######OpenITI# #META#Header#End# ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0002.png) ~~eک مکها رته!ا ~~4 لسی رن لاای اساوگ سهاه له تهئ # 2ا 7م1a/ک PageV01P074 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0004.png) ~~حمد بی غایت و شکر بی نهایت قادری را که انواع موجودات را بکمال قدرت و ~~تمام حکمت از عدم بوجود آورد و دیباچهآ دلگشای فطرت بشریت را بمزیت فضیلت ~~یزید فی الخلق ما یشآء2 موشح ومزین گردانید. # شعر3 # سبحان من خشعت له الأصوات و ترنمت بثنائه النغمات ~~وصلوات نامحصور و تحایای منظوم و منثور نثارروضهآ سیدی که از میدان فصاحت ~~بچوگان بلاغت گوی انا افصح4 ربوده، صدر صفهآ رسالت 5و اصطفا محمد مصطفی ~~صلی الله علیه وعلی آله واصحابه. # اما بعد چنین گوید محرراین کتاب و مقرراین خطاب؛ اضعف عبادالله و احوجهم، ~~الداعی للمسلمین بالخیر عبدالقادر بن غیبی الحافظ المراغی غفرالله ذنوبهما6 که ~~جمعی از علمای نامدار و فضلای هر دیار و اکابر روزگار بعلم ادوار اشتغال می نمودند. ~~خصوصا به کتاب ادوار که تألیف مولانا صفی الدین عبدالمؤمن بن فاخر الارموی ~~است7 سقی الله ثراه و جعل الجنة مثواه ودر آن8 مواضع مشکله بود که در حل آنها ~~قاصر10 میبودند بجهت آنک11 شارحان آن12 کتاب هیچ یک13 حل آنها نکرده ~~بودند14، بدین سبب ازین فقیر حقیر15 التماس شرحی نمودند16 برای این کتاب، که ~~مشتمل باشد بر تحقیق این فن و شرح حل آن مواضع مشکله این کتاب، بر حسب ~~التماس17 ایشان درین شرح شروع کردم و در تحقیق و تدقیق این فن و بیان مواضع ~~مشکله باقصی الغایه18 کوشیدم و از کتب قدما آنچه مناسب هر یک از آن مواضع19 بود و ~~سبب حل آنها میشد در آن در آوردم و آنچه بر خاطر این فقیر نیز ظاهر شده بود20 PageV01P076 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0001.png) ~~بدانها اضافت کردم. پس هر که ذرین شرح نیکو تامل کند و امعان نظر لازم داردازدیگر ~~شروح این کتاب21 بل که از سایر کتب که در این فن نبشته22اند مستغنی گردد «و ~~جواب اعتراضات که بر کتب این فن ms001 کردهاند بداند»23، چرا که هر چه از علمی و ~~عملی24 که درین فن لابدست درین شرح ثبت کردم والله الموفق25. # و این کتاب را مرتب گردانیدم بر مقدمه26 و مقاله و خاتمه. ~~اما مقدمه و آن مشتمل است27 بر سه فصل: فصل اول در معنی لفظ موسیقی. فصل ~~ثانی در بیان موضوع موسیقی. فصل ثالث در بیان مبادی موسیقی. # اما مقاله و آن دو فصل است: فصل اول در شر ح ادوار نغمات28. فصل ثانی در شرح ~~ادوار ایقاعات29. # اما خاتمه و آن مشتمل است بر زواید فواید30. # اکنون قبل ازانک در شرح ادوار31 شروع کنیم، بیان معنی لفظ موسیقی و موضوع ~~مبادی و مسائل آن کنیم32. PageV01P077 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0006.png) ~~17- نور: این کعاب مدتی با سناع عسنی و ربما گذرانیم ~~18- مطهری و ملی باقصی الغایه را ندارند. ~~19- نور: مواضع مشکله و سبب.... ~~20- نور: و آنچه این فقیر را نیز بر خاطر ظاهر شده بود ~~21- نور «این کتاب» را ندارد. ~~22- مطهری و ملی: نوشته ~~23- مطهری و ملی ندارند. ~~24- اشاره به موسیقی نظری و عملی است. ~~25- نور: ثبت کردیم بالتحقیق والاعتماد اما باید که در فصول و نکات این کتاب نیکو تأمل کنند تا ~~اعتراضات ناوارد در خواطر ایشان [ظاهر] نگردد و درین زمان شارحان ادوار را اشتباهات می شد عرض ~~می کردند چون تحقیق مسایل را تفهیم ایشان می کردیم میدانستند که تخیلات فاسده بر آنها غالب شده و ~~مقصود بر طرف مانده است چنانک اندکی از آنها در محل خود مبین خواهد شد انشاء الله تعالی. ~~26- در نور روی مقدمه و مقاله همزه است (مقدمهآ و مقالهآ = مقدمهای و مقالهای) و در مطهری و ملی: مقدمه و ~~مقاله ~~27- نور: مشتملست (رسم الخط) ~~28- نور: در شرح کتاب ادوار ~~29- ایضا : در بیان طریقهآ عبلات وتألیفات و تصانیف (ولی نارواست زیرا کتاب ارموی بر اساس ~~تقسیم بندی قدما به دو یخش اصلی ادوار و ایقاع منقسم شده است). ~~30- نور در حاشیه: والله الموفق والمعین. ms002 صح (=تصحیح) ~~31- نور: شرح کتاب ادوار ~~32 نور لفظ موسیقی وحد وموضوع ومبادی آن کنیم - مطهری وملی: لفظ موسیقی PageV01P078 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0003.png) # بدانک1 لفظ موسیقی مقولست با شتراک لفظی در عرف2 بر دو معنی: اول آنک شیخ ~~الانام2 علامة العالم ابونصر الفایرای رحم اللها کفته کی بالفظ الیوسةی یوناتة ~~صاحب شرفیة5 رحمه الله گفته6 که «واللحن یرسم بانه مجموع نغم مختلفة زتبت ترتیبا ~~محدودا ملائما وقرنت بها الفاظ دالة علی معان محرکة للنفس تحریکا ملذا فیکون اذا ~~مایترنم بها القرآء والخطباء لحنا وقد یریسم بما هو أخص من ذلک بان یکون بالفاظ ~~منظومة یسمی شعرا فی ازمنة موزونة یسمی ایقاعا». # اما تعریفی که شیخ ابونصر کرده است متنافرات7 در آن داخل می شود زیرا که ~~متنافرات نیز مرتباند بترتیب محدود. و تعریفی که صاحب شرفیه8 کرده است لحن را ~~مخصوص9 است بملایمات و ظاهر آنست که در معنی لحن، ملایمت شرط است ولحن ~~در لغت عرب مقول است بر نغمات ملایمه کما قال فی الصحاح «واللحن واحدالالحان ~~واللحون. ومنه الحدیث اقرؤا القرآن بلحون العرب. وقد لحن فی قراءته اذا طرد بها و ~~غرد وهو الحن الناس اذاکان احسنهم قراءة اوغناء». واین سخن صریح است بانک10 ~~غیر ملایم را لحن نتوان گفت و ارباب صناعت عملیه جماعت نغمات ملایمه را لحن ~~خوانند11. و احمدبن جعفر بن الحسین بن احمد المداینی الحداد12 رحمه الله در کتاب ~~لوازم الموسیقی گفته که «لفظة الموسیقی یونانیة ومعناها الحان. واللحن معروف وهو ~~رکب من جماعة نغم رتبت ترتیبا موزونا مقرونا ببیت من الشعر. وقد یقع اسم اللحن ~~علی غیر ذلک مجازا. وقیل13 یسمی الموسیقی باسم الفلک الاعظم الذی اسمه ~~موسیقاقیا بالیونانیة1 لشرف ذلک العلم اذه1 کانت هذه الصناعة یناسبه لشرفه علی PageV01P079 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0008.png) ~~سایر الافلاک». ~~و آنک شیخ ابونصر و صاحب شرفیه16 واحمد مداینی رحمهم الله گفتهاند عبارتست ~~از تصانیف عملیات موسیقی و هرجمعی نغمات17. ثانی ادراکاتی که متعلق است ~~بمسائل این فن و آن قضایایی است ms003 که برهان گفته می شود بر ثبوت محمولات مرآن ~~موضوعات این قضایا را18 مثلا تصور این مسئله که دایره19آ بزرگ نه نغمه است که ~~مستلزم هشت بعد باشد20 . یا این مسئله که فضل21 بعد ذی الخمس بر بعد ذی الاربع به ~~تسع مقدار ثلثة ارباع وتراست22 که آن بعد طنینی22 باشد و علی هذاالقیاس. ~~و تعریف موسیقی به معنی ثانی چنان است که شیخ رئیس ابوعلی23 کرده است ودر ~~کتاب شفاء گفته که24: «فالموسیقی علم ریاضی یبحث فیه عن احوال النغم من حیث ~~تتالف وتتنافر واحوال الازمنة المتخللة25 بینها لیعلم کیف یؤلف اللحن. وقد دل حد ~~الموسیقی علی انه یشتمل علی بحثین: احدهما البحث عن احوال النغمات وهذا القسم ~~یختص باسم التألیف. والثانی البحث عن احوال الأزمنة المتخللة بینها وهذا یختص ~~باسم الایقاع». # و حکیم26 ارسطاطالیس در تعریف موسیقی چنین گفته27 که موسیقی صناعتی ~~است که معرفت نظم نغمات بآن توان حاصل کردن28، نظمی که موافق سامعه باشد. و ~~بعضی از حکما گفتهاند که علم موسیقی عبارتست از صناعتی که در آن بحث کنند29 از ~~احوال30 نغم و کیفیت تألیف الحان ومعرفت سکناتی که متخلل می شود در ازمنهآ ~~ایقاعی که در بعضی از آن می باشد31. یا معلوماتی که درین فن تصور کرده می شود و آن ~~عبارتست از نفس مسائل یا ملکه[ای] که راسخ می شود در نفس ازین تصورات که قادر ~~می شود نفس بواسطهآ آن بر استحضار این علوم. و این علوم را اجمالی خوانند که ~~حاصل شده است در جمیع تصورات یعنی مسائل اعنی حالتی که عبارتست از حصول ~~آن مسائل اجمال32. # چون23 موضوع هر علمی آن است که در آن علم از احوال ذاتیه آن بحث کنند و در ~~علم موسیقی بحث می کنند از عوارض ذاتیه نغم ازین حیثیت که عارض می شود بر ~~نغمه نسب عددیه که مقتضی تألیف باشد، پس موضوع موسیقی نغمه باشد. PageV01P080 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0005.png) # در بیان مبادی موسیقی ~~مبادی ms004 موسیقی بعضی از علم عدد است35 مثل این مسئله که نسبت چهار با سه مثل و ~~ثلث باشد36 و نسبت ده با نه مثل و تسع باشد37. و بعضی از علم هندسه و بعضی از علوم ~~متعارفه و بعضی از علم طبیعی38. ~~اما آنچه از علم عدد است آنست که نسبت دهند حاشیتین بعد ذی الاربع یا بعد ~~ذی الخمس را و غیر ذلک با یکدیگر. اما آنچه از علم هندسه39 است آنست که گوییم ~~اختلاف نغمات در حدت و ثقل40 بحسب طول و قصر41 مقدار وتر است. اما آنچه از ~~علوم متعارفه است آنست که چون فصل42 کنند از مطلق43 وتر نصف یا ثلث یا ربع یا ~~غیر از آن و استنطاق باقی کنند نغمهای44 که از نصف وتر مسموع شود احد45 باشد از ~~نغمهای که از ثلثة ارباع وتر46 مسموع شود و اثقل47 باشد از نغمهای که از ربع وتر ~~مسموع شود. و نغمهای که از ربع وتر مسموع شود احد باشد از نغمهای که از نصف وتر ~~مسموع شود و اثقل باشد از نغمهای که از ثمن وتر مسموع شود. # اما آنچه از علم طبیعی است شیخ ابونصر در کتاب مقالات بدین عبارت گفته ~~که48: «والمبادی النظریة هی: اما المقدمات الأولی بأطلاق واما مقدمات یرهنت علیها ~~فی صنایع اخر وهذا النظر هو الفحص عن29 الاصوات وعن النغم من جهة الاشیاء ~~التی هی اسباب حدوثها و وجودها واسباب الاشیاء العارضة وتلک الاشیاء التی ینظر ~~فیها صاحب العلم الطبیعی فاذن یلزم صاحب هذه الصناعة ان یکون له معرفة امور ~~طبیعیة50 یاخذها مبادی لما فی صناعته وتلک هی51 الاجسام التی توجد فیها اصوات و ~~التی لاتوجدفیها اصوات وای حال یکون فی الجسم حتی یکون له صوت وای شیء ~~یکون فیه حتی لا یکون له صوت ثم الاجسام التی توجد فیها نغم. والتی لاتوجد فیها ~~نغم والاسباب التی تجعلها عدیمة النغم ثم اسباب الحدة والثقل واسباب تفاضلها فی ~~الثقل». # این بود ms005 عبارت شیح ابونصر52 درین باب اما در مقالهآ اولی53 بیان بعضی مبادی ~~موسیقی نظری که 54 عددست و علوم متعارفه و بیان مبادی موسیقی عملی کرده و علیک ~~ان تطلب من کتابه. # اکنون شروع کنیم در شرح کتاب ادوار ان شاء55 الله تعالی. # اما مقاله در شرح کتاب ادوار و آن دو فصلست: فصل اول در شرح ادوار نغمات56 PageV01P081 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0010.png) ~~قوله: الحمد لله رب العالمین وصلواته علی سیدنا محمد و آله اجمعین. اما بعد فقد ~~آمرنی من یجب علی امتثال اوامره والتیمن بالسعی فی مسالک مرامی57 خواطره آن ~~اضع له مختصرا فی معرفة النغم ونسب ابعاده وادواره وادوار الایقاع وانواعه علی نهج ~~یفید العلم والعمل. فبادرت الی ما امر به متمثلا وبینت ما سینح للخاطر فیه فاذا58 أمعن ~~الناظر فیه انکشف له مالم یتقطن الیه الاکثر ممن51 افتی جل زمانه فی هذه الصناعة و ~~جعلت مداره اولا علی وتر واحد لئلا یتعذر علی المبتدی إستخراجة6 وذلک لأن ~~الاصعب علی من یروم المباشرة عملا هوالاصطخاب61 والوتر الوإحد لایفتقر الی ~~الاصطخاب اذالاصطخاب نسبة مطلق الوتر الی اخر. ورتبته فصولا. # یعنی62: شکر و سپاس مرخدای را که پر وردگار عالمیانست و صلوات بر سید ما ~~محمد و بر جمیع آل او. اما بعد بدرستی که مرا فرمود آن کسی که واجبست بر من انقیاد ~~اوامر او ومبارک شمردن سعی در راههای مرادهای خاطرش که وضع کنم مختصری را ~~در معرفت نغمها63 و در معرفت دایرهها و ادوار ایقاع و انواع آن بر طریقی که فایده دهد ~~علم و عمل را64. پس شتاب کردم بآن چیزی که ظاهر شده خاطر مرا درین مختصر. ~~پس هرگاه که تأمل کند ناظر درین مختصر، ظاهر شود مراو را آنچه را که نبرده باشد ~~بسوی آن چیزاکثر آن کسانی که فانی کرده باشند اوقات خودرا آن کس که فانی کرده ~~باشد بیشتر اوقات خود را درین صناعت65 و گردانیدم مدار این مختصر را اولا بر یک ~~وتر ms006 تا متعذر نشود بر مبتدی استخراج آن از برای آنک دشوارتر چیزی بر آن کس که ~~خواهد بدین فن اشتغال نماید66 از جهت عمل اصطخاب67 اوتار است و وتر واحد ~~محتاج نیست باصطخاب زیرا که اصطخاب نسبت دادن مطلق وتریست بوتر دیگر و ~~مرتب گردانیدم این مختصر زا بر فصلها. # چون موضوع این فن نغمه است لاجرم تعریف نغمه69 را تقدیم کرد و چون ابعاد70 ~~وجموع و اجناس وادوار71 از اختلاف نغمات در حدت و ثقل حاصل می شود. پس بعد ~~از تعریف نغمه، بیان اسباب72 حدت و ثقل می کند تا طالبان این فن اول تحقیق نغمه ~~کتند و اسباب حدت و ثقل را بدانند23. PageV01P082 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0007.png) # چون اول تعریف نغمه کرد و اسباب حدت و ثقل را بیان کرد فحینئد174 تقسیم ~~دساتین می کند و بیان علامات نغمات بر اجزای وتر واحد، تا معلوم شود که هر نغمهای ~~از کدام جزء از اجزای خارج می شود و کدام نغمه از کدام نغمه احد یا انقل ~~است75. # چون تعریف نغمه و بیان حدت و ثقل کرد، اکنون بیاید دانست که تعریف نغمات ~~مستلزم ابعاد باشند و چون ملایمت و منافرت اول در ابعاد ظاهر می شود لاجرم بعد از ~~تقسیم دساتین، بیان ابعاد و نسب ملایمه و متنافره76 آنها می کند27. # چون نسب ملایمه و متنافره28را بیان کرد اسباب تنافر را بیان می کند تاچون بر آن ~~اسباب واقف گردند در تألیف9 ملایم از آن اسباب احتراز نمایند تا هر تألیفی71 که ~~کنند ملایم باشد80. # چون81 معرفت نغمات و ابعاد حاصل شود و از آن اسباب توقی82 نمود پس در ~~تألیف ملایم شروع می کند واز آن نغمات اقسام ذی الاربع83 وذی الخمس84 پیدا کند ~~تا از آن اقسام ترتیب دوایر هشتاد و چهارگانه85 کند. # الفصل السابع فی حکم الوترین98 ~~چون استخراج جموع وادوار از اجزای وتر واحد کرد اکنون از وترین استخراج ~~آنها میکند و بیان دساتین89 بر ms007 وترین می کند.2. PageV01P083 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0012.png) # الفصل الثامن فی تسویة اوتار العود واستخراج الادوار منه # بعد از آنک استخراج جموع نغم و ادوار آنها ازوتر واحد و وترین کرد اکنون ازثلثة ~~اوتار91 واربعة اوتار93 وخمسة اوتار93 استخراج جموع وادوار می کند. پس اول بیان ~~اصطخاب معهود می کند در اوتار تا از آن اصطخاب معهود استخراج ادوار ~~کند. ~~قبل ازین جمیع ادوار را مبین گردانید، اکنون درین فصل بیان ادوار مشهوره ~~می کند95 اعنی: عشاق و نوی و بوسلیک16 وراست و حسینی و حجازی و راهوی و ~~زنگوله و عراق و اصفهان و زیرافگند و بزرگ و ادوار مشهورهآ ملایمه را از سایر دوایر ~~ممتاز گردانید. # چون بیان جموع نغمات و ادوار و ابحاث107 آنها کرد اکنون شروع می کند دربیان ~~ایقاع و انواع ادوار آن که چگونه تقطیع کنند و در عمل آورند108. PageV01P084 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0009.png) # بعد از ترتیب109 ادوار نغمات و ایقاعات بیان تأثیر نغم110 می کند که هر پرده111 در ~~نفوس چگونه تأثیر می کند112 # از فصول پیشتر113 نغمات و ایقاعات معلوم شد، اکنون شروع می کند در طریقهآ ~~مباشرت در عملیات این فن و این علت غایی این فن است چه معرفت نغمات برای ~~آنست که در عملیات این فن شروع کند و تألیفات114 کند زیرا که تا آن طرایق وقواعد ~~را ندانند در عملیات این فن شروع نتوان کرد115. # اکنون ما فصل فصل را شرح کنیم بنوعی که مفید علم و عمل باشد116. PageV01P085 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0014.png) ~~20- زیرا دایرهآ بزرگ از جتا ک است و9 تفمه دارد که چون هر دو نغمه تشکیل یک بعد یا فاصله میدهد ~~می شود 8 بعد رک. مقاصد الالحان چاپ دوم ص 63 و تعلیقات. ~~21- ملی: فصل، ولی فضل به معنی زیادی یا افزونی مناسب مقام است. ~~22- چون بعد ذی الأربعح در وذی الغمس یا کرط طول وتریا سیم قرار دارد و اختلاف آنها77 ~~است واز طرفی تسع ثلثه ارباع یعنیج نیز می ms008 شوده نور: اعنی یبعد طنینی، ضمنا بالای الخمس و ~~الاربع وارباع بترتیب نوشتهاند: اول، اول ومطلق ~~23- نور: شیخ ابوعلی رحمه الله ~~24- کذا نور: مطهری و ملی: کرده است و گفته که ~~25- مطهری و ملی: متحللة ~~26- نور بدون حکیم. ~~27- نور: چنین کرده است ~~28- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: کرد ~~29- نور: که یحث می کنند در آن ~~30- نور بدون احوال ~~31- نور: می شوند بینها یا معلوماتی که ~~ل نور رل ییه تنی اله تبد آله بود وسبب این اشتقاق علومرته این علسست ومعلوم باید کرد ک ~~این علم قسمیست از اقسام ریاضی و جزءیست از اجزای حکمت و اصول ریاضی چهارند: 1 علم هندسه.2 ~~علم حساب.3 علم هیئت.4 علم موسیقی. و چون این علم عبارتست از معرفة کیفیت اصوات بر نسبی که ~~ملایم باشد نفس را و حالتی که آنچه مطلوب اوست اورا حاصل شود از فزع و خشوع یا از شجاعت و اقدام ~~پس استعمال این فن در مجرد طلب طرب موجب فرو آوردن اوست از مرتبهآ خود پس از جهت آنک بحث ~~می کند از کیفیت تألیف الحان فرع علم هندسه و حساب بود از جهت آنک مؤثر می شود در نفس و تحریک او ~~می کند بانواع تحریکات از طرب و حزن و غیره فرع علم طبیعی. و در حاشیه به خط ریزتر: و نقل است از ~~افلاطون که گفته موسیقی عبارتست از صناعتی که بحث می کنند در و از نغم و کیفیت نغمات ومعرفة سکناتی ~~که محسوس شوند میان نغمات ~~33- نور: نقلست از افلاطون که گفته است که موضوع موسیقی صوتست از جهت آنک درین علم بحث ~~می کنند از صوت نه مطلقا بل که از صوت لابث و از جهت معرفت نسب که حاصل شود او را و ازین جهت ~~افلاطون این علم را علم النسب خوانده و صوت کم است و کم عبارتست از عرضی که مساوات و لامساوات ~~کند لذاته چنانک در علم الهی ms009 مقرر شد و چون درین علم بحث کرده می شود از صوت از حیثیت مذکور و نیز ~~درین علم بحث کرده میشود از اعراض آن موضوع آن علم بود. پس صوت ازین جهت موضوع علم ~~موسیقی باشد پس هر چند که صوت در کلام شیخ مطلق است اما مراد صوت مقیدست و آن صوت لابث ~~است. ~~33- مطهری وملی: فصل ثالث (فقط) ~~ه المانور رد ان آنحت که نبت فعد حاشعن هند نق الارع یا بلد ذع الفس دغیر ذلله با یحدیکر PageV01P086 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0011.png) # 87 ~~36- مثل1 وثلث است پس می شود [-1 ~~37- ایضا ل1-1 یعنی مثل وتسع ~~38- نور این عبارت را ندارد. ~~39- همان نسخه: و بعضی از علم هندسه چنانک گوییم ~~40- زیر و بمی ~~41- کوتاهی ~~42- به معنی جدا کردن اصطلاح موسیقی بوده است و در آثار مراغی شواهد بسیار زیاد دارد. ~~43_ دست باز (دسوان) ~~44- نسخهها: نغمهآ (رسم الخط) ~~45- حادتر، زیرتر ~~46- یعنی و بنابر قانون تارهای مرتعش هرچه طول کمتر شود صدا زیرتر میشود رک. تعلیقات ~~47- بم تر ~~48- نود: و بعضی از علم طبیعی چنانک شیخ ابونصر رحمه الله در کتاب مقالات بدین عبارة نبشته که (ظاهرا ~~اصالت سبک بیشتری دارد) ~~49- نور: من (به خط شکسته) ~~50- نور: فاخذها ~~51- ایضا: وتلک الاجسام ~~52- همان نسخه: شیخ ابونصر فارابی رحمه الله ~~53- نور: مقالهآ اول کتاب ~~54- نیز: نظری کرده که عددست و علیک... فی کتابه ~~55- نور ندارد و در مطهری و ملی: انشا (متصل) ~~56- نور: بقاله و آن مشتملست بر دو فصل فصل اول در شرح کتاب ادوار ~~57_ نسخهآ ادوار: مرام ~~58- ایضا: ما اذا ~~59- نیز: من ~~60- نور از اینجا تا (الی آخر) را ندارد. ~~61- نسخهآ ادوار: الاصطخاب الاوتار ~~62- این قسمت را که در حقیقت ترجمهآ دیباچهآ ادوار ارموی است نسخهآ نور عثمانی ندارد. ~~63- کذا در همهآ نسخ و ممکن است جمع نغمه یعنی نغمهها باشد با حذف های سکت در جمع به هاء که درمتون ~~قدیم نظیر زیاد دارد کما این که در همین ms010 جا در نسخهآ مطهری دایرها به جایی دایرهها دیده میشود. ~~64- قبلا اشاره شد منظور مراغی از علم و عمل، موسیقی نظری و عملی است. ~~65- کذا مطهری و ملی اما عبارت معقد و مبهم می نماید. ~~66- نمودن به معنی کردن که قبلا بدان اشاره شد. PageV01P087 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0016.png) ~~67- هم صدایی، کوک رک. تعلیقات ~~68 فقط نسخهآ مطهری دارد نور در حاشیه: اول بیان و جه تقدیم بر فصول فهرست کنیم بعضی بر بعضی. ~~صح (=تصحیح) ~~2ote 69- معادل ~~nteryals 70- بعدها ~~71- دربارهآ جموع واجناس و ادوار در جای خود توضیح داده شده است. ~~72- یعنی موجبات یا عوامل ~~72- نور: چون موضوع هر علمی آنست که در آن علم از احوال ذاتی آن بحث کند پس موضوع موسیقی ~~نغمه است اعنی صوت لابث، لاجرم توطیه و تقدیم تعریف نغمه کرده است و چون... ثقل کرد تا اول آنها ~~معلوم گرند زیرا که معلومات بواقی کتاب موقوف بر معرفة آنهاست که مذکور شد. ~~74- پس آن گاه (آنندراج)، یا: بنابراین. ~~75- نور: چون تعریف نغمه و بیان حدت و ثقل کرد فحینیذ بیان تقسیم دساتین میکند تا علامات نغمات بر ~~اجزای وتر واحد و اماکن نغمات از آن اجزای روشن گردد: وتر خارج می شود و ~~76- ملی: منافره ~~77- نور: چون تغمات و اماکن آنها بر وتر واحد مرسوم شد پس تغمات مستلزم ابعاد باشند لاجرم بحث ابعاد ~~و نسب آنها بعد از تقسیم دساتین می کند تا ازان ابعاد نسب ملایمه و متنافره پیدا شود زیرا که ملایمات و ~~متنافرات اول در ابعاد ظاهر می شود بعد از ان در جموع ~~78- ملی: منافره ~~79- ملی: تعریف! ~~80- نور: بعد از معرفت نسب ابعاد ملایمه و متنافره بیان اسباب تنافر میکند تا چون بر اسباب تنافر وقوف ~~حاصل شود و ازان اسباب احتراز افتد هر تألیفی که کنند ملایم باشد ~~81 ایضا: واز اسباب تنافر متوقی بود بعد ازان تألیف ملایم ممکن بود و ازان تألیف ترتیب اقسام ذی الاربع و ~~ذی ms011 الخمس مترتب گردد. ~~82- توقی: حذر نمودن (مصادر زوزنی ج 2 ص 552) ~~82 یستخرج منه اربع نغم لحنیة طبیعیة (مقاصدالالحان چاپ دوم ص 22) ولی در جای خود دربارهآ آن ~~توضیح کافی داده خواهد شد. ~~84- یستخرج منه خمس نغم لحنیة طبیعیة (ایضا ص 22) ~~85 از اضافه 7 قسم ذی الاربع در 12 ذی الخمس حاصل می شود 7x12-84 (جامع الالحان ص 86) ~~1186 یا نسبت ذی الخمس و ل1 یا نسبت ذی الاربع است و درجای خود توضیح داده می شود. ~~87- نور: اکنون بیان اقسام بعد ذی الاربع و بعد ذی الخمس می کند (اتصال و انفصال می به رعایت امانت ~~همان طور که در نسخه بوده نقل شده است) تا از آن ترتیب دوایر هشتاد و چهارگانه کند. ~~((dord 88- تثنیهآ وتر: دو وتر (وتر یا سیم معادل ~~4et 89- جمع دستان، پرده ~~90- نور: چون استخراج ابعاد و جموع و اجناس و دوایر از وتر واحد کرد اکنون از وترین بیان طریقهٔ‌ PageV01P088 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0013.png) ~~استخراج آنها می کند و بیان تقسیم دساتین بر وترین می کند تا معرفة در وترین نیز معلوم گردد. ~~91- سهتار ~~92- عود قدیم به قول مراغی که چهار وتر یا سیم داشته است (جامع الالحان صفحهآ 104 و105) ~~93- به قول مراغی عود کامل که وتر پنجم آن موسوم به حادرا فارابی بدان افزوده است (ایضا صفحهآ 106 تا ~~.(109 ~~94- نور: ادوار (ولی ال معرفه لازم دارد مانند سایر نسخ و نسخهآ ادوای) ~~95- نور: چون از فصول گذشته جمیع ادوار مبین شود اکنون درین فصل بیان ادوار مشهوره اثنا عشره میکند ~~96_ نسخهآ ادوار: ابو سلیک (وبه طور کلی این اسامی با رسم الخط عربی است مثل بزرک و زنکوله و زیرافکند ~~وضمنا ترتیب ذکر اسامی نیز فرق دارد) ~~97- ملی: النغم ~~98- نور: چون مجموع ادوار مشهوره و غیر مشهوره معلوم شد (ریزتر و در بالای سطر) پس بیان نغمات ~~ادوار مشهورهآ مذکوره که بایکدیگر مشترکند می کند که کدام پرده با کدام ms012 پرده مشترکند باختلاف و اتفاق مبادی ~~Intomation -99، رک تعلیقات ~~100- نور: بعد از تشارک ادوار بیان طبقات ادوار می کند که هر دایره از هفده موضع مستخرج می شود بر عدد ~~نغمات اولیه مبادی بیعد بقیه بعد ازان مبادی ببعد ذی الاربع - مطهری: دایرهآ (حدایره ای) ~~101- نور: جموع و ادوار (را - ولی بعد اضافه شده) ~~102 - ایضا: اکنون از اصطخاب غیر معهوده استخراج آن جموع ادوار... ~~103 - همان نسخه: غیر معهوده ~~104 - در لغت معنی مستوی کردن دارد ولی در اینجا منظور هم آهنگی اوتار عود است ~~105- نور: متغیر سازند (فقط) ~~106 - نور: فی الایقاع - نسخهآ ادوار: فی الادوار الایقاع ~~107- جمع بحث (لاروس عربی) ~~108- نور چون از بیان نغیات وابعاد و جموع و ادوار و ابحات آنها فارغ شد اکتون در بیان ادوار ایقاعی ~~شروع میکند (کذا می متصل) تا تقطیع ادوار ایقاعی و انواع آن و ازمنهآ آنها را مبین گرداند ~~109 - ایضا: ترتیب جموع و ادوار نغمات ~~110- همان نسخه: تأثیر نغمات دوایر می کند (کذامی منفصل) ~~111- مطهری و ملی: پردهآ (حپرده ای) ~~112- نور: و می گوید که هر جمعی نغمات و ادوار در نفوس چگونه اثر می کند ~~113- ایضا: فصول ما سیق نغمات و ابعاد و اجناس (در حاشیه) و جموع و ادوار نغمات و ادوار ایقاعات ~~Cmposition 114- جمع تألیف تقریبا به معنی ساختن آهنگ و ~~115- نور: اکنون طریقهآ مباشرت را در عملیات این فن بیان می کند (کذا) زیرا که علت غایی این فن آنست ~~که معلومات را در عمل آورند و در عملیات این فن تصانیف سازند و انواع تألیفات توانند کردن ~~وای الفل ان نن در ان کحاب رایر بانزده نصل بترتیب رسانده است ماهر نصلی ارا فرع کتم ~~بنوعی که... انشا الله تعالی PageV01P089 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0018.png) ~~النغمةا صوت لابث زمانا علی حد ما من الحدة والنقل محنون الیه بالطبع. # می گوید که نغمه آوازیست که آنرا زمانی درنگ باشد بر حدی از حدت و ثقل بر ms013 ~~وجهی که ملایم طبع باشد2. این تعریف را شیخ3 رئیس ابوعلی در کتاب شفاء نوشته و ~~صاحب ادوار4 تغمده الله بغفرانه همین تعریف را اختیار کرده5 و در اول کتاب ادوارثبت ~~کرده و قید «محنون الیه بالطبع» را6 در آن درآورده بجهت آن7 که درین کتاب از ~~عملیات وملایمات بحث می کند لاجرم در نغمه،قید محنون الیه بالطبع را زیادت کرده ~~است8 تا نغمات ملایمه از نغمات متنافره ممتاز و مستثنی گردد. # اما شیخ ابونصر9 تغمده الله بغفرانه10 در کتاب مقالات تعریف نغمه برین وجه کرده ~~است که «النغمة صوت واحد لابث زمانا ذاقدر محسوس فی الجسم الذی فیه یوجد». ~~وصاحب شرفیه11 رحمه الله12 برین وجه تعریف کرده که13: «النغمة صوت یدرک ~~ادراک تفاوت الکمیة من ثقله 14 او حدته بالنسبة... الی آخر» وگفته که «ولولا هذه ~~الخصوصیة لکانت الأصوات علی اختلاف طبقاتها صالحة للتألیف اللحنی ولیس ~~کذلک». ~~اما معنی تعریف نغمه که صاحب ادوار اختیار کرده است آنست که نغمه آوازیست ~~که او را زمانی درنگ15 باشد بر حدی از حدت و ثقل بر وجهی که ملایم طبع باشد16. ~~می گوییم که چون تعریف مرحقیقت نغمه راست و تعریف باید بر افراد معرف صادق ~~آید و از جمله افراد، نغمهآ واحده است و در نغمه واحده حدت و ثقل و ملایمت ومنافرت ~~بالقوه موجودست. اما بالفعل بانضمام نغمه دیگر حاصل می شود زیرا که حدت و ثقل و ~~ملایمت و منافرت بین النغمتین17 باشد مگر آنک گویم فرقست میان ملایمت و PageV01P090 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0015.png) ~~محنونیت. مثلا نغمهای که از وتر صحیح مستوی جدید یا از حلق شخصی که حسن ~~الصوت18 باشد یا از کاسهآ چینی درست و امثال آنها مسموع شود، محنون الیه بالطبع ~~باشد. اما چون ملایمت و منافرت از نسب نغمات با یکدیگر معلوم می شود و در نغمهآ ~~واحده آنها مفقودست پس مراد او19 از نغمه حقیقت نغمه است زیرا که20 محدودست و ~~محنونیت حقیقت نغمه متصورست21 ms014 . اما22 موافقت و مخالفت حقیقت نغمه متصور ~~نیست برای آنک حقیقت در ضمن افراد موجود می شود و هیچ یک از افراد حقیقت نغمهآ ~~غیر مرکبه بالفعل موصوف بملایمت و منافرت نیستند برای آنک تا دو نغمه متحقق ~~نمی شود عندالحس23، بعدی که بین النغمتین است ممتاز نمی شود و مقادیر24 و نسب ~~آن معلوم نمی شود و25 چون مقادیر و نسب نغمات معلوم نشود، ملایمت و منافرت نیز ~~معلوم نشود چه نغمتین را که ملایم یا متنافر می گوییم بتبعیت26 مقدار و نسب27 بعد ~~می گوییم و بعد بتبعیت دو نغمهآ طرفین آن27 مسموع می شود و نغمهآ واحده مستلزم بعد ~~نیست برای آنک اختلاف بین28 نغمتین می باید در حدت و ثقل تا ملایمت و منافرت بعد ~~عندالحس29 متحقق شود. هرگاه که بین النغمتین نسبت ملایمه30 باشد طرفین بعد ~~ملایم مسموع گردد و اگر31 نسبت بین النغمتین متنافر باشد طرفین بعد متنافر مسموع ~~شود، و نسب ملایمه و متنافره بعد از این معلوم32 شود. # اللهم الاان یقال جزء المحنون محنون یعنی33 اگر گویند نغمهآ واحده را ملایم توان ~~گفت باعتبار آنک جزء ملایمست گوییم که این34 مجازست و مجاز در تعریفات معتبر ~~نیست. و اگر گویند نغمه35آ واحده جزء مرکبست36 پس ملایم باشد بحقیقت نه مجاز ~~زیرا که جزء ملایم ملایمست بحقیقت. گوییم که مرکب شاید که متنافر باشد و آنرا ~~محنون الیه بالطبع نتوان گفت زیرا که نغمهآ ثانیه اگر37 از طرف اثقل یا احد بر نسبت ~~بعد ملایم باشد، هر دو نغمه ملایم باشد و اگر یکی از دو نغمهآ طرفین بعد38 متنافر باشد ~~هر دو نغمه متنافر باشند39. و اگر گویند نغماتی که از حلوق مستبشعه40 یا از کاسهآ ~~چینی مکسوری41 یا ازوتر عتیق مندرسی41 حاصل شود اگر چه بر نسبت ملایمه باشد ~~لکن آن محنون الیه بالطبع نباشد. گوییم ملایم باشد اما بسبب استشراف نفس بآنچ الذ ~~از آنست آنرا ملایم نشمرد و این ms015 کراهت کلی42 نباشد بل که جزوی است43 اما کمال ~~ملایمت، محنونیت باشد و آن دریک نغمه متحقق نمیشود44 چرا که ملایمت و منافرت ~~تابع مقدار45 و نسب ابعادند. # اما تعریفی که شیخ ابونصر26 کرده است و47 قید محنون الیه بالطبع نکرده، آن PageV01P091 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0020.png) ~~تعریف مطلق نغمه است اعم از آنک ملایم باشد یا متنافر و این48 احسن است برای ~~آنک معرف باید شامل جمیع افراد معرف باشد49 و شکی نیست که نغمات متنافره ~~بعضی از افراد معرف اند و آنک بحث از50 ملایمات می کند از عملیاتست اما این51 فن ~~شأملست ملایمات و متنافرات را پس تعریف شیخ ابونصر52 جامع باشد. # اما تعریفی که صاحب شرفیه53 کرده و گفته که «النغمة صوت یمکن54 ادراک تفاوت ~~الکمیة من ثقله او حدته بالنسبة...» الی آخر. می گوییم که ادراک تفاوت کمیت ~~بین النغمتین مطلقا مشکلست55 چه اگر وتری را بصد56 قسم کنند یا زیادت57 و از آن ~~یک قسم58 فصل کنند بعدی از استنطاق آن نغمتین مسموع شود که حاشیه59آ عظمی آن ~~صد جزء60 و حاشیهآ صغری آن61 نودونه جزء باشد و ادراک تفاوت کمیت آن بسمع62 ~~کردن بر مرتاض63 متعذر باشد خصوصا بر غیر مرتاض. # اما ابعاد ملایمهآ مشهوره مستعمله را بحسب استماع نغمتین طرفین آنها ادراک توان ~~کردن64. ~~قوله 65: النغمة صوت لابث. صوت کیفیتی است از کیفیات مسموعه لذاتها ~~لالغیرها، چون حدت و ثقل وخفاتت66و جهارت67. اگرچه آنها نیز از کیفیات ~~مسموعهاند اما بتبعیت68 صوت مسموع می شوند نه بذات خود و حدوث صوت یا از ~~اهترازهوایی بود در جسمی یا جسمی درهوایی و آن جسم مستحصف69 املس70 باشد. ~~اهتراز هوا در جسم چون آلات ذوات النفخ واهتزاز جسم در هوا چون آلات ذوات ~~الاوتار71. # و صوت بر دو قسم است: یکی صوت قرعی72 و دیگر صوت قلعی13. اما آنچه74 ~~صالح تألیف الحان باشد والحان از آن مترتب شود صوت قرعی است و آن هم بر دو ~~قسم است: ms016 یکی صوت اکثری و دیگر صوت اقلی. اما صوت اکثری مطلق صوتست. ~~اما75 صوت اقلی که صالح تلحین است جز از آلات حاصل نمی شود و شاید که صوت ~~را لبشی باشد بدان نوع که76 قرعاتی متتالی شوند گویا که متصل اند و آن اصوات ~~صوت واحدست بسبب عدم احساس بتخلل ازمنه بینها مانند نقرات سریعه که بر اوتار ~~ایقاع کنند یا بر مثل طبول77 خصوصا از ایادی مهره78 چنانک از قطرهآ نازله تخیل کنند ~~که خطی واحدست79 و احساس بفصول میان آنها نتوان کرد پس این چنین صوت ~~واحد لابث باشد، بعد از آن اگر آن اصوات که مجموع آنها صوت واحدست بر حدی ~~معین باشد ازحدت یا ثقل80 مجموع آن صوتی باشد واحد لابث زمانی بر حدی معین PageV01P092 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0017.png) ~~از حدت و ثقل بل که نغمه باشد که ادراک تفاوت آن ممکن بود بنسبت با نغمهآ دیگر واگر ~~بر حدی معین نباشد و حدود آنها مختلف باشد و نقرات متتالی باشند چنانک مذکورشد ~~هر یکی را از آنها حکم نغمهآ واحده باشد. ~~«و بباید دانستن که صاحب موسیقی تألیف الحان از هر صوتی کیف مااتفق نکند ~~بل که ازصوتی کند که آن صوت درنگ کند زمانی بر حدی از حدت و ثقل کمامر. واین ~~تعریف نغمه است. اما محنون الیه بالطبع که صاحب ادوار گفته است عندالتحقیق ~~محتاج نیست و برین تعریف در کتاب شرفیه شکی ایراد کرده است و گفته که شکی نیست ~~که صوت چون ماده آمد و حدت و ثقل چون صورت و نیز صوتی که لابث باشد با ~~عروض حدت و ثقل آن نغمه نیست بل می گوییم که چون دو صوت ادراک کنیم که ~~مختلف باشند بحسب حدت و ثقل اگر ممکن باشد ادراک تفاوت که میان مقدار ایشان ~~است واحدی را از ایشان نسبتی بحدت و ثقل چون نسبت ضعف یا نصف یا ثلث یا ربع یا ~~ثمن یا غیر از ms017 آن از نسب ملایمه که مرتاضان بعلم نغم آنرا ادراک کنند یعنی آن صوت را ~~نغمه خوانیم و برین قاعده تعریف نغمه چنان کرده که نغمه صوتی بود ممکن باشد ~~ادراک تفاوت کمیت آن و این خلاف قاعدهآ قومست. و دیگر لازم آید که هرگه که آن ~~تفاوت مدرک نشود نغمه حاصل نشود و هر عاملی داند که عدم ادراک تفاوت شرط عدم ~~نغمه نیست پس وجود او تابع وجود او نبود و عدم او تابع عدم او نیست و این ظاهرست، و ~~دیگر دلایل طبیعی قایمست بآنک نغمه از مقولهآ کیف است نه از مقولهآ اضافت. پس باید ~~دانستن که نغمه از حیثیت عروض عدد او را کم شد و از حیثیت نسبت او با نغمهآ دیگر ~~معروض اضافه می شود و اما حقیقت او کیفیت است از آن جهت که صوتست و صوت ~~کیفیتی بود که کم اورا عارض شود چنانک مقررشد در علم طبیعی پس تعریف اول اولی ~~باشد»81. # و حکماء تعریف ضوت بذکر اسباب آن کردهاند و شیخ ابونصر82 رحمه الله83 گفته ~~که از اجسام بعضی آنست که چون جسم84 دیگر مزاحم آن شود جسم مزحوم مقاومت ~~زاحم نکند، مندفع شود بسوی عمق نفس85 خود مثل اجسام جامدهآ لینه86 یا منخرق87 ~~شود مر زاحم را یا متنحی شود88 بجهتی که حرکت زاحم بدان جهت باشد بی آنک ~~بقاومتی باشد بینهما اصلا89، هرگاه که چنین باشد در جسم مزحوم90 صوت موجود ~~نشود. وبعضی دیگر آنست که چون جسم دیگر مزاحم شود مندفع یا منخرق یا متنخی ~~نشود و آن اجسام صلبه باشد، پس در جسم مزحوم صوت موجود شود. پس وجود هر PageV01P093 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0022.png) ~~یک91 از اندفاع و انخراق و تنحی12 سبب عدم صوتست93 و عدم آنها سبب وجود ~~صوت. ~~و صاحب شرفیه94 بر شیخ ابونصر95 اعتراض کرده که صوت96 را بمزحوم ~~مخصوص گردانیده دون الزاحم مطلقا لیس کذلک. ~~و خود هم در شرفیه97 گفته که این98 ms018 سخنان موهوم است برای آنک صوتی که از ~~قرع99 حجرین بر یکدیگر حاصل100 شود آنرا تخصیص نتوان کردن بقارع یا ~~بمقروع بل که از تصادم حجرین باشد مخصوص بیکی101 از آنها نباشد102. می گوییم ~~بلی صوتی که از تقارع حجرین باشد103 مخصوص بیکی از آنها نباشد بل که ازهر دو ~~باشد104 اما اصواتی که از آلات105 حاصل شود مخصوص بود بمزحوم زیرا که جمیع ~~آلات106 مزحوم اند و در عرف نیز چنانست چنانک گویند آواز عود و آواز107 نای و غیر ~~ازآنها. وهم در شرفیه گفته108. «و اما کیفیة109 حدوث النغم من الحلوق الأنسانیه فان ~~الهواء یقرع مقعرات اجزاء الحلق بشدة وعنف فتحدث النغمة ولذلک اذا تنفس ~~المتنفس من غیر شدة وعنف لا یسمع صوت. واما حدوثها فی الآلات ذوات النفخ فأن ~~تسریب110 الهواء بشدة وعنف یصدم جوانب التجویف فینعکس مصدوما صادما مترددا ~~ترددا مستدیرا ملولبا فینفعل بشدة اجتماعه111 و تراکمه علی الوجه المذکور. و اما ~~حدوثها فی الآلات ذوات الاوتار اذا قرعت اهتزت فنفضت الهواء عن نفسها ~~فیحدث112 فی الهواء قراعات متصلة وان فارقه1133 المحرک فیحدث النغمة ثم یتلاشی ~~شیأ فشیأ حتی اذا اضمحلت الحرکة انقطع الصوت. اقول والحال آنا وجدناعن114 ~~غیرها کالنغمة المسموعة من القصعة115 ولکل نغیة نظیرة من الحدة والثقل فیه بحث ~~لانه ینتقض بنغمة: اب جده وز116 الی یز. لان نغمة الانظیر لهافی الثقل کما لها ~~نظیرة لها فی التقل کما لها نظیرة فی الحدة وذلک117 ان تقول هکذا118 فی النغمات ~~حتی ینتهی الی نغمة اوهذا صح 11 فی نغمة یح الی له ولکن لفظ الکل یدل علی120 ~~کل نغمة کذلک وایضا مثل هذا الاعتراض وارد علی تعریفها. فانه قال121): النغمة صوت ~~لابث زمانا ما علی حد ما من الحدة والثقل لإنه ینتقض بنغمة ا فان لهاحد من الثقل و ~~لاحد لها من الحدة. فآن المفروض آن نغمة ا اثقل النغمات فاذا فرض آن لها حد ~~من الحدة یلزم ان یکون احد من نغمة وهو خلاف ms019 المفروض اللهم الا122 آن یقال هذا ~~الواو بمعنی او ولکن قوله ولکل نغمة نظیرة من الحدة والثقل یأتی عن ذلک فأن ابعض ~~النغمات.» PageV01P094 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0019.png) # گفته133 که هر نغمه را نظیری هست در حدت و ثقل حال آنک نغمهآ امطلق124 وتر ~~است آنرا در حدت نظیرش نغمهآ یح125 است. اما در ثقل126 نظیر ندارد127 اما نغمهآ یح ~~نظیرش در حدت نغمهآ له128 و نظیر له در ثقل نغمهآ او در حدت نغمهآ له و نظیر یط درثقل ~~نغمهآ ب ودر حدت نغمهآ لو129 و علی هذا تا نغمهآ له که نظیرش130 در ثقل نغمهآ یح و در ~~حدت نغمهآ نب131 پس نغمات هفده گانه ثقال132 را در حدت نظایر موجودست اما در ~~ثقل133 نظایر ندارد. پس نغمهآ یح در حدت نظیر نغمهآ ابود و انظیر نغمهآ یح باشد در ثقل ~~وب نظیر نغمهآ یط باشد134 در ثقل و نغمهآ یط نظیر نغمهآ ب بود125 درحدت وقس علی ~~هذا. # و36 لایقال للنغمة إنها ثقلیة اوحاد الا بالنسبة إلی أخری. # هیچ137 نغمه را حاد138 و ثقیل نتوان گفت مگر به نسبت با نغمهآ دیگر این جا این ~~گفته وقبل ازین گفته که139: «النغمة صوت لابث زمانا ما علی حد ما الحدة والثقل ~~محنون الیه بالطبع140» وهل هذا الا تناقض؟ وقبل ازین مذکور شد که حدت وثقل و ~~ملایمت و منافرت بین النغمتین باشد مگر آنک گوییم که آنچه گفته که اورا حدیست از ~~حدت و ثقل موجب آن نیست که بالفعل حاد باشد یا ثقیل برای آنک141 هر نغمه142 را ~~حدی نیست143 بدین معنی که اگر نغمهآ دیگر بر آن اضافت کنند که از آن احد باشد144 ~~آن نغمهآ مضاف الیه از نغمهآ مضاف اثقل باشد واگر از آن اثقل باشد مضاف الیه از مضاف ~~احد باشد. # فان145 النغمة المسموعة من نصف الوتر حادة بالنسبة الی النغمة المسموعة من ~~مطلقه ثقیلة بالنسبة الی النغمة المسموعة من ربعه. وکذلک126 النغمة المسموعة ~~من الربع ms020 ثقلیة بالنسبة الی النغمة المسموعة من الثمن17. # اعنی نغمهای148 که از نصف وتر مسموع شود حاد باشد بنسبت با نغمهای که از ~~مطلق وتر مسموع شود149 پس هر نغمه احد است بنسبت با نغمهای که از آن اثقل باشد ~~و اثقل بود بنسبت با آن که ازو150 احد است. پس هر نغمهآ نصف را نظیر پیدا کردهم در ~~حدت و هم در ثقل و گفت که نغمهای که از ربع وتر مسموع گردد حاد باشد بنسبت با ~~نغمهای که از نصف وتر مسموع شود و ثقیل باشد بنسبت با نغمهای که از ثمن وتر ~~مسموع شود151. # وکل واحد من هذه النغمات الاربع نظیرة بعضها لبعض ویقوم152 کل منها مقام ~~الاخری فی التألیف15 PageV01P095 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0024.png) ~~وهریکی ازین نغمات چهارگانه154 نظیر باشد بعضی مربعضی را155 و هر یکی از ~~آنها قایم مقام156 اخری باشد در تألیف لحنی اعنی157 در محلی که نغمهآ اباید به عوض ~~آن نغمهآ یح استعمال کنند و ببدل نغمهآ یح نغمهآ له و بیدل نغمهآ له نغمهآ نب. # وبیاید دانست158 که نغمهآ نصف هر مقداری قایم مقام و نظیر نغمهآ کل آن باشد. «و ~~بعضی [از] قدما در کتاب خود دراین باب مسئلهای بدین عبارت نوشته [اند]»:159 # سؤال: لم صار صوت نصف الوتر مشابها لصوت الکل فی الحدة والغلظ? # الجواب16: العلة فی ذلک161 تکافو السبب وبیان ذلک إن طول الوتر یحدث ~~حدة162 الصوت 163 کذلک غلظ الوتر یحدث غلظ الصوت ودقته ضد ذلک اعنی الحدة. ~~فاذا تکافاء السببان فی الوترین اعنی سبب غلظ الصوت وحدته تشابه صوتا هما ~~فی الکیفیة اعنی فی الغلظ والحدة. مثال ذلک ان وترا ضعف وترب164 فی الطول حتی ~~یکون وترب164 نصف وترا. فاقول ان صو یتهما یجب ان یکونا متشابهین برهانه ان وتر ~~اضعف وترب164 فی الطول فیجب ان یکون صوت اضعف صوت ب165 فی الغلظ، ~~من166 هذا الوجه. ووترب ضعف167 وترا فی الغلظ لانه نصفه فی الطول فنسبة غلظه ~~الی الطوله ضعف ms021 نسبة غلظ وترا الی طوله. فاحد سببی غلظ الصوت قد حصل فی وترا ~~والآخر فی وتر ب فهما متکافیان169 فی السبب فیجب16 ان یکونا متشابهین ~~فی الصوت170 وذلک ما اردنا ان نبین171. # و باصطلاح قدما در کتب ایشان نغمهآ ب نصف وتر را گویند و در اصطلاح متأخران ~~نغمه یح نصف وتر را گویند172. # وللثقل173 والحدة اسباب: فاسباب الثقل طول الوتر وغلظه وارخاؤه وسعة النقب ~~فی الآلآت ذوات النفخ وبعدها من174 المنفاخ، واسباب الحدة ما یقابل ذلک. # وحدت175 و ثقل را اسبابست. پس اسباب ثقل طول وتر و سطبری و سستی176 ~~آنست و فراخی ثقبه177 در آلات ذوات النفخ و دوری از دهان نافخ178 اعنی دوری ~~منافذ از فم نافخ و اسباب حدت آنچه مقابل آن باشد اعنی کوتاهی وتر و باریکی و ~~کشیدگی آن179 و تنگی سوراخ نای و نزدیکی آن بدهان نایی «در آلات ذوات ~~النفخ»180 ومولانا قطب الدین شیرازی رحمه الله181 در کتاب182 خود گفته که سبب ~~حدت مطلقا استحصاف183 متقارعین است و سبب ثقل مقابل184 آن. می گوییم که ~~استحصاف مقروع در جمیع آلات185 سبب حدتست و ضعف186 آن سبب ثقل. اما ~~استحصاف قارع مطرد187 نیست چنانک در آلات ذوات الاوتار مشاهده می گردد و PageV01P096 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0021.png) ~~ظاهر188 الترکیب شاهد بخلافه. # و شیخ ابونصر189 در کتاب خود گفته است که شدت قرع سبب حدتست و ضعف ~~آن سبب ثقل. و بعضی از متأخران190 برین سخن اعتراض کردهاند و گفته191 که این ~~سخن مطرد نیست192 والا لازم آید که193 از مطلق194 وتر واحد نغمات مختلفه الحدة و ~~الثقل بسبب قوت اهتزاز و ضعف آن حادث شود مقتضی قول ابونصر195. و حال آنک ~~شدت قرع در آلات مهتزه196 موجب تفاوت نغمات بود بخفاتت و جهارت نه بحدت و ~~ثقل چه خفاتت و جهارت معلل اند بقوت قرع و مقابل آن چنانک حدت و ثقل معلل اند ~~باستحصاف مقروع و مقابل آن در جمیع آلات اما استحصاف قارع سبب ms022 حدت باشددر ~~آلات ذوات النفخ. # اما شیخ ابو نصر رحمه الله197 در کتاب خود سبب حدت و ثقل را در آلات ذوات ~~لاوتار بیان کرده است بعد از آن این سخن را در آلات ذوات النفخ گفته که شدت قرع ~~سبب حدتست و مقابل آن سبب ثقل. پس، بر شیخ198 اعتراض وارد199 نباشد و آنک ~~مولانا صفی الدین200 رحمه الله گفته که سعت ثقب201 از اسباب ثقلست. می گوییم آن، ~~وقتی باشد که نغمات صاعده202 باشند اعنی منتقل از احد به اثقل203 چه مقدار طول ~~نای زیادت گردد در انتقال از نغمه204 بنغمهآ دیگر بدان سبب صاعده205 گوپند. اما ~~چون نغمات هابطه206 باشند اعنی منتقل از طرف اثقل بطرف احد، سعت ثقب از ~~اسباب حدت باشد. و این خود محقق است که اگر ثقبه207آ وسیع را بگشایند آهنگ در ~~حدت زیادت208 شود از آنک ثقبهآ ضیق209 را و حاصل سخن آنک سعت ثقب از اسباب ~~ثقل وقتی باشد که نافخ اورا فروگیرد و آنجا بعد منفاخ210 حاصل شود، لاجرم سیب ~~ثقل باشد. اما اگر نافخ ثقبهآ وسیع را بگشاید سبب حدت شود بحسب قرب منفاخ210. ~~پس سعت ثقب ذو وجهین باشد اما قاعدهآ اصل و مجری عادت211 چنانست که انتقال ~~نغمات اول از اثقل باحد باشد چرا که مطلق212 وتر نغمهآ ا است که عرب آنرا ثقیلة ~~المفروضات خواند، پس ب، پس ج، پس دتا213 له. و آنچه214 از طرف احد بطرف ~~ثقل منتقل باشد آن را انتقال راجع خوانند. ~~و انتقال مقلوب نیزگویند، برین تقدیر سعت ثقب از اسباب حدت باشد. و صاحب ~~دوار215 رحمه الله 216 بآلات ذوات النفخ التفاتی نداشته است و در آن شروع نکرده ~~زیرا که از آن آلات تقسیم دساتین روشن نمی شود چه معرفت نغمات از اجزای وتر ~~روشن217 می شود بالتحقیق والاعتماد نه از اجزای نای. و بر سطح نای هفت ثقبه PageV01P097 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0026.png) ~~می باشد218 که هفت نغمه از آن بیرون ms023 می آید219 و ثقبهآ دیگر بر ظهر220 نای می باشد ~~که231 باصطلاح نافخان آن را شجاع خوانند و نافخ آن را باصبع ابهام222 مسدود ~~گرداند و ثقبهآ دیگر بر ذیل نای باشد223 و آن برای منفذ هوا باشد و از آن هیچ نغمه در ~~انتقال حاصل نشود پس از آن هشت224 ثقبه هفت نغمه حاصل شود و بیست و هفت225 ~~نغمهآ دیگر که باقی ماند تا سی و پنج نغمه هم از آن ثقب ثمانیه226 بشدت و لین227 نفخ و ~~حرکات اصابع228 استخراج کنند. و اگر صفی الدین عبدالمؤمن رحمه الله229 بجای ~~سعت ثقب سعت تجویف گفتی اعتراض وارد نشدی چنانک در شرفیه گفته است230. # و درین زمان شارحان ادوار231 را اشتباهات می شد برین فقیر عرض می کردند، ~~جواب از آنها چنان می گفتم که رفع اشتباهات ایشان می شد و میدانستند که تخیلات ~~فاسده برایشان غالب شده و مقصود بر طرف مانده است.232 # اما اسباب ثقل در کاسات دقت233 و کبر234 و آنک مملو باشد235 از مایعات اما ~~اسباب حدت مایقابل ذلک اعنی غلظ336 وصغر وخلو237 «و این فقیر حقیر را بتجر به ~~این معلوم شده است که هرگاه که کاسات خالی باشند اصوات آنها حاد باشند و چون ~~مملو شوند اصوات آنها ثقیل باشند»238 اما در کوزهها و خمها که آب ریزند هرچند که ~~مملو باشد آواز آن احد باشد چون تمام پر شود درو هیچ صوت نماند. اما در کاسات ~~عکس آن باشد اعنی چندانک کاسه خالی باشد صوت آن حاد باشد و چون مملو شود ~~صوت آن ثقیل شود239. # این بود اسباب حدت و ثقل240 در آلات، اما در حلوق انسانی: اسباب حدت ~~هواییست241 که قرع می کند اجزای مقعرات حلق را بشدت و عنف و اسباب ثقل ~~مایقابل ذلک. پس اگر متنفس نفس زند بی شدت و عنف صوت حاصل نشود زیراکه242 ~~در حلق شدت هوا سبب حدتست وضعف آن سبب ثقل. و در ms024 صغرسن نیز آواز حادباشد ~~و243 بعدالبلوغ ثقیل و244 بعضی گویند صغر جسد نیز سبب حدت صوتست اما آن ~~مطرد نیست گاه باشد که چنان بود و گاه باشد که چنان نباشد. PageV01P098 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0023.png) ~~4- صفی الدین ارموی. ~~5- نور: کرده است ~~6- نور بدون را. ~~7- نور: برای آنک مراد او تغمهآ ملایم است و درین ~~8- ایضا: بالطبع را در تعریف در آورده است ~~9- منظور فارابی است و مراغی مکرر در آثار خود از او به این صورت یاد کرده است. ~~10 - جملهآ دعای به معنی خدا او را در آمرزش خود بیوشاند (معین) را فقط نسخهآ نورعثمانی دارد. ~~11- صفی الدین ارموی ~~12- کذا نور و دو نسخه دیگر ندارند. ~~13- نور: تعریف نغمه برین وجه کرده که ~~14- نور تا ثقله ~~15- ترجمهآ لبث است و در تعریف نغمه نیز لابث معنی درنگ کننده دارد. ~~16- نور عبارت «اما معنی...» تا باشد را ندارد. ~~17- یعنی در مقام سنجش و نسبت با نغمهآ دیگر معلوم می شود. ~~18- نور: از حلوق حسن الصوت ~~19- نور او ندارد و ضمیر راجع است به صاحب ادوار و شرفیه یعنی صفی الدین ارموی. ~~20- نور: که آن ~~21- نور جملهآ و محنونیت.... متصورست را ندارد. ~~22- نور: و موافقت و مخالفت در نغمهآ واحده متصور نیست ~~23- ایضا: عندالسمع (ولی حس اعم از سمع است) ~~24- همان نسخه: مقدار ~~25- نیز: و ملایمت و منافرت نیز معلوم نگردد (تلخیص شده) و هر دو نغمه را... ~~26- به تبعیت ~~27- نور: آن بعد ~~28- ایضا: اختلاف نغمتین ~~29- همان نسخه: منافرت عند السمع ~~330- نیز: ملایم ~~31- نور: نسبت متنافر باشد متنافر مسموع گردد ~~32- نور: انشا الله تعالی - ملی: معلوم می شود ~~33- نور: که اگر ~~34- ایضا: گوییم این ~~35- همان نسخه: که نغمهآ ~~36- این نسخه از «پس» تا «بحقیقت» را ندارد: گوسم مرکب شاید PageV01P099 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0028.png) ~~37- در نور «اگر» قبل از بر نسبت آمده است. ~~38- نور: بر نسیت متنافر ~~39- ملی: باشد ~~40 ناخوش ودر جامع الالحان نیز آمده است رک. صفحهآ 17، استبشاع ناخوشر آمدن چیزی است (مصادر ~~زوزنی ms025 ج 2 ص 464) ~~41- ملی: مکسور - مندرس ~~42- نور: طبیعی ~~43- ایضا: باشد ~~44- نیز: نمی گردد ~~45- کذا نور و بعد اصلاح شده است: مقادیر ~~46- قبلا اشاره شد منظور فارابی است. ~~47- نور بدون است. ~~48- نور: واین تعریف ~~49- به اصطلاح جامع ومانع رک. تعلیقات # 50- نور: فقط از ~~51- ایضا: علمی (بعد اضافه شده)- ملی: عملی ~~52- فارابی ~~53- ارموی ~~54- نور بدون یمکن ~~55- نور: می گوبیم تفاوت بین النغمتین مشکلست زیرا اگر ~~56- به صد - نور: بچهل ~~57- ملی: از آن ~~58- جدا کردن واصطلاحی است که پس از این توضیح داده خواهد شد. ~~51 چون بعد از دو نغمه تشکیل می شود بنابراین هر بعدی دو عدد به اسم حاشیه دارد که یکی عظمی یا ~~بزرگتر و دیگری صغری یا کو چکتر است رک. تعلیقات # 60- نور: عظمی آن نغمه چهل باشد ~~61- ایضا: آن مقدار نغمه سی ونه ~~62- به سمع ~~63- مرتاض یعنی ریاضت کشنده ولی در آثار مراغی تقریبا به معنی هنرآموز موسیقی است (تعلیقات) ~~64- مطهری: کرد ~~65- کذا مطهری - ملی: وله - نور بدون عنوان ~~66- در برابر جهارت و به معنی پستی صدا یا یواش و کوتاه رک. تعلیقات ~~67- بلند شدن صدا الاروس عربی) PageV01P100 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0025.png) ~~68- به تبعیت ~~69- استوار (منتهی الارب) ~~70- نرم (فرهنگ تازی بیارسی شادروان فروزانفر) ~~71- نور: هوایی در جسمی باشد همچون آلات ذوات النفخ یا از اهتزاز جسمی در هوایی همچون آلات ذوات ~~الاوتار ~~72- در نسخهآ نور عثمانی ابتدا قلعی و بعد قرعی است و در مقام توضیح نوشتهاند: قرعی و آن از قرع عنیف ~~حاصل باشد، قرعی که از تفریق عنیف حاصل می شود (در حاشیه). قرع به معنی کوفتن وزدن و قلع به معنی ~~کندن است (معین) ~~73- نور: و آن از قرع عنیف حاصل شود ~~74- ایضا : آنچه ما در آنیم وآن صالح است تالیف الحانرا آن صوت قزعی است و صوت قرعی هم بردو قسم ~~است ~~75- همان نسخه: و صوت اقلی آنک قابل و صالح تلحین باشد و صوت قرعی از تقارع اجسام صلبه حاصل ~~شود ~~76- نیز: که قراعات متتالی ms026 شوند که میان آنها زمانی محسوس متخلل نشود و از آن قراعات اصوات حاصل ~~شود که گویا متصل اند و آن اصوات صوت واحدست بسبب عدم احساس متخلل ازمنه بینها چنانک از قطره ~~نازل تخیل کنند که خط واحدست و احساس بفصول آنها نتوان کرد پس این چنین صوت واحدلابث باشد ~~77- جمع طبل (لاروس عربی) ~~78- جمع ماهر (معین) و منظور کسانی است که در زدن طبل یا ضرب مهارت دارند ~~79- چون وقتی فاصلهآ زمانی بین رویت از حدمعینی کمتر شود چشم دیگر نمی تواند تفکیک کند قطرههای ~~باران یا آب اگر سریع بزمین بریزد مثل خط و بهم پیوسته دیده می شود و منظور از فصول نیزدر اینجا انفکاک ~~آنهاست رک. تعلیقات ~~80- نور: مجموع آنها صوت واحدست بر حدی از حدت و ثقل معین باشد نغمه باشد که ادراک آن ممکن بود ~~بنسبت با نغیهآ دیگر و اگر بر حدی معین نباشد و حدود آنها مختلف باشد و نقرات متتالی باشند چنانک ~~احساس بتخلل ازمنهآ آنها ممکن نباشد هر یکی را از آنها حکم صوت واحد باشد ~~81_ این قسمت را فقط نسخهآ نور عثمانی دارد رک. تعلیقات ~~82- چنان که مکرر اشاره شد منظور فارابی است. ~~83- نور: شیخ ابونصر در کتاب مقالات گفته ~~84 ایضا: جسمی دیگر مزاحم او شود مزحوم مقاومت نکند مر زاحم را. ~~85- یعنی وجود خود و منظور نوسان است ~~86- مؤنث لین به معنی نرم و ضد خشن (لاروس عربی) ~~87_ از مصدر انخراق: دریده شدن (مصادر زوزنی /ج 2 ص 441) ~~88- مطهری و ملی «یا متنحی شود» را ندارند. ~~89- نور بدون اصلا. PageV01P101 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0030.png) ~~90- نور: صوت در جسم مزحوم ~~91- ایضا: هر یکی ~~92- دور شدن (مصادر زوزنی ج 2 ص 565) ~~93- نور: بود ~~94- صفی الدین ارموی ~~95- فارایی ~~96- نور: اعتراض کرده است و گفته که شیخ صوت را ~~97- رسالة الشرفیه فی النسب التألیفیه که ارموی به نام شرف الدین هارون متوفی 685 هق تألیف کرده ~~است رک. تعلیقات ~~98- نور: وحال ms027 آنک صاحب شرفیه در شرفیه گفته ~~99- ایضا: تقارع ~~100- یعنی صدای حاصل از بهم زدن دو سنگ. تقارع که در نسخهآ نور عثمانی آمده به معنی بهم قرعه زدن ~~است (مصادر زوزنی ج 2 ص 600) ~~101- به یکی (رسم الخط) ~~102- نور: بیکی از جسمین نباشد ~~103- ایضا: باشد بر یکدیگر مخصوص نباشد بیکی از جسمین # 104 - همان نسخه: باشد مسلم اما اصواتی که از آلات نغم ~~nsuument6105 - آلات الحان، سازها ~~106- نور: آلات تغم ~~107- ایضا: آواز نای و آداز عود و آراز کاسات وطاسات وغیر از آنها ~~108- همان نسخه: گفته که ~~109- نیز: واما حدوث النغم ~~110 - ملی: تسربت ~~111- نور: اجتماعها و تراکمها ~~112- ایضا: فتحدث ~~113- همان نسخه: فارقها ~~114- نیز: من ~~115- نور: قوله ولکل ~~16 نورنتا و یعنی زرا ندارد در در نسغە مطقری وملی بین حروف نسایندهآ نفیات و پود که به پیروی از ~~نسغهآ نور عثمانی واز باب جلوگیری از اختلاط حروف واشتباه در خواندن آنها حذف شد. ~~117- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: ولک ~~118- نور: هذا ~~119- مطقری وملی: صحیح PageV01P102 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0027.png) # 103 ~~120- ایضا: علی ان ~~121- نور: بدون قال. ~~122- ایضا: بدون الا ~~123- فعل ناقص یا وصفی در آثار مراغی نظیر زیاد دارد رک. تعلیقات ~~oenstrine 124- دست باز (و در تداول: دسوان ~~125- چون اوکتاو است ~~126- زیرا یم تر از دست باز نیست ~~127- زرا که نغمهآ آاتقل نغماتست تا نغمهٔ‌ یزدر ثقل نظیر ندارد (مطهری و ملی اضافه دارند و به نظر می رسد ~~که جمله معترضهای است). ~~128 - نور: نظیر آن در حدت نغمهآ ا (غلط و مغشوش است) ~~129- این نغمات یعنی اویح وله و نیزب ویط ولو در دو اوکتا و اول و دوم نظیر یکدیگر هستند رک. تعلیقات ~~130- نور: نظیر آن ~~131- اوکتاو سوم - نور اضافه دارد: که ثمن آخر وترست ~~32 ا مفده نقید وکاو اول که نسمت به نظابر خود کرا وکاودم بمتر وبه اصطلاح تقل تراست. ~~133- نور: در ثقال ~~134- هر دو نغمهآ دوم در او کتاو خود هستند. ~~135- نور: باشد ~~136- نور قوله ms028 اضافه دارد (یعنی قول ارموی را مشخص کرده است) ~~137- ایضا نور: میگوید که هیچ نغمهآ (=تغمهای) ~~138- همان نسخه: یا ثقیل ~~139- ملی: این جا این گفته (فقط) - نور: دیگر و قبل ازین در تعریف نغمه کفته است که ~~140- نور بالطبع را ندارد. ~~141- ملی: برای اینکه ~~142- در دو نسخه: نغمهآ (= نغمهای) ~~143- کذا نور و بنابر توضیح بعد مؤلف، صحیح تر است. ~~144- نور: بود ~~145- نور: قوله و ان [ولی در نسخهآ ادوار هم فان است) ~~146- ملی و کذا ~~127- کذا نسخهآ ادوار، نسخ دیگر مغشوش است: نور: العسموعة الثمن - ملی: الی نغمة الشمن ~~148- نسخهها: نغمهآ (رسم الخط) ~~141-بنابه همان قاعده نارهای مرتعش که قبلا اشاره شد مثلا در سیم سفید تار صدای دست باز وپردهآ واقع در # فتط ل سم یادسنه ساز هر دوهن است ولی بک اوکلاو فرق داره ودومی فرکانسش 2 بر ایر أولی آست. ~~رک. تعلیقات PageV01P103 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0032.png) ~~150- از او (رسم الخط) ~~151- نور: شود و ثقیل باشد بنسبت با نغیهآ که از ربع وتر مسیوع گردد و همچنین تغمهٔ‌ که از ربع وتر مسموع ~~[شود] ثقیل باشد بنسبت با نغمهآ که از ثمن وتر مسموع گردد ~~152- ملی: تقوم1 ~~153- نور اضافه دارد: اللحنی (ولی نسخهآ ادوار هم ندارد) ~~154- نور: اربعه ~~155- ایضا: نظیر یکدیگر باشند ~~156_ همان نسخه: هر یکی قایم مقام اخری شوند ~~157- نور: چه در محلی که نغمهآ اباید عوض آن نغمهآ یح استعمال توان کردن و بدل نغمهآ یح نغمهآ له و بدل ~~نغمهآ له نغمهآ نب که نغمهآ مقدار ثمن وترست. و از متعارقات این قن یکی آنست که چون مطلق وتری را اعتبار ~~کنیم و بازاندکی ازان مقدار فصل کنیم و استنطاق باقی کنم نغمهآ باقی احد بود از مطلق وتر و اگر قدری دیگر ~~فصل کنیم تغمه باقی اثقل باشد و علی هذا القیاس. وازین سخنان معلوم می شود که نغمه تابع مقدار وترست. ~~158- ایضا: دانستن که نغمهآ نصف هر وتری نظیر و قایم مقام نغمهآ کل ms029 است (ولی به شکلی که در دو نسخهآ ~~دیگر آمده کلی تر است زیرا در دو اوکتاو نغمهها یا نتهای متناظر مثل هم هستند) ~~159- نور عبارت داخل گیومه را ندارد. ~~160- نور: جواب ~~161- نور فی ذلک را ندارد. ~~162- نور: یحدث غلظ الصوت وقصره یحدث حدت الصوت ~~163- ایضا: وکذلک غلظ الصوت ودقته ضد ذلک اعنی الحدة ~~164- نور: یح اولی با توضیح آخر این قسمت معلوم می شود که ب صحیح است) ~~165- نور: ضعف یح فی الغلظ ~~166- فقط نور من دارد. ~~167- ملی: یب ضعف - نور: یح نصف وترا ~~168- ملی: متکافیات ~~169- نور: فوجب ~~170- مطهری و ملی فی الصوت را ندارند. ~~171- مفهوم کلی این سؤال وجواب نشان داین را بطه زر و بعی صدای سیم یا وتر با طول و ضخامت آن ~~است و این نکتهای است که با قواعد تارهای مرتعش در فیزیک تطبیق می کند رک. تعلیقات ~~172- قبلا به این مطلب اشاره شد که چرا به جای یح (نصف طول وتر) ب آمده است و در اینجا با این توضیح ~~معلوم می شود تقسیم بندی وتر و به عبارت دیگر نتها قبل از مراغی به شکل دیگری بوده است. ~~173- نور: قوله و للثقل ~~174- نسخهآ ادوار: من فم النافخ ~~175- ایضا : میگوید که حدت PageV01P104 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0029.png) # 105 ~~176- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: ارخای ~~177- همان نور: سوراخ ~~178- ایضا: نایی (از لحاظ فارسی بودن مزیت دارد ولی نافخ اعم از نای است و اینجا نیز بحث سازهای ~~بادی مطرح است نه فقط نایی) ~~179- آن را فقط نسخهآ نور عثمانی دارد. ~~180- داخل گیومه را فقط نور دارد. ~~181- نور: مولانا قطب الدین ~~182- درة التاج رک. تعلیقات ~~183- استوار شدن (مصادر زوزنی ج2 ص 466) - استحصف الشیء ای استحکم (حاشیهآ نسخهآ مطهری) ~~184- یعنی ضد یا بالعکس و به این معنی در آثار مراغی مکرر آمده است. ~~185- یعنی آلات الحان یا سازها ~~186- نور: و مقابل آن ~~187- عام، شامل، جاری (معین) یا: کلیت ندارد ~~188- نور: در آلات ذوات الاوتار وبظاهر هذا الترکیب شاهد بخلافه ms030 ~~189- نور: رحمه الله گفته است ~~190- ملی: متأخرین ~~191- حذف اند به قرینه ~~192- نور: که اگر چنین بودی ~~193- ایضا: آمدی ~~194- نور بدون مطلق - نور: حادث شدی بر ~~195- چنان که اشاره شد مراغی اغلب از فارابی به این صورت یاد کرده است. ~~196- یا دارای تارهای مرتعش ~~197- نور: رحمه الله اسباب حدت و ثقل را در آلات ذوات الاوتار بیان کرده است بعد از آن این سخن گفته در ~~آلات ذوات النفخ که ~~198- ایضا: شیخ ابونصر (ولی اطلاق شیخ مطلق به فارابی از باب جلالت قدر خالی از لطف نیست) ~~199- مطهری و ملی: واجب ~~200- نور: صاحب ادوار نور الله مضجعه ~~201- ثقب به ضم اول و فتح یا سکون و یا ضم ثانی جمع ثقبه به معنی سوراخ است (معین) سعت ثقب یعنی ~~فراخی سوراخهای لولههای صوتی رک. تعلیقات ~~202- به اصطلاح جدید فروشو ولی باید توجه داشت که چون نغمات بالا دسته بمتر از پایین دسته در ~~هرسازی است مراغی صاعده را در کتاب خود به معنی رفتن به طرف بالا دسته گرفته است که در نتیجه معادل ~~فروشو یا بم شدن صدا می شود. ~~203- نور: ومقدار PageV01P105 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0034.png) ~~204- ایضا: از هر نغمهآ ~~205- مطهری: صاعد ~~206- در لغت یعنی پاسن رونده ولی چنان که اشاره شد مراغی آن را مقابل صاعده و به معنی برشو (بالا ~~رونده فرکانس صدا) و به طرف پایین دسته گرفته است. ~~207_ کذا در همهآ نسخ و چون کسرهآ اضافه ویای وحدت بیک شکل نوشته شده است می تواند خوانده شود: ~~ثقبهای ~~208- ملی: زیاده - مطهری: زیادة ~~209- تنک، ضدالسعة (لاروس عربی) ~~210- آلت نفخ ~~211- نور: زیادت شود بحسب قرب منفاخ اما قاعدهآ اصل و مجری عادت (خلاصه شده) ~~212- نور: مطلق وترا است ~~213- ملی: پس له ~~214- نور: آنک ~~215- یعنی صفی الدین ارموی ~~216- نور بدون جملهآ دعائیه: را با آلات ذوات النفخ التفاتی نبوده است ~~217- نور: واضح می شود ~~218- ایضا: ثقبه است ~~219- همان نسخه: مستخرج می شود (بهتر به نظر میرسد) ~~220- پشت ~~221- نور: که آنرا ms031 باصطلاح نافخان شجاع الراع! خوانند ~~222_ انگشت شست # 222- ایضا: می باشد که آنرا ذایله خوانند و آنرا برای منقذ هوا وضع کرده اند و در انتقال نغمات ازان ثقبه ~~هیچ نغمه حاصل نشود ~~224- کذا ملی: مطهری: هفت - نور: ازان ثقب ثمانیه هشت نغمه. ولی ظاهرا ضبط ملی اصح است زیرا با ~~حساب سوراخ ذیل نای بغیر از پشت نای هشت سوراخ می شود و اگر فقط سوراخهایی که نغمه ایجاد ~~می کنند در نظر بگیریم هفت است. ~~225- نور: هفت ولی صحیح نیست زیرا2 اکتاو با مطلق وتریعنی نغمهآ ارویهم 35 می شود 35=2847 (هر ~~اوکتاوی 17 تغمه) ~~226- ایضا : ثمانیه مذکوره ~~227- بروزن کین: نرمی ~~228- نور: اصابع بر ثقب ~~229- همان نسخه: مولانا... ~~230- کذا نور دو نسخه دیگر فقط: است. PageV01P106 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0031.png) # 107 ~~231- کتاب الادوار ارموی ~~232- نور از (و درین) تا اینجا را ندارد و به نظر هم معترضه می رسد ~~233- نازکی (معین) ~~234- بزرگی (ایضا) ~~235- نور: و املای آن باشد از مایعات و اسباب ~~236- ستبری و ضخامت (معین) ~~237- خالی شدن (ایضا)- نور: خلو آن ~~238- قسمت داخل گیومه را فقط نسخهآ نور عثمانی دارد. ~~239- نور: و عجب آنک درخم و کوزه و سبو هر چند آب ریزند آواز آن در حدت زیادت شود تا آنک مملو ~~شوند و چون مملو شوند در آنها هیچ صوت نماند بر عکس کاسات که چون خالی باشند اصوات آنها حاد ~~باشند و چون مملو شوند اصوات آنها ثقیل باشند [ولی بعد خط زده حادرا ثقیل و تقیل را حاد کرده اند که ~~صحیح نیست) ~~240- ایضا: که مبین شد در آلات ~~241- هوایی است (رسم الخط) ~~242- نور: که شدت هوا سبب حدتست هم در حلوق و نای ~~243- ایضا: اما بعدالبلوغ ~~244- از و بعضی تا آخر این عبارت را نسخآ نور عثمانی ندارد. PageV01P107 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0036.png) # الدساتین هی1 علامات توضع علی سواعد الآلات ذوات الأوتار لیستدل بها علی ~~مخارج النغم من اجزاء الوتر. # دستانها عبارتند2 از علاماتی که موضوع باشد بر سواعد3 آلات ms032 ذوات الاوتار تا ~~بدان استدلال کنند بر مخارج نغمات تا بدان بدانند4 که هر نغمه که5 خواهند از کدام ~~جزء از اجزای وتر بیرون می آید و آن اجزای کسره6 باشد. ~~و النغمات التی مدار الألحان7 علیها سبع عشرة نغمة موجودة فی وتر ~~واحد. # و نغماتی که مدار8 الحان بر آنست9 هفده است و آنها در وتر واحده موجودند. اما ~~ارقام نغمات هفده گانه در نصف وتر مرسوم است و آنها از ا باشد تا یح10. # فلنقسم وتر ام بقسمین متساوبین علی نقطة ونعلم علیها یح ولیکن11 جانب المشط ~~ام وجانب الأنف ا. # اکنون علامت نهایت طرفین معلوم شد که آن ا، م باشد. جانب الف را انف12 ~~خوانند و جانب م را مشط13. ونغمهآ یح بینهما بر منتصف14 وتر واقع ~~است15. ~~ثم نقسم الوتر ثلثة اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه یا وهو القسم الواقع ~~فی الطرف الأنف16 # چون وتر17 ام بسه قسم شد پس هر قسمی ثلث کل باشد مثلاا ثلث اول ایا وثلث ~~ثانی یا کح وثلث ثالث کح م پس طرفین ثلث اول بر نسبت مثل و نصف باشد و طرفین ~~ثلث ثانی بر نسبت ضعف18. PageV01P108 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0033.png) # ثم نقسم الوتر اربعة آقسام ونعلم علی نهایة القسم الأول منه ح # هر نصفی بدو قسم باشد19 وهر قسمی ربعی بود از ارباع و ترام وربع اول اح وربع ~~ثانی ح یح و ربع ثالث یح له و ربع آخر له م20 و نغماتی که در ثلثة ارباع اول موجودند ~~ارباب عمل آنها را در عمل آورند و در آنها تلحین21 کنند اما آنچه در ربع ثالث ~~موجودند22 هفده نغمهآ حوادند که در نظایر هفده نغمهآ ثقال باشند. اما ربع اخیر خالی ~~بود اگرچه در آن نغمات موجودند اما مستعمل نیست بسبب قصر مقدار وتر23 زیرا که ~~مبالغه در حدت خر وجست از اعتدال و مقدار ربع اخیر قابل اهتزاز معتبر نیست اگرچه ~~اندک اهتزازمایی24 در آن ms033 ممکن باشد اما نه چنانک25 نغمات آن صحیح و با صدا باشد ~~از غایت قصر وتره پس طرفین ربع اول بر نسبت مثل و ثلث مثل باشد و طرفین ربع ثانی ~~بر نسبت مثل و نصف و طرفین ربع ثالث بر نسبت ضعف26. وربع اخیر را ارباب عمل ~~در عمل نیاوردهاند اما ما درین کتاب آن را نیز تنصیف27 کرده ایم و بر نقطهآ نصف آن نب ~~نشان کرده ایم و مابین له و نب هم نغمات هفده گانه که نظیر و قایم مقام نغمات هفده گانه ~~بود که مابین یح له28 است موجود باشد. # ثم نقسم ح م اربعة اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه29 یه # اکنون ثلثة30 ارباع وترام1 بچهار قسم شد و از اتا یه ضعف ذی الاربع باشد32 زیرا ~~که اح ذی الاربعی باشد وح یه ذی الاربع ثانی و ازح تا یح ذی الخمس و این دوربع در ~~نسبت متساوی اند33 و در مقدار از ذی الاربع ثانی، ذی الاربع اول کمتر باشد زیرا که ~~مقدار ذی الاربع اول بر ذی الاربع ثانی34 بثمن مقداریح م زیاده است چه ذی الاربع ~~اول ربع وتر ام است وذی الاربع ثانی ربع وترح م35. # ثم نقسم الوتر تسعة اقسام ونعلم علی نهابة القسبم الاول منه د. ثم نقسم دم تسعة ~~اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه زرثم نقسم ح م ثمانیة اقسام ونضیف الی ~~الاقسأم، قسما آخر من جانب آلثقل ونعلم علی نهایته ه36. # اما آنجا که وترام بنآه32 قسم کرد چنان کرد که تسع را که اربعة اربعة اتساع38 ربع PageV01P109 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0038.png) ~~پود از و حذف کردیم باقی سه ربع کل و خمسة اتساع ربعی ماند و آن دستان دبود و آن ~~بر نسبت مثل و ثمن است39 ودر40 وتر دم همین عمل کردیم و بر نهایت آن زرسم کردیم ~~پس این طنینی ثانی از طنینی اول بمقدار اقل است اگرچه در نسبت متساویند ms034 اما در ~~آنک وتر را برای طنینی اول بنه قسم کردیم قسم اول آن طنینی باشد اما بواقی اقسام ~~ثمانیة اتساع هیچ کدام بر نسبت طنینی نباشد بلک تسع اول طنینی باشد بر نسبت کل و ~~ثمن گلست. اما طرفین تسع ثانی بر نسبت کل و سبع کل باشد و طرفین تسع ثالث بر ~~نسبت کل وسدس کل باشد و طرفین تسع رابع بر نسبت کل و خمس کل باشد و طرفین ~~تسع خامس بر نسبت کل و ربع کل بود و طرفین تسع سادس بر نسبت کل و ثلث کل و ~~طرفین تسع سابع بر نسبت کل و نصف کل و طرفین تسع ثامن بر نسبت ضعف بود. اما ~~تسع اخیر را که بر طرف احد است نهایت آنم بودزیرا که آن منتهای اتساع باشد و این ~~اتساع مذکوره متساویة المقدارند ومختلفة النسب باشند41. # ویکی از شارحان37 ادوار43 مولانا نصرالله قاینی244 بود که در انواع علوم دقیقه ید ~~طولی داشت45، روزی در سمرقند بحضور خواجه عمادالدین عبدالملک46 و خواجه ~~کامل الدین عبدالاول47 وامیر سید شریف48 تغمدهم الله بغفرانه. شارح مذکور شرح ~~کتاب را بدین فقیر داد و التماس کرد که درین شرح اگر خطایی باشد باز نمایند49. ~~چون کتاب را گشادم همین50 محل گشاده شد که چون وتررا بنه قسم کنند، مجموع وتر ~~ام نه طنینی باشد وهر طنینی یک بعد جویک بعدب است چنانک مجموع وتر سیزده بعد ~~ج و یک بعد ب باشد. # بعد از مطالعهآ بی مغالطه51 بر خطای این سخن واقف شدم، کتاب را بدست خواجه ~~عیدالملک دادم او مطالعه کرد بدست امیر سید شریف داد بعد از مطالعه و امعان نظر ~~گفتند که این سخن راستست52. بعد از آن اظهار کردم که این سخن خطاست و چون ~~اقامت ادله کردم گفتند اعتراض [که] کردهای واردست زیرا درین محل خطا رفته ~~است. مولانا نصر الله انصاف داد و مسلم داشت و هم53 در آن مجلس ms035 یکی از بزرگان که ~~مشهور بود بعلمی موسیقی گفت که صاحب ادوار مردم را اغوا کرده و مغلطه داده است ~~در تقسیم دساتین چنانک54 گفته دم را بهشت قسم کنیم و ثمن آنرا بر آن افزاییم و ~~برنهایت آن جنشان کنیم و غیر از آن تا هفده دستان حاجت بدان همه نبود بایستی که ~~اول وترام را تنصیف کردی و55 نصف اول را بیرگار56 بهفده قسم کردی و از اول که ~~نغمهآ الفست بترتیب ابجد وبحساب جمل57 بر توالی تا نغمهآ یح ارقام بترتیب مذکور PageV01P110 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0035.png) ~~وضع کردی. چون این سخن ازوی شنیده شد58 واجب شد تفهیم کردن اورا گفتم59 که ~~از هر نغمه به نغمهای که یلی اوست بعد بقیه باید که باشد. گفت بلی. گفتم ازین نغمات ~~که بدان نوع که ذکر کردی مابین اب مقدار بعد بقیه است فقط؟ گفت: مقادیر متساوی ~~هست یا نه؟ گفتم: بلی. گفت: پس باید که همه بقایا باشند. گفتم: مقدار بعد بقیه نصف ~~عشر وترست بتقریب اعنی یک قسم از بیست قسم. پس چون بعد بقیه می خواهیم وتر ~~ام را بییست قسم متساوی می کنیم و یک قسم از آن فصل می کنیم و برنهایت آن ب رسم ~~می کنیم پس مقدار اب نصف عشر کل وتر باشد و آن بر نسبت مثل و جزء من تسعة عشر ~~بالتقریب60 باشد. پس اگر بعد بقیه ثانیه خواهیم، مقدار وتر بم را ببیست قسم باید ~~کردن ویک قسم فصل کردن و برنهایت آن جرسم کردن پس کانه بقیه بر بقیه اضافت ~~کرده باشیم چنانک طرف احد بقیه اول که در ثانیه بقیه اثقل باشد طرف اثقل بقیه ثانی ~~که بقیه احدست باشد و طرف اثقل بقیهآ احد طرف احد بقیهآ اول می باشد و بقیه اول بر ~~بقیه ثانی زیادة است زیرا که مقدار وتر بقیهآ ثانی از مقدار وتر بقیهآ اول کمترست، چون ~~ادله اقامت کردم تحقیق مسئله کرد مسلم ms036 داشت. این سخن را بجهت تحقیق مسئله ~~نوشتم زیرا که درین محل چند تنی61 از ارباب این فن لغزیدهاند. ~~اکنون باسر62 سخن صاحب ادوار رحمه الله آییم و گوییم که وتر ام بچهار قسم ~~کرده و بر نهایت آن ح نشان کرده بعد از آن ثلثة ارباع63 وتر را بهشت قسم کرده پس ~~بهر ربعی دو قسم و ثلثان قسمی برسد و مجموع وترام باین قسم، ده قسم وثلثان باشد و ~~تتم مقب د م تمانتة القسأر ک نفید أیدین بانب ل * النقل قسی أخر نعلم علی ~~نهایته ب ثم نقسم ب م اربعة اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه ط. ~~چنانک نسبت ا با ح مثلث و ثلث است همچنآن نسبت ب با ط اعنی بعد ذی ~~الاربعست66. ~~ثم نقسم ط م اربعة اقسام و نعلم علی نهایة القسم الاول منه یو. ثم نقسم یوم ~~بقسمین متساویین و نضیف الیهما قسما آخر متساویا لإحد القسمین من جانب الثقل و ~~نعلم علی نهایته و. # پس67 وم اربعة اخماس وترست بتقریب وا وخمس وتر68. # ثم نقسم وم ثمانیة اقسام ونضیف إلی الاقسام قسما آخر ونعلم علی نهایته ج # پس61 وتر ام ده قسم باشد وج م ند قسم. اینجا نسبت ده بانه پیدا کرد بایستی که در PageV01P111 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0040.png) ~~فصل نسب ابعادهمچنین نسبت رابیان کردی حال آنک اینجا نسبت 2] با 15 می گوید. # ثم نقسم جم اربعة اقسام ونعلم علی نهایة القسم الأول منهی. تم نقسمی م اربعة ~~اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه یز. ثم نقسم دم اربعة اقسام ونعلم علی نهایة ~~القسم الأول منه. ثم نقسم وم ثلثه اقسام ونعلم علی نهایة القسم الاول منه ید. ~~فهذه20 سایر امکنة الدساتین بأسرها.71 ~~اما72 تقسیم دساتین بدین نوع که صاحب ادوار رحمه الله کرده است حساب کردیم ~~نغمات بعضی در محل خود واقع نمی شود پس تقسیم بنوعی باید کرد که نغمات همه بر ~~اماکن خود واقع شود. # اکنون ms037 طریقه آنست که اول نغمات ابعاد شریفه73 را ثبت کنیم و بواقی74 دساتین را ~~از آنها پیدا کنیم و تصحیح نغمات دساتین کنیم: # پس اول وتر ام را تنصیف کنیم و بر نقطهآ نصف آن یح نشان کنیم پس وتر ام را بسه ~~قسم کنیم وبر نهایت ثلث اول از طرف اثقل75 یا نشان کنیم و بر نهایت ربع اثقل وترام، ~~ح نشان کنیم. پس بر نهایت تسع اثقل وتر ام، ز76 نشان کنیم، اکنون پنج نغمه موجود ~~شد77 برین گونه: ا و ز و ح و یا و یح.78 و دوازده نغمهآ باقیه را ازین نغمات ~~خمسه پیدا کنیم تا مع یح هجده نغمه موجود شود.79 مثلا وتر ام را ببیست قسم کنیم ~~تقریبا و بر نهایت قسم اثقل آن ب نشان کنیم و تقریب آن بعد ازین معلوم شود انشاء الله ~~تعالی. پس بم را بچهار قسم کنیم و بر نهایت قسم اول آن ط نشان کنیم. پس ب م را ~~بییست قسم کنیم و بر نهایت قسم اول آن جنشان کنیم. پس جم را بچهار قسم کنیم و ~~برنهایت قسم اول آن ی نشان کنیم. پس بر نهایت قسم اول نصف عشر زم بتقریبه ~~نشان کنیم. پس بر طرف احد ذی الاربع هم رقم یب رسم کنیم و بر نهایت مقدار نصف ~~عشر یب م بتقریب یجنشان کنیم «و بر نهایت مقدار نصف عشر ه م بتقریب ونشان ~~کنیم و برطرف احد بعد ذی الاربع وم، ید نشان کنیم و بر نهایت مقدار قسم اول نصف ~~عشر و80» نشان کنیم و بر نهایت مقدار نصف عشر اول بتقریب زنشان کنیم و بر نهایت ~~مقدار ذی الاربع ح، یه وبر طرف احد بعد ذی الاربع ط، یو وبر نهایت ذی الاربع ی، ~~یزا8 و ذلک مااردنا ان نبین.82 PageV01P112 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0037.png) ~~وقد فرضناه خسمة عشر کان ه ح واحد او سبعة اثمان لان هذا ثمن خمسة عشر فاذا ~~جمعناهما ms038 کان ستة عشر و سبعة اثمان. فلما کان ب ه ثمن ه م وقد فرضنا ستة عشر و ~~سبعة اثمان فلما کان ب ه ثمن ه م و قد فرضنا ستة عشر وسبعة اثمان کان به اثنین و ~~ثمن سبعة اثمان فاذا ضممناه الی ستة عشر وسبعة اثمان کان المجموع تسعة عشر ~~تقریبا لان سبعة اثمان مع ثمنه یکون واحدا تقریبا والباقی من ام. بعدب م هواب. وقد ~~فرضنا ام عشرین فیکون اب جزءا من تسعة عشر و نسبة ام الی ب م نسبة عشرین الی ~~تسعة عشر تقریبا وهوالمشط84. # چون خواهیم که تحقیق مقدار بعد بقیه کنیم و نسبت حاشیتین85 آنرا با یکدیگر ~~بدانیم طریقه آنست که هم از تقسیم صاحب ادوار آنرا پیدا کنیم چه او در ادوار بدین ~~عبارت نوشته است86 که: ح م را که ثلثة ارباع87 وترست بهشت قسم کنیم چون ثلثة ~~ارباع وتر بهشت قسم کنند بهر قسمی دو قسم و ثلثان قسمی رسد و آن ربع اول که اح ~~است هم دو قسم و ثلثان قسمی باشد، پس مجموع وتر ام ده قسم و ثلثان قسمی باشد58. ~~و چون این دو مخرج را اعنی 8 و3 را در یکدیگر ضرب کنیم 24 جزء شود پس هر ~~قسمی را از آن اقسام مذکوره 24 جزء فرض کنیم زیرا که در نسبت احتیاج شد ~~باجزای صغار و ثلثان یک قسم 16 جزء باشد89. چون مجموع اجزاء را جمع کنیم ~~دویست و پنجاه و شش جزء باشد و آن مطلق وتر ام90 مفروض بودوحم91 که ثلثة ارباع ~~وترست 192 جزء باشد92 از آن اجزاء مذکوره و مقداراح که ربع اثقل وترست 64 جزء ~~بود از آن اجزاء93. پس ثمن ح م برح م افزاییم از طرف اثقل و برنهایت آن ه نشان ~~کنیم94 وه م 216 جزء باشد از آن اجزای کل واه 40 بود از آن اجزاء. پس ثمنهم برهم ~~افزاییم از طرف اثقل و ms039 بر نهایت آن ب رسم کنیم و ثمنه م را بر ه م افزودن طریقه ~~آنست که یک95 تسع از آن اتساعه م را بر ثمانیه96 باقیه قسمت کنیم تا بهر قسمی از آن ~~اقسام ثمنی برسد. هر97 قسمی بیست و چهار جزء بود و ثمن آن سه باشد98 پس هر ~~قسمی از آن اقسام ثمانیه بیست و هفت جزء باشد و باقی مانده ازه تا ایک قسم و19 ثلثان ~~قسمی از آن اقسام سابقه که هر قسمی بیست و چهارجزء بود. چون خواهیم که آن قسم ~~را نیز مساوی هر یکی از آن اقسام ثمانیهآ لاحقه سازیم از ثلثان بمقدار ثمنی بر آن یک ~~قسم افزاییم تا آن یک قسم نیز مساوی هر قسمی از آن قسم ثمانیه لاحقه شود اعنی ~~بیست و هفت جزء و بر نهایت آن ب رسم کنیم پس ب م نه قسم باشد از آن اقسام که هر ~~قسمی بیست و هفت جزء باشد و هم هشت قسم بود از آن اقسام مذکوره. باقیماند از PageV01P113 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0042.png) ~~نقطه ب تا ا سیزده جزء از آن اجزاء سابقه چون اجزاء مذکوره را جمع کنیم دویست ~~پنجاه و شش جزء باشد از آن اجزاء و آن اعداد اقسام مطلق وتر ام باشد وبم دویست و ~~چهل و سه جزء باشد100 از آن اجزاء گوییم نسبت ام با ب م چون نسبت دویست و ~~پنجاه وشش باشد با دویست و چهل و سه و آن بر نسبت مثل و ثلثة عشر جزءا من مأتین ~~وثلثة واربقین جزأمن کل باشد101 وحصهآ اب سیزده جزء یاشد از آن اجزاء. پس از ~~دویست و سی و چهار جزء هجده قسم مرتب می شود هر قسمی مساوی آن قسم اب ~~اعنی سیزده جزء از آن اجزاء102 اما از قسم نوزدهم چهار جزء ناقص می آید چون نه ~~جزء از قسم هجدهم بطرف ب می رسد نقطه اب بر همان عدد دویست ms040 و چهل و سیم ~~مرسوم میشود اگر چهار جزء دیگر بودی ام بیست قسم شدی و ب م نوزده قسم چنان ~~بودی که که مثل و جزءا من تسعة عشر بالتحقیق چون در اتمام قسم نوزدهم بچهار عدد ~~محتاج شد و بر جزء نوزدهم ب واقع است لاجرم گفت «واما نسبةا الی ب فهی کنسبة ~~المثل وجزءا من تسعة عشر بالتقریب». پس اگر باقسام صحیحه103 فرض کنیم چون ~~بیست باشد با نوزده و اگر باجزاء صغار فرض کنیم گوییم فنسبة االی ب کنسبة المثل و ~~ثلثآة عشر جزءا من مأتین وثلثة اربعین جزءا من الکل بالتحقیق». # سؤال: اگر گویند دریک محل تحقیق104 و تقریب چگونه باشد؟ جواب105 گوییم ~~در اقسام صحیحه بالتقریبست و در اجزای صغار بالتحقیق چنانک ذکر رفت و مبین شد. # و106 چون ثلث 243 را بروافزاییم که آن 81 است مطلق وتر 324 شود پس وتر ام ~~را بر سیصد و بیست و چهار قسم کنیم و بر نهایت قسم هشتادویکم از طرفی که ربع اثقل ~~وتر ام است ح ثبت کنیم. پس نغمهآ ام با ح م بعد ذی الاربع باشد زیرا که ام سیصد و ~~بیست و چهار قسمست مثل و ثلث ح م است که دویست و چهل و سه قسمست و چون ~~برنهایت قسم سی و ششم از طرف انف که تسع ام است در سم کنیم نغمهآ ام با نغمهآ دم بعد ~~طنینی باشد از آنک ام که سیصد و بیست و چهار قسم است مثل و ثمن دم باشد که ~~دویست و هشتاد و هشت قسمست107 و چون بر نهایت قسم سی و دوم ازدم از طرف د ~~حرف زرسم کنیم بی شک نغمهآ دم با زم بعد طنینی باشد از آنک دم که دویست و هشتاد و ~~هشت قسمست108 مثل و ثمن زم باشد که 256 قسمست109 پس نغمهآ زم با نغمهآ ح م بعد ~~بقیه است زیرا که باقیست ms041 از طرح110 ضعف طنینی از بعد ذی الاربع که اح است. و ~~نسبت زم که حاشیهآ عظمی بعد بقیه است و آن 256 قسم باشد باح م که حاشیهآ صغری ~~بقیه است وآن 243 قسمست مثل باشد و سیزده جزء از 243 جزء111 . پس مبین112 شد PageV01P114 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0039.png) ~~که اثقل بعد بقیه با احد آن بر نسبت مثل و13 باشد از 243 بتحقیق و این بتقریب مثل و ~~جزوی باشد از نوزده جزء و تقسیم وتر به 324 جزء از آن کردیم که این عدد را ربع 81 ~~صحیح و تسع صحیح 36 هست و ثمانیة اتساع این عدد هم تسع 32 صحیح دارد113 و ~~صحت بودن این اجزاء درین بیان مطلو بست که از ذی الاربع وتر که مقدار اح است و ~~آن 81 قسمست114 تسع وتر که اد است115 و آن 36 است حذف کنند 45 باقی ماند و ~~آن مقدارد ح باشد پس چون از مقدارد جمقدار دز بیندازیم که تسع دم است و آن 32 ~~قسمست 13 قسم باقی ماند و آن مقدار زح بود و این فصل مقدار زم بر مقدارحم است ~~که 342 قسمست و چون زم باح م بعد بقیه است پس نسبت نغمهآ اثقل بعد بقیه با نغمهآ ~~احد آن بر نسبت مثل و13 جزو باشد از 243. ~~اماتحقیق نسب میان نغمتین بعد ج116 # چون وترام را به 256 قسم متساوی کردیم و بر نهایت قسم سیزدهم ب نشان کردیم ~~بعد بقیه شد پس چون ب م را اثقل بعد بقیهآ دیگر سازیم تا چون این بقیه ببقیهآ دیگر ضم ~~کنیم بعد ج116 حاصل شود. نغمهآ ج که احد بقیهآ ثانی است بر نهایت هیچ یک از آن ~~اقسام نمی افتد لاجرم وتر را بر وجهی دیگر تقسیم می کنیم که نغمهآ ج که احد بقیه ~~ثانیست بر نهایتی افتد از نهایات اقسام وتر تا نسبت وتر ام با جم روشن شود. پس ms042 ~~256 را در نفس117 خود ضرب کنیم 65536 جزء شود پس چون وترام را تقسیم کنیم ~~باجزای متساویه که عدد آن اقسام برابر این عدد مذکور باشد. نقطهآ ب بر نهایت قسم ~~3328 واقع شود و118 ب م 62208 باشد و عدد اول که عدد اقسام وتر است مثل و13 ~~جزء باشد از 243 جزء عدد سیم119 که عدد اقسام ب م است زیرا که چون سههزار و ~~سیصد و بیست و هشت را که فضل عدد اقسام تمام وترست بر عدد اقسام ب م بر 13 ~~قسمت کنیم خارج [قسمت] را که 256 است در 243 ضرب کنیم عدد اقشام ب م ~~حاصل شود که 62208 است120. پس برای تحصیل بقیهآ ثانیه 13 جزء ب م از 256 ~~جزء معلوم کنیم و آن 3159 قسمست برای آنک یک قسم از 256 قسمست وب م243 ~~است و چون این را در13 ضرب کنیم 1213159 پس معلوم شد که نقطهآ جکه احد بقیه ~~ثانیه است بر نهایت قسم 3159 از اقسام ب م می افتد پس چون 3159 را با 3328 ~~قسم که اب است جمع کنیم 6488 جزء شود152 واین مقداراج123 است پس چون ~~این مقداررا از تمام وتر بیندازیم51049 جزء باقی ماند و این مقدارجم باشد124. پس PageV01P115 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0044.png) ~~روشن شد که نسبت نغمهآ ام با نغمهآ ح م چون نسبت 65536 باشد با 59049 بتحقیق و ~~این مثل و تسع125 باشد بتقریب. ~~بیان126 طریقهآ استخراج بعد ج و نسبت عدد حاشیتین آن با یکدیگر و بیان نغمات ~~هفده گانه ثقال127 و نظایر آنها ~~در آن اجزاء که وتر دویست و پنجاه و شش است تغمهآ ج بر هیچیک از آنها واقع ~~نمی شود پس بضرورت آن دویست و پنجاه و شش را در نفس خودش ضرب کنیم تا ~~شصت و پنج هزار و پانصد و سی و شش جزء باشد و آن مطلق وتر ام است128 پس هر ms043 ~~نغمه129 از آن نغمات هفده گانهآ ثقال با نظایر آنها اعنی ازاتا له130 سی و پنج نغمه هر ~~یکی بر عددی معین واقع می شود بالتحقیق والاعتماد. ودستان131 ب بر نقطهآ عدد ~~سههزار و سیصد و بیست و هشیم جزء بود وب م شصت و دوهزار و دویست و هشت جزء ~~باشد و نغمهآ جبر نقطهآ پنجاه و نه هزار و چهارصد و نهم واقع شده است132 ومقداراج ~~شش هزار و چهارصد و هشتاد وهشت133 باشد و مقدارب جسههزار وصد و پنجاه و نه ~~باشد134 . پس نسبت ام با ب م چون نسبت شصت و پنج هزار135 و پانصد و سی و شش ~~باشد با شصت ودوهزارودویست و بیست وهشت و آن مثل و ثلثة آلاف و ثلثمائه وثمان ~~عشرین جزء ا من کل باشد و نسبت ام با جم چون نسبت شصت و پنج هزار و پانصد و ~~سی و شش باشد با پنجاه و نه هزار و چهارصد و نه و آن بر نسبت وستة آلاف و ار بعمائه و ~~ثمان و ثمانین باشد و آنرا اگر باعداد136 صحیحه اعتبار کنیم مثل و تسع باشد بالتقریب. # ودم پنجاه و هشت هزار و دویست و پنجاه و چهار باشد و مقدار اد هشت هزار و ~~دویست و پنجاه و چهار137 باشد پس نسبت ام با دم کل و ثمانیة الاف و مأتین و احدی ~~ثمانین جزءا من کل باشد و سبعة اجزاء من تسعة جزء واحد صحیح.138 وه بر نهایت ~~پنجاه وپنج هزارونود139 ودوم واقع باشد ومقداراه ده هزارودویست و چهل140 باشد و ~~نسبت ام باه م چون نسبت شصت و پنج هزار و پانصد وسی شش باشد با پنجاه و نه هزار ~~و چهارصد و نه. اما وم پنجاه ودوهزار وچهار صدو بیست وهشت جزء باشد «و کسری ~~علیک بالتأمل». ومقدار او سیزده هزار و صدوهشت جزء باشد و نسبت ام با وم چون ~~نسبت شصت و پنج ms044 هزار و پانصد و سی و شش باشد با پنجاه ودوهزاروچهارصد و بیست ~~وهشت141 و کسری. و اما زم پنجاه ویک هزار وهشتصد142و هشتاد ویک و سیزده جزء از ~~چهل و هشت جزء باشد و مقدار از سیزده و هزار و هشتصدو پنجاه و چهار جزء باشد و PageV01P116 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0041.png) ~~هجده جزء ازسی و هشت جزء بود123 و آن کل و ثلثة عشر آلاف و ثمانمائه و اربع و ~~خمسین و ثمان عشر جزءا من ثمانیه و ثلثین باشد. اماحم چهل و نه هزار وصد و پنجاه و ~~دو جزء باشد و اح شانزده هزار و سیصد و هشتاد و چهار جزء باشد144 و اربع و خمسین و ~~ثمان عشر جزءا من ثمانیه و ثمانین اما ح م شانزده هزار وسیصد و هشتاد و چهار جزء ~~باشد. اکنون در موامره145 تا نقطه ربع وتر146 اعداد نغمات را بر شمردیم، بواقی را بر ~~جداول لوح وضع کردیم چون در آنها تأمل کنند اماکن نغمات را با نظایر دریابند147 ~~برین مثال148: جنابل الاد مناد بر تشات همندا خان فتال ~~ف الا ل خلا اا عا ن ~~5536م3328 س695 ~~محط مجمم معلح هلکد ~~حمملبایمتمتردو ~~د لممتههله لهة ال لج تاز ~~وبءفاوماوده # مهمکفب1322 ~~مطاعع2922 ~~عتم ط عط1343 ~~نووم العللنااعلد ~~باثه ~~70333ء102ءة ~~خ23-5392 2 ~~مم83392 ~~22 ~~ش72628322733 PageV01P117 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0046.png) ~~جلاولاعلاد مفنادبر نغات هفله کا ین حلاد ~~ا ا الان ~~31032 36 منو عه تآه الاع 2 ~~332 1 ~~2222223مد ~~د232دم بهه ~~2683723 ~~ح کم ~~وههح کد1 ~~و2228 2152 ~~212r222) ~~22 بی ~~و2 ~~2323993 ~~32ل ~~د32823مام ~~222 ~~7 لها منه والده ~~م وله رتلنل فاس PageV01P118 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0043.png) ~~تقسیم دساتین بنوع دیگر129: ~~اول طرح کنیم از وتر ام ربع ثمن و خمسة اثمان ربع ثمن و آن مقدار اب150 باشد. پس ~~طرح کنیم از باقی آن اعنی ب م همین اعداد و بر نهایت آن جنشان کنیم. پس طرح ~~کنیم از وتر ام مقدار تسع کل و ms045 بر نهایت آن د نشان کنیم. پس تسع ب م ازب م فصل ~~کنیم151 و بر نهایت آنه نشان کنیم. پس تسع جم ازجم فصل کنیم و برنهایت آن و ~~نشان کنیم. پس تسع دم ازدم فصل کنیم و برنهایت آن زنشان کنیم. و از مطلق وتر ام ~~ربع152 اثقل آن فصل کنیم و برنهایت آن ح نشان کنیم. پس ربع ب م ازبم فصل کنیم و ~~برنهایت آن ط نشان کنیم و ربع اثقل جم از جم فصل کنیم و برنهایت آن ی نشان ~~کنیم و چون ازوتر ام ثلث آن فصل کنیم و153 بر نهایت آن یا نشان کنیم و برنهایت ثلث ~~اثقل م ب، یب154 و برنهایت ثلث اثقل جم، یجو برنهایت ثلث اثقل دم، ید نشان ~~کنیم. و برنهایت ثلث اثقله م، یه نشان کنیم. و بر نهایت ثلث اثقل وم، یو نشان کنیم. و ~~برنهایت ثلث اثقل زم ، یز و بر نهایت ثلث155 اثقل ح م، یح156. ~~وذلک ما اردنا ان نبین157 فان قسمنا من یح ما بقی من الوتر بنصفین متساویین و ~~اعلمنا علیه له وقسمنا ما بین له یح کما قسمنا مابین یح احصل لکل نغمة من النغمات ~~نظیرة فی الحدة. فان158 نغمة احدتها159 کما علمت یح اذ نغمة منتصف کل وتر فهی ~~حدة لنغمة مطلقة160 فحینئذ یکون نغمة الجزء الثانی من النصف الثانی حدة الجزء ~~الثانی من النصف الاول التی هی نغمة ب. والثالث للثالث والرابع للرابع وکذلک ~~البواقی ولنضع161 لذلک مثالا ونعلم علی الحواد کما اعلمنا علی النغمات الثقال علی ~~هذا المثال فهی هذه161 النغمات وحوادها162: ایح ب یط جک دکا ~~هکبزکد ح که ط کو ی کز یاکح یب کط یجل یدلا ~~یهلبیو لج یزلد یح له163 # می گوید: اگر قسمت کنیم باقی وتر را اعنی یح م را قسمین164 متساویین و نشان ~~کنیم بر منتصف آن له و قسمت کنیم مابین له یح را چنانک قسمت کردیم مابین یح ms046 ارا، ~~حاصل شود هر نغمه را از نغمات ثقال نظیری در حدت. پس بدرستی که حدت نغمهآ 1 ~~چنانک دانستی یح است چون نغمهآ منتصف هر وتری جدت نغمهآ مطلق آنست165. پس ~~اکنون باشد نغمهآ جزء ثانی از نصف ثانی حدت مر نغمهآ ثانی را از نصف اول که آن نغمهآ ~~بب باشد و سیم، سیم را وچهارم چهارم را وهمچنان بواقی166. اینست آن نغمات و حواد ~~آنها. PageV01P119 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0048.png) # اکنون می گوییم که اگر قسمت کنیم باقی وتر اعنی له م بقسمین متساویین و بر ~~منتصف آن نب نشان کنیم167 و قسمت کنیم میان له و نب را همچنانک قسمت کردیم ~~مابین ایح و مابین یح له را، حاصل شودهر نغمه را از نغمات حواد ثقال نظیری درحدت ~~پس باشد هر نغمه که میان له نب بود نظیر نغمهای168 که میان یح له است نظیر نظیر169 ~~نغمات هفده گانه ثقال باشد برین مثال: ~~یح لهیطلو ککز کالح کببط کجم کدماکهمب ~~کومج کزمد کح مه کط مو ل مز لامح لب مط لجن لدنا ~~به نب ~~پس باشد نغمهآ جزء ثانی از ربع اخیر170 حدت جزء ثانی از ربع ثانی اعنی لو که ~~حدت باشد جزء ثانی را از نصف اول و ثالث ثالث را ورابع رابع را و خامس خامس را و ~~علی هذاالقیاس. # پس یافتیم نغمات هفده گانه ثقال را اول در نصف اول وتر ام مابین ایح ثانی در ربع ~~ثالث مابین یچ له ودر نصف اخیر اعنی مابین له نب171 که مقدار ثمن سابع باشد و این ~~هفده نغمه حدة، حدة نغمات هفده گانه ثقال است. PageV01P120 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0045.png) ~~11- نور: من جانب ~~12- بد معنی بینی است و مجازا به مفصل تکیه گاه سیمهای ساز در زیر پنجه اطلاق می شود. ~~13- به فتح یا کسر یا ضم میم یعنی شانه و شاید از باب شباهت ظاهری به خرک ساز گفته می شود ~~14- یعنی یح بین اوم و در ms047 نیمه طول وتر قرار دارد که تقریبا معادل ه1 در سیم سفید تار می شود و اساسا اصول ~~این نوع تقسیم در پرده بندی تار هنوز متداول است. ~~15- نور: و کیفیت انقسام وتر بمخارج نغمات هفده گانه چنان باشد که خطی را فرض کنیم بمنزلت وتری و بر ~~ابتدای آن که طرف دسته آن باشد و آنرا انف خوانند ا نشان کنیم و بر جانب سطح آلتم و آنرا مشط خوانند ~~16- نسخهآ ادوار: الطرف الاثقل ~~17- نور: پس وترام را به سه قسم کنیم و بر نهایة قسم اول یا نشان کنیم پس ام سه قسم باشد یام دو قسم برین ~~تقدیر ا یا ثلث وتر ام باشد و یام ثلثین وترام و آن چنان باشد که از هر ثلثی نصفی وازهر نصفی ثلثی مأخوذ ~~شده باشد و آن از کل وتر سدس باشد ~~18- زیرا یا طوری قرار دارد که ام به نسبت 2 و1 تقسیم می شود و1 نصف 2 است اما کح که درام واقع ~~است بالنتیجه ام را بنسبت 2 و1 تقسیم می کند و2 ضعف یا دو برابر 1 می باشد. ~~19- اگر هر یک از دو نیمهآ وتر را نصف کنیم وتر ام به چهار ربع تقسیم می شود اح، ح یح (یح له) لهم. # احح چ شر4.م ~~20- نور: پس وتر را بچهار قسم کنیم و بر نهایت قسم اول ازان ح نشان کنیم و آن چنان باشد که نصفی ~~بدوقسم شده پس وترام چهار قسم بود وح م ثلثة ارباع وترام و ما درین محل این مقدار را بیان کردیم بواقی را ~~باذهان طلبهآ این فن تفویض کردیم تا از روی تامل در هر تقسیمی که صاحب ادوار کرده است مقادیر آنها را ~~دریابند که از هر نصفی یا ثلثی یا ربعی یا غیر از آنها چند جزء مأخوذ شده است (به جای تمام این قسمت) ~~21- خوانندگی معادل hante فرانسه. ~~22- یعنی ازیح تا له که اوکتا ms048 و دوم است و 17 نغمه دارد که نسبت به 17 نغمه مشابه خود در اوکتاواول یعنی از ~~تا یح حادتر یعنی زیرترند. ~~23- منظورربع چهارم وتر است از له تانب که چون طول وتر خیلی کوتاه شده است خوب مرتعش نمی شود و ~~در معنی قابل استفادهآ عملی نیست. ~~24- کذا! شاید نابی به معنی متباعد (جامع الالحان، ص 21) یا: اهتزازهایی ~~25- در اصل: نجنانک (رسم الخط) ~~26- نسبت این سه ربع عیارت است از: 1 و1،3 و2،2 و1 # ارپر PageV01P121 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0050.png) ~~27- کذا مطهری - ملی: تصنیف ~~28_ اوکاو سوم ازله تانب که ریع چهارم محسوب می شود وطبعا 17 تغمه مشایه تغمات هفده گانه اوکتاودوم ~~یعنی ازیح تا له را دارد. ~~29- نور یدون منه ~~30- ملی و نور: ثلاثه (رسم الخط) ~~31- نور: وتر که ح م است ~~32- ایضا: پس از اتا یه ضعف ذی الاربع باشد بنسبت نه بمقدار ~~33- ملی: متساوی باشند ~~31- نور: زیرا که مقداراح ربع مقدار وترام است وح یه ربع مقدارح م است که آن ثلثة ارباع وتر باشد پس ~~مقدار ذی الاربع اول زاید است از مقدار ذی الاریع ثانی و مقدار ذی الاربع ثانی اقل باشد از مقدار ذی الاربع ~~اول بتسع مقدار یه م گرچه در نسبت هر دو مساویاند. ~~35- مفهوم نسخهآ مطهری و نور عثمانی تقریبا یکی است و فقط در عبارت با هم فرق دارند. رک تعلیقات ~~36- در نسخهآ نور عثمانی این قسمت از ادوار ارموی در سه جزء یعنی در سه بخش ذکرشده ~~است. ~~37- به نه (رسم الخط) ~~38- اربعة اتساع ] است لذا اربعة اربعة اتساع » (یا لج می شود ~~39- نور: «چون دستان درا پیدا می کنیم تسع چهاررا گیریم و آن چنان باشد که اتساع ارباع را بر طرف انف ~~جمع کرده و بر طرف انف بر نهایة آن درسم کرده باقی ماند سه و خمسة اتساع». اما منظور اینست که ددر ~~وتر ام قرار دارد و لذا نسبت آن ل1 یا 9 است که ms049 بعد طنینی نام دارد. ~~40- نور: اکنون از اتاز ضعف طنینی باشد اما بمقدار طنینی اول بر طنینی ثانی زاید باشد و مقدار طنینی ثانی ~~از مقدار طنینی اول اقل باشد اما در نسبت هر دو مساوی اند وطنینی اول تسع مقدار کل وترست و طنینی ثانی ~~تسع وتر ثمانیة اتساع کل اما مقادیر طنینیات مساوی اند اعنی وتر ام که بنه قسم شده است اگرچه مقادیر ~~مساوی انداما مقدار اول را که آن اداست طنینی و آن بر نسبت مثل و ثمن است و مقدا رتسع ثانی بر نسبت ~~مثل وسبع ومقدار تسع ثالث بر نسبت مثل و سدس و مقدار تسع رابع بر نسبت مثل و خمس و تسع خامس بر ~~نسبت مثل وربع و تسع سادس بر نسبت مثل وثلث و تسع سابع بر نسبت مثل و نصف و تسع ثامن بر نسبت ~~ضعف و تسع تاسع باقی ماند و این مقادیر اتساع متساویة المقدار باشند و مختلفة النسب. ~~41- یعنی این 9 قسمت که از تقسیم وتر ام به 9 جزه حاصل می شود هر کدام نسبت مختلفی دارند به این ~~شرح اولیأل ادومی اسومی( اچهارمیه له النجمی *م اششمی ل (هفتمی ~~هششی و تسع نهم در طرف زیر یأ مشط وتر وأقع می شود PageV01P122 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0047.png) ~~42- ادوار ارموی شرحهای متعددی داشته است رک. مقدمهآ نویسندهآ این سطور ~~43- نور: کتاب ادوار ~~44- ملی: قائینی - نور: قإنی ~~45- ملی: داشته است - نور: ید طولی و مرتبهآ اعلی داشت. ~~46- جامع الألحان: خواجه عمادالدین عبدالملک سمرقندی (ص 62) ~~47- در نسخهها واضح نیست: ملی: عبدالاول - نور: عبدالقاونی! ~~4 - نور: و مولانا نعمان الدین خوارزمی رحمهم الله حاضر بودند شارح مذکور اعنی مولانا نصر الله قاإنی هم ~~حاضر بود شرح ادوار که نبشته بود بدست این فقیر داد «گفت که درین شرح نظر کنید اگر دران خطایی واقع ~~شده باشد در قلم آورید تا کتاب تصحیح شود» (قسمت اخیر در حاشیه نوشته شده است) گشادم ~~49- نمودن ms050 به معنی ارائه و تظاهر ~~50- نور: این محل بر آمد که ضعف الطنینی ثلثة امثال بعدجفیکون المجموع13 من بعد جوبقیه، اوچنان ~~تصور کرده است چون وترام را بنه قسم کنند همه طنینی باشد اعنی طنینی هر طنینی یک بعد جویک بعدب ~~مجموع وتر بآن حساب سیزده بعد جویک بعد بقیه باشد و لیس کذلک چه نسب مقادیر تسعه مبین شد قبل ~~ازین که مقادیر اتساع هر یکی بر چه نسبت واقع است. ~~51- یعنی دقیق و بی نظرانه ~~52- نور، واین مسئله مذکور را تفهیم حضار آن مجلس و شارح کردم همه با تفاق گفتند که این مسنله برهمه ~~مشتبه بود ~~53- ایضا. وهم دران محفل یکی از بزرگان اعنی (در نسخه نانویس مانده است) گفت که صاحب ادوار مردم ~~را مغلطه داده است در... ~~54- همان نسخه: مثل آنک گفته است کهوتر دم ~~55- نیز: و آن نصف اول را اعنی ایح را بهفده قسم کردی مساوی ~~56- به پرگار (به معنی با دارد) رک. تعلیقات ~~57- حساب حروف ابجد (معین) ~~58- نور: از وی شنیدم ~~59- ایضا: بضرورت تفهیم او بایستی کرد گفتم ازین نغمات که شما ذکر کردید مقداری که مابین اب است ~~آن بعد بقیه است فقط گفت مقادیر آنها مساوی هستند یا نی گفتم بلی اما جواب شما همان جواب است ~~بمولانا نصر الله گفتیم مقدار بقیه اول نصف عشر مقدارام است بتقریب و مقدار بقیه ثانی اعنی ب جنصف ~~عشر نوزده قسم بتقریب و علی هذا تا بقیه سی و چهارم که آن یدیه است هر یکی بقیه بدین نوع از بقیه دیگر ~~اقصر المقدار است پس غیر مقدار بعد بقیه اول بواقی هیچ کدام بر نسبت بعد بقیه نیست چون اقامت ادله ~~کرده شد آن عزیز فهم کرده مسلم داشت. غرض این فقیر از سخنان تحقیق مسئله است که بسیاری مردم اهل ~~را ازینها واقع می شود مگر آنکس که او را جمع علمی و عملی این فن میسر شده باشد مع ms051 الذوق ~~160 یا تقریبا ~~61-ملی: چندین از PageV01P123 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0052.png) ~~62- با = به (تعلیقات) ~~63- ثلثة ارباع وتر است یعنی سه ربع بنابراین وقتی 8 یه 3 تقسیم شود2- 5 می شود و به قول مراغی دو ~~قسم وثلثان قسمی لذا وقتی ( وتر(2 باشد تمام آن-34 یا 10 (ده قسم وثلثان) خواهد شد. ~~4ع ~~65- نسخه أدوار؛ الیه ایضا من جانب الثقل - نور: ونضیف الی الاقسام قسما آخر ~~66- نور: مقدار هر تغمه را که بچهار قسم کنیم تغمهآ اول آن قسم مثل و ثلث نغمهآ اول قسم ثانیهآ آن باشد و هر ~~مقداری را که بسه قسم کند تغمهآ قسم اول آن مثل و تصف تغمهآ اول قسم ثانی باشد و علی هذا ~~67- ایضا: ووم اربعة اقسام وترست و او بعدی یاشد که حاشیهآ عظمی آن مثل و ربع حاشیهآ صغری آن باشد ~~بتقریب و چون از وتر ام بند او فصل کرده شود آن مقدار مفصول را بیرگار نشان کنند پس پرگار بروم نهند ~~باید که چهار چندانک مقدار او است باشد و اندک تفاوتی که باشد آن تقریب بود در تحقیق آنها از عملیات ~~می شود زیرا که علمی این فن را از عملیات آن اخذ کردهاند ~~68 یعنی ودر جایی قرار دارد که ووم وتر است تقریبا ~~69- نور: برین تقدیر مقدار و ترام ده قسم باشد و مقدار وترجم نه، زیرا که وم اربعة اخماس وترست بتقریب ~~چون اربعة اخماس وتررا بهشت کنند مجموع وترام ده قسم باشد و چون ثمن وم بروم وجم نشان کند جم ~~نه باشد پس نسبت ام با جم مثل و تسع باشد ~~70- نور: فهذه هی سایر - نسخهآ ادوار: فهذه امکنة - در جامع الالحان هم مثل نسخهآ نور عثمانی فهذه هی ~~است (ص 28) ~~71- نسخهآ نور عثمانی قبل از این عبارات عربی منقول از کتاب الادوار شرحی دارد که باید معترضه تلقی ~~کرد: صاحب ادوار رحمه الله بعد جرا در تقسیم دساتین نسبت ده با نه پیدا کرده ms052 و در فصل ثالث که بیان نسب ~~ابعاد کرده گفته که نسبت ام الی جم فنسبة المثل وثلث الخمس بالتقریب برین تقدیر حاشیهآ عظمی این بعد ~~شانزده باشد و حاشیهآ صغری آن پانزده اینجا نسبت شانزده با پانزده گفته. اما شیخ ابونصر رحمه الله در کتاب ~~مقالات، مجنبات را در جداول دساتین وضع کرده اما بعضی از آنها در تألیف الحان مستعمل نیست اما ~~مجنباتی که درین فن مستعملست مجنب کبیر است و مجنب صغیر. اما مجنب کبیر بعدیست که حاشیهآ عظمی ~~آن ده قسم است و چاشیهآ صغری آن نه قسم و آن بر نسبت مثل و تسع باشد و آن در تالیف لحنی ~~کثیر الاستعمال بود. اما مجنب صغیر حاشیهآ عظمی آن شانزده و حاشیهآ صغری آن پانزده و آن بر نسبت و ~~(کذا) جزء أمن خمسة عشر باشد بالتقریب و آن دردایرهآ راهوی باشد اعنی آن بعد ج که در راهوی می باشد ~~نغمتین حاشیتین آنها بیکدیگر اقرب اند از نغمتین مجنب کبیر (و مقداری توضیح دیگر که خط زده شده ~~است) ~~72- نور: این بود تقسیم دساتین که صاحب ادوار رحمه الله کرده است اما در این تقسیم بعضی نغمات بغیر ~~معل خود راقع می شوند پس ما تقسیم وتر بنوعی دیگر گنیم تا نغمات هفده گانه نغمه بر اماکن خود واقع PageV01P124 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0049.png) ~~شوند و طریقه آنست که اول نغمات ابعاد شریفه را وضع کنیم واز آنها بواقی نغمات هفده گانه پیدا کنیم ~~73- ابعاد مهم و اصلی ~~74- بقیهها، سایر: مابقی ~~75- طرف بالادسته یا انف که بم تر یعنی اثقل است. ~~76- رسم الخط نسخهها گاه در تشخیص نغمهها ایجاد شبهه می کند ولی در جامع الالحان نیز زدر تسع وتر ~~قرار دارد (ص 32) ~~77- بدین ترتیب به غیر ازا (مطلق یا دست بان ویح (اوکتاو که در نیمهآ وترواقع شده است) سه نغمهآ دیگر زو ~~ح ویا به ترتیب در+ ول ول* وتر از طرف انف یا بالادسته ms053 قرار گرفتهاند # 44 ~~78- نور: مثلا بعد از آنک بر منتصف وترام، یح رسم کنیم و بر نهایت ثلث اثقل وتر ام یا و بر ربع وترام ح وبر ~~نهایت تسع وتر ام، د رسم کنیم (کذا ولی باید زباشد) چون وتر بچهار قسم شد از ربعی تسعی گیریم و آن ~~اتساع را از طرف انف فصل کنیم و بر نهایت آن د رسم کنیم باقی ماند سه ربع و خمسة اتساع یک ربع. ~~79- اوکتاو اول از اتا ید 17 نغمه دارد که با یح می شود 18 و منظور از 12 نغمهآ باقیه یب تاید است رک ~~تعلیقات ~~80- ملی قسمت داخل گیومه را ندارد. ~~81- نور: پس وتر ام را به بیست کنیم (کذا) و بر نهایت آن ب رسم کنیم و بر نهایت عشر اثقل وترام، جوبر ~~نهایت ربع اثقل ب م، ط و بر نهایت ربع اثقل جم، ی و بر نهایت مقدار عشر وم (با خط خوردگی) * وبر ~~نهایت طرف احد بعد ذی الاربع ه، یب و بر نهایت نصف عشریب، یجوبر مقدار نصف عشر ه بتقریب و وبر ~~نهایت طرف احد بعد ذی الاربع ز، ید و بر نهایت نصف عشر تقریبا و، زوبر نهایت مقدارذی الاربع ح، یه و بر ~~نهایت طرف احد ذی الاربع ط، یو و بر نهایت طرف احد ذی الاربع ی، یز. ~~82- نور ندارد و در عوض تحت عنوان «تقسیم وتر بنوعی دیگر» شرحی دارد که نظیر آن تقریبا در ~~جامع الالحان نیزهست (صفحهآ 36 تا39): اول طرح کنیم از مطلق وتر ام ربع ثمن و خمسة اثمان ربع ثمن و ~~آن مقدارب باشد برای آنک وتر ام دویست و پنجاه و شش جزء می شود کمایأتی. پس ربع ثمن و خمسة اثمان ~~ربع ثمن آن سیزده جزء باشد از اجزا. پس طرح کنیم از باقی آن اعنی ازب م همین مقدار فصل کنیم و بر ~~نهایت آن جرسم کنیم پس طرح ms054 کنیم از مقدار وترام مقدار تسع آن و بر نهایت آن از طرف اثقل درسم کنیم. ~~پس تسع بم ازب م فصل کنیم و بر نهایت آن ه رسم کنیم پس تسع جم ازجم فصل کنیم و بر نهایت آن و ~~رسم کنیم. پس بر تسع دم، زو بر نهایت ربع اثقل ام، ح و بر نهایت اثقل ب م، ط و بر نهایت ربع اثقل بم، ی ~~پس بر نهایت ثلث اثقل وتر ام، یا و بر نهایت ثلث اثقل بم یب و بر نهایت ثلث اثقل جم، یجوبر نهایت ~~ثلث اثقل دم ید وبر نهایت ثلث اثقل «م، یه وبر نهایت ثلث اثقل وم، یو و بر نهایت ثلث اثقل زم، یزوبر ~~نهایت ثلث اثقل ح م، یح این بود تقسیم بنوعی دیگر ~~م نور طریقة بدا کرهن مقدار بعد بقیه وبیان تقریب آن از تقسم صاحب ادوار رحمدالله تعالی PageV01P125 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0054.png) ~~82 نور و نسخآ ادوار قست عربی را ندارند- المشط در نسخدها بدون نقطه است ولی مشط چنان که قبلا ~~توضیح داده شد به معنی خرک سازاست و می تواند به معنی تلخیص یا تسهیل نیز باشد (لاروس). این احتمال ~~هم وجود دارد که المط مخفف المطلوب باشد چنان که در نسخهآ نور عثمانی در قسمت (تنصیف ابعاد) دیده ~~می شود ~~85 بعد و به اصطلاح جدید فاصله معادل ل10te7a بین دو نغمه (نت) تشکیل می شود و در نتیجه دو عدد در ~~طرفین خود دارد که حاشیتین می گفتهاند یکی بزرگتر به نام حاشیهآ عظمی و دیگری کو چکتر موسوم به ~~حاشیهآ صغری. ~~عارنور: قبل ازین مذکور شد که بعد یقیه اصغر ابعادست و بواقی ابعادی که ازان اعظم اند هم از ترکیب آن ~~مترتب می شوند و صاحب ادوار رحمه الله در تقسیم دساتین استخراج بعد بقیه بدین نوع کرده است و گفته که ~~87 نور بدون ثلثة ارباع: بهشت قسم کنیم و ثمن آن ms055 بران افزاسیم و بر نهایت آنه نشان کنیم پس هم را ~~بهشت قسم کنیم و مقدار ثمن آن بران افزاییم و بر نهایت آن ب نشان کنیم چون مقدار بعد بقیه معلوم شد ~~اکنون تحقیق نسبت حاشیتین آنرا بیان کنیم و گوسیم که صاحب ادوار رحمه الله ح م را که ثلثة ارباع وترست ~~بهشت قسم کرده است پس بهر ربعی از آن ارباع ثلته دو قسم و ثلثان قسمی رسد و ربع اثقل نیزاعنی اح هم ~~دو قسم و ثلثان قسمی باشد اکنون مجموع.. ~~اارب یعنی بقیه واما در محاسبه چون ح م7وتر است پس وقتی 8 به 3 تقسیم شود هر قسمت از آن که در ~~واقع ربع وتر است ل2 - خواهد شد وتعام وتر ام 10 -ل- 4 2 می باشد. ~~89- نور: فحینئد احتیاج شد باجزای صغار بر وجهی که مناسب آن باشد پس آن دو مخرج را اعنی سه را در ~~هشت ضرب کنیم بیست و چهار باشد پس هر قسمی ازان اقسام عشره بیست و چهار جزء فرض کنیم پس ~~مجموع وتر ام دویست و پنجاه و شش جزء باشد بدان اجزاء و آن مطلق وتر مفروض بود. ~~90- وقتی ل قسم 24 جزء فرض شود ثلثان یا دو ثلث 16ح2483 و در نتیجه تمام وتر ام ~~256=223-102824 جزء خواهد شد. ~~91- نور: پس ح م صد ونود و دوجزء باشد ازان اجزاء و مقدار اح که ربع اثقل وترست شصت و چهار جزء ~~باشد ~~92- 192-25683صح م 1حمم # 167 ~~93-256264 = ام+=1حغم ~~94- نور: پس ح م هشت قسم باشد هر قسمی بیست و چهار جزء ومقداره م نه قسم باشد هر قسمی بیست و ~~چهار جزء پس مقدار ثمن 5م بر ه م افزاییم و بر نهایت آن ب نشان کنیم (تکرار شده) ~~95- ایضا: که تسعی را از اتساع PageV01P126 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0051.png) ~~قسمت در نسخهآ نور عتمانی آشفته و مندمج بود که صرف نظر شد) ~~99-40= 2421= اه 1جم226 ~~100 - 243 ms056 = 927= ب م 4243 31 ~~1101 یا296=ا4 ~~102- لا قسم وهر قسمی 13 جزء می شود 234-18813 واز256 یا کل وتر 9 جزء کسر دارد و در نتیجه ~~تقریب به وجود می آید یعنی به نسبت2 است تقریبا. ~~103 - اقسام صحیحه منظور اعداد صحیح است نه کسری اما به چساب کسری یا اجزاء صغار نسبت بعد بقیه ~~(ب) مثل17یا 24 از 243 است جزء به حساب دقیق، پس ظاهر ا منظور مراغی از تحقیق و تقریب بر عکس ~~مفهوم فعلی آن است یعنی مرادش از تحقیق حساب ریز و تقریب عدد درست بوده است. ~~104- نور: تحقیق و تقریب در یک جای ~~105- ایضا: گوییم که اگر حاشیتین بعد بقیه را با یکدیگر باقسام صحیحه فرض کنیم گوبیم که اما نسبة االی ~~ب فهی کنسبة المثل وجزء من تسعة عشر بالتقریب واگر باجزای صغار فرض کنیم گوییم واما نسبته کنسبة ~~المثل وثلثة عشر جزءا من ماتین وثلثة واربعین جزءا من کل بالتحقیق ببعد الفضله وقد یعرف البقیه لکثرة ~~استعماله فی ذی المدتین علی ماسیتضح فی موضعه ~~106- این قسمت را نور عثمانی ندارد. ~~107- مثل و ثمن یعنی 1 یا9 و2882-324 ~~108- ایضا 288ح25641 ~~109- طرح به معنیآ دور انداختن و در حساب معنی جدا کردن عددی از عدد بزرگتررا داردرک، شمارنامه از ~~انتشارات بنیاد فرهنگ (سابق) ~~2413 *3 = 256 -110 ~~111- ملی: معین ~~112- چون 324 بر4 و9 قابل تقسیم است: 81-3و26 =3و32- 32489 ~~3248 - 21-1133 ~~3243=36-114 ~~115- نور ندارد. ~~116ج علامت مجنب است که دربارهآ آن در جای خود توضیح کافی داده شده است. ~~117- یعنی در خودش ضرب می کنیم 65536 - 256 256 و این نوع تقسیم بندی را مراغی در ~~جامع الالحان (صفحهآ 34 تا 37) ومقاصدالالحان (چاپ دوم صفحهآ 18 و21) به اختصار ذکر کرده است ~~118- مطهری بدون واو ولی لازم به نظر می رسد. ~~119- لهجه یا رسم الخطی از سوم ~~2562243- 62208-120 ~~2431 = 331351- 921 PageV01P127 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0056.png) ~~3159*2328 -6487-122 ~~123- ملی: 01! ~~65536- 6487 - 51049 _124 ~~125- 6 تقریبا خایعنی 1 (مثل وتسع! است ms057 ~~126- نور: طریقهآ استخراج مقدار بعد ج و نسبت حاشیتین آن با یکدیگر و سایر نغمات ثقال و حواد آنها ~~127- هفده تغمهآ اکتاو اول از ا تا یح که نسبت به نغمات مشابه خود در اوکتاو دوم ثقیل یا بم هستند. ~~128- در نسغهآ نور عثمانی عبارات این بخش با قسم قبلی (شرح مربوط به بعد ج) مخلوط شده است مثلا ~~در اینجا: مطلق وتر ام مفروض بود پس ازین میلغ مجموع نغمات سی و پنج گانه معلوم شود... ~~129- مطهری: تغمهآ (ظ: تغمهای) ~~130- دو اکتاو 34 تغمه دارد و با له می شود 35 ~~131- نور: پس مقدار اب... باشد ~~132- ایضا: واقع شود (ضمنا در زیر حروف اعداد به رقوم نوشته شده است) ~~131-59409 که در همهآ نسخ آمده است صحیح نیست زیرا وقتی با 6488 جمع شود از کل وتر 65536 ~~تجاوز می کند بنابراین همان طور که درجامع الالحان (چاپ دوم ص 18) آمده است باید 59049 باشد که با ~~رعایت تقریب اضاقی مجموعش با 6488 عدد کل وتر را بدست میدهد. ~~134-3160 = 3328 - 6488 حاب - اج = ب جیک واحد اضافی مربوط به تقریب در محاسبهآ قبلی ~~است. ~~135- نور: پنجهزار (رسم الخط) ~~136- ایضا نور، دو تسخهآ دیگر: که در اعداد صحیحه ~~137- کذا نور که بعد خط زده نوشتهاند: هشتاد و هفت. در دو نسخهآ دیگرهم هشتاد و هفت است ولی پنجاه و ~~چهارصحیح است زیراچون ام = اد * دم است اگر 87 باشد مجموع 58254 و8287 می شود 66541 که ~~صحیح نیست، در مقاصد الالحان به ترتیب58254 و 7281 است که رویهم 65536 می شود (چاپ دوم ~~ص 21) ~~8281 -138 ~~139- ظاهرا 55296 باید باشد (جامع الالحان ص 35) ~~140- مطهری: دوست و چهار باشد، ولی 10240 صحیع است زیرا (ام) 65536 - 55296 * 10240 ~~ایضا جامع الالحان. ~~141- 65536 = 52428 * 13108 = وم * او= ام ~~142_ با اعداد جامع الالحان تطبق نمی کند یعنی در آنجا 137542 و517812 است (ص 36) ~~143- نور بدون بود: و بر نسبت کل و ms058 ... ~~144- 65536 - 16384449152 = ح م 3 اح = ام (مقاصد الالحان چاپ دوم ص 21) ~~145_ مشاوره (المتجد) ~~146- نور: ربع ذکر کردیم بواقی را در ~~127_ ایضأ تا جون در آنها نامل کند اماکن تقمات هفده گانه را با نظابر آنها هریکی برعددی معتن دریابنشد PageV01P128 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0053.png) ~~148- جداول از نسخه ملی است که واضحتر بود. ~~149- نظیر طریقهآ سابق الذکر است با این تفاوت که به جای عدد نغمات نسبت آنها ذکر شده است رک. ~~جامع الالحان صفحهآ 36 و39 - نسخهآ نور عثمانی ندارد. ~~150-3=3وح13335 ~~151- یعنی جدا کنیم ~~152_ از طرف بالادسته یا انف. ~~153- ظاهرا واو زائد است. ~~152- کذا مطهری یعنی با حذف نشان کنیم به قرینهآ قبل ولی ملی بعد ازیب و یج نشان کنیم دارد. ~~155- ثلث از جامع الالحان اضافه شد ~~156- ایضا جامع الالحان و نسخهها: یجا ~~157- نور در حاشیهآ صفحه ~~158- نسخهآ ادوار: فاما النغمة ~~159- نور: لحدتها - نسخهآ ادوار: فحدتها ~~160- ایضا ادوار: مطلقها ~~161- نیز ادوار: والنضع... فهذه هی النغمات ~~162- نور: علی هذا المثال فهذه هی النغمات وحوادها ~~163_ در نسخهآ به اشکال یا با سلیقه های مختلف نو شته شده است مثلا در نسخهٔ‌ مطهری نقمات اوکتاودوم با ~~شنجرف یعنی به رنگ قرمز است و در نسخهآ نور عثمانی نغمات اوکتاو دوم هر کدام در زیر معادل خوددر ~~اوکتاو اول نوشته شدهاند. ~~164- ملی: بقسمین ~~165- زیرا یح نیمه وتر اوکتاو دوم است و همان صدای دست بازیعنی ارا دارد با فرکانس2 برابر یا در سیم ~~.do1 و do7 سفید ساز ~~166- پس هریک از نغیات اوکتا و دوم نظیر مشابه خود در اوکناو اول هستند مثلاب که نغمهآ دوم اوکتاواول ~~است متناظر با یط نغمهآ دوم اوکتاو دوم می باشد و هکذا بقیه نغمات (بواقی) ~~167- به اصطلاح اوکتاو سوم ~~168- در اصل: نغمهآ (رسم الخط) ~~169- چون نغمات اوکتاو سوم نظیر اوکنا و دوم است و اوکتا و دوم متناظر با اوکتاو اول پس تغمات له نب یا ~~اوکتاو سوم نظیر نظیر نغمات هفده گانه اولیه ms059 خواهد بود. ~~170- ربع اخیر یا ربع چهارم از له است تا نب که او کناو سوم محسوب می شود و لو نغمآ دوم است و طبعا ~~مشابه نظیر خود در اوکتاوهای قبلی است. ~~171- همان مشابه بودن تغمات سه اوکتاو: ایح و یح له و له نب را مجدد متذکر شده است و بدیهی است ~~نغمات اوکتاو سوم یعنی له نب از لحاظ فرکانس یا حدة دو برابر اوکتاودوم و چهار برابر (حدة حدة) اوکتاو ~~اول هستند ومنظور از نغمات هفده گانه تقال 17 نتقمه ایح است که بهترین نغمات می باشند. PageV01P129 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0058.png) ~~البعد1 هو مجموع نغمتین مختلفتین فی الحده والثقل ~~تألیف میان تغمتین مستلزم بعد باشد و چون از آن زیادت شود آنرا جمع گویند. اول ~~مرتبه جمع سه نغمه باشد و جمع بر دو قسم بود: جمع ملایم و متنافر. اما جمع ملایم را ~~لحن خوانند وتعریف لحن قبل ازین ذکر کرده شد. # لأنا لو فرضنا وترین وجعلنا نغمتیهما واحدة کنغمتی وتری البم إو المثلث حال ~~ماجعلنا کنغمة واحدة وجستامعا او اتبع3 إحدیهما الاخری لا یقال إن بینهما بعد. و ~~اعلم ان کل نغمتین أذا جستاه فاما ان تتفقا او تتشنافرا فإن اتفقا فهو البعد إلمتفق وابن ~~تتنافرنا فهوالبعد المتنافر ثم البعد المتفق اما آن یکون فی غایة الاتفاق بحیث ~~لوجستا معا کانتا کانهما نغمة واحدة وقام کل منهما مقام الاخری فی التألیف اللحنی ~~کنغمتی ایح ویسمی هذا البعد الذی بالکل فنسبة16 الی یح نسبة الضعف لآآن نغمة ~~مقدار وترها ضعف یمقدار وتر یح. واما آن یتفقا7 معأ ولا یقوم احدیهما8 مقام الاخری و ~~هما بعدان: البعد الذی بالخمس والبعد الذی بالاربع. وآما البعد الذی بالخمس ~~فکنغمتی ایا فنسبة9 ا الی یا نسبة المثل والنصف لان وتر نغمة امثل وتریا ومثل نصفها. ~~و اما البعد الذی بالاربع فکنغمتی ای فنسبة10 ا الی ح نسبة المثل والثلث لأن وتر ~~نغمة(111 مثل وثلث نغمة ح واما ان یتفقا 12 اذا ms060 أتبع إحدیهما الاخری ولا یتفقان13 اذا ~~جستا معأ کنغمتی اد «ونغمتی اد و تغمتی اجونغمتی اب»12 . واما بعد15 نغمتی آدفهو ~~البعد الطنینی فنسبة16 1 الی د نسبة المثل والثمن لان وتر نغمة17 ا مثل وثمن وتر ~~نغمة17 دواما نسبةا الی ج فنسیة16 المثل وثلث خمس18 بالتقریب، واما نسبة االی ~~ب فهی کنسبة المثل وجزه من تسعة عشر بالتقریب ویسمی بعد بقیة و اما بعد اجفلم PageV01P130 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0055.png) ~~اجدله اسما بین ارباب هذه الصناعة فلنقسم بعداد بعد ط19 وبعداجبعد جوبعداب ~~بعد ب ولنضع لذلک مثالا وهو هذا20. # مثالا می گوید21 که نسبت ا با له که نسبت آن با یح نسبت ضعف است22 نسبت ~~اربعة اضعاف باشد23 برای آنک وتر ام اربعة امثال وتر له م است چون اضعف نغمهآ یح ~~باشد24 ویح ضعف نغمهآ له پس نغمهآ مقدار وتر اضعف ضعف نغمهآ مقدار له باشد و آن25 ~~اول مرتبه اضعافست و نغمات هفده گانه درین بعد دوبار موجود شوند و نام این بعد ~~ذی الکل مرتین است برای آنک طرفین آن مشتملست بر سایر نغمات و حواد آنها26 و ~~این بعد را قدما جمع تام خوانند27. ~~اما28 بعد ثانی بعدیست که نسبت نغمتین آن با یکدیگر چون نسبت سه باشد بایکی ~~همچون29 نغمهآ ابا نغمهآ کح زیرا که مقدار دو وتر ایشان با یکدیگر برین نسبت است ~~اعنی نغمهآ مقدارام ثلثة امثال نغمهآ مقدار کح م است و آن بر نسبت ضعف ومثل30 باشد و ~~این بعد را بعد ذی الکل والخمس خوانند چو مقدار آن یک ذی الکلست ویک ~~ذی الخمس که طرف اثقل آن یح باشد اعنی ثلث نصف احد. # اما ثالث31 بعدیست که نسبت طرفین آن چون هشت باشد با سه اعنی مقدار حاشیهآ ~~عظمی آن ضعف و ثلثان32 حاشیهآ صغری آن باشد33 همچون دو نغمهآ اکه چو34 مقدار ~~نغمهآ ام دومثل35 وثلثان مقدار که م باشد چه اعداد مقادیر وتر ایشان برین نسبت است و ~~آن ms061 را بعد ذی الکل والاربع خوانند36. # و این سه بعد37 عظمی را هرگاه که طرفین آنها را جس38 کنند معا متفق باشند و ~~حکم آن ابعاد ثلثه39 چون حکم آن سه بعد عظمی اول باشد که مذکور شد اعنی ~~بعدالذی بالکل وبعدالذی بالخمس وبعدالذی بالاربع30 . و سه بعد دیگر ابعاد ثلثهآ ~~لحنیهاند اگر طرفین آنها معا مسموع گردند متنافر باشند و اگر بر توالی زنند ملایم ~~شنوده شود و آنها سه بعدند: بعداد و آن را بعد طنینی خوانند چنانک قبل ازین مذکور ~~شد پس نغمتین اد که معا مسموع شوند و متنافر باشند و نغمتین اد و اب کذلک هو ابعاد ~~تسعة علی هذا المثال41. # فهذه تسعة ابعاد ثلیه منها یسمی22) الابعاد الصغری والابعاد اللحنیة وهی بعد اد و ~~بعدا جو بعد اب، والستة الاخری هی الابعاد الکبری43 «وقد یسمی بعد ذی الخمس و ~~بعد ذی الاربع الابعإد الوسطی»44. واذا کانت45 نسبة ا الی ح نسبة المثل والثلث، ~~فنسبة ب الی ط ایضا کذلک. ونسبة جالیی ودالی یا وه الی یب ووالی یجوزالیید PageV01P131 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0060.png) ~~وح الی یه وط الی یووی الی یزویا الی یح ویب الی یط ویجالی کوید الی کاویه ~~الی کب ویو الی کج ویز الی کد ویح الی که، کل منها البعد الذی بالازبع36. ~~پس این بود نه بعد و سه بعد را از آن نام ابعاد صغری باشد و شش بعد دیگر را ابعاد ~~کبری خوانند47. و48 بباید دانست که هر هشت نغمه که هفت بعد بقیه باشد آن ~~ذی الاربع بود همچنانک مقدار ا باب بعد بقیه است همچنان ب با جوج با دود باه وه ~~با و و و با زو زباح و علی هذا القیاس همه بعد بقیهاند. و چون ابا جبعد جاست ~~همچنان ب با دوجباه و دبا و وه با زو و باح و علی هذا القیاس همه بعدجاند. و ~~همچنانک اباد بعد طنینی است همچنان ب باه همه ms062 بعد طنینی اند. و همچنانک ابا یا بعد ~~ذی الخمس است همچنان ب بایب و جبا یجود با ید و و با یو و زبا یز و علی هذا ~~[القیاس] همه ذی الخمس اند. وهمچنانک ابایح بعدذی الکل است همچنان ب بایط و ~~جباک ود با کا وو باکب و علی هذا [القیاس] تا آنجا که یح با له. وهمچنانک ابا که بعد ~~ذی الکل والاربع است همچنان ب با کو وج با کزود با کح وه با کط و علی هذا ~~القیاس همه بعد ذی الکل والاربع اند. وهمچنانک ابا کح بعد ذی الکل والخمس است ~~همچنانب با کط وجبال ودبا لا وه با لجوزبا لدوح با له وعلی هذاالقیاس همه بعد ~~ذی الکل والخمس اند. وهمچنانک ابا له بعد ذی الکل مرتین است همچنان ب با لو بعد ~~ذی الکل مرتین است تا آنجا که یح [با] نب. # این بود49 نسب ابعاد که مذکور شد. هر بعدی را که گفتیم اگر این مبدأ ا باشد در ~~موضع خود باشد و اگر در طبقهآ دیگر واقع شود آنرا از طبقات شمرند مثلا اب بعد بقیه ~~است در موضع اصلی خود، بواقی مذکوره همه برین نسباند اما هر یکی در ~~طبقهای0 5اند. ~~وإذا سیع المرتاض بسماع النغمات وتحقق عنده حال نسبها ذوقا لاتقلیدا یشتبه ~~علیه البعد الذی بالاربع بالبعد الذی بالخمس إذا سمع الطرف الاحد منه اولاا ثم الطرف ~~الأثقل ولنبین سبب الاشتباه الیس قد علمت ان نسبة ح الی یح هو البعد الذی بالخمس ~~فاذا سمع بعدح تغمه ا فکانما سمع ج ثم یح ولاکذلک. اذا تقدم الأثقل فی الجس علی ~~الاحد وکذلک ایضا یشتبه علیه البعد الذی بالخمس 51 بالبعد الذی52 بالأربع للسبب ~~المذکور. واما غیر المرتاض فلا اذ لیس التقلید کالوقوف علی الکنه. # قبل ازین معلوم شد که بعضی53 نغمات قایم مقام اخری می شود در تألیف لحنی و ~~حکم آن هر دویکی است پس بر شخص ms063 مرتاض52 که قادر باشد بر اخراج نغمات55 و PageV01P132 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0057.png) ~~تحقیق آن حال کرده باشد بطریق ذوق نه بتقلید56 بعضی از نغمات57 ابعاد ببعضی دیگر ~~مشتبه شوند58 مثلا بعد ذی الاربع به بعد ذی الخمس مشتبه گردد59 هرگاه که اول طرف ~~احد شنوده شود بعد از آن طرف اثقل60. پس وقتی که تقدیم طرف61 احد کنند اعنی ~~اول استنطاق62 نغمهآ ح کنند پس نغمهآ ابعدی که از آن مسموع شود اگرچه بحقیقت آن ~~بعد ذی الاربع باشد اما همچنان63 باشد که بعد ذی الخمس زیرا که چون از نغمهآ ح ~~بنغمهآ ا نقل کنند64 همچنان باشد که از نغمهآ ح بنغمهآ یح نقل کرده که نظیر و قایم مقام ~~آنست و از آن بعد ذی الخمس، ذی الخمس مسموع شود. و اگر اول استنطاق نغمهآ ~~کنند پس نغمهآ ح این اشتباه واقع نشود زیرا که نقل از طرف اثقل بطرف احد مجری ~~عادتست65 پس عوض نغمهآ ا نغمهآ یح متخیل گردد66 و کانه بعد ذی الخمس در خیال ~~مرتسم گردد. دیگر آنک ضرورتست67 در تقدیم طرف احد بعد ذی الاربع که بعد ~~ذی الخمس متخیل گردد زیرا که چون نغمهآ ثلثة68 ارباع وتر ام مسموع شود بضرورت ~~بدل نغمهآ انغمهآ یح را فرض باید کرد زیرا که اول نغمه سه قسم مسموع شده باشد ~~اعنی نغمهآ ح بعد از آن نغمهآ اهمچنان باشد که بعد از نغمهآ ح نغمهآ یح مسموع شده باشد ~~که آن دو قسمست و نسبت سه با دو مثل و نصف است69 کما علمت70. بعد71 از نغمهآ ح ~~نغمهآ ا را اعتبار نمی توان کرد چه نغمهآ اول هر بعدی72 که باشد ثانی آن از طرف احد173 ~~باشد و در نسبت حاشیهآ عظمی هر بعدی را بحاشیهآ صغری آن نسبت کنند زیرا که عدد ~~اکثر را بعدد اقل نسبت دهند74 من غیر عکس و عدد اصغر را از اجزای اکثر اعداد75 ~~شمرند چنانک گویند سه ثلثة ms064 ارباع چهارست آما بر شخصی که مرتاض باشد پوشیده ~~شود و بر غیر مرتاض مشتبه نشود زیرا که غیرمرتاض ادراک76 بسبب ذوق نکند برای ~~آنک تقلید چون تحقیق نباشد. و همچنین بعد ذی الخمس ببعد ذی الاربع مشتبه شود ~~مثلا چون اول نغمهآ یا مسموع شود پس27 نغمهآ اچنان باشد که بعد از نغمهآ یا نغمهآ یح ~~مسنوع شده78 زیرا که در تقدیم طرف احد بعد ذی الخمس که اول نغمهآ یا مسموع شود ~~همچنان باشد که79 نغمهآ چهار قسم مسموع شده باشد بعد از آن نغمهآ یح که ثلثة ارباع ~~یا م است80 زیرا که نغمهآ وتر یح م سه باشد چه آن طرف احد بعد ذی الاربع یح بود و ~~مطلق وتر شش قسم بود و ثلثه قایم مقام سته باشد.81 پس گوییا بعد از نغمهآ یا نغمهآ ~~مسموع شوذ، همچنان باشد که نغمهآ یح مسموع شده و آن سه قسم است و نسبت سه با ~~دو مثل و نصفست. و غیر ازین نیز دیگر ابعاد بیکدیگر مشتبه می شوند. PageV01P133 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0062.png) ~~بیان اشتباه بعدی که بر نسبت مثل و سبعة82 اتساع باشد83 ببعد طنینی ~~وبعد اعظم ضعف ذی الاربع است84 بنسبت نه بمقدار و85 ذی الاربع اول بر ذی الاربع ~~ثانی زیادتست بمقدار تسع باقی اعنی یه م اما در نسبت مساوی باشند و از ا تا ح ~~ذی الاربعی است و ازح تا یه ذی الاربع دیگر پس بعد ایه ضعف ذی الاربع باشد86. ~~چون اول مضراب بر ا زنند پس بر نغمهآ یه ضعف ذی الاربع باشد که بر نسبت مثل و ~~سبعة اتساع باشد87. واگر88 تقدیم احد کنند چنانک اول زخمه89 بر نغمه یه زنند پس بر ~~نغمهآ اهمچنان باشد که بعد از نغمهآ یه90 بر نغمهآ یح مضراب زده باشند و آن بعد طنینی ~~بود زیرا که یه م درین صورت نه قسم باشد و یح م هشت، چون یح ضعف91 وترست ~~هشت ms065 قسم باشد هر آینه کل وتر شانزده بود و هشت قایم مقام شانزده باشد و نسبت ام با ~~یه م چون نسبت 16 باشد با 9 و آن کل و سبعة اتساع کل بود و نسبت یه م با یح م مثل و ~~ثمن باشد پس بسبب تقدیم احد اشتباه واقع میشود92. و همچنین بعد طنینی مشتبه ~~می شود بیعد کل و سبعة اتساع کل93 هم بسبب مذکور و آن چنان باشد که اول استنطاق ~~نغمهآ دکنند پس استنطاق نغمهآ ا. همچنان باشد که بعد از نغمهآ دنغمهآ یح مستنطق شده و ~~آن ضعف ذی الاربع باشد در طبقهآ شانزدهم و بعد ازین در بیان طبقات معلوم شود ~~انشاء الله تبارک وتعالی94. # دیگر95 هر جمعی نغمات که اشتمال بعد ذی الکل بر آنها96 باشد در آن جمع بعدی ~~که حاشیهآ عظمی آن ا باشد بسبب تقدیم احد97 اشتباه واقع شود بر مرتاض صاحب ~~ذوق98 وما در کتاب کنز الالحان اشتباهات ابعاد را بیان کرده ایم چنانک از اتا له بدین ~~طریقه مشتبهات ابعاد مبین شده فلیطلب منه اما درین کتاب بر همین قدر اکتفا کردیم و ~~استخراج الباقی من نفسک. # وإذا کان ایا بعد ذی الخمس فکذلک ب یب وجیجودید وقس الباقی91 علی هذا ~~فالععد الذی بالکل قمر تیین لرفاء ا انیعععل علی الا بعاد السة (طر فاابا الل ~~والخمس یشتمل علی ثمانیة وطرفا103 الکل والاربع علی سبعة والکل علی ستة ~~والبعد بالخمس علی خمسة والبعد بالاربع علی اربعة والطنینی علی ثلثة وبعد ج علی ~~اثنین و بعد ب علی واحد وهو اصغر الابعاد وکل بعد اکبر فإنما یعده بعد اصغر. فاذا ~~طرح من بعد جبعد ب فمایبقی ب وان طرح من ط ج فمایبقی ب وان طرح من ~~ذی الاربع107 طط فمایبقی ب. وان طرح مند ثلثة ابعاد علی نسبة بعد105 جفمایبقی PageV01P134 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0059.png) ~~ب وإن طرح من بعد106 ذی الخمس بعدط فمایبقی بعدذی الاربع. وإن طرح من بعد ms066 ~~ذی الکل بعد ذی الخمس فمایبقی بعد ذی الاربع. وان طرح من بعد ذی الکل والخمس ~~ذی الکل107 والاربع فمایبقی ط. وان طرح من ذی الکل مرتین بعد ذی الکل والخمس ~~فمایبقی بعد ذی الاربع وقس علی هذا. # پس طرفین جمع تام اعنی بعد ذی الکل مرتین مشتملست بر نه بعد وطرفین ~~ذی الکل والخمس بر هشت بعد وطرفین بعد ذی الکل والاریع بر هفت بعد وبعد ذی ~~الکل بر شش بعد و بعد ذی الخمس بر پنج بعد وبعد ذی الاربع بر چهار بعد وطنینی بر ~~سه بعد و مجنب بر دو بعد و بعد بقیه خود اصغر ابعادست. و هر بعد صغری می شمارد بعد ~~کبری را، پس چون طرح کرده شود از بعد ج108 بعد ب آنچه باقی ماند بعد ب بود و ~~اگر طرح کرده شود از بعد ط بعد جآنچه باقی ماندب باشد. و چون طرح کرده شوداز ~~بعد ذی الاربع طط آنچه باقی ماند ب بود. و چون طرح کرده شود ازذی الاربع سه بعد ~~بر نسبت بعد ج آنچه باقی ماند ب بود. ~~اما طریقه وقانون طرح بعد از بعد109 ~~فصل1 بعد از بعد عبارتست آز آنک نغمهای111 در میان بعد در آورند که نسبت آن با ~~یکی از دو طرف بر نسبت بعد مفصول112 بود. اگر فصل از طرف احد باشد چنان باید ~~که نسبت وسط با طرف احد بر نسبت مفصول باشد و اگر فصل ازطرف اثقل خواهیم ~~کردن113 باید که طرف اثقل مفصول114 عنه با وسط بر نسبت مفصول باشد. و ~~طریقه115 آنست که اقل عددین بر نسبت مفصول و مفصول عنه وضع کنیم. اگر فصل از ~~طرف احد باشد طرفین مفصول عنه را در اصغر مفصول ضرب کنیم و طرفین سازیم ~~پس مضروب اعظم مفصول عنه را در اصغر مفصول واسطه116. و اگر از طرف اثقل117 ~~خواهیم طرفین مفصول عنه را در اعظم مفصول کنیم و حاشیتین سازیم و ms067 مضروب ~~اعظم مفصول عنه را در اصغر مفصول واسطه. ~~مثلا اگر خواهیم که از بعد ذی الخمس بعد طنینی فصل کنیم طریقه آنست که ~~اقل118 اعداد بر نسبت حاشیتین هر یکی119 از آنها اعنی مفصول و مفصول عنه وضع ~~کنیم برین گونه: 3 و2 مفصول عنه120 و9 و8 مفصول. پس ضرب کنیم حاشیهآ عظمی ~~ذی الخمس121 را در حاشیهآ عظمی طنینی تا 27 شود پس صغری ذی الخمس را در ~~عظمی طنینی تا 18، آن هر دو عدد را حاشیتین سازیم. پس122 حاشیهآ عظمی PageV01P135 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0064.png) ~~ذی الخمس را در حاشیهآ صغری طنینی ضرب کنیم حاصل شود24 و آنرا واسطه سازیم ~~پس اعداد مترتب شوند برین گونه123. # 24 # اگر مفصول در طرف اثقل124 باشد و اگر در طرف احد خواهیم125، ضرب کنیم ~~عدد حاشیهآ عظمی ذی الخمس را در عدد حاشیهآ صغری طنینی تا حاصل شود 24 پس ~~ضرب کنیم عدد حاشیهآ صغری ذی الخمس را در عدد حاشیهآ صغری طنینی تا حاصل ~~شود16، و آنها را طرفین سازیم. پس ضرب کنیم عدد حاشیهآ صغری ذی الخمس را در ~~عدد حاشیهآ عظمی طنینی تا حاصل شود18 و آنرا واسطه سازیم تا اعداد مترتب شوند ~~برین گونه126: # این بود طریقهآ فصل ابعاد از یکدیگر که مبین شد بطریق سهل127. # اما اضافت128 بعد یبعد عبارتست از آنک طرف احد بعدی را طرف اثقل دیگری ~~سازند129 و آن بدو130 نوع باشد: یکی بتقسیم وتر ویکی131 باعداد. اما تقسیم وتر آن ~~چنان باشد که مث132 اگر خواهیم که بعد ذی الاربع را هم ببعد ذی الاربع اضافت کنیم ~~طریقه آنست که وترام را بچهار قسم کنیم و بر نهایت قسم اول از طرف اثقل ح نشان ~~کنیم. پس ح م را بچهار قسم کنیم و برنهایت قسم اول از طرف ح133، یه نشان کنیم واین ~~نوع اضافت را اضافت مساوی134 منقسم گویند135. # و اگر یکی ازین دو بعد اعنی مضاف و مضاف الیه، اعظم باشد ms068 از دیگربی مثلا بعد136 ~~طنینی را ببعد ذی الاربع اضافت کنیم طریقه آنست که مقدار وترح م را بنه قسم کنیم و ~~برنهایت قسم اول آن137 از طرف اثقل یا نشان کنیم «و اگر ثالثی یا را بعی را خواهیم که ~~بسوی آنها اضافت کنیم بهمین طریقه سلوک کنیم»138 و این اضافت را اضافت منقسم ~~مختلط 139 گوییم. # اما اگر خواهیم که وضع کنیم برای آنها اعداد مناسبه140 بر نسبت آنها اقل عددین ~~بر نسبت حواشی آنها وضع کنیم و هر یکی را در نفس خود ضرب کنیم و آنها را PageV01P136 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0061.png) ~~حاشیتین سازیم، پس عدد چاشیهآ عظمی یکی را در عدد حاشیهآ صغری دیگری ضرب ~~کنیم و فرض کنیم وسط. مثلا اگر خواهیم که اضافت141 کنیم بعد ذی الاربع را هم ببعد ~~ذی الاربع اقل عددین، بر نسبت حاشیتین آن وضع کنیم برین گونه: 4 و3. وهر یکی را ~~در نفس خود ضرب کنیم142 تا حاصل شود 16 و9 آنها143 را حاشیتین سازیم. پس ~~ضرب کنیم اربعه را در ثلثه و144 وسط سازیم پس اعداد مترتب شوند برین گونه: ~~«که اعظم آنها سته عشر باشد و اوسیط آن اثناعشر145 واصغر آن تسعه. وروشنست که. ~~نسبت ستة عشر146 با اثنا عشر کل و ثلث کلست و نسبت اثنا عشر با تسعه هم کل و ~~ثلث کل»147 واگر خواهیم بسوی آنها ثالثی اضافت کنیم اربعه را148 در هر یکی ازاین ~~اعداد ضرب کنیم149 اعداد حواشی بعدین برین گونه مترتب شوند150. ~~و هم برین نمط 151 اگر خواهیم که رابعی152 بر آنها اضافت کنیم اربعه را درهر ~~یکی ازین اعداد ضرب کنیم و ثلثه را در تسعه و آنرا حاشیهآ صغری فرض کنیم و اگر ~~ازین دو بعد یکی اصغر باشد یا اعظم153 مثلا اضافت کنیم بعد طنینی را ببعد ذی الاربع ~~پس154 وضع کنیم اقل اعداد بر نسبت حاشیتین هر یکی از آنها برین گونه: 3،4 و9، ~~8. و ضرب کنیم ms069 اربعه را در تسعه و ثمانیه را در ثلثه و آنها را حاشیتین فرض کنیم. پس ~~ضرب کنیم تسعه را در ثلثه و فرض کنیم وسط . پس اعداد مترتب155 شوند برین ~~مثال156: # اگر157 مضاف الیه در طرف احد158 باشد و اگر مضاف الیه در طرف اثقل خواهیم ~~ضرب کنیم اربعه را در ثمانید و فرض کنیم وسط تا اعداد برین گونه مترتب159 شوند. PageV01P137 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0066.png) ~~طریقه160آ تنصیف161 کردن ابعاد ~~و اگر162 خواهیم هر بعدی که باشد بقسمین متساویین کنیم طریقه آنست که اعداد ~~حاشیتین آنرا مضاعف گردانیم163 و نصف فصل اعظم بر اصغر افزاییم. مثلا اگر ~~خواهیم که بعد ذی الاربع را تنصیف کنیم 164 طریقه آنست که حاشیتین آنرا مضاعف ~~گردانیم اعداد مترتب شوند برین گونه: 8 و6. و چون نصف فصل اعظم بر اصغر ~~افزاییم اعداد برین گونه مترتب شوند: # و معلوم شد165 که بعد ذیی الاربع مرکبست166 از دو بعد: بعدی که در طرف اثقل ~~است بر نسبت کل و سبع کل است و بعدی که در طرف احدست بر نسبت کل و سدس ~~کل167. پس استقراء کرده شد168 آنک هر بعدی را که تنصیف کنند، بعدی که در طرف ~~احد باشد سمی169 عدد ضعف مقسوم باشد و نصف مقدار آن زیرا که کل و سدس170 ~~کل از مخرج شش171 است و ثلث از مخرج ثلثه «و سته ضعف ثلثه بود و ~~هوالمطلوب»172، PageV01P138 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0063.png) ~~یادداشتها- ~~1- یا به اصطلاح جدید فاصله معادل ل7، عالذ رک . تعلیقات ~~2- در نسخهآ نور عثمانی عبارت ادوار تا (بعد المتنافر) نقل شده است و بعد ترجمه یا شرح و عبارت فارسی ~~نیز نیست. ~~3- نور و نسخهآ ادوار اتبع را ندارند. ~~4- نسخهآ ادوار: ثم اعلم ~~5- ایضا: اذا جستا معا ~~6- نور: و نسبة ~~7- نسخهآ ادوار: تتفقا ~~8- نور: احدیهما مقام الاخری فی التألیف اللحنی ~~9- ایضا: و تسبة ~~10- همان نسخه: و نسبة ~~11- ا را فقط نسخهآ ادوار دارد. ~~12- کذا نور - در مطهری حرف اول نقطه ندارد - نسخهآ ms070 ادوار: تتفقا ~~13- ملی: تتفقان ~~14- نور این قسمت را ندارد. ~~15- نور: فهو البعدالطنینی - نسخهآ ادوار: فاما نغمتی اد فهو.... ~~16- نور: و نسبة ~~17- مطهری و ملی بدون نغمه در هر دو مورد. ~~18- نور: الخمس ~~19- نور: بعددا ~~20- کذا نور و نسخهآ ادوار با شکل مربوط به ابعاد شش گانه ذی الکل وذی الخمس و ذی الاربع و طنینی و ~~بعدالجیم و بقیه ولی در مطهری و ملی این شکل در ضمن ترجمه و شرح آنها آمده است و لذا ( وهو هذا) را ~~ندارد و احتمال دارد این تصرف را خود مراغی کرده باشد شکل مورد بحث در جامع الالحان (ص 51) و ~~مقاصد الالحان (چاپ دوم ص 24) با اندک تفاوتی نیز هست رک. تعلیقات ~~21- نور: مثالا آنک گفته که و اما نسبت ا با له که نسبت آن با یح نسبت ضعف باشد... # ضمنا نسخهآ مذکور قبل از این، شرحی معترضه در ترجمه قسمت اول متن ادوار ارموی دارد که چون در ~~نسخ دیگر نبود از باب مزید فایده نقل می شود: «می گوید که بعد مجموع دو نغمهآ مختلف است در حدت و ثقل ~~برای آنک اگر ما فرض کنیم دو وتر بم یا مثلث را در حالتی که ما بگردانیم هر دورا یک نغمه و جس کنیم هر دو ~~را معا یا بر توالی، گفته نشود که میان آن هر دو بعدی هست و بدانک هر دو نغمه را که جس کنند آن متفق باشدیا ~~متنافر، پس اگر متفق باشد آنرا بعد متفق خوانند و اگر متنافر باشد آنرا بعد متنافر خوانند. می گوییم چون ~~ملایمت و منافرت و حدت و ثقل اول در ابعاد ظاهر می شوند بعد ازان در جموع لاجرم تقدیم ابعاد کرد بر ~~جموع پس بباید دانست که تألیف بین النغمتین مختلف الحدة والتقل مخصوص است به بعد وآنچه زیادت PageV01P139 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0068.png) ~~ازان باشد جمع و چون بر نغمات جمع انتقال بهینتی ملایم باشد آنرا لحن خوانند پس ms071 لحن اخص باشد از ~~جمع چه هر لحنی جمع باشد من غیر عکس. و نسبت مثل اگرچه اشرف نسب است اما مستلزم بعد نیست ~~زیرا که در بعد اختلاف طرفین شرطست و آنک گفته که بعد مجموع نغمتین مختلفتین باشد بعضی گفتهاند که ~~آن بین النغمتین است غیر از دو نقطهآ طرفین و بعضی گفته که نقطتین طرفین داخل است اما آن نقطه جزء ~~لایتجزا باشد و آن دو نقطهآ طرفین داخل بعد است اما فی الواقع مجموع آن دو تغمهآ مختلفه بعد باشد و بعد در ~~اصطلاح ارباب عمل در این فن دوری مقدار طرفین بعد را از یکدیگر گیرند و بعد از نسبت مساوات ~~متفق ترین نسب نسبت ضعف است زیرا که طرفین آن قایم مقام اخری می شوند در تألیف لحنی. و قدما ~~رحمهم الله تعالی ابعاد را بر سه قسم اعتبار کردهاند: قسم اول اعلی، قسم دوم اوسط، قسم سوم ادنی. اما ~~اعلی وآن چهار بعدست: اول بعد ذی الکل مرتین، ثانی بعد ذی الککل والخمس، ثالث بعد ذی الکل والاربع، ~~رابع بعد ذی الکل. اما اوسط و آن دو بعدست: اول بعد ذی الخمس، ثانی بعد ذی الاربع. اما ادنی و آن سه ~~بعدست: اول بعد طنینی، ثانی بعد مجنب. ثالث بعد بقیه. پس بعدی که حاشیتین آن بر نسبت اول مرتبهآ آن بر ~~نسبت اول مرتبهآ اضعاف باشد آنرا بعد ذی الکل مرتین خوانند و ارباب عمل در حدت بر اول مرتبهآ اضعاف ~~اقتصار کردهاند و این بعد را هم جمع تام نیز خوانند زیرا که حاشیتین آن مشتملست بر مجموع نغمات ~~هفده گانه ثقال با حواد آنها اعنی سی و پنج نغمه که مستلزم سی و چهار بعد باشد در آن بعد موجودست و آنرا ~~بدو بعد ذی الکل تقسیم کردهاند و مقدار ذی الکل اول نصف اثقل وتر ام است و حاشیتین آن ایح است. و ~~مقدارذی الکل ثانی ربع ثالث وترست ms072 که نصف نصف وتر ام باشد. پس هر بعدی که بر نسبت ضعف و نصف ~~باشد آنرا بعد ذی الکل والخمس خوانند وحاشیهآ عظمی آن ثلثه امثال حاشیهآ صغری آن باشد و طرفین آن ~~کح باشد. پس بعدی که بر نسبت ضعف و ثلثان باشد آنرا بعدذی الکل والاربع خوانند زیرا که حاشیهآ عظمی ~~آن ضعف و ثلثان حاشیهآ صغری آن باشد اعنی اکه و آن نسبت هشت باشد با سه. و بعدی که بر نسبت ضعف ~~باشد آنرا یعد ذی الکل خوانند. و بعدی که بر نسبت مثل و نصف باشد آنرا بعد ذی الخمس خوانند. و بعدی ~~که بر نسبت مثل و ثلث آن را بعد ذی الاربع خوانند. و بعدی که بر نسبت مثل و ثمن باشد آنرا بعد طنینی ~~خوانند. و بعدی که بر نسبت مثل و تسع باشد آن را بعد ج. و بعدی که بر نسبت مثل و جزهآ من تسعة عشر ~~بالتقریب باشد آنرا بعد بقیه و فضله نیز گویند و بقیه گویند جهت تسمیه آنک چون از بعد ذی الاربع ضعف ~~طنینی فصل کنند آنچه باقی ماند تا نقطهآ ربع وتر ام بقیهآ باشد و آن متمم بعد ذی الاربع بود. و فضله گویند ~~برای آنک چون بر ضعف مقدار آنرا فاضل گردانند متبم ذی الاربع باشد و این بر سه نوع ممکن است ~~کمایأتی. و مقدار ربع طنینی را بعد ارخا گویند و آن در تألیف الحان مستعمل باشد اما اهل سازهای ذوات ~~الاوتار بر دستانی که اصبع را بران نهند بر همان دستان اصبع را بمالند اعنی مهتز گردانند بمقدار ربع طنینی ~~که آن یک قسم باشد ازسی و شش قسم باشد و اهل ساز آن اهتزازرا مالش خوانند. صاحب شرفیه گفته است ~~که ابعادی که بر نسبت ضعف و انواع مثل و جزه باشد اضعاف و اضعاف جزء باشد امثال آنها ملایم باشند و ~~انواع مثل واجزاء ضعف وضعف ms073 وامثال وجزء واضعاف واجزاء غیرملایم باشند الا فیما یقیل. اما آنک گفته ~~که مثل و جزء ملایم است می گوییم آن مطرد نیست زیرا که کل و ربع و کل و خمس و کل و سدس و کل و سبع ~~کل غیر از آنها نیزرا متنافر مییابیم، و آنها در تألیف الحان مستعمل نیستند برای آنک غیرملایم اند. دیگر ~~آنک گفته که ضعف واجزاء غیر ملایم اما ما می یابسم بعد ذی الکل والخمس وبعد ذی الکل والاربع با وجود PageV01P140 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0065.png) ~~آنک بر نسبت ضعف و اجزاءاند و آن ملایم است. اما اشرف و افضل ابعاد ملایمه بعد ذی الکل است زیرا که ~~امتزاج طرفین آن بمرتبه ایست که هر دورا یکی شمرند و در تألیف الحان نظیر و قایم مقام اخری باشند و این ~~بعد باین خاصیت از جملهآ ابعاد ممتاز و مختارست. و بعد ازان بعد ذی الخمس پس بعد ذی الاربع پس بعد ~~طنینی پس بعد مجنب. اما بعدی که مقدار آن نصف کل است در غایت ملایمت است بعد از آن هر بعدی را که ~~مقدار اقل از آنست در ملایمت اضعف ازان است اعنی از بعد ذوالنصف و بعد بقیه که اصغر ابعادست بامتزاج ~~ملایمات ملایم شود. ~~بیان ابعادی که بعضی ملایم اند باتفاق اول و بعضی دیگر ملایم اند باتفاق ثانی: یباید دانست که ابعاد ~~ملایمه بعضی آنند که متفق اند باتفاق اول و بعضی دیگر متفقاند باتفاق ثانی، و جمیع ابعاد مثل و جزو ~~متفق اند باتفاق اول فقط بواقی متفق اند باتفاق ثانی. اما اتفاق اول آن باشد که میان طرفین آن بعد نغمهآ ~~نباشد که آن با یکی از دو طرف بر نسبت ضعف باشد اعنی نغمهآ ضعف طرفی باشد یا نصف طرفی و باتفاق ~~ثانی آن باشد که جمع باشد میان طرف احد هر بعدی از متفقات باتفاق اول و ضعف اثقل آن یا طرف اثقل و ~~نصف احد ms074 آن اعنی بر نسبت ضعف و جزء باشد یا اضعاف یا اضعاف و جزء. و چون اشرف ابعاد متفقه باتفاق ~~ثانی بحسب مشابهت باتفاق اول است پس او از شبیه خود اشرف باشد. فحینئذ ابعاد صغری و وسطی ~~متفق اند باتفاق اول وابعاد عظمی متفق اند باتفاق ثانی مثلا بعد ذی الکل مرتین وبعد ذی الکل والاربع ~~متفق اند باتفاق ثانی و بعد ذی الکل مرتین در مسموع شبیه است ببعد ذی الکل و بعد ذی الکل والخمس شبیه ~~است بعد ذی الخمس وبعد فی الکیل والاریع شبه است ویعد فی الاریع وسکی زیست که متة به اشرف ~~می شود با بعضی اختلافات در الفاظ و عبارات رک. جامع الالحان صفحه 41 تا 48) ~~22- شکل ابعاد شش گانه در زیر آمده است # ینن ن بی ~~23- نور: اعنی اربعهآ که اول مراتب اضعاف باشد ~~24- همان نسخه : یح است و نغمهآ کح و ضعف نغمهآ له م است کانه درین بعد کل نغمات دوبار موجود می شوند ~~25- نیز: و آن اربعه اول مرتبه اضعافست و نام آن بعد، بعد ذی الکل مرتین است ~~26- همان نور، آنها این بعد را جمع تام خوانده بعد بالکل را جمع کامل و بعدی که بر نسبت مثل و سبعة PageV01P141 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0070.png) ~~اتساع باشد اعنی ایهد که ضعف ذی الاربع است آنرا جمع ناقص خوانند. ~~27- منظور اوکتاو دوم است که نغمات هفده گانه را مضاعف یعنی 2 بار دارد و ضعف ضعف را میتوان 4 بار ~~معنی کرد. ~~28- نور: و بعد ثانی ~~29- ایضا: همچو دو نغمهآ اکح چه نغمهآ اسه باشد با یکی مثل نغمهآ مقدار کح (خط خوردگی دارد) باشد و این ~~بعد را بعد ذی الکل والخمس خوانند. ~~30- یعنی 2 و1 را که همان 3 سابق الذکر می شود و در شکل هم دیده می شود. ~~31- نور: اما بعد سیوم ~~32-2 یا* که همان 8 و3 می شود ~~33- نور: اعنی طرف اثقل آن ضعف و ثلثان ms075 طرف احد آن باشد ~~34- ایضا: چه نغمهآ ~~35- کذا در همهآ نسخ: دو مثل = ضعف (2 برابر) ~~36- نور: زیرا که هر دو وتر ایشان برین نسبت باشند (فقط) ~~37- ایضا، و این ابعاد ثلثهآ عظمی مذکوره را هرگاه طرفین آنها را معا یا بر توالی جس کنند ~~.1ouel 38- در لغت به معنی بسودن و مالیدن (لمس) است ولی در موسیقی قدیم اصطلاحی بوده است معادل ~~3- نور: این ثلثهآ عظمی چون حکم ثلثه اول باشد اعنی بعد ذی الکل و بعد ذی الخمس و بعد ذی الاریع ~~40- زیرا سه بعد اوکتاو اول نظیر سه بعد متناظر خود در اوکتاو دوم هستند. ~~41- شکل مربوط با استفاده از نسخهها تلفیق و تکمیل شد رک. جامع الالحان ص 51. # قفی نجه ن ~~42- ملی: یسمی ~~43- نور: هی الکبری ~~44- نسخهآ ادوار این قسمت را ندارد. ~~45- ایضا: کان ~~46- نسخهآ نور عثمانی تمام این قسمت را ندارد ~~47- نور: پس این سه بعد را ابعاد صغری خوانند و شش بعد دیگر را ابعاد کبری ~~48- در نسخهآ نور عثمانی قبل از این در ضمن ترجمه و شرح «لذلک مثالا» آمده است با تغییراتی: و بعد ~~ذی الکل مرتین مشتملست بر نه بعد وبعد ذی الکل والخمس بر هشت بعد وبعد ذی الکل والاربع بر هفت PageV01P142 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0067.png) ~~بعد و بعدذی الکل بر شش بعد وبعدذی الخمس بر پنج بعد و بعدذی الاربع بر چهار بعد و بعد طنینی بر سه بعد ~~وبعد ج بر دو بعد و بعد بقیه بر دو بعد، و آن اصغر ابعادست و بعد جضعف بعد بقیه است و بعد طنینی ثلثة ~~امثال آن وبعد ذی الاربع سبعة امثال وبعد ذی الخمس عشرة امثال آن وبعد ذی الکل سبعة عشر امثال وبعد ~~ذی الکل والاربع اربعة وعشرون امثال آن وبعد ذی الکل مرتین بر سی و چهار مثل آن (بقیه مثل متن با اندک ~~اختلافی درالفاظ). ~~49- نور: و این نسب مذکوره ابعاد که مبین شد آنها که مبدأ ازا ms076 باشد در موضع خوداند بواقی همه در غیر ~~طبقهاند امثله ابعاد تسعه بدین صورت: (شکل) ~~50- در اصل: طبقهآ (رسم الخط) ~~51- مطهری ونور: البعد بالخمس - نسخهآ ادوار: و کذلک ایضا تشبه علیه البعدالذی ~~52- فقط مطهری بدون الذی. ~~53- نور: بعضی از نغمات قایم مقام یکدیگر می شوند و حکم آن هر دو یکی میباشد ~~54- قبلا اشاره شد باید به معنی هنر آموز باشد یا متعلم ~~55- نور: نغم، و منظور از اخراج نغمات یا نغم تولید آهنگهای موسیقی از وتر یا سیم ساز است. ~~56- کذا مطهری - نور و ملی: نه تقلید ~~57- نور: بعضی از ابعاد ~~58- ملی و مطهری: پوشیده شوند ~~59- نور: ذی الاربع مشتبه شود ببعد ذی الخمس هرگاه که اول طرف احد آن مسموع شود ~~60- ایضا: و سبب اشتباه آنست که از تقسیم وتر معلوم شد که نسبت مقدارح م با مقداریح م بعد ذی الخمس ~~است پس هرگاه که اول استنطاق ~~61- یعنی اول از نغمه زیر شروع کنند. ~~62- مصدر باب استفعال از ماده نطق ولی در اینجا از باب توسع در معنی باید ایجاد آواز یا نغمه گرفت. ~~63- نظیر یا مانند و مثل ~~64- نور: نقل کرده که نظیر و قایم مقام آنست و ازان بعد ذی الخمس مسموع شود ~~65- چون معمولا در خوانندگی یا نوازندگی صدا از پست بلند می شود. ~~66- نور: گردد کانه بعد ذی الخمس است زیرا که آن در خیال مرتسم گردد. ~~67- ایضا، بالضروره در طرف احد بعد ذی الاربع بعد ذی الخمس متخیل گردد. ~~68- ملی و نور: ثلاثه (رسم الخط) ~~69- نور: نصف باشد ~~70- این طرز محاسبه در آثار مراغی و به تعبیر دیگر در کتابهای موسیقی قدیم شواهد متعددی دارد و به ~~عبارت دیگر متداول و معمول بوده است 3 از2 یک واحد بیشتر است و در نتیجه نسبت آنها7 یالج ایعنی مثل و ~~نصف می شود. ~~71- نور: و بعد از ~~722- ایضا: چه نغمه هر بعدی ~~73- همان نسخه: احد معتبر باشد PageV01P143 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0072.png) ~~74- نیز: نسبت کنند. ~~75- نور ms077 (اعداد) ندارد. ~~76- ایضا: ادراک نسبت بذوق نکند ~~77- یعنی بعد از آن ~~78- تور: مسموع شود (زیراا و یح نظیر هم هستند) ~~79- نور: که اول نغمهآ چهار قسم مسموع شده باشد که یام است. ~~طرف آقل بعد نی الارمع پس برت کلدیر مطلق وتر آم عشی تسم مفروض باسد ویح م سد سم ولثلنه ~~قایم مقام سته است کانه بعد از نغمهآ یا نغمهآ ا مسموع شده ~~81 همان نسخه: اکنون محقق است که مقدار یا لح بعد ذی الاربع است و مقدار ایابعد ذی الخمس، پس مبین ~~شد که بسبب تقدیم احد این اشتباه واقع می شود و غیر ازین دیگر.... ~~82 کذا نور، نسخ دیگر: ثلثة!