######OpenITI# #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T14:21:37.322224+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T14:21:37.322248+00:00 #META# transcription layer pk: 12791 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9554008415828976 #META#Header#End# # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0010.jpg) # الحمد لله رب العالمین والعاقبة للمتقین والصلوة والسلام علی خیر # ~~خلقه محمد و آله اجمعین اما بعد. این ذیلیست کتاب ظفر نامه شاهی # ~~حضرت صاحب قرانی جهانگشایی انارالله برهانه و تقل بالحسنات میزانه # ~~را که مولای اعظم افتخار الائمة فی العالم سحبان الزمان وحید الاقران # ~~مولانا نظام الحق و الدین الشامی نور الله قبره بنشته است واین # ~~کتاب تااوائل رمضان سنه ست و ثمانمایه زیادت نبود که حضرت صاحب # ~~قرانی انارالله برهانه بعداز تسخیر بلادروم ازقراباغ اران متوجه دار ~~السلطنه # ~~سمرقندگشت وقایع و حالاتی که بعداز آن دست داد تا زمان وفات # ~~حضرت صاحب قرانی بموجب اشارت حضرت سلطنت شعاری شاهرخی # ~~خلدالله تعالی فی بسیط (الارض) سلطنته کمترین بندگان عبدالله بن # ~~لطف الله بن عبدالرشید المدعو بحافظ ابرو در قلم آورد و این کمینه در ~~آن # ~~ایام ملازم اردوی همایون بود و کیفیت احوال که معروض میگرداند # ~~مشاهده نموده. توقع از مخادیمی که بشرف مطالعه ایشان برسد آنکه چون # ~~برسهوو خطایی که هر آینه از آن مصون نخواهد بود اطلاع یابند بکرم # ~~عمیم و لطف جسیم شرف اصلاح ارزانی فرموده چون ایشان مبذول دارند # ~~از حضرت واهب العطایا توفیق اتمام آن مسالت می نماید انه اکر همساول ~~PageV01P009 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0011.jpg) # یر وچ کردن آز فراباع و عزیمت شکار # رایات جهانگشایی در رابع عشر رمضان المبارک عمت مبامیه # ~~سنه ست و ثمانمایه از منزل قراباغ کوچ فرموده از آب ارس عبور کرد # ~~و عزیمت شکار تصمیم یافت از هول آتش شمشیر مغز در سر ببروشیر # ~~آب گشت و از بیم خنجر ابگون دل در برسباع و وحوش خون شد و # ~~خدنگ چهار پر که عقاب جان شکر بود جگر شکاری میدوخت و نوک # ~~پیکان غنچه شکل ازچشم صید، چشمهآ خون میگشاد و باز زره پوش مانند # ~~تیر از شست شاه جهانگیر میپرید ودر پرواز با گردون همراز میگشت # ~~و یوزرا از شره دیدن نخجیر همهتن چون پرویزن چشم گشته بود ms01 واز # ~~خون خوارگی چشم او بسان دیدهٔ‌ کبک وخروس مسکن خون شده و # ~~چون چشم میخواره و تیغ جلاد رنک لعل بدخشان گرفته و بشکل اطفال # ~~سرمه از چشم او برخ فرود آمده. # شربتی خورد از رک نخجیر یوزش ناشتا # افسری شد بر سر خرگوش بازش ناگهان # و سگان تازی و رومی از حرص شکار چون باد آتش پای گشته # ~~بودند و مانند چرخ زمین پیمای شده. # ~~هوا پر باز بود ودشت پرسگ شتابان هردو در پرواز ودرتک # یکی کرده هوا را پی بریده یکی کرده زمین را پی دریده # ~~و چندروز در آن صحاری شکار کنان گذرانید. # ذ کر تفویض ممالک بامیرزاده عمر # چون رایات همایون حضرت صاحب قرانی انارالله برهانه بحوالی # ~~ارد بیل رسید اگرچه پیشتر مقررشده بود درروز یکشنبه خامس عشرین ~~PageV01P010 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0012.jpg) # ~~رمضان المذ کور امیر زاده عمر بهادر را بجهت حکومت و ایالت ممالک # ~~عراق عجم و آذربایجان و آران و موغان وارمنیه و گرجستان و توابع # ~~و لواحق آن مقرر فرموده امیر جهانشاه بن امیر چاکورا با او روانه # ~~گردانید و حل و عقد و قبض و بسط آن ممالک برای ورویت ایشان # ~~باز گذاشت و فرمود تا چنانکه از رأی مبین و عقل دوربین او سزد در # ~~مصارف اعمال و تصاریف احوال تقوی و پرهیز کاری که زاد معاد و عتاد # ~~بوم التنادست فان خیر الزاد التقوی سیرت وعادت سازد و سرمایه # ~~تجارت سعادت گرداند و یقین داند که هرکه برخصال گزیده و # ~~خلال پسندیده متوقر شد و بوسایل تقوی و اخلاق خوب مستظهر گشت # ~~و در ریعان عمر و غلوای پادشاهی تحری رضای الهی واجب شناخت در # ~~آیینه اعمال جر چهره آمال نه بیندواز شجره امانی جز ثمره شادمانی نچیند # ~~و من یتق الله یجعل له مخرجا و یرزقه من حیث لایحتسب # ~~و باید که اتفاق انفاق برخدم و حشم ازمواجب وانعام واکلکا وسیورغال # ~~بر جاده خیرالامور بود واز طرفی تفریط وافراط ms02 باعتدال او ساط # ~~گراید تا مزاج اعمال از قانون صحت منحرف نشود و اسباب خلل دست # ~~در هم نزند و عارضهآ دل مشغولی حادث نگردد و اعراض ناکامی لازم # ~~نیایدغرض آنکه از اجحاف وتقتیر دور باشد و بحد اسراف و تبذیر نرسد # ~~قال الله تعالی : ولاتجعل یدک مغلولة الی عنقک ولاتبسطها کل البسط # ~~مصادر خرج با موارد دخل یکسان دارد تا مصالح ملک براو آسان باشد # ~~و ظلم ضروری نگردد و باید که تغور و سرحد ها را بمردان گزیده و # ~~دایران کار دیده که با تجارب روز گار آشناشده باشند و با حوادث زمانه # ~~همزاد آمده و بتیقظ و تحفظ مذکور و بمردانگی مشهور گشته معمور # ~~دارد و هیچوقت از آن جماعت که بتربیت رای و سجاعت حالی باشند ### | PageV01P011 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0013.jpg) # ~~خالی نگذارد تا اگر ناگاه حالی پیدا آید یا مهمی روی بماید در آن # ~~وهلت از عواقب غفلت مصون باشد و بوسمت ندامت و سمت ملامت # ~~موسوم نشود و در حفظ و حراست راهها با قصی الغایة والامکان بکوشد # ~~و حفظ مسالک از لوازم ضبط ممالک داند و بازرگانان و ابنای سبیل # ~~را بهیچ طریق ناخوش دل ومشوش خاطر ندارد باقی امور حواله # ~~بعقل و کیاست او فرموده که بر وفق ارادت خود احتیاط و سیاست # ~~بجای آورد . # ~~سواد حکمی که در آن وقت بجهت امیر زاده عمر بهادر نوشته # از انشای مولانا شمس الدین منشی # اول منشور بدین عبارت مصدر بود هو الفنی ، الحکم لله تعالی # ~~لقدرة لله تعالی، الملک لله تعالی ، تیمور گورکان سوزمیز ، آقایان و # ~~اوغلانان و فرزندان و دامادان و امرای اولوس وتومانات و هزارجات # ~~و صدجات بدانند که منشیان رسایل ازل ومستوفیان دفاتر ام یزل بوقت # ~~امضای حکم انی جاعل فی الارض خلیغة پروانچهٔ‌ توتی الملک # ~~من تشاء منشور سلطنت و جهانبانی و مثال دولت و کامرانی بتوقیع # ~~اوتینا من کل شیئی موشح کردانیدند و دعای ربهب لی هلکا # ~~لاینبفی لاحد از جهت ms03 ضبط مملکت باجابت رسانیدند و بیمن طالع سعد # ~~حل و عقد اطراف ربع مسکون در قبضه اختیار آمده هذامن فضل ربی # ~~و الحمدلله رب العالمین صرف همت بنظم امور و ضبط مصالح # ~~جمهور که ادای آن موهبات و شکر آن نعمت باشد از فرایض شریعت # ~~شهریاری و سنن جهانداری دانسته آمد والحمدلله و منه که دروه # ~~سلطنت صفت ارتفاع یافته و سمت امتناع پذیرفته و ذلک فضل الله ~~PageV01P012 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0014.jpg) # ~~وتیه من