # 2 در دل آن کس که او گنجیده است %~% همچو او صاحبدلی دیگر کراست # 3 حال ما داند درین دریا به ذوق %~% یار بحر وی که با ما آشناست # 4 درد درد او اگر یابی بنوش %~% زانکه درد درد او ما را دواست # 5 ذره خورشید این و آن همه %~% در نظر آئینه گیتی نماست # 6 عاشق ار در عشق او کشته شود %~% حضرت معشوق او را خونبهاست ms065 # 7 نعمت الله رند سرمستی خوشست %~% پادشاهست او نپنداری گداست PageV1P0192 ### || [genre: Gh] # 1 هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست %~% در دیده ما بیند چشمی که به ~~حق بیناست # 2 گر شخص نمی بینی در سایه نگر باری %~% همسایه او مائیم این سایه ازو ~~پیداست # 3 تا صورت خود بیند در آینه معنی %~% معنی همه عالم در صورت او پیداست # 4 ما در طلبش هر سو چون دیده همی گردیم %~% ما طالب و او مطلوب وین طرفه ~~که او با ماست # 5 موجیم در این دریا مائیم حجاب ما %~% چون موج نشست از پا مائی ز میان ~~برخواست # 6 هر بنده که می بینی دریاب که سلطانیست %~% هر قطره ز جود او چون درنگری ~~دریاست # 7 گفتار خوشم بشنو کز ذوق همی گویم %~% گر بنده ز خود گوید سید به خدا ~~گویاست PageV1P0193 ### || [genre: Gh] # 1 منزل صاحبدلان صفه صدق و صفاست %~% گوشه اهل نظر خلوت خاص خداست # 2 سایه آزادها بر سر کوی مغان %~% صومعه صوفیان خانقه و جای ماست # 3 در حرم ما در آ محرم مستانه شو %~% میکده عاشقان با تو بگویم کجاست # 4 ماه من اندر سما آمده رقصان دگر %~% جان و دل از بهر او ذره صفت بر ~~هواست # 5 هر دم چشمت از آن دارمش اندر نظر %~% هر که چو سید ندید دیده جانش ~~عماست PageV1P0194 ### || [genre: Gh] # 1 چشمی که به نور عشق بیناست %~% بیناست همیشه از چپ و راست # 2 دیده نگران دیده اوست %~% این خرقه که نور دیده ماست # 3 ما در غم هجر یار واصل %~% جان تشنه و دل غریق دریاست # 4 عشقست که در بطون کس نیست %~% عشقست که از ظهور پیداست # 5 امروز کسی که مست عشقست %~% فارغ ز خمار دی و فرداست # 6 خورشید جمال او برآمد %~% از دیده خیال سایه برخاست # 7 دیدیم چنانکه دیدنی بود %~% داند سخنم هر آنکه داناست # 8 در آینه روی خویش ms066 بیند %~% هر دیده که او به خویش بیناست # 9 ای یار رموز نعمت الله %~% پنهان چه کنیم چون که پیداست PageV1P0195 ### || [genre: Gh] # 1 هر که ز اهل عباست تابع آل عباست %~% منکر آل رسول دشمن دین خداست # 2 دوستی خاندان درد دلم را دواست %~% جان علی ولی در حرم کبریاست # 3 صورت او هل اتی معنی او انما %~% باب حسین و حسن ابن عم مصطفاست # 4 پیروی او بود دین حق و راه راست %~% سلطنت لافتی غیر علی را کراست # 5 مشهد پاک نجف روضه رضوان ماست %~% یک سر موی علی هر دو جهانش بهاست # 6 لحمک لحمی وراست همدم او مصطفاست %~% هر که موالی بود خویش من و آشناست # 7 آیه او انماست آنکه ولی خداست %~% آنکه ولی خداست آیه او انماست # 8 نور ظهور ازل ذره بیضای ماست %~% حب نبی و ولی از صفت اولیاست # 9 مدعی این طریق دشمن دین خداست %~% بنده درگاه او سید هر دو سراست ~~PageV1P0196 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشمت در نظر پیداست %~% نظری کن ببین که او با ماست # 2 نقش رویش خیال می بندم %~% دیده ما به دیدنش پیداست # 3 آفتابست او و ما سایه %~% ما حبابیم و عین ما دریاست # 4 مبتلای بلای بالائیم %~% خوش بلائی که عشق او بالاست # 5 می جام بقا اگر نوشی %~% خانه میفروش دار بقاست # 6 درد درش مدام می نوشم %~% چه کنم درد درد صاف دواست # 7 نعمت الله برای سرمستان %~% مجلس عاشقانه ای آراست PageV1P0197 ### || [genre: Gh] # 1 دیده تا نور جمالش دیده است %~% در نظر ما را چه نور دیده است # 2 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% خوش بود چشمی که نورش دیده است # 3 دل هوا دارد که پیوندد به او %~% گوئیا از جان خود ببریده است # 4 تا خبر یابد از آن جان عزیز %~% از همه یاران خبر پرسیده است # 5 عشق مست است و حریف جان ماست %~% عقل مخمور ms067 و ما ز ما رنجیده است # 6 عاشق یک روی می دانی که کیست %~% آنکه در او غیر او پیچیده است # 7 نعمة الله نیک داند عاشقی %~% مدتی شد تا همین ورزیده است PageV1P0198 ### || [genre: Gh] # 1 چشم مردم دیده ما نور رویش دیده است %~% لاجرم در دیده ما همچو نور ~~دیده است # 2 از سر ذوق است این گفتار ما بشنو ز ما %~% زانکه قول این چنین هرگز کسی ~~نشنیده است # 3 در خیال آنکه نقش روی او بیند به چشم %~% دیده اهل نظر گرد جهان گردیده ~~است # 4 ترک چشم مست او دلها به غارت می برد %~% زلف طرارش به هر موئی دلی ~~دزدیده است # 5 عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند %~% عقل مخمور است و از زندان ~~ما رنجیده است # 6 از کرم ساقی ما می می دهد ما را مدام %~% بر سر ما آب رحمت گوئیا ~~باریده است # 7 هرکسی از لطف سلطانی نوائی یافتند %~% حضرت او نعمت الله را به ما ~~بخشیده است PageV1P0199 ### || [genre: Gh] # 1 نعمة الله در شراب افتاده است %~% سر به پای خم می بنهاده است # 2 در خرابات مغان بزمی نهاد %~% خوش در میخانه را بگشاده است # 3 در صدف در یتیمی یافتم %~% گوهر اصلی است نه بیجاده است # 4 ما خراباتی و رند و عاشقیم %~% چون توان کردن چنین افتاده است # 5 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% عزتش دارید مردم زاده است # 6 بنده جانی و جانانیم ما %~% جان ما از بندگی آزاده است # 7 سید ما رهنمای عارفیست %~% در طریق عاشقی بر جاده است PageV1P0200 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب حسن او از مه نقابی بسته است %~% نور چشم او از آن بر چشم ما ~~بنشسته است # 2 جان ما با عشق از روز ازل پیوسته است %~% تا ابد جان همچنان با حضرتت ~~پیوسته است # 3 دیگران پابسته دنیی و عقبی مانده اند %~% ای خوشا وقت ms068 کسی کز این و آن ~~وارسته است # 4 عشق سرمست است و رندان تندرست ازذوق او %~% عقل مخمور است و دور از ~~عاشقان دلخسته است # 5 عقل اگر بینی بگیرش زود نزد ما بیار %~% زآنکه او از بندگی شاه رندان ~~خسته است # 6 زاهد رعنا اگر اظهار و جدی می کند %~% از کرم عیبش مکن کز خود به خود ~~وابسته است # 7 نعمة الله خم می مستانه می نوشد به ذوق %~% ساغر و پیمانه ما را به هم ~~بشکسته است PageV1P0201 ### || [genre: Gh] # 1 خوش آب حیاتیست که گویند شرابست %~% حالی و چه خوش حال که دل مست و ~~خرابست # 2 غیری به تو گر روی نماید مگذارش %~% کان نقش خیالست که در دیده خوابست # 3 گویند که امواج حبابست درین بحر %~% آبست که در دیده ما عین حجابست # 4 هر ذره که بینی به تو خورشید نماید %~% مهر است به چشم من و تو ماه ~~نقابست # 5 این گفته مستانه ما از سر ذوقست %~% بنویس که مجموعه مجموع کتابست # 6 بی تو گل توحید که خوشبو شوی از وی %~% هر چند گلابست ببو نام گلابست # 7 سید طلب و رو به خرابات مغان آر %~% می رو به سلامت که ره خیر و صوابست ~~PageV1P0202 ### || [genre: Gh] # 1 خوش آب حیاتیست که گویند شرابست %~% خوش عاشق رندی که چو ما مست و ~~خرابست # 2 جامی که ز آبست پر آبست کدامست %~% در مجلس ما جو که چنین جام حبابست # 3 در گلشن اگر بلبل سر مست گل افشاند %~% ما راز گلستان همه مقصود گلابست # 4 بر راه خطا عقل اگر رفت خطا کرد %~% تو در پی او گر نروی عین صوابست # 5 هر نقش خیالی که تو را غیر نماید %~% تعبیر کن آن را که خیال تو به ~~خوابست # 6 مائیم و حریفان همه سرمست شرابت %~% ما را چه غم ار زاهد مخمور سرابست # 7 موجیست درین دیده دریا دل سید %~% پیداست ms069 که آبست که بر آب حجابست ~~PageV1P0203 ### || [genre: Gh] # 1 موجیم و حباب هر دو آبست %~% آبست که صورت حبابست # 2 آن کس که خیال غیر بندد %~% نقش غلطست و خود به خوابست # 3 موجست و حباب هر دو یک آب %~% آبست که آب را حجابست # 4 مهتاب چو رو به تو نماید %~% روشن بنگر که آفتابست # 5 بر بسته نقاب می برد دل %~% این طرفه که عین آن نقابست # 6 دلسوخت در آتش محبت %~% گر میل کنی جگر کبابست # 7 اسرار ضمیر نعمت الله %~% احسان که کند که بی حسابست PageV1P0204 ### || [genre: Gh] # 1 ما غرقه آبیم چنین تشنه عجیبست %~% در خانه خویشیم و غریبیم غریبست # 2 در عین وصالیم و گرفتار فراقیم %~% ما دور ز یاریم ولی یار قریبست # 3 درمانده دردیم ولی خرم و شادیم %~% ما را چه غم از درد چو محبوب طبیبست # 4 در دیده مجنون همه جا صورت لیلی است %~% در چشم محبان همه معنی حبیب ~~است # 5 ای عقل تو مخموری و من عاشق سرمست %~% غوغا مکن ای خواجه که این هردو ~~حبیبست # 6 لاهوت تو چون موسی و ناسوت تو مابوت %~% معنی تو چون موسی و صورت چو ~~صلیبست # 7 مائیم که معشوق خود و عاشق خویشیم %~% هم سید و هم بنده نظر کن که ~~حبیبست PageV1P0205 ### || [genre: Gh] # 1 آئینه ذات عین ذاتست %~% دانست که مجمع صفاتست # 2 بی جود وجود حضرت او %~% عالم به تمام فانیاتست # 3 می نوش مدام دردی درد %~% کین دردی درد دل دواتست # 4 میخانه ماست در خرابات %~% وین خانه ورای شش جهاتست # 5 سیراب شدند اهل عالم %~% آری همه چیز ذوحیاتست # 6 گر کشته شوی به تیغ عشقش %~% آن حی قدیم خونبهاتست # 7 سید به حضور نعمة الله %~% دایم به طهارت و صلاتست PageV1P0206 ### || [genre: Gh] # 1 راز دل عشاق به هر کس نتوان گفت %~% این گوهر عشقست بگفتن نتوان سفت # 2 در صومعه یک دم نتوانیم نشستن %~% بر ms070 خاک در میکده صد سال توان خفت # 3 مردانه قدم بر سر مستی بنهادیم %~% به زین لگدی بر سر هستی نتوان کفت # 4 گر دست دهد دولت جاوید بیابیم %~% حاشا که خودی از ره توحید توان رفت # 5 گفتم سر زلفش که مگر مشک خطائی %~% پیچید به خود زین سخن و نیک برآشفت # 6 جامیست پر از باده و ما مست و خرابیم %~% هرگز نبرد زاهد مخمور ز ما ~~مفت # 7 بشنو سخنی سید ما گر سر وقتست %~% خود خوشتر ازین قول که گفت است و ~~توان گفت PageV1P0207 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو معانئی که بیان ولایتست %~% دارم نشانئی که نشان ولایتست # 2 آب حیات ماست به هر سو که می رود %~% سرچشمه اش ز بهره خوان ولایتست # 3 ملک جهان چو باغ بهاری است تازه شد %~% حکمی به ما رسید که آن ولایتست # 4 ایام غم گذشت دگر شاد و خرمیم %~% آمد امام وقت زمان ولایتست # 5 بشنو به ذوق گفته مستانه گوش کن %~% کین قول عاشقان و زبان ولایتست # 6 گنجینه ولایت والی دل ولیست %~% جانم فدای اوست که جان ولایتست # 7 از خوان نعمت الله ما نعمتی بخور %~% خوش نعمتی بود که ز خوان ولایتست ~~PageV1P0208 ### || [genre: Gh] # 1 انسان کاملست که او کون جامعست %~% تیغ ولایت است که برهان قاطعست # 2 صد جام خورده ایم و طلب می کنیم باز %~% بیچاره آن کسی که به یک جام ~~قانعست # 3 خورشید اگر چه روز منور کند ولی %~% مهریست عشق ما که شب و روز لامعست # 4 مستان بزم ما چه بخوانند سر عشق %~% روح القدس به ذوق ورا بزم سامعست # 5 گفتم قبای گل بدرم در هوای او %~% اما نوای بلبل بیچاره مانعست # 6 هر جا که دلبری به تو بنماید او جمال %~% نیکش ببین که آینه صنع صانعست # 7 گنجینه ایست ظاهر و گنجی است باطنش %~% سید به جان و دل به چنین گنج ~~طامعست PageV1P0209 ### || [genre: Gh] # 1 ms071 بیا ای شاه ترکستان که هندوستان غلام تست %~% جهان صورت و معنی همه ~~دیدم به کام تست # 2 به باطن آفتابی تو به ظاهر ماه خوانندت %~% شده دور قمر روشن هم از بدر ~~تمام تست # 3 اگرحوری اگر رضوان تو را بیند همی گویند %~% سلام الله سلام الله سلام ~~ما پیام تست # 4 خدا عالم تو را بخشید ای سلطان انس و جان %~% بهشت جاودان داری همه ~~عالم زمام تست # 5 به جان ساقی رندان که مستان ذوق می داند %~% توئی آب حیات ما و جام جم ~~ز جام تست # 6 اگر چه ما و هم یاران سخن گوئیم مستانه %~% ولی خوشتر ازین و آن کلام ~~بانظام تست # 7 تو خورشیدی و ما سایه منور گشته از نورت %~% پناه نعمت اللهی همه در ~~اهتمام تست PageV1P0210 ### || [genre: Gh] # 1 اهل دل را از سراپرده جان باید جست %~% عاشقان را ز خرابات مغان باید ~~جست # 2 دل به دست غم آن جان جهان باید داد %~% وانگهی شادی از آن جام جهان ~~باید جست # 3 اگر از باد صبا خاک درش می جوئی %~% همچو غنچه به هوا جامه دران باید ~~جست # 4 دم به دم خون دل از دیده روان باید ساخت %~% اصل دیده در آن آب روان ~~باید جست # 5 در کنار اشک جگر گوشه ما باید دید %~% مردم دیده ما را به میان باید ~~جست # 6 ساقیا ساغر و پیمانه می سوی من آر %~% که از آن هر دو مراد دل و جان ~~باید جست # 7 در خرابات اگر گوشه بیابی سید %~% خونش از غمزه غماز فلان باید جست ~~PageV1P0211 ### || [genre: Gh] # 1 دنیی دون بی وفا هیچست %~% شه دنیا و هم گدا هیچست # 2 دردی درد او خوری حیفست %~% زانکه آن درد و این دوا هیچست # 3 شک ندارم که در همه عالم %~% به جز از حضرت خدا هیچست # 4 نقش غیری خیال اگر بندی %~% آن خیالت به نزد ما هیچست ms072 # 5 رو مجرد شو و خوشی می باش %~% کدخدای در سرا هیچست # 6 سرمه چشم ماست خاک درش %~% غیر از این سرمه توتیا هیچست # 7 بی ریا یار نعمت الله شو %~% رو رها کن ریا ریا هیچست PageV1P0212 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دنیا مده که آن هیچست %~% آن جهان جو که این جهان هیچست # 2 هر کرا علم هست و مالش نیست %~% قدر او نزد جاهلان هیچست # 3 چه کنی مفردات ای مولا %~% غیر مفرد در این میان هیچست # 4 ای که گوئی نشان او جویم %~% بی نشانست و آن نشان هیچست # 5 لطف معنی طلب تو از صورت %~% بی معانی همه بیان هیچست # 6 در پی زن مرو که چون دنیا %~% شیوه شکل این و آن هیچست # 7 ذوق نقش خیال چندان نیست %~% لذت و وهم عاقلان هیچست # 8 منصب زهد نزد ما سهلست %~% عشرت و عشق فاسقان هیچست # 9 به جز از زندگی حضرت ما %~% نزد رندان عاشقان هیچست PageV1P0213 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه او می دهد همه داده است %~% داده او مگو که بیداد است # 2 ای خوشا وقت عاشقی که مدام %~% بر در میفروش افتاده است # 3 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% کس چنین بزم خوب ننهادست # 4 غم عشقش خجسته باد که دل %~% به غم عشق دایما شاد است # 5 عقل در بزم عشق دانی چیست %~% چون چراغی نهاده بر باد است # 6 هرکه او شد غلام سید ما %~% بنده مقبلست و آزاد است # 7 چه کنم نعمت همه عالم %~% نعمت الله خدا مرا داده است PageV1P0214 ### || [genre: Gh] # 1 دوای درد دل ای یار دردست %~% بحمدالله که ما داریم در دست # 2 بیا و دردی دردش بماده %~% که صاف عاشقانش درد دردست # 3 دلی کو کشته عشق است زنده است %~% کسی کو مرده دردست مرده است # 4 بدادم دین و دل دردش خریدم %~% چنین سودی بدین مایه که کرده است # 5 مرا مهری است در خاطر ms073 که خورشید %~% بگرد سایه چترش چه گرد است # 6 اگر دردم نمی دانی نظر کن %~% سرشک سرخ بین و رخ که زرد است # 7 کسی داند شفای درد سید %~% که جامی از شراب درد خورده است PageV1P0215 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما در هوای الوند است %~% در سر زلف یار دربند است # 2 خواجه تبریزی است و در قره باع %~% شاه سروان امیر در بند است # 3 یار بلخی ما ز تربت رفت %~% در کش خواجه سمرقند است # 4 سخن از روم و شام چون گوید %~% آن خجندی که ساکن جند است # 5 ترک سرمست و هندوی شیرین %~% آن یکی چون گل است و این قند است # 6 گرچه آدم به جسم بود پدر %~% نزد خاتم به روح فرزند است # 7 سید بزم عشق دانی کیست %~% آنکه او بنده خداوند است PageV1P0216 ### || [genre: Gh] # 1 دامن دلبر اگر آری به دست %~% نیک باشد ور نیاری آن به دست # 2 ما خراباتی و رند و عاشقیم %~% چشم مستش توبه ما را شکست # 3 چشم ما بسته خیالش در نظر %~% نور دیده خوش به جا دارد نشست # 4 شاهبازی رفته بود از دست ما %~% باز آمد شاهباز ما به دست # 5 حق پرست کاملی دانی که کیست %~% آنکه او از خودپرستی باز رست # 6 عاقلان در نیست و هست افتاده اند %~% عشقبازان فارغند از نیست و هست # 7 در خرابات مغان دیگر مجو %~% همچو سید نعمت الله رند و مست PageV1P0217 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانه به عشق او سرمست %~% جان و دل داده ایم ما از دست # 2 آنچنان واله ایم و آشفته %~% که ندانیم نیست را از هست # 3 تا که مائی ازین میان برخاست %~% عشقش آمد به جای ما بنشست # 4 هرکه او از خودی خود ببرید %~% همچو ما با خدای خود پیوست # 5 تندرستم به یمن همت او %~% گرچه عشقش دل مرا بشکست # 6 شادی عاشقی که جان درباخت %~% وز غم عقل ms074 و این و آن وارست # 7 همچو سید ندیده ام دیگر %~% عاشق رند مست باده پرست PageV1P0218 ### || [genre: Gh] # 1 نوش بادا مرا شراب الست %~% که از آن باده گشته ام سرمست # 2 در دلم عشق و در نظر ساقی %~% در سرم ذوق و جام می بر دست # 3 پرده از دل گشود شاهد غیب %~% دل ما را به زلف خود دربست # 4 جان به جانان ما وصالی یافت %~% قطره ما به بحر ما پیوست # 5 گر تو را عقل هست ما را نیست %~% ور تو را عشق نیست ما را هست # 6 ای که پرسی دوای درد از ما %~% دردمندیم و این دوا دردست # 7 بشنو از سید این روایت عشق %~% تا کی آخر سخن ز عاقلی ویست PageV1P0219 ### || [genre: Gh] # 1 از خرابات می رسم سرمست %~% فارغ از نیست ایمنم از هست # 2 عین ما را به عین ما بیند %~% هرکه در بحر ما به ما پیوست # 3 ننگ و نام نکو به دست آورد %~% آنکه از ننگ و نام خود وارست # 4 دست من تا گرفت دست نگار %~% وه چه دستان که می کند زان دست # 5 مرغ جانم برای دانه خال %~% شده در دام زلف او پابست # 6 عهد بستیم با سر زلفش %~% ما بر آنیم گرچه او بشکست # 7 از سر کاینات برخیزد %~% هر که با سیدم دمی بنشست PageV1P0220 ### || [genre: Gh] # 1 آمد ز درم نگار سرمست %~% رندانه و جام باده بر دست # 2 صد فتنه ز هر کنار برخاست %~% او مست در این میانه بنشست # 3 لب را بنهاد بر لب ما %~% موئی به دونیم راست بشکست # 4 عشق آمد و زنده کرد ما را %~% پیوسته بود به ما چو پیوست # 5 از بود و نبود باز رستیم %~% آسوده ز نیست فارغ از هست # 6 دل در سر زلف یار بستیم %~% محکم جائی شدیم پابست # 7 از مستی ذوق نعمت الله %~% خلق دو جهان شدند سرمست ms075 PageV1P0221 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن رند عاشق سرمست %~% که می عشق می خورم پیوست # 2 در خرابات عشق مست و خراب %~% دست در دست شاهد سرمست # 3 در دلم عشق و در سرم سود است %~% در نظر یار و جام می بر دست # 4 ساقی مست و رند لایعقل %~% به یکی جرعه عقل ما برده است # 5 عاشقانه حریف خماریم %~% فارغ از نیست ایمنیم از هست # 6 از سر هر دو کون خوش برخاست %~% هر که یک لحظه نزد ما بنشست # 7 میر مستان مجلس عشقیم %~% سید عاشقان باده پرست PageV1P0222 ### || [genre: Gh] # 1 از دیر برون آمد ترسا بچه ای سرمست %~% بر دوش چلیپائی خوش جام مئی بر ~~دست # 2 کفر سر زلف او غارتگر ایمان است %~% قصد دل و دینم کرد ایمان مرا برده ~~است # 3 کفری و چه خوش کفری کفری که بود ایمان %~% این کفر کسی در اوست کایمان ~~به خدایش هست # 4 ناقوس زنان می گفت آن دلبرک ترسا %~% پیوسته بود با ما یاری که به ما ~~پیوست # 5 بگشود نقاب از رخ بربود دل و دینم %~% زنار سر زلفش جانم به میان در ~~بست # 6 در گوشه میخانه بزمی است ملوکانه %~% ترسا بچه ساقی رندیست خوش و سرمست # 7 سید ز همه عالم بر خاست به عشق او %~% در کوی مغان با او مستانه و خوش ~~بنشست PageV1P0223 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه گر چه بود عمری بت پرست %~% حق تجلی کرد و از باطل برست # 2 نعمت الله شاهدی دارد که او %~% چون خلیل الله همه بتها شکست # 3 لب نهاده بر لب جامم مدام %~% ذره و خورشید جان مات ویست # 4 هرچه می بیند همه محبوب اوست %~% دوست می دارد از آن رو هر چه هست # 5 مظهر و مظهر به نزد ما یکی است %~% صورت و معنی نگر عالی و پست # 6 تو بیا مطلق پرست ای یار ما %~% گر مقید می پرستد بت ms076 پرست # 7 نکته ای بر گفته سید مگیر %~% زانکه عاقل نکته کی گیرد به مست ~~PageV1P0224 ### || [genre: Gh] # 1 هر که باشد همچو سید حق پرست %~% حق توان گفتن چو از باطل برست # 2 آن یکی در هر یکی خوش می نگر %~% در دو عالم آن یکی را می پرست # 3 آفتاب و ماه می بینیم ما %~% گر چه ما را در نظر نور خوراست # 4 جز وجود او وجودی هست نیست %~% غیر او نبود وجود هرچه هست # 5 دست او باید بگیرد دامنش %~% خوش بود گر دامنش آید به دست # 6 هرچه فعل او بود نیکو بود %~% نیک نبود نیک اگر گوئی بد است # 7 تا توانی گرد مخموران مگرد %~% هر که گردد حاصلش درد سر است # 8 عین ما بیند به عین ما چو ما %~% آنکه با ما خوش در این دریا نشست # 9 نعمت الله رند سرمست خوش است %~% کی کند رندی چنین انکار مست ~~PageV1P0225 ### || [genre: Gh] # 1 سریر سلطنت عشق بر سر دار است %~% از آن سبب سر این دار جای سردار است # 2 به جان جمله رندان مست کاین دل ما %~% مدام در هوس دست بوس خمار است # 3 بیا که سینه ما مخزنیست پر اسرار %~% اگر چنانکه تو را ذوق علم و اسرار ~~است # 4 سخن مگوی ز دستار و بگذر از سر آن %~% هزار سر به یکی جو چه جای دستار ~~است # 5 برفت مرغ دل ما نیامدش خبری %~% مگر به دام سر زلف او گرفتار است # 6 به نور دیده او دیده چشم ما روشن %~% ببین به نور جمالش که نور آن یار ~~است # 7 حباب اگر چه صداست از هزار جمله یکی %~% به عین ما نظری کن ببین که ~~انهار است # 8 مکن به چشم حقارت نظر به مخلوقی %~% که جمله فعل حکیم است و نیک در کار ~~است # 9 چو عارفان برو و شکر نعمة الله گو %~% مباش منکر سید چه ms077 جای انکار است ~~PageV1P0226 ### || [genre: Gh] # 1 چه غم دارم چو یارم غمگسار است %~% حریف جام و ساقی یار غار است # 2 بتی دارم که با من در میان است %~% دلارامی که دایم در کنار است # 3 به دور چشم مست می فروشش %~% مرا با غیر می خوردن چه کار است # 4 دل من بارگاه پادشاه است %~% تن من پرده جانم پرده دار است # 5 دو لحظه در یکی صورت نباشم %~% ولی معنی همیشه برقرار است # 6 یکی رو دارم و آئینه بسیار %~% یکی ذات و صفاتم صدهزار است # 7 غنیمت دان حضور نعمت الله %~% که چون عمر عزیزت بر گذار است ~~PageV1P0227 ### || [genre: Gh] # 1 تن همچو تخت شاهست جان خود یکی امیر است %~% آن پادشاه بر وی سلطان بی ~~نظیر است # 2 عشق است شاه عادل بر تخت دل نشسته %~% این عقل کامل ما آن شاه را وزیر ~~است # 3 گشته است بلبل مست نالان به عشق آن گل %~% در بوستان ما بین گلهای بی ~~نظیر است # 4 سلطان وقت خود را خواهی که بازیابی %~% بنگر گدای ما را درویشکی فقیر ~~است # 5 هر بی خبر چو داند معشوق عاشقان را %~% از عشق حق تعالی این جان ما ~~خبیر است # 6 آئینه ایست روشن در وی جمال ساقی %~% جام جهان نمایم از نور او منیر ~~است # 7 در عین نعمت الله بنگر به چشم معنی %~% کاین صورت لطیفش بس خوب و ~~دلپذیر است PageV1P0228 ### || [genre: Gh] # 1 نور او در جمله اشیا ظاهر است %~% ظاهرش بنگر که بر ما ظاهر است # 2 روشنست آئینه عالم تمام %~% در همه اسما مسما ظاهر است # 3 نور روی اوست ما را در نظر %~% نور آن منظور زیبا ظاهر است # 4 باطنت از چشم نابینا ولی %~% ظاهرا بر چشم بینا ظاهر است # 5 در خیال دی و فردا مانده ای %~% از همه فرد آنکه فردا ظاهر است # 6 ما ز دریائیم و دریا عین ما ms078 %~% عین ما در عین دریا ظاهر است # 7 نعمة الله ظاهر و باطن بود %~% باطنش پنهان و پیدا ظاهر است ~~PageV1P0229 ### || [genre: Gh] # 1 گفتمش روی تو جانا قمر است %~% گفت بالله ز قمر خوبتر است # 2 گفتمش زلف تو آشفته چراست %~% گفت سرگشته دور قمر است # 3 گفتمش نوش لبت چیست بگو %~% گفت پالوده قند و شکر است # 4 گفتمش چشم خوشت برد دلم %~% گفت هشدار که جان در خطر است # 5 گفتمش قد تو سرویست بلند %~% گفت آن نسبت کوته نظر است # 6 گفتمش از تو که دارد خبری %~% گفت آن کس که ز خود بی خبر است # 7 گفتمش عمر منی زود مرو %~% گفت عمرست از آن در گذر است # 8 گفتمش جان به فدای تو کنم %~% گفت از اینها بر ما مختصر است # 9 گفتمش سید ما بنده تو است %~% گفت آری به جهان این ثمر است PageV1P0230 ### || [genre: Gh] # 1 بحر بی پایان ما را آبروئی دیگر است %~% چشمه آب حیات ما ز جوئی دیگر ~~است # 2 رنگ و بوی این و آن نقش خیالی بیش نیست %~% یار رندی شو که او را رنگ و ~~بوئی دیگر است # 3 از می خمخانه ما عالمی سرمست شد %~% نوش کن جامی که این می از سبوئی ~~دیگر است # 4 روی او بینم اگر آئینه بینم صدهزار %~% روی او در هر یکی گوئی که روئی ~~دیگر است # 5 عاقلان راگفتگوی و عاشقان را های و هو %~% گفتگو بگذار ما را های و ~~هوئی دیگر است # 6 پرده دیده به آب چشم خود ما شسته ایم %~% پاک بازانیم و ما را شست و ~~شوئی دیگر است # 7 دیگران از طوع سید زلفها بربسته اند %~% نعمة الله راز خون عشق طوعی ~~دیگر است PageV1P0231 ### || [genre: Gh] # 1 سر درین راه عشق دردسر است %~% بگذر از سر که کار معتبر است # 2 سر موئی حجاب اگر باقی است %~% بتراشش چه جای ریش و سرست ms079 # 3 سر بنه زیر پا و دستش گیر %~% گر تو را میل تاج یا کمر است # 4 نفسی صحبتش غنیمت دان %~% زانکه عمر عزیز در گذر است # 5 زاهدان دیگرند و ما دیگر %~% حالت ما و ذوق ما دگر است # 6 عاشقی کو ز ما خبر دارد %~% از خود و کاینات بی خبر است # 7 نظری کن ببین به دیده ما %~% نعمت الله چو نور در نظر است PageV1P0232 ### || [genre: Gh] # 1 گوهر دریای ما را آبروئی دیگر است %~% نوش کن جام می ما کز سبوئی دیگر ~~است # 2 گفته مستانه ما ملک عالم را گرفت %~% گوش کن بشنو خوشی کاین گفتگوئی ~~دیگر است # 3 دیگران فردوس می خواهند و ما دیدار یار %~% همت عالی ما را جستجوئی ~~دیگر است # 4 خرقه خود را به جام می نمازی کرده ایم %~% نزد رندان این طهارت شست و ~~شوئی دیگر است # 5 رنگ عشق و بوی معشوقست رنگ و بوی ما %~% در میان عاشقان این رنگ و بوئی ~~دیگر است # 6 ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم %~% لاجرم ما را درین در آبروئی ~~دیگر است # 7 سید از دنیا برفت و نعمة الله را گذاشت %~% گرچه آن می کهنه است اینجا ~~سبوئی دیگراست PageV1P0233 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او در جان هوائی دیگر است %~% درد دل ما را دوائی دیگر است # 2 کشته عشقیم و زنده جاودان %~% جان ما را خونبهائی دیگر است # 3 خلوت ما گوشه میخانه است %~% جای ما خلوتسرائی دیگر است # 4 ما ز ما فانی شده باقی به او %~% این فنائی و بقائی دیگر است # 5 بینوایان را نوا دادیم از او %~% بینوایان را نوائی دیگر است # 6 جام پاکی پر ز می بستان بنوش %~% جام ما گیتی نمائی دیگر است # 7 نعمت الله تا گدای کوی او است %~% نزد شاهان پادشاهی دیگر است ~~PageV1P0234 ### || [genre: Gh] # 1 چشم مستش میفروشی دیگر است %~% نوش لعلش باده نوشی دیگر ms080 است # 2 آتش عشقش دل ما را بسوخت %~% داغ او بر دل فروشی دیگر است # 3 ناله دلسوز ما بشنو دمی %~% کاین دم ما را خروشی دیگر است # 4 عاشق و مستیم و لایعقل ولی %~% جان ما را فهم و هوشی دیگر است # 5 دوش ما و او به هم دوشی زدیم %~% امشبم امید دوشی دیگر است # 6 هرکه او تجرید گردد پیش او %~% در طریقت خرقه پوشی دیگر است # 7 خم می در جوش و ما مست وخراب %~% سیدم در ذوق و جوشی دیگر است ~~PageV1P0235 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان حضرت او را نیازی دیگر است %~% عشق او را آتش و سوز و گدازی ~~دیگر است # 2 ترک سرمست است عشقش دل به غارت می برد %~% در سواد دل همیشه ترکتازی ~~دیگر است # 3 می نوازد مطرب عشاق ساز ما به ذوق %~% جان فدای ساز او کاین ساز سازی ~~دیگر است # 4 عشقبازی نیست بازی کار شهبازی بود %~% عشق اگر بازی بیا کاین شاهبازی ~~دیگر است # 5 رو به هر جانب که آرم قبله من روی اوست %~% ابرویش محراب می سازم نمازی ~~دیگر است # 6 بینوایان را به لطف خود نوازش می کند %~% ساقی سرمست ما عاشق نوازی ~~دیگر است # 7 محرم رازیم و دایم در حرم با سیدیم %~% راز می گوئیم و این اسرار رازی ~~دیگر است PageV1P0236 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان ما را بیانی دیگر است %~% ای عارفان ای عارفان ما ~~را نشانی دیگر است # 2 ای بلبلان ای بلبلان ما را نوا خوشتر بود %~% زیرا که این گلزار ما از ~~بوستانی دیگر است # 3 ای خسروشیرین سخن ای یوسف گل پیرهن %~% ای طوطی شکرشکن ما را زبانی ~~دیگر است # 4 یاری که اندرکار دل جان داد در بازار دل %~% همچون دل صاحبدلان زنده به ~~جانی دیگر است # 5 خورشیدجمشید فلک بر آسمان چارم است %~% مهر منیر عاشقان بر آسمانی دیگر ~~است # 6 تا عین عشقش ms081 دیده ام مهرش به جان بگزیده ام %~% در آشکارا و نهان ما را ~~عیانی دیگر است # 7 اقلیم دل شد ملک جان شهر تن آید این جهان %~% کون و مکان عاشقان در ~~لامکانی دیگر است # 8 رند و در میخانه ها صوفی و کنج صومعه %~% مارا سریر سلطنت برآستانی ~~دیگر است # 9 سیدمرا جانان بود هم دردو هم درمان بود %~% جانم فدای جان او کو از ~~جهانی دیگر است PageV1P0237 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویش آفتابی دیگر است %~% چشم ما بر ماهتابی دیگر است # 2 گر کسی بیند خیال او به خواب %~% آن خیال ما و خوابی دیگر است # 3 آب چشم ما به هر سو می رود %~% روی ما شسته به آبی دیگر است # 4 موج دریائیم و دریا عین ما %~% غیر ما بر ما حجابی دیگر است # 5 ساقی ما می به ما بخشد مدام %~% خیر او بر ما برای دیگر است # 6 هرچه می بینی چو آن مخلوق اوست %~% نزد ما عالیجنابی دیگر است # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% عاشق مست و خرابی دیگر است PageV1P0238 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویش آفتابی دیگر است %~% سایه او ماهتابی دیگر است # 2 زلف او درتاب رفت از دست دل %~% تاب او را پیچ و تابی دیگر است # 3 گفتمش جان و دل جانان توئی %~% گفت آری این جوابی دیگر است # 4 نقش می بندم خیالش را به خواب %~% خوش بود این خواب خوابی دیگر است # 5 جرعه جام شراب ما بنوش %~% تا بدانی کاین شرابی دیگر است # 6 ای که می گوئی حجاب من نماند %~% این نماندن هم حجابی دیگر است # 7 جام پر آبست نزد ما حباب %~% جام ما آب و حبابی دیگر است # 8 سید ما تا غلام عشق اوست %~% در جهان عالیجنابی دیگر است PageV1P0239 ### || [genre: Gh] # 1 ملک جان در ولایتی دگر است %~% تخت دل در حمایتی دگراست # 2 قول مستانه ای که ما گوئیم %~% بشنو او ms082 را حلاوتی دگر است # 3 دلبران در جهان فراوانند %~% حسن ما را ملاحتی دگر است # 4 عاقلان را نهایتی است ولی %~% عاشقان را نهایتی دگر است # 5 وحده لاشریک له می گو %~% کاین سخن از روایتی دگر است # 6 در خرابات رند سرمستیم %~% ذوق ما ذوق و حالتی دگر است # 7 نعمت الله خدا به ما بخشید %~% این عنایت عنایتی دگر است PageV1P0240 ### || [genre: Gh] # 1 در دل ما عشق از جان خوشتر است %~% در دل ما عشق از جان خوشتر است # 2 عشق او گنجی و دل ویرانه ای %~% عشق او گنجی و دل ویرانه ای # 3 خوش بود یک جام می شادی ما %~% خوش بود یک جام می شادی ما # 4 آب چشم ما به هر سو می رود %~% آب چشم ما به هر سو می رود # 5 راز دل با غیر پیدا کی کنم %~% راز دل با غیر پیدا کی کنم # 6 صوت بلبل خوش بود در گلستان %~% صوت بلبل خوش بود در گلستان # 7 نعمت الله گر تو را باشد خوش است %~% ور نباشد مفلسی زان خوشتر است ~~PageV1P0241 ### || [genre: Gh] # 1 عمر خوش باشد ولی با یار همدم خوشتر است %~% یک دمی با همدمی از ملک ~~عالم خوشتر است # 2 درد دل داریم و درد دل دوای درد ماست %~% گرچه دل ریشیم زخم او ز مرهم ~~خوشتر است # 3 مجلس عشقست و رندان مست و ساقی در حضور %~% این چنین خوش مجلسی از صحبت ~~جم خوشتر است # 4 یک دمی با همدمی و گوشه میخانه ای %~% ازحیات جاودان می دان که آن دم ~~خوشتر است # 5 جان و جانان هر دو سرمستند و با هم روبرو %~% جمع این یاران اگر باشند ~~باهم خوشتر است # 6 نور چشم ماست او بنشسته خوش بر جای خود %~% خلوت و جای خوشی با یار ~~محرم خوشتر است # 7 نعمت الله سرخوش است از ذوق می گوید سخن %~% هرچه گوید خوش بود ms083 والله ~~اعلم خوشتر است PageV1P0242 ### || [genre: Gh] # 1 ناله دلسوز ما از ساز بلبل خوشتر است %~% زخم خار جور او از مرهم گل ~~خوشتر است # 2 راحت کلی و جزوی هر دو را خوش یافتیم %~% ذوق جزوی هست اما لذت کل ~~خوشتر است # 3 مردن از عشقش بسی خوشتر بود از زندگی %~% جام درد درد او از ساغر می ~~خوشتر است # 4 عود جان در مجمر دل می نهم بر آتشی %~% گرمی دلسوز عاشق از قرنفل خوشتر ~~است # 5 مجلس عشقست و ما سرمست و سید در نظر %~% درچنین گلشن نوای ما ز بلبل ~~خوشتر است PageV1P0243 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی سرمست ما یاری خوش است %~% خوش حریفانیم و خماری خوش است # 2 گر دوصد جان را به یک جرعه خرند %~% زود بفروشش که بازاری خوش است # 3 عشقبازی کار بیکاران بود %~% کار ما می کن که این کاری خوشست # 4 بر سر دار فنا بنشسته ایم %~% خوش سر داری و سرداری خوشست # 5 بلبل مستیم در گلزار عشق %~% بزم عشاق است و گلزاری خوشست # 6 پر بود تکرار در گفتار ما %~% تو خوشی بشنو که تکراری خوشست # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% باده نوشی با چنین یاری خوشست ~~PageV1P0244 ### || [genre: Gh] # 1 نور دل ماه نور عشق است %~% جان عاشق مسخر عشقست # 2 در طریقی که نیست پایانش %~% عاشقی جو که رهبر عشقست # 3 پادشاهی صورت و معنی %~% نزد عشاق در خور عشقست # 4 در محیطی که ما در آن غرقیم %~% حاصلش یافت گوهر عشقست # 5 آن حیاتی که روح می بخشد %~% چشمه آب کوثر عشق است # 6 قول مستانه ای که می شنوی %~% یک دو حرفی ز دفتر عشقست # 7 نعمت الله که میرمستانست %~% از سر صدق چاکر عشقست PageV1P0245 ### || [genre: Gh] # 1 سرم سرگشته سودای عشق است %~% دلم آشفته غوغای عشق است # 2 بدان دیده که بتوان دید او را %~% دو چشم روشن بینای عشقست # 3 حقیقت ms084 سرمه چشم خردمند %~% غبار گرد خاک پای عشقست # 4 ز عبرت غیر او از دل به در کن %~% که غیر دل دگر نه جای عشقست # 5 به شمع عشق جان و دل بسوزان %~% چو پروانه گرت پروای عشق است # 6 مگو از دی و از فردا و فردا %~% که امروز وعده فردای عشق است # 7 تن تنها در آ سید به خلوت %~% که در خلوت تن تنهای عشقست PageV1P0246 ### || [genre: Gh] # 1 چشم مستش ترک عیاری خوش است %~% زلف او هندوی طراری خوشست # 2 جان فدای عشق جانان کن روان %~% گر تو را میلی به دلداری خوشست # 3 بر سر دار فنا بنشین خوشی %~% زانکه اینجا جای سرداری خوشست # 4 دلبر ار صد جان به یک جو می خرد %~% زود بفروشش که بازاری خوشست # 5 کار بی کاری است کار عاشقان %~% کار ما می کن که این کاری خوشست # 6 سینه ما مخزن اسرار اوست %~% او به دست آور که اسراری خوشست # 7 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% خوش خراباتی و خماری خوشست # 8 گر گران باری مثال از بار یار %~% بار یار ار می بری باری خوشست # 9 بنده سید شدم از جان و دل %~% این سخن صدق است و اقراری خوشست ~~PageV1P0247 ### || [genre: Gh] # 1 در محبت جان اگر بازی خوش است %~% گر کنی بازی چنین بازی خوشست # 2 یار کرمانی اگر بازی خوش است %~% دلبر سرمست شیرازی خوشست # 3 رند سر مستیم و با ساقی حریف %~% با حریف خویش پردازی خوشست # 4 چند گردی تو به خود گرد جهان %~% یک دمی با خویش پردازی خوشست # 5 ساز ما را ذوق خوشتر می دهند %~% ساز ما با عشق پردازی خوشست # 6 عشق سلطان است و تخت دل نشست %~% خانه را با عشق پردازی خوشست # 7 سیم قلب تو ندارد رونقی %~% سیم قلب خویش بگذاری خوشست # 8 در طریق عاشقی چون عاشقان %~% هرچه داری جمله دربازی خوشست # 9 یک ms085 دمی با سید رندان بساز %~% تا بدانی ذوق دمسازی خوشست PageV1P0248 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان در میان جان خوشست %~% راز دلدار از جهان پنهان خوش است # 2 درد بی درمان او درمان ما %~% در دلم این درد بی درمان خوش است # 3 حال سودائی زلف یار من %~% همچو زلفش می برد سامان خوش است # 4 عشق و گنجی و دل ویرانه ای %~% آن چنان گنجی در این ویران خوشست # 5 جرعه دردی درد عشق او %~% جان ما را داده جان آن خوش است # 6 حال دل با عشق دلبر خوش بود %~% جان ما پیوسته با جانان خوش است # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% جاودان در بزم سرمستان خوش است ~~PageV1P0249 ### || [genre: Gh] # 1 نور روی او به او دیدن خوش است %~% گرد او چون دیده گردیدن خوش است # 2 حال عشق از عقل می پرسی مپرس %~% ذوق عشق از عشق پرسیدن خوش است # 3 کار بی کاریست کار عاشقی %~% این چنین خوش کار ورزیدن خوش است # 4 گفته مستانه ما خوش بود %~% رو تو خوش بشنو که بشنیدن خوش است # 5 بگذر از نقش خیال غیر او %~% روی دل از غیر پیچیدن خوش است # 6 نزد ما سرکه فروشی هیچ نیست %~% می به رند مست بخشیدن خوش است # 7 خوش بود آئینه گیتی نما %~% نعمة الله را در آن دیدن خوشست PageV1P0250 ### || [genre: Gh] # 1 چشمه چشم ما پر آب خوش است %~% سر آبی در این سراب خوش است # 2 در ضمیر منیر هر ذره %~% دیدن نور آفتاب خوش است # 3 جامی از می بگیر و پر می کن %~% که چنین جام پر شراب خوش است # 4 عین آبیم و تشنه می گردیم %~% نزد ما آب پر حباب خوش است # 5 آفتابی ز ماه بسته نقاب %~% روشنش بین در این نقاب خوش است # 6 خوش بود بی حجاب دیدن او %~% ور بود نیز در حجاب خوش است # 7 ms086 از سر ذوق گفته سید %~% گر بگوید کسی جواب خوش است PageV1P0251 ### || [genre: Gh] # 1 صورت و معنی به همدیگر خوش است %~% آن چنان می در چنین ساغر خوشست # 2 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% ما چنین هستیم و ساقی سرخوشست # 3 هر که او با ما درین دریا نشست %~% از سرش تا پاشنه در زر خوشست # 4 جان به جانان دل بدلبر داده ایم %~% در دل ما عشق آن دلبر خوشست # 5 گوهر در یتیم از ما بجو %~% گر به دست آری چنین گوهر خوشست # 6 عود دل در مجمر سینه بسوخت %~% بوی خوش ما را درین مجمر خوشست # 7 نعمت الله دارد از سید نشان %~% این نشان آل پیغمبر خوشست PageV1P0252 ### || [genre: Gh] # 1 در سراپرده جان خلوت جانانه خوشست %~% آن چنان گنج خوشی در دل ویرانه ~~خوشست # 2 رند سرمست بجو زاهد مخمور بمان %~% عاقلی را چه کنی عاشق دیوانه خوشست # 3 جنتی را که در او دوست نیابی سهل است %~% یار اگر دست دهد گوشه میخانه ~~خوشست # 4 گفته عاشق سرمست بخوان از مستان %~% زانکه در مجلس ما گفته مستانه ~~خوشست # 5 قدمی نه نفسی گفته ما را دریاب %~% بی تکلف بر ما صحبت رندانه خوشست # 6 هر که درویش بود میل به شاهی نکند %~% دل درویش به آن همت شاهانه خوشست # 7 نعمة الله به دست آر که سرمست خوشی است %~% زانکه این سید مستانه ~~مردانه خوشست PageV1P0253 ### || [genre: Gh] # 1 این خوشست و آن خوشست و این و آن با هم خوشست %~% جان جانان خوش نشسته ~~نزد ما بی غم خوشست # 2 این همه جام مرصع پر ز می داریم ما %~% با حریف سرخوش و با ساقی همدم ~~خوشست # 3 عقل مخمور است و نامحرم چه داند راز ما %~% گفتن اسرار ما با عاشق محرم ~~خوشست # 4 خوش بود گر پادشاهی می خورد از جام جم %~% زانکه میگویند جام پادشه با ~~جم خوشست # 5 گرچه ms087 دل ریشیم مرهم را نمی خواهیم ما %~% زخم تیغ عشق او داریم و بی ~~مرهم خوش است # 6 چشم مست او نظر فرمود سوی کاینات %~% این چنین نور خوشی در دیده عالم ~~خوش است # 7 مجلس عشقست و سید مست و رندان در حضور %~% جنت فردوس ما با صحبت آدم ~~خوش است PageV1P0254 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما با صحبت جانی خوش است %~% صحبتم با آنکه می دانی خوش است # 2 ملک ماهان است و ما چون آفتاب %~% مهر ما با ماه ماهانی خوش است # 3 پادشاهی می کنم از عشق او %~% آری آری ذوق سلطانی خوش است # 4 از سر ذوق است این گفتار ما %~% گر بدانی این سخن دانی خوش است # 5 سید ما در همه عالم یکیست %~% جامع مجموع اگر خوانی خوش است ~~PageV1P0255 ### || [genre: Gh] # 1 هر که آمد سوی ما با ما نشست %~% خوش خوشی با ما درین دریا نشست # 2 از سر هر دو جهان برخاست خوش %~% بر در یکتای بی همتا نشست # 3 عقل مسکین زیر دست عشق شد %~% عشق مستولی است بر بالا نشست # 4 هر که چون ما همنشینی را نیافت %~% کی تواند همچو ما تنها نشست # 5 هر که سر در پای خم می نهاد %~% جاودان افتاد و شد از پا نشست # 6 گردکی گردد به گرد دامنش %~% رند دریا دل که او با ما نشست # 7 نعمت الله مجلسی آراسته %~% در خرابات مغان آنجا نشست PageV1P0256 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما با ما در این دریا نشست %~% یار دریادل خوشی با ما نشست # 2 از سر هر دو جهان برخاست دل %~% بر در یکتای بی همتا نشست # 3 در خرابات مغان ما را چو یافت %~% مجلسی خوش دید و خوش آنجا نشست # 4 چون سر دار فنا دار بقاست %~% بر سر دار آمد و از پا نشست # 5 ما و ساقی خوش به هم بنشسته ایم %~% خوش بود با مردم دانا نشست ms088 # 6 زاهد مخمور زیر افتاد و شد %~% عاشق مست آمد و بالا نشست # 7 سید ما نور چشم مردم است %~% لاجرم بر دیده بینا نشست PageV1P0257 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او با ما درین دریا نشست %~% کی تواند لحظه ای بی ما نشست # 2 از سر هر دو جهان برخاسته %~% بر در یکتای بی همتا نشست # 3 گرچه تنها بود و تنها جمع کرد %~% آمد آن تنها و با تنها نشست # 4 عقل رفت و زیر دست و پا فتاد %~% عشق آمد سوی ما بالا نشست # 5 تشنه ای آمد به سوی ما چو ما %~% عین ما را دید و در دریا نشست # 6 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% خاطر رندان ما آنجا نشست # 7 نعمت الله جام می جوید مدام %~% چون تواند یک زمان از پا نشست ~~PageV1P0258 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه او با ما در این دریا نشست %~% آبروئی یافت خوش با ما نشست # 2 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% هرکه آمد پیش ما اینجا نشست # 3 از سر جان و جهان برخاست دل %~% بر در یکتای بی همتا نشست # 4 در خرابات مغان مست و خراب %~% خوش بود با شاهد رعنا نشست # 5 بزم رندان جنت المأوی بود %~% جاودان خواهیم در مأوا نشست # 6 در سر هر کس که سودائی فتاد %~% کی تواند یک دمی از پا نشست # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% بر سریر سلطنت تنها نشست ~~PageV1P0259 ### || [genre: Gh] # 1 بی نوائی نوای درویش است %~% درد دردش دوای درویش است # 2 چشم درویش هر چه می نگرد %~% جام گیتی نمای درویش است # 3 نیست بیگانه از خدا به خدا %~% هرکه او آشنای درویش است # 4 هرکه داند دوای درویشان %~% سر او خاک پای درویش است # 5 گر چه درویش را گدا گویند %~% خدمت شه گدای درویش است # 6 آن طریقی که نیست پایانش %~% راه بی منتهای درویش است # 7 نعمت الله ms089 با چنین همت %~% روز و شب در هوای درویش است PageV1P0260 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که جان و دلم در هوای درویش است %~% بیا که شاه جهانی گدای درویش ~~است # 2 به خاک پای فقیران و جان سر حلقه %~% که سرمه نظرم خاک پای درویش است # 3 در آن مقام که روح القدس ندارد بار %~% در آ که گوشه خلوت سرای درویش ~~است # 4 صدای نغمه عاشق و ذوق مجلس ما %~% نمونه ای ز حضور و نوای درویش است # 5 به یاد ساقی باقی بنوش دردی درد %~% که جام دردی دردش دوای درویش است # 6 اگرچه عاشق درویش با دل ریشم %~% ولی خوشم چو بلا از برای درویش است # 7 سماع و مطرب ذوق است و صحبت درویش %~% ترنم نفس جانفزای درویش است ~~PageV1P0261 ### || [genre: Gh] # 1 دل سرمست ما ز جان بگذشت %~% آن معانی ازین بیان بگذشت # 2 در خرابات عشق می گردید %~% لامکان یافت از مکان بگذشت # 3 دنیی و آخرت به هم بر زد %~% جان چه باشد که از جهان بگذشت # 4 از وجود و عدم سخن نکند %~% هرکه از نام و از نشان بگذشت # 5 میل جنت دگر نخواهد کرد %~% دل که بر کوی عاشقان بگذشت # 6 نور رویش به چشم ما بنمود %~% دیده از بحر بیکران بگذشت # 7 سید ما گذشت از عالم %~% بنده با حضرتش روان بگذشت PageV1P0262 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله از این و آن بگذشت %~% وز خیالات انس و جان بگذشت # 2 عمر او بود همچو آب حیات %~% خوش روان آمد و روان بگذشت # 3 نود و چهار سال عمر وی است %~% گوئیا آن به یک زمان بگذشت # 4 نوجوانی مجو تو از پیری %~% فکر دیگر بکن که آن بگذشت # 5 چه کنی نقش با خیال محال %~% تو بخوابی و کاروان بگذشت # 6 عاقل ار نام و ار نشان جوید %~% عاشق از نام و از نشان بگذشت # 7 زنده دل باشد آنکه پیش از ms090 مرگ %~% همچو سید از این جهان بگذشت ~~PageV1P0263 ### || [genre: Gh] # 1 رمضان آمد و روان بگذشت %~% بود ماهی به یک زمان بگذشت # 2 گوئیا عمر بود زود برفت %~% تا که گفتم چنین چنان بگذشت # 3 شب قدری به عارفان بنمود %~% این معانی از آن بیان بگذشت # 4 هر که با ما نشست در دریا %~% نام را ماند و از نشان بگذشت # 5 میل دنیا و آخرت نکند %~% هر که بر کوی عاشقان بگذشت # 6 زود بیدار شو در آ در راه %~% تو بخوابی و کاروان بگذشت # 7 در طریقی که نیست پایانش %~% نعمت الله از این و آن بگذشت PageV1P0264 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما از منی و ما بگذشت %~% پا نهاد از سر هوا بگذشت # 2 مدتی درد درد دل نوشید %~% عاقبت درد و هم دوا بگذشت # 3 از وجود و عدم خلاصی یافت %~% از فنا نیز وز فنا بگذشت # 4 ای که گوئی که ابتدا چه بود %~% ابتدا چیست انتها بگذشت # 5 نقش غیری خیال می بستم %~% خواب بود آن خیال ما بگذشت # 6 نود و پنج سال عمر عزیز %~% همه در دین مصطفی بگذشت # 7 نعمت الله یگانه ای داند %~% که یگانه ز دو سرا بگذشت PageV1P0265 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق از دنیی و عقبی درگذشت %~% ماند صورت راز معنی درگذشت # 2 از وجود و از عدم آزاد شد %~% از همه بگذشت یعنی درگذشت # 3 روضه رضوان به این و آن بهشت %~% همتش از شاخ طوبی درگذشت # 4 دل به دلبر جان به جانان داد و رفت %~% کارش از مجنون و لیلی درگذشت # 5 غرقه شد در بحر بی پایان ما %~% دید دریائی ز سیلی درگذشت # 6 گر چه موسی از تجلی محو شد %~% سید ما از تجلی درگذشت # 7 نعمت الله در طریق عاشقی %~% اندکی بود و ز خیلی درگذشت PageV1P0266 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب خوشی هویدا گشت %~% شب نهان شد چو روز پیدا گشت # 2 چشم ما قطره قطره ms091 آب بریخت %~% جو به جو شد روان و دریا گشت # 3 در هزار آینه یکی بنمود %~% یک مسمی هزار اسما گشت # 4 غیر دلبر نیافت این دل ما %~% گرچه در جستجو به هرجا گشت # 5 در خرابات می کند دستان %~% هرکه در عشق بی سر و پا گشت # 6 او که عالم مسخر او بود %~% خود بیامد مسخر ما گشت # 7 رند مستی نیافت همچون ما %~% طالب ارچه به زیر و بالا گشت # 8 عقل می گشت گرد میخانه %~% دید مستی ما ز در واگشت # 9 نعمت الله چون ظهوری کرد %~% صورت و معنئی مهیا گشت PageV1P0267 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مستست و عقل مخمور است %~% عاقل از ذوق عاشقان دور است # 2 عالم از نور او منور شد %~% هرچه آید به چشم ما نور است # 3 آینه روشن است و می بینم %~% در نظر ناظر است و منظور است # 4 رند مستی که ذوق ما دارد %~% خوشتر از زاهدی که مخمور است # 5 احولی گر یکی دو می بیند %~% هیچ منعش مکن که معذور است # 6 آفتاب است بر همه تابان %~% تو گمان می بری که مستور است # 7 جام گیتی نما سید ماست %~% در همه کاینات مشهور است PageV1P0268 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مستست و عقل مخمور است %~% عاقل از عاشقی بسی دور است # 2 ذوق مستی طلب کن از مستان %~% چه کنی همدمی که مخمور است # 3 زاهد ار حال ما نمی داند %~% هیچ او را مگو که معذور است # 4 آینه روشن است و می بینم %~% در نظر ناظری که منظور است # 5 آفتاب جمال او بنمود %~% لاجرم عالمی پر از نور است # 6 گنج ویرانه ای است این دل ما %~% لیکن از گنج عشق معمور است # 7 دیگران گر به عقل معروفند %~% نعمت الله به عشق مشهور است PageV1P0269 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مستت و عقل مخمور است %~% عقل از ذوق عاشقان دور است # 2 دیده مردم است ms092 از او روشن %~% نظری کن ببین که منظور است # 3 نقد گنج وی است در دل ما %~% گنج ویران به کنج ویران است # 4 شد دو عالم به نور او روشن %~% روشن این چشم ما از آن نور است # 5 ذره ذره چو نور می نگرم %~% آفتابی به ماه مستور است # 6 زاهدار ذوق ما نمی یابد %~% هیچ عیبش مکن که معذور است # 7 عشق بازی و رندی سید %~% در خرابات نیک مشهور است PageV1P0270 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مست است و عقل مخمور است %~% عاقل از ذوق عاشقان دور است # 2 دل ما گنجخانه عشق است %~% گنجخانه به کنج معمور است # 3 نظری کن که نزد اهل نظر %~% هر که او ناظر است منظور است # 4 نور چشم است در نظر پیدا %~% دیده ای کو ندید بی نور است # 5 زاهد ار ذوق ما نمی داند %~% هیچ عیبش مکن که معذور است # 6 آفتاب ار به نور پیدا شد %~% سید ما به نور مستور است # 7 نعمت الله به رندی و مستی %~% در همه کاینات مشهور است PageV1P0271 ### || [genre: Gh] # 1 عشق مستست و عقل مخمور است %~% عاقل از ذوق عاشقان دور است # 2 شادمانی جاودان دارد %~% به غم عشق هر که مسرور است # 3 دل ما جان خود به جانان داد %~% ز آن حیاتی که یافت مغرور است # 4 جام گیتی نما چو می بینیم %~% در نظر ناظر است و منظور است # 5 نور چشم است اگر نظر داری %~% آفتابی به ماه مستور است # 6 زاهد ار ذوق ما نمی داند %~% عیب زاهد مکن که معذور است # 7 نعمت الله رند سرمست است %~% در خرابات نیک مشهور است PageV1P0272 ### || [genre: Gh] # 1 همسایه حضرت شریف است %~% گر سایه لطیف یا کثیف است # 2 انسان کبیر صورت اوست %~% دریاب که معنی لطیف است # 3 گر روح مدبرش بدانی %~% انسان کبیر بس ظریفست # 4 با عقل مگو حکایت عشق %~% زیرا که مزاج او ms093 ضعیف است # 5 این طرفه نگر که جمله عالم %~% در غایت قوت و نحیفست # 6 معشوق خود است و عاشق خود %~% عشقی که چو عشق ما عفیف است # 7 در خلوت خاص سید ماست %~% کاو خانه خالی و لطیفست PageV1P0273 ### || [genre: Gh] # 1 شاه ما در همه جهان طاق است %~% بس کریم و لطیف اخلاق است # 2 ما به او نیک نیک مشتاقیم %~% او به ما نیز نیک مشتاق است # 3 هر که او دوستدار یاران است %~% یاری یار یار مصداق است # 4 سخن عاقلان دگر باشد %~% قول ما گفته های عشاق است # 5 جام با زهر را چه می نوشی %~% می عشقش بجو که تریاق است # 6 سهل باشد هزار جان در عشق %~% نفسی در فراق او شاق است # 7 نعمت الله که میر مستان است %~% سید عاشقان آفاق است PageV1P0274 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم تن است و جان عشق است %~% جان و جانان عاشقان عشق است # 2 عشق هم صورتست و هم معنی %~% آشکارا و هم نهان عشق است # 3 در میان آی و در کنارش گیر %~% خوش کناری که در میان عشقست # 4 عشق و معشوق و عاشق خویشیم %~% هرچه هستیم این زمان عشق است # 5 عمر جاوید خوش بود با عشق %~% غرض از عمر جاودان عشق است # 6 عاشقانه در آ درین مجلس %~% گر تو را عشق آن چنان عشق است # 7 نعمت الله چو نور پیدا شد %~% نظری کن ببین که آن عشق است PageV1P0275 ### || [genre: Gh] # 1 عقل از ما کنار کرد و برفت %~% گو برو زانکه در میان عشق است # 2 عشق بخشد حیات جاویدان %~% حاصل عمر جاودان عشق است # 3 عالم از نور عشق شد روشن %~% نظری کن که این و آن عشق است # 4 دل عاقل به عقل مشغول است %~% مونس جان عاشقان عشق است # 5 خوش بهشتی است مجلس سید %~% در چنین جنتی چنان عشق است PageV1P0276 ### || [genre: Gh] # 1 شهر دل در ms094 ولایت عشق است %~% ملک و جان در حمایت عشق است # 2 دیده بینا به نور معرفت است %~% این عیان از عنایت عشق است # 3 آنچه عقلم نهایتش می گفت %~% دیده ام آن بدایت عشق است # 4 لیس فی الدار غیره دیار %~% این حدیث از روایت عشق است # 5 هرچه گوئی ز عشق گو که مرا %~% سخن خوش حکایت عشق است # 6 ناله زار بلبلان شب و روز %~% در گلستان سرایت عشق است # 7 نعمت الله را چنین حیران %~% گرد حسن کفایت عشق است PageV1P0277 ### || [genre: Gh] # 1 دل مسند پادشاه عشق است %~% دل خلوت بارگاه عشق است # 2 سلطان عشق است در ولایت %~% باقی همه کس سپاه عشق است # 3 عشقست پناه و پشت عالم %~% عالم همه در پناه عشق است # 4 در مذهب عشق می حلالست %~% ما را چه گنه گناه عشق است # 5 ای عقل ز مملکت برون شو %~% کاین ملک از آن شاه عشق است # 6 از ترک دو کون خوش کلاهی %~% بر دوز که آن کلاه عشق است # 7 راهی که به حق توان رسیدن %~% ای سید بنده راه عشق است PageV1P0278 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل درمان جان عاشق است %~% عشق دلبر جان جان عاشق است # 2 بی سر و سامان شدم در عاشقی %~% بی سر و سامان جان عاشق است # 3 مقدم خیل خیالش هر شبی %~% تا به روز مهمان جان عاشق است # 4 دولت وصلش به هر دل کی رسد %~% این سعادت آن جان عاشق است # 5 پادشاه عقل دور اندیش ما %~% بنده فرمان جان عاشق است # 6 کاسته خورشید و قرص و ماه عشق %~% روز و شب بر خوان جانان عاشق است # 7 نقشبند معنی جان جهان %~% صورت ایوان جان عاشق است # 8 جان سید از عیان حال و دل %~% عاشق جانان جان عاشق است PageV1P0279 ### || [genre: Gh] # 1 دم مزن ای دل که آن سر نازک است %~% نازک است این سرو ساتر نازک است ms095 # 2 نقطه ای در دایره دوری نمود %~% دایره در دور و دائر نازک است # 3 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% این چنین منظور و ناظر نازک است # 4 ماه پیدا گشت و پنهان آفتاب %~% غایتی در عین حاضر نازک است # 5 جام ما باشد حباب آب می %~% نازکش گفتم که این سر نازک است # 6 جام پیدا باده پنهان دور نیست %~% جام باطن باده ظاهر نازک است # 7 نازکانه خاطر سید بجوی %~% زانکه سرمست است و خاطر نازکست PageV1P0280 ### || [genre: Gh] # 1 مخزن اسرار سبحانی دل است %~% مظهر انوار ربانی دل است # 2 دل بود آئینه گیتی نما %~% هفت هیکل را اگر خوانی دل است # 3 جنت المأوای جان عاشقان %~% نزد سرمستان روحانی دل است # 4 دل به دست آور در او دلبر بجو %~% خلوت دلدار گر دانی دل است # 5 گوهر دریای بی پایان ما %~% باز جو گر طالب آنی دل است # 6 دل بود گنجینه گنج اله %~% نقد گنج و گنج سلطانی دل است # 7 راز دل از دل بجو از دل بگو %~% نزد سید محرم جانی دل است PageV1P0281 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ صحرائی به دریا مایل است %~% مرغ آبی هم به دریا مایل است # 2 ما نه دریائیم و دریا عین ماست %~% هر که او با ماست با ما مایل است # 3 ترک راهمت به ترکستان کشد %~% خاطر هندو به مأوا مایل است # 4 نفس خواجه خواجه را آرد به زیر %~% گرچه روح او به بالا مایل است # 5 گر سنائی سوی غزنی میرود %~% بوعلی سینا به سینا مایل است # 6 رند اگر می می خورد عیبش مکن %~% کو به اصل خویش گویا مایل است # 7 نعمت الله عاشقانه روز و شب %~% با جناب حق تعالی مایل است PageV1P0282 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندیم و دوا درد دل است %~% درد دل درمان دوای مشکل است # 2 خانه دل خلوت خالی اوست %~% خوش دلارامی که ما را در دلست ms096 # 3 عاقل ار پندی به عاشق می دهد %~% وعظ او نزدیک ما بی حاصل است # 4 حق پرست و ترک باطل را بگو %~% هرچه غیر حق بود او باطل است # 5 حال ما از زاهد رعنا مپرس %~% زآنکه او از بحر ما در ساحل است # 6 آفتابی می نماید مه به ما %~% گرچه در ظاهر حجابی حایل است # 7 نعمت الله از منازل درگذشت %~% هشت منزل نزد او یک منزل است ~~PageV1P0283 ### || [genre: Gh] # 1 رند سرمست فارغ البال است %~% بی غم از قال و ایمن از حال است # 2 نی که موجود ثانیش خوانند %~% بر الف نزد عارفان دال است # 3 سر فدا کن چه قدر زر باشد %~% خرقه چو بود که مال پامال است # 4 خواجه گر راه میکده گم کرد %~% مرد هادی نگر که او ضال است # 5 هرچه بر عقل مشکلست ای یار %~% حلش از عشق جو گر اشکال است # 6 عشق مشاطه ایست تا دانی %~% بلکه صاحب تمیز و دلال است # 7 عقل کل در بیان سید ما %~% دم فرو بسته گوئیا لال است PageV1P0284 ### || [genre: Gh] # 1 عشق است که وارسته ز نقصان و کمالست %~% عشق است که آسوده ز هجران وصال ~~است # 2 اثبات مثالش نتوان کرد ولیکن %~% این نفی مثال تو یقین عین مثال است # 3 گویند سوی الله خیال است و حقیقت %~% این نیز خیال است که گویند خیال ~~است # 4 از حال چه می جوئی و از قال چه پرسی %~% مستیم و خرابیم و ندانیم چه ~~حال است # 5 خورشید ز نقصان و کمال است منزه %~% ماه است که گاهی قمر و گاه هلال ~~است # 6 با ذات دم از حکم تجلی نتوان زد %~% این حکم تجلی به جلال است و جمال ~~است # 7 در خلوت سید نبود سید و بنده %~% در خاطر او غیر خدا هر چه محال است ~~PageV1P0285 ### || [genre: Gh] # 1 ما را همه شب شب وصال است %~% ما را ms097 همه روز روز حال است # 2 از دولت عشق پادشاهیم %~% سلطانی عشق بی زوال است # 3 گویا ز خدا خبر ندارد %~% هر دل که اسیر جاه و مال است # 4 بگذر ز جان و عیش جان جو %~% کاسباب جهان همه وبال است # 5 تا حسن جمال دوست دیدیم %~% ما را ز وجود خود ملال است # 6 با روی تو جام می کشیدن %~% در مذهب عاشقان حلال است # 7 نقصان مطلب ز نعمت الله %~% چون نیک نظر کنی کمال است PageV1P0286 ### || [genre: Gh] # 1 خلوت من مقام رندانست %~% هر چه دارم به نام رندان است # 2 این چنین گفتهای مستانه %~% سخنی از پیام رندان است # 3 عین آب حیات اگر جوئی %~% جرعه می ز جام رندان است # 4 زلف خوبان و حسن مه رویان %~% اثر صبح و شام رندان است # 5 پادشاه سریر هفت اقلیم %~% از دل و جان غلام رندان است # 6 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% ساغر می به کام رندان است # 7 خوش بخوانش که گفته سید %~% نکته ای از کلام رندان است PageV1P0287 ### || [genre: Gh] # 1 کار عشقست و کار ما آنست %~% خواجه و خواندگار ما آنست # 2 نقش رویش خیال می بندم %~% نور چشم و نگار ما آنست # 3 رند مستی که باده می نوشد %~% در خرابات یار ما آنست # 4 هرکه باشد مدام همدم جام %~% همدم دوستدار ما آنست # 5 غم عشقش به جان و دل جوئیم %~% شادی و غمگسار ما آنست # 6 در خرابات خلوتی داریم %~% خانه او و یار ما آنست # 7 نعمت الله زیاد مگذارش %~% یاد کن یادگار ما آنست PageV1P0288 ### || [genre: Gh] # 1 گر جفا می کند وفا آنست %~% ور فنا می دهد بقا آنست # 2 نور چشم است و در نظر داریم %~% نظری کن ببین بیا آنست # 3 درد دردش بنوش و خوش می باش %~% دردمندی تو را دوا آنست # 4 قدمی تو در آ درین دریا %~% طلبش کن که آشنا آنست # 5 ms098 هر که غیری ز شاه ما جوید %~% نزد یاران ما گدا آنست # 6 به خرابات هر که فانی شد %~% رند سرمست بینوا آنست # 7 هر که گردد غلام سید ما %~% سید ملک دو سرا آنست PageV1P0289 ### || [genre: Gh] # 1 درد ار داری دوا همان است %~% درد ار نوشی شفا همان است # 2 با جام می ار دمی برآری %~% دانی که حیات ما همان است # 3 عمریست که مبتلای دردیم %~% خود راحت مبتلا همان است # 4 فانی از خود فنا همین است %~% باقی به خدا بقا همان است # 5 در آینه همه نظر کن %~% می بین همه را لقا همان است # 6 ما جام جهان نمای عشقیم %~% این جام جهان نما همان است # 7 گر صورت سیدم دگر شد %~% اما به خدا خدا همان است PageV1P0290 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله میر مستان است %~% در خرابات میر مستان است # 2 در گلستان عشق رندانه %~% گوئیا چون هزاردستان است # 3 عقل از اینجا برفت و عشق آمد %~% موسم ذوق می پرستان است # 4 عهد بستیم با سر زلفش %~% دل اگر بشکند شکست آنست # 5 در عدم خوش به تخت بنشستیم %~% نزد اهل نظر نشست آنست # 6 چون ز هستی خویش نیست شدیم %~% هستی اوست هرچه هست آنست # 7 دامن سید است در دستم %~% جاودان بنده را به دست آنست PageV1P0291 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دست آر که آئینه حضرت آنست %~% مظهر بندگی حضرت عزت آنست # 2 عاشقی سوخته بی سر و پا را مطلب %~% دست او گیر کلید در جنت آنست # 3 خوشتر از گوشه میخانه دگر خلوت نیست %~% خلوتی گر طلبی گوشه خلوت آنست # 4 مبتلا از در او باز نگردد به بلا %~% دوری از درگه او غایت رحمت آنست # 5 خوش بود همت عالی که خدا می جوید %~% همت از اهل دلان جوی که همت آنست # 6 چه کنی خانقه کون رها کن شیخی %~% بنده خدمت او باش که خدمت آنست # 7 ms099 نعمت دنیی و عقبی به عزیزان بگذار %~% نعمت الله طلب ای دوست که نعمت ~~آنست PageV1P0292 ### || [genre: Gh] # 1 ای که گوئی که ماهتاب آنست %~% باطنش بین که آفتاب آنست # 2 می عشقش به ذوق می نوشیم %~% نزد رندان ما شراب آنست # 3 هر خیالی که نقش می بندی %~% در خیالی خیال خواب آنست # 4 ای که گوئی مرا حجاب نماند %~% آن غلط کرده ای حجاب آنست # 5 گر بپرسند آب حیوان چیست %~% بوسه ده بر لبش جواب آنست # 6 عقل اول که هست ام کتاب %~% بشنو خوش بخوان کتاب آنست # 7 نعمت الله خدا به ما بخشد %~% نعمت خوب بی حساب آنست PageV1P0293 ### || [genre: Gh] # 1 دل و جانم فدای جانان است %~% هرچه دارم برای جانان است # 2 دل که دم میزند ز سلطانی %~% چون غلامان گدای جانان است # 3 نیست بیگانه از خدا به خدا %~% عارفی کاشنای جانان است # 4 خلوت دل مقام حضرت اوست %~% دیگری کی به جای جانان است # 5 مبتلای بلا اگر نالد %~% راحت من بلای جانان است # 6 دل و جان را دهد به باد هوا %~% هر که او را هوای جانان است # 7 نعمةالله که جان من به فداش %~% جان گیتی نمای جانان است PageV1P0294 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل ما دوای جان است %~% رنج غم او شفای جان است # 2 یک جرعه ز درد درد جانان %~% والله که دوصد بهای جان است # 3 ساقی قدحی به عاشقان ده %~% ز آن باده که از برای جان است # 4 جان گرچه گدای کوی عشقست %~% سلطان جهان گدای جان است # 5 در نه قدم و ز سر میندیش %~% چون خلوت دل سرای جان است # 6 صد جان به فدای عشق جانان %~% گرچه دو جهان فدای جان است # 7 جائی که مقام سید ماست %~% ای راحت جان چه جای جانست PageV1P0295 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه پیدا و هرچه پنهان است %~% هرچه پیدا و هرچه پنهان است # 2 طلب آن اگر ms100 کنی ای دوست %~% طلب آن اگر کنی ای دوست # 3 کنج دل گنج خانه عشق است %~% کنج دل گنجخانه عشق است # 4 عاشقانه به ذوق می نالم %~% عاشقانه به ذوق می نالم # 5 کفر زلفش به جان خریدار است %~% کفر زلفش به جان خریدار است # 6 عاشق ار جان فدای جانان کرد %~% عاشق از جان فدای جانان کرد # 7 در خرابات سید سرمست %~% ساقی بزم می پرستانست PageV1P0296 ### || [genre: Gh] # 1 هر که حلقه به گوش مردانست %~% نزد مردان مرد مرد آنست # 2 عاشقانی به جان و دل دایم %~% در طریقت رفیق یارانست # 3 هرچه بینم به عشق حضرت او %~% جان فدایش کنم که جانانست # 4 سنبل زلف یار داد به باد %~% کار جمعی از آن پریشانست # 5 همچو جان در کنار خود گیرم %~% گرچه او پادشاه کرمانست # 6 این چنین پادشه که می شنوی %~% در همه کائنات سلطانست # 7 نعمت الله که رند سرمست است %~% بنده خاص شاه مردانست PageV1P0297 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم تن است و او جان است %~% شاه تبریز و میر او جان است # 2 کنج دل شد به گنج او معمور %~% ورنه بی گنج کنج ویرانست # 3 عقل کل در جمال حضرت او %~% همچو من واله است و حیران است # 4 زلف او مو به مو پریشان شد %~% حال جمعی از آن پریشان است # 5 جام گیتی نمای دیده من %~% روشن از نور روی جانان است # 6 هرچه بینی به دیده معنی %~% نظری کن که عین این آن است # 7 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% نعمت الله میر مستان است PageV1P0298 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه چون ما حریف مستان است %~% در خرابات رند مستان است # 2 نور چشمست هرچه می بینم %~% دل و دلدار و جان و جانان است # 3 آفتابی است برقعی بسته %~% روشنش بین که ماه تابان است # 4 همه آئینه جمال ویند %~% نظری کن که عین اعیان است # 5 گنج اسماست در همه عالم ms101 %~% گنج و گنجینه فراوان است # 6 موج و دریا دو رسم و دو اسمند %~% نزد ما هر دو آب یکسان است # 7 قطره ای از محیط سید ماست %~% به مثل گر چه بحر عمان است PageV1P0299 ### || [genre: Gh] # 1 بندگی کن که کار نیک آن است %~% این چنین کار کار نیکان است # 2 دل ما دلبری که می بیند %~% جان به او می دهد که جانان است # 3 آفتابی به مه شده پیدا %~% گرچه او هم به ماه پنهان است # 4 موج و بحر و حباب و قطره آب %~% نزد ما هر چهار یکسان است # 5 کنج دل گنجخانه عشق است %~% خانه بی گنج کنج ویران است # 6 زاهدان را مجال کی باشد %~% در مقامی که جای رندان است # 7 بنده سید خرابات است %~% نعمت الله که میر مستان است PageV1P0300 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله حریف مستان است %~% عاشق روی می پرستان است # 2 در خرابات مست لایعقل %~% ساقی بزم باده نوشان است # 3 واله زلف روی محبوب است %~% فارغ از جمع و از پریشان است # 4 نوبت زهد و زاهدی بگذشت %~% دولت عشق و دور رندان است # 5 نوش کن جام می که نوشت باد %~% گر هوایت به آب حیوان است # 6 در دلم درد و در سرم سودا %~% باده درجام و عشق در جان است # 7 هرکجا ساغری که می یابی %~% نعمت الله همدم آن است PageV1P0301 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله میر رندان است %~% طلبش کن که پیر رندان است # 2 بزم عشق است عاشقان سرمست %~% ساقی ما امیر مستان است # 3 دل ما گنجخانه عشق است %~% جای آن گنج کنج ویران است # 4 سخن ما به ذوق دریابد %~% هرکه واقف ز ذوق یاران است # 5 همه عشق است غیر او خود نیست %~% جان فدایش کنم که جانان است # 6 عالم از آفتاب حضرت او %~% به مثل همچو ماه تابان است # 7 نور چشم است و در نظر پیداست ms102 %~% نظری کن ببین که این آن است ~~PageV1P0302 ### || [genre: Gh] # 1 میر میخانه ما سید سرمستان است %~% رنداگر می طلبی ساقی سرمستان است # 2 نور چشم است و به نورش همه را می بینم %~% آفتابی است که در دور قمر ~~تابان است # 3 چشم ما روشنی از نور جمالش دارد %~% تو مپندار که او از نظرم پنهان است # 4 گر فروشند به صد جان نفسی صحبت او %~% بخر ای جان عزیزم که نگو ارزان ~~است # 5 گنج اگر می طلبی در دل ما می جویش %~% زانکه گنجینه او کنج دل ویران ~~است # 6 دردی درد به من ده که خوشی می نوشم %~% من دوا را چه کنم درد دلم درمان ~~است # 7 رند مستی به تو گر روی نماید روزی %~% نعمت الله طلب از وی که مرا ~~جانان است PageV1P0303 ### || [genre: Gh] # 1 عالم بدن است و عشق جان است %~% جان است که در بدن روان است # 2 عشقست که عاشق است و معشوق %~% عشق است که عین این و آن است # 3 عشق است که نور دیده ماست %~% چون نور به چشم ما عیان است # 4 بنشسته به تخت دل چو شاهی %~% عشق است که پادشه نشان است # 5 عشق است که زنده دل از آنیم %~% عشق است که جان جاودان است # 6 عاشق چو غلام و عشق سلطان %~% عشق است که شاه عاشقان است # 7 عشق است که عقل بنده اوست %~% عشق است که سید زمان است PageV1P0304 ### || [genre: Gh] # 1 جانست که در بدن روانست %~% عالم بدن است و عشق جانست # 2 تن زنده به جان و جان به جانان %~% دریاب که قول عاشقانست # 3 با صورت و معنئی که او راست %~% چه جای معانی و بیانست # 4 عشقست که عاشقان و معشوق %~% عشق ار داری همین همانست # 5 خورشید به ماه رو نموده %~% هر ذره که بینی آن چنانست # 6 در آینه وجود عالم %~% آن نور به چشم ما ms103 عیانست # 7 سید شاه است و بنده بنده %~% او سید پادشه نشانست PageV1P0305 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه سرای عاشقان است %~% خود خلوت خاص عاشقانست # 2 عالم بدن است و عشق جانان %~% جان است که در بدن روانست # 3 عشقست که عاشق است و معشوق %~% در مذهب عاشقان چنان است # 4 با صورت و معنئی که او راست %~% چه جای معانی و بیان است # 5 جام است و شراب و رند و ساقی %~% در مجلس ما همین همان است # 6 در دیده مست ما نظر کن %~% نوری که به چشم ما عیان است # 7 این گوهر نظم نعمت الله %~% از بحر محیط بیکران است PageV1P0306 ### || [genre: Gh] # 1 رندی که حریف عاشقان است %~% در مذهب عشق عاشق آن است # 2 عشقست که عاشقست و معشوق %~% در جام جهان نما عیان است # 3 دیوانه عشق عاشق ماست %~% وارسته ز نام و از نشان است # 4 آسوده ز جسم و جان و صورت %~% فارغ ز معانی و بیان است # 5 آب است و حباب چون می و جام %~% این جام می محققان است # 6 نوری است به چشم ما نموده %~% در دیده ما ببین که آن است # 7 در مجلس عشق نعمة الله %~% سر حلقه جمله عاشقان است PageV1P0307 ### || [genre: Gh] # 1 مقصود توئی نه این نه آنست %~% وین قول همه محققانست # 2 از مذهب و دین ما چه پرسی %~% آنست که رای ما برآنست # 3 ساقی قدحی به عاشقان ده %~% زان باده که از برای جانست # 4 جان گر چه گدای کوی عشقست %~% سلطان جهان گدای جانست # 5 در نه قدم و ز سر میندیش %~% چون خلوت دل سرای جانست # 6 صد جان به فدای عشق جانان %~% گرچه دو جهان فدای جانست # 7 جائی که مقام سید ماست %~% ای راحت جان چه جای جانست PageV1P0308 ### || [genre: Gh] # 1 میر میخانه ما سید سر مستانست %~% رند اگر می طلبی ساقی سرمست آنست # 2 نور چشم است و ms104 به نورش همه را می بینم %~% آفتابیست که در دور قمر ~~تابانست # 3 چشم ما روشنی از نور جمالش دارد %~% تو مپندار که او از نظرم پنهانست # 4 گر فروشند به صد جان نفسی صحبت او %~% بجز ای جان عزیزم که نکو ارزانست # 5 گنج اگر می طلبی در دل ما می جویش %~% ز آنکه گنجینه او کنج دل ویرانست # 6 دردی درد به من ده که خوشی می نوشم %~% من دوا را چه کنم درد دلم ~~درمانست # 7 رند مستی به تو گر روی نماید روزی %~% نعمة الله طلب از وی که مرا ~~جانانست PageV1P0309 ### || [genre: Gh] # 1 عالم بدنست و عشق جانست %~% جانست که در بدن روانست # 2 عشقست که عاشقست و معشوق %~% عشقست که عین این و آنست # 3 عشقست که نور دیده ماست %~% چون نور به چشم ما عیانست # 4 بنشسته به تخت دل چو شاهی %~% عشقست که پادشه نشانست # 5 عشقست که زنده دل از آنیم %~% عشقست که جان جاودانست # 6 عاشق چو غلام و عشق سلطان %~% عشقست که شاه عاشقانست # 7 عشقست که عقل بنده اوست %~% عشقست که سید زمانست PageV1P0310 ### || [genre: Gh] # 1 کشته حضرت او زنده جاویدانست %~% ایمن از مرگ بود زنده جاوید آنست # 2 نقد گنجینه که شاهان جهان می جویند %~% گنج عشقست که در کنج دل ویرانست # 3 دل ندارد به جز از خدمت دلدار مراد %~% کار جان در دو جهان بندگی ~~جانانست # 4 صورت نقش خیالی که نگاریم به چشم %~% نیک می بین که مقصود از این نقش ~~آنست # 5 بی سراپای درین راه بیابان می رو %~% منزلی را مطلب کاین ره بی پایانست # 6 نعمت الله گرش مست بیابی دریاب %~% دست او گیر که سر حلقه سر مستانست ~~PageV1P0311 ### || [genre: Gh] # 1 کشته عشق تو دل زنده جاویدان است %~% این چنین کشته کسی زنده جاویدان ~~است # 2 سخن از گنج و طلسم ار بکنم عیب مکن %~% عشق گنجیست که در کنج ms105 دل ویران ~~است # 3 جان فدا کردم و جانان نظری کرد به من %~% هرچه دارم همه از بندگی جانان ~~است # 4 در سراپرده دل خلوت دلدار من است %~% خوش مقامی که در او تکیه گه سلطان ~~است # 5 در خرابات قدم نه دمکی خوش بنشین %~% که در این آب و هوا پرورش رندان ~~است # 6 چون همه آینه حضرت او می نگری %~% در هر آئینه که بینم به حقیقت آن است # 7 گوش کن گفته سید بشنو از سر ذوق %~% که سخنهای خوشش از نفس مستان است ~~PageV1P0312 ### || [genre: Gh] # 1 یاری که ز ملک آشنائی است %~% داند که قماش ما کجائی است # 2 زاهد بر مست اگر کند میل %~% آن میل به نزد ما هوائی است # 3 سلطانی این جهان فانی %~% با همت عارفان گدائی است # 4 عاشق ز بلا اگر گریزد %~% در مذهب عشق بی وفائی است # 5 مائیم و نوای بی نوائی %~% ما را چو نوا ز بی نوائی است # 6 گفتیم که غرق بحر عشقیم %~% این مائی ما ز خودنمائی است # 7 مستیم و حریف نعمة الله %~% این نیز عنایت خدائی است PageV1P0313 ### || [genre: Gh] # 1 جامی ز می پر از می در بزم ما روان است %~% هرگز که دیده باشد جامی که ~~آنچنان است # 2 عالم بود چو جامی باده در او تجلی %~% این جام و باده با هم مانند جسم ~~و جان است # 3 از نور روی ساقی شد بزم ما منور %~% و آن نور چشم مردم از دیده ها نهان ~~است # 4 در عمر خود کناری خالی ندیدم از وی %~% لطفش نگر که دایم با جمله در ~~میان است # 5 جائیکه اسم باشد بی شک بود مسمی %~% هر جا که منظری هست اسمی به نام آن ~~است # 6 آئینه ای که بینی روئی به تو نماید %~% جام مئی که نوشی ساقی در آن ~~میان است # 7 جام و شراب و ساقی معشوق و عشق و ms106 عاشق %~% هر سه یکیست اینجا این قول ~~عاشقان است # 8 سیلاب رحمت او سیراب کرد ما را %~% هر قطره ای از این بحر دریای بیکران ~~است # 9 دیدیم نعمت الله سرمست در خرابات %~% میخانه در گشاده سر حلقه مغان است ~~PageV1P0314 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان حیات جان من است %~% حاصل عمر جاودان من است # 2 معنی چار حرف و هفت هیکل %~% جمع و تفصیل آن بیان من است # 3 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% گوهر بحر بیکران من است # 4 عین آب حیات دانی چیست %~% آب سرچشمه روان من است # 5 در خرابات پیر میخانه %~% طالب رند نوجوان من است # 6 نام بگذار و از نشان بگذر %~% بی نشان شو که آن نشان من است # 7 نعمت اوست هر چه موجود است %~% نعمة الله من از آن من است PageV1P0315 ### || [genre: Gh] # 1 یاد جانان میان جان من است %~% عشق او عمر جاودان من است # 2 نفس روح بخش من دریاب %~% که دم عیسوی از آن من است # 3 هفت دریا به نزد اهل نظر %~% موجی از بحر بیکران من است # 4 اهل بیت رسول اگر جوئی %~% از منش جو که خاندان من است # 5 مجلس پر ز نعمت جنت %~% بزم رندان نزول خوان من است # 6 یک زمانی به حال ما پرداز %~% خوش زمانی که این زمان من است # 7 هر که خواهد نشان آل از من %~% نعمت الله من نشان من است PageV1P0316 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان حیات جان من است %~% خوش حیاتی چنین از آن منست # 2 جان دل زنده ام از آن ویست %~% عشق او جان جاودان منست # 3 گر فروشم غمش بهر دو جهان %~% نزد اهل نظر زیان منست # 4 من امین و امانت سلطان %~% هست محفوظ و در امان منست # 5 می خمخانه حدوث و قدم %~% همه از بهر عاشقان منست # 6 آن معانی که عارفان جویند %~% گر بدانند در بیان منست # 7 این چنین ms107 گفته های مستانه %~% سخن اوست وز زبان منست # 8 تا بود جان به جان محب ویم %~% چون کنم ترک جان که جان منست # 9 حکم سید که یرلغ آل است %~% آن به نام من و نشان منست PageV1P0317 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که این جانان کیست جان گفت جانان منست %~% عشقش همی جستم به جان ~~دل گفت درجان منست # 2 هر جا که مه روئی بود آنی از او دارد ولی %~% آنی که او دارد همه می ~~دان که از آن منست # 3 در کنج ویران دلم گنجیست پنهان عشق او %~% گنجی اگر باید تو را در کنج ~~ویران منست # 4 از مجلس اهل دلان خواهی که تا یابی نشان %~% آن مجمع جمع چنان زلف ~~پریشان منست # 5 میخانه خوش آراسته رندی خوشی نوخواسته %~% ساقی سرمست خوشی امروز مهمان ~~منست # 6 زنار کفر زلف ما رو در میان بندش بپا %~% آنگه به صدق دل بگو کاین کفر ~~ایمان منست # 7 سید مرا بنواخته سردار رندان ساخته %~% هرجا که یابی حاکمی محکوم فرمان ~~منست PageV1P0318 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش دوای جان منست %~% خوش دوائی برای جان منست # 2 جان من تاگدای حضرت اوست %~% شاه عالم گدای جان منست # 3 آن هوائی که روح می بخشد %~% نفسی از هوای جان منست # 4 بحر ما را کرانه پیدا نیست %~% انتها انتهای جان من است # 5 من ز خود فانی و به او باقی %~% این بقا از فنای جان منست # 6 به جفا رو نپیچم از در او %~% جاودان این وفای جان منست # 7 دل به غیرش اگر کند میلی %~% نزد سید بلای جان منست PageV1P0319 ### || [genre: Gh] # 1 درد عشقش دوای جان من است %~% درد دردش شفای جان من است # 2 جان من تا گدای حضرت اوست %~% شاه شاهان گدای جان من است # 3 جان من در هوای اوست مدام %~% همه جان در هوای جان من است # 4 حال جان مرا کسی داند %~% که چو ms108 من آشنای جان من است # 5 عشق او را به جان خریدارم %~% گرچه عشقش بلای جان من است # 6 جان من از برای جانان است %~% عشق جانان برای جان من است # 7 او مرا کشت و زنده ابدم %~% سیدم خونبهای جان من است PageV1P0320 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان من غذای من است %~% این چنین خوش غذا برای منست # 2 هر کسی را غذا بود چیزی %~% نعمت الله من غذای من است # 3 با تو گویم غذای من چه بود %~% این غذا دیدن خدای من است # 4 عقل بیگانه شد ز ما و برفت %~% شاه عشق آمد آشنای من است # 5 گر کسی در هوای جنت هست %~% جنت و حور در هوای من است # 6 دنیی و آخرت بود دو سرا %~% دو سرای چنین نه جای من است # 7 وصل و هجران که عاشقان گویند %~% از فنای من و بقای من است # 8 نور من عالمی منور کرد %~% این همه روشن از ضیای من است # 9 من دعاگوی نعمت اللهم %~% این چنین خوش دعا دعای من است PageV1P0321 ### || [genre: Gh] # 1 در سراپرده جان خانه دلدار من است %~% گوشه دیده من خلوت آن یار من است # 2 تا که از نور جمالش نظرم روشن شد %~% هر کرا هست نظر عاشق دیدار من است # 3 هر کجا ناله ای از غیب به گوش تو رسد %~% ذوق آن ناله من جو که ز گفتار ~~من است # 4 ساقی مست خرابات جهان شد جانم %~% شاهد سرخوش من خدمت خمار من است # 5 برو ای عقل که من مستم و تو مخموری %~% هر که مخمور بود همچو تو اغیار ~~من است # 6 زاهدی کار من رند نباشد حاشا %~% عاشقی کسب من و باده خوری کار من است # 7 لوح محفوظم و گنجینه و گنج العرشم %~% سینه سید من مخزن اسرار من است ~~PageV1P0322 ### || [genre: Gh] # 1 در نظر آنکه نور چشم من است %~% یوسف نازنین و پیرهن ms109 است # 2 همه عالم تن است و او جان است %~% روشنست آفتاب و مه بدن است # 3 چشم مستی نموده کاین عین است %~% سر میمی گشوده کاین دهن است # 4 چون یکی در یکی یکی باشد %~% گر بگویم هزار یک سخن است # 5 غیر از نیست ور تو گوئی هست %~% همه نقش خیال مرد و زن است # 6 دل ما تخت گاه سلطان است %~% عشق او پادشاه انجمن است # 7 نعمة الله بود ز آل حسین %~% در همه جا چو بوالحسن حسن است PageV1P0323 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله جان و عالم چون تن است %~% این چنین جان و تنی آن من است # 2 مصر دل دارم عزیز حضرتم %~% جسم و جانم یوسف و پیراهنست # 3 صورتم جام است و معنی می مدام %~% عشق ساقی کار من می خوردن است # 4 حال ما از عقل می پرسی مپرس %~% در بیان ذوق ما او الکن است # 5 رندم و در میکده دارم مقام %~% جنت المأوی مدامم مسکن است # 6 شمع جمع عاشقان سر خوشم %~% حال من بر اهل مجلس روشن است # 7 جام در دور است و سید در نظر %~% خوش حضوری وقت جان پروردن است ~~PageV1P0324 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما از نور رویش روشنست %~% مهر و مه چون یوسف و پیراهنست # 2 نور اول روح اعظم خوانمش %~% بلکه او جان است و عالم چون تنست # 3 مجلس او بزم سرمستان بود %~% جرعه ای از جام او شیر افکنست # 4 عشق می گوید سخنها ورنه عقل %~% در بیان آن معانی الکنست # 5 کی گریزد عاشق از خار جفا %~% کاو چو بلبل در هوای گلشنست # 6 خود کجا آید به چشم ما بهشت %~% بر در میخانه ما را مسکن است # 7 نعمت الله را بسی جستم به جان %~% چون بدیدم نعمت الله با من است ~~PageV1P0325 ### || [genre: Gh] # 1 چشم چراغ من ز نور روی جانان روشنست %~% بنگر چنین نور خوشی در دیده ~~جان ms110 منست # 2 نقش خیالی می کشم بر دیده دیده مدام %~% می بین به نور چشم ما کاین ~~یوسف و پیراهنست # 3 با ما در این دریا در آب نگر حباب و آب را %~% هریک حبابی پر ز ما ~~ماننده جان و تن است # 4 عشق آتشی افروخته عود دل ما سوخته %~% چون موم بگدازد ترا گر خود وجودت ~~آهنست # 5 اصل عدد باشد یکی گر صد شماری ور هزار %~% آدم که فرزندش توئی اصل همه ~~مرد و زنست # 6 در غار دل با یار غار یکدم حضوری خوش بر آر %~% خوش باشد آن یاری که او ~~اینجا مدامش مسکنست # 7 نور جمال سیدم عالم منور ساخته %~% در چشم مست من نگر کز نور رویش ~~روشنست PageV1P0326 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل دارم و دوا این است %~% عشق می بازم و هوا این است # 2 در خرابات باده می نوشم %~% عمل خوب بی ریا این است # 3 خوش بلائیست عشق بالایش %~% راحت جان مبتلا این است # 4 از غم دی و غصه فردا %~% بگذر امروز و حالیا این است # 5 جام دردی درد دل می نوش %~% که تو را بهترین دوا این است # 6 رند مستیم و جام می بر دست %~% قصه ما و حال ما این است # 7 مجلس ذوق نعمت الله است %~% جنت ار بایدت بیا این است PageV1P0327 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندیم و آن دوا این است %~% راحت جان مبتلا این است # 2 نقش رویش خیال می بندم %~% در نظر نور چشم ما این است # 3 دل ما جان خود به جانان داد %~% دولت و دین دو سرا این است # 4 عقل بیگانه رفت و عشق آمد %~% یار سرمست آشنا این است # 5 همه با اصل خویش واگردیم %~% ابتدا آن و انتها این است # 6 هر که فانی شود بقا یابد %~% رو فنا شو که خود بقا این است # 7 نعمت الله هر که دید بگفت %~% مظهر حضرت خدا این ms111 است PageV1P0328 ### || [genre: Gh] # 1 کفر زلفش که رونق دین است %~% مهتر هند و سرور چین است # 2 دل ما می برد به عیاری %~% کار طرار دائما این است # 3 نور چشمست و در نظر دارم %~% چه کنم دیده ام خدا بین است # 4 هر خیالی که نقش می بندم %~% به خیال نگار تعیین است # 5 کهنه است این شراب اما جام %~% باز در بزم ما نوآئین است # 6 عشق می باز و جام می می نوش %~% قول پیران شنو که تلقین است # 7 من دعاگوی نعمت اللهم %~% عالمی را زبان به آمین است PageV1P0329 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم حجاب حضرت اوست %~% روح اعظم نقاب حضرت اوست # 2 قطب عالم که مظهر عشق است %~% سایه آفتاب حضرت اوست # 3 عقل کل نفس کل بر عارف %~% یک دو حرف از کتاب حضرت اوست # 4 می خمخانه حدوث و قدم %~% بخشش بی حساب حضرت اوست # 5 دل ما سوخت آتش عشقش %~% خوش دلی کو کباب حضرت اوست # 6 راز خود خواستم که گویم باز %~% فکر من از خطاب حضرت اوست # 7 در خرابات عشق سید ما %~% رند مست خراب حضرت اوست PageV1P0330 ### || [genre: Gh] # 1 شاه شاهان گدای حضرت اوست %~% جان عالم فدای حضرت اوست # 2 در نظر این و آن نمی آید %~% دیده خلوت سرای حضرت اوست # 3 در دلم غیر او نمی گنجد %~% دیگری کی به جای حضرت اوست # 4 همه کس آشنای خود یابد %~% هر که او آشنای حضرت اوست # 5 من ز خود فانیم به او باقی %~% این حیات از بقای حضرت اوست # 6 زاهدان در هوای حور و بهشت %~% دل من در هوای حضرت اوست # 7 نعمت الله که میر مستان است %~% نزد رندان عطای حضرت اوست PageV1P0331 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم فدای خدمت اوست %~% هرچه باشد برای خدمت اوست # 2 خانه روشنست دیده ما %~% آری آری سرای خدمت اوست # 3 پادشاه سریر هفت اقلیم %~% بندگانه گدای خدمت اوست ms112 # 4 نبود از خدای بیگانه %~% هر که او آشنای خدمت اوست # 5 حاصل بحر و کان به وقت سخا %~% خورده ای از عطای خدمت اوست # 6 آفتاب سپهر عز و جل %~% جام گیتی نمای خدمت اوست # 7 عرش اعظم که تخت سید ماست %~% بر هوا از هوای خدمت اوست PageV1P0332 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما بنده محبت اوست %~% زندگی در حضور حضرت اوست # 2 نور خلوتسرای دیده ما %~% پرتوی از شعاع طلعت اوست # 3 کشته تیغ عشق شد دل ما %~% دل مسکین رهین منت اوست # 4 میر مستان خلوت عشقم %~% این سعادت مرا ز دولت اوست # 5 دور گردید ساقیا جامی %~% جان ما را بده که نوبت اوست # 6 ما از او غیر او نمی خواهیم %~% طلب هر کسی به همت اوست # 7 سید ما که نعمة الله است %~% عاشق رند مست حضرت اوست PageV1P0333 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم ظهور حضرت اوست %~% همه وابسته محبت اوست # 2 هرچه اندر وجود موجود است %~% غرق بحر محیط رحمت اوست # 3 تو منی من توام دوئی بگذار %~% این همه نزد ما هویت اوست # 4 تو عزیزی عزیز خواهی بود %~% زانکه این عزت تو عزت اوست # 5 همه را خدمت خوشی می کن %~% چون همه خادمان خدمت اوست # 6 هر خیالی که نقش می بندم %~% معنیش صورتی ز کسوت اوست # 7 همه منعم به نعمت اللهند %~% هرچه بینیم عین نعمت اوست PageV1P0334 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه عالم تمثال صفات اوست %~% از روی مسمی بین آن اسم که ذات اوست # 2 سری که تو را گفتم با عقل مگو ای دل %~% این راز درون ما بیرون ز جهات ~~اوست # 3 دیریست پر از صورت ترسا بچه ای در وی %~% هر نقش که می بینی معنی منات ~~اوست # 4 این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیم %~% جامیست وجود ما باده ز صفات ~~اوست # 5 در دامن درد آویز گر طالب دریائی %~% زیرا که دل مسکین این درد ms113 نجات ~~اوست # 6 گر کشته شوم در عشق از مرگ نیندیشم %~% خود مرده درد او زنده به حیات ~~اوست # 7 تکبیر فنا گفتن بر هر چه سوی الله است %~% در مذهب این سید آغاز صلات ~~اوست PageV1P0335 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه عالم تمثال جمال اوست %~% جمله به کمالش بین کاینها ز کمال ~~اوست # 2 در صورت و در معنی چندان که نظر کردیم %~% حسنی که به ما بنمود نقشی ز ~~خیال اوست # 3 بزمیست ملوکانه در خلوت میخانه %~% مخمور کجا گنجد اینجا چه مجال اوست # 4 حکمی به نشان آل از حضرت او داریم %~% هر حرف که می خوانیم توقیع مثال ~~اوست # 5 زاهد هوس ار دارد با جنت و با حوران %~% ما را ز همه عالم مقصود وصال ~~اوست # 6 در مجلس ما بنشین تا ذوق خوشی یابی %~% زیرا می جام ما از آب زلال اوست # 7 این گفته مستانه از سید ما بشنو %~% قولی و چه خوش قولی این سحر حلال ~~اوست PageV1P0336 ### || [genre: Gh] # 1 در هر چه نظر کردیم نقشی ز خیال اوست %~% در آینه عالم تمثال جمال اوست # 2 گر آب حیات ماست در چشمه حیوان است %~% می نوش که نوشت باد کان عین ~~زلال اوست # 3 هر ذره که می بینی خورشید در او پیداست %~% ناقص نبود حاشا کامل به ~~کمال اوست # 4 با ذات غنی او عالم همه درویشند %~% سلطان و گدا یکسان جائی که جلال ~~اوست # 5 دل رفت سوی دریا ما در پی دل رفتیم %~% از عقل مجو ما را بیرون ز خیال ~~اوست # 6 این مجلس رندان است ما عاشق سرمستیم %~% مخمور نمی گنجد اینجا چه مجال ~~اوست # 7 گر ساقی سرمستان جامی دهدت بستان %~% زیرا که می سید از کسب حلال اوست ~~PageV1P0337 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه می بینی همه انوار اوست %~% صورت و معنی ما آثار اوست # 2 دل به او دادیم و او دلدار ماست %~% خوشدلی باشد که ms114 او دلدار اوست # 3 خسته ای کو درد دردش می خورد %~% نوش جانش باد کان تیمار اوست # 4 چیست عالم سایه بان حضرتش %~% کیست آدم مخزن اسرار اوست # 5 عاشقی کز عشق او دارد حیات %~% زنده جاوید و برخوردار اوست # 6 غیر او هرگز نه بیند یار غار %~% چون توان دیدن که از اغیار اوست # 7 نعمت الله باده می نوشد مدام %~% این چنین کاری همیشه کار اوست ~~PageV1P0338 ### || [genre: Gh] # 1 بنده ایم و عابد و معبود اوست %~% بلکه معدومیم ما موجود اوست # 2 گر کسی راهست مقصودی دگر %~% عارفان را از همه مقصود اوست # 3 جود او بخشید عالم را وجود %~% نیک دریابش که عین جود اوست # 4 این و آن نقش خیالی بیش نیست %~% آنکه هست و باشد و هم بود اوست # 5 سر نهاده پیش او بر خاک راه %~% ساجدیم و حضرت مسجود اوست # 6 حکم میخانه به ما انعام کرد %~% آنکه ما را این عطا فرمود اوست # 7 نعمت الله جان به جانان داد و رفت %~% نزد یاران عاقبت محمود اوست ~~PageV1P0339 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% جان ما دایم به جست و جوی اوست # 2 بلبل سرمست در گلزار عشق %~% هرچه می گوید بگفت و گوی اوست # 3 جنت جاوید اگر خواهی بیا %~% پیش ما بنشین که جنت کوی اوست # 4 یک سر مویش به جانی کی دهم %~% هر دو عالم قیمت یک موی اوست # 5 آفتاب است او و خوبان همچو ماه %~% روشنی روی ماه از روی اوست # 6 گفته مستانه ما گوش کن %~% نیک بشنو گفته نیکوی اوست # 7 خال هندویش دل ما صید کرد %~% سید ما بنده هندوی اوست PageV1P0340 ### || [genre: Gh] # 1 جانم خیال شد به خیال خیال دوست %~% دل بیقرار گشت به عشق وصال دوست # 2 هر کس به آرزوی جمالست در جهان %~% مائیم و آرزوی خیال جمال دوست # 3 مهر منیر چیست شعاعی ز روی یار ms115 %~% یا کیست ماه نو چو غلامی هلال دوست # 4 تا زنگ غیر ز آئینه دل زدوده ام %~% در آینه ندیده ام الوصال دوست # 5 مردم ندیده اند و گر سرو راستین %~% بر جویبار دیده ما چون هلال دوست # 6 ما را کمال نیست به خود ای عزیز ما %~% داریم ما کمال ولی از کمال دوست # 7 سید تو بار جان منه اندر وثاق دل %~% کاین خانه جای رخت بود یا محال ~~دوست PageV1P0341 ### || [genre: Gh] # 1 همه را از همه بجوی ای دوست %~% هر که بینی خوشی بگو ای دوست # 2 یار و اغیار را اگر یابی %~% از همه بوی او ببو ای دوست # 3 آینه پاک دار خوش بنگر %~% جان و جانانه روبرو ای دوست # 4 غسل کن از جنابت هستی %~% که چنین است شست و شو ای دوست # 5 خم و خمخانه را به دست آور %~% چه کنی جام یا سبو ای دوست # 6 هرچه از دوست می رسد ما را %~% بد نباشد بود نکو ای دوست # 7 نزد ما موج و بحر هر دو یکی است %~% از همه عین ما بجو ای دوست # 8 هر چه در کاینات می بینی %~% همچو ما یک به یک ببو ای دوست # 9 نعمت الله نور چشم من است %~% دیده ام نور او به او ای دوست ~~PageV1P0342 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% لاجرم عالم به چشم ما نکوست # 2 دیده ام آئینه گیتی نما %~% عاشق و معشوق با هم روبروست # 3 هر خیالی را که دیده نقش بست %~% دوست می دارم که می بینم به دوست # 4 عشق سرمست است و فارغ از همه %~% عقل مخمور است و هم درگفتگو است # 5 این عجب بنگر که آن مطلوب ما %~% طالبست و روز و شب در جستجوست # 6 غیر اگر دیگر نمی آید به چشم %~% هرچه می بینیم میگوئیم اوست # 7 سید و بنده به نزد ما یکی ms116 است %~% تا نپنداری که این رشته دوتوست ~~PageV1P0343 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور اوست %~% هرچه آید در نظر زان رو نکوست # 2 مه شده روشن به نور آفتاب %~% یار مه رو را از آن داریم دوست # 3 آبرو می جو به عین ما چو ما %~% زانکه دایم عین ما در جستجو است # 4 گر هزار آئینه آید در نظر %~% چشم ما در آینه بر روی اوست # 5 عاشق و معشوق ما هر دو یکی است %~% تا نپنداری که این رشته دوتوست # 6 کهنه گر رفته است و نو باز آمده %~% نیک می بینش که کهنه عین نوست # 7 هر که بیند نعمت الله در همه %~% بد نبیند هرچه می بیند نکوست ~~PageV1P0344 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% هرچه بیند دوست را بیند به دوست # 2 عاشق و معشوق ما هر دو یکی است %~% تا نپنداری که این رشته دوتوست # 3 جرعه جام می ما هر که خورد %~% چون محبان دائما در جستجوست # 4 عشق سرمست است و فارغ از همه %~% عقل مخمور است و هم در گفتگوست # 5 بسته ام نقش خیالش در نظر %~% هرچه دیده می شود چشمم بر اوست # 6 خرقه می شویم به جام می مدام %~% مدتی شد تا مرا این شست و شوست # 7 هر که بیند نعمت الله با همه %~% بد نبیند هرچه می بیند نکوست ~~PageV1P0345 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% لاجرم من دوست می بینم به دوست # 2 دیده ای کو نور او بیند به او %~% بد نبیند هرچه می بیند نکوست # 3 جام می ارچه حبابست ای پسر %~% این کسی داند که او را آبروست # 4 گر هزار آئینه آید در نظر %~% در همه آیینه ها چشمم بر اوست # 5 اصل و فرع ما و تو هر دو یکی است %~% تا نپنداری که این رشته دوتوست # 6 عشق سرمست است و دایم ms117 در حضور %~% عقل مخمور است از آن در گفتگوست # 7 نعمت الله خرقه می شوید به می %~% پاک شوید کار او این شست و شوست ~~PageV1P0346 ### || [genre: Gh] # 1 در خانقهی که شیخ ما اوست %~% سرحلقه و شیخ هر دو نیکوست # 2 دشمن چه کنیم یار غاریم %~% از دوست طلب کنیم هم دوست # 3 آیینه روشنی به دست آر %~% اما می بین که هر دو یک روست # 4 زلفش بگشود و داد بر باد %~% زان بوی نسیم صبح خوشبوست # 5 خورشید جمال او برآمد %~% عالم همه نور طلعت اوست # 6 سر رشته فقر ما طلب کن %~% تا دریابی که رشته یک توست # 7 شاه است چو سید یگانه %~% هر بنده که او به عشق آن جوست PageV1P0347 ### || [genre: Gh] # 1 چشم من روشن به نور روی اوست %~% این چنین چشمی خوشی بینا نکوست # 2 غیر او دیگر ندیده دیده ام %~% هرچه آید در نظر چشمم بر اوست # 3 دیده بینا به من بخشید او %~% لاجرم من دوست می بینم به دوست # 4 من چنین سرمست و با ساقی حریف %~% زاهد مخمور اگر در گفتگوست # 5 صورتی بیند نبیند معنیش %~% عاقل بیچاره در ماند به پوست # 6 غرق دریا آب می جوید مدام %~% بی خبر از عین ما در جستجوست # 7 نعمت الله خرقه می شوید به می %~% پاکبازی دائما در شست و شوست ~~PageV1P0348 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه بینی مظهر اسمای اوست %~% دوست دارم هر که دارد دوست دوست # 2 چشم عالم روشن است از نور او %~% لاجرم عالم به چشم ما نکوست # 3 آینه گر صد ببینم ور هزار %~% در همه آئینه ها چشمم بر اوست # 4 خیز با ما خوش درین دریا نشین %~% خویش را می شو که وقت شست و شوست # 5 لب نهاده بر لب جامم مدام %~% با چنین همدم چه جای گفتگوست # 6 چشم احول گر دو بیند تو مبین %~% رشته یک تو به چشم او دو ms118 توست # 7 نعمت الله روشنست چون آینه %~% با جناب سید خود روبروست PageV1P0349 ### || [genre: Gh] # 1 ما را وجود نیست و گر هست وجود اوست %~% بود وجود ما به حقیقت وجود ~~اوست # 2 بی نور بود او نبود بود هیچ بود %~% بودی که هست پرتوی از نور بود اوست # 3 بشنو به ذوق گفته عشاق بزم عشق %~% کین قول عاشقانه ز گفت و شنود اوست # 4 عود دلم به آتش عشقش روان بسوخت %~% بوی خوشی که می شنوی بوی عود اوست # 5 گر رند دردمند خورد درد گو منال %~% کاین شربتی نکوست زیان نیست سود ~~اوست # 6 مستیم و لاابالی و بر دست جام می %~% در بزم هر چه هست ز انعام جود ~~اوست # 7 این قول سید است که نامش چو بشنوی %~% واجب شود به تو سخنی کان درود ~~اوست PageV1P0350 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو ای دوست این سخن از دوست %~% به حقیقت حقیقت همه اوست # 2 همه عالم وجود از او دارند %~% لاجرم هرچه باشد آن نیکوست # 3 تار و پود وجود می نگرم %~% می نماید دو تو ولی یک توست # 4 زلف او مشک ناب می ریزد %~% مجلس ما ز بوی خوش خوشبوست # 5 ذره از آفتاب روشن شد %~% ذره ذره ببین که آن مه روست # 6 نزد یارم کجا بود اغیار %~% نبود دوستدار او جز دوست # 7 نعمت الله که سید الفقراست %~% میر میران به پیش او انجوست PageV1P0351 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاه و گدا یکیست یکیست %~% بینوا و نوا یکیست یکیست # 2 دردمندیم و درد می نوشیم %~% درد و درد و دوا یکیست یکیست # 3 جز یکی نیست در همه عالم %~% دو مگو چون خدا یکیست یکیست # 4 آینه صد هزار می بینم %~% روی آن جانفزا یکیست یکیست # 5 مبتلای بلای بالاشیم %~% مبتلا و بلا یکیست یکیست # 6 قطره و بحر و موج و جوهر چهار %~% بیشکی نزد ما یکیست یکیست # 7 نعمت الله یکی است در عالم ms119 %~% طلبش کن بیا یکیست یکیست PageV1P0352 ### || [genre: Gh] # 1 اگر تو عاشق یاری به عشق دوست نکوست %~% به هر چه دیده گشائی چه حسن ~~اوست نکوست # 2 اگر به کعبه روی بی هوای یار بد است %~% وگر به میکده باشی به یاد دوست ~~نکوست # 3 جهان و صورت و معنی چو مغز باشد و پوست %~% تو مغز نغز بگیر و مگو که ~~پوست نکوست # 4 اگرچه کشتن عشاق بد بود بر ما %~% ولی چه عادت آن یار نیکخوست نکوست # 5 تو را نظر به خود است ای عزیز بد باشد %~% مرا که در همه حالی نظر به ~~دوست نکوست # 6 بیا و جامه جان چاک زن به دست مراد %~% چو لطف او به کرم در پی رفوست ~~نکوست # 7 ز زلف یار به عمر درازت ای سید %~% چو شانه حاصلت از نیم تار موست ~~نکوست PageV1P0353 ### || [genre: Gh] # 1 در دو عالم خدا یکیست یکیست %~% مالک دو سرا یکیست یکیست # 2 بر در کبریای حضرت او %~% پادشاه و گدا یکیست یکیست # 3 آینه در جهان فراوان است %~% جام گیتی نما یکیست یکیست # 4 دو مگو و دوئی به جا مگذار %~% تو یگانه بیا یکیست یکیست # 5 موج و بحر و حباب بسیارند %~% آن همه نزد ما یکیست یکیست # 6 دردمندیم و درد می نوشیم %~% درد و درد و دوا یکیست یکیست # 7 نعمت الله یکیست در عالم %~% سخن آشنا یکیست یکیست PageV1P0354 ### || [genre: Gh] # 1 دل ما با زبان یکی است یکیست %~% این چنین آن چنان یکی است یکیست # 2 از دوئی بگذر و یکی می گو %~% حاصل دو جهان یکی است یکیست # 3 آن یکی در کنار گیر خوشی %~% با همه در میان یکی است یکیست # 4 عشق و معشوق و عاشق ای درویش %~% در دل عاشقان یکی است یکیست # 5 جان و دل را به این و آن دادیم %~% غرض از این و آن یکیست یکیست # 6 دلبران در جهان فراوانند ms120 %~% سید دلبران یکیست یکیست PageV1P0355 ### || [genre: Gh] # 1 موج و حباب و قطره درین بحر ما یکیست %~% نقش و حباب گرچه هزارند با ~~یکیست # 2 درمان درد دل چه کنم ای عزیز من %~% از دوست می رسد همه درد و دوا ~~یکیست # 3 ما و شرابخانه و رندان باده نوش %~% فارغ ز دو سرا بر ما دو سرا یکیست # 4 تمثال صدهزار در آئینه رو نمود %~% دیدیم آن یکی و همه نزد ما یکیست # 5 گر آشنای خویش شوی نزد عاشقان %~% معشوق و عشق و عاشق و آن آشنا یکیست # 6 چون عقل احول است دو بیند غریب نیست %~% بنگر به عین عشق که شاه و گدا ~~یکیست # 7 سید ز جود خویش وجودی به بنده داد %~% معطی نعمة الله ما و عطا یکیست ~~PageV1P0356 ### || [genre: Gh] # 1 صورت و معنی درین دعوی یکی است %~% عاشق و معشوق ما یعنی یکیست # 2 گر هزاران صورت است ای نور چشم %~% در نظر ما را همه معنی یکیست # 3 عاشقان مست و مجنون بی حدند %~% آشکارا و نهان لیلی یکیست # 4 گرچه بسیار است در جنت درخت %~% هشت جنت دیدم و طوبی یکیست # 5 نعمت الله دنیی و عقبی بود %~% نزد عارف دنیی و عقبی یکیست PageV1P0357 ### || [genre: Gh] # 1 آب جویای آب این عجب است %~% سر آب و سراب این عجب است # 2 ما حبابیم و عین ما آب است %~% جام عین شراب این عجب است # 3 گر کسی مست شد ز می چه عجب %~% باده مست خراب این عجب است # 4 روز و شب آفتاب می گردد %~% در پی آفتاب این عجب است # 5 موج گوئی حجاب دریا شد %~% ما ز ما در حجاب این عجب است # 6 نقش خود را خیال می بندم %~% تا ببینم به خواب این عجب است # 7 می خمخانه حدوث و قدم %~% خورده ام بی حساب این عجب است # 8 زاهدی دیده ایم گیلانی %~% سخت مست و خراب ms121 این عجب است # 9 این چنین گفته های مستانه %~% خوانده ام بی کتاب این عجب است # 10 طالب وصل نعمت اللهم %~% آب جویای آب این عجب است PageV1P0358 ### || [genre: Gh] # 1 قطره و دریا به نزد ما یکی است %~% گر نظر بر آب داری بیشکی است # 2 موج و بحر و قطره از روی ظهور %~% گر تمیزش می کنی هم نیککی است # 3 زید و عمر و بکر و خالد هر چهار %~% چار باشد نزد ما ایشان یکی است # 4 عقل اگر گوید خلاف این سخن %~% قول او مشنو که ابله مردکی است # 5 هفت دریا با محیط عشق ما %~% جرعه آبست و آنهم اندکی است # 6 پادشاهی آمد و چندین سیاه %~% خود یکی باشد سپاه او یکی است # 7 مظهر بنده یکی سید بود %~% آن یکی درویش و آن خانی یکی است PageV1P0359 ### || [genre: Gh] # 1 کار دل در عشقبازی بندگی است %~% بندگی در عاشقی پایندگی است # 2 بنده فرمان و فرمان می دهیم %~% وین شهنشاهی ما زان بندگی است # 3 همچو زلفش سر به پا افکنده ایم %~% این سرافرازی از آن افکندگی است # 4 جان فدا کردم سر افکندم به پیش %~% ز انفعال و جای آن شرمندگی است # 5 گر مرا بینی به غم دل شاد دار %~% کان غم عشق است و از فرخندگی است # 6 مرده دردیم و درمان در دل است %~% کشته عشقیم و عین زندگی است # 7 سید ار جان بخشد از عشقش رواست %~% عاشقان را کار جان بخشندگی است ~~PageV1P0360 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه دل طرب سرائیست %~% خوش بارگهی و خوب جائیست # 2 گویند سرخوشیست در وی %~% هر دم او را ز نو نوائیست # 3 آراسته اند خلوت دل %~% گویا که سرای پادشاهیست # 4 می در قدح است و عشق در دل %~% آبی است لطیف خوش هوائیست # 5 دل جام جهان نمای عشق است %~% یا رب که چه شخص خودنمائیست # 6 هر چیز که دیده دید دل ms122 خواست %~% مشکل حالی عجب بلائیست # 7 جانم به فدای نعمت الله %~% کز صحبت او مرا صفائیست PageV1P0361 ### || [genre: Gh] # 1 هر شاهدی که بینم با او مرا هوائیست %~% آئینه ایست روشن جام جهان ~~نمائیست # 2 خلوتسرای دیده از نور اوست روشن %~% بر چشم ما قدم نه بنشین که خوش ~~سرائیست # 3 در گوشه خرابات رندی اگر ببینی %~% بیگانه اش ندانی او یار آشنائیست # 4 درویش کنج عزلت او را به دار عزت %~% صورت گدا نماید معنیش پادشائیست # 5 ما دردمند عشقیم دردی درد نوشیم %~% خوشتر ز صاف درمان عشاق را دوائیست # 6 نقش خیال غیری بر دیده گر نگاری %~% نقاش خطه چین گوید که این خطائیست # 7 ساقی عنایتی کرد خمخانه ای به ما داد %~% ز انعام نعمت الله ما را چنین ~~عطائیست PageV1P0362 ### || [genre: Gh] # 1 تن میرد و روح پاک باقی است %~% خواه حیدریست و خواه نراقی است # 2 تن زنده به جان و جان به جانان %~% گه مغربی است گه عراقی است # 3 خوش جام مرصعیست پر می %~% مائیم حریف و عشق ساقی است # 4 معنی بنمود رو به صورت %~% این صورت و معنی نفاقی است # 5 جاوید بود حیات سید %~% باقی به بقای حی باقی است PageV1P0363 ### || [genre: Gh] # 1 دل جام جهان نمای شاهیست %~% آئینه حضرت الهی است # 2 نقدیست دفینه در دل و دل %~% گنجینه گنج پادشاهی است # 3 روز و شب ماست زلف و رویش %~% چه جای سفیدی و سیاهی است # 4 نقشی که خیال غیر بندد %~% در مذهب ما همه مناهی است # 5 دل بحر و محیط جان عالم %~% در بحر محیط همچو ماهی است # 6 دل دادن و جان نهاده بر سر %~% در حضرت عشق عذرخواهیست # 7 ای پایه وجود نعمت الله %~% پرورده نعمت الهی است PageV1P0364 ### || [genre: Gh] # 1 در این در به جز ما آشنا نیست %~% به نزد آشنا خود عین ما نیست # 2 گمان کج مبر بشنو ز عطار %~% که هر کو ms123 در خدا گم شد جدا نیست # 3 نه قربست و نه بعد آنجا که مائیم %~% مگو آنجا کجا آنجا کجا نیست # 4 حباب و موج و دریا هر سه آبند %~% جدایند از هم و از هم جدا نیست # 5 فنا شو از فنا و از بقا هم %~% فقیران را فنا و هم بقا نیست # 6 حریف درد نوش و دردمندیم %~% از این خوشتر دل ما را دوا نیست # 7 وجود این و آن نقش خیالست %~% حقیقت جز وجود کبریا نیست # 8 اگر گوئی همه حقست حقست %~% وگر خلقش همی خوانی خطا نیست # 9 چو سید نیست شو از هست و از نیست %~% چو تو خود نیستی هستی تو را نیست ~~PageV1P0365 ### || [genre: Gh] # 1 با آفتاب حسنش مه نزد او هلالی است %~% هر ذره ای که بینی او را از او ~~هلالی است # 2 هر مختصر که بینی او معتبر بزرگیست %~% نقصی اگر بیابی آن نقص هم کمالی ~~است # 3 جائی که جز یکی نیست مثلش چگونه باشد %~% دو آینه از آن رو تمثال بی ~~مثالی است # 4 گیتی نمای ساقیست هر ساغری که نوشیم %~% عینی که دیده بیند سرچشمه ~~زلالی است # 5 او آفتاب تابان عالم همه چو سایه %~% غیرش مخوان که غیرش نزدیک ما ~~خیالی است # 6 عشق است جان عالم جانم فدای جانان %~% جانی که عشق دارد آن جان بی ~~زوالی است # 7 امروز یار ما شو بگذار دی و فردا %~% با حال نعمت الله اینها همه ~~مجالیست PageV1P0366 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه امروز حاصل ما نیست %~% طلب آن مکن که فردا نیست # 2 گر در اینجا ندیده ای او را %~% رؤیت او تو را در اینجا نیست # 3 حق به حق بین که ما چنین دیدیم %~% دیده ای کان ندید بینا نیست # 4 وانکه حق را به خویشتن بیند %~% دیده اش بر کمال گویا نیست # 5 هر که گوید که حق به خود بیند %~% این سعادت ورا مهیا ms124 نیست # 6 گر چه آبند قطره و دریا %~% قطره در وصف همچو دریا نیست # 7 نعمت الله نور دیده بود %~% چشم هر کو ندید بینا نیست PageV1P0367 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را خود قرار پیدا نیست %~% دو نفس حضرتش به یک جا نیست # 2 همچو دریا مدام در موج است %~% این چنین بحر هیچ دریا نیست # 3 عین عشقیم لاجرم شب و روز %~% صبر و آرام در دل ما نیست # 4 نور چشم است و در نظر پیداست %~% دیده ای کان ندید بینا نیست # 5 بیقراری عشق شورانگیز %~% در غم هست و نیست گویا نیست # 6 عشق را هم ز عشق باید جست %~% خبر از حال او جز او را نیست # 7 ذوق سید ز نعمت الله جو %~% وصف او حد گفتن ما نیست PageV1P0368 ### || [genre: Gh] # 1 هر دل که به عشق مبتلا نیست %~% هستش مشمر که گوئیا نیست # 2 تا دردی درد نوش کردیم %~% دل را به از این دگر دوا نیست # 3 رندیم و مدام جام رندان %~% از ساقی و جام می جدا نیست # 4 مستیم و خراب در خرابات %~% ما را جائی دگر هوا نیست # 5 در بحر محیط عشق غرقیم %~% جز ما خبرش ز حال ما نیست # 6 هر نقش که در خیال آید %~% نیکش بنگر که بی خدا نیست # 7 مستیم و حریف نعمت الله %~% حیف است که ذوق او تو را نیست PageV1P0369 ### || [genre: Gh] # 1 چو میخانه سرائی هیچ جانیست %~% مقامی همچو صحن آن سرا نیست # 2 به هر سو آب چشم ما روان است %~% در این دریا به جز ما آشنا نیست # 3 اگر تو طالب عشقی مرا هست %~% وگر تو عقل می جوئی مرا نیست # 4 نوای ما نوای بی نوائی است %~% نوائی چون نوای بینوا نیست # 5 مرو با زاهد رعنا در این راه %~% که ایشان را در این ره پا به جانیست # 6 کسی کو گنج عشق یار دارد %~% به نزد ms125 عاشقان حق گدا نیست # 7 خیال روی سید نور چشم است %~% دمی از دیده مردم جدا نیست PageV1P0370 ### || [genre: Gh] # 1 موجود حقیقی به جز از ذات خدا نیست %~% مائیم صفات و صفت از ذات جدا ~~نیست # 2 جز عین یکی در دو جهان نیست حقیقت %~% گر هست تو را در نظرت غیر مرا ~~نیست # 3 عشق است مرا چاره و این چاره مرا هست %~% درد است دوای تو و این درد تو ~~را نیست # 4 هرجا که تو انگشت نهی عین حقست آن %~% زین نیست معین که کجا هست و کجا ~~نیست # 5 چون است بقای همه و باقی مطلق %~% چیزی که بود قابل تغییر و فنا نیست # 6 آن دم که دمیدند دم آدم خاکی %~% بود آن دم ما زان همه دم جز دم ما ~~نیست # 7 سرمست شراب ازل و جام الستیم %~% در مجلس ما ساقی ما غیر خدا نیست # 8 ما ماهی دریای محیطیم کماهی %~% ماهیت ما را تو نگر تا که که را نیست # 9 سید چو همه طالب و مطلوب نمایند %~% عاشق نتوان گفت که معشوق نما نیست ~~PageV1P0371 ### || [genre: Gh] # 1 جان ما بی عشق جانان هیچ نیست %~% درد دل داریم و درمان هیچ نیست # 2 در همه جان جز که هم جان هیچ نیست %~% تن چه باشد زانکه هم جان هیچ ~~نیست # 3 بگذر از دنیی و عقی باده نوش %~% جز می و ساقی رندان هیچ نیست # 4 نزد مصری شهر بغداد است هیچ %~% کوبنان چبود که کرمان هیچ نیست # 5 با سبک روحان نشین ای جان من %~% زانکه صحبت با گرانان هیچ نیست # 6 غیر او هیچست اگر گوئی که هست %~% هرچه باشد غیر او آن هیچ نیست # 7 ظاهر و باطن همه عین وی است %~% غیر او پیدا و پنهان هیچ نیست # 8 دنیی و عقبی و جسم و جان همه %~% ای عزیزان نزد رندان هیچ نیست # 9 هر چه هست از ms126 جزو و کل کاینات %~% بلکه این مجموع انسان هیچ نیست # 10 با وجود سید هر دو سرا %~% بینوا چبود که سلطان هیچ نیست PageV1P0372 ### || [genre: Gh] # 1 بی حضور عشق جانان راحت جان هیچ نیست %~% بی هوای درد دردش صاف درمان ~~هیچ نیست # 2 در خرابات مغان جام شرابی نوش کن %~% تا بدانی با وجودش کآب حیوان هیچ ~~نیست # 3 پیش از این در خلوت جان غیر جانان بارداشت %~% این زمان در خلوت جان ~~غیر جانان هیچ نیست # 4 دیده جانم به نور طلعت او روشنست %~% غیر نور روی او را دیده جان هیچ ~~نیست # 5 زلف و رویش را نگر از کفر و ایمان دم مزن %~% با وجود زلف و رویش کفر و ~~ایمان هیچ نیست # 6 ماسوی الله جز خیالی نیست ای یار عزیز %~% بگذر از نقش خیال غیر او کان ~~هیچ نیست # 7 همدم جام می و با نعمة اللهم حریف %~% زاهدی وقتی چنین در بزم رندان ~~هیچ نیست PageV1P0373 ### || [genre: Gh] # 1 شک به عدم نیست که او هیچ نیست %~% شک به وجود است و هم او هیچ نیست # 2 نیست گمانم که جز او هیچ نیست %~% هست یقینم که جز او هیچ نیست # 3 معنی هو با تو بگویم که چیست %~% اوست دگر این من و تو هیچ نیست # 4 یک سخنی بشنو و یکرنگ باش %~% قول یکی گفتن و دو هیچ نیست # 5 ما و منی را بگذار ای عزیز %~% کز من و ما یک سر مو هیچ نیست # 6 غیر خدا هیچ بود هیچ هیچ %~% هیچ نه ای هیچ مجو هیچ نیست # 7 نوش کن و باش خموش و برو %~% هیچ مگو گفت و مگو هیچ نیست # 8 خم می آور چه کنم جام را %~% مست و خرابیم و سبو هیچ نیست # 9 عاشق سید شو و معشوق او %~% باش بکی رو که دورو هیچ نیست PageV1P0374 ### || [genre: Gh] # 1 در دل هر که عشق جانان ms127 نیست %~% مرده دانش که در تنش جان نیست # 2 عاشق زلف و روی معشوقم %~% التفاتم به کفر و ایمان نیست # 3 در خرابات چون من سرمست %~% هیچ رندی میان رندان نیست # 4 ای که درمان درد می جوئی %~% خوشتر از درد درد درمان نیست # 5 حالتی دیگر است مستان را %~% تو ندانی اگر تو را آن نیست # 6 نور چشم است و در نظر پیداست %~% روشنش را ببین که پنهان نیست # 7 هر که کفران نعمت الله کرد %~% در همه مذهبی مسلمان نیست PageV1P0375 ### || [genre: Gh] # 1 هر کرا درد نیست درمان نیست %~% هر کرا کفر نیست ایمان نیست # 2 بت پندار هر که او نشکست %~% نزد ما بنده مسلمان نیست # 3 هر که او جان فدای عشق نکرد %~% مرده می دان که در تنش جان نیست # 4 در محیطی که ما در آن غرقیم %~% هیچ پایان مجو که پایان نیست # 5 سر موئی نیابد از زلفش %~% هر که سرگشته و پریشان نیست # 6 کنج دل گنجخانه عشق است %~% گنج اگر در ویست ویران نیست # 7 در خرابات همچو سید ما %~% رند مستی میان رندان نیست PageV1P0376 ### || [genre: Gh] # 1 غنچه باغ غیر خندان نیست %~% بگذر از غیر او که چندان نیست # 2 هر که نقش خیال غیری بست %~% نقشبندی او به سامان نیست # 3 عاقلی کی چه عاشقی باشد %~% مست و مخمور هر دو یکسان نیست # 4 در دل هر که گنج معرفت است %~% هست معمور و گنج ویران نیست # 5 دردمندیم و درد می نوشیم %~% به از این درد درد درمان نیست # 6 ای که گوئی که توبه از می کن %~% این چنین کار کار رندان نیست # 7 عاشق رند و مست چون سید %~% در خرابات می پرستان نیست PageV1P0377 ### || [genre: Gh] # 1 موحد در این ره به تقلید نیست %~% مجرد که باشد که تجرید نیست # 2 تو صاحب وجودی وجود ای عزیز %~% مقلد به اطلاق و تقبید نیست # 3 چنان ms128 غرقه شد قطره در بحر ما %~% که از ما یکی قطره وا دید نیست # 4 مجدد نماید تو را در ظهور %~% ولی در بطون نام تجدید نیست # 5 مرا عید و نوروز باشد به عشق %~% چه غم دارم ار عقل را عشق نیست # 6 نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصل %~% نشانی ز تقریب و تبعید نیست # 7 موحد هم او و موحد هم او %~% جز او سید ملک توحید نیست PageV1P0378 ### || [genre: Gh] # 1 بحریست بحر دل که کرانش پدید نیست %~% راهیست راه جان که نشانش پدید ~~نیست # 2 علم بدیع ماست که از غایت شرف %~% دارد معانئی که بیانش پدید نیست # 3 عشقست و هرچه هست و جز او نیست در وجود %~% در هر چه بنگری جز از آتش ~~پدید نیست # 4 عالم منور است از آن نور و نور او %~% از غایت ظهور عیانش پدید نیست # 5 گفتم میان او به کنار آورم ولی %~% از بس که نازکست میانش پدید نیست # 6 مجموع کاینات سراپرده ویند %~% وین طرفه بین که هیچ مکانش پدید نیست # 7 هر ذره که هست از آن نور روشن است %~% اینش بتر نماید و آنش پدید نیست # 8 او جان عالمست و همه عالمش بدن %~% پیداست این تن وی و جانش پدید نیست # 9 سودای عشق مایه دکان سید است %~% خوش تاجری که سود و زیانش پدید نیست ~~PageV1P0379 ### || [genre: Gh] # 1 آن وتر که غیر او احد نیست %~% اصل عدد است و از عدد نیست # 2 گر دیده احولی دو بیند %~% چشمش بنگر که بی رمد نیست # 3 هر هست که نیستی پذیرد %~% هستیت نهادن از خرد نیست # 4 چون مظهر حضرت الهند %~% نیکند تمام و هیچ بد نیست # 5 خود نیست به نزد نعمت الله %~% چیزی که وجود او به خود نیست ~~PageV1P0380 ### || [genre: Gh] # 1 دل ندارد هر که او را درد نیست %~% وانکه خود دردی ندارد مرد نیست ms129 # 2 نزد بی دردان مگو زینهار درد %~% دشمنست آن دوست کو همدرد نیست # 3 با لب و رخسار و چشم مست یار %~% حاجت نقل و شراب و درد نیست # 4 در هوای آفتاب روی او %~% در به در گشتیم از وی گرد نیست # 5 درد بی درمان ما را از یقین %~% غیر سید دیگری در خورد نیست ~~PageV1P0381 ### || [genre: Gh] # 1 جان ندارد هر که جانانیش نیست %~% گرچه تن دارد ولی جانیش نیست # 2 زاهد گوشه نشین در عشق او %~% هست از زاهد ولی آنیش نیست # 3 کفر زلفش گر ندارد دیگری %~% کی بود مومن که ایمانیش نیست # 4 بی سر و سامان شدم در عاشقی %~% ای خوش آن رندی که سامانیش نیست # 5 ساغر می گر چه دارد جرعه ای %~% همچو خم ذوق فراوانیش نیست # 6 هر دلی کز عشق او شد دردمند %~% غیر درد درد درمانیش نیست # 7 سید سرمست مهمان من است %~% هیچکس چون بنده مهمانیش نیست PageV1P0382 ### || [genre: Gh] # 1 یک قدم ازخویش بیرون نه که گامی بیش نیست %~% دامن خود را بگیر از پس ~~مرو ره بیش نیست # 2 گر هوای عشق داری خویش را بی خویش کن %~% کآشنای عشق او جز عاشقی بی ~~خویش نیست # 3 بر امید وصل عمری بار هجرانش بکش %~% چون گلی بی خار نبود نوش هم بی ~~نیش نیست # 4 گوهر رازش ز درویشان دریا دل طلب %~% زانکه غواص محیطش جز دل درویش ~~نیست # 5 دم ز کفر و دین مزن قربان شو اندر راه او %~% کاندر آن حضرت مجال کفر و ~~دین و کیش نیست # 6 طالبا گر عاشقی از دی و فردا در گذر %~% روز امروز است و عاشق مرد ~~دوراندیش نیست # 7 بیش از این از سیم و زر با نعمت الله دم مزن %~% کاین زر دنیای تو جز ~~زرد روئی بیش نیست PageV1P0383 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را عشق نیست آنش نیست %~% مرده ای می شمر که جانش ms130 نیست # 2 لذت از عمر خود کجا یابد %~% عاقل ار ذوق عاشقانش نیست # 3 غرق دریای عشق او مائیم %~% لاجرم بحر ما کرانش نیست # 4 ای که پرسی نشان او از ما %~% غیر نامی دگر نشانش نیست # 5 در میان و کنار می جوئی %~% جز خیالی از آن میانش نیست # 6 جام می را بگیر و نوشش کن %~% کاین معانی جز از بیانش نیست # 7 سود دارد ولی زیانش نیست %~% نعمت الله هر که مایه اوست PageV1P0384 ### || [genre: Gh] # 1 عشق بازیست عشقبازی نیست %~% عشقبازی به عشوه سازی نیست # 2 عشق دارد حقیقتی دیگر %~% حالت عاشقان مجازی نیست # 3 ساز ما ناله ایست دل سوزی %~% به از این ساز اگر نوازی نیست # 4 کشته عشقم و در این دوران %~% چون من و او شهید و غازی نیست # 5 حال مستی ما ز رندان پرس %~% محرم راز ما حجازی نیست # 6 خرقه ای کان به می نمی شویند %~% در بر عاشقان نازی نیست # 7 نعمت الله رند سرمست است %~% عشق بازی او به بازی نیست PageV1P0385 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را با کفر و ایمان کار نیست %~% عشق را با جسم و با جان کار نیست # 2 عشق درد درد می جوید مدام %~% عشق را با صاف درمان کار نیست # 3 عشقبازی کار بیکاران بود %~% همچو کار عشقبازان کار نیست # 4 عشق را با می پرستان کارهاست %~% عشق را با غیر ایشان کار نیست # 5 عشق می بندد خیال این و آن %~% عشق را با این و با آن کار نیست # 6 عقل مخمور است و هم مست وخراب %~% زاهدش در بزم رندان کار نیست # 7 نعمت الله باده می نوشد مدام %~% با کس او را ای عزیزان کار نیست ~~PageV1P0386 ### || [genre: Gh] # 1 او با تو تو را از او خبر نیست %~% جز عین یکی یکی دگر نیست # 2 نقشی که خیال غیر دارد %~% صاحبنظرش بر آن نظر نیست # 3 چون صورت دوست ms131 معنی ماست %~% بس معتبر است و مختصر نیست # 4 در بحر گهر بود ولیکن %~% چون در یتیم ما گهر نیست # 5 در کوچه ما بیا و بنشین %~% زان کوچه مرو که ره به در نیست # 6 ما خرقه خویش پاک شستیم %~% از هستی ما بر او اثر نیست # 7 خیر البشر است سید ما %~% گویند بشر ولی بشر نیست PageV1P0387 ### || [genre: Gh] # 1 خوشتر از ساغر می همدم نیست %~% بهتر از عشق بتان محرم نیست # 2 نوش کن جام می ای عمر عزیز %~% که حیاتی به از این یکدم نیست # 3 می خورم جام غم انجام به ذوق %~% شادمانم ز جهانم غم نیست # 4 عشق می بازم و می می نوشم %~% دارم این هر دو و هیچم کم نیست # 5 می مستی که مرا در جام است %~% در خم خسرو و جام جم نیست # 6 جام جم در نظرم هست مدام %~% زان سبب دیده دمی بی نم نیست # 7 رند سرمست خوشی چون سید %~% جستم و در همه عالم نیست PageV1P0388 ### || [genre: Gh] # 1 در حقیقت عشق را خود نام نیست %~% می که می نوشد چو آنجا جام نیست # 2 کی بیابد نیک نامی در جهان %~% هر که او در عاشقی بدنام نیست # 3 مرغ دل سیمرغ قاف معرفت %~% جز سر زلف بتانش دام نیست # 4 سوختگان دانند و ایشان گفته اند %~% پخته داند کاین سخن با خام نیست # 5 صبحدم می گفت سرمستی به من %~% بامداد عاشقان را شام نیست # 6 در خرابات مغان مستان بسی است %~% همچو من مستی در این ایام نیست # 7 نعمت الله جام می بخشد مدام %~% خوشتر از انعام او انعام نیست ~~PageV1P0389 ### || [genre: Gh] # 1 در هر دلی که مهر جمال حبیب نیست %~% گر جان عالم است که با ما قریب ~~نیست # 2 گوئی رقیب بر سر کویش مجاور است %~% لطف حبیب هست غمی از رقیب نیست # 3 دردی درد نوشم و با درد دل خوشم ms132 %~% دردم دواست حاجت خواجه طبیب نیست # 4 بلبل خطیب مجلس گلزار ما بود %~% ما را هوای واعظ و بانگ خطیب نیست # 5 هر قطره ای که در نظر ما گذر کند %~% چون نیک بنگریم زما بی نصیب نیست # 6 زنار زلف اوست که بستیم بر میان %~% در دل خیال خرقه و میل صلیب نیست # 7 بحریست طبع سید پر در شاهوار %~% گر در سخن گهر بفشاند غریب نیست ~~PageV1P0390 ### || [genre: Gh] # 1 می رود عمر عزیز ما دریغا چاره نیست %~% دی برفت و می رود امروز و فردا ~~چاره نیست # 2 عشق زلفش در سر ما دیگ سودا می پزد %~% هر که دارد این چنین عشقی ز ~~سودا چاره نیست # 3 چاره بیچارگان است او و ما بیچاره ایم %~% گر ببخشد ور نبخشد بندگان را ~~چاره نیست # 4 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود %~% هر که آید سوی ما او را ز دریا ~~چاره نیست # 5 این شراب مست ما از موصلی خوشتر بود %~% ذوق خوردن گر کسی را نیست ما ~~را چاره نیست # 6 سر به پای خم نهاده ساکن میخانه ایم %~% عیب ما جانا مکن ما را ز مأوا ~~چاره نیست # 7 نعمت الله در خراباتست و با رندان حریف %~% هر که دارد عشق این صحبت از ~~آنجا چاره نیست PageV1P0391 ### || [genre: Gh] # 1 موج دریائیم و هر دو غیر آبی هست نیست %~% در میان ما و او جز ناحجابی ~~هست نیست # 2 در خرابات مغان هستند سر مستان ولی %~% همچو من رند خوشی مست خرابی هست ~~نیست # 3 ما شراب ذوق از آن لعل لبش نوشیده ایم %~% خوبتر زین جام و خوشتر زان ~~شرابی هست نیست # 4 نیست هستی غیر آن سلطان بی همتای ما %~% ورکسی گوید که هست آن در حسابی ~~هست نیست # 5 ز آفتاب روی او ذرات عالم روشن است %~% درنظر پیداست غیر از آفتابی هست ~~نیست # 6 عقل اگر در خواب ms133 می بیند خیال دیگری %~% اعتباری بر خیالی یا به خوابی ~~هست نیست # 7 نعمت الله این سخن از ذوق می گوید مدام %~% این چنین مستانه قولی در ~~کتابی هست نیست PageV1P0392 ### || [genre: Gh] # 1 لطف آن سلطان ما را انتهائی هست نیست %~% در دو عالم غیر این یک ~~پادشاهی هست نیست # 2 چیست عالم سایه بان آفتاب حسن او %~% این چنین شاه لطیفی هیچ جائی هست ~~نیست # 3 بینوایان یافتند از جود آن سلطان نوا %~% در همه لشگر گه او بینوائی ~~هست نیست # 4 دردمندانیم و می نوشیم درد درد دل %~% غیر این شربت دگر ما را دوائی ~~هست نیست # 5 بر در میخانه با رندان مجاور گشته ایم %~% درجهان خوشتر از این دولت ~~سرائی هست نیست # 6 کشته او را حیات جاودانی نیست هست %~% عاشقان را غیر ازین دیگر بقائی ~~هست نیست # 7 نعمت الله می نماید نور چشم ما به ما %~% مثل او آئینه گیتی نمائی هست ~~نیست PageV1P0393 ### || [genre: Gh] # 1 همچو این محجوب ما صاحب جمالی هست نیست %~% خوشتر از نقش خیال او خیالی ~~هست نیست # 2 در لب او چشمه آب حیاتی نیست هست %~% این چینن سرچشمه آب زلالی هست ~~نیست # 3 مجلس عشقست و ما سرمست و ساقی در حضور %~% عاقل مخمور را اینجا مجالی ~~هست نیست # 4 روح اعظم صورت و معنی او ام الکتاب %~% آفتاب دولت او را زوالی هست ~~نیست # 5 هستی ما را وجود از جود آن یک نیست هست %~% در دو عالم غیر این ما را ~~مآلی هست نیست # 6 سید رندانم و سرمست در کوی مغان %~% زاهدان را این چنین ذوقی و حالی ~~هست نیست PageV1P0394 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را در مجلس عشاق ننگی هست نیست %~% عاشق دیوانه را از ننگ ننگی هست ~~نیست # 2 صبغة الله می دهد این رنگ بی رنگی بما %~% خوشتر از بیرنگی ما هیچ رنگی ~~هست نیست # 3 عاقلان با یکدیگر هر دم نزاعی می ms134 کند %~% عاشقان را با خود و با غیر ~~جنگی هست نیست # 4 زاهد مخمور مستان را ملامت می کند %~% بی تکلف همچو او بی عقل دنگی هست ~~نیست # 5 بی خیال روی او نقشی نبیند چشم ما %~% بی هوای عشق او در کوه سنگی هست ~~نیست # 6 دل به دنیا داده ایم و آبروئی یافتیم %~% در محیط عشق او جز ما نهنگی ~~هست نیست # 7 پادشاهان جهان بسیار دیدستم ولی %~% همچو آن سلطان ثمر سلطان لنگی هست ~~نیست # 8 عاشقانه در میان ماه رویان جسته ایم %~% مثل این معشوق سید شوخ و شنگی ~~هست نیست PageV1P0395 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا جامی است بی می هست نیست %~% هرچه مست آن هست بی وی هست نیست # 2 یک جمال و صد هزاران آینه %~% در دو عالم غیر یک شی هست نیست # 3 ناله نی بشنو ای جان عزیز %~% ناله ای چون ناله نی هست نیست # 4 کشته عشق است زنده جاودان %~% زنده ای مانند این حی هست نیست # 5 رند سرمست ایمن است از هست و نیست %~% جام می را نوش تا کی هست نیست # 6 این همه رفتند در راه خدا %~% در چنین ره نقش یک پی هست نیست # 7 نیست همچون نعمت الله ساقئی %~% همدمی چون ساغر می هست نیست ~~PageV1P0396 ### || [genre: Gh] # 1 اندر این دل غیر دلبر هست نیست %~% هیچ از این میخانه خوشتر هست نیست # 2 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% جای مخمور ای برادر هست نیست # 3 بر سر دار فنا بنشسته ایم %~% این چنین سردار و سرور هست نیست # 4 عشق سلطان است و ملک دل گرفت %~% مثل او در بحر و در بر هست نیست # 5 غیر آن یکتای بی همتا دگر %~% بر سریر هفت کشور هست نیست # 6 این چنین قول خوش مستانه ای %~% بازگو در هیچ دفتر هست نیست # 7 سید ما ساقی سرمست ماست %~% همچو او ساقی دیگر هست نیست ms135 PageV1P0397 ### || [genre: Gh] # 1 هیچکس بی نعمت الله هست نیست %~% قاتل شه خالی از شه هست نیست # 2 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% همچو ما در هیچ درگه هست نیست # 3 ماه من روشن شده از آفتاب %~% بر سپهر جان چنین مه هست نیست # 4 عاشق و مستیم و جام می به دست %~% عاقل مخمور آگه هست نیست # 5 کل شیئی هالک الا وجهه %~% این چنین وجهی موجه هست نیست # 6 بر در کریاس سلطان وجود %~% غیر سید را دگر ره هست نیست PageV1P0398 ### || [genre: Gh] # 1 زاهدان را ذوق رندان هست نیست %~% رند را میلی بر ایشان هست نیست # 2 در دل ما مهر دلبر هست نیست %~% جان ما جز عشق جانان هست نیست # 3 یوسف گل پیرهن آمد به باغ %~% این چنین گل در گلستانی هست نیست # 4 هر که دارد هرچه دارد آن اوست %~% هرچه هست و بود و بی آن هست نیست # 5 گنج او در کنج ویران نیست هست %~% خازن آن غیر سلطان هست نیست # 6 درد نوش دردمند عشق او %~% خاطرش با صاف درمان هست نیست # 7 همچو سید رند سرمست خوشی %~% در میان می پرستان هست نیست PageV1P0399 ### || [genre: Gh] # 1 روحها در روح اعظم فانی است %~% در حقیقت خدمتش هم فانی است # 2 گرچه آدم باقی است از وجه حق %~% هم بوجهی نیز آدم فانی است # 3 جام جم فانی است نبود این عجب %~% این عجب بنگر که جم هم فانی است # 4 ایکه گوئی فوت شد شادی ما %~% غم مخور زیرا که هم غم فانی است # 5 گردمی با جام می همدم شوی %~% دمبدم در غیر آن دم فانی است # 6 قطره و موج و حباب و جام می %~% نزد ما این جمله دریم فانی است # 7 شبنمی بودیم ما چون آفتاب %~% خوش طلوعی کرد شبنم فانی است # 8 هرچه باشد غیر او فانی بود %~% اوست باقی سوز و ماتم فانی است # 9 ms136 گر بوجهی اسم اعظم اسم اوست %~% در مسما اسم اعظم فانی است # 10 دیگری را کی بود خود دار و گیر %~% اندر آن میدان که رستم فانی است # 11 ما همه خود فانی و او باقی است %~% بشنو از سید که عالم فانی است ~~PageV1P0400 ### || [genre: Gh] # 1 صحبت جانان من مجلس روحانی است %~% مفرش خاک درش مسند سلطانی است # 2 لایق هر عاشقی نیست غم عشق او %~% شادی جان کسی کو به غم ارزانی است # 3 مایه دکان جان درد دل است ای عزیز %~% حاصل سودای عشق بی سر و سامانی ~~است # 4 شهر وجودم تمام بنده فرمان اوست %~% جمله اقلیم دل مملکت جانی است # 5 کفر سر زلف او رونق ایمان من %~% رونق ایمان ز کفر این چه مسلمانی است # 6 لیلی صاحب نظر واله و مجنون او %~% عاقلی و عشق او غایت نادانی است # 7 دوش درآمد ز در دلبر سرمست و گفت %~% عاشق یکتای من سید بی ثانی است ~~PageV1P0401 ### || [genre: Gh] # 1 شادمانم زانکه غمخوارم وی است %~% دلخوشم زیرا که دلدارم وی است # 2 عالمی اغیار اگر باشد چه غم %~% دوست دارم چون وی و یارم وی است # 3 در خرابات مغان مستم مدام %~% می خورم می چون که خمارم وی است # 4 گلشن عشقست جانم جاودان %~% بلبل سرمست گلزارم وی است # 5 نقش می بیندم خیالش در نظر %~% نور چشم و عین دیدارم وی است # 6 جان فروشم بر سر بازار عشق %~% می کنم سودا خریدارم وی است # 7 سیدم بر سروران روزگار %~% نعمت الله شاه و سردارم وی است PageV1P0402 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه بینی جمله آیات وی است %~% علم او آئینه ذات وی است # 2 ساقی ما می به ما بخشد مدام %~% ذره و خورشید جامات وی است # 3 نور چشم ما نماید او به او %~% عین او باشد که مرآت وی است # 4 چیست عالم سایه بان پادشاه %~% جزو و کل مجموع رایات وی ms137 است # 5 عشق او رخ می نهد فرزین برد %~% عقل شطرنج از شه مات وی است # 6 خوش خیالی نقش می بندیم ما %~% در نظر ما را خیالات وی است # 7 عقل اگر گوید خلاف عاشقان %~% قول او مشنو که طامات وی است # 8 عارفی گردم ز غایت می زنم %~% راست می گوید که غایات وی است # 9 نعمت الله پادشاهی می کند %~% در همه عالم ولایات وی است PageV1P0403 ### || [genre: Gh] # 1 هرکجا گنجیست ماری در وی است %~% کنج هر ویرانه بی گنجی کی است # 2 خوش حبابی پرکن از آب حیات %~% جام ما این است و آن عین وی است # 3 یافته عالم وجود از جود او %~% ورنه بی او جمله عالم لاشی است # 4 نائی و نی هر دو همدم آمدند %~% عالمی رقصان از آن بانگ نی است # 5 عشق سلطان است در ملک وجود %~% عقل مانند رئیسی در وی است # 6 ساغری گر بشکند اندیشه نیست %~% ساغری دیگر روانش در پی است # 7 نعمت الله هر که می جوید به عشق %~% گو ز خود می جو که دایم با وی است ~~PageV1P0404 ### || [genre: Gh] # 1 در نظر عالم چو جامی پر می است %~% جام من بی خدمت ساقی کی است # 2 چشم ما روشن شده از نور او %~% هرچه ما را در نظر آید وی است # 3 عالمی از جود او دارد وجود %~% بی وجودش ما سوی الله لاشی است # 4 صوت نائی می رسد ما را به گوش %~% دیگران گویند آواز وی است # 5 نوش کن آب حیات معرفت %~% تا بدانی زنده دل از وی حی است # 6 جام را بگذار و خم می بجو %~% همت عالی بر آن خم می است # 7 آفتابست او و سید سایه اش %~% هر کجا او می رود او در پی است ~~PageV1P0405 ### || [genre: Gh] # 1 کنج دل گنجینه عشق وی است %~% این چنین گنجینه بی کنجی کی است # 2 هرچه بینی ms138 در خرابات مغان %~% نزد ما جام لطیفی پر می است # 3 عالمی را عشق می بخشد وجود %~% بی وجود عشق عالم لاشی است # 4 آفتاب است او و عالم سایه بان %~% هرکجا آن می رود این در پی است # 5 نوش کن آب حیات معرفت %~% تا بدانی عین ما کز وی حی است # 6 سر نائی بشنو از آواز نی %~% کز دم نائی دمی خوش در نی است # 7 نعمت الله محرم راز وی است %~% عشق را رازیست با هر عاشقی PageV1P0406 ### || [genre: Gh] # 1 ما را چو ز عشق راحتی هست %~% از هر دو جهان فراغتی هست # 2 از عشق هزار شکر داریم %~% از عقل ولی شکایتی هست # 3 چه قدر عمل چه جای علم است %~% ما را ز خدا عنایتی هست # 4 از عقل به جز حکایتی نیست %~% آری که ورا حکایتی نیست # 5 این بحر محیط بیکران است %~% تا ظن نبری که غایتی هست # 6 جانان بستان و جان رها کن %~% زیرا که در آن حکایتی هست # 7 بشنو سخنی ز نعمت الله %~% گر ذوق ورا روایتی هست PageV1P0407 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب عشق ساز ما بنواخت %~% به نوا جان بینوا بنواخت # 2 در خرابات ساقی سرمست %~% درد ما را به صد دوا بنواخت # 3 گرچه بنواخت جان عالم را %~% پادشاه است و این گدا بنواخت # 4 می نوازد به لطف عالم را %~% دل این خسته بارها بنواخت # 5 مبتلای بلای او بودم %~% چاره ای کرد و مبتلا بنواخت # 6 شاهد غیر در سرای وجود %~% به نهان خاطر مرا بنواخت # 7 شهرتی یافت در جهان که به عشق %~% نعمت الله را خدا بنواخت PageV1P0408 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب عشاق ساز ما نواخت %~% ساقی سرمست ما ما را نواخت # 2 صاف درمان است درد درد دل %~% درد دردش جان بو دردا نواخت # 3 از بلایش کار ما بالا گرفت %~% این بلا ما را از آن بالا نواخت # 4 گنج اسما بر ms139 سر عالم فشاند %~% از کرم او جمله اشیا نواخت # 5 عالمی از ذوق ما آسوده اند %~% خاطر یاران ما را تا نواخت # 6 کرده میخانه سبیل عاشقان %~% بینوایان را چنین خوش وانواخت # 7 نعمت الله را به لطف خویشتن %~% حضرت یکتای بی همتا نواخت PageV1P0409 ### || [genre: Gh] # 1 لطف سازنده تا عیانم ساخت %~% رازق رزق بندگانم ساخت # 2 این چنین چون بدن پدید آمد %~% همچو جان در بدن دوانم ساخت # 3 حکم میخانه ام عطا فرمود %~% ساقی بزم عاشقانم ساخت # 4 به جمال خودم مشرف کرد %~% مونس جان بیدلانم ساخت # 5 دنیی و آخرت به من بخشید %~% واقف از سر این و آنم ساخت # 6 عاشقی کردم و شدم معشوق %~% گرچه بودم چنین چنانم ساخت # 7 بنده را نام نعمت الله کرد %~% سید ملک انس و جانم ساخت PageV1P0410 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشقش تمام عود وجودم بسوخت %~% بوی خوشم را چو یافت دیر نه زودم ~~بسوخت # 2 شمع معنبر نهاد مجلس جان بر فروخت %~% در دل مجمر مرا زود چو عودم ~~بسوخت # 3 تا نزنم دم دگر از خود و از معرفت %~% عارف معروف من غیب و شهودم بسوخت # 4 یک نفسی جام می همدم ما بود دوش %~% از دم دل سوز ما نیست و بودم بسوخت # 5 آتش سودای او گرد دکانم گرفت %~% جمله قماشی که بود مایه و سودم بسوخت # 6 ملک فنا و بقا جمله بر انداختم %~% چند از این و از آن بود و نبودم ~~بسوخت # 7 سوخته همچو من در همه عالم مجوی %~% کز نفس سیدم جمله وجودم بسوخت ~~PageV1P0411 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی ظاهر شد و پیدا و پنهانم بسوخت %~% شمع عشقش در گرفت و رشته جانم ~~بسوخت # 2 از دم گرمم به عالم آتشی خوش در فتاد %~% هرچه بود ازخشک و تر هم این و ~~هم آنم بسوخت # 3 عشق جانان آتش است و جان من پروانه ای %~% منتش بر جان من کز عشق او ms140 ~~جانم بسوخت # 4 عود دل را سوختم در مجمر سینه خوشی %~% از تف آن دامن و کوی گریبانم ~~بسوخت # 5 بود گنج معرفت در کنج ویران دلم %~% آتشی افتاد و گنج و کنج ویرانم ~~بسوخت # 6 ز آه دل سوزم که آتش می نهد در این و آن %~% جسم و جان بر باد رفت و ~~کفر و ایمانم بسوخت # 7 گفته های نعمت الله می نوشتم در کتاب %~% در ورق آتش فتاد و دست و ~~دیوانم بسوخت PageV1P0412 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشق تو دل در بر بسوخت %~% باز زرین بال عقلم پر بسوخت # 2 شمع عشقت آتشی در ما فکند %~% عود جانم در دل مجمر بسوخت # 3 آتشی از سوز سینه بر زدم %~% عقل چون پروانه پا تا سر بسوخت # 4 سوخته بودم آتش عشقت دگر %~% خوش برافروخت و مرا خوشتر بسوخت # 5 غیرت عشق تو بر زد آتشی %~% هرچه بود از غیر خشک و تر بسوخت # 6 غرقه بحر زلالیم ای عجب %~% جان ما از تشنگی در بر بسوخت # 7 تاب نور آفتاب مهر تو %~% شد پدید و مؤمن و کافر بسوخت # 8 عکس رویت بر رخ ساغر فتاد %~% آب آتش رنگ در ساغر بسوخت # 9 گرچه عالم سوخت از عشقت ولی %~% همچو سید دیگری کمتر بسوخت PageV1P0413 ### || [genre: Gh] # 1 علم ما در کتاب نتوان یافت %~% سر آب از شراب نتوان یافت # 2 در خیالش به خواب رفتی باز %~% وصل او را به خواب نتوان یافت # 3 رند هرگز به حلقه نرود %~% در چنان جا شراب نتوان یافت # 4 همه عالم چو ذره او خورشید %~% ذره بی آفتاب نتوان یافت # 5 این چنین دلبری که ما داریم %~% در جهان بی حجاب نتوان یافت # 6 در خرابات همچو سید ما %~% رند و مست و خراب نتوان یافت PageV1P0414 ### || [genre: Gh] # 1 علم ما در کتاب نتوان یافت %~% سر آب از شراب نتوان یافت # 2 بی حجاب است و خلق می گویند ms141 %~% حضرتش بی حجاب نتوان یافت # 3 چشم ما بحر در نظر دارد %~% به ازین بحر و آب نتوان یافت # 4 ما به شب آفتاب می بینیم %~% گر چه شب آفتاب نتوان یافت # 5 گنج عشقش حساب نتوان کرد %~% بی حسابش حساب نتوان یافت # 6 بگذر از نقش و از خیال مپرس %~% که خیالش به خواب نتوان یافت # 7 در خرابات همچو سید ما %~% رند و مست و خراب نتوان یافت PageV1P0415 ### || [genre: Gh] # 1 بی سبب وصل یار نتوان یافت %~% به خیالی نگار نتوان یافت # 2 از میان تا کناره نکنی %~% آن میان در کنار نتوان یافت # 3 بی زمستان سرد و آتش و دود %~% لذتی از بهار نتوان یافت # 4 می خمخانه در سرای حدوث %~% جرعه بی خمار نتوان یافت # 5 تا نگردی مقرب سلطان %~% بر در شاه بار نتوان یافت # 6 همچو سید حریف سرمستی %~% اندر این روزگار نتوان یافت PageV1P0416 ### || [genre: Gh] # 1 بی درد دل ای دوست دوا را نتوان یافت %~% بی رنج فنا گنج بقا را نتوان ~~یافت # 2 تا عاشق و رندانه به میخانه نیائی %~% رندان سراپرده ما را نتوان یافت # 3 تا نیست نگردی تو از این هستی موهوم %~% خود را نشناسی و خدا را نتوان ~~یافت # 4 آئینه دل تا نبود روشن و صافی %~% حسنی نتوان دید و صفا را نتوان یافت # 5 خوش آب و هوائی است می و کوی خرابات %~% خود خوشتر از این آب و هوا را ~~نتوان یافت # 6 درویش و فقیریم و ازین وجه غنی ایم %~% بی فقر یقین دان که غنا را ~~نتوان یافت # 7 چشمی که نشد روشن از این دیده سید %~% بینا نبود نور لقا را نتوان یافت ~~PageV1P0417 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل چو هوای گلستان یافت %~% هر کام که بود در زمان یافت # 2 در صومعه دل نیافت ذوقی %~% ذوقی ز حضور عاشقان یافت # 3 بی جام شراب عشق ساقی %~% نتوان کامی در این جهان یافت ms142 # 4 هر زنده دلی که کشته اوست %~% چون خضر حیات جاودان یافت # 5 تا دردی دردنوش کردیم %~% دل از همه دردها امان یافت # 6 عمری است که می خورم می عشق %~% هر چیز که یافت دل از آن یافت # 7 در کنج دل شکسته من %~% گنجی است که جان من عیان یافت # 8 زهد از بر ما کناره ای کرد %~% تا ساغر و باده در میان یافت # 9 مستیم و حریف نعمت الله %~% بزمی به از این کجا توان یافت PageV1P0418 ### || [genre: Gh] # 1 جانم از درد دل دوائی یافت %~% درد نوشید از آن صفائی یافت # 2 بینوا بود جان مسکینم %~% از نوای خدا نوائی یافت # 3 گنج اسمای حضرت سلطان %~% ناگه از کنج دل گدائی یافت # 4 درد دل هر که برد بر در او %~% آن قماشش بگو بهائی یافت # 5 دیده هر که نور رویش دید %~% در همه آینه لقائی یافت # 6 دل به میخانه رفت خوش بنشست %~% خوش مقامی و نیک جائی یافت # 7 نعمت الله ز خویش فانی شد %~% جاودان زان فنا بقائی یافت PageV1P0419 ### || [genre: Gh] # 1 دل ز جان بگذشت و جانان بازیافت %~% ترک یک جان کرد و صد جان بازیافت # 2 بست زناری ز کفر زلف او %~% مو به مو اسرار ایمان بازیافت # 3 خویش را در عشق او گم کرده بود %~% تا که از لطف خدا آن بازیافت # 4 درد درد عشق او بسیار خورد %~% لاجرم در درد درمان بازیافت # 5 گنج او در کنج دل می جست جان %~% گرچه مشکل بود آسان بازیافت # 6 گرد میخانه همی گشتی مدام %~% یار خود در بزم رندان بازیافت # 7 نعمت الله چون به دست او فتاد %~% سید سرمست مستان بازیافت PageV1P0420 ### || [genre: Gh] # 1 جان به خلوت سرای جانان رفت %~% دل سرمست سوی مستان رفت # 2 آفتابی به ماه رو بنمود %~% گشت پیدا و باز پنهان رفت # 3 مدتی زاهدی همی کردم %~% توبه بشکستم این زمان آن ms143 رفت # 4 عمر باقی که هست دریابش %~% در پی عمر رفته نتوان رفت # 5 هرکه جمعیتی ز خویش نیافت %~% ماند بیگانه و پریشان رفت # 6 باز حیران ز خاک برخیزد %~% از جهان هر کسی که حیران رفت # 7 نعمت الله رفیق سید شد %~% یار ما رفت گوئیا جان رفت PageV1P0421 ### || [genre: Gh] # 1 یار ما رفت گوییا جان رفت %~% جان چه قدرش بود که جانان رفت # 2 عمر ما بود رفت چه توان کرد %~% در پی عمر رفته نتوان رفت # 3 هر که با ما دمی نشد همدم %~% دم آخر که شد پریشان رفت # 4 رند مستی ز بزم ما کم شد %~% گوییا در پی حریفان رفت # 5 بود حلال مشکلات همه %~% لاجرم چون برفت آسان رفت # 6 نور چشم است در نظر پیداست %~% گرچه از چشم خلق پنهان رفت # 7 نعمت الله جان به جانان داد %~% عاشقانه به بزم سلطان رفت PageV1P0422 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی جان را به جانان داد و رفت %~% ماند این دنیای بی بنیاد و رفت # 2 در خرابات مغان مست و خراب %~% سر به پای خم می بنهاد و رفت # 3 قطره آبی به دریا در فتاد %~% چون توان کردن چنین افتاد و رفت # 4 شاهبازی بود در بند وجود %~% بند را از پای خود بنهاد و رفت # 5 زنده جاوید شد آن زنده دل %~% تا نگوئی مرده شد بر باد و رفت # 6 سرعت ایجاد و اعدام وی است %~% در زمانی ماهروئی زاد و رفت # 7 بنده بودم بندگی کردم مدام %~% سید آمد بنده شد آزاد و رفت PageV1P0423 ### || [genre: Gh] # 1 رند سرمستی ز پا افتاد و رفت %~% سر به پای خم می بنهاد و رفت # 2 بی خیانت او امانت را سپرد %~% عاشقانه جان به جانان داد و رفت # 3 گندم و جو کاشت خرمن گرد کرد %~% داد خرمن را همه بر باد و رفت # 4 شد مجرد خرقه را اینجا گذاشت %~% ماند این ms144 دنیای بی بنیاد و رفت # 5 هر که او با ما درین دریا نشست %~% در محیط بیکران افتاد و رفت # 6 گرچه بسیاری غم هجران کشید %~% وصل او چون یافت شد دلشاد و رفت # 7 لطف سید بنده خود را نواخت %~% بنده شد از لطف او آزاد و رفت ~~PageV1P0424 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله جان به جانان داد و رفت %~% بر در میخانه مست افتاد و رفت # 2 سید ما بنده خاص خداست %~% گوییا شد از جهان آزاد و رفت # 3 قرب صد سالی غم هجران کشید %~% عاقبت از وصل شد دلشاد و رفت # 4 تا نپنداری که او معدوم گشت %~% یا بداد او عمر خود بر باد و رفت # 5 برقعه ای از جسم و جان بربسته بود %~% بند برقع را ز رو بگشاد و رفت # 6 در خرابات مغان مست و خراب %~% سر به پای خم می بنهاد و رفت # 7 چون ندای ارجعی از حق شنود %~% زنده دل از عشق او جان داد و رفت # 8 کل شیئی هالک الا وجهه %~% خواند بر دنیای بی بنیاد و رفت # 9 نعمت الله دوستان یادش کنید %~% تا نگوئی رفت او از یاد و رفت ~~PageV1P0425 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله جان به جانان داد و رفت %~% بر در میخانه مست افتاد و رفت # 2 آفتابش از قمر بسته نقاب %~% آن نقاب از روی خود بگشاد و رفت # 3 بود استادی به شاگردان بسی %~% کرد شاگردان همه استاد و رفت # 4 در خرابات مغان مست و خراب %~% سر به پای خم می بنهاد و رفت # 5 او خلیفه بود در بغداد تن %~% رخت را بربست از بغداد و رفت # 6 عارفانه در جهان صد سال بود %~% نی چو غافل داد جان بر باد و رفت # 7 سید ما بود ظاهر شد نهان %~% بندگان را جمله کرد آزاد و رفت ~~PageV1P0426 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی جان را به جانان داد و رفت %~% رو ms145 به خاک راه او بنهاد و رفت # 2 تن رفیقی بود با او یار و غار %~% عاشقانه ناگهان افتاد و رفت # 3 بر سر کویش رسید و سر نهاد %~% بند را از پای خود بگشاد و رفت # 4 هر زمان نقشی نماید لاجرم %~% کرد روی چون نگاری شاد و رفت # 5 زنده جاوید شد ای جان من %~% گرچه می گویند او جان داد و رفت # 6 آمد اینجا و غم عالم نخورد %~% زان روان شد مظهر ایجاد و رفت # 7 بنده بودی بندگی کردی مدام %~% سید آمد بنده شد آزاد و رفت PageV1P0427 ### || [genre: Gh] # 1 گرد و خاک ما روان بر باد رفت %~% بنده زین گرد و غبار آزاد رفت # 2 جان ما هرگز غم دنیا نخورد %~% لاجرم او از جهان دلشاد رفت # 3 عاشق سرمست آمد سوی ما %~% عاقل مخمور بی بنیاد رفت # 4 یوسف مصری خوشی با مصر شد %~% یار بغدادی سوی بغداد رفت # 5 یاد می کردم بهشت جاودان %~% روی او دیدم بهشت از یاد رفت # 6 داد بخشد هر چه او بخشد به ما %~% تا نپنداری به ما بیداد رفت # 7 گر دمی بی سید خود بوده ام %~% حسرتی داریم کان بر باد رفت ~~PageV1P0428 ### || [genre: Gh] # 1 یار ما زاری ما نشنید و رفت %~% آمد و در حال وا گردید و رفت # 2 زلف او در تاب رفت از دست ما %~% دل ربود و سر ز ما پیچید و رفت # 3 جان ما را یک زمان دلشاد کرد %~% حال ما را یک زمان وا دید و رفت # 4 عمر ما بود و روان از ما گذشت %~% گفتمش بنشین دمی نشنید و رفت # 5 گر چه او با جان منش پیوندهاست %~% بی وفا پیوند خود ببرید و رفت # 6 عقل آمد تا مرا راهی زند %~% رند مستی دید از او ترسید و رفت # 7 نعمت الله بود یار غار ما %~% گوشه ای از بوستان بگزید و رفت ms146 ~~PageV1P0429 ### || [genre: Gh] # 1 در ره عشق چو ما بی سر و پا باید رفت %~% راه را نیست نهایت ابدا باید ~~رفت # 2 ما از این خلوت میخانه به جائی نرویم %~% که از این جنت جاوید چرا باید ~~رفت # 3 گر علاجی طلبد خسته به درگاه طبیب %~% دردمندانه به امید دوا باید رفت # 4 هر که دارد هوس دار بقا خوش باشد %~% بی سر و پا به سر دار فنا باید ~~رفت # 5 عارف ار آنکه به میخانه رود یا مسجد %~% هر کجا می رود از بهر خدا باید ~~رفت # 6 در پی عشق روان شو که طریقت اینست %~% تو چه دانی که در این راه کجا ~~باید رفت # 7 نعمت الله سوی کعبه روانست دگر %~% عاشقانه چو وی از صدق و صفا باید ~~رفت PageV1P0430 ### || [genre: Gh] # 1 فارغ از نام و نشان خواهیم رفت %~% رند سرمست از جهان خواهیم رفت # 2 رخت خود را تا کناری می کشیم %~% ناگهانی از میان خواهیم رفت # 3 تا نگوئی بنده ای از خواجه مرد %~% ما بر زنده دلان خواهیم رفت # 4 گر خطاب ارجعی آید به ما %~% عاشقانه خوش دوان خواهیم رفت # 5 عارفان رفتند از این عالم بسی %~% ما دگر چون عارفان خواهیم رفت # 6 جان ما دل زنده از جانان بود %~% زنده دل از ملک جان خواهیم رفت # 7 از ازل رندانه سرمست آمدیم %~% نزد سید هم چنان خواهیم رفت PageV1P0431 ### || [genre: Gh] # 1 به خرابات مغان بی سر و پا خواهم رفت %~% دردمندانه به امید دوا خواهم ~~رفت # 2 باز زنار سر زلف بتی خواهم بست %~% من سودا زده در دام بلا خواهم رفت # 3 گنج در گوشه میخانه سرمستان است %~% از چنین جای خوشی بنده کجا خواهم ~~رفت # 4 چون سر دار فنا دار بقا می بخشد %~% عاشقانه به سردار فنا خواهم رفت # 5 می روم تا به سراپرده او مست و خراب %~% بر در عاقل مخمور چرا خواهم ~~رفت ms147 # 6 به امیدی که مگر خاک در او گردم %~% میل دارم که چه بادی به هوا خواهم ~~رفت # 7 ای که گوئی به کجا می رود این سید ما %~% از خدا آمده بودم به خدا ~~خواهم رفت PageV1P0432 ### || [genre: Gh] # 1 عقل مشوش دماغ از سر ما رفت رفت %~% عشق درآمد ز در عقل ز جا رفت رفت # 2 نقش خیالی نگاشت هیچ حقیقت نداشت %~% بود هوا در سرش هم به هوا رفت رفت # 3 عمر به باد هوا داد در این گفتگو %~% میل صوابی نکرد راه خطا رفت رفت # 4 عاشق مستی رسید عربده آغاز کرد %~% عاقل مخمور از آن از بر ما رفت رفت # 5 هرکه به دریا فتاد نام و نشانش مجو %~% بشنو و دیگر مگو خواجه چرا رفت ~~رفت # 6 جام حبابی پر آب گر شکند صورتش %~% معنی او آب بود آب کجا رفت رفت # 7 سید هر دو سرا آمده بود از خدا %~% باز به حکم خدا نزد خدا رفت رفت ~~PageV1P0433 ### || [genre: Gh] # 1 تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت %~% چون سر زلفش وجودم مو به مو ~~سودا گرفت # 2 از بلای عشق آن بالا نمی نالیم ما %~% مبتلائیم از بلا این کار ما بالا ~~گرفت # 3 موج دریا می رسد ما را به دریا می کشد %~% اختیاری نیست ما را کی بود ~~بر ما گرفت # 4 عاشق مستیم اگر گفتیم اناالحق دور نیست %~% مرد عاقل کی گنه بر عاشق ~~شیدا گرفت # 5 در خرابات مغان خوش گوشه ای بگرفته ایم %~% گر بقا خواهی همین جا بایدت ~~مأوا گرفت # 6 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود %~% لاجرم آب وجود ما همه دریا ~~گرفت # 7 هر کسی دستی زده بر دامن صاحبدلی %~% نعمت الله دامن یکتای بی همتا ~~گرفت PageV1P0434 ### || [genre: Gh] # 1 تا که سودای خیالش در سویدا جا گرفت %~% چون سر زلفش وجودم مو به مو ~~سودا گرفت # 2 در ms148 هوایش چون بنفشه ما ز پا افتاده ایم %~% نرگسش عین عنایت از سر ما ~~وا گرفت # 3 چشم ما بر پرده دیده خیالش نقش بست %~% خوش نگاری لاجرم در دیده ما جا ~~گرفت # 4 روضه رضوان نجوید میل جنت کی کند %~% هر که در میخانه ما همچو ما مأوا ~~گرفت # 5 ما به جاروب مژه خاک درش را رفته ایم %~% گرد و خاک آن در او دامن ما ~~را گرفت # 6 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود %~% لاجرم از آب چشم ما جهان دریا ~~گرفت # 7 سید ما گر جفائی می کند ما بنده ایم %~% بندگان را کی رسد بر شاه بی ~~همتا گرفت PageV1P0435 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشم عالمی بر دیده ما جا گرفت %~% این چنین نور خوشی در جای خود ~~مأوا گرفت # 2 سوخته می خواست تا آتش زند در جان او %~% از میان سوختگان خویشتن ما را ~~گرفت # 3 عقل مخمور است و ما مست و خراب افتاده ایم %~% در چنین وقتی نباشد عقل ~~را بر ما گرفت # 4 ملک دل بگرفت عشقش غارت جان می کند %~% ترک سرمستی درآمد این ولایتها ~~گرفت # 5 مبتلائیم و بلا را مرحبائی می زنیم %~% زانکه از بالای او این کار ما ~~بالا گرفت # 6 تا به دست زلف او دادم دل سودا زده %~% چون سر زلفش وجودم مو به مو ~~سودا گرفت # 7 در سرابستان میخانه حضوری دیگر است %~% لاجرم سید حضوری یافت آنجا ~~جاگرفت PageV1P0436 ### || [genre: Gh] # 1 عشق دلبر در دل ما جا گرفت %~% خانه خالی دید از آن مأوا گرفت # 2 عاشق مستیم و در کوی مغان %~% عاقلان را کی بود بر ما گرفت # 3 هر کسی دستی و دامانی دگر %~% دست ما دامان بی همتا گرفت # 4 مبتلائیم و بلا جوئیم ما %~% از بلا این کار ما بالا گرفت # 5 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% لاجرم گرد جهان دریا گرفت ms149 # 6 عقل اگر ره را غلط کرد و برفت %~% کی کند بینا بنا بینا گرفت # 7 سید ما از همه عالم گرفت %~% درگه یکتای بی همتا گرفت PageV1P0437 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشقش خوشی در ما گرفت %~% بعد از آن در جمله اشیا گرفت # 2 رند سرمستیم در کوی مغان %~% محتسب را کی بود بر ما گرفت # 3 آن دل سرمست این دیوانگان %~% مو به مو از زلف او سودا گرفت # 4 عاشق ثابت قدم می جست از آن %~% عشق او معشوق ما ما را گرفت # 5 گفته مستانه ما فاش شد %~% در خرابات مغان غوغا گرفت # 6 خوش بلائی می کشیم از عشق او %~% کار ما از عاشقی بالا گرفت # 7 نعمة الله از همه عالم برید %~% درگه یکتای بی همتا گرفت PageV1P0438 ### || [genre: Gh] # 1 چشم مستش گوشه ای از ما گرفت %~% گوئیا از ما عنایت وا گرفت # 2 عارفانه خلوتی خالی گزید %~% کنج خلوتخانه تنها گرفت # 3 دل ز هجرش گر بنالد گو بنال %~% دیگران را کی بود بر ما گرفت # 4 بر امید وصل او جان عزیز %~% رفت و بر خاک درش مأوا گرفت # 5 آب چشم ما به هر سو شد روان %~% سو به سوی ما همه دریا گرفت # 6 در بلای عشق او افتاد دل %~% زان بلا این کار ما بالا گرفت # 7 نعمة الله رفت از عالم ولی %~% درگه یکتای بی همتا گرفت PageV1P0439 ### || [genre: Gh] # 1 گر وصال یار خواهی ترک جان باید گرفت %~% عشق اگر داری طریق عاشقان ~~باید گرفت # 2 در خرابات مغان مستیم و جام می به دست %~% ذوق ما می بایدت راه مغان ~~باید گرفت # 3 ترک سرمستست عشقش غارت جان می کند %~% ملک دل باید سپرد و ترک جان باید ~~گرفت # 4 در نظر نقش خیال روی او باید نگاشت %~% هرچه رو بنمایدت نقشی از آن ~~باید گرفت # 5 درد دردت گر دهد چون صاف درمان نوش کن %~% ور می ms150 صافی دهد دردم روان ~~باید گرفت # 6 ما خراباتی و رند و عاشق و میخواره ایم %~% ور تو مرد زاهدی از ما کران ~~باید گرفت # 7 گفته سید ز جان بشنو که می گوید ز جان %~% این چنین قول خوشی یادش به ~~جان باید گرفت PageV1P0440 ### || [genre: Gh] # 1 سید ما بر درش مأوا گرفت %~% گوشه ای در جنت المأوا گرفت # 2 خاطر ما در خرابات مغان %~% خوش مقامی یافت آنجا جا گرفت # 3 مبتلائیم از بلای عشق او %~% زان بلا این کار ما بالا گرفت # 4 آب چشم ما به هر سو شد روان %~% سو به سوی ما همه دریا گرفت # 5 عقل رفت و یار مخموری گزید %~% عشق سرمست آمد و ما را گرفت # 6 هرچه می گوئیم می گوید بگو %~% دیگری را کی رسد بر ما گرفت # 7 نعمت الله سر به پای او نهاد %~% دست او یکتای بی همتا گرفت ~~PageV1P0441 ### || [genre: Gh] # 1 سلطان عشق ملک جهان را روان گرفت %~% جانم فدای او که تمام جهان گرفت # 2 این عشق آتشی است که جان مرا بسوخت %~% داغی به دل نهاد و دلم زان نشان ~~گرفت # 3 گفتم که دامنش به کف آرم زهی خیال %~% بی دست عشق دامن او چون توان ~~گرفت # 4 نقش خیال غیر اگر دیده ای به خواب %~% شکرانه تمام دلم را به جان گرفت # 5 پیران روزگار چو می نوش می کنند %~% با محتسب مگو که هوس بر جوان گرفت # 6 مجنون اگر حکایت لیلی کند رواست %~% دیوانه است و نیست به دیوانگان ~~گرفت # 7 سید چو دید بنده که هستم غلام او %~% بگشود او کنار و مرا در میان گرفت ~~PageV1P0442 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب رخش جهان بگرفت %~% مهر رویش جهان جان بگرفت # 2 موج زد بحر عشق و از موجش %~% آب حیوان جهان روان بگرفت # 3 صورت عشق آشکارا شد %~% روی معنی از آن نشان بگرفت # 4 آینه چون خیال او بنمود ms151 %~% به خیالش خیال از آن بگرفت # 5 آتش شمع عشق رخسارش %~% جان پروانه جهان بگرفت # 6 دل ز جان سر به پای عشق افکند %~% دامن شاه مهربان بگرفت # 7 عین عشق است جان سید از آن %~% عین او عالم عیان بگرفت PageV1P0443 ### || [genre: Gh] # 1 شهرت ذوق ما جهان بگرفت %~% از مکان رفت و لامکان بگرفت # 2 قول مستانه ای که ما گفتیم %~% دل عاشق به جان روان بگرفت # 3 هر کجا عارفی است در عالم %~% این معانی از آن بیان بگرفت # 4 مطرب ما ترنمی فرمود %~% خرقه جمله عاشقان بگرفت # 5 خوش نگاری گرفته ام به کنار %~% او مرا نیز در میان بگرفت # 6 مدتی عقل بود همدم ما %~% دل ما عاقبت از آن بگرفت # 7 عشق سید گرفت سخت وجود %~% پادشه ملک جاودان بگرفت PageV1P0444 ### || [genre: Gh] # 1 عشق سلطان ما جهان بگرفت %~% تخت دل ملک جاودان بگرفت # 2 بگرفت آتشی و در ما زد %~% سوخته بودیم و در زمان بگرفت # 3 آفتابش چو برکشید علم %~% چتر عالم به سایه بان بگرفت # 4 عشق صاحبقران جهانگیر است %~% شاه صاحبقران جهان بگرفت # 5 صورت او نشان معنی داد %~% حکم معنی از آن نشان بگرفت # 6 نعمت الله به ذوق گویا شد %~% سخنش ملک جاودان بگرفت PageV1P0445 ### || [genre: Gh] # 1 معنی او نمود در صورت %~% نه به یک صورتی به هر صورت # 2 چشم ما تا جمال معنی دید %~% معنئی بیند و دگر صورت # 3 ذره ذره چو نور می بینم %~% آفتابی بود قمر صورت # 4 باده می نوش و جام را دریاب %~% معنئی بین و مینگر صورت # 5 هر چه بینیم صورت عشق است %~% لاجرم عاشقیم بر صورت # 6 چون که معنی ماست صورت او %~% نور چشمست و در نظر صورت # 7 جام گیتی نماست سید ما %~% نعمت الله نموده در صورت PageV1P0446 ### || [genre: Gh] # 1 چشمم به نور و معنی دیده جمال صورت %~% در آینه نموده نقش خیال صورت # 2 هر صورتی ms152 که بینی معنی در آن توان دید %~% معنی آن نظر کن بنگر کمال ~~صورت # 3 جام جهان نمائی گر رو به تو نماید %~% تمثال بی مثالش باشد مثال صورت # 4 از آفتاب حسنش مه نور وام کرده %~% گه بدر می نماید گاهی هلال صورت # 5 خوش لذتی که دارند جان و دلم همیشه %~% جان در هوای معنی دل در وصال ~~صورت # 6 خوش چشمه حیاتی گشته روان به هر سو %~% سیراب کرده ما را آب زلال صورت # 7 معنی و صورت ما باشند نعمت الله %~% می بین جمال معنی بنگر به حال صورت ~~PageV1P0447 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش نوش کن گر صاف درمان بایدت %~% جان فدا کن همچو ما گر وصل ~~جانان بایدت # 2 گر عطای شاه می خواهی گدائی کن چو ما %~% بندگی کن بر درش گر قرب سلطان ~~بایدت # 3 در سواد کفر زلفش نور ایمان رو نمود %~% ظلمت کفرش بجو گر نور ایمان ~~بایدت # 4 بایدت چون گوی گردیدن به سر در کوی دوست %~% گر ز دست پادشه انعام ~~چوگان بایدت # 5 آرزوی باده داری ساقی مستی طلب %~% با خضر همراه شو گر آب حیوان بایدت # 6 گر هوای کعبه داری از بیابان رو متاب %~% رنج باید برد اگر گنج فراوان ~~بایدت # 7 جام جم شادی روی نعمت الله نوش کن %~% همدم ما شو دمی گر ذوق رندان ~~بایدت PageV1P0448 ### || [genre: Gh] # 1 هر که بد بازی کند بد باز گردد عاقبت %~% ور کسی نیکو نشد بد باز گردد ~~عاقبت # 2 گرچه بی ساز است ساز مطرب عشاق ما %~% گر نوازد ساز ما با ساز گردد ~~عاقبت # 3 همدم جامیم و با ساقی حریفی می کنیم %~% خوش بود گر همدمی دمساز گردد ~~عاقبت # 4 عاشقی گر پیش معشوقی نیازی می کند %~% آن نیاز عاشقان با ناز گردد ~~عاقبت # 5 هر که او در سایه فر هما مأوا گرفت %~% گرچه گنجشکی بود شهباز گردد ~~عاقبت # 6 عقل مخمور است ms153 دردسر به رندان می دهد %~% بی غمی داند که او غمساز گردد ~~عاقبت # 7 سید از بنده تمیزی گر کند صاحبدلی %~% در میان عاشقان ممتاز گردد عاقبت ~~PageV1P0449 ### || [genre: Gh] # 1 چون من ز ولای تو رسیدم به ولایت %~% تا جان بودم روی نتابم ز ولایت # 2 ای یار بلای تو مرا راحت جان است %~% جان را چه کنم گر نبود ذوق بلایت # 3 عمریست که ما منتظر دولت وصلیم %~% با من نظری کن ز سر لطف و عنایت # 4 سریست مرا با تو که با کس نتوان گفت %~% رازیست که پیدا نتوان کرد ~~بدایت # 5 ای عقل برو از بر من هرزه چه گوئی %~% ترک می و ساقی نکنم من به حکایت # 6 عشقست مرا محرم و عشقی به کمال است %~% درد است مرا همدم و دردیست به ~~غایت # 7 در کوی خرابات مغان مست و خرابم %~% هم صحبت من سید رندان ولایت ~~PageV1P0450 ### || [genre: Gh] # 1 در کوی خرابات نشستم به سلامت %~% سر حلقه رندانم و فارغ ز ملامت # 2 خوش خانه امنی است بیائید و ببینید %~% مستان همه خوش ایمن و یاران به ~~سلامت # 3 زین خلوت میخانه به جائی نتوان رفت %~% نه یک دو سه روزی نروم تا به ~~قیامت # 4 هر کس که ازین مجلس ما روی بتابد %~% جاوید ندیمش نبود غیر ندامت # 5 گر زاهد مخمور مرا قدر نداند %~% بسیار عزیزم بر رندان به کرامت # 6 هر ذره که بینی به تو خورشید نماید %~% روشن نتوان دید نظر کن به تمامت # 7 خوش جام حبابیست که پرآب حیاتست %~% می نوش و غنیمت شمر آن جام مدامت # 8 اعیان چو همه صورت اسمای الهند %~% نامی طلب ای خواجه که نامی است به ~~نامت # 9 گر بنده سید شوی و یار حریفان %~% سلطان جهان یار شود بلکه غلامت ~~PageV1P0451 ### || [genre: Gh] # 1 رفتی به سلامت به سلامت به سلامت %~% امید که آئی و من آیم به سلامت # 2 سر ms154 در قدمت بازم و جان را بسپارم %~% دست من و دامان تو تا روز قیامت # 3 از روی کرم یاد کن این بنده خود را %~% ای جان به فدای تو و آن نامه و ~~نامت # 4 دل زنده شود چون برسد از تو پیامی %~% یابیم حیات ابدی ما ز پیامت # 5 هرچند ملامت که کند عقل ز عشقت %~% عاشق نرود از سر کویت به ملامت # 6 آمد دل و در دام سر زلف تو افتاد %~% مرغیست مبارک که فتادست به دامت # 7 جانا نظری کن که منم بنده سید %~% تو شاه جهانی و جهان باد به کامت ~~PageV1P0452 ### || [genre: Gh] # 1 هرگز نبود عاشقی و راه سلامت %~% رندان نگریزند ز مستان به ملامت # 2 تو میر خراباتی و من مست خرابم %~% رندانه درین هفته بیابیم به سلامت # 3 سر در قدمت بازم و پای تو ببوسم %~% دست من و دامان تو تا روز قیامت # 4 در خاک درت هر که نشنید بتوان یافت %~% در صدر خرابات به صد عجز و ~~کرامت # 5 گر دل نفسی نقش خیال دیگری دید %~% جان پیشکشت می کنم اینک به غرامت # 6 از خال نهی دانه و از زلف کشی دام %~% مرغ دل خلقی همه افتاده به دامت # 7 می نوش کن ای سید رندان خرابات %~% شادی حریفان که جهان باد به کامت ~~PageV1P0453 ### || [genre: Gh] # 1 مستیم و خرابیم و گرفتار خرابات %~% سرگشته در آن کوچه چو پرگار خرابات # 2 هر کس پی کاری و حریفی و ندیمی %~% ما را نبود کار به جز کار خرابات # 3 سر حلقه رندان سراپرده عشقیم %~% هم صحبت ما خدمت خمار خرابات # 4 از عقل مجو صورت میخانه معنی %~% از ما طلب ای یار تو اسرار خرابات # 5 در زمزمه مطرب عشاق کلامم %~% حیران شده ات بلبل گلزار خرابات # 6 از غیرت آن شاهد سرمست یگانه %~% دیار نمی گنجد در دار خرابات # 7 ایام به کام است و حریفان به ms155 مرادند %~% از بندگی سید سردار خرابات ~~PageV1P0454 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم و می صحبت رندان خرابات %~% سرگشته در آن کوچه چو رندان خرابات # 2 میخانه ما وقف و سبیل است به رندان %~% جاوید به فرموده سلطان خرابات # 3 مستیم و خرابیم و سر از پای ندانیم %~% دل داده و جان نیز به جانان ~~خرابات # 4 خوانی است خرابات نهاده بر رندان %~% خوردیم بسی نعمت از این خوان ~~خرابات # 5 جمعی ز سر زلف بتی گشته پریشان %~% جمعیت از آن یافت پریشان خرابات # 6 ذوقی که دلم راست به عالم نتوان گفت %~% این ذوق طلب کن تو ز یاران ~~خرابات # 7 در کوی خرابات نشستیم به عشرت %~% با سید سرمست و حریفان خرابات ~~PageV1P0455 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله مظهر ذات و صفات %~% گه صفاتش می نماید گاه ذات # 2 عارفی چون او در این عالم که دید %~% جمع کرده ممکنات و واجبات # 3 او به او باقی و ما باقی به او %~% عمر جاوید است او را این حیات # 4 او یک است و گر یکی گوید که دو %~% تو یکی می گو مگو آن ترهات # 5 درد دردش دردمندانه بنوش %~% زانکه درد او تو را باشد دوات # 6 می کنم علم معانی را عمل %~% کی پرستم صورت لات و منات # 7 سالها باید که تا پیدا شود %~% همچو سید سیدی در کاینات PageV1P0456 ### || [genre: Gh] # 1 فانی تمام خدمت اوست %~% باقی به بقای حضرت اوست # 2 از رحمت اوست جمله عالم %~% او غرقه بحر رحمت اوست # 3 نعمت چه کند چو نعمت‌الله %~% پرورده ناز و نعمت اوست PageV1P0457 ### || [genre: Gh] # 1 تبخال زده بر لب من خسته از آن است %~% گویی که چو من بر لب شیرین ~~نگران است # 2 صد بوسه زده بر لب من خسرو شیرین %~% چون دید که حال لب دل خسته چنان ~~است # 3 گر زانکه نزد بر لب من بوسه دل آرام %~% بر لعل لب ما تو بببین ms156 کاین چه ~~نشان است # 4 از اشک شکر بار من بوسه بسی داد %~% جوشیدن این لب همه شیرینی آن است ~~PageV1P0458 ### || [genre: Gh] # 1 ملک داری همه به تدبیر است %~% گر چه تدبیر هم به تقدیر است # 2 هر که تأخیر کرد در تدبیر %~% عاقبت کار او به تقصیر است # 3 سخن نوجوان دگر باشد %~% این نصیحت ز گفته پیر است # 4 پادشاهی که می‌کند تدبیر %~% شاه صاحبقران جهانگیر است PageV1P0459 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را مسجد و میخانه یکی است %~% عشق را عاقل و دیوانه یکی است # 2 عشق جانان خود و جان خود است %~% عشق را دلبر و جانانه یکی است # 3 عشق را آتش دلسوزی هست %~% نزد او خرمن و یک دانه یکی است PageV1P0460 ### || [genre: Gh] # 1 عشق آمد و عقل کرد غارت %~% ای دل تو به جان بر این بشارت # 2 ترک عجمیست عشق دانی %~% ور ترک غریب نیست غارت # 3 گفتم به عبارتی در آرم %~% وصف رخ او به استعارت # 4 چون آتش عشق او برافروخت %~% هم عقل بسوخت هم عبارت PageV1P0461 ### || [genre: Gh] # 1 عمر بی او که بر سر آری هیچ %~% جان که بی عشق او سپاری هیچ # 2 همه عالم عدم بود بی او %~% به عدم می روی چه آری هیچ # 3 هر خیالی که نقش می بندی %~% گر نه آن نقش او نگاری هیچ # 4 یار کز جور یار بگریزد %~% باشد آن یار هیچ و یاری هیچ # 5 عشق می باز و جام می می نوش %~% به از این کار کار داری هیچ # 6 دولت وصل او دمی باشد %~% آن دم ار ضایعش گذاری هیچ # 7 نعمت الله حریف رندان است %~% گر تو بیچاره در خماری هیچ PageV1P0462 ### || [genre: Gh] # 1 ما را به غیر او نبود التفات هیچ %~% زیرا که نیست جز کرم او نجات هیچ # 2 خضر و هوای چشمه و آب حیات و ما %~% نبود به جز زلال وصالش حیات هیچ # 3 ms157 ای جان همیشه شادی تو باد ورد دل %~% وی دل مباد جز غم عشقش دوات هیچ # 4 هیچست این جهان و تو دل را در او مپیچ %~% وین بند پیچ پیچ مپیچان به ~~پای هیچ # 5 در حضرتی گریز که روحانیان قدس %~% جز حضرتش دگر نکند التفات هیچ # 6 در عرصه ممالک او هر دو کون پست %~% با ملک کبریائی او کاینات هیچ # 7 سید تو جان بباز به عشقش که غیر او %~% شایسته نیست در دو جهان خونبهات ~~هیچ PageV1P0463 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد %~% این عنایت بین که چون با ~~بخت من افتاد باد # 2 در هوای آنکه یابد باد بوی آن نگار %~% بر در هر خانه روی خویشتن بنهاد ~~باد # 3 هر کسی کو می‌خورد جام غم انجام غمش %~% نوش جانش باد دایم در جهان ~~دلشاد باد # 4 خانقه گر گشت ویران باده نوشان را چه غم %~% عمر رندان باد دایم میکده ~~آباد باد # 5 هر که بنیادی ندارد هیچ بنیادش منه %~% عقل بی ‌بنیاد باشد کار بی ~~‌بنیاد باد # 6 دل به جان آمد ز مخموران کنج صومعه %~% مجلس رندان و کوی باده نوشان ~~شاد باد # 7 هر که باشد بنده سید غلام او منم %~% بنده سید همیشه از غمان آزاد باد ~~PageV1P0464 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به روی ما فتاد %~% سو به سو گشت او ولی دریا فتاد # 2 روی ما خوش بود خوشتر شد از آن %~% آبرو داریم بروتا فتاد # 3 آب دیده اشک مردم ‌زاده بود %~% خورش روان گردید در دریا فتاد # 4 چیست عالم شبنمی از بحر ما %~% میل مأوا کرد با مأوا فتاد # 5 عاقلی نقش خیالی بسته بود %~% عشق آمد کار او در پا فتاد # 6 هر که افتاد او ز چشم عارفی %~% دل به او کم ده که از دلها فتاد # 7 نعمت‌الله در خرابات مغان %~% مجلسی رندانه دید آنجا فتاد ms158 PageV1P0465 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% روی خود بر روی ما نیکو نهاد # 2 جان به عاشق می‌ دهد معشوق ما %~% این چنین رسم نکویی او نهاد # 3 پیر ما بزم خوش مستانه‌ ای %~% گر نظر داری ببین تا چون نهاد # 4 عشق سرمست است و می‌گوید سخن %~% گفتگوی عقل را یک سو نهاد # 5 جان ما آئینه گیتی‌ نما است %~% ساده ‌دل با دوست رو بر رو نهاد # 6 خوش بهشت جاودان دارد چو ما %~% هر که با خاک درش پهلو نهاد # 7 نعمت‌الله را به عالم عرضه کرد %~% در دل عشاق جست و جو نهاد ~~PageV1P0466 ### || [genre: Gh] # 1 در دلم غیر او نمی‌گنجد %~% بد چه شد نکو نمی‌ گنجد # 2 در مقامی که آن یگانه ماست %~% دو چه گوئی که دو نمی‌ گنجد # 3 خم بیاور ز ما دمی می‌ بر %~% می ما در سبو نمی‌ گنجد # 4 نقل را مان و عقل را بگذار %~% زانکه این گفت و گو نمی‌ گنجد # 5 در دو عالم به جز یکی نبود %~% رشته یک تو دو تو نمی ‌گنجد # 6 چون به غیر از یکی نمی ‌یابم %~% در دلم جست‌و‌جو نمی ‌گنجد # 7 دردمندیم و درد می‌ نوشیم %~% خم چه شد با شد سبو نمی‌ گنجد‌ ~~PageV1P0467 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیی جام سوی ما آورد %~% نزد ما خوشتر است از ما ورد # 2 چشم ما روشن است و روشن باد %~% کابرویی به روی ما آورد # 3 عاشقان درد درد می‌ نوشند %~% این چنین درد کی خورد بی درد # 4 عشق او مرد مرد می ‌جوید %~% مرد عشقش کجا بود نامرد # 5 عقل اگر پند می ‌دهد مشنو %~% چه شنوی وعظ واعظ دم سرد # 6 ساغر می مدام می نوشم %~% به ازین جام باده باید خورد # 7 رند مستی که ذوق ما دریافت %~% آفرین خدا به سید کرد PageV1P0468 ### || [genre: Gh] # 1 ترک سر‌مستی مرا دامن کشانم می‌کشد ms159 %~% باز بگشوده کنار و در میانم ~~می‌کشد # 2 در کش خود می‌ کشد ما را به صد لطف و کرم %~% گه چنینم می‌نوازد گه ~~چنانم می‌کشد # 3 کی کشد ما را چو لطفش می‌کشد ما را به ناز %~% عاشق مست خرابم کش کشانم ~~می‌کشد # 4 از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفت %~% از زمین برداشته بر آسمانم ~~می‌کشد # 5 می‌کشم نقش خیالش بر سواد چشم خود %~% زانکه این نقش خیال او روانم ~~می‌کشد # 6 جذبه او می ‌رسد خوش می‌ کشد ما را به ذوق %~% در کشاکش اوفتادم چون ~~دوانم می کشد # 7 نعمت‌الله جمله عالم را به سوی خود کشید %~% جان فدای او که عشق او به ~~جانم می‌کشد PageV1P0469 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای یار و بر اغیار می‌خند %~% بنوش این جام و با خمار می‌خند # 2 یکی ایمان گزید و دیگری کفر %~% تو مؤمن باش و با کفار می‌خند # 3 یکی با تو نعم گوید یکی لا %~% تو با اقرار و با انکار می‌خند # 4 چو دنیا نیست مأوای حکومت %~% دلا بر ریش دنیادار می‌خند # 5 زبان بربند و خامش باش در عشق %~% مشو بی ‌زار و بر آزاد می‌خند # 6 بیا چون نعمت‌الله ناظر حق %~% ببین دیدار و بر دیدار می‌خند ~~PageV1P0470 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانی که در جهان باشند %~% همچو جان در بدن روان باشند # 2 می و جامند همچو آب و حباب %~% موج و دریا همین همان باشند # 3 خوش کناری گرفته‌اند ز اغیار %~% گر چه با یار در میان باشند # 4 از همه پادشه نشان دارند %~% بی‌نشانی از آن نشان باشند # 5 خلق و حق را به ذوق دریابند %~% واقف از سر این و آن باشند # 6 نعمت‌الله را به دست آور %~% تا بدانی که آنچنان باشند PageV1P0471 ### || [genre: Gh] # 1 دیده ما چو روی او بیند %~% بد نبیند همه نکو بیند # 2 چشم ما آب در نظر دارد %~% غرق بحر است سو به ms160 سو بیند # 3 عاشقانه در آینه نگرد %~% خود و معشوق روبرو بیند # 4 دیگری می خورد نبیند جام %~% بنده می‌نوشد و سبو بیند # 5 لیس فی الدار غیره دیار %~% احول است آن یکی به دو بیند # 6 دیده روشن به نور اوست مدام %~% نور رویش به نور او بیند # 7 رشته یکتو است ای برادر من %~% نعمت‌الله کجا دو تو بیند PageV1P0472 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور او بود %~% این چنین چشم خوشی نیکو بود # 2 روبروی خویش بنشیند چو ماه %~% آئینه گر ساده و یک‌رو بود # 3 دل به دریا رفت و ماه در پیش %~% حال دریا عاقبت تا چو شود # 4 عشق سرمست او می‌نوشد مدام %~% عقل مخمور و بگفت و گو بود # 5 هر که باشد بنده سلطان ما %~% بر در او پادشه انجو بود # 6 از ازل یاری که دارد دولتی %~% تا ابد دایم به جست و جو بود # 7 نعمت‌الله میر سرمستان ما است %~% میر میران نزد او میرو بود ~~PageV1P0473 ### || [genre: Gh] # 1 هر که رخسار تو بیند به گلستان نرود %~% هر که درد تو کشد از پی درمان ~~نرود # 2 آنکه در خانه دمی با تو به خلوت بنشست %~% به تماشای گل و لاله و ریحان ~~نرود # 3 خضر اگر لعل روان بخش تو را دریابد %~% بار دیگر به لب چشمه حیوان نرود # 4 گر نه امید لقای تو بود در جنت %~% هیچ عاشق به سوی روضه رضوان نرود # 5 مرد باید که ز شمشیر نگرداند روی %~% گر نه از خانه همان به که به ~~میدان نرود # 6 هوسم بود که در کیش غمت کشته شوم %~% لیکن این لاشه ضعیف است و به ~~قربان نرود # 7 در ازل بر دل ما عشق تو داغی بنهاد %~% که غمش تا به ابد از دل بریان ~~نرود # 8 چند گفتی به هوس از پی دل چند روی %~% عاشق دلشده چون از پی جانان نرود # 9 ms161 نعمت‌الله ز الطاف تو گوید سخنی %~% عاشق آن است که جز در پی جانان ~~نرود PageV1P0474 ### || [genre: Gh] # 1 در رحمت خدا به ما بگشود %~% این چنین در خدا به ما بگشود # 2 در گنجینه حدوث و قدم %~% به گدایان بینوا بگشود # 3 نقد گنجینه را به ما بنمود %~% چشم ما را به عین ما بگشود # 4 در به بیگانگان اگر در بست %~% همه درها به آشنا بگشود # 5 گر در صومعه ببست چه شد %~% در میخانه حالیا بگشود # 6 برقع کاینات را برداشت %~% این معمای ما به ما بگشود # 7 مشکلاتی که بود حلوا کرد %~% چشم ما را به آن لقا بگشود # 8 جان ما بود بسته عالم %~% کرمی کرد و بنده را بگشود # 9 این عنایت نگر که سید ما %~% در به این بنده گدا بگشود PageV1P0475 ### || [genre: Gh] # 1 دولتی خوش خدا به ما بخشید %~% جام گیتی نما به ما بخشید # 2 کرم پادشاه ما بنگر %~% پادشاهی به این گدا بخشید # 3 گنج اسما به ما عطا فرمود %~% گر به اصحاب دو سرا بخشید # 4 ما از او غیر از او نمی‌جستیم %~% آشنا یافت خویش را بخشید # 5 درد دردش به ذوق نوشیدیم %~% لاجرم این چنین دوا بخشید # 6 چون که سید شفیع خود کردیم %~% نعمت‌الله را به ما بخشید PageV1P0476 ### || [genre: Gh] # 1 آن چنان ذاتی نهان اندر صفت پیدا بود %~% جامع ذات و صفاتش نزد ما اسما ~~بود # 2 ز آفتاب حسن او عالم منور شد تمام %~% همچنان روشن بود مجموع عالم تا ~~بود # 3 نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست %~% بحر می داند که او با ما ~~درین دریا بود # 4 ما چنین تشنه به هر سو می دویم از بهر آب %~% ای عجب آبی که ما جوئیم ~~عین ما بود # 5 آن یکی در هر یکی کرده تجلی لاجرم %~% هر یکی در ذات خود یکتای بی همتا ~~بود # 6 فی المثل یک ms162 دایره این شکل عالم فرض کن %~% حق محیط و نقطه روح و دایره ~~اشیا بود # 7 مجلس عشقست و سید مست و ساقی در حضور %~% جنت است و هم لقاگر بایدت ~~اینجا بود PageV1P0477 ### || [genre: Gh] # 1 کون جامع جامع اسما بود %~% مظهر او مجمع اشیا بود # 2 آفتابی تافته بر آینه %~% نور او زان نور مه سیما بود # 3 در ازل رندی که با ما باده خورد %~% همچنان مست است و باشد تا بود # 4 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% این کسی داند که او از ما بود # 5 جام می در دور و ساقی در حضور %~% مجلس ما جنت المأوا بود # 6 چشم عالم روشنست از نور او %~% دیده ای بیند که او بینا بود # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% لاجرم یکتای بی همتا بود ~~PageV1P0478 ### || [genre: Gh] # 1 آبروی ما ز چشم ما بود %~% این چنین سرچشمه ای اینجا بود # 2 می رود آبی روان بر روی ما %~% سو به سو در عین ما دریا بود # 3 عالمی آئینه دار حضرتند %~% در همه آئینه او پیدا بود # 4 روی او بیند به نور روی او %~% هر که او را دیده بینا بود # 5 موج دریائیم و دریا عین ما %~% ما به ما بیند کسی کز ما بود # 6 اسم اعظم چون صفات ذات اوست %~% جمله اشیا جامع اسما بود # 7 هیچ شی بی نعمت الله هست نیست %~% نعمت الله با همه اشیا بود ~~PageV1P0479 ### || [genre: Gh] # 1 قطره و دریا همه از ما بود %~% آب عین قطره و دریا بود # 2 موج دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما بر ما حجاب ما بود # 3 چشم عالم روشنست از نور او %~% دیده ای بیند که او بینا بود # 4 ز آفتاب حسن او هر ذره ای %~% در نظر چون ماه خوش سیما بود # 5 در دو عالم هرچه آید در نظر %~% حضرت یکتای بی همتا ms163 بود # 6 دل به میخانه کشد ما را مدام %~% میل رند مست با مأوا بود # 7 در همه جا نعمت الله را بجو %~% جای این بی جای ما هر جا بود ~~PageV1P0480 ### || [genre: Gh] # 1 هر که چون ما غرقه دریا بود %~% واقف اسرار ذوق ما بود # 2 در دو عالم هر که آن یک را شناخت %~% عارف یکتای بی همتا بود # 3 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% صحبت رندان ما اینجا بود # 4 دل به میخانه کشد عیبش مکن %~% میل دل دایم سوی مأوا بود # 5 مبتلائیم و بلا را طالبیم %~% چون بلای خوش از آن بالا بود # 6 چشم ما روشن به نور روی او است %~% این چنین چشم خوشی بینا بود # 7 نعمت الله رند و سرمستی خوش است %~% گرچه با تنها بود تنها بود ~~PageV1P0481 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه را ذوقش به سوی ما بود %~% همچو ما غرقه درین دریا بود # 2 موج دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما بر ما حجاب ما بود # 3 چشم عالم روشن است از نور او %~% دیده ای بیند که او بینا بود # 4 کنت کنزا گنج اسمای وی است %~% مخزن آن جمله اشیا بود # 5 هرچه بینی مظهر اسمای اوست %~% کون جامع جامع اسما بود # 6 جام و می با همدگر باشد مدام %~% این چنین بوده است و باشد تا بود # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% سیدم یکتای بی همتا بود PageV1P0482 ### || [genre: Gh] # 1 روح اعظم ذره بیضا بود %~% صورت و معنای جد ما بود # 2 بنده خوانندش ولیکن سید است %~% موج گویندش ولی دریا بود # 3 نکته ای از موج دریا گفته ایم %~% این کسی داند که او از ما بود # 4 قول ما از عالم سفلی مجو %~% این سخن از عالم بالا بود # 5 سر ببازد بر سر کویش به عیش %~% در سر هر کس که این سودا بود # 6 نور چشمی در ms164 نظر پیدا شده %~% کی ببیند هر که نابینا بود # 7 در گلستان شهادت روز و شب %~% سید ما بلبل گویا بود PageV1P0483 ### || [genre: Gh] # 1 بحر ما دریای بی پایان بود %~% آب ما از چشمه حیوان بود # 2 چشم عالم روشن است از نور او %~% روشنی چشم مردم آن بود # 3 باطنست او وز همه ظاهر تو راست %~% این چنین پیدا چنان پنهان بود # 4 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% هر دو را می بین که او یکسان بود # 5 نعمت الله مست و جام می به دست %~% سید ما میر سرمستان بود PageV1P0484 ### || [genre: Gh] # 1 بحر ما دریای بی پایان بود %~% آب ما از چشمه حیوان بود # 2 کنج دل گنجینه معمور اوست %~% گرچه دل کاشانه ویران بود # 3 درد درد عشق او را نوش کن %~% زانکه درد درد او پنهان بود # 4 جان چه باشد تا سخن گوید ز جان %~% هر کسی کو عاشق جانان بود # 5 نور چشم است از همه پیداتر است %~% تا نپنداری که او پنهان بود # 6 گر که بینی دست او را بوسه ده %~% زانکه دست او از آن دستان بود # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% این چنین رندی مرا مهمان بود ~~PageV1P0485 ### || [genre: Gh] # 1 جان بی جانان تن بی جان بود %~% خوش نباشد جان که بی جانان بود # 2 کنج دل گنجینه عشق وی است %~% آنچنان گنجی در این ویران بود # 3 چشم ما بسته خیالش در نظر %~% روشنی دیده ما آن بود # 4 آفتابست او و عالم سایه بان %~% این چنین پیدا چنان پنهان بود # 5 دل به دریا ده بیا با ما نشین %~% زانکه اینجا بحر بی پایان بود # 6 دو نماید صورت و معنی یکی است %~% موج و دریا نزد ما یکسان بود # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% دیدم او ساقی سرمستان بود PageV1P0486 ### || [genre: Gh] # 1 عقل کل در عشق سرگردان بود %~% لاجرم ms165 دایم چنین حیران بود # 2 چرخ می گردد به عشقش روز و شب %~% همچو این درویش سرگردان بود # 3 خود گدائی را کجا باشد مجال %~% اندر آن حضرت که آن سلطان بود # 4 نوش کن دردی درد او مدام %~% زانکه درد درد او درمان بود # 5 گنج عشق او بجو در کنج دل %~% گنج او کنج دل ویران بود # 6 روی چون ماهان بود تازه مدام %~% هر که او امروز در ماهان بود # 7 سید مستان ما دانی که کیست %~% آنکه دایم مست با مستان بود PageV1P0487 ### || [genre: Gh] # 1 نقل ما چون نقد سرمستان بود %~% در همه عالم از آن دستان بود # 2 دست ما و دامن او بعد از این %~% خوش بود دستی کز آن دستان بود # 3 روضه ما جنت پر حوریان %~% بوستان شیخ در ماهان بود # 4 چشم ما تا دید آب رو از آن %~% در نظر دریای بی پایان بود # 5 هر که باشد عارف ذات و صفات %~% شاید ار گوئی که او انسان بود # 6 عاشق او زنده باشد تا ابد %~% جان عاشق زنده از جانان بود # 7 گر خراب است خانه ما باک نیست %~% جای گنجش در دل ویران بود # 8 هر که آید در نظر ای نور چشم %~% آن نمی گویم ولیکن آن بود # 9 در خرابات فنا خوش ساکنیم %~% نعمت الله میر سرمستان بود PageV1P0488 ### || [genre: Gh] # 1 جان بی جانان تن بی جان بود %~% خوش بود جانی که با جانان بود # 2 دردمندان را دوا درد دل است %~% این چنین دردی مرا درمان بود # 3 عشق را خود با سر و سامان چه کار %~% کار عاشق بی سر و سامان بود # 4 هر که او پابسته زلف بتی است %~% همچو مو پیوسته سرگردان بود # 5 هر کسی کز عشق او کشته شود %~% او نمیرد زنده جاویدان بود # 6 عشق او گنجی و دل پروانه ای %~% جای گنجش در دل ویران بود # 7 ms166 سید و بنده اگر خواهی بیا %~% نعمت الله جو که این و آن بود ~~PageV1P0489 ### || [genre: Gh] # 1 دل که بی دلبر بود بی جان بود %~% خوش بود جانی که با جانان بود # 2 نور او در دیده ما رو نمود %~% گرچه از چشم شما پنهان بود # 3 کنج دل گنجینه عشق ویست %~% جای گنجش در دل ویران بود # 4 هر که دید آئینه گیتی نما %~% بر جمال خویشتن حیران بود # 5 ذوق ما از عقل می پرسی مپرس %~% این کسی داند که او را آن بود # 6 کشته او زنده جاوید شد %~% پیش او مردن مرا آسان بود # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% ساقی سرمست می نوشان بود PageV1P0490 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود دردی که درمان او بود %~% خرم آن جانی که جانان او بود # 2 کفر زلفش رونق ایمان ماست %~% کفر کی باشد که ایمان او بود # 3 گرد عالم روز و شب گردیده ام %~% دیده ام پیدا و پنهان او بود # 4 بی نشانی آیتی در شأن اوست %~% شأن او نام و نشان او بود # 5 موج دریائیم و دریا عین ماست %~% هر چه ما داریم آن او بود # 6 عین او در عین ما چون شد عیان %~% در همه عالم عیان او بود # 7 عارفانه گفته سید بخوان %~% کاین معانی از بیان او بود PageV1P0491 ### || [genre: Gh] # 1 حاصلم از دین و دنیا او بود %~% این چنین خوش حاصلی نیکو بود # 2 در دو آئینه یکی چون رو نمود %~% دو نماید آن یکی نی دو بود # 3 صوفیانه جامه را شوئیم پاک %~% کار ما پیوسته شست وشو بود # 4 جام می در دوره می گردد مدام %~% خوش بود آن دم که همدم او بود # 5 آینه گر چه دو رو باشد ولی %~% در دو رویش روی او یک رو بود # 6 یک سر موئی نمی یابی از او %~% تا حجاب تو سر یک مو بود # 7 سید ms167 ما از عرب پیدا شده %~% شاه ترکستان برش هندو بود PageV1P0492 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه آید در نظر چون او بود %~% عین او درچشم ما نیکو بود # 2 موج و دریا نزد ما باشد یکی %~% گرچه آن یک اسم و رسمش دو بود # 3 گفتم این رشته مگر باشد دو تو %~% سر به سر دیدم همه یک تو بود # 4 جز وجود او نمی یابم دگر %~% با وجود او وجودی چو بود # 5 بوی دستنبوش می آید ز دست %~% هر که را در دست دستنبو بود # 6 وجه او در وجه هر یک رو نمود %~% آن یکی با هر یکی یک رو بود # 7 زلف سید را نمی آری به دست %~% تا حجاب راه تو یک مو بود PageV1P0493 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور او بود %~% این چنین چشمی خوش و نیکو بود # 2 آینه با او نشسته روبرو %~% روشنی آئینه را زان رو بود # 3 گر تو می گوئی که این رشته دو تو است %~% تو غلط گفتی که آن یک تو بود # 4 قطره و دریا به نزد ما یکی است %~% دو نماید در نظر نی دو بود # 5 هر که او را یافت آن را یافته %~% همچو ما دایم به جست و جو بود # 6 جود او بخشید عالم را وجود %~% بی وجود او وجودی چو بود # 7 نعمت الله مظهر اسمای اوست %~% اسم او ذات و صفات او بود PageV1P0494 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما روشن به نور او بود %~% هرچه می بینم از آن نیکو بود # 2 آینه یک رو نماید در نظر %~% هرکه او با آینه یک رو بود # 3 غیر او چون نیست در دار وجود %~% چشم ما بر روی غیری چو بود # 4 رشته یک تو چرا بینی دو بود %~% نیک بنگر رشته خود یک تو بود # 5 عالمی از جود او دارد وجود %~% ما کجا باشیم اگر نه او بود # 6 ms168 عاشق مستیم در کوی مغان %~% عقل کل در بزم ما آنجو بود # 7 سید ما در همه عالم یکی است %~% بلکه خود مجموع عالم او بود ~~PageV1P0495 ### || [genre: Gh] # 1 نقطه در دایره نمود و نبود %~% بلکه آن نقطه دایره بنمود # 2 نقطه در دور دایره باشد %~% نزد آن کس که دایره پیمود # 3 اول و آخرش به هم پیوست %~% نقطه چون ختم دایره فرمود # 4 دایره چون تمام شد پرگار %~% سر و پا را به هم نهاد آسود # 5 به وجودیم و بی وجود همه %~% به وجودیم ما و تو موجود # 6 همه عالم خیال او گفتم %~% باز دیدم خیال او او بود # 7 خوشتر از گفته های سید ما %~% نعمت الله دگر سخن نشنود PageV1P0496 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه ما را می رسد از او بود %~% چون از او باشد همه نیکو بود # 2 ز آفتاب حسن او هر ذره ای %~% روشنش بنگر که آن مه رو بود # 3 ما به او موجود و او پیدا به ما %~% خود نباشد هر که او بی او بود # 4 عاقبت معشوق بنماید جمال %~% عاشق ار چون ما به جستجو بود # 5 می نماید رشته عالم دو تو %~% در حقیقت رشته یک تو بود # 6 سر توحید است و نیکو یاددار %~% هر که داند بنده را آنجو بود # 7 نعمت الله دنیی و عقبی گرفت %~% این و آن بی نعمت الله چو بود ~~PageV1P0497 ### || [genre: Gh] # 1 در نظر گر نور روی او بود %~% هرچه آید در نظر نیکو بود # 2 عالمی از جود او دارد وجود %~% بی وجود او وجودی چو بود # 3 هر کجا شاهیست در تخت وجود %~% پیش آن سلطان ما آنجو بود # 4 یک سر موئی نیابی وصل او %~% گر حجاب تو سر یک مو بود # 5 هر که او گم کرده خود باز یافت %~% روز و شب چون ما به جست و جو بود # 6 التفاتی گر به خلوت ms169 باشدش %~% چشم ما خلوتسرای او بود # 7 نعمت الله چون در آئینه نمود %~% دو نماید گر چو او یکرو بود ~~PageV1P0498 ### || [genre: Gh] # 1 آینه چندان که روشن تر بود %~% روی خود دیدن در او خوشتر بود # 2 دل بود آئینه گیتی نما %~% در نظر صاحبدلی را گر بود # 3 خوش سر داری و ما سردار آن %~% بر سر دار این چنین سرور بود # 4 گفته مستانه ما دیگر است %~% شعر یاران دیگر آن دیگر بود # 5 مه شود روشن به نور آفتاب %~% نور ما از این و آن انور بود # 6 سر به پای خم می بنهاده ایم %~% تاج شاهی لایق این سر بود # 7 نعمت الله جو که همراه خوشی است %~% تا تو را در عاشقی رهبر بود ~~PageV1P0499 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی از عاقلی خوشتر بود %~% غرقه دریای ما خوشتر بود # 2 یک سر مو میل غیری کی کند %~% هر که را سودای او بر سر بود # 3 عقل را نقش و خیالی دیگر است %~% ذوق عشق و حال او دیگر بود # 4 ای که گوئی ترک غیر او بگو %~% هرچه فرمائی بگویم گر بود # 5 عشق سرمست است و جام می به دست %~% لاجرم سلطان بحر و بر بود # 6 بازیابی لذت رندان ما %~% گر حریفت ساقی کوثر بود # 7 نعمت الله از خدا جوید مدام %~% هر که یار آل پیغمبر بود PageV1P0500 ### || [genre: Gh] # 1 نسبت خرقه ام از پیر خرابات بود %~% به از این نسبت خرقه ز محالات بود # 2 این چنین پیر مریدی و چنان میخانه %~% باده نوشیدن من عین عبادات بود # 3 عشق می بازم و خاطر به خدا مشغول است %~% میخورم باده و جانم به مناجات ~~بود # 4 نامراد از در ما باز نگردیده کسی %~% در میخانه ما قبله حاجات بود # 5 زاهد ار جنت فردوس به جان می جوید %~% جنت عاشق سرمست خرابات بود # 6 سخنی از دل و دلدار بجان می گویم ms170 %~% سخنم از سر صدق است و کرامات بود # 7 پیر و سر حلقه ما سید بزم عشق است %~% قدر هر کس به کمالات و مقالات ~~بود PageV1P0501 ### || [genre: Gh] # 1 مشرب توحید یاران خوش بود %~% رند مست و ذوق مستان خوش بود # 2 بلبل مستیم در گلزار عشق %~% صوت بلبل در گلستان خوش بود # 3 خوش بود دردی که او درمان ماست %~% درد دل می جو که نالان خوش بود # 4 در خرابات مغان مست و خراب %~% ساقی ما با حریفان خوش بود # 5 جام در دور است در دور قمر %~% گر به تو دوری رسد آن خوش بود # 6 یافتم گنجینه و گنجی تمام %~% می کنم ایثار رندان خوش بود # 7 نعمت الله او به ما ایثار کرد %~% این چنین انعام سلطان خوش بود ~~PageV1P0502 ### || [genre: Gh] # 1 حق است دین سید و دین من این بود %~% برهان واضح است و دلیل مبین بود # 2 گفتم که من همینم و معشوق من همان %~% دیدم که اوست آنکه همان و همین ~~بود # 3 آن نور آسمان و زمین است و نزد ما %~% روح تو آسمان و تن تو زمین بود # 4 در ذره آفتاب جمالش نموده رو %~% بیند کسی که دیده او خردبین بود # 5 آئینه خداست دل پاک روشنم %~% زان رو بود که لایق این آفرین بود # 6 حق را به خلق هر که شناسد نه عارف است %~% حق را به حق شناس که عارف ~~همین بود # 7 هر صورتی که نقش کنم در ضمیر خویش %~% نقش خیال صورت نقاش چین بود # 8 نقد خزینه ملک است این امانتم %~% بسپارمش به دست کسی کو امین بود # 9 والله به جان سید مستان که همدمم %~% جام می است تا نظر واپسین بود ~~PageV1P0503 ### || [genre: Gh] # 1 فعل عالم ظل فعل الله بود %~% این کسی داند که او آگه بود # 2 مظهر افعال او باشد همه %~% خود گدائی گیر و خواهی شه بود # 3 ms171 نور می یابد قمر از آفتاب %~% گر چه ظاهر نور نور مه بود # 4 مرد دانا سر نپیچد زین سخن %~% غیر نادانی که او گمره بود # 5 کی شود مایل به سلطانی مصر %~% هر که او با یوسفی در چه بود # 6 خاک پایش توتیای چشم ماست %~% رند سرمستی کز آن درگه بود # 7 هر چه بینی نعمت الله بود %~% نعمت الله در همه عالم یکی است ~~PageV1P0504 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه از عشق در طرب نبود %~% نسبتش هیچ با نسب نبود # 2 لطف محبوب را نهایت نیست %~% طالب آنگه بی طلب نبود # 3 آتش عشق اوست در دل ما %~% لایق جان بولهب نبود # 4 از کرم ساز عاشقان بنواخت %~% گر نوازد مرا عجب نبود # 5 لب ساغر مدام می بوسم %~% به از این همدمی و لب نبود # 6 ماهروئی چو ترک شیرازی %~% در همه مصر و در حلب نبود # 7 سیدی همچو نعمت الله هم %~% در عجم بلکه در عرب نبود PageV1P0505 ### || [genre: Gh] # 1 چشم بینائی که بر او اوفتد %~% سر نهد بر پاش و بر رو اوفتد # 2 هر که بر خاک درش افتد چو ما %~% مسکن او جای نیکو اوفتد # 3 آفتابست او و عالم سایه بان %~% نور او بر ما و بر تو اوفتد # 4 دل به دریا داده ایم و می رویم %~% آخر این کار تا چو اوفتد # 5 رنگ و بوی اوست رنگ و بوی ما %~% گر سخن با رنگ و با بو اوفتد # 6 بر سر کوی خرابات مغان %~% گر رسد مستی به یلهو اوفتد # 7 نعمت الله ساقی سرمست ماست %~% برنخیزد هر که با او اوفتد PageV1P0506 ### || [genre: Gh] # 1 گر آتش آه ما درافتد %~% صد شاه به یک نفس برافتد # 2 دستی چه بود هزاردستان %~% گر دست زنیم بر سر افتد # 3 افتاد به خاک و بر نخیزد %~% آن کو به دعای ما درافتد # 4 در دامن ما کسی که زد دست %~% هستیم ms172 یقین که کمتر افتد # 5 دجال اگر به خر نشیند %~% آید روزی که از خر افتد # 6 وان کس که به صدق درنیامد %~% در خانه فقر بر در افتد # 7 هر کس که رسد به نعمت الله %~% بر درگه او چو قنبر افتد PageV1P0507 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما آبش به هر سو می رود %~% آبروی ماست بر رو می رود # 2 می رود از چشم ما آب خوشی %~% همچو سیلابی که از جو می رود # 3 دل چو دست و سر به پای او فکند %~% بر سر کویش به پهلو می رود # 4 گر بیاید جان به او آید برم %~% ور رود پیوسته با او می رود # 5 هر کسی کو می رود در راه عشق %~% گو برو خوش خوش که نیکو می رود # 6 در هوای زلف او باد صبا %~% گشته سرگردان به هر سو می رود # 7 هر که او بنشست با سید دمی %~% جاودان پیوسته سر جو می رود PageV1P0508 ### || [genre: Gh] # 1 خون دل از دیده بر رو می رود %~% آبروی ما به هر سو می رود # 2 جمع گشته قطره قطره آب چشم %~% همچو سیلی سوی هر جو می رود # 3 می رود دل بر در میخانه باز %~% آفرین بر وی که نیکو می رود # 4 جان به جانان ده که جانان جان تست %~% جان چه کار آید تو را چو می رود # 5 در بیابان فنا مرد خدا %~% بی سر و پا خوش به پهلو می رود # 6 آفتابست او و ما چون سایه ایم %~% می رویم آنجا روان کو می رود # 7 نعمت الله می رود در راه تو %~% در پیش می رو که نیکو می رود ~~PageV1P0509 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به هر سو می رود %~% خوش روان از دیده بر رو می رود # 2 می رود خاطر به کوی می فروش %~% آفرین بر وی که نیکو می رود # 3 ای که ms173 گوئی از در دلبر برو %~% کی رود دل از درش چو می رود # 4 در طریق عشق دل چون عاشقان %~% گه به سینه گه به پهلو می رود # 5 می کنم خود را ملامت سالها %~% عمر اگر یک لحظه بی او می رود # 6 در هوای زلف او باد صبا %~% خوش روان گشته به هر سو می رود # 7 رو مپیچ از نعمت الله زان که او %~% رو به راه آورد یک رو می رود ~~PageV1P0510 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما خوش چشمه آبی به هر سو می رود %~% این چنین آب خوشی پیوسته بر ~~رو می رود # 2 می رود عمر عزیز من به عشق روی او %~% دلخوشم از عمر خود زیرا که نیکو ~~می رود # 3 دل طواف کعبه وصلش بدان جوید مدام %~% در بیابان فراق او به پهلو می ~~رود # 4 آفتابست او و عالم سایه آن آفتاب %~% هر کجا او می رود این سایه با او ~~می رود # 5 در ازل نقش خیال او به دیده بسته ام %~% تا ابد نقشی چنین از چشم ما چو ~~می رود # 6 یک زمانی صحبت او را غنیمت می شمر %~% زانکه این محبوب ما دیر آمد و زو ~~می رود # 7 بر در خلوتسرای سید ار شاهی رسد %~% بنده گردد از سر اخلاص آنجو می رود ~~PageV1P0511 ### || [genre: Gh] # 1 عقل دور اندیش هر دم جای دیگر می رود %~% دیگ سودایش همیشه نیک بر سر ~~می رود # 2 چون به بزم ما در آید نیک حیران می دود %~% زود بگریزد رود بیرون و ~~ابتر می رود # 3 عشق سرمست است و با رندان حریفی می کند %~% می رود در بر خوش و در بحر ~~خوشتر می رود # 4 آفتاب حسن او مه را نوازش کرده است %~% با دل روشن به هر جا خوب و در ~~خور می رود # 5 هر که در راه خدا ره می رود همراه ماست %~% لاجرم همراه ms174 ما راه پیمبر ~~می رود # 6 در چنان بحر محیطی زورقی افکنده ایم %~% بادبان افراشته کشتی به لنگر ~~می رود # 7 نعمت الله رهبر و شیرازیان همراه او %~% عاشقانه بر سر الله اکبر می ~~رود PageV1P0512 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به هر سو می رود %~% گر به چشم ما نشینی خوش بود # 2 چشم ما تا دید روی او به خواب %~% بی خیالش یک زمانی نغنود # 3 این نصیحت گوش کن می نوش کن %~% در خمار افتد هر آن کو نشنود # 4 عشق سلطانست و تخت دل گرفت %~% عقل مسکین چون کند گر نگرود # 5 تخم نیکی کار و بدکاری مکن %~% هر که کارد هر چه کارد بدرود # 6 عاشق رندی که او سرمست ماست %~% از در میخانه ما کی رود # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% هر که بیند در پی او می رود PageV1P0513 ### || [genre: Gh] # 1 عشق دردیست تا نمی گیرد %~% جان عاشق صفا نمی گیرد # 2 ایدل ار عاشقی بیا خوش باش %~% عاشقان را خدا نمی گیرد # 3 موج بحریم و غرقه دریا %~% غیر ما دست ما نمی گیرد # 4 دردمندیم و درد می نوشیم %~% دل ما زین دوا نمی گیرد # 5 لطف او عالمی به ما بخشید %~% به کرم هیچ وا نمی گیرد # 6 آتش عشق شمع جانم سوخت %~% در تو آخر چرا نمی گیرد # 7 هر که بیگانه نیست از سید %~% دلش از آشنا نمی گیرد PageV1P0514 ### || [genre: Gh] # 1 عقل مخمور است و مستان را به قاضی می برد %~% سخت بی شرمست از آن رو ~~پرده ما می درد # 2 رند و سرمست مناجاتیم و با ساقی حریف %~% فارغ است از ریش قاضی هر که ~~او می می خورد # 3 ای که گوئی دل به دلبر می فروشد جان من %~% نقد تو گر قلب باشد سیم ~~قلبی کی خرد # 4 می بیارد رند مست و سرکه آرد زاهدی %~% هر چه تو آری بری و ms175 هر چه او ~~آرد برد # 5 گر هزار آئینه باشد در همه بینم یکی %~% عارف است آن کس که این یک در ~~هزاران بنگرد # 6 در سرابستان او غیری نمی یابد مجال %~% گر کسی مرغی شود بر گرد قصرش کی ~~پرد # 7 درهوای نعمت الله غنچه سیراب گل %~% درگلستان همچو مستان جامه بر خود ~~می درد PageV1P0515 ### || [genre: Gh] # 1 ترک چشم مست او دلها بغارت می برد %~% ملک دل بگرفت و جان ما به غارت ~~می برد # 2 خانمان ما به غارت برد و یک موئی نماند %~% هرچه با ما دید سر تا پا به ~~غارت می برد # 3 دور شو ای عقل از اینجا رخت خود را هم ببر %~% زانکه رخت هر که دید ~~اینجا به غارت می برد # 4 کیش او چون غارتست ترکش نگوید ترک مست %~% جان کند قربان و قربان را به ~~غارت می برد # 5 هرچه دید از نقد و جنس و زیر و بالا پاک کرد %~% این بلا هم زیر و هم ~~بالا به غارت می برد # 6 جان ما بادش فدا کو جان و هم جانان ماست %~% هر چه خواهد گو ببر هل تا ~~به غارت می برد # 7 سید ما صد بخارا را به غارت برده است %~% بوعلی چبود که او سینا به ~~غارت می برد PageV1P0516 ### || [genre: Gh] # 1 ترک چشم مست او دلها به غارت می برد %~% جان فدای او که جان ما به غارت ~~می برد # 2 ملک دل بگرفت و نقد و نسیه را هر کس که دید %~% ترکتازی می کند آنها به ~~غارت می برد # 3 عاشقیم و ما به عشق او اسیر افتاده ایم %~% بنده فرمانیم اگر ما را به ~~غارت می برد # 4 گر دل ما می برد شکرانه اش بر جان ماست %~% جان رها کردیم دل را تا به ~~غارت می برد # 5 بر سر بازار اگر شخصی دکانی می نهد %~% دکه ویران می کند ms176 کالا به غارت ~~می برد # 6 فتنه دور قمر بنگر که چون پیدا شده %~% آمده تنها و تنها را به غارت می ~~برد # 7 نعمت الله هر چه دارد در نهان و آشکار %~% یا به حکمت می ستاند یا به ~~غارت می برد PageV1P0517 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود گر این دوئی یکتا شود %~% آفتاب حسن او پیدا شود # 2 غیر نور او نیاید در نظر %~% چشم ما از نور او بینا شود # 3 آ چشم ما به هر سو شد روان %~% آید آن روزی که آن دریا شود # 4 بحر می گوید به آواز بلند %~% آنکه او از ماست با مأوا شود # 5 عارفی کز هر دو عالم بگذرد %~% بر در یکتای بی همتا شود # 6 در خرابات مغان رندی که شد %~% عاقبت سر دفتر غوغا شود # 7 هر که بوسد آن لب شیرین او %~% همچو سید لاجرم گویا شود PageV1P0518 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان عشقی ز نو پیدا شود %~% هر نفس جانی دگر شیدا شود # 2 چون درآید در شمار عارفان %~% در سواد ملک دل غوغا شود # 3 چون برآید آفتاب مهر او %~% جان و دل چون ذره ناپیدا شود # 4 گر ز پیش دیده بردارد نقاب %~% چشم نابینای ما بینا شود # 5 غرقه شو در بحر عشقش کز یقین %~% قطره با دریا شود دریا شود # 6 دست با او در کمر بازی کند %~% کو به عشقش می برد بی پا شود # 7 سید ما چون سخن گوید ز حق %~% نعمت الله این چنین گویا شود PageV1P0519 ### || [genre: Gh] # 1 نطق حیوان جمع کن تا آدمی حاصل شود %~% گر بیاید تربیت از کاملی کامل ~~شود # 2 جان تو از عالم علوی تنت سفلی بود %~% عاقبت هر یک به اصل خویشتن واصل ~~شود # 3 منبع هر دو یکی و مرجع هر دو یکی %~% لاجرم هر یک از این دو با یکی ~~مایل شود # 4 آفتاب روی او در مه چو بنماید ms177 جمال %~% ماه ما بر آفتاب روی او حایل ~~شود # 5 ما ز دریائیم و عین ما بود آب زلال %~% خوش حیاتی یابد از ما هر که او ~~سائل شود # 6 عالم ما در ازل او بود و باشد تا ابد %~% این چنین معلوم کی از علم او ~~زائل شود # 7 بلبل و گل چون که بنوازند ساز عاشقی %~% نعمت الله در گلستان این چنین ~~قابل شود PageV1P0520 ### || [genre: Gh] # 1 رند مستی کو حریف ما شود %~% مشکلات او همه حل وا شود # 2 گر به سوی ما بیاید عارفی %~% گر چه باشد قطره ای دریا شود # 3 چشم ما روشن شده از نور او %~% هر که بیند نور او بینا شود # 4 آنکه بگذشت از سر هر دو جهان %~% بنده یکتای بی همتا شود # 5 گر بلائی رو نماید رو متاب %~% کز بلائی کار ما بالا شود # 6 نعمت الله شد نهان از چشم ما %~% سالها یاری چنین پیدا شود PageV1P0521 ### || [genre: Gh] # 1 مظهری باید که تا مظهر به او ظاهر شود %~% مظهر ار نیکو بود مظهر نکو ~~ظاهر شود # 2 در دو آئینه یکی گر رو نماید بی شکی %~% در حقیقت یک بود اما دور رو ~~ظاهر شود # 3 زلف او را برفشان از نور روی او ببین %~% تار مو ز کفر و ایمان مو به ~~مو ظاهر شود # 4 خوش درین دریا درآ و یک زمان با ما نشین %~% تا به تو آب حیاتی سو به ~~سو ظاهر شود # 5 یک سر مو گر حجابی هست بردارش ز پیش %~% چون حجاب تو نماند او به تو ~~ظاهر شود # 6 اظهر است از نور دیده در نظر ظاهر نگر %~% این چنین ظاهر نکوئی تا که ~~چو ظاهر شود # 7 نعمت الله چون ز خود فانی شده باقی به اوست %~% هر که او فانی شود از ~~خود به او ظاهر شود PageV1P0522 ### || [genre: Gh] # 1 عین دریائیم و ما را موج دریا ms178 می کشد %~% وین دل دریا دل ما سوی مأوا ~~می کشد # 2 مشکل ما چون که حلوای لبش حل می کند %~% دور نبود خاطر ما گر به حلوا ~~می کشد # 3 دست ما و دامن او آب چشم و خاک راه %~% گرچه سرو قامت او دامن از ما می ~~کشد # 4 جذبه او می کشد ما را به میخانه مدام %~% ما از آن خوش می رویم آنجا که ~~ما را می کشد # 5 یک سر موئی سخن از زلف او گفتم ولی %~% شد پریشان خاطرم هم سر به سودا ~~می کشد # 6 می کشد نقش خیال وی نماید در نظر %~% هر که بیند همچو ما بیند که زیبا ~~می کشد # 7 نعمت الله را مدام از وی عطائی می رسد %~% کار سید لاجرم هر لحظه بالا ~~می کشد PageV1P0523 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه باشد بنده او درجهان سلطان شود %~% خوش بود جانی که مقبول چنان ~~جانان شود # 2 روی او در دیده ما آفتاب روشن است %~% این چنین نوری کجا از چشم ما ~~پنهان شود # 3 هرچه آید در نظر نقش خیال او بود %~% لاجرم در حسن خوبان عقل ما حیران ~~شود # 4 ما ز دریائیم و با ما هر که بنشیند دمی %~% گر چه باشد قطره ای در بحر ~~ما عمان شود # 5 مشکل حل است و حل مشکلات عالمست %~% حل این مشکل تو را در مجلس رندان ~~شود # 6 گنج معنی هر که می خواهد بیاید همچو ما %~% عارفانه ساکن کنج دل ویران ~~شود # 7 نعمت الله حاصل عمر حیاتست ای عزیز %~% خوش بود گر حاصل عمر عزیزت آن ~~شود PageV1P0524 ### || [genre: Gh] # 1 خاطر ما سوی دریا می کشد %~% گوئیا ما را به مأوا می کشد # 2 موج دریائیم و دریا عین ما %~% می برد ما را به هر جا می کشد # 3 جذبه او می کشد ما را به خود %~% خوش بود چون حقتعالی می کشد # 4 در ms179 کشاکش عالمی آورده است %~% نی من سرگشته تنها می کشد # 5 می کشد نقش خیالی دم به دم %~% هم خطی بر لوح اشیا می کشد # 6 ما بلای عشق او خوش می کشیم %~% کار ما در عشق بالا می کشد # 7 تا نماید نعمت الله را به ما %~% این چنین نعمت بر ما می کشد ~~PageV1P0525 ### || [genre: Gh] # 1 غرق دریائیم و ما را موج دریا می کشد %~% آبرو می بخشد و ما را به مأوا ~~می کشد # 2 عشق هرجائی است ما هم در پی او می رویم %~% او به هر جا می رود ما را ~~به هر جا می کشد # 3 در ازل بالانشین بودیم گویا تا ابد %~% جذبه او می کشد ما را به بالا ~~می کشد # 4 ساغر گیتی نما پر می به رندان می دهد %~% خاطر مستانه رندان ما را می ~~کشد # 5 با سر زلفش در افتادیم و سودائی شدیم %~% دل به دست زلف او دادیم و ~~دریا می کشد # 6 خاک پایش توتیای دیده بینای ماست %~% از برای روشنی در چشم بینا می کشد # 7 در کش خود می کشد ما را به صد تعظیم و ناز %~% این کشاکش خوش بود چون ~~سید ما می کشد PageV1P0526 ### || [genre: Gh] # 1 دل دگر مارا به مأوا می کشد %~% خاطر ما سوی دریا می کشد # 2 جذبه او می کشد ما را مدام %~% حاکمست او می کشد یا می کشد # 3 کشته عقشم و بر خاک درش %~% اوفتاده کشتگان را می کشد # 4 در کشاکش عالمی آورده است %~% نه تن تنها که تنها می کشد # 5 میل ما دایم سوی بالا بود %~% لطف او ما را به بالا می کشد # 6 در خرابات مغان بزم خوشی است %~% عشق عاشق را به آنجا می کشد # 7 زلف سید دل ز یاران می برد %~% و از خیالش سر به سودا می کشد ~~PageV1P0527 ### || [genre: Gh] # 1 عشق ما را سوی ms180 دریا می کشد %~% گوئیا ما را به مأوا می کشد # 2 دلبر ما می کشد ما را به کش %~% خوش بود دلبر که ما را می کشد # 3 دل به دست زلف او دادیم و برد %~% و از خیالش سر به سودا می کشد # 4 عشق سرمست است در کوی مغان %~% عاشقان را خوش به مأوا می کشد # 5 می کشد هر لحظه نقشی در خیال %~% صورتش بر لوح اشیا می کشد # 6 جذبه او می کشد ما را بخود %~% این کرم بین حق تعالی می کشد # 7 هر کجا رندی است در میخانه ای %~% خاطر سید به آن جا می کشد ~~PageV1P0528 ### || [genre: Gh] # 1 یار سرمست است و ما را می کشد %~% دوستان را بی سر و پا می کشد # 2 آمد آن موج محیط عشق او %~% خوش خوشی ما را به دریا می کشد # 3 می کشد ما را به میخانه مدام %~% خاطر ما هم به مأوا می کشد # 4 در کش خود می کشد دلکش مرا %~% زان کشش جانم به آنجا می کشد # 5 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% مبتلا را دل به بالا می کشد # 6 هر کجا او می کشد ما می رویم %~% کشته ایم و حق تعالی می کشد # 7 نعمت الله می رود دامن کشان %~% جذبه ای دارد که دلها می کشد ~~PageV1P0529 ### || [genre: Gh] # 1 هر دم بر آب چشم ما نقش خیالی می کشد %~% هر لحظه از حالی دگر ما را به ~~حالی می کشد # 2 سلطان عشقش هر زمان ما را مثالی می دهد %~% و آن بی مثال از خود به روی ~~ما مثالی می کشد # 3 گر دل به دلبر می کشد او می کشد دل را به خود %~% کوشش چه کار آید مرا ~~صاحب کمالی می کشد # 4 و آن رند مست از جام او آب زلالی می کشد %~% ساقی همیشه از کرم جامی به ~~رندی می ms181 دهد # 5 تاتو نپنداری مرا میلم به مالی می کشد %~% من نعمت الله یافتم نعمت به ~~عالم می دهم PageV1P0530 ### || [genre: Gh] # 1 دل سوی صاحب جمالی می کشد %~% هر زمان نقش خیالی می کشد # 2 هر نفس بر لوح جانم صورتی %~% از مثال بی مثالی می کشد # 3 می کشد ما را محول سو به سو %~% هر دم از حالی به حالی می کشد # 4 غم کجا گردد به گرد آن دلی %~% کز هوای او ملالی می کشد # 5 عقل ناقص کی کشد ما را چو ما %~% عشق یاری بر کمالی می کشد # 6 گر به میخانه کشد رندی تو را %~% خوش برو نیکو خصالی می کشد # 7 سیدم ساقی و جان من حریف %~% دم به دم جام زلالی می کشد PageV1P0531 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما نقش خیال او بر آتش می کشد %~% نور دیده پیش مردم بی حسابش می ~~کشد # 2 زآفتاب حسن او ذرات عالم روشن است %~% لاجرم ذرات عالم آفتابش می کشد # 3 خاطر زاهد به جنت گر کشد گو خوش بود %~% جان ما جانانه مست خرابش می ~~کشد # 4 چشم ما در خواب اگر بیند خیال روی او %~% خویشتن را پیشکش حالی به ~~خوابش می کشد # 5 همدم جام مئیم و محرم ساقی مدام %~% همت عالی ما جام شرابش می کشد # 6 در هوایش آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% دیده تر دامنش دامن در آبش می ~~کشد # 7 نعمت الله درکش خود گر کشد یار خوشی %~% گو برو با او که در راه صوابش ~~می کشد PageV1P0532 ### || [genre: Gh] # 1 مدام جام می او حیات می بخشد %~% همیشه همت او کاینات می بخشد # 2 کمال بخشش ساقی نگر که رندان را %~% شراب و جام ز ذات و صفات می بخشد # 3 دلت به دردی دردش دوا کن و خوش باش %~% که خسته ای و دم او شفات می ~~بخشد # 4 چه قدر خرقه که ms182 زنار بر میان داریم %~% به جای کعبه به ما سومنات می ~~بخشد # 5 بیا که زنده دلان کشتگان معشوقند %~% اگر تو کشته اوئی به مات می بخشد # 6 دل یگانه من عاشقانه در دو سرا %~% برای یک جهتی شش جهات می بخشد # 7 هزار رحمت حق بر روان سید ما %~% که روح او دل ما را حیات می بخشد ~~PageV1P0533 ### || [genre: Gh] # 1 ترک سرمستی مرا دامن کشانم می کشد %~% باز بگشوده کنار و در میانم می ~~کشد # 2 درکش خود می کشد ما را به صد لطف و کرم %~% گه چنینم می نوازد گه چنانم ~~می کشد # 3 کی کشد ما را چو لطفش می کشد ما را به ناز %~% عاشق مست و خرابم ~~کشکشانم می کشد # 4 از بلای عشق او چون کار ما بالا گرفت %~% از زمین برداشته بر آسمانم می ~~کشد # 5 می کشم نقش خیالش بر سواد چشم خود %~% زانکه این نقش خیال او روانم می ~~کشد # 6 جذبه او می کشد خوش می کشد ما را به ذوق %~% در کشاکش اوفتادم چون ~~دوانم می کشد # 7 نعمة الله جمله عالم به سوی خود کشید %~% جان فدای او که عشق او به ~~جانم می کشد PageV1P0534 ### || [genre: Gh] # 1 هر کسی نقشی بر آبی می کشند %~% یا خیالی سوی آبی می کشند # 2 گرچه می بندند نقشی درخیال %~% پیش مه رویم نقابی می کشند # 3 می کشندم در خرابات مغان %~% گوئیا مست و خرابی می کشند # 4 عاشقیم و عاشقان را بی حساب %~% می کشند و در حسابی می کشند # 5 ما در میخانه را بگشوده ایم %~% باده نوشان خوش شرابی می کشند # 6 سایه بان نعمت الله در نظر %~% بر مثال آفتابی می کشند PageV1P0535 ### || [genre: Gh] # 1 می محبت او راحتی به جان بخشد %~% حیات طیبه و عمر جاودان بخشد # 2 بنوش جام شرابی که نوش جانت باد %~% که لطف ساقی ما رند را به آن ms183 بخشد # 3 ز قبله سر کویش دگر نپیچم روی %~% اگر خدای مرا بعد از این امان بخشد # 4 چه پادشاه کریم است حضرت سلطان %~% هزار گنج به هر بنده رایگان بخشد # 5 به عشق داغ محبت نهاده ام بر دل %~% ببین نشان محبت که آن نشان بخشد # 6 کمال بخشش ساقی نگر که رندان را %~% شراب و نقل فراوان به هر زمان بخشد # 7 چنانکه سید ما بخشش از خدا دارد %~% عجب مدار که او نیز آن چنان بخشد ~~PageV1P0536 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه بخشد خدا به ما بخشد %~% پادشاهی به هر گدا بخشد # 2 بحر رحمت به ما روان سازد %~% آبروئی به عین ما بخشد # 3 دردی درد عشق او مینوش %~% تا به لطفش تو را دوا بخشد # 4 می به بیگانه کی دهد ساقی %~% ساغر می به آشنا بخشد # 5 در خرابات اگر فنا گردی %~% از حیاتش تو را بقا بخشد # 6 بندگی کن که حضرت سلطان %~% هرچه خواهی از او تو را بخشد # 7 بینوایان نوا از او یابند %~% نعمت الله به بینوا بخشد PageV1P0537 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله خدا به ما بخشید %~% خوش نوائی به بینوا بخشید # 2 گنج اسما به ما عطا فرمود %~% پادشاهی به این گدا بخشید # 3 خلعتی خوش مرصع از کرمش %~% رحمتی کرد و آن به ما بخشید # 4 هرچه خواهد چنین چنان بخشد %~% کس نگوید که او چرا بخشید # 5 هم نبوت به انبیا او داد %~% هم ولایت به اولیا بخشید # 6 دل اگر برد جان کرامت کرد %~% درد اگر داد هم دوا بخشید # 7 سیدی ساخت بنده خود را %~% منصب عالی ای مرا بخشید PageV1P0538 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله خدا به ما بخشید %~% این چنین نعمتی خدا بخشید # 2 می خمخانه حدوث و قدم %~% به من رند بینوا بخشید # 3 سلطنت بین که حضرت سلطان %~% پادشاهی به این گدا بخشید # 4 دردی درد دل بسی خوردیم %~% عاقبت درد را دوا بخشید ms184 # 5 بخشش اوست هرچه ما داریم %~% هر چه داریم او به ما بخشید # 6 چشم ما شد به نور او روشن %~% لاجرم او به ما لقا بخشید # 7 ما چو فانی شدیم در ره عشق %~% جاودان او به ما لقا بخشید PageV1P0539 ### || [genre: Gh] # 1 می خمخانه ای به ما بخشید %~% این سعادت به ما خدا بخشید # 2 گنج اسما نثار ما فرمود %~% پادشاهی به این گدا بخشید # 3 جام گیتی نما به ما پیمود %~% دیده روشنی مرا بخشید # 4 دردی درد او بسی خوردیم %~% درد دردش به ما دوا بخشید # 5 بنده خویش را عطائی داد %~% کرد آزاد و ملکها بخشید # 6 در همه آینه جمال نمود %~% از همه رو به ما لقا بخشید # 7 ما چو فانی شدیم ازعالم %~% جاودان منصب بقا بخشید # 8 بخشش اوست هرچه ما داریم %~% کس نگوید که او چرا بخشید # 9 نعمت الله روانه ما کرد %~% این چنین نعمتی به ما بخشید PageV1P0540 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نما به ما بخشید %~% دولتی خوش به ما خدا بخشید # 2 نظری کرد و گنج هر دو سرا %~% پادشاهی به یک گدا بخشید # 3 می خمخانه حدوث و قدم %~% ساقی مست ما به ما بخشید # 4 دردی درد دل بسی خوردیم %~% عاقبت درد را دوا بخشید # 5 نقد مجموع مخزن اسرار %~% کرم او به ما عطا بخشید # 6 حاکم است او هر آنچه خواست کند %~% کس نگوید که او چرا بخشید # 7 نعمت الله به ما عطا فرمود %~% خوش نوائی به بینوا بخشید PageV1P0541 ### || [genre: Gh] # 1 دامن از تردامنان جان پدر باید کشید %~% دست خود از دست هر بی پا و سر ~~باید کشید # 2 عشق می بازی طریق عاشقان باید سپرد %~% میل حج داری بلای بحر و بر باید ~~کشید # 3 درد دردت گر دهد چون صاف درمان نوش کن %~% ور می صافت دهد در دم ببر ~~باید کشید # 4 گر به دور حسن او دیدی ms185 بلای او چه سود %~% چون که ناچار است در دور قمر ~~باید کشید # 5 توتیای دیده ما خاک پای عاشقان %~% این چنین خوش توتیائی در بصر باید ~~کشید # 6 نعمت الله را اگر خواهی که مهمانی کنی %~% سفره ای گرد جهان سر تا به ~~سر باید کشید # 7 ور بقدر همتش سازی سرائی مختصر %~% چار دیواری به هفت اقلیم در باید ~~کشید PageV1P0542 ### || [genre: Gh] # 1 از احد احمد آشکارا شد %~% هم به احمد احد هویدا شد # 2 در شهادت احد کمر بربست %~% میم احمد ز غیب پیدا شد # 3 آن یکی در عدد ظهوری کرد %~% صد عدد از یکی مهیا شد # 4 قطره و بحر و جو همه آبند %~% ما نگوئیم قطره دریا شد # 5 موج بحریم و عین ما آب است %~% نتوان گفت ما که از ما شد # 6 آفتاب وجود رو بنمود %~% ذره کاینات در وا شد # 7 آمد و شد حقیقتا خود نیست %~% به مجاز است کآمد و یا شد # 8 خم می خوش خوشی به جوش آمد %~% راز سر بسته آشکارا شد # 9 نعمت الله پرده را برداشت %~% مشکلاتی که بود حل واشد PageV1P0543 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی به ماه پیدا شد %~% صورت و معنئی هویدا شد # 2 ظاهر و باطنی به هم بنمود %~% اول و آخری مهیا شد # 3 در همه آینه یکی بیند %~% دیده روشنی که بینا شد # 4 آمد و شد حقیقتا خود نیست %~% به مجاز است کآمد و یا شد # 5 به خرابات رفت خاطر ما %~% چون از آنجاست باز آنجا شد # 6 جان دریا دلم قفس بشکست %~% مرغ آبی به سوی مأوا شد # 7 نعمت الله خدا به ما بخشید %~% نقد سید به بنده پیدا شد PageV1P0544 ### || [genre: Gh] # 1 واحدی در کثیر پیدا شد %~% احدی لاجرم هویدا شد # 2 جام گیتی نما به ما دادند %~% صورت و معنئی مهیا شد # 3 نور اول خوشی تجلی کرد %~% نیک بنگر که عین اشیا شد ms186 # 4 بوی یوسف ز مصر عشق آمد %~% چشم یعقوب عقل بینا شد # 5 هر حبابی که بود ازین دریا %~% عاقبت باز عین دریا شد # 6 در دو عالم کسی یگانه شود %~% کز شش و هفت و هشت یکتا شد # 7 سید از ما جدا فتاد ولی %~% چون ز ما بود باز از ما شد PageV1P0545 ### || [genre: Gh] # 1 نیمشب ماه ما هویدا شد %~% گوئیا آفتاب پیدا شد # 2 جان ما گرد بحر می گردید %~% خود در افتاد و غرق دریا شد # 3 نور رویش به چشم ما بنمود %~% دیده ما تمام بینا شد # 4 آمد و تخت دل روان بگرفت %~% پادشاه ممالک ما شد # 5 عین اول خوشی تجلی کرد %~% در مرایا ظهور اسما شد # 6 جام می را به همه گر آمیخت %~% بزم مستانه ای مهیا شد # 7 ساز ما را به لطف خود بنواخت %~% نعمت الله به ذوق گویا شد PageV1P0546 ### || [genre: Gh] # 1 سلطان سراپرده میخانه کجا شد %~% از مجلس رندان خرابات کجا شد # 2 معنیش هم اینجاست اگر صورت او رفت %~% پنهان ز نظر گشت نگوئی که فنا شد # 3 هر رند که در کوی خرابات درآمد %~% از دار فنا آمد و با دار بقا شد # 4 ما جام حبابیم و پر از آب حیاتیم %~% سیراب شود هر که چو ما همدم ما شد # 5 سلطان سراپرده میخانه عالم %~% از ذوق گدایان خرابات گدا شد # 6 صوفی به صفا دردی دردش چو بنوشد %~% این درد بود صافی و آن درد دوا شد # 7 یاری که چو ما بندگی سید ما کرد %~% هرچند گدا بود شه هر دو سرا شد ~~PageV1P0547 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او آشنای سلطان شد %~% گرچه جان بود عین جانان شد # 2 هر که با ما نخورد جام شراب %~% به یقینم که او پشیمان شد # 3 هر که در مجلسم دمی بنشست %~% شد یقینم که او پشیمان شد # 4 این جهان را به نیم جو ms187 نخرد %~% آنکه یکدم حریف رندان شد # 5 هر که جمعیتی ز خویش نیافت %~% دم آخر که شد پریشان شد # 6 این دوئی محو گشت و عین یکی %~% این چنین آمد این چنان آن شد # 7 بنده اوست سید عالم %~% بر همه کاینات سلطان شد PageV1P0548 ### || [genre: Gh] # 1 سنبل زلف او پریشان شد %~% حال جمعی نکو پریشان شد # 2 باد با زلف او دمی دم زد %~% زلف او هم بر او پریشان شد # 3 جمع بودیم از پریشانی %~% جمع ما مو به مو پریشان شد # 4 گفت و گو در میان ما آمد %~% قصه از گفتگو پریشان شد # 5 آن چنان جمع و این چنین جمعی %~% من ندانم که چون پریشان شد # 6 زلف او مجمع دل ما بود %~% گرچه از ما و تو پریشان شد # 7 نعمت الله به عشق زلف نگار %~% آمد و سو به سو پریشان شد PageV1P0549 ### || [genre: Gh] # 1 بلبل جان چو ساکن تن شد %~% مجلس کاینات گلشن شد # 2 آفتاب وجوب رو بنمود %~% شب امکان چون روز روشن شد # 3 گنج اسما نثار ما فرمود %~% نقد هر یک از آن معین شد # 4 بود پیدا ولی نهان از ما %~% آمد اینجا به ما مبین شد # 5 عین اول ظهور چون فرمود %~% واضح و لائح و مبرهن شد # 6 جام گیتی نما چو صیقل یافت %~% حسن آمد به حسن و احسن شد # 7 نعمت الله جمال را بنمود %~% نور او نور دیده من شد PageV1P0550 ### || [genre: Gh] # 1 به عشق چهره لیلی دل بیچاره مجنون شد %~% به بوی سنبل زلفش دماغ عقل ~~مفتون شد # 2 چو بلبل درگلستان سر کویش همی نالم %~% ازآندم کز غم عشقش دلم چون غنچه ~~پرخون شد # 3 همی گویم که درد دل به وصل او دوا سازم %~% ولی می بینم ازهجرش که دردی ~~دیگر افزون شد # 4 سر زلف سیه دیدم شدم شیدا و سودائی %~% ندانم تا دل مسکین در آن دام ~~بلا ms188 چون شد # 5 برو ای عقل از عاشق مجو رأی خردمندی %~% که عشقش در درون آمد ز خلوت ~~عقل بیرون شد # 6 بیاور ساقیا جامی که مستم توبه بشکستم %~% بگو مطرب نوائی خوش که لیلی ~~باز مجنون شد # 7 چرا گوئی دل از دستت نباید داد ای سید %~% مکن عیب من بی دل که کار از ~~دست بیرون شد PageV1P0551 ### || [genre: Gh] # 1 به سراپرده میخانه روان خواهم شد %~% خوش شبی معتکف کوی مغان خواهم شد # 2 به خرابات فنا رخت بقا خواهم برد %~% ترک خود کرده و بی نام و نشان ~~خواهم شد # 3 گرچه در میکده پیر مغان پیر شدم %~% باز از دولت آن پیر جوان خواهم شد # 4 چشم من غیر خیالش چو نمی بندد نقش %~% هرچه بینم به خیالش نگران خواهم ~~شد # 5 هر کجا جام مئی بود به دست آوردم %~% گوئیا ساقی رندان جهان خواهم شد # 6 ما چه موجیم و در این بحر پدید آمده ایم %~% یک دمی همدم من شو که نهان ~~خواهم شد # 7 نعمت الله چو خیالی که تو بینی در خواب %~% ور چنین نیست در این هفته ~~چنان خواهم شد PageV1P0552 ### || [genre: Gh] # 1 عاقبت سید ما سوی مغان خواهد شد %~% به سراپرده میخانه روان خواهد شد # 2 گر بگویند که فرما و بیا مستانه %~% زند انگشت خوشی رقص کنان خواهد شد # 3 آفتابی است که از مشرق جان می تابد %~% گرچه از دیده ما باز نهان خواهد ~~شد # 4 همه عالم چو بود آینه حضرت او %~% در همه آینه بر خود نگران خواهد شد # 5 عین ما آب حیاتست و حبابش خوانند %~% زود بینند که بی نام و نشان خواهد ~~شد # 6 جام می آمد و آورد پیام ساقی %~% که دمی همدم ما شو که چنان خواهد شد # 7 صحبت سید سرمست غنیمت می دان %~% که در این یک دو سه روزی ز جهان خواهد ~~شد PageV1P0553 ### || [genre: Gh] # 1 مه ز ms189 برج شرف چو طالع شد %~% جامع صورتین واقع شد # 2 چون جمالش در آینه بنمود %~% نام آئینه کون جامع شد # 3 این عجب بین که واضع اشیا %~% هم به موضوع خویش واقع شد # 4 هر که بی جام می دمی دم زد %~% حیف از آن دم زدن که ضایع شد # 5 همت ما محیط می جوید %~% مکنش عیب اگرچه طالع شد # 6 یار ما نیست آنکه چون زاهد %~% به خیالی ز دوست قانع شد # 7 نعمت الله چو در سخن آمد %~% روح قدسی رسید و سامع شد PageV1P0554 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او با جان ما پیوسته شد %~% زنده آمد دل از آن پیوسته شد # 2 آب چشم ما به گلشن رو نهاد %~% غنچه گشت و خوش خوشی گلدسته شد # 3 عشق سرمست است و می گوید سرود %~% عقل مخمور است از آن دل خسته شد # 4 مرغ دل در دام زلف او فتاد %~% سر نهاد و مو به مو پابسته شد # 5 تا به او پیوست جان من تمام %~% از همه کون و مکان خوش رسته شد # 6 در دل من غیر او را راه نیست %~% خانه خالی ورا در بسته شد # 7 نعمت الله عاشقانه جان بداد %~% رند سرمست از جهان وارسته شد ~~PageV1P0555 ### || [genre: Gh] # 1 بحر عشقش را کران پیدا نشد %~% واصل دریای او جز ما نشد # 2 در سرابستان مستان ره نبرد %~% هر که چون ما سو به سو جویا نشد # 3 دیده ما تا نظر از وی نیافت %~% چشم نابینای ما بینا نشد # 4 جان ما تا مبتلای او نگشت %~% کار دل در عاشقی والا نشد # 5 سرفرازی در میان ما نیافت %~% هر که را سر در سر سودا نشد # 6 در حریم عشق عاشق پی نبرد %~% در ره معشوق تا پویا نشد # 7 هر پریشان کو نشد از جمع ما %~% دولت پنهانیش پیدا نشد # 8 هر که آمد سوی ما سرمست رفت %~% هیچکس تشنه از ms190 این دریا نشد # 9 تا حدیث عشقبازی گفته اند %~% همچو سید دیگری گویا نشد PageV1P0556 ### || [genre: Gh] # 1 به جز میخانه جای ما نباشد %~% هوائی چون هوای ما نباشد # 2 بیا دردی دردش نوش میکن %~% که خوشتر زین دوای ما نباشد # 3 نیابد پادشاهی یا ولایت %~% اگر سلطان گدای ما نباشد # 4 بقای جاودان داریم از عشق %~% غم ما از فنای ما نباشد # 5 به صدق دل به جانان جان سپردیم %~% به غیر او جزای ما نباشد # 6 خدای هر دو عالم جز یکی نیست %~% یکی دیگر خدای ما نباشد # 7 به جز انعام عام نعمت الله %~% نوای بی نوای ما نباشد PageV1P0557 ### || [genre: Gh] # 1 وجود صورت و معنی ز جود ما باشد %~% وجود جود بر ما وجود ما باشد # 2 حباب و موج که پیدا شده درین دریا %~% هر آنچه بود و بود عین بود ما ~~باشد # 3 ملک به امر خدا سر نهاده است زمین %~% برای رفعت خود در سجود ما باشد # 4 حیات آب حیات از حیات ما دارد %~% بقای زنده دلان هم ز جود ما باشد # 5 به سمع جان شنود عقل کل شود خاموش %~% در آن مقام که گفت و شنود ما ~~باشد # 6 بسوخت آتش ما عود مجمر افلاک %~% دماغ چرخ معطر ز دود ما باشد # 7 چو نور سید ما شاهد است و مشهود است %~% یقین که در همه عالم شهود ما ~~باشد PageV1P0558 ### || [genre: Gh] # 1 گر نه او یار غار ما باشد %~% در دو عالم که یار ما باشد # 2 ما کجا دوستدار او باشیم %~% گر نه او دوستدار ما باشد # 3 شادمانم به دولت غم او %~% زانکه او غمگسار ما باشد # 4 رندی و عاشقی و میخواری %~% پیشه و کار و بار ما باشد # 5 پادشاهیم و شاهد و ساقی %~% بر یمین و یسار ما باشد # 6 سخن ما که روح می بخشد %~% در جهان یادگار ما باشد # 7 نعمت الله که ms191 جان ما به فداش %~% سید و خواندگار ما باشد PageV1P0559 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم فدای ما باشد %~% هر چه باشد برای ما باشد # 2 فقر ما تاج سلطنت بخشد %~% شاه عالم گدای ما باشد # 3 بود و نابود صورت و معنی %~% از فنا و بقای ما باشد # 4 قبله عاشقان سر مستان %~% در خلوتسرای ما باشد # 5 دردمندیم و درد می نوشیم %~% درد و دردش دوای ما باشد # 6 لذت عمر جاودان دارد %~% هر که او مبتلای ما باشد # 7 بنده سید خراباتیم %~% دیگری کی به جای ما باشد PageV1P0560 ### || [genre: Gh] # 1 به کام ما بود عالم اگر او یار ما باشد %~% چنین دولت نمی دانم در این ~~عالم که را باشد # 2 در خلوتسرای او بهشت جاودان ماست %~% چه خوش ذوقی که رندان را در این ~~خلوتسرا باشد # 3 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% ز می توبه در این حالت ~~به نزد ما خطا باشد # 4 بیا و دردی دردش به دست دردمندان ده %~% که درد درد او ما را به از صاف ~~دوا باشد # 5 به تیغ عشق اگر کشته شوی چون ما غنیمت دان %~% که جانت زنده جاوید و ~~جانان خونبها باشد # 6 ز نور آفتاب او همه عالم منور شد %~% نمی بینیم یک ذره که بی نور خدا ~~باشد # 7 به جان سید عالم که بنده بنده جانیست %~% از آن شد هرکه می بینی گدای ~~این گدا باشد PageV1P0561 ### || [genre: Gh] # 1 به یمن دولت وصلش جهان در حکم ما باشد %~% چنین شاهی که ما داریم در ~~عالم که را باشد # 2 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% چنین بزمی ملوکانه نمی ~~دانم کجا باشد # 3 اگر درد دلی داری بیا و نوش کن جامی %~% که جام درد درد او به از صاف ~~دوا باشد # 4 چنان مستغرق عشقم که خود از وی نمی دانم %~% در این دریا ms192 به هر سوئی که ~~بینم عین ما باشد # 5 محب غیر کی باشم چو یار نعمت اللهم %~% کجا با خلق پردازم چو محبوبم ~~خدا باشد PageV1P0562 ### || [genre: Gh] # 1 هر که را شیخ آن چنان باشد %~% شرفش بر همه جهان باشد # 2 دایره ای کرد او بود پرگار %~% او چو قطب است و در میان باشد # 3 صورتش خلق و معنیش حق است %~% راحت جان انس و جان باشد # 4 هر که با او نشست سلطان شد %~% زانکه او پادشه نشان باشد # 5 هرچه خواهی از او همان یابی %~% زان که او را هم این هم آن باشد # 6 همه محکوم حضرتش باشند %~% حکم او بر همه روان باشد # 7 نعمت الله مرید حضرت اوست %~% لاجرم پیر عاشقان باشد PageV1P0563 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم به خواب بینم گفتا خیال باشد %~% گفتم رسم به وصلت گفتا محال باشد # 2 گفتم که در خرابات خواهم که بار یابم %~% گفتا اگر درآئی آنجا مجال ~~باشد # 3 سرچشمه حیاتست ما خضر وقت خویشیم %~% در جام ما همیشه آب زلال باشد # 4 شادی روی ساقی ما می مدام نوشیم %~% بر غیر اگر حرام است بر ما حلال ~~باشد # 5 گر عاقلی بگوید عقل تو گشت ناقص %~% نقصان عاقل آن است ما را کمال باشد # 6 از آفتاب حسنش شد عالمی منور %~% ما روشنیم از وی او بی زوال باشد # 7 نقش خیال بگذار نقاش را طلب کن %~% جز عین نعمت الله نقش خیال باشد ~~PageV1P0564 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم خیال او باشد %~% در خیال آن جمال او باشد # 2 هر خیالی که نقش می بندم %~% نظرم بر کمال او باشد # 3 در همه آینه چو می نگرم %~% صورت بی مثال او باشد # 4 جنت هر کسی سزای ویست %~% جنت ما وصال او باشد # 5 مالک لم یزل خداوند است %~% ابدا لایزال او باشد # 6 همه را رو به اوست از همه رو %~% همه را خود مأل او ms193 باشد # 7 کفر و ایمان به نزد اهل دلان %~% از جمال و جلال او باشد # 8 موج و بحر و حباب ما بنگر %~% همه آب زلال او باشد # 9 گفته سیدم به جان بشنو %~% زانکه سحر حلال او باشد PageV1P0565 ### || [genre: Gh] # 1 تو را اهل نظر خوانم گرت منظور او باشد %~% نظر باز خوشی باشی چو ~~منظورت نکو باشد # 2 خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید %~% کجا غیری توان دیدن چو هر ~~چه هست او باشد # 3 ز آب چشم ما دایم بود خوش روی ما تازه %~% چو خوشروئی که پیوسته چو ما ~~با آبرو باشد # 4 بیا و خرقه خود را به آب می نمازی کن %~% چو جان ما گرت میلی به سوی ~~شست و شو باشد # 5 در آن حضرت که غیر او نگنجد غیر او غیری %~% چه جای این و آن دارد چه ~~قدر ما و تو باشد # 6 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% نیاید عقل اگر آید مگر ~~خواجه ولو باشد # 7 بیا از نعمت الله جو مرادی را که می خواهی %~% که کام دل از او یابی تو ~~را گر جستجو باشد PageV1P0566 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او را خبر از اهل دلانش باشد %~% یاری اهل دلان در دل و جانش ~~باشد # 2 دردمندی که به جان دردی دردش نوشد %~% راحت جان طلبی در دو جهانش باشد # 3 آتش عشق دلم سوخت چنان داغی را %~% در قیامت چو بجویند نشانش باشد # 4 دیده اهل نظر نور از او می یابد %~% این چنین نور چنان عین عیانش باشد # 5 عاقل ار عشق ندارد بر ما آنش نیست %~% رند مستی طلب ای دوست که آنش ~~باشد # 6 هر گدائی که بود بر در سلطان دائم %~% همچو ما بر دو جهان حکم روانش ~~باشد # 7 نعمت الله بسی بندگی سید کرد %~% لاجرم منصب عالی چنانش باشد ~~PageV1P0567 ### || [genre: Gh] # 1 ms194 ناز با یار غار خوش باشد %~% آن میان در کنار خوش باشد # 2 نقش رویش خیال می بندم %~% در نظر آن نگار خوش باشد # 3 عشق او آفتاب تابان است %~% مهر او بی غبار خوش باشد # 4 نور او را به نور او بنگر %~% آن نهان آشکار خوش باشد # 5 لیس فی الدار غیره دیار %~% در چنین دار یار خوش باشد # 6 در همه چون جمال او پیداست %~% گر یکی ور هزار خوش باشد # 7 بلبل مست و صحبت سید %~% بابت گلعذار خوش باشد PageV1P0568 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق و یار خویش خوش باشد %~% دل و دلدار خویش خوش باشد # 2 زاهد و زهد و رند و میخواری %~% هر کس و کار خویش خوش باشد # 3 بلبل مست و عاشق شیدا %~% خود و گلزار خویش خوش باشد # 4 بار عشقش نهاده ام بر دل %~% می کشم بار خویش خوش باشد # 5 عاشقانه به دردی دردش %~% کرده تیمار خویش خوش باشد # 6 عشقبازی است کار دل دائم %~% دل به کردار خویش خوش باشد # 7 نعمت الله خوش بود با من %~% یار با یار خویش خوش باشد PageV1P0569 ### || [genre: Gh] # 1 مدام همدم جام شراب خوش باشد %~% همیشه عاشق مست خراب خوش باشد # 2 بیا به مکتب ما و کتاب عشق بخوان %~% که خواندن از سر ذوق این کتاب خوش ~~باشد # 3 بیا که ساقی ما مجلس خوشی آراست %~% بیا که دیدن او بی نقاب خوش باشد # 4 رسید ساقی سرمست و جام می بر دست %~% حریف رند چنین بی حجاب خوش باشد # 5 خیال عارض او نقش می کشم بر چشم %~% نگر که نقش خیالش در آب خوش باشد # 6 هزار شاه گدای جناب ما باشد %~% اگر به جانب ما آن جناب خوش باشد # 7 خوش است گفته سید که از سر ذوق است %~% به ذوق هر که بگوید جواب خوش ~~باشد PageV1P0570 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق و مستیم کرامات چه باشد %~% ما ms195 باده پرستیم مناجات چه باشد # 2 ما همدم رندان سراپرده عشقیم %~% در خلوت ما حالت طامات چه باشد # 3 گفتیم چنان است چنین بود که گفتیم %~% اینست کرامات کرامات چه باشد # 4 ما عاشق مستیم ز جام می وحدت %~% خود کثرت معقول و خیالات چه باشد # 5 چون خلوت ما گوشه میخانه عشق است %~% با منزل ما راه و مقامات چه باشد # 6 ای زاهد سجاده نشین کعبه کدام است %~% وی عاشق میخواره خرابات چه باشد # 7 سید چو همه اوست چه پیدا و چه پنهان %~% احوال بدایات و نهایات چه باشد ~~PageV1P0571 ### || [genre: Gh] # 1 کرمش گنج بی کران باشد %~% آب رحمت به جام جان باشد # 2 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% بر سر و پای عاشقان باشد # 3 ابر چون آبروی دریا دید %~% آب بر روی ما روان باشد # 4 خوش گلابی به صورت و معنی %~% بر رخ خوب همگنان باشد # 5 می چو در جام ریخت ساقی ما %~% هر چه در جام باشد آن باشد # 6 رشحه نور خود به ما پاشید %~% ابدا بر همه چنان باشد # 7 نعمت الله جواهر توحید %~% بر سر جمله عاشقان باشد PageV1P0572 ### || [genre: Gh] # 1 رند مست از بلا نه اندیشد %~% از فنا و بقا نه اندیشد # 2 دردمندی که درد می نوشد %~% خوش بود از دوا نه اندیشد # 3 هر که خمخانه می خورد به دمی %~% از می جام ما نه اندیشد # 4 عقل را پیش عشق قدری نیست %~% پادشه از گدا نه اندیشد # 5 بینوائی که در عدم گردد %~% بی وجود از فنا نه اندیشد # 6 دو سرا را به نیم جو نخرد %~% بلکه از دو سرا نه اندیشد # 7 نعمت الله گنج اسما یافت %~% از غنای شما نه اندیشد PageV1P0573 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او را به نور او بیند %~% هر چه بیند همه نکو بیند # 2 آنکه با ما نشست در دریا %~% عین ما دید و سو به سو ms196 بیند # 3 روی غیری ندیده دیده ما %~% غیر چون نیست دیده چو بیند # 4 هر که در آینه کند نظری %~% جان و جانانه روبرو بیند # 5 چشم باریک بین سید ما %~% رشته یک توست کی دو تو بیند PageV1P0574 ### || [genre: Gh] # 1 نقش خیال عالم عارف به خواب بیند %~% صورت چو جام یابد معنی شراب بیند # 2 دریادلی که چون ما در بحر ما درآید %~% موج و حباب و قطره در عین آب ~~بیند # 3 چون نور آفتابست در روی ماه پیدا %~% هم ماه را بیابد هم آفتاب بیند # 4 تو تشنه در بیابان دایم سراب بینی %~% عارف چو ما سرابی اندر سراب بیند # 5 رندی که در خرابات با ما دمی برآرد %~% هر کس که بیند او را مست و خراب ~~بیند # 6 هر کو حجاب دارد او در حجاب ماند %~% گر بی حجاب گردد او بی حجاب بیند # 7 در گلستان سید خوش بلبلان مستند %~% هر گل که او بچیند در گل گلاب بیند ~~PageV1P0575 ### || [genre: Gh] # 1 دلبر سرمست ما عزمی به دریا می کند %~% منع نتوان کردنش چون میل مأوا ~~می کند # 2 چشم ما پر آب کرده خوش نشسته در نظر %~% این عنایت بین که او با دیده ~~ما می کند # 3 آفتاب حسن او هر جا که بنماید جمال %~% هر چه آن پنهان بود چون نور ~~پیدا می کند # 4 چشم مردم دیده ما روشن است از نور او %~% این نظر صاحبنظر با چشم بینا ~~می کند # 5 در خرابات مغان مست خراب افتاده ایم %~% هر که دارد دولتی رغبت به آنجا ~~می کند # 6 کار دل از عشق بالائی چنین بالا گرفت %~% لاجرم جان عزیزان قصد بالا می ~~کند # 7 پادشاه است او و سید بنده فرمان او %~% دلخوشست ارچه جفای جان شیدا می ~~کند PageV1P0576 ### || [genre: Gh] # 1 ما مریدیم و پیر ما مرشد %~% ره روانیم و رهنما مرشد # 2 رو نوائی ز یار مرشد ms197 جو %~% که دهد بی ریا نوا مرشد # 3 نبری ره به خانه اصلی %~% گر نیابی در این سرا مرشد # 4 روز و شب از خدای خود می جو %~% کاملی تا بود تو را مرشد # 5 بحر ما را کرانه پیدا نیست %~% غرق آبیم و عین ما مرشد # 6 درد دردش بنوش و خوش می باش %~% که کند درد تو دوا مرشد # 7 هر که ارشاد نعمت الله یافت %~% دائما خواهد از خدا مرشد PageV1P0577 ### || [genre: Gh] # 1 هر که در کوی تو جانا نفسی بنشیند %~% نیست ممکن که دمی بی هوسی بنشیند # 2 ننشیند دل من یک نفسی از سر پا %~% تا که در صحبت تو خوش نفسی بنشیند # 3 خلوت نقش خیال تو بود خانه چشم %~% نتوان دید که غیر از تو کسی بنشیند # 4 بر سر راه تو گرچه عسسان بسیارند %~% نیست عاشق که ز خوف عسسی بنشیند # 5 مدتی شد که سر کوی تو می جست دلم %~% از درت دور مکن گرچه بسی بنشیند # 6 کس به فریاد من عاشق شیدا نرسد %~% مگر آن روز که فریادرسی بنشیند # 7 نعمت الله به خلوت ننشیند بی تو %~% شاهبازی است کجا در قفسی بنشیند ~~PageV1P0578 ### || [genre: Gh] # 1 خوشست این دیده روشن که غیر او نمی بیند %~% اگر بیند کسی غیرش بگو ~~نیکو نمی بیند # 2 اگر چه دیده احول یکی را دو نماید رو %~% بحمدالله که چشم من یکی را دو ~~نمی بیند # 3 به چشم او توان دیدن جمال بی مثال او %~% به غیر روی ننماید کسی را رو ~~نمی بیند # 4 مراد مردم از دیده نظر کردن به روی اوست %~% و گر نه دیده ای نبود که ~~روی او نمی بیند # 5 به چشم ما نگاهی کن که نور چشم ما بینی %~% که چشم ما به غیر او کهن یا ~~نو نمی بیند # 6 نبیند چشم نابینا جمال ماه تابان را %~% اگر صد سال می گویم نداند چو ms198 ~~نمی بیند # 7 مگر سررشته گم کردی که این رشته دو تو دیدی %~% ببین در دیده سید که جز ~~یک تو نمی بیند PageV1P0579 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما عین ما به ما بیند %~% هم به نور خدا خدا بیند # 2 دیده ما ندیده غیری را %~% غیر چون نیست او که را بیند # 3 هر که خودبین بود نبیند او %~% زانکه خودبین همه خطا بیند # 4 هر که با ما نشست در دریا %~% عین ما آشنای ما بیند # 5 عارفی کو جمال او را دید %~% دیده باشد به او چو وا بیند # 6 دردمندی که درد می نوشد %~% هم از آن درد دل دوا بیند # 7 به خرابات رندی ار آید %~% سید مست دو سرا بیند PageV1P0580 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش چشمی که نور او به نور روی او بیند %~% چو نور روی او باشد همه ~~چیزی نکو بیند # 2 کسی کو را به خود بیند کجا من عارفش خوانم %~% من آن کس عارفش خوانم که ~~نور او به او بیند # 3 بود این رشته یک تو ولی احول دو تو یابد %~% چو گم کردست سر رشته از آن ~~یک تو دو تو بیند # 4 کسی کو مست شد از می چه داند جام و پیمانه %~% مگر رندی بود سرخوش که ~~می نوشد سبو بیند # 5 اگر آئینه روشن محبی در نظر آرد %~% خود و محبوب در یک جا نشسته روبرو ~~بیند # 6 نبیند چشم دریا بین به غیر از عین ما دیگر %~% اگر سرچمه ای یابد و گر ~~در آب جو بیند # 7 خیالی گر پزد شخصی که سید غیر او دیده %~% بگو چون نیست غیر او نگوئی ~~غیر چو بیند PageV1P0581 ### || [genre: Gh] # 1 دیده ما چو روی او بیند %~% هر چه بیند همه نکو بیند # 2 چشم اهل نظر چو روشن از اوست %~% عین او را به عین او بیند # 3 رشته یک تو است نزد بیننده %~% دیده غیر ms199 اگر دو تو بیند # 4 آینه عاشقی که می نگرد %~% خود و معشوق روبرو بیند # 5 نعمت الله یکی است در عالم %~% کی چو احول یکی به دو بیند PageV1P0582 ### || [genre: Gh] # 1 این دل دریا دل ما عزم دریا می کند %~% دارد او حب وطن میلی به مأوا می ~~کند # 2 دل چو پرگاری روان گردد به گرد نقطه ای %~% دایره نقش خیالی را هویدا ~~می کند # 3 دیده ما روی او بیند به نور روی او %~% این عنایت بین که او با چشم ~~بینا می کند # 4 شرح اسما می نویسد دل به لوح جان ما %~% عاشقانه روز و شب احصای اسما ~~می کند # 5 دل به میخانه فتاد و خاطرش آنجا نشست %~% دائما جائی چنان از ما تمنا ~~می کند # 6 هر نفس آئینه دل نور می بخشد به دل %~% وه چه حسنست اینکه او هر لحظه ~~پیدا می کند # 7 نعمت الله نعمتی ز انعام منعم یافته %~% این چنین خوش نعمتی ایثار اشیا ~~می کند PageV1P0583 ### || [genre: Gh] # 1 دل باز عزم کعبه مقصود می کند %~% جانم سجود حضرت معبود می کند # 2 عود دلم در آتش عشقش روان بسوخت %~% عیبم مکن اگر نفسم دود می کند # 3 خوش آتشی و عود خوشی سوختم سوختی %~% این لطف او نگر که چه با عود می ~~کند # 4 آن کس که می خرد غم عشقش به کاینات %~% نیکو تجارتی و خوشی سود می کند # 5 رندی که می رود به خرابات عاشقان %~% با او برو که میل به بهبود می کند # 6 او آفتاب عالم و ما سایه بان او %~% چندان غریب نیست اگر جود می کند # 7 سید به جود بنده معدوم خویش را %~% می بخشدش وجودی و موجود می کند ~~PageV1P0584 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان خمخانه جوشی می کند %~% جان مستم از هوای او خروشی می ~~کند # 2 باد پیماید به دشت و می رود عمرش به ms200 باد %~% زاهدی کو غیبت باده فروشی ~~می کند # 3 دردسر می داد عقل از خانه بیرون کردمش %~% ایستاده بر در و دزدیده گوشی ~~می کند # 4 دیگ سودا می پزیم و آتشی بر جان ماست %~% عیب ما جانا مکن گر دیگ جوشی ~~می کند # 5 در تعجب مانده اند اصحاب دنیا سر به سر %~% کاین همه رندی چرا این خرقه ~~پوشی می کند # 6 ار بیان این معانی چون عبارت قاصر است %~% میر سرمستان بیانش با خموشی ~~می کند # 7 نعمت الله جام می بر دست می گیرد مدام %~% هر زمان میلی به سوی باده ~~نوشی می کند PageV1P0585 ### || [genre: Gh] # 1 ترک عشقش ملک جان بگرفت و غارت می کند %~% حاکم است و پادشاهانه امارت ~~می کند # 2 می کند ویران سرای عقل و بیخش می کند %~% آنگهی از لطف خود آن را عمارت ~~می کند # 3 جانفروشی می کند دل بر سر بازار عشق %~% سود می یابد در این سودا تجارت ~~می کند # 4 هر که درد درد عشق او به درمان می دهد %~% بی خبر در دین و در دنیا ~~خسارت می کند # 5 عشق سرمست است و درکوی مغان دارد وطن %~% می زند خوش چشمکی ما را اشارت ~~می کند # 6 خلوت ما قبله حاجات سرمستان بود %~% هر کجا رندیست می آید زیارت می کند # 7 نعمت الله سرخوش است از عشق می گوید سخن %~% عقل کل تحصیل این لفظ و ~~عبارت می کند PageV1P0586 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشمم دم به دم از دل روایت می کند %~% قصه جانم به سوز دل حکایت می ~~کند # 2 عاشق مستیم و عقل از خانه بیرون کرده ایم %~% در به در می گردد و از ما ~~شکایت می کند # 3 دست ما بگرفت آن سلطان و ما را برگرفت %~% پادشاه عادل و ما را حمایت ~~می کند # 4 در ازل بنواخت ما را همچنانی تا ابد %~% لطف او پیوسته یا ms201 ما این عنایت ~~می کند # 5 پیر ما عشق است و دعوت می کند ما را به می %~% مرشد عشق است و ارشاد و ~~هدایت می کند # 6 شاه ما ساقی میخواران بزم وحدت است %~% عاشقانه رند را نیکو رعایت می ~~کند # 7 مطرب عشاق ما مستانه می گوید سرود %~% نعمت الله این غزل از وی روایت ~~می کند PageV1P0587 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق جانانم و جانم خروشی می کند %~% مستم و از مستیم خمخانه جوشی می¬ ~~کند # 2 خستگان عشق را ساقی شرابی می دهد %~% این دوا از بهر درد درد نوشی می ~~کند # 3 می دهد محمود ایاز خویش را تشریف خاص %~% پادشاهی این کرم با کهنه پوشی ~~می کند # 4 دردسر می داد عقل از خانه بیرون کردمش %~% ایستاده بر در و دزدیده گوشی ~~می کند # 5 چون کنم اسرار دل با زاهد هشیار فاش %~% جان سرمستم هوای می فروشی می ~~کند # 6 گفتمش جامی بده گفتا بگیر اما خموش %~% جانم از ذوق این حکایت با خموشی ~~می کند # 7 نی حدیث نعمت الله می کند با عاشقان %~% ناله اش بشنو که از جان خوش ~~خروشی می کند PageV1P0588 ### || [genre: Gh] # 1 کشته عشق او شفا چه کند %~% مرده درد او دوا چه کند # 2 پادشاهی گدای او دارد %~% بینوای درش نوا چه کند # 3 راحت جان مبتلا است بلا %~% مبتلا ناله از بلا چه کند # 4 دنیی و آخرت مده که دلم %~% رند مست است و این بها چه کند # 5 می دهی بند رند تا چه شود %~% می دهی پند مست تا چه کند # 6 در خرابات عشق مست و خراب %~% باده نوشیم تا خدا چه کند # 7 نعمت الله کشته عشق است %~% این چنین کشته خونبها چه کند PageV1P0589 ### || [genre: Gh] # 1 خسته عشق تو بیچاره شفا را چه کند %~% مبتلای غم تو غیر بلا را چه کند # 2 کشته عشق تو چون از تو بلا می ms202 بیند %~% همچو منصور فنا دار بقا را چه ~~کند # 3 دردمندی که چو ما دردی دردت نوشد %~% با چنین درد خوشی صاف دوا را چه ~~کند # 4 آنکه در میکده عشق تو یابد جائی %~% نزهت باغچه هر دو سرا را چه کند # 5 بنده عشق تو چون سید هر سلطانست %~% منصب دینی و عقبای گدا را چه کند ~~PageV1P0590 ### || [genre: Gh] # 1 دل عاشق نظر به جان نکند %~% خاطرش میل با جنان نکند # 2 ای که گوئی که ترک رندی کن %~% رند سرمست آنچنان نکند # 3 دنیی و آخرت مده که دلم %~% التفاتی به این و آن نکند # 4 رند مستیم نام ما که برد %~% بینشان را کسی نشان نکند # 5 جرعه می به جان خرید دلم %~% کرد سودائی و زیان نکند # 6 عاشق و رند مست او باشیم %~% عاشق انکار عاشقان نکند # 7 نعمت الله حریف و می در جام %~% هیچکس توبه این زمان نکند PageV1P0591 ### || [genre: Gh] # 1 یاری که می ننوشد از ذوق ما چه داند %~% ناخورده درد دردش صاف دوا چه ~~داند # 2 همدم نگشته با جام ساقی کجا شناسد %~% میخانه را ندیده بزم خدا چه داند # 3 حالم ز عاشقان پرس تا با تو باز گویند %~% از عاقلان چه پرسی عاقل مرا ~~چه داند # 4 از جام ابتلایش ذوقی که مبتلا راست %~% هر کو بلا ندیده ذوق بلا چه ~~داند # 5 گوید که ماجرائی با رند مست دارم %~% رندی که مست باشد او ماجرا چه ~~داند # 6 نوری که در دل ماست خورشید ذره اوست %~% هر بی بصر ز کوری نور و ضیا چه ~~داند # 7 سلطان خبر ندارد از حال نعمت الله %~% اسرار پادشاهی مرد گدا چه داند ~~PageV1P0592 ### || [genre: Gh] # 1 غیر او کی به یاد ما ماند %~% دیگری یار ما کجا ماند # 2 درد دردش بیا و ما را ده %~% که مرا خوشتر از دوا ماند # 3 ما نبودیم و حضرت او بود %~% چون نمانیم ms203 ما خدا ماند # 4 نیست بیگانه از خدا چیزی %~% هر چه ماند به آشنا ماند # 5 این عجب بین که حضرت سلطان %~% در نظرگه گهی گدا ماند # 6 هر که مه روی خویش را بیند %~% خوبی او کجا به ما ماند # 7 بزم عشق است و سیدم سرمست %~% بنده مخمور خود چرا ماند PageV1P0593 ### || [genre: Gh] # 1 عهد با زلف تو بستیم خدا می داند %~% سر موئی نشکستیم خدا می داند # 2 با خیال تو نشستیم به هر حال که بود %~% نزد غیری ننشستیم خدا می داند # 3 هر خیالی که گشادیم به رویش دیده %~% در زمان نقش نو بستیم خدا می داند # 4 سر ما از نظر اهل نظر پنهان نیست %~% در همه حال که هستیم خدا می داند # 5 در دل ما نتوان یافت هوای دگری %~% جز خدا را نپرستیم خدا می داند # 6 گر همه خلق جهان مستی ما دانستند %~% گو بدانند که مستیم خدا می داند # 7 درخرابات مغان سید سرمستانیم %~% تو چه دانی ز چه دستیم خدا می داند ~~PageV1P0594 ### || [genre: Gh] # 1 دل چو دم از عشق دلبر می زند %~% پشت پا بر بحر و بر برمی زند # 2 در خرابات فنا جام بقا %~% شادی ساقی کوثر می زند # 3 عشق می گوید دل و دلبر یکی است %~% عقل حیران دست بر سر می زند # 4 دل به جان نقش خیالش می کشد %~% مهر مهرش نیک بر زر می زند # 5 از دل خود دلبر خود را طلب %~% کو دم از الله اکبر می زند # 6 گرچه گم شد یوسف گل پیرهن %~% از گریبان تو سر بر می زند # 7 نعمت الله جان سپاری می کند %~% خیمه بر صحرای محشر می زند PageV1P0595 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ زیرک بین که یاهو می زند %~% روز و شب با اوست کو کو می زند # 2 ذهن تیرانداز ما بر هر نشان %~% می شکافد مو و بر مو می زند ms204 # 3 در خرابات مغان سلطان عشق %~% خیمه دولت به هر سو می زند # 4 باش یک رو در طریق او که او %~% بوسه ها بر روی یک رو می زند # 5 شهر دل را شه عمارت می کند %~% سنجقش بر برج و بارو می زند # 6 می نوازد مطرب عشاق ساز %~% ساز چون نیکوست نیکو م یزند # 7 نعمت الله رند سرمستی بود %~% ساغر می شادی او می زند PageV1P0596 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی کز عشق او دم می زند %~% پشت پا بر هر دو عالم می زند # 2 هر که او شیدای زلف و روی اوست %~% کفر و ایمان هر دو بر هم می زند # 3 مطرب عشاق ساز ما نواخت %~% گه نوای زیر و گه بم می زند # 4 از دل ما جو مسمای وجود %~% کو نفس از اسم اعظم می زند # 5 نعمت الله عالم معنی دل است %~% از ادب والله اعلم می زند PageV1P0597 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق ما در جهان نمی گنجد %~% حال ما در بیان نمی گنجد # 2 دلبرم دلنوازئی فرمود %~% در برم دل از آن نمی گنجد # 3 در دل عاشقان خوشی گنجد %~% آنکه در جسم و جان نمی گنجد # 4 زر چه باشد چو سر ندارد قدر %~% دل که باشد چو جان نمی گنجد # 5 جان و جانان حریف یکدگرند %~% غیر رطل گران نمی گنجد # 6 برو ای عقل دور شو ز اینجا %~% جبرئیل این زمان نمی گنجد # 7 ما کلام خدا که می خوانیم %~% سخن این و آن نمی گنجد # 8 بزم عشق است و ما سبک روحیم %~% زاهد جان گران نمی گنجد # 9 نعمت الله حریف و ساقی یار %~% غیر او در میان نمی گنجد PageV1P0598 ### || [genre: Gh] # 1 بود و نابود در نمی گنجد %~% مایه و سود در نمی گنجد # 2 ای که گوئی مرا وجودی داد %~% خوش بر وجود در نمی گنجد # 3 آتش عشق عود دل را سوخت %~% بعد ازاین ms205 عود در نمی گنجد # 4 ساقی اینجا کجا و مطرب کو %~% ساغر و رود در نمی گنجد # 5 چندگوئی که خوش همی سوزم %~% آتش و دود در نمی گنجد PageV1P0599 ### || [genre: Gh] # 1 مراحالی است با جانان که جانم درنمی گنجد %~% چه سودائیست عشق اوکه در ~~هر سر نمی گنجد # 2 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% دراین خلوتسرای دل به جز ~~دلبر نمی گنجد # 3 چو غوغائیست دردا و که در هر دل نمی باشد %~% چه سودائیست عشق او که در ~~هر سر نمی گنجد # 4 دلم عود است و آتش عشق و سینه مجمر سوزان %~% ز شوق سوختن عودم دراین ~~مجمر نمی گنجد # 5 چه حرفست اینکه می خوانم که در کاغذ نمی یابم %~% چه علم است اینکه می ~~دانم که در دفتر نمی گنجد # 6 برو ای عقل سرگردان گران جانی مکن با ما %~% سبکروحان همه جمع و ~~گرانجان درنمی گنجد # 7 ندیم مجلس شاهم حریف نعمت اللهم %~% لب ساغر همی بوسم سخن دیگر نمی ~~گنجد PageV1P0600 ### || [genre: Gh] # 1 در این خلوت حکایت درنگنجد %~% به جز رمز و کنایت در نگنجد # 2 وصال اندر وصال اندر وصال است %~% در این حالت حکایت درنگنجد # 3 جمال اندر جمال اندر جمالست %~% در او درس و روایت در نگنجد # 4 همه دل بود جان و لطف و احسان %~% ز نفس اینجا حکایت در نگنجد # 5 ازل عین ابد آمد در اینجا %~% در اینجا جز عنایت در نگنجد # 6 مجال کیست اینجا تا درآید %~% به جز محض هدایت درنگنجد # 7 شدم مغرور عقل و نفس کشته %~% سر موئی حمایت در نگنجد # 8 در این حالت که من کردم بیانش %~% نبوت با ولایت در نگنجد PageV1P0601 ### || [genre: Gh] # 1 در دل به جز از خدا نگنجد %~% چون او گنجد هوا نگنجد # 2 دل خلوت خاص حضرت اوست %~% بیگانه و آشنا نگنجد # 3 مائیم و نگار خوش کناری %~% مویی به میان ms206 ما نگنجد # 4 سلطان عشقست و عقل درویش %~% در مجلس شه گدا نگنجد # 5 دردی دارم دوا ندارد %~% با درد چنین دوا نگنجد # 6 چون نیست به جز یکی که گوید %~% درد خود گنجد و یا نگنجد # 7 خوش خم میست نعمت الله %~% در جام جهان نما نگنجد PageV1P0602 ### || [genre: Gh] # 1 هر که جان در عشق جانان می دهد %~% عشق جانان کشته را جان می دهد # 2 می فراوان است و ساقی بس کریم %~% می به سر مستان فراوان می دهد # 3 شاهد ما بس لطیف و نازک است %~% بوسه بر روی حریفان می دهد # 4 آبرو گر قطره ای پیشش بریم %~% در عوض دریای عمان می دهد # 5 جود او بخشید عالم را وجود %~% لطف او پیوسته احسان می دهد # 6 گنج را در کنج ویران می نهد %~% و آن نشان ما را به پنهان می دهد # 7 سید ما دست دستان می برد %~% بعد از آن دستی به دستان می دهد ~~PageV1P0603 ### || [genre: Gh] # 1 جام و می بخشید و می وی می دهد %~% ور نباشد جام می کی می دهد # 2 عالمی از جود او موجود شد %~% این کرم بین شی بلا شی می دهد # 3 رند سرمست ار بیابد می فروش %~% می نوازد بارها می می دهد # 4 هرچه ما را می دهد شاه و گدا %~% در حقیقت حضرت وی می دهد # 5 مجلس عشق است و ما مست و خراب %~% ساقی ما می به هی هی می دهد # 6 دردم نایی نفس او می دمد %~% آن چنان آواز از نی می دهد # 7 نعمت الله را به ما بخشید باز %~% لطف او نعمت پیاپی می دهد ~~PageV1P0604 ### || [genre: Gh] # 1 معنی یکی و صورت او در ظهور صد %~% چه جای او که صورت او هست بی عدد # 2 آئینه بی شمار و نماینده اش یکی %~% باشد صفات بی حد و ذاتش بود احد # 3 کحال حاذقی طلب ms207 ای عقل بوالفضول %~% تا چشم روشن تو کند پاک از رمد # 4 محتاج ماست عالم و ما بی نیاز از او %~% با غیرش احتیاج کجا باشد آن ~~صمد # 5 ما چون نبییم و همدم نائی لطف او %~% هر دم دمی جدید درین نی همی دمد # 6 در دام ما درآید و دانه خورد ز ما %~% مرغی کز آشیانه توحید بر پرد # 7 سید که میر مجلس مستان عالم است %~% با ما حریف باشد از این جام می ~~خورد PageV1P0605 ### || [genre: Gh] # 1 توحید و موحد و موحد %~% این هر سه یکیست نزد اوحد # 2 صد آینه گر یکی ببیند %~% صد یک بنماید و یکی صد # 3 محدود حدود در ظهور است %~% آری چو حد است حد و بیحد # 4 آن کس که خدای خویش بشناخت %~% گویا که خبر ندارد از خود # 5 در دار وجود این و آن هست %~% در کتم عدم نه نیک و نه بد # 6 مستیم و خراب در خرابات %~% با ساقی عاشقان مؤبد # 7 بحریست وجود نعمت الله %~% گاهی در جزر و گاه در مد PageV1P0606 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او نیک می کند یابد %~% نیک و بد هرچه می کند یابد # 2 بد مکن ای عزیز نیک اندیش %~% که بد و نیک می کنی با خود # 3 عمر ضایع دریغ حاصل او %~% خواه یکساله گیر و خواهی صد # 4 قیمت تو به قدر همت تو است %~% خواجه ارزد هر آنچه می ورزد # 5 گر روی راه نعمت الله رو %~% تا ز درگاه او نگردی رد PageV1P0607 ### || [genre: Gh] # 1 ما به تو هستیم و تو هستی به خود %~% غیر تو را هست نگوید خرد # 2 غیر یکی در دو جهان هست نیست %~% گرچه نماید به ظهور آن دو صد # 3 ذات یکی و صفتش بی شمار %~% شیخ یکی خرقه او بی عدد # 4 وحدت و توحید و موحد یکیست %~% در نظر عارف ذات احد # 5 نور جمالش ms208 بنماید عیان %~% در بصر هر که نباشد رمد # 6 نیست شود هر چه بود غیر او %~% گر نکند از نفس خود مدد # 7 سید ما با تو نگویم که کیست %~% در بر ما آینه در نمد PageV1P0608 ### || [genre: Gh] # 1 خراباتست و خم در جوش و ساقی مست و ما بی خود %~% سر از دستار نشناسیم ~~و می از جام و نیک از بد # 2 حضور باده نوشان است و رندان جمله سرمستند %~% نمی بینم کسی مخمور اگر ~~یک بینم ور صد # 3 اگر شمعی ز دلگرمی بپیچد از هوایش سر %~% روان از آتش غیرت کشیدش تیغ ~~بر سر زد # 4 ز آب و خاک میخانه مرا ایجاد فرمودند %~% زهی جام و زهی باده زهی موجد ~~زهی موجد # 5 در آن سرحد که جان بازند ما آنجا وطن داریم %~% که دارد عشق همراهی که ~~می آید بدان سرحد # 6 گذر فرما به خاک ما زیارت کن دمی ما را %~% که نور روح ما روشن توان ~~دیدن در آن مرقد # 7 صراط مستقیم من طریق نعمت الله است %~% به عمر خود نمی گردم سر موئی ز ~~راه خود PageV1P0609 ### || [genre: Gh] # 1 توحید و موحد و موحد %~% این جمله طلب کنش را حمد # 2 یک فاعل و فعل او یکی هم %~% گه نیک نماید و گهی بد # 3 خمخانه و جام و ساقی ما %~% می جوی ولی ز مجلس خود # 4 هر چند که عقل ذوفنون است %~% اما بر عاشقان چه سنجد # 5 در هر دو جهان یکیست موجود %~% هر لحظه به صورتی مجدد # 6 یک حرف و معانی فراوان %~% یک نقطه و اعتبار بی حد # 7 دریاب به ذوق قول سید %~% ای سائل کامل سرآمد PageV1P0610 ### || [genre: Gh] # 1 از سر ذوق دیده ام عین یکی و نام صد %~% ذات یکی صفت بسی خاص یکی و عام ~~صد # 2 حسن یکی و در نظر آینه بی شمار هست %~% روح یکی و تن هزار ms209 باده یکی و ~~جام صد # 3 گر به صد آینه یکی رو بنمود صد نشد %~% نقش خیال او صد و صد نشد آن ~~کدام صد # 4 همدم جام پر میم ساقی مجلس ویم %~% پیش یکی گرفته ام ساغر می مدام صد # 5 نام یکی اگر یکی صد نهد ای عزیز من %~% صد نشود حقیقتش یک بود او به ~~نام صد # 6 در دو جهان خدا یکی نیست در آن یکی شکی %~% ملک بسی ملک یکی شاه بسی ~~غلام صد # 7 عاشق و مست و واله هم همدم نعمة اللهم %~% نوش کنم به عشق او ساغر می ~~به کام صد PageV1P0611 ### || [genre: Gh] # 1 دلی که درد ندارد دوا کجا یابد %~% بلای عشق ندیده شفا کجا یابد # 2 کسی که همدم جام شراب نیست مدام %~% حضور ساقی سرمست ما کجا یابد # 3 حریف ما نشده ذوق ما کجا داند %~% نخورده ساغر دردی صفا کجا یابد # 4 خدای خود نشناسد کسی که خود نشناخت %~% ز خود چو بی خبر است او خدا کجا ~~یابد # 5 سریر سلطنت عشق پادشاهان راست %~% چنان مقام بلندی گدا کجا یابد # 6 در این طریق فقیری که می نهد قدمی %~% فنای خود چو نجوید بقا کجا یابد # 7 به نور عشق توان یافت نعمت الله را %~% کسی که عشق ندارد ورا کجا یابد ~~PageV1P0612 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه فانی شود بقا یابد %~% خوش بقائی از این فنا یابد # 2 آنکه نام و نشان خود گم کرد %~% آنچه گم کرده است وایابد # 3 بنده ای کو گدای سلطان است %~% پادشاهی دو سرا یابد # 4 هر که با بینوا دمی دم زد %~% خوش نوائی ز بینوا یابد # 5 غرق بحر محیط هر که شود %~% عین ما را به عین ما یابد # 6 عشق مست است و عقل مخمور است %~% ذوق مستان ما کجا یابد # 7 نعمت الله که نور دیده ماست %~% نور او را به دیده ها یابد PageV1P0613 ### || [genre: Gh] # 1 ms210 چشم مست تو گر از خواب گران برخیزد %~% سبک از هر طرفی فتنه دوان ~~برخیزد # 2 کر کلاله ز گل چهره براندازی باز %~% ناله از جان و دل پیر و جوان ~~برخیزد # 3 سر و بالای تو گر سوی چمن میل کند %~% ناودان از سر پا رقص کنان برخیزد # 4 اثر شمع تجلیست ولی دریابد %~% که چو پروانه روان از سر و جان برخیزد # 5 عاشقی بر سر کوی تو نشیند که به عشق %~% عاشقانه ز سر هر دو جهان ~~برخیزد # 6 کشته عشق تو گر بوی تو یابد در خاک %~% به هوای تو چو گل جامه دران ~~برخیزد # 7 چشم سید که حجابیست میان من و تو %~% خوش بود گرچو حجابی ز میان برخیزد ~~PageV1P0614 ### || [genre: Gh] # 1 نور با نور خوش در آویزد %~% آب با آب خوش درآمیزد # 2 موج با بحر چون یگانه شود %~% این دوئی از میانه برخیزد # 3 چشم مستش که فتنه انگیز است %~% هر زمان فتنه ای برانگیزد # 4 مژه شعر تیز من شب و روز %~% خاک درگاه یار می بیزد # 5 عقل با عشق گفتگو نکند %~% بنده با پادشاه نستیزد # 6 ساقی مست هر نفس جامی %~% گیرد و بر سرم فرو ریزد # 7 سیدم زلف را چو بگشاید %~% عالمی دل در او درآویزد PageV1P0615 ### || [genre: Gh] # 1 ساز عشقش نوای دل سازد %~% درد دردش دوای دل سازد # 2 لطف سازنده بین که بر سازش %~% هر چه سازد برای دل سازد # 3 به خدا کار دل رها کردیم %~% کار دل هم خدای دل سازد # 4 آتش عشق جان ما را سوخت %~% سوختگان را هوای دل سازد # 5 دل مقامی خوشست از آن دلدار %~% جای خود در سرای دل سازد # 6 دل صاحبدلی به دست آور %~% تا تو را آشنای دل سازد # 7 نعمت الله می نوازد ساز %~% بشنو کز نوای دل سازد PageV1P0616 ### || [genre: Gh] # 1 اگر مه روی من روزی نقاب از رخ براندازد %~% چو ذره ms211 آفتاب جان به پای ~~او سراندازد # 2 اگر شهباز عقل کل کند پرواز در کویش %~% ندیده همچنان جزوی که از حیرت ~~براندازد # 3 حجاب دیده مردم خیال پرده وهم است %~% جمال او نماید رو حجابش گر بر ~~اندازد # 4 کند معدوم را موجود از الطاف وجود خود %~% اگر از گوشه چشمی نظر بر ~~منظر اندازد # 5 اگر سلطان عشق او به ملک دل فرود آید %~% ندای غارت جانها روان در کشور ~~اندازد # 6 تجلی صفاتش را مظاهر در ظهور آرد %~% ولی چون ذات بنماید نظر بر مظهر ~~اندازد # 7 به چشم مردمی یاری که روی سیدم بیند %~% نخواهد تا نظر باری به روی ~~دیگر اندازد PageV1P0617 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی در دل است و جان سوزد %~% دل چنین سوخت جان چه سان سوزد # 2 عشق او آتشی است جان سوزی %~% رشته شمع جان از آن سوزد # 3 گوئیا عود مجمر عشقم %~% که مرا خوش در این میان سوزد # 4 آتش عشق چون بر افروزد %~% عالمی را به یک زمان سوزد # 5 آه دل سوز عاشقان بشنو %~% تا تو را دل به عاشقان سوزد # 6 بر جگر داغ عشق او دارم %~% دلم از بهر این نشان سوزد # 7 نام غیرش چو بر زبان آرم %~% آتش غیرتش زبان سوزد # 8 سخن گرم من روان می خوان %~% که دل سوخته را روان سوزد # 9 نعمت الله اگر چنین نالد %~% نفسش جمله جهان سوزد PageV1P0618 ### || [genre: Gh] # 1 ما انا الحق از فنا خواهیم زد %~% خیمه در دار بقا خواهیم زد # 2 پای کوبان جان خود خواهیم باخت %~% دستی از صدق و صفا خواهیم زد # 3 در خرابات مغان خواهیم رفت %~% عاشقان را الصلا خواهیم زد # 4 الوداع زاهدی خواهیم کرد %~% جام پر می یک دوتا خواهیم زد # 5 گر بلائی بر دل ما بگذرد %~% مقبلانه مرحبا خواهیم زد # 6 خویش را بیگانه وش خواهیم ساخت %~% این نفس با آشنا خواهیم زد # 7 همچو سید در ms212 جهان بی خودی %~% دم ز توحید خدا خواهیم زد PageV1P0619 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقی کو هوای ما دارد %~% دیگری کی به جای ما دارد # 2 جام دردی درد دل نوشد %~% هر که میل دوای ما دارد # 3 آن چنان لذتی که جان بخشد %~% مبتلای بلای ما دارد # 4 سرخوشانیم و جام می بر دست %~% عقل مسکین چو پای ما دارد # 5 هر چه در کاینات می بینیم %~% همه نور خدای ما دارد # 6 پادشاهی و صورت و معنی %~% بی تکلف گدای ما دارد # 7 نعمت الله که میرمستان است %~% هر چه دارد برای ما دارد PageV1P0620 ### || [genre: Gh] # 1 هر جا که دکانداریست او مایه ز ما دارد %~% خود مفلس بازاری سرمایه کجا ~~دارد # 2 گر درد دلی داری از خود بطلب درمان %~% زیرا که چنان دردی با خویش دوا ~~دارد # 3 دل زنده بود جاوید گر کشته شود در عشق %~% ایمن ز فنا باشد چون نور بقا ~~دارد # 4 از نور جمال او روشن شده چشم ما %~% تاریک کجا گردد چون نور خدا دارد # 5 یاری که در این دریا بنشست دمی با ما %~% هر سو که رود آبی از بخشش ما ~~دارد # 6 رندی که وطن دارد در خلوت میخانه %~% گر هر دو سرا نبود اندیشه چرا ~~دارد # 7 خوش سلطنتی داریم از بندگی سید %~% این بنده چنین دولت در هر دو سرا ~~دارد PageV1P0621 ### || [genre: Gh] # 1 چو نور دیده چشم من خیالش درنظر دارد %~% چنین مه رو که من دارم که در ~~دور قمر دارد # 2 بیا ای بلبل شیدا و این گلزار ما بنگر %~% به هر شاخی که بنشینی بسی ~~گلهای تر دارد # 3 خراباتست و ماسرمست و ساقی جام می بر دست %~% حریف ما بود رندی که او ~~از ما خبر دارد # 4 به سالوسی و زراقی بیاید عقل سر گردان %~% ز عشقم باز می دارد نمی دانم ~~چه سر دارد # 5 به نور روی او دیده ms213 منور گشت می بینم %~% چه خوش چشمی که نور او همیشه ~~در نظر دارد # 6 اگرچه ذوق هشیاری بهر حالی بود چیزی %~% ولیکن حال سرمستان ما ذوق دگر ~~دارد # 7 حضور نعمت الله را دو سه روزی غنیمت دان %~% که مهمان عزیز است و دگر ~~عزم سفر دارد PageV1P0622 ### || [genre: Gh] # 1 می خمخانه ما مستی دیگر دارد %~% هر که آید بر ما کام دلی بردارد # 2 رند سرمست در این بزم ملوکانه ما %~% از سر ذوق درآید خبری گر دارد # 3 عشق و ساقی و حریفان همه مستند ولی %~% عقل مخمور ندانم که چه در سر ~~دارد # 4 لب بنه بر لب ما آب حیاتی می نوش %~% زانکه زان آب حیات این لب ما تر ~~دارد # 5 آفتابی است که از مشرق جان می تابد %~% نور او آینه ماه منور دارد # 6 قول مستانه ما ملک جهان را بگرفت %~% این چنین گفته که در کاغذ و دفتر ~~دارد # 7 نعمت الله حریف من و سرمست و خراب %~% گر بگویم که کنم توبه که باور ~~دارد PageV1P0623 ### || [genre: Gh] # 1 هوای درد بی درمان که دارد %~% سر سودای بی سامان که دارد # 2 رفیق راه بی پایان که جوید %~% خیال مجلس جانان که دارد # 3 همه کس طالب آنند و ما هم %~% ازین بگذر ببین تا آن که دارد # 4 چو کفر زلف او دین و دلم برد %~% نظر بر خاطر ایمان که دارد # 5 مرا مهمان جان است او شب و روز %~% چنین شاهی بگو مهمان که دارد # 6 قدح گردید اکنون نوبت ماست %~% درین دوران چنین دوران که دارد # 7 به عشقش چون مجال خود ندارم %~% بگو پروای خان و مان که دارد # 8 چو من از جان و دل کردم تبرا %~% غم از دشوار و از آسان که دارد # 9 هوس دارم که جان خود ببازم %~% ولی سید نظر بر بان که دارد PageV1P0624 ### || [genre: Gh] # 1 پرده دیده من ms214 نقش خیالت دارد %~% دل شوریده من شوق وصالت دارد # 2 هر کجا ماه رخی در نظرم می آید %~% نیک می بینم و حسنی ز جمالت دارد # 3 بینوائی که گدای سر کوی تو بود %~% بر سلاطین جهان جاه و جلالت دارد # 4 جان فدا کردم و سر در قدمت افکندم %~% از چنین بندگ ای بنده خجالت دارد # 5 ساقیا ساغر می ده که لبم بی لب جام %~% به سر جمله مستان که سلامت دارد # 6 برو ای عقل که من مستم و تو مخموری %~% توچه دانی که دل از عشق چه حالت ~~دارد # 7 نعمت الله سخنش آب حیاتی است روان %~% روح بخشد چه نصیبی ز زلالت دارد ~~PageV1P0625 ### || [genre: Gh] # 1 بسته بند بلای تو نجاتی دارد %~% خسته رنج غم تو درجاتی دارد # 2 هر که شد مرده درد تو نمیرد هرگز %~% کشته عشق تو جاوید حیاتی دارد # 3 طاق ابروی تو محراب دل ماست از آن %~% روز و شب خاطر ما میل صلاتی دارد # 4 کفر زلف تو که ایمان رخت می پوشد %~% سیئاتی است خیال حسناتی دارد # 5 گر قدم رنجه کنی بر سر آبی باری %~% در نظر دیده ما آب فراتی دارد # 6 به جفا از سر کوی تو دل از جا نرود %~% آفرین بر قدم او که ثباتی دارد # 7 نعمت الله که سلطان جهان عشقست %~% چون گدایان ز تو امید زکاتی دارد ~~PageV1P0626 ### || [genre: Gh] # 1 هر که از اهل کمال است جلالی دارد %~% خوش کمالی که جمالی به کمالی ~~دارد # 2 نفس اهل کمال است که جان می بخشد %~% آفرین بر نفسش باد که حالی دارد # 3 بسته ام نقش خیالی که نیاید به خیال %~% خوش خیالی که چنین خوب خیالی ~~دارد # 4 جام جان پر می خمخانه جانانه ماست %~% ساغر ما چو حباب آب زلالی دارد # 5 هر کجا آینه ای در نظر می آید %~% او به تمثالی از آن وجه مثالی دارد # 6 ms215 به سراپرده جنت نکشد خاطر رند %~% زانکه در گوشه میخانه جمالی دارد # 7 هرکه او مستعد نعمت الله بود %~% دایم از سید این بنده سؤالی دارد ~~PageV1P0627 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا ساغری است می دارد %~% جام بی باده رند کی دارد # 2 هر کجا صورت خوشی بینی %~% معنئی از جمال وی دارد # 3 دل مستم مدام می نوشد %~% گوش جان بر نوای نی دارد # 4 گر نه آب حیات می نوشم %~% نفسم دل چگونه حی دارد # 5 نعمت الله را به جان جوید %~% هرکه میلی به جام می دارد PageV1P0628 ### || [genre: Gh] # 1 عالم از نام او نشان دارد %~% این مثالی است کاین و آن دارد # 2 صورت و معنئی که می بینم %~% می و جام است و جسم و جان دارد # 3 چشم دریا دلی بود ما را %~% در نظر بحر بیکران دارد # 4 دو مگو او یکیست تا دانی %~% ور بگوئی تو را زیان دارد # 5 ذوق علم بدیع ما می جو %~% که معانی ما بیان دارد # 6 خوش میانی گرفته ام به کنار %~% خوش کناری که آن میان دارد # 7 نعمت الله را به جان جوید %~% هر که میلی به عارفان دارد PageV1P0629 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او عاشق است جان دارد %~% جان فدایش کنم که آن دارد # 2 عاشقان نور چشم خوانندش %~% عاشق ار عشق عاشقان دارد # 3 ما نشانی ز بی نشان داریم %~% خوش نشانی که آن نشان دارد # 4 می و جام است جسم و جان با هم %~% هر چه بینی همین همان دارد # 5 هر که با ما نشست در دریا %~% خبر از بحر بیکران دارد # 6 خواجه علم بدیع می خواند %~% آن معانی ازین بیان دارد # 7 می مست خوشی اگر جوئی %~% نعمت الله بجو که آن دارد PageV1P0630 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاهی گدای او دارد %~% سلطنت بی نوای او دارد # 2 هر کجا خسرویست در عالم %~% جان شیرین برای او دارد # 3 نور ms216 دیده ز چشمش اندازم %~% دیگری گر به جای او دارد # 4 مدتی شد که این دل مستم %~% عاشقانه هوای او دارد # 5 جان فدای بلای بالایش %~% که دل من بلای او دارد # 6 عشق مست است و جام می بر دست %~% عقل مسکین چه پای او دارد # 7 نعمت الله با چنین نعمت %~% چشم جان بر عطای او دارد PageV1P0631 ### || [genre: Gh] # 1 هر کس که هوای ما ندارد %~% گویا خبر از خدا ندارد # 2 آنکس که نخورد دردی درد %~% بی درد بود دوا ندارد # 3 هر چند که شاه ذوق دارد %~% ذوقی چو من گدا ندارد # 4 در بحر محیط عشق غرقیم %~% جز ما خبری ز ما ندارد # 5 مائیم و نوای بینوائی %~% بلبل به از این نوا ندارد # 6 نابینا خود خدا نبیند %~% چون جام جهان نما ندارد # 7 عشقست که عاشقست و معشوق %~% باشد همه جا و جا ندارد # 8 جان است از آن بما نیاید %~% عمر است از آن وفا ندارد # 9 سید مست است و جام بر دست %~% دست از می و جام واندارد PageV1P0632 ### || [genre: Gh] # 1 یاری که خیال دوست دارد %~% عمری به خیال می گذارد # 2 عالم چه بود به نزد عارف %~% نقشی که نگار می نگارد # 3 هر دم نقشی برد ز عالم %~% در دم نقشی دگر برآرد # 4 در آینه چون کند نگاهی %~% لطفش جامی به او سپارد # 5 مائیم و دل شکسته چون دوست %~% پیوسته شکسته دوست دارد # 6 بحری است که آب رحمت او %~% بر ما شب و روز نیک بارد # 7 چون اصل عدد یکی است سید %~% آن یک به هزار می شمارد PageV1P0633 ### || [genre: Gh] # 1 صاحبنظری کو که جهان درنظر آرد %~% یا محرم رازی که ز عقبی خبر آرد # 2 زنهار مزن تیر ستم بر دل درویش %~% کان تیر ستم تیغ و سنان بر جگر آرد # 3 نیکو نبود تخم بدی کاشتن آری %~% گر تخم بدی کاری آن ms217 تخم برآرد # 4 از سنگدلی سنگ منه بر ره مردم %~% کو کوه عذابی به عوض در گذر آرد # 5 چوبی که زنی بر کف پائی به تظلم %~% بی شک و یقین دردسری را به سر آرد # 6 بیداد مکن جان برادر به حقیقت %~% بیداد پدر زحمت آن بر پسر آرد # 7 گربنده سید شوی و تابع جدش %~% از ابر وجودت مه تابنده برآرد ~~PageV1P0634 ### || [genre: Gh] # 1 گوئیا چشم ابر می خارد %~% کآب از چشمهاش می بارد # 2 طرفه دریادلیست سقایم %~% کآب از بهر ما همی آرد # 3 آب آرد به سوی ما آری %~% شرم از چشم ما نمی آرد # 4 چشم ما آب می زند بر روی %~% مژه هم قطره قطره بشمارد # 5 آبیاری به آب دیده کنم %~% هر که تخم محبتی کارد # 6 آب چشم روان فرو شوید %~% نقش غیری که دیده بنگارد # 7 نعمت الله امین رندان است %~% این امانت به اهل بسپارد PageV1P0635 ### || [genre: Gh] # 1 عقل از اینجا بی خبر او ره به بالا کی برد %~% مرغ وهم ار پر بسوزد ره ~~به مأوا کی برد # 2 عقل مخمور است و میخانه نمی داند کجاست %~% این چنین شخصی به میخانه ~~شما را کی برد # 3 مجلس عشقست و سلطان ساقی و رندان حریف %~% هر گدای بی سر و پا را به ~~آنجا کی برد # 4 از لب شیرین یوسف هر که یابد بوسه ای %~% کی برد شکر به مصر و نام حلوا ~~کی برد # 5 دم مزن از معرفت با ما در این بحر محیط %~% مرد عاقل آب دریا سوی دریا ~~کی برد # 6 رستم دستان زبردستی کند با این و آن %~% گر به دست ما فتد او دست از ما ~~کی برد # 7 نعمت الله هر چه می یابد مسمای ویست %~% با چنین کشف خوشی او اسم اسما ~~کی برد PageV1P0636 ### || [genre: Gh] # 1 گر ز چین سنبل زلفت صبا بوئی برد %~% نافه مشک ختن گیرد به ms218 هر سوئی برد # 2 دل به دست باد خواهم داد هر چه باد باد %~% لیکن آن بادی که از خاک درت ~~بوئی برد # 3 خاک آن بادم که ما را در هوای عشق تو %~% ذره ذره گرد گرداند به هر ~~کوئی برد # 4 گر نه کفر زلف تو بر روی ایمان چیره شد %~% از چه رو رومی جمالی جور ~~هندوئی برد # 5 در ختن با زلف تو گر دم زند مشک ختا %~% چین زلفت آبروی او به یک موئی ~~برد # 6 دل ببردی از برم جان می بری خوش می کنی %~% ای خوشا وقت دل و جانی که ~~خوشخوئی برد # 7 سید ار باری برد در عشق تو بار تو است %~% زانکه خوش باشد که یاری بار ~~مهروئی برد PageV1P0637 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بود گر او به حالم بنگرد %~% ور بمیرم هم به خاکم بسپرد # 2 زار مردم ز آرزوی او ولی %~% زنده گردم بر سرم چون بگذرد # 3 ما گدا و پادشاه کائنات %~% پادشه نام گدائی کی برد # 4 غنچه دل در هوای او چو گل %~% جامه جان بر تن خود می درد # 5 هر که او غم می خورد در عشق او %~% شادمان از خویشتن او برخورد # 6 یک دمی بی عشق او گر عمر رفت %~% عاشق آن دم را ز عمرش نشمرد # 7 می فروش ار می فروشد گوبیا %~% هرچه دارد نعمت الله می خرد PageV1P0638 ### || [genre: Gh] # 1 چشم ما چون به روی او نگرد %~% در نظر غیر او کجا گذرد # 2 نزد ما زنده دل کسی باشد %~% که به جانان خویش جان سپرد # 3 گل کجا جامه را قبا سازد %~% غنچه گر پیرهن به خود ندرد # 4 مرد عاشق همه یکی بیند %~% آن یکی در هزار می شمرد # 5 جان من روی دل نخواهد دید %~% گر دمی روی دیگری نگرد # 6 رند مستی که باده می نوشد %~% هر دو عالم به نیم جو نخرد # 7 هر ms219 که را ذوق نعمت الله است %~% شاد باشد مدام و غم نخورد PageV1P0639 ### || [genre: Gh] # 1 مقصود بی وسیله حاصل نمی توان کرد %~% هر کس که کرد حاصل می دان که آن ~~چنان کرد # 2 گر عقل ساده لوحی نقش خیال بندد %~% بسیار اعتمادی بر آن نمی توان کرد # 3 پروانه لاف می زد از آتش محبت %~% آتش در او درافتاد بی نام و بی نشان ~~کرد # 4 ما در طریق جانان جانی نثار کردیم %~% لطفش به یک کرشمه صد جان به ما ~~روان کرد # 5 در آینه جمالش تمثال خویش بنمود %~% از آفتاب حسنش ماه خوشی عیان کرد # 6 هر عالمی که دانست علم بدیع ما را %~% اسرار از آن معانی با عالمی بیان ~~کرد # 7 ما بندگی سید کردیم از سر صدق %~% سلطان عشق ما را سرخیل عاشقان کرد ~~PageV1P0640 ### || [genre: Gh] # 1 محبوب دل و راحت جانی چه توان کرد %~% سلطان همه خلق جهانی چه توان کرد # 2 از ساده دلی آینه بنمود جمالت %~% در آینه بر خود نگرانی چه توان کرد # 3 تو پادشه مائی و ما بنده فرمان %~% گر زانکه بخوانی و برانی چه توان ~~کرد # 4 ما عشق تو داریم و تو را میل به ما نیست %~% مائیم چنین و تو چنانی چه ~~توان کرد # 5 عمریست که ما را به غم عشق نشاندی %~% گر باقی عمرم بنشانی چه توان کرد # 6 ما نقش خیال تو کشیدیم بدیدیم %~% گر زانکه تو این نامه نخوانی چه توان ~~کرد # 7 پنهان شدن از دیده سید نتوانی %~% چون نور به هر دیده عیانی چه توان ~~کرد PageV1P0641 ### || [genre: Gh] # 1 نوری است که وصفش به ستاره نتوان کرد %~% او را نتوان دید و نظاره ~~نتوان کرد # 2 با عشق در افتادم و تقدیر چنین بود %~% تدبیر نمی دانم و چاره نتوان ~~کرد # 3 سریست در این سینه که با کس نتوان گفت %~% نامش نتوان برد و اشاره ~~نتوان کرد # 4 ms220 بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست %~% از ما و چنین بزم کناره نتوان ~~کرد # 5 نقشش نه نگاریست که بر دست توان بست %~% او را به سر دست سواره نتوان ~~کرد # 6 ای دوست غنیمت شمر این عمر عزیزت %~% آری طمع عمر دوباره نتوان کرد # 7 سید دهدم هر نفسی خلعت خاصی %~% الطاف خداوند شماره نتوان کرد ~~PageV1P0642 ### || [genre: Gh] # 1 با چنین درد دلی میل دوا نتوان کرد %~% حاصل عمر عزیز است رها نتوان ~~کرد # 2 چشم ما روشنی از نور جمالش دارد %~% یک دمی نور وی از دیده جدا نتوان ~~کرد # 3 سود و سرمایه همه در سر کارش کردیم %~% هیچ سودا به از این درد و سرا ~~نتوان کرد # 4 برو از خویش فنا شو به خدا باقی باش %~% بی فنا پادشهی ملک بقا نتوان ~~کرد # 5 ما حبابیم زده خیمه ای از باد بر آب %~% بی تکلف به از این نسبت ما ~~نتوان کرد # 6 بینوایان ز در شاه نوا می یابند %~% گر گدا گریه کند منع گدا نتوان کرد # 7 سیدم اهل صواب است خطائی نکند %~% توبه گر هست چه گویم که خطا نتوان ~~کرد PageV1P0643 ### || [genre: Gh] # 1 حسن او بر چشم ما پیدا که کرد %~% در سر ما این چنین سودا که کرد # 2 خانه دل مدتی تاریک بود %~% این زمان روشنتر از صحرا که کرد # 3 این عجب بین قطره ای دریا شده %~% غیر ما قطره دگر دریا که کرد # 4 گر نه عشقش عیسی وقت من است %~% چشم نابینای ما بینا که کرد # 5 ساقی سرمست ما را جام داد %~% این چنین ما را جز او سودا که کرد # 6 راز مستان پیش هشیاران که گفت %~% سر ما با زاهدان پیدا که کرد # 7 نعمت الله داد ما را بوسه ای %~% غیر او انعام خود با ما که کرد ~~PageV1P0644 ### || [genre: Gh] # 1 با من بینوا چه خواهی کرد %~% حاجتم جز روا چه خواهی ms221 کرد # 2 جان غمدیده را چه خواهی داد %~% درد دل جز دوا چه خواهی کرد # 3 ما نکردیم جز گنه چیزی %~% تو به ما جز عطا چه خواهی کرد # 4 گر تو ما را به جرم ما گیری %~% کرم و لطف را چه خواهی کرد # 5 این دل ریش مستمندان را %~% عاقبت جز شفا چه خواهی کرد # 6 عاشقان آمدند بر خوانت %~% طعمه شان جز لقا چه خواهی کرد # 7 ریختی خون نعمت الله را %~% ننگ خون گدا چه خواهی کرد PageV1P0645 ### || [genre: Gh] # 1 دست با او در کمر خواهیم کرد %~% خویشتن را معتبر خواهیم کرد # 2 بوسه ای بر لعل او خواهیم زد %~% این دهن را پر گهر خواهیم کرد # 3 قصه شیرین به خسرو می بریم %~% لاجرم وصف شکر خواهیم کرد # 4 روبروی ماهرو آورده ایم %~% روی خود را چون قمر خواهیم کرد # 5 شیر مردانه به میدان می رویم %~% عالمی زیر و زبر خواهیم کرد # 6 با چنین سودا که ما را در سر است %~% عاشقانه ترک سر خواهیم کرد # 7 باز می در جام جم خواهیم ریخت %~% باده نوشان را خبر خواهیم کرد # 8 جاودان در بحر و بر خواهیم گشت %~% پادشاهی بحر و بر خواهیم کرد # 9 نور چشم از دیدنش خواهیم دید %~% نعمت الله از نظر خواهیم کرد ~~PageV1P0646 ### || [genre: Gh] # 1 کردگار از کرم عیانم کرد %~% واقف از حال این و آنم کرد # 2 من چو بی نام و بی نشان بودم %~% بی نشانی مرا نشانم کرد # 3 به تجلی ظاهر و باطن %~% گاه پیدا و گه نهانم کرد # 4 در دل آمد به جای جان بنشست %~% رحمتی خوش به جای جانم کرد # 5 می خمخانه را به من بخشید %~% ساقی مست عاشقانم کرد # 6 تا شوم رهبر همه رندان %~% رهنمودم به رهروانم کرد # 7 شرح علم بدیع او خواندم %~% این معانی از آن بیانم کرد # 8 چون ز هستی خود فنا گشتم %~% باقی ms222 ملک جاودانم کرد # 9 نعمت الله به من عطا فرمود %~% رازق زرق بندگانم کرد PageV1P0647 ### || [genre: Gh] # 1 غنچه در گلستان تبسم کرد %~% بلبل از ذوق آن ترنم کرد # 2 ساقی مست می به رندان داد %~% عاقل از عشق عقل را گم کرد # 3 چشم ما شد منور از رویش %~% نظری خوش به چشم مردم کرد # 4 خاطرم می کشد به میخانه %~% این چنین عزم دل مصمم کرد # 5 خوش خیالی به خواب می دیدم %~% دوش تا روز دل تنعم کرد # 6 عقل بالانشین مجلس بود %~% عشق آمد بر او تقدم کرد # 7 خم می خوش خوشی به جوش آمد %~% سید مست میل آن خم کرد PageV1P0648 ### || [genre: Gh] # 1 دوش تا روز دل از عشق تنعم می کرد %~% در پس پرده جان یار ترنم می کرد # 2 من چو بلبل همه شب زار همی نالیدم %~% دوست چون غنچه بر آن گریه تبسم ~~می کرد # 3 دل بیچاره گم گشته خود را دیدم %~% چاره خویش همی جست و دگر گم می کرد # 4 بر سر کوی خرابات گذر می کردم %~% عشق دیدم که روان غارت مردم می کرد # 5 گرچه جام می و پیمانه همی کردم نوش %~% همت عالی من میل بدان خم می کرد # 6 باده با جام سخن از سر مستی می گفت %~% روح با جسم درین حال تکلم می کر ~~د # 7 سید و بنده چو در خلوت جان می رفتند %~% بنده عاشق گستاخ تقدم می کرد ~~PageV1P0649 ### || [genre: Gh] # 1 به حکایت شراب نتوان خورد %~% عشقبازی به عقل نتوان کرد # 2 درد دردش دوای جان من است %~% این چنین درد کی خورد بی درد # 3 عاشقی کار شیر مردان است %~% کار مردان کجا کند نامرد # 4 آب گل را بگیر خوشبو شو %~% که گلاب است نزد ما آورد # 5 مژدگانی که عاشق سرمست %~% می فراوان برای ما آورد # 6 مست باشد مدام مست خراب %~% از می ما کسی که ms223 جا می خورد # 7 نعمت الله را یکی داند %~% هر که او در دو کون باشد فرد PageV1P0650 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقم بر روی نورالله خود %~% والهم از بوی نورالله خود # 2 شاه ترکستان به عشق زلف او %~% آمده هندوی نور الله خود # 3 خوی نورالله ما خوئی خوش است %~% دلخوشم از خوی نورالله خود # 4 نور چشم عالمی چون آفتاب %~% دیده ام در روی نور الله خود # 5 گر دهندم صورت و معنی تمام %~% کی دهم یک موی نورالله خود # 6 هر کجا جانیست دل داده به باد %~% آمده آنجوی نور الله خود # 7 از خلیل الله امیدم این نبود %~% کو نیامد سوی نورالله خود PageV1P0651 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خود %~% منور ساز مردم را و هم ~~خلوتسرای خود # 2 ز سلطانی این دنیا چه حاصل ای امیر من %~% چرا چون ما و جد ما نباشی ~~پادشای خود # 3 بیا و دردی ما را ز دست ما روان درکش %~% و گر درد دلی داری ز خود می ~~جو دوای خود # 4 گلستانست و بلبل مست و ساقی جام می بر دست %~% حریف باده نوشانیم و ~~خوشوقت از نوای خود # 5 چرا مخمور می گردی بیا و همدم ما شو %~% قدم در راه یاران زن مزن تیشه ~~به پای خود # 6 روان شد آب چشم ما که با تو ماجرا گوید %~% دمی بنشین به چشم ما بپرس ~~این ماجرای خود # 7 مرید نعمت الله شو که پیر عاشقان گردی %~% هوای او به دست آور رها کن ~~این هوای خود PageV1P0652 ### || [genre: Gh] # 1 این که گوئی نعمت الله جان سپرد %~% جان سپرد و جان با ایمان سپرد # 2 جان به جانان دل به دلبر داد و رفت %~% جان از این خوشتر دگر نتوان ~~سپرد # 3 در هوای گلستان عشق او %~% جان چو غنچه با لب خندان سپرد # 4 بندگی کرد او به صدق دل ms224 تمام %~% ظاهر و باطن به آن سلطان سپرد # 5 بود میخانه سبیل خدمتش %~% رفت و آن منصب به این و آن سپرد # 6 جان امانت بود با وی مدتی %~% خوش امینانه به آن جانان سپرد # 7 دیگری گر جان به دشواری بداد %~% سید سرمست ما آسان سپرد PageV1P0653 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه غافل برفت و جان سپرد %~% بی خبر از معرفت چیزی نبرد # 2 بود مخموری و مستی می فروخت %~% صاف می پنداشت می نوشید درد # 3 شیشه پندار می بودش به دست %~% اوفتاد و شیشه اش شد خرد و مرد # 4 صوفیان پوشند صوف خدمتش %~% صوفئی بودی که می پوشید برد # 5 هر نفس نوعی دگر گفتی سرود %~% گه ز لر گفتی سخن گاهی ز کرد # 6 عاشقانه جان سپاری کن چو ما %~% زانکه عاشق جان خود را می سپرد # 7 نعمت الله جان به جانان داد و رفت %~% رحمت الله علیه آن مرد مرد ~~PageV1P0654 ### || [genre: Gh] # 1 هر که بد زیست عاقبت بد مرد %~% نیک و بد هر چه کرد با خود برد # 2 صاف درمان کجا خورد بی درد %~% دردمندی سزد که نوشد درد # 3 هرچه خود رشته ای همان پوشی %~% خواه صوفش بباف خواهی برد # 4 داشت غیبی ز فاسقی عیبی %~% لاجرم فسق کرد و فاسق مرد # 5 نان شیراز خورد و شکر نگفت %~% زین سبب در میان آب فسرد # 6 همه با اصل خویش وا گردند %~% خواه لر می شمار خواهی کرد # 7 زنده جاودان بود بی شک %~% هر که او جان به یاد حق بسپرد # 8 در همه حال با خدا باشد %~% آنکه خود را از این و آن نشمرد # 9 همچو سید مدام سرمست است %~% از می او کسی که جامی خورد PageV1P0655 ### || [genre: Gh] # 1 بود روزی خواجه ای سالار کرد %~% می کشیدی درد و می نوشید درد # 2 کیسه های سیم و زر بر هم نهاد %~% عاقبت غیری ببرد و خواجه مرد # 3 ms225 شیشه ای بودش پر از نقش و خیال %~% اوفتاد آن شیشه و شد خرد و مرد # 4 بر سر پل ساخت خواجه خانه ای %~% سیل آمد ناگه آن خانه ببرد # 5 هر کجا دیدیم رند سرخوشی %~% بود و نابود جهان یک سر شمرد # 6 گر به صورت عارفی رفت از جهان %~% جان امانت داشت با جانان سپرد # 7 خلعتی از جامه سید بپوش %~% ور نه خود سهل است خرقه صوف و برد ~~PageV1P0656 ### || [genre: Gh] # 1 چون شراب صاف درمان است مارا درد درد %~% زان همی ریزم فرود آیم به روی ~~درد درد # 2 گرم می دارد مرا صوف و حریر عشق او %~% غم ندارم گر ندارم در هوای برد ~~برد # 3 من ز میدان بلایش رو نگردانم به تیغ %~% رستم دستان کجا ترسان شود از ~~گرد گرد # 4 آفتاب روشن روی منیر میر ترک %~% کی مکدر گردد از گردی که باری کرد گرد # 5 تو نه ای مرد نبرد درد درد عشق او %~% ده هزار ار خانه گیری او بدادی ~~نرد برد # 6 ناجوانمردی که او در عشق جانان جان نداد %~% شاید ارزنده دلی گوید که ~~آن نامرد مرد # 7 تا بزرگی کرد تدبیری که نانی را خورد %~% نعمت الله دید بسیاری که نانی ~~خورد و مرد PageV1P0657 ### || [genre: Gh] # 1 آن لحظه که جان در تتق غیب نهان بود %~% در دیده ما نقش خیال تو عیان ~~بود # 2 بودیم نشان کرده عشق تو در آن حال %~% هر چند در آن حال نه نام و نه ~~نشان بود # 3 عشق تو خیالی است که ما زنده از آنیم %~% بی عشق تو دل زنده زمانی ~~نتوان بود # 4 ما نقش خیال تو نه امروز نگاریم %~% کز روز ازل جان به خیالت نگران بود # 5 گفتی که در آئینه به جز ما نتوان دید %~% چندان که نمودی و بدیدیم همان ~~بود # 6 خوش آب حیاتست روان از نفس ما %~% تا هست چنین باشد ms226 و تا بود چنان بود # 7 سید قدحی باده به من داد بخوردم %~% آری چه کنم مصلحت بنده در آن بود ~~PageV1P0658 ### || [genre: Gh] # 1 یک دم بی می نمی توان بود %~% بی می خود حی نمی توان بود # 2 بی عشق دمی نمی توان زیست %~% بی ساغر می نمی توان بود # 3 ما سایه و عشق یار خورشید %~% بی بودن وی نمی توان بود # 4 بی جام شراب و عشق لیلی %~% مجنون در حی نمی توان بود # 5 مستیم و خراب و لاابالی %~% بی ناله نی نمی توان بود # 6 تا کی غم این و آن توان خورد %~% در مانده کی نمی توان بود # 7 بی بود وجود نعمت الله %~% والله که شی نمی توان بود PageV1P0659 ### || [genre: Gh] # 1 نقش غیری محال خواهد بود %~% چه محال و خیال خواهد بود # 2 غیر او چون زوال می یابد %~% نبود چون زوال خواهد بود # 3 او جمیل است و او محب جمال %~% تا جمیل و جمال خواهد بود # 4 ماه روشن ز آفتاب بود %~% گرچه بد رو هلال خواهد بود # 5 مالک لم یزل خداوند است %~% ملک او لایزال خواهد بود # 6 غیر او در خیال اگر آید %~% آن خیال محال خواهد بود # 7 همه عالم چو نعمت الله است %~% عالمی بر کمال خواهد بود PageV1P0660 ### || [genre: Gh] # 1 گر یکی در هزار خواهد بود %~% که مرا یار غار خواهد بود # 2 بحر و موج و حباب و جو آبند %~% چار ناچار چار خواهد بود # 3 می ما نوش کن که نوشت باد %~% که می بی خمار خواهد بود # 4 گاه عشقست عشق بازی کن %~% که تو را آن به کار خواهد بود # 5 عقل اگر منع ما کند از عشق %~% تا ابد شرمسار خواهد بود # 6 هر که گیرد میان او به کنار %~% بی میان و کنار خواهد بود # 7 در قیامت چو چشم بگشایم %~% نظرم بر نگار خواهد بود # 8 هر ms227 که او دوستدار ما باشد %~% هم ورا دوستدار خواهد بود # 9 سیدی چون ز بندگی یابند %~% سیدم بنده وار خواهد بود PageV1P0661 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه آنجا فقیر خواهد بود %~% بنده آنجا امیر خواهد بود # 2 پادشاه حقیقت است انسان %~% عقل آنجا وزیر خواهد بود # 3 در چنین قریه ای که ماهان است %~% نفس آنجا گزیر خواهد بود # 4 هیچ دانی که این فغان ز کجاست %~% بانگ خواجه به شیر خواهد بود # 5 هر که خود را عظیم می گیرد %~% پیش مردان حقیر خواهد بود # 6 وانکه اینجا صغیر و خوار بود %~% در قیامت کبیر خواهد بود # 7 سید ما به نور حضرت او %~% همچو بدر منیر خواهد بود PageV1P0662 ### || [genre: Gh] # 1 جان مجنون فدای لیلی بود %~% در دل او هوای لیلی بود # 2 خاطر دل شکسته مجنون %~% مبتلای بلای لیلی بود # 3 ذوق لیلی نبود بی مجنون %~% بود مجنون برای لیلی بود # 4 عاشق و رند و مست و لایعقل %~% روز و شب در قفای لیلی بود # 5 هر خیالی که نقش می بستی %~% نظرش بر لقای لیلی بود # 6 راحت جان خسته مجنون %~% از جفا و وفای لیلی بود # 7 جان سید فدای مجنون باد %~% زانکه مجنون فدای لیلی بود PageV1P0663 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب مه نقابی رو نمود %~% تو نکو می بین که او نیکو نمود # 2 ذره ها روشن شدند از آفتاب %~% نور او بنگر که مارا هو نمود # 3 دیده ام آئینه گیتی نما %~% او جمال و بر کمالش رو نمود # 4 خود به خود بنموده است در عین ما %~% تا نگوئی او به ما و تو نمود # 5 صدهزار آئینه دارد در نظر %~% در دو آئینه یکی رو دو نمود # 6 آب چشم ما به هر سو شد روان %~% آبروی ما از آن هر سو نمود # 7 خوش برو بر دیده سید نشین %~% تا ببینی روی او چون رو نمود PageV1P0664 ### || [genre: Gh] # 1 این سعادت بین ms228 که ما را رو نمود %~% حضرت بی چون نگویم چو نمود # 2 روشن است آئینه گیتی نما %~% حسن روی او به ما نیکو نمود # 3 در دو آئینه یکی پیدا شده %~% بیشکی باشد یکی و دو نمود # 4 آفتابی نیمشب بر ما بتافت %~% نور او در چشم ما مه رو نمود # 5 گه به ترکستان به ما بنمود ترک %~% گه به هندستان به ما هندو نمود # 6 در محیط بیکران افتاده ایم %~% عین ما بر عین ما هر سود نمود # 7 ما نظر از سید خود دیده ایم %~% هم به نور دیده او او نمود PageV1P0665 ### || [genre: Gh] # 1 خوش خیالی به خواب رو بنمود %~% نقش نقاش را نکو بنمود # 2 همه عالم جمیل پیدا شد %~% حضرت او جمال چو بنمود # 3 جام گیتی نما پدید آورد %~% چون نگه کرد او به او بنمود # 4 هر که با ما نشست در دریا %~% عین ما دید سو به سو بنمود # 5 چشم احول یکی دو می بیند %~% لاجرم او یکی به دو بنمود # 6 رشته یک توست در نظر ما را %~% گر به چشم کسی دو تو بنمود # 7 در هر آئینه ای که ما دیدیم %~% سید و بنده روبرو بنمود PageV1P0666 ### || [genre: Gh] # 1 پادشه حکم ما روان بنمود %~% هم به نام خودش نشان بنمود # 2 هر چه در غیب و در شهادت بود %~% همه ایثار بندگان بنمود # 3 در میخانه را گشود به ما %~% راز پنهان به ما عیان بنمود # 4 حکم تاج و کمر به ما بخشید %~% این عطا او به ما چنان بنمود # 5 رو در آئینه دلم بنمود %~% نام تمثال خویش جان بنمود # 6 نقد گنج خزانه اسما %~% جمله انعام این و آن بنمود # 7 نعمت الله در ازل بنواخت %~% تا ابد میر عاشقان بنمود PageV1P0667 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدم آفتاب رو بنمود %~% زهره و مشتری چه خواهد بود # 2 خانه تاریک بود روشن شد %~% نور چشمی به ما ms229 عطا فرمود # 3 آفتابی درآمد از در ما %~% در دولت به روی ما بگشود # 4 جام گیتی نما به ما بخشید %~% در چنین آن چنان به ما بنمود # 5 آتش عشق عود جانم سوخت %~% عود آتش شد و نماندش دود # 6 دامن خود بگیر ای عارف %~% تا بیابی ز خویشتن مقصود # 7 بزم عشق است و سیدم سرمست %~% هرکه آمد به مجلسش آسود PageV1P0668 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که مجلس عشق است و طالع مسعود %~% بیا که نوبت وصلست و وقت گفت و ~~شنود # 2 بیا که مطرب عشاق ساز ما بنواخت %~% بیا که ساقی وحدت سرسبو بگشود # 3 بیا و جان عزیزت بیار در مجلس %~% که نقل مجلس ما غیر جان نخواهد بود # 4 بیا و کشته ما شو که تا شوی زنده %~% بیا و بنده ما باش و خواجه موجود # 5 بیا و جبهه دستار عقل را بفروش %~% که پیر میکده عشق این چنین فرمود # 6 بیا که از لب ساغر حیات می ریزد %~% بیا که از دم مطرب همی سوزد عود # 7 رسید عشق ز خمخانه قدم سرمست %~% به یک کرشمه دل از دست عالمی بربود # 8 کشیده بر کتب دل که ما محب تو ایم %~% نوشته بر ورق جان که ای مرا ~~مقصود # 9 بیا که میر خرابات نعمت اللهست %~% بیا که اول تلخ است و عاقبت محمود ~~PageV1P0669 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا صاحبجمالی رو نمود %~% روی او دیدم چو برقع برگشود # 2 دیدمش در آینه عین العیان %~% آینه او بود دوری می نمود # 3 آفتاب خاطرم تا روشنست %~% ذره بی مهر او هرگز نبود # 4 هر چه موجودست از جود ویست %~% خود کجا موجود باشد بی وجود # 5 ساجد و مسجود نزد ما یکیست %~% سجده می کن تا ببینی در سجود # 6 دوش رفتم درخرابات مغان %~% ساقی سرمست دیدم یار بود # 7 نکته های عارفانه سیدم %~% خود به خود می گفت و از خود می شنود ms230 ~~PageV1P0670 ### || [genre: Gh] # 1 جیب شب آفتاب چون بگشود %~% از گریبان روز رو بنمود # 2 شب امکان خیال بود نماند %~% هست روز و وجود خواهد بود # 3 غیر او نیست ور تو گوئی هست %~% او به خود دیگران به او موجود # 4 عقل چون شب برفت و روز آمد %~% خاطر ما از این و آن آسود # 5 یک حقیقت که آدمی خوانند %~% گه ایاز او به نام و گه محمود # 6 عالمی را به رقص آورده %~% قول مستانه ای که او فرمود # 7 نعمت الله گرد نقطه دل %~% همچو پرگار دایره پیمود PageV1P0671 ### || [genre: Gh] # 1 نور روی او به چشم ما نمود %~% هر چه ما دیدیم غیر او نبود # 2 گفتگوی ما خیالی بیش نیست %~% خود سخن فرمود و هم او خود شنود # 3 در حجاب عالمی درمانده ای %~% آن چنان گیرش که عالم خود نبود # 4 جود او داده به این و آن وجود %~% ورنه بی جودش ندارد کس وجود # 5 بر در میخانه مست افتاده ام %~% سر به پای خم نهاده در سجود # 6 آتش عشقش دلم در بر بسوخت %~% عالمی خوشبو شده زین بوی عود # 7 گر در غیری به ما دربسته شد %~% نعمت الله خوش دری بر ما گشود ~~PageV1P0672 ### || [genre: Gh] # 1 روی خود را به نور دل بنمود %~% نظری خوش به چشم ما فرمود # 2 ساقی ما چو رند مستی دید %~% می خمخانه را به ما پیمود # 3 دل ما را به لطف خود بنواخت %~% رحمتی هم به جای خود فرمود # 4 آتشی رو نمود موسی را %~% در حقیقت اله موسی بود # 5 در میخانه همه عالم %~% ساقی ما به روی ما بگشود # 6 درد دردش دلی که نوش نکرد %~% درد او را کجا بود بهبود # 7 جان عارف فدای سید باد %~% که دل عارفان از او آسود PageV1P0673 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب از رخ نقاب مه گشود %~% شب گذشت و روز روشن رو نمود # 2 شد ms231 منور عالمی از نور او %~% یک ستاره گوئیا هرگز نبود # 3 هر چه موجود است از نور ویست %~% خود کجا موجود باشد بی وجود # 4 خانقاه و صومعه در بسته شد %~% چون در میخانه ساقی برگشود # 5 آتش عشقش دل ما را بسوخت %~% سوخت درد عشق او جانم چه عود # 6 گفته مستانه ما قول اوست %~% عاشقانه این سخن باید شنود # 7 نعمت اللهی و از خود بی خبر %~% قدر این نعمت نمی دانی چه سود ~~PageV1P0674 ### || [genre: Gh] # 1 یک نفس یعقوب بی یوسف نبود %~% گر چه هجرانش به ظاهر می نمود # 2 هر که را دیدی نمودی یوسفش %~% هر چه بشنیدی ز یوسف می شنود # 3 تا مگر یوسف در آید از درش %~% در بر وی هر که بودی می گشود # 4 هر که در کنعان بدیدی پیش او %~% یوسف مصری خود را می ستود # 5 چون بر تخت این ظهورش را بیافت %~% سر حق خود دید از آن گردش سجود # 6 هرچه بود و هست و خواهد بود اوست %~% هر چه باشد باشد از جود وجود # 7 گر خلیل الله به صورت غایب است %~% نعمت اله یکدمی بی او نبود ~~PageV1P0675 ### || [genre: Gh] # 1 عالم از جود او بود موجود %~% هرچه دیدیم بی وجود نبود # 2 نامرادیم او مراد همه %~% یافتیم از عطای او مقصود # 3 جام گیتی نما به ما بخشید %~% نور خود را به عین