(ولی سبعه صحیح است زیرا بعد طنینی به نسبت است و با4 یا نزدیک ~~و قابل اشتباه است) در جامع الالحان نیز سبعة اتساع است (ص 148) ~~83_ مطهری در اینجا منفصل: به بعد ~~84- نور: بعد ایه ضعف ذی الاربع است ~~85 ایضا: زیرا که ذی الاربع اول اح باشد وذی الاربع ثانی ح یه و مقدار ذی الاربع اول بر ذی الاربع ثانی ~~زایدست ~~86 یه ح * 1ح = ایه یا 2 ذی الاربع. ~~87 نسبت ذی الاربع است ومثل و سبعة اتساع یا لج 1یعنی 6 و آن برابر است باط4 ~~88- نور: و چون تقدیم احد کنند اعنی بعد از استنطاق نغمه یه استنطاق تغمهآ ~~89- مرکب از زخم به معنی ضربه و های اسم آلت و به تعبیری مضراب ساز (معین). ~~90- نور: نغمهآ یه نغمهآ یح (در حاشیه) مستنطق شده و آن بعد طنینی باشد زیرا که درین صورت یهم نه قسم ~~باشد ویح م هشت قسم برین تقدیر مطلق وتر ام شانزده جزه باشد و هشت قایم مقام شانزده و نسبت ام با یه م ~~چون نسبت شانزده با نه و آن بر نسبت مثل و سبعة اتساع باشد و نسبت یه م با یح م مثل و ثمن باشد. آن بعد ~~طنینی باشد ms078 در طیقهآ سیم و اشتباهات بسبب تقدیم احد واقع می شود ~~91- یح اکتاو و ایح 2 برابر اح است بنابراین اگر نیمهآ وتر (ح )8 فرض شود ایح 8x2=16 می شود و ~~نست یلیم جون یدی ا است ا یا (کل وسمة اتساع) خواهد بود وبهمین ترتیب نسبتیم یا ~~(مثل وثمن) می شود. ~~92- ملی: نمی شودا ~~93- نور بدون کل ~~94- مطهری و ملی: انشا الله - نور این عبارت را ندارد. ~~95- نور: و در هر جمعی ~~96- ایضا: بران جمع باشد ~~987- همان نسخد: احد یعدی دیگر مشتبه شود PageV01P144 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0069.png) # 145 ~~98- نیزنور: و همچنان از اتا له (خط زدهاند) در نغمات نظایر نیزهمین اشتباهات واقع می شود چون طالبان ~~بطلبند دریابند. ~~99- ملی: البواقی ~~100 - نور: و کذی - نسخهآ ادوار: و کذلک ~~101- ایضا ادوار: طرفاه اله ~~102- نور بدون طرفا ~~103- ایضا نور و ادوار بدون طرفا ~~104 - ملی: بعدین ط ط ~~105 - ملی بدون بعد ~~106- مطهری: من ذی الخمس ~~107- ملی: ذی الکل ~~108- در آثار مراغی مانند اغلب کتابهای موسیقی قدیم حروف مقطعه ابجدی مثل جوط به دو معنی به کار ~~رفته است: یکی برای نشان دادن نغمه یا نت مانند ا، ب، ج د که به ترتیب پردههای سازیا دستانهای وتر ~~هستند و دیگر نشانهآ بعد یا فاصله له1e1هذ مثل ج(مجنب) وط (طنینی) ولی به طور کلی همه این حروف بدون ~~نقطه نوشته شدهاند. ~~109- نور: طریقهآ طرح بعد از بعد (ولی به خط ریز بالای بعد اولی و دومی نوشتهاند: صغیر، کبیر) ~~110- نور: اعنی طرح (به خط ریز و الحاقی). در مصادر زوزنی فصل به معنی جدا واکردن (ج1 ص 154) ~~آمده است و با توجه به این معنی می توان آن را اصطلاحی به مفهوم تفکیک یا بیرون آوردن و معادل ~~Sepaation گرفت. ~~111- نسخهها: نغمهآ (رسم الخط و مانند موارد مشابه دیگر) ~~112- نور: نسبت مفصول باشد ~~113- ایضا: خواهیم باید # 112- مطهری و نور: منه. باید سهو القلم کاتب تلقی شود زیرا گذشته از آن که در ms079 عبارات بعدی همه جا عنه ~~است مناسب مقام نیز نیست. هر بعد دو عدد دارد و در فصل وقتی دو بعد را درنظر می گیرند از هر یک از آن ~~اعداد دوگانه هر بعد یکی در محاسبه منظور می شود که مفصول بعد فصل شده و مفصول عنه بعدی است که ~~می خواهند فصل کنند ~~115- نور: پس طریقه ~~116- ایضا و ملی: واسطه سازیم . در مطهری محذوف به قرینهآ (کنیم) است. ~~117- مطهری: ثقل (باید سهو القلم باشد زیرا با آن که غلط نیست به قرینهآ تکرار مکرر ائقل در این بخش ~~اثقل باید باشد) ~~118- کذا در همهآ نسخ و در جامع الالحان (ص 57) ومقاصد الالحان (چاپ دوم ص 29) وظاهرا به اعتبار ~~کوچکتر بودن اعداد ولی اول هم به جای اقل خالی از لطف و تناسب نیست ~~119- نور: حاشیتین مفصول عنه و مفصول وضع کنیم ~~120 - ایضا: در زیر اعداد PageV01P145 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0074.png) ~~121- نور: بعد ذی الخمس را 3.. تا حاصل شود 27.. تا حاصل شود 18 ~~122- نور: عدد (به خط ریز الحاق شده) حاشیهآ عظمی بعد ذی الخمس را در عدد حاشیه ~~123- واسطه یا 24 حاصل ضرب 378 و حاشیتین یعنی اعداد طرفین عبارتند از 2x9=18 و27-329 و ~~شکل تلفیق از نسخههاست. ~~124- مفصول یعنی طنینی چنان که در شکل ملاحظه می شود در طرف ا(انف) که اثقل یا بم تر وتر است قرار ~~دارد. ~~125- نور: احد باشد ~~126_ شکل از نسخهها تلفیق شده و اسم ابعاد از نسخهآ نور عثمانی مأخوذاست و همان طور که در شکل دیده ~~می شود مفصول یا طنینی در طرف م (مشط) یا زیر وتر قرار دارد. اما اعداد عبارتند از: واسطه یا وسط ~~982-18 و طرفین یا دو طرف 8x3-24 و16-882. ~~127- نور: این بود طریقهآ فصل ابعاد از یکدیگر ~~128- افزایش یا اضافه کردن »ناللهاله ودر جامع الالحان مفصل تر است (صفحهآ 53تا57) ~~129- نور: بعد دیگر سازند ~~130- به دو # 131- نور: دوم باعداد نسب ~~132- نور بدون مثلا ~~133- نور: بران (الحاقی ms080 به نظر میرسد) یه ~~134- نور: اضافت مساوات خوانند ~~135- نسخهها شکل ندارد ولی از باب مزید فایده از جامع الالحان و مقاصد الالحان اقتباس شد. ~~136- نور: مثلا اگر خواهیم که بعد 6م، ~~137- نور بدون: آن ~~138- نور داخل گیومه را ندارد. ~~139- ایضا: اضافت مختلط ~~:2 البلی حاسه نود که اعداه مناسه پیای آنها وضع کدم طریته آنت که اقل عدن برنست ~~حاشیتین هر یک وضع کنیم و هر یکی را در نفس خودش ~~141- ایضا: که بعد ذی الاربع را هم بیعد ذی الاربع اضافت کنیم ~~142- ایضا بدون: تا ~~143- همان نسخه: آنرا ~~144- نیز: و آنرا وسط ~~145- ملی: اثنی عشر ~~136 ل-2=4 وچ -= ~~147- نور عبارت دالخل گیومه را ندارد PageV01P146 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0071.png) ~~148- نور: ثانی اربعه را... اعداد مترتب شوند بدین نوع ~~149- از ضرب 4 در اعداد قبلی یعنی 16 و12 و9 به ترتیب 64 و48 و36 حاصل می شود ~~150_ شکل قبلی از نسخهآ نور عثمانی نقل شد ولی در مطهری و ملی به جای آن شکل دوم رسم شده است که ~~چون در واقع مکمل شکل قبلی است از هر دو استفاده شد. ~~151- نور: هم برین طریق. نمط هم به معنی طریق و روش است (معین) ~~152- ایضا: بسوی آنها ~~153- همان نسخه: یکی اعظم باشد از دیگری ~~154- نیز نور: پس ضرب کنیم اربعه را... و آنها حاشیتین سازیم پس ضرب کنیم... تا اعداد. برین گونه: ~~155- ملی: مرتب ~~156- در نسخهآ نور عثمانی شکل بدون عدد است. ~~157- نور: و اگر ~~158- ملی: طرف حدت ~~159- ایضا ملی: مرتب - نور: وسط اعداد چنین شوند ~~16- نور: چون طریقهآ فصل بعد از بعد و اضافت بعد ببعد را بیان کردیم اکنون بیان تنصیف ابعاد کنیم. ~~در ضمن لازم به یاد آوری است که شرح مربوط به اضافت و تنصیف ابعاد را میتوان در مقاصدالالحان ~~(چاپ دوم صفحهآ 26 تا 30) ومفصل تر در جامع الالحان (صفحهآ 53 تا 60) ملاحظه کرد. ~~5isection 161- دو نیمه کردن ~~162- نور: چون خواهیم هر بعدی را که باشد آنرا ms081 تنصیف کنیم طریقه آنست که حاشیتین آنرا مضاعف ~~گردانیم ~~d5uble 163- دو برابر ~~164- ایضا: تنصیف کنیم باید که حاشیتین آنرا مضاعف سازیم و نصف فصل اعظم را بر اصغر افزاسم مثلا ~~حاشیتین ذی الاربع را که مضاعف گردانیم8 و6 شود و چون نصف اعظم را که یکی است بر اصغر که شش ~~است افزاییم... ~~165- نور: پس روشن شد ~~166- ملی: مرکب شده است ~~167_ نسبت دو بعد چنان که در شکل دیده می شود عبارت است ازه * (=14) و=(*13) ~~168- نور: باستقراء معلوم شد ~~169- همنام، المشارک فی الاسم (لاروس عربی) ~~170- نور: وسدس از مخرج سته است ~~171- ایضا: سته ~~172- کذا ملی حمطهری: هوالمط [مخفف العطلوب که در قسمت «تقریب بعد ب » نیز سابقه داشت) - نور و ~~صاحب شرفیه در کتاب شرفیه چنین گفته است: کل بعد ینصف فان البعد الواقع فی الطرف الاحدیکون ~~یصف مقدارزیرا که ضعف عدد اصغر حاشیهآ بعد مقسوم ستی ضعف عدد مقسوم باشد ادرجای عبارت داخل ~~گیومه) PageV01P147 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0076.png) # اعغلم ان بعدب لیس فی الحقیقة من الابعاد الملایمة بل لما طرح من بعدذی الاربع ~~ضعف ط2 بقیت لتمام البعد3 بقیة وهی من زالی ح فلکونها4 متممة للبعد مازجت. وان ~~لم یکن فی نفسها ملایمة ولذلک اذا جست ثلثة من النغمات5 علی نسبة6 بعدب تنافرت ~~تنافرا ظاهرا فلیس حینئذ» کل ما الفت8 جماعة نغمات کیف اتفق تلایم بل لابد آن ~~تفق3 علی الاسباب الموجبة للتنافر لنتوقاها9 وهی اسباب اربعة: الأول هو التعدی من ~~الطرف الاحد من بعد10 ذی الاربع الاول التی هی نغمة ح. فإذن ثلثة ابعاد ط علی ~~التتالی متنافرات النغم لان الثالث11 طرفها الأحدی وکذلک اربعة ابعاد علی نسبة ج ~~لان الطرف الاحد من الرابع نغمة ط. الثانی هو12 الجمع بین الابعاد الثلثة اللحنیة فی ~~بعد ذی الاربع13. الثالث جعل الطرف الاحد من بعد ب اثقل لج الرابع تتالی بعدین ~~علی نسبة ب وقد عرفت14 فهذه هی الاسباب الموجبة للتنافر. # بدانک15 بعدب16 در حقیقت از ابعاد ملایمه نیست بل آن ms082 هنگام که طرح کرده شود ~~از بعد ذی الاربع، ضعف طنینی باقی ماند برین اتمام17 بعد ذی الاربع بعد بقیه و آن ازز ~~بود تا ح و آن متمم بعدست، پس ممازجت کرد18 بابعاد ملایمه لاجرم آن نیزملایم19 ~~مسموع شود اگرچه فی نفسه متنافرست20 وقتی که جس کرده شود سه نغمه بر نسبت ~~بعدب متنافر می باشند تنافر ظاهر پس نیست آن هنگام بر جماعت نغمه21 کیف مااتفق ~~ملایم بل که22 لابدست که از آن واقف باشی23 بر اسبابی که موجبست مرتنافر را تا از ~~آن احتراز نمایی24 و نگاه داری تو آن نغمات را و آن اسباب چهارند25: اول آنک از ~~طرف احد بعد ذی الاربع تعدی26 کنند و در گذرند و اختلال بنغمهآ ح لازم دارند27. ثانی ~~آنک جمع کنند بین ابعاد ثلته لحنیه28 در بعد ذی الاربع اول29. ثالث آنک گردانیده شود PageV01P148 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0073.png) # 149 ~~طرف احد بعد ب طرف اثقل مر جرا30. رابع تتالی31 بعدین بر نسبت ب 32. # و بدرستی که شناختی تو این اسباب را که موجب تنافراند و در33 ذی الاربع جمع ~~بقیتین سبب فساد لحن است34. و سبب دیگر عارض می شود و آن جمع نغمات باشد که ~~از حلق مستبشعه35 مسموع گردد اگر چه آن نغمات ملایمه باشند و آن از جهت ~~استشراف نفس است که الذ و اشرف از آن طلبد چون مباشر کریه الصوت والاداء ~~باشد، نغمات اگرچه بر نسبت ملایمه مترکب شده باشد چون از صوت او مسموع گردد ~~مکروه السمع ومردود الطبع باشد36. # و آنچه37 در ادوار گفته بسبب اول تعدی باشد از طرف احد بعد ذی الاربع اول حال ~~آنک این فقیر حقیر در بعضی از دوایر تصانیف ساخته که اول آن دایرهآ او آخر آن یح ~~است و در آن نغمهآ ح مفقودست اگرچه از طرف احد ذی الاربع تعدی کرده مع هذاملایم است. ~~از آن جمله شیخ الاسلام اعظم، افضل العلماء خواجه عمادالدین عبدالملک ~~سمرقندی38 ms083 بن شیخ الاسلام عصام الدین بن عمادالدین بن جلال بن عمادبن ~~شیخ الاسلام برهان الدین البکری منتسبا المرغینانی39 الذی من اولاد صاحب الهدایه ~~رحمهم الله40 بر پنج41 بیت از ابیاتی که نتایج طبع سلیم مستقیم اوست ازین فقیر ~~التماس تصنیف کرد که در دایرهای که در آن نغمه ح موجود نباشد بسبب اول دایره ~~ملایم باشد که دورین ایقاعی بضر بین مختلفین معا مؤدی گردد مثلا بدست راست دور ~~ثقیل رمل42 و بدست چپ دور ثقیل ثانی چنانک بهر چهل و هشت نقره دور جمع باشدو ~~در اعادهآ دور ثانی دخول هر دو دور معا واقع شوند و نغمات و ابعاد آن دایره این است: PageV01P149 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0078.png) ~~3- ایضا: بعدین ~~4- نور: فکونها ~~5- نور: ثلث تغمات ~~6- ادوار: نسبة واحدة هی ب ~~7- نور بدون: حینئذ ~~8- ادوار: الف بین النغمات - نور: بین نغمات ~~9- نور: لنتوقیها ~~10- ایضا بدون بعد ~~11- مطهری وملی: من طرفه ~~112- نور یدون: هو ~~13- ایضا: فی ذی الاربع الاول ~~14- ادوار: عرفته ~~15- ملی: بدانکه (رسم الخط) ~~16_ یا بقیه زیرا نسبت ساده ندارد. ~~17- نور: ماند تا تمام ~~18- ایضا: کند ~~19- همان نسخه: لاجرم آن ملایم ~~20- نزن ملایم نست وهرگاه که جس کرده شود سه نغید برنسبت بعد یقیه (در بالای آن: ب») که آن دوبقیه ~~باشد متنافر باشد تنافر.... ~~21- همان نور: جماعت نغم ~~22- ایضا نور: بل لابدست ~~23- همان نسخه: واقف شوی تو ~~24- نیز: نمایند ~~25- و نور: چنانک از متن معلوم شد (اضافه دارد) ~~26- یعنی: تجاوز ~~27- ایضا : اول تعدی از طرف احد ذی الاربع (فقط) ~~28- سه بعد طنینی (ط) وبقیه (ب] ومجنب (جارا قدما ابعاد ادنی از جمله ابعاد متفق وبه تعبیر دیگر ابعاد ~~ثلثهآ لحنیه می نامیدهاند رک. جامع الالحان صفحهآ 44 تا 46 ~~29- نور: دوم جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه در بعد ذی الاربع ~~30- ایضا: سیوم آنک طرف احد بعد ب را طرف اثقل ج سازند ~~31- تتالی: توالی (لاروس عربی) ~~32- همان نسخه: چهارم تتالی بعدین در بعد ذی الاربع متصل یا منفصل ~~33- ملی: در بعد ms084 ذی الاربع PageV01P150 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0075.png) ~~34- نور: و این اسباب اربعهآ مذکوره سبب فساد لحن باشند (بدجای تعام عبارت متن) ~~35- خشن و کریه (لاروس عربی مادهآ شبع) در جامع الالحان نیز آمده است رک. صفحهآ 17 از آن کتاب ~~36- نسخهآ نور عثمانی از (و بدرستی) تا (باشد) را ندارد. ~~37- نور: اما آنک صاحب ادوار رحمه الله تعالی در کتاب ادوار گفته است که سبب اول تعدی است... این فقیر ~~در بعضی از دوایر تصانیف ساخته اول آن او آخر آن یح است و در آن جمع نغمات نغمهآ ح موجود نیست بل که ~~مفقود است (رسم الخط)... متعدی است مع هذا ~~38- نور: السمرقندی. جامع الالحان: سمرقندی ~~39- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: خواجه عمادالدین عبدالملک سمرقندی بن عمادبن جلال بن زین شیخ- ~~الاسلام برهان البکری المرغینانی ~~40- نور: الذی صاحب الهدایه رحمهم الله ~~41- ایضا نور: هفت بیت عربی از نتایج طبع سلیم خود و باتفاق فضلای عصر التماس کردند که بدین ابیات ~~تصنیفی می یابد که دردایرهآ باشد که آن دایره مشتمل باشد بر جمع نغمات ملایمه که در آن دایره نغمهآ ح نباشد ~~و ملایم باشد و بر ادوار ایقاعی و انواع آن مشتمل باشد و چهار دور مخالف مثلا بچهار عضو مثلا بدست ~~راست دایرهآ ثقیل رمل که بیست و چهار نقره و بدست چپ دایرهآ ثقیل ثانی که شانزده نقره است و بزانوی ~~راست دور رمل دوازده نقره و بزانوی چپ دور ثقیل اول که اهل عجم آنرا ورشان خوانند ~~42- برای این دو دور رک. جامع الالحان صفحهآ 217 تا 221. ~~43- مراغی در جامع الالحان (صفحهآ 62 و63) و مقاصد الالحان (ص 25) به این مطلب اشاره کرده وحتی ~~مقداری از اشعار سمرقندی را آورده است بنابراین مندرجات نسخهآ نور عثمانی در اینجا که متضمن آن ~~شعار است زائد یا مکرر به نظر می رسد در عین حال به منظور اطلاع علاقه مندان از محتوای آن نسخه نقل ~~می شود: ابیات عربی این (7 ms085 بیت) و ابیات پارسی این: ~~بار دیگر بمیکده بردیم راه را بر هم زدیم مدرسه و خانقاه را ~~هر جا رویم از در دلدار نگذریم ما گم نمی کنیم درین کوی راه را ~~هر جا رویم لطف الهی پناه ماست هرگز ز دست می ندهیم آن پناه را ~~در می کشیم آتش می را و آنگهی بر می کشیم نالهآ دلسوز آه را ~~ابن عصام نام قلندر درست کرد چون برفکند قاعدهآ مال و جاه را ~~که از مقاصدالالحان و جامع الالحان 2 بیت بیشتر دارد و ضمنا در بیت دوم هر جا رویم که نوشته شده که (که) ~~زائد است. «دو قطعه برین اشعار و ابیات مؤلف شد در دودایره که خالیاند از نغمهآ ح برین مثال (دو شکل ~~تقریبا مشابه شکل متن) از استماع این تصنیف تعجب بسیار کردند. این دودایره این گونه مستخرج شدند که ~~صاحب ادوار از اضافات اقسام ذی الخمس باقسام ذی الاربع هشتاد و چهاردایره مترتب گردانیده است که ~~در مجموع دوایر نغمهآ ح موجودست حال آنک این فقیر اضافت ذی الاربع بذی الخمس کردم بر عکس ~~اضافاتی صاصب الوارودردابره اول قسم نی الاریع ایینست : بع بیا رقسم ذی الخمس انة یا ط و ~~نیز دوایر دیگر بدین نوع اضافت حاصل می شود و مجموع آنها رادر کتاب جامع الالحان ثبت کردیم. اکنون ~~بعد از معرفة اسباب تنافر و توقی از آنها شروع می کند در تألیف ملایم» PageV01P151 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0080.png) ~~واذا توقیت هذو الاسباب لم یمکن تقسیم بعد ذی الاربع1 الا سبعة أقسام والبعد ~~الذی بالخمس2 إلا تسعة اقسام ان اشترط3 فی بعد ذی الاربع ان لا یجمع فیه ~~بین الابعاد الثلثة اللحنیة ولا یخل لجس الطرف الأحد من بعد ذی الاربع و فی بعد ~~ذی الخمس ان لا ینتقل الی نغمة یح إلا من یه فیصیرح ذات نسبتین. واما اذا لم یشترط ~~یسکن انعسامه ملة عضر قسماو قد بنا هنها أشی تضر سما ms086 تنا ادو ألها لوزیی الثالق ~~عشر فان استخراجها5 علیک سهل6 ان کنت اذا7 عنایة فی التفتیش وقد ترکبنا لها8 ~~جدولا لتضیفها9 إلی الاقبسام السبعة فلنقسم اولا بعد ذی الاربع الآول10 ولنسمة ~~لطیقة الاولی تم لابد ان تفرض اول الابعاد أما ط أوج آوب فان فرضنا (اط یلزمنا ~~نضیف الیه اما جط اوط جاوججب وان فرضناه ب فلیس الا ان یتمم البعد ببعدی ~~ط لاغیر لان اضافة جط اوط ج یؤجب تنافرا. و13 اما ط ج فلانه لایقی بتمام ~~القسمة فیفتقر الی اضافة مایبقی وهو بعدب. فیحصل الاخلال بتوقی13 السبب الثانی ~~والثالث والرابع فهذه سبعة اقسام بعد ذی الاربع الاول. ~~بباید دانست که ارباب صناعت4 عملیه ابعاد کبری را15 برای آنک بابعاد صغری ~~قسمت کنند16 استعمال نکنند و به ابعادی قسمت کنند که اعظم آن بعد ط باشد و اصغر ~~آن بعد ب. و ابعاد صغری را بدین سبب ثلثهآ لحنیه گویند زیرا که الحان از آن مرکب ~~می شود و تألیف این ابعاد بهر وچجه که ممکن باشد ملایم نبود کما ذکر. ~~چون از اسباب اربعه تنافر توقی17 نمایند بعد ذی الاربع را بهفت قسم ممکن18 بود PageV01P152 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0077.png) ~~کردن لیس الا. و بعد19 ذی الخمس را بنه قسم اگر [درا آن دو شرط بود: اول آنک در ~~ذی الاربعی که دروست جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه نباشد. و شزط دوم آنک اخلال بجس طرف ~~احد ذی الاربعی که درین بعد ذی الخمس واقعست نکند یعنی البته بر طرف احد آن ~~ذی الاربع که در طبقهآ ثانیه است مضراب جس کند. ~~پس روشن شد که بعد ذی الکل اعنی ایح منقسم است بدو بعد ذی الاربع و یک ~~طنینی زیرا که اح ذی الاربع اولست وح یه ذی الاربع ثانی و یه یح طنینی. پس شرط ~~کنیم که در وقت تقسیم ح یح البته استنطاق نغمهآ یه کنیم20 و اخلال بدان نکنیم پس ازین ~~دو شرط لازم آید که انتقال نکنیم ms087 بنغمهآ یح الا ازیه بواسطه یا بغیر واسطه. 21 اما ~~بواسطه آن باشد که از نغمهآ یه بنغمهآ یو یا یز انتقال کنند و از آن نغمه بنغمهآ یح، زیرا که ~~اگر از نقطهآ دیگر انتقال کنند بنغمهآ یح اخلال بدان لازم آید و نغمهآ ح ذات نسبتین باشد ~~زیرا که طرف احد بعد ذی الاربع اولست و طرف اثقل ذی الاربع ثانی. و در تقسیم او ~~نسبت ابعاد او را اعتبار کردهاند. و در تقسیم ذی الخمس نیزهم رعایت ابعاد آن باید کرد ~~اعنی رعایت ابعاد ذی الاربعی که در ذی الخمس است. 22 اما اگر در تقسیم بعد ~~ذی الخمس غیر از محافظت شرطین نکنیم اعنی اخلال بنغمهآ یه وجمع میان ابعاد ثلثه ~~لحنیه جایز داریم آنرا بسیزده قسم ممکن بود کردن. و صاحب ادوار رحمه الله دوازده ~~قسم را آورده است و ادوار آنها23 را در جداول باز نموده، اما استخراج قسم سیزدهم ~~رجوع بطالبان و مباشران این فن کرده که اگر در تفتیش و تفحص آن باشند بر ایشان ~~استخراج قسم ثالث عشر ممکن باشد و دوازده جدول را از ارقام خالی گذاشته یعنی ~~چون قسم سیزدهم را استخراج کنند ارقام آنرا در جدول وضع کنند حال آنک برای ~~ادواری که از قسم سیزدهم مترتب شود هفت جدول تمام است زیرا که چون اقسام سبعهآ ~~ذی الاربع را وضع کنند و قسم سیزدهم را بر آن اقسام سبعهآ ذی الاربع اضافت کنندهفت ~~دایرهآ دیگر حاصل شود. و صاحب ادوار24 رحمه الله دوازده جدول را خالی از ارقام ~~گذاشته لاجرم همهآ شارحان و طالبان و مباشران این فن از آن در غلط میافتند که ~~چگونه از اضافت قسم سیزدهم این دوازده جدول مرقوم گردد و غالبا صفی الدین را نیز ~~همین مقصود بوده و الا هفت جدول برای استخراج قسم سیزدهم کافی است پنج ~~جدول زیادتست تا مجموع دوایر که از اقسام طبقتین حاصل شود نود و ms088 یک دایره ~~موجود شود پس قسمت کنیم بعد ذی الاربع اول را و آن را طبقهآ اول نام نهیم و چون ~~ابعاد کبری را بابعاد صغری تقسیم می باید کرد خصوصا بعد ذی الاربع و ذی الخمس را PageV01P153 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0082.png) ~~بابعاد ثلثهآ لحنیه تقسیم کنیم پس در ذی الاربع لا بدست اول ابعاد یکی از ابعاد ثلثهآ ~~الحنیه. پس اول ابعاد ط فرض کنیم یا جیا ب. # پس25 اگر اول ابعاده بعدط فرض کنیم بیش از بسه قسم ملایم ممکن نباشد زیرا که ~~اتمام بعد بیک نوع26 از ابعاد ثلثه کنیم یا بیشتر از یک نوع یعنی سه نوع یا بدو نوع. و ~~بسه37 نوع نشاید28 زیرا که جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه لازم آید. و بدو نوع بحسب قسمت ~~عقلی بسه قسم باشد زیرا که آن دونوع بود: ط ب یاط جیاجب بود چه بحسب تقدم ~~و تأخر29 هر یکی از آن منقسم شوند بدونوع30. اتمام بعدذی الاربع به ط جنتوان کرد ~~چه از طرف احد تعدی واقع شود جب همچنین زیرا که جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه لازم آید و ~~نیز وفا نکند پس بضرورت اتمام ذی الاربع به ط ب باید کرد و آن بدونوع باشد بحسب ~~تقدیم و تأخیرط. پس بر آن تقدیر که ط را اول ابعاد فرض کنیم دو قسم لازم آید واتمام ~~بزیادت ازیک نوع بیش حاصل نشود: اول ط ط ب، ثانی طب ط. اما اگر اتمام بعد بیک ~~نوع از ابعاد ثلثه کنیم یاط باشد یا جیاب. و به ط نشاید زیرا که بیک بعدط تمام نشود و ~~بدوط یا زیادت ازحدح درگذرد31 و به ب نشاید زیرا که بیک بعدب تمام نشود وبزیادت ~~ازیک ب تتالی ابعادب لازم آید پس بضرورت اتمام بنوع جباید کرد و یک جوفا نکند ~~و سه جاز حد ح در گذرد پس بضرورت بدو ج باید کرد و برین تقدیر یک قسم بیش ~~ملایم نباشد و آن ms089 ط جج باشد. و اگر اول ابعاد جمفروض بود32 هم بیش از سه قسم ~~ملایم ممکن نباشد زیرا که اتمام بعدذی الاربع33 یا بیک نوع کند یا بزیادت ازیک نوع. ~~و بیک نوع نشاید چه آن نوع اگرط باشد بیکی تمام نشود و بدویا بزیادت از دو از حد ~~در گذردواگر به جممکن باشد بیکی ودو تمام نشودو بسه یازیادت از حدح در گذرد واگرب ~~باشد بیکی تمام نشود و بزیادت از یکی تتالی ابعاد ب لازم آید پس بضرورت اتمام بعد ~~ب بزیادت از یک نوع کنند. بسه نوع نشاید زیرا که34 جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه لازم آید و ~~نیز از حدح در گذرد و بدو نوع بر سه قسم باشد کمامر. و اتمام به ط ب نتوان کرد زیرا ~~که35 جمع ثلثهآ لحنیه لازم آید و به ب جوفا نکند و بقیهای36 که باقی ماند آن ج باشد و ~~نشاید که ب مقدم باشد یا در وسط چه اخلال باحتراز از سبب ثالث لازم آید پس ~~بضرورت37 در آخر افتد و یک قسم لازم آید که آن جججب باشد و اگر به ط ج ~~کنند بحسب تقدیم و تأخیر دو قسم حاصل شود38: یکی ججط و دیگر جط ج. و ~~اگر اول بعد ب فرض کنیم یک قسم بیش ملایم39 نباشد زیرا که اتمام بعد بدو نوع ~~نشاید چه آن نوع یا جط باشدیاب ط یاب جوبه ط وب جوفا نکند و بقیه بماند که PageV01P154 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0079.png) ~~آن ب40 یا در حکم ب باشد بماند و تتالی بعدین ب لازم آید تا انتقال ازب به ج،واتمام ~~به ججهم نشاید کردن چه آن بر دو قسم باشد: ط جوجط بحسب تقدیم و تأخیر و ~~اگرط جباشد وفا نکند و بقیه که بماند آن بعدب باشد و اخلال باحتراز از سبب ثانی ~~لازم آید و آن جملهآ ابعاد ثلثهآ لحنیه است. # و اگر جط باشد اخلال باحتراز از سبب ثانی. ms090 و سبب ثالث که آن انتقالست از ~~طرف احد بعد ب41 باثقل جواز سبب رابع که تتالی بعدین ب لازم آید و تتالی بعدین ~~ب یا جمع آن مطلقا اعم از آنک متوالی باشد یا متفرق، و برین42 تقدیر اخلال مذکور ~~لازم آید. و ازین سخن معلوم شد که بر تقدیر آنک اول اقسام را اگر بعد ب فرض کنیم ~~اتمام آن بیک نوع باید کرد که آن بنوع جباشد یا ب یا ط وبنوع ج نشاید چرا که ~~اخلال باحتراز از سبب ثالث لازم آید و بنوع ب هم نشاید چه تتالی ابعاد ب لازم آید ~~پس البته بابعاد ط باید کرد و بیک بعد ط تمام نشود و بسه بعد ط تعدی باشد از نغمهآ ح، ~~پس اتمام آن بدو بعد ط باید کرد و یک قسم لازم آید43 آن ب ط ط باشد و ازین سخنان ~~که مذکور شد معلوم شد که اقسام ملایمهآ ذی الاربع هفت باشد برین مثال44: ~~این جدول در هر سه نسخهآ شرح ~~ادوار وجود دارد. در نسخهآ مطهری ~~بهجای ابعادها ابعاد و در نسخهآ ملی الویم الراب بهرء ~~ابعاده است ولی نسخهآ نورعثمانی. ~~ابعادها دارد که به قرینهآ نغماتها در الفسم ازم) دء ~~ستون چهارم مرجح به نظر می رسد. ضمنا (ذی الاربع) حاشیهآ جدول را العم الرالرک[ر5 (ج وح ~~هفت گانه است. بدجای جدول شرح اقسام نورعثمانی ندارد و در نسخهآ ادوار الم السی یه4 جب جب لفانها اج ه زح PageV01P155 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0084.png) # فهذه سبعة اقسام کل قسم اربع نغمات حاصلة من ثلثة ابعاد الا قسما واحدا هو ~~خمس45 ولذلک تسمی البعد الذی بالاربع وانقسم بعد ذی الخمس الباقی لتمام46 ~~ذی الکل اثنی عشر قسما ولنسمه الطبقة الثانیة علی هذا المثال47 # ع یادیوی ~~جدول از نسخهآ مطهری و ملی است و در نور نیز هست ولی عنوان آن: اقسام دوازده گانهآ طبقهآ ثانیه ماست. ~~فهذه سایر اقسام الطبقتین فنغمة اح یه ms091 یح هی موجودة فی سایر الاقسام التسعة و ~~تفقد فی البواقی نغمة یه وتسمی النغمات48 الثوابت والبواقی المتبدلات إذ49 توجد PageV01P156 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0081.png) ~~فی البعض دون البعض. # از اضافات اقسام50 بعدذی الخمس باقسام بعد ذی الاربع، نود ویک دایره51 حاصل ~~می شود و اگر ذی الاربع را بر ذی الاربع اضافت کنیم دیگر دوایر ملایمه حاصل می شود ~~چنانک در دایرهآ ح که پیشتر مذکور شد و مانند نیرز53 کبیر. اما بعد ذی الخمس که ~~باقی مانده است باتمام بعد ذی الکل دوازده قسم آن مذکور شد و قسم سیزدهم را در ~~ادوار صاحب53 ادوار موقوف گذاشته است و ما استخراج کرده اینجا ثبت کردیم. و از ~~اقسام اضافات آنها باقسام ذی الاربع، هفت دایرهآ دیگر مترتب خواهد شد و قسم ~~سیزدهم را بانواع می توان پیدا کردن اما آنچه ملایم است آنست که عکس جمع نغمات ~~ذی الخمس حسینی54 است برین گونه: ط ط ج ج. # اکنون آن قسم مذکور را بر اقسام سبعهآ ذی الاربع اضافت کنیم برین مثال:55 ~~این جدول از نسخهآ نور عثمانی اقتباس شده است. در دو نسخهآ دیگر اولا بدون عنوان است و ثانیأ مانند دو ~~جدول قبلی در ستون دوم ابعاده است نه ابعادها و ثالثا ابعاد ججط ط است یعنی دایرهآ حسینی ~~(مقاصد الالحان، چاپ دوم ص 51) در صورتی که با تصریح به مقلوب بودن آن در نسخهآ نور عثمانی ط ط ~~جج باید باشد. # 56ولقائل ان یقول آن القسم العاشر یجب آن یکون تنافر النغمات اذح ید منه ~~طرفا57 بعد دون ذی الأربع وقد جمع بین الثلثآة الابعاد58 اللحنیة وهی جب ط. PageV01P157 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0086.png) ~~والجواب: انه لما کان البعد5 الذی بالکل مرکبا من بعدی ذی الاربع وبعد واحد هو ~~ط قسمنا بعد اح وبعدیا یح من غیر ان یجمع فیهما6 بین الابعاد الثلثة اللحنیة ثم جعلنا ~~البعد الطنینی الباقی وسطا فامکن تقسیمها یبعدی جب کما امکن فی القسم الثامن و ~~التاسع حیث ms092 جعل فی الطرف الاحد فلم یحصل الجمع بین الثلثة(6 فی هذا القسم وهذه ~~الاقسام إذا أضیف بعضها الی بعض صار کل جماعة منها مشتملا علیها بعد ذی الکل ~~فکل62 منهادایرة اولها ] و آخرها یح و ستعلم ان کل دائرة من هذه62 آذا آسقط منها64] ~~و فرضت اوایلها (6 ب آآوج او ماشئت من التغمات من روعی ترتیب ابعادها لم یقع ~~فی ذلک خلل فهذة الدائرة العاشرة واقعة ههنا فی غیر طبقتها فلذلک اشتبة66 ~~بالمتنافر67. # صاحب ادوار رحمه الله68 گفته که مر69قایلی را هست که اعتراض کند و گوید که: ~~واجب چنان بود که قسم عاشر را ازین اقسام از ترکیبات متنافره گرفتندی زیرا که ~~درین قسم ح ید طرفین بعدیاند که از ذی الاربع بیک بقیه کمترست و تقسیم آن برین ~~وجه کرده است که ثلثه لحنیه70 در آن جمع اند اعنی جب ط پس اخلال باحتراز از ~~سبب ثانی کرده باشند71 و این نمی شاید72. # وما جواب گوبیم که چون بعد ذی الکل اعنی ایح منقسم بود بدو13 بعد ذی الاربع ~~اعنی اح ویا یح74 و بیکی بعد طنینی که در میان هر دوذی الاربع واقع بود اعنی ح یا. و ~~ما می خواستیم75 که بعد ذی الکل را تقسیم کنیم76 اول بعد ذی الاربع اول اعنی اح را ~~قسمت کنیم بر وجهی که ابعاد ثلثهآ لحنیه در آن موجود نبودند چنانک اقسام هفت گانه77آ ~~مذکوره، پس بعد ذی الاربع ثانی را قسمت کردیم بر وجهی که ابعاد ثلثه در آن موجود ~~نبودند اعنی بر طریق قسم رابع و آن ط ججباشد. پس دانستیم78 که بعد طنینی را که ~~در وسط باقی مانده بود قسمت کنیم و قسمت آن به جب ممکن بود، قسمت کردیم و ~~چون با قسمت ذی الاربع ثانی را79 اعنی ط ججبدان80 ضم کردیم بعد ذی الخمس ~~شد و قسمت آن برین گونه شد: جب ط جج بی آنک ابعاد ثلثه81 در آن ذی الاربع ms093 ~~جمع باشد و این قسمت را که در طرف اثقل این قسم واقع شده است همان قسمتست که ~~در طرف احد قسم ثامن و تاسع واقع شده است82 اعنی ح یه را به ط جج قسمت کرده ~~و بقیه آن یه یح بعد طنینی باشد آنرا به جب قسمت کرده و آن برین وجه باشد: ط ج ~~ججب. ودر قسم تاسع، بعد ذی الخمس اعنی ح یه را به جط جقسمت کردند بعد ~~طنینی که باقی بماند83 آنرا به جب قسمت کردند ابعاد قسم تاسع برین وجه شد: ج PageV01P158 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0083.png) ~~ط جج ب. ~~و هر یک ازین اقسام دوازده گانهآ ذی الخمس را با هر یک از اقسام هفت گانه84 ~~ذی الاربع اضافت کنیم جماعاتی نغم حاصل شوند که بعد ذی الکل بر آن جمع مشتمل ~~باشد اعنی بر مجموع نغمات هر یک از آن جماعات مشتمل باشد و هر یک از آن ~~دایره85آ باشد زیرا که ابتدای آن از نقطهآ ا باشد و انتهای آن یح که قایم مقام ااست و آن ~~چنان باشد که ازا ابتدا کرده و باز بنقطه186آ رسیده و این را دایره87 بدان می گویند که ~~انتهای آن غایت ابتدای آن باشد و اگر از هر یکی ازین دوایر نغمهآ ارا اسقاط کنند و ~~ابتدا از نغمهآ ب یا جیا غیر آن88 کنند و ترتیب نغمات و ابعاد آن دایره را مرعی دارند89 ~~هیچ خللی واقع نشود و این دایرهآ عاشره90 چون در غیر موضع واقع شده است لاجرم ~~شبیه است بمتنافر91. # بدانک92 بعد طنینی در ذی الکل با طبقتین بسه نوع واقع می شود13: اول آنک ~~طبقتین در طرف اثقل باشد و طنینی در طرف احد و آنرا منفصل الاحد خوانند. ثانی94 ~~عکسه95 و آنرا منفصل الاثقل خوانند. اما ثالث آنک طنینی بین الطبقتین باشد و آنرا ~~منفصل الاوسط خوانند. وما نغمات و مقادیر ابعاد آنها را مبین گردانیدیم96 برین ~~مثال97: ~~منفصل اللعل ms094 م په نا له پ فالهپ بفا # ودایرهآ عاشره98 منفصل اوسط است99 و قبل ازین گفته که بعد ذی الکل مرکبست ~~از دو بعد ذی الاربع و یک طنینی پس هر جا که ذی الکل را بدین تقسیم و ترتیب یابیم ~~گوییم این دایره بدین ترتیب در موضع واقع شده است و این ترتیب که مذکورشد PageV01P159 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0088.png) ~~منفصل احدست100 اعنی ضعف ذی الاربع در طرف اثقل و طنینی در طرف احد101. # اما دایرهآ عاشره، منفصل102 اوسط است این ترتیب در آن دایره نیست لکن این ~~ترتیب را در آن دایره در غیر موضع مییابیم و اگر ابتدای دایره از نغمهآ یا کنیم پس ~~استنطاق کنیم نغمات باقیه را تا نغمهآ یح که قایم مقام ] است گوییا نغمهآ امسموع شده ~~است پس استنطاق نغمات باقیه کنیم و آنها هم بنغمهآ یا باشد. فحینئذ آن ترتیب اصل ~~دایرهآ ذی الکل اینجا پیدا شد اگرچه نغمات متبدل می شود و دایرهآ عاشر میماند اما ~~وضع اصل دایره را که آن منفصل احدست می یابیم در غیر طبقه. وچون این ترتیب را در ~~دایرهآ عاشره در غیر موضع یافتیم لاجرم گفت103 که چون این دایره در غیر موضع ~~واقعست شبیه بمتنافرست و نغمات ترتیب دایره مذکوره در دایرهآ عاشر چنین ~~است104: PageV01P160 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0085.png) ~~6- ایضا بدون: سهل ~~7- نسخهآ ادوار: ذا ~~8- ایضا: رکبنا لها - مطهری و ملی: رکبنا له ~~9- ملی: لتضیفه ~~10- نور: الاولی ولنسمیه ~~11- ایضا: فرض ~~12- نسخهآ ادوار: توجب تنافرا اما ~~13- نور: السبب الثانی و الثالث واما جط فللاخلال یتوقی السبب... بعد ذی الاربع الاولی ~~14- نور: ارباب این صنعت (ولی مراغی در آثار خود مکرردر مکرربه معنی usician یا نوازتده به کار برده ~~است رک. جامع الالحان ص 359 و مقاصد الالحان چاپ دوم ص 218) ~~15- از سه بعد اصلی ذی الکل و ذی الخمس وذی الاربع وطنینی و مجنب و بقیه سه بعد اخیر را ابعاد صغری ~~می نامیدهاند رک. جامع الالحان ص 44. ~~16- نور: آنک ms095 قسمت کنند با بعاد که اصغر از آنها باشد استعمال نکنند و قسمت آنها با بعاد ثلثهآ لحنیه کنند و ~~ببعدی که اصغر از بعد ب یا اعظم از بعد ط باشد قسمت نکنند بدین سبب ایعاد صغری را ابعاد لحنیه خوانند ~~چه الحان از آنها مرکب می باشند و... بر هر وجه کمامر ~~17- حذر کردن (مصادر زوزنی ج 2 ص 552) - نور: احتراز کنند ~~18- نور: قسم ملایم توان کرد کما یأتی ~~19- نور: و بعد ذی الخمس بغیر از نه قسم اگر در آن دو شرط کنیم: اول آنک درذی الاربعی که در آن است ~~جمع ابعاد ثلثهآ لحنیه نکنیم. دوم آنک اخلال بجس طرف احد بعد ذی الاربعی که درین بعد واقع است نکنیم ~~یعنی البته استنطاق یه بکنیم. و توضیح آنست که بعد ذی الخمس اعنی ح یح منقسم است ببعد ذی الاریع و یعد ~~طنینی ج از ح تا یح بعد ذی الاربع است و از یه تا یح بعد طنینی چنانک مذکور شد. ~~200- نور: یه را لازم دانند و آن طرف آحد بعد ذی الاربع ثانی است و اخلال بدان نکنیم پس ازین دو شرط لازم ~~آید که انتقال به یح از یه باشد البته بواسطه یا بغیر واسطه ~~21- ایضا: و اگر از نقطهآ دیگر انتقال افتد اخلال بدان لازم آید پس بعد ذی الاربع ذات نسبتین باشد زیرا که ~~در تقسیم آن نسبت ابعاد را اعتبار کردهاند و در تقسیم ذی الخمس نیز رعایت ابعاد آن معتبر است. ~~22- همان نسخه: اما در تقسیم بعد ذی الخمس غیر از محافظت طرفین آن نکنیم و اخلال بنغمهآ یه و جمع... ~~بسیزده قسم توان کرد. ~~23- نیز: و ادوار آنها را بیان کرده استخراج قسم سیزدهم را حواله بناظران و طالبان کرده و گفته که ترک ~~کردیم جدول آن را برای آنک اضافت کنی آنرا تو بسوی اقسام سبعه. پس ما اول بیان کنیم و گوییم بعد از آن ~~بعد ms096 ذی الاربع اول را که اح است و آنرا طبقهآ اول خوانیم باقسام سبعه بیان کنیم و چون قسمت ابعاد کبری ~~البته بابعاد ثلتهآ صغری می باید کرد اول ازط فرض کنیم یا جیا ب. ~~24- صفی الدین ارموی که مراغی مکرر از او یاد کرده است ~~25- نور: بدون پس PageV01P161 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0090.png) ~~26- نور: یا بیک نوع باشد از ثلثه یا بیشتر ~~37- ایضا: اگر به بیشتر ازیک نوع کنیم یا بهر سه نوع، بدو نوع. بسه نوع نشاید چه جمع ابعاد ثلاثه (کذا ~~رسم الخط) لازم آید و آن متنافرست ~~28- از شایستن با معنی فعلی نه قید ~~29_ تاخر در حاشیهآ نسخهآ مطهری نوشته شده است و ملی ندارد. ~~30- نور: و بدو نوع بحسب قسمت بسه قسم باشد زیرا که آن دو نوع یا طب باشد یا ط جیا جب اگرچه ~~یحسب تقدیم وتأخیر هر یکی از آن منقسم شوند بدو :و ع. اتمام به ط جنتوان کرد چه از حد ح در گذرد و نیز ~~وفا نکند برین تقدیر (مقداری کلمات را خط زدهاند) اگر ط را اول ابعاد فرض کنیم واتمام بزیادت ازیک نوع ~~بیش حاصل نشود اول ط ط ب دوم ط ب ط اما اگر.. نوع از ثلاثه (کذا رسم الخط) کنیم آن نوع ط باشد ~~یا... وبدو بعد ط از حدح در گذرد... بضرورت اتمام بعد ینوع جباید کرد... و بسه جاز طرف احدذی الاربع ~~تعدی کند و اگر اول ابعاد ب فرض کنیم بیکی تمام نشود و بزیادت از یکی تتالی ابعاد وی لازم آید پس ~~بضرورت اتمام بزیادت از یک نوع باید کرد. ~~31- بعدذی الاربع اح است که در ربع وتر ام قرار دارد با نسبت ینابراین همان طور که اشاره شده است دو ~~طنینی یا مجنب و بقیه که به ترتیب نسبت و وه1 دارند ز آن متجاوز می شوند ~~32- نور: فرض کنیم ~~31- ایضا: اتمام بعد بیک نوع... یا زیادت از حد ح در ms097 گنرد ~~34- نور: چه جمع ابعاد ثلثه لحنیه (کذا با این رسم الخط) ونیز از حدح درگذرد ~~35- ایضا: چه جمع ابعاد ثلثه... بماند که آن جباشد ~~36- در اصل: بقیهآ ~~37- همان نسخه: بضرورت ب در آخر. باشد و این قسم را جنس مفرد اوسط خوانند ~~38- نیز: حاصل آید ~~39- ایضا نور: یک قسم ملایم بیش ممکن نباشد... ~~40- نور: بعدب باشد و اخلال باحتراز از سبب ثانی و کند و سبب ثالث که آن انتقال است از طرف احدب ~~بطرف اثقل ج ~~41_ نور: بطرف اثقل جو بسبب رابع تتالی دو بعد ب لازم آید و مراد از تتالی بعدین ب جمع ایشانست مطلقا ~~42 معان نسخ یس بعلیم شدیه اکر الد اقسام را بعدب فرض کنیم اتمام بیله نوع باید کرد کد آن یا نوع ~~نشاید چه تتالی ابعادب لازم آید پس البته با بعادط باید کرد و بیک بعدط تمام نشود و بسه بعد از حدح درگذرد ~~پس روشن شد که اتمام البته بدو بعد ط باید کرد ~~سبعه تها ند الا تعمنات قیسم سأیع کمه آن ینج أندر دبتن سب آین بعد را بعد نع الارنع نرو اتد اعنن بعدق ه ~~منقسم بچهار نغمه شود. اما بعد ذی الخمس که باقی ماند از بعدذی الکل بعد از طرح بعدذی الاربع از آن و آن ~~ح یح بسیزده قسم منقسم می شود اگر محافظت طرفین بکنیم کمامر و تفصیل اقسام بعد ذی الخمس اینست. PageV01P162 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0087.png) # 163 ~~44- تقر یبأ همین مطالب را می توان در فصل ثانی از باب رابع جامع الالحان (صفعهآ 73تا 80) ملاحظه کرد ~~45- ملی: یسمی - ادوار: خمسة حاصلة من اربعة ابعاد و لذلک تسمی ~~46- ایضا: لتمام بعد ذی الکل .... والنسمة، الطبقة الثانیة ~~47- نور تمام عبارت را ندارد ~~48- مطهری وملی: تسمی الثوابت ~~49- ادوار: قد توجد ~~50- نور: دوازده گانه بعد... باقسام سبعهآ ذی الاربع هشتاد و چهاردایره حاصل می شود و چون قسم سیزدهم ~~را نیز بر اقسام سبعهآ ذی الاربع ms098 اضافت کنیم هفت دایرهآ دیگر حاصل شود چنانک مجموع نودویک دایره شود0 ~~51- اصطلاح دایره که جمعش دوایو است تقریبأ معادل 5e14 می شود و با دور که به ادوار جمع بسته می شده ~~است اندکی فرق دارد ~~52- در بعضی از مأخذ نیریز است و ممکن است لهجه باشد اما نیریز در ردیفهای موسیقی فعلی بر حسب ~~اختلاف روایت گوشهای از ماهور و راست پنج گاه به شمار می رود. ~~53- نور: و صاحب ادوار رحمه الله در کتاب ادوار جدول کشیده برای قسم سیزدهم و آن جداول را از ارقام ~~نغمات خالی گذاشته تا ناظران و طالبان استخراج آن کنند و ما اینجا طریقهآ اضافت قسم سیزدهم را باقسام ~~سبعهآ ذی الاربع باز نماییم تا هفت دایرهآ دیگر از آن اضافت حاصل شود، اما قسم سیزدهم را بانواع ممکن ~~است پیدا کردن اما آنچه ملایم ترست آنست که نغمات و ابعاد حسینی را مغلوب گردانند برین گونه: طط ~~جج(ریز آنها: اثقل، احد) ~~54- در ردیفهای فعلی گوشهای است از شور ~~55- نور: و اگر اضافت کنیم اقسام طبقهآ اولی را باقسام طبقهآ ثانیه دیگر دوایر کثیرة الانواع حاصل شود ~~چنانک در بیان دایرهآ ح مذکور شد و در نیرز کبیر نیزح ~~56- نور: قوله (مانند سایر موارد اشاره به قول ارموی) ~~57- ایضا: طرفاه ~~58- مطهری الابعاد را ندارد و در نسخهآ نور عثمانی در حاشیه اضافه شده و با علامت صح به معنی تصحیح ~~59- نور: کان بعد ~~60- مطهری: فیها ~~61- نور: الثلثة اللحنیة - نسخهآ ادوار: بین الابعاد الثلثه ~~62- ایضا: فلکل ~~63- مطهری و ملی: هذه الدوائر ~~64- نور بدون: منها ~~65- ادوار: اولها ~~66- نسخهآ ادوار: اشتبهت ~~67- ملی و مطهری: بالتنافر ~~68- نور: اینجا سؤال و جوابی را بیان کرده است و گفته PageV01P163 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0092.png) ~~69- کذا مطهری ولی واضع نیست - ملی: هر - نور: که تایلی ~~70- کذا ملی - مطهری بدون که - نور: که ابعاد ثلثآهآ لحنیه ~~71- نور: کرده بوده (بعد خط زده و نوشتهاند: است) ~~72- از شایستن: شایسته نیست، روا نیست ~~73- نور: ms099 می شوند! ~~74- یح اوکتا و اول در نصف وتروح درربع آن قرارداردبنابراین ایح شامل 2اح خواهد بودویک بعدح یادر ~~بین اح ویا یح ~~75- در نسخهها متصل ولی چنان که در مقدمه اشاره شده است رسم الخط ثابتی ندارند. ~~76- نور: قسمت کنیم بر وجهی که ابعاد ثلثه در آن موجود نباشند ~~77- ایضا: سبعهآ ذی الاربع پس ما بعد... کردیم هم بر وجهی ~~78- نور: خواستیم.. باقی مانده است قسمت کنیم و قسمت آن به جب کردیم ~~79- نور بدون را. ~~80- مصدر باب نصر به معنی «فاهم آوردن» (مصادر زوزنی ج 1 ص 112) که در اینجا مفهوم جمع الاروس ~~عربی) یا ضمیمه کردن را دارد. ~~81- نور: بی آنک ثلثهآ لحنیه در ذی الاربعین ~~82- ایضا: واقع است و قسم ثامن بعد ذی الخمس است اعنی... و بقیه که آن یه یح... وجه شد ~~83_ ملی: ماند ~~84_ نور: سبعه ~~85 نسخهها: دایرهآ (شاید: دایرهای بنابر رسم الخط نسخ) ~~86- نور: بنغمهآ ~~87_ ایضا: دایره گویند برای آنک انتهای... ابتدای آنست ~~888 همان نسخه: غیر از آنها ~~89_- نیز نور: در آن هیچ خللی ~~90- ایضا: عاشر ~~91- نور: شبیه بمتنافر است ~~92- ایضا: و بدانک (بدان که، رسم الخط) ~~93- نیز: واقع شود ~~94- نور: ثانیا ~~95- یعنی بر عکس نوع اول: طبقتین در طرف احد (زیرتر) و طنینی در طرف اثقل (بمترا ~~96- نور: گردانیم ~~97- شکل بر اساس نسخهآ مطهری است ولی اسامی ابعاد از نسخهآ نور عثمانی مأخوذ است. ~~98- نور: عاشر (مثل مورد قبلی) ~~99- ایضا: اوسط است دوذی الاربع از اسباب تنافر خالی وطنینی منقسم در وسط و قبل ازین گفته است.... PageV01P164 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0089.png) ~~که بعد ذی الکل را بدین ترتیب منقسم یابیم گوسم که این دایره در موضع خود واقع است ~~100- همان نسخه: و در موضع اصلی خودست اعنی ~~101- یعنی 2 ذی الاربع در طرف بم تر و یک طنینی در طرف زیرتر. ~~102- نور: است در ترتیب دوایر هشتاد و چهارگانه و دایرهآ منفصل احدست وقتی که ابتدای دایره از نغمهآ ms100 یا ~~کنیم پس استنطاق نغمات باقیه کنیم که آن ا باشد تا تغمهآ یا و آن ذی الخمس بود ~~103- فاعل ارموی است. ~~104 - نسخهآ نور عثمانی این شکل را ندارد. ~~105- ایضا: نور شکل را ندارد. ~~106- نور (بعد از: ذی الخمس بود در صفحهآ قبل): پس این ترتیب مذکور شد که ضعف ذی الاربع ازیا تانغنهآ ~~ح بطریق دور انتقال بود که چون ازیا به یح انتقال کنیم یک ذی الاربع پس ازا بنغمهآ ح پس از نغمهآ ح تا نغمهآ یا ~~طنینی. پس گوییم که دایرهآ عاشر در ترتیب دوایر منفصل اوسط اما در اصل ترکیب منفصل احد باشد درطبقهآ ~~هفدهم. اکنون دایرهآ عاشر را بدور وضع کنیم و از آنجا استنباط دایرهآ عاشر کنیم از طبقهآ هفدهم. # سؤال: اگر گویند که ذکر اقسام می کرد و مبحث آن بود چرا اینجا گفت که چون این دایره در غیر موضع ~~است؟ و نگفت که این وقت هم در غیر موضع است؟ ~~جواب: گو بیم پیشتر گفت که «و هذه الاقسام اذا اضیف بعضها الی بعض صار کل جماعة منها مشتملا ~~علیها بعد ذی الکل فکل دایرة منها دایرة اولها و آخرها ح» لاجرم گفت که چون این دایره درغیر موضع ~~خودست شبیه است بمتنافر. ~~سؤال: اگر گویند که درین دایره از زتا یا طرفین بعدیست که بیک بعد طنینی کمترست از بعد ذی الاربع و ~~آن دو بعد بقیه است و یک بعد مجنب و درین مقدار که بقیتین واقع شده است پس متنافر باشد. ~~جواب: گو ییم که یک بقیه که آن زح است در طرف احدذی الاربع اول است و بقیهآ دیگر که آن ی یا است ~~آن در طرف احد طنینی است که در وسط ذی الاربعین فاصله است و صاحب ادوار رحمه الله تعالی جمع بقیتین ~~یا درذی الاربع سبب تنافر گفته است اینجا هر دوذی الاربع از بقیتین منقسم شده است پس جمع بقیتین در ms101 ~~ذی الاربع نباشد بل که در دایره باشد. PageV01P165 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0094.png) ~~وا نحن اذا اضفنا جماعات الطبقة الثانیة الی جماعات الطبقة الاولی کلا إلی نوعها ~~وغیر نوعها حصل من سایرها اربعة2 وثمانون دایرة بعضها ملایمة و بعضها منافرة3 و ~~بعضها خفیة التنافر فاما مانجدها متنافرة فللجمع بین ابعاد یوجب4 ایجاد احد الاسباب ~~المذکورة السابقة ذکرها5. واما الخفیة التنافر فلنقصان نسبها عن عدد نغماتها واما ~~الملایم فلوجود النسب بعدد6 نغماتها فلنضیف اولا الی کل قسم من اقسام الطبقة ~~الاولی مثل قسمها من الطبقة الثانیة وهی ستة. # و طریقهآ اضافت را قبل ازین بیان کردیم7 ~~الدایرة الاولی اضافة الاول* إلی الأول الثانیة اضافة الثانی1 الی الثانی، الثالثة اضافة ~~الثالث الی الثالث، الرابعة اضافة الرابع إلی الرابع، الخامسة اضافة الخامس الی ~~الخامس، السادسة اضافة السادس البی إلسادس. فإن اضفنا السابع الی السابع کانت ~~متنافرة لجعل الطرف الاحد من ب طرفا اثقل لج10 وسبتاملها فی الأدوار المتنافرة و ~~هذه الدوایر الست11 وماعداها من الادوار الملأیمة یتفاوت عدد نسبها فالدایرة الأولی ~~فیها من نسب المثل والنصف ثلثة ومن نسبة المثل والثلث خمسة. وکذلک الدایرة ~~الثانیة. واما ألدایرة الثالثة فان فیها من نسب المثل والنصف ثلثة ومن نسب المثل ~~والثلث اربع12 . واما الدایرة الرابعة فإن نسبها ناقصة عن الأولی بواحدة هی مثل و ~~نصف. واما الدایرة الخامسة ففیها من نسب المثل والنصف اثنان ومن نسب المثل و ~~الثلث اربع12 . واما الدایرة السادسیته فهی ایضا مساویة فی عدد نسبها. للخامسة ونسبته ~~الضعف الکل موجودة ولنضع لکل جماعة مثالا وفصل بین نسبها لیکون اوضح بیانا ~~فما نسبها بین نغماتها الثوابت فقط فهی ظاهرة12 التنافر ومافیه زیادة علی ذلک فهی PageV01P166 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0091.png) ~~متلایمة14 وما فیه من النسب بعدد النغمات فهی الکاملة فی التلایم وهذه الدوایر و ~~امثلتها15 # چون تألیف تغمات ملایمه16 کنند هر مجموعی را از آن جماعت خواهند17 چنانک ~~اقسام ذی الاربع وذی الخمس، پس جمعی18 از نغمات را ازذی الاربع با جماعتی از ~~ذی الخمس ترکیب کنند مجموعی ms102 حاصل شود که بعد ذی الکل بر آن مشتمل باشد و ~~آنرا دایره خوانند کمامر19. و هرگاه که هر یکی از جماعات طبقهآ ثانیه اعنی اقسام ~~دوازده گانه20 بعد ذی الخمس را با هر یک از جماعات21 طبقهآ اولی اعنی اقسام سبعه22آ ~~ذی الاربع اضافت کنیم هشتاد و چهاردایره مترتب23 شود چه آن ضرب دوازده در هفت ~~باشد. و در هر دایره نغمه24آ چند موجود باشند و نسبتی چند و گاه باشد که عدد نسب ~~مساوی عدد نغمات باشد و گاه بود که کم از آن بود25 کمایأتی. و نغمات26 این دوایر ~~بعضی متنافر باشند و بعضی خفیة التنافر و بعضی ملایم. واما نوع متنافر آن باشد که در ~~آن ترکیب27 یکی از اسباب تنافر موجود باشد. و اما خفیة التنافر آن باشد که موجد ~~اسباب تنافر نباشد اما عدد نسب آن کم از عدد نغمات آن باشد.28 اما ملایم آن باشد که ~~موجد تنافر نباشد و عدد نسب آن مساوی عدد نغمات آن باشد. وما29 اضافت کنیم اورا ~~بسوی اقسام طبقهآ اولی مثل آن از طبقهآ ثانیه بنوع خود و آن قسم اول بود از طبقهآ ثانیه ~~بقسم اول از طبقهآ اولی و ثانی با ثانی و ثالث با ثالث و رابع با رابع و خامس با خامس و ~~سادس با سادس تا شش دایره حاصل شود و بیان نسب نغمات آن کرده شود. ~~و احر سابع را با ساع اضافت کنی دلایر ه 3خاصل شود مشافر زیدر ا که سب تنا فریر ~~آن31 موجود باشد و آن ساختن طرف احد باشد از بعد ب بطرف اثقل از بعد ج.32 و ~~زود باشد که تأمل کنی در ادوار متنافره و آن شش دایره و آنچه غیر از آن از ادوارملایمه ~~متفاوت می باشد عدد نسب آنها قسم سابع از طبقهآ اولی جججب باشد و قسم سابع ~~از طبقهآ ثانیه جججب ط. و چون آنرا باول اضافت کنیم دایره30آ حاصل ms103 شود برین ~~گونه33: جججب جججب ط، پس انتقال ازب به جلازم آید و در دوایر ~~متنافره34 معلوم شود.35 # و صاحب ادوار36 رحمه الله خواست که هشتاد و چهاردایره را باز نماید اول اضافت ~~مجانسه باز نمود37 و نسب آنها را باز نمود تا آن معلوم شود بعد از آن اضافات اقسام ~~طبقتین را باز نماید در دوایر برین مثال38: # اضافة القسم الاول الی الاول39 وفیها تسعة من النسب خمسة مثل وثلث وثلثة مثل PageV01P167 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0096.png) ~~و نصف ونسبته الضعف فی الکل موجودة. وقد حصل منها بواسطة الاضافة القسم ~~الثانی وهو من د الی یا والقسم الثالث وهو من ز الی ید.40 ~~ودرین دایره از نسبت مثل و ثلث پنجست41 و از نسبت مثل و نصف سه و نسبت ~~ضعف یکی و نسبت ضعف خود در مجموع دوایر موجودست.42 ~~اضافة القسم الثانی الی الثانی وفیها22 من نسب المثل والثلث خمسة4 ومن نسب ~~المثل والنصف ثلثة فهی کالاولی فی نسبها45 وقد حصل بواسطة هذه الاضافة فی هذه ~~الدائرة القسم الثالث وهو من دالی یا والقسم الاول وهو منه الی یب والقسم الثانی و ~~هو من ح الی یه. # اضافة القسم الثالث الی الثالث وفیها من46 نسب المثل والثلث اربعة27 ومن نسب ~~المثل والنصف ثلثة48 مجموعها29 ثمان مع الضعف50 وقد حصل فی هذه الدائرة51 ~~بواسطة الاضافة القسم الأول وهومن ب الی ط والثانی وهو من ه النی یب. PageV01P168 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0093.png) # اضافة القسم الرابع الی الرابع وفیها82 من نسب المثل والثلث خمسة53 ومن نسب ~~المثل والنصف اثنان54 فهی مساویة للثالثه. وقد حصل فی هذه الدائرة بواسطة هذه ~~الاضافة القسم الخامس وهو من دالی یا والسادس وهومن والی یجوتکررالخامس و ~~هو من یا الی یح. # اضافة القسم الخامس الی الخامس وفیها55 من نسب المثل والثلث اربعة56 ومن ~~نسب المثل والنصف اثنان57 و قد حصل فی هذه الدائرة بواسطة الاضافة القسم ~~السادس وهو من جالی ی والرابع و هومن ه الی یب. PageV01P169 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0098.png) ~~فان اضفنا ms104 کلا منها الی نوعه وغیر نوعه ء حصل من سائرها ای من المضاف النی ~~نوعه وغیر نوعه اربعة62 و ثمانون دائرة بعضها ملایمة63 وقد عرفته64 و بعضها خفیة ~~التنافر وهی التی لا یزید65 نسبها علی خمسة66 و بعضها ظاهرة التنافر وهی التی ~~لانسب6 فیها بین نغماتها المتبدلة بل الثوابت فقط وهی أربعة من النسنب لسوء ~~الاضافة کالدائرة الحاصلة من إضافة القسم الخامس من الثانیة الی الرابع68، فیحصل ~~فیه بو اسطة هذه الاضافة اربعة ابعاد علی نسبة بعدج وقد علمت ان اربعة ابعاد جاذا ~~تتالت تنافربت لتعدیها عن طرف الأحدذی الاربع69 وقد وضعنا لکل دور مثالا لتتأمل ~~النسب فی کل دائرة وتقف علی المتنافر وغیره70. # و صاحب71 ادوار رحمه الله گفته که ظاهرة التنافر آنست که نسب شریفه میان ~~نغمات ثوابت فقط باشد حال آنک اضافت قسم سابع با سابع است نسب شریفه بغیر از ~~نغمات ثوابت هم واقع شده است برین گونه: جی و زید وه یب زیرا که مقدار اول بر ~~نسبت مثل وثلث است و کذلک زید وه یب قسم سابع طبقهآ اولی: جججب است و ~~قسم سابع از طبقهآ ثانیه این: جججب ط وچون این نغمات را بر قسم سابع طبقهآ ~~اولی اضافت کنیم چنین شود: جججب جججب ط72 و نغمات آن این باشد:ا ~~جه زح ی یب یدیه یح. پس ما این نغمات را در دایره73آ مرسوم گردانیم و نسب ابعاد و ~~نغمات آنرا بازنماییم تا مباشران این فن را تحقیق شود این معنی که صورت واقع غیر ~~از آنست که او74 فرموده است، عجب از آن صاحب کمال که درین باب امعان نظر25 ~~نفرموده وغیر واقع بیان کرده بر اذکیا76 پوشیده نماند وصورت دایرهآ سابع با سابع ~~اینست:77 PageV01P170 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0095.png) # و درین دایره پنج نسبت مثل و ثلث واقعست و سه نسبت بر نغمات ثوابت و سه ~~نسبت بر غیر نغمات ثوابت و بر اذکیا پوشیده نماند.78 # اکنون ما اینجا صورت79 هشتاد و چهار دایره ms105 را وضع کنیم چنانک صاحب ادوار ~~کرده است بعد از آن قسم سیزدهم را با قسام سبعهآ طبقهآ اولی اضافت کنیم تا نودویک.8 ~~دایره مترتب شود برین مثال81: PageV01P171 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0100.png) # علهابطی # ممهست # حلهلحب # ب عمدباح # ف لملهلحل # و ک3 # فاعلقهبدللبع # علعالبیرل ~~بدللاملقرم االیع ~~یلمهلب للباابیایل ~~لع امیلهعسلط بللفلم ~~عم معطعلملعلیللفللابایسله ~~محلسهمایلمفلببم ~~عیفنکقله ~~اکللماماسایدال ~~میمبلیللاعیافاحل(اصفلهان ~~ببهلعدلد ~~اعم نهلبدلملیعیلشهل ~~(اعلمهلململللللدلبمااالل ~~للملببا267 ~~الهاسل لم ~~المجههلب0ه ململح ~~هالهو ~~ملعهط6 ~~لحله ببلسنو ~~ل سبه حهاو ~~لیشفلراو ~~کقللعلر ~~قلللفللل نلل PageV01P172 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0097.png) ~~امهلهللتیعلهاجمل ~~لبهلهلفلفال ~~الجهلجلةاحهاهاهلب ~~لهسمفهاداهوسحو ~~ممسفملجملکلفلدلکلال ~~اههداساکاکهلهاهل ~~1لم بلهلمالیاخفلداهلهه ~~ومهلیاهاعولقاهعلفی ~~هالجلبحلاکثلباهابزدک ~~میل سلکلعهملل ~~لکههاه لللدلمهقلا ~~لفلهاسله.د4 ~~للهلعالدهطلل ~~بلهلفسکااحملههال ~~حفهلحالدمههال ~~فمبدسلعللهطا ~~هسمفهللللعللهها ~~بهصبفهکلمعلسهطعلل ~~لهد بسهلعلعلهها ~~لفمطللبلقال ~~یفهذه هی الدوائر بأسرها فأصولها هی الأقسام وقد تسمی2 الابحر فیقولون البخر ~~الأول من الدائرة الرابعة هی هذه الاربعة3. PageV01P173 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0102.png) # سبپبچور # والبرالانی وعر ال انتانی من مذه الاربا لاوی # اکنون بباید دانست که اصول مجموع آن دوایر اقسام بعد ذی الاربع و بعد ~~ذی الخمس اند و آن اقسام بعد ذی الاربع را بحور84 خوانند85 و تحقیق86 معنی بحر ~~آنست که معلوم شد که هر یکی ازدوائر سته مذکوره از اضافت قسمی معین از طبقهآ ثانیه ~~با قسمی معین از طبقهآ اولی حاصل شده87 است. # اما در هر یکی از آن دوایر اقسامی چند88 موجودست اما ابتدای آن باید که نه نغمهآ ~~باشد بجز از بحر اول چنانک در دایرهآ رابعه از دوایر ستهآ مذکوره که آن از اضافت قسم ~~رابع از طبقهآ ثانیه بقسم رابع از طبقهآ اولی حاصل شده قسم خامس از طبقهآ اولی ~~موجودست هرگاه ابتدای آن از نغمهآ د کنند و انتهای آن یا باشد و نغمات برین گونه ~~باشند: د وح یا و89 ایعاد آن: ججط. و این ابعاد بعینها ابعاد قسم خامس اند و این ~~قسم ازین نغمات متولد شدهاند: اجه ح. فرق میان ایشان باختلاف مبادی باشد و آن ~~قسمی که ابتدای آن از نغمهآ ا باشد آنرا بحر اول خوانند و ms106 قسمی را که ابتدای آن از ~~نغمهآ ثانیه باشد آنرا بحر ثانی خوانند و قس علی هذا. مثلاا گویند بحر اول ازدایرهآ رابعه ~~این نغمات اربع باشد90: ادوح و آنرا بحر اول خوانند و بحرثانی ازین دایره این چهار ~~نغمه باشد: دوح یا. و بحر ثالث ازین دایره این چهار نغمه باشد: وح یا یج. و بحررابع PageV01P174 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0099.png) ~~ازین دایره چهار نغمه باشد: ح یا یجیه. و بحر خامس ازین دایره این چهار نغمه باشد: ~~یا یجیه یح91 # وانت تعلم ان هذه بعینها هی الاصول فالبحر92 الثانی هوالقسم الخامس من ~~الاقسام الماضیة93 ذکرها والثالث من الابحر هی92 بعینه5 القسم السادس والرابع ~~من الابحر هو بعینه96 الرابع من الاقسام والخامس97 من الابحر هو بعینه الخامس ~~من الاقسام. واذا کانت الاقسام98 عبارة عن الابحر فلاجائز ان یقال ان الدائرة الرابعة ~~محتویة علی خمسة الابحر بل ثلثة لأن الاول99 کالرابع والثانی کالخامس ولیس ~~الفرق بینهما إلا ان احدهما فی غیر طبقة أخری الا إذا کان الابحر عبارة عن هذه ~~الاقسام مع انها فی طبقة إخری100. # یوجب ان یقال ل101 بحر فیلزم من هذا آن یکون الابحر سبعة عشرا لهم الا ان ~~یشترط102 آن لا یتعدی بعد ذی الکل. فحینئذ یکون الابحر عبارة عن الاقسام التی ~~یشتمل 103 علیها بعد ذی الاربع مینتقلا الی طبقات عدة یشتمل103 علیها بعد ذی الکل ~~من غیر مجاوزة عن مرکز الکل التی هی الطرف الاحد منه فهی هذه104 الادوار ~~بأسرها. # و تو میدانی که این اصول بعینها اقسام ذی الاربع اند و اقسام ذی الاربع را هم ~~اقسام گویند وهم بحر و جنس و شد105 و شدرا صنف106 و موجب بحر نیز خوانند. هر ~~یک را در محل خود بیان کنیم انشاالله107 تعالی. # و چون بحر عبارتست از اقسام نشاید که گویند که این دایرهآ راست پنج بحرست ~~بلک108 واجب چنان باشد که گویند سه بحرست زیرا که بحر اول در طبقه [ای] واقع ~~شده است و ms107 بحر رابع در طبقهآ دیگر اعنی بحر اول در ذی الاربع اول واقع شده است و ~~بحر رابع درین طبقه واقعست که در طبقهآ ثانیه واقع شده است اعنی درذی الاربع که در ~~ذی الخمس است. و همچنین ثانی و خامس مگر آنک بحر خامس در طبقهآ هفدهم واقع ~~شده است و بحر خامس را هم توان گفت که در طبقهآ ثانیه واقع است109 و فرق میان این ~~دو سخن آنست که اگر مبادی طبقات بذی الاربعات کنند یا که بحر خامس است در ~~طبقهآ هفدهم باشد اما اگر بطبقتین اعتبار کنند در طبقهآ ثانیه باشد. و چون بحر عبارتست ~~از اقسام مذکوره خواه در طبقهآ خود باشد و خواه در طبقهآ دیگر، نظر بابعاد آن نکنند بلک ~~بمواضع وقوعش کنند برین تقدیر بحر اول و رابع متحد نباشند بلک بحرین110 باشند ~~زیرا که موضع اول غیر موضع رابع است اگرچه بتحقیق هر یک قسم اند. PageV01P175 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0104.png) # برین تقدیر شاید که گویند دایرهآ راست پنج بحرست اما لازم آید که بحور هفده ~~باشند بعدد نغمات111 چه ابتدا از هر نغمه کنند و بحر دیگر باشد الا آنک شرط کنند که ~~نغمات بحور باید که از طرف احد بعد ذی الکل درنگذرد اعنی یح112، برین تقدیر هفده ~~نباشد. و بحر عبارتست از اقسام ذی الاربع که منتقل شوند در طبقاتی که بعد ذی الکل ~~مشتمل باشد بر مجموع آن طبقات و از مرکز ذی الکل درنگذرد.113 # و آنچه114 مولانا قطب الدین شیرازی در کتاب خود115 گفته که بحوررا دایره نیز ~~خوانند می گوییم که آن خود نمی شاید که بحر را دایره خوانند برای آنک دایره جمع ~~نغماتی خوانند که اشتمال بعد ذی الکل بر آنها باشد کما علمت و بر جمع نغمات بحر ~~بعد ذی الاربع مشتملست وذی الاربع را دایره نتوان گفت برای آنک طرفین آن ~~قایم مقام اخری نمی شود116. و یباید دانست که ذی الاربعاتی117 که ms108 در ذی الکل دایر ~~شوند آنها را بحور خوانند و ذی الکلاتی118 که در جمع تام اعنی ذی الکل مرتین119 ~~واقع شوند آنها را انواع خوانند. و چون دوایر هشتاد و چهارگانه و اقسام آنها معلوم شد ~~اکنون شروع کنیم در اضافات قسم سیزدهم باقسام سبعهآ طبقهآ اولی1320 # طریقه واضافهآ قسم سیزدهم از طبقهآ ثانیه باقسام سبعهآ طبقهآ اولی121 PageV01P176 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0101.png) # این بود اضافت قسم سیزدهم با قسام سبعهآ طبقهآ اولی122 و از آن هفت دایره مترتب ~~شد اما آنک صاحب ادوار رحمه الله دوازده جدول را از ارقام خالی گذاشته است تا از آن ~~اضافات قسم سیزدهم از طبقهآ ثانیه باقسام سبعهآ طبقهآ اولی مرقوم گردانند حال آنک ~~ازین اضافات مذکوره هفت دایره دیگر حاصل می شود و آن بهفت جدول محتاج است. ~~و مولانا صفی الدین رحمه الله دوازده جدول را خالی گذاشته است غالبا امتحان ~~اذهان و معرفت مباشران این فن کرده است و آن ارباب این فن را مغلطه است و از ~~مباشران و شارحان ادوار هیچ یک فهم نکردهاند123 و آن دوازده جدول اکنون در نسخ ~~خالی مانده و [ما] آن ادوار سبعهآ مذکوره را که از اضافات قسم سیزدهم حاصل شده ~~است124 بادوار125 هشتاد و چهارگانه ضم کردیم تا نود و یک دایره مترتب شود. PageV01P177 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0106.png) ~~خواند اما ذی الاربعاتی که درذی الکل مرتین واقع شوند آنها را انواع خوانند و چون ~~بعد ذی الکل مرتین را به پانزده نغمهآ ملایم تقسیم کنند و آن جمع تام128 هشت بعد بر ~~نسبت ضعف موجود شود هر بعدی را از آن نوعی خوانند و نوع پانزدهم با نوع اول ~~متحد باشند در کیفیت و نغمات مبادی و مبانی آنها ملایم باشند. ~~اما در جمع129 نغمات انواع ذی الکل مرتین اگر بابعاد بقایا تقسیم کنند در حالت ~~انتقال مبادی و مبانی آنها متنافر باشند اما اگر مبادی انواع را بابعاد بقیه اعتبار کنند و ~~مبانی بابعاد ms109 ملایمه، مبادی آن انواع بنسبت با یکدیگر متنافر باشند و نغمات مبانی ~~ملایم لکن قدما انواع ملایمه را اعتبار کردهاند. ~~پس چون خواهیم که دوایر130 ملایمه انواع را پیدا کنیم طریقه آنست که نغمات آن ~~دوایر را با حواد131 وضع کنیم و از نغمهای132 بنظیر آن انتقال کنیم هر یکی را از آن ~~نوعی گوییم. مثلا نغمات دایرهآ عشاق در ذی الکل اثقل اینست: ~~بح. یهید.. یا.. ح ز.. د..ا133 و نظایر آنها درذی الکل احد این: له.. لب لا. کح.. که ~~کد. کا.. یح134. و ما اینجا135 هر نغمه با نظیرش باز نماییم برین مثال: # یح لهیهلب دلا یاکح ح که زکد دکا ایح # نوع136 اول نوع ثانی نوع ثالث نوع رابع # ایحدکا زکدح که # نوع خامس نوع سادس نوع سابع نوع ثامن # یدلا یهلب یح له # یح له # و ما جدولی برای انواع وضع کردیم و صورت و ارقام نغمات و ابعاد آنرا باز ~~نموده137 که از آنها مراتب طبقات روشن میشود138 برین مثال4139: PageV01P178 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0103.png) ~~النزع الاول ~~النوع لتان # همکا ک هاا ~~لنوع التآن ~~الن الشایج PageV01P179 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0108.png) ~~7- نور این عبارت را ندارد. ~~8- ایضا نور: الاولی الی الاولی ~~9- نسیخهآ ادوار: الدایرة الثانیه اضافة الثانیة الی الثانیة ~~10- ملی: جب نسخهآ ادوار: لبعد ج ~~11- نور: الستة ~~12- نور: اربعة ~~13- ایضا: الظاهرة ~~14- نسخهآ ادوار: ملائمة ~~15- ایضا: والله اعلم (اضافه دارد) ~~16- نور بدون ملایمد: نغمات کتند بر وجهی که ملایم باشد ~~17- نور: خوانند ~~18- ایضا: جماعتی ~~19- همان نسخد: خوانند چنانک اشارتی بدان رفت و هر وقت که هر یک از ~~20- مطهری و ملی: اقسام ذی الخمس ~~21- نور بدون را. ~~22- مطهری و ملی: اقسام ذی الاربع ~~23- نور: حاصل شود و آن ضرب دوازده باشد در هفت ~~24- یا: نغمهای (بنا بر رسم الخط نسخهها) ~~25- نور: که کمتر از آن باشد ~~26- ایضا: واین دوایر بر سه نوع باشند: اول متنافر و دوم خفیة التنافر و سیوم ملایم ~~27- شاید: در ترکیب آن یکی از..- نور: اما ... آن باشد ms110 که بر وجهی تألیف کرده باشند که موجد یکی از ~~اسباب تنافر باشد کمامر ~~28- ایضا: و اما ~~29- همان نسخه: وما اول با هر قسمی از اقسام طبقهآ اولی قسم از طبقهآ ثانیه که مثل او باشد اضافت کنیم ~~اعنی قسم اول از طبقهآ ثانیه با قسم اول ازطبقهآ اولی وثانی... وهمچنین تا سادس با سادس... شوند و بیان ~~نسب و نغمات آن بکنیم. ~~30- کذا نسخهها و شاید: دایرهای (بنابر رسم الخط نسخ چنان که قبلا اشاره شد). ~~31_ نسخهآ نور: در آن دایره موجود باشد و آن چنان باشد که طرف احد ب که اثقل ج شود ~~32- ایضا نور: زیرا که قسم سابع از طبقهآ اولی... است و.. ~~33- نور: بدین ترتیب ~~34- همان نسخه: متنافره حال این دایره معلوم شود ~~35 نور: وعدد نسب این شش دایره با دوایر ملایمه متفاوت باشد و تفصیل نسب این شش دایره چنانست که ~~در دایرهآ اولی... ~~36- صفی الدین ارموی که مکرر بدان اشاره شده است PageV01P180 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0105.png) ~~37- نمودن به معنی اصلی خود: ارائه، تظاهر و در اینجا با توسع در معنی نشان دادن ~~38- در نسخهآ ادوار فقط شکل یک دایره و در نسخهآ نور عثمانی 6 دایره است ولی نسخهآ ملی و مطهری 7 ~~دایره دارد که چون در ملی واضح تر و خواناتر بود از آنجا هر کدام در جای خود نقل شد. ~~39- کذا نور و نسخهآ ادوار: فیه - مطهری و ملی: و فیها تسع نسب من المثل والثلث وخمس من نسب المثل ~~والنصف ثلث # 4- در نسخهآ نور عثمانی شرح هر یک از اضافات در بالای شکل مربوط به آن نوشته شده است. ~~41- ملی: پنج است (رسم الخط) ~~42- نور کلیهآ این عبارت را ندارد. ~~43- نور و ادوار: فیه ~~44- مطهری: خمس ~~45- مطهری و ملی: کالدائرة الاول ~~46- کذا در همهآ نسخ و ادوار. ~~47- مطهری: اربع ~~48- نور: ثلاثة (رسم الخط) - مطهری: ثلث ~~49- نور و ادوار: فمجموعها ~~50- نسخهآ ادوار: سبعة غیر الضعف ~~51- نور و ادوار: من الاقسام ms111 بواسطة ~~52- ایضا ادوار و نور: فیه ~~53- ملی و مطهری: خمس ~~54- ایضا: اثنتان ~~55- مانند موارد قبلی ~~56- ملی و مطهری: اربع ~~57- ملی: ومن المثل والنصف اثنتان - نسخهآ ادوار: اثنان فهی مساویة للسادسة ~~58- ایضا: فیه ~~59- مطهری و ملی: اربع ~~60- ایضا: اثنتان ~~61- نور و نسخهآ ادوار: الی غیر نوعه ~~62- کذا مطهری و دو نسخهآ دیگر: اربع ~~63- نور: ملائم ~~64- نور ندارد ~~65- ایضا نور: لاتزید ~~66- مطهری و ملی: خمس ~~67- نسخهآ ادوار: لانسبت ~~68- نور: اعنی من الاول - ادوار: من الاول (اضافه دارند) PageV01P181 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0110.png) ~~69- ادوار: من ذی الاربع - نور و ملی: طرف ذی الاربع ~~70- ادوار: علی هذا المثال ~~71- نور: از اضافة اقسام بیکدیگر بنوع خود نسب نغمات و ابعاد شریفه (الحاقی) معلوم شد زیرا که ارقام و ~~خطوط امثلهآ آنها در میان دایره باز نموده شد و آن خود واضح و لایح است. اما آنچه صاحب ادوار رحمه الله ~~تعالی گفته... شریفه در آن دایره میان... باشد فقط حال آنک این دایره از اضافت قسم سابع طبقهآ ثانیه بقسم ~~سابع طبقهآ اولی مترتب شده و ظاهرست که درین دایره نسب شریفه بر غیر نغمات ثوابت نیز بر نغمات دیگر ~~واقع می شود مثلا برین نغمات... و این روشنست که طرقین مقدارجی بر نسبت مثل و ثلث است و طرفین ~~مقدار زید هم بر نسبت مثل و ثلث است و مقدار طرفین ه یب هم بر نسبت مثل و ثلث ~~72- نور در اینجا افتادگی در عبارت دارد. ~~73- دایره ای (رسم الخط) ~~74- ضمیر راجع است به صفی الدین ارموی صاحب ادوار ~~75- بدقت نظر کردن، دقت (معین) ~~76- جمع ذکی به معنی تیزهوش (ایضا) ~~77- شکل کما فی السابق از نسخهآ ملی است - نور (در دنبالهآ: مثل و ثلث قبلی): اکنون ما اینجا دایرهآ وضع ~~کنیم ودر آن دایره قسم سابع طبقهآ ثانیه را به قسم (کذا منفصل) سابع طبقهآ اولی اضافت کنیم و نسب شریفهآ ~~نغمات وابعاد آنها را بخطوط و ارقام مبین گردانیم قسم سابع از طبقهآ ثانیه اینست: جججبط ms112 واجه ز ~~ح ی یب یدیه یح (با خط خوردگی) و نغمات قسم سایع طبقهآ اول این: اجه زح اکنون نغمات طبقتین را در ~~دایره مرقوم گردانیم تا مباشران این فن را محقق شود که این معنی که نسب شریفه میان نغمات ثمانیه ~~مذکوره چگونه واقع می شود ~~78- نور: اکنون درین دایره پنج نسبت مثل و ثلث است و دو نسبت مثل و نصف و ازین هفت نسبت سه نسبت ~~بر تغمات ثوابت اند و آنها: اح وح یه وح یح است (مقاصدالالحان: ا وح و یه ویح) و چهار نسبت بر غیر ~~ثوابت اعنی جی وه یب وزیه وه ید. پس آنک گفت که متنافر آنست که نسب شریفه و نغمات ثوابت فقط PageV01P182 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0107.png) ~~باشد این دایره متنافرست و چهار نسبت بر غیر ثوابت پس برین سخن اعتراض وارد باشد ~~79- نور: صور ~~8480 محصول اضافه با ترکیب 7 قسم ذی الاربع یا طبقهآ اولی یا 12 قسم ذی الخمس یا طبقهآ ثانیه است ~~7x12-84 و با افزودن قسم سیزدهم 91=7813 می شود رک. مقاصد الالحان چاپ دوم صفحهآ 36 تا43. ~~81- چنان که در اینجا اشاره شده مراغی جداول و یا به قول خودش صورت یا صور84 دایره را از ادوار ~~ارموی اقتباس کرده است از طرف یگر این جداول در نسخههای شرح ادوار مندمج و گاه ناخوانا و ناموزون ~~بود لذا ترجیح داده شد که جداول مربوط به 84 دایره از نسخهآ خطی ادواردانشکدهآ الهیات مشهد نقل شود ~~که اصالت آن محفوظ بماند ضمنا این جدول را مراغی با اعمال سلیقه و ابتکار در مقاصد الالحان آورده است ~~رک. چاپ دوم صفحهآ 44 تا 51. ~~82- کذا نسخهآ ادوار و نور دو نسخهآ دیگر: یسمی ~~83- نسخهآ ادوار: الرابعة من الدوائر الست، البحر الاول من الدائرة الرابعة هی هذه الاربعة ~~84 _ اشکال بحرها از نسخهآ مطهری اقتباس شده است. در نسخهآ ملی به صورت ساده و ملخص و ناقص ودر ms113 ~~نسخهآ نور عثمانی نیز تا حدی مندمج است و نسخهآ ادوار نیز نقص دارد اما توضیح اشکال هم از نسخهآ ~~مطهری نقل شده است و عبارت اخیر که مربوط به بحر پنجم می شود از نسخهآ نور عثمانی است زیرا در ~~نسخهآ مطهری و ملی نانویس مانده و در نسخهآ ادوار به صورت: «والبحر الخامس هی هذه» است. ~~85- نور: این دوایر اقسام سبعهآ ذی الاربع و اقسام ذی الاربع را (در حاشیه: و بعد ذی الخمس اند) را قسم ~~خوانند و شد و اصبع و جنس و بحر و صنف نیز گویند و بیان هر یکی در محل خود مبین گردد انشا الله تعالی وما ~~درین محل بحر خوانیم ~~86 ایضا: و بحر عبارتست از اقسامی که بعد ذی الکل مشتمل باشد بر آنها منتقل در طبقات چند که اشتمال ~~بعدذی الکل که آن طرف احد باشد از آن اعنی از مرکز طرف احدذی متجاوز نباشد و پیش ازین معلوم شد که ~~هر یکی ازین دوایر ستهآ مذکوره از اضافت قسمی... ~~87- یعنی ذی الخمس با ذی الاربع. ~~88 نور: چندی دیگر از طبقهآ اولی موجودند بشرط آنک ابتدای آن قسم از نغمهآ انکنیم مثلا دردایرهآ رابعه که ~~از اضافت قسم رابع از طبقهآ ثانیه با قسم رابع از طبقهآ اولی حاصل شده است قسم خامس از طبقهآ اول موجود ~~است هرگاه که ابتدا از نغمهآ د باشد و انتها نغمهآ یا زیرا که نغمات آن این باشد: د... ~~89- ایضا: و این نغمات بعینها نغمات قسم خامس اند که آنهاا... بودهاندزیرا که قسم خامس از طبقهآ اولی از ~~ابعاد ججط مترکب شده است. دو بعد جاست. دوح نیزبعد جاست و وح نیزبعد جاست وح یا بعدط ~~و فرق میان ایشان اختلاف مبدأ باشد. پس بباید دانست که اهل این صناعت اقسامی را که درین دوایر واقع ~~می شوند بحورمی خوانند و قسمی را که ابتدای آن نغمهآ اولی دایره باشد آنرا ms114 بحر اول خوانند و قسمی را که ~~ابتدا از نغمهآ ثانی باشد آنرا بحر ثانی خوانند و علی هذا القیاس ~~90- همان نسخه: این چهار نغمهاند ا دوح، و بحر ثانی هم ازین دایره این چهارند... و بحر ثالث این چهار ~~نغمهاند... و بحر رابع این چهارند... و بحر خامس این چهار ~~91- دایره مورد بحث را می توان در جامع الالحان (ص 90) ملاحظه کرد که در آن نغمات ادوح ی یا یجیه ~~یح وجوددارد و به ترتیب هر چهار نغمه پشت سر هم می آید مثل ادوح یا، وح یایجه یادوح ی وابعاد آن نیز PageV01P183 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0112.png) ~~ججط است. ~~92- نور و نسخهآ ادوار: والبحر ~~93- ادوار: الماضی ~~94- مطهری و ملی: هو ~~95- نور: بعینها ~~96- ادوار: بعینها - نور: بعینها الرابعة من الاقسام ~~97- نور: والخامسة من الابحر بعینه هو... ادوار: والخامس من الابحر والخامس من الأقسام ~~98- نور: الاقسام هو عبارة ~~99- ادوار ونور: الاولی کالرابعة والثانیه کالخامسة ~~100- کذا مطهری (وقسمتی در حاشیه) - ادوار: الاخری - نور: کالخامسة الا ان اشترط عن یکون وقوعها ~~فی طبقة اخری ~~101- نور: لها - نسخهآ ادوار از یوجب تا له را ندارد. ~~102 - نور و ادوار: اشترط ~~103- نور: تشتمل ~~104- نور و نسخهآ ادوار: فهذه هی الادوار بأسرها ~~105- شد به معنی استوار بیستن (مصادر زوزنی ج 1 ص 98) و به تعبیر مراغی رشتهآ مروارید است که به ~~ادوار مشهوره اطلاق می شود (جامع الالحان ص 99) و مجازا از باب توسع در معنی به کوک نیز گفته شده ~~است (ایضا ص 205 شد معهود) رک. تعلیقات ~~106- تصحیح قیاسی است - ملی: ضلع - مطهری ناخوانا، رک. مقاصدالالحان چاپ دوم صفحهآ 52 و54 ~~107- ان شاء الله (رسم الخط) - نور: اکنون بیاید دانست که اصول مجموع این دوایر اقسام سبعهآ ذی الاربع ~~[اند] (در حاشیه: وبعد ذی الخمس اند) واقسام ذی الاربع را قسم خوانند و شد و موجب و اصبع و جنس و ~~بحر وصنف نیز گویند و بیان (خط زدهاند) هر یکی در محل خود مبین گردد ms115 انشا الله تعالی (ولی قسمتی از این ~~توضیح قبلا به اختصار بعد از شکل دوایر در این نسخه آمده بود) ~~108 - نور: بل که (رسم الخط) ~~109 - کذا در مطهری منفصل ~~110- یعنی دو بحر مختلف هستند. ~~111- قبلا اشاره شد که هر اوکتاو 17 تغمه یا نت دارد. ~~112- یح واقع در میانهآ وتر (یا سیم) اوکتاو اول است ~~113- چون نسخهآ نور عثمانی اختلاف زیاد داشت تمام مندرجات آن در این قسمت نقل می شود: و بحر ~~عبارتست از اقسامی که بعد ذی الکل مشتمل باشد بر آنها منتقل در طبقات چند که اشتمال بعد ذی الکلی که ~~آن طرف احد باشد از آن اعنی از مرکز طرف احدذی متجاوز نباشد. و پیش ازین معلوم شد که هر یکی ازین ~~دوایر ستهآ مذکوره از اضافت قسمی معین از طبقهآ ثانیه با قسمی معین از طبقهآ اولی حاصل شده است (یعنی ~~ذی الاربع با ذی الخمس) اما درهر یکی از آن دوایر اقسام چندی دیگر از طبقهآ اولی موجودند بشرط آنک ~~ابتدای آن قسم از نغمهآ انکنیم مثلا دردایرهآ رابعه که از اضافت قسم رابع از طبقآ ثانیه با قسم رابع از طبقهآ PageV01P184 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0109.png) ~~اولی حاصل شده است قسم خامس از طبقهآ اول موجود است هرگاه که ابتدا از تغمهآ دباشد (خط خوردکی ~~دارد رک. مقاصدالالحان ص 47) وانتها نغمهآ یا زیرا که نغمات آن این باشد: د. و. ح. یا و این نغمات بعینها ~~نغمات قسم خامس اند که آنها:ا. جه.. ح. بودهاند (ایضا ص 48) زیرا که قسم خامس از طبقهآ اولی از ابعاد ~~ججط مترکب شده است: دو بعد جاست و وح نیز بعد جاست (= مجنب) وح یا بعدط (= طنینی) پس ~~این ابعاد بعینها ابعاد قسم خامس باشند و فرق میان ایشان اختلاف میدأ باشد. پس بباید دانست که اهل این ~~صناعت اقسامی را که درین دوایر واقع می شوند بحور می خوانند و قسمی را که ابتدای آن نغمهآ اولی ms116 دایره ~~باشد آنرا بحر اول خوانند و قسمی را که ابتدا از نغمهآ ثانی باشد آنرا بحر ثانی خوانند و علی هذا القیاس. ~~مثلا گویند بحر اول ازدایرهآ رابعه این چهار نغمهاند: ادوح و بحرثانی هم ازین دایره دوح یا و بحر ثالث این ~~چهار نغمهاند و جیا یج و بحر رابع این چهارند: ح یا یجیه و بحر خامس این چهار: یا یجیه یح و ~~روشنست که این بحور بعینها اصول مذکو رهاند اعنی اقسام طبقهآ اولی زیرا که بحر اول قسم رایع است از آن ~~اقسام و بحر ثانی قسم خامس چنانک مذکور شد و بحر ثالث قسم سادس و بحر رایع قسم رابع و بحر خامس ~~قسم خامس. و چون بحور از اقسام نشاید که گویند دایرهآ رابعه پنج یحر است بل که باید گفتن که سه بحر ~~است زیرا که بحر اول و رابع یک قسم اند و همچنان بحر ثانی و خامس و فرق میان اول و رابع آنست که بحر ~~اول در طبقهآ اولی اعنی ذی الاربع اولست و بحر رابع نه درین طبقه بل که در طبقهآ ثانیه واقع است اعنی بعد ~~ذی الخمس وهم بحرثانی در طبقهآ اولی افتاده است و بحر خامس در طبقهآ ثانیه. اما اگر گویند بحر عبارتست ~~از اقسام مذکوره خواه در طبقهآ خود باشد خواه در طبقهآ دیگر نظر با بعاد آن نباید کرد بل که یمواضع وقوعش ~~کنند پس بحر اول و رابع متحد نباشند بل که دو بحر باشند زیرا که موقع بحر اول غیر از موقع رابع است اگر ~~چه بحقیقت هر دو یک قسم اند برین تقدیر شاید که گویند دایرهآ رابعه پنج بحر است لکن لازم شود که بحور ~~هفده باشند بعدد نغمات چه ابتدا از هر نغمه که کنند بحری دیگر باشد مگر آنک شرط کنند که نغمات بحور ~~باید که از طرف احد بعد ذی الکل که آن یح است ms117 در نگذرد. برین تقدیر بحورهفده نباشند پس گوییم که بحر ~~عبارة باشد از اقسام بعد ذی الاربع که منتقل می شوند در طبقاتی که بعد ذی الکل بر مجموع آنها مشتمل ~~باشد کمامر و اگر درین سخنان تکراری واقع می شود آن بجهت توضیح و تفهیم است (قسمتی ازاین مطالب ~~در مقاصد الالحان مندرج است و احتمال دارد کاتب این نسخه با استفاده از آن تحریر کرده باشد. رک ~~مقاصدالالحان چاپ دوم صفحهآ 52 تا 55) ~~114- نور: و آنک... رحمه الله گفته که در کتاب خود گفته! ~~115- درة التاج لغرة الدباج. ~~116- یعنی تکرار نمی شود. ~~117- جمع ذی الاربع. ~~118- جمع ذی الکل: اوکتاوها PageV01P185 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0114.png) ~~ذی الکل مرتین واقع شوند آنها را انواع خوانند ارباب عمل. ~~121_ منظور اضافهآ قسم سیزدهم ذی الخمس به اقسام هفت گانه ذی الاربع است که قبلا بدان اشاره شد. رک. ~~مقاصد الالحان چاپ دوم ص 51 ~~121- اشکال از نسخهآ مطهری است ولی چنان که ملاحظه می شود مثل مقاصدالالحان به صورت دوایر ~~نیست بنابراین در اینجا مراغی واژه یا اصطلاح دایره را به معنی مصطلح آن در موسیقی یعنی معادل عاه«ع به ~~کار برده است نه دایرهآ هندسی. ~~123- می خواهد بگوید صفی الدین ارموی تکمیل آن جداول را یه عهدهآ هنر آموزان و علاقه مندان موسیقی ~~گذاشته است ولی موجب شده که به غلط بیفتند و نتوانند مطلب را درک کنند. مباشر را میتوان تقریبا ~~موسیقی دان و نوازنده گرفت. ~~124- قبلا ملاحظه شد که از 7 قسم ذی الاریع با 12 قسم ذی الخمس 7x12 = 84 دایره حاصل می شود ~~بنابراین با 7 دایرهآ جدید مربوط به قسم سیزدهم رویهمرفته 91 - 7 4 84 دایره خواهد شد. ~~125- در اینجا ادوار مترادف با دوانر به کار رفته است ولی ادوار جمع دور و دوایر جمع دائره است و تفاوتی در ~~معنی دارد. ~~126- نور: بیان انواع ذی الکلات در جمع تام ~~127- ایضا: ذی الکلاتی که در جمع تام ms118 واقع شوند آنها را انواع خوانند چون بعدذی الکل مرتین را به پانزده ~~نغمهآ ملایم تقسیم کنند در این جمع هشت بعد بر نسبت ضعف موجود شوند و آنها را نوع ملایمه خوانند زیرا ~~که نغمات و مبادی آن بر نسبت ملایم باشد. ~~128- اسم دیگر ذی الکل مرتین یا اوکتاو دوم است باین جهت که مجموع تمام نغمات ملایم میباشد ~~129- نور: واگر جمع تام را بابعاد بقایا اعنی بسی و پنج نغمهآ تقسیم کنند مبادی و مبانی (در حاشیه) انواع ~~ذی الکلات متنافر باشند و در آن جمع هجده نوع موجود شوند اما نوع هجدهم همان نوع اول باشد در ~~کیفیت و مشابهت اما اهل عمل انواع متنافره را استعمال نکنند. ~~130- ایضا: که انواع دوایر ملایمه را پیدا کنیم ~~131- همان نسخه: حواد آنها ~~132- در اصل: تغمهآ (رسم الخط) - نور: و از هر نغمه... کنیم وهر جمعی را... ~~133- نور:1... یح (یعنی بر عکس) و در جامع الالحان نیز ازا تا یح است رک. صفحهآ 98 ~~134- ایضا در نسخهآ نور عثمانی و جامع الالحان بر عکس: یح... تا له ~~135- نور: پس هر نغمهآ (= نغمهای) را با نظیرش باز نماییم (فقط) ~~136- نور از نوع اول تا نوع ثامن را ندارد. ~~137- وجه وصفی یا فعل ناقص و نمودن به معنی صحیح آن: ارائه، تظاهر و نشان دادن. ~~138- نور: و ما برای تفهیم عاشقان صاحب ذوق و طالبان غالب شوق جدولی وضع برین مثال (کذا، جملهآ ~~ناقص) ~~139- جدول از نسخهآ ملی است که کامل تر و واضح تر می نماید. با تلفیق نسخهآ نور عثمانی که همین جدول ~~با مختصر اختلافی در آن نیز هست. این جدول را مراغی در جامع الالحان به صورتی دیگر آورده است (باب ~~رابع: میان انواع، صفحه 97 تا 99). PageV01P186 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0111.png) # وإغلما ان2 لاهل هذوالهناعة فی سرعة الانقال یدا با سطة بفهوصا المستین ~~ممن له وریاضة وکربة) وآفرة ولکن لمالم یمکنهم الجمع بین النغمتین فی زمان واحد ~~فلذلک وضعوا آلات ms119 ذوات الوترین وذوات ثلثة واربعة و اکثرمن ذلک تسهیلا5. # واماء اصطخاب الوترین فانهم یجعلون نغمة مطلق ألاسفل منهما مساویة لنغمة ح ~~من الاغلی فیصیر نسبة المثل والثلث لکل ا نغمة فی مقابلتها لانه إذا جعل نغمة ~~مطلق الاسفل منهما مساویة لنغمة ج فجزء الثانی8 من الأسفل ط 9 والجزء الثانی ~~من الاعلبی ب ونسبة ب الی ط مثل وثلث وهی مقابلتها و کذکک البواقی. فإذا10 اردنا ~~استخراج دور ما ولیکن الاول مثلا عشاق فإنا نجس مطلق الاعلی11 ورابع اجزائه و ~~سابعه ومطلق الأسفل و17 رابعه وشابعه وثامنه والحادی عشر فدساتین الوترین عشرة ~~والباقی مستغنی13 عنه. # بدانک14 مراهل صناعت15 را هر چند در انتقال از بعضی16 از نغمات بیعضی قدرتی ~~تمام و دستی روان باشد خصوصا مر کسانی را که متمکن باشند درین صناعت و تجربه ~~بسیار کرده باشند و ریاضت تمام نموده17، ایشانرا در یک زمان ممکن نبود که دو نغمهآ ~~مختلف را جمع کنند پس بدین سبب آلات18 وضع کردند مشتمل بر وترین19 یا ثلثآة ~~اوتاریا اربعة اوتار یا زیادت از آن برای سهولت عمل. # اما آلاتی که بر آنها وترین مشدود20 باشد چنان سازند21 که نسبت مطلق وتر اعلی ~~مثل وثلث نغمهآ باشد که ازمطلق وتر اسفل22 مسموع23 شود اعنی بر نسبت مثل وثلث ~~باشد24. پس25 برین تقدیر نسبت هر یکی از نغمات وتر اعلی با نغماتی که در مقابلهآ آن ~~باشد از وتر اسفل بر نسبت مثل و ثلث باشد چنانک لح وب ط وجی و علی PageV01P187 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0116.png) ~~هذا القیاس همه برین نسبتند. و چون نغمهآ ارا از ابتدای26 نغمهآ وتر اعلی سازیم وح ~~ابتدای وتر اسفل جزء ثانی27 ازوتر اعلی در مقابلهآ جزء ثانی ازوتر28 اسفل افتد یعنی ~~نغمهآ ب بازای نغمهآ ط و جدر مقابلهآ ی29 تا آخر برین مثال: # پس ازوتر فوق هشت نغمه مستخرج گردد که آن ازا است تاح و وتر اسفل را هم ~~بیازده قسم کرده و آن ازح باشد ms120 تا یح و دساتین که در وتر واحد هفده بود بعدد نغمات، در ~~وترین ده دستان باشد و آنها: اب جده و زح ط وی و یا باشند که ارقام نغمات وتر ~~اعلی اند برساعدآلات ذووترین بندند تا از آنجا نغمات هفده گانه محقق شوند زیرا که ~~هفت نغمه آن اب جده و زبود از ارقام نغمات وتر اعلی معلوم شود و یازده نغمه دیگر ~~که آنهاح طی یا یط یح یدیه یو یزیح باشد از ارقام نغمات اسفل بلک30 بعضی از نغمات ~~اعنی ح طی یا که ارقام آنها بر هردووتر مرسوم است پس ازهر دووتر معلوم توان ~~کرد. # مثلا چون استنطاق نغمهآ اکند بعد از آن جزء ثامن وتر اعلی را استنطاق کنند اعنی ~~نغمهآ ح و اگر بر مطلق وتر اسفل مضراب زنتد همان نغمه مسموع شود پس اگر خواهند ~~که استخراج نغمات دایرهآ عشاق31 کنند چون نغمات عشاق اینست: ادزح یا یدیه یح. ~~پس اول استنطاق نغمهآ مطلق وتر کنند اعنی اپس جزء رابع را د پس جزء سابع [را] ز ~~پس مطلق وتر اسفل راح پس رابع آنرا پس ثامن آنرا پس با وتر اعلی این دور اول یعنی ~~عشاق مسموع گردد و بر همین قیاس استخراج مجموع جموع خصوصا جمیع ادوار ~~ممکن بود کردن. این بود حکم وترین که مبین شد واصطخاب غیر معهود در وترین بسی ~~وپنج نوع توان کردن، هفده شد از نغمات هفده گانهآ ثقال مترتب شود و این شدود را ~~اصول خوانیم، اما هفده شد نظایر را فروع. و آن شدود قلیل الاستعمال اند زیرا که ~~مباشران را آن قدرت و قوه و مهارت کمتر باشد که استعمال آنها کنند «و آن شدود رادر ~~کتاب کنزالالحان مشروح و مفصل باز نمودهایم»32. # و چون مطلقین23 وترین را متغیر گردانند آن دساتین مذکوره بتبدیل آنها متبدل PageV01P188 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0113.png) ~~نشوند.34 اما اماکن نغمات و دوایر بر دساتین واقع شوند که غیر از دساتین ms121 ماقبل ~~باشند35، اگر دساتین برقرار باشد و طریقه و قاعدهآ اصطخابات36 غیر معهوده بعد ~~ازین معلوم شود انشا الله تعالی37. # اما ثلثة اوتار38 و آن چنان باشد که بر وترین39 و نزدیکتر اضافت کنند از طرف ~~اسفل [وتری دیگر] و آنرا در صورت40 ثلثة اوتار، مثلث41 خوانند زیرا که ثالث وتر ~~اعلی است42 اما در صورت43 عود کامل که خمسة اوتار باشد آنرا مثنی و پسان نیز ~~خوانند44. ووتر45 اول را که بر طرف اعلی است بم دانند و ابتدای نغمات از مطلق وتر ~~بم باشد اعنی نغمهآ ا و عرب آنرا ثقیلة المفروضات خواند236. و وتر ثانی را که یلی47 ~~آنست مثنی و وتر ثالث را مثلث48. # وطریقهآ اصطخاب معهود49 در ثلثة اوتار آنست که هر وتری را با ثلثة ارباع مافوق ~~خود مساوی سازند50 و چون در وتر واحد احتیاج بهفده دستان بود در وترین بده ~~دستان، لکن51 در ثلثة اوتار محتاج بهفت دستان باشد زیرا که چون ابتدای دایره کنند ~~اول از مطلق بم ضعف طنینی مستخرج شود52 وطرف احد ذی الاربع وتر اول مطلق وتر ~~مثنی باشد اعنی مطلق وتر ثانی اعنی نغمهآ یه با جزء ثامن بم اعنی نغمهآ ح بر نسبت مثل ~~وثلث باشد بشرط تقدیم اثقل. # پس از وتر ثانی53 هم ضعف طنینی حاصل شود از طرف احد ذی الاربع ثانی بر ~~مطلق وتر مثلث واقع شود که مساوی ثلثة ارباع وتر مثنی باشد. و چون ازوتر ثانی هم ~~ضعف طنینی مستخرج گردد پس طرف احد ذی الاربع مطلق مثنی ومطلق مثلث واقع ~~می شود. اگر یک طنینی بر مطلق وتر مثلث اضافت کنند آن متمم دایره باشد و آن نغمهآ ~~جزء رابع مثلث باشد اعنی نغمهآ یح و آن طرف ذی الکل باشد. # و صورت54 ثلثة اوتار با دساتین سبعه برین مثالست55: PageV01P189 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0118.png) # قدما