یشاء درین وقت که هریک از فرزندان دلبند طول الله اعمار هم. # ~~را بایالت وحکومت طرفی از ممالک محروسه مقرر میفرمودیم فرزند # ~~اعز اکرم امجد ارجمندسعادتمند نیکو خصال محض رحمت ایزد متعال # ~~عمر بهادر طول اللهعمره را که فراغ روان و چراغ دودمان # ~~است بصنوف مهربانی و عنایات و ضروب نوازش و اصطناعات مخصوص # ~~و محصوص سلطنت و ایالت و دارایی و حکومت ممالک فارس وکرمان # ~~تا هرموز وعراق عجم ازری تا آذربایجان و اران وموغان و قراباغ و # ~~جیلانات تماما وشروانات و شماخی و دربند تا باب الابواب و گرجستان # ~~و ابخاز وگردستان ودیار بکر و عراق عرب تا حجاز و بلاد روم تا # ~~اصطنبول و دیار فرنک و دیار شام تا اسکندریه و نیل مصر بروی # ~~مقرر و مفوض فرموده زمام حل و عقد امور آن مهمات بکف کفایت و # ~~قبضه شهامت او نهاده آمد واین حکم جهان مطاع واجب الاتباع # ~~الازال نافذآ فی الاقطار سمت اصدار یافت تا بلوک و حکام وولاة و # ~~امرا و عظما وصدور و اصول و اکابر واعیان و اشراف و مشاهیر # ~~ممالک مذکوره فرزند اعز مشارالیه را صاحب سریر سلطنت و ایالت # ~~آن مواضع و حاکم نافذ الامر و قهرمان باستحقاق دانسته در معظمات # ~~امور و کلیات مصالح جمهور کلی رجوع بدو و گماشتگان او نمایند و # ~~از فرمان و فرمودهآ او که اصل الباب نظام مملکت وعین صلاح حال # ~~ایشان تواند بود عدول وتجاوز جایر نشمرند و اوامر ونواهی ms04 اورا که # ~~هر آینه بر نهج معدلت و نصفت باشد باطاعت و انقیاد تلقی نمایند و از # ~~منهج فرمان برداری و مسالک خدمتکاری بهیچ تاویل انحراف نجویند و # ~~او را و گماشتگان او را در قطع و فصل قضایای ممالک دست قوی و # ~~متمکن وصاحب اختیار و مطلق العنان شناسند و هر نکبت زده که PageV01P013 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0015.jpg) # ~~سر از ربقه فرمان او کشد بی شبهه از دست حوادث ایام و شهور # ~~پای مال نکبات نامحصور شود و هر سعادتمند که پای اخلاص دردایرهآ # ~~اطاعت نهاده دست امیدواری بدامن بختیاری اوزند هر آینه سر بلند # ~~و سرفراز گردد فرزند اعز مشارالیه نیز باید که بشرایط آن کار بزرک # ~~بر وجهی قیام نماید که وثایق معدلت ونصفت گستری ولوازم دارایی و # ~~رعیت پروری باشد و قواعد آن برنهجی مرعی دارد که بنظام عالم و # ~~صلاح امر بنی آدم انجامد و در تقویت و تربیت صلحا و ارباب تقوی # ~~ورشاد و اصحاب صدق و سداد و تعمیر مساجد ومدارس و رونق بقاع # ~~خیر کوشیده قلع واستیصال مفسدان ومتمردان وشریران وقطاع طریق و # ~~رفع بدعتهای نامشروع وقوانین نامستحسن واجب ولازم شناسد تاامور # ~~مملکت در سلک نظام قرار گیرد واوضاع سلطنت و قاعده صواب # ~~استفامت یذیرد. و من الله الا عانة و التوفیق از جوانب برین # ~~جمله بروند و چون بتوقیع رفیع موشح و مزین و محلی گردد # ~~اعتماد نمایند. تحریرا فی اواخر شعبان العظم سنهست و ثمانمایه الهجریه. # چون امیر زاده عمر و امیر جهانشاه با عساکری که دراهتمام # ~~ایشان بود متوجه آدربایجان گشتند ، رایات سلطانی بطرف سلطانیه # ~~حرکت فرمود. در سابع شوال نوکر مخدوم و مخدوم زاده جهانیان # ~~خلیل سلطان بهادر نوراللهمرقده از طرف سمرقند رسید و اخبار # ~~احوال و اوضاع آن طرف بر نهج استقامت بعز عرض رسانید در مسرت # ~~و ابتهاج و خرمی و ارتیاح افرود. # ذکر عصیان و تمرد اسکندر شیخی # در خلال این احوال بسمع همایون رسانیدند که اسکندرشیخی ms05 PageV01P014 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0016.jpg) # ~~و کیومرث رستم داری رایت عناد و ضلال افراخته شغبهآ شیطان و عرضه # ~~خذلان گشتهاند و پای از حد بندگی و دایره طاعت داری بیرون نهاده # ~~و بحصانت کوههای سخت و بیشهای پردرخت مستظهر گشته و بارتفاع # ~~جبال آن قلاع خود را اختیاری در خیال آورده و نایرهآ شر و فتنه را # ~~اشتعال داده و بیخ بغی وعنا در ساحت دل راسخ گردانیده ، # ویل لمغرور عصاک فانه %~% متعرض لمخالب الضرغام # چون مضمون این قضیه عز عرضه داشت و کرامت استماع یافت # ~~برفور فرمان شد که امیر زادهٔ‌ جوانبخت امیر سلیمانشاه بهادر و امیر # ~~اعظم اعدل امیر مضراب بهادر لشگر های خراسان جمع گردانیده براه # ~~مازندران از جانب استر آباد و ساریه متوجه آمل شوند و امیر زادهٔ‌ # ~~اعظم مالک رقاب الامم المخصوص بمزید عنایة الرحمن وارث تخت سلیمان # ~~امیر زاده اسکند طابثراه و امیر با تدبیرامیر شاهملک عمت معتدلته را # ~~در منتصف شوال از حدود میانه بطرف ری روانه گردانید و امیرموسی # ~~رکمال را بطریقهآ ایلچی گری پیش امیر زاده سلیمانشاه بهادر و امیر # ~~مضراب بهادر فرستاد و در سابع عشر شوال اعلام نصرت شعار از پل # ~~میانه گذشته در بیستم بسلطانیه نزول فرمود و در ثانی عشرین از سلطانیه # ~~کوچ کرده در خامس عشرین امیر و امیر زاده سعید شهید امیانشاه # ~~کورکان طیب الله مرقده را تربیت وعنایت پادشاهانه فرموده مقرر بر # ~~آن جمله که در ممالک عراق عرب و دیار بکر که تعلق بفرزندار جمندش # ~~امیر زاده ابابکر بهادر داشت و در ممالک آذربایجان و توابع که تعلق # ~~بفرزند دیگر امیر زاده عمر بهادر داشت چنانچه ذکر آن گذشت بهر # ~~بهر موضع که خاطر خطیر میلان نماید بنشیند و برمجموع حکم او را # ~~نفاد باشد و مبلغ چهار صد هزار دینار کپکی نقد از خزانه و صد سر ~~PageV01P015 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0017.jpg) # ~~اسب مغولی و تازی با ظرایف و نفایس دیگر انعام فرمود و از حوالی # ~~ابهر او ms06 را بدان طرف باز گردانید ورایات همایون متوجه ری گشت و # ~~در غرهآ ذی العقده از حدود قزوین گذشته صحاریری رامخیم اقبال ساخت # ذکر فتح قلعه فیروز کوه # اسکندر شیخی حصار فیروز کوه را که بحصانت واستواری مثل # ~~آن حضی در روی زمین نشان نداده اند برقله کوه قلعهآ که سر برج آن # ~~در برج دو پیکر میسود و شعاع بصرازحضیض آن نمیگذشت و وهم # ~~تیز تک بذروه آن نمیرسید . # درو مردم ندیم عاه بودی %~% ز راز آسمان آگاه ودی # ~~باد گردد مانده گریابد در و یکراه راه - دیو گردد بسته گریابد در و ~~یکبار بار # آنرا سد سکندر گمان برده بیسر خود و جمعی قرابتان # ~~سپرده بود و سیصد مرد جلد سپاهی از دیو صفتان مازندران # ~~بمحافظت آن باز داشته و در خیال ایشان چنان بود که اگر لشگرهای # ~~روی زمین بقصد تسخیر آن جمع آیند مدتی مدید آنرا مسخرنتوایند # ~~گردانید رایات همایون روز دو شنبه تاسع ذی القعده اعلام نصرت گشاده # ~~وشمشیر ظفر کشیده بسان آتش خروشان و مانند بحر از باد دمان از # ~~مرکز زمین غبار باوج کیوان رسانید و رواق فیروزه از خاک فیزوزکوه # ~~جزع فام گردانید و در حمله اول که برایشان تاخت شهر بند ایشان را # ~~با زمین یکسان ساخت و در یک روز ده منجنین مرتب گردانیدند و # ~~دست و دل اهل قلعه از سهم صلابت لشگر جرار ازکار برفت سروران # ~~قلعه را روی