######OpenITI# #META#Header#End# ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0002.png) ~~مجموعهآ متون فارسی # زیر نظر : ~~احسان یارشاطر # شمارهآ 26 PageV01P003 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0004.png) # الحمدلله الذی زین الاصوات بطیب الالحان والنغمات وصیرها دایرة بین الشعب ~~والمقامات1. جبل2 الطباع السلیمة مؤتلفة بمعرفة الادوار. وجعل صیتها باقیة بقآء- ~~الادوار . والصلوة والسلم علی محمد المبعوث فی تهامة والحجاز رغما للمخالف ~~بالاجلال والاعزاز . وعلی آله واصحابه عثاق جماله المحیرین، فی وصف کماله وسلم ~~تسلیما کثیرا. # اما بعد فان الاذهان المستقیمة والطباع السلیمة مایلة الی الموسیقی . وکل ~~مولود. بسماع نغمة کن یلبس لباس الوجود علی سبیل الفضل والجود . وکل رضیع ~~یضطرب لا یطمئن الا بسماع الزمزمة وکل من لایقف علی مسالکها یقع فی المتعبة5 ~~والمندمة . فان الارواح مالت الی الاطراب عند سماع العود والمضراب . والنفس ~~والقلب والاسماع فی طرب والنای والعود والمزمار فی صخب. PageV01P005 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0005.png) # بنابرین مقدمه بندهآ فقیر حقیر ، اضعف عبادالله تعالی واحوجهم1 (1 ب) ~~عبد القادر بن غیبی الحافظ المراغی غفر الله ذنوبهما2 این مختصر را درعلم موسیقی3 ~~تألیف کردم مشتمل براصول و فروع وقواعد این فن و بیان کردم درین کتاب ~~مصطلحات قوم را و بعضی از آنچه این فقیر را از لطایف و نکات درین علم و عمل ~~روی نموده1 بدانها اضافة کردم2. پس هر که این کتاب را کماهوحقه8 معلوم کند ~~و در آن امعان نظر لازم دارد بر مجموع قواعد علمی و عملی و مصطلحات قوم از آنچه ~~درین فن بدان احتیاج است اطلاع یابد و بنسخ دیگر محتاج نشود چه بحل مشکلات ~~آنها درین کتاب اشارات کرده شده است مع فواید کثیرة و زواید لطیفة . وبر ~~تناقض کلام واعتراضات که بر آنها واردست وقوف یابد . پس باید که در ابواب و ~~فصول ونکات این مختصر نیکو تأمل کنند تا مستفید شوند9 و کسی را که طبع سلیم ~~مستقیم نباشد تحقیق این فن نتواند کرد زیرا که بمجرد تقلید تحقیق این فن نتواند ~~کرد بلک10 بذوق و وجدان توان دریافت11 « و ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء والله ~~ذوالفضل العظیم12، ms01 والله جلت قدرته المعین وهوحسبی ونعم الوکیل2. واین کتاب ~~را مرتب گردانیدم بردوازده باب16 (2 آ) : PageV01P006 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0006.png) # باب اول در تعریف موسیقی وصوت و نغمه و کیفیت حدوث صوت و نغمه و ~~بعد وجمع وذکر موضوع ومبادی این فن وبیان اسباب حدت وثقل1 . # باب ثانی در تقسیم دساتین2 بر اوتار و نسب ابعاد و اعداد آنها و بیان اسباب تنافر ~~وقاعدهآ اضافات ابعاد بیکدیگر و فصل ابعاد از یکدیگر و تنصیف ابعاد. «وطریقهآ ~~اصطخاب معهود در آلات ذوات الاوتار3» . # باب ثالث در بیان اقسام بعد ذی الاربع وبعد ذی الخمس و ترتیب دوایر از ~~اضافات آن اقسام بیکدیگر وبیان بحور وانواع4. # باب رابع در ذکر ادوار مشهوره اعنی دوازده مقام واشارات (2 ب) بطبقات ~~آنها واعداد نغمات دوایر وطریقهآ استخراج ادوار از تقسیم وتر وطریقهآ اصطخاب ~~معهود. # باب خامس درذکر آوازات سته و استخراج آنها از وتر و آنچ افضل العلما[ء] ~~مولانا قطب الدین شیرازی2 رحمه الله برصاحب ادوار مولانا صفی الدین عبدالمؤمن بن ~~فاخر الارموی8 تغمده الله بغفرانه اعتراض کرده و جواب از آنها که این فقیر از روی PageV01P007 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0007.png) ~~6 ~~تحقیق گفته است1. ~~باب سادس در بیان شعبات بیست وچهار گانه و طریقهآ استخراج آنها از ~~دساتین وتر2. ~~باب سابع در بیان اشتباه ابعاد بیکدیگر و اشتراک نغم ادوار و مناسبات مقامات ~~و آوازات وشعب با یکدیگر3. ~~باب ثامن (3 آ) دربیان اصناف انتقالات جزویه درمبانی ذی الکل احد4. ~~باب تاسع در بیان ادوار ایقاعی وذکر اصابع سته و طریقهآ قدیم و دخول ~~در تصانیف2. ~~بابعاشر در تأثیر تغم ادوار وطریقهآ مباشرت در عمل وساختن تصانیف2. ~~باب حادی عشر در طریقهآ پیدا کردن ترجیعات براوتار و ذکر اصطخابات ~~غیر معهوده8. ~~باب ثانی عشر در تعلیم خوانندگی واشارات بتر کیبات متفق ومخالف « اعنی PageV01P008 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0008.png) ~~ترنم به نثر1 نفحات کردن که آنرا خوش خوانی گویند باصطلاح خوانند گان2، وذکر ~~شدود2 و طریقهآ پیدا کردن عمل بعضی از ms02 اصناف اجناس وذکر استخراج نغمات ادوار ~~در جمع کامل وجمع تام از وتر واسامی نغمات در جمع تام بعربی ویونانی و اسامی ~~ومراتب آلات الحان وذکر اسامی مباشران4 این (3 ب) فن ودر آنک مباشران این ~~فن آداب مجالس چگونه رعایت کنند0. PageV01P009 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0009.png) # بدانک موسیقی لفظیست یونانی ومعنی آن الحانست ولحن عبارتست از مجموع ~~نغمات مختلفة الحدة والثقل که مرتب باشد بترتیب علائم مقرون بألفاظ منظومهآ ~~داله برمعانی که محرک نفس باشد تحریکا ملذا در ازمنهآ موزونه که آنرا ایقاع ~~گویند وشیخ ابونصر فارابی1 رحمه الله گفته که «لفظ الموسیقی معناه الالحان واسم ~~اللحن قد یقع علی جماعة نغم مختلفة رتبت ترتیبا ما محدودا .» ودرین تعریف ~~متنافرات داخل میشوند زیراکه متنافرات نیز مرتباند بترتیب محدود . اما ~~تعریفی که صاحب شرفیه2 (4 آ) کرده و گفته که « واللحن یرسم بأنه مجموع ~~نغم مختلفة رتبت ترتیبا محدودا ملائما .» تخصیص کرده است لحن را بجماعت ~~نغمات ملائمه و ظاهر آنست که در معنی لحن ملائمت شرطست برای آنک لحن لفظ ~~عربیست و لحن در لغت عرب مقول بر نغمات ملائمه میشود برین تقدیر تعریف PageV01P010 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0010.png) ~~صاحب شرفیه اصح باشد . # وصوت کیفیتی است از کیفیات مسموعه لذاتها لالغیرها چون حدت وثقل و ~~خفاتت وجهارت اگر چه آنها نیز از کیفیات مسموعه اندلیکن بتبعیت صوت مسموع ~~میشوند . و نغمه آوازیست که او را زمانی درنگ باشد ازحدت وثقل وشیخ ابوعلی1 ~~«رحمه الله»2 تعریف نغمه چنین کرده است که «النغمة صوت لابث زمانا ما علی حد، ~~ما من الحدة والثقل وزاد بعضهم محنون3 طبعا .» وصاحب ادوار مولانا صفی الدین ~~عبدالمؤمن بن فاخر الارموی رحمه الله این تعریف را اختیار کرده است وقید محنون ~~الیه بالطبع را در آورده و در کتاب شرفیه چنین تعریف کرده است که «النغمة (4ب) ~~صوت یدرک ادراک تفاوتالکمیة من ثقله اوحدته بالنسبة» الی آخر. وتطبیق میان ~~این تعریفات « وصحت و جامعیت و مانعیت آنهارا»9 در کتاب جامع الالحان 5 ms03 کرده ایم ~~چه درین مختصر لایق نبود فلیطلب منه . # فصل درکیفیت حدوث «صوت»2 ونغمه بدانک نغمه حاصل نمیشود الا ~~از اهتزاز جسمی در هوایی یا هوایی در جسمی بشرط آنک جسم مستحصف2 و املس5 ~~باشد وصاحب شرفیه9 این سخن را از شیخ ابونصر10 نقل کرده است که جسمی مزاحم ~~شود مرجسمی دیگررا ، اگرجسم مزحوم مقاومت نکند بلک منقاد شود [و] مندفع ~~یامنخرق11 یامتنحی12 گردد، در جسم مزحوم صوت موجود نشود. واگر جسم مزحوم، PageV01P011 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0011.png) ~~مندفع یا منخرق یا متنحی نشود و مقاومت موجود باشد در جسم مزحوم صوت موجود ~~شود . پس معلوم شد که وجود اندفاع1 و انخراق2 و تنحی2 سبب عدم صوت باشد ~~و عدم آن ثلاثه سبب وجود صوت . و برین سخن اعتراض کرده و گفته ، که شیخ ~~صوت را بمزحوم مخصوص کرده است مطلقا و گفته که اگر حجری را بر حجری ~~دیگرقرع کنند9، صوتی که من بینهما حاصل شود (ه آ) نتوان مخصوص کردن ~~بقارع یا بمقروع بلک از هردو حاصل شود . باز خود در شرفیه نبشته که « واما ~~کیفیت حدوث النغم من الحلوق الانسانیة فان الهوآء یقرع مقعرات اجز آءالحلق ~~بشدة وعنف فتحدث النغمة ولذلک إذا تنفس المتنفس من غیر شدة وعنف لا یسمع ~~صوت . واما حدوثها فی الآلات ذوات النفخ فان تسریب الهوآء بشدة وعنف یصدم ~~جوانب التجویف فینعکس مصدوما صادما مترددا ترددا مستدیرا ملولبا فینفعل ~~بشدة اجتماعها وتراکمها علی الوجه المذکور . واما حدوثها فی الآلات ذوات الاوتار ~~فأنها اذا قرعت اهتزت فنفضت الهوآء عن نفسها فتحدث فی الهوآء قراعات متصلة ~~وان فارقها المحرک فتحدث النغمة ثم یتلاشی شیئا فشیئا حتی إذا اضمحلت الحرکة ~~وانقطع الصوت.» برین تقدیر صوت مخصوص بمزحوم نباشد ودر عرف نیزچنین است ~~چنانک گویند آواز نای و آواز عود و آواز کاسات وطاسات . پس بحقیقت اعتراض ~~صاحب شرفیه ساقط باشد (ه ب) وصاحب شرفیه حصر کرده است حدوث نغمه را در PageV01P012 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0012.png) ~~آن ثلاثهآ مذکوره ، چون این فقیر ms04 در کاسات1 نغمه یافتم برحاشیهآ شرفیه نبشتم که ~~«والحال انا وجدنا من غیرها کالنغمة المسموعة من القصعة2 فکان حصرها فیها ~~باطلا». وبعد مجموع نغمتین مختلفتین بود در حدت وثقل واگر دو وتر را در یک ~~مرتبه آهنگ کنند بینهما بعدی نباشد و آنرا همان حکم وتر واحد باشد و چون از ~~دو نغمه زیادت شود جمع گویند . وجمع عبارتست از جماعت نغمات مختلفه و آن ~~اگر ملائم باشد لحن گویند بشروط مذکوره کمامر. پس هرلحنی جمع باشد من غیر ~~عکس . اما موضوع موسیقی نغمه است . اما مبادی موسیقی بعضی از علم عدد بود ~~چنانک نسبت حاشیتین بعد ذی الاربع یا بعد ذی الخمس او غیر ذلک با یکدیگر ~~کما سیتضح فیموضعه، وبعضی از علم هندسه چنانک گوییم اختلاف نغمات درحدت ~~وثقل بحسب طول و قصر اوتار ، وبعضی ازعلم طبیعی چون قوی وحس وحرکت ~~ارادی که از انسان صادر شود، وبعضی از علوم متعارفه (6 آ) و آن آنست که چون ~~فصل کنند از مطلق وتر ، نصف «یا ثلث»2 یاربع یا غیر از آنها واستنطاق باقی کنند، ~~نغمهآ که از منتصف وتر مسموع شود احد باشد از نغمهآ که از ثلاثه ارباع وترمسموع ~~شود واثقل باشد از نغمهآ که از ربع وتر مسموع شود . ونغمهآ که از ربع وتر مسموع ~~شود احد باشد از نغمهآ که از منتصف وتر مسموع شود و اثقل باشد از نغمهآ که از ثمن ~~وترمسموع شود’. واین نغماتاربعهآ مذکوره قایم مقام اخری باشند در تألیف لحنی ~~چنانک بعد ازین معلوم شود . انشا الله تعالی5 . # فصل در بیان اسباب حدت و ثقل در آلات سبب حدت صوت مطلقا PageV01P013 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0013.png) ~~استحصاف1 متقارعین است ، و سبب ثقل مقابل آن . اما در آلات ذوات الاوتار از ~~استحصاف مقروع حدت حاصل می شود و از مقابل آن ثقل . و در آلات ذوات النفخ ~~استحصاف قارع موجد حدتست و مقابل آن موجد ثقل فحینئذ.. شدت قرع در اوتار ~~سبب جهارتست و ms05 ضعف آن سبب خفاتت (6 ب) . در آلات ذوات الفنخ شدت قرع ~~سبب حدتست و مقابل آن سبب ثقل وروشنست که در آلات ذوات الاوتار از وتر واحد ~~ایجاد نغمهآ واحد توان کرد فقط . ودر آلات ذوات النفخ ازمخلص واحد ایجاد نغمهآ ~~حاد توان کرد بقوت نفخ و هم از آن مخلس ایجاد نغمهآ ثقیل نیز توان کرد بضعف ~~نفخ.2 و آنچه شیخ ابونصر گفته که شدت قرع سبب حدتست و ضعف آن سبب ثقل، ~~و مولانا قطبالدین برو اعتراض کرده3 که این در آلات ذوات الاوتار مطرد6 نیست ~~حال آنک شیخ ابونصر آنرا در آلات ذوات النفخ گفته3 بعد از آن در آلات ذوات الاوتار ~~بیان اسباب حدت و ثقل کرده2 پس بر شیخ اعتراض وارد نباشد . اکنون میگوییم ~~که اسباب ثقل در آلات ذوات الاوتار طول وتر وغلظ و ارخاء5 آن باشد واسباب حدت ~~مایقابل ذلک ودر آلات ذوات النفخ اسباب ثقل بعد منفاخ2 وسعت تجویف ولین نفخ ~~و اسباب حدت مایقابل ذلک . اما آنک صاحب ادوار گفته است که سعت ثقب7 از ~~اسباب ثقل است آن در حالتی بود که نغمات صاعده باشند (7 آ) اعنی منتقل از احد ~~بأثقل زیرا که مقدار آلت زیادت میشود اما در حالتی که نغمات ها بطه باشند اعنی ~~منتقل از اثقل باحد وسعت ثقب از اسباب حدت باشد و اصل در انتقال نغمات آنست PageV01P014 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0014.png) ~~که « نغمات»1 ار طرف اثقل بطرف احد منتقل باشند برین تقدیر «[سعت] ثقب ~~از اسباب حدت باشد نه از اسباب ثقل»2 و اذ کیا3 چون درین سخن نیکو تأمل ~~کنند دریابند . اما در کاسات اسباب ثقل آنک مملو و رقیق و وسیع باشد و اسباب ~~حدت ما یقابل ذلک . اما در حلوق انسانی اسباب حدت تسریب، هواست که اجزای ~~حلقرا بشدت و عنف قرع کند و لهذا چون نفس زند متنفس ، بیشدت وعنف صوت ~~حاصل نشود . و در صغر سن نیز قبل البلوغ صوت ms06 احد باشد از آنک بعد البلوغ،. ~~این بود بیان اسباب حدت و ثقل. PageV01P015 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0015.png) # دستانها عبارتند از علاماتی که برسواعد آلات ذوات الاوتار رسم کنند تابدان ~~بدانند که هر تغمهآ از کدام جزو از اجزای وتر خارج شود و نغماتی که مدار الحان ~~بر آتست هفده اند و مجموع آنها در یک وتر موجودند و کیفیت انقسام وتر بمخارج ~~نغمات هفده گانه چنان بود که خطی فرض کنیم بمنزلت وتری و برابتدای آن اعنی ~~از جانب انف1 برساعد آلت ا رسم کنیم و برنهایت سطح آن اعنی از جانب مشط2 م ~~وجانب انف را طرف اثقل گویند و جانب مشط را طرف احد. پس برمنتصف وتر ~~ام که مطلق و ترست یح رسم کنیم وچون مقدار ام را باجزای کثیره تقسیم کنیم و ~~انتقال از طرف اثقل بطرف احد کنیم برولا2چنان یابیم که طبقات نغم در حدت PageV01P016 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0016.png) # 15 ~~زیادت میشود وهیچ یک از آن نغمات سابقه را نظیر وقایم مقام نغمهآ مطلق وتر ~~نمییابیم وچون بنقطهآ نصف رسیم آن نغمهآ نصف رانظیر وقایم مقام نغمهآ مطلق وتر ~~یابیم در کیفیت1. پس وتر را بسه قسم مساوی کنیم (8 آ) وبرنهایت قسم اول از ~~طرف انف یا نشان کنیم . پس وتر را بچهار قسم کنیم وبرنهایت قسم اول ح نشان ~~کنیم . پس ح م را بچهار قسم کنیم و بر نهایت قسم اول یه نشان کنیم پس وتر را ~~بنه قسم کنیم وبرنهایت قسم اول د نشان کنیم پس برنهایت تسع دم ، ز نشان کنیم. ~~پس ثمن م ح بر م ح افزاییم و برنهایت آن ه نشان کنیم . پس تسع 5 م بر ه م ~~افزاییم و بر نهایت آن ب نشان کنیم . پس ب م را بسه قسم کنیم و برنهایت « قسم ~~اول از»2 آن یب نشان کنیم . پس برنهایت ربع « انقل »2 ب م ، ط نشان کنیم . ویو ~~را بر ربع ط م نشان کنیم. ms07 پس نصف یوم بر یوم اضافه کنیم و برنهایت آن ونشان ~~کنیم . پس ثمن وم را بر وم افزاییم و بر نهایت آن ج رسم کنیم ، پس بر ربع ~~ج م، ی رسم کنیم وبر ربع ی م ، یز نشان کنیم و بر ربع وم ، یجنشان کنیم و بر ~~نهایت ثلث دم ، ید نشان کنیم این بود امکنه نغمات هفده گانه. واگر تقسیم کنیم ~~مابین ییح له چنانک میان ایح کردیم هر نغمهآ نظیری حاصل شود در حدت برین ~~مثال : ~~ب ج د ه و ز ح ط ی یا یب یج ید یه یو یز یح ~~یح یط ک کا کب کج کد که کو کز کح کط ل لا لب لج لد لهآ # این تقسیم بر طریقهآ صاحب ادوار بود وما بنوعی دیگر تقسیم کنیم زیرا که PageV01P017 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0017.png) ~~در آن تقسیم خطایی چند واقع میشود و آنها ~~را در کتاب جامع الالحان1 ذکر کرده ایم و ~~آنک صاحب ادوار گفته که (8 ب) م ح را ~~به هشت قسم کنیم وثمن آن بران افزاییم و بر ~~نهایت آن ه نشان کنیم وچون حم را که ملاثه ~~ارباع وتر است بهشت قسم کرده بهر ربعی ~~دو قسم و ثلثان قسمی رسد و مجموع وتر ام ~~بدین اقسام ده قسم و ثلثان قسمی باشد وچون ثلاثه ~~را درثمانیه ضرب کردیم 24 جزؤ شد وثلثان ~~اجزای قسمی 16 جزؤ باشد ، پس ام ده قسم ~~وثلثان بوده هرقسمی24 جزو اکنون مجموع ~~وتر ام 256 جزو بود بر ح م صد ونود و دو ~~جزو و هم دویست و شانزده جزو . و دیگر ~~گفته ثمن ه م بر هم افزاییم وبر نهایت ~~قسم اول از ان ب نشان کنیم پس هرگاه که ~~خواستیم تا تسع ه م که24 است بر هم افزاییم ~~یک قسم را 24 است بر هر قسمی ثمنی افزاییم ~~پس 5 م هشت قسم شود که هرقسمی 27 جزو ms08 ~~باشد باقی ماند از ه تا ا پنجاه وشش جزو ~~و آن یک قسم وثلثان بود اما از آن اقسام 24 PageV01P018 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0018.png) PageV01P019 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0019.png) ~~اعلدیعامر فصد العا مل ~~ام 25532اب 3328 ~~2958 # 592 # 4218 ~~39222 ~~187 # 1336 ~~یبییی م ~~1447 PageV01P020 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0020.png) ~~تار ج الم معیر فضلت اخا فایر فداتنافل ~~جم32868 ابح بط # 43 9م ~~رم29024 یچ کها # 5130 ~~کجوم 224441 ~~م196831 ح ~~لبم18432 بچ لج # 888 # 223 PageV01P021 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0021.png) ~~ونه هزار وچهل ونه بالتحقیق و آن برنسبت مثل وتسع باشد بالتقریب و نغمهآ د بر ~~نقطهآ 58254 ودوجزو از نه جزو واحد صحیح واقعشود ومقدار اد7281 و 7 جزو ~~از9 جزو واحد صحیح ونغمهآ ه برنهایت 55296 جزوواقع شود ومقدار ا10445 ~~جزو باشد وتغمهآ وم برنقطهآ 52428 واقع شود و مقدار ا و13101 و کسری باشد ~~وعلیک بالتأمل فی الجدول لتعرف الکسر و تغمهآ زم برنقطهآ 51781 و کسری واقع ~~شود ومقدار ا ز 1375 جزو صحیح باشد و18 جزو «ازهشتاد ودوجزو»1 واحد صحیح ~~ونغمهآ ح م برنقطهآ 49152 جزو واقع شود ومقدار اح 16384 جزو بود پس برای ~~تمامی اعداد و دساتین نغمات ما اینجا جدولی وضع کنیم که ازان جدول مجموع ~~اعداد و اما کن تغمات هفده گانهآ ثقال با حواد معلوم شود برین مثال (10 آ). # فصل دربیان ابعاد ونسبت آنها بدانک تعریف بعد همانست که قبل ازین ~~مذکور شد ونغمتین مختلفتین فی الحدة والثقل البته مستلزم بعدی باشند پس اگر ~~و ترین را چنان سازند که آهنگ هر دودر یک مرتبه باشد بینهما بعدی نباشد زیرا ~~که حکم هر دو چون یک نغمه باشد و نسبت مثل اگر چه اشرف نسبست اما صالح ~~تألیف الحان نباشد2 وچون اختلاف نغمتین باشد بعدی که ازان حاصل شود3 اگر ~~در حالت سماع تغم6 نفوس ارباب طباع سلیمهآ مستقیمه را بدان میلی باشد و ازان ~~لذت یابند آنرابعد متفق خوانند واگرمکروه نفوس بود آن بعد را متنافرخواننداما ~~بعد ms09 متفق برسه قسم بود : قسم اول اعلی وقسم ثانی اوسط وقسم ثالث ادنی. اما اعلی و آن ~~بعدی بود که طرفین آن نظیر و قایم مقام اخری شوند در تألیف لحنی ودر کیفیت ~~متحد باشند همچون دو نغمهآ ا یح . اما اوسط و آن دو بعد بود که طرفین آنها در PageV01P022 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0022.png) ~~مسموع ملائم باشد خواه بر توالی جس کنند برطرفین آنها خواه معا اما طرفین آنها ~~نظیر و قایم مقام اخری نشوند در تألیف لحنی . اما ادنی آنک اگر(11ب) طرفین ~~آنرا معا شنوند متنافر باشد و اگر بر توالی شنوند ملائم . و حاشیتین آن نظیر وقایم ~~مقام اخری نشوند در تألیف لحنی . پس قسم اول بعدی باشد که نسبت حاشیتین آن ~~بایکدیگرچون نسبت دو باشد بایکی چه مقدار وتر حاشیهآ عظمی آن ضعف مقدار ~~وتر حاشیهآ صغری آن باشد همچون دو نغمهآ ایح و آنرا بعد ذی الکل خوانند «ای ~~البعد الذی یشتمل علی مجموع النغمات الثقال .» اما اوسط اوآن دو بعد اندن اول ~~آنک مقدار و ترحاشیهآ عظمی آن مثل ونصف مقداروتر حاشیهآ صغری آن باشد «زیرا ~~که عدد حاشیه عظمی آن سه وعدد حاشیهآ صغری آن دو [باشد]»2 همچون دو تغمهآ ~~ابیا و آنرا بعد الذی بالخمس3 خواننده ای البعد الذی یستخرج منه خمس نغم لحنیة ~~طبیعیة..» وبعد ثانی بعدی بود که مقدار وتر حاشیهآ عظمی آن مثل و ثلث مقدار وتر ~~حاشیهآ صغری آن باشد زیرا که مقدار وتر حاشیهآ عظمی آن چهارومقدار وترحاشیهآ ~~صغری آن سه باشد همچون دوتغمهآ ا. ح و آنرا بعد الذی بالاربع خوانند «ای البعد ~~الذی یستخرج منه اربع نغم لحنیة طبیعیة .» اما قسم ثالثادنی وآنهاسه بعداند: ~~اول بعدیست که (212) مقدار وتر حاشیهآ عظمی آن مثل و ثمن مقدار وتر حاشیهآ ~~صغری آن باشد همچون دو نغمهآ اد و آنر ابعد طنینی خوانند چه مقدار وتر حاشیهآ ~~عظمی آن نه است ومقدار وتر حاشیهآ صغری آنحشت . اما بعد ثانی و ms10 آن بعدیست ~~که مقدار و ترحاشیهآ عظمی آن مثل و تسع مقدار و ترحاشیهآ صغری آن باشد همچون ~~دو تغمهآ اج و آنرا بعد جخوانند وبعد مجنب نیز توان گفت زیرا که در دساتین PageV01P023 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0023.png) ~~سبعه آنرا مجنب خوانند اما صاحب ادوار در فصلثانی ادوار که تقسیم وتر کرده گفته ~~که «ثم نقسم الوتر وم ثمانیة اقسام ونضیف الی الاقسام قسما آخر ونعلم علی نهایة1جه ~~اکنون و م اربعة اخماس وترست بتقریب چون آنرا بهشت قسم کنند مجموع ~~وترده قسم باشد وچون ثمن وم بر وم افزایند و بر نهایت آن ج رسم کنند ام ده ~~قسم و جم نه قسم باشد پس روشن شد که نسبت ام با جم مثل و تسع باشد ودر فصل ~~ثالث ادواربیان نسب ابعاد کرده گفته که « و اما نسبت ا الی ج فنسبة المثل وثلث8 ~~الخمس بالتقریب .» وازین نسبت عددشانزده با پانزده معلوم میشود که مثل و جزو ~~من خمسة (12 ب) عشر بالتقریب باشد اکنون تناقض میان این دو سخن ظاهرشد ~~زیرا که در تقسیم دساتین نسبت ده بانه گفته و در نسب ابعاد نسبت شانزده باپانزده ~~وهل هذا الأ تناقض؟ # اما ثالث بعدی بود که مقدار وتر آن مثل و جزو من تسعة عش بالتقریب ~~مقدار وتر حاشیهآ صغری آن باشد همچون دونغمهآ ا و ب و آنرا بعد بقیه و فضله نیز ~~خوانند برای آنک چون از بعد ذی الآربع ضعف طنینی فصل کنند باقی ماند تانقطهآ ~~ربع بعد بقیه چه متمم ذیالاربع است و فضله گویند زیرا که بر ضعف طنینی آن ~~مقدار که متمم ذی الاربع باشد فاضل گردانند2. واین سه بعد آخر را ابعاد صغری ~~و ثلاثه ولحنیه نیزخوانند و بعد بقیه اصغر ابعاد است و آن فی نفسه متنافر است اما ~~هر گاه که با ابعاد ملائمه ممازجت کند آن نیز ملائم مسموع شود . # فصل در بیان اسبابی که موجب تنافر باشد یباید دانست که ms11 «میان»3 هر ~~جماعة نغم هر تألیفی که کنند کیف ما اتفق (13آ) ملائم نباشد بلک لابد باشد که PageV01P024 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0024.png) ~~بر اسباب تنافر واقف شوند و ازان احتراز نمایند1 تاهر تألیفی که کنند ملائم باشد ~~واسباب تنافر چهارست : # سبب اول آنک ازطرف احد بعد ذی الآربع تعدی کنند اعنی بنغمهآ ح اخلال ~~کنند زیرا که چهار بعد برنسبت بعد ج یاسه بعد برنسبت بعد د متنافر باشند زیرا ~~که چون چهار بعد برنسبت ج بریی یکدیگر زتند طرف احد ج رابع برتغمهآ ط PageV01P025 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0025.png) ~~واقع شود واگر سه بعد بر نسبت بعد طنینی زنند طرف احد بعد ط سیم1 برنغمهآ ی ~~واقع شود . اما سبب ثانی آنک ابعاد ثلاثهآ لحنیه را در بعد ذی الآربع جمع کنند. ~~اما سبب ثالث « آنک حاشیهٔ‌ عظمی بعد بقیه را حاشیهٔ‌ صغری بعد ج سازند . اما ~~سبب رابع»2 آنک دو بعد برنسبت بعد بقیه در بعد ذی الآربع جمع کنند متصلین ~~کانا او منفصلین . اما در سبباول که صاحبادوار «رحمهالله»3 گفته که اگر از طرف ~~احد بعد ذی الآربع تعدی کنند سبب تنافر باشد این فقیر بعضی دوایر یافتم که اول ~~آن او آخر آن یح هست و نغمهآ ح دران موجود نیست مع هذا آن دایره ملائم است ~~ازان جمله شیخ الاسلام اعظم خواجه عمادالدین عبدالملک السمرقندی «رحمه الله»3 ~~بردوبیت از ابیات خود التماس تصنیفی کرد در دایرهآ که دران (13 ب) دایره نغمهآ ~~ح موجود» نباشد و آن دایره ملائم باشد و آن دو6 بیت اینست : ~~باری دگر بمیکده بردیم راه را بر هم زدیم مدرسه وخانقاه را ~~هرجا رویم از در دلدار نگذریم ماگم نمی کنیم درین کوی راه را ~~هرجا رویم لطف الهی پناه ماست هر گز زدست می ندهیم این پناه را # نغمات و ابعاد آن دایره اینست # آ یر ارحیا PageV01P026 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0026.png) ~~بود که ابعاد را بیکدیگر اضافه کنند1.» # فصل دربیار طریقه2آ اصافاتابعاد بیگدیگر اضافت بعد ببعد ms12 عبارتست از ~~آنک طرف احد بعدی را طرف اثقل بعدی دیگر سازند پس اگر اضافت از طرف ~~احد باشد مضاف الیه را اثقل مضاف سازند. واضافت بردونوع باشد : اول اضافت بعد ~~ببعد مساوی ثانی اضافت بعد ببعد مفاضل . اما اضافت بعد ببعد مساوی چنان باشد ~~که وتر (216آ) ام را بچهار قسم کنیم و برنهایت قسم اول از طرف انف ح نشان کنیم ~~وباز ح م را بچهار قسم کنیم و برنهایت قسم اول از طرف انف یه رسم کنیم واگر ~~یه م را بچهار قسم کنیم برنهایت قسم اول ازان کب مرسوم شود واگر بسوی آنها ~~ثالثی یا را بعی یاخامسی خواهیم بهمین طریق سلوک کنیم و نغمات برین ترتیب شد : # م ی الابی په دی الاربیح ذنی الابی # پس اکر خواهیم که اعداد برنسبت آنها «وضع کنیم»3 طریقه آنست که اقل ~~عددین برنسبت حواشی آنها وضع کنیم پس ضرب کنیم هریکی را در نفس خود و ~~حاشیتین سازیم . پس ضرب کنیم عدد حاشیهآعظمی را درعددحاشیهآ صغری وفرض کنیم ~~وسط مثلا وضع کنیم اعداد حاشیتین بعد ذی الآربع را برین صورت 4 و3 وهر ~~یکی را از آنها در نفس خود ضرب کنیم چنین شود 16 و9 وضرب کنیم اربعه رادر ~~ثلاثه و وسط سازیم اعداد مترتب شود برین مثال: # واکر خواهیم بسوی آنها ثالثی اضافت کنیم «طریقه آنست که»4 ضرب کنیم ~~1- این قمت را مؤلف در حاشیه نوشته است 2 - کلمهآ «طریقهآ، را مؤلف بر بالای سطر # زوده است3 - این قسمت را مؤلف در بالای سطر نوشته است و در آحرآن . صح ~~فزوده است ~~4- ایضا مؤلف افزوده است. PageV01P027 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0027.png) ~~اربعه را در هر یکی ازین اعداد ثلاثه پس ضرب(14ب) کنیم عدد حاشیهآ صغری ~~را که آن ثلاثآه است در عدد حاشیهآ صغری که آن تسعه است « وفرض کنیم حاشیهآ ~~صغری»1 تا اعداد مترتب شوند برین مثال : # «واگر خواهیم که اضافت کنیم بسوی آنها رابعی اربعه را در ms13 هر یکی ازین ~~اعداد اربعه ضرب کنیم وثلاثه را در سبعه وعشرین و فرض کنیم حاشیهآ صغری»1 و ~~ذلک ما آردنا آن بنین . اما اضافت بعد ببعد متفاضل اگر خواهیم که بعد اعظم ~~را بیعد اصغر اضافه کنیم طریقه آنست که ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی یکی رادر ~~عددحاشیهآ عظمی دیگری و عدد حاشیهآ صغری یکی را در عددحاشیهآ صغری دیگری ~~وفرض کنیم حاشیتین پس ضرب کنیم عظمی دیگری را در صغری دیگری وفرض ~~کنیم وسط مثلا اگر خواهیم که اضافت بعدی که برنسبت «کد وثلث کلد»2 باشد ~~بیعدی کنیم که برنسبت «کل و ثمن کل» باشد طریقه آنست که اقل اعداد حاشیتین ~~هر یکی را از آنها وضع کنیم بعدد برین صورت : 4 و 3 و9 و 8 پس ضرب کنیم ~~اربعه را در تسعه وثمانیه را در ثلاثه و فرض کنیم حاشیتین پس ضرب کنیم عظمی ~~صغری را که آن 9 است (215) در صغری عظمی که آن 3 است و فرض کنیم وسط ، ~~پس اعداد مترتب شوند برین موجب: # مم یا فینیح نی لبی ~~1- این قسمت در بالای سطرنوشته شده است باعلامت صح2- تمام این قسمت را خط زده ~~رویش نوشتهاند، مکرر3- زیر آن نوشتهاند ، اعنی ذی الاربع 4- زیر آن نوشته اند. ~~رویش نوشته اند: مکرر 4- زیر آن نوشتهاند. ~~اعنی طنینی PageV01P028 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0028.png) # چون اضافت از طرف احد بود واگرخواهیم که مضاف در طرف اثقل باشد ~~ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی را از بعد اعظم در عدد حاشیهآ صغری از بعد اصغر وفرض ~~کنیم وسط ، اعداد مترتب شوند برین مثال : # این بود طریقهآ اضافات ابعاد بیکدیگر که مبین شد و هربعدی را بهر بعدی که ~~خواهیم اضافت کنیم طریقه همین است که مذکور شد، اما مثالی دیگر برای توضیح ~~و تسهیل بیان کنیم : مثلا اگر خواهیم که اضافت کنیم بسوی بعد ذی الآربع بعد ~~طنینی، وتر ام را بچهار قسم کنیم وبرنهایت قسم اول ح رسم کنیم پس ح م ms14 را بنه ~~قسم کنیم و برنهایت قسم اول یا رسم کنیم واگر مضاف در طرف اثقل خواهیم ام را ~~بنه قسم کنیم و برنهایت قسم اول د رسم کنیم و دم را بچهار قسم کنیم و برنهایت قسم ~~اول یا رسم کنیم. # فصل دربیان فصل ابعاد عضی از بعضی فصل بعد اربعد عبارتست از آنک ~~نغمهآ در میان طرفین بعد در آورند که نسبت آن با یکی از دو طرف (15 ب) برنسبت ~~مفصول باشد پس اگر فصل از طرف احد باشد چنان باید که نسبت وسط با طرف ~~احد برنسبت مفصول باشد واگر در طرف اثقل بود نسبت و سط باطرف اثقل نسبت مفصول ~~بود و طریقه آنست که اقل عددین بر نسبت مفصول و مفصول عنه وضع کنیم . اگر ~~فصل از طرف حدت خواهیم طرفین مفصول عنه را دراصغر مفصول ضرب کنیم و طرفین ~~سازیم و مضروب اصغر مفصول را در اعظم مفصول ضرب کنیم و وسط سازیم. واگر از طرف ~~انقل خواهیم طر فین مفصول عنه رادراعظم مفصول ضرب کنیم وطر فین ساز یم ومضروب اعظم PageV01P029 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0029.png) ~~مفصول عنه را دراصغر مفصول ضرب کنیم و واسطه سازیم مثلا اگرخواهیم که بعدی ~~را که برنسبت کل و ثمن کل باشد از بعدی که برنسبت کل و نصف کل باشد فصل ~~کنیم اقل اعداد بر نسبت حواشی آنهاوضع کنیم و آن 3 و 2 و9 و 8 باشد ومضروب ~~3 رادر 8 و2 را در 8 اعنی 24 و16 طرفین سازیم ومضروب 2 رادر 9 واسطه اعداد ~~مترتب شود برین ترتیب : # این بود طریقهآ فصل ابعاد بعضی از بعضی بحسب اعداد فحینئذ . اگر از بعد ~~ذی الکل مرتین بعد ذی الخمس فصل کنیم باقی ماند بعد ذی الکل والآربع واگراز ~~بعد ذی الکل والخمس بعد طنینی فصل کنیم باقی ماند بعد ذی الکل والاربع واگراز ~~بعد ذی الکل والآربع بعد ذی الکل فصل کنیم باقی ماند بعد ذی ms15 الآربع واگر از ~~بعد ذی الکل بعد ذی الآربع فصل کنیم باقی ماند بعد ذی الخمس و اگر از بعد ~~ذی الخمس بعد ذی الآربع فصل کنیم باقی ماند بعد طنینی واگر ازبعد طنینی بعد ~~ج فصل کنیم باقی ماند بعد ب واگر از بعد ج بعد ب فصل کنیم باقیماند هم بعد ب. # فصل در بیان تنصیف ابعاد چون خواهیم که هربعدی را که باشد تنصیف ~~کنیم بنصفین متساویین طریقه آنست که اقل عددین بر نسبت حاشیتین آن بعد حاصل ~~کنیم وآن عددین رامضاعف کردانیم پس نصف فضل اعظهرا براصغر افزاییم و آنرا PageV01P030 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0030.png) ~~واسطه سازیم . مثلا اگرخواهیم که بعد ذی الآربع را تنصیف کنیم اعداد حاشیتین ~~آنرا که 4 و 3 است مضاعف گردانیم و آن 8 و 6 شود آنگاه نصف فضل اعظم را که ~~یکی باشد براصغر افزاییم اعداد مترتب شوند برین گونه: # (16 ب) وظاهراست کهه مثل وسبع7 است و7 مثل وسدس2 پس بعد ذی الآربع ~~مرکب باشد از بعدین و بعدی که در طرف اثقل است بعد کل وسبع کل «است»1 و ~~بعدی که در طرف احدست بعد کل و سدس کل و باستقرامعلوم است که هربعدی را ~~که تنصیف کنند بعدی که در طرف احد واقع شود سمی ضعف عدد مقسوم باشد و ~~نصف مقدار آن زیرا که کل وسدس ازمخرج سته است وثلث از مخرج ثلاثه و سته ~~ضعف مقدار آن . واگر خواهیم که بعدی را بسه قسم مساوی کنیم عدد هیطرفی ~~را در سه «ضرب کنیم»2 مثلا چون خواهیم که بعد ذی الخمس را بسه قسم2 کنیم ~~3 را در 3 ضرب کنیم تا 9 شود و 2 رادر 3 ضرب کنیم تا6 شود پس اعداد مترتب ~~شوند برین گونه* : ~~1- این کلمه در حاشیه نوشته شده است 2- در بالای سطر نوشته شده است 3- در ~~بالای سطر افزودهاند . متساوی 4- درحاشیه نوشته شده است: «وچون فضل اعظم که 3 ~~است و آن ms16 نصف صحیح ندارد فضل اعظم را در وسط حاشیتین نهیم اعداد مترتب شوند برین ~~مثال .» PageV01P031 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0031.png) ~~کل وثمن کل است وطرف احد آن طرف اثقل بعد کل وسبع کا است وطرف احد ~~آن طرف اثقل بعد کد و سدس کد است و بدین طریق چندانک خواهیم باعداد کثیره ~~تقسیم هر بعدی باقسام متساویه توان کردن الی غیر النهایه . ~~هر چند ارباب صناعة عملیه «را»1 در انتقال از بعضی نغمات ببعضی دیگر قدرتی تمام ~~ودست روان باشد خصوصا کسانی که متمکن باشند درین صناعت و تجربهآ بسیار و ~~ریاضت بی شمار کشیده اما ایشانرا دریک زمان ممکن نبود «که»2 دو نغمهآ مختلف ~~را جمع کنند چنانک معا مسموع شوند پس بدین سبب آلات وضع کرده اند مشتمل ~~بر وترین وثلاثة اوتار واربعة اوتار وخمسة اوتارو زیادت از آنها برای سهولت ، و ~~ازان آلات بعضی مقیدات و بعضی مجرورات و بعضی مطلقاتاند «کمامر»2 وما اینجا ~~اول بیان وتر واحده کنیم وصورت وترواحده را قبل باز نموده ایم وممکن است از ~~وتر واحد استخراج مجموع ادوار کردن . اما صورت وترین اینست : # اما دو وتر محتاج باشند بده دستان واصطخاب و ترین چنان باشد که مطلق ~~وتر اسفل مساوی نغمهآ ثلاثة ارباع مافوق خود باشد (17 ب) پس مطلق وتر اعلی ~~مساوی ثلثین وتر اسفل باشد «و چون مطلق وترین»5 برنسبت بعد ذی الآربع واقع PageV01P032 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0032.png) ~~«باشد»1 هرجا که وترین «را»2 در مقابل یکدیگر گیرند همان برنسبت ذی الآربع ~~باشند . # صورت ثلثة اوتار : # عبافاتلبایمة 3 شث # طریقهآ اصطخاب ثلاثة اوتار چنانست که وتر مثلث ووتز زیر هریکی باثآلاثة ~~ارباع مافوق خود مساوی باشند پسوتر بم و وتر مثلث هریکی مساوی ثلثین ماتحت ~~خود باشند و درین معنی نکته ایست که از تحقیق اشتباه ابعاد بیکدیگر معلوم ~~میشود چون سبب اشتباه را نیکو دریابند این نکته را هم نیکو دریابند و چون ~~استخراج دایره خواهیم کردن ذی الآربعی از وتر بم وذی الآربعی ms17 دیگر از وترمثلث ~~وطنینی از وتر مثنی مستخرج شود و حکم ثلاثة او تار چنانچه درین محل بیان کردیم ~~در ذکر آلات که بعد ازین مبین خواهد شد همین حکم دارد و هرسازی که بران ~~سه وتر بندند همین حکم دارند و اصطخاب غیر معهود هم بعد ازین مذکور خواهد ~~شد (18 آ). # فت نآ تنم عتق بین م ل نهم ضم ع فد ظیپهیر شیگم # 26 غبه کت بگضاثتت # ای تنلر تقب انثی # 12ابن PageV01P033 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0033.png) # و آن عود قدیم است که قدما چهار وتر وضع کردهاند بر عدد عناصر اربعه و ~~بآنهانسبت داده اند هروتری «را»1 بعنصری چنانک در او تاراربعة مذکور و مکتوب ~~شده است و هردستانی را باسمی مخصوص کردهاند و برثلاثة اوتار وتری زیادتست که ~~آنرا زیرخوانند برای آنک چون ابتدای نغمات از مطلق وتر بم است و ازان بترتیب ~~نغمات از اثقل باحد منتقل می شوند تابر مطلق مثلث می رسد و از آنجابترتیب منتقل ~~بمطلق مثنی وهم بترتیب برمطلق زیرمیرسد چوا ازمطلق بم تا مطلق زیر بترتیب ~~تغمات انتقال کرده طبقات تغم در حدت زیادت شود لاجرم اسم وتر رابع «که»6 از ~~طرف اسفل است زیر5 نهادهاند (18ب) وشیخ ابونصر8 رحمه الله خواست که ازاربعة ~~اوتار بعد ذی الکل مرتین را استخراج کند چنانچه ازارباع اوتار تعدی واقع نشود ~~چون در چهار «وتر» آن ممکن نبود ، وتری دیگر بر آنها زیادت کرد و آنرا حاد3 ~~نامید2 پس چهار ذی الآربع از چهار وتر حاصل شد باقی ماند برای اتمام ذی الکل ~~مرتین ضعف طنینی و آنرا از وتر حاد استخراج کرد تا بنقطهآ که برآن له مرقوم ~~است رسید و«آن برنقطهآ ربع بود»8. # سؤال : فایدهآ «نغمهآ» لوچیست چون بعد ذی الکل مرتین بر له واقع میشود؟ # جواب: فایدهآ لو یکی آنست که در عود هر بعدی وجمعی را ازطبقات استخراج ~~کنند و بعد ذی الکل مرتین را چون ابتدا از نغمهآ ا کنند ms18 برنغمهآ له منتهی گردد ~~و آن موضع خودست اما اگر خواهند که از غیر موضع استخراج کنند نغمهآ ب رامبدا ~~سازند تا بر نغمهآ لو منتهی شود لاجرم بر ربع حاد له مرقوم گردد واین ساز را عود PageV01P034 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0034.png) ~~کامل خوانند برای آنک بعد ذی الکل مرتین ازان چنان مستخرج شود که از ارباع ~~اوتار تعدی واقع نشود . (19ا) . # پس سبابهآ مثنی حدة مطلق بم باشد و حدة سبابهآ بم بنصر مثنی وحدت بنصر بم ~~مجنب زیرومطلق مثلث سبابهآ زیر وسبابهآ مثلث بنصرزیر وبنصر مثلث (19 ب) مجنب ~~حاد و مطلق مثنی سبابهآ حاد و سبابهآ مثنی بنصر حاد پس نسبة مطلق بم با بنصر حاد PageV01P035 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0035.png) ~~34 ~~«بر»1 نسبة بعد ذی الکل مرتین باشد و طریقهآ اصطخاب اوتار این آعود چنانست که ~~هروتری را با ثلاثهآ ارباع مافوق خود مساوی گردانند لاجرم هریکی با ثلثین ماتحت ~~خود مساوی باشند و اوتار خمسه محتاج باشند بهفت دستان و ازان دساتین سبعهآ ~~مذکورسه دستانرا ذی المدتین مستوی خوانند و سه دستانرا منعکس . اما تقسیم ~~دستان مستوی را چنان کنند که ام را به نه قسم کنندو برنهایت قسم اول از طرف انف ~~درسم کنند و برتسع دم از طرف « انف » آز رسم کنند اکنون دساتین ثلاثهآ مستویه ~~مترتبشوند برین گونه ا د ز. اما دساتین ثلاثهآ منعکسه را چنین تقسیم کنند که ثمن ~~ح م را برح م افزایند و برنهایت آن ه رسم کنند پس ثمن ه م را بر ه م افزایند ~~و برنهایت آن ب رسم کنند پس ثمن وم براوم افزایند و برنهایت آن ج رسم کنند ~~اکنون نغمات ثلاثهآ منعکسه مترتب شوند برین گونه ب جه و برنقطهآ ربع وتر ح ~~مرسوم باشد . اما هرچه از پنج وتر زیادت کنند غالبا بجهت مطلقات باشد چه در ~~مطلقات احتیاج بزیادتی او تارمی شود . اما در مقیدات بزیادتی احتیاج نیست چه ازین ~~اوتارخمسه مقصود «حاصلست بل ms19 که از وترواحد .» (220) PageV01P036 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0036.png) # بباید دانست که اصناف اجناس بعد ذی الاربع کثیرة الانواع است اما آنچه ملایم ~~وقابل تلحین باشد هفت قسم ملایم است لیس الا . وقدما بعد طنینی را مده « نیز»1 ~~خواندهاند و در ذیالاربع سه جنس «تضعیف»2 از آن با امتزاج بقیه حاصل میشود ~~و آن اجناس را ذی المدتین خوانند جنس اول را ذی المدتین اتقل خوانند و آن طط ~~ب باشد . جنسثانی را ذی المدتین منفصل خوانند و آن ط ب ط باشد و جنس ثالث ~~را ذی المدتین اثقل خوانند و آن ب ط ط باشد واقسام سبعهآ ذی الاربع اینست : PageV01P037 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0037.png) # و بیاید دانست که فضل ذی الخمس بر ذی الاربع « بیک»1 بعد طنینی است و ~~چون طنینی را بر ذی الاربع افزاییم ذی الخمس شود و چون طنینی را بدان اقسام ~~اضافه کنند و اخلال بنغمهآ یه مع الجمع بین الابعاد الثلاثه اللحنیه کنند سیزده قسم ~~ممکن بود کردن برین موجب : ~~ذیالخمسرا 1- این کلمه در بالای سطر و ریزتر نوشته شده است 2 - در زیر سطر افزودهاند ، بعد PageV01P038 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0038.png) # ح یا ید یویح ~~1- پهلوی آن نوشته شده : یج 2- بالا ، ط 3- در حاشیه « بقول بشی ازارباب ~~عمل قسم ثالث عشراین باشد ، ج ج ط ج ب،، PageV01P039 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0039.png) ~~38 # و ازین نغمات مذکوره چهار بغمه را ثوابت خوانند و آن ا وح ویه و یح است. ~~بواقیرا متبدلات، ونغمهآ یه درنه قسم موجود بود و در چهارقسم مفقود و چون اقسام ~~سیزده گانهآذی الخمس را باقسام سبعهآذی الاربع اضافت کنند بنوع خود و بغیر نوع خود ~~نود ویک دایره حاصل شود بعضی ملائم و بعضی خفی التنافر و بعضی ظاهر التنافر. اماملائم ~~آن باشد که عددنسب نغمات آن برعدد نغمات1(21 ب) دایره باشد. اما خفی التنافر ~~آن باشد که دران دایره نسبت نغمات زیادت بر پنج نباشد. اما ظاهر التنافر آن باشد ~~که نسبت نغمات دران دایره بر نغمات ثوابت ms20 باشد فقط سوالی که صاحب ادوار ~~رحمه الله تعالی در ادوار نبشته است و گفته اگر سائلی گوید که واجب چنان بودی ~~که قسم عاشر را ازتر کیبات متنافره شمردندی زیرا که درین قسم ح ید طرفین بعدیست ~~که بیک بقیه از بعد ذی الاربع اقل است و تقسیم آن بدین نوع کرده است که جب ط ~~ودران ابعاد ثلاثه لحنیه جمع است پس اخلال بأحتراز از سبب ثانی «باشد»2 و آن سبب ~~فساد لحن است «باز خود» 2جواب گفته که بعدذی الکد مر کبست از ضعف ذی الاربع و ~~یک طنینی ودرین دایره بعد طنینی میان ذی الاربعین واقع شده است و آن از ح بود ~~تا یا و ما می خواستیم که تقسیم کنیم آنرا بروجهی که ابعاد ثلاثه لحنیه دران ~~موجود نباشند طبقتین را از ابعاد ثلاثهآ لحنیه خالی وسالم تقسیم کردیم وطنینی که در ~~وسط باقی ماند به جب تقسیم کردیم و چون ذی الاربع ثانیر ا بآن ضم کردیم بعد ~~ذی الخمس شد پس ابعاد برین موجب مترتب شد جب ط جج وقبل ازین گفته که بعد ~~ذی الکل مر کبست از ضعف ذی الاربع ویک طنینی و این ترتیب را درین