آلتی وضع کردهاند و بر آن چهار وتر بستهاند بر عدد اسطقسات56 اعنی ~~عناصر اربعه و هر ms122 وتری را بعنصری57 نسبت کردهاند چنانک در صورت58 اوتار اربعه ~~مرسوم و مرقوم می گردد. و بر ساعد آن59 هفت دستان موضوع بود و هر دستانی را ~~باسمی منسوب و مخصوص کردهاند60 کمایأتی. پس مطلق وتر اعلی را بم خوانند و ~~طبیعت آنرا بارد و یابس61 اعتبار کردهاند62 و از عناصر تراب63 و از امزجه64 سودا. و ~~مایلی65 بم را اعنی مثلث، بارد و رطب66 و عنصر آن آب و مزاج آن بلغم. وثانی67 مثلث ~~را که ثالث بم باشد مثنی و طبیعت آن حار ورطب68 و از عناصر هوا و از امزجه دم69. و ~~ثانی مثنی را که رابع بم باشد، زیر طبیعت آن حار و یابس70 و از عناصر آتش و از امزجه ~~صفرا.71 # و طریقهآ انتقال بر اوتار اربعه چنانست که ابتدای نغمات از مطلق بم کنند72 و ~~بترتیب انتقال می کنند بطرف احد از مطلق یم این نغمات را استخراج کنند73.: اب جد ~~ه وز، و ازوتر مثلث این نغمات ح ط ی یا یب یج ید. و از وتر مثنی این نغمات: یه یزیح ~~یط ک کا. و ازوتر زیر این نغمات: کب کجکد که کو کزکح کط. پس مطلق74 مثلث ~~مساوی ثلثة ارباع مافوق خود باشد و مطلق مثنی کذلک و مطلق زیر همچنین. # وطریقه75آ اصطخاب معهود بر اربعة اوتار این بود که مذکور شد اما76 اصطخابات ~~غیر معهود کثیرة الانواعند، چنانک بعد ازین مبین گردد انشا الله77 تعالی. # اما صور78 اربعة اوتار دساتین آنها اینست79: PageV01P190 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0115.png) ~~3- نور: التمکن ~~4- ملی: درایة، ولی دربة که در سایر نسخ آمده انسب است زیرا معنی آزمودن و خبرگی (معین) یا خو کردن ~~(مصادر زوزنی ج 1 ص 281) دارد - ادوار: من له ریاضة و تمکن و دربة ~~5- نور: و ثلثة و اربعة واکثر تسهیلا ~~6- نور: فاما- نسخهآ ادوار: فاما ذوات الوترین ~~7- نور: الکل ~~8- ادوار: فجزؤه - نور: فالجزء ~~9- نور: مساویة لنغمهآ ط - ادوار: مساء لنغمة ط ~~10- ادوار: واذا ~~11- نور: ms123 و رابع اجزائه و سابعه و ثامنه و الحادی عشر ~~12- ادوار: او رابعه ~~13- ادوار: مستغن عنه ~~14- ملی: بدان که (رسم الخط) ~~15- نور: اهل این صناعت را ~~16- ایضا: انتقال بعضی از ~~17- همان نسخه: اما ایشانرا ~~18- نیز ادوار: آلاتی چند و ~~الانستة لد او یرم و ل ناحا و زو تا ته ار ها زدالة صدر عت- تون که در رتر باعد ~~21- نور: ساختهاند (ولی سازند معنی نوازند ویا مجازا به صدادر آوردن دارد نه ساختن مرادف درست کردن ~~رک. فرهنگ فارسی دکتر معین) ~~22- یعنی دووتر یا دو سیم باید طوری تنظیم شود که صدای دست باز (مطلق) وتر اعلی (سیم بالاترا به نسبت ~~1 یادست باز وتر اسفل (سیم پایین تر) باشد. ~~23- نور: اسفل شنوند ~~24- ایضا (در حاشیه): اعنی نغمهآ خنصر وتر اعلی (=صدای حاصل از گذاشتن انگشت کوچک روی وتریا ~~سیم بالا و زیرتر) هم طبقهآ مطلق وتر اسفل باشد. صح (= تصحیح) ~~25- نور: و برین تقدیر نسبت هر نغمهآ از نغمهاء (= نغمههای) وتر اعلی با نغمهایی (= نغمههایی) که در ~~مقابله... اسفل نسبت مثل و ثلث باشد زیرا که معلوم شد قبل ازین که نسبت اح و... همه بر نسبت مثل و ~~ثلثاند ~~26- ایضا: و چون ابتداء وتر اعلی ا را سازیم ~~27- همان نسخه بدون: از ~~28- یعنی ب در مقابلهآ ط و همچنین جدر مقابلهآ ی تا آخر اجزاء وترینه ~~29- نور: و وتر اعلی را بیازده قسم کند که آن ازا باشد تا یا و وتر اسفل را هم بیازده قسم کنند که آن ازح ~~باشد تا یح و دساتین که دروتر واحد هفده بودند در وترین ده دستان کافی بونده استخراج هفت نغمه ازوتر PageV01P191 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0120.png) ~~اعلی کند و آنها ازا باشد تا زوده تغمهآ دیگر از وتر اسفل و آن ازح باشد تا یز بل که بعضی از نغمها ~~(کذاح تغمهها) اعنی ح طی یا، ارقام آنها بر هر دووتر مرسوم شده است از هر دووتر معلوم توان کرد زیرا ms124 که ~~چون مضراب بر ازنند اگر بعد از آن بر جزء ثامن ازوتر اعلی زنند نغمهآ ح مسموع شود و اگر بر مطلق وتر ~~اسفل زنند هم نغمهآ ح مسموع شود و قس علی هذا. پس اگر خواهند که استخراج بعضی از ادوار کنند مثلا ~~دایرهآ اول که نغمات آن ادزح یا یدیه یح اند، اول استنطاق مطلق وتر اعلی کند پس جزء رابع از آن پس بر ~~جزء سابع از آن پس بر مطلق وتر اسفل پس رابع از آن پس سابع آن پس ثامن آن پس باول وتر اعلی آیند دور ~~اول مستخرج شود و هم برین قیاس مجموع ادواررا استخراج توان کردن و اصطخاب غیر معهود در وترین ~~به سی و پنج نوع ممکن باشد کردن: هفده شد از نغمات هفده گانهآ ثقال مترتب شود و این شدود را اصول ~~خوانیم اما هفده شد دیگر را که نظایر آن شدود مذکوره فروع، و آنها قلیل الاستعمال اند.... ~~30- رسم الخط ~~31_ در ردیفهای فعلی به اختلاف روایت گوشهای از دشتی و بیات اصفهان و همایون و حتی راست پنج گاه ~~محسوب می شود. ~~32- نور عبارت داخل گیومه را ندارد. و کنزالالحان اثر ارزنده و ظاهرا گم شده مراغی است که در آن ~~آهنگهای موسیقی به خط و با ترتیب مخصوصی ثبت شده بوده است رک. تعلیقات ~~33- تثنیهآ مطلق و یعنی دست باز هر دو وتر - نور: مطلق وترین ~~34- نور: نشود ~~35- ایضا: واماکن نغمات هم بر آن دساتین واقع شوند اعنی دساتین عشره وطریقه اصطخابات غیر معهوده ~~بعد ازین معلوم شود. ~~36- جمع اصطخاب به معنی هم آهنگی و به تعبیری کوک و معادل ro«dه که در بعضی مآخذ با حاء یعنی ~~اصطحاب آمده است رک. تعلیقات. ~~37- ان شاءالله (رسم الخط ومانند موارد متعدد دیگر) ~~38- نور: ثلاثة (ولی اندکی بعد در این نسخه به صورت ثلثة دیده می شود و حکایت از تلون سلیقه کاتب و ~~ثابت نبودن رسم الخط ms125 نسخه می کند) و ثلثة اوتار به معنی سه سیمه یا سهسیم (ظ: سهتار) است. ~~39- نور: بر وترین وتری دیگر اضافت کنند از طرف اسفل ~~40- منظور شکل مربوط به ثلثة اوتار است ~~41- مثلث از ثلث عربی به معنی ثالث اوتارالعود است (لاروس عربی) و چنان که در شکل مربوط دیده ~~می شود وتر یا سیم سومی است که به دووتر بم و زیر اضافه شده اما در آثار دیگر مراغی این سه وتر به ترتیب ~~بم ومثلث ومثنی یا بم وزیر ومثنی نام دارند رک. مقاصدالالحان چاپ دوم ص 33 وجامع الالحان ص 104 ~~42- نور: اعلی باشد ~~43- یعنی در شکل مربوط به عود که چهاروتریا سیم دارد اسم وتر سوم از طرف بم مثنی می شود نه مثلث و ~~. چنان که درشکل آن می بینیم وترها به ترتیب بم، مثلث، مثنی و زیر نام دارند. ~~44- نور: کما یأتی (الحاقی به خط ریزتر) ~~45- ایضا: اما اسامی اوتار ثلثه برین موجب است وتر اعلی را بم خوانند. ~~46- ملی: خوانند PageV01P192 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0117.png) ~~47- نزدیک: ممایلیک ای مما یقاربک (منتهی الأرب) ~~48- با حذف فعل به قرینه در همهآ نسخ. ~~49- نور: معهود ثلثة اوتار چنانست که ~~50- یعنی باید طوری کوک شود که هر وتری یا سیمی با وتر یا سیم بالاتر از خود هم صدا باشد - نور ~~اضافه دارد: اعنی نغمهآ خنصر بم در طبقهآ مطلق وتر مثنی باشد و خنصر وتر مثنی در طبقهآ مطلق مثلث باشد ~~51 - نور: در صورت ثلثة اوتار ~~52- ایضا: نغمهآ طرف احد ذی الاربع وتر اول اعنی بم بر مطلق وتر مثنی واقع شود اعنی نغمهٔ‌ یح که با نغمه ~~جزء ثامن بم که آن نغمهآ ح باشد قایم مقام اخری باشند و آن بر نسبت مثل و ثلث باشد ~~53- نور: وترثانی اعنی مثنی هم ضعف طنینی اگر استخراج کند و طرف احد ذی الاربع ثانی بر مطلق وتر ~~مثلث واقع شود که مساوی نغمهآ ثلثة ارباع وتر مثنی باشد ms126 و چون یک طنینی بر مطلق وتر مثلث اضاقت کنند آن ~~مقدار که تسع وتر مثلث است متمم دایره باشد و آن نغمهآ جزء رابع مثلث باشد اعنی نغمهآ یح که دستان سبابهآ ~~مثلث باشد وآن طرف احد بعد ذی الکل باشد. ~~54- ایضا نور: صور... سبعه اینست: ~~55 شکل یا به قول مراغی صورت از نسخهآ مطهری است با عنایت به نسخهآ ملی. در نسخهآ نور عثمانی ~~ترتیب وترها برعکس است یعنی بم در بالا و مثلث در پایین و از این حیث به شکل جامع الالحان شباهت دارد ~~با این تفاوت که در آن کتاب اسامی وترها عبارتند از بم و زیر و مثنی (انتشارات مؤسسهآ مطالعات و تحقیقات ~~فرهنگی ص 104). رک. تعلیقات ~~56- نور: اسقصات. اسطقسات جمع اسطقس بهمعنی اصل و عنصر »lenen و مأخوذ از یونانی است ~~(لاروس عربی). ~~57- ایضا نور: بمزاج عنصری نسبت کرده ~~58- ملی: در صور ~~59_- دستهآ ساز. ~~60- نور: گردانیدهاند ~~61- سرد و خشک ~~62- نور: کرده ~~63- خاک ~~64- مزاجها یا به اعتقاد قدما سازمان بدن انسان. ~~65- آنچه نزدیک وتر بم است ~~66- سرد و تر. ~~67- نور: مایلی مثلث را ~~68- گرم و تر. ~~69- خون. ~~70- گرم وخشک. ~~71- صف ا خلط زره بدن و سودا (مؤنت اسودا خلط سیاء بدن و به طور کلی مبتی بر عقیدآ قدیم است که PageV01P193 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0122.png) ~~جهان واز جمله انسان را متشکل از4 عنصر یا مادهآ اولیهآ آب و خاک و آتش و باد(هوا) می دانستند و برای هر ~~کدام از آنها دو صفت از صفات چهارگانه سرد و گرم و خشک و تر قائل بودند و نیز تصور می کردند در بدن ~~انسان چهار خلط صفرا و سودا و بلغم و خون نظام معتدل القوای را تشکیل داده است. ~~72- نور: باشد ~~73- ایضا: می کنند ~~74- همان نسخه: پس مطلق هر وتری مساوی ثلثة اریاع مافوق باشد ~~75- نسخه نور عثمانی بدون واو است: طریقهآ اصطخاب ~~76- ایضا نور بدون اما. ~~77- ان شاء الله، یعنی مانند سایر موارد متصل ms127 و بدون همزه (مخفف) ~~78- نور: صورت سازار بعة اوتار وارقام دساتین آن برین موجب است. بنابراین صوررا در دو نسخهآ مطهری ~~وملی ازباب تطابق در زبان عربی میتوان معطوف به اربعه دانست در صورتی که صورت در نسخهآ نور ~~عثمانی به معنی شکل به ساز بر می گردد. ~~79- شکل مأخوذ از نسخهآ نور عثمانی است زیرا در دو نسخهآ مطهری و ملتی ناقص بود اما در توضیح مربوط ~~به مزاج و اخلاط و عناصر اغلاطی داشت که تصحیح شد. PageV01P194 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0119.png) # ان القدماء وضعوا آلةذات خمسة اوتار وجعلوا مطلق کل وترمساویا لثلثة ارباع مافوق ~~فصار الدساتین المفتقر الیها سبعة وکملت الجماعات لوجود کل نغمة وحدتها وقد ~~خصوا کل دستان باسم فلنضع لها مثالا ونذکر اسماء الاوتار والدساتین علی ~~اصطلاحهم وهذا مثاله.3 # قدما آلتی وضع کردهاند و بر آن پنج وتر بسته و گردانیدهاند مطلق هر وتری را ~~مساوی ثلثة ارباع مافوقش پس محتاج شدند بآنک دساتین هفت باشد و کامل4 شود # عزین ولع # فا ~~آنکت عل5 ~~شکل در نسخهها تقریبا همانند است ودر جامع الالحان (ص 107) نیزهست اما در نسخهآ مطهری المطلق ~~الوتر به صورت مطلق الوتر وبهجای عشرین وریع یعنی لم20 نوشته شده است 20 وربع دربارهآ دستانهادر ~~جای خود توضیح داده خواهد شد. PageV01P195 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0124.png) ~~جماعات برای هر نغمهآ و حدت آن. بدرستی که مخصوص گردانیدند هر دستانی را ~~باسمی پس ما وضع کردیم برای آنها مثالی و ذکر اسمای اوتار و دساتین آنها باصطلاح ~~ایشان کما رسم5 # ومعلم ثانی حکیم ابونصر6 رحمه الله خواست تا استخراج بعد ذی الکل مرتین کند ~~جنانل ازارباع اوتارا تعدی واقع نشود ازثقیلة العفروضایت که یطلق بم ابسته قاربع ~~تا بعد ذی الکل مرتین اتمام یابد بضرورت احتیاج شد بوتر دیگر از جانب اسفل8 بر ~~اربعة اوتار اضافت کرد و آنرا حاد نام کرد و نغمهآ آن از جمله نغمات مطلقات و مقیدات9 ~~از نغمهآ اوتار احدست و هر جزوی از آن ms128 ازهر جزوی از اجزای اوتار اربعهآ مذکوره احد ~~باشد. فحینئد ضعف طنینی از آن وتر خارج شد پس آنرا بر اوتار اربعه مذکوره اضافت ~~کرد و بر نهایت ضعف طنینی له مرسوم شد و بر نقطهآ بنصر10 حاد است. و چون ابتدای ~~بعد ذی الکل مرتین از مطلق وتر بم کند انتهای آن بر بنصر حاد باشد. و چون مبدأ ~~جمعی نغمات ا را سازند و بر توالی انتقال بطرف احد کنند هر نغمه11 از نغمهآ ماضیه ~~احد باشد. # سوال: چون بعدذی الکل مرتین12 بر نغمهآ له که بنصر حادست اتمام می یابد، فایدهآ ~~نغمهآ لو بر دستان خنصر13 حاد که آن نقطهآ ربع14 حادست چه باشد؟ # جواب: گوییم فایدهآ رقم لو بر15 نقطهآ ربع حاد آنست که در عود کامل که خمسة ~~اوتار بر آن بستهاند بهر بعدی و جمعی و دایرهای16 را از غیر موضع که آن را طبقه ~~خوانند استخراج توان کرد و چون بعد ذی الکل مرتین را از نغمهآ ا ابتدا کنند بر نقطهآ له ~~منتهی گردد و آن موضع اصلی آنست اما چون خواهند که این بعد را از غیر موضع خود ~~استخراج کنند مبدأ جمع تام از نغمهآ ب کنند تا طرف احد بعد ذی الکل مرتین بر نقطهآ ~~ربع حاد که لو بر آن مرسوم است واقع شود. و دیگر آنک نغمهآ ربع حاد خالی ازرقمی و ~~نغمهای نماند. ~~بیان دساتین مستوی و منعکس ~~خون17 قبل ازین در تقسیم وتر مبین شد که علامات18 دساتین سبعه چه بود و طریقهآ ~~تقسیم آنها چگونه بود پس بباید دانست که از آن دساتین سبعهآ مذکوره که بر سواعد ~~آلات11 مثبت20 شده است سه دستانرا مستوی خوانند و سه دیگر را منعکس. اما PageV01P196 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0121.png) ~~دساتین ثلثهآ مستویه: دو زوح باشد و دساتین ثلثهآ منعکسه ب وه وجزیرا که در تقسیم ~~دساتین21 ثمن ح م برح م افزودیم و بر نهایت آنه رسم کردیم و ms129 ثمنهم برهم افزودیم و ~~بر نهایت آن ب رسم کردیم و ثمن وم بر وم افزودیم23 و بر نهایت آن جرسم کردیم و ~~این سه دستان را ثلثة منعکسه23 گویند. و دستان د بر نقطهآ اربعة اخماس واقعست ~~و قدما مجنبات24 را بنوع25 دیگر وضع کردهاند: اول مجنب السبابه بتنکیس26 ~~ذی المدتین. ثانی مجنب السبابه بوسطی27 فرس. ثالث مجنب السبابه بوسطی ~~زلزل28. رابع مجنب الوسطی و بعضی دستان جرا میان وسطی قدیمه و آنف وضع ~~کردهاند و مجنب دیگر را میان سبابه و وسطی فرس. اما مجنب اکثری عرفی را که در ~~تلحین مستعملست میان ب ود نهادهاند اما به داقرب باشد زیرا که از اتاب بقیه اولست ~~وازب تاج بقیه ثانیه29 و ازجتاد بقیه ثالثه30 لاجرم جبه داقرب باشداز آنک بهب، ~~هر آینه بقیهآ اولی بمقدار زیاده باشد از بقیهآ ثانیه29. ~~و شیخ ابونصر31 در کتاب مقالات32 دساتین را نه اعتبار33 کرده و همچنان ثبت ~~کرده [است] ما نیز اینجا آن جدول دساتین تسعه را ثبت کردیم و اعداد نسب نغمات و ~~رقام آنها باز نمودیم تا طالبان و ارباب این فن را نیز آن معلوم باشد برین مثال: # المطق عشرون الفا سبعائ ستتة ونلشن # مجبنب السبه تنگی تمة خران وسبعاله لثة و تلهن # مجنب السبابه به سلی انرسه نعة مثرینآ جمساه وایبه وتازن # مجزالبابه یرطی نزل نتانة عشان مشانائه وسة عنر # السبابه نتانه مخرانا وایجمائه ماثان کشین # مجن الهسلیی ت منان وارلبائ بتت ه شسون # پسلیالنس سبتعضر النهآ وایبأ وتانیه # وسفی نیزل ت عنه الغأدتا نائه عته هستن # منههر عان، وشانأ وادته نمادزن # خضر عنه منرالنا وخماهٔ‌ ونلن وخسون PageV01P197 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0126.png) ~~اما مجنب اول را بعد بقیه اعتبار کردهاند و آن از اعداد دساتین معلوم شود که ~~20736 و90733 بر نسبت مثل وجزء من تسعة عشر بالتقریبست و اگر بقول فارابی ~~در اعداد کسری واقع شود آن در مسموع چندان متفاوت نیست34. # فالمطلق25 من البم حدته36 سبابة المتنی ms130 وحدة سبابة البم بنصر المثنی وحدة ~~بنصر البم مجنب الزیر ومطلق37 المثلث سبابة الزیر وسبابة المثلث بنصر الزیر و ~~بنصر المثلث مجنب الحاد ومطلق المثنی سبابة الحاد وسبابة المثنی بنصر الحاد فنسبة ~~مطلق البم الی بنصر الحاد نسبة بعد ذی الکل مرتین. ~~پس حدت38 مطلق بم سبابه مثنی باشد39 و حدت سبابه بم بنصر مثنی و حدت بنصر ~~بم مجنب زیر و حدت مطلق مثلث سبابهآ زیر و حدت سبابه مثلث بنصر زیر و حدت بنصر ~~مثلث مجنب حاد و حدت مثنی سبابهآ حاد و سبابهآ مثنی بنصر حاد پس نسبت مطلق بم با ~~بنصر حاد نسبت بعد ذی الکل مرتین باشد،اما مباشران سازعود40، بعضی نغمات را در ~~عود مشابهات خوانند مثلا باصبع خنصر دستان بنصر له حاد گیرند با مطلق بم اکه نظیر ~~آن باشد پس سبابه حاد را لب باصبع سبابه گیرند با مطلق مثنی یه و مطلق حاد را کط ~~باصبع بنصر گیرند که نظیرش فرس مثلث یب باشد. پس مجنب مثلث رای باصبع سبابه ~~و وسطی زلزل زیر را کز باصبع خنصر گیرند پس سبابهآ زیر را که با مطلق مثلث ح پس ~~مطلق زیر را کب با وسطی فرس بمه. پس مجنب بم را جبا زلزل مثنی ک باصبع خنصر. ~~پس سبابهآ مثنی را یح با مطلق بم گیرند. # و این نغمات مذکوره مشابه و نظیر و قایم مقام اخری باشند و این نغمات بدین ~~ترتیب که مذکور شد نغمات دایرهآ حسینی41 باشد با نظایر که در ارباع اوتار خمسه ~~موجود شود و نود ویک دایره را ممکن است بدین طریق بمشابهات استخراج کردن و ~~ارباب عمل42 اصابع را نامها گویند برین گونه: # ابهام، سبابه، وسطی، بنصر، خنصر علی الترتیب43. PageV01P198 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0123.png) ~~اوتار محسوب می شود همراه با زلات متعددی نظیر اشتباه در نغمات وابعاد که بعید به نظر می رسد از ناحیهآ ~~دانشمندی مثل ارموی یا مراغی سر زده باشد رک. تعلیقات ~~4- کامل بودن ms131 هفت، نکته در خور توجه است. ایضا تعلیقات ~~5- نور تمام این قسمت (از قدما تا رسم) را ندارد. ~~6- نور: ابونصر فارابی... خواست که از اربعه اوتار عود قدیم استخراج بعد بالکل مرتین کند ~~7- ایضا: ارباع اوتار اربعه تعدی نکند چون چهار ذی الاربع از چهار وتر استخراج کرد پس محتاج شد در ~~اتمام بعد مذکور بضعف طنینی که متمم بعد ذی الکل مرتین باشد لاجرم (الحاقی) وتری دیگر از طرف اسفل ~~بر اوتار اربعه اضافت کرد و استخراج ضعف طنینی از آن وتر کرد و آن وتر را حاد نام کرد و آن احد است از ~~زیر بیک ذی الاربع زیرا که مطلق حاد مساوی ثلثة ارباع زیر است اعنی نغمهآ خنصر زیر در طبقآ مطلق ~~حادست و نغمهآ خنصر حاد از جمیع نغمات احد است پس اگر... (ناخوانا شاید: انتقالات) از مطلق بم باشد ~~بطرف خنصر حاد در هر نقلی نغمه [ای] از نغمهآ ماضیه احد باشد و اگر انتقال برعکس باشد در هر نقلی نغمه ~~از نغمهآ ماضیه اثقل باشد فحینئذ ضعف طنینی از حاد مستخرج شد و طرف احد طنینی ثانی بنصر حاد باشد ~~اعنی له. ~~8- ملی: سفل ~~9- عکس مطلقات و به معنی نغمههای حاصل از گرفتن پردهها یا انگشت گذاری روی وتر یا سیم. ~~10- پردهای یا نقطهای روی وتر منسوب به انگشت چهارم دست و منظور از حاد که در اینجا مکررآمده همان ~~وتر پنجم و ابتکاری فارابی است ~~11- ملی: نغمهآ (= نغمهای بنابر رسم الخط نسخه) ~~12- نور: مرتین که مبتدا از ا باشد و منتهای آن بر نقطهآ له که بنصر حادست... ~~13- پردهآ منسوب به انگشت کوچک دست. ~~14- یعنی نقطهای واقع بر سیم یا وتر حاد که وتر پنجم عود محسوب می شود. ~~15- نور: لو بر خنصر حاد یکلی آنست که در عود کامل که پنج وتر بر آن بستهاندهر بعدی و جمعی ودایرهآ (= ~~دایره ای) را از غیر موضع خود استخراج کنند اما اگر خواهند ms132 که بعد ذی الکل مرتین را از غیر موضع خود ~~استخراج کنند مبدأ از نغمهآ ب کنند بر بنصر حاد دیگر، آنک بر اوتار ارباع اربعه بر هر ربعی رقمی هست ~~اکنون بر ربع حاد پز مرسوم شد تا آن ربع نیز از رقمی خالی نماند ~~16- در اصل: دایرهآ ~~17- نور: قبل ازین از تقسیم وتر معلوم شد ~~18- ملی: علامت- نور: علامات دساتین سبعه و طریقهآ تقسیم آنها چگونه بود ~~19- نور: آلات ذوات الاوتار ~~20- صیغهآ اسم مفعول به معنی ثبت شده (معین) که در اینجامی تواند اشاره به محل پردهها روی دستههای ~~سازها باشد که در قدیم احتمالا در بعضی از سازها نشانهای بوده است نه مثل امروز پردهآ بسته شده ~~21- نور: تقسیم وتر ~~23- طریقە نقسم دساتین در همین کباب آمده بود ومی توان به مقاصد الالحان رچاب دوم ص 16) رجوع ~~کرد. PageV01P199 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0128.png) ~~23- ملی: و این را دستان ثلثهآ منعکسه گویند-نور: و این دستانرا دساتین ثلثهآ منعکسه خوانند ~~24- جمع مجنب از پردههای مشهور قدیم که با علامت ج مشخص می شده است رک. تعلیقات. ~~25- نور: بانواع دیگر. ~~26- نگوسار کردن (مصادر زوزنی ج 2 ص 178) یا وازگون کردن و سر ازیر ساختن (معین) و اینجا ممکن ~~است مفهوم تقلیب را برساند. ~~27- در مورد نام گذاری پردهها بر اساس انتساب آنها به انگشتان دست یا به اعتبار محل گذاشتن انگشت ~~روی دسته و سیم سازدرجای خود توضیح کافی داده شده است در اینجا به این اشاره مختصر بسنده می شود ~~که وسطی انگشت میانه است که بر پایهآ قرار گرفتن آن روی دستهآ ساز انواعی داشته است. وسطی فرس یا ~~فارسیه با نسبت 5 چنان که از اسمش بر می آید به موسیقی ایرانی اختصاص داشته و حتی فارابی از آن نام ~~برده است رک. مقاصدالالحان چاپ دوم ص 163. ~~28- منسوب به منصوربن جعفر ملقب به زلزل موسیقی دان بزرگ معاصر هارون الرشید متوفی 175 هق ~~ایضا (مقاصدالالحان ص 164) ~~29- نور: ثانی ~~330- ایضا: ثالث ~~31- همان ms133 نسخه: رحمه الله ~~32- مراغی از این کتاب فارابی مکرریاد کرده است ولی در فهرست آثار فارابی چنین کتابی دیده نمی شود ~~رک. جامع الالحان صفحهآ 167 و 195 و مقاصدالالحان چاپ دوم ص 86 ~~32- نور: نه دستان اعتبار کرده است و همچنان ثبت کرده و صاحب شرفیه هم در کتاب شرطیه همان جداول ~~دساتین تسعه را آورده است و ما نیز اینجا همان جداول را با اعداد نسب نغمات و ارقام آنها باز نمودیم تا ~~طالبان را آن نیز معلوم شود برین مثال. ~~34- نور: و شیخ مجنب اول را بعد بقیه اعتبار کرده است و آن از اعداد نسب نغمات دساتین... بالتقریب ~~است (کذا جدا) و این حود بقیه است اما قدما آنرا مجنب السبابه بتنکیس ذی المدتین خواندهاند عباراتنا ~~شتی وحسنک واحد وچون بقول فارابی در اعداد مقدار کسری واقع شود نغمهآ آن در مسموع متفاوت نیست. ~~35- نور: قوله فالمطلق (کما فی السابق) ~~36- ملی: حدتها ~~37- حدة محذوف به قرینه شده است ولی نسخهآ ادوار در اینجا نیز حدة را دارد و پس از آن محذوفست ~~38- کذا ملی و در نسخ دیگر با دو املاء: حدة و حدت (در بعضی موارد) ~~39- نور: زیرا که از مطلق بم تا سیابه مثنی ضعف ذی الاربع است و یک طنینی و آن پنج طنینی باشد و ضعف ~~بقیه اول ضعف طنینی از بم دیگر ضعف طنینی از مثلث ویک مثنی ویک بقیه از بنصر بم بمطلق مثلث که آن زح ~~باشد و بقیهآ دیگر از بنصر مثلث بمطلق مثنی و آن ید یه باشد و مجموع این ابعاد یک بعد ذی الکل باشد پس ~~سبابهآ مثنی حدت مطلق بم باشد و حدت سبابهآ بم بنصر مثنی بود هر آینه و چون طبقه نغمهآ یک طنینی از مطلق ~~بم زیادت شد هر آینه از سبابهآ مثنی نیزیک طنینی اضافت کرده می شود تا حدت سبابه بم بنصر مثنی شود و ~~حدت بنصر بم مجنب ms134 زیرا که از بنصر بم تا مطلق مثلث یک بعد بقیه است و از مطلق مثلث تا مطلق مثنی ~~ذی الاربع واز مطلق مثنی تا مطلق زیر ذی الاربعی دیگر واز مطلق تا مجنب زیر بعد مجنب. اکنون مجموع PageV01P200 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0125.png) ~~این ابعاد ضعف طنینی باشد و آن بعد ذی الکلست لاجرم گفت که حدت بنصر بم مجنب زیر باشد و حدت ~~مطلق مثلث سبابهآ زیر چرا که از مطلق مثلث تا مطلق مثنی بعد ذی الاربع و از مطلق مثنی تا مطلق زیر ~~ذی الاربعی دیگر و از مطلق زیر تا سبابه زیر بعد طنینی پس دایره مرتب شد. لاجرم گفت که حدت مطلق ~~مثلث سبابه زیر و حدت سبابهآ مثلث بنصر زیر چون از مطلق مثلث یک سبابه زیادت شد بر سبابه زیر نیزیک ~~طنینی زیادت شد چنان شد که از سبابهآ مثلث تا مطلق مثنی تا مطلق زیر ذی الاربعی دیگر و یک بعد مجنب از ~~مطلق حاد تا مجنب حاد و مجموع آنها بعد ذی الکل باشد لاجرم گفت حدت بنصر مثلث مجنب حاد باشد و ~~حدت مطلق مثنی سبابهآ حاد باشد و زیرا که از مطلق مثنی تا مطلق زیر ذی الاربعی و از مطلق زیر تا مطلق حاد ~~ذی الاربعی دیگر و از مطلق حاد تا سبابه حاد طنینی این جمع نیزواین شد لاجرم گفت که حدت مطلق مثنی ~~سبابهآ حاد باشد و حدت سبابهآ مثنی بنصر حاد باشد زیرا که چون بر سبابهآ مثنی نغمهآ یح مرسوم است از سبابهآ ~~مثنی تا مطلق زیر بعد کل و خمس کل اعنی طنینی و بقیه و از مطلق زیر تا مطلق حاد ذی الاربع و از مطلق حاد ~~تا بنصر حاد ضعف طنینی، مجموع این ابعاد یک ذی الکل باشد لاجرم گفت که حدت سبابهآ مثنی بنصر حاد ~~باشد پس نسبت مطلق بم با بنصر حاد ذی الکل مرتین باشد اما مباشران ساز عود بعضی ms135 نغمات را که با ~~یکدیگر استعمال کنند آنها را مشابهات گویند مثلا باصبع خنصر دستان بنصر حاد را مقید کنند با مطلق بم ~~مشابه باشد در یک ذی الکل مرتین هشت زوج نغمات مشابهات ممکن باشد و اهل اصابع خمسهآ ید را نام ~~نهادهاند: ابهام و سبابهآ و وسطی و خنصر و بنصر (در حاشیهآ برین گونه) چون یک مشابه را ذکر کردیم که اله ~~است که اکنون میگوییم (کذا متصل) که مشابه ثانی سبابهآ حاد را باصبع سبابه فروگیرند و آن با مطلق مثنییه ~~مشابه باشد و مطلق حاد اعنی یط باصبع بنصر گیرند و آن با فرس مثلث یب مشابه پس مجنب مثلث ی باصبع ~~سبابه و وسطی زلزل زیر اعنی کزرا باصبع خنصر گیرند پس سبابهآ زیر را اعنی که با مطلق مثلث ح پس مطلق ~~زیر اعنی لب گیرند با وسطی قدیمهآ بمه پس مجنب بم را که جاست با زلزل مثنی که ک است باصبع خنصر ~~40- نوازندگان عود ~~41- در ردیفهای فعلی گوشهای از دستگاه از شور محسوب می شود. ~~musicianns 42- نوازندگان، موسیقی دانها ~~43- درمارهآ نامیدن بردمها بر حسب انگفعان دست بر روی آنها درجای خود توضح داده می هود PageV01P201 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0130.png) ~~اهل1 هذه الصناعة یسمون الإدوار شدودا ولکل دور اصل یبنی علیه # والأدوار عندهم اثنی عشر3: عشاق3، نوی4، ابوسلیک5، راست، عراق6، اصفهان7، ~~زیرانکنده ئرله1، زنکوله (راهوی1 حسینیچجازییا ~~الدائرة السابعة15 والعشرون وراست هی الدائرة الأربعون و عراق هی الدائرة ~~التاسعة16 والستون واصفهان هی الدائرة الرابعه والاربعون17 وزیر افکند هی الدائرة ~~التاسعة والخمسون وبزرک هی الدائرة السبعون وزنکوله هی الدائرة الثانیة والاربعون ~~و راهوی هی الدائرة الخامسة والستون وحسینی هی الدائرة الثالثه والخمسون و ~~حجازی هی الدئرة الرابعة والخمسون18. وآما19 بواقی الأدوار فان المتنافرة منها لا ~~یلتفت إلیها لتنافرها وربما صنفوا30 منها آصواتا وذلک بحسن التلطف فی الانتقال21 و ~~آآما الأدوار الأخر فان بعضها هی الادوار المذکورة فی غیر موضعها المعهودة فان لکل ~~دائرة سبعة عشر موضعا ms136 یسمونها32 الطبقات وسنذکرها فاذا تأملتها وامعنت النظرفیها ~~وجدتها کذلک فلنذکر منها طرفا یسیرا و تأمل أنت الباقی. فالدائرة السادسة والسبعون ~~اصفهان فی الطبقة الثانیة والخامسة والخمسون هی ایضا. ولکن23 فی الطبقة الثالثة ~~فلرآبع والتون التفی الطبقة الأولی واما ماقلنا أنها حجازق فهی عراق اذا اضیف 5 ~~الیها یز فالدائرة السادسة والخمسون حینئذ هی ایضا حجازی ولکن فی الطبقة الثانیة و ~~لنضع لهذه جدولا ونذکر الأدوار علی اصطلاحهم علی هذا العثال. PageV01P202 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0127.png) # نیا # کملی تل احانة # ستمم # یر فکنامیک ایک ال # ن # حجای الح ک کها مایمال # ازنسنخ الادواء با معامله نرحمانیه ~~جدول از نسخهآ ادوار اقتباس و با نور عثمانیه مقابله شده است. نسخههای شرح مراغی ناقص و تاحدی غیر ~~مقرو است و بعضی اساسا ندارند. ~~اهل صناعت26 عملیه ادوار27 مشهوره را شدود خوانند و هر دوری را اصلی باشد ~~که آن دور بر آن مبنی باشد یعنی اقسام بعدین. ~~اما عشاق دایرهآ اولست زیر ا28 که اضافت قسم اول از طبقهآ ثانیه است بقسم اول از ~~طبقهآ اولی29. و نوی30 دایرهآ چهاردهم31 است از دوایر هشتاد و چهارگانه32 ودایرهآ ~~ثانیه است از ترتیب ادوار اثنی عشره33 و آن از اضافت قسم ثانی از طبقهآ ثانیه است ~~بقسم ثانی از طبقهآ اولی چنانک قبل ازین معلوم شد. و34 ابوسلیک دایرهآ بیست و هفتم PageV01P203 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0132.png) ~~است از ادوار کثیره و سیم است از ادوار اثنی عشره وهم از ادوار سته. وراست35 دایرهآ ~~چهلم است از ادوار کثیره و رابعست از ادوار سته و از ترتیب اضافات دهم از دوایر ~~اثنی عشره. و عراق36 دایرهآ شصت و نهم است از ادوار کثیره و پنجم37 است از ~~اثنی عشره. ~~اصفهان دایرهآ چهل و چهارم است از ادوار کثیره و ششم است از اثنی عشره38. ~~زیرافکند پنجاه و نهم است از ادوار کثیره و هفتم از ادوار مشهوره «و آن از اضافت قسم ~~خامس از طبقهآ اولی با قسم حادی عشر از ms137 طیقهآ ثانیه حاصل شده است و نغمات او ~~این اند: اجه ح ی یب یجیو یح.»39 اما بزرگ40 و آن دایرهآ هفتادم است و آن از ~~اضافت قسم عاشر از طبقهآ ثانیه بقسم سادس از طبقهآ اولی حاصل شده است و نغماتش ~~این: اجوح یا ید یو یح. # اما زنگوله41 و آن دایرهآ چهل و دوم است و آن از اضافت قسم رابع از طبقهآ ثانیه و ~~قسم رابع از طبقهآ اولی [حاصل شده است] و نغماتش این: ادوح ی یجیه یح. اما ~~راهوی و آن دایره شصت و پنجم است و مترتب شده است از اضافت قسم خامس از ~~طبقه ثانیه بقسم سادس از طبقهآ اولی و نغماتش این: اجوح ی یب یه یح. # اما حسینی دایرهآ پنجاه و سیم42 است از ادوار کثیره و خامسست از ادوار سته و ~~یازدهم از ادوار اثنی عشره.43 # اماء بواقی دوایر هر چند متنافراند خود ملتفت الیه نباشند و گاه باشد که استادان ~~این صنعت بعضی از دوایر متنافره را تألیف کنند بحسن تلطف در انتقال و چنان ادا کنند ~~که ظاهرة التنافر مسموع نشود و آنچه متنافر نیستند همین ادوار مشهورهاند در غیر ~~موضع خود واقع شدهاند زیرا که هر دایرهای44 را هفده موضع است و آنها را طبقات ~~خوانند کما سیتضح فی موضعه. # و ادوار مشهوره را دور و دایره45 گویند و چون تأمل کنی در آنها و امعان نظر ~~لازم داری همچنان بیابی پس بیان کنیم طرفی از آنها بآسانی و بواقی را تأمل کنی از ~~نفس خود. پس دایرهآ هفتادو ششم اصفهانست اما در طبقهآ ثانیه و دایرهآ پنجاه و پنجم هم ~~اصفهانست اما در طبقهآ هفدهم26 بدان معنی که دو دایره یک دایره باشند بر تقدیر ~~اختلاف مبدأ ایشان و بعضی دردایرهآ حجازی خلاف کردهاند و گفته که آن دایرهآ شصت PageV01P204 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0129.png) ~~و چهارم است اما آنچه ما گفتیم که حجازی است و آن دایرهآ پنجاه ms138 و چهارم است ایشان ~~گویند پردهآ عراقست که نغمهآ یز را بدان ضم کردهاند پس بقول ایشان دایرهآ پنجاه و ~~چهارم هم حجازی باشد در طبقهآ ثانیه و ما برای آنها جدولی وضع کنیم برین مثال. # و جدول دوایر مشهوره را وضع کرده است کمامر47 ~~وبعض48 الأدوار یسمونه آواز وبعضها لا اسم له بل یسمونه مرکبا کالدائرة السابعة ~~والستین فانهم یقولون هی49 مرکبة من اصفهان وحجازی فالقائل بهذا لم لا یقول عن ~~راهوی انها مرکبة من نوروزو حجازی و عن زنکوله انها مرکبة من حجازی وراست و ~~عن اصفهان انها مرکبة من اصفهان وراست. # واما الآوازات فهی ستة : کواشت وبهی الدائرة الحادیة والسبعون وکردانیا 5 وهی ~~السادسة والاربعون و کلاهما اصفهان إذا عرفت الطبقات. واما کردانیا50 فهی ~~فی الطبقة السابعة عشر و اما کواشت فهی فی عاشر الطبقات. وسلمک وهی زنکوله51 ~~إذا کان اول الدائرة یا و نوروز هی حسینی محذوفا منه یح. واما مائه فانه57 هیئة ~~فی التقدتم والتأخیر وکذلک شهناز فی الجس فنجعل للستة جدولا ونعرف53 اسماؤها ~~علی هذه الصورة: # 54«می گوید که آوازات ششاند: کواشت55 و آن دایره هفتاد و یکم است. و ~~کردانیا56 و آن دایره چهل و ششم است و هر دو اصفهان اند چون طبقات را. اما کردانیا ~~و آن در طبقهآ هفدهم [است]. و اما کواشت و آن در طبقهآ دهم است و سلمک54 و آن ~~زنگوله است چون اول دایره یا باشد. چهارم نوروزو آن حسینی است محذوفا منه یح. و ~~اما مائه و آن هیأتیست که از تقدیم و تأخیر نغمات حاصل می شود چه در همهآ نغمات و ~~آوازها، دیگر از طرف ثقل باحد نقل می کنند اما در مائه از احد باثقل می کنند چنانک از ~~مثال معلوم خواهد شد. اما ششم شهناز57ست و آن هم هیأتیست که از تقدیم و تأخیر ~~نغمات حاصل می شود. چنانک از اثقل باحد نقل کنند پس از احد باثقل رجوع کنند و ms139 ~~کیفیت آنها از مثال معلوم شود و مثال آوازات سته در عود اینست58». # دباج جیلانی59 از جناب مولانا قطب الدین شیرازی تغمده الله بغفرانه التماس ~~کرده است که مجموعه [ای] بنویسد که از هر علمی در آن رساله باشد و مولانا را ~~تلامذه بودهاند، مولانا بایشان فرموده است که هریک در علمی رساله نویسد بحسب PageV01P205 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0134.png) # کواشت مستهمناز # سبارا ار ززا نهیر براز امحقی نی # پر اطی از محنب بنیه # نتنی زازالن # الزالیی پینی البرء الی # مجمزالمییآ محنب بنننی تعلی الین # طوالی حن رنی راز الزرز لح[) # مفلربتنی # (امل ~~اشارت مولانا هر کسی رساله در فنی نوشت و بر مولانا عرض کردند یکی از آنها در ~~علم موسیقی رساله نوشت و آن کتاب را نام نهاده درة التاج لغرة الدباج61 اکنون آن ~~کتاب به نام مولانا شهرت یافته اگر در سخنان آن کتاب مسامحتی واقع شده بمولانا ~~تعلق ندارد از طرف آن کس است که آن رساله در فن موسیقی نوشته است.62 اما ~~شاگرد مولانا قطب الدین شیرازی رحمه الله بر صاحب ادوار تغمده الله بغفرانه برین ~~سخنان اعتراض فرموده است و بدین عبارت فرموده در کتاب خود در مبحث ششم63 ~~که «پرده در استعمال ارباب عمل بحسب استقرای تام64 عبارت بود از جمعی نغمات ~~که مرتب باشند بترتیب محدود چنانک بعد شریف غالبا مستغرق آن باشد پس او65 ~~مرادف جمع باشد لکن بعضی از جموع را آواز خوانند مثل کردانیا و محیر66 و ~~اصفهانک و بعضی را ترکیب مانند نوع دوم از دور بزرگ چه گویند که آن مرکبست از ~~اصفهان و بزرگ ومانند نوع سیم67 از دور بزرگ چه آن مرکبست از حجازی و بزرگ» ~~و گفته که صاحب شرفیه68 در69 ادوار برین ترکیب اعتراض کرده70 و تقریر او برین ~~وجه باید که در مثال اول گوییم که آن دور را اگر بسبب ترکیب از اصفهان ذی الاربع و PageV01P206 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0131.png) ~~بزرگ ذی الخمس مرکب می گویند ms140 پس چرا نگویند که زنگوله مرکبست از عزال21 و ~~راست ذی الاربع، و اصفهان اصل از اصفهان ذی الاربع و راست ذی الخمس نه برین ~~وجه که او گفته است چرا راهوی را نگویند که مرکبست از نوروز72 و حجازی وزنگوله ~~از حجازی و راست، و اصفهان اصل از اصفهان و راست73 چه اول و دوم باطلست چه ~~راهوی مرکبست74 از نوروز و از حجازی نیست و نه زنگوله از حجازی و راست و ~~همچنین ثالث الا آنک باصفهان، اصفهان ذی الاربع75 و براست راست ذی الخمس ~~خواهند، و گفته. پس واجب چنان بودی که همه را پرده خوانندی، و گفته که پس ~~اعتراض صاحب ادوار بحقیقت ساقط است. ~~این بود سخنان مولانا قطب الدین و مولانا صفی الدین رحمهما الله تعالی76، اکنون ~~این فقیر حقیر سخنان ایشان با یکدیگر تطبیق کرده محاکمهآ بینهما می کند و آنچه ~~واقعست درین سخنان بیان می کند77: واقعا آنک پرده نزد ارباب عمل، دوایر ~~اثنی عشر78 مذکوره است کمامر. و باصطلاح ایشان پرده، دوازده مقام79 را گویند واین ~~ادوار اثنی عشره80 را از نود و یک دایره انتخاب و منقح81 کردهاند و باسامی مذکوره ~~موسوم کرده82 زیرا که این دوازده دایره در موضع اصلی خود واقع شده83 لاجرم ادوار ~~مشهوره را اصول خوانند [و] بواقی را فروع. و اصول مقامات دوازدهگانه84 عشاق و ~~راست و حسینی و حجازی اند زیرا که اصل نوی و ابوسلیک85، عشاق است چه نوی و ~~ابو سلیک در مراکز و طبقات عشاق واقع اند. و زنگوله داخل راست است و زیر افکند و ~~راهوی و اصفهان داخل حسینی اند اگرچه86 بعد بقیه87 در حسینی مفقود است اما ~~بدیگر نغمات متداخل88 می شوند. و نغمات راهوی بعضی در زنگوله موجودند و بعضی ~~در حجازی89 و عراق و بزرگ داخل حجازی اند و تحقیق این طبقات توان کرد. ~~اما90 این دوازده دایرهآ مشهوره در مسموع هر یکی بنوعی درخیال91 مرتسم ms141 وملون ~~می شود و اصل مجموع جموع از دوایر و غیرها ابعاد ثلثآهآ لحنیهاند92. # و اگر گویند عراق و بزرگ چگونه داخل حجازی اند گوییم: زیرا که ابعاد اصل آنها ~~متحدند و آن را جنس منفصل خوانند اعنی در آن جنس ط در میان ب وجباشد و این ~~جنس در هر دو طبقهآ دایرهآ عراق موجودست93. # و چون اصول94 ادوار مغلوم شد که از اقسام بعد ذی الاربع مترتب میشوند و از ~~اقسام بعد ذی الخمس آنچه مناسبست95 بدانها اضافت می کنیم و اشتمال بعد ذی الکل ~~بر مضاف و مضاف الیه می باشد. و چون ادوار مشهورهآ مذکوره هر یکی در موضع اصلی PageV01P207 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0136.png) ~~خود واقع شدهاند96 ارباب عمل آنها را پرده و مقام و گوشه نیزخوانند، بواقی را بعضی ~~آواز و بعضی شعبه و غیر ازین ادوار مشهورهآ جمیع ادوار مذکوره را دوایر خوانند و ~~اسامی آنها بترتیب اعداد دوایر باشد چنانک گویند که97 دایرهآ دهم یا بیستم یا غیر از ~~آن تا هشتاد و چهار دایره اما اسم پرده98 را بر همین ادوار مشهوره اطلاق کنند99. # پس آنچه شاگرد مولانا100 قطب الدین گفته که «پرده در استعمال ارباب عمل ~~بحسب استقرای تام عبارت باشد از جمیع نغماتی که مرتب باشند بترتیب محدود» ~~می گوییم101 درین تعریف متنافرات داخل می شوند زیرا که متنافرات نیز مرتباند ~~بترتیب محدود و متنافرات را پرده نتوان گفت102 چه ارباب عمل جمع نغمات ملایمه را ~~پرده خوانند که آنها ادوار مشهورهاند. ~~و آنک103 گفته که «پس او مرادف جمع باشد» می گوییم جمع بر دو104 نوع است: ~~جمع کامل و ناقص و ازجموع بعضی ملایم اند و بعضی متنافر. اما جمع کامل ملایم را ~~پرده خوانند و آنها دوازده105 پردهآ مشهورهآ مذکوره است زیرا که آنها در غایت ~~ملایمت اند106 و ارباب عمل غیر از آنها را پرده107 نخوانند. و اگر غرض ازین جمع، ~~جمع108 دوایر هشتاد و چهارگانه است آنها ms142 را دایره گویند اما پرده نگویند، پرده همین ~~دوایر دوازدهگانهآ مشهوره را گویند پس آنها مرادف جمع نباشند. # و آنک109 گفته لکن بعضی جموع را مثل کردانیا و نوروز و محیر و اصفهانک آواز ~~خوانند و بعضی را ترکیب، می گوییم که کردانیا و نوروز از آوازات اند110 اما محیر و ~~اصفهانک را هیچ یک از ارباب عمل آواز نخواندهاند بلک111 اصفهانک و محیر از ~~شعبات اند112 بالتحقیق والاعتماد واین نزد ارباب عمل واضح ولایح است. اما113 ~~کواشت اول آوازاتست114 و فرقست میان کواشت و اصفهانک زیرا که فضل کواشت ~~بر اصفهانک بیک بعد کل و ربع کلست115 که آن منقسم باشد به جط116. و اکثر مردم ~~اصفهانک و کواشت را متحد تصور کرده همچون جناب مولوی علامهآ شیرازی117 ~~رحمه الله نیزاصفهانک را از آوازات شمرده از آنک فرق بینهما نفرموده است و ما درین ~~محل نغمات و ابعاد کواشت و اصفهانک را باز نماییم تا بر ناظران و طالبان تحقیق شود ~~پس بباید دانست که کواشت دایرهآ هفتاد و یکم است118 و ارقام نغمات و ابعماد ~~اینست: PageV01P208 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0133.png) # و مصنفان عملی119 کواشت را صدر آوازات اعتبار کردهاند120 و تصانیف عملیات ~~در کواشت ساخته بهمین نغمات و ابعاد در عمل آوردهاند. و چون از کواشت بعد کل و ~~ربع کل فصل کنند آنچه باقی ماند آنرا اصفهانک خواندهاند و نغمات محذوفه اینست: ~~یجیو یح121 و نغمات اصفهانک که باقی اند این: یجیب ی ح وجا122. ودر سیر123 ~~نغمات جنس منفصل اعنی حجازی ازطرف اثقل بر آن اضافت کنند و محط بر نغمهآ ح ~~کنند اما از طرف احد بعد ط اضافت کنند. # و دیگر گفته که شعبات بحسب مشهورنه است می گوییم که124 در عرف خواص و ~~عوام125 آنست که شعبات بیست و چهارست، هر که را ادنی تمیزی درین فن باشد ~~بتحقیق داند که شش آوازه126 است و دوازده پرده و بیست و چهار شعبه بحسب مشهور ~~و ms143 جناب مولوی آن چنان127 فرموده است که مذکور شد. # دیگر گفته که128 «بعضی از دوایر را ترکیب خواندهاند129 مانند نوع دوم از دور ~~بزرگ چه گویند که آن130 مرکبست از اصفهان و بزرگ همچنان نوع سیم131 ازدور ~~بزرگ چه گویند آن مرکبست از حجازی و بزرگ» می گوییم نوع دوم از دور بزرگ ~~مرکب از اصفهان و بزرگ نیست و قبل ازین بعد از بحور بیان انواع کردیم و گفتیم که ~~نوع عبارت از چیست132 و نوع133 سیم از دور بزرگ هم مرکب از بزرگ و حجازی ~~نیست. # و ما اینجا صورت دایرهآ بزرگ را با نغمات حواد آن134 وضع کنیم125. # ایزع د دی ب ک PageV01P209 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0138.png) ~~دور بزرگی که طرف اثقل آن جو طرف احد آن ک بایستی که بقول مولانا قطب الدین ~~علامه139 دردایرهآ نوع دوم نغمات اصفهان و بزرگ بترتیب مذکور موجود بودندی140 ~~تا اگر نوع دوم را مرکب از اصفهان و بزرگ گفتندی141 واقع بودی و لیس کذلک142 و ~~تحقیق آن از امثال و جدول نوع دوم و سیم می شود. و نغمات انواع را تقدیم و تأخیر و ~~تغییر و تبدیل جایز نباشد زیرا که مشر وطست بی تغییر و تبدیل و تقدیم و تأخیر باشد بلک ~~ترتیب نغمات نوع انتقال باید کرد. و نوع سیم دور بزرگ مرکب از حجازی و بزرگ ~~نیست زیرا که چون طرف احد دایرهآ نوع سیم از دور بزرگ کجو طرف اثقل آن و ~~است و بینهما نغمات و ابعادی که بر نسبت و ترتیب ابعاد و نغمات حجازی و بزرگ ~~باشد در آن نوع موجود نیست و بقول علامه شیرازی زحمه الله آن نغمات که دور نوع ~~ثالث مبانی آنند بایست که بدان نغمات انتقال کردندی که بر نسبت نغمات مبانی ~~حجازی و بزرگ بودی و لاکذلک. ~~وما143 اینجا برای تحقیق و تفهیم و توضیح نغمات مبانی نوع دوم را باز نماییم برین ~~مثال: کجک. یح. یو. ms144 ید.. یای. ح. و، ودرین نوع دوم نغمات اصفهان و بزرگ بترتیب ~~آنها موجود نیست. اما نغمات دور سیم اینست: کج.. ک. یح. یو. ید.. یای. ح. و # واگر144 تغییر و تبدیل در نوع جایز بودی از نغمهآ یح ابتدا کردندی و برین ترتیب ~~انتقال کردندی: یو. ید.. یای ح کجک یح برین نغمات مع التبدیل نغمات بزرگ بودی ~~اول استنطاق نغمهآ یح کردندی ثانی نغمهآ ک ثالث نغمهآ یح رابع نغمهآ ح را ببدل که ~~استنطاق کردندی پس ی یا.. ید.. یو. یح. # کانه این نغمات را از امبدأ بوده بدین ترتیب: یح. یو. ید.. یای. ح. و.. جادایرهآ ~~بزرگ بودی لکن انواع شروط بعدم تغییر و تبدیل اند زیراکه در نوع نغمات و ابعاد ~~برهمان ترتیب است که اشتمال طرفین نوع بر آنست چه نغمات مبادی و مبانی نوع ~~متبدل نمی شود زیرا که طریقه همین است که بترتیب145 بر توالی از طرف اثقل ابتدا ~~کرده نغمات آن بطرف حدت منتقل باشند او عکسه. # دیگر آنک146 گفته چه اول و دوم باطلست چه راهوی مرکب از نوروز و حجازی ~~نیست و نه زنگوله از حجازی و راست. می گوییم آنچه صاحب ادوار گفته چنان147 ~~است و آن باطل نیست زیرا که راهوی مرکبست از نوروز و حجازی و آن مترتب148 ~~شده است از اضافت قسم خامس طبقهآ ثانیه که آن ط ط جج باشد و نغماتش این: ~~یح. یه.. یب.ی. ح بقسم سادس از طبقهآ اولی و ابعاد آن اینست: جط جو نغماتش PageV01P210 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0135.png) ~~این: ح. و.. ج اوروشنست که نغمات قسم خامس از طبقهآ ثانیه نوروز149 است وقسم ~~سادس از طبقهآ اولی حجازی پس محقق شد که راهوی مرکبست از نوروز و حجازی ~~بالتحقیق و الاعتماد و آن دایرهآ شصت وپنجم است برین مثال: # چی پییح وج. ~~ججط و ظاهرست که قسم سادس از طبقهآ ثانیه حجازی است وقسم رابع از طبقهآ ~~اولی راست و آن ms145 دایرهآ چهل و دوم است و صورت دایرهآ زنگوله اینست: # م چ شیه جیی ع و رشا ~~و بعضی از اهل عمل نغمهآ یزدر دایرهآ زنگوله در آورده اند153 تانه152 نغمه شود اما ~~آن مطرد155 نیست. پس156 روش شد که دایرهآ زنگوله مرکبست از راست و حجازی ~~چنانک صاحب ادوار گفته157 است و نفی این معنی158 اثبات عدم وقوفست بر تحقیق ~~این علم وعمل. # و دیگر159 آنک گفته که باصفهان، اصفهان ذی الاربع و براست ذی الخمس خواهند ~~آن هم نه160 چنانست زیرا که اصفهان دایرهآ پنجاه و چهارم است و آن مترتب شده ~~است از قسم ثامن طبقهآ ثانیه و آن اینست: ب جججط بقسم رابع از طبقهآ اولی اعنی ~~ججط اکنون اصفهان حاصل شد و قسم آن را جنس مفرد اوسط خوانند و آن در ~~ذی الاربع161 واقعست که در ذی الخمس است و قسم رابع از طبقهآ اولی جنس راست ~~است. پس پردهآ اصفهان مرکب باشد از اصفهانی که در ذی الخمس است اعنی قسم ~~ثامن طبقهآ ثانیه و راستی که درذی الاربع اولست و آنچه شاگرد جناب مولانا فرموده ~~است بر عکس واقعست و جناب مولوی بر صاحب ادوار غیر از اینها که مذکور شد ~~دیگر اعتراضات فرموده است هر یکی را در محل خود جواب موجه گفته شود ~~کمایأتی162. # و اصفهان دایرهآ پنجاه وچهارم162 است و صورت دایره اصفهان اینست: PageV01P211 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0140.png) # اکنون164 بباید دانست که غرض این فقیر حقیر ازین سخنان نه اعتراض است نه ~~جواب اعتراض، بلک غرض تحقیق این فن است زیرا که تحقیق و تکمیل این فن ~~بمجرد علمی یا عملی نمی توان کرد بلک جمع بینهما مع الذوق165 می باید و ما در اول ~~کتاب از کتب قدما نقل کرده و خود هم مشاهده کردیم که بسی کسان دیدیم که ایشانرابا ~~وجود آنک در علوم شتی166 ید طولی167 و مرتبهآ اعلی داشتند و بتحصیل این فن ~~اشتغال می نمودند168 و ms146 ایشانرا بغیر از تعب حاصلی نشد و در وقت سماع170 نغمات و ~~ضرورت زاییده ایقاعات نه بوجدان فرق میان ابعاد و نغمات کردندی170 و نه بذوق ~~ازمنه171 که بین النقرات172 آنست دریافتندی و ذلک فضل الله یؤتیه من یشاء173. # فحینئذ اگر سخنان وی را174 به تبرک175 قبول کنیم176 بخود اما در تحقیق فن ~~قصور تمام واقع شود پس بضرورت در تحقیق و تدقیق مسائل فن میباید کوشیدن تا ~~محقق شود. وصاحب ادوار جمع علمی و عملی177 کرده است با وجود آن در سخنان او ~~نیز تسامح واقع شده است و اعتراضات وارد چنانک ببعضی از آنها قبل ازین اشارت ~~کرده شد و بعضی دیگر در محل خود نموده178 شود انشا الله تعالی179. # و برای تحقیق و تکمیل این فن180 شروع در معرفت اوتار هم می باید زیرا که ~~تحقیق مخارج181 و اماکن نغمات از اوتار معلوم می شود چه آن آلتست چنانک اگر ~~کسی علم هیأت و نجوم داند اما ارتفاع با وجود آلتی اسطرلابست توان گرفت182. # و جناب مولوی183 رحمه الله در علوم دقیقه کامل بوده است و درین علم نیز کتاب ~~ادوار و کتاب شرفیه را بمطالعه مشرف فرموده و براصطلاحات این فن واقف شده، پس ~~از قوت ذهن وقاد184 و «ماده علوم» درین علم کتابی نوشته و در آن کتاب آن جناب ~~سخنان که مذکور شد فرموده و سخنان صاحب ادوار را نفی کرده، اما مثبت او منفی ~~اوست185 و غالبا آن جناب را بعملیات این فن التفاتی نبوده و در کتاب او ازین مقوله ~~فواید که186 مذکور شد بسیار واقع شده است اما بجواب آنها مشغول شدن سبب ~~تطویل کتاب می شود، پس متعرض بعضی از آنها شدیم، بعضی دیگر را در محل خود باز ~~نماییم انشا الله تعالی اما واقعا اعتراضاتی که بر صاحب ادوار فرموده هیچ از آنها وارد ~~نیست و آنجا که اعتراض واردست متعرض نشده فانظروا معاشر الاحرارواعتبروا یا PageV01P212 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0137.png) ~~بیان ms147 آوازات سته188 ~~بقول11 متقدمان در بعضی آوازات سته دو قولست: یکی قول متقدمان و دیگر قول ~~متأخران و ارباب عمل. # اما در نوروز و کردانیا اختلاف ندارند و متفق اند بآنک اصل دایرهآ حسینی است که ~~نغمهآ یح از آن فصل کنند باقی ماند ضعف ذی الاربع اعنی یه او هر دوذی الاربع منقسم ~~بقسم خامس ذی الاربع که آن ججط باشد و این نوروزرا اصل خوانند و ابعاد و ~~نغمات آن برین گونه است:190 # مشهی کع محا PageV01P213 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0142.png) ~~واین آوازات سته بقول قدما در جداول201 نمودیم202، اکنون بقول متأخران باز ~~نماییم203. بباید دانست که علمی این فن از عملی اخذ کردهاند204 زیرا که اول ~~عملیات این فن بوده است بعد از آن نسبت نغمات و تعریفات آنها را پیدا کرده ذکر ~~کردهاند چنانک اول کلام205 عرب بوده است در آخر نحورا از آن پیدا کردهاند. پس از ~~علمیات موسیقی هر چه مطابق و موافق عملیات نباشد نزد ارباب صناعت206 عملیه ~~معتبر نباشد و صاحب ادوار رحمه الله سلمک را در جدول شش نغمه وضع کرده است اما ~~ما در اینجا چنانک دأب207 ارباب عملست بیان آوازات سته کنیم، چنانک مصنفان ~~بیشتر208 در آنها تصنیفها کردهاند مثل: ابن نراد209 و ابن کوسبه و شیخ محمد تونی و ~~صاحب ادوار و بعد از ایشان210 نیز مصنفان تا این زمان ساختهاند و ما نیزدرین زمان بر ~~همان قواعد تصانیف در آوازات سته ساختیم. چون ملایمت آنها در مسموع بمرتبهآ ~~ملایمت طریق متأخران نبود لاجرم ابنای روزگار طریقهآ متأخران211 را اختیار ~~کردهاند. # اهل212 عمل سلمک را بچهارده نغمه در عمل آوردهاند: هشت از آنرا تقدیمات گفته ~~برین گونه: کا.. یح. یو.. یج یا. ط. ز.. د، و شش نغمهآ دیگر را از آنها نغمات تأخیرات ~~گفتهاند برین گونه: یای.213 چ. و. د..ا، و بنغمات ثامنه تقدیمات از طرف حدت بطرف ~~ثقل انتقال کنند و بنغمات سته تأخیرات از طرف ثقل بطرف حدت214. ms148 # ودر215 سلمک نغمات اصل در چهاردایره مندرج باشد: اول نغمات خمسهآ زنگوله ~~یا. ط. ز.. د، و آن قسم را بعست از طبقهآ اولی اعنی ججط216. ثانی نغمات اربعهآ ~~جنس حجازی یح یه یجی217 و آن قسم سادسست از طبقه اولی اعنی جط ج ثالث ~~نغمات خمسهآ جنس مفرد اوسط اعنی اصفهان ب ججج218 و آن قسم سابع است PageV01P214 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0139.png) ~~از طبقهآ اولی219 # رابع نغمات اربعهآ اصل راست. و ابعاد و نغمات جنس اول زنگوله220 وجنس اول ~~راست متحدند اما درین محل ابعاد جنس شانزدهم در طبقهآ شانزدهم واقع شده است و ~~ابعاد جنس راست در طبقهآ اول و اگر بر نغمات جنس راست از طرف احد نغمهآ یا ~~اضافت کنند راست از زنگوله ممتاز شود زیرا که نقمهآ خامس زنگوله متبدا از انغمهآ ط ~~باشد و نغمهآ خامس راست یا. و ما221 اینجا برای توضیح و تفهیم طالبان جدولی222 ~~وضع کنیم و نغمات و ابعاد و تقدیم و تأخیر سلمک را در آن جدول باز نماییم برین ~~مثال223: # و نغمه224آ یا مشترکست با نغمات تقدیم و تأخیر و درین جمع چهار نغمه مکرر ~~می شود و آن نغمهآ ا است و دو نغمهآ یا وکا. اما نغمهآ انظیر و قایم مقام نغمهآ یح است ونغمهآ ~~دمکر رمی شود زیرا که در تقدیم و تأخیر موجودست و همچنان نغمهآ یا و نغمهآ کاهم نظیر ~~و قایم مقام نغمهآ د است پس نغمات اصل سلمک بحقیقت دوازده باشد. # اکنون طریقهآ استخراج بواقی آوازات سته را دروتر225 بیان کنیم. و اول آوازات، ~~نوروز اصل است و آن هفت نغمه است و بر جمع نغمات آن بعد کل و سبعة اتساع ~~مشتملست که حاشیهآ عظمی آن ا و حاشیهآ صغری آن یه باشد و اگر بعد طنینی بر آن ~~اضافت کنند دایرهآ حسینی شود برین مثال226. # وبیان سایر نوروزات در بیان شعبات برده خواهد شد انشا الله تعالی اما این نوروز ~~اصل ms149 یکی از آوازات سته است. PageV01P215 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0144.png) # اما کردانیا و آن دایرهآ چهل و ششم است که نغمهآ ی از آن طرح کنند و اشتمال بعد ~~ذی الکل ومجموع نغمات آن باشد پس اگر نغمهآ ی در کردانیا در آورند آنرا کردانیای ~~زاید خوانند، پرای آنک بقیه در آن زیادت شود و آن دایرهآ نه نغمه شود و طریقهآ ~~استخراج آن از وتر برین گونه است227. # و کردانیا228 را اهل عمل دو اعتبار کردهاند: یکی این229 که مذکور شد و دیگر ~~کردانیای اصل و آن چهار نغمه است ازیح تا ح بر همین ترتیب کردانیای اول گویند که ~~کردانیا محط بر عشاق را کردانیای اصل خوانند و آن ماهور230 می شود و بیان ابعاد و ~~نغمات آن در شعبات نیز کرده خواهد شد. # اما کواشت قبل ازین مذکور شد. ~~اما شهناز میان ارباب عمل چنان مقرر است231 که دو جنس مفرد اصغر یک ~~شهنازست و نغمات آن جنس نغمات اصل زیرافکندست برین گونه: و.ه.ج. ا،چون ~~برین جنس مثل این جنس دیگر از طرف احد اضافت کنند شهناز شود برین گونه: یای. ~~ح. وه. جا، وصورت نغماتش این232 . و نغمهآ وطرف احد جنس اول233 و طرف ثقل ~~جنس ثانی است. اما شهنازرا آن چنانک صاحب ادوار رحمه الله نوشته است آن چنان ~~شود که بعد ط وجکه اصل عراقست3234 از اثقل باحد انتقال کنند و بجنس مفرد اصغر ~~اعنی ب جج از احد باثقل منتهی گردد235. # این بودبیان آوازات سته هم بقول متقدمان وهم باصطلاح متأخران. وذلک ما اردنا ~~ان نبین.36 PageV01P216 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0141.png) ~~9- ایضا با رسم الخط عربی و در فارسی: بزرگ ~~10 - مانند اسامی قبل در فارسی با گاف است و در ردیفهای فعلی بر حسب اختلاف روایت گوشهای از سهگاه ~~و چهارگاه و به قولی همایون و افشار محسوب می شود. ~~11- احتمال دارد بارهاوی گوشهآ نوایا رهاب که در ردیفهای فعلی گوشهای از شور و بیات اصفهان و افشار ms150 ~~(یا، افشاری) به شمار می رود بی ارتباط نباشد. ~~12- قبلا توضیح داده شد گوشهای از دستگاه شور است. ~~13- در بعضی از مآخذ و از جمله کتابهای مراغی به صورت حجاز ذکر شده است و در ردیفهای فعل حجاز ~~گوشهای از آواز ابوعطا یا دستگاه شور است رک. جامع الألحان صفحهآ 145 و164 ~~14- نور بدون هی یعنی از قلم افتادگی. ~~15- مطهری: السابع ~~16- ایضا: السادسة ~~17- همان نسخه: الدائرة الاربعون (ایضا از قلم افتادگی) ~~18- نور بدون: الخمسون (یعنی کاتب از قلم انداخته است) ~~19- نور: البواقی ~~20- نسخهآ ادوار: صنعوا ~~21- ایضا) فی الانتقال و یطول شرحها ~~22- نور: یسمونه - نسخهآ ادوار: تسمی ~~23- نسخهآ ادوار: ولکنه ~~24- همان نسخه. والستون و لکن فی الطبقة الاولی بل بان یجعل یا مبدؤه لا ~~25- نور: عراق و قد یضاف الیها یز ~~26- نور: می گوید (=صاحب ادوار) که اهل این صناعت ادواررا... بعدین و ادوار پیش ایشان دوازدهاند ~~چنانک مذکور شد. ~~27- ادوار جمع دور تقریبا معادل ع»«55 می شود و بین آن با دوائر اختلاف معنی دقیقی وجود ~~دارد. ~~28- نور: برای آنک ~~29- منظور از طبقهآ اولی و ثانیه چنان که قبلا اشاره شد ذی الاربع و ذی الخمس است رک. جامع الألحان ~~ص 78 ~~30- نون: اما نوی ~~31- نور: رابع عشرست لکن دائره دوم (و در بالای آن اضافه شده: ثانی) است از ادوار سته که مذکور شد! ~~32- منظور84 دایرهای است که از اضافه یا ترکیب 7 قسم ذی الأربع با 12 قسم ذی الخمس حاص می شود ~~و در این کتاب نیز شرح آن آمده است رک. جامع الالحان صفحهآ 73 تا78 ~~33- ادوار دوازده گانه که اسامی آنها در آغاز این فصل ذکر شد: عشاق تا حجازی ~~34- نور: اما ابوسلیک... است اما دایرهآ ثالث از دوایر سته ~~35- ایضا: اما راست و آن دایرهآ.. است لکن چهارم است از دوایر سته PageV01P217 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0146.png) ~~36- کذا مطهری اما بعد از زنگوله ولی به لحاظ رعایت ترتیب ادوار که در آغاز این فصل آمده بود در ms151 جای ~~خود گذاشته شد- نسخهآ مطهری ندارد یعنی افتادگی دارد - نور: و عراق دایره شصت و نهم است و آن از ~~دوایر سته نیست و آن از اضافت قسم تاسع از طبقهآ ثانیه بقسم ثانی از طبقهآ اولی [حاصل شده است] و نغمات ~~آن این اند: اجوح ی یجیه یزیح - شرح ادوار یحمی بن احمد کاشی (نسخهآ مجلس شورای اسلامی): ~~دایره شصت و نهم است و آن غیر از دوایر ششگانه است و حصول آن از اضافت قسم سادس از طبقهآ اولی!با ~~تاسع از ظبقهآ دوم است و نغمات او این اند... (مثل نسخهآ نور عثمانی) ~~37- تصحیح قیاسی، در اصل ششم ولی چنان که در فهرست اسامی آغاز این فصل و در جدول مربوط ~~ملاحظه می شود پنجم است. ~~38- کذا مطهری وملی ندارد- نور: اما اصفهان... است و از اضافت قسم ثامن از طبقهآ ثانیه بقسم رابع از طبقهآ ~~اولی حاصل شده است و نغمات آن این اند. ادوح یا یجیه یزیح- شرح کاشی.... است و آن از اضافت قسم ~~رابع از طبقهآ اولی با ثامن از طبقهآ دوم حاصل شده است و نعماتش این اند... (مانند نورا ~~39- این قسمت را فقط نسخهآ نور عثمانی دارد. ~~40- ایضا فقط نور دارد. ~~41- کذا نور و دو نسخهآ دیگر ندارند. ~~42- سوم (رسم الخط) ~~43- کذا مطهری وملی - نور... سیم است و آن دایره خامس است از دوایر سته و آن از اضافت قسم سادس ~~از طبقهآ ثانیه بقسم خامس از طبقهآ اولی [حاصل شده است] و نغمات آن این: اجه ح ی یب یه یح ~~44- در اصل: دایرهآ ~~45- در حاشیه: و پرده و مقام و شدود گویند نیز. صح (= تصحیح) ~~46- شرح کاشی: در طبقهآ سوم ~~47- منظور جدولی است در ادوار که در آغاز این قسمت ملاحظه می شود. ~~48- نور در حاشیه: قوله و بعض الادوار ~~49- کذا نسخهآ ادوار و حاشیهآ نور بدون آن ~~50- نسخهآ ادوار: کردانیه ~~51- ایضا: هی زنکوله و نوروز و هی حسینی (سقط دارد) ~~52- همان ms152 نسخه: و اما مائه فهی هینة ~~53- ملی: تعرف - نور: جدولا و نعرف اسماها ~~524_ قسمت داخل گیومه را نسخهآ مطهری و ملی ندارند. ~~55-یا: گواشت ~~عه ردیفهای فعلی کردانیا را گوشهای از مامور و کردانیه را گوشهای از دستگاه نوا نشان می دهد. ~~57- گوشهای از دستگاه شور. ~~58- گوشهای از دستگاه شور. ~~6هجدول از نسخهآ عثمانی اقتباس شده است. نسخهآ ملی بسیار مغلوط است مثلا کاتب زلزل و فرس را ~~زلول وقوس نوشته است! PageV01P218 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0143.png) ~~60- کذا مطهری ولی در حاشیه - ملی این توضیح را ندارد- نور: امیره دباج... شیرازی رحمه الله مجموعه ~~[ای] التماس کرده که از هر علمی در آن مجموعه مندرج باشد و جناب مولانا را تلامذه بوده اند مولانا امر ~~فرموده است که هر یکی در علمی رساله نوشتهاند و بعرض مولانا رسانیده جناب مولوی آنها جمع کرده و ~~آنرا کتاب درة التاج لغرة الدباج نام کرده اکنون اگر تسامحی در بعضی سخنان باشد بر آن تلامذه وارد باشد ~~61- تألیف قطب الدین محمود شیرازی متوفی 710 هق است به نام دباج بن حسام الدوله والدین فیلشاه ~~سیف الدین رستم بن دباج که بخشی از آن تحت عنوان فن چهارم از جملهآ چهارم به موسیقی اختصاص دارد و ~~مراغی در آثار خود اغلب بدان اشاره کرده است رک. مقاصد الالحان چابپ دوم ص 235 وجامع الالحان ص ~~393 ~~62 نور: اکنون جناب مولوی رحمه الله بر صاحب ادوار تغتده الله بغفر انه اعتراض کرده وبدین عبارت گفته ~~63- در مقاصد الالحان (ص 60) وجامع الالحان (ص 126) هشتم است. ~~64- اصطلاح منطقی است: تتبع تام و کامل (معین) . ~~65- راجع است به پرده ~~66- در ردیفهای فعلی گوشهای از دستگاه ماهور محسوب می شود. ~~67- کذا در همهآ نسخ رسم الخطی از سوم. ~~68- صفی الدین ارموی. ~~69- مطهری و ملی: درین ادوار! ~~770- نور کرده است و تقرتر اوبرین وجه باید کرد که گوسم اگر آن دور را بسبب مرکب میخواند اکذا ~~متصل) ~~71- در ردیفهای فعلی گوشهای از ms153 دستگاه شور یا ماهور به شمار میرود. ~~72- در ردیفهای فعلی گوشهای به اسم نوروز مطلق وجود ندارد ولی نوروز خارا و نوروز عرب هست. ~~73- نور: و اصفهان اصل از اصفهان و راست چه اول و دوم باطلست (یعنی از قلم افتادگی دارد) ~~74- ایضا: مرکب ~~75- همان نسخه: ذوالاربع خواهد و براست راست ذی الخمس و ما آنچه حق است درین مقام بیان کردیم و ~~انشاء الله تعالی گوییم در اصطلاحات مناقشت نیست اذلانزاع فی الشهوات ولا مشاحة فی الاصطلاحات و ~~گفته که پس واجب بودی که همه را پرده خواندندی و گفته اعتراض صاحب ادوار بحقیقت ساقط است. ~~76- کذا نور، مطهری و ملی: این بود سخنان ادوار و سخنان شاگرد مولانا قطب الدین ~~77- نور: اکنون ما تطبیق سخنان ایشان با یکدیگر کنیم و بمحاکمهآ آن مشغول شویم گویسم و آنچه واقع است ~~مبین گردانیم ~~78- ایضا: اثنی عشرهآ مذکورهآ مشهوره ~~79- در لهجهآ مشهدی به صورت موقوم gu باقی مانده است رک. تعلیقات . ~~80- از عشاق تا حجازی به شرح سابق الذکر . ~~81- تهذیب شده و پاک کرده شده (معین) . ~~82 نور واین دوازده پوده را از نود ویل دایره انتخاب کردهاند و باسمای مذکوره موسوم کرده PageV01P219 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0148.png) ~~83- با حذف اند به قرینه - نور: واقع شده است بدین سبب ~~84_ ایضا: دوازده گانه چهار پردهاند که آنها عشاق.... ~~85 همان نسخه: بوسلیک... برای آنک نوی و بوسلیک بر... اند چنانک در طبقات معلوم خواهد شد انشا الله ~~تعالی ~~86 نیز نور: اگرچه در پردهآ حسینی بعد بقیهآ ~~87- چون حسینی از بعد مجنب و طنینی تشکیل شده است و یقیه تدارد (مقاصدالالحان چاپ دوم ص 77) ~~88 ایضا نور: ومتشارک ~~89 نور: در حجازی طبقهآ اول راهوی، حجازی است و طبقهآ ثانیهاش حسینی و عراق و بزرگ هم داخل ~~حجازی اند زیرا که جنس اول حجازی وعراق و بزرگ متحداند ~~90- نور: و دوازده ~~91- ایضا: بنوعی... می شوند در خیال و اصل جموع از دوایر و غیرهم ms154 ابعاد ثلثهآ لحنیهاند ~~92- طنیتی و مجنب و بقیه ~~93- نور: و جنس منفصل در هر دو طبقهآ دایرهآ عراق موجودست ~~94- ایضا: اصول ادوار مشهوره مبین شد که ازاقسام طبقتین حاصل می شوند پس آنها که با هم مناسبت ~~دارند یا یکدیگر اضافت می کنیم ~~95- کذا مطهری ولی تا حدی ناخوانا - ملی: مناسب اند ~~96- نور: واقع اند ~~97- ظاهرا که زائد است. ~~98- این بحث را می توان با اختلاف در عبارت در جامع الالحان (ص 128) ملاحظه کرد و از این جهت ~~شایان توجه است که نشان می دهد در روزگار مراغی به نتیجهآ اضافه یا ترکیب 7 قسم ذی الاربع و12 قسم ~~ذی الخمس یعنی 84-7812 دایره می گفتهاند و از این 84 دایره (یا دوایر) 12 نوع را دور یا ادوار ~~می نامیدهاند که پرده نیز نام داشته است. ~~99- نور (بعد از واقع اند): ارباب عمل آنها را پرده خوانند و گویند جهت تسمیه آنک نغمات دوایر از روی ~~ملایمت مانع متنافرات می شود و نمی گذارند که نغمات متنافره مسموع گردد و مثل پرده که حجاب است ~~میاد ملایمات و متنافرات بواقی را بعضی آواز و بعضی شعبه گویند و غیر ازین ادوار مشهوره مجموع ادوار ~~مذکوره را دایره خوانند و اسامی آنها بترتیب اعداد دوایر باشد چنانک گویند دایرهآ اول یا چهاردهم یا ~~بیست ام (کذا) یا هشتاد و چهارم یا غیر از آنها تا نود و یک دایره اما اسم پرده را بر همین ادوار مشهوره اطلاق ~~کنند ~~100- نور: پس آنک مولانا قطب الدین نورالله مضجعه، ولی قبلا دربارهآ کیفیت تدوین درة التاج بوسیله ~~شاگردان قطب الدین شیرازی توضیحی داده شده است. ~~101- ایضا نور: که درین ~~102- همان نسخه: پرده نگویند چه ارباب عمل جمع نغمات ملایمه را که اشتمال بعد ذی الکل بر آن جمع ~~نغمات باشد پرده خوانند که آنها ادوار دوازده گانهآ مشهورهاند. ~~103 - نیز: دیگر گفته (و بدون واوا PageV01P220 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0145.png) ~~104 - نور: بر دو قسم ms155 ~~105- ایضا : و آنها ادوار دوازده گانهاند (و به سیاق سبک نشثر مراغی صیغهآ جمع مناسب تر به نظر می رسدیعنی ~~مذکورهاند کما این که در جملهآ بعدی فعل مربوط را به صورت جمع می بینیم: ملایمت اند) ~~106 - منظور همان ادوار اثنی عشره سابق الذکر است از عشاق تا حجازی ~~107 - نور: ارباب عمل آنها را پرده خوانند ~~108- ایضا: مجموع دوایر ~~109 - آن که (رسم الخط و مکرر آمده است) - نور: و دیگر آنک گفته و بعضی از جموع را ~~110- در اینجا جمع آواز است و جمع بستن آواز فارسی به (ات) میتواند جالب توجه باشد اما در آثار ~~مراغی و دیگر موسیقی دانان مشهور آوازه هم آمده است و حتی در همین فصل رک جامع الالحان صفحهآ 357 ~~و358 و تعلیقات. ~~111- بل که، بلکه (رسم الخط) . ~~112- نظام تقسیم بندی موسیقی قدیم با زمان ما فرق داشته است و شعبات نظیر گوشهها در ردیفهای فعلی ~~بوده است رک. تعلیقات. ~~113- نور: و کواشت ~~114- ایضا: اما فرقست ~~115- همان نسخه: کل است بتقریب که آن منقسم باشد به جط و جناب مولوی هر دو را یکی گفته است ~~حال آنک متحد تیستند چه اصفهانک از کواشت بیک کل و ربع کل بتقریب کمترست پس کواشت از آوازات ~~است نه اصفهانک وما ~~116- کواشت از5 ج(مجنب) ویک ط (طنینی) تشکیل می شود و اصفهانک از4 جویک ب (بقیه) بنابراین ~~یک جوط زیادتر دارد (جامع الالحان ص 130) ~~117- منظور قطب الدین شیرازی است. ~~1188 - از 84 دایرهآ سابق الذکر . ~~. «omposers 119- آهنگ سازها: معادل ~~120_ نور: کواشت را صدر آوازات سته اعتبار کرده اند و مصنفات آنها در کواشت بهمین نوع نغمات وابعاد ~~مترتب شده ~~121- در نسخه ها سه نغمه: یجیویح ولی ظاهر أیجزائد است زیرا چون در تغمات باقی مانده هست، تکرار ~~می شود ~~122- نور: و چون از طرف اثقل اصفهانک بعد ذی الاربع فصل کنند آنچه باقی ماند آنرا بستهنگار گویند و ~~نغمات بستهنگار اینست: یجیب ms156 ی ح و نغمات و محذوفه این: ح. و.. جما (اضافه دارد) ~~123- ایضا نور: و در تألیف لحنی که سیر نغمات کنند برای تزیین الحان جنس حجازی ~~124- همان نسخه: که شعبات بحسب مشهور بیست و چهارست و در عرف عوام و خواص این چنین است ~~که شش آوازه است و دوازده مقام و بیست و چهار شعبه ~~125- از نظر موسیقی است یعنی متبحرین و مبتدیها. ~~126- کذا در همهآ نسخ و قبلا اشاره شد که مراغی هر دووائه آواز و آوازه را در آثار خود به کار برده است. PageV01P221 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0150.png) ~~127- مطهری و نور: آنچنان (رسم الخط) - نور: فرموده که ~~128- منظور جناب مولوی سابق الذکر یعنی قطب الدین شیرازی است. ~~129- نور: خوانتد ~~130- ایضا نور: چه گویند که آن مرکیست... و همچنان ~~13- ایضا سیوم (و هر دو رسم الخط نسخه است اما همان طور که اشاره شد شیوهآ ثابتی ندارد). ~~132- برای نوع می توان به جامع الالحان (ص 131) و مقاصد الالحان چاپ دوم صفحهآ 54 و55 مراجعه ~~کرد. ~~133- نور: چیست و آنک گفته مانند نوع سیم (کذا با همین املاء در اینجا) چه گویند که آن مرکبست از ~~بزرگ و حجازی می گوسم که نوع سیم (ظاهرا کاتب قسمتی را مکررنوشته است) از دور بزرگ مرکب از ~~بزرگ و حجازی نیست. ~~134- ایضا : در بعد ذی الکل مرتین ~~135- شکل از نسخهآ نور عثمانی اقتیاس شده است که از نسخ دیگر کامل تر و واضحتر به نظر می رسد. ~~136- نور: سیم از دوز بزرگ در آن باز نماییم تا طالبان و ناظران را تحقیق شود که نوع دوم و سیم از دور ~~بزرگ مرکب از آنها نیست که مولانا فرموده است [وا] صورت نغمات دایرهآ بزرگ با حواد اینست: ~~137- نور: مثال ~~138- ایضا بدون مرکب. ~~139_ همان نسخه : رحمه الله (به جای علامه) ~~140- نیز نور: بوندی تا اگر نوع دوم را از دایرهآ بزرگ مرکب از ~~141- یای بیان استمرار به سبک قدیم (سبک شناسی بهار ms157 چاپ پرستوج 1 صفحهآ 346 و347) رک. تعلیقات ~~142- نور: ودایرهآ نوع سیم از دور که طرف اثقل آن دو طرف احد آن کجاست و بینهما نغمات و ابعاد که بر ~~نسبت و ترتیب ابعاد و نغمات حجازی با بزرگ باشد موجود نیست پس بقول علامهآ شیرازی رحمهالله تعالی ~~نغماتی که مبانی نوع ثالث است بترتیب و نسبت نغمات بزرگ و حجازی بایستی بودی تا این سخن راست ~~بودی و لیس کذلک و تحقیق آن از امثال معلوم می شود و در ترتیب نغمات... مشروط است (کذا منفصل) بدان ~~که بی تغییر و تبدیل و تقدیم و تأخیر باشد بل بترتیب نغمات نوع انتقال باید کرد برین مثال: # مکحییییلچوج ~~143- نور: نوع اول بزرگ که تغمات اصفهان و بزرگ نیست (کذا در حاشیه ولی باید به جای اول نوع دوم و ~~در عوض اصفهان و بزرگ نیز اصفهان و حجازی باشد) ~~نوع سیوم از دور بزرگ که در آن نغمات حجازی و بزرگ نیست (کذا ایضا در حاشیه و علی القاعده باید ~~حجازی واصفهان باشد) PageV01P222 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0147.png) # 223 ~~نغمات مبادی نوع مبتدل نمی شوند ولیک گفته که چه اول ودوم باطل است ~~145- ملی: طریقه همان است که ترتیب بر توالی ~~146- آن که (رسم الخط که نظیر زیاد دارد) - ملی: دیگر آن گفته - نور: و آنک گفته که چه اول و دوم ~~147- منظور از صاحب ادوار چنان که مکرراشاره شد صفی الدین ارموی است که چون تا پایان کتاب مکرر ~~به این صورت ازوی یاد شده است برای احتراز از تکرار بهمین قدر اکتفا می شود ولی باید توجه داشت که ~~مراغی در مقام دفاع از ارموی بر آمده است و بنابراین فاعل گفته به صورت فعل ناقص یا وجه وصفی ~~قطب الدین شیرازی است و می خواهد بگوید اشکالی که شیرازی بر ارموی کرده است وارد نیست. ~~148- نور: و آن مترتب از اضافت... (الخ) ~~149- ایضا: نوروز اصل است که آن یکیست از ms158 شش آوازه و قسم سادس... (الخ) ~~150 - نور: پس جناب مولوی رحمه الله [که] تکذیب صاحب ادوار سقی الله ثراه کرده است تکذیب صاحب ~~ادوار نباشد بل عکس آن و آنک گفته که زنگوله از راست و حجازی مرکب نیست می گوییم که زنگوله مرکب ~~است از راست و حجازی زیرا که زنگوله مترتب شده است از اضافت قسم سادس طبقهآ ثانیه بقسم رابع از ~~طبقهآ اولی و ابعاد آن اینست: ججط و نغماتش این: اد وح چنانک مذکور شده و صورة دایرهآ زنگوله ~~اینست: ~~151- قبلا به نقل از نسخهآ نور عثمانی ملاحظه شد که به عقیدهآ مراغی یا بنابر آنچه در آن نسخه آمده کتاب ~~درة التاج را قطب الدین شیرازی با همکاری عدهای از شاگردان خود تدوین کرده است و بخش موسیقی آن ~~نیز کار یکی از شاگردان اوست ولی باید با تردید تلقی کرد. ~~152- کذا در همهآ نسخ ولی چنان که در این شکل و در مقاصدالالحان (چاپ دوم ص 47 دایرهآ ششم) دیده ~~می شود باید: ط جط ج باشد. ایضا مراجعه کنید به صفحهآ 133 جامع الالحان ~~153- نور: در آورند ~~154- زیرا چنان که در شکل مربوط ملاحظه می شود نغمات زنگوله عبارتند از اتا یح یعنی 8 نغمه که با ~~افزودن یز تعداد آنها بالغ بر 9 می شود. ~~155- عام و شامل (معین). ~~156- نور: اکنون روشن شد ~~157- ایضا : رحمه الله (اضافه دارد) ~~158- همان نسخه: این سخنان صاحب ادوار اثبات... ~~159- نور: دیگر گفته ~~160- در مطهری: نچنانست (رسم الخط) - نور: خواهند می گوییم اصفهان دایرهآ ... مترتب شده از قسم... ~~ججط اصفهان حاصل شد و این جمع نغمات ذی الخمس اصفهان را جنس مفرد اوسط خوانند و آن در ~~طبقهآ ثانیه واقع شده است. ~~161- ذی الاربعی (جامع الالحان ص 133) ~~162- نور (در دنبالهآ قبلی): و جنس مفرد اعظم نغمات قسم ثانیهآ ذی الخمس است دردایرهآ اصفهان و جنس ~~مفرد اصغر نغمات زیرافکند اعنی ب ججو بعد کل و ربع ms159 کل بر آنها مشتملست و جنس مفرد اعظم قسم ~~ذی الخمسیست که طرفین آن ایا باشد وقسم رابع ازطبقد اولی جنس راستست پس دایرهآ اصفهان مرکب PageV01P223 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0152.png) ~~باشد... اولست و بر شاگردان شیرازی غیر از اینها که مذکور شد دیگر اعتراضات واردست بعضی را آنها را ~~(کذا، مغشوش) هر یکی در محل خود گفته شود کمایأتی اگر ببیان همگی آنها مشغول شویم بتطویل انجامد. ~~163_ این - عبارت را نور ندارد ولی شکل دایرهآ اصفهان در حاشیه ترسیم شده است - در مطهری و ملی ~~چهل و چهارم ولی صحیح نیست رک. جامع الالحان ص 133 ~~164- نور: پس بیاید دانست... این فقیر... بل که (رسم الخط)... فن است چنانک افلاطون حکیم گفته: ~~سقراط حبیبنا لکن الحق احب الینا و بباید دانست که تحقیق و تکمیل ... علمی تنها یا عملی فقط نتوان کرد ~~بل که.... یاید تا تحقیق این فن میسر شود. ~~165- منظور این است که تنها نوازندگی یا اطلاع از قواعد موسیقی کافی نیست و کسی میتواند در این ~~رشته به مرحلهآ کمال برسد که جامع هر دو باشد و این مطلبی است که مراغی بارها در آثار خود بدان اشاره ~~کرده است و داشتن استعداد یا ذوق موسیقی و به اصطلاح فرانسه pritmusiealدء را لازم دانسته است رک. ~~جامع الالحان،ص 135 . ~~166- پراگنده و مختلف (آنندراج). ~~167- به معنی دست درازتر که کنایه از تسلط و مهارت در کاری است (ایضا). ~~168- نمودن به معنی کردن ~~169- شنیدن. لاورس عربی: السمع. ~~170- یای استمراری به سبک قدیم که قبلا نظیر داشت. ~~171- یا: ازمنه ای ~~172- زمان بین ضربهها یا کشش که در موسیقی جدید به صورت سفید و سیاه و چنگ و... غیره مشخص ~~می شود ~~173- قسمتی از آیهآ 21 سورهآ مبارکه الحدید یا 4 الجمعه. ~~174- مطهری: ویرا (رسم الخط) ~~175- کذا در نسخ منفصل. ~~176- نور: کنیم تحقیق مسائل این فن نتوان کرد و در معلومات این فن قصور تمام واقع شود... کوشیدن و ~~نقلی مشهور است ms160 از شیخ ابوعلی رحمه الله که در سن هفده سالی (کذا) در تحقیق وتدقیق، جمیع علوم اورا ~~میسر شده بوده است می گفته که اینک مرد کو علم؟ چون بعلم [موسیقی] رسیده گفته است که اینک علم ~~کومرد؟ رحمت بر وی باد که این سخن از روی انصاف گفته است (این نکته با تغییر در عبارت در سایر آثار ~~مراغی نیز آمده است رک. مقاصد الالحان چاپ دوم ص 66) و بی آنک در اوتار شروع کنند تحقیق این فن ~~میسر نیی شود زیرا که تحقیق مخارج و اماکن نغمات از اوتارتوان کرد زیرا که آن آلتست مثلا اگر کسی را در ~~علم هیأت تمکن تمام باشد و کتاب تذکره را نیکو دانسته باشد چون خواهد که طالع وقت را بداند البته البته ~~باسطرلاب احتیاج شود تا ارتفاع گیرد و کسانی که درین علم و عمل شروع کردهاندیا کنند بی آنک در اوتار ~~شروع کنند تحقیق این فن نتوانند کرد و صاحب ادوار رجمه الله [را] علم و عمل میسر شده است و سخنان او ~~را که نفی کردهاند مثبت ایشان منفی ایشان است و غالبأ مولانا قطب الحق والدین را بعملیات این فن غالبا ~~التفاتی نبوده است اما واقعا اعتراضاتی که برصاحب ادوار فرموده هیچ وارد نیست و آنجا که اعتراض ~~واردست متعرض آنها نشده است فانظروا معاشر الاحرار و اعتبروا یا اولی الابصار PageV01P224 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0149.png) ~~177- یعنی جامع موسیقی نظری و عملی بوده است. ~~178- نمودن در معنی اصلی خود . ~~179- کذا مانند سایر موارد: ان شاء الله تعالی ~~180 - تعبیر مراغی است در همه جا و در همهآ آثار خود از موسیقی یا معادل »2ه. ~~181- جمع مخرج محل خارج شدن و منظور نقاطی است روی وتر که از آنها نغمات موسیقی تولید می شود ~~182- عبارت ضعف تألیف دارد ولی به صورتی که در نسخهآ نور عثمانی آمده است نشان میدهد که منظور ~~لزوم یا ضرورت اسباب در هر کاری است. ~~183- قطب ms161 الدین شیرازی مؤلف درة التاج. ~~184- تیز و روشن (معین) . ~~185- یعنی هر چه پذیرفته است مردود است. ~~186- جنبهآ طنز دارد! ~~187- در جامع الالحان هم آمده است (ص 134) و مقتبس از قرآن مجید است: حشر 2. ~~188- در نسخهآ نور عثمانی متن عربی الادوار در اینجا نقل شده و انسب است. ~~189- نور: ازین آوازات سته در سلمک و شهناز دوقولست یکی قول متأخران و اریاب عمل و دیگر قول ~~متقدمان. اما در نوروز و کردانیا و مائه و کواشت (در حاشیه) اختلاف ندارند بل که متفق اند. ذکر آوازات قبل ~~ازین کردیم و اینجا برای توضیح و تفهیم ناظران و طالبان اوضح از آن باز نماییم: (از اینجا در شرح و ترتیب ~~ذکر آوازات شش گانه یا سته در این نسخه با دو نسخهآ مطهری و ملی اختلافات زیادی به نظر می رسد به این ~~معنی که در نسخهآ مطهری و ملی ابتدا شکل هر یک از آوازات رسم و سمس به شرح آنها پرداخته شده است ~~ولی در نسخهآ نور عثمانی شکل ادوار نوروزو کواشت و مائه و شهناز و سلمک در ضمن شرح مربوط به آنها ~~آمده است با اختلافات دیگری در عبارات و الفاظ) ~~190- شکل با مقابله نسخهها تهیه شده است. نغمهآ ششم در نسخهآ مطهری و ملی یا بود که با توجه به سایر ~~نسخ وجامع الالحان (ص 135) یب شد. ~~191_- نور: اما ارباب عمل نوروزراشش اعتبار کنند: اول نوروزاصل و آن یکیست از آوازات سته (یعنی از ~~لحاظ ترتیب یکم است). دوم نوروز عرب. سیوم نوروز عجم. چهارم نوروز خارا (در اصل: جارا!). پنجم ~~نوروز بیاتی. ششم نوروز صبا و نغمات این نوروزات بعد ازین مبین گردد در بیان شعبات انشاالله تعالی (ولی ~~شکل مربوط به نوروز با شرح مختصر قبل از آن آمده است) ~~192- نوروز خارا و عرب و صبا در ردیفهای فعلی گوشههای دستگاه همایون محسوب می شوند و شاید بیاتی ~~یا بیات در آوازهایی نظیر بیات اصفهان ms162 و راجع و زند و ترک و کرد یا کردی پیات بی رابطه نباشد. ~~193- نور: اما نغمات سلمک ~~194- شکل از نسخهآ مطهری اقتباس شده است اما به جای ط (حطنینی) در نسخ دیگر و در مقاصدالالحان ~~ج(حمجنب) است رک. مقاصدالالحان چاپ دوم ص 67. ~~195- ایضا اقتباس از نسخهآ مطهری - نور ندارد و به جای آن تحت عنوان: «اما سلمک بقول متأخران» ~~شرحی و شکلی دارد که پس از این در نسخهآ مطهری بعد از شکل آوازات آمده است. سلمک در ردیفهای فعلی ~~گوشه ای از دستگاه شور به شمار می رود. PageV01P225 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0154.png) ~~196- یا گواشت در ردیفهای فعلی گوشهای است از شور - نور: می گوییم که کواشت نه نغمه است و آن ~~197- کذا مطهری و ملی نور بدون شکل زیر عنوان «اما کردانیا» شرح مختصری دارد که پس از این ~~مقصل تر می آید ~~198- در ردیفهای فعلی گوشهای از دستگاه ماهور است. ~~199- کذا مطهری (وظاهرا الحاقی) - ملی ندارد - نورهمین شکل یا این توضیح: اما مائه پس گوییم که مائه ~~عزال است که از آن نغمهآ جمحذوف باشد و آن چهار تغمه باشد. در مقاصدالالحان تغمات مائه عبارتند از: اه ~~ح یب به ولی در حاشیه عبدالقادر نوشته است (چون نسخهآ اساس به خط او بوده است): بقول بعضی دیگر ~~این (همان شکل نسخهآ مطهری و نورا رک. چاپ دوم صفحهآ 67 و 68 ~~200- کذا مطهری وملی ونور بدون شکل ولی با عنوان «اما شهناز» شرحی دارد که دردو نسخهآ اولیه با تغییر ~~در عبارت در پایان این قسمت آمده است. ~~201- منظور اشکال نشان دهندهآ ابعاد و تغمات آنهاست که قبل از این آمده بود. ~~202- نمودن به معنی نشان دادن و ارائه یعنی مفهوم اصلی خود. ~~202- اصطلاح متقدمان و متأخران را مراغی مکرردر آثار خود به کار برده و منظورش موسیقی دانان قبل از ~~خود و نزدیک یه زمانش بوده است ولی در ضمن از سیر تطور و استحالهآ قواعد و نظام ms163 موسیقی ایرانی حکایت ~~می کند. ~~204- یعنی موسیقی نظری مبتنی بر موسیقی عملی است یا مانند سایر رشتهها محصول عمل است. ~~205- یعنی زبان عربی. ~~206- این تعبیر که به صورت دیگر «ارباب عمل» نیزدر آثار مراغی بسیار دیده می شود به معنی موسیقی دان ~~usiciam و در برابر آهنگ سازe5poser و موسیقی شناس 9usicotoBist است (جامع الالحان، 359). ~~207- عادت و رسم (نفیسی) ~~208- یا: پیشتر ~~209- اسامی تردید آمیز است. به جای تونی (ضبط نسخهآ مطهری) در نسخهآ ملی قولی است، آن هم حرف ~~اول مهمله یعنی بدون نقطه که تصور میرود منسوب به قول که قطعهای از نوبت و نوعی تصنیف باشد ~~(مقاصد الالحان چاپ دوم ص 104). ~~210- مطهری: از ایشان (رسم الخط) ~~211- ایضا: متاخرانرا ~~212- نور از اهل عمل تا بطرف حدت را ندارد. ~~213- تصحیح قیاسی است زیرا بین ح وی دو نقطه بود یعنی 2 نغمه از سلسلهآ نغمات که به ترتیب حروف ~~ابجد مشخص می شود حذف شده است یا وجود ندارد در صورتی که چون بعد ازح به ترتیب ابجدی ط و ~~سیس وی است فقط ط بین ی وح حذف شده است یا به عبارت دیگر 1 نغمه محذوف است نه 2 نغمه و ~~بنابراین باید بین ی وح 1 نقطه باشد نه 2 نقطه. ~~212- یعنی در 8 تغمهآ اولیه ازیا که احد یعنی زیرتر است به طرف امی روند که اثقل یا بم تر است در صورتی ~~که در6 نغمهآ اخیر بر عکس از طرف تقل یا بمی یعنی ا بطرف حدت یا زیری که ی باشد می روند. PageV01P226 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0151.png) ~~215- نور: ارباب عمل سلمک را چنان در عمل آورند که نغمات از چهار دایره در آن مندرج باشد: اول بعضی ~~از نغمات زنگوله. دوم بعضی از نغمات حجازی. سیوم (کذا رسم الخط) بعضی از نغمات اصفهان. چهارم ~~طنینی (ظ: طنینیی) از طرف اثقل اصفهان بر آن اضافت کنند تا محط بر راست شود. ~~216- در جامع الالحان (ص 74) ومقاصد الالحان ms164 (چاپ دوم ص 37) ط ججیعنی فقط در کیفیت ابعاد ~~اختلاف است نه کمیت. ~~217- تصحیح احتمالی زیرا در مطهری و ملی یح یو یجیا است که با ابعاد حجازی تطبیق نمی کند رک. ~~مقاصدالالحان ص 64 ولی در شکل مربوط به سلمک نغمات جنس حجازی یج یو یح کا است. ~~218- در اینجا نیز در مقاصد الالحان (ص 37) وجامع الالحان (ص 74) ابعاد اصفهان بر عکس یعنی جج ~~جب است ~~219- در تمام موارد منظور از طبقهآ اولی ذی الاربع است و قبلا توضیح داده شد. ~~220- در ردیفهای کنونی گوشهای از دستگاه سه گاه و چهارگاه و یا بر حسب اختلاف روایت گوشهای از ~~دستگاه همایون و آواز افشار (یا: افشاری) محسوب میشود. ~~221- نور: و ما اینجا جدولی وضع کنیم و ارقام آن جموع مذکوره را در آن باز نماییم برین مثال (و از «رابع ~~نغمات اربعه» تا «نغمهآ خامس راست یا» را ندارد) ~~222- چنان که ملاحظه می شود منظور از جدول شکل مربوط به سلمک است و این تعبیر را مراغی در موارد ~~دیگر نیز به کار برده است. ~~223- شکل در نسخهها تقریبا مشابه یکدیگر است نهایت چون در نسخهآ نور عثمانی کامل ترمی نمود از آن ~~نقل شد. ~~224- نور: گاه باشد که طنینی بر جنس حجاز (کذا و اگر سهوالقلم کاتب نباشد جالب توجه است) اضافت ~~کنند در تلحین تا عزال شود اما آن مطرد نیست و داخل نغمات اصل سلمک نباشد بل که آن برای تزیین و ~~رونق تلحین باشد و در تصانیف عملی آنرا مندرج گردانند. و نغمهآ یا مشتر کست با نغمات تقدیم و تأخیر ونغمهآ ~~د مکررمی شود زیرا که در تقدیم و تأخیر موجودست و همچنین نغمهآ یا طرف احد ذی الاربع و طرف اثقل ~~ذی الخمس است و نغمهآ کا نظیر وقایم مقم نغمهآ یاست پس مجموع این نغمات دوازدهآ نغمه باشد ~~225- یا: ازوتر ~~226- در اینجا همان شکل قبل دوباره تکرار شده است که چون مکرر ms165 بود صرف نظر شد: ~~227- ایضا شکل قبلی مکرر شده است. ~~228- نور: اما کردانیا و آن آوازهآ دوم است و هشت نغمه است و گاه باشد که در تلحین بعد بقیه در آن درآورند ~~و آنرا کردانیای زاید خوانند ~~229- ملی: آن ~~230- در ردیفهای فعلی یکی از هفت دستگاه را تشکیل میدهد. ~~231- مطهری در اینجا: است ~~232- ایضا در مطهری شکل قبل دوباره در اینجارسم شده است ولی در ملی از دو شکل جداکانه و نزدیک بهم ~~تشکیل شده است یکی از اتا و ودیگری از و تام یا بهعبارت دیگر برای هر یک ازدو جنس اول وثانی یک PageV01P227 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0156.png) ~~233- مطهری: احد اول ~~231_ در ردیفهای فعلی به اختلاف روایت گوشهای از دست گاه نوا و راست پنج گاه و ماهور به شمار می رود. ~~235- نور: و اما شهناز و آن دو جنس مفرد اصغر پاشد چنانک طرف احد یکی طرف اثقل دیگری بود و ابتدای ~~آن از طرف احد کنند و اهل عمل بدین عبارة گویند که دوزیر افکند یک شهنازست. نغمات زیرافکند اینست: ~~وهجا، و تغمات زیر افکند ثانی را که بر آن اضافت کنند از طرف احد این: یای. ح. و پس نغمات شهناز چنین ~~بود: یای. ح. و.ه. ج.ا، و نغمهآ و وسطی مشتر که است زیرا آن جزوزیر افکند احدست و اول زیر افکند اثقل. ~~اما آنچنانک صاحب ادوار رحمه الله نبشته آن چنان می شودچ که یبعد ط وانتقال از اثقل باحد می کنند تا نغمهآ ~~و، و بجنس مفرد اصغر اعنی ب جج از احد باثقل منتقل گردد. ~~236- نور: این بود بیان آوازات سته هم بقول متقدمان و هم باصطلاح ارباب عمل PageV01P228 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0153.png) ~~وآنتا إذا تأملت الأدوار وجدت دائرة عساق ونویی وآبوسلیک2 دائرة واحدة اذ ~~لوفرض داول نویی وافقت 2ا مر اکزها مراکز عشاق، وکذلک اذا فرض سابع نوبی اول ~~دور عشاق و کذلک اذا فرض سادسی ابو سلیک4 اولا لعشاق. و کذلک اذا ms166 جعل ثانی ~~راست اول حسینی. و اما راهوی فانها توافق ستة من مراکز5 زنکوله اذا جعل ثانی ~~راهوی اول زنکوله و یخالفها بنغمة یزو بنغمة یه ایضا. ان6 قسم بعد ط الاخیر7 ببعدی ~~جب. وعراق یخالف زنکو له بنغمة واحدة هی الثانیة لانهاجفی عراق8 ودفی زنکوله ~~و زیرافگند و بزرک دایر تاهما ایضا واحدة10 اذا جعل ثانی زیرافکند اول بزرک. # و چون تأمل کنی11 در ادوار بیابی دایرهآ عشاق و نوی و بوسلیک12 را که یک ~~دایرهاند. اگر فرض کنی درا اول نوی واقف شوی13 بر مراکز عشاق همچنین چون ~~فرض کنی سابع نوی را اول عشاق و همچنین چون گردانیده شود راست اول14 ~~حسینی15. اما راهوی پس موافقست بشش16 مرکز ازمراکز زنگوله و مخالفست بآن17 ~~نغمهآ یه و بنغمهآ یز18 نیز وقتی که قسمت کرده شود بعد ط آخر19 به بعدین جب. و ~~عراق مخالف زنگوله است بنغمهآ واحده که ثانیه است برای آنک جدر عراق و در ~~زنگوله و زیرافکند و بزرگ این20 دو دایره نیز یکیاند چون گردانیده شود ثانی ~~زیرافکند اول بزرگ. # و بباید دانست که گاه باشد که دودایره یا بیشتر در نغمات متشارک باشند و هر دو در ~~عدد و21 نوع متحد باشند اما اختلاف آنها بحسب اختلاف مبادی بود که اگر نغمهآ اول ~~را مبدأ سازند و بنغمات دیگر بترتیب انتقال کنند تا بنغمهآ اول رسند22 دایره23 باشد و ~~اگر نغهآ ثانی24 را مبد ا سازتند و بنفمات دیگر بترتیب انقال کمدتا بنفهآ دوم رستده PageV01P229 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0158.png) ~~بازای هر نغمه26 ازدایرهآ اول نغمهای27 ازدایرهآ ثانیه مبدا باشد. پس چون تأمل کنی در ~~دایرهآ ثلثه28آ مذکوره هر سه دایره یکی29 باشد. وچون ازدایرهآ عشاق یح حذف کنندتا ~~انتهاهم بنغمهآ ارسد30 دو تمام شود زیرا که انظیریج31 است در ثقل و چون ثانیه را کهد ~~است مبدأ سازند و بترتیب انتقال کنند تا باز بنغمهآ درسند نغمات مترتب شوند بدین ~~گونه: د.. زح.. یا. ید ms167 یه،اد32 و آن دایرهآ نوی شود33 و مراکز آن بعینها مراکز عشاق ~~باشد پس سابع نوی اول عشاق باشد و اگر ثالث عشاق را که ثانی نوی است اعنی ~~نغمهآ ز34 را مبدأ سازند و بترتیب بر همان مراکز عشاق انتقال کنند تا باز بنغمهآ زرسند PageV01P230 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0155.png) ~~دایره35آ بو سلیک36 شود37 و سادس آن اول عشاق باشد38. و همچنین دایرهآ راست و ~~حسینی متحدند و نغمات راست اینست: یه. یجیا. ح. و. د.. ا، وچون ثانی اورا اعنی ~~د39 را مبدأ سازند و بترتیب بر مرا کزراست انتقال کنند تا باز بنغمهآ درسند دایرهآ حسینی ~~باشد. # وراهوی موافق زنگوله است در شش نغمه و مخالف آنست در نغمهآ یززیرا که اول ~~راهوی بازای یزواقع شده است و اگر بعد طنینی را که در آخر راهوی و زنگوله است بر ~~جوب قسمت کنند تا نغمات هر یکی شش شود، راهوی دریک مرکزدیگر آن نغمهآ ب ~~است مخالف زنگوله باشد40 و عراق مخالف زنگوله باشد در یک نغمه وقتی که ابتدای ~~هر دو از یک مرکز باشد و آن نغمهآ دوم باشد چه نغمهآ دوم عراق جاست و نغمهآ دوم ~~زنگوله د، باقی نغمات متوافق باشند. و زیرافکند و عراق هم یک دایره باشد41 چون ~~نغمهآ دوم زیرافکند را اول عراق سازند. # و تشارک نغم بر دو قسمست22: یکی باختلاف مبدأو دوم باتفاق23 مبدأ. اما باختلاف ~~مبدأ دو نوع باشد اول آنک در جمیع یضمات پبشارکه باشند24 چون عشاق ویوی و ~~ونوی عشاق47 است در طبقهآ سیم و بوسلیک است در طبقه پنجم و نوی است در طبقه418 ~~سیم، و چون راست و حسینی و محیر49 که اگر مبدأ راست باشد و دمبدأ حسینی ویا ~~مبدأ محیر50 هر سه دایره نیز در جمیع نغمات مشترک باشند زیرا که راست حسینی ~~است در طبقهآ شانزدهم و حسینی راست است51 در طبقهآ سیم و محیر است در طبقهآ دوم و ~~حسینی است در ms168 طبقهآ هفدهم. # و چون اصفهان52 و کواشت و کردانیا53 وقتی که امبدأ اصفهان وح مبدأ کردانیا ود ~~مبدأ کواشت سازند در جمیع نغمات مشترک باشند. و چون حجازی و نهفت54 اگرچه ~~یج سادس حجازی است55 مبدأ نهفت سازند و چون زنگوله و بزرگ و زیرافکند ~~کماهی56 مبدا زیرافکند از نغمهآ و سازند که ثالث زنگوله است و زیرافکند است در نهم ~~و بزرگ است در دوم و بزرگ زنگوله است در هفدهم و زیرافکند است در هشتم و ~~زیرافکند زنگوله است در دهم و بزرگ است در پانزدهم57. # دوم آنک در اکثر نغمات مشترک باشند چون زنگوله و راهوی58 هرگاه که ا را مبدأ ~~زنگوله سازند و یو را مبدأراهوی در جمیع نغمات الا یه در زنگوله و یو در راهوی مشترک ~~باشند پس بیل نغمه مخالف باشند چون زیوافکند و عراق هرگاه که از یج زیرافکند PageV01P231 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0160.png) ~~ابتدای عراق کنند و یه را دوم51 عراق سازند و یو را از زیرافکند طرح60 کنند، در ~~سایر61 نغمات مشترک باشند. # اما اتفاق مبدأ چون عشاق با راست بدو نغمه مخالفست و آن در عشاق زوید و در ~~راست62 و دیج و راست با نوی در دو نغمه مخالفست و هم برین قیاس در سایر دوایر ~~مخالفت ومشارکت واقع است63 و تحقیق آن مشارکت و مخالفت از سایر طبقات ~~روشن شود. و موافقت و مخالفت جمیع دوایر را ذر کتاب کنز الالحان64 مبین ~~گردانیده ایم و درین مختصر لایق چون نبود بر همین قدر اکتفا کردیم، بواقی را طالبان ~~این فن از کتاب گنز الالحان معلوم کنند و ما اینجا صورت دوایر متشارکة النغم باختلاف ~~مبدأ نماییم65 برین مثال66: # # لمللزاب وحین ~~نور (بعد از اشکال دوایر): و همچنین ثانی راست را اول حسینی سازند و چون در دایرهآ راست نغمهآ یز ~~در آورند اصفهان شود و چون مجموع دوایر از ابعاد ثلثهآ لحنیه مترتب شدهاند هر آینه نغمات دوایر مشترک ~~باشند ms169 با یکدیگر و در بعضی مخالف وما در کتاب کنزالالحان اشتراک و اختلاف نغمات نود و یک دایره را با ~~یکدیگر در مشجر (یعنی شکلی مثل درخت شاخه شاخه و انشعابی) باز نموده ایم اما درین کتاب بدین قدر ~~کنفا کردیم تا موجب تطویل نشود وآوازات سته غیر شعبات بیست و چهارگانه نیز هر کدام که با یکدیگر ~~اشتراک و اختلاف دارند و ازین اشتراک این دوایر معلوم می شود PageV01P232 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0157.png) ~~یادداشتها- ~~1- نور: قوله و انت (مانند سایر موارد با اشاره به قول ارموی آغاز شده است) ~~2- سلیک در نسخهآ نور عثمانی بهضم سین و فتح لام یعنی مصغر سلیک ضبط شده که نمایان گر تلفظ عربی آن ~~است ولی در فارسی و در ردیفهای موسیقی به صورت مخفف یا بو سلیک و به فتح سین تلفظ می شود رک. تعلیقات ~~3- مطهری و ملی: واقعت ~~4- نسخهآ ادوار در اینجا: بوسلیک. ولی باید سهو القلم کاتب باشد زیرا چنان که ملاحظه می شود در همه جا با ~~صبغهآ عربی ابوسلیک آورده است. ~~5- ملی: یوافق ستة مراکز زنکوله ~~6- مطهری وملی: اذ قسم ~~7- ادوار: الاخر ~~8- کذا نسخهآ ادوار و سایر نسخ: العراق (که به قرینهآ سایر اسامی بدون ال مرجح به نظر رسید) ~~9- زنگوله و زیرافکند (یا: زیرافگند) و بزرگ چون فارسی است باید با گاف نوشته شود ولی ارموی در تلو ~~عبارات عربی به صبغهآ عربی با کاف آورده است. ~~10 - نور واحدة را ندارد. ~~11- نور: تو در ادوار ~~12- ایضا: ابو سلیک را یک (ولی شکل بو سلیک در نسخهآ ملی و به ویژهآ نسخهآ مطهری از باب اصالتی که دارد ~~قابل توجه است) ~~13- در نقل متن ادوار ضمن نسخه بدلها واقعت بود به جای واقفت و اینک از ترجمهآ آن معلوم می شود واقعت ~~را باید از زمرهآ تصرفات کتاب دانست. ~~14- ظاهرا: ثانی راست اول حسینی (با توجه به متن عربی ادوار) ~~15- در ردیفهای فعلی گوشهای است از دستگاه شور در ms170 آواز ابوعطا ~~16- نور: موافق است به شش (منفصل ولی چنان که اشاره شد رسم الخط ثابتی ندارد) ~~17- با آن، بای معیت که معنی با داشته است. ~~18- نور: چون گردانیده شود ثانی راهوی اول زنگوله و مخالفست (کذا متصل) بآن بنغمهآ یزو بنغمهآ ب (در ~~این نسخه در متن عربی ادوار نیزب به جای یه ذکر شده بود که به علت نادرست بودن از نقل آن به عنوان ~~نسخه بدل خودداری شد) ~~19- ایضا نور: اخیر ~~20- همان نسخه: آن ~~21- مطهری واو ندارد ولی لازم است - نور: باشند و مبادی هر دو در عدد و نوع متحد باشند ~~22- ملی: انتقال می کنند تا بنغمهآ اول برسند ~~23- مطهری : دایرهآ (شاید: دایرهای) ~~24- نور: دوم ~~25- ملی: رسد ~~26- ایضا: هر دو تغمه (ولی صحیح نیست رک. جامع الالحان ص 153) PageV01P233 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0162.png) ~~27- نسخهها: نغمهآ (رسم الخط ومانند موارد مکرر و مشابه) ~~28- مطهری و ملی: ثالثه! ~~29- نور: هر سه را یک دایره بیابی ~~30- نغمات دایرهآ عشاق عبارت است از: اد زح یا ید یه یح (مقاصدالالحان چاپ دوم ص 44) ~~31- مکرر توضیح داده شد که یح اوکتاو اول است و بنابراین با ا (یا دست یازوتر یا سیم) همانند می باشد ~~32- کذا نور و دو نسخهآ دیگر فقط ا. اما منظور تکرار تغمات قبلی و رسیدن به نغمهآ اولیه و دور است ~~33- ملی: باشد (و به قرینهآ تکرار باشد در عبارات بعدی یهتر به تظر میرسد) ~~34_ ز نغمهآ دوم دایرهآ نوی و سوم دایرهآ عشاق است ~~35- ملی: رسند و آن دایرهآ ~~36- در اینجا نیز نسخهها در ضبط بو سلیک یا شکل فارسی و متداول آن در ردیفهای موسیقی ایرانی توافق ~~دارند. ~~37_ ملی: باشد (مثل مورد قبلی) ~~38- دایرهآ بوسلیک از ز شروع و بهمان زدوباره منتهی می شود بنابراین تغمهآ ششم آن چنان که در توضیح ~~مریوط به دایرهآ عشاق ذکر شدا است که نغمهآ اول عشاق می باشد. ~~39- در نسخهآ نور عثمانی این نغمه را کاتب به شکلی ms171 نوشته که قراءت آن تردید آمیز است ولی با توجه به ~~توضیح مربوط به آن یعنی تغمهآ دوم بودن دایرهآ راست د بودنش محرزمی شود. رک. جامع الالحان ص 154 ~~40- نور: مخالف زنگوله باشد زیرا که ب زنگوله بازای آن باشد (و در نسخهآ ملی تیزدر حاشیه اضافه شده ~~است) ~~41- ایضا نور: باشند (ولی در زبر آن نوشتهاند: شد = باشد) ~~42- همان نسخه: دو قسم باشد ~~43- کذا نور و دو نسخهآ دیگر مغشوش به نظر رسید: و دوم باتفاق مبادی دو نوع باشدا ~~44- مطهری و ملی بدون یاشند ~~45- نور: ابوسلیک کمامضی ~~46- ایضا: اما عشاق نواست (ولی در حدود یک سطر افتادگی دارد) ~~47- مطهری متصل: عشاقست - بوسلیکست (رسم الخط) ~~48- مطهری و ملی بدون طبقه یعنی حذف به قرینه.. ~~49- در ردیفهای فعلی گوشهای از دستگاه ماهور محسوب می شود. ~~50 - نور: این هر سه ~~51 مطهری: راستست (رسم الخط)- نسخهآ نور عثمانی در اینجا نیز کم دارد. ~~52 ممکن است با آواز بیات اصفهان از متعلقات دستگاه شور در ردیفهای فعلی بی ارتباط نباشد. ~~53- نور: و اصفهان و کواشت و کردانیا وقتی که امبدأ اصفهان باشد وح را مبدأ کردانیا سازند در جمیع... ~~54- در ردیفهای فعلی گوشهای است از دستگاه نوا. ~~55 مطهری: حجازیست (رسم الخط)- نور: اگرچه یج سادس خجازی بود... ~~56- نور: کماهی که PageV01P234 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0159.png) ~~57- کذا نور، دو نسحهآ دیگر خالی از افتادگی نیست، در نور و مطهری: بزرکست (رسم الخط] ~~58- ملی: رآهوی! ~~59- مطهری و ملی بدون دوم ~~60- قبلا توضیح داده شد معنی خارج کردن و بیرون آوردن دارد. ~~61- نور: و در سایر ~~62- کذا نور، دو نسخهآ دیگر مندمج: و آن در عشاق زید است در راست و دیج و راست با نوی... ~~63- کذا در همهآ نسخ منفصل - نور: واقع است و کلی تحقیق این مخالفت و مشارکت از سایر طبقات روشن ~~شود و ما اینجا صور دوایر متشارک النغم را باختلاف مبدأ باز نماییم برین مثال: ~~64- کتاب ارزنده و ظاهرا گم شدهای ms172 است که مراغی در آثار خود مکرر علاقه مندان برای بدست آوردن ~~اطلاعات بیشتر ودقیق تر را بدان احالت داده است رک. مقاصد الالحان چاپ دوم صفحهآ 57 و111 و114 و ~~123 و... وجامع الالحان صفحهآ 73و164و170 و194 و... وبرای اطلاع بیشتر دربارهآ این کتاب به تعلیقات ~~رجوع کنید. ~~65- نمودن در معنی اصلی آن: ارائه و تظاهر و نشان دادن ~~66- شکلها از نسخهآ ملی است. PageV01P235 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0164.png) # وانت یمکیل أن تفرض اول الأدوار أی تغمة ینت مناله إذا ارذنا أن نجعل اول ~~الأدوارب مثلا فإذا 2 اردنا دور عشاق فنا نجس ب ثمه ثم ح ثم ط ثم یب ثم یه ثم یو ثم ~~یط وهذه الأدوار فی غیر مواضعها یسمی3 طبقات. والطبقات باسرها سبعة عشر بعدد ~~النغمات. فاول الطبقاتا والثانی ح والثالث یه والرابعه والخامس یب والسادس ب ~~والسابع ط والثامن یو والتاسع ووالعاشر یج و الحادی عشر جو الثانی عشری ~~والثالث عشر یزوالرابع عشر زوالخامس عشر ید والسادس عشر دوالسابع عشر یا و ~~لنعمل4 لذلک جدولا ونبین دورا منها فی سائر طبقاتها و استخرج من5 نفسک بواقی ~~الأدوار.6 # و صاحب ادوار رحمه الله مبادی طبقات را اول با بعاد بقیه در جداول امثله باز نموده ~~است بعد از آن در دوازده لوح طبقات دوایر دوازده گانه مشهوره را مبادی بابعاد ~~ذی الاربع باز می نماید اما مبادی طبقات بابعاد بقیه برین مثالست7: PageV01P236 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0161.png) # و ممکن بود که از ذی الاربع ثانی اعنی استخراج طبقات مذکوره کردن هم بدین ~~طریق که ذی الاربع اول کرده شد و مبادی طبقات بابعاد دیگر نیزممکن است. مثلا اگر ~~خواهیم که مبادی طبقات ببعد طنینی کنیم مبدأ طبقهآ اول ارا سازیم و ثانی دوثالث زو ~~رابع ی و خامس یجو سادس یو و سابع ب و ثامنه و تاسع ح و عاشر یا وحادی عشرید ~~وثانی عشر یزوثالث عشر جورابع عشر و و خامس عشرط و سادس عشر یب وسابع ~~عشر یه. ms173 # پس اگر خواهیم استخراج دایرهآ عشاق کنیم بمبادی طنینی استنطاق این نغمات ~~باید کرد: طبقهآ اولی ا..د8 . زح.. یا.. ید یه .. یح طبقهآ ثانیهد.. ز..ی یا .. ید. یزیح.. کا ~~طبقهآ ثالثه ز..ی.. یجید.. یز.. ک کا.. کد طبقهآ رابعهی.. یج. یویز.. ک .. کجکد.. کز ~~طبقهآ خامسه یج.. یو.. یط ک.. کج. کو کز.. ل طبقهآ سادسه یو.. یط.. کب کج. کو.. ~~کط. ل.. لجطبقهآ سابعه ب..ه.. ح ط.. یب.. یه یو.. یط طبقهآ ثامنه ه.. ح.. یا یب.. یه.. ~~یح یط.. کب طبقهآ تاسعه ح.. یا یه.. یح.. کاکب. که طبقهآ عاشره یا.. ید.. یزیح. کا. کد ~~که.. کح طبقهآ حادی عشرید.. یز.. ک کا.. کد.. کزکح.. لا طبقهآ ثانی عشر یز.. ک. کج ~~کد.. کز.. ل لا.. لد طبقهآ ثالث عشر ج.. ز . طی .. یج.. یویز.. ک طبقهآ رابع عشر و.. ~~ط.. یب یج.. یو.. یط ک.. کجطبقهآ خامس عشر ط.. یب.. یه یو.. یط.. کب کج. کو ~~طبقهآ سادس عشر ید.. یه .. یح یط.. کب.. که کو.. کط طبقهآ سابع عشر ید.. یح. ~~کاکب.. که.. کط. لب # وهم برین قیاس مجموع دوایر را از طبقات مبادی بهر بعدی که خواهند استخراج ~~توان کردن، بواقی را بتأمل، طالبان استخراج کنند. PageV01P237 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0166.png) ~~طبقات که نخستین جدول از جداول مربوط به این فصل محسوب می شود نوشتهاند: «از این صفحه به بعد که ~~فصل دوازدهم باشد ترک شده» و تطبیق این افتادگی با افتادگی نسخهآ مطهری قرینهآ دیگری است بر تشابه ~~این دو نسخه. از شرح دیگر ادوار تألیف یحمی بن احمد الکاشی می توان در مورد این افتادگی استفاده کرد و ~~علاقه مندان می توانند با مراجعه به تعلیقات از آن بهر مند شوند و شکل یا جدول مبادی طبقات از نسخهآ ملی ~~که واضح تر بود گرفته شده است. ~~8 در اصل: ادز بدون نقطه در بین نغمات که با توجه به نبودن یا خالی ماندن جای ب ms174 وجبین ادوه و و وسط ~~د ز یعنی... در هر کدام دو نغمه مفقوده تکمیل شد. ~~9- در نسخه محو شده بود ولی یا توجه به جدول ادوار عشاق از جداول همین فصل در جامع الالحان معلوم ~~می شود بانیدید باشد رل جامع الالحان النتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی صفحهآ 118 ادوار ~~عشاق PageV01P238 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0163.png) ~~ووإنا جعل مطلق المثلث مساوبا لثغمة ز التی هی بنصر البم و کذلک بواقی الأوتار ~~کل واحد لبنصر الأعلی تعذر علی من لامکنة له استخراج الأدوار منها2 الا علی التمکن ~~فإنه متی عرف اماکن النغمات وکان له مکنة السرعة فی الانتقال3 لا یتعذر علیه ذلک و ~~کذلک إذا جعل مطلق4 وتر مساویا لو سطی زلزل او وسطی إلفرس ولنبین کیفیة ~~إستخراج دور من الأدوار علی اصطخاب وسطی الفرس فنقول اذا اردنا دورراست و ~~صار مطلق کل وترمساویا لو سطی علی5 ممافوبقه. فإناء نجس مطلق البم ثم سبابته ثم ~~زائد المثلث ثم مجنب المثنی ثم مطلق الزیر ومجنبه ثم زائد الحاد وعلی هذا فقس ~~البواقی. ~~فان کل ؤتر مطلقها مساو یا لزلزل الاعلی وآردنا استخرإج دور راست إنانجس ~~مطلق البم ثم سبابته ووسطی زلزله أو مطلق المثلث عوضا عن الزلزله ثم مجنب ~~لمثلث ثم مطلق المثنی ثم مجنبه ثم وسطی فرسه ثم مجنب الزیر. # وإذقد علم ذلک فحینئذ یمکن7 ان لا یصحب الوتر أصلا بل ینظر الی طبقات نغماتها ~~فإن کان الجمع8 فی طبقه واحدة فنجعل جکمها حکم الوتر الواحد وان کإنت مختلفة ~~فلینظر نسبها و این انتقلت النغمات فینتقل بحسب مواضعها ولنمثآل کذلک اصطخابا ~~مجهولا علی غیر نظام ولیکن مبطلق المثلث مساو یا لبنصر البم ومطلق المثبیی لزلزل ~~المثلث ومطلق الزیر لفرس المثنی ومطلق ألحاد لسبابة الزیر واردنا استخراج دور ما ~~ولیکن راست فإنا نجس مطلق البم ثم سبابته وزلزله ثم زائد المثلث ووسطی فرسه ثم ~~زائد المثنبی وسبابته و زلزله ثم مجنب الزیر ثم یعود الدور. # ون1 اذ قد علم ذلک فلتذ کر طرفأمن ms175 علم الایقاع PageV01P239 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0168.png) # اگر بگردانی مطلق مثلث11 را مساوی مرنغمهآ زرا که آن بنصر12 بم است و همچنان ~~بواقی اوتار را هر یکی را مساوی با بنصر اعلی13 متعذر باشد بر آن کس که او را ~~مکنتی14 نباشد در سرعت انتقال اما بر متمکن آسان باشد هرگاه که بداند اماکن ~~نغمات را بر و متعذر نباشد. و همچنین چون گردانیده شود مطلق هر وتری مساوی مر ~~وسطی15 زلزل یا وسطی فرس16. و بیان کنیم کیفیت استخراج دوری از ادوار بر ~~اصطخاب17 وسطی فرس. پس می گوییم که چون خواهیم که دور راست را استخراج ~~کنیم بگردانیم مطلق هر وتری را مساوی وسطی فرس آنچه مافوق آنست پس ما ~~جس18 کنیم مطلق بم را، پس سبابهآ آن19 پس زاید مثلث20 و سبابهآ آن پس مجنب21 ~~مثنی پس مطلق زیر و مجنب آن پس زاید حاد23 وعلی هذا فقس البواقی. # پس اگر باشد هر وتری مساوی زلزل اعلی و خواهیم که استخراج دور راست کنیم ~~ز لزال یش تهجتیتب معلث بس مطلقی منی یش مجقب آذ س و سطی لفر س آن عش ماجتب ~~زیر. و از اینجا معلوم می شود پس اکنون اگر هیچ ترتیبی معین در اصطخاب اوتار نباشد ~~بل که نسبت مطلق هر وتری با مافوق آن نسبتی دیگر باشد استخراج ادوار هم ممکن ~~بود بدان طریق که نظر بطبقات نغمات کنند اگر نغمات آن جمع که استخراج آن ~~می کند24 دریک طبقه باشند حکم آن چون حکم وتر واحد باشد استخراج آن اسهل بود ~~و اگر در طبقات مختلف باشند نظر به نسبت25 اوتار کنند و ببینند26 که نغمات بکدام ~~موضع انتقال کردهاند استنطاق آن نغمه کنند وما مثال اصطخاب مجهول27 بر غیر نظام ~~سازیم و استخراج دورراست کنیم و آن اصطخاب چنان باشد که مطلق مثلث را مساوی ~~بنصر بم سازیم و مطلق مثنی را مساوی زلزل مثلث و مطلق حاد مساوی سبابهآ زیر و ~~استخراج ms176 دورراست چنان کنیم که زخمه28 بر مطلق بم زنیم. پس سبابهآ آن پس بر زلزل ~~آن پس بر زاید مثلث پس بر فرس29 آن پس بر زاید آن مثنی پس مجنب زیر پس دور ~~عود30 کنند. و چون بعضی از نغمات گفته شد طرفی از علم ایقاع31 بیان کنیم. # یقول العبدالفقیر32 اصطخابات غیر معهوده عبارتست از آنک مطلقات اوتار را با ~~یکدیگر بر نسبت ذی الاربع نسازند. و چون چنین باشد آنرا غیر معهود خوانند اگر ~~خودیک وتر از ثلثة ارباع33 ما فوق خود متغیر باشد که آن اصطخاب غیر معهود باشد. و ~~اگر اوتار خمسه34 متحد بر یک نسبت باشند بغیر از نسبت مثل و ثلث35 بل که بآن نسب ~~مذکوره باشند آنرا منتظم غیر36 معهود خوانیم. و اگر تمدیدات مختلفة النسب باشند PageV01P240 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0165.png) ~~آنرا شد غیر منتظم گویند. پس کسانی که درین فن قدرت و مهارت و سرعت انتقال در ~~اصابع37 بر اماکن نغم نباشد چون اوتار را بشدود منتظم یا غیر منتظم مصطخب38 ~~گردانند استخراج جموع و ادوار متعذر باشد و اگر مطلقات39 اوتاررا بر نسبت بعد بقیه ~~با یکدیگر سازیم یا بر نسبت بعد ج40 یا بعد ط41 او غیر ذلک سازیم بنوع خودیا بغیر ~~نوع خود اعنی منتظم یا غیر منتظم آنچه در تمدیدات مطلقات کم یا زیادت شده تفاوت ~~آنرا در مطلقات پیدا کنیم، پس تفاوت را در دساتین هم پیدا کنیم مثلا چون وتر مثلث را ~~مساوی سبابهآ بم سازیم از اصطخاب معهود در آهنگ یک طنینی ویک بعد بقیة که بعد کل ~~و خمس کل42 باشد ناقص شود پس تفاوت آنرا در مثلث دریابیم، طرف احدذی الاربع ~~بر دستان وسطی فرس واقع شود که آن نغمهآ ب باشد و قس علی هذا. # پس چون آن ضوابط را مرعی دارند ممکن باشد استخراج جموع و ادوار کردن از ~~آن شدود مذکوره. پس اگر خواهیم که شد فرسیات سازیم اعنی هر وتری را ms177 مساوی ~~فرس مافوق خود سازیم و خواهیم که دور راست را از آن شد استخراج کنیم اول ~~استنطاق مطلق بم کنیم پس سبابهآ آن زپس زاید مثلث ط پس سبابهآ آن یا پس مجنب ~~مثنیی پس مطلق زیر کب پس مجنب آن کد پس زاید حاد ل. # اما شد زلزلیات و آن چنان باشد که مطلق هر وتری را مساوی زلزل مافوق خود ~~سازیم و چون خواهیم که از آن شد استخراج دور راست کنیم اول مضراب بر مطلق بم ~~زنیم، ثانی بر سبابهآ آن، ثالث بر زلزل آن، یا بر مطلق مثلث چه هر دو در آهنگ متحداند. ~~پس مجنب مثلث، پس مطلق مثنی، پس مجنب آن، پس فرس آن، پس مجنب زیر. # اما شد غیر منتظم آن بود که مطلق مثلث را مساوی بنصر بم سازیم اعنی مساوی زیر ~~و مطلق مثنی را مساوی زلزل مثلث و مطلق زیر را مساوی فرس مثنی و مطلق حاد را ~~مساوی سبابهآ زیر. و چون خواهیم که استخراج دور راست کنیم طریقه آنست که اول ~~استنطاق نغمهآ مطلق بم کنیم ا، پس سبابهآ آن د، پس زلزل آن و، پس مطلق مثلث ح، پس ~~سبابهآ مثنی یا، پس زلزل مثلث یجه پس مطلق مثنی یه، پس سبابهآ آن یح. اما ارباب ~~برده صتازیم آن عد رالهم باسم آن برده لحولدانیم بلا تعمه مطلق محاد راباهنگلی ~~سازیم و مطلق مثلث را بنغمهآ یه ومطلق زیر را بنغمهآ ی و مطلق مثلث را بنغمهآ ح چون ~~اصل حسینی این دساتین خمسهاند لاجرم این نوع تمدیدات را شد حسینی خوانیم و ~~درین شد اگر زیر را که نغمهآ یب است یک بعد بقیه زیادت کنیم عزال44 شود و آنرا شد PageV01P241 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0170.png) ~~حجاز45 خوانیم و اگر در آن جمع نغمهآی در آورند بزرگ شود و آن نغمه از مطلقات ~~نباشد بل که باصبع آنرا قید کنند. ~~و بباید دانست که اصطخابات غیر معهوده کثیرة ms178 الانواع اند زیرا که شدود متساویه ~~ومتخالفهآ اوتار ارباع اولی بسیارست و ما هفت شد را از شدود اصول46 اینجا بازنماییم ~~و بعد از آن قواعد استخراج هزار و یک شد را در اوتار ارباع اول ذکر کنیم بنوعی که ~~مباشران حاذق و خبیر درین استخراج آنها توانند کردن. ~~اول شد بقایا47 . و آن چنان باشد که مطلق هر وتری مساوی نغمهآ وتر28 ب م مافوق ~~خود باشد. ~~ثانی مجنبات و آن چنان بود که مطلق بنصر هر وتری مساوی49 نغمهآ جوتر48 ~~ماقوق خود باشد.50 # ثالث طنینیات درین شد هر وتری با نغمهآ یج مافوق خود مساوی باشد51. # رابع فرسیات و در آن شد نغمهآ هر وتری با نغمهآ ه مافوق خود مساوی باشد52. # خامس زلزلیات و در آن شد نغمهآ هر وتری مساوی نغمهآ و مافوق خود باشد53. # سادس بنصریات و در آن نغمهآ مطلق هر وتری مساوی نغمهآ زمافوق خود باشد54. # سابع خنصریات و آنرا شد اصل خوانیم زیرا که مطلق هر وتری مساوی نغمهآ ثلثة ~~ارباع مافوق خود باشد55. # واین خود56 روشنست که دساتین سبعهآ 57 مذکوره از محل خود تجاوز نمی کنند و ~~بتبدیل نغمات متغیر نمی شوند اما در نغمات دساتین تبدیل واقع شود اعنی نغمهای58 ~~که از دستانی خارج میشود59 آن نغمه از دستان دیگر خارج شود پس ما اینجا از60 ~~شدودی که ملایم المطلقات باشند دوازده شد را بیان کنیم و این شدود اثنی عشره61 را ~~بر نغمات اصل دوازده پرده مشهوره وضع کردیم. اکنون ارقام نغمات آنها را باز نماییم و ~~ارقام نسب آنها را در اوتار خمسه62آ عود باز نماییم63: # مثلا در شد64 اول از شدود اثنی عشر شد عشاقست و آن چنانست که مطلق مثلث ~~مساوی فرس بم باشد و مطلق زیر مساوی سبابهآ بم65 ومطلق حادمساوی فرس مثلث و ~~مطلق مثنی بیک طنینی از مطلق بم اثقل باشد66 این شد را شد عشاق خوانیم، و ممکن ~~است که نود ms179 ویک شد بر نغمات اصل نود ویک67 دایره بسازیم و ازهر شدی استخراج ~~جموع وادوار کنیم. وما درین زمان مجموع این شدود را چنانک مذکورشد68، ساختیم و ~~استخراج تصانیف از آنها کردیم، پس اینجا اول بیان شدود دوایر اثنی عشره کنیم و PageV01P242 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0167.png) ~~شکل اوتار وارقام و اعداد مقادیر نفیات آنها را وضع کنیم بعد از آن هان تواعد سایر ~~شدود کنیم و آنها را باز نماییم. # اما شدود اثنی عشره اینست69: PageV01P243 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0169.png) # این بود شدود: 7 دوایر دوازده گانه مشهوره که مذکور شد پس شروع کنیم در بیان ~~سایر شدود که قبل ازین گفتیم که هزار و یک شد71 ممکنست از ارباع اوتار73 عود ~~استخراج کردن. # اکنون درین کتاب در دو صفحه را مثال نمودیم بواقی را طلبه از قواعد، خود توانند ~~پیدا کردن. مثلا در شد اول علامات ارقام نسب آنها این حروفست: ح ح ح ز.ح اول ~~علامت آنها آنست که نغمهآ مطلق مثلث مساوی نغمهآ ح بمست اعنی مساوی ثلثة ارباع ~~مافوق خود وح ثانی تسویهآ مطلق مثنی است و با ثلثة ارباع مثلث وح ثالث علامت ~~تسویهآ مطلق زیرست با ثلثة ارباع مثنی و زعلامت آنکه نغمهآ مطلق حاد مساوی نغمهآ ~~بنصر زیرست. ~~اما در شد ثانی ح اول علامت تسویهآ مطلق مثلثست با ثلثة ارباع بم وح دوم علامت ~~تسویهآ مطلق مثنی است با ثلثة ارباع مافوق خود و زاول علامت تسویهآ مطلق زیرست ~~با بنصر مثنی و زثانی علامت تسویهآ مطلق حادست با بنصر زیر. # چون بدین طریق سلوک کنیم هزارویک شد در ارباع اوتار خمسهآ عود مترتب شوند ~~و روشنست و محقق که اصوات از روی شرع مطهر حرامست لکن ما بجهت ضبط ~~نغمات و تحقیق اماکن و مخارج نغم و معرفت آن در اوتار شروع کردیم زیرا اگر اوتار ~~نباشد تحقیق نسب و مقادیر نغمات نتوان کردن. # اکنون وظیفه آنکه طالبان معرفت نغم از اجزای اوتار تحقیق معرفت نغمات ms180 کنند اما ~~بزدن و نواختن اوتار مشغول نشوند. و استماع نغمات طیبه از حلوق انسانی حلالست و ~~آن مبطل صلوة نیست چه قراء و خطباء و امامان قراءت نماز ترنم بنغمات طیبه کنند. # پس بعضی از سایر اصطخابات غیر معهوده را اینجا باز نماییم23: PageV01P245 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0174.png) ~~م دیداء ب4 احهبج امیایای ~~حععدح ریهع رهع انک ده یتحع ماردحح رع ردد ~~ی مح ع یح رن چیرحح ادیییندحح ~~حح رحح اهل دمءءدحح یراودعح موب ~~ماح رردله عع ریع وجلیح مح اودوحح باح دح متح ه # بر بر ع ررحاع وح دحدححایخحاای ودی ~~ویمء ررمن ادم اواح حع لرعدعع ~~اا وور ل ارح ضح ملی دن برماسح رد بردهحع ه منح دررع ~~اناهءمرالی دت ~~ترهه اع تا م # شع امنم درآ ددابرع** ~~2 رن بو اع رهع ام ~~امع ع لیحح له وعلو ذمأرجمان ~~دح یلی وددان دحوح اماح بعاع رع ح ررایادرع ~~مودح ددعلنرسع لذع ردیه ح وعاعره رلةع رع ~~بشدددحلعتن رویل برررعقأدردع امتیعرح ادع مموره ~~دح لام درله کح روراادودع این هامخ حععررد ~~وح وسح ل بخ ردرارمدح ال دح لیینعوه ~~رحیدح ح رعرلرددح ایکع هعهمع[ی رهدا. ~~درهحووحیعرراردعن مزدلیمرعیعردع ~~ع ودد ادح دروبرع اع هح حامع محلره ~~لر هاوحناد ~~مدسد دل نع دددررم ح لیح بت طحح بتیددء ~~ک درریار میع نح ومر دل دحح ددعاردد ~~دودال ام ولعتح دح هاورح ردح ~~لحده ذدرحرح ورمرحخ رح مروم دررح ن ودف ~~ع درردا ورهب ع دح جاقءررهلتممزوحب ~~درردردی دههد ~~مح دردروحد هراردع ~~ح دد ا ددیبخ درهلل ل نرددرت ~~حددرهع ررحدلهحتهعرری ~~ع هدردع ترا ع محل دهلررر ~~ر یتع دودعرعحهدح هعرددرودح ~~رت ح ددح ارررعدع دح لردهدورح ~~س ددهحل دماررعبح دخغردیمدرع ~~عهع ددرهرعبع متک یماترلورع ~~دددددیح درححدعلردیخ ~~رردح یددرمدررح بندلمهلودین ~~ودردی دد ررزارهو دتددری ~~رمه دح لمع ددحلنورهعخداوع دعلیاعرزلتادت ~~حدحویردع رحمن ارارع ~~ررح الر*ده یج دح سع دی ع رماع رعره ~~درحع لآرت دمدن ح لحرد عد ~~رردلی ح حرخ حع ms181 رهرعرسب ~~اعبدردحرراحرد ~~ررملددردددلج نو* ~~ددع برههعحدههحرحردرقدد ~~والا دماز ایر ع ه ل ل ل لر رمل ال ل لام لت فب ح ل لم مر PageV01P246 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0171.png) ~~طاامره ~~ع بلددددح*رحاومحلعسههمسدحیلعتمته ~~یح م ددح خمبوعلعحمدحلینمی ~~بدحددو دحرع رحح دهمعلب ~~ددوتن درد ~~ودرر عدمنهیت ~~ن دده چ رعح دلهح دعیحلیامخااح ~~دردموع دع بیمنابر مانابب ~~دعح درد دوس رارهد له مییخاردحدردا ~~ح و دهن ج د ل زاوجدعی دح د ارحبم ~~بح وح ودهنمقع دوداحتج دا درعع ای ورحترررر ~~ی درح ادمع ایا دهادد وحهرن زارمع ~~ودهح اغددن لن ددب بماع ریقایردمعدرحلت رهح ~~ورهح ل رخهحیلح دغر درهبلاره محرحادمن ~~مارهخ باومحح دورمعوررا پماع سودروح لیتهمع ~~باروهحدحنبح دوها برروررتع دری فورنح قتاررح ~~دووع ترخمع وردع پناع خیتلححدممدیحنردح ~~وهع دعردحیمبوولحدیا لوویجلددع # چهر وعیلرردح عترهج مررور # دهع رودخناع ومعمهح ورر # هرت ح وم م ردلن بوررد ~~دةدردح ردح اباح و می مرحل ودررور # بع درهددح یلع ح ونرم ب رمدح دد ~~ح ع دل ح درعره دح ردنح موهع مورادحرر ~~هرملزتندرووحومرححردخدمیتررر ~~ودودد بررحیومعیحوح PageV01P247 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0176.png) ~~10- ایضا: و اذا ~~11- در بارهآ اسامی اوتاریا سیمهای سازها و پردهها که منسوب به انگشتها بودهاند در تعلیقات توضیح کافی ~~داده شده است و قبلا نیز اشارهای شد ولی از باب مزید اطلاع یادآور می شود که منظور از مطلق مثلث ~~دست یاز وتر مثلث یا سیم دوم از طرف بم است. ~~12- پردهآ منسوب به انگشت چهارم بر روی وتر بم یا سیم اول ~~13- وتر بالاتر ~~14- قدرت و توانایی (معین) ~~15- انگشت میانه که به علت تنوع اسامی مختلفی داشته است. وسطی زلزل که ظاهرا از ابتکارات زلزل ~~موسیقی دان بزرگ معاصر هارون الرشید است بین بنصر و وسطی فرس و در فاصله 22 طول وتر یا سیم بوده ~~است (مقاصدالالحان ص 164). ~~16- وسطی فرس که بعضی از آن را با وسطی قدیمه یکی دانستهاند چنان که از اسمش پیداست از پردههای ~~ایرانی است که فارابی از آن مکرریاد کرده و ظاهرا نمایندهآ ms182 1iereemiheusr (سوم کوچک) و معادل ربمل ~~ا9e بوده است (ایضا تعلیقات مقاصد الالحان ص 163). ~~17- اصطخاب که در بعضی از مآخذ با حاء اصطحاب ضبط شده (معین) به معنی هم آهنگی و معادل o«dعع ~~است رک. تعلیقات و در اینجا در عنوان فصل دوازدهم ادوار اصطخاب غیر المعهود را میتوان به معنی ~~کوکهای غیر معمولی و شاید نظیر چپ کوک در ساز گرفت. ~~18- جس در عربی از مصادر باب نصر وبه معنی بسودن است (مصادر زوزنی ج 1 ص 103) و در موسیقی ~~قدیم منظور گرفتن پرده بوده است که مراغی گاه در آثار خود به جای آن گرفت را به کار برده است رک. ~~جامع الالحان ص 382 (فهرست لغات و...). ~~19- یعنی سبابهآ بم یا محل انگشت اول (به غیر از شصت) روی وتر اول یا دستهآ ساز. ~~20- زاید پردهای بوده است اضافه بر پردههای مربوط به انگشتان و در اینجا محل این پرده بر روی وتر دوم و ~~منظور از سبابهآ آن نیز جای انگشت اول روی همان وتر مثلث است. ~~21- مجنب پردهای بوده است در جنب یا نزدیک سایر پردهها و انگشتان (مقاصد الالحان، چاپ دوم، ص164) ~~و مثنی چنان که قبلا اشاره شد وتر یا سیم سوم است. ~~2- بردهآ زاید وترحادیا سم ینج عود که مراغی ابتکار آن را به فارای نسبت داده است (جامع الالحان بص ~~(108 ~~23- به عوض زلزل ~~24- یا: می کنند PageV01P248 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0173.png) # 249 ~~31- وزن یا ضرب و معادل 1xy1mm انگلیسی رک. تعلیقات ~~32- تا اینجا ترجمه ادوار ارموی بود و اینک مراغی چنان که رسم اوست با فروتنی مبادرت به ذکر توضیحاتی ~~کرده است. ~~3 -33 ~~34- وترهای پنج گانه عود کامل (جامع الألحان، ص 108) ~~35-1 یا ~~36- به خط ریز و در بالای آن: شد (=شد منتظم غیر معهود). مراغی شد رارشتهآ مروارید خوانده و اطلاق آن ~~را به نغمات به نقل از قدما از باب شباهت آنها به لآلی دانسته است (جامع الالحان، ص 99) ~~37_- جمع ms183 اصبع و به معنی انگشتان که از باب حال و محل به محل قرار گرفتن انگشتان دست نوازندهآ روی وتر ~~یا ساعد یعنی دستهآ ساز و به تعبیر دیگر پردههای ساز اطلاق می شده است رک. جامع الالحان،ص 318 ~~38- اسم مفعول: اصطخاب شده، هم آهنگ ~~39- جمع مطلق: دست بازها ~~40- مجنب ~~41- طنینی ~~13-6 -42 ~~43- در اصل: صناعة (رسم الخط) ~~44- در ردیفهای فعلی گوشهای است در دستگاه شور و همایون. ~~45- در آثار مراغی گاه حجاز به جای حجازی دیده می شود (جامع الالحان، ص 145 و164) که اگر مانند ~~اینجا از زمرهآ سهوالقلم نباشد قابل توجه است. ~~46- به مناسبت جمع بودن شدود اصل را هم جمع بسته است واز این قبیل تطابق که متأثر از قواعد زبان عربی ~~است در آثار مراغی به پیروی از رسم متداول در آن ایام بسیار دیده می شود. ~~47- جمع بقیه (بعد بقیه ب) ~~48- معمولا به تمام ام یعنی تمام سیم وتر گفته اند ولی مراغی از باب اطلاق کل و جزء به قسمتی از وتریعنی ب ~~م نیز وتر گفته است و در آثار او نظیر زیاد دارد. ~~49- پایان افتادگی نسخهآ مطهری و ملی ~~50- تصحیح قیاسی، نور: نغمهآ وتر ج مافوق - مطهری و ملی: مساوی نغمهآ جمافوق ~~51- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: ثالث طنینیات (فقط) ~~52- ایضا نور: رابع فرسیات (فقط) ~~53- نیز: خامس زلزلیات (فقط) ~~54- همان دو نسخه: سادس بنصریات (بدون توضیح) ~~55- نور: و در آن شد تغمهآ مطلق هر وتری مساوی نغمدآ ح مافوق خود باشد و بواقی شدود تا هزارویک بعد ~~ازین مذکور گردد انشاء الله تعالی ~~56- ایضا نور: و واضح است که ~~57- یا اصابع از مطلق تا خنصر (جامع الالحان، ص 318). PageV01P249 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0178.png) ~~58- در نسخهها: نغمهآ (رسم الخط) ~~59- نور: می شد آن نغمات دستانی دیگر خارج شود! ~~60- ایضا نور از ندارد: اینجا شدودی که متلاثم المطلقات ~~61- یا ادوار مشهوره از عشاق تا بزرگ رک. جامع الالحان، ص 111 و 112. ~~62- اوتار پنج گانه عود: بم، ms184 مثلث، مثنی، زیر، حاد (جامع الالحان، ص 108) ~~63- نور: اکنون ارقام نغمات آنها را (در حاشیه: و نسب آنها را) در اوتار خمسهآ عود باز نماییم ~~64- ظاهرا در زائد است - نور: مثلا شد اول را شد عشاق گویم و طریقهآ آن چنان باشد که ~~65- ایضا نور: بم باشد ~~و6 ایضا بدون باشد: بم اثقل و ممکن است که نود ویک شد بر تغمات اصول آنها وضع کردن و ازهر شدی ~~استخراج جموع و ادوار کردن ~~67- اشاره است به 91 دایره که از اضافه یا ترکیب اقسام هفت گانه ذی الاربع با سیزده گانه ذی الخمس ~~حاصل می شود 7x13=91 (جامع الالحان، ص 95) ~~68- نور: مذکور شد و استخراج انواع تصانیف از آنها کردیم پس ما اینجا اول بیان شدود اثنا عشره در ~~جداول کنیم و بعد از آن قواعد تألیف سایر شدود را باز نمایم بنوعی که طالبان استخراج آنها باسهل وجوه ~~توانند کردن ~~69- ایضا: و امثلهآ شدود دوازده گانه اینست ~~770- نور: این بود شدود دوازده گانه مذکوره فحینیذ شروع کنیم در بیان... اوتار خمسهآ عود استخراج کردن ~~71- این 1001 شد را مراغی در جامع الالحان آورده است رک. ص 171 تا 180. ~~72- از چهاروتر عود زیرا عود قدیم 4 وتر داشته است و بعد فارابی با افزودن وتر پنجمی به اسم حاد آن را ~~کامل کرده است ایضا جامع الالحان، ص 104 و106 تا108 ~~72- جداول از نسخهآ ملی است که خواناتر بود و نظیر آن را مراغی در مقاصدالالحان آورده است که می توان ~~با آن مقایسه کرد رک. مقاصد الالحان، چاپ دوم، ص 115 و116 و مفصل تر تحت عنوان جداول شدود ~~یکهزار شد در ربیع اول وتر در جامع الألحان است (ص 171 تا 180) PageV01P250 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0175.png) ~~الایقاء1 هی جماعة نقرات یتنها ازمنة بجحدودة المقادیر لها آدوار متسا وبات الکمة ~~علی اوضاع مخصوصة تدرک2 تساوی تلک الأزمنة والادوار بمیزان إلطبع السلیم ~~إلمستقیم3 فکما4 ان ادوار عروض الشعر متفاوتة الاوضاع مختلفة الاوزان ms185 لا یفتقر ~~الطبع السلیم فی إدراک تساوی کل نوجع منها7 إلی میزان العروض کذلکی لإیفتقر ~~الطبع 8 الی ادراک تساوی ازمنة کل دور من أدوار الایقاع الی میزان یدرک به ذلک بل هو ~~غریزة قد جبل علیها الطبع السلیم وتلک الغریزه للبعض10 دون البعض11 کیف لإوقد ~~شاهدنا جماعة قد تبتلوا12 المعرفة هذا الفن اعنی الایقاع وجدوا13 واجتهد معلمهم ~~غایة الإجتباد زما نأ وافرأ ین العیر علی أن یتقلو ( ذلک ویص بکة له بکرة ~~بإلعلوم الدقیقة سریع الهجوم علی إدراک الحقایق16. # وحکیم ابونصر17 گفته است که «الأیقاع هو النقلة فی18 ازمنة محدودة المقادیر ~~والنسب» اما صاحب ادوار می گوید که ایقاع جماعت نقرات19 باشند که میان آنها ~~ازمنهآ معینه محدوده واقع شود20، مشتمل بر ادواری چند متساوی در کمیت بر اوضاع ~~مخصوصه21 که ادراک تساوی ازمنه و ادوار بمیزان طبع سلیم توان کردن همچنانک ادوار ~~عروض شعر متفاوت باشند و طبع در ادراک تساوی ادوار آن از هر نوعی محتاج بمیزانی ~~نباشد که بدان میزان دریابند. و این امر غریزی طبیعی در جمیع اطباع نباشد بلک در ~~بعضی باشد دون بعضی چه ما جماعتی کثیر دیدیم که سعی بلیغ و جهد عظیم در معرفت ~~علم ایقاع کردند و معلم ایشان مدتی مدید اجتهاد بغایت نمود22 تا ایشان ازمنهآ ایقاع را ~~تعقل کنند و ایشانرادانستن آن ملکه شود، بغیر از زحمت و تعب خبری نشد با وجود PageV01P251 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0180.png) ~~آنک در علوم دقیقه و ادراک حقایق و معرفت23 دقایق می کردند ایشانرا بکد24 واجتهاد ~~علم ایقاع حاصل نشد. # و بعضی از قدما تعریف ایقاع برین وجه کردهاند که «الایقاع تقدیر ازمنة25 ~~النقرات» وشیخ ابو نصر رحمه الله تعریف ایقاع برین وجه کرده26 که «الایقاع هو النقلة ~~علی النغم فی ازمنة محدودة المقادیر والنسب»27 وصاحب شرفیه علیه الرحمه چنین ~~تعریف کرده که «الایقاع هو جماعة نقرات یتخللها28 ازمنة محدودة المقادیر و29 علی ~~نسب و اوضاع مخصوصة بادوار متساویات تدرک تساوی تلک الازمنة و ms186 الأدوار بمیزان ~~الطبع السلیم المستقیم». # و مولانا قطب الدین30 سقی الله ثراه برین تعریف اعتراض کرده است و گفته که ~~تقید ازمنه بادوار از روی عکس31 مختل است32 چه بسیار باشد که ایقاع باشد بی دور ~~مانند پیشرو33. می گوییم آنچه34 مولانا گفته واردست اگر چنین گفتی که بعضی ~~پیشروها می باشد بی دور35 مع هذا از افراد ایقاعست، اولی بودی چه عبارت علامه ~~شیرازی رحمه الله مشعرست بآنک در پیشر و36 دور نباشد ولیس کذلک زیراکه پیشر و ~~مع الدور نیزمی باشد و اکثر پیشر وها مع الدورند. و دریک زمان که آن زمان سبب ثقیل37 ~~باشد پیشر و بی دور می باشد لاغیر چه ارباب صناعت38 عملیه ادوار ایقاعی آن جمع را ~~گویند مثلا گویند که زمان دور ثقیل اول شانزده نقره39 است یا مخمس40 که گویند ~~زمان دور آن هشت نقره است یا غیر از اینها کما سیتضح فی موضعه. ~~و از زمان محمد تونی41 رحمه الله صاحب ارمال42 تا زمان مولانا صفی الدین ~~عبدالمؤمن43 الی یومنا پیشروها اکثر در دور رمل و مخمس مؤلف شده و درین زمان ~~ازین فقیر پیشر وها می خواستند در ادوارسته44آ ایقاعی که بعد ازین مذکور خواهد شد ~~و در آن ادوار پیشروها ساخته و در میان اهل عمل مشهور شده. # و پیشر و در هر دوری که سازند45 جایزست تا غایتی که اگر شخصی دوری انشاء ~~کند و در آن دور پیشر و سازد، شاید46. اما تقید ازمنهآ ادوار بادراک تشاوی آنها محل ~~بحث است47 زیرا که بعضی از ادوار هست که ادراک تساوی میان ازمنهآ آنها بطبع سلیم ~~مستقیم نمی توان کردن و آن بر دو قسم باشد: یکی از غایت طول زمان و دیگر از غایت ~~قصر زمان. و48 چون در تلحین49 بر نغم انتقال میان مبادی ازمنهآ نغم که آنرا نقرات ~~خوانند ازمنه50 واقع باشد و آن ازمنه یا در غایت قصر باشد یا در غایت طول ms187 یا متوسط. ~~اول فساد لحن باشد و از تمزیج نغم حادث گردد و نغمه را لبشثی51 محسوس باشد یا در PageV01P252 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0177.png) ~~سامعه مرتسم گردد یا دیگری با آن ممتزج شود و چون زمان در غایت قصر باشد پیش از ~~ارتسام نغمهآ اول نغمهآ ثانی وارد شود و صورت اول باطل گردد، پس امتزاج حاصل ~~نشود. وثانی نیز بسبب فساد لحن است، بسبب طول زمان صورت نغمهآ اول بکلی از ~~سامعه مضمحل شود لاجرم نغمهآ ثانی را با اول امتزاج صورت نبندد52. اما ثالث لایق ~~بود و اگر اقل زمانی بود که صالح تألیف باشد آنرا زمان گویند کمایأتی. ~~اما آنک از طول 53 زمان مثل دور مأتین54 که زمان آن دویست نقره است که آنرا ~~بتقطیع55 توان ضبط کردن و دیگر آنک از غایت سرعت و این روشنست که مردم مستعد ~~که ایشانرا این علم و عمل خلقی56 باشد ایشان فرق کنند میان موزون و ناموزون بطبع ~~سلیم. # و بباید دانست که وزن ایقاع ادقست57 از وزن شعر زیرا که تعداد حروف و تمیز ~~متحرک و ساکن چندانی صعوبت ندارد که تقدیر58 ازمنه. و بسیاری از مردمان باشند که ~~ایشانرا طبع شعر باشد و ایقاع نباشد اما عکس آن نادرست و نادر در حکم عدمست59. ~~وقدما را در اصول ایقاعی کلام مطولست و شرح آنها درین شرح60، لایق نیست پس ما ~~اصول ایقاع مستعملهآ متداوله را ذکر کنیم. و گوییم که ممکن نیست که تلفظ کنی بسبب ~~ثقیل الا بدو نقره چنانک گویی تن و روشنست که بین النقرتین زمانی باشد و آن زمان ~~سریع باشد یا بطیء و شاید که متوسط باشد بین السرعة والبطوء61. اما سریع میرسد ~~بمرتبهای62 که زمانهای آنها محسوس نمی شود چنانک آن ازمنهآ غیر محسوسه مشابه ~~می شود از ترعید اللسان63 و از سرعت حرکات نقرات بر مثل طبول از ایادی64 مهره و ~~این زمان و امثال آنرا ترعید و تضعیف65 نیز گویند ms188 و آن از اعتدال بر طرفست زیرا که ~~چون در غایت قصر باشد قبل از کمال ارتسام اول، ثانی وارد شود و صورت اول متلاشی ~~و باطل شده باشد. وثانی هم سبب فساد وزنست بسبب طول زمان چه صورت نقرهآ اول ~~بکلی مضمحل شود پس امتزاج حاصل نشود و بطیء را حدی معین نیست بلک آن ~~بحسب اقتضای ارادت66 مباشران باشد پس این دو صنف صالح عیار و میزان نباشد ~~بلک زمان متوسط را میزان توان ساخت. # و فارابی67 رحمه الله گفته است که ازمنه68آ که بین النقرات واقع شوند متساوی ~~باشندیا متفاضل پس اگر متساوی باشند آنرا ایقاع موصل خوانند و اگر متفاضل باشند ~~ایقاع مفصل. واگر بین النقرتین زمانی بود که انقسام آن ممکن نباشد ای لایمکن ان ~~یقع بین کل نقرتین نقرتین منها نقرة بل یکون من اقصاء الازمنة، آنرا سریع قزج PageV01P253 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0182.png) ~~خوانند همچون ازمن68آ که میان نقرات اسباب61 ثقالست خصوصا چون بدان تلفظ ~~کنند حیثیتا70 مثاله تن تن تن و این زمانرا زمان آ خوانند اما نقراتی که ازمنهآ آنها اقل از ~~زمان آ باشد آنرا ترعید و تضعیف خوانند مانند نقراتی که بر طبول و غیر از آنها قرع ~~کنند گمامر. و آن زمان واحد مفروض باشد زیرا که در آن مساغ71 نقرهآ دیگر نیست و ~~اگر ازمنهآ متساویهآ متتالیه ضعف زمان آ باشد آنرا خفیف هزج خوانند مثلا تلفظ کنند ~~باسباب خفاف72 برتتالی و مقارن گردانند بتای73 هر سببی از آن نقرهآ 74 نقره نونات75 ~~السواکن، پس میان نقرات آن مساغ نقره74آ باشد و این زمانرا زمان ب خوانند. و اگر ~~زمانی باشد که در میان آن مساغ دو نقره باشد آن زمانرا زمان جخوانند و آنرا خفیف ~~ثقیل هزج گویند و آن چنان باشد که تلفظ کنند باوتاد مجموعه بر تتالی و مقارن گردانند ~~باول هر حرکتی از آن نقره75آ نقره دون نقرتین آخرتین76 مثاله تنن تنن. و اگر در میان ms189 ~~هر دو نقره سه حرف را زمان سازند آنرا ثقیل هزج خوانند مثلا تلفظ کنند بفواصل ~~صغری77 و مقارن گردانند باول هر حرکتی از آن نقره74آ نقره غیر از سه حرف آخر ~~مثاله تننن تننن تننن تننن و آنرا زمان دخوانند. و ظاهرست که زمان ب ضعف زمان آ ~~باشد78 وزمان جمثل ونصف79 زمان ب باشد و ثلثة امثال80 زمان آو زمان دمثل وثلث ~~زمان ج81 و ضعف زمان ب و اربعة امثال زمان آباشد. و زمان فاصلهآ کبری را زمان 82 ه ~~خوانند. # پس زمان اول وزمان خامس اعنی اوه قلیل الاستعمالند لکن ازمنهآ ثلثه اعنی: ب و ~~جود کثیرة الاستعمالند و زمان اطول درین اقسام فاصله خوانند83. # و اگر کسی بهشت سبب خفیف تلفظ کند و دیگری بر پنج84 وتد مجموع ونقره ~~واحده و هر دو معا ابتدا کنند و باعتدال تلفظ کنند زمانین دورین معا تمام شوند. # و چون اعادهآ دور ثانی کنند دخولین آنها معا واقع شوند. # اما ایقاع مفصل آنست که میان نقرات آنها ازمنهآ متفاضله باشد و آن چنان بود که ~~میان نقرات آنها ازمنهآ متفاضله باشد و آن آنست که دو نقره، دو نقره باشد و میان هر دو ~~نقره زمانی باشد. دیگر آنک متوالی شوند چهار چهار نقره و در هر چهار، زمان اطول ~~باشد85 و آنرا مفصل اول خوانند و ثانی را مفصل ثانی و ثالث را مفصل ثالث. پس ~~مفصل اول اگر از اقصای ازمنه باشد اعنی زمان آآنرا سریع مفصل اول خوانند و اگر ~~زمان ب باشد، خفیف مفصل اول خوانند و اگر زمان د باشد آنرا ثقیل مفصل اول ~~خوانند و ما اینجا بعضی از اقسام ایقاع در مشجر86 باز نماییم برین مثال897. PageV01P254 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0179.png) ~~م تر رو3 بجدبب حجمعه بتد نخون بننه نیتخ # اوتاهورتدسهی بد ر زر چور ک یننه یس ~~سه ف ملم لب پب ن ب ان ناله ن ~~ب تداننتگ عنخح ط تح ~~*ب ms190 هند ثل نعد ر # رلم ار علی پس جبن سمکتن # بهنپش رٹا بنچا هوز نچن تچهی ~~)ا نخن فدا مدار س فه فیه زرکفه نا تی # ک ت نتب م ظاع ب بضع ضن ن لغی نلانی # حککه م لنتین طن عبص ضبن جیللتخن # کگ به تکی ظوه بشسر لنین م نفنتلده تنخن ~~کا عبه عسیمس، به ملتتن PageV01P255 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0184.png) ~~پس فاصلهآ هر یکی ازین اقسام زیادت باشد بر دیگری بجزوی یا باجزاء یا بضعف. ~~و88 در سریع ضعف و در خفیف مثل و نصف و در ثقیل رمل مثل و ثلث و در ثقیل کبری ~~مثل و ربع وآن اطول و اعظم ازمنه است و زمان آن خمسة امثال زمان آ است89. ~~اما مفصل ثانی، ثلاثی و آن بر دو نوعست: یکی متساوی و دیگر متفاضل. اما ~~متساوی آن بود که نقراتش از یک جنس باشد و زمان ثالث آنک میان نقرهآ اول و سیم ~~اطول باشد90 از زمان گذشته مثاله تننن تننن تننن و علی هذا القیاس. # اما متفاضل آن باشد که هر یک از ازمنهآ ثلثه91آ آن متفاضل باشند و آن دو صنف بود: ~~صنف اول متصل و صنف ثانی منفصل. اما متصل آنست که دور زمان اصغر آن متوالی ~~باشد یعنی مابین زمانین اصغرین آن مقدم باشد بر زمان اصغر آن مثاله: تن تنن تننن. اما ~~منفصل بر عکس آن باشد، مثاله: تننن تنن تن. و اصغر زمانین درین صنف زمانی باشد ~~که آن منقسم نشود. # اما منفصل93 ثالث، رباعی و آن متساوی باشد یا متفاضل. و اگر زمان آن آباشد ~~آنرا حیثیت93 رباعیات خوانند یا زمان ب باشد آنرا خفیف رباعیات خوانند، یا زمان ~~جو آنرا خفیف ثقیل رباعیات خوانند. اما غیر متساوی ازمنه باشد که آن بأسرها94 ~~متفاضل باشد و آن مهجور بود. یا دو متساوی باشد و یکی متفاضل یا در آخر بود یا در ~~وسط یا در اول. و هر یکی ازینها ms191 باقسام کثیره منقسم میشوند اما ما اینجا بدین قدر ~~اختصار کردیم95. # فلنورد96 منها طر فا فنقول آنت97 یمکنک آن تلفط باسباب ثقال علیی التتالبی حاقظا ~~لتساوی الإزمنة. وتقرن بکل حرکة، حرکة من الأسباب نقرة نقرة حال التلفظ بها معا ~~کقولک تن تن تن تن ویمکنک ایضأ ان تلفظ بجماعة اسباب خفاف علی التتالی وتقرن ~~بتاء کل سبب منها نقرة دون نونها الساکین کقولک تن ثن تن تن و یمکنک ایضا آن تلفظ ~~بجماعة اوتاد علی التتالی وتقرن بتاء کل وتد منها نقرة دون الآخرین من حرفیهبا98 ~~کقولک تنن تنن. ویمکنک ایضا98 أن تلفظ بجماعة فواصل صغری علی التتالی وتقرن ~~بکل اول حرکة منها نقرة دون الحرکات الآخر منها،10 کقولک تننن تننن، و لیکن ~~تلفظک و نقراتک معتدلا بین السریع والبطی. و أنت تعلم ان ازمنة مابین نقرات101 ~~الاسباب الثقال اقصرمن ازمنة مابین نقرات الاسباب الخفاف وازمنة مابین نقرات ~~الأوتاد أقصر من ازمنة مابین نقرات الفواصل واطول من ازمنة ما بین نقرات الاسباب ~~الخفاف. PageV01P256 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0181.png) # فلنقسم الأ زمنة التی بین نقرات الأسباب الثقال زمان آو الخفاف ب وازمنة مابین ~~نقرات الأوتاد جو الفواصل دفزمان ما تلفظ فیه بثمانیة اسباب ثقال مثلا مساو لزمان ما ~~یلفظ102 فیه باربعة103 فواصل. اذ لو فرض اثنان احدهما لافظ بالاسباب والأخر04ا ~~بالفواصل مبتدیین105 معا حافظین لنسبة الأزمنة بالطبع واراد إعادة الدوروقعت نقرتا ~~دوریهما الثانی معا وکذلک106 زمان ما یلفظ فیه بأربعة اوتاد وفاصلة واحدة مساو لزمان ~~ما یلفظ فیه بأربع فواصل آوثمانیة اسباب وإذا أدرج اللافظ بالآسباب التقال نقراته ~~المقرونة بنونات أسبابه صار کل زمانین من ازمنة آمع زمان النقرة المدرجة107 واحدا ~~مساویا لزمان بب وکذلک إذا ادرج اللافظ بالأسباب الخفاف من بین کلی نقرتین نقرتین ~~نقرة8 1 صار کل زمانین من ازمنةب مع زمإن النقرة المدرجة 104 واجدامساوبألزمان د ~~و کذلک اذا آدرج اللافظ بالأوتاد من بین کل نقرتین نقرتین من نقراته صار کل زمانین ~~من ازمنة جمع زمان النقرة110 المدرجة111 واحدأزایدا علی زماند ms192 بمقدار زمانب112. # می گوید113 پس ایراد کنم از آن طرفی. می گوییم که ممکنست تلفظ کنی باسباب ~~ثقال114 بر توالی در حال حفظ تساوی ازمنه و مقارن گردانی بهر حرکتی، حرکتی از ~~اسباب نقره ای115 نقره ای در حال تلفظ بدان چنانک گویی تن تن تن تن. و ممکنست ~~که تلفظ کنی بجماعت اسباب خفاف116 بر توالی و مقارن گردانی بتای117 هر سببی ~~دون نونها السواکن چنانک تن تن تن تن و ممکنست نیز تلفظ کنی بجماعت اوتاد بر ~~توالی و مقارن گردانی بتای هر118 وتدی از آن نقرهای115 غیر از دو نون آخر چنانک ~~تنن تنن و ممکنست که تلفظ کنی بجماعت فواصل صغری119 بر تتالی و مقارن گردانی ~~بهر حرکتی از آن نقره ای115 دون حرکات آخر چنانک تنن تننن. ~~و باید که تلفظ معتدل باشد میان سریع و بطیء و تو میدانی که ازمنهآ نقرات اسباب ~~ثقال اقصرست120 از ازمنهای121 که مابین نقرات اسباب خفافست و ازمنهای121 که ~~مابین نقرات اوتاد است اقصرست از ازمنهای که میان نقرات فواصلست122 و ~~اطولست از ازمنهای که میان اسباب خفافست. # پس باید که نام نهیم ازمنهای را که میان نقرات اسباب ثقالست زمان آو ازمنهای که ~~میان نقرات اسباب خفافست ب و ازمنهآ مابین اوتاد راج و فواصل را د. # پس زمانی که تلفظ کرده شود در آن بهشت سبب ثقیل مثلا مساوی باشد هر زمانی ~~را که تلفظ کرده شود در آن بچهار فاصله123. و اگر فرض کرده شود دو کس یکی ~~لافظ124 باسباب ودیگری بفواصل، ابتدا معأ کنند و نگاه دارند نسبت زمانها را بطبع و PageV01P257 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0186.png) ~~خواهند که اعادهآ دور کنند واقع شود هر دو نقرهآ هر دو دور معا125. و همچنین زمانی که ~~تلفظ کرده شود در آن بچهار وتد ویک فاصله مساوی زمانی باشد که تلفظ کرده شود در ~~آن بچهار فاصله یا هشت سبب126. و چون درج کند127 لافظ باسباب ثقال نقرات اورا ms193 ~~که مقرونست بنونات128 اسباب آن، بگردد هر دوری زمانی از ازمنهآ آ با زمان نقرهآ ~~مدرجه129 مساوی یک زمان ب130. و همچنین چون درج کند لافظ باسباب خفاف از ~~میان هر دو نقره نقرهآ بشود هر دوزمان ازامنهآ ب با زمان نقره مدرجه مساوی یک زمان د ~~اگر لافظ درج کند اوتاد ازمیان هر دو نقره دو نقره از نقرات آن بگردد هر دوزمان131 از ~~ازمنهآ جبا زمان نقرهآ مدرجه یکی و زاید بود بر زمان د بمقدار زمان ب زیرا که لافظ ~~درین زمان بچهار متحرک و ساکنی و آن زمان دباشد و زمان متحرک و ساکنی زمان ب. # اکنون ازین مقدمات و از آن ازمنهآ مذکوره ارکان ایقاعی معلوم شد که هر زمانی بر ~~زمان دیگر زایدست، اکنون شروع کنیم در ادوار ایقاعی. # إذا عرفت ذلک فاعلم آن إدوار الضروب المشهورة عند آرباب هذه الصناعة ~~من العرب ستة وهی الثقیل الأول والثقیل الثانی وخفیف الثقیل والرمل وخفیف. ~~الرمل والهزج. فاما الثقیل الاول فزمان کل دور من ادواره بازاء ما یلفظ فیه ثمانیة ~~اسباب ثقال فیکون حینئذ عدد نقراته ستة عشر الا انهم یسقطون منها احد عشر نقرة ~~یجعلونها ازمنة مضافة إلی ازمنة آ. فلنبجعل عوضا عن الاسباب الثمانیة وتدین و ~~فاصلتین وسبیا خفیفا ونقرن132 باول کل حرکة منها نقرة نقرة علی هذا الوضع تنن ~~تنن تننن تن بننن ولیکن علامة المتحرکم والساکن الذی لانقرة معه133 متروکا اذترک ~~العلامة علامة فزمان ما بین نقرته الاولی والثانیة134 مساو لزمان ما بین نقرة135 الثانیة و ~~الثالثة اذ کل واحد منهماء13 زمان ج وزمان ما بین نقرة137 الثالثة138 والرابعة مساو ~~لزمان مابین نقرة 127 الخامسة والاولی لمن أعاد الدور و لزمان ما بین النقرة الرابعة و ~~الخامسة هو زمان ب ولیس فی دور لها مساو فقد وجد139 فی هذه الدائرة الأزمنة الثلثة و ~~هی ازمنة ب، ج، د. و الموقع ربما قرن بکل حرکة من حرکات الأوتاد والأسباب و ~~الفواصل ماعدا السواکن ms194 نقرة نقرة فالخمسة الاولی هی اعمدة الحرکات والخمسة ~~السواکن هی أعمدة السکنات والباقی إن شیت قرنت وان شئت ادرجت ومنهم من ~~یقرن بکل دور نقرتین. ویدرج140 الباقی ویسمیة131 ضرب الاصل هی الثالثة»15 و ~~الخامسة من النقرات المذکورة ومنهم من یقرن بثالث حرکات الفاصلة الاولی نقرة و ~~باول الفاصلة الأخیرة نقرة ویجعل الباقی زمانأ و قد مثلنا لذلک دائرة PageV01P258 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0183.png) # می گوید: که چون دانستی آنرا بدانک143 ادوار ضروب مشهوره نزد عرب شش ~~است بر آن موجب که در متن مذکور شد. # اما ثقیل اول این دور را عرب، ثقیل اول می گوید و عجم ورشان144. و زمان هر ~~دوری از آن تلفظ بهشت سبب ثقیل توان کردن145 پس نقرات آن شانزده136 باشد اما ~~ارباب صناعت147 عملیه یازده نقره را حذف کند و آنها را زمانهای آسازند و پنج نقره ~~را مقارن ضرب گردانند و ما برای سهولت بعوض آن زمانی مساوی آن اخذ کنیم که در ~~آنجا دو وتد مجموع و دو فاصلهآ صغری و یک سبب خفیف148 بیاوریم کماسبق، و بازاء ~~هر یکی از آن نقرهای باشد و بواقی محذوف149 باشند چنانک دأب ارباب این فن ~~است150. و علامت نقره151آ که مقارن آن باشدم وضع کنیم و علامت بواقی ساکنات152 ~~ترک علامت کردیم چه ترک علامت هم علامتست. پس زمانی که مابین نقرهآ اولی و نقرهآ ~~ثانیه است مساوی زمانی باشد که میان نقرهآ ثانیه و ثالثه باشد چه هر دوزمان جباشند ~~و زمانی که میان نقرهآ ثالثه و رابعه است مساوی زمانی باشد که میان نقرهآ خامسه و نقرهآ ~~اولی باشد، اگر اعادت دور کنند زیرا که هر دوزمان دباشند. و زمانی که میان نقره رابعه ~~وخامسه باشد آن زمان ب بود، پس ما درین دور، ازمنهآ ثلثه153 را یافتیم اعنی زمان ب و ~~زمان جو زمان د. # و گاه باشد که صاحب ایقاع مقارن هر حرکتی از حرکات اسباب و اوتاد و فواصل ~~غیر از سواکن ms195 نقره154آ ایقاع کند اما نقرات خمسهآ اولی را از اعمده حرکات خوانند و ~~خمسهآ سواکن را اعمدهآ سکنات. و حرکات باقیه را اگر خواهند حذف کنند و بعضی از. ~~اهل عمل بیش ازدو نقره نزنند و بواقی را حذف کنند و آنرا ضرب اصل خوانند و آنها ~~نقرهآ ثالثه و خامسه باشد از نقرات خمسه. و بعضی دیگر بحرکت سیم فاصله اولی ~~نقره155 مقارن گردانند و بحرکت اول فاصلهآ اخیره نقرهآ دیگر و بعضی زاحذف کنند و ~~ما برای آن مثالی بیاوریم اعنی این دایره156. PageV01P259 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0188.png) ~~واما الثقیل الثانی فزمان 57) کل دور منه158 مساو لزمان دور ثقیل الأول الا آن ~~الموقع یسقط من نقراته151 عشرة ویأتی بستة وهی ألأولی والرابعة والسابعة160 و ~~لتاسعة والثانیة عشرة والخامسة عشرة مثاله تنن تنن تن تنن تنن تن. فزمان ما بین ~~نقرته141 الاولی والثانیة وما بین الثانیة والثالثة متساویان إذکل منهما زمان جوکذلک ~~زمان ما بین النقرة الرابعة والخامسة والسادسة وزمان ما بین الثالثة والرابعة والخامسة ~~والأولی فی إعادة الدور متساویان إذ کلاهما زمان ب فقد وجدنا فی هذه الدائرة اربعة ~~ازمنة علی نسبة جوزمانین من ازمنة ب، فالنقرات الستة المذکورة هی اعمدة الحرکات ~~والستة السواکن هی اعمدة السکنات وما یبقی ان شئت ادرجت وإن شئت لم تدرج فقد ~~اسقط زمان د فی هذه الدائرة ومنهم من یقرن بالتاء الاولی من الوتد الاول نقرة و ~~بالحرکة الثانیة من الوتد الرابع162 نقرة وهی ضرب اصلها وهذه دائرتها163. # اما ثقیل ثانی164 آنست که زمان هر دوری از آن مساوی زمان دور ثقیل165 اول ~~باشد اما صاحب ایقاع از نقرات شانزده آن زمان ده نقره را حذف کند و شش بیاورد و ~~آن حرکت اولست و رابع و سابع و تاسع و ثانی عشر و خامس عشر کمامر. اول دووتد ~~بیاورد پس سبب خفیفی166 و این را مکررگرداند. پس زمانی که ما بین نقرهآ اولی وثانیه ~~وزمان مابین ثانیه و ثالثه متساوی اند چه زمان هر ms196 دوجاند و همچنین زمان مابین ثالثه و ~~رابعه و زمان ما بین سادسه و اولی در اعادهآ دور متساوی اند و چون هر دوزمان ب اندپس ~~درین دور چهار زمان جودو زمان ب موجودند و نقرات ششگانه اعمدهآ حرکاتاند و ~~سکنات ششگانه اعمدهآ سکون و بواقی حرکات را اگر خواهند ایقاع کنند و اگر ~~خواهند حذف کنند و زمان د درین دور محذوفست. و بعضی از اهل عمل مقارن167 ~~حرکت تاء ازوتد اول و مقارن حرکت ثانیه ازوتد ثانی168 دونقره ایقاع کنند و آن ضرب ~~اصل دورست و اهل عمل ثقیل ثانی را خفیف خوانند و [مصنفان]169 عملیات درین ~~دور تصانیف بسیار ساختهاند خصوصا نوابت مرتبه170 و بسایط مفرده171 اما ~~اعمال172 درین دور نباشد و صورت دایرهآ ثقیل ثانی اینست173: PageV01P260 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0185.png) # وآما خفیف الثقیل فزمان دوره ایضأ مساو لزمان دور الثقیل الاول إلا ان الموقع122 ~~بدرج منها آربعة وهی: الثانیة والسادسة والعاشرة والرابعة عشر ویأتی بالبواقی علی ~~اهذا المثال: تن تن تن تن تن تن تن تن وضرب الاصل منها النقرة الأولبی من السبب ~~الأول والاولی من السبب السابع. فقد وجد فی هذه الدأرة آربعة ازمنة علی نسبة ب و ~~ثمانیة من ازمنة آو فقد فیه زمانا ج175 دفمنهم من یقول انه لما کان زمان دمخصوصا ~~بالأول سمی الثقیل الأول ولما کان زمان جفی الثانی دون الثالث سمی الثقیل الثانی ~~وسی الثالث بخفیف176 الثقیل لفقدان دجفیه177 ومنهم من یقول لابل دور الثقیل ~~الثانی ثمانیة وهی: تنن تنن تن وخفیف الثقیل اربعة وهی تن تن فعند القائل بهذاکل ~~دورین من الثانی یقوم مقام دور من الأول و کل دورین من الثالث یقوم مقام دور ~~من الثانی فلذلک سمی الأول بالثقیل الأول والثانی بالثقیل إلثانی والثالت بخفیف ~~الثقیل ومنهم یخص178 الثانی بإسم خفیف الثقیل والثالث باسم الثقیل الثانی ~~لإن الاصوات والطریق179 المصنفة فی الثقیل الثانی اذا180 غنی بها و اوقع واحد ~~ایقاعها والآخر إیقاع خفیف(181 الثقیل فإنه یسرع فی تتالی النقرات ms197 آکثر من العادة ~~لیلحق الموقع إبقاعها وان اوقع علی عادته یحتاج آن ینتقل18 الموقع ایقاع الثقیل ~~الثانی اکثر من المعتاد فان183 اسرع فی ایقاعه خلافا لعادته فربما وقع لبوقع84 ~~خفیف الثقیل عجز عن لحوق الضرب لشدة سرعته وهذه دایرتها ومنهم من یسمیه ~~المخمس. # واما خفیف ثقیل آنست که زمان یکدور آن مساوی زمان دور ثقیل اول باشد الا آنک ~~کند با قی را همده بیاورد فمد آنها دو ازده نقره با شند بر ن مثال تن تن تن تن تن تن تن ~~تن186 و سبب خفیف بیاورد پس سبب ثقیل187 و برین ترتیب تا هشت سبب تمام شودو ~~چهار سبب خفیف و چهار سبب ثقیل. و ضرب اصل در آن دو نقره باشد یکی نقرهآ اولی ~~از سبب ثانی و دیگر نقرهآ اولی از سبب سابع و درین دور چهار زمان ب موجود بود و ~~هشت زمان آبر تقدیر اعادت دور و زمان جوزمان ددرین دور مفقودست188. و بعضی ~~در سبب تسمیهآ این دوایر می گویند که چون زمان د که اطول ازمنهآ ثلثه181 است ~~مخصوصست بدور اول اورا190 ثقیل اول نام کردند و چون زمان جکه در طول اقلست ~~اززمان دموجودست191 در ثانی نه ثالث، آنرا ثقیل ثانی نامیدند. و چون زمان دوزمان ~~جدر ثالث مفقودند192 آنرا خفیف ثقیل نام نهادند193. و بعضی این دوررا بنوعی دیگر PageV01P261 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0190.png) ~~ایراد می کنند و می گویند که زمان دور ثقیل ثانی هشت نقره است. دووتد مجموع ویک ~~سبب خفیف برین مثال تنن تتن تن و دور خفیف ثقیل چهار نقره است سبب خفیفی و ~~سبب ثقیلی برین مثال تن تن پس پیش این قائل دو دور ازثانی قایم مقام یک دور از اول . ~~باشذ چه حروف یک دور از اولن مساوی حروف دودورند ازثانی194 پس بدین سبب دور ~~اول را ثقیل اول می خوانند و دور دوم را195 ثقیل ثانی ودور سیم را خفیف ثقیل و196 دور ~~ثالث را ثقیل ms198 ثانی زیرا که اصوات197 و طرایق که در ثقیل ثانی اعنی در دور ثالث ~~ساختهاند اگر کسی بدان غناء کند و شخصی ایقاع ضرب آن198 بر طریق ثقیل ثانی ~~کند و دیگری بر طریق خفیف ثقیل اعنی دورثانی، این در تتالی نقرات سرعت باید کرد ~~اکثر ازعادت199 تا بدان کس رسد که ایقاع بر طریق دورثانی می کند اعنی دور ثالث، ~~در ایقاع نقرات ابطاء200 باید کرد از عادت. و اگر سرعت کند بر خلاف عادت وقت ~~باشد که موقع خفیف ثقیل اعنی دور ثانی عاجز شود از ایقاع ضرب بسبب غایت ~~سرعت. پس معلوم شد که دور ثانی اخف201 باشد ازدور ثالث و صورت دایرهآ خفیف ~~ثقیل ثانی قبل ازین موضوع شد202. # واما ثقیل الرمل فزمان دوره اثنی عشر203 سببا فیکون نقراتها اربعة وعشرین204 ~~فهی مثل ونصف زمان الثقیل الأول إلا آن الموقع یجعل زمانی مابین نقرته الأولی و ~~الثانیة والثالثة مساء لزمان دوالبواقی ازمنةب وربما جعل زمان مابین الدورین ایضا و ~~علی هذا المثال: تننن تننن تن تن تن تن تن تن تننن وسایر العجم205 یسمون هذا ~~الضرب الاصل وآکثر مصنفاتهم فی هذا الضرب وضرب اصله النقرة الأولی من ~~الفاصلة الأولی والأولی من السبب السادس. ~~و اما ثقیل رمل آن باشد که زمان هر دوری از آن دوازده سبب206 بود پس نقرات ~~بیست و چهار207 باشد. وزمان او208 مثل و نصف زمان ثقیل اول باشد الا آنک صاحب ~~ایقاع مابین نقره اولی ونقره ثانیه. وثالته هر دورا مساوی زمان دسازد، بواقی را زمان PageV01P262 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0187.png) ~~سبب خفیف اعنی ازمنهآ ب. و گاه باشد که زمان209 بین الدورین را هم زمان دسازند. ~~برین مثال که دایرهاش موضوع شد کمامر. # و اهل عجم این را ضرب اصل خوانند و اکثر مصنفات ایشان درین ضرب باشد و ~~ضرب اصل درین دایره دو نقرهآ اولی باشد از فاصلهآ اول210 و سبب سادس. # و اما البرمل فزمان دوره اثنی عشر2111 نقرة فهی ستة ms199 اسباب یقرن باول تاء کل سبب ~~نقرة و منهم من یدرج تاء212 السبب السادس من الأسباب جاعلاا213آ زمان ~~مابین الدورین زمان دلئلا یتساوی الأزمنة فیحصل الدور مثاله: تن تن تن تن تن تن. اما ~~ضرب الأصل من هذه النقرات الخمس216 هی الأولی215 والخامسة فاذا إوقع ~~هذین 216 النقرتین فقط فی دور21 مضاعف الرمل یسمی المرسل ومنهم یقول آن ~~الرمل ایضا زمان دورها مثل زمان دور الاول والأولی لیست برمل بل هی مخصوصة ~~بضرب الاصل. واما خفیف الرمل فهی من عشرة وهی تن تنن تن تنن وهذه دایرتاهماو ~~ضرب الإصلها الأولی والرابعة18 # او ~~شکلها از نسخهآ ملی است. نسخههای دیگر ناقص و مبهم دارند و نسخهآ ادوار مثل ملی است. در نسخهآ ~~جامع الالحان به خط مراغی نیز سه شکل برای دایرهآ ثقیل رمل و دور رمل و دور خفیف رمل با قید افاعیل ~~عروضی آنها قابل ملاحظه است (صفحهآ 220 و221) ~~واما الهزج فزمان دوره مساو لزمان خفیف الرمل وهی: تتنن تنن تنن تن وضرب ~~الاصل نقرة الأولی ونون الوتد الثانی ومنهم من یقول إن الهزج کل دورین منها بازاء ~~دور من الرمل علی هذا الوصع تنن تن وضرب اصلها الأولی والخامسة229 وهذه ~~دایرتها220 علی الوجهین المذکورین. # وقدما دایره هزج را ده نقره اعتبار گردهاند اما ارباب عمل شش نقره استعمال کنند ~~بدین نوع: تتنن تن واین بطبایع اقربست از ماسبق221. واهل آذربیجان227 خصوصا PageV01P263 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0192.png) ~~تبارزه223 این دور را چنبر خوانند224 و دست افشان225 ایشان اکتر درین دور کنند و ~~فرق میان نقرات هزج و چنبر آنست که اگرچه زمان هر دو یک زمان فاصلهآ اولی نقره ~~زنند غیر سبب و چنبر را یک نقره مقارن تاء سبب زنند پس هزج از چنبر ممتاز باشد و ~~اول را هزج ثقیل خوانند و ثانی را هزج خفیف و صورت دایرتین هزج اینست226: ~~و صاحب ادوار227 رحمهالله گفته است که دایرهآ هزج مساوی دایرهآ خفیف228 ~~رملست برین مثال: تننن تنن تنن ms200 تن. می گوییم که این سهوست برای آنک این نوع ~~نقرات را نوشته است تنن تنن تنن تن این خود یازده است و خفیف رمل را ده نقره است ~~برین مثال: تن تنن تن تنن تساوی درین دورین صورت نمی بندد، اما همانا که این سهو ~~از کاتب باشد زیرا که این سخن از آن چنان کسی مستبعد می نماید229. ~~و آنک گفته که نزد بعضی نیمهآ دایرهآ رملست برین مثال: تننن تن و ضرب اصل او ~~نقرهآ اولی و رابعه230 است و این راست نیست چه رابعه ساکنست نقره بر آن چگونه ~~بود. # و31) للعجم ضرب یسمونه الفاختی وقلیلا ما یصنف فی هذا الضرب وزمان دوره ~~عشرون نقرة علی هذا المثال: تننن تن تننن تننن تن تننن ثم لایزیدون نقراتها علی هذا ~~وهذه دایرتها فهذه دوایر الأیقاعات المشهورة. # می گوید مرعجم را ضربیست که آنرا فاختی232 نام کردهاند و در آن اهل عمل ~~تصانیف کم سازند و اگرچه در سایر بحور ابیات ممکنست ساختن اما در بحر ~~متقارب233 مناسب ترست برای آنک آن بحر را با این دور مناسبتی234 تمامست بحسب ~~وزن چه تقطیع این دور با بحر متقارب یکی است و آن بحر و این دور بر وزن فعولن ~~فعولن فعولن فعولن است و تقطیع دور فاختی به تنن تن. # اما اهل عمل دور فاختی را بچهار وزن در عمل آورند: یکی فاختی اصغر آنک ~~مذکورشد به پنج235 نقره ودوم فاختی صغیر و آن ده نقره باشد وعشری226 بود برین PageV01P264 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0189.png) ~~مثال: تن تننن تنن، یک سبب خفیف و دو فاصله237، و سیم فاختی مضاعف238 و آن ~~بیست نقره باشد برین مثال: تننن تن تننن تننن تن تننن و چهارم فاختی اضعاف239 و آن ~~چهل نقره است و گاه240 چنان باشد که نقرات فاختی اضعاف را دوبار تلفظ کنند و # الفرلابلفاخلی ~~* شکل فاختی از نسخهآ ملی است که با نسخهآ ادوار و مطهری مطابقت داردولی نور شکل ms201 قاختی را ندارد.. ~~اکثر بهشتاد نیز241 ممکنست در عمل آوردن اما آن از اطباع بعید باشد وزمان دور آن در ~~مخیله مرتسم نشود. و ازین فاختهای242 مذکوره فاختی اصغر بطباع اقرب بود و آنرا ~~اهل عمل از وزن صوت مرغی اخذ کردهاند که آن مرغ را فاخته243 گویند زیراکه ~~صوت فاخته اینست: کو کو کو. اما کو ثانی را اندک مد مایی244 دهند و ثالث را مشدد ~~کنند برین مثال: کو کو - کو و زمان مد آن چندانک زمان یک نقره باشد گوییا که چهار ~~نقره بوده است، سیم را درج کردهاند و ما برای مثال آنها دوایر وضع کنیم بدین245 ~~صورت236: PageV01P265 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0194.png) # اما اهل عمل چهار دور دیگر وضع کردهاند و در آنها تصانیف ساختهاند و آن دوایر ~~اربعه اینست: 1 ترکی اصل. 2 مخمس. 3 چهارضرب. 