اسید و روز بخت سیاه گشته روشن گشت که در میدان # ~~غفلت عنان در دست مساهلت دادهاند و از کم عقلی کاری بزرک و خطری # ~~-مبیب را ارتکاب کرده اگر ازتیغ شاه جهان امان نجویند و زمام اختیار ~~PageV01P016 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0018.jpg) # ~~وعنان مصالح بدست شیطان دهند دواعی معذرت را مجال تلایی و امکان تدارک # ~~نماند ضرورت حال از اوج استبداد و اصرار بحضیض عجز ومسکنت # ~~آمده گناهرا جز عفو شامل شاه دست گیر و پایمرد ندیدند پسراسکندر # ~~و کلانتران قلعه ms07 سر برخط بندگی و قدم در دایره فرمانبرداری نهاده # ~~بیرون آمدند حضرت صاحب قرانی چنانکه داب وعادت پادشاهانه او # ~~بود ازسرجرم و زلات ایشان (گذشته) بنوازش و عاطفت مخصوص گردانیده # ~~در سه شنبه عاشرماه مذکورفتح قلعه فیروز (کوه) بفیروزی میسر گشت # ~~چنین حصنی که با سد سکندری دعوی برابری میکرد خسرو فیروز # ~~جنک بیک روز مسخر گردانید جماعت مازندرانیان را بانفایس و ذخایری # ~~که داشتند از قلعه بیرون آوردند و کوتوالی قلعه بامیر زنگی تونی # ~~مقرر گردانید . # ذکر توجه حضرت صاحب فرانی بجان چلاو و رستم دار # چون از مهم قلعه فراغ کلی حاصل آمد رایات نصرت شعار بفال # ~~همایون و اختر میمون سایق عصمت بر ساقه قاید نصرت در مقدمهراید # ~~یمن بر یمین حادی یسربر یسار هادی ظفر در قلب طایر نجاح برجناح # ~~عنان عزیمت بصوب چلا و معطوف گردانید و چون برق خاطف باطوایف # ~~بندگان متوجه آن تغور شدو طول وعرض مسافت مابین کوههای سر بعیوق # ~~کشیده و در غالهای از تحت الثری نشان داده. # # کسی ندیده فرازش مگر بچشم ضمیر %~% کسی نرفته نشیبش مگر بپای گمان # در چند روز معدود طی کرد # جون سکندر دید این حال تباه روزروشن پیش چشمش شدسیاه PageV01P017 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0019.jpg) # ~~دامن فرار زد و از مهابت شمشیر آیدار آتش پای گشت و باد دردار # ~~با فوجی بیعاقبت بساط خاک بیمودن گرفت کانهم حمر مستنغرة فرت # ~~من قسورة روی بجهنم دره نهاد. # هر که نداند حق نان ونمک %~% همچوسکندر بجهنم دره ست # رایات نصرت شعار در روز جمعه بیستم ذی القعده بچلاو رسید # ~~اسکندر و اتباع او چلاورا باز گذاشته بودند و گریخته و در دو شنبه # ~~ثالث عشرین عساکر منصوره بیهراس و باس بادوار بر آب هراس که # ~~جیحون در جنب آن از جدول تقویم کمتر نماید بگذشت و بر بالای کوه # ~~جهنم دره بر آمدند و در پنجشنبه سادس عشرین جمعی که در عقب اسکندر # ~~رفته بودند در میان بیشه بدیشان رسیدند ms08 اسکندر گمان برده بود که # ~~سختی کوه و بسیاری بیشه (مانع) رکضت عساکر منصوره خواهد شدخود # ~~نوایر صولت بندگان حضرت بغتة مشتعل شد و شرر آن بجانب اومتطایر # ~~گشت و عواصف سیاستی که بر آن مجبولند فجاة در هیجان آمد و اعاصیر # ~~آن چشم اقبال او را خیره وزلال آمال او را تیره گردانید و جنگی عظیم # ~~واقع شد و وفادار در آن روز داد مردی و مردانگی (داده) در جنک نیزهآ # ~~بروی او رسیده بود چنانچه اسنان او از ضرب سنان از دهان بیرون افتاده # ~~و با وجود آن بعداز چنین زخمی جنک بسیار کرده . # سرانرا بریدی همی سر زتن %~% پراز خاک چنگ و پرازخوندهن # اتباع و اشیاع اسکندررا در آن روز اگثری بدار البوار فرستادند # ~~و بعضی زنده بدستافتادند مگر اندک معدودی چند : # که با او در آن بیشه پنهان شدند . # و مرغ غرور وسودای فاسد که در بادخانه دماغ او آشیانه داشت # ~~صاحبواقعه وحیل بینهم و بین ما یشتهون شد وازصرصر قهر خسره PageV01P018 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0020.jpg) # ~~با ملاعین دیو صفت از پیش سلیمان (بگریخت) واز ترس سپاه مار سطوت # ~~در دیده مور راه میجست و ازهراس لشکر مور شمار چون مار برخود # ~~می پیچید. # باشد هلاک مورچه چون پر بر آورد ### | بد خواه تست مورچهآ پر بر آمده # روز دیگر در حوالی قلعهٔ‌نور که از قلاع رستم دارست عساکر # ~~منصوره برادر زاده اسکندررا با جمعی از قرابتان و نو کران گرفته پیش # ~~بندگی حضرت آوردند مرحمت فرموده از سر خون ایشان در گذشت # ~~و ایشان را بجان امان بخشید و برصوب گیلان بطرف قلعه هرسی روانه # ~~شد و چند روز در چولکای کلاره دشت توقف نمود و درین ما بین # ~~امیر غیاث الدین علی پسر سید کمال الدین را تربیت فرموده مملمکت آمل # ~~وساری بجهت عداوتی قدیم که میان ایشان و اسکندر بود بوی داد وتا # ~~حالا آن مملکت همچنان تعلق بدو دارد و در تاریخ حضرت سلطنت ms09 # ~~شعاری خلد الله تعا لی ملکه و سلطانه ذکر او خواهد آمد، عساکر منصوره # ~~در آن نواحی باطراف ایلغار کردندو گاو و گوسفند بسیار آنجاگرفتند # ~~ذکر مراجعت حضرت صاحب قرانی بحانب دارالسلطنهٔ‌ سمرقند # حضرت صاحب قرانی انار الله برهانه بعد از این قضایا عزیمت # ~~مراجعت نموده. از حدود گیلانات به وضع لارفرود آمد در پای کوه دماوند # ~~که پادشاه ارغون در آن موضع کوشکی ساخته است و حالا آن موضع # ~~و ثمانمائه عنان عزیمت بصوب دا[السلطنهآ سمرقند که مرکز خیام دولت ### | 26 PageV01P019 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0021.jpg) # ~~بود تصمیم یافت با امرا و خاصگیان بتعجیل روانه شد و در سه شبه # ~~ثانی عشرین بفیروزکوه نزول فرمود و روز پنجشنبه رابع عشرین ببسطام # ~~فرود آمد و در روز چهار شنبه غرهآ محرم الحرام سنهسبع و ثمانمائه از # ~~نیشابور کوچ کرده بعشق آباد سرایپرده زد و در روز جمعه ثالث محرم # ~~مزار متبرک جامرا میخیم اقبال ساخت وچون بحوالی هراة رسید صاحب # ~~احظم خواجه فخر الدین احمدطوسی را بجهت ضبط اعوال و مفردعمال # ~~خراسان تعیین فرمود و خواجه فخرالدین احمد چون سیل منهمر و # ~~برق خاطف بجانب هراة شتافت ودرمدت چهل روز مبلغ دویستتومان # ~~کپکی نقد کرده و اصل خزانه گردانید و درربیع الاول سنة المذکور بشرف # ~~بساط بوس مشرف گشت و خزاین بعرض رسانید محل قبول یافت و # ~~موجبزیادتی اعتبار و تربیت گشت و چون بندگی حضرت صاحب قرانی # ~~انار الله برهانه بدار السلطنه سمرقند نزول فرمود وروی بضبط مهمات # ~~آنجائی آورد وعمال و کارکنان را در عتاب و خطاب کشید و خواجه # ~~جلال الدین محمود داو دراکه نایب دیوان سلطنت بودو بر آن مدت که # ~~رایات جهانگشائی بفتح ممالکروم و شام وغزو کرج وافرنج مشغول بود # ~~مدت چند سال حاکم مطلق دیوان دارالسلطنه سمرقند بود و حکم او # ~~بر مجموع ممالک روان و بکوتاه دستی و (راست) قلمی وامانت ودیانت # ~~معروف و موصوف. فاماچون تقدیر باری و قضای آسمانی رفته بود مسجد # ~~جامعی ms10 که ذکر آن گذشته است در دار السلطنه سمرقند عمارت فرموده # ~~بودند و ایوان در آمدن هرچند با قمه افلاک برابری میکرد، فاما در # ~~جنب مقصوره قصیر (مینمود) او را بدین تقصیر معاتب فرمود . وگیرانید ~~PageV01P020 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0022.jpg) # ~~و