ما بنمود # 4 بزم عشق است و ما چنین سرمست %~% هر که آمد به بزم ما آسود # 5 خوش بیا جام می بگیر و بنوش %~% ساقی عاشقان چنین فرمود # 6 عود دل سوخت آتش عشقش %~% عود خوش بود و آتشی بی دود # 7 صفت و ذات او ظهوری کرد %~% نعمت الله از آن شده موجود PageV1P0676 ### || [genre: Gh] # 1 به سر عاشقان که عین وجود %~% در دو عالم جز او نبود وجود # 2 آن یکی در دو کون پیدا شد %~% این دوئی زان ms232 سبب نمود وجود # 3 آینه چون وجود از آن رو یافت %~% لاجرم روی او در او بنمود # 4 سایه بی آفتاب کی باشد %~% خلق بی حق کجا بود موجود # 5 نشنیدم ندیده ام هرگز %~% دل بی درد و آتش بی دود # 6 بلبل مست گلشن عشقم %~% جانم از ناله یک دمی نغنود # 7 ظاهرم جام و باطنم باده %~% اولم خیر و عاقبت محمود # 8 توبه از می چرا کنم نکنم %~% پیر من این سخن کجا فرمود # 9 نعمت الله و زاهدی حاشا %~% این حکایت که گفت یا که شنود PageV1P0677 ### || [genre: Gh] # 1 هر کسی را عنایتی فرمود %~% این عنایت همه به ما بنمود # 2 تا ببیند به نور خود خود را %~% چشم خود هم به روی ما بگشود # 3 طینت ما ز خاک میخانه است %~% میل ما جز به می نخواهد بود # 4 هر که آمد به خلوت دل ما %~% در بهشت آمد و خوشی آسود # 5 آتش عشق سوخت عود دلم %~% خوش بود آتشی چنین بی دود # 6 آینه هم ز جود پیدا شد %~% دل خود را هم او ز خود بربود # 7 از سر ذوق گفته ام سخنی %~% به ازین گفته دگر که شنود # 8 چون وجود است هرچه می یابم %~% غیر او نیست در جهان موجود # 9 می و جام و حریف و ساقی اوست %~% نعمت الله این چنین فرمود PageV1P0678 ### || [genre: Gh] # 1 لطف ساقی بسی کرم فرمود %~% در میخانه ای به ما بگشود # 2 هر چه در غیب و در شهادت بود %~% بود و نابود را به ما بنمود # 3 جام گیتی نما هویدا کرد %~% می خمخانه را به ما پیمود # 4 آتش عشق اوست در دل ما %~% خوش بود آتشی چنین بی دود # 5 هو هو لا اله الا هو %~% لیس فی الدار غیره موجود # 6 از ازل تا ابد عنایت او %~% بود با بندگان و خواهد بود # 7 نعمت الله حریف و ساقی او ms233 %~% هر که آمد به بزم ما آسود PageV1P0679 ### || [genre: Gh] # 1 لطف ساقی بسی کرم فرمود %~% در میخانه را به ما بگشود # 2 جام گیتی نما به ما بخشید %~% می میخانه را به ما پیمود # 3 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% جمع کرده همه به ما بنمود # 4 از ازل تا ابد عنایت او %~% هست با بندگان و خواهد بود # 5 هو هو لا اله الا هو %~% لیس فی الدار غیره موجود # 6 نقش غیری خیال اگر بندی %~% آن خیالت محال خواهد بود # 7 گر صد است ار هزار جمله یکی %~% جز یکی نیست بنده را مقصود # 8 وحده لاشریک له گفتم %~% غیر او نیست شاهد و مشهود # 9 بزم ما مجلسی است شاهانه %~% سید ما ایاز و او محمود PageV1P0680 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی ما به ما کرم فرمود %~% در میخانه را به ما بگشود # 2 جام گیتی نما به دور آورد %~% می میخانه را به ما پیمود # 3 گر یکی ور هزار جام گرفت %~% وجه خاصی به هر یکی بنمود # 4 آتش عشق او بسوخت مرا %~% خوش بود آتشی چنین بی دود # 5 در مقامی که جسم و جان نبود %~% بود و نابود خود نخواهد بود # 6 این چنین گفته های مستانه %~% در جهان خود که گفت یا که شنود # 7 نفسی باش همدم سید %~% تا بیابی ازین نفس مقصود PageV1P0681 ### || [genre: Gh] # 1 هستی ما همه بود به وجود %~% نفسی بی وجود نتوان بود # 2 بنماید یکی به نقش و خیال %~% در دو آئینه آن یکی دو نمود # 3 جسم و جان جام و می دل و دلدار %~% هر چه دارد همه به ما بنمود # 4 همچو پرگار بود دل پر کار %~% نقطه نقطه محیط را بنمود # 5 اول و آخرش به هم پیوست %~% ظاهر و باطنش ز هم آسود # 6 لیس فی الدار غیره دیار %~% هر موحد که بود این فرمود # 7 نعمت الله که میر مستان است %~% در ms234 میخانه بر جهان بگشود PageV1P0682 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم ایاز و یار محمود %~% مائیم عباد و دوست معبود # 2 دل ذره و مهر یار خورشید %~% عشق آتش و جان عاشقان عود # 3 چون سایه مرا ز خاک برداشت %~% مهرش چو جمال خویش بنمود # 4 بربست زبان ما به حیرت %~% چون پرده ز روی کار بگشود # 5 جز جود وجود مطلق حق %~% در دار وجود نیست موجود # 6 یک جرعه ز درد درد ساقی %~% خوردیم چنان که بود مقصود # 7 مستیم چو سید از می عشق %~% آسوده شده ز بود و نابود PageV1P0683 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه امکان لطف و رحمت بود %~% حضرت او به ما عطا فرمود # 2 هر کسی را قراضه ای بخشید %~% در گنجینه را به ما بگشود # 3 گل تبسم کنان به باغ آمد %~% چون ترنم ز بلبلان بشنود # 4 عقل دود است و عشق آتش آن %~% خوش بود آتش ار بود بی دود # 5 آتش عشق عود جانم سوخت %~% به ازین کس نسوخت هرگز عود # 6 هرچه بودست و هر چه خواهد بود %~% همه از جود او بود موجود # 7 هر که آمد به مجلس سید %~% جان او همچو جان ما آسود # 8 فیض فیاض از خزانه جود %~% داد ما را به لطف خویش وجود PageV1P0684 ### || [genre: Gh] # 1 قادر پر کمال کن فیکون %~% آنکه او هست و بود و خواهد بود # 2 هر چه امکان لطف بود و کرم %~% همه در حق بنده اش فرمود # 3 با چنین نعمتی که او بخشید %~% شکر این بنده را چه خواهد بود # 4 او یکی سایه اش به ما افکند %~% لاجرم در ظهور دو بنمود # 5 همه عالم نشان او دارد %~% این نشان هم به نام او فرمود # 6 ره به خلوتسرای عشق نبرد %~% عقل بیچاره گر چه جان فرسود # 7 هر که یک دم ندیم سید شد %~% نفسی خوش ز عمر خود آسود PageV1P0685 ### || [genre: Gh] # 1 در همه آینه جمال ms235 نمود %~% از همه رو دری به ما بگشود # 2 غیر را سوخت آتش غیرت %~% خوش بود آتشی چنین بی دود # 3 دع نفسک به ذوق دریابش %~% تا بیابی ز وصل او مقصود # 4 درد دردش دوای درد دل است %~% نوش می کن که این بود بهبود # 5 این عنایت نگر که آن حضرت %~% در حق بندگان خود فرمود # 6 می خمخانه حدوث و قدم %~% ساقی مست ما به ما پیمود # 7 خود نماید جمال و خود بیند %~% از خودش با خود است گفت و شنود # 8 خیز ساقی بیار جام شراب %~% وقت صبح است و عاقبت محمود # 9 هر که انکار نعمت الله کرد %~% بیشکی باشد از خدا مردود PageV1P0686 ### || [genre: Gh] # 1 در مرتبه ای ساجد در مرتبه ای مسجود %~% در مرتبه ای عابد در مرتبه ای ~~معبود # 2 در مرتبه ای عبد است در مرتبه ای رب است %~% در مرتبه ای حامد در مرتبه ~~ای محمود # 3 در مرتبه ای فانی در مرتبه ای باقی %~% در مرتبه ای معدوم در مرتبه ای ~~موجود # 4 در مرتبه ای طالب در مرتبه ای مطلوب %~% در مرتبه ای قاصد در مرتبه ای ~~مقصود # 5 در مرتبه ای آدم در مرتبه ای خاتم %~% در مرتبه ای عیسی در مرتبه ای ~~داود # 6 در مرتبه ای موسی در مرتبه ای فرعون %~% در مرتبه ای عیسی در مرتبه ای ~~داود # 7 در مرتبه ای بی حد در مرتبه ای بی عد %~% در مرتبه ای محدود در مرتبه ~~ای معدود # 8 در مرتبه ای ظاهر در مرتبه ای باطن %~% در مرتبه ای غایب در مرتبه ای ~~مشهود # 9 در مرتبه ای سید در مرتبه ای بنده %~% در مرتبه ای واجد در مرتبه ای ~~موجود PageV1P0687 ### || [genre: Gh] # 1 نگار مست من هر دم ز نو بزمی بیاراید %~% در میخانه بگشاید به رندان ~~باده بخشاید # 2 به هر دم مهر می جوید که با وی راز خود گوید ms236 %~% حیات جاودان است او ~~ولی با کس نمی پاید # 3 جمالش در نظر دارم به هر حسنی که می بینم %~% خیالش نقش می بندم به هر ~~حالی که پیش آید # 4 مرا ساقی سرمستان دهد هر لحظه ای جامی %~% به هر جامی که می نوشم مرا ~~جانی بیفزاید # 5 اگر جامی به بزم آری ز خم می بری پر می %~% وگر پیمانه ای آری به تو ~~پیمانه پیماید # 6 بیا ای جان رها کن دل اگر جانانه می جوئی %~% برو ای دل ز جان بگذر گرت ~~دلدار می باید # 7 حدیث عاشقی بشنو که تا ذوق خوشی یابی %~% حریف نعمت الله شو که تا جانت ~~بیاساید PageV1P0688 ### || [genre: Gh] # 1 بر بسته نقاب دل رباید %~% بنگر چه کند اگر گشاید # 2 در آینه وجود عالم %~% خود بیند و خود به خود نماید # 3 ما دولت سر لی مع الله %~% یابیم ولی دمی نیاید # 4 در دور دو چشم مست ساقی %~% توبه نکنیم و خود نشاید # 5 چندان که خوریم می از این خم %~% نه کم شود آن و نه فزاید # 6 یک ذات و صفات او فراوان %~% در هر صفتی دمی برآید # 7 سید رند است و جام در دست %~% مستانه سرود می سراید PageV1P0689 ### || [genre: Gh] # 1 عقل هر دم که در سرود آید %~% به دم سرو باده پیماید # 2 سخن عقل پیش عشق مگو %~% کان سخن خود به کار می ناید # 3 عشق را خود گشایشی دگرست %~% هیچ کاری ز عقل نگشاید # 4 جام گیتی نمای را به کف آر %~% که به تو روی خویش بنماید # 5 آفتابی مدام در دور است %~% به یکی جا دمی نمی پاید # 6 عشق هر لحظه مجلسی سازد %~% هر زمان بزم نو بیاراید # 7 نفسی باش همدم سید %~% گر تو را همدم خوشی باید PageV1P0690 ### || [genre: Gh] # 1 خواب در چشم خوش نمی آید %~% گر خیالش به خواب بنماید # 2 چشم دارم که لطف او ms237 به کرم %~% نظری هم به بنده فرماید # 3 خلوت خاص اوست خانه دل %~% در سرا غیر او نمی شاید # 4 در میخانه او به ما بگشود %~% این چنین در جز او که بگشاید # 5 عشق مست است و عقل مخمورست %~% به لب خشک باده پیماید # 6 هر که با جام می شود همدم %~% یک دم از عمر خود بیاساید # 7 بنده سیدم که از کرمش %~% نعمت الله به خلق بخشاید PageV1P0691 ### || [genre: Gh] # 1 عقل ناقص به کار می ناید %~% صحبت او مرا نمی باید # 2 سخنش اعتبار نتوان کرد %~% زانکه بر قول خود نمی پاید # 3 هر زمان قصه دگر خواند %~% هر دم انکامه ای بیاراید # 4 آبرو را به خاک ره ریزد %~% به لب خشک باده پیماید # 5 چون که از شوق عشق بی خبرست %~% لاجرم دوستی نمی شاید # 6 نفی سید کند ولی به خیال %~% آن خیالش به خواب بنماید # 7 سیدی عاشقی بجو که تمام %~% جانت از ذوق او بیاساید PageV1P0692 ### || [genre: Gh] # 1 خیال او به هر نقشی برآید %~% به هر آئینه روئی می نماید # 2 برد خلقی و می آرد همیشه %~% از آن عالم به یک حالی نپاید # 3 جهان روشن شود از نور رویش %~% اگر آن آفتاب ما برآید # 4 چنین میخانه و رندان سرمست %~% کسی مخمور اگر ماند نشاید # 5 به نور او جمال او توان دید %~% حجاب از چشم ما گر برگشاید # 6 به شادی روی ساقی نوش کن می %~% که می عمر عزیزت می فزاید # 7 به عشقش نعمت الله میرمستان %~% سرودی عاشقانه می سراید PageV1P0693 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی رخ اگر به ما نماید %~% در جام جهان نما نماید # 2 آئینه معنئی به دست آر %~% تا صورت او تو را نماید # 3 نتوان دیدن به خود خدا را %~% بینیم اگر خدا نماید # 4 خورشید به نور طلعت خویش %~% روئی به من و شما نماید # 5 نوشیم شراب تا دهد جام %~% بینیم جمال ms238 تا نماید # 6 گر آینه عین او نباشد %~% ما را و تو را کجا نماید # 7 دیدیم به چشم نعمت الله %~% نوری که خدا به ما نماید PageV1P0694 ### || [genre: Gh] # 1 عقل چندان که خود بیاراید %~% در نظر هیچ خوب ننماید # 2 خاکساری است آبرویش نیست %~% با دم سرد باده پیماید # 3 بسته او مشو که حیف بود %~% کار عاشق ز عقل نگشاید # 4 کشته عشق شو چو زنده دلان %~% گر تو را عمر جاودان باید # 5 هر که با عاشقی شود همدم %~% از دم او دمی بیاساید # 6 به عدم عالمی رود ز وجود %~% به وجود جدید باز آید # 7 نعمت الله جان به جانان داد %~% خوش بود گر قبول فرماید PageV1P0695 ### || [genre: Gh] # 1 گر در طلب اوئی ناگه به برت آید %~% ور گرد درش گردی او در به تو ~~بگشاید # 2 گر آینه روشن اندر نظری آری %~% تمثال جمال او در آینه بنماید # 3 آن به که تو عمر خود در عشق کنی صرفش %~% چون عمر عزیز تو پیوسته نمی ~~پاید # 4 ای عقل تو مخموری ما عاشق سرمستیم %~% در مجلس سرمستان وعظ تو نمی یابد # 5 در هر چه نظر کردم چون اوست که می بینم %~% اقرار به او دارم انکار نمی ~~شاید # 6 تا نور جمال او در دیده ما بنمود %~% نوری به جز آن نورش در چشم نمی ~~آید # 7 گفتار خوش سید هر کس که بخواند خوش %~% آن بزم ملوکانه مستانه بیاراید ~~PageV1P0696 ### || [genre: Gh] # 1 چشمت به تو نور خوش نماید %~% گوش تو در سخن گشاید # 2 در گلشن ما زبان بلبل %~% هر لحظه تو را همی سراید # 3 دست تو بیان کند یدالله %~% گر زانکه یدش به دستت آید # 4 پائی که به قدرتش بپایست %~% بی قدرت او به پا نپاید # 5 بی جود وجود سید ما %~% خود بود وجود ما نشاید PageV1P0697 ### || [genre: Gh] # 1 نقشی است خیالش که به هر دست بر آید ms239 %~% دستی که از آن نقش بگیرد به سر ~~آید # 2 نقاش به هر لحظه کشد نقش خیالی %~% آن نقش رود باز به نقش دگر آید # 3 در نور رخش شاهد و معنی بنماید %~% هر صورت خوبی که مرا در نظر آید # 4 پرسی خبری از دل و دل بی خبر از عشق %~% از بی خبر ای یار به تو کی خبر ~~آید # 5 ساقی در میخانه گشادست به رندان %~% کو عاشق مستی که ازین خانه درآید # 6 بگذشت شب و ماه فرو رفت ولیکن %~% امید که صبح آید و خورشید برآید # 7 صد نعره برآید ز دل عاشق سرمست %~% گر مطرب ما گفته سید بسراید ~~PageV1P0698 ### || [genre: Gh] # 1 با رخ او قمر چه کار آید %~% با لب او شکر چه کار آید # 2 آفتابی چو رو به ما بنمود %~% نور دور قمر چه کار آید # 3 گنج اسما تمام یافته ایم %~% کیسه پر سیم و زر چه کار آید # 4 ما چو در یتیم یافته ایم %~% صدف پر گهر چه کار آید # 5 دست با عشق در کمر داریم %~% تاج شه با کمر چه کار آید # 6 عقل مخمور درد سر دارد %~% این چنین دردسر چه کار آید # 7 نعمت الله حریف مجلس اوست %~% غیر ساقی دگر چه کار آید PageV1P0699 ### || [genre: Gh] # 1 خوش درددلی دارم درمان به چه کار آید %~% با کفر سر زلفش ایمان به چه ~~کار آید # 2 دل زنده بود جانم چون کشته عشق اوست %~% بی خدمت آن جانان این جان به ~~چه کار آید # 3 عقل از سر مخموری سامان طلبد از ما %~% ما عاشق سرمستیم سامان به چه ~~کار آید # 4 عشق آمد و ملک دل بگرفت به سلطانی %~% جز حضرت این سلطان به چه کار آید # 5 در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه %~% روضه چو بود اینجا رضوان به چه ~~کار آید # 6 ماهان ز خدا خواهم با صحبت مه رویان %~% بی صحبت ms240 مه رویان ماهان به چه ~~کار آید # 7 با سید سرمستان کرمان چو بهشتی بود %~% بی نور حضور او کرمان به چه کار ~~آید PageV1P0700 ### || [genre: Gh] # 1 نوش کن می که روحت افزاید %~% لب ساغر فتوحت افزاید # 2 ذوق عمر عزیز اگر خواهی %~% باده وقت صبوحت افزاید # 3 نوش کن جام می که نوشت باد %~% تا حیاتی چو نوحت افزاید # 4 شرح علم بدیع ما دریاب %~% که بیان در شروحت افزاید # 5 جرعه جام نعمت الله نوش %~% تا از آن راح روحت افزاید PageV1P0701 ### || [genre: Gh] # 1 ذاتش به صفات می نماید %~% یک ذات ذوات می نماید # 2 در جام جهان نمای اول %~% خود راز برات می نماید # 3 عینی به ظهور در مراتب %~% ما را درجات می نماید # 4 گر کشته شوی ز جان میندیش %~% کان موت حیات می نماید # 5 چون کرده اوست کرده ما %~% جمله حسنات می نماید # 6 هر لحظه به صورتی برآید %~% شیرین حرکات می نماید # 7 عمری که به عشق می گذاری %~% در وی حرکات می نماید # 8 خوشدل باشی به درد نوشی %~% کز درد دوات می نماید # 9 در دیده سیدم نظر کن %~% کو نور خدات می نماید PageV1P0702 ### || [genre: Gh] # 1 ذاتش به صفات می نماید %~% یا ذات به ذات می نماید # 2 خواهد که نمایدت و گرنه %~% آئینه چرات می نماید # 3 هر بی سر و پا که پیشت آید %~% شاه است و گدات می نماید # 4 نقشی که خیال او نگارد %~% شیرین حرکات می نماید # 5 خوش دردی درد عشق می نوش %~% کاین درد دوات می نماید # 6 هر جام حباب بر کف ما %~% پر آب حیات می نماید # 7 در دیده سیدم نظر کن %~% کو نور خدات می نماید PageV1P0703 ### || [genre: Gh] # 1 گهی عکس رخش جان می نماید %~% گهی زلفش پریشان می نماید # 2 چو سنبل می کند برگل مشوش %~% سواد کفرش ایمان می نماید # 3 چه زخم است اینکه مرهم ms241 ساز جانست %~% چه درد است اینکه درمان می نماید # 4 چه جام است اینکه می ریزد از او می %~% چه جان است اینکه جانان می ~~نماید # 5 دلی دارم چو آئینه ز عشقش %~% همه آئینه این آن می نماید # 6 جمال عشق بین و حسن معنی %~% که چون در صورت جان می نماید # 7 نظر کن چشم سید تا ببینی %~% که پیدا سر پنهان می نماید PageV1P0704 ### || [genre: Gh] # 1 خیال غیر خوابی می نماید %~% همه عالم سرابی می نماید # 2 به چشم نقش بندان خیالش %~% جهان نقشی بر آبی می نماید # 3 در این خمخانه هر رندی که یابی %~% به ما جام شرابی می نماید # 4 به هر صورت که می بینی به معنی %~% نگاری بی حجابی می نماید # 5 بده جامی به هر رندی که باشد %~% که خیر است و ثوابی می نماید # 6 ضمیر روشن هر ذره ما را %~% ز نورش آفتابی می نماید # 7 وجود نعمت الله درخرابات %~% چو گیتی در خرابی می نماید PageV1P0705 ### || [genre: Gh] # 1 جسمی دارم که جان نماید %~% جانی است که آن روان نماید # 2 عالم چو ظهور نور اسماست %~% هر نام از او نشان نماید # 3 عینی است که صدهزار صورت %~% در دیده این و آن نماید # 4 خوش آینه ایست جام و باده %~% معشوق به عاشقان نماید # 5 ساغر متنوع است از آن می %~% دائم در وی چنان نماید # 6 در آینه هر چه تو نمائی %~% آئینه به تو همان نماید # 7 یک معنی و صدهزار صورت %~% سید به جهانیان نماید PageV1P0706 ### || [genre: Gh] # 1 نوری که خدا به ما نماید %~% در جام جهان نما نماید # 2 آئینه چو صیقلش نکردی %~% روی تو به تو کجا نماید # 3 این لطف نگر که پادشاهی %~% در صورت هر گدا نماید # 4 رندانه به نوش دردی درد %~% تا درد تو را دوا نماید # 5 نقشی به خیال می نگارم %~% نقاش به نقشها نماید # 6 در ms242 موج و حباب آب دریاب %~% کان جوهر ما به ما نماید # 7 در دیده سیدم نظر کن %~% تا نور خدا تو را نماید PageV1P0707 ### || [genre: Gh] # 1 مرا هر دم خیالی رو نماید %~% در آن نقش خیالم او نماید # 2 به بیداری و خواب ار بینم او را %~% به هر صورت مرا نیکو نماید # 3 یکی رو در دو آئینه چو بنمود %~% یکی باشد اگر چه دو نماید # 4 حباب و موج و دریا جمله آبند %~% گهی در چشمه گه در جو نماید # 5 هزاران آینه گر بینم ای دوست %~% همه امثال او یک رو نماید # 6 دو تو بنماید این رشته با حول %~% ولی در چشم ما یک تو نماید # 7 همه کس نعمت الله را نبیند %~% ولی تا او به هر کس چو نماید ~~PageV1P0708 ### || [genre: Gh] # 1 عالم چو مثالی است که در آب نماید %~% یا نقش خیالی است که در خواب ~~نماید # 2 یا ظل وجودی است که موجود به جود است %~% همسایه در این سایه به اصحاب ~~نماید # 3 هر ذره ز خورشید جمالش که نموده %~% نوری است که در صورت مهتاب نماید # 4 خوش جام حبابی است که پر آب حیاتست %~% از غایت لطف است که آن آب نماید # 5 یک نقطه اصلی است کتبخانه و فرعش %~% حرفی است که صد فصل ز هر باب ~~نماید # 6 ذات است و صفات است که محبوب و محبند %~% این هر دو محبانه به احباب ~~نماید # 7 در آینه روشن سید نظری کن %~% تا نور ظهورش به تو از باب نماید ~~PageV1P0709 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او عین ما به ما جوید %~% یابد او هر چه از خدا جوید # 2 درد دردش به ذوق می نوشد %~% دردمندی که او دوا جوید # 3 مبتلائی که یافت ذوق بلا %~% روز و شب از خدا بلا جوید # 4 در خرابات عشق مست و خراب %~% دائما گردد و مرا جوید # 5 جام گیتی ms243 نما گرفته به دست %~% هرچه او را سپرده واجوید # 6 عقل باشد ز عشق بیگانه %~% آشنا یار آشنا جوید # 7 رند مستی که نعمت الله یافت %~% دنیی و آخرت کجا جوید PageV1P0710 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق آن است که معشوق به جان می جوید %~% می رود بی سروپا گرد جهان می ~~جوید # 2 همچو مجنون همه جا لیلی خود می طلبد %~% همه لیلی طلبد وز همگان می ~~جوید # 3 می کند دلبر سرمست مرا دلجوئی %~% بی تکلف دل من نیز چنان می جوید # 4 عارف از اول و آخر چو خبر می جوید %~% ظاهر و باطن و پیدا و نهان می ~~جوید # 5 هر کسی آنچه طلب می کند ار داند باز %~% دامن خویش به دست آرد و آن می ~~جوید # 6 رسته از نام و نشان نام و نشان جوید نه %~% رسته از نام و نشان نام و ~~نشان می جوید # 7 نعمت الله ز خدا از سر اخلاص مدام %~% صحبت ساقی سرمست مغان می جوید ~~PageV1P0711 ### || [genre: Gh] # 1 این و آن بود جمله آن گردید %~% این چنین بود آن چنان گردید # 2 باز علم بدیع می خوانیم %~% این معانی از آن بیان گردید # 3 هر که در صحبتم دمی بنشست %~% محرم راز عاشقان گردید # 4 در مقامی که جان نمی گنجد %~% گرد آنجا کجا توان گردید # 5 وانکه چون ما فتاد در دریا %~% قطره ای بحر بیکران گردید # 6 هر که دل را به دلبری بسپرد %~% مونس جان دلبران گردید # 7 نعمت الله پیر عارف بود %~% این زمان باز نوجوان گردید PageV1P0712 ### || [genre: Gh] # 1 این چنین رندی که من دیدم که دید %~% هفت دریا را به یک دم درکشید # 2 دیده ام آئینه گیتی نما %~% آفریننده به لطفش آفرید # 3 عاشق سرمست در کوی مغان %~% فارغ است از بایزید و از یزید # 4 مجلس عشقست و ساقی در حضور %~% ذوق یاران باد یارب بر مزید # 5 دیده روشن که ms244 دیده روی او %~% در چنان دیده بود نورش پدید # 6 اعتباری می نماید فصل و وصل %~% گه قریبت می نماید گه بعید # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% باشد آن می کهنه و جامش جدید ~~PageV1P0713 ### || [genre: Gh] # 1 عین او در عین اعیان شد پدید %~% آن چنان پنهان چنین پیدا که دید # 2 آفتابست او و عالم سایه بان %~% چتر شاهی بر سر عالم کشید # 3 جامی از می پر ز می بستان بنوش %~% این سخن از ما به جان باید شنید # 4 در هوای یوسف گل پیرهن %~% همچو غنچه جامه را باید درید # 5 لطف او آئینه گیتی نما %~% از برای حضرت خود آفرید # 6 ما حباب و عین ما آب حیات %~% نوش کن جامی بگو هل من مزید # 7 سید ما از جمال پر کمال %~% می نماید هر زمان حسنی پدید PageV1P0714 ### || [genre: Gh] # 1 سالها در طلبت دیده به هر سو گردید %~% یافت مقصود همان لحظه که روی تو ~~بدید # 2 درد دل گر چه که دیدیم دوا یافته ایم %~% هر که رنجی نکشید او به شفائی ~~نرسید # 3 بی بلائی نتوان یافت چنان بالائی %~% گل بی خار در این باغ جهان نتوان ~~چید # 4 حرف عشق تو که دانست که از خود بگذشت %~% با خیال تو که پیوست که از ~~خود ببرید # 5 می خمخانه به شادی نکند نوش دگر %~% هر که از جام غم انجام تو یک جرعه ~~کشید # 6 دلم از کوی خرابات به خلوت می رفت %~% چشم سرمست تو را دید ز ره بر ~~گردید # 7 بر سر چارسوی عشق تو دل سودا کرد %~% نعمت الله بها داده و وصل تو خرید ~~PageV1P0715 ### || [genre: Gh] # 1 از کرم جان عزیزم بر جانانه برید %~% دست گیرید و مرا مست به میخانه ~~برید # 2 دل چو شمع است که در مجلس جان می سوزد %~% خبر سوختگان را بر پروانه ~~برید # 3 آشنایان همه جمعند ms245 و حریفان سرمست %~% حیف باشد که چنین مژده به بیگانه ~~برید # 4 گنج عشقست که در کنج دل ویرانست %~% نقد گنجنیه ما از دل ویرانه برید # 5 عاقل آنست که دیوانه عشق است چو ما %~% سخن عاقل دیوانه به دیوانه برید # 6 دل مردان خدا هر که برد خوش باشد %~% گو بیائید و برید آن دل و مردانه ~~برید # 7 گوشه خلوت میخانه مقامی امن است %~% نعمت الله بگیرید و به آن خانه ~~برید PageV1P0716 ### || [genre: Gh] # 1 رخت ما را به سراپرده میخانه برید %~% آلت مجلس ما جمله به ساقی سپرید # 2 ما چو غنچه به هوا جامه خود جا کردیم %~% بعد از این خرقه ما را به ~~ملامت ندرید # 3 عیب ما را مکنید ار شده ایم عاشق او %~% نور چشمست ببینید که صاحب ~~نظرید # 4 گر ز ما از سر مستی سخنی گوش کنید %~% از سر لطف و کرم از سر آن ~~درگذرید # 5 هر کجا نقش خیالی که ببیند دیده %~% معنی خوب در آن صورت زیبا نگرید # 6 میل میخانه ندارید ندانیم چرا %~% مگر از ذوق می و مستی ما بی خبرید # 7 بنده سید رندان خرابات شوید %~% که به نزدیک سلاطین جهان معتبرید ~~PageV1P0717 ### || [genre: Gh] # 1 زاهد به سراپرده رندان مگذارید %~% مخمورش از آن مجلس رندان به در آرید # 2 بیگانه مباشد بپاشید سر و زر %~% تخمی که توانید در این باغ بکارید # 3 هر خم شرابی که سپردید به رندی %~% آرید بر ما و به اهلش بسپارید # 4 روشن بتوان دید که نور بصر ماست %~% بر دیده اگر نقش خیالی بنگارید # 5 یک دم که ز ما فوت شود بی می و ساقی %~% از عمر مگوئید و حیاتش مشمارید # 6 کار همه رندان خرابات برآید %~% بر ما نفسی همت خود گر بگمارید # 7 سید ز در میکده مستانه درآید %~% نوریست که پیدا شده پنهانش ندارید ~~PageV1P0718 ### || [genre: Gh] # 1 کفر سر زلف بت عیار ببینید %~% ترسای ms246 میان بسته به زنار ببیند # 2 در پرده عصمت ز نظر گرچه نهان بود %~% پیدا شده اش بر سر بازار ببینید # 3 بر دیده ما گر بنشینید زمانی %~% یک لعبت و صد جامه به یکبار ببینید # 4 جامی به کف آرید در او رو بنمائید %~% تا ساقی و رند و می خمار ببینید # 5 بحریم و حباب و می و جامیم و در این دور %~% در صورت ما معنی هر چار ~~ببینید # 6 عالم همه آئینه یار است از آن روی %~% روشن بنماید به شما یار ببینید # 7 از گفته سید غزلی نغز نویسید %~% سر دفتر مجموعه اسرار ببینید ~~PageV1P0719 ### || [genre: Gh] # 1 در دور قمر نقطه خورشید ببینید %~% در جام جم آن حضرت جمشید ببینید # 2 در دیده ما نور جمالش بتوان دید %~% دیدید در این دیده و وادید ببینید # 3 در بحر در آئید و حبابش به کف آرید %~% در صورت ما معنی توحید ببینید # 4 گر چه شب قدر است چو صاحب نظرانید %~% چون روز در این شب مه و خورشید ~~ببینید # 5 بس فکر کند عاقل و نقشی بنگارد %~% تحقیق نمی داند و تقلید ببینید # 6 گشتیم مجرد ز وجود و ز عدم هم %~% آئید درین خلوت و تجرید ببینید # 7 سید به همه آینه روئی بنموده %~% آن یار کهن باز به تجدید ببینید ~~PageV1P0720 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب چرخ معنی بایزید %~% سایه خورشید اعلی بایزید # 2 واقف اسرار سبحانی به حق %~% کاشف انوار معنی بایزید # 3 گوهر دریای عرفان از یقین %~% عارف و معروف یعنی بایزید # 4 راه جان روشن نشد بی بوالحسن %~% کار دل پیدا نشد بی بایزید # 5 نقطه وحدت درآمد در الف %~% در ظهور حرف شد بی بایزید # 6 صورت فردوس جان بسطام عشق %~% میوه معنی طوبی بایزید # 7 سید از صاحبدلانی لاجرم %~% کرده با جانت تجلی بایزید PageV1P0721 ### || [genre: Gh] # 1 ترک می و میخانه به یک بار مگوئید %~% با من سخن از زاهد ms247 زنار مگوئید # 2 با عشاق سرمست مگوئید ز توبه %~% ور زانکه بگوئید دگر بار مگوئید # 3 رازی است میان من و ساقی خرابات %~% از یار مپوشید و به اغیار مگوئید # 4 با لعل لب او سخن از غنچه مپرسید %~% با گلشن رویش سخن از خار مگوئید # 5 از لعبت ترسا بچه اسلام مجوئید %~% با زلف بتم قصه زنار مگوئید # 6 سری که شنیدید امینید و امانت %~% دارید نگه بر سر بازار مگوئید # 7 از گفته سید غزلی خوش بنویسید %~% اما سخنش جز بر خمار مگوئید ~~PageV1P0722 ### || [genre: Gh] # 1 در سراپرده دل خانه خدا را طلبید %~% این چنین خانه خدا بهر خدا را ~~طلبید # 2 در خرابات فنا ساغر می نوش کنید %~% آنگه از ساقی ما جام بنا را طلبید # 3 گر بیابید عطایی همه آن را جویند %~% ور بلائی برسد جمله بلا را طلبید # 4 می ببخشید به رندان و مجوئید بها %~% کار خیر است درین کار دعا را ~~طلبید # 5 درد دل را به حکایت نتوان یافت دوا %~% درد دردش به کف آرید و دوا را ~~طلبید # 6 در نظر دیده ما بحر محیطی دارد %~% هر چه خواهید بیابید چو ما را طلبید # 7 نعمت الله اگر می طلبید ای یاران %~% در خرابات در آئید و خدا را طلبید ~~PageV1P0723 ### || [genre: Gh] # 1 زاهد دگر از خلوت تقوی به درافتاد %~% عقل آمد و با عشق درافتاد ور ~~افتاد # 2 ما سر به در خانه خمار نهادیم %~% پا بر سر ما هر که نهاد او به سر ~~افتاد # 3 مه روشنئی یافت که شد بدر تمامی %~% نوری مگر از مهر رخت بر قمر افتاد # 4 افتاد در این کوی خرابات بسی دل %~% المنة لله که بار دگر افتاد # 5 برخواستن از رهگذر او نتواند %~% هر عاشق مستی که در آن رهگذر افتاد # 6 در خواب به جز نقش خیالش نتوان دید %~% ور زانکه کسی دید مرا از نظر ~~افتاد # 7 صد ms248 بار درین کوی خرابات فتادم %~% عیبم مکن ارزان که گذارم دگر افتاد # 8 هر دیده که او نقش خیال دگری دید %~% گر مردم چشم است که او از بصر ~~افتاد # 9 رندی که به میخانه سید گذری کرد %~% تا یافت خبر مست شد و بی خبر افتاد ~~PageV1P0724 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی در نهاد جان افتاد %~% جان بیچاره در فغان افتاد # 2 شمع عشقش چو بر کشید علم %~% سوخت پروانه پرزنان افتاد # 3 عقل مخمور منع ما می کرد %~% مست می رفت در مغان افتاد # 4 هر که از چشم ما فتاد فتاد %~% نه دو روزی که جاودان افتاد # 5 سرو قدی که سر ز ما پیچد %~% در چمن قدش از میان افتاد # 6 مرغ دل دید دانه خالش %~% باز در دام زلف از آن افتاد # 7 ناوک آه عاشق سرمست %~% هر چه انداخت بر نشان افتاد # 8 از لب او حدیث می گفتم %~% سخنم ناگه از دهان افتاد # 9 سیدم اوفتاد مستانه %~% چه توان کرد آن چنان افتاد PageV1P0725 ### || [genre: Gh] # 1 هر که بر خاک راه او افتاد %~% بد مگویش که او نکو افتاد # 2 به هوائی که خاک راه افتاد %~% رند سرمست کو به کو افتاد # 3 بت من پرده را ز رو برداشت %~% بنده سجده کنان برو افتاد # 4 عشق مستانه در خروش آمد %~% عقل مسکین به گفتگو افتاد # 5 آفتاب جمال رو بنمود %~% مه هلالی شد و دو تو افتاد # 6 هر که چون ما فتاد در دریا %~% غرقه گردید و سو به سو افتاد # 7 نعمت الله فتاد مست و خراب %~% نظری کن ببین که چو افتاد PageV1P0726 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دست زلف دلبر اوفتاد %~% بی تکلف خوب در خور اوفتاد # 2 در خرابات مغان مستانه رفت %~% غرقه خود را دید خوشتر اوفتاد # 3 بر در میخانه با ساقی نشست %~% پای او بوسید و بر سر او فتاد # 4 بارها دل در شراب افتاده بود ms249 %~% توبه را بشکست و دیگر اوفتاد # 5 از سر هر دو جهان برخواستند %~% بر سر کویش کسی گر اوفتاد # 6 آفتاب او به ما ظاهر چو شد %~% ماه ما از جمله انور اوفتاد # 7 نعمت الله بازسازی خوش نواخت %~% غلغلی در هفت کشور اوفتاد PageV1P0727 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به روی ما فتاد %~% مردم دیده در این دریا فتاد # 2 رند سرمستی به میخانه رسید %~% سر به پای خم نهاد از پا فتاد # 3 برنخیزد جاودان هر کس که او %~% در خرابات آمد و آنجا فتاد # 4 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% چشم ما روشن به عین ما فتاد # 5 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% این چنین ذوق خوشی ما را فتاد # 6 دل برفت از ما و در دریا نشست %~% عاقبت محمود با مأوا فتاد # 7 نعمت الله چون مقام خویش دید %~% بر در یکتای بی همتا فتاد PageV1P0728 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه در دریای بی پایان فتاد %~% همچو ما در بحر بی پایان فتاد # 2 عشق جانان آتشی خوش برفروخت %~% شعله ای در جان مشتاقان فتاد # 3 رند مستی سر به پای خم نهاد %~% غلغلی در مجلس رندان فتاد # 4 آنکه جان بفروخت درد دل خرید %~% نیک سودا کرد و خوش ارزان فتاد # 5 یار ما را کار با اغیار نیست %~% کار او ای یار با یاران فتاد # 6 از سر کویش کسی کو دور شد %~% بی سر و پا سخت سرگردان فتاد # 7 نعمت الله جان به جانان داد و رفت %~% خوش بود جانی که با جانان فتاد ~~PageV1P0729 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی جامی به این و آن داد %~% خمخانه به دست عاشقان داد # 2 در جام جهان نما نظر کرد %~% تمثال جمال خود به آن داد # 3 راهی که نشان آن نه پیداست %~% عشقش پنهان به ما نشان داد # 4 با دل گفتند جان فدا کن %~% از غایت ذوق جان روان داد # 5 هر ms250 داد که خواستیم از وی %~% عدلش دادی به ما چنان داد # 6 در کتم عدم وجود بخشید %~% چیزی به از این نمی توان داد # 7 لطفش به کرم عنایتی کرد %~% سید خود را به بندگان داد PageV1P0730 ### || [genre: Gh] # 1 دردی است در این دل که به درمان نتوان داد %~% عشقیست در این جان که به ~~صد جان نتوان داد # 2 جام می ما آب حیات است در این دور %~% این آب حیات است به حیوان نتوان ~~داد # 3 مستانه در این کوی خرابات فتادیم %~% این گوشه به صد روضه رضوان نتوان ~~داد # 4 گنجی است در این مخزن اسرار دل ما %~% دشوار به دست آمده آسان نتوان ~~داد # 5 ما دل به سر زلف دلارام سپردیم %~% هر چند دل خود به پریشان نتوان داد # 6 از عقل سخن با من سرمست مگوئید %~% درد سر مخمور به مستان نتوان داد # 7 سید در میخانه گشاد است دگر بار %~% خود خوشتر ازین مژده به رندان ~~نتوان داد PageV1P0731 ### || [genre: Gh] # 1 هر که او در عشق جانان جان نداد %~% بوسه خوش بر لب جانان نداد # 2 جود او بخشید عالم را وجود %~% آشکارا داد او پنهان نداد # 3 جام می در دست و ساقی در نظر %~% فکر این و آن به آن رندان نداد # 4 چون که مخموری بود دردسری %~% دردسر ساقی به سرمستان نداد # 5 لایق هر کس عطا او می دهد %~% ذوق سرمستان به میخواران نداد # 6 بس گران و هم سبک سر بود عقل %~% جان به عشق او از آن آسان نداد # 7 نعمت الله را به ما داد از کرم %~% این چنین دادی به هر سلطان نداد ~~PageV1P0732 ### || [genre: Gh] # 1 جام جم می خورم که نوشم باد %~% می خورم می خورم که نوشم باد # 2 دردی درد عشق مستانه %~% دم به دم می خورم که نوشم باد # 3 می دهم بوسه بر لب ساغر %~% باده هم می خورم که ms251 نوشم باد # 4 لطف ساقی شراب می بخشد %~% به کرم می خورم که نوشم باد # 5 می خمخانه وجود بذوق %~% در عدم می خورم که نوشم باد # 6 می خورم می به شادی ساقی %~% نه به غم می خورم که نوشم باد # 7 نعمت الله حریف و ساقی یار %~% جام جم می خورم که نوشم باد PageV1P0733 ### || [genre: Gh] # 1 می محبت او نوش کن که نوشت باد %~% بیا و خدمت او نوش کن که نوشت باد # 2 شراب پاک هلال است و ساقی سرمست %~% زلال نعمت او نوش کن که نوشت باد # 3 همیشه رحمت او آبرو دهد ما را %~% ز آب رحمت او نوش کن که نوشت باد # 4 چو جای جام و صراحی بیا به میخانه %~% به قدر همت او نوش کن که نوشت ~~باد # 5 بیا که قسمت ما کرده اند جام شراب %~% خوشست قسمت او نوش کن که نوشت ~~باد # 6 رسید ساقی کوثر حیات می بخشد %~% ز دست حضرت او نوش کن که نوشت باد # 7 شراب سید ما جرعه ای به صد جان است %~% به یاد قیمت او نوش کن که نوشت ~~باد PageV1P0734 ### || [genre: Gh] # 1 ورد صاحبنظران فاتحه روی تو باد %~% قل هوالله احد حرز دو ابروی تو باد # 2 جا نصرالله ای شاه چو بنمودی روی %~% آیة الکرسی تعویذ دو گیسوی تو باد # 3 والضحی روی تو آمد سر زلفت و اللیل %~% آفرین بر سر زلف تو و ابروی تو ~~باد # 4 ترک و الشمس که بر جمله افلاک شه است %~% آیت کنت تو را بازد و هندوی ~~تو باد # 5 فتح و یاسین و تبارک طرف آخر حشر %~% این چهار آیه حق بندد و بازوی تو ~~باد # 6 ان یکاد از نفس روح امین در شب و روز %~% دافع چشم بدان از رخ نیکوی تو ~~باد # 7 نعمت الله به دعا خوانده ز آنا اللیل %~% که دلش بسته گیسو و رخش ms252 سوی ~~تو باد PageV1P0735 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او با جان و دل پیوسته باد %~% دولت عشقش مرا پیوسته باد # 2 عقل اگر منعم کند از عشق او %~% خاطرش چون خاطر من خسته باد # 3 همدم من باد جام می مدام %~% با لب ساقی لبم پیوسته باد # 4 خلوت عشقست و رندان در حضور %~% در به غیر عاشقان بر بسته باد # 5 ساقی سرمست بشکست توبه ام %~% پشت توبه دائما بشکسته باد # 6 مرغ جان من ز دام عقل رست %~% هر که در دام است یا رب رسته باد # 7 در خرابات مغان بنشسته ام %~% سیدم دائم چنین بنشسته باد PageV1P0736 ### || [genre: Gh] # 1 حضرت سلطان ما پاینده باد %~% آفتاب دولتش تابنده باد # 2 عشق سلطانست و ما از جان غلام %~% میل سلطان دائما با بنده باد # 3 دل به دلبر جان به جانان داده ایم %~% هر که باشد همچو ما دلزنده باد # 4 عاقلی کو منع رندان می کند %~% در میان عاشقان شرمنده باد # 5 بلبل مستی که می گوید به ذوق %~% چون گل خندان لبش پر خنده باد # 6 چشمه آب حیات معرفت %~% دائما از بحر ما زاینده باد # 7 نعمت الله میر سرمستان ماست %~% بر سر ما تا ابد پاینده باد ~~PageV1P0737 ### || [genre: Gh] # 1 یا رب ز غم هجران رستیم مبارک باد %~% از زحمت این زندان جستیم مبارک ~~باد # 2 مخمور چو می بودیم خوردیم می عشقش %~% در خلوت میخانه مستیم مبارک باد # 3 لطف و کرمی فرمود روبند ز رو بگشاد %~% زنار سر زلفت بستیم مبارک باد # 4 ما سلطنت جاوید از دولت او داریم %~% از هستی پاینده هستیم مبارک باد # 5 از نور جمال تو شد دیده ما روشن %~% از دیدن غیر تو رستیم مبارک باد # 6 تا دست تو بگرفتیم دست از همه کس بردیم %~% با رستم دستان همدستیم ~~مبارک باد # 7 تو سید مستانی مائیم غلام تو %~% مستیم نه چون مخمور مستیم مبارک باد ~~PageV1P0738 ### || [genre: ms253 Gh] # 1 عاشقی کو سر به پای ما نهاد %~% روی خود در جنت المأوا نهاد # 2 از سر دنیی و عقبی درگذشت %~% هر که پا با ما درین دریا نهاد # 3 بر در میخانه هر کو بار یافت %~% سروری گردید و سر آنجا نهاد # 4 کار ما چون از بلا بالا گرفت %~% مسند والای ما بالا نهاد # 5 پانهد بر فرق عالم هر که سر %~% بر در یکتای بی همتا نهاد # 6 رو به مه بنمود نور آفتاب %~% روشنی در دیده بینا نهاد # 7 نعمت الله را به ما انعام کرد %~% خوان انعامش برای ما نهاد ~~PageV1P0739 ### || [genre: Gh] # 1 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% اشک خون آلود ما بر رو نهاد # 2 جز خیال روی او نقشی ندید %~% دیده ما تا نظر را برگشاد # 3 تا ببوسد خاک پایش آفتاب %~% بر سر کویش رسید و سر نهاد # 4 داد ساقی داد سرمستان تمام %~% زاهد مخمور را جامی نداد # 5 ای که گوئی عقل استادی خوشست %~% عقل مزدور است و عشقش اوستاد # 6 لحظه ای بی او نمی خواهیم عمر %~% جان ما بی عشق او یک دم مباد # 7 نعمت الله رفت یاد او به خیر %~% یاد بادا نعمت الله یاد باد ~~PageV1P0740 ### || [genre: Gh] # 1 ترک سرمستم دگر باره کلاه کج نهاد %~% ملک دل بگرفت و خان و مان همه بر ~~باد داد # 2 پیش سلطان داد بتوان خواستن از دیگران %~% چون که زو بیداد باشد از که ~~خواهم خواست داد # 3 عقل سرگردان ز پا افتاد و عشقش در ربود %~% همچو مخموری به دست ترک ~~سرمستی فتاد # 4 در چمن سرو سهی تا دید آن بالای او %~% سر به پای او فکند و پیش او بر ~~پاستاد # 5 خوش در میخانه را بر روی ما بگشاده اند %~% بس گشایش ها که ما را رو ~~نموده زین گشاد # 6 در خرابات مغان رندی که نام ما شنود %~% سرخوشانه ms254 پای کوبان رو به سوی ~~ما نهاد # 7 گر کسی گوید که سید توبه کرد از عاشقی %~% حاش لله این نخواهم کرد و ~~این هرگز مباد PageV1P0741 ### || [genre: Gh] # 1 اهل نظران دیده به روی تو گشایند %~% حسن تو در آئینه یکتا بنمایند # 2 خورشید جمال تو نموده است به ما روی %~% آنها که طلبکار لقایند کجایند # 3 در آینه حسن تو نمایند خدا را %~% صاحبنظرانی که منور به خدایند # 4 رندان سراپرده میخانه در این دور %~% شاید که به پابوس تو هر دم به سر ~~آیند # 5 بی دردی دردت نتوان یافت دوائی %~% دلها همه زان خسته این درد و دوایند # 6 ای عقل برو از در میخانه که رندان %~% مستند و به امثال تو این در ~~نگشایند # 7 هر بیت که سید ز سر ذوق بگوید %~% سریست که مستان همه آن بیت سرایند ~~PageV1P0742 ### || [genre: Gh] # 1 هر در که به روی ما گشایند %~% حسن دیگری به ما نمایند # 2 هر دم به پیاله شرابی %~% ذوق دگرم همی فزایند # 3 در میکده دلبران عیار %~% صد دل به کرشمه ای ربایند # 4 رندان مستند و لاابالی %~% مستانه سرود می سرایند # 5 دیدیم جمال ماهرویان %~% آئینه حضرت خدایند # 6 بینند همه که ما چه دیدیم %~% گر پرده ز روی بر گشایند # 7 بزمی سازند هر زمانی %~% تا سید و بنده خوش برآیند PageV1P0743 ### || [genre: Gh] # 1 عارفانی که ما به ما جویند %~% گاه در بحر و گاه در جویند # 2 دیده روشن خوشی دارند %~% در همه حال ناظر اویند # 3 نور او را به نور می بینند %~% وحده لاشریک له گویند # 4 بنده حضرت خداوندند %~% لاجرم بندگان نیکویند # 5 نقش غیری خیال کی بندند %~% غیر چون نیست غیر چون جویند # 6 آینه کو هزار می نگرند %~% همچو ما با هزار یک رویند # 7 بنده سید خراباتند %~% بندگان تمام آن جویند PageV1P0744 ### || [genre: Gh] # 1 ذوقیست دلم را که به عالم نتوان داد %~% تا بود ms255 چنین بوده و تا باد ~~چنین باد # 2 یادت نکنم زان که فراموش نکردم %~% ناکرده فراموش چگونه کنمت یاد # 3 چشمی که منور نشد از نور جمالش %~% گر نور دو چشمست که او از نظر افتاد # 4 از دولت ساقی که جهان باد به کامش %~% از لعل لبت جام بخواهیم بسی داد # 5 عمریست که بر حسن و جمالش نگرانیم %~% یا رب که چنین عمر بسی سال ~~بماناد # 6 ساقی و حریفان همه جمعند درین بزم %~% بزمی است ملوکانه نهادیم به ~~بنیاد # 7 سلطان بود آن کس که بود بنده سید %~% صد جان بفدایش که بود بنده استاد ~~PageV1P0745 ### || [genre: Gh] # 1 رندان همه مستند و می از جام ندانند %~% بی نام و نشانند از این نام ~~نشانند # 2 در صومعه گر زاهد رعناست مجاور %~% رندان به سراپرده میخانه روانند # 3 خوش آینه دارند در آن آینه روشن %~% بینند جمال خود و بر خود نگرانند # 4 اسما الهی است که ظاهر شده بر خلق %~% یک چند چنین بوده و یک چند ~~چنانند # 5 عشاق برآنند که معشوق بر آنست %~% ما نیز بر آنیم که عشاق برآنند # 6 این گفته مستانه ما از سر ذوق است %~% بی ذوق نخواهیم که یک بیت ~~بخوانند # 7 از غافل مخمور مجو مستی سید %~% کز ذوق می و مستی او بی خبرانند ~~PageV1P0746 ### || [genre: Gh] # 1 دست چپ را یسار می خوانند %~% کنج را هم یسار می خوانند # 2 عاشقانی که محرم رازند %~% یار را دوستدار می خوانند # 3 ذاکرانی که ذکر می گویند %~% روز و شب آن نگار می خوانند # 4 در همه آن یکی همی جویند %~% گر یکی ور هزار می خوانند # 5 بیست و هشت حرف اگر همی خوانی %~% عارفان بی شمار می خوانند # 6 هر که بینند و هر چه می خوانند %~% خدمت آن نگار می خوانند # 7 نعمت الله را چو می یابند %~% مظهر کردگار می خوانند PageV1P0747 ### || [genre: Gh] # 1 سیدم روح ms256 اعظمش خوانند %~% آب ارواح و آدمش خوانند # 2 روح اعظم به اعتبار بدن %~% جام گویند و هم جمش خوانند # 3 صورت اسم جامع است از آن %~% معنی جمله عالمش خوانند # 4 همدم او اگر دمی باشی %~% حاصل عمر آن دمش خوانند # 5 غم او راحت دل و جان است %~% حیف باشد اگر غمش خوانند # 6 عارفان جز کلام حضرت او %~% قصه این و آن کمش خوانند # 7 نعمت الله را اگر یابند %~% صورت اسم اعظمش خوانند PageV1P0748 ### || [genre: Gh] # 1 مده به باد هوا جان خویشتن بر باد %~% بنوش جام شرابی که نوش جانت باد # 2 در آ به خلوت میخانه فنا بنشین %~% چه می کنی تو در این خانقاه ب بنیاد # 3 هزار جان عزیزم فدای غم بادا %~% که خاطرم ز غم عشق می شود دلشاد # 4 دلم ز دست بیفتاد در سر زلفش %~% اسیر گشت چه چاره کنم چنین افتاد # 5 دمی که بی می و معشوق می رود باد است %~% دریغ عمر عزیزی که می رود بر ~~باد # 6 درم گشاد و گشادم از این درست که او %~% دری نماند که آن در به روی ما ~~نگشاد # 7 به جان سید رندان که از سر اخلاص %~% غلام خدمت اوئیم و بنده آزاد ~~PageV1P0749 ### || [genre: Gh] # 1 ساغر و می مدام در کارند %~% همدم عاشقان میخوارند # 2 می پرستان مدام می نوشند %~% زاهدان زان خبر نمی دارند # 3 خاکساران کوی میخانه %~% فارغ از نور و ایمن از نارند # 4 سر زلف بتم پریشان شد %~% جان و دل در هوای زنارند # 5 منع رندان مکن که سرمستند %~% پند آنها بده که هشیارند # 6 عاشقان سالها به سر کردند %~% تا دمی جام می به دست آرند # 7 جان سید فدای رندان باد %~% که دل هیچکس نیازارند PageV1P0750 ### || [genre: Gh] # 1 آنها که نگار را نگارند %~% پیوسته نگار را نگارند # 2 جانی یابند هر زمانی %~% هر دم جانی بدو سپارند # 3 این طرفه که ms257 زاهدان مخمور %~% از مستی ما خبر ندارند # 4 ای عقل برو که بزم عشقست %~% اینجا چه توئی کجا گذارند # 5 هر لحظه ز غیب در شهادت %~% طرح دگری ز نو بر آرند # 6 عالم دانی که در نظر چیست %~% نقشی که بر آب می نگارند # 7 مستیم و حریف نعمت الله %~% بیچاره کسان که در خمارند PageV1P0751 ### || [genre: Gh] # 1 عمر ما رفته بود باز آمد %~% کار بی ساز ما به ساز آمد # 2 جان هجران کشیده دلخوش شد %~% مژده وصل دل نواز آمد # 3 هر که ابروی یار ما را دید %~% یافت محراب و در نماز آمد # 4 عشق سرمست ملک دل بگرفت %~% لشگر او به ترکتاز آمد # 5 شادمانیم و عاقبت محمود %~% غم نداریم چون ایاز آمد # 6 دل به دلبر سپرده ایم دگر %~% خاطر از هر چه بود باز آمد # 7 ناز آغاز کرد باز آن یار %~% نعمت الله در نیاز آمد PageV1P0752 ### || [genre: Gh] # 1 عمر ما رفته بود باز آمد %~% کارساز خوشم به ساز آمد # 2 مطربم ساز عاشقان بنواخت %~% باز آواز دلنواز آمد # 3 می کند باز ناز خواجه ایاز %~% جان محمود در نیاز آمد # 4 نقد قلبی ز آتش عشقش %~% گرم گردید و پاکباز آمد # 5 باز پرواز کرد از بر شاه %~% کرد صید خوشی و باز آمد # 6 عشق مستست و جام می بر دست %~% در ولایت به ترکتاز آمد # 7 نعمت الله رسید مست و خراب %~% این چنین حاجی از حجاز آمد PageV1P0753 ### || [genre: Gh] # 1 واحد به صفات کثرت آمد %~% کثرت بالذات وحدت آمد # 2 سیلاب محبتش روان شد %~% عالم همه غرق رحمت آمد # 3 از جود وجود داد ما را %~% منعم همه عین نعمت آمد # 4 ما کشته او و خونبها او %~% قیمت چو به قدر همت آمد # 5 معشوق حریف و عشق ساقی %~% زان مجلس ما چو جنت آمد # 6 دل آینه عشق آفتابی %~% این آینه ماه طلعت آمد # 7 سید ms258 به ظهور بنده ای شد %~% سلطان چو گدا به خدمت آمد PageV1P0754 ### || [genre: Gh] # 1 خوش ماه تمامی است که از غیب برآمد %~% خورشید نهان گشته به شکل دگر ~~آمد # 2 او عمر عزیزی است که آمد به سر ما %~% خوش عمر عزیزیست که ما را به سر ~~آمد # 3 ما بر در هر خانه که رفتیم گشودند %~% محبوبی از آن خانه خرامان به در ~~آمد # 4 مستیم و نداریم خبر از همه عالم %~% یاری که از او یافت خبر بی خبر آمد # 5 بالله که ندیدیم به جز نور جمالش %~% هر نقش خیالی که مرا در نظر آمد # 6 با عقل همی بودم و خوش بود دو روزی %~% عشق آمد و از صحبت او خوبتر آمد # 7 هر بنده که آمد به سراپرده سید %~% شد شاه جهان و همه جا معتبر آمد ~~PageV1P0755 ### || [genre: Gh] # 1 مستانه ساقی از در در آمد %~% از دولت او کارم بر آمد # 2 جان گرامی کردم فدایش %~% عمر عزیزم خوش بر سر آمد # 3 خورشید حسنش خوش بر سر آمد %~% سرو روانش چون در بر آمد # 4 استغفرالله از توبه کردن %~% بود آن گناهی از من گر آمد # 5 از مجلس ما زاهد روان شد %~% ساقی سرمست از در درآمد # 6 مستانه جامی پر می به من داد %~% صد بارم از جان آن خوشتر آمد # 7 چون نعمت الله رندی حریفی %~% وقتی چنین خوش خوش درخور آمد PageV1P0756 ### || [genre: Gh] # 1 ملک عشقش به غیر ما نرسد %~% پادشاهی به هر گدا نرسد # 2 درد دردش کسی که نوش نکرد %~% به شفاخانه دوا نرسد # 3 هر که بیگانگی ز خویش نجست %~% به سر کوی آشنا نرسد # 4 بنده تا از خودی برون ناید %~% به سراپرده خدا نرسد # 5 نرسد در حریم وصل دلی %~% که ز هجران بر او بلا نرسد # 6 دل چه از آب و گل خلاصی یافت %~% گرد بر گرد او زما نرسد # 7 نعمت ms259 الله رسید تا جائی %~% که به جز جان اولیا نرسد PageV1P0757 ### || [genre: Gh] # 1 دولت عشق به هر بی سر و پائی نرسد %~% پادشاهی دو عالم به گدائی نرسد # 2 نرسد در حرم کعبه وصل محبوب %~% هر محبی که بر او جور و جفائی نرسد # 3 نوش کن دردی دردش که دوای جانست %~% دردی درد نخورده به دوائی نرسد # 4 می روم بردر میخانه که خوش بنشینم %~% دارم امید که آن جام بلائی نرسد # 5 بینوایان درش گنج بقا یافته اند %~% بینوائی نکشیده به نوائی نرسد # 6 برو ای عقل مگو عشق چرا کرد چنین %~% پادشاه است و بر او چون و چرائی ~~نرسد # 7 هر که او بندگی پیر خرابات نکرد %~% به سر سید عالم که به جائی نرسد ~~PageV1P0758 ### || [genre: Gh] # 1 دولت وصل تو به ما کی رسد %~% منصب شاهی به گدا کی رسد # 2 تا نخورد دردی دردت به ذوق %~% صوفی صافی به صفا کی رسد # 3 هر که به خود راه خدا می رود %~% با خودی خود به خدا کی رسد # 4 راه بیابان فنا چون نرفت %~% در حرم دار بقا کی رسد # 5 جام حبابیم پر آب حیات %~% جز لب ما بر لب ما کی رسد # 6 ساکن میخانه چو خوش ایمنست %~% خانه امنی است بلا کی رسد # 7 سید ما حاکم و ما بنده ایم %~% هر چه کند چون و چرا کی رسد ~~PageV1P0759 ### || [genre: Gh] # 1 هست هشیار و مست نشناسد %~% آستین را از دست نشناسد # 2 از ازل و از ابد بود فارغ %~% او بلی از الست نشناسد # 3 رند سرمست جام چون بشکست %~% او درست از شکست نشناسسد # 4 بر در میفروش خوش بنشست %~% خاستن از نشست نشناسد # 5 عاقل خود پرست مخمور است %~% عاشق می پرست نشناسد # 6 آسمان و زمین کجا داند %~% چون که بالا و پست نشناسد # 7 نعمت الله در همه عالم %~% غیر آن یک که هست نشناسد PageV1P0760 ### || [genre: ms260 Gh] # 1 آب حیات از لب ساقی به ما رسید %~% این مرحمت نگر که به ما از خدا رسید # 2 دل دردمند بود ولی یافت صحتی %~% از درد درد او به دل ما دوا رسید # 3 ما دست برده ایم ز شاهان روزگار %~% تا دست ما به دامن آن پادشاه رسید # 4 مطرب نواخت ساز حریفان بینوا %~% ذوقی از آن به من بینوا رسید # 5 هر رهروی که رفت رسید او به منزلی %~% جاوید می رود به نهایت کجا رسید # 6 بحریست بحر ما که ندارد کرانه ای %~% جز ما دگر کسی نتواند به ما رسید # 7 میراث سید است که ما را رسیده است %~% این سلطنت ز سید هر دو سرا رسید ~~PageV1P0761 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله باز با ما وا رسید %~% چون که از ما بود با مأوا رسید # 2 همچو قطره رفته بود از بحر ما %~% آمد آنجا باز با دریا رسید # 3 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% کی تواند عقل اینجاها رسید # 4 عشق بالایش بلائی خوش بود %~% این بلا ما را از آن بالا رسید # 5 موج و دریا چون به هم آمیختند %~% عین ما گوئی به عین ما رسید # 6 تا سر زلفش پریشان یافتیم %~% بر سر ما عالمی سودا رسید # 7 داد سید حکم میخانه به ما %~% منصب عالی چنین ما را رسید PageV1P0762 ### || [genre: Gh] # 1 او را به خود نبینی او را به او توان دید %~% هر کس که دید او را می ~~دان که آنچنان دید # 2 دیده ندید غیرش چندان که گشت و گردید %~% خوش دیده ای که او را در غیر ~~آن توان دید # 3 جام جهان نمائی یاری که در نظر داشت %~% او نور چشم مردم در آینه عیان ~~دید # 4 سرچشمه حیات است این بحر دیده ما %~% در چشم ما نظر کن کان بحر می توان ~~دید # 5 حکم ولایت ما منشور حضرت اوست %~% توقیع ms261 آن نبیند هر کس که آن نشان دید # 6 دل دیده خوشی دید روشن به نور رویش %~% جانان هر دو عالم در جسم و جان ~~روان دید # 7 رندی که نعمت الله سرمست بیند او را %~% شاید اگر بگوئی سرخیل عاشقان ~~دید PageV1P0763 ### || [genre: Gh] # 1 جام می گر به دست ما برسد %~% پادشاهی به این گدا برسد # 2 لب جام شراب اگر بوسم %~% خوش نوائی به بینوا برسد # 3 دردی درد دل اگر نوشم %~% درد ما را از آن دوا برسد # 4 گر جفا و وفا رسد ما را %~% خوش بود هر چه از خدا برسد # 5 هر که فانی شود از این خانه %~% به سراپرده بقا برسد # 6 بحر عشق است و ما در او غرقیم %~% هر که آید به آشنا برسد # 7 نعمت الله را به دست آرد %~% هر غریبی که او به ما برسد PageV1P0764 ### || [genre: Gh] # 1 چشمی که چشمه آب از چشم ما روان دید %~% در چشم او نیاید هر چشمه ای چو ~~آن دید # 2 ای نور دیده ما در چشم ما نظر کن %~% کائینه ایست روشن آن رو در او ~~توان دید # 3 ما را اگر بجوئی ما را به ما توان یافت %~% هر کس که دید ما را می دان ~~که آنچنان دید # 4 جام جهان نمائی است یعنی که این دل ما %~% هر کو در او نظر کرد مجموعه ~~جهان دید # 5 از عشق اگر نشانی پرسی نشان بگویم %~% بی نام و بی نشان شد یاری که زو ~~نشان دید # 6 هر ناظری که بنشست در چشم ما زمانی %~% در بحر دیده ما دریای بیکران ~~دید # 7 رندی که نعمت الله بیند به چشم معنی %~% داند که دیده ما سرخیل عاشقان ~~دید PageV1P0765 ### || [genre: Gh] # 1 نوریست که آن نور به آن نور توان دید %~% هر دیده که آن دید یقین دان ~~که چنان دید # 2 جام می عشق است که در دور ms262 روان است %~% در دور قمر هر که نظر کرد روان ~~دید # 3 در آینه بنمود جمال و چه جمالی %~% خود را چه به خود دید به خود خود ~~نگران دید # 4 چشمی که نظر از نظر اهل نظر یافت %~% در هر چه نظر کرد همین دید و همان ~~دید # 5 بی نام و نشان شو که نشان نقش خیالیست %~% این نیست نشانی که تو گوئی ~~به نشان دید # 6 گوئی که مرا هست تمنای وصالش %~% نقشی و خیالی است که درخواب توان دید # 7 نوریست که سید به همه خلق نماید %~% یاری که نظر کرد به هر دیده عیان ~~دید PageV1P0766 ### || [genre: Gh] # 1 در دیده ما نور رخ یار توان دید %~% یاری که نظر کرد در این دیده عیان ~~دید # 2 خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده %~% نقاش در این نقش پدید است توان ~~دید # 3 صاحبنظر آن است که در هر چه نظر کرد %~% در صورت آن شاهد معنیش توان ~~دید # 4 روشن بود آن دیده که در مجلس رندان %~% چون جام مئی یافت هم این دید و ~~هم آن دید # 5 هر ذره که بینی به تو خورشید نماید %~% نور بصر ماست هر آن دیده که آن ~~دید # 6 در آینه بنمود جمال و چه جمالی %~% چون نیک نظر کرد به خود خود نگران ~~دید # 7 از نور خدا دیده سید شده روشن %~% هر کس که در این دیده ما دید چنان ~~دید PageV1P0767 ### || [genre: Gh] # 1 چشمم نورت در این و آن دید %~% روشن چشمی که آنچنان دید # 2 غیری نگذاشت غیرت تو %~% غیر تو چو نیست چون توان دید # 3 تمثال جمال دیده ما %~% در جام جهان نما روان دید # 4 دیده نظری ز نور تو یافت %~% در ذره و آفتاب آن دید # 5 بحریم و حباب عین ما آب %~% این دیده ما هم این هم آن دید # 6 از نام و نشان خبر چه پرسی ms263 %~% هر دیده که دید بی نشان دید # 7 این دیده مست نعمت الله %~% آن نور به عین آن عیان دید PageV1P0768 ### || [genre: Gh] # 1 چشمم نورت در این و آن دید %~% روشن چشمی که آن چنان دید # 2 غیری نگذاشت غیرت تو %~% غیر تو چو نیست چون توان دید # 3 جام است و شراب هر دو با ما %~% این دیده ما همین همان دید # 4 گوئی که چگونه دید چشمت %~% بگذر ز نشان که بی نشان دید # 5 دریای محیط دیده ما %~% در جام جهان نما روان دید # 6 دیده نظری ز نور او یافت %~% آن نور لطیف او به آن دید # 7 در دیده مست نعمت الله %~% نوریست که چشم ما عیان دید PageV1P0769 ### || [genre: Gh] # 1 نقشش نه خیالی است که در خواب توان دید %~% یا ماه هلالی است که در آب ~~توان دید # 2 هر دیده که او مست شد از جام الهی %~% در شیخ عیان بیند و درشاب توان ~~دید # 3 خورشید جمالش به تو گر روی نماید %~% آن نور در آئینه مهتاب توان دید # 4 گر بر تو در گنج خزائن بگشایند %~% آن گنج نهان گشته ز هر باب توان دید # 5 اعیان همه آئینه اسمای الهی است %~% مربوب توان دیدن و ارباب توان دید # 6 محبوب و محبند همه عالم و آدم %~% او را به یقین با همه احباب توان دید # 7 گر سید و بنده به هم ای دوست ببینی %~% نورند که در دیده اصحاب توان ~~دید PageV1P0770 ### || [genre: Gh] # 1 به چشم ما جهانی می توان دید %~% در این آئینه آنی می توان دید # 2 دل زنده دلان چون زنده از اوست %~% ببین در دل که جانی می توان دید # 3 خوشی در چشم مست ما نظر کن %~% که نور او روانی می توان دید # 4 اگر بینی تو رند باده نوشی %~% دمی بنگر زمانی می توان دید # 5 دل من سوخته است از آتش ms264 عشق %~% از آن داغش نشانی می توان دید # 6 بیا بر چشم ما بنشین زمانی %~% که بحر بیکرانی می توان دید # 7 بگیر این جام می از نعمت الله %~% که از نورش فلانی می توان دید ~~PageV1P0771 ### || [genre: Gh] # 1 در جهنم خراب می گردد %~% دیده ها پر ز آب می گردد # 2 آن همه تخت و ملک را بگذاشت %~% این زمان در سراب می گردد # 3 همچو سر گشته ای به گرما در %~% روز و شب در عذاب می گردد # 4 سخت مخمور ماند میر قمر %~% همچنان بی شراب می گردد # 5 رند مستی که یار سید ماست %~% نیک مست خراب می گردد PageV1P0772 ### || [genre: Gh] # 1 چارپا در پی علف گردد %~% تا به وقتی که خود تلف گردد # 2 آدمیئی که معرفت دارد %~% شک ندارم که خود خلف گردد # 3 قطب عالم یگانه ای باشد %~% که چو ما جمله را کنف گردد # 4 آشنای محیط بحر ازل %~% واقف از در و از صدف گردد # 5 هر کسی میل جنس خود دارد %~% آن یکی گوهر این خزف گردد # 6 شیرمردی به خنجر و شمشیر %~% مرد مطرب به نای و دف گردد # 7 سید ما چو عف عفی فرمود %~% لاجرم این و آن معف گردد PageV1P0773 ### || [genre: Gh] # 1 دیده عمری به سر روان گردید %~% به هوا گرد این جهان گردید # 2 به خیالی که روی او بیند %~% گرد بر گرد این و آن گردید # 3 او نظر کرد دیده روشن شد %~% نور او هم به او عیان گردید # 4 ذره ای بود و آفتابی شد %~% این چنین بود آن چنان گردید # 5 خوش نشانی ز بی نشانی یافت %~% نام گم کرد و بی نشان گردید # 6 هر که آمد به سوی میخانه %~% واقف از ذوق عاشقان گردید # 7 نعمت الله فتاد در دریا %~% قطره اش بحر بیکران گردید PageV1P0774 ### || [genre: Gh] # 1 گرد میخانه دل به جان گردید %~% همچو رندان به جان روان ms265 گردید # 2 گر چه مخمور بود مستی شد %~% این چنین بود آن چنان گردید # 3 گرد کنج خراب گشت بسی %~% گنج پنهان بر او عیان گردید # 4 تا نشانی ز بی نشان یابد %~% نام را ماند و بی نشان گردید # 5 لطف معشوق ما کرم فرمود %~% مونس جان عاشقان گردید # 6 قسم علم بدیع را خواندیم %~% آن معانی به ما عیان گردید # 7 در مقامی که نعمت الله است %~% گرد آن در کجا توان گردید PageV1P0775 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانی که عشق می بازند %~% عاشقانه به عشق می نازند # 2 مطربانه چو در طرب آیند %~% ساز ما را به لطف بنوازند # 3 زده دستی به دامن معشوق %~% تا سر خود به پاش اندازند # 4 گر صدند ار هزار یک باشد %~% همه با هم یگانه دمسازند # 5 رند مستی اگر به دست آرند %~% جمله با او تمام پردازند # 6 این چنین عارفان که می گویم %~% پاکبازان شهر شیرازند # 7 نعمت الله و دوستدارانش %~% عشق با عاشقان همی بازند PageV1P0776 ### || [genre: Gh] # 1 جان و جانان هر دو باهم سرخوشند %~% همدمند و هر دو همدم سرخوشند # 2 هر کسی نام و نشانی یافته %~% عارفان با اسم اعظم سرخوشند # 3 زاهدان و عاقلان دیدم بسی %~% خوش عزیزان و ولی کم سرخوشند # 4 در خرابات مغان رندان ما %~% باده می نوشند وبی غم سرخوشند # 5 دیگران گر سرخوشند از جام جم %~% عاشقان مست با جم سرخوشند # 6 گر کسی گوید چه باشد سرخوشی %~% خوش بگو والله و اعلم سرخوشند # 7 از می خمخانه سید مدام %~% همچو ما مجموع عالم سرخوشند PageV1P0777 ### || [genre: Gh] # 1 همه در بحر بیکران غرقند %~% چون حبابند این و آن غرقند # 2 غرق آبند و آب می جویند %~% از ازل تا ابد چنان غرقند # 3 تن ما چون حباب و جان موجست %~% عشق بحر است و عاشقان غرقند # 4 کشتی ما کجا رسد به کنار %~% ناخدایان در این میان غرقند # 5 بحر در ms266 جوش و باده در کار است %~% بر چه باشد که بحریان غرقند # 6 هفت دریا درین محیط وجود %~% دیده ایم و یکان یکان غرقند # 7 رند دریا دلیست سید ما %~% سید و بنده جاودان غرقند PageV1P0778 ### || [genre: Gh] # 1 به علی رغم عدو باز زدم جامی چند %~% توبه بشکستم و وارستم از این خامی ~~چند # 2 منم و رندی و خاصان سراپرده عشق %~% فارغ از سرزنش عام کالانعامی چند # 3 فرصت از دست مده زلف نگاری به کف آر %~% می خور و وقت غنیمت شمر ایامی ~~چند # 4 کنج میخانه مرا خلوت خاص است مدام %~% زاهد و گوشه محراب و دو سه عامی ~~چند # 5 نوبهار است و گل اروجه میت نیست بیا %~% برو از پیر خرابات بکن وامی ~~چند # 6 در مغان از لب جام و لب یار ای ساقی %~% به مراد دل خود یافته ام کامی ~~چند # 7 سید ار راه روی جز ره میخانه مرو %~% بشنو از من که در این راه زدم ~~گامی چند PageV1P0779 ### || [genre: Gh] # 1 کفر زلف او به ایمان کی دهند %~% قیمتش جانهاست ارزان کی دهند # 2 گفتمش جان را بجانان می دهم %~% گفت آن جانان به این جان کی دهند # 3 عقل اگر گوید که خواهم بوسه ای %~% آب حیوان را به حیوان کی دهند # 4 عاقلان مخمور و رندان باده نوش %~% اختیار خود بدیشان کی دهند # 5 دامن معشوق بگرفته به دست %~% عاشقان از دست آسان کی دهند # 6 رند سرمستیم ای واعظ برو %~% عاقلان خود پند مستان کی دهند # 7 دردمندانه حریف سیدیم %~% گر نداری درد درمان کی دهند PageV1P0780 ### || [genre: Gh] # 1 آنها که مقربان شاهند %~% بیرون ز سفیدی و سیاهند # 2 تشریف صفات کرده در بر %~% وارسته ز جبه و کلاهند # 3 بر تخت قدم شه قدیمند %~% در ملک حدوث پادشاهند # 4 بسیار بلا کشیده اما %~% بگذشته زلا و لا الهند # 5 بر تارک مهر چرخ تاجند %~% بر فرق سپهر ms267 عشق ماهند # 6 معصوم و مجرد و سلیمند %~% آسوده ز طاعت و گناهند # 7 مانند به ذات نعمت الله %~% نی افزایند و نی بکاهند PageV1P0781 ### || [genre: Gh] # 1 خلق دنیا مقلد قالند %~% اهل عقبی مقید حالند # 2 ای خوشا وقت ما و آن یاران %~% که منزه ز قال و از حالند # 3 دیگران گوشمال مال خورند %~% عاشقان گوشمال را مالند # 4 عارفان مجرد مفرد %~% چون الف فرد و دال ابدالند # 5 عاشقان بلبلان معشوقند %~% در گلستان عشق از آن نالند # 6 سالکانی که پیر توحیدند %~% فارغ از ماه و هفته و سالند # 7 روح محضند همچو سید ما %~% ظن مبر کاهل دل ز صلصالند PageV1P0782 ### || [genre: Gh] # 1 آتشی از عشق او در بزم ما افروختند %~% عود جانان عاشقان در مجمر دل ~~سوختند # 2 پیر رندانیم و سرمستیم در کوی مغان %~% نوجوانان جهان رندی ز ما ~~آموختند # 3 وصله ای از خرقه پشمینه ما یافتند %~% کهنه پوشان ولایت خرقه ها ~~بردوختند # 4 عاقلان بسیار عقل اندوختند از عاقلی %~% عاشقان از عشق او بسیار ذوق ~~اندوختند # 5 بر سر بازار او چون سید ما روز و شب %~% نقد و نسیه این و آن در قیمتش ~~بفروختند PageV1P0783 ### || [genre: Gh] # 1 بر هر دریکه رفتیم بر ما روان گشودند %~% پرده چو برگرفتند روئی به ما ~~نمودند # 2 از هر دریچه ماهی با ما کرشمه کردند %~% و آن دلبران سرمست دلهای ما ~~ربودند # 3 نقشش خیال عالم باشد حباب بر آب %~% پیدا شدند و رفتند گوئی که خود ~~نبودند # 4 گوئی شراب خانه در بسته اند یا نه %~% آری درین زمانه آن در به ما ~~گشودند # 5 یاران رند سرمست در پای خم فتادند %~% سرها نهاده بر خاک گوئی که در ~~سجودند # 6 معشوق و عشق و عاشق باشد یکی و سه نام %~% گر اندکند و بسیار مجموع یک ~~وجودند # 7 مستانه جان و جانان با همدگر نشستند %~% اسرار نعمت الله گفتند و هم ~~شنودند PageV1P0784 ### || [genre: ms268 Gh] # 1 عاشقان از بیش و کم آسوده اند %~% از وجود و از عدم آسوده اند # 2 همدم جامند و با ساقی حریف %~% عارفانه دم به دم آسوده اند # 3 سرخوشند و شادمان می می خورند %~% خرمند و هم ز غم آسوده اند # 4 لطف ساقی می به رندان می دهند %~% این کریمان از کرم آسوده اند # 5 بت پرستان در خرابات مغان %~% عاشقانه از صنم آسوده اند # 6 لب نهاده بر لب جام مدام %~% از شراب جام جم آسوده اند # 7 پادشاهان سیم بر هم می نهند %~% این گدایان از درم آسوده اند # 8 غسل کرده در محیط عشق او %~% از حدوث و در قدم آسوده اند # 9 در نعیم جاودان با سیدند %~% منعمانه از نعم آسوده اند PageV1P0785 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی را به مه بنموده اند %~% خم می در ساغری پیموده اند # 2 این عجب بنگر که پنهان گشته اند %~% آفتابی را به گل اندوده اند # 3 مجلس مستانه ای بنهاده اند %~% بر همه رندان دری بگشوده اند # 4 باده نوشان در خرابات فنا %~% فارغ از عالم خوش و آسوده اند # 5 تا خیالش می نماید رو به خواب %~% بی خیالش یک دمی نغنوده اند # 6 عاشق و معشوق ما با همدگر %~% هر کجا بودند با هم بوده اند # 7 در ولایت حاکمی اولیا %~% نعمت الله را عطا فرموده اند PageV1P0786 ### || [genre: Gh] # 1 کشتگان از دم او زنده شدند %~% همچو ما زنده پاینده شدند # 2 ز آفتاب نظر روشن او %~% ماه رویان همه تابنده شدند # 3 بنده را بنده او می خوانند %~% زان همه بنده این بنده شدند # 4 به هوای لب او غنچه گل %~% لب گشاده همه در خنده شدند # 5 بی خبر غیبت ما می کردند %~% آمدند منصف شرمنده شدند # 6 کور چشمان که ندیدند او را %~% از نظر رانده و افکنده شدند # 7 از دم سید عیسی دم ما %~% ترک و تاجیک بسی زنده شدند ms269 PageV1P0787 ### || [genre: Gh] # 1 در ازل بر ما در میخانه را بگشوده اند %~% تا ابد این سلطنت ما را عطا ~~فرموده اند # 2 ما خراباتی و رند و عاشق می خواره ایم %~% عالمی پیمانه پر می به ما ~~پیموده اند # 3 نقش غیرش از خیال ما به کلی برده اند %~% بنگر این آئینه روشن که چون ~~بزدوده اند # 4 مجلس رندانه ما بزم سرمستان بود %~% باده نوشان جهان از ذوق ما آسوده ~~اند # 5 عاشقان در حضرت معشوق رقصی می کنند %~% تا ز مطرب یک دو بیت از قول ما ~~بشنوده اند # 6 صورت و معنی عالم خوش به آئین بسته اند %~% در همه آئینه ها بر ما رخی ~~بنموده اند # 7 خلوت دیده مقام نعمت الله کرده اند %~% نور چشم ما به ما در چشم ما ~~بگشوده اند PageV1P0788 ### || [genre: Gh] # 1 خاکساران که گو به پاکردند %~% کی توانند گرد ما گردند # 2 عاشقانی که عشق می بازند %~% پیش معشوق جان فدا کردند # 3 می خمخانه حدوث و قدم %~% باده نوشان به جرعه ای خوردند # 4 درد دردش به دست رندان ده %~% نه به آن زاهدان که بی دردند # 5 گر صدند ار هزار اهل کمال %~% عاشقانه به عشق او فردند # 6 زندگانی که کشته عشقند %~% نزد مردان مرد ما مردند # 7 کرم حضرت خدا و رسول %~% نعمت الله به ذوق پروردند PageV1P0789 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان اول ز جان باز آمدند %~% آن گهی در عشق جان باز آمدند # 2 خون دل در جام جان کردند از آن %~% با لب معشوق دمساز آمدند # 3 عاشقان رفتند از این عالم ولی %~% باز می بینم همه باز آمدند # 4 نو عروسان سرابستان عشق %~% در حرم مستانه با ناز آمدند # 5 جان و دل موسی صفت بر طور تن %~% با خدای خویش در راز آمدند # 6 در هوای سایه خورشید عشق %~% باز شهبازان به پرواز آمدند # 7 سید و یاران سید می رسند %~% عاشقان خانه ms270 پرداز آمدند PageV1P0790 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی را هویدا کرده اند %~% نور چشم ماه پیدا کرده اند # 2 صورت و معنی به هم آراستند %~% این و آن گوئی که یکتا کرده اند # 3 مجلس مستانه ای بنموده اند %~% دعوت رندان به آنجا کرده اند # 4 چشم مردم دیده اهل نظر %~% خوش به نور خویش بینا کرده اند # 5 عالمی را ساخته چون آینه %~% در همه خود را تماشا کرده اند # 6 گنج اسما را به هر کس داده اند %~% رحمتی بر جمله اشیا کرده اند # 7 نعمت الله را به ما بخشیده اند %~% این عنایت بین که با ما کرده اند ~~PageV1P0791 ### || [genre: Gh] # 1 گنج پنهانی که پیدا کرده اند %~% از برای بخشش ما کرده اند # 2 چشم ما را نور خود بخشیده اند %~% بر جمال خویش بینا کرده اند # 3 جزو و کل را جام وحدت داده اند %~% بر همه خود را هویدا کرده اند # 4 دل ز دست عالمی بربوده اند %~% عاشقانه ملک یغما کرده اند # 5 لطف معنی را بصورت داده اند %~% این دوئی را باز یکتا کرده اند # 6 تا عیان گردد چو سید عارفی %~% آنچه پنهان بود پیدا کرده اند ~~PageV1P0792 ### || [genre: Gh] # 1 آب حیات ماست که می نام کرده اند %~% روحست و همچو راح در اینجام کرده ~~اند # 2 آنها که زاهدند ندارند ذوق می %~% ترک شراب ناب به ناکام کرده اند # 3 در جام می مستیم درد خواره و رندیم دردمند خیال %~% ما را دوا به جام ~~غم انجام کرده اند # 4 رخش نقش بسته اند %~% آنگاه از لبش طمع خام کرده اند # 5 از نور سیدم اثر صبح دیده شام %~% در تار زلف او خبر شام کرده اند ~~PageV1P0793 ### || [genre: Gh] # 1 غره ماه مبارک بین که غرا کرده اند %~% طره زلف بتم از نو مطرا کرده ~~اند # 2 طاق ابرویش نگر شکل هلالی بسته اند %~% آفتابی در خیال ماه پیدا کرده ~~اند # 3 ms271 نور چشم مردم است از دیده مردم نهان %~% زان سبب انگشت نمای پیر و برنا ~~کرده اند # 4 نقش می بندد خیالش هر چه آید در نظر %~% این نظر بنگر که با این چشم ~~بینا کرده اند # 5 جام می در دور می بینم که می گردد مدام %~% جاودان بزمی چنین ما را ~~مهیا کرده اند # 6 صورت موجی که در دریای معنی دیده اند %~% عارفان تشبیه آن بر صورت ما ~~کرده اند # 7 از برای نعمت الله مجلسی آراستند %~% آنگهی آن را برای خود هویدا کرده ~~اند PageV1P0794 ### || [genre: Gh] # 1 مشکلات ما چو حل وا کرده اند %~% صحن ما را پر ز حلوا کرده اند # 2 آفتابی بی غباری رو نمود %~% کی شود پنهان چو پیدا کرده اند # 3 در همه آئینه رو بنموده اند %~% این نظر با چشم بینا کرده اند # 4 جام می ما را عطا فرموده اند %~% دیگران گرچه تمنا کرده اند # 5 مو به مو زلف بتان بگشوده اند %~% اهل دل را نیک شیدا کرده اند # 6 دل به میخانه کشد جان نیز هم %~% گوئیا میلی به مأوا کرده اند # 7 نعمت الله را چه زان بخشیده اند %~% بعد از آن با ما کرمها کرده اند ~~PageV1P0795 ### || [genre: Gh] # 1 این خط نگر که بر رخ جانان کشیده اند %~% وین حرف بین که بر ورق جان ~~کشیده اند # 2 بر برگ گل غبار ز عنبر نوشته اند %~% یا مشک سود بر مه تابان کشیده اند # 3 صورتگران حسن به گرد جمال یار %~% شکل لطیف و معنی انسان کشیده اند # 4 یا زنگیان به غارت روم آمدند باز %~% یا خود رقم ز کفر بر ایمان کشیده ~~اند # 5 نی نی غلط که خضر مثالان سبزپوش %~% نقشی به فال بر لب حیوان کشیده اند # 6 در عرصه ملاحت میدان حسن دوست %~% دلها چو گوی در خم چوگان کشیده اند # 7 چون سید از هوای سر کوی آن نگار ms272 %~% حوران قدم ز روضه رضوان کشیده اند ~~PageV1P0796 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان درش از درد دوا یافته اند %~% خستگان غمش از رنج شفا یافته اند # 2 باده نوشان سراپرده میخانه دل %~% جرعه دردی دردش چو دوا یافته اند # 3 مبتلایان بلایش ز بلا نگریزند %~% گرچه از قامت و بالاش بلا یافته اند # 4 نم چشم و غم دل قوت روان ساز ای جان %~% که کسان قوت از این آب و هوا ~~یافته اند # 5 عارفان بی سر و پا بر سر دارش رفتند %~% لاجرم اجر فنا دار بقا یافته ~~اند # 6 آن کسانی که چو ما غرقه دریا شده اند %~% گوهر حاصل ما در دل ما یافته ~~اند # 7 همچو سید ز خود آثار خدا یافته اند %~% خود شناسان که مقیم حرم مقصودند ~~PageV1P0797 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشق همان دم که بر افروخته اند %~% اولا عود دل سوختگان سوخته اند # 2 خلعت شاهی عشقست به هر کس ندهند %~% این قبائیست که بر قامت ما دوخته ~~اند # 3 طالب ار می طلبد علم لدنی از ما %~% علم ذوق است که ما را بخود آموخته ~~اند # 4 شادی اهل دلان از غم عشق است مدام %~% حاصل عمر عزیزست و خوش اندوخته ~~اند # 5 بر سر چار سوی عشق قماش سید %~% به متاعی بخریدند که نفروخته اند ~~PageV1P0798 ### || [genre: Gh] # 1 بحریان احوال دریا گفته اند %~% بریان این گفته را وا گفته اند # 2 نکته بحر و حباب و موج و جو %~% با شما از گفته ما گفته اند # 3 قصه یوسف بسی گفتند لیک %~% همچو ما گفتند کی تا گفته اند # 4 جلمه رندان و سرمستان تمام %~% آمده اینجا و ما را گفته اند # 5 گفته اند اسرار خود با یکدیگر %~% آنچه پنهان بود پیدا گفته اند # 6 این سخنهای لطیف دل پذیر %~% از کلام حق تعالی گفته اند # 7 عارفان اسرار سید خوانده اند %~% قول او یاران به هر جا گفته اند ~~PageV1P0799 ### || [genre: ms273 Gh] # 1 مدام همدم جام شراب باشد رند %~% همیشه عاشق و مست وخراب باشد رند # 2 حجاب زاهد بیچاره عجب طاعت اوست %~% ولی به مذهب ما بی حساب باشد رند # 3 چو رند جام می بی حساب می نوشد %~% به نزد عقل کجا بی حساب باشد رند # 4 لبش بر آب حیات و نهاده بر لب ما %~% مگر چو جام حباب پر آب باشد رند # 5 به هر طریق که یابد رفیق راه رود %~% نمانده سر آب و سراب باشد رند # 6 به هیچ چیز نباشد مقید آن مطلق %~% کجا مقید علم و کتاب باشد رند # 7 طریق رندی سید ز نعمت الله جو %~% که بی خطا رود و در صواب باشد رند ~~PageV1P0800 ### || [genre: Gh] # 1 تا نگوئی که خواجه مالش ماند %~% مال پامال شد و بالش ماند # 2 خواجه پیوسته در خیالی بود %~% عاقبت مرد و قیل و قالش ماند # 3 حاصل خواجه قیل و قالی بود %~% نقش خواجه شد و خیالش ماند # 4 رفت صاحبدلی از این عالم %~% اثری خوش از آن کمالش ماند # 5 عاشقی کو ز عشق حالی داشت %~% گرچه عاشق نماند حالش ماند # 6 کوزه ای گر شکست و آبش ریخت %~% عین سرچشمه زلالش ماند # 7 نعمت الله ز دیده پنهان شد %~% در نظر نور بی مثالش ماند PageV1P0801 ### || [genre: Gh] # 1 سلطان که بود گدای سید %~% عالم چو بود فدای سید # 2 ما جام جهان نمای اوئیم %~% او جام جهان نمای سید # 3 داریم هوا و خوش هوائی %~% آنگه چو هوا هوای سید # 4 جائی که بقای اوست جاوید %~% باقی بود از بقای سید # 5 تا نغمه قول کن بر آمد %~% بگرفت جهان صدای سید # 6 سید چو برای ماست دائم %~% مائیم از آن برای سید # 7 چون نیست به غیر سید ما %~% غیری نبود به جای سید PageV1P0802 ### || [genre: Gh] # 1 خوش در میخانه را بگشاده اند %~% باده نوشان را صلائی داده اند # 2 در ms274 خرابات مغان رندان ما %~% بر در میخانه مست افتاده اند # 3 جام می بر دست و مستانه مدام %~% سر به پای خم می بنهاده اند # 4 خرقه خود را به می شستند پاک %~% فارغ از تسبیح و از سجاده اند # 5 بندگان سیدند از جان و دل %~% از همه ملک و ملک آزاده اند PageV1P0803 ### || [genre: Gh] # 1 خاک پاک ما به می بسرشته اند %~% عنبر ما با گلاب آغشته اند # 2 باز یاران بازیاری می کنند %~% بی تکلف تخم نیکی کشته اند # 3 خلعت هر کس بود نوعی دگر %~% جامه ای پوشند کایشان رشته اند # 4 آفرین بر همت صاحبدلان %~% زانکه جان و دل بجانان هشته اند # 5 حکم سید مهر آلش کرده اند %~% از ولایت این نشان بنوشته اند ~~PageV1P0804 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای جان و ای جانان سید %~% بیا ای شاه و ای سلطان سید # 2 بیا و جام می پر کن به ماده %~% که تا نوشیم با یاران سید # 3 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% حریف جمله رندان سید # 4 سر ما بعد از این و خاک پایت %~% به خاک پای سرمستان سید # 5 ز کفر زلف او بستیم زنار %~% از آن محکم بود ایمان سید # 6 کتاب ذوق اگر خوانی سراسر %~% بود آن آیتی در شأن سید # 7 همه کس نعمت الله دوست دارد %~% بود آن نعمت الله آن سید PageV1P0805 ### || [genre: Gh] # 1 گر یار غار خواهی مائیم یار سید %~% ور ذوق دوست جوئی ما دوستدار سید # 2 هر آینه که بینی جام جهان نمائیست %~% چون نور می نماید روی نگار سید # 3 سید در انتظار است تا کی رسد اشارت %~% گر چه بود جهانی در انتظار سید # 4 صیاد عقل اول عالم بود شکارش %~% سیمرغ قاف وحدت باشد شکار سید # 5 صاحبدلان کامل در عشق جان سپردند %~% بر خاک ره فتاده در رهگذار سید # 6 هرجا که رند مستی است در گوشه خرابات %~% باشد ms275 چو دردمندان او درد خوار ~~سید # 7 گفتم که می رساند ما را به حضرت او %~% حق گفت نعمت الله این است کار ~~سید PageV1P0806 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو ای عاشق سرمست هوا را بگذار %~% رو به درگاه خدا آر و ریا را ~~بگذار # 2 دردمندانه بیا دردی دردش در کش %~% ور تو را درد دلی نیست دوا را بگذار # 3 گوشه خلوت میخانه اگر می‌جوئی %~% عاشقانه به طلب هر دو سرا را بگذار # 4 بر سر دار فنا نه قدمی مردانه %~% بلکه از من شنو و دار بقا را بگذار # 5 فازغ از هر دو سرائیم خدا می‌داند %~% گر تو اینها طلبی صحبت ما را ~~بگذار # 6 کشته عشق حیات ابدی می‌یابد %~% گر مرا می‌کشد آن یار خدا را بگذار # 7 بنده سید ما از دو جهان آزاد است %~% چه کنی فقر و غنا فقر و غنا را ~~بگذار PageV1P0807 ### || [genre: Gh] # 1 اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر %~% و گر از سر همی ترسی ز سودای ~~چنان بگذر # 2 در این دریای بی‌پایان در آ با ما خوشی بنشین %~% نشان بی‌نشان پرسی ز ~~نام و از نشان بگذر # 3 هوای عشق او داری هوای خویشتن بگذار %~% خیالش نقش می‌بندی رها کن دل ز ~~جان بگذر # 4 خرابات است و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% بهشت جاودان جویی به ~~بزم عاشقان بگذر # 5 اگر مست خوشی بینی به چشم خویش بنشانش %~% و گر مخمور پیش آید مبین او ~~را روان بگذر # 6 در آ در کنج دل بنشین که دل گنجینه شاه است %~% بجو آن گنج سلطانی ز ~~گنج شایگان بگذر # 7 چو سید طالب او شو که مطلوبی شوی چون او %~% طلب کن آنکه می‌دانی بیا ~~از این و آن بگذر PageV1P0808 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جان عاشقان است ای پسر %~% عشق جانان جان جان است ای پسر # 2 چشم عالم روشن است از نور او ms276 %~% گر چه از مردم نهان است ای پسر # 3 ما نشان در بی‌نشانی یافتیم %~% این نشان بی‌نشان است ای پسر # 4 هر که بینی دامن او را بگیر %~% حضرت او جو که آن است ای پسر # 5 بر در میخانه مست افتاده‌ایم %~% جای ما کوی مغان است ای پسر # 6 او یکی و آینه دارد هزار %~% در همه بر ما عیان است ای پسر # 7 نعمت الله در دریای دل است %~% در سخن گوهرفشان است ای پسر PageV1P0809 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشم ما به چشم ما نگر %~% آن یکی در هر یکی پیدا نگر # 2 قطره آبی که آید در نظر %~% عین ما را جود در دریا نگر # 3 ذات او با هر صفت اسمی بود %~% یک حقیقت در همه اسما نگر # 4 وحدت و کثرت به همدیگر ببین %~% مظهری در مظهر اشیا نگر # 5 ساغر می نوش کن شادی نما %~% ذوق سرمستی و حال ما نگر # 6 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا نگر # 7 نعمت الله در نظر آئینه ایست %~% گر نظر داری بیا ما را نگر ~~PageV1P0810 ### || [genre: Gh] # 1 قطره و دریا به عین ما نگر %~% همچو ما در بحر ما ذما را نگر # 2 یک زمان با ما در این دریا در آ %~% آبرو می جو و در دریا نگر # 3 خط محور از میانه طرح کن %~% بگذر از قوسین و ادنی را نگر # 4 ترک سرمستی اگر خواهی بیا %~% لحظه ای در چشم مست ما نگر # 5 آینه بردار و روی خود ببین %~% آنچه پنهان دیده ای پیدا نگر # 6 در سرم سودای زلفت اوفتاد %~% حال این سودائی شیدا نگر # 7 هیچ شی بی نعمت الله هست نیست %~% نعمت الله با همه اشیا نگر ~~PageV1P0811 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشم با به چشم ما نگر %~% عین ما در جو و در دریا نگر # 2 در همه پیدا و پنهان ms277 از همه %~% نور آن پنهان و این پیدا نگر # 3 یک وجود است و هزارش اعتبار %~% آن یکی در هر یکی یکتا نگر # 4 ذات او چون با صفت اسمی بود %~% یک حقیقت در بسی اسما نگر # 5 وحدت و کثرت به همدیگر ببین %~% مظهری در مظهر اسما نگر # 6 ساغر می نوش کن شادی ما %~% حل سرمستان و ذوق ما نگر # 7 نعمت الله در نظر آئینه ایست %~% گر نظر داری بیا ما را نگر ~~PageV1P0812 ### || [genre: Gh] # 1 قطره قطره جمع کن دریا نگر %~% آب را می نوش و ذوق ما نگر # 2 گر نه ای احول یکی را دو مبین %~% سر به سر یکتای بی همتا نگر # 3 آینه گر صد نماید ور هزار %~% در صفای هر یکی او را نگر # 4 هر چه بینی مظهر اسمای اوست %~% مظهر ما در همه اشیانگر # 5 آفتابی می نگردد ذره %~% یک نظر در روی مه سیما نگر # 6 گر تو می پرسی که جای او کجاست %~% جای آن بی جای ما هر جا نگر # 7 نعمت الله را به نور او ببین %~% چشم بگشا دیده بینا نگر PageV1P0813 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% نور او در دیده بینا نگر # 2 آب چشم ما بهر سو شد روان %~% گر نظر داری درین دریا نگر # 3 در دو عالم هر چه بینی همچو ما %~% حضرت یکتای بی همتا نگر # 4 گر همی خواهی که بینی روی او %~% آینه روشن کن و خود را نگر # 5 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا نگر # 6 ظاهر و باطن به همدیگر ببین %~% عین آن پنهان و این پیدا نگر # 7 هیچ شی بی نعمت الله کی بود %~% نعمت الله در همه اشیا نگر PageV1P0814 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% عین ما می بین و در دریا نگر # 2 در خرابات ms278 مغان رندانه رو %~% ذوق سرمستان ما آنجا نگر # 3 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% نور او در دیده بینا نگر # 4 آب چشم ما به هر سو شد روان %~% گر نظر داری در این دریا نگر # 5 هر چه هست آئینه اسما بود %~% یک مسما و همه اسما نگر # 6 رند سرمستی اگر جوئی بیا %~% پیش ما بنشین دمی ما را نگر # 7 درد دردش نوش کن گر عاشقی %~% ذوق آن درمان بود درد آن نگر # 8 میر رندان سید ما را ببین %~% بنده یکتای بی همتا نگر PageV1P0815 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% نور او در دیده بینا نگر # 2 خوش بیا در چشم ما بنشین چو ما %~% جو بجو می بین و در دریا نگر # 3 رند سرمست خوشی گر بایدت %~% در خرابات مغان ما را نگر # 4 هر چه هست آئینه گیتی نماست %~% دیده بگشا در همه اشیا نگر # 5 این عجائب بنگر ای صاحب نظر %~% جای آن بی جای ما هر جا نگر # 6 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% مبتلا شو در بلا بالا نگر # 7 نعمت الله را به نور او ببین %~% آفتابی در قمر پیدا نگر PageV1P0816 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% یک حقیقت در همه اشیا نگر # 2 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% گر نظر داری درین دریا نگر # 3 یار تنها با تو می گویم بدان %~% گر خبرداری درین تنها نگر # 4 هر چه آید در نظر ای نور چشم %~% حضرت یکتای بی همتا نگر # 5 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا نگر # 6 عالمی از نور او روشن شده %~% آفتابی در همه پیدا نگر # 7 نعمت الله میر سرمستان بود %~% ذوق اگر داری بیا ما را نگر PageV1P0817 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% ذوق اگر داری ms279 درین دریا نگر # 2 سر فرو بردی چه بینی سایه ای %~% آفتاب ار بایدت بالا نگر # 3 چشم ما روشن به نور او بود %~% نور او در دیده بینا نگر # 4 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% عاشقانه خوش بیا ما را نگر # 5 گنج او جوئی بجو در کنج دل %~% نقد گنج پادشاه آنجا نگر # 6 هر چه بینی مظهر اسمای اوست %~% یک به یک می بین و در اسما نگر # 7 عارفانه سید مستان ببین %~% بنده یکتای بی همتا نگر PageV1P0818 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم مست ما نگر %~% عین ما در عین این دریا نگر # 2 میل ما داری به میخانه خرام %~% مجلس رندان ما آنجا نگر # 3 صورت و معنی عالم را ببین %~% یک مسمی در همه اسما نگر # 4 چشم نابینا نبیند روی او %~% نور او در دیده بینا نگر # 5 در همه آئینه گر داری نظر %~% حضرت یکتای بی همتا نگر # 6 رمز گنج کنت کنزا را بدان %~% نقد گنجش را بجو اشیا نگر # 7 ظاهر و باطن ببین ای نور چشم %~% نعمت الله در همه پیدا نگر ~~PageV1P0819 ### || [genre: Gh] # 1 آینه بستان جمال او نگر %~% هر چه بینی از کمال او نگر # 2 چشمه آب حیات ما بنوش %~% لذت عین زلال او نگر # 3 در نظر نقش خیال او بکار %~% دیده بگشا بر جمال او نگر # 4 عقل می خواهد که یابد ذوق ما %~% این خیالات محال او نگر # 5 باش با ساقی سرمستان حریف %~% حاصل عمر از وصال او نگر # 6 میل ما با او و میل او به ما %~% میل داری میل و مال او نگر # 7 گر ندانی سید هر دو سرا %~% اهل بیت او و آل او نگر PageV1P0820 ### || [genre: Gh] # 1 نظری کن در آن جمال نگر %~% حسن او بین و در کمال نگر # 2 جام گیتی نما به دست آور %~% نور تمثال بی مثال نگر # 3 ساغر ms280 می بنوش رندانه %~% آب سرچشمه زلال نگر # 4 همه عالمند از او به خیال %~% غیر او نیست این خیال نگر # 5 عشق دارم که وصل او یابم %~% طلب و طالب محال نگر # 6 در خرابات میر مستانیم %~% حکم ما و نشان آل نگر # 7 نعمت الله را اگر یابی %~% اثر ذوق او و حال نگر PageV1P0821 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه می بینی همه مطلق نگر %~% خلق را بگذار و جمله حق نگر # 2 عشق او در دریا و ما ماهی در او %~% حال این ماهی مستغرق نگر # 3 عاشق و معشوق شد مشتق ز عشق %~% گر تو مشتاقی در این مشتق نگر # 4 عشق او چون بلبل و جان برگ گل %~% گلستان و بلبل و رونق نگر # 5 آیه تنزیه و تشبیهش بخوان %~% این مقید بین و آن مطلق نگر # 6 ما نه مائیم و نه او فافهم تمام %~% صورت و معنی این مغلق نگر # 7 نعمت الله گوهر دریای ماست %~% گوهر دریا در این زورق نگر PageV1P0822 ### || [genre: Gh] # 1 صورت و معنی و جام جم نگر %~% نعمت والله را با هم نگر # 2 گر نمی بینی ورای عالمش %~% دیده را بگشا و در عالم نگر # 3 جام می بستان به شادی ما بنوش %~% در صفای جام می همدم نگر # 4 غنچه را با آب لب خندان ببین %~% سرخ روئی گل خرم نگر # 5 عشق در شور است و دایم در سرور %~% عقلک بیچاره را در غم نگر # 6 اسم اعظم در سواد اعظم است %~% در سواد اعظم آن اعظم نگر # 7 راه سید هر کسی کو گم کند %~% کم زنش او را و او را کم نگر PageV1P0823 ### || [genre: Gh] # 1 چهار حضرت در یکی حضرت نگر %~% نعمت الله بین و آن نعمت نگر # 2 ما می میخانه را کردیم نوش %~% همدم ما شو دمی همت نگر # 3 چشم بینا گر تو را داده خدا %~% چشم بگشا حضرت عزت نگر ms281 # 4 عالمی را نقش بسته در خیال %~% گر نظر داری درین قدرت نگر # 5 دنیی و عقبی به همدیگر ببین %~% در وجود این و آن حکمت نگر # 6 رحمت او داده عالم را وجود %~% عام باشد رحمتش رحمت نگر # 7 در خرابات مغان در نه قدم %~% سید مستان این حضرت نگر PageV1P0824 ### || [genre: Gh] # 1 مظهر و مهر به همدیگر نگر %~% مظهری ظاهر درین مظهر نگر # 2 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% آب را می نوش و در ساغر نگر # 3 تنگه زرگر بیابی صدهزار %~% یک حقیقت فهم کن در زر نگر # 4 عیسی مریم ببین گر عارفی %~% ور نمی بینی برو در خر نگر # 5 عقل اگر منعت کند از عاشقی %~% گوش کن آن قول و دردسر نگر # 6 حاصل دریای ما گر بایدت %~% این صدف بشکاف و در گوهر نگر # 7 نعمت الله در همه عالم ببین %~% نو او در بحر و هم در بر نگر ~~PageV1P0825 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه می بینی به او می نگر %~% صورت و معنیش نیکو می نگر # 2 روشن است آئینه گیتی نما %~% رو به او آور در او رو می نگر # 3 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% دو یکی می بین و یک دو می نگر # 4 در محیط ماورا با ما نشین %~% آبروی ما به هر سو می نگر # 5 هر خیالی که آری در نظر %~% نقش او می بند و در او می نگر # 6 رشته یک توست عالم سر به سر %~% دو مبین این رشته یک تو مین گر # 7 گر بیابی سیدی یا بنده ای %~% با تو گفتم هر یکی چو می نگر PageV1P0826 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه بینی به نور او بنگر %~% روی او را به او نکو بنگر # 2 مجمع بیدلان اگر جوئی %~% زلف او گیر و مو به مو بنگر # 3 صفت ما و ذات ما گم شد %~% صفت او و ذات ms282 او بنگر # 4 نظری کن به آب دیده ما %~% قطره و بحر و موج و جو بنگر # 5 می خمخانه را خوشی می نوش %~% جام می بین و هم سبو بنگر # 6 روی خود را در آینه بنما %~% جان و جانانه روبرو بنگر # 7 نعمت الله به ذوق می بینی %~% دیگران را به گفتگو بنگر PageV1P0827 ### || [genre: Gh] # 1 بیا به دیده ما روی یار ما بنگر %~% بیا به نور خدا پرتوی خدا بنگر # 2 بیا و دردی دردش ز دست ما برکش %~% بیا به درد دل و آن گهی دوا بنگر # 3 نظر ز غیر فروبند و چشم دل بگشا %~% به مردمی نظری کن خوشی بیا بنگر # 4 بیا بیا که تو بیگانه نیستی از ما %~% به آشنائی ما رو در آشنا بنگر # 5 توئی و وعده فردا و روی او دیدن %~% ببین به چشم من امروز حالیا بنگر # 6 اگر تو آینه دل زدوده ای به صفا %~% نگاه کن تو در آئینه و مرا بنگر # 7 چو سید ار تو ندیدی جمال او به یقین %~% بیا به دیده ما در جمال ما ~~بنگر PageV1P0828 ### || [genre: Gh] # 1 در حسن ماهرویان آن آفتاب بنگر %~% در این چنین حجابی آن بی حجاب بنگر # 2 جام حباب پر آب از ما بگیر و می نوش %~% معنی و صورتش بین جام و شراب ~~بنگر # 3 این گنج کنت کنزا از این و آن طلب کن %~% اسمای حق تعالی در شیخ و شاب ~~بنگر # 4 جامی ز می پر از می در بزم ما روان است %~% با ما دمی برآور آب و حباب ~~بنگر # 5 از آفتاب روشن عالم شده منور %~% گر نور چشم داری در آفتاب بنگر # 6 بیدار اگر ندیدی آن چشم مردم آشوب %~% باری خیال می بند نقشش خیال بنگر # 7 پیوسته نعمت الله می می دهد به رندان %~% چون ما حریف او شو خیر و ثواب ~~بنگر PageV1P0829 ### || [genre: Gh] # 1 در ms283 حسن ماهرویان تو آفتاب بنگر %~% آب از حباب می نوش جام و شراب بنگر # 2 در کوی میفروشان رندانه خوش قدم نه %~% ما را اگر بیابی مست و خراب ~~بنگر # 3 آن گنج کنت کنزا می جو به هر چه یابی %~% اسمای حق تعالی در شیخ و شاب ~~و بنگر # 4 از نور آفتابش عالم شده منور %~% گر نور چشم داری در آفتاب بنگر # 5 جامی ز می پر از می در بزم ما روان است %~% در عین ما نظر کن آب و حباب ~~بنگر # 6 هر صورتی که بینی معنی به تو نماید %~% جاوید بی حجابی در هر حجاب بنگر # 7 پیوسته نعمت الله می می دهد به رندان %~% با او دمی بر آور خیر و ثواب ~~بنگر PageV1P0830 ### || [genre: Gh] # 1 راه شرابخانه را می دهمت نشان دگر %~% گوش کن و به جان شنو گفته عاشقان ~~دگر # 2 علم بدیع عارفان گر هوست بود بیا %~% تا که معانی خوشی با تو کنم بیان ~~دگر # 3 جام میست جسم و جان %~% گر تو ندانی این سخن تن دگرست جان دگر # 4 گر به وجود ناظری هر دو یکیست در وجود %~% ار به صفات مایلی این دگر ~~است و آن دگر # 5 هر نفسی خیال او نقش دگر زند بر آب %~% از نظر خیال ما آب شود روان دگر # 6 پیر هزار ساله ای گر برسد به بزم ما %~% از دم روح بخش ما باز شود جوان ~~دگر # 7 عاشق و مست و واله ام همدم نعمت اللهم %~% همچو منی کجا بود در همه ~~جهان دگر PageV1P0831 ### || [genre: Gh] # 1 عقل غیر از عقال نیست دگر %~% غایتش جز محال نیست دگر # 2 مدتی بحث او شنید ستم %~% بجز از قیل و قال نیست دگر # 3 مالک لم یزل خداوند است %~% غیر او لایزال نیست دگر # 4 نوش کن جام می که خوشتر ازین %~% هیچ آب زلال نیست دگر # 5 جز خیال جمال ms284 حضرت او %~% در خیالم جمال نیست دگر # 6 خوش کمالی که عاشقان دارند %~% غیر از این خود کمال نیست دگر # 7 نعمت الله رسید تا جائی %~% که سخن را مجال نیست دگر PageV1P0832 ### || [genre: Gh] # 1 ای مرا در هر سخن بحری گر %~% وی مرا در هر طرف شهری دگر # 2 دیده ای دارم محیطی در نظر %~% زو روان هر گوشه ای نهری دگر # 3 عاشق و مست شراب و سرخوشم %~% هر دمم رنگی است در مهری دگر # 4 من نیم در دهر و دهری نیستم %~% دهر از آن تو مرا دهری دگر # 5 هر کسی در بحر عشقی غرقه اند %~% نعمت الله را بود بحری دگر ~~PageV1P0833 ### || [genre: Gh] # 1 یافتم از نور تو تابی دگر %~% دیدم از مهر تو مهتابی دگر # 2 جز در خلوتسرای عشق تو %~% نیست عشاق تو را بابی دگر # 3 دیگران از آب و گل باشند و ما %~% از گل عشقیم و از آبی دگر # 4 آنکه جان ما خیال روی اوست %~% دیده ام بیدار و در خوابی دگر # 5 ما محبان حبیب عاشقیم %~% تو محب حب احبابی دگر # 6 بی سبب ما با مسبب همدمیم %~% ای مسبب بنگر اسبابی دگر # 7 سیدم در صحبت صاحبدلان %~% محرم یاران و اصحابی دگر PageV1P0834 ### || [genre: Gh] # 1 جز وجود او نمی دانیم موجودی دگر %~% غیر جود او نمی یابیم ما جودی دگر # 2 بود بود اوست بود ما خیالی بیش نیست %~% خود کجا بودی بود جز بود او ~~بودی دگر # 3 دوستان از دوستان دارند بسیاری امید %~% نیست ما را غیر یار از یار ~~مقصودی دگر # 4 خرقه دادم جرعه ای می داد ساقی در عوض %~% وه چه سودای خوشی کردیم و هم ~~سودی دگر # 5 شاهد غیبی ما در مشهد جان حاضر است %~% ای عجب جز شاهد ما نیست مشهودی ~~دگر # 6 قاصد و مقصود ما عشق است و ما آن وئیم %~% وه چه خوش قصدی که ما ms285 داریم ~~و مقصودی دگر # 7 ما ایاز بزم محمودیم و محمود آن ماست %~% همچو این سلطان ما خود نیست ~~محمودی دگر # 8 عود جان در مجمر دل عاشقانه سوختیم %~% کس نسوزد این چنین بوئی و هم ~~عودی دگر # 9 بنده ایم و غیر سید نیست ما را خواجه ای %~% عابدیم و غیر حق خود نیست ~~معبودی دگر PageV1P0835 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جان عاشقان است ای پسر %~% عشق جانان جان جان است ای پسر # 2 عشق نور دیده مردم بود %~% گرچه از مردم نهان است ای پسر # 3 عشق جان است و همه عالم بدن %~% همچو جان در تن روانست ای پسر # 4 آفتاب عشق و در هر ذره ای %~% می توان دیدن عیان است ای پسر # 5 عین عشق از وحدت و کثرت غنی است %~% فارغ از شرح و بیان است ای پسر # 6 عاشق و معشوق عشقیم ای عزیز %~% گر چنین دانی چنان است ای پسر # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% ساقی بزم مغان است ای پسر ~~PageV1P0836 ### || [genre: Gh] # 1 مه نقاب آفتاب است ای پسر %~% آفتاب مه نقال است ای پسر # 2 شب چنین باشد ولی چون روز شد %~% روشن است و آفتابست ای پسر # 3 می نماید عالمی در چشم ما %~% چون حبابی پر ز آبست ای پسر # 4 ساقی ما کرد میخانه سبیل %~% لطف ساقی بی حسابست ای پسر # 5 میر مستانیم و با ساقی حریف %~% این سعادت زان جنابست ای پسر # 6 گر بخواهی هفت هیکل نزد ما %~% حرفی از ام الکتاب است ای پسر # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% عاشق و مست و خرابست ای پسر PageV1P0837 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او ما را به کام است ای پسر %~% دل که باشد جان کدام است ای پسر # 2 عاشقی در عشق اگر جان را نداد %~% نزد کامل ناتمام است ای پسر # 3 مجلس عشق است و ما مست و خراب ms286 %~% عمر ما بی او حرام است ای پسر # 4 خوش حبابی پر کن از آب حیات %~% کو شراب ما و جام است ای پسر # 5 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% عقل را اینجا چه نام است ای پسر # 6 قرض بگذار و خوشی آسوده شو %~% هر چه داری جمله وامست ای پسر # 7 بنده جانی عبدالله ما %~% حضرت عبدالسلام است ای پسر # 8 سید ما بنده جانی اوست %~% پیش او سلطان غلام است ای پسر PageV1P0838 ### || [genre: Gh] # 1 مال قلبش کن لام است ای پسر %~% قلب آدم نیز دام است ای پسر # 2 دام را بگذار تا فارغ شوی %~% هر چه ما داریم دام است ای پسر # 3 سر فدا کن در طریق عاشقی %~% جان که باشد دل کدام است ای پسر # 4 جام ما باشد حبابی پر ز آب %~% باده ما عین جام است ای پسر # 5 عاقلی گر عالم عالم بود %~% نزد عاشق ناتمام است ای پسر # 6 هر یکی را یک دو روزی دور اوست %~% دور ما اما مدام است ای پسر # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% رهنمای خاص و عام است ای پسر PageV1P0839 ### || [genre: Gh] # 1 نیست شو تا هست گردی ای پسر %~% ور نگردی پست گردی ای پسر # 2 غیرت ار داری ز غیرش درگذر %~% حیف اگر پابست گردی ای پسر # 3 دست دستان زیر دست خود کنی %~% گرچه نو زان دست گردی ای پسر # 4 خوش در آ در بحر بی پایان ما %~% تا به ما پیوست گردی ای پسر # 5 عاشقی بگذاشتی دیوانه ای %~% گرد عقل پست گردی ای پسر # 6 زاهد مخمور باری هیچ نیست %~% می بخور تا مست گردی ای پسر # 7 در طریق سید سرمست ما %~% نیست شو تا هست گردی ای پسر PageV1P0840 ### || [genre: Gh] # 1 نام آن لعل شکر بار مبر %~% وز لبش قند به خروار مبر # 2 با جمالش سخن از ماه مگو %~% زینت ماه به ms287 یک بار مبر # 3 سرمه در نرگس مخمور مکش %~% دردسر بر سر بیمار مبر # 4 سنبلت بر ورق گل مفشان %~% رونق کلبه عطار مبر # 5 نزد ما جز خبر باده میار %~% نام ما جز بر خمار مبر # 6 آتشی در من دلسوز مزن %~% سر یاران بر اغیار مبر # 7 قیمت گوهر سید مشکن %~% سخنش بر سر بازار مبر PageV1P0841 ### || [genre: Gh] # 1 بیا با یوسف کنعان به سر بر %~% چو ما با او در این زندان به سر بر # 2 به دلبر دل سپار و جان به جانان %~% خوشی در خدمت جانان به سر بر # 3 چه گردی گرد اغیاران شب و روز %~% به جز یاران و با یاران به سر بر # 4 برابر دار تا سردار گردی %~% به سرداری به سرداران به سر بر # 5 به سوی ما بیا و آب و جو %~% درین دریای بی پایان به سر بر # 6 دمی با زاهد مخمور بنشین %~% بیا با میر سرمستان به سر بر # 7 خرابات است و ساقی نعمت الله %~% توهم با سید رندان به سر بر ~~PageV1P0842 ### || [genre: Gh] # 1 در ره او راهرو پای چه باشد به سر %~% چشم گشا و ببین سر پدر با پسر # 2 آیه شمس و قمر گر تو بخوانی تمام %~% با تو بگویم توئی فتنه دور قمر # 3 جام حبابی بگیر آب حیاتی بنوش %~% صورت ما را بدان معنی ما را نگر # 4 هر چه تو داری از آن چشم گشا و ببین %~% زان که به نزدیک ما آنی و چیزی ~~دگر # 5 ذوق حریفان ما عقل نداند که چیست %~% عشق بگوید به تو عقل ندارد خبر # 6 ذات یکی و صفات بی عد و بی شمار %~% عین یکی در هزار می نگر و می شمر # 7 تخت ولایت تمام یافتم از جد خود %~% داد به من سیدم خلعت تاج و کمر ~~PageV1P0843 ### || [genre: Gh] # 1 نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر ms288 %~% هیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی ~~دگر # 2 ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایم %~% لحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا ~~می نگر # 3 آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوست %~% می توان دید این زمان در دیده ~~صاحب نظر # 4 غرقه آبی و تشنه سو به سو گردی مدام %~% همدم جام مئی وز همدم خود بی ~~خبر # 5 در سرابستان جان جانانه خود را طلب %~% او مقیم خانه تو سرگشته گردی در ~~به در # 6 گرچه از نور ولایت خرقه ای پوشیده ای %~% خرقه بازی کن به عشق او و ~~ازخود در گذر # 7 نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف %~% روح محضست او ولی در صورت ~~اهل بشر PageV1P0844 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله است عالم سر به سر %~% نعمت الله در همه عالم نگر # 2 آفتابی رو نموده مه لقا %~% گشته پیدا فتنه دور قمر # 3 چون یکی اندر یکی باشد یکی %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمر # 4 ذوق سرمستان اگر داری بیا %~% از سر دنیی و عقبی در گذر # 5 جان کدام است تا بیان جان کنم %~% سر چه باشد در سخن گویم ز سر # 6 هرچه او از جود او دارد وجود %~% معتبر باشد نباشد مختصر # 7 گر خبر پرسی ز سرمستان ما %~% نعمت الله جو که او دارد خبر PageV1P0845 ### || [genre: Gh] # 1 مدتی گشتیم گرد بحر و بر %~% غیر نور او نیامد در نظر # 2 صورت و معنی عالم را ببین %~% گنج و گنجینه به همدیگر نگر # 3 گر بقا خواهی که یابی همچو ما %~% در خرابات فنا می بر به سر # 4 صد هزار ار رو نماید آن یکیست %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمر # 5 در دو صورت در حقیقت رو نمود %~% خاتم و خلخال باشد هر دو زر # 6 عقل دیگر عشق دیگر در ظهور %~% رند دیگر باشد و زاهد دگر # 7 نعمت ms289 الله جمله اسما خواند و گفت %~% یک مسمی اسم او بی حد و مر ~~PageV1P0846 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق و رندیم و شاهد در نظر %~% دائما مستیم و از خود بی خبر # 2 چشم ما بینا به نور روی اوست %~% روشن است در دیده اهل نظر # 3 با خودی خود کجا یابی خدا %~% گر خدا خواهی تو از خود درگذر # 4 جز یکی دیگر نباشد در شمار %~% آن یکی را در هزاران می شمر # 5 گر نمی خواهی که بینی حسن او %~% آینه بردار و خود را می نگر # 6 بسته ام زنار زلفش در میان %~% لاجرم در خدمتش بسته کمر # 7 ز آفتاب سید هر دو سرا %~% می نماید نعمت الله چون قمر PageV1P0847 ### || [genre: Gh] # 1 روشن است از نور رویش دیده اهل نظر %~% در نظر بنشین خوشی اهل نظر را ~~می نگر # 2 وقت فرصت دان دمی بی عشق او یک دم مزن %~% صحبت عمر عزیز است و غنیمت ~~می شمر # 3 ما و دلبر در سرابستان دل همصحبتیم %~% عقل بر درمانده و از حال دلبر ~~بی خبر # 4 غرقه در دریای عشق و دست و پائی می زنیم %~% تا از این دریا چه آید بر ~~سر ما ای پسر # 5 نقشبندی می کند بر آب چشم ما خیال %~% هر دمی نقش خیالی می نگارد در ~~نظر # 6 ز آفتاب حسن او عالم همه پر نور شد %~% آن چنان ماهی که دیده در چنین ~~دور قمر # 7 سید عشاق آمد عقل از اینجا گو برو %~% شه درآمد آن گدا سرگشته گردد در ~~به در PageV1P0848 ### || [genre: Gh] # 1 یک حقیقت هست ما را در نظر %~% این حقیقت در حقایق می نگر # 2 هم حقیقت هم حقایق آن توئی %~% با خود آ گر زانکه هستی با خبر # 3 اصل و فرع عالمی ای نور چشم %~% حق طلب فرما و از خود درگذر # 4 چون یکی اندر یکی باشد یکی %~% آن یکی ms290 در عین اعیان می نگر # 5 زر یکی و تنگه زر بی شمار %~% یک حقیقت صورتش بی حد و مر # 6 آفتابی تافته بر آینه %~% گشته پیدا فتنه دور قمر # 7 بگذر از مخموری ای جان عزیز %~% نعمت الله جوی وان گه باده خور ~~PageV1P0849 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر در چشم سرمستی نگر %~% تا ببینی نور دیده در نظر # 2 ما خراباتی و رند و عاشقیم %~% عاقلانه از سر ما در گذر # 3 ایکه می پرسی ز ما و حال ما %~% مستم و از خود نمی دارم خبر # 4 از کرم لطفی کن ای ساقی به ما %~% جام پر می آور و خالی ببر # 5 حالت رندی و سرمستی ما %~% شهرتی خوش یافته در بحر و بر # 6 در دل آن کس که حق گنجیده است %~% کی شود از خلق دلتنگ ای پسر # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% می برد در پای خم عمری به سر ~~PageV1P0850 ### || [genre: Gh] # 1 نیست ما را هیچ غیری در نظر %~% نام غیری نزد ما دیگر مبر # 2 گر تو می خواهی ببینی روی او %~% آینه بردار خود را می نگر # 3 چیست عالم بحر بی پایان ما %~% صورت ما چون صدف معنی گهر # 4 بر لب نائی دهد نی بوسها %~% لطف نائی می دهد در نی شکر # 5 خلوت من گوشه میخانه است %~% می برم عمری در این خلوت به سر # 6 گر فرو شد آفتاب سیدم %~% نعمت الله خوش برآمد چون قمر PageV1P0851 ### || [genre: Gh] # 1 راه را گم کرده ای جان پدر %~% خویش را گم کن که ره یابی دگر # 2 عشقبازی گر کنی با من نشین %~% جان بباز و دل بده سر هم به سر # 3 ذوق اگر داری ببینی نور او %~% خوش به چشم ما در آ او را نگر # 4 آینه گر صد نماید ور هزار %~% می نماید آفتابی در نظر # 5 یک وجود است و ms291 صفاتش بی شمار %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمر # 6 عاشق و معشوق و عشقی در وجود %~% از وجود خود اگر یابی خبر # 7 چشم مست نعمت الله را ببین %~% نور او دارد همیشه در بصر PageV1P0852 ### || [genre: Gh] # 1 جام جهان نماست که داریم در نظر %~% در وی نگاه کن که بیابی ز ما خبر # 2 تمثال حسن اوست در این آینه عیان %~% یا نور آفتاب که پیداست در قمر # 3 گر چشم روشن تو از آن نور دیده است %~% در هر چه بنگری به همان نور می ~~نگر # 4 نقش خیال غیر چه بندی که هیچ نیست %~% بگذر ز غیر او و هم از خویش ~~درگذر # 5 مائیم کنج خلوت و رندان باده نوش %~% دائم نشسته ایم و نگردیم در به در # 6 ساقی مدام ساغر می می دهد به ما %~% نوشیم عاشقانه و جوئیم ازو دگر # 7 در چشم مست سید ما هر که دید گفت %~% نور محمدی است که پیداست در بصر ~~PageV1P0853 ### || [genre: Gh] # 1 نور روی اوست ما را در نظر %~% آینه بردار و رویش می نگر # 2 یک وجود و صد هزاران آینه %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمر # 3 ذوق اگر داری درین دریا نشین %~% تا دمی از حال ما یابی خبر # 4 گنج اگر جوئی بجو در کنج دل %~% چند گردی در پی زر در به در # 5 آینه گر صد نماید گر هزار %~% می نماید آفتابی در نظر # 6 سایه بان حضرت او عالم است %~% نور او می بین و در عالم نگر # 7 دم به دم ساقی گرت جامی دهد %~% عاشقانه نوش کن می جو دگر # 8 در خرابات مغان در نه قدم %~% عمر خود در پای خم می بر بسر # 9 عشقبازی معتبر کاری بود %~% کار سید خود نباشد مختصر PageV1P0854 ### || [genre: Gh] # 1 دل فدا کرده ایم و جان بر سر %~% خانمان باخته جهان بر سر ms292 # 2 حاجیان گر به پا به مکه روند %~% خوش رواننند عاشقان بر سر # 3 دامنش را اگر به دست آریم %~% سر به پایش نهیم و جان بر سر # 4 بس که سودای زلف او پختیم %~% دیگ سودا رود روان بر سر # 5 خاک پایش که تاج فرق من است %~% می نهم همچو سروران بر سر # 6 خم می خوش خوشی به جوش آمد %~% رفت مستانه این زمان بر سر # 7 بت پرست ار ببیند این بت من %~% سر ببازد روان بتان بر سر # 8 خوش میانی گرفته ام به کنار %~% تا چه آید از این میان بر سر # 9 نعمت الله جان به جانان داد %~% دل و دین نیز این و آن بر سر ~~PageV1P0855 ### || [genre: Gh] # 1 چنین دردی که من دارم همیشه بی دوا خوشتر %~% بلای عشق خوش باشد ولی با ~~مبتلا خوشتر # 2 ز آب چشم ما هر سو روان آبی است گر جوئی %~% خوشست این چشمه روشن ببین ~~درچشم ما خوشتر # 3 محیط عشق موجی زد همه عالم شده سیراب %~% از این دریای بی پایان بود ~~این چشمها خوشتر # 4 حدیث جنت و حوران مگو در مجلس رندان %~% در آ در بزم سرمستان که اینجا ~~حالیا خوشتر # 5 به فرمان خدا ساقی مدامم جام می بخشد %~% خوشست این بخشش اماچون به ~~فرمان خدا خوشتر # 6 حجابت گر سر موئی بود چون بینوا بتراش %~% که پیش جمله درویشان قلندر ~~بینوا خوشتر # 7 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% حریف نعمت اللهیم صحبت ~~بی ریا خوشتر PageV1P0856 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان ما ز جان خوشتر %~% ذوق ما از همه جهان خوشتر # 2 مجلس واعظان خوش است ولی %~% صحبت بزم عاشقان خوشتر # 3 ما معانی خوشی بیان کردیم %~% آن معانی از این بیان خوشتر # 4 همدم جام می دمی بر ما %~% بی شک از عمر جاودان خوشتر # 5 بر لب چشمه خوش بود مأوی %~% غرقه بحر ms293 بی کران خوشتر # 6 آب دیده روان شده هر سو %~% این چنین آب رو روان خوشتر # 7 خوش بود حور و جنت المأوی %~% نعمت الله از این و آن خوشتر PageV1P0857 ### || [genre: Gh] # 1 آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر %~% بنمود کاینات سرابیم در نظر # 2 کردند جلوه صورت و معنی به یکدیگر %~% چون شاهدان حور نقابیم در نظر # 3 چون رند و لاابالی و سرمست و عاشقیم %~% عالم نموده جام شرابیم در نظر # 4 چشمم به نور دیدن رویش منور است %~% شکرت که نیست هیچ حجابیم در نظر # 5 هرگز نخورده ایم می دوستی غیر %~% گرچه مدام مست و خرابیم در نظر # 6 آن دم که تشنه بودم و آبم نبود بود %~% بحر محیط قطره آبیم در نظر # 7 بر لوح دل نوشته ام اسرار سیدم %~% باشد مدام همچو کتابیم در نظر ~~PageV1P0858 ### || [genre: Gh] # 1 اگر سودای ما داری ز سودای جهان بگذر %~% و گر ما را هواداری ز سود و ~~از زیان بگذر # 2 خیال این و آن بگذار اگر ما را طلبکاری %~% چه بندی نقش بی حاصل بیا از ~~این و آن بگذر # 3 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% اگر می نوشیش بستان و گر ~~نه شو روان بگذر # 4 حیات طیبه جوئی زمانی همدم ما شو %~% بهشت جاودان خواهی به بزم عاشقان ~~بگذر # 5 بیا گر عشق می بازی که ما معشوق یارانیم %~% برو گر عاشق مائی رها کن ~~دل ز جان بگذر # 6 در آب دیده ما جو خیال آنکه می دانی %~% قدم بر دیده ما نه ز بحر ~~بیکران بگذر # 7 اگر گنجی طلبکاری که در ویرانه ای یابی %~% بیا و نعمت الله را به شهر ~~کوبیان بگذر PageV1P0859 ### || [genre: Gh] # 1 بیا از بود و از نابوده بگذر %~% از این دردسر بیهوده بگذر # 2 ز غیرت غیر او از دل به در کن %~% ز غیرش چون من فرسوده بگذر ms294 # 3 وسیله گر تو را عقل است بگذر %~% ز مقصودی و از مقصوده بگذر # 4 از این دنیای بی حاصل چه حاصل %~% مشو آلوده و آسوده بگذر # 5 اگر داری هوای گنج شاهی %~% ز پول قلب سیم اندوده بگذر # 6 بد اندیشی اگر گوید تو را بد %~% تو نیکی کن سخن نشنوده بگذر # 7 حریف سید سرمست ما باش %~% ز فرمان خود و فرموده بگذر PageV1P0860 ### || [genre: Gh] # 1 عشق بازی از سر جان درگذر %~% کفر را بگذار و ایمان در گذر # 2 دنیی و عقبی به این و آن گذار %~% همچو ما از این و از آن درگذر # 3 زاهدان گر عیب رندان می کنند %~% درگذر از جرم ایشان درگذر # 4 درد دردش نوش کن گر عاشقی %~% دردمندانه ز درمان درگذر # 5 از دوئی بگذر که تا یابی یکی %~% بشنو و چون شیر مردان درگذر # 6 در طریق عاشقی مردانه رو %~% تا بیابی ذوق مستان در گذر # 7 بی تکلف نعمت الله را بجوی %~% در خیال نقش بندان در گذر PageV1P0861 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقم من به قطب دین حیدر %~% یار یاران و قطب دین حیدر # 2 دوست دارم به جان و دل شب و روز %~% دوستداران قطب دین حیدر # 3 مست میخانه قدم گشتند %~% باده نوشان قطب دین حیدر # 4 حلقه در گوش و طوق در گردن %~% تاج داران قطب دین حیدر # 5 آینه در نمد نهان دارند %~% حق شناسان قطب دین حیدر # 6 برتر از صورتند و از معنی %~% پاکبازان قطب دین حیدر # 7 همچو من سیدی سزد که بود %~% یار یاران قطب دین حیدر PageV1P0862 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نما به دست آور %~% معنی انما به دست آور # 2 بشنو و از مراد خود بگذر %~% رو رضای خدا به دست آور # 3 آستین بر همه جهان افشان %~% دامن کبریا به دست آور # 4 درد دردش بنوش مردانه %~% این چنین خوش دوا به دست آور # 5 آبروئی بجو در ms295 این دریا %~% عین ما را به ما به دست آور # 6 زر و سیم فنا چه می جوئی %~% نقد گنج بقا به دست آور # 7 نعمت این و آن به جا بگذار %~% نعمت الله را به دست آور PageV1P0863 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو حضرتش به دست آور %~% منصب خدمتش به دست آور # 2 سر خود را به پای او انداز %~% دامن دولتش به دست آور # 3 دل ما راست همت عالی %~% دل بجو همتش به دست آور # 4 جام گیتی نمای را بطلب %~% مظهر رحمتش به دست آور # 5 آن حضوری که روحت افزاید %~% در چنان حضرتش به دست آور # 6 نعمت الله را طلب می کن %~% منعم و نعمتش به دست آور PageV1P0864 ### || [genre: Gh] # 1 یار صاحب نظر به دست آور %~% حاصل بحر و بر به دست آور # 2 گر به شب آفتاب می جوئی %~% ماده دور قمر به دست آور # 3 هست در مصر نیشکر بسیار %~% شکر از نیشکر به دست آور # 4 این چنین دلبری که می جوئی %~% رو به خون جگر به دست آور # 5 خوش در این بحر ما در آ با ما %~% صدف پر گهر به دست آور # 6 با هنرمند صحبتی می دار %~% عارفانه هنر به دست آور # 7 بنده بندگان سید شو %~% حضرت معتبر به دست آور PageV1P0865 ### || [genre: Gh] # 1 برو و دلبری به دست آور %~% به سوی عاشقان مست آور # 2 بزم عشق است عاشقانه برو %~% ساغری از می الست آور # 3 عاشق و مست و رند و او باشیم %~% شاهد مست می پرست آور # 4 مرغ دام فنا چه خواهی کرد %~% شاهباز بقا به دست آور # 5 نعمت خلق را به جا بگذار %~% نعمت الله را به دست آور PageV1P0866 ### || [genre: Gh] # 1 بیا و یک دمی با ما برآور %~% زمانی با من شیدا بر آور # 2 چو لیلی جانب مجنون به دست آر %~% مراد خاطر ما را برآور # 3 بر آور ms296 کام جان خسته ما %~% کرم کن کام جان ما بر آور # 4 ز روی لطف روی خویش بنما %~% فغان از پیر و از برنا برآور # 5 به بحر دل چو غواصان فرو رو %~% چو ما گوهر از این دریا برآور # 6 اگر خواهی حیات جاودانی %~% دمی با جام می جانا برآور # 7 به شادی نعمت الله جام می نوش %~% دمار از زاهد رعنا برآور PageV1P0867 ### || [genre: Gh] # 1 رندانه بیا ساقی و خمخانه به دست آر %~% دستی بزن و ساغر و پیمانه به ~~دست آر # 2 ذوق ار طلبی یک نفسی همدم ما شو %~% در مجلس ما منصب شاهانه به دست آر # 3 دل خلوت عشق است در او عقل نگنجد %~% رو صاحب این خانه و آن خانه به ~~دست آر # 4 سر بر قدم او نه و جان نیز بر آن هم %~% گر دست دهد دامن جانانه به دست ~~آر # 5 سردار شود هر که رود بر سر دارش %~% این مرتبه عالی شاهانه به دست آر # 6 در کنج دلت گنج خوشی هست طلب کن %~% نقدی تو از این گوشه ویرانه به دست ~~آر # 7 از بندگی سید مستان خرابات %~% جامی بستان و می مستانه به دست آر ~~PageV1P0868 ### || [genre: Gh] # 1 در گوشه میخانه نشستیم دگر بار %~% خوردیم می و توبه شکستیم دگر بار # 2 ما و بت ترسا بچه و کوی خرابات %~% زنار سر زلف ببستیم دگر بار # 3 با محتسب شهر بگوئید که رندیم %~% در کوی مغان عاشق و مستیم دگر بار # 4 از عقل پریشان که مرا دردسری بود %~% المنة لله که برستیم دگر بار # 5 سر حلقه رندان خرابات جهانیم %~% پنهان نتوان کرد که هستیم دگر بار # 6 در خلوت دیده به حضوری که چه گویم %~% با نقش خیالش بنشستیم دگر بار # 7 سر در قدمش باخته دستش بگرفتیم %~% آخر تو چه دانی ز چه دستیم دگر بار # 8 مرغ دلم افتاد به دام سر زلفش ms297 %~% گفتم نتوان جست بجستیم دگر بار # 9 با زاهد مخمور دگر انس نگیریم %~% جز سید مستان نپرستیم دگر بار ~~PageV1P0869 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بر در میخانه نشستیم دگر بار %~% خوردیم می و توبه شکستیم دگر بار # 2 ما توبه شکستیم ولی عهد درستی %~% با ساقی سرمست ببستیم دگر بار # 3 با عاقل مخمور دگر کار نداریم %~% رستیم ز دردسر و مستیم گر بار # 4 در خلوت زاهد بنشستیم دو روزی %~% المنةلله که برستیم دگر بار # 5 ما اهل خدائیم و پرستیم خدا را %~% خود را به خدائی نپرستیم دگر بار # 6 در دیده ما نقش خیالی است نظر کن %~% کان نقش خیالیست که بستیم دگر بار # 7 ما را به لب جوی مجو زان که به مردی %~% چون سید از این جوی بجستیم دگر ~~بار PageV1P0870 ### || [genre: Gh] # 1 گرفته عشق او دستم دگر بار %~% ز دست عقل وارستم دگر بار # 2 به صد دستان گرفتم دست ساقی %~% بزن دستی که زان رستم دگر بار # 3 به عشق چشم مست می فروشش %~% به حمدلله که سرمستم دگر بار # 4 ببستم بر میان زنار زلفش %~% چو زلفش توبه بشکستم دگر بار # 5 چو دانستم که غیر او دگر نیست %~% ز غیرت غیر نپرستم دگر بار # 6 مرا گر هست هستی هستی اوست %~% ز خود فانی به او هستم دگر بار # 7 روان برخواستم از یار و اغیار %~% خوشی با یار بنشستم دگر بار # 8 به سرمستی لبش را بوسه دادم %~% لب خود را از آن خستم دگر بار # 9 به کنج صومعه در بند بودم %~% شکستم بند را جستم دگر بار # 10 ز خود بگسستم و پیوست گشتم %~% از آن گویم که پیوستم دگر بار # 11 حریف سید سرمست اویم %~% ز جام عشق او مستم دگر بار PageV1P0871 ### || [genre: Gh] # 1 بی رخ جانان به گلزارم چه کار %~% بی هوای او به بازارم چه کار # 2 گر نه کار و بار عشق او ms298 بود %~% با سر و سودای هر کارم چه کار # 3 گر نباشد عکس او در جام می %~% با شراب عشق خمارم چه کار # 4 دل به یمن عشق او شد تندرست %~% با صدای عقل بیمارم چه کار # 5 جان من گر نه به کام او بود %~% با مراد جان افکارم چه کار # 6 من انالحق گفته ام در عشق او %~% ورنه چون منصور بر دارم چه کار # 7 ورنه با گفتار بسیارم چه کار %~% گفته های نعمت الله قول اوست ~~PageV1P0872 ### || [genre: Gh] # 1 به کام ماست می و جام و جسم و جان هر چار %~% چه خوش بود که بود یار آن ~~چنان هر چار # 2 حباب و قطره و دریا و موج را دریاب %~% به عین ما نظری کن یکی است آن ~~هر چار # 3 چهار حرف بگیر و خوشی بگو الله %~% یگانه باش و یکی را روان بخوان هر ~~چار # 4 حریف سرخوش و ساقی مست و جام شراب %~% امید هست که باشند جاودان هر چار # 5 چهار طبع مخالف موافقت کردند %~% ببین مخالفت این مخالفان هر چار # 6 یکی است اول و آخر چو ظاهر و باطن %~% چهار اسم مسمی یکی بدان هر چار # 7 چهار یار رسولند دوستان خدا %~% به دوستی یکی دوست دارشان هر چار # 8 چهار مرتبه سید تنزلی فرمود %~% ترقئی کن و می جو ز عاشقان هر چار ~~PageV1P0873 ### || [genre: Gh] # 1 گر خدا را دوست داری مصطفی رادوست دار %~% ور محب مصطفائی مرتضی را ~~دوست دار # 2 از سر صدق و صفا گر خرقه ای پوشیده ای %~% نسبت خرقه بدان آل عبا را ~~دوست دار # 3 دردمندانه بیا و درد درش نوش کن %~% خوش بود دردی اگر داری دوا را دوست ~~دار # 4 بی فنا دار بقای دوست نتوان یافتن %~% گر بقای جاودان خواهی فنا را ~~دوست دار # 5 چون شهید کربلا در کربلا آسوده است %~% همچو یاران موالی کربلا را دوست ~~دار ms299 # 6 دوستدار یار خود یاران ما دارند دوست %~% ما محب دوستدارانیم و ما را ~~دوست دار # 7 نعمت الله رند و سرمست است و با ساقی حریف %~% این چنین یار خوشی بهر ~~خدا را دوست دار PageV1P0874 ### || [genre: Gh] # 1 گر تو مرد موحدی ای یار %~% چه کنی دوستی تو با اغیار # 2 جام توحید نوش شادی ما %~% تا که گردی ز عمر برخوردار # 3 تو به کثرت چنین گرفتاری %~% دم ز توحید می زنی هشدار # 4 جام گیتی نما به دست آور %~% نظری کن به مجمع انواز # 5 همه عالم خزانه عشق است %~% خازنش بین و مخزن اسرار # 6 دردی درد نوش رندانه %~% دل بیمار می کنش تیمار # 7 نعمت الله مدام سرمست است %~% درخرابات همدم خمار PageV1P0875 ### || [genre: Gh] # 1 گر ذات کند ظهور ای یار %~% نه یار بماند و نه اغیار # 2 نه جام بماند و نه باده %~% نه مست بماند و نه هشیار # 3 چون هستی تو حجاب راه است %~% لطفی کن و آن حجاب بردار # 4 یک حرف و معانی فراوان %~% یک نقطه و اعتبار بسیار # 5 جائی که به یک جو است صد جان %~% چه جای سر است و ریش و دستار # 6 از نقش خیال غیر بگذر %~% تا چند کنی تو کار بی کار # 7 رندانه در آ به بزم سید %~% جامی ز شراب او به دست آر PageV1P0876 ### || [genre: Gh] # 1 یار یاران یار باش ای یار %~% چه کنی دوستی تو با اغیار # 2 نار چون نار را نمی سوزد %~% نار شو تا تو را نسوزد نار # 3 سر موئی حجاب اگر داری %~% به سر ما که ازمیان بردار # 4 جان به جانان سپار و خوش می باش %~% دل رها کن به خدمت دلدار # 5 کار ما عاشقی و میخواری است %~% غیر از این نیست عاشقان را کار # 6 رند مست از خمار نندیشد %~% زان که باشد مدام با اغیار # 7 وحده لاشریک له گفتم ms300 %~% کردم اقرار کی کنم انکار # 8 گرچه دل را تو قلب می خوانی %~% باشد آن نقد مخزن اسرار # 9 گفته سیدم خوشی می خواند %~% نعمت الله ز یاد هم مگذار PageV1P0877 ### || [genre: Gh] # 1 در ترقی همیشه باش ای یار %~% در تنزل مباش چون اغیار # 2 جام می عاشقانه خوش می نوش %~% تا که گردی ز عمر برخوردار # 3 نزد ما موج و بحر هر دو یکیست %~% غیر ما نیست اندک و بسیار # 4 گر یکی در هزار پیش آید %~% آن یکی را هزار خوش بشمار # 5 جان جاوید اگر همی جوئی %~% جان به جانان خویشتن بسپار # 6 سر موئی اگر حجاب بود %~% از میان آن حجاب را بردار # 7 کار عشق است و کار ما این است %~% نعمت الله به کار خود بگذار ~~PageV1P0878 ### || [genre: Gh] # 1 مو نمی گنجد میان ما و یار %~% عشق در جانست و جانان در کنار # 2 رند و قلاشیم ای زاهد برو %~% لا ابالی ایم ساقی می بیار # 3 عاشق و مستیم و با رندان حریف %~% عاقل هشیار را با ما چه کار # 4 ذوق عاشق تا به کی جوئی ز عقل %~% روی گل را چند می خاری به خار # 5 خود چه داند عقل ذوق عاشقی %~% خود که باشد او و چون او صدهزار # 6 در سرم سودا و جام می به دست %~% بر یمینم عشق و ساقی بر یسار # 7 درد دل دارم اگر نالم بسوز %~% ناله ام بشنو ولی معذور دار # 8 در هزار آئینه بنماید یکی %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمار # 9 در خرابات مغان دیگر مجو %~% همچو سید دردمند و درد خوار PageV1P0879 ### || [genre: Gh] # 1 منم آئینه حقیقت یار %~% گرچه باشد حقیقت آینه دار # 2 نور چشم من است و در دیده %~% نیست جز روی خوب او دیدار # 3 خانه خالی و یار در خلوت %~% لیس فی الدار غیره دیار # 4 در خرابات عشق می گردیم %~% عاشق ms301 و رند و لاابالی وار # 5 نتوان یافت در همه عالم %~% همچو من دردمند دردی خوار # 6 فارغ از محتسب گرفته شراب %~% آمده مست بر سر بازار # 7 همدمم جام و محرمم باده %~% نعمت الله حریف و ساقی یار PageV1P0880 ### || [genre: Gh] # 1 زر یکی و تنگه زر بی شمار %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمار # 2 در حقیقت زر یکی صورت بسی %~% یک بود معنی به صورت صدهزار # 3 تشنه آب حیات ما بنوش %~% ساغر و می را به یکدیگر بدار # 4 چشم عالم روشن است از نور او %~% خوش خیالت نقش بسته بر نگار # 5 هر چه باشد هست با من در میان %~% تا میان او گرفتم در کنار # 6 عشق می بیند یکی و عقل دو %~% عاشقان مستند و عاقل در خمار # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% گاه پنهان است و گاهی آشکار ~~PageV1P0881 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی رو نموده بی غبار %~% گنج پنهان بود گشته آشکار # 2 آینه بی حد نماینده یکی %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمار # 3 رند سرمستیم در کوی مغان %~% با خمار این و آن ما را چه کار # 4 راه یاران گرامی هست نیست %~% جاودان می رو در این ره مردوار # 5 ذوق اگر داری در آ در میکده %~% عشق می بازی دمی با ما بر آر # 6 صورت و معنی است با ما در میان %~% نعمت الله است با ما در کنار ~~PageV1P0882 ### || [genre: Gh] # 1 صبحدم شد آفتابی آشکار %~% عالمی در رقص آمد ذره وار # 2 غیر او نقش خیالی بیش نیست %~% عقل گو نقش خیالی می نگار # 3 گر کناری گیری از خود در میان %~% یار خود بینی گرفته در کنار # 4 عشق بازی کار بیکاران بود %~% عاقلش با کار بی کاران چه کار # 5 آب رو می نوش از جام حباب %~% آن یکی در هر یکی خوش می شمار # 6 صدهزار آئینه پیش ms302 خود بنه %~% معنیش یک بین به صورت صد هزار # 7 نعمت الله ما و سید آفتاب %~% شمس با ماه است و ماهش پرده دار ~~PageV1P0883 ### || [genre: Gh] # 1 خوش خیالی نقش بسته آن نگار %~% نقش او بر پرده دیده نگار # 2 صورت و معنی به هم آمیخته %~% آنچه پنهان بود گشته آشکار # 3 جام می بستان لبش را بوسه ده %~% یک دمی با همدمی همدم بر آر # 4 چشم مستش می برندان می دهد %~% رند سرمست است و ساقی درخمار # 5 مظهر ما ظاهر است اما یکی است %~% گرچه باشد مظهر او صدهزار # 6 ذره ذره هر چه آید در نظر %~% آفتابی می نماید بی غبار # 7 گرچه سید رفت از دنیا ولی %~% نعمت الله ماند از وی یادگار PageV1P0884 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیا جام خوشگوار بیار %~% آبروئی به روی ما باز آر # 2 عاشقان مست و عاقلان مخمور %~% رند میخانه زاهد بازار # 3 دل ما خلوتی است خوش حالی %~% لیس فی الدار غیره دیار # 4 بحر و موج و حباب و جو آبند %~% چار نام و یکی بود ناچار # 5 یک شرابست و جام رنگارنگ %~% یک وجود و کمال او بسیار # 6 نوش کن جام و می به شادی ما %~% تا که گردی ز عمر برخوردار # 7 نه شرابی که این و آن گویند %~% آن چنان می که باشدش خمار # 8 جور او راحت دل و جان است %~% حاش لله کجا بود آزار # 9 هر که انکار نعمت الله کرد %~% به خدا نیستش مگر اقرار PageV1P0885 ### || [genre: Gh] # 1 یک هویت در مراتب می نماید صدهزار %~% عارفانه آن یکی در هر یکی خوش می ~~شمار # 2 نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست %~% آب یک معنی بود هم صورت ~~ناچار چار # 3 درشب تاریک امکان نور می بخشد بماه %~% می نماید روز روشن آفتابی بی ~~غبار # 4 نقشبندی می کند باری خیال روی او %~% آنچنان خوش صورتی بر نور ms303 دیده می ~~نگار # 5 مجلس عشق است رندان مست و ساقی درحضور %~% حیف باشددر چنین وقتی که ~~باشی در خمار # 6 شکل قوسین از خط محور نماید دایره %~% سر او ادنی طلب کن تا بیابی یار ~~یار # 7 عقل و جان و سید و بنده به هم آمیختند %~% آنچنان گنجی که مخفی بود ~~گشته آشکار PageV1P0886 ### || [genre: Gh] # 1 بنده خود ز خاک ره بردار %~% یک زمانی مرا به من بگذار # 2 جان سپاری کنم به دیده و سر %~% گر تو گوئی که جان روا بسپار # 3 ای دل ار عاشقی بیا می نوش %~% تا که گردی ز عمر برخوردار # 4 ذوق عاقل مجو تو از عاقل %~% روی چون گل به نوک خار مخار # 5 کار ما عاشقی و میخواریست %~% دولت این دولتست و کار این کار # 6 گنج داری و بینوا گردی %~% کنج دل جوی و گنج را بردار # 7 بر سر دار اگر نهی قدمی %~% نعمت الله بود تو را سردار PageV1P0887 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم که ذاکریم و مذکور %~% مائیم که ناظریم و منظور # 2 مائیم که سیدیم و بنده %~% مائیم که ناصریم و منصور # 3 مائیم محیط و موج و زورق %~% مائیم گدا و شاه دستور # 4 مائیم همه ولی نه مائیم %~% مائیم که او به ماست مشهور # 5 مائیم که زاهدیم و اوباش %~% مائیم که سرخوشیم و مخمور # 6 مائیم شراب و جام و ساقی %~% مائیم حریف فاش و مستور # 7 این نکته سید ار ندانی %~% می دار به لطف خویش معذور PageV1P0888 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای عقل سرگردان که ما مستیم و تو مخمور %~% سبکروحان همه جمع و ~~گرانجانان از اینجا دور # 2 ز نورآفتاب ما همه عالم منور شد %~% ببین هر ذره روشن که بنماید به تو ~~آن نور # 3 سر دار فنای او بقا بخشد به سرداران %~% از این دار فنا دارد بقای ~~جاودان منصور # 4 مرا منشور سلطانی شه ملک ولایت کرد %~% نشان ms304 آل او دارد که دارد این ~~چنین منشور # 5 همه عالم طلسماتند و اسما گنج و ما خازن %~% از آن هر کنج ویرانه بود ~~گنجی به او معمور # 6 خیالش نقش می بندم به هر صورت که پیش آید %~% چنان نوری کجا گردد به ~~چشم چون منی مستور # 7 اگر آئینه ای خواهی که روی خود در او بینی %~% ببین در دیده سید نظر کن ~~ناظر و منظور PageV1P0889 ### || [genre: Gh] # 1 به هر طرف که نظر می کنم توئی منظور %~% که دیده است چنین فاش این چنین ~~مستور # 2 ز لطف تو نظری یافتم شدی ناظر %~% چه جای من که توئی ناظر و توئی منظور # 3 چو نیست در دو جهان جز یکی کراست وصال %~% عجب بود که یکی از یکی بود ~~مستور # 4 به نور طلعت او روشن است دیده من %~% ببین که در همه عالم جز او که ~~دارد نور # 5 ز ذوق گفته ام این شعر بشنو از سر ذوق %~% کسی که ذوق ندارد ز بزم ما ~~گو دور # 6 مقام اهل دلانست صحبت جانم %~% چه جای روضه رضوان چه قدر حور و قصور # 7 حریف سیدم و ساقی خراباتم %~% مدام عاشق مستم نه عاقل مخمور ~~PageV1P0890 ### || [genre: Gh] # 1 در مرتبه ای سرمست در مرتبه ای مخمور %~% در مرتبه ای واصل در مرتبه ای ~~مهجور # 2 در مرتبه ای عاشق درمرتبه ای معشوق %~% در مرتبه ای ناظر در مرتبه ای ~~منظور # 3 در مرتبه ای سلطان در مرتبه ای درویش %~% در مرتبه ای شاه است در مرتبه ~~ای دستور # 4 در مرتبه ای کرمان در مرتبه ای شیراز %~% در مرتبه ای پیدا در مرتبه ای ~~مستور # 5 در مرتبه ای خالق در مرتبه ای مخلوق %~% در مرتبه ای قادر در مرتبه ای ~~مقدور # 6 در مرتبه ای غایب در مرتبه ای حاضر %~% در مرتبه ای پنهان در مرتبه ای ~~مشهور # 7 در مرتبه ای سید در مرتبه ms305 ای بنده %~% در مرتبه ای ناصر در مرتبه ای ~~منصور PageV1P0891 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بیار جام می و دست ما بگیر %~% افتاده ایم بهر خدا دست ما بگیر # 2 مائیم و آب دیده و خاک درت مدام %~% بگذر روان تو از سر ما دست ما بگیر # 3 از ما مکن کناره که مائیم در میان %~% با ما جفا مجو به وفا دست ما ~~بگیر # 4 ما پشت دست بر همه عالم فشانده ایم %~% آورده ایم رو به شما دست ما ~~بگیر # 5 لطفت به بینوا نظری می کند مدام %~% مائیم بینوا به نوا دست ما بگیر # 6 دست نیاز سوی تو آورده ایم باز %~% ما را رها مکن صنما دست ما بگیر # 7 چون دست گیر جمله افتاده ها توئی %~% برخیز و سیدانه بیا دست ما بگیر ~~PageV1P0892 ### || [genre: Gh] # 1 ملک اگر خواهد کسی گو هان بگیر %~% ملک خواهی دامن سلطان بگیر # 2 دل به دل برده که آن دلبر خوشست %~% جان رها کن خدمت جانان بگیر # 3 جام در دور است و آن در بزم ماست %~% می اگر نوشی بیا و آن بگیر # 4 خلق خواهی بر سر بازار شو %~% گنج جوئی گوشه ویران بگیر # 5 ترک این دنیی و این عقبی بکن %~% خود رها کن خدمت یزدان بگیر # 6 بنده ای در حضرت سلطان در آ %~% پادشاهی ملک جاویدان بگیر # 7 همچو سید در خرابات مغان %~% دست بگشا دامن مستان بگیر PageV1P0893 ### || [genre: Gh] # 1 منظور یکی یکی است ناظر %~% مظهر به مظاهر است ظاهر # 2 جام است و شراب هر دو یک آب %~% نوریست به نور خویش ساتر # 3 مستیم وخراب جام بر دست %~% داریم حضور و اوست حاضر # 4 صد جان در عشق اگر ببازیم %~% باشیم ز بندگیش قاصر # 5 با باطن پاک عشق بازیم %~% با ظاهر نازنین ظاهر # 6 شد بر همه کائنات ناصر %~% منصور چو رفت بر سر دار PageV1P0894 ### || [genre: Gh] # 1 می رود عمر ms306 ما دریغا عمر %~% مگذارش چنین خدا را عمر # 2 عمر برباد می دهی حیف است %~% باز ناید گذشته جانا عمر # 3 یک دو روزی غنیمتش می دان %~% که نماند مدام با ما عمر # 4 عمر امروز در پی فردا %~% صرف کردی دریغ فردا عمر # 5 هر چه شد فوت از تو در عالم %~% عوضش بازیابی الا عمر # 6 غیر ساقی و جام می هیچ است %~% نکند صرف هیچ دانا عمر # 7 لذت عمر نعمت الله جو %~% تا بیابی تو ذوق او با عمر PageV1P0895 ### || [genre: Gh] # 1 رند مستیم و عشق شورانگیز %~% عقل مخور گو ز ما پرهیز # 2 ساقیا خم می بیار آن دم %~% خم می بر سر حریفان ریز # 3 بر در می فروش خوش بنشین %~% از سر کاینات هم برخیز # 4 جاودان گر حیات می‌جوئی %~% جان و جانان به همدگر آمیز # 5 گر حلیمی تو بردباری کن %~% آب دیده به خاک ایشان ریز # 6 بر سر خاک عاشقان چو رسی %~% قصر شیرین بساز و هم شبدیز # 7 همچو فرهاد میل خسرو کن %~% گو مترس از صلابت پرویز # 8 عشق شیرین گرش بود فرهاد %~% عشق سرمست و خنجر سر تیز # 9 عقل مخمور و إره عمری %~% به ازین نیست هیچ دست آویز # 10 دامن سیدم به دست آور %~% به ازین نیست هیچ دست‌ آویز PageV1P0896 ### || [genre: Gh] # 1 من سودازده با عشق درافتادم باز %~% دل به دست سر زلف صنمی دادم باز # 2 آستان در او قبله حاجات من است %~% روی خود بر در آن میکده بنهادم باز # 3 کار رندان جهان بسته نماند دیگر %~% چون من مست در میکده بگشادم باز # 4 می خورم جام غم انجام به شادی ساقی %~% غم ندارم ز کس و عاشق و دلشادم ~~باز # 5 هست بنیاد من از عاشقی و میخواری %~% رفته ام بر سر آن قصه و بنیادم ~~باز # 6 نکنم عیب اگر توبه شکستم دیگر %~% یافتم آب حیاتی و در افتادم ms307 باز # 7 بنده بندگی سید سرمستانم %~% از چنین بندگئی بنده آزادم باز ~~PageV1P0897 ### || [genre: Gh] # 1 در میخانه را گشادم باز %~% داد رندان تمام دادم باز # 2 با حریفان نشسته ام سرمست %~% بزم شاهانه ای نهادم باز # 3 در خرابات مست و رندانه %~% فارغ البال اوفتادم باز # 4 غم عشقش که شادی جانست %~% شاد بادا که کرد شادم باز # 5 دفتر کاینات می خواندم %~% شد به عشقش همه ز یادم باز # 6 من چو شاگرد می پرستانم %~% در همه کار اوستادم باز # 7 بنده سید خراباتم %~% بر همه عاشقان زیادم باز PageV1P0898 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ جانم می کند پرواز باز %~% تا به برج خود رسد شهباز باز # 2 جان بده گر وصل جانان بایدت %~% عاشقانه سر به پاش انداز باز # 3 بگذر از نقش خیال غیر او %~% خلوت دل با خدا پرداز باز # 4 در خرابات مغان مست و خراب %~% عزم رندی کرده ام آغاز باز # 5 گر دمی با جام می همدم شوی %~% ذوق یابی یک دم از دمساز باز # 6 عشقبازی کار بازی کی بود %~% عشق بازی خویش را در باز باز # 7 شعر سید عاشقانه خوش بخوان %~% ساز سرمستان ما بنواز باز PageV1P0899 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق و مست و رندم و جانباز %~% در میخانه را گشادم باز # 2 الصلا ای حریف میخواران %~% قدمی نه بیا و خود در باز # 3 شاهد غیب و ساقی عشقیم %~% مطربا ساز عشق ما بنواز # 4 برو ای عقل حیله را بگذار %~% تو و زهد و نماز و ما و نیاز # 5 در خرابات رند او باشیم %~% دعوت ما چه می کنی بنماز # 6 محرم راز خلوت جانیم %~% یک زمان خانه را به ما پرداز # 7 سید ما به عشق بنده ماست %~% اوست محمود و نعمةالله ایاز PageV1P0900 ### || [genre: Gh] # 1 شاهبازی درآمد از در باز %~% خیز و در پای او تو سر در باز # 2 برو ای عقل چون درآمد عشق %~% خانه خویشتن ms308 به او پرداز # 3 دل به میخانه می کشد دیگر %~% مرغ جان می کند روان پرواز # 4 جام جم خوش بود به ما همدم %~% نی و نائی به همدگر دمساز # 5 ساز و سازنده هر دو می باید %~% ورنه بی ساز کی نوازد ساز # 6 هست رازی میان دیده و دل %~% می کند فاش غمزه غماز # 7 سیدم دل ببرد از همه کس %~% لیک دل را گذاشت در شیراز PageV1P0901 ### || [genre: Gh] # 1 خاطرم می کشد سوی شیراز %~% مرغ جان باز می کند پرواز # 2 رند مستم به دست جام شراب %~% کرده ام باز بیخودی آغاز # 3 جام و می لب نهاده اند به لب %~% نی و نائی به همدگر دمساز # 4 در گلستان عشق سرمستان %~% بلبلانند جمله خوش آواز # 5 سر ساقی و حال میخانه %~% بشنو از من ز دل بسوز و نیاز # 6 عارفانه در آ به خلوت عشق %~% عاشقانه به عشق او می ناز # 7 نور سید ز نعمت الله جو %~% راز محمود بازجو ز ایاز PageV1P0902 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای میر من به مال مناز %~% بیش از این سیم و زر به هم مگداز # 2 تا کی آزار خلق می جوئی %~% مکن آزار ور نیابی باز # 3 ور خماری و درد سر داری %~% با من مست کی شوی دمساز # 4 سخنم ساقی است روح افزا %~% نفسم مطربیست خوش آواز # 5 ملک من عالمی است بی پایان %~% و آن تو از ختاست تا شیراز # 6 من به سلطان خویش می نازم %~% تو به تاج و سریر خود می ناز # 7 نعمت الله پیر رندان است %~% گر مریدی به پیر خود پرداز PageV1P0903 ### || [genre: Gh] # 1 بیا و پرده هستی برانداز %~% به خاک نیستی خود را درانداز # 2 برانداز این بنای خودپرستی %~% ز نو طرحی و فرشی دیگر انداز # 3 سرای عقل بنیادی ندارد %~% خرابش ساز و بنیادش برانداز # 4 سر زلف بتی رعنا به دست آر %~% چو سرمستان به ms309 پای او سرانداز # 5 چو عشقش مجمری بر آتش انداز %~% تو عود جان روان در مجمر انداز # 6 خراباتست و رندان لاابالی %~% بیا ساقی و می در ساغر انداز # 7 اگر خواهی که یابی ذوق سید %~% نظر بر معنی صورتگر انداز PageV1P0904 ### || [genre: Gh] # 1 که را روئی چنین زیباست امروز %~% که را لعلی روان افزاست امروز # 2 به بالای تو سروی در چمن نیست %~% ز من بشنو حدیث راست امروز # 3 نمی دانم چه خواهد کرد چشمت %~% که از دستی دگر برخاست امروز # 4 چه روی است آن به نام ایزد که در وی %~% نشان لطف حق پیداست امروز # 5 مرا گفتار نغز دلپذیر است %~% تو را روی جهان آراست امروز # 6 نمودی روی و فردا بود وعده %~% چه حال است این مگر فرداست امروز # 7 ز دست نرگس مخمور مستت %~% جهان پر فتنه و غوغاست امروز # 8 ز سودای جمالت عارف شهر %~% چو من دیوانه و شیداست امروز # 9 غنیمت دان حضور نعمت الله %~% که دشمن را شب یلداست امروز PageV1P0905 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه سبیل ماست امروز %~% هنگام می و صفاست امروز # 2 از دولت عشق پادشاهیم %~% صد شه بر ما گداست امروز # 3 بگذر ز حدیث دی و فردا %~% دریاب که روز ماست امروز # 4 آن رند که شب حریف ما بود %~% سر حلقه اولیاست امروز # 5 مائیم حریف و جام بر دست %~% مخمور کسی چراست امروز # 6 از فتنه چشم مست ساقی %~% عالم همه پر بلاست امروز # 7 مائیم حریف نعمت الله %~% بزمی به از این کراست امروز PageV1P0906 ### || [genre: Gh] # 1 به کام دل رسیدم باز امروز %~% جمال یار دیدم باز امروز # 2 بحمدالله که از هجران رمیدم %~% به وصل او رسیدم باز امروز # 3 بسی دیروز گفتم ای خداوند %~% جواب خود شنیدم باز امروز # 4 می خمخانه معنی و صورت %~% به جامی در کشیدم باز امروز # 5 به ساقی خویش را بفروختم دوش %~% بهایش می خریدم ms310 باز امروز # 6 ندای ارجعی آمد به گوشم %~% به سوی شه پریدم باز امروز # 7 گلی از گلستان نعمت الله %~% به دست ذوق چیدم باز امروز PageV1P0907 ### || [genre: Gh] # 1 درد از تو خوش است و هم دوا نیز %~% رنجم بخشی و هم شفا نیز # 2 داری نظری به حال هر کس %~% می کن نظری به حال ما نیز # 3 بیگانه نگشت از تو محرم %~% ما خویش توئیم و آشنا نیز # 4 گر کشته شوم به تیغ عشقت %~% خونم به حل است و خونبها نیز # 5 ای جام جهان نمای باقی %~% ایمن ز فنائی و بقا نیز # 6 ما از تو به غیر تو نخواهیم %~% بی تو چه کنیم در سرا نیز # 7 تنها نه منم محب سید %~% والله که حضرت خدا نیز PageV1P0908 ### || [genre: Gh] # 1 شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز %~% دارند همه عشق خداوند خدا نیز # 2 از نور رخت دیده ما گشته منور %~% مردم همه بینند درین دیده شما نیز # 3 یا رب گه بیابند ز وصل تو مرادی %~% مجموع محبان جناب تو و ما نیز # 4 ما رو به تو داریم چو آئینه روشن %~% بی روی تو ما را نبود روی و ریا ~~نیز # 5 عشق تو حیاتیست که ما زنده از آنیم %~% بی عشق تو حاصل ز فنا و ز بقا ~~نیز # 6 ما نقش خیال تو نگاریم به دیده %~% بینیم در آن نقش خیال تو لقا نیز # 7 گر سید ما جان طلبد از سر اخلاص %~% جان را بسپاریم و بگوئیم دعا نیز ~~PageV1P0909 ### || [genre: Gh] # 1 خاک میخانه بر سر ما ریز %~% جام می را بگیر و بر ما ریز # 2 بر در میفروش خوش بنشین %~% از سر هر دو کون هم برخیز # 3 عین ما را به عین ما بنگر %~% قطره و بحر را به هم آمیز # 4 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% تو اگر زاهدی ز ما پرهیز # 5 فتنه در چار ms311 سوی جان افتاد %~% از هیاهوی عشق شورانگیز # 6 عشق مست است و میزند بی باک %~% تیغ بران و خنجر سر تیز # 7 من سر سید است در دستم %~% به از این خود کجاست دست آویز PageV1P0910 ### || [genre: Gh] # 1 عشق بازی روان از جان برخیز %~% عاشقانه ز جان روان برخیز # 2 قدمی نه به خانه خمار %~% منشین در خمار هان برخیز # 3 سر سودای عشق اگر داری %~% از سر سود و از زیان برخیز # 4 خیز مستانه بر فشان دستی %~% در سماعی چنین چنان برخیز # 5 تو حجاب توئی چنین منشین %~% کرمی کن از این میان برخیز # 6 در خرابات عشق رندانه %~% بنشین و ازین جهان برخیز # 7 نعمت اله در سماع آمد %~% وقت وقتست یک زمان برخیز PageV1P0911 ### || [genre: Gh] # 1 دیده نقشی چو خیال تو ندیده هرگز %~% گوش قولی چو کلامت نشنیده هرگز # 2 سالها باد صبا بر سر کویت گردید %~% به سراپرده وصلت نرسیده هرگز # 3 گرچه نقاش بسی نقش کند صورتها %~% همچو تو صورت خوبی نکشیده هرگز # 4 عاشق مست مدام این می ما می نوشد %~% عقل یک جرعه ازین می نچشیده هرگز # 5 دوش تا روز رسیدم به مراد دل خویش %~% بر کسی صبح چنین خوش ندمیده هرگز # 6 چشم ما روشن از آنست که رویش دیده %~% در چنین دور چنان دیده که دیده ~~هرگز # 7 نفس سید ما جان به جهان می بخشد %~% به از این هیچ هوائی نوزیده هرگز ~~PageV1P0912 ### || [genre: Gh] # 1 بر در میخانه بنشستیم باز %~% توبه صد ساله بشکستیم باز # 2 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% شد روان با بحر پیوستیم باز # 3 لطف ساقی بین که از انعام او %~% در خرابات مغان مستیم باز # 4 دل به دست زلف او دادیم و برد %~% بی سر و سامان و پابستیم باز # 5 نیست گشتم از وجود و از عدم %~% از وجود و جود او هستیم باز # 6 با وصالش شکر ms312 می گوئیم ما %~% کز بلای هجر وارستیم باز # 7 رند و ساقی سید و بنده به هم %~% بر در میخانه بنشستیم باز PageV1P0913 ### || [genre: Gh] # 1 ار شراب نیمشب امروز سرمستیم باز %~% چشم مستش دیده ایم و توبه بشکستیم ~~باز # 2 عشق کافر کیش او ایمان ما بر باد داد %~% بر میان زنار کفر زلف او ~~بستیم باز # 3 از سر سجاده ناموس خوش برخواستیم %~% بر در میخانه سرمستانه بنشستیم ~~باز # 4 دولت وصلت چو دستم داد در گلزار عشق %~% همچو بلبل میزنم دستان کزان ~~رستیم باز # 5 ساقی سرمست وحدت داد ما را جام می %~% نوش کردیم از خیال عقل وارستیم ~~باز # 6 ما خراباتی و رند و عاشق و میخواره ایم %~% باز رستیم از خمار ای یار ~~سرمستیم باز # 7 فانئیم و باقئیم و سیدیم و بنده ایم %~% نیست گشتم از خود و از عشق او ~~هستیم باز PageV1P0914 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دست زلف او دادیم باز %~% با پریشانی در افتادیم باز # 2 بر امید آنکه بر ما بگذرد %~% رو به خاک راه بنهادیم باز # 3 در خرابات مغان مستانه ایم %~% خوش در میخانه بگشادیم باز # 4 توبه بشکستیم فارغ از خمار %~% داد خود از جام می دادیم باز # 5 عقل بود استاد و ما مزدور او %~% این زمان استاد استادیم باز # 6 غم بسی خوردیم از هجران ولی %~% از وصال یار دلشادیم باز # 7 بنده سید شدیم از جان و دل %~% از غلام و خواجه آزادیم باز PageV1P0915 ### || [genre: Gh] # 1 مرغ دل در دام زلف دلبری افتاده باز %~% عشق جانان جان ما بر باد خواهد ~~داد باز # 2 زاهد خلوت نشین از خان و مان دل برگرفت %~% مجلسی مستانه در کوی مغان ~~بنهاد باز # 3 توبه بشکستیم و دیگر در شراب افتاده ایم %~% هر که آمد سوی ما مانند ما ~~افتاد باز # 4 بر خیال عقل بی بنیاد بی بنیادی من %~% تا چه آید بر سرت زین ms313 عقل بی ~~بنیاد باز # 5 روی دل بر درگه سلطان خود آورده ایم %~% آمده بر درگه شه بنده ای آزاد ~~باز # 6 آب چشم ما چو دجله می رود هر سو روان %~% شاید ار معمور سازد خطه بغداد ~~باز # 7 خوش گشادی از گشاد نعمت الله یافتیم %~% تا در میخانه را بر روی ما ~~بگشاد باز PageV1P0916 ### || [genre: Gh] # 1 خوش دری بر روی ما بگشاد باز %~% آفتابی در قمر بنمود باز # 2 جام و پیمانه به ما بخشید او %~% می به پیمانه به ما پیمود باز # 3 مخزن اسرار را در باز کرد %~% گنجها ایثار ما فرمود باز # 4 آفتاب حسن او چون رو نمود %~% مه ز نور روی او افزود باز # 5 دیر آمد خود بر ما زود رفت %~% گفتمش جانا مرو نشنود باز # 6 عقل شهبازیست خوش پرواز کرد %~% در هوای عاشقی فرسود باز # 7 نعمت الله را به ما انعام کرد %~% عالمی از نعمتش آسود باز PageV1P0917 ### || [genre: Gh] # 1 رنج غربت تو از غریبان پرس %~% دردمندی ز دردمندان پرس # 2 ذوق سرمستئی که ما داریم %~% گر ندانی بیا ز رندان پرس # 3 کفر زلفش که می برد ایمان %~% مو به مو از من پریشان پرس # 4 رند مست خوشی اگر یابی %~% به دمی از منش فراوان پرس # 5 عاشقان حال عاشقان دانند %~% حالت عاشقی از ایشان پرس # 6 دامن دل بگیر و دلبر جوی %~% جان فدا کن خبر ز جانان پرس # 7 جام وحدت بنوش رندانه %~% ذوق این می ز باده نوشان پرس # 8 در دل ما در آ و خوش بنشین %~% گنج جوئی ز کنج ویران پرس # 9 نور خورشید را به ما بخشید %~% حسن ماهان ز ماه رویان پرس # 10 عشق لیلی ز جان مجنون جو %~% ذوق بلقیس از سلیمان پرس # 11 نعمت الله یار یاران است %~% حال این یار ما ز یاران پرس PageV1P0918 ### || [genre: Gh] # 1 لذت جان ما ز مستان پرس %~% ذوق رندان ms314 ز می پرستان پرس # 2 خبر از حال ما اگر پرسی %~% در خرابات رو ز رندان پرس # 3 نوش کن جام می که نوشت باد %~% بعد از این ذوق باده نوشان پرس # 4 دردمندانه گر دوا جوئی %~% درد دردش بجوی و درمان پرس # 5 سر زلفش اگر به دست آری %~% حال شوریده پریشان پرس # 6 جان عاشق به پرسشی دریاب %~% آنگهی هر چه خواهی از جان پرس # 7 ساقی بزم نعمت اللهم %~% ذوقم از خدمت حریفان پرس PageV1P0919 ### || [genre: Gh] # 1 جام خوشی ز دردی دردش چو ما بپرس %~% مانند دردمند ز دردش دوا بپرس # 2 نقش بلا مگو تو که آرام جان ماست %~% لطفی کن از کرم چو ببینی ز ما ~~بپرس # 3 ما بنده ایم و حضرت او پادشاه ماست %~% با پادشه بگو که ز حال گدا بپرس # 4 از عقل بی خبر خبر عشق او مجو %~% سریست عشق او ز دل ما بیا بپرس # 5 بگذر خوشی به کوی خرابات عاشقان %~% از رند مست لذت ذوق مرا بپرس # 6 ما محرمیم در حرم کبریای او %~% اسرار او ز محرم آن کبریا بپرس # 7 از ما مپرس قصه دنیا و آخرت %~% اما ز سیدم خبری از خدا بپرس ~~PageV1P0920 ### || [genre: Gh] # 1 رنج عشقی کشیده ام که مپرس %~% درد دردی چشیده ام که مپرس # 2 در طریقی که نیست پایانش %~% بر و بحری بریده ام که مپرس # 3 دیده ام صورتی که دیده ندید %~% معنئی را شنیده ام که مپرس # 4 گفته ام نکته ای تو را که مگو %~% خط به حرفی کشیده ام که مپرس # 5 بلبل مست گلشن عشقم %~% ز آشیانی پریده ام که مپرس # 6 عاشق و رند و لاابالی وار %~% ازجهانی رسیده ام که مپرس # 7 بنده وا فروختم به بها %~% سیدی را خریده ایم که مپرس PageV1P0921 ### || [genre: Gh] # 