دایره که مبدأ ~~(22 ب) چون بعدد یکیست اشارتست بآنک قسم اولست از طبقهآ اولی وعلی هذا و PageV01P040 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0040.png) # 29 ~~الفثانی ازین جهت که در مرتبهآ دوم است اشارتست بطبقهآ ثانیه و ازین جهت که بعدد ~~یکیست اشارتست باول قسم از طبقهآ ثانیه پس الفی که برحانب دست1راستست ~~اشارتست بانک اول قسم است از طبقهآ اولی و الفی که برجانب دست چپ است ~~اشارتست بانک قسم اولست از طبقهآ ثانیه اما دایرهآ نویب ب ید علامت کردیم بر ~~فوق اعنی2 دایرهآ چهاردهم است و آن دو ب که در تحت آنست ب اول ازین جهت که در ~~مرتبهآ اولست اشار تست بآنک طبقهآ اولی راست و ازین جهت که بعدد دو است ms21 اشار تست بقسم ~~ثانی از طبقهآ ثانیه وعلی هذا القیاس و در دوایر نود ویک گانه آنچه ملائماند بهر نوع ~~بآنها تلحین کنند. اما آنچه متنافراند بحسن تلطف در انتقال هم ملایم اداتوان کردن مثلا ~~دو نغمهآ بینهما بعد متنافر واقع باشد اگر سکته کنند برنغمهآ اول آن تا ارتسام آن از ~~خیال مرتفع شود2 بعد ازان نغمهآ ثانی را ادا کنند تنافر آن ظاهر نشود مثلا در دایرهآ ~~سابع که این سه نغمه برتوالی واقع شده است دح ی « که »4 احد ب انقل ج است ~~ونغمهآ ح که طرف احد ب و طرف اثقل ج شده استاگر س نغمهآ ح مکث5 کنند تا از ~~سمع مفارقت کند بعد ازان ابتدا از نغمهآ ی کنند ملائم مسموع گردد اما در حالت ~~اجتماع آن نغمات ثلاثه بایکدیگر متنافر مسموع گردد و جدول اضافات و دوایر PageV01P041 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0041.png) PageV01P042 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0042.png) PageV01P043 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0043.png) # و ما اینجا برای تفهیم و توضیح دوایر را بصور دور بار نماییم وهم طالبان را ~~تکراری باشد و در میان هردایرهآ اضافات اقسام را ثبت کنیم و نغمات هردایرهآ را بر ~~خط دایره مرسوم گردانیم و بیرون دایره از طرف بالاا علامات حروف مذکوره رارقم2 ~~بنویسیم و برطرف زیردایره را باز نماییم برین صورت : (24 ب) PageV01P044 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0044.png) PageV01P045 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0045.png) ~~اضافات اقسام طبقه ثانیه بقسم ثانی از طبقهآ اولی (225 ب) PageV01P046 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0046.png) ~~اضافات اقسام طبقهآ ثانیه بقسم ثالت از طبقهآ اولی (226) PageV01P047 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0047.png) PageV01P048 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0048.png) PageV01P049 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0049.png) ~~اضافات اقسام طبقهآ ثانیه بقسم سادس از طبقهآ اولی (27 ب) PageV01P050 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0050.png) PageV01P051 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0051.png) # اگرچه غیرازینها نیزدایره می توان وضع کردن اما ملایم درین دو ایر بیشتر ~~واقع می شود وهر[یک]1ازین دایره2 را از هفده موضع در عود ممکن است استخراج ~~کردن چنانک از ارباع اوتار تعدی واقع نشود و آن در بیان طبقات روشن خواهد ~~شد انشا الله تعالی2 (28 ب). PageV01P052 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0052.png) # این بود« نود »1 ویک ms22 دایره که مذکور شد واصول این دو ایر اقسام ذی الاربع اند ~~و هر یکی ازین دوایر از اضافة قسم معین از طبقهآ ثانیه بقسم معین از طبقهآ اولی ~~حاصل شده است و درهر یکی ازین دوایر قسمتی چند دیگر از طبقهآ اولی موجودند ~~وقتی که ابتدای آن اقسام بغیر ازطبقهآ اولی کنند2. # فصل در بیان بحر بدانک اقسام ذی الاربع را بحرنیز خوانند مثلا در2 دایرهآ ~~عتاق پنج بحراست : بحر اول ابتدای [آن]ا وانتهای [آن] ح و نغمات آن این ~~اد زح وابعادش این ط ط ب . اما بحرثانی ابتدای آن دوانتها یا و نغمات آن این ~~د زح یا وابعادش این ط ب ط . اما بحرثالث ابتدای آن ز وانتها ید و نغماتش زح یا ~~ید وابعادش این ب طط . اما بحررابع ابتدای آن ح وانتها یه وتغماتش«این» ح یا ~~یدیه و ابعادش این ط ط ب . اما بحر خامس ابتدای آن یا وانتهای آن یح و نغماتش ~~این یاید یه یح وابعادش این ط ب ط و در 5هر جمعی ازین جموع نسبت ترتیب اصناف ~~یک صنف در طبقات دیگر حادث شود و هریکی را بحری خوانند چنانک گویند. ~~بحراول عاق ا دزح « و آن قسم اول ذی الاربع است»2 الی خمسةابحر کمامرو بحر ~~را بع همچون بحر اولست و بحرخامس همچون بحرثانی است واین بحور خمسه را2 که ~~مذکورشد بعضی از اهل عمل شدود نیز خوانند و صنف نیز گویند (29 آ) PageV01P053 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0053.png) # سؤال چون این اقسام را بحور خوانند پس نشاید که گویند دایرهآ عاق پنج ~~بحراست بلک واجب چنان باشد که گویند دایرهآ عشاق سه بحراست زیرا که بحراول ~~ورا بع متحداند و همچنین ثانی و خامس جواب آنک گویند بحررابع در طبقهآ ثانیه واقع ~~شده است اعنی درذی آربعی که در ذی الخمس است و همچنین ثانی و خامس. امامیگوییم ~~که اگر بحسب آنک مبادی طبقات بذی الاربع باشند یا که مبدأ ms23 بحرخامس است در ~~طبقهآ هفدهم باشد و اگر بطبقتین اعتبار کنند ثانی باشد و چون بحرعبارة از اقسام ~~مذ کوره است خواه در موضع خود باشد خواه در غیر موضع نظر بأ بعاد آن نکنند بلک ~~نظر بمواضع وقوعش کنند (29 ب) پس بحن اول و رابع متحد نباشند بلک دو بحر PageV01P054 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0054.png) ~~باشند زیرا که موقع اول غیر موقع رابع است اگر چه بحقیقت هردویک قسم اند پس ~~برین تقدیر شاید که گویند دایرهآ عشاق پنج بحراست اما لازم آید که بحور هفده ~~باشد بعدد نغمات چه ابتدا هرنغمه که کنند بحردیگر باشد مگرآنک شرط کنند ~~که تغمات بحورباید که از طرف احدبعد ذی الکل که آن یح است در نگذرند برین ~~تقدیر بحورهفده نباشد . پس گوییم که بحرعبار تست از اقسام بعدذی الاربع که منتقل ~~شوند در طبقاتی که اشتمال بعد ذی الکل بر مجموع آنها باشد و از مرا کز ذی الکل ~~در نگذرند و آنک مولانا قطبالدین در کتاب خود که شرح شرفیه نبشته است گفته ~~که بحررا دایره نیزخوانند می گوییم که نمی شاید بحررا دایره خوانند1 زیرا که ~~دایره جمع نغمات را خوانند که اشتمال بعد ذی الکل بران جمع باشد و بر بحربعد ~~ذی الاربع مشتمل باشد لاجرم آنرا دایره نتوان گفت و قدما دربیان اصابع سته اقسام ~~را مواجب نیزخواندهاند . # فصل دربیان نوع - نوع ذیالکلیاتی را گویند که درذی الکدمرتین واقع ~~شوند و چون بعد ذی الکل مرتین را به پانزده نغمهآ ملائمه تقسیم کنند ودران جموع ~~هشت بعد برنسبت ذی الکل موجود شوند (30 آ) و مبادی آنها چون بترتیب بقایا ~~کنند آن مبادی متنافر باشند و نوع هحدهم همان نوع اول باشد در کیفیت زیرا که ~~در مشابهت متحد باشند . اما نزد ارباب عمل مبادی ملائمه را در انواع اعتبار است ~~لاجرم ازجهت ملائمت مبادی در بعد ذی الکل مرتین پانزده نغمهآ ملائم موجود شود ~~که مبادی و مبانی ms24 آنها ملائم باشند « و در آن هشت نوع ملائم موجود شود »2 واگر ~~دران جمع تام دوبقیه در آورند یکی درذی الکل اثقل و دیگری در ذی الکد احد ~~چنانک نظیر یکدیگر باشند انواع ملائمه نه شوند واگر در هرذی الکلی دو بقیه PageV01P055 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0055.png) ~~آورند چنان1 که نظیر آخری باشند2 ده نوع حاصل شود2 مثلا محیر را بدو بقیه ~~استعمال کنند بقیهآ ازیح تا یز وبقیهآ دیگر ازح بودتا ز ودرذی الکل احد نظیر طرفین ~~بقیه احد له لد باشد و نظیر طرفین بقیهآ احد که کد وطریقهآ پیدا کردن ادوار انواع، ~~چنانست که نغمات دایرهآ مطلو به را با نغمات حواد آن وضع کنند و از هر نغمهآ بنظیر ~~آن انتقال کنند مثلا5 دایرهآ عتاق در ذی الکد اینست اد زح یاید یه یح و نظایر ~~آنها در ذی الکل احد این یح کا که کح لا لب له پس انتقال انواع برین نغمات باشد ~~ایح دکا زکه ح که یاکح یدلا یه لب یح له ونوع اول با نوع ثامن ~~متحد باشند در کیفیت و برای ترضیح و تفهیم طالبان جدولی وضع کنیم و صور ~~درجات انواع را در آن باز نماییم برین مثال3 PageV01P056 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0056.png) PageV01P057 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0057.png) ~~اصفهانست در طبقهآ هفدهم و آن بر تقدیر اختلاف مبادی است و بعضی دایرآ حجازی ~~را گفتهاند که دایرهآ شصت و چهارم است . # (31 آ) اما آنها که گویند که حجازی دایرهآ پنجاه و چهارم است آن دایرهآ عراق ~~باشد که نغمهآیداز آن حذف کرده باشند پس اهل صناعة1 دایره پنجاه و چهارم را «گویند»2 ~~حجازی است در طبقهآ ثانیه و مبادی طبقات را بدوع استعمال کنند یکی ببعدذی الاربع ~~و دیگر ببعد بقیه . اما آنچه در این زمان مستعمل و متداولست مبادی طبقات ~~بذی الاربع است ومبادی طبقات بابعاد دیگر نیز ممکن است اما آنها «درین زمان »2 ~~مهجورست و نغمات مبادی طبقات از طرف احد بعد ذی ms25 الکد در نگذرد . اما تمامی ~~تغمات دوایر از طرف احد بعدذی الکل در گذرند اگرما طبقات ادوار را مجموع اینجا ~~شرح دهیم سبب تطویل کتاب شود برای آنک نودویک دایره را ممکن است که از ~~طبقات هفده گانه استخراج کنندو آنها را در کتاب کنزالالحان6 ذکر کردیم پس ما5 ~~اینجا طبقات هفده گانه عتاق را بازنماییم بواقی2 را ازهمان قاعده طالبان استخراج ~~توانند کردن2(31 ب) استخراج «ابعاد» ثلاثهآ لحنیه کنند چون معلوم است که ~~دوایر مر گبند از ابعاد ثلاثهآ لحنیه «پس»89] گراستخراج بعدطنینی خواهند که کنند ~~« برنهایت »1 تسع و تراز طرف انف د رسم کنند واگرج خواهند بر عشر وتر رسم ~~کنند واگر ب خواهند برنصف عشر وتر بتقریب رسم کنند مثلا اگر خواهیم که ~~مواضع نغمات دایرهآ عتاق 1بتحقیق معلوم شود وتر ام را به نه قسم کنیم و برنهایت ~~قسم اول از طرف انف د رسم کنیم پس بر تسع دم : ز رسم کنیم و برنصف عشر زم PageV01P058 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0058.png) ~~بتقریب ح و برتسع ح م : یا و برتسع یا م: ید وبرنصفا یدم. بتقریب یه ~~و برتسع یه م : یح این دایره از بعد ج خالیست اما دردایرهآ که یبعد ج احتیاج ~~باشد آن مقدار را بده قسم باید کرد و بر نهایت قسم اول رقم نغمهآ مطلوبه را رسم ~~کنند و بدین طریقه هر کدام دایره را که خواهند توانند استخراج کردن. PageV01P059 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0059.png) # صاحب ادوار رحمه الله در کتاب ادوار بدین عبارت نبشته است که (32آ) ~~« و بعض الادوار یسمو نه آواز و بعضها لااسم لهابل یسمو نه مرکبا کالدایرة السابعة ~~والستین فانهم یقولون هی اصفهان وحجازی فالقایل بهذا لم لا یقول عن راهوی انها ~~مر کبة من نوروز و حجازی و عن زنگوله انها مرکبة من حجازی و راست او عن ~~اصفهان انها مرکبة من اصفهان وراست .» این بود سخنان صاحب ادوار درین باب ~~وسلطان العلما مولانا قطبالدین رحمه الله در کتاب ms26 خود که شرح شرفیه3 نبشته در ~~مبحث ثامن برین سخنان اعتراض کرده وبدین عبارت گفته که پرده در استعمال ~~ارباب عمل بحسب استقرای تام عبارة از نغماتی بود مرتب بترتیب محدود چنانک بعد PageV01P060 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0060.png) # 59 ~~شریف غالبا مستغرق آنها باشد پس او مرادف جمع باشد لیکن بعضی از جموع را ~~مثل گردانیده و نوروز ومحیر و اصفهانک آواز خوانند و بعضی را تر کیب مانند نوع ~~دوم از دور بزرگ ج گویند که آن مرکبست از اصفهان و بزرگ و مانند نوع سیم از ~~دور بزرگ که آن مر کتبست از حجازی و بزرگ و گفته که صاحب شرفیه1 درادوار ~~برتر کیب اعتراض کرده و تقریر او برین وجه باید که در مثال (32 ب) اول ~~گوییم که2 آن دوررا بسبب تر کیب از اصفهان ذی الاربع و بزرگ، ذی الخمس مرکب ~~می خوانند پس چرا نگویند که زنگوله مر کبست از عزال وراست و ذی الاربع و ~~اصفهان اصل از اصفهان ذی الاربع وراست ذی الخمس نه برین وجه که او گفته است3 ~~که چرا راهوی را نگویند که مر کبست از نوروز ججازی و زنگوله ازحجازی و ~~راست و اصفهان اصل از اصفهان وراست چه اول ودوم باطلست چه راهوی مر گبست ~~از نوروز وحجازی نیست و نه زنگوله از حجازی وراست و همچنین ثالث الاآنک ~~باصفهان اصفهان ذی الاربع و براست راست ذی الخمس خواهند و گفته پس واجب آن ~~بودش که همه را پرده خوانند و اعتراض صاحب ادوار1 بحقیقت ساقطست . # جواب می گوییم که پرده نزد ارباب عمل دوازده2 مقام است که عرب آنها را ~~شدود خواند و عجم پرده و مقام، وادوار9 مشهوره نیز خوانند و هریکی را بأسمی ~~مخصوص گردانیده کما علمت . ونغمات این پرده ها مترتب باشند بترتیب محدود ~~ملائم که بعد شریف اعنی1 ذیالکل بران10 مشتمل باشد برجمع نغمات هر دایرهآ از ~~ادوار وباشد که بعد ذی الکل برجمع (33 ms27 آ) نغمات11 مشتمل باشد و آنرا پرده PageV01P061 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0061.png) ~~نخواتند بل که دایره خوانند همچون باقی ادوار و آواز خوانند مثل کردانیا و ~~کواشت وشعبه خوانند مانند اوج و نهفت و مقلوبات . اما دوایر اثنی عشره اصولند ~~و غیر از آنها فروع کماستیضح فی موضعه بران تقدیر که جناب مولوی1 فرموده ~~متنافرات داخل باشند زیرا که محدود گفته وملائم نگفته چه نغمات متنافره نیز ~~مرتب و محدوداند و تغمات متنافره را هیچ کس پرده نگفته . دیگر آنک گفته چنانک ~~بعد شریف غالبا مستغرق آن باشد جواب آنک ابعاد شریفه نزد ارباب عمل سه ~~بعداند . یکی بعدذی الکل2، دوم بعد ذی الخمس2 سیم بعدذی الاربع و جمع نغمات5 ~~را که بعدذی الکل مستغرق باشد آنهارا دایره اما جمعی نغمات را که بعد ذی الخمس ~~یا بعد ذی الاربع مستغرق آن باشد آنها را دایره تخوانند اگربعد اشرف گفتی راست ~~بودی زیرا که اشرف ابعاد بعدیست که حاشیتین آن نظیر وقایم مقام اخری باشند در ~~تالیف لحنی وطرفین ذی الخمس وذی الاربع نظیر وقایم مقام اخری نشوند در تألیف ~~لحنی. دیگر آنک گفته پس او مرادف جمع باشد و همه را پرده خوانند جواب میگوییم ~~که همه را پرده نگویند زیرا که اهل عمل (33 ب) غیراز دوازده مقام که بأسم ~~مخصوصاند هیچ دایرهآ دیگررا پرده نگویند . دیگر گفته که7 بعضی از جموع را ~~مثل کردانیا و نوروز و محیر و اصفهانک آواز خوانند جواب می گوییم که کردانیا ~~و نوروز از آوازاتند اما محیر و اصفهانک را هیچ کس از آوازات نداند بلک محیر ~~و اصفهانک از شعبات اند بالتحقیق والاعتماد واین برارباب عمل واضح ولایح است اما ~~کواشت از آوازاتست وفرقست میان اصفهانک و کواشت زیراکه فضل کواشت بر ~~اصفهانک بیعد کل وربع کلست که آن منقسم ببعدین که آن جط است9 باشد وجناب PageV01P062 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0062.png) ~~مولوی1 را فرق بینهما معلوم نشده برای آنک شروع در عملی این فن نفرموده ms28 بودهاند ~~وما درین محل نغمات و ابعاد کواشت و اصفهانک را بازنماییم تا اوضح شودپس گوییم ~~که کواشت که یکی از آوزات سته است آن نه نغمه است که اول آنها ا و آخر آنها ~~یح برین ترتیب : # تحب دیفر سسیجع جحد جج # و بعد ذی الکل مشتملست بران جمع نغمات و مصنفان هرچه از تصانیف که در ~~کواشت ساختهاند همین نغمات را استعمال کردهاندو آنرا یکی از آوازات سته دانسته ~~وفی الواقع چنین است ودرین زمان نیزعرف (34 2) همین است اما اصفهانک چون ~~از کواشت ببعد کل وربع کل فصل کنند آنچه باقی ماند اصفهانک باشد و آن دونغمه ~~یح و یو باشد ابعاد آن جط بعد از اسقاط نغمتین مذ کورتین باقی ماند نغمات ~~اصفهانک برین ترتیب: یج . یب . یی . ح . و.. ج.ا ابعاده ب جججط جو آن ~~از شعباتست و چون از نغمات اصفهانک بعد ذی الاربع فصل کنند آنچه باقی ماند تغمات. ~~بسته نگار باشد برین ترتیب یجیب ی ح ابعاده ب جج و درسیر تغمات که اضافة جنس ~~حجازی از طرف اثقل کنند و محط2 بران نکنند بلک هم برنغمهآ ح محط کنند اما از ~~طرف احد بعد ط اضافة کنند دیگر گفته که بعضی را تر کیب خوانند مانند نوع دوم ~~از دور بزرگ ج گویند که آن مر کبست از اصفهان و بزرگ . جواب می گوییم که ~~نوع دوم از« دور»2 بزرگ مرکب از اصفهان و بزرگ نیست ونوع سیم نیز از دور ~~بزرگ مر کب ازحجازی و بزرگ نیست وما اینجا بیان نوعین بزرگ کنیم تا طالبانرا PageV01P063 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0063.png) ~~معلوم شود که علامهآ شیرازی1 درین باب چه فرموده است «وتحقیق »2. پس برای آن ~~جدولی وضع کنیم ودران باز نماییم(34 ب) # نغمات دور بزرگ درذی الکلین تا استخراج انواع آن توان کردن # یج ضب # لجلسلعح ی یفری للک ک لرلف # تغمات وابعاد «نوع دوم» دور بزرگ اینست: ج. و.ح .ی. یا . ید . یو ms29 .یح. ک # ط ج ج د ط ج جج ~~و تغمات وابعاد نوع سیم ازدور بزرگ این : و . ح .ی یا .. ید . یو . یح . ک .. کج # اکنون روشن شد که نوع دوم ازدور بزرگ مرکب از اصفهان و بزرگ نیست ~~ونوع سیم ازدور بزرگ مر گب از حجازی و بزرگ نیست و اگردرنوع تبدیل جایز ~~بودی از نغمهآ یح ابتدا می کردیم و بعد از استنطاق ک و کح از طرف اثقل یا. ی . ح. ~~و . ج مسموع میشدی می گفتیم که بزر گست اما ابدال درنوع جایزنیست چه قاعدهآ ~~نوع همانست که بترتیب از طرف اثقل مبدأکرده منتقل بطرف احد باشد . و دیگر ~~آنک جناب مولوی گفته که چه اول و دوم باطلست چه راهوی مرکب از نوروز و ~~حجازی نیست ونه زنگوله از حجازی وراست می گوییم که این سخن نیز باطلست ~~زیرا که راهوی مر کبست از نوروز و حجازی و آن مترتب شده است از اضافه قسم PageV01P064 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0064.png) ~~(235) خامس ازطبقهآ ثانیه که آن ج ی یب یه یح باشد بقسم سادس از طبقهآ اولی ~~که آن ا. ج.. و . ح باشد و روشنست که ح ی یب یه نوروز است و ا ج .. ~~و .ح حجازی پس راهوی مرکبست از نوروز وحجازی باشد وصورة دایره اینست : # م هی یا یوئی تحم وجسآ # ل ج ط جط جج # و آن دایرهٔ‌ شصت و پنجم است. دیگر گفته که زنگوله مرگب از حجازی و راست ~~نیست جواب می گوییم که این سخن «نیز»1 راست نیست زیراکه زنگوله دایرهآ ~~چهل و چهارم است چه مترتب شده است از اضافة قسم سادس از طبقهآ ثانیه که آن ح. ~~ای.. یج. یه .. یح است بقسم رابع از طبقهآ اولی که آن اد و ح اباشد و روشنست ~~که ح ی یجیه جنس حجازی است و اد وح جنس راست . پس زنگوله مرگب ~~باشد از حجازی وراست بالتحقیق والاعتماد وصورة دایرهآ ms30 زنگوله اینست: # م یئی پی ج شئی ح جو کٹ آ # مجارک راستت # دیگر گفته که اگر درین آوازات التزام کردهاند که ابتدای تلحین از نغمهآ ~~احد کنند در اصفهانک مسلم نبود وهمچنین در محیر جواب می گوییم که بعضی از ~~جموع مخصوصاند بآنک ابتدای تلحین در (ه3 ب) آنها ازطرف احد باشد و آنها ~~هجده جمعاند برین موجب : # کردانیا و محیر و اصفهانک و بستهنگار و نیرز و اوج وجمیع PageV01P065 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0065.png) ~~94 ~~ومقلوبات نوروزخارا بیاتی عشیرا مائه عزاک نوروزعرب حصار نوروزاصل ~~مبرقع شهناز صبا1 دیگر گفته که شعبات نه است بحسب مشهور : دو گاه و سه گاه و ~~چهار کاه و پنج گاه و زاولی و روی عراق و مبرقع و مائه و شهناز «جواب»1 ~~می گوییم که این نیز غلطست زیرا که شعبات باتفاق جمیع اهل عمل بیست و چهارست ~~برین موجب : # دو گاه وسه گاه و چهار گاه و پنج گاه وعشیرا و نوروزعرب و ماهور و نوروز ~~خارا وبیاتی و حصار و نهفت وعزاک و اوج و نیرز و مبرقع و رکب و صبا و ~~همایون و زاولی و اصفهانک3 و روی عراق و خوزی ونهاوند6 و محیر دیگر گفته ~~که مائه و شهناز شعبهاند جواب می گوییم که مائه و شهناز راهیچ کس شعبه نخوانده ~~و نگفته است بلک هر دورا آواز خوانده و دانستهاند اگرچه جناب مولوی رحمه الله ~~نفی فرموده است اما منفی او مثبت است فانظروا معاشر الاحرار و اعتبروا یا اولی- ~~الابصار جناب مولوی را اگرچه درانواع علوم شتی2 یدطولی ومرتبهآ اعلی بوده است ~~اما بعملیات این فن غالبا ملتفت نبوده و تحقیق این فن (36 ب) کسیرا میسراست ~~که جامع باشد بین العلم والعمل مع الذوق و این سخن درین زمان مشهور است که ~~شیخ ابوعلی رحمه الله گفته است که اینک علم موسیقی کومرد واین سخن را از روی ~~کمال وانصاف فرموده است ودران کتاب که «علا مه شیرازی»1 ms31 شرح شر فیه نبشته مثل ~~این سخنان که مذکورشد بسیار فرموده است اما بیشتر بجواب آنها مشغول نشدیم زیرا ~~که سبب تطویل این مختصر می شد باین قدر10 سخنان نیز برای آن مشغول شدیم که PageV01P066 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0066.png) # 65 ~~طالبانرا مسایل محقق شود1. # اما آنچه صاحب ادوار رحمه الله گفته و بعض الادوارمی گوییم که لازم نیست که ~~اگر بعضی آواز را دور خوانند همهآ آواز را دور باشد چه بعضی از آوازات «را»2 دورنیست ~~مثل سلمک و شهناز و نوروز ومائه و بعضی دیگر که دور دارند« برای آنست که»2 اشتمال ~~بعد ذی الکل بر آنهاست مثل کواشت و کردانیا وبرآ نغمات نوروز اصل که یکی از ~~آوازات است اشتمال بعدیست که ضعف ذی الاربع است . # اما بر نغمات سلمک بعدی مشتملست که زاید باشد بر بعد ذی الخمس بیک بعد ج ~~و برجمع نغمات مائه هم اشتمال بعد ضعف ذی الاربع است . اما آنچه اهل زمان دران ~~تصانیف سازند6 گویند که بعد ذی الخمس برجمع نغمات مائه مشتملست . اما اهل ~~عمل سلمک را بنه نغمه در عمل آورند بحسب تقدیم و تأخیر نغمات . (36 ب) . اما ~~اشتمال ذی الکل بران جمع نغمات نیست وابتدای آن از نغمهآ دکنند و برین1 ترتیب ~~که مذکور می شود تا ا میرسد . نغمات تقدیم آن اینست : # د. ز . ط . یا . یج . یو. یح. کا7 نغمات تأخیر این : یای .