بعد از چند روز بیاسا رسانید وصاحباعظم خواجه شرف آلندی # ~~علی سمنانی را که شاخی بود از دوحهآوزارت و بسبب وشاة و نمامی اصحاب # ~~اغراصر چندگاه بود که مقید بود هرچند ایقاقان برو بحث کردند درمدت # ~~چند سال که حاکم مطلق خراسان وعراق عجم وقومس و مازندران بود # ~~یک دینار برو روشن نتوانستند کرد تربیت فرمود و باز منصب صاصب # ~~دیوانی ارزانی داشت و خواجه شر ف الدین علی و خواجه فخر الدین احمد # ~~را در دیوان سمرقند مقرر فرمود # ذکر جشن وطوی مبارک که در سمرقند اتفاق افتاد # چون اردوی اعلی واغروق بزرک متعاقب رایات نصرت شعار # ~~بدار السلطنهآ سمرقند رسید حضرت صاحب قرانی خواست که بشکرانهآ # ~~آنکه از چنان یورش بزرک بسلامت و سعادت بافرزندان وامرا بدار السلطنهآ # ~~نزول فرمود طویی بزرک ترتیب نموده امرای سپاه و بهادران در گاه عالم # ~~پناه را بسیور غامیشی واغیر لامیشی سرفراز گردانیده بحسب جاه وراه # ~~هریک سیورغال و چلد و ارزانی فرماید و دیگر (شاهزادگان) که رسیده # ~~بودند هریک را بهم سری مناسب هم از نسل بزرک نامزدفرماید. فرمان # ~~فرمود تا در اولنک دلپذیر کان گل تا دامن شاودار که تخمینا ده فرسنک # ~~زمین باشد اردوهای مبارک صاحب (قرانی) و قیتولهای جمهورشاهزادگان # ~~وآقایان و اغلانان و امرا ومعتبران وسایر عساکر جهان ستان از ترک # ~~و تازیک ه کس بمحل وباودال خود فرود آمدند و در موضع اردوی # ~~بزرک بارگاه عالی چهل ستون بزدند و دیگر سایه بانها بر اطراف آن # ~~مقدار نیم فرسنک زمین را ببار گاه و کندلان و سایه بانها از قوت اشعه ### | 21 PageV01P021 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0023.jpg) # ~~آفتاب ممنوع گردانیدند خمهای خسروانی و جامهای کیخسروی # ~~فروجیده بانواع مسکرات و مشرو بات، مملومبلامیل، ms11 مالامال گردانیده ~~وخیام # ~~سلاطین اقالیم سبعه بر گرد اردو جهت ساوری زده و از قفای آن امرای # ~~تومانات وسرداران سپاه نزدیک ودور وجماعت چوچینان وارباب موجه # ~~و چر که فرود آمده و بمحل هریک شامیانها زده و از قفای آن سایر لشکرهای # ~~هزارجات و قوشونات و صدجات و دهجات همچنین بترتیب هریک # ~~درقفای چر که خود جوق جوق معین گشته وامرای تواچی و ایوداچی # ~~و یا ساول برجنیبتهای خاص سوارگشته از سر ترقوو نزلی یاسال ویاساق # ~~می نمودند و اصول هرمملکت و صناع و محترفه هراقلیم از اطراف و # ~~اکناف عالم بتفرق السنه واختلاف لباس برسم وطریقه مملکت خود فوج # ~~فوج آیینهای گوناگون و آرایشهای مقبول موزون بطریق وضع خویش # ~~از مکللات ومرصعات ونفایس و عرایس و اقمشه و امتعه هردیار تزیین # ~~وترتیب نمودند ومطربان خوش الحان ومغینان شیرین زبان بطریقه فرس و # ~~ترتیب عجم وقایدهآ عرب ویوسون ترک وایالغوی مغول و رسم خطای و # ~~سیاق الطای بساز نواختن وغناساختن ونقش پرداختن مشغول شده، چون # ~~اسباب طوی مرتب شد و اسباب عیش مهیا گردید سریر سلطنت و مسند # ~~حشمت و عظمت خاصه شریفه را برصدر بار گستردند و محل مجلس # ~~هر کس را از خواتین و کیلین اوغول وسلاطین و شهزادگان وچوچینان # ~~عزیز الوجود عظیم الشانرا نیز بحسب مرتبه هریک مواضع تعین نموده # ~~فراش شاهی و دواج شهنشاهی صف درصف فرو چیدند حضرت صاحب # ~~قرانی همگنانرا در مقر عز و مکمن شرف برمسند سعادت متمکن # ~~بنشست و از سمت خصم سوزی بصفت بزم افروزی در آمد و کسوت # ~~جلالی بحلیت جمالی مبدل ساخت. PageV01P022 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0024.jpg) # ~~آنجا که تیغ قهرش چون شمع شد سرافشان ### | یک گام جا؛ نه بینی کانجا سری نباشد # ~~و آنجا که چشم لطفش یکره نظر گمارد ### | در باغ دهر شاخی بی عبهری نباشد # فرمان فرمود تا هر کس بچر که خود بنشیند سوچیان بکاسهداری # ~~مشغول شدند و امرای دولت و مقربان حضرت و متعینان ملک و ملت ms12 # ~~بچرغامیشی و تزغو اقدام نموده و آیاقچیان از سرقوت شیره خانه بزرک # ~~زمین و زمانرا مست مدام گردانیده بعداز آنکه قوش وقار وی توره و # ~~چر که داشته فرمان عالی بنفاد پیوست تا پیش کش و انعامات بجهت ایلچیان # ~~اقصای ممالک از خطای والطای واقصای مغرب و دیار مصر و روم وفرنک # ~~و هند هریک را بچر که خویش پیش آورده سخنان اخلاص و عرض # ~~خدمتکاری و شرح یک جهتی خواقین و اکاسره و قیاصره چهارحدهفت # ~~اقلیم ربع مسکون را مشروح باز نمودند و تفصیل تعداد کمیت مال و # ~~خراج هر کشوری که آمده بودند بعرض رسانیدند فرستادگان ایشانرا # ~~بتربیت و نوازش مشرف کردانید چون سبیل اجمال کیفیت حال عالم و # ~~عالمیانرا معلوم فرمود خواست که ایشانرا بعادت قارو سرفراز گرداند # ~~جمیع خاص و عام بزانودر آمده مترصد یرلیغ و فرمان گردیدند . # حضرت صاحب قرانی فرمود که چون ایزد بیجون و دارنده دهر # ~~بوقلمون زمام اختیار ممالک ربع مسکون رادر قبضه قدرت ما مسخر گردانید # ~~واصناف انواع مخلوقات را از برو بحرعالم مأمور امر ماساخت مارانیز واجب # ~~میکند( که) چون آفتاب عالم تاب دور و نزدیک رامساوی دانسته قوی و ضعیف # ~~و وضیع و شریف واکابر واصاغر جمهور طوایف و ملل را درکنف # ~~مرحمت و سایه شفقت یکسان دیده هرکس را فراخور خود از نتیجه PageV01P023 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0025.jpg) # ~~این دو بزرک بهره مند گردانیم شما نیز میباید که همیشه بحگم # ~~یئن شکرتم لازید نکم، شکر حضرت باری تعالی بجای آریدتادر بلیت گران # ~~ثئن کفرتم ان عذابی لشدید گرفتار نشوید بعد از آن اظهار عزیمت لشکر # ~~کشیدن بجانب خطای کرد و فرمود که چون ما را داعیه تسخیر بلاد # ~~مشرق و فتح کفره آن جوانب در خاطر است می باید که شما نیز تا آمدن # ~~ما از آن یورش هر کس در سرحدهای خود نشستهاز قرار معهودو سیاق # ~~یا ساق و طریقه تورهآ قاهره تجاوز ننمائید که اگر عیاذ بالله بجهت ~~کوتاه ms13 # ~~اندیشی بعضی خلاف تورهآ قاهره واقع شود هر آینه اقرق دراز دولت # ~~بزرک تدارک آن بکند و بواسطه شرارت یک شریر بسیاری از صلحانیز # ~~پایمال نکال و عقال گردند و بعداز تقریر این مقالات فرمود تا تفصیل # ~~او کلکای بزرک را تسلیم تواچیان الوس گردانیدندو مجموع سرداران سپاه # ~~و سالاران بارگاه عالم پناه را بخلعت و انعام و تشریف و اکرام مفتخر # ~~و سرفراز گردانید. # ذکر قیشلامیشی فرمودن حضرت صاحب قرانی در اقسولات # در جمادی الاول سنه سبع و ثمانمائه از دارالسلطنهٔ‌ سمرقند بر # ~~عزیمت قیشلامیشی بوقتی که مقدمه سیاه دی تیغ از نیام کشیدن گرفت و # ~~طلیعهٔ‌ لشگر سرما دست بخنجر افراختن برد. # ببازار دهقان در آمد شکست %~% نگهبان گلبن در باغ بست # حللایهآ شتا اعلام سرما برافراخت و سپاه زمستان بنهب وتاراج # ~~زرخزان بشتافت. # هی ماند باغ از رخ دلگشان %~% نه آواز بلبل نه از گل نشان # بالشکر هائی که اوهام بنی آدم از تصور یک فوج از افواج ی نهایت ~~PageV01P024 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0026.jpg) # ~~و امواج بی غایت آن عاجز آمدی و اقلام اقالیم اهل عالم که: و لو ان ~~مافی # ~~الارض من شجر ة اقلام بکنایت کتابت مثل آن کتایب وفاننمودی # ~~با عدت واهبتی تمام که در نگارخانه خیال مثل آن مصور نگردد و # ~~شهسوار وهم دو اسپه غبار خیل آن نشکافد و شاهین فکر در هوای ادراک # ~~کمیت آن از پرواز بازماند وصورت گر بیان بواسعله نقش بندی خط # ~~چهره وصف آن نکشاید بگردار کوه آهن صف کشیده از کوه تاکوه. # # در آمد زجای آن سیاه گران %~% تو گفتی که شد کوه و بیشه روان # و ارکان زمین از بارسلاح مواکب در تزلزل آمد و سقف آسمان # ~~از زخم نعل مراکب در جنبش با قسولات نزول فرمود. # ~~زمین چندفرسنک لشکر گرفت زلشکر جهان دست بر سر گرفت # و اطناب سراپرده شاهی سر بعیوق افراخت و از خیام گوناگون # ~~در آن نواحی صدگردون پدید آمد. # از خیمه و ms14 خرگاه تو گوئی که سپهریست # برکو کب رخشنده همه کوه و بیابان # ذکر عزیمت توجه بجان خطای # یس از چند روزبعداز تدبر و تشاور عزیمت حرکت بجانب خطای # ~~مصمم گردانید در قلب زمستان بموسمی که کوه و پشته معجر سفید بر # ~~تارک سیاه افکنده بودوصحرا از کسوت زنکاری لباس سیمابی بدل گرفته # ~~زرگر تقدیر رود سیحون را مانند سبیکه سیم گردانیده بود و بوستین # ~~پیرای شتا براندازه طول و عرض اقالیم لباس قاقمی بریده وسطح اعلای # ~~نهر مقدار یک نیزه چون اجزای سنک یشم گشته و صحن صحرا وروی # ~~دریا از بساطت برف مسطح مستوی گشته. ### | -25- PageV01P025 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0027.jpg) # ~~هر گز کسی نداد بدین سان نشان برف # گوئی که لقمه ایست زمین در دهان برف # ~~عابند پنبه دانه که در پنبه تعبیه است # اجرام کوههاست نهان در میان برف # ~~سحاب از دهان گشته کافور بیز # بر آورده برف از جهان رستخیز # ~~نو گفتی ز برف اندر آن کوه و دشت # فلک ده شدست و زمین گشته هشت # و در آن ایام خنکی هوا بغایتی رسید که بیشتر اکابر را بعضی # ~~اعضا سرما دریافت و بسیاری از عجزه و خدام هلاک (گشتند) چنانچه # ~~از اول قوس تا آخر حوت در مجموع گذرهای جیحون و سیحون لشگرها # ~~و کاروانی و عرابه و فیلان و غیرهم برروی یخ گذشتند سرمائی که زبان # ~~در دهان بفسراند و ( جنین) را در شکم ضرر رساند معاینه دیده شد # ~~در دواز دهم رجب المرجب سنه سبع و ثمانمائه ببلده اترار فرود آمد جمعی # ~~از آقایان و فرزندان و ارکان دولت که بطریقه مشایعت (ملازم) بودند # ~~خواست که اجازت فرماید و ایشانرا بخوشدلی وعیش و کامرانی باز # ~~گرداند رغبت شراب فرمود ومدت چند شبانه روز از بس قدح مالامال # ~~و جام لبالب از دست ساقیان نوش لب (گرفتن) و باده گلگون وشراب # ~~ریحانی بر روی شاهدان پریوش نوشیدن صبح امانی سراز جیب مراد # ~~بر آورده بود و آفتاب عیش ms15 از مشرق خرمی طالع شده و هردم لشگر # ~~شراب که مایه شادی و سرمایه خوشدلی بود بر عرصه دماغ می تاخت و # ~~باز نامه غم و بازار فکرت می شکست و ریاض خرمی و نهال عیش را ### | 26- PageV01P026 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0028.jpg) # ~~تازگی میداد در این مابین رغبت بعرق فرمود حاضر گردانیدند جوهری # ~~که عین آتش بود در صورت آب و از غایت لطافت چون هوا مدرک # ~~بصر نمیشد و ارکمال رقت با خاک کثیف نمی آمیخت و ساقی چون # ~~نرکس ساغر زرین بر دست سیمین نهاده بود و اقداح مالامال چون قمر # ~~در عنازل خویش روان کرده و بندگی حضرت صاحب قرانی دو شبانروز # ~~دیگر بدین عرق مشغول شد که قطعا التفات بهیچ غذائی (نفرمود) روز # ~~دیگر مزاج مبارک اندک تغیری پیدا کرد # گفتند ورامگر خمارست # # بجبت تداوی بحکم و کاس شربت علی لذة %~% واخری تداویت منها بها # یک دو جرعه دیگر نوش کرد و بسبب خنکی ظاهر آن تسکین # ~~حرارتی تصور کردند و چون در معده گرم شد حرارت زیادت گشت . # # نظر کردم ز روی تجربه هست %~% خوشیهای (جهان) چون خارش دست # # که اول دست را خارش خوش افتد %~% با خردست ، در دست آتش افتد # ~~همیدون جام دنیاخوشگوار است باول مستی و آخر خمارست # و تتمه آن مقدمه نامرادی گشت و سپهر بی مهر ازپس نوش نیش # ~~کین پیش آورد و دهر بی و فا سروربشیون ( و سور) بماتم بدل گردانید # # چنین بود تابود گردان سپهر %~% که با نوش زهراست و باکینه مهر # ذکر وفات حضرت صاحب قرانی انارالله برهانه # و چون هر بدایتی را نهایتی مقدرست و هر آفتابی را زوالی # ~~موجل مزاج مبارک از جاده استقامت و حد اعتدال عدول نمود لو # ~~عرض همایون از زیور صحت و حلیت خفت خالی و عاطل گشت و PageV01P027 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0029.jpg) # ~~صح نور افزای روح و راحت بشام ظلمت زای رنج وملالت بدل # ~~شد حضرت صاحب قرانی انار الله بر هانه فرمودند که ms16 در مدت العمر طبعا # ~~هر گز مرا میل بمسکرات نبود و اینصورت که بی اختیارواقع شدسبب # ~~مرض گشت اگرچه جرایم بسیار در وجود آمده عرصه لاتقنطوامن # ~~من رحمة الله وسع است بشارت و هوالذی یقبل التوبه عن عباده # ~~بسمع تحقیق شنوده توفیق هدایت تو بوا الی الله یافته فرمان کرد تامجموع # ~~آلات و ادوات ملاهی و مناهی را بشکستند و از سر اخلاص توبه # ~~نصوح فرموده مستعد ضیافت خانهآ والله یدعوالی دارااسلام شد و # ~~گوش هوش بفرمان یاایها النفس المطمئنة ارجعی الی ر بک داشته # ~~امرا و ار کان دولت و مقربان حضرت چنانکه رسم باشد هریک دعائی # ~~میگفتند در خلال این احوال بندگی حضرت صاحب قرانی اولیک انگشت # ~~و بعداز آن دو ابگشت بر آورد و بچشم اشارتی فرمود پس استفسار # ~~می نمود که غرض من ازین چه بود بعضیاز امرا متصدی جواب گشتند # ~~که بندگی حضرت می فرمایند که یک علاج یادوعلاج دیگر مانده گفت # ~~نه آن میخواهم ( ومضمون) این ایبات بزبان حال تقریر افتاد . # جهاندار گفتا ازین در گذر %~% که آمد مرا زندگانی بسر # بفرمان من نیست گردان سپهر %~% نه من دادهام گردش ماه ومهر # کفی خاکم وقطره آب سست %~% ز نر مادهٔ‌ آفریده نخست # زپر و رد گیهای پرورد گار %~% بآنجا رسانیدم انجام کار # # که چندانکه شاید شدن پیش و پس %~% مرا بود برجملگی دسترس # گرایوان من سر بکیوان کشید %~% همان روز مرگم بباید چشید # در آنوقت کردم جهان خسروی %~% که هم دل قوی بود و هم تن قوی # چو آمد کنون ناتوانی پدید %~% 28 %~% بدیگر سرا رخت باید کشید ~~PageV01P028 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0030.jpg) # یاکراه در مقام رضا و تسلیم فرمود که من در میان شمایک روز # ~~ما دو روز دیگر بیش نهام و استشهاد این معنی اطباء را طلب فرمود و # ~~امرا قضیه مقدم تقریر کردند بندگی حضرت (فرمود) که راست گویید # ~~وخوش آمد مگوئید که راستی مرا خوش می آید ( اطیاء) گفتند بعنایت # ~~الهی امیدواریم که ms17 سالهای بسیار