1 گرم و سردی چشیده ام که مپرس %~% هم به مردی رسیده ام که مپرس # 2 این ms315 چنین جام می که می نوشی %~% درد دردی چشیده ام که مپرس # 3 این چنین مست و لاابالی وار %~% از جهانی رسیده ام که مپرس # 4 سختی گفتم از زبان حبیب %~% هم به گوشی شنیده ام که مپرس # 5 گل این گلستان سلطانی %~% هم به دستی بچیده ام که مپرس # 6 گوهری را فروختم به بها %~% جوهری را خریده ام که مپرس # 7 در همه روی روشن سید %~% آفتابی بدیده ام که مپرس PageV1P0922 ### || [genre: Gh] # 1 جام می را به نوش و خوش می‌باش %~% نوش و نوش و خموش و خوش می‌باش # 2 همچو خم شرابخانه به ذوق %~% خود به خود خوش بجوش و خوش می‌باش # 3 خلعتی نو اگر به تو نرسد %~% باش با کهنه پوش و خوش می‌باش # 4 چه کنی هوش مست باش مدام %~% بگذر از عقل و هوش و خوش می‌باش # 5 عاشقانه سبوی می می‌کش %~% همچو رندان به دوش و خوش می‌باش # 6 بزم عشق است و عاشقان سر‌مست %~% خوش بیا می بنوش و خوش می‌باش # 7 در ره عاشقی چو سید ما %~% عاشقانه بکوش و خوش می‌باش PageV1P0923 ### || [genre: Gh] # 1 شراب شوق را پیمانه می باش %~% حریف خلوت جانانه می باش # 2 اگر تو مست مجنونی ندیدی %~% ببین لیلی و خود دیوانه می باش # 3 در دل می زن اما در شب و روز %~% مقیم گوشه آن خانه می باش # 4 به صورت ساحلی معنی چو دریا %~% ورای این و آن دردانه می باش # 5 دلت گنجنیه گنجی است دائم %~% بیا در کنج این ویرانه می باش # 6 فدای عشق کن جان گرامی %~% دل و دلدار و هم جانانه می باش # 7 درآمد از در دل نعمت الله %~% چو شمعی تو برو پروانه می باش ~~PageV1P0924 ### || [genre: Gh] # 1 جان به جانان سپار و خوش می باش %~% دل به دلبر گذار و خوش می باش # 2 آن یکی در هزار خوش می بین %~% یک به ms316 یک می شمار و خوش می باش # 3 گرچه با عاشقی و سرمستی %~% فارغی از خمار و خوش می باش # 4 در خرابات عشق رندانه %~% با می خوشگوار خوش می باش # 5 بنظر می نگار نقش و نگار %~% با خیال نگار خوش می باش # 6 عاشقانه در آ به مجلس ما %~% دمی با ما برآر خوش می باش # 7 جام می نوش شادی سید %~% از کسی غم مدار خوش می باش PageV1P0925 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دلبر گذار و خوش می باش %~% جان به جانان سپار و خوش می باش # 2 نقش رویش که نور چشم من است %~% بنظر می نگار و خوش می باش # 3 باش با جام می دمی همدم %~% نفسی خوش بر آر و خوش می باش # 4 هر چه داری همه امانت اوست %~% جمله با او سپار و خوش می باش # 5 چو همه اوست غیر او خود نیست %~% همه را دوست دار و خوش می باش # 6 تنگه زر یکی و تنگه بسی %~% تنگ ها زر شمار و خوش می باش # 7 یار جانی نعمت الله شو %~% باش با یار یار و خوش می باش PageV1P0926 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش بنوش خوش می باش %~% کسوت او بپوش خوش می باش # 2 به خرابات رو خوشی بنشین %~% همدم میفروش خوش می باش # 3 ساقی ار می دهد تو را جامی %~% بستان و بنوش خوش می باش # 4 همچو خم شراب مستانه %~% گرم شو خوش بجوش خوش می باش # 5 همه میخانه گر دهد ساقی %~% عاشقانه بنوش و خوش می باش # 6 نوش کن جام می که نوشت باد %~% تا نیائی به هوش و خوش می باش # 7 سخن از ذوق نعمت الله گو %~% ور نگوئی خموش و خوش می باش PageV1P0927 ### || [genre: Gh] # 1 سیدی خواهی پناه و بنده باش %~% بنده شو در بندگی پاینده باش # 2 گر به تیغ عشق او کشته شوی %~% حی قیومی برو ms317 دل زنده باش # 3 در هوای گلستان عشق او %~% همچو غنچه با لب پر خنده باش # 4 جان فدا کن گر قبولت اوفتد %~% تا قیامت زین کرم شرمنده باش # 5 خیز از این سایه بنشین آفتاب %~% هم به نور روی او تابنده باش # 6 سروری ملک بقا گر بایدت %~% در خرابات فنا افکنده باش # 7 کام جان از سید ما می طلب %~% یک زمان همصحبت این بنده باش PageV1P0928 ### || [genre: Gh] # 1 گر فسرده نیستی گر ما نه باش %~% عاقلی ور عاشقی دیوانه باش # 2 آشنائی گر کنی با عاشقان %~% عاشقانه از خود بیگانه باش # 3 عشق بحر بیکران است ای پسر %~% گر به دریا می روی مردانه باش # 4 زاهد مغرور و کنج صومعه %~% تو مقیم گوشه میخانه باش # 5 عشق دریا صورت تو چون صدف %~% معنیش چون طالب دردانه باش # 6 شمع عشقش صورتی در ما فکند %~% ذوق اگر داری بیا پروانه باش # 7 تن رها کن جان به جانانه می سپار %~% نعمت الله را بجو جانانه باش ~~PageV1P0929 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ار عاشقی بیا خوش باش %~% رو چو ما صادقی بیا خوش باش # 2 خوش بلائیست عشق بالایش %~% جان فدا کن درین بلا خوش باش # 3 همه کس خوش بود به ساز و سزا %~% تو بساز و به ناسزا خوش باش # 4 از غم دی و غصه فردا %~% بگذر امروز و حالیا خوش باش # 5 جان به باد هوا سپار ای دل %~% به هوایش در آن هوا خوش باش # 6 خوش عزیز است عمر و می گذرد %~% مگذارش مرو بیا خوش باش # 7 خوش بود گفته خوش سید %~% خوش بخوان راست در نوا خوش باش PageV1P0930 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ار چه شکسته ای خوش باش %~% با غمش عهد بسته ای خوش باش # 2 درد دردش چو صاف درمان نوش %~% وز جفا گر چه خسته ای خوش باش # 3 خوش نباشد غم جهان خوردن %~% از جهان گر ms318 گستته ای خوش باش # 4 دنیی و آخرت رها کردی %~% از همه باز رسته ای خوش باش # 5 بود بندی ز عقل بر پایت %~% از چنین بند جسته ای خوش باش # 6 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% با حریفان نشسته ای خوش باش # 7 دل سید شکسته عشق است %~% گر تو چون او شکسته ای خوش باش PageV1P0931 ### || [genre: Gh] # 1 زر بپاش و خواجه زر پاش باش %~% سر بنه بر پاش و خاکپاش باش # 2 زهد بگذار و به میخانه خرام %~% در خرابات مغان قلاش باش # 3 لذتی از عمر اگر خواهی برو %~% همنشین زندگی اوباش باش # 4 روز امروزت غنیمت می شمر %~% دی گذشت آسوده از فرداش باش # 5 گر بیابی سید هر دو سرا %~% ناظر آن دیده بیناش باش PageV1P0932 ### || [genre: Gh] # 1 عشق سرمست است و دارد دور باش %~% عقل را گوید از این در دور باش # 2 تندرست است آنکه دارد درد عشق %~% ور بود بی درد گو رنجور باش # 3 عشق او داری ز عالم غم مخور %~% چون غم او می خوری مسرور باش # 4 رند مستی گر بیابی مست شو %~% ور به مخموری رسی مخمور باش # 5 ناظر او باش چون اهل نظر %~% ور نداری این نظر منظور باش # 6 عشق سرداری اگر داری بیا %~% بر سر دار فنا منصور باش # 7 نعمت الله نور چشم مردم است %~% چشم داری طالب این نور باش PageV1P0933 ### || [genre: Gh] # 1 پاک باش و بی وضو یک دم مباش %~% جز که با پاکان دمی همدم مباش # 2 دنیی دون گر نماند گو ممان %~% پیرزن گر مرد در ماتم مباش # 3 پند رندان گوش کن گر عارفی %~% جام می را نوش کن بی جم مباش # 4 اسم اعظم پادشاه عالمست %~% لحظه ای بی صاحب اعظم مباش # 5 گر کسی در عشق او جان می دهد %~% جان رها کن کمتر از هر کم مباش # 6 باش دلشاد از وصال دلبرت %~% در ms319 فراقش نیز هم بی غم مباش # 7 یک دمی با نعمت الله هم برآر %~% لحظه ای با غیر او همدم مباش ~~PageV1P0934 ### || [genre: Gh] # 1 اگر میلی به ما داری بیا و بنده ما باش %~% ز جام جان مئی بستان روان و ~~بر سر ما باش # 2 ز سرمستان بزم ما طریق عاقلی کم جو %~% ز ما مستی و رندی جو که هم ~~مستیم و هم قلاش # 3 خراباتست و عاشق مست وبا معشوق خود همدم %~% برو ای عقل سرگردان به جای ~~خویشتن می باش # 4 کسی کو نقش می بندد خیال غیر او امروز %~% به جز نقش خیال او نباشد ~~حاصل فرداش # 5 به دور چشم مست او جهان پرفتنه می بینم %~% بلا بالا گرفت امروز در ~~عالم از آن بالاش # 6 منه رخ بر رخش ای جان که تو خاری و رویش گل %~% مکن بیداد با رویش به ~~خار آن روی گل مخراش # 7 به هر نقشی که می بندم خیال نعمةالله است %~% چه خوش نقشی که می بندد ~~خیالش در نظر نقاش PageV1P0935 ### || [genre: Gh] # 1 در میکده مست و رند و قلاش %~% همصحبت عاشقان او باش # 2 هر نور که دیده یا بد از دل %~% در پای خیال عشق او باش # 3 ای عقل تو زاهدی و ما رند %~% عاقل چه کند حریف قلاش # 4 ظاهر جامیم و باطنا می %~% صورت نقشیم و معنی نقاش # 5 معشوق خودیم و عاشق خود %~% گفتیم حدیث عشق خود فاش # 6 می نوش ز جام ساقی ما %~% سرمست چو چشم یار خوش باش # 7 من بنده سیدم که دایم %~% مست است و حریف و رند و اوباش PageV1P0936 ### || [genre: Gh] # 1 بحر در جوش است و جانم درخروش %~% عقل می گوید که راز خود بپوش # 2 عاقلی می خورد و عقل از دست رفت %~% اوفتاده بی خود و بی عقل و هوش # 3 تا ننوشی می ندانی ذوق می %~% ذوق می می بایدت ms320 می را بنوش # 4 خم می در جوش و ساقی در حضور %~% در سرای ما و ما در جست و جوش # 5 ساقی ما خرقه می شویدبه می %~% آفرین بر دست او و شستشوش # 6 در خرابات مغان مست و خراب %~% می کشندم چون سبو رندان به دوش # 7 سید مستان چو می گوید سخن %~% عاشقانه گوش کن یک دم خموش PageV1P0937 ### || [genre: Gh] # 1 خم می در جوش و رندان درخروش %~% گر تو رندی جرعه ای زین می بنوش # 2 دل به ساقی ده که تا یابی حیات %~% جان فدا کن در هوای می فروش # 3 گوهر در یتیم از ما بجو %~% تا شوی چون حیدری حلقه به گوش # 4 هر که یک جرعه بنوشد زین شراب %~% تا قیامت او کجا آید به هوش # 5 گر سخن از عشق می گوئی بگو %~% ور حدیث از عقل می پرسی خموش # 6 مجلس عشق است سرمستان رند %~% می کشندم چون سبو رندان به دوش # 7 پیرهن از یوسف مصری بنه %~% خلعتی از خرقه سید بپوش PageV1P0938 ### || [genre: Gh] # 1 به گوش و هوش من آمدند ای ساقی دوش %~% که جام جم بستان و می حلال بنوش # 2 بیا که مجلس عشقست و عاشقان سرمست %~% مدام همدم جامند و خم می در جوش # 3 گشوده برقع صورت ز روی معنی باز %~% هزار جان شده حیران و عقلها مدهوش # 4 به عشق ساقی رندان که جان من به فداش %~% سبوی مجلس رندان خوش کشم بر ~~دوش # 5 به مشت گل نتوان آفتاب را اندود %~% بگو به عاشق مستی که عشق را می پوش # 6 به گندمی اگر آدم بهشت را بفروخت %~% تو باز خر به جوی و به نیم جو ~~بفروش # 7 شنو که سید سرمست وعظ می گوید %~% بگو خطیب مخوان خطبه یک زمان خاموش ~~PageV1P0939 ### || [genre: Gh] # 1 زهد بگذار و خرقه را بفروش %~% جام می را بگیر و خوش می نوش # 2 ذوق ms321 مستی کسی که دریابد %~% گرچه عاقل بود شود مدهوش # 3 در خرابات مست می گردم %~% همچو رندان خوشی سبو بر دوش # 4 ساغر می مدام می نوشم %~% سرخوشانه چو خم می در جوش # 5 راز هشیار پیش مست مگو %~% ور بگوئی بگو که آن می پوش # 6 گوهر بحر ماست گفته ما %~% خوش بود هر که می کند در گوش # 7 شاهد ماست ساقی سرمست %~% نعمت الله گرفته در آغوش PageV1P0940 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات تا سحرگه دوش %~% می کشیدم سبوی می بر دوش # 2 شادی روی ساقی سرمست %~% دوش تا روز بود نوشانوش # 3 بزم عشق است خرقه را بر کن %~% جامه عاشقانه ای درپوش # 4 در ره عاشقی و می خواری %~% عاشقانه به جان و دل می کوش # 5 ما خراباتیان سرمستیم %~% چون خم می فروش خوش در جوش # 6 گل تبسم کنان و می در جام %~% بلبل مست کی شود خاموش # 7 نعمت الله حریف و ساقی او %~% جام در دور و عاشقان مدهوش PageV1P0941 ### || [genre: Gh] # 1 جام می شادی رندان نوش نوش %~% ور توانی راز خود در پوش پوش # 2 خوش سبوئی از برای عاشقان %~% می کشیدم تا سحر بر دوش دوش # 3 خم می در جوش و ساقی درحضور %~% از چنین خمخانه ای سر جوش جوش # 4 عقل می گوید مخور بسیار می %~% عشق می گوید فراوان نوش نوش # 5 عشق آمد عقل و هوش ما ببرد %~% کی بیابد این چنین بیهوش هوش # 6 ای صبا احوال ما را از کرم %~% گر توانی شمه ای در گوش گوش # 7 تا مرید نعمت الله باشدش %~% کرده پیدا عارفی در اوش اوش PageV1P0942 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش چو صاف درمان نوش %~% نوش کن جام می فراوان نوش # 2 جرعه ای درد درد اگر یابی %~% شادی روی دردمندان نوش # 3 نوش نوش و خموش خوش می باش %~% آشکارا مکن به پنهان نوش # 4 می ما مستی دگر دارد ms322 %~% عاشقانه بیا چو مستان نوش # 5 نه شراب حرام می گویم %~% می پاک حلال جانان نوش # 6 می خمخانه محبت او %~% با حریفان و باده نوشان نوش # 7 نعمت الله ماست ساقی ما %~% جام گیتی نما چو رندان نوش PageV1P0943 ### || [genre: Gh] # 1 از جام حباب آب می نوش %~% آن آب ازین حباب می نوش # 2 جامی چو بود سبو کدامست %~% خمخانه بی حساب می نوش # 3 او آب حیات و تشنه مائیم %~% از چشمه ما تو آب می نوش # 4 می نوش می محبت او %~% مستانه در آن جناب می نوش # 5 گر می نوشی تو در خرابات %~% با ساقی بی حجاب مینوش # 6 از گلشن ما گلی به دست آر %~% می گیر عرق گلاب می نوش # 7 از مشرب خاص نعمت الله %~% رندانه بیا شراب می نوش PageV1P0944 ### || [genre: Gh] # 1 دلخوشم از عشق جان افزای خویش %~% دوست دارم یار بی همتای خویش # 2 در نظر نقش خیالش بسته ام %~% خوش نشسته نور او بر جای خویش # 3 کنج میخانه بود مأوای ما %~% جنت المأوای ما مأوای خویش # 4 آبروی عالمی از ما بود %~% نه ز جوی غیر از دریای خویش # 5 شمع عشقش آتشی خوش برفروخت %~% سوختم ازعشق سر تا پای خویش # 6 هر که او سودای عشقش می کند %~% می کند سر در سر سودای خویش # 7 نور چشم نعمت الله دیده ام %~% روشنست از نور مه سیمای خویش ~~PageV1P0945 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای نور چشم ما و خوش بنشین به جای خویش %~% منور ساز مردم را و هم ~~خلوتسرای خویش # 2 به هجرت مبتلا گشتم به وصلت آرزومندم %~% چه باشد ار به دست آری رضای ~~مبتلای خویش # 3 به غیر از ساقی رندان ندارم آشنا دیگر %~% شدم از عقل بیگانه به عشق ~~آشنای خویش # 4 بیا ای مطرب عشاق و ساز بینوا بنواز %~% دم ما یک دمی خوش کن به آواز ~~نوای خویش # 5 دوای درد دل ms323 درد است اگر داری غنیمت دان %~% که دارد در همه عالم ازین ~~خوشتر دوای خویش # 6 تو سلطانی به حسن امروز و سید بنده جانی %~% کرم فرما به لطف امروز ~~بنواز این گدای خویش PageV1P0946 ### || [genre: Gh] # 1 سوختم بر آتش دل عود خویش %~% یافتم از خویشتن مقصود خویش # 2 من ایاز حضرتم اما به عشق %~% او ایازست و منم محمود خویش # 3 تا نشستم بر سر کوی غمش %~% ساکنم در جنت موعود خویش # 4 بود من در بود او نابود شد %~% فارغم از بود و از نابود خویش # 5 دیده ام جانان جان عالمی %~% در میان جان غم فرسود خویش # 6 تا مرا بخشید حق نور وجود %~% واقفم از واجد و موجود خویش # 7 جان مقبولم قبولش اوفتاد %~% دلخوشم از طالع مسعود خویش # 8 ز آفتاب مهر رویش دیده ام %~% نور عالم سایه ممدود خویش # 9 عارف دل در برم رقصان شده %~% ز استماع نغمه داود خویش # 10 عاشق و میخانه و صوفی و زهد %~% هر کسی و عادت معهود خویش # 11 سید از هستی خود چون نیست شد %~% ایمن آمد از زیان و سود خویش ~~PageV1P0947 ### || [genre: Gh] # 1 عزتی ده مرا به عزت خویش %~% زنده گردان مرا به طاعت خویش # 2 غصه غم ز پیش دل بردار %~% شادمان کن مرا به خدمت خویش # 3 در دلم آتشی است بنشانش %~% رحمتی کن به جان حضرت خویش # 4 پاک گردان دلم ز هستی خود %~% غیر را ره مده به خلوت خویش # 5 همت من ز تو تو را خواهد %~% برسانم به کام همت خویش # 6 دولت من وصال حضرت توست %~% دولتی ده مرا به دولت خویش # 7 نعمت الله به من تو بخشیدی %~% یا ز مستان ز بنده نعمت خویش ~~PageV1P0948 ### || [genre: Gh] # 1 همه عالم چو شبنمی دانش %~% غرق بحر محیط گردانش # 2 نقطه در الف نظر می کن %~% الفی در حروف می خوانش # 3 هر خیالی که در نظر آید ms324 %~% نقش بند و به دیده بنشانش # 4 دردمندی که درد دل دارد %~% باشد آن درد عین درمانش # 5 عشق شاه است گنج سلطانی %~% دل عشاق کنج ویرانش # 6 جام می می دهد به ما ساقی %~% بستان این و نو شکن آنش # 7 جام گیتی نماست سید ما %~% همه عالم تن است و او جانش PageV1P0949 ### || [genre: Gh] # 1 هفت هیکل به ذوق می خوانش %~% معنی یک به یک همی دانش # 2 سخنی عارفانه می گویم %~% از لب درفشان خندانش # 3 سر بینداز بر سر میدان %~% همچو گوئی به پیش چوگانش # 4 هر خیالی که نقش او دارد %~% نور چشمم به دیده بنشانش # 5 موج و دریا به نزد ما آب است %~% جام و می را حباب می خوانش # 6 دردمندی که درد دل دارد %~% درد درد دل است درمانش # 7 باش همراه سید رندان %~% در طریقی که نیست پایانش PageV1P0950 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش جمعیتی داریم از زلف پریشانش %~% بود دلشاد جان ما که دلدار است ~~جانانش # 2 بیاور دردی دردش که آن صاف دوای ماست %~% کسی کو درد دل دارد همان درد ~~است درمانش # 3 دلم گنجینه عشقست و خوش گنجی در او پنهان %~% چنین گنجی اگر جوئی بود ~~درکنج ویرانش # 4 من ازذوق این سخن گفتم تو هم بشنو به ذوق از من %~% بیا و قول مستانه ~~روان مستانه می خوانش # 5 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% سر ما و آستان او دست ما ~~و دامانش # 6 اگر تو آبرو جوئی بیا با من دمی بنشین %~% که دریائیست بحر ما که پیدا ~~نیست پایانش # 7 حریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید %~% بنوش این ساغر می را به شادی ~~روی یارانش PageV1P0951 ### || [genre: Gh] # 1 پریشان کرد حال من سر زلف پریشانش %~% بر افکن زلف از عارض شب من روز ~~گردانش # 2 چه خوش درد دلی دارم که هر درمان فدای او %~% به جان ms325 این درد می جویم ~~نخواهم کرد درمانش # 3 دلم گنجینه عشق است و نقدگنج او در وی %~% اگر گنج خوشی جوئی بجو در ~~کنج ویرانش # 4 اگر در مجلس رندان زمانی فرصتی یابی %~% ز ذوق این شعر مستانه درآن ~~مجلس فروخوانش # 5 اگر زاهد ز مخموری نخواهد نعمت الله را %~% به جان جمله رندان که می ~~خواهند رندانش PageV1P0952 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی سرخوش ما همدم ما می بینش %~% جام می را به کف آور به صفا می بینش # 2 آفتابیست که بر هر دو جهان تافته است %~% می نماید به تو روشن همه جا ~~می بینش # 3 نقش بستیم خیال رخ او بر دیده %~% خوش خیالیست در این دیده ما می بینش # 4 خیز و آئینه از مردم بینا بطلب %~% بنشین در نظر ما و خدا می بینش # 5 نور چشمست که چشمت ابدا روشن باد %~% برو ای نور دو چشم و ابدا می بینش # 6 گر جفائی کند آن دوست به جان منت دار %~% بکش آن جور ولی لطف و وفا می ~~بینش # 7 بنده با سید سرمست حریف است مدام %~% پادشاهی به کرم یار گدا می بینش ~~PageV1P0953 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای نور چشم اهل بینش %~% به نور او جمال او ببینش # 2 نیازی کن اگر او می کند ناز %~% به جان می کش تو ناز نازنینش # 3 نثار تو است گنج کنت کنزا %~% مراد او توئی از آفرینش # 4 اگر عالم تو را بخشد خداوند %~% تو او را از همه عالم گزینش # 5 هوای آبرو داری که یابی %~% بیا با ما در این دریا نشینش # 6 گهی سازی زند گاهی نوازد %~% هم آن آرام جانست و هم اینش # 7 جهان روشن شده از نعمت الله %~% نماید نور سید در جبینش PageV1P0954 ### || [genre: Gh] # 1 عشق آمد و جام می به دستش %~% جانم به فدای چشم مستش # 2 برخواست بلا و فتنه بنشست %~% از قد بلند و زلف پستش ms326 # 3 بنشست به تخت دل چو شاهی %~% یا رب چه خوشست این نشستش # 4 صد توبه به یک کرشمه شکست %~% سرمستی چشم می پرستش # 5 ای عقل برو که عشق سرمست %~% عهد من و توبه هم شکستش # 6 در مذهب عشق هیچ بد نیست %~% نیک است هر آنچه عشق هستش # 7 رندیم و حریف نعمت الله %~% سر بر قدم و به دست دستش PageV1P0955 ### || [genre: Gh] # 1 چیست عالم سایه بان حضرتش %~% کیست آدم پاسبان حضرتش # 2 هر چه بود و هست و خواهد بود هم %~% هست و بود و باشد از آن حضرتش # 3 آفتابش نوربخش عالم است %~% دادمت روشن نشان حضرتش # 4 مجلس عشق است و ما مست و خراب %~% باده نوشان عاشقان حضرتش # 5 دل به من ده تا روان گویم ز جان %~% این معانی از بیان حضرتش # 6 کشته عشقم از آنم زنده دل %~% حی جاویدم به جان حضرتش # 7 سید مست است و جام می به دست %~% رند و سرخوش بندگان حضرتش PageV1P0956 ### || [genre: Gh] # 1 دیشب به خواب دیدم نقش خیال رویش %~% دیدم که می کشیدم مستانه سو به ~~سویش # 2 بگرفته در کنارم ترسا بچه به صد ناز %~% بسته میان به زنار بگشوده بود ~~مویش # 3 عیسی دم است یارم من زنده دل از آنم %~% با هر که دم برآرم باشم به گفت ~~و گویش # 4 عالم شده منور از نور طلعت او %~% خوشبو بود جهانی از زلف مشک بویش # 5 گنج است عشق جانان در کنج دل دفینه %~% گر میل گنج داری در کنج دل ~~بجویش # 6 ساقی بیار جامی بر فرق ما فرو ریز %~% این خرقه در بر ما لطفی کن و ~~بشویش # 7 مانند بلبل مست بر روی گل فتادیم %~% از عشق نعمت الله بنهاده روبرویش ~~PageV1P0957 ### || [genre: Gh] # 1 در خواب خوش نماید نقش خیال رویش %~% نور نظر فزاید نقش خیال رویش # 2 از نور طلعت او دیده شود منور %~% در چشم ms327 من چو آید نقش خیال رویش # 3 نقش خیال رویش بر دیده می نگارم %~% جائی دگر نشاید نقش خیال رویش # 4 دایم ز نو خیالش بر دیده می کشم نقش %~% پیوسته خود نپاید نقش خیال ~~رویش # 5 هر لحظه ای خیالی بر دیده نقش بندم %~% هر دم دلی رباید نقش خیال رویش # 6 هرگز خیال غیری در چشم ما نیاید %~% چون پرده برگشاید نقش خیال رویش # 7 در عین نعمت الله بنگر به چشم معنی %~% چون نور می نماید نقش خیال رویش ~~PageV1P0958 ### || [genre: Gh] # 1 ساقیم می رفت و رندان در پیش %~% جام می بر دست و مستان در پیش # 2 عزم کردم تا خرابات مغان %~% عاشقان و می پرستان در پیش # 3 نعره مستانه می زد دم به دم %~% های و هوی باده نوشان در پیش # 4 گر به مستی عربده کردی دمی %~% لطف فرمودی فراوان در پیش # 5 چون روان شد از برم عمر عزیز %~% دل روان شد از بدن جان در پیش # 6 در هوای بزم او نی در خروش %~% چنگ با زلف پریشان در پیش # 7 درد دردش نوش کن ای جان من %~% تا بیابی صاف درمان در پیش # 8 خضر رفته از پی ساقی ما %~% نوش کرده آب حیوان در پیش # 9 خوش خرامان می رود مست و خراب %~% نعمةالله و حریفان در پیش ~~PageV1P0959 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوشحالی که می یابم جمالش %~% چه خوش خوابی که می بینیم خیالش # 2 بیا بر چشم ما بنشین زمانی %~% که تا بینی به چشم من جمالش # 3 برای حسن او فالی گرفتم %~% برآمد سوره طه بفالش # 4 مثالش می نماید جام باده %~% نظر کن در مثال بی مثالش # 5 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% نخواهد بود عقل اینجا مجالش # 6 دلم در بحر عشقش غرقه گردید %~% ندانم تا چه شد بیچاره حالش # 7 حلالش باد جان من حلالش %~% می وحدت به شادی نعمت الله PageV1P0960 ### || [genre: Gh] ms328 # 1 دل به دلبر دادم و جان بر سرش %~% یافتم صد جان و جانان بر سرش # 2 لطف او بخشید ما را از کرم %~% جنت جاوید و حوران بر سرش # 3 دست جانان گیر اگر دستت دهد %~% سر به پای او بنه جان بر سرش # 4 عقل بی درد است و درد سر دهد %~% دردسر بگذار و درمان بر سرش # 5 کفر زلفش دین ما بر باد داد %~% می رود اسلام و ایمان بر سرش # 6 می فراوان می دهد ساقی به ما %~% بعد از آن نقل فراوان بر سرش # 7 در ولایت حکم ما سید نوشت %~% مهر آل و نام سلطان بر سرش PageV1P0961 ### || [genre: Gh] # 1 دیده ندیده هرگز نقش خیال غیرش %~% در خلوت دل ما نبود مجال غیرش # 2 ما را چو التفاتی بر حال خود نباشد %~% کی التفات باشد ما را به حال ~~غیرش # 3 نوشیم درد دردش شادی روی رندان %~% ما را چه کار آید آب زلال غیرش # 4 نور جمال جانان دیده به نور او دید %~% در چشم ما نیاید حسن جمال غیرش # 5 در آینه نظر کن تمثال خویش بنگر %~% زنهار تا نگوئی آنکه مثال غیرش # 6 نقشیست یا خیالی آن نقش ما نبینیم %~% در خواب اگر نماند نقش خیال غیرش # 7 از آفتاب حسنش هر ذره ماهروئی %~% آخر چه نقش بندد شکل هلال غیرش # 8 گر عمر لایزالی خواهی چو ما بیابی %~% از خویشتن فنا شو هم از زوال ~~غیرش # 9 غیرت نمی گذارد تا غیر او درآید %~% بی وصل او نخواهد سید وصال غیرش ~~PageV1P0962 ### || [genre: Gh] # 1 وش مطربیست عشقش بنواخت باز سازش %~% آسوده جان عشاق از ساز دلنوازش # 2 خواهی که بازیابی رمزی ز راز معشوق %~% می باش عاشقانه با محرمان رازش # 3 جانی که نو نیاز است جانان به جان گدازد %~% یا رب که آفرین باد بر جان ~~نو نیازش # 4 ساقی به صاف درمان ما را علاج می کن ms329 %~% باز آ به درد دردش خوش خوش دوا ~~بسازش # 5 آن یار نازنینم زارم گذاشت بازم %~% شکرانه جان ببازم گرآورند بازش # 6 جام جم است عالم پر می ز خم وحدت %~% نوشم می حقیقت از ساغر مجازش # 7 ذوقیست عاشقان را با جان نعمت الله %~% ذوق خوشی طلب کن از جان پاکبازش ~~PageV1P0963 ### || [genre: Gh] # 1 روح اعظم نایب حق خوانمش %~% لاجرم بر تخت دل بنشانمش # 2 اسم اعظم خوانده ام از لوح دل %~% خازن گنج الهی دانمش # 3 مهر و مه می خوانمش در روز و شب %~% گه به صورت گه به معنی خوانمش # 4 عهد با او بسته ام روز ازل %~% تا ابد پابند آن پیمانمش # 5 نور چشمست او و دیده دمبدم %~% در خیالش سو به سو گردانمش # 6 عقل مخمور است و من مست خراب %~% گر درآید این چنین کی مانمش # 7 نعمت الله مخزن اسرار اوست %~% هرچه می خواهم ازو بستانمش PageV1P0964 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای صوفی صافی می جام صفا درکش %~% بیاور دردی دردش به امید دوا ~~درکش # 2 حریف بزم رندان شو چرا مخمور می گردی %~% ز دست ساقی باقی می جام بقا ~~درکش # 3 سر کوی بلای او مقام مبتلایان است %~% اگر تو از بلا ترسی عنان از ~~کربلا درکش # 4 ز خاک پاک سرمستی اگر گردی به دست آری %~% روان در دیده جانت بسان ~~توتیا درکش # 5 خراباتست و می درجام و او معشوق می خواران %~% اگر تو عاشق اوئی به عشق ~~او بیا درکش # 6 اگر در بزم جانبازان زمانی فرصتی یابی %~% اجازت خواه مستانه بیا و خوش ~~مرا درکش # 7 سوی الله را وداعی کن مرید نعمت الله شو %~% قدم در ملک باقی نه رقم ~~گرد فنا درکش PageV1P0965 ### || [genre: Gh] # 1 غلغله عاشقان مجلس کوی غمش %~% سلسله اهل دل حلقه موی غمش # 2 در خم چوگان غم دل شده غلطان به سر %~% شادی آن سر که او گردد و کوی ms330 ~~غمش # 3 این دل مسکین من خرم و دلشاد شد %~% تا به مشامم رسید شمه بوی غمش # 4 مست می غم شدم شادی مستان غم %~% میل ندارم به هیچ جز که به سوی غمش # 5 گفت من و گوی او راحت قلب حزین %~% جست دل و جوی جان دیدن روی غمش # 6 بی سر و بی پا منم همدم رندان غم %~% سرخوشم و می روم بر سر کوی غمش # 7 درد غم و درد او آمده درمان ما %~% سید ما شد به جان بنده خوی غمش ~~PageV1P0966 ### || [genre: Gh] # 1 آن یکی از هر یکی می جویمش %~% دو نمی گویم یکی می گویمش # 2 دیده گر نقش خیال غیر دید %~% پاکبازانه روان می شویمش # 3 شد معطر عالمی از بوی او %~% این چنین بوی خوشی می بویمش # 4 یک حقیقت در دو عالم رو نمود %~% در دو عالم آن یکی می گویمش # 5 سیدم تخم محبت کاشته %~% از محبت من چنین می رویمش PageV1P0967 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او در جان روان می دارمش %~% جان چنین خوشتر چنان می دارمش # 2 مهر او روشن تر است از نور چشم %~% گرچه از مردم نهان می دارمش # 3 گنج عشقی دارم اندر کنج دل %~% لیک بی نام و نشان می دارمش # 4 یک عروس بکر دارم در ضمیر %~% از برای عاشقان می دارمش # 5 دردسر می داد عقل بوالفضول %~% از بر خود بر کران می دارمش # 6 سید از داد و ستد آزاد شد %~% فارغ از سود و زیان می دارمش PageV1P0968 ### || [genre: Gh] # 1 جام عین شراب دریابش %~% همچو آب و حباب دریابش # 2 همه عالم تن است و او جانست %~% خوش حبابی پر آب دریابش # 3 آفتابی ز ماه بسته نقاب %~% ماه بین آفتاب دریابش # 4 دامن بندگی ساقی گیر %~% شاه عالی جناب دریابش # 5 غیر او گر خیال می بندی %~% می نماید به خواب دریابش # 6 گر به میخانه فرصتی یابی %~% نوش ms331 می بی حساب پایانش # 7 نعمت الله را اگر یابی %~% رند و مست و خراب دریایش PageV1P0969 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانه به یاد او سرخوش %~% ساغر می چو عاشقان درکش # 2 مست او شو چه جای هشیاریست %~% نوش کن جام باده بی غش # 3 دل اصحاب عشق و صحبت دوست %~% جان یاران و مهر آن مهوش # 4 عشق او آتش است و ما چون عود %~% خوش بود عود خاصه بر آتش # 5 آستین بر جهان جان افشان %~% دامن از دست ملک دل درکش # 6 از سر هر دو کون خوش برخیز %~% بنشین یک زمان به عشقش خوش # 7 روز عید است باش قربانش %~% همچو سید ولی مگو ترکش # 8 آفتابست و ماه خوانندش %~% همه بینند ولی ندانندش PageV1P0970 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشم است و مردم دیده %~% در نظر دائما نشانندش # 2 روح محض است از سرش تا پا %~% یک به یک بوسه واستانندش # 3 نقش غیری خیال اگر بندم %~% آب چشمم ز دیده رانندش # 4 عاشقانی که سیدم بینند %~% در تحیر که تا چه خوانندش PageV1P0971 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش دردخواری بایدش %~% دردمندی بردباری بایدش # 2 گر بنالد بلبلی عیبش مکن %~% عاشق است و گلعذاری بایدش # 3 دل به دلبر جان به جانان می دهد %~% هر که او وصل نگاری بایدش # 4 رند سرمستی که می نوشد مدام %~% خوش حریفی و کناری بایدش # 5 در چنین میدان که ما گوئی زدیم %~% پادشاهی شهسواری بایدش # 6 دل بود آئینه او آئینه دار %~% آینه آئینه داری بایدش # 7 یار یاران ترک اغیاران کند %~% گرچه سید یار غاری بایدش PageV1P0972 ### || [genre: Gh] # 1 کاه و جو خلق برد خوش خوش %~% در خرمن وی فتاد آتش # 2 و آن کس که خورد ز مال مردم %~% حلقش گیرد به روز مرگش # 3 هر کس که چنان شود چنین است %~% قربان شو هم بگو به ترکش PageV1P0973 ### || [genre: Gh] # 1 این حضور عاشقان است و سماع %~% صحبت صاحبدلان است ms332 و سماع # 2 حضرت مستان خاص الخاص او %~% مجلس آزادگانست و سماع # 3 یار با ما در سماع معنوی %~% این معانی را بیان است و سماع # 4 گر دوای درد می جوئی بیا %~% درد دل درمان جان است و سماع # 5 در حریم کبریای عشق او %~% های و هوی عاشقان است و سماع # 6 هر که را ذوقی است گو در نه قدم %~% جان سید در میان است و سماع ~~PageV1P0974 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندیم و از دوا فارغ %~% مستمندیم و از شفا فارغ # 2 مبتلائیم و از بلا ایمن %~% بینوائیم و از نوا فارغ # 3 در وصالیم و فارغ از هجران %~% در بقائیم و از فنا فارغ # 4 ما طلبکار او و او با ما %~% یار جویای ما و ما فارغ # 5 بندگانیم و ایمن از سید %~% پادشاهیم و از گدا فارغ PageV1P0975 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او دریا و ما در وی صدف %~% از صدف گوهر طلب کن ای خلف # 2 گوهر هر کس که باشد خوبتر %~% باشد او را بر یکی دیگر شرف # 3 کی تواند بود گیلان همچو مصر %~% یا کجا باشد سقر مثل نجف # 4 کشف و کشاف است ما را در نظر %~% کی بود چون کشف ما کشف کشف # 5 گرچه دریا آبرو دارد ولی %~% غیر بادش نیست دریا را به کف # 6 در پی نقش خیال این و آن %~% حیف باشد گر شود عمرت تلف # 7 نعمت الله مجلسی آراسته %~% آمده رندان مست از هر طرف PageV1P0976 ### || [genre: Gh] # 1 وقت آن آمد که ما را باز بنوازی به لطف %~% یک زمانی از کرم با ما ~~بپردازی به لطف # 2 حال ما گرچه خرابست از کرم معمور ساز %~% خوش بود گر ساز ما را باز ~~بنوازی به لطف # 3 گر چه بر خاک درم انداختی ای نور چشم %~% چشم آن دارم که از چشمم ~~نیندازی به لطف # 4 آفتاب عالمی و عالمی در سایه ات %~% لطف ms333 فرمائی و کار عالمی سازی به ~~لطف # 5 عشقبازی می کنی با ما ولی پنهان ز ما %~% این لطیفه گر که با ما عشق می ~~بازی به لطف PageV1P0977 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاه عاشقانیم و گدای کوی عشق %~% ای عجب بنگر گدا شد پادشاه کوی عشق # 2 مجلس مستان حضرت روضه رضوان ماست %~% جنت المأوای ما بستانسرای کوی عشق # 3 عقل سرگردان چه داند ذوق بزم عاشقان %~% ناسزائی خود کجا باشد سزای کوی ~~عشق # 4 خانقه هرگز ندارم من به جای میکده %~% خود ندارم هیچ جائی من به جای ~~کوی عشق # 5 مانم چشم و غم دل دوست می داریم دوست %~% زانکه جان می بخشداین آب و ~~هوای کوی عشق # 6 صد دوا بادا فدای درد بی درمان ما %~% باد جاوید این دل ما مبتلای کوی ~~عشق # 7 نعمت الله دم به دم از ما نوائی می برد %~% تا توانی یافتیم از بینوای ~~کوی عشق PageV1P0978 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقان غرقند در دریای عشق %~% اوفتاده مست در غوغای عشق # 2 دامن معشوق بگرفته به دست %~% سر نهاده دائما در پای عشق # 3 عاشق و معشوق و عشق آمد یکی %~% در سر ما نیست جز سودای عشق # 4 نور چشم عاشقان عشق وی است %~% عقل کی داریم ما بر جای عشق # 5 ملک عالم را به سلطانی گرفت %~% حضرت یکتای بی همتای عشق # 6 کار ما از عاشقی بالا شده %~% این بلا می جو تو از بالای عشق # 7 عشق در جان است و در دل درد او %~% نعمت الله واله و شیدای عشق ~~PageV1P0979 ### || [genre: Gh] # 1 تن به جان زنده است و جان از عشق %~% در بدن روح ما روان از عشق # 2 عشق داند که ذوق عاشق چیست %~% باز جو ذوق عاشقان از عشق # 3 هر چه در کاینات موجود است %~% جود عشق است و باشد آن از عشق # 4 عاشقان عشق را به جان جویند %~% عاقلانند غافلان از عشق # 5 ms334 نعمت الله که میر مستان است %~% می دهد بنده را نشان از عشق ~~PageV1P0980 ### || [genre: Gh] # 1 عالم عرض است و جوهرش حق %~% این است رموز سر مطلق # 2 جانست چو موج و دل چو دریا %~% مائیم حباب و تن چو زورق # 3 گنجیم و طلسم مائی ماست %~% بگشای به عشق بند مغلق # 4 عاشق صور است و معنی معشوق %~% وین هر دو ز عشق گشته مشتق # 5 عشقش به اشارت اصابع %~% کرده مه بدر عقل را شق # 6 ما بلبل گلستان عشقیم %~% نالان به نوای خوش به رونق # 7 مستیم و خراب همچو سید %~% گویای اناالحقیم و بر حق PageV1P0981 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه وجود مطلق %~% خود بینم و خودنمایم الحق # 2 مائیم حباب و آب دریا %~% هم جام شراب و بحر و زورق # 3 او معشوقست و عاشق ما %~% از عشق شدیم هر دو مشتق # 4 مستیم و خراب در خرابات %~% ایمن ز مقیدیم و مطلق # 5 یک جرعه ز درد درد ساقی %~% بهتر ز هزار جام رادق # 6 ما بلبل سرخوشیم و گلشن %~% از ناله ما گرفت رونق # 7 هر قول که گفت نعمت الله %~% گفتند جهانیان که صدق PageV1P0982 ### || [genre: Gh] # 1 منم آن رند عاشق مطلق %~% که انا الحق همی زنم بر حق # 2 زورق اندر محیط نیست عجب %~% عجبست این محیط در زورق # 3 لیس فی الدار غیره دیار %~% اوست معشوق عاشق مطلق # 4 دیده از غیر حق فرو بستیم %~% تا گشودیم رمز این مغلق # 5 ظاهر و باطن تو ای سید %~% ظاهرت خلق گیر و باطن حق PageV1P0983 ### || [genre: Gh] # 1 در محیطی فکنده ام زورق %~% که دو عالم در اوست مستغرق # 2 نتوان زورق از محیط شناخت %~% یا وجود محیط از زورق # 3 نور خوشید در سپهر یکی است %~% شد مرتب میان صبح و شفق # 4 هو هو لا اله الا هو %~% نیک دریاب سر این مغلق # 5 خود پرستی و ما و من گوئی ms335 %~% راه گم کرده ای ایا احمق # 6 دیده ما ندید غیری را %~% تا گشودیم دیده را بر حق # 7 نعمت الله جام می بخشد %~% تا بنوشید راوق مطلق PageV1P0984 ### || [genre: Gh] # 1 عشق است زیاده بر همه خلق %~% عشقست فتاده بر همه خلق # 2 عشق آمد و طرح نو بینداخت %~% بنیاد نهاد بر همه خلق # 3 ساقی در آن سرای باقی %~% از لطف گشاده بر همه خلق # 4 خورشید جمال او عیان شد %~% زان نور فتاده بر همه خلق # 5 بگشود ز روی لطف و احسان %~% جودش در داد بر همه خلق # 6 عشق آمد و جام باده آورد %~% جاویدان باد بر همه خلق # 7 مقبول قبول نعمت الله %~% شد خرم و شاد بر همه خلق PageV1P0985 ### || [genre: Gh] # 1 بیا که عاشق مستیم و همدمان موافق %~% بیار جام شرابی بده به عاشق صادق # 2 دوای صاف نخواهیم درد درد بیاور %~% که جان خسته ما راست درد درد موافق # 3 حضور شاهد غیب است وسرخوشان موحد %~% سخن ز وحدت ما گو مگو حدیث خلایق # 4 امیر بزم جهانیم و شاه ما ساقی است %~% چه جای لیلی و مجنون چقدر عذرا ~~و وامق # 5 برای دیدن یار است دیده ها همه بینا %~% ز بهر ذکر حبیب است زبانها همه ~~ناطق # 6 اگر نه مرد مجازی نگر تو از سر تحقیق %~% حقیقت همه حقست نزد اهل حقایق # 7 درون خلوت سید وثاق اوست همیشه %~% اگرچه نیست خرابه در او نشیمن و ~~لایق PageV1P0986 ### || [genre: Gh] # 1 ای گشته خجل از گل روی تو شقایق %~% حیران شده در نرگس مست تو خلایق # 2 بسیار بگشتیم به هر باغ و ندیدیم %~% سروی چو قدت رسته در طرف حدائق # 3 اکنون که چمن رونق گلزار جنان شد %~% رو باده گلگون طلب و یار موافق # 4 از دامن خود دست مدار ای دل شیدا %~% باشد که میسر شودت کشف حقایق # 5 رندی که نهد پا به ره کعبه مقصود ms336 %~% واجب بود اول قدمش ترک علایق # 6 اسرار مرا زاهد مخمور چه داند %~% دردی کش میخانه کند حل دقایق # 7 سید سر خود گیر که در عالم وحدت %~% مجنون همه لیلی شد و عذرا همه وامق ~~PageV1P0987 ### || [genre: Gh] # 1 گوید سخن آن نازنین نیمی شکر نیمی نمک %~% ریزد ز لعل شکرین نیمی شکر ~~نیمی نمک # 2 با آن دهان تنگ او انگشتری نسبت مکن %~% خاتم کجا دارد نگین نیمی شکر ~~نیمی نمک # 3 دارد تمنای لبت جان من و دل نیز هم %~% زان شد به چشم آن و این نیمی ~~شکر نیمی نمک # 4 مهمانم آن کان نمک چون دید عذرم خواست گفت %~% صدخوان کشم پیشت ازین ~~نیمی شکر نیمی نمک # 5 سید اگر گوید سخن در مصر و هندوستان کنند %~% بر طبع او صد آفرین نیمی ~~شکر نیمی نمک PageV1P0988 ### || [genre: Gh] # 1 ای نهان کرده در آن تنگ شکربار نمک %~% بسته ای پسته خندان و در آن بار ~~نمک # 2 شوری از عشق تو در چار سوی جان افتاد %~% به از این کس نبرد بر سر ~~بازار نمک # 3 ما ز شورابه دیده نمکی آوردیم %~% پیش همچو تو عزیزی نبود خار نمک # 4 از نمکدان دهانت سخنی می گویم %~% می کشم خوان کرم می کنم ایثار نمک # 5 سخن من نمکین است برت می آرم %~% می برم زیره به کرمان به نمکسار نمک # 6 می خرامی و نمک از تو فرو می ریزد %~% قدمی نه که خرم از تو به خروار ~~نمک # 7 نمکی ریخته ای بر دل ریش سید %~% گرچه دل سوزدش اما کشد آزار نمک ~~PageV1P0989 ### || [genre: Gh] # 1 گر مشکگ را شکی باشد به یک %~% کی موحد در یکی افتد به شک # 2 ذوق بحر ما ز دریا دل طلب %~% یا در آور بحر و می جو از سمک # 3 یک سبو بر آب و یک کوزه پر آب %~% آن یکی بسیار دارد این کمک # 4 در ms337 نمکساز خوشی افتاده ایم %~% هر که چون ما اوفتد گردد نمک # 5 همدم جام می ار باشی دمی %~% حاصل عمر عزیز است آن دمک # 6 درد درد دل بود درمان ما %~% زخم تیغ عشق بر دل مرهمک # 7 بزم عشاقست و سید در نظر %~% مست و دل شادیم و فارغ از غمک PageV1P0990 ### || [genre: Gh] # 1 امشب شب قدر است و بر احباب مبارک %~% بر خدمت آن شیخ و بر آن شاب ~~مبارک # 2 یا رب که مبارک بود این عید به یاران %~% فرصت شمر این دولت و دریاب ~~مبارک # 3 خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده %~% در حالت بیداری و در خواب ~~مبارک # 4 عقدی است در این عید که گویند جهانی %~% بر بندگی خواجه و حجاب مبارک # 5 این وصلت جاوید که جاوید بماناد %~% بر ما و خلیل الله و اصحاب مبارک ~~PageV1P0991 ### || [genre: Gh] # 1 سخن نازکان بود نازک %~% گفته گنده نشنود نازک # 2 دیده ما به عشق دیدن او %~% به چپ و راست می رود نازک # 3 هر که با نازکان به سر آرد %~% گر چه باشد گران بود نازک # 4 عقل گوید سخن ولی گنده %~% به چنان کنده نگرود نازک # 5 نقش رویش خیال می بندم %~% در نظر آید و رود نازک # 6 هر که تخم محبتی کارد %~% به یقینم که بدرود نازک # 7 گفته سید است خوش خواند %~% نازنینی که او بود نازک PageV1P0992 ### || [genre: Gh] # 1 شاها کرمی کن و مکن جنگ %~% زنهار مکن به جنگ آهنگ # 2 گر جنگ کنی ملازمانت %~% اشکسته شوند و سخت دلتنگ # 3 بشنو سخنی ز نعمت‌الله %~% صلحی کن و باز گرد از جنگ PageV1P0993 ### || [genre: Gh] # 1 نقش نقاش است نقش این خیال %~% غیر این نقش خیال او محال # 2 در همه آئینه ای روشن نمود %~% آن جمال بی مثال پر کمال # 3 عشق جانان است جان عاشقان %~% این چنین جانی کجا یابد زوال # 4 آفتابی مه لقا پیدا ms338 شده %~% گاه بدری می نماید گه هلال # 5 عشق سرمست است در کوی مغان %~% عقل مخمور است و مانده بی مجال # 6 چون یکی اندر یکی باشد یکی %~% آن یکی گه هجر باشد گه وصال # 7 نعمت الله در محیط عشق او %~% خوش حیاتی باشد از آب زلال PageV1P0994 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی می پرستم لایزال %~% مهر من هرگز نمی گیرد زوال # 2 دیده در آئینه گیتی نما %~% دیده تمثال جمال بی مثال # 3 گرچه ذره می نماید آفتاب %~% ماه نور او نماید بر کمال # 4 یک نفس با ما درین دریا درآ %~% نو شکن گر تشنه ای آب زلال # 5 می نماید حسن او هر آینه %~% او جمیل و دوست می دارد جمال # 6 چشم مستش چشم بندی می کند %~% می برد از چشم ما خواب و خیال # 7 رند سرمستیم و با سید حریف %~% عاشق و معشوق دائم در وصال PageV1P0995 ### || [genre: Gh] # 1 ای دهنت وهم میانت خیال %~% کار دل از هر دو خیال محال # 2 لب به لبم نه که به جان تشنه ام %~% ای لب تو چشمه آب زلال # 3 مصحف روی تو چو یوسف بدید %~% خواند ز بر آیت حسن و جمال # 4 آینه با روی تو یک رو شده %~% نور تو بنموده در او این مثال # 5 پرتو روی تو چو بر مه فتاد %~% چون خم ابروی تو مه شد هلال # 6 در همه احوال ببین روشن است %~% از نظرت دیده اهل کمال # 7 سید ما بود پس از قرن چند %~% باز شنیدست که شد مست حال PageV1P0996 ### || [genre: Gh] # 1 ای لب تو چشمه آب زلال %~% مجلس تو مجمع اهل کمال # 2 نقش خیال تو نگارم به چشم %~% خوشتر ازین نقش که بسته خیال # 3 دیده بر او بد به مژه خاک راه %~% بر درت ار باز بیابد مجال # 4 آینه از ساده دلی نقش بست %~% صورت بی مثل شما را مثال # 5 طاق دو ms339 ابروی تو محراب جان %~% نسبت او کی کنمش با هلال # 6 مهر جمیل ار بودم دور نیست %~% مست خدا نیست محب جمال # 7 نور الهی است که پیدا شده %~% سید عالم یزل و لایزال PageV1P0997 ### || [genre: Gh] # 1 خواجه مخمور باز ماند به مال %~% رند سرمست و جام مالامال # 2 خواجه درویش شد چو مال نماند %~% عرض و مالش برفت و ماند وبال # 3 گرچه مالش نماند او باقیست %~% گو برو از برای مال و منال # 4 حالیا خوش به ذوق می گردد %~% حال ما با محول الاحوال # 5 نقش غیری خیال اگر بندی %~% نزد ما باشد آن خیال محال # 6 جام گیتی نما چو می نگرم %~% می نماید جمال او به کمال # 7 ساقیم سید است و من سرمست %~% باده درجام همچو آب زلال PageV1P0998 ### || [genre: Gh] # 1 دل صفه صفاست و ما صوفیان دل %~% دل خلوت خداست و ما ساکنان دل # 2 یار است در میان و منم در کنار جان %~% یار است در کنار و منم در میان ~~دل # 3 هر کس معانی دل و جان کی بیان کند %~% از جان ما شنو به حقیقت بیان دل # 4 از اهل دل نشان دلم جو که در جهان %~% جزاهل دل کسی نشناسد نشان دل # 5 عقلست در ولایت تن کارساز جان %~% عشقست در ممالک جان پاسبان دل # 6 ای جان بیا و باده صافی ما بنوش %~% از دست ساقئی که بود خاص از آن دل # 7 سید چو بلبلی است که در بوستان عشق %~% می سازد این نوای خوش از بوستان ~~عشق PageV1P0999 ### || [genre: Gh] # 1 جان کیست بنده حرم کبریای دل %~% یا روح چیست خادم خلوتسرای دل # 2 در چارسوی عشق که بیرون دو سراست %~% صد جان روان دهند به یکدم بهای دل # 3 از جان به سوز سینه که یابی وصال جان %~% در جان بساز چشم که بینی لقای ~~دل # 4 آن مهر ماه روی که جانست نام او ms340 %~% چون ذره ایست گشته روان در هوای دل # 5 سلطان چرخ چارم از آن گشت آفتاب %~% کامد به زیر سایه فر همای دل # 6 دل کشتی خداست به دریای معرفت %~% لطف خدا سزد که بود ناخدای دل # 7 سید رموز دل چه نهان می کنی بگو %~% جان عرش اعظم است و بر او هست وای ~~دل PageV1P1000 ### || [genre: Gh] # 1 بایزید است جان و هم جانان دل %~% بایزید است سرور و سلطان دل # 2 بایزید است پیشوای اهل دل %~% بایزید است مقتدای جان دل # 3 بایزید است کاشف اسرار غیب %~% بایزید است واقف سبحان دل # 4 بایزید است قائل قول بلی %~% بایزید است حافظ قرآن دل # 5 بایزد است آفتاب چرخ و جان %~% بایزید است نقطه دوران دل # 6 بایزید است گوهر بحر محیط %~% بایزید است جوهر ارکان دل # 7 بایزید است بایزید است بایزید %~% سید اقلیم هفت ایوان دل PageV1P1001 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نماست یعنی دل %~% مظهر کبریاست یعنی دل # 2 دردمند است و درد می نوشد %~% درد دردش دواست یعنی دل # 3 دل نظر گاه حضرت عشق است %~% مثل او خود کجاست یعنی دل # 4 خلوت دل سرای سلطان است %~% فارغ از دو سراست یعنی دل # 5 گنج و گنجینه طلسم نگر %~% جامع انتهاست یعنی دل # 6 در ولایت ولی کامل اوست %~% روز و شب با خداست یعنی دل # 7 نعمت الله به ذوق می گوید %~% جان و جانان ماست یعنی دل PageV1P1002 ### || [genre: Gh] # 1 اگر ذوق خوشی خواهی حریفی کن دمی بادل %~% و گر جانانه می جوئی فدا کن ~~جان خود با دل # 2 تو چون پروانه ای عقل و ما چون شمع و عشق آتش %~% تو را دامن همی سوزد ~~به عشق او و ما را دل # 3 دلم بحر است و جان گوهر تنم کشتی و من ملاح %~% زهی گوهر زهی کشتی زهی ~~ملاح دریا دل # 4 خراباتست و رندان مست و ساقی جام می ms341 بر دست %~% بهای جرعه صدجان چه ~~قدرش هست اینجا دل # 5 به امیدی که در غربت به کام دل رسم روزی %~% غریبی می کشم دائم ندارد ~~میل مأوا دل # 6 اگر نه وصل او باشد نباشد جان ما را ذوق %~% و گر نه عشق او بودی نبودی ~~هیچ با ما دل # 7 حریف نعمت اللهم که میر می پرستانست %~% چه خوش رندی که از ذوقش شود ~~سرمست جان دل PageV1P1003 ### || [genre: Gh] # 1 حاصل ما دل است و حاصل دل %~% درد عشقست بنگر این حاصل # 2 درد عشقش بیان کنم چه بود %~% مشکل حل و حل هر مشکل # 3 گوشه دل سرای اوست ولی %~% عشق لاخارج است و لاداخل # 4 عاقبت بازگشت جمله به ماست %~% بوالعجب حق به حق شود واصل # 5 بحر عشقش به ما چو موجی زد %~% هم ز ما شد حجاب ما حائل # 6 جسم و جان را به جزو و کل بسپار %~% بی سر و پا در آ به خلوت دل # 7 شاهبازی نه بلبل گلزار %~% روح محضی چه می کنی گل و گل # 8 عشق او گوهر خزانه ماست %~% معنی دریا و صورتم ساحل # 9 تا که سید ز خود کناری کرد %~% در میان نیست جز خدا قائل PageV1P1004 ### || [genre: Gh] # 1 دل طالب یار و یار در دل %~% جان در غم هجر دوست واصل # 2 حاصل درد است عاشقان را %~% خود خوشتر از این کجاست حاصل # 3 درمان درد است و درد درمان %~% چون حل کنم این دوای مشکل # 4 ما ساکن کوی می فروشیم %~% کردیم آنجا مدام منزل # 5 گنجیم و طلسم و شاه و درویش %~% در و صدفیم و بحر و ساحل # 6 جانان خودیم و جان عالم %~% دلدار خودیم و مونس دل # 7 مستیم و حریف نعمت الله %~% رضوان ساقی و روضه محفل PageV1P1005 ### || [genre: Gh] # 1 به جز درد سر از غافل چه حاصل %~% از این سودای بی حاصل چه حاصل # 2 سخن ms342 از عاشقان و عشق می گو %~% ز قول عاقل غافل چه حاصل # 3 نکردی حاصلی از عمرت این دم %~% به غیر از آه دل حاصل چه حاصل # 4 ز باطل بگذر و حق را طلب کن %~% مجو باطل ازین باطل چه حاصل # 5 تو را خلوتسرا در ملک جانست %~% سرای دل طلب از گل چه حاصل # 6 به دریا در فکن خود را چو غواص %~% ستاده بر لب ساحل چه حاصل # 7 حدیث وصل می گوئی دگر بار %~% اگر تو نیستی واصل چه حاصل # 8 ز سرمستان گریزانی چو زاهد %~% به مخموران شدی مایل چه حاصل # 9 تو را چون نیست ذوق نعمت الله %~% ازین قول و از آن قائل چه حاصل ~~PageV1P1006 ### || [genre: Gh] # 1 من چنین سرمست یارم سن نجک من سو بله گل %~% غیرعشقش نیست کارم سن نجک ~~من سویله گل # 2 من به عشق او تمامم عاشقان را من امام %~% رهنمای خاص و عامم سن نجک من ~~سویله گل # 3 غرقه دریای عشقم بلبل گویای عشقم %~% گلشن بویای عشقم سن نجک من سویله ~~گل # 4 من به کام دل رسیدم مونس جان را پدیدم %~% گفتم اسرار و شنیدم سن نجک ~~من سویله گل # 5 عشق او ماند به آتش می بسوزد عود دل خوش %~% گل منی یا قریدش سن نجک من ~~سویله گل # 6 یاد او ورد زبانم ورد او درمان جانم %~% مهر او نور روانم سن نجک من ~~سویله گل # 7 بنده خاص خدایم سید هر دو سرایم %~% من از این مردم جدایم من نجک من ~~سویله گل PageV1P1007 ### || [genre: Gh] # 1 دختری بر باد داده غنچه خندان گل %~% بلبل سرمست مانده واله و حیران گل # 2 خوش گلستانی و در وی عندلیب جان ما %~% هر زمانی داستانی سازد از دستان ~~گل # 3 صحبت گل را غنیمت دان و گل را برفشان %~% زانکه نبود اعتماد عمر بر ~~پیمان گل # 4 گل بود عمر عزیز ما چو دیدی ms343 درگذشت %~% یک دو هفته بیش نبود رونق دوران ~~گل # 5 عندلیب گلشن عشقیم و گل معشوق ماست %~% گر چه باشد بی وفا گل آن ما ما ~~آن گل # 6 هر که می خواهد که گل چیند نه اندیشد زخار %~% دامن گل چیدم و دست من و ~~دامان گل # 7 نعمت الله از برای گل به بستان می رود %~% گر نه گل چیند چه کار آید ~~سرابستان گل PageV1P1008 ### || [genre: Gh] # 1 ز آفتاب مهر او تابنده‌ام %~% پادشاهی می‌کنم تا بنده‌ام # 2 گر نوازد ور کشد فرمان اوست %~% بنده‌ام در بندگی پاینده‌ام # 3 بلبل مستم درین گلزار عشق %~% گاه گریانم گهی در خنده‌ام # 4 غیر نور او نبیند چشم من %~% تا نظر بر روی او افکنده‌ام # 5 جان و دل کردم نثار حضرتش %~% از نثار این چنین شرمنده‌ام # 6 مرده دردم از آن دارم حیات %~% کشته عشقم ازین دل زنده‌ام # 7 سید خود را از آن جستم بسی %~% عارفانه بنده پاینده‌ام PageV1P1009 ### || [genre: Gh] # 1 شکر گویم که باز سر مستم %~% توبه کردم و لیک بشکستم # 2 از سر کاینات خاسته‌ام %~% بر در می فروش بنشستم # 3 زنده جاودان از آن گشتم %~% که به خود نیستم به او هستم # 4 تا که فانی شدم شدم باقی %~% قطره بودم به بحر پیوستم # 5 سر به پایش نهاده‌ام سر مست %~% به امیدی که گیرد او دستم # 6 در نظر نور او به من بنمود %~% هر خیالی که نقش او بستم # 7 نعمت‌الله حریف و او ساقی %~% سید عاشقان سرمستم PageV1P1010 ### || [genre: Gh] # 1 علم صید است و قید کن محکم %~% یاد می‌گیر و می‌نویسش هم # 2 نفسش جان به عالمی بخشد %~% هر که با جام می بود همدم # 3 گر جهانی به غم گرفتارند %~% دل شادان ما بود بی‌غم # 4 اسم اعظم مرا چو خرم کرد %~% نخورم غم ز صاحب اعظم # 5 عقل خود را بزرگ می‌دارد %~% نزد من کمتر است از هر کم # 6 مقدم ms344 ما مبارک است به فال %~% ذوق‌ها می‌رسد در این مقدم # 7 نعمت‌الله به عالمی می‌داد %~% بندگان سرخوشند و سید هم PageV1P1011 ### || [genre: Gh] # 1 نیم شب خوش آفتابی دیده‌ایم %~% آفتابی مه نقابی دیده‌ایم # 2 صورت و معنی عالم یافتیم %~% خوش سر آب و سرابی دیده‌ایم # 3 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% لاجرم چشم پر آبی دیده‌ایم # 4 خوش خیالی نقش می‌بندیم باز %~% گوئیا نقشی به خوابی دیده‌ایم # 5 عالمی را باده می بخشیم ما %~% در چنین خیری ثوابی دیده‌ایم # 6 در خرابات مغان افتاده مست %~% شاهد مست خرابی دیده‌ایم # 7 نعمت‌الله نور چشم عاشقان %~% ساقی عالیجنابی دیده‌ایم PageV1P1012 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان مست و خراب افتاده‌ایم %~% توبه بشکستیم و دیگر در شراب ~~افتاده‌ایم # 2 در خیال آن که بنماید خیال او به خواب %~% نقش بستیم آن خیال و خوش به ~~خواب افتاده‌ایم # 3 در به دست زلف او دادیم و در پا می‌کشد %~% لاجرم چون زلف او در پیچ و ~~تاب افتاده‌ایم # 4 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می‌رود %~% ما چنین تشنه ولی در غرق آب ~~افتاده‌ایم # 5 آفتاب لطف او بنواخت ما را از کرم %~% روشن است احوال ما بر آفتاب ~~آفتاده‌ایم # 6 سید رندیم و با ساقی حریفی می‌کنیم %~% بر در میخانه مست و بی‌حجاب ~~افتاده‌ایم # 7 بر سر کوی محبت ما و چون ما صد هزار %~% جان به جانان داده‌ایم و ~~بی‌حساب افتاده‌ایم PageV1P1013 ### || [genre: Gh] # 1 خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم %~% باده‌نوشان را صلایی داده‌ایم # 2 جام می بر دست و رندانه مدام %~% سر به پای خم می بنهاده‌ایم # 3 در خرابات مغان مست و خراب %~% بر در میخانه‌ای افتاده‌ایم # 4 خرقه خود را به می شستیم پاک %~% فارغ از تسبیح وز سجاده‌‌ایم # 5 در هوای عاشق باده‌پرست %~% دایما بنشسته یا استاده‌ایم # 6 بنده سید شدیم از جان و دل %~% از همه ملک جهان آزاده‌ایم PageV1P1014 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دلبر جان به ms345 جانان داده‌ایم %~% بنده او وز همه آزاده‌ایم # 2 از سر هر دو جهان برخاستیم %~% بر در میخانه مست افتاده‌ایم # 3 عاشقانه در خرابات مغان %~% رو به درگاه یکی بنهاده‌ایم # 4 بر طریق عاشقان ما رهرویم %~% لاجرم چون رهروان بر جاده‌ایم # 5 در خرابات مغان مست خراب %~% خوش در میخانه‌ای بگشاده‌ایم # 6 زاهدی ما همه بر باد رفت %~% همدم جام و محب باده‌ایم # 7 نعمت‌اللهیم و ز آل رسول %~% گوهر پاکیم و نه بیجاده‌ایم PageV1P1015 ### || [genre: Gh] # 1 گر عشق نبازیم در اینجا به چه کاریم %~% مائیم و همین کار و دگر کار ~~نداریم # 2 بر دیده نگاریم شب و روز خیالش %~% خوش نقش خیالی است که بر دیده ~~نگاریم # 3 در دامن او دست زدیم از سر مستی %~% گر سر برود دامن وصلش نگذاریم # 4 عمری است که در کوی خرابات مقیمیم %~% این یک دو نفس نیز در اینجا به ~~سر‌ آریم # 5 روشن شده از نور خدا دیده سید %~% جز نور وی ای یار کجا در نظر آریم ~~PageV1P1016 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش باشد گرت باشد فراغت از همه عالم %~% فراغت خوش بود جانا اگر چه ~~باشد آن یک دم # 2 اگر همدم همی خواهی چو ما با جام همدم شو %~% و گر محرم همی جوئی مجو ~~جز خویش را محرم # 3 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% بیا و نوش کن جامی که ~~خوش وقتی شوی در دم # 4 خیال نقش روی او و نور دیده ما بین %~% که سرمستانه در خلوت نشسته هر ~~دو خوش با هم # 5 دوای دردمندان است و درد عشق او %~% خبر از ما کسی دارد که نوشد می ز ~~جام جم # 6 شراب شوق می نوشم سخن از عشق می گویم %~% رایة الله فی عینی و عینی ~~عینه فافهم # 7 برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری %~% حریف نعمت اللهم فراغت ~~دارم از عالم PageV1P1017 ### || [genre: Gh] # 1 ms346 مائیم ز نار عشق آدم %~% مائیم ز نور مهر خاتم # 2 ما در دم عشق همچو نائیم %~% او در دم ما چو روح در دم # 3 دردیست مرا ورای درمان %~% زخمی است مرا به جای مرهم # 4 مائیم به وصل دوست دلشاد %~% مائیم ز هجر یار در غم # 5 گه شبنم گلستان عشقیم %~% گاهی شده جمع و آمده یم # 6 در ملک قدم قدم نه از عشق %~% تا گویندت که خیر مقدم # 7 از لوح ضمیر نعمت الله %~% برخوان تو رموز اسم اعظم PageV1P1018 ### || [genre: Gh] # 1 باز رستیم از وجود و از عدم %~% گر نباشد این و آن ما را چه غم # 2 جام می داریم و می نوشیم می %~% کی بود ما را هوای جام جم # 3 مجلس عشقست و ما مست شراب %~% جان جانان شاد بنشسته به هم # 4 همدم ما ساقی پر می مدام %~% خوش بود با همدم خود دم به دم # 5 لطف او ما را نوازش می کند %~% باشد او در جمله عالم محتشم # 6 هر چه موجود است در دار وجود %~% جمله موجودند از نور قدم # 7 نعمت الله نقد گنج عشق اوست %~% هر که نقد او بود او را چه کم ~~PageV1P1019 ### || [genre: Gh] # 1 فارغیم از وجود و هم ز عدم %~% بی خبر از حدوث و هم ز قدم # 2 در خرابات مست می گردیم %~% رند و ساقی رسیده ایم به هم # 3 ای که گوئی شراب می نوشی %~% خوش سؤالی جواب هست نعم # 4 از وجود ای عزیز ما بگذر %~% شادمان باش در عدم به نعم # 5 خوش بود همدمی چو جام شراب %~% گر چه باشد دمی چنان همدم # 6 عشق آمد طرب به ما بخشید %~% خیر ما بود در چنین مقدم # 7 در دو عالم یکی بود سید %~% وحده لاشریک له فافهم PageV1P1020 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابیست حضرت آدم %~% روشن از نور او بود عالم # 2 ما منور از او و او ms347 از او %~% نیک دریاب این سخن فافهم # 3 ساغر ما حباب پر آب است %~% خوش بود تشنه با چنین همدم # 4 دل و دلبر رفیق هم گردید %~% جان و جانان روان شده باهم # 5 جام بی جم اگر کسی دیده %~% ما ندیدیم جام را بی جم # 6 دردمندیم و وصل او درمان %~% دل ما ریش و لطف او مرهم # 7 در خرابات رند و سرمستیم %~% بنده او و سید عالم PageV1P1021 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه وجود آدم %~% دیدیم جمال اسم اعظم # 2 معنی محمدی بدیدیم %~% در صورت نازنین آدم # 3 دیدیم که اوست غیر او نیست %~% ور هست خیال اوست آن هم # 4 آدم به وجود اوست موجود %~% عالم به جمال اوست خرم # 5 ما سایه آفتاب عشقیم %~% تن جام جم است و جان ما جم # 6 مستیم و خراب در خرابات %~% با جام شراب عشق همدم # 7 دردی کش کوی می فروشیم %~% نی غصه بیش و نی غم کم # 8 ای عقل برو به خیر و خوبی %~% ای عشق بیا و خیر مقدم # 9 رندیم و حریف نعمت الله %~% می نعمت و ساقی اوست فافهم PageV1P1022 ### || [genre: Gh] # 1 سه نقطه یک الف همی نگرم %~% الفی در حروف می شمرم # 2 در همه حرف ها یکی بینم %~% نقطه اول است در نظرم # 3 هفت هیکل به ذوق می خوانم %~% آری میراث مانده از پدرم # 4 این کتابخانه را بخواهم شست %~% وز سر کاینات در گذرم # 5 خبر از حال خود همی دارم %~% تا نگوئی تو ام که بی خبرم # 6 روز و شب با وجود در دورم %~% کی شود آخر این چنین سفرم # 7 بنده سیدم که عمرش باد %~% لاجرم پادشاه بحر و برم PageV1P1023 ### || [genre: Gh] # 1 شیخ ما بود در حرم محرم %~% قطب وقت و یگانه عالم # 2 از دمش زنده می شدی مرده %~% نفسش همچو عیسی مریم # 3 به صفات قدیم حق موصوف %~% هفت دریا به نزد او ms348 شبنم # 4 شرح اسما به ذوق خوش خوانده %~% عارف اسم اعظم آن اعظم # 5 بود سلطان اولیای زمان %~% بود روح القدس ورا همدم # 6 سینه اش بود مخزن اسرار %~% در دلش بود گنج حق مدغم # 7 نعمت الله مرید حضرت اوست %~% شیخ عبدالله است او فافهم PageV1P1024 ### || [genre: Gh] # 1 منصب مستان ما ترک وجود و عدم %~% نسبت رندان ما بذل حدوث و قدم # 2 حاصل بحر محیط جرعه ای از جام ماست %~% خود که برد پیش ما نام می و جام ~~جم # 3 پیر خرابات عشق یار عزیز من است %~% شیخ مبارک نفس پیر خجسته قدم # 4 خاطر من هر نفس نقش خیالی کشد %~% بی مددی یا مداد یا ورقی یا قلم # 5 سلطنت عاشقان تخت ولایت گرفت %~% عقل گزیده کنار عشق کشیده قلم # 6 جام می آمیختند خون دوئی ریختند %~% دور خوش انگیختند هر دو یگانه به ~~هم # 7 ساقی کوثر اگر جام شرابت دهد %~% شادی سید بنوش غم مخور از هیچ غم ~~PageV1P1025 ### || [genre: Gh] # 1 مقصود توئی ز جمله عالم %~% ای مظهر عین اسم اعظم # 2 در حسرت جرعه ای ز جامت %~% جان بر کف دست می نهد جم # 3 ای آخر انبیا به صورت %~% معنی تو بر همه مقدم # 4 در خلوت خاص لی مع الله %~% غیر از تو کسی نبود محرم # 5 عیسی نفس از دم تودارد %~% زنده ز تو گشت روح آدم # 6 نقشت به خیال می نگارم %~% ای نور دو چشم اهل عالم # 7 تو جانانی و جان تن تو %~% چون سید و بنده هر دو با هم PageV1P1026 ### || [genre: Gh] # 1 همدمی گر طلب کنی یک دم %~% باش با جام می دمی همدم # 2 گنج و گنجینه خداوندی %~% طلبش کن ز حضرت آدم # 3 گر کسی جم ندید جامش دید %~% ما ندیدیم جام را بی جم # 4 دردمندیم و درد او درمان %~% دل ما ریش و زخم او مرهم # 5 جام می را بگیر ms349 و خوش می نوش %~% که بود ذوق این و آن با هم # 6 مظهر اسم اعظم اوئیم %~% غیر ما کیست صاحب اعظم # 7 این و آن در جهان فراوانند %~% نعمت الله یکی است در عالم PageV1P1027 ### || [genre: Gh] # 1 تا بود عشق تو بود من عاشق تو بودم %~% من عاشق قدیمم کی بود تا نبودم # 2 گم گشته بودم از خود در گوشه خرابات %~% عشقت دلیلم آمد راهی به خود ~~نمودم # 3 از عشق چشم مستت جام شراب خوردم %~% دستار عقل سرکش عشقت ز سر ربودم # 4 کردم ز اشک ساغر این خرقه شست و شوئی %~% گر زاهدی و تقوی کاری نمی ~~گشودم # 5 در دیده های خوبان حسن رخ تو دیدم %~% وز گفته لطیفان آواز تو شنودم # 6 از دیر و کعبه ما را کاری نمی گشاید %~% این هر دو آزموده بسیار آزمودم # 7 سید به جز خیالت نقشی دگر ندیده %~% تا رنگ زنگ هستی از آئینه زدودم ~~PageV1P1028 ### || [genre: Gh] # 1 در مجمر عشق سوخت عودم %~% آتش شدم و نماند دودم # 2 از دیدن غیر دیده بستم %~% تا دیده به روی او گشودم # 3 چون سایه به آفتاب بنمود %~% شخصی بودم دو می نمودم # 4 چون قطره به بحر عشق پیوست %~% اکنون چه زیان بود چه سودم # 5 خود دیدم و خود نمودم ای دوست %~% خود گفتم و باز خود شنودم # 6 آن دم که نبود بود عالم %~% در خلوت خاص عشق بودم # 7 دیدم دو جهان خیال سید %~% تا زنگ ز آینه زدودم PageV1P1029 ### || [genre: Gh] # 1 سالها شد که به جان طالب جانان خودم %~% درد دل می طلبم در پی درمان ~~خودم # 2 جام می بر کف و در کوی مغان می گردم %~% رند سرمست خود و ساقی مستان ~~خودم # 3 در نظر آینه می آرم و خود می نگرم %~% عاشق روی خود و واله و حیران ~~خودم # 4 مو به مو با همه خلق مرا پیوند است %~% بسته ms350 سلسله زلف پریشان خودم # 5 نفسم آب حیاتی به جهان می بخشد %~% خضر وقت خودم و چشمه حیوان خودم # 6 سید و بنده و محبوب و محب خویشم %~% هر چه هستم دل و دلدار خود و آن ~~خودم # 7 نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریف %~% بر سر خوان خودم دایم و مهمان ~~خودم PageV1P1030 ### || [genre: Gh] # 1 مدتی شد که به جان در پی جانان خودم %~% درد دل می طلبم طالب درمان ~~خودم # 2 مجمع اهل دلان زلف پریشان من است %~% من سودازده هم بی سر و سامان خودم # 3 در نظر آینه می آرم و خود می نگرم %~% ناظر لطف خداوندم و حیران خودم # 4 من اگر عاقلم و عاشق و مخمورم و مست %~% غیر را کار به من نیست که من ز ~~آن خودم # 5 به خرابات کنم دعوت رندان شب و روز %~% رهبر کاملم و مرشد یاران خودم # 6 ساکن کوی خراباتم و سرمست مدام %~% همدم جامم و ساقی حریفان خودم # 7 میر مستانم و فرمانده بزم عشقم %~% سید خویشتن و بنده فرمان خودم ~~PageV1P1031 ### || [genre: Gh] # 1 تا جمالش دیده ام حیران شدم %~% همچو زلفش بی سر و سامان شدم # 2 آفتاب حسن او چون رو نمود %~% من چو سایه از میان پنهان شدم # 3 جام درد و درد عشقش خورده ام %~% مبتلای درد بی درمان شدم # 4 مطرب عشاق شعری خوش بخواند %~% من به ذوق آن غزل رقصان شدم # 5 در خرابات مغان مست و خراب %~% همدم ساقی میخواران شدم # 6 نقد گنج عشق او دادم از آن %~% ساکن کنج دل ویران شدم # 7 بنده سید شدم از جان و دل %~% در دو عالم لاجرم سلطان شدم PageV1P1032 ### || [genre: Gh] # 1 عاقلی بودم به عشق یار دیوانه شدم %~% آشنائی یافتم ازخویش بیگانه شدم # 2 رشته شمع وجودم آتش عشقش بسوخت %~% عارفانه با خبر از ذوق پروانه شدم # 3 آمدم رندانه در کوی خرابات مغان %~% جام می را ms351 نوش کردم باز مستانه شدم # 4 مدتی با زاهدان در زاویه بودم مقیم %~% چون ندیدم حاصلی دیگر به میخانه ~~شدم # 5 راز جانانه اگر جوئی بجو از جان من %~% زان که جان کردم فدا همراز ~~جانانه شدم # 6 خم می را سر گشودم جام می دارم به دست %~% توبه را بشکستم و در بند ~~پیمانه شدم # 7 چشم مست نعمت الله در نظر دارم مدام %~% عیب من کم کن اگر سرمست و ~~دیوانه شدم PageV1P1033 ### || [genre: Gh] # 1 نقش خیال رویش دیشب به خواب دیدم %~% مه را به شب توان دید من آفتاب ~~دیدم # 2 هر سو که دید دیده دریای بیکران دید %~% روشن چو نور دیده ماهی در آب ~~دیدم # 3 جام جهان نمائی است هر شاهدی که بینم %~% جامی چنین لطیفی پر از شراب ~~دیدم # 4 در گوشه خرابات عمری طواف کردم %~% ساقی بزم رندان مست و خراب دیدم # 5 هر صورتی که دیدم معنی نمود در آن %~% معنی و صورت آن آب و حباب دیدم # 6 گنجی که بود پنهان پیدا شدست بر من %~% سری که درحجابست من بی حجاب ~~دیدم # 7 از نور نعمت الله عالم شده منور %~% روشن ببین که نورش در شیخ و شاب ~~دیدم PageV1P1034 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات گرد گردیدم %~% ساقی رند سرخوشی دیدم # 2 عاشقانه گرفتمش به کنار %~% عارفانه لبش ببوسیدم # 3 ذوق مستی و حال میخواران %~% نازکانه از او بپرسیدم # 4 گفت ناخورده می چه دانی چیست %~% داد جامی و کل بنوشیدم # 5 حال سید به ذوق دانستم %~% ور همه نور او عیان دیدم PageV1P1035 ### || [genre: Gh] # 1 روشن است از نور رویش چشم مست سیدم %~% می زنم دستی در این دستان به ~~دست سیدم # 2 سیدم ساقی رندان است و من مست خراب %~% در میان باده نوشان می پرست ~~سیدم # 3 چون سر زلف بتان خواهم که پشتش بشکند %~% هر که خواهد یک سر موئی شکست ~~سیدم # 4 سر سید هر ms352 که می خواهد بگو از من بپرس %~% زان که من واقف ز حال نیست و ~~هست سیدم # 5 عشق سید در دلم بنشست چون سلطان به تخت %~% من ز جان برخواستم پیش نشست ~~سیدم # 6 عاشقان مستند از جام شراب عشق او %~% من به جان جمله سرمستان که مست ~~سیدم # 7 نعمت الله در نظر نقش خیالی می کشد %~% با چنین نقش خیالی پای بست سیدم ~~PageV1P1036 ### || [genre: Gh] # 1 به هرحالی که پیش آید خیالی نقش می بندم %~% از آن رو چون گل خندان به ~~رویش باز می خندم # 2 چو سرمستان به میخانه دگرباره درافتادم %~% حجاب رند رندانه ز پیش خود ~~بر افکندم # 3 گسستم از همه عالم به اصل خویش پیوستم %~% به اصل خود چو پیوندی بدانی ~~اصل پیوندم # 4 مکن دعوت مرا شاها به شیراز و به اصفاهان %~% که دارم با هری میلی و ~~جویای سمرقندم # 5 نه انسیم نه جنیم نه عرشیم نه فرشیم %~% نه از بلغار و نه از چین مگر ~~از شهر ارکندم # 6 چو غیر او نمی یابم به غیری دل کجا بندم %~% گهی بر تخت مالگدار و گه ~~در کوه الوندم # 7 خراباتست و رندان مست و سید ساقی مجلس %~% حریف نعمت اللهم نه من در ~~بند دربندم PageV1P1037 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق و مستم و در کوی مغان می گردم %~% جام می دارم و در دور روان می ~~گردم # 2 درد دل دارم و درمان خوشی می جویم %~% درد می نوشم و رندانه به جان می ~~گردم # 3 در خرابات چو کام دل خود می یابم %~% روز و شب گرد خرابات از آن می ~~گردم # 4 ساقیم هر نفسی جام دگر می بخشد %~% من سرمست از این است چنان می گردم # 5 هر کجا آینه ای در نظرم می آید %~% روی او می نگرم زان نگران می گردم # 6 آفتاب رخ او ملک جهان را بگرفت %~% من چو سایه ز پیش گرد ms353 جهان می گردم # 7 نعمت الله در میکده بگشاد دگر %~% زین گشاد است که من بسته میان می ~~گردم PageV1P1038 ### || [genre: Gh] # 1 توبه از زهد و زاهدی کردم %~% در خرابات مست می گردم # 2 می خمخانه حدوث و قدم %~% شادی روی عاشقان گردم # 3 خاطر کس ز من ملول نشد %~% ننشسته به دامنی گردم # 4 دردی درد دل همی نوشم %~% دردمندانه همدم دردم # 5 زن دنیا و آخرت چه کنم %~% رند و مست و مجرد و فردم # 6 عاشق و صادقم گواهانم %~% اشک سرخست و چهره زردم # 7 بنده سید خراباتم %~% هر چه فرمود بنده آن کردم PageV1P1039 ### || [genre: Gh] # 1 گر بر افروزد آتش در دم %~% عالمی سوخته شود در دم # 2 مرد گردن به بند در دینم %~% کشته عشق و مرده دردم # 3 داده ام دل بدست باد صبا %~% به هوائی که خاک او گردم # 4 فاش کردند راز پنهانم %~% اشک گلگون و چهره زردم # 5 ساقیا جام می به سید ده %~% که من از توبه توبه ای کردم PageV1P1040 ### || [genre: Gh] # 1 عشق آمد که بلا آوردم %~% این بلا بهر شما آوردم # 2 دردمندی گه دوا می جوید %~% درد درد است دوا آوردم # 3 عشق گوید که منم محرم راز %~% خبر سر خدا آوردم # 4 عشق شاهست و منم بنده او %~% خدمتش نیک به جا آوردم # 5 عمر جاوید به من او بخشید %~% ورنه من خود ز کجا آوردم # 6 سر خود در هوس دار بقا %~% بر سر دار فنا آوردم # 7 نعمت الله به همه بخشیدم %~% بینوا را به نوا آوردم PageV1P1041 ### || [genre: Gh] # 1 دل دارم و جان بدو سپردم %~% نیکی کردم نکو سپردم # 2 با زلف نگار عهد بستم %~% بشکستم و مو به مو سپردم # 3 هر نقش که در خیال آمد %~% او دیدم و او به او سپردم # 4 با آینه روبرو نشستم %~% تمثال خوشی به او سپردم # 5 رفتم به طریق جانسپاری %~% این راه نگر ms354 که چون سپردم # 6 دل رفت و ندانمش کجا رفت %~% ره بستم و سو به سو سپردم # 7 گوئی که سبوکش است سید %~% خم یافتم و سبو سپردم PageV1P1042 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او هر ساعتی بنوازدم %~% هر نفس سازی دگر می سازدم # 2 گوئیا من چنگم اندر چنگ او %~% گه زند گاهی خوشی بنوازدم # 3 تا ز ما شوری در اندازد به ما %~% چون نمک در آب خوش بگذاردم # 4 چون جمال حسن عشق آمد پدید %~% صورت و معنی به هم بطرازدم # 5 روز و شب در عرصه میدان دل %~% توسن عشقش روان می تازدم # 6 کار دل بالاتر از بالا شود %~% گرد می با کار دل پردازدم # 7 جان سید شد قبول عشق او %~% مقبلانه جان از آن میبازدم PageV1P1043 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشق تو جان می سوزدم %~% هر نفس کون و مکان می سوزدم # 2 عود دل در مجمر سینه به عشق %~% خوش همی سوزم چو آن می سوزدم # 3 مهر تو شمعی و دل پروانه ای %~% بی محابا خوش روان می سوزدم # 4 معنی عشق تو بر زد آتشی %~% صورت پیر و جوان می سوزدم # 5 پختگان دانند حال سوز من %~% کآتش عشقت چه سان می سوزدم # 6 در میان آبم و آتش چو شمع %~% آشکارم او نهان می سوزدم # 7 ساز سید سوز دل باشد از آن %~% آتش عشق فلان می سوزدم PageV1P1044 ### || [genre: Gh] # 1 بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم %~% مباش غافل از این دم به جان بجو ~~یک دم # 2 مدام همدم جامیم و محرم ساقی %~% به جان او که نجوئیم غیر او یک دم # 3 دمیست حاصل عمرت غنیمتی می دان %~% دریغ باشد اگر گم شود ز تو یکدم # 4 سبوکشی خرابات دولتی باشد %~% بجو سعادت دولت بکش سبو یکدم # 5 بنال بلبل مسکین که همدم مائی %~% بگیر دسته گل را و خوش ببو یکدم # 6 همیشه همدم رندان ms355 یک جهت می باش %~% مباش هم نفس زاهد دو رو یک دم # 7 مگو حکایت دنیا و آخرت با ما %~% حدیث سید سرمست را بگو یک دم ~~PageV1P1045 ### || [genre: Gh] # 1 شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم %~% همچو پروانه به عشق آیم و در ~~برگیرم # 2 تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع %~% از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم # 3 من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی %~% باز خوشدل شوم و زندگی از ~~سرگیرم # 4 دامن دولت وصل تو اگر دست دهد %~% دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم # 5 گر حجابی است میان من و تو جان عزیز %~% حکم فرما که روانش ز میان ~~برگیرم # 6 مدتی شد که ره عقل همی پیمایم %~% وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم # 7 همچو سید به سراپرده میخانه روم %~% ترک این زهد ریائی مکدر گیرم ~~PageV1P1046 ### || [genre: Gh] # 1 خوش حیاتی که پیش او میرم %~% چون بمیرم به کیش او میرم # 2 عشق او شمع و من چو پروانه %~% گرچه سوزد که در برش گیرم # 3 گر زند ور نوازدم چون نی %~% بجز از ناله نیست تدبیرم # 4 دوش دیدم خیال او درخواب %~% لطفش امروز کرده تعبیرم # 5 سروری بر همه توانم کرد %~% من چو در پای میر خود میرم # 6 چون توانم که عذر او خواهم %~% که سراپا تمام تقصیرم # 7 هرچه گویم ز خود نمی گویم %~% نعمت الله کرده تقدیرم PageV1P1047 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا حسن خوشی می نگرم %~% جان به عشق تو به او می سپرم # 2 نگرانم به جمال خوبان %~% چه کنم حسن تو را می نگرم # 3 دم به دم کلک خیالت به کرم %~% صورتی نقش کند در نظرم # 4 می خورم جام می عشق مدام %~% غم بیهوده عالم نخورم # 5 به هوای در میخانه تو %~% از سر هر دو جهان در گذرم # 6 تا ز اسرار می ms356 و دیر مغان %~% خبری یافته ام بی خبرم # 7 بنده سید سرمستانم %~% پیش رندان جهان معتبرم PageV1P1048 ### || [genre: Gh] # 1 در همه آینه یکی نگرم %~% آن یکی در هزار می شمرم # 2 هر چه بینم به نور او بینم %~% جام گیتی نماست در نظرم # 3 زنده جاودان منم که به عشق %~% جان به جانان خویش می سپرم # 4 او خبیر است و من خبیر خبیر %~% تا نگوئی ز خویش بی خبرم # 5 عارفانه مدام در سیرم %~% هر زمان در ولایت دگرم # 6 پای بوسش اگر دهد دستم %~% از سر کاینات در گذرم # 7 نعمت الله چو نور چشم منست %~% جام و جم را به همدگر نگرم PageV1P1049 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نماست در نظرم %~% همه عالم به نور او نگرم # 2 ساغر می مدام می نوشم %~% شادی عاشقان و غم نخورم # 3 هر کجا رند سرخوشی بینی %~% قدمش بوسه ده بجو خبرم # 4 جام می می نمایدم روشن %~% روی ساقی مدام در نظرم # 5 یافتم ملک و صورت معنی %~% لاجرم پادشاه بحر و برم # 6 دو جهان می کنم فدای یکی %~% چه کنم این رسیده از پدرم # 7 بنده سید خراباتم %~% پیش سلطان عشق معتبرم PageV1P1050 ### || [genre: Gh] # 1 خبر از دل اگر پرسی منم کز دل خبر دارم %~% به چشم من ببین رویش که ~~دائم در نظر دارم # 2 منم صوفی ملک دل که باشد شکر او وردم %~% منم عطار شهر جان که در دکان ~~شکر دارم # 3 مروا ی عاشق صادق که من معشوق جانانم %~% بیا ای بلبل شیدا که من گلهای ~~تر دارم # 4 منم آن شمع مومین دل که می سوزم به عشق او %~% ضمیر روشنم بنگر که چون ~~در جان شرر دارم # 5 تو از می گشته ای مخمور و من سرمست ساقیم %~% تو را چیز دگر دادند و من ~~چیز دگر دارم # 6 ز هر خاکی که می بینی در او کان زری باشد %~% ز من ms357 جو نقد این معنی که ~~در دریا گهر دارم # 7 اگر عزم سفر داری بیا تا رهبرت باشم %~% که تا گوئی در این عالم چو سید ~~راهبر دارم PageV1P1051 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او در میان جان دارم %~% عاشق عشق چون بهان دارم # 2 در خرابات مست می گردم %~% میل خاطر به عاشقان دارم # 3 هر چه دارم ز صورت و معنی %~% همه با یار در میان دارم # 4 با من از وصل و هجر کمتر گوی %~% که فراغت از این و آن دارم # 5 کار من عاشقی و میخواریست %~% تا که جان در بدن روان دارم # 6 با حریفان عاشق سرمست %~% مجلسی خوشتر از جنان دارم # 7 نعمت الله دارم ای درویش %~% گنج سلطان انس و جان دارم PageV1P1052 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه خواهی بجو که آن داریم %~% جام و می جسم نیز و جان داریم # 2 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% همه از بهر عاشقان داریم # 3 هفت هیکل که جامع اسماست %~% حافظانه ز بر روان داریم # 4 غیر او نیست در همه عالم %~% سر او چون از او نهان داریم # 5 در خرابات رند سرمستیم %~% می خمخانه مغان داریم # 6 حکم آل رسول می خوانیم %~% ما از او نام و هم نشان داریم # 7 کشته عشق نعمت اللهیم %~% لاجرم عمر جاودان داریم PageV1P1053 ### || [genre: Gh] # 1 خوش خیالی را به خوبی دیده ام %~% حضرت عالیجنابی دیده ام # 2 دیده ام آئینه گیتی نما %~% آفتابی مه نقابی دیده ام # 3 هفت دریا در نظر آورده ام %~% از محیطش یک حبابی دیده ام # 4 دیده ام روشن به نور روی اوست %~% آن چنان نوری در آبی دیده ام # 5 غیر او دیگر نیاید در نظر %~% هر چه دیدم بی حجابی دیده ام # 6 صورت و معنی عالم یافتم %~% جسم و جان جام و شرابی دیده ام # 7 در خرابات مغان گشتم بسی %~% سید مست خرابی دیده ام PageV1P1054 ### || [genre: Gh] # 1 نیم ms358 شب خوش آفتابی دیده ام %~% آفتابی مه نقابی دیده ام # 2 دیده ام روشن به نور روی اوست %~% تا نپنداری که خوابی دیده ام # 3 در رخ هر ذره ای کردم نظر %~% از همه رو آفتابی دیده ام # 4 آن چنان آب حیاتی یافتم %~% لاجرم در دیده آبی دیده ام # 5 بی وجود حضرت او کاینات %~% در عدم شکل سرابی دیده ام # 6 مدتی شد تا نمی بینم حجاب %~% زان که این دیده حجابی دیده ام # 7 نعمت الله را اگر یابی بگو %~% عاشق و مست و خرابی دیده ام PageV1P1055 ### || [genre: Gh] # 1 تا جمالش در تجلی دیده ام %~% صورتش را عین معنی دیده ام # 2 دیده ام روشن به نور روی اوست %~% لاجرم بیناست یعنی دیده ام # 3 مست ومجنون روز و شب سرگشته ام %~% تا به لیلی حسن لیلی دیده ام # 4 ذات من آئینه او آئینه دار %~% هر دو را در یک تجلی دیده ام # 5 غیر معشوقم نیاید در نظر %~% عاشقان را گر چه خیلی دیده ام # 6 تا محیط دیده بر زد موج عشق %~% هفت دریا را چو سیلی دیده ام # 7 نعمت الله یافتم در هر وجود %~% با همه عشقی و میلی دیده ام ~~PageV1P1056 ### || [genre: Gh] # 1 تا گلی از گلستانش چیده ام %~% بر لب غنچه بسی خندیده ام # 2 ماه در چشمم نمی آید تمام %~% کافتاب حسن او را دیده ام # 3 هر کجا جام مئی آمد به دست %~% شادی او خوش خوشی نوشیده ام # 4 تا توانستم به عشق عاشقان %~% در طریق عاشقی کوشیده ام # 5 ز آتش عشقش چو خم می فروش %~% نیک مستانه به خود جوشیده ام # 6 رندم و رندان مریدان منند %~% پیرم و رندی بسی ورزیده ام # 7 می نمایم نعمت الله را چو نور %~% گرچه از چشم همه پوشیده ام ~~PageV1P1057 ### || [genre: Gh] # 1 بر در میخانه مست افتاده ام %~% سر به پای خم می بنهاده ام # 2 ms359 در خرابات مغان مستانه باز %~% خوش در میخانه را بگشاده ام # 3 جانسپاری می کنم در راه عشق %~% هرچه فرماید به جان استاده ام # 4 در نظر روشن بود چون نور چشم %~% آبروی اشک مردمزاده ام # 5 دامن همت نیالودم به غیر %~% پاک پاک است دامن سجاده ام # 6 گوهر من باشد از در یتیم %~% تا نپنداری که من بیجاده ام # 7 بنده سید شدم از جان و دل %~% لاجرم از کائنات آزاده ام PageV1P1058 ### || [genre: Gh] # 1 من در این ره نیز بوئی برده ام %~% پیش هر رنگی ز بوئی برده ام # 2 گاه جامی گه صراحی آورم %~% گاه خمی گه سبوئی برده ام # 3 بر و بحر عالمی پیموده ام %~% آب بسیاری بجوئی برده ام # 4 از سر زلف پریشان بتم %~% دل خوشم زیرا که موئی برده ام # 5 نسبت رویش به ماهی کرده ام %~% آبروی ماه روئی برده ام # 6 عقل چون گوئی به چوگانش زدم %~% این چنین گوئی به هوئی برده ام # 7 نعمت الله را به یاد آورده ام %~% لاجرم نام نکوئی برده ام PageV1P1059 ### || [genre: Gh] # 1 باز سرمست جام جم شده ام %~% عاشق روی آن صنم شده ام # 2 گرچه بودم ز هجر درویشی %~% دیگر از وصل محترم شده ام # 3 تا دلم خلوت محبت اوست %~% پرده بر دار در حرم شده ام # 4 سر کویش مقام کردم از آن %~% در همه جای محترم شده ام # 5 غم عشقش خجسته باد که من %~% این چنین شادمان ز غم شده ام # 6 تا که منظور حضرت عشقم %~% فارغ از عقل بیش و کم شده ام # 7 از وجود و عدم رمیده دلم %~% سید عالم و قدم شده ام PageV1P1060 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاهی می کنم تا بنده ام %~% روز و شب در بندگی پاینده ام # 2 روشنم از آفتاب عشق او %~% همچو ماهی بر همه تابنده ام # 3 در هوای گلشن وصل نگار %~% بر لب غنچه خوشی ms360 در خنده ام # 4 تا مگر بادی به خاکی بگذرد %~% خویشتن بر خاک ره افکنده ام # 5 جان فدای عشق جانان کرده ام %~% تا قیامت زین کرم شرمنده ام # 6 تا همه رندان من مستان شوند %~% در خرابات مغان و امانده ام # 7 ساقی رندان بزم وحدتم %~% سید سرمست خود را بنده ام PageV1P1061 ### || [genre: Gh] # 1 زآفتاب مهر او تابنده ام %~% پادشاهی می کنم تا بنده ام # 2 صورتم پرگار و معنی نقطه ای %~% این حروف از لوح دل خواننده ام # 3 مستم از جام می ساقی عشق %~% مجلس عشاق را فرخنده ام # 4 تا به اسما و صفاتش عارفم %~% از حضور ذات او وامانده ام # 5 عاشق و معشوق ما هر دو یکی است %~% نعمت الله را چنین داننده ام ~~PageV1P1062 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق روی نازنین توام %~% واله زلف عنبرین توام # 2 من اگر کافرم اگر مومن %~% در همه کیشها به دین توام # 3 به یقین جان بی گمان منی %~% بی گمان عاشق یقین توام # 4 عشق تو شمع و من چو پروانه %~% سوخته عشق آتشین توام # 5 گر به میخانه ور بکعبه روم %~% در همه جای همنشین توام # 6 تو مرا برگزیدی از دو جهان %~% من به جان عاشق گزین توام # 7 صورت جان توئی و معنی دل %~% من هم آن تو و هم این توام # 8 هر چه دارم همه امانت تواست %~% بسیارم چو من امین توام # 9 گنج اسما به من تو بخشیدی %~% نعمت الله و نور دین توام PageV1P1063 ### || [genre: Gh] # 1 حالی است مرا با می و مستان که چه گویم %~% رازیست میان من و رندان که ~~چه گویم # 2 بزمیست ملوکانه و ساقی که چه پرسی %~% من عاشق سرمست حریفان که چه گویم # 3 چون بلبل سودازده در مجلس عاشق %~% آورده ام این صورت بستان که چه گویم # 4 هر نقش خیالی که مرا در نظر آید %~% گویم که بگوئید به جانان که چه ms361 ~~گویم # 5 از روز ازل عاشق مستم چه توان کرد %~% باشم ابدا مست بدان سان که چه ~~گویم # 6 خود خوشتر ازین قول که گفتم نتوان گفت %~% ذوقیست در این گفتل مستان که ~~چه گویم # 7 گنج ار طلبی کنج دل سید ما جو %~% نقدیست درین گوشه ویران که چه گویم ~~PageV1P1064 ### || [genre: Gh] # 1 داریم نگاری به کمالی که چه گویم %~% حسنی که چه پرسی و جمالی که چه ~~گویم # 2 خوش نقش خیالی است که نور بصر ماست %~% نقشی و چه نقشی و خیالی که چه ~~گویم # 3 ساقی قدحی باده مستانه به من داد %~% زان آب حیاتی و زلالی که چه گویم # 4 شمع است و شبستان و می و شاهد سرمست %~% بزمی است ملوکانه و حالی که چه ~~گویم # 5 در آینه دیده سید بتوان دید %~% تمثال جمالی به مثالی که چه گویم ~~PageV1P1065 ### || [genre: Gh] # 1 بنمود جمالی به کمالی که چه گویم %~% حسنی و چه حسنی و جمالی که چه ~~گویم # 2 بنوشته خطی بر ورق روی چو ماهش %~% هر حرفی از آن خط به مثالی که چه ~~گویم # 3 بر دیده ما نقش خیالش گذری کرد %~% نقشی که چه پرسی و خیالی که چه گویم # 4 ما ساقی سرمست خرابات جهانیم %~% در ساغر ما آب زلالی که چه گویم # 5 بزمیست ملوکانه که شرحش نتوان کرد %~% ذوقیست در این مجلس و حالی که چه ~~گویم # 6 مائیم و خلیل الله کنجی و حضوری %~% خوش عمر عزیزی و وصالی که چه گویم # 7 در بندگی سید و در صحبت ایشان %~% داریم جمالی و جلالی که چه گویم ~~PageV1P1066 ### || [genre: Gh] # 1 نازی است از آن جانب و نازی که چه گویم %~% مائیم و نیازی و نیازی که ~~چه گویم # 2 تا طاق دو ابروش مرا قبله نما شد %~% کردیم نمازی و نمازی که چه گویم # 3 دل سوخته آتش عشقیم که چون موم %~% دیدم گدازی و گدازی ms362 که چه گویم # 4 این سینه ما مخزن اسرار الهی است %~% رازیست در این سینه و رازی که چه ~~گویم # 5 خوش سلطنتی یافتم از دولت محمود %~% مائیم و ایازی و ایازی که چه گویم # 6 ساز دل ما مطرب عشاق چه بنواخت %~% آواز به ساز آمد و سازی که چه گویم # 7 سید به سوی کعبه مقصود روان شد %~% اکبر بود این حج و حجازی که چه گویم ~~PageV1P1067 ### || [genre: Gh] # 1 داریم حضوری و سرابی که چه گویم %~% جامی که چه پرسی و شرابی که چه ~~گویم # 2 در کوی خرابات مغان همدم جامیم %~% مستیم و خرابیم و خرابی که چه گویم # 3 مستانه بتم از در میخانه درآمد %~% بر بسته نقابی و نقابی که چه گویم # 4 خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده %~% بینیم به خوابی و به خوابی که ~~چه گویم # 5 از آتش عشقش دل بیچاره کبابست %~% سوزی و چه سوزی و کبابی که چه گویم # 6 در مجلس ما مطرب عشاق درآمد %~% بنواخت ربابی و ربابی که چه گویم # 7 با عشق به سر می بر و با عقل میامیز %~% کاین عقل حجابست و حجابی که چه ~~گویم # 8 مائیم و می و خلوت میخانه و ساقی %~% داریم هوای خوش و آبی که چه گویم # 9 گر کام دلم دلبر عیار برآرد %~% والله که صوابست و صوابی که چه گویم # 10 گر یک نفسی بی می و معشوق برآری %~% پرسند حسابی و حسابی که چه گویم # 11 از گفته سید دو سه بیتی بنوشتم %~% خوش شعر لطیفی و کتابی که چه گویم ~~PageV1P1068 ### || [genre: Gh] # 1 غرقه آب و آب می جویم %~% در تحیر که بحر یا جویم # 2 این عجب بین که عاشق خویشم %~% عین مطلوب و طالب اویم # 3 پیر خمارم و به جرعه می %~% خرقه خود مدام می شویم # 4 در خرابات عشق مست و خراب %~% سخن عاشقانه می گویم # 5 ms363 آمدم مست بر سر میدان %~% عشق چوگان و عالمی گویم # 6 بلبل گلستان معشوقم %~% گل گلزار عشق می بویم # 7 نعمت الله حق است از آن شب و روز %~% من حق خویشتن از او جویم ~~PageV1P1069 ### || [genre: Gh] # 1 سخنی خوش به ذوق می گویم %~% یاری از اهل ذوق می جویم # 2 بزم عشق است و خرقه سالوس %~% عاشقانه مدام می شویم # 3 عشق و معشوق و عاشق خویشم %~% لاجرم غیر خود نمی پویم # 4 من و او و تو چون یگانه شدیم %~% تو منی ای عزیز من اویم # 5 آفتابی در آینه بنمود %~% روشن از نور روی مه رویم # 6 روح قدسی خموش خواهد بود %~% در مقامی که من سخن گویم # 7 یک زمان سیدم دمی بنده %~% گاه سلطان و گاه انجویم PageV1P1070 ### || [genre: Gh] # 1 اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم %~% چنان مستم که از مستی نمی ~~دانم چه می گویم # 2 منم مطلوب و هم طالب که خود از خود طلبکارم %~% مکرم کرده ام خود را که ~~خود را با تو می جویم # 3 اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم %~% و گر نه ذوق می دارم چرا میخانه ~~می پویم # 4 اسیر میفروشانم که رندانند غلامانم %~% امیر حضرت جانم که شاهانند ~~آنجویم # 5 نکو آئینه ای دارم که حسن او در آن پیداست %~% بدی من مگو عاقل اگر ~~گویم که نیکویم # 6 خیال غیر اگر بینم که نقشی می زند بر آب %~% به آب دیده ساغر خیالش را ~~فرو شویم # 7 اگر یار خوشی جوئی که با وی صحبتی داری %~% به یاد نعمت الله جو در این ~~دوران که من اویم PageV1P1071 ### || [genre: Gh] # 1 می خوردم و از خمار رستم %~% مخمور نیم که مست مستم # 2 در کوی فنا فتاده بودم %~% ساقی باقی گرفت دستم # 3 رندانه حریف می فروشم %~% می خوردم و توبه را شکستم # 4 در دیر مغان ندیم عشقم %~% زنار ز زلف ms364 یار بستم # 5 خورشیدم و سایه می نمایم %~% این خرقه نگر که نیست هستم # 6 شادی روان نعمت الله %~% می خوردم و از خمار رستم PageV1P1072 ### || [genre: Gh] # 1 به حمدالله که من امروز از بند بلا جستم %~% به دام عشق افتادم ز دست ~~عقل وارستم # 2 چنان حیران ساقیم که جام از می نمیدانم %~% چنان مستم که از مستی نمی ~~دانم که من مستم # 3 چو گشتم از فنا فانی چه می جوئی بقای من %~% چو من مستغرق اویم چه دانم ~~نیست از هستم # 4 اگر چه ذره ای بودم رسیدم تا به خورشیدی %~% اگرچه قطره ای بودم ولی با ~~بحر پیوستم # 5 مگر من شیشه تقوی زدم بر سنگ قلاشی %~% که شد مشهور در عالم که توبه ~~باز بشکستم # 6 خراباتست و من سرمست و ساقی جام می بر دست %~% به جز ساقی سرمستان که ~~می گیرد دگر دستم # 7 ندیم بزم آن شاهم حریف نعمت اللهم %~% کناری کردم از عالم میان در ~~خدمتش بستم PageV1P1073 ### || [genre: Gh] # 1 رفتم به در خانه میخانه نشستم %~% آن توبه سنگین به یکی جرعه شکستم # 2 گر عاقل مخمور مرا خواند به مجنون %~% منعش مکن ای عاشق سرمست که هستم # 3 در هر دو جهان غیر یکی را چو ندیدم %~% شک نیست که هم غیر یکی را ~~نپرستم # 4 سرمست شرابم نه که امروز چنینم %~% از روز ازل تا به ابد عاشق و مستم # 5 در خواب گرفتم سر دستی که چه گویم %~% خوش نقش خیالیست که افتاد به ~~دستم # 6 گفتند که در کوی خرابات حضوریست %~% برخاستم و رفتم و آنجا بنشستم # 7 سید کرمی کرد و مرا خواند به بنده %~% من هم کمر خدمت او چست ببستم ~~PageV1P1074 ### || [genre: Gh] # 1 شکر گویم که توبه بشکستم %~% وز غم ننگ و نام وارستم # 2 در خرابات عشق مست خراب %~% با حریفان به ذوق بنشستم # 3 هستی او کجا و من ز کجا %~% من ms365 به خود نیستم به او هستم # 4 بگسستم ز خویش و بیگانه %~% باز با اصل خویش پیوستم # 5 نور چشم است و در نظر دارم %~% نظری کن به چشم سرمستم # 6 دست با دوست در کمر کردم %~% آفرین باد بر چنین دستم # 7 بنده سید خراباتم %~% کمر خدمتش به جان بستم PageV1P1075 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات عشق سرمستم %~% از ازل بود تا ابد هستم # 2 این سعادت نگر که دستم داد %~% کمری بر میان او بستم # 3 بر لبم لب نهاد بوسه زدم %~% جان به جانان به ذوق پیوستم # 4 بر در میفروش رندانه %~% با حریفان خویش بنشستم # 5 چشم سرمست او چو می نگرم %~% زان نظر همچو چشم او مستم # 6 عقل مخمور دردسر می داد %~% شکر گویم که رفت و وارستم # 7 نعمت الله رسید مستانه %~% ساغر می نهاد بر دستم PageV1P1076 ### || [genre: Gh] # 1 مدتی در به در به جان گشتم %~% گرد میخانه جهان گشتم # 2 میر میخانه خدمتش کردم %~% هم به فرمان او روان گشتم # 3 در خرابات عشق رندانه %~% ساقی بزم عاشقان گشتم # 4 نام من شد نشانه عالم %~% گرچه بی نام و بی نشان گشتم # 5 چون محب حباب او بودم %~% نیک محبوب این و آن گشتم # 6 جان به جانان خویش بسپردم %~% زنده ملک جاودان گشتم # 7 موج بودم ولی شدم دریا %~% این چنین بودم آن چنان گشتم # 8 عقل سرمایه بود شد بر باد %~% فارغ از سود و از زیان گشتم # 9 گنج در کنج دل طلب کردم %~% واقف از گنج بیکران گشتم # 10 پادشه خوش مرا کنار گرفت %~% چون کمر گرد آن میان گشتم # 11 بنده ام بندگی او کردم %~% سید جمله سیدان گشتم PageV1P1077 ### || [genre: Gh] # 1 ز نور روی او تابنده گشتم %~% امیر و سیدم تابنده گشتم # 2 به جانان جان خود تسلیم کردم %~% به عمر جاودان پاینده گشتم # 3 اگر چه غم بسی خوردم ز هجرش %~% به یمن وصل او ms366 فرخنده گشتم # 4 شدم کشته به تیغ عشق لیکن %~% شهادت یافتم دل زنده گشتم # 5 ز نور آفتاب سید خود %~% چو ماه چارده تابنده گشتم PageV1P1078 ### || [genre: Gh] # 1 آتش عشقش خوشی افروختم %~% نام و ننگ و نیک و بد را سوختم # 2 سوختم پروانه جان و دلم %~% شمع جمع عاشقان افروختم # 3 خرقه ناموس بدریدم دگر %~% جامه رندانه ای بردوختم # 4 گوهری بخریدم از صراف عشق %~% نقد و نسیه در بها بفروختم # 5 عالم عشقم چو من عالم کجاست %~% عالمی را علم عشق آموختم # 6 نعمت الله حاصل عمر من است %~% حاصل عمر خوشی اندوختم PageV1P1079 ### || [genre: Gh] # 1 مست می ملامتم نیست سر سلامتم %~% نیست سر سلامتم مست می ملامتم # 2 عقل نصیحتم دهد عشق غرامتم کند %~% فارغ از آن نصیحتم بنده این غرامتم # 3 هست ندیم بزم من ساقی مست عشق او %~% باده خورم به شادیش نیست غم ~~ندامتم # 4 باده صاف عاشقان دردی درد او بود %~% هست دوای من همین تا که شود ~~قیامتم # 5 چهره زرد و اشک من هست گواه حال من %~% گر تو ندانی حال من نیک ببین ~~علامتم # 6 خرقه زهد بر تنم خوش ننماید ای فقیه %~% جامه عاشقی بود راست به قد و ~~قامتم # 7 بنده حضرت شهم همدم نعمت اللهم %~% در دو جهان کجا بود خوشتر از این ~~کرامتم PageV1P1080 ### || [genre: Gh] # 1 من رند خراباتم ایمن ز کراماتم %~% در گوشه میخانه دائم به مناجاتم # 2 سر حلقه رندانم ساقی حریفانم %~% نه زاهد و درویشم سلطان خراباتم # 3 من آینه اویم در آینه او جویم %~% از ذوق سخن گویم آسوده ز طاماتم # 4 خواهی که صفات او در ذات یکی بینی %~% مجموع صفاتش بین در آینه ذاتم # 5 من سید عشاقم بگزیده آفاقم %~% در هر دو جهان طاقم اینست کراماتم ~~PageV1P1081 ### || [genre: Gh] # 1 من به خدا که از خدا غیر خدا نمی خوهم %~% درد دلم دوا بود از تو دوا ~~نمی خوهم # 2 ms367 ساکن خلوت دلم بر در گل چرا روم %~% شاه جهان جان منم نان چو گدا نمی ~~خوهم # 3 بر سر دار عشق او تا که قدم نهاده ام %~% دیر فنا گذاشتم دار بقا نمی ~~خوهم # 4 روضه تو را و حور هم نار تو را و نور هم %~% من به خدا که راضیم جز که ~~رضا نمی خوهم # 5 آل عبایم و یقین اهل غنا فقیر من %~% ظن غلط مبر که من چون تو غنا نمی ~~خوهم # 6 سفره صفت برای نان حلقه به گوش کی شوم %~% از طبق زرینه خوان ابا نمی ~~خوهم # 7 از خط و از خطای تو خطه ما مقدس است %~% راه صواب می روم ملک ختا نمی ~~خوهم # 8 مال وبال خواجه است گشته به مال مبتلا %~% گر تو بلا همی خوهی بنده بلا ~~نمی خوهم # 9 نکته عشق خوانده ام از ورق کتاب حق %~% معنی سر این سخن از فقها نمی ~~خوهم # 10 رحمت او برای من نعمت او فدای من %~% در بر اوست جای من جاه شما نمی ~~خوهم # 11 مست شراب وحدتم نیست خمار کثرتم %~% سید ملک عزتم غیر خدا نمی خوهم ~~PageV1P1082 ### || [genre: Gh] # 1 بگذر ز وجود و ز عدم هم %~% بگذر ز حدوث وز قدم هم # 2 در آب بشو کتاب معقول %~% بشکن تو دوات را قلم هم # 3 رو دنیی و آخرت رها کن %~% تا نور نماند و ظلم هم # 4 می نوش ز خم خسروانی %~% آخر چه کنی تو جام جم هم # 5 آنجا که منم نه صبح و نه شام %~% نه روز و نه شب نه بیش و کم هم # 6 میخانه اگر چه بیکران است %~% می نوش به قدر خویش هم هم # 7 نعمت بگذار نعمت الله %~% از لا چه گشاید و نعم هم PageV1P1083 ### || [genre: Gh] # 1 غیر او با او نگنجد در دلم %~% مشکل این حل و حل مشکلم # 2 از جمال اوست هر حسنی ms368 که هست %~% لاجرم بر حسن خوبان مایلم # 3 غیر او در هر دو عالم هست نیست %~% من نگویم فاصلم یا واصلم # 4 عالمی خواهند از من عالمی %~% من به ایشان همچو ایشان مایلم # 5 جام می بر دست می نوشم مدام %~% بر در میخانه باشد منزلم # 6 عمر من نگذشت بی حاصل دمی %~% حاصلم عشق است و نیکو حاصلم # 7 سر خوشم مستانه می گویم سخن %~% از زبان نعمت الله قائلم PageV1P1084 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابست و سایه بان عالم %~% به مثل او چنین چنان عالم # 2 جام گیتی نماست می بینش %~% که نماید همین همان عالم # 3 غیر او دیگری نخواهد دید %~% هر که بینا شود در آن عالم # 4 این میان و کنار کی بودی %~% گر نبودی درین میان عالم # 5 صورت اوست نور دیده ما %~% این معانی کند بیان عالم # 6 همه عالم نشان او دارد %~% بی نشان او بود نشان عالم # 7 هر زمان عالمی کند پیدا %~% می برد آورد روان عالم # 8 عالم عشق را نهایت نیست %~% هست این بحر بیکران عالم # 9 نعمت الله چون می و جام است %~% جام و می را بدان بدان عالم ~~PageV1P1085 ### || [genre: Gh] # 1 گدای عشقم و سلطان عالم %~% غلام خاتم و خاقان عالم # 2 مرید یارم و پیر خرابات %~% ندیم دردم و درمان عالم # 3 جهان جسم است و من جان جهانم %~% چه جای جان منم جانان عالم # 4 خراباتست و من مست خرابم %~% حریف ساقی رندان عالم # 5 ندارم با سوی الله هیچ میلی %~% به جان جمله مردان عالم # 6 جمال بی مثال او عیان است %~% نظر فرما تو در اعیان عالم # 7 بیا از نعمت الله جو نوائی %~% چو می جوئی نوا از خان عالم PageV1P1086 ### || [genre: Gh] # 1 همچو ما کیست مست در عالم %~% عاشق و می پرست در عالم # 2 شادی ما شراب می نوشد %~% رند مستی که هست درعالم # 3 باش عهد درست پیوسته %~% تا ms369 نیابی شکست در عالم # 4 عارف حق پرست دانی کیست %~% آنکه از خود برست در عالم # 5 بر در می فروش بنشستم %~% که از این به نشست در عالم # 6 نیک بنگر در آینه او را %~% تا نگوئی بدست در عالم # 7 سید کاینات مظهر ذات %~% آنکه جد من است در عالم PageV1P1087 ### || [genre: Gh] # 1 پیرهن گر کهنه گردد یوسف جان را چه غم %~% ور دهی ویرانه گردد ملک ~~خاقان را چه غم # 2 که خدا باقیست گر خانه شود ویران چه باک %~% جان به جانان زنده ار تن ~~رود جان را چه غم # 3 خم می در جوش و ساقی مست و رندان درحضور %~% جام اگر بشکست گو بشکن ~~حریفان را چه غم # 4 بت پرستی گر برافتد بت چه اندیشد از آن %~% ور بمیرد بنده بیچاره ای ~~سلطان را چه غم # 5 گر نماند آینه آئینه گر را عمر باد %~% ور نماند سایه ای خورشید تابان ~~را چه غم # 6 غم ندارم گر طلسم صورتم دیگر شود %~% گنج معنی یافتم ز افلاس یاران را ~~چه غم # 7 باده وحدت به شادی نعمت الله می خوریم %~% از خمار کثرت و معقول مستان ~~را چه غم PageV1P1088 ### || [genre: Gh] # 1 با سر زلف بتی باز در افتاد دلم %~% لاجرم چون سر زلفش به سر افتاد دلم # 2 مجمع اهل دلان زلف پریشان ویست %~% مکنم عیب درین جمع گر افتاد دلم # 3 چه کنم مجلس عشقست و حریفان سرمست %~% خاطرم یافت چنین بزم و در افتاد ~~دلم # 4 دوش دلدار کرم کرد دلم را بنواخت %~% باز امروز در آن رهگذر افتاد دلم # 5 ناظر اویم و منظور من اندر نظر است %~% نور چشمست که روشن نظر افتاد ~~دلم # 6 پرده دل که حجاب دل و دلدارم بود %~% خوش بر افتاد از آن رو که بر ~~افتاد دلم # 7 سید ما خبری گفت ز حال دل خویش %~% زان خبر مست شد و بی ms370 خبر افتاد دلم ~~PageV1P1089 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات فنا جام بقا می نوشم %~% می عشقست به فرمان خدا می نوشم # 2 جام می در کف و در کوی مغان می گردم %~% شادی ساقی باقی به صفا می نوشم # 3 بر من عاشق سرمست حلال است مدام %~% درد دردی که به ازصاف دوا می نوشم # 4 چشم سرمست خوشش جام میم می بخشد %~% نه شرابی که تو گوئی که چرا می ~~نوشم # 5 جرعه ای نوش نکردی ز می لعل لبش %~% تو چه دانی که من این می ز کجا می ~~نوشم # 6 توبه کردم که دگر توبه نخواهم کردن %~% گر خدا عمر دهد می ابدا می نوشم # 7 نعمت اللهم و با ساقی سرمست حریف %~% باده از صدق و نه از روی و ریا می ~~نوشم PageV1P1090 ### || [genre: Gh] # 1 می عشقش به کام می نوشم %~% درد دردش تمام می نوشم # 2 در خرابات عشق مست و خراب %~% باده ای با قوام می نوشم # 3 نوش جانم که باده ایست حلال %~% نه شراب حرام می نوشم # 4 عاشقانه حریف خمارم %~% صبح تا شام جام می نوشم # 5 شادی روی ساقی وحدت %~% ساغر می مدام می نوشم # 6 رندم و می پرست و مستانه %~% دم به دم می بکام می نوشم # 7 سید بزم باده نوشانم %~% گرچه می با غلام می نوشم PageV1P1091 ### || [genre: Gh] # 1 منم که جام می ذوالجلال می نوشم %~% همیشه باده عشق جمال می نوشم # 2 مدام همدم جام شراب عشق ویم %~% می محبت او بر کمال می نوشم # 3 چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشم %~% عجب مدار که می لایزال می نوشم # 4 بنوش دردی دردش که نوش جانت باد %~% که من به عشق چو آب زلال می نوشم # 5 هزار ساغر می نوش می کنم به دمی %~% هنوز می طلبم بی ملال می نوشم # 6 خیال ماضی و مستقبلم نمی باشد %~% ز جام عشق ms371 می ذوق حال می نوشم # 7 مدام ساقی سرمست نعمت اللهم %~% به شادی رخ او می حلال می نوشم ~~PageV1P1092 ### || [genre: Gh] # 1 سر کویت به همه ملک جهان نفروشم %~% خود جهان چیست غمت را به جهان ~~نفروشم # 2 من که سودا زده زلف پریشان توام %~% یک سر موی تو هرگز به دو کان ~~نفروشم # 3 برو ای عقل که من مستم و تو مخموری %~% زر چه باشد برو ای خواجه به جان ~~نفروشم # 4 دردی درد تو جانا نفروشم به دوا %~% جرعه می به همه کون و مکان نفروشم # 5 جان و دل دادم و عشق تو خریدم به بها %~% بهر سودش نخریدم به زیان ~~نفروشم # 6 نقدی از گنج غم عشق تو در دل دارم %~% این چنین نقد به صد گنج روان ~~نفروشم # 7 سید کوی خرابات و حریف عشقم %~% گوشه مملکت خود به جهان نفروشم ~~PageV1P1093 ### || [genre: Gh] # 1 درد دردش به ذوق می نوشم %~% خلعت از جود عشق می پوشم # 2 غم عشقش خریده ام به جهان %~% به همه کائنات نفروشم # 3 تاج عشق ویست بر سرمن %~% حلقه بندگیش در گوشم # 4 آتشی هست در دلم که مدام %~% همچو خم شراب می جوشم # 5 مستم و چون سبوی میخواران %~% عاشقان می کشند بر دوشم # 6 عاشقانه به باده نوشیدن %~% تا که جان در تن است می کوشم # 7 نعمت الله یادگار من است %~% نکند هیچکس فراموشم PageV1P1094 ### || [genre: Gh] # 1 از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم %~% هر دم مئی درمی کشم از جام ~~وحدت سرخوشم # 2 ساقی مست مهوشم خوشوقت می دارد مرا %~% خوشوقت می دارد مرا ساقی مست ~~مهوشم # 3 هر دم او ترگل قاردشم فانظر بحالی یا حبیب %~% فانظر بحالی یا حبیب هر ~~دم او ترگل قاردشم # 4 شاهد گرفته در کشم چون شاهدان معشوق را %~% چون شاهدان معشوق را شاهد ~~گرفته در کشم # 5 در میکده دردی کشم رندانه با سید حریف %~% رندانه ms372 با سید حریف در میکده ~~دردی کشم PageV1P1095 ### || [genre: Gh] # 1 منم که عاشق دیدار یار خود باشم %~% منم که واله زلف نگار خود باشم # 2 منم که سیدم و بنده خداوندم %~% منم که دانه و دام شکار خود باشم # 3 منم چو پرده و جانم امیر پرده نشین %~% منم که میر خود و پرده دار خود ~~باشم # 4 به هر کنار که باشم از این میان به یقین %~% چو نیک بنگرم اندر کنار ~~خود باشم # 5 به گرد کوه و بیابان دگر نخواهم گشت %~% به کنج دل روم و یار غار خود ~~باشم # 6 چرا جفا کشم از هر کسی درین غربت %~% به شهر خود روم و شهریار خود باشم # 7 به غیر عشق مرا نیست کاری و باری %~% از آن مدام پی کار و بار خود باشم # 8 از آنکه عاشق و معشوق نعمةاللهم %~% به گرد کار خود و کردگار خود باشم ~~PageV1P1096 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم %~% نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم # 2 از دولت وصل او ما سلطنتی داریم %~% از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم # 3 تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم %~% خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم # 4 از نور جمال او روشن شده چشم ما %~% با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم # 5 عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم %~% ما زنده جاویدیم در گور کجا ~~باشیم # 6 از علت امکانی دل صحبت کلی یافت %~% چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم # 7 آن سید سرمستان ساقی حریفان است %~% گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم ~~PageV1P1097 ### || [genre: Gh] # 1 ما اگر شاه اگر گدا باشیم %~% در همه حال با خدا باشیم # 2 جمله اسما به ذوق می خوانیم %~% از مسما کجا جدا باشیم # 3 موج بحریم و عین ما آبست %~% ما درین بحر آشنا باشیم # 4 دردمندیم و درد می نوشیم %~% دائما همدم دوا باشیم # 5 ms373 غیر او دیگری نمی دانیم %~% عاشق غیر او کجا باشیم # 6 در خرابات رند و سرمستیم %~% این چنین بوده ایم تا باشیم # 7 ما چو باشیم بنده سید %~% بنده دیگری چرا باشیم PageV1P1098 ### || [genre: Gh] # 1 فاش شد نام ما که قلاشیم %~% عاشق و رند و مست و اوباشیم # 2 واله زلف یار دلبندیم %~% مبتلای بلای بالاشیم # 3 یار سرمست چشم مخموریم %~% عاشق شاهدان جماشیم # 4 نقش هستی خود فروشستیم %~% این زمان عین نقش نقاشیم # 5 پشه ای را به جان نیازاریم %~% مورچه ای را دلش نبخراشیم # 6 چون همه جز یکی نمی بینیم %~% لاجرم ما همه یکی باشیم # 7 نقطه شد حرف و حرف شد سید %~% ما بدین حرف در جهان فاشیم PageV1P1099 ### || [genre: Gh] # 1 ما چو در سایه الطاف خدا می باشیم %~% هرچه باشند به ما ما به جهان می ~~باشیم # 2 دیگران در هوس نقش خیالند و ما %~% نقش بندیم خیالی که مگر نقاشیم # 3 نبود هیچ حجابی که به آن محجوبیم %~% ور بود یکسر موئیش روان بتراشیم # 4 گو همه خلق بدانند که ما سرمستیم %~% از تو پنهان نبود در همه عالم ~~فاشیم # 5 زاهدان را به خرابات مغان نگذارید %~% خانه ماست که رندان خوش او باشیم # 6 هرچه بینم همه دلبر خود می نگریم %~% لاجرم یک سر موئی دل کس نخراشیم # 7 در خرابات مغان سید سرمستانیم %~% تا که بودیم چنین بود و چنان می ~~باشیم PageV1P1100 ### || [genre: Gh] # 1 ما حلقه به گوش می فروشیم %~% ما مست و خراب و باده نوشیم # 2 ز اسرار الست در سماعیم %~% وز جام بلاش در خروشیم # 3 هر دم به هوای آتش دل %~% چون بحر به خویشتن بجوشیم # 4 یک جرعه ز درد درد عشقش %~% والله اگر به جان فروشیم # 5 می نوش تو پند و باده می نوش %~% ز آن ساغر و خم که ما سبوشیم # 6 گر درد دهد به ما و گر صاف %~% شادی روان او ms374 بنوشیم # 7 سید چو نگار ساقی ماست %~% شاید که به می خوری بکوشیم PageV1P1101 ### || [genre: Gh] # 1 ما سلطنت فقر به عالم نفروشیم %~% یک جام شرابی به دو صد جم نفروشیم # 2 در کوی خرابات مغان همدم جامیم %~% هرگز به بهشت ابد این دم نفروشیم # 3 گوئی که به جز جنت شادی به غم عشق %~% شادی تو نگه دار که ما غم ~~نفروشیم # 4 دردیست دلم را که به درمان نتوان داد %~% زخمی است درین سینه به مرهم ~~نفروشیم # 5 بسیار فروشیم می ذوق و لیکن %~% یک جرعه به جانیست جوی کم نفروشیم # 6 گفتیم فروشیم یکی جرعه به جانی %~% سودا مکن ای خواجه که آنهم نفروشیم # 7 یک لحظه حضوری و دمی صحبت سید %~% گر زانکه دهد دست به عالم نفروشیم ~~PageV1P1102 ### || [genre: Gh] # 1 علم توحید نیک می دانم %~% خوش به ذوق این کتاب می خوانم # 2 دو نگویم نه مشرکم حاشا %~% من یکی گویم و مسلمانم # 3 می عشقش به ذوق می نوشم %~% رندم و ترک باده نتوانم # 4 گاه در جمع و فارغ از هجرم %~% گاه چون زلف بت پرستانم # 5 در همه حال با خدای خودم %~% نه غلط می کنم که خود آنم # 6 مظهر اسم اعظم اویم %~% حافظ حرف حرف قرآنم # 7 سید مجلس خراباتم %~% ساقی بزم باده نوشانم PageV1P1103 ### || [genre: Gh] # 1 من به جان دوستدار رندانم %~% عاشق روی باده نوشانم # 2 به جز از عاشقی و می خواری %~% هیچ کار دگر نمی دانم # 3 نوبتی توبه کردم از باده %~% مدتی شد کز آن پشیمانم # 4 شعر مستانه ای همی گویم %~% غزلی عاشقانه می خوانم # 5 درد دردش مدام می نوشم %~% یار و همدرد دردمندانم # 6 بنده حضرت خداوندم %~% پادشاه هزار سلطانم # 7 سید مجلس خراباتم %~% ساقی بزم می پرستانم PageV1P1104 ### || [genre: Gh] # 1 مطرب خوش نوای رندانم %~% ساقی بزم باده نوشانم # 2 سخن عاشقان اگر خواهی %~% بشنو از من که خوش همی خوانم # 3 جام بر ms375 دست و مست و لایعقل %~% گرد رندان مدام گردانم # 4 بزم عشق است مجلس دائم %~% روز و شب عاشق حریفانم # 5 ساغر درد درد می نوشم %~% به از این خود دوا نمی دانم # 6 صورتم موج و معنیم بحر است %~% ظاهرا این و باطنا آنم # 7 می کشم خوان پادشاهانه %~% نعمت الله رسید مهمانم PageV1P1105 ### || [genre: Gh] # 1 حضرتی غیر او نمی دانم %~% گر تو دانی بگو نمی دانم # 2 هر که گوید که غیر او باشد %~% مشنو از وی بگو نمی دانم # 3 عین او را به عین او جویم %~% به از این جستجو نمی دانم # 4 می خمخانه پاک می نوشم %~% کوزه ای یا سبو نمی دانم # 5 برو ای عقل و گفتگو بگذار %~% مستم و گفتگو نمی دانم # 6 هو هو لا اله الا هو %~% من چه گویم جز او نمی دانم # 7 سید عاشقان یک رویم %~% عاقلانه دو رو نمی دانم PageV1P1106 ### || [genre: Gh] # 1 بود ممکن که من بی جان بمانم %~% محال است اینکه بی جانان بمانم # 2 مرا ساقی حریف و عشق یار است %~% نمی خواهم که از یاران بمانم # 3 دوای درد دل درد است و دارم %~% مباد آن دم که بی درمان بمانم # 4 عزیز مصر عشقم ای برادر %~% چو یوسف چند در زندان بمانم # 5 چو او پیدا شود پنهان شوم من %~% وگر پیدا شود پنهان بمانم # 6 اگر نه او مرا بخشد وجودی %~% همیشه در عدم حیران بمانم # 7 اگر نه عشق او باشد دلیلم %~% شوم گمراه و سرگردان بمانم # 8 اگر جانم نماند غم ندارم %~% به جانان زنده جاویدان بمانم # 9 نمی دانم ز غیرت غیرت ای دوست %~% کدامست غیر تو تا آن بمانم # 10 شوم پیدا اگر پنهان شوی تو %~% وگر پیدا شوی پنهان بمانم # 11 چو سید بی سر و سامان بمانم %~% اگر زلف پریشان برفشانی PageV1P1107 ### || [genre: Gh] # 1 چنان سرمست و شیدایم که پا از سر نمی دانم ms376 %~% دل از دلبر نمی یابم می ~~از ساغر نمی دانم # 2 برو ای عقل سرگردان زجان من چه می جوئی %~% که من سرمست و حیرانم به جز ~~دلبر نمی دانم # 3 شدم از ساحل صورت به سوی بحر معنی باز %~% چه جای بحر و بر باشد به جز ~~گوهر نمی دانم # 4 دلم عود است و آتش عشق و سینه مجمر سوزان %~% همی سوزد درون عودم درین ~~مجمر نمی دانم # 5 من آن دانای نادانم که می بینم نمی بینم %~% از آن می گویم از حیرت که ~~سیم از زر نمی دانم # 6 چو دیده سو به سو گشتم نظر کردم به هر گوشه %~% به جز نور دو چشم خود ~~درین منظر نمی دانم # 7 زهر بابی که می خوانی بخوان از لوح محفوظم %~% که هستم حافظ قرآن ولی ~~دفتر نمی دانم # 8 برآمد نورسبحانی چه کفر و چه مسلمانی %~% طرین مؤمنان دارم ره کافر نمی ~~دانم # 9 به جز یاهو و یا من هو نمی گویم به روز و شب %~% چه گویم چون که در ~~عالم کسی دیگر نمی دانم # 10 ندیم بزم آن ماهم حریف نعمت اللهم %~% درون خلوت شاهم برون در نمی ~~دانم # 11 هم او صورت هم او معنی هم او مجنون هم او لیلی %~% به غیر از سید و ~~یاران شه و چاکر نمی دانم PageV1P1108 ### || [genre: Gh] # 1 من ترک می و صحبت رندان نتوانم %~% از جان گذرم وز سر جانان نتوانم # 2 گوئی که برو توبه کن از باده پرستی %~% زنهار مگو خواجه که من آن ~~نتوانم # 3 بی زاهد و بی صومعه عمری بتوان بود %~% لیکن نفسی بی می و مستان نتوانم # 4 صدخانه توانم که به یک دم بگذارم %~% ترک در میخانه رندان نتوانم # 5 با عشق در افتادم و تدبیر ندارم %~% در درد گرفتارم و درمان نتوانم # 6 راز دل و دلدار نخواهم که بگویم %~% اما چه توان کرد چو پنهان ms377 نتوانم # 7 با سید رندان خرابات حریفم %~% منکر شدن حال حریفان نتوانم PageV1P1109 ### || [genre: Gh] # 1 من ترک می و صحبت رندان نتوانم %~% یک لحظه جدائی ز حریفان نتوانم # 2 بی ساغر و بی شاهد و بی می نتوان بود %~% بی دلبر و بی مجلس جانان ~~نتوانم # 3 هرگز ندهم جام می ازدست زمانی %~% جان است رها کردن آسان نتوانم # 4 گوئی که بکن توبه ازین باده پرستی %~% زنهار مگو خواجه که من آن نتوانم # 5 سریست مرا در سر و با کس نتوان گفت %~% دردیست مرا در دل و درمان ~~نتوانم # 6 در کوی خرابات مغان مست و خرابم %~% بودن نفسی بی می و مستان نتوانم # 7 در دیده من نقش خیال رخ سید %~% نوریست که پیدا شده پنهان نتوانم ~~PageV1P1110 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل آمد که درمانت منم %~% سوز جان آمد که جانانت منم # 2 چشم مست آمد که دینت می برم %~% کفر زلف آمد که ایمانت منم # 3 شد پریشان زلف او بر روی او %~% گفت مجموع پریشانت منم # 4 پادشاهی با گدای خویش گفت %~% نقد گنج کنج ویرانت منم # 5 مطرب عشاق می گوید به ساز %~% بلبل مست گلستانت منم # 6 ساقی سرمست جام می به دست %~% آمده یعنی که مهمانت منم # 7 گفتمش سید غلام عشق تو است %~% گفت هستی بنده سلطانت منم PageV1P1111 ### || [genre: Gh] # 1 غم مخور یارا که غمخوارت منم %~% این جهان و آن جهان یارت منم # 2 بر سر بازار ملک کائنات %~% اول و آخر خریدارت منم # 3 رو به داروخانه و درد من آر %~% چون شفای جان بیمارت منم # 4 گر به دوزخ می کشندت خوش برو %~% چون که در آتش نگهدارت منم # 5 ور به جنت می روی بی ما مرو %~% چون فروغ باغ و گلزارت منم # 6 یک دو روزی هر کجا خواهی برو %~% بازگشت آخر کارت منم # 7 هاتفی از غیب می داد این ندا %~% نعمت اللها طلبکارت منم ms378 PageV1P1112 ### || [genre: Gh] # 1 دولت وصل یار می بینم %~% کام دل در کنار می بینم # 2 همه روشن به نور او نگرم %~% گر یکی ور هزار می بینم # 3 آنکه از چشم مردمست نهان %~% روشن و آشکار می بینم # 4 هر خیالی که نقش می بندم %~% نور روی نگار می بینم # 5 خانه دل که رفته ام از غیر %~% خلوت یار غار می بینم # 6 این عجایب که دید یا که شنید %~% که یکی بیشمار می بینم # 7 نعمت الله را چو می نگری %~% از نبی یادگار می بینم PageV1P1113 ### || [genre: Gh] # 1 به عشق چشم بیمارت دلم بیمار می بینم %~% ولی از نوش سیراب لبت تیمار ~~می بینم # 2 همیشه چشم سرمست تو را مخمور می یابم %~% ولی در عین سرمستی خوش و ~~هشیار می بینم # 3 لب لعلت چو می بوسم حدیثی باز می گویم %~% از آن طوطی نطق خود شکر ~~گفتار می بینم # 4 نهال سرو بالای تو را بر دیده بنشانم %~% چه نخلست اینکه چشم خویش ~~برخوردار می بینم # 5 به عالم هر کجا حسن رخ خوبی که می باشد %~% خیال عکس خورشید جمال یار ~~می بینم # 6 ببین بی روی جانانه چه باشد حال جان و دل %~% چو بی گل خاطر بلبل چنین ~~افکار می بینم # 7 چو سید صوفی صافی که باشد ساکن خلوت %~% ز عشقت بر سر بازار شسته زار ~~می بینم PageV1P1114 ### || [genre: Gh] # 1 نقش عالم خیال می بینم %~% در خیال آن جمال می بینم # 2 همه عالم چو مظهر عشقند %~% همه را بر کمال می بینم # 3 ساغر باده ای که می نوشم %~% عین آب زلال می بینم # 4 نور چشمست و در نظر دارم %~% از سر ذوق و حال می بینم # 5 آینه پیش دیده می دارم %~% حسن او بی مثال می بینم # 6 ترک رندی و عاشقی کردن %~% از دل خود محال می بینم # 7 نعمت الله را چو می بینم ms379 %~% صورت ذوالجلال می بینم PageV1P1115 ### || [genre: Gh] # 1 یار خود را به ناز می بینم %~% جان خود را نیاز می بینم # 2 دوش در خواب دیده ام او را %~% خوش خیالی که باز می بینم # 3 زلف او می کشم به هر سوئی %~% نیک عمری دراز می بینم # 4 طاق ابروی اوست محرابم %~% روی خود در نماز می بینم # 5 محرم راز خاص سلطانی %~% بنده ای چون ایاز می بینم # 6 سید ما کنون به دولت عشق %~% بر همه سرفراز می بینم # 7 نعمت الله به رندی و مستی %~% عاشق پاکباز می بینم PageV1P1116 ### || [genre: Gh] # 1 نظری می کنم و وجه خدا می بینم %~% روی آن دلبر بی روی و ریا می بینم # 2 بر جمالش همگی صورت جان می نگرم %~% وز کمالش همه تن لطف و وفا می بینم # 3 نه به خود می نگرم صنع خدا تا دانی %~% بلکه من صنع خدا را به خدا می ~~بینم # 4 ترک آن قامت و بالاش نگویم به بلا %~% گرچه از قامت و بالاش بلا می ~~بینم # 5 مردم دیده ما غرقه به خون نظرند %~% هر طرف می نگرم چشمه لا می بینیم # 6 صوفی صومعه خلوت معنی شده ام %~% لاجرم صورت می صاف و صفا می بینم # 7 جان سید شده آئینه جانان به یقین %~% عشق داند ز کجا تا به کجا می بینم ~~PageV1P1117 ### || [genre: Gh] # 1 چشم مستت به خواب می بینم %~% لعبتی بی نقاب می بینم # 2 جام گیتی نما گرفته به دست %~% خوش حبابی بر آب می بینم # 3 نور چشمست و در نظر دارم %~% روی او بی حجاب می بینم # 4 آینه پیش دیده می آرم %~% رند و مستی خراب می بینم # 5 تو به روز آفتاب بینی و من %~% روز و شب آفتاب می بینم # 6 ساغر می مدام می بخشم %~% همه خیر و ثواب می بینم # 7 سیدم از خطا چو معصوم است %~% هرچه بینم ms380 صواب می بینم PageV1P1118 ### || [genre: Gh] # 1 خیال روی تو دائم به خواب می بینم %~% مدام لعل لبت در شراب می بینم # 2 تو نور دیده مائی تو را به تو نگرم %~% به چشم تو رخ تو بی حجاب می ~~بینم # 3 حباب و قطره و دریا و موج می یابم %~% نظر کنیم در اینها و آب می بینم # 4 چو ماه روی تو ما را جمال بنماید %~% به نور طلعت تو آفتاب می بینم # 5 اگر چه آب حیات از حباب می نوشم %~% چه سرخوشم که حیات از حباب می بینم # 6 گشاده ایم سر خم و باده می نوشیم %~% بیا بنوش که خیر و ثواب می بینم # 7 جمال ساقی کوثر که نور دیده ماست %~% به چشم سید مست خراب می بینم ~~PageV1P1119 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه بینم به نور او بینم %~% گل وصلش به دست او چینم # 2 غیر او چون که نیست در عالم %~% پیش غیری چگونه بنشینم # 3 صورتا جامم و به معنی می %~% باطنا آن و ظاهرا اینم # 4 خسرو عاشقان سرمستم %~% بلکه جان عزیز شیرینم # 5 غیر او در دلم نمی گنجد %~% این چنین است غیرت دینم # 6 نفسم جان به این و آن بخشد %~% این و آن می کنند تحسینم # 7 نعمت الله به من نماید رو %~% جام گیتی نما چو می بینم PageV1P1120 ### || [genre: Gh] # 1 ای عاشقان ای عاشقان من پیر را برنا کنم %~% ای تشنگان ای تشنگان من ~~قطره را دریا کنم # 2 ای طالبان ای طالبان کحال ملک حکمتم %~% من کور مادرزاد را در یک نظر ~~بینا کنم # 3 کر ابکمی آید برم در وی دمی چون بنگرم %~% چون طوطی شکرشکن شیرین و خوش ~~گویا کنم # 4 گر نفس بد فعلی کند گوشش بمالم در نفس %~% ور عقل دردسر دهد حالی ورا ~~رسوا کنم # 5 من رند کوی حیرتم سرمست جام وحدتم %~% ز آن در خرابات آمدم تا میکده ~~یغما ms381 کنم # 6 پروانه شمعش منم جمعیت جمعش منم %~% من بلبلم در گلستان از عشق گل غوغا ~~کنم # 7 آمد ندا از لامکان کای سیدآخر زمان %~% پنهان شو از هر دو جهان تا بر ~~تو خود پیدا کنم PageV1P1121 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق آن گلعذارم چون کنم %~% همچو زلفش بیقرارم چون کنم # 2 مبتلای درد بی درمان شدم %~% خسته زار و نزارم چون کنم # 3 روز و شب مستانه می نالم به سوز %~% چاره دیگر ندارم چون کنم # 4 من چو مجنونم ز لیلی مانده دور %~% می ندانم در چه کارم چون کنم # 5 چون کنم درمان درد بی دوا %~% دردمند و دلفگارم چون کنم # 6 با غم عشقش که شادی من است %~% روزگاری می گذارم چون کنم # 7 نعمت الله را همی جویم به جان %~% تا دمی با او برآرم چون کنم ~~PageV1P1122 ### || [genre: Gh] # 1 توبه از می کجا کنم نکنم %~% ترک رندی چرا کنم نکنم # 2 نکنم توبه از می و رندی %~% بنده هرگز خطا کنم نکنم # 3 بزم عشق است و عاشقان سرمست %~% جای دیگر هوا کنم نکنم # 4 دامن ساقی و لب ساغر %~% تا قیامت رها کنم نکنم # 5 جز به دردی درد دل جانا %~% درد خود را دوا کنم نکنم # 6 کشته تیغ عشق مطلوبم %~% طلب خونبها کنم نکنم # 7 عشق سید که راحت جان است %~% از دل خود جدا کنم نکنم PageV1P1123 ### || [genre: Gh] # 1 من خلاف خدا کنم نکنم %~% غیبت مصطفی کنم نکنم # 2 سنت مصطفی چو جان منست %~% ترک سنت چرا کنم نکنم # 3 دامن انقیاد حضرت او %~% تا قیامت رها کنم نکنم # 4 کشته عشقش مرا به تیغ جفا %~% طلب خونبها کنم نکنم # 5 درد دل چون دوای درد دلست %~% به از اینش دوا کنم نکنم # 6 عشق جانان که جان من به فداش %~% از دل خود جدا کنم نکنم # 7 در شهادت چو شاهد غیب است %~% طرد عینی چرا کنم نکنم # 8 نکنم ms382 توبه از می و ساقی %~% جز هوایش هوا کنم نکنم # 9 سید من چو بر صواب بود %~% بنده هرگز خطا کنم نکنم PageV1P1124 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق مستم به کوی می فروشان می روم %~% ساقی رندم به سوی باده نوشان می ~~روم # 2 کوزه می دارم و رندانه می گردم روان %~% عقل را بگذاشتم نزدیک مستان می ~~روم # 3 نقطه در دایره بنمود خوش دوری تمام %~% من که پرگار ویم بر گرد گردان ~~می روم # 4 سایه نور خدایم می روم از جا به جا %~% یا چو خورشیدی که در عالم ~~بدینسان می روم # 5 گر نباشد صومعه میخانه خود جای منست %~% پادشاهم هر کجا خواهم چو سلطان ~~می روم # 6 ناله زارم شنو کاین ناله درد دل است %~% درد دل بردم بسی این دم به ~~درمان می روم # 7 گوئیا من جامم و در دور می گردم به عشق %~% لب نداده بر لب دلدار بوسان ~~می روم # 8 الصلا ای عاشقان با من که همره می شود %~% بلبل مستم روان سوی گلستان ~~می روم # 9 جام می شادی جان نعمت الله می خورم %~% با حریفان خوش روان در خلوت جان ~~می روم PageV1P1125 ### || [genre: Gh] # 1 از جام عشقش مست مدامم %~% ایمن ز خاصم فارغ ز عامم # 2 ساقی ذوقش با دل حریفست %~% جانان شرابست جانست جامم # 3 گر عشق بازی از من بیاموز %~% ور ذوق خواهی می خوان کلامم # 4 در زهد اگر چه کامل نباشم %~% در عشقبازی رند تمامم # 5 تا بنده گشتم تابنده گشتم %~% سلطان عشقش از جان غلامم # 6 بی عشق جانان جانم چه باشد %~% بی درد دل من آخر کدامم # 7 باده به پاداش ما را حلال است %~% بی عشق سید آب است حرامم PageV1P1126 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم %~% نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم # 2 از دولت وصل او ما سلطنتی داریم %~% از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم # 3 تا ms383 ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم %~% خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم # 4 از نور جمال او روشن شده چشم ما %~% با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم # 5 عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم %~% ما زنده جاویدیم در گور کجا ~~باشیم # 6 از علت امکانی دل صحت کلی یافت %~% چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم # 7 آن سید سرمستان ساقی حریفان است %~% گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم ~~PageV1P1127 ### || [genre: Gh] # 1 ما اگر شاه اگر گدا باشیم %~% در همه حال با خدا باشیم # 2 جمله اسما به ذوق می خوانیم %~% از مسما کجا جدا باشیم # 3 موج و بحریم و عین ما آبست %~% ما در این بحر آشنا باشیم # 4 دردمندیم و درد می نوشیم %~% دائما همدم دوا باشیم # 5 غیر او دیگری نمی دانیم %~% عاشق غیر او کجا باشیم # 6 در خرابات رند سرمستیم %~% این چنین بوده ایم تا باشیم # 7 ما چو باشیم بنده سید %~% بنده دیگری کجا باشیم PageV1P1128 ### || [genre: Gh] # 1 ما خدا چون شما نمی طلبیم %~% یعنی از خود جدا نمی طلبیم # 2 هر کسی طالبست چیزی را %~% ما به غیر از خدا نمی طلبیم # 3 جان و دل را فدای او کردیم %~% وز جنابش جزا نمی طلبیم # 4 مبتلای بلای او گشتیم %~% بوالعجب جز بلا نمی طلبیم # 5 گرچه داریم درد دل لیکن %~% درد دل را دوا نمی طلبیم # 6 کشته عشق او شدیم ولیک %~% ما از او خونبها نمی طلبیم # 7 عین مطلوب گشته ای سید %~% زان سبب غیر ما نمی طلبیم PageV1P1129 ### || [genre: Gh] # 1 خسته حالیم و ز زلف تو شفا می طلبیم %~% دردمندیم و ز وصل تو دوا می ~~طلبیم # 2 هر کسی را ز تو گر هست به نوعی طلبی %~% ما به هر وجه که هست از تو تو ~~را می طلبیم # 3 از خدا نعمت جنت طلبد زاهد و ما %~% به خدا گر ms384 ز خدا غیر خدا می طلبیم # 4 آنکه ما می طلبیمش همه دانند و لیک %~% نیست ما را که بگوئیم کرا می ~~طلبیم # 5 مشکل اینست که سعی طلب ما هرگز %~% نرسیده است بدان جای که ما می طلبیم # 6 کیمیائی که مس قلب از او زر گردد %~% به یقین از نظر پاک شما می طلبیم # 7 گر بقا می طلبی باش فنا چون سید %~% ما ز خود ناشده فانی چه بقا می ~~طلبیم PageV1P1130 ### || [genre: Gh] # 1 عجب است این که من ز من طلبم %~% حسنم وز حسن حسن طلبم # 2 یار من با من است و من حیران %~% به خطا رفته از ختن طلبم # 3 یوسف خویشتن همی جویم %~% نه چو یعقوب پیرهن طلبم # 4 با دل زنده عشق می بازم %~% من نیم مرده تا کفن طلبم # 5 دل جمعی به جان خریدارم %~% در سر زلف پرشکن طلبم # 6 دل من مدتی است تا گم شد %~% با اویس است در قرن طلبم # 7 در بهشت و بهشت می جویم %~% شمع بر کرده و لکن طلبم # 8 روح اعظم نه یک بدن دارد %~% بلکه او از همه بدن طلبم # 9 نعمت اللهم وز آل رسول %~% من کجا جای اهرمن طلبم PageV1P1131 ### || [genre: Gh] # 1 مجمع صاحبدلان زلف پریشان یافتم %~% این چنین جمعیتی در جمع ایشان ~~یافتیم # 2 بسته ام زنار زلفش بر میان چون عاشقان %~% در هوای کفر زلفش نور ایمان ~~یافتم # 3 درحضور زاهدان ذوقی نمی یابم تمام %~% حالیا خوش لذتی در بزم رندان ~~یافتم # 4 از خرابی یافتم بسیار معموی دل %~% گنج سلطان را بسی در کنج ویران ~~یافتم # 5 آنکه من گم کرده بودم باز می جستم مدام %~% چون بدیدم خویش را با ~~خویشتن آن یافتم # 6 میر میخانه مرا خمخانه ای بخشیده است %~% لاجرم از دولتش ذوق فراوان ~~یافتم # 7 نعمت الله یافتم رندانه جام می به دست %~% ساقی سرمست دیدم جان جانان ~~یافتم PageV1P1132 ### || [genre: Gh] # 1 ms385 قطب عالم روح اعظم یافتم %~% روح اعظم قطب عالم یافتم # 2 ساغر و می یافتم با همدگر %~% جسم با جان جام با جم یافتم # 3 گر شدم خرم به وصلش دور نیست %~% زانکه از هجرش بسی غم یافتم # 4 صورت و معنی به یک جا رو نمود %~% آفتاب و ماه با هم یافتم # 5 در خرابات مغان گشتم بسی %~% رند مستی همچو او کم یافتم # 6 جامع ذات و صفات و فعل هم %~% هر سه این مجموع آدم یافتم # 7 ختم شد بر سید عالم تمام %~% این کمال از ختم و خاتم یافتم PageV1P1133 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل بردیم و درمان یافتیم %~% نوش وصل از نیش هجران یافتیم # 2 بندگی کردیم و سلطان را بسی %~% سلطنت از قرب سلطان یافتیم # 3 از بر ما مدتی دل رفته بود %~% در سر زلف پریشان یافتیم # 4 سر بیفکندیم و سردار آمدیم %~% جان فدا کردیم و جانان یافتیم # 5 آنچه می جویند و می گویند آن %~% می طلب از ما که ما آن یافتیم # 6 سالها در کنج دل ساکن شدیم %~% گنج او در کنج ویران یافتیم # 7 نعمت الله را به دست آورده ایم %~% لاجرم نعمت فراوان یافتیم ~~PageV1P1134 ### || [genre: Gh] # 1 درد دل بردیم و درمان یافتیم %~% سوز جان دیدیم و جانان یافتیم # 2 جان ما تا مبتلای عشق شد %~% از بلایش راحت جان یافتیم # 3 دلبر خود در دل خود دیده ایم %~% گنج او در کنج ویران یافتیم # 4 مدتی بودیم با ساقی حریف %~% عاشقانه می فراوان یافتیم # 5 یوسف مصری که صد مصرش بهاست %~% ناگهان در ملک کنعان یافتیم # 6 نعمت الله در خرابات مغان %~% میر سرمستان و رندان یافتیم PageV1P1135 ### || [genre: Gh] # 1 جان فدا کردیم و جانان یافتیم %~% درد دل بردیم و درمان یافتیم # 2 بینوا گشتیم در هر گوشه ای %~% ناگهان نقد فراوان یافتیم # 3 از دل ما جوی عشق او که ما %~% گنج او در کنج ویران ms386 یافتیم # 4 عاشقان از ما کمالی یافتند %~% تا کمال از قرب رحمن یافتیم # 5 آشکارا شد که ما در کنج دل %~% حاصل کونین پنهان یافتیم # 6 هر که را دیدیم عشق یار داشت %~% از همه آن جو که ما آن یافتیم # 7 نعمت الله در خرابات مغان %~% ساقی سرمست رندان یافتیم # 8 بی نشانی را نشانش یافتیم %~% گنج پنهانی عیانش یافتیم PageV1P1136 ### || [genre: Gh] # 1 بی‌نشانی را نشانش یافتیم %~% گنج پنهانی عیانش یافتیم # 2 صورت و معنی عالم دیده ایم %~% این معانی را بیانش یافتیم # 3 آنکه عقل از دیدنش محروم ماند %~% عاشقانه ناگهانش یافتیم # 4 دیده ایم آئینه گیتی نما %~% آشکارا و نهانش یافتیم # 5 دلبر سرمست در کوی مغان %~% در میان عاشقانش یافتیم # 6 هرچه آید در نظر ای نور چشم %~% جسم او دیدیم و جانش یافتیم # 7 مظهر ذات و صفات کبریا %~% سید آخر زمانش یافتیم PageV1P1137 ### || [genre: Gh] # 1 وقت ما خوش شد که ما ملک گدائی یافتیم %~% تاج و تخت خسروی از بینوائی ~~یافتیم # 2 این سعادت بین که چون گنج قناعت شد پدید %~% خاتم ملک سلیمان در گدائی ~~یافتیم # 3 سر به زیر پا درآوردیم تا سرور شدیم %~% پیروی کردیم از آن پس بینوائی ~~یافتیم # 4 نقد گنج او بسی در کنج دل ما دیده ایم %~% دولت جاوید و گنج پادشاهی ~~یافتیم # 5 از سر همت قدم بر هستی خود تا زدیم %~% چون ز خود بیگانه گشتیم آشنائی ~~یافتیم # 6 چون همایان جیفه پیش کرکسان انداختیم %~% لاجرم بر کرکسان اکنون همائی ~~یافتیم # 7 نعمت الله راز خود با رازداران بازگو %~% هست ما چون نیست شد هست خدائی ~~یافتیم PageV1P1138 ### || [genre: Gh] # 1 تا ز درد دل دوائی یافتیم %~% درد خوردیم و صفائی یافتیم # 2 تا که بیگانه شدیم از خویشتن %~% ناگهانی آشنائی یافتیم # 3 گنج او در کنج ویران دیده ایم %~% با تو کی گوئیم جائی یافتیم # 4 تا از این هستی خود فانی شدیم %~% جاودان از ms387 وی بقائی یافتیم # 5 در خرابات مغان با عاشقان %~% ساقی و خلوت سرائی یافتیم # 6 بینوا گشتیم در عالم بسی %~% تا نوا از بینوائی یافتیم # 7 نعمت الله را به دست آورده ایم %~% از خدای خود عطائی یافتیم ~~PageV1P1139 ### || [genre: Gh] # 1 نقد گنج عشق او در کنج دل ما یافتیم %~% این سعادت بین که آن گمگشته را ~~وایافتیم # 2 تشنه بودیم و گرد بحر می گشتیم ما %~% تا که از عین یکی ماهفت دریا ~~یافتیم # 3 آفتاب روی او در دیده ما رو نمود %~% این چنین نور خوشی در چشم بینا ~~یافتیم # 4 در خرابات مغان عمری به سر آورده ایم %~% عاقبت ساقی سرمستی در آنجا ~~یافتیم # 5 نه به اشیا دیده ما دیده نور روی او %~% ما به نور روی او مجموع اشیا ~~یافتیم # 6 صورت زیبای اعیان مظهر اسمای اوست %~% خوانده ایم اسما تمام و یک مسما ~~یافتیم # 7 سید ما خوش در این دریای وحدت اوفتاد %~% عین او از ما بجو زیرا که آن ~~ما یافتیم PageV1P1140 ### || [genre: Gh] # 1 مستیم و خراب و می پرستیم %~% پنهان چه کنیم مست مستیم # 2 گوئی مستی و رند و عاشق %~% آری مستیم و رند هستیم # 3 برخواسته از سریر هستی %~% بر مسند نیستی نشستیم # 4 مستیم و مدام همدم جام %~% صد شکر که توبه را شکستیم # 5 تا جان باشد شراب نوشیم %~% کردیم این شرط و عهد بستیم # 6 در بند خیال دی و فردا %~% بودیم امروز باز رستیم # 7 شادی روان نعمت الله %~% می می نوشیم و می پرستیم PageV1P1141 ### || [genre: Gh] # 1 دل در آن زلف پرشکن بستیم %~% لاجرم توبه باز بشکستیم # 2 مدتی عقل درد سر می داد %~% عشق آمد ز عقل وارستیم # 3 خلوت دیده را صفا دادیم %~% با خیال نگار بنشستیم # 4 ما ز خود فانی و به او باقی %~% ما به خود نیست و به او هستیم # 5 جان ما راست ذوق پیوسته %~% جان به ms388 جانان خویش پیوستیم # 6 عقل مخمور را چه کار اینجا %~% ما حریفان رند سرمستیم # 7 بندگانه به خدمت سید %~% کمری بر میان جان بستیم PageV1P1142 ### || [genre: Gh] # 1 رخت بربستیم و دل برداشتیم %~% آمده نا آمده پنداشتیم # 2 چون خیالی می نماید کائنات %~% بود و نابودش یکی انگاشتیم # 3 در زمین بوستان دوستان %~% سالها تخم محبت کاشتیم # 4 مدتی بستیم نقشی در خیال %~% بر سواد دیده اش بنگاشتیم # 5 عاقبت دیدیم جز نقشی نبود %~% از خیال آن نقش را بگذاشتیم # 6 در خرابات فنا ساکن شدیم %~% عاشقانه چاه جاه انباشیم # 7 تا خلیل الله آمد در کنار %~% نعمت الله از میان برداشتیم PageV1P1143 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم که مظهر صفاتیم %~% سر حلقه عارفان ذاتیم # 2 سیاح ولایت قدیمیم %~% هم ساکن خطه جهاتیم # 3 باقی به بقای ذات عشقیم %~% ایمن ز حیات و از مماتیم # 4 داننده سر حرف گوئیم %~% پرگار وجود کایناتیم # 5 خضریم که رهنمای خلقیم %~% پرورده چشمه حیاتیم # 6 او بحر محیط ما چو موجیم %~% او نیشکر است و ما نباتیم # 7 ما بنده سیدیم از جان %~% بیزار ز لات و از مناتیم PageV1P1144 ### || [genre: Gh] # 1 نور او عین این و آن دیدیم %~% در همه آینه نهان دیدیم # 2 هر چه بینیم ما به او بینیم %~% تو چنین بین که ما چنان دیدیم # 3 نقطه در دور دایره بنمود %~% خوش محیطی درین میان دیدیم # 4 آفتاب جمال ظاهر گشت %~% نور چشم محققان دیدیم # 5 هر حبابی که دید دیده ما %~% عین او بحر بیکران دیدیم # 6 دیده او داد و نور او بخشید %~% نور رویش به او روان دیدیم # 7 جام گیتی نماست سید ما %~% ما در آن نور انس و جان دیدیم PageV1P1145 ### || [genre: Gh] # 1 ما زنگ ز آینه زدودیم %~% در آینه روی خود نمودیم # 2 رندانه در شرابخانه %~% بر جمله عاشقان گشودیم # 3 مستانه به یک کرشمه دل %~% از دست جهانیان ربودیم # 4 بی ذوق نبوده ایم یک ms389 دم %~% بودیم به ذوق تا که بودیم # 5 ذوقی دگر است گفته ما %~% تا بر لب یار لب گشودیم # 6 جانان به زبان ما سخن گفت %~% ما نیز به گوش او شنودیم # 7 مستیم و خراب و لاابالی %~% ایمن ز غم زیان و سودیم # 8 زنده به حیات عشق اوئیم %~% موجود ز جود آن وجودیم # 9 سرمست خوشی چو نعمت الله %~% دیگر نبود بس آزمودیم PageV1P1146 ### || [genre: Gh] # 1 ما ز می شوق او عاشق و مست آمدیم %~% بر سر کوی مغان باده پرست آمدیم # 2 بیشتر از این ظهور خورده شراب طهور %~% ساقی ما گشته حور زان همه مست ~~آمدیم # 3 چون که بیامد چو جان دوست درآن لامکان %~% گفت به ما این زمان بهر نشست ~~آمدیم # 4 این دل ما خوش شده چون که رسید این خبر %~% چند روی در به در جام به ~~دست آمدیم # 5 چون که درون دلم گشت نهان دلبرم %~% گفت به ما این زمان دست به دست ~~آمدیم # 6 ساغر و ساقی ما جمله توئی والسلام %~% عشق نگوید تمام جمله ز هست آمدیم # 7 دوست درین یک چله کرد چنین غلغله %~% جمله در آن سلسله عشق پرست آمدیم # 8 هر سحری آن نگار برد مرا نزد یار %~% کرد مرا بی قرار نیست ز هست آمدیم # 9 سید دریا شکاف شست فکنده به بحر %~% در طلب عشق او جمله به شست آمدیم ~~PageV1P1147 ### || [genre: Gh] # 1 مستانه ملک صورت و معنی به هم زدیم %~% رندانه در قدم قدمی از عدم زدیم # 2 ما را مسلم است دم از نیستی زدن %~% کز هستی وجود رقم بر عدم زدیم # 3 پروانه وار کاغذ تن را بسوختیم %~% وز شمع عشق آتشی اندر قلم زدیم # 4 گفتیم انا الحق و علم عالمی شدیم %~% منصور وار بر سر داری علم زدیم # 5 ما عارفان سرخوش دلشاد عاشقیم %~% مستیم و لاابالی و غم را به هم زدیم # 6 با جام می مدام ms390 حریفانه همدمیم %~% مستانه زان مدام ز میخانه دم زدیم # 7 در دیده روی ساقی و بر دست جام می %~% شادی روی سید خود جام جم زدیم ~~PageV1P1148 ### || [genre: Gh] # 1 با خراباتئی در افتادیم %~% در خرابات با سر افتادیم # 2 بارها اوفتاده ایم اینجا %~% آخر عمر دیگر افتادیم # 3 دل به دریا فتاد و ما در پی %~% سرخوشانیم خوشتر افتادیم # 4 در می افتاده ایم رندانه %~% چه توان کرد چون درافتادیم # 5 عاشق مست باده بر کف دست %~% بار از خانمان درافتادیم # 6 دست داریم و سرفدا کردیم %~% نیک در پای دلبر افتادیم # 7 خوش مقامی است بر در خمار %~% نکنی عیب ما گر افتادیم # 8 عود دل سوختیم در مجمر %~% همچو آتش به مجر افتادیم # 9 سید عاشقان دور قمر %~% بی تکلف که در خور افتادیم PageV1P1149 ### || [genre: Gh] # 1 میخانه ذوق درگشادیم %~% مستانه صلای عام دادیم # 2 هر جا دیدیم یار رندی %~% جامی به کفش روان نهادیم # 3 میخواری و عشقبازی آموز %~% از ما که تمام اوستادیم # 4 میخانه سبیل ماست امروز %~% خوش خمم مئی سرش گشادیم # 5 بی می نفسی نمی توان بود %~% چون می نخوریم ما جمادیم # 6 مستیم و خراب در خرابات %~% یاران مددی که اوفتادیم # 7 رندیم و حریف نعمت الله %~% سرمستان را همه مرادیم PageV1P1150 ### || [genre: Gh] # 1 ما آینه در نمد کشیدیم %~% دامن ز خودی خود کشیدیم # 2 پرگار صفت به گرد نقطه %~% خط بر سر نیک و بد کشیدیم # 3 بودیم حباب و غرقه گشتیم %~% واحد به سوی احد کشیدیم # 4 گرمی به حساب خورد رندی %~% ما ساغر بی عدد کشیدیم # 5 دردی کش کوی می فروشیم %~% بحر ازل و ابد کشیدیم # 6 دردیست به کس نمی توان گفت %~% آن رنج که از خرد کشیدیم # 7 شادی روان نعمت الله %~% هر دم جامی دو صد کشیدیم PageV1P1151 ### || [genre: Gh] # 1 بیا تا با تو ما همباز گردیم %~% به شهر خویشتن هم باز گردیم # 2 چو ms391 شهباز آمدیم از حضرت شاه %~% بیا تا نزد آن شهباز گردیم # 3 پر و بالی برآریم از حقیقت %~% بر اوج لامکان پرباز گردیم # 4 فدای او شویم از خود به کلی %~% بر اوج عشق او جانباز گردیم # 5 چو ما آن خاک آن گوئیم زین ره %~% غبار او شویم و باز گردیم # 6 درین ره مدتی رفتیم بی خود %~% روا نبود که خود ما باز گردیم # 7 ندیم سیدیم و همدم او %~% از این همدم کجا ما باز گردیم PageV1P1152 ### || [genre: Gh] # 1 هر آن نقشی که بر دیده کشیدیم %~% به جز نور جمال او ندیدیم # 2 به گرد نقطه چون پرگار گشتیم %~% به آخر هم بدان اول رسیدیم # 3 چو قطره غرق بحر عشق گشتیم %~% محیطی را به یک دم در کشیدیم # 4 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% ز هر خم مئی جامی چشیدیم # 5 به عالم نعمت الله را نمودیم %~% از آن دم روح در مردم دمیدیم ~~PageV1P1153 ### || [genre: Gh] # 1 تا مجرد از دل و از جان شدیم %~% همنشین و همدم جانان شدیم # 2 همچو قطره بهر یک دردانه ای %~% غرقه دریای بی پایان شدیم # 3 از خیال روی یار خویشتن %~% همچو زلفش بی سر و سامان شدیم # 4 تا که پیدا شد جمال عشق دوست %~% ما به خود در خود ز خود پنهان شدیم # 5 جان و دل در کار عشقش باختیم %~% لاجرم ما جمله تن چون جان شدیم # 6 از برای گنج عشقش روز و شب %~% ساکن کنج دل ویران شدیم # 7 تا خبر از زلف و رویش یافتیم %~% بی خبر از کفر و از ایمان شدیم # 8 گرد نقطه مدتی گشتیم ما %~% نقطه پرگار این دوران شدیم PageV1P1154 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه داریم ما از او داریم %~% لاجرم جمله را نکو داریم # 2 بحر داریم در نظر شب و روز %~% تا نگوئی همین سبو داریم # 3 روی محبوب خویش می بینیم %~% زلف معشوق روبرو داریم ms392 # 4 آینه در نظر همی آریم %~% خود و معشوق روبرو داریم # 5 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% هرچه خواهی ز ما بجو داریم # 6 بر چپ و راست خوش همی نگرم %~% آب رویش چو سو به سو داریم # 7 عین آب حیات می نوشیم %~% این چنین آب خوش به جو داریم # 8 شیخ وقتیم اگر چه سرمستیم %~% خرقه ای هم پرو پرو داریم # 9 قول سید به ذوق می گوئیم %~% عالمی را همه نکو داریم PageV1P1155 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه داریم از خدا داریم %~% از خدایست هرچه ما داریم # 2 گرنه از حضرت خداوند است %~% آنچه داریم از کجا داریم # 3 موج بحریم و عین ما آب است %~% موج از بحر چون جدا داریم # 4 ساغر درد و درد می نوشیم %~% بی تکلف نگر دوا داریم # 5 نعمت الله عطای بار خداست %~% خوش عطائی که از خدا داریم PageV1P1156 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او در میان جان داریم %~% لذت عمر جاودان داریم # 2 تا گرفتیم آن میان به کنار %~% هرچه داریم در میان داریم # 3 عاقل این دارد و ندارد آن %~% عاشقانیم و این و آن داریم # 4 می رود آب چشم ما هر سو %~% در نظر بحر بیکران داریم # 5 خبر عاشقان ز ما می جو %~% که خبر ما ز عاشقان داریم # 6 آفتابیست درنظر پیدا %~% نورش از دیده چون نهان داریم # 7 نعمت الله به ما نشانی داد %~% این چنین نام از آن نشان داریم ~~PageV1P1157 ### || [genre: Gh] # 1 اگر رندی و می نوشی بیا میخانه ای داریم %~% و گر تو عشق می بازی نکو ~~جانانه ای داریم # 2 اگر از عقل می پرسی ندارد نزد ما قدری %~% وگر مجنون همی جوئی دل ~~دیوانه ای داریم # 3 درین خلوتسرای دل نشسته دلبری با ما %~% هزاران جان فدای او که خوش ~~میخانه ای داریم # 4 تو گر گنجی همی جوئی در آ در کنج دل با ما %~% که گنج ما بود معمور ms393 و ~~در ویرانه ای داریم # 5 همه غرقیم و سرگردان درین دریای بی پایان %~% ولیکن هر یکی از ما نکو ~~دردانه ای داریم # 6 چنین جائی که ما داریم به نزد او چه خواهد بود %~% برای شمع عشق او عجب ~~پروانه ای داریم # 7 خراباتست و ما سرمست و سید جام می بر دست %~% درین میخانه باقی می ~~مستانه ای داریم PageV1P1158 ### || [genre: Gh] # 1 ما با تو به جز یاری داریم نداریم %~% جز عشق نکوکاری داریم نداریم # 2 جز دولت درویشی جوئیم نجوئیم %~% سودای جهانداری داریم ندارم # 3 چون ساغر می در دور مستانه همی گردیم %~% جز میل به میخواری داریم ~~نداریم # 4 جز دردی درد دل نوشیم ننوشیم %~% جز ناله و جز زاری داریم نداریم # 5 یاریم ز جان و دل با سید سرمستان %~% با یار دگر یاری داریم نداریم ~~PageV1P1159 ### || [genre: Gh] # 1 گر دست دهد دامن دلبر نگذاریم %~% سر در قدمش باخته جان را بسپاریم # 2 خیزید که تا گرد خرابات برآئیم %~% باشد که دمی جام شرابی به کف آریم # 3 گر یک نفسی فوت شود بی می و ساقی %~% ما آن نفس از عمر عزیزش نشماریم # 4 عشقش نه نگاریست که بر دست توان بست %~% آن نقش خیالی است که بر دیده ~~نگاریم # 5 درگوشه میخانه حریفان همه جمعند %~% گر باده ننوشیم در اینجا به چه ~~کاریم # 6 ای واعظ مخمور مده پند به مستان %~% ما مذهب خود را به حکایت نگذاریم # 7 آن عهد که با سید سرمست ببستیم %~% تا روز قیامت به همان عهد و قراریم ~~PageV1P1160 ### || [genre: Gh] # 1 خیزید که تا جام شرابی به کف آریم %~% این یک دو نفس عمر به ضایع ~~نگذاریم # 2 یک دم که ز ما فوت شود بی می و معشوق %~% شک نیست که آن دم ز خیالش ~~نگذاریم # 3 هر جام پر از می که بیابیم بنوشیم %~% با همنفسی عمر عزیزش به سر آریم # 4 جان در تن ms394 ما عشق نهاده به امانت %~% امید که بر خاک در او بسپاریم # 5 بزمیست ملوکانه و رندان همه سرمست %~% گر باده ننوشیم در اینجا به چه ~~کاریم # 6 آن عهد که با ساقی سرمست ببستیم %~% تا روز قیامت به همان قول و قراریم # 7 روشن شده ازنور رخش دیده سید %~% خوش نقش خیالی است که بر دیده نگاریم ~~PageV1P1161 ### || [genre: Gh] # 1 نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم %~% درخلوتی چنین خوش پیوسته با ~~نگاریم # 2 جام شراب نوشیم شادی روی ساقی %~% رندیم و لاابالی کاری دگر نداریم # 3 گر شاهدی بیابیم لعل لبش ببوسیم %~% مستانه در خرابات با او دمی برآریم # 4 جان شد قبول جانان شکرش نهاده برجان %~% یک جان چه باشد ای جان صد جان ~~به او سپاریم # 5 عشق است باقی ای دل باقی همه حکایت %~% ما عمر خویشتن را ضایع نمی ~~گذاریم # 6 خمخانه ایست معمور در وی شراب راوق %~% از بهر باده نوشان پیمانه ~~میشماریم # 7 هر عارفی که بینیم دایم امیدوار است %~% از ذوق نعمت الله ما نیز ~~امیدواریم PageV1P1162 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق چشم مست یاریم %~% آشفته زلف بیقراریم # 2 سرمست می الست عشقیم %~% شوریده چشم پر خماریم # 3 آئینه روشن ضمیریم %~% خورشید منیر بی غباریم # 4 پرگار وجود کایناتیم %~% هر چند که نقطه را نگاریم # 5 هر دم که نفس ز خود برآریم %~% جانی به جهانیان سپاریم # 6 در هر دو جهان یکیست موجود %~% باقی همه صورت نگاریم # 7 یک باده و صد هزار جام است %~% ما جمله یکیم اگر هزاریم # 8 سیمرغ هوای قاف قربیم %~% شهباز فضای برج یاریم # 9 دریم و لیک در محیطیم %~% بحریم ولیک درگذاریم # 10 تا واصل ذات عشق گشتیم %~% در هر صفتی دمی برآریم # 11 دریاب رموز نعمت الله %~% پنهان چه کنیم آشکاریم PageV1P1163 ### || [genre: Gh] # 1 دایم به خیال آن نگاریم %~% کاری به جز این دگر نداریم # 2 صاحبنظریم و نقش رویش %~% بر دیده دیده می ms395 نگاریم # 3 هر دم که ز نقش خود برآئیم %~% جانی به هوای او سپاریم # 4 ما عاشق مست و عقل مخمور %~% در صحبت خود کجا گذاریم # 5 خوش درد دلی است در دل ما %~% دل زنده ز درد بی قراریم # 6 مائیم و حیات جاودانی %~% با او نفسی دمی برآریم # 7 با عمر عزیز در میانیم %~% با سید خویش در کناریم PageV1P1164 ### || [genre: Gh] # 1 ما به لطف پادشه مستظهریم %~% نه به نانی چون گدا مستظهریم # 2 روز و شب چون اوست استظهار ما %~% لاجرم پیوسته ما مستظهریم # 3 گنج اسما را تصرف می کنیم %~% بر چنین گنج خدا مستظهریم # 4 دیگران مستظهرند از جام می %~% ما به ساقی حالیا مستظهریم # 5 دائما لاف محبت می زنیم %~% صادقیم و دائما مستظهریم # 6 اوست استظهار ما در دو سرا %~% ما به او در دو سرا مستظهریم # 7 بنده سید به استظهار ماست %~% تا نگوئی بر شما مستظهریم PageV1P1165 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق رند دلپذیریم %~% ما ساقی مست دلپذیریم # 2 معشوق خودیم و عاشق خود %~% جز دامن عشق خود نگیریم # 3 مستغنیم از وجود عالم %~% دایم باشیم ما نمیریم # 4 زنده به حیات جاودانیم %~% تا ظن نبری که ناگزیریم # 5 گر طالب حضرت خدائی %~% ما را بطلب که ناگزیریم # 6 این طرفه که ما محب خویشیم %~% محبوب بسی جوان و پیریم # 7 از دولت بندگی سید %~% بر جمله عاشقان امیریم PageV1P1166 ### || [genre: Gh] # 1 ما خراباتیان جان بازیم %~% محو سر خلوت رازیم # 2 عالمی مست ذوق ما گردند %~% گر زمانی به خلق پردازیم # 3 مطرب ما ز جان نوا یابد %~% ساز عشاق را چو بنوازیم # 4 سرخوشیم و حریف خماریم %~% با لب جام باده دمسازیم # 5 دلبر نازنین ما بر ماست %~% ما به آن نازنین همی نازیم # 6 جان ما چون حجاب جانان است %~% از میان شاید ار براندازیم # 7 بنده ترک سرخوش خویشیم %~% سید عاشقان شیرازیم PageV1P1167 ### || [genre: Gh] # 1 اجازت گر دهد دلبر ms396 به پای او سر اندازیم %~% سر اندازیم در پایش بپا ~~انداز جانبازیم # 2 خیال نقش روی او همیشه در نظر داریم %~% نمی بینیم جز رویش به غیر او ~~نپردازیم # 3 میان ما و او سریست غیر ما نمی داند %~% رقیبان غافلند از ما که چون ~~محرم رازیم # 4 اگر جانان بفرماید که جان و تن براندازیم %~% به جان او که این هر دو ~~حجاب از رو بر اندازیم # 5 نگار نازنین ما اگر نازی کند باری %~% نیازاریم ما ازجان به پیش ناز او ~~نازیم # 6 در آ در بحر ما با ما که ما موجیم و او دریا %~% به عینه ما یکی باشیم ~~به اسم و رسم می نازیم # 7 بیا ای سید مستان که ما رندان خوش باشیم %~% بیاور ساغر پر می که با وی ~~نیک دمسازیم PageV1P1168 ### || [genre: Gh] # 1 جان و دل ایثار جانان کرده ایم %~% عمر و سر در کار ایشان کرده ایم # 2 جان فدا کردیم در میدان عشق %~% این کرم چون شیر مردان کرده ایم # 3 جرعه می را به عالم داده ایم %~% قیمت می نیک ارزان کرده ایم # 4 جمع بنشستیم در گلزار عشق %~% سنبل زلفی پریشان کرده ایم # 5 از برای گنج عشقش کنج دل %~% چون سرای خویش ویران کرده ایم # 6 از سر ذوق این سخن را گفته ایم %~% ذوق در عالم فراوان کرده ایم # 7 نعمت الله را به بزم آورده ایم %~% دعوتی از بهر مهمان کرده ایم ~~PageV1P1169 ### || [genre: Gh] # 1 این عنایت بین که ما درباره جان کرده ایم %~% جان سرمست خوشی ایثار ~~جانان کرده ایم # 2 بنده ایم و بنده فرمانیم و فرمان می بریم %~% هرچه ما کردیم در عالم به ~~فرمان