ح . و . د. ا برای ~~مثال نغمات و ابعاد آوازات سته9 اوتار وضع کنیم و آوزاترا چنانک میان ارباب عمل ~~مشهور ومتداولست دران اوتار باز نماییم برین صورت: PageV01P067 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0067.png) # ی یال ی آه آ # تا خیر # م ییچ سیوسییتخ سو ک) # بح لیی ییبیم حعچ ~~2- درحاشیه به خط نستعلیق ریز وخوش . کل وربع کل ~~د هوالسمیم العلیم از چند رسا له علم موسیقی مثل رساله موسومه بکرامیه وغیرها چنان مستفاد ~~شد که چون مقامات دوازده است از ترکیت هردو مقام صدائی ظاهر شد آنرا ms32 به یک آواز موسوم ~~ساختند که شش آواز بوده باشد چنانکه از تر کیب اصفهان و زنکوله سلمک ظاهرشد واز مقام وسلیک ~~وحسینی نوروز آواز شد واز راست و عشاق کردانیه است واز نوا وحجاز کواشت بیرون آمد و ~~عراق و کوچک مائه گردید و از ترکیب بزرگ وراهوی شهناز مسموعشد حررها العبد الاثم محمد ~~مقیم امید که ارباب نعم واصحاب کرم نظرعیب به بوشند و باصلاح کوشند البته البته.» PageV01P068 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0068.png) # واهل عمل گویند که درزیر افکندیک شهناز بود اما نغمات اصل زیرافکند ~~نه جمع نفمات دایره اش بشرط آنک طرف احد بعد یکی طرف انقل دیگری شود ~~مثلا تغمات اصل زیرافکند چهار است و ابعادش سه چون مکررشود بشرطی که ~~مذکورشد شهناز باشد2. اما آنک صاحب ادوار گفته است که بعضی ادوار را آواز ~~خواندهاند و بعضی دیگر را باسمی مخصوص نکردهاند بل که مرگب خواندهاند ~~می کوییم که اصل مجموع دوایر اقسام سبعهآ بعدذی الاربع است که از ترتیبوتر کیب ~~آنها دو ایر مترتب شده اند، وازان دوایر آنچه بأسم مخصوص کرده انددوازده اند2 باقی را ~~بعضی آواز و بعضی راء شعبه و بعضی دیگر راتر کیب خوانده اندواهل عمل از روی اصطلاح ~~دوازده دایره را پرده ومقام وشد خوانده اند وباسم مخصوص گردانیده و بعضی را آواز ~~وبعضی را شعبه و بعضی« شعبات و آوازات»1 جمع ناقص اندو بعضی جمع کامل کما علمت ~~بواقی را بترتیب اعداد2 خوانند8 چنانک گویند دایرهآ شصت و هفتم اصفهانست درطبقهآ PageV01P069 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0069.png) ~~ثانیه ودایرهآ پنجاه و پنجم هیایضا لیکن درطبقهآ (37 ب) ثالثه ودایرهآ هفتاد وششم در ~~طبقهآ ثانیه2 از دایرهآول تادایرهآ نود و یکم همرا2 بترتیب اعدادخوانند چه آنها نیز که بأسم ~~مخصوص اندهم در این اعداد داخلند و بریواقی دوایر نام تنهاده اند اذ لانزاع فی الشهوات ~~ولامشاحةفی الاصطلاحات بل لکل احد ان یسمی ماشاء بماشاء . واز دوایر آنچ ترتیب ~~وتر کیب آنها در موضع اصلی خودواقع شده ms33 است آن دوازده مذکوره است اما بواقی ~~همان اقسام اند که در غیر موضع واقع شده اند پس آنها همان تغمات و ابعاد دوایر ~~دوازده گانه اند در غیر موضع اصلی واقع شدهاند مثلا دایرهٔ‌ چهل و چهارم که ~~اصفهانست و نغمات اصل آن اینست : یح یزیه یج یا وابعادش این : ب ججج و ~~طرف احد «آن»2 نغمهآ یح است و طرف اثقل آن یا و از طرف اثقل قسم را بع ذی الاربع ~~با زیادتی طنینی که قسم رابع ذی الخمس است بران مضاف شده این را اصفهان اصل ~~خوانند وصورت دایرهآ آن اینست : PageV01P070 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0070.png) # یوچریس عچب فهج # این دایره هم اصفهانست اما در غیر موضع لاجرم دایرهآ چهل و چهارم را اصفهان1 ~~خوانند و دایرهآ شصت و هفتم را اصفهان نخوانند بلک دایرهآ شصت و هفتم خوانند ~~بترتیب عدد . PageV01P071 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0071.png) # بدانک بعضی از جموع را شعبه خوانند و برنغمات بعضی بعد کبیر مشتمل باشد ~~و بر بعضی بعد وسط و بربعضی دیگر بعد صغیر و شعبات 24 اند کما علمت : اول ~~دو گاه و آن دو نغمه است که اشتمال بعد طنینی بر آنست1 برین مثال: # مر # ثالث چهار گاه و آن چهار نغمه است که بعد ذی الاربع بر آنها مشتمل است ~~برین مثال : PageV01P072 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0072.png) # مکقج نهآ ~~رابع پنج کاه و آن پنج نغمه است که بعد ذی الخمس مشتملست1 و بعضی ~~نغمهآ ی در آورند و آنرا پنج گاه زاید خوانند (38 ب) برین مثال : # یا چی طح وستآ ~~خامس نوروز عرب و آن چهار نغمه است برین موجب: # نجهجبجج آ ~~سادس عشیرا بعضی از ارباب عمل آنرا بده نغمه در عمل آورند برین ترتیب:2 # پچ یمه چه یچ ج کی مهئ.سج تبیآ ~~سابع ماهور ارباب عمل را دران دو قولست اگرچه بمذهب هردو ماهور ~~مر کبست از کردانیا و عقاق . و کردانیا را مقدم دارند برعتاق . و بعضی گویند که ~~هشت نغمه ms34 است و بعضی گویند که پنج نغمه است امابقول آنها که گویند هشت نغمه ~~است چنین باشد : # یی چی: پمد م ه چرنسهد هآ PageV01P073 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0073.png) ~~22 ~~اما بقول آنانی که گویند پنج نغمه است چنین : # ی یچیآمبآیت # جرط ~~برجمیع تغمات اول بعدذی الکل مشتمل است [و] برجمیع نغمات ثانی بعد ~~ذی الخمس . ~~نوروز خارا و آن شش نغمه است برین مثال : # یسج کج ح رسقیصبا # 7ج ~~حصار و آن هشت نغمه است برین مثال : # کجه ک جآ بیه ج پیی وی پت ~~بیاتی و آن پنج نغمه است اول آن یح پس یه و نغمهآ ثالث آن از میان یج و ~~یب مستخرج شود و رابع آن نغمهآ ی وخامس آن نغمهآ ح و از طرفین اضافات (39آ) ~~تغمات بران کنند برای تزیین الحان اما محط برتغمهآ ح باید کرد و این جمع ~~تغمات محزون ومرق باشد و بحجازی و بوسلیک قریب باشد اعنی بین بین هردوبود1 ~~نهفت و آن هشت نغمه است و دایرهآ شصت و چهارم است و نغمات آن اینست : # ی یچ ادعبده ه ~~1- در حاشیه (صح) این شکل را رسه کردهاند ، # 2کا همنهل یه سمتا PageV01P074 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0074.png) # عزال پنج نغمه است و برجنس حجازی ببعد طنینی زاید است و نغمات آن ~~چنین است: PageV01P075 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0075.png) # و بعد ج مستغرق است بران و ارباب عمل (39 ب) گویند که مبرقع چهار- ~~گاهیست محط برسه گاه و برای رونق و تزیین الحان بعضی از نغمات راهوی بران ~~اضافة کنند « از طرف احد»1 و آن 2ذی الاربعی باشد منقسم به یک بعد ط3 و دو بعد ~~ج پس بر چهار گاه اول دو بعد ج اضافة کنند بعد ازان یک بعد ط و این جنس نوروز ~~اصل است و چون دو بعد جاین جنس با مبرقع متصل شوند سه بعد ج متوالی واقع ~~شوند و ازطرف اثقل جنس حجازی اضافة کنند اعنی جط ج رکب و آن سه نغمه ms35 ~~است برین موجب . # و آن در مسموع شبیه است براهوی پس جاخیر آنرا که درطرف احداست ~~مقدارش اند کی زیادت کنند به بدان مرتبه که بطنینی رسد . # زاولی و آن مثل سه گاهست اما فرق همین است که از طرف احد آن بعد ~~ارخا اضافة کنند و مقدار بعد ارخا از مقدار بعد بقیه اقلست و مقدار آن1 ربع PageV01P076 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0076.png) ~~طنینی است و آن برنسبت مثل و جزؤ من خمسه و ثلثون جزؤ امن کل است اعنی ~~حاشیهآ عظمی آن »3 و حاشیهآ صغری آن 35 و نغمات آن اینست : PageV01P077 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0077.png) ~~) حآجت یییبآی ح سقتها ~~اما اهل عمل گویند که نهاوند مرگبست از زنگوله و عشاق چنانک جنس ~~طبقهآ اول زنگوله و جنس طبقهآ ثانیه «عشاق»1 باشد . ~~خوزی و آن شش نغمه است برین مثال : # ط ~~و آن حسینی باشد محط برسه گاه. ~~محیر و آن هشت نغمه است و آن دایرهآ پنجاه و دوم است برین مثال : ~~م چیاوآ ~~و آن حسینی ایست مقلوب الطبقتین است . این بود بیان شعبات PageV01P078 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0078.png) # بدانک ابعاد بیکدیگر مشتبه شوند بر مرتاض نه بر غیر مرتاض چون تحقیق ~~شود حال نسب آنها نزداو ذوقالا تقلیدا. مثلا بعد ذی الاربع مشتبه شود1 ببعدذی الخمس ~~چون تقدیم استنطاق نغمهآ طرف احد کنند بعد از آن طرف اثقل و آن چنان باشد که ~~بعداز نغمهآ ثلاثه استنطاق نغمهآ اربعه کنند کانه بعد از نغمه ثلاثه نغمهآ اثنین مستنطق ~~شود چه نغمهآ اثنین قایم مقام تغمهآ اربعه است و روشنست که از ح تا یا بعد ذی الخمس ~~است چون نغمهآ ا بعد از نغمهآ ح مسموع شود کانه بعد از نغمهآ ح نغمهآ یح مسموع شده ~~باشد چه نغمهآ یح قایم مقام ا است و لاکذلک اذ تقدم الاثقل فی الجس علی الاحد ~~و یح بر منتصف وتر واقع است پس مقدار ح یح که بعد ذی الخمس است « و آن»2 ~~مساوی مقدار ms36 اح باشد که آن بعد ذی الاربع است و این دو مقدار مختلفالنسب ~~ومتساویة المقدارند لاجرم در نسبت بیکدیگر مشتبه میشوند بر مرتاض و همچنین ~~بعد ذی الخمس مشتبه شود« ببعد ذی الاربع» 3 بر مرتاض بسبب تقدیم احد مثلاوتر ام PageV01P079 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0079.png) ~~را به شش قسم کنیم و بر نهایت قسم ثانی از طرف انف یا رسم کنیم پس یا م چهارقسم ~~و یح م سه قسم بود چون بعد از نغمهآ یا استنطاق تغمهآ اکنیم کانه بعد از نغمهآ یا ~~استنطاق نغمهآ یح کرده باشیم (41آ) چه نغمهآ ثلاثه قایم مقام سته است پس بعد ذی الاربع ~~یبعد ذی الخمس و ذی الخمس بذی الاربع مشتبه میشود بسبب تقدیم احد بر مرتاض ~~زیرا که تقلید همچون تحقیق نباشد و هکذا تشبیه جمیع ذی الاربعات بذی الخمسات ~~و عکسه حیث وقعافی اجزاء الوتر بالسبب المذکور وغیر ازین بعدین ابعاد دیگر ~~نیز بیکدیگر مشتبه شوند و از آنها بعضی « را»1 بیان کنیم # فصل در بیان اشتباه بعدی که برنسبت ضعفذی الاربع باشد به بعدطنینی ~~بعدی که برنسبت مثل و سبعة اتساع باشد مشتبه میشود ببعدی که برنسبت مثل و ~~ثمن باشد و بعدی که برنسبت مثل و سبعة اتساع کل است2 آن برنسبت3 ضعف ~~ذی الاربع بود که حاشیهآ عظمی آن او حاشیهآ صغری آن یه وچون تقدیم احد کنیم ~~مشتبه شود اعنی ضعف ذی الاربع ببعد طنینی بر مرتاض مثلا چون بعد از نغمهآ یه ~~استنطاق نغمهآ اکنیم گوییا بعد از نغمهآ یها نغمهآ یح مستنطق شده باشد و توضیح آن ~~چنان بود که مقدار نغمهآ یه م مثل و ثمن مقدار نغمهآ یح م باشد پس یح م هشت قسم ~~باشد و یه م نه قسم برین تقدیر محموع وتر شانزده قسم بود و نسبت ام با یه م مثل ~~وسبعة اتساع باشد (41 ب) وچون تقدیم احد ضعف ذی الاربع کنیم اعنی نغمهآ یح م ~~بعد از ms37 آن نغمهآ یه م استنطاق کنیم گوییا بعد از نغمهآ یه نغمهآ ا مستنطق شده باشد ~~و آن ضعف ذی الاربع بود . PageV01P080 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0080.png) # سؤال هر گاه که تقدیم احد بعدی کنند چرا طرف اثقل او را بعد از تقدیم ~~احد اعتبار نکنند که قایم مقام آنرا ازطرف احد اعتبار کنند تا اشتباه واقع شود؟ # جواب آنک درابعاد نغمهآ که اول مسموع شود آن را1 نغمهآ طرف اثقل آن بعد ~~اعتبار کنند بعد از آن نغمهآ دیگر از طرف احد باید که موجود شود تانسبت نغمهآ ~~اول بنغمهآ ثانیه کنند برای عدد نسبت زیراکه نسبت اعظم باصغر کنند لابالعکس . # فصل در بیان تشارک نغم ادوار با یکدیگر از مباحث گذشته معلومشد که ~~جملهآ ادوار در نغمهآ ا و ح و یح مشتر کند و آنها را نغمات ثوابت خوانند ودر نغمهآ ~~یه اکثردوایر مشتر کند2 و آن در نه قسم ذی الخمس موجود است اماباقی نغمات هر2 ~~دایره را چون با دیگری قیاس کنند در بعضی مشارک باشند و در بعضی مخالف و ~~آنها نغمات متبدلات اند و اختلاف دوایر وقتی بود که همهآ ادوار را ازیک نقطه فرض ~~کنند مثلاا گرمبدأ ادوار ا ومحط یح راسازند (42آ) اشتراک واختلاف بایکدیگر ~~ظاهرشود. اما وقتی که مبادی ادوار را مختلفه فرض کنند بعضی ادوار شاید که در ~~جمیع نغمات مشارک باشند و این تشارک آن دوایر را باشد که در طبقات یکدیگر ~~موجود شوند پس تشارک نغم دو قسم بود یکی باختلاف مبدأ و دیگر باتفاق مبدأ وبا ~~اختلاف مبدأ دوقسم بود : اول آنک در جمیع نغمات مشارک باشند چون عشاق و نوی ~~و بوسلیک که اگر عشاق را از ا مبدا سازند و نوی را از د و بوسلیک را از زکه نغمهآ ~~ثالثهآ عشاقست وثانیهآ نوی درین طبقات این دوایر ثلاثه در تمام نغمات مشارک باشند ~~پس عشاق نوی است در طبقهآ شانزدهم و بوسلیک است در طبقهآ چهاردهم ms38 و نوی عشاقست ~~در طبقهآ سیم و بوسلیک است در شانزدهم و بوسلیک عشاقست در پنجم و نوی است در ~~سیم و چون راست و حسینی و محیر که اگر ا را مبدا راست سازند و درا مبدا PageV01P081 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0081.png) ~~80 ~~حسینی و یا را مبدا محیر این هرسه دایره نیز در جمیع نغمات مشترک باشند زیرا ~~که راست حسینی است در طبقهآ شانزدهم و حسینی راستست در طبقهآ سیم و محیر ~~راستست در دوم و حسینی است در طبقهآ هفدهم وچون اصفهان و کواشت و کردانیا ~~وقتی که ا را مبدا اصفهان سازند و ح را مبدا کردانیا (42 ب) و و را مبدا کواشت ~~در جملهآ نغمات مشترک باشند و چون حجازی و نهفت که اگر یج که ششم حجازی ~~بود مبدا نهفت سازند این هر دو تیز در مرا کز متفق باشند و چون زنگوله و بزرگ ~~و زیرافکند گاهی که مبدا زیر افکند از تغمه و کنند1 ثالثهآ زنگوله2 زیر افکند ~~است در طبقه نهم و بزرگست در طبقهآ دوم و بزرگ زنگوله است « در »2هفدهم و ~~زیرافکند است در هشتم و زیر افکند زنگوله است در دهم و بزرگست در طبقهآ ~~پانزدهم . # ثانی آنک در اکثر تغمات مشترک باشند چون زنگوله وراهوی هرگاه که ~~یو را مبدا «راهوی» سازند و آ را مبدا زنگوله در مجموع بغمات الا یه درزنگوله ~~و یو در راهوی مشترک باشند پس بیک نغمه مخالف باشند و چون زیرافکند وعراق ~~وقتی که از یج زیر افکند ابتدای عراق کنند و یه دوم عراق واگر یو از زیرافکند ~~طرح کنند در سایر نغمات مشارک باشند اما باتفاق مبدا عشاق با راست بدو نغمه ~~مخالفست و آن در عشاق ز و ید و در راست و و د است و راست با نوی هم در دو ~~نغمه مخالفست و برین قیاس در سایرادوار مخالفت و مشارکت واقع است و همچنین ~~ثانیراست را ms39 اول حسینی سازند وچون در دایرهآ راست نغمهآ یز زیادت کنند دایرهآ ~~اصفهان شود و صاحب ادوار5 بدین عبارة گفته است که « و آنت (63 آ) اذا تأملت PageV01P082 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0082.png) ~~الادوار و جدت دایرة عشاق و نوی و ابوسلیک دایرة واحدة اذ لوفرض د اول نوی ~~وافقت مرا کزهامرا کزعشاق و کذلک اذا فرض سابع نوی اول دورعشاق و کذلک اذ[ا] ~~فرض سادس ابو سلیک اولا لعشاق وکذلک اذا جعل «ثانی» راست اول ~~حسینی و اما راهوی فانها توافق ستة من مراکز زنگوله اذا جعل ثانی راهوی ~~اول زنگوله ویخالفها بنغمة یز و بنغمة ب ایضا ان قسم بعد ط الاخیر ببعدی جب PageV01P083 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0083.png) ~~و عراق یخالفزنگوله بنغمة واحدة هی الثانیة لانها ج فی العراق و ذ فی زنگونه ~~وزیرافکند و بزرگ دایرتاهما ایض واحدة او جعل ثانی زیرافکند اول بزرگ» و ~~مثالی وضع کرده که اشتراک بعضی دوایر از آن روشن گردد . برین صورت (43 ب) # و گاه باشد که دودایره یا بیشتر در نغمات متشارک باشند اعنی نغمهای هردو ~~در عدد و توع متحد باشند اما در اختلاف بحسب اختلاف مبدا بود چنانک اگرنغمهآ ~~اولی را مبدا سازند و بنغمات دیگر بترتیب انتقار کنند تا بنغمهآ اول رسند1 و اگر ~~نغمه دوم را مبدا سازند و بنغمات (44 آ) دیگر انتقال کنند تا بنغمهآ دوم رسند ~~دایره باشد و چون در دوایر نیکوامعان نظز کنند موافقت ومخالفت نغمات جموع2 ~~کماینبغی دریابند . # فصل در بیان مناسبات پردهها با آوازات و شعبات با یکدیگر و بباید ~~دانست که پردها و آوازات و شعبات را با یکدیگر مناسبات باشد و در تلحین و ~~انتقال هریکی بدیگری بمناسبت آن سبب زیادتی رونق و طراوت لحن گردد و آن ~~مناسبت گاه باشد که در یک طبقه بود و گاه در دو طبقه اکنون ما دربیان مناسبات ~~آنها شروع کنیم . # پس گوییم که عشاق و نوی و بوسلیک این هرسه پرده چنانک قبل ms40 ازین مبین ~~شد از یک دایره مترتب میشوند پس آنها را با یکدیگر مناسبت تمام باشد و از ~~شعبات نهاوند و بیاتی را با آنها مناسبت باشد برای آنک در هرسه شعبه از نغمات ~~دو ایر ثلاثه موجود باشند اما «با»2 پرده راست از پردها حسینی واصفهان و از آوازات ~~نوروز و کردانیا مناسبت با آن دارند و از شعبات محیر و پنج گاه و چهار گاه ذی الاربع و ~~سه گاه وزاولی و نیرزین و عشیرا اما با پرده حسینی از پردها اصفهان وراست و زیر افکند PageV01P084 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0084.png) # 83 ~~و از آوازات نوروز اصل و از شعبات نوروز خارا و خوزی و محیر و نوروزات غیر ~~ازبیاتی ورکب با آن هم نسبت (64ب) دارند . اما با پردهآ حجازی از پردها بزرگ ~~و عراق و زنگوله نسبت دارند و از آوازات مائه و از شعبات نهفت و نیرزین و عزال ~~اما باز نگوله از پردها راست و حجازی و عراق و بزرگ و از آوازات سلمک و ~~کردانیا و از شعبات چهار گاه ذی الاربع و نهاوند . اما باپردهآ عراق از پردها حجازی ~~و بزرگ و زیرافکند و از آوازات کواشت و مائه و از شعبات اوج و صبا و مبرقع ~~ونهفت وعزال و روی عراق واصفهانک وبشته نگار نسبت دارند . اما با پردهآ راهوی ~~از پردها حجازی و عراق و بزرگ و از آوازات کواشت و از شعبات صبا وهمایون ~~و رکب. اما با پردهآ اصفهان از پردها حسینی و حجازی و زیرافکند و راست و از ~~آوازات نوروز اصل و کواشت و مائه و نیرزین و از شعبات چهار گاه ذیالاربع و ~~رکب و پنج کاه و محیر و خوزی و نوروز عرب. اما با پردهآ زیرافکند ازپردها ~~حسینی و اصفهان و از آوازات شهناز و نوروز اصل و از شعبات خصار وبسته نگار ~~و رکب و نوروز .1 اما با پردهآ بزرگ از پردها عراق و ms41 حجازی و زیرافکند و از ~~آوازات مائه و کواشت و شهناز و از شعبات سه گاه و نهفت وعزال و نیرزین واصفهانک. ~~این بود بیان مناسبات پردها با آوازات و شعبات بایکدیگر که مذکور شد و مناسبات ~~جموع با یکدیگر اگرچه (45 آ) غیر ازین نیز مناسبات هست اما درین مختصر ~~بدین قدر اکتفا کردیم و در کتاب جامع الالحان2 بیشتر ازین بیان کردیم فلیطلب ~~منه و چون مجموع دوایر از ابعاد ثلاثه لحنیه مترتب میشوند لاجرم همه را با ~~یکدیگر مناسبتی باشد چون نیکو تأمل کنند دریابند. PageV01P085 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0085.png) # بیاید دانست که ابتدای هر جمعی [یا] از طرف اثقل باشد یا از طرف احد ~~یا از وسط والبته اول هابط بود بطرفاحد وثانی صاعد بود بطرف اثقل وثالث محتمل ~~امرین بود و هریکی را از هابط و صاعده انتقال یا برتوالی بود بی رجوع با نغمهآ ~~سابقه و آنرا انتقال مستقیم خوانند یا