سایه آفرید کار بر سر ممالک ربع مسکون # ~~پاینده باشد فاما از روی قاعده طبی چنان است که بندگی حضرت می- # ~~فرماید درین حالت بعضی از ملازمان قهر کردند که چرا چنین گفتند و # ~~بندگی حضرت برایشان محمدت گفت فی الجمله دست تصرف طبیب از # ~~دامن معالجت کوتاه ماند. # # طبیبان لشکر بزرگان شهر %~% نشستند بر گرد سالار دهر # # مداوای بیماری انگیختند %~% زهر گونه شربت بر آمیختند # # رقار وره ونبض جستند زار %~% نیامد بکف عمر کم گشته باز # # طبیب ارچه داندمداوا نمود %~% چومدت نماند مداوا چه سود # چندان استعداد وکثرت لشکر وابهت و سطوت سلطنت در پیش # ~~رایدموت رادع و دافع نتوانست کشت. # چه فایده ز زره با کشاد دست قضا ### | چه منفعت ز سپر با نفاذ تیر قدر # اگر ز آهن و پولاد سفته حصن کنی ### | چو حالت آید دست اجل بکوبددر # نوبت سلطنت بخاتمت پیوست و برقضیه عادت روزگار جفاکار # ~~که یعطی فیرجع فی عطائه منشور دولتش بارسال ایلچی هادم # ~~اللذات وتبلیغ برلیغ اذ اجاء اجلهم لایستاخرون ساعة ولایستقد هون # ~~استرداد رفت. PageV01P029 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0031.jpg) # # فرو رفت آفتابش در سیاشی %~% بنه در خاک برد آز پادشاهی # قلم تقدیر طغرای فنا بر منشور بقای شاه جهان کشید و روح پاک # ~~شهر پارهفت اقلیم بذروه نه فلک ترقی کرد و از سرای سپنج ومنزل عناو # ~~رنج بریازانس و حدایق قدس (خرامید) و مکتوب قضای محتوم بختام # ~~کل من علیها فان مختوم شددر منتصف شعبان سنه سبع و ثمانمائه درموضع # ~~اترار بمقام ابرار رسید. # ~~چه سود از لشکر جرار بسیار چو نازل شد قضا در باب اترار # و از دنیای دون که وادی نامرادیست بصدر جنت خرامید. # زدیوان قضا در نصف شعبانشد برات او # بدیدم صدر جنت بود تاریخ وفات او # و گوش و کردن دولت از حلیت ضبط و زیور عدل شهنشاهی عاطل # ~~گشت و از فقدان ( او) پریشانی و آشوب بشمل ملتئم و عقد منتظم # ~~جهانیان راه یافت . # ~~شهنشانی که ms18 از فقدانش آشوب جهان آمد # وداع شهریاری کرد و تاریخش همان آمد # و شرف وفضیلت عدل وسیاست خدایکانی انار الله بر هانه بوقوف # ~~بوست انماالنعمةمجهولة فاذا فقدت عرفت وقدر ومنزلت نور # ~~آفتاب معالی که. # وعرت رالشمس بعد غروجیا # ~~روشن گشت. # # مقدار آفتاب ندانند مردمان %~% کن ترن ا PageV01P030 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0032.jpg) # و صندوق شبریار روی زمینرا بدارالسلطنهٔ‌ سمرقند نقل گردند # ~~و درمدرسه شاه و شهزاده جهان و لی العهد فی الزمان المغور العبرور # ~~امیرزاده محمد سلطان نور الله هرقده دفن کردند. # # ندارد جهان دوستی با کسی %~% نیابی در و مهربانی بسی # # بخاکش سپردند و گشتند باز %~% در دخمه کرده برویش فراز # # جبانرابر ینگونه شد رسم وراه %~% بر آرد بگاه و ندارد نگاه # # نه زین رشته سرمیتوان تافتن %~% نه سررشته را میتوان یافتن # ماه نور افزای مملکت در حد استقبال برافق تأبید ناپدید شد و # ~~مبر سیهر آری سلطنت در حیز اجتماع از چشم خلق جهان نهان گشت # ~~و ذات معظم و شخص مکرم شهریار روی زمین چون گنج در کنج خاک # ~~دفین) شد و سر دخمه همایون وتربت مبارک ازاوج گنبد گردان و # ~~شرف قصر کیوان بگذشت . # رداشت زخاک عالمیرا %~% در خاک نهاد روزگارش # و آوازه این رزیت هایل و فجیعت مولم که بحقیقت ماتم دین و # ~~مصیبت دولت بود جهانیانرا روشن و معین گشت وفتنه خفته چون نرگس # ~~دیده شوخی وبی آزرمی باز کرد و امن معتدل مزاج چون بنفشه سربر # ~~زانوی حسرت و ضجرت نهاده کجا شد آن کمال روعت و جباری و مزید # ~~سطوت وکامکاری وحشمت حشم کشور گیر و کلاه کوشه نخوت آسمان # ~~فرسا تا حایل ( قضای) آسمانی وحاجز مقادیر ربانی گشتی تا چندان # ~~خزائن و دفاین بفدیه درمیان نهادی و یک ساعت تاخیر و مهلت یافتی. # ~~بجز مرک هر هشگلی را که هست بچاره گری چاره آید بدست # بزخم گرز جهان گیر و تیغ قلعه گشای ### | جهان مسخر من شد چو من مسخر رای ### | -31- PageV01P031 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0033.jpg) # ~~سی ms19 حصار گشادم بیک کشادن دست # س سپاه شکستم ببک فشردن پای # ~~چو مرک تاختن آورد هیچ سود نکرد # بقا بقای خدایست و ملک ملک خدای # این است عاقبت حال امیر مر حوم مغفور امیر تیمور گورکان # ~~و از آن همگنان همین خواهد بود ، # ~~برام که گور میگرفتی همه سال دیدی که چگونه گور بهرام گرفت # دنیا منزل گذار است نه مقام قرار جایگاه غرور است نه - # ~~سرای سرور . # صحبت گیتی که نمناکند %~% با که و فا کرد که باما گند # و بحقیقت کدام جها نخشای بود که بسته بنددام فنانشدو کدام # ~~عدو بند بود که کمر حیات او نگشادند . # اندرین ره چه بلبل است وچهزاغ # شریف را بروضیع هیچ فرقی ننهاده اند وشاه را بر گدا # ~~هیچ وجه ترجیح پیدا نکرده - # هیچ کس را خلعت بقا نپوشیدهاند و تاج خلود نبخشیده. # # چه خوش باغیست باغ زندگانی %~% کر ایمن بودی از باد خزانی # ~~چه خرم کاخ شد کاخ زمانه کرش بودی اساس جاودانه # # از آن سرد آمد این قصر دلاویز %~% که چون جاکرم کردی گویدت خیز ### | که آنرفت از میان وین در میان نیست # ~~یک امروزست ما را نقد ایام بروهم اعتمادی نیست تا شام ### | -32_ PageV01P032 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0034.jpg) # حق سبحانه و تعالی روایح غفران و فوایح رضوان # ~~ارواح گذشتگان که سر گذشت ایشان سبب انتباه خردمندان ووسیلت # ~~اعتبار هوشمندان است در رساناد و همگنانرا بصر بصیرت یاب # ~~و دیده عبرت بین کرامت کناد تا عحایب تتلبات و غرایب تغلبات # ~~سرمایه بیداری و پیرایه هوشیاری خویش سازند و دل درجهان # ~~فانی نبندند وزمام احوال بدست غفلت وغرور ندهند و راستکاری # ~~سبب رستگاری دانند ایزد تعالی جمله را توفیق رفیق گرداناد # ~~بتحمدواله الامجاد . PageV01P033 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0035.jpg) ### | اسةان # با مقابلده دو نسخه دیگر # ~~صفحه (1) سطر (3) # ~~سلطان سلاطین المشرقین مولی خواقین الخافقین فرمابفرمای زمین وزمان # ~~واسطة الامن والامان اامنصور من السماء المظر علی الاعداء # ~~سلیمان سریر آصف وزیر فریدون فر دارا دار و گیر مالک نواصی ms20 الانام # ~~بعزید عنایة الرحمن قامع اهل الضلال والطفیان - # آفتاب دین و دولت آسمان عدل و داد # پادشاه ربع مسکون خسرو صاحب قران # از مصنفات مولانا الاعظم مبحر قطب الحق والدنیا والدین امیرتیمور # ~~گورکان اصناف العلوم والحکم کاشف المشکلات العقلیه فاتح المعضلات # ~~النقلیه ملک ملوک الواعظین مفخر الائمة والمحدثین العارف باسرار الکتاب # ~~العالم بمحکم الکتاب. # بادشاه ممالک معنی %~% مقتدای افاضل عالم # # بی ریا والی ولایت فضل %~% بی تکلف جهان لطفو کرم # نظاما لحق والدین آلشنبی المعروف بالشامی قدس سرهوالحق # ~~در اقسام فصاحت وانواع