کرده ایم # 3 حضرتش سلطان و ما از جان غلام خدمتش %~% مخلصانه تخت دل تسلیم سلطان ~~کرده ایم # 4 درخرابات مغان بزم خوشی بنهاده ایم %~% خان و مان زاهدی را نیک ویران ~~کرده ایم # 5 جام درد ms397 درد دل چون صاف درمان خورده ایم %~% دردمندان را به درد درد ~~درمان کرده ایم # 6 خوش در میخانه مستانه ای بگشوده ایم %~% نعمت الله را سبیل راه رندان ~~کرده ایم PageV1P1170 ### || [genre: Gh] # 1 جان فدای عشق جانان کرده ایم %~% این عنایت بین که با جان کرده ایم # 2 تا نبیند چشم نامحرم رخش %~% روی او از غیر پنهان کرده ایم # 3 طعنها بر حال مخموران زدیم %~% آفرین بر جان مستان کرده ایم # 4 دردی دردش فراوان خورده ایم %~% درد دل را نیک درمان کرده ایم # 5 گنج او در کنج ویران یافتیم %~% لاجرم گنجینه ویران کرده ایم # 6 عقل هندو دردسر می داد و ما %~% خانه اش ترکانه تالان کرده ایم # 7 تا مگر آن زلف او آید به دست %~% مجمع جمعی پریشان کرده ایم # 8 مذهب رندان طریق عاشقی است %~% اختیار راه رندان کرده ایم # 9 نعمت الله را به سید خوانده ایم %~% نسبت او را به جانان کرده ایم ~~PageV1P1171 ### || [genre: Gh] # 1 باز هوای تو هوس کرده ایم %~% از هوس غیر تو بس کرده ایم # 2 تا هوس عشق تو کردیم ما %~% در هوست ترک هوس کرده ایم # 3 در هوس شکر لعل لبت %~% طوطی جان را چو مگس کرده ایم # 4 منزل ما چون حرم کعبه شد %~% ترک هیاهوی جرس کرده ایم # 5 صبح سعادت چو به ما رو نمود %~% پشت بر آشوب عسس کرده ایم # 6 مرغ دل ما چو پریدن گرفت %~% ما به هوا ترک قفس کرده ایم # 7 همدم سید چو توئی هر نفس %~% یاد مراعات نفس کرده ایم PageV1P1172 ### || [genre: Gh] # 1 نور او در چشم بینا دیده ایم %~% در همه آئینه او را دیده ایم # 2 آب چشم ما به هر سو رو نهاد %~% چشمه ای را عین دریا دیده ایم # 3 دیده ایم آئینه گیتی نما %~% نور او در جمله اشیا دیده ایم # 4 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای ms398 آن بی جا به هر جا دیده ایم # 5 بر در میخانه مست افتاده ایم %~% جنت الماوای خود را دیده ایم # 6 نور رویش روشنی چشم ماست %~% روشنست این چشم ما ما دیده ایم # 7 نعمت الله را به ما سید نمود %~% این نظر از حق تعالی دیده ایم ~~PageV1P1173 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او در بحر و در بر دیده ایم %~% نور او در خشک و در تر دیده ایم # 2 چشم ما روشن به نور او بود %~% روی او چون ماه انور دیده ایم # 3 گرچه هر دم می نماید صورتی %~% معنی اینها مکرر دیده ایم # 4 در همه آئینه دیدیم آن یکی %~% دیده ایم و بار دیگر دیده ایم # 5 هر گدائی را که می بینیم ما %~% پادشاه تاج بر سر دیده ایم # 6 گر خبر از غیر می پرسی مپرس %~% زانکه ما خود غیر کمتر دیده ایم # 7 سید ما نور چشم ما بود %~% نور آن پاکیزه منظر دیده ایم PageV1P1174 ### || [genre: Gh] # 1 روشنی چشم جان ازنور جانان دیده ایم %~% این چنین نور خوشی در دیده جان ~~دیده ایم # 2 صورت و معنی عالم را به ما بنموده اند %~% جمله یک معنی و صورت را ~~فراوان دیده ایم # 3 این و آن را مخزن گنج الهی یافتیم %~% عارفانه گنج او در کنج ویران ~~دیده ایم # 4 همچو رندان سر به پای خم می بنهاده ایم %~% لذت عمر خوشی از ذوق مستان ~~دیده ایم # 5 دیده باریک بین ما چو رویش دیده است %~% در سواد کفر زلفش نور ایمان ~~دیده ایم # 6 غیر او نقش خیال می نماید در نظر %~% این به چشم ما نماید زانکه ما آن ~~دیده ایم # 7 ما خراباتی و رند و عاشق و میخواره ایم %~% نعمت الله را امیر بزم ~~رندان دیده ایم PageV1P1175 ### || [genre: Gh] # 1 تا به نور روی خوب او جمالش دیده ایم %~% همچو دیده گرد عالم سر به سر ~~گردیده ms399 ایم # 2 در بهشت جاودان گشتیم با یاران بسی %~% عارفانه میوه ها از هر درختی ~~چیده ایم # 3 هرچه آمد در نظر آورد از آن حضرت خبر %~% لاجرم از یک به یک نیکو خبر ~~پرسیده ایم # 4 در خرابات مغان مستیم و با رندان حریف %~% جام می شادی روی عاشقان ~~نوشیده ایم # 5 ما به تخت نیستی خوش در عدم بنشسته ایم %~% فرش هستی سر به سر بر همدگر ~~پیچیده ایم # 6 دیگران از خود سخن گفتند ما گوئیم از او %~% این چنین قول خوشی از ~~دیگران نشنیده ایم # 7 نعمت الله در همه آئینه روشن نمود %~% آن چنان نور خوشی روشن به نورش ~~دیده ایم PageV1P1176 ### || [genre: Gh] # 1 یک نظر از اهل دل تا دیده ایم %~% نزد مردم همچو نور دیده ایم # 2 در خیال دیدن او روز و شب %~% همچو دیده سو به سو گردیده ایم # 3 عاشق مستیم و با ساقی حریف %~% می ز جام عشق او نوشیده ایم # 4 از دم ما مرده دل زنده شود %~% تا لب عیسی جان بوسیده ایم # 5 ذوق بلبل از نوای ما بود %~% زانکه ما گل از وصالش چیده ایم # 6 تا ابد سلطان اقلیم دلیم %~% خلعت از روز ازل پوشیده ایم # 7 سید ما در نظر چون آینه است %~% ما در این آئینه خود را دیده ایم ~~PageV1P1177 ### || [genre: Gh] # 1 تا خیال روی او در آب دیده دیده ایم %~% در هوایش همچو دیده سو به سو ~~گردیده ایم # 2 نقشبندی می کند هر دم خیالش درنظر %~% این چنین نقشی ندیدستیم و هم ~~نشنیده ایم # 3 شاه ما گوشه نشینان دوست می دارد از آن %~% با خیالش خلوتی در گوشه ای ~~بگزیده ایم # 4 بلبل مستیم و در گلشن نوائی می زنیم %~% تا گلی از گلستان وصل جانان ~~دیده ایم # 5 زاهد بیچاره مسکین به عمر خود ندید %~% آنچه ما از جرعه ای جام شرابی ~~دیده ایم # 6 ما لب ms400 خود را به آب زندگانی شسته ایم %~% تا لب جامی به کام جان خود ~~بوسیده ایم # 7 نعمت الله ساقی و ما عاشقان باده نوش %~% عاشقانه جام می شادی او ~~نوشیده ایم PageV1P1178 ### || [genre: Gh] # 1 تا بیانش در کنار آورده ایم %~% عاشقانه جان نثار آورده ایم # 2 حسن او بر دیده نقشی بسته ایم %~% عالمی نقش و نگار آورده ایم # 3 کار جان بازیست کار عاشقان %~% جان درین بازی به کار آورده ایم # 4 جان ما حلقه به گوش عشق اوست %~% گوش پیش گوشوار آورده ایم # 5 بر سر دار فنا دار بقاست %~% ما از آن سر پای دار آورده ایم # 6 بر در میخانه معشوق خود %~% عاشقان را صدهزار آورده ایم # 7 گر رسول الله از دنیا برفت %~% نعمت الله یادگار آورده ایم PageV1P1179 ### || [genre: Gh] # 1 درس عشق از دفتر جان خوانده ایم %~% نقش عقل از پیش دیده رانده ایم # 2 از سر هر دو جهان برخواستیم %~% آن یگانه در نظر بنشانده ایم # 3 صدهزاران گوهر از دریای عشق %~% بر سر عشاق خود افتاده ایم # 4 تا همه رندان ما مستان شوند %~% در خرابات فنا وا مانده ایم # 5 گفته سید خوش بخوان و خوش بگو %~% ما کلام حق تعالی خوانده ایم ~~PageV1P1180 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان مست وخراب افتاده ایم %~% توبه بشکستیم و دیگر در شراب ~~افتاده ایم # 2 عاشقان را همدم جامیم و با ساقی حریف %~% فارغیم و در دهان شیخ و شاب ~~افتاده ایم # 3 دیده ما تا خیال روی او درخواب دید %~% گوشه ای بگزیده ایم و خوش به ~~خواب افتاده ایم # 4 گر نه فصل هجر می خوانیم این گفتار چیست %~% ور نه بحث وصل داریم از چه ~~باب افتاده ایم # 5 ما ز پا افتاده ایم افتادگان را دست گیر %~% کز هوای جام می در اضطراب ~~افتاده ایم # 6 تا ز سودای سر زکفش پریشان گشته ایم %~% مو به مو چون زلف ms401 او در پیچ و ~~تاب افتاده ایم # 7 نعمت الله در کنار و ساغر می در میان %~% بر در میخانه مست و بی حجاب ~~افتاده ایم PageV1P1181 ### || [genre: Gh] # 1 مست و رند و لاابالی در جهان افتاده ایم %~% بر در میخانه خمار سر ~~بنهاده ایم # 2 جامهای خسروانی خورده ایم اندر الست %~% تا نپنداری که ما امروز مست ~~باده ایم # 3 بر در سلطان عشقش چون گدایان سالها %~% بر امید وعده دیدار او استاده ~~ایم # 4 ما به بدنامی اگر چه ننگ خلق عالمیم %~% جز به نام صانع بی چون زبان ~~نگشاده ایم # 5 ساکن میخانه ایم و عشق می ورزیم فاش %~% فارغ از پیر و مرید وخرقه و ~~سجاده ایم # 6 نعمت اللهیم و در اقلیم عالم مهروار %~% بر در و دیوار و بام خاص و عام ~~افتاده ایم PageV1P1182 ### || [genre: Gh] # 1 ما دم از عشق در قدم زده ایم %~% پیش از این دم ز عشق دم زده ایم # 2 کاف کن در کتاب کون نبود %~% که خیالش به جان رقم زده ایم # 3 غم نداریم از همه عالم %~% شادی عشق جام جم زده ایم # 4 مطرب بزم باده نوشانیم %~% ساز عشاق زیر و بم زده ایم # 5 حرف عشقش نوشته ایم به جان %~% دفتر عقل را قدم زده ایم # 6 در طریقی که نیست پایانش %~% عاشقانه بسی قدم زده ایم # 7 از وجود و عدم مگو سید %~% که وجود و عدم به هم زده ایم PageV1P1183 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندیم و به امید دوا آمده ایم %~% مستمندیم و طلبکار شفا آمده ایم # 2 از در لطف تو نومید نگردیم که ما %~% بینوایان به تمنای نوا آمده ایم # 3 ما گدائیم و تو سلطان جهان کرمی %~% نظری کن که به امید شما آمده ایم # 4 دل فدا کرده و جان داده و سر بر کف دست %~% تا نگوئی که به تزویر و ریا ~~آمده ایم # 5 این چنین عاشق و ms402 سرمست که بینی ما را %~% نیست حاجت که بگوئی ز کجا ~~آمده ایم # 6 ما اگر زاهد سجاده نشینیم نه رند %~% بر سر کوی خرابات چرا آمده ایم # 7 سید بزم خرابات جهان جانیم %~% بندگانیم به درگاه خدا آمده ایم ~~PageV1P1184 ### || [genre: Gh] # 1 ما علم عشق بر ورق جان نوشته ایم %~% خواندیم این کتاب و دگر هم نوشته ~~ایم # 2 با ما مگو سخن ز وجود و عدم که ما %~% عمریست کز وجود و عدم درگذشته ~~ایم # 3 ما رهروان کوی خرابات وحدتیم %~% رندانه گرد هر در میخانه گشته ایم # 4 آدم بهشت هشت بهشت از برای دوست %~% ما از برای دوست دو عالم بهشته ایم # 5 این حرف خوب صورت و آن نقش پرنگار %~% بر لوح کاینات به ذوقش نوشته ایم # 6 تخم محبتی که بود میوه اش لقا %~% در جویبار دیده ما جو که کشته ایم # 7 ما بنده ایم سید خود را به جان و دل %~% سلطان انس و جن و امیر و فرشته ~~ایم PageV1P1185 ### || [genre: Gh] # 1 منم مجنون منم لیلی نمی گوئی چه می گویم %~% مگر گم کرده ام خود را که ~~خود را باز می جویم # 2 اگر نه ساقی مستم چرا جویای رندانم %~% وگر نه ذوق می دارم چرا میخانه ~~می پویم # 3 اگر گویم که نیکویم مکن عیبم که من اویم %~% چنان مستم که ازمستی نمی ~~دانم چه می گویم # 4 خیال غیر گر بینم که نقشی درنظر دارد %~% به آب دیده ساغر خیالش را فرو ~~شویم # 5 خراباتست وماسرمست وساقی جام می بر دست %~% بده ما را مگو زاهد که من ~~ساقی نیکویم # 6 امیر می فروشانم که رندانم غلامانند %~% مگر سلطان نشانم من که شاهانند ~~انجویم # 7 می و جامی اگر جوئی که باشی همدمش یکدم %~% بیا و نعمت الله جو در این ~~دوران که من اویم PageV1P1186 ### || [genre: Gh] # 1 تا خیال روی او بر دیده نقشی بسته ایم %~% با ms403 خیالش روز و شب در گوشه ~~ای بنشسته ایم # 2 نور چشمست او از آن در دیده اش بنشانده ایم %~% تا نبینندش در خلوتسرا ~~بربسته ایم # 3 همدم جامیم و با ساقی نشسته روبرو %~% عهد با او بسته ایم و عهد او ~~نشکسته ایم # 4 در خرابات مغان با عاشقان همصحبتیم %~% رند سرمستیم از دنیی و عقبی ~~رسته ایم # 5 عشق ما و نعمت الله جاودان باهم بود %~% از ازل پیوسته ایم و تا ابد ~~بگسسته ایم PageV1P1187 ### || [genre: Gh] # 1 باز ساز عشق را بنواختیم %~% کشتی دل در محیط انداختیم # 2 عاشقانه خلوت خالی دل %~% با خدای خویشتن پرداختیم # 3 ما چو دریائیم و خلق امواج ما %~% لاجرم ما با همه در ساختیم # 4 تیغ مستی بر سر هستی زدیم %~% ذوالفقار نیستی تا آختیم # 5 اسب همت را از این میدان خاک %~% بر فراز هفت گردون تاختیم # 6 عارف هر دو جهان گشتیم لیک %~% جز خدا و الله دگر نشناختیم # 7 نعمت الله را نمودیم آشکار %~% عالمی را از کرم بنواختیم PageV1P1188 ### || [genre: Gh] # 1 مدتی شد که به جان باتو در آمیخته ایم %~% در سر زلف دلاویز تو آویخته ~~ایم # 2 جوی آبی که روان در نظرت می گذرد %~% آب چشمیست که ما بر گذرت ریخته ~~ایم # 3 پرده دیده ما در نظر ما به مثل %~% شعر بیزیست که زان خاک درت ریخته ~~ایم # 4 به خیالی که خیال تو نگاریم بچشم %~% هر زمان نقش خیالی ز نو انگیخته ~~ایم # 5 تاکه در بند سر زلف تو دل دربند است %~% با تو پیوسته و از غیر تو ~~بگسیخته ایم # 6 گوشه خلوت میخانه مقامی امن است %~% ما از این خانه از آن واسطه ~~بگریخته ایم # 7 نعمت الله می صافی است در این جام لطیف %~% ما به جان با می و جامش به ~~هم آمیخته ایم PageV1P1189 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم کز جهان همه دل برگرفته ایم %~% جان داده ایم و ms404 دامن دلبر گرفته ~~ایم # 2 مست و خراب و عاشق و رندیم و باده نوش %~% آب حیات از لب ساغر گرفته ~~ایم # 3 چون مذهب قلندر رندی و عاشقی است %~% رندانه ما طریق قلندر گرفته ایم # 4 صدبار خوانده ایم کلام خدا تمام %~% امروز فاتحه دگر از سر گرفته ایم # 5 عشق آتشی گرفته و در جان ما زده %~% ما شمع وار از آتش او در گرفته ایم # 6 بر لب گرفته ایم لب جام می مدام %~% دامان ساقی و لب کوثر گرفته ایم # 7 یاران ندیم مجلس ما نعمت الله است %~% بنگر که ما حریف چه درخور گرفته ~~ایم PageV1P1190 ### || [genre: Gh] # 1 همه جا طالب وصال توایم %~% در همه حال در خیال تو ایم # 2 از ازل عاشقیم تا به ابد %~% همچنان عاشق جمال تو ایم # 3 تو امامی و ما همه ماموم %~% تابع قول و فعل و حال تو ایم # 4 ما و گل هر دو خوش بهم باشیم %~% زان که ما هر دو یک کمال تو ایم # 5 ساغر می بیار و ما را ده %~% که به جان تشنه زلال تو ایم # 6 خوش مثالی نوشته ام به مثل %~% حرفی از خط بی مثال تو ایم # 7 حکم ما را نشان کن ای سید %~% به نشانی که ما زآل تو ایم PageV1P1191 ### || [genre: Gh] # 1 عشق است که مبتلای اوئیم %~% در هر حالی برای اوئیم # 2 مستیم و حریف می فروشیم %~% خاک در آن سرای اوئیم # 3 دل داده به باد در خرابات %~% سرگشته و در هوای اوئیم # 4 در بحر محیط غرق گشتیم %~% مائیم که آشنای اوئیم # 5 درد آمد و دردمند میجست %~% می گفت که ما دوای اوئیم # 6 چون اوست دوای بینوایان %~% ما بنده بینوای اوئیم # 7 از دولت بندگی سید %~% شاهیم ولی گدای اوئیم PageV1P1192 ### || [genre: Gh] # 1 زنده به حیات عشق اوئیم %~% پیوسته به عشق او نکوئیم # 2 ما ساده دلیم و آینه هم ms405 %~% با او یک رو و رو بروئیم # 3 گوئیم هر آنچه او بگوید %~% بی گفته او سخن نگوئیم # 4 بحریم و حباب و موج و جوئیم %~% در آب نشسته آب جوئیم # 5 ای عشق بیا که جان مائی %~% وی عقل برو که ما ولوئیم # 6 نقشی که خیال غیر بندد %~% از چشمه چشم خود بشوئیم # 7 با سید خویشتن حریفیم %~% در خدمت بندگی اوئیم PageV1P1193 ### || [genre: Gh] # 1 چنانکه عشق بگوید به ما چنان گوئیم %~% از آنکه در خم چوگان عشق چون ~~گوئیم # 2 چو آب جوی به هر سو اگرچه می گردیم %~% از آب جو بجز از آب جو نمی ~~جوئیم # 3 به خواب دیده ما گر خیال غیری دید %~% به آب چشم خیالش ز دیده می شوئیم # 4 به هر طرف که رود می رویم در قدمش %~% به هر طریق که باشیم همره اوئیم # 5 ز بوی سنبل و زلفش چو مشک بوئی یافت %~% به عشق بوی خوشش بوی مشک می ~~بوئیم # 6 چو آفتاب جمالش به ما تجلی کرد %~% به نور طلعت او روشنیم و مه روئیم # 7 بیا که گفته سید به ذوق می خوانند %~% شنو به ذوق که ما هم به ذوق می ~~گوئیم PageV1P1194 ### || [genre: Gh] # 1 از ازل تا به ابد آینه دار اوئیم %~% با همه آینه داران جهان یک روئیم # 2 موج دریای محیطیم و عجایب این است %~% عین آبیم ولی آب ز جو می جوئیم # 3 گاه در میکده باشیم و گهی درمسجد %~% در همه حال که هستیم خوشی با ~~اوئیم # 4 روز و شب دیده ما گرد جهان می گردد %~% روشنائی نظر از نظرش می جوئیم # 5 گوش کن گفته مستانه ما را بشنو %~% که چنین گفته مستانه از او می گوئیم # 6 چشم ما نقش خیال دگری گر دیده %~% عاشقانه ز نظر پاک فرو می شوئیم # 7 در خرابات مغان سید سرمستانیم %~% گرچه رندیم ولی رند خوش نیکوئیم ~~PageV1P1195 ### || [genre: Gh] # 1 ms406 ما مظهر نور مصطفائیم %~% ما منبع سر مرتضائیم # 2 ما فاتحه کتاب عشقیم %~% ما صوفی صفه صفائیم # 3 ما سر خلیفه زمینیم %~% ما نور صحیفه سمائیم # 4 ما کاشف معنی کلامیم %~% ما واصف صورت شمائیم # 5 ما صدرنشین کوی عشقیم %~% ما صوفی صفه صفائیم # 6 ما گوهر بحر بیکرانیم %~% ما مخزن گنج پادشاهیم # 7 ما جامع جمله اسمهائیم %~% ما جام جم جهان نمائیم # 8 در شرع طریقت و حقیقت %~% ما بلبل و هدهد و همائیم # 9 سیمرغ حقیقت است سید %~% ما باز فضای کبریائیم PageV1P1196 ### || [genre: Gh] # 1 ما خود بینیم و خود نمائیم %~% در آینه خود به خود نمائیم # 2 رندیم و مدام همدم جام %~% اما تو کجا و ما کجائیم # 3 بحریم و حباب و موج و جوئیم %~% مائیم که هم حجاب مائیم # 4 هر دم نقشی خیال بندیم %~% تا بسته تمام برگشائیم # 5 یک رنگ به صد هزار رنگیم %~% یک جای به صد هزار جائیم # 6 مستیم و خراب در خرابات %~% رندانه سرود می سرائیم # 7 عالم یابند نعمت از ما %~% دارنده نعمت خدائیم PageV1P1197 ### || [genre: Gh] # 1 غرقه بحر بیکران مائیم %~% گاه موجیم و گاه دریائیم # 2 بلبل گلستان معشوقیم %~% عاشقانه به عشق گویائیم # 3 آفتاب سپهر جان و دلیم %~% بر یکی حال از آن نمی تائیم # 4 به جز از کار عشق ورزیدن %~% هیچ کاری دگر نمی شائیم # 5 ما چو امروز عاشق مستیم %~% بی خبر از خمار فردائیم # 6 یار ما عین نور دیده ماست %~% لاجرم ما به عین بینائیم # 7 این چنین مست و لاابالی وار %~% از خرابات عشق می آئیم # 8 چون رخ و زلف یار خود دیدیم %~% گاه مؤمن گهی چو ترسائیم # 9 خلق کورند و می نمی بینند %~% ور نه چون آفتاب پیدائیم # 10 ما از آن آمدیم در عالم %~% تا خدا را به خلق بنمائیم # 11 گر طبیبی طلب کند بیمار %~% ما طبیب جمیع اشیائیم # 12 نعمت الله اگر کسی جوید ms407 %~% گو بیا نزد ما که او مائیم PageV1P1198 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق و مستیم و طلبکار خدائیم %~% ما باده پرستیم و از این خلق ~~جدائیم # 2 بر طور وجودیم چو موسی شده ازدست %~% بی پا و سر آشفته و جویای لقائیم # 3 روحیم که در جسم نباشد که نباشیم %~% موجیم که در بحر به یک جای نیائیم # 4 در صومعه سینه ما یار مقیمست %~% ما از نظرش صوفی صافی صفائیم # 5 ما غرق محیطیم نجوئیم دگر آب %~% ای بر لب ساحل تو چه دانی که کجائیم # 6 مائیم که از سایه گذشتیم دگر بار %~% ما سایه نجوئیم همائیم همائیم # 7 مائیم که از ما و منی هیچ نماندست %~% در عین بقائیم و منزه ز فنائیم # 8 گاهی چو هلالیم و گهی بدر منیریم %~% گاهی شده در غرب و گه از شرق ~~برائیم # 9 سید چه کنی راز نهان فاش نگفتیم %~% در خود نگرستیم خدائیم خدائیم ~~PageV1P1199 ### || [genre: Gh] # 1 ما بنده مطلق خدائیم %~% فرزند یقین مصطفائیم # 2 در مجمع انبیا حریفیم %~% سر حلقه جلمه اولیائیم # 3 او با ما ما ندیم اوئیم %~% آیا تو کجا و ما کجائیم # 4 مستیم ز شراب وحدت عشق %~% مستانه سرود می سرائیم # 5 تا واصل ذات خویش گشتیم %~% با هر صفتی دمی سرائیم # 6 یک معنی و صدهزار صورت %~% در دیده خلق می نمائیم # 7 سید ز خودی خود فنا شد %~% والله به خدا که ما خدائیم PageV1P1200 ### || [genre: Gh] # 1 بنده سید سرمستانیم %~% همه عالم به جوی نستانیم # 2 نقطه ای در الفی می یابیم %~% در کتبخانه کتب می خوانیم # 3 باطنا گنج فراوان داریم %~% ظاهرا گرچه بسی ویرانیم # 4 درد دردش به دوا می جوئیم %~% دردمندانه پی درمانیم # 5 از در شاه گدائی کردیم %~% لاجرم در دو جهان سلطانیم # 6 آنکه گویند و همانش خوانند %~% گر تو آن می طلبی ما آنیم # 7 نعمت الله به همه بنمودیم %~% سر پیدا و نهان می دانیم ms408 PageV1P1201 ### || [genre: Gh] # 1 به سر خواجه که ما مستانیم %~% غیر می هر چه دهی نستانیم # 2 داستان همه عالم مائیم %~% دست ما گیر کز آن دستانیم # 3 در خرابات مغان مست وخراب %~% ساقی مجلس سر مستانیم # 4 دل و دلدار خودیم و می و جام %~% جان و جانانه و این وآنیم # 5 مطرب خوش نفس عشاقیم %~% عاشقانه غزلی می خوانیم # 6 حالت ما دگر و ما دگریم %~% خدمتش زاهد و ما رندانیم # 7 نعمت الله نهاده خوانی %~% قدمی نه که همه مهمانیم PageV1P1202 ### || [genre: Gh] # 1 ما مرشد عشاق خرابات جهانیم %~% ساقی سراپرده میخانه جانیم # 2 تو از همدانی ولیکن همه دان نه %~% از ما شنو ای دوست که سر همه دانیم # 3 تو عالم یک حرفی ما عالم عالم %~% تو میر صدی باشی و ما شاه جهانیم # 4 هر کس به جمال و رخ خوبی نگرانند %~% در آینه خویش به خود ما نگرانیم # 5 از ما به همه عمر یکی مور نرنجید %~% تا بود بر این بوده و تا هست ~~برآنیم # 6 هر یار که بینیم که او قابل عشقست %~% حسنی بنمائیم و دلش را بستانیم # 7 رندان سراپرده ما عاشق و مستند %~% ما سید رندان سراپرده از آنیم ~~PageV1P1203 ### || [genre: Gh] # 1 مستیم و خرابیم و گرفتار فلانیم %~% سر حلقه رندان خرابات جهانیم # 2 ایمان به جز از کفر سر زلف نداریم %~% جز معرفت عشق دگر علم ندانیم # 3 ما پیر خرابات جهانیم و لیکن %~% در عاشقی و باده خوری رند خرابیم # 4 گو خلق بدانند که ما عاشق و مستیم %~% گو فاش بگویند که بر خود نگرانیم # 5 ما نور قدیمیم که پیدا به حدوثیم %~% ما گنج وجودیم که از دیده نهانیم # 6 بی عقل توانیم که عمری به سر آریم %~% بی جام می عشق زمانی نتوانیم # 7 سید ز سر ذوق سخن گوید و خواند %~% هر قول که از ذوق بگویند بخوانیم ~~PageV1P1204 ### || [genre: Gh] # 1 ظاهرا جسم و ms409 باطنا جانیم %~% آخرا این و اولا آنیم # 2 سخن غیر او مگو با ما %~% زان که ما غیر او نمی دانیم # 3 وحده لاشریک له گوئیم %~% مومن و صادق و مسلمانیم # 4 اسم اعظم که جامع اسماست %~% حافظانه به ذوق می خوانیم # 5 عشق و معشوق و عاشق خویشیم %~% دل و دلدار و جان و جانانیم # 6 کنج دل گنجخانه عشق است %~% نقد این گنج و کنج ویرانیم # 7 بنده سید خراباتیم %~% ساقی مست بزم رندانیم PageV1P1205 ### || [genre: Gh] # 1 ما ساقی سرمست خرابات جهانیم %~% سلطان سراپرده میخانه جانیم # 2 ما آب حیاتیم که از جوی وجودیم %~% ما گوهر روحیم که در جسم روانیم # 3 جامیم و شرابیم به معنی و به صورت %~% گنجیم و طلسمیم و هویدا و ~~نهانیم # 4 این حرفه که معشوق خود و عاشق خویشیم %~% هر چیز که ما طالب آنیم ~~همانیم # 5 گرچه نگرانند به ما خلق جهانی %~% در آینه خویش به خود ما نگرانیم # 6 بی زهد توانیم که عمری به سر آریم %~% بی جام می عشق زمانی نتوانیم # 7 آوازه درافتاد که ما مست خرابیم %~% والله به سر سید عالم که چنانیم ~~PageV1P1206 ### || [genre: Gh] # 1 از ما کناره کردی ما با تو درمیانیم %~% با ما تو این چنینی ما با تو ~~آنچنانیم # 2 روز الست با تو عهد درست بستیم %~% نشکسته ایم جاوید ثابت قدم برآنیم # 3 نقش خیال غیرت در دیده گر نماید %~% غیرت کجا گذارد از دیده اش برانیم # 4 رندی اگر بیابیم بوسیم دست و پایش %~% ور زاهدی ببینیم در مجلسش نمانیم # 5 برخاستن توانیم مستانه از سر سر %~% اما دمی نشستن بی تو نمی توانیم # 6 آئینه منیریم روشن به نور رویت %~% جام جمیم دایم در بزم شه روانیم # 7 رندانه در خرابات پیوسته در طوافیم %~% جز قول نعمت الله شعری دگر ~~نخوانیم PageV1P1207 ### || [genre: Gh] # 1 نو فروشان کهنه پوشانیم %~% کهنه پوشان نوفروشانیم # 2 مبتلای بلای خماریم %~% دردمندیم و درد ms410 نوشانیم # 3 خویش بیچارگان بی خویشیم %~% یار خسته دلان خویشانیم # 4 ایمنیم از وصال و از هجران %~% فارغ از جمع و از پریشانیم # 5 گر گدائی درآید از درما %~% همچو شاهش به تخت بنشانیم # 6 خلعت عشق اوست در بر ما %~% هرکه خواهیم ما بپوشانیم # 7 نعمت الله آتشی افروخت %~% دیگ سودای عشق جوشانیم PageV1P1208 ### || [genre: Gh] # 1 لذت رند مست ما دانیم %~% عادی می پرست ما دانیم # 2 دل به میخانه رفت خوش بنشست %~% نیک جائی نشست دانیم # 3 نقد گنجینه حدوث و قدم %~% در وجود آنچه هست ما دانیم # 4 جام می را مدام می نوشیم %~% توبه ما شکست ما دانیم # 5 رند مستیم و دامن ساقی %~% خوش گرفته به دست ما دانیم # 6 دل ما تا ابد به عهد خود است %~% از ازل عهد بست ما دانیم # 7 تو چه دانی که ذوق سید چیست %~% ذوق این میر مست ما دانیم PageV1P1209 ### || [genre: Gh] # 1 ما اناالحق از وجود حق مطلق می زنیم %~% از وجود حق مطلق ما اناالحق می ~~زنیم # 2 ماه گردون را به تیغ معجز انگشت عشق %~% همچو جد خویشتن بی خویشتن شق ~~می زنیم # 3 ما و حق گفتن معاذ الله چو ما بی ما شدیم %~% از حق ای یاران قفا بر ~~فرق احمق می زنیم # 4 چون کلام اوست هر قولی که می گویند خلق %~% لاحرم صدیق وار از صدق صدق ~~می زنیم # 5 شیشه تقوی دگر بر سنگ قلاشی زدیم %~% در خرابات مغان جام مروق می زنیم # 6 نعمت الله از وجود خود چو فانی شد بگفت %~% ما اناالحق از وجود حق مطلق ~~می زنیم PageV1P1210 ### || [genre: Gh] # 1 ما خاک راه را به نظر کیمیا کنیم %~% صد درد دل به گوشه چشمی دوا کنیم # 2 در حبس صورتیم و چنین شاد وخرمیم %~% بنگر که در سراچه معنی چه ها کنیم # 3 رندان لاابالی و مستان سرخوشیم %~% هشیار را به مجلس خود کی رها ms411 کنیم # 4 موج محیط و گوهر دریای عزتیم %~% ما میل دل به آب و گل آخر چرا کنیم # 5 در دیده روی ساقی و بر دست جام می %~% باری بگو که گوش به عاقل چرا ~~کنیم # 6 از خود بر آ و در صف اصحاب ما خرام %~% تا سیدانه روی دلت با خدا کنیم ~~PageV1P1211 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانه عشقبازی می کنیم %~% تا نپنداری که بازی می کنیم # 2 خان و مان عقل ویران کرده ایم %~% سرخوشیم و ترکتازی می کنیم # 3 در پی کفر حقیقی می رویم %~% ترک اسلام مجازی می کنیم # 4 کشته عشق و شهید حضرتیم %~% آفرین بر دست غازی می کنیم # 5 ما به آب دیده ساغر مدام %~% خرقه خود را نمازی می کنیم # 6 هرچه می بینیم چون معشوق ماست %~% عاشقانه دل نوازی می کنیم # 7 سیدیم و بنده محمود خویش %~% بر در سلطان ایازی می کنیم PageV1P1212 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشمست او به او بینیم %~% لاجرم جمله را نکو بینیم # 2 ما چو احول نه ایم ای بینا %~% کی چو احول یکی به دو بینیم # 3 آینه گر هزار می نگریم %~% خود و محبوب روبرو بینیم # 4 مجمع زلف او پریشان شد %~% حال مجموع مو به مو بینیم # 5 آفتابی به ماه می یابیم %~% بلکه او را به نور او بینیم # 6 موج بحریم و سو به سو گردیم %~% آب در دیده سو به سو بینیم # 7 همه عالم چو نعمت الله است %~% غیر او را بگو که چو بینیم PageV1P1213 ### || [genre: Gh] # 1 هر چند ما به جسم ز اولاد آدمیم %~% اما به روح پاک ز ابنای خاتمیم # 2 هستیم بی نیاز و فقیریم از همه %~% این از کمال ماست که محتاج عالمیم # 3 جام جهان نما که به ما نور خود نمود %~% گفتا ببین که آینه اسم اعظمیم # 4 ما را وجود داد و به خود هم ظهور کرد %~% پیوسته ایم بر هم و ms412 پیوسته با ~~همیم # 5 با جام می مدام چو رندان باده نوش %~% لب بر لبش نهاده و مستانه همدمیم # 6 هر چند افصحیم در اوصاف او ولی %~% در کنه ذات عاجز و حیران و ابکمیم # 7 ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است %~% نزد خدا و خلق از آن رو مکرمیم ~~PageV1P1214 ### || [genre: Gh] # 1 ما ازین خلوت میخانه به جائی نرویم %~% از چنین آب و هوائی به هوائی ~~نرویم # 2 عشق شاه است و روان از پی او می گردیم %~% در پی عاقل مسکین گدائی ~~نرویم # 3 نرویم از در میخانه به جائی دیگر %~% جنت ماست از این خانه به جائی ~~نرویم # 4 دردی درد که یابیم خوشی نوش کنیم %~% دردمندیم پی هیچ دوائی نرویم # 5 به هیاهوی رقیبان نرویم از در تو %~% دایما گر چه بگوئیم دعائی نرویم # 6 نعمت الله به همه کس چو عطا می بخشد %~% ما از او تا نستانیم عطائی ~~نرویم PageV1P1215 ### || [genre: Gh] # 1 ما از شرابخانه جانانه می رسیم %~% مستان حضرتیم و ز میخانه می رسیم # 2 از ما نشان ذوق خرابات جو که ما %~% مستیم و لاابالی و رندانه می رسیم # 3 ای عقل دور باش که رندیم و باده نوش %~% از بزم عشق و مجلس جانانه می ~~رسیم # 4 پروانه وار ز آتش عشقش بسوختیم %~% شمعی گرفته ایم و به پروانه می رسیم # 5 تاجی ز ذوق بر سر و در بر قبای عشق %~% بسته کمر به عزت و شاهانه می ~~رسیم # 6 سرمست می رسیم ز میخانه قدیم %~% مخمور نیستیم که مستانه می رسیم # 7 از بندگی سید خود می رسیم باز %~% از ملک غیب ببین که چه مردانه می ~~رسیم PageV1P1216 ### || [genre: Gh] # 1 ما گدایان حضرت شاهیم %~% پرده داران خاص اللهیم # 2 باده نوشان مجلس عشقیم %~% ره نشینان خاک این راهیم # 3 گر چه از خود خبر نمی داریم %~% به خدا کز خدای آگاهیم # 4 در ضمیر منیر ms413 دل مهریم %~% بر سپهر وجود جان ماهیم # 5 گاه در مصر تن عزیز خودیم %~% که چو یوسف فتاده درچاهیم # 6 کام دل در کنار جان داریم %~% ایمن از آرزوی دلخواهیم # 7 بنده ذاکران توحیدیم %~% سید ملک نعمت اللهیم PageV1P1217 ### || [genre: Gh] # 1 ما گوهر بحر لایزالیم %~% ما پرتو نور ذوالجلالیم # 2 گه نقش خیال یار داریم %~% گه آینه ایم و گه جمالیم # 3 مائیم مثال خط وحدت %~% ما عین مثال بی مثالیم # 4 خورشید سپهر جم و جانیم %~% گاهی قمریم و گه هلالیم # 5 هم سیر کنان به کوی هجریم %~% هم ساکن خلوت وصالیم # 6 ما تشنه آن لب حیاتیم %~% وین طرفه که غرقه زلالیم # 7 با نقش خیال روی سید %~% ایمن ز خیال هر خیالیم PageV1P1218 ### || [genre: Gh] # 1 فارغیم از ملک عالم فارغیم %~% جام می نوشیم و از جم فارغیم # 2 در خرابات مغان با عاشقان %~% خوش نشسته شاد و خرم فارغیم # 3 جز حدیث عشق او با ما مگو %~% زان که ما از این و آن هم فارغیم # 4 اسم اعظم خوانده ایم از لوح دل %~% از حروف اسم اعظم فارغیم # 5 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% غیر از این همدم ز همدم فارغیم # 6 نعمت الله داده اند ما را تمام %~% فارغیم از بیش و از کم فارغیم ~~PageV1P1219 ### || [genre: Gh] # 1 ما عاشق چشم مست عشقیم %~% سرمست می الست عشقیم # 2 سودا زدگان باده نوشیم %~% شوریده و می پرست عشقیم # 3 گلدسته باغ لایزالیم %~% پیوسته چو گل به دست عشقیم # 4 از هستی خویش نیست گشتیم %~% هستیم چنانکه مست عشقیم # 5 در خلوت خانه خرابات %~% رندانه حریف مست عشقیم # 6 مائیم که ماهی محیطیم %~% افتاده به دام شست عشقیم # 7 گه سید و گاه بنده باشیم %~% گه عالی و گاه پست عشقیم PageV1P1220 ### || [genre: Gh] # 1 هر دمی نقش خیالی می نگارد نور چشم %~% هر نفس شکلی دگر از نو برآرد ~~نور چشم # 2 این چنین خوناب دل ms414 کز چشم ما گشته روان %~% چشم ما بی آبروئی کی گذارد ~~نور چشم # 3 چون خیال اوست هر نقشی که آید در نظر %~% لاجرم بر پرده دیده نگارد نور ~~چشم # 4 چشم مستش دل ز عیاران عالم می برد %~% مردم گوشه نشین را خود چه آرد ~~نور چشم # 5 نعمت الله نور چشم مردم بینا بود %~% این چنین نوری به مردم می سپارد ~~نور چشم PageV1P1221 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان حسنی به هر دم می نماید نور چشم %~% هر دمی بر ما دری دیگر ~~گشاید نور چشم # 2 ما خیال عارضش بر آب دیده بسته ایم %~% لاجرم لحظه به لحظه می فزاید ~~نور چشم # 3 دوش می گفتم خیالش را که از چشمم مرو %~% ترک مردم هم به کلی می نشاید ~~نور چشم # 4 گر نباشد عشق او در جان نگیرد جان قرار %~% ور نبیند نور روی او نیابد ~~نور چشم # 5 توتیائی چشم ما از خاک راهش ساخته %~% تا غبار دیده ما را زداید نور ~~چشم # 6 بر سواد دیده هر نقشی که می بندد خیال %~% در نظر نقش خیال او نماید ~~نور چشم # 7 نور چشم نعمت الله گر شود روشن از او %~% پیش مردم در همه جا بر سر آید ~~نور چشم PageV1P1222 ### || [genre: Gh] # 1 درخرابات مغان دارم مقام %~% باده می نوشم ز جام جم مدام # 2 جام و باده هر دو یک رنگ آمدند %~% من ندانم کین کدام است آن کدام # 3 دولتی دارم به یمن وصل او %~% این سعادت بین که دارم بر دوام # 4 نور و ظلمت هر دو را بگذاشتم %~% این یکی را با حلال آن حرام # 5 با تمام و ناتمامم کار نیست %~% گرچه در کار است تمام و ناتمام # 6 عاشقان را بار دادم در حرم %~% گر توئی عاشق در این خلوت خرام # 7 سید و بنده چو آمد در میان %~% صورت و معنی یکی شد والسلام PageV1P1223 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت ms415 الله می است و عالم جام %~% این چنین جام و می مراست مدام # 2 جز از اینسان حلال نیست شراب %~% هر که نوشد جز این شراب حرام # 3 ساقی مست مجلس عشقیم %~% می فروشم حریف و همدم جام # 4 در خرابات کاینات مجو %~% همچو من دردمند درد آشام # 5 می وحدت به ذوق می نوشم %~% ذوق داری به بزم ما بخرام # 6 جام و باده شدند همدم هم %~% مجلس می فروش یافت نظام # 7 عشق شاد آمدی به پافرما %~% عقل خوش می روی به خیر و سلام PageV1P1224 ### || [genre: Gh] # 1 هر که باشد خادم او حرمتی دارد تمام %~% بنده او بر در او عزتی دارد ~~تمام # 2 رند سرمستی که او فرمان ساقی می برد %~% بند فرمانست از آن رو طاعتی ~~دارد تمام # 3 گر عزیزی را به عمر خویش دردسر کرد %~% چون ندارد درد عشقش زحمتی دارد ~~تمام # 4 خاک پایش هر که همچون تاج بر سر می نهد %~% پادشاهی می نماید دولتی ~~دارد تمام # 5 خرقه پوشی را که او از وصل داده وصله ای %~% در میان خرقه پوشان خلعتی ~~دارد تمام # 6 همت عالی ما با غیر اومیلی نکرد %~% شاید ار گوئی فلانی همتی دارد تمام # 7 نعمت الله از خدا می جو که آن خوش نعمتی است %~% هر که دارد نعمت الله ~~نعمتی دارد تمام PageV1P1225 ### || [genre: Gh] # 1 در نظر نقش خیال تو نگارم دایم %~% غیر از این کار دگر کار ندارم دایم # 2 از ازل تا به ابد عشق تو در جان من است %~% روز و شب سرخوشم و عاشق ~~زارم دایم # 3 جان فدا کردم و سر در قدمت می بازم %~% به سر تو که ز دستت نگذارم دایم # 4 همدم جامم و با ساقی سرمست حریف %~% کس نداند که من اینجا به چه کارم ~~دایم # 5 بر سر کوی تو ثابت قدمم تا باشم %~% لاجرم عمر گرامی به سر آرم دایم # 6 گر ms416 پریشان بود این گفته من می شاید %~% زانکه سودا زده زلف نگارم دایم # 7 در خرابات مغان سید سرمستانم %~% فارغ از عالم و ایمن ز خمارم دایم ~~PageV1P1226 ### || [genre: Gh] # 1 هر کجا صورتی است در نظرم %~% شاهد معنثی در او نگرم # 2 گوهر حقه‌های جوهریی %~% بر سر چارسو همی نگرم # 3 نقد گنجینه جهان دارم %~% لاجرم پادشاه بحر و برم # 4 نعمت‌اللهم وز آل حسین %~% به امینی امانتی سپرم PageV1P1227 ### || [genre: Gh] # 1 اسم او گنج است و عالم چون طلسم %~% در طلسمش یافتم این گنج اسم # 2 این طلسم و گنج باشد در ظهور %~% در حقیقت عین گنج آمد طلسم # 3 ساغر و می نزد سرمستان یکی است %~% نام راحش روح و نام جام جسم # 4 این معانی دارد و آن یک بیان %~% نعمت‌الله جمع کرده هر دو قسم ~~PageV1P1228 ### || [genre: Gh] # 1 ای نفس شوخ چشم مرو در قفای نان %~% جانت مده به باد هوا در هوای نان # 2 بگشاده‌ای چو کاسه دهان در خیال آش %~% مانند سفره حلقه به گوشی برای ~~نان # 3 بهر دو نان مرو بر دونان و شرم‌دار %~% حیف است کآبروی فروشی بهای نان # 4 آدم برای دانه گندم بهشت هشت %~% تو بازخر به نان جو ای مبتلای نان # 5 هر هشت خلد و شش جهت و پنج حس تو را %~% گردد مطیع اگر بدهی یک دو تای ~~نان # 6 دل را شراب ده که همین است دوای دل %~% نان پیش سگ بمان که همان است ~~سزای نان # 7 از خوان نعمت‌الله اگر خورده‌ای طعام %~% چه قدر آش نزد تو باشد چه جای ~~نان PageV1P1229 ### || [genre: Gh] # 1 دل که باشد گر نباشد بنده فرمان من %~% جان چه ارزد گر نورزد عشق با ~~جانان من # 2 من که باشم گر نباشم بنده فرمان او %~% می برم فرمان او زان شد روان ~~فرمان من # 3 در دل من عشق او گنجی است در ویرانه ای %~% گنج اگر خواهی ms417 بجو کنج دل ~~ویران من # 4 مجلس عشقست و من سرمست و با رندان حریف %~% ساقیا جامی که نوشم شادی ~~یاران من # 5 دردمندانه بیا دردی دردم نوش کن %~% تا بدانی ذوق داروی من و درمان من # 6 ناله دلسوز من از حال جان دارد خبر %~% ناله ام بشنو که گوید با تو حال ~~جان من # 7 من ایاز حضرت محمود خویشم ای عزیز %~% بندگی سید محمود من سلطان من ~~PageV1P1230 ### || [genre: Gh] # 1 راحت جانم توئی ای جان و ای جانان من %~% بی وصالت راحتی چندان ندارد ~~جان من # 2 رونق ایمان من قدرش نبودی این قدر %~% گر نبودی کفر زلفت رونق ایمان من # 3 نقد گنج تو بود کنج دل ویرانه ام %~% گنج اگر خواهی بجو کنج دل ویران ~~من # 4 باده می نوشی در آ در گوشه میخانه ای %~% ذوق ما داری طلب کن مجلس ~~مستان من # 5 مبتلایم از بلایت کار من بالا گرفت %~% دردمندم درد دردت می کند درمان ~~من # 6 ساقی سرمستم و میخانه را کردم سبیل %~% زاهد مخمور کی ماند درین دوران ~~من # 7 میر رندان جهان امروز نزد عارفان %~% نعمت الله منست و سید و سلطان من ~~PageV1P1231 ### || [genre: Gh] # 1 جانم فدای جان تو ای جان و ای جانان من %~% کفر منست آن زلف تو هم روی ~~تو ایمان من # 2 آمد هوای زلف تو ایمان من خندان شده %~% هر بلبلی برده گلی از گلشن و ~~بستان من # 3 من در میان با تو خوشم تو در کنار من خوشی %~% موئی نگنجد در میان من ~~آن تو تو آن من # 4 رندان بزم خاص من هستند با ساقی حریف %~% خمخانه در جوش آمده از مستی ~~مستان من # 5 صاحبنظر دانی که کیست یاری که باشد اهل دل %~% گنج محبت یافته کنج دل ~~ویران من # 6 از دولت سلطان خود من در ولایت حاکمم %~% هر کس کجا دستان کند با رستم ~~دستان من # 7 ms418 تو سیدی من بنده ام تو خواجه ای و من غلام %~% دعوی عشقت گر کنم سید ~~بود برهان من PageV1P1232 ### || [genre: Gh] # 1 ای به نور روی تو روشن دو چشم جان من %~% ای خلیل الله من فرزند من ~~برهان من # 2 شمع بزم جان من از نور رویت روشن است %~% باد روشن دائما چشم چراغ جان ~~من # 3 در نظر نقش خیال روی تو دارم مدام %~% ای دل و دلدار من ای جان و ای ~~جانان من # 4 مجلس عشقست و من میگویمت از جان دعا %~% گوش کن تا بشنوی ای میر ~~سرمستان من # 5 مدت هفتاد سال از عمر من بگذشته است %~% حاصل عمرم توئی ای عمر جاویدان ~~من # 6 بی رضای من نبودی یک زمان در هیچ حال %~% یک سخن هرگز نفرمودی تویی ~~فرمان من # 7 یادگار نعمت الله قرةالعین رسول %~% نور طه آل یاسین سایه سلطان من ~~PageV1P1233 ### || [genre: Gh] # 1 رحمتی کن بر دل و بر جان من %~% بوسه ای ده بر لب جانان من # 2 مو به مو زلفت پریشان کرده ای %~% کفر زلفت می برد ایمان من # 3 عشق تو گنج است و دل ویرانه ای %~% جای آن کنج دل ویرانه من # 4 صاف درمان گر نباشد فارغیم %~% درد درد دل بود درمان من # 5 پیش تو جان را مجال هست نیست %~% جان چه باشد تا بگویم جان من # 6 در خرابات مغان رندان تمام %~% می خورند و می برند فرمان من # 7 مجلس عشق است و ساقی در نظر %~% نعمت الله میر سرمستان من PageV1P1234 ### || [genre: Gh] # 1 صدهزار آئینه دارد یار من %~% می نماید در همه دلدار من # 2 دیده من روشن است از دیدنش %~% باد دایم روشن این دیدار من # 3 جز خیالش نیست همخوابی مرا %~% غیر عشقش نیست یار غار من # 4 بلبل سرمستم و نالان به ذوق %~% روضه رضوان بود گلزار من # 5 من خراباتی و رند و عاشقم %~% خدمت معشوق ms419 من خمار من # 6 او و من با همدگر باشیم خوش %~% لاجرم من یار او او یار من # 7 نعمت الله گر نگشتی آشکار %~% کی شدی پیدا به تو اسرار من PageV1P1235 ### || [genre: Gh] # 1 در چشم من آن نور است ای نور دو چشم من %~% او ناظر و منظور است ای نور ~~دو چشم من # 2 در خلوت میخانه بزمی است ملوکانه %~% هم جنت و هم حور است ای نور دو ~~چشم من # 3 بر دار فنا رفتن سردار بقا بودن %~% آن منصب منصور است ای نور دو چشم ~~من # 4 آن دلبر هر جائی از غایت پیدائی %~% گویند که مستور است ای نور دو چشم ~~من # 5 شخصی که خیال غیر در خاطر او گنجد %~% از مذهب ما دور است ای نور دو ~~چشم من # 6 گر منکر میخواران انکار کند ما را %~% بگذار که معذور است ای نور دو ~~چشم من # 7 رندی که به سرمستی سر حلقه مستان است %~% آن سید مشهور است ای نور دو ~~چشم من PageV1P1236 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی سرمست رندان می دهد جامی به من %~% وز لب او می رسد هر لحظه ~~پیغامی به من # 2 گاه زلفش می فشاند گاه بر رو می نهد %~% می نماید روز و شب صبحی و خوش ~~شامی به من # 3 منشی دیوان اعلی از قضا و از قدر %~% می نویسد خوش نشانی می نهد نامی ~~به من # 4 من دعا گویم دعای دولتش گویم مدام %~% در عوض او می دهد هر لحظه دشنامی ~~به من # 5 در خرابات مغان مست و خراب افتاده ایم %~% هرچه خواهد گو بگو علم ~~کالانعامی به من # 6 دام و دانه می نهد صیاد حسن از زلف و خال %~% تا بگیرد مرغ روحی می کشد ~~دامی به من # 7 در رسالت هرچه می بینم رسول خضر شد %~% هر نفس می آورند از غیب پیغامی ~~به من # 8 نعمت الله مجلس رندانه ms420 آراسته %~% چشم مستش می دهد در هر نظر جامی به ~~من PageV1P1237 ### || [genre: Gh] # 1 به نور طلعت او گشته چشم ما روشن %~% نموده در نظر نور کبریا روشن # 2 نگاه کردم و دیدم به نور او او را %~% به نور او بنگر تا شود تو را ~~روشن # 3 فروغ نور جمالش که شمع انجمن است %~% چراغ مجلس ما کرده حالیا روشن # 4 اگر نه نور جمالش به ما نماید رو %~% جمال شه که نماید به هر گدا روشن # 5 ندیده دیده بیگانه زان که تاریک است %~% ولی ببین که شده چشم آشنا روشن # 6 گرفته جام می و مست آمده در بزم %~% به ما نموده در آن جام می لقا روشن # 7 همیشه در نظرم نور نعمت الله است %~% نگر به دیده ما نور چشم ما روشن ~~PageV1P1238 ### || [genre: Gh] # 1 اگر نه نور او بودی نبودی چشم ما روشن %~% و گر نه او نمودی رو که ~~بنمودی خدا روشن # 2 به ما آئینه ای بخشید و روی او در آن پیدا %~% به ما نوری عطا فرمود از ~~آن شد چشم ما روشن # 3 سخن از دی و از فردا مگو امروز خود فردا %~% خوشی بر چشم ما بنشین ~~ببینش حالیا روشن # 4 شب تاریک هجرانش به روز آور که وصل او %~% شب روشن کند چون روز سازد ~~چشم ما روشن # 5 چراغ خلوت دیده ز شمع شکر برافروزی %~% ببینی نور چشم ما درین خلوتسرا ~~روشن # 6 صفای جام می ما را نماید ساقی باقی %~% بگیر این جام می از ما که تا ~~گردد تو را روشن # 7 دو چشم روشن سید نماید نعمت الله را %~% به نور او توان دیدن جمال ~~کبریا روشن PageV1P1239 ### || [genre: Gh] # 1 ای به روی تو دیده ها روشن %~% ای به نور تو جان ما روشن # 2 به کمالت زبانها گویا %~% به جمال تو چشمها روشن # 3 نور چشم منی از آن شب و روز %~% من ms421 به تو دیده ام تو را روشن # 4 مردم دیده تا به خود بیناست %~% در همه دیده ام خدا روشن # 5 مهر تو آفتاب جان و دل است %~% من چو ذره در آن هوا روشن # 6 عشق تو شمع خلوت جان است %~% دل پروانه زان ضیا روشن # 7 صورت روی خوب سید ماست %~% نور معنی والضحی روشن PageV1P1240 ### || [genre: Gh] # 1 زاهدان را نرسد غیبت رندان کردن %~% عیب باشد بر ما غیبت ایشان کردن # 2 بزم ما مجلس عشق است حریفان سرمست %~% نتوان مجمع این قوم پریشان کردن # 3 خود گرفتم توانی که دلم آزاری %~% این چنین کار خطرناک نبتوان کردن # 4 دل ما کعبه عشق است و مقام محمود %~% باد ویران که دلش داده به ویران ~~کردن # 5 برو ای عقل و مکن سرزنش عاشق مست %~% بد بود سرزنش سید نیکان کردن ~~PageV1P1241 ### || [genre: Gh] # 1 عشق در آن و این توان دیدن %~% بر یسار و یمین توان دیدن # 2 آن چنان آفتاب روشن رای %~% در رخ شمس دین توان دیدن # 3 ماه اگر چه بر آسمان باشد %~% نور او در زمین توان دیدن # 4 عاشقانه اگر طلبکاری %~% آن چنان این چنین توان دیدن # 5 گر امین خدا چو من باشی %~% جبرئیل امین توان دیدن # 6 با سلیمان اگر حریف شوی %~% خاتمش با نگین توان دیدن # 7 نعمت الله را اگر یابی %~% دلبر نازنین توان دیدن PageV1P1242 ### || [genre: Gh] # 1 جان عالم آدم است و دیگران همچون بدن %~% جان عالم خاتمت گر نیک دریابی ~~سخن # 2 هرچه باشد آدمی را بنده اند از جان و دل %~% خواه جسم و خواه جان خواهی ~~ملک خواه اهرمن # 3 نور چشم عالمی از دیده مردم نهان %~% یوسف مصری ولی پیدا شده در پیرهن # 4 روح اعظم گفتمش می گفت مستانه مرا %~% جان من بادت فدا ای جان و ای ~~جانان من # 5 دائما جام بقا خواهی که نوشی همچو ما %~% در خرابات غنا مستانه خود ms422 را ~~در فکن # 6 عاشق و مست و خرابم ساقیا جامی بده %~% مطربا قولی بگو با آشنا جامی ~~بزن # 7 بت پرستی می کند با بت پرست اندر جهان %~% من خلیل اللهم و باشم همیشه ~~بت شکن PageV1P1243 ### || [genre: Gh] # 1 ای نور چشم عاشقان بنشین به چشم خویشتن %~% یعقوب را دلشاد کن ای یوسف ~~گل پیرهن # 2 ای صورت لطف خدا وی پادشاه دو سرا %~% لطفی کن از روی کرم پرده ز رویت ~~برفکن # 3 آئینه گیتی نما تمثال از تو یافته %~% تو جان جمله عالمی مجموع عالم ~~چون بدن # 4 بر پرده دیده از آن نقش خیالت می کشم %~% تا غیر نور روی تو چیزی نبیند ~~چشم من # 5 خوش آتشی افروختی عود دل ما سوختی %~% از بوی دود عود ما گشته معطر ~~انجمن # 6 با نعمت الله همدمم در هر نفس جان پرورم %~% تا چشم مستش دیده ام ~~مستانه می گویم سخن PageV1P1244 ### || [genre: Gh] # 1 چشم من شد به نور او روشن %~% نظری کن به نور او در من # 2 هر خیالی که نقش می بندم %~% بود آن یوسفی و پیراهن # 3 جام گیتی نما به دست آور %~% تا نماید تو را به تو روشن # 4 کنج میخانه جنت الماویست %~% خوش بهشتیست گر کنی مسکن # 5 دست ساقی ما بگیر و ببوس %~% سرخود را به پای او افکن # 6 عاشق مست چون سخن گوید %~% عقل مخمور می شود الکن # 7 گر تو هستی محب سید ما %~% دل رند شکسته را مشکن PageV1P1245 ### || [genre: Gh] # 1 ایها الطالب چو جای ما و من %~% عین مطلوبم که می گویم سخن # 2 تا که من با من بود من من نیم %~% چون نباشم من نباشد غیر من # 3 عشق گه در جسم و گه در جان بود %~% گاه باشد یوسف و گه پیرهن # 4 روحه روحی و روحی روحه %~% من رآی روحان حلافی البدن # 5 من چو بی من در درون خلوتم ms423 %~% خواه پرده پوش خواهی برفکن # 6 خواه می می نوش و خواهی توبه کن %~% خواه بت می ساز و خواهی می شکن # 7 من چو از آل حسینم لاجرم %~% کل شیئی منکم عندی حسن PageV1P1246 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه بینی در میان انجمن %~% عاشق و معشوق را بین همچو من # 2 گر خیال نقش بندی در ضمیر %~% یوسفی را می نگر در پیرهن # 3 در دل ما آتش جانسوز عشق %~% روشنش می بین چو شمعی در لکن # 4 کفر زلف اوست عالم سر به سر %~% کفر زلف از روی ایمان بر فکن # 5 عاشق و معشوق عشقی ای عزیز %~% یادگار ما نگه دار این سخن # 6 نور او در دیده عالم نگر %~% زان که او جانست عالم چون بدن # 7 نور چشم نعمت الله را ببین %~% حق و خلق با همدگر می بین چو من ~~PageV1P1247 ### || [genre: Gh] # 1 نور او در دیده بینا ببین %~% آن یکی در هر یکی پیدا ببین # 2 آبی از جام حبابی نوش کن %~% عین ما را هم به عین ما ببین # 3 ای که می گوئی که آنجا بینمش %~% دیده را بگشا بیا اینجا ببین # 4 بر لب دریاچه می گردی مدام %~% غرقه دریا شو و دریا ببین # 5 آینه گر صد ببینی ور هزار %~% در همه یکتای بی همتا ببین # 6 در سرم سودای زلف او فتاد %~% حال این سودائی شیدا ببین # 7 نعمت الله را اگر خواهی بیا %~% در خرابات مغان ما را ببین PageV1P1248 ### || [genre: Gh] # 1 موج دریا را به عین ما ببین %~% آب را در موج و در دریا ببین # 2 جامی از می پر ز می بستان بنوش %~% ذوق سرمستان بیا از ما ببین # 3 آینه بردار و خود را می نگر %~% صورت و معنی بی همتا ببین # 4 می نماید آن یکی در هر یکی %~% آن یکی با هر یکی یکتا ببین # 5 عاشقانه صحبتی با ما بدار %~% عاشق و ms424 معشوق را یک جا ببین # 6 دیگران بینند او را در بهشت %~% تو بیا گر عارفی اینجا ببین # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% آن یکی تنهای با تنها ببین ~~PageV1P1249 ### || [genre: Gh] # 1 در جام جهان نما جهان بین %~% در آینه عین ما روان بین # 2 جامی به کف آر عارفانه %~% معشوقه جمله عاشقان بین # 3 بر دیده ما نشین زمانی %~% نور بصر محققان بین # 4 از دیده مردم ار نهانست %~% پیداست به چشم ما عیان بین # 5 گوئی فردا ببینم او را %~% فردا امروز و این زمان بین # 6 بگذر ز نشان و نام هستی %~% در عالم نیستی نشان بین # 7 شادی روان نعمت الله %~% می نوش و حیات جاودان بین PageV1P1250 ### || [genre: Gh] # 1 چشم بگشا و جمال او ببین %~% نور روی او به او نیکو ببین # 2 جام می با یکدگر خوش نوش کن %~% صورت و معنی این هر دو ببین # 3 جام ما باشد حباب و آب می %~% سو به سو گردد روان هر سو ببین # 4 صدهزار آئینه دارد یار من %~% در همه آئینه او یک رو ببین # 5 دامن دلق دو توئی پاره کن %~% یوسف و پیراهن یک تو ببین # 6 روی او بینم به نور روی او %~% من چنین می بینم او را تو ببین # 7 سیدم آئینه گیتی نماست %~% هرچه می خواهی به نور او ببین PageV1P1251 ### || [genre: Gh] # 1 با تو گویم روی بی چون چو ببین %~% نور روی او به نور او ببین # 2 روشنست آئینه گیتی نما %~% در صفای روی او آن رو ببین # 3 می نماید آن یکی در هر یکی %~% ورنه می بینی چو احوال دو ببین # 4 آفتابی رو نموده مه نقاب %~% روشنست در دیده ماه نو ببین # 5 آبرو جوئی در این دریا در آ %~% عین ما را می نگر هر سو ببین # 6 خرقه هستی به می می شو چو ما %~% پاکی ما را ms425 ز شست و شو ببین # 7 نعمت الله را به چشم ما نگر %~% نور نور الدین ما نیکو ببین ~~PageV1P1252 ### || [genre: Gh] # 1 بندگانه گفتم ای سلطان گدای خود ببین %~% گفت ای درویش ما تو پادشاهی ~~خود ببین # 2 سر بنه بر درگه ما سر از آنجا برمدار %~% بر در خلوتسرای ما سرای خود ~~ببین # 3 دردمندانه بیا درمان خود از ما طلب %~% درد درد ما بنوش آنگه دوای خود ~~ببین # 4 گوشه میخانه ما جنت المأوی بود %~% در چنین خوش خانه ای بخرام و جای ~~خود ببین # 5 نیک و بد گر می کنی یابی سزای خویشتن %~% نیک نیک اندیشه کن از خود ~~سزای خود ببین # 6 پا ز ره بیرون نهادی سنگ بر پایت زدند %~% بعد از این گر رهروی در پیش ~~پای خود ببین # 7 عاشقانه خوش در آ در بحر بی پایان ما %~% نعمت الله را بجوی و آشنای ~~خود ببین PageV1P1253 ### || [genre: Gh] # 1 جامیم و شراب این عجب بین %~% مستیم و خراب این عجب بین # 2 این طرفه که هم مئیم و هم جام %~% هم آب و حباب این عجب بین # 3 در صورت موج و جو و دریا %~% مائیم حجاب این عجب بین # 4 ما تشنه لبیم و آب جوئیم %~% با چشم پر آب این عجب بین # 5 ما نقش خیال خوش بینیم %~% رفتیم به خواب این عجب بین # 6 جان است نقاب روی جانان %~% بردار نقاب این عجب بین # 7 دیدیم وجود نعمت الله %~% چون جام شراب این عجب بین PageV1P1254 ### || [genre: Gh] # 1 باده می نوش و جام را می بین %~% خلق را مظهر خدا می بین # 2 قدمی نه به خلوت درویش %~% پادشه همدم گدا می بین # 3 ای که گوئی کجا توانم دید %~% دیده بگشا و هر کجا می بین # 4 نور چشمست و در نظر پیداست %~% نظری کن به چشم ما می بین # 5 ناله زار مبتلا بشنو %~% حال مسکین مبتلا ms426 می بین # 6 درد دردش مدام می نوشم %~% همدم ما شو و دوا می بین # 7 نعمت الله را به دست آور %~% سید و بنده را بیا می بین PageV1P1255 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه بینی به نور او می بین %~% بلکه او را به او نکو می بین # 2 نظری کن در آینه بنگر %~% خود و معشوق روبرو می بین # 3 زلف محبوب را به دست آور %~% زلف بگشا و مو به مو می بین # 4 خوش درین بحر ما در آ با ما %~% آب می جو و سو به سو می بین # 5 یکی اندر یکی یکی باشد %~% گرتو احول شدی به دو می بین # 6 در خرابات عشق مستانه %~% جام می نوش و هم سبو می بین # 7 غیر او نیست سید و بنده %~% سید و بنده را به او می بین PageV1P1256 ### || [genre: Gh] # 1 آن چنان حضرتی چنین می بین %~% چشم بگشا همان همین می بین # 2 جام و می را به همدگر دریاب %~% نظری کن به آن و این می بین # 3 ذره و آفتاب در نظر است %~% تیز می بین و خرده بین می بین # 4 جام گیتی نما به دست آور %~% روبرو یار همنشین می بین # 5 حسن او را نگر به دیده او %~% نور آن روی نازنین می بین # 6 نور چشم است و دیده روشن از او %~% دیده و نور را قرین می بین # 7 نعمت الله امین حضرت اوست %~% آن امانت نگر امین می بین PageV1P1257 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویش به چشم او می بین %~% گل وصلش به دست او می بین # 2 از سر جان روان چو ما برخیز %~% جاودان پیش عاشقان بنشین # 3 ما حبابیم و عین ما آب است %~% نظری هم به عین ما بگزین # 4 دل ما انقیاد محبوب است %~% به از این دین ما که دارد دین # 5 چین زلفش صبا دهد بر باد %~% این خطابین که ms427 می رود بر چین # 6 عشقش مستست و عقل مخمور است %~% کی کند عشق عقل را تمکین # 7 ذوق سید حباب می بخشد %~% تا ابد گو ذوق به او آمین PageV1P1258 ### || [genre: Gh] # 1 آب می جوئی بیا با ما نشین %~% تشنه ای با ما درین دریا نشین # 2 خیز دستی برفشان پائی بکوب %~% آنگهی مستانه خوش اینجا نشین # 3 چون در آمد عشق عقل از جا برفت %~% پست شد آن خواجه بالا نشین # 4 خط موهوم است عالم طرح کن %~% بر سریر سر او ادنی نشین # 5 بحری ای باید درین دریای ما %~% خود کی آید سوی ما صحرانشین # 6 عقل را از در بران گر عاشقی %~% پیش آن معشوق بی همتا نشنین # 7 نعمت الله را ببین در عین ما %~% عارفانه خوش بیا با ما نشین ~~PageV1P1259 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق ما داری بیا با ما نشین %~% عاشقانه خوش درین دریا نشین # 2 چست برخیز از سر هر دو جهان %~% بر در یکتای بی همتا نشین # 3 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% خوش بیا بر دیده بینا نشین # 4 سر بنه در پای خم رندانه وار %~% در خرابات فنا بالا نشین # 5 گرد نقطه مدتی کردی طواف %~% دایره گر شد تمام از پانشین # 6 گر نیابی همدمی و محرمی %~% همنشین خود شود تنها نشین # 7 مجلس عشق است و ما مست و خراب %~% نعمت الله بایدت با ما نشین ~~PageV1P1260 ### || [genre: Gh] # 1 خوش بیا با ما درین دریا نشین %~% آبرو می بایدت با ما نشین # 2 مجلس عشق است و ما مست و خراب %~% عاشقانه خوش بیا اینجا نشین # 3 خانه دل خلوت خالی اوست %~% جاودان در جنت المأوی نشین # 4 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% گر بلائی یافتی بالا نشین # 5 این و آن بگذار برخیز از همه %~% همچو ما با یار بی همتا نشین # 6 جمله اشیا مصحف آیات اوست %~% شرح اسما خوان و ms428 با اسما نشین # 7 در خرابات مغان سید بجو %~% سر بنه در پای خم از پا نشین PageV1P1261 ### || [genre: Gh] # 1 بر در می فروش خوش بنشین %~% جام می را بنوش خوش بنشین # 2 پرده را ز خویشتن مدران %~% سر خود را بپوش خوش بنشین # 3 این نصیحت نکوست یادش دار %~% حلقه ای کن به گوش خوش بنشین # 4 درد اگر هست خوش خوشی می جوش %~% ور تو صافی مجوش خوش بنشین # 5 از سر کاینات خوش برخیز %~% تا بیائی به هوش خوش بنشین # 6 در سمرقند اگر نیابی یار %~% خوش برو تا بلوش خوش بنشین # 7 در خرابات نعمت الله را %~% گر بیابی به گوش خوش بنشین PageV1P1262 ### || [genre: Gh] # 1 کرمی کن بیا و خوش بنشین %~% یک نفس نزد همدمی بنشین # 2 رند مست خوشی به دست آور %~% جام می نوش با جمی بنشین # 3 در خرابات عشق مستانه %~% شاد برخیز و بی غمی بنشین # 4 ذوق از زاهدان نخواهی یافت %~% با چنین طایفه کمی بنشین # 5 با دل ریش پیش درویشی %~% به تمنای مرهمی بنشین # 6 حاصل عمر ما دمی باشد %~% دم به دم در بیا دمی بنشین # 7 نعمت الله اگر کسی جوید %~% پیش رند مکرمی بنشین PageV1P1263 ### || [genre: Gh] # 1 چیست عالم سایه بان شمس دین %~% این و آن باشد از آن شمس دین # 2 شمس دین را دوست می دارم بجان %~% می خورم سوگند جان شمس دین # 3 عارفانه با تو می گویم سخن %~% این معانی از بیان شمس دین # 4 نور دین از شمس دین روشن شده %~% دادمت اینک نشان شمس دین # 5 مجلس عشقست و ما مست و خراب %~% باده نوشان عاشقان شمس دین # 6 گر به بیت الله عزیمت می کنی %~% راهرو با رهروان شمس دین # 7 نعمت الله سید جانان بود %~% گر چه هست از بندگان شمس دین PageV1P1264 ### || [genre: Gh] # 1 دیگران جانند و جانان شمس دین %~% این و آن چون بنده سلطان ms429 شمس دین # 2 هفت هیکل آیتی در شأن اوست %~% خوش بخوان قرآن و می دان شمس دین # 3 دل بود گنجینه گنج اله %~% نقد گنج کنج ویران شمس دین # 4 بدر دین از شمس دین روشن شده %~% نور بخش ماه تابان شمس دین # 5 خوش خراباتی و مستان در حضور %~% ساقی سرمست رندان شمس دین # 6 چار یارانند امام انس و جان %~% رهنمای چار یاران شمس دین # 7 علم ما علم بدیعی دیگر است %~% از معانی و بیان شمس دین # 8 چشم عالم روشن است از نور او %~% دیده ام روشن به نور شمس دین # 9 شمس دین از نعمت الله می طلب %~% زان که او دارد نشان شمس دین ~~PageV1P1265 ### || [genre: Gh] # 1 نور چشم مردمست از دیده عالم نهان %~% غیر عین او که بیند نور او در ~~انس و جان # 2 گر شود روشن به نور روی او چشم و دلت %~% نور روی او به عین روی او ~~بینی عیان # 3 در مظاهر مظهری ظاهر شده در چشم ما %~% دیده بگشا تا ببینی نور او در ~~عین آن # 4 حرف حرف یرلغ عالم چو می خوانم بذوق %~% در همه منشور می یابم به نام ~~او نشان # 5 یک سر مو در میان ما نمی گنجد حجاب %~% خوش میانی در کنار و خوش کناری ~~در میان # 6 صدهزار آئینه دارد درنظر آن یار من %~% لاجرم هر آینه او را نماید آن ~~چنان # 7 خوانده ام علم بدیع عارفان از لوح دل %~% باز اسرار معانی می کنم با تو ~~بیان # 8 در خرابات فنا جام بقا نوشیده ام %~% فارغ خوش فارغم خوش فارغ از هر دو ~~جهان # 9 نعمت الله از رسول الله مانده یادگار %~% کس ندیده سیدی چون سید ~~صاحبقران PageV1P1266 ### || [genre: Gh] # 1 گر گدائی کنی تو از سلطان %~% پادشاهی کنی چو شاه جهان # 2 گنج عشقش بجو که در دل توست %~% آن چنان گنج در چنین ویران # 3 نور ms430 رویش به چشم ما پیداست %~% گرچه باشد ز چشم تو پنهان # 4 جان عارف به گرد نقطه دل %~% همچو پرگار گشته سرگردان # 5 تا گرفتم میان او به کنار %~% خوش کناری گرفته ام بمیان # 6 جام گیتی نما به دست آور %~% تا ببینی جمال خویش در آن # 7 فیض از نور نعمت الله جو %~% گفته سیدم روان می خوان PageV1P1267 ### || [genre: Gh] # 1 من به او زنده توئی زنده به جان %~% این چنین زنده نباشد آن چنان # 2 نوش کن آب حیات معرفت %~% تا چو خضر زنده مانی جاودان # 3 صورت و نقشی که آید در نظر %~% چو خیال اوست بر چشمش نشان # 4 ساقیم مست است و جام می به دست %~% در سرابستان جان عاشقان # 5 موج و دریا نزد ما هر دو یکیست %~% یک حقیقت در ظهور این و آن # 6 جمله اشیا نشان نام اوست %~% گرچه او را نیست خود نام و نشان # 7 گفته سید حیات جان ماست %~% لاجرم در جان ما باشد روان PageV1P1268 ### || [genre: Gh] # 1 سین انسان گر برافتد از میان %~% اول و آخر نماند غیر آن # 2 چوی نمانی تو نماند غیر تو %~% بس بدیع است این معانی را بیان # 3 نوش کن می جام راهم لعل ساز %~% تا بیابی لذتی از جسم و جان # 4 بگذر از نام و نشان خویشتن %~% بی نشان شو تا از او یابی نشان # 5 چیست عالم پرده نقش خیال %~% پرده را بردار می بینش عیان # 6 یار سرمست است ما را در کنار %~% دست با او در کمر او در میان # 7 نعمت الله عاشق و معشوق ماست %~% بلکه خود عشق است پیش عاشقان # 8 این چنین پیدا و پنهان آن چنان %~% بر کنار از ما و با ما در میان # 9 مانشان از بی نشانی یافتیم %~% بی نشان شو تا بیابی آن نشان # 10 در خرابات مغان مست و خراب %~% همدم جامیم و فارغ ازجهان # 11 ms431 دردمندیم و دوا درد دل است %~% کشته عشقیم وحی جاودان # 12 مرغ جان از برج دل پرواز کرد %~% ساخت بر زلف پریشان آشیان # 13 سر به پای او فکن دستش بگیر %~% آستینی بر همه عالم فشان # 14 ذوق سرمستی ز سر مستان طلب %~% نعمت الله را ز خوان عارفان ~~PageV1P1269 ### || [genre: Gh] # 1 مست بودی مست رفتی از جهان %~% مست باشی مست خیزی جاودان # 2 مست خیزد هر که او سرمست رفت %~% ور رود مخمور باشد همچنان # 3 هر چه ورزی دان که می ارزی همان %~% قیمتت باشد به قدر این و آن # 4 من نشان از بی نشانی یافتم %~% بی نشان شو تا بیابی این نشان # 5 تا میان او گرفتم در کنار %~% نیست غیری در کنار و در میان # 6 خیز دستی برفشان پائی بکوب %~% سر فدا کن در سماع عارفان # 7 نعمت الله گر همی خواهی بجو %~% همچو گنجی در دل صاحبدلان PageV1P1270 ### || [genre: Gh] # 1 اگر ذوق صفا داری طلب کن خدمت رندان %~% و گر خواهی حضوری خوش در آ در ~~خلوت رندان # 2 تو را از خدمت زاهد به عمری کار نگشاید %~% هزاران کار بگشاید دمی از ~~خدمت رندان # 3 طلب کن رند سرمستی که تا ذوق خوشی یابی %~% دمی با جام همدم شو که یابی ~~لذت رندان # 4 خراباتست و مارمست و ساقی جام می بر دست %~% چه خوشحالی که من دارم ~~مدام از صحبت رندان # 5 مگو در بزم سرمستان حدیث دنیی وعقبی %~% به آنها کی فرود آید زمام همت ~~رندان # 6 نعیم نعمت رندی مجو از جنت رندان %~% بیا از نعمت الله جو نعیم نعمت ~~رندان PageV1P1271 ### || [genre: Gh] # 1 حمد تو بینهایت و لطف تو بیکران %~% با جمله در حدیث و جمال تو بس عیان # 2 فی الجمله چون منم تو همه کیستی بگو %~% ور خود توئی بگو که من اکنون ~~شدم نهان # 3 در کعبه و کنشت و خرابات وصل تست %~% در زهد ms432 و در صلاح و در انکار و ~~امتحان # 4 فی الجمله عارفیم به هر صورتی که هست %~% در دیدن صفات و کمال تو هر ~~زمان # 5 با ما توئی و از تو جدا نیست هیچ چیز %~% پیوند ما و تو به کرم هست ~~جاودان # 6 نور تو آسمان و زمین را ظهور داد %~% روشن شد از جمال و کمال تو این ~~جهان # 7 سید به بنده داد و جودی ز جود خود %~% بنمود آنچه بود به ارباب این و ~~آن PageV1P1272 ### || [genre: Gh] # 1 چه خوش ذوقیست ذوق باده نوشان %~% چه خوش کوئیست کوی می فروشان # 2 چه خوش آهی است آه دردمندی %~% چه خوشوقتی است وقت کهنه پوشان # 3 چه خوشحالی است حال بینوایان %~% چه خوش دردی است درد درد نوشان # 4 شراب وحدت از جام محبت %~% به روی یار کردم دوش نوشان # 5 حریف مجلس رندان عشقم %~% که باشد آب حیوان در سبوشان # 6 چه خوش ساقی و خوش میخانه دارم %~% ز سر مستی همه خمهاش جوشان # 7 چه خوش شعری است شعر نعمت الله %~% چه خوش قولی است گفتار خموشان ~~PageV1P1273 ### || [genre: Gh] # 1 قدمی نه به خلوت یاران %~% یار اگر بایدت بیا یاران # 2 هر که ما چون فتاد در دریا %~% کی خورد غم ز قطره باران # 3 کار ما عاشقی بود دائم %~% بود این کار کار بیکاران # 4 ما و رندی و خدمت ساقی %~% زاهد و بندگی هشیاران # 5 هر عزیزی که می خورد با ما %~% نبود خار پیش میخواران # 6 وه که زلف بتم چه طرار است %~% می برد دل ز دست عیاران # 7 بنده سید خراباتم %~% لاجرم سرورم به سرداران PageV1P1274 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نمای ما انسان %~% حافظ جامع خدا انسان # 2 صورت اسم اعظمش دانم %~% محرم راز کبریا انسان # 3 گنج و گنجینه و طلسم به هم %~% می نماید عیان تو را انسان # 4 هر چه در کاینات می خوانند %~% بندگانند و پادشاه ms433 انسان # 5 خانقاهیست شش جهت به مثل %~% صوفی صفه صفا انسان # 6 موج و بحر و حباب قطره و جو %~% همه باشند نزد ما انسان # 7 این سرا خانه خراب بود %~% گر نباشد در این سرا انسان # 8 دردی درد دل که درمانست %~% می کند نوش دایما انسان # 9 نعمت الله را اگر یابی %~% خوش ندا کن بگو که یا انسان PageV1P1275 ### || [genre: Gh] # 1 گاه تاریکست و گه روشن سرای این جهان %~% غم مخور چون اهل دنیا از برای ~~این جهان # 2 گر نوای آن جهان داری بیا خوشوقت باش %~% بینوا باشی اگرخواهی نوای این ~~جهان # 3 اعتمادی نیست بر یاران این دنیای دون %~% عاقبت بیگانه گردد آشنای این ~~جهان # 4 بگذر از حرص جهان راه خطا دیگر مرو %~% خود که می یابد صوابی ازخطای ~~این جهان # 5 دائما خر بنده ای باشد که آمد شد کند %~% هر که باشد همچو خواجه در ~~قفای این جهان # 6 می دهد عمر عزیز خویش بر باد هوا %~% باد پیماید که افتد در هوای این ~~جهان # 7 محنت آباد سرابی خاکدان ناخوشی %~% بی خرد نامش کند دولتسرای این جهان # 8 نعمت الله دنیی و عقبی نخواهد از خدا %~% آن جهان هرگز نمی خواهد چه ~~جای این جهان PageV1P1276 ### || [genre: Gh] # 1 جام می عشق تو نوشم به جان %~% دردی دردت نفروشم به جان # 2 از سر کویت نروم بعد از این %~% در ره عشق تو بکوشم به جان # 3 ناله دلسوز من از حالتی است %~% گوش کن ای یار خروشم به جان # 4 جان جهانی و دلم برده ای %~% گوی مگو هیچ خموشم به جان # 5 سید خود خوانیم ای جان من %~% بندهام و حلقه به گوشم به جان ~~PageV1P1277 ### || [genre: Gh] # 1 جام گیتی نما ز ما بستان %~% ساغر پر ز ما بیا بستان # 2 دردی درد دل دوا باشد %~% دردمندی خوشی دوا بستان # 3 گر بلائی دهد خدا دریاب %~% بخشش حضرت خدا بستان ms434 # 4 چون رسیدی در این سرابستان %~% هم مرادی از این سرا بستان # 5 بر سر آب چشم ما بنشین %~% آبروئی ز چشم ما بستان # 6 گر به بستان گذر کنی نفسی %~% همچو بلبل ز گل نوا بستان # 7 نعمت الله مجو ز بیگانه %~% هر چه خواهی ز آشنا بستان PageV1P1278 ### || [genre: Gh] # 1 مائیم و جام باده و جانان جاودان %~% از خویش آشنا شده بیگانه جاودان # 2 بگذر ز عقل و عاشق دیوانه را بگیر %~% یارب که باد عاشق دیوانه جاودان # 3 خوش جنتی است روضه رندان می فروش %~% جام شراب و صحبت رندانه جاودان # 4 جاوید دل مجاور درگاه دلبر است %~% ثابت قدم ستاده و مردانه جاودان # 5 در بزم عشق عاشق و مستیم و باده نوش %~% بنشسته دل همی خوش و مستانه ~~جاودان # 6 بنموده ایم ظاهر و باطن به هم عیان %~% پیوند جان ماست به جانانه ~~جاودان # 7 دیدیم سیدی که جهان در پناه اوست %~% بر عرش دل نشسته و شاهانه جاودان ~~PageV1P1279 ### || [genre: Gh] # 1 وقت سرمستی است مخموری بمان %~% نیک نزدیکی مرو دوری بمان # 2 آشنائی ترک بیگانه بگو %~% در وصالی هجر و مهجوری بمان # 3 غره علم و عمل چندین مباش %~% بگذر از هستی و مغروری بمان # 4 صحبت رندان غنیمت می شمر %~% قصه رضوان مگو حوری بمان # 5 نور چشم عالمی پیدا شده %~% روشنش می بین و مستوری بمان # 6 غیرت ار داری ز غیرش در گذر %~% غیر او ناریست یا نوری بمان # 7 از انا بگذر به حق می گو که حق %~% نعمت الله باش منصوری بمان ~~PageV1P1280 ### || [genre: Gh] # 1 گر خدا خواهی جدا از خود مدان %~% از خدا می دان خدا از خود مدان # 2 گر همه عالم به درویشی دهی %~% لطف می فرما عطا از خود مدان # 3 فاعل مختار در عالم یکی است %~% در حقیقت فعل ما از خود مدان # 4 ما به او محتاج و او از ما غنی %~% تو ms435 فقیری این غنا از خود مدان # 5 از فنا و از بقا بگذر خوشی %~% این فنا و این بقا از خود مدان # 6 درد او بخشد دوا هم او دهد %~% عارفا درد و دوا از خود مدان # 7 در همه حالی که باشی ای عزیز %~% نعمت الله را جدا از خود مدان ~~PageV1P1281 ### || [genre: Gh] # 1 از ما مکن کنار که مائیم در میان %~% ما را کنار گیر که آئیم در میان # 2 نوری از آن کنار به ما رو نمود باز %~% روشن چو آفتاب نمائیم در میان # 3 گر نه مراد اوست که گیریم در کنار %~% با این و آن همیشه چرائیم در ~~میان # 4 بسته کمر به خلوت میخانه می رویم %~% آنجا میان خویش گشائیم در میان # 5 عشقست جان عاشق و دل زنده ایم ما %~% مائیم حی و عشق نمائیم در میان # 6 عاشق کنار دارد و معشوق هم کنار %~% عشقیم و آمدیم که مائیم در میان # 7 سید موحدیست که سلطان گدای اوست %~% اندیشه کج مبر که گدائیم در میان ~~PageV1P1282 ### || [genre: Gh] # 1 دمی در چشم مست ما نظر کن %~% ببین منظور و ناظر را نظر کن # 2 نگر صورتگری در عین صورت %~% در این صورت تو آن معنی نظر کن # 3 حباب و موج و قطره جمله آبند %~% بجو این جمله در دریا نظر کن # 4 نقاب ماه را بگشا و بنگر %~% به نور آفتاب ما نظر کن # 5 دلی چون آینه روشن به دست آر %~% در آن دلدار بی همتا نظر کن # 6 خیالش نقش کن بر پرده چشم %~% به عین دیده بینا نظر کن # 7 چو عالم می نماید نعمت الله %~% نظر کن در همه اشیا نظر کن PageV1P1283 ### || [genre: Gh] # 1 بیا در چشم مست ما نظر کن %~% ببین منظور و ناظر را نظر کن # 2 درین دریای بی پایان قدم نه %~% به عین ما درین دریا نظر کن # 3 هزاران آینه گر رو ms436 نماید %~% در آن یکتای بی همتا نظر کن # 4 نظر کن ناظر و منظور بنگر %~% دمی در دیده بینا نظر کن # 5 همه اشیا به ما او را نماید %~% نظر کن در همه اشیا نظر کن # 6 به نور روی او او را توان دید %~% توان دید آنچنان جانا نظر کن # 7 کتاب نعمت الله خوش بخوانش %~% مسما در همه اسما نظر کن PageV1P1284 ### || [genre: Gh] # 1 عالم سر آبی و سرابیست نظر کن %~% بنگر که سرآب و سرابیست نظر کن # 2 نقشی و خیالیست از آن رو که خیالیست %~% در دیده ما صورت خوابیست نظر ~~کن # 3 اما نظری کن به حقیقت که توان دید %~% عالم همه چون آب و حبابیست نظر ~~کن # 4 آبست و حبابست درین بحر هویدا %~% این هر دو به هم جام و شرابیست نظر ~~کن # 5 گر در یتیم است و گر لؤلؤ لالاست %~% در اصل همه قطره آبیست نظر کن # 6 هر ذره که بینی به تو خورشید نماید %~% روشن بنگر ماه نقابیست نظر کن # 7 در کوی خرابات بجو سید ما را %~% می بین که چه خوش مست خرابیست نظر کن ~~PageV1P1285 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل ز جهان جهان گذر کن %~% در عالم عاشقی سفر کن # 2 از خلوت صومعه برون آی %~% در گوشه میکده مقر کن # 3 در بحر محیط حال حل شو %~% دامن چو صدف پر از گهر کن # 4 مستانه در آی درخرابات %~% یاران حریف را خبر کن # 5 از خانقه وجود و صورت %~% جز معنی عشق او به در کن # 6 بگذر ز حدیث دی و فردا %~% امروز صفات خود دگر کن # 7 خواهی که خدای را ببینی %~% در چهره سیدم نظر کن PageV1P1286 ### || [genre: Gh] # 1 در چشم پر آب ما نظر کن %~% هر سو برو و ز ما خبر کن # 2 سودای میان تهی چه داری %~% رندانه بیا ز سر به در کن # 3 خاک کف پای عاشقان ms437 شو %~% خود را به کمال معتبر کن # 4 گر می خواهی بهشت جاوید %~% مستانه به بزم ما گذر کن # 5 هستی بگذار عارفانه %~% در عالم نیستی سفر کن # 6 جامی ز حباب پر کن از آب %~% با ما تو حدیث بحر و بر کن # 7 بنگر تو جمال نعمت الله %~% در جام جهان نما نظر کن PageV1P1287 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل به درخانه جانانه گذر کن %~% مستانه در آن کوچه میخانه گذر کن # 2 هشیار صفت بر سر کویش مرو ای دل %~% رندانه مجرد شو و مستانه گذر کن # 3 با صورت جان مهر معانی نتوان یافت %~% چون سایه شو و بر در آن خانه گذر ~~کن # 4 جان ساز تو پروانه آن شمع جمالش %~% مستانه بر آن شمع چو پروانه گذر کن # 5 چون مردمک دیده ما گوشه نشین شو %~% بی منت کاشانه ز کاشانه گذر کن # 6 ریش دل ما مرهم و افسون بپذیرد %~% ای ناصح ازین گفتن افسانه گذر کن # 7 سید تو اگر طالب دردانه عشقی %~% دریا شو و از قطره دردانه گذر کن ~~PageV1P1288 ### || [genre: Gh] # 1 خانه دل ز غیر خالی کن %~% ترک این خلوت خیالی کن # 2 از علی ولی ولایت جو %~% هم ولایت فدای والی کن # 3 بنده خادم علی می باش %~% فخر بر جمله موالی کن # 4 باش مولی حضرت مولی %~% منصب خویش نیک عالی کن # 5 در حرم گر تو را نباشد راه %~% مسکن خود در آن حوالی کن # 6 جام گیتی نما به دست آور %~% نظری کن در او و حالی کن # 7 باطنا با جلال خوش می باش %~% ظاهر خویش را جمالی کن # 8 آفتاب از چه ماه می طلبی %~% بر در سیدم هلالی کن PageV1P1289 ### || [genre: Gh] # 1 بشنو ای یار و اضطراب مکن %~% خویش رسوای شیخ و شاب مکن # 2 اگرت معنی ای است حاضر باش %~% صورت شرع را خراب مکن # 3 چشم بر شاهد و شراب منه ms438 %~% گوش با نغمه رباب مکن # 4 می خوری خواب می کنی شب و روز %~% اعتمادی به خورد و خواب مکن # 5 می مخور چون حرارتی دارد %~% خوردن خود به غیر آب مکن # 6 ای که گوئی که خمر هست حلال %~% غلطی حکم ناصواب مکن # 7 از سر ذوق با تو می گویم %~% قول ما بشنو و جواب مکن # 8 ذره را آفتاب می خوانی %~% طعنه بر نور آفتاب مکن # 9 آخرت را شوی چرا منکر %~% سر آبی چنان سراب مکن # 10 کشف اسرار شرع جایز نیست %~% گوش کن منع و اجتناب مکن # 11 عاقبت می روی سوی گیلان %~% چند روزی دگر شتاب مکن # 12 نعمت الله را به دست آور %~% عمر بی خدمتش حساب مکن PageV1P1290 ### || [genre: Gh] # 1 دور شو ای عقل نادانی مکن %~% با سبک روحان گران جانی مکن # 2 عشقبازی کار بی کاران بود %~% این چنین کار ار نمی دانی مکن # 3 ای که گوئی دل عمارت می کنم %~% ما نمی خواهیم ویرانی مکن # 4 چون تو را ایمان به کفر زلف نیست %~% دعوی دین مسلمانی مکن # 5 در خماری لاف از مستی مزن %~% بنده ای با ما تو سلطانی مکن # 6 دست وادار از سر زلف نگار %~% خویش پابند پریشانی مکن # 7 نعمت الله یار سرمستان بود %~% دوستی با وی چو نتوانی مکن PageV1P1291 ### || [genre: Gh] # 1 در صحبت ما همه صفاین %~% ما را همه ذوق از خداین # 2 تا روز صفا و ذوق مستی است %~% کامشب یاران حریف ماین # 3 رندان مستند و لاابالی %~% مستانه سرود می سراین # 4 در عالم معنی عین عشقیم %~% هر چند که صورتا جداین # 5 با دردی درد عشق صافیم %~% رندان همه ایمن از دواین # 6 مطرب سخنم چو خوش سراید %~% در پاش سران همه سراین # 7 گوئی عشقش بلای جان است %~% می کش دایم که خوش بلاین # 8 مستیم و خراب در خرابات %~% رندی که میش اوی کجاین # 9 شاهان جهان ms439 به دولت عشق %~% در مجلس سیدم گداین PageV1P1292 ### || [genre: Gh] # 1 دردمندیم و از دوا ایمن %~% بینوائیم وز نوا ایمن # 2 در خرابات خلوتی داریم %~% خوش نشسته در این سرا ایمن # 3 به خدا هر که باشد او باقی %~% همچو ما گردد از فنا ایمن # 4 هر که خواهی و هر که بینی بود %~% یار ما باشد و ز ما ایمن # 5 قدمی نه در آ به میخانه %~% تا که گردی چو اولیا ایمن # 6 باش ایمن ز خوف بیگانه %~% بنشین پیش آشنا ایمن # 7 بنده سید خراباتی %~% رند مستیم و از شما ایمن PageV1P1293 ### || [genre: Gh] # 1 حال من از آن نرگس مستانه طلب کن %~% راز دلم از سنبل جانانه طلب کن # 2 در صومعه باری نتوان یافت حضوری %~% ای یار حضور از در میخانه طلب کن # 3 آن چیز که از عالم صدساله ندیدی %~% از یک نظر عاشق دیوان طلب کن # 4 در کنج دلم گنج غم عشق دفین است %~% گنج ار طلبی در دل ویرانه طلب کن # 5 جان باختن از عاشق بیدل طلب ای دوست %~% مردانگی از مردم مردانه طلب کن # 6 سوز دل دلسوخته آتش عشقش %~% در سینه شمع و دل پروانه طلب کن # 7 چون مردمک دیده دریا دل سید %~% در دیده ما در شو و دردانه طلب کن ~~PageV1P1294 ### || [genre: Gh] # 1 عاشقانه بشنو و خوش پند ما را گوش کن %~% در خرابات فنا جام بلا را نوش ~~کن # 2 سرخوشانه پای کوبان از در خلوت در آ %~% دست دل با دلبر سرمست در آغوش ~~کن # 3 ذوق سرمستی اگر داری در آ در میکده %~% آتشی درخوردن و چون خم می خوش ~~جوش کن # 4 زاهدی گر گویدت از باده نوشی توبه کن %~% جرعه ای در کام جانش ریز گو ~~خاموش کن # 5 پادشاه عشق خوش در غارت ملک دلست %~% گر تو را عشقست جان دل فدای اوش ~~کن # 6 مطربا قولی بگو عشاق را خوشوقت ms440 ساز %~% ساقیا جامی بیار و عالمی مدهوش ~~کن # 7 نعمت الله این سخن از ذوق می گوید به تو %~% ذوق اگر داری بیا و ~~عاشقانه گوش کن PageV1P1295 ### || [genre: Gh] # 1 ما آشنای خویشیم بیگانگی رها کن %~% دردی به ذوق می نوش درد دلت دوا کن # 2 در بحر ما قدم نه با ما دمی برآور %~% آب حیات ما نوش میلی به سوی ما ~~کن # 3 خواهی که پادشاهی یابی چو بندگانش %~% بر درگه کریمان در یوزه چون گدا ~~کن # 4 داری هوا که گردی سردار بر در او %~% در پای دار سر نه هم ترک دو سرا ~~کن # 5 هر مظهری که بینی جام جهان نمائیست %~% مظهر در او هویداست نظاره خدا ~~کن # 6 جام شراب می نوش شادی روی رندان %~% مستانه این چنین کار بی روی و بی ~~ریا کن # 7 با سید خرابات رندانه عهد بستی %~% مشکن تو عهد خود را آن عهد را وفا ~~کن PageV1P1296 ### || [genre: Gh] # 1 فرصت غنیمتست غنیمت رها مکن %~% بشنو نصیحتی و نصیحت رها مکن # 2 رندی که از کرم به تو جام شراب داد %~% شکرش بگو به صدق و کریمت رها ~~مکن # 3 گفتی که می روم به سوی کوی می فروش %~% این نیتی خوش است عزیمت رها مکن # 4 در یتیم اگر به کف آری نگاهدار %~% خوش گوهریست در یتیمت رها مکن # 5 یار قدیم خویش نگه دار جاودان %~% با او بساز و یار قدیمت رها مکن # 6 بنده ندیم حضرت سلطان عالمست %~% ای شاه روزگار ندیمت رها مکن # 7 دریاب نعمت الله و با او دمی برآر %~% خوش نعمت خوشیست نعیمت رها مکن ~~PageV1P1297 ### || [genre: Gh] # 1 با همه این سخن توان گفتن %~% در معنی چنین توان سفتن # 2 گر مجالی شود به دیده و سر %~% خاک درگاه او توان رفتن # 3 بر در می فروش ای رندان %~% عاشقانه خوشی توان خفتن # 4 هر چه سلطان عشق فرماید %~% کی تواند کسی ms441 چنان گفتن # 5 سید از حق چو این سخن گوید %~% نتوان آن حدیث بنهفتتن PageV1P1298 ### || [genre: Gh] # 1 خادم او را سزد اقلیم شاهی یافتن %~% سلطنت از خدمت نور الهی یافتن # 2 بنده او شو اگر خواهی که گردی پادشاه %~% کز قبول او توانی پادشاهی ~~یافتن # 3 شرط جانبازان ما در عاشقی دانی که چیست %~% طرح کردن هرچه را از مال و ~~جاهی یافتن # 4 خوش بود سلطان معنی یافتن در صورتی %~% پادشه در جامه مرد سپاهی یافتن # 5 در ضمیر روشن می نور ساقی دیده ام %~% خوش بود در عین منهیات ناهی ~~یافتن # 6 ساقی سرمست دیدم صبح جام می به دست %~% خوش بود یاری چنین در صبحگاهی ~~یافتن # 7 نعمت الله گر همی خواهی بیا از ما طلب %~% ور ز غیر ما بخواهی آن ~~نخواهی یافتن PageV1P1299 ### || [genre: Gh] # 1 من عین تو و تو عین وین عینین %~% یک عین بود ظهور او در کونین # 2 هر گه که دو جام پر کنند از یک می %~% این هر دو یکی باشد و آن یک ~~اثنین # 3 جامی ز شراب خانه دارد رطلی %~% جامی دگر از می مصفای متین # 4 هر چند که آب را نباشد لونی %~% چون در دو قدح کنی نماید لونین # 5 در شمس و قمر نگر که روشن بینی %~% یک نور که رو نموده اندر عنین # 6 گر سلطنت صورت و معنی یابی %~% شاهی گردی چو حضرت ذوالقرنین # 7 زاهد به هوای جنتین و سید %~% باشد بیدات جنتینش سجنین PageV1P1300 ### || [genre: Gh] # 1 گر خبری داری از آن و از این %~% چشم گشا بوالعجبی را ببین # 2 نیم تنی ملک جهان را گرفت %~% گشت فقیری شه روی زمین # 3 پای نه و چرخ به زیر قدم %~% دست نه و ملک به زیر نگین # 4 ملک خدا می‌دهد اینجا که راست %~% زهره که گوید که چنان یا چنین ~~PageV1P1301 ### || [genre: Gh] # 1 زهی چشمی که می بینیم دایم این لقای ms442 تو %~% منور کرد چشم ما همیشه آن ~~ضیای تو # 2 بیا ای جان و خوشدل باش اگر کشته شوی در عشق %~% که صد جانت دهد جانان ~~ز بهر خونبهای تو # 3 هوای تست در جانم که می دارد مرا زنده %~% که غیرتو نمی زیبد کسی دیگر ~~به جای تو # 4 دلم خلوتسرای تست خوش بنشین به جای خود %~% ندارم در همه عالم هوائی جز ~~هوای تو # 5 خراباتست ومن سرمست و ساقی جام می بر دست %~% سبوئی می کشم دائم از آن ~~خم صفای تو # 6 خیال زاهد رعنا هوای جنت المأوی %~% بهشت جاودان ما در خلوتسرای تو # 7 دعای دولتت گفتیم و رفتیم از سر کویت %~% به هرجائی به صدق دل به جان ~~گویم دعای تو # 8 به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم %~% من آن دل زنده عشقم که دادم ~~جان برای تو # 9 به هر صورت که می بینم خیالت نقش می بندم %~% چه نورش در نظر دارم لقای ~~که لقای تو # 10 ز بیگانه کجا پرسم نشان آشنا دارم %~% که در عالم نمی یابم به جز تو ~~آشنای تو # 11 به یمن دولت عشق تو سلطانی کند سید %~% کجا شاهی چنین باشد که باشد او ~~گدای تو PageV1P1302 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای راحت جانم که جان من فدای تو %~% سر سودائی عاشق فدای خاک پای ~~تو # 2 دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد %~% به جان تو که جان من ندارد کس ~~به جای تو # 3 ز خورشید جمال تو جهانی نور می یابد %~% تو سلطانی به حسن امروز و مه ~~رویان گدای تو # 4 ندارم دستت از دامن اگر سر می رود در سر %~% کشم بار همه عالم برای که ~~برای تو # 5 به عشقت گر شوم کشته حیات جاودان دارم %~% چه خوش باشد فنای من اگر ~~یابم بقای تو # 6 خیالت نقش می بندم به هر صورت که بنماید %~% توئی نور دو چشم ms443 من که می ~~بینم لقای تو # 7 محب نعمةاللهم کزو بوی تو می آید %~% ازآن دارم هوای او که او دارد ~~هوای تو PageV1P1303 ### || [genre: Gh] # 1 ای تاج فرق شاه فلک خاک پای تو %~% وی پادشاه صورت و معنی گدای تو # 2 مقصود از آفرینش عالم توئی و بس %~% ای جسم و جان دنیی وعقبی فدای تو # 3 آئینه صفات الهی و عارفان %~% بینند آن صفات به نور صفای تو # 4 خلوتسرای نقش خیال تو چشم ماست %~% غیر تو نیست لایق خلوتسرای تو # 5 بیگانه از خدای نباشد به هیچ روی %~% هر عاشقی که هست چو ما آشنای تو # 6 تو نور آفتاب وجودی و کاینات %~% مانند ذره رقص کنان در هوای تو # 7 دل دارد از بلای تو ذوق خوشی مدام %~% صد جان فدای ذوق خوشی مبتلای تو # 8 ای جان انس و جان دل ما جایگاه تست %~% هرگز نداشتیم کسی را به جای تو # 9 روح القدس که سرور ملک ملایکست %~% آمد به زیر سایه فر همای تو # 10 گر هست طاعت دگری روزه و نماز %~% حمد خداست طاعت ما و ثنای تو # 11 سید سریر سلطنش عرش اعظم است %~% تا بار یافت در حرم کبریای تو ~~PageV1P1304 ### || [genre: Gh] # 1 شاهان جهان باشند از جان چو گدای تو %~% محبوب تر از جانی صد جان به ~~فدای تو # 2 رندان ز تو می جویند زهاد ز تو حلوا %~% هر کس به هوای خود مائیم و ~~هوای تو # 3 دل خلوت خاص تست بنشین تو به جای خود %~% والله که نخواهم داشت غیر تو ~~به جای تو # 4 گر دست مرا گیری من دامن تو گیرم %~% پائی ز تو گر یابم آیم به سرای تو # 5 گویند که این و آن باشند برای ما %~% نی نی که غلط کردند هستند برای تو # 6 جز نقش خیال تو در چشم نمی آید %~% هر نور که می یابم بینم به لقای تو ms444 # 7 در دار فنا سید از عشق تو گر جان داد %~% جانش ز خدا جوید پیوسته بقای ~~تو PageV1P1305 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ساقی بده جامی که جان من فدای تو %~% سر سودائی عاشق فدای خاک پای ~~تو # 2 تو سرمستی و من مخمور طبیبی تو و من رنجور %~% تو سلطان خراباتی و من ~~رند گدای تو # 3 ز ساز مطرب عشقت جهانی ذوق می یابد %~% نوای عالمی بخشد نوای بی نوای ~~تو # 4 خیال نقش رویت را چو من در خواب خوش بینم %~% روا باشد اگر سازم درون ~~دیده جای تو # 5 چو بلبل زار می نالم گل وصل تو می جویم %~% چو غنچه با دل پر خون همی ~~جویم هوای تو # 6 برو سید مجو درمان که کارت از دوا بگذشت %~% به غیر از دردی درت نباشد ~~خود دوای او PageV1P1306 ### || [genre: Gh] # 1 تو سلطانی به حسن امروز و مه رویان گدای تو %~% کنم جان عزیز خود فدای ~~که فدای تو # 2 نوائی از تو می خواهم اگر انعام فرمائی %~% چه خوش باشد اگر یابد نوائی ~~بینوای تو # 3 دلم خلوتسرای تست غیری درنمی گنجد %~% ندارم در همه عالم کسی دیگر به ~~جای تو # 4 گذشتم از خودی بی شک برای دولت وصلت %~% به صدق دل شدم دائم برای تو ~~برای تو # 5 اگر چه زاهد رعنا بهشت جاودان جوید %~% بهشت جاودان من در خلوتسرای تو # 6 هوای تست عمر من همیشه از خدا خواهم %~% چه خوش عمری که من دارم که ~~هستم در هوای تو # 7 مشو بیگانه از سید که سید رند سرمست است %~% به جای خویش می دارش که ~~باشد آشنای تو PageV1P1307 ### || [genre: Gh] # 1 ای منور دیده مردم به نور روی تو %~% عالمی آشفته چون باد صبا از بوی ~~تو # 2 عقل می خواهد که گردد گرد کوی تو ولی %~% گرد اگر گردد نگردد هیچ گرد ~~کوی تو # 3 هر چه می بینم بود در ms445 چشم من آئینه ای %~% می نماید در نظر نقش خیال ~~روی تو # 4 گر به کعبه می روم یا می روم در میکده %~% واقفی بر حال من باشم به ~~جستجوی تو # 5 ما در این دریا به هر سوئی که کشتی می رود %~% می رویم و رفتن ما نیست ~~الا سوی تو # 6 قیمت یک موی تو دنیی و عقبی کی دهد %~% کی ستانم کی دهد یک تارئی از ~~موی تو # 7 زاهد مخمور باشد روز و شب در گفتگو %~% سید سرمست ما دائم به گفتگوی تو ~~PageV1P1308 ### || [genre: Gh] # 1 ز سودای سر زلفت پریشانم به جان تو %~% محبان تو بسیارند از ایشانم به ~~جان تو # 2 اگر لطفت کند رحمت مرا از خاک بردارد %~% نثار و پیشکش جان را بر ~~افشانم به جان تو # 3 به هر حالی که می باشم نباشم بی خیال تو %~% وگر بی تو دمی بودم ~~پشیمانم به جان تو # 4 دلم خلوتسرای تست غیری در نمی گنجد %~% کجا گنجد چو غیر تو نمی دانم به ~~جان تو # 5 به کفر زلف تو ایمان من آوردم به جان و دل %~% سر موئی نمی گردم ~~مسلمانم به جان تو # 6 اگر بلبل ثنای گل دو روزی در چمن گوید %~% منم مداح تو کز جان ثنا ~~خوانم به جان تو # 7 اگر رند خوشی جوئی به میخانه گذاری کن %~% حریف نعمت الله شو که من آنم ~~به جان تو PageV1P1309 ### || [genre: Gh] # 1 در دیده توئی و دیده ام تو %~% در دیده مشو که دیده ام تو # 2 از من تو کناره کی توانی %~% چون درکش خود کشیده ام تو # 3 هر کس یاری گزید ای دوست %~% من بر همگان گزیده ام تو # 4 سرمستم و جام باده بر دست %~% مهمان من و رسیده ام تو # 5 ای نور دو چشم نعمت الله %~% در دیده توئی و دیده ام تو PageV1P1310 ### || [genre: Gh] # 1 دل ز جان برگیر و ms446 جانان را بجو %~% کفر را بگذار و ایمان را بجو # 2 سایه بگذار آفتابی را طلب %~% این مجو ای یار ما آن را بجو # 3 آبروئی جو در این دریای ما %~% جو چه می جوئی تو عمان را بجو # 4 گنج او درکنج ویران دل است %~% گنج خواهی کنج ویران را بجو # 5 مجمع اهل دلان گر بایدت %~% مو به مو زلف پریشان را بجو # 6 گر حضور صحبتی جوئی چو ما %~% زاهدان بگذار و رندان را بجو # 7 نعمت الله را بجو گر عاشقی %~% جام می بستان و مستان را بجو ~~PageV1P1311 ### || [genre: Gh] # 1 جان فدا کن وصل جانان را بجو %~% درد دردش نوش درمان را بجو # 2 عشق زلفش سر به سودا می کشد %~% مجمع زلف پریشان را بجو # 3 بگذر از صورت چو ما معنی طلب %~% کفر را بگذار و ایمان را بجو # 4 گنج او در کنج دل گر یافتی %~% گنج را بگذار و سلطان را بجو # 5 ذوق از مخمور نتوان یافتن %~% ذوق خواهی خیز و مستان را بجو # 6 گوهر این بحر ما گر بایدت %~% همچو غواصان تو عمان را بجو # 7 همت عالی نخواهد غیر آن %~% گر تو عالی همتی آن را بجو # 8 در خرابات مغان ما را طلب %~% می بنوش و راحت جان را بجو # 9 نعمت الله جو که تا یابی امان %~% ساقی سرمست رندان را بجو PageV1P1312 ### || [genre: Gh] # 1 جو چه می خواهی بیا دریا بجو %~% عاشقی دریا دلی اینجا بجو # 2 یک دمی با ما در این دریا در آ %~% آبروی ما درین دریا بجو # 3 هر که بینی دست او را بوسه ده %~% سر به پایش نه از او او را بجو # 4 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا بجو # 5 دست بگشا دامن خود را بگیر %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 6 نقطه ای در دایره پنهان شده %~% آشکارا ms447 گفتمت پیدا بجو # 7 نعمت الله را به چشم ما ببین %~% نور او در دیده بینا بجو PageV1P1313 ### || [genre: Gh] # 1 خوش در آ در بحر ما ما را بجو %~% چو چه می جوئی بیا دریا بجو # 2 در وجود خویشتن سیری بکن %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 3 هر چه می بینی به نور او نگر %~% نور او در دیده بینا بجو # 4 قاب قوسین از میانه طرح کن %~% منصب عالی او ادنی بجو # 5 درخرابات مغان رندانه رو %~% سید سرمست ما آنجا بجو PageV1P1314 ### || [genre: Gh] # 1 تشنه آب حیات از ما بجو %~% عین ما جوئی به عین ما بجو # 2 بر کف ما خوش حبابی پر ز آب %~% در صفای جام می ما را بجو # 3 آن چنان چشمی که بیند روی او %~% گر ندیدی دیده بینا بجو # 4 گر چه کارت در جهان بالا گرفت %~% منصبی بالاتر از بالا بجو # 5 دست بگشاد امن خود را بگیر %~% صورت و معنی بی همتا بجو # 6 نور چشم ماست ازدیده نهان %~% آنچنان پنهان چنین پیدا بجو # 7 نعمت الله جو که تا یابی مراد %~% نعمت الله را بیا از ما بجو ~~PageV1P1315 ### || [genre: Gh] # 1 خوش در آ در بحر ما ما را بجو %~% خانه اصلی است این ما را بجو # 2 ما ز دریائیم و دریا عین ما %~% عین ما جوئی به عین ما بجو # 3 چشم ما از نور رویش روشنست %~% نور او در دیده بینا بجو # 4 آینه گر صد ببینی ور هزار %~% در همه آئینه ها او را بجو # 5 در وجود خویشتن سیری بکن %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 6 در خرابات مغان رندانه رو %~% ساقی سرمست مستان را بجو # 7 جستجوی عاشقانه خوش بود %~% نعمت الله در همه اشیا بجو PageV1P1316 ### || [genre: Gh] # 1 خوش درآ در بحر ما ما را بجو %~% آبرو جوئی درین دریا بجو # 2 قطره و موج و حباب و بحر و ms448 جو %~% هر چه می خواهی بیا ازما بجو # 3 قاب قوسین از میانه طرح کن %~% مخزن اسرار او ادنی بجو # 4 در خرابات فنا افتاده ایم %~% جای ما جوئی بیا این جا بجو # 5 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% منصب عالی از آن بالا بجو # 6 غیر او نقش خیالی بیش نیست %~% بگذر از نقش خیال او را بجو # 7 سید ما را ز یاسین می طلب %~% صورتش از معنی طه بجو PageV1P1317 ### || [genre: Gh] # 1 بگذر از قطره برو دریا بجو %~% عین ما جوئی به عین ما بجو # 2 دیده ما جز جمال او ندید %~% نور او در دیده بینا بجو # 3 بی سر و پا گرد میخانه بر آ %~% در چنان جای خوشی ما را بجو # 4 هر چه بینی هر که آید در نظر %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 5 عشق را جای معین هست نیست %~% جای آن بی جای ما هر جا بجو # 6 مجلس عشقست و این مأوای ماست %~% ترک مأوا کرده ای ما را بجو # 7 مظهری بی نعمت الله کی بود %~% نعمت الله در همه اشیا بجو PageV1P1318 ### || [genre: Gh] # 1 نقد گنج کنج دل از ما بجو %~% آبرو جوئی در این دریا بجو # 2 یک دمی با ما به میخانه خرام %~% ذوق سرمستان ما آنجا بجو # 3 دنیی و عقبی به این و آن گذار %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 4 رند سرمستی اگر جوئی بیا %~% در خرابات مغان ما را بجو # 5 در همه آئینه ها او را طلب %~% یک مسما از همه اسما بجو # 6 شرح اسما الهی خوش بخوان %~% معنیش در دفتر اشیا بجو # 7 نور او در چشم ما پنهان شده %~% آنچنان پنهان چنین پیدا بجو # 8 ما مقیم خلوت دل گشته ایم %~% جای ما در جنت المأوا بجو # 9 سید ما نور چشم عالم است %~% نور او از جمله اشیا بجو PageV1P1319 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مغان ms449 ما را بجو %~% رند سرمستی خوشی آنجا بجو # 2 همچو قطره چند گردی در هوا %~% خوش روان شو سوی ما دریا بجو # 3 هر دو عالم را به این و آن گذار %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 4 خوش در آ در بحر بی پایان ما %~% تشنه آب حیات از ما بجو # 5 هر کجا کنجیست گنجی درویست %~% گنج او در جمله اشیا بجو # 6 گرد جو گردی برای آبرو %~% حاصل از دریا و جو ما را بجو # 7 نعمت الله جو که تا یابی مراد %~% شارح اسما طلب اسما بجو PageV1P1320 ### || [genre: Gh] # 1 معنی اسم اعظم از ما جو %~% صورت ما ببین و او را جو # 2 سر دریا ز موج می جویش %~% عین آن موج هم ز دریا جو # 3 قدمی نه در آ در این دریا %~% ما به دست آر و ماهم از ما جو # 4 لذت درد درد اگر جوئی %~% از دل دردمند شیدا جو # 5 حسن لیلی به چشم مجنون بین %~% قصه یوسف از زلیخا جو # 6 میل آب حیات اگر داری %~% ساغر می بگیر و او را جو # 7 هر کجا مجلس خوشی یابی %~% نعمت الله را در آنجا جو PageV1P1321 ### || [genre: Gh] # 1 گوهر در یتیم از ما بجو %~% آنچنان گوهر در این دریا بجو # 2 در وجود خویشتن سیری بکن %~% حضرت یکتای بی همتا بجو # 3 دست بگشا دامن خود را بگیر %~% هر چه می خواهی ز خود جانا بجو # 4 در دل ما نقد گنج او طلب %~% از چنین گنجی بیا آن را بجو # 5 عاشق و معشوق ما هر دو یکیست %~% صورت و معنی آن یکتا بجو # 6 گر بهشت جاودان خواهی بیا %~% خلوت میخانه ما را بجو # 7 شرح اسما عارفانه خوش بخوان %~% یک مسمی در همه اسما بجو # 8 در خرابات مغان مست و خراب %~% رو قدم نه کام دل آنجا بجو # 9 نور او در دیده بینا ببین ms450 %~% نعمت الله در همه اشیا بجو PageV1P1322 ### || [genre: Gh] # 1 آبرو جوئی بیا از ما بجو %~% دل به دریا ده بیا دریا بجو # 2 دو جهان بگذار تا یکتا شوی %~% آنگهی یکتای بی همتا بجو # 3 رند مستی گر همی خواهی بیا %~% در خرابات مغان ما را بجو # 4 دیده بگشا نور چشم ما نگر %~% عین ما در دیده بینا بجو # 5 ما به دست زلف او دادیم دل %~% در سر ما مایه سودا بجو # 6 در عدم ما را حضوری بس خوش است %~% گر حضوری بایدت آنجا بجو # 7 هر چه می بینی از او دارد نصیب %~% نعمت الله از همه اشیا بجو ~~PageV1P1323 ### || [genre: Gh] # 1 ای دل گشایشی ز در عاشقان بجو %~% آسایشی ز صحبت صاحبدلان بجو # 2 در یوزه ای ز همت مردان حق بکن %~% بخشایشی ز خدمت این دوستان بجو # 3 پروانه ای ز آتش عشقش بسوز دل %~% آن لحظه آروزی دل و کام جان بجو # 4 از خود در آ به خلوت جانانه رو خرام %~% چون بی نشان شدی ز خود آن دم ~~نشان بجو # 5 گر طالب حقیقتی مطلوب نزد تو است %~% دریاب و آرزوی دل طالبان بجو # 6 ذرات کاینات ز خورشید روی او %~% روشن شدند ذره به ذره عیان بجو # 7 سید ازین میان و کنارش طلب مکن %~% پرتر شو از کنار و برون از میان بجو ~~PageV1P1324 ### || [genre: Gh] # 1 گنج او در کنج دل ای جان بجو %~% جان فدا کن حضرت جانان بجو # 2 سینه بی کینه ما را طلب %~% مخزن اسرار آن سلطان بجو # 3 نقش می بندم خیال این و آن %~% ترک این و آن بگو و آن بجو # 4 زلف کافر کیش را بر باد ده %~% نور روی او ببین ایمان بجو # 5 درد دردش نوش کن شادی ما %~% غم مخور از درد او درمان بجو # 6 جنت المأوی اگر خواهی بیا %~% مجلس رندان و سرمستان بجو # 7 نعمت ms451 الله جو که تا یابی همه %~% شکر این نعمت از آن یاران بجو ~~PageV1P1325 ### || [genre: Gh] # 1 در دل دریا دلی گوهر بجو %~% از چنان بحری چنین جوهر بجو # 2 جوهر در یتیم از ما طلب %~% خوش درآ در بحر ما گوهر بجو # 3 عقل مخمور است ترک او بکن %~% عاشق سرمست جان پرور بجو # 4 گر انا الحق گفته ای منصوروار %~% بر سر دار فنا سرور بجو # 5 ور بسوزندت در آتش خوش بسوز %~% وانگهی آن سر ز خاکستر بجو # 6 جان فدا کن حضرت جانان طلب %~% دل به دلبر ده از او دلبر بجو # 7 گر به راه نعمت الله می روی %~% رهبری از آل پیغمبر بجو PageV1P1326 ### || [genre: Gh] # 1 درد اگر داری دوا از خود بجو %~% هر چه می جوئی چو ما از خود بجو # 2 تشنه گردی سو به سو جویای آب %~% غرق آبی آب را از خود بجو # 3 رو فنا شو تا بقا یابی ز خود %~% چون شدی فانی بقا از خود بجو # 4 از خودی تا چند گوئی با خودآ %~% خود رها کن رو خدا از خود بجو # 5 گنج در کنج دل ویران ماست %~% گنج اگرخواهی در آ از خود بجو # 6 صورت و معنی و جام و می توئی %~% حاصل هر دو سرا از خود بجو # 7 نعمت اللهی و نامت زید و بکر %~% نعمت الله را بیا از خود بجو ~~PageV1P1327 ### || [genre: Gh] # 1 بیا گر عشق می ورزی ز ما جانانه ای را جو %~% مرو گر باده می نوشی ره ~~میخانه ای را جو # 2 به کنجی گر کنی رغبت در آ در گوشه دیده %~% به گنجی گر بود میلت دل ~~ویرانه ای را جو # 3 شعاع مهر نور او ببین در ذره روشن %~% ضیا شمع او خواهی دل پروانه ای ~~را جو # 4 خبر از ما اگر پرسی ز حال دردمندی پرس %~% وگر وقت خوشی خواهی برو ~~دیوانه ای را ms452 جو # 5 بیان حال ما خواهی دمی با جام همدم شو %~% حریف آشنا جوئی ز خود بیگانه ~~ای را جو # 6 در آ در بحر ما جانا اگر از ما خبر داری %~% درین دریای بی پایان ز ما ~~دردانه ای را جو # 7 خراباتست و ما سرمست اگر سودای ما داری %~% چو سید عاشق رندی خوشی ~~مستانه ای را جو PageV1P1328 ### || [genre: Gh] # 1 گر ذوق طلب کنی ز ما جو %~% بگذر ز خود و برو خدا جو # 2 در بحر به عین ما نظر کن %~% آنگاه در آ و ما به ما جو # 3 ما دردی درد نوش کردیم %~% با درد در آ ز ما دوا جو # 4 از ما بشنو نصیحتی خوش %~% نیکی کن و نیکیش جزا جو # 5 دهقانی کن مکن گدائی %~% از کسب حلال خود نوا جو # 6 گر طالب علم کیمیائی %~% در خاک سیاه کیمیا جو # 7 رو روح بگیر و جسم بگذار %~% بگذار کدورت و صفا جو # 8 با شمس و قمر ندیم می باش %~% از هر دو مراد دو سرا جو # 9 مستیم و حریف نعمت الله %~% در مجلس او درآ مرا جو PageV1P1329 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق سرمستان ز مخموران مجو %~% حال مستی جز که از مستان مجو # 2 در خرابات مغان رندانه رو %~% مجلسی جز مجلس رندان مجو # 3 خوش درآ در بحر بی پایان ما %~% غیر ما در بحر بی پایان مجو # 4 جان و دل ایثار جانان کن چو ما %~% جز وصال حضرت جانان مجو # 5 گنج او در کنج دل می جو مدام %~% غیر گنجش در دل ویران مجو # 6 از خدا دائم خدا را می طلب %~% گر محبی جنت و حوران مجو # 7 بر سر دار فنا با ما نشین %~% مثل سید میر سرمستان مجو PageV1P1330 ### || [genre: Gh] # 1 دنیا و آخرت بر رندان به نیم جو %~% صد دل به حبه ای و دو صد جان به ~~نیم جو # 2 ms453 سودا نگر که عشق به صد جان خریده ایم %~% بفروختیم روضه رضوان به نیم ~~جو # 3 با گنج عشق مخزن قارون به پولکی %~% با ملک فقر ملک سلیمان به نیم جو # 4 با درد دل خوشیم دوا را چه می کنیم %~% داروی ماست دردش و درمان به نیم ~~جو # 5 ای عقل جو فروش که گندم نمایدت %~% کاه است و هست و کاه فراوان به نیم ~~جو # 6 گوئی که هست خرمن طاعت مرا بسی %~% صد خرمن چنین بر یاران به نیم جو # 7 ما بنده ایم و سید ما نعمت الله است %~% جائی که نیست بنده جانان به ~~نیم جو PageV1P1331 ### || [genre: Gh] # 1 در ره عاشقی به جان می رو %~% عاشقانه به جان روان می رو # 2 راه عشاق را نهایت نیست %~% جاودان همچو عاشقان می رو # 3 بی نشان است راه اهل طریق %~% بگذر از نام و بی نشان می رو # 4 ذوق داری که جام می نوشی %~% بر در خانه مغان می رو # 5 این و آن را به این و آن بگذار %~% بی خیالات این و آن می رو # 6 بی سر و پا رفیق یاران باش %~% از مکان سوی لامکان می رو # 7 در خرابات می رود سید %~% با چنین همرهی چنین می رو PageV1P1332 ### || [genre: Gh] # 1 خوش برو خوش بنوش خوش می رو %~% نوش و پوش و خموش خوش می رو # 2 گر تو داری هوای می نوشی %~% بر در می فروش خوش می رو # 3 در خرابات بی سر و بی پا %~% خوش سبوئی به دوش خوش می رو # 4 مست و مدهوش می روی در راه %~% تا نیائی به هوش خوش می رو # 5 عقل را غیر گفتگوئی نیست %~% بگذر از گفتگوش خوش می رو # 6 دیگ سودا خوشی به جوش آور %~% با چنان پخته جوش خوش می رو # 7 شادی روی سید سرمست %~% جام می را بنوش خوش می رو PageV1P1333 ### || [genre: ms454 Gh] # 1 از بود وجود خود فنا شو %~% رندانه بیا حریف ما شو # 2 خواهی که تو پادشاه باشی %~% در حضرت پادشه گدا شو # 3 چون اوست نوای بینوایان %~% دریاب نوا و بینوا شو # 4 در بحر محیط ما قدم نه %~% با ما بنشین و آشنا شو # 5 از هستی او وجود جوئی %~% از هستی خویشتن فنا شو # 6 گر بنده حضرت خدائی %~% چون بنده حضرت خدا شو # 7 خواهی که رسی به نعمت الله %~% ایمن ز فنا و از بقا شو PageV1P1334 ### || [genre: Gh] # 1 مستانه ز خویشتن فنا شو %~% رندانه بیا حریف ما شو # 2 چون هستی اوست هستی ما %~% بگذر ز خود آ و با خدا شو # 3 بر دار فنا بر آ چو منصور %~% سردار سراچه بقا شو # 4 مائیم نوای بینوایان %~% دریاب نوا و بانوا شو # 5 تا چند به گرد بحر گردی %~% در بحر درآ و آشنا شو # 6 میخانه عاشقانه دریاب %~% فارغ ز وجود دو سرا شو # 7 سید شاه است و بنده بنده %~% شاهی طلبی برو گدا شو PageV1P1335 ### || [genre: Gh] # 1 بقا در عشق اگر خواهی فنا شو %~% حیات از وصل اگر جوئی چو ما شو # 2 مشو خودبین و خود را نیک دریاب %~% بدان خود را و دانای خدا شو # 3 اناالحق زن چو منصور از سر عشق %~% بر آ بر دار و در دارالبقا شو # 4 صدف دریاب و گوهر را طلب کن %~% در آ در بحر و با ما آشنا شو # 5 به سوی گلشن جانان گذر کن %~% بسان بلبل جان خوش نوا شو # 6 فابقوا بالبقا قرب ربی %~% فافنوا از وجود خود فنا شو # 7 چو سید بنده این شاه می باش %~% به باطن خواجه و ظاهر گدا شو ~~PageV1P1336 ### || [genre: Gh] # 1 درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو %~% چه می خواهی ازین و آن ~~خدا را از خدا می جو # 2 عجب حالیست حال ms455 ما که گه موجیم وگه دریا %~% به هرصورت که بنماید از آن ~~معنی ما می جو # 3 خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دست %~% حریفی گر همی جوئی بیا ~~آنجا مرا می جو # 4 به عشقش گر شوی کشته حیات جاودان یابی %~% چو جانت زنده دل گردد ز جانت ~~خونبها می جو # 5 در آ در بزم سرمستان می جام فنا بستان %~% بنوش آب حیاتی و بقائی ز آن ~~فنا می جو # 6 حضور بینوایان است و ما سردار ایشانیم %~% بیا بنواز ساز ما نوای بینوا ~~می جو # 7 به گرد دو سرا گردی که می جویم نوای خود %~% بگیر آن دامن خود را مراد ~~دو سرا می جو # 8 اگر درد دلی داری بیا همدرد سید شو %~% حریف دردمندی شو ز درد او دوا ~~می جو PageV1P1337 ### || [genre: Gh] # 1 چون مردمک دیده ما گوشه نشین شو %~% در زاویه چشم در آ و همه بین شو # 2 گوئی که منم عاشق و معشوق من آنست %~% عشقی به حقیقت تو همانی و همین ~~شو # 3 در کوی خرابات گرفتیم مقامی %~% رندانه بیا ساکن این خلد برین شو # 4 سریست امانت بر ما جان گرامی %~% گر زانکه امانت طلبی روح امین شو # 5 عاشق شو و این عقل رها کن که چنان نیست %~% بشنو سخن عاشق سرمست و چنین ~~شو # 6 گر آتش عشقش به تو نوری بنماید %~% اندیشه مکن نور خدایست قرین شو # 7 با سید سرمست قدم نه به خرابات %~% می نوش و چو چشم خوش او عین یقین شو ~~PageV1P1338 ### || [genre: Gh] # 1 تا به کی در خواب باشی یک زمان بیدار شو %~% کار بیکاران مکن رندانه ~~خوش در کارشو # 2 عشق او داری چو مردان از سر جان درگذر %~% وصل او از او بجو و ز غیر او ~~بیزار شو # 3 همچو منصور فنا گر بایدت دار بقا %~% بر سر دار فنا پائی بنه سردار شو ms456 # 4 گر همی خواهی محیطی بر تو گردد آشکار %~% گرد نقطه دائما سرگشته چون ~~پرگار شو # 5 ما درین دریای بی پایان خوشی افتاده ایم %~% ذوق ما داری در آ در بحر و ~~با ما یار شو # 6 گر نظر از چشم او داری چو او عیار باش %~% کار عیاری خوش است ای یار ما ~~عیار شو # 7 نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف %~% خوش بیا در بزم او از عمر ~~برخوردار شو PageV1P1339 ### || [genre: Gh] # 1 گفته عاشقان به جان بشنو %~% این چنین گفته ای آنچنان بشنو # 2 با تو گویم حکایت مستان %~% بشنو از قول عاشقان بشنو # 3 نوش کن جام می که نوشت باد %~% با تو گفتم ز جان به جان بشنو # 4 از سر ذوق گفته ام سخنی %~% آن معانی ازین بیان بشنو # 5 می و جام و حریف و ساقی اوست %~% دو مگو کان یکیست آن بشنو # 6 از کنار نگار اگر پرسی %~% در میان آ و از میان بشنو # 7 سخن سیدم روان می خوان %~% آه جانسوز عاشقان بشنو PageV1P1340 ### || [genre: Gh] # 1 آه دلسوز عاشقان بشنو %~% ناله جان بیدلان بشنو # 2 سخنی خوش به ذوق می گویم %~% از سر ذوق یک زمان بشنو # 3 سر ساقی و حال میخانه %~% با تو گویم یکان یکان بشنو # 4 ذوق آب حیات اگر داری %~% نوش کن جام می روان بشنو # 5 باز گلبانگ بلبل سرمست %~% از گلستان برآمد آن بشنو # 6 مکن از عاشقان کنار ای دل %~% هست رازی درین میان بشنو # 7 نعمت الله را غنیمت دان %~% با تو گفتم ز جان به جان بشنو PageV1P1341 ### || [genre: Gh] # 1 قول ما حق است از حق می شنو %~% نه مقید بلکه مطلق می شنو # 2 از زبان هر چه آن دارد وجود %~% گوش کن سر انا الحق می شنو # 3 عاشق و معشوق مشتق شد ز عشق %~% راز این مصدر ز مشتق می شنو # 4 یک ms457 زمان با ما درین دریا درآ %~% حال بحر ما ز زورق می شنو # 5 مجلس رندان ما با رونق است %~% قصه مستان به رونق می شنو # 6 ما و حق گر عقل گوید گو بگو %~% من نگویم قول احمق می شنو # 7 گفته مستانه سید بخوان %~% از همه اشیا تو صدق می شنو PageV1P1342 ### || [genre: Gh] # 1 عالم منور است به نور جمال او %~% داریم ما کمال ولی از کمال او # 2 نقش خیال اوست که بر دیده رو نمود %~% در خواب دیده ایم از آن رو خیال ~~او # 3 آب حیات ماست که نوشند تشنگان %~% سرچشمه خوشی بود آب زلال او # 4 رندیم و لاابالی و نوشیم می مدام %~% نه باده حرام شراب حلال او # 5 هر زنده ای که جان عزیزش ازو بود %~% جاوید باشد او و نباشد زوال او # 6 مستی که اصل او بود از کوی می فروش %~% جاوید باشد او و نباشد زوال او # 7 سید یکیست در دو جهان مثل او کجاست %~% هرگز ندیده دیده مردم مثال او ~~PageV1P1343 ### || [genre: Gh] # 1 نقشی نبسته ایم به غیر از خیال او %~% حسنی نیافتم جدا از جمال او # 2 از لوح کائنات نخواندیم هیچ حرف %~% کان حرف را نبود خطی از مثال او # 3 ما را هوای چشمه آب زلال نیست %~% تا نوش کرده ایم شراب زلال او # 4 هر کس که نیست عاشق او نیست هیچکس %~% انسان نخوانمش که نخواهد وصال او # 5 ماعاشقان بی سر و بی پای حالتیم %~% از حال ما مپرس که یابی تو حال او # 6 ساقی سؤال کرد که می نوش می کنی %~% جانم فدای باده و حسن سؤال او # 7 مستست نعمت الله و بر دست جام می %~% بستان و نوش کن که بیابی کمال او ~~PageV1P1344 ### || [genre: Gh] # 1 آینه جمال او نیست به جز جلال او %~% نیست به جز جلال او آینه جمال او # 2 مست می زلال او جان ms458 منست روز و شب %~% جان منست روز و شب مست می زلال ~~او # 3 صورت بی مثال او داده مثال خود مرا %~% داده مثال خود مرا صورت بی مثال ~~او # 4 دیده ام آن جمال او در همه حسن دلبران %~% در همه حسن دلبران دیده ام ~~آن جمال او # 5 نقش خیال خال او نور سواد چشم ما %~% نور سواد چشم ما نقش خیال خال او # 6 عاشق ذوق حال او طالب ذوق حال ما %~% طالب ذوق و حال ما عاشق ذوق حال ~~او # 7 نقش خوش خیال او بسته خیال در نظر %~% بسته خیال در نظر نقش خوش خیال ~~او # 8 در حرم وصال او محرم نعمت اللهم %~% محرم نعمت اللهم در حرم وصال او ~~PageV1P1345 ### || [genre: Gh] # 1 هوای خویشتن بگذار اگر داری هوای او %~% غنیمت دان اگر یابی در ~~خلوتسرای او # 2 نخواهی دید نور او اگر دیدت همین باشد %~% طلب کن نور چشم از ما که تا ~~بینی لقای او # 3 مقام سلطنت خواهی گدای حضرت او شو %~% که شاه تخت ملک دل به جان باشد ~~گدای او # 4 اگر دار بقا خواهی سر دار فنا بگزین %~% فنا شو از وجود خود که تا یابی ~~بقای او # 5 مرا میخانه ای بخشید میر جمله رندان %~% همیشه باد ارزانی به بنده این ~~عطای او # 6 دلم خلوتسرای اوست غیری در نمی گنجد %~% که غیر او نمی زیبد درین ~~خلوتسرای او # 7 چه عالی منصبی دارم که هستم بنده سید %~% فقیر حضرت اویم غنیم از غنای ~~او PageV1P1346 ### || [genre: Gh] # 1 نوای عالمی بخشی اگر یابی نوای او %~% همه بر رای تو باشد اگر باشی ~~برای او # 2 مقام سروری جوئی سر کویش غنیمت دان %~% بهشت جاودان خواهی در خلوتسرای ~~او # 3 به جانان جان سپار ای دل که کار عاشقان اینست %~% هوای خویشتن بگذار ~~اگر داری هوای او # 4 بیا و دردی دردش به شادی روی ما درکش %~% که ms459 خوش دردیست درد دل که آن ~~باشد دوای او # 5 گدای حضرت او شو که شاه عالمی گردی %~% همه باشد گدای تو اگر باشی گدای ~~او # 6 اگرچه مختصر باشد به نزد او همه عالم %~% فقیرانه فدا گردم فدای که ~~فدای او # 7 چو بنده هر که فانی شد حیات جاودانی یافت %~% همیشه زنده خواهد بود سید ~~از بقای او PageV1P1347 ### || [genre: Gh] # 1 چشم عالم روشن است از آفتاب روی او %~% هر چه می گویند مردم هست گفت و ~~گوی او # 2 جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من %~% هر دو عالم قیمت یک تاره ای ~~از موی او # 3 از عرب آمد ولی ملک عجم نیکو گرفت %~% شاه ترکستان شد از جان بنده ~~هندوی او # 4 آینه با او نشسته روبرو دانی چرا %~% شاه دل از جان روان یک رو شده با ~~روی او # 5 در میان با هر یکی و در کنار هر یکی %~% عقل کل حیران و سرگردان شده در ~~کوی او # 6 مه نبینم گرنبینم نور او در روی ماه %~% گل نبویم گر نیابم بوی گل از ~~بوی او # 7 جستجوی هر کسی باشد به قدر همتش %~% نعمت الله روز و شب باشد به جست و ~~جوی او PageV1P1348 ### || [genre: Gh] # 1 گوش کن تا بشنوی اسرار او %~% چشم بگشا و ببین انوار او # 2 روشن است از نور رویش چشم ما %~% لاجرم بیند به او دیدار او # 3 هر زمان او را بود کاری دگر %~% کار خود بگذار و بنگر کار او # 4 ما خراباتی و رند و عاشقیم %~% اوفتاده بر در خمار او # 5 غیر او در آتش غیرت بسوخت %~% کی بود با یار غار اغیار او # 6 صورت و معنی به همدیگر نگر %~% هم موثر بین و هم آثار او # 7 نعمت الله بر سر دار فنا %~% خوش برآید تا بود سردار او PageV1P1349 ### || [genre: Gh] # 1 عالم منور است به نور حضور ms460 او %~% خوش روشن است دیده مردم به نور او # 2 جام جهان نماست که داریم در نظر %~% در وی چو بنگریم نماید ظهور او # 3 ما و شرابخانه و رندان باده نوش %~% زاهد به فکر جنت رضوان و حور او # 4 عشق آتش خوشی است که عود دلم بسوخت %~% خوشبو شود دماغ جهان از بخور او # 5 مغرور بود عقل ولی عشق چون رسید %~% مسکین زبون بماند نماند آن غرور او # 6 هرکس که دل به غیر دلارام می دهد %~% آن از کمال نیست بود آن قصور او # 7 سلطان به ملک و لشکر اگر شاد شد چه شد %~% سهل است نزد سید رندان سرور ~~او PageV1P1350 ### || [genre: Gh] # 1 چشم عالم روشن است از نور او %~% ناظر او نیست جز منظور او # 2 او ظهوری کرد و ما پیدا شدیم %~% غیر او خود نیست این مشهور او # 3 در ولایت ما حکومت می کنیم %~% حاکمیم از حکم در منشور او # 4 ای که گوئی خواجه دستوری خوشست %~% من ندانم غیر او دستور او # 5 آفتابی می کند پنهان به ابر %~% لاجرم پیدا بود مستور او # 6 در دل ما عشق جانان جان ماست %~% جنت اعلی تو را و حور او # 7 نعمت الله نور چشم عالم است %~% روشنست از دیده ما نور او PageV1P1351 ### || [genre: Gh] # 1 بستیم کمر به خدمت او %~% رفتیم روان به حضرت او # 2 چیزی که تو را به او رساند %~% آن نیست به جز محبت او # 3 عالم چو وجود یافت از وی %~% مرحوم بود به رحمت او # 4 منعم چو به نعمت خدائی %~% منعم باشی به نعمت او # 5 هر بنده صادقی که بینی %~% جان داده برای خدمت او # 6 او داده به ما هر آنچه داریم %~% داریم هزار منت او # 7 مائیم و حضور نعمت الله %~% خوشوقت به یمن همت او PageV1P1352 ### || [genre: Gh] # 1 عاشق ارخواهد حدیث از عشق جانان گو بگو %~% بیدلی گر ms461 باز گوید قصه جان ~~گو بگو # 2 ناله دلسوز ما چون عالمی بشنیده اند %~% بلبل نالان رموزی در گلستان گو ~~بگو # 3 عاشق و مستیم و با بلقیس خود در صحبتیم %~% هدهد ار گوید حکایت با ~~سلیمان گو بگو # 4 ساقی خمخانه دل ساغر می گو بیار %~% مطرب عشاق جان دستان مستان گو بگو # 5 دست دل دردامن زلفش زن و ما را مپرس %~% مو به مو احوال این جمع پریشان ~~گو بگو # 6 ما مرید پیر خماریم و مست جام عشق %~% در حق ما هر چه گوید عقل نادان ~~گو بگو # 7 نعمت الله از کتاب الله گو عشری بخوان %~% میر مستان جهان اسرار مستان ~~گو بگو PageV1P1353 ### || [genre: Gh] # 1 شاهبازی چو نعمت الله کو %~% دلنوازی چو نعمت الله کو # 2 دل خلقی تمام غارت کرد %~% ترکتازی چو نعمت الله کو # 3 در همه بارگاه محمودی %~% یک ایازی چو نعمت الله کو # 4 ساز عالم به ذوق خوش بنواخت %~% کارسازی چو نعمت الله کو # 5 در همه کائنات گردیدیم %~% پاکبازی چو نعمت الله کو # 6 رند سرمست نو نیاز بسیست %~% نو نیازی چو نعمت الله کو # 7 سر نهاده به پای سید خود %~% سرفرازی چو نعمت الله کو PageV1P1354 ### || [genre: Gh] # 1 غیر ما در بحر ما از ما مجو %~% عین ما می جو تو از دریا و جو # 2 در دو عالم آن یکی را می نگر %~% سر آن یک پیش هر یک را مگو # 3 آینه بردار تا بینی عیان %~% یار تو با تو نشسته روبرو # 4 دست بگشا دامن خود را بگیر %~% هر چه می خواهی ز خود آن را بجو # 5 موج دریائیم در بحر محیط %~% آبروی ما روان شد سو به سو # 6 جام می در دور می گردد مدام %~% گه صراحی می نماید گه سبو # 7 بنده و سید دو نام و یک وجود %~% یک حقیقت در عبارت ما و تو ~~PageV1P1355 ### || [genre: Gh] # 1 ms462 تا نفرماید بگو بشنو ز من آن را مگو %~% جان به جانان ده ولیکن سر ~~جانان را مگو # 2 گر به کفر زلف او ایمان نداری همچو ما %~% دم مزن گر مؤمنی ای یار من ~~آن را مگو # 3 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود %~% خوش درین دریا نشین و وصف ~~یاران را مگو # 4 ذوق ما داری بیا با جام می یک دم برآر %~% پیش می خواران مرو اسرار ~~مستان را مگو # 5 نعمت الله را بجو و حال خود با او بگو %~% هرچه فرماید بدان و راز ~~سلطان را مگو PageV1P1356 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای عقل بس محال مگو %~% بگذر از دهر و از خیال مگو # 2 سر آبی تو از سراب مپرس %~% عین بحری سخن ز آل مگو # 3 با حریفان مست مجلس ما %~% جز حدیث می زلال مگو # 4 سخن از دیده گو اگر گوئی %~% خبر از حال گو ز قال مگو # 5 از همه رو جمال سید بین %~% دم مزن سر ذوالجلال مگو PageV1P1357 ### || [genre: Gh] # 1 جان عاشق نجوید الا هو %~% دل عاشق نپوید الا هو # 2 غنچه شاخ گلشن لاهوت %~% هیچ بلبل نبوید الا هو # 3 منی ما به آب رحمت خویش %~% هیچ راحم نشوید الا هو # 4 من کیم تا زبان من گوید %~% سخن از من نگوید الا هو # 5 مست عاشق نخواهد الا دوست %~% نعمت الله نگوید الا هو PageV1P1358 ### || [genre: Gh] # 1 به هرحسنی که می بینم جمالش می نماید رو %~% به معنی دو یکی یابم به ~~صورت گر چه باشد دو # 2 به من گر شاهد معنی نماید رو به صد صورت %~% به صد صورت مرا حسنی نماید ~~روی او نیکو # 3 بیا تو آینه بردار و روی خود در آن بنما %~% که تمثال جمال او شود روشن ~~به چشم تو # 4 اگر در خواب و بیداری وگر مستی و هشیاری %~% خیالش نقش می بندم نمی ~~باشم ms463 دمی با او # 5 تو لطف ساقی ما بین که هر دم می دهد جامی %~% در آنجا از صفای می به ~~رندان می نماید رو # 6 بیا ای مطرب خوشخوان که شعری گفته ام خوش خوش %~% قبولش کن ز من قولی ~~برو صورت خوشی می گو # 7 بسی رندان و سرمستان که دیدی یا شنیدستی %~% ولیکن در همه عالم یکی چون ~~نعمت الله کو PageV1P1359 ### || [genre: Gh] # 1 دو سخن می شنو یکی می گو %~% سخن او بگو ولی با او # 2 سخن یار اگر چه بسیار است %~% بشنو از دوستان سخن کم گو # 3 قدمی نه به بحر ما با ما %~% عین ما را به عین ما می جو # 4 تو چنین غافل و به خود مشغول %~% لحظه ای نیست حضرتش بی تو # 5 باش یکتا و از دوئی بگذر %~% با دو رو کی یکی شود یک رو # 6 در خم می نشین و غسلی کن %~% خرقه خود به جام می می شو # 7 نعمت الله مدام می گوید %~% وحده لا اله الا هو PageV1P1360 ### || [genre: Gh] # 1 این و آن در آرزوی او و او %~% با همه یک رو نشسته روبرو # 2 غیر نور او ندیده چشم ما %~% گرچه گشته گر به عالم کو به کو # 3 غرقه دریای بی پایان شدیم %~% عین ما از ما در این دریا بجو # 4 عقل مخمور است و ما مست وخراب %~% گفته مخمور با مستان مگو # 5 یک زمان با ما درین دریا نشین %~% گرد هستی را چو ما از خود بشو # 6 سهل باشد هر که او بیند به خود %~% ما نمی بینیم جز او را به او # 7 سیدم زلف سیادت برفشاند %~% مجمع صاحبدلان شد مو به مو PageV1P1361 ### || [genre: Gh] # 1 چشمی که ندیده نور آن رو %~% تاریک بود چو روی هندو # 2 با ما بنشین خوشی درین بحر %~% ما را به کف آر و ما به ما جو # 3 از ms464 جام حباب آب می نوش %~% از ما بشنو مرو به هر جو # 4 گنجینه گنج پادشاهی %~% مفلس گردی روان به هر سو # 5 هر ذره ز آفتاب حسنش %~% یا سایه نور اوست یا او # 6 در جام جهان نما نظر کن %~% تا بنماید به تو یکی دو # 7 در مجلس عشق و بزم رندان %~% چون سید مست ما دگر کو PageV1P1362 ### || [genre: Gh] # 1 در دو عالم یکست مثلش کو %~% کی بود مثل چون نباشد دو # 2 به وجود او یکی است تا دانی %~% این دوئی از چه خاست از من و تو # 3 به ظهور آن یکی هزار نمود %~% می نماید هزار اما کو # 4 گنج و گنجینه و طلسمی تو %~% هر چه خواهی ز خویشتن می جو # 5 میل با عاقل دو رو چه کنی %~% باش با عاشقان او یک رو # 6 غیر اونیست ور تو گوئی هست %~% نبود هیچ هستئی بی او # 7 نعمت الله یکی است در عالم %~% ور تو گوئی که دو برد می گو PageV1P1363 ### || [genre: Gh] # 1 این دوئی از چه خاست از من و تو %~% بی من و تو یکی بود نی دو # 2 عقل گوید دوئی ولی مشنو %~% بگذارش بگو برو می گو # 3 عشق داری در آ در این دریا %~% عین ما را به عین ما می جو # 4 همه عالم وجود از او دارند %~% غیر او را وجود دیگر کو # 5 چشم احول یکی دو می بیند %~% دو نماید در آینه یک رو # 6 آفتابست و عالمی سایه %~% سایه او کجا بود بی او # 7 سید ما غلام حضرت اوست %~% پادشاهان به نزد او آنجو PageV1P1364 ### || [genre: Gh] # 1 بود ما پیدا شده از بود او %~% لاجرم داریم ما بودی نکو # 2 عقل می گوید مگو اسرار عشق %~% عشق می گوید سخن مستانه گو # 3 تا میانش در کنار آورده ایم %~% مو نمی گنجد میان ما و او # 4 دیده ما هر ms465 یکی بیند یکی %~% چشم احول گر یکی بیند به دو # 5 غرق دریائیم و گویا تشنه ایم %~% آب می جوئیم ما در بحر و جو # 6 خوش درین دریای بی پایان در آ %~% تا ببینی عین ما را سو به سو # 7 آینه داریم دایم در نظر %~% سید و بنده نشسته روبرو PageV1P1365 ### || [genre: Gh] # 1 به وجود او یکی بود نه دو %~% وحده لا اله الا هو # 2 آن یکی در ظهور دو بنمود %~% دو نماید ولی نباشد دو # 3 نور او می نگر به هر چشمی %~% حسن او را ببین تو در هر دو # 4 جام می را بنوش رندانه %~% قول مستانه خوشی می گو # 5 آفتابیست بر همه روشن %~% غیر یک آفتاب دیگر کو # 6 در خرابات رند سرمستی %~% گر طلب می کنی مرا می جو # 7 نعمت الله می کند تکرار %~% وحده لا اله الاهو PageV1P1366 ### || [genre: Gh] # 1 تا قیامت ترک جام می مگو %~% همدمی خوشتر ز جام می مجو # 2 ساقیا در دور جام می در آ %~% خرقه سالوس رندان را بشو # 3 جان ما آئینه جانان ماست %~% جان جانان خوش نشسته روبرو # 4 واعظ ار منعت کند ازعاشقی %~% وعظ بی حاصل بگو دیگر مگو # 5 یک نفس بی عشق و جام می مباش %~% گر نه ای همصحبت خواجه ولو # 6 بسته ام نقش خیال او به چشم %~% هر چه آید در نظر بیند به او # 7 نعمت الله در همه عالم یکی است %~% گر نه ای احول مبین آن یک به دو ~~PageV1P1367 ### || [genre: Gh] # 1 شد روان آب حیات ما به جو %~% عین ما می جو از این دریا و جو # 2 آب را می نوش از جام حباب %~% تشنه آب خوشی از ما بجو # 3 عشق سرمستست در کوی مغان %~% می رود دل در پی او کو به کو # 4 بشنو و از خود سخن دیگر مگو %~% هرچه گوید او بگو آنرا بگو # 5 ms466 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% لاجرم بینیم ما او را به او # 6 موج دریائیم و دریا عین ما %~% خوش همی گردیم دائم سو به سو # 7 در چنین آئینه گیتی نما %~% سید و بنده نشسته روبرو PageV1P1368 ### || [genre: Gh] # 1 این چشم تو دایم مدام آب روان دارد بجو %~% بنشین دمی بر چشم ما آن ~~آبروی ما بجو # 2 سرچشمه آبی خوشست در عین ما می کن نظر %~% کآب زلالی می رود از دیده ما ~~سو به سو # 3 رو را به آب چشم خود می شو که تا یابی صفا %~% گر روی خود شوئی چو ما ~~باشی چو ما پر آبرو # 4 موج و حباب و قطره را می بین و در دریا نگر %~% با هر یکی یک دم بر آ ~~وز هر یکی ما را بجو # 5 ما آینه تو آینه آن یک نموده رو به ما %~% گر یک دو بنماید تو را باشد ~~دوئی از ما و تو # 6 از گرمی ما خم می در جوش آید باز هی %~% وز آتش دلسوز ما هم جام سوزد ~~هم سبو # 7 این قول مستانه شنو در بزم سید خوش بخوان %~% رندی اگر یابی دمی اسرار ~~مستان بازگو PageV1P1369 ### || [genre: Gh] # 1 عمر بر باد می رود بی او %~% کی بود زندگی چنین نیکو # 2 نفسی عمر را غنیمت دان %~% حاصل عمر خود ز خود می جو # 3 ما چنین مست و عقل مخمور است %~% گو برو هر چه بایدش می گو # 4 در دلم جز یکی نمی گنجد %~% غیر آن یک بگو که دیگر کو # 5 گر هزار است و گر هزار هزار %~% نزد عارف یکیست بی من و تو # 6 احول است آن که یک به دو بیند %~% تو چو احول نه ای نبینی دو # 7 ذکر سید همیشه این باشد %~% وحده لا اله الا هو PageV1P1370 ### || [genre: Gh] # 1 کهنه است این شراب و جامش نو %~% عین ms467 هر دو یکی و نامش دو # 2 در دو عالم خدا یکی است یکی %~% جز یکی در وجود دیگر کو # 3 دو نگویم نه مشرکم حاشا %~% وحده لا اله الا هو # 4 همه روئی به سوی او دارند %~% لاجرم جمله را بود یک رو # 5 گاهی آب حباب و گه موج است %~% گاه در بحر و گه بود در جو # 6 هر چه محبوب می کند بد نیست %~% همه افعال او بود نیکو # 7 همه ممنون نعمت اللهیم %~% نعمت الله از همه می جو PageV1P1371 ### || [genre: Gh] # 1 می فراوان است اینجا جام کو %~% درد و دردش هست درد آشام کو # 2 ای که می گوئی دمی آرام گیر %~% با چنین دردی مرا آرام کو # 3 گر نشان و نام می جوئی مجو %~% در عدم ما را نشان و نام کو # 4 زلف و خالش مرغ دلها صید کرد %~% خوبتر زان دانه و آن دام کو # 5 جام می در دور می گردد مدام %~% عشق را آغاز یا انجام کو # 6 شمس تبریزی ز مصر آمد برون %~% آفتابی آن چنان در شام کو # 7 نعمت الله مست و جام می به دست %~% همچو او رندی درین ایام کو ~~PageV1P1372 ### || [genre: Gh] # 1 ذوق سرمستان ز مخموران مجو %~% حال مستان پیش مخموران مگو # 2 آینه بردار و خود را می نگر %~% تا ببینی جان و جانان روبرو # 3 در ظهور است این دوئی او و ما %~% او به ما پیدا و ما قائم به او # 4 هر که چشمش غیر نور او ندید %~% هر چه آید در نظر بیند نکو # 5 می یکی و ساغر می صد هزار %~% گاه در خم است گاهی در سبو # 6 آن یکی در هر یکی خوش می نگر %~% تا ببینی جان و جانان روبرو # 7 نعمت الله راز مخموران مپرس %~% میر رندان را ز سرمستان بجو ~~PageV1P1373 ### || [genre: Gh] # 1 جز یکی نیست در جهان دو مگو %~% وحده ms468 لا اله الا هو # 2 او یکی و مراتبش بسیار %~% به مراتب یکی نگویم دو # 3 بحر ما موج زد به جوش آمد %~% آب حیوان روان شد از هر سو # 4 هر که عالم به نور او نگرد %~% هرچه بیند همه بود نیکو # 5 چشم مردم از او منور شد %~% چون توان دید ذره ای بی او # 6 شعر سید به شوق خوش می خوان %~% قول مستانه خوشی می گو PageV1P1374 ### || [genre: Gh] # 1 ما خیالیم در حقیقت او %~% جز یکی در وجود دیگر کو # 2 عاشق و رند و مست و قلاشیم %~% برو ای عقل و هر چه خواهی گو # 3 عقل با عشق آشنا نشود %~% همدم ترک کی شود هندو # 4 با دو رو او یگانه کی باشد %~% باش با عاشقان او یک رو # 5 یک سر مو ز ما نخواهی یافت %~% تا ز تو باقی است یک سر مو # 6 می وحدت ز جام کثرت نوش %~% گنج معنی ز گنج صورت جو # 7 طالب ذوق نعمت الله شو %~% که همه یافتند ذوق از او PageV1P1375 ### || [genre: Gh] # 1 هرچه گوئی به عشق او می گو %~% حضرت او ز حضرتش می جو # 2 گر به یک دم تو را دهد صد جام %~% نوش می کن روان دگر می پو # 3 جامه پاک اگر طلب داری %~% خرقه خود به آب می می شو # 4 جام گیتی نما به دست آور %~% تا ببینی به نور او آن رو # 5 تو حبابی و غرقه در دریا %~% در پی آب می روی هر سو # 6 نبود این ظهور او بی تا %~% خود نباشد وجود ما بی او # 7 گیسوی سیدم نخواهی یافت %~% تا حجابت بود سر یک مو PageV1P1376 ### || [genre: Gh] # 1 عارفانه بیا و خوش می گو %~% وحده لا اله الا هو # 2 ذکر مستانه می کنم شب و روز %~% تو ز من بشنوی و من از او # 3 همه عشق است و ما ms469 در او غرقیم %~% عین ما را به عین ما می جو # 4 باش با عاشقان او یک روی %~% خوش بگو لا اله الا هو # 5 در دو آئینه رو نمود یکی %~% آن یکی باشد و نماید دو # 6 غیر او نیست در وجود ای دوست %~% ور تو گوئی که هست غیری کو # 7 این چنین گفته های مستانه %~% بشنو از من که گفته ام نیکو # 8 خرقه پاک اگر هوس داری %~% جامه خود تو از خودی می شو # 9 نعمت الله یکی است در عالم %~% فارغ است از خیال عقل دو رو PageV1P1377 ### || [genre: Gh] # 1 آینه بردار تا ببینی در او %~% جان و جانان خوش نشسته روبرو # 2 جز یکی در جمله عالم هست نیست %~% این دوئی پیدا شده از ما و تو # 3 آب چشم ما به هر سو شد روان %~% آبرو جوئی بیا از ما بجو # 4 خم میخانه به یک دم درکشم %~% خود چه باشد پیش ما جام و سبو # 5 تا میانش در کنار آورده ایم %~% مو نمی گنجد میان ما و او # 6 در دو عالم جز یکی دیدیم نه %~% چشم احول آن یکی بیند به دو # 7 نعمت الله مست و در کوی مغان %~% در پی ساقی روان شد سو به سو ~~PageV1P1378 ### || [genre: Gh] # 1 در محیط عشق او جز ما نبو %~% وصل و فصل و قرب و بعد آنجا نبو # 2 عین دریائیم و دریا عین ما %~% غیر ما با ما درین دریا نبو # 3 عارفی گردم زند از معرفت %~% نزد ما جز عارف اسما نبو # 4 رند و سرمستیم در کوی مغان %~% زاهد رعنا حریف ما نبو # 5 هر بلا کآمد از آن بالا به ما %~% آن بلا جز نعمت والا نبو # 6 دیده ام آئینه گیتی نما %~% غیر او در آینه پیدا نبو # 7 نعمت الله چون سخن گوید از او %~% روح قدسی شاید ار گویا نبو ~~PageV1P1379 ### || [genre: Gh] # 1 حضور ms470 یار بی اغیار خوش بو %~% بهشت جاودان با یار خوش بو # 2 دلارامی که با من در میان است %~% کناری با چنان دلدار خوش بو # 3 گل با خار خوش باشد ولیکن %~% اگر باشد گل بی خوار خوش بو # 4 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% چنین بزم و چنان خمار خوش بو # 5 در این بتخانه صورت به معنی %~% اگر یابی بت عیار خوش بو # 6 به تیغ عشق او گر کشته گردی %~% فتاده بر سر بازار خوش بو # 7 به شادی نعمت الله گر خوری می %~% شوی از عمر برخوردار خوش بو ~~PageV1P1380 ### || [genre: Gh] # 1 رند و جام شراب خوش خوش بو %~% وقت مست خراب خوش خوش بو # 2 یار چون بی حجاب رو بنمود %~% شاهد بی حجاب خوش خوش بو # 3 نور او آفتاب تابان است %~% دیدن آفتاب خوش خوش بو # 4 چشمه چشم ما پر از آب است %~% چشمه پر ز آب خوش خوش بو # 5 گر خیالش به خواب بتوان دید %~% هر که بیند به خواب خوش خوش بو # 6 گل بگیر و گلاب از او بستان %~% زان که بوی گلاب خوش خوش بو # 7 خوش بود شعر سید از سر ذوق %~% هر که گوید جواب خوش خوش بو PageV1P1381 ### || [genre: Gh] # 1 آفتاب حسن او عالم منور ساخته %~% نقش عالم از مثال خود مصور ساخته # 2 در میان دایره خوش خط موهومی کشید %~% صورت قوسین از آن معنی محور ~~ساخته # 3 جمله اعیان عالم مظهر اسما اوست %~% عین هر فردی به انعامی مقرر ساخته # 4 یک الف بنوشت و هفت آیت از آن آمد پدید %~% هفت هیکل حافظ این هفت کشور ~~ساخته # 5 جود او مجموع موجودات را داده وجود %~% خاک را کرده نظر آن خاک را زر ~~ساخته # 6 خوش حبابی در محیط عشق او پیدا شده %~% قبه‌ای بر روی آب از عین ما بر ~~ساخته # 7 صورت و معنی عالم جمع کرده در ms471 یکی %~% و آن یکی در دو جهان سلطان و ~~سرور ساخته # 8 در میان آب بنشستیم در دریای عشق %~% عین ما از آب روی داده خوشتر ~~ساخته # 9 گنج پنهان بود پیدا کرد‌ه‌ است بر بینوا %~% پادشاه از لطف خود با ~~بینوا در ساخته # 10 اسم اعظم نعمت‌الله را عطا کرده به من %~% بنده‌ای را سیدی در بحر و ~~در بر ساخته PageV1P1382 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او خوش آتشی افروخته %~% غیرت او غیر او را سوخته # 2 عشقبازی کار آتش بازی است %~% او چنین کاری به ما آموخته # 3 گنج او در کنج دل ما یافتیم %~% دل فراوان نقد از او اندوخته # 4 نور ما روشنتر است از آفتاب %~% گوئیا از نار عشق افروخته # 5 سید ما تا جمالش دیده است %~% دیده را از این و آن بردوخته PageV1P1383 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او شمع خوشی افروخته %~% جان من پروانه پر سوخته # 2 عشقبازی کار آتش بازی است %~% او چنین کاری مرا آموخته # 3 چشم بندی بین که نور چشم من %~% رو گشوده دیده‌ام را دوخته # 4 سود من بنگر که سودا کرده‌ام %~% می خریده زاهدی بفروخته # 5 نعمت او نعمت‌الله من است %~% دل چنین خوش نعمتی اندوخته PageV1P1384 ### || [genre: Gh] # 1 خوش نقش خیالی است که بستیم به دیده %~% در دیده سرمست نظر کن که پدیده # 2 مستانه دو بیتی ز سر ذوق بگفتم %~% خود خوشتر از این قول که گفته که ~~شنیده # 3 تا ظن نبری گفته من شعر فلان است %~% الهام الهی است که از غیب رسیده # 4 میخانه ما وقف و سبیل است به رندان %~% جام می ما بر همه میخانه گزیده # 5 رندی که در این کوی مغان خوش به کمال است %~% از قصه بیگانه و از خویش ~~رهیده # 6 جان در تن ما عشق نهاده به امانت %~% گر می‌طلبد هان بسپاریم به دیده # 7 خوش باشد اگر عمر عزیز به سر آری %~% در بندگی سید و ms472 اخلاق حمیده ~~PageV1P1385 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویش پرتوی بر ماهتاب انداخته %~% جعد زلفش سایبان بر آفتاب ~~انداخته # 2 سنبل زلفش پریشان کرده بر رخسار گل %~% بلبل شوریده را در پیچ و تاب ~~انداخته # 3 ساقی سرمست ما رندانه جام می به دست %~% آمده در بزم ما از رخ نقاب ~~انداخته # 4 لاابالی وار با رندان نشسته روز و شب %~% از رقیب ایمن سپر بر روی آب ~~انداخته # 5 بر کشیده تیر عشق و عاشقان خویش را %~% بر سر کوی محبت بی حساب انداخته # 6 آتشی انداخته در جان شمع از عشق خود %~% عقل را پروانه وش در اضطراب ~~انداخته # 7 وعده دیدار داده عاشقان خویش را %~% ذوق و وجدی در وجود شیخ و شاب ~~انداخته # 8 زاهد و مفتی به عشق جرعه ای از جام او %~% آن یکی سجاده و این یک کتاب ~~انداخته # 9 نعمت الله را حریف مجلس خود ساخته %~% جام وحدت داده و مست و خراب ~~انداخته PageV1P1386 ### || [genre: Gh] # 1 نور رویش دیده مردم منور ساخته %~% صورت خود را به لطف خود مصور ساخته # 2 بسته است از مه نقابی آفتاب روی او %~% تا نداند هر کسی خود را چنین ~~برساخته # 3 درخرابات مغان بزم خوشی آراسته %~% رند و ساقی جام و می با یکدگر در ~~ساخته # 4 عشق او بحر است و ما را ز آن به دریا می کشد %~% عشق ما را آبروئی داده ~~خوشتر ساخته # 5 هر که خاک پای سرمستان او را بوسه داد %~% بر سریر سلطنت سلطان و سرور ~~ساخته # 6 اسم اعظم خواست تا ظاهر شود در آینه %~% عین ما روشن دلی را دیده مظهر ~~ساخته # 7 هر کسی سازد سرائی در بهشت از بهر خود %~% نعمت الله خانه دل جای دلبر ~~ساخته PageV1P1387 ### || [genre: Gh] # 1 پادشاهی با گدائی ساخته %~% سایه ای بر فرق ما انداخته # 2 بر سریر دل نشسته شاه عشق %~% ملک دل از غیر خود پرداخته # 3 مجلس ms473 مستانه ای آراسته %~% ساز جان ما خوشی انداخته # 4 برده گوی دلبری از دلبران %~% مرکب عشقش به میدان تاخته # 5 آفتابست او و عالم سایه بان %~% شاهباز است او و عالم فاخته # 6 این لطیفی بین که سلطان وجود %~% با فقیری بینوا در ساخته # 7 نعمت الله نور چشم مردم است %~% بوالعجب او را کسی نشناخته PageV1P1388 ### || [genre: Gh] # 1 عشق او خوش آتشی افروخته %~% غیرت او غیر او را سوخته # 2 عشقبازی کار آتش بازی است %~% او چنین کاری به ما آموخته # 3 گنج او در کنج دل ما یافتیم %~% دل فراوان نقد از او اندوخته # 4 نور ما روشنتر است از آفتاب %~% گوئیا از نار عشق افروخته # 5 جام و می با یکدگر آمیخته %~% خون میخواران به خاکش ریخته # 6 زلف بگشوده نموده آن جمال %~% شیوه او فتنه ها انگیخته # 7 ساقی سرمست خمی پر ز می %~% بر سر رندان عالم ریخته # 8 در خرابات مغان مست و خراب %~% عاشقانه مجلسی انگیخته # 9 سیدم زلف سیادت برفشاند %~% عالمی را دل در او آویخته PageV1P1389 ### || [genre: Gh] # 1 بر همه ذرات عالم آفتابی تافته %~% بینم و هر ذره ای از وی نصیبی یافته # 2 تار و پود و صورت و معنی و جسم و جان ما %~% تافته بر همدگر خوش جامه ~~ای را بافته # 3 کس نمی یابم در این صحرا که محرومست از او %~% آفتاب رحمتش بر کور و ~~بینا تافته # 4 مو بi مو زلف پریشان جمع کرده وانگهی %~% از برای سیدی خوش گیسوئی را ~~بافته # 5 ساقی سرمست ما بزم ملوکانه نهاد %~% نعمت الله پیش از رندان به می ~~بشتافته PageV1P1390 ### || [genre: Gh] # 1 عقل در کوی عشق سرگشته %~% چون گدائیست در به در گشته # 2 خبری یافته ز میخانه %~% زان خبر مست و بی خبر گشته # 3 دیده نقش خیال او دیده %~% آب از آن روش در نظر گشته # 4 همچو پرگار گرد نقطه دل %~% سالها جان ما ms474 به سر گشته # 5 از می و جام با خبر باشد %~% هر که چون ما به بحر و بر گشته # 6 ساغر می مدام می نوشتم %~% لاجرم حال ما دگر گشته # 7 هر که گشته غلام سید ما %~% در همه جای معتبر گشته PageV1P1391 ### || [genre: Gh] # 1 عمریست تا دل من با بیدلان نشسته %~% خوش گوشه ای گرفته در کنج جان ~~نشسته # 2 رندی حیات جاوید یابد که از سر ذوق %~% مستانه در خرابات خوش با مغان ~~نشسته # 3 سلطان عشق بنشست برتخت دل چو شاهی %~% تختی چنین که دیده شاهی چنان ~~نشسته # 4 خوش بلبلی است جانم کاندر هوای جانان %~% نالد به ذوق دایم در گلستان ~~نشسته # 5 گر عاشقی ز خود جو معشوق خویشتن را %~% زیرا که او همیشه با عاشقان ~~نشسته # 6 بر گرد قطب یاران پرگاروار گردند %~% سرگشته در کناره او در میان نشسته # 7 رندی چو نعمت الله جوئی ولی نیابی %~% برخاسته ز عالم بی خان و مان ~~نشسته PageV1P1392 ### || [genre: Gh] # 1 نقش خیال رویش برآب دیده بسته %~% آن نور چشم مردم در آب خوش نشسته # 2 روز الست با او عهد درست بستیم %~% جاوید من بر آنم گر چه دلم شکسته # 3 دیشب خیال رویش در خواب دید دیده %~% امروز آن خیالش بر ما بود خجسته # 4 زنار کفر زلفش دل بر میان جان بست %~% خوشتر ازین میانی دیگر کسی نبسته # 5 جام شراب وحدت نوشیم عاشقانه %~% شادی روی رندی کز خویش باز رسته # 6 پیوسته ایم با او پیوسته ایم جاوید %~% پیوسته این چنین خوش از غیر او ~~گسسته # 7 از بندگی سید ذوق تمام داریم %~% سرمست تندرستیم نه از خمار خسته ~~PageV1P1393 ### || [genre: Gh] # 1 تا ببیند روی خود در آینه %~% کرده پیدا خواب و درخور آینه # 2 صورتش در آینه بنمود رو %~% گشته ز آن معنی مصور آینه # 3 هر نفس جامی دهد ساقی مرا %~% بخشدم هر لحظه دیگر آینه # 4 آینه با ms475 او نشسته روبرو %~% او تجلی کرده خوش بر آینه # 5 روی او در آینه بیند عیان %~% هر که را باشد منور آینه # 6 تا شود روشن تو را اسرار او %~% آینه بردار و بنگر آینه # 7 ساغر می نوش کن شادی ما %~% نعمت الله را ببین در آینه PageV1P1394 ### || [genre: Gh] # 1 آفتابی تافته بر آینه %~% می نماید روی او هر آینه # 2 روشنست آئینه گیتی نما %~% حسن او پیدا شده در آینه # 3 عشق در دورست از آن دوران او %~% دائما باشد مدور آینه # 4 آینه چون می نماید حسن او %~% مظهر ما او و مظهر آینه # 5 دلبر سید بود آئینه ای %~% خود که دیده عین دلبر آینه PageV1P1395 ### || [genre: Gh] # 1 همچو ما کیست در جهان تشنه %~% بحر جودیم و همچنان تشنه # 2 عین آب حیات چشمه ماست %~% چشمه در چشم ما به جان تشنه # 3 می رود آب چشم ما هر سو %~% ما به هر سو شده روان تشنه # 4 خوش کناری پرآب و دیده ماست %~% ما فتاده در این میان تشنه # 5 همه عالم گرفته آب زلال %~% حیف باشد که تشنگان تشنه # 6 آب دریا و تشنه مستسقی %~% می خورد آب ناتوان تشنه # 7 سخن سید است آب حیات %~% خضر وقت امان به آن تشنه PageV1P1396 ### || [genre: Gh] # 1 تا خیال روی خوبش دیده ام در آینه %~% روز و شب دارم ز عشقش در برابر ~~آینه # 2 روی او آئینه گیتی نمای جان ماست %~% جان ما آئینه ای جانانه بنگر آینه # 3 صورتی در آینه بنموده تمثالش عیان %~% شد ز عکس نور آن معنی مصور آینه # 4 گر بود آئینه روشن روی بنماید تو را %~% ور نه رویش کی نماید در مکدر ~~آینه # 5 عشق او شمعست و جانم آینه وین رمز ما %~% عشقبازان را بود روشن منور ~~آینه # 6 من دلی دارم چو آئینه منیر و با صفا %~% آفتاب مهر رویش تافته بر آینه # 7 برنداری آینه ms476 از پیش رویت یک زمان %~% همچو سید گر ببینی روی خود در ~~آینه PageV1P1397 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی بده آن می شبانه %~% مستم کن ازین شرابخانه # 2 بشنو تو رموز عشقبازان %~% کان است نشان و این نشانه # 3 داریم بقای مطلق از حق %~% باقی همه کارها بهانه # 4 کار دل ماست عشقبازی %~% از دولت عشق جاودانه # 5 پروانه جان ما روان سوخت %~% چون آتش عشق جاودانه # 6 گر میل کنار یار داری %~% جانست بیار در میانه # 7 از هستی خود چو نیست گشتی %~% در هر دو جهان توئی یگانه # 8 دامی است وجود آدم ای یار %~% مائیم شکار و روح دانه # 9 مطرب بنواز قول سید %~% وز نغمه ساز عاشقانه PageV1P1398 ### || [genre: Gh] # 1 می و جامیم و جان و جانانه %~% شاه و دستور و گنج و ویرانه # 2 مهر و ماهیم و عاشق و معشوق %~% دل و دلدار و شمع و پروانه # 3 در خرابات عشق نتوان یافت %~% چون من مست رند و دیوانه # 4 خرقه بفروخته به جامی می %~% کرده سجاده وقف میخانه # 5 به جز از عاشقی و میخواری %~% در جهان بهیچ پروانه # 6 مستم و می به ذوق می نوشم %~% فارغ از آشنا و بیگانه # 7 نعمت الله حریف و می در جام %~% گوشه میفروش کاشانه PageV1P1399 ### || [genre: Gh] # 1 درآمد ترک سرمستی که غارت می کند خانه %~% چنان مستست کز مستی نداند ~~خویش بیگانه # 2 خراباتست و من سرمست و ساقی جام می بر دست %~% بهشت جاودان ما بود این ~~کنج میخانه # 3 ز عشقش آتشی افروخت جان عاشقان را سوخت %~% وجود ما و عشق او مثال شمع ~~و پروانه # 4 برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری %~% سخن از غیر میگوئی مرا با ~~غیر پروانه # 5 درین بزم ملوکانه نشسته جان و جانانه %~% نشسته جان و جانانه در این ~~بزم ملوکانه # 6 اگر جانست حیرانست و گر دل واله عشقست %~% اگر علمست نادانست و گر ms477 ~~عقلست دیوانه # 7 بیا ای مطرب عشاق و ساز عاشقان بنواز %~% حریف نعمت الله شو بخوان این ~~قول مستانه PageV1P1400 ### || [genre: Gh] # 1 درآ در مجلس رندان ببین این ذوق مستانه %~% رهاکن گوشه خلوت بیا در کنج ~~میخانه # 2 طلب کن عشق سرمستی که او ساقی یارانست %~% چه میجوئی ز عقل آخر که ~~حیرانست و دیوانه # 3 خیال عقل و عشق او هوای ذره و خورشید %~% کمال علم و وصل او حدیث شمع و ~~پروانه # 4 مرید پیر خمارم خم میخانه می نوشم %~% به نزد من چو من رندی چه باشد ~~جام پیمانه # 5 دوای دردمندان را ز گنج کنج دل می جو %~% که درد عشق او گنجست و دل ~~کنجیست ویرانه # 6 در میخانه را بگشا صلا دادیم رندان را %~% خراباتست و مطرب عشق و ساقی ~~مست و جانانه # 7 بیا ای ساقی رندان که دور نعمت الله است %~% حریفانند می گردان زهی بزم ~~ملوکانه PageV1P1401 ### || [genre: Gh] # 1 عشق را خود حجاب باشد نه %~% غیر او در حساب باشد نه # 2 می عشق است و جام او عالم %~% مثل این می شراب باشد نه # 3 در گلستان گلی که می چینی %~% ورقش بی گلاب باشد نه # 4 سایه و آفتاب را دریاب %~% سایه بی آفتاب باشد نه # 5 به جز از جام می که نوش کنیم %~% به ازین خود ثواب باشد نه # 6 نقش غیری خیال اگر بندی %~% جز خیالی به خواب باشد نه # 7 در خرابات همچو سید ما %~% رند مست خراب باشد نه PageV1P1402 ### || [genre: Gh] # 1 در دو عالم جز یکی دانیم نه %~% غیر آن یک را یکی خوانیم نه # 2 گر خیال غیر آید درنظر %~% نقش او بر دیده بنشانیم نه # 3 عشق جانان روز و شب در جان بود %~% یک نفس بی عشق جانانیم نه # 4 عشقبازی آیتی در شأن ماست %~% عاقلی را نیک می دانیم نه # 5 اعتقاد ماست با رندان تمام %~% منکر احوال مستانیم ms478 نه # 6 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% بر خیال غیر حیرانیم نه # 7 درد دردش همچو سید می خوریم %~% در پی دارو و درمانیم نه PageV1P1403 ### || [genre: Gh] # 1 جان ز جانان دریغ دارم نه %~% دل به غیری دگر گذارم نه # 2 هر چه دارم امانت عشق است %~% جز بدان حضرتش سپارم نه # 3 در خرابات همدم جامم %~% هیچ همدم چو جام دارم نه # 4 ساقیم او و می محبت او %~% دست از می خوری بدارم نه # 5 دیده روشن به نور طلعت اوست %~% غیر او در نظر نگارم نه # 6 به جز از تخم دوستی تخمی %~% در زمین دلم بکارم نه # 7 نفسی بی هوای سید خویش %~% در همه عمر خود برآرم نه PageV1P1404 ### || [genre: Gh] # 1 تا نقش خیال تو نگاریم به دیده %~% کاری به جز این کار نداریم به دیده # 2 از دیده ما آب روانست به هر سو %~% از ما بطلب آب بباریم به دیده # 3 غیر تو اگر در نظر ما بنماید %~% غیرت نگذارد که در آیم به دیده # 4 هر شب به خیالی که به ما روی نمائی %~% تا روز ستاره بشماریم به دیده # 5 در دیده پدید است نظر کن که توان دید %~% نقشی و نگاری که نگاریم به ~~دیده # 6 بر خاک درت کاشته شد تخم محبت %~% امید که ما آب بیاریم به دیده # 7 جان در تن سید تو نهادی به امانت %~% گر حکم کنی هان بسپاریم به دیده ~~PageV1P1405 ### || [genre: Gh] # 1 دیده تا نور روی او دیده %~% هرچه دیده همه نکو دیده # 2 زلف و رویش به همدگر نگرد %~% کفر و اسلام مو به مو دیده # 3 چشم دریادلی است دیده ما %~% در نظر آب سو به سو دیده # 4 دیده ما یکی یکی بیند %~% گر چه احول یکی به دو دیده # 5 دیده در آینه نگاهی کرد %~% جان و جانانه روبرو دیده # 6 چند گوئی که من نمی بینم ms479 %~% روشنست آفتاب کو دیده # 7 نعمت الله نظر از او دارد %~% نور او را به نور او دیده PageV1P1406 ### || [genre: Gh] # 1 ما نقش خیال تو نگاریم به دیده %~% کاری به جز این کار نداریم به دیده # 2 در گوشه دیده به خیال تو نشستیم %~% عمری به خیالت به سرآریم به دیده # 3 جز تور خیال تو که نقش بصر ماست %~% در دیده خیالی ننگاریم به دیده # 4 گر زان که ز ما بر سر کوی تو غباریست %~% بر خاک درت آب بیاریم به دیده # 5 جان در تن ما عشق نهاده به امانت %~% گر می طلبد هان بسپاریم به دیده # 6 هر شب من و رندی به هوای مه تابان %~% تا روز ستاره بشماریم به دیده # 7 در دیده ما معنی سید بنماید %~% هر صورت خوبی که نگاریم به دیده ~~PageV1P1407 ### || [genre: Gh] # 1 می نگارد نگار بر دیده %~% می نماید چو نور در دیده # 2 نور روئی که چشم سر بیند %~% دیده ما به چشم سر دیده # 3 هر که بیند به عین ما ما را %~% صدف و بحر و هم گهر دیده # 4 جام می هر که دیده رندانه %~% هست سیاح بحر و بر دیده # 5 دیده هر ذره ای که می بیند %~% آفتابیست در قمر دیده # 6 دیده دیده به نور او او را %~% این نظر دیده ز آن نظر دیده # 7 هرکه او نور نعمت الله دید %~% جان و جانان به همدگر دیده PageV1P1408 ### || [genre: Gh] # 1 توئی که راحت جانی و دیده را دیده %~% توئی که مثل جمال تو دیده نادیده # 2 فروگرفت خیالت سواد مردم چشم %~% چنانکه نیست تمیز از خیال تا دیده # 3 مرا دلیست چو آئینه روشن و صافی %~% نگاه کرده در آئینه و تو را دیده # 4 ندیده دیده من در جهان به جز زویت %~% خوش است این نظر دیده خدا دیده # 5 اگر چه موج محیطیم و عین دریائیم %~% به غیر ماست ms480 که ما را ز ما جدا ~~دیده # 6 به سوی مردم دیده نظر کن و بنگر %~% که نور دیده خود را به چشم ما دیده # 7 هزار چشمه ز چشمم روان شود هر سو %~% از آنکه دیده به عین تو چشمها ~~دیده # 8 کسی که دیده بیگانه بین فرو بندد %~% هر آینه بودش دیده آشنا دیده # 9 منم که عارف و معروف نعمت اللهم %~% ز لا اله گذشته بلای لا دیده ~~PageV1P1409 ### || [genre: Gh] # 1 به نور دیده دیدم نور دیده %~% چنان نور و چنین دیده که دیده # 2 ببین آئینه گیتی نمایش %~% به اسم اعظم او را آفریده # 3 ندیده دیده ما غیر رویش %~% چنین نور از خدا ما را رسیده # 4 سعادت بین که سلطان دو عالم %~% غلامی از دو عالم بر گزیده # 5 منور شد دو چشم ما از آن نور %~% نظر فرما به نور او که دیده # 6 تمام بلبلان سرمست گشته %~% نسیمی از گلستانش وزیده # 7 به ما انعام داده نعمت الله %~% همه عالم به نعمت پروریده PageV1P1410 ### || [genre: Gh] # 1 ما نقش خیال تو نگاریم به دیده %~% در دیده ما بین که توان دید به دیده # 2 نوریست که در دیده ما روی نموده %~% روشنتر از این دیده ما دیده که ~~دیده # 3 در دیده اهل نظر آن لعبت خندان %~% بگرفته خوشی گوشه و جائی بگزیده # 4 یک نقطه محیط است که در دور درآمد %~% این دایره خطیست از آن نقطه ~~کشیده # 5 در آینه خلق نظر کردم و دیدم %~% عینیست عیان گشته به اخلاق حمیده # 6 هر ذره که که بینی به تو خورشید نماید %~% آن ذره رسولیست که از غیب ~~رسیده # 7 ذوقی است در این گفته سید که چه گویم %~% خود خوشتر از این قول که گفته ~~که شنیده PageV1P1411 ### || [genre: Gh] # 1 خیالش نقش می بندم به دیده %~% چنین نقش و خیالی خود که دیده # 2 به نور اوست روشن دیده من %~% نظر ms481 فرما که بینی نور دیده # 3 الفبا خواندم و کردم فراموش %~% خطی بر عالم و آدم کشیده # 4 گذشته از