با رجوع و آنرا انتقال راجع خوانند و در ~~انتقال «مستقیم اگر انتقال »1 برنغم متوالیه بود آنرا انتقال ظافر خوانند و در ~~انتقال راجع اگر رجوع بمبدا بود آنرا انتقال لاحق خوانند و اگر بنغمهآ دیگر ~~از نغمات قریبه بمبدا [بود] آنرا محل و منبت نیز خوانند و رجوع یا بیکبار ~~بود از نغمات و آنرا راجع فرد خوانند یا چند بار و آن متوالی بود آنرا متواتر ~~خوانند و اگر غیر متوالی بود آن باسمی مخصوص نیست و در رجوع مکرر اگر ~~با یک مبدا معین بود آنرا راجع (45 ب) مستدیر خوانند و اگر نه راجع مضلع PageV01P086 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0086.png) ~~خوانند و همچنین در راجع مکرر اگر اعداد نغم مابین رجعات متساوی بود آنرا ~~راجع متساوی خوانند و اگرنه راجع مختلف خوانند و اگر در بعضی نغمات چندبار ~~ایقاع کنند آنرا اقامه خوانند و نیز انتقال بردو نغمه بود یا بیشتر اگر بردو نغمه بود ~~وتکرار برهر دو مساوی بود مکرر متساوی خوانند و ms42 اگر نه مختلف و اگر بیشتر ~~بود اقسام آن بقیاس اقسام سابقه معلوم توان کرد و شیخ ابونصر1اطراف جموع را ~~مبادی الالحان خوانده است و سایر تغمات را که با یکدیگر بر نسبت بعدذی الگل ~~نباشند مبانی الالحان ، و نزد او انتقال یا مستقیم بود و آن انتقالی بود که در عود ~~بهیچ نغمه مختلف نباشد و آن برتوالی بود یا بتخطی یک یک نغمه یا دو دو و یا ~~سه سه یا چهار چهار2 یا پنج پنج یا زیادیت یا غیر مستقیم یعنی در عود با نغمهآ ~~مخالف باشند و این دو نوع بود یکی آنک عود دران با مبدأ بود و این نیز دوقسم ~~بود یکی آنک در خروج از نوعی بنوعی نبود یعنی در جمع تام مثلا چون برمبانی ~~ذی الکل احد انتقار کنند بمبانی ذی الکل اثقل تصاعد نکند و آنرا انتقال منعطف ~~خوانند و آن نیز بردوقسم بود یکی منعطف بتوسط تغمات مختلفه و آن یا نغماتی ~~بود که انتقال برو کرده باشند یا نه (46 آ) « و دوم »2 منعطف بی توسط نغمات ~~مختلف دیگر آنک در خروج از نوعی بنوعی بود بوجهی که در هرخروجی بنوعی ~~استیفا انتقال برنوع سابق نکند و آنرا انتقال مستدیر خوانند و دوم آنک عود با ~~غیر مبدا بود و آنرا انتقال منعرج9 خوانند و آن عود با نغماتی بود که انتقال بران ~~بوده باشد یا نه . # این بودبیان انتقالات بسیطه وشیخ ابونصر در کتاب مقالات5 جدولی در حصر PageV01P087 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0087.png) ~~ابعاد1 انتقالات بسیطه وضع کرده است و صاحب شرفیه2 نیز همان جدول را در. ~~شرفیه نهاده] وما نیزدر4 کتاب خود همان جدول را ثبت کردیم تا برطالبان این فن ~~روشن کردد. PageV01P088 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0088.png) # بعضی از قدما تعریف ایقاع چنین کردهاند که الایقاع تقدیر ازمنة النقرات1 ~~وشیخ ابونصر2 گفته که الایقاع هوالنقلة علی النغم فی ازمنة محدودة المقادیر و ~~النسب . وصاحب « ادوار »3 چنین گفته است که الایقاع ms43 هی جماعة نقرات بینها ~~ازمنة محدودة المقادیر لها ادوار متساویات الکمیة علی اوضاع مخصوصة . ودر ~~کتاب شرفیه، چنین آورده است که الایقاع هوجماعته نقرات یتخللها ازمنة محدودة ~~المقادیر علی نسب واوضاع مخصوصة بادوار متساویات تدرک تلک الازمنة والادوار ~~بمیزان الطبع السلیم المستقیم . ومولانا قطبالدین علامهآ شیرازی برشیخ اعتراض ~~کرده و گفته1 که تقید از منه بأدوار از روی عکس مختل است چه بسیار باشد که ~~ایقاع بی ادوار باشد ماتند پیشر وجواب میگوییم که این سخن که مولانا قطب الدین ~~گفته است (47 آ) مشعر است بآنک در پیشر و مطلقا دور نمیباشد و نه چنین است PageV01P089 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0089.png) ~~برای آنک پیشرو مع الادوارمی باشد چنانک پیشر دردایرهآ ثقیل خفیف ویا در دور ~~رمل او غیرذلک . اگر چنین گفتی که پیشرو مییابیم که در آن دور نیست مثل ~~پیشر ودرفرع مخمس که آن فرع فرع فرع ثقیل ثانی است راست بودی . پس گوییم ~~که ایقاع جماعتی نقرات باشند که میان آنها زمانهای معینه محدوده واقع شود مشتمل ~~برادواری چند متساوی در کمیت بر او ضاعی مخصوص که ادر اکتساوی آن ادوار وازمنه ~~بمیزان طبع سلیم مستقیم توان کردواگر کسی را طبع سلیم مستقیم نباشد اگرچه ~~در علوم شتی ید طولی و مرتبهآ اعلی باشد ادراک ازمنه و ادوار نتواند کرد و این ~~بسیار دیدیم که با وجود استحضار در علوم دقیقه در وقت سماع نغمات و ایقاعات ~~حر کات بی وزن اصول کردندی . فحینئذ بباید داتست که حروف و اصوات را ~~حرکات و سکنات عارض میشوند و بین الحر کتین و جود زمانست و آن ازمنه گاه ~~متفق باشد و گاه مختلف . پس کوبیم نقره در اصطلاح (47 ب) اهل عمل آنست که ~~«تلفظ»1 بحرفی کنندیا مضراب «بر»2 وتری زتندیادستی بردستی یاغیر از آنهاهر جسمی ~~را که برجسمی دیگر قرع کنند وعروضیان گویند که نقره 2 حرفست و حرف متحرک ~~باشدیاسا کن و همیشه حرف نخستین متحرک و حرف آخرین ms44 ساکن و چنانک اوزان اشعار ~~را ارکانست که بحور اشعار از آنها مترتب می شوند از منهآ ایقاعی را نیز ارکانست که ~~ادوار ایقاعی از آنها مترتب میشوند و ارکان برسه قسم است : سبب و وتد وفاصله . ~~اما سبب دوباشد یکی سبب ثقیل چنانک تن دیگر سبب خفیف همچون تن. اما وتد ~~و آن نیز بردو گونه بود یکی وتد مجموع چنانک تنن واین را مجموع برای آن ~~گویند که متحر کتین جمعاند و دیگر مفروق و آن چنین بود تان واین را مفروق ~~گویند برای آنک ساکن میان دو متحر کست . اما فاصله و آن هم بردو گونه است PageV01P090 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0090.png) # 89 ~~یکی فاصلهآ صغری چنانک تننن دیگر فاصلهآ کبری چنانک تننن وعرب این ارکانرا ~~مثال گویدلم آر علی راس جبلن سمکتن. اما سبب ثقیل و وتد مفروق وفاصله کبری ~~(48 آ) را در ازمنهآ ایقاعی استعمال نکنند اکنون ممکن است باسباب ثقال تلفظ ~~کردن بشرط آنک ازمنهآ که بین النقراتست واقع شوند متساوی باشند و مقارن ~~گردانند بهر حرکتی ازین حر کات این اسباب نقرآ حال التلفظ بهامعا وازمنهآ که ~~بین النقرات واقع شوند یا درغایت قصر باشد یا درغایت طول یا متوسط - اول سبب ~~فساد لحن است چه نغمه را لبثی1 مخصوص باید تا در خیال مرتسم گرددپس دیگری ~~بآن ممتزج گردد و چون زمان درغایت قصر باشد قبل از کمال ارتسام اول ثانی وارد ~~شود . دوم نیز سبب فساد لحن است برای آنک بسبب طول زمان صورت نغمهآ اول ~~بکلی از سامعه مضمحل شود پس ثانی را باول امتزاج صورت نبندد . اما سیم لایق ~~بود چه آن متوسط است واقل زمانی که تألیف الحانرا صالح است آنر ازمان اخوانند ~~و اگر ضعف آن باشد2ب واگر ثلاثة امثال آن باشد2 ج و اگر اربعة امثال آن باشد4 ~~د و اگر خمسة امثال آن باشد زمان ه و نقراتی که از منهآ آنها کمتر از زمانا ~~باشد آنرا ms45 ترعید و تضعیف نیز خوانند مانند نقراتی که از ایادی مهره برمثل طبول5 ~~و غیر ازان زنند و آن زمان واحد مفروض بود برای آنک دروسط آن مساغ نقرهآ ~~دیگر نباشد و در زمان ب مساغ نقرهآ باشد و در زمان ج مساغ (48 ب) دو نقره . ~~اگر در شرح و بسط اقسام ایقاع شروع نماییم سبب تطویل کتاب شود23. پس شروع ~~کنیم در ادوار ایقاعی و گوییم ادوار ایقاعی نزد ارباب صناعة عملیه از عرب ، شش ~~است برین موجب : ثقیل اول ، ثقیل ثانی ، خفیف ثقیل ، رمل ، ثقیل رمل ، هزج . ~~اکر چه ادوار ایقاعی بیشتر از اینها نیز ممکنست اما قدما در کتب خود این شش PageV01P091 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0091.png) ~~دایره را ذکر کرده اند . اما ثقیل اول « آنست که »1 زمان هردوری از آن برابر ~~زمانی بود که تلفظ کنند در آن بهشت سبب از اسباب ثقال و آن شانزده نقره باشد ~~مگر آنک از آنها یازده تقره ساقط شود و پنج نقره بزتند برین وضع : تنن تنن ~~تننن تن تننن . و بواقی را درج کنند اعنی زمان سازند و علامت هر حرکتی که ~~نقرهآ مقارن آن علامت م بود و باقی متحرکات و سواکن ترک علامت بود پس زمانی ~~که ما بین نقرات ثانیه و ثالثه است هریکی از آن دو زمان ج است و زمانی که ~~مابین نقرات ثالثه و را بعه است مساوی زمانی است که مابین نقرات خامسه واولی ~~واقع است اگر اعادت دور کنند زیرا که هردو زمان د اند و زمانی که مابین نقرهآ ~~رابعه و خامسه بود زمان ب باشد و این ادوار مساوی نیستند و در این ادوار(49 آ) ~~ازمنهآ ثلاثه موجودند اعنی زمان ب و زمان ج وزمان د واگرصاحب ایقاع خواهد ~~مقارن گرداند بهر حرکتی از حرکات اسباب و اوتاد و فواصل غیر از سواکن نقرهآ ~~ایقاع کند اما نقرهآ خمسهآ اول را اعمدهآ حرکات خوانند و خمسهآ سواکن را اعمده ms46 ~~سکنات و حرکات باقیه را اگر خواهند ایقاع کنند و اگر خواهند حذف کنند و ~~بعضی بیش از دونقره نزنند باقی را حذف کنند و آنرا ضرب اصل خوانند و آن نقرهآ ~~ثالثه و خامسه باشد از نقرات خمسه و بعضی دیگر بحرکت ثالثه فاصلهآ اولی نقرهآ ~~بزنند و بحرکت فاصلهآ اخیر نقرهآ دیگر و باقی را حذف کنند و برای مثال آنها ~~دوایر وضع کرده اند اما مختار آنست که باول هر کلمهآ از کلمات خمسه نقرهآ مقارن ~~گردانند برای آنک اول هر کلمهآ خالی نماند از نقرهآ و درخیال دوری منطبع شود ~~موزون و اگر خواهند باول هر حرکتی از حرکات از آنها نقرهآ زنند و سواکن را ~~زمان گردانند . # مثلا کویند مفاعلن فعلن مفتعلن ومقارن کردانند به م وف وع نقرهآ نقرهآ PageV01P092 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0092.png) ~~پس مییابیم میان م و ف زمان ا و میان (49 ب) ف وع زمان ب و میان ع ول ~~زمان ا ومیان ل وف فعلن زمان ب ومیا[ن] ف وع ول زمان اومیان ل وم وت ~~از مفتعلن زمان ب و میان ت وع و ل زمان اثم یعود الدور . پس میان نقرهآ اخیره ~~و اولی از دورثانی زمان ب باشد واهل عجم این دوررا و رشان گویند . و اگر خواهیم ~~دور ورشان را مضاعف گردانیم چنانک مابین پنج نقره بیست و هفت نقره باقیه را ~~درج کنیم و تنصیف نیز توان کرد و دور ورشان اینست: # اما دور تقیل ثانی آنست که زمان هردورنی از آن مساوی زمان دور نقیل ~~اول باشد . اما صاخب ایقاع از نقرات شانزده گانه زمان ده نقره را حذف کند و ~~شش را بیاورد و آن حزکت اولست و را بع وسابع و تاسع وثانی عشر وخامس عشر برین ~~مثال تنن تنن تن تنن تنن تن اول دو وتد بیاورند پس سبب خفیفی پس دو وتد ~~و سبب دیگر خفیف وزمانی که مابین نقرهآ اولی وثانیه ms47 است مساوی زمانی باشد که ~~مابین نقرهآ ثانیه وثالثه است چه هردو زمان جاند وهمچنین را بعه وخامسه (50آ) و ~~زمانی که مابین نقرهآ خامسه و سادسه است مساوی اند چه زمان هردو زمان جاند وزمانی ~~که مابین نقرآثالثه و رابعه است وزمان نقرئسادسه واولی در اعادة دور هم مساویاند PageV01P093 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0093.png) ~~چه «هر»1 دور زمان پ اند و نقرات ششگانه اعمدهآ حرکاتاند وشش گانهآ سکنات ~~اعمدهآ سکنات و باقی حرکات را اگر خواهند ایقاع کنند و اگر خواهند حذف و ~~زمان د درین دور محذوفست و بعضی از اهل عمل مقارن حرکت اولی از وتد اول ~~و مقارن حرکت ثانی از وتد را بعه ایقاع کنند آنرا ضرب اصل خوانند و باقی را ~~حذف کنند . # اما دورخفیط ثقیل آنست که زمان دور آن مساوی دور ثقیل اولبود الاانک ~~صاحب ایقاع چهارنقره که نقرهآ ثانیه و سادسه و عاشره و وابع عشربود حذف کند و ~~باقی رابیاورد که آن دوازده سبب باشد برین مثال : تن تن تن تن تن تن ~~آتن تن اول سبب خفیف بیاورد پس سبب ثقیل و برین ترتیب تا هشت (50ب) ~~سبب تمام شود چهار ثقیل و چهار خفیف و ضرب اصیل دران دو نقره باشد یکی ~~اول ازسبب اولی [و] دوم نقرهآ اولی از سبب سابع و درین دور چهارزمان ب موجود ~~است و هشت زمان ا بر تقدیر اعادهآ دور و زمان ج و زمان د درین دور مفقوداند و ~~بعضی در سبب تسمیه ادوار کفتهاند که چون زمان د اطول ازمنه ثلاثه است و مخصوص PageV01P094 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0094.png) ~~است بدور اول آنرا ثقیل اول خوانده اند و چون زمان جدر طول کمتر است از ~~زمان د و در ثالث مفقود است آنرا خفیف ثقیل نام نهادند و بعضی این دور را بنوعی ~~دیگر ایراد کنند و گویند که دور ثقیل ثانی هشت نقره است دو وتد مجموع ویک ~~سبب خفیف برین مثال تنن تنن ms48 تن و دور ثقیل چهار نقره است سبب خفیفی ~~و سبب ثقیل برین مثال تن تن پس پیش این دوقایل دو دور ازثانی قایم مقام ~~یک دور بود از اول چه حروف یک دور از اول مساوی حرف دو دوراندازثانی پس ~~بدین سبب دور اول را ثقیل اول میخوانند و دور دوم را ثقیل ثانی و دور سیم را ~~خفیف ثقیل و بعضی دور ثانی را خفیف ثقیل2(1ه آ) خوانند و دور ثقیل ثانی ~~«را خفیف»2 زیرا که اصوات و طرایق که در دور ثقیل ثانی اعنی دور ثالث ساختهاند ~~اگر کسی بدان غنا کند و شخصی دیگر ایقاع ضرب آن برطریق ثقیلثانی ودیگری ~~بطریق خفیف ثقیل این شخص را که ایقاع بر طریق دورثانی میکند در تتالی نقرات ~~سرعة مایی باید کرد اکثر از عادت تا بدان کس رسد که ایقاع برطریق دورثانی ~~کند اعنی نقرات ابطا9آ باید کرد ~~اکثر از عادت واگر سرعت کند ~~برخلافعادت وقت باشد که موقع ~~خفیف ثقیل عاجز شود . رخو ثقیل # اما دور رمل وزمان هر ~~دوری از آن دوازده نقره باشد ~~برین مثال تن تن تننن تننن PageV01P095 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0095.png) ~~و ضرب اصل آن تاء سبب اول و ~~تاء فاصلهآ اخیر باشد . # اما دوز ثقیل رمل1 زمان ~~هر دوری ازان دوازده سبب ثقیل دور تمل ~~باشد و آن 24 نقره بود الا انک ~~صاحب (51 ب) ایقاع و دایره آن ~~اینست : # امادور مخمس و زمان دور ~~آن هشت نقره است مثلا تنن ~~تنن تن وضرب اصل آن نقرهآ ~~اول وتد اولست ونقرهآ اول سبب. # اما دور فاختی وزمان دور ~~آن بیست نقره است برین مثال ~~تننن تن تننن تننن تن تننن ~~و ضرب اصل آن نقرهٔ‌ اول باشد ~~از فاصلهآ اول واول سبب ثانی و ~~اهل عمل آنرا تنصیف و تربیع ~~نیز کنند و نصف فاختی چنین بود : PageV01P096 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0096.png) ~~تن تننن تننن و تقطیع ربع آن چنین : تنن تن و دوایر آنها را ms49 در وسط ~~یکدیگر وضع کنیم برین موجب: # اما درین زمان سلاطین را باین علم و عمل رغبت تمام بود چنانک خود مباشر ~~این فن میشدند لاجرم ازین فقیر (52 ب) غیر ازین دوایر مذکوره دوایر دیگر1 ~~می خواستند بر حسب فرمان ایشان ادوار دیگر وضع کردم و دران ادوار تصانیف ساختم ~~ازان جمله پنج دور را اینجا باز نماییم برین مثال : دورضرب الفتح، دورضرب شاهی، ~~دور قمریه ، دور ضربالجدید ، دور ماتین . # اما دور ضرب الفتح وزمان آن پنجاه نقره است برین مثال : تنن تنن تننن ~~تنن تنن تننن تنن تنن تن تننن تننن تننن تننن تننن ت # و ضرب اصل آن نقرهآ اول از فاصلهآ هشتم و این دور را تضعیف « و تنصیف ~~نیز»2 توان کرد و ما برای مثال آنها اینجا پنج دایره وضع کنیم برین مثال : PageV01P097 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0097.png) ~~میان قدما متداول بوده است و آن امتزاج دساتین وامکنهآ آنست بمطلقات اوتار و ~~«آنها شش اند»2 و هریکی را ازان موجبی خوانند : # موجب اول از جانب ثقل امتزاج نغمات زاید و وسطی قدیمه موجب ثانی ~~نغمات مجنب با وسطی قدیمه . موجب ثالث مجنب با وسطی فرس و قدما در بعضی ~~کتبفرس را زلزل خوانند . موجب رابع نغمات سبابه و وسطی قدیمه ، موجب PageV01P098 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0098.png) ~~خامس نغمات سبابه و وسطی فرس . موجب سادس نغمات سبابه و بنصر . اما مطلقات ~~مستعملند بدل از نغمات خنصر. اینست مواجب سته که اصابع سته آنها را خوانند1 ~~و نغمات زاید ازان دستان بر وتر بم ب و بروتر مثلث ط وبر وتر مثنی یو وبر وتر ~~زیرکج و بر وتر حاد ل . اما نغمات مجنب ج ی یزکجا لا و نغمات سبابه د ~~یا یح کد لب ونغمات وسطی قدیمه ج یب یط کو لج و نغمات وسطی زلزل ~~و یجک کز کد [و] نغمات بنصر زید کا کح که و در حالت تلحین نسبت دادهاند ~~ضروب سته قدیمه را بأصابع سته و گفتهاند(53آ) ms50 ثقیل اول مطلق، ثقیل اول مزموم ، ~~ثقیل اول مسرح ، ثقیل اول معلق ، ثقیل اول محمول ، ثقیل اول مجنب وکذلک ~~ما ینسب هذه الالحان مثلا رمل مزموم یارمل مسرح وغیرذلک وهر گاه که ضروب ~~در اصابع سته دایر شوند طرایق قدیمه سی وشش شوند و برای آنها جدولی موضوع ~~شده و آنها را در موضعین مرسوم کرده تا مباشران بهر طریق که خواهند ازین وضعین ~~عمل کنند . پس وضع اول را اصل خوانیم و وضع ثانی را فرع والمراد منهما واحد. ~~اما اول را اصل برای [آن] خوانیم که ضروب دران وضع اصولند و اصابع در آنها ~~دوایر والثانی بخلافه و این اقربست بقلوب اهل زمان و آنچه در مطلق عودست ق ~~علامت شده و آنچه در مخمس است س و درین زمان ارباب صناعة عملیه طرایق ~~اصابع سته را ندانسته بودند « و آنها مندرس شده بود»2 اگر چه تلحین هر آنچه ~~کرده باشند خالی ازین عمل نبوده باشد «اما»4 اسامی و مصطلحات آنها مهجور شده ~~بود در « میان »5 اهل عمل « اسامی و مصطلحات آنها »1 و آنها ازین جداول معلوم ~~گردد و این اصابع سته را با اقسام ذی الاربع هم دایر توان کرد چنانک بعد ازین ~~معلوم شود(53ب) . PageV01P099 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0099.png) ~~98 # واستخراج القدمأء فی تنقل الازمان من هذه الطرایق لزیادة دقات اونقیصتها ~~بحسب قوة تصرفهم فی ذلک ثمانیة عشرة طریقة صارت عندالناس فی نقلها ملحقة ~~بالاصول وقد صورناها ایضا کما سبق لتشاهد وهی بأسرها داخلة فی الضروب السته ~~فمنها طریقة ضربها من الثقیل الاول وطریقتان ضربهما من خفیف الثقیل وستة ~~طرایق ضربها من الرمل وطریقة ضربها من خفیف الرمل وثمانی طرایق ضربها ~~من الهزاج وقد یهزج بعضهم الارمال اویرمل الاهزاج والذی نقلناه علی اتم تحقیق ~~وهذا تشکیلها. PageV01P100 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0100.png) # 99 # و چون کسی خواهد که تصنیفی را اختیار کند بران طریقه صوت و تشییعه ~~را ادا کند و باز گردد بسوی طریقه و در نزد قدما روانیست آنک ms51 ایشان بازنگردند ~~بسوی طریقه چنانک روانیست پیش فرس وعرب که بازنگردند از باز گشت بطریقه ~~و طریقه همچو مدخلست بصوت و این طرایق از حال خود نمی گردند و متغیر ~~نمیشوند . این بود ذکر طرایق و اصابع سته . # فصل در بیان دخول در تصانیف وان چنان باشد که مثلاتصنیفی در دایرهآ ~~رمل باشد که آن دوازده نقره است چون ابتدای تصنیف کنیم اگر چنان باشد که ~~نقرهآ اول ضرب ایقاع با نغمهآ ابتدا معا واقع شوند آن چنان دخول را مع گویند و ~~اگرت تلفظ کند و از نقرآ ثانی دخول باشد گویند دخول از ثانی است و اگرتن ~~تلفظ کند بعد ازان دخول کند آن دخول را ثالث گویند واگر تنن گوید ودراید ~~گویند دخول از رابع است و اگر فاصلهآ صغری تلفظ کند و در آید آن دخول را ~~خامس خوانند وعلی هذا لقیاس تایک دور تمام شود . دیگر آنک اگر اول نقرهآ ایقاع ~~مسموع گردد بعد از آن نغمهآ تصنیف ، آنرا دخول قبل خوانند و عکس آنرا ~~دخول بعد . PageV01P101 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0101.png) # بباید دانست که هرشدی را از شدود یعنی هر دوری را از دوایر اثنی ~~عشره و آوازات و شعبات در نفوس « تأثیر ملذ باشد و آن تأثیر مختلف باشد چه ~~بعضی را تأثیر »1 قوت و شجاعت و بسط بوده و آن سه دایره است : عتاق و نوی ~~وبوسلیک. # و آنچه از آوازات و شعبات با آنها مناسبت داشته باشند برای آن این دوایر ~~ثلاثه موافق طباع اتراک واهل حبشه و زنگبار و سکان جبال است . و مناسبات ~~جموع با یکدیگر قبل « ازین»2 مبین شده است و راست و حسینی و اصفهان را ~~تأثیر بسطی لذیذ بود . اما بزرگ و زیرافکند و راهوی را در نفوس تأثبرنوعی بود ~~از حزن . اما حجازی و زنگوله و عراق را تأثیر در نفوس تحیر و ذوق باشد واگر ~~برابیات مناسبه تلحین کنند آن زود تراثر کند مثلا دردایرهآ عشاق ms52 و نوی و بوسلیک ~~بدین نوع ابیات «تلحین کنند» :2 PageV01P102 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0102.png) ~~تری الجبنآء آن العجز عقل و تلک خلیفة الطبع اللییم. ~~دل مرد بد زهره را کام نیست تن ناز پرورده را نام نیست ~~کسی کو بترسد ز شمشیر و تیر نباشد سزاوار تاج و سریر ~~فصل در بیان مباشرت در عمل چون کسی خواهد که تصنیفی سازد طریقه ~~آنست که اما کن نغمات مطلوبه را وضع کند و اعداد نقرات را در تحت آن دساتین ~~بنویسد چنانک اقتضای ارادت مصنف باشد (ه5آ) ضبط کند و در عمل آورد و برای ~~آن امثله نماییم برین گونه # طریقه در عزال بدور مخمس 8 نقره ~~ح.. یه.