بلاغت بجزالت الفاظ و لطایف معانی برهان # ~~ان من البیان لسحرا آشکارا گردانیده و قوت مهارت وفضل وبراعت ### | - 34- PageV01P034 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0036.jpg) # ~~و پیش آرباب آین صتعت مبین و روشن آست و این کمترین بند کانر # ~~مرتبه شاگردی ایشان نیست فاما بنابر آنکه. # در رشته کشند با جواهر شبه را # وقایع و حالاتی که بعداز تقریر و تحریر مولانا مشارالیه بوقوع # ~~یوسته در قید کتابت آورده این کتاب را مذیل گردانید امید آنست و # ~~چشم داشت چنان که منظور نظر رضاوازتضاء مخدومان و بزرگان گرددمتوقع # ~~از نظر خداوندان فضل و افضال منت احسان مبذول دارند و ذیل عفو # ~~و اغماض مسدول (مبذول) گردانیده عذر بپذیرید وخرده نگیرند . # ~~صفحه (19) سطر (15) # ابنای سید قوام الدین و ابنای افراسیاب چلاوی هست : و بوی # ~~داد و سبب عداوت میان ایشان آنست که امیر قوام الدین مردی زاهد و # ~~گوشه نشین بود و انتمای نسب خود بامام حسن عسکری میکرد اهالی # ~~ماز ندران در آنوقت مجموع معتقد او گشتند حتی امیر افراسیاب چلاوی # ~~که حاکم مازندران بود و انتمای نسب خود بملوک عجم میکرد او # ~~فیز مرید شد و امیر قوامالدین را تبع بسیار و مرید بیشمار شدند تا # ~~غایتی که داعیه حکومت در باطن او پیدا شد فرصتی نگاه داشت و بوقتی # ~~که امیر افراسیاب بدیدن او آمد جمعی از مریدان و معتقدان خود را # ~~در کمین نشانده بود امیر افراسیاب و تبع اورا ms21 بقتل رسانیدند واین واقعه # ~~در شهور سنه احدی و خمسین و سبعمائه بود و باقی فرزندان وتبع # ~~امیر افراسیاب از آن مملکت جلا شدند و مدتهای مدید بوطن خود # ~~نتوانستند رفت و امیر قوام الدین را فرزندان بسیار در رسیدند از جمله # ~~امیر عبدالله و امیر کمال الدین بزرکتر فرزندان بودند و از یک مادر # ~~امیر عبدالله در قریه میان رود کشته شد و امیر کمل الدین حاکم مملکت ### | 35 PageV01P035 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0037.jpg) # ~~ساریه گشت و امیررضی الدین و امیر فخرالدین و امیر نصیر آلدین # ~~اعیر ظهیر الدین و امیر زین العابدین : این پنج برادر ازیک عادر بودند # امیر رضی الدین حاکم مملکت آمل و امیر فخرالدین حاکم # ~~رستمدار و دیگر برادران در آمل متوطن بودند فاما هر یک حکومت # ~~ناحیتی از مازندران داشتند و اولاد و احفاد ایشان بسیار گشتند چون # ~~حضرت صاحب قرانی انارالله برهانه ممالک مازندران فتح فرمود مملکت # ~~آمل بامیر اسکندر پسر امیر افراسیاب داد و مملکت ساریه بامیر جمشید # ~~قارن. واولاد و احفاد امیرقوام الدین را باجمعهم از آنجا و از آن ممالک # ~~کوچ کردمگر معدودی چند که بطرف گیلان افتادند درین وقت رای همایون # ~~آن اقتضا فرمود که از فرزندان امیر کمال الدین بن امیر قوام الدین # ~~امیر غیاثالدین علیرا که ارشد و انجب اولاد بود بتربیت و عنایت # ~~مخصوص گردانیده حکومت و ایالت آن ولایت بوی تفویض فرمود # ~~صفحه (20) سطر (21) # مسجد جامعی که مولانا نظام الدین شامی علیه الرحمه ذکر # ~~فرموده است بعداز مراجعت از سفر هندوستان که در چهارم رمضان سنه # ~~احدی وثمانمائه در بلده سمرقند بنا فرمودند حضرت صاحب قرانی در # ~~تاکید بنیان و تشییدار کان حد جد و جهد بجای آورد و قایده آن چون # ~~نهاد کوه و اساس دولت رسوخ پذیرفت و بسان سد اسکندر و بنایهرمان # ~~بسنگ خاره استحکام پافت و محراب آن از آهن فولاد باشکال غریب # ~~نقوش بدیع ولطایف کتابت و دقایق صنعت چنانک ناظر دیده درطول ms22 # ~~و عرض اقالیم سبعه مثل و نظیر آن ندیده ترتیب کرد و چهار منر # ~~چون چهار ارکان برچهار جهت آن در رفعت پیایه که ### | -36 PageV01P036 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0038.jpg) # توان ازو مشاهده کردن بچشم سر # کینیت کواکب و اشکال آسمان # و طاق سیهر آسای و ایوان فرقدسای آن که با قمه افلاک لاف # ~~برابری بل دعوی برتری میکند و از غایت نزهت رشک بهشت برین و # ~~از کمال صنعت رشک نگارخانه چین است و قریب چهار صد استون # ~~سنگ رخام از مواضع بعید برپشت ژنده بیلان بلطایف حیل و جر # ~~انقال بدانجا نقل کردند و صحن و سقف آن که رشک خلدیرین وسقف # ~~مرفوع است باعماد رصین و اضلاع مکین از جوانب و ارجا با فنون # ~~رایش و انواع تکلف و نمایش از احجار یشم بکمال صنعت چنان با # ~~یکدیگر تربیت دادند که تا انقراض عالم از تعاقب شهور و اعوام نقوش # ~~آن از اختلال و بنای آن از اندراس مصون و محروس است چه # ~~استحکام اساس آن بنیان نه بدان مثابت و رزانت نهاده اند که بصدمه # ~~زلازل اختلال پذیرد و آسیب منجنیق نوازل رخنهآ در بنیاد آن مرصوص # ~~نواند انداخت. # هزار سال ز باران برو زیان نرسد # وگر بجای سرشک آید از هواباران # بلکه بحکم متانت قاعده ورزانت اساس هر گزدرعقدهآ کسوف و # ~~حضیض خسوف دهر نیفتد. # نهادستند بر سقفش تو گوئی تخته مرمر # کشیدستند در صحنش تو گوئی فرشی ازمینا # و در اصلش که برابر مقصوره است ادخلو ها بسلام آمنین بر # ~~شرفه آن قش کرده و من دخله کان امنا بر آستانهآ آن مسطور از روی یکپاره # ~~بلطایف صنعت و دقایق حکمت ریخته درزمین رشک خلدبرین مشاهده PageV01P037 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0039.jpg) # ~~افتاد و نمودار أرم ذات العماد التی لم یخلق مثلها فی البلاد معاینه # ~~گشت اساتذه بصره و بغداد مقصوره وصفها ورحبها را بحصیر های معقلی # ~~ممتلی ساخته و عمله فارس بر اندازهآ هر موضعی طبق النعل بالنعل قالی # ~~های ms23 ابریشمین مبسوط گردانیده و معلمان حلبی قنادیل مذهب درفضای # ~~قباب آن چون مشاعل گردون درین طاس نگون افروخته. # # تبارک ذوالعرش ماذاتری %~% منااحسن فی جانب المسحد # درین تاریخ این عمارت عالی بنام و القاب همایون مزین وموشح # ~~گشته و بمیامن رای شهنشاهی چنین بقعه متبرک که بر صفحات روزگار # ~~سمت تخلید و تائید خواهد یافت نزهت جای صفا و مهبط اجابت # ~~دعا گشته بیرون آلات و ادوات که از ممالک و ولایات آورده بودندو # ~~اهالی سمرقند وتوابع را در آن مدت کار سیار فرموده مبلغ یکهز ار و # ~~پا نصد تومان رایج کیکی که نه هزار تو مان عراقی باشد از خزانه # ~~بصرف عمارت مسحد خرج گشته بود مقصود انک درین ایام حضرت # ~~صاحب قرانی احتیاط عمارت می فرمود ایوان در آمدن مسجد اگر چه # ~~باطاق سپهر دعوی موازات میکرد فاما در جنب مسجد جامع که ذکر # ~~آن گذشت ایوان در مقصوره قصیر مینمود # ~~صفحه (21) سطر (8) # محرم سنه سبع و ثمانمائه بدار السلطنت سمرقند نزول # ~~فرمود و خواتین و آقایان و اغرق بزرک بعد از آن متعاقب # ~~رایات همایون رسیدند و نواخت و مرحمت و احسان مخصوص # ~~گردانیده هر یک را بحسب جاه و راه برأفت و عاطفت # ~~ملحوظ و محظوظ گردانید و دغدغه یورش ولایت خطای در خاطر ### | 336 PageV01P038 