وجود و از عدم هم %~% نمانده سیئات و هم حمیده # 5 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% ز مخموران عالم وارهیده # 6 بیا با ما درین دریا و بنشین %~% که دریائیست نیکو آرمیده # 7 نگر در آفتاب نعمت الله %~% که در هر ذره ای روشن بدیده PageV1P1412 ### || [genre: Gh] # 1 خیالش نقش می بندد به دیده %~% چنان نقش و چنین دیده که دیده # 2 منور شد به نورش دیده ما %~% نظر فرما در این دیده به دیده # 3 عنایت بین که الطاف الهی %~% چنین حسن لطیفی آفریده # 4 در این دور قمر حاکم به حکمت %~% خطی بر ماه تابنده کشیده # 5 ملک صورت به خلق بی نظیرش %~% ملک سیرت به اخلاق حمیده # 6 به رندان می دهد ساقی سرمست %~% به ما خمخمانه میرانش رسیده # 7 مجرد کیست در عالم چو سید %~% کسی کز قید عالم وارهیده PageV1P1413 ### || [genre: Gh] # 1 خوش نقش خیالیست که بستیم به دیده %~% خوشتر به ازین نقش که بستیم که ~~دیده # 2 در نقش سراپرده این دیده نظر کن %~% کان نقش نگاریست که در دیده بدیده # 3 گفتم که لبت بوسه دهم گفت ببوسش %~% شیرین تر ازین قول که گفته که ~~شنیده # 4 در کوی خرابات مغان مست و خرابیم %~% از دردسر زاهد مخمور رمیده # 5 با ساقی سرمست حریفیم دگر بار %~% یک جام شرابی به دو صد جم بخریده # 6 دیشب ز در خلوت ما شاه درآمد %~% مهمان عزیزیست که از غیب رسیده # 7 خلق حسن و خوی حسینیست که او راست %~% چون سید ما کیست به اوصاف حمیده ~~PageV1P1414 ### || [genre: Gh] # 1 ما نقش خیال تو کشیدیم به دیده %~% خوش نقش خیالیست درین دیده بدیده # 2 نوریست که در دیده ما روی نموده %~% نقشیست که بر پرده این دیده کشیده # 3 دایم دل ما بر در جانانه ms482 مقیم است %~% گر جان طلبد هان بسپاریم به دیده # 4 این گفته مستانه ما از سر ذوق است %~% خود خوشتر ازین قول که گفته که ~~شنیده # 5 بی عیب بود هرچه به ما می رسد از غیب %~% عیبش مکن ای دوست که از غیب ~~رسیده # 6 خوش خلق عظیمی که همه خلق برانند %~% صد رحمت حق باد بر اخلاق حمیده # 7 در بندگی سید رندان خرابات %~% این بنده غلامیست که آن خواجه خریده ~~PageV1P1415 ### || [genre: Gh] # 1 خیالش نقش می بندد بهه دیده %~% چنان نقش و چنین دیده که دیده # 2 دو چشمم روشن است از نور رویش %~% به مردم می نمایم آن به دیده # 3 خیال عارضش در دیده ما %~% بود نقشی بر آبی خوش کشیده # 4 صبا در گلستان می خواند شعرم %~% شنیده غنچه و جامه دریده # 5 درآمد از درم ساقی سرمست %~% چنان شاهی مرا مهمان رسیده # 6 دلم آئینه گیتی نمائی است %~% به لطف خود لطیفش آفریده # 7 فتاده آتشی در نی دگر بار %~% مگر از سیدم حرفی شنیده PageV1P1416 ### || [genre: Gh] # 1 من روح نازنینم از کالبد رمیده %~% من ساغر قریبم از ملک جان رسیده # 2 مست می الستم جام بلی به دستم %~% در خلوتی نشستم با دلبر آرمیده # 3 در کنج جان مقیمم با اهل دل ندیمم %~% فارغ ز خوف و بی غم ای نور هر دو ~~دیده # 4 خورشید جسم و جانم نور مه روانم %~% شهباز لامکانم از آشیان پریده # 5 من ناظر خدایم منظور کبریایم %~% هم شاه و هم گدایم دیده چو من ندیده # 6 فرزند عشق یارم پرورده نگارم %~% چون گلشکر من و او هستیم پروریده # 7 چون نور لطف اویم جز لطف او چه گویم %~% هر نکته ای که گویم او گفته و ~~شنیده # 8 درگوشه یقینم با دوست هم قرینم %~% ایمن ز کفر و دینم از این و آن ~~بریده # 9 مطلوب طالبانم معشوق عاشقانم %~% من سید زمانم خط بر خودی ms483 کشیده ~~PageV1P1417 ### || [genre: Gh] # 1 از همه آئینه پیدا آمده %~% نور او درچشم بینا آمده # 2 آن یکی ظاهر شده در هر یکی %~% هر یکی بنگر که یکتا آمده # 3 بحر در جوشست و رو دارد به ما %~% آبروی ما بر ما آمده # 4 مجلس عشقست و رندان در حضور %~% ساقی سرمست تنها آمده # 5 از ولایش ما ولایت یافتیم %~% حکم ما از ملک بالا آمده # 6 قطره ای بودیم ما بحری شدیم %~% این چنین دری ز دریا آمده # 7 نعمت الله رو به میخانه نهاد %~% میل ما کرده به مأوی آمده PageV1P1418 ### || [genre: Gh] # 1 سایه و همسایه پیدا آمده %~% صورت و معنی هویدا آمده # 2 دیده ما روشن است از نور او %~% نور او در چشم بینا آمده # 3 قطره و بحر و حباب از ما بجو %~% زان که جمله عین دریا آمده # 4 خوش بلائی می کشم از عشق او %~% این بلا بر ما ز بالا آمده # 5 تا نماند هیچ رندی در خمار %~% ساقی مستی بر ما آمده # 6 سید و بنده به هم آمیخته %~% هر دو تا گوئی که یکتا آمده PageV1P1419 ### || [genre: Gh] # 1 در شهادت شاهدی از غیب بی عیب آمده %~% این چنین شادی خوش بی عیب از ~~غیب آمده # 2 در گلستان غنچه گل در هوای روی او %~% پیرهن بدریده و بی دامن و جیب ~~آمده # 3 آن معانی بدیع او بدیع دیگر است %~% زان که بر وی این کلام الله بی ریب ~~آمده # 4 نو عروس فکر بکرم شاهدی بس دلکش است %~% در مشاهد شاهدی می خواهد از ~~غیب آمده # 5 در جوانی نعمت الله با سواد و معرفت %~% این زمان باز آمده پروانه با ~~شیب آمده PageV1P1420 ### || [genre: Gh] # 1 در مظهر مطهر مظهر ظهور کرده %~% جام جهان نما را روشن چو نور کرده # 2 در خلوت خرابات بزم خوشی نهاده %~% با یار خود نشسته اغیار دور کرده # 3 تمثال بی مثالش در آینه ms484 نموده %~% حسن چنین لطیفی ایثار نور کرده # 4 ما طالب بلائیم اما عنایت او %~% داده بلا به ایوب او را صبور کرده # 5 بستان سرای ما را سرسبز آفریده %~% سیلاب رحمت او بر ما عبور کرده # 6 هر آینه که بینی او را به ما نماید %~% در چشم روشن ما نورش ظهور کرده # 7 خوش آتشی برافروخت عود دلم همه سوخت %~% از بهر نعمت الله جانها بخور ~~کرده PageV1P1421 ### || [genre: Gh] # 1 لطفش کرم نموده میخانه دام کرده %~% در حق جمله عالم انعام عام کرده # 2 میخانه ای چنین خوش بر ما سبیل کرده %~% ما را شراب داده مست مدام کرده # 3 کرده حلال بر ما جام می محبت %~% افشای سر خود را بر ما حرام کرده # 4 سلطان حسن جانان ملک جهان گرفته %~% عقل آمده به خدمت خود را غلام کرده # 5 جانان و جان سید باشند نعمت الله %~% نامش نکو نهاده ختم کلام کرده ~~PageV1P1422 ### || [genre: Gh] # 1 آن کیست کلای کج نهاده %~% بر بسته میان و برگشاده # 2 بگشوده در شرابخانه %~% مستانه صلای عام داده # 3 رندانه درآمده به مجلس %~% بر دست گرفته جام باده # 4 سلطان خود و سپاه خویشست %~% گه گشته سوار و گه پیاده # 5 در کنج دل خرابه ما %~% گنجی ز محبتش نهاده # 6 شاهانه به تخت دل نشسته %~% جان همچو غلام ایستاده # 7 بر هر طرفش هزار سید %~% هستند خراب و اوفتاده PageV1P1423 ### || [genre: Gh] # 1 جنت المأوای ما خلوتسرای میکده %~% جان سرمست خراباتی فدای میکده # 2 در هوای میکده بر باد خواهم داد دل %~% هر که را جانی است باشد در هوای ~~میکده # 3 همدم میر خراباتیم و با رندان حریف %~% پادشاه عالمیم اما گدای میکده # 4 عاشق و مستم برو ای عاقل خلوت نشین %~% صومعه هرگز ندارم من به جای ~~میکده # 5 صاف درمان است ما را درد درد عشق او %~% هر کرا دردیست باشد در هوای ~~میکده # 6 در سر بازار سودا ms485 مایه و سود دکان %~% هرچه حاصل کرده ام دادم برای ~~میکده # 7 ناله دلسوز سید مطرب عشاق ماست %~% می نوازد ساز جانها از نوای میکده ~~PageV1P1424 ### || [genre: Gh] # 1 نوریست به چشم ما نموده %~% در جام جهان نما نموده # 2 هر آینه که دیده دیده %~% آئینه به ما خدا نموده # 3 باطن بنگر که پادشاه است %~% در ظاهر اگر گدا نموده # 4 ما دردی درد نوش کردیم %~% این درد به ما دوا نموده # 5 بر دار فنا برآ که ما را %~% در عین فنا بقا نموده # 6 در بحر محیط غرق گشتیم %~% ماهیت ما به ما نموده # 7 بیگانه ندیده سید ما %~% او را همه آشنا نموده PageV1P1425 ### || [genre: Gh] # 1 در آینه عشق او نموده %~% حسنی به من و تو رو نموده # 2 هر آینه را تو نیز بنگر %~% کو آینه را نکو نموده # 3 در جام جهان نما نظر کن %~% گو دیده جمال او نموده # 4 یک رو بود آینه چو بنمود %~% یک روست اگرچه دو نموده # 5 بر آینه آفتاب چون یافت %~% پنهان چه کنیم چو نموده # 6 با آینه روبرو نشسته %~% آن آینه روبرو نموده # 7 در آینه وجود سید %~% عالم همه مو به مو نموده PageV1P1426 ### || [genre: Gh] # 1 چشم نابینای ما از او بینا شده %~% هرکه دیده دیده ما همچو ما شیدا شده # 2 آفتابی رو به مه بنموده در دور قمر %~% این چنین حسن خوشی در آینه پیدا ~~شده # 3 آب چشم ما به هر سو رو نهاده می رود %~% قطره قطره جمع گشته وانگهی ~~دریا شده # 4 دل به دست زلف او دادیم چون ما صد هزار %~% سر به پای او نهاده در سر ~~سودا شده # 5 ما بلای عشق او آلا و نعما گفته ایم %~% زانکه کار مبتلایان از بلا ~~بالا شده # 6 عشق آمد شادمان و عقل و غم بگریختند %~% این چنین شاه آمده ساقی بزم ما ~~شده # 7 سید ما عاشقانه ترک ms486 عالم کرد و رفت %~% گوئیا با حضرت یکتای بی همتا ~~شده PageV1P1427 ### || [genre: Gh] # 1 حسن او در آینه پیدا شده %~% هر که دیده همچو ما شیدا شده # 2 چشم ما روشن به نور روی اوست %~% دیده ما این چنین بینا شده # 3 عین ما بیند به عین ما چو ما %~% عارفی کو غرقه دریا شده # 4 شمع عشقش آتشی در ما زده %~% سوخته داند که او چون تا شده # 5 بر در او جنت المأوای ماست %~% دل مقیم جنت المأوا شده # 6 قاب قوسین از میان برداشته %~% واقف اسرار او ادنی شده # 7 نعمت الله در سخن آمد از آن %~% مشکلات عالمی حل وا شده PageV1P1428 ### || [genre: Gh] # 1 دیده دل از تو منور شده %~% مجمع جان از تو معطر شده # 2 زلف تو آشفته شده سر به سر %~% در سر سودات بسی سر شده # 3 این دل ما بود به عشق تو خوش %~% وصل تو را یافته خوشتر شده # 4 ذره ای از نور رخت تافته %~% در نظر روشن ما خور شده # 5 قطره ای از آب زلال لبت %~% گشته روان چشمه کوثر شده # 6 نقش خیال تو پدید آمده %~% آدم از آن نقش مصور شده # 7 ساغر می داده نشانی به ما %~% زان لب ما همدم ساغر شده # 8 عقل اگر آمد و گر شد چه شد %~% آمده بسیار و مکرر شده # 9 بنده زده بوسه ای بر پای او %~% در همه جا سید و سرور شده PageV1P1429 ### || [genre: Gh] # 1 دیده صبح از تو منور شده %~% طره شام از تو معنبر شده # 2 باد صبا بوی تو را یافته %~% عالم از آن بوی معطر شده # 3 در نظر اهل نظر کائنات %~% نقش خیالیست مصور شده # 4 صورت و معنی چو مه و آفتاب %~% هر دو به هم نیک برابر شده # 5 گشته روان چشمه آب حیات %~% رهگذر ما همه خوشتر شده # 6 عین مسما بود اسمش از آن %~% آمده ms487 و اول دفتر شده # 7 گفته نوباوه سید شنو %~% نه سخن آنکه مکرر شده PageV1P1430 ### || [genre: Gh] # 1 جز یکی نیست بیائید که گوئیم همه %~% همه از عین یکی باز بجوئیم همه # 2 ای که گوئی که چنان گفت و چنین می گوید %~% وقت آن است که در آب بشوئیم ~~همه # 3 ما همه آب حیاتیم و همه بحر محیط %~% گرچه مانند حبابیم بر اوئیم همه # 4 بوی آن زلف ز هر تاره مو می شنویم %~% لاجرم زلف بتان جمله ببوئیم همه # 5 عقل دیوانه شود چون شنود قصه عشق %~% دور نبود که بگوئیم که دوئیم همه # 6 آبروی همه قطره چو ما می بینیم %~% شاید ار ما همه قطره بپوئیم همه # 7 نعمت الله چو یکی باشد آن یک همه اوست %~% آن یکی را سزد ار زان که ~~بگوئیم همه PageV1P1431 ### || [genre: Gh] # 1 فارغ است این ساقی ما از همه %~% باز آورده است ما را از همه # 2 روز امروز است دیشب در گذشت %~% بگذر از فردا و فردا از همه # 3 آبرو گر بایدت با ما نشین %~% ما ز دریا جو و دریا از همه # 4 عارفانه شرح اسما را بخوان %~% یک مسما جو و اسما از همه # 5 ای که گوئی از که جویم کام خود %~% از همه اشیا و اشیا از همه # 6 سر بنه بر خاک پای عاشقان %~% تا شود جای تو بالا از همه # 7 نعمت الله رند سرمستی خوش است %~% در دو عالم اوست یکتا از همه ~~PageV1P1432 ### || [genre: Gh] # 1 از همه پنهان و پیدا از همه %~% کی شناسد این سخن را بر همه # 2 آفتابی می نماید ماه ما %~% این چنین نوری بود در خور همه # 3 می برنگ جام پیدا آمده %~% یک شرابست او ولی ساغر همه # 4 ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای %~% عاشقانه همچو ما می خور همه # 5 لطف او مخمور کی ماند کسی %~% مست گرداند می و ms488 دلبر همه # 6 جام می بشکست و می بر ما بریخت %~% خرقه ما شسته شد دفتر همه # 7 عالمی چون آینه روشن شده %~% می نماید سید ما در همه PageV1P1433 ### || [genre: Gh] # 1 برافشان کلاله ز روی چو لاله %~% صراحی به دست آر پرکن پیاله # 2 مکن عیب رندان اگر باده نوشند %~% که پیش از من و تو چنین شد حواله # 3 اگر عشق جانان مرا حاصل آید %~% روان جان سپارم چو این است احاله # 4 منم بنده او و دارم گواهان %~% دلم وقف عشق است و جانم قباله # 5 میان من و او چو موئی نگنجد %~% چه قدر رقیب و چه جای دلاله # 6 اگر نی بنالد مزن دست بر وی %~% که از ناله ما گرفته است ناله # 7 اگر ذوق داری بخوان گفته ما %~% که یک پند سید به از صد رساله ~~PageV1P1434 ### || [genre: Gh] # 1 جانی که از تو نازد زیبا بود همیشه %~% چشمی که در تو بیند بینا بود ~~همیشه # 2 بلبل به دولت گل ناطق بود دو روزی %~% طوطی نطق عاشق گویا بود همیشه # 3 گر در سماع عارف غوغا بود عجب نیست %~% جائی که باده نوشند غوغا بود ~~همیشه # 4 موج از زبان دریا می گفت این حکایت %~% قطره به ما چو پیوست از ما بود ~~همیشه # 5 چشمش به یک کرشمه غارت کند جهانی %~% در ملک جان از آن رو یغما بود ~~همیشه # 6 گفتم که عشق سید پنهان کنم ولیکن %~% هر کس که گشت عاشق رسوا بود همیشه ~~PageV1P1435 ### || [genre: Gh] # 1 به خدا تا ز خود شدم آگاه %~% بی خدا نیستم دمی والله # 2 گرد کنج خراب می گشتیم %~% تا به گنجی فرو شدم ناگاه # 3 یوسف جان نازنین تنم %~% سوی مصر دل آمد از تک چاه # 4 مهر عشقش چو رو نمود به من %~% گرچه بودم هلال گشتم ماه # 5 نور ظاهر شد و نماند ظلام %~% گشت فانی غلام و باقی شاه # 6 ms489 چون همه اوست غیر او کس نیست %~% گفته ام لا اله الا الله # 7 لاجرم سید وجود خودم %~% نعمت اللهم وز خود آگاه PageV1P1436 ### || [genre: Gh] # 1 هر بنده که سوی شه برد راه %~% هم شاد بود به دولت شاه # 2 ما شاه درون پرده دیدیم %~% دیگر نرویم سوی خرگاه # 3 ای شاه تو قرص آفتابی %~% ما خاک محقریم در راه # 4 تو جان طلبی و ما نخواهیم %~% هستیم در این سخن به اکراه # 5 ما زان تو ایم هر چه داریم %~% العبد و ماله لمولاه # 6 هست از نظر تو ناظر حق %~% سلطان دو کون نعمت الله PageV1P1437 ### || [genre: Gh] # 1 راهیم و رهنمائیم هم رهرویم و همراه %~% هم سیدیم و بنده هم چاکریم و ~~هم شاه # 2 جام می لطیف است این جسم و جان که داریم %~% در باطن آفتابیم در ظاهریم ~~چون ماه # 3 گاهی چنین که بینی بر تخت چون سلیمان %~% گاهی چنانکه دانی چون یوسفیم ~~در چاه # 4 رندیم و لاابالی سرمست در خرابات %~% با ساقئی حریفیم دایم به گاه و ~~بیگاه # 5 در راه بی کرانه ما می رویم دایم %~% گر عزم راه داری ما با تو ایم ~~همراه # 6 ای بنده بندگی کن تا پادشاه گردی %~% زیرا که پادشاهند این بندگان ~~درگاه # 7 توقیع آل دارد حکم ولایت ما %~% باشد نشان آن حکم بر نام نعمت الله ~~PageV1P1438 ### || [genre: Gh] # 1 صورتا چاکر است و معنی شاه %~% باطنا آفتاب و ظاهر ماه # 2 لیس فی الدار غیره دیار %~% وحده لا اله الا الله # 3 در همه آینه جمال نمود %~% غیر او را ندیده ام والله # 4 گاه عاشق بود گهی معشوق %~% جز یکی نیست رهبر و همراه # 5 جامع جمله کمالات است %~% بنده کامل است عبدالله # 6 نعمت الله را به دست آور %~% تا ز خلق خدا شوی آگاه PageV1P1439 ### || [genre: Gh] # 1 حزنی آمد به نزدم صبحگاه %~% ره ندادم شد ز پیشم رو سیاه # 2 در ms490 طریق عاشقی مردانه باش %~% تا رسی در بارگاه پادشاه # 3 رهزنان در راه بسیارند لیک %~% رهبری جو تا نگردد دین تباه # 4 سالک رهدار می دانی که کیست %~% آن که راه خویشتن دارد نگاه # 5 راه تجرید است اگر ره می روی %~% بگذر از اسباب ملک و مال و جاه # 6 در طریق حق گناه تو توئی %~% بگذر از خود گر نمی خواهی گناه # 7 بزم سید جوی و کوی می فروش %~% روید از این خانه بی راه آه PageV1P1440 ### || [genre: Gh] # 1 دل ز ما کردی بری یعنی که چه %~% هیچ با ما ننگری یعنی که چه # 2 بی حریفان خلوتی دارم مدام %~% می به تنها می خوری یعنی که چه # 3 می نهی لب بر لب جام شراب %~% آبرویش می بری یعنی که چه # 4 رو گشائی راز گوئی با صبا %~% پرده گل می دری یعنی که چه # 5 بر سر راه امید افتاده ایم %~% بر سر ما نگذری یعنی که چه # 6 هر نفس آئینه روشن دلی %~% می بری می آوری یعنی که چه # 7 دم مزن از سیدی گر عاشقی %~% بندگی و سروری یعنی که چه PageV1P1441 ### || [genre: Gh] # 1 سروری خواهی بیا و سر بنه %~% سر نهادی پا از آن خوشتر بنه # 2 پیش پیشانی مده دستار را %~% مفردی دستار را بستر بنه # 3 ای که گوئی جام می نوشیده ایم %~% خم بگیر ای یار ما ساغر بنه # 4 تا کی از دفتر سخن گوئی به ما %~% لوح محفوظش بخوان دفتر بنه # 5 عارفانه نفی غیر او بکن %~% رو قدم در راه پیغمبر بنه # 6 گر نداری ذوق سرمستی ما %~% رخت بند و بار خود بر خر بنه # 7 سر به پای سید مستان فکن %~% این کلاه سلطنت از سر بنه PageV1P1442 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای عقل و پند مست مده %~% پند سرمست می پرست مده # 2 جان مده گر هوای ما داری %~% دامن ذوق ما ز ms491 دست مده # 3 ساقیا جام می بیار و بیا %~% به جز از می به دست مست مده # 4 خاطر ما چو زلف خود مشکن %~% سر موئی به ما شکست مده # 5 نعمت الله را به دست آور %~% لیکن او را به هر چه هست مده PageV1P1443 ### || [genre: Gh] # 1 دامن عاشقان ز دست مده %~% جام می جز به رند مست مده # 2 خاطر ما چو زلف خود مشکن %~% سر موئی به ما شکست مده # 3 می به زاهد مده که حیف بود %~% جز به مستان می پرست مده # 4 حالیا حال را غنیمت دان %~% وقت خود را به نیست و هست مده # 5 نعمت الله را به دست آور %~% این چنین نعمتی ز دست مده PageV1P1444 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ای ساقی مستان و جام می به مستان ده %~% بیا آب حیاتت را به دست می ~~پرستان ده # 2 به میخواران مده می را که قدر می نمی دانند %~% چو خیری می کنی ساقی ~~بیاور می به مستان ده # 3 بیا ای صوفی صافی و درد درد دل درکش %~% چه می لرزی به جان آخر بیا جان ~~را به جانان ده # 4 اگر فرمان رسد از شه که سر در پای او انداز %~% تو پا انداز کن سر را ~~به شکرانه روان جان ده # 5 چه خوش گنجیست عشق او که در عالم نمی گنجد %~% چنین گنج ار کسی جوید ~~نشانش کنج ویران ده # 6 نشان رند سرمستی اگر یاری ز تو جوید %~% کرم فرما ز لطف خود نشان او به ~~یاران ده # 7 اگر جمعیتی خواهی در آ در مجمع سید %~% و گر دل می دهی باری بدان زلف ~~پریشان ده PageV1P1445 ### || [genre: Gh] # 1 می عشقش به شیر مردان ده %~% درد دردش به دردمندان ده # 2 ساقیا دست ما و دامن تو %~% ساغر می به دست یاران ده # 3 می به زاهد مده که باشد حیف %~% درد وی جام می به ms492 رندان ده # 4 جرعه نوشان جام خود بگذار %~% جرعه جام خود به ایشان ده # 5 کربلا را به عاشقان بخشی %~% بخش من ز آن بلا فراوان ده # 6 نوش کن جام می که نوشت باد %~% جرعه ای هم به باده نوشان ده # 7 نعمت الله مده به می خواران %~% میر مستان به می پرستان ده PageV1P1446 ### || [genre: Gh] # 1 بیا ساقی و جام می به ما ده %~% به ما یک وجه از بهر خدا ده # 2 دو صد جان قیمت یک ساغر توست %~% به درویشان خدا را بی بها ده # 3 جهانی از تو می یابد نواها %~% نصیبی هم به مای بینوا ده # 4 درون خلوت ار بارم ندادی %~% مرا بر آستان خویش جا ده # 5 تو در جانی و جان در جستجویت %~% مده ما را غلط ما را رها ده # 6 که داند قدر درد درد عشقت %~% بیا و درد دردت را مرا ده # 7 تو سلطانی و سید بنده تو %~% عطائی گر دهی باری مرا ده PageV1P1447 ### || [genre: Gh] # 1 ساقی قدحی شراب در ده %~% دل سوخته را کباب در ده # 2 راضی نشوم به یک دو سه جام %~% لطفی کن و بی حجاب در ده # 3 از پرده غیب روی بنما %~% در خطه جان خطاب در ده # 4 ای عشق ندای پادشاهی %~% در ملک چو آفتاب در ده # 5 در ده کس نیست جمله مستند %~% بانگی بده خراب در ده # 6 ما گمشدگان کوی عشقیم %~% راهی بنما صواب در ده # 7 در بیداری اگر صلائی %~% ما را ندهی خراب در ده # 8 پنهان چه دهی شراب وحدت %~% رندانه و بی حجاب در ده # 9 شادی روان نعمت الله %~% دهدار مرا شراب در ده PageV1P1448 ### || [genre: Gh] # 1 چنین دیوان که ما داریم از دیوان دیوان به %~% چه جای دیو با دیوان که ~~از ملک سلیمان به # 2 دوای درد دل درد است اگر داری غنیمت دان %~% که درد درد عشق ms493 او به نزد ~~ما ز درمان به # 3 رهاکن کفر و هم کافر مسلمان باش مردانه %~% چوخواهی مرد ای درویش اگر ~~میری مسلمان به # 4 دل معمور آن باشد که خوش گنجی بود در وی %~% دگر گنجی در او نبود بسی ~~زان کنج ویران به # 5 چو دل با تو نمی ماند به دلبر گر دهی اولی %~% چو جای از تن بخواهد شد ~~فدای روی جانان به # 6 خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دست %~% چنین بزمی ملوکانه ز ~~خاقانی خاقان به # 7 غلام سید ما شو که سلطان جهان گردی %~% به نزد حق غلام او بسی از شاه ~~سلطان به PageV1P1449 ### || [genre: Gh] # 1 دولتت را که هست پاینده %~% باد فرخنده سال آینده # 2 سایه دولت تو بر عالم %~% باد چون آفتاب تابنده # 3 بر در حضرتت ملازم وار %~% جمله خلق شاه تابنده PageV1P1450 ### || [genre: Gh] # 1 گر به خانه روی و در بندی %~% به حقیقت بدان که دربندی # 2 ملک شروان چه می‌کنی عارف %~% به طلب پادشاه دربندی # 3 همدانی طلب همی کردم %~% یافتم آن عزیز الوندی PageV1P1451 ### || [genre: Gh] # 1 درد می‌کش که تا دوا یابی %~% درد می‌نوش تا صفا یابی # 2 ای که گوئی خدای می‌جویم %~% بگذر از خود که تا خدا یابی # 3 گر نوایی ز عارفی جویی %~% بینوا شو که تا نوا یابی # 4 گر گدائی کنی چو درویشان %~% هر چه خواهی ز پادشا یابی # 5 بزم عشق است و عاشقان سر مست %~% به ازین مجلسی کجا یابی # 6 از فنا خوش بقا توانی یافت %~% رو فنا شو که تا بقا یابی # 7 نعمت‌الله را اگر جویی %~% به خرابات رو که تا یابی PageV1P1452 ### || [genre: Gh] # 1 در آ در بحر ما با ما که عین ما به ما بینی %~% به چشم ما نظر می‌کن که ~~تا نور خدا بینی # 2 بیا و نوش کن جامی ز درد درد عشق او %~% حریف دردمندان شو که ms494 درد دل ~~دوا بینی # 3 مگر آئینه گم کردی که بی‌آئینه می‌گردی %~% به بینی روی خود روشن اگر ~~آئینه را بینی # 4 ز خود بینی نخواهی دید آن ذوقی که ما داریم %~% خدابین شو که غیر او چو ~~بینی هوا بینی # 5 خیال غیر اگر داری خیالی بس محال است آن %~% اگر تو غیر او جوئی ندانم ~~تا کجا بینی # 6 اگر فانی شوی از خود توئی باقی جاویدان %~% سر دار فنا بنشین که تا دار ~~بقا بینی # 7 غلام سید ما شو که چون بنده شوی خواجه %~% به نور نعمت الله بین که تا ~~نور خدا بینی PageV1P1453 ### || [genre: Gh] # 1 وه چه حسن است اینکه پیدا کرده ای %~% شکل جان را آشکارا کرده ای # 2 صورت و معنی پدید آورده ای %~% تا جمال خود هویدا کرده ای # 3 غنچه ای از گلستان بنموده ای %~% بلبلان را مست و شیدا کرده ای # 4 ترک چشم مست را می داده ای %~% عقل هر هشیار یغما کرده ای # 5 گوهری را در صدف بنهاده ای %~% چشم ما را عین دریا کرده ای # 6 جود هر عاشق وجود تو است باز %~% نام خود معشوق یکتا کرده ای # 7 باز سید را به خود بنموده ای %~% وز کلام خویش گویا کرده ای ~~PageV1P1454 ### || [genre: Gh] # 1 نرگست را باز سرخوش کرده ای %~% سنبلت بر گل مشوش کرده ای # 2 دست از خون دل بیچارگان %~% باز می بینم منقش کرده ای # 3 آتشی در جان ما انداختی %~% گوئیا نعلم در آتش کرده ای # 4 جان ما را مبتلا کردی به هجر %~% عیش ما را باز ناخوش کرده ای # 5 من نگویم ترک عشقت گر چه تو %~% یاری دیرینه ترکش کرده ای # 6 ای دل آخر چیست حالت بازگوی %~% کاین چنین افتاده ای غش کرده ای # 7 حال دل سید ز زلف یار پرس %~% زآنکه دل آنجا تو بندش کرده ای ~~PageV1P1455 ### || [genre: Gh] # 1 می حلالت باد ms495 اگر در بزم رندان خورده ای %~% نوش جانت باد اگر باد باده ~~نوشان خورده ای # 2 قوت جان و قوت دل دردی درد است ای عزیز %~% قوت و قوت خوشی داری اگر آن ~~خورده ای # 3 در خرابات فنا جام بقا را نوش کن %~% تا توان گفتن که می با می پرستان ~~خورده ای # 4 ای دل سرمست من جانم فدا بادت که باز %~% می ز جام جان و نقل از بزم ~~جانان خورده ای # 5 نعمت فردوس اعلی نیست قدرش پیش تو %~% گوئیا نزل خوشی از خوان سلطان ~~خورده ای # 6 غم مخور گر خورده ای از عشق او جام شراب %~% کان می پاک حلال است و به ~~فرمان خورده ای # 7 یا حریف نعمت اللهی که این سان سرخوشی %~% یا ز خم خسروانی می فراوان ~~خورده ای PageV1P1456 ### || [genre: Gh] # 1 عشق تو گنجی و دل ویرانه ای %~% مهر تو شمعی و جان پروانه ای # 2 عقل دوراندیش و ما در عشق تو %~% نیست الا بیدلی دیوانه ای # 3 آشنای عشقت آن کس شد که او %~% همچو ما گشت از خرد بیگانه ای # 4 کار ما از جام ساغر درگذشت %~% ساقیا پر کن بده پیمانه ای # 5 صوفی و صافی و کنج صومعه %~% ما و یار و گوشه میخانه ای # 6 غرقه خوناب دل شد چشم ما %~% در نظر داریم از آن دردانه ای # 7 عاشقی را سیدی باید چو من %~% پاکبازی عارفی فرزانه ای PageV1P1457 ### || [genre: Gh] # 1 خرمنی گندم نگر در دانه ای %~% قرب صد دانه ببین هر شانه ای # 2 گر چه دندانه بسی باشد ببین %~% یک حقیقت عین هر دندانه ای # 3 از فروغ آفتاب روی او %~% ماهروئی هست در هر خانه ای # 4 روشنست از شمع بزمش عشق ما %~% روح اعظم نزد او پروانه ای # 5 برزخ جامع مقام ما و توست %~% خوش بساز آنجا چو ما کاشانه ای # 6 گر حریف نعمت اللهی بیا ms496 %~% نوش کن شادی ما پیمانه ای PageV1P1458 ### || [genre: Gh] # 1 نیک سیاح جهان گردیده ای %~% نور چشم عین ما گردیده ای # 2 دیده اهل نظر دیدی بسی %~% در نظر ما را چه نور دیده ای # 3 نقد هر کس همچو نقاشان شهر %~% دیده ای و یک به یک سنجیده ای # 4 خار خوردی همچو بلبل لاجرم %~% خوش گلی از گلستانش چیده ای # 5 گفته مستانه رندان شنو %~% این چنین قولی دگر نشنیده ای # 6 عشقبازی نیک دانی همچو ما %~% گر چو با این کار ما ورزیده ای # 7 گر چو سید سوختی در آتشش %~% چون شرر بر جان چرا لرزیده ای PageV1P1459 ### || [genre: Gh] # 1 به چشم مست ما نگر که نور روی او بینی %~% همه عالم به نور او اگر بینی ~~نکو بینی # 2 خیالی نقش می بندی که این جان است و آن جانان %~% بود این رشته یک تو و ~~لیکن تو دو تو بینی # 3 در آ با ما درین دریا و با ما یکدمی بنشین %~% که آبروی ما یابی و دریا ~~سو به سو بینی # 4 ز سودای سر زلفش پریشانست حال دل %~% اگر زلفش به دست آری پریشان مو به ~~مو بینی # 5 بیا آئینه ها بستان و روی خود در آن بنما %~% که محبوب محبت خود نشسته ~~روبرو بینی # 6 مرا گوئی که غیر او توان دیدن معاذالله %~% چو غیرش نیست در عالم بگو ~~چون غیر او بینی # 7 به جان سید رندان که من او را به او دیدم %~% اگر چشمت بود روشن تو هم ~~او را به او بینی PageV1P1460 ### || [genre: Gh] # 1 ای که می گوئی که هستم از منی %~% از منی بگذر که این دم با منی # 2 پیش کاید آدمی اندر وجود %~% معنیش جان بود و در صورت منی # 3 از منی بگذر چو مردان خدا %~% کز منی پیدا شود مرد و زنی # 4 سروری یابی چو سرداران عشق %~% گر به پای ms497 عاشقان سرافکنی # 5 جان تو چون یوسف و تن پیرهن %~% یوسف مصری نه این پیراهنی # 6 چون ز هر دل روزنی با حق بود %~% خاطر موری سزد گر نشکنی # 7 نعمت الله جو که تا یابی مراد %~% بگذر از دنیا که دونست و دنی ~~PageV1P1461 ### || [genre: Gh] # 1 بیا بر چشم ما بنشین که خوش آب روان بینی %~% دمی از خود بیاسائی سر ~~آبی چنان بینی # 2 در آ در گوشه دیده کناری گیر از مردم %~% که بر دست و کنار آنجا کنارش ~~در میان بینی # 3 خیال عارضش جوئی در آب چشم ما می جو %~% که نور دیده مردم درین آب روان ~~بینی # 4 به بحر ما خوشی چون ما در آ با ما دمی بنشین %~% که ما را عین ما هم ~~چون محیطی بی کران بینی # 5 نشان و نام خود بگذار بی نام و نشان می رو %~% چو بی نام و نشان گشتی ~~به نام او نشان بینی # 6 حریف بزم رندان شو که عمر جاودان یابی %~% به میخانه در آ با ما که میر ~~عاشقان بینی # 7 ز سید جام می بستان و جام و می به هم می بین %~% بیابی لذتی چون ما اگر ~~این بینی آن بینی PageV1P1462 ### || [genre: Gh] # 1 گفتم که نقش رویت گفتا در آب بینی %~% گفتم خیال وصلت گفتا به خواب ~~بینی # 2 گفتم لبت ببوسم گفتا بیار جامی %~% گفتم چه می کنی گفت تا در شراب بینی # 3 گفتم حجاب بردار تا بی حجاب بینم %~% گفتا توئی حجابم چون بی حجاب بینی # 4 ای عقل اگر بیابی ذوقی که هست ما را %~% هر قطره ای درین بحر در خوشاب ~~بینی # 5 در بارگاه خسرو گر بگذری چو فرهاد %~% شوری ز عشق شیرین در شیخ و شاب ~~بینی # 6 گر چشم تو ببیند نوری که دیده چشمم %~% هر ذره ای که بینی چون آفتاب ~~بینی # 7 از بحر نعمت الله گر جرعه ms498 ای بنوشی %~% دریا و ماسوی الله جمله سراب ~~بینی PageV1P1463 ### || [genre: Gh] # 1 عالمی صورتست و او معنی %~% صورتی بس خوش و نکو معنی # 2 صورت ار صدهزار می بینی %~% جز یکی را دگر مگو معنی # 3 زلف هر صورتی که می گوئیم %~% می شماریم مو به مو معنی # 4 ما ز ما عین آب می جوئیم %~% آب را دیده سو به سو معنی # 5 خوش حبابی برآب در دورست %~% جام صورت بود در او معنی # 6 مرد صورت پرست می گوید %~% همه خود صورتست کو معنی # 7 نعمت الله را اگر یابی %~% دامنش گیر از او بجو معنی PageV1P1464 ### || [genre: Gh] # 1 شاه عالم گداست تا دانی %~% این گدا پادشاست تا دانی # 2 هر خیالی که نقش می بندی %~% مظهر حسن ماست تا دانی # 3 در محیطی که نیست پایانش %~% جان ما آشناست تا دانی # 4 دل مجنون به عاشقی لیلی %~% مبتلای بلاست تا دانی # 5 درد دردش بنوش خوش می باش %~% که تو را این دواست تا دانی # 6 آفتابی و سایه عالم %~% مر ترا در قفاست تا دانی # 7 نعمت الله به خلق بنماید %~% هر چه لطف خداست تا دانی PageV1P1465 ### || [genre: Gh] # 1 غیر حق باطلست تا دانی %~% عقل از این غافل است تا دانی # 2 موج بحریم و عین ما آبست %~% عالمش ساحلست تا دانی # 3 هر که عالم نشد به علم رسول %~% به خدا جاهلست تادانی # 4 آنکه دانست این سخن به تمام %~% بنده کاملست تا دانی # 5 هر تجلی که بر دلت آید %~% از خدا نازل است تا دانی # 6 هر که غیر از خداست ای درویش %~% همه بی حاصل است تا دانی # 7 کشته عشق و زنده ام جاوید %~% سیدم قاتل است تا دانی PageV1P1466 ### || [genre: Gh] # 1 همه تقدیر اوست تا دانی %~% همه زان رو نکوست تا دانی # 2 جسم و جان را به همدگر می بین %~% بنگر آن مغز و پوست تا دانی # 3 ms499 گفته عاشقان به جان بشنو %~% غیر این گفتگوست تا دانی # 4 آب باشد یکی و ظرف بسی %~% گر چه مشک و سبوست تا دانی # 5 با تو گر ماجرا همی دادم %~% غرضم شستشوست تا دانی # 6 جام گیتی نماست در نظرم %~% جسم و جان روبروست تا دانی # 7 نعت الله که نور دیده ماست %~% مظهر لطف اوست تا دانی PageV1P1467 ### || [genre: Gh] # 1 هر چه هست آن یکی است تا دانی %~% جان جانان یکی است تا دانی # 2 ساغر می یکیست نوشش کن %~% میر مستان یکی است تا دانی # 3 موج و دریا اگرچه دو نامند %~% عین ایشان یکی است تا دانی # 4 درخرابات عشق مستان را %~% کفر و ایمان یکی است تا دانی # 5 روی خود را در آینه بنگر %~% دو مگو آن یکی است تا دانی # 6 سخن ما یکیست دریابش %~% قول یاران یکی است تا دانی # 7 نعمت الله در همه عالم %~% نزد رندان یکی است تا دانی PageV1P1468 ### || [genre: Gh] # 1 در وجود او یکی است تا دانی %~% آن یکی بی شکی است تا دانی # 2 جز یکی نیست پادشاه وجود %~% گر چه شکرلکی است تا دانی # 3 هر سپاهی ز لشکر سلطان %~% شاه و خانی یکی است تا دانی # 4 گر بیابی هزار موج حباب %~% عین ایشان یکی است تا دانی # 5 عقل در بارگاه حضرت عشق %~% به مثل دلقکی است تا دانی # 6 با محیطی که ما در آن غرقیم %~% هفت بحر اندکی است تا دانی # 7 هر که داند که ما چه می گوئیم %~% یارکی زیرکی است تا دانی # 8 نعمت الله که میرمستان است %~% ساقی نیککی است تا دانی # 9 میر میران به نزد سید ما %~% میرک خردکی است تا دانی PageV1P1469 ### || [genre: Gh] # 1 همه عین همند تا دانی %~% همه جام جمند تا دانی # 2 باده نوشان که همدم مایند %~% عاشق بی غمند تا دانی # 3 هفت دریا به پیش دیده ما %~% به مثل ms500 شبنمند تا دانی # 4 نازنینان و سرو بالایان %~% در چمن می چمند تا دانی # 5 بندگان جناب سید ما %~% در حرم محرمند تا دانی # 6 رند و ساقی یکی است دریابش %~% جام و می همدمند تا دانی # 7 گرچه بسیار عاشقان باشند %~% همچو سید کم اند تا دانی PageV1P1470 ### || [genre: Gh] # 1 در هوای دنیای دون دنی %~% روز و شب جانی به غصه می کنی # 2 بی خبر از یوسف مصری چرا %~% در خیال مژده پیراهنی # 3 ریسمان حرص دنیائی مدام %~% گرد خود چون عنکبوتی می تنی # 4 گر تموز خان میری عاقبت %~% موم گردی فی المثل گر آهنی # 5 خوش نشینی بر سر تاج شهان %~% گر به خاک راه خود را افکنی # 6 حی قیومی و فارغ از هلاک %~% در خرابات فنا گر ساکنی # 7 هر که را بگذار و جام می بنوش %~% نعمت الله جو اگر یار منی ~~PageV1P1471 ### || [genre: Gh] # 1 ما آن تو ایم آن تو دانی %~% دل داده تو را و جان تو دانی # 2 در عشق تو صادقیم جانا %~% صدق دل عاشقان تو دانی # 3 دانی که تو چیست حال جانم %~% حال همه جهان تو دانی # 4 گر درد به ما دهی و گر صاف %~% تو حاکمی این و آن تو دانی # 5 بی نام و نشان کوی عشقیم %~% دادیم تو را نشان تو دانی # 6 از هر دو جهان کناره کردیم %~% سری است درین میان تو دانی # 7 مستیم و حریف نعمت الله %~% میخانه ما همان تو دانی PageV1P1472 ### || [genre: Gh] # 1 بی عشق مباش یک زمانی %~% کز عشق نکرد کس زیانی # 2 آن آن دارد که عشق دارد %~% بی عشق کسی ندارد آبی # 3 گر دست دهد ز ساقی ما %~% یک جرعه می بخر به جانی # 4 می نوش کنیم و عشق بازیم %~% گر زان که دهد خدا امانی # 5 ساقی قدحی بیار حالی %~% مطرب غزلی بخوان روانی # 6 این علم بدیع نعمت الله %~% بنویس ms501 معانی بیانی PageV1P1473 ### || [genre: Gh] # 1 تنها نه منم عاشق تو بلکه جهانی %~% گر جان طلبی هان بسپارند روانی # 2 هر سو که نظر می کنم ای نور دو چشمم %~% بینم چو خودی بر سر کویت ~~نگرانی # 3 گر نام من ای یار بر آید به زبانت %~% در هر دو جهان یابم از آن نام و ~~نشانی # 4 خواهی که به پیری رسی ای جان ز جوانی %~% زنهار مکن قصد دل هیچ جوانی # 5 این علم معانیست که کردیم بیانش %~% خود خوشتر از این قول که کرده است ~~بیانی # 6 ما نقش خیال تو نگاریم به دیده %~% بی نقش خیال تو نباشیم زمانی # 7 در آینه دیده سید همه بینند %~% آن نور که دیدیم در این دیده عیانی ~~PageV1P1474 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله نمی شود فانی %~% این چنین دانی ار مسلمانی # 2 عارف ار خرقه ای براندازد %~% نقش بندد خیال سبحانی # 3 هر که او جان فدای جانان کرد %~% شاید ار گوئیش که جانانی # 4 یک حقیقت به هر زبان گویا %~% خوش کلامی بود اگر خوانی # 5 سر زلفش اگر به دست آری %~% جمع گردی ازین پریشانی # 6 قول سید شنو که سلطان است %~% چه کنی گفته های خاقانی PageV1P1475 ### || [genre: Gh] # 1 حرف جام شراب اگر دانی %~% نسخه جسم و روح برخوانی # 2 صورتا ساغری و معنی می %~% ظاهرا این و باطنا آنی # 3 عشق و معشوق و عاشق خویشی %~% دل و دلدار و جان و جانانی # 4 چون سر زلف او پریشان شو %~% جمع می باش از پریشانی # 5 در نظر نور دیده خلقی %~% گرچه از نور دیده پنهانی # 6 هر چه خواهی ز خود طلب می کن %~% که توئی هر چه خواهی ار دانی # 7 شادی روی نعمت الله نوش %~% می وحدت ز جام سبحانی PageV1P1476 ### || [genre: Gh] # 1 خواه نباتی و خواه حیوانی %~% هر یکی مظهریست ربانی # 2 می و جامی و عاشق و معشوق %~% موج و بحر و ms502 حباب را مانی # 3 دل خود را به دست زلفش ده %~% جمع می باش از پریشانی # 4 گفته عارفان به جان بشنو %~% چند گفتار این و آن خوانی # 5 گاه در نزد یار خود می جوی %~% باش با یارکان کرمانی # 6 ای که جویای این و آن گشتی %~% باش با خود هم این و هم آنی # 7 عارفانه به تخت دل بنشست %~% سید مسند سلیمانی PageV1P1477 ### || [genre: Gh] # 1 مرنجان جان باقی را برای این تن فانی %~% دریغ از آن چنان جانی که بهر ~~تن برنجانی # 2 به دشواری مخور خونی مشو ممنون هر دونی %~% قناعت کن ز کسب خود بخور ~~نانی به آسانی # 3 هوای دیو نفسانی مسخر کن سلیمانی %~% چرا عاجز شدی آخر به دست دیو ~~نفسانی # 4 شراب عشق او در کش که تا چون ما شوی سرخوش %~% اگر فرمان نخواهی برد ~~مخمورم تو می دانی # 5 بزن شمشیر مردانه بگیر اقلیم شاهانه %~% بیا بر تخت دل بنشین که در ~~عالم تو سلطانی # 6 اگر دنیی اگر عقبی طلبکار همان ارزی %~% هر آن چیزی که می ورزی حقیقت ~~دان که خود آنی # 7 حریف نعمت الله شو که ذوق با خوشی یابی %~% چرا مخمور می گردی مگر غافل ~~ز یارانی PageV1P1478 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه آب حیات را مانی %~% در جهان جاودان کجا مانی # 2 ای که گوئی به پادشا مانم %~% غلطی کرده ای گدا مانی # 3 بر سر پل چه خانه می سازی %~% زود باشد که بی سرا مانی # 4 ما چنین مست و تو چنان مخمور %~% که به رندان بزم ما مانی # 5 درد باید که تا دوایابی %~% درد چون نیست بی دوا مانی # 6 از رفیقی سید عالم %~% حیف باشد اگر تو وامانی PageV1P1479 ### || [genre: Gh] # 1 زهی عقل و زهی دانش که تو خود را نمی دانی %~% دمی باخود نپردازی کتاب ~~خود نمی دانی # 2 چو تو نشناختی خود را چگونه عارف اوئی %~% خدای خود ms503 نمی دانی بگو تا ~~چون مسلمانی # 3 خیالی نقش می بندی که کار بت پرستانست %~% رهاکن این خیال خود که یابی ~~زان پشیمانی # 4 اگر زلفش به دست آری بیابی مجمع دلها %~% بسی جمعیتی یابی از آن زلف ~~پریشانی # 5 گر از میخانه باقی می جام فنا نوشی %~% حیات جاودان یابی و گردی ایمن ~~از فانی # 6 حریف نعمت الله شو که تا جانت بیاساید %~% که دارد در همه عالم چنین ~~همصحبت جانی PageV1P1480 ### || [genre: Gh] # 1 ای درد تو درمان من جان منی تو یا تنی %~% من خود که باشم من تو ام می ~~از من و تو خود منی # 2 کل وجود جودک من جودک موجودنا %~% با من مگو ترکی دگر تا کی منی و سن ~~سنی # 3 خلوتسرای چشم ما خوش گوشه آب روان %~% بر چشم ما بنشین دمی ای چشم ما ~~را روشنی # 4 هم سر توئی هم سر توئی هم مصر پر شکر توئی %~% هم یوسف دلبر توئی هم ~~شخص و هم پیراهنی # 5 جان مغز بادام است و تن همچون شجر ای جان من %~% تو در میان جان و تن ~~ای جان دل چون روغنی # 6 گر چه گدای حضرتم سلطان ملک همتم %~% ور چه فقیر خدمتم هستم ز عشق تو ~~غنی # 7 سید به جستجوی تو گردد به هر در روز و شب %~% او در برون جویای تو تو ~~خود درون مخزنی PageV1P1481 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمان خاطر مرا شکنی %~% عهد بندی و باز واشکنی # 2 مشکن آن زلف پرشکن که دلم %~% بشکند چون تو زلف را شکنی # 3 مهر مهرت نهاده ام بر دل %~% حیف باشد که از جفا شکنی # 4 ما به عهدت درست جانبازیم %~% گرچه تو قول و عهد ما شکنی # 5 چون مراد تو دل شکستن ماست %~% دل به تو داده ایم تا شکنی # 6 سر ما آستانه در تو %~% گر به صد پاره بارها شکنی # 7 نعمت الله شکسته ms504 عشق است %~% بیگناهی دلش چرا شکنی PageV1P1482 ### || [genre: Gh] # 1 هرکه از ذوق خبر دارد و داند سخنی %~% بجز از گفته عشاق نخواند سخنی # 2 عاشقانه ز سر ذوق سخن می گویم %~% غیر این گفته مستانه نماند سخنی # 3 سخن واعظ مخمور به کاری ناید %~% گرچه آید به سر منبر و راند سخنی # 4 سخن نیک توان گفت ولیکن به محل %~% خود سخن بد کند آنکس که نداند سخنی # 5 سخن سید ما ملک جهان را بگرفت %~% که تواند که به سید برساند سخنی ~~PageV1P1483 ### || [genre: Gh] # 1 دنیا حکایتیست حکایت چه می کنی %~% حاصل چو نیست شکر شکایت چه می کنی # 2 والی مجو ولایت او را به او گذار %~% بی والی و ولی تو ولایت چه می کنی # 3 بحریست بیکران و در او ما مجاوریم %~% با بحر ما حدیث نهایت چه می کنی # 4 منصوروار بر سر دار فنا بر آ %~% بگذر ز هست و نیست به غایت چه می کنی # 5 عقل است دشمن تو و گوئی که یار ماست %~% چون دوستدار هست حمایت چه می ~~کنی # 6 گوئی که میل ماست به غایت در این طریق %~% غایت چو نیست میل به غایت چه ~~می کنی # 7 ترک هوای خویش بگو در هوای او %~% بی عشق او هوای هوایت چه می کنی # 8 الهام دوست میرسدت دم به دم به دل %~% ای بی خبر حدیث و روایت چه می ~~کنی # 9 دریاب نعمت الله و جام مئی بنوش %~% با همدمی چنین تو حکایت چه می کنی ~~PageV1P1484 ### || [genre: Gh] # 1 ای خواجه در حجابی از خود صفا نیابی %~% تا ترک خود نگوئی هرگز خدا ~~نیابی # 2 هر جا که دردمندی باشد دواش دردیست %~% بی درد دل چه جوئی از ما دوا ~~نیابی # 3 سردار عاشقان شد منصور بر سر دار %~% دار فنا ندیده دار بقا نیابی # 4 گم ساز خویشتن را در کوی عشقبازان %~% تا گم نکردی از خود ms505 گم کرده را ~~نیابی # 5 گر بینوای اوئی یابی از او نوائی %~% ور بینوا نباشی از وی نوا نیابی # 6 ساقی بزم رندان امروز سید ماست %~% تا روی او نبینی مقصود را نیابی ~~PageV1P1485 ### || [genre: Gh] # 1 بی درد دلی دوا نیابی %~% نگذشته ز خود خدا نیابی # 2 با ما نه نشسته ای به دریا %~% شک نیست که عین ما نیابی # 3 برخیز و بیا به جستجو باش %~% از پا منشین تو تا نیابی # 4 تا گم نکنی تو خویشتن را %~% گم کرده خویش را نیابی # 5 با خضر رفیق شو که بی او %~% آن آب حیات را نیابی # 6 بر دار فنا بر آ و خوش باش %~% بی دار فنا بقا نیابی # 7 بیگانه ز خویش تا نگردی %~% چون سیدم آشنا نیابی PageV1P1486 ### || [genre: Gh] # 1 بی درد دلی دوا نیابی %~% بی رنج تنی شفا نیابی # 2 در عین فنا بقا توان یافت %~% ناگشته فنا بقا نیابی # 3 تا ترک خودی خود نگوئی %~% چون ما به خدا خدا نیابی # 4 عاشق شو و عقل را رها کن %~% کز عقل دنی وفا نیابی # 5 بیگانه مشو که در خرابات %~% رندی چو من آشنا نیابی # 6 جز بر در بارگاه وحدت %~% ای یار مجو مرا نیابی # 7 ساقی خوشی چو نعمت الله %~% در میکده حالیا نیایی PageV1P1487 ### || [genre: Gh] # 1 چو یارم دلبر دیگر نیابی %~% چنان دلبر درین کشور نیابی # 2 چو روی خوب او مؤمن نبینی %~% چو کفر زلف او کافر نیابی # 3 حریف سرخوشی ساقی رندی %~% چو چشم مست آن دلبر نیابی # 4 بیابی ذوق از یک جرعه می %~% که از صد ساغر کوثر نیابی # 5 بیا و خرقه بفروش و به می ده %~% که سودائی ازین خوشتر نیابی # 6 به درد دل بیا درمان طلب کن %~% ز من شکرانه بستان گر نیابی # 7 غنیمت دان حضور نعمت الله %~% که عمری این چنین دیگر نیابی PageV1P1488 ### || [genre: Gh] # 1 خبری گر ز حال ms506 ما یابی %~% عمر گم کرده باز وایابی # 2 درد دردش چو صاف درمان نوش %~% که از آن درد دل دوا یابی # 3 باش با جام می دمی همدم %~% به از این همدمی کجا یابی # 4 کشته عشق زنده و جاوید %~% رو فنا شو که تا بقا یابی # 5 خوش بود گر چو ما در این دریا %~% عین ما را به عین ما یابی # 6 همچو ما گر گدای سلطانی %~% پادشاهی چو این گدا یابی # 7 نعمت الله را به دست آور %~% تا همه نعمت خدا یابی PageV1P1489 ### || [genre: Gh] # 1 گر ز صاحبنظر نظر یابی %~% نور او نور هر بصر یابی # 2 ور درآئی به بحر ما با ما %~% بحر ما را پر از گهر یابی # 3 ظاهر و باطنش نکو دریاب %~% مظهر و مظهرات اگر یابی # 4 جام گیتی نما به دست آور %~% آفتابست و در قمر یابی # 5 رند مستی مجو ز مخموری %~% که ز سوداش دردسر یابی # 6 گذری گر کنی به میخانه %~% عالمی مست و بی خبر یابی # 7 در خرابات اگر نهی قدمی %~% حال سید به ذوق دریابی PageV1P1490 ### || [genre: Gh] # 1 هر ذره ای ز عالم بنموده آفتابی %~% آن آفتاب تابان بسته ز من نقابی # 2 در چشم ما نظر کن تا نور او ببینی %~% روشن به تو نماید منظور بی حجابی # 3 ما سایه ایم سایه پیدا به خود نباشد %~% سایه چگونه باشد بی نور آفتابی # 4 دریا و موج می بین در عین ما نظر کن %~% این عین ما شرابیست این جام ما ~~حبابی # 5 مانند گفته ما خواننده ای نخواند %~% قولی به این لطیفی ننوشته در ~~کتابی # 6 در چشم روشن ما غیری نمی نماید %~% چشمی که غیر بیند دارد خیال خوابی # 7 آب حیات او داد جانی به نعمت الله %~% بی نعمت الله عالم بودست یک ~~سرابی PageV1P1491 ### || [genre: Gh] # 1 حال او از بشر چه می پرسی %~% قصه خیر و شر چه ms507 می پرسی # 2 لب شیرین او به ذوق ببوس %~% لذت نیشکر چه می پرسی # 3 آفتابی چو رو به ما بنمود %~% از جمال قمر چه می پرسی # 4 جسم و جان است جام و می با هم %~% سخن از بحر و بر چه می پرسی # 5 غیر او نیست هر چه هست یکیست %~% ای برادر دگر چه می پرسی # 6 خبر عاشقان ز عقل مپرس %~% خبر از بی خبر چه می پرسی # 7 گنج اسما ز نعمت الله جو %~% کیسه سیم و زر چه می پرسی PageV1P1492 ### || [genre: Gh] # 1 هنر از بی هنر چه می پرسی %~% ذوق عیسی ز خر چه می پرسی # 2 نور خورشید را به او می بین %~% آفتاب از قمر چه می پرسی # 3 لیس فی الدار غیره دیار %~% غیر او ای پسر چه می پرسی # 4 لب او بوسه ده شکر آن است %~% با لبش از شکر چه می پرسی # 5 عشق مست است و عقل مخمور است %~% خبر از بی خبر چه می پرسی # 6 خیر وشر را به این و آن بگذار %~% قصه خیر و شر چه می پرسی # 7 نعمت الله بگو چه می گوئی %~% هست حال این دگر چه می پرسی PageV1P1493 ### || [genre: Gh] # 1 در پی عشق روان شو که به جائی برسی %~% دردی درد بخور تا به دوائی برسی # 2 به سر کوی محبت به صفا باید رفت %~% باشد آنجا به فقائی به صفائی برسی # 3 می و میخانه ما آب و هوای دگر است %~% خوش بود گر به چنین آب و هوائی ~~برسی # 4 نرسی در حرم کعبه مقصود به خود %~% همرهی جو که در این راه به جائی ~~برسی # 5 بینوائی چه کنی برگ و نوائی به کف آر %~% نعمت الله بطلب تا به نوائی ~~برسی PageV1P1494 ### || [genre: Gh] # 1 عاقلی و نام عاشق می بری %~% عشقبازی نیست کار سرسری # 2 عشق بازیدن به بازی هست نیست %~% خود نباشد ms508 عاشقی بازیگری # 3 جام می بستان دمی با او برآر %~% تا دمی از عمر باقی برخوری # 4 کی به گرد عیسی مریم رسی %~% چون تو عیسی را فروشی خر خری # 5 دل بری کن از خیال غیر او %~% گر چو ما از عاشقان دلبری # 6 کی قلندر را از او باشد حجاب %~% دردمندی کی بود چون حیدری # 7 نعمت الله سر پیغمبر طلب %~% تا بیابی معجز پیغمبری PageV1P1495 ### || [genre: Gh] # 1 زر به باران ده که تا جان را بری %~% ور زرت باشد بشو از جان بری # 2 سلطنت خواهی سر و زر را بباز %~% سلطنت خود نیست کار سرسری # 3 بگذر از یاساق و راه شرع گیر %~% گر به ایمان تابع پیغمبری # 4 پای همت بر سر دنیا بکوب %~% تا بر آری دست و پای سروری # 5 نو عروسانند فکر بکر من %~% خوشترند از لعبتان بربری # 6 گر بیابی حبه ای از قند ما %~% گنج قارون را به یک جو نشمری # 7 همچو سید تخم نیکی را بکار %~% گر همی خواهی که از خود برخوری ~~PageV1P1496 ### || [genre: Gh] # 1 گر به دلبر دل سپاری دل بری %~% جان به جانان ده که تا جان پروری # 2 دست بگشا دامن دلبر بگیر %~% سر به پایش نه که یابی سروری # 3 جام می می خور غم عالم مخور %~% تا که از عمر عزیزت برخوری # 4 عین مطلوبی و از خود بی خبر %~% طالب نقش و خیال دیگری # 5 جنت المأوای دل صاحبدل است %~% خوش در آ گر ره به جنت می بری # 6 عشق از معشوق می آرد خبر %~% نزد عاشق از ره پیغمبری # 7 نعمت الله یادگار سید است %~% یافته بر جمله رندان مهتری PageV1P1497 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دلبر گر سپاری دل بری %~% دل بری کن تا بیابی دلبری # 2 هرکه انسانست از این سان خوانمش %~% آن چنان انسان بسی به از پری # 3 از سر سر در گذر چون عاشقان %~% عشقبازی ms509 نیست کار سرسری # 4 گر بیاری جام می یابی ز ما %~% هر چه آری نزد ما آن را بری # 5 جان به جانان ده بسی نامش مبر %~% حیف باشد نام جائی گر بری # 6 چون خلیل الله همه بتها شکن %~% تا نباشی بت پرست آذری # 7 نعمت الله را اگر یابی خوشست %~% زان که دارد معجز پیغمبری PageV1P1498 ### || [genre: Gh] # 1 درویش فقیریم و نخواهیم امیری %~% والله که به شاهی نفروشیم فقیری # 2 گر مختصری در نظرت خورد نماید %~% آن شخص بزرگیست مبینش به حقیری # 3 پیریم ولی عاشق آن یار جوانیم %~% یا رب برسان یار جوان را تو به پیری # 4 گر یوسف مصری به اسیریش ببردند %~% این یوسف من برد مرا هم به اسیری # 5 مستانه سخن می رود ای زاهد مخمور %~% شاید که بر این گفته ما نکته ~~نگیری # 6 از مرگ میندیش اگر کشته عشقی %~% جاوید بمانی اگر از خویش بمیری # 7 آزاد بود هر که بود بنده سید %~% از بندگی اوست مرا حکم امیری ~~PageV1P1499 ### || [genre: Gh] # 1 جان چه باشد گر نباشد عاشق جان پروری %~% دل چه ارزد گر نورزد مهر روی ~~دلبری # 2 من چه بازم گر نبازم عشق یار نازکی %~% باده نوشی جان فزائی دلبری مه ~~پیکری # 3 دیده تا دیده جمالش در خیالش روز و شب %~% بی سر و پا سو به سو گردیده ~~در هر کشوری # 4 خسرو شیرین خوبان جهان یار من است %~% فارغ است از حال فرهاد غریبی ~~غمخوری # 5 مهر رویش در دل ما همچو روحی در تنی %~% عشق او در جان ما چون آتشی در ~~مجمری # 6 دیده تر دامنم تا می زند نقشی بر آب %~% در نظر دارد خیال عارض خوش ~~منظری # 7 سید ار داری سر سوداش سر در پا فکن %~% تا نباشد بر سر کویش ز تو ~~دردسری PageV1P1500 ### || [genre: Gh] # 1 گذری کن به سوی ما گذری %~% نظری کن به حال ما نظری # 2 بر ms510 در می فروش معتکفیم %~% خوش مقامی شریف و نیک دری # 3 لیس فی الدار غیره دیار %~% نیست جز وی در این سرا دگری # 4 آتشی در دل است و جان سوزد %~% دم گرمم کند از او اثری # 5 رند مستیم و بی خبر ز جهان %~% که رساند به بی خبر خبری # 6 با من از حور و از بهشت مگو %~% چه کنم بوستان مختصری # 7 بنده سید خراباتیم %~% شدم از بندگیش معتبری PageV1P1501 ### || [genre: Gh] # 1 جز خیال تو درین دیده نگنجد دگری %~% چشم دارم که ز الطاف تو یابم نظری # 2 تا که زنار سر زلف تو بستم به میان %~% بسته ام از سر اخلاص به خدمت ~~کمری # 3 حلقه ای بر در میخانه زدم بگشودند %~% به ازین هیچ کسی را نگشودند دری # 4 غیر در خلوت من راه ندارد والله %~% ساکنم در حرم کعبه نیم رهگذری # 5 به خرابات تو را راه برم گر آئی %~% این چنین ره ننماید به جهان راهبری # 6 گنج شاهیست در این گوشه ویرانه دل %~% طلبش کن که توان یافت به هر سو ~~گهری # 7 نعمت الله به دست آور و می جو خبرم %~% که ز ذوق من سرمست بیابی خبری ~~PageV1P1502 ### || [genre: Gh] # 1 گر چه میری در این جهان میری %~% چون رسد وقت ناگهان میری # 2 آب سر چشمه حیات بنوش %~% تا نمانند این و آن میری # 3 خوش کناری بگیر ازین عالم %~% پیش از آن دم که در میان میری # 4 زنده جاودان توانی بود %~% گر تو در پای عاشقان میری # 5 هر که مرد او دگر نخواهد مرد %~% ور نمیری چو دیگران میری # 6 زنده دل باش و جان به جانان ده %~% گرنخواهی که جاودان میری # 7 نعمت الله به ذوق جان بسپرد %~% تو چنان رو که همچنان میری PageV1P1503 ### || [genre: Gh] # 1 مرید پیر خمارم که دارد این چنین پیری %~% غلام همت عشقم که دارد این ~~چنین میری # 2 به ملک ms511 دنیی و عقبی خریدم کنج میخانه %~% ازین سودا که من کردم جهانی ~~یافت توفیری # 3 اگر رند خراباتم که خم باده می نوشم %~% نه کم شد جرعه ای ز آن می نه ~~من گشتم از او سیری # 4 ز جام وحدت ساقی مدامم مست لایعقل %~% حریفان را چو خود سازم نخواهم ~~کرد تقصیری # 5 ز دست عشق عقل ما نخواهد برد جان دانم %~% کجا یابد خلاص آخر ضعیف از ~~پنجه شیری # 6 بیا ای مطرب عشاق و ساز بینوا بنواز %~% که ما مستیم و تو ساقی مکن آخر ~~تو تأخیری # 7 طریق نعمت الله رو که یابی زود مقصودت %~% که غیر از راه او دیگر نیابد ~~عاقبت پیری PageV1P1504 ### || [genre: Gh] # 1 ز سودای جهان بگذر اگر سودای ما داری %~% هوای خویشتن بگذر اگر ما را ~~هوا داری # 2 مرو دور ای عزیز من بیا نزدیک ما بنشین %~% چرا بیگانه می گردی نشان ~~آشنا داری # 3 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% از این مجلس گریزانی بگو ~~عزم کجا داری # 4 برو ای عقل سرگردان که من مستم تو مخموری %~% ندارم راحتی از تو مرا ~~زحمت چرا داری # 5 فدا کن جان اگر خواهی که عمر جاودان یابی %~% فنا شو از وجود خود اگر ~~عشق بقا داری # 6 ز خلوتخانه دیده خیال غیر بیرون کن %~% بگو ای نور چشم من به جای او که ~~را داری # 7 سبوی خود چو بشکستی به بحر ما چو پیوستی %~% بشو غواص این دریا که دری ~~پربها داری # 8 ندیم بزم سید باش اگر فردوس می جوئی %~% حریف نعمت الله شو اگر نور خدا ~~داری PageV1P1505 ### || [genre: Gh] # 1 جام ساقی پر مئی آری %~% همدم نائی و نئی آری # 2 گر تو گوئی میم مئی آری %~% ور تو گوئی نیم نیی آری # 3 این عجب بین که جامع همه شی %~% با همه شئی لاشئی آری # 4 که به رند اقتدا کند صوفی ms512 %~% در پی پیر نیک پی آری # 5 کشته او اگر شوی عبدی %~% همچو من سید حیی آری PageV1P1506 ### || [genre: Gh] # 1 عشق جانان اگر به جان داری %~% حاصل عمر جاودان داری # 2 مهر پاک است و مهر آل عبا %~% خوش نشانیست گر نشان داری # 3 آفتابیست نور او پیدا %~% نتوانی که آن نهان داری # 4 عقل بگذار و عاشقانه بیا %~% میل اگر سوی عاشقان داری # 5 گر نداری تو آن نداری هیچ %~% همه داری اگر تو آن داری # 6 آن میان در کنار اگر خواهی %~% بنهی هر چه در میان داری # 7 خوش حضوریست صحبت سید %~% بهتر از لذت جهان داری PageV1P1507 ### || [genre: Gh] # 1 یاریست یار یاران یاری چگونه یاری %~% یاری که می توان گفت داریم یار ~~غاری # 2 یاری اگر ز یاری باری رسید بر وی %~% ما را نبود هرگز از یار خویش باری # 3 نقش خیال رویش بر دیده می نگاریم %~% در چشم ما نظر کن روشن ببین نگاری # 4 جز عاشقی و رندی کار دگر نداریم %~% مستانه در خرابات مائیم و ~~خواندگاری # 5 در عین ما نظر کرد خلوتسرای خود دید %~% بر جای خویش بنشست بگرفته خوش ~~کناری # 6 می نوش ساغر می می بوس دست ساقی %~% باشد که بگذرانی رندانه روزگاری # 7 جام جهان نمائی بستان ز نعمت الله %~% تا رو به تو نماید خورشید بی ~~غباری PageV1P1508 ### || [genre: Gh] # 1 یار با ما نمی کنی یاری %~% جورها می کنی به سر باری # 2 به غم ما اگر تو دلشادی %~% بعد از این کار ما و غمخواری # 3 بر سر خاک هر شبی تا روز %~% منم و آب چشم بیداری # 4 دل به آزار پرده باز آر %~% که نه اینست شرط دلداری # 5 رحمتی کن دگر میازارم %~% تا کی آزاریم بدین زاری # 6 دل و دین چشم و زلف تو بردند %~% این به عیاری آن به طراری # 7 دل سید که برده ای جانا %~% زینهارش نکو نگه داری ms513 PageV1P1509 ### || [genre: Gh] # 1 تخم نیک و بدی که می کاری %~% هر چه کاری بدان که برداری # 2 بار یاری اگر کنی ای یار %~% شاید ار تخم دوستی کاری # 3 از بدی هیچ سود نتوان یافت %~% خود زیان نیست در نکوکاری # 4 دل میازار و دل به دست آور %~% گوش کن این نصیحت از یاری # 5 دل تو هیچکس نیازارد %~% گر دل هیچکس نیازاری # 6 ما چنین مست و تو چنان مخمور %~% در چه اندیشه ای چه پنداری # 7 نعمت الله برای دل بردن %~% سر برآورده است عیاری PageV1P1510 ### || [genre: Gh] # 1 سخن یار بشنو از یاری %~% تخم نیکی بکار اگر کاری # 2 بد مکن ای عزیز نیک اندیش %~% تا نیابی جزای خود خواری # 3 حضرت حق کجا بود راضی %~% که دل بنده اش بیازاری # 4 دیگران بار تو کشند به دوش %~% گر کشی بار حضرت باری # 5 گر ببینی جمال او باری %~% نقش عالم خیال پنداری # 6 جام می را بگیر و خوش می نوش %~% گر هوائی به ذوق ما داری # 7 سید و بنده را به هم بینی %~% نعمت الله اگر به دست آری PageV1P1511 ### || [genre: Gh] # 1 آمد به درت جان عزیز از سر یاری %~% محروم مگردان ز در خویش ز یاری # 2 تنها نه منم سوخته آتش عشقت %~% بسیار چو من عاشق دل سوخته داری # 3 یک دم نرود عمر که بی یاد تو باشد %~% امید که ما را تو ز خاطر نگذاری # 4 روزی به سر کوی تو جان را بسپارم %~% باشد که همان جا تو به خاکم ~~بسپاری # 5 گر جور کنی بر دل بیچاره مسکین %~% ما را نبود چاره به جز ناله و زاری # 6 ای دل به خرابات فنا خوش گذری کن %~% شاید که می جام بقا را به کف آری # 7 می در قدح و ساقی ما سید سرمست %~% ای زاهد مخمور تو آخر به چه کاری ~~PageV1P1512 ### || [genre: Gh] # 1 عمر ضایع مکن به ms514 بیکاری %~% عمر آور حیل چه می آری # 2 مو به مویت حساب خواهد بود %~% در چه اندیشه ای چه پنداری # 3 تخم نیکی بکار و بد بگذار %~% نیک و بدکاری آنچه پنداری # 4 تو که در خواب غفلتی دایم %~% چه شناسی حضور بیداری # 5 درد آزار اگر بدانی تو %~% خاطر پشه ای نیازاری # 6 طالب ذوق عاشقان باشی %~% گر نصیبی ز عاشقان داری # 7 کار ما بندگیست ای سید %~% عمر ضایع مکن به بیکاری PageV1P1513 ### || [genre: Gh] # 1 در خرابات مجو همچو من میخواری %~% که به عمری نتوان یافت چنین خماری # 2 کار سودازدگان عاشقی و میخواریست %~% هر کسی در پی کاری و سر بازاری # 3 دل ما بود امینی و امانت عشقش %~% آن امانت به امینی بسپارند آری # 4 عشق او صدره اگرمی کشدم در روزی %~% خونبها می دهمش از لب خود هر باری # 5 کفر او رونق ایمان مسلمانان است %~% بسته ام از سر زلفش به میان زناری # 6 غم من می خورد آن یار که جانم به فداش %~% شادمانم ز غم یار چنین ~~غمخواری # 7 در همه مجلس رندان جهان گردیدم %~% نیست چون سید سرمست دگر سرداری ~~PageV1P1514 ### || [genre: Gh] # 1 خواه در خواب و خواه بیداری %~% در نظر دارمش چه پنداری # 2 تا خیالش به خواب می بینم %~% نکنم هیچ میل بیداری # 3 نقش غیری خیال اگر بندم %~% شرمسارم از آن گنهکاری # 4 سر من و آستان حضرت او %~% هر شبی با دلی و صد زاری # 5 چون همه دوستدار یارانند %~% شاید از یار او نیازاری # 6 بر سر چارسو بیا می نوش %~% با حریفان رند بازاری # 7 زاهدی را چه می کنی آخر %~% خبر از عاشقان اگر داری # 8 سخن عشق اگر کنی با عقل %~% تخم در شوره زار می کاری # 9 بر سر کوی ما مجاور شو %~% گر طلبکار ذوق خماری # 10 جز یکی در شمار آید نه %~% گر یکی از هزار بشماری # 11 نعمت الله ms515 اگر به یاد آری %~% لذت عمر جاودان داری PageV1P1515 ### || [genre: Gh] # 1 جان و جانان توئی چه پنداری %~% باش یکتا دوئی چه پنداری # 2 از حدوث قدم چه می گوئی %~% کهنه و نو نوی چه پنداری # 3 گفتمت عاشقانه می می نوش %~% قول ما نشنوی چه پنداری # 4 راه میخانه را غلط کردی %~% به خطا می روی چه پنداری # 5 ما چنین مست و تو چنان مخمور %~% تو چو ما کی شوی چه پنداری # 6 یار در خانه و تو سرگشته %~% در به در می روی چه پنداری # 7 می و جامی و سید و بنده %~% نعمت الله توئی چه پنداری PageV1P1516 ### || [genre: Gh] # 1 ماه من امشب برآمد خوش خوشی %~% دلبرم از در درآمد خوش خوشی # 2 در چنین شب این چنین ماه تمام %~% وه که خویم در خور آمد خوش خوشی # 3 چشم من روشن شد از دیدار او %~% آرزوی من برآمد خوش خوشی # 4 خوش خوشی از مجلس ما رفته بود %~% لطف کرد و دیگر آمد خوش خوشی # 5 بس که آب دیده ام بر خاک ریخت %~% سرو نازم در برآمد خوش خوشی # 6 خسته هجرش به امید وصال %~% خوشتر است و بهتر آمد خوش خوشی # 7 نعمت الله خوش خوشی عالم گرفت %~% در همه جا بر سرآمد خوش خوشی ~~PageV1P1517 ### || [genre: Gh] # 1 ز من توحید می پرسی جوابت چیست خاموشی %~% بگفتن کی توان دانست گویم گر ~~به جان کوشی # 2 ز توحید ار سخن گوئی موحد گویدت خاموش %~% سخن اینجا نمی گنجد مقام تو ~~است خاموشی # 3 تو پنداری که توحیدست این قولی که می گوئی %~% خدا را خلق می گوئی مگر ~~بی عقل و بیهوشی # 4 موحد او موحد او و توحید او چه می جوئی %~% من و تو کیستیم آخر به باطل ~~حق چرا پوشی # 5 معانی بدیع تو بیان علم توحید است %~% نه توحید است اگر گوئی که ~~توحیدست فرموشی # 6 حدیث می چه می ms516 گوئی بهه ذوق این جام می در کش %~% زمانی همدم ما شو برآ ~~از خواب خرگوشی # 7 ز جام ساقی وحدت می توحید می نوشم %~% حریف نعمت الله شو بیا گر باده ~~می نوشی PageV1P1518 ### || [genre: Gh] # 1 بر تخت دلم نشسته شاهی %~% شاهی و چگونه شاه ماهی # 2 قدسی ملکی ملک صفاتی %~% عالی قدری جهان پناهی # 3 بر دست گرفته جام باده %~% مستانه نهاده کج کلاهی # 4 جان بنده و عقل خادم از %~% دل تختی و عشق پادشاهی # 5 ما راه روان کوی عشقیم %~% به زین نرود کسی به راهی # 6 گوئی که ز باده توبه کردی %~% هرگز نکنم چنین گناهی # 7 درخدمت سید خرابات %~% جاهی دارم چگونه جاهی PageV1P1519 ### || [genre: Gh] # 1 درآمد از درم خوش پادشاهی %~% که دیده این چنین شاهی چو ماهی # 2 همه ارواح پاکان در رکابش %~% به شوکت پادشاهی با سپاهی # 3 نهادم سر به پایش بوسه دادم %~% ندارم غیر لطفش عذرخواهی # 4 به حمدالله که از لطف اللهی %~% مرا آمد چنین پشت و پناهی # 5 به غیر او نکردم هیچ میلی %~% وگر کردم از او دارم گناهی # 6 نشستم بر در میخانه سرمست %~% نباشد این چنین جائی و جاهی # 7 طریق نعمت الله راه عشق است %~% چه خوش راهی و همراه به راهی ~~PageV1P1520 ### || [genre: Gh] # 1 در آ در خلوت خاص الهی %~% طلب کن در دل ما گنج شاهی # 2 بیا و رنگ بیرنگی به دست آر %~% چه کار آید سفیدی و سیاهی # 3 در این دریا خوشی با ما به سر بر %~% بجو از عین ما ما را کماهی # 4 گدای حضرت سلطان ما شو %~% اگر خواهی که یابی پادشاهی # 5 به غیر او نجوید همت ما %~% بجو از همت ما هر چه خواهی # 6 خراباتست و ما مست خرابیم %~% دهد بر ذوق ما ساقی گواهی # 7 نشان آل دارد نعمت الله %~% گرفته نامش از مه تا به ماهی PageV1P1521 ### || [genre: Gh] # 1 کرم بنگر ms517 که الطاف الهی %~% به ما بخشید ملک پادشاهی # 2 به ما آئینه ای انعام فرمود %~% در آن بنموده است اشیا کماهی # 3 نموده لشکر اسما به اشیا %~% چنان سلطان چنین لشکر پناهی # 4 توئی تو اگر با طاعت تست %~% نداری طاعتی محض گناهی # 5 اگر نقش خیال غیر بندی %~% به نزد عاشقان باشد مناهی # 6 بیا رندانه با ما در خرابات %~% که از ساقی بیابی هر چه خواهی # 7 سخنهای لطیف نعمت الله %~% گرفته شهرت از مه تا به ماهی PageV1P1522 ### || [genre: Gh] # 1 دوش در خواب دیده ام شاهی %~% پادشاه خوشی و خرگاهی # 2 در سرای دلم نشسته به تخت %~% آفتابی به صورت ماهی # 3 لطف سلطان خلافتم بخشید %~% منصبی یافتم چنین جاهی # 4 نقد گنجش چنین عطا فرمود %~% کرمش ساخت بنده را شاهی # 5 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% حضرتش ساقیست و دلخواهی # 6 تو به مسجد اگر روی می رو %~% من به میخانه برده ام راهی # 7 آینه صد هزار می نگرم %~% می نمایند نعمت اللهی PageV1P1523 ### || [genre: Gh] # 1 آئینه حضرت الهی %~% تمثال جمال پادشاهی # 2 داننده علم جمله اسما %~% واقف ز کمال ما کماهی # 3 آوازه آفتاب حسنش %~% بگرفته ز ماه تا به ماهی # 4 سلطان وجود روی بنمود %~% در صورت مردم سپاهی # 5 سید بگرفت ملک عالم %~% بنشست به تخت دل بشاهی PageV1P1524 ### || [genre: Gh] # 1 از دوئی بگذر که تا یابی یکی %~% در وجود آن یکی نبود شکی # 2 نقد گنج کنت کنزا را طلب %~% چون گدایان چند جوئی پولکی # 3 صد هزار آئینه گر بنمایدت %~% آن یکی را می نگر در هر یکی # 4 عقل خود را دید از خود بی خبر %~% خودنمائی می کند خود بینکی # 5 شعر ما گر عارفی باشد خوشی %~% ذوق اگر داری بکن تحسینکی # 6 زر یکی و تنگه زر بیشمار %~% آن یکی را می شمارش نیککی # 7 نیک نبود منکر آل عبا %~% ور بود نبود بهه جز بد دینکی ms518 PageV1P1525 ### || [genre: Gh] # 1 نیست مرا در نظر در دو جهان جز یکی %~% هست یقینم یکی نیست در آن یک ~~شکی # 2 وهم خیال دوئی نقش کند بر ضمیر %~% ظن غلط می بری نیست شکی در یکی # 3 در دو جهان یک وجود آینه اش صدهزار %~% ذات یکی بی خلاف هست صفاتش یکی # 4 موج و حبابست بحر آب ز روی ظهور %~% لیک نظر کن به ما در همگان نیککی # 5 میر خرابات عشق زنده دلی سیدی %~% ساقی سرمست ماست خدمت خانی بکی ~~PageV1P1526 ### || [genre: Gh] # 1 هان برسان به گوش او پیک صبا جکی جکی %~% بندگی و سلام من بعد دعا جکی ~~جکی # 2 ای بت نازنین من با من خسته دل اگر %~% جور و جفا کنی مکن ترک وفا جکی ~~جکی # 3 بی رخ تو دو چشم من نور ندارد ای صنم %~% نور دو چشم من توئی رخ بنما ~~جکی جکی # 4 تا مه نو شود خجل پیش رخ تو بر فلک %~% چون مه چارده شب از بام برآ جکی ~~جکی # 5 تا بگشاید از دل سید ناتوان گره %~% بازگشاد برفشان زلف دو تا جکی جکی ~~PageV1P1527 ### || [genre: Gh] # 1 ای در میان جانها از ما کنار تا کی %~% مستان شراب نوشند ما در خمار تا ~~کی # 2 ما گشتگان عشقیم بر خاک ره فتاده %~% ما را چنین گذاری در رهگذار تا کی # 3 تو چشمه حیاتی سیراب از تو عالم %~% ما تشنه در بیابان در انتظار تا کی # 4 ساقی بیار جامی بر خاک ما فرو ریز %~% در مجلسی چنین خوش گرد و غبار تا ~~کی # 5 در خلوت دل تست یاری و یار غاری %~% تو می روی ز هر در غافل ز یار تاکی # 6 نقش خیال بگذار دست نگار ما گیر %~% نقاش را نظر کن نقش نگار تا کی # 7 رندان نعمت الله سرمست در سماعند %~% تو هم بکوب پائی دستی بر آر تا کی ~~PageV1P1528 ### || [genre: Gh] # 1 ms519 هر مرده که شد به جام می حی %~% باشد جاوید زنده از وی # 2 ساقی قدحی شراب پر کن %~% از بهر خدا بده پیاپی # 3 گوئی که ز باده توبه کردی %~% ای مونس جان عاشقان کی # 4 ای عشق بیا که جان مائی %~% ای عقل برو ز بزم ماهی # 5 مستیم و خراب لاابالی %~% ساغر بر دست و گوش برنی # 6 رندانه حریف مست عشقیم %~% سجاده زهد کرده ام طی # 7 در مجلس عشق نعمت الله %~% جامیست جهان نما پر از می PageV1P1529 ### || [genre: Gh] # 1 عالم جامست و فیض او می %~% بی او همه عالم است لاشی # 2 او را نبود ظهور بی ما %~% ما را نبود وجود بی وی # 3 ای عقل تو زاهدی و ما رند %~% در مجلس ما میا برو هی # 4 یا رب که مدام باد ساقی %~% تا می بخشد مرا پیاپی # 5 گوئی که ز باده توبه کردی %~% زنهار مگو چنین کجا کی # 6 هر زنده دلی که کشته اوست %~% جاوید چو جان ما بود حی # 7 مستیم و حریف نعمت الله %~% می بر کف دست و گوش بر نی PageV1P1530 ### || [genre: Gh] # 1 مجلس عشق است و ما سرمست می %~% یار با ساقی و ما مهمان وی # 2 باز با میر خراباتم حریف %~% خلوتی خالی و جز ما هیچ شی # 3 کشته عشقم از آنم زنده دل %~% مرده دردم از آنم گشته حی # 4 گر بیابی عاشقی گو الصلا %~% ور ببینی عاقلی گو دو رهی # 5 عشق ما را رو به میخانه نمود %~% جان فدای این دلیل نیک پی # 6 عالمی سرمست و خماری کریم %~% تو چنین مخمور باشی تا به کی # 7 سید ما را نگر کز عشق او %~% نامه هستی به مستی کرده طی PageV1P1531 ### || [genre: Gh] # 1 متناهی شود به تو همه شی %~% تو شوی منتهی به حضرت وی # 2 غایت ذوق ما کجا یابد %~% به جز از ما و همچو ما هی ms520 هی # 3 زاهد و زهد و آرزوی نماز %~% ما و ساقی و ساغر پر می # 4 کشته عشق و زنده ابد است %~% کی بمیرد کسی که زو شد حی # 5 آفتابست و عالمی سایه %~% هر کجا او رود رود در پی # 6 نو او را به نور او دیدیم %~% نه به یک چیز بلکه در همه شی # 7 سر سید ز نعمت الله جو %~% دم نائی طلب کنش از نی PageV1P1532 ### || [genre: Gh] # 1 توئی جانا که عین هر وجودی %~% به خوبی دل ز خود هم خود ربودی # 2 نبود این بود و بودی عین وحدت %~% نمودی کثرت از وحدت که بودی # 3 جان صورت و معنی عیان شد %~% چو بند برقع پنهان گشودی # 4 به چشم خود بدیدی حسن خود را %~% جمال خود در آئینه نمودی # 5 چو تو با شمع خود رازی بگفتی %~% چه گویم آنچه خود گفتی شنودی # 6 ز جود او وجود جمله موجود %~% عجب تو خود وجود عین جودی # 7 وجود هر دو عالم نزد سید %~% نباشد جز وجود فی وجودی PageV1P1533 ### || [genre: Gh] # 1 اگر نه درد او بودی دوای دل که فرمودی %~% و گر نه عشق او بودی طبیب ما ~~که می بودی # 2 خیالش نقش می بندم به هر حالیکه پیش آید %~% نیابم خالی از جودش وجود ~~هیچ موجودی # 3 بیا و نوش کن جامی ز درد درد عشق او %~% که غیر از درد درد او ندیدم ~~هیچ بهبودی # 4 خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست %~% مده تو پند مستان را ~~ندارد پند تو سودی # 5 اگر نه جام می بودی که از ساقی خبر دادی %~% و گر نه آینه بودی به ما ~~او را که بنمودی # 6 بنه بر آتش عشقم که تا بوی خوشی یابی %~% بسوزانم کزین خوشتر نیایی در ~~جهان عودی # 7 طلسم گنج سلطانی معمائیست پر معنی %~% اگر نه سیدم بودی معما را که ~~بگشودی PageV1P1534 ### || [genre: ms521 Gh] # 1 گر آینه عین او نبودی %~% آن روی به ما که می نمودی # 2 بگشاد در سرا به عالم %~% گر در بستی که می گشودی # 3 او می بخشد وجود ور نه %~% بودی ز من و ز تو نبودی # 4 بی خنده گل نوای بلبل %~% در گلشن او که می شنودی # 5 گر نقش خیال او ندیدی %~% این دیده ما کجا غنودی # 6 این گفته اگر نه گفته اوست %~% از آینه زنگ کی زدودی # 7 دیدم سید که درخرابات %~% مستانه سرود می سرودی PageV1P1535 ### || [genre: Gh] # 1 درد عشقش اگر به جان بردی %~% گوی دولت ز همگنان بردی # 2 گر خریدی غمش به هر دو جهان %~% سود و سرمایه جهان بردی # 3 جرعه درد درد اگر خوردی %~% راحت عمر جاودان بردی # 4 کشته عشق اگر شدی ای دل %~% مژدگانی بده که جان بردی # 5 سخنم گر بری به میخانه %~% تحفه ای پیش عاشقان بردی # 6 آمدی نزد من شدی عاشق %~% نقد گنجینه رایگان بردی # 7 گر کناری گرفتی از عالم %~% نعمت الله از میان بردی PageV1P1536 ### || [genre: Gh] # 1 گاهی به غم و گهی به شادی %~% دکان خوشی درش گشادی # 2 هر رخت که بود در خزینه %~% بر درگه خویشتن نهادی # 3 از خود بخری به خود فروشی %~% در بیع و شری چه اوستادی # 4 سرمایه ما به باد دادی %~% با ما تو کجا در اوفتادی # 5 معشوق خودی و عاشق خود %~% هم عشق و داد خویش دادی # 6 فرزند تو اند جمله عالم %~% اسرار تو است هر چه زادی # 7 تو سید عالمی به تحقیق %~% زآنروی که پادشه نژادی PageV1P1537 ### || [genre: Gh] # 1 ای ترک نیم مست به یغما خوش آمدی %~% وی همچو جان نهفته پیدا خوش آمدی # 2 الا و مرحبا مگر از غیب می رسی %~% ای شاهد شهادت رعنا خوش آمدی # 3 خالی است خلوت دل ما از برای تو %~% ور نه قدم به خلوت و فرما خوش آمدی ms522 # 4 دیشب خیال روی تو در خواب دیده ایم %~% ای نور چشم در نظر ما خوش آمدی # 5 دلال عاشقان به سر چهارسوی عشق %~% گلبانگ می زند که به سودا خوش آمدی # 6 سرمست می رسی ز خرابات عاشقان %~% دل برده ای به غارت جانها خوش آمدی # 7 ای پادشاه صورت و معنی گدای تو %~% وی سید مجرد یکتا خوش آمدی ~~PageV1P1538 ### || [genre: Gh] # 1 تا به کی گرد این جهان گردی %~% گرد این خانه جهان گردی # 2 مدتی این چنین به سر بردی %~% وقت آن است کان چنان گردی # 3 گنج و گنجینه خوشی یابی %~% گرچو ما گرد این و آن گردی # 4 در خرابات گرد می گردیم %~% خوش بود گر تو هم روان گردی # 5 گر نصیبی ز ذوق ما یابی %~% مونس جان عاشقان گردی # 6 نظری گر کنی به دیده ما %~% واقف از بحر بیکران گردی # 7 نعمت الله را اگر یابی %~% فارغ از نعمت جهان گردی PageV1P1539 ### || [genre: Gh] # 1 از جرعه جام لایزالی %~% مستیم و خراب و لاابالی # 2 افتاده خراب در خرابات %~% فارغ ز وساوس خیالی # 3 بگذار حدیث دی و فردا %~% معشوق چو حاصل است حالی # 4 در میکده رو شراب در کش %~% ز آن جام مروق زلالی # 5 می سوز چو شمع در غم عشق %~% می نال که خوش به عشق نالی # 6 بنگر که ز عشق نی بنالید %~% با این همه بی زبان دلالی # 7 ماه نظرت چو کامل آید %~% خواهی قمر است و خواه لالی # 8 من ذره ام و نگار خورشید %~% خورشید ز ذره نیست خالی # 9 سید مست است و جام بر دست %~% در مجلس عشق لایزالی PageV1P1540 ### || [genre: Gh] # 1 خراباتست و رندان لاابالی %~% حریفان سر خوشان لاابالی # 2 در میخانه را خمار بگشود %~% صلای میخواران لا ابالی # 3 حضور شاهد غیب است اینجا %~% ندیمان همدمان لاابالی # 4 بگو ای مطرب عشاق بنواز %~% نوای بیدلان لا ابالی # 5 به دور ms523 چشم مست ساقی ما %~% حیاتی یافت جان لاابالی # 6 ز سرمستان کوی عشق ما جو %~% نشان عاشقان لاابالی # 7 درون خلوت سید شب و روز %~% بود بزمی از آن لاابالی PageV1P1541 ### || [genre: Gh] # 1 ای از جمال رویت نقش جهان خیالی %~% وی ز آفتاب رویت هر ذره ای هلالی # 2 این مظهر مطهر روشن شد از جمالت %~% در آینه نمودی تمثال بی مثالی # 3 از چشم پر خمارت هر گوشه نیم مستی %~% وز لعل شکرینت در هر طرف زلالی # 4 دارم هوا که گردم خاک در سرایت %~% این دولت ار بیابم ما را بود کمالی # 5 صوفی و کنج خلوت رند و شرابخانه %~% هر یک به جستجوئی باشند و ما به ~~حالی # 6 در خلوت سرایت جان خواست تا درآید %~% گفتم مرو مبادا یابد ز تو ملالی # 7 سید خیال رویت پیوسته بسته با دل %~% ای جان من که دارد خوشتر ازین ~~خیالی PageV1P1542 ### || [genre: Gh] # 1 جمالش دیده ام در هر خیالی %~% خیالش بین که دارد خوش جمالی # 2 خیال اوست نقش پرده چشم %~% ازین خوشتر نمی بینم خیالی # 3 خیالی جز خیال او محالست %~% محالی را کجا باشد مجالی # 4 مرا چون ذوق می بخشد خیالش %~% ازو خالی نیم در هیچ حالی # 5 غلام سید سرمست ما شو %~% که تا یابی از آن حضرت کمالی PageV1P1543 ### || [genre: Gh] # 1 به حق آل محمد به نور پاک علی %~% که کس نبی نشده تا نگشته است ولی # 2 ولی بود به ولایت کسی که تابع اوست %~% موالیانه طلب کن ولی ولای علی # 3 به هر چه می نگرم نور اوست در نظرم %~% تو میل مذهب ما کن مباش معتزلی # 4 لطیفه ایست بگویم اگر تو فهم کنی %~% که دید صورت و معنی حادث ازلی # 5 اگر تو صیرفی چهارسوی معرفتی %~% چرا به پول سیه سیم خویش می بدلی # 6 قبا بپوش و کمر بند و باش درویشی %~% چه حاصلست از آن تاج خرقه ms524 عملی # 7 ببین در آینه ما به دیده سید %~% که تا عیان بنماید به تو خفی و جلی ~~PageV1P1544 ### || [genre: Gh] # 1 نعمت الله ماست پیر ولی %~% یادگار محمد است و علی # 2 نعمت الله هست و خواهد بود %~% نعمت لایزال لم یزلی # 3 یاد او کرده ام به روز و شب %~% ذکر او گفته ام خفی و جلی # 4 نعمت الله را مشو منکر %~% ور شوی کافری و در خللی # 5 حق تعالی به او کرم فرمود %~% ذوق جاوید و عشق لم یزلی # 6 ابدی باشد ای برادر من %~% هر عطائی که آن بود ازلی # 7 رافضی نیستم ولی هستم %~% مؤمن پاک و خصم معتزلی # 8 مذهب جد خویشتن دارم %~% بعد از او پیرو علی ولی # 9 سید ملک نعمت اللهم %~% با چنین بنده ای چه در جدلی PageV1P1545 ### || [genre: Gh] # 1 دارم از عشق درد دل خیلی %~% نیست درمان به غیر واویلی # 2 چشم ما بحر در نظر دارد %~% کرده هر گوشه ای روان سیلی # 3 هست ما را به میخوری ذوقی %~% نیست ما را به زاهدی میلی # 4 من مجنون ندانم از حیرت %~% لیلی از خویش و خویش از لیلی # 5 عاشق درمند چون سید %~% نتوان یافتن به هر خیلی PageV1P1546 ### || [genre: Gh] # 1 ای که هستی محب آل علی %~% مؤمن کاملی و بی بدلی # 2 ره مستی گزین که مذهب ماست %~% ورنه گم گشته ای و در خللی # 3 رافضی کیست دشمن بوبکر %~% خارجی کیست دشمنان علی # 4 هر که او هر چهار دارد دوست %~% امت پاک مذهب است و ولی # 5 دوستدار صحابه ام به تمام %~% یار سنی و خصم معتزلی # 6 مذهب جامع از خدا دارم %~% این هدایت مرا بود ازلی # 7 نعمت اللهم و ز آل رسول %~% چاکر خواجه ام خفی و جلی PageV1P1547 ### || [genre: Gh] # 1 گفته عشاق می خوانم بلی %~% عشقبازی نیک می دانم بلی # 2 دیده ام آئینه گیتی نما %~% بر جمال خویش حیرانم ms525 بلی # 3 بسته ام زنار کفر زلف او %~% لاجرم نیکو مسلمانم بلی # 4 دردمندم دردمندم دردمند %~% دردی درد است درمانم بلی # 5 گه به این و گه به آن خوانی مرا %~% هرچه می خوانی بخوان آنم بلی # 6 از سر هر دو جهان برخواستم %~% همنشین جان و جانانم بلی # 7 درخرابات مغان مست و خراب %~% سیدم مجموع رندانم بلی PageV1P1548 ### || [genre: Gh] # 1 عشقبازی می کنم آری بلی %~% بل ایازی می کنم آری بلی # 2 خرقه خود را به جام می مدام %~% خوش نمازی می کنم آری بلی # 3 نقد دل در آتش عشقش گداخت %~% زر گدازی می کنم آری بلی # 4 کار من در عشق جانبازی بود %~% نیک بازی می کنم آری بلی # 5 من شهید و غازی من عشق او %~% وصف غازی می کنم آری بلی # 6 هر که را بینم به عشق روی او %~% دلنوازی می کنم آری بلی # 7 سید ار نازی کند من بنده ام %~% نو نیازی می کنم آری بلی PageV1P1549 ### || [genre: Gh] # 1 ترک مستم می پرستم یللی %~% ساغر باده به دستم یللی # 2 عهد با ساقی ببستم تننا %~% توبه را دیگر شکستم یللی # 3 مدتی بوده اسیر بند عقل %~% از چنین بندی بجستم یللی # 4 نیست گشتم از خود و هر دو جهان %~% از وجود عشق هستم یللی # 5 دردسر می داد مخموری مرا %~% باده خوردم باز رستم یللی # 6 زاهد هشیار را با من چه کار %~% سید رندان مستم یللی PageV1P1550 ### || [genre: Gh] # 1 تن رهاکن در طریق عاشقی تا جان شوی %~% جان فدای عشق جانان کن که تا ~~جانان شوی # 2 در خرابات مغان مستانه خود را در فکن %~% پند رندان بشنو و می نوش می ~~تا آن شوی # 3 گر گدای حضرت سلطان من باشی چو من %~% لطف او بنوازدت ای شاه من سلطان ~~شوی # 4 آفتاب حسن او مجموع عالم را گرفت %~% غیر او پیدا نبینی گر ز خود پنهان ~~شوی ms526 # 5 گر برآئی بر سر دار فنا منصور وار %~% حاکم ملک بقا و میر سرمستان شوی # 6 زاهد مخمور را بگذار و با رندان نشین %~% تا حریف مجلس رندان و سرمستان ~~شوی # 7 جز طریق نعمت الله در جهان راهی مرو %~% ور روی راه دگر می دان که ~~سرگردان شوی PageV1P1551 ### || [genre: Gh] # 1 تن فداکن تا همه تن جان شوی %~% جان رها کن تا همه جانان شوی # 2 گرد این و آن چه می گردی مدام %~% این و آن را مان که این و آن شوی # 3 ترک کرمان کن به مصر جان خرام %~% تا به کی سرگشته کرمان شوی # 4 ماه ماهانی ببین ای نور چشم %~% آن او باشی چو با ماهان شوی # 5 گنج او در کنج این ویران نهاد %~% گنج او یابی اگر ویران شوی # 6 عید قربان است جان را کن فدا %~% عید خوش یابی اگر قربان شوی # 7 جامع قرآن بخوانی حرف حرف %~% گر چو سید جامع قرآن شوی PageV1P1552 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دلبر گر دهی دلبر شوی %~% سر به پایش گر نهی سرور شوی # 2 گر درین دریا درآئی سوی ما %~% گر چه خوش باشی ولی خوشتر شوی # 3 رو فنا شو تا بقا یابی تمام %~% خاک شو در راه او تا زر شوی # 4 می بنوش و جام می را بوسه ده %~% گر زمانی همدم ساغر شوی # 5 تا ابد گر کار تو عالی شود %~% سعی می فرما کز آن برتر شوی # 6 عقل را بگذار و رو دیوانه شو %~% تا چو مجنون عاشقی دیگر شوی # 7 بر مراد نعمت الله بر خوری %~% گر مرید آل پیغمبر شوی PageV1P1553 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دریا ده که تا دریا شوی %~% نزد ما بنشین که همچون ما شوی # 2 ساغر دردی درد دل بنوش %~% تا دمی همدرد بودردا شوی # 3 از بلا چون کار ما بالا گرفت %~% رو به بالاکش که تا بالا شوی ms527 # 4 غیر نور او نبیند چشم تو %~% گر به نور روی او بینا شوی # 5 آن یکی در هر یکی بینی عیان %~% در دو عالم گر دمی یکتا شوی # 6 عشق را جائی معین هست نیست %~% جای او یابی اگر بی جا شوی # 7 نعمت الله جو که از ارشاد او %~% عارف یکتای بی همتا شوی PageV1P1554 ### || [genre: Gh] # 1 هر زمانی بر آهکی گروی %~% گوئیا پیش نفس در گروی # 2 با تو مطلوب تو است همخانه %~% چون گدایان به هر دری چه روی # 3 تخم نیکی بکار و بد برادر %~% نیک و بد هر چه کاری آن دروی # 4 مرد باید که مرد راه بود %~% خواه مصری شمار و خواه هروی # 5 در طریقت رفیق سید باش %~% گر بدین رسول می گروی PageV1P1555 ### || [genre: Gh] # 1 ای عشق بیا که خوش بلائی %~% ای درد مرو مرا دوائی # 2 زاهد تو برو به کار خود باش %~% ساقی تو بیا که جان مائی # 3 ای عقل تو زاهدی و ما رند %~% با هم نکنیم آشنائی # 4 مستیم و خراب و لاابالی %~% ای شاهد سرخوشان کجائی # 5 در آینه وجود سید %~% دیدیم تجلی خدائی PageV1P1556 ### || [genre: Gh] # 1 دلم بگرفت از این زهد ریائی %~% بیا ای ساقی رندان کجائی # 2 بهه دور چشم مست می فروشان %~% ندارم میل زهد و پارسائی # 3 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% چنین مخمور آخر تو چرائی # 4 شراب صاف ما دردی درد است %~% به ذوقش نوش اگر همدرد مائی # 5 گدای حضرت سلطان ما شو %~% که یابی پادشاهی زین گدائی # 6 در آئینه جمال خویش بینم %~% زهی خود بینی و هم خود نمائی # 7 به شادی نعمت الله نوش کردم %~% می جام عطا یابی خدائی PageV1P1557 ### || [genre: Gh] # 1 دل به دریا ده که دریادل شوی %~% وز وجود این و آن حاصل شوی # 2 تو توئی بگذار و از ما در گذر %~% چون گذشتی از منی واصل شوی # 3 ms528 می محبت عشق ساقی ما حریف %~% ذوق اگر داری بیا قابل شوی # 4 ما ز دیائیم و دریا عین ما %~% تو چه موجی در میان حایل شوی # 5 جان به جانان دل به دلبر گر دهی %~% جان جانان دلبر و هم دل شوی # 6 خلق و حق با یکدگر نیکو بدار %~% چون بداری این و آن عادل شوی # 7 نعمت الله را بگو ای جان من %~% گنج اسما جمله را حامل شوی PageV1P1558 ### || [genre: Gh] # 1 برو ای خواجه عاقل از این دنیا چه می جوئی %~% چو بی دردی دوای دل ز ~~بودردا چه می جوئی # 2 دکان را کرده ویران و دادی مایه را بر باد %~% زیان کردی و سودی نه ~~ازین سودا چه می جوئی # 3 اگر تو آبرو جوئی در آ در بحر ما با ما %~% چو آبروی ما یابی دگر از ما ~~چه می جوئی # 4 چنان شهر خوشی داری چو در غربت گرفتاری %~% روان شو تا به شهر خود بگو ~~اینجا چه می جوئی # 5 در این خلوتسرای دل نگنجد غیر او دیگر %~% چو غیری نیست درخلوت تو غیری ~~را چه می جوئی # 6 به چشم مست ما بنگر که نور سید عینی %~% نظر کن دیده بینا ز نابینا چه ~~می جوئی PageV1P1559 ### || [genre: Gh] # 1 گر جلال و جمال می جوئی %~% از دو کامل کمال می جوئی # 2 می ما را به ذوق می نوشی %~% عین آب زلال می جوئی # 3 آفتابی مه تمام بجو %~% تا کی آخر هلال می جوئی # 4 کام دل را کجا به دست آری %~% چون تو نقش خیال می جوئی # 5 نظری کن به چشم سرمستی %~% از چه رو زلف و خال می جوئی # 6 می ما را بنوش رندانه %~% گر شراب حلال می جوئی # 7 گر تو جویای نعمت الهی %~% نعمت ذوالجلال می جوئی PageV1P1560 ### || [genre: Gh] # 1 از برای خدا بیا ساقی %~% بده آن جام جانفزا ساقی # 2 عاشق و ms529 رند و مست و اوباشیم %~% نظری کن به حال ما ساقی # 3 نفسی بی شراب نتوان بود %~% پرکن آن جام می بیا ساقی # 4 درد ما را به جرعه دردی %~% خوش بود گر کنی دوا ساقی # 5 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% عقل بیگانه آشنا ساقی # 6 در بهشتیم و باده می نوشیم %~% می تجلی بود خدا ساقی # 7 نعمت الله حریف و می در جام %~% خوش حضوری است خاصه با ساقی ~~PageV1P1561 ### || [genre: Gh] # 1 آمد آن ساقی سرمست و به دستش جامی %~% گوئیا می طلبد همچو من بدنامی # 2 در همه کوی خرابات جهان نتوان یافت %~% دردمندی چو من عاشق درد آشامی # 3 همدم جام شرابیم و حریف ساقی %~% یکدمی همدم ما شو که بیابی کامی # 4 در نظر نقش خیال رخ و زلفش داریم %~% زان نظر صبح خوشی دارم و نیکو ~~شامی # 5 ذوق سرمستی ما گر طلبی ای زاهد %~% نوش کن از می ما شادی رندان جامی # 6 قدمی نه که به مقصود رسی در ره ما %~% زان که محروم نشد هر که بیامد ~~گامی # 7 ناله نی شنو ای جان عزیز سید %~% تا رساند به تو از حضرت او پیغامی ~~PageV1P1562 ### || [genre: Gh] # 1 بر سر ما اگر نهی قدمی %~% کرمی باشد و چه خوش کرمی # 2 دلبرم گر جفا کند جاوید %~% نرسد بر دلم از او المی # 3 همدمی گر دمی به دست آید %~% دو جهانش فدا کنم به دمی # 4 شادمانم به دولت غم او %~% با غم او چه غم خورد ز غمی # 5 هر خیالی که نقش می بندی %~% چه بود بی وجود او عدمی # 6 نپرستند بت پرستان بت %~% گر ببینند این چنین صنمی # 7 سائل بزم نعمت الله شو %~% تا بیابی ز نعمتش نعمی PageV1P1563 ### || [genre: Gh] # 1 ای که هستی به علم برهانی %~% عالم عالم سخندانی # 2 گر بدانی که ما چه می‌گوئیم %~% علم خود را به علم کی خوانی # 3 مفلسی ms530 از کمال دانایی %~% گر تو دانا به علم برهانی PageV1P1564 ### || [genre: dobeytiha] # 1 سر محبوب را مکن پیدا %~% گرچه پیداست در همه اشیا # 2 راز حق را بپوش از همه خلق %~% این نصیحت قبول کن از ما PageV1P1565 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در ازل زنده کرد او دل ما %~% دیده زنده دلی ما آنجا # 2 تا ابد زندهایم چون ز ازل %~% زندگی یافتیم ما ز خدا PageV1P1566 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از صفات خود اگر یابی فنا %~% حضرت باقی تو را بخشد بقا # 2 جز صفات او نیابی در نظر %~% گر ببینی نور چشم ما به ما PageV1P1567 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به نور غیب روشن شد دل ما %~% منور شد به نورش منزل ما # 2 تجلی کرد بر ما حضرت او %~% چه خوش لطفی که آمد حاصل ما PageV1P1568 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر نفس آئینه ای از غیب بنماید به ما %~% گر نظر داری ببین آئینه گیتی ~~نما # 2 این چنین علم شریفی می کنم تعلیم تو %~% ذوق اگر داری قدم نه سوی ~~درویشان بیا PageV1P1569 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نور خورشید می دهد ما را %~% درد جاوید می دهد ما را # 2 هر بلائی که او به ما بخشید %~% ملک جمشید می دهد ما را PageV1P1570 ### || [genre: dobeytiha] # 1 قلعه دل خوشتر است از قلعه این شهریار %~% همت ما این چنین فرمان دهد ~~بر پادشاه # 2 قلعه دل گر بگیری جاودان ایمن شوی %~% لشکر همت بیاید تا بگیرد شهر شاه ~~PageV1P1571 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دعانی من الکرمان ثم دعانیا %~% فان هواها مولع بهوا نیا # 2 ولا تذکرونی ما ماهان نه %~% بماهان بی فی الجسم ماکان هانیا ~~PageV1P1572 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در ازل زنده کرد او دل ما %~% دید زنده دلی ما آنجا # 2 تا ابد زنده ایم چون ازل %~% زندگی یافتیم ما به خدا PageV1P1573 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نور خورشید می دهد ما را %~% درد جاوید می‌دهد ما را # 2 هر بلائی که او به ما بخشید %~% ملک جمشید می‌ دهد ما ms531 را PageV1P1574 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از صفات خود اگر یابی فنا %~% حضرت باقی تو را بخشد بقا # 2 جز صفات او نیابی در نظر %~% گر ببینی نور چشم ما به ما PageV1P1575 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به نور غیب روشن شد دل ما %~% منور شد به نورش منزل ما # 2 تجلی کرد بر ما حضرت او %~% چه خوش لطفی که آمد حاصل ما PageV1P1576 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر نفس آئینه ای از غیب بنماید به ما %~% گر نظر داری ببین آئینه گیتی ~~نما # 2 این چنین علم شریفی می کنم تعلیم تو %~% ذوق اگر خواهی قدم نه سوی ~~درویشان ما PageV1P1577 ### || [genre: dobeytiha] # 1 قلعه دل خوشتر است از قلعه این شهر ما %~% لشکر همت بباید تا بگیرد ملک ~~ها # 2 قلعه دل گر بگیری جاودان ایمن شوی %~% همت ما اینچنین فرمان دهد بر ~~پادشا PageV1P1578 ### || [genre: dobeytiha] # 1 الهی انت غفار الخطایا %~% غفور الذنب ستار الخفایا # 2 کسانی کز درت برتافتند رو %~% کدامین در طلب کردند آیا PageV1P1579 ### || [genre: dobeytiha] # 1 سر محبوب خود مکن پیدا %~% گر چه پیداست در همه اشیا # 2 راز حق را بپوش از همه خلق %~% این نصیحت قبول کن از ما PageV1P1580 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دعانی من الکرمان ثم دعانیا %~% فان هواها مولع بهوانیا # 2 ولا تذکرنی ما ماهان انه %~% بماهان بی فی الجسم ما کان هانیا ~~PageV1P1581 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه مستهلکند موج و حباب %~% نظری کن به چشم ما در آب # 2 عین آبیم و آب می جوئیم %~% عین ما را به عین ما دریاب PageV1P1582 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ضاد و نقطه به همدگر دریاب %~% معنی ضاد ای پسر دریاب # 2 معنی نازکش به این کردیم %~% گر تو دریافتی دگر دریاب PageV1P1583 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دره بیضا ز بحر ما طلب %~% آنچنان گوهر ازین دریا طلب # 2 عین ما جویی به عین ما بجو %~% طالب و مطلوب را از ما طلب PageV1P1584 ### || [genre: dobeytiha] # 1 این بهشت از آشنای او طلب %~% جنت المأوا برای ms532 او طلب # 2 زاهدانه گر همی جوئی بهشت %~% بشنو از بهر رضای او طلب PageV1P1585 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دردمندانه طبیبی می ‌طلب %~% زان شفاخانه نصیبی می‌ طلب # 2 درد دردش نوش می کن همچو ما %~% خوش دوایی از حبیبی می‌ طلب ~~PageV1P1586 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر بلائی که باشد از محبوب %~% آن بلا خود مرا بود مطلوب # 2 در بلا صبر کن که تا باشی %~% مبتلای بلاش چون ایوب PageV1P1587 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دردمندانه طبیبی می طلب %~% زان شفاخانه نصیبی می طلب # 2 درد دردش نوش می کن همچو ما %~% خوش دوائی از طبیبی می طلب PageV1P1588 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دره بیضا ز بحر ما طلب %~% آن چنان گوهر از این دریا طلب # 2 عین ما جوئی به عین ما بجو %~% طالب و مطلوب را از ما طلب PageV1P1589 ### || [genre: dobeytiha] # 1 این بهشت از آشنای او طلب %~% جنت المأوا برای او طلب # 2 زاهدانه گر همی جوئی بهشت %~% بشنو و بهر رضای او طلب PageV1P1590 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه مستهلکند موج و حباب %~% نظری کن به چشم ما دریاب # 2 عین آبیم و آب می جوئیم %~% عین ما را به عین ما دریاب PageV1P1591 ### || [genre: dobeytiha] # 1 انسان کامل است که مجلای ذات اوست %~% مجموعه ای که جامع ذات و صفات ~~اوست # 2 او چشمه حیات و همه زنده اند از او %~% او حی جاودان به بقای حیات اوست ~~PageV1P1592 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل تو خلوت محبت اوست %~% جانت آئینه دار طلعت اوست # 2 آینه پاک دار و دل خالی %~% که نظرگاه خاص حضرت اوست PageV1P1593 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل آینه دار حضرت اوست %~% دل بنده خاص خدمت اوست # 2 دل مظهر حضرت الهی است %~% دل منزل نزل نعمت اوست PageV1P1594 ### || [genre: dobeytiha] # 1 زبان دل و جان به فرمان اوست %~% به اسمای ذاتی ثناخوان اوست # 2 چو تعظیم مطلق به جا آوری %~% مقید در آن ضمن هم آن اوست PageV1P1595 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بر همه صورتی مصور اوست %~% بر ms533 همه نورها منور اوست # 2 بنده حضرت خداوند است %~% پادشاه تمام کشور اوست PageV1P1596 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در حقیقت فاعل افعال اوست %~% جمله افعال از آن وجهی نکوست # 2 لطف او بر این و آن هادی بود %~% هست ما را بس امید از لطف دوست ~~PageV1P1597 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جام می از بهر می داریم دوست %~% این و آن از عشق وی داریم دوست # 2 دوست را در آینه بینیم ما %~% آینه بی دوست کی داریم دوست PageV1P1598 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم جمال حضرت اوست %~% او جمیل و جمال دارد دوست # 2 هم محب خود است و هم محبوب %~% عشق و معشوق و عاشق نیکوست PageV1P1599 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چیز که آن متاع دنیاست %~% بیگانه ز ماست بشنو این راست # 2 گر گندم دهر کاه گردد %~% بر ما بجوی چو یار با ماست PageV1P1600 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جام و می را گر دو می گوئی رواست %~% ور یکی خوانی بخوان کان قول ماست # 2 از حباب و موج و دریا آب جو %~% غیر آبی در نظر دیگر که است ~~PageV1P1601 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یوسف گل پیرهن برهان ماست %~% این چنین خوش گلستانی آن ماست # 2 لاجرم هر بلبلی کامد بباغ %~% او همی نالد که او جانان ماست ~~PageV1P1602 ### || [genre: dobeytiha] # 1 با محیط عشق او دریا بر ما شبنمی است %~% چشمه آبی چه باشد هفت دریا ~~شبنمست # 2 عارف دریادلی گر دم ز دریا می زند %~% هفت دریای خوشی اما بر ما شبنمست ~~PageV1P1603 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نقش عالم جز خیال یار نیست %~% جز خیال عشق خود اظهار نیست # 2 گر یکی بینی و گر خود صد هزار %~% در حقیقت جز یکی اسمار نیست ~~PageV1P1604 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عشق را جز عقل لایق هست و نیست %~% غیر او معشوق عاشق هست و نیست # 2 عقل اگر گوید که غیر عشق هست %~% نزد ما این قول صادق هست و نیست ~~PageV1P1605 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به قدر حوصله ای جام ms534 می دهد ساقی %~% اگر چه باده خمخانه را نهایت نیست # 2 بیا که مجلس عشقست و عاشقان سرمست %~% چنین مقام خوشی در همه ولایت ~~نیست PageV1P1606 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم تن است و او جان است %~% شاه تبریز و میر او جان است # 2 جام گیتی نماش می خوانند %~% به حقیقت بدان که او آنست PageV1P1607 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جنت نفس دوزخ جان است %~% ترک دوزخ بگو بهشت آنست # 2 آبش آتش نماید آتش آب %~% دوزخش در بهشت پنهان است PageV1P1608 ### || [genre: dobeytiha] # 1 این ظلمت و نور جسم و جانست %~% این هر دو حجاب عارفان است # 2 گر کشف شود عطای اینها %~% ما را به خدا یقین همان است PageV1P1609 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اگر چنانچه بزرگی به شکل انسان است %~% شتر میان بزرگان هم از بزرگانست # 2 در این مقام بزرگی به قدر قیمت نیست %~% قبول حضرت حق هر که شد بزرگ آن ~~است PageV1P1610 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دلیل ما به خدا حضرت خداوند است %~% مراد ما همه از خدمت خداوند است # 2 به هر چه مینگرم عین نعمت الله است %~% ببین که نعمت ما نعمت خداوند ~~است PageV1P1611 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از تجلی ذوق اگر داری خوشست %~% این چنین ذوق ار به دست آری خوشست # 2 ذوق یاران از تجلی خوش بود %~% حال سرمستان به میخواری خوشست ~~PageV1P1612 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خانقاه نعمت الله را صفائی دیگر است %~% خوش سر آبی و خوش بستانسرائی ~~دیگرست # 2 از سر اخلاص نان بی ریای او بخور %~% زان که خوان نعمت او را نوائی ~~دیگرست PageV1P1613 ### || [genre: dobeytiha] # 1 حکم عدل نام آن شاه است %~% باطنا شمس و ظاهرا ماه است # 2 رند مست است زاهد هشیار %~% بنده بندگان درگاه است PageV1P1614 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل تو بارگاه الله است %~% خلوت خاص نعمت الله است # 2 دل مرنجان و دل به دست آور %~% گر دلت زین حکایت آگاه است PageV1P1615 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بدان که حضرت اعلی نمی توان دانست ms535 %~% ز ذات او به جز اسما نمی توان ~~دانست # 2 هر آنکه ممکن دانستن است دانستیم %~% ولی حقیقت او را نمی توان دانست ~~PageV1P1616 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عین ما این سخن چو با ما گفت %~% قطره را جمع کرد و دریا گفت # 2 سخن از عقل ما نمی گوئیم %~% سخن از عقل پورسینا گفت PageV1P1617 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اعیان که نمودند به وجهی چه توان گفت %~% موجود ز جودند به وجهی چه ~~توان گفت # 2 غیرند از آن وجه که غیرند نباشد %~% گر عین وجودند به وجهی چه توان گفت ~~PageV1P1618 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هست الله اسم اعظم ذات %~% مع خلع نظر ز هر آیات # 2 باز باشد چو اعتبار نماند %~% اسم او ذات با جمیع صفات PageV1P1619 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ذات احدیت است این ذات %~% بی اسم و صفت کجاست آیات # 2 گفتم او را به شرط لاشئی %~% یعنی مطلق از این حکایات PageV1P1620 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گفتم که عبارتی ز وحدت %~% گویم به طریق استعارت # 2 چون آتش عشق او برافروخت %~% هم عقل بسوخت هم عبارت PageV1P1621 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هست الله اسم حضرت ذات %~% مع قطع نظر ز هر آیات # 2 باز باشد به اعتبار دگر %~% اسم آن ذات با جمیع صفات PageV1P1622 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ذات احدیت است این ذات %~% بی اسم و صفت کجاست آیات # 2 گفتم او را به شرط لا شیی %~% یعنی مطلق ازین حکایات PageV1P1623 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گفتم که عبارتی ز وحدت %~% گویم به طریق استعارت # 2 چون آتش عشق او برافروخت %~% هم عقل بسوخت و هم عبارت PageV1P1624 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خانقاه نعمت‌الله را صفائی دیگر است %~% خوش سر آبی و خوش بستان سرابی ~~دیگر است # 2 از سر اخلاص نان بی ریای او بخور %~% زان که خوان نعمت‌الله را نوائی ~~دیگر است PageV1P1625 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از تجلی ذوق اگر داری خوش است %~% این چنین ذوق ار به دست آری خوش است # 2 ذوق یاران از تجلی خوش بود ms536 %~% حال سرمستان به میخواری خوش است ~~PageV1P1626 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یوسف گل پیرهن سلطان ماست %~% این چنین خوش گلستانی آن ماست # 2 لاجرم هر بلبلی کآید به باغ %~% او همی نالد که او جانان ماست ~~PageV1P1627 ### || [genre: dobeytiha] # 1 با محیط عشق او دریا بر ما شبنم است %~% چشمه آبی چه باشد هفت دریا ~~شبنم است # 2 عارفی دریادلی کو دم ز دریا می‌زند %~% هست دریای خوشی اما از آنجا ~~شبنم است PageV1P1628 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جام و می را گرد و می‌گوئی رواست %~% ور یکی خوانی بخوان کان قول ماست # 2 از حباب و موج و دریا آب جو %~% غیر آبی در نظر دیگر کجاست PageV1P1629 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل تو بارگاه الله است %~% خلوت خاص نعمت‌الله است # 2 دل مرنجان و دل به دست آور %~% گر دلت زین حکایت آگاه است PageV1P1630 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چیز که آن متاع دنیاست %~% بیگانه ز ماست بشنو این راست # 2 گر گندم دهر کاه گردد %~% بر ما بجوی چو یار با ماست PageV1P1631 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ای آنکه جزو لایتحزی دهان تست %~% طولی که هیچ عرض ندارد میان تست # 2 کردی به نطق نقطه موهوم را دو نیم %~% پس مبطل کلام حکیمان بیان تست ~~PageV1P1632 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ساقی ما به ذوق سرمست است %~% با حریفان مدام بنشستست # 2 می برد دست از همه عالم %~% زان که دستان او از آن دست است PageV1P1633 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جنت نفس دوزخ جان است %~% ترک دوزخ بگو بهشت آن است # 2 آبش آتش نماید آتش آب %~% دوزخش در بهشت پنهان است PageV1P1634 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم تن است و او جان است %~% شاه شروان و میر او جان است # 2 جام گیتی نماش می‌ خوانند %~% به حقیقت بدان که این آن است PageV1P1635 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بدان که حضرت اعلی نمی ‌توان دانست %~% ز ذات او به جز اسما نمی‌توان ~~دانست # 2 هر آنچه ممکن دانستن است دانستیم %~% ولی حقیقت او ms537 را نمی ‌توان دانست ~~PageV1P1636 ### || [genre: dobeytiha] # 1 این ظلمت و نور جسم و جان است %~% وین هر دو حجاب عارفان است # 2 گر کشف غلطای اینها %~% ما را به خدا یقین همان است PageV1P1637 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نزد ما خلت خلیل این است %~% بخشش حضرت جمیل این است # 2 حق تعالی خلیل خواند او را %~% تو خلیلش بگو دلیل این است PageV1P1638 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل تو خلوت محبت اوست %~% جانت آئینه دار طلعت اوست # 2 آینه پاک دار و دل خالی %~% که نظرگاه خاص حضرت اوست PageV1P1639 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل آینه دار حضرت اوست %~% دل بنده خاص خدمت اوست # 2 دل مظهر حضرت الهی است %~% دل منزل نزل نعمت اوست PageV1P1640 ### || [genre: dobeytiha] # 1 زبان و دل و جان به فرمان اوست %~% به اسمای ذاتی ثناخوان اوست # 2 چو تعظیم مطلق به جا آوری %~% مقید در آن ضمن هم آن اوست PageV1P1641 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به همه صورتی مصور اوست %~% به همه نورها منور اوست # 2 بنده حضرت خداوند است %~% پادشاه تمام کشور اوست PageV1P1642 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جام می از بهر می داریم دوست %~% این و آن از عشق وی داریم دوست # 2 دوست را در آینه بینیم ما %~% آینه بی دوست کی داریم دوست PageV1P1643 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در حقیقت فاعل افعال اوست %~% جمله افعال از آن وجهی نکوست # 2 لطف او در این و آن ساری بود %~% هست ما را بس امید از لطف دوست ~~PageV1P1644 ### || [genre: dobeytiha] # 1 حکم و عدل نام آن شاه است %~% باطنا شمس و ظاهرا ماه است # 2 رند مست او زاهد هشیار %~% سید بندگان درگاه است PageV1P1645 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نقش عالم جز خیال یار نیست %~% جز خیال عشق او اظهار نیست # 2 گر یکی بینی و گر خود صد هزار %~% در حقیقت جز یکی اشمار نیست ~~PageV1P1646 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عشق را جز عشق لایق هست نیست %~% غیر او معشوق و عاشق هست نیست # 2 عقل اگر گوید ms538 که غیر عشق هست %~% نزد ما این قول صادق هست نیست ~~PageV1P1647 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه نیکند و هیچ خود بد نیست %~% آنکه نیکو نباشد او خود نیست # 2 جز یکی نیست در همه عالم %~% صد مگو ای عزیز من صد نیست PageV1P1648 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دل منزل نزل پادشاهی است %~% دل آینه جمال شاهی است # 2 در آئینه تمام اشیا %~% سری بنما به ما کماهی است PageV1P1649 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رمضان آمد و روان بگذشت %~% جان ما بود در زمان بگذشت # 2 شب قدری به ما عطا فرمود %~% آن معانی از این بیان بگذشت PageV1P1650 ### || [genre: dobeytiha] # 1 حال هم با همدگر خواهیم گفت %~% گوهر اسرار را خواهیم سفت # 2 دست با او در کمر خواهیم کرد %~% پای همت بر جهان خواهیم کفت ~~PageV1P1651 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عین ما این سخن چو با ما گفت %~% قطره را جمع کرد و دریا گفت # 2 سخن از عقل ما نمی‌گوئیم %~% سخن از عقل پور سینا گفت PageV1P1652 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اعیان که نمودند به وجهی چه توان گفت %~% موجود ز جودند به وجهی چه ~~توان گفت # 2 غیرند در آن وجه که غیرند نباشند %~% گر عین وجودند به وجهی چه توان ~~گفت PageV1P1653 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عشق اگر در جان نباشد جان چه باشد هیچ هیچ %~% ور نباشد درد او درمان ~~چه باشد هیچ هیچ # 2 با وجود حضرت سلطان ما کرمان خوش است %~% بی حضور خدمتش کرمان چه باشد ~~هیچ هیچ PageV1P1654 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عمر بی او اگر گذاری هیچ %~% غیر او هر چه دوستداری هیچ # 2 در پی دیگری اگر گردی %~% به عدم می‌روی چه آری هیچ PageV1P1655 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عمر بی او اگر گذاری هیچ %~% غیر او هرچه دوستداری هیچ # 2 در پی دیگری اگر بروی %~% به عدم می روی چه آری هیچ PageV1P1656 ### || [genre: dobeytiha] # 1 روح او جان جمله ارواح %~% تن او اصل جمله اشباح # 2 خانه روشن به نور مصباح است %~% روشن از ms539 نور او بود مصباح PageV1P1657 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خشت عقل از قالبش بیرون فتاد %~% خانه عاقل نگر تا چون فتاد # 2 عقل مخمور آن دو لیلی گرفت %~% وان که لیلی بود با مجنون فتاد ~~PageV1P1658 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چه خواهی به قدر استعداد %~% حضرت آن کریم خواهد داد # 2 این عطایش به ما بود دایم %~% خواه در مصر و خواه در بغداد PageV1P1659 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر که او بر خاک این درگه فتاد %~% روی خود در جنت المأوا نهاد # 2 گر در آمد از در ما عارفی %~% حق تعالی خوش دری بر وی گشاد PageV1P1660 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مطلوب خود است و طالب خود %~% چه جای خیال نیک یا بد # 2 موجود غرض بگو کدام است %~% غیری او را چگونه یابد PageV1P1661 ### || [genre: dobeytiha] # 1 صوفی باصفا وفا دارد %~% لاجرم از وفا صفا دارد # 2 امر آسان بود تصوف او %~% گر درین ره امام ما دارد PageV1P1662 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر که او با یزید یاری کرد %~% هر چه کرد او خلاف یاری کرد # 2 هر که گوید یزید بود عزیز %~% شک ندارم به خویش خواری کرد PageV1P1663 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آتش غیرتش برافروزد %~% غیر خود را به یک نفس سوزد # 2 لیس فی الدار غیره دیار %~% این سخن را به ما بیاموزد PageV1P1664 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر که او از خدای ما ترسد %~% از من و تو بگو کجا ترسد # 2 ترسم از ذات اوست تا دانی %~% دلم از دیگری کجا ترسد PageV1P1665 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل علمش به ذات او نرسد %~% ور تو گویی رسد نگو نرسد # 2 صوفی با صفا وفا دارد %~% حاصلش غیر گفتگو نرسد PageV1P1666 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ماضی و مستقبلت گر حال شد %~% دی و فردا سر به سر پامال شد # 2 عمر صد ساله به نزد ما دمی است %~% ای که گوئی عمر تو صد سال شد ~~PageV1P1667 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ابر خوش دامنی به ما افشاند %~% بر سر کوه برف را ms540 بنشاند # 2 آفتابی بتافت و برف گداخت %~% آنچنان برف ژرف هیچ نماند PageV1P1668 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عاقلی کی به عاشقان ماند %~% آن سر کل کجا نهان ماند # 2 هندویی کی بود چو ترک خوشی %~% این چنین کی به آن چنان ماند ~~PageV1P1669 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عاقلان گر چه بسی در سفته اند %~% در همه بابی سخنها گفته‌ اند # 2 در سراشان همچنان خاشاک هست %~% تا نپنداری که خانه رفته ‌اند ~~PageV1P1670 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مرغ زیرک بین که یاهو می‌زند %~% روز و شب با او و کو کو می ‌زند # 2 ذهن تیر انداز ما بر هر نشان %~% می ‌شکافد مو و بر مو می‌ زند ~~PageV1P1671 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل نفی ما سوی الله می‌ کند %~% عشق ما اثبات الله می‌ کند # 2 لا و الا هر دو را در هم شکن %~% کاین نصیحت نعمت الله می‌ کند ~~PageV1P1672 ### || [genre: dobeytiha] # 1 صبری کنیم تا ستم او چه می‌ کند %~% با این دل شکسته غم او چه می ‌کند # 2 هر کس علاج درد دلی می‌کنند و ما %~% دم در کشیده تا ستم او چه می ‌کند ~~PageV1P1673 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ظاهر و باطن ار چه ضد انند %~% عارفان هر دو را یکی دانند # 2 این دو اسم اند و ذات هر دو یکی %~% به صفت آن یک دو گردانند ~~PageV1P1674 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نور او را به نور او بیند %~% هر چه بیند همه نکو بیند # 2 هم از او گوید و از او شنود %~% نه چو احول یکی به دو بیند PageV1P1675 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خلق و حق را به همدگر بیند %~% آفتاب است و در قمر بیند # 2 نور حق را به نور حق نگرد %~% نور خود را به نور خود بیند PageV1P1676 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نتواند که گوشه بگزیند %~% یا به کنج خراب بنشیند # 2 چه کند خلوتی چو در همه شبی %~% نور محبوب خویش می‌بیند PageV1P1677 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم ز حضرتش موجود ms541 %~% این چنین بوده است و خواهد بود # 2 هر چه خواهی چو ما ازو می‌ خواه %~% تا بیابی ز حضرتش مقصود ~~PageV1P1678 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بسط او از بسط آن سلطان بود %~% در میان اهل دل چون جان بود # 2 از نسیم لطف او گلزار ما %~% همچو غنچه دایما خندان بود PageV1P1679 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر بلا کز حضرتش ما را بود %~% آن بلا نبود که آن آلا بود # 2 هر بلا کاید از او نبود بلا %~% خوش بلائی از چنان بالا بود ~~PageV1P1680 ### || [genre: dobeytiha] # 1 کون جامع جامع اسما بود %~% عین اول عین جد ما بود # 2 گوهر در یتیم از ما بجو %~% زان که عین ما ازین دریا بود PageV1P1681 ### || [genre: dobeytiha] # 1 سر علم قدر عظیم بود %~% خوش بزرگی که او علیم بود # 2 حکم حاکم به قدر استعداد %~% بود ار حاکم حکیم بود PageV1P1682 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مشهد آل مشهد روضه رضوان بود %~% این چنین خوش مشهدی در خطه ماهان بود # 2 نعمت‌الله را زیارت کن که تا یابی مراد %~% زان که قبرش قبله حاجات انس ~~و جان بود PageV1P1683 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ناظر و منظور آنجا کی بود %~% بود و هم نابود آنجا کی بود # 2 هفت دریا غرقه اند در بحر او %~% بلکه اسم و رسم و دریا کی بود ~~PageV1P1684 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یک هویت اول و آخر بود %~% آن حقیقت باطن و ظاهر بود # 2 ظاهر و باطن یکی گوید مدام %~% در هویت هر که او ناظر بود PageV1P1685 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جمله آئینه یک حدید بود %~% خواه عتیق است و خواه جدید است # 2 آینه روشن است نزدیک آی %~% کور ازین رمز ما بعید بود PageV1P1686 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نفس ناقص بخیل خواهد بود %~% در سخاوت دخیل خواهد بود # 2 گر توکل کند دوا یابد %~% ورنه دائم علیل خواهد بود PageV1P1687 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عامل یکی بود موجود %~% در همه می ‌نماید آن مقصود # 2 گفته سیدم به جان ms542 بشنو %~% دولتت باد و عاقبت محمود PageV1P1688 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چه بوده است و هر چه خواهد بود %~% به همه کس خدا عطا فرمود # 2 قابلیت چنانکه او بخشید %~% هر یکی یافتند آن مقصود PageV1P1689 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چه در غیب و در شهادت بود %~% همه ایثار بندگان فرمود # 2 حسن اسما و هم جمال و صفات %~% در چنین آینه به ما بنمود PageV1P1690 ### || [genre: dobeytiha] # 1 حق تعالی دری به ما بگشود %~% نقد آن گنج را به ما بنمود # 2 نقد گنج خزانه جودش %~% به کرم او نثار ما فرمود PageV1P1691 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نور دین این سخن چنین فرمود %~% نعمت‌الله را به ما بنمود # 2 ما خراباتیان سر مستیم %~% می و میخانه را به ما پیمود PageV1P1692 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در هزاران یکی چو بنماید %~% در هزاران یکی پدید آمد # 2 در همه آینه یکی بینی %~% پرده از چشم تو چو بگشاید PageV1P1693 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در عین تو او چو خود نماید %~% حالی به صفات تو بر آید # 2 گر نیک و بد است از تو بر تست %~% آن نور ترا به تو نماید PageV1P1694 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به هر صورت که ما را رو نماید %~% ببین تا نور چشمت را فزاید # 2 توان دیدن اگر لطفش به رحمت %~% حجاب از دیده ما بر گشاید PageV1P1695 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در جمله مرتبه بر آید %~% در مرتبه ها همه نماید # 2 وین طرفه که این همه مراتب %~% در وحدت او نمی‌ فزاید PageV1P1696 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آن کریمی که از کرم هر روز %~% به محبان خود عطا بخشد # 2 دارم امید آن کز الطافش %~% یک کمال دگر به ما بخشد PageV1P1697 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نعمت خود خدا به ما بخشید %~% این چنین نعمتی خدا بخشید # 2 دنیی و آخرت به ما می داد %~% ترک کردیم و خود به ما بخشید PageV1P1698 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خلعتی خوش خدا به ما بخشید %~% خوش نوائی به بینوا بخشید # 2 همه ms543 عالم به ما عطا فرمود %~% پادشاهی به این گدا بخشید PageV1P1699 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عاقلان گرچه بسی در سفتهاند %~% در همه بابی سخنها گفته اند # 2 در سراشان همچنان خاشاک هست %~% تا نپنداری که خانه رفته اند ~~PageV1P1700 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل نفی ما سوای الله می کند %~% عشق ما اثبات الله می کند # 2 لاو الا هر دو را بر هم شکن %~% کاین نصیحت نعمت الله می کند ~~PageV1P1701 ### || [genre: dobeytiha] # 1 صبری کنیم تا ستم او چه می کند %~% با این دل شکسته غم او چه می کند # 2 هر کس علاج درد دلی می کنند و ما %~% دم در کشیده تا ستم او چه می کند ~~PageV1P1702 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عاقلی کی به عاشقان ماند %~% آن سرگل کجا نهان ماند # 2 هندوئی کی بود چو ترک خوشی %~% این چنین کی به آنچنان ماند PageV1P1703 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نور او را به نور او بیند %~% هر چه بیند همه نکو بیند # 2 هم از او گوید و از او شنود %~% نه چو احول یکی به دو بیند PageV1P1704 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هرچه بوده است و هر چه خواهد بود %~% به همه کس خدا عطا فرمود # 2 قابلیت چنان که او بخشید %~% هر یکی یافتند آن مقصود PageV1P1705 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم یکی بود موجود %~% در همه می نماید آن مقصود # 2 گفته سیدم به جان بشنو %~% دولتت یار و عاقبت محمود PageV1P1706 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بنده آخر کجا خدا گردد %~% ور خدائیست چون خدا گردد # 2 بنده هرگز خدا شود نشود %~% لیکن از خویشتن فنا گردد PageV1P1707 ### || [genre: dobeytiha] # 1 همه عالم ز حضرتش موجود %~% این چنین بوده است و خواهد بود # 2 هر چه خواهی چو ما از او می خواه %~% تا بیابی ز حضرتش مقصود ~~PageV1P1708 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در جمله مرتبه برآید %~% در مرتبه ها همه نماید # 2 وین طرفه که این همه مراتب %~% در وحدت او نمی فزاید PageV1P1709 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در عین ms544 تو او نکو نماید %~% عالی به صفات تو نماید # 2 گر نیک و بد است از تو بر تو %~% آن نور تو را چو او نماید PageV1P1710 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر چه در غیب و در شهادت بود %~% همه ایثار بندگان فرمود # 2 حسن اسما و هم جمال و صفات %~% در چنین آینه به ما بنمود PageV1P1711 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به هر صورت که ما را رو نماید %~% ببین تا نور چشمت را فزاید # 2 توان دیدن اگر لطفش به رحمت %~% حجاب از دیده ما برگشاید PageV1P1712 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر بلا کز حضرتش ما را بود %~% خوش بلائی از چنان والا بود # 2 هر بلا کآمد از او نبود بلا %~% آن بلا نبود که آن والا بود ~~PageV1P1713 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ناظر و منظور آنجا کی بود %~% بود و هم نابود آنجا کی بود # 2 هفت دریا غرقه اندر بحر او %~% بلکه اسم و رسم دریا کی بود PageV1P1714 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یک هویت اول و آخر بود %~% آن حقیقت باطن و ظاهر بود # 2 ظاهر و باطن یکی گوید مدام %~% در هویت هر که او ناظر بود PageV1P1715 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گوهر در یتیم از ما بجو %~% زان که عین ما از این دریا بود # 2 کون جامع جمله اسما بود %~% عین عین عین جد ما بود PageV1P1716 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بر علم قدر عظیم بود %~% خوش بزرگی که او علیم بود # 2 حکم حاکم به قدر استعداد %~% بود ار حاکم حکیم بود PageV1P1717 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هرکه او از خدای ناترسد %~% از من و تو دگر کجا ترسد # 2 ترسم از ذات اوست تا دانی %~% دلم از دیگری چرا ترسد PageV1P1718 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل و علمش به ذات او نرسد %~% ور تو گوئی رسد مگو نرسد # 2 تا ابد عاقل ار کند فکری %~% حاصلش غیر گفتگو نرسد PageV1P1719 ### || [genre: dobeytiha] # 1 صوفی با صفا وفا دارد %~% لاجرم از وفا صفا دارد # 2 اگر آسان بود تصوف ms545 او %~% که در این ره امام ما دارد PageV1P1720 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هرکه او برخاک این درگه فتاد %~% روی خود بر جنت المأوا نهاد # 2 گر در آمد از در ما عارفی %~% حق تعالی خوش دری بر وی گشاد PageV1P1721 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خشت عقل از قالبش بیرون فتاد %~% خانه عاقل نگر تا چون فتاد # 2 عقل مجنون آمد و لیلی گریخت %~% آنکه لیلی بود با مجنون فتاد ~~PageV1P1722 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نعمت خود خدا به ما بخشید %~% این چنین نعمتی خدا بخشید # 2 دنیی و آخرت به ما می داد %~% ترک کردیم خود به ما بخشید PageV1P1723 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خلعتی خوش خدا به ما بخشید %~% خوش نوائی به بینوا بخشید # 2 همه عالم به ما عطا فرمود %~% پادشاهی به این گدا بخشید PageV1P1724 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مطلوب خود است و طالب خود %~% چه جای خیال نیک یابد # 2 موجود بود عرض کدام است %~% غیری او را چگونه یابد PageV1P1725 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آتش غیرتش برافروزد %~% غیر خود را به یک نفس سوزد # 2 لیس فی الدار غیره دیار %~% این سخن را به ما بیاموزد PageV1P1726 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در همه آئینه اسما نگر %~% بلکه با اسما مسمی را نگر # 2 خوش بیا با ما درین دریا در آ %~% بحر را می بین و در دریا نگر ~~PageV1P1727 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آن دلبر شوخ مست بنگر %~% آن یار که با من است بنگر # 2 در دیده مست ما نظر کن %~% کآئینه روشن است بنگر PageV1P1728 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عارفانه اول و آخر نگر %~% هر چه بینی باطن و ظاهر نگر # 2 این و آن با همدگر نیکو ببین %~% از کرم هر بی خبر را کن خبر ~~PageV1P1729 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یک وجود و مراتبش بسیار %~% عارفانه مراتبش بشمار # 2 علم و قدرت ارادتست و حیات %~% یک حقیقت بود به نام چهار PageV1P1730 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آینه بردار و در وی کن نظر %~% صورت لطف الهی می نگر # 2 مجمع مجموع ms546 اسما را ببین %~% از کرم هر بی خبر را کن خبر PageV1P1731 ### || [genre: dobeytiha] # 1 منکرت گر همی کند انکار %~% مکن انکار منکرت زنهار # 2 زان که هر کو موحد است تمام %~% همه بیند یکی کند اقرار PageV1P1732 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ما به غیر از یار اول کس نمی گیریم یار %~% اختیار اولین نیک است کردیم ~~اختیار # 2 تن یکی داریم و در یک تن نمی باشد دو سر %~% دل یکی داریم و در یک دل ~~نمی گنجد دو یار PageV1P1733 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نه دار بماند و نه دیار %~% نه یار بماند و نه اغیار # 2 نه جام بماند و نه باده %~% نه مست بماند و نه هوشیار PageV1P1734 ### || [genre: dobeytiha] # 1 واحد به کثیر گشته ظاهر %~% کثرت معقول نزد ناظر # 2 غیرت داری ز غیر بگذر %~% عینش می بین و باش ناظر PageV1P1735 ### || [genre: dobeytiha] # 1 منکرت گر همی کند انکار %~% مکن انکار منکرت زنهار # 2 زان که هر کو موحد است تمام %~% همه بیند یکی کند اقرار PageV1P1736 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ما به غیر از یار اول کس نمی ‌گیریم یار %~% اختیار اولین نیک است ~~کردیم اختیار # 2 سر یکی داریم و در یک سر نمی‌ باشد دو تن %~% دل یکی داریم و در یک دل ~~نمی ‌باشد دو یار PageV1P1737 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نه دار بماند و نه دیار %~% نه یار بماند و نه اغیار # 2 نه جام بماند و نه کاسه %~% نه خمر بماند و نه خمار PageV1P1738 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عارفانه اول و آخر نگر %~% هر چه بینی باطن و ظاهر نگر # 2 این و آن با همدگر نیکو ببین %~% عین و اعیان مظهر و مظهر نگر ~~PageV1P1739 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آئینه بردار و در وی کن نظر %~% صورت لطف الهی می نگر # 2 مجمع مجموع اسما را ببین %~% از کرم هر بی خبر را کن خبر PageV1P1740 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آن دلبر شوخ مست بنگر %~% آن یار که با من است بنگر # 2 ms547 در دیده مست ما نظر کن %~% کآئینه روشن است بنگر PageV1P1741 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در همه آئینه ای اسما نگر %~% بلکه با اسما مسما می نگر # 2 خو ش بیا با ما درین دریا در آ %~% بحر را می بین و در دریا نگر ~~PageV1P1742 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش صفایی یافتم از خدمتش %~% خوش نوایی دیده ام از نعمتش # 2 بندگانه بندگیها کرده ‌ام %~% پادشاهی یافتم از خدمتش PageV1P1743 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش آب حیاتی است درین چشمه بنوشش %~% هر زنده ازین آب سبوئی است بدوشش # 2 هر کس که خورد آب ازین چشمه نمیرد %~% یک جرعه به جانی بخر اما مفروشش ~~PageV1P1744 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل کل لوح قضا می‌خوانمش %~% اول مجموع عالم دانمش # 2 صورت او آدم معنی بود %~% خازن گنج الهی خوانمش PageV1P1745 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل را نایب خدا دانش %~% خاطر او ز خود مرنجانش # 2 هر کتابی که عقل بنویسد %~% عاقلانه به عقل می‌ خوانش PageV1P1746 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از جام و حباب آب می نوش %~% می‌ نوش چو عارفانه و می‌ پوش # 2 گویی چه کنم چه چاره سازم %~% در راه خدا به جان همی کوش PageV1P1747 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل کل لوح قضا می خوانمش %~% اول مجموع عالم دانمش # 2 صورت او آدم معنی بود %~% خارج گنج الهی دانمش PageV1P1748 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عقل را نایب خدا دانش %~% خاطر او ز خود مرنجانش # 2 هر کتابی که عقل بنویسد %~% عاقلانه به عقل می خوانش PageV1P1749 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از جام حباب آب می نوش %~% می نوش چو عارفان و می نوش # 2 گوئی چه کنم چه چاره سازم %~% در راه خدا به جان همی کوش PageV1P1750 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عمل و علم هست کار خواص %~% خوش بود نیز در عمل اخلاص # 2 ور نباشد چنین که ما گفتیم %~% نتوان یافتم به علم خلاص PageV1P1751 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش سماعی و عارفان در رقص %~% ذوق خواهی بیا چنین در رقص # 2 اسم و عین است ms548 و جسم و روح چهار %~% همه رقصان ولی از آن در رقص ~~PageV1P1752 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در آئینه وجود مطلق %~% خود بیند و خود نماند الحق # 2 مائیم و حباب و آب دریا %~% زورق بحر است و بحر زورق PageV1P1753 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در آینه وجود مطلق %~% خود بیند و خود نماید الحق # 2 مائیم حباب و آب و دریا %~% زورق بحریست و بحر زورق PageV1P1754 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر بیابی کمال اهل کمال %~% همچنان باش طالب متعال # 2 به گرد نقطه چون پرگار گشتیم %~% تا ابد می طلب کمال کمال PageV1P1755 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر بیابی کمال اهل کمار %~% همچنان باش طالب متعال # 2 چون کمالات ار نهایت نیست %~% تا ابد می طلب کمال کمال PageV1P1756 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر چه دارم ساغر اسما مدام %~% می ز خم ذات می نوشم به کام # 2 ساقی سرمستم و رند حریف %~% عاشق و معشوق و عشقم والسلام PageV1P1757 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رو به خاک راه او بنهاده ‌ام %~% خاک آن راهم به راه افتاده ‌ام # 2 گر بگوید جان بده آرم روان %~% بنده فرمان منتظر استاده ‌ام ~~PageV1P1758 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آن گنج که مخفی بود از عالم و از آدم %~% پیدا شده است بر من من محرم ~~آن گنجم # 2 گنجی که نمی ‌گنجد در مخزن موجودات %~% در کنج دلم گنجید در کون کجا ~~گنجم PageV1P1759 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در سراپرده میخانه مقامی دارم %~% پیش رندان جهان منصب و نامی دارم # 2 گر چه در صومعه زهد ندارم جایی %~% در خرابات مغان جاه تمامی دارم ~~PageV1P1760 ### || [genre: dobeytiha] # 1 پیش از وجود آدم بودیم با تو همدم %~% در خلوت یگانه بنشسته هر دو با ~~هم # 2 اندر ظهور غیران گشتیم ور نه عینیم %~% بشنو ز نعمت‌الله قول خدای ~~فافهم PageV1P1761 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بگذر ز وجود و از عدم هم %~% بگذار حدوث را قدم هم # 2 این جمله هویت است دریاب %~% اسم و صفت است و جام جم هم PageV1P1762 ### || [genre: ms549 dobeytiha] # 1 ما گدای خودیم و شاه خودیم %~% آفتاب خودیم و ماه خودیم # 2 ملک و ملک مالک خویشیم %~% پادشاه خود و سپاه خودیم PageV1P1763 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بسی نقشی که بر دیده کشیدیم %~% به جز نور جمال او ندیدیم # 2 به گرد نقطه چون پرگار گشتیم %~% به آخر هم بدان اول رسیدیم ~~PageV1P1764 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رندی که حریف ماست مائیم %~% جز ما دگری کجاست مائیم # 2 جامیم و شراب و درد و صافیم %~% دردی که همو دواست مائیم PageV1P1765 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بسی نقشی که بر دیده کشیدیم %~% به جز نور جمال او ندیدیم # 2 چون کمالات را نهایت نیست %~% به آخر هم بدان اول رسیدیم PageV1P1766 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ما گدای خودیم و شاه خودیم %~% آفتاب خودیم و ماه خودیم # 2 ملک ملک مالک خویشیم %~% پادشاه خود و سپاه خودیم PageV1P1767 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رو به خاک راه او بنهاده ام %~% خاک آن راهم به راه افتاده ام # 2 گر بگوید جان بده بدهم روان %~% بنده فرمان منتظر استاده ام ~~PageV1P1768 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در سراپرده میخانه مقامی دارم %~% پیش رندان جهان منصب و نامی دارم # 2 گرچه در صومعه پیرمغان پیر شدم %~% در خرابات مغان جای تمامی دارم ~~PageV1P1769 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رندیکه حریف ماست مائیم %~% جز ما دگری کجاست مائیم # 2 جامیم و شراب و درد صافیم %~% دردی که هم او دواست مائیم PageV1P1770 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بگذر ز وجود وز عدم هم %~% بگذر ز حدوث وز قدم هم # 2 این جمله هویت است دریاب %~% اسم و صفتست جام و جم هم PageV1P1771 ### || [genre: dobeytiha] # 1 آن گنج که مخفی بود از عالم و از آدم %~% پیدا شده است بر من من محرم ~~آن گنجم # 2 گنجی که نمی گنجد در مخزن موجودات %~% در کنج دلم گنجید در کون کجا ~~گنجم PageV1P1772 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یک عین به اختلاف اعیان %~% بنموده جمال ای عزیزان # 2 در هر عینی نموده حسنی %~% از عین جمال خود به ms550 اعیان PageV1P1773 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خدایا تشنه ایم و جمع یاران %~% از آن حضرت همی خواهیم باران # 2 به حق مصطفی و آل یاسین %~% که بر یاران ما باران بباران PageV1P1774 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ساقیا از روی لطف بیکران %~% ساغر می ده به دست عاشقان # 2 می به زاهد گر دهی ضایع شود %~% می بخ رندی ده که می نوشد به جان ~~PageV1P1775 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ای صبا گر روی به ترکستان %~% دوستان را سلام ما برسان # 2 ما به جان پیش آن عزیزانیم %~% گرچه تن ساکنست در کرمان PageV1P1776 ### || [genre: dobeytiha] # 1 از این عالم بدان عالم سفر کن %~% از آن عالم به بالاتر نظر کن # 2 چو جسم و جان رها کردی و رفتی %~% به نور او به عین او نظر کن ~~PageV1P1777 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در صورت و معنیش نظر کن %~% می بین همه و مرا خبر کن # 2 خواهی که رسی به نعمت الله %~% بر درگه سیدم گذر کن PageV1P1778 ### || [genre: dobeytiha] # 1 فقر بگزین و غنا ایثار کن %~% اختیار خود فدای یار کن # 2 صوفیانه گر بیابی این خصال %~% رو به صوفیخانه و انکار کن PageV1P1779 ### || [genre: dobeytiha] # 1 بگذر از خوف و رجا با ما نشین %~% عاشقانه خوش درین دریا نشین # 2 قصه ماضی و مستقبل مگو %~% حالیا با ما به حال ما نشین PageV1P1780 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش بگو الله و اسم ذات بین %~% جمله اشیا مصحف آیات بین # 2 در زمین و آسمان می کن نظر %~% نور او در دیده ذرات بین PageV1P1781 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش بگو الله و اسم ذات بین %~% معنیش در صورت و آیات بین # 2 جلمه مرآتند ها و هوی ما %~% یک حقیقت در دو صد مرآت بین PageV1P1782 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ذکر حق می گوی و در خلوت نشین %~% باش فارغ از چنان و از چنین # 2 حاصل عمر ای عزیزان یک دم است %~% دم به دم در یک دمی با ما نشین ~~PageV1P1783 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ms551 باده می نوش و جام را می بین %~% خلق را مظهر خدا می بین # 2 نعمت الله را نکو بشناس %~% دیده بگشا و هر دو را می بین PageV1P1784 ### || [genre: dobeytiha] # 1 این صفات بد اگر از خود جدا سازی چو من %~% نعمت الله زمان باشی و ~~سلطان زمن # 2 غیبت و نمامی و حرص و حسد این هر چهار %~% باز بخل و کینه و آنگه طمع ~~بشنو ز من PageV1P1785 ### || [genre: dobeytiha] # 1 من حسینی مذهبم ای یار من %~% یافته تعظیم از خلق حسن # 2 علم تو باشد همه از قیل و قال %~% و آن من میراث من از جد من ~~PageV1P1786 ### || [genre: dobeytiha] # 1 یک عین به اختلاف اعیان %~% بنمود جمال ای عزیزان # 2 در هر عینی نموده حسنی %~% از عین جمال ای عزیزان PageV1P1787 ### || [genre: dobeytiha] # 1 کون جامع جامع این است و آن %~% هر دو را از لوح این انسان بخوان # 2 صورت و معنی او با هم بدان %~% نیست مثلش در همه کون و مکان ~~PageV1P1788 ### || [genre: dobeytiha] # 1 فقر بگزین و غنا ایثار کن %~% اختیار خود فدای یار کن # 2 صوفیانه گر بیابی این خصال %~% رو به صوفیخانه ای و کار کن PageV1P1789 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در صورت و معنیش نظر کن %~% می بین همه و مرا خبر کن # 2 خواهی که رسی به نعمت‌الله %~% بر درگه سیدم گذر کن PageV1P1790 ### || [genre: dobeytiha] # 1 باده می نوش و جام را می بین %~% خلق را مظهر خدا می‌ بین # 2 نعمت‌الله را نکو بشناس %~% دیده بگشا و هر دو را می ‌بین PageV1P1791 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش بگو الله و اسم ذات بین %~% جمله اشیا مصحف و آیات بین # 2 در زمین و آسمان می کن نظر %~% نور او در دیده ذرات بین PageV1P1792 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خوش بگو الله و اسم ذات بین %~% معنیش در صورت و آیات بین # 2 جمله مرآتند ها و هو و هی %~% یک حقیقت در دو سه مرآت ms552 بین PageV1P1793 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ذکر حق می گو و در خلوت نشین %~% باش فارغ از چنان و از چنین # 2 حاصل عمر عزیز آن یک دم است %~% دم به دم در یک دمی با ما نشین ~~PageV1P1794 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خنک چشمی که بیند حضرت او %~% قراری یافته از قربت او # 2 بود دلشاد همچون جان سید %~% مدام از بندگی خدمت او PageV1P1795 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جامی است جهان نما دل تو %~% افتاده به دست ما دل تو # 2 بیگانه چه داند این حکایت %~% من دانم و آشنا دل تو PageV1P1796 ### || [genre: dobeytiha] # 1 دنیی دون دنی از دون مجو %~% چون رها کن غیر آن بی چون مجو # 2 عشق عاقل را چو مجنون می‌ کند %~% عاقلی از خدمت مجنون مجو PageV1P1797 ### || [genre: dobeytiha] # 1 تا تونشوی یگانه او %~% هرگز نشود یگانه آن دو # 2 باشی تو یگانه دو عالم %~% آن دم که اثر نماند از تو PageV1P1798 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مخبر چو نمانده است خبر کو %~% مؤثر چو نمانده است اثر کو # 2 گفتیم لطیفه بدیعی %~% چون شمس نمانده است قمر کو PageV1P1799 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مصصفا فرمود بقوا او تقوا %~% باش یک رنگ از دو رنگی فاتقوا # 2 جان و دل را دوست می‌ داری ولی %~% لن تنالوا البر حتی تنفقوا ~~PageV1P1800 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مقدم بر همه اسما است الله %~% چنین گفتیم با یاران آگاه # 2 مسما واحد اسما کثیر %~% نکو دریاب قول نعمت الله PageV1P1801 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مظهر کامل است عبدالله %~% بر همه شامل است عبدالله # 2 وصف او را کجا توانم کرد %~% سید کاملست عبدالله PageV1P1802 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نعمت الله به عشق حضرت شاه %~% خوش به ماهان نشسته همچون ماه # 2 عارفانه به صدق می گوید %~% دائما لا اله الا الله PageV1P1803 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اسم اعظم او به ما آموخته %~% شمع ما از نور او افروخته # 2 رو نموده در همه آئینه ها %~% چشم غیر از غیرتش بر دوخته PageV1P1804 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ms553 رایت الله فی عینی بعینه %~% و عینی عینه فانظر بعینه # 2 مبینی عند غیری غیر عینی %~% وعندی عینه من حیث عینه PageV1P1805 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رهرو میر ما خلیل الله %~% در همه راه با همه همراه # 2 جمع کن رهروان خوشی می گو %~% وحده لا اله الا الله PageV1P1806 ### || [genre: dobeytiha] # 1 به هر صورتی نشئه ای یافته %~% چو خورشید بر ذره ها تافته # 2 همه برجها قطع کرده تمام %~% همه نور معنی از او یافته PageV1P1807 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رهر و میر ما خلیل الله %~% در همه راه و با همه همراه # 2 جمع کن رهروان و خوش می گو %~% وحده لا اله الا الله PageV1P1808 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مقدم بر همه اسماست الله %~% چنین گفتم به آن یاران درگاه # 2 مسمی واحد اسم کثیر است %~% نکو دریاب قول نعمت‌الله PageV1P1809 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اهل عقبی همت از وی یافته %~% مالداران ثروت از وی یافته # 2 نعمت دنیی و عقبی را چه قدر %~% نعمت‌الله نعمت از وی یافته ~~PageV1P1810 ### || [genre: dobeytiha] # 1 اگر درویش می‌جوئی منم درویش بیچاره %~% و گر دلریش می‌جوئی منم دلریش ~~بیچاره # 2 اگر تو آشنا جوئی منم خود آشنای تو %~% و گر بی خویش می‌جوئی منم بی ~~خویش بیچاره PageV1P1811 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مظهر اسم اعظم است آن شاه %~% به حقیقت یکی است عبدالله # 2 نعمت‌الله به صدق می‌گوید %~% وحده لا اله الا الله PageV1P1812 ### || [genre: dobeytiha] # 1 مظهر کامل است عبدالله %~% بر همه شامل است عبدالله # 2 وصف او را کجا توانم کرد %~% سید کامل است عبدالله PageV1P1813 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ما شرح اصطلاحات گفتمی عارفانه %~% بس گوهر لطیفی سفتیم عارفانه # 2 از قول نعمت‌الله شرح خوشی نوشتیم %~% این راه عارفان را رفتیم عارفانه ~~PageV1P1814 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رایت الله فی عینی بعینه %~% و عینی عینه فانظر بعینه # 2 حبیبی عند غیر غیر عینی %~% و عندی عینه من حیث عینه PageV1P1815 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر بمیری ز خود بقا یابی %~% ور کشی زحمتی عطا یابی ms554 # 2 هر که مرد او دگر نخواهد مرد %~% گر بمیری ز خود بقا یابی PageV1P1816 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ز صورت گر شوی فانی ازین معنی بقا یابی %~% ازین و آن چو بگذشتی همه ~~نور خدا یابی # 2 درین دریای بی ‌پایان اگر غرقه شوید چون ما %~% به عین ما نظر می کن که ~~عین ما ز ما یابی PageV1P1817 ### || [genre: dobeytiha] # 1 رفتی ای خواجه و زیان کردی %~% عرض خود در سر زبان کردی # 2 باز گفتی زنان چنین گفتند %~% از زبان زنان زیان کردی PageV1P1818 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در ره حق اگر تو دیناری %~% گمرهان را به سوی دین آری # 2 ور مقید شوی به دیناری %~% کمتر از مقبلی و دیناری PageV1P1819 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر یکی را دو بار بشماری %~% آن یکی را دو یک نگهداری # 2 دو یکی باشد و یکی دو عجب %~% یاد دارش ز یار از یاری PageV1P1820 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر تو عارف شوی شوی بخشی %~% این چنین عارفی به از بخشی # 2 هر چه گیری از او به او گیری %~% هر چه بخشی از او به او بخشی ~~PageV1P1821 ### || [genre: dobeytiha] # 1 هر که باشد محب آل علی %~% شک ندارم که عارف است و ولی # 2 با تو ما را محبت ازلی است %~% با لبت رازهای لم یزلی PageV1P1822 ### || [genre: dobeytiha] # 1 در حقیقت یکی است تا دانی %~% آن یک بی شکیست تا دانی # 2 از دویی ای عزیز من بگذر %~% کان یکی نیککیست تا دانی PageV1P1823 ### || [genre: dobeytiha] # 1 جامع عالمی اگر دانی %~% نسخه خویش را فرو خوانی # 2 بی همه چون همه تویی همه را %~% از خودش می ‌طلب که تو آنی PageV1P1824 ### || [genre: dobeytiha] # 1 عالم حق حق است تا دانی %~% غیر او عالمش چه می‌ خوانی # 2 طالب حق حق است در همه حال %~% هر چه آن را طلب کنی آنی PageV1P1825 ### || [genre: dobeytiha] # 1 شمع خوشی افروختی عود دل ما سوختی %~% از بهر بزم عاشقان شمعی ز نور ms555 ~~افروختی # 2 جز عاشقی کاری دگر از ما نمی آید دگر %~% زیرا که از روز ازل ما را ~~چنین آموختی PageV1P1826 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خانه تاریک اگر روشن کنی %~% خلوت خود چون سرای من کنی # 2 گر بیایی یوسف گل پیرهن %~% کی سخن با ما ز پیراهن کنی PageV1P1827 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ظاهر جامیم و باطنا می %~% این یک مائیم و آن دگر وی # 2 چون ظاهر و باطنت یکی شد %~% نه جام و نه می بماند هی هی PageV1P1828 ### || [genre: dobeytiha] # 1 چون برسی به بحر ما واقف حال ما شوی %~% تا نرسی به ما چو ما عارف ما ~~کجا شوی # 2 موج و حباب را بمان آب چو تشنگان بجو %~% تا که به عین ما چو ما واصل ~~عین ما شوی PageV1P1829 ### || [genre: dobeytiha] # 1 نگاری مست ولا یعقل چو ماهی %~% در آمد از در خلوت به گاهی # 2 سیه چشم و سیه زلف و سیه خال %~% سیه گز بود پوشیده سیاهی PageV1P1830 ### || [genre: dobeytiha] # 1 خانه تاریک اگر روشن کنی %~% خلوت خود چون سرای من کنی # 2 گر بیابی یوسف گل پیرهن %~% کی سخن با ما ز پیراهن کنی PageV1P1831 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر بمیری ز خود بقا یابی %~% ور کشی زحمتی عطا یابی # 2 هر که مرد او دگر نخواهد مرد %~% گر نمردی بمیر تا یابی PageV1P1832 ### || [genre: dobeytiha] # 1 ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی %~% حجابی لایزالی من صفاتی # 2 وجودی کالقدح روحی کراحی %~% فخذ منی قدح و اشرب حیاتی PageV1P1833 ### || [genre: dobeytiha] # 1 گر تو عارف شوی شوی بخشی %~% این چنین عارفی به ار بخشی # 2 هرچه گیری به او ازو گیری %~% هر چه گیری از او به او بخشی PageV1P1834 ### || [genre: ghaside] # 1 از تتق کبریا صورت لطف خدا %~% بسته نقابی ز نور روی نموده به ما # 2 دره بیضا بود صورت روحانیش %~% شاه معانی جهان هر دو جهانش گدا # 3 در عدم و در وجود رسم نکاح او نهاد %~% مسکن اولاد ساخت ms556 دار فنا و بقا # 4 برزخ جامع بود صورت جمع وجود %~% نور گرفته ز حق داده به عالم ضیا # 5 معنی ام الکتاب نور محمد بود %~% اصل همه عین او عین همه عینها # 6 بیشتر از عقل کل خوانده ز لوح ضمیر %~% زان الف آمد پدید جمله کتاب خدا # 7 نقطه آخر خوشی شکل الف نقش بست %~% حکم قضا بی‌ غلط لوح قدر بی‌ خطا # 8 دایره ای فرض کن جمله نقاطش ظهور %~% نقطه اول بگیر نام کنش مبتدا # 9 خضر مسیحا نفس از دم او زنده دل %~% حسن از او یافته یوسف زیبا لقا # 10 جامع این نشأتین صورت و معنی او %~% حاکم دنیا و دین سید هر دو سرا # 11 مظهر اسمای حق مظهر ذات و صفات %~% اول و آخر به نام باطن و ظاهر نما # 12 اول اسم حروف ساخت مسمی به اسم %~% یافت هویت ز او داد هدایت به ما # 13 ظلمت و نوری نهاد نام حدوث و قدم %~% کرد تمیزی تمام شاه و همه انبیا # 14 معنی اثبات کو با الف و لام الف %~% صورت توحید جو نفی طلب کن ز لا # 15 ها و دو لام و الف جمع کن و خوش بگو %~% ها طلب از چهار حرف طرح کنش ~~آن سه تا # 16 هر که بلا درفتاد یافت بلائی عظیم %~% زود گذر کن ز لا تا که نیابی ~~بلا # 17 جام حبابی بر آب هست در این بحر ما %~% ساقی ما ما خودیم همدم ما عین ~~ما # 18 مخزن گنج اله کنج دل عارفست %~% در طلب گنج او در دل عارف درآ # 19 نعمة والله به هم کرد ظهوری تمام %~% آینه را پاک دار تا که نماید تو ~~را PageV1P1835 ### || [genre: ghaside] # 1 تا ز نور روی او گشته منور آفتاب %~% نور چشم عالمست و خوب و درخور ~~آفتاب # 2 وصف او گوید به جان شاه فلک در نیمروز %~% مدح او خواند روان در ms557 ملک ~~خاور آفتاب # 3 تا برآرد از دیار دشمنان دین دمار %~% می‌کشد هر صبحدم مردانه خنجر ~~آفتاب # 4 صور تا ماهست و معنی آفتاب و چشم ما %~% شب جمال ماه بیند روز خوش در ~~آفتاب # 5 پادشاه هفت اقلیمست و سلطان دو کون %~% تا که شد از جان غلام او چو ~~قنبر آفتاب # 6 هر که از سر ازل نور ولایت دید گفت %~% دیگران چون سایه اند و نور حیدر ~~آفتاب # 7 آفتاب از جسم و جان شد پاک او تا نور یافت %~% پادشاهی می‌کند در بحر و ~~در بر آفتاب # 8 گر نبودی نور معنی ولایت را ظهور %~% کی نمودی در نظر ما را مصور آفتاب # 9 یوسف گل پیرهن برقع گشود و رخ نمود %~% چشم مردم نور دیدو شد منور ~~آفتاب # 10 نقطه اصل الف کان معنی عین علیست %~% در همه آفاق روشن خوانده از بر ~~آفتاب # 11 تا نهاده روی خود بر خاک پای دلدلش %~% یافته شاهی عالم تاج بر سر ~~آفتاب # 12 می زند خورشید تیغ قهر بر اعدای او %~% می فشاند بر سر یاران او زر ~~آفتاب # 13 رأی او خورشید تابان خصم او خاشاک ره %~% کی شود از مشت خاشاکی مکدر ~~آفتاب # 14 با وجود خوان انعام علی مرتضی %~% قرص مه یک گرده ای خوان از محقر ~~آفتاب # 15 سایه لطف خدا و عالمی در سایه‌اش %~% نور رویش کرده روشن ماه انور ~~آفتاب # 16 سنبل زلف سیادت می‌نهد بر روی گل %~% خود که دیده در جهان زلف معنبر ~~آفتاب # 17 