یج..ی یه.. یح..ی. ح ~~یح.. # 444444 # طریقهآ دیگر در حسینی بدور رمل1 12 نقره # یح . . یه. . یب . ی یه.. یب . ی . ح # 66666666 # شعر ~~کل صبح وکل اشراق تبک عینی بد مع مشتاق ~~قد لسعت حیت الهوی کبدی فلا طبیب لها ولاراق ~~والا الحبیب الذی شعفت به فعنده رقیتی و تریاقی # جدول ~~کل صبح و کل اش راق ایا تبک عینی بد مع مش تاق ~~یح یه یب ی یه یب ی ح # 6846 ~~1- پس ازیا تمام این طریقه دوبار مؤلف نوشته است، «طریقهآ عمل درحسینی بدور رمل، بهمین ~~جهت این قسمت مکرر حذف شد. PageV01P103 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0103.png) PageV01P104 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0104.png) PageV01P105 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0105.png) ~~اول و بدستی دیگر دور ثقیل رمل زنند وچون ابتدای دورین معا1کنند دور جمع ~~چهل وهشت نقره باشد زیرا که دو دور ثقیل رمل چهل وهشت «نقره است»2 وسه ~~دور ثقیل اول چهل و هشت نقره پس اعادة دورین معا واقع شوند و گاه باشد که چهار ~~دور را ایقاع کنند چنانک بیدین2 دو دایره رعایت کنند وبر کبتین دو دایره . اما ~~ممکن است که باتأمل عشره2 رعایت ده دور کنند چنانک ما درین زمان ده دور را ~~بده انگشت رعایت کردیم و آن بقوت اصول ذاتی تعلق دارد . اما کل النغم و آن ms53 ~~بردونوع بودیکی آنک دوازده پرده و شش آوازه و بیست و چهار شعبه را دریک تصنیف ~~جمع کنند چنانک بر توالی مجموع موجود و مسموع گردند واگر خواهند هرنود و ~~یک دایره را در آن یک قطعه مندرج گردانند و نوعی دیگر آنک نغمات هفده گانه ~~را دریک قطعه جمع کنند و آن چنان بود که در یک بعد ذی الکل دوبعد بقیه در ~~آورند تا ده نغمه موجود گردد وهفت (57آ) نغمهآ باقیه بدو نوروز تمام شود یکی ~~نوروز عرب که ابتدای آن از نغمهآ یو باشد و محط برنغمهآ ی «و نغمات آن اینست : ~~یو . ید . یب . ی» دیگر نوروز اصل که ابتدای آن از نغمهآ ط کنند ومحط بر ~~تغمهآ ب وتغمات آن اینست : ط. و. د. ب وچون نغمهآ یح و اهردو موجود شوند ~~بی اعتبار یح هفده نغمه باشد . مثال : PageV01P106 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0106.png) ~~اما نشید عرب و آن چنان باشد که دو بیت را بنثر نغمات اداکنند اعنی ~~بی دور ایقاعی مثل غزل خوانی و دوبیت دیگر را بنظم نغمات اعنی با دور ایقاعی و ~~اشعار آن عربی باشد اگر برابیات پارسی نیزانشاد کنند بحور1 آن نشید عجم باشد . ~~اشعار آن : ~~لیس فی الهوی عجب ان اصابنی النصب حامل الهوی تعب یستفزه الطرب # (57 ب) # نثر نغمات ~~اخوا الحب لاینفک صبرا متیما غریق دموع قلبه یشتکی الظما ~~الفرط البکا قد صار جردا واعظما فلاعجب ان یمزح الدمع بالما # نظم نغمات ~~الغرام انحله اذا صاب مقلته ان بکا یحق له لیس ما به لعب # دور مخمس ~~و اکثر اعراب در دور رمل2 انشاد کنند اما در هردور که خواهند انشاد ~~توان کرد. ~~اما عمل و آنرا برابیات پارسی سازند و آن طریقهآ جدول بود وصوت میانخانه ~~و تشییعه و باز گشت باشد و گاه در و سط دوصوت سازند و باز گشت هم دو سازند گاه ~~یکی بالفاظ نقرات ودیگر بابیات و اشعار یا هر دو بالفاظ ms54 نقرات یا هردو باشعار . اما PageV01P107 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0107.png) ~~صوت و آنرا میانخانه و تشییعه نباشد و آن اقرب باشد بقلوب الناس . واگرخواهند ~~بریک طریقه غزلی را هرچند بیت که باشد توان اداکردن . اما پیشرو و آن از ~~ابیات واشعار خالی باشد بلک بالفاظ وارکان مودی شود و آنرا بیوت بود چنانک ~~گویند پیشرو هفت خانه خانهآ اول وخانهآ دؤم وسیم و چهارم تا هرچند که باشد ویک ~~نقش را1 یا2 بیشتر2 در آخر هرخانه را مکرر کنند و آنرا سربند پیشرو گویند . ~~اما زخمه(58آ) و آن مثلیک خانه پیشر و باشد و در آن گاه باشد که شعر در آورند ~~چون در آن شعر در آورند آنرا هوایی خوانند و الامثل یک خانه پیشر و باشد . این ~~بود بیان اصناف تصانیف . # اما قدما نوابت ساختهاند و بسایط و نشید عرب بواقی را متأخران پیدا ~~کردهاند برای تزیین ولذت . PageV01P108 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0108.png) # بباید دانست که ترجیع در اصطلاح مباشران عود و دیگر آلات ذوات الاوتار آنست ~~که بر وتری سیر تغمات کنند بأناملی و بهر نقرهآ یا زیادت بر آن2 وتر زنند نقرهآ ~~دیگر یا زیادت ازان بر مطلق و تری 2زنند و آنر الازم دارند و آن چنان بود که نقرهآ ~~بر وتر سایر و نقرهآ دیگر بر وتر راجع زنند یا یک ویک یا دو ودو یا سه وسه یا ~~چهار وچهار’ یا یکی بر وتر سایر ودو بر وتر راجع یا یکی نقره بر وتر سایر و ~~سه بروتر راجع یا دو بر وتر سایر وسه بر وتر راجع یا بیشتر هرچند نقرهآ که ~~ارادت مباشران باشد پس بر وتری که سیر نغمات بر آن باشد آنرا وتر سایر خوانیم ~~و وتری که بر مطلق آن رجوع می باشد آنرا وتر راجع خوانند مثلا وتر حاد را ~~سایر سازیم و وتر بم را لازم الترجیع و منهما ترجیعات کثیرة الانواع مترتب شوند ~~وما اینجا ببعضی از آنها اشارات کنیم و ms55 بعضی را از اقسام آنها بیان کنیم و علامات ~~برای آنها (8 هب) وضع کنیم مثلا الفی بردست راست رسم کنیم و آنرا علامت وتر PageV01P109 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0109.png) ~~سایر سازیم والفی دیگر بردست چپ و آنرا علامت وتر لازم الترجیع برین مثال : # علامت وتر سایر علامت وتر راجع # یمین ا یسار # و نقرات بر آنها بعضی صاعده باشد و بعضی هابطه . اما نقرهآ صاعده آن باشد ~~که از طرف اسفل متوجه بطرف اعلی باشد وعلامت آن فتحهآ باشد بالای الف ونقرهآ ~~ها بطه آنک از طرف اسفل متوجه بطرف اعلی باشد و علامت آن کسرهآ باشد در زیر ~~الف واقسام اصول ترجیعات یازده است : ~~قسم اول فسم ثانی قسم ثالث قسم رابع قسم خامس قسم سادس # قسم سادس # وا1و2 عکسه2و32و62 # عکسه ~~قسم سابع سم ثامن قسم تاسع سم عاشر قسم حادی عشر # 4و3عکسه و54و4 عکسه # عکسه # و این اقسام بسبب حرکات مختلفه «آنها را»1 صاعده وها بطه خوانند . «زیادت ~~می شوند» پس اگر نقرهآ بر وتر جس کنیم و نقرهآ دیگر بر وتر سایر وهردو نقره ~~صاعده باشند یا هابطه آنرا ترجیع مفرد متفق خوانیم واگر نقرهآ بروترین هابطه ~~باشندبرین مثال اا آنرا ترجیع مفرد متفق هابطة السایر والراجع گوییم و آنچه ~~برعکس آن باشد اعنی برین مثال ار ا آنراترجیع مفرد متفق صاعدة السایر والراجع ~~گوییم و آنچه در صعود و هبوط مختلف باشند آنها را ترجیع مفرد مختلف (59آ) ~~گوییم وآن بردو نوع بود نوع اول آنک نقرهآ وتر سایر صاعده و نقرهآ وتر راجع ~~ها بطه برین مثال اا آنرا ترجیع مختلف هابطة السایر وصاعدة الراجع گوییم . اما ~~نوع ثانی برعکس آن باشد برین مثال اا آنرا ترجیع مفرد مختلف صاعدة السایر ~~وهابطة الراجع کویم واز آنها چهار صنف مترتب میشودبرین مثال صنف اول اا PageV01P110 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0110.png) ~~صنف ثانی ار ا صنف ثالث ایا صنف رابع اا اما قسم ثانی فرد و زوج بود و آن ~~چنانست که ms56 یک نقره بر وتر سایر ودونقره بر وتر راجع زنیم واز آن هشت صنف ~~مترتب میشود برین مثال : # صنف أول ا1 «ترجیع ها بطة السایر وها بطة الضربین علی الراجع» اصنفثانی ~~1 اصاعدة السایر وصاعدة الضربین علی الراجع . صنف ثالث اا ا صاعدة السایر و ~~هابطة الثانیه علی الراجع . صنف رابع ا ا هابطة السایر وصاعدة الضربین علی - ~~الراجع . صنف خامس 1ا ا هابطة السایر وصاعدة الاولی من الراجع صنف سادس ~~11. ] « صاعدهٔ‌ السایر وهابطة الثانی علی الراجع»2 صنف سابع اراآ «صاعدة السایر ~~وها بطة الضربین علی الراجع »2 صنف ثامن ای ار آ« صاعدة السایر وهابطة الثانی ~~من الراجع»4 . اسامی «این » ترجیعات را بجهت اختصار نگفتیم . اما قسم رابع ~~مثنیات و مزوجات نیز گوییم و شانزده صنف دیگر از مزوجات مترتب میشود برین ~~موجب (59ب) # صنف اول اا] ا صنف ثانی 111 ا صنف ثالث [[1 ا صنف رابع ~~11 اا صنف خامس آا آا صنف سادس آا اآ صنف سابع ااآارصنف ~~نامن آ ا اآ صنف تاسیع ا ا اا صنف عاشر ارا اا صنف حادی عشر اراداا ~~صنف ثانی عشر اا 1ا صنف ثالث عشر ای ا ا ا صنف رابع عشر ارآارآ صنف ~~خامس عشر ار11 ا. صنف سادس عشر اآاا # اسامی «اصناف»1 ترجیعات را2 در کتاب کنز الالحان8 بتمامی ذکر کرده شده ~~است . اما قسم خامس مثنی ومثلث و آن چنان باشد که دو نقره بر وتر سایر و سه PageV01P111 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0111.png) ~~نقره بروتر راجع زنیم برین مثال 11 111 ازین قسم بواسطهآ اختلاف نقرات درصعود ~~وهبوط انواع ترجیعات دیگر حاصل میشود واگر بشرح و بسط آنها مشغول شویم ~~سبب تطویل کتاب میشود . اما قسم سادس بعکسه علی هذا المثال ا1ا 11 ازین ~~قسم نیز انواع ترجیعات مترتب میشود . قسم سابع مثلث و مربع و آن چنان بود که ~~سه نقره بر وتر سایر و چهارنقره بر وتر راجع جس کنیم برین صورة 111 1111 ~~اما ms57 قسم ثامن عکسه برین صورة 1111 111 اما قسم تاسع مربع و مخمس و ~~آن چنان بود که « چهار»1 نقره بر وتر « سایر »2، پج نقره بر وتر راجع جس ~~کنیم برین صورة 1111 11111(260) اما قسم عاشر عکسه برین صورة 11111 ~~1111 اما قسم حادی عشر2 برین صورت 11111 11111 اکنون از اختلاف ~~نقرات ترجیعات کثیرة الانواع حاصل میشود چون سلوک کنند دریابند . # فصل دربیان اصطخاب غیرمعهوده بباید دانست که اصطخاب غیر معهود ~~عبارتست از آنک مطلقات او تار را بایکدیگر چنان سازند که بر نسبت بعد ذی الاربع ~~نباشند اگر برنسبت ذیالاربع باشند معهود باشد واگر اوتار را همه بریک نسبت ~~سازند آنرأ منتظم «گویند»0 والا غیر منتظم پس بر کسی که درین فن قدرت و ~~مهارت نباشد چون اوتار را 2 غیر منتظم سازند استخراج جموع وادوار ازان مشکل ~~باشد ومعرفة آن برطریق کلی چنان باشد که شکل اوتار عود را بر کشند بروجهی ~~که اوتار آنرا ساخته باشند ارقام براوتار آن نهند وبدانند که نغمات « مطلوبه »8 ~~از کدام مواضع مستخرج می گردند ، مضراب بر آن نغمه زنند مثلا اگر اوتار را ~~چنان سازند که مطلق مثلث مساوی نغمهآ وسطی فرس بم باشد وباقی اوتار « را »1 PageV01P112 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0112.png) ~~برهمین نسبت «سازند»1 وما خواهیم که دور راست را استخراج کنیم اول مضراب ~~برمطلق بم 1 جس کنند پس بردستان سبابه د پس برزاید مثلث ط پس بردستان ~~سبابه آن یا پس برمجنب مثنی یز پس [بر] مطلق زیر کب پس برمجنب آن کد ~~پس برزاید حاد ل وبرین قیاس سایر ادوار را استخراج توان کرد نوعی دیگر ~~اگر مطلق هر وتری را مساوی (60 ب) زلزل مافوق خود سازند خواهند که ~~استخراج دور راست کنند اول مضراب بر مطلق بم ا جس کنند پس بردستان سبابهآ ~~آن د پس بر زلزل آن و یا برمطلق مثلث چه هردو یک نغمهاند . پس برمجنب ~~مثلث ی پس بر مطلق ms58 مثنی یج پس برمجنب آن یز2 پس برفرس آن یه2 پس بر ~~مجنب زیر کد اکنون برین طریق نظر برطبقات نغم کنند واستخراج جموع و ~~ادوار کنند مثلا مطلق مثلث را مساوی بنصر بم سازند و مطلق مثنی را مساوی ~~زلزل مثلث ومطلق زیر را مساوی فرس مثنی ومطلق حاد را مساوی سبابهآ زیر و ~~استخراج دور راست ازین شد چنان باشد که اول مضراب برمطلق بم ا جس کنند ~~پس برسبابهآ آن د پس برزلزل آن و پس برزاید مثلث ط پس برفرس مثلث یب پس ~~برزاید مثنی یو پس بر مجنب زیر کد اکنون بباید دانست که اصطخاب او تاررا ارباب ~~عمل شدودخوانند و مطلقات او تار را که برنسبت نغمات پرده اصل سازند و گویند که ~~این شدفلان پرده است مثلا مطلق حادرانغمه یح سازند و مطلق مثلث رانغمهآ یه و مطلق ~~زیر را نغمهآ یب ومطلق بم را نغمهآ ی ومطلق مثنی را نغمهآ ح چون این نغمات ~~اصل حسینیاند این شد را شد حسینی خوانند اگرچه مجموع جموع6 را ازین شد ~~استخراج توان کرد اما مخصوص بشد حسینی باشد زیرا که نغمات مطلقات اوتار ~~برنسبت نغمات اصل حسینی مصطخب شده است وقس علی هذا واگر درین شد مطلق PageV01P113 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0113.png) ~~112 ~~زیر را که یب است (261) استعمال کنند1 آنرا شد عزار خوانند برای آنک نغمات ~~مطلقات اوتار بجنس عزال مصطخب شده باشد واصطخاب غیر معهوده کثیرة الانواع ~~است چه شدود و مساویات و مختلفات ارباع اولی را فرض کنیم و مساویات ارباع ~~اول هفت نوع اند : نوع اول آنک مطلق هروتری را مساوی ب زاید مافوق خود ~~سازند ثانی آنک هر وتری2 مساوی نغمهآ یج مافوق خود باشد . ثالث آنک ~~مطلق هر وتری مساوی نغمهٔ‌ سبابه د مافوق خود باشد . رابع آنک «مطلق »2 ~~هر وترئ مساوی وسطی فرس ه مافوق خود سازند . خامس آنک مطلق ~~هر وتری مساوی وسطی زلزل مافوق خود سازند . سادس ms59 آنک مطلق هر وتری ~~مساوی بنصر مافوق خود سازند . « سابع آنک مطلق هر وتری را مساوی نغمهآ ح ~~مافوق خود سازند و آنرا در معهود بیان کردیم و اهل عمل این شد را شد اصل ~~خوانند»7 و مختلفات از مساویات اکثراند و ما از آنها طرفی یاد کنیم مثلا مطلق ~~مثلث مساوی بنصر بم باشد و مطلق مثنی مساوی زلزل مثلث و مطلق زیر مساوی ~~فرس مثنی و همچنانک ازین ذی الاربع که مقدار آن ربع کل است این عملها در ~~اصطخابات تمثیل کردیم در ذی الاربع ثانی که از ح تا یه است همین عمل ممکن ~~است کردن و باز نغمات ذی الاربع ثانی را با نغمات ذی الاربع اول نسبت دهیم و تر کیب ~~کنیم [هم]1 بطریق مساویات وهم بطریق مختلفات وچون طنینی «را»10 بذی الاربع ~~(61 ب) اضافة کنیم گاه صحیح و گاه مقسوم به جب یا ب ج ونغمات ضعف ذی الاربع ~~را با آن نسبت دهی ه بطریق مساویات وهم بطریق مختلفات شدود کثیرة الانواع PageV01P114 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0114.png) ~~در نصف اثقل وتر موجود شوند و آنها را رجوع بتفتیش و تفحص طلبه کردیم وچون ~~خواهند که نظایر «آن»1 شدود در ذی الکل احد پیدا شود بهمان طریق سلوک باید ~~کردن که در ذی الکل اثقل کرده شد و چون نسبت دهیم نغمات اوتار ذی الکل ~~اثقل را با ذی الگل احد بمساویات و مختلفات شدود بسیار حاصل شود و مجموع ~~آنها رادر کتاب کنزالالحان2 بیان کرده ایم واگر کسی درین کتاب نیکو تأمل کند ~~بعداز معرفة این شدود مذکوره استخراج جموع واجناس ازان شدود کثیرة ممکن ~~باشد کردن و شدود مختلفات را مجهولات نیز خوانند و ما اینجا جدولی وضع ~~کنیم و دران جدول شدی چند بر اوتار عود برسبیل تمثیل باز نمودیم تا ناظران و ~~طالبان این فن مستفیدشوند و شدو دسازند واستخراج جموع ازان شدود کنند برین ~~مثال : (62آ) PageV01P115 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0115.png) ~~چ632432 و0حe94 ور160 ms60 و ~~ح نح وزع2 و45126 ب ~~زن2e434 ’وع96ء وب127د0ع ~~22و2e435ن وبح129 ررعج ~~44وم02چ22دحح= 0و29 ورچح ~~م39022بج0ح دجحءوزحچ32بدحح ~~ززو102چح1 زجح ح ~~221دءح نز23وح103دزحچ148 جعح ~~چدد ح ززچ زجمج2ح10جحح ~~2درس رجم دزحهح چ39 دج2 ~~6422جامم وجح2چ جز1زو ح17ج ~~ح جبحححبزح*وخچدزبحح ~~جرجا2-ب2764خ0جد0ا دوخچ139] وبحح ~~دوی109جوحء0140حح ~~17ززححممحزخح 79اح جوح1ب دخی141ح ب د ~~دزززح4049مدب وخ1د0ج21426 بج ~~وححعرحح3دجخخ143عزه ~~24وووح52جچسمدب0ح114خدن145 زرد ~~وززحعدج زجچون47 زب ب ~~25چررخهزوه ب00179 ~~226هج حایهزه29جن190در ~~درچهچ ززب ه 23زد120خءج و1ح وجج ~~444قزو4490زج64121ج41520 وبب ~~حح ح نب122*ج15چ* ود ~~29ججخچ PageV01P116 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0116.png) ~~152 ووزحمدع8ع9م2ج0.05 ~~150ددزچج جوچ22ح2ع دو ~~122 دوق ه*بججمهع ججبحود ~~ع دچجه*ورز2ججدزوزح دچ ~~40ح جنن وده ح جچ بن جزع9 * ~~43* جه *و دوبجبدنمخ3حمجح ~~79 چ جدر2حمز جهحودوحتجچ ~~مماح ج بب 20220217چ ~~لاح جزز22چ24 زووح442ب ~~ودردبجم ودخ عوب ~~مدر2460 وب بح20دوححا ~~مجج*ببدودح ~~8بح22وبب حهب ووچ40ج # (263) PageV01P117 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0117.png) # در تعلیم خوانندگی و اشارت بترکیبات متفق و مخالف و ذکر شدود و ~~طریقهآ پیداکردن عمل بعضی ازاصناف اجناس وذکر استخراج نغمات # ادوار در جمع کامل و جمع تام از وتر و اسامی نغمات در جمع تام # بعربی و یونانی واسامی و مراتب آلات الحان و ذکرامباشران این فن # ودر آنک مباشران این فن رعایت آداب مجالس چگونه کنند # می گوییم که هرآنچ از نغمات و ابعاد و اجناس و ادوار که از آلات حاصل ~~میشود ممکنست که آنهارا بحلق نیزادا کنند واکمل2 آلات الحان، حلوق انسانیست ~~زیرا که الحان و آنچه التیام الحان بدانست از حلوق انسانی حاصل میشود اگر ~~چه تغمات و نقرات در سایر آلات موجود شوند اما الفاظ و حروف در سایر آلات ~~معدوم است لیکن چون انسان تلحین کند الفاظ مقارن آن تواند گردانیدن و ترکیب ~~نغمات که بحلق کنند بردونوع بود یکی نثر نغمات چنانک قرا و خطبا و مؤذنان و ~~ناشدان 3عرب ومتغزلان عجم وغیرهم خوانند یا آنک الفاظ با آن مقارن نگردانند ~~بلک بنغمات فقط ترنم کنند دوم نظم نغمات (63 ب) که موسیقی عبارة از آنست PageV01P118 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0118.png) ~~چون ms61 الفاظمنظومه مقارن گردانند بدان نغمات و چون معرفة نغمات کماینبغی معلوم ~~شود در خوانند گی قدرت تمام و مهارت مالا کلام حاصل شود و هر که درین فن ~~ممارست ننموده1 باشد و معرفة نغمات حاصل نکرده باشد2اگر چه که خوانندگی ~~خوش آینده کند و « آن خوانند گی او»2 محنون الیه بالطبع باشد اما آنچنان ~~خوانندگی را نزداستادان این فن اصل و اعتباری نباشد زیرا که آن نوع خوانندگی ~~جبلی وبی اختیار، باشد واو نداند که آنچ خواند درجه مقام یا درجه آوازه یا کدام ~~شعبه است یا خود چه ترکیب است9اما اگر با معرفة نغمات حلق متصرف و آواز ~~خوش رسا مجتمع بود وخوانند گبی کنند آن نوع خواتند گی نزرد ارباب علم وعمل ~~معتبر بود . # فصل در بیان مبدأ و محط خوانندگی مبدأ خوانند گی از طرف اتقل ~~باشد یا2 احد یا6 اوسط و اصطلاحات این معنی در بیان انتقالات مذکور شده است ~~اما اینجا بطریق اصطلاح خوانندگی واهل عمل ذکر کنیم2. ابتدای خوانند گییا از ~~دو گاه کنند یا سه گاه یا راست واگر بوسلیک خوانندابتدای بوسلیک چون از طرف ~~اثقل کنند بعد بقیه باشد این خود واضح است که ابتدای9 تلحین از ابعاد ثلاثهٔ‌لحنیه ~~خالی نباشد هر آینه ابتدای خواتندگی (64ا) ازین ابعاد ثلاثه یکی باشد پس اگر ~~ابتدا از طرف احد طنینی کنند آن دو گاه باشد و اگر از طرف اثقل طنینی کنند ~~و برهمان اصرار نمایند راست باشد و از طرف احد بعد د اضافة کنند و «محط»9 برهمان ~~باشد سه گاه بود و اگر از طرف احد اصفهان یا از طرف اثقل بوسلیک ابتدا کنند ~~بعد بقیه باشد و اگر از نغمات اصل زیرافکند یا بزرگ خوانند وابتدا از وسط10 PageV01P119 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0119.png) ~~کنند هم بقیه باشد و اگر تقدیم احد کنند مبدأ بزرگ از نغمهآ یا باشد و در ~~زیرافکند چون مبدأ از تغمهٔ‌ یج کنند هم بقیه باشد . پس نود و یک ms62 دایره ~~که قبل ازین مذکور شد محط و مبدأ آنها منحصرست درین ابعاد ثلاثه لحنیه ~~مذکوره . # سؤال ابتدای خوانند گی چرا منحصر باشد درین ابعاد ثلاتهآ چون ممکنست ~~که ابتدا از چهار گاه یا از پنج گاه یا غیر از آنها «باشد»1. # جواب: آنک آنچه ابتدای آن از چهار کاه کنند چنان بود که از طرف احد ~~بعد ج کرده باشند و آنچ ابتدا از پنج گاه کنند چنان بود که از طرف احد بعد ~~طنینیی کرده باشند2 و گاه باشد که محط برنغمهآ احد کنند و آن قلیل الاستعمالست ~~وخوانند گی بعد از معرفة مبدا و محط بردوقسم است : اول مفرد قسم ثانی مرکب ~~اما مفرد و آن چنان (64 ب) باشد که در پردهآ حسینی مجردمثلا خوانند گی کنند ~~وپردهآ یا آوازهآ یا شعبهآ یا دایرهآ دیگر با آن ضم نکنند . اما