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0040.jpg) # ~~خطیرش جای گیر گشته بود خواست که فرزندان نامدار و شهزاد گان # ~~کامگار که هریک سلوت دل و راحت روح و قرة عین وقوت ساعد و # ~~فراغ خاطر و فتوح روزگار و مفتاح آمال بودند ایشان را هم از احفاد # ~~خود کفوی گزیده نامزد فرماید از آن جمله شاه و شاهزاده اعظم اعدل # ~~جوانبخت پیر تدبیر زیبنده تاج و سریر مغیث الحق والدنیا والدین # ~~الغبیک گور کان و برادرش مظفرالدنیا والدین ابراهیم سلطان بهادر # ~~خلد الله تعا لی ملکهما وامیر وامیرزاده اعظم جها نگیر بن محمد سلطان # ~~بهادر عمت معدلته وطاب ثراه و فرزندان امیرزاده عمر شیخ امیر زاده ms24 ~~بایقرا # ~~و امیر زادسیدی احمد و امیرزاده ایجل بن امیرزاده امیر انشاه بهادر # ~~طاب ثراهم هر یک را هم از اولاد و احفاد خود بیکی موسوم گردانیده # ~~طوی خوراند # ~~صفحه (22) سطر (3) # و قریب یک فرسنک ساوری کریاس خاصه خر کاههای هشتادسری # ~~و صد سری باتختهاء زر و نقره و بخوشهاء لعل ومروارید مرصع ومزین # ~~کرده و خیمها و سایه بانها ابریشمین بر کشیده و کندلانها زده میهمانان # ~~و ایلچیان ایشان شاهزادگان و آقایان و امراء دولت سرا پردها سقرلاط # ~~باز کشیده و قوشونات ایشان بر افراختند خیمه ها و خرکاهها بموجب # ~~رسم بسته و چهار طاقها زده و مجموع را بدیبای روم و زربفت چین # ~~بیاراسته مکللات مرصعات و نفائس اقمشه و غرایب اسلحه هر دیار # ~~آویخته و انواع لعبها و شعبذ ها بکار برده چون این اسباب واستعداد # ~~آن مهیاگردانید کندلان بزرک سپهر پیکر کردون منظر و شادروان # ~~کیهان محل کیوان مقر بفروش و اوانی خسروانی تزیین و ترتیب یافت ~~PageV01P039 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0041.jpg) # سریر سلطنت و مسند حشمت خاصه حضرت صاحب قرانی را بر # ~~صدر بارگشادند و محل و مجلس هر کس را از آغایان و کلین اوغول و # ~~شهزادگان و سلاطین و چوچینان عزیر الوجوه عظیم الشأن را نیز بر # ~~حسب راه و مرتبه هر یک تعیین نموده بساط عیش بگسترانیدند و # ~~مجلس انس و خرمی بسان بهشت برین آرایش و جمال یافت و بخار # ~~عنبر و بخور عبیر با نسیم صبا بیامیخت . «« جهان غالیه سای و زهین # ~~نافه گشای» گشته. # ~~صفحه (23) سطر (7) # گشتند آواز رود و سرود بچرخ چنبری رسانیدند گفتی بوستانی # ~~است پر ازگل و بلبل و سنبل ویاسمین یا آسمانی پر ازمه و مشتری و # ~~زهره وپروین بعد از آنکه قوش وقارو # ~~صفحه (23) سطر (9) # و خدمتی که از اطراف وقراوی توره و چر که داشتند آورده بودند # ~~ایلچیان ختای والاتای وکلمچیان مصرواقصای مغرب وحدود روم و دیار # ~~فرنک و ناحیه قراود . # ~~صفحه (23) سطر (23) # تقریر بر آنست ms25 که ما باید که بی تحاشی هرکس هرچه دانند بعز # ~~عرض ما می رسانند و هر چه صلاح مملکت بدان منوط باشد و دفلح # ~~ضرر ازمظلومان بدان مربوط در رفع آن بحضرت ما اهمال وررلد و # ~~باعتماد ووثوقی تمام باز نمایند و بجهة نامزدی شاهلر کالن نتار ها از # ~~زر و گوهر و درر عمانی وپیروزه پیکانی ویخوک کانی ولعل بدخشانی ~~PageV01P040 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0042.jpg) # ~~ومبارکباد لاینقطع بود الحق عالمیان بدان عواطف امید وار شدند و # ~~جهانیان بدین اساعت و احسان مطمئن خاطر گشتند و جمله از سر # ~~صدق و نیاز بحضرت کارساز دست خواهش بر آورده گفتند. # یا رب این کامکار عادل را %~% دولت و عمر جاودانش ده # هرچه از حضرت تومیخواهد %~% بخداوندیت همانش ده # # اینجهان چون مسخرش کردی %~% بعرصد سال آنجهانش ده # ~~صفحه 25 سطر14 # در آن وقت مقربان حضرت خود را طلب فرموده در باب یورش # ~~و احوال اطراف از هر جهت مصلحت دید هر یک باز طلبید هر چند # ~~حضرت (صاحب) قرانی را عزیمتی در خاطر مخمر بودی و با خود # ~~مقررکردی اما در ضمیر منیر مستور داشتی امرا و ارکان دولت و # ~~اصحاب فطنت را طلب فرمودی و بکرات و مرات در آن امر طریق # ~~استشارت بجای آوردی ومضمون لاصواب مع ترک المشورة برخاطر # ~~گذرانیدی و فایده من استشار اولی الالباب نزل فی ابواب الصواب # ~~را عمده حصول مراد شناختی ونص و شاورهم فی الامر نصب # ~~العین داشت. # ~~شاور صدیقک فی الخنمی المشکل واقبل نصیحة ناصح متغضل # # ولافداوجیتی (اوحسی) بذاک بنیة %~% فی قوله شاورهم و توکل # حضرت صاحب قرانی بعد از تدبر و تشاور عزیمت حرکت بجانب # ~~ختای مصمم گردانید چون این عزیمت در خاطر همایون قرار گرفت از # ~~کیفیت سبل آن مواضع استخبار نمود و منزل بمنزل بطرق مختلف # ~~از چگونگی آب و هوا و هیمه و علف و سهل و جبل وبراری وفیافی ### | 41 PageV01P041 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0043.jpg) # ~~آن استکشاف نمود صلاح چنان دید (که) در اوایل ms26 حوت از موضع # ~~اترار حرکت فرموده یکماهه علوفه اسبان بر پشت چهار پایان بار کنند # ~~تا اول (باول) نوروز را که در صحرا علف پیدا شود راه بسیار قطع # ~~کرده باشند بدین سبب در میان زمستان متوجه اترار گشت. # ~~صفحه26 سطر 20 # فی عصبة من قبیل الترک ما تر کو ### | للبرق لمعا ولا الرعد تصویتا # قوم(قوما) اذا قوبلوا کانؤ ملائکهآ ### | حسنا وان قوتلوا کانواعناریتا # ~~شیرند گه رزم و گه بزم همه ماه دیوند گه جنک و که صلح همه حور # ~~صغحه28 سطر 2 # مؤدی بمرضی قوی گشت و مزاج مبارک از جاده استقامت و # ~~حد اعتدال عدول نمود و اطباء از ازاله مرض عاجز گشتند. # ~~صفجه 29 سطر 22 # ابدا یسترد مایهبالدهر فیالیت جوره کان بخلا # ~~صفحه 30 سطر15 # میر اعظم تمور خان زجهان %~% رفت سوی بهشت وتخت بهشت # قبر او شد بهشت وتاریخش %~% سرقبرش نموده است وبهشت # باد قائم مقام او بر تخت %~% شاهرخ خسرو فرشته سرشت PageV01P042 # ![image filename](./0834HafizAbru.DhaylZafarNama_0044.jpg) # ~~صفحه30 سطر 22 # ~~صفحه 32 سطر 7 # # بعبرت نگر در جهان تا به بینی %~% که ملک جهان اعتباری ندارد # ~~صفحه 33 سطر 8 # ازسرای سپنج و منزل عنا ورنج بریاض انس و حدایق قدس خرامید # # همه عالم (ز) سر بسر بگرفت %~% رفت تا عالمی دگر گیرد # درمنتصف شعبانسنه سبع و ثمانمایه در موضع اترار بقام ابرار # ~~رسید و دکر وفات و کیفیت آن درمقدمه این ربع در مجمل واقعات # ~~وصادرات حضرت صاحب قرانی انارالله برهانه مذکور کشته درین محل # ~~تکرار نرفت این قطعه مولازا علی بدر هروی در تاریخ وفات # ~~حضرت گفته . # # میر اعظم تمور خان ز جهان %~% رفت سوی بهشت وتخت بهشت # # فبر او شد بهشت و تاریخش %~% سرقبرش نموده است و بهشت # # باد قائم مقام او بر تخت %~% شاهرخ خسروی فرشته سرشت # ~~و دیگری این رباعی گفته است . # ~~سلطان تمور آنکه چرخ را دل خون کرد ### | و ز خون عدو روی زمین گلگون کرد # ~~در هفده شعبان سوی ms27 علیین تاخت ### | فی الحال در رضوان سرو پا برون کرد ### | والله اعلم بااصواب ### | -43- PageV01P043 ms28