تا به زیر چشم این صاحب نظر یابد نظر %~% از غبار خاک پایش بسته زیور ~~آفتاب # 18 عین او از فیض اقدس فیض او روح القدس %~% عقل کل فرمان بر او بنده ~~چاکر آفتاب # 19 آستان بارگاه کبریایش بوسه داد %~% در همه دور فلک گردیده سرور آفتاب # 20 تا گرفتم مهر او چون جان شیرین در کنار %~% گیردم روزی به صد تعظیم در ~~بر ms558 آفتاب # 21 نعمت اللهم ز آل مصطفی دارم نسب %~% ذره ای از نور او می‌بین و بنگر ~~آفتاب PageV1P1836 ### || [genre: ghaside] # 1 از نور روی اوست که عالم منور است %~% حسنی چنین لطیف چه حاجت به زیور ~~است # 2 سلطان چار بالش و شش طاق و نه رواق %~% بر درگه رفیع جلالش چو چاکر است # 3 زوج بتول باب امامین مرتضی %~% سردار اولیا و وصی پیمبر است # 4 مسند نشین مجلس ملک ملائکه %~% در آرزوی مرتبه و جای قنبر است # 5 هر ماه ماه نو به جهان مژده می‌دهد %~% یعنی فلک ز حلقه به گوشان حیدر ~~است # 6 اسکندر است بنده او از میان جان %~% چوبک زن درش بمثل صد چو قیصر است # 7 گیسو گشاد و گشت معطر دماغ روح %~% رو را نمود و عالم از آن رو مصور ~~است # 8 جودش وجود داد به عالم از آن سبب %~% عالم به یمن جود و جودش منور است # 9 خورشید لمعه ایست ز نور ولایتش %~% صد چشمه حیات و دو صد حوض کوثر است # 10 نزدیک ما خلیفه بر حق امام ماست %~% مجموع آسمان و زمینش مسخر است # 11 مداح اهل بیت به نزدیک شرع و عقل %~% دنیا و آخرت همه او را میسر است # 12 لعنت به دشمنان علی گر کنی رواست %~% می کن مگو که این سخنت بس مکرر ~~است # 13 گوئی که خارجی بود از دین مصطفی %~% خارج مگو که خارجی شوم کافر است # 14 هر مؤمنی که لاف ولای علی زند %~% توقیع آن جناب به نامش مقرر است # 15 یا دست جود او چه بود کان مختصر %~% با همتش محیط سرابی محقر است # 16 او را بشر مخوان تو که سر خداست او %~% او دیگر است و حالت او نیز ~~دیگر است # 17 طبع لطیف ماست که بحریست بیکران %~% هر حرف از این سخن صدفی پر ز گوهر ~~است # 18 هر بیت از این قصیده که گفتم ms559 به عشق دل %~% می خوان که هر یکی ز یکی ~~خوب و خوشتر است # 19 سید که دوستدار رسولست و آل او %~% بر دشمنان دین محمد مظفر است ~~PageV1P1837 ### || [genre: ghaside] # 1 مرد مردانه شاه مردان است %~% در همه حال مرد مردان است # 2 در ولایت ولی والی اوست %~% بر همه کاینات سلطان است # 3 سید اولیا علی ولی %~% آنکه عالم تنست و او جان است # 4 گر چه من جان عالمش گفتم %~% غلطی گفته‌‌ام که جانان است # 5 بی ولای علی ولی نشوی %~% گر تو را صد هزار برهان است # 6 ابن عم رسول یار خدا %~% آن خلیفه علی عمران است # 7 یوسف مصر عالمش خوانم %~% شاه تبریز و میر او جان است # 8 نه فلک با ستارگان شب و روز %~% گرد دولت سراش گردان # 9 دیگران گر خلاف او کردند %~% لاجرم حالشان پریشان است # 10 واجب است انقیاد او بر ما %~% خدمت ما به قدر امکان است # 11 حسب و هم نسب بود به کمال %~% عمل و علم او فراوان است # 12 مهر او گنج و دل چو گنجینه %~% خانه بی‌ گنج کنج ویران است # 13 بر در کبریای حضرت او %~% شاه عالم پناه دربان است # 14 دوستی رسول و آل رسول %~% نزد مؤمن کمال ایمان است # 15 باطنا شمس و ظاهرا ماه است %~% نور هر دو به خلق تابان است # 16 رو رضای علی بدست آور %~% گر تو را اشتیاق رضوانست # 17 یادگار محمد است و علی %~% نعمت الله که میر مستان است PageV1P1838 ### || [genre: ghaside] # 1 گر نه آب است اصل گوهر چیست %~% جوهر گوهر منور چیست # 2 همه عالم چو گوهری دریاب %~% با تو گفتم بدان که گوهر چیست # 3 نقطه در دور دایره بنمود %~% گرنه آب است این مدور چیست # 4 خط فاصل میان ظلمت و نور %~% جز وجود مضاف دیگر چیست # 5 گر نه می ساغر است و ساغر می %~% در حقیقت بگو که ساغر ms560 چیست # 6 نزد ما موج و بحر هر دو یکی است %~% به جز از آب عین مظهر چیست # 7 جام گیتی نماست یعنی دل %~% به کف آور ببین که دلبر چیست # 8 عالمی از وجود موجودند %~% کس نگوید وجود خود بر چیست # 9 گر یکی را هزار بشماری %~% آن همه جز یکی مکرر چیست # 10 گر بدانی حقیقت انسان %~% باز یابی که صدر مصدر چیست # 11 نقش عالم خیال اوست ببین %~% ورنه معنی این مصور چیست # 12 به مثل گر نمود حق جوئی %~% حلقه سیم و خاتم زر چیست # 13 لوح محفوظ را روان می خوان %~% تا بدانی که اصل دفتر چیست # 14 گرنه آب و حیات معرفت است %~% عین کوثر بگو که کوثر چیست # 15 بزم عشقست و عاشقان سرمست %~% به از این جنت ای برادر چیست # 16 گر نگوئی که مصطفی حقست %~% بازوی ذوالفقار و حیدر چیست # 17 نعمت الله مظهر عشق است %~% منکر او به غیر کافر چیست PageV1P1839 ### || [genre: ghaside] # 1 عمر بی عشق می گذاری هیچ %~% حاصل از عمر خود چه داری هیچ # 2 ماسوی الله طلب کنی شب و روز %~% به عدم می روی چه آری هیچ # 3 در دو عالم به جز یکی نبود %~% این عددها که می شماری هیچ # 4 دنیا و آخرت رها کردی %~% آری آری چه می گذاری هیچ # 5 یار کز جور یار بگریزد %~% باشد آن یار هیچ و یاری هیچ # 6 در میانست یار ما با ما %~% گر تو بیچاره در کناری هیچ # 7 جان به جانان سپار و منت دار %~% ور به منت همی سپاری هیچ # 8 در خماری و می نمی نوشی %~% باز فرما که در چه کاری هیچ # 9 همه عالم حقیقتا مائیم %~% نیست خود غیر ذات باری هیچ # 10 خم می خوش خوشی به جوش آمد %~% گر تو انگور می فشاری هیچ # 11 با سخن های میر ترکستان %~% چه بود گفته بخاری هیچ # 12 ما ms561 حریف محمدیم امشب %~% گر تو با گل نه ای بخاری هیچ # 13 نعمت الله را کنی انکار %~% منکر شاه و شهریاری هیچ PageV1P1840 ### || [genre: ghaside] # 1 بنازم جان روح افزای سید %~% بنازم صورت زیبای سید # 2 همه اسرار او دارد کماهی %~% بنازم آن دل دانای سید # 3 توان دید آفتاب هر دو عالم %~% به نور دیده دانای سید # 4 سر افرازی کنی در دین و دنیا %~% گرت در سر بود سودای سید # 5 به نزد همت ما هفت دریا %~% بود یک قطره از دریای سید # 6 ز سید غیر سید من نجویم %~% ندارم هیچکس بر جای سید # 7 محمد سید و سادات عالم %~% شدند از جان و دل مولای سید # 8 برای ما نباشد هیچ مخفی %~% اگر باشیم ما بر رای سید # 9 شکر ریزی کنی در مصر معنی %~% به صورت گر خوری حلوای سید # 10 ز سر سینه بی کینه او %~% شدم واقف من از ایمای سید # 11 دم جان بخش از عیسی طلب کن %~% ز موسی جوید و بیضای سید # 12 غلام سیدم از جان و از دل %~% به خاک پای بی همتای سید # 13 به فردا می دهد امروز وعده %~% بنازم وعده فردای سید # 14 دو چشم نعمت الله نور از او دید %~% که باشد روز و شب مأوای سید ~~PageV1P1841 ### || [genre: ghaside] # 1 خوش رحمتیست یاران صلوات بر محمد %~% گوئیم از دل و جان صلوات بر محمد # 2 گر مومنی و صادق با ما شوی موافق %~% کوری هر منافق صلوات بر محمد # 3 در آسمان فرشته مهرش به جان سرشته %~% بر عرش خوش نوشته صلوات بر محمد # 4 صلوات اگر بگوئی یابی هرآنچه جوئی %~% گر تو ز خیل اوئی صلوات بر محمد # 5 ای نور دیده ما خوش مجلسی بیارا %~% می گو خوشی خدا را صلوات بر محمد # 6 مانند گل شکفتیم و در لطیف سفتیم %~% خوش عاشقانه گفتیم صلوات بر محمد # 7 والله که دیده من از ms562 نور اوست روشن %~% جان منست و من تن صلوات بر محمد # 8 گفتیم با دل و جان با عاشقان کرمان %~% شادی روی یاران صلوات بر محمد # 9 بی شک علی ولی بود پرورده نبی بود %~% شاه همه علی بود صلوات بر محمد # 10 گویم دعای سید خوانم ثنای سید %~% جانم فدای سید صلوات بر محمد # 11 خوش گفت نعمت الله رمزی زلی مع الله %~% خوش گو به عشق الله صلوات بر ~~محمد PageV1P1842 ### || [genre: ghaside] # 1 در دو عالم چون یکی دارنده اشیا بود %~% هر یکی در ذات آن یکتای بی ~~همتا بود # 2 جنبش دریا اگر چه موج خوانندش ولی %~% در حقیقت موج دریا عین آن دریا ~~بود # 3 عقل کل موجود گشت اول به امر کردگار %~% نفس کل زو گشت ظاهر این سخن ~~پیدا بود # 4 عرش اعظم کرسی حق عقل و نفس آمد پدید %~% اطلس است و ثابتات و تحت او ~~اینها بود # 5 پس ز نفس و عقل کل آمد هیولا در وجود %~% همچو نطفه کز وجود آدم و حوا ~~بود # 6 چون ز حکمت نه فلک جنبان شد از امر اله %~% این طبایع زان سبب افتاده و ~~برپا بود # 7 آتشست و باد و آب و خاک ای یار عزیز %~% فعلشان صفرا و خون و بلغم و ~~سودا بود # 8 طبع آتش گرم و خشک و باد آمد گرم تر %~% همچو صفرا داند و خون هر که او ~~دانا بود # 9 آب سرد و تر بود مانند بلغم بی خلاف %~% خاک سرد و خشک و سودا همچو او ~~اینجا بود # 10 چارده چیز است جسم و جان پاک آدمی %~% هشت از سفل است و شش از عالم ~~بالا بود # 11 گوشت و خون و موی و پیه از مادر آمد در وجود %~% استخوان و پوست و پی ~~بارک هم از بابا بود # 12 پنج حس و روح هر شش از جهات امر اوست %~% امر او از ms563 قدرتش بالای هر ~~بالا بود # 13 نطفه چون شد در رحم اول زحل ناظر شود %~% تا رسد نوبه مه کامل همه ~~اعضا بود # 14 هفت سرهنگند بر بام قلاعش شش جهت %~% جمله ناگویا ولی ز ایشان جهان ~~گویا بود # 15 چون زحل پس مشتری مریخ و آنگه آفتاب %~% باز زهره با عطارد ماه خوش ~~سیما بود # 16 هفت رنگ مختلف زین هفت گردد آشکار %~% لیک از حکم خداوندی که او یکتا ~~بود # 17 هفت سلطانند و ایشان را ده و دو خلوتست %~% هر یکی در برج خود کیخسرو ~~و دارا بود # 18 مهر و مه باشند هر دو نیرین اعظمین %~% دیده افلاک زایشان روشن و بینا ~~بود # 19 چون به برج خویش آیند این زمان آن هفت شاه %~% آشکارا گردد آن مهدی که ~~هادی ما بود # 20 نحس اکبر دان زحل پس سعد اکبر مشتری %~% باز مریخست نحس اصغر و حمرا ~~بود # 21 سعد اکبر آفتاب است در میان کاینات %~% مسکنش فردوس نورانیست دایم تا ~~بود # 22 زهره قواد و عطارد خواجه دیوان چرخ %~% ماه رنگ آمیز و راحت بخش و روح ~~افزا بود # 23 سی هزار آلات در کارند و در هر مظهری %~% هشت قوت اندر او بنهاده تا ~~گویا بود # 24 جاذبه با ماسکه با هاضمه پس دافعه %~% خادمه باشند این هر چار در تنها ~~بود # 25 غاذیه با نامیه با مولده مخذومه اند %~% باز آن قوت که او صورتگر اعضا ~~بود # 26 هفت اعضای رئیسه چون رئیسان دهند %~% صحت این هفت تن در جنت المأوی ~~بود # 27 اول ایشان شش است و پس دماغ آنگاه دل %~% پس جگر باشد که او قسمت گر ~~اعضا بود # 28 گردها میدان و آنگه دو ستون ملک تن %~% گرده همچون مشتری و زهره ات ~~طغرا بود # 29 کدخدای ملک هفتم جانب چپ دان سپرز %~% گه نشسته گاه خفته گه گهی بر پا ~~بود # 30 سر حمل می دان و گردن نور ms564 باشد بی گمان %~% هر دو پایت ای برادر فی ~~المثل جوزا بود # 31 سینه ات سرطان و سر میدان اسد ای شیردل %~% روده هایت سنبله جزوی از ~~این اجزا بود # 32 ناف میزان دان و مزدی عقربست و قوس دان %~% هر دو زانو جدی و ساقت دلو ~~و حوتت پا بود # 33 فی المثل یک دایره این شکل آدم فرض کن %~% حق محیط و نقطه روح و دایره ~~آشنا بود # 34 یادگیر این نکته های نعمت الله یادگار %~% تا تو را امروز پند و مونس ~~فردا بود PageV1P1843 ### || [genre: ghaside] # 1 دل چو سلطان ملک جان گردد %~% پادشاه همه جهان گردد # 2 چون ز چونی رسد به بی چونی %~% مالک ملک لامکان گردد # 3 دل ز صورت چو رو به معنی کرد %~% بی نشانش همه نشان گردد # 4 گرد بر گرد نقطه وحدت %~% همچو پرگار خط کشان گردد # 5 اول خویش را چو بشناسد %~% مهدی آخر الزمان گرد # 6 چون طلسمش شکسته شد به درست %~% گنج پنهان بر او عیان گردد # 7 نقد دل قلب از آنش می خوانند %~% که ملقب به این و آن گردد # 8 گاه باشد مجاور کعبه %~% گاه مست در مغان گردد # 9 عرش اعظم دل است و آن دل ماست %~% به دلیل این سخن بیان گردد # 10 هر که شد غرقه اندر این دریا %~% قطره اش بحر بیکران گردد # 11 چون ز هستی خود شود فانی %~% باقی ملک جاودان گردد # 12 هر که دل را شناخت در دو جهان %~% فارغ از سود و از زیان گردد # 13 لیس فی الدار غیره دیار %~% این چنین کن اگر چنان گردد # 14 سخن دل ز گفته سید %~% مونس جان عاشقان گردد PageV1P1844 ### || [genre: ghaside] # 1 هرچه مقصود تو است آن گردد %~% هرچه گوئی چنین چنان گردد # 2 آفتاب ار چه شب نهان گردد %~% روز روشن چو شد عیان گردد # 3 دارم امید آنکه هر گوشه %~% مأمن جمله مومنان گردد # 4 ms565 هر فقیری توانگری یابد %~% پیر از دولتش جوان گردد # 5 همچو من رند مست کی یابد %~% گرچه گرد جهان روان گردد # 6 رد نگردد به هیچ رو هرگز %~% هرکه مقبول مقبلان گردد # 7 باش ایمن که ما رها نکنیم %~% هرکه همراه عارفان گردد # 8 هر معانی که خاطرت خواهد %~% آن معانی به تو بیان گردد # 9 یار ما دوستدار آل رسول %~% سرور جمله عاشقان گردد # 10 هر که یابد خبر ز حال وجود %~% واقف از حال همگنان گردد # 11 نوبهار است منع نتوان کرد %~% بلبل ار گرد گلستان گردد # 12 همه کس دوستدار خود سازد %~% فارغ از جمله دشمنان گردد # 13 متمکن نشسته با یاران %~% نه روان گرد این و آن گردد # 14 عارفی کو به مادهد دل را %~% جان ما در پیش روان گردد # 15 در جهان هر که نعمت الله یافت %~% سرور جمله جهان گردد PageV1P1845 ### || [genre: ghaside] # 1 رند مستی که گرد ما گردد %~% گر گدائیست پادشا گردد # 2 هرکه با جام می بود همدم %~% کی ز همدم دمی جدا گردد # 3 خوش امینی بود که همچون ما %~% محرم راز کبریا گردد # 4 به یقین هر که خویش بشناسد %~% عارف حضرت خدا گردد # 5 بی شکی جز یکی نخواهد دید %~% دیده گر گرد دو سرا گردد # 6 هر که با ما نشست در دریا %~% واقف از حال و ذوق ما گردد # 7 بار اغیار بارها بکشد %~% از در یار هر که وا گردد # 8 درد دردش بنوش و خوش می باش %~% که تو را درد دل دوا گردد # 9 بر در او کسی که یابد بار %~% بر در غیر او کجا گرد # 10 لذت ما به ذوق دریابد %~% هر که در عشق مبتلا گردد # 11 آنکه بینا بود عصا چه کند %~% کور باشد که با عصا گردد # 12 هر که گردد به گرد میخانه %~% بگذارش مدام تا گردد # 13 عشق باقی و ما به او باقی %~% کی بقائی ms566 چنین فنا گردد # 14 شود از غیر عشق بیگانه %~% آنکه با عشق آشنا گردد # 15 هر که را سیدش بود خواجه %~% بنده دیگری چرا گردد PageV1P1846 ### || [genre: ghaside] # 1 رندان باده نوش که با جام همدند %~% واقف ز سر عالم و از حال آدمند # 2 حقند اگر چه خلق نمایند خلق را %~% بحرند اگر چه در نظر ما چو شبنمند # 3 دانندگان حضرت ذات و به ذات او %~% آئینه صفات خدا و اسم اعظمند # 4 بیشند از ملایک و پیشند از همه %~% گرچه کمند در خود و از هر یکی کمند # 5 ظاهر به هر مظاهر و باطن ز عقل و وهم %~% آخر به صورتند و به معنی ~~مقدمند # 6 مستان درد خواره و رندان دردمند %~% وین طرفه بین که در دل ریشم چو ~~مرهمند # 7 باقی لایزالی و فانی لم یزل %~% هستند و نیستند و سخن گوی و ابکمند # 8 معشوق و عاشقند و می و جام و جسم و جان %~% از جام باز رسته و آسوده از ~~جمند # 9 روح الله اند در تن مردم چو جان روان %~% مرده کنند زنده چو عیسی ~~مریمند # 10 نوشند می ز جام غم انجام ما مدام %~% شادی روی ساقی و از خلق بی غمند # 11 جمعند عاشقانه و با دوست روبرو %~% گرچه چو زلف یار پریشان و درهمند # 12 شمعند و روشنست که قایم ستاده اند %~% سروند دور نیست اگر در چمن چمند # 13 در عاشقان به چشم حقارت نظر مکن %~% زیرا که نزد حضرت عزت مکرمند # 14 نقش نگین خاتم ختم رسالتند %~% نقد خزانه ملک و عین خاتمند # 15 سلطان کاینات و غلامان سیدند %~% مخدوم انس و جان و سرافراز عالمند ~~PageV1P1847 ### || [genre: ghaside] # 1 نقطه ای در الف هویدا شد %~% الفی در حروف پیدا شد # 2 ذات وحدت به خود ظهوری کرد %~% کثرتش از صفات و اسما شد # 3 نقطه سه جمع شد الف گردید %~% ذات و فعل و صفت به ms567 یکجا شد # 4 مه ز خورشید آشکارا گشت %~% الف از نقطه هم هویدا شد # 5 از الف چون حروف باقی زاد %~% صورت و معن ای هویدا شد # 6 نقطه ای در الف پدید آمد %~% وحدت و کثرت آشکارا شد # 7 ماه جان است این الف به یقین %~% بیست و هشتش منازل اینها شد # 8 عشق و معشوق و عاشق ای عارف %~% همچو موج و حباب و دریا شد # 9 نظری کن که غیر یک شی نیست %~% گرچه اندر ظهور اشیا شد # 10 لیس فی الدار غیره دیار %~% دیده ما به عین بینا شد # 11 اول و آخر حروف بگیر %~% تا بدانی ندا چرا یا شد # 12 ظاهر و باطن اول و آخر %~% این همه اسم یک مسما شد # 13 علم یک نقطه ایست دریابش %~% داند آن هر کسی که از ما شد # 14 نکته ای گفتمت در این معنی %~% صورت آن مرا چو حلوا شد # 15 الف و واو و نون عیان گشتند %~% دو جهان زین سه حرف یکتا شد # 16 نور و عقل و قلم که فرمودند %~% این رموزیست گفته ما شد # 17 خال مشکین که بر رخش پیداست %~% آدمش چون بدید شیدا شد # 18 نطفه گویا به حرف شد لیکن %~% نعمت الله به نطق گویا شد PageV1P1848 ### || [genre: ghaside] # 1 چو تو به ما نرسیدی تو را ز ما چه خبر %~% ولی ندیده کسی را ز اولیا چه ~~خبر # 2 مرو به خود به خود آ تا خدای خود بینی %~% بیا بگو که تو را از خود و ~~خدا چه خبر # 3 چو تو به عرش نرفتی چه دانی از معراج %~% چو تو خدای ندیدی ز مصطفی چه ~~خبر # 4 توئی که بر لب دریای جسم معتکفی %~% تو را ز حال کما هی جان ما چه خبر # 5 بلای لا نکشیدی ز عشق بالایش %~% تو را ز قامت و بالای آن بلا چه خبر # 6 تو را چو برگ ms568 و نوائی ز عشق حاصل نیست %~% تو را ز برگ و نواهای باصفا ~~چه خبر # 7 چه از کدورت نفسی نکرده ای گذری %~% تو را ز صوفی صافی با صفا چه خبر # 8 تو بسته زر و زن گشته ای و کشته آن %~% تو را ز مردی مردان پارسا چه ~~خبر # 9 منم ز جام الست و می بلی سرمست %~% تو را چه نیست نصیبی از آن بلی چه ~~خبر # 10 تو در خماری و میخانه را نمی جوئی %~% تو را ز مستی مستان آن سرا چه ~~خبر # 11 هزار چشمه آب حیات در نظر است %~% تو را که دیده نباشد ز چشمه ها چه ~~خبر # 12 برآ به دار فنا تا بقای ما بینی %~% فنا ندیده چو منصورت از بقا چه ~~خبر # 13 تو را چو درد دلی نیست ای برادر من %~% ز دردمندی رنجور بی دوا چه خبر # 14 به کنج زاویه عشق منزوی نشدی %~% ز شوق سلطنت و ذوق انزوا چه خبر # 15 چو تو عزیز و زلیخای خود نمی دانی %~% ز حسن یوسف مصری جانفزا چه خبر # 16 به شش جهات فرومانده ای به یک دو سه چیز %~% تو را ز عالم بی حد و ~~منتها چه خبر # 17 چو تو به عشق نگشتی ز خویش بیگانه %~% تو را ز دولت عشاق آشنا چه خبر # 18 نرفته ای تو بشرق و نیامدی از غرب %~% تو را ز عرش و ز رحمن و استوا ~~چه خبر # 19 ز حال سید ما گر خبر نمی داری %~% عجب مدار گدا را ز پادشا چه خبر ~~PageV1P1849 ### || [genre: ghaside] # 1 بیا ای مومن صادق بگو صلوات پیغمبر %~% اگر از جان شدی عاشق بگو صلوات ~~پیغمبر # 2 دل خود را منور کن جهانی پر ز عنبر کن %~% دهان پر شهد و شکر کن بگو ~~صلوات پیغمبر # 3 اگر تو امت اوئی رضای او به جان جوئی %~% چو ما شاید اگر گوئی بگو ms569 ~~صلوات پیغمبر # 4 خرد بویش به جان بوید ملک مهرش به دل جوید %~% خدا صلوات او گوید بگو ~~صلوات پیغمبر # 5 به عرش و فرش انس و جان دعای او کنند از جان %~% کریمانه تو در کرمان ~~بگو صلوات پیغمبر # 6 ز آتش گر امان خواهی حیات جاودان خواهی %~% بهشت و حوریان خواهی بگو ~~صلوات پیغمبر # 7 بیا و بنده شه شو حریف نعمت الله شو %~% ز حال خویش آگه شو بگو صلوات ~~پیغمبر PageV1P1850 ### || [genre: ghaside] # 1 داد جاروبی به دستم آن نگار %~% گفت کز دریا برانگیزان غبار # 2 آب آتش گشت و جاروبم بسوخت %~% گفت کز آتش تو جاروبی برآر # 3 عقل جاروبت نگار آن پیر کار %~% باطنت دریا و هستی چون غبار # 4 آتش عشقش چو سوزد عقل را %~% باز جاروبی ز عشق آید به کار # 5 کردم از حیرت سجودی پیش او %~% گفت بی ساجد سجودی خوش بیار # 6 آه بی ساجد سجودی چون بود %~% گفت بی چون باشد و بیچاره یار # 7 عقل لای نافیه می دان همی %~% عشق اثبات حق است ای یار یار # 8 سجده بی ساجد ندانی چون بود %~% یعنی بی هستی ساجد سجده آر # 9 گردنک را پیش کردم گفتمش %~% ساجدی را سر ببر با ذوالفقار # 10 تیغ تا او بیش زد سر پیش شد %~% تا برست از گردنم سر صد هزار # 11 گردنم یعنی سر هستی بود %~% تیغ تیز عشق باشد ذوالفقار # 12 چون سر هستی ببرید از بدن %~% معرفت شد آشکارا صد هزار # 13 ای مزاجت سرد کو طاس دلت %~% تا در این گرمابه تو گیری قرار # 14 بگذر از گلخن تو در گرمابه رو %~% جامه بر کن بنگر آن نقش و نگار # 15 گر فسرده نیستی برخیز گرم %~% ترک صورت کن بمعنی کن گذار # 16 طاس دل بر کن ز تن حمام تن %~% سوی باغ جان خرام ای با وقار # 17 تا ببینی نقشهای دل ربا %~% تا ببینی رنگهای ms570 لاله زار # 18 خاک و آب از عکس او رنگین شده %~% جان بتازیده به ترک و زنگبار # 19 از حجب بیرون خرامد بی حجاب %~% رونق گلزار و جان لاله زار # 20 لاله زار و نقشهای بی حساب %~% از تجلی باشد ای صاحب وقار # 21 چیست شرق و غرب اندر لامکان %~% گلخن تاریک و حمامی نگار # 22 شش جهت حمام و روزن لامکان %~% بر سر روزن جمال شهریار # 23 خلوت دل لامکانست از یقین %~% روزنش جانست و جانان شهریار # 24 گلخن تاریک نفس شوم تست %~% چیست حمام این تن ناپایدار # 25 من چراغ هر سرم همچون فتیل %~% جمله را اندر گرفته از شرار # 26 شمعها بر می شد از سرهای من %~% شرق و مغرب را گرفته از قطار # 27 چون گذر کردی از این و آن به عشق %~% جامه درپوش از صفاتش ذات وار # 28 باز چون همرنگ و بوی او شدی %~% یار خود بینی نگار هر نگار # 29 شب گذشت و قصه ام کوته نشد %~% ای شب و روز از حدیثش ذات وار # 30 شاه شمس الدین تبریزی مرا %~% مست می دارد ز جام بی خمار # 31 سید ملک وجودم لاجرم %~% آنچه پنهان بود کردم آشکار PageV1P1851 ### || [genre: ghaside] # 1 حی و قیوم و قدیم لم یزل %~% هر کسی را داده چیزی از ازل # 2 مالک ملک است و ما مملوک او %~% ملک او باشد همیشه بی خلل # 3 با جلالش عقل عاقل بی محال %~% با کمالش علم عالم در وحل # 4 کل شیئی هالک الا وجهه %~% خوش بخوان نص کلام لم یزل # 5 چیست عالم با وجود حضرتش %~% سایه و خورشید باشد فی المثل # 6 مشکل حال است و حل مشکلات %~% حل این مشکل نوشتم خوش بحل # 7 عقل اول علت اولی بود %~% خالق او حضرت او بی علل # 8 نور او بیند به نور روی او %~% دیده روشن که باشد بی سبل # 9 ایکه می پرسی محل او کجاست ms571 %~% از عطای او محل دارد محل # 10 هرکه جان داد و هوای او ستد %~% نزد ابد الان بود نعم البدل # 11 قابلیت بنده را از فیض اوست %~% شد قبول حضرت او زان قبل # 12 از مفصل یافتم سر قدر %~% خوانم از لوح قضا شر جمل # 13 دولت جاوید از او در بندگیست %~% این چنین فرموده اند اهل دول # 14 هر که حق را ماند و باطل را گرفت %~% همچو انعامی بود بل هم اضل # 15 نعمت الله زنده جاوید شد %~% از عطای او و فارغ از اجل PageV1P1852 ### || [genre: ghaside] # 1 عیسی گردون نشین تابع تو در ازل %~% موسی دریا شکاف امت تو لم یزل # 2 مهر منور نقاب از هوس روی تو %~% بر رخ مه می کشد نقش خیالت بحل # 3 پیر خرد طفل وار آمده در مکتبت %~% سر قدر در ضمیر لوح قضا در بغل # 4 دیده اهل نظر روی تو بیند چو نور %~% خوش بود آن نور چشم در نظر بی سبل # 5 خاک کف پای تو تاج سر سروران %~% درگه ایوان تو تکیه اهل دول # 6 حافظ گنج اله صورت و معنی تواست %~% تا تو رعایت کنی گنج نیابد خلل # 7 مرتبه حضرتت جمع همه مرتبه %~% با تو در این مرتبه نیست کسی را محل # 8 یافت تعین به تو صورت اسما تمام %~% بر رخ جامع توئی علت جمله علل # 9 گر به بهایم کنم نسبت خصمت رواست %~% زانکه بهایم بود خصم تو بل هم اضل # 10 بر سر بازار تو نقد سر سروران %~% هیچ رواجی نیافت درهم و سیم و دغل # 11 سر تجلی چه بود آنکه به موسی نمود %~% معنی آن نور تو صورت موسی جبل # 12 آینه کاینات مظهر تمثال تو است %~% حسن تو در آینه گشته عیان فی المثل # 13 چیست کتاب مبین صورت تفصیل تو %~% معنی ام الکتاب از تو نوشته جمل # 14 عین تو در عین حق اصل همه عینها %~% شرع ms572 تو هم بی نظیر دین تو هم بی ~~بدل # 15 گرچه ندارم عمل هست امیدم به تو %~% یک نظر از لطف تو به ز جهانی عمل # 16 آن دم جان بخش ما زنده کند مرده را %~% دم ز مسیحا زند شعر مخوان یا ~~غزل # 17 سیدی عالمست بندگی جد من %~% تابع جد خودم در ملل و در نحل ~~PageV1P1853 ### || [genre: ghaside] # 1 درد دردش خورده ام تا صاف درمان یافتم %~% دل ز جان برداشتم تا وصل ~~جانان یافتم # 2 کار جمعی شد پریشان در هوای زلف او %~% گرچه من جمعیت از زلف پریشان ~~یافتم # 3 عارفانه آمدم از غیب و در غیب الغیوب %~% جمع و تفصیل وجود خویشتن زان ~~یافتم # 4 روح اعظم عقل او در دره بیضا بود %~% آدم معنی و هم لوح قضا زان یافتم # 5 مبدأ از غیر سبب مبدع به قدرت آفرید %~% جمله ام الکتاب از لوحش آسان ~~یافتم # 6 بعد از آن در مکتب الباعث از لوح قدر %~% جمع فرقان خواندم و تفصیل ~~قرآن یافتم # 7 عقل کل و نفس کلیه به هم آمیختند %~% آدم و حوا و ذریات ایشان یافتم # 8 طبع من چون با طبیعت بعد ایشان میل کرد %~% کارساز این و آن در مجلس ~~جان یافتم # 9 اسم الباطن طبیعت را نگه دارد مدام %~% لاجرم در جمله عالم یار یاران ~~یافتم # 10 برق منشور هیولا نقش بستم در خیال %~% آن محل در صورت زیبای خوبان ~~یافتم # 11 اسم الاخر در او مستور و او مستور از او %~% یافتم عنقا ولی از خلق ~~پنهان یافتم # 12 عنبر و کافور با هم ساخته جسم خوشی %~% اسم الظاهر در او با چار ارکان ~~یافتم # 13 آن حکیم این جسم را شکلی مدور داده است %~% هر کجا شکلی بود شکلش به ~~اینسان یافتم # 14 باز دیدم حقه ای مانند گوئی زرنگار %~% روز و شب در گرد همچون چرخ ~~گردان یافتم # 15 نقطه و پرگار دیدم در سماع ms573 عارفان %~% در میان استاده شیخ و خرقه ~~رقصان یافتم # 16 بی ستاره یک فلک دیدم که اطلس خوانده ام %~% حاکمش اسم محیط است و ~~بفرمان یافتم # 17 یک فلک دیدم مرصع در نشیب او بر او %~% یکهزار و بیست و دو کوکب ~~درخشان یافتم # 18 المحیط این عرش را بر فرق اشیا داشته %~% هر چه هست از جزو و کل در ~~تحت اوزان یافتم # 19 مقتدر بر وی نشسته آن منازل یافته %~% هم به مغرب هم به مشرق او ~~خرامان یافتم # 20 هفت بابا چار مادر با سه فرزند عزیز %~% در کنار دایگان شادان و خندان ~~یافتم # 21 چرخ کیوان مسکن خاص خلیل الله بود %~% رب تجلی کرده نور او به کیوان ~~یافتم # 22 بر جبین مشتری بنوشته اسم العلیم %~% در سرا بستان او موسی بن عمران ~~یافتم # 23 بر فراز مسند بهرام هارون دیده ام %~% اسم القاهر بخواندم قهر خاقان ~~یافتم # 24 هست ادریس نبی بر چرخ چارم معتکف %~% از جمال آستانش نور سبحان یافتم # 25 یوسف مصری به دست زهره افتاده خوشی %~% از مصور صورتی در ملک کنعان ~~یافتم # 26 اسم المحصی ز دیوان عطارد خوانده ام %~% عیسی مریم در آنجا میر دیوان ~~یافتم # 27 نور عالم دیده ام در آسمان این جهان %~% روشن از اسم مبین چون ماه ~~تابان یافتم # 28 الشکور از کرسی حق خوانده ام بی اشتباه %~% ارض جنت دیدم و انعام و ~~احسان یافتم # 29 اسم القابض ز آتش جوی و محیی از هوا %~% تا بیابی همچو من زیرا کز ~~ایشان یافتم # 30 حی بجو از آب و باز آ زخاک اسم الممیت %~% شش جهات این سرا از چار ~~ارکان یافتم # 31 در معادن خوش تجلی کرده اسم العزیز %~% عزت هر خواجه ای از آن عزیزان ~~یافتم # 32 اسم الرزاق اگر خواهی طلب کن از نبات %~% المذل در شأن مسکینان حیوان ~~یافتم # 33 جنیان را یافتم نازک ز اسم اللطیف %~% بشنو از من این ms574 لطیفه کز لطیفان ~~یافتم # 34 القوی داده ملایک را وجود از جود خود %~% از حضور این کریمان روح و ~~ریحان یافتم # 35 روشنست آئینه گیتی نما در چشم ما %~% اسم جامع صورت آن عین انسان ~~یافتم # 36 گرد عالم گشتم و کردم تفرج سر بسر %~% رنج اگر بردم بسی گنج فراوان ~~یافتم # 37 از نبی و از ولی تا جان من دل زنده شد %~% محرم آن حضرتم اسرار سلطان ~~یافتم # 38 باز از غربت به شهر خویشتن گشتم روان %~% شهر خود را دیدم و نه این و ~~نه آن یافتم # 39 یادگار نعمت الله است نیکو یاددار %~% زانکه من این مرتبه نیکو ز ~~نیکان یافتم PageV1P1854 ### || [genre: ghaside] # 1 قدرت کردگار می بینم %~% حالت روزگار می بینم # 2 حکم امسال صورت دگر است %~% نه چو پیرار و پار می بینم # 3 از نجوم این سخن نمی گویم %~% بلکه از کردگار می بینم # 4 غین در دال چون گذشت از سال %~% بوالعجب کار و بار می بینم # 5 در خراسان و مصر و شام و عراق %~% فتنه و کارزار می بینم # 6 گرد آئینه ضمیر جهان %~% گرد و زنگ و غبار می بینم # 7 همه را حال می شود دیگر %~% گر یکی در هزار می بینم # 8 ظلمت ظلم ظالمان دیار %~% غصه درد یار می بینم # 9 قصه بس غریب می شنوم %~% بی حد و بی شمار می بینم # 10 جنگ و آشوب و فتنه و بیداد %~% از یمین و یسار می بینم # 11 غارت و قتل و لشکر بسیار %~% در میان و کنار می بینم # 12 بنده را خواجه وش همی یابم %~% خواجه را بنده وار می بینم # 13 بس فرومایگان بی حاصل %~% عامل و خواندگار می بینم # 14 هرکه او پار یار بود امسال %~% خاطرش زیر بار می بینم # 15 مذهب ودین ضعیف می یابم %~% مبتدع افتخار می بینم # 16 سکه نو زنند بر رخ زر %~% در همش کم عیار ms575 می بینم # 17 دوستان عزیز هر قومی %~% گشته غمخوار و خوار می بینم # 18 هر یک از حاکمان هفت اقلیم %~% دیگری را دچار می بینم # 19 نصب و عزل تبکچی و عمال %~% هر یکی را دوبار می بینم # 20 ماه را رو سیاه می یابم %~% مهر را دل فگار می بینم # 21 ترک و تاجیک را به همدیگر %~% خصمی و گیر و دار می بینم # 22 تاجر از دست دزد بی همراه %~% مانده در رهگذار می بینم # 23 مکر و تزویر و حیله در هر جا %~% از صغار و کبار می بینم # 24 حال هندو خراب می یابم %~% جور ترک و تتار می بینم # 25 بقعه خیر سخت گشته خراب %~% جای جمع شرار می بینم # 26 بعض اشجار بوستان جهان %~% بی بهار و ثمار می بینم # 27 اندکی امن اگر بود آن روز %~% در حد کوهسار می بینم # 28 همدمی و قناعت و کنجی %~% حالیا اختیار می بینم # 29 گرچه می بینم این همه غمها %~% شادئی غمگسار می بینم # 30 غم مخور زانکه من در این تشویش %~% خرمی وصل یار می بینم # 31 بعد امسال و چند سال دگر %~% عالمی چون نگار می بینم # 32 چون زمستان پنجمین بگذشت %~% ششمش خوش بهار می بینم # 33 نایب مهدی آشکار شود %~% بلکه من آشکار می بینم # 34 پادشاهی تمام دانائی %~% سروری با وقار می بینم # 35 هر کجا رو نهد بفضل اله %~% دشمنش خاکسار می بینم # 36 بندگان جناب حضرت او %~% سر به سر تاجدار می بینم # 37 تا چهل سال ای برادر من %~% دور آن شهریار می بینم # 38 دور او چون شود تمام به کار %~% پسرش یادگار می بینم # 39 پادشاه و امام هفت اقلیم %~% شاه عالی تبار می بینم # 40 بعد از او خود امام خواهد بود %~% که جهان را مدار می بینم # 41 میم و حا میم و دال می خوانم %~% نام آن نامدار می بینم # 42 صورت ms576 و سیرتش چو پیغمبر %~% علم و حلمش شعار می بینم # 43 دین و دنیا از او شود معمور %~% خلق از او بختیار می بینم # 44 ید و بیضا که باد پاینده %~% باز با ذوالفقار می بینم # 45 مهدی وقت و عیسی دوران %~% هر دو را شهسوار می بینم # 46 گلشن شرع را همی بویم %~% گل دین را به بار می بینم # 47 این جهان را چو مصر مینگرم %~% عدل او را حصار می بینم # 48 هفت باشد وزیر سلطانم %~% همه را کامکار می بینم # 49 عاصیان از امام معصومم %~% خجل و شرمسار می بینم # 50 بر کف دست ساقی وحدت %~% باده خوش گوار می بینم # 51 غازی دوست دار دشمن کش %~% همدم و یار و غار می بینم # 52 تیغ آهن دلان زنگ زده %~% کند و بی اعتبار می بینم # 53 زینت شرع و رونق اسلام %~% هر یکی را دو بار می بینم # 54 گرک با میش شیر با آهو %~% در چرا برقرار می بینم # 55 گنج کسری و نقد اسکندر %~% همه بر روی کار می بینم # 56 ترک عیار مست می نگرم %~% خصم او در خمار می بینم # 57 نعمت الله نشسته در کنجی %~% از همه بر کنار می بینم PageV1P1855 ### || [genre: ghaside] # 1 گفتیم خدای هر دو عالم %~% گفتیم محمد و علی هم # 2 گفتیم نبوت و ولایت %~% در ظاهر و باطنند باهم # 3 آن بر همه انبیاست سید %~% وین بر همه اولیاست مقدم # 4 آن صورت اسم اعظم حق %~% وین معنی خاص اسم اعظم # 5 واو ار طلبی طلب کن از نون %~% وز واو الف بجوی فافهم # 6 در اول و آخرش نظر کن %~% تا دریابی تو سر خاتم # 7 چشمی که نه روشنست از وی %~% آن دیده مباد خالی از نم # 8 شهباز علی است نیک دریاب %~% هم دانه روح و دام آدم # 9 بی مهر محمد و علی کس %~% یک لحظه ز غم مباد خرم # 10 ms577 باشد علم علی به دستم %~% زان هست ولایتم مسلم # 11 در جام جهان نمای عینش %~% عینی است که آن به عین بینم # 12 بر یرلغ ما نشان آل است %~% ما دل شادیم و خصم در غم # 13 او ساقی حوض کوثر و ما %~% نوشیم زلال او دمادم # 14 بی حضرت او بهشت باقی %~% جامی باشد ولیک بی جم # 15 بیچاره رزم اوست رستم %~% خواننده بزم اوست حاتم # 16 دستش به اشارت سر تیغ %~% افکنده ز دوش دست ارقم # 17 کم باد محب آل مروان %~% هر چند کمند کمتر از کم # 18 رو تابع آل مصطفی باش %~% نی تابع شمر و ابن ملجم # 19 مائیم ز عزتش معزز %~% مائیم به دولتش مکرم # 20 بر عرش زدیم سنجش خویش %~% بر بسته ز زلف خویش پرچم # 21 ای نور دو چشم نعمت الله %~% وی مرد موالی معظم # 22 در دیده ما تو را مقام است %~% بنشین جاوید خیر مقدم # 23 در عین علی نگاه می کن %~% می بین تو عیان جمله عالم PageV1P1856 ### || [genre: ghaside] # 1 عاشقانه گر بیابی جام جم %~% همدم او باش چون ما دم به دم # 2 جام جم شادی جم یکدم بنوش %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 3 کرد عیسی مرده را زنده به دم %~% آن دم ما بود آن دم از قدم # 4 از دم عیسی اگر یابی دمی %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 5 گر دمی با همدمی باشی به هم %~% لذتی یابی ز همدم دم به دم # 6 بشنو آن دم را غنیمت می شمار %~% دمه به دم در دم به دم در دم به دم # 7 دمبدم دم می زند رند از ندم %~% تا چرا همدم نشد با جام جم # 8 تو غنیمت دان دمی گر یافتی %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 9 تا کی آخر از وجود ms578 و از عدم %~% وز خیالات محال بیش و کم # 10 این و آن بگذار و می گو دم به دم %~% دم به دم در دم به دم در دم به ~~دم # 11 بی نوایانیم در ملک عدم %~% وز نوای بی نوائی محتشم # 12 همدم جامیم و با ساقی حریف %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 13 رو فنا شو از وجود و از عدم %~% تا حجاب تو نماند بیش و کم # 14 با موحد گر دمی همدم شوی %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 15 ماضی و مستقبل ای صاحب کرم %~% از کرم بگذار ایشان را به هم # 16 حالیا با حال خوش یک دم برآ %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 17 یکدمی گر بار یابی در حرم %~% باش محرم تا که باشی محترم # 18 گر دمی محرم شوی با محرمی %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 19 نعمت الله است در عالم علم %~% واقفست او از حدوث و از قدم # 20 دمبدم گوید که ای همدم بگو %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم # 21 همدم جامیم و با همدم به هم %~% این چنین همدم که دیده دم به دم # 22 یار همدم گرد می یابی چو ما %~% دم به دم در دم به دم در دم به دم ~~PageV1P1857 ### || [genre: ghaside] # 1 سالها در سفر به سر گشتیم %~% عاشقانه به بحر و برگشتیم # 2 تا ببینیم نور دیده خود %~% پای تا سر همه نظر گشتیم # 3 گرد بر گرد نقطه وحدت %~% همچو پرگار پی سپر گشتیم # 4 عاشق و مست و لاابالی وار %~% در پی دوست در به در گشتیم # 5 ظاهر و باطن جهان دیدیم %~% معنی خاص هر صور گشتیم # 6 بی خبر طالب همی بودیم %~% تا که از خویش باخبر گشتیم # 7 ms579 یار ما بود عین ما به یقین %~% ما بدین معرفت سمر گشتیم # 8 او شکر بود و جان من چون گل %~% ما به هم همچو گلشکر گشتیم # 9 آفتاب جمال او دیدیم %~% باز تابنده چون قمر گشتیم # 10 کشتگان بلای غم بودیم %~% زنده و شادمان دگر گشتیم # 11 پا نهادیم بر سر کونین %~% در همه حال معتبر گشتیم # 12 غرقه اندر محیط عشق شدیم %~% واصل مخزن گهر گشتیم # 13 نعمت الله را عیان دیدیم %~% عین توحید را بصر گشتیم PageV1P1858 ### || [genre: ghaside] # 1 در راه خدا بسی دویدیم %~% تا باز به خدمتش رسیدیم # 2 در هر برجی چو شاهبازی %~% پرواز کنان روان پریدیم # 3 رفتیم به سوی می فروشان %~% جام می از این و آن چشیدیم # 4 در گلشن عشق طواف کردیم %~% چون سرو به هر چمن چمیدیم # 5 از کثرت خلق باز رستیم %~% وز نقش خیال در رهیدیم # 6 جانان به لسان ما سخن گفت %~% ما نیز به سمع او شنیدیم # 7 در آینه وجود اعیان %~% جز نور جمال او ندیدیم # 8 از هشت بهشت و نه فلک هم %~% بگذشته به عشق او رسیدیم # 9 چون جذبه او رسید ما نیز %~% خطی به خودی خود کشیدیم # 10 از هستی خود چو نیست گشتیم %~% فارغ چو یزید و بایزیدیم # 11 مستیم و مدام همدم جام %~% در ذوق همیشه بر مزیدیم # 12 از تربیت جمیع اشیا %~% خود را به کمال پروریدیم # 13 آن اسم که عین آن مسماست %~% دانیم چو آن به جان گزیدیم # 14 معشوق خودیم و عاشق خود %~% هم سید خویش و هم عبیدیم PageV1P1859 ### || [genre: ghaside] # 1 دم به دم دم از ولای مرتضی باید زدن %~% دست دل در دامن آل عبا باید ~~زدن # 2 نقش حب خاندان بر لوح جان باید نگاشت %~% مهر مهر حیدری بر دل چو ما ~~باید زدن # 3 دم مزن با هر که او بیگانه باشد از علی %~% گر نفس خواهی زدن با آشنا ~~باید ms580 زدن # 4 روبروی دوستان مرتضی باید نهاد %~% مدعی را تیغ غیرت بر قفا باید زدن # 5 لافتی الا علی لاسیف الی ذوالفقار %~% این نفس را از سر صدق و صفا باید ~~زدن # 6 در دو عالم چارده معصوم را باید گزید %~% پنج نوبت بر در دولت سرا باید ~~زدن # 7 پیشوائی بایدت جستن ز اولاد رسول %~% پس قدم مردانه در راه خدا باید ~~زدن # 8 گر بلائی آید از عشق شهید کربلا %~% عاشقانه آن بلا را مرحبا باید زدن # 9 هر درختی کو ندارد میوه حب علی %~% اصل و فرعش چون قلم سر تا به پا ~~باید زدن # 10 دوستان خاندان را دوست باید داشت دوست %~% بعد از آن دم از وفای مصطفی ~~باید زدن # 11 سرخی روی موالی سکه نام علی است %~% بر رخ دنیا و دین چون پادشا باید ~~زدن # 12 بی ولای آن ولی لاف از ولایت می زنی %~% لاف را باید که دانی از کجا ~~باید زدن # 13 ما لوائی از ولای آن ولی افراشتیم %~% طبل در زیر گلیم آخر چرا باید ~~زدن # 14 بر در شهر ولایت خانه ای باید گزید %~% خیمه در دارالسلام اولیا باید ~~زدن # 15 از زبان نعمت الله منقبت باید شنید %~% بر کف نعلین سید بوسه ها باید ~~زدن PageV1P1860 ### || [genre: ghaside] # 1 ای دل ار عاشقی بیا از جان %~% دلبر از جان بجو ز جان جانان # 2 حکمت این حکیم را بنگر %~% که در آن می شود خرد حیران # 3 یک زمان خلوت خوشی سازد %~% لحظه ای خانه ای کند ویران # 4 گاه خندان کند لب غنچه %~% گه گهی بلبلی کند گریان # 5 عقل در کارخانه حکمت %~% به مثل دلقکی است سرگردان # 6 نقش بندی دمی کند به خیال %~% عقل گوید سخن ولی به گمان # 7 به حقیقت نکو نمی داند %~% که چرا آمد این کجا شد آن # 8 ذوق مستی مجو ز مخموران %~% لذت می طلب کن از مستان # 9 ms581 بشنو از عارفان حضرت او %~% تا معانی بیان کنند ایشان # 10 آفتاب وجود در دور است %~% سایه اش گه چنین و گاه چنان # 11 نسخه گنجنامه گر جوئی %~% هفت هیکل بگیر از او می خوان # 12 شد سراب از ظهور ما سر آب %~% در سرابی که دیده آب روان # 13 یک سخن در عبادت من و تو %~% گاه فرقان بود گهی قرآن # 14 موج و بحر و حباب و جو بر ما %~% عین آبند و قطره و عمان # 15 می و جامست و صورت و معنی %~% آن یکی جسم نام و این یک جان # 16 لطف و قهرش ز روی ذات یکیست %~% آن یکی ذات و آن صفت میدان # 17 خواجه و بنده هر دو دلشادند %~% کافر از کفر و مؤمن از ایمان # 18 زر طلب کن ز خاتم و خلخال %~% تا شود مشکلات تو آسان # 19 گر بیابی تو کنج ویرانی %~% گنج آن را بجو در آن ویران # 20 صفت او به ذات او پیدا %~% ذات او از صفات او پنهان # 21 چشم ما شد به نور او روشن %~% عین او دیده ایم در اعیان # 22 ساغر ما حباب بود شکست %~% می و جامست نزد ما یکسان # 23 مظهری هست در ظهور گدا %~% مظهری نیست حضرت سلطان # 24 در هر آئینه که بنماید %~% بنمایند روشنش رندان # 25 او یکی آینه فراوان است %~% اعتباریست آینه جان # 26 انبیا اولیا به حکم خدا %~% عالم عالمند در دو جهان # 27 حال سید به ذوق دریابد %~% هرکه عارف شود به کشف و بیان PageV1P1861 ### || [genre: ghaside] # 1 نقش رویش خیال تا بسته %~% این چنین کس خیال نابسته # 2 جلوه داده جمال معنی را %~% صورتی در خیال ما بسته # 3 رو نموده ربوده دل از ما %~% زلف بگشوده و قبا بسته # 4 آفتابی که دیده بسته نقاب %~% یا که مه برقع از حیا بسته # 5 بند روبند بسته و عشقش %~% عقل را دست بر قفا ms582 بسته # 6 در میانست وخلق از او به کنار %~% نور چشم است و دیده ها بسته # 7 هندوی زلف او به عیاری %~% چین گرفته ره خطا بسته # 8 جای خود کرده در سراچه چشم %~% پرده بر دیده از هوا بسته # 9 آمده مست و جام می بردست %~% های هوئی درین سرا بسته # 10 به خدا عهد بسته ام به خدا %~% نشکنم عهد با خدا بسته # 11 ساقیا در مبند و بگشا در %~% نبود در بر آشنا بسته # 12 این کرم بین که پادشه کمری %~% بر میان من گدا بسته # 13 عشق او بسته هر کسی به کسی %~% نعمت الله به عشق وابسته PageV1P1862 ### || [genre: ghaside] # 1 ظهوری لم یزل ذاتی بذاتی %~% جمالی لایزال من صفاتی # 2 مسما واحد اسما کثیر %~% وفی تلوین اسمائی ثباتی # 3 وجودی کالقدح روحی کراخی %~% فخذ منی قدح و اشرب حیاتی # 4 و عقلی کالاب نفسی کامی %~% ابی ابنی و امی کالبناتی # 5 وصالی راحتی فی کل حال %~% فراقی عن ظهوری نازعاتی # 6 و فی ملک البقا ملکی قدیم %~% و لو کان تجلی فی جهاتی # 7 کلامی نازل من فوق عرشی %~% علی لوح الوجود الکایناتی # 8 وجود فی وجود فی وجودی %~% و کون الجامع منی مرآتی # 9 لوجهی باعث الایجاد خلقی %~% و ذوقی من ظهوری حاصلاتی # 10 حیاتی دایم روحی من الله %~% و مستغن حیاتی عن مماتی # 11 و اکلی دایم من رزق ربی %~% و رزاقی قسیم المقسماتی # 12 و قلبی عرش اسراری بامری %~% و مجموع الملایک حاملاتی # 13 و تقریری من التوحید شرک %~% و طاعاتی علی عن سیئاتی # 14 وجودی شاهدی عندی بجودی %~% کلامی ناطق عن معجزاتی # 15 و نطقی قاصر عن وصف ذوقی %~% و عقلی عاجز من وارداتی # 16 عذابی راحتی دائی دوائی %~% و حلی فی طریقی مشکلاتی # 17 کتاب الکون حرف من حروفی %~% و تعبیر الروایة من رواتی # 18 و روحی مظهر الارواح کله %~% و جسمی مظهر الایات آتی # 19 و عینی ناظر فی ms583 کل وجه %~% و نفسی عاشق بالزاکیاتی # 20 ضمیری خالص من غیر حق %~% و قلبی سالم من خالصاتی # 21 و بیتی جنتی حوری حواری %~% و لکن لا الیها التفاتی # 22 و لو کان سوی الله فی ضمیری %~% لکان مونسی لاتی مناتی # 23 بکاسات و طاسات شرابی %~% متی یشرب شراب من فراتی # 24 زلالی عند عطشان شرابی %~% و ساقی صالح من مالحاتی # 25 کلیمی خلع نعلین بامری %~% و طرح العالم من واجباتی # 26 و لیس الدار الا غیر نوری %~% ولا فی البیت الا خیراتی # 27 رسول جا من عندی الی %~% بارسال الرسالة مرسلاتی # 28 و هذا القول من اقوال جدی %~% و صلوات علیه من صلواتی # 29 صفات الله فی وجهی و جلی %~% و اسمی نعمت الله کیف ذاتی PageV1P1863 ### || [genre: ghaside] # 1 حبیبی سیدی یا ذالمعالی %~% سوالله عند شمسی کالظلالی # 2 خیالی نقش بسته عالمش نام %~% نمودی در خیالی آن جمالی # 3 و عینی ناظر من کل وجه %~% و قلبی حاضر فی کل حالی # 4 می صافست و خوش جامی مصفی %~% فخذ منی القدح و اشرب زلالی # 5 رایت الله فی مرآت کونی %~% بعین الله هذا من کمالی # 6 و شمس الروح نور من ظهوری %~% و بدر الکون عندی کالهلالی # 7 سوی الله چیست ای صوفی صافی %~% خیال فی خیال فی خیالی # 8 وجودی جز وجود حق مطلق %~% ظلال فی ظلال فی ظلالی # 9 غلام و بندگی سید ما %~% کمال فی کمال فی کمالی # 10 چو سید نعمت الله رند و مستی %~% محال فی محال فی محالی PageV1P1864 ### || [genre: ghaside] # 1 آن امیرالمؤمنین یعنی علی %~% وان امام المتقین یعنی علی # 2 آفتاب آسمان لافتی %~% نور رب العالمین یعنی علی # 3 شاه مردان پادشاه ملک و دین %~% سرور خلد برین یعنی علی # 4 نام او روح الامین از بهر نام %~% می نویسد بر جبین یعنی علی # 5 گر امامی بایدت معصوم پاک %~% می طلب شاهی چنین یعنی علی # 6 گر محمد بود ختم انبیا %~% هست ms584 بر خاتم نگین یعنی علی # 7 استعانت خواهد از درگاه او %~% خدمت روح الامین یعنی علی # 8 ساقی کوثر امام انس و جان %~% مصطفی را جانشین یعنی علی # 9 فتح و نصرت داشت در روز غزا %~% بر یسار و بر یمین یعنی علی # 10 عین اول دیده ام در عین او %~% نور چشم خورده بین یعنی علی # 11 پیشوائی گر گزینی ای عزیز %~% این چنین شاهی گزین یعنی علی # 12 مخزن اسما اسرار اله %~% نفس خیر المرسلین یعنی علی # 13 بود با سر نبوت روز و شب %~% رازدار و هم قرین یعنی علی # 14 دین و دنیا رونقی دارد که هست %~% کارساز آن و این یعنی علی # 15 این نصیحت بشنو از من یاددار %~% دائما می گو همین یعنی علی # 16 ناز دارم بر جمیع اولیا %~% ز آن ولی نازنین یعنی علی # 17 صورتش در طا و ها می خوان که هست %~% معنیش دریا و سین یعنی علی # 18 دست برده از ید و بیضا به زور %~% معجزه در آستین یعنی علی # 19 معنی علم لدنی بی خلاف %~% عالم علم مبین یعنی علی # 20 نعمت الله خوشه چین خرمنش %~% دلنواز خوشه چین یعنی علی # 21 در ولایت اولین اولیا %~% اولین و آخرین یعنی علی PageV1P1865 ### || [genre: ghaside] # 1 جام گیتی نما علی ولی %~% معنی انبیا علی ولی # 2 در ولایت ولی والا قدر %~% سرور اولیا علی ولی # 3 ابن عم رسول و دامادش %~% هست سر خدا علی ولی # 4 به سنان و سه نان گرفته همه %~% ملکت دو سرا علی ولی # 5 مخزن گنج کنت کنزا اوست %~% محرم کبریا علی ولی # 6 حضرت مصطفی رسول خدا %~% خدمت مرتضی علی ولی # 7 هر که در عشق او شود کشته %~% دهدش خونبها علی ولی # 8 کی گدا از درش رود محروم %~% چون بود پادشاه علی ولی # 9 هر کسی را امام و راهبریست %~% رهبر جان ما علی ولی # 10 گر نهی سر به ms585 پای فرزندش %~% دست گیرد تو را علی ولی # 11 نور چشم محققان جهان %~% دیده بی عطا علی ولی # 12 غم نباشد ز خویش و بیگانه %~% گر بود آشنا علی ولی # 13 مس قلب ار بری به حضرت او %~% کندش کیمیا علی ولی # 14 نعمت الله فقیر حضرت اوست %~% شاه ملک غنا علی ولی PageV1P1866 ### || [genre: ghaside] # 1 هر که دارد با علی یک مو شکی %~% نزد شیر حق بود چون موشکی # 2 کی تواند با علی کردن مصاف %~% خارجی گر لشگرش باشد لکی # 3 هفت دریا با محیط علم او %~% نزد ما باشد ز بسیار اندکی # 4 منکر آل عبا دانی که کیست %~% جاهلی یابد تباری مردکی # 5 ذوالفقارش کرد دشمن را دو نیم %~% این یکی نیمی و آن یک نیمکی # 6 آفتاب آسمان لافتی %~% سایه لطف الهی بی شکی # 7 عالم ملک ولایت مرتضی %~% بنده او خدمت جانی یکی # 8 شاهباز آشیان لامکان %~% با همای همت او مرغکی # 9 با شکوه کوس او روز نبرد %~% خود چه باشد نام کوس و طبلکی # 10 مصطفی و مرتضی را دوست دار %~% صورتا هستند دو در معنی یکی # 11 نعمت الله دوستی اهل بیت %~% جای داده در دل خود نیککی PageV1P1867 ### || [genre: ghaside] # 1 گر در این بحر آشنا یابی %~% عین ما را به عین ما یابی # 2 دردمندی اگر دوا جوئی %~% درد می نوش تا شفا یابی # 3 گر وصال خدای خود طلبی %~% بگذر از خود که تا خدا یابی # 4 نقد معنی که گنج صورت ماست %~% گر بجوئی ز بینوا یابی # 5 از فنا بگذر و بقا را جو %~% که بقا را هم از فنا یابی # 6 ذوق در عاشقی و قلاشی است %~% ذوق از زاهدی کجا یابی # 7 همدم جام می شو ای عاشق %~% تا نصیبی ز ذوق دریابی # 8 ای که گوئی که تا کیش جویم %~% جاودانش بجوی تا یابی # 9 خویش گم کرده ای و می جوئی %~% خوش بود ms586 خویش را چو وایابی # 10 عاشقانه بیا قدم در نه %~% یا کشندت بعشق یا یابی # 11 خلعت عشق را بپوشی خوش %~% گر ز آل عبا عبا یابی # 12 در غمش پایدار مردانه %~% که ز عشقش بسی غنا یابی # 13 راحت جان مبتلا دانی %~% گر ز بالای او بلا یابی # 14 تا که مقصود دو سرا یابی %~% نعمت الله را بدست آور PageV1P1868 ### || [genre: ghaside] # 1 خرد پیمانه انصاف اگر یک بار بردارد %~% بپیماید هر آن چیزی که دهقان ~~زیر سر دارد # 2 خرد عقل است و پیمانه قناعت نزد درویشان %~% برو مجمل مفصل کن خرد این ~~زیر سر دارد # 3 تو را معلوم گرداند ازین دریای ظلمانی %~% که او این عالم سفلی چرا بر ~~خشک و تر دارد # 4 عدم دریای ظلمانی بدن این عالم سفلی %~% حواس ظاهر و باطن به بحر و بر ~~سفر دارد # 5 چرا این زورق زرین همی دون ناموافق شد %~% گهی سیمین سلب پو شد گهی ~~زرین سپر دارد # 6 دلت آن زورق زرین مقلب گردد او هر دم %~% گهی در جسم و گه در جان ز خیر ~~و شر خبر دارد # 7 چرا خورشید نورانی که عالم زو "شود روشن" %~% گهی مسکن کند خاور گهی در ~~باختر دارد # 8 بود خورشید نورانی چو علم و معرفت در تو %~% که او در صورت و معنی "به ~~نفس و رب گذر" دارد # 9 زمرد دیده افعی چگونه می بیالاید %~% عقیق و لعل رمانی چرا اصل از حجر ~~دارد # 10 زمرد جوهر عقل است و افعی نفس اماره %~% ندید او گوهر آدم کجا خاک این ~~گهر دارد # 11 چرا چون مرد را ناگه پلنگ او را کند خسته %~% ز موشش می نگه دارند و ~~این "حکمت چه در" دارد # 12 تکبر چون پلنگی دان که خسته کرده جان او %~% حسد موش است چون نالید ~~جان اندر سفر دارد # 13 چرا مغز پلنگ نر همی افعی شود در سر ms587 %~% چگونه سر برون آرد به علم شور ~~و شر دارد # 14 تکبر چون به مغز اندر غضب ماری شد اندر سر %~% زند او خلق عالم را ~~ازین سورت به درد آرد # 15 شجر کافور چون زاید نگوئی حکمتش با من %~% صدا از کوه چون آید چگونه ~~نیشکر دارد # 16 شجر چون روح حیوانی که دارد نطفه کافور %~% صدا چون او برون آید ز ~~لذت نیشکر دارد # 17 که دارد آتش اندر سنگ و گل در خار و جان در تن %~% و یا این ابر غران ~~را که حمال مطر دارد # 18 عرض سنگ است و آتش عشق و نفست خار و روحت گل %~% چو رحمت ابر حامل ~~بنده از حق او مطر دارد # 19 هزاران میوه لونالون و گوناگون و رنگارنگ %~% نگوئی تا نهان او را که ~~در شاخ شجر دارد # 20 هزاران فعل در آدم ز لونالون و گوناگون %~% نهان در عقل و نفس او چو ~~طبعش بارور دارد # 21 که آرد از شجر بیرون که بخشد لذت و بویش %~% که اندر شاخ چوب "خشک ~~چندین بار و بر دارد" # 22 ز قوت چون به فعل آید عمل‌های بنی‌آدم %~% به هر فعلی از آن قوت چه ~~لذت بیشتر دارد # 23 نگوئی "گاو بحری را چرا پیخال" شد عنبر %~% و یا در ناف آهو مشک اذفر ~~بی‌شمر دارد # 24 بقر چون نفس لوامه ریاضت مشک و هم عنبر %~% چو آهو طبع دانایان ز دانش ~~مشک تر دارد # 25 نگوئی از کجا آرد همی دون کرم ابریشم %~% و یا اندر تک دریا صدف از چه ~~درر دارد # 26 چه باشد کرم ضعف تو تند او دایم ابریشم %~% صدف چون حرف و صوت اینجا ز ~~عرفان "پر درر" دارد # 27 از این آتش چه می‌جوید سمندر همچو پروانه %~% یکی چندین مقر دارد یکی ~~چندین مفر دارد # 28 چو آتش عشق معبودی سمندر عاشق فانی %~% بود عقل تو پروانه ز آتش او ~~حذر ms588 دارد # 29 نگوئی بیضه یک رنگ است و مرغان هر یکی رنگی %~% نوای هر یکی ینگی دگر ~~سان بال و پر دارد # 30 بود آن بیضه ذات تو که رنگ اوست بی‌ رنگی %~% تنزل در صفت هر یک دگر ~~سان بال و پر دارد # 31 نگوئی سنگ مغاطیس آهن چون کشد با خود %~% سرب الماس چون برد و این ~~حکمت چه در دارد # 32 هوس چون نفس مغناطیس حدید دل کشد با خود %~% سرب الماس چون حکمت از ~~الماس جهلت او گذر دارد # 33 تفکر کن در این معنی تو در شاهین "و مرغابی" %~% گریزان "است این از ~~آن و آن" بر این ظفر دارد # 34 هوس چون مرغ شاهینت رباید مرغ روح از تن %~% گریزد آن از این شیطان "و ~~این بر آن" ظفر دارد # 35 عجایب تر از این دارم بگویم گر کنی باور %~% اگر رای تو در دریای حکمت ~~آب و خور دارد # 36 عجایب‌تر ازین چون است ‌جواب این سئوال او ! %~% هر انسانی که فرماید ~~عجایب فخر و فر دارد # 37 چرا شیر از نهیب مور ناگه در خروش آید %~% گریزد آن چنان گوئی که بر ~~جان نیشتر دارد # 38 تو عشق حق چو شیری ‌دان و حرصت همچو مورستان %~% گریزد شیر ازین معنی ~~کز ایشان نیشتر دارد # 39 اگر تو راست می‌گوئی که فعل مرد و زن باشد %~% چرا شکل تو در صورت نه ~~سیمای پدر دارد # 40 تجلی کی مکرر شد که تا صورت به هم ماند %~% از آن شکل تو در صورت نه ~~سیمای پدر دارد # 41 ایا آن را که "او زاد است" چرا مانند او نبود %~% پدر هرگز نمی‌خواهد ~~که "خصم او پسر" دارد # 42 دو کس کز مظهر یک اسم باشند ای عزیز من %~% بود دور و تسلسل این ~~محالست کان مقر دارد # 43 پدر هرگز نمی‌خواهد که او را دختری باشد %~% چرا حاصل "نگردد انکه ~~اندر دل پدر" دارد ms589 # 44 خلاف اندر زمین باشد نه در تخم و ضمیر من %~% که هر دو جز یکی نبود که ~~اصلش از پدر دارد # 45 طبایع "چون بدانستی" سئوالم را جوابی گو %~% چرا ضدان یکدیگر مراد از ~~یکدگر دارد # 46 به صورت گر چه ضدانند گریزان هر چهار از هم %~% به معنی خود یکی باشد ~~که استاد دگر دارد # 47 اگر سازنده ایشان‌اند مر ترکیب عالم را %~% چرا هر چار "را با هم" که ~~در الوان اثر دارد # 48 طبایع "آلت حق است و" فاعل دست حق را دان %~% از آنش مختلف کردند که ~~در الوان اثر دارد # 49 تو نادانی نمی‌دانی که نادانی تو ای غافل %~% جهالت مر ترا "بربود و ~~جان اندر" سقر دارد # 50 برو دانش "طلب می‌کن" اگر تو مرد دانائی %~% که از انسان به جز دانش ~~اگر "دارد سقر" دارد # 51 اگر نه در بن دندان بگو وی را خداوند است %~% به هر بابی که گرداند ز ~~هر بابی خبر دارد # 52 همه ذرات می‌داند که ایشان را خداوند است %~% همه در ذکر و تسبیح‌ اند ~~و حق ز ایشان خبر دارد # 53 تو لنگی را بر هواری برون بردن همی خواهی %~% بیا این را جوابی گو که ~~ناصر این زبر دارد # 54 بود جهل و گمان لنگی که وا دارد تو را از حق %~% قدم در علم و دانش نه ~~اگر چشمت بصر دارد # 55 هوالاول هوالاخر هوالظاهر هوالباطن %~% منزه مالک الملکی که بی‌ پایان ~~حشر دارد # 56 نه اول بود و نه آخر نه ظاهر بود و نه باطن %~% منزه ذات بی چونش که ~~گوئی او حشر دارد # 57 یکی‌دان و یکی او را نیاری هیچ هرگز شک %~% قدر را با قضا بندد قضا را ~~با قدر دارد # 58 یکی اندر یکی یک را چه شک باشد یکی در یک %~% قضا را با قدر امر شد ~~اگر خواهد قدر دارد # 59 خواص جمله اشیا به ms590 صورت چون بدانستی %~% ضروری باشد این معنی که در ~~صورت اثر دارد # 60 مسما را اگر خواهی درآ در ملک انسانی %~% که مظهر اوست اسما را همه بر ~~وی نظر دارد # 61 شنو از سید عزت به آیین این معما را %~% جواب ناصر خسرو که سید این ~~زبر دارد PageV1P1869 ### || [genre: ghete] # 1 قرب صدسال عمر من بگذشت %~% قصد موری نکرده ام به خدا # 2 نان خود خورده ام ز کسب حلال %~% مال غیری نخورده ام به خدا # 3 در خرابات عشق رندانه %~% روزگاری سپرده ام به خدا # 4 به خدا زنده ام به حق رسول %~% گرچه از خویش مرده ام به خدا # 5 موی هستی به تیغ سرمستی %~% از سر خود سترده ام به خدا # 6 تا عزیز خدا و خلق شدم %~% ذاکرانه شمرده ام به خدا # 7 نفس خود به یاد سید خویش %~% عزت کس نبرده ام به خدا PageV1P1870 ### || [genre: ghete] # 1 چون مرا درخواب کردی روز و شب %~% روز و شب درخواب می بینم تو را # 2 روی تو ماهست و چشم من پر آب %~% روز و شب در آب می بینم تو را ~~PageV1P1871 ### || [genre: ghete] # 1 فیضی که به تو رسید از ما %~% آن رحمت حق شناس ما را # 2 تو نیز رسان به دوستانت %~% اسرار معانیش خدا را PageV1P1872 ### || [genre: ghete] # 1 دردمندی فقیر اگر یابی %~% به کرم درد او دوا فرما # 2 وعده گر دهی به درویشی %~% وعده خویش را وفا فرما # 3 این نصیحت قبول اگر افتد %~% دولتی دان و یاد ما فرما PageV1P1873 ### || [genre: ghete] # 1 یک شاهدی است ما را در غیب و در شهادت %~% در غیب و در شهات یک شاهدی ~~است ما را # 2 جام و می‌اند با هم با ساقیند همدم %~% جامی به نوش جانا شادی ما خدا ~~را PageV1P1874 ### || [genre: ghete] # 1 لفظ الف و دو لام و یک ها %~% اسمی است از آن تو اسم دریاب # 2 این صورت او ms591 و اوست معنی %~% ماننده روح و جسم دریاب # 3 دریاب رموز اسم اعظم %~% آن گنج در این طلسم دریاب # 4 در ظاهر و باطنش نظر کن %~% عارف شو و هر دو قسم دریاب # 5 دریاب رموز نعمت الله %~% ذات و صفتش به اسم دریاب PageV1P1875 ### || [genre: ghete] # 1 دوش تا روز ما به هم بودیم %~% لذتی یافتم که چه توان گفت # 2 بندگی خدای خود کردم %~% حرمتی یافتم که چه توان گفت # 3 دست و پایش خوشی ببوسیدم %~% حضرتی یافتم که چه توان گفت # 4 رحمتی کرد بر من مسکین %~% رحمتی یافتم که چه توان گفت PageV1P1876 ### || [genre: ghete] # 1 خودنمائی می کنی با عاشقان %~% در دوئی آن یک کجا بنمایدت # 2 نعمت الله جو که نور روی او %~% آنچه خواهی حالیا بنمایدت PageV1P1877 ### || [genre: ghete] # 1 گنج اسما به من عطا فرمود %~% نعمتی یافتم که چه توان گفت # 2 عقل آمد دمی ملولم کرد %~% رحمتی یافتم که چه توان گفت # 3 نعمت الله به من عطا فرمود %~% نعمتی یافتم که چه توان گفت PageV1P1878 ### || [genre: ghete] # 1 ماسوی الله جز خیالی نیست می بینم به خواب %~% این چنین نقش خیالی قابل ~~تعبیر نیست # 2 در سر زلفش دل ما مدتی پابست شد %~% این چنین دیوانه را خوشتر از آن ~~زنجیر نیست # 3 کی رسد هرگز به مقصودی درین راه خدا %~% نوجوانی کاندرین ره هم رفیق ~~پیر نیست # 4 گر نمی یابی مرادی آن هم از تقصیر ماست %~% ورنه بر درگاه او ازهیچ رو ~~تقصیر نیست # 5 گرچه جارالله کلام الله تفسیرش کند %~% گرچه تفسیری خوشست اما چو این ~~تفسیر نیست PageV1P1879 ### || [genre: ghete] # 1 ای جان پدر به حال ما رحمی کن %~% زیرا بی تو تمتعی از جان نیست # 2 بسیار فراق تو کشیدم اما %~% زین بیش مرا تحمل هجران نیست # 3 ملک و ملکوت تخت سلطانی ماست %~% مخصوص به شهر یزد یا کرمان نیست # 4 بگذر ز خرابه جهان جان پدر %~% آن گیر ms592 که این جهان همه ویران نیست # 5 برخیز و بیا که دنیی و عقبی هم %~% با همت دوست قیمتش چندان نیست ~~PageV1P1880 ### || [genre: ghete] # 1 غیرتش غیر دوست فانی کرد %~% غیر حق در وجود باقی نیست # 2 جام بشکست و باده آخر شد %~% جز از او خود حریف ساقی نیست PageV1P1881 ### || [genre: ghete] # 1 گر سبوئی شکست یا جامی %~% حضرت عشق تا ابد ساقی است # 2 چشم و گوش ار نماند باکی نیست %~% بصر و سمع دائما باقیست PageV1P1882 ### || [genre: ghete] # 1 نعمت الله همه جهان بگرفت %~% این چنین نعمتی جهانگیر است # 2 نوجوانی است مست و لایعقل %~% ور به معنی نظر کنی پیر است PageV1P1883 ### || [genre: ghete] # 1 کفر سر زلف بت به دست آر %~% کایمان محققانه این است # 2 گفتم که ز باده توبه کردم %~% مشنو که مرا نشانه این است # 3 مائیم مدام در خرابات %~% فردوس منست خانه این است # 4 زد ناوک عشق بر دل من %~% گفتا که مرا بهانه این است # 5 هر دم نقشی خیال بندم %~% آری چه کنم زمانه این است # 6 مطرب بنواز ساز عشاق %~% بزمیست خوش و ترانه اینست PageV1P1884 ### || [genre: ghete] # 1 مائیم حضور نعمت الله %~% رویش بنگر که نیک پیداست # 2 در آینه تمام اشیا %~% تمثال جمال او هویداست # 3 در دیده مست ما نظر کن %~% رویش بنگر که نیک پیداست PageV1P1885 ### || [genre: ghete] # 1 هر چه در کاینات موجود است %~% همه مرحوم رحمت‌الله است # 2 نیست نومید کس ز رحمت او %~% همه ممنون منت‌الله است # 3 از کرم نعمتی به ما بخشید %~% بر همه فیض نعمت‌الله است # 4 سر او را که نیک دریابد %~% محرم راز نعمت‌الله است PageV1P1886 ### || [genre: ghete] # 1 سر کل چون کله نهد بر سر %~% آن کله کل بلای دستار است # 2 عشق شاه است و می برد دستار %~% عقل مسکین گدای دستار است # 3 دیده‌ام خواجه کلان دیروز %~% همچو کل در هواس دستار است PageV1P1887 ### || [genre: ghete] # 1 هر که کشته ms593 شود به عشق خدا %~% به یقینم که او خدا گشته است # 2 خونبها خود هدیه به گشته خویش %~% تا نگوئی که او چرا کشته است # 3 پادشاهی دهد به درویشی %~% هان نگویی که او گدا گشته است PageV1P1888 ### || [genre: ghete] # 1 انس با محبوب اگر گیرد محب %~% گر چه باشد یک نفس مطلوب اوست # 2 گر دمی با یار خود همدم شود %~% حاصل او زان نفس محبوب اوست ~~PageV1P1889 ### || [genre: ghete] # 1 در راه خدا پای برهنه گو برو %~% آن یار که همچو بشر حافی اهل است # 2 گر سر به ره است پا برهنه غم نیست %~% ور نیست به ره سر برهنه سهل است ~~PageV1P1890 ### || [genre: ghete] # 1 چون شتا آمد شتا مقلوب کن %~% کشته ها اندر شتا با آتش است # 2 نشنیدستی تو از سید مگر %~% کآتش مقلوب با آتش خوش است PageV1P1891 ### || [genre: ghete] # 1 ملک و ملکوت هر دو انسان %~% او مظهر جمله صفات است # 2 مستکمل ذات او صفت نیست %~% مستکمل آن صفات ذات است PageV1P1892 ### || [genre: ghete] # 1 هیچمان از کسی دریغی نیست %~% آنچه داریم در ضرردان است # 2 باز بنیاد عشق نو کردیم %~% با حریفی که جان جانان است # 3 باز زنار عشق بر بستیم %~% قصه ما چو شیخ صنعان است # 4 باز یوسف به مصر دل بنشست %~% فارغ از جاه و بند و زندان است # 5 باز آن شاخ گل به رقص آمد %~% صوفیان موسم گل‌افشان است # 6 از برای نثار پای گل است %~% نقد غنچه که در حرمدان است # 7 ساقی بزم نعمت‌الله است %~% سید ما که میر مستان است PageV1P1893 ### || [genre: ghete] # 1 نزد ما عین نیست غیری کو %~% عقل گوید که عین و غیری هست # 2 موج و بحر و حباب و دریا شد %~% قطره آب کو به ما پیوست PageV1P1894 ### || [genre: ghete] # 1 عقل از چه به غایت مال است %~% جز معرفت صفاتیش نیست # 2 ذاتش به کمال کی شناسد %~% او را چو وجوب ذاتیش ms594 نیست PageV1P1895 ### || [genre: ghete] # 1 به قدر حوصله‌ها جام می دهد ساقی %~% اگر چه باده خمخانه را نهایت نیست # 2 بیا که مجلس عشق است و عاشقان سرمست %~% چنین مقام خوشی در همه ولایت ~~نیست PageV1P1896 ### || [genre: ghete] # 1 اندکی ذوق اگر کسی را هست %~% نزد یاران ما غریبی نیست # 2 ذوق خم از پیاله نتوان یافت %~% گر چه او نیز بی‌نصیبی نیست ~~PageV1P1897 ### || [genre: ghete] # 1 بلبل بوستان یارانم %~% من ازین بوستان نخواهم رفت # 2 گر به صورت ز دیده‌ها بروم %~% از دل دوستان نخواهم رفت # 3 جامه خلقی افکنم اما %~% بر کنار از میان نخواهم رفت # 4 آمد و شد به اعتبار بود %~% این چنین آن‌چنان نخواهم رفت # 5 سید ملک نعمت‌اللهم %~% همچو این بندگان نخواهم رفت PageV1P1898 ### || [genre: ghete] # 1 بر در غیر می روی حیف است %~% به عدم می روی چه آری هیچ # 2 ای که گوئی که سیم و زر دارم %~% چون بمیری بگو چه داری هیچ # 3 عمر عاشق خوشست با معشوق %~% عمر بی او اگر گذاری هیچ # 4 ای که گوئی که مانده ام صد سال %~% نفسی چند می شماری هیچ # 5 این همه علم کرده ای حاصل %~% باز فرما که در چه کاری هیچ PageV1P1899 ### || [genre: ghete] # 1 بنه رو بر در میخانه او %~% توجه خود به آنجا می توان کرد # 2 مرا گوئی به جانان جان توان داد %~% نکو کاریست جانا می توان کرد # 3 حباب از چشمه آبی چه جوئی %~% شنا در آب دریا می توان کرد # 4 دو عالم را فدای آن یکی کن %~% به لطف خویش یکتا می توان کرد # 5 در آ در حلقه رندان سرمست %~% که مستان را تماشا می توان کرد # 6 نظر از چشم نابینا چه جوئی %~% نظر از چشم بینا می توان کرد # 7 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% حریفی جو چه با ما می توان کرد # 8 طلسم گنج بر هم می توان زد %~% چنان اسرار ms595 پیدا می توان کرد # 9 چو سید نعمت الله رند مستی %~% درین میخانه مأوا می توان کرد ~~PageV1P1900 ### || [genre: ghete] # 1 رفته بودم به سوی بحر محیط %~% که در آن بحر شنا باید کرد # 2 بحر جوشید و روان گفت به من %~% سر خود در سر ما باید کرد PageV1P1901 ### || [genre: ghete] # 1 گر چهل صبح از سر اخلاص %~% مخلصی گرد عاشقان گردد # 2 چشمه حکمت ای برادر من %~% از دلش بر زبان روان گردد PageV1P1902 ### || [genre: ghete] # 1 هر چه بینی نعمت الله بود %~% به از این خود حکایتی نبود # 2 ذوق ما را چو غایتی نبود %~% بحر ما را نهایتی نبود # 3 که شنیده ولی سرمستی %~% همچو او در ولایتی نبود # 4 گفته عارفان به جان بشنو %~% به از این خود حکایتی نبود PageV1P1903 ### || [genre: ghete] # 1 هر که او حجتی چنان دارد %~% شک ندارم هم این هم آن دارد # 2 خوش کناری گرفته از عالم %~% عشق او در میان جان دارد # 3 ترک دنیا و آخرت بکند %~% هرکه میلی به عاشقان دارد PageV1P1904 ### || [genre: ghete] # 1 موئی به میان ما نگنجد %~% سلطان چه بود گدا نگنجد # 2 گوئی که بلای عشق آمد %~% خوش باش که آن بلا نگنجد # 3 دردی کش کوی می فروشم %~% درمان چه بود دوا نگنجد PageV1P1905 ### || [genre: ghete] # 1 راستی کن که مرد کج رفتار %~% در ره او به منزلی نرسد # 2 باش خاکی ولی چنانکه ز تو %~% گرد بر دامن دلی نرسد # 3 نرسد در مقام اهل کمال %~% سالکی کو به کاهلی نرسد # 4 دیده او جمال او بیند %~% رؤیت او به احولی نرسد # 5 هر که بر مسند عدم بنشست %~% جاه او را تنزلی نرسد # 6 هر که چون ما فتاد در دریا %~% ابدا او به ساحلی نرسد # 7 کی چو سید قبول او گردد %~% بنده ای کو به مقبلی نرسد PageV1P1906 ### || [genre: ghete] # 1 توبه از توبه می کنم ای دوست %~% توبه خوب ما همین باشد # 2 ms596 هرکه او توبه می کند چون ما %~% شک ندارم که نازنین باشد # 3 این چنین آیتی که می شنوی %~% از خداوندش آفرین باشد # 4 بازگشته ز او به حضرت او %~% تائب قابل گزین باشد # 5 توبه ازتوبه می کند سید %~% توبه عاشقان چنین باشد PageV1P1907 ### || [genre: ghete] # 1 شاه عالم پناه دانی کیست %~% آنکه سلطان انس و جان باشد # 2 هر که گوید دعای دولت او %~% راحت و روح او از آن باشد # 3 خرم آنکس که از سر اخلاص %~% بنده حضرتی چنان باشد PageV1P1908 ### || [genre: ghete] # 1 آب ماهان که خاک بر سر او %~% همچو آب زلال کی باشد # 2 در دو عالم به جز یکی نبود %~% حضرتش را مثال کی باشد PageV1P1909 ### || [genre: ghete] # 1 شیخ الاسلام احمد جامی %~% که دم مرده از دمش حی شد # 2 می اوشد عسل چنین گویند %~% منکر او مشو مگو کی شد # 3 باز رندی دگر به یک جذبه %~% خم او پاک خالی از می شد # 4 نه میش ماندنی عسل در خم %~% شکرش رفت و خالی از می شد # 5 گرچه تبدیل خلق خوش باشد %~% لیک آن خوشتر است لاشی شد # 6 نعمت الله که میرمستان است %~% فانی از خویش و باقی از وی شد ~~PageV1P1910 ### || [genre: ghete] # 1 هر کمالی که هست در عالم %~% از خلیفه بجو که می داند # 2 جامع جمله علوم بود %~% شرح اسما تمام می خواند PageV1P1911 ### || [genre: ghete] # 1 روی غیری ندیده دیده ما %~% غیر چون نیست دیده چون بیند # 2 لیس فی الدار غیره دیار %~% چشم ما نور او به او بیند PageV1P1912 ### || [genre: ghete] # 1 پیوسته شکسته باش چون ما %~% کو کار شکستگان برآرد # 2 مائیم و دل شکسته چون یار %~% پیوسته شکسته دوست دارد PageV1P1913 ### || [genre: ghete] # 1 من طالب او چگونه باشم %~% گر حضرت او مرا بجوید # 2 از ذوق سخن کجا توان گفت %~% گر او با ما سخن بگوید PageV1P1914 ### || [genre: ghete] # 1 مگر منعم بگوید شکر نعمت ms597 %~% و گر نه مفلس مسکین چه گوید # 2 دعای دولتش گوئی و بنده %~% به جز از یارب و آمین چه گوید PageV1P1915 ### || [genre: ghete] # 1 نسب بی حسب چنان نبود %~% به حسب خود نسب به کار آید # 2 نسب عالیش بود به کمال %~% به حسب گر نسب بیاراید PageV1P1916 ### || [genre: ghete] # 1 ای که پرسی ز حال میر تمور %~% با تو گویم که حال او چون است # 2 گر چه چپ بود راست ره می رفت %~% راستی رفتنش به قانون است PageV1P1917 ### || [genre: ghete] # 1 پیش ازین گر مرا حجابی بود %~% شکر گویم که آن حجاب نماند # 2 بود گنجی درین خرابه تن %~% گنج باقیست گر خراب نماند # 3 آفتابی ز چشم پنهان شد %~% تا نگوئی که آفتاب نماند # 4 میکده باقی است و خم پر می %~% جام بشکست نه شراب نماند # 5 بی حسابم نواخت لطف خدا %~% هیچ باقی درین حساب نماند # 6 نعمت الله به خواب رفت دمی %~% باز بیدار شد چه خواب نماند PageV1P1918 ### || [genre: ghete] # 1 طره شب را مطرا کرده اند %~% نور روی روز پیدا کرده اند # 2 خوش در میخانه را بگشاده اند %~% ساغری پر می به رندان داده اند # 3 در نظر نقش خیالی بسته اند %~% با خیال خویش خوش پیوسته اند ~~PageV1P1919 ### || [genre: ghete] # 1 جمله ذرات اکوان سر به سر %~% ز آفتاب حسن او تابنده اند # 2 روح اعظم سایه آن حضرت است %~% عالمی در سایه اش دل زنده اند ~~PageV1P1920 ### || [genre: ghete] # 1 جام بی می کی دهد ذوق ای پسر %~% تا نگردد جام با می متحد # 2 ساقی ار بخشد تو را خمخانه ای %~% نوش می فرما و می گو رب زد # 3 گرم باش و آتشی خوش برفروز %~% تا نگردی هم چو آب منجمد # 4 لیس فی الدارین غیری یا حبیب %~% لیس مثلی کیف ضدی این و ند # 5 نعمت الله در همه عالم یکیست %~% لاتجد مثلی و مثلی لاتجد PageV1P1921 ### || [genre: ghete] # 1 آفتابی ms598 تو و ما سایه تو %~% احولست آنکه یکی را به دو دید # 2 روی او نور هم از روی تو یافت %~% چشم تو سرمه به چشم تو کشید # 3 این چنین خوش سخن مستانه %~% در خرابات که گفت و که شنید PageV1P1922 ### || [genre: ghete] # 1 شهرتی یافته است می گویند %~% نعمت الله را خدا بخشید # 2 ما از او غیر او نمی جستیم %~% آشنا دید و خویش را بخشید # 3 دردی درد دل بسی خوردیم %~% لاجرم این چنین دوا بخشید # 4 ما چو فانی شدیم در ره عشق %~% جاودان منصب بقا بخشید # 5 می میخانه را به ما پیمود %~% خوش نوائی به بینوا بخشید # 6 سیدم چون شفیع خود کردم %~% نعمت الله را به ما بخشید PageV1P1923 ### || [genre: ghete] # 1 این هیولا عجوزه‌ای عجب است %~% چادری بر سر است و می‌گردد # 2 هر زمان صورت دگر گیرد %~% شده صورت پرست و می‌گردد # 3 دم به دم شوهری کند وانگه %~% در پی دیگر است و می‌گردد # 4 اعتمادی بر او نباید کرد %~% زانکه شخصی غر است و می‌گردد PageV1P1924 ### || [genre: ghete] # 1 کار عالم به پختگی باشد %~% شیخ ما بین که خام می‌گردد # 2 جل سیاهی که دل سیاه کند %~% گرد عبدالسلام می‌گردد PageV1P1925 ### || [genre: ghete] # 1 هر چه می‌خواست آنچنان گردید %~% هر چه می‌خواهد آنچنان گردد # 2 سلطنت بین که حضرت سلطان %~% مونس جان عاشقان گردد # 3 علم ذوقی خوشی بیفزاید %~% آن معانی اگر بیان گردد # 4 هر که دکان خویش کرد خراب %~% فارغ از سود و از زیان گردد # 5 این عجائب نگر که از همه او %~% بر کنار است و بر میان گردد # 6 با همه در لباس تا که چنین %~% محرم راز این و آن گردد # 7 بنده‌ای را به لطف بنوازد %~% از کرم سید زمان گردد PageV1P1926 ### || [genre: ghete] # 1 پیوسته شکسته باش چون ما %~% کو کار شکستگان برآرد # 2 مائیم و دلی شکسته چون یار %~% پیوسته شکسته دوست دارد PageV1P1927 ### || [genre: ms599 ghete] # 1 حق تعالی وجود انسانی %~% به کمال و جمال خود پرورد # 2 از چنان نطفه‌ای که می دانی %~% این چنین یوسفی پدید آورد # 3 از همه برگزید انسان را %~% این عنایت ببین که با ما کرد PageV1P1928 ### || [genre: ghete] # 1 هر که با رند مست بنشیند %~% لاجرم رند مست برخیزد # 2 دیگران از شکست بنشینند %~% زلف او از شکست بر خیزد # 3 هر که با بنگیان نشیند او %~% بنگی زشت کست برخیزد # 4 جام می را بگیر و خوش می نوش %~% گر تو را آن ز دست برخیزد PageV1P1929 ### || [genre: ghete] # 1 هر که او نقص دیگری گوید %~% شک ندارم که نقص او باشد # 2 نقص مردم مگو که نیکو نیست %~% نقص آدم کجا نکو باشد # 3 گر سراپای او فرو باشی %~% لطف او بر سرت فرو باشد # 4 ور محب لقای او باشی %~% او محب لقای تو باشد PageV1P1930 ### || [genre: ghete] # 1 جان جاهل به مرغکی ماند %~% که گرفتار در قفس باشد # 2 حاصل عمر آنچنان مرغی %~% شک ندارم که یک نفس باشد # 3 روشن از آفتاب خواهد بود %~% هر که چون ماه مقتبس باشد # 4 این چنین روح پاک قدسی من %~% حیف باشد که در قفس باشد PageV1P1931 ### || [genre: ghete] # 1 بلبل گلستان معشوقم %~% من ازین گلستان نخواهم شد # 2 گر به ظاهر نهان شوم ز نظر %~% از دل دوستان نخواهم شد PageV1P1932 ### || [genre: ghete] # 1 ساقی باید که می ببخشد %~% رندی باید که می بنوشد # 2 تشریف شریف می دهد شاه %~% عبدی باید که آن بپوشد PageV1P1933 ### || [genre: ghete] # 1 ما چو حلوایی و حلوا یار ماست %~% صحن ما را پر ز حلوا کرده‌اند # 2 مشکلات عالمی حل وا شده %~% مشکل ما را چو حلوا کرده‌اند # 3 ای که گوئی ذره گردد آفتاب %~% قطره ما بین که دریا کرده‌اند ~~PageV1P1934 ### || [genre: ghete] # 1 آنکه حق را به خویشتن بیند %~% عارفان عارفش نمی‌دانند # 2 وانکه او را به او مشاهده کرد %~% عارف است او ms600 و عارفش خوانند # 3 پادشاها ملازمان درت %~% به یقینم که نیک نپسندند # 4 که دو سه ترکمان بی‌ سر و پا %~% این چنین راه مک دربندند PageV1P1935 ### || [genre: ghete] # 1 ای که پرسی ز حال میر تمور %~% با تو گویم که حال او چون بود # 2 گر چه چپ بود راست ره می‌رفت %~% راستی رفتنش به قانون بود ~~PageV1P1936 ### || [genre: ghete] # 1 موجود منقسم به دو قسم است نزد عقل %~% یا واجب الوجود است یا ممکن ~~الوجود # 2 ممکن دو قسم گشت یکی جوهر و عرض %~% جوهر به پنج قسم شد ای ناظم عقود # 3 جسم و دو اصل او که هیولی و صورت است %~% پس نفس و عقل این همه را یاد ~~گیر زود # 4 نه قسم گشت جنس عرض این دقیقه را %~% در حال بحث جوهر عقلی نمی‌نمود # 5 پس کم و کیف و این و متی و مضاف و وضع %~% پس یفعل است و ینفعل ای مالک ~~ودود # 6 اجناس کاینات مقولات عشر شد %~% نی گشت کم ازین نه بر این دیگری فزود ~~PageV1P1937 ### || [genre: ghete] # 1 در نی نیزه بین که رفعت او %~% با تو گویم چنانکه می‌باید # 2 روید او و زیاده می‌گردد %~% بند بر بند او بیفزاید # 3 تا شود نیزه‌ای بدان رفعت %~% که از او کارهای نیک آید # 4 آدمی اینچنین شود عالی %~% عالم است آنکه فهم فرماید PageV1P1938 ### || [genre: ghete] # 1 آفتابی تو و ما سایه تو %~% احول است آن یکی را به دو دید # 2 روی تو نور هم از روی تو یافت %~% چشم تو سرمه ز چشم تو کشید # 3 این چنین خوش سخنی مستانه %~% در خرابات که گفت و که شنید PageV1P1939 ### || [genre: ghete] # 1 در آینه وجود حادث %~% انوار قدیم می توان دید # 2 بر لوح ضمیر هر حقیری %~% اسرار عظیم می توان دید PageV1P1940 ### || [genre: ghete] # 1 دل جام جهان نمای عشق است %~% بنگر که به تو تو را نماید # 2 مجموع تجلی ms601 الهی %~% در جام جهان ‌نما نماید # 3 در هر چه نظر کنیم والله %~% نور رخ او به ما نماید PageV1P1941 ### || [genre: ghete] # 1 صنع خدا نگر که به حکمت چگونه ساخت %~% چشمت به هفت پرده و سه آب در ~~نظر # 2 بگشای چشم و دل که ببینی جمال او %~% او نور چشم تو است و تو از خویش ~~بی خبر PageV1P1942 ### || [genre: ghete] # 1 در حقیقت یکی عدد نبود %~% گر شماری یکی هزار هزار # 2 باطنش را نگر که جمله یکی است %~% گر چه در ظاهر است این تکرار ~~PageV1P1943 ### || [genre: ghete] # 1 چون جمالش صد هزاران روی داشت %~% بود در هر ذره دیداری دگر # 2 لاجرم هر ذره را بنمود باز %~% از جمال خویش رخساری دگر # 3 خود یک است اصل عدد از بهر آنک %~% تا بود هر دم گرفتاری دگر ~~PageV1P1944 ### || [genre: ghete] # 1 جام گیتی نما به دست آر %~% صفت و ذات بین و اسم نگر # 2 صورت و معنی همه دریاب %~% گنج و گنجینه و طلسم نگر # 3 جام می را بگیر و خوش می نوش %~% جان خود ار بدان و جسم نگر # 4 تنت از ملک و جانت از ملکوت %~% نظری کن به هر دو قسم نگر # 5 نعمت‌الله را اگر یابی %~% آن مسما ببین و اسم نگر PageV1P1945 ### || [genre: ghete] # 1 گرد ملک عدم چه می‌گردی %~% تختگاه مرا به دست آور # 2 این سرا و آن سرا به مردم بخش %~% دولت دو سرا به دست آور # 3 نعمت این و آن چه می‌جوئی %~% نعمت‌الله را به دست آور PageV1P1946 ### || [genre: ghete] # 1 التفاتی به غیر او نکنی %~% گر چه باشد بهشت و حور و قصور # 2 این سخن را ز من قبول کنی %~% گر نمازی گزاردی به حضور PageV1P1947 ### || [genre: ghete] # 1 ای که گویی فقیر مسکین مرد %~% اعتباری ز مرگ خود می‌ گیر # 2 به یقینم که جان نخواهد برد %~% پادشاه و وزیر و میر و گزیر ~~PageV1P1948 ### || [genre: ghete] # 1 ms602 بار او می کش و خوشی می رو %~% ناز او می کش و خوشی می ناز # 2 همه عالم به زیر بال آری %~% مرغ همت اگر کند پرواز # 3 می ما مستی دگر دارد %~% خوش بود گر به ما شوی دمساز PageV1P1949 ### || [genre: ghete] # 1 خلق حسن باشدش هر که حسینی بود %~% هر که حسینی بود خلق حسن باشدش # 2 میل به من باشدش هر که شناسد مرا %~% هر که شناسد مرا میل به من باشدش # 3 نیک سخن باشدش هرکه لسان ویست %~% هر که لسان ویست نیک سخن باشدش # 4 گر غم زن باشدش مرد نباشد تمام %~% مرد نباشد تمام گر غم زن باشدش # 5 طرف چمن باشدش هر که بود سروناز %~% هرکه بود سروناز طرف چمن باشدش # 6 حسن حسن باشدش سید سرمست ما %~% سید سرمست ما حسن حسن باشدش ~~PageV1P1950 ### || [genre: ghete] # 1 بنمود جمال او به خوابم %~% گفتم باشد مگر جمالش # 2 بیدار شدم ز خواب مستی %~% نه نقش بماند نه خیالش # 3 نه من ماندم نه غیر او هم %~% او ماند و کمال پر کمالش # 4 از ما اثری نماند با ما %~% با او نبود کسی مجالش # 5 دریاب به ذوق نعمت الله %~% این دولت و مال لایزالش PageV1P1951 ### || [genre: ghete] # 1 ساقی اگر باده از آن خم دهد %~% خرقه صوفی ببرد می‌ فروش # 2 مطرب اگر پرده ازین ره زند %~% باز نیایند حریفان به هوش PageV1P1952 ### || [genre: ghete] # 1 همه عالم چو سایه سجده کنان %~% اوفتاده به خاک درگاهش # 2 همه منقاد امر او باشند %~% هر که باشد گدا و هم شاهش PageV1P1953 ### || [genre: ghete] # 1 هر کجا محدثی بود بی ‌شک %~% افتقارش بود به محدث خویش # 2 یک وجود است مظهر عالم %~% مظهرش صد هزار باشد بیش PageV1P1954 ### || [genre: ghete] # 1 از صد هزار سالک فردی رسد به آنجا %~% فردی رسد به آنجا از صد هزار ~~سالک # 2 با ذات حضرت او غیری چه کار دارد %~% اعیان و جمله ms603 اسما در ذات اوست ~~هالک PageV1P1955 ### || [genre: ghete] # 1 سوی الله چیست ای صوفی صافی %~% نتوان یافت بی‌ وجود کمال # 2 هست عالم همه خیال وجود %~% وز تجلی اوست بود خیال PageV1P1956 ### || [genre: ghete] # 1 علما رسوم می بینم %~% همه را علم هست و نیست عمل # 2 روز و شب عمر خویش صرف کنند %~% در پی قال و قیل و بحث و جدل # 3 همه تجهیل هم کنند تمام %~% بله تکفیر یکدگر به مثل # 4 عامیان عالمان چنان بینند %~% لاجرم کار دین بود به خلل # 5 عمل و علم جمع کن با هم %~% که چنین گفته اند اهل دل # 6 ترک این لقمه حرام بگو %~% تا نیابی ملال را بی دل # 7 نعمت الله را به دست آور %~% تا شوی پاک از جمیع علل PageV1P1957 ### || [genre: ghete] # 1 چون کمال همه بود به وجود %~% نتوان یافت بی وجود کمال # 2 هست عالم همه خیال وجود %~% وز تجلی اوست بود خیال PageV1P1958 ### || [genre: ghete] # 1 موج و بحر و حباب قطره تمام %~% همه در عین ماست مستهلک # 2 ما فقیریم و هم غنی ز همه %~% همچو ما خود کجاست مستهلک # 3 در محیطی که نیست پایانش %~% سد هر دو سراست مستهلک PageV1P1959 ### || [genre: ghete] # 1 شاها کرمی بکن مکن جنگ %~% زنهار مکن به جنگ آهنگ # 2 گر جنگ کنی ملازمانت %~% اشکسته شوند جنگ و دلتنگ # 3 بشنو سخنی ز نعمت الله %~% صلحی کن و بازگرد از جنگ PageV1P1960 ### || [genre: ghete] # 1 کیمیای ولایتی دارم %~% مس جسم بشر چو زر سازم # 2 قلعی و زاج با نشادر و ملح %~% گاه شمسی و گه قمر سازم # 3 درفشانی کنم به گاه سخن %~% عقد زیبق از آن گهر سازم # 4 نزد من خاک و زر یکی باشد %~% زان که من خاک را چو زر سازم # 5 هرچه سازم به عشق سید خوش %~% همچو زر خوب سازم ار سازم PageV1P1961 ### || [genre: ghete] # 1 پرسند ز من چه کیش داری %~% ای بی خبران ms604 چه کیش دارم # 2 از شافعی و ابوحنیفه %~% آئینه خویش پیش دارم # 3 ایشان همه بر طریق جدند %~% من مذهب جد خویش دارم # 4 در علم نبوت و ولایت %~% از جمله کمال بیش دارم PageV1P1962 ### || [genre: ghete] # 1 هر کجا شهریست اقطاع من است %~% گه به ایران گه به شروان می روم # 2 صد هزاران ترک دارم در ضمیر %~% هر کجا خواهم چو سلطان می روم ~~PageV1P1963 ### || [genre: ghete] # 1 در خرابات رند و سرمستم %~% عاشقانه مدام می یابم # 2 خم می گیر و بر سر من ریز %~% کیسه زر بریز در پایم # 3 از خدا خوش فراغتی خواهم %~% تا زمانی از او بیاسایم # 4 غیر او در نظر نمی آید %~% چون به نور خدای بنمایم PageV1P1964 ### || [genre: ghete] # 1 شنیدم ساقی سرمست می گفت %~% یکی را جام بخشم دیگری خم # 2 اگر جام می آری پر بری می %~% وگر انبان بیاری پر ز گندم # 3 بگفتم این تفاوت از چه افتاد %~% بگفتا این ز استعداد مردم # 4 صراط مستقیم است اینکه گفتم %~% طریق نعمت الله را مکن گم PageV1P1965 ### || [genre: ghete] # 1 پیدا شده در عالم آن نور جمال او %~% آن نور جمال او پیدا شده در عالم # 2 پیدا شده در آدم ذات و صفتش با هم %~% ذات و صفتش با هم پیدا شده در ~~آدم # 3 یک جرعه ز جام جم خوشتر بود از صد جان %~% خوشتر بود از صد جان یک جرعه ~~ز جام جم # 4 از هر دو جهان بی غم مائیم به عشق او %~% مائیم به عشق او از هر دو ~~جهان بی غم # 5 ما را نبود ماتم گر دل برد و ور جان %~% گر دل برود ور جان ما را نبود ~~ماتم # 6 با جام میم همدم در گوشه میخانه %~% در گوشه میخانه با جام میم همدم # 7 بگذر تو ز پیش و کم فانی شو و باقی شو %~% فانی شو و باقی شو بگذر تو ms605 ز ~~پیش و کم PageV1P1966 ### || [genre: ghete] # 1 به درد دل گرفتارم به من ده دردی دردش %~% که دارم اعتقاد آن کز این ~~درمان همی یابم # 2 اگر چون نی همی نالم منه انگشت بر حرفم %~% وسیله ناله می‌سازم که تا ~~مقصود دریابم PageV1P1967 ### || [genre: ghete] # 1 نعمت‌اللهم وز آل رسول %~% حد کس نیست دانش حدم # 2 نسبت شعر و شاعری بر من %~% همچو ابجد بود بر جدم # 3 می خورم جام می ز کد یمین %~% خوش حلال است حاصل کدم # 4 همچو بحر محیط در جوشم %~% گاه در جزر و گاه در مدم # 5 شاکر شکر نعمت اللهم %~% تانفس باقی است در شدم PageV1P1968 ### || [genre: ghete] # 1 تا اعتباری کرده‌ام این سایه و آن آفتاب %~% از اعتبار خویشتن بودم یکی ~~و دو شدم # 2 چون در حقیقت ذات من هرگز نمی‌گردد ز جا %~% چون نامدم از هیچ جا آخر ~~نگویی چو شدم # 3 ما را اگر داری نظر در موج و در دریا نگر %~% چون او من است و من ویم ~~هرگز نگویم او شدم # 4 در شش جهت گشتم بسی در آرزوی روی او %~% تا یک جهت گردیده ام آسوده از ~~شش سو شدم PageV1P1969 ### || [genre: ghete] # 1 خطی کو را نه حسن است و نه ترتیب %~% نه در اعراب او فتح است و نه ضم # 2 همه تفصیل او اجمال تحقیق %~% همه توحید او تحقیق اعظم # 3 کسی بر‌خواند این خط معما %~% که در عالم نه خود بیند نه عالم # 4 نه آغارش شود مانع نه انجام %~% نه ابلیسش حجاب آید نه آدم # 5 نه از کفرش بود اندیشه نه از دین %~% نه اندیشه ز فردوس و جهنم # 6 برای آفرینش باشدش سیر %~% نه نامحرم بود با او نه محرم # 7 مبرا باشد از هر بود و نابود %~% مجرد باشد از هر کم # 8 چو سید را مسلم نیست این درد %~% ندانم تا که را باشد مسلم PageV1P1970 ### || [genre: ghete] # 1 تن ms606 خرقه و سر کلاه و پایت نعلین %~% نعلین ز پا برون کن و خرقه ز تن # 2 بگشا گره زلف و موله می باش %~% آخر چه کنی کله کله را بفکن ~~PageV1P1971 ### || [genre: ghete] # 1 بر لب دریا چه می گردی نشین %~% همچو ما با ما در این دریا نشین # 2 مجلس عشق است و ما مست خراب %~% سر قدم ساز و بیا از پا نشین # 3 در خرابات مغان افتاده‌ایم %~% عشق اگر داری بیا با ما نشین # 4 گرد هر در می روی دیگر مرو %~% بر در یکتای بی‌همتا نشین # 5 خیز و بنشین زیردست عارفان %~% آنگهی بر منصب بالا نشین # 6 دیده روشن اگر خواهی چو نور %~% در نظر با مردم بینا نشین # 7 خیمه از خانه به صحرا می‌زنیم %~% وقت نوروز است و ما صحرانشین ~~PageV1P1972 ### || [genre: ghete] # 1 در مرتبه ای جسمست در مرتبه ای روحست %~% در مرتبه ای جان است در مرتبه ~~ای جانان # 2 در مرتبه ای جام است در مرتبه ای باده %~% در مرتبه ای ساقی در مرتبه ~~ای رندان # 3 در مرتبه ای شاه است در مرتبه ای درویش %~% در مرتبه ای بنده در مرتبه ~~ای سلطان # 4 در مرتبه ای فرعون در مرتبه ای موسی %~% در مرتبه ای کفر است در مرتبه ~~ای ایمان # 5 در مرتبه ای مخمور در مرتبه ای سرمست %~% در مرتبه ای غمگین در مرتبه ~~ای شادان # 6 در مرتبه ای تورات در مرتبه ای انجیل %~% در مرتبه ای صحف است در مرتبه ~~ای فرقان # 7 در مرتبه ای یوسف در مرتبه ای یعقوب %~% در مرتبه ای مصر است در مرتبه ~~ای کنعان # 8 در مرتبه ای آبست در مرتبه ای کوزه %~% در مرتبه ای قطره در مرتبه ای ~~عمان # 9 در مرتبه ای عقل است در مرتبه ای نفس است %~% در مرتبه ای انسان در ~~مرتبه ای حیوان # 10 در مرتبه ای دوزخ در مرتبه ای جنت %~% در ms607 مرتبه ای زندان در مرتبه ای ~~بستان # 11 در مرتبه ای طاها در مرتبه ای یاسین %~% در مرتبه ای حامیم در مرتبه ~~ای سبحان # 12 در مرتبه ای دریا در مرتبه ای چشمه %~% در مرتبه ای جوی است در مرتبه ~~ای باران # 13 این مرتبه ها با تو از ذوق بیان کردم %~% گر ذوق همی خواهی این گفته ~~ما برخوان # 14 هم جسمی و هم جانی هم آیت و هم آنی %~% هم سید و هم بنده با خلق نکو ~~می دان PageV1P1973 ### || [genre: ghete] # 1 وصله ای از خرقه ما هر که یافت %~% عارفانه خوش همی پوشد به جان # 2 عاقبت روزی به منزل می رسد %~% آنچنان رهرو که می کوشد به جان # 3 خم می در جوش و ما مست و خراب %~% خوش بود رندی که می جوشد به جان # 4 می به زاهد گر دهی حیفی بود %~% می به رندی ده که می نوشد به جان # 5 هر که مهر سید ما را خرید %~% یافت او نقدی که نفروشد به جان ~~PageV1P1974 ### || [genre: ghete] # 1 ار قضای خدای عزوجل %~% حی قیوم و قادر و سبحان # 2 نیم ساعت گذشته بود از روز %~% روز آدینه در مه شعبان # 3 یازدهم بود وقت ماه شریف %~% ماه در حوت و مهر در میزان # 4 پنج و هفتاد و هفتصد از سال %~% رفته در کوبنان که ناگاهان # 5 میر برهان دین خلیل الله %~% آمد از غیب بنده را مهمان # 6 خیر مقدم بر آمد از عالم %~% مرحبائی شنیدم ار یاران # 7 کسب او بود علم ربانی %~% حاصلش باد عمر جاویدان PageV1P1975 ### || [genre: ghete] # 1 چو پادشاه در عالم گدای حضرت اوست %~% گدای حضرت او باش و پادشاهی کن # 2 چو در طریق مروت موافقت شرط است %~% مکن مخالفت او و هر چه خواهی کن # 3 به نزد اهل ارادت توئی مناهی تو است %~% رضای او طلب و توبه از مناهی ~~کن # 4 اگر امید نداری ms608 به صبح روز وصال %~% می شبانه خورد و خواب صبحگاهی کن # 5 در آ به خلوت دیده چه نور خوش می بین %~% وطن چو مردمک دیده در سیاهی ~~کن # 6 به چشم ما نظری کن که نور او بینی %~% نظر به دیده این مظهر الهی کن # 7 مباش بنده دنیا بیا و چون سید %~% بکوش و سلطنت از ماه تا به ماهی کن ~~PageV1P1976 ### || [genre: ghete] # 1 دست در دست زن مزن خواجه %~% دست در دست شیرمردان زن # 2 ملک توران گذار و خوش می باش %~% آتشی در وجود ایران زن # 3 در خرابات رو خوشی بنشین %~% طعنه بر ملکت سلیمان زن PageV1P1977 ### || [genre: ghete] # 1 نیم تنی ملک سلیمان گرفت %~% چشم گشا قدرت یزدان ببین # 2 پای نه و چرخ به زیر رکاب %~% دست نه و ملک به زیر نگین # 3 ملک خدا می دهد اینجا که راست %~% زهره که گوید که چنان یا چنین ~~PageV1P1978 ### || [genre: ghete] # 1 گفته بودم تو را که گندم کار %~% چون تو جو کاشتی برو به درو # 2 هر چه کاری بدان که برداری %~% خواه گندم بکار و خواهی جو # 3 تخم نیکی بکار و بد بگذار %~% به سخن های نیک ما بگرو # 4 نیک و بد هر چه می کنی یابی %~% سخن بد مگو و هم مشنو # 5 خوش بود گر روی سوی جنت %~% ور به دوزخ همی روی می رو PageV1P1979 ### || [genre: ghete] # 1 واحدیت یکی است از وجهی %~% احدیت یکی است از همه رو # 2 چون یکی در یکی یکی باشد %~% به همه وجه آن یکی می گو # 3 واحدیت طلب کن از اسما %~% احدیت ولی ز ذات بجو # 4 غرق دریا شو و بجو ما را %~% غرق کثرت شو و حباب بشو # 5 محرم راز نعمت الله شو %~% خوش بگو لااله الا هو PageV1P1980 ### || [genre: ghete] # 1 نیک و بد را به لطف خود بنواز %~% آنگهی خوش بزی و خوش می رو # 2 این ms609 نصیحت قبول اگر نکنی %~% بگذر از این فقیر و خوش می رو # 3 دست ریش دنیی دون زن %~% دم خر را بگیر و خوش می رو PageV1P1981 ### || [genre: ghete] # 1 منم که همت من جز خدا نمی جوید %~% خوشست همت عالی که باد پاینده # 2 مرا به سایه طوبی چه التفات بود %~% که هست سایه من آفتاب تابنده # 3 تو راست دنیی وعقبی مراست حضرت او %~% تو راست خطه دارا مراست دارنده # 4 به نور طلعت او روشنست دیده ما %~% چه جای روشنی آفتاب تابنده # 5 به روی او در میخانه را گشادم باز %~% ببین تو مرحمت حضرت گشاینده # 6 ز روی خود به کرم ساز بینوا بنواخت %~% بیا و گوش کن آواز آن نوازنده # 7 اگر یکی به هزار آینه نماید رو %~% هزار رو بنماید یکی نماینده # 8 مرو که شاه جهانی مرا غلام بود %~% از آنکه سید خود را به جان شدم بنده ~~PageV1P1982 ### || [genre: ghete] # 1 منم که همت من جز خدا نمی جوید %~% خوش است همت عالی که باد پاینده # 2 هزار مطرب عشاق را نوا سازم %~% چو ساز ما بنوازد به لطف سازنده # 3 به هر طرف که نظر می کنم به دیده خود %~% هزار آینه بینم یکی نماینده # 4 تو راست گوشه عقل و مراست خلوت عشق %~% توراست خطه دارا مراست دارنده # 5 غلام سیدم و پادشاه هر دوجهان %~% عجب مدار که سلطان مرا بود بنده ~~PageV1P1983 ### || [genre: ghete] # 1 دولتت را که هست پاینده %~% باد فرخنده سال آینده # 2 سایه دولت تو بر عالم %~% هست چون آفتاب تابنده # 3 بر در حضرتت ملازم باد %~% جمله خلق شاه تابنده PageV1P1984 ### || [genre: ghete] # 1 نود و هفت سال عمر خوشی %~% بنده را داد حی پاینده # 2 گر چه امسال هست سال قران %~% تا چه آید ز سال آینده # 3 نعمت الله خدا به ما بخشید %~% ساز ما را نواخت سازنده # 4 ز آفتاب جمال او ذرات %~% ماه رویند دل ms610 نوازنده # 5 در ترقی است ذوق ما جاوید %~% خوش بود دولت فزاینده # 6 خوش در معرفت گشوده به ما %~% رحمت حضرت گشاینده # 7 آینه صد هزار می بینم %~% در همه آن یکی نماینده # 8 این عنایت نگر که حضرت او %~% کرمی کرده است پاینده # 9 دل ما چشمه ای است یا بحری %~% از وی آب حیات زاینده # 10 می کشد عشق او روان چه کنم %~% جذبه او مرا رباینده # 11 نور سید به نور او دیدم %~% آفتابی خوش است تابنده PageV1P1985 ### || [genre: ghete] # 1 هرکس که لباس احدی پوشیده %~% در راه خدا چو احمدی کوشیده # 2 هر خم شرابی که در این میکده بود %~% مستانه به ذوق همچو ما نوشیده # 3 از آتش عشق در خرابات فنا %~% چون خم شراب خود به خود جوشیده ~~PageV1P1986 ### || [genre: ghete] # 1 در روزه و در زکوة و در حج %~% اسرار بسی بود نهفته # 2 اما سری که در نماز است %~% سری است که با تو کس نگفته PageV1P1987 ### || [genre: ghete] # 1 در خواجه باغ صبحگاهی %~% بنمود جمال خویش آن ماه # 2 دیدم دو جهان چو یک درختی %~% بر هر برگی نوشته الله # 3 آن برگ درخت و میوه اش بود %~% میراث حلال نعمت الله PageV1P1988 ### || [genre: ghete] # 1 ای که می‌پوشی لباس اهل دل یک ره بدان %~% کز ره معنی ده و دو ترک دارد ~~تاج شاه # 2 ترک بخل و ترک بغض و ترک قهر و ترک کین %~% ترک خود بینی و ترک عیب کن ~~بی‌اشتباه # 3 ترک نخوت ترک شهوت ترک آزار کسان %~% ترک خور پس ترک خواب و ترک افعال ~~تباه # 4 نقطه را اثبات بر علم است و اسرار نهان %~% پس الف دال است بر ذات خدای ~~نیک خواه # 5 راه جو طریق نعمت‌الله نیستی است %~% رهرو باید که آید بر طریق شاهراه ~~PageV1P1989 ### || [genre: ghete] # 1 به کرامات صوفیی در جنگ %~% دستبردی نمود مردانه # 2 یا کرامات بود یا که نبود %~% به مثل ms611 چون خر است و ویرانه PageV1P1990 ### || [genre: ghete] # 1 ذکر حق قوت خویشتن سازد %~% هر که را هست با منش یاری # 2 همچو مسهل که می‌خورد رنجور %~% تا شفا یابد او ز بیماری PageV1P1991 ### || [genre: ghete] # 1 لشکر پادشه بسی باشد %~% شاه جانیبکی است تا دانی # 2 اختلاف صور فراوان است %~% ور نه معنی یکی است تا دانی # 3 گر کسی را شکی بود به خدا %~% سیدم بی‌شک است تا دانی PageV1P1992 ### || [genre: ghete] # 1 تو گر جمعیتی خواهی طلب کن از درون خود %~% که از بیرون نمی‌خیزد به جز ~~گرد پریشانی # 2 بخوان خود را ز کج رفتن دگر قرآن مخوان هرگز %~% که خود را بازخوانی ~~به که قرآن جمله برخوانی PageV1P1993 ### || [genre: ghete] # 1 ای که گویی حجاب او غیر است %~% محض صدق است آنچه فرمائی # 2 ور به گوئی حجاب عین وی است %~% به حقیقت تو همدم مائی # 3 ور بگوئی که عین و غیر همند %~% جان مایی و نور بینائی # 4 جای از یخ اگر کنی پر آب %~% بنماید دویی و یکتائی # 5 حل کنی مشکلات عالم را %~% گر طلب کار ذوق حلوائی # 6 نعمت‌الله چون می و جام است %~% باشد از هر دو مجلس آرائی PageV1P1994 ### || [genre: ghete] # 1 گر زانکه ز اهل اعتباری %~% بگذر ز رموز اعتباری # 2 گیرم که حباب را بیابی %~% جز آب بگو دگر چه داری # 3 مستانه بیا و باده می نوش %~% ای یار عزیز در خماری PageV1P1995 ### || [genre: ghete] # 1 گر به خانه روی و در بندی %~% به حقیقت بدان که دربندی # 2 ملک شروان چه می کنی عارف %~% بطلب پادشاه دربندی # 3 همدانی طلب همی کردم %~% یافتم آن عزیز الوندی PageV1P1996 ### || [genre: ghete] # 1 نعمت اللهم وز آل رسول %~% محرم عارفان ربانی # 2 قرة العین میر عبدالله %~% مرشد وقت و پیر و نورانی # 3 پدر او محمد آن سید %~% که نبودش به هیچ رو ثانی # 4 باز سلطان اولیای جهان %~% میر عبدالله است تا دانی ms612 # 5 پیر کامل کمال دین یحیی %~% سید مسند مسلمانی # 6 پدرش هاشم است و جد موسی %~% مادرش شاهزاده سامانی # 7 دیگر آن جعفر خجسته لقا %~% روح محض لطیف روحانی # 8 سید صالحان که صالح بود %~% جمع می بود از پریشانی # 9 میر حاتم که نزد همت او %~% مختصر بود عالم فانی # 10 باز سید علی عالی قدر %~% کان احسان و بحر عرفانی # 11 ابراهیم آن که روح می بخشد %~% نفسش درگه سخن رانی # 12 پادشاه ممالک دانش %~% بود سید علی کاشانی # 13 میر محمد که بندگان درش %~% در جهان یافتند سلطانی # 14 شاه سادات سید اسمعیل %~% آفتاب سپهر سبحانی # 15 ابی عبدالله آنکه روح امین %~% گفت او را که جمله را جانی # 16 باز امام محمد باقر %~% مخرب کفر و دین را بانی # 17 پدر او علی وابن الحسین %~% آنکه زین العباد می خوانی # 18 باز امام به حق حسین شهید %~% نور چشم علی عمرانی # 19 آن وصی رسول بار خدای %~% والی ملکت سلیمانی # 20 آنکه باشد در مدینه علم %~% کوری خارجی و مروانی # 21 نوزدهم جد من رسول خداست %~% آشکار است نیست پنهانی # 22 هست فرزند من خلیل الله %~% باد یارب به بنده ارزانی # 23 اختلاف صور فراوان است %~% لیک معنی یکی است تا دانی # 24 لشکر پادشه بسی باشد %~% شاه جائی یکیست تا دانی # 25 هر کسی را شکی بود به خدا %~% سیدم بی شکیست تا دانی PageV1P1997 ### || [genre: ghete] # 1 از خدا این و آن طلب چه کنی %~% از خدا جز خدا چه می جوئی # 2 حضرت او از او طلب می کن %~% از شه و از گدا چه می جوئی # 3 او از او جو که جستجو این است %~% از گدا پادشاه چه می جوئی # 4 وحده لاشریک له می گو %~% دو مگو دو سرا چه می جوئی # 5 در پی این جهان چه می گردی %~% تو از این بی وفا چه می جوئی # 6 درد دردش ms613 دوای درد دل است %~% به از این خود دوا چه می جوئی # 7 غرق دریای رحمتی شب و روز %~% غیر ما را ز ما چه می جوئی # 8 ذات باقی طلب چو سید ما %~% از فنا و بقا چه می جوئی PageV1P1998 ### || [genre: ghete] # 1 منت خدای را که ندارم به هیچ باب %~% از هیچکس به غیر خدا هیچ منتی # 2 در پای گل نشسته و بر سرو قامتش %~% دل بسته ایم وه که چه عالیست همتی # 3 بر دوستان مبارک و بر دشمنان چنان %~% هستیم از خدای بر این خلق رحمتی # 4 مائیم و سرخوشان خرابات کوی عشق %~% جامی و ساقئی و حضوری و صحبتی # 5 روزی نشد ملول دل بنده ای ز ما %~% یاری ز ما نیافت کسی هیچ زحمتی # 6 داریم نعمت الله و از خلق بی نیاز %~% ای جان من کراست چنین خوب نعمتی ~~PageV1P1999 ### || [genre: ghete] # 1 بعضی طلبند مال فانی %~% بعضی جویند ملک باقی # 2 زاهد طلبند نان و سرکه %~% رندان خواهند جام و ساقی PageV1P2000 ### || [genre: ghete] # 1 گیرم که حباب را بیابی %~% جز آب بگو دگر چه داری # 2 مستانه بیا و باده می نوش %~% ای یار عزیز در خماری PageV1P2001 ### || [genre: ghete] # 1 عقل هر دم دم ز جائی می زند %~% لاجرم آواز او باشد بسی # 2 هر زمان نقش خیالی می کشد %~% نقش بازی می کند با هر کسی PageV1P2002 ### || [genre: ghete] # 1 ما خیالیم و در حقیقت او %~% ما حبابیم و عین ما دریا # 2 هرچه بینی و هر که می دانی %~% می جامست و صورت و معنی # 3 شاهدی در هزار جامه نگر %~% نظری کن به دیده بینا # 4 ساغرت گر که نیست پر از می %~% گر طلب می کنی بجو از ما # 5 دور رندان ماست باز امروز %~% فارغ از دی و ایمن از فردا # 6 رند مستی چو نعمت الله نیست %~% ور تو گوئی که هست ها بنما PageV1P2003 ### || [genre: masnavi] # 1 ms614 خوش بگو ای یار بسم الله بگو %~% هرچه می جوئی ز بسم الله بجو # 2 اسم جامع جامع اسما بود %~% صورت این اسم عین ما بود # 3 در مقام جمع روشن شد چو شمع %~% آنچه مخفی بود اندر جمع جمع # 4 جلمه اسما به اعیان رو نمود %~% صد هزار اسما مسمی یک وجود # 5 هر کجا اسمی است عینی آن اوست %~% هر کرا عینیست اسمی جان اوست # 6 مجمع مجموع انسان آدمست %~% لاجرم او قطب جمله عالمست # 7 هرکسی کو مظهر الله شد %~% ز آفتاب حضرتش چون ماه شد # 8 جسم و روح و عین و اسم و این چهار %~% ظل یک ذاتند نیکو یاد دار # 9 نعمت الله مظهر او دانمش %~% صورت اسم الهی خوانمش PageV1P2004 ### || [genre: masnavi] # 1 چشم ما تا عین او را دیده است %~% در نظر ما را چو نور دیده است # 2 این عجب بنگر که عینی در ظهور %~% می نماید این همه اعیان چو نور # 3 عین عاشق عین معشوق وی است %~% عین بی معشوق و بی عاشق کی است # 4 عین او بنگر به عین نور او %~% تا که باشی ناظر و منظور او # 5 گرد اعیان مدتی گردیده ام %~% عین اعیان عین او را دیده ام # 6 این اضافت از ظهور ما به ماست %~% ور نه بی ما این اضافت از کجاست # 7 از اضافت بگذر و از عین هم %~% تا نماید جسم و روح و عین هم # 8 شد هلاک این عین ما در عین او %~% کل شیئی هالک الا وجهه # 9 رویت عینی به عین ما بود %~% عین ما گه موج و گه دریا بود # 10 هرکه با دریای ما شد آشنا %~% عین ما بیند به عین ما چو ما ~~PageV1P2005 ### || [genre: masnavi] # 1 یک حقیقت در دو مظهر رو نمود %~% دو نمود اما حقیقت دو نبود # 2 یک وجود است و کمالاتش بسی %~% سر این نکته نداند هر کسی # 3 معنیت ms615 معشوق و صورت عاشق است %~% ور به گردانی سخن هم صادق است # 4 گر بگوئی جام و می هر دو یکیست %~% در حقیقت حق بود آن بی شکیست # 5 گر بگوئی جام جام و می می است %~% این یکی مائیم آن دیگر وی است # 6 اعتبار معتبر باشد چنین %~% معتبر هم باشد آن قول و هم این # 7 گاه محمودم گهی باشم ایاز %~% گاه نازی می کنم گاهی نیاز # 8 عاشق و معشوق و عشقم گاه گاه %~% این چنین فرمود محبوب اله # 9 در دل خود دلبر خود را بجو %~% کام جان خویشتن اینجا بجو # 10 نعمت الله جو که تا یابی همه %~% هرچه می جوئی ز ما یابی همه ~~PageV1P2006 ### || [genre: masnavi] # 1 صورت ما پرده دار او بود %~% معنی ما حاجت نیکو بود # 2 سینه ما مخزن اسرار او %~% دیده ما منظر انوار او # 3 هر چه ما داریم ملک او بود %~% مالک و ملکش همه نیکو بود # 4 ملک او مائیم و ملک ماست اوست %~% گر ملک جوئی درین ملکش بجو # 5 ملک ما از ملک او اعظم بود %~% نه بدین معنی که بیش و کم بود # 6 ملک او اعیان و پنهان ملک ما %~% اسم جامع جمع اسما خدا PageV1P2007 ### || [genre: masnavi] # 1 در چنان ملکی ملک باشد چنین %~% آن ملک را در چنین ملکی ببین # 2 والی است و من ولی می خوانمش %~% مالک ملک ولایت دانمش # 3 بنده او سید هر دو سرا %~% چاکرش بر کل عالم پادشاه # 4 ذره و خورشید از او دارند نور %~% ور نمی بینی چنین ای کور دور ~~PageV1P2008 ### || [genre: masnavi] # 1 گرنه ای باطل بیا و حق پرست %~% از مقید بگذر و مطلق پرست # 2 حق وجود است و یکی می دانمش %~% گر چه باطل را عدم می خوانمش # 3 چون یکی اندر یکی باشد یکی %~% در وجود آن یکی نبود شکی # 4 یک وجود است و کمالش بی شمار %~% در ms616 دو عالم آن یکی را می شمار # 5 زوج از تکرار فرد آمد پدید %~% این سخن از ما به جان باید شنید # 6 زوج عالم دان و آن الله فرد %~% یک حقیقت خواه زوج و خواه فرد # 7 فرد مطلق شد مقید در ظهور %~% گاه ظلمت می نماید گاه نور # 8 نور مطلق از ظهور وی بود %~% ور نه اینجا نور و ظلمت کی بود # 9 جامی از می پر ز می بستان بنوش %~% شادی رندان و سرمستان بنوش # 10 قول ما حق است از حق می شنو %~% گه مقید گاه مطلق می شنو PageV1P2009 ### || [genre: masnavi] # 1 در دو عالم جز یکی موجود نیست %~% ور تو گوئی هست آن مقصود نیست # 2 با خیال دیگری گر سرخوشی %~% خوش خوشی جام شرابی می کشی # 3 هر خیالی را که می بینی به خواب %~% نقش او باشد چو برداری نقاب # 4 اصل جوهر دان و گوهر فرع او %~% اصل و فرع ما بود در وی نکو # 5 صورت و معنی عالم گفتمش %~% در توحید است نیکو سفتمش # 6 در صدف آبی است بر بسته نقاب %~% می نماید در نظر در خوشاب # 7 هستی ما سایه هستی اوست %~% مستی ما عین سرمستی اوست # 8 قطره و دریا به نزد ما یکی است %~% بشنو از ما قطره و دریا یکیست # 9 این دوئی پیدا شده ازما و تو %~% شرک باشد گر یکی خوانی به دو # 10 از کتاب ذات و آیات صفات %~% نسخه خوش خوانده ای در کائنات ~~PageV1P2010 ### || [genre: masnavi] # 1 ساقی مستیم و جام می به دست %~% می خورند از جام ما رندان مست # 2 ملک میخانه سبیل ما بود %~% آید اینجا هر که او ما را بود # 3 هر کجا رندیست ما را محرم است %~% هرکجا جامیست با ما همدم است # 4 صورت او مظهر معنی ماست %~% این و آن دو شاهد دعوی ماست # 5 علم وحدانیست علم عارفان %~% علم اگر خوانی ms617 چنین علمی بخوان # 6 قول ما صدیق تصدیقش کند %~% او محقق نیست تحقیقش کند # 7 تا ننوشی می ندانی ذوق می %~% تا نگردی وی نیابی حال وی # 8 مستم و خوردم شراب بی حساب %~% هرکه بیند گویدم خورده شراب PageV1P2011 ### || [genre: masnavi] # 1 نقشبندی نقش خوبی بسته بود %~% خاطرش با نقش خود پیوسته بود # 2 با خیال خویش ذوقی داشتی %~% هر زمان نقشی ز نو بنگاشتی # 3 موم بودی مایه نقاشیش %~% نقش ها می بست با اوباشیش # 4 هرکه او نقش خوشی می ساختی %~% می شکستی باز و می انداختی # 5 نقش اعیانند و موم اینجا وجود %~% در وجود عام نقاشی نمود # 6 جمله از بسط وجود عام اوست %~% هرچه ما داریم جود عام است # 7 نقشبندی بین و نقاشی نگر %~% باده نوشی ذوق اوباشی نگر # 8 خاص و عام اینجا دو نوعند از وجود %~% در ظهور آن یک دوئی ما را نمود # 9 نقش با نقاش خود پیوسته اند %~% در ازل این عهد با خود بسته اند # 10 نقش می بندد به صد دستان نگار %~% هست نقاشی نقش صد هزار # 11 نقش نقاشیست هر صورت که هست %~% این چنین نقش خوشی دیگر که بست # 12 ما بر آب دیده نقشی بسته ایم %~% با خیال خویش خوش پیوسته ایم # 13 خوش خیالی نقش می بندد مدام %~% حسن او بر دیده ما والسلام ~~PageV1P2012 ### || [genre: masnavi] # 1 صوت نائی بشنو از آواز نی %~% تا تو را رهبر شود ای نیک پی # 2 راز نائی می کند نی آشکار %~% این سخن از نعمت الله یاد دار # 3 می زنندش نی به آواز حزین %~% دردمند زار می نالد چنین # 4 از حبیب الله کلام حق شنو %~% زین مقید سر آن مطلق شنو # 5 در همه آینه او را نگر %~% بلکه هر آینه او را نگر # 6 آینه باشد هزار آهن یکی %~% هر یکی آن یک نماید بی شکی # 7 مظهرش اینست و مظهر این چنین ms618 %~% آن یکی در هر یکی روشن ببین # 8 آفتابی تافته بر آینه %~% می نماید آینه هر آینه # 9 هر چه بینی صورت و اسم وی است %~% صورت و معنیش جام پر می است # 10 اسم او عین وی و غیر وی است %~% عین ما خود غیر اسم او کی است ~~PageV1P2013 ### || [genre: masnavi] # 1 علم ما در علم او عین وی است %~% علم عالم بی وجودش لاشی است # 2 می دهد ما را وجود از جود خویش %~% می دهیم او را ظهور از بود خویش # 3 آبروی جام می از وی بود %~% گر چه وی را هم ظهور از می بود # 4 جام در دور است و ساقی در نظر %~% جام می بستان و ساقی می نگر # 5 یک زمان بر دیده بینا نشین %~% شاهد معنی به هر صورت ببین # 6 عالمی از نور او روشن شده %~% یوسفی پنهان به پیراهن شده # 7 در محیط علم اعیان چون حباب %~% نقش بسته صورت اسما بر آب # 8 عین ما بر ما اگر پیدا بود %~% هرچه ما بینیم عین ما بود PageV1P2014 ### || [genre: masnavi] # 1 عین ما ماند حبابی پر ز آب %~% گر چه خالی می نماید این حباب # 2 بر تو می خوانم ازین بیتی هزار %~% یاد می گیرش ز من این یادگار ~~PageV1P2015 ### || [genre: masnavi] # 1 من ولایت در ولایت دیده ام %~% خوش ولی ای در ولایت دیده ام # 2 گفته اهل ولایت گوش کن %~% جام باده از ولایت نوش کن # 3 چشم از نور ولایت روشن است %~% در ولایت آن ولایت با من است # 4 با ولایت هر که او همدم بود %~% در ولایت صاحب اعظم بود # 5 یک دمی بر نور چشم ما نشین %~% دیده اهل ولایت را ببین # 6 صورت و معنی که هر دو با من است %~% از نبوت وز ولایت روشن است # 7 در ولایت هر چه بینی او بود %~% لاجرم عالم همه نیکو بود # 8 از ولایت ms619 تا ولایت یافتم %~% هر زمانی صد ولایت یافتم # 9 هر که را باشد ولایت از خدا %~% در ولایت باشد او از اولیا # 10 اسم حق باشد ولی در شرع و دین %~% هم ولایت وصف او باشد یقین # 11 شد نبوت ختم اما جاودان %~% باشد این حکم ولایت در میان PageV1P2016 ### || [genre: masnavi] # 1 با تو گویم نکته ای در نقطه ای %~% وصف نقطه می کنم در نکته ای # 2 از سه نقطه یک الف ظاهر شده %~% در حروف آن یک الف ناظر شده # 3 نقطه ذاتست اصل این عدد %~% در عدد نبود احد باشد احد # 4 عقل اول نقطه آخر بود %~% نقطه ها باطن الف ظاهر بود # 5 اعتبار نقطه کن در صفات %~% تا بیابی هر دو نقطه عین ذات # 6 عقل اول نور ختم انبیا %~% مظهر ذات و صفات کبریا # 7 سر نقطه در الف چون نقش بست %~% آن الف بر اول دفتر نشست # 8 آن الف از اول احمد بجو %~% سر پیغمبر بیا با ما بگو # 9 خوانم از لوح قضا سر قدر %~% از قدر دریاب حالی این قدر # 10 اصل مجموع کتب ام الکتاب %~% فهم کن والله اعلم بالصواب PageV1P2017 ### || [genre: masnavi] # 1 روح اعظم صورت اسم اله %~% پرده دار حضرت آن پادشاه # 2 آدم معنی است یعنی عقل کل %~% صورتش جام است و معنی عین گل # 3 جزو کل از عقل کل حاصل بود %~% این کسی داند که او واصل بود # 4 اسم الرحمن از او آموختیم %~% شمع خود از نور او افروختیم # 5 اسم اعظم نزد ما باشد قدیم %~% یعنی بسم الله الرحمن الرحیم # 6 بحر اعیان گر شود یک سر مداد %~% کی تواند داد این تقریر داد # 7 ور قلم جاوید بنویسد کلام %~% همچنان باقی بود ما لا کلام # 8 جمله اعیان صورت اسمای اوست %~% دوستدار و صورت خود دوست دوست # 9 اول این بحر خوانندش ازل %~% آخرش باشد ابد ای بی بدل # 10 مائی ما ms620 در میان بررخ نمود %~% ور نه بی ما این دوئی هرگز نبود # 11 برزخ ما در میان پامال شد %~% ماضی و مستقبل ما حال شد # 12 هو معنا و فانظروا معنی %~% انه ظاهر بنا فینا PageV1P2018 ### || [genre: masnavi] # 1 گر تو را دردیست رو درمان بجو %~% ور تو را سریست با مرشد بگو # 2 گر نداری مرشدی جویاش باش %~% چون بدیدی گرد خاک پاش باش # 3 دامن او را بگیر و بنده شو %~% وانگهی در بندگی پاینده شو # 4 هرچه فرماید مکن بر وی مزید %~% تا مریدی گردی و چون بایزید # 5 چیست شرط ره سخن بشنودن است %~% مرده پیر مربی بودنست # 6 بی مربی کار کی گردد تمام %~% مرشدی باید مکمل والسلام PageV1P2019 ### || [genre: masnavi] # 1 گر به هستی آئی اینجا نیستی %~% کوش تا در راه هستی نیستی # 2 نیستی و دم ز هستی می زنی %~% از منی بگذر اگر یار منی # 3 ملک توحید از دوئی بر هم مزن %~% از دوئی در حضرت او دم مزن # 4 اعتباری باشد این ما و توئی %~% اعتباری خود ندارد این دوئی # 5 اسم اعظم در همه عالم یکی است %~% وحدت اسم و مسمی بی شکی است # 6 هرچه بینی صورت اسمای اوست %~% هر که یابی غرقه دریای اوست # 7 جام و می گر چه دو باشد در نظر %~% در حقیقت یک بود نیکو نگر # 8 دو نماید گر چه یک باشد نه دو %~% یک بود دو گر نباشد ما و تو # 9 گر یکی را صد شماری صد یکیست %~% صد مراتب باشد و آن یک خود یکی است # 10 گرنه ای احول یکی را دو مبین %~% ور یکی می بیند آن تو دو مبین # 11 رو فنا شو از صفات و ذات خود %~% تا ز تو با تو نماند نیک و بد # 12 چون شدی فانی فنا شو از فنا %~% تا خدا ماند خدا ماند خدا PageV1P2020 ### || [genre: masnavi] # 1 یارم اگر ز سرش ms621 نقابی بسته %~% بگشوده دو زلف و خوش حجابی بسته # 2 در دیده ما خیال روی خوبش %~% نقشیست که بر عارض آبی بسته # 3 غیب مطلق حضرتی از حضرتش %~% عالم اعیان بود در خدمتش # 4 هم شهادت حضرتی دیگر بود %~% عالم او ملک خوش پیکر بود # 5 حضرتی دیگر بود غیر مضاف %~% در میان هر دو حضرت بی خلاف # 6 وجه غیب مطلقش جبروت دان %~% علم معقولات ازین عالم بخوان # 7 با شهادت وجه او باشد مثال %~% چار حضرت گفته صاحب کمال # 8 هم مثال مطلقش را گفته اند %~% عارفان بسیار دری سفته اند # 9 باز ملکوتست وجهی دیگرش %~% با مثال روشن مه پیکرش # 10 این مثالش را مقید نام گو %~% عالم ملکوت را اینجا بجو # 11 حضرتی کو جامع این هر چهار %~% باشد او انسان کامل یاد دار # 12 چار حضرت در یکی حضرت نگر %~% تا به بینی پنج حضرت ای پسر # 13 غیب مطلق را نگر در عین او %~% هم شهادت بین در آن ملک نکو # 14 از صفای نفس او ملکوت بین %~% وز مثال مطلقش جبروت بین # 15 مجمع البحرین اگر جوئی وی است %~% صورتا جامست در معنی می است # 16 مظهر الله قطب عالم است %~% روح و جسمش اصل و فرع آدمست # 17 بی وجود او ندارد کس وجود %~% ظل الله است و سلطان شهود # 18 عالمی را نور می بخشد مدام %~% از عطای اسم اعظم والسلام PageV1P2021 ### || [genre: masnavi] # 1 مظهر اعیان ما ارواح ما %~% مظهر ارواح ما اشباح ما # 2 ظل اعیانند ارواح همه %~% ظل ارواحند اشباح همه # 3 باز اعیان ظل اسما حقند %~% باز اسما ظل ذات مطلقند # 4 ذات او در اسم پیدا آمده %~% اسم در اعیان هویدا آمده # 5 اسم و عین و روح و جسم این هر چهار %~% ظل یک ذاتند نیکو یاد دار # 6 جمله موجودند اما از وجود %~% بی وجود اینها کجا خواهند بود # 7 او به خود قائم همه ms622 قایم به او %~% هر چه باشد باشم آن دائم به او # 8 در وجود و در عدم هر شی بود %~% بی شکی موجود باشد از وجود # 9 هر کمالی کان شود ملحق به ما %~% نزد ما جود وجود است از خدا # 10 ذات او دارد کمالی خود به خود %~% زو کمالت باشد ار داری به خود # 11 یک وجود و صد هزاران مرتبه %~% پادشاهی و فراوان مرتبه # 12 اعتباری وان مراتب را تمام %~% نیک دریاب این لطیفه و السلام ~~PageV1P2022 ### || [genre: masnavi] # 1 عین ما از حب ذاتی فیض یافت %~% لاجرم از علم سوی عین یافت # 2 عین اول صورت الله شد %~% ز آفتاب حضرتش چون ماه شد # 3 اسم اعظم جامع ذات و صفات %~% روح اعظم پادشاه کاینات # 4 عقل کل روح محمد خوانمش %~% صورت آن عین اول دانمش # 5 عین اول عین انسانی بود %~% مجمع الطاف سلطانی بود # 6 در دو عالم هرچه هست از جزو و کل %~% باشد از ذات و صفات عقل کل # 7 روح کلی باشد و لوح و قضا %~% هست جزویات او ارواح ما # 8 عقل کل است او دیگرها بدن %~% سر این نکته روان بشنو ز من # 9 عقل کل صورت نبندد بی صفات %~% هم صفت قائم بود اما به ذات # 10 زین سه نقطه یک الف گشته عیان %~% اول قرآن بود نیکش بخوان # 11 نقطه اصل او و او اصل حروف %~% خوش بود بر اصل اگر یابی وقوف # 12 اعتباری دان به نزد ما صفات %~% گر چه باشد در حقیقت عین ذات # 13 در حقیقت آن الف یک نقطه ایست %~% نیک دریابش که نیکو نکته ایست ~~PageV1P2023 ### || [genre: masnavi] # 1 هر یک از اسمای حق در علم او %~% صورتی دارد که باشد عین تو # 2 نور هر عینی که می بیند بصر %~% وجه خاصی می نماید در نظر # 3 جود او بخشید اسما را وجود %~% ورنه اسما را به خود بودی نبود # 4 هر ms623 چه موجود است مرحوم خداست %~% گر چه اسمای وی و اعیان ماست # 5 کثرت اسمای او اندر عدم %~% از صفاتش نقش می بندد قلم # 6 چون صفت از ذات او دارد وجود %~% رحمت ذاتش غضب را داده بود # 7 راحم و مرحوم از آن می خوانمش %~% اسم او ذات و صفت می دانمش # 8 نسخه اعیان اگر خوانی تمام %~% شرح اسما را بدانی والسلام # 9 جمله عالم تن است و عشق و جان %~% اسم ظاهر این و باطن اسم آن # 10 یک مسمی دان و اسما صدهزار %~% یک وجود و صد هزارش اعتبار # 11 صورتش جام است و معنی می بود %~% گرچه هر دو نزد ما یک شی بود # 12 در دو میدان یک یکی و دو یکی %~% نیک دریابش که گفتم نیککی # 13 بی وجود او همه عالم عدم %~% بر وجود او همه عالم علم # 14 عالم از بسط وجود عام اوست %~% هرچه می بینی ز جود عام اوست # 15 اوئی او ذاتی و ماتی ما %~% عارضی باشد فنا شو زین فنا # 16 مائی عالم نقاب عالم است %~% بلکه عالم خود حجاب عالم است # 17 جاودان این حجاب ای جان من %~% ای خلیل الله من برهان من # 18 حال عالم با تو می گویم تمام %~% تا بدانی حال عالم والسلام ~~PageV1P2024 ### || [genre: masnavi] # 1 هر نفس جامی به رندی می دهند %~% هر دمی بزمی به جائی می نهند # 2 راز پنهان آشکارا گفته اند %~% جمله اسرار با ما گفته اند # 3 یک وجود و صد هزاران آینه %~% می نماید آن یکی هر آینه # 4 گنج اسما در همه عالم نگر %~% اسم جامع بایدت آدم نگر # 5 عارفانه قطره ای دریا ببین %~% قطره و دریا همه از ما ببین # 6 عین دریا دیده ام در قطره ای %~% آفتابی یافتم در ذره ای # 7 ای عجب دریا و قطره عین ماست %~% غیر ما خود قطره و دریا کجاست # 8 اسم و رسم ms624 ما حجاب ما بود %~% صورت ما قطره و دریا بود # 9 جامی از می پر ز می خوش نوش کن %~% با حریفان دست در آغوش کن # 10 از دوئی بگذر که تا یابی یکی %~% آن یکی جو تا بیابی بیشکی # 11 جام و می آئینه گیتی نماست %~% ساقی ما مظهر لطف خداست # 12 ساقی و جام می و رند و حریف %~% آن لطیفست آن لطیفست آن لطیف # 13 نعمت الله سید است و بنده هم %~% باد باقی تا ابد پاینده هم ~~PageV1P2025 ### || [genre: masnavi] # 1 از تعین اسم اعظم رو نمود %~% در حقیقت آن تعین اسم بود # 2 بی تعین نه نشان و نام هم %~% بی تعین نه می است و جام هم # 3 وحدت دانش تعین گفته اند %~% در این معنی به حکمت سفته اند # 4 یک تعین اصل و باقی فرع او %~% آن تعین در همه بنگر نکو # 5 آن تعین مبدع و مرجع بود %~% یک حقیقت منبع و مأوا بود # 6 جمله اشیا ظلالات ویند %~% بی تعین جمله اعیان ویند # 7 هر تعین ز آن تعین حاصل است %~% با همه آن یک تعین واصل است # 8 آن تعین همچو خم می به جوش %~% از همه جامی تعین باده نوش # 9 از صفت برتر بود تزکیه ذات %~% از وجود اوست اسما و صفات # 10 اصل مجموع برازخ خوانمش %~% برزخ بحر ازل می دانمش # 11 دره بیضا ازین دریای ماست %~% حضرت یکتای بی همتای ماست # 12 نفس کل از عقل کل آمد پدید %~% جزو و کل از جام مل آمد پدید # 13 بعد از این عالم مثال مطلق است %~% این سخن نزد محقق بر حق است # 14 آنگهی باشد شهادت هرچه هست %~% خواه مخمور است و خواهی رند مست # 15 جام و می ساقیش می خوانیم ما %~% فاضل و باقیش می دانیم ما ~~PageV1P2026 ### || [genre: masnavi] # 1 چیست انسان دیده بینا بود %~% جامع مجموعه اسما بود # 2 مجمع الطاف اسرار اله ms625 %~% آن ایاز بندگی پادشاه # 3 مخزن اسرار سبحانیست او %~% مطلع انوار ربانیست او # 4 روح و جسم و عین و اسم این هر چهار %~% می نماید او به مردم آشکار # 5 کون جامع نزد ما انسان بود %~% ور نباشد این چنین حیوان بود # 6 جامع انسان کامل را بخوان %~% معنی مجموع قرآن را بدان # 7 نقش می بندد جمال ذوالجلال %~% در خیال و صورت او بر کمال # 8 اسم اعظم کارساز ذات اوست %~% عقل کل یک نقطه از آیات اوست # 9 هر چه باشد از حدوث و از قدم %~% جمع دارد در وجود و در عدم # 10 لیس فی الامکان ابدع منهم %~% هکذا قلنا واسمع منهم # 11 اسم اعظم می نماید صورتش %~% این معما می گشاید صورتش # 12 صورتش آئینه گیتی نماست %~% معنی او پرده دار کبریاست PageV1P2027 ### || [genre: masnavi] # 1 قطب عالم نقطه پرگار روح %~% شیخ ما سرمایه گنج فتوح # 2 یک هویت دان و اسما بی شمار %~% یک هویت را به اسما می شمار # 3 در هویت جمله اسما هالکند %~% ما سوی الله چیست اشیا هالکند # 4 چون هویت یک بود اسما یکیست %~% چون یکی باشد همه اشیا یکیست # 5 گر یکی خوانی یکی باشد به ذات %~% ور دو گوئی دو نماید در صفات # 6 در هویت هست هست و نیست نیست %~% نیک دریابش دمی اینجا بایست # 7 یک هویت داده بودت کاینات %~% زان هویت دان وجود کاینات # 8 بی هویت جمله عالم عدم %~% بی هویت نه حدوث و نی قدم # 9 صورت او معنی اشیا بود %~% معنیش سردفتر اسما بود # 10 نسبتش با ما عدم ما را نمود %~% نسبتش با حق بود عین وجود # 11 نسبت ذاتی او از حق بجو %~% نسبتش از عارضی با ما بگو # 12 از هویت داده ما را حق وجود %~% یک هویت در دو نسبت رو نمود # 13 خط وهمی از میان های و هو %~% گر براندازی یکی ماند نه دو # 14 حسن ms626 او در آینه پیدا شده %~% نور رویش دیده و شیدا شده # 15 دیده ام آئینه گیتی نما %~% گر نظر داری ببین در چشم ما # 16 چشم ما روشن به نور او بود %~% این چنین چشمی خوش و نیکو بود # 17 موج و دریا هر دو نزد ما یکی است %~% آن یکی در هر دو عالم بی شکی است # 18 چیست عالم در محیط ما حباب %~% بر سر آب آمده جام شراب # 19 خوش خوشی با ما دراین دریا درآ %~% تا بیابی ذوق حال ما به ما # 20 ذره ذره هر چه آید در نظر %~% آفتابی مه نقابی می نگر # 21 نقد گنج کنت کنزا را طلب %~% جوهر در یتیم از ما طلب # 22 جامی از می پر ز می بستان بنوش %~% شیر اگر نوشی از این پستان بنوش # 23 بر سر دار فنا سردار شو %~% از بقای خویش برخوردار شو # 24 هر که او فانی شود باقی شود %~% مدتی رندی کند ساقی شود # 25 گر حریف ساقی یاران شوی %~% ساقی سرمست میخواران شوی # 26 غیر او نقش خیالی گفته اند %~% در این صورت به معنی سفته اند # 27 شخص و سایه دو نماید در نظر %~% گر نه ای احول یکی را می نگر # 28 جان عالم آدمست ای آدمی %~% دل به من ده یک دمی گر همدمی # 29 در خرابات فنا با ما نشین %~% ذوق سرمستان بزم ما ببین # 30 آینه بردار تا بینی نکو %~% جان و جانان خوش نشسته روبرو # 31 نور او داریم دایم در نظر %~% یک نظر در چشم مست ما نگر # 32 یار شیرینی که او حلوا شود %~% مشکلاتش سر به سر حل وا شود # 33 نعمت الله در همه عالم یکیست %~% در میان عاشقان جانم یکیست # 34 عارفانه گر تو را باشد یقین %~% نزد تو حق الیقین باشد چنین # 35 علم توحید است اگر دانی تمام %~% بعد از این توحید خوانی والسلام ~~PageV1P2028 ### || [genre: masnavi] # 1 ms627 نقطه ای در دایره بنمود میم %~% میم این معنی طلب فرما ز جیم # 2 لازم جیمست میم ای یار من %~% کی بود بی میم جیم ای یار من # 3 عارفان دانند راز عارفان %~% عارفانه گفته عارف بخوان # 4 جنبش سایه بود از آفتاب %~% با تو گفتم سر عالم بی حجاب # 5 از وجودش سایه می یابد وجود %~% ور نه بی او سایه را بودی نبود # 6 وحدت از ذاتست و کثرت از صفات %~% وحدت و کثرت بجو از کاینات # 7 گر دو می خوانی بخوانش صادقی %~% ور یکی گوئی بگو گر عاشقی # 8 حق تعالی بر همه شیئی شهید %~% جان من شهد شهادت زو چشید # 9 آیت غیب و شهادت را بخوان %~% وحدت و کثرت از آن هر دو بدان # 10 غیب باطن دان شهادت ظاهرش %~% آن یکی اول بگیر این آخرش # 11 حالت و ماضی و مستقبل بدان %~% حد فاصل حال باشد در میان # 12 گر نبودی حال بودی بی شکی %~% ماضی و مستقبل ای عاقل یکی # 13 از خط موهوم آن یک دو نمود %~% دو نمود اما حقیقت دو نبود # 14 خط موهوم ار نبودی در میان %~% کی نمودی یک حقیقت در جهان # 15 خوانم از لوح ابد راز ازل %~% می نوازم تا ابد ساز ازل PageV1P2029 ### || [genre: masnavi] # 1 بود ما از بود او پیدا شده %~% جمع گشته قطره و دریا شده # 2 بر سر آبی و پنداری سراب %~% غرق آبی آب می جوئی ز آب # 3 قطره و موج و حباب و بحر و جو %~% هر یکی را گر بیابی آب جو # 4 در محیط دیده ما کن نظر %~% یکدمی بنشین و در ما می نگر # 5 جام الوان پر کن از یک خم می %~% تا نماید رنگها از لطف وی # 6 عاشقانه می بنوش از جامها %~% شاهدی را می نگر در جامه ها # 7 چشم ما هر سو که جنبد در نظر %~% چشمه آب حیاتست ای ms628 پسر # 8 گر فسردی بر لب جو ژاله ای %~% ور گذاری آب روی لاله ای # 9 هر گلی را شیشه ای دان از گلاب %~% هر حبابی کاسه ای می بین پر آب # 10 کاسه و کوزه چو بشکستیم ما %~% در میان بحر بنشستیم ما # 11 قطره و دریا نماید ما و او %~% کل شیئی هالک الا وجهه PageV1P2030 ### || [genre: masnavi] # 1 مجمع البحرین اگر جوئی دلست %~% جامع مجموع اگر گوئی دلست # 2 دل بود خلوتسرای خاص او %~% هرچه می خواهی بیا از دل بجو # 3 اوسع است از عرش اعظم عرش دل %~% چیست کرسی سدره ای از فرش دل # 4 کنت کنزا گنج اسمای وی است %~% کنز دل می جو که آن جای وی است # 5 جمله اسما در او گنجیده اند %~% اهل دل دل را بدین سان دیده اند # 6 علم اجمالی چو دانستی به جان %~% علم تفصیلی ز لوح دل بخوان # 7 از جمال و از جلال ذوالجلال %~% تربیت یابد دل مالایزال # 8 نقطه ای در دایره بنهفته اند %~% اهل دل این نقطه را دل گفته اند # 9 نقد دل را قلب می خواند عرب %~% باشد از تقلیب او را این لقب # 10 جامع غیب و شهادت دل بود %~% تخت سلطان ولایت دل بود # 11 رحمت ذاتی دهد دل را سعت %~% لاجرم اوسع بود دل را صفت # 12 فی المثل گر عالم بی منتها %~% در دل عارف درآید بارها # 13 دل محس آن نگردد جان من %~% این چنین فرمود آن جانان من # 14 شمه ای گفتم ز دل بشنو ز جان %~% تا بیابی ذوق جان عارفان # 15 یادگار نعمت الله یاد دار %~% یاد دار از نعمت الله یادگار ~~PageV1P2031 ### || [genre: masnavi] # 1 گر بیابی عارفی صاحبدلی %~% خدمت او کن که گردی مقبلی # 2 خدمت صاحبدلان می کن به جان %~% تا بیابی منصب اهل دلان # 3 خدمت این طایفه مردانه کن %~% جان فدای خدمت جانانه کن # 4 سر بنه بر پای ms629 مردان خدا %~% تا چو ما سرور شوی در دو سرا # 5 ترک این دنیی کن و عقبی بمان %~% تا فدای تو شود هم این و آن # 6 غیر محبوب از دل خود دور کن %~% بگذر از ظلمت هوای نور کن # 7 بعد از آن بگذر ز نور ای نور چشم %~% تا ببینی نور او منظور چشم # 8 چیست عالم نزد یاران سایه اش %~% سایه را مان و ببین همسایه اش # 9 در نظر آئینه گیتی نما %~% می نماید نور چشم ما به ما # 10 او یکی و اعتبارش صد هزار %~% ز اعتبارات آن یکی شد صد هزار # 11 در صد آئینه یکی پیدا شده %~% آن یکی با هر یکی پیدا شده # 12 او یکی و اعتباراتش بسی %~% نیک دریاب و مگو با هر کسی PageV1P2032 ### || [genre: masnavi] # 1 در خرابات مغان رندانه رو %~% خم می را نوش کن مستانه رو # 2 در خرابات مغان رندی بجو %~% حال سرمستی ما با او بگو # 3 دردمندی جوی و درمان را طلب %~% کفر را بگذار و ایمان را طلب # 4 خوش درین دریای بی پایان در آ %~% تا ببینی آبروی ما به ما # 5 با حباب و آب اگر داری نظر %~% یک دمی در عین این دریا نگر # 6 این چنین دریای وحدت را بجو %~% گرد هستی را ز خود نیکو بشو # 7 هرکه را خواهی به نور او نگر %~% بد مبین ای یار من نیکو نگر # 8 در خرابات ار بیابی رند مست %~% به که با مخمور باشی همنشست # 9 عشق او شمع است تو پروانه باش %~% در طریق عاشقی مردانه باش # 10 ساقی ار بخشد تو را پیمانه ای %~% نوش کن می جو دگر خمخانه ای # 11 گر تو داری همت عالی تمام %~% هرچه می خواهی بیابی والسلام ~~PageV1P2033 ### || [genre: masnavi] # 1 ابتدا کردم به نام آن یکی %~% در وجود آن یکی نبود شکی # 2 یک وجود است و صفاتش بی شمار %~% آن ms630 یکی در هر یکی خوش می شمار # 3 چشم احول گر دو بیند تو مبین %~% تو یکی می بین چو احول دو مبین # 4 گر هزار آئینه دیدم ور یکی %~% آن یکی را دیده ام در هر یکی # 5 علم او آئینه ذات وی است %~% آئینه خود غیر ذات او کی است # 6 او تجلی کرده خوش در آینه %~% می نماید آن یکی هر آینه # 7 روی او بنگر به نور روی او %~% تا چو آئینه نماید روبرو # 8 نوش کن جام حبابی پر ز آب %~% تا خبر یابی ز جام و از شراب # 9 ما درین دریا به هر سو می رویم %~% آبرو داریم و نیکو می رویم ~~PageV1P2034 ### || [genre: masnavi] # 1 آفتابی در قمر پیدا شده %~% فتنه دور قمر در وا شده # 2 چیست عالم صورت اسمای او %~% صورت و معنی به هم باشد نکو # 3 اسم او ذات و صفات او بود %~% نام او یک نزد ما آن دو بود # 4 معنی اسم و مسمی باز جو %~% عارفی را گر بیابی راز گو # 5 آفتابی رو نموده مه لقا %~% بنگر این آئینه گیتی نما # 6 ذره ای بی نور او بینیم نی %~% یک نفس با غیر بنشینیم نی # 7 علم ذوقست ای برادر گوش کن %~% جام می شادی رندان نوش کن PageV1P2035 ### || [genre: masnavi] # 1 شخص و سایه دو نماید در نظر %~% بگذر از سایه یکی را می نگر # 2 مظهر و مظهر به نزد ما یکی است %~% آب این امواج و این دریا یکیست # 3 ز اعتبار ما و تو باشد دوئی %~% همچو ما بگذر ز خود کان یک توئی # 4 هر که او فانی شود باقی شود %~% مدتی رندی کند ساقی شود PageV1P2036 ### || [genre: masnavi] # 1 گرم باش و آتشی خوش برفروز %~% خرقه و سجاده و هستی بسوز # 2 صورت و معنی به این و آن گذار %~% دنیی و عقبی به جسم و جان گذار # 3 جام می ms631 بگذار و ساقی را طلب %~% تا چو رندان مستی ای یابی عجب # 4 بعد از آن مستی چو ما هشیار شو %~% عارفانه بر سر بازار شو # 5 تا ببینی آن یکی اندر یکی %~% خود یکی باشی و باشی نیککی # 6 هر کجا کنجیست گنجی در وی است %~% کنج دل بی گنج عشق وی کی است # 7 هر صدف در بحر ما در خوشاب %~% باشد آن حاصل ولی از عین آب # 8 گوهر ار جوئی درین دریا بجو %~% جوهر در یتیم از ما بجو # 9 عین او در عین اعیان رو نمود %~% چون نظر فرمود غیر او نمود # 10 یک حقیقت صد هزارش اعتبار %~% آن یکی باشد یکی نی صد هزار # 11 قطره و موج و حباب و جو نگر %~% عین این دریای ما نیکو نگر # 12 درصد آئینه یکی چون رو نمود %~% صد نمود اما به جز یک رو نبود # 13 جامی از می پر ز می داریم ما %~% جرعه ای با غیر نگذاریم ما # 14 در خرابات مغان رندان تمام %~% می خورند شادی سید والسلام PageV1P2037 ### || [genre: masnavi] # 1 جامع مجموع اسما آدم است %~% لاجرم او روح جمله عالم است # 2 عقل اول دره بیضا بود %~% صورت و معنی ز جد ما بود # 3 آدمی معنی است عقل کل به نام %~% جمله عالم از او یابد نظام # 4 حضرت مبدا چو او را آفرید %~% مبدا مجموع عالم شد پدید # 5 علم اجمالیست او را از قضا %~% لاجرم لوح قضا خوانیم ما # 6 نفس کلیه از او حاصل شده %~% این و آن با یکدگر واصل شده # 7 مرد و زن یعنی نفوس و هم عقول %~% فرع ایشانند این هر دو اصول # 8 نفس کل یاقوته حمرا بود %~% این کسی داند که او از ما بود # 9 بعد از این هر دو طبیعت گفته اند %~% در این معنی بحکمت سفته اند # 10 علم تفصیلی ز لوح دل بخوان %~% جامع علم قدر باشد ms632 چنان # 11 آن گهی باشد هیولا یاد دار %~% صورتی خوش بر هیولائی نگار # 12 هر دو با هم جسم کلی خوانده اند %~% خوش حکیمانه سخنها رانده اند # 13 عرش اعظم تخت الرحمن بگو %~% الرحیم از کرسی اعلا بجو # 14 سقف جنت عرش کرسی زمین %~% خوش جنانی باشد ار یابی چنین # 15 بندگی سید هر دو سرا %~% این چنین فرمود ما را از خدا # 16 هفت افلاکند نیکو یاد دار %~% کوکب هر یک به هر یک می شمار # 17 چون زحل چون مشتری مریخ هم %~% آفتاب و زهره همچون جام جم # 18 با عطارد ماه خوش سیما بود %~% نیست پنهان این سخن پیدا بود # 19 چار ارکان مخالف بعد ازاین %~% معدنست و پس نبات ای نازنین # 20 باز حیوان آنگهی جن ای پسر %~% نیک ترتیبی است نیکو می نگر # 21 در زمین و آسمان باشد ملک %~% روز و شب خیرات می باشد ملک # 22 آخر ایشان همه انسان بود %~% گر چه انسان اول ایشان بود # 23 معنیش اول به صورت آخر است %~% روح باطن جسم پاکش ظاهر است # 24 جامع مجموع اسما او بود %~% جمله می دان کاین جعل نیکو بود # 25 روشنست و دیده ام در آینه %~% می نماید نور او هر آینه # 26 از وجودش یافته عالم نظام %~% بلکه جان عالم است او والسلام ~~PageV1P2038 ### || [genre: masnavi] # 1 ابتدای سخن به نام یکی %~% در دو عالم یک است و نیست شکی # 2 جود او می دهد وجود به ما %~% جام گیتی نما نمود به ما # 3 دیده ما نکو شده روشن %~% چشم عالم به نور او روشن # 4 در همه نور او عیان دیدیم %~% تو چنین بین که ما چنان دیدیم # 5 نور اسمای اوست در اشیا %~% خوش بود هر که خواند این اسما # 6 آسمان و زمین و لوح و قلم %~% روشن از نور او بود فافهم # 7 او یکی و صفات او بسیار %~% لیس فی الدار غیره دیار ms633 # 8 نعمت اللهم و شدم آگاه %~% گفته ام لا اله الا الله PageV1P2039 ### || [genre: masnavi] # 1 بیا با ما درین دریا به سر بر %~% از اینجا دامنی خوش پر گهر بر # 2 ز ما بشنو حبابی پر کن از آب %~% حباب از آب و در وی آب دریاب # 3 به معنی آب در صورت حباب است %~% ببین در این و آن کان هر دو آبست # 4 دمی در آفتاب و سایه بنگر %~% در آن هم سایه را همسایه بنگر # 5 چه دریائی که ما غرقیم در وی %~% چه خوش جامی که ما داریم پر می # 6 درین دریا به عین ما نظر کن %~% صدف بشکن تماشای گهر کن # 7 اگر نورست اگر ظلمت که او راست %~% به راه کج مرو بشنو ز ما راست # 8 وجودی جز وجود او نبینی %~% اگر آئی به چشم ما نشینی # 9 به نور او جمال او توان دید %~% چنین می بین که سید آنچنان دید # 10 نشان بی نشانی عارفان است %~% اگرچه بی نشانی هم نشان است PageV1P2040 ### || [genre: masnavi] # 1 وجودی در همه عالم عیان است %~% ولی از دیده مردم نهان است # 2 به هر آئینه حسنی می نماند %~% ز هر برجی به شکلی نو برآید # 3 تو نقد گنج او در کنج عالم %~% طلب این کنج و این گنجینه فافهم # 4 حقیقت در دو عالم جز یکی نیست %~% یکی هست و در آن مأوا شکی نیست # 5 خیال ار نقش می بندد به خوابی %~% جز او تعبیر خوابی خود نیابی # 6 ز می جامیست پر می بر کف ما %~% حبابی می نماید عین دریا # 7 که دارد این چنین ذوقی که ما راست %~% که ذوق ما همه عالم بیاراست # 8 معانی بیان نعمت الله %~% بپرس از آفتاب و حضرت ماه PageV1P2041 ### || [genre: masnavi] # 1 ز ذوق خود تو را آگاه کردم %~% بهانه آفتاب و ماه کردم # 2 دوئی بگذار تا باشی یگانه %~% مراد ما یکی ms634 دیگر بهانه # 3 درآ در حلقه رندان سرمست %~% تو را گر میل ذوق عارفانست # 4 فنا شو تا بقا یابی ز باقی %~% سبو می کش که یابی لطف ساقی # 5 خراباتست و ما مست و خرابیم %~% چو رندان اوفتاده در شرابیم # 6 ز بحری قطره ای گفتم عیانش %~% معانی خوشی کردم بیانش # 7 ز شرک خودپرستی گر برستی %~% به غیر از حضرت حق کی پرستی # 8 خیال غیر خوابی می نماید %~% همه عالم سرابی می نماید # 9 به بزم عاشقان ما گذر کن %~% دمی در چشم مست ما نظر کن # 10 طلب کن گنج اسمای الهی %~% اگر یابی بیابی پادشاهی # 11 اگر اسم و مسمی را بدانی %~% به ذوق این شرح اسما را بخوانی ~~PageV1P2042 ### || [genre: masnavi] # 1 حمد آن حامدی که محمود است %~% بخشش اوست هر چه موجود است # 2 فرض عین است حمد حضرت او %~% بر همه خلق خاصه بر من و تو # 3 حمد او از کلام او گویم %~% لاجرم حمد او نکو گویم # 4 شکر شکر او چه شیرین است %~% شکر گویم که شکرم این است # 5 مدح صنعت چو مدح صانع اوست %~% مدح جمله بگو که این نیکوست # 6 هر چه مخلوق حضرت اویند %~% همه تسبیح حضرتش گویند # 7 صد هزاران درود در هر دم %~% بر روان خلاصه عالم # 8 آنکه عالم طفیل او باشد %~% روح قدسی ز خیل او باشد # 9 عارف سر عین عالم اوست %~% واقف راز اسم اعظم اوست # 10 عقل اول وزیر آن شاه است %~% باطنا شمس و ظاهرا ماه است # 11 در الف نقطه ایست بنهفته %~% اول و آخر الف نقطه # 12 نقطه در الف نموده جمال %~% الفی در حروف بسته خیال # 13 بی الف بی و بی الف بی تی %~% الفی بی نقط بود نی تی # 14 قطب عالم چو نقطه پرگار است %~% دایره گرد نقطه در کار است # 15 مظهر اسم اعظمش خوانم %~% بلکه خود اسم اعظمش دانم # 16 ms635 اول او دلایل است به حق %~% واقف است از مقید و مطلق # 17 عارفانی که علم ما دانند %~% صفت و ذات و اسم اعظمش دانم # 18 اسم الله اصل اسم ویست %~% آن یکی گنج و این طلسم وی است # 19 کل شیئی له کمرآت %~% وجه کلها مساوات # 20 لیس بینی و بینه بین %~% هو فی العین لاتقل عین # 21 عین وحدت ظهور چون فرمود %~% بحر در قطره رو به ما بنمود # 22 گر هزار است ور هزار هزار %~% اول او یکی بود به شمار # 23 آینه صدهزار می بینم %~% در همه روی یار می بینم # 24 بلکه یک آینه بود این جا %~% صور مختلف در او پیدا # 25 کون کونی یکون من کونه %~% عین عینی بعینه عینه # 26 یک شراب است و جام رنگارنگ %~% رنگ بی رنگ می دهد نیرنگ # 27 رنگ می رنگ جام می باشد %~% وین عجب بین که جام می باشد # 28 هر کجا ساغریست می دارد %~% جان سرمست ذوق وی دارد PageV1P2043 ### || [genre: masnavi] # 1 آن یکی کوزه ای ز یخ برداشت %~% کرد پر آب یک زمان بگذاشت # 2 چون هوا ز آفتاب گرمی یافت %~% گرمیش بر وجود کوزه بتافت # 3 آب شد برف و کوزه شد با آب %~% اسم و رسم از میانه شد دریاب # 4 اول ما چو آخر ما شد %~% قطره دریاست چون به دریا شد # 5 قطر و بحر و موج و جو آبند %~% عین ما را به عین ما یابند # 6 نقد گنجینه ای قدم مائیم %~% گرچه موجیم عین دریائیم # 7 آب در هر قدح که جا گیرد %~% در زمان رنگ آن انا گیرد # 8 گر نه آبست اصل گوهر چیست %~% جوهر گوهر منور چیست # 9 همه عالم چو گوهری دریاب %~% عین او بین و جوهری دریاب # 10 چیست عالم به نزد درویشان %~% پرده دار حقیقت ایشان # 11 آن حقیقت که اول همه اوست %~% صورتش عالمست و معنی دوست # 12 گنج و ms636 گنجینه و طلسم نگر %~% صفت و ذات بین و اسم نگر PageV1P2044 ### || [genre: masnavi] # 1 عدد از واحد آشکارا شد %~% واحدی در عدد هویدا شد # 2 کثرت و وحدتست در هر باب %~% مجملا و مفصلا دریاب # 3 کثرتش چون حباب دان دایم %~% وحدتش بحر و این به آن قایم # 4 وحدت و کثرت اعتباری دان %~% نسخه عقل را چنین می خوان # 5 نقش عالم خیال می بینم %~% در خیال آن جمال می بینم # 6 او لطیف است و در همه ساری %~% آب رحمت بجوی او جاری # 7 نه حلول است حل و حال منست %~% سخنی از من و کمال منست # 8 هر که در معرفت سخن راند %~% وصف خود می کند اگر داند # 9 تو منی من تو ام دوئی بگذار %~% من نماندم تو هم دوئی بگذار # 10 انت ما انت و انا ما هو %~% هو هو لا اله الا هو # 11 لیس فی الدار غیره باقی %~% غیره عندنا کر اغراقی # 12 هر چه داریم جمله جود وی است %~% جود او نزد ما وجود وی است # 13 ور تو گوئی که غیر او باشد %~% بد نباشد همه نکو باشد # 14 تن بود سایبان و جان خورشید %~% آن یکی چتر دان و آن جمشید # 15 سایه و شخص می نماید دو %~% در حقیقت یکی است بی من و تو # 16 مرغ سان سوزم و دو جانم پر %~% سیدم پر ز سوز و سوزم پر PageV1P2045 ### || [genre: masnavi] # 1 یا حبیبی و قرة العینی %~% انا عینک و عینک عینی # 2 به حقیقت یکی بود بی شک %~% در ظهور این دوئی نمود آن یک # 3 احولست آنکه یک دو می بیند %~% چون دو بیند یگانه ننشیند # 4 صوت صادق بود صدا کاذب %~% راز صادق مگوی با کاذب # 5 صفت و ذات واحدش خوانند %~% بی صفت ذات را احد دانند # 6 به صفت ذات او توان دانست %~% هر که دانست آنچنان دانست # 7 آنکه دانیم ذات ms637 موصوفست %~% حضرت اوست آنکه مکشوفست # 8 گنج و نا گنج نزد او گنجد %~% گنج او در دلم نکو گنجد # 9 عاشقانی که عین یکدگرند %~% عین خود را به عین خود نگرند PageV1P2046 ### || [genre: masnavi] # 1 به تعین اگرچه اشخاصند %~% به حقیقت نه عام و نه خاصند # 2 همه همدرد همدگر باشند %~% هر چه باشد به پای هم باشند # 3 هر که همدرد دردمندان نیست %~% گوئیا از شمار ایشان نیست # 4 درد دل دارم و دوا این است %~% درد می نوشم و شفا این است # 5 ذوق رندی ما ز مستان جو %~% مستی می ز می پرستان جو # 6 تا ز سر وجود آگاهم %~% محرم راز نعمت اللهم PageV1P2047 ### || [genre: masnavi] # 1 عشق مجنون و خوبی لیلی %~% گفته اند و شنیده ای خیلی # 2 سخن عاشقان بیا بشنو %~% شنو از من تو از خدا بشنو # 3 خوش حبابی روان شده در جو %~% عین دریا بجو و از ما جو # 4 آب در برگ گل شده پنهان %~% گل بگیر و گلاب زو بستان # 5 سخنی خوش به ذوق می گویم %~% یاری از اهل ذوق می جویم PageV1P2048 ### || [genre: masnavi] # 1 ما خیالیم و در حقیقت او %~% جز یکی در دو کون دیگر کو # 2 انه ظاهر بنا فینا %~% هو معنا و فانظروا معنی # 3 نور چشم است در نظر پیداست %~% نظری کن ببین که او با ماست # 4 الف و میم عارف و معروف %~% شده در لام معرفت مکشوف PageV1P2049 ### || [genre: masnavi] # 1 همه عالم حجاب و عین حجاب %~% غیر او نیست این سخن دریاب # 2 دفتر کاینات می خوانم %~% معنیش حرف حرف می دانم # 3 شانه را گر هزار دندانه است %~% یک حقیقت هویت آن است # 4 گر بگویم هزار یک سخنست %~% یوسفی را هزار پیرهن است # 5 ظلمت و نور هر دو یک ذاتند %~% گرچه اندر ظهور آیاتند # 6 ور ظهور است این منی و توئی %~% به مسما یکی به اسم دوئی # 7 آنکه ms638 انسان کاملش نام است %~% نزد رندان چو باده و جامست # 8 نوش کن جام می که نوشت باد %~% خم می دائما به جوشت باد # 9 ساغر می مدام می نوشم %~% خلعت از جود عشق می پوشم # 10 ما خراباتیان سرمستیم %~% در خرابات عشق پابستیم # 11 می و جامیم و جان و جانانه %~% شاه و دستور و کنج ویرانه # 12 شیخ مرشد جنید بغدادی %~% مصر معنی و مشق دلشادی PageV1P2050 ### || [genre: masnavi] # 1 عارف راز حضرت معروف %~% چون سری سر او به او مکشوف # 2 گفت سی سال شد که تا با یار %~% می کنم گفتگو درین بازار # 3 من به او گفته ام سخن به خدا %~% خواجه گوید سخن کند با ما # 4 سخن ما همه بود با دوست %~% که سمیع و بصیر و دانا اوست # 5 هر که این سمع و این بصر دارد %~% سخنم سر به سر زبر دارد # 6 بایزید آن همای ربانی %~% بلبل گلستان سبحانی # 7 بود شهباز آشیانه ما %~% محو در بحر بیکرانه ما # 8 گفت سلطان صورت معنی %~% با تو گویم که کیست آن یعنی # 9 بایزید است بایزید یقین %~% در میان نیست این عجایب بین # 10 از یقین دوئی پدید آمد %~% نام یک عین بایزید آمد # 11 مژدگانی که بایزید نماند %~% میل او با یزید هیچ نماند # 12 گر تو فانی شوی بقا یابی %~% خود از این بی خودی خدا یابی # 13 تو ز هستی و نیستی بگذر %~% شاید اینجا نایستی بگذر # 14 سایه اوست هستیت ای دوست %~% بگذر از سایه هر چه هستی اوست ~~PageV1P2051 ### || [genre: masnavi] # 1 بر سر آب خانه ای ز حباب %~% چون بسازند آبدان بر آب # 2 گرچه آبست اصل و فرع آتش %~% ضد آبست آتش سرکش # 3 ساقیا جام می به رندان ده %~% بوسه ای بر لب حریفان ده # 4 واله ام چون موالی حیران %~% بر جمال قلندر ای یاران # 5 می عشقش به طالع مسعود %~% می کنم نوش ms639 شادی محمود # 6 عاشقی در قلندری می جو %~% دردمندی ز حیدری می جو # 7 علم علم احمدی بستان %~% حکم آل محمدی برخوان # 8 در خرابات باده نوشانیم %~% عاشق روی کهنه پوشانیم # 9 صوفی و صفه صفا مائیم %~% صوفیان را صفا بیفزائیم # 10 عشق و معشوق و عاشق خویشیم %~% پادشاهیم اگرچه درویشیم # 11 خاک فقر از سریر شاهی به %~% بینوائی ز پادشاهی به # 12 ای نسیم صبا کرم فرما %~% خوش روان شو به جنت المأوی # 13 به خیالی که یار مستانست %~% در خرابات رند مست آنست # 14 آنکه هم طالبست و هم مطلوب %~% هم محب منست و هم محبوب # 15 برسانش سلام مستان را %~% بنوازش هزاردستان را # 16 عذرخواهی کن و مکن تأخیر %~% گر چه کردیم ما بسی تقصیر # 17 رند مستی که یاد ما فرمود %~% اولش خیر و عاقبت محمود # 18 دولت وصل او مهیا باد %~% خاطر او مدام با ما باد # 19 نظری کن به عین ما بنگر %~% عین ما را به عین ما بنگر # 20 در همه آینه یکی می بین %~% آن یکی بین و بی شکی می بین # 21 هرکه او را در آینه بیند %~% خوش حیاتی هر آینه بیند # 22 موج و آب و حباب را دریاب %~% نظری کن به بحر و جو در آب # 23 جامی از می بساز پر از می %~% همچو آب و حباب از یک شی # 24 در گنجینه ای به ما بگشود %~% گنج اسما به ما عطا فرمود # 25 گنج و گنجینه طلسم نگر %~% عین ذات و صفات و اسم نگر # 26 وحده لاشریک له می گو %~% همچو ما از یکی یکی می جو # 27 سر توحید را عیان کردیم %~% این معانی به تو بیان کردیم # 28 سایه و شخص می نماید دو %~% در حقیقت یکیست بی من و تو # 29 چون موحد اگر شوی تجرید %~% عین تجرید یابی از توحید # 30 گر تو توحید همچو ما دانی %~% علم توحید را ms640 چنین خوانی # 31 هر که را عشق علم توحید است %~% اول او مقام تجرید است # 32 گر هزار است ور هزار هزار %~% یک وجود و کمال او بسیار # 33 لی مع الله بدان به ذوق تمام %~% سر توحید فهم کن والاسلام ~~PageV1P2052 ### || [genre: masnavi] # 1 تو منی من تو ام توئی بگذار %~% بشنو از من تو هم دوئی بگذار # 2 چیست نقش خیال ما و توئی %~% همچو خوابیست این خیال دوئی # 3 آفتابست و عالمش سایه %~% سایه روشن به نور همسایه # 4 عین اول یکیست تا دانی %~% عین اول سزد اگر خوانی # 5 جام گیتی نماش می خوانند %~% اصل مجموع عالمش دانند # 6 عاشقان از شراب او مستند %~% همه عالم به نور او هستند # 7 باطنش آفتاب ظاهر ماه %~% ما محبیم و او حبیب الله # 8 آبروئی ز عین دریا جو %~% سر در یتیم از ما جو # 9 نظری کن که نور دیده ماست %~% آنه عالم به نور خود آراست # 10 گنج و گنجینه و طلسم نگر %~% صفت و ذات بین و اسم نگر # 11 مظهر اسم اعظمش خوانم %~% بلکه خود اسم اعظمش دانم # 12 اسم اعظم طلب کن از کامل %~% زان که کامل بود بدان فاضل # 13 سید عالمست و ما بنده %~% بنده در خدمت است پاینده # 14 نظری به حال ما فرمود %~% گنج اسما به ما عطا فرمود # 15 در گنجینه قدم بگشود %~% نقد آن گنج را به ما بنمود # 16 آفتابست و ماه خوانندش %~% پادشاه و سپاه خوانندش # 17 اول انبیا و آخر اوست %~% باطن اولیا و ظاهر اوست # 18 همه عالم طفیل او باشد %~% روح قدسی ز خیل او باشد # 19 باد بر آل او درود و سلام %~% بر همه تابعان او به تمام PageV1P2053 ### || [genre: masnavi] # 1 جو چه جوئی بیا و دریا جو %~% عین ما را به عین ما واجو # 2 جامی از می ستان و خوش درکش %~% ساقی مست گیر و خوش درکش # 3 از ms641 اضافات و از نسب بگذر %~% نور او را به نور او بنگر # 4 غرق دریای بیکران مائیم %~% گر چه موجیم عین دریائیم # 5 نور او را به نور او می بین %~% در همه نور او نکو می بین # 6 خوش بود دیده ای که او بیند %~% هرچه بیند همه نکو بیند # 7 آتشی از محبتش افروخت %~% غیرت غیر سوز غیرش سوخت # 8 گر چه نقش و خیال می بینم %~% در خیال آن جمال می بینم # 9 همه عالم حجاب و عین حجاب %~% غیر او نیست این سخن دریاب # 10 بحر و موج و حباب دریابش %~% در همه عین آب دریابش # 11 یک حقیقت مظاهرش بسیار %~% آن یکی در جمیع خوش بشمار # 12 می یکی جام می فراوانست %~% همچو آب حیات یکسانست # 13 یک وجود و صفات او بی حد %~% احد و واحد است و هم احمد # 14 آب گل را گلاب خوانندش %~% نزد ما آن گلاب دانندش # 15 چشم اهل مراقبت باید %~% که نظر را به غیر نگشاید # 16 غیر او را وجود باشد نه %~% جز از او هست و بود باشد نه # 17 قطره و موج و بحر و جو آبند %~% عین ما را به عین ما یابند # 18 ذره بی آفتاب کی باشد %~% قطره بی عین آب کی باشد # 19 عقل اگر نقش غیر بنگارد %~% غیرت غیر سوز نگذارد # 20 چشم ما نور او به او بیند %~% هرچه بیند همه نکو بیند # 21 ذات او یافتیم با اسما %~% نور او دیده ایم در اشیا # 22 حرف حرف این کتاب را می دان %~% سر به سر حافظانه خوش می خوان # 23 یک الف را سه نقطه می خوانش %~% هم الف را یگانه می دانش # 24 از سه نقطه الف هویدا شد %~% الفی در حروف پیدا شد # 25 الف از واو جوی و واو از نون %~% چون رها کن ولی بجو بی جون ~~PageV1P2054 ### || [genre: masnavi] # 1 صفت و