مرکب آنک اجناس ~~وجموع دیگر با آن تر کیب کنندیکی یا دویا سه یا زیادت ازان وشاید که مجموع ~~دو ایر را دریک مجلس خوانند گی جمع کنند و آن بحسب اقتضای ارادت مباشرانست ~~چنانک خواهند خوانند . و مر کبات نیز بر دو قسم اند : اول مرکبات قریب الفهم ~~و خوش آینده و آن چنان بود که چون بعضی از اجناس و جموع را با یکدیگر ~~تر کیب کنند آنها در نسبت و مناسبت و اشتراک نغمات بیکدیگر قریب باشند و آن ~~مناسبت اقبل ازین معلوم و مبین شده است و آن نوع دروقت سماع نغم ملذ باشد و ~~دوم ترکیب بعید الفهم و آنها برعکس ترکیبات قریب الفهم باشد چرا که مجموع ~~را چنان ترکیب کنند که بینهم مناسبتی نباشد و اشتراک نغمات آنها با یکدیگر PageV01P120 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0120.png) ~~باشد مثلادایرهآ عشاق یا نوی یا بوسلیک رایا با1 بزرگیا با زیرافکند یا با حجازی ~~ترکیب کنند آن چنان تر کیب بعید الفهم باشد و طباع عوام از آن متنفر باشد ~~اما نزد استادان این فن آنرا ms63 اعتباری تمام باشد برای آنک اشکالی دارد تر کیب آنها ~~با یکدیگر . # فصل دردانستن مرتبهآ آهنگ خوانند گی خواننده باید که مرتبهآ (65آ) ~~آهنگ خود را بداند در حدت و ثقل، و آهنگ خود را در مرتبهآ گیرد که او را ~~ممکن بود از طرف اثقل انتقال بذی الکل دیگر کردن واز طرف احد نیزهمچنین ~~مثلا اگر خواهند که در دایرهآ عشاق او غیر ذلک خواند ابتدا از نغمه2آ یح کند ~~تا هم در ذی الکل احد و هم در ذی الکل اثقل تصرف و انتقال تواند بأسهل وجوه ~~نمودن چون چنین کند از ا تا له که طرفین جمع تام است در تصرف اوباشد . ~~چون ابتدا از نغمهآ یح کند بذی الکل احد3 بترتیب انتقال کند ثانی کا ثالث کد ~~رابع که خامس کح سادس لا سابع لب ثامن له . و چون بذی الکل اثقل انتقال ~~کند و مبدا4آ یح کند ثانی به یه رود ثالث ید و رابع یا خامس ح سادس ز سابع ~~د ثامن ا و باید که از طرف احد بعد ذی الکل مرتین تعدی نکنند زیرا که مبالغه ~~در حدت خروجست از اعتدال و این طریقه انتقال که در ذی الکلین دایرهآ عقاق ~~را مثال نمودیم در مجموع « دوایر»1 ممکن است که بهمین طریق سلوک کنند و ~~گاه باشد که در ذی الکل احد نغمات دایرهآ در آورند و در ذی الکل اثقل نغمات ~~دایرهآ دیگر در آورند8. # فصل در بیان طبقات اربعه در ذیالکل مرتین و بدانک در هرذی الگلی PageV01P121 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0121.png) ~~که1 دو ذی الاربع موجودست یکی 2ذی الاربع اول دوم ذی الاربعی که درذی الخمسست3 ~~هرذی الاربعی6 را طبقهآ خوانند پس در بعد ذی الکل مرتین چهار طبقه موجوداست ~~که5هرطبقهآ را بجمعی نغمات مخصوص گردانند. (ه6 ب) # فصل در بیان اصناف اجناس و طریقهآ عمل آن از مباحث گذشته معلوم ~~شد که ابعاد کبری را بی آنک با بعاد صغری تقسیم ms64 کنند اهل صناعة عملیه استعمال ~~نکنند زیرا که آن منتج جموع ادوار نباشد و هر بعدی را بأبعادی که ازان اصغر ~~باشد تقسیم کنند مثلا بعد ذی الکل مرتین را بدو بعد ذی الکل تقسیم کنند و بعد ~~ذی الکل را ببعدین ذی الاربع ویک بعد طنینی وبعد ذی الاربع را بأبعادی که اعظم ~~آنها طنینی و اوسط آنها بعد ج و اصغر آنها بعد ب و بعد ذی الاربع را اگر چه ~~بانواع کثیره ممکن بود تقسیم کردن چنانک صاحب شرفیه7 در کتاب شرفیه صدویازده ~~صنف وضع کرده است اما هفت قسم ملائم است لیس الا وما در این مختصر نغمات و ~~ابعاد و نسب شش صنف را مثال «باز» نماییم و طریقهآ عمل آنها را بر سبیل اختصاربیان ~~کنیم برای تفهیم و توضیح تاخوانند گان (66آ) این مختصررا قواعد وطریقهآ عمل ~~آنها معلوم شود . پس بباید دانست که هرسه بعد که اشتمال بعد ذی الاربع بر آنها ~~باشد اگر یکی اعظم باشد از باقیتین آنرا جنس اللین خوانند و اگرنه چنان باشد ~~جنس القوی خوانند اما جنس اللین برسه قسم است : قسم اول آنک در آن اجناس اگر ~~اعظم ثلاثه کل وربع کل باشد آن جنس را جنس الراسم خوانند . اما قسم ثانی آنک ~~دران جنس اعظم ثلاثه کل و خمس کل باشد آن جنس را جنس اللونی خوانند . PageV01P122 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0122.png) ~~قسم ثالث آنک دران جنس اعظم ثلاثه کل و سدس کل باشد آن جنس را جنس ناظم ~~خوانند. چون این اجناس دانسته شد پس بباید دانست که اگر1(66 ب) درین جدول ~~اد طرفین بعد ذی الاربع نهاده شده است چنانک در اول جدول بسیاهی نبشته شده است ~~و اب طرفین بعد کل وربع کل است و ب ج علامت طرفین بعد کل وجزو من احدی ~~و ثلثین جزو من کل و ج د علامت طرفین بعد «کل» و جزو من ثلثین جزو من ~~کل واین حروف متبدل ms65 نمی شوند بتبدیل نغمات بلک در هر صنفی علامت2 آن صنف ~~میشوند. # فصل در بیان طریقهآ عمل صنف اول از جنس لین که آنراجن راسم خوانند ~~طریقهآ عمل درین صنف اول آنست که اول فصل کنیم از بعد کل وثلث کل بعد کل ~~و ربع کل پس حاشیتین مفصول و مفصول عنه را بعدد وضع کنیم برین گونه 4 و3 ~~5 و6 پس ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی را از بعد اصغر که آن ه است در عددحاشیهآ ~~عظمی بعد عظمی که آن4 است تا حاصل شود20 پس ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی ~~بعد صغری را که آن ه است در عدد حاشیهآ صغری بعد عظمی که آن 3 است تا ~~حاصل شود 10 پس ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی بعد عظمی را که آن4 است در ~~(267) عدد حاشیهآ صغری بعد اصغر که آن 4 است تا حاصل شود16 اعداد مترتب ~~شوند برین گونه: # م # باقی ماندتانقطهآ ربع کل وجزو من خمسة عش وچون حاشیتین آنرا مضاعف ~~گردانیم و نصف فضل اعظم را براصغر افزاییم اعداد مترتب شوند برین گونه: PageV01P123 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0123.png) # چون قواعد اعمال اصناف معلوم شد هرصنفی را که خواهند بهمین طریق ~~توان عمل کردن و اگر در طریقهآ اعمال اشتباهی افتد از فصل اضافات ابعاد و فصل ~~تصحیح کنند . درین مختصر درین1 باب بدین قدر اکتفا کردیم اما در کتاب ~~کنزالالحان مجموع اعمال اصناف مبین گردانیدیم فلیرجع الیه . ~~که در جمع تام پانزده نغمهآ ملائم 2 موجود میشود و هریکی را ازان نغمات مرتبه اسم ~~علمی هست بالفاظ عربیه و یونانیه که متبدل نمیشوند بتبدیل نغمات در ذی الکل ~~اثقل اما در ذی الکل احد متبدل میشوند بعضی از اسماء آنها بحسب اختلاف اوضاع ~~طنینی . اما نغمات اربعه که در طبقهآ اولی باشد اول آنک نغمهآ مطلق وتر را عرب ~~ثقیلة المفروضات خواند واثقل ثلاثهآ باقیه را ثقلة الرئیسات و اوسط آنرا واسطه - ~~الرئیسات (67 ب) واحد ms66 آنرا حادة الرئیسات . اما ثلاثهآ دیگر که در طبقهآ ثانیه ~~باشد اوساط خوانند . پس اثقل آنرا ثقیلة الاوساط واوسط واسطة الاوساط واحد آنرا ~~حادة الاوساط خوانند پس نغمهآ مشتر که فاصله را که مبادی5 ذی الکل اثقل و احد ~~است وسطی خوانند . پس اگر طنینی که مسمی است بفاصلهآ او راا فاصلة الوسطی ~~خوانند . پس ثلاثهآ که متمم طبقهآثالثه است آنرا منفصلات خوانند و اثقل آنرا ثقیلة PageV01P124 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0124.png) # 123 ~~المنفصلات خوانند و اوسط آنرا واسطة المنفصلات و احد آنرا حادة المنفصلات . ~~اما در جمیع متصل لفظ انفصال باتصال متبدل میشود . پس آنها را حادات خوانند ~~و اثقل آنها را ثقیلة الحادات خوانند و اوسط آنرا واسطة الحادات واحد آنرا ~~حادة الحادات یا منفصله الحادات چون در طرف احد واقع شود . پس بعد از ثقیلة ~~المفروضات ثلثهآ رئیسات را ب ج د رسم کردهاند و ثلاثهآ اوساط را ه وز ووسطی ~~راح وثلاثهآ منفصلات یا متصلات را طی ک و ثلاثهآ حادات را ل من وطرف احد ~~را س و قدما جدولی برای معرفة آنها وضع کردهاند برین موجبا(68 ب) # فصل در اساهی آلات الحان ومراتب آنها و آنها برسه قسم اند بقول ~~بعضی چهار : اول حلوق انسانی . ثانی آلات ذوات النفخ . ثالث آلات ذوات الاوتار . ~~رابع کاسات و طاسات والواح . اما اکمل آنها حلوق انسانیست و از آلات خارجه ~~آلات ذوات الاوتار اکمل است از سایر آلات الحان و عود اکمل آلات ذوات ~~الاوتار است و بران ده وتر مشدود است چنانک هر دو وتر را بر یک آهنگ سازند ~~پس آنها را حکم پنج وتر باشد . اگر خواهند ده وتر را بهده آهنگ سازند ممکن ~~است و ما اینجا اسامی بعضی آلات ذکر کنیم : # اما آلات [ذوات] الاوتار مقیدات2 : ~~عود عود طرب شش تار2 طربکمانچه غزک طنبور ~~قدیم کامل الفتح رود شروانیان ~~طنبورهٔ‌ روح افزای قوپوز اوزان نای طنبور رباب رودخانی یکتای ~~ترکیه عرب PageV01P125 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0125.png) ~~124 ~~ترنتاب ms67 تحفة شدرغو شهرود . پیپا ~~رومی العود # اما آلات ذوات الاوتارمطلقات : ~~چنگ اکسری قانون ساز مرصع یاتوغان ساز # غایبی دولاب # اما آلات ذوات النفخ و آن هم بردو قسم است : اما قسم اول مقیدات: # سرنا بورغو # زمرنای بلبان تای سرنا بو رغو اباق نفیر ~~نای ~~سفید سیه نای چاور (68 ب) ~~نای ~~خیک # اما مطلقات ذوات النفخ: ~~موسیقار جبجیق ارغنون # اماکاسات « وطاسات»1 والواح هم از آلات مطلقات اند اگرچه غیر ازین سازها ~~دیگر نوع آلات توان و ممکن وضع کردن اما آنچه درین زمان مشهور بود و متداول ~~میان اهل عمل این آلاتاند که مذکور شد3 و ازین بعضی مقیدات باشند و بعضی ~~دیگر مطلقات و بعضی دیگر مجرورات . اما مقیدات آن6 باشند که دساتین آنها را ~~بأنامل فرو گیرد مانند عودین و طرب الفتح و شش تای و طنبورین و غیر از آنها5. ~~اما مطلقات آنها بران او تارزیادت بسته باشند و بهر نغمه وتری را مخصوص گردانند ~~چنانک از وتر واحد یک نغمه مستنطق گرند مثلا اگر خواهند که استخراج دایرهآ PageV01P126 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0126.png) # 120 ~~عشاق ازان کنند هشت و تررا بهشت نغمهآ عشاق باید ساختن چنانک قبل ازین مذکوز ~~شده که نغمات کدام1اند2 هر مقامی که بمقامی دیگر خواهند که نقل کنند تغییر بعضی ~~اوتار باید کرد واگر مباشر آن ماهرباشد ممکن است که ناخن2 انگشت بروترنهند ~~برموضعی که مطلوب باشد و استخراج ادوار کردن . و اگر مباشر جامع باشد بین ~~العلم والعمل ممکن باشد او را هفده وتررا بهفده آهنگ ساختن برنسبت بعد بقیه ~~پس ممکن باشد ازان او تار مطلقه استخراج جمیع ادوار و طبقات آنها کردن واگر ~~اوتار سی وپنج باشد برعدد نغمات مع الحواد از اتا له که سی و پنج نغمه است اوتار ~~را برنسبت بقایا چنان سازند که سی و چهار بعد بقیه (69 2) حاصل شود . پس ما ~~اینجا ذکر اسامی آلات کنیم : # عود قدیم وبران چهار و تربندند مزوج و آن هشت ms68 وتر بود که بچهارآهنگ ~~سازند و قد علم قبل ذلک حکمه . # اما عود کامل و بران ده وتر بندند و پنج آهنگ سازند و حکم خمسة اوتار ~~قبل ازین معلوم شده است . # اما طرب الفتح وآن سازی بود که «بران» شش وتربندند وپنج وتررا بطریق ~~اصطخاب معهود عود سازند و یک وتر را بهر آهنگ که ارادت مباشر8باشد سازد ~~برای رونق و تزیین الحان . # اما شش تای و آن براسه نوع بود : اول آنک بشکل امرودی بود و کاسهآ ~~آن هم چندان که کاسهآ عود باشد10 و شش وتر بران بندند چنانک هر دو وتر را بیک PageV01P127 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0127.png) ~~126 ~~آهنگ سازد پس1 حکم سه وتر باشد و بر ساعد2 آن پردها بندند اما سازی که ~~بی پرده باشد اکمل باشد از سازی که برساعد آن پردها بندند . ونوع ثانی شش ~~تایی بود که کاسه و سطح آن چندانک عود بود اما ساعد آن اطول باشد از ساعد ~~عود واوتار بران هم مثل اوتار3 نوع اول باشد . اما نوع ثالث انک بر سطح آن از ~~طرف فوق او تار قصیره بندند و اصطخاب آنها بطریق مطلقات کنند و آنهارا مزوجه ~~بندند واعداد او تار قصیره بحسب اقتضای ارادت مباشر باشد و اهل روم آنرابسیار ~~در عمل آورند و طریقهآ نوازش آن چنان باشد که بمضراب بر اوتار مطلقه جس ~~کنند و بر اوتار ساعد آن انامل نهند « و بأصبعی گرفت کنند بر ساعد ساز » و ~~و بناخنی همان دست اوتار را بزتند و آن نغمات که از اوتار قصیره مسموع شود ~~نظیر نغماتی بود که از اوتار طویله مسموع شود در حدت و آن نغمات که از اوتار ~~مقیده مسموع میشود نظیر نغمات مطلقه باشد در ثقل . # اما طرب رود و آن بر همین شکل و وضع باشد که مذکور شد اما فرق ~~همین است که بر سطح آن از طرفین اوتار قصیره بندند . # اما طنبور شروانیان2 وآن سازی بود ms69 که اهل تبریز (29 ب) بسیار در ~~عمل آورند و آن بر هیأت امرودی باشد و سطح آن بلند باشد و بران دو و ترمفرد ~~بندند و برساعد آن پردها بندند وطریقهآ اضطخاب آن چنان باشد که نغمهآ مطلق ~~وتر اسفل آن مساوی ثمانیة اتساع7 وتراعلی آن باشد چنانک آهنک وترین آن بر ~~نسبت طرفین بعد طنینی باشد و هر جزوی را از اجزای و ترین که در مقابل یکدیگر PageV01P128 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0128.png) ~~فرو گیرند هم بر نسبت بعد طنینی باشد ودستان «سبابهآ »1 وتر اعلی را بأبهام فرو ~~گیرند تابا مطلق وتر اسفل در آهنگ مساوی شوند و آنرا اهل عمل سرپردهآ دو گاه ~~خوانند و چون خواهند که سه گاه نمایند بأصبع سبابه مجنب وتراسفل را گیرند ~~و بأصبع بنصر زلزل و تراعلی را گیرند تا سه گاه بدو آهنگ مسموع شود واستخراج ~~چهار گاه از دستان وسطی فرس و تراسفل وخنصر و تراعلی کنند تا نغمهآ چهار گاه ~~از دو2 وتر بیک آهنگ حاصل شود و برین قیاس استخراج نغمات مطلوبه کنید . # اما طنبورهآ ترکی و آن سازی بود که کاسه و سطح آن اصغر باشد از کاسه ~~و سطح طنبور شروانیان و ساعد آن اطول باشد از ساعد شروانیان2 و سطح آن ~~هموار بود و طریقهآ اصطخاب معهود آن چنان باشد که « مطلق »6 وتر اسفل آنرا ~~مساوی ثلاثه ارباع مافوق آن سازند و بعضی بران دو وتر بندند و آن بأرادت مباشر ~~تعلق دارد و غیر از «اصطخاب»5 معهود این آلات مذکوره را بهرنوع که خواهند ~~ممکن بود ساختن. # اما روح افزای و آن سازی بود که کاسه آن برشکل ترنجی بود و بران ~~شش وتر بندند مزوج چهار وتر آن ابریشم باشد و دو وتر مفتول برنج و چهاروتر ~~آنرا حکم دو نغمه باشد و آنرا بطریق طنبورهآ ترکی مصطخب گردانند و دو وتر ~~مفتول آنرا بهر آهنک که خواهند سازند . # اما قوپوز رومی و ms70 آن سازی بود که قطعهآ چوب را مجوف سازند برشکل ~~عودی کوچکی وبر «نصف»2 روی آن پوستی کشند و پنج وتر بران بندند وطریقهآ ~~اصطخاب معهود آن مثل اصطخاب معهود عود بود. PageV01P129 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0129.png) ~~128 # اما اوزان کاسه1آ آن اطول بود از کاسات مجموع سازهای دیگر2و برچهار ~~دانگ3 آن پوست کشند (70آ) و بران سه وتر بندند و اصطخاب معهود آن چنان ~~باشد که هر وتری با ثلاثه ارباع6 وتر مافوق خود مساوی باشد . # اما نای طنبور و آن از مجروراتست و شاید اگر بر طنبور شروانیان ~~کمانه کشند و بأصابع تصرف کنند در نغمات و این در تألیف لحنی2 همان حکم ~~وترین دارد. # اما رباب و آن سازی بود که بعضی بر آن سه وتر بندند و بعضی چهار و ~~بعضی پنج و اوتار آن5 مزوج9 بندند چنانک هردو وتر را حکم یک وتر باشد و ~~اصطخاب معهود آن همچون اصطخاب معهود عود باشد . # اما رود خانی و بران چهار وتر بندند و برنصف سطح آن پوست کشند و ~~بران پردها بندند و حکم آن همان حکم عود قدیم است . # اما یکتای از آلات آنچ بران وتر واحد بندند بانواعست . اعراب کاسه ~~و سطح آنرا مربع سازند برهیأت قالب خشتی و ساعد کوتاه بود بمرتبهٔ‌یک شبر1 ~~و بر هر دو روی آن پوست کشند و یکدسته موی اسپ را در یک گوشک11 گذرانند ~~چنانک مثل یک وتر باشد . حکم وتر واحد قبل ازین معلوم شد . # اما ترنتای وسطح آن مسدس باشد و ساعدش مطول بود و بران هم وتر ~~واحد بندند. # اما تحفة العود و آن عودیست کوچک چنانچ طول و عرض آن چندانک PageV01P130 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0130.png) ~~نصف طول و عرض عود باشد و گاه باشد که بران دوازده وتر بندند و حکم آن چون ~~حکم عود باشد . # اما شدرغو و آن سازی بود که کاسه و سطح و ساعد آن طویل باشد وبران ~~چهار وتر بندند و برنصف روی ms71 آن پوست کشند و سر و ته آنرا بطریق اصطخاب ~~معهود عودسازند و چون نغمهآ ضعف طنینی و تراعلی آنرا1 گیرند مساوی نغمهٔ‌مطلق ~~مایلی آن شود اعنی وتر اسفل و این ساز را اهل ختای بسیار در عمل آورند و ~~ایشان هرجمعی نغمات را ضبط کرده و آنرا کوکی خواندهاند و آن کو کها راهر ~~یکی بأسمی مخصوص گردانیدهاند و آنها سیصد و شصت کوکاند (70 ب) امااحسن ~~آنها ارسلان چپست و ما اسامی بعضی از آنها را باز نماییم : # اولوق کوک ، ارسلان چپ مخدوم یورش بوستارغای قولا دو ~~چنتای خنثای شنداق قوتانغوا و مجموع کو کهای ایشان در نوی و بوسلیک ~~و عشاق باشد و بعضی در دور رمل و بعضی در دور مخمس باشد . # اما پیپا و آن هم سازاهل ختایست و آن چوبی بود که آنرا محوف سازند ~~و چوب بر روی آن پوشانند و پردهای آن بلند باشد « وبران چهار وتر بندند»2 ~~و طریقهآ اصطخاب3 آن چنان باشد که وتر حاد آن موافق ثلاثه ارباع مافوق خود ~~باشد ومطلق وتر زیر آن مساوی دستان سبابهآ مافوق خود باشد، . # اما شهرود و آن سازیست که طول آن دو چندانک طول عود باشد و نغمهٔ‌ا ~~آنرا بانغمهآ «مطلق عود اعنی نغمهآ» 5یح مساوی سازند و آنرا با عود چنان توان ساختن ~~که نغمهآ یح آن بانغمهآ له عوددر یک مرتبه باشد و نغمهآ له آن با نغمهآ نب عودمساوی PageV01P131 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0131.png) ~~باشد پس دریک وتر شهرود پنج نغمه که نظیر و قایم مقام اخری باشند موجود شود ~~وبر شهرود ده وتر بندند مزوج و هر دو وتر که یلی یکدیگر باشند یکی را طول ~~مقدار دران مرتبه باشد که از آن پنج نغمه حاصل شود که « بر»1 نسبت ذی الکل ~~باشند و « ازان دو ذی الکل حاصل شود و هردو را معا جس کنند »2 وما برای آن ~~مثالی وضع کنیم اعنی برای وترین : # وکاسه و سطح آن ms72 برهیأت عود باشد ودرین عصر این ساز مهجور بودلیکن ~~در عمل آوردیم و واضع این ساز ابن اخوص بوده است اما اگر در مطلقات خواهند ~~که حدة حدة حدة حدة حدة موجود شود بیست و نه وتر را بنغمات ملایمه آهنگ ~~سازند (71 آ) تا در آن پنج حدة موجود شود مثلا درهشت وتر یک ذی الکل ودر ~~پانزده وتر دو ذی الکل که یک ذی الکل مرتین باشد و آن سه آهنگ بود و در ~~بیست و دو وتر سه ذی الکل و در بیست و نه وتر دو ذی الکل مرتین و آن چنان ~~بود که نغمهآ اول ا بود و نغمه ثامن لح و نغمهآ ثانی والعشرون نب و نغمهآ تاسع ~~والعشرون سط و چنانک ما بیان کردیم مباشر حاذق در عمل تواند آوردن . # اما مطلقات ذوات الاوتار # مغنی و آن سازیست که اگرچه مطلقات دارد اما بر روی آن گرفت توان PageV01P132 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0132.png) # 131 ~~کردن و آنرا دسته نباشد و هیأت آن چون تختهآ بود مطول که بران اوتار بندند ~~و اوتار آن اکثر بیست و چهار باشد و هر وتری را وتری دیگر یلی آن باشد که ~~نصف مقدار آن باشد لاجرم نغمات آن زیر و بم با یکدیگر معا مسموع شوند. # اما چنگ و آن مشهورست و بر روی آن پوست کشند و اوتار آنرا بریسمان ها ~~بران بندند زیرا که عوض ملاوی آن ریسمانها1 باشد و مباشران آن ساز آن ~~ریسمانها را پردها خوانند . بعضی بیست و چهار وتر بران بندند و آن بارادت ~~مباشران تعلق دارد و اگر مباشر آن جامع باشد بین العلم والعمل مجموع دوایررا ~~از طبقات هفده گانه استخراج تواند کرد بدو نوع یکی « آنک»2 بناخنان گرفت ~~کند بر او تار دیگر آنک او تار را با بعاد بقیه سازند کمامر. # اما ایکری آن همان حکم چنگ دارد اما فرق همین است که ملاوی ایکری ~~چوب و ازان چنگ ms73 ریسمانست و بر. روی ایکری چوب پوشانند و بر روی چنگ ~~پوست . # اما قانون و آن سازی بود که کاسه و سطح آن مثلث بود و بران ساعد نباشد ~~و بران اکثر مباشران مفتول بندند و هرسه سهوتر را بر یک آهنگ سازند و طریقهآ ~~اصطخاب آن و مجموع مطلقات چنانست که بنغمات ملائمه ذی الکلی را بهشت ~~نغمه تقسیم کنند3 هر دایرهآ مناسب نغمات و ابعاد آن دایره* PageV01P133 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0133.png) ~~132 # اما کمانچه1 و آن از آلات مجروره است و بعضی کاسهآ آنرا از پوست جوز ~~هندی سازند و از موی اسپ برآن وتر بندند و بعضی دیگر کاسهآ آنرا از چوب ~~تراشند و بران وتر از ابریشم بندند و البته (71 ب) بر روی آن پوستی کشند که ~~آن پوست دل گاو باشد و اما نوع ثانی کمانچه احسن والذ بود و طریقهآ اصطخاب ~~معهود آن چنان باشد که نغمهآ مطلق وتر اسفل آنرا مساوی نغمهآ ثلاثه ارباع مافوق ~~آن سازند. اما غیر معهود بحسب اقتضای ارادت مباشر باشد هر چون که خواهند ~~سازند « و آنرا بکمانه در عمل آورند »2 # اما غژک3 و آن هم از آلات مجروره است و کاسه و سطح چندانچ دفی باشد و ~~برسطح آن پوست کشند و بکمانه در عمل آورند و بران ده وتر بندند . اما آنچ ~~جز کمانه برآن باشد دو [و] ترطرفین بود و آن دو وتر بلندتر بود از بواقی اوتار ~~و مرور کمانه براو تار باقیه نباشد و آن هم حکم کمانچهآ دارداما کمانچه احسن والطف ~~از آنست . # اما ساز دولاب و آن هم از سازهای قدیم است و آن برهیأت دهلی باشد که ~~برظهر آن از خارج اوتار بندند غیراز سطحین و مضراب آنرا بر محلی که مناسب ~~باشد سا کن و محکم سازند و آن سازرا بچوبی مثل چرخی که ریسند حرکت دهند ~~تا مرور آن اوتار بر مضراب شود و چنانک خواهند در عمل ms74 آورند و ازان استخراج PageV01P134 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0134.png) ~~نغمات کنند . # اما یا توغان و آن برهیأت تخته ایست مطول و بران « اوتار کشند»1 هفده ~~وتر2 و آنرا ساعد نباشد و ملاوی اعنی گوشکها نیز نباشد . اصطخاب آنها بخرکها ~~کنند بهر و تری حاملی سازند و آن و تررا برظهر آن حاملنهند و بحرکت آن حوامل ~~اوتار آنرا ساز کننداگر حوامل را بطرف انف کشند نغمات ثقیل شوند2 واگر بطرف ~~مشط کشند آهنگ حادشود6 و باصابع دست راست قرع اوتار کنند و بأنامل دست چپ ~~اوتار مضروبه را مهتز کردانند و این ساز را هم اهل ختای بسیار در عمل آورند. # « اما کنگره و آن سازی بود که اهل هندوستان آنرا بیشتر در عمل آورند ~~و آن چنان بود که بردهان دو کدو چوبی محکم کرده باشند و برروی آن چوب ~~یک وتربسته و آنرا پردها باشد و آن وتر را بأنا مل دست راست جس کنند وبانامل ~~دست چپ گرفت کنند»5 # اما آلات ذوات النفخ # و آن هم بردو قسم است یکی مقیدات دیگر مطلقات . # اما مقیدات: نای سفید زمر نای بلبان نای سرنا # سیه نای جاور # بورغو نفیر باق # اما نای سفید و بر سطح آن هشت ثقبه باشد ویک ثقبهآ دیگر برظهر آن باشد ~~که نافخ آن ثقبه را باصبع ابهام فرو گیرد و چون مباشر حاذق (72آ) و خبیر ~~باشد بشدة وعنف نفخ و بگرفت و گشاد ثقب گاه نصف و گاه تمام گشادن ، مجموع PageV01P135 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0135.png) ~~دوایر را باطبقات آنها ممکن باشد که استخراج کند و بشدت وعنف نفخ بعد ذی الکل ~~مرتین را استخراج کردن ممکن باشد و طول نای اگر1 بحسب متعارف هفت مشت ~~و نیم باشد اما آن هم بحسب اقتضای ارادت نافخ باشد . # اما زمر سیه نای و مقدار آن از نای سفید اقصر بلک بمقدار نصف آن باشد ~~اما دران تسریب هوا متصل باشد زیرا که نافخ از سوراخهای بینی هوا را کسب2 ms75 و ~~دردهان آماده دارد تا درنای بحسب احتیاج آنرا خرج کند و درنای در دمد و آن ~~در تألیف ازنای سفید اکمل است . و دران نیز2 تغیر نغمات بشدت وعنف نفخ باشد ~~و گرفت و گشاد ثقب گاهی تمام و گاه نصفی و گاه بعضی. # اما سرنا و آن انقص باشد ازنای سفید و سیاه و غایت حدت آن تا ذی الکل ~~و الخمس باشد چون از آن زیادت شود تنافر ظاهر شود و آواز آن از همه سازها ~~دورتر رود . # اما نایجهآ بلبان و آنرا با سرنا نسبتی هست در حکم نغمات . و ادمان سرنا ~~بران کنند و آواز آن لین و حزین بود. # اما بورغو و آنرا از برنج سازند و طول آن سه چندانک طول سرنا باشد و ~~از آن سه نغمه حاصل شود که آن نغمات برین نسبت باشند ا5 یاا یح # اما نفیرو آن در عمل همان حکم بورغو دارداما مقدار نفیر اطول باشد ازان . ~~و اگر گردن و دهان2 کج گردیده باشد آنرا کره نای خوانند . PageV01P136 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0136.png) # 130 # اما باق و طول « آن»1 بمقدار شبری2 باشد و برسطح آن سوراخها باشد و ~~زبانی بردهان آن سازند که صوت ازان حاصل شود . # اما خیک نای و آن خیکی بود که «یک»2 بردهان آن انبوبهآ باشد که نافخ ~~نفخ دران دمد تا خیک پرباد شود و بردهان دیگر خیک دو نای بیک قد چنانک در ~~طول و غلظ مساوی باشند ، یلی1 یکدیگر مستحکم کنند و چون انگشت بر ثقب آن ~~نهند و برابر یکدیگر ثقب فرو گرفته شود چنانک هر نغمهآ که از یک نای مسموع ~~شودازان نای دیگر نیز معا همان نغمه مسموع شود وازان استخراج جموع کنند. # اما مطلقات ذوات النفخ # اول موسیقار و آن نایها باشد که بحسب طول و قصر مقدار حاد وثقیل شود ~~و بمراتب نایها رایلی7 یکدیگر (72 ب) چفسانند اگرخواهند که آهنگنایی احد ~~شود قدری موم را مدورسازند ms76 و در درون9 آن اندازند آهنگش در حدت زیادت شود . # اما جپچیق و آنرا موسیقار ختایی نیز گویند و آن چنان بود نایها را جمع ~~کنند و برهم چفسانند و در زیرهرنایی ثقبه باشد و بریک طرف آن نای کجی از ~~برنج ساخته باشد که آن انبوبهآ بود که ازان نفخ در رود و در مجموع نایها در رود ~~و مباشر استخراج هرنغمهآ که خواهد9 کند . # اما ارغنون و آنرا در فرنگ بسیار در عمل آورند و آن10 نایها بود که دوصف ~~یلی یکدیگرتر کیب کنند و نایهای آنرا از قلعی11 سازند و نایهای بم آن طویل باشد PageV01P137 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0137.png) ~~و نایهای زیر قصیرو در عقب آنها از طرف دست چپ دمی باشد چون دم آهنگران ~~برآنها استوار کرده، چنانچ نفخ ازان دم در مجموع نایها در رود پس بدست چپ ~~دم رادر دمند و بدست راست بأنامل استخراج نغمات کنند و بریک طرف ساز بردهان ~~ثقبها پردها باشد مدور بمقدار نخودی که آنها را چون فرو گیرنددهان آن سوراخ ~~گشاده شود و آواز مسموع گردد . # اما کاسات وطاسات و الواح هم از مطلقاتند برای ایجاد نغمهآ ثقیل کاسهآ بزرگ ~~تنگ باید و از برای نغمهآ حاد مقابل1 و ما حکم آنرا در فصل2 اسباب حدت و ثقل ~~ذکر کرده ایم و حکم طاسات و الواح نیز همانست که کاسات و الواح از فولاد باید ~~که باشد. # فصل در ذکر اسامی مباشران این فن چون بأمرخالق بیچون روح دربدن ~~آدم علیه السلام در آمد نبض او در حرکت در آمد و صوت خود لازمهآ انسانست و ~~آنچ از اسماءالله خواندی و تسبیح گفتی « بنغمات طیبه »2 همه ملایم و خوش آینده ~~بودی . و بعد از شیث علیه السلم . و لمک بن قابل بن4 آدم عود را او وضع کرد و ~~او را عمر طویل بوده است و پنجاه زن و صد سریه داشته است و او را دو دختر ~~بوده ms77 یکی را نام صلا ویکی را بم او را پسرنشده بوده در آخر عمر ویرا پسری شد ~~و او را با آن پسر محبت و تعلق بمرتبهآ اعلی بوده ناگاه آن پسر فوت شده لمک ~~برای او بمرتبهآ جزع و فزع می کرده است هیچ کس نکرده بوده مگر آدم در وقتی ~~که از بهشت مخرج شده بوده است پس لمک پسر خود را از درختی آویخته تا ~~صورت او از نظرش غایب نباشد (73آ) تا گوشت و پوست او ریخت آنگه لمک ازان PageV01P138 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0138.png) ~~درخت چوبی را فرود آورد و بتصور هیأت پسرش در کنار گرفت و بران موی اسپ ~~یست و انگشت بران میزد، آوازی که مسموع شدی با آن نوحه و زاری وبکا1 ~~می کرد . واول عمل طبل را دختراو صلا نام، کرد اما طنابیررا قوم لوط ساختند . ~~اما مزامیر وجمیع آلات ذوات النفخ را بنی اسرائیل وضع کردند بشکل حلق داود ~~علیه السلم زیرا که نغمات طیبه معجزه او بود . مگر نای سفید که آنراکردان ~~وضع کردند که گوسفندان ایشان متفرق میشدند بآواز « نای» جمع میشدند . و ~~اسکندر ذی القرنین درین علم ماهر و کامل بوده است و ارسطو و افلاطون هم . اما ~~فیثاغورث حکیم درین علم ریاضتی بسیار کشیده ومضبوط ساخته . # اما صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین تلاوت قرآن بنغمات طیبه ~~فرمودندی . و در حضرت رسالت صلی الله علیه و سلم این ابیات خواندهاند در پردهآ ~~راهوی: # قد لسعت حیة الهوی کبدی فلا طبیب لها و ولاراق # الا الحبیب الذی شعفت به فعنده رقیتی و تریاقی # قرا و احد عندالنبی علیه السلم هذا البیتین حتی سقط رداوه فقال معاویه ~~نعم اللعب لعبک یارسول الله : فقال النبی علیه السلم مه یا معاویه من لم تهیزعند ذکر ~~الحبیب.2 و شیخ ابونصر فارابی و شیخ ابوعلی درین علم وعمل آماهر وکامل بودهاند ~~و شیخ ابوعلی در عملیات هرفن کامل بوده4 اما در عملیات این فن متحیر ms78 مانده بوده ~~است . و آن الفضل بیدالله یوتیه من یشاء .5 اما از خلفاء بنیامیه، یزیدبن ~~عبدالملک . ابراهیم بن ولید، هشام بن عبدالملک ، سلیمان بن عبدالملک . ولیدبن ~~یزید ، مروان بن الحکم ، عمربن عبد العزیز . اما ازخلفاء عباس (73 ب) المهدی ، PageV01P139 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0139.png) ~~الهادی، الرشید ، الامین ، المأمون الهارون الرشید، المعتصم، الوائق، المتوکل، ~~المعتز، المستعصم،2 المعتضد، ابراهیم بن المهدی واوتصانیف بسیازداشته درعملیات ~~این فن وعبد الله بن الامین . اما ازاولادخلفا : عبدالله بن موسی الهادی ،صالح بن الرشید، ~~و ابوعیسی بن الرشید وابراهیم بن علی ، محمدبن سلیمان، ابوعیسی بن متوکل، ~~علی ین المعتصم ، عبدالله بن محمدالرشید واحمدبن المأمون . اما ازبنات خلفا[ء] ~~علیه بنت المهدی ، ام ابیهابنت الرشید و حمزة بنت الرشید ، ام عبدالله بنت عیسی ~~بن علی ، لیلا2 بنت علی بن المهدی، فاطمه بنت عبدالله بن موسی وازامرا و وزرای ~~خلفادیگران نیز بدین فن مشغور بودهاند . اما اسحق موصلی واحمد مداینی الحداد ~~و باربد که قبل از اینها بوده است درین فن متعین بودهاند . اما ازمتأخران مولانا ~~صفی الدین عبدالمؤمن بن فاخر الارموی در زمان مستعصم خلیفهآ جامع بوده بین العلم ~~والعمل واو را چهار شاگرد بوده یکی شیخ شمس الدین سهروردی دیگر علی ستایی ~~وحسن زامر و حسام الدین قتلغ بوغا و ایشان بعملیات این فن مشغول بودهاند . # اما درین زمان خواجه رضوانشاه متعین بود و جمعی کثیر دیگر بودند که ~~بحلق تلحین کردندی وبعضی دیگر مباشر آلات بودند . اما والدم ، مخدومم ، افضل ~~المتأخرین مولانا جمال الملة والحق والدین غیبی سقی الله ثراه وجعل الجنة مثواه ~~« در انواع علوم ید طولی و مرتبهآ اعلی داشت خصوصا» درین علم و عمل که همانا ~~کس بمرتبهآ او نرسیده و نرسد . بحال این فقیر حقیر التفات واهتمام تمام داشت . ~~در انواع علوم تعلیم وارشاد میفرمود خصوصا درین فن که بیمن همت مبارک ایشان ~~خبرت و مهارت درین علم و عمل بمرتبهآ رسید2 که برعالمیان واضح و لایح گشت PageV01P140 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0140.png) # 139 ~~و غرض آنحضرت از ms79 تعلیم بنده درین فن آن بود که چون قرآنرا (74 آ) حفظ ~~کرده بودم خواستند که معرفة نغمات کماینبغی این بنده را حاصل شود تا چون ~~بتلاوت قرآن کلام الله مشغول « شوم »1 بنغمات طیبه بدان ترنم کنم و از سر وقوف ~~باشد و چون درین علم و عمل کسی دیگر نیافتم که او را قابلیت تکمیل این فن ~~باشد تا بتعلیم او اشتغال نمایم لاجرم تصانیف که در عملیات این فن ساختهام اکثر ~~آنها مستور ماند و مشهور نشد نه یک دریغ که هر2دم هزار بار دریغ3 # فصل در آنک مباشران این فن آداب مجالس را چگونه رعایت کنند. ~~کسی که مباشر این فن باشد باید که امین و معتمد و محرم و صالح و متحمل و ~~خوش خوی و متواضع و مسکین و خیرخواه مردم و منبسط و مزاج گیر و راست ~~قول باشد اما نمام و بدخواه و بدخوی نباشد و جنگ جوی و تند گوی و هزال و ~~حریص و طامع و منصب جوی و متکبر و مدمغ و حسود و حقود نباشد و بغایت ~~معتقد خواندن و گفتن و نواختن خود نباشد و بهر مجلسی که رود تو کل بر کرم ~~حق سبحانه و تعالی کند واگربدو انعامی نکنند3تند مزاج نشود و اگرانعام کنند ~~و کم باشد ، دعای خیر کند و منت دار شود و اگر نکنند در غیبت و حضور بهیچ ~~نوع شکایت نکند و اگر در مجالس، مردم بدوالتفات نکنند متغیر نشود واگر در ~~آن حالت که او تلحین میکند مردم بایکدیگر سخن گویند بی مزه نشود بلک آهسته تر ~~گوید تا اهل مجلس سخنان یکدیگر را بشنوند وخود جهد کند که سخنان سری ~~مردم را اصغا نکند : اولی آنک نشنود ونگوید . و اگر دران مجلس که او باشد ~~گویندهآ یا خوانندهآ یا نوازندهآ دیگر باشد با ایشان بهیچ نوع نزاع نکند و اگر ~~بدیشان انعامی کنند برایشان رشک نبرد و با ایشان ms80 اختلاط و مددکاری و همدمی PageV01P141 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0141.png) ~~140 ~~با قصی الغایة (74 ب) کند و خمرنخورد و جهد کند که در مجالسفساق نرود بلک ~~از چنان مجالس اجتناب و احتراز کند و از مجالسی که در آن خوانین باشد احتراز ~~نماید و اگر بضرورت اتفاق افتد دران مجالس در صفت اشتیاق شعر نخواند و در ~~روی عورات نگاه نکند و اگر کسی را با تصنیفی یا نقشی یا بیتی وجدی و ذوقی ~~شود همانرا مکرر کند تا سامع را مقصود حاصل شود و اگر در مجالس خماران ~~اتفاق صحبتی افتد در پردهآ زنگوله و راهوی تلحین نکند و در ساز هم این دوپرده را ~~تزند زیرا که بتجربه معلوم شده است که چون در مجالس خماران راهوی گویند ~~و یا زنند البته جنگ و فتنه شود و اگر اهل مجالس با وی خوش بر آمده باشند و ~~با اوموانست کرده بی اجازت مجلسیان بیرون نرود واگرفهم کند که اورانمیخواهند ~~سبک ازان مجلس بیرون رود و در مجالس ابیات و اشعار مناسب حال خواند خلاصهآ ~~سخن آنک دست و چشم و زبان بخود دارد . # فصل در بیان معتدلیات معتدل صوتی مخصوص باشد در نوی برشعری که ~~آن شعر بر بحررمل محذوف بود و در دایره1آ رمل بود و طبع2 اتراک را بدان میل ~~تمام باشد زیرا که موافق طبع ایشانست و آنرا طریقهآ باشد که بران طریقه گویند ~~و دو بیت دران در آورند . مثلا: # بیدل و جان ماندهام از دست دل دست من گیر آخر ای ماه چگل # دل هوادار قد چون سرو تست راستی دارد هوای معتدل # و بران اکثر ابیات ترکی هم برین بحر گویند . مثلا: # سورمه مندن کیم نوبولمشیا نه دور کاتش عشقونک جانم ده یا نه دور # باردی دل بلمان که خانسی یا نه دور عمر کجدی ینیه خاجنیا نه دور # (75آ) PageV01P142 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0142.png) ~~دیگر معتدل ارانی گویند و آن در پنج گاه باشد هم بر ms81 طریق معتدل و معتدل ~~را هم در نوی گویند و هم در سه گاه عشاق آمیز هم برابیات بحررمل محذوف . ~~اما معتدل عشاق براتی و آن هم مثل معتدل باشد اما دران نقوش زیادتی باشد واما ~~مااینها رادر کتاب کنزالالحان چنان ثبت کردیم که طالبان استخراج توانند کردن ~~و گفتن و درین مختصر برین قدر اکتفا کردیم والله اعلم بالصواب . ~~فرغ من تالیفه و تحریره اضعف عباد الله تعالی # و احوجهم عبد القادربن غیبی الحافظ # المراغی غفر الله ذنوبهما یوم الخمیس # ثانی عشر من رمضان المبارک فی # سنة احدی وعشرین وثمانمایه # الهلالیه # م ~~روزی که نه شادی و نه شیون ماند نه دست وقلم نه جان و نه تن ماند ~~با خاطر دوستان دهد یار مرا خطی که بیادگار از من ماند # (75 ب) PageV01P143 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0144.png) ~~کس برد سوی چمن بویت صبا کل کند برخویش پیراهن قبا ~~در هوای مهر تو پران شود جان ودلها ذرهوار اندر هوا ~~ماجراها می کند با ما لبت این همه جور وستم با ما چرا ~~یک نظر برسوی ماافکن که شد عالمی پرآب زاشک چشم ما # می نپرسی هر گزم روزی که هی # چیست احوال تو عبدالقادرا ~~صوت در پردهآ نوی برین ابیات ترکی ~~أی جان جهان بحر صفا بیزنی اونوتمه # وای ماه جبین مهر لقا بیزنی اونوتمه ~~حقدین دیلایورجان و کو کول عمرونک اوزاقی # وردوم بود ورور صبح و مسابیزنی اونوتمه ~~اول دم که یوزونک بیرسه شها حسن زکاتی # کو بوملیا حاضر بوگدا بیزنی اونوتمه PageV01P145 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0145.png) ~~144 ~~آیرلمدی جانوم قیلیج ایلا ایشیکو نکدین # گر چرخ و فلک قیلدی جدا بیزنی اونوتمه ~~بار دورگر موکدین بو قدر بیر کا توقع # گر سالدی جدا بیزنی قضا بیزنی اونوتمه ~~بیز عمروکی چون دیلا روز از حق بدعاها # سن عیش قیل و روح فزا بیزنی اونوتمه ~~هجرونک قیلا دور هرنفسی سینمی مجروح # بیرکیل بو جراحت غادوا بیزنی اونوتمه ~~ای همدم سلطان جهان بیزنی اونوتمه بحره # بحر ms82 هنر وکان صفا بیزنی اونوتمه ~~شول طبع لطیفونک کیم ایدور گنج معانی انشا قلبن مدح وثنا بیزنی اونوتمه ~~گلزار خراسان ده قیلیرونکده تماشا خوارزم سنیکار ایسا صبا بیزنی او نوتمه ~~قیلفای بینه بیز دولت دیدار میسر هم اول کیشی کیم قیلدی جد ابیزنی او نوتمه ~~قرآن قیلوبن خستم دعالار اوقویوردا حاجات بولورحال ده روابیزنی اونوتمه ~~سلطان جهان حضرتیده در گه و بیکاه چون تنکوی قیلار لطف وعطا بیزنی او نوتمه # فراموشی نه شرط دوستانست PageV01P146 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0146.png) ~~بتعریض در عملی در آوردم و در حسینی بدور مخمس8 نقره این عمل ساخته شد . ~~طبیب دردمندان را علاجی کن بگو ما را # نداری شفقتی یارا چه گویم من تو نادان را ~~علاجم دیدن شاهست دوایم روی آن ماهست # سرمن خاک این راهست فدایش کرده ام جانرا ~~ز تو شربت همی خواهم جوابم میدهی دردم # نداری ریش را مرهم نمیدانی تو درمانرا ~~مگو بسیار بیقانون شفابخشی نه کار تست # نجات از غم خدابخشد چه غم زین در دمردانرا ~~عمل فرمودهآ بازم بقول تو عمل سازم # عمل در عود پردازم شنو از حلقم الحانرا ~~بعبدالقادر ار قادر شفا بخشد عجب نبود # چواو تحقیق می داند شفای خویش قرآنرا ~~بیمار شود عاشقالا2 بنمی میرد # مه گر چه شود لاغر4 استاره نخواهد شد ~~آنرا که توی منصب معزول نخواهد شد5 # و آن را که توی1 چاره بیچاره نخواهد شد PageV01P147 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0147.png) ~~آن کعبه1آ مشتاقان هر گز نشود ویران # و آن مصحف دین2 داران سی پاره نخواهد شد ~~شمس الحق تبریزی از درد نمینالد # آن نفس که آرامد اماره نخواهد شد3 ~~قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا البدرغدا ساق والکاس ثرآیانا ~~الصوة تملانی والخلوت بستانی والشجر ندمانی والورد محیانا ~~من کان له عشق فالمجلس مثواه من کان له عقل ایاه و ایانا ~~من لیس له دار او اعطشه نار یهدیه الی عین یسترجع دیانا # (76 ب) ~~شیخ ابوعلی راست رحمه الله5 برین پنج رباعی ساخته شد # بدور مخمس ms83 PageV01P148 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0148.png) ~~سرار وجود خام و ناپخته بماند وین گوهر بس شریف ناسفته بماند ~~هر کس زسر قیاس چیزی گفتند آن نکته که اصل بودنا گفته بماند ~~دل گرچه درین بادیه بسیار شتافت مویی بندانست وبسی موی شکافت ~~گرچه زدلم هزار خورشید بتافت آخر بکمال ذرهآ راه نیافت ~~هر گز دل من ز علم محروم نشد کم بود ز اسرار که مفهوم نشد # معلوم نشد که هیچ معلوم نشد ~~هفتادودو سال فکر کردم شب و روز معلوم نشد که هیچ ~~بگماشتهام دو دیده را از چپ و راست تا بوی وصالش زکجا خواهد خاست ~~اندر طلبش مرا همه عمر بکاست معلوم نشد هنوزکان ماه کجاست ~~کس را پس پردهآ قضا راه نشد وز سر قدر هیچ کس آگاه نشد ~~هر کس بدلیل عقل چیزی گفتند معلوم نگشت و قصه کوتاه نشد # گر ارسطو و گر سلیمانم از همه گفتها پشیمانم # تا بجایی رسید دانش من که بدانستهام که نادانم ~~نبکذیور جنة یازی نوبهار خاصه باروی خوش آن گلعذار PageV01P149 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.MaqasidAlhan_0149.png) ~~148 ~~یار ایلا ذوق و صفا قیل در چمن چونک بولپدورچمن چون روی یار ~~چون شاهوم گیر ساغمین غاعش ایخون کل ایاغینا ساچار اقجه نثار ~~دوله ایلار بلبل دستان سرا ایل قاخار لار سرو بستان وچنار ~~موسم عیش وطرب دور سلطانوم جانی خوش کم قیلدی عشرت اختیار ~~برلب جو و کنار بوستان یار دو تا غین سور و تو تنیل در کنار ~~صوفی صافی که بولمش توبه کار انوتک ایجون ساقیاجام می آر # چونک کور دونک شه نی عبدالقادرا # نجت یارونک بولدی سن سین بختیار # م PageV01P150 ms84