ذات بین ms642 و اسم نگر %~% گنج و گنجینه و طلسم نگر # 2 در چنین بحر بیکرانه در آ %~% نظری کن به عین ما در ما # 3 جامی گیتی نما به دست آور %~% مظهر حضرت خدا بنگر # 4 نقطه اصل گر چه ما دانی %~% هفت هیکل به ذوق برخوانی # 5 آینه صد هزار می شمرد %~% در همه آینه یکی نگرد # 6 خواه تنها و خواه ناتنها %~% گر بود با خدا بود همه جا # 7 گوشه چشم سوی او دارد %~% نقش او در خیال بنگارد # 8 در گلستان اگر گلی چیند %~% شیشه پر گلاب را بیند # 9 گر خرد را فروشد آن عاقل %~% نشود از خدای خود غافل # 10 جزو و کل را باعتبار سپار %~% کاعتباریست جزو و کل ای یار # 11 جز خدا را احد نمی گوئیم %~% از احد جز خدا نمی جوئیم # 12 در دو آئینه رو نمود آن یک %~% دو نماید یکی بود بی شک # 13 غرق آبند عالمی چو حباب %~% ظاهرش ساغر است و باطن آب # 14 سایه او به ما چو پیدا شد %~% از من و تو دوئی هویدا شد # 15 اصل و فرعی به همدگر پیوست %~% هست پیوند ما به او پیوست # 16 سخن عارفان از او باشد %~% لاجرم قولشان نکو باشد # 17 او به او دیده می شود ای دوست %~% نظری گر کنی چنین نیکوست # 18 نور رویش به چشم ما بنمود %~% چون بدیدیم نور او او بود # 19 احدی آمده کمر بسته %~% میم احمد به تخت بنشسته PageV1P2055 ### || [genre: masnavi] # 1 الف و میم و معرفت گفتیم %~% گوهر معرفت نکو سفتیم # 2 ساقی ما عنایتی فرمود %~% می خمخانه را به ما پیمود # 3 آنکه هم ناظر است و هم منظور %~% نور چشم است و از نظر منظور # 4 در همه آینه نموده جمال %~% آینه روشنست خوش به کمال # 5 هستی و هر چه هست بی او نیست %~% ور تو گوئی که هست نیکو نیست # 6 به تعین ms643 یکی هزار نمود %~% بی تعین یکی تواند بود # 7 به وجودند این و آن موجود %~% بی وجود ای عزیز نتوان بود # 8 هر چه موجود بود از اشیا %~% همه باشند مظهر اسما # 9 از مسمی تو اسم را می جو %~% موج و دریا به عین ما می جو # 10 اسم و عین است و روح و جسم چهار %~% ظل یک ذات باشد آن ناچار # 11 اسم اعظم طلب کن از کامل %~% زان که کامل بود بدان واصل PageV1P2056 ### || [genre: masnavi] # 1 سخن عارفان به جان بشنو %~% این چنین گفتم آن چنان بشنو # 2 بگذر از کثرت وز وحدت هم %~% بیش و کم را چه می کنی فافهم # 3 گر تو فانی شوی بقا یابی %~% خود ازین بی خودی خدا یابی # 4 در سراپرده حدوث و قدم %~% خوش بود گر نهی قدم به قدم # 5 حال عالم به ذوق اگر دانی %~% آفتاب است و سایه می خوانی # 6 سایه و آفتاب بر من و تو %~% خط موهوم می نماید دو # 7 خط موهوم اگر براندازی %~% خانه از غیر حق بپردازی # 8 همه جا آفتاب تابانست %~% نظری کن ببین که این آنست # 9 جوهر است و عرض همه عالم %~% به وجودند این و آن فافهم # 10 زر یکی صورتش هزار نمود %~% سکه سرخ بی شمار نمود # 11 ذات او از صفات مستغنی است %~% وز همه کاینات مستغنی است # 12 اثر این و آن مجوی آنجا %~% نام چبود نشان مجوی آنجا PageV1P2057 ### || [genre: masnavi] # 1 دو چه گوئی یکی نمی گنجد %~% غیر او بی شکی نمی گنجد # 2 بود و نابود را مجالی نیست %~% وصل و هجران به جز خیالی نیست # 3 علم توحید را بیان کردیم %~% گنج اعیان به تو عیان کردیم # 4 سخن اینجا در نمی گنجد %~% گنج و ناگنج در نمی گنجد # 5 دایره چون به همدگر پیوست %~% قلم اینجا رسید و سر بشکست PageV1P2058 ### || [genre: masnavi] # 1 عارفانه چو مومن آگاه %~% خوش ms644 بگو لا اله الا الله # 2 حکم اسلام را به پا می دار %~% سر موئی از آن فرو مگذار # 3 در طریقت رفیق یاران باش %~% سر خود زیر پای ایشان باش # 4 در حقیقت محققی می جو %~% وحده لاشریک له می گو # 5 این نصیحت قبول کن از ما %~% تا درآئی به جنت المأوا # 6 ره چنان رو که رهروان رفتند %~% راه رفتند و ناگهان رفتند # 7 همرهی همچو نعمت الله جو %~% تا بیابی تو همره نیکو PageV1P2059 ### || [genre: masnavi] # 1 ذکر حق ای یار من بسیار کن %~% تا توانی کار خوش در کار کن # 2 پاک باش و بی وضو یک دم مباش %~% جز که با پاکان دمی همدم مباش # 3 دور باش از مجلس نقش خیال %~% صحبتی می دار با اهل کمال # 4 یک سر موئی خلاف دین مکن %~% ور کند شخصی تو اش تحسین مکن # 5 رهروان راه حق را دوست دار %~% رهروی می جو و راهی می سپار # 6 گر بیابی جامی از زر یا سفال %~% نوش کن از هر دو جام آب زلال # 7 گرم باش و آتشی خوش برفروز %~% بود و نابودت ز سر تا پا بسوز # 8 معنی توحید جامع را بجو %~% از همه مصنوع صانع را بجو # 9 هرچه بینی مظهر اسما نگر %~% هر که یابی دوستدار ما نگر # 10 سیدی گر پیشت آید یا غلام %~% می رسان از ما سلامی والسلام ~~PageV1P2060 ### || [genre: masnavi] # 1 تا نگیری دامن رهبر به دست %~% کی ز گمراهی توانی بازرست # 2 ره بیابان است و تو گمره کجا %~% ره توانی برد ای مرد خدا # 3 دیده تو بسته و راهی دراز %~% بی دلیلی چون روی راه حجاز # 4 رهروی کن در طریق نیستی %~% شاید اندر هیچ منزل نایستی # 5 رهنمائی جو قدم در راه نه %~% گر روی در راه با همراه به # 6 کار بی مرشد کجا گردد تمام %~% مرشدی باید مکمل والسلام PageV1P2061 ### || [genre: masnavi] # 1 ای ms645 که می پرسی ز ما و حال ما %~% نعمت الله نامم آمد از خدا # 2 سید درویش و حق را بنده ام %~% مرده ام از جان به جانان زنده ام # 3 من نیم مهدی ولی هادی منم %~% رهنمای خلق در وادی منم # 4 مصطفی را بنده ام حق را غلام %~% پیشوای با سلامت والسلام PageV1P2062 ### || [genre: masnavi] # 1 بشنو اسما الهی یادگیر %~% زان که هم واحد بود او هم کثیر # 2 ما صفات و ذات اسما خوانده ایم %~% اسم را عین مسمی خوانده ایم # 3 اسم اسمست اینکه می خوانیش اسم %~% کی چنین خوانی اگر دانیش اسم # 4 در مقام جمع روشن شد چو شمع %~% آنچه مخفی بود اندر جمع جمع # 5 عارفان ذات و صفت دانند اسم %~% بی صفت دانش کجا خوانند اسم # 6 می تجلی دان و جامش عالم است %~% بودن این هر دو هر دو با هم است # 7 جام و می دریاب چون آب و حباب %~% تا سؤال هر دو را یابی جواب # 8 جام و می با همدگر همدم شدند %~% صورت و معنی به هم محرم شدند # 9 نیستی و دم ز هستی می زنی %~% از منی بگذر اگر یار منی # 10 از خودی در حضرت او دم مزن %~% ملک توحید از دوئی بر هم مزن # 11 آینه برداشت برقع برگشود %~% آن یکی از هر یکی او را نمود # 12 در همه صورت تو آن معنی نگر %~% صورت و معنی خود یعنی نگر # 13 سایه و خورشید از هم دور نیست %~% روشن است این چشم ما و کور نیست # 14 برزخ است این حضرت و باشد در او %~% زین سبب غیب مضافی نام او # 15 با شهادت وجه او باشد مثال %~% چار حضرت گفتم ای صاحب کمال ~~PageV1P2063 ### || [genre: masnavi] # 1 اولا توحید کلی آن اوست %~% کل کلیات در فرمان اوست # 2 آنگهی ابلاغ جامع یافته %~% در همه مصنوع صانع یافته # 3 کون جامع مظهر ذات صفات ms646 %~% سایه حق آفتاب کائنات # 4 وجهی از امکان و وجهی از وجوب %~% در شهادت آمد ازغیب الغیوب # 5 صورت و معنی به هم آراسته %~% ظاهر و باطن به هم پیراسته # 6 جمع کرده خلق و با خود همدگر %~% همچو نوری می نماید در نظر # 7 هفت دریا قطره ای از جام او %~% روح قدسی رند درد آشام او # 8 چیست عالم بی وجود او عدم %~% می دهد جودش وجودی دم به دم # 9 بنده اوئیم و او سلطان ما %~% جسم و جان مائیم و او جانان ما # 10 سرور مجموع رندان میر ماست %~% این چنین ساقی مستی پیر ماست # 11 آفتابست او ولی نامش قمر %~% آفتابی در قمر خوش می نگر # 12 نور او در چشم ما ظاهر شده %~% آمده منظور ما ناظر شده PageV1P2064 ### || [genre: masnavi] # 1 چشم اهل مراقبت باید %~% که نظر را به غیر نگشاید # 2 آینه صدهزار اگر شمرد %~% در همه آینه یکی نگرد # 3 خواه تنها و خواه با تنها %~% چون بود با خدا بود همه جا # 4 گوشه چشم سوی او دارد %~% نقش او در خیال بنگارد # 5 در گلستان اگر گلی چیند %~% شیشه پر گلاب را بیند # 6 گر خرد را فروشد آن عاقل %~% نشود از خدای خود غافل # 7 سایه و آفتاب بر من و تو %~% خط موهوم می نماید دو # 8 خط موهوم اگر براندازی %~% خانه از غیر او به پردازی # 9 همه جا آفتاب تابان است %~% نظری کن ببین که این آن است PageV1P2065 ### || [genre: masnavi] # 1 گنج اسم اعظم از ذات و صفات %~% آشکارا کرده اندر کائنات # 2 هر کجا کنجی است گنجی در وی است %~% کنج هر ویرانه بی گنجی کی است # 3 معنی او گنج و صورت چون طلسم %~% در چنین گنجی بود آن گنج اسم # 4 جام می باشد حبابی پر ز آب %~% نوش کن جامی که دریابی شراب # 5 نسخه اسما بجو یک یک بخوان %~% وحدت اسم ms647 و مسما را بدان # 6 بی من و تو من تو ام تو هم منی %~% ور تو من گوئی و تو باشد منی # 7 در مراتب آن یکی باشد هزار %~% در هزاران آن یکی را می شمار # 8 آن یکی در هر یکی پیدا شده %~% قطره قطره آمده دریا شده # 9 اسم اعظم گنج و اسما چون طلسم %~% نعمت الله را بجو دریاب اسم # 10 آفتابی را ببین در ذره ای %~% عین دریا را نگر در قطره ای PageV1P2066 ### || [genre: masnavi] # 1 گوهر ار جوئی در این دریا بجو %~% سر آن در یتیم از ما بجو # 2 نقد گنج کنت کنزا را طلب %~% هر چه می‌ خواهی بیا از ما طلب # 3 ساقی مستیم و جام می به دست %~% می خورند از جام ما رندان مست # 4 ملک میخانه سبیل ما بود %~% آید اینجا هر که او ز اینجا بود # 5 هر کجا رندی است ما را محرم است %~% هر کجا جامی است با ما همدم است # 6 صورت ما مظهر معنی ماست %~% این و آن دو شاهد دعوی ماست # 7 علم وجدانی است علم عارفان %~% علم اگر خوانی چنین علمی بخوان # 8 قول ما صدیق تصدیقش کند %~% آن محقق نیک تحقیقتش کند # 9 تا ننوشی می ندانی ذوق می %~% تا نگردی وی نیابی حال وی # 10 مستم و خورده شراب بی‌ حساب %~% هر که بیند گویدم خورده شراب ~~PageV1P2067 ### || [genre: masnavi] # 1 در صدف گوهری نهان گشته %~% آن نهان بر همه عیان گشته # 2 صدف و گوهریم و دریا هم %~% نظری کن به عین ما فافهم # 3 صدف ما اگر چنان باشد %~% درج در یتیم آن باشد # 4 صدف و گوهرش به هم می‌ بین %~% نظری کن به چشم ما بنشین # 5 می و جامش به همدگر دریاب %~% خوش حبابی پر آب بر سر آب # 6 هر صدف گوهری در او باشد %~% چون گهر باشدش نکو باشد # 7 طلب گوهر ار ms648 کنی جانا %~% قدمی نه در آ در این دریا # 8 گر تو دریا دل و گهر جویی %~% گوهر از خود بجو که تو اویی # 9 موج و بحر و حباب و جویی تو %~% عین ما را بجو که اویی تو # 10 گنج و گنجینه و طلسم نگر %~% صفت و ذات بین و اسم نگر PageV1P2068 ### || [genre: masnavi] # 1 ای وجود تو منبع انوار %~% وی ضمیر تو مخزن اسرار # 2 ای دل روشن تو چون مرآت %~% می‌نماید به خلق ذات و صفات # 3 دوش سری لطیف فرمودی %~% ید بیضا تمام بنمودی # 4 از کلام قدیم گفتی گو %~% که خبر چون قدیم باشد او # 5 یا که تخصیص این کلام به حق %~% از چه رو می کنی بگو مطلق # 6 باز فرق حدیث و قرآن چیست %~% دو سخن از یکی است این آن چیست # 7 از چه شد آخر ار کلام خداست %~% کرمی کن بگوی با من راست # 8 خوش جوابی بگویمت بشنو %~% عارفانه ز حال کهنه و نو # 9 کون جامع که حادث ازلی است %~% مجمع فیضهای لم یزلی است # 10 حادث است و قدیم همچو کلام %~% صورت و معنی است باده و جام # 11 مصحفش جامع کلام الله %~% حضرتش منزل سلام الله # 12 احد است و محمد و احمد %~% از ازل هست و بود تا به ابد # 13 لفظ او جام معنی او می %~% نوش می کن ز جام او هی‌ هی # 14 آینه کامل است از آن به کمال %~% می ‌نماید در او جمال و جلا # 15 مجمع جامع الحکم ذاتش %~% هست سبع المثانی آیاتش # 16 لوح ام ‌الکتاب دفتر او %~% عقل درسی گرفته از بر او # 17 لاجرم قول او تمام بود %~% گفته ‌اش جمله با نظام بود # 18 حکم و تخصیص این سخن به خدا %~% ز‌ان جهت می‌کنم دمی به خود ‌آ # 19 به تعین ورا رسولش خوان %~% به تعین رسول مرسل دان # 20 وحی از جمع او ms649 به تفصیلش %~% آمده از برای تفضیلش # 21 هر کتابی که انبیا گویند %~% جزوی از کل دفتر اویند # 22 به لسانی که آن لسان حق است %~% گفته از حق چنانکه آن حق است # 23 چون که جبریل آمده به میان %~% وحی خوانیم و آن سخن قرآن # 24 هم به الهام خاص حضرت او %~% سخنش را حدیث قدسی گو # 25 قسم دیگر حدیث او باشد %~% هر چه گوید همه نکو باشد # 26 به اضافه سه نوع گشت کلام %~% نیک دریاب این سخن والسلام PageV1P2069 ### || [genre: masnavi] # 1 در هر آن پیرهن که خواهی مرد %~% خواه کرباس گیر و خواهی برد # 2 هم در آن پیرهن شوی محشور %~% در ما صبیح دیده‌ ام مسطور # 3 آنکه گوید که پیرهن این است %~% گو بگو ظاهر سخن این است # 4 ور بگوید که پیرهن بدن است %~% یوسفی در درون پیرهن است # 5 ممکن است این و آن ولی بر ما %~% پیرهن از صفت بود جان را # 6 جامه جان چنان که یافته‌ ای %~% هم تو پوشی همان که بافته‌ ای # 7 آنچه رشتی و بافتی جانا %~% خود بپوشی پلاس یا دیبا # 8 گر پلاس است جامه‌ ات آن دم %~% هیچ سودی ندارت ماتم # 9 ور حریر است و جامه شاهی %~% خوش بپوشش که خوشتر از ماهی # 10 پیرهن چون برون کنی از تن %~% هنر و عیب تن شود روشن # 11 آشکارا شود چنانکه بود %~% بنماید به تو همان که بود # 12 جامه از علم وز عمل می‌ دوز %~% جامه دوزی بیا ز ما آموز # 13 خلعت خاص پوش سلطانی %~% حیف باشد که برهنه مانی # 14 خرقه دوزم ز وصله اخلاق %~% بهر یاران خود علی الاطلاق # 15 هرکه را پیرهن چنین باشد %~% یوسف او در آستین باشد # 16 گر چه بسیار جامه بخشیدیم %~% به از این جامه‌ ای نپوشیدیم # 17 بستان یادگار ما درپوش %~% تاج بر سر نه و علم بر دوش # 18 جامه آخرت چنین باشد ms650 %~% آخر این سخن همین باشد # 19 گفت پیغمبر خدا که خدا %~% این چنین گفت از کرم با ما # 20 هر که داند که من که سلطانم %~% گر به بخشم گناه بتوانم # 21 عفو فرمایمش گناه تمام %~% هیچ باکم نه از خواص و عوام # 22 سخنی با موحد است ای یار %~% هر که شرک آورد رود در ناز # 23 ما نداریم شرک و می‌داند %~% گر به بخشد گناه بتواند # 24 پای تا سر همه گنه کاریم %~% لیکن امید عفو می ‌داریم PageV1P2070 ### || [genre: masnavi] # 1 چار نور آمد مرا در پیش راه %~% نور سرخ و زرد و اسفید و سیاه # 2 چون من از هر چار برتر بر شدم %~% در دو عالم عین یک دلبر شدم ~~PageV1P2071 ### || [genre: masnavi] # 1 ده چیز نبی حق به امت %~% فرمود علامت قیامت # 2 اول دود از جهان برآید %~% دنیا پس از آن بسی نپاید # 3 آنگه دجال کور ناخوش %~% پیدا گردد چو آب و آتش # 4 دابه پس از آن پدید آید %~% اما بسیار هم نپاید # 5 خورشید عیان شود ز مغرب %~% آنگه روان رود ز مغرب # 6 مغرب مشرق نماید آن روز %~% از پرتو شمع عالم افروز # 7 پنجم عیسی فرود آید %~% بر ما در رحمتی گشاید # 8 آنگه باشد ظهور یأجوج %~% با لشکر بی ‌شمار مأجوج # 9 یکسال سه بار مه بگیرد %~% بسیار شه و گدا بمیرد # 10 آخر ز یمن بر آید آتش %~% سوزد تر و خشک مردمان خوش # 11 این است علامت قیامت %~% فرمود رسول حق به امت PageV1P2072 ### || [genre: masnavi] # 1 دیدیم وجود جز یکی نیست %~% در بودن آن یکی شکی نیست # 2 عالم همه سایه وجودند %~% بی ‌جود وجود خود نبودند # 3 در سایه وجود می‌ توان دید %~% بیناست کسی که آنچنان دید # 4 عالم همه جام و جام می ‌می %~% عینی به ظهور شد من و وی # 5 یک عین به نام صد هزار است %~% یک ذات و صفات بی‌ ms651 شمار است # 6 ما آئینه خدا نمائیم %~% اما به خدا که ما نه مائیم # 7 تو صورت او و معنیت او %~% هر دو بنگر که هست یک رو # 8 نه خاص و نه عام این وجود است %~% هر چند که عین جمله بود است # 9 نه مطلق و نه مقید است او %~% او را تو یکی بگو و هم دو # 10 نه خارجیش نه ذهنیش خوان %~% یعنی که اعم از این و آن دان # 11 اما اینها مراتب اوست %~% یک ذات نگر که بحر و هم جو است # 12 در مرتبه‌ ایش بحر خوانند %~% در مرتبه‌اش قطره دانند # 13 گه ظلمت و گاه نور دانش %~% گه خاص و گهی به عام خوانش # 14 یک عین و مراتبش فراوان %~% در وحدت و کثرت آنچنان دان # 15 اما زان رو که حضرت اوست %~% نه عام و نه خاص باشد ای دوست # 16 رندانه بیا به بزم مستان %~% می نوش ز جام می‌ پرستان # 17 ظاهر جام است و باطنش می %~% از روی وجود جام می‌ می # 18 جام و می عاشقان چنین است %~% اول آن است و آخر این است PageV1P2073 ### || [genre: masnavi] # 1 چشم عالم روشن است از نور او %~% ناظر او نیست جز منظور او # 2 می‌نماید نور او در آینه %~% نه به یک آئینه در هر آینه # 3 دیده ما دیده نور او به او %~% لاجرم بیند همه عالم نکو # 4 خوش خیالی نقش بسته در نظر %~% یک نظر در چشم مست ما نگر # 5 رند سر مستیم و با ساقی حریف %~% خوش می صافی و خوش جامی لطیف # 6 در خرابات فنا افتاده‌ایم %~% سر به پای خم می بنهاده‌ایم # 7 لب نهاده بر لب ساغر مدام %~% همدم جامیم دایم والسلام PageV1P2074 ### || [genre: masnavi] # 1 عاشق سر‌مست با جانانه‌ ای %~% همنشین بودند در یک خانه‌ ای # 2 نازکی باریک بینی خوش لقا %~% حلقه ‌ای زد بر در خلوتسرا # 3 گفت عاشق ms652 کیست بر در وقت شام %~% گفت هستم بنده باریکک به نام # 4 گفت اگر موئی نگنجی در میان %~% جان و جانانست و جانانست و جان # 5 او نمی‌ گنجد که می‌ گوئیم او %~% او نمی‌ گنجد چه جای ما و تو ~~PageV1P2075 ### || [genre: masnavi] # 1 سخن گر ز توحید گوئی به من %~% نماند ز توحید الا سخن # 2 اگر موج بسیار دریا یکی است %~% من و تو دو اسم و مسما یکی است # 3 موحد احد بیند اندر احد %~% تو معنی احد بین و صورت عدد # 4 موحد ز توحید اگر دم زند %~% همه ملک توحید بر هم زند # 5 کسی کو ز توحید دارد اثر %~% نگوید ز توحید هرگز خبر # 6 ز توحید توحید آگاه شو %~% بیا همدم نعمت‌الله شو PageV1P2076 ### || [genre: masnavi] # 1 همه محکوم حکم او باشند %~% سر و زر را به پای او پاشند # 2 عقل و عاقل رعیت اویند %~% از دل و جان دعای او گویند # 3 مهر او بر دلی که شارق شد %~% هر که در خانه بود عاشق شد # 4 غیرتش غیر چون براندازد %~% خانه از غیر خود بپردازد PageV1P2077 ### || [genre: masnavi] # 1 اسم اعظم ذات و مجموع صفات %~% خوش ظهوری کرده‌اند در کاینات # 2 لفظ الله اسم اسم اعظم است %~% صورت این اسم اعظم آدم است # 3 اسم اعظم جامع اسما بود %~% مظهر اسما همه اشیا بود # 4 جمله عالم طلسم و گنج اسم %~% هر چه می ‌بینیم گنج است و طلسم # 5 دو نماید آن یکی این یک به دو %~% نیک دریاب این سخن با کس مگو ~~PageV1P2078 ### || [genre: masnavi] # 1 گرفتار صورت چو گردد چنان %~% خلافی به صورت نماید عیان # 2 ز صورت گذر کن تو معنی طلب %~% که یابی تو در ملک معنی طرب # 3 هیولی یکی و به صورت هزار %~% یکی را به صورت هزارش شمار # 4 ز خلق خدا نیک آگاه شو %~% بیا همدم نعمت‌الله شو PageV1P2079 ### || [genre: masnavi] # 1 درد دل ms653 از جان بودردا طلب %~% دردمندی بایدت ما را طلب # 2 درد باید درد باید درد درد %~% مرد باید مرد باید مرد مرد # 3 مرد اگر بی ‌درد باشد مرد نیست %~% هر که او مردی بود بی‌ درد نیست # 4 درد درد عشق می‌ نوشم مدام %~% دردمندم دردمندم والسلام PageV1P2080 ### || [genre: masnavi] # 1 خوش در آن بحر بیکران بنشین %~% عین ما را به عین ما می‌ بین # 2 شبنم و بحر هر دو یک آبند %~% این و آن آبرو ز ما یابند # 3 قطره و بحر و موج و جوهر چار %~% جمله آبند نزد ما ناچار # 4 تو در این بحر ما درآ با ما %~% عین ما را بجو ازین دریا # 5 هفت دریا تو نوش کن به تمام %~% تشنه می‌ باش همچنان والسلام ~~PageV1P2081 ### || [genre: masnavi] # 1 در این صورت بیا معنی طلب کن %~% بیان این سخن یعنی طلب کن # 2 به هر صورت که بنماید جمالش %~% جمالش بین و آن صورت خیالش # 3 گذر کن بر سر بازار جنت %~% که او بنمایدت معنی به صورت # 4 به هر صورت تو را حسنی نماید %~% از آن صورت تو را معنی فزاید # 5 بود هر صورتی آئینه‌ای خوب %~% که بنماید به تو معنی محبوب # 6 تو را در جنت و ما را همین جا %~% بود این سلطنت ای جان بابا ~~PageV1P2082 ### || [genre: masnavi] # 1 لی مع‌الله حدیث خواجه ماست %~% آنکه عالم به نور خود آراست # 2 گفت وقتی مرا شود حاصل %~% که شوم تا به حضرتش واصل # 3 نه نبی نه ملک بود یارش %~% فهم فرما لطیف اسراش # 4 خانه چون گشت خالی از اغیار %~% لیس فی الدار غیره دیار PageV1P2083 ### || [genre: masnavi] # 1 دیدیم خیال موج و دریا %~% نقشی است بر آب دیده ما # 2 بر پرده چشم ما سوی الله %~% نقشی است خیال بسته والله # 3 نقاش نگر که نقش بسته %~% با نقش خوشش خوشی نشسته # 4 یک عین بود بسی مظاهر %~% عینی ms654 به مظاهر است ظاهر # 5 ذاتش بنمود در مرایا %~% صورت بستند جمله اشیا # 6 فیاض به فیض اقدس ای ‌جان %~% فرموده تعینات اعیان # 7 اعیان در علم ثابتانند %~% بالذات بدانکه عین ذاتند # 8 هر عین به تو عیان نماید %~% اسمی چو نقاب برگشاید # 9 مجموع صفات او نسب ‌دان %~% انساب همه از او فرو خوان # 10 بحر است و حباب و موج و جو چار %~% هر چار یکی بود به ناچار # 11 هر فیض خوشی از این فیوضات %~% فتحی است که بخشدت فتوحات # 12 جامی به کف آر تا توانی %~% می نوش ز خم خسروانی # 13 می نوش به ذوق در سحر گاه %~% شادی روان نعمت‌الله PageV1P2084 ### || [genre: masnavi] # 1 جنت ذاتند اعیان گوش کن %~% در چنین جنت شرابی نوش کن # 2 عالم ارواح جنات صفات %~% جمله می ‌یابند ازین جنت حیات # 3 ملک باشد جنت خاص ملک %~% بینم اینجا حضرت خاص ملک # 4 جنت افعال این جنت بود %~% جنت زیبای پر حکمت بود # 5 جنت او عین روح و جسم ماست %~% ساتر اوئیم و جنت اسم ماست # 6 جنت او با تو چون کردم بیان %~% جنت تو با تو گویم هم بدان # 7 سر بیت الله اگر دانی توئی %~% جنت حضرت که می خوانی توئی # 8 جنت زاهد بود در آن سرا %~% بوستانی بس نزه پر میو‌ه‌ها # 9 نعمت بسیار و حوران بی شمار %~% هر چه خواهد نفس باشد صد هزار # 10 جنت اعمال می خوانند این %~% نیکوئی کن تا جزا یابی چنین # 11 عارفان را جنتی دیگر بود %~% جنت ایشان ازین خوشتر بود # 12 گر به خلق حق تخلق یافتی %~% با چنین جنت تعلق یافتی # 13 متصف شو با صفات حضرتش %~% تا بیابی جنتی از رحمتش # 14 جنت ذاتست اعلای جنان %~% جنت صاحبدلان است آن چنان # 15 در ظهور ذات این جنت بود %~% در چنین جنت چنان حضرت بود # 16 با تو گفتم جنت هر دو سرا %~% در بهشت ms655 جاودان ما درآ # 17 حال جنت نیک دریابی تمام %~% گر تو از اهل بهشتی والسلام PageV1P2085 ### || [genre: masnavi] # 1 چون رسول خدا به امر خدا %~% عزم فرمود تا به دار بقا # 2 حوریان صف زدند رد گردش %~% گرد او بود گرد بر گردش # 3 علمش آمد که یار غار تو ام %~% عمل آمد که دوستدار تو ام # 4 اعتقاد آمد و جمالی خوش %~% حال آمد چه حال حالی خوش # 5 جلوه کرده مقام او او را %~% ره نموده کلام او او را # 6 روح پیغمبران به استقبال %~% آمده از برای عز و کمال # 7 رحمت حق نزول فرموده %~% عذر امت قبول فرموده # 8 اول صبح و عاقبت محمود %~% به سلامت عزیمتی فرمود # 9 جان پاکش ز تن عزیمت کرد %~% حس و روحش روان عزیمت کرد # 10 رفت رضوان ز روضه کف بر کف %~% زده خال سیه بدو مطرف # 11 جنت آراسته که شاه آمد %~% مظهر حضرت اله آمد # 12 جمع یاران چو آنچنان دیدند %~% غم دین داشتند و ترسیدند # 13 که مبادا که دین خلل یابد %~% دشمنی از میانه بشتابد # 14 رفتن او مثل به خواب زدند %~% چنگ در سنت و کتاب زدند # 15 نیک دریاب این سخن به تمام %~% تا بیابی مراد خود والسلام PageV1P2086 ### || [genre: masnavi] # 1 می صاف دگر در جام کردم %~% محبت نامه‌ اش زان نام کردم # 2 محبانه به محبوبی نوشتم %~% ز طالب سوی مطلوبی نوشتم # 3 بخوانش خوش که اسرار الهی است %~% معانی بیان پادشاهی است # 4 همه دردت ازو یابد دوائی %~% بود آئینه گیتی نمائی # 5 به هر صورت به تو حسنی نماید %~% ز هر معنی تو را عشقی فزاید # 6 کلام دلپذیر عاشقان است %~% اگر معشوق جوید عاشق آن است # 7 همه عشق است و غیر از عشق خود نیست %~% بنزد او همه نیک‌ اند و بد نیست # 8 همه عالم به عشق از عشق پیداست %~% نظر کن عشق در عالم هویداست # 9 نباشد ms656 عاشق و معشوق بی عشق %~% نیابی خالق و مخلوق بی عشق # 10 محب ار وصل محبوبش تمناست %~% مرادش در محبت می‌شود راست # 11 محب و حب و محبوب ار بدانی %~% محب را غیر محبوبش نخوانی # 12 اگر دریا وگر موج و حباب است %~% به نزد ما هه جام شراب است # 13 سبیل ما است میخانه سراسر %~% اگر می می‌ خوری پیش آر ساغر # 14 به شادی نعمت‌الله نوش کن می %~% که کم یابی حریفی مست چون وی # 15 محبت نامه ‌اش از یاد مگذار %~% محب خویشتن را یاد می دار PageV1P2087 ### || [genre: masnavi] # 1 کثرت و وحدت که می‌ گوئی چنان %~% اعتبار عقل باشد این و آن # 2 علم و عقل و زهد من بر باد رفت %~% غیر یاد او مرا از یاد رفت # 3 در خرابات فنا افتاده‌ام %~% سر به پای خم می بنهاده‌ام # 4 موج و دریا نزد ما باشد یکی %~% هر دو یک آبند آن یک بی‌ شکی # 5 یک مسمی باشد و اسما هزار %~% آن یکی در هر یکی خوش می ‌شمار # 6 جامی از می پر زمی بستان بنوش %~% این چنین می شادی رندان بنوش # 7 قطره و موج و حباب از ما بجو %~% یک حقیقت از همه اشیا بجو # 8 دل به دریا ده که صاحبدل توئی %~% وز وجود بحر و بر حاصل توئی # 9 روح ما از نور اعظم نور یافت %~% وز وجود آل او منشور یافت # 10 از خلافت خلعتی انعام کرد %~% نعمت‌الله او مرا خوش نام کرد # 11 گنج اسما بر سر عالم فشاند %~% هر یکی بر مسند وحدت نشاند # 12 هر که بینی غرقه دریای اوست %~% عالمی سرگشته سودی اوست # 13 ای که گوئی باشد این رشته دو تو %~% باشد آن یک تو ولی بی ما و تو # 14 آینه روشن کن ای جان پدر %~% در همه آئینه او را می‌ نگر # 15 هر که آن یک را نبیند در همه ms657 %~% کور باشد نزد بینا بر همه # 16 نور روی او به نور او ببین %~% دیده ‌ای از وی طلب نیکو ببین # 17 خوش خیالی نقش بسته در نظر %~% در خیال او جمالش می ‌نگر # 18 یک شرابی نوش کن از جامها %~% ساقئی را می ‌نگر در جامها # 19 عارفان را می‌ رسان از ما سلام %~% صد سلام از ما به یاران والسلام ~~PageV1P2088 ### || [genre: mofradat] # 1 ابدا مرغ عقل اگر پرد %~% ره به خلوتسرای او نبرد PageV1P2089 ### || [genre: mofradat] # 1 از ازل تا ابد دمی باشد %~% داند آن کس که همدمی باشد PageV1P2090 ### || [genre: mofradat] # 1 از بعد علی است یازده فرزندش %~% بر جای رسول نعمت الله ولی است ~~PageV1P2091 ### || [genre: mofradat] # 1 از تو فربهی طلب نکنیم %~% لاغری فربهی طلب نکنیم PageV1P2092 ### || [genre: mofradat] # 1 از حقیت سؤال نتوان کرد %~% حضرتش را خیال نتوان کرد PageV1P2093 ### || [genre: mofradat] # 1 از خیالات این و آن بگذر %~% همچو ما از سر جهان بگذر PageV1P2094 ### || [genre: mofradat] # 1 از غیر به بر به حضرت او پیوند %~% بشنو بشنو ز نعمت‌الله این پند ~~PageV1P2095 ### || [genre: mofradat] # 1 از من و ما نماند یک سر مو %~% سر توحید گفتمت نیکو PageV1P2096 ### || [genre: mofradat] # 1 اسب من چون همی خورد گه کاه %~% بار من نیز میی کشد گه گاه PageV1P2097 ### || [genre: mofradat] # 1 اسم و ذات و صفت اگر دانی %~% گفته ما به ذوق می ‌خوانی PageV1P2098 ### || [genre: mofradat] # 1 اگر داری هوای شرب شربت %~% چارشنبه بخور از بین میره PageV1P2099 ### || [genre: mofradat] # 1 اگر در خلق حق را در نیابی %~% بیابی خانه اما در نیابی PageV1P2100 ### || [genre: mofradat] # 1 الحق مندرج فی طی محضره %~% والصدق منخرط فی سلک کتبته PageV1P2101 ### || [genre: mofradat] # 1 الف و لام و لام و ها هر چار %~% اسم اسم است این حروف ای یار ~~PageV1P2102 ### || [genre: mofradat] # 1 الله‌اکبر تو خوش نیست با سر تو %~% این سر چه گشت قربان الله ‌اکبر ~~آمد PageV1P2103 ### || [genre: mofradat] # 1 او در دل و دل به هر طرف ms658 گرداند %~% نازک سخنی است عارفی گر داند ~~PageV1P2104 ### || [genre: mofradat] # 1 این حقیقت در همه ساری بود %~% با همه در غایت یاری بود PageV1P2105 ### || [genre: mofradat] # 1 این خرقه چار وصله بگذار %~% وان خلعت پادشاه بردار PageV1P2106 ### || [genre: mofradat] # 1 این ریاضت چو بوته عشق گداز %~% زر قلب نیاز خوش بگداز PageV1P2107 ### || [genre: mofradat] # 1 این ساغر ما که عین آب است %~% جامی ز شراب و پر شراب است PageV1P2108 ### || [genre: mofradat] # 1 این صورت خوب و معنی روحانی %~% محبوب منش ساخته‌اند تا دانی ~~PageV1P2109 ### || [genre: mofradat] # 1 این همه رنگهای پر نیرنگ %~% خم وحدت همه کند یکرنگ PageV1P2110 ### || [genre: mofradat] # 1 اینجا به صفت صفت به ما بنمودند %~% نه ذات به ذات این چنین فرمودند ~~PageV1P2111 ### || [genre: mofradat] # 1 ای دل گرت آئینه اخلاص جلی است %~% از بعد نبی امام میدان که علی است ~~PageV1P2112 ### || [genre: mofradat] # 1 این خرقه چار وصله بگذار %~% وان خلعت پادشاه بردار PageV1P2113 ### || [genre: mofradat] # 1 آفتاب آن و ماهتاب این است %~% ظاهر و باطنش به آئین است PageV1P2114 ### || [genre: mofradat] # 1 آفتاب خوشی است تابنده %~% نفس او مرده و دلش زنده PageV1P2115 ### || [genre: mofradat] # 1 آفتابی ز غیب پیدا شد %~% نور او در همه هویدا شد PageV1P2116 ### || [genre: mofradat] # 1 آمده بود یار بازاری %~% رفت از این جا سزد که باز آری PageV1P2117 ### || [genre: mofradat] # 1 آن کسانی که اهل عرفانند %~% مبتلای بلای الوانند PageV1P2118 ### || [genre: mofradat] # 1 آن نور که بر هر دو جهان تابان است %~% در ماه شب چهارده روشن آن است ~~PageV1P2119 ### || [genre: mofradat] # 1 آنها که نام خویش کریمی نهاده‌اند %~% چیزی که گفته‌اند همانا که ~~داده‌اند PageV1P2120 ### || [genre: mofradat] # 1 آینه روشن است این تمثال %~% جسم و جانند عین مثل و مثال PageV1P2121 ### || [genre: mofradat] # 1 آینه روشن است در همه حال %~% می ‌نماید جمال او به کمال PageV1P2122 ### || [genre: mofradat] # 1 باز گردد به برزخ جامع %~% نیک دریاب این سخن سامع PageV1P2123 ### || [genre: mofradat] # 1 باش همچون صاحب قلب سلیم %~% ظاهرا تلوین و باطن مستقیم PageV1P2124 ### || [genre: mofradat] # 1 ms659 به جان تو که جانانی ز جان محبوبتر آنی %~% سر من و آستان تو اگر خوانی ~~و گر رانی PageV1P2125 ### || [genre: mofradat] # 1 بر سر کوی عاشقان بگذر %~% ور توانی ز خود روان بگذر PageV1P2126 ### || [genre: mofradat] # 1 بر یمین و یسار و ارض و سما %~% جز خدا نیست یک زمان به خدا ~~PageV1P2127 ### || [genre: mofradat] # 1 بردیم ما نیاز به درگاه بی ‌نیاز %~% بنواخت ساز ما به کرم لطف کارساز ~~PageV1P2128 ### || [genre: mofradat] # 1 به شنبه روز خوش باشد همه کار %~% ولیکن صید کردن از همه به ~~PageV1P2129 ### || [genre: mofradat] # 1 بشنو ای یار من به صدق و نیاز %~% خانه دل برای او پرداز PageV1P2130 ### || [genre: mofradat] # 1 بگسسته کسی ز هر دو عالم بی ‌شک %~% چون ابروی یار خویش پیوسته خوش است ~~PageV1P2131 ### || [genre: mofradat] # 1 بندگی می کن که تا سلطان شوی %~% جان فدا می کن که تا جانان شوی ~~PageV1P2132 ### || [genre: mofradat] # 1 بنده او باش و سلطان همه %~% جان او می ‌باش و جانان همه PageV1P2133 ### || [genre: mofradat] # 1 بنده مخلص است و دولتخواه %~% بنده بندگان حضرت شاه PageV1P2134 ### || [genre: mofradat] # 1 به آدینه اگر یابی عروسی %~% بکن تزویج و داد خویش می ده PageV1P2135 ### || [genre: mofradat] # 1 ببین انوار و آن اسرار دریاب %~% مؤثر را در این آثار دریاب ~~PageV1P2136 ### || [genre: mofradat] # 1 به پنجشنبه مراد خویش می خواه %~% ز هر بابی که خواهی از که و مه ~~PageV1P2137 ### || [genre: mofradat] # 1 به رنگی شو که رنگی بر نتابد %~% سواد الوجه فی الدارین این است ~~PageV1P2138 ### || [genre: mofradat] # 1 به سایه روی منه رو به آفتاب آور %~% به آفتاب نشین و ز نور او بر خور ~~PageV1P2139 ### || [genre: mofradat] # 1 به قدر روزنه تابد به خانه نور قمر %~% اگر به مشرق و مغرب ضیاش نام ~~بود PageV1P2140 ### || [genre: mofradat] # 1 به قدر هر که آورد ایمان %~% نخورد غم چو ما بود شادان PageV1P2141 ### || [genre: mofradat] # 1 به نور طلعت تو یافتم جمال تو را %~% به آفتاب توان دید آفتاب کجاست ~~PageV1P2142 ### || [genre: ms660 mofradat] # 1 به هر چه می ‌نگرم نور طلعت شاه است %~% به هر طرف که روان می شوم همه ~~راه است PageV1P2143 ### || [genre: mofradat] # 1 به هر طرف که روان می ‌شوید ملک شماست %~% اگر به جانب شروان روید اولی ~~تر PageV1P2144 ### || [genre: mofradat] # 1 به یکشنبه بنا آغاز می کن %~% وگر عزم سفر داری دوشنبه PageV1P2145 ### || [genre: mofradat] # 1 به هر چه می نگرم نور طلعت شاه است %~% به هر طرف که روان می شوم همه ~~راه است PageV1P2146 ### || [genre: mofradat] # 1 بوالحسن عشق است وعقل آمد حسن %~% هر دو معنی گفتمت در یک سخن ~~PageV1P2147 ### || [genre: mofradat] # 1 بوهریره داشت انبانی ز نان %~% عشق را با نان و با انبان چه کار ~~PageV1P2148 ### || [genre: mofradat] # 1 بی شما عمر ما شده بر باد %~% عمر ما رفت عمر یاران باد PageV1P2149 ### || [genre: mofradat] # 1 بیا ای ترک سر مست سر آیی %~% اگر افتی چو ما خوش بر سر آیی ~~PageV1P2150 ### || [genre: mofradat] # 1 بی ‌رنگ به نیرنگ ترا رنگی داد %~% خوش باش که او داده خود نستاند ~~PageV1P2151 ### || [genre: mofradat] # 1 بی مظاهر ظهور مظهر نیست %~% گر چه در عقل هست ظاهر نیست PageV1P2152 ### || [genre: mofradat] # 1 بی واسطه این علم گر آموخته‌ای %~% گنجی ز معانی خوش اندوخته‌ای ~~PageV1P2153 ### || [genre: mofradat] # 1 پادشاهی گر همی خواهی از او %~% بندگی کن بندگی کن بندگی PageV1P2154 ### || [genre: mofradat] # 1 پادشه روح است و ملکش چون بدن %~% یا رب این جان و بدن جاوید باد ~~PageV1P2155 ### || [genre: mofradat] # 1 پاک باش و پاک باز و پاک نوش %~% ساغر پاکی بگیر و پاک توش PageV1P2156 ### || [genre: mofradat] # 1 پاک شو تا قبول او گردی %~% چون شدی پاک خوش نکو گردی PageV1P2157 ### || [genre: mofradat] # 1 پیر رندانم بیا ای نوجوان %~% یاد گیر از من که آن ورزیده‌ام ~~PageV1P2158 ### || [genre: mofradat] # 1 پیرهن و یوسف و بو می ‌رسد %~% در عقبش نیز خود او می ‌رسد PageV1P2159 ### || [genre: mofradat] # 1 تا تو خود را تمام نشناسی %~% خواجه را از غلام نشناسی PageV1P2160 ### || [genre: ms661 mofradat] # 1 تا توانی دلی به دست آور %~% این چنین حاصلی به دست آور PageV1P2161 ### || [genre: mofradat] # 1 تافته خوش آفتابی بر همه %~% گر ببیند ور نبیند بر همه PageV1P2162 ### || [genre: mofradat] # 1 تو را چکار که در سفره چیست یا ز کجاست %~% بخور ز روی ارادت که ~~نعمت‌الله است PageV1P2163 ### || [genre: mofradat] # 1 ترازو گر نداری تو تو را زوره زند هر کس %~% کسی قلبی بیاراید تو ~~پنداری که زر دارد PageV1P2164 ### || [genre: mofradat] # 1 ترشروئی و دیگر تلخ گوئی %~% دلی سخت و کفی در بخل محکم PageV1P2165 ### || [genre: mofradat] # 1 تن فدا کن که در جهان سخن %~% جان شود زنده چون بمیرد تن PageV1P2166 ### || [genre: mofradat] # 1 جام بی می بگو چه باشد هیچ %~% رند بی وی بگو چه باشد هیچ PageV1P2167 ### || [genre: mofradat] # 1 جام گیتی ‌نما به ما دادند %~% نعمت‌الله در او هویدا شد PageV1P2168 ### || [genre: mofradat] # 1 جان کهنم به عشق نو شد %~% دل رفت و به عشق در گرو شد PageV1P2169 ### || [genre: mofradat] # 1 جسدت همچو جام و روحت راح %~% راح می ‌نوش در صباح و رواح PageV1P2170 ### || [genre: mofradat] # 1 جسم و جان است همچو آب و حباب %~% نظری کن به عین ما دریاب PageV1P2171 ### || [genre: mofradat] # 1 جسم و جان خوشی همی یابد %~% تا چنین آدمی بیاراید PageV1P2172 ### || [genre: mofradat] # 1 جسم و جانی که دارد این انسان %~% مصحف جامع است خوش می خوان ~~PageV1P2173 ### || [genre: mofradat] # 1 جوابی خوش چو آبی بشنو از ما %~% که دریابی طریق جمله اسما PageV1P2174 ### || [genre: mofradat] # 1 چشم آن دارم که حال چشم من پرسد نگار %~% زان که بی نقش خیالش دیده ‌ام ~~شد دلفکار PageV1P2175 ### || [genre: mofradat] # 1 چو خسرو از لب شیرین نمی ‌برد کامی %~% قیاس کن که به فرهاد کوه کن چه ~~رسد PageV1P2176 ### || [genre: mofradat] # 1 چون دلم کار خاک کم کردی %~% ننشسته به دامنم گردی PageV1P2177 ### || [genre: mofradat] # 1 چون مجرد شد او و عریان شد %~% آفتاب خوشی بر او برتافت PageV1P2178 ### || [genre: mofradat] # 1 چون من ز ms662 راه سلامت نمی رسم به سلامت %~% مقیم کوی ملامت شدم به خیر و ~~سلامت PageV1P2179 ### || [genre: mofradat] # 1 چون که پر داد مرغ جان را باز %~% لاجرم می کند چنین پرواز PageV1P2180 ### || [genre: mofradat] # 1 چیزی که مراد دل بر آن است %~% دلخواه من است و دلبر آن است ~~PageV1P2181 ### || [genre: mofradat] # 1 حرف و معنی جام و می را نوش کن %~% حلقه این حرف را در گوش کن ~~PageV1P2182 ### || [genre: mofradat] # 1 حسن حسن است که با حسین است %~% گر خود حسن است و یا حسین است ~~PageV1P2183 ### || [genre: mofradat] # 1 حسن خلق و خلق می ‌دانم ز حق %~% عارفان دانند سر خلق خلق PageV1P2184 ### || [genre: mofradat] # 1 خانه دل عمارتی می کن %~% رب خود را زیارتی میکن PageV1P2185 ### || [genre: mofradat] # 1 خدمت محمود می ‌جستی ایاز %~% عاقبت محمود شد ما را گرفت PageV1P2186 ### || [genre: mofradat] # 1 خری بر اسب و عیسی شد پیاده %~% خر و خر کره شیخ و شیخ زاده ~~PageV1P2187 ### || [genre: mofradat] # 1 خواجه بی ‌عقل است و سرگردان شده %~% پیچ دستارش گواهی می ‌دهد ~~PageV1P2188 ### || [genre: mofradat] # 1 خواجه‌ای دیدم که می آید ز کیچ %~% گرچه کیچی بود با ما بود کیچ ~~PageV1P2189 ### || [genre: mofradat] # 1 خوش آب حیاتی است روان از نفس ما %~% از همدم ما جو نفس همدم ما را ~~PageV1P2190 ### || [genre: mofradat] # 1 خوش خیالی به خواب می ‌بینم %~% گل وصلش به ذوق میی چینم PageV1P2191 ### || [genre: mofradat] # 1 خوش لب ماست یک زمان بنشین %~% وز لب من گل دو سر بر چین PageV1P2192 ### || [genre: mofradat] # 1 در آتش محبت خود را بسوز خوش خوش %~% چون سوختی در آتش آتش بسوزد آتش ~~PageV1P2193 ### || [genre: mofradat] # 1 در آینه تمثال جمال رخ اوست %~% دوری نبود که آینه دارد دوست ~~PageV1P2194 ### || [genre: mofradat] # 1 در آینه تمام اشیا %~% بنموده جمال جمله اسما PageV1P2195 ### || [genre: mofradat] # 1 در جهانی که عقل و ایمان است %~% مردن جسم و زادن جان است PageV1P2196 ### || [genre: mofradat] # 1 در چنین خانه گر بیاری یار %~% طلب و طالبی ms663 و هم مطلوب PageV1P2197 ### || [genre: mofradat] # 1 در حضرت او وحدت و کثرت دریاب %~% در موج و حباب می‌ نگر یعنی آب ~~PageV1P2198 ### || [genre: mofradat] # 1 در حقیقت بنده و سید یکی است %~% گر تو را شک هست ما را بی شکی است ~~PageV1P2199 ### || [genre: mofradat] # 1 در خرابات رند مستی دید %~% می خمخانه را به او بخشید PageV1P2200 ### || [genre: mofradat] # 1 در دو عالم یکی است عبدالله %~% باطنا آفتاب و ظاهر ماه PageV1P2201 ### || [genre: mofradat] # 1 در دیده ما نظر کن ای شاه %~% ای نور دو چشم نعمت‌الله PageV1P2202 ### || [genre: mofradat] # 1 در ریاضت مراد خواهی یافت %~% عاقبت آن گشاد خواهی یافت PageV1P2203 ### || [genre: mofradat] # 1 در زمانی که با خدا باشیم %~% پادشاهان گدای ما باشند PageV1P2204 ### || [genre: mofradat] # 1 در سمرقند مانده ای تا چند %~% خوش روان شو چو عارفان تا چند ~~PageV1P2205 ### || [genre: mofradat] # 1 در ظل آفتاب تو چرخی همی زنیم %~% وز خدمت او مراد ما بندگی است ~~PageV1P2206 ### || [genre: mofradat] # 1 در فضای وجود و اوج شهود %~% شاهبازم همی کند پرواز PageV1P2207 ### || [genre: mofradat] # 1 در فنا رفت و در بقا آسود %~% گر چه گفتند بود هیچ نبود PageV1P2208 ### || [genre: mofradat] # 1 در گلستان این چنین خوش رسته‌ای %~% وانگهی در بزم او گلدسته‌ای ~~PageV1P2209 ### || [genre: mofradat] # 1 در محبت ودود باید بود %~% حضرت مصطفا چنین فرمود PageV1P2210 ### || [genre: mofradat] # 1 در مظاهر آنچنان پیدا نمود %~% در همه آئینه‌ای ما را نمود PageV1P2211 ### || [genre: mofradat] # 1 در هر چه نظر کنم توئی در نظرم %~% وین طرفه که از تو من تو را می نگرم ~~PageV1P2212 ### || [genre: mofradat] # 1 در هوای مجلسش چندان بگریم همچو شمع %~% کآب چشمم نرم گرداند دل چون ~~آهنش PageV1P2213 ### || [genre: mofradat] # 1 در وحدت اگر کثرت ما محو شود %~% دریا ماند نه موج ماند نه حباب ~~PageV1P2214 ### || [genre: mofradat] # 1 در وصف و کمال قدر او گفت %~% لولاک لما خلقت الا فلاک PageV1P2215 ### || [genre: mofradat] # 1 دل حاضر دار با خدایت %~% تا فیض بیابی از عنایت PageV1P2216 ### || [genre: mofradat] # 1 دل مغرب ms664 نور ماه شاهی است %~% دل مشرق مهر صبحگاهی است PageV1P2217 ### || [genre: mofradat] # 1 دل نرم و کف بخشنده آن گاه %~% دگر گفتار خوب و روی خرم PageV1P2218 ### || [genre: mofradat] # 1 دلم آئینه حق است از حق %~% می ‌نماید جمال حق با حق PageV1P2219 ### || [genre: mofradat] # 1 دهن و چشم و لبت هر سه به هم خوب افتاد %~% راستی خوبی تو جمله به وجه ~~افتاده است PageV1P2220 ### || [genre: mofradat] # 1 دیده ما چو نور او بیند %~% هر چه بیند همه نکو بیند PageV1P2221 ### || [genre: mofradat] # 1 ذاتی و چه ذات ذات موصوف من است %~% شک نیست که این ظهور موقوف من است ~~PageV1P2222 ### || [genre: mofradat] # 1 ذر‌ه‌ای نیست که خورشید در او پیدا نیست %~% قطره‌ای نیست درین بحر که ~~او با ما نیست PageV1P2223 ### || [genre: mofradat] # 1 راز با کاغذ و با خامه نمی ‌یارم گفت %~% به دو روی و دو زبان راز ~~نگوید عارف PageV1P2224 ### || [genre: mofradat] # 1 رب الارباب رب این مربوب است %~% در مذهب ما محب و هم محبوب است ~~PageV1P2225 ### || [genre: mofradat] # 1 رب و مربوب خویش می ‌جوید %~% نعمت‌الله سخن چنین گوید PageV1P2226 ### || [genre: mofradat] # 1 رحمی به دلم کن ای برادر %~% عود دل من ز خود روا بگذر PageV1P2227 ### || [genre: mofradat] # 1 رندی که حریف ماست دایم %~% افتاده مدام در شراب است PageV1P2228 ### || [genre: mofradat] # 1 رو به آب چشم ما خوشتر شده %~% روی ما خوش بود از آن خوشتر شده ~~PageV1P2229 ### || [genre: mofradat] # 1 رو طاعت و خیر کن که دین است %~% دین تو و هم دیانت این است ~~PageV1P2230 ### || [genre: mofradat] # 1 ساغر ما بود تو را در خور %~% می صافی ز جام ما می خور PageV1P2231 ### || [genre: mofradat] # 1 ستر است و ستایر و ستور است %~% بردار حجاب اگر چه نور است PageV1P2232 ### || [genre: mofradat] # 1 سخن عارفان به جان بشنو %~% از همه بشنو و چنان بشنو PageV1P2233 ### || [genre: mofradat] # 1 سر دور قمر ز ما بشنو %~% آفتابی است در قمر پنهان PageV1P2234 ### || [genre: mofradat] # 1 سر آبی نه سرابی ms665 طلب از خویش سر آبی %~% که بیابی ز سرابت سر آیی و ~~سرابی PageV1P2235 ### || [genre: mofradat] # 1 سر کل چون کله نهد بر سر %~% آن کله هم بلای دستار است PageV1P2236 ### || [genre: mofradat] # 1 سروی است قد ما که کشیده است به بالا %~% خوش آب حیاتی است روان در قدم ~~ما PageV1P2237 ### || [genre: mofradat] # 1 سعادت همچو ماهی خوش بر آمد %~% درخت دولت ما در بر آمد PageV1P2238 ### || [genre: mofradat] # 1 سلب و ایجاب در نمی ‌گنجد %~% شیخ و محراب در نمی گنجد PageV1P2239 ### || [genre: mofradat] # 1 سلطنت بر مزید باد مدام %~% به محمد و اله و سلام PageV1P2240 ### || [genre: mofradat] # 1 سه شنبه قصد می کن با حجامت %~% به ریش از مرهمت مرهم همی نه ~~PageV1P2241 ### || [genre: mofradat] # 1 سید است او تو بنده او باش %~% تا که باشی تو عاشق او باش PageV1P2242 ### || [genre: mofradat] # 1 سید که بود نعمت‌الله به نامش %~% در آینه بنمود مراتب به تمامش ~~PageV1P2243 ### || [genre: mofradat] # 1 سید ما بنده جانی اوست %~% پیش او سلطان غلام است ای پسر PageV1P2244 ### || [genre: mofradat] # 1 سید من بنده را تفیهم کرد %~% اسم اعظم او به من تعلیم کرد PageV1P2245 ### || [genre: mofradat] # 1 شرک را قلب کن که شکر آن است %~% شکر می گو که جای شکران است ~~PageV1P2246 ### || [genre: mofradat] # 1 شمامه با شمایل راز می ‌گفت %~% حدیث عاشقی را باز می گفت PageV1P2247 ### || [genre: mofradat] # 1 شهری که در او شحنه ستمکش باشد %~% بنگر که در آن شهر چه چربش باشد ~~PageV1P2248 ### || [genre: mofradat] # 1 شیر مردی باید از خود رسته‌ای %~% وز دو عالم رخت خود بر بسته‌ای ~~PageV1P2249 ### || [genre: mofradat] # 1 صوت داود است و ما خوش نغمه‌ای داریم از آن %~% مرغ روح ما کند تسبیح ~~با ما جاودان PageV1P2250 ### || [genre: mofradat] # 1 صورت حق معنی هر دو جهان %~% آن رسول الله امام انس و جان PageV1P2251 ### || [genre: mofradat] # 1 طریق عرف سید گفت با تو %~% تو دانی بعد از این والله اعلم PageV1P2252 ### || [genre: mofradat] # 1 ظاهر و باطن ار ms666 کنی کامل %~% هر دو میراث باشدت حاصل PageV1P2253 ### || [genre: mofradat] # 1 ظاهر و باطن صدف می خوان %~% سر در یتیم را می ‌دان PageV1P2254 ### || [genre: mofradat] # 1 ظاهرم در کوبنان و باطنم و در کوه صاف %~% صوفیان صاف را صد مرحبا باید ~~زدن PageV1P2255 ### || [genre: mofradat] # 1 ظل ید مطلق است این دست %~% خود دست که را دهد چنین دست PageV1P2256 ### || [genre: mofradat] # 1 عارفان غیر او به او دانند %~% عاقلان او به غیر او دانند PageV1P2257 ### || [genre: mofradat] # 1 عارفانش خوانده ‌اند این حضرت جمع وجود %~% از عطای آن حقیقت این حقایق ~~را نمود PageV1P2258 ### || [genre: mofradat] # 1 عاشقانه خوش درین دریا نشین %~% خوش بر آ با ما دمی با ما نشین ~~PageV1P2259 ### || [genre: mofradat] # 1 عالم و معلوم آنجا هست نیست %~% خادم و مخدوم آنجا هست نیست ~~PageV1P2260 ### || [genre: mofradat] # 1 عشق است که گوهر محیط است %~% عشق است که بحر بیکران است PageV1P2261 ### || [genre: mofradat] # 1 عشق او در همه بود ساری %~% خواه در مصر خواه در ساری PageV1P2262 ### || [genre: mofradat] # 1 عشق چوگان و عالمی گویم %~% سخن عاشقانه می ‌گویم PageV1P2263 ### || [genre: mofradat] # 1 عقل اگر لشکری کشد بر تو %~% قوتی کن بر او شکست آور PageV1P2264 ### || [genre: mofradat] # 1 عقل ذاتی عرش الرحمن ما %~% مستوی بر صورت سلطان ما PageV1P2265 ### || [genre: mofradat] # 1 علی الصباح به میخانه خوش روان گشتیم %~% شراب ناب بخوردیم و مست از آن ~~گشتیم PageV1P2266 ### || [genre: mofradat] # 1 عیدی هر کسی بود چیزی %~% عیدی ما لقای محبوب است PageV1P2267 ### || [genre: mofradat] # 1 عین ما چون به عین واصل شد %~% اسم و رسمی که بود زایل شد PageV1P2268 ### || [genre: mofradat] # 1 عین هر دو یکی بود دریاب %~% موج و دریا نگر ولی در آب PageV1P2269 ### || [genre: mofradat] # 1 فرق است میان این و آن دریابش %~% جانانه ما از دل و جان دریابش ~~PageV1P2270 ### || [genre: mofradat] # 1 قال بگذار و بگذر از سر حال %~% تا بیابی کمال ز اهل کمال PageV1P2271 ### || [genre: mofradat] # 1 قطب عالم خلیفه بر حق %~% حضرت سیدم بگو ms667 صدق PageV1P2272 ### || [genre: mofradat] # 1 قطره و بحر هر دو یک آبند %~% عارفان این رموز دریابند PageV1P2273 ### || [genre: mofradat] # 1 قطره و بحر و موج و جوهر چار %~% به حقیقت یکی بود ناچار PageV1P2274 ### || [genre: mofradat] # 1 قطره‌ای بود باز بحری شد %~% خانه‌ ای بود باز شهری شد PageV1P2275 ### || [genre: mofradat] # 1 قول حسینی شنو راه مخالف مرو %~% راست برو تا حجاز خصم عراقی مشو ~~PageV1P2276 ### || [genre: mofradat] # 1 کون جامع وجود انسان است %~% این چنین کون شاه کرمان است PageV1P2277 ### || [genre: mofradat] # 1 کی نویسد قلم کلام الله %~% وحده لا اله الا الله PageV1P2278 ### || [genre: mofradat] # 1 کردم از وی سؤال و گفت جواب %~% خوش جوابی لطیف بود چو آب PageV1P2279 ### || [genre: mofradat] # 1 که غیر از انبیا و اولیا کس %~% نداند سر این علم از مه و که ~~PageV1P2280 ### || [genre: mofradat] # 1 گر بر افروزد آتش دردم %~% عالمی سوخته شود در دم PageV1P2281 ### || [genre: mofradat] # 1 گر برافتد حجاب ما از ما %~% قطره و موج و جو بود دریا PageV1P2282 ### || [genre: mofradat] # 1 گر بود خوبی تو از زلف و خال %~% حسن ما را نیست حاجت با جمال ~~PageV1P2283 ### || [genre: mofradat] # 1 گر بیابی از آن لبش حلوا %~% مشکلاتت همه شود حل وا PageV1P2284 ### || [genre: mofradat] # 1 گر تو را عزم هست تا دربند %~% رو به شروان نه و میان دربند ~~PageV1P2285 ### || [genre: mofradat] # 1 گر تو فانی شوی ز جود وجود %~% آن یکی هست و بود و خواهد بود ~~PageV1P2286 ### || [genre: mofradat] # 1 گر جوهر جان ما بود پاک %~% ما را نبود ز هیچ کس باک PageV1P2287 ### || [genre: mofradat] # 1 گر چه از چشم خلق شد پنهان %~% آشکار است نزد درویشان PageV1P2288 ### || [genre: mofradat] # 1 گر زان که تو پاکی ای برادر %~% هرگز ننهد تو را بر آذر PageV1P2289 ### || [genre: mofradat] # 1 گر عادت است رسم تکلف میان خلق %~% ما عارفیم و عادت ما ترک عادت است ~~PageV1P2290 ### || [genre: mofradat] # 1 گر کشته حیات جاویدان است %~% شکرانه بده حیات جاوید آن است ~~PageV1P2291 ### || [genre: mofradat] # 1 گر ms668 گدا باشد به یاد پادشه نبود عجب %~% این عجب بنگر که سلطان می‌کند ~~یاد گدا PageV1P2292 ### || [genre: mofradat] # 1 گرد اندوه من نمی ‌گردم %~% بر من اندوه گرد می ‌گردد PageV1P2293 ### || [genre: mofradat] # 1 گرد بر گرد عاشقان می ‌گرد %~% گر ما دایما روان می گرد PageV1P2294 ### || [genre: mofradat] # 1 گفتم که به نقل نار بهتر یا به %~% سیب ذقنش گفت که شفتالو به ~~PageV1P2295 ### || [genre: mofradat] # 1 گفتند گلابست بدیدیم گل آب است %~% هر چند گل آب است تو می ‌گو که ~~گلابست PageV1P2296 ### || [genre: mofradat] # 1 گوهر ار جویی بیا دریا طلب %~% آن چنان دری بیا از ما طلب PageV1P2297 ### || [genre: mofradat] # 1 لاجرم تا ز عشق آگاهم %~% عین معشوق نعمت‌اللهم PageV1P2298 ### || [genre: mofradat] # 1 لب دلبر خوش است بوسیدن %~% خوش بود گر به ذوق دریابی PageV1P2299 ### || [genre: mofradat] # 1 لیس فیه الدار غیره دیار %~% سخنی گفته ‌ام چو آب زلال PageV1P2300 ### || [genre: mofradat] # 1 ما بین دو عین راست از نون تا میم %~% بینی الفی کشیده بر صفحه سیم ~~PageV1P2301 ### || [genre: mofradat] # 1 ما را به وجود خود نباشد بودی %~% گر زان که به ما بدی کجا می ‌بودی ~~PageV1P2302 ### || [genre: mofradat] # 1 ما همه ذره ‌ایم و او خورشید %~% ما چو جامیم و حضرتش جمشید ~~PageV1P2303 ### || [genre: mofradat] # 1 ما و ساقی نشسته مست خراب %~% خیز اگر عاشقی بیا دریاب PageV1P2304 ### || [genre: mofradat] # 1 ما و ماهان و خطه کرمان %~% سعدی و لولیان شیرازی PageV1P2305 ### || [genre: mofradat] # 1 ما و همان دلبران و جام شبانه %~% تو و همین دوغ به او ترک و ترانه ~~PageV1P2306 ### || [genre: mofradat] # 1 مایی ما بر افتاد اویی او عیان شد %~% او را به دیده او خوش بی حجاب ~~دیدم PageV1P2307 ### || [genre: mofradat] # 1 مجلس عشق است و ما مست خراب %~% جام می نوشیم دایم بی حساب PageV1P2308 ### || [genre: mofradat] # 1 مجموعه مجموع کمال است که در وی %~% ساقی بتوان دید چو در ساغر می می ~~PageV1P2309 ### || [genre: mofradat] # 1 محب آل محمد چو بایزید بود %~% اگر چنانکه چنین ms669 نیست بایزید بود ~~PageV1P2310 ### || [genre: mofradat] # 1 محو ما شد قطره و دریا و جو %~% کل شی هالک الا وجهه PageV1P2311 ### || [genre: mofradat] # 1 مخلصانه به صدق بی ‌اکراه %~% خوش بگو لا اله الا الله PageV1P2312 ### || [genre: mofradat] # 1 مرشدی کو خبیر این راه است %~% به یقین دان که نعمت‌الله است ~~PageV1P2313 ### || [genre: mofradat] # 1 مرغکی سرگشته گردد کو به کو %~% یار او با او و می ‌گوید که کو ~~PageV1P2314 ### || [genre: mofradat] # 1 مژدگانی که روز عید آمد %~% عید بر عاشقان به عید آمد PageV1P2315 ### || [genre: mofradat] # 1 مشکل ما جمله حلوا کرده‌اند %~% صحن ما را پر ز حلوا کرده‌اند ~~PageV1P2316 ### || [genre: mofradat] # 1 معانی خوشی جانا بیان کن %~% توجه میکنی باری چنان کن PageV1P2317 ### || [genre: mofradat] # 1 مقصود ز بندگان همه خدمت اوست %~% و ز خدمت او مراد ما بندگی است ~~PageV1P2318 ### || [genre: mofradat] # 1 مقصود من تویی چه کنم نعمت بهشت %~% عمری است تا دلم به هوایت هوا بهشت ~~PageV1P2319 ### || [genre: mofradat] # 1 ملکوتست عالم ارواح %~% نیز غیب مضاف می ‌خوانند PageV1P2320 ### || [genre: mofradat] # 1 من سوخته‌ام بقیه‌ای گر یابی %~% در آتشم انداز که سوزم به تمام ~~PageV1P2321 ### || [genre: mofradat] # 1 موج و بحر و حباب ای دانا %~% گر طلب می‌کنی بجو از ما PageV1P2322 ### || [genre: mofradat] # 1 می به رندان ده به زاهد می مده %~% شیشه پیش پای نابینا منه ~~PageV1P2323 ### || [genre: mofradat] # 1 می دار به دست خود ترازو %~% تا ره نزند کسی تو را زو PageV1P2324 ### || [genre: mofradat] # 1 نام نیک است یادگار بشر %~% نام نیکت به خیر به که به شر PageV1P2325 ### || [genre: mofradat] # 1 نان گندم نزد آدم خوش بود %~% گر چه جو نزد خران خوشتر است PageV1P2326 ### || [genre: mofradat] # 1 نبی بیت الله و باش علی دان %~% اگر بر در نیابی در نیابی PageV1P2327 ### || [genre: mofradat] # 1 نزد ما او خلیفة‌الله است %~% باطنا مهر و ظاهرا ماه است PageV1P2328 ### || [genre: mofradat] # 1 نشان اهل دوزخ نیز چار است %~% هم از قول نبی آن روح اعظم PageV1P2329 ### || [genre: mofradat] # 1 نشان جمله ms670 مردم همین است %~% که بگزینند جنت بر جهنم PageV1P2330 ### || [genre: mofradat] # 1 نشان زمره جنت چهار است %~% به قول بهترین هر دو عالم PageV1P2331 ### || [genre: mofradat] # 1 نعمت‌الله را طلب کن از خدا %~% ذوق او از طالب قابل طلب PageV1P2332 ### || [genre: mofradat] # 1 نعمت‌الله نعمتی دارد تمام %~% کاین چنین دیوانه‌ای دارد به دست ~~PageV1P2333 ### || [genre: mofradat] # 1 نقش و خیالی است حدوث از قدیم %~% بسم الله الرحمن الرحیم PageV1P2334 ### || [genre: mofradat] # 1 نقطه ای که الف نقش بست %~% بر در محجوبه احمد نشست PageV1P2335 ### || [genre: mofradat] # 1 نه اسقاط و نه اثبات است اینجا %~% ز هست و نیست بگذر جان بابا ~~PageV1P2336 ### || [genre: mofradat] # 1 نه فقر بماند و غنا هم %~% نه حکم فنا و نه بقا هم PageV1P2337 ### || [genre: mofradat] # 1 نور الله رسید و ظلمت رفت %~% رحمت‌الله رسید و زحمت رفت PageV1P2338 ### || [genre: mofradat] # 1 نور خود در نار موسی را نمود %~% در همه اشیا چنین ما را نمود ~~PageV1P2339 ### || [genre: mofradat] # 1 نیست ما را روز بر کس بوسه ما طرح نیست %~% هر که را دل می‌کشد می ‌آید ~~و جان می ‌دهد PageV1P2340 ### || [genre: mofradat] # 1 وجود علم و عمل چون عطای حضرت اوست %~% جزا علم و عمل محض لطف و سنت ~~اوست PageV1P2341 ### || [genre: mofradat] # 1 وقت آن آمد که پروازی کنم %~% وز کریمان عزم شیرازی کنم PageV1P2342 ### || [genre: mofradat] # 1 ویران شده از رئیس ده ده %~% از بس که طلب کند که ده ده PageV1P2343 ### || [genre: mofradat] # 1 ها نظر کن که در نظر دارم %~% از هویت چنین خبر دارم PageV1P2344 ### || [genre: mofradat] # 1 هر چند رئیس ما گزیر است %~% اما چکنم که ناگزیر است PageV1P2345 ### || [genre: mofradat] # 1 هر چه باشند ما همان باشیم %~% هر چه پاشند ما همان پاشیم PageV1P2346 ### || [genre: mofradat] # 1 هر چه داری به عشق او در باز %~% تا کند او به روی تو در باز ~~PageV1P2347 ### || [genre: mofradat] # 1 هر چه داریم ما از او داریم %~% لاجرم چیزها نکو داریم PageV1P2348 ### || [genre: mofradat] # 1 هر دم تویی ms671 در چشم من هم خویش را هم خود ببین %~% غیر تو باشد دیگری از ~~دیده ‌ها بیرون کنم PageV1P2349 ### || [genre: mofradat] # 1 هر زمان صنعی نماید در نظر %~% می ‌برد خلقی و می ‌آرد دگر PageV1P2350 ### || [genre: mofradat] # 1 هر کجا صورت بود معنی بود %~% صورتی نبود که بی ‌معنی بود PageV1P2351 ### || [genre: mofradat] # 1 هر کس که به قول خویش ثابت ناید %~% او را تو اگر یار نخوانی شاید ~~PageV1P2352 ### || [genre: mofradat] # 1 هر کسی را که باشدش سر کل %~% صحبت او همه بود کل کل PageV1P2353 ### || [genre: mofradat] # 1 هر کسی کو دلیل او باشد %~% بد نباشد بگو نکو باشد PageV1P2354 ### || [genre: mofradat] # 1 هر که او رو ز غیر او بر تافت %~% پرتو نور او بر او برتافت ~~PageV1P2355 ### || [genre: mofradat] # 1 هر که بر نور رفت و باز آمد %~% شک ندارم که او پشیمان است PageV1P2356 ### || [genre: mofradat] # 1 هر که در بند نفس حیوان است %~% بنده آب و چاکر نان است PageV1P2357 ### || [genre: mofradat] # 1 هر که دریافت آن از انسان است %~% لاجرم این فقیر از آن ‌سان است ~~PageV1P2358 ### || [genre: mofradat] # 1 هر که سلطان خویش نشناسد %~% عزت او تمام کی دارد PageV1P2359 ### || [genre: mofradat] # 1 هر کس که نهد تاج سر ما بر سر %~% فارغ شود از درد سر هر دو سرا ~~PageV1P2360 ### || [genre: mofradat] # 1 هر یار که ثابت نبود در یاری %~% شاید که ورا به یاریش نشماری ~~PageV1P2361 ### || [genre: mofradat] # 1 هرچه داری به عشق او درباز %~% تا کند او به روی تو در باز PageV1P2362 ### || [genre: mofradat] # 1 هرکه رو را ز غیر او بر تافت %~% پرتو نور او بر او برتافت PageV1P2363 ### || [genre: mofradat] # 1 همچو غنچه تمام بگشوده %~% نور خود را به عین خود دیده PageV1P2364 ### || [genre: mofradat] # 1 همه پابند آن دلارامند %~% مرغ و دانه تمام در دامند PageV1P2365 ### || [genre: mofradat] # 1 همه تسبیح حضرتش گویند %~% همه ناطق به رحمت اویند PageV1P2366 ### || [genre: mofradat] # 1 همه حق است و خلق اینجا نیست %~% خلق ما جو ms672 که خلق با ما نیست ~~PageV1P2367 ### || [genre: mofradat] # 1 همه را رو به دوست از همه رو %~% وحده لا اله الا هو PageV1P2368 ### || [genre: mofradat] # 1 همه عالم به نور او روشن %~% نظری کن به نور دیده من PageV1P2369 ### || [genre: mofradat] # 1 همه عالم تن است و او جان است %~% جام گیتی نمای سلطان است PageV1P2370 ### || [genre: mofradat] # 1 یا رب که تو را چنین دلی حاصل باد %~% دایم به مقام جمع خود واصل باد ~~PageV1P2371 ### || [genre: mot] # 1 ظاهر و باطن ار کنی طاهر %~% پاک باشی به باطن و ظاهر # 2 قرة العین همدم ما شو %~% سعی کن همچو جد و آبا شو # 3 این دوئی خیال را بگذار %~% ای یگانه بیا و یکتا شو # 4 صورت و معنی همه دریاب %~% می و جامند همچو آب و حباب # 5 در همه آینه یکی بنگر %~% آن یکی نیز بی شکی بنگر # 6 متخلق به خلق او می باش %~% گنج اخلاق بر همه می باش # 7 گر تو فانی شوی بقا یابی %~% خود ازین بیخودی خدا یابی # 8 درد دردش بنوش و درمان جو %~% جان به جانان سپار و جانان جو # 9 در همه شی جمال اسما بین %~% با همه اسم یک مسما بین # 10 گر خیالش به خواب می بینی %~% تو به خوابی حجاب می بینی # 11 ماه دیدی در آفتاب نگر %~% آفتابی به ماهتاب نگر # 12 گفته ام من تو را خلیل الله %~% خوش خلیلی اگر شوی آگاه # 13 گر ز باطل تمام وارستی %~% حق شناسی به حق چو پیوستی # 14 جبر تند و قدر بود ویران %~% مرکب خود میانشان می ران # 15 تو ز هستی و نیستی بگذر %~% شاید این جا نایستی بگذر # 16 در ولایت ولی کامل جو %~% عمر داری ز عمر حاصل جو # 17 جام گیتی نما به دست آور %~% دامن اولیا بدست آور # 18 گر ز اسرار حق شدی آگاه %~% خوش بگو لا اله الا الله # 19 تابع دین جد ms673 خود می باش %~% هر چه بینی به این و آن می باش # 20 هر که حق را به عین او بیند %~% بد نبیند همه نکو بیند # 21 چون هویت یکیست اسما را %~% به هویت یکی بود اسما # 22 دو نظر عالمیست چون سایه %~% سایه بنگر به نور همسایه # 23 صفت و ذات و اسم را میدان %~% سه یکی و یکی به سه میدان # 24 یک وجود است اگر خبر داری %~% عین او بین اگر نظر داری # 25 در ظهور است مظهر و مظهر %~% نیک دریاب باطن و ظاهر # 26 نور و او را به نور او بنگر %~% در همه آینه نکو بنگر # 27 ابدا علم از خدا می جو %~% چون بیابی به طالبان می گو # 28 سخن عارفان خوشی می خوان %~% معنیش همچو عارفان می دان # 29 یک حقیقت به اسم بسیار است %~% یک هویت هزار آثار است # 30 کثرت و وحدت این چنین گفتم %~% در توحید را نکو سفتم PageV1P2372 ### || [genre: mot] # 1 شیخ ما کامل و مکمل بود %~% قطب وقت و امام کامل بود # 2 گاه ارشاد چون سخن گفتی %~% در توحید را نکو سفتی # 3 یافعی بود نام عبدالله %~% رهرو رهروان آن درگاه # 4 صالح بربری روحانی %~% شیخ شیخ من است تا دانی # 5 پیر او هم کمال کوفی بود %~% کز کمالش بسی کمال فزود # 6 باز باشد ابوالفتوح سعید %~% که سعید است آن سعید شهید # 7 از ابی مدین او عنایت یافت %~% به کمال از ولی ولایت یافت # 8 مغربی بود مشرقی به صفا %~% آفتاب تمام و مه سیما # 9 شیخ ابی مدین است شیخ سعید %~% که نظیرش نبود در توحید # 10 دیگر آن عارف و دود بود %~% کنیت او را ابوسعود بود # 11 بود در اندلس ورا مسکن %~% بس کرم کرده روح او با من # 12 پیر او بود هم ابوبرکات %~% به کمال و جمال و ذات و صفات # 13 باز ابوالفضل بود بغدادی %~% افضل فاضلان ms674 به استادی # 14 شیخ او احمد غزالی بود %~% مظهر کامل جلالی بود # 15 خرقه اش پاره بود ابوبکرست %~% زان که نساج او ابی بکر است # 16 پیر نساج شیخ ابوالقاسم %~% مرشد عصر و ذاکر دایم # 17 باز شیخ بزرگ ابوعثمان %~% که نظیرش نبود در عرفان # 18 مظهر لطف حضرت واهب %~% بندگی ابوعلی کاتب # 19 شیخ او شیخ کاملش خوانند %~% بوعلی رودباریش دانند # 20 شیخ او هم جنید بغدادی %~% مصر معنی دمشق دلشادی # 21 شیخ او خال او سری سقطی %~% محرم حال او سری سقطی # 22 باز شیخ سری بود معروف %~% چو سری سر او به او مکشوف # 23 او ز موسی و جود از احسان یافت %~% کفر بگذاشت نور ایمان یافت # 24 یافت در خدمت امام مجال %~% بود بواب در گهش ده سال # 25 شیخ معروف را نکو می دان %~% شرط داود طائیش می خوان # 26 شیخ او هم حبیب محبوبست %~% عجمی طالب است و مطلوبست # 27 پیر بصری ابوالحسن باشد %~% شیخ شیخان انجمن باشد # 28 یافت از صحبت علی ولی %~% گشت منظور بندگی علی # 29 خرقه او هم از رسول خداست %~% این چنین خرقه لطیف کراست # 30 نعمت اللهم وز آل رسول %~% نسبتم با علی است زوج بتول # 31 این چنین نسبت خوشی به تمام %~% خوش بود گر تو را بود اسلام ~~PageV1P2373 ### || [genre: mot] # 1 یک بوسه سلیمان به لب آصف زد %~% در وقت وفات # 2 حورا به نظاره نگارم صف زد %~% یعنی حسنات # 3 چون بحر محیط بر کف ما کف زد %~% از عین صفات # 4 رضوان به تعجب کف خود بر کف زد %~% زان آب حیات # 5 این لشکر پادشاه عالم صف زد %~% بیرون جهات # 6 آن خال سیه بدان رخان مطرف زد %~% از هیأت ذات # 7 در حال شریف خیمه اشرف زد %~% از بهر ثبات # 8 ابدال ز بیم چنگ بر مصحف زد %~% یعنی به صفات PageV1P2374 ### || [genre: mot] # 1 آن کیست که سر مست به بازار ms675 بر آمد %~% آن جان جهان است # 2 صد بار فرو رفت و دگر بار بر آمد %~% تا هست چنان است # 3 خورشید در آئینه مه کرد نگاهی %~% آن نور پدید است # 4 در دور قمر آن مه انوار بر‌آمد %~% بنگر که عیان است # 5 سردار شد و هم سر و دستار بینداخت %~% در پای حریفان # 6 رندی که چو منصور بر این دار بر‌آمد %~% سردار جهان است # 7 در کوی خرابات مغان خوش گذری کرد %~% آن شاهد سرمست # 8 فریاد ز خمخانه و خمار بر‌آمد %~% کاین کوی مغان است # 9 در آینه بنمود جمال و چه جمالی %~% دیدیم به دیده # 10 از بتکده‌ای آن بت عیار بر‌آمد %~% جانم نگران است # 11 عالم همه مستند ز یک خم شرابی %~% ما نیز چنانیم # 12 اندک نشد آن باده و بسیار برآمد %~% ساقیش فلان است # 13 این گفته مستانه سید چو شنیدی %~% از ذوق بخوانش # 14 نقدی است که از مخزن اسرار برآمد %~% آن گنج روان است PageV1P2375 ### || [genre: mot] # 1 تا از سر زلف تو یکی تار برآمد %~% صد فتنه عیان شد # 2 صد شور ز اسلام و ز کفار برآمد %~% غوغا به جهان شد # 3 بر خاک زمین چون که یکی جرعه فشاندند %~% از باده بی چون # 4 از خاک زمین آن بت عیار برآمد %~% سر خیل بتان شد # 5 مسجود ملایک شد و لشکر‌کش ارواح %~% زان روح مقدس # 6 شیطان ز حسد بر سر انکار برآمد %~% مردود زمان شد # 7 تا از ید بیضا بنمودی سر انگشت %~% مه جامه بدرید # 8 ترسا ز چلیپا و ز زنار بر‌آمد %~% در دین امان شد # 9 یک غمزه نمودی به خلیل از تو در افتاد %~% اندر دل آتش # 10 گلزار بهشت از جگر نار برآمد %~% آتش چو جنان شد # 11 تا مهر جمال رخ خوب تو تجلی %~% کرد از پس پرده # 12 موسی ز پی دیدن دیدار بر‌‌آمد %~% بر طور روان شد # 13 اسرار ms676 حقیقت نتوان گفت به اغیار %~% کو چون به جهان شد # 14 کز سر سرا پرده اسرار برآمد %~% دل برد و نهان شد # 15 اجزای ذرایر نبود ذره خالی %~% از پرتو آن نور # 16 هر ذره کز آن پرتو انوار برآمد %~% خورشید عیان شد # 17 سید ز کف ساقی وحدت چو بنوشید %~% جامی ز محبت # 18 سر مست می عشق به بازار برآمد %~% در عین عیان شد PageV1P2376 ### || [genre: robaeev] # 1 ای آنکه طلب کار خدایی به خود آ %~% از خود بطلب کز تو خدا نیست جدا # 2 اول به خود آ چون به خود آیی به خدا %~% اقرار بیاری به خدایی خدا ~~PageV1P2377 ### || [genre: robaeev] # 1 درویش عزیز پادشا شد به خدا %~% وارسته ز فقر و ز غنا شد به خدا # 2 گویی که کجا رفت از اینجا که برفت %~% آمد ز خدا و با خدا شد به خدا ~~PageV1P2378 ### || [genre: robaeev] # 1 علمی که تو را پاک کند از من و ما %~% ما القدسش نام کند مرد خدا # 2 خواهی که حدث پاک شود از تو تمام %~% برخیز و بشو جامه هستی و بیا ~~PageV1P2379 ### || [genre: robaeev] # 1 دریاب تو این قول حکیمانه ما %~% آنگه بخرام سوی میخانه ما # 2 زین پس من و رندی و خرابات مغان %~% رنداند شنو گفته مستانه ما ~~PageV1P2380 ### || [genre: robaeev] # 1 ماهی در آب و ماکیان در صحرا %~% هر یک به تنعمی گرفته مأوا # 2 دیدیم سمندری در آتش خوش وقت %~% بینیم نعیم مرغ در روی هوا ~~PageV1P2381 ### || [genre: robaeev] # 1 بنواخت مرا لطف الهی به خدا %~% هر درد که بود از کرم کرد دوا # 2 تشریف خلافت او به سید بخشید %~% او را بشناس و یک زمانی به خود آ ~~PageV1P2382 ### || [genre: robaeev] # 1 از آتش عشق صنم دلکش ما %~% افتاده مدام آتشی در کش ما # 2 پروانه پرسوخته ما را داند %~% تو پخته نه ای چه دانی این آتش ما ~~PageV1P2383 ### || [genre: robaeev] # 1 دادند جهانی دل و هم ms677 دست به ما %~% برخاست ز غیر هر که بنشست به ما # 2 ما بحر محیطیم و محبان چو حباب %~% پیوسته بود کسی که پیوسته به ما ~~PageV1P2384 ### || [genre: robaeev] # 1 مطلوب خود از خود طلب ای طالب ما %~% خود را بشناس یک زمانی به خود آ # 2 گر عاشق صادقی یکی را دو مگو %~% کافر باشی اگر بگوئی دو خدا ~~PageV1P2385 ### || [genre: robaeev] # 1 در جام جهان نما نظر کن همه را %~% آنگه ز وجود خود خبر کن همه را # 2 گفتی که خیال غیر باشد در دل %~% لطفی کن و از خانه به در کن همه را ~~PageV1P2386 ### || [genre: robaeev] # 1 از خود بگذر نور خدا را بطلب %~% در بحر درآ و عین ما را بطلب # 2 سلطان سراپرده توحید بجو %~% از دردی درد دل دوا را بطلب PageV1P2387 ### || [genre: robaeev] # 1 در دیده ما نور خدا را بطلب %~% در بحر در آ و عین ما را بطلب # 2 سلطان سراپرده توحید بجو %~% ور درد دلت هست دوا را بطلب PageV1P2388 ### || [genre: robaeev] # 1 از زحمت پا اگر بنالم چه عجب %~% از جور و جفا اگر بنالم چه عجب # 2 در حضرت پادشاه عالم به تمام %~% از دست شما اگر بنالم چه عجب ~~PageV1P2389 ### || [genre: robaeev] # 1 عالم چو سرابست و نماید سر آب %~% نقشی و خیالیست که بینند بخواب # 2 در بحر محیط چشم ما را بنگر %~% کان آب حیات را نموده به حباب ~~PageV1P2390 ### || [genre: robaeev] # 1 چشمت همه نرگسست و نرگس همه خواب %~% لعلت همه آتشست و آتش همه آب # 2 رویت همه لاله است و نرگس همه رنگ %~% زلفت همه سنبلست و سنبل همه ناب ~~PageV1P2391 ### || [genre: robaeev] # 1 عشقست که جان عاشقان زنده از اوست %~% نوریست که آفتاب تابنده از اوست # 2 هر چیز که در غیب و شهادت یابی %~% موجود بود ز عشق و پاینده از اوست ~~PageV1P2392 ### || [genre: robaeev] # 1 تا بر سر ما سایه شاهنشه ماست %~% کونین غلام و چاکر ms678 درگه ماست # 2 گلزار و بهشت و حور خار ره ماست %~% زیرا که برون ز کون منزلگه ماست ~~PageV1P2393 ### || [genre: robaeev] # 1 دریای محیط جرعه ساغر ماست %~% عالم به تمام گوشه کشور ماست # 2 ما از سر زلف خویش سودا زده ایم %~% خوش سودائی که دائما بر سر ماست ~~PageV1P2394 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم جنت گفت که بستان شماست %~% گفتم دوزخ گفت که زندان شماست # 2 گفتم که سراپرده سلطان دو کون %~% گفتا که بجو در دل ویران شماست ~~PageV1P2395 ### || [genre: robaeev] # 1 در دیده ما نقش خیالش پیداست %~% نوریست که روشنائی دیده ماست # 2 در هر چه نظر کند خدا را بیند %~% روشن تر از این دیده دگر دیده کراست ~~PageV1P2396 ### || [genre: robaeev] # 1 دارنده چو ترکیب چنین خوب آراست %~% باز از چه سبب فکندش اندر کم و ~~کاست # 2 گر خوب نیامد این صور عیب کراست %~% ور خوب آمد شکستش بهر چراست ~~PageV1P2397 ### || [genre: robaeev] # 1 ترکیب طبایع ار نگشتی کم و کاست %~% صورت بستی که طبع صورتگر ماست # 2 پرورد و بکاست تا بدانند کسان %~% کاین عالم را مصوری کامرواست ~~PageV1P2398 ### || [genre: robaeev] # 1 ای دل به طریق عاشقی راه یکی است %~% در کشور عشق بنده و شاه یکیست # 2 تا ترک دو رنگی نکنی در ره عشق %~% واقف نشوی که نعمت الله یکیست ~~PageV1P2399 ### || [genre: robaeev] # 1 صبح و سحر و بلبل و گلزار یکیست %~% معشوقه و عشق و عاشق و یار یکیست # 2 هرچند درون خانه را می نگرم %~% خود دایره و نقطه و پرگار یکیست ~~PageV1P2400 ### || [genre: robaeev] # 1 میخانه عشق او سرای دل ماست %~% وان دردی درد دل دوای دل ماست # 2 عالم به تمام و جمله اسمای اله %~% پیدا شده است و از برای دل ماست ~~PageV1P2401 ### || [genre: robaeev] # 1 در مذهب ما محب و محبوب یکیست %~% رغبت چه بود راغب و مرغوب یکیست # 2 گویند مرا که عین او را بطلب %~% چه جای طلب طالب و مطلوب یکیست ~~PageV1P2402 ### || [genre: robaeev] ms679 # 1 مائیم چنین تشنه و دریا با ماست %~% اندر همه قطره محیطی پیداست # 2 عشق آمد و بنشست به تخت دل ما %~% چون او بنشست عقل از آنجا برخاست ~~PageV1P2403 ### || [genre: robaeev] # 1 ناخورده شراب مستیش چندان نیست %~% وان مستی او ستوده مستان نیست # 2 مستی که نه از می بود او مخمور است %~% دستش بگذار کو ازین دستان نیست ~~PageV1P2404 ### || [genre: robaeev] # 1 گر کشته شوم به تیغ عشقش غم نیست %~% ور در هوسش مرده شوم ماتم نیست # 2 گر جامه خلق بر کشند از سر من %~% تشریف خدائیم خدائی کم نیست ~~PageV1P2405 ### || [genre: robaeev] # 1 طاعت ز سر جهل به جز وسوسه نیست %~% احکام وصول ذوق در مدرسه نیست # 2 عارف نشوی به منطق و هندسه تو %~% برهان و دلیل عشق در هندسه نیست ~~PageV1P2406 ### || [genre: robaeev] # 1 همه نیکند هیچ خود بد نیست %~% آنکه نیکو نباشد آن خود نیست # 2 جز یکی نیست در همه عالم %~% صد مگو ای عزیز من صد نیست PageV1P2407 ### || [genre: robaeev] # 1 توحید تو پیش ما همه شرک و دوئی است %~% اثبات یگانگی همه عین دوئیست # 2 از وحدت و اتحاد بگذر که احد %~% ایمن ز منی باشد و فارغ ز دوئیست ~~PageV1P2408 ### || [genre: robaeev] # 1 دیدم رندی که سید رندانست %~% از هر دو جهان گذشته و رند آن است # 2 در گنج بقاست گر چه در کنج فناست %~% پیداست به ما و از جهان پنهانست ~~PageV1P2409 ### || [genre: robaeev] # 1 تخت دل من مسخر شاه منست %~% شاهی به کمال شاه دلخواه منست # 2 او سید من باشد و من بنده او %~% این سید و بنده نعمت الله منست ~~PageV1P2410 ### || [genre: robaeev] # 1 این هشت حرف نام آن شاه منست %~% آن شاه که او مظهر الله منست # 2 مجموع دویست و سی و یک بشمارش %~% تا دریابی که نام دلخواه منست ~~PageV1P2411 ### || [genre: robaeev] # 1 این هفت فلک سیاره از آه منست %~% عرش و ملک و ستاره همراه منست # 2 این من ms680 نه منم جمله از او می گویم %~% این گفته من تمام ز الله منست ~~PageV1P2412 ### || [genre: robaeev] # 1 میخانه تمام وقف یاران منست %~% هر رند که هست جان جانان منست # 2 درد دل بیقرار درمان من است %~% وین دردی درد دائما آن منست ~~PageV1P2413 ### || [genre: robaeev] # 1 درد تو ندیم دل شیدای منست %~% ورد تو نهان و آشکارای منست # 2 کفر سر زلف تو که جانم به فداش %~% کفرش خوانند نور ایمان منست ~~PageV1P2414 ### || [genre: robaeev] # 1 این عین که عین جمله اعیانست %~% عینی است که آن حقیقت انسانست # 2 در آینه دیده ما بتوان دید %~% اما چه کنم ز دیده ها پنهانست ~~PageV1P2415 ### || [genre: robaeev] # 1 باران عنایتش به ما بارانست %~% باران چون نباردش به ما بار آن است # 2 گوئی که منم یار تو ای سید من %~% آری آری وظیفه یار آن است ~~PageV1P2416 ### || [genre: robaeev] # 1 دل همچو کبوتر است و شاهد باز است %~% تا ظن نبری که شیخ شاهد باز است # 2 بر شاهد اگر ز روی معنی نگری %~% بر تو در حق ز روی شاهد باز است ~~PageV1P2417 ### || [genre: robaeev] # 1 مخموری و میکده نجوئی حیف است %~% با ما سخن از ذوق نگوئی حیف است # 2 میخانه عاشقان سبیل است به ما %~% تو در طلب جام و سبوئی حیفست ~~PageV1P2418 ### || [genre: robaeev] # 1 او بر دل تو همه دری بگشاده است %~% در گوشه دل گنج خوشی بنهاده است # 2 در بندگیش ز عالم آزاد شدیم %~% مقبول غلامی که چنین آزاد است ~~PageV1P2419 ### || [genre: robaeev] # 1 یاری که دلش ز حال ما باخبر است %~% او را با ما همیشه حالی دگر است # 2 ماتشنه لبیم بر لب بحر محیط %~% وین طرفه لب بحر ز ما تشنه تر است ~~PageV1P2420 ### || [genre: robaeev] # 1 مردود بود کسی که مردود وی است %~% مقتول بود کسی که مردود وی است # 2 بی جود وجود او وجودی نبود %~% هر بود که هست بودی از بود وی است ~~PageV1P2421 ### || [genre: robaeev] # 1 ms681 رب الارباب رب این مربوب است %~% وز حضرت احباب همه محبوب است # 2 در صورت و معنیش نظر کن به تمام %~% تا دریابی که طالب و مطلوبست ~~PageV1P2422 ### || [genre: robaeev] # 1 آئینه حضرت الهی دل تو است %~% گنجینه و گنج پادشاهی دل تو است # 2 دل بحر محیط است و در او در یتیم %~% در صدفی چنین که خواهی دل توست ~~PageV1P2423 ### || [genre: robaeev] # 1 گنجینه و گنج پادشاهی دل تو است %~% وان مظهر الطاف الهی دل تو است # 2 مجموعه مجموع کمالات وجود %~% از دل بطلب که هر چه خواهی دل تو است ~~PageV1P2424 ### || [genre: robaeev] # 1 واصل به خودم عین وصالم اینست %~% بر حال خودم همیشه حالم این است # 2 در آینه ذات مثالی دارم %~% تمثال مثال بی مثالم این است PageV1P2425 ### || [genre: robaeev] # 1 در دیده ما هر دو جهان آینه است %~% جانان چو نماینده و جان آینه است # 2 عینیست که باطنا نماینده بود %~% هر چند که ظاهرا نهان آینه است ~~PageV1P2426 ### || [genre: robaeev] # 1 نقشی به خیال بسته کاین علم منست %~% وان لذت او در این زبان و دهن است # 2 عقل ار چه بسی رفت در این راه ولی %~% یوسف نشناخت عارف پیر من است ~~PageV1P2427 ### || [genre: robaeev] # 1 در گلشن ما ناله بلبل چه خوشست %~% نوشیدن مل به موسم گل چه خوشست # 2 گوئی چه خوشست طاعت از بهر خدا %~% می نوش ببین که خوردن مل چه خوشست ~~PageV1P2428 ### || [genre: robaeev] # 1 ذات و صفت و فعل همه آن وی است %~% بود همه خلق به فرمان وی است # 2 جمعیت عالم و پریشانی او %~% در مرتبه جمع و پریشان وی است PageV1P2429 ### || [genre: robaeev] # 1 عالم بر رندان به مثل جام می است %~% ساقی و حریف و جام می جمله وی است # 2 دریا و حباب و موج آبست بر ما %~% خود جام حباب خالی از آب کی است ~~PageV1P2430 ### || [genre: robaeev] # 1 در باغ خلافت نبی چار به است %~% وان چار ms682 به لطف او درر بار به است # 2 آن به که در اولست از آن چار به است %~% وان به که در آخر است از آن ~~چار به است PageV1P2431 ### || [genre: robaeev] # 1 دریاب و بیا که نازکانه سخنی است %~% دانستن این سخن برای چو منی است # 2 در صورت و معنیش نظر کن به تمام %~% تا دریابی که یوسف و پیرهنی است ~~PageV1P2432 ### || [genre: robaeev] # 1 این علم بدیع ما بیانی دگر است %~% وین جوهر علم ما ز کانی دگر است # 2 ذوقی ندهد حکایت مخموران %~% سرمستان را ذوق و بیانی دگر است ~~PageV1P2433 ### || [genre: robaeev] # 1 گر یار غنا دهد غنا دوست تر است %~% ور فقر دهد فقر مرا دوست تر است # 2 گر منع عطا کند من آن می خواهم %~% ور زانکه عطا دهد مرا دوست تر است ~~PageV1P2434 ### || [genre: robaeev] # 1 گم کردن و یافتن همه گردن تست %~% گر باطل و گر حق همه پروردن تست # 2 گوئی صنم گم شده را یافته ام %~% این یافتن تو عین گم کردن تست ~~PageV1P2435 ### || [genre: robaeev] # 1 ذاتی که به نزد ما نه فرد است و نه جفت %~% دریست که اندرین سخن نتوان ~~سفت # 2 چه جای من و تو که شناسیم او را %~% معلوم خود و عالم خود نتوان گفت ~~PageV1P2436 ### || [genre: robaeev] # 1 ناخورده شراب ذوق آن نتوان یافت %~% آن ذوق معانی ز بیان نتوان یافت # 2 این لذت عاشقی که ما یافته ایم %~% از سفره و لوت عاقلان نتوان یافت ~~PageV1P2437 ### || [genre: robaeev] # 1 در آینه ای گر چه نماید غیرت %~% غیر تو ز آینه زداید غیرت # 2 در خانه دل که خلوت حضرت تست %~% غیرت نگذارد که درآید غیرت ~~PageV1P2438 ### || [genre: robaeev] # 1 عشق آمد و عقل رخت بربست و برفت %~% آن عهد که بسته بود بشکست و برفت # 2 چون دید که پادشه درآمد سرمست %~% بیچاره غلام زود برجست و برفت ~~PageV1P2439 ### || [genre: robaeev] # 1 بی درد طریق حیدری نتوان یافت %~% بی ms683 کفر ره قلندری نتوان یافت # 2 بی رنج فنا گنج بقا نتوان دید %~% در حضرت ما به سر سری نتوان یافت ~~PageV1P2440 ### || [genre: robaeev] # 1 خوش آینه ایست مظهر و ذات و صفات %~% در وی غیری کجا نماید هیهات # 2 هر ساغر می که ساقیم می بخشد %~% جامیست جهان نما پر از آب حیات ~~PageV1P2441 ### || [genre: robaeev] # 1 از عالم کفر تا به دین یک نفس است %~% وز منزل شک تا به یقین یک نفس ~~است # 2 این یک نفس عزیز را خوار مدار %~% کاین حاصل عمر ما همین یک نفس است ~~PageV1P2442 ### || [genre: robaeev] # 1 صحبت با غیر اگر چه از بهر خداست %~% چون غیر بود در آن میان عین خطاست # 2 بگذر تو ز غیر و باش همصحبت او %~% ور صحبت غیر بایدت عین خطاست ~~PageV1P2443 ### || [genre: robaeev] # 1 تا بر سر ما سایه شاهنشه ماست %~% کونین غلام و چاکر درگه ماست # 2 گلزار بهشت و حور خاک ره ماست %~% زیرا که برون کون منزلگه ماست ~~PageV1P2444 ### || [genre: robaeev] # 1 دریای محیط جرعه ساغر ماست %~% عالم به تمام گوشه کشور ماست # 2 ما از سر زلف خویش سودا زده‌ایم %~% خوش سودایی که دائما در سر ماست ~~PageV1P2445 ### || [genre: robaeev] # 1 میخانه عشق او سرای دل ماست %~% وان دردی درد دل دوای دل ماست # 2 عالم به تمام جمله اسمای اله %~% پیدا شده است از برای دل ماست ~~PageV1P2446 ### || [genre: robaeev] # 1 دیدم رندی که سید رندان است %~% از هر دو جهان گذشته و رند آن است # 2 او گنج بقاست گر چه در کنج فناست %~% پیداست به ما وز دو جهان پنهان ~~است PageV1P2447 ### || [genre: robaeev] # 1 آن عین که عین جمله اعیان است %~% عینی است که آن حقیقت انسان است # 2 در آینه دیده ما بتوان دید %~% اما چه کنم ز چشم تو پنهان است ~~PageV1P2448 ### || [genre: robaeev] # 1 واصل به خودم عین وصالم این است %~% بر حال خودم همیشه حالم این است # 2 در آینه ms684 ذات مثالی دارم %~% تمثال جمال بی مثالم این است PageV1P2449 ### || [genre: robaeev] # 1 عشق است که جان عاشقان زنده از اوست %~% نوری است که آفتاب تابنده از ~~اوست # 2 هر چیز که در غیب و شهادت یابی %~% موجود بود ز عشق و پاینده از اوست ~~PageV1P2450 ### || [genre: robaeev] # 1 در دیده ما هر دو جهان آینه‌ای است %~% جانان چو نماینده و جان آینه ~~است # 2 عینی است که باطنا نماینده بود %~% هر چند که ظاهرا نهان آینه‌ای است ~~PageV1P2451 ### || [genre: robaeev] # 1 ای دل به طریق عاشقی راه یکی است %~% در کشور عشق بنده و شاه یکی است # 2 تا ترک دو رنگی نکنی در ره عشق %~% واقف نشوی که نعمت‌الله یکی است ~~PageV1P2452 ### || [genre: robaeev] # 1 در مذهب ما محب و محبوب یکی است %~% رغبت چه بود راغب و مرغوب یکی است # 2 گویند مرا که عین او را بطلب %~% چه جای طلب طالب و مطلوب یکی است ~~PageV1P2453 ### || [genre: robaeev] # 1 یاری که چو ما غرقه دریا گردد %~% از ما باشد به سوی مأوا گردد # 2 مستانه به گرد نقطه ‌ای چون پرگار %~% در دور درآید او و با ما گردد ~~PageV1P2454 ### || [genre: robaeev] # 1 رندی که ز هر دو کون یکتا گردد %~% در کتم عدم واله و شیدا گردد # 2 سر در قدم ساقی سرمست نهد %~% بی زحمت پا به گرد مأوا گردد PageV1P2455 ### || [genre: robaeev] # 1 عشق آمد و شمع خود به پروانه سپرد %~% رندی بگرفت و خوش به میخانه سپرد # 2 روزی گویند نعمت‌الله امروز %~% مستانه برفت و جان به جانانه سپرد ~~PageV1P2456 ### || [genre: robaeev] # 1 صد جان به فدای دلبران خواهم کرد %~% هرچیز که گفته دلبر آن خواهم کرد # 2 عارف گوید که می به رندان می بخش %~% فرمانبر اویم و چنان خواهم کرد ~~PageV1P2457 ### || [genre: robaeev] # 1 در مجلس ما به ترک می نتوان کرد %~% با عقل بیان عشق وی نتوان کرد # 2 چون اوست حقیقت وجود همه چیز %~% ادراک وجود هیچ ms685 شی نتوان کرد ~~PageV1P2458 ### || [genre: robaeev] # 1 دل دوش دم از لطف الهی می زد %~% در ملک قدم خیمه شاهی میزد # 2 بی‌ زحمت آب و گل دل زنده دلم %~% مستانه دم از نامتناهی میزد ~~PageV1P2459 ### || [genre: robaeev] # 1 بیماری اگر کنی دوا به باشد %~% ور تو به از این شدی تو را به باشد # 2 گر خار نشانیم برش گل نبود %~% ور بکاریم کار ما به باشد PageV1P2460 ### || [genre: robaeev] # 1 در هر آنی به ما عطایی بخشد %~% شاهی جهان به هر گدایی بخشد # 2 گنجی که نهایتش خدا می داند %~% سلطان به کرم به بینوایی بخشد ~~PageV1P2461 ### || [genre: robaeev] # 1 گر زان که گدا نماند آن سلطان ماند %~% ور کفر نماند نزد ما ایمان ماند # 2 این خواجه به نزد ما همین است همان %~% هر چیز که این نماند باقی آن ~~ماند PageV1P2462 ### || [genre: robaeev] # 1 هر چند که ظالمان همه جمع شوند %~% امید که یک ز یکدگر بر نخورند # 2 سال اسد و ماه اسد شیر خدا %~% از بیشه برون آید و گرگان بدرند ~~PageV1P2463 ### || [genre: robaeev] # 1 بی اسم کسی درک مسما نکند %~% نام ار نبود تمیز اشیا نکند # 2 عقل از چه مصفا و مزکی باشد %~% ادراک اله جز به اسما نکند PageV1P2464 ### || [genre: robaeev] # 1 یاری که چنان است خلیلش خوانند %~% چون مظهر اسماست جمیلش خوانند # 2 یاری که بود جمیل مانند خلیل %~% شاید که جهانیان جلیلش خوانند ~~PageV1P2465 ### || [genre: robaeev] # 1 این نقش خیال عالمش می ‌خوانند %~% جانی دارد که آدمش می‌ خوانند # 2 روحی است که روح اولش می‌ گویند %~% چون اوست تمام خاتمش می‌ خوانند ~~PageV1P2466 ### || [genre: robaeev] # 1 گر دیده دیگری خیالش بیند %~% در دیده ما نور جمالش بیند # 2 هر آینه ای که چشم ما می ‌نگرد %~% تمثال جمال بی مثالش بیند ~~PageV1P2467 ### || [genre: robaeev] # 1 ای دوست حجاب ما ز ما خواهد بود %~% وین مایی ما حجاب ما خواهد بود # 2 چون مایی ما ز ما بر افتد ms686 به یقین %~% بی مایی ما همه خدا خواهد بود ~~PageV1P2468 ### || [genre: robaeev] # 1 تا هستی ما به ما عیان خواهد بود %~% آن هستی او ز ما نهان خواهد بود # 2 گر ذات نماید همه فانی گردیم %~% مائیم چنین و او چنان خواهد بود ~~PageV1P2469 ### || [genre: robaeev] # 1 داند عالم اگر نکو اهل بود %~% کان علم که بی عمل بود سهل بود # 2 علمی که عمل طلب کند از عالم %~% گر زان که عمل نمی‌کند جهل بود ~~PageV1P2470 ### || [genre: robaeev] # 1 وجدان تو با وجود چندان نبود %~% وین غنچه وجدان تو خندان نبود # 2 آن نقش خیالی که تو بینی در خواب %~% جز خواب و خیال نقشبندان نبود ~~PageV1P2471 ### || [genre: robaeev] # 1 آن روز که کار وصل را ساز آید %~% این مرغ ازین قفس به پرواز آید # 2 از شه چو صفیر ارجعی روح شنید %~% پرواز کنان به دست شه باز آید ~~PageV1P2472 ### || [genre: robaeev] # 1 چون یوسف باد در چمن می ‌آید %~% بوئی ز زلیخا به یمن می‌ آید # 2 یعقوب دلم نعره زنان می‌گوید %~% فریاد که بوی پیرهن می‌ آید ~~PageV1P2473 ### || [genre: robaeev] # 1 هر آینه ای که در نظر می‌ آید %~% آن نور دو چشم ما به ما بنماید # 2 هر چند که آینه نماید او را %~% او آینه را به حسن خود آراید ~~PageV1P2474 ### || [genre: robaeev] # 1 لطفش به کرم شهد و شهودم بخشید %~% وز وجود وجود خود وجودم بخشید # 2 هر چیز که او دهد همه خیر بود %~% خیری به تمام کرد و بودم بخشید ~~PageV1P2475 ### || [genre: robaeev] # 1 دلدار مرا کشت حیاتم بخشید %~% وز زحمت این جهان نجاتم بخشید # 2 خرمای خبیصی چو ز دستم بربود %~% اما به عوض شاخ نباتم بخشید ~~PageV1P2476 ### || [genre: robaeev] # 1 نقشی و خیالیست که عالم خوانند %~% معنی سخن محققان می دانند # 2 این طرفه که در حقیقت این نقش خیال %~% حقند ولی خیال را می دانند ~~PageV1P2477 ### || [genre: robaeev] # 1 توحید عوام عاقلان می دانند %~% توحید خواص عارفان می ms687 دانند # 2 توحید و موحد موحد دریاب %~% خوش توحیدی موحدان می دانند PageV1P2478 ### || [genre: robaeev] # 1 رندان ز وجود وز عدم دم نزنند %~% از ملک حدوث وز قدم دم نزنند # 2 باشند مدام همدم جام شراب %~% می می نوشند دم به دم دم نزنند ~~PageV1P2479 ### || [genre: robaeev] # 1 آبست که در شیشه شرابش خوانند %~% با گل چو قرین شود گلابش خوانند # 2 از قید و گل و مل چو مجرد گردد %~% اهل بصر و بصیرت آبش خوانند ~~PageV1P2480 ### || [genre: robaeev] # 1 درد دل خسته دردمندان دانند %~% نه خوش نفسان خیره خندان دانند # 2 از سر قلندری تو گر محرومی %~% سریست در آن سینه که مستان دانند ~~PageV1P2481 ### || [genre: robaeev] # 1 در پای تو سروران سر انداخته اند %~% وز عشق تو خانمان بر انداخته اند # 2 رندانه به عشق چشم سرمست خوشست %~% خود را به خرابات در انداخته اند ~~PageV1P2482 ### || [genre: robaeev] # 1 از آتش عشق شمعی افروخته اند %~% پروانه جان عاشقان سوخته اند # 2 در مجمر سینه عود دل می سوزد %~% آتشبازی به عاشق آموخته اند ~~PageV1P2483 ### || [genre: robaeev] # 1 یک عالم از آب و گل بپرداخته اند %~% خود را به میان آن در انداخته اند # 2 خود می گویند و باز خود می شنوند %~% از ما و شما بهانه بر ساخته اند ~~PageV1P2484 ### || [genre: robaeev] # 1 ملک و ملکوت با هم آمیخته اند %~% نقد جبروت بر سرش ریخته اند # 2 کردند طلسمی به جمال و به کمال %~% آنگه به در گنج خود آویخته اند ~~PageV1P2485 ### || [genre: robaeev] # 1 خاک در میخانه مگر بیخته اند %~% کاین گرد و غبار را بر انگیخته اند # 2 یا ماه رخان خطه ماهانند %~% کز زلف عبیر در جهان ریخته اند ~~PageV1P2486 ### || [genre: robaeev] # 1 هر باده که از حضرت الله دهند %~% بی منت ساقی به سحرگاه دهند # 2 خواهی که کمال معرفت دریابی %~% از خود بگذر تا به خودت راه دهند ~~PageV1P2487 ### || [genre: robaeev] # 1 رند آن باشد که میل هستی نکند %~% وز خویش ms688 گذشته خودپرستی نکند # 2 در کوی خرابات مغان رندانه %~% می نوش کند مدام و مستی نکند ~~PageV1P2488 ### || [genre: robaeev] # 1 بی اسم کسی درک مسما نکند %~% نام ار نبود تمیز اشیا نکند # 2 عقل ار چه مصفی و مزکی باشد %~% ادراک اله جز به اسما نکند PageV1P2489 ### || [genre: robaeev] # 1 گر علم به تعلیم الهی یابند %~% گنجینه و گنج پادشاهی یابند # 2 طالب علما علم چنین گر خوانند %~% انعام خدا لایتناهی یابند ~~PageV1P2490 ### || [genre: robaeev] # 1 درویش و گدا مرتبه جان چه کند %~% می می نوشد مدام او نان چه کند # 2 یاری که محب حضرت جانان است %~% ای یار عزیز من بگو جان چه کند ~~PageV1P2491 ### || [genre: robaeev] # 1 یاری که مدام این سخن را خواند %~% معنی کلام عارفان را داند # 2 آئینه اگر چه می نماید تمثال %~% در ذات نماینده اثر نتواند ~~PageV1P2492 ### || [genre: robaeev] # 1 در عشق تو شادی و غمم هیچ نماند %~% با وصل تو سود و ماتمم هیچ نماند # 2 یک نور تجلی تو ام کرد چنان %~% کز نیک و بد و بیش و کمم هیچ نماند ~~PageV1P2493 ### || [genre: robaeev] # 1 هر دل که به ذوق سرمدی خواهد بود %~% در دایره محمدی خواهد بود # 2 آن یار که مذهب حسینی دارد %~% او طالب سر احمدی خواهد بود PageV1P2494 ### || [genre: robaeev] # 1 فقری که از او غنای مطلق آید %~% گر زان که طلب کنی به جان می شاید # 2 من فقر همی جویم و آن خواجه غنا %~% از خواجه ما فقر و غنا می آید ~~PageV1P2495 ### || [genre: robaeev] # 1 آب است که جان ما از او می یابد %~% وز دیدن او نور بسی افزاید # 2 هر سو که روان شود حیاتی بخشد %~% هر نقش که او را بدهی برباید ~~PageV1P2496 ### || [genre: robaeev] # 1 تا با تو توئی بود دوئی خواهد بود %~% ای یار دوئی هم ز توئی خواهد بود # 2 چون تو ز توئی وز دوئی وارستی %~% در ملک یکی کجا دوئی خواهد بود ~~PageV1P2497 ### || [genre: ms689 robaeev] # 1 تا قدرت حق دری به عیسی بگشود %~% وان ذات مطهرش به مریم بنمود # 2 بگذشته هزار و هفتصد و چهل به تمام %~% شاید که بسی سال دگر خواهد بود ~~PageV1P2498 ### || [genre: robaeev] # 1 این لطف نگر که حق به موسی بنمود %~% در صورت نار نور معنی بنمود # 2 آئینه اعیان چو وجود از وی یافت %~% هر حسن که بود آن تجلی بنمود ~~PageV1P2499 ### || [genre: robaeev] # 1 انسان خوشی محققی پیش آید %~% صد دل به دمی ز دلبران برباید # 2 آن نور دو چشم نعمت الله بود %~% حق بیند و حق به مردمان بنماید ~~PageV1P2500 ### || [genre: robaeev] # 1 هستی یکیست آنکه هستی شاید %~% این هستی تو به هیچ کاری ناید # 2 رو نیست شو از هستی خود همچون ما %~% کز هستی تو هیچ دری نگشاید ~~PageV1P2501 ### || [genre: robaeev] # 1 عینی به ظهور عین ها بنماید %~% در هر عینی عین به ما بنماید # 2 در جام جهان نما نماید به کمال %~% در وی نظری کن که تو را بنماید ~~PageV1P2502 ### || [genre: robaeev] # 1 بلبل مست است و بوی گل می بوید %~% دل داده به ما و دلبرش می جوید # 2 این قول خوشی که تو ز سید شنوی %~% بشنو بشنو که او ز او می گوید ~~PageV1P2503 ### || [genre: robaeev] # 1 بلبل سخن از زبان گل می گوید %~% مستست و حدیث گل و مل می گوید # 2 دریاب رموز نعمت الله ولی %~% جزویست ولی سخن ز کل می گوید PageV1P2504 ### || [genre: robaeev] # 1 چون یوسف باد در چمن می آید %~% بوئی ز زلیخا سوی من می آید # 2 یعقوب دلم نعره زنان می گوید %~% فریاد که بوی پیرهن می آید ~~PageV1P2505 ### || [genre: robaeev] # 1 آن روز که کار وصل را ساز آید %~% وین مرغ ازین قفس به پرواز آید # 2 از شه چو صفیر ارجعی گوش کند %~% پرواز کند به دست شه باز آید ~~PageV1P2506 ### || [genre: robaeev] # 1 بی او ما را ظهور یارا نبود %~% بی آئینه تمثال هویدا نبود ms690 # 2 پیوسته چو صورت و تجلی به همند %~% بی بودن ما ظهور او را نبود ~~PageV1P2507 ### || [genre: robaeev] # 1 بلبل و گل رونق بستان نبود %~% بی جام شراب ذوق مستان نبود # 2 گر نائی و نی به هم بسازند دمی %~% آواز نی و رقص حریفان نبود ~~PageV1P2508 ### || [genre: robaeev] # 1 ممکن به خودیش بود و جودی نبود %~% گنجی که ز حق بود به پنهان نبود # 2 گر زان که نه او گوش و زبانی بخشد %~% از خود ما را گفت و شنودی نبود ~~PageV1P2509 ### || [genre: robaeev] # 1 عینی که ظهور کرد اعیان نبود %~% گنجی که ز حق بود به پنهان نبود # 2 جانانه در آئینه جان کرد نظر %~% از ساده دلی آینه جانان نبود ~~PageV1P2510 ### || [genre: robaeev] # 1 تقوی که در او اسم الهی نبود %~% یا مقتبس خبر از شاهی نبود # 2 تقوی چنان از خللی خالی نیست %~% شاید که کسی به آن مباهی نبود ~~PageV1P2511 ### || [genre: robaeev] # 1 آن یار فقیر این و آنش نبود %~% سرمایه سود و هم زیانش نبود # 2 در کتم عدم مست و خراب افتاده %~% او را خبر از نام و نشانش نبود ~~PageV1P2512 ### || [genre: robaeev] # 1 بر تخت ولایت آن ولی شاه بود %~% خورشید محمد و علی ماه بود # 2 نوری که از این هر دو نصیبی دارد %~% میدان به یقین که نعمت الله بود ~~PageV1P2513 ### || [genre: robaeev] # 1 کفر چو منی گزاف و آسان نبود %~% محکمتر از ایمان من ایمان نبود # 2 در دهر چو من یکی و آن هم کافر %~% پس در همه دهر یک مسلمان نبود ~~PageV1P2514 ### || [genre: robaeev] # 1 بر تخت ولایت آن ولی شاه بود %~% باطن شمس است و ظاهرا ماه بود # 2 نوری که از این هر دو نصیبی دارد %~% روشن بنگر که نعمت الله بود ~~PageV1P2515 ### || [genre: robaeev] # 1 در بحر محیط هر که او غرق بود %~% فارغ ز وجود غرب و وز شرق بود # 2 آن کس که نشسته بر لب دریائی %~% با غرقه بحر ms691 ما بسی فرق بودم ~~PageV1P2516 ### || [genre: robaeev] # 1 با حکمت ما نصیر طوسی چه بود %~% با خرقه ما کتان روسی چه بود # 2 گوئی که به عقل می توان رفت این راه %~% با دین محمدی مجوسی چه بود ~~PageV1P2517 ### || [genre: robaeev] # 1 رندی که ز هر دو کون یکتا گردد %~% در کتم عدم واله و شیدا گردد # 2 سر در قدم ساقی سرمست نهد %~% بی زحمت پا به گرد دنیا گردد PageV1P2518 ### || [genre: robaeev] # 1 یاری که چو ما لطف الهی دارد %~% در هر دو جهان هرچه تو خواهی دارد # 2 هر چند گدای حضرت سلطان است %~% از دولت عشق پادشاهی دارد PageV1P2519 ### || [genre: robaeev] # 1 دل میل به صحبت نگاری دارد %~% با ساقی و مستی سر و کاری دارد # 2 چون بلبل مست در چمن می گردد %~% گویا که هوای گلعذاری دارد ~~PageV1P2520 ### || [genre: robaeev] # 1 بر خاک درش هر که مقامی دارد %~% در هر دو جهان جاه تمامی دارد # 2 یاری که بود به عشق او بدنامی %~% بدنام مگو که نیک نامی دارد ~~PageV1P2521 ### || [genre: robaeev] # 1 محبوب جمال خود به آدم بخشید %~% سر حرمش به یار محرم بخشید # 2 هر نقد که در خزانه عالم بود %~% سلطان به کرم به جود عالم بخشید ~~PageV1P2522 ### || [genre: robaeev] # 1 بودش به کمال خویش بودم بخشید %~% لطفش به کرم شهد شهودم بخشید # 2 او طالب من که ظاهرش گردانم %~% من طالب او که تا وجودم بخشید ~~PageV1P2523 ### || [genre: robaeev] # 1 در هر آنی مرا عطائی بخشید %~% شاهی جهان بهر گدائی بخشید # 2 گنجی که نهایتش خدا می داند %~% سلطان به کرم به بینوائی بخشید ~~PageV1P2524 ### || [genre: robaeev] # 1 یک نقطه به ذات خود هویدا گردید %~% زان نقطه به دم دو نقطه پیدا گردید # 2 زین هر سه یکی الف هویدا آمد %~% وین طرفه که در دو کون یکتا گردید ~~PageV1P2525 ### || [genre: robaeev] # 1 هر آینه که در نظر می گذرد %~% تمثال جمال او نظر می نگرد # 2 تمثال خیالیست و ms692 لیکن ذاتش %~% در آینه تمثال به ما می نگرد ~~PageV1P2526 ### || [genre: robaeev] # 1 صد جان به فدای دلبران خواهم کرد %~% هر چیز که گفته دلبر آن خواهم کرد # 2 عارف گوید که می به رندان می بخش %~% فرمان برم و من آنچنان خواهم کرد ~~PageV1P2527 ### || [genre: robaeev] # 1 در مجلس ما که ترک می نتوان کرد %~% با عقل بیان عشق وی نتوان کرد # 2 چون اوست حقیقت وجود همه چیز %~% ادراک وجود هیچ شی نتوان کرد ~~PageV1P2528 ### || [genre: robaeev] # 1 ای عقل بو که عشق خلاقی شد %~% عشق آمد و راه زهد زراقی شد # 2 میخانه چو گرم گشت و رندان کامل %~% سلطان خرابات به خود ساقی شد ~~PageV1P2529 ### || [genre: robaeev] # 1 عالم همه پر ز نور سبحانی شد %~% در سطوت ذات او همه فانی شد # 2 یاری که عنایت الهی دریافت %~% در هر دو جهان عالم ربانی شد ~~PageV1P2530 ### || [genre: robaeev] # 1 از جود وجود عشق لا شی شی شد %~% وز آب حیات جمله جانها حی شد # 2 گویند وفات یافت سید حاشا %~% باقی به بقای اوست فانی کی شد ~~PageV1P2531 ### || [genre: robaeev] # 1 تا داروی دردم سبب درمان شد %~% پستیم بلندی شد و کفر ایمان شد # 2 جان و دل و تن هر سه حجابم بودند %~% تن دل شد و دل جان شد و جان جانان ~~شد PageV1P2532 ### || [genre: robaeev] # 1 گر قطره نماند آب باقی باشد %~% ور کوزه شکست بحر ساقی باشد # 2 عطار به صورت از خراسان گر رفت %~% آمد عوضش شیخ عراقی باشد ~~PageV1P2533 ### || [genre: robaeev] # 1 ای دل بر او به پای جان باید شد %~% در خلوت او ز خود نهان باید شد # 2 در بحر محیط حال دل باید بود %~% آسوده ز قال این و آن باید شد ~~PageV1P2534 ### || [genre: robaeev] # 1 در ملک اگر شاه عراقی باشد %~% شک نیست که مال شاه باقی باشد # 2 گر می خواهی که رندکان جمع شوند %~% باید که یکی همیشه ساقی باشد ~~PageV1P2535 ### || [genre: robaeev] # 1 ms693 دانستن علم دین شریعت باشد %~% چون در عمل آوری طریقت باشد # 2 گر علم و عمل جمع کنی با اخلاص %~% از بهر رضای حق حقیقت باشد ~~PageV1P2536 ### || [genre: robaeev] # 1 سازنده اگرچه ساز نیکو سازد %~% اما بی ساز ساز چون بنوازد # 2 من آینه ام که می نمایم او را %~% او خالق من که او مرا می سازد ~~PageV1P2537 ### || [genre: robaeev] # 1 بگذر ز تجمل و تکبر بگذار %~% رو کهنه بپوش و با قناعت به سر آر # 2 جایی که بود تجمل ذاتی او %~% زین نوع تجمل به چه کار آید یار ~~PageV1P2538 ### || [genre: robaeev] # 1 میخانه ذوق در گشادیم دگر %~% لب بر لب جام می نهادیم دگر # 2 در کوی خرابات مغان رندانه %~% سرمست به خاک ره فتادیم دگر PageV1P2539 ### || [genre: robaeev] # 1 ما توبه به جام می شکستیم دگر %~% با ساقی خویش عهد بستیم دگر # 2 رندانه حریف نعمت الله خودیم %~% در کوی خرابات نشستیم دگر PageV1P2540 ### || [genre: robaeev] # 1 عمری به خیال تو گذاریم دگر %~% جان را به هوای تو سپاریم دگر # 2 باز آ که به جان و دل همه مشتاقیم %~% بی تو نفسی صبر نداریم دگر ~~PageV1P2541 ### || [genre: robaeev] # 1 توحید دگر باشد و الحاد دگر %~% خود بنده دگر باشد و آزاد دگر # 2 ار شکر شیرین سخنی می گویم %~% خسرو دگری باشد و فرهاد دگر PageV1P2542 ### || [genre: robaeev] # 1 توحید دگر باشد و الحاد دگر %~% خود بنده دگر باشد و آزاد دگر # 2 تو عمر به باد می دهی ای ملحد %~% دریاب و مده عمر تو بر باد دگر ~~PageV1P2543 ### || [genre: robaeev] # 1 برخیز خوش و از سر عالم بگذر %~% وین جام به جم گذار وز جم بگذر # 2 نتوان ز قدر گریخت اما ز قضا %~% بگریز ولی به حضرت سر قدر PageV1P2544 ### || [genre: robaeev] # 1 فرزند عزیز قرةالعین پدر %~% بی ما به هوای خود برد عمر به سر # 2 مشغول به دیگران و ما را مشغول %~% نه میل پدر دارد و نه ms694 مهر پسر ~~PageV1P2545 ### || [genre: robaeev] # 1 ای یار بیار جام و کامی بردار %~% کامی ز لب جام مدامی بردار # 2 کامل بنشین و عاشقانه برخیز %~% در راه در آی چست کامی بردار ~~PageV1P2546 ### || [genre: robaeev] # 1 مجنون و پریشان تو ام دستم گیر %~% خود می دانی آن تو ام دستم گیر # 2 هر بی سر و پای دستگیری دارد %~% من بی سر و سامان تو ام دستم گیر ~~PageV1P2547 ### || [genre: robaeev] # 1 ننشین بنشین وز همه عالم برخیز %~% عالم چه بود ز بود عالم برخیز # 2 در کتم عدم بیا و با ما بنشین %~% از بود وجود خویشتن هم برخیز ~~PageV1P2548 ### || [genre: robaeev] # 1 حکمی از او محال باشد پرهیز %~% فرموده و امر کرده از وی مگریز # 2 آن کو به میان امر حکمش عاجز %~% درماند و دلفکار کجدار و مریز ~~PageV1P2549 ### || [genre: robaeev] # 1 با ریش سفید میر رعناست هنوز %~% و اندر طلب دلبر زیباست هنوز # 2 با ریش سفید و چشمهای سیهش %~% اندر سر او مایه سوداست هنوز ~~PageV1P2550 ### || [genre: robaeev] # 1 ممکن ز وجود هستی ای دارد و بس %~% نقشی ز خیال خویش می آرد و بس # 2 بلبل ز گلشن نسیم بوئی یابد %~% یعنی رخ خود به خار می خارد و بس ~~PageV1P2551 ### || [genre: robaeev] # 1 ما عاشق و رندیم ز طامات مپرس %~% از ما به جز از حال خرابات مپرس # 2 از زاهد هشیار کرامات طلب %~% مستیم ز ما کشف و کرامات مپرس ~~PageV1P2552 ### || [genre: robaeev] # 1 خوش علم شریفی است نکو می ‌جویش %~% این علم وی است رو از او می‌ جویش # 2 آن زلف نگار ما به دست آر چنان %~% سودازدگان مو به مو می ‌جویش ~~PageV1P2553 ### || [genre: robaeev] # 1 رندانه بیا جام می صاف بنوش %~% ور درد بود نوش کن از غیر بپوش # 2 می نوش تو چندان که شوی مست و خراب %~% در کوی مغانت بکشند دوش به دوش ~~PageV1P2554 ### || [genre: robaeev] # 1 بردار نقاب و می نگر آن رویش %~% دانی ms695 که نقاب چیست یعنی مویش # 2 موئی ز سر زلف نگارم به کف آر %~% آنگه بنشین و خوش خوشی می بویش ~~PageV1P2555 ### || [genre: robaeev] # 1 کو دل که بداند نفسی اسرارش %~% کو گوش که بشنود ز من گفتارش # 2 معشوق جمال می نماید شب و روز %~% کو دیده که تا برخورد از دیدارش ~~PageV1P2556 ### || [genre: robaeev] # 1 مخلوق خدا همه نکو می دارش %~% تعظیم همه برای او می دارش # 2 هر آینه ای که در نظر می آری %~% آن آینه را تو روبرو می دارش ~~PageV1P2557 ### || [genre: robaeev] # 1 این جام و شراب جسم و جان دریابش %~% آن غیب و شهادت جان دریابش # 2 در هر چه نظر کنی نکو می بینش %~% در صورت و معنی این و آن دریابش ~~PageV1P2558 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم که دلم گفت که ویران کنمش %~% گفتم عقلم گفت که دیوان کنمش # 2 گفتم جانم گفت که در حضرت من %~% جانی چه بود تا سخن از جان کنمش ~~PageV1P2559 ### || [genre: robaeev] # 1 مجموع حروف یک الف می خوانش %~% با اصل الف به نقطه ای می دانش # 2 نی نی چو یکی نقطه بود اصل الف %~% یک نقطه بگو معانی قرآنش ~~PageV1P2560 ### || [genre: robaeev] # 1 ترسان ترسان همی روم بر اثرش %~% پرسان پرسان ز خلق عالم خبرش # 2 آسان آسان اگر بیابم وصلش %~% بوسان بوسان لب من و خاک درش PageV1P2561 ### || [genre: robaeev] # 1 گر معنی تنزیل بداند حافظ %~% تنزیل به عشق دل بخواند حافظ # 2 او کرد نزول ما ترقی کردیم %~% تحقیق کجا چنین تواند حافظ PageV1P2562 ### || [genre: robaeev] # 1 معشوق یکی عشق یکی عاشق یک %~% این هر دو یکی و در یکی نبود شک # 2 یک ذات و صفات صد هزارش می دان %~% یک صد باشد به اعتباری صد یک ~~PageV1P2563 ### || [genre: robaeev] # 1 مفعول یکی فعل یکی فاعل یک %~% ما راست یقین اگر تو را باشد شک # 2 بردار حجات تا نمائی به حجاب %~% دریاب نصیحتی که گفتم نیکک ~~PageV1P2564 ### || [genre: robaeev] # 1 ms696 در جام جهان نما نظر کن به جمال %~% تا نقش خیال او نماید به کمال # 2 هر آینه ای که در نظر می آری %~% تمثال جمالش بنماید تمثال PageV1P2565 ### || [genre: robaeev] # 1 از دولت عشق عقل گشته پامال %~% مستقبل و ماضیم همه آمده حال # 2 نه دی و نه فردا و نه صبح است و نه شام %~% ایمن شده عمرم ز مه و هفته ~~و سال PageV1P2566 ### || [genre: robaeev] # 1 بنشین به در خلوت دل ای کامل %~% مگذار که غیر او درآید در دل # 2 زیرا که اگر غیر در آید به وثاق %~% آسان تو دشوار شود حل مشکل ~~PageV1P2567 ### || [genre: robaeev] # 1 در ملک یگانگی دوئی را چه محل %~% با حضرت او من و توئی را چه محل # 2 آنجا که کلام شاه ترکستانست %~% هندو و حدیث هندوئی را چه محل ~~PageV1P2568 ### || [genre: robaeev] # 1 تا با غم عشق او هم آواز شدم %~% صد بار زیاده بر عدم باز شدم # 2 ز آن راه عدم نیز بسی پیمودم %~% رازی بودم کنون همه راز شدم ~~PageV1P2569 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی خرابات بسی کوشیدیم %~% تا جمله شراب میکده نوشیدیم # 2 تا رهبر رندان جهانی باشیم %~% رندانه قبای عاشقی پوشیدیم PageV1P2570 ### || [genre: robaeev] # 1 رفتم به خرابات و خراب افتادم %~% توبه بشکستم به شراب افتادم # 2 راهی بردم به چشمه آب حیات %~% تشنه به دم روان در آب افتادم ~~PageV1P2571 ### || [genre: robaeev] # 1 جان و دل خود فدای جانان کردم %~% گفتم که مگر محرم جانان گردم # 2 اما دیدم که گرچه گردم خاکش %~% هرگز نبرد باد به گردش گردم ~~PageV1P2572 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی مغان مست و خراب افتادم %~% توبه بشکسته در شراب افتادم # 2 سر بر در میخانه نهادم چه دگر %~% رندانه به ذوق در شراب افتادم ~~PageV1P2573 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی خرابات خراب افتادیم %~% رندانه به ذوق در شراب افتادیم # 2 در بحر محیط کشت ای می راندیم %~% کشتی بشکست ما در آب افتادیم ~~PageV1P2574 ### || [genre: robaeev] ms697 # 1 در کنج فنا گنج بقا یافته ایم %~% در ملک عدم وجود را یافته ایم # 2 خود را به خدا شناختیم ای عارف %~% آنگاه خدا را به خدا یافته ایم ~~PageV1P2575 ### || [genre: robaeev] # 1 تا ما نظر از اهل نظر یافته ایم %~% از سر وجود خود خبر یافته ایم # 2 ما در یتیم را به دست آوردیم %~% دریای محیط پرگهر یافته ایم ~~PageV1P2576 ### || [genre: robaeev] # 1 ما یافته ایم آنچه ما یافته ایم %~% گم کرده خود را به خدا یافته ایم # 2 گنجی که نیافت هیچکس در عالم %~% وایافته ایم نیک وایافته ایم ~~PageV1P2577 ### || [genre: robaeev] # 1 در مجلس انس همدمی یافته ایم %~% در پرده عشق محرمی یافته ایم # 2 عالم چه کنم که از دو عالم بهتر %~% در سینه خویش عالمی یافته ایم ~~PageV1P2578 ### || [genre: robaeev] # 1 تا خانه دل خلوت او ساخته ام %~% غیر از نظر خویش برانداخته ام # 2 چون هرچه نظر می کنم او می بینم %~% بشناخته ام چنان که بشناخته ام ~~PageV1P2579 ### || [genre: robaeev] # 1 من در ره عشق جان و دل باخته ام %~% سر بر سر کوی دوست انداخته ام # 2 خود را به خود و خدای خود را به خدا %~% بشناخته ام چنان که بشناخته ام ~~PageV1P2580 ### || [genre: robaeev] # 1 تا مرکب عشق درمیان تاخته ام %~% سر از سر دوش نفس انداخته ام # 2 تا عارف خلوت دل و معروفم %~% بشناخته ام چنان که بشناخته ام ~~PageV1P2581 ### || [genre: robaeev] # 1 شهبازم و شاهباز بشناخته ام %~% در عالم عاشقی سر انداخته ام # 2 گوئی چو شناختی بگویم با تو %~% بشناخته ام چنان که بشناخته ام ~~PageV1P2582 ### || [genre: robaeev] # 1 تا تیغ به عشق از نیام آخته ام %~% پا و سر و دست عقل انداخته ام # 2 بی زحمت آب و گل من این معنی را %~% بشناخته ام چنان که بشناخته ام ~~PageV1P2583 ### || [genre: robaeev] # 1 تا آتش عشق او بر افروخته ایم %~% عود دل خود بر آتشش سوخته ایم # 2 دلسوخته ایم و ms698 کار آتشبازی %~% آموخته ایم و نیک آموخته ایم ~~PageV1P2584 ### || [genre: robaeev] # 1 شاها نظری کن که فقیران توییم %~% گر نیک و بدیم هرچه هست آن توییم # 2 فرمان تو را کمر به جان می بندیم %~% زیرا که همه بنده فرمان توییم ~~PageV1P2585 ### || [genre: robaeev] # 1 ما سوخته ایم و بارها سوخته ایم %~% وین خرقه پاره بارها دوخته ایم # 2 هر شعله که ز آتش ز سر شوق جهد %~% در ما گیرد از آنکه ما سوخته ایم ~~PageV1P2586 ### || [genre: robaeev] # 1 هم جام جهان نمای عالم مائیم %~% هم آینه روشن آدم مائیم # 2 گر یک نفسی از دم ما مرده شوی %~% می دان به یقین کاین دم و آن دم ~~مائیم PageV1P2587 ### || [genre: robaeev] # 1 آن صورت الطاف الهی مائیم %~% همجامه جامه دار شاهی مائیم # 2 ما محرم راز حضرت سلطانیم %~% داننده اسرار کما هی مائیم PageV1P2588 ### || [genre: robaeev] # 1 انگشت زنان بر در جانان رفتیم %~% پیدا بودیم باز پنهان رفتیم # 2 گوئی که برفت نعمت الله ز جهان %~% رفتیم ولی به نور ایمان رفتیم ~~PageV1P2589 ### || [genre: robaeev] # 1 ما درویشیم پادشاهی بخشیم %~% ملکی از ماه تا به ماهی بخشیم # 2 عالم چه بود که در زمان بخشش %~% مجموع خزائن الهی بخشیم PageV1P2590 ### || [genre: robaeev] # 1 در کتم عدم قلندر چالاکیم %~% در ملک وجود مالک افلاکیم # 2 در کوی فنا جام بقا می نوشیم %~% در مجلس عشق ساقی لولاکیم PageV1P2591 ### || [genre: robaeev] # 1 او جمع همه همه تفاصیل وئیم %~% زان لحظه پی جمع و تفاضیل نئیم # 2 در جام مئیم و گاه در جام شراب %~% اما همه جا حقیقتا عین مئیم ~~PageV1P2592 ### || [genre: robaeev] # 1 جوهر آبست و گوهرش در یتیم %~% دریاب بیان ما که سریست عظیم # 2 موج است و حباب نزد ما هر دو یکی %~% بگذر ز دوئی یکی مسازش به دو نیم ~~PageV1P2593 ### || [genre: robaeev] # 1 در کتم عدم سریر شاهی داریم %~% وان مملکت نامتناهی داریم # 2 عالم همه داریم ولیکن چه کنیم %~% چون گنج معارف الهی داریم ms699 ~~PageV1P2594 ### || [genre: robaeev] # 1 والله به خدا که ما خدا می دانیم %~% اسرار گدا و پادشا می دانیم # 2 سرپوش فکنده اند بر روی طبق %~% سریست در این طبق که ما می دانیم ~~PageV1P2595 ### || [genre: robaeev] # 1 ما محرم راز حضرت سلطانیم %~% احوال درون و هم برون می دانیم # 2 منشی قضا هرچه نویسد مجمل %~% بر لوح قدر مفصلش می خوانیم PageV1P2596 ### || [genre: robaeev] # 1 ما عادت خود بهانه جوئی نکنیم %~% جز راست روی و نیک خوئی نکنیم # 2 آنها که به جای ما بدی ها کردند %~% گر دست دهد به جز نکوئی نکنیم ~~PageV1P2597 ### || [genre: robaeev] # 1 در نهصد و نه من دو قران می بینم %~% از مهدی و دجال نشان می بینم # 2 دین نوع دگر گردد و اسلام دگر %~% این سر نهان است عیان می بینم ~~PageV1P2598 ### || [genre: robaeev] # 1 تا صورت او در آینه می بینم %~% معنی همه هر آینه می بینم # 2 آئینه دل به چشم جان می نگرم %~% وین طرفه که او در آینه می بینم ~~PageV1P2599 ### || [genre: robaeev] # 1 ما جمله حروف عالیاتیم مدام %~% پنهان ز همه به غیب ذاتیم مدام # 2 هر چند کتاب عالمی بنوشتیم %~% پوشیده ز لوح کایناتیم مدام PageV1P2600 ### || [genre: robaeev] # 1 ترکیب بدن که چار حرف است مدام %~% زان چار حروف نعمت‌الله شده نام # 2 چون حرف ز یاد نعمت‌الله برفت %~% الله ظهور کرد و الله و سلام ~~PageV1P2601 ### || [genre: robaeev] # 1 در عالم عشق منزلی ساخته‌ام %~% سرمایه و سود جمله درباخته‌ام # 2 من با تو بگویم که چه بشناخته‌ام %~% بشناخته ام چنان که بشناخته‌ام ~~PageV1P2602 ### || [genre: robaeev] # 1 روبند به روی همچو مه بسته بتم %~% در پرده خوشی نشسته پیوسته بتم # 2 این بت شاه است و عالمی بنده او %~% برخاسته در خدمت و بنشسته بتم ~~PageV1P2603 ### || [genre: robaeev] # 1 دل در سر زلف دلستانش بستم %~% وز نرگش چشم پر خمارش مستم # 2 من نیست شدم ز هست خود رستم %~% از هستی اوست هستیم گر هستم ~~PageV1P2604 ### || [genre: ms700 robaeev] # 1 حمام شدم به گوشه ای بنشستم %~% با خدمت دلاک بسی پیوستم # 2 دستم بگرفت و بر سر بام نشاند %~% فی الجمله چه گویم که به مویی رستم ~~PageV1P2605 ### || [genre: robaeev] # 1 رفتم به خرابات و خراب افتادم %~% توبه بشکستم به شراب افتادم # 2 راهی بردم به چشمه آب حیات %~% تشنه بودم روان در آب افتادم ~~PageV1P2606 ### || [genre: robaeev] # 1 بر خاک درش مست و خراب افتادم %~% همسایه او در آفتاب افتادم # 2 گفتم که منم که نور او می‌نگرم %~% کشتی بشکست و من در آب افتادم ~~PageV1P2607 ### || [genre: robaeev] # 1 با شمع رخش دمی چو دمساز شدم %~% پروانه مستمند جانباز شدم # 2 آن روز که این قفس بباید پرداخت %~% چون شهبازی به دست شه باز شدم ~~PageV1P2608 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی خرابات حضوری دارم %~% سرمستم و از عشق سروری دارم # 2 با من بنشین که نیک روشن گردی %~% کز نور خدا تمام نوری دارم ~~PageV1P2609 ### || [genre: robaeev] # 1 گویی که توکل و رضایی دارم %~% تسلیم و ریاضت و صفایی دارم # 2 این جمله از آن تو مبارک بادت %~% من در دو جهان یکی خدایی دارم ~~PageV1P2610 ### || [genre: robaeev] # 1 هر آینه ای که آید اندر نظرم %~% تمثال جمال روی او می ‌نگرم # 2 در جام جهان نما نگاهی کردم %~% مجموع کمال در یکی می‌ شمرم ~~PageV1P2611 ### || [genre: robaeev] # 1 تا جان دارم به می خوری می‌ کوشم %~% در کوی مغان مدام می می‌ نوشم # 2 صد صومعه را به نیم حبه نخرم %~% من دیر مغان به این بها نفروشم ~~PageV1P2612 ### || [genre: robaeev] # 1 تا جان باشد به می خوری می‌ کوشم %~% خوش آب حیاتی است روان می ‌نوشم # 2 مویی ز سر زلف بتی یافته ام %~% زنار کنم به عالمی نفروشم PageV1P2613 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم چه کنم که می گو چه کنم %~% گفتم جویم گفت که می جو چه کنم # 2 گفتا می رو چنانکه من می کارم %~% گفتم آری اگر نرویم چه کنم ~~PageV1P2614 ### || [genre: ms701 robaeev] # 1 هر گه که دل از خلق جدا می‌ بینم %~% احوال وجود با نوا می‌ بینم # 2 و آن لحظه که بی خود نفسی بنشینم %~% عالم همه سر به سر خدا می‌ بینم ~~PageV1P2615 ### || [genre: robaeev] # 1 در خلوت دل یار نهان می ‌بینم %~% پیداست به علم او روان می ‌بینم # 2 ازدیده کور روشنائی مطلب %~% عینی است عین و من عیان می‌ بینم ~~PageV1P2616 ### || [genre: robaeev] # 1 گر صوفی صفه صفا را بینم %~% ور عاشق رند بینوا را بینم # 2 گر خود نگرم وگر شما را بینم %~% در هر چه نظر کنم خدا را بینم ~~PageV1P2617 ### || [genre: robaeev] # 1 در ذات همه جلال او می ‌بینم %~% در حسن همه جمال او می ‌بینم # 2 بینم همه کاینات در عین کمال %~% این نیز هم از کمال او می‌ بینم ~~PageV1P2618 ### || [genre: robaeev] # 1 این درد همیشه من دوا می ‌بینم %~% در قهر و جفا لطف و وفا می بینم # 2 در صحن زمین به زیر نه سقف فلک %~% در هر چه نظر کنم خدا می‌ بینم ~~PageV1P2619 ### || [genre: robaeev] # 1 زان باده نخورده ام که هشیار شوم %~% آن مست نیم که باز بیدار شوم # 2 یک جام تجلی بلای تو بسم %~% تا از عدم و وجود بیدار شوم PageV1P2620 ### || [genre: robaeev] # 1 ملک و ملکوت و جسم و جانند به هم %~% وین سید و بنده شه نشانند به هم # 2 جامی ز حباب است و پر از آب حیات %~% نیکو نظری کن که چو آنند به هم ~~PageV1P2621 ### || [genre: robaeev] # 1 پای چپ و راست دردمندند به هم %~% وین هر دو عزیز مستمندند به هم # 2 بنگر که چگونه باشد ای یار عزیز %~% حال دو شکسته را که بندند به هم ~~PageV1P2622 ### || [genre: robaeev] # 1 این اسم غنی و اول و آخر هم %~% محض نسب است ای برادر فافهم # 2 قدوس و سلام غیر نسبی می دان %~% این قسم تو اسم ذات می دان فاعلم ~~PageV1P2623 ### || [genre: robaeev] ms702 # 1 سمع و بصر و لسان و دست و پایم %~% چون او باشد به لطف او بر پایم # 2 از جود وجود او وجودی دارم %~% جاوید به آن وجود او می‌ پایم ~~PageV1P2624 ### || [genre: robaeev] # 1 تا آتش عشق او برافروخته‌ ایم %~% عود دل خود بر آتشش سوخته‌ ایم # 2 دل سوخته‌ ایم و کار آتشبازی %~% آموخته ‌ایم و نیک آموخته‌ ایم ~~PageV1P2625 ### || [genre: robaeev] # 1 از دردی درد ما دوا یافته ‌ایم %~% در کنج فنا گنج بقا یافته ‌ایم # 2 چیزی که جهانیان به جان می ‌طلبند %~% ما یافته ‌ایم و نیک وایافته‌ ~~ایم PageV1P2626 ### || [genre: robaeev] # 1 در دور قمر چو ماه پیدا شده ‌ایم %~% وز نور ظهور نیک بینا شده ‌ایم # 2 ما موج و حباب و قطره بودیم ولی %~% جمع آمده ایم و جمله دریا شده ‌ایم ~~PageV1P2627 ### || [genre: robaeev] # 1 گر چه زخمی رسیده است بر پایم %~% من بی سر و پا به خدمتت می‌ آیم # 2 در راه تو از سر قدمی می‌ سازم %~% پایی چه بود که تا به پایی آیم ~~PageV1P2628 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی مغان مست و خراب افتادیم %~% توبه بشکسته در شراب افتادیم # 2 سر بر در میخانه نهادیم دگر %~% رندانه به ذوق بی حجاب افتادیم ~~PageV1P2629 ### || [genre: robaeev] # 1 در کوی خرابات خراب افتادیم %~% رندانه به ذوق در شراب افتادیم # 2 در بحر محیط کشت ای می ‌راندیم %~% کشتی بشکست و ما در آب افتادیم ~~PageV1P2630 ### || [genre: robaeev] # 1 ماننده گرد گرد مأوا گردیم %~% تا خاک در خانه او وا گردیم # 2 چون آب روان روی به دریا داریم %~% دریا بودیم و باز دریا گردیم ~~PageV1P2631 ### || [genre: robaeev] # 1 در کتم عدم سریر شاهی داریم %~% وان مملکت نامتناهی داریم # 2 عالم همه داریم ولیکن چه کنیم %~% چون گنج معارف الهی داریم ~~PageV1P2632 ### || [genre: robaeev] # 1 یک جو غم ایام نداریم خوشیم %~% گر چاشت رسد شام نداریم خوشیم # 2 چون پخته به ما می ‌رسد از عالم غیب ms703 %~% یک جو طمع خام نداریم خوشیم ~~PageV1P2633 ### || [genre: robaeev] # 1 توحید به توحید نکو می دانیم %~% خود را به خدا و او به او می ‌دانیم # 2 خود را و تو را به او شناسیم ای عقل %~% تا ظن نبری که او به تو می ~~‌دانیم PageV1P2634 ### || [genre: robaeev] # 1 عمری است که زنده به حیات اویم %~% پوشیده به تشرف صفات اویم # 2 از روی وجود چون نکو می ‌نگرم %~% پیشم بنشین که عین ذات اویم ~~PageV1P2635 ### || [genre: robaeev] # 1 از لوح وجود بخوان تو حافظ قرآن %~% وز لوح قدر باز بگیرش فرقان # 2 در مکتب عقل و نفس کلیه را %~% هم مجمل و هم مفصل از هر دو بخوان ~~PageV1P2636 ### || [genre: robaeev] # 1 مائیم ز خود وجود پرداختگان %~% و آتش به وجود خود در انداختگان # 2 پیش رخ چون شمع تو شبهای دراز %~% پروانه صفت وجود خود باختگان ~~PageV1P2637 ### || [genre: robaeev] # 1 ای خواجه به جامه کسان ناز مکن %~% بی حسن و کرشمه ناز آغاز مکن # 2 چون نیست ترا قماش بزازی هیچ %~% اندر سر بازار دکان باز مکن ~~PageV1P2638 ### || [genre: robaeev] # 1 در هر نفسی کسب کمالی می کن %~% بر لوح دلت نقش خیالی می کن # 2 بر چشمه چشم ما نظر می‌ فرما %~% اما طلب آب زلالی می کن PageV1P2639 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم شاهم گفت که از دولت من %~% گفتم ماهم گفت که از طلعت من # 2 گفتم خواهم که پادشاهی گردم %~% گفتا گردی ولیکن از خدمت من ~~PageV1P2640 ### || [genre: robaeev] # 1 دل مغز حقیقت است تن پوست ببین %~% در کسوت روح صورت دوست ببین # 2 هر ذره که او نشان هستی دارد %~% یا سایه نور اوست یا اوست ببین ~~PageV1P2641 ### || [genre: robaeev] # 1 در سایه او تو آفتابش می ‌بین %~% تمثال جمال او در آبش می‌ بین # 2 جز نقش خیال او نبینی در خواب %~% گر می خواهی برو به خوابش می ‌بین ~~PageV1P2642 ### || [genre: robaeev] # 1 جانا لب زیرین تو به یا زبرین %~% نیمی ms704 عسلین آمد و نیمی شکرین # 2 من فرق میان این و آن تنوانم %~% صد رحمت ایزدی بر آن باد و بر این ~~PageV1P2643 ### || [genre: robaeev] # 1 آن شاه که او قسیم نار است و جنان %~% در ملک و ملک صاحب سیف است و ~~سنان # 2 ملک دو جهان مسخر اوست بلی %~% آن را به سنان گرفت و این را به سنان ~~PageV1P2644 ### || [genre: robaeev] # 1 بواب از آن نشانده اند بر در او %~% تا وا گردد هر که ندارد سر او # 2 صد جان به جوی است نزد جانانه ما %~% جانی چه بود که باشد آن در خور او ~~PageV1P2645 ### || [genre: robaeev] # 1 وقتی که نباشد این خیال من و تو %~% او باشد و او باشد و او باشد و او # 2 این است بیان لی مع الله بر ما %~% گر عارف کاملی بدانش نیکو ~~PageV1P2646 ### || [genre: robaeev] # 1 در ساغر ما به جز می ناب نبو %~% با عاشق مست عقل مخمور که بو # 2 گویی ز فلان چشمه روان آب خوش است %~% با بحر محیط قطره آب چه بو ~~PageV1P2647 ### || [genre: robaeev] # 1 ای مظهر ذات را صفات آمده تو %~% بل عین صفات را چو ذات آمده تو # 2 بی ذات و صفات کاینات است عدم %~% ای ذات و صفات کاینات آمده تو ~~PageV1P2648 ### || [genre: robaeev] # 1 در بحر در آ در یتیم از ما جو %~% آن در یتیم از چنین دریا جو # 2 اسمای اله گنج بی ‌پایان است %~% گنج ار طلبی از همه اشیا جو ~~PageV1P2649 ### || [genre: robaeev] # 1 در بحر در آ و عین ما از ما جو %~% آن در یتیم را در این دریا جو # 2 گویی که کجا مراد خود خواهم یافت %~% جا را بگذار و جای آن بی جا جو ~~PageV1P2650 ### || [genre: robaeev] # 1 گر شه خواهی محرم آن شاه بجو %~% در راه در آ و یار همراه بجو # 2 گر بنده و سیدی به هم می‌ طلبی %~% برخیز و بیا ms705 و نعمت‌الله بجو ~~PageV1P2651 ### || [genre: robaeev] # 1 اسم و صفت و مظاهر و مظهر کو %~% خود نام و نشان و باطن و ظاهر کو # 2 معشوقه و عشق و عاشق آنجا نبود %~% منظور کجا نظر کجا ناظر کو ~~PageV1P2652 ### || [genre: robaeev] # 1 شبخیز که راز او نگوید با او %~% شب خیزی او سهل بود ای نیکو # 2 بر خیز به شب راز بگو و بشنو %~% مقصود ز شبخیزی ما را می گو ~~PageV1P2653 ### || [genre: robaeev] # 1 بگذر ز حدوث و قدم هیچ مگو %~% بگذار وجود وز عدم هیچ مگو # 2 از جام جهان نما می عشق بنوش %~% با ما ز شراب جام جم هیچ مگو ~~PageV1P2654 ### || [genre: robaeev] # 1 یا رب دانی که من بگاه و بیگاه %~% جز در تو نکردم ز چپ و راست نگاه # 2 حسن تو چو ماه و شاهدان چون آبند %~% در آب نظر می کنم و بینم ماه ~~PageV1P2655 ### || [genre: robaeev] # 1 یارم ز سر ناز نقابی بسته %~% بگشوده و زلف و خوش حجابی بسته # 2 در دیده ما خیال روی خوبش %~% نقشی است که بر عارض آبی بسته ~~PageV1P2656 ### || [genre: robaeev] # 1 در کتم عدم عقل خیالی بسته %~% در پرده آن خیال خوش بنشسته # 2 وهم آمده و مزاحم عقل شده %~% کوری و کری به همدگر پیوسته PageV1P2657 ### || [genre: robaeev] # 1 رند است کسی که از خودی وارسته %~% پیوسته یگانه با یکی پیوسته # 2 برخاسته از هر دو جهان رندانه %~% در کوی خرابات مغان بنشسته ~~PageV1P2658 ### || [genre: robaeev] # 1 ای در طلب گره گشایی مرده %~% در وصل فتاده وز جدایی مرده # 2 ای بر لب بحر تشنه در خواب شده %~% ای بر سر گنج وز گدایی مرده ~~PageV1P2659 ### || [genre: robaeev] # 1 ای هست همه ز هست تو هست شده %~% وی هر دو جهان از می تو مست شده # 2 یاری که ز دست تست آن دستان یافت %~% زان دست هزار بار از دست شده ~~PageV1P2660 ### || [genre: robaeev] # 1 ساقی می خمخانه به ما پیموده ms706 %~% در هر جامی می دگر بنموده # 2 جاوید اگر شراب بخشد ما را %~% نوشیم و بپوشیم چنین فرموده PageV1P2661 ### || [genre: robaeev] # 1 دیدم صنمی جام میی نوشیده %~% از نقش خیال جامه ای پوشیده # 2 گفتم ز کجا شراب نوشی گفتا %~% از خم میی که خود به خود جوشیده ~~PageV1P2662 ### || [genre: robaeev] # 1 موجود به واجب الوجودیم همه %~% هستیم ولی هیچ نبودیم همه # 2 از جود وجود عشق موجود شدیم %~% بی جود وجود بی وجودیم همه PageV1P2663 ### || [genre: robaeev] # 1 در هر دو جهان غیر یکی باشد نه %~% در بودن آن یکی شکی باشد نه # 2 گر زان که یکی در دگری می نگرد %~% در مذهب عشق نیککی باشد نه ~~PageV1P2664 ### || [genre: robaeev] # 1 ما را می کهنه باید و دیرینه %~% از روز ازل تا به ابد سیری نه # 2 خم از عدم و صراحی از جود وجود %~% او تلخ نه و شور نه و شیرین نه ~~PageV1P2665 ### || [genre: robaeev] # 1 حرص و حسد و بعض و ریا و کینه %~% اوصاف بشر طبیعت دیرینه # 2 حقا که به گرد هیچ مردی نرسی %~% تا پاک نگردت از اینها سینه ~~PageV1P2666 ### || [genre: robaeev] # 1 مستم ز خرابات ولی از می نه %~% نقلم همه نقل است و حریفم شی نه # 2 ای عالمیان نشان ولیکن پی نه %~% عالم همه در من است و من در وی نه ~~PageV1P2667 ### || [genre: robaeev] # 1 اسرار سعادت نه به عادت زده ‌ای %~% وز گنج همه روزه زیادت زده‌ ای # 2 این چشم سیه سرخ بر ابرو که تو راست %~% پیداست که از سر ارادت زده ‌ای ~~PageV1P2668 ### || [genre: robaeev] # 1 گر معرفت نامتناهی یابی %~% درعین همه نور الهی یابی # 2 بیرون ز تو نیست خویشتن را بشناس %~% از خود بطلب هر آن چه خواهی یابی ~~PageV1P2669 ### || [genre: robaeev] # 1 گر زان که تو الطاف الهی یابی %~% وین بحر محیط ما کماهی یابی # 2 هر چند گدا و بینوایی ای یار %~% اندیشه مکن که پادشاهی یابی ~~PageV1P2670 ### || [genre: robaeev] ms707 # 1 یاری دارم یگانه سرمستی %~% هستی که جز او نیست به عالم هستی # 2 گویند بگیر دست او را در دست %~% دستش گیرم اگر بیابم دستی PageV1P2671 ### || [genre: robaeev] # 1 داماد بیاید و کند دامادی %~% غمها برود به ما رسد آن شادی # 2 گویی که منم بنده سلطان جهان %~% از ما بطلب تو خط آن آزادی ~~PageV1P2672 ### || [genre: robaeev] # 1 با آنکه تو اندر پی مقصود خودی %~% نه واجد غیری و نه موجودی خودی # 2 مقصود تو از طاعت معبود اگر %~% بهبود خود است پس تو معبود خودی ~~PageV1P2673 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم که منم گفت حجابی داری %~% گفتم نه منم گفت خرابی داری # 2 گفتم که وصال تو کجا یابم من %~% گفتا که برو خیال خوابی داری ~~PageV1P2674 ### || [genre: robaeev] # 1 الله یکی صفات او بسیاری %~% وز هر صفتی به عاشقی بازاری # 2 یاری که به هر صفت ورا باشد یار %~% یاری باشد چو سید ما باری ~~PageV1P2675 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم مستم گفت چنین پنداری %~% گفتم هشیار گفت تو نه هشیاری # 2 گفتم چه کنم گفت که می گو چه کنم %~% گفتم تا کی گفت که تا جان داری ~~PageV1P2676 ### || [genre: robaeev] # 1 تا با خبرم ز تو ندارم خبری %~% وز مایی و وز منی نمانده اثری # 2 بی خود نگرم به خود خدا می ‌بینم %~% اینست نظر به چشم ما کن نظری ~~PageV1P2677 ### || [genre: robaeev] # 1 از فقر به عالم معانی برسی %~% از ترک به ذوق آن جهان برسی # 2 گر ترک وجود ما سوی الله کنی %~% چون خضر به آب زندگانی برسی ~~PageV1P2678 ### || [genre: robaeev] # 1 گر زانکه نه در بند هوا و هوسی %~% با ما نفسی بر آ اگر همنفسی # 2 این یک نفس عزیز را خوار مدار %~% دریاب که بازمانده یک نفسی ~~PageV1P2679 ### || [genre: robaeev] # 1 خواهی که درین زمانه اوحد باشی %~% در حضرت ذوالجلال مفرد باشی # 2 دارم سخنی که عقل گوید احسن %~% چون نیک توان بود چرا بد باشی ~~PageV1P2680 ### || [genre: robaeev] ms708 # 1 گر عالم سر لی مع الله شوی %~% داننده راز بنده و شاه شوی # 2 گر صورت و معنی جهان دریابی %~% واقف ز رموز نعمت الله شوی PageV1P2681 ### || [genre: robaeev] # 1 بی رنگ اگر ز رنگ آگاه شوی %~% داننده سر صبغة‌الله شوی # 2 گر نعمت او بی حد و عد بشناسی %~% حقا که تو نیز نعمت‌الله شوی ~~PageV1P2682 ### || [genre: robaeev] # 1 گر مست شراب اذکروا الله شوی %~% گویا به دم انطقنا الله شوی # 2 وز نعمت حق را تو به حق بشناسی %~% حقا که تو نیز نعمت الله شوی ~~PageV1P2683 ### || [genre: robaeev] # 1 هم تازه گلی هم شکری هم نمکی %~% بر برگ گل سرخ چکیده نمکی # 2 خوبان جهان به جملگی چون نمکند %~% شیرین نبود نمک تو شیرین نمکی ~~PageV1P2684 ### || [genre: robaeev] # 1 گفتم به لبانت که سراسر نمکی %~% گفتا تو چه دانی لب من تا نمکی # 2 گفتم که درین مدینه هستی تو رسول %~% گفتا که محمدم ولیکن نه مکی ~~PageV1P2685 ### || [genre: robaeev] # 1 زنهار دلا مکوش جز بر نیکی %~% زیرا که زیان نکرد کس در نیکی # 2 گر زان که کسی به جای تو نیک نکرد %~% تو نیکی کن به جای او گر نیکی ~~PageV1P2686 ### || [genre: robaeev] # 1 گر زان که به ذوق علم ما را دانی %~% خود را بشناسی و خدا را دانی # 2 گر دردی درد دل چو ما نوش کنی %~% آن دردی درد دل دوا را دانی ~~PageV1P2687 ### || [genre: robaeev] # 1 ای آنکه طلبکار جهان جانی %~% جانی و دلی و بلکه خود جانانی # 2 مطلوب توئی طلب توئی طالب تو %~% دریاب که بی تو هر چه جویی آنی ~~PageV1P2688 ### || [genre: robaeev] # 1 وقتی که توکلت فراموش کنی %~% با دلبر من دست در آغوش کنی # 2 ور زان که سبو کشی و منت داری %~% جامی ز می توکلم نوش کنی PageV1P2689 ### || [genre: robaeev] # 1 بردار ز پیش پرده خود بینی %~% زین سان که تویی اگر کنی خود بینی # 2 ابلیس سزای خود ز خود بینی ms709 دید %~% تو نیز مکن و گر کنی خود بینی ~~PageV1P2690 ### || [genre: robaeev] # 1 تا جامع اسرار الهی نشوی %~% شایسته تخت پادشاهی نشوی # 2 تا غرقه دریا نشوی همچون ما %~% داننده حال ما کماهی نشوی PageV1P2691 ### || [genre: robaeev] # 1 بی آینه تمثال نماید هی هی %~% بی مهر به شب ماه بر آید هی هی # 2 سوزد سبحات وجه او دیده ما %~% گر پرده وجه برگشاید هی هی PageV1P2692 ### || [genre: robaeev] # 1 با عقل حدیث عشق گویی هی هی %~% در کتم عدم وجود جویی هی هی # 2 جامی و شراب و عاشق و معشوقی %~% یک دم به خود آ که خود تو اویی هی هی ~~PageV1P2693 ### || [genre: robaeev] # 1 در کتم عدم وجود جویی هی هی %~% با ما سخنی ز ذات گویی هی هی # 2 موجی و حباب نزد ما هر دو یکی است %~% بر آب نشسته آب جویی هی هی ~~PageV1P2694 ### || [genre: robaeev] # 1 با عقل حدیث عشق گوئی هی هی %~% در کتم عدم وجود جوئی هی هی # 2 جامی و شراب و عاشق و معشوقی %~% یکتا به خود آ که خود تو اوئی هی هی ~~PageV1P2695 ### || [genre: robaeev] # 1 در عالم حسن بر همه شاه تویی %~% خوبان همه چون ستاره و ماه تویی # 2 ای نور دو چشم و ای خلیل‌الله من %~% سجاده نشین نعمت‌الله تویی ~~PageV1P2696 ### || [genre: robaeev] # 1 از بهر خدا اگر خدا می ‌جویی %~% می دان که خدا را به هوا می ‌جویی # 2 او را بطلب تا که بیابی او را %~% غیرش چه کنی غیر چرا می ‌جویی ~~PageV1P2697 ### || [genre: tarjee] # 1 تا لوای حیدری بر طارم خضرا زدند %~% کوس غرش بر فراز عالم اعلا زدند # 2 تا که در خلوت سرای لی مع الله شد مقیم %~% ساکنان درگهش زان دم ز او ~~ادنی زدند # 3 جود او مفتاح موجودات کردند آنگهی %~% قفل حیرت بر زبان نطق هر گویا ~~زدند # 4 سرفرازان در هوای خاک پایش همچو ما %~% از سر همت قدم بر تارک ms710 دنیا ~~زدند # 5 پادشاهان از برای حشمت شاهنشهی %~% سکه دولت به نامش بر سر زرها زدند # 6 عارفان تا نکته ای خواندند از اسرار او %~% طعنها بر گفته های بوعلی ~~سینا زدند # 7 لمعه ای از آفتاب ذوالفقارش شد پدید %~% عارفان تمثال نورش بر ید بیضا ~~زدند # 8 حکم فرمانش بنام انما کرده نشان %~% ابلغ توقیع آل آلش از طه زدند # 9 مقصد و مقصود عالم اوست و ابن عم او %~% این ندا روز ازل در گوش جان ما ~~زدند # 10 نور چشم عالمش خوانم علی مرتضی %~% محرم راز رسول و ابن عم مصطفی # 11 گوهر دریای عرفان بحر و علم کان وجود %~% رهنمون رهروان و پیشوای ~~اتقیا # 12 هادئی کز نسل او مهدی هویدا می شود %~% شاید ار گویند او را اهل حق ~~نور هدی # 13 از ولای او ولایت یافته هر کو ولیست %~% رو موالی شو که این است ~~اعتقاد اولیا # 14 دوستدار خاندان باش و محب اهلبیت %~% تابع دین محمد باش و از بهر خدا # 15 نیست مؤمن هر که دارد با علی یک مو خلاف %~% یار مؤمن شو چو ما و تابع ~~آل عبا # 16 از محبت آفتابی بر دل ما تافته %~% می نماید نور او آئینه گیتی نما # 17 مسند ملک ولایت درحقیقت آن اوست %~% در حریم عصمتش روح القدس دربان ~~اوست # 18 هر کسی از گنج سلطانی عطائی یافته %~% نقد گنج کنت کنزأ نزد سید آن ~~اوست # 19 حق تعالی وصف او فرمود در قرآن تمام %~% هفت هیکل هر که خواند آیتی در ~~شأن اوست # 20 حاکم او در ولایت اولیا او را مرید %~% شاه عالم خوانمش هر کو علی ~~سلطان اوست # 21 یافته حکم ولایت از خدا و مصطفی %~% هر چه هست از جز و کل پیوسته در ~~فرمان اوست # 22 روح اعظم جان عالم عقل کل از جان و دل %~% در امامت این امام انس و ~~جان جانان اوست # 23 گرچه عالم ms711 از عطای نعمت الله منعمند %~% نعمت الله نعمت شایسته از ~~احسان اوست PageV1P2698 ### || [genre: tarjee] # 1 در موج و حباب و آب دریاب %~% آن آب در این حباب دریاب # 2 ما را به کف آر عارفانه %~% خوش ساغر پرشراب دریاب # 3 بر دیده ما نشین زمانی %~% آن لعبت بی حجاب دریاب # 4 هر برگ گلی که رو نماید %~% در عارض او گلاب دریاب # 5 خوش روشنی است در شب و روز %~% مه را نگر آفتاب دریاب # 6 گنجی است حدیث کنت کنزا %~% آن گنج در این خراب دریاب # 7 بحریست نموده رو به قطره %~% در قطره و بحر آب دریاب # 8 بالذات یکی و بالصفت صد %~% یک عین به صد حباب دریاب # 9 گوئی جامیم یا سرابیم %~% بردار ز رخ نقاب دریاب # 10 در هر دو جهان یکیست بی شک %~% آن یک بطلب ز عین هر یک # 11 در وحدت و کثرتش نظر کن %~% تا دریابی تو هر دو نیکک # 12 یک باده و صد هزار جام است %~% یک را بشمار تا شود لک # 13 مکتوب و کتابتی و کاتب %~% گر حرف خودی چو ما کنی حک # 14 امروز شکست توبه ما %~% روزی است خجسته و مبارک # 15 آوازه ما گرفت عالم %~% مانند سخای آل برمک # 16 ای طالب گنج کنت کنزا %~% در کنج دلت بجوی بی شک # 17 همدم شده اند نائی و نی %~% این یک مائیم و آن دگر وی # 18 جامیست پر از شراب دریاب %~% می جام میست و جام می می # 19 عالم به وجود اوست موجود %~% بی جود وجود اوست لاشئی # 20 هر زنده دلی که کشته اوست %~% در مذهب ماست دائما حی # 21 از خود بطلب مراد خود را %~% زیرا که توئی مراد هی هی # 22 گوئی که به ترک باده گفتی %~% حاشا حاشا نگفته ام کی # 23 در مجلس عاشقان سرمست %~% این قول بگو به ناله نی # 24 بی نقش خیال روی آن ماه ms712 %~% عالم همه چیست نقش خرگاه # 25 صورت جامست و معنیش می %~% باطن خورشید ظاهرا ماه # 26 معشوق خودیم و عاشق خود %~% تا ما از ما شدیم آگاه # 27 جانبازانیم در ره عشق %~% صد جان به جویی بود در این راه # 28 دل خرگه و ترک عشق سرمست %~% یارب چه خوش است ترک و خرگاه # 29 در نیم شب از درم درآمد %~% خورشید که دید در سحرگاه # 30 هر بار که دیدمش بگفتی %~% ای نور دو چشم نعمت الله # 31 این شعر که گفته‌ایم ازذوق %~% دری است که سفته‌ایم از ذوق # 32 نقشی است خیال مهر رویش %~% کز دیده نهفته‌ایم از ذوق # 33 خاشاک خودی ز راه هستی %~% ما پاک برفته‌ایم از ذوق # 34 در گلشن بوستان توحید %~% چون گل بشکفته‌ایم از ذوق # 35 ترجیع خوشی که گفته ماست %~% سری است نهفته‌ایم از ذوق # 36 بر خاک در شرابخانه %~% مستانه نخفته‌ایم از ذوق # 37 با هر یاری در این خرابات %~% این نکته بگفته‌ایم از ذوق # 38 آمد ساقی و جام در دست %~% در دیده ما چو نور بنشست # 39 از دیده بد سترد و بربود %~% نقشی که خیال غیر می بست # 40 آن توبه زاهدانه ما %~% رندانه به یک پیاله بشکست # 41 ما سرخوش چشم مست ساقی %~% می بر کف و زلف یار بر دست # 42 خوشوقت کسی که همچو سید %~% از بود و نبود خویش وارست # 43 سرمستانیم و در خرابات %~% گوئیم به یاد رند سرمست # 44 در حال همین سرود گوید %~% هر گه که کسی به نزد ما هست PageV1P2699 ### || [genre: tarjee] # 1 ای به مهرت دل خراب آباد %~% وز غمت جان مستمندان شاد # 2 طاق ابروت قبله خسرو %~% چشم جادوت فتنه فرهاد # 3 لب لعل تو کامبخش حیات %~% سر زلفت گره گشای مراد # 4 هر که شاگردی غم تو نکرد %~% کی شود درس عشق را استاد # 5 ما به ترک مراد خود گفتیم %~% در ره دوست هر چه باداباد ms713 # 6 دوش سرمست درگذر بودم %~% بر در مسجدم گذار افتاد # 7 مقرئی ذکر قامتش می گفت %~% هر کس آنجا رسید خوش بستاد # 8 از پی آن جماعت افتادم %~% تا ببینم که چیستشان اوراد # 9 ناگه از پیش امام روحانی %~% رفت بر منبر این ندا در داد # 10 شاهدی از دکان باده فروش %~% به رهی می گذشت سرخوش دوش # 11 حلقه بندگی پیر مغان %~% کرده چون در عاشقی درگوش # 12 بسته زنار همچو ترسایان %~% جام بر دست و طیلسان بر دوش # 13 گفتم ای دستگیر مخموران %~% از کجا می رسی چنین مدهوش # 14 جام گیتی نمای با من داد %~% گفت از این باده جرعه ای کن نوش # 15 گر تو خواهی که تا شوی محرم %~% در خرابات راز را می پوش # 16 گفتم این باده از پیاله کیست %~% لب به دندان گرفت و گفت خموش # 17 تا که از پیر دیر پرسیدم %~% که ز سودای کیست این همه جوش # 18 هیچ کس زین حدیث لب نگشود %~% ناگهان چنگ برکشید خروش # 19 ترک بالا بلند یغمائی %~% سر و سردار ملک زیبائی # 20 شهره انس و جان به خوشروئی %~% فتنه مرد و زن به غوغائی # 21 طلعتش ماه برج نیکوئی %~% قامتش سرو باغ رعنایی # 22 از در دیر چون درون آمد %~% هر کسش دید گشت شیدائی # 23 تا که از مرحمت نظر انداخت %~% به من مستمند سودائی # 24 که گرت آرزوی سلطنتست %~% چند هجران کشی و تنهائی # 25 گفت ای عاشق بلا دیده %~% تا به کی بیخودی و رسوائی # 26 در ره دوست کفر و دین درباز %~% در خرابات باده پیمائی # 27 چون که برگشتم از ره تقلید %~% داد تلقینم این به دانائی # 28 ترک سرمست چون کمان برداشت %~% هر کرا بود دل ز جان برداشت # 29 در کمان بودم از خیال میانش %~% چون کمر بست این گمان برداشت # 30 گفتم ای خسرو وفاداران %~% قدمی چند می توان برداشت # 31 به گلستان خرام ms714 تا با تو %~% من بیدل کنم ز جان برداشت # 32 در چمن رفت و همچو گل بشکفت %~% نام خوبی ز ارغوان برداشت # 33 در زمان چون که مست شد ساقی %~% شیشه را مهر از دهان برداشت # 34 باده چون گرم شد به صیقل روی %~% زنگ ز آئینه روان برداشت # 35 هر کدورت که داشت دل از درد %~% درد او آمد از میان برداشت # 36 باده از حلق شیشه صافی %~% دم به دم ناله و فغان برداشت # 37 غمزه شوخ آن بت طناز %~% می کشد خلق را به عشوه و ناز # 38 از پس پرده می نوازد چنگ %~% مطرب عود سوز بربط ساز # 39 او شهنشاه مسند خویشی %~% ما گدایان آستان نیاز # 40 گه بود همچو باه جان پرور %~% گه بود چون خمار روح گداز # 41 اوست مقصود ساکنان کنشت %~% اوست مقصود رهروان حجاز # 42 گر کشد خسرویست کامروا %~% ور ببخشد شهی است بنده نواز # 43 ای دل ار آرزوی آن داری %~% که شود با تو آشکارا راز # 44 گذری کن به سوی میخانه %~% تا ببینی حقیقتش ز مجاز # 45 تا ببینی بتان ماه جبین %~% که سراسر کشنده اند آواز # 46 ای غمت پادشاه کشور دل %~% بی وفای تو خاک بر سر دل # 47 زلف شستت کمین کننده جان %~% چشم مستت به غمزه رهبر دل # 48 آزمندیم و دم نزد یک دم %~% جان ما بی غم تو بر در دل # 49 زنده دل می کند به باده ناب %~% که شرابیست نو به ساغر دل # 50 صبحدم لعبت پری زاده %~% آمد و حلقه کوفت بر در دل # 51 در گشود و نشست مستانه %~% روی خود داشت در برابر دل # 52 چون به دیوان دل فرو رفتم %~% این سخن بود در برابر دل # 53 ساقیا باده شبانه کجاست %~% می بیاور که دور نوبت ماست # 54 جام گیتی نمای پیش آور %~% که در او جرعه ای خدای نماست # 55 بی خبر کن مرا ز ms715 هستی خود %~% که خبر آرمت که یار کجاست # 56 به گدائی رویم بر در دوست %~% که مراد همه جهان آنجاست # 57 پیر پیمانه نوش پیمان ده %~% آن زمانی که بزم می آراست # 58 گفت با دوست هر که بنشیند %~% باید اول ز رأی خود برخاست # 59 تا ببینی به دیده معنی %~% نعمت الله را تو از چپ و راست # 60 پس از آنت به گوش جان آید %~% در جهان آنچه مخفی و پیداست # 61 ما اسیران بند سودائیم %~% دردمندان بند برپائیم # 62 ما اسیران وادی عشقیم %~% مصلحت بین کوی غوغائیم # 63 گه تهی کیسه گاه قلاشیم %~% گاه پنهان و گاه پیدائیم # 64 گاه مانند زمین پستیم %~% گاه همچون سپهر بالائیم # 65 همچو سید ز کفر و دین فارغ %~% در خرابات باده پیمائیم # 66 هر که با ما نشست مؤمن شد %~% از دلش زنگ کفر بزدائیم # 67 چون شود جان او به می صافی %~% بعد از آنش تمام بنمائیم # 68 دوشم از غیبت پیر عالم عشق %~% این سخن یاد دادم از دم عشق # 69 کای گدای همه قدح نوشان %~% جام می نوش تا شوی جم عشق # 70 کرده ام خود به ترک مردم عقل %~% از برای صفای مردم عشق # 71 بستم احرام کوی کعبه جان %~% غسل کردم به آب زمزم عشق # 72 چون رسیدم به قبله عرفات %~% دیدم اندر هوای عالم عشق # 73 شور مستی فزون شد دل را %~% هر دم از جرعه دمادم عشق # 74 جمله کاینات و هرچه در اوست %~% غرق بودند پیش شبنم عشق # 75 نعمت الله را چو می دیدم %~% شد یقینم که اوست محرم عشق # 76 ورق عاشقی چو شد معلوم %~% این سخن بود فضل اعظم عشق PageV1P2700 ### || [genre: tarjee] # 1 آفتابی درآمد از در و بام %~% گشت روشن سرای جان به تمام # 2 جان ما جام بود و جانان می %~% جام چون باده گشت و جانان جام # 3 نور خورشید عشق بر دل تافت %~% محو شد ms716 سایه و نماند ظلام # 4 ساقی عشق ساغر می داد %~% مست گشتیم از آن مدام مدام # 5 مائی ما چو از میان برخاست %~% اوئی اوست جز و کل و سلام # 6 چون ازل با ابد یکی گردید %~% مهر و مه شد یکی چه شام و چه بام # 7 دل به دلبر سپرد و می گوید %~% سید امروز با خواص و عوام # 8 اول ما چو آخر ما شد %~% سر پنهان که بود پیدا شد # 9 دور پرگار چون به هم پیوست %~% نقطه در دایره هویدا شد # 10 هرکه برخاست از خودی بگذشت %~% وان که با ما نشست از ما شد # 11 آن حبابی که بود ازین دریا %~% عاقبت باز عین دریا شد # 12 مژدگانی که مه پدید آمد %~% ابر مائی ز پیش ما واشد # 13 گر محمد نهان شد از دیده %~% نعمت الله آشکارا شد # 14 به زبان فصیح خواهد گفت %~% هرکه چون ما به عشق گویا شد # 15 ای ندیده جمال او به کمال %~% چند باشی اسیر ظن و خیال # 16 جز خیالش خیال هر دو جهان %~% بود ای جان من خیال محال # 17 رو در آئینه دلم بنمود %~% عین خود دید آن مثال جمال # 18 چون همه اوست در حقیقت حال %~% کی بود نزد ما فراق و وصال # 19 نه به صورت ولیکن از منی %~% بنگر آن چهره خوش یک به کمال # 20 یک مثالم به لوح دل بنویس %~% تا بدانی که اوست عین مثال # 21 مست میخانه قدم گشتم %~% فارغم از خمار قال و مقال # 22 حالیا حال را غنیمت دان %~% تا شود روشن از نتیجه حال # 23 خوش بود روی نازنین دیدن %~% ماهروی خوشی چنین دیدن # 24 خوش بود گنج عشق بی رنجش %~% خاصه در کنج دل دفین دیدن # 25 دیده بگشا که خوش بود جانا %~% بی گمان چهره یقین دیدن # 26 آفتاب جمال او چه خوشست %~% در رخ خوب آن و این دیدن # 27 دامنش ms717 خوش بود گرفته به دست %~% دست او هم در آستین دیدن # 28 غم عشقش خجسته باد که دل %~% خوش بود در غمش حزین دیدن # 29 خوش خیالیست سرو بالایش %~% خاصه درچشم راستبین دیدن # 30 با خیالش چه خوش بود سید %~% آینه در نظر همین دیدن # 31 ای هوای تو کام جان همه %~% وی غمت مونس روان همه # 32 آفتاب جمال رخسارت %~% کرده روشن سرای جان همه # 33 حرف موهوم نقطه دهنت %~% بی نشان می دهد نشان همه # 34 برتری از بیان و این عجب است %~% که معانی تو است بیان همه # 35 ما همه بلبلان شیدائیم %~% سر کوی تو گلستان همه # 36 مست آن چشم پرخمار توایم %~% ای شراب لبت از آن همه # 37 همچو سید شنیده ام به یقین %~% گفته های تو از زبان همه PageV1P2701 ms718