4 رمل طویل. # اما ترکی اصل: وزمان دور آن بیست نقره است247 برین مثال تن تننن تننن تننن ~~تننن تن، اول و آخر سبب خفیف ودروسط سببین چهار فاصله وفرع آن دوری باشد که ~~زمان آن ده نقره بود برین مثال248: تننن تننن تن «و فرع فرع ترکی اصل پنج نقره ~~باشد برین مثال249: تنن تن»250 و صور دور آنها برین موجب است251. # اما چهار ضرب و آنرا بعد از دور و زمان مولانا صفی الدین عبدالمؤمن رحمه الله ~~شخصی محمد شاه ربانی252 نام آنرا وضع کرد و زمان دور آن مساوی دور ثقیل رملست ~~اعنی بیست و چهار نقره لکن ما زمان دور آنرا به253 تضعیف تضعیف254 به نود و شش ~~نقره در عمل آوردیم و به تنصیف به شش نقره255 و برای صورت دوایر آنها مثالی وضع ~~کردیم برین موجب256: ~~اما زمان دور چهار ضرب 96 نقره 24 فاصله است و زمان دور چهار ضرب 48 نقره ~~12 فاصله و زمان دور چهار ضرب 24 نقره 6 فاصله و زمان دور دوازده نقره 3 فاصله و ~~زمان دور چهار ms202 ضرب6 نقره یک فاصله ویک سبب خفیف. اما زمان 25796 نقره و6 نقره ~~از اعتدال برطرفست. اما چهار ضرب 25824 نقره و 48 نقره259 باعتدال اند و ~~بطبایع260 اقرب از آنها و آن ازمنهآ خامسهآ مذکوره را با ازمنهآ ثلثه اعنی سبب و وتد و ~~فاصله تقطیع می توان کردن اما بفواصل مثال نمودیم برای سهولت. PageV01P266 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0191.png) ~~(- نور: قوله الایقاع (علی الرسم با قوله آغازده است) ~~2- ملی: یدرک ~~3- نور بدون المستقیم ~~4- نسخهآ ادوار: و کما ~~5- ایضا: عروض له الشعر ~~6- همان نسخه: تساوی ادوار کل ~~7- نور: فیها ~~8- نسخهآ ادوار: الطبع السلیم فی ادراک ~~9- ملی: علیه ~~10 - نور: فی البعض ~~11- ایضا ور دون البعض وقدلا یعصل بکد واجتهاد کیف (که ظاهرأبا عبارت آخر این قست مغلوط ~~شده است) ~~12- در نور نیز تبتلوا بوده ولی خط زده و در حاشیه نوشتهاند: یمیلوا ~~13- نسخهآ ادوار: وجدوا و اجتهدوا و اجتهد معلمهم ~~14- ایضا ادوار: یتعلموا (در حاشیه) ~~15- همان نسخه: بکثرة الزمان ~~16- نور اضافه دارد. وقدلا یحصل بکد و اجتماد PageV01P267 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0196.png) ~~17- چنان که اشاره شد مراغی مکرر و در هیهآ آثار خود از فارای بدین صورت یاد کرده است رک. ~~مقاصد الألحان، چاپ دوم، ص 234 و جامع الألحان، ص 392. ~~18- مطهری و ملی النقلة را ندارند ~~8e2eussion 19- جمع نقره به معنی ضربه یا یک بار زدن و معادل ~~20- نور: شوند ~~21- ایضا: بر اوضاعی مغصوص.. ادوار آن بمیزان طبع سلیم مستقیم توان کرد.. باشند ودر اوزان مختلفه و ~~طیع ~~22- همان نسخه: نمودند تا ایشان تساوی ازمنهآ ایقاعی ~~23- نیز نور: و تعرف دقایق ~~24- کد به فتح: مشقت و کوشش (معین). ~~25- ملی: ازمنة محدودة [ولی در جامع الالحان هم که مراغی همین اقوال را آورده بدون محدودة است رک. ~~ص 211) ~~26- نور: تعریف ایقاع چنین کرده ~~27- ایضا جامع الالحان ~~28- ملی و نور (باخاء): یتخللها ~~29- تور بدون واو ولی در جامع الالحان هم با واو است: و علی نسب ~~30- مؤلف درة التاج ~~31- یعنی عکیش صادق نیست یا به اصطلاح ms203 منطق قضیهآ عکس (معین) ~~32- ملی: مخل ~~33- نوعی تصنیف که بدون شعر بوده است (مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص 223). ~~34- نور: که آنچه ~~35- ایضا: بی دور می باشد و مع هذا ~~36- در نسخهآ مطهری بعضی پیشر وها منفصل نوشته شده است: پیش رو ~~37- سبب ثقل دو متحرک باشد چنانک تن (جامع الالحان، ص 212) ~~38- مطهری و تور: صناعة (رسم الخط) ~~انا دور تقیل اول یا ورخان آتیری یا کبوتر جنکلی) شامل 16 نقره است: تتن تتن تین تن تثن ~~(جامع الالحان، ص 215 و216) ~~40- مخمس سه نوع کبیر و اوسط و صغیر داشته و اینجا منظور مخمس اوسط است که زمان دورش 8 نقره ~~است (ایضا، ص 226) ~~41- کذا در مطهری و نور و قبلا هم در شرح مربوط به «آوازات سته» آمده بود - تونی منسوب به تون یا ~~فردوس فعلی است ولی ناخوانا بودن آن در نسخهآ ملی و مخدوش بودنش در نسخ دیگر ایجاد تردید ~~می کند. ~~42 - رملها. دور رمل که در شعر هم به صورت بحر رمل متداول بوده انواعی داشته است که نوع دوازده ~~نقره ای آن به قول مراغی کثیرة الاستعمال بوده است (جامع الالحان ص 220) : تشکن تنتن تتنن PageV01P268 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0193.png) ~~43- ارموی ~~44- ادوار شش گانه مورد توجه قدما: ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، رمل، خفیف رمل و هزج ~~(جامع الألحان، ص 215) ~~45- ملی: ساختهاند ~~46- از شایستن یا شاییدن: محتمل است، سزاست، امکان دارد (معین) ~~47- مطهری: بحثست (رسم الخط) ~~48- نور از اینجا (و چون) تا (اما آنک) را ندارد ولی در حاشیه اضافه کردهاند. ~~7oelmusieal -49 و شاید نو عی سولفژ e88ioاهه رک. تعلیقات ~~50- مطهری: ازمنهآ (شاید: ازمنهای) ~~51- لبث: درنگ و توقف (نفیسی) ~~52- زیرا ادراکات حسی مثل بینای حد زمانی دارد مثلا اگر فاصلهآ زمانی رؤیت از - ثانیه کمتر بشود ~~پیوسته دیده خواهد شد. ~~53- معطوف است به قبل: از غایت طول زمان و از غایت قصر زمان ~~54- جامع الألحان، ص 229. ~~55- تجزیه به ارکان ایقاعی ~~6ه ظامرا به فتح اول وبه ms204 معنی نطری یا خداداد و به اصطلاح «ه یا ژنتیاه. ~~57- دقیق تر ~~58- اندازه گیری (معین) یا سنجش ~~59- یعنی النادر کالمعدوم ~~60- یعنی شرح ادوار ~~61- ضد اسرع (لاروس عربی) ~~62- نسخهها: بمرتیهآ (رسم الخط ومانند موارد مشابه سابق الذکر) ~~63- لرزش زبان و به تعبیری لقلقهآ زبان ~~64- ضربات سریع ناشی از دستهای اشخاص ماهر بر طبلها ~~65- این تعابیر در جامع الالحان نیز آمده است رک. صفحهآ 214 ~~66- ملی بدون ارادت ~~67- کذا در همهآ نسخ به جای ابونصر یا شیخ ابونصر که مکرر آمده است ~~68- یا: ازمنهای (بنابر رسم الخط نسخهها) ~~69- سببهای ثقیل یا چند تن ~~70- نور: مثلا ~~71- گذرگاه (نفیسی) ~~72- سببهای خفیف یا چند تن ~~73- به تای. زیرا هر سبب ازت ون تشکیل شده است ~~74- شاید: نقره ای (با توجه به رسم الخط) PageV01P269 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0198.png) ~~75- ملی: نونها السواکن. منظور این است که در تلفظ یا سولفوتن ها پاید برای ت ضربه زدولی نرا ساکن ~~گرفت ~~76- نور: آخرین ~~77- فاصلههای صغری: تتنن (ها) سه متحرک و حرف آخر ساکن (جامع الالحان، ص 213) ~~78- چون از لحاظ وزن و کشش 2 برابر آن است. ~~79- ملی: ضعف (2 برابر) ولی صحیح نیست زیرا چون زمان ج3 برابر آوب2 برابر آاست پس 241=3 ~~و1 تصف 2 است لذا زمان ج می شود مثل یعنی 2(ب) و تصف ب یعنی 1 ~~80- یعنی زمان ج سه برابر آ است ~~81- زمان د4 برابر آ است (اربعة امثال) و2 برابرب (زیراب دو برابر آ است) و مثل و ثلث جچون ج ~~یرایر 3 است و لذا د می شود ج* 1 که یک به سهم خود 1/3 سه میباشد. ~~82- فاصلهآ کبری 4 متحرک و1 ساکن است تننتن ~~83- این مبحث را مراغی در جامع الالحان نیز یه تفصیل آورده است رک. صفحهآ 212 تا 215 ~~84_- نور: به پنج (کذا منفصل) ~~85- نور: و در میان هر چهار نقره زمانی اطول باشد ~~86_ شاخه شاخه شبیه درخت ~~87 شکلها از نسخهآ نور عشمانی اقتباس شده است با تصحیح ms205 و مقابله، دو ملی و مطهری ناقص و نیمه تمام ~~استه در جامع الألحان نیز با برخی تفاوتها نقل شده است رک. صفحهآ 215 ~~88- نور: و آن آنست که در سریع ~~89_ اشاره است به زمانهای ا تا ه و نسبت آنها به شرحی که قبلا آمد. ~~90- نور: و سیم است اطول باشد ~~91- نور: ثلاثه (رسم الخط) ~~92- نور: منفصل، ولی صحیح نیست زیرا بحث دربارهآ انواع چهارگانه مفصل است. ~~93- ملی: مثلث رباعیات ~~94- یعنی جمیعها (لاروس عربی) ~~95- بحث مربوط به انواع ایقاع را مراغی در جامع الالحان نیز به تفصیل آورده است رک. صفحهآ 214 تا ~~216 ~~96- نور: قوله فلنورد (طبق معمول با اشاره به قول ارموی) ~~97- ایضا نور: ان ~~98- نسخهآ ادوار: دون الاخیرین من حرکتهما ~~99- نور بدون ایضا ~~100- نور: الآخر کقولک تتئن تتئن دون الحرکات آلاخر منها ~~101- ایضا : مابین الاسباب الثقال ~~102- نسخهآ ادوار و نور: تلفظ ~~103 - ملی ومطهری: باربع PageV01P270 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0195.png) # 271 ~~104- نور: فالآخر ~~105- نسخهآ ادوار: مبتدیین ~~106- ملی: و کذا ~~107- تور: المدروجه (نسخه بدل) ~~108- نسخهآ ادوار: نقرة نقرة ~~109 - نور: المدروجة (ایضا) ~~110- نسخهآ ادوار (النقرة) را ندارد ~~111- نور و ادوار: المدروجة (مانند قبل) ~~112- در اینجا در نسخهآ نورعثمانی مقدار زیادی از متن عربی ادوار یعنی تا «وقد مثلنا لذلک دایرة» نقل شده ~~است و در عوض، ترجمه و شرح قسمت زیادی از ادوار را ندارد و در حاشیه اندکی از آن را با خط ریز نوشته و ~~اضافه کردهاند. ~~113- فاعل ارموی است یا به قول مراغی صاحب ادوار ~~114- سببهای ثقیل: تن ها ~~115- در اصل: نقرهآ (رسم الخط چنان که مکرر اشاره شده است) ~~116- سببهای خفیف: تنها ~~117- یعنی ت در هر تن ~~118- وتدها (که در عروض هم متداول بوده است) ~~119- فاصلههای صغری: تننن ها ~~120_ زیر ادر سبهای ثقیل تن زودتر تلفظ می شود از سییهای خفیف تن ویا ضرب (ریتم) کوتاهتری دارند. ~~121- ایضا: ازمنهآ (با رسم الخط نسخهها) ~~122- به دلیل این که وتد تنن و تان است ولی فاصله ms206 تتنن و تنتنن و طبعا زمانش کمتر (مقاصدالالحان، چاپ ~~دوم، ص 89 و90) ولی در مقام مقایسه زمانش از سبب خفیف (تن) بیشتر خواهد بود (ایضا، ص 89) ~~123- زیرا 8 تن مساوی با 4 تننن می شود ~~124- ملی: لاقط (بردارنده یا چیننده)، ولی به مناسبت تکرار تلفظ تصور می رود لافظ به معنی گوینده یا ادا ~~کنندهآ لفظ مناسب تر باشد رک. فرهنگ معین ~~125- با هم و مکرر آمده است ~~126-4 تنن و1 تنین می شود16=184 *483 و آن برابر است با4 فاصله تنن 16-484 یا8 سبب (تن) ~~822 -16 ~~127- یعنی بگنجاند (معین) ~~128- منظور نونهای تن هاست. ~~129- درج شده، گنجانده شده. ~~130- آیعنی تن و ب تن پس از لحاظ کشش صوتی آح2 ب ~~131- ایضا جیعنی تنن یا تان و وتد ~~132- کذا نور- در مطهری حرف اول بدون نقطه است - ملی ونسخهآ ادوان: یقرن PageV01P271 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0200.png) ~~133- نور: والساکن معها متروکا ~~134- ملی: الثانی ~~135- نور: تقرته ~~136- کذا نور: نسخ دیگر: منها ~~137- نور: نقرته ~~138- ایضا: الثانیة ~~139- همان نسخه: وجدنا (ظاهرا به قرینهآ بعد بهتر است) ~~140- نیز نور: تدرج ~~141- ایضا: تسمیه ~~142- نور و ملی: الثانیة (ولی در ترجمه هم ثالثه است) ~~143- تور: پس یدانک ~~144- قمری یا کبوتر جنگلی (معین) و از کلمهآ عجم چنین بر می آید که در ایران چندان متداول نبوده ~~است. ~~145- نور: کرد # 146-8 سبب ثقیل یا 8 تن (=2) در مجموع 16 می شود (جامع الالحان ص 216) ~~147- نور: صناعة (رسم الخط ومانند موارد دیگر) ~~148- یعنی 2 تنن و2 تتنن و1 تن که رویهم همان 16 می شوذ 16- 32(274)4(283). ~~149- نور: محذوفه (که با سیک مراغی مناسب تر به نظر میرسد) ~~150- مطهری: فنست (رسم الخط) ~~151- یا: نقره ای ~~152- ملی: بواقی ساکنات ترک کنیم ~~153- یا: ثالثه (با رسم الخط بعضی از نسخ) ~~154- نقرهای ~~155- نقره ای # 156- شکل از نسخهآ ملی است با مقابلهآ سایر نسخ و در نسخهآ جامع الالحان به خط مؤلف نیز هست رک. ~~صفحهآ 217 ~~157- نسخهآ ادوار: فان زمان ~~158- نور: منها ~~159- ایضا: نقراتها (ولی شرح ms207 مربوط به ثقیل ثانی در حاشیه اضافه شده است) ~~160- ملی) السادسة ~~161- ایضا: نقرة ~~162- نسخهآ ادوار: الرابعة ~~163- ملی: دائرة ~~164- نور: وثقیل ثانی آنست که PageV01P272 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0197.png) ~~165- ایضا: مساوی زمان ثقیل اول باشد ~~166- 2 تنن و1 تن که با تکرار می شود 4 تنن و2 تن (جامع الالحان، ص 217) ~~167- نور: هر حرکت ~~168- کذا در همهآ نسخ ولی باید را بعه باشد چنان که در متن ادوار ملاحظه می شود. نیزرک. مقاصدالالحان، ~~چاپ دوم، ص 93 و جامع الالحان، ص 217. ~~169- در نور کلمهای است ناخوانا که محو شده ~~170- نوبتهای مرتب و نوبت مرتب نوعی تصنیف بوده است (مقاصدالإلحان، چاپ دوم، ص 104). ~~171- جمیع بسیط مفرد به معنی قطعهآ مفردی است با اشعار عربی (ایضا، ص 104) ~~172- جمع عمل و آن نوعی تصنیف بوده است با اشعار پارسی (همان مأخذ و همان صفحه) ~~173 - شکل از نسخهآ ملی است با مقابلهآ نسخ دیگر. ایضا رجوع کنید به جامع الالحان، ص 218 ترسیم ~~مؤلف ~~174- نور: تدرج ~~175- ایضا: ج ود ~~176- همان نسخه: بالخفیف ~~177- نیز بدون فیه ~~178- ملی: یختص ~~179- نور: الطرایق ~~180- ایضا: اذ ~~181- همان نسخه: الخفیف ~~182- نیز نور: تنتقل ~~183- ایضا: کان ~~184- نور: الموقع الخفیف ~~185- ملی: رابعة ~~186- در نسخهآ نور عثمانی زیر تن ها برای نشان دادن ضرب آنهام گذاشته شده است مثلا تآن یک م وتن 2م ~~که در واقع سیلاب را مشخص می کند ~~187- یعنی تن و تن ~~188- نور: مفقودند ~~189- نور: ثلاثه (رسم الخط، چنان که قبلا اشاره شد) # 19- استعمال او برای غیر ذی روح یا ذوی العقول در قدیم متداول بوده است رک. تعلیقات ~~191- نور: زمان جدر طول اقل است (کذا در ینجا منفصل) از زمان دمخصوص است (ایضا) بدورثانی آنرا ~~ثقیل ثانی نامیدند ~~192- ایضا نور: مفقود است ~~193- همان نسخه: نام نهادهاند ~~194- زیرا جمع حروف تنن تنن تن 8 و مجموع حروف تن تن 4 می شود و 8 دو برابر 4 است PageV01P273 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0202.png) ~~195 - نور بدون را ~~196- کذا نور و نسخ دیگر: دور ثانی را ms208 ثقیل ثانی (ولی به طور کلی نسخهها افتادگی دارند زیرا در ~~جامع الالحان به این صورت است: دور سیوم (رسم الخط) را خفیف ثقیل و بعضی دورثانی را خفیف خوانند و ~~دور ثالث را ثقیل ثانی (ص 218) ~~197- جمع صوت و طریقه که هر دو از انواع تصنیف به شمار می آمدهاند رک. مقاصدالالحان، چاپ، دوم ~~ص 104 ~~198- تصحیح قیاسی، مطهری و ملی بدون ضرب - نور: ایقاع ضرب آن، اما به طور کلنی منظوراین است که ~~یکی بخواند یا سلفژ کند و دیگری ریتم یا ضرب بگیرد ~~199- یعنی دومی باید تندتر از وضع معمول عمل کند تا از اولی عقب نماند ~~200- تأخر (لاروس عربی) یا کندی ~~201- خفیفتر و در اینجا مقصود کوتاهتر بودن زمان ضرب است ~~202- شکل از نسخهآ ملی که نظیر نسخهآ ادوار و کاملتر و خواناتر به نظر می رسید از پایان متن ادوار در اینجا ~~نقل شد. در نسخهآ نور عثمانی فقط یک دایره ساده رسم شده بود و در نسخهآ مطهری به سبب قدمت واضح و ~~خوانا نبود ولی مراغی این شکل را با قید افاعیل عروضی در جامع الالحان آورده است و چون چاپ ~~جامع الالحان بر اساس نسخه به خط مؤلف است طبعا از اصالت و اعتبار بیشتری برخورداری دارد. رک ~~جامع الالحان، ص 219. ~~203 - نور: اثنا عشر (رسم الخط) - نسخهآ ادوار: اثنی عشرة ~~204- مطهری: عشرون ~~205- ملی: المعجم ~~206- سبب ثقیل (جامع الالحان، ص 219) ~~207- 12 تن هر کدام 2 نقره (ضرب) پس مجموع می شود 1282-24 ~~208- نور: زمان آن (ولی به سبک قدیم او مناسبت بیشتری دارد) ~~209- نور: که زمانی که مابین الدورین! ~~210- ملی: اولی - نور: اول و نقرهآ سبب سادس و دایره آن موضوع شد. ~~211- نور و نسخهآ ادوار: اثنا عشر (رسم الخط) ~~212- ایضا: نقرة تاء السبب السادس (وظاهرا مرجح است) ~~213- نور: عاجلا زمان ج لئلا ~~214- ایضا: الخمسه ~~215- همان نسخه: الاول ~~216- ملی و نسخهآ ادوار: اوقع هاتین ~~217- نسخهآ ادوار: فی هذاالدور دور مضاعف (و از ms209 المرسل تا، و اما خفیف المرسل را ندارد). ~~218- نور: و هاتان دایرتاها و ضرب اصلها الاولی والرابعة وهذا دایرتها ~~219- کذا نور و سایر نسخ: الرابعة. ولی در جامع الالحان هم خامسه است (ص 221) ~~220- نور بدون «و هذمتد نسخهآ ادوار: و هذه دایرتاهما PageV01P274 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0199.png) # 275 ~~221- در ملی اسبق نیز می توان خواند ~~222- ملی: آذربایجان ~~223- تبریزیها ~~224- نور: و سماع و دست افشان ایشان ~~225- دست افشان یعنی رقص (معین) ولی به مناسبت آمدن با سماع ممکن است اشاره به آداب صوفیانه ~~باشد. ~~226- شکل دو هزج از نسخهآ ملی است با مقابلهآ نسخ دیگر و احیانا تکمیل یا اصلاح. تعدادم در هر دایره باید ~~با شماره ضرب یا حرکت آن تطبیق کند زیرام به قول مراغی علامت ضرب بوده است (جامع الالحان، ص ~~223) و در نسخهآ ادوار نیز در دودایره به ترتیب8 و4 م وجود دارد. در اینجا مانند مورد قبلی میتوان از اشکال ~~جامع الالحان برای افاعیل عروضی دودایره استفاده کرد ولی مراغی دو هزج را در آن کتاب هزج صغیر و ~~هزج کبیر نامیده است (ص 221) ~~227- نور مغشوش است و خط خوردگی زیاد دارد ولی عبارات آن تا حدی شبیه نسخ دیگر است. ~~228- ملی: ثقیل رمل است! ~~229- منظور این است که باید حمل بر غلط نسخه و کتابت کرد زیرا مثال اولی شامل 12 نقره می شود ومثال ~~دوم همان طور که مراغی متذکر شده است 11 نقره دارد و خفیف رمل مشتمل بر 10 نقره است و باید توجه ~~داشت که شماره نقرهها با تعداد حروف برابر می شود. ~~230- در اینجا نیز باید تعبیر به غلط نسخه کرد زیرا درمتن عربی ادوار دیدیم که در نسخهآ نور عثمانی خامسه ~~بود نه رابعه ~~231- نور: قوله و للعجم (یعنی مثل موارد دیگر با اشاره به قول ارموی) ~~232- منسوب به فاخته (کو کو) و بنابراین از آهنگهای قدیمی ایرانی است. ~~233- یکی از بحرهای عروضی که بنای آن بر خماسی مجرد و شامل چهار ms210 بار فعولن است (معین) ~~234- کذا نور و دو نسخهآ دیگر: مناسبت - مطهری: مناسبة (رسم الخط] ~~235- کذا در همه نسخ منفصل ~~236- نور در حاشیه: و آن عشری بود ~~237- تن سبب خفیف و7 نقره آست و2 تنن دو فاصلهآ صغری 8 نقره جمعا 10 ~~238 - یا فاختی کبیر (جامع الالحان، ص 222) اما وجه تسمیهآ آن به مضاعف این است که 2 تن 4 نقره و4 ~~تننن 16 نقره و رویهم 20 نقره می شود که مضاعف یعنی دو برابر فاختهآ صغیر 10 نقرهای است ~~239- ضعف ضعف 4=282 و برابر با 4x10=40 نقره. ~~240- نور: وآن چنان باشد ~~241- نور: نقره نیز ~~342- کذا مطهری ونور- ملی: فاختی های، اما برحسب ظاهر باید جمع فاخته باشد با حذف های سکت در ~~حالت جمع ~~243- نور: فاختی ~~244- کذا مطهری و نور - ملی: مد PageV01P275 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0204.png) ~~245- ملی: برین ~~246- شگل از ملی است با مقایسه مطهری. در نسخهآ نور عشمانی ناقص است ولی در جامع الألحان سه نوع ~~فاختی هر کدام شکل جداگانهای دارند (ص 222) ~~247 زیرا2 تن (4 نقره) و4 تتنن (16 نقره) است و جمعا 20. ~~248- همچنین 2 تننن (8 نقره) و1 تن (2 نقره) و رویهم 10 نقره می شود. ~~249- برای این که تنن (3 نقره) و تن (2 نقره) است که در مجموع 5 خواهد شد. ~~250- ملی عبارت داخل گیومه را ندارد. ~~251- شکل از نسخهآ نور عثمانی است با مقایلهآ نسخهآ مطهری و تکمیل آن ولی در جامع الالحان کامل تر و ~~مقصل تر است رک. صفحهآ 225 ~~252- کذا در همهآ نسخ و شاید چنان که در جامع الالحان آمده است ربابی باشد زیرا انتساب یا تسمیهآ ~~نوازندگان به اسم سازها سابقه و نظایری از قبیل عودی و نایی دارد و در اینجا می تواند منسوب به رباب باشد ~~رک. جامع الألحان، ص 223. ~~253- کذا در همه نسخ و در اینجا منفصل: به تضعیف، به نود ~~254- کذا نور و در نسخ دیگر فقط تضعیف که به معنی وسیع کلمه ms211 غلط نیست اما چون 96 حاصل ضزب ~~95adrule 2484 است بنابراین 24 نقره چهار برابر شده است که تضعیف تضعیف می شود و معادل ~~انگلیسی. ~~255- نصف نصف 6ح22/0 ~~256- شکل از نسخهآ نور عثمانی است و نسخ دیگر ندارند اما در جامع الألحان می توان به صورت کامل تری ~~ملاحظه کرد رک. صفحهآ 224 ~~257- ملی: 4 نقره ~~258- ایضا 64 ~~259- نور بدون نقره (در اینجا). ~~260- ایضا نور: بطباع (که با توجه به سیاق کلام ومتن ادوار مناسبتر به نظر می رسد) PageV01P276 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0201.png) # إعلما ان کل عد من الشدود فان لها تاترأفی النفس مذا الا آنةامفتقة فینهاما ~~یوثر قوة وشجاعة وبسطا وهی ثلثة: عشاق و نوی و ابو سلیک و لذلک فانها تلایم طباع ~~الترک والحبشة والزنجو سیکان الجبال. و اما راست ونوروزوعراق و اصفهان فانها ~~تبسط فی النفس بسطا لطیفا لذیذا. و اما بزرک ورآهوی3 وزیر افکند وزنکوله وجسینی ~~وحجازی فانها توثر نوع حزن وفتور فینبغی آن یقرن لکل شدمن الشدود شعرأیناسب ~~ذلک فأن الناشد مثلا فی شد زیر افکند آبیاتا ملین4 بحال الفرحان کقول إلقائل مثلا: # وقع الرضا و تیسر الوصل بعد القلی و یجمع الشمل ~~یکون غیر لایق بالشد واذا قد علم ذلکف فلنبین طر فأ من العمل ولیکن طرایق واصواتا ~~سهلة التناول # بدانک هر شدی را از شدود مذکوره در نفوس تأثیری بود ملذ اما مختلف باشند. ~~بعضی را تأثیر قوه و شجاعت و بسط باشد و آنها سه شدند: عشاق و نوی و ابوسلیک و ~~اینها ملایم طبع اتراک وحبشه وزنگ و سکان جبال6 باشد. اما راست7 و نوروزو عراق ~~و اصفهان را تأثیر بسطی8 باشد. و اما بزرگ و رآهوی9 و زیر افکند و زنگوله و حسینی ~~را تأثیر نوعی باشد از حزن و سستی. پس باید که مقارن هر پردهای شعری10 تلحین11 ~~کنند که معنی آن مناسب آن پرده باشد12 و اگر در پردهآ زیرافکند شعری تلحین کنند که ~~مناسب فرحان13 باشد همچو بیتی که ms212 مذکور شد14، لایق آن پرده نباشد آن تأثیر ظاهر ~~نگردد و هم برین قیاس، و چون این معلوم شد طرفی از طریقهآ عمل بیاوریم در ~~اصوات15 و طریقههایی16 که آسان باشد. # می گوسم که برده ها17 را در نفوس اثری هست، آوازات18 وشعبات19 را نیز که با PageV01P277 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0206.png) ~~پردهها مناسبت دارند همان تأثیر کنند در نفوس اما در هر پردهای و شعبهای و ~~آوازهای20 که بدان مقام مناسب باشد. مثلا تأثیری که عشاق و نوی و ابو سلیک راست ~~در نفوس از شعبات، ماهور21 و نهاوند را همان تأثیر است در نفوس برای آنک در ترتیب ~~مشارکتی و مناسبتی دارند. و تأثیری که راست و عراق و نوروز و اصفهان22 در نفوس ~~دارند از آوازات، نوروزاصل و کردانیا23 همان تأثیر دارند و از شعبات پنج گاه وزاول24 ~~را همان تأثیر باشد که بزرگ و رآهوی و زیرافکند و راست در نفوس، از آوازات ~~کواشت و شهناز و از شعبات حصار25 و همایون و مبرقع26 و بسته نگار27 و صبا28 و ~~نوروز عرب ورکب و اصفهانک29 را همان تأثیر است وهمان نوع تأثیر که حجازی و ~~زنگوله راست از آوازات مائه و سلمک و از شعبات نهفت و نوروز و بیاتی و عزال30 و ~~اوج وخوزی بهمان نوع مؤثرند. # اما در عشاق و نوی و بو سلیک31 که تلحین کند ابیات مناسب اینست. ~~اما ارباب عمل کسانی که ایشانرا در عملیات این فن خبرت31 تمام و مهارت مالا ~~کلام20 به آواز41 و مخرج خوش باشد در هر پرده که تلحین کنند، خوش و مؤثر باشد ~~مثلا عشاق و نوی و بوسلیک42 که تأثیر آنها در نفوس جزوی نیست ممکن است43 ~~بنوعی در آنها تلحین کردن که محزون باشد و مورث44 رقت گردد. ~~اما آنچه در پردها مذکور شد قابلیت تأثیر در آنها زودتر و بیشتر باشد45. PageV01P278 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0203.png) ~~فصل دوم از مقاله در بیان طریقهآ عملیات و تألیفات تصانیف در ms213 عملیات ~~اکنون علت غایی این فن آنست که چون معرفت الحان و ایقاع واقع شد شروع کننددر ~~تألیفات عملیات و آنها را از قوه26 بفعل آورند بهر نوع که خواهند. ~~1- نور: قوله اعلم (کما فی السابق با اشاره به قول ارموی) ~~2- نسخهآ ادوار: توثر ~~3- کذا مطهری و نسخ دیگر: راهوی ~~4- نور و نسخهآ ادوار: یلیق (به نظر مرجح است) ~~5- لذت آور ~~6- ساکنان کوهستان ~~7- در ردیفهای فعلی گوشهای است از راست پنج گاه ~~8- انبساط خاطر (معین) ~~9- ایضا مطهری ~~10- نسخهها: پردهآ (رسم الخط) - یا: مقارن هر پرده ~~11- نور: شعری بخوانند (اما تلحین را مراغی مکرر به کار برده است) ~~12- ایضا: باشد تا تاثیر آن تمام تر باشد اگرچه در پردهآ... ~~13- جامع الالحان: فرحناکان (ص 233) . فرحان: شادان، الذی امتلأ غلبه فرحا (لاروس عربی) ~~14- مفهوم شعر رسیدن به وصل بعد از هجر و دلتنگی است رک. تعلیقات ~~15- جمع صوت نوعی تصنیف که قبلا بدان اشاره شد. ~~16- نسخهها: طریقهای (با حذف یا ادغام هاء بنابر رسم الخط آنها) اما طریقه به تلفیق یا ترکیب پردهها ~~اطلاق می شده است رک. جامع الألحان، صفحهآ 234 تا236 ~~17- نسخهها: پردها (ایضا رسم الخط) ~~18- آوازات سته یا شش گانه (مقاصد الالحان، چاپ دوم، صفحهآ 67 و68؛ جامع الألحان، صفحهآ 139 تا ~~146 با تفصیلی دربارهآ آنها) ~~19- شعبات بیست و چهارگانه (ایضا مقاصد، صفحهآ 71تا77 وجامع الالحان، صفحهآ 139 تا146 با شرح). ~~20- قبلا چند بار اشاره شد که از اضافه یا ترکیب اقسام سیزده گانه ذی الخمس با هفت گانه ذی الاربع ~~91=1327 دایره حاصل می شود که از آنها 12 دایره را پرده و بقیه را شعبه و آوازه (یا: آواز) می نامیدهاند ~~(جامع الألجان، ص 128) ولی مراغی در آثار خود مکرر آوازه و آوازرا به صورت مترادف و به یک معنی آورده ~~است. ایضا جامع الالحان، ص 347 ~~21- در ردیفهای فعلی یکی از هفت دستگاه است ~~22- در ردیفهای موسیقی کنونی آواز بیات اصفهان که از باب تخفیف به ms214 آن اصفهان هم می گویند از متعلقات ~~شور محسوب می شود. PageV01P279 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0208.png) ~~23- نور: و کردانیا را همان تأثیر است و از شعبات... را همان نوع تاثیر باشد و همان تاثیر که بزرگ و ~~زیرافکند و راهوی را در نفوس است ~~24- در آثار مراغی اغلب بهصورت زاولی آمده است رک. مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص 233 و ~~جامع الألحان، ص 374 و تردید نیست گوشهآ زابل که در ردیفهای فعلی بر حسب اختلاف روایت جزو ~~دستگاه سهگاه و چهارگاه و راست پنج گاه و همایون محسوب میشود صورت تحول یافتهآ این واژه است. ~~25- در ردیفهای کنونی از گوشههای دستگاه سهگاه و چهارگاه است. ~~26- گوشهای از دستگاه راست پنج گاه به شمار میرود. ~~27- ایضا گوشهای از آواز ابوعطا یا دستگاه چهارگاه محسوب می شود. ~~28- به صورت نوروز صبا در ردیفهای فعلی گوشهای است از دستگاه همایون. ~~29- گوشهای است در دستگاه راست پنج گاه. ~~30- در ردیفها گوشهای از دستگاهآ شور و همایون ذکر شده است. ~~31- کذا درهمهآ نسخ و قبلا اشاره شد که در ادوار با وزن عربی سلیک مصغر سلک آمده است ولی در فارسی با ~~تخفیف ابوبه بو مانند کنیههای مشابه آن یر وزن شریک تلفظ می شود و در ردیفهای فعلی نیز بوسلیک ~~للهدu گوشهای از دستگاه نوا محسوب شده است. رک. تعلیقات ~~32- نور بدون عنوان شعر ~~33- این بیت در جامع الألحان نیز نقل شده است (ص 232) ولی خلیفه ممکن است خلیقة باشدرک. تعلیقات ~~34- کذا نور و نسخ دیگر بدون عنوان ~~35- ملی و مطهری : دل مرد آزاده را (ولی در جامع الألحان هم بدزهره است) ~~36- در ملی این دو بیت مقدم و مؤخر نقل شده است یعنی اول «کسی کو» و بعد «دل مرد» و در مطهری بیت ~~اول در حاشیه نوشته شده است. ~~37- آواز خواندن یا سرایش (معین) ~~38- نور بدون عنوان و در جامع الألحان 3 بیت است رک. صفحهآ 233 ~~39- اطلاع و دانایی (معین) یا به تعبیری بصیرت ms215 و کاردانی ~~40- آنچه که در آن مجال سخن گفتن نباشد (معین) یا در کلام نگنجد ~~41- کذا در نسخهها منفصل و این از موارد بسیار نادر در رسم الخط آنهاست. ~~42- ایضا مانند قبل به جای ابوسلیک عربی ~~43- کذا منفصل بر خلاف رسم الخط متعارف نسخهها ~~44- باعث، سبب (معین) ~~45- این فصل از دو جهت شایان توجه است: یکی ارتباط یا تناسب آهنگهای موسیقی با زمینهآ انفعالی ~~شنوندگان که بر اساس آن برای هریک از آهنگها تاثیر و خواصی قائل بودهاند و مراغی نیزبر اساس همین ~~نظریه بخش خاتمهآ کتاب جامع الألحان را که خود کتاب علی حده و مفصلی است به ذکر مجالس و اشعار ~~مناسب اختصاص داده است. و دیگر ارتباط و همانندی بعضی از آهنگها که میتوان آن را به صورت ~~مرکب خوانی در موسیقی معاصر ایرانی متجلی دید. رک تعلیقات ~~26- نور: قوت. ولی از قوه به فعل در آوردن به معنی تحقق بخشیدن اصطلاح مشهورفلسفی است. PageV01P280 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0205.png) # وا آنت یمکنک آن تقرن2 بکل حرکة حرکة من جرکات الاسباب والأوتاد ~~والفواصل نقرة نقرة بالمضراب علی الوتر ولیکن الضربب مستدیرا بحیت یکون 2 تاء ~~کل سبب نقرتها علی الوتر متوجهة الیی جهة السیفل ونونها إلی جهة الفوق فلنضع ~~الان بازاء کل نغمة عدد نقراتها بآلخط الهندی4 # طریقه فی نوروز فی ضرب الرمل ~~6 4 2 ~~الصوت6 علی صبکم یا حاکمین ترفقوا و من وصلکمر یوما علیه تصدقوا ~~ولا تتلفوه بالصدود فانه یحاذر آن یشکوا الیکم فتشفقوا7 ~~علی صبکم یا حاکمین ترف قوا # یهیب ی یب ی ح8 # 12266618 ~~ومن وصل کم یوما علیه تص د قوا ~~یه یب ی یب یح # 122666 ~~ولا تتلفوه # لا تتلفوهبالصدود فان هو ~~یه یب ی یب ی ح ~~12 2 666 PageV01P281 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0210.png) ~~یحانر ان یشکوا الیکم فیش ف قوا ~~یه یبی یب ی- ~~18 ~~و ممکن باشد ترا که مقارن گردانی بازاء هر حرکتی از حرکات اسباب و اوتاد و ~~فواصل نقره10 بمضرابی بر ms216 وتر وباید که ضرب مضراب مستدیر باشد یعنی نقرهآ تاء هر ~~سببی متوجه بجانب سفل11 بود و نون آن12 ببالا. # اما طریقهآ چند که طوطئه آن کرده آنرا اهل عمل پیشرو13 نیز خوانند و صوت چند ~~بیاوریم و نغمات آنها را وضع کنیم و در زیر هر نغمه از ارقام هندی ثبت کنیم تا مباشران ~~عمل بدان صوت که مرسوم شده است درعمل آورند و استخراج آنها وقتی توان کردن ~~که طریق اصوات را یاد دارند14 و الا بمجرد خواندن کتاب15، عمل مشکل توان کردن ~~وچون بر آنها ماهر و مستحضر باشند و بر آن اصطلاحات وقوف یابند از اذهان خود ~~مثل آن ترکیب توانند کردن16. # 17 وآنت یمکتک آن تضرب لهذا الصوت بعینة فی حجازی بأن تأخذ عوضا عن نغمة ~~یب ونغمة یجوالباقی علی حانها18 والالفاظ والنقرات کماهی. ویمکنک19 آن تضربه ~~بعینه فی راست بأن تاخد عوضا عن نغمة یبی، یجیا. و یمکنک20 ایضا آن تضرب بعینه ~~فی زیرافکند بأن تاخذ عوضا عن نغمة یه یج والباقی علی حالها18. ~~علی الجهر لا و ألله ما انا صابر و غیری علی فقد23 الأ حبة قادر ~~مت هواکم خیفة من عواذ لی ولی و لکم عنداللقاء سرائر PageV01P282 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0207.png) ~~وغیری لی فقد از ا حب ت ا دره2 ~~4226 ه32’2 ~~طریقه در قدیم: ثقیل اول مطلق # و آن نه دورست. ثقیل اول مطلق اول اصابع سته است و آن نه دورست: چهاردور ~~اول هر دوری شانزده نقره است اما دور خامس دوازده نقره است و دورسادس پانزد، نقره. ~~اما دور سابع هم شانزده نقره و دور ثامن سیزده نقره و دور تاسع دوازده30 نقره، ~~اکنون ما اینجا بیان نقرات و نغمات ادوار تسعه کنیم. # دور اول تقیل اول مطلق و آن شانزده نقره است و جمع نغمات رکب را که اول مرتبه ~~جمع است اعنی سه نغمه تکرار می کند31 و نغمات رکب اینست: یب.ی. ح32. و این ~~نغمات ثلث33 مستلزم ms217 دو بعد ج34 باشد و اهل عمل چهارگاه35 محط36 بر دوگاه را ~~رکب خوانند و بعدط37 از طرف اثقل بر آن افزایند و آنرا چهارگاه ذی الاربع28 خوانند ~~و نغمات آن این باشد:ه.ح.. یبو آن در طبقهآ رابعه بود39 و نغمات اصل دور همین چهار ~~نغمه است و مبدا نغمات این دوره ومنتهای دور نغمدآچ فحینذ؟ بعد از سر وتکرار ~~بودی چون محط بر نغمهآ ح کردم رکب شد و نغمهآه در آخر دور محذوف می باشد. و سیر ~~نغمات دور برین ترتیب است: اول از ه انتقال ها بطه است تا یب باز عود کند انتقال PageV01P283 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0212.png) ~~طریقة ف العته نیم ثیلا ول مفلزوهم نسمعه اروار # **ت ~~الا ول هتح ده ینرته رح ت بم خ سر # ی ل ~~الشا نی به تین ا ا ته ت ع م حرف # هه حتچن ی چ ~~تثا لشه م بح حه س تروچ رگ # تیهه4 برته ی تد ~~الدا لع ج مسخ سجچ تع قم # روهء ساء رباء عه جنسده عری حیکه ~~بخ مسب بآ احر نفرمق هعة ~~السادس ل3 16 424 ~~السا جع ثه 23م33گ ~~النمسامن [ح[ا4 چ23 ~~التهع 3س ~~صاعده ازیب تاح باز بانتقال هابطه ازی به یب رود و باز عود کند بانتقال صاعده ازیب ~~تاح42 پس ما اینجا ابعاد هابطهآ نغمات بسیاهی مرسوم گردانیم و ابعاد نغمات صاعده را ~~بسرخی43 برین مثال: PageV01P284 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0209.png) ~~سهگاه و نقره دیگر بر دوگاه و در عودثانی چهار نقره بر سه گاه و دو نقره بر چهارگاه ودر ~~عود ثالث دو نقره بر سهگاه و دو نقره بر دوگاه47. و نغمات این دور در غیر طبقه واقع ~~شدهاند. # اما دور ثانی بنغمات حجازی انتقال می کند اما محط بر طرف احد بعد جباشد و ~~درین دور نیز شانزده نقره بر ده نقره منقسم است چنانک در صورت دایره مرقوم است و ~~نغمات اصل این دایره این چهار نغمهاند: جه. ح ms218 ی بواقی تکرار همین نغماتست. ~~نغمات هابطه این جه. ح. ی، پس صاعده ازی تاه. هابطهآ ثانیه ازح تای و صاعدهآ ~~ثانیه ازح بهه. و ترکیب نغمات دور ازین جموع باشد: اول دوگاه جثانی، سهگاه ه ~~ثالث عراق ح رابع حجازی ی. پس عود کنند بتکرار عراق و سه گاه و در عودثانی عراق ~~ح و حجازی ی. و در عود ثالث عراق ح و سهگاه ه. و از این ده نغمه دور ثانی نه بعد48 ~~حاصل [می شود] بعضی از نغمات صاعده حاصل و بعضی از نغمات هابطه، پس ~~علامات هوابط 49 بسیاهی و علامات صواعد50 بسرخی جط ججط ط ججدج51. # و اما دور ثالث و این دایره هم شانزده نقره است منقسم درده نغمه: تغمهآ اول آن ح ~~دوگاه و آن طرف احد طنینی باشد پس هطرف اثقل طنینی و آن راست باشد. و ازنغمهآ ~~ه منتقل به نغمهآ ی وی سه گاه است بالای ح اکنون ازه بهی بعد کل وربع کلست و از ~~ی منتقل به یب چهارگاه بالای دح و ازیب به ی پس ح پس یب پسی پس ح. اما طنینی ~~که هح است آن طنینی صاعده52 باشد و بعد ثانی اعنی هی کل و ربع صاعده است و ~~بعد ثالث اعنی ی یب بعد جهابطه است و ازیب به ی هم بعدجاستاما صاعده52 واز ~~ای به ح کذلک و بازح ی یب دو بعد جاند بر توالی صاعده، بعد ه ی ح هم بعد ج ~~صاعده52 اول ح ه طنینی بالای طنینی چهارگاه رکب ی یب ی ح و بهمین نغمات ~~تکر اررکب است و دو بار رکب را بالای مکر رمی کنند پس بسبب تکر ارده نغمه می شود ~~و تقسیم نقرات شانزده گانه و بر نغمات عشره برین موجبست: هح ی یب ی ح ی یب ~~ای ح، شانزده ضرب نقرات اینست. # اما دور رابع و این دور نیز53 همان شانزده ms219 نقره است منقسم برده نغمه: اول حجازی ~~نغمهآ ج54، ثانی آن نغمهآ ه و ثالث نغمهآ ح و رابع نغمهآ ی و ازی باز بنغمهآ ح انتقال ~~صاعده کنند55 و ازح به ههم انتقال صاعده56 و از ه باز انتقال هابطه به ه. جمع ~~نغمات اول اعنی چنین: ج. ه.. ح57. ی جنس58 حجازیست و نغمات: ی. ح.. ه ~~جمع نغمات سه گاه زاولست59 و نغمات ه.ح.ی. ح. ه هم سهگاه زاولست و نغمات PageV01P285 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0214.png) ~~زاول59 را دو بار تکرار می کنند. و اصل نغمات این دور چهارست اما بسبب تکراز در ~~انتقال ده نغمه می شود و اعداد نقرات بر نغمات قبل ازین مرقوم شده60 است و ترتیب ~~ترکیب این دور برین وجه است: دوگاه جو سهگاه ه و عراق ح و حجازی ی و باز ~~عراق ح و باز سهگاه ه و باز عراق ح و باز حجازی ی و باز عراق ح و باز سه گاه ه ~~محط بر آنست این بود ترکیب این دور. # اما دور خامس و زمان این دور دوازده نقره است و اول بنغمات عراق انتقال هابطه ~~کند61. و بعد از آن محط رکب اول عراق را می سازد و دو نغمهآ اول عراق را62 که آن ~~ج است دو بار تکرار می کند و ابعاد و نغمات آن اینست: انتقال هابطه جججط، ~~انتقال صاعده در63 بالای عراق و یبعد کل وربع کل و ازح به یج رود و از آنجا بدو بعد ~~ج بانتقال صاعده برکب محط بر نغمهآ ح باشد. # دور سادس و آن هشت نغمه است و زمان دور آن پانزده نقره و نغمات اینست: ایه ج ~~ای ای یب یه و نغمات این همچون بعضی ادوار دیگر علی الترتیب نیست بلک64 ~~متباعدند. بعد اول بین النغمتین ایه و آن ضعف ذی الار بعست65 بعد از آن نغمهآ جوآن ~~یک بعد ذی الاربع و یک بعد کل و ربع ms220 است که طرفین آن یه جباشد پس نغمهآ ی و آن ~~بعد ذی الاربع است که طرفین آن جی باشد پس نغمهآ و آن بعد ذی الخمس باشد کم66 ~~بقیه وطرفین آن ای باشد پس یب و آن بعد مجنب است پس یه و آن بعد طنینی باشد. ~~پس ترتیب و ابعاد نغمات این دایره این بود که مبین شد و آن برین گونه است: اول ~~ضعف ذی الاربع، ثانی ذی الاربع67 وربع از ضعف ذی الاربع به یک بعد ج ثالث ~~ذی الاربع، رابع ذی الخمس کم بقیه، خامس بعد ج، سادس بعد ط. # دور سابع این دورهم شانزده نقره است و هشت نغمه68 اول نغماتش ه پس یه و آن ~~بعد ذی الخمس است بانتقال ها بطه پس از نغمهآ یه بانتقال صاعده به یب و از آن نغمه هم ~~بانتقال صاعده به ی پس بانتقال صاعده به او آن ذی الخمس باشد کم بقیه69 پس یب و ~~آن ذی الخمس و بقیه باشد، پسی و بانتقال صاعده ح. و نغمات این دور همچون دور ~~سادس مترتب70 نیست بلک71 متباعدست. ابعاد آن برین گونه باشد: مثل و نصف72، ه ~~یه، ومثل وثمن73 یه یب، ومثل وتسع74 یب ی وذی الخمس کم بقیه وذی الخمس وبقیه ~~باشد ایب ، پس مثل و تسع یب ی پس مثل و تسع75 ی ح. # دور ثامن و این دور چهارده نقره است ونه نغمهآ اول بانتقال هابطه اجو باز بهمین ~~انتقال اج پس ههم بانتقال هابطه، پس جهم بانتقال هابطه، پس یجهم بانتقال PageV01P286 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0211.png) ~~هابطه76، پس یب پس ح77 بانتقال صاعده. و ترتیب ابعاد برین گونه باشد: مثل و ~~تسع75 اجو باز مثل و تسع اجپس هم مثل و تسع جه پس مثل و ثمن73 ه ح. پس ~~ضعف مثل و تسع جیج پس بقیه یجیب پس بعد کل و خمس یب ح. واین نغمات در ~~انتقال بحسب تقدیم و تأخیر ملایم ms221 در عمل توان آورد78 و بحسن تلطف79 در انتقال. # اما دور تاسع دوازده نقره است و هفت نغمه و اول ابعاد و نغمات آن بانتقال هابطه ایه ~~و آن ضعف ذی الاربعست پس یب80 بانتقال صاعده، پس ی بانتقال صاعده پس هم ~~بانتقال صاعده یب و بازی بانتقال ها بطه پس ح کذلک. و ترتیب ابعاد آن برین گونه واقع ~~شده است: اول ایه و آن ضعف ذی الاربع بود بر نسبت کل و سبعة اتساع81، پس یب ~~بانتقال صاعده پس ی هم بانتقال صاعده، پس یب هم بانتقال صاعده پس ی بانتقال ~~صاعده پس ح بانتقال صاعده. # و ابعاد و نغمات این دور برین ترتیب واقع شده است: اول بعد کل و سبعة اتساع ایه ~~پس مثل82 و ثمن یه یب، پس مثل و تسع، پس مثل و تسع یب ی، باز مثل وتسع ی یب و ~~هم مثل و تسع ی. # و ازین ادوار تسعه، چهار دور اول را زمان هر دوری شانزده نقره است وده نغمه. اما ~~دور خامس دوازده نقره است و نه نغمه و دور سادس پانزده نقره وهشت نغمه. ودورسابع ~~هم شانزده نقره و هشت نغمه است و دور ثامن چهارده نقره است و نه نغمه و دور تاسع ~~دوازده نقره است و هفت نغمه. # و قدما این ابعاد و نقرات تسعه را بجماعات و نغمات83 منسوب هر دوری را بجمعی ~~نقرات و جمعی نغمات و تحقیق آنها از اصابع سته می توان کرد84 و درین باب سخن ~~بسیارست اما درین شرح بدین قدر اکتفا کردیم. آری آری: عمریست مرا کوته و این ~~قصه درازست. # وچون طالبان و مباشران85 این کتاب را نیکو فهم کنند از سر تحقیق و ازروی ذوق ~~هر آنچ از تصانیف که در عملیات ساخته باشند مجموع را بدین طریق چنانک از فصل ~~مباشرت در عمل معلوم شد تواند نبشتن86 و اگر نبشته87 باشند تواند استخراج کردن و ~~در عمل ms222 ادا کردن بطریق صحیح، هم بتصویت حلقی و هم بآلات. و درین فن خبرت و ~~مهارت بمرتبهای باید که هر نوع تصانیف که از و طلبند ممتحن88 آن امتحان تواند شد ~~مشروط بهر چه از صنایع که طالبان طلبیده باشند تصنیف کند و بدان طریق که در ~~مباشرت عمل مذکور شد بنویسد چنانک ماهر خبیر دیگر تواند خواندن و در عمل PageV01P287 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0216.png) ~~آوردن و بحلق ادا کند. و از دساتین اوتار بنغمات ملایمهآ حلقی معا ادا تواند کردن تا ~~ازین علم وعمل محظوظ باشند اعنی جامع باشند بین العلم والعمل. # ولنکتف بهذا القدیر فی هذا الفن ونختم الکتاب # والحمدلله وحده وصلواته علی سیدنا محمد وآله الطاهرین89 ~~1- نور: قوله وانت (کما فی السابق) ~~2- نسخهآ ادوار: نقرن ~~3- منظور از تاء و نون حروف سبب (تن) است ~~4- نور: هندی (منظور اعداه معیولی است که جون قدما منشأ آن راهند می دانستهاندارقام اهل هندیا اعداد ~~هندی می گفتهاند) ~~5- نور: یب ی (که صحیح نیست) ~~6- نور ندارد ~~7- ایضا نور: و یشفقوا (ولی در شرح ادوار کاشی نسخهآ کتابخانهآ مجلس شورای اسلامی نیز تشفقوا است) ~~8مطتری بجایح یح اولی تکرار آن در تقطیع مصراعهای دیگر نشان میدمد که یح صحیح نیست) ~~9- نور: فتش ف قوا ~~10- مطهری: نقرهآ (شاید: نقرهای) ~~11- ضد علو (لاروس عربی): پایین ~~12- منظوراین است که درزدن مضراب باید توجه داشت به ازاء یا در مقابل ت در هر تن مضراب را به زیر وتر ~~یا سیزودر عوض ن آن روبه بالا و این تقر مأراست مضراب وچمن مضراب رادد تار تداعی می کندرک. ~~تعلیقات. ~~13- نور: پیشر و و پیش رو ~~14- نور دارد [و در مورد پیشرو و طریقه و صوت که حکم اصطلاحی را دارند قبلا توضیح داده شد) ~~15- نور: کتاب آن عمل ~~16- کذا مطهری - نور: توانند کرد - ملی: توان کردن ~~17- نور: قوله وان (مانند موارد گذشته) ~~18- مطهری و ملی: حاله ~~19- نسخهآ ادوار: ویمکنک ان تضر به بعینه فی راست بان تأخذیجیا عوضا ms223 عن یب ی ~~20- ایضا: ویمکن ایضا ان تضربه بعینه ~~21- نور: طریقه فی الرمل کواشت ~~22- بهمان معنی اصطلاحی سابق الذکر ~~22- نور: بعد الاحبة (ولی بعد در تقطیع شعر مثل سایر نسخ = فقد) - نسخهآ ادوار: علی فقد هجر الاحبة (که ~~چون در تقطیع شعر در همین نسخه فقد آمده است معلوم می شود که کاتب هجر را به عنوان نسخه بدل آورده PageV01P288 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0213.png) ~~یعنی به دو شکل ضبط کرده است: علی فقد الاحبة وعلی هجر الاحبة) ~~24- کذا در همهآ نسخ و منظور نشان دادن تلفظ یا شکل فونتیکی والله بوده است. ~~25- در نغمات و اعداد بین نسخهها اختلافاتی وجود دارد رک. تعلیقات ~~26- طریقهها ~~27- ملی: می آوردند ~~28- به نه ~~29- جدول از نسخهآ نور عثمانی است با مقابله نسخهآ مطهری و تصحیح و تکمیل. ~~30- ولی در جدول عدد نقرات 21 می شود بنابر این امکان دارد تغمه متعلق بد یه (نغمهآ دوم از طرف راست) 3 ~~باشد تا مجموع 12 بشود کما این که در دورهای ششم و هفتم و هشتم نغمهآ 2 عدد نقره اش 3 است. ~~31- چنان که در جدول مشاهده می شود سه نغمهآ یب وی و ح در ستون اول تکرار شده است. ~~32- ملی: ج (ولی صحیح نیست و نغمات رکب در جامع الالحان نیز آمده است رک. ص 144) ~~33- نور: ثلثه ~~34- یعنی دو مجنب ~~35- در ردیفهای فعلی یکی از هفت دستگاه بوسیقی ایرانی است. ~~36-به فنح حاء محل فحروه آمعن) وطاهرأ أصطلاح فروذ در موسیقی ایرانی با همن وانه بی ارتباط ~~نیست. ~~37- طنینی ~~38 چهارگاه در قدیم انواعی داشته است باین جهت در آثار خود چهارگاهات آررده است رل. ~~جامع الالحان، ص 140. ~~39- نور: رابع ~~40- قبلا توضیح داده شد په معنی آن گاه است (آنتدراجا یا به صورت ترکیب با فاء: پس بنابراین یا پس ~~آن گاه و مراغی مکرر در آثار خود به کاربرده است (جامع الالحان، ص 66). ~~41- نور: می کنند (ولی هر دو وجه جایز به نظر می ms224 رسد به این معنی که در صیغهآ مفرد فاعل آن دور و در صیغهآ ~~جمع فاعل اهل عمل است که به صورت اسم جمع تلقی شده است). ~~42- اصطلاح صاعده وها بطه به معنی بالارونده و فرود آینده می تواند معادل برشو و فروشو در موسیقی باشد ~~ولی مراغی از آن بالا و پاین وتر و به اصطلاح بالا دسته و پایین دسته را اراده کرده است زیرا با توجه به ~~نغمات هفدهگانه ا تا یح بر روی وتر معلوم می شود که وقتی ازه بهیب بروند به پایین دسته یا وتر می رود و ~~هابطه است در صورتی که ازیب به ح که به بالا دسته یا بالای وتر می رود صاعده می شود. ~~43- منظور از سیاهی و سرخی نوشتن با مرکب سیاه و قرمز است (مثلا با شنجرف) و این عمل برای ~~مشخص کردن مطالب یا عناوین در قدیم متداول و مرسوم بوده است. ~~44- سه بعد اول و دو بعد ششم و هفتم با مرکب سیاه و دو بعد چهارم و پنجم و دو بعد آخر با رنگ قرمزنوشته ~~شده است. ~~45- مطهری و ملی: براست ~~46- در ردینهای نعلی بنابر اخلاف روایت کوشهای از مستگاء سدگاه یا آواز بیات ترک وافشار (یا: PageV01P289 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0218.png) ~~290 ~~افشاری) به شمار می رود. ~~47 کذا وظاهرا ناقص است مگر این که با مسامحه به قرینهآ است محذوف فرض شود. ~~48- زیرا قبلا اشاره شد که بعدیا فاصله لهit6r7 نسبت بین دو تغمه (نت) است بنابراین 10 نغمه تشکیل 9 ~~بعد می دهد. ~~49- هابطهها. ~~50- صاعدهها . ~~51 ازاین 9 بعد چهارم و پنجم و هشتم و نهم با رنگ قرمز و بقیه با مرکب سیاه نوشته شده است ~~52- نور: صاعد (ظاهرا سهوالقلم است) ~~53- نور بدون نیز ~~54- ملی ح ولی صحیح نیست (رک. جدول). ~~55- نور: کند (فاعل: دور) ~~56- ایضا: صاعد ~~57- در اصل بین نغمات بدون نقطه ~~58- ملی بدون جنس ~~9ه نور زاولی است (قبلا به این نکه ms225 اشاره شد که در بعضی مآخذ زاولی به جای زاول آمده است) ~~60- منظور جدول است. # 61- فاعل دور خامس است. ~~62- نور: دو تغمهآ او اول عراق را (اوراجع است به دور خاس) ~~63- ملی: از ~~64- ملی: بل که ~~65- نسخهآ مطهری و ملی در اینجا افتادگی دارد. ~~66- یعنی کمتر یا از ذی الخمس یک بقیه کمتر. ~~67- نور: و کل و ربع (یا خط خوردگی) ~~68- نور: واول ~~69- از ذی الخمس یک بقیه کمتر (مانند قبل). ~~70- ملی: مرتب ~~71- نور: بل که (رسم الخط)ا ~~72- ایا ~~73_1 یا ~~74- ایا ~~75- ایضأ نور: پس هم (ولی کلمهآ هم را بعد اضافه کردهاند) ~~76- در نسخهآ نورعثمانی هابطه را خطزده و نوشتهاند صاعده ولی صحیح نیست زیرا ازح به یجباید به ~~طرف پایین دسته یا پایین وتر رفت یعنی هبوط کرد نه صعود. ~~77- کذا نور، نسخ دیگر: ج اولی صحیح نیست رک. جدول) PageV01P290 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0215.png) ~~78- نور: آوردن ~~79- جامع الالحان: حسن لطف (ص86). ~~.8 ملی ومطهری: ب (ولی غیر از آن که رفتن ازب بهی مستلزم رفتن به پاسن دسته یعنی هبوط است وبا ~~عبارت متن سازگاری ندارد در جدول هم یب است نه ب) ~~آ ر انا ا اکه نجه حاصل ضرب انع الاربع ادر خود و به تعبیر قدما ضعف است426-74 ~~182 یا. ~~83- نور: این ابعاد تسعه را بجماعات نقرات و نغمات و منسوب ~~84- عبارت خالی از تعقید نیست شاید: منسوب و هر دوری را... ~~85 نور: مباشران این فن (ولی مراغی مکرر از علاقه مندان به موسیقی وهنرآموزان وموسیقی دانها باین ~~صورت یاد کرده است رک. جامع الألحان، ص 383) ~~86 کذا نور و نسخ دیگر: نوشتن (و این نکته در خور توجه است که نوشتن آهنگهای موسیقی در آن ایام ~~متداول ومیسر بوده است) ~~87- ایضا نور و نسخ دیگر: نوشته رک. تعلیقات ~~88 آزموده، امتحان شده (معین) ~~89 کذا نور - مطهری وملی: والمنکتف بهذا التقدیر فی هذا الفن. تت الکتاب # اما خاتمه و آن مشتملست بر زواید فواید عشره ms226 # چون در شرح کتاب ادوار آنچه طریق حل مشکلات آن بود مع فواید کثیره وزواید ~~لطیفه از روی تحقیق علم و عمل مبین و مندرج گردانیدیم فحینئذ از کتابی که قبل ازین ~~بعد از تألیف کتاب جامع الالحان تألیف کرده بودیم و آن کتاب را مقاصد الالحان نام ~~کرده از کلام قدما ده فایده در آخر این شرح بیان کنیم تا طالبان صاحب ذوق وعاشقان ~~غالب شوق از آنها مستفید شوند و این کتاب را زواید الفواید نام کردیم و آن مشتملست ~~بر ده فایده: # فایدهآ اول: بیان طبقات اربعه در جمع تام. # فایدهآ ثانی: بیان استخراج ادوار مشهوره و اعداد نسب نغمات و علامات ترتیب ~~ادوار و اضافات طبقتین بحروف. # فایدهآ ثالث: بیان شعبات بیست و چهارگانه و طریقهآ استخراج آنها از اوتار. # فایدهآ رابع: بیان ارقام نغمات ادوار مشهوره مع النظام در جمع تام. # فایدهآ خامس: بیان بعضی از اصناف بعد ذی الاربع و طریقهآ عمل آنها. PageV01P291 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0220.png) ~~فایدهآ سابع: بیان اصناف تصانیف در عملیات. ~~فایدهآ ثامن: بیان طریقهآ استخراج ترجیعات وبیان انواع آلات الحان. ~~فایدهآ تاسع بیان ادوار ایقاعی غیر از آن ادوار سته مذکوره و بیان دخول و خروج در ~~تصانیف. ~~فایدهآ عاشر بیان انتقالات نغم و تعلیم خوانندگی نثر نغمات که از حلق انسان حادث ~~شود و بیان ترکیبات متفقه و مختلفه و بیان تحریرات بحرکات حلق در نغمات. ~~اما فایدهآ اول1 بیان ترتیب طبقات اربعه در جمع تام6 ~~و آن مشتملست بر سه صنف: بدانک در هر بعد ذی الکلی2 دو بعد ذی الاربع و یک بعد ~~طنینی موجودست: یکی ذی الاربع اول و دوم ذی الاریع ثانی که در ذی الخمس است ~~کمامر. وهر ذی الأربعی را طبقه خوانند وذی الأربع اول را طبقهآ اول وذی الاربع ثانی PageV01P292 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0217.png) ~~را طبقهآ ثانی و طنینی را فاصله، و هر ذی الأربعی را که منقسم شود آنرا جنس خوانند ~~پس در بعد ذی ms227 الکل مرتین که آنرا جمع تام خوانند چهار بعد ذی الأربع و دو بعد طنینی ~~موجود باشد و هر طبقه بجمعی نغمات منسوب گردانیم مثلا در طبقهآ اول اح را بجنس ~~حجازی و طبقهآ ثانیه ح یه را بجنس عشاق و طبقهآ ثالثه یه کب را بجنس مفرد اوسط ح ز ~~ج اعنی اصفهان وطبقهآ رابعه کب کط را بجنس راست ح زد او غیر ازینها نیز ~~ممکنست ترکیب کردن ح زد و جا. # پس ما اینجا ترتیب اجناس اربعه کنیم در جمع تام و آن چهار طبقه است و چون ~~جنسی از طبقهآ اولی مستخرج گردد و جنس دیگر از طبقهآ ثانیه بآن اضافت کنیم بنوع ~~خودیا بغیر نوع خود جمعی نغمات حاصل شود که اشتمال بعد کل و سبعة اتساع کل بر ~~آن جمع مشتمل باشد و آن بنسبت ضعف ذی الاربع باشد نه در مقدار و آن جمع را جمع ~~ناقص خوانند. باقی ماند تا نقطهآ نصف وتر ام که آن نغمهآ یح باشد بعد طنینی و این بعدرا ~~در ترتیب طبقات فاصله خوانند و چون آن فاصله بقیه را بطبقتین اضافت کنیم بعد ~~ذی الکل شود و آن جمع را جمع کامل گوییم. و چون ترتیب جنس دیگر در طبقهآ ثالثه ~~کنیم و بدان3 جمع کامل اضافت کنیم جمعی نغمات مؤلف گردد که اشتمال بعدذی الکل ~~و الأربع بر آن جمع باشد پس در آن بعد بیست و چهار نغمه موجود باشد و بعضی از PageV01P293 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0222.png) ~~ارباب عمل این جمع را جمع کامل خواندهاند. و چون طبقهآ دیگر را بر آن اضافت کنیم ~~جمعی نغمات مؤلف گردد که آنها سی و دو نغمه باشد و اشتمال بعد ذی الکل مرتین کم4 ~~یک طنینی بر آن باشد و چون طنینی بر آنها اضافت کنیم جمعی نغمات حاصل شود که ~~اشتمال بعد ذی الکل مرتین بر آن جمع باشد. و قبل ازین مبین شد که بعد ذی ms228 الکل ~~مرتین مرکبست از ضعف ذی الاربع و طنینی واحد5 و اقسام ذی الکل که باجناس ~~موسومند در آن موجود باشد پس از تألیف دو طبقه و فاصله، بعد ذی الکل حاصل شود و ~~ذی الاربعین شاید که در طرف اثقل واقع شود و فاصله که طنینی است در طرف احد آو6 ~~بالعکس، اعنی طبقتین در طرف احد و فاصله در طرف احدیا فاصله در وسط طبقتین و از ~~آنها سه صنف حاصل شود چنانک در شرح ادوار مذکور شد. ~~و چون بعد ذی الکلین مشتملست بر مجموع نغمات هفده گانه با حواد7 آنها لاجرم ~~در تزیین و رونق الحان در نغمات این بعد زیادت باشد از سایر ابعاد و جموع. و این بعد ~~مرکبست از دو بعد ذی الکل و دو بعد طنینی که آن چهارذی الاربع و ضعف طنینی بود و ~~چون تألیف میان اصناف واقع شود و اجناس جمع تام8 نه صنف شود و برای آنها بجهت ~~توضیح وتفهیم جداول وضع کنیم برین مثال9: # چعل اضاف بتسعف بدد الفر مرتین PageV01P294 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0219.png) ~~جدولها هر دو از نسخهآ ملی است با مقابله نسخ دیگر واصلاح وتکمیل. در نسخهآ نور عثمانی تبل ازجدول ~~دوم یا اصناف تسعه شرحی است به شرح زیر: وما اینجا دو صنف را مثال نمودیم و بواقی را در جداول طبقات ~~اربعه باز نماییم انشاء الله تعالی تا طالبان از آنها مستفید شوند. وهر صنفی از اصناف تسعهآ اسمی علمی هست ~~که بدان اسم مخصوص است مثلا اگر دو فاصله در طرف اثقل باشد و طبقه در طرف احد آنرا منفصل الأثقل ~~خوانند. و اگر فاصلتین در طرف احد باشد و طبقه در طرف اثقل آنرا منفصل خوانند و اگر فاصلهآ در طرف ~~اثقل باشد و فاصلهآ دیگر در طرف احد و طبقات اربعه بین الفاصلتین باشد آنرا متصل خوانند، و قدما آنرا ~~جمع الاجتماع خواندهاند واگر فاصلتان بین الطبقتین باشد آنرا فاصلة الوسطی خوانند ms229 ودرین جداول آنها ~~را شرح و مبین گردانیدیم برین مثال: # جکقلا صناف طبقای ارکب مکر جحنات ~~صنعاقلا نبطلجقابا برجن ازامنفه لرالاصبخانند ~~رز9ن12ن ن182 حز3124 ~~صنعان ابنطبلیب اازلا نفصبل لالم بفا لا ثلر کب ~~تبلکی ککبضمانناه ندم ~~صینیب ثابب ان طبهابب ا اینل نلا لاجد الاوات ~~ف عاتنفت3ن3692 48 ~~بصنبن لل ان لیط ان فازا منفصل لا ثل خاسبم ~~وی2م6ندم2ب ~~حنب خای ز طبفابب وانا منفصلر الابقلول اجرخابته ~~وزه2 نم4 ی2 م22رن آوهزمه ~~نن ماب اغه لبقاب ازا معضبلبل ثل الاوبل خجات # 22422724 ~~منت ببلیع انی جبثامب وانزا منفصلر الإجنوانر ~~وؤهزه منامد333 ~~دنب نامن انحبهابب لازا ننصل لبجط الاجاتم ~~2 2 ص ونم ملرن ز ی ~~یمنف بابچازلبتاب ازلسنصل لاب الاثثل ~~59 82 فلدف22 عزیخن آوما PageV01P295 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0224.png) # و هر یکی ازین اصناف تسعهآ مذکوره اسمی علمی هست مثلا اگر فاصله در طرف ~~اثقل باشد و طبقتین در طرف احد آنرا منفصل الاثقل خوانند و اگرفاصلتین در طرف احد ~~واقع شوند منفصل الأحد و اگر فاصلهآ اول در طرف ائقل باشد و فاصلهآ دوم در طرف احد ~~و طبقات اربعه در وسط آنرا متصل خوانند و قدما آنرا جمع الاجتماع خواندهاند. واگر ~~فاصلتین در وسط باشد آنرا فاصلة الوسطی خوانند. اکنون دو صنف را که آنها صنف ~~اول وثانی باشند درین جدول مدور باز نماییم بواقی را بلک تمام اصناف در جدول مربع ~~بعد ازین جدول باز نماییم کمایأتی. # # PageV01P296 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0221.png) ~~کردیم شرح کتاب ادوار نبشتیم و آنچ حل مواضع مشکلهآ آن کتاب بود مع فواید کثیرة وزواید لطیفة از روی ~~تحقیق علم و عمل در آن شرح بیان کردیم و خاتمهآ آن کتاب را مشتمل بر زواید فواید گردانیدیم و آن فواید ~~زواید را علی حده در آخر شرح کتاب ادوار جمع کردیم و آنرا فواید عشره نام کردیم زیرا که آن ده فایده ~~است و آن فواید عشره را درین رساله ذکر می کنیم انشاء الله تبارک و تعالی ms230 ~~فایدهآ اول و آن دو فصل است: فصل اول در روایات احادیث از پیغمبر علیه الصلوة و السلم که در باب ~~صوت حسن و حسن صوت فرموده است. فصل دوم در بیان ارقام و اعداد مقادیر نغمات ادوار مشهوره و ~~علامات ترتیب آنها از اضافات طبقهآ ثانیه بطبقهآ اول بحروف جمل. ~~اما فایدهآ ثانی و آن هم دو فصل است: فصل اول در بیان آوازات سته بطریق اهل عمل و استخراج آنها از ~~ازوتر و اشکال و امثال آنها. فصل دوم در بیان شعبات بیست و چهارگانه و طریقهآ استخراج آنها ازوتر واحد ~~اما فایدهآ ثالث و آن نیزدو فصل است: فصل اول در بیان ارقام نغمات ادوار مشهوره مع النظایر درجمع تام ~~فصل دوم در بیان طبقات اربعه در جمع تام و ارقام آنها. # فایدهآ رابع و آن هم دو فصل است: فصل اول در بیان اصناف و اقسام بعد ذی الاربع وطریقهآ اعمال آنها. ~~فصل دوم در بیان مواجب و اصابع سته و طریقهآ قدیم. ~~اما فایدهآ خامس و آن هم دو فصل است: فصل اول در طریقهآ پیدا کردن هزار ویک انواع ترجیعات از جس ~~ضراب بر اوتار . فصل دوم در بیان اصطخابات معهوده و اصطخایات غیر معهوده هزار و یک. ~~فایدهآ سادس و آن هم دو فصل است: فصل اول در بیان اصناف تصانیف در عملیات این فن. فصل دوم در ~~بیان انتقالات مستقیم و تراجیع و غیر آنها از اثقل باحد و از احد باثقل و از وسط بطرفین. ~~فایدهآ سابع و آن هم دو فصل است. فصل اول در بیان ادوار ایقاعی غیر از ادوارسته مذکوره. فصل دوم در ~~بیان دخول و خروج در تصانیف عملیات این فن. ~~فایدهآ ثامن و آن هم دو فصل است: فصل اول در تعلیم خوانندگی بنغمات منثوره. فصل دوم در بیان ~~ترکیبات قریب الفهم و بعیدالفهم و مناسبات آنها با یکدیگر. ~~فایدهآ تاسع و آن هم دو فصل ms231 است: فصل اول در بیان تحریرات و مرغولات که از حرکات حلوق حاصل ~~شود فصل دوم در ذکر اسامی آلات الحان # فایدهآ عاشر و آن هم دو فصل است: فصل اول در ذکر اسامی مباشران این فن و بیان مراتب هریک از آنها. ~~فصل دوم در ذکر اجسامی که موجد صوتند و آنچ شیخ ابونصر فارابی رحمه الله در ذکر اجسام و حدوث ~~اصوات از آنها و آنچه صاحب شرفیه بر آنها اعتراض کرده و جواب از آنها که بعضی از علماء گفتداند و ~~تعریف نغمه و آنچ بر آنها واردست. ~~1- از مقایسهآ فهر ست مندر جات بخش خاتعه یا ضمیمهآ نسخهآ نور عشمانی با نسخهآ مطهری و ملی معلوم ~~می شود که این نسخه در این بخش اصولا از لحاظ ساخت و فصل بندی و به اصطلاح oetu5»»5 با آنها ~~تفاوت کلی دارد و چون نسخهآ مطهری باداشتن تاریخ 845 هق و تصریح به استنساخ ازروی نسخهآ به خط ~~مؤلف اصالت تردید نا پذیری دارد، می توان احتمال داد کاتب نسخهآ نورعثمانی با استفاده از آثاردیگر مراغی ~~50d بخش خاتمه یا ضمیمهآ مورد بحث را تدوین کرده باشد در عین حال چون اصول مطالب و به اصطلاح ~~آن با مندرجات نسخهآ مطهری وملی تطبیق دارد از آن نیز استفاده شد. و اینک فایدهآ اول آن نسخه ازباب ~~انشان دادن اهمیت قراءت قرآن مجید با صدای خوش و به آهنگ نقل می شود: PageV01P297 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0226.png) ~~نایدهآ اول در روایات احادیث از بیغامیر علیه الصلوة والسلم که در صفت صوت حسن فرموده است: ~~قال النبی صلی الله علیه وسلم: زینوا القرآن بأصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسینا. وقال علیه و ~~الصلوة والسلم: لیس منا من لم یتعن بالقرآن وقال علیه الصلوة والسلم: لکل شیء حلیة وحلیة القرآن ~~الصوت الحسن وقال علیه الصلوة والسلم: ما آذن الله لشیء کاذنه لنبی یتغنی بالقران یجهر به. صدق رسول ~~الله (که تقریبا همهآ آنها ms232 در جامع الالحان، ص 11 آمده است) ~~2- ذی الکل یا اوکتاودر وتر از اتا یح است و آن به شرحی که در تقسیم وترذکر شد شامل اح (ذی الاربع) وح ~~یح (ذی الخمس) که آن ح یح خود مرکب است ازح یه (ذی الاربع) ویه یح (طنینی) است پس ذی الکل ~~شامل 2 ذی الاربع و1 طنینی خواهد بود وذی الکل مرتین یا اوکتاودوم 2 برابر یعنی4 ذی الاربع و2 طنینی ~~(جامع الالحان، ص 49). ~~3- مطهری: بران، بدان ~~4- کمتر ~~5- یعنی یک طنینی. ~~6- یا برعکس یعنی ذی الاربع در طرف احد (زیرتر) و طنینی در طرف اثقل (بمتر) ~~7- ذی الکلین یا دوذی الکل اوکتاو دوم است که شامل 17 نغمهآ اوکتاو اول (ثقال) با17 نغمهآ دوم و مشابه آنها ~~ولی زیرتر است (حواد: حادها). ~~8- قبلا اشاره شد که چون ذی الکل مرتین جامع تمام نغمههای 2 اوکتاو (ثقال و حواد) است به آن جمع تام ~~می گویند و به ذی الکل یا اوکتاو اول جمع کامل. ~~9- جدول از نسخهآ نور عثمانی است با مقابلهآ نسخ دیگر. یح به جای ح صحیح نیست زیرا به شرح متن در ~~طبقات ذی الاربع و طنینی دخالت دارند که با ح وط نشان داده می شود. ~~فایدهآ ثانی1 بیان ادوار مشهوره و اعداد نسب نغمات آن و علامات ترتیب ادوار و ~~اضافات طبقتین بحروف # قبل ازین معلوم شده2 است که هر نغمهای3 از نغمات جموع ادوار از جزوی از ~~اجزای وتر خارج می شود پس ما اینجا نغمات ادوار مشهوره اعنی دوازده4 پرده را در ~~جمع کامل باز نماییم چنانک هر دایره5آ را در دوذی الکل باز نماییم مثلاا نغمات ثمانیهآ ~~پردهآ عشاق را اول در ذی الکل اثقل مرسوم گردانیم برین مثال6:«ا.. د.. زح.. یا..ید ~~یه.. یح ابعادش این ط ط ب طط ب ط و برای تحقیق آنها جداولی وضع کنیم برین ~~مثال:» ~~ارقامی7 که در جداول پردهها وضع کرده ایم آنها اشاراتست بترتیب ms233 ابعاد دوایر PageV01P298 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0223.png) ~~جد وال علاد و بسب نعماما دفامهواسخل انفها للجههة # 1246 ~~374غ 29 دون 323 126 اتقا # ضماب دمیره وه # 152 488 بدست ~~یدعی نلبویی # 74411 1033کر4 # 220 و8305م دد # 4دد ~~وهحهنابربجانهم # 240 # مهزه ~~همو نهح وومنغاثد لبرمنکوله # صدد ~~رهعبامننان لرنل ~~م رهپیتماللبرام # 2132820241 ~~وعهناکلرننبامه # رطاه # اننماب لبرمنک ~~لچوداهعوم النمانببنام # دو ~~مشهوره و اضافات اقسام طبقهآ ثانیه بطبقهآ اولی8 مثلا بهر دایرهآ عشاق سه الف ~~موضوعست9 برین گونه 111. پس ا اول اشارتست بآنک عشاق دایرهآ اولیست10 از ~~دوایر هشتاد و چهارگانه11 واثانی اشارتست بآنک اضافت قسم اولست از طبقهآ ثانیه وا ~~سیم اشارتست باول قسم طبقهآ اولی اعنی عشاق دایرهآ اولیست از دوایر هشتاد و ~~چهارگانه و اضافت قسم اولست از طبقهآ ثانیه بقسم اول از طبقهآ اولی. ~~مثال دیگر آنک ارقام بهر12 دایرهآ نوی برین گونه ید ب ب. ید13 اشارتست بآنک ~~دایرهآ نوی دایرهآ چهاردهم14 است وب اول اشارتست باضافت بقسم15 دوم از طبقهآ ~~ثانیه وب ثانی اشارتست بدوم از طبقهآ اولی. PageV01P299 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0228.png) ~~و16 آنها برین گونهاند: عشاق نوی بوسلیک راست حجازی حسینی # 111 یدب ب کزجج م دد ید وه یجه ه ~~راهوی زنگوله عراق اصفهان زیرافکند بزرگ ~~یب وه یب ود یط وط یدح د یط یا ه یح ی و ~~فصل قبل ازین معلوم شد که نغمات ملایمه در جمع تام پانزده است17 صحیحه اعنی ~~غربیتة و بو نانیه اس تت الآلعلم یسن نغمات اربعد که در طیقة أولی مولجود ست اولد ~~که مطلق وترست بلفظ عربی ثقیلة المفروضات خوانند و بیونانی برسلمبانومنوس19. و ~~تغمات ثلثه باقیه را بعر بی ثقیلة الرئیسات و بیونانی ایباطی ایباطن20 گویند. و اوسط را ~~بعربی واسطة الرئیسات و بیونانی بارایباطی ایباطن21. و نغمة احد آنرا بعربی ~~حادة الرئیسات وبیونانی لیخانوس ایباطن22. # اما نغمات ثلثه دیگر را که در طبقهٔ‌ ثانیه موجود باشند اثقل آنرا بعربی ثقیلة ~~الاوساط گویند و بیونانی ایباطی ماسن23 و اوسط آنرا ms234 بعربی واسطة الاوساط و ~~بیونانی بارایباطی ماسن24 و احد آنرا حادة الاوساط وبیونانی لیخانوس ماسن25. و ~~نغمهآ وسطی مشترکه را که در وسط واقعست آنرا بعربی وسطی خوانند و بیونانی ~~ماسی26. اما ثلثهآ [دیگر را منفصلات خوانند]27 واثقل آنها را بعر بی ثقیلة المنفصلات ~~خوانند و بیونانی با رایباطی ماسن28 و اوسط آنها را بعربی واسطة المنفصلات خوانند ~~وبیونانی ایباطی29 ماسن. و احد آنها را بعربی حادة المنفصلات خوانند و بیونانی ~~لیخانوس ایباطن30. اما در جمیع متصلات که متبدل می شود لفظ انفصال باتصال ~~نغمات ثلثه آنرا حادات خوانند و اثقل آنرا بعر بی ثقیلة الحادات و بیونانی بارایباطی31 ~~ایباطن و اوسط آنها را بعربی واسطة الحادات و بیونانی ایباطی ایباطن و احد آنها را ~~بعربی حادة الحادات وبیونانی بر سلمنانوماطن وواسطة الحادات را منفصلة الحادات ~~نیز خوانند32. # پس ثلثهآ مفروضه را که متمم رئیسات اندب جد علامت باشد و ثلتهآ اوساط راه و زو ~~و سطی ح وثلثهآ منفصلات را این: طی ک وثلثهآ حادات را این: ل م ن و حاشیه عظمی بعد ~~ذی الکل مرتین را س علامت باشد. ~~و قدما جدولی وضع کردهاند و نغمات خمس عشره33آ مذکوره رادر آن بازنموده و این ~~نغمات مذکوره بعضی بر نسبت ط و بعضی برنسبتجواز بقیخالیست، برین مثال34: PageV01P300 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0225.png) ~~جده لا طابی نفا درمع لامرعردج وبوانا ~~تقیلة المنزوضابل برسلمیا بوماطن ~~تقیلة الرییاتا ایاطی اباطن # با رایالی ایباطن ~~2واسطه الرییات7 ~~دحادة الرئیاتد لیخا نزس ~~د ثفیله الاوساطهر ایباطی ماسن5 ~~وواسطنرالا وساطا دلبارا یباطینان # د لنخا یزس مناننل ~~لوطی حما حاه # فاصله الوسطی لنخا نزس ~~یتله المنفصلابکبازایبالی ماین ~~کذراسطة المنفصلاث ضل ایبالی ماسن ~~بجادة المنمنصلاد دییخانوس ایباطن ~~3تقتیله الخادات 2بارا یناطی ابیاطن3 ~~انواسطن الخاداسذ|ایاطی ایباطن ~~مرحادة الخاداد [سل برسلمنا توماطنه ~~[جدول از نسخهآ ملی است با مقابلهآ جامع الالحان وتذکر اغلاط] PageV01P301 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0230.png) ~~8 منظور از طبقهآ اولی و ثانیه چنان که مکرر اشاره شد ذی الاربع وذی الخمس ms235 است (مقاصد الألحان، ~~چاپ اول، صفحهآ 36 تا43) ~~9- نور: برای دایرهآ عشاق سه الف وضع کردیم برین صورت ~~10- ایضا: اولست ~~11- از 7 ذی الاربع و12 ذی الخمس 84-12»7 دایره نتیجه می شود (ایضا مقاصد الالحان، ص 40 با ~~همین مثال 111) ~~12- نور: اما برای دایرهآ نوی حروف برین صورت ~~13- ایضا نور: پس ید اشارتست بترتیب عدد دایره اعنی نوی دایرهآ چهاردهم است. ~~14- کذا مطهری و نور ولی ملی متصل. ~~15- نور بدون اضافث.-وب دوم قسم [اول» از طبقهآ اولی اعنی دایرهآ نوی دایرهآ چهاردهم است از دوایر ~~هشتاد و چهارگانه و از اضافت قسم ثانیهآ طبقهآ ثانیه بقسم ثانیهآ طبقهآ اولی حاصل شده است و هم برین قیاس ~~دوایر مشهوره هر یکی را می توان دانستن که دایرهآ چندم است و از اضافت چندم قسم از طبقهآ ثانیه است ~~بچندم قسم از طیقهآ اولی ~~16- نور ندارد. ~~11- جمع تام 15 تغمه و شامل ذی الکل مرتین (اوکتاو دوم) است (جامع الالحان، ص 155) ~~18- این اسامی در موسیقی کبیر فارابی آمده است رک. جامع الالحان، صفحهآ 160 و161 ~~.proslambamomen0s -19 ~~.Hypatelypatdn - 2 ~~.M5se -26 ~~27- جامع الألحان، ص161. ~~uidebiezeuemendn 28- کذا در نسخ و ایضا جامع الالحان (ص 161) ولی باید طریطی دیز یو غمانن ~~باشد زیرا در واسطة الاوساط آمده بود (ایضا ص 161، از موسیقی کبیر ص 506) ~~29- ایضا مکررشده است و باید بارانیطی دیز یوغمانن 5xnetGbiezeugmendn باشد (همان مأخذ). ~~30- کذا در نسخهها و جامع الالحان اما قبلا در حادة الرثآیسات آمده بود به استناد موسیقی کبیر نیطی ~~دیزیو غمانن AditeOiezeuemenbn باید باشد (ایضا، ص 161) ~~. ritfIlyperbolaeon 31_ کذا مثل موارد قبلی و اطریطی ایبر بولاون ~~32- دو اصطلاح اخیر نیز صحیح نیست. ~~33- پانزده گانه از اتا س چنان که در جدول ملاحظه می شود. ~~34 جدول از نسخهآ ملی است با مقابله و اصلاح ونظیر آن در جامع الالحان نیز هست رک. صفحهآ 162. PageV01P302 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0227.png) # فایدهآ ثالث1 بیان شعبات بیست و چهارگانه و طریقهآ استخراج آنها از اجزای وتر ms236 # بدانک ارباب عمل از جموع2 و دوایر، شش آوازه3 و دوازده پرده4 و بیست و چهار ~~شعبه اختیار کردهاند5 و باسامی مخصوص کرده و آنها را در عمل آوردهاند و در آنها ~~تصانیف ساخته، ومولانا قطب الدین6 رحمه الله در کتاب7 خود گفته که شعبات بحسب ~~مشهور نهاند عجب از آن صاحب کمال که با وجود آنک میان خواص و عوام چنان ~~مشهورست که شعبات بیست و چهارند و فی الواقع چنین است8 و ما اینجا شعبات را ~~تعداد کنیم و اماکن نغمات هر یک را در وتر باز نماییم برین گونه: # دوگاء سهگاه چهارگاء پنجگاه عشیرا نوروزعرب ماهور نوروزخارا بیاتی # 82652321 # حصار نهفت عزال اوج نیرزا مبرتع رکب صبه همایون زاؤل اصفهاند # هستهنگار خوزی نهاوند محیر10 # 24232221 ~~پس بباید دانست حقیقت شعبه بحسب استقرا هیأتی بود انتقالی11 بر نغمات بر ~~از جموع را شعبد کو یند و آزهر شرده اا سیعبه زا اعتبار کرد اند م ل الزردهآ حجازی ~~غزال و نهفت را اعتبار کردهاند و گفته که عزال و نهفت شعبتین حجازیاند و بر جمع ~~نغمات13 بعضی از شعبات اشتمال بعد ذی الکل باشد و بر جمع نغمات بعضی ابعاد ~~وسطی14 و بر جمع نغمات بعضی دیگر ابعاد صغری15. # اما شعبهآ اول دوگاه16 و آن17 دو تغمه است که اشتمال بعد طنینی بر آن نغمتین است ~~برین مثال: ~~این بعد در جمیع ادوار و جموع موجود باشد غیر از سه جنس مفرد اول جنس مفرد ~~اعظم که آن نغمات اصل اصفهانکست ب ججج دوم جنس مفرد اوسط که آن ~~نغمات اصل راهویست ججج. سیم جنس مفرد اصغر که آن نغمات اصل ~~زیرافکندست ب جج. پس توان گفت که در هر دایره و آوازه و شعبه، دوگاه باشد غیر ~~از جموع ثلثه مفرده کما علمت. # اما اهل عمل دوگاه را اگرچه در جمع طبقات موجود بود لکن در طبقهآ ثانیه اعتبار ~~کردهاند و آن ح یا باشد و ابتدای ms237 آن از طرف اثقل و آن نغمتین دوگاه که طرفین طنینی PageV01P303 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0232.png) ~~است میان دوذی الأربع واقعست از طرف اثقل انتقال کند با نغمهآ او از طرف احد تا ~~نغمهآ یح بدین سبب دوگاه در طبقهآ ثانیه مختارست. ~~اما شعبهآ ثانی سهگاه است و چون بر دوگاه بعد جاضافت کنند سهگاه شود و نغمات ~~آن برین گونه باشد # وبعد کل وربع کل بالتقریب بر نغمات ثلثهآ آن مشتملست18. # اما شعبهآ ثالث چهارگاه و آن بر سهگاه بیک بعد جزیادتست و آنرا از طرف احد بر ~~سهگاه اضافت کنند تا چهارگاه شود و بر جمع نغمات آن، بعد ذی الأربع مشتملست و ~~نغمات آن این: # ی یجیرع # و آنرا چهارگاه19 ذی الأربع گویند و اگر محط بر نغمهآ یا کنند آنرا چهارگاهآ رکب ~~خوانند و آن هم یکی از شعباتست چنانک بعد از این معلوم شود در موضع ~~خود20. # اما شعبهآ رابع پنجگاه18است21 چون بر نغمات چهارگاه ذی الاربع، بعد طنینی ~~اضافت کنند پنجگاه شود و اشتمال بعدذی الخمس بر آن جمع نغمات باشد و اهل عمل ~~پنجگاه را بدو نوع در عمل آوردهاند: یکی را پنجگاه اصل خوانند و دوم را پنجگاه زاید ~~و آن شش نغمه باشد زیرا که طنینی که در طرف احدست آنرا به جب قسمت کنند ~~برین مثال: # ی ب # اما شعبهآ خامس عشیرا22 بعضی از ارباب عمل آنرا بده نغمه در عمل آوردهاند و ~~جهت تسمیه اینست و آنرا عشیرا می خوانتد. و بعد ذی الکل و طنینی بر جمع نغمات PageV01P304 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0229.png) # لما نغمات اصل آن از نغمهآ ید است تا نغمهآ ا و از نغمهآ اتا نغمهآ دنغمات خمسهآ ~~حسینی است که قسم خامس است از طبقهآ ثانیه. اما چون بعد طنینی از طرف اثقل بر ~~آن زیادت می شود می گویند که حسینی محط بر راست. عشیرای اول را عشیرای کبیر ~~و ثانی را عشیرای صغیر گویند. # اما شعبهآ سادس نوروز ms238 عرب و آن چهار نغمه است23 برین مثال: ~~. در جمع نغمات. و آن ضعف طنینی [را] مشتملست و برای تزسن الحان از طرف احد ~~بعد جو بعد ب اضافت کنند و از جانب ثقل24 بعد ط. ودر سیر نغمات از جانب تقل24 ~~نوروز اصل بر آن اضافت کنند اعنی قسم رابع طبقهآ اولی25 ط جج ~~اما شعبهآ سابع ماهور اهل عمل را در ماهور دو قولست، اگرچه بقول هر دوماهور ~~مرکبست از کردانیا و عشاق و کردانیا را بر عشاق مقدم دارند بعضی به پنج26 نغمه در ~~عمل آورند و بعضی بهشت نغمه اما بقول آنان که به پنج نغمه در عمل آورند کردانیا و ~~عشاق را در یک بعد ذی الخمس مندرج گردانند برین مثال:27 # چمیریقملیح PageV01P305 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0234.png) # وبر جمع نغمات آن بعدی مشتعلست که بر ذی الأربع بضعف بعد جزیادتست30. # اما شعبهآ تاسع حصار و آن هشت نغمه است و مرکبست از نوروز اصل و زیر افکند ~~مشروط بدانک نوروز اصل در طرف احد باشد و بعد31 طنینی میان زیرافکند و نوروز ~~اصل فاصله بود کانه بعد از نوروزاصل بعد طنینی و بعد از طنینی جنس مفرد اصغر باشد ~~برین گونه32: ~~کرد کسویحا چیدج ی ع ~~اما شعبهآ عاشر33 بیاتی و آن پنج نغمه است: نغمهآ اول یح وثانی یه و ثالث را ازمیان ~~یجویب استخراج کنند34 ورابع ی و خامس ح و این جمع نغمات بیاتی محزون ومرق ~~باشد بحجازی و ابوسلیک قریب باشد اعنی بین35 بین هر دو بود و نغمات آن ~~اینست: # اما شعبهآ حادی عشر نهفت و آن هشت نغمه است36 و آن دایرهآ شصت و چهارم ~~است و37 بر جمع نغمات آن بعد ذی الکل مشتملست و آن مترتب شده است از ~~ضافت38 قسم رابع از طبقهآ ثانیه اعنی ط ججط بقسم سادس از طبقهآ اولی39 اعنی ~~جط ج برین گونه: ~~ییبیدعجدجبه ~~اما شعبهآ ثانی عشر عزال40 و بر41 جمع نغمات آن بعد ms239 ذی الخمس مشتملست و بر ~~جنس حجازی بیک بعد طنینی زیادتست واز نهفت بیک بعد ذی الاربع اقل، و نغمات آن PageV01P306 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0231.png) # اما شعبهآ ثالث عشر آوج43 و آن44 دایرهآ هفتاد و دومست25 و هشت نغمه است و بر ~~جمع نغمات آن بعد ذی الکل مشتملست و اگر درین جمع نغمات، نغمهآ ی در آورند ~~مقلوب الطبقتین عراق شود و آن مترتب شده است از اضافت قسم سادس طبقهآ ثانیه ~~بقسم سادس از طبقهآ اولی26 ونغمات آن اینست47: ~~ید # اما شعبهآ رابع عشر نیرز48 و اهل عمل نیرزرا بدو نوع در عمل آورند: یکی41 را ~~نیرز صغیر خوانند و دیگر را نیر زکبیر50. اما نیرز صغیر و آن پنج نغمه است51 برین ~~گونه52: # طمومربن # اما نیر زکبیر بیک بعد ذی الأربع بر53 نیر زصغیر زایدست و آن هشت نغمه است وبر ~~جمع نغمات آن بعد ذی الکل مشتملست و آن چنان باشد که در طبقهآ اول جنس حجازی ~~باشد و در طبقهآ ثانیه جنس راست و اگر54 نغمهآ دمحط کنند آنرا حجاز عربان خوانندو ~~اگر محط بر آ باشد آنرا نیرز کبیر خوانند و درین دایره نغمهآ ح مفقودست مع هذا ~~ملایمست. «و صاحب ادوار رحمهالله در بیان اسباب تنافر گفته بود که در هر دایره که ~~نغمهآ ح نباشد آن دایره متنافر باشد اکنون این دایره با وجود تعدی از طرف احد بعد ~~ذی الاربع ملایمست»55 و نغمات آن اینست56: ~~ی PageV01P307 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0236.png) ~~ارباب عمل گویند که مبرقع چهارگاهیست محط بر سهگاه و ابتدای آن از طرف احد ~~کنند و برای تزیین و رونق الحان بعضی از نغمات راهوی57 را از طرف احد بر آن ~~اضافت کنند و آن ط جج باشد و چون این دو بعد جاین جنس با مبرقع انضمام یابد ~~سه بعد جبر توالی واقع شوند و58 آنها نغمات اصل راهوی باشند و از طرف اثقل ~~جنس حجازی اضافت کنند. اما اصل مبرقع همان دو ms240 نغمه است که مذکور شد «و ~~نغمتین مبرقع برین گونه است. # و از طرف اثقل62 بعد طنینی بر آن افزایند برای تزیین الحان و سیر نغمات و از ~~طرف احد بعدب و آن نغمات زیرافکند شود. و اگر از طرف احد عوض بعدب63 بعدط ~~افزایند نوروز اصل شود و نغمات هم محزون و مرق باشند. # اما شعبهآ سابع عشر صبا و آن نوروز عر بست که محط بر سهگاه باشد و اصل صبادو ~~نغمه است اما در تلحین بچهار نغمه معمول باشد64 برین گونه: PageV01P308 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0233.png) ~~4 # و اشتمال67 بعد کل و سبعة68 اتساع بر جمع نغمات آن باشد. # اما شعبهآ تاسع عشر نهاوند69 و آن هشت نغمه است اما ارباب عمل در پنج70 نغمه ~~آن تلحین کنند زیرا که نغمات اصل پنجست اما برای تزیین و رونق الحان بهشت نغمه ~~در عمل آورند اما محط بر نغمهآ ح کنند و نغمات آن برین گونه است71: ~~میی ی یعبرد # اما شعبهآ عشرین72 زاول73 و آن در مسموع شبیه است به سهگاه فرق همینست که ~~از طرف احد بعد ارخاء24 بر آن اضافت کنند و مقدار بعد ارخاء از بعد بقیه اقلست زیرا ~~که مقدار یک جزوست ازسی و شش جزو و مقدار75 ربع طنینی است کمامر و بعد از ~~ارخاء بر نغمهآ وود آن اضافت کنند تا سبب التذاذ باشد. و بعد ارخاء در زاول با این دو ~~نغمه امتزاج کند اعنی و دو با آن دو نغمه که امتزاج می کند نصفی مقداروی از نقطه بقیه ~~ازطرف اثقل آنها باشد و نصف دیگر از جانب احد و نصف مقدار آن جزوی باشد از ~~هفتاد و دو جزو. و اهل ساز آنرا بتحریک76 انامل مستنطق می گردانند و اگر کسی ~~خواهد که ارخاء را در وتر بر نغمهآ ح متحرک گرداند اصبع77 سبابه را بر نقطه ح مماس ~~گرداند، رأس الاصبع را چنان مماس و مهتز گرداند آن مقدار بعد ms241 ارخاست که نصفی از ~~طرف اثقل ونصفی از طرف احد انتقال کند و آن مماس در حرکت رأس الاصبع بر نغمهآ ~~ح و حوالی آن داخل شود که نقطهآ ح در میان طرفین ارخاء میباشد و هر نصفی از بعد ~~ارخاء جزوی باشد از هفتاد جزو. # اما شعبهآ حادی و عشرین78 اصفهانک و آن قبل ازین در شرح ادوار مذکور شد و ~~درین محل نیز برای تفهیم و توضیح طلبه ذکر کنیم79: و آن هفت نغمه است برین ~~مثال80: PageV01P309 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0238.png) ~~اولی آن جنس اول حجازست و در طبقهآ ثانیه جنس مفرد اصغر بر آن مضافست از طرف ~~احد. # اما شعبهآ ثانی82 و عشرین خوزی و آن شش نغمه باشد و آن نغمات اصل حسینی ~~است که محط برسهگاه کند و اگر محط آن بر دوگاه بود حسینی باشد و این جمع نغمات ~~را خوزی گویند که اهل شوشتر در خوزستان بیشتر درین جمع نغمات تلحین کنند. و ~~نغمات آن برین مثالست83: # اما شعبهآ ثالث وعشرین روی84 عراق و آن شش نغمه است زیرا که از اصفهانک85 ~~یک نغمه که نغمهآ یب است کمترست چون از اصفهانک نغمهآ یب محذوف شود آنچه ماند ~~روی عراق باشد86 برین مثال87: # اما شعبهآ رابع89 وعشرین محیر وآن هشت نغمه است و دایرهآ پنجاه ودوم است90 و ~~آن مقلوب الطبقتین دایرهآ حسینی است و91 بعد ذی الکل بر جمع نغمات آن مشتملست ~~اما بیذهب آنهای که روی عراق را از اصفهان مفروق گردانند92. بسته نگاررا شعبهآ ~~بیست و چهارم گویند. # این بود بیان شعبات بیست93 و چهارگانه. PageV01P310 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0235.png) ~~5نون: کرده و هر یکی را باسمی علمی مخصوص گردانیده و در آنها تصانیف ساختهاند کمایاتی ~~6- ایضا: علامهآ شیرازی... بدین عبارة گفته که... بحسب مشهورنه است اکنون عجب از آن علامهآ صاحب ~~کمال ~~7- منظور درة التاج است. ~~8 نور: چنین است و اسامی شعبات اینست. ~~9- ملی: نیریز (ولی در سایر آثار مراغی هم نیرزاست و ms242 گویا لهجه باشدرک. مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص ~~233 و جامع الالحان، ص 389 و بنابراین نیریزدر نسخهآ ملی فرع دخالت کاتب یا متأخر بودن تاریخ تحریر ~~آن باید تلقی شود). در ردیفهای فعلی نیریز گوشهای است از دستگاه راست پنج گاه و ماهور و بر حسب ~~اختلاف روایت در دستگاه همایون. ~~10 - گوشهای در دستگاه ماهور ~~11- نور: هیات انتقال بود بر نغمات پرده بر وجهی ~~12- پردهآ (یا: پرده ای)- نور: و از پردها شعبات را استنباط کردهاند مثلا از پردهآ حجازی دو شعبه اعتبار ~~کردهاند پس عزال و نهفت شعبتین حجازی باشند و هم برین قیاس مجموع شعبات از پردها مأخوذند ~~13- نور: نغمات هر شعبهآ بعدی مستغرق، بر نغمات بعضی از شعبات اشتمال بعد کبیر باشد و بر جمع نغمات ~~بعضی بعد وسط و بر جمع نغمات بعضی بعد صغیر فحینئذ ما اینجا شعبات را بیان کنیم وطریقهآ استخراج آنها ~~را از وتر باز نماییم ~~14- ذی الاربع وذی الخمس (جامع الألحان، ص 43) ~~15- طنینی و مجنب و بقیه (جامع الالحان، ص 44) ~~17- گاه (گات، کاث) به صورت پسوند در اسم آهنگها می تواند قرینهای بر قدمت وداشتن سابقهآ باستانی در ~~ایران باشد. ~~27- نور (بدون عنوان دوگاه): اما بر نغمتین دوگاه اشتمال بعد طنینی باشد و از اجزای وتر موضع آن نغمتین ~~ح یا باشد. سؤال: استخراج نغمتین دوگاه ازاد چرا نکردند که ازح یا کردند؟ جواب: گوییم که برای آنک ~~اگر مبدأ دوگاه از آکردندی از طرف اثقل مجال تصرف نبودی اگرچه از طرف احد تا هر نغمه که خواهند ~~مجال تصرف باشد وآز نغمهٔ‌ یا بطرف حدت تا نقمهآ یح مجال سیر نفمات باشد پس از طرف تقل ییک بعد ~~ذی الأربع و از طرف حدت نیز بعد ذی الأربع در تصرف مباشران باشد. پس چون در دوگاه تلحین کنند سیر ~~نغمات به بعد ذی الکل ممکن باشد و آن ذی الأربع اثقل و ذی الأربع احد بود که طنینی در وسط ms243 فاصله باشد ~~یعنی طرفین فاصله دوگاه باشد و بعد طنینی در اکثر جموع و اجناس موجود باشد الا در جنس مفرد که آن ~~نغمات اصل اصفهان است برین گونه جججب و در نغمات اصل راهوی اعنی ججج و در نغمات ~~اصل زیر افکند اعنی ب جج برین تقدیر توان گفت که دوگاه در جمیع دوایر موجود است و از جموع ~~مشهوره که آنها را اهل عمل ممتاز گردانیدهاند در هر پرده و آوازه و شعبه دوگاه موجود باشد غیر از جموع ~~ثلثآهآ مفرده مذکوره کما علمت. پس دوگاه اگرچه در جمیع طبقات ادوار موجود است لیکن در طبقهآ ثانی موضع ~~اصلی آنرا اعتبار کردهاند که آن ح یا باشد برای آن دو نغمه را موضع اصلی دوگاه اعتبار کردهاند که از طرفین ~~دوگاه دوذی الاربع یکی از طرف احد و یکی دیگر از طرف اثقل (در اصل: احد) در سیر نغمات مناسبه با دوگاه PageV01P311 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0240.png) ~~مضاعف کردند و آنرا در طبقهآ ثانیه بدین سبب انتقال کردهاند. و استخراج دوگاه ازوتر برین کونه باشد # بعط... ~~18- نور: اما شعبهآ سه گاه و آن سه تغمه است که از اضافت بعد جبه بعدط حاصل شده است چنانکی مضاف ~~در طرف احد ومضاف الیه در طرف اثقل باشد واشتمال بعد ذی الکل به نغمات (کذا منفصل) ثلثهآ آن باشد و ~~نغمات آن این: ~~هرگاه مبدا آرا سازند و آن در طبقهآ اول باشد اما اهل عمل همچنانک دوگاه را در وسط دایره اعتبار کردهاند ~~سه گاه را نیزدر همان طبقه اعتبار کند و آن چنان باشد بر یا ح نغمهآ یجاضافت گردد از طرف اثقل بجنس ~~نغمات پرده راست که آن قسم رابع طبقهآ اولی باشد اعنی ججط انتقال مناسب آن باشد و از طرف احد ~~یبعد کل و ربع کل که منقسم به ط جباشد و ازح تا یح ضعف بعد کل و ربع کل. اما نغمهآ یجوسطی مشترکه ~~است زیرا که ms244 طرف احد کل و ربع کل اثقل و طرف اثقل بعد کل وربع کل احدست و اشتمال بعد کل و نصف ~~کل بر آن جمع نغمات مذکوره باشد اعنی: یجیه یجیا ح 19 - در ردیفهای فعلی یکی از هفت دستگاه ~~است. ~~20 نور. .. بعد جزایدست و بردوگاه بدو بعد جو آنراهم در طبقآ ثانیه اعتبار کرده اندو تغمات آن جج ~~ط است و آن هم قسم چهارم است و بعد ذی الاربع مستغرق آنست و آنرا چهارگاه ذی الاربع و چهارگاه اصل ~~نیز خوانند (و بدون شکل) ~~21- نور: اما- پنج گاه و آن پنج نغمه است وبر چهارگاه بیک بعد جزایدست و نغمات آن از اجزای وتراین ~~و ابعاد آن این: ط جج ط و آن قسم رابع طبقهآ ثانیه است و اهل عمل پنجگاه زاید را به دو نوع در عمل ~~آورند: یکی را پنج گاه (کذا منفصل) اصل خوانند و آن مذکورشد ودوم را که در آن بعد بقیه زایدست پنجگاه ~~زاید ونغمات آن برین گونه باشد: PageV01P312 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0237.png) # و آن شش نغمه است زیرا که بعد طنینی که در طرف (کذا ناقص شاید: احد) به ب جمنقسم شده است. ~~22- نور: و بعضی از ارباب عمل آنرا بده نغمه در عمل آوردند جهة تسمیه همین است که و بعد ذی الکل و ~~الطنینی مستغرق آن جمع نغمات عشرهآ عشیرا باشد و نغمات آن اینست: ~~کیییی # اما نغمات اصل آن ازیه باشد بهمین ترتیب تا نغمهآ دو اصل نغمات حسینی همین نغمات خمسه است اما ~~چون از طرف اثقل بعد طنینی بر آن اضافت می کنند عشیرا می شود. و عشیرا حسینی است محط برراست: ~~عشیرای اول را عشیرای کبیر خوانند و ثانی عشیرای صغیر. ~~23- نور: است مستلزم سه بعد جو اشتمال ضعف بعد طنینی بر نغمات آنست اما برای رونق و تزیین الحان از ~~طرف بعد ب اضافت کنند اعنی قسم خامس ذی الاربع و آن ط جج (کذا ms245 با جمله ناقص ولی قسم خامس ~~باید رابع باشد مانند ضبط دو نسخهآ دیگر) ~~24- شاید اثقل (به قرینهآ احد) ~~25- منظور قسم چهارم از اقسام هفت گانه ذی الأربع است رک. مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص 37. ~~26- کذا در همهآ نسخ (یعنی منفصل). ~~27- شکل از نسخهآ مطهری و نور اقتباس شده است. و در ملی ناقص است اما بین دو نغمهآ یه و یو یک نقطه ~~بود که زائد است زیرا بر حسب ترتیب طبیعی و حساب ابجدی نغمات بعد از ه بلافاصله و می آید و لذا بین یه ~~و یو نباید نقطه یا فاصلهای باشد. ~~28- نور: و بمذهب آنان که هشت گویند... ذی الکل در عمل آورند و برین نغمات در عمل آورند: ~~29- شکل از نسخهآ مطهری و با مقابلهآ نور عثمانی اقتباس شده است ولی بدون اختلاف نیست از جمله در ~~نور به جای جج در ابعاد مربوط از طرف چپ (اثقل یا انف وتر) بعد ازط مجدد ط وب آمده است و در ~~مقاصد الالحان (ص 72) نیز ابعاد از طرف چپ (یا آ)4 ط (طنینی) است. در نسخهآ ملی به جای دیا نغمهآ دوم ~~از طرف چپ و است که با جامع الالحان تطبیق دارد (جامع الالحان، ص 141) ولی چون دبا ودر نگارش آن ~~هم در نسخههای خطی قدیمی به آسانی قابل تشخیص و امتیاز نیست باید با قید احتیاط تلقی کرد. ~~30- نور: زایدست ~~31- ایضا: و زیرافکند در طرف اثقل و طنینی در میان هر دو، فاصله کانه اول در طرف احد استنطاق نغمات ~~کنند و بعد از آن فاصله و بعد از آن زیرافکند و نغمات آن برین گونهاست. ~~32_ شکل تلفیق از نسخههاست. مطهری و نورا بعادرا ندارند و در نوربین یب ویج(ب) علامت بقیه بود که ~~تصوریمی رود باید ج باشد رک. مقاصد الألحان، چاپ دوم، ص 73. ~~33- ملی: نوروز بیاتی ~~34- نور: مستخرج شود ~~35- ایضا نور: اما از هر دو اجتناب باید کرد چنان که بین بین ms246 هر دو باشد و نغمات آن برین گونه باشد PageV01P313 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0242.png) ~~36- کذا نور و دو نسخه دیگر ندارند. ~~37- نور: و اشتمال بعد ذی الکل بر جمع نغمات آن باشد ~~38- ایضا نور: اضافهآ ~~أل لبالن له اونی ج طبه و تقبات آن مربن کوه است امظور ازطتة اولی وتانه فی الارمع د ~~ذی الخمس است که مکرر مراغی بدانها اشاره دارد) ~~40- در نور مشدد و در دو نسخهآ دیگر بدون تشدید ~~41- نور در حاشیه: و آن پنج نغمه است و اشتمال بعد ذی الخمس بر جمع نغمات آن باشد و آن بر جنس ~~حجازی بیک بعد طنینی زایدست و تغمات آن اینست ~~42- شکل در نسخهآ نور همانند است ولی بدون قید ابعاد در زیر نغمات. در مقاصد الالحان نغمات عبارتند ازا ~~جح یا یعنی بدون و (رک. ص 74) ~~4- در اغلب ردیفهای موسیقی فعلی بجز شور به نظر نمی رسد ولی دور نیست با اصطلاح اوج به معنی ~~بالای صدا در آوازه خوانی بی ارتیاط نیاشد. ~~44- و آن هشت نغمه باشد و آن دایرهآ هفتاد و دوم است (کذا جدا) و بعد ذی الکل مستغرق جمع نغمات ثمانیهآ ~~ان یاشد و اگر درین جمع نغمات، نغمهآ ی در آورند... و نغمات بدین نوع مترتب شده است. ~~45- دوایر که در شرح شعبات به آنها اشاره شده منظور دوایر 91 گانهای است که از اضافه یا ترکیب اقسام ~~بعد ذی الاربع وذی الخمس حاصل می شود (مقاصدالالحان، چاپ دوم، صفحهآ 44 تا 50). ~~46- در مورد طبقهآ اولی و ثانیه مکرر توضیح داده شد که مقصود ذی الاربع و ذی الخمس است. ~~47- شکل در نسخهها مشابه است فقط در نقاط بین نغمات کم و کاستی دارد که اصلاح شد. ~~48- در مورد نیرزقبلا توضیح داده شد ممکن است اختلاف تلفظ آن با نیریزیعنی گویش فعلی آن ناشی از ~~لهجه باشد در هر حال باید به کسر راء تلفظ شده باشد چه کسره در حالت اشباع یاء می ms247 شود. رک. تعلیقات. ~~49- نور: و یکی را ~~50- در سایر آثار مراغی هم نیرزاست و حتی برای دو نوع آن به حالت تثنیه نیرزین (جامع الالحان، ص ~~(164 ~~51- نور: است و نغمات خمسهآ آن برین گونه است: ~~52- شکل مقتبس از نسخهآ مطهری است که در عین انطباق با نسخ دیگر کاملتر است. ~~53- نور: بیک (ظاهر أزائد) بر نیرز صغیر بیک بعدذی الاربع زایدست... و بر جمع (ولی بالای جنس حجازی ~~جط ج و بالای جنس راست ججط اضافه دارد) ~~54- ایضا نور: و اگر محط بر نغمهآ د باشد آنرا حجازی عربان خوانند ~~55- نور قسمت داخل گیومه را ندارد. ~~56- شکل از نسخهآ نور عثمانی اقتباس شده و کاملتر از سایر نسخ است و به شکل سادهتر در ~~مقاصدالالحان نیز هست (چاپ دوم، ص 74) . ~~57- نور: راهوی از طرف احد برآن اضافة کنند ~~58- ایضا نور: وآن جیمات (یعنی جها= مجنبها) نغمات اصل راهوی است ~~51 فقط نور دارد. PageV01P314 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0239.png) ~~60- 3 نغمه تشکیل 2 بعد یا فاصله میدهد و بعدین تشنیهآ بعد است. ~~61- نون: و چون از چهارگاه ذی الأربع بعد طنینی فصل کنند آنچه باقی ماند رکب باشد برین گونه. ~~62- ایضا: قسمت سادس ذی الاربع و اگر از طرف احد بعدب بر آن افزایند نو روز اصل شود و نغمات رکب ~~هم... ~~63- ب بقیه وط طنینی است ~~64- نور: معمول شود ~~65- نور: مشهوره است ~~66- شکل از نسخهآ مطهری اقتباس شده است و با مقاصدالالحان نیز تطبیق می کند (چاپ دوم ص 76). ~~67- نور: اتساع بر آن جمع نغمات باشد ~~68- 1یا4 ~~69- تسمیهآ آهنگها به نام شهرها جالب توجه است و از استمرار و گسترش موسیقی ایرانی و تسری ذوق ~~حکایت می کند: نهاوند، نیرز (یا: نیریز)، زاول، خوزی، اصفهان. رک. تعلیقات. ~~70- نور: به پنج نغمه در عمل آورند و در آن نغمات خمسه تلحین کند اما محط بر نغمهآ ح کنند طبقهآ اول آن ~~منقسم است بجنس عشاق و طبقهآ عکس ابعاد حسینی است برین مثال ms248 ججط ط و آن قسم سیزدهم است ~~اما نغمات مجموع نهاوند برین مثال است: ~~71- شکل مقتبس از نسخهآ مطهری است و در نسخهآ نور به جای یو نغمهآ یجاست اما با جامع الالحان نیز ~~فرق دارد رک. ص 145. ~~72- مطهری و ملی: زاولست ~~73- قبلا اشاره شد که در آثار دیگر مراغی زاولی است رک. جامع الالحان، ص 374 ومقاصدالالحان، چاپ ~~دوم، ص 233. ~~74- در حدود ربع طنینی (جامع الالحان، ص 50). ~~75- نور: و مقدار آن چندانک مقدار ربع طنینی باشد و آن بر نسبت مثل و جزء من خمسة و ثلثین است و بعد ~~ارخاء را بر نغمهآ و و د مهتز گردانند تاسبب التذاذ گردد و بعد ارخاء با این دو نغمه اعنی و ودچنان امتزاج کند ~~که نصفی از مقدا رآن از نقطهآ معینه بطرف احد بگذرد و نصفی از طرف اثقل و نصف یک قسم آن جزوی باشد ~~از هفتاد و دو جزء و مباشران آلات ذوات الاوتار آنرا بتحریک اصابع مستنطق گردانند و اهل ساز آنرا مالش ~~گویند و اگر کسی خواهد که بعد ارخاء را نیز در وتر بر نغمهآ ح مهتز گرداند و متحرک سازد اصبع سبابه را بر ~~نقطه ح مماس کند... و مهتز گرداند که مقدار بعد ارخاء از نصفی بر طرف احد نقطهآ ح اصبع را بگذراند و ~~نصفی دیگر از طرف اثقل نقطهآ ح و چنان باید که نقطه ح در وسط باشد ~~subin2 76- مالش انگشتان ~~1nde (71- انگشت اول (غیر از شصت یا ابهام ~~78- فقط نور با واو. ~~79- نور: و گوییم که اصفهانک هفت نغمه است برین گونه ~~80- شکل در نسخهها مثل هم است ~~81 نور: متحد اعتبار کنند زیرا که طبقە اول آن جنس اول حجازی است وطبقهٔ‌ ثانیه آن جنس مفرد اصغر بر PageV01P315 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0244.png) ~~آن اضافت کنند ~~82- ایضا نور با واو و در دو نسخهآ دیگر خوزی با محیر خلط شده است. ~~83- شکل از نسخهآ نور عثمانی مأخوذ است با ms249 مراجعه به مقاصدالالحان. ~~84- تلفظ روی محل بحث است: روی فارسی یا روی عربی یا معانی مختلف ~~85- نور: از اصفهانک بیک نغمهآ یب کمترست ~~86- نور: و تغمات آن اینست ~~81- شکل از نسخهآ مطهری و ملی است. در نسخهآ نور عتمانی بعد ازی نغمهآ یا ویب ویجنیز هست که بالای ~~باید 6 تغمه داشته باشد که با یح تمام می شود ولی در مقاصد الالحان 4 نغمه از اتا ح است (چاپ دوم، ص ~~76). که نباید صحیح باشد. ~~88- محذوف اشاره است به حذف نغمهآ یجاز نغمات اصفهانک (شعبهآ بیست و یکم) بنابراین در شکل نسخهآ ~~مطهری چنین به نظر می رسد که یجباید باشد نه یح. ~~89- نور بدون واو (سهوالقلم کاتب). ~~90- کذا در همهآ نسخ منفصل ~~91- نور: زیرا که ~~92- در اینجا در دو نسخه مطهری و ملی آشفتگی روی داده است یعنی کتاب مطالب مربوط به خوزی را ~~مخلوط کردهاند- نور: حسینی است زیرا که بعدذی الکل مشتمل است بر جمع نغمات آن اما بمذهب آنهایی ~~ه روی عراق و اصفهانک را متحد گویند بسته نگار را شعبهآ بیست و چهارم گویند و ما اینجا نغمات و ابعاد هر ~~دو شعبه را باز نماییم اما نغمات محیر این # مخوا # اما نغمات بسته نگار (در ردیفهای فعلی گوشهای از دستگاه چهارگاه و آواز ابوعطا محسوب می شود) در ~~تسع ادوار (یا: ادوار تسعه) مذکور شد و اینجا درین محل هم شرح کنیم [وا مثال باز نماییم # مزعجا ~~و این تغمات اربعه بعینه نغمات اصل زیر افکندست اما بسبب آنک ازطرف اثقل بعد ج اضافت کنند و از ~~طرف احد بعد ط از یکدیگر مفروق و ممتاز گردند. ~~93- نور: این بود بیان شعبات (فقط) PageV01P316 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0241.png) ~~فایدهآ رابع1 بیان ارقام نغمات ادوار مشهوره مع النظایر در جمع2 تام ~~چون ادوار مشهوره اثنی عشره3 را دریک ذی الکل مبین گردانیدیم اکنون در هر دور ~~ذی الکل باز نماییم چنانک در جمع تام نغمات پردههای مذکوره را ms250 با نظایر باز نماییم ~~برین مثال4: # اللبلال کما کبکلی لیییاعفل ~~نول لعلبکهکرکلمکب طیح ییبیلح مرا ~~پریید ~~ین العلبکفکوکماکب پچمیبله ونس ~~مار لنا لبد ک کمکج لئمی یمی مه ~~یچ هیفاله املب کعد کز کسکبا کیج لیب ی چامجه ~~جانی ~~ند للسبل کزکه کجاکیح لجیجی لیوچه ~~یؤ الوسکد کز کد کامکسیلفمب عنلهوج ~~زنالم لولبل سز کمهم للحلیرهجویه ~~زنلول ~~بدرو امطلل کزکمک کئی ییجسی سطوجا ~~هننان # خاعلسبل کی کلجای لبعیجیلجود ~~پرانلن عبم ل که کن که ~~نزیا اعلجل که کنک ککیآ ییبولحج1 ~~بطیاء ~~بزگن ~~نخد الصبجلکی کز کعلکجس کبئ ل بید..ید کسلعو.0ح10 PageV01P317 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0246.png) ~~1- بهطوری که پیش از این یادآوری شد قسمت خاتمه یا زواید نسخهآ نور عثمانی از لحاظ تبویب و ~~فصل بندی با دو نسخه دیگر اختلاف کلی دارد و در اینجا نیز مطالب مربوط به جمع تام در آن نسخه زیر عنوان ~~فایدهآ ثالث آمده است. فایدهآ ثالث در بیان ارقام.. الخ ~~2- چون ذی الکل مرتین یا او کتاودوم شامل همه نغمات اصلی بوده است به آن جمع تام می گفتهاند کمااین که ~~ذی الکل یا اوکتاو اول را جمع کامل می نامیده اند (جامع الالحان، صفحهآ 106 و124) ~~3- ادوار دوازده گانه که در موسیقی عربی نیز شناخته شده و حانز اهمیت بوده است از عشاق تا بزرگ (ایضا ~~جامع الالحان، صفحهآ 111 و112) ~~4- نور: چون نقمات ادوار مشهوره را در جمع کامل باز نمودیم اکنون در جمع تام باز نماییم و اعداد مقادیر ~~نغمات آنها را مبین گردانیم برین متال. # فایدهآ خامس1 بیان بغضی از اصناف بعد ذی الأربع و طریقهآ عمل آنها ~~بباید دانست که اقسام2 ذی الأربع هر قسمی را در هر محلی باصطلاح قوم بنامی ~~منسوب کردهاند مثلا در ذی الأربعات دوایر بحر خوانند و در بیان اقسام ذی الأربعات، ~~جنس و در طرایق قدیمه موجب3 و در استعمال موجب و اصبع خوانند. و در اقسام ~~ذی الأربع چنانک قبل ازین معلوم شد هفت قسم ms251 ملایمست لیس الا. اما اقسام غیر ~~ملائمهآ ذی الأربع کثیرة الانواع باشند وصاحب شرفیه در کتاب شرفیه صد و یازده ~~صنف را ثبت کرده چنانک در هر صفحه شش صنف بیان کرده و مرقوم گردانیده و اعداد ~~و نسب ابعاد آنها بارقام هندسه وضع کرده، و در کتب قدما زیادت از آنها نیز آوردهاند اما ~~اگر بشرح و بسط آنها مشغول می شویم سبب تطویل کتاب می شود. پس ما اینجا از آن ~~اصناف قواعد اعمال شش صنف را باز نماییم و از آن اصناف شش صنف که بر ~~رایستست و از آن اصناف سته که بر طرف یسارست آنچه باقی ماند بعد از طرح کل وربع ~~کل از بعد ذی الأربع، بعدین اصغرین را بسه قسم کنیم و آن دو بعد را که یلی4 ~~مفصولست یکی سازیم. اکنون طریقهآ پیدا کردن اعداد نسب آنها را بیان کنیم در ~~جداول اتنی عشره ثبت کنیم چنانک مباشران این فن از آن قواعد استخراج آن اعداد ~~اطراف ابعاد توانند کردن. و از آن اصناف کثیره بعضی که ملایم باشند از آن اقسام ~~سبعهآد ملایمهآ مذکوره ذی الأربع باشد. پس بباید دانست که ارباب عمل ابعاد کبری6 را ~~بی آنک بابعاد صغری و وسطی تقسیم کنند استعمال نکتند پس ابعاد عظمی را بابعاد PageV01P318 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0243.png) ~~و سطی تقسیم کند و ابعاد و سطی را با بعاد صغری، زیرا که چنین نکنند حدوث جوع و ~~اجناس وادوار ممکن نباشد. # مثلا اگر طرفین بعد ذی الکل مرتین را که آن اله است هر چند مکرر7 کنند همان ~~نغمتین حاشیتین آن بعد مسموع شود و آن منتج هیچ جمعی و دوری نباشد پس هر ~~بعدی را بابعادی که از آن اصغر باشد تقسیم باید کرد چنانک در شرح ادوار مذکورو ~~معلوم شد. مثلا بعد ذی الکل مرتین بدو بعد ذی الکل تقسیم باید کرد و بعد ذی الکل را ~~بدو بعد ذی الأربع و یک طنینی ms252 تقسیم باید کرد و بعد ذی الأربع را بابعادی که اعظم آنها ~~بعد طنینی و اوسط آنها بعد مجنب و اصغر آنها بعد بقیه باشد که این ابعاد ثلثهآ صغری را ~~ابعاد لحنیه خوانند کماعلمت. # اکنون شروع کنیم در بیان اصناف اجناس ذی الأربع وطریقهآ اعمال آنها بر سبیل ~~اختصار باز نماییم. پس بباید دانست که هر سه بعد که اشتمال بعد ذی الأربع بر آنها ~~باشد اگر یکی اعظم باشد از باقیتین آنرا جنس اللین خوانند و اگر نچنان8 باشد جنس ~~قوی خوانند9: اما جنس اللین و آن بر سه قسمت: قسم اول از جنس اللین که در آن ~~اجناس اعظم ابعاد ثلثه بعد کل وربع کل باشد آنرا جنس راسم خوانند. قسم ثانی از ~~جنس اللین آنک در آن اجناس اعظم ابعاد ثلثه بعد کل و خمس کل باشد و آنرا جنس ~~لونی خوانند. قسم ثالث از جنس اللین آنک در آن اجناس اعظم ثلثه بعد کل و سدس ~~کل باشد و آنرا جنس ناظم خوانند. # چون10 معرفت این اجناس حاصل شود پس بباید دانست که در جنس اللین اگر ~~اعظم ثلثه در طرف ایقل باشد اعظم اصغرین در طرف احد باشد یا در وسط، اکنون از ~~آنها شش صنف مترتب می شود و این ابعاد مختلفة النسب باشند: پس اگر اعظم ابعاد ~~ثلثه در وسط باشد آنرا غیر منتظم خوانند و اگر اعظم ابعاد ثلثه در طرف اثقل باشد و ~~اعظم اصغرین در وسط آنرا منتظم متتالی خوانند و اگر اعظم ثلثه در طرف اثقل باشد و ~~اعظم اصغرین در طرف احد آنرا جنس منتظم غیر متتالی خوانند پس اعظم بعدی که ~~ممکن است از بعد ذی الأربع فصل کردن آن بعد کل و ربع باشد لیس الا. باقی ماند ~~بعدی که بر نسبت جزء من خمسة عشر باشد و اگر قسمت کنیم باقی را بقسمین ~~متساویین ابعاد ثلثه در بعدذی الأربع مترتب شوند برین مثال: کل ms253 وربع کل، و کل وجزء ~~من احدی و ثلثین، و کل و جزء من ثلثین و این جنس مترتب می شود به شش صنف و ما ~~اعداد مقادیر و نغمات و ابعاد آنها را در جدول مرسوم گردانیم برین مثال. PageV01P319 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0248.png) ~~اچو سی اشهر بروبر بحاوما عل ابائبه ن ل یک کلیاه شازا سبن الرامر خان نبم انم اعلم اللد عث رآن کل ومنرکن ~~هنه آزتهش هلدنی خلشند و آند اعطیم ببد ثنته ررآن مل وسشدنس کل بانته آزا حن ان طز نزریمنند. # تهزیر *فینلم ~~جدول بر اساس نسغه مطهری است با مقابلهآ نسخ دیگر. در جامع الألحان ودر جدول به خط مؤلف 39 است ~~نه 93 رک. جامع الألحان ص67 PageV01P320 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0245.png) # و درین جدول11 ا د علامت طرفین بعد ذی الأربعست چنانک در اول جداول ~~بسیاهی مرقوم شده است و در صنف اول اب علامت طرفین بعد کل و ربع کلست وب ~~جعلامت طرفین بعد کل و جزء من احدی و ثلثین است و جد علامت طرفین بعد کل و ~~جزء من ثلثین است و این حروف که علامات ابعاد ثلثهآ مذکوره است بتبدیل نغمات ~~متبدل نمی شوند بلک در هر صنفی علامات نغمات و ابعاد آن صنف باشند. # اکنون طریقهآ اعمال اصناف را بیان کنیم و استخراج نغمات و ابعاد ثلثه کنیم. ~~طریقه عمل صنف اول از جنس لین12 که آنرا جنس الراسم خوانند منتظم غیر ~~متتالی13. # طریقه عمل در پیدا کردن اعداد نسب ابعاد این صنف آن چنانست که اول فصل ~~کنیم از بعد ذی الأربع بعد کل و ربع کل چنانک مفصول در طرف اثقل باشد. طریقه ~~آنست که حاشیتین مفصول و مفصول عنه را بعدد وضع کنیم بدین گونه «طرفین ~~ذی الأربع»414 و5،3 و4 پس ضرب کنیم عدد حاشیهآ عظمی را از بعد اصغر که آن 5 ~~باشد در عدد حاشیهآ عظمی از بعد اعظم که آن 4 باشد تا حاصل شود 20 ms254 . پس ضرب ~~کنیم عدد حاشیهآ عظمی از بعد اصغر که آن 5 باشد در عدد حاشیهآ صغری از بعد اعظم ~~اعنی 3 تا حاصل شود 15 پس ضرب کنیم عدد عظمی عظمی را که آن4 است در عدد ~~صغری صغری اعنی 4 تا حاصل شود16 باقی ماند تا نقطهآ ربع بعد کل و جزء من خمسة ~~عشر15 و چون خواهیم که آنرا تنصیف کنیم تا در16 ذی الأربع سه بعد موجود گردد ~~طریقه آنست که حاشیتین آنرا مضاعف گردانیم و نصف فضل اعظم بر اصغر افزاییم17 ~~تا اعداد نغمات و نسبت اعداد صنف اول مترتب شود برین گونه18: # طریقه19 عمل صنف ثانی ازجنس لین که آنرا جنس راسم20 خوانند منتظم متتالی: # طریقهآ عمل صنف ثانی چنانست که اول فصل کنیم از بعد کل و ثلث کل، بعد کل و ~~ربع کل چنانک مفصول در طرف اثقل باشد طریقه آنست که حواشی بعدین مفصول و ~~مفصول عنه را بعدد وضع کنیم و بهمان طریق که در صنف اول فصل کردیم اول از بعد PageV01P321 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0250.png) ~~ذی الأربع بعد کل وربع کل فصل کنیم باقی ماند کل وجزء من خمسة عشر جزء من کل ~~پس فصل کنیم از بعد کل و جزء من خمسة عشر جزء من کل بعد کل و جزء من ثلثین جزء ~~من کل طریقه آنست که حواشی آن بعدین21 را اعنی مفصول و مفصول عنه بعدد وضع ~~کنیم برین گونه: 16 و31،15 و30 پس ضرب کنیم عظمی صغری را31 در عظمی ~~عظمی 16 تا حاصل شود 22496 پس ضرب کنیم عظمی صغری را 31 در صغری ~~عظمی 15 تا حاصل شود 465 و آنرا حاشیتین سازیم23، پس ضرب کنیم عظمی ~~عظمی را 16 در صغری صغری 30 تا حاصل شود 480 و آنرا واسطه سازیم24 «پس ~~ریع چهارصد و نود و شش را بر چهار صد و نود شش افزاییم و مطلق وتر فرض کنیم»25 ~~تا اعداد مترتب ms255 شوند برین گونه26: # طریقه27آ عمل ضنف ثالث از جنس لین که آنرا جنس راسم28 خوانند منتظم ~~متتالی: # درین صنف احتیاج بضرب و قسمت و تضیعف29 و تنصیف30 نیست زیرا که اعداد ~~نسب مطلو به31 در عدد حاشیهآ عظمی بعد اول موجود باشند چون بر مطلق وتر عدد32 ~~مرسوم باشد زیرا که اعظم ابعاد ثلته همان32 عدد مذکورست اعنی عدد حاشیهآ عظمی ~~که آن کل و جزء من احدی و ثلثین است برین گونه33: ~~22یا یل رفز من لن ب 31 # تل و مخ لاس احی ران # طریقه 32 عمل صنف رابع از جنس لین که آنرا جنس راسم خوانند منتظم غیر ~~متتالی: # درین25 صنف اول از بعد ذی الأربع بعد کل وربع کل فصل کنیم چنانک مفصول در PageV01P322 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0247.png) ~~طرف احد باشد طریقه آنست که حواشی مفصول و مفصول عنه بعدد برین گونه436 و ~~5،3 و4 وضع کنیم پس ضرب کنیم صغری عظمی را 3 در عظمی صغری 5 تا حاصل ~~شود1537، پس ضرب کنیم صغری عظمی را 3 در صغری صغری4 تا حاصل شود38 ~~12. پس ضرب کنیم عظمی عظمی 4 را در صغری صغری 4 تا حاصل شود1639. # پس اعداد مترتب شوقد برین گونه16:40 و15 و12. پس فصل کنیم از بعد کل و ~~جزء من خمسة عشر جزء من کل، بعد کل و جزء من ثلثین جزء من کل طریقه آنست که ~~اعداد حاشیتین41 مفصول و مفصول عنه را بعدد وضع کنیم برین گونه: 16 و31،15 و ~~30 پس ضرب کنیم عظمی صغری را31 در عظمی عظمی 16 تا حاصل شود42 496. ~~پس ضرب کنیم عظمی صغری را 31 در صغری عظمی 15 تا حاصل شود 465 و آنها ~~را43 حاشیتین سازیم. پس عظمی عظمی را16 در صغری صغری44 30 تا حاصل شود ~~480 و آنرا واسطه45 سازیم، اعداد مترتب شوند برین مثال46. # طریقهآ عمل صنف27 خامس از جنس لین که آنرا جنس راسم خوانند غیر منتظم: ~~درین صنف ms256 بعد کل و جزء من اجدی و ثلثین در طرف اثقل واقعست و حاشیتین آن ~~اینست48: 32 و31 و این عدد را خمس49 صحیح نیست بضرورت3250 در5 ضرب ~~باید کرد که آن حاشیهآ عظمی کل و ربع51 کلست تا حاصل شود 160، پس ضرب52 ~~کنیم31 را در4 تا حاصل شود 124 پس ضرب کنیم 30 در4 حاصل شود 120 واعداد ~~مترتب شوند53 برین گونه54: PageV01P323 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0252.png) ~~طریقهآ عمل55 صنف سادس از جنس لین که آنرا جنس راسم خوانند غیر منتظم: ~~درین صنف چون خواهیم که از56 بعد ذی الأربع بعد کل و جزء من ثلثین فصل ~~کنیم57، پس وضع کنیم58 اعداد حواشی آنها را برین گونه: 4 و31،3 و30 پس ضرب ~~کنیم59 عظمی صغری را 31 در عظمی عظمی 4 حاصل شود 124، پس ضرب کنیم ~~صغری صغری را 30 در عظمی عظمی 4 تا حاصل شود 120 و ضرب کنیم عظمی ~~صغری را 31 در صغری عظمی 3 حاصل شود 93 «پس ضرب کنیم 32 در3 حاصل ~~شود 96»60 پس اعداد برین گونه مترتب شوند61. ~~3 ح جآ من هقلین عل ویه تل ا کی ه موٹین *2 # و بباید دانست که اجناس لینه متنافرند62 اما63 از اجناس قویه تألیف ملایم ~~ممکنست و از اجناس قویهآ ملایمه سه جنس را باز نماییم که آنها عشاق و نوی و ~~بوسلیک است64. # فل وتم خی العوی زنوای # من بایین # عزمنف # فل بله ل # قل ولیه عیم العوی زوقنین # و این اجناس ثلثهآ قویه65 از آن اجناس سبعهآ ملایمهآ ذی الاربعست66. جنس اول را ~~ذی المدتین اثقل خوانند ط ط ب وجنس ثانی ذی المدتین منفصل خوانند ط ب ط و ~~جنس ثالث را ذی المدتین احد خوانندب ط ط، باقی اجناس را در کتاب کنزالالحان67 PageV01P324 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0249.png) ~~مبین گردانیده ایم فلیطلب منه. # اما 68صد ویازده صنف را که صاحب شرفیه ثبت کرده است مجموع آنها ازین ~~قواعد وطرایق، اعمال آنها را توان معلوم ms257 کردن و استخراج نسب ابعاد و نغمات ~~ممکنست کردن. # و اجناس لینه همچنانست که نقاش تخیل کند که صورتی بر کشد. و اجناس راسمه ~~همچو رسمست که نقاش صورت کشد. و اجناس لونیه همچنانست که نقاش آن رسمی ~~کشیده است آنرا می پردازد69 و لون و صورت آنرا بتمامی می نماید و آن از اجناس ~~قویه مترتب می گردد. این بوه طریقهآ اعمال و اجناس و اصناف بعدذی الأربع که مذکور ~~شد. PageV01P325 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0254.png) ~~جنس کل وخمس کل باشد آنرا جنس اللونی خوانند. و آنک اعظم ثلثه در آن جنس کل و سدس کل باشد آن ~~جنس وا ناظم خوانند. و جنس راسم بمثابت آنست که چون نقاش خواهد که صورتی کشد اول رسمی کشد و ~~آن بمثایت جنس راسم باشد در نغمات و بعد از آن آنرارنگ آمیزی کند و آن بمثایت جنس اللونی است و بعد ~~ازآن آنرا می پردازد و باتمام می رساند آن بمثابت جنس ناظم است. ~~1- نور: پس بیاید دانست که هر سه بعد که اشتمال بعد ذی الاربع بر آنها باشد اگر یکی اعظم باشد از ~~باقیتین آنرا جنس اللین خوانند واگرنه چنان باشد جنس القوی. اما جنس اللین بر سه قسم است: قسم اول ~~از جنس اللین که در آن جنس اعظم ابعاد ثلثه بعد کل وربع کل باشد و آنرا جنس الراسم خوانند. اما قسم ~~ثانی آنک در آن جنس اعظم ابعاد ثلیه بعد کل و خمس کل باشد آنرا جنس اللونی خوانند. و قسم ثالث آنک ~~درآن جنیر اعظه ابهاد نله بمد کل وسس کل باقد و آنرا جنس ناظم خوانتد س درچنس اللتن ابر ~~مترتب می شود و این ابعاد مختلفة المقادیر و النسب باشند. و اگر اعظم ابعاد ثلثه در وسط باشد آنرا غیر ~~منتظم خوانند و اگر اعظم ابعاد ثلثه در طرف اثقل باشد و اعظم اصغرین در وسط آنرا منتظم متتالی خوانند و ~~اگر اعظم ایعاد ثلثه ms258 در طرف احد باشد و اعظم اصغرین در وسط آنرا هم منتظم متتالی خوانند اما اگر اعظم ~~ابعاد ثلثه در طرف اثقل باشد و اعظم اصغرین در طرف احد آنرا منتظم غیر متالی خوانند. و اگر اعظم ابعاد ~~ثلثه در طرف احد باشد واعظم اصغرین در طرف اثقل آنرا هم منتظم غیر متتالی خوانند، پس اعظم بعدی که ~~ممکن است از کل و ثلث کل فصل کردن بعدی باشد که آن بر نسبت کل و ربع کل باشد لیس الا باقی ماند ~~بعدی که آن بر نسبت مثل و خمسة عشر باشد. # سؤال: اگر گویند که گفت چون بعدی که از بعد ذی الاربع ممکن است آن بعد کل وربع کل و آن او است ~~بتقریب بعدی دیگر هست اعظم از آن که مقدار آن ا له و مقدار از زیادتست از مقدار او پس چرا گفت که ~~اعظم بعدی که ممکن است از بعد ذی الاربع فصل کردن آن بعد کل و ربع کل باشد لیس الا بایستی که بعد ~~مفصول بعد ازرا گفتی که آن اعظم است از کل و ربع کل که ازاست بتقریب؟ جواب گوییم که مراد مصنف ~~رحمه الله از بعد کل وربع کل گفتن کل وربع بالتحقیق است نه کل و ربع بالتقریب کانه از مقدار ربع کل مقدار ~~خمس کل فصل کرده شده باشد اعنی مفصول عنه کل وثلث کل است و مفصول کل و ربع کل اکنون درین ~~جداول اصناف بعد ذی الاربع و اعداد نسب آنها را باز نماییم برین مثال. ~~11- نور: جداول اد علامت طرفین بعد ذی الاربع است (کذا منفصل) واب طرفین بعد کل و ربع کل چنانک ~~در اول جدول مرقوم شده است و در صنف اول اب علامت کل وربع کل است، ب جعلامت طرفین بعد کل و ~~جزء من احدی و ثلثین و جد علامت طرفین بعد کل و جزء من ثلثین. و این حروف اربعهآ ms259 مذکوره بتبدیل ~~نفمات متبدل نمی شوند بل که درهر صنفی علامات نغمات وابعاد آن صنف باشند. اکثون اعمال اصناف را ~~بیان و استخراج نغمات و ابعاد ثلثه کنیم در اجناس. ~~. 5oft5eale 12- ایضا: اللین ~~13- همان نسخه: منتظم متتالی (ولی غلط است رک. جامع الالحان، ص 68) PageV01P326 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0251.png) # 327 ~~17- نور: تا اعداد مترتب شوند برین مثال: ~~18- شرح و شکل این صنف در جامع الالحان نیز هست رک. صفحهآ 68 و69. ~~19- نور: اما طریقهآ... اللین ~~20- نور: الراسم ~~21- نور «آن بعدین را اعنی» را ندارد. ~~22-26831-496 که 16 بزر گترین عدد بعد کو چکتر یعنی عظمی صغری و31 بزرگترین بعد بزرگتریا ~~عظمی عظمی است. ~~3121523-465 که از ضرب 31 یعنی بزر گترین عدد بعد بزرگتر در15 یا کو چکترین عدد بعد کو چکتر و ~~به اصطلاح عظمی صغری در صغری عظمی بدست می آید ~~22- 16 بزرگترین عدد بعد بزرگتر (عظمی عظمی) و 30 کو چکترین عدد بعد کو چکتر (صغری صغری) ~~.480 =16x30است و ~~25- نور«» را ندارد ~~26- ایضا نون: برین مثال. شرح و شکل این صنف را می توان در جامع الالحان از صفحهآ 69تا70 ملاحفظله ~~کرد ~~27- نور: اما طریقهآ ~~28- نور: اللین.... الراسم ~~doubling -29 ~~biseetion -30 ~~31- نور: نسب مطلو به مجموع در عدد حاشیهآ عظمی بعد اول موجودند ~~32- ایضا: آن عدد مذکورست برین مثال ~~33- در نسخهآ ملی و مطهری «کل و جزء من احدی و عشر» است ولی در جامع الالحان که شکل و شرح این ~~صنف آمده احدی وثلثین است رک. صفحهآ 70 ~~34- ایضا نور: اما طریقهآ.... اللین... الراسم ~~35- نور: و درین ~~36- چون این دو بعد به نسبت و5 هستند. ~~37- 325 = 15 یعنی عدد کو چکتر بعد عظمی در عدد بزرگتر بعد صغری. ~~38- 483-12 یا حاصل ضرب عدد کو چکتر بعد عظمی در عدد کوچکتر بعد صغری. ~~4x4-39-16 که از ضرب عدد بزرگتر بعد عظمی در عدد کوچکیر بعد صغری حاصل می شود. ~~40- کذا نور که به علت تشابه با موارد قبل ms260 مرجح به نظر می رسد - ملی و مطهری: پس اعداد حاصل شود ~~برین ترتیب ~~41- مطهری و ملی: حاشیتین هر یکی را از آنها بعدد ~~42- 16731-496 (که در نسخهآ نورعثمانی به غلط 486 نوشته شده است) یعنی حاصل ضرب عدد ~~بزرگتر بعد عظمی 16 در بزرگتر بعد صغری 31. ~~43- ایضا 31x15 -465 یا حاصل ضرب عدد کوچکتر بعد عظمی 15 در عدد بزرگتر بعد صغری 31 PageV01P327 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0256.png) ~~44_ شاید «ضرب کنیم» محذوف به قرینه شده باشد ~~45- 480 که حاصل ضرب 30 (عدد کوچکتر یعد صغری) است در15 (عدد کوچکتر بعد عظمی) ~~46- شرح وشکل این صنف را نیز مراغی در جامع الالحان آورده است ولی به جای 372 در آنجا 389 است ~~(صفحه 71 و72) با توجه به قید «کل و ربع کل» در بین دوعدد 372 و465 می توان نتیجه گرفت که اگر ربع ~~372 را که 93 می شود به آن اضافه کنیم 465 پدست می آید و بنابراین 372 صحیح باید باشد. ~~47- تصحیح قیاسی - مطهری وملی: اما طریقهآ - نور: اما صنف... اللین... الراسم (مانند موارد مشابه قبلی با ~~صبغهآ عربی) ~~48- نور: 32 و31 است ~~41- یعنی عدد 31 مضرب 5 نیست (جامع الالحان، ص 72). ~~50- نور: اکنون بضرورت ~~51- کل وربع کل ا یا5 است و چون دو عدد 5 و4 را حاشیه می گویند5 حاشیهآ عظمی یا بزرگتر می شود. ~~52- نسخهآ نوردر اینجا کم دارد یعنی ناقص است ~~53- ملی: شود - نور: اعداد مترتب شوند برین مثال ~~54- شرح وشکل این صنف را در جامع الالحان نیز می توان ملاحظه کرد (ص 72). ~~55- نور: اما طریقهآ... اللین... الراسم (مانند موارد سابق الذکر) - ملی: صنف سادس.... ~~56- نور: که فصل کنیم از بعد کل و ثلث کل بعد کل و جزء ثلثین جزهآ من کل ~~57- به مصداق عبارتنا شتی مفهوم نسخهها یکی است زیراذی الاربع بعدی است به نسبت] که همان کل و ~~ثلث کل ل1 (=) می شود و31 و30 فقط یک واحد اختلاف دارد که ms261 در واقع یا جزءآ من ثلثین است. ~~58- نور: وضع کنیم حواشی مفصول و مفصول عنه را بعدد برین گونه ~~59- در مورد محاسبه با توجه به توضیحات قبلی روشن میشود که 31x4=124 و 30x4= 120 و ~~.93-31x3 ~~60- و بالاخره 3283 -96 ولی نسخهآ نور گیومه را ندارد اما وجود آن در شکل ضرورتش را ایجاب می کند و ~~آن چنان که در صنف خامس دیده شد یکی از دو حاشیهآ بعد کل و جزء من احدی و ثلثین یا نسبت 2است. ~~61- نور: تا اعداد مترتب شوند برین مثال (برای شرح و شکل این صنف رک. جامع الالحان، ص 73) ~~62- ایضا نور: متنافرات اند ~~63- همان نسخه: اما ما از اجناس قویه تألیف ملایم کردن ممکن است (کذا منفصل ویا ما ظاهر ازاید) و اینجا ~~از اجناس قویه سه جنس را باز نماییم برین مثال: ~~64- اختلافات نسخ در این جدول: در ستون سوم از طرف چپ و بالا در نسخهآ ملی: کل و ثلثة عشر جزء من ~~مائة و ثلثة اربعین جزء من کل (که مائة باید مأتین باشد). در ستون سوم از طرف چپ و پایین در نور «کل وثلثة ~~عشر جزء من ماتین و ثلثة و اربعین جزء من کل» است که در واقع تکرارستون سوم بالاست و باید کل و ثمن ~~کل باشد زیرا ثمن یا ل عدد 192 برابر 24 می شود که وقتی با 192 جمع شود 216-192324 بدست ~~می آید و باضافه در عدد 192 دویست یا ماتینی نیست. ~~65- نور: قویه را ذی المدتین گویند زیرا که بعد طنینی باشد چون در هر جنسی دو بعد طنینی موجودست ~~لاجرم ذی المدتیین خوانند وقوی ذو التضعیف نیز خوانند مثلا جنس اول را القوی ذو التضعیف الاثقل گویند و PageV01P328 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0253.png) ~~جنس دوم را القوی ذو التضعیف المنفصل کویند وجنس سیم راذو التضعیف الأحد گویند. اما جنس اول طبقهآ ~~عشاق است وجنس دوم طبقهآ اول نوی و جنس سیم طبقهآ ms262 اول ابو سلیک (کذا) است. و این اجناس ثلثهآ قوته ~~از اقسام سبعهآ ذی الأربع است اعنی ملایمتد جنس اول ذی المدتین اثقل است اعنی ط ط ب وجنس دوم ~~ذی المدتین منفصل است اعنی ط ب ط وجنس سیم ذی العدتین احدب ط ط، بواقی اجناس را در کتاب ~~کنزالالحان این طریق اعمال مبین... ~~66- هفت قسم ذی الاربع یا طبقهآ اولی (جامع الالحان، صفحهآ 73 و74). ~~67- شاید پر ارزش ترین اثر مراغی که متأسفانه نسخهای از آن تاکنون شناخته نشده و گویا در آن مراغی ~~آهنگهای موسیقی را به خط مخصوصی نوشته بوده است رک. مقدمهآ مقاصدالالحان، صفحه 28 و ~~جامع الالحان، صفحهآ سیزده و برای اطلاع بیشتر رک. تعلیقات. ~~68- نور: و این اجناس را که اینجا ذکر کردیم قواعد اعمال باقیه را ازین اجناس می توان دانستن این بود ~~بیان طریقهآ عمل بعضی از اجناس (ولی توضیح مربوط به اجناس لین و راسم و لونی در همین نسخه در اوایل ~~فایدهآ رابع آمده است که قبلا نقل شد) ~~69- در این تشبیه اجناس به سه مرحله تقسیم شده است: تخیل که بخواهند صورتی را بکشند. طرح یا به ~~اصطلاح قدما نیرنگ (نی رنگ) و صورت کامل با رنگ آمیزی و پرداخت. # بیان مواجب وآدوار ایقاصی باصطلاح قدما که آنها را اصابع سته گویند و اسامی ~~نغمات که در ادوار دایر میشوند و ادوار که در نغمات دایر میشوند # بدانک اصابع2 سته میان قدما مشهور و متداول بوده است وایشان بدین طریق عمل ~~می کردهاند و باصطلاح ایشان اقسام ذی الأربع را مواجب و اصابع میخواندهاند و ~~ایشان مواجب سته را اصابع سته نیز گفتهاند و آنها امتزاج دساتین اوتار عود بود و امکنهآ ~~آن که بمطلقات اوتار امتزاج دهند. و مواجب شش اند: موجب اول از جانب ثقل امتزاج ~~دهند نغمات زاید و وسطی قدیمه را بدین3 نغمات: ارب5 ح. # اما موجب ثانی امتزاج نغمات مجنب و وسطی قدیمه ms263 بدین نغمات: ارججه وح. # اماموجب ثالث و آن امتزاج نغمات جنب و وسطی فرس5 برین ترتیب: اوجم وبح # اما موجب رابع و آن امتزاج تغمات سبابه و وسطی قدیمهآ برین ترتیب: ا دپهدح. # اما موجب خامس و آن امتزاج نغمات سبابه و وسطی فرس7 برین ترتیب: ~~الابروح. PageV01P329 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0258.png) ~~اما موجب سادس و آن امتزاج نغمات سبابه و بنصر برین ترتیب: او زح . ~~اما مطلقات بدل از نغمات خنصرست. این بود مواجب ستهآ قدیم8 که اصابع خوانند ~~و تغمات زاید در آن دستان بر وتر بم ب بود و بر وتر مثلث ط و بر وتر مثنی یو و بر وترزیر ~~کجوبر وتر حادل، پس نغمات زواید چنین باشد: ب ط یو کجل. اما9 نغمات مجنبات ~~این: جی یز کد لا. سبابیات این: دیایح که کب و نغمات10 وسطی قدیمه این: ه یبیط ~~کو کج و تغمات وسطی زلزل این: دیجک کزلد. و نغمات11 بنصر این: زیدی کح لد. ~~و در حالت تلحین نسبت دادهاند ضروب سته قدیمه را باصابع سته قدیمه که آنها «برین ~~ترتیب اند»12: ~~تقیل اول مزموم، تقیل اول مسرج، ثقیل اول معلق، ثقیل اول محمول، ثقیل اول ~~مجنب وکذلک بنسبت173 بالحان مثلا رمل مطلق، رمل مزموم، رمل مسرج، رمل معلق، ~~رمل محمول، رمل مجنب. ~~پس هرگاه که اصول در آن دایر شوند طرایق قدیمه سی و شش صنف شوند. ~~و برای تحقیق آنها جداول موضوع شده است و آنها را در موضعین مرسوم ~~گردانیدهاند پس وضع اول را اصل خواندهاند و آن آنست که مواجب دراصول دایر ~~میشوند و وضع ثانی را فرع و المراد منهما، و جداول را اصل خوانند زیرا که ضروب در ~~آن اصل اصولند و الثانی بخلافه و آنچه بر مطلق عودست علامت آن ق باشد و آنچه در ~~مخمس عودست س و برای آن جداول موضوع شده14 برین مثال: # # ف ال ه سا نان # ی وا # لسلخوا # مز لل و الی ms264 # نف لن هصە خل # بلقن الررق اح خفن منا فثابت PageV01P330 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0255.png) # القلی تتکیلرا لوضع الثابن العنرع # و اعلم آن مطلق البم یسمی مطلقا لأنه قید الوتر وعلامته ق ومطلق المثلث مخمسا ~~لانه لمألف البم مع مطلق المثلث بنغمات ملائمة فأذا قید علی مطلق المثلث یکون نغمة ~~خامسة115 البم مثلا اذا الفت مطلق البم مع مطلق المثلث بنغمات اصبع المطلق وهی اب ~~ه ح فمطلق المثلث جاء البم وهو16 رابع مطلق البم فاذا قید علیه فهی نغمة خامسة ~~لمطلق البم ولذلک سمی مخمسا وکذی المثنی بالنسبة17 المثلث والزیر الی المثنی و ~~الحاد الی الزیر فمطلق البم مطلق والباقی مقیدتا ای مخمسات وعلامتها س ومراد ~~القوم الفت الوترین بأحد الأصابع والضروب فتألف18 مطلق البم مع مطلق المثلث ~~بنغمات اصبع المطلق وهی اب ه ح ومطلق المثلث مع مطلق المثنی بنغمات اصبع ~~المزموم وهی اجه ح ومطلق المثنی مع الزیر بنغمات اصبع المسرج وهی اجوح و ~~مطلق الزیر مع مطلع الحاد بنغمات اصبع المعلق وهی اد وح وبعد مطلق الحاد لیس ~~مطلقا اخرجنی یولف معه وبقی اصبعین19 وهی اصبع المحمول20 واصبع المجنب ~~فتألف مطلق البم مع المثلث مکر را بنغمات الاصبعین وهی اده ح وادزح. فان قلت ~~ماترجیح البم علی الاوتار قلت وجه الترجیح أن مطلق البم اصل مجموع الاوتارفی ~~الاصطخاب ویحدث اصطخابات مجموع الاوتار منه فی الحقیقة لان المثلث حاد البم و ~~الزیر حاد المثنی والحاد حادالزیر ومقید المقید مقید. # پس21 استخراج کردهاند قدما این طرایق را از جهت زیادتی گرفت22 بحسب قوت PageV01P331 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0260.png) ~~تصرف خود که23 نزدیک مردم گشت در نقل آنها ملحقهآ بآن طرایق اعنی بآن اصول وما ~~اینها را نیز همچو ماسبق فرض کنیم تا مشاهد گردد و اینها بأسرها24 داخلند در ضروب ~~سته. ~~پس اینها طریقه ایست که از ثقیل اولست و دو طریقه است که ضرب آن خفیف ثقیل ~~است و شش طریقه است که ضرب آنها از رمل است ویک طریقه که آن از ms265 خفیف رمل25 ~~است و هشت طریقه که ضرب آنها از هزج است. و بعضی از قوم ارمال26 را هزج ~~می کنند و اهزاج27 را آرمال می سازند که شش طریقه اهزاج می باشد و هشت طریقه ~~ارمال و بحسب حصر عقلی اصابع بدین طرایق که گفتیم هفتاد و دو قسم اند همه بر حد ~~ارباع لکن قوم از آن میان هجده قسم را اختیار کرده اند و هر یکی را باسمی مخصوص ~~کردهاند و در بعضی تصرف کرده اند و در بعضی نه یعنی بعضی ازینها28 تجاوز از حدربع ~~کردهاند بجانب ثقل یا بجانب حدت و تشکیل آنها اینست29: # الرمل المخالن خفیف صل شکوک اخف لقبل عرف بزکرل العز # لرمل المحصور الرمل المعر ن لبلخ ا والمخم الرمل الفتارسی # الرمل المخالعنالرمل ااتبوقرمل ابن المقلد # خفیف ا لرل برا الملرنان ا الزج المدولب المیزج المعررضالجنیر # المرزج المعررضا الطنیو # المزج المسم الزریقی االهزج المیری (الزج المحوث # المرج المحتوث # الطزج المرجل 3- ) الطعزج المتکول الزج أتحصور # این بود جمله هجده طریقه از آن طرایق، هشت طریقه در مطلق عودست وده طریقه ~~در مخمس30 آن و آن باختیار اغلب است که تجاوز نکرده است از مطلق بم و از مخمس ~~بمخمس31 و گاه تجاوز کند و گاه نکند و همچنین است حکم جمیع اصواتی که واقع ~~نشود در تألیف و این تعلق بارادت مباشران تصنیف دارد که اگر خواهند کنند و اگر PageV01P332 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0257.png) ~~خواهند نکنند پس منحصرست اقسام درین که مذکور شد و آن واقع باشد در مطلق فقط ~~یا خود مشترک باشد یعنی تجاوز از حدذی الاربع واقع شود و این قسم ثالث اغلبست بر ~~اصوات برای آنک نقل از نغمهای بنغمهآ درو32 زیادتست از طرایق اصل که تجاوزاز ~~ذی الأربع نمی کند و اغلبست او از جهت آنست که هرچند ازین باشد استعمال آن ~~بیشتر باشد و اینک گفتیم که بعضی ازینها در مطلق عود واقع اند بحسب معهود ~~مألوفست والا متمکن ms266 حاذق گاه هست که تغیر می کند باین که نقل می کند چیزی را که ~~در مطلق عودست بسوی مخمس و بالعکس. و اصناف و انواع طرایق این اصابع سته ~~بسیارست اما درین کتاب اصول آنها را بیان کردیم33 و قدما بدین انواع که مذکور شد ~~در عملیات این فن کردهاند و در آن زمان اصطلاحات متأخران متداول و مستعمل نبوده ~~است اما درین زمان بر حسب التماس طالبان آن دوایر سته ایقاعی که ادوار مسطورست ~~با یشش قسم از اقسام سبعهآ ذی الأربع بر یکدیگر دایر کنیم هم بدان طریق که در اصابع ~~سته مذکور شد تا برهمان طریق عمل توان کرد و استخراج این نوع اصابع بطریق ~~اصابع سته ماضیهآ مذکوره34 رجوع باذهان طالبان کردیم که اگر اهتمام و التفات35 ~~نمایند ممکن بود تمامی آنها را استخراج کردن ولکن باین قدر اختصار کردیم36. ~~اما احمد بن جعفر الحداد37 مداینی در کتاب لوازم الموسیقی [درا ذکر38 طرایق ~~سخنان بسیار درین باب گفته و بیان کل الضروب39 و کل النغم40 کرده و بر ابیات و ~~اشعار عربی تصانیف اصابع سته را در ادوار ایقاعی دایر گردانیده و درین تصانیف آنها ~~را باطوار و انواع ساخته هم بطریق قدما و آنها را در کتاب کنزالألحان مفصل ذکر ~~کرده ایم اگر بشرف مطالعه رسد فواید آنها اظهر گردد. PageV01P333 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0262.png) ~~7- نور: سبابه و بنصر پاشد بدین ترتیب (کذا بهجای برین ترتیب و با تکرار بنصر در موجب سادس!) ~~8 ایضا: قدیمه که آنها را اصابع سته خوانده اند (ظاهرا فصاحت بیشتری دارد) و نغمات دران بر وتر بم ب و ~~بر وتر... (بدون بود) ... پس نغمات زایدات این شد: ~~9- نور: و مجنیات این ~~10- ایضا: وتغمات فرسیهآ قدیمه این. ~~11- نور: وبنصریات این ~~12_ ایضا « » را ندارد. ~~1- نور: ولک ینسب به الالحان و هر گاه که اصول در آن دایر شوند طرایق قدیمه سی و شش صنف شوند ~~برای آنها جداول موضوع شده است ms267 و آنها را در موضعین مرسوم گردانیدهاند و وضع اول را اصل خوانده و ~~آن آنست که مواجب در ضروب دایر می شوند و وضع ثانی را قرع والمراد منهما واحد زیرا که یا اصابع سته ~~در ضروب دایر می شوند و یا ضروب در اصابع سته. و اول را اصول گویند زیرا که ضروب سته در اصابع سته ~~دایرست والثانی بخلافه و آنچهپ عودست س پس ممکنست که اقسام سبعهآ ذی الاربع را همچنان دایر ~~گردانیم در ضروب سته و عکس آن ~~14- چداول ازنسخهآ ملی است با مقابلهآ نسخ دیگر ~~15- ملی: لمطلق البم ~~16- ایضا ملی: هو رابع لمطلق البم ~~17- ملی: الی المثلث . ~~18- نور: فیألف ~~19- کذا نور و نسخ دیگر: اصبعان (که با وجود تتیه بودن چون در دو نسخهآ دیگر تکرار شده مرجح بهنظر ~~میرسد). ~~20- همان نسخه: اصبع المزموم ~~21- نور: و استخراج ~~22- نور ندارد ولی گرفت در آثار مراغی مکرر آمده (جامع الألحان، ص 382 «فهرست» و ظاهرا به معنی ~~تکیه کردن یکی از انگشتان نوازنده روی سیم است (ایضا، ص 323) ~~23- ایضا نور: خود هجده طریقه گشت که عندالناس در نقل آنها.. بآن اصول وما اینها نیز ماسبق مشاهد ~~گردد! ~~24- بتمامی، همگی، جملگی (معین) ~~25- در نور «است»ها ینفصل ودردو نسخهآ دیگر بهر دو شکل متصل و منفصل که ازباب واضح بودن اسامی ~~در اینجا همه منفصل آمده است. ~~26- جمع رمل ~~27- هزجها ~~28- ملی: از آنها ~~ذوو. پس این طریقها (یاح طریقهها) از ثقیل اولست ودو طریقه است که ضرب آن خفیف ثقیل است و ~~شش طریقه است که ضرب آنها از رمل است ویک طریقه که ضرب آن از خفیف رمل است وهشت طریقه PageV01P334 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0259.png) ~~است که ضروب آنها از هزج است و بعضی از قوم ارمال را هزج می کنند [وا ارمال می کند اهزاج و هشت ~~طریقه ارمال. غرض ازین سخنان آنست که بحسب حصر عقلی اصابع بدین طرایق که گفتیم هفتاد ودو قسم ~~میشوند بر حد ms268 ارباع و لکن قومی از آن میان هجده قسم را اختیار کردهاند و هر یکی را باسمی مخصوص ~~کردهاند و در بعضی از آنها تصرف کردهاند و در بعضی نه یعنی از نغمات بعضی تجاوز کرده اند از حدربع خواه ~~بحانب ثقل خواه بجانب حدت و.... ~~30- شاید عود کامل که پنج وتر دارد (جامع الألحان، ص 107) یا دور مخمس ~~31- به مخمس (رسم الخط). ~~32- در او. ~~33- ملی: بیان کنیم ~~34- ایضا: مذکوره ماضیه (و منظور از ماضیه طریقه قدیم یا قدماست که در آغاز این قست افایدهآ سادس» ~~بدان اشاره شده است) ~~35- نور بدون «والتفات» ~~36- نور (از ابتدای این بند): این بود جمله هجده طریقه از آنها که مستنطق از مطلق عودست وده طریقه از ~~مخمس و گفته شد که هشت طریقه در مطلق است و ده طریقه در مخمس باعتبار اغلب یعنی بیشتر آنست که ~~تجاوز نکرده است از مطلق در مطلق و از مخمس در مخمس. و گاه باشد که واقع می شوند در مطلق نغمات ~~مخمس و مخمس نغمات مطلق و گاه باشد نیز که تجاوز نمی کند تغمات مخمس ازمخمس و مطلق از مطلق و ~~همچنین است حکم جمیع اصواتی که در تالیف آن واقع شود و این تعلق بارادت مصنف دارد اگر خواهد کندو ~~اگر نی، نی پس منحصرست اقسام درین که واقع باشد در مطلق فقط یا خود مشترک باشد یعنی تجاوز از طرف ~~وجدنی الأربع نبی کند واغلبیت اوجمت آنست بس هر چم ازین بانید استعیال آن بیتراغد ران کییا ~~می تحلد بانین فحمه تقل ی لحقد یزفلقرا که قز مطلق است بوع محقت وبالعکحد وداعناف داینواع طراق ~~اصابع سته بسیارست اما درین کتاب اصول آنها را بیان کردیم و قدما بدین انواع که مذکور شد در عملیات ~~این فن کردهاند و در آن زمان این اصطلاح متأخران متداول و مستعمل نبوده است اما درین زمان بحسب ~~التماس طالبان آن دوایر اقسام سبعهآ ذی الأربع ms269 را با دوایر سته که در کتاب ادوار مشهورست بهمین طریق ~~دایر کردیم و در آنها تصانیف ساختیم و راویان یاد گرفتند. ~~37- ملی: احمد بن جعفر الحسن الحداد (یا : بن الحسن) ~~38- نور: ذکر اصناف طرایق بسیار کرده است ودرین باب بیان کل الضروب و کل النغم کرده و طرایق توالف ~~آنهارا بازنموده و بر ابیات و اشعار عربی تصانیف باصلاح اصابع سته ساخته و آنها را در کتاب کنزالالحان ~~ذکر کردهایم چون بمطالعهآ بی مغالطهآ طالبان رسد مستفید شوند ~~39- «و آن چنان بود که ادوار ایقاعی را بر توالی دران درج کشند و آنرا طریقه و تشیعه باشد» ~~(مقاصد الألحان، چاپ دوم، ص 104) ~~40- «و آن بر دو نوع بود یکی آنک دوازده پرده و شش آوازه و بیست و چهار شعبه را دریک تصنیف جمع ~~کقدم و نوعی دیگر آنک نغمات هفده گانه را در یل قطعه متدرج گردایند الیضأ ص 105) PageV01P335 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0264.png) # فایدهآ سابع1 بیان اصناف تصانیف در عملیات این فن و طریقهآ ساختن آنها مشروط # بدانها که مذکور می شود # قدماتصانیف در عملیات موسیقی را بر ابیات عربی ساختهاند2 و قبل از اصناف ~~تصانیف، نشید3 عرب بوده است بعد از آن بسائط4 و اقوال مفرده و نوابت5. و اسامی6 ~~اصناف تصانیف وانواع آن اینست: # 1 نشید عرب. 2 بسیط. 3 نوبت7 مرتی. 4 کل8 الضروب. 5 کل النغم. 6 ~~کل الضروب والنغم. 7 ضربین وزواید9 بر آن.8 عمل. 9 نقش. 10 صوت.11 هوایی. ~~12 پیشرو. 13 زخمه. 14 مرصع10. # اما نشید عرب و قدما انشاد11 بر اشعار عربی کردهاند و آن چنان باشد که دوبیت ~~عربی را بنثر نغمات ادا کردهاند و دو بیت دیگر را بنظم12 نغمات. اما نثر نغمات آن ~~باشد که آن بر دوری از ادوار ایقاعی نباشد و آن تلحینی بود بلاایقاع. اما نظم نغمات آن ~~باشد که نغمات بر زمان دوری بود از ادوار ایقاعی، پس در انشاد عرب دو بیت را ~~بی ms270 زمان دور ایقاعی بخوانند بعد از آن دو بیت دیگر را باصول زمان دور ایقاعی. و اگر بر ~~غزلی یا قصیدهای13 انشاد کنند مجموع ابیات آنرا بنغمات نثر و نظم کردهاند مثلا ~~نشید عرب بر این ابیات14: # شطر15 اول نثر نغمات ~~وحق الهوی ما حلت یوما عن الهوی ولکن نجمی فی المحبه قد هوی ~~و من کنت ارجو قربة قتلنی نوی واضنی فوادی بالقطیعة والنوی16 # نظم نغمات سریع الزمان مثلا بمخمس17 # لیس فی الهوی عجبان اصابنی النصب # امل الهوی تعب یستفزه الطرب18 # بعد از تلفظ بدین ابیات و اشعار تحریرات19 بحرکات حلق حرکتی چند کنند20 بعد ~~از آن شروع در شطر ثانی کنند. و شطر باصطلاح اهل این فن بعضی را گویند و شطر ~~ثانی بر همان طریق که شطر مطلع بود بلا زیاده و نقصان اما در چهار بیت غیر از آن ~~مؤلف21 باشد: # اما شطر الثانی نثر نغمات بلاایقاع ~~اخوالحب لاینفک صبرا متیما غریق دموع قلبه یشتکی الظما ~~لفرط البکاء قد صار23 جردأ واعظما فلا عجب ان یمزج الدمع الدما PageV01P336 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0261.png) ~~الغرام آنحله ان اصاب مقلته ~~إن بکا یحق له لیس ما بع لعب24 # وهم برین نهج هر چند که25 ابیات و اشعار اقتضای ارادت ملحن26 باشد. و آنچه27 ~~در قدیم انشاد کردهاند بر دور رمل و مخمس کردهاند اما در هر دوری که خواهند انشاد ~~توانند کرد و درین زمان اهل عجم هم بطریق نشید بر ابیات پارسی تلحین کنند. ~~اما بسیط و بعد از نشید عرب28 انشاد کردند و بسیط قطعهای29 باشد مفرد بر شعر ~~عربی بدور ثقیل اول یا ثقیل ثانی30 رمل و آن بر دو طریق باشد اگر صوت الوسط باشد ~~واگر نباشد هم شاید اما تشییعه31 باید که باشد و تشییعه اگر الفاظ نقرات باشد و اگر بر ~~اشعار بازگشت باشد یجوز. # اما نوبت32 و آن چهار قطعه باشد: اول قول. ثانی غزل. ثالث ترانه. رابع فروداشت ~~اما قول و آن چنان ms271 باشد که در بسیط مذکور شد چون قطعات مفرده تألیف می کرده،33 ~~اطول از آن خواستند زمان تغنی را تطویلی باشد که آن سبب لذت باشد قطعهآ دیگر در ~~همان دور ایقاعی تألیف کردهاند بر ابیات پارسی و آنرا غزل نام کردند و آن ثانی قول ~~باشد پس مأمور شدند بآنک ارباب عمل نوبت را چهار قطعه سازند، قول و غزل و ترانه ~~و فروداشت. ~~قول و غزل مبین شد اما در ترانه شرط کردهاند که اگر این قطعهآ ترانه در دور ثقیل ~~دخول کنند و اگر در دور ثقیل رمل که بیست و چهار نقره است باشد دخول ترانه بهم ~~باید که باشد. ~~اما در قطعهآ فروداشت شرط همانست که در قول کرده شد و در مقطعات اربعه، ~~طریقه و تشییعه لازم باشد، اما صوت الوسط گاه باشد و گاه نباشد. # و در تاریخ سلخ34 شعبان المعظم35 سنهآ احدی و ثمانین و سبعمائه در بلدهآ تبریز ~~بندگی حضرت سلطان الأعظم سلطان جلال الدین حسین36 انارالله برهانه بدین فقیر ~~فرمود که در ماه رمضان هر روز نوبتی مرتبی37 بسازو عرض کن وروز عرفه38 هر سی ~~نوبت را باز عرض کن گفتم بلی انشا الله تعالی. # استادان و مصنفان گفتند که ممکن39 نیست و از ارباب عمل کس را این قدرت و ~~قوت نبوده است و خواجه رضی الدین رضوانشاه رحمه الله که متعین40 و استاد همه بود ~~بمبلغ صدهزار دینار گرو بسته و حجت41 نبشت که اگر بدین طریق ساخته گردد PageV01P337 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0266.png) ~~صدهزار دینار بدهد. و بندگی حضرت پادشاه و خواجه شیخ الکججی42 و امیر شمس ~~الدین زکریا و قاضی شیخ علی رحمهم الله بر آن حجت گواهی نبشتند43 و شرط ~~کردند44 آهنگ مقام و اصول ایقاعی، استادان و مصنفان تعیین کنند و اشعار عربی شیخ ~~الأسلام اعظم خواجه شیخ ومولانا جلال الدین فضل الله العبیدی معین کنند وابیات پارسی ~~را بخواجه جمال الدین سلمان الساوجی45 رجوع کردند که ms272 او تعیین کند. بر آن26 ~~ابیات و اشعار و بدان صنایع که استادان47 مقررمی کردند این فقیر هر روزنو بتی مرتبی ~~می ساخت و در مجلس خلوت بحضور پادشاه و اکابر که ذکر ایشان رفت و عرض ~~می کرد. و این فقیر گفتم که نوابت را48 قدما چهار قطعه ساختهاند اما این فقیر هر ~~نوبتی را پنج قطعه سازم تا شکل تربیع نباشد. استادان49 گفتند در مقطعات اربعه ~~شروط کردهاند تو درین قطعهآ خامسه چه شرطی می کنی؟ گفتم که شرط آن می کنم که ~~هر آنچ از صنایع و ابیات و اشعار که در مقطعات اربعه باشد که در قطعهآ خامسهآ مستزاد ~~اعاده آنها واقع شود50. بر موجبی که مقرر شده بود هر روز نوبتی بر پنج قطعه ساخته ~~مشکل و خوش آینده معروض می شد. # پس51 روز عرفه هر سی نوبت52 را عرض کردم بلازیاده و نقصان و مبلغ صدهزار ~~دینار خواجه رضوانشاه با دختر خود بدین فقیر دادند و بندگی حضرت سلطان حسین ~~انارالله برهانه فرمود که نوبت اول روزماه رمضان را بنام من بساز53 در پردهآ حسینی بر ~~موجب فرمان نوبت اول در مقام حسینی ساختم بهمان صنایع که مقرر فرموده بودند ~~اول روز ماه رمضان عرض کردم برین موجب: # نوبت مرتب پنج قطعه1 قول و2 غزل و3 ترانه و4 فروداشت و5 مستزاد بدورثقیل ~~رمل 24 نقره54. ~~کوری چشم مخالف من حسینی مذهبم56 راه حق اینست نتوانم نهفتم راه راست ~~گر مخالف طعنهای زد رغم او من حسینی مذهبم تا زندهام PageV01P338 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0263.png) ~~ترانه57: ~~یا خیر وجود اصوب الاراء لا زلت مظفرا علی الأعداء ~~الله یعینکم بفتح و ظفر فی الدولة والنصرة و النعماء ~~قروداشت: ~~خلداللهملک مولانا باسط الامن ناشر العدل ~~قطعهآ خامسه مستزاد59 # و60 حضرت اعلی فرمودند که قطعهآ مستزاد می باید که بر سه بیت مؤلف گردد که آن ~~شش مصراع بود: اول حسینی و اصفهان بالفاظ نقرات مؤدی شود هر از61 آن بریک ms273 ~~مصراع یک آوازه باشد برین طریق که بر شش مصراع شش آوازه و درمیان هر دو مقام ~~یک آوازه باشد بر موجب فرمان بر همین ساخته بر عرض رسید: ~~آوازه نوروز62 آوازه کواشت ~~رایت دولت فزایت63 جاودان منصورباد ربع مسکون در پناه دولتت معمور باد ~~مقام حسینی واصفهان حجازی بزرگ ~~آوازه سلمک آوازه کردانیا ~~چتر میمونت که خورشید کرم در ظل اوست سایه اش چشم جهانرا چون سواد نورباد ~~مقام عشاق راست مقام عراق زنگوله ~~در جهانت هر کجا یاد دعاگویان رود نام داعی نیزهم در سلک آن جمهور باد ~~آوازهآ مائه مقام نوی بوسلیک آوازه شهناز مقام راهوی زیرافکند64 # اما بسیط و آن قطعهای باشد مفرد بر شعر عربی در دوایری که قبل ازین ~~مذکور شد. ~~اما65 کل الضروب و آن چنان باشد که تصنیفی سازند که ابتدای آن دوری باشد از ~~ادوار ایقاعی66 و ادوار دیگر را در آن در آورند چنانک مجموع دوایر ایقاعی در آن ~~مندرج گردد و در آخر اعاده بر همان دور اول باشد. و طریقهآ ساختن کل الضروب PageV01P339 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0268.png) ~~چنانست که در حالت ساختن احتیاط آن کنند که اگر47 ضروب گردش نکنند بیک دور ~~که همان دور اول باشد توان ادا کردن و آن چنان باید که چون دور باعادت68 رسد دور، ~~راست آید69 مثلا اگر در اول بنقرهآ پنجم رسیده باشد و شروع کند70 در تغییر و سیر ~~ادوار چون باعادت رسند از نقرهآ سادس در آید بشرط آنک نغمات زاید و ناقص نباشد ~~بهمان نقوش که در تصنیف مصنف شده باشد اعادة چنانک مذکور شد راست آید. ~~و در کل الضروب اگر صوت باشد، شاید و آن بحسب اقتضای ارادت71 مصنف ~~باشد اما طریقهآ جدول و تشییعهآ لازم باشد، و کل الضروب نوع دیگر باشد اشکل272 از ~~آن و آن چنان بود که دورین ایقاعی72 را معا جمع کنند مثلاا بدستی دور ثقیل اول و ~~بدستی دیگر دور ثقیل ثانی ms274 معا ایقاع کنند و چون بدستی دور ثقیل رمل زنند بدست ~~دیگر ترکی اصل هر دو را معا ایقاع کنند و قس علی هذا. پس کل الضروب دو نوع ~~باشد: یکی کل الضروب متوالی. دوم کل الضروب مع. # اما کل النغم و آن هم بردو نوعست24. یکی آنک دوازده مقام75 و شش آوازه76 و ~~مجموع شعبات77 را دریک تصنیف مندرج گردانند، و اگر خواهند هر نود ویک78 دایره ~~را در آن جمع کنند و آنرا جمع الجمع خوانند. و اگر در بعضی دوایر بحسب اضافات ~~تنافری باشد بحسن تلطف79 در انتقال ملایم توان ساخت. اما نوع ثانی چنان باشد که ~~نغمات هفده گانه80 که مدار الحان برآنست در یک قطعه جمع باشد. و قبل ازین معلوم ~~شده است که انتقال بر نسبت بقایا81 متنافرست اما بر هفده نغمه چنان انتقال توان ~~کردن و در عمل آوردن که در غایت ملایمت باشد و آن چنان باشد که در بعد ذی الکل ~~مقسوم در بعد بقیه در آوریم تا ده نغمه باشد، بنوع ملایم برین مثال82: # یچ بین ب*یو ح بج # اصفهان را در دو طبقه تکرار کرد باقی ماند هفت نغمه برین موجب: یو یدیب ی ~~ط و دب. و ازین نغمات سبعه83 باقیه چهار نغمهآ اول نغمات جنس نوروز اصل است ~~برین گونه: ط ودب. و نغمات اربعهآ باقیه نوروز عرب برین گونه: ی یب یدیو. و نغمات ~~اصفهان که در طبقهآ ثانیه واقعست این: یح یزیه یجیا . و نغمات اصفهانی که در طبقهآ ~~اولست این: ح زه ج ا. و چون این نغمات مذکوره را جمع کنیم هجده نغمه می شود PageV01P340 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0265.png) ~~باعتبار نغمهآ یح وما برای آن جدولی وضع کردیم و در آن نغمات هفده گانه ملایم راجمع ~~کردیم برین مثال84: # اما ضربین و86 آن چنان باشد که بهردستی دوری از ادوار ایقاعی معا رعایت کنند ~~چنانک در کل الضروب مبین شد اما ممکنست که چهار دور ms275 معا ایقاع کنند مثلا بدست ~~راست دور ثقیل رمل و بدست چپ دور ثقیل ثانی و بزانوی87 راست دور رمل و بزانوی ~~چپ دور هزج. پس درهر چهل و هشت نقره دور جمع باشد چنانک در دور دوم ثقیل رمل ~~ودور سیم ثقیل ثانی و در دور پنجم رمل و دور نهم هزج معا دخول واقع شود و اگر کسی ~~را قوت اصول زیادت باشد ممکن بود که بهر اصبعی دوری ایقاع کند. # اما کل الضروب والنغم و آن88 چنان باشد که ضروب را با نغمات در جمع کند و ~~شروط در کل النغم وکل الضروب قبل ازین معلوم شد. PageV01P341 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0270.png) ~~اما عمل89 واهل عجم بر ابیات پارسی تصانیف ساختهاند90 و در ازمنهآ ادوار قصیرهآ ~~خفیفه همچو رمل و مخمس و کزج و آنرا عمل نام کردهاند91 و آنرا92 مطلع93 باشد و ~~جدول مع الاعاده وصوت الوسط وتشییعه. وایشان مطلع اول، تصنیف را گویند وجدول ~~ثانی را که همچون مطلعست و صوت الوسط را میانخانه و تشییعه را بازگشت. واگر ~~خواهند میانخانه و بازگشت دو سازند میشاید گاه باشد که در بازگویی شعری در ~~آورند.94 # آما نقش وآن مثل مطلع عملست که در آن صوت الوسط و تشییعه نباشد15 مثلا یک ~~غزل را هر چند بیت که باشد بر همان یک طریق مطلع و جدول تا آخر غزل گویند. # اما صوت96 و آن چنان باشد که بعد از شعر الفاظ نقرات نباشد مثلا اگر بیتی یا ~~مصراعی همان قدر که شعرست تلحین کنند پس شعر و نغمه و دور ایقاعی معا تمام ~~شوند. ~~اما هوایی آن چنان باشد که نقشی یا صوتن که در میان مردم هر مدتی پیدا می شود و ~~آنرا مردم زاد می خوانند97 و آنرا هر کسی چنانک خواهد در بدیهه بتراشد گاه باشد که ~~قید کنند98 و گاه نکنند99 و آن اخف اصناف تصانیف باشد. # اما پیشر و و آن نقوش باشد بر جمع100 ms276 نغمات در دوری از ادوار اصول یا فروع ~~ایقاعی مرکب شوند و آنرا بیوت باشد چنانک گویند فلان پیشر و در فلان مقام دورایقاع ~~سه خانه یا پنج یا هفت چندانک اقتضای ارادت مباشر باشد. و جمعی نقوش را ترجیع ~~بند سازند. در تصنیف خانه اول آن باشد و خانه دوم آنک جمعی نقوش دیگر غیر از ~~نقوش خانهآ اول باشد بعد از آن همان جمع نقوش ترجیع بند را تکرار اعاده کند و بعضی ~~پیشر و را چنان سازند که آخر بند بر وزن شعری را که آن را بشعر تلحین کنند و آن ~~ترجیع بند را اهل ساز سربند پیشر و گویند اما اهل ساز پیشرو را در سازها بعد از ~~نواخت و ترجیع بر همهآ بواقی مقدم دارند و اهل سازیک خانهآ پیشر و را زخمه گویند و آن ~~مثل یک خانه پیشر و باشد که همانرا تکرار کنند. # اما مرصع آنرا گویند که ابیات عربی و پارسی و گاه باشد که ترکی101 هم جمع ~~کنند. PageV01P342 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0267.png) ~~1- نور: اما فایدهآ سادس و آن هم دو فصل است: فصل اول در بیان اصناف تصالیف در عملیات این فن و ~~طریقهآ ساختن آنها (با عنایت به توضیحی که مکرر در خصوص اختلاف تبویب این نسخه داده شده است) ~~2- اشازه ای است به تأثیر و نفوذ موسیقی عربی کما این که موسیقی دانان بزرگی چون فارابی و ارموی برای ~~این که آثارشان در سراسر قلمر و وسیع اسلام قابل استفاده باشد کتابهای خود را به عربی نوشتهاند. رک. ~~تعلیقات. ~~3- نشید در لغت عرب به معنی بالا بردن صوت است (لاروس عربی) ولی به خواندن شعر و ترنم نیز اطلاق ~~می شود (معین) ونوعی تصنیف را نیز گفتهاند (مقاصدالالحان، ص 106). ~~4- جمع بسیط نوعی تصنیف یا قطعهآ مفردی متألف بر اشعار عربی (ایضا، ص 104). ~~5- جمع نوبت (نوبة) از انواع تصانیف (همان مأخذ، ص 104). ~~6- نور: و نوابت و انواع تصانیف پیدا کردهاند ms277 برین موجب: ~~7- ایضا نور: نوبة (رسم الخط) ~~8- در همان نسخه از اینجا به بعد قبل از هر اسمی ودارد : و کل الضروب... الخ ~~9- ایضا نور: و ضربین و زاید بر آن ~~10- همان نور: و مرصع و مفصل ~~11- به صدای بلند خواندن (لاروس عربی) ~~12- نظم و نثر اینجا معنی لغوی و اصلی خود را دارد (تعلیقات) ~~13- در اصل: قصیدهآ ~~14- نور: و قدما انشاد چنان کردهاند که دو بیت عربی را بنثر نغمات و دو بیت بنظم نغمات تألیف کردهاند. اما ~~نثر نغمات آن باشد بر دور ایقاعی نباشد تلحینی باشد بی ایقاع اما نظم نغمات آن باشد که آن بر دوری باشد ~~از ادوار ایقاعی پس در انشاد عرب تغمات منثوره و منظومه هر دو موجود باشد چنانک دو بیت را بر نغمات ~~منثوره ادا کنند و دو بیت دیگر را بنغمات منظومه مع الدور الایقاعیه برین گونه نشید عرب برین ابیات ~~15- نور: و آن شطور باشد شطر اول نغمات منثوره (که قسمتی در حاشیه نوشته شده است)، شطر اول نوروز ~~عرب ~~16- اشعار در مقاصدالالحان نیز نقل شده است (چاپ دوم، ص 106) ~~17 - نور: بنغمات منظومه، مع الزمان، بدور مخمس 8 نقره (در حواشی) ~~18- ایضا مقاصد الالحان (چاپ دوم، ص 106). ~~19- تحریرات و تحریرات حلقی در سایر آثار مراغی آمده است (جامع الالحان، صفحهآ 189 و240) و ~~منظور غلت یا تری در موسیقی جدید است (معین) و هنوز هم در بین خوانندهها متدوال می باشد. ~~20- شاید ترنم کلماتی امثال جانم، امان، آی و غیره ~~21- بعد از تلفظ اشعار الفاظ نقرات یا تحریرات بحلق حرکات چند کنند بعده شروع در شطر ثانی کنند و ~~شطر باصطلاح این فن بعضی را گویند بر همان طریق که شطر اول (کذا و ظاهرا افتادگی دارد) بلا زاید و ~~نقصان اما تغیر نغمات جایز باشد اما شطر ثانی حجازی بنثر نغمات: ~~22- نور: جرما و اشعار نیز در مقاصد الالحان نقل شده است (ص 106) PageV01P343 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0272.png) ~~23- ایضا نور: ms278 نظم النغمات (فقط) ~~24- ایضا مقاصدالالحان (ص 106) با توضیح: دور مخس ~~25- نور: و اشعار که اقتضی (کذا) ارادت ملحن باشد تلحین جایز ~~26- ملی: تلحن، ولی ملحن اصح است: واضع سرودها و آوازها، لاروس عربی: الذی یصنع الأناشید ~~والأغانی ~~27- ایضا نور: و آنچه قدما انشاد کرده اندبر دور رمل یا مخمس.. توان کرد و دأب قدما چنین بوده است که ~~تغمات منظومه را بر ابیات سریع البحر استعمال کردهاند کمامر ~~28- همان نور: بسیط را انشاد ~~29- نسخهها: قطعهآ ~~30- نیزنور: یا بر هر کدام دور که باشد و آن بر دو نوع باشد یکی آنک آنرا صوت الوسط و تشییعه باشد. دوم ~~آنک آنرا صوت الوسط نباشد اما تشییعه لازم باشد. و گاه باشد در تشییعه الفاظ نقرات در آورند و گاه ابیات و ~~اشعار با آن ضم کنند و درین زمان از ما سلاطین روزگار بسایط بدو میانخانه و دو بازگشت خواستند بموجب ~~فرمان ایشان بدان نوع ساخته شد ~~31- نوعی تصنیف (مقاصدالالحان، ص 104) ~~32 - نور: نوبة مرتب (اما چون در جامع الالحان نوابت آمده است «ص 237» میتوان آن را به معنی عام و ~~نوبت مرتب را خاص گرفت یا فرض کرد که از باب تخفیف به جای نوبت مرتب شکل مخفف آن نوبت ذکر ~~شده است) ~~33- ایضا: وچون خواستهاند که زمان تلحین اطول باشد غزل را که قطعهآ ثانی نوبتست بر آن اضافة کردهاند ~~تا زمان تغنی را تطویلی باشد که آن سبب التذاذ شود و قطعهآ ثالث را ترانه خوانند در همان دور اما بر بحر ~~رباعی باشد بدان اضافت کنند اما آن قطعهآ ثالثه در دور ثقیل اول یا ثقیل ثانی باشد که زمان دور هر یکی ~~شانزده نقره است دران دخول از نقرهآ هفتم باید کرد چنانک بوتدین تلفظ کنند که شش نقره باشد و از نقرهآ ~~سابع دخول باشد برین گونه تنن تنن. واگر در دور ثقیل رمل باشد که آن بیست و چهار نقره است دخول نهم ~~باید ms279 کرد چنانک بدو فاصلهآ صغری تلفظ کنند و از نقرهآ نهم دخول کنند برین گونه: تننن تننن. اما در قطعهآ رابع ~~که آن را فروداشت گویند شروط همانست که در قول کرده شد و در مقطعات اربعهآ مذکوره... صوت الوسط ~~اگر ارادت مصنف باشد سازد، یجوز ~~34- روز آخر ماه قمری و رؤیت هلال (معین) ~~35- المعظم را فقط نور دارد. ~~36- از آل جلایر که مراغی با او روابط حسنه داشته و مکرر در آثار خود از او نام برده است (تعلیقات) ~~37- نور: که درین ماه رمضان هر روز یک نوبة مرتب بساز و برما عرض کن... ~~38- نهم ذی حجة (لاروس عربی) ~~39- همان نسخهٔ‌: امکان نیست که این عمل توان کرد و از ارباب این فن کسی را میسر نشده است و غالبا ~~نشود ~~3 ایضا نور: که متعین دوران و استاد زمان بود.. دینار پیمان زد و گروبست که این ممکن نیست واگر این ~~ساخته شود این مبلغ مذکور ادا کنم وحجت نبشت و.- الکججی وقاضی شیخ علی رحمهم الله تعالی PageV01P344 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0269.png) ~~41_ سند و مدرک (معین) ~~42- محمد بن ابراهیم متخلص به کجج و اهل کججان تبریز، متوفی 778 هق. رک. تعلیقات ~~43- ملی: نوشتند ~~44- نور: و شرط چنان کردند که مقام و اصول ایقاعی... و اشعار شیخ الأسلام اعظم خواجه شیخ باتفاق ~~مولانا جلال الدین فضل الله العبیدی... وابیات فارسی... که او معین کند ~~45- جمال الدین بن علاء الدین محمد، متوفی 778 هق، ستایشگر آل جلایر (تعلیقات) ~~46- نور: بدان - بران ~~47- ایضا: که مقرر کرده بودند... نوبة مرتبی... و در مجلس جلوه بحضور پادشاه و اکابر و استادان ومصنفان ~~عرض می کرد ~~48- ملی: نوابت که قدما ~~49- نور: استادان و مصنفان گفتند که قدما در هر قطعهآ از مقطعات اربعه شروط که مذکور شد کردهاند در ~~قطعهآ خامس شروط چیست؟ گفتم قطعهآ مستزاد مشروط بدانست که عمل مفصل نوبة باشد هر آنچ از... که ~~مقطعات اربعهآ نوبة باشد مجموع آنها در قطعهآ مستزاد ms280 جمع باشد ~~50- ملی: شوند- نور.... باشد و دخول جدول مع باشد. اما دخول بیت کیف ما اتفق باشد. اما دخول تشییعه ~~اگر ثقیل اول یا ثانی است هفتم و اگر ثقیل رمل است نهم پس بر موجبی... هر روزنو بتی را یکی از گویندگان ~~تعلیم می گفتیم ~~51- ملی: وروز عرفه ~~52- نور: هر سی نوبة (کذا با همین رسم الخط و مکررا را در حضرت سلطان و حضور اکابر و استادان این ~~فن عرض کردیم چنانک الفاظ نقرات و نغمات و ابعاد و اشعار هر نوبتی را بر طوماری نبشته بودیم و در روز ~~عرض نوابت استادان در حالت استماع نوابت آنها را در نظر می داشتند بر حال موجب بلا زاید و نقصان ادا ~~کردیم پس استادان انگشتهای تعجب بدندانهای حیرت گزیده بمداحی مشغول شدند و خواجه رضوانشاه ~~آن مبلغ صدهزار دینار را با دختر خود بدین فقیر دادو... فرمود که روزاول رمضان نوبة را بنام من سازدر پردهآ ~~حسینی بر موجب امر و فرمان پادشاهی غره ماه رمضان نوبت مرتب پنج قطعه ساخته عرض کردم درحضرت ~~اعلی وحضور اکابر واستادان برین موجب ~~53- ملی: ساز در پردهآ حسینی برین موجب فرمان ~~54- نور: که غره ماه رمضان عرض کردم ~~55- در جامع الالحان این دو بیت مقدم و مؤخر آمده است یعنی اول «ایا اکرم» و بعد «سعاداتنا» (ص 245) ~~ضمنا در آن و در نسخهآ ملی للاهتداست یعنی نمایان گر تلفظ کلمه. ~~56- شعر ایهام لطیفی دارد زیرا گذشته از اشاره بهنام سلطان حسین میتواند قرینهای از داشتن ارادت ~~مراغی به خاندان عصمت وطهارت ویا تشیع او باشد رک. جامع الألحان، ص 346 وصفحهآ دوازده از مقدمهآ ~~همان کتاب. ~~57- در جامع الألحان اشعار دیگری است رکرص 245 ~~58- نور: ابدا تدوم لک السعادة سرمدأ و بقیت ما هی الزمان مخلدا PageV01P345 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0274.png) # فی عز سلطنة و نصر خلافة ابدا تدوم مخلدا و مؤبدا ~~(بهجای یک بیت) ولی در جامع الألحان نیز همین بیت است (ص ms281 245) ~~59- ایضا نور: مستزاد (فقط) ~~60- این قسمت از نسخهآ نور عثمانی که مشروح تر و کامل تر به نظر می رسید تقل شده است و در دو نسخهآ ~~دیگر بدون هیچ توضیحی ابیات زیر همان عنوان مستزاد آمده است. ~~61- کذا و مخدوش! شاید: و هر یک از آن ~~62- اسامی آوازهها و مقامها فقط در نسخهآ نور است. ~~63- کذا نور، بقیه: دولت سرایت ~~64- به جای این ابیات مربوط به مستزاد در جامع الألحان اشعاری از کجج با ذکر ارکان نقرات آنها نقل شده ~~است و تفصیل شرظ بندی نیزدر این کتاب یا برخی اختلافات مذکور افتاده است رک. جامع الألحان، صفحهآ ~~243تا247. ~~65ملی: اما یسیط و آن قطعهآ باشد مفرد بر شعر عربی در دوایری که قبل ازین مذکور شد (ولی قبلا بعد از ~~نشید عرب ذکر شده است بنابراین مکرر و زائد محسوب می شود) ~~66 ایضا ملی: دوری باشد ایقاعی و ادوار دیگر - نور: ایقاعی و بواقی ادواررا بر توالی در عقب آن در آورند ~~بترتیب... ایقاعی در آن تصنیف مندرج گردد ~~67- نور: اگر تغیر ضروب نکنند بهمان دور اول اعنی بیک دور تصنیف واحد الضرب باتمام رسانند و باید که ~~چون باعادت رسند ~~68- به اعادت ~~69- راست آمدن به معنی برابر و درست از کار در آمدن در زبان خراسان هنوز متداول است ~~70- نور: و شروع در تغیر ادوار کرده... رسند... سادس اعادت کنند اما باید که اعادت در اصل بر نقرهآ ~~سادس بوده باشد تا راست آید و بهمان نقوش و نغمات باعادت رسد بلا زاید و نقصان و تصنیفی که در آن کل ~~الضروب باشد اگر آن بدور واحد نتوان گفت که آن چپ باشد ودر آن تصنیف الوسط باشد شاید و آن بارادت ~~مصنف تعلق دارد اما طریقه و تشییعه از لوازم است ~~71- اراده، میل ~~72- مشکلتر - نور: و آن اشکل باشد از آن کل الضروب که مذکور شد ~~73- نور: دورین (تتنیه: دو دورا ایقاعی یا ثلثة ادواریا ms282 اربعة ادوار را معأ جمع کرده ادا کند... ثانی جمع کرده ~~معأ ادا کنند چون هر دو دور مساوی اند هر یکی شانزده نقره است و در جمع ایشان در هر دوری معا واقع شود و ~~این قرع را ضربین متساویة الدورین خوانند. اما اگر بدستی ثقیل اول ایقاع کنند و بدستی دیگر ثقیل رمل در ~~هر چهل و هشت نقره دور جمع بهم رسد زیراکه زمان دور ثقیل اول شانزده نقره است وزمان دور ثقیل رمل ~~بیست و چهار نقره پس زمان سه دور ثقیل اول چهل و هشت باشد و دو زمان دور ثقیل رمل هم چهل و هشت ~~وقل مقل ونقف د ر تقیل اول با شد واکر بد ستی مل لند و بدسی دیکر تقیل فانی بای دود مل وبتاتی ~~=با پامی) دیگر دور قزج دور جمع آنها نیزدر چهل وهشت باشد زیرا که زمان دور هزج نصف زمان دور رمل ~~است و زمان دور رمل نصف زمان دور ثقیل رمل است و درین باب سخن بسیارست زیرا که مجموع ادوار PageV01P346 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0271.png) ~~ایقاعی بدین انواع جمع معا می توان کردن اما درین رساله بدین اختصار کردیم، بواقی را طالبان مستعد ~~باذهان لطیفه وطباع سلیمه مستقیمه استخراج توانند کرد ~~74- نور: باشد: اول آنک... و اگر توانند نود و یک دایره را در یک تصنیف جمع کنند و اگر در بعضی دوایر ~~بحسب اضافة تنافری واقع شده آنرا بحسن تلطف در انتقال ملایم توان ساختن ~~75- ادوار دوازده گانه از عشاق تا بزرگ که قبلا بحث شد (جامع الألحان، صفحهآ 111 و 112) ~~76- آوازات سته مذکور: نوروز تا شهناز (ایضا، صفحهآ 135 تا 137) ~~77- شعبات بیست و چهارگانه سابق الذکر (همان مأخذ، صفحهآ 139 تا 146) ~~78- 91 دایره که از اضافه 7 قسم ذی الاربع در 13 قسم ذی الخمس حاصل می شود به شرح قبل ~~(جامع الالحان ص 95) ~~79- قبلا آمده بود ~~80 اوکتاو اول از نغمهآ ا تا یح (ایضا ms283 صفحهآ 28 و32 «شکل وتر»). ~~81_ جمع بقیه (بعد بقیه ب) ~~82- نور: اما نوع ثانی و آن چنان باشد که نغمات هفده گانه که مدار الحان بر آنهاست در یک قطعه مندرج ~~گردانند و قبل ازین معلوم شده است که انتقال بر نغمات بر نسبت بعد بقیه متنافرست، اما نغمات هفده گانه را ~~چنان توان جمع کردن که ملایم باشد و آن چنان باشد که در بعدذی الکل مقسوم بنغمات ملایمه دو بقیه ~~در آوریم تا ده نغمه شود و آن دو بقیه یکی یزیخ و دیگر زح و آن بسبب امتزاج با ملایمات، ملایم باشد برین ~~مثال: ~~83 کذا در همهآ نسخ و ظاهرا باید ثامنه باشد یعنی 8 نغمه یا 7 بعد اما نسخهآ ملی غلط زیاد دارد چنان که در ~~اوایل همین مبحث نود و سه دایره است نه نود و یک ~~84- نور (بعد از شکل): درین دایره... تکرارمی کند هفت نغمه برین موجب (برعکس ازب تا یو) و نغمهآ یح ~~چون نظیر ا است همان هفت نغمه باقی ماند و درین نغمات سبعهآ باقیه چهار نغمهآ اول نوروز اصل است... و ~~چهار نغمهآ دیگر نوروز عرب... اصفهان که در طبقهآ ثانیه است این: یح یزیه یجیا و نغمات جنس اصفهان که ~~درطبقهآ اول آورده این... چون این... وما برای تمثیل آنها (کذا) جدولی وضع کردیم و ابعاد و نغمات را در ~~آنها باز نمودیم برین مثال: ~~85 شکل از نسخهآ ملی است با مقابلهآ سایر نسخ و تکمیل نواقص ~~6یور وهان آن همانست که دی کل الضروب کرد ومادرن نمان بانامل عضر نکاءدانتم چناند بهر ~~غیر از آنها چنانک شش گوینده شدیدالأصول هر یکی دور انمله (سر انگشت) را محافظت می کردند و این ~~فقیر تصنیفی می گفت و رعایت و محافظت ادوار عشره می کرد و آن بقوت اصول ذاتی که توفیق رفیق کرده ~~تعلق دارد. و آن الفضل بیدالله یوتیه من یشاء والله ذوالفضل ms284 العظیم (قرآن مجید، حدید، 29) ~~87 شرح مختصری دربارهآ ضربین - که می توان آن را به معنی دست زدن گرفت - در مقاصد الالحان آمده ~~است و در آنجا به جای دوزانوی راست و چپ رکبتین تشنیهآ رکبه عربی است یعنی زانو یا جای باریکی ساق پا ~~(مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص 105). ~~88 نور: و آن چنان باشد که ادوار ضروب و نغمات بدان انواع که مذکور شد در یک تصنیف جمع کنتد PageV01P347 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0276.png) ~~89- نور: اما اعمال ~~90- ایضا: ساختند ~~91_ نیز: خواندند ~~92- ملی: و آن ~~92- نوره مطلع و جدول و بیت الوسط و تشیعه باشد. مطلع اول بیت دخول گویند و آنرا طریقه نیز گویند (در ~~حاشیه) و جدول ثانی را که بر همان نقوش باشد بلازاید و نقصان و بیت الوسط میانخانه و آنرا صوت نیز ~~گویند و تشسیعه بازگشت را گویند و اینها اصطلاحات اهل عملند و اگر در اعمال دو میانخانه و دو بازگشت ~~سازند جایز باشد و گاه باشد که میانخانه نسازند اما تشییعه از لوازم است و اگر خواهند در بازگشت شعر ~~درآورند هم شاید ~~94- شرح مختصر عمل در مقاصدالالحان به سهم خود می تواند قابل استفاده باشدرک. صفحهآ 106 و107 و ~~اصطلاحات فارسی مغادل واژههای عربی در اینجا نیز شایان توجه است. ~~95- نور: و اگر غزلی را... بر همان قاعده تا آخر غزل تلحین کنند ~~96- ایضا نور: صوت از روی لغت آوازست و از روی اصطلاح اهل موسیقی میانخانهآ تصانیف و عمل ~~بی میاتخانه و بازگشت را نیز گویند و در اصناف تصانیف صوت آنرا گویند که بعد از شعر الفاظ نقرات نباشد ~~مثلا اگر به بیتی یا مصراعی تلحین کنند اما شعر و نغمه و دور ایقاعی معأ اتمام یابند. ~~97- همان نسخه: زاد گویند و آنرا هر کس چنانک خواهد بیافد و بتراشد ... و آن اخف توالیف باشد ~~98- ملی: قید کنند وگاه نکنند ~~99- یا این اوصاف کوچه باغی را به ذهن متبادر می کند. ~~10- نور: ms285 جمعی نغمات ملایمه و بعضی در دوری باشد از ادوار ایقاعی اصول یا فروع و بعضی چنان باشد ~~که بلادور (= بدون دور) بود. و پیشر و را طریقه و صوت و تشییعه نباشد بل که بیوت باشد چنانک گویند که ~~فلان پیشر و در فلان پرده سه خانه یا پنج یا هفت یا نه خانه. و در خانهآ اول آنچ نقوش باشد نصف آنرا که در ~~آخر باشد سربند گویند و آن نقوش سربند را در آخر همهآ خانها (= خانهها) تکرار کنند و آخر همه بیوت آن ~~نقوش سربند باشد. و در پیشر و شعر نباشد و آن محض موسیقی باشد و دیگر اصناف تصانیف بشرکت شعر ~~باشند و سربند پیشر و را ترجیع بند (کلمهآ بند اضافه شده) نیز خوانند اما یک خانه پیشر و را زخمه گویند ~~101- ایضا نور: و گاه باشد که ابیات ترکی نیز در آن تصنیف باشد # فایدهآ ثامن1 بیان طریقهآ استخراج نقرات و ترجیعات و طریقهآ تقسیم آنها بر اوتار و # اسامی انواع آلات الحان اعنی سازها ~~ترجیع در اصطلاح مباشران2 آلات ذوات الاوتار خصوصا مباشران ساز عود آنست ~~که بر وتری بنقرات مضراب سیر نغمات کنند و آن وتر را سایر الترجیع خوانند و بهر ~~نقره یا زیادت از آن نقرهآ دیگر یا زیادت از آن بر مطلق وتری دیگر لازم دارندو آن وتررا PageV01P348 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0273.png) ~~لازم الترجیع خوانند وراجع3 نیز خوانند. # و ترجیعات بر دو نوع باشد: یکی متساویات و دوم متفاضلات. اما متساویات آن ~~چنان باشد که نقرهای بر وتر سایر و نقرهای4 بر وتر راجع جس5 کنندیا 2 و2 یا3 و3یا ~~4 و4، یا بیش از آن. # اما متفاضلات آن باشد که نقرهای بر وتر سایر زنند و دو نقره بر وتر راجع یا یکی بر ~~وتر سایر زنند وسه بر وتر راجع یا یک و چهاریا دو و سه یا سه و چهارقس علی هذا، هر ~~چند که ارادت ms286 مباشران باشد بشرط آنک ازمنهآ نقرات متساوی باشند. ~~و ترجیع از نظم نغمات بثلا وتر حاد6 را سایر سازیم و وتر بم7 را راجع منهما ~~ترجیعات کثیرة الانواع حاصل می شود و ما درین کتاب ببعضی از آنها اشارت کنیم و ~~برای معرفت آنها علامت وضع کنیم8. مثلا دو الف برین صورت اا. الفی که بر طرف ~~یمینست علامت وتر سایر سازیم و الفی که بر طرف یسارست علامت وتر راجع و نقرات ~~بر آنها بعضی صاعده باشند و بعضی هابطه. اما نقرهآ صاعده آن باشد که از طرف اسفل ~~متوجه بود بطرف اعلی و علامت آن کسره باشد. اما هابطه بر عکس آن باشد اعنی از ~~طرف اعلی متوجه اسفل و علامت آن فتحه باشد9. و اقسام اصول ترجیعات دوازده است: # قسم اول 1 و1، قسم دوم1 و2، قسم سیم عکسه10، قسم چهارم 2 و2، قسم پنجم2 ~~و3، قسم ششم عکسه11، قسم هفتم 3 و3، قسم هشتم 3 و4، قسم نهم عکسه12، قسم ~~دهم 4 و4، قسم یازدهم 4 و5، قسم دوازدهم عکسه13. # و ازین اقسام14، هشت قسم مستویاتند و چهار قسم دیگر15 معکوسات16. و از این ~~اقسام بعضی را بسبب حرکات نقرات مختلفه صاعده خوانیم و بعضی را هابطه. ~~قسم اول آنک نقره17 بر وتر سایر جس کنیم و نقرهآ دیگر بر وتر راجع و هر دو نقره ~~صاعده باشند یا هابطه آنرا ترجیع مفرد متفق خوانیم18. و اگر نقره بر وترین صاعده ~~باشد آنرا ترجیع مفرد متفق صاعده باشد آنرا ترجیع مفرد صاعدة السایر والراجع ~~خوانیم و مثال علامت آن چنین باشد: [ا و اگر نقرتین بر وترین هابطه باشند علامت آن ~~این بود آا و آنرا ترجیع مفرد متفق هابطة السایر والراجع خوانیم. # و اما آنچه در صعود و هبوط مختلف باشد آنرا ترجیع مفرد مختلف19 گوییم و آن بر ~~دو نوع بود: نوع اول آنک نقره بر وتر سایر صاعده و نقرهآ دیگر بر وتر ms287 راجع هابطه باشد ~~برین مثال20: [ا و آنرا ترجیع مختلف صاعدة السایر والراجع خوانیم21. و نوع ثانی ~~عکس آن باشد برین مثال: آا و آنرا ترجیع مختلف هابطة السایر وصاعدة الراجع PageV01P349 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0278.png) ~~خوانیم پس از قسم اول چهار صنف ترجیع مترتب می شود برین مثال: صنف اول آا ~~صنف دوم [ا صنف سیم اا صنف چهارم آا. ~~قسم دوم و آن فردوزوج باشد و آن چنان بود که یک نقره بر وتر سایر و دو نقره بر وتر ~~راجع ایقاع کنیم و از آن هشت صنف مترتب می شود برین مثال: اول ا اادوم ! اا ~~سیم آ ااچهارما اآ پنجم آ إآششم آ اإهفتما ا إهشتم ا اآ. واین ~~اصناف ثمانیه را مثنی الراجع خوانیم22 زیرا که بر وتر راجع دو نقره واقع می شود و بر ~~وتر سایر یک نقره پس اول را ترجیع هابطة السایر23 وهابطة الضربین علی الراجع ~~خوانیم. وثانی را ترجیع صاعدة السایر وصاعدة الضربین علی الراجع، وثالث را ~~ترجیع هابطة السایر وصاعدة الضر بین علی الراجع. ورابع را ترجیع صاعدة السایر و ~~هابطة الضربین علی الراجع. و خامس را ترجیع هابطة السایر وصاعدة الاولی ~~من الراجع. وسادس را ترجیع هابطة السایر وصاعدة الثانیة من الراجع. وسابع را ~~ترجیع صاعدة السایر وهابطة الاولی من الراجع. وثامن را ترجیع صاعدة السایر و ~~هابطة الثانیة من الراجع خوانیم. # اما24 قسم ثالث عکسه] ا وازین قسم هم هشت صنف حاصل شود برین مثال: ~~صنف اول ا ا اصنف ثانی ] إصنف ثالث [] اصنف رابع آا إصنف خامس ~~ا ا صنف سادس اا آ صنف سابع آ! إصنف ثامن اآ ا. # اماقسم رابع را25 مثنیات و مزوجات2 نیز خوانیم و از آن شانزده صنف مترتب میشود27 # صنف اول ا ا اا صنف ثانی آا ا اصنف ثالثاا ااصنف دابع اا اا ~~صنف خامس آ ا ا آصنف سادس آا اا صنف سابع ا [ ا اصنف ثامن اا اا ~~صنف تاسع ms288 ا[ إإصنف عاشر ا[ إاصنف حادی عشر إ ااصنف ثانی عشر ~~إآ آا صنف ثالث عشر ا[ آإصنف رابع عشر اا ااصنف خامس عشر اا ~~صنف سادس عشر اآ اا. # صنف اول را ترجیع هابطة الضربین علی السایر والراجع خوانیم. صنف ثانی را ~~ترجیع28 صاعدة الثانیة من الراجع والباقی بعکسه 29. صنف ثالث را ترجیع هابطة ~~الضربین علی السایر وصاعدة الضربین علی الراجع. صنف رابع را ترجیع هابطة ~~الاولی من السایر والباقی بعکسه . صنف خامس را ترجیع صاعدة الثانیة من السایر و ~~الباقی بعکسه. صنف سادس را ترجیع هابطة الاولی من السایر والثانی من الراجع و ~~الباقی بعکسهما. صنف سابع را ترجیع هابطة الاولی من السایر والاولی من الراجع و PageV01P350 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0275.png) ~~الثانیة من السایر والراجع بعکسهما. صنف ثامن را ترجیع صاعدة الاولی من الراجع و ~~الباقی بعکسه. صنف تاسع را ترجیع صاعدة الضربین علی السایر والراجع. صنف ~~عاشر را ترجیع هابطة الثانیة من الراجع والباقی بعکسه. صنف حادی عشر را ترجیع ~~صاعدة الضربین30 علی السایر وهابطة الضربین علی الراجع. صنف ثانی عشر را ~~ترجیع صاعدة الاولی من السایر والباقی بعکسه. صنف ثالث عشر را ترجیع هابطة ~~الضربین علی السایر والثانی من الراجع. صنف رابع عشر را ترجیع صاعدة الاولی ~~من السایر والراجع والباقی بعکسهما. صنف خامس عشر را ترجیع صاعدة الاولی ~~من السایر والثانیة من الراجع والباقیتین بعکسهما. صنف سادس عشر را ترجیع هابطة ~~الثانیة من السایر والباقی بعکسه. # اما31 قسم خامس را مثنی32 و مثلث گوییم و آن چنان باشد33 که دو نقره بروتر سایر ~~و سه نقره بر وتر راجع جس کنیم برین مثال1!11 و ازین قسم بواسطه اختلاف نقرات34 ~~در صعود و هبوط انواع ترجیعات دیگر حاصل می شود اگر بشرح و بسط آنها مشغول ~~می شویم سبب تطویل کتاب می شود پس بواقی را مجملاا ذکر کنیم و طالبان ومباشران ~~این فن باذهان وقاد35 و طباع نقاد استخراج کنند.36 # اما قسم سادس عکسه37 علی هذا المثال ms289 1111!. ازین قسم نیز انواع ترجیعات ~~مترتب می شود38. ~~اما قسم سابع39 مثلثات و آن چنان باشد که سهنقره بر وتر سایر و سه نقره بر وتر ~~راجع جس کنیم برین مثال 111111. ~~اما قسم ثامن مثلثات و مربعات 1111111 و آن چنان باشد که سهنقره بر وتر سایر و ~~چهار نقره بروتر راجع جس کنیم40. # اما قسم41 تاسع عکسه [111. اما قسم عاشر مربعات [111111 و آن چنان بود که ~~چهار نقره بر وتر سایر و چهار نقره بر وتر راجع جس کنیم42. ~~اما43 قسم حادی عشر مربعات و مخمسات44 برین گونه45 1111![و] قسم ثانی ~~عشر عکسه برین گونه11111111146. # بواقی47 اعداد نقرات را فرض کنیم هر چند نقره بر هر وتر که خواهیم توان زدن و ~~از آنها تراجیع کثیرة الانواع حاصل می شود بدان طرایق که مذکور شد. و نقرات ~~مضراب بر اوتار برسه نوع باشد: اول معدود. ثانی مضاعف. ثالث خرق28 . اما معدود ~~یک یک را گویند که بهر لفظ نقره نقرهآ بر وتر ایقاع کند. اما مضاعف آن باشد که بهر PageV01P351 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0280.png) ~~نقره دو مضراب بر وتر زنند. و اما خرق آن باشد که بهر حرکتی چهار مضراب بر وتر ~~ایقاع باشد وآن ضعف ضعف باشد و در همه حال مضراب49 بر وتر مستدیر50 باید. # فصل51 در ذکر اسامی آلات الحان52 # و آنها برسه نوع باشد: آلات ذوات53 الاوتار و آلات ذوات54 النفخ و کاسات و ~~طاسات55 والواح فولاد56. ~~آلات ذوات57 الاوتار: عود قدیم. عود کامل، طرب الفتح، شش تای، طرب رود، ~~طنبور شرونیان، طنبوره مغولی، روح افزای، قو پوزرومی، اوزان، نای طنبور، رباب، ~~مغنی، چنگ، اکری، قانون، کمانچه، غژک، یکتای، ترنتای، ساز دولاب، ساز مرصع ~~غایبی، تحفة العود، شدرغو، پیبا، یاتوغان، شهرود، رودخانی.58 ~~اما آلات ذوات النفخ59 نای سپید، زمر سیه نای، سرنا، نای بلبان، نای چاوور، نفیر، ~~بورغوا، موسیقار، چبچیق، نای انبان، ارغنون. # اما ساز طاسات و کاسات والواح فولاد60 # اگرچه دیگر انواع سازها ممکنست وضع ms290 کردن اما آلات مشهورهآ متداولهآ مستعمله ~~این آلات مذکورهاند. # اما عود قدیم61 بر آن چهار وتر بندند و قد علم قبل ذلک حکمه62 # اما عود کامل بیان آن قبل ازین در شرح ادوار مذکورشد.63 # اما طرب الفتح64 و آن سازی بود که بر آن ده وتر بندند و اوتار مفرد65 مفرد بندند، ~~پنج وتر آن بطریق شد اصل عود مصطخب باشد و پنج وتر دیگز بطریق مطلقات. ~~اما شش تای66 و بعضی بر آن شش وتر بندندو پردههابر آن بندند و آن بشکل نیم ~~امر ودی باشد و شش وتر بر آن بندند که هر دووتر را حکم یک نغمه باشد و نوع دیگر آن ~~باشد که کاسه و سطح آن چندانک عود باشد اما ساعد67 آن اطول باشد از ساعد عود و ~~بر طرف اعلی آن اوتار قصیره بندند و اهل روم68 آنرا بیشتر در عمل آورند و طریقهآ در ~~عمل آوردن آنها چنان باشد که مضراب را بدست راست بر اوتار مطلقهآ جس کنند و ~~باصبع بنصر اوتار طویله را بآهنگ نظیر آنها در ثقل بر وتر زنند چنانک تألیف نغمات ~~مطلقه و مقیده معا مسموع شوند و آنرا طرب رود نیز گویند69. ~~اما70 طنبور شرونیان71 و آن چنان باشد که کاسهآ آن بشکل نیم امرودی72 باشد و ~~سطح آن بلند باشد و بر آن دو وتر بندند و چنان گردانند که نغمهآ مطلق وتر اسفل آن PageV01P352 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0277.png) ~~مساوی نغمهآ طنینی وتر اعلی آن باشد چنانک آهنگ وترین بر نسبت طرفین طنینی23 ~~باشد و هر جزئی را که در مقابل یکدیگر گیرند بر همان نسبت طنینی باشد و دستان ~~سبابهآ وتر اعلی را باصبع ابهام74 مقید گردانند تا وترین مساوی یکدیگر باشند. و ~~مباشران آن آنرا سر پردهآ دوگاه گویند. و چون خواهند که سه گاه گیرند باصبع سبابه ~~مجنب وتر اسفل را مقید کنند و باصبع وسطی دستان وسطی زلزل گیرند تا سهگاه بدو ~~آهنگ بطریق ms291 مشابهات مسموع گردد. و چون خواهند چهارگاه نمایند فرس75 اسفل ~~را با خنصر وتر اعلی گیرند تا نغمهآ چهار گاه نیز بدو آهنگ معا مسموع شوند بطریق ~~مشابهات. و هم برین قیاس مشابهات وترین را با یکدیگر در عمل آورند و نغمات ~~چهارگاه را ایشان کوهستانی گویند و نغمات سهگاه را شرونیان. و این ساز مخصوص ~~تبارزه76 است زیرا که ایشان بسیار در عمل آورند77. # اما طنبوره78آ ترکی و آن سازی بود که کاسه و سطح آن صغیر باشد و ساعد آن ~~طویل وطریقهآ اصطخاب آن چنان باشد که مطلق وتر اسفل آنرا مساوی ثلثة ارباع ~~مافوق آن79 سازند و اکثر بر آن دو وتر بندند و بعضی سه وتر بندند و آن بارادت مباشران ~~تعلق دارد80. # اما روح افزای81 و آن سازی باشد که کاسهآ آن بشکل ترنجی82 باشد و بر آن شش ~~وتر بندند دو وتر ابریشم و دو وتر مفتول سیم و آنرا بطریق عود مصطخب83 گردانند ~~اعنی نغمهآ هر وتری را مساوی نغمهآ ثلثة ارباع مافوق خود سازند84. # اما قو پوز رومی85 و آن سازی باشد که برای کاسه و جوف آن چوبی را مجوف ~~گردانند86 و بر روی آن پوست کشند و پنج وتر مزوج87 بر آن بندند و اصطخاب اوتار ~~آن چنان باشد که هر وتری را با ثلثة ارباع مافوق خود مساوی سازند. # اما اوزان و کاسهآ آن مطول88 باشد و بر نصف سطح آن پوست کشند و بر آن سه وتر ~~مفرد89 باشند90 و طریقهآ اصطخاب91 آن چنان باشد که نغمهآ وتر ثانی را مساوی نغمهآ ~~ثلثة ارباع مافوق خود سازند و وتر ثالث را موافق طنینی وتر ثانی سازند و مباشران ~~مضراب بر آن از چوب زنند. # اما نای طنبور و آن از آلات مجروره92 است زیرا که بر طنبور کمانه را جر93 ~~کنند94 و آواز آن چون لبث95 دراز دارد از96 جر کمانه بآواز نای نسبت دارد، و از آن ms292 ~~جهت آنرا نای طنبور گویند. # امارباب7 وآن 98 سازی باشد که اهل اصفهان و فارس آنرا بسیار در عمل آورند. و PageV01P353 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0282.png) ~~بر آن بعضی سه وتر بندند و بعضی شش و بعضی ده وتر. و اصطخاب آن بطریق عود ~~کنند و آنرا حکم عود باشد در تألیف لحنی99. # اما مغنی100 و آن بر هیأت تخته101آ باشد دراز و بر آن بیست و چهار وتر بندند و ~~پهلوی هر وتری وتری دیگر بندند که در مقدار مساوی نصف وتر طویل باشد مثلا هر دو ~~نغمه که معایا بر توالی جس کنند هر نغمه با نظیر مستنطق و مسموع گردد. و بر اوتار آن ~~اگرچه بطریق مطلقات اصطخاب کنند اما ممکنست که بر آن گرفت102 مقیدات ~~باصابع کنند103. ~~اما چنگ104 و آن سازیست مشهور و بر روی آن پوست کشند و اوتار آنرا ~~ملاوی105 ازریسمان مویین بندند و ایشان ملاوی را پرده خوانند. و بیست و چهار وتر ~~بر آن بندند و اوتار آن مفرده باشد و آن از آلات مطلقاتست106 و اگر مباشر آن خبیر و ~~حاذق وجامع باشد بین العلم والعمل مجموع دوایر و طبقات آنها را بگرفت بناخن ~~استخراج تواند کرد. و اگر اوتار آنرا بر نسبت بقایا107 مصطخب سازند مجموع108 ~~جموع و ادوار از مطلق استخراج گردد احتیاج بناخن گرفت نباشد109. # اما اگری110 و آن همان حکم چنگ دارد111 همین قدرست بر سطح آن چوب ~~پوشانند و روی آن هم چوب باشد. # اما قانون112 و آن سازی باشد که آنرا ساعد113 نباشد و آنرا سطح مجرد باشد114 ~~و بر سطح آن هفتاد و دو وتر باشد هر سه وتریک آهنگ باشد و اوتار آنرا گاه از ابریشم ~~کشند و گاه از رود115 و گاه از مفتول سیم. اما آن باشد که سیم بر آن کشند همچون ~~چنگ گرفت توان کرد و آن حکم چنگ دارد116. # اما کمانچه و آن از آلات مجروره است و بعضی کاسهآ ms293 آنرا از پوست جوزهندی117 ~~سازند و بعضی از چوب و بر سطح آن رقی118 از پوست دل گاو کشند و بعضی وترین ~~آنرا از موی119 اسپ بندند اما بعضی وترین آنرا از ابریشم سازند و آن احسن و الذ ~~باشد120. وطریقهآ اصطخاب آن چنان باشد که نغمهآ وتر اسفل آنرا مساوی نغمهآ ثلثة ~~ارباع مافوق آن سازند و برین سازها که مذکور شد شدود کثیره میتوان اما ~~اصطخابات معهوده آنها را بیان کردیم. # اما غچک121 و آن122 هم از آلات مجروره است123 و کاسهآ آن بزرگ باشد و آن ده ~~وتر باشد اما مرور کمانه بر دووتر که بر دو کناروی باشد برسد و آن دووتر کناررا بلندتر ~~بندند، از اوتار ثمانیه باصبع بنصر نقرهآ ایقاع کنند و آن اوتار ثمانیه بطرنق مطلقات PageV01P354 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0279.png) ~~مصطخب گردانند و مرور کمانه بر اوتار ثمانیهآ مطلقه نباشد و بر آنها نرسد و وترین دو ~~کنار این ساز را همان حکم وترین کمانچه باشد اما آواز کمانچه احسن و الذ باشد. # اما یکتای ترنتای124 از آلات آنچ بر آن وتر واحد بندند انواعست اما اعراب ~~بغادده125 کاسهآ آنرا به شکل قالب خشتی مربع سازند اما بریک روی آن پوستی کشند ~~و ساعد کوتاهی باشد آنرا. و حکم وتر واحد قبل ازین مبین شده است. اما یکتایی که ~~آنرا ترنتای نگویند کاسهآ مسدس یا مثمن باشد و ساعد آن اطول ازسواعد2آ سایر ~~آلات127. # اما ساز دولاب و آن بر شکل دهلی128 باشد که بیرون آن غیر از سطحین اوتار ~~بطریق مطلقات اصطخاب آن کنند و مضراب آنرا بر محلی ساکن گردانند که مرور ~~مضراب بر آن باشد. و آن چنان باشد که اوتار بر مضراب رسد و آن آلت را بچوبی ~~بگردانند129 بهر طریق که خواهند استخراج نغمات از آن توان کرد130. # اما قانون مدور مرصع131 غایبی این سازرا قدما در کتب خود بیان کرده بودند اما ~~بین الناس مستعمل نبوده اما درین زمان ms294 این فقیر در عمل آورد و هیأت آن بشکل ~~فانوسی بود بر جسم مدوری بر شکل حجر رحا132 و آن هر دو قطعه مجوف باشند ~~واوتار آن بر خارج جسم فوق و داخل جسم تحت. پس اوتار آنرا از مفتول برنج بر سر ~~آن شکل فانوسی و از بیرون بر جسم بالا بگذرد و از آن چسم مدور بشکل رحا هم در ~~گذرد و از وتر زیر آن جسم رحا شکل، بر ملاوی اوتار مشدود137 گردند و درمیان آن ~~جسم مدور مسطح چرخی باشد که بر آن چوبی الصاق کردهاند که بر سر آن چوب ~~مضرابی بسته که آن در حالت حرکت و دور چرخ آن مضراب بر اوتار می رسد و حرکت ~~آن چرخ از مد و رجع وتری134 باشد مثلا ریسمانی بر چرخ پیچیده شده است. ~~و آن مدور مسطح بر سر سه پایه از چوب باشد که دو پای آن چوب مجوف بود از ~~یکی پایه ریسمان گذشته بدست محرک باشد که چون بکشد چرخ در گردش آید و یک ~~سر دیگر ریسمان ازپایهآ دیگر گذشته یا در زیر زمین و جسمی از قلعی125 یا هر چه باشد ~~که چون مباشر ریسمان را بگذارد و آن جسم ثقیل ریسمان را بکشد از دست محرک وهم ~~چرخ در گردش آید و مضراب در اوتار رسد و صوت حاصل شود و ناوی126 در زمین ~~باشد که ریسمان از آن ناو گذشته باشد که سر ریسمان بدست محرک باشد و آن ریسمان ~~پنهان باشد غایبی بدین سبب گویند137. # اما تحفة العود128 هیأت آن بعینه همچو عودست اما چندانک نصف عود باشد کانهآ PageV01P355 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0284.png) ~~عودیست کوچک و آن همان حکم عود دارد اما بسبب قصر اوتار آواز آن تیزتر از آواز ~~عود باشد. ~~اما شدرغو و آن سازی باشد که اهل ختای139 آنرا بیشتر در عمل آورند و بر آن ~~چهاروتر بندند و کاسهآ آن طولانی باشد و بر روی ms295 آن پوست کشند و از آن اوتار اربعه ~~سهوتر را بطریق شد اصل عود سازند: وتر اعلی آن بر وتر ثالث آن بر نسبت ضعف ~~طنینی باشد و از اوتار ممکنست استخراج جموع و ادوار اما درین زمان اتراک از آن ~~استخراج عشاق و نوی و بوسلیک می کردند و هر از آن جمعی نغمات را باصطلاح ~~ایشان کوکی خوانند و ایشان سیصد و شصت کوک مرتب کردهاند اما اصول آنها نه ~~کوکست140: ~~( اولوق کوک141 2 اصلان چپ ~~3بوستارغای 4قوتاتغوا142 ~~5 مخدوم144 6جنتای143 ~~7 خنثای 8 قولادو ~~9 شنداق145 # اما پسها واهل ختای این سازرا بیشتر در عمل آوردند و عمق کاسهآ آن کمتر از عمق ~~مجموع سازها باشد و بر سطح [آن] چوب پوشانند و اصطخاب اصلی آن به طریق شند ~~اصل عود باشد اما به غیر از آنها در همهآ سازها شدود غیر از آن نیزسازند و دساتین آنرا ~~منبت146 سازند مثلا جای اصبع را که محل دستان باشد چوبی بر آن نهند تا آن بلند ~~شود و اصبع را از آن پیشتر و پستر147 ننهند148. # اما یاتوغان و این ساز نیزهم مخصوص است باهل ختای و آن بر شکل تخته149آ ~~باشد غالبا یک گزو نیم طول آن باشد و عرض آن چند150 یک شبر151 بود و میان آن ~~مجوف باشد و بر آن پانزده وتر مفرد بندند و اصطخاب آن بحرکات خرکهای152 آن ~~کنند و خرکهای آنرا بعضی در میان وتر نهند و بعضی بربع وتر و بعضی بر ثلث وتر و ~~بعضی بر ثمن بتفاوت آهنگ آنرا بدان نوع راست کنند. اگر نغمهآ ثقیل خواهند خرک را ~~پس کشند تا وتر طویل گردد و آهنگ ثقیل شود و اگر حاد خواهند خرک را پیش آورندتا ~~به سبب قصر وتر آهنگ احد شود و این سازهم از مطلقاتست و بر اوتار آن باصابع جس ~~کند153. ویک طرف آنرا که بسوی مشط154 است آهنگ سازند و درین زمان ms296 ما آنرا ~~چنان کردیم که در هر دو طرف خرکها آهنگ می بود تا بهر دو دست بدو آهنگ آنرا در PageV01P356 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0281.png) ~~عمل می آوریم. # اما شهر ود و آن155 سازیست که طول آن دو چندانک طول عود باشد و نغمهآ یح آن با ~~نغمهآ اعود که مطلق وتر است در مقدار و آهنگ متساوی باشند و نغمهآ له آن با نغمهآ یح ~~عود متساوی باشند و دریک وتر شهرود پنج نغمه نظیر و قایم مقام یکدیگر موجود گردند ~~وما برای وترین آن مثالی وضع کنیم برین صورت156: # قسرعلینه # مب لی # و کاسهآ آن چندانک کاسهآ عود است و درین عصر این سازرا در عمل نیاورده بودند ~~لکن ما در عمل آوردیم و واضع این ساز ابن احوص157 بوده است. و بر سطح این ساز ~~از طرف احد آنها نغمهآ خامسه باشد اعنی یط بنغمات ملایمه پس در هشت وتر یک ~~ذی الکل بنغمات ملایمه موجود شود و در پانزده وتر بعد ذی الکل مرتین که سه آهنگ ~~باشد و در بیست و دو وتر سه بعد ذی الکل سط موجود شود و در بیست و نه وتر چهار ~~ذی الکل مرتین باشد: نغمهآ اول ا نغمهآ دوم یح نغمهآ سیم له نغمه چهارم نب و نغمهآ پنجم ~~سط158. و آن طرف احد ذی الکل رابع باشد. # اما رودخانی و آن بر هیأت طنبور شرونیان باشد اما سطح آن هموار باشد و بر نصف ~~سطح آن پوستی کشند و اوتار آن پنج باشد: دو ابریشم و یکی در میان وتر، رود159 باشد ~~و دووتر بر طرف اعلی مفتول برنج باشد و آن مفتول را گاه مختلف سازند و گاه متفق و ~~واضع این ساز سلطان مغفور مرحوم سلطان احمد160 است انارالله برهانه161. # اما آلات162 ذوات النفخ برین موجبند: اول حلوق انسانی که تعریف الحثن بدان ~~نوع که مذکور شده است که لفظ شعر و نقرات ایقاعی و الحان در ms297 حلوق انسانی ~~حاصل می شود اما در سایر آلات ذوات النفخ لفظ شعر ممکن نیست. # اما نای سفید و آن سه قطعه باشد طول قطعه اول نصف163 مقدار ثانی و قطعه ثانی ~~ربع مقدار ثانی و قطعهآ ثالث که برفم نافخ164 متصل می شود. اما ثقب165 بر قطعه اول ~~باشد هفت ثقبه بر سطح نای باشد و یک ثقبه در ظهر قطعه نای که آنرا نافخان شجاع ~~خوانند و آنرا باصبع قید کنند و یک ثقبهآ دیگر ضلع ذیل نای باشد و آن برای منفذ ~~هواست و بر آن اصبع نمی رسد و هفت ثقبه از ثقب سبعهآ مذکوره که بر سطح نای است PageV01P357 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0286.png) ~~خارج شودویک نغمه از ثقبهآ شجاع و بیست و هفت نغمهآ دیگر هم از آن مذکوره بشدت و ~~لین نفخ حاصل شود و طول نای بحسب عادت هفت قبضه166 باشد اما مباشران گاه ~~یازده قبضه برای عرض قوت نفخ و ادمان167 و گاه باشد که ده قبضه و گاه نه و گاه ~~هشت و گاه هفت قبضه ونیم و گاه پنج قبضه و آن بهر آهنگ کودکان نارسیده168 مناسب ~~باشد و مباشران آن نایی دیگر به مقدار نصف نای بم وضع کردهاند به مقدار آقل بتجویف ~~وضیق آن وهمچنان باشد نغمات نظایر ثقال169. ~~و مولانا شمس الدین حربوی رحمهالله دوازده قبضه نای ساخته بود و بر ثقبهآ که ~~آخر ثقب است از طرف اثقل انگشت دستها نمی رسد انگشت بزرگ پا نای را می نهاد. ~~و نفخ در نای سفید منفصل باشد. # اما زمر سیه نای و آن سازی است که طول آن نیم گزباشد و آنرا فمی جدا باشد ~~همچو سرنا و نفخ در آن متصل باشد170 و استخراج نغمات از آن کردن اسهل بود از ~~آنک ازنای سفید و در تألیف الحان آن اکمل باشد از نای سفید و در آن نیز نغمات سی و ~~پنج گانه171 بشدت و لین نفخ حاصل ms298 می شود و بگرفت و گشاد اصابع، گاه تمام گشایند ~~و گاه نصف و گاه ربع بقیاس و در نای سفید چنان است172. ~~اما سرنا آن ازیرا عین مذکورین انقص173 باشد و آنراهم فمک174 جدا باشد و در ~~آن نفخ هم متصل باشد و آن چنان باشد که نفس از بینی بستانند و دردهان نگاه دارند تا ~~بقدر احتیاج درنای خرج کنند و آواز آن دور رودزیرا که بشدت نفخ ازدهان تنگ بیرون ~~می جهد و در جوف سرنا متردد175 می شود176. # اما نایچه بلبان و آنرا با نای سرنا نسبتی هست177 در تألیف الحان و ادمان سرنا ~~به آن کنند و آواز آن لین و حزین باشد. ~~اما نای چاوور178 آنرا بعضی از اتراک و در آن اکثر به نوروز179 بیاتی تلحین کنند و ~~مجال سیر نغمات در آن کم باشد و در آن یک سوراخ یا دو باشد و نفخ در آن از لب ~~بالادمند. # اما نفیر و مقدار آن اطول باشد از جمیع آلات ذوات النفخ ودأب180 آن دو گزاست ~~زیادت و نقصان کردن آن بارادت مباشران تعلق دارد چون مقدار از آن اطول باشد بآن ~~برغو گویند و چون آن بن نای بازگشته باشد و بشکل چوگان شده آنرا کرهنای گویند. ~~و در نفیر سه نغمه موجود شود آن نغمهآ ا و نغمه یا و نغمهآ یح باشد و استخراج جموع و ~~دوایر از آن ممکن نباشد زیرا که در آلات ذوات النفخ اختلاف از ثقب آن باشد و در آن PageV01P358 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0283.png) ~~سوراخ نیست اما آن سه نغمه نیز بقوت و لین نفخ حاصل میشود181. # اما باق و آن182 چنان باشد که بر آن سر آن که در دهان گیرند زبانه می باشد که از ~~آنجا نفخ در آن میرود و بر سطح آن ثقب می باشد که باصابع فرو گیرد و استخراج ~~بعضی از نغمات را عهده کند و آواز آن به تیزی183 ماند ms299 که بآهنگ باشد. # اما موسیقار و آن از مطلقات آلات ذوات النفخ است و از هر نای از آن نغمه184 ~~ستخراج کنند و قاعدهآ آن بیست و دونای بودیکی ازیکی کوتاهتر185 و آن را بر نسبت ~~نغمات ملایمه سازند چنانک قواعد نغمات قبل ازین معلوم شده است و در آن نفخ ~~بشفتین186 دردمند و در آن نای اندازند طبقهآ آهنگ آن نای درحدت زیادت شود187. ~~اما چبچیق188 و آنرامو سیقارختایی گویندو دستهنای باشد بر هم چفسیده181 و ازهر ~~یکی در دیگری منفذی و لولهآ مرکب باشد بر آن190 که از آن لوله نفخ در آنها دمند در ~~همهآ نایها نفخ در آید از همه آواز بر آید. در زیر آن ثقب باشد که بحرکات اصابع بر آنها ~~از آنها اصوات مسموع شوند. # اما ارغنون191 و آن بشکل موسیقار باشد لولهها192 ارزیز193 در آن ترکیب کرده ~~هر یکی ازیکی درازتر و باز از طرف ثقل بطرف حدت هر یکی از دیگری اقصر باشد و ~~بر ظهر آن دمی مرکب باشد که چون آن دم را دردمند نفخ در مجری که در زیر لولهها ~~مرکبست و از هر لوله194 در آن مجری سوراخی باشد در رود و بر سطح آن مجری ~~زبانها195 باشد متحرک چون باصبع آن زبانها فروگیرند و بگذارند سبب نغمات شود و ~~از آن استخراج الحان میسر شود196. ~~اما کاسات و طاسات و الواح* بدانک اصوات کاسات لابث197 است لاجرم نغمات PageV01P359 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0288.png) ~~ملایمه از آن استخراج می گردد و این ساز کاسات هم از جملهآ مطلقات است و در کاسهآ ~~خالی که آب کنند نغمهآ آن ببعد ذی الخمس و گاه باشد ببعد ذی الأربع اثقل شود و این ~~بتجر به باین فقیر روی نمود198. و بیان حدت و ثقل کاسات را در شرح ادوار در فصل ~~بیان حدت و ثقل ذکر کردیم199 و طریقهآ اصطخاب آنرا بر دو قسم وضع کردیم: اول ~~آنک آنرا بنغمات ملایمهآ ذی ms300 الکل مرتین200 را از پانزده تغمهآ ملایمه استخراج کنیم. و ~~قسم دوم آنک بعد ذی الکل را بهجده قسم مفروض باشد که بر نسبت منتقل از اثقل ~~باحد پس به آهنگ هر نغمه ازین هفده گانه کاسه نهادیم چنان شد که کاسهآ هجدهم ~~آهنگ یح می شود که نظیر کاسهآ الف می باشد پس ازین نوع ترتیب وضع کاسات ~~مستخرج می شود و ما اینجا مثال هر دو قسم را باز تمودیم. # صورت ترتیب ساز طاسات که ببعد ذی الکل منقسم شده است هشت نغمهآ ملایمه ~~این است201. # اما الواح202 و آن چنان باشد که مثلا لوحهای فولاد هر یکی مقدار یک شبر و آن ~~چنان [که] از کاسهای بزرگ نغمات ثقیله حاصل می شود و از کاسهای کوچک نغمات ~~حاده همچنان از الواح کبیره نغمات ثقیله حاصل می شود و از الواح صغیره نغمات ~~حاده # اما کاسات را بآب حاد و تقیل می توان کرد ودر الواح این معنی نمی تواند بود و آن ~~بآب متغیر نمی شود. PageV01P360 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0285.png) ~~1- نور: اما فایدهآ خامس و آن هم دو فصل است: فصل اول در طریقهآ پیدا کردن انواع ترجیعات از جس ~~مضراب بر وترین (چنان که مکرر اشاره شد نظم مطالب این نسخه با دو نسخهآ دیگر اختلاف کلی دارد) ~~2- یعنی نوازندگان سازهایی که تار مرتعش یا سیم (وتر) دارند و تکیهآ مراغی به عود گذشته از آن که در قدیم ~~اهمیت و رواجی به سزا داشته از این جهت است که او خود عود می نواخته و در نواختن عود تبحر و مهارت ~~داشته است. ~~3- وتر راجع تا حدی شبیه می شود به سیم واخون (وا خوان) به اصطلاح امروز و عمل ترجیع نیز شباهتی با ~~چهار مضراب دارد بر حسب ظاهر که معادل «a4rompan است تقریبا رک. تعلیقات. ~~4- نقرهآ (رسم الخط) ~~(oueb 5- قبلا توضیح داده شد که معنی لغوی آن پسودن یا مس است (لاروس عربی) ولی در ms301 موسیقی مفهوم ~~را در معنی خاص خود دارد یعنی زدن انگشت و ناخن یا مجازا مضراب. رک. تعلیقات ~~6- وتر یا سیم پنجم عود که گفتهاند فارابی اضافه کرده است (جامع الالحان، ص 108). ~~7- وتر یا سیم اول عود که صدایش بمتر و از سایر وترهاست (ایضا، ص 105). ~~8- نور: بباید دانست که ترجیع... خصوصا عود آنست که بر وتری بضروب نقرات بمضراب سیر نغمات ~~منظومه کنند و آن وتر را سایر الترجیع خوانند و بهر نقرهآ (=نقره ای) یا زیادت از آن که بروتر سایر ایقاع ~~کرده یاشند نقرهآ دیگر یا زیادت بر مطلق وتری دیگر لازم دارند و آن وتر را لازم الترجیع خوانند. و آن چنان ~~بود که مثلا نقرهآ (= نقراهی) بر وتر راجع که آنرا لازم الترجیع گویند جس کنند و آنها بر دو قسم [اند]: اول ~~متساویات دوم مختلفات. اما متساویات و آن چنان باشد که نقرهآ (= نقرهای) بر وتر سایر و نقرهآ (= نقرهای) ~~بر وتر راجع و آن 1 و1 باشد یا 2 و2 یا 3 و3 یا 4 و4 یا5 و5 یا زیادت از آن تا اقتضای ارادت مباشران ~~چگونه باشد و هر آینه ازمنهآ این نقرات متساوی خواهد لاجرم نغماتی که از جس نقرات بر اوتار مسموع ~~شود آن نغمات منظوم باشد زیرا که نظم نغمات آنرا ازمنهآ نقرات و نغمات که بی ازمنهآ متساویهآ ایقاعی باشد ~~آن نثر نغمات باشد چنانک در آلات آنرا نواخت و در حلوق انسانی نشید عربی یا غزل عجمی اولی را ناشد ~~آن ادا کند و ثانی را متغزلان عجم. اما متخالفات آن باشد که نقرهای بر وتر سایر زنند1 یا 2 یا3 یا بیشتر بر ~~وتر راجع هرچند نقره که ارادت مباشر باشد به شرط آنک رعایت تساوی ازمنهآ بین النقرات را لازم دارند مثلا ~~وتر حاد را سایر سازیم و وتر بم را لازم الترجیع منهما ترجیعات کثیره حاصل می شود و ما در این کتاب ~~ببعضی ms302 از آنها اشارات کنیم و آنرا مبین گردانیم و برای معرفة آنها علامات وضع کنیم مثلا 11 الفی که بر ~~طرف... (در این نسخه علامت سایر و راجع بر عکس است و هر چند می توان آن را حمل به مسامحهآ کاتب ~~کرد ولی شایان توجه است که در نسخهآ جامع الالحان ومقاصدالالحان به خط مؤلف نظیر این استحاله ویا ~~تردید در این که کدام الف سایر و کدام راجع است دیده می شود رک. جامع الالحان، ص 182 و ~~مقاصد الالحان، چاپ دوم ص 110) اما نقرات صاعده آن باشد که از طرف اسفل منتقل باشد بطرف ~~اعلی... و اقسام ترجیعات یانزده (کذا) قسم است ~~9- شباهتی دارد با مضراب راست و چپ در تار (تعلیقات). ~~10- یعنی 2 و1 (2 نقره بر سایر و1 بر راجع) PageV01P361 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0290.png) ~~11- یا 3 و2 ~~12- یا 4 و3 ~~13- یا 5 و4 ~~14- در نسخهآ نورعثمانی چنان که ملاحظه شد 11 قسم بود که کاتب حالت 3 و 3 (یعنی 3 نقره بر سایر و ~~راجع) را از قلم انداخته است و از این حیث مانند جامع الالحان است زیرا در آن کتاب نیز اقسام ترجیعات ~~یازده قسم است و شرح آنها نیزبا نسخهآ نورعثمانی تطبیق می کند فقط به جای اعداد ترتیبی فارسی واژههای ~~عربی است: ثانی، ثالث... تا حادی عشر. ولی انقسام دوازده گانه به علت داشتن تمام حالات مختلف ترجیع ~~کامل تر است رک. جامع الألحان، صفحهآ 181 و182 و برای توضیح بیشتر به تعلیقات. ~~15- اقسام سوم و ششم و نهم و دوازدهم که در آنها واژهآ عکس آمده است ~~16- نور این عبارت را ندارد. ~~17- نقره ای (چنان که مکرر اشاره شد) ~~18- چون هر دو یک نقره است و مثل هم ~~19- چون دو نقره با هم فرق دارد. ~~20- نور (بعد از فهرست اقسام ترجیعات): و یعضی ازین اقسام را بسبب حرکات نقرات مختلفه صاعده ~~خوانیم و بعضی را هابطه اما قسم اول... راجع جس ms303 کنم و... بر وتر سایر و هر دو نقره صاعده باشند آنرا ~~ترجیع مفرد متفق گوسم و آن صاعدة السایر و الراجع باشد برین مثال... هابطه باشند علامت آن... باشد آنرا ~~ترجیع.. و آنچه در صعودت و هبوطت! مختلف باشند آنرا... خوانیم وآن بر دو نوع باشد ... الخ (مثل متن) ~~21- نور: خوانیم و از آن چهار صنف حاصل می شود برین مثال... اما قسم ثانی... راجع زنیم و از آن هشت ~~صنف... الخ ~~22- ایضا: زیرا که... دو نقره می زنیم و بر وتر سایر یک نقره ~~23- در نسخهآ ملی کاتب صاعده و ها بطه را با هم در تمام اصناف این قسم اشتباه کرده است ~~24- نور: قسم ثالث... و ازین قسم نیزهشت صنف حاصل می شود و آن چنان باشد که دو مضراب بر وتر سایر ~~جس کنیم ویک مضراب بر وتر راجع برین مثال (ولی در اینجا راجع و سایر را کاتب در جای خود آورده است ~~اما شمارهآ اصناف فارسی است) اول، دوم... هشتم ~~25- نور بدون را ~~26- چون دو به دو است ~~27- نور: و از آنها شانزده ~~28- نور: عکسه (در این مورد فقط) ~~29- در نسخهها بعضی از صنفها با ترجیع و بعضی بدون ترجیع بود که با تصحیح قیاسی در همه ترجیع گذاشته ~~شد همچنین کلمهآ صنف در نسخهآ تور در بعضی موارد از قلم افتاده است. ~~30- کذا جامع الالحان - ملی: هابطة الضربین علی السایر وصاعدة الضر بین علی الراجع (یعنی با اشتباه ~~سایر و راجع که قبلا به آن اشاره شد و در این نسخه تسری داردا- نور: هابطة الضربین علی السایر وهابطة ~~الضربین علی الراجع ~~31- نور: بدون گوسم PageV01P362 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0287.png) # 363 ~~32- چون 2 و3 نقره است ~~33- نور: و آن چنان بود که دو نقره بر وتر سایر جس کنیم و سه نقره بر وتر راجع ~~34- ایضا: اختلاف اعداد ضروب نقرات صاعده و هابطه... می شود (فقط) ~~35_ ذهن وقاد: خاطر تیز و ضمیر روشن (معین) ~~36- تعداد اصناف ms304 این قسم 32 می شود و اساسا می توان با استفاده از قواعد ریاضی انواع آنها را محاسبه ~~کرد رک. جامع الالحان، ص 399 «توضیح لازم» ~~37- نور: بعکسه (یعنی 3 و2) ~~38- ایضا نور: حاصل می شود ~~39- همان نسخه: مثلثات و مربعات! برین گونه [11!ا و ازین قسم نیزانواع ترجیعات حاصل می شود (تعداد ~~ترجیعات دراین قسم 64 است) بسبب مذکور کمامر ~~40- ایضا نور: و قسم ثامن عکسه برین گونه 111171 ازین قسم نیز انواع ترجیعات حاصل می شود ~~41- نور: مربعات و مخمسات 111711111 (ولی از لحاظ دسته بندی صحیح نیست) ~~42- ایضا: و قسم عاشر عکسه بدین صورة 11111171 ~~43- تصحیح قیاسی - نور: و قسم حادی عشر، دو نسخه دیگر: اما حادی عشر ~~44- یعنی 4 و5 نقره ~~45- نور: برین گونه 1111111111 (و از این حیث شبیه جامع الألحان، است رک. ص 187) ~~46- شماره ترجیعات در این دو قسم که مشابه هم هستند 1024 می شود (ایضا جامع الالحان: توضیح لازم) ~~رک. تعلیقات. ~~47- نور: و ازین اقسام ترجیعات کثیرة الانواع حاصل می شود و آنها را بتمامی در کتاب کنزالالحان بیان ~~کرده ایم اما درین رساله بر همین قدر که مذکور [شد] اختصار کردیم بواقی را ازین قواعد طالبان مستعد ~~بذهن وقاد توانند پیدا کردن. و نقرات مضراب بر اوتار بر سه نوع باشد: معدود و مضاعف و خرق، اما معدود ~~آن باشد که ضروب مضراب بر وتر یک یک معدود باشد و آنرا مفردات گویند. اما مضاعف آن باشد که ضروب ~~مضراب بر وتر دو دو جس کنند. اما خرق آن باشد که ضروب نقرات مضراب بر وتر چهار چهار باشد اما دوم ~~ضعف اول باشد و سیم اضعاف یکی و در نواختها و استخراج تصانیف باید که ضروب نقرات مضراب بر وتر ~~مستدیر باشد این بود بیان انواع ترجیعات (که کامل تر و فصیحتر است) ~~48- شاید به مناسبت بودن خرق به معنی پیوستن یا خلاف عادت به این نوع مضراب زدن خرق ms305 گفته شده ~~باشد ~~49- احتمال دارد منظور چرخش مضراب باشد ~~50- بحث ترجیعات در جامع الالحان نیز آمده است (صفحهآ 181 تا187). ~~51- نور: فصل دوم از فایدهآ تاسع در ذکر اسامی آلات الحان ~~nueiealinstrummen1s 52- سازها یا آلات موسیقی ~~53- زهی یا رشتهای و دارای تارهای مرتعش یا سیم 1ordinstmummeutsء ~~moutlu oreans 54- بادی یا دهنی ~~Aereussionidslsumrents 55- ضربهای PageV01P363 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0292.png) ~~56 نور: وآنها بر سه قسم اند: قسم اول حلوق انسانی. قسم دوم آلات ذوات النفخ. و سیم آلات ذوات الاوتار ~~این فقیر کاسات و طاسات و الواح نیزیافتم اما حلوق انسانی اکمل است از سایر آلات چنانک قبل ازین ~~مذکور و مقرر شد. ~~57- فهرست اسامی و شرح سازها را مراغی در دو کتاب دیگر خود نیز آورده است ولی در مندرجات آنها ~~اختلاف ونکات قابل بحث کم نیست رک. مقاصد الالحان، چاپ دوم از صفحهآ 125 تا137 و جامع الالحان، ~~صفحهآ 198 تا 210 - نور: اما آلات ذوات الاوتار (و به خط ریز الحاقی: مضروبه مقیده) ~~58- در نسخهآ نوریاتوقان و قانون و چنگ واکری و ساز دولاب در آخر و تحت عنوان: اما آلات ذوات الاوتار ~~مطلقات ذکر شده است. ~~59 ایضا نور: اما آلات ذوات النفخ مقیدات بعد از حلوق انسانی نای سفید... (و نیز موسیقار و چبچیق و ~~ارغنون ونای انبان زیر عنوان: اما مطلقات آلات ذوات النفخ) ~~60- همان نسخه: اما کاسات و الواح اکنون بیان سازها کنیم و گوسم.... ~~.ute -61 ~~62- اشاره است به شرح مریوط به اوتارو سابق الذکر واین عبارت به عین در جامع الالحان (ص 199) و با ~~توضیح بیشتری در مقاصدالالحان (چاپ دوم، ص 126) آمده است ولی در نسخهآ نورعثمانی تمام شرح ~~:. مبسوط مربوط به اوتار یعنی وترین و ثلثة اوتار و اربعة اوتار در اینجا نقل شده است. ~~63- ایضا در نسخهآ نور عثمانی ضمن شرح اریعة اوتار و با همان اشکال نسخ دیگر ~~64- نور: و آن بر هیأت عود است اما اوتار آن چندانک نصف مقدار اوتار ms306 عود باشد و آن همان حکم عود دارد ~~اما آن دوازده وترست ~~.ono 65- یعنی یک لا یا یکتا ~~66- در نسخهآ مقاصدالالحان به خط مؤلف در فهرست اسامی سازها به صورت تاء نیزدیده می شود (چاپ ~~دوم، ص 124) و چون تا معنی تارورشته و سیم (وتر) دارد (معین) دور نیست بر اثر تطورزبان در تداول عامه ~~به شکل شش تار در آمده باشد که تار معمولی است یا سه تار. اما از شرحی که در اینجا آمده معلوم می شود ~~همان طور که مراغی در جامع الالحان (ص 199) متذکر شده انواعی داشته است که تار فعلی را یاید شکل ~~تطور یافته یکی از آن انواع به شمار آورد. ~~67- دستهآ ساز. ~~68- منظور رم شرقی یا بیزانس و به تعبیری بخشی از ترکیه فعلی است. رک. تعلیقات، جامع الالحان، ~~ص 332 و مقاصدالالحان، ص 205. ~~69- نور: ششتای طرب رود و آن شش وتر مزوج داردو بر دساتین آن پردهها بندند و کاسه و سطح تیم امرود ~~(گلابی) باشد و نوعی دیگر آن باشد که کاسه و سطح چندانک کاسه و سطح عود باشد اما ساعد آن اطول ~~باشد از ساعد [عود] بتسعی (=179) وبر طرف فوق آن اوتار صغیره بندند که نغمات آن نظیر نغمات اوتار ~~سته تحت است و اصطخاب آنها بمطلقات کنند و طریقهآ در عمل آوردن آنها چنان باشد که مضراب را بدست ~~راست گیرند و بر اوتار صغیرهآ مطلقه جس کنند و بر هر وتری که از اوتار مطلقه جس کنند بهمان آهنگ پردهآ را ~~قید کنند بأصبع سبابه و باصبع بنصر آنرا جیس کنند و آن مقیدات را نظایر نغمات مطلقات باشند در نقل و آن ~~نغمات ثقال وحواد معأ مسموع شوند و آنرا طرب رود خوانند PageV01P364 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0289.png) ~~.tambouuine 70- طنبور ~~71- نور: شرونیان تبریزی، از آنجا که در نسخههای خطی نقطه گذاری حروف اغلب واضح نیست در بعضی ~~از نسخ شرونیان با تقدیم یاء نیز خوانده می شود ولی به ms307 قرینهآ تصریح مراغی به رواج آن در تبریز ~~(جامع الألحان، ص (20) و از باب نزدیک بودن آنجا با شروان احتمال دارد مخفف شروانیان باشد ودرنتیجه ~~فرض شروین ظاهرا موردی ندارد. ~~72- نصف گلابی. امرود، امروت به معنی گلابی یا نوعی گلابی است Pear یا Pius تعلیقات ~~مقاصدالألحان، صفحهآ 205 و206 چاپ دوم). ~~73- یا نسبت مثل و ثمن - (مقاصدالالحان، ص 22). ~~74- دربارهآ اصابع یا انگشتها و به تعبیری دستانها پیش از این اشارهای شد ولی برای اطلاع بیشتر به ~~تعلیقات رجوع کنید. ~~75- وسطی فرس (مقاصد الألحان، ص 97 وجامع الألحان، ص 166). ~~76- تبریزیها. ~~71- نور: و کاسه و سطح آن هم بشکل نیم امرود باشد اما سطح آن بلند باشد قریب بربع دور و بر آن دووتر ~~أضطخا نبی آن لجتان باشند که نعدةآ طلقی ویر ا شفل لمحاوی مغهة یانیة آشباع ما نوقی آوست وأن یر سبت نثل ~~و ثمن باشد و وتر اعلی آنرا بابهام قید کنند و باصبع بنصر دستان وسطی زلزل را... و آن هر دودر یک طبقه و ~~مقیدات آن همه برین نسبت باشند و مباشران آن چون مجنب وتر تحت را با وسطی فرس وتر اعلی استنطاق ~~کنند آن سهگاه باشد و تبارزه آنرا سر پرده شرونیان خوانند و چون یک بعد مجنب بهر دو اصبع بر هر دووتر ~~بطرف احد انتقال کند آن چهارگاه شود و آنرا کوهستانی گویند و چون پنجگاه گیرند آنرا ساوجی گویند و ~~این اسامی اصطلاح تبارزه است. ~~78- ملی: طنبور ~~79- ایضا: آن وتر ~~80- نور: و آن سازی باشد کاسه و سطح آن نیم چندان باشد که کاسه و سطح طنبور شرونیان اما ساعد آن ~~اطول باشد و طریقهآ اصطخاب چنان باشد که مطلق وتر اسفل مساوی ثلثة ارباع مافوق وتراعلی باشد وآن ~~بر نسبت مثل و ثلث باشد و بعضی سه وتر بر آن بندند و آن بارادت مباشر تعلق دارد. ~~81_ در ردیفهای کنونی موسیقی ایرانی گوشهای به این اسم دردستگاه همایون و ms308 راست پنج گاه دیده می شود ~~و ممکن است با این ساز بی ارتباط نباشد. ~~82_ به ضم تاء وراء معرب آن اترج است و در عربی تفاح مائی نام دارد (تعلیقات مقاصد الألحان ص 2007) ~~51n5n یا aلگفرانسه ~~83- یعنی کوک کنند ~~84_ نور: مافوق خود باشد ~~85 در نسخهآ نورعثمانی بعد از اوزان آمده است ولی چنان که در فهرست سازها مشاهده می شود باید مقدم ~~باشد PageV01P365 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0294.png) ~~87 دولا، دوتا لعاده شبیهآ تار فعلی که دو سیم سفید و دو سیم زرد همانند دارد. ~~88- نور: کاسهآ آن اطول باشد از جمیع کاسات (=کاسهها) آلات ذوات الأوتار ~~xono 89ر یک لا. یک تا ~~90- نور: بندند ~~91- نوره اوتار آن چنان باشد [که ] وتر اسفل با وتر اوسط ذی الأریع باشد ووتروسط (یا: اوسط) با وتر اعلی ~~بر نسبت طنینی. ~~92- آرشهای که باید آرشه یکشند. ~~5lon 93- آرشه ~~94- کشیدن (مصادر زوزنی، ج 1، ص 100). ~~95- مکث، درنگ (معین) ~~96- نور: وآواز آن با آوازنای مشابهتی دارد بسیب لیشی که تغمهآ آنرا از جر کمانه حاصل می شود و از آن ~~جهت آنرا نا [ی] طنبور نام شد. ~~97- کذا در نسخهآ ملی بهضم و آن تلفظ مشهور است ولی در عربی به فتح راء تلفظ می شود (تعلیقات ~~.«ebec ،rabab (209مقاصدالالحان، صفحهآ 208 و ~~98- نور: و آن سازی باشد که بر آن بعضی شش وتر بندند و بعضی هشت و بعضی ده و بر نصف سطح آن ~~پوست [کشند] و اوتار آن مزوج بندند و آنرا در تألیف لحنی همان حکم عود باشد ~~99- یاء مصدری است یا فاعلی: تالیف لحن کردن onpositionء ~~100 - کذا در نور به ضم و در ملی مشدد! ~~101- تخته ای ~~102- یعنی با انگشت یکشند تا وترها به صدا در آیند مثل چنگ (لیر) ~~103- نور: و آن بر هینتی تختهآ باشد در از غایت طولش یک گزوبر آن بیست و چهار وتر بندند و بر پهلوی هر ~~وتری، وتری دیگر بندند که در ms309 مقدار... باشد و چون هر دو وتر را که معا... نظیر خویش ... مسموع شود و ~~اصطخاب اوتار آنرا اگرچه بر طریق مطلقات کنند اما ممکن باشد که بر آن گرفتها بطریق مقیدات باصایع ~~کنند ~~.(11anp 1 (یا نوعیBre -104 ~~105- جمع ملوهآ عربی به معنی گوشی یا پیچک ساز یا گوشک (مقاصدالالحان، ص 134). ~~106- یعنی اگر نوازنده ماهر باشد احتیاج به پرده ندارد و به طور کلی سازها در قدیم به دو دسته مطلقات و ~~مقیدات یعنی بی پرده و با پرده تقسیم می شدهاند رک. تعلیقات جامع الألحان، صفحهآ 327 تا 329. ~~107- بقیهها. بعد بقیه ب با نسبت تقریبا که بر آن فضله هم می گفتهاند (مقاصدالألحان، چاپ دوم، ص ~~23). و در اینجا منظور طرز کوک کردن چنگ است که باید وترهایش به نسبت بقیه باشند یا به عبارت دیگر ~~فرکانس سیمها با هم نسبت باشد. ~~1.8- در مورد این اصطلاحات قبلا توضیح داده شده است. ~~109- نور. - وملاوی اوتار آن ریسمانهاء مو باشد واهل آن ریسمانهای ملاوی را پرده گویند و بر آن بیست PageV01P366 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0291.png) ~~عمل ماهر، ممکن بود که مجموع دوایر از طبقات هفده گانه استخراج کند، همه جموع واجناس وادواراز ~~مطلقات آن مستخرج تواند شد که احتیاج بگرفت ظفر (بهضم یا کسر، یعنی ناخن) نباشد. ~~110 - کذا ملی ولی با قید احتیاط باید تلقی کرد. ~~111 - نور: دارد اما سطح آن بچوب پوشانند و ملاوی آن هم چوب باشد. ~~amoon -112 که در فرهنگ معین مخفف و معرب »5259o تلقی شده است (اما آن ارغنون باید باشد نه ~~قانون. ~~1133- یعنی بدون دسته است. ~~114- در اینجا به معنی تنها و منحصر. ~~115- روده (معین) یا به اصطلاح زه. ~~116- نور: و آن افضل آلات مطلقه است و آنرا ساعد نباشد بل که سطح مجرد باشد و بر آن هفتاد و دووتر ~~بندند چنانک هر سه وتریک آهنگ باشد و آنرا هم بمطلقات ملایمه که پانزده نغمهاش جمع تام باشد وبر آنها ~~در استخراج ms310 جموع و اجناس و ادوار احتیاج باشد بآنک بر اوتار آن گرقت کندیا بناخنان یا بجسمی دیگر. و ~~اگر اصطخاب اوتار آن بر نسبت ابعاد بقیه سازند استخراج ادوار از مطلقات آن اوتار ممکن بود کردن و اوتار ~~آن اکثر آن باشد که مفتول سیم کشند و بعضی رود و بعضی ابریشم و حکم همه در تألیف لحنی یکی است. ~~117- و کشکولها را با آن می ساختهاند. ~~118- پوست نازک یا ورقهآ نازک (لاروس عربی). ~~119- ظاهرا دم اسب. ~~120 - نور.. جوزهندی سازند و بر آن دو وتر ازموی اسپ کشند و بعضی کاسهآ آنرا از چوب سازند و بر آن ~~دو وتر از ابریشم بندند اما حکم آنها در تالیف نغم یکیست. اما آنک کاسهآ آن از چوب باشد و وترین آن ~~ابریشم آواز آن احسن و الذباشد و طریقهآ اصطخاب معهود آن چنان باشد که وترین آنرا بر نسبت مثل وثلث ~~سازند چنانچ وتر اسفل مساوی نغمهآ ثلاثة ارباع وتر اعلی باشد. اما اصطخابات غیر معهوده در آن سی و ~~چهار باشد در ذی الکل اثقل باعتبار آن که همچنانک نسبت وتر اعلی با وتر اسفل نسبت می دهند بازوتر ~~اسفل را با وتر اعلی نسیت دهند و از آنها غیر از اینها که مذکور شد شدود دیگر حاصل می شود ~~121- کذا مطهری و ملی - نور: غجک. در فهرست اسامی سازها در نسخهها غزک آمذه بود که در ~~مقاصد الالحان (صفحهآ 124) و جامع الالحان (صفحهآ 199 و203) نیز بهمین صورت ضبط شده است اما ~~به شکل غیژک و در لهجهها قیچک نیز سابقه دارد و ظاهرا نوعی از آن به نام دلر با و سارنگ در هندوستان هم ~~اکنون وجود دارد (تعلیقات جامع الالحان، ص 334) وشاید اشتقاق آن از قز(غز، کژ، کج] به معنی ابریشم ~~باشد (ایضا) ~~122- نور... است و کاسه وسطح آن بر هینتی طبقی باشد (کذا: هیأت طبقی) مستدیر اما چون بطرف ساعد ~~رسد بر شکل ترنجی سازند ms311 و بر آن ده وتر بندند لکن وترین که بر طرفین آن باشد بلندتر باشداز بواقی اوتار ~~ثمانیهآ وسط و قید بأصابع بر آن وترین طزفین کنند و لمس کمانه باوتار ثمانیهآ وسط نرسد بل که وصول کمانه ~~بردو وتر طرفین باشد اما اوتار ثمانیهآ وسط را بطریق مطلقات مصطخب گردانند و باصابع بل که بنصر آنها را ~~چس کنند و آنرا در مقیدات همان حکم کمانچه باشد اما آواز کمانچه احسن و الذ ~~133- که با کمانه یا آرشه نواخته می شود. PageV01P367 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0296.png) ~~124_ ضبط این اسم در نسخهها یکسان نیست در نسخهآ مطهری و ملی در چند مورد به وضوح ترتنای است و ~~در مواردی نیز ترنتای ولی در نسخهآ نورعتمانی و در دو کتاب دیگر مراغی نیز ترنتای آمده است. رک. ~~مقاصد الالحان چاپ دوم صفحهآ 125 و 129 و جامع الألحان صفحهآ 199 و204 (ودر عکس نسخهآ اصلی ~~.(251 ~~125- بغدادی ها (معین). ~~126_ دستههای سازها. ~~127_ نور: ییاید دانست که از آلات ذوات الاوتار آنچه بر آن وتر واحد بندند انواع است اما یکتای ترنتای را ~~هل روم در عمل آورده و پیدا کردهاند و کاسه و سطح آن مثمن یاشد طرف ظهر (= پشت) آن گشاده بود و بر ~~سطح روی آن پوست کشند و بر سیخی آهن ساعد و کاسه آنرا ترکیب چنانک پیوند کاسه و ساعد بآن میخ ~~آهن باشد و کمانچه نیزهمچنین می باشد و ساعد آن طویل باشد بمقداریک گز. اما اعراب بغادده کاسهآ آنرا ~~به شکل قالب خشتی ترکیب کنند وبر هر دوروی آن پوست کشند و ساعد آن مقدار شبری (= وجب) بود و بر ~~آن موی اسپ بندند و حکم وتر واحد قبل ازین معلوم شده است ~~128- دهل، طبل بزرگ که هنوز در دهات مشهد متداول است. ~~129- ملی: بگرداند (ولی به قرینه سایر فعلها باید جمع باشد رک. جامع الالحان، ص 204) ~~130- نور:... دهلی باشد و بر دو روی آن پوست ms312 کشیده و بر بیرون آن بر روی بیرون دور اوتار باشد و ~~اصطخاب اوتارذی الکل ذی الکل باشد اعنی هر هشت وترذی الکلی باشد وهر ذی الکلی جمع نغمات پرده. ~~و بر سازها مضراب را جس کنند اما درین ساز اوتار مضراب جس کند و آن همچو چرخی باشد که آنرا ~~یگردانند و مضراب بر جسمی ساکن کرده چون ساز در حرکت دور می آید اوتار بر مضراب رسد نغمات از ~~آنها مسموع شود و حرکت آن بقدر احتیاج باید. ~~131- نور: قانون مذکور غایبی ولی در فهرست اسامی سازها و در مقاصدالالحان (ص 125) و ~~جامع الالحان (ص 204 و نسخهآ عکسی 51 ب) ساز مرصع غایبی است ~~132_ سنگ آسیا (منتهی الأرب). ~~133- محکم بسته شده، شدالشی عقده و اوثقه (المنجد). ~~131_ تا حدی نا مفهوم است شایه حرکت رفت و برگشت وتر منظور باشد یا غلط کتابت از جامع الالحان هم ~~با وجود داشتن شرح مفصل این ساز کمکی نمی شود (ص 204) و مقاصدالالحان شرح این سازرا فاقد ~~است ~~135- فلز قلع ذه1ء فرانسه و شاید ازریشه کلع نهله» محلی درهند (تعلیقات مقاصد الالحان، صفحهآ 210 و ~~.(211 ~~136- ناو: لوله. ~~137- نور: این ساز را قدما در کتب ذکر کرده بودند اما بین الناس نبود اما این فقیر آنرا ساخت و در عمل ~~آورد و هیأت آن بفانوسی ماند که بر جسمی مدوری بشکل حجررحا... فوق باشد و در داخل... پس اوتار ~~سیم از بیرون آن شکل فانوس بسته شده و از ثقب (= سوراخها) در جسم تحت در آمده و از آن هم گذشته ~~چون آن بر بالای سهپایه ایستاده باشد و از آن پایها (پایهها) یکی مسمط (به رشته کشیده شده) باشد و دو ~~مجوف. اوتار در آن جسم تحت بسته شود بر ملاوی پس ریسمانی رادر مقدار ناوی در زمین پنهان کرده مباشر PageV01P368 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0293.png) ~~یک سر آنرا بدست خود گرفت ویک سر را در نای (یا: ناوا مخفی فرو ms313 کرد واز آنجادر گذرانید اززیر زمین بر ~~یکی ازین پایهآ مجوف بطرف ساز گذرانید و از آنجا درگذشت و بر چرخی پیچیده شد و از آن چرخ در گذشت ~~در پایهآ مجوفی دیگر فرو رود (کذا افعال با وجوه مختلف) و در سر آن ریسمان جسمی ثقیلی بسته باشد که ~~چون مباشر ریسمانرا بکشد آن جسم ثقیل از زمین برخیزد و چون مباشر بگذرد آن جسم ثقیل بزمین رسد و ~~در هر دو حال چرخ در چرخ آید و بر یک پرهآ چرخ که درازتر باشد مضرابی را سخت کرده که چون چرخ در ~~حرکت آید آن مضراب بر اوتار رسد و استخراج نغمات بطریق مطلقات از آن ممکن (یعنی بدون گرفتن پرده ~~و انگشت گذاری) ~~138- ایضا نور: و آن بر هیأت عودست بعینه کانه.. کوچک مقدار اوتار آن قریب بنصف مقدار اوتار عود ~~باشد وآنرا همان حکم عود باشد ~~139- چین شمالی (معین). ~~140- نور: و آن سازی بود که کاسه و سطح آن طولانی باشد و بر نصف سطح آن پوست کشند و بر آن چهار ~~وتر بندند. و طریقهآ اسطخاب اوتار آن چنان باشد که سه وتر آنرا اصطخاب معهود کنند اما وتر اعلی با وتر ~~اول از طرف اثقل بعد طنینی باشد. و استخراج جموع و ادوار از آن ممکن است کردن. اما بخشیان اتراک از ~~آن استخراج جموع نغمات عشاق و نوی و بو سلیک کنند و در آن کو کهای مغولی را بنمایند و ایشانرا سیصد و ~~شصت و شش کوک است و کوک در اصطلاح ایشان جمعی نغمات را گویند بر دوری از ادوار ایقاعی وآن را ~~باسمی مخصوص کرده اما از آن جمله نه کوک را اختیار کردهاند از آن سیصد و شصت و شش کوک که مذکور ~~شد هر روزیک کوک پیش تخت قا آن زنند اما آن نه کوک را هر روزهر نه را پیش تخت قآن زنند و اسامی آن ~~کوکها ms314 اینست: ~~141- در مورد این کوکها مراغی در فصل رابع از خاتمهآ کتاب جامع الالحان تحت عنوان «در طریقهآ تلحین ~~مغول واسامی کوکهای ایشان و معتدلات» (ورق 119 نسخهآ عکسی) توضیح بیشتری داده وآن نه کوک را به ~~اصطلاح مغولی «بیسون کوک» نامیده و در مورد مجلس قا آن فعل ماضی «بعرض می رسانده اند» را به کار برده ~~است که مرپوط به گذشته می شود. رک. تعلیقات ~~142- کذا ملی و جامع الألحان - نور: قوتاتقوا - مطهری: قوتاتغوا! ~~143- جامع الالحان: چغتای، چنتای ~~144- فقط مطهری: خنثا ~~145- جامع الألحان ندارد ولی در عوض بعد از مخدوم و متصل به آن بورس را اضافه دارد- نوربعد از اسامی ~~کوکها: اما اولوق کوک، اول دور رمل آغاز کند و بهردوری زمانرا اخف سازد در آخر چنان سریع شود که ~~بدور مضاعف مخمس مبدل گردد بواقی کوکهای ایشان در دور مخمس باشد ~~146- برجسته روی چوب و به اصطلاح منبت کاری. ~~147- مطهری و ملی: پیشتر، پس تر (تلون رسم الخط) ~~141- نور: و این ساز را نیز اهل ختای بیش در عمل آورند و عمق کاسهآ آن کمتر از عمق کاسهای (= ~~کاسههای) دیگر سازها بود و سطح آنرا بچوب پوشاند و اصطخاب معهود آن بطریق شدرغو باشد ~~149- تخته ای (رسم الخط) ~~150- معادل، به اندازهآ (معین) PageV01P369 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0298.png) ~~151- در مقاصدالالحان هم آمده است و قبلا توضیح داده شد که شبر به کسر شین یک بدست یا یک وجب ~~است رک. مقاصدالألحان، چاپ دوم، ص 136. ~~152- خرک آلتی چوبی یا استخوانی که روی ساز نصب می شود که سیمها در روی آن قرار بگیرند و شاید ~~.51idae معادل ~~153- تور: و آن بر هیئت تختهآ (= تختهای) باشد مطول و عرض آن یک شبر بود و طول آن یک گزومیان آن ~~مجوف باشد و اصطخاب اوتار آن بحرکت خرکهای آن کنند و خرکهای آنرا بعضی نصف وتر نهند و بعضی بر ~~ثلث وبعضی بر ربع و بعضی بر ثمن و آن خر کها در حالت ms315 استخراج نغمات راست بر نقطهآ نصف یا ثلث یا ربع ~~یا ثمن شاید که واقع نشود لکن بهرجا که آهنگ ملایم مسموع شود خرک را آنجا قرار دهند و بمد و جر آن ~~آنرا ساز کنند و باصبع وسطی و ابهام و سبابه دست راست اوتار را جس کنند و باصابع دست چپ اوتار را در ~~عقب خرکها فروگیرند تا اهتزازی در صوت و در وتر پیدا میشود و آن تزیین و رونق الحان ~~می کند. ~~154- در عربی بهر سه حرکت تلفظ می شود ولی با ضمهآ آن مشهو رتر است به معنی شانه یا استخوان پشت پا ~~و کتف که شاید از باب شیاهت ظاهری و صوری به پایین دسته و خرک یا سیمگیر سازها اطلاق شده است ~~(تعلیقات جامع الألحان، ص 281 و مقاصد الالحان، چاپ دوم، ص 15). ~~155- نور وآن سازی باشد که مقیار طول آن دو چند انله بقدار طول وترعود باشد و مقدار نغیهٔ‌ نصف آن یح ~~یا تغمهآ مطلق عود آ در آهنگ و مقدار مساوی باشد و نغمهآ له آن با نغمهآ یح عود در مقدار و آهنگ مساوی ~~باشند. و نغمهآ ثمن آن اعنی نب با نغمهآ له عود مساوی باشد و نغمهآ سط آن با نغمهآ نب عود مساوی پس دریک ~~وتر شهرود پنج تغمه نظیر یکدیگر موجود باشد برین مثال (شکل). جسم طویل دیگر بطرف فوق آن باشد که ~~بر آن اوتار مطلقات بندند چنانک چهار ذی الکل در آنها موجود شود ~~156- شکل از نسخهآ نورعثمانی اقتباس شده است با مقابلهآ نسخ دیگر و مقاصدالالحان. ~~157- در بعضی مآخذ از جمله مقاصدالالحان با خاء است «ابن اخوص» (ص 131) ولی شمس قیس رازی ~~از او به صورت ابو حفص حکیم بن احوص سغدی سمرقندی یاد کرده است رک. جامع الالحان، ص 335 و ~~تعلیقات. ~~158- این نغمهها اوکتاو هستند. ~~159- زه یا روده (قبلا اشاره شد) ~~160- مغیث الدین احمد جلایر برادر جلال الدین حسین جلایر ms316 ایلکانی. رک. تعلیقات. ~~161_ نور... شرونیان باشد و ساعد آن پرده باشد اما سطح آن هموار باشد و بر آن پنج وتر بود دووتر وسط ~~رود بود ووتر اعلی مفتول سیم و آن مفتول بشدود مختلفه متغیر سازند و واضع این ساز سلطان مغفور مرحوم ~~سعید شهید سلطان مغیث الدین احمدست انار الله برهانه ~~162- نور: اما آلات ذوات النفخ برین موجب: نای سفید، زمر سیهنای، ارغنون، چبچیق، موسیقار، سرنا، ~~بورغو، نایچهآ بلبان، نای چاور، نفیر، باق. اما نای سفید ~~163- ایضا اول قریب بنصف باشد اما از منافذ تا نصف نای نصف باشد و قطعهآ ثانی قریب به ربع ثانی باشد PageV01P370 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0295.png) ~~166- مشت (معین). ~~167- استمرار (نفیسی). ~~168- نابالغ. ~~169- نور: و آن سه قطعه باشد طول مقدار اول قریب بنصف باشد اما از منافذ تا نصف نای نصف باشد وقطعهآ ~~ثانی قریب بهربع نای باشد و ثقبهآ که آنرا اهل عمل شجاع خوانند بر ظهر (= پشت] آن قطعه باشد و قطعهآ ~~ثالث خود متصل باشد بفم نافخ. پس قطعهآ اول هفت ثقبه باشد بر سطح نای و ثقبهآ بر ظهر نای بر قطعهآ ثانی ~~است نافخان آنرا باصبع ابهام فروگیرند و ثقبهآ دیگر که بر ذیل ضلع نای است آن منتج نغمه نیست آن بهر ~~منفذ هواست و بر آن اصبع نمی رسد اما هفت نغمهآ ثقب سبعه که بر سطح خارج شود ویک نغمهآ از ثقبآ شجاع ~~بیست و هفت نغمهآ دیگر که تا سی و پنج نغمه باقی میماند آنها را هم از آن ثقب ثمانیه بشدت و لین نفخ ~~حاصل شود و طول نای بحسب عادت هفت قبضه باشد اما مباشران گاه باشد که یازده قبضه یا نه قبضه یا ~~هشت یا هفت و نیم می سازند. و برای آهنگ نارسیدگان پنج قبضه یا پنج ونیم سازند. ونای کو چک دیگر باشد ~~که مقدار آن نیم چندانک مقدار نای... باشد و نغمات نظایر نغمات نای بزرگ باشد در حدت ms317 اما مولانا ~~شمس الدین حربوی عرب دوازده قبضه مقدار نای کرده بود اما بر دو ثقبه آخر نای اصابع نمی رسید اودو ~~انگشت پای را می نهاد و بر مغمات از آن حاصل میشد. ~~170- به اصطلاح نفس گردان. ~~171- منظور دو اکتاو است از ا تا له به شرح قبل (جامع الالحان ص 29) الالحان، ص 29). ~~172_ نور: و آن ناییست (از سازیست در نسخ دیگر مناسب تر است) که از چوب بخرط (= خراطیاتراشند و ~~در آن نقش نفس متصل باشد و آنرا سر فمی جدا باشد و استخراج نغمات از آن اسهل بود کردن از آنک از ~~نای سفید ودر... لین نفخ مستخرج گردد.. گشاد ثقب اصابع گاهی تمام و گاه نصف و گاه ربع بقیاس تا ~~مقصود نافخ چه تغمه باشد ~~17- منظور نای سفید و سیاه سابق الذکر است. ~~174- یعنی دهانه. ~~175- یعنی رفت و آمد ~~176- نور وآن از براعین مذکوره انقص باشد فمکه با شد جداس باشد و در آن تفس از ینی ستاند وازفم ~~نفخ کند و آن نفخ را بقدر احتیاج خرج کنند (فقط) ~~17- نور: ودر تالیف الیحان همانها که در آن پدا شود در سرنا همان پیدا شود زراکه نفخ بشدت و عنف در ~~آن همان چنان باشد و آواز... ~~128- ایضا نور: و بر آن تقبآ باشد ودر آن نفس از لب بالا فرو کتل واکتر در آن نور وزییاتی ترنم کتدوگاه ~~نوا (کذا) و بوسلیک پیدا کنند و در آن مجال سیر نغمات کمتر باشد ~~179- در اصل در دو نسخه متصل ~~180- قبلا اشاره شد به معنی عادت و رسم است ولی اینجا می تواند مفهوم مرسوم یا متعارف داشته باشد ~~181- نور: و اما نفیر وآن از سیم برنج باشد و مقدار آن.. از سایر همه آلات.. دأب مقدار دوگزباشد. ~~نقصان آن کردن... مباشران آن... دارد و اگر مقدار را ازین که مذکور شدزیادت سازند آنرا برغوا گویندودر ~~آن سه نقمه موجود بشود از طرف انقل بعد ms318 ذی الخمس واز طرن احد بعد ذی الأربع (4 شکل در حاشها PageV01P371 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0300.png) ~~182- نور: و مقدار طول آن یک شبر (= وجب) باشد و آن چنان باشد که بر آن سر آن که دردهان می گیرند ~~زبانچهآ باشد که از آنجا نفخ در آن در دمند و بر سطح آن ثقب یاشد که باصابع آنها را فروگیرند و نغمات بقدر ~~آن حاصل شود و آواز آنرا ارباب لطف گفتهاند که به تیز ماند که بآهنگ باشد # در حاشیهآ نسخهآ نور عشمانی مربوط به موسیقار یا چبچیق ~~183- ایضا در اصل منفصل. ~~184- یا نغمهآ (نغمهای). ~~185- کذا جدا. ~~186- دو لب تثنیه شفة (معین). ~~187_ نور.. النفخ است و آن همچنان باشد که نایی باشد دراز و آنک یلی (=نزدیک) آنست از آن کوتاهتر ~~(کذا) همچنان آهنگ سازند با نغمهآ ذی الکل که هشت نغمهآ ملایم انتقال [و] دهانهای آن نایها از دو طرف ~~مایل باشد و لب بر آن نهند و نفخ در آن در دمند و اگر خواهند که نغمهآ نایی احد سازند قدری موم یا چیزی ~~دیگر گلوله کرده در آن اندازند نغمهآ آن احد شود. ~~188- در مواردی با جیم هم در نسخهها دیده میشود. ~~189- نور: بر یکدیگر چفسانیده (به معنی الصاق رک. جامع الالحان،ص 335) ~~190- ایضا نور: باشد بر آن که نافخ آنرا دردهان گیرد و از آنجا نفخ در دمد از نغمه آواز بر آید اما مباشران ~~آن ثقبات را گشایند و قید کنند که موجود نغمات ملایمه باشد و استخراج بعضی از جموع و اجناس از آن ~~ممکن باشد و از آنها بحرکات اصابع نغمات حاصل شود و آن هم از.. پیدا شده است. ~~oreamon -191 که در نظر قدما نماد یا سمبل کمال بوده است. ~~192- مطهری: لولها (رسم الخط). ~~193- قلع، حلبی (معین). ~~194- ملی: لولهآ (یا: لولهای). ~~.5i5 195- زبانهها ~~106- نور: و آن بر هیأت موسیقارست اما موسیقاریک صف نایها باشد و ارغنون دو صف نایها باشد که از ~~سرب ms319 یا سیم سازند و آن دو هجده نای باشد بر عدد تغمات و نظایر آنها. اول نایهای دراز باشد بعد از آن یکی PageV01P372 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0297.png) ~~از یکی اقصر چندانک بطرف احد رود اقصر باشذ و بتهای (= تهها) در سوراخها باشد و آن سوراخهادر ~~مجرایی باشد و در عقب آن مجری دمی باشد همچودم آهنگران که چون آنرا در دمند باد در مجری میرود ودر ~~مجری سوراخها باشد غیرسوراخهایی که بنهای نایها در آنهاست که بر سطح آن مجری زبانها باشد متحرک ~~و چون باصابع آن زبانها را فروگیرند سوراخ گشاده شود و آنها منفذ هوا باشد تغمه از آنها حاصل شود و از ~~آن جموع و اجناس مستخرج شوند. ~~197- مقیم (لاورس عربی) یا درنگ کننده (معین). ~~198- نمودن به معنی نشان دادن یا کردن رک. تعلیقات. ~~199- یا در جامع الالحان (صفحهآ 25 و مقاصدالالحان، چاپ دوم، ص 13) ~~200- اوکتاو دوم یا دو اکتاو شامل نغمات اتا له (جامع الالحانهص 32) که هفده تغمه از امی شود یح ~~201- شکل از نسخهآ ملی است. # ایی نبیذبیار # خایران (ا مارمنمما ثتبک تانسف # 5)()بز)(ی PageV01P373 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0302.png) ~~202- ایضا نور: اما ساز الواح و آن هجده لوح باشد بر چهار چوب آنهارا مستحکم کرده برین گونه و هجده ~~لوح را آهنگ متغیر نمی شود کاسها بآب حاد و ثقیل می شود اما الواح بآتش متغیر شود. پس هرگاه آنرا ~~بخایسک (چکش یا مطرقه) بکویند اگر خواهند که آهنگ آن تیز شود آنرا کوتاه و غلیظ سازند و اگر ~~خواهند که آهنگ لوح ثقیل شود آنرا طویل و رقیق سازند و آن الواح را یجکوج که از چوب باشد قرع کنند ~~و از آن استخراج ادوار توان کردن و این آلت از مطلقاتست پس پسر هر لوحی دو سوراخ باشد که بدو ~~ریسمان از بالا آنرا بر چوب بندند و در زیر بیک ریسمان بر چوب مستحکم کنند و بطریق گوشک عود برای ~~هر لوحی سه گوشک، دو گوشک بدوریسمان ms320 مفتول بسته گردد و گوشکی دیگر بر تحت که بیک ریسمان بسته ~~شود و چون آن ملاوی بیچند الواح مستحصف (استوار) شوند بعد از آن مقاومت کند مرقارع را و این ~~چهارچوب (= کادر) اگر مستطیل باشد بشکل قالب خشتی که دراز آهنگ عرض آن نیم گزباشد و طول آن ~~دوگزو آنرا تنصیف باید کرد در هر نصفی نه لوح باشد چنانک در تمام آن هجده لوح موجود شود و درین آنها ~~را بعمل آوردیم PageV01P374 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0299.png) ~~ستهآ مذکوره قدیمه، بر حسب فرمان ایشان دوایر غریبه وضع کردیم و در آن دوایر ~~تصانیف مرغوب ساختیم و بعرض رسانیدیم و آنها بنظر قبول و ارتضاء ملحوظ گشت و ~~هر دایره4آ را ایشان به اسمی مخصوص فرمودند. پس ما از آن ادوار پنج دوررا اینجا باز ~~نماییم تا طالیان را معلوم شود که غیر از اینها نیز ادوار ممکنست وضع کردن زیرا نه ~~فیض گسسته است و نه فیاض بخیل5. و اسامی ادوار اینست: # دور ضرب الفتح و دور الربیع و دور شاه ضرب و مأتین و دور عدل6. # اما دور ضرب الفتح بتاریخ سنهآ اربع وثمانین و سبعمائه سلطان مرحوم مغفور7 ~~سعید شهید غیاث الدین شهزاده شیخ علی8 تغمدالله بغفرانه از بغداد به تبریزا نهضت ~~فرمود به10 نیت فتح بر سلطان اعظم مغیث الدین سلطان احمد11 انارالله برهانه چون ~~در قوروق اوجان12 مقابل شدند فتح شهزاده را شد13. در همان روز بدین14 فقیر ~~فرمودند دوری وضع کن که زمان نقرات آن فرد15 باشد و آن چهل و نه نقره باشد. بر ~~حسب فرمان همایون این دایره موضوع گشت و درین دایره تصانیف ساخته شد. آن ~~حضرت این دور را ضرب الفتح نامید16 ونقرات آن اینست: تنن تنن تنن تتنن تنن تنن ~~تننن تنن تن تنن تننن تننن تننن تننن. # دو17 وتد مجموع پس دو فاصله پس دووتد دیگر پس فاصلهآ صغری و وتدی و سبیی ~~پس پنج فاصله دیگر18. و زمانی که ms321 مابین نقرات ثالث و رابع و خامس19 و سادس و ~~سابع و هفدهم و هجدهم و بیست و هفتم و بیست و هشتم است همه زمان جاند و زمانی ~~که مابین نقرهآ سی ام و سی و یکم است زمان ب و ازمنهآ مابین نقرات دهم و یازدهم و ~~چهاردهم و پانزدهم و بیست و چهارم و بیست و پنجم و سی و سیم و سی و چهارم و سی و ~~هفتم20 وسی و هشتم و چهل ویکم21 وچهل ودوم و چهل و پنجم و چهل و ششم وچهل ~~و نهم و، واولند22 در اعادهآ دور همه زمان داند. و زمانی که مابین ثالث و رابع و خامس ~~است زمان د باشد و زمانی که مابین نقرات خامس و سادس، و سادس و سابع است زمان ~~جاست و زمانی که مابین نقرات سابع و ثامن است زمان د باشد و زمانی که مابین ~~نقرات ثامن و تاسع است زمان جوزمانی که مابین نقرات تاسع و عاشر است زمان ب و ~~ازمنهآ که مابین نقرات عاشر و حادی وثانی عشر و ثالث عشر و رابع عشرندهمه ازمنهآد ~~بود و زمان مابین نقرات رابع عشر و نقرات اولیست زمان دباشد بر تقدیر اعادت دور. ~~و23 ما اینجا برای مثال آن دایره وضع کنیم و نقرات آنرادر آن باز نمایم برین ~~مثال24: PageV01P375 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0304.png) ~~وضرب اصل آن نقرهآ تای وتد اولست25 وتای فاصلهآ اخیر26 باقی ضروب فروع ~~مطروح اند و آن هجده ضربست. ~~اما دور ضرب الربیع و زمان دور آن بیست و چهار نقره است برین مثال: تننن تننن ~~تننن تننن تننن تننن و آن شش فاصله37 است. و این دور را حضرت28 سلطان الأعظم ~~سلطان جلال الدین حسین29 رحمه الله این السلطان اویس انارالله برهانه در تبریزدر ~~باغ دولتخانه30 مجلسی آراسته31 در اثنای مجلس تصنیفی خواست در دوری از ادوار ~~ایقاعی غیر از ادوار مذکوره، بر حسب فرمان اعلی دفعتا32 در ms322 بدیهه این دایره33 را ~~وضع کردم و هم در آن مجلس تصنیفی درین دایره ساخته شد و چون فصل بهار بود نام ~~این دور را ضرب الربیع فرمود. و صورت دایره اینست و ضرب اصل آن یکی بر تای نقرهآ ~~فاصله اولی34 است و دیگر بر تای فاصلهآ سادسه. و ازمنهآ مابین نقرات را طالبان دانند ~~که بهمان نوع که دردایرهآ مأتین مذکور شد35 و بدوازده سبب یا هشت وتد همه تقطیع ~~توان کرد36: PageV01P376 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0301.png) # اما دور شاه ضرب37 و زمان دور آن سی نقره است برین گونه: تننن تنن تن تن ~~تنن تننن تن تن تنن تنن تن. فاصله ووتدی و دو سبب و بازوتدی و فاصلهآ و دو سبب و دو ~~وتد و سببی دیگر38، و ضرب اصل آن یکی بر تای اول فاصله اول باشد و نقره دیگر بر ~~تای وتد رابع. # و سبب تألیف این دور آن بود که حضرت پادشاه مرحوم سعید شهید39 سلطان احمد ~~سقی الله ثراه و جعل الجنة مثواه40 در دارالسلام بغداد در کشتی نشسته بود که محرکان ~~آن کشتی سی ملاح بودند که اجرای آن کشتی می کردند زمان این دور را بر عدد ~~ملاحان آن سفینه فرمودند که باشد، بر حسب فرمان همایون همچنان ساخته شد و ~~صورت آن دایره اینست41: # المنکم دورقطاء نی # ی36 نره # ،» # جعب0 # رن؟ بیر لا ربا نظامی) ~~و برین چهار بیت شیخ جنیدالبغدادی قدس اللهسره تصنیفی خواستند بر موجب ~~فرمان همایون هم در بدیهه ساخته شد ~~ولقد ذکرتک فی السفینة والردی شعر42 متیقن لتبلاطم الامواج ~~والسحب تمطر والریاح عواصف واللیل منسدل الذوائب داج ~~و من الأعادی فی الشواطی عسکر یتجهزون43 لغارة دیباج ~~وعلت لأصحاب السفینة عولة انا و ذکرک فی الذیتاج4 # وضرب اصل45 آن نقرهآ اول بر تای فاصلهآ اول است و نقرهآ دیگر برتای سبب آخر. PageV01P377 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0306.png) ~~فرمودند47 اگرچه به ازمنهآ دیگر هم تقطیع آن دور ممکنست اما آن حضرت شاهزادهآ ~~عالمیان ms323 امیر زاده غیاث الدین محمد سلطان نورالله مضجعه بود که در دار الملک سمرقند ~~در باغ نقش جهان فرمود که از ادوار ایقاعی دور می خواهم که موضوع شود که زمان ~~نقرات آن دوردویست نقره باشد و آن اطول ازمنهآ ادوار ایقاعی باشد بلک ربع این زمان ~~اطول سایر ازمنه باشد، بر موجب فرمان اعلی این دور مأتین مترتب شد. وضرب اصل ~~درین یکی بر تای نقرهآ فاصلهآ اولیست و نقرهآ دیگر بر تای فاصلهآ چهل و نهم و صورت ~~دایره اینست48: PageV01P378 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0303.png) # و این دور را درالسلطنة هرات در باغ زاغان حضرت سلطان الاعظم مالک رقاب ~~الامم ظل الله فی الارضین معین الحق والدنیا والدین شاه رخ سلطان خلدالله ملکه و ~~سلطانه سخن از عدل و داد می رفت چون این دور موضوع شد بندگی حضرت خاقانی ~~فرمود که نام این دور، دور عدل باشد.* # فصل دوم در بیان دخول و خروج در تصانیف50 # اما دخول آن51 چنان باشد که مثلا چون تصنیفی گویند در دور ثقیل ثانی که ارباب ~~عمل آنرا خفیف گویند و زمان دور آن شانزده نقره است دخول در تصنیف یا از نقره اول ~~باشد یا از نقرهآ دوم یا از سیم همچنان تا شانزدهم. و دخول در اول تصنیف بر سه نوع ~~باشد: و آن مع باشد یا قبل یا بعد. اما مع آن باشد که ضرب نقره ایقاعی با لفظ و صوت ~~تصنیف معا ابتدای دخول کنند. اما قبل و آن چنان باشد که ضرب نقره پیش52 از لفظ ~~صوت واقع شود. اما بعد و آن چنان باشد که ضرب نقره بعد لفظ و صوت باشد. و درین ~~دور ثقیل ثانی دخول شانزده صنف ممکن باشد پس اگر یک نقره تلفظ کنند53 آنرا ~~دخول ازثانی گویند چنانک بیک نقره تلفظ کنند و گویند. ت و دخول کنند در تصنیف. و ~~اگر بیک سبب خفیف تلفظ کنند پس در تصنیف دخول54 کنند چنانک ms324 گویند تن و در آیند ~~آنرا دخول از ثالث گویند. و اگر بیک وتد مجموع تلفظ کنند55 برین گونه تنن پس در ~~تصنیف در آیند آنرا دخول از رابع گویند. و اگر56 بفاصلهآ صغری تلفظ کنند برین گونه ~~تننن پس دخول کنند در تصنیف آنرا دخول از خامس گویند و علی هذاالقیاس تا آنجا ~~که پانزده نقره57 بشمارند و از شانزدهم دخول کنند در تصنیف پس درین دور بشانزده ~~قسم ممکنست و دخول در هر دایره58 بعدد نقرات آن دایره در آن دایره دخول ممکن PageV01P379 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0308.png) ~~باشد و مصنفی که تصنیف سازد چنانچه اقتضای ارادت او باشد دخول اختیار کند جایز ~~باشد، و در مجموع ادوار ایقاعی همین قیاس کنند. # اما خروج و آن59 چنان باید که اگر دخول از خامس باشد خروج که تصنیف که آخر ~~شود بهمان عدد نقرات باشد مگر مدی که در اواخر تصانیف می باشد و آن مد را نیز ~~اصلش بهمان عدد نقرات باشد اما اگر برای فصل و تمکین تصانیف که زیادت از آن مد ~~کنند و از ضعف آن زیادت نشاید. ~~1- شش دایره از ثقیل اول تا هزج (جامع الالحان. ص 215). ~~2- ماند آل جلایر از جمله احمد جلایر (مقدمهآ جامع الالحان، صفحه نه) رک. تعلیقات. ~~3- غیر مألوف و عجیب (لاروس عربی). ~~4- دایره ای. ~~5- شاید با معنی مصدری (لاروس عربی) یا بخیل. ~~6- در این باره مراغی در دو کتاب دیگر خود نیز شرحی آورده است ولی اسامی ادوار همانند نیست. رک. ~~مقاصد الالحان، چاپ دوم، صفحهآ 96 و97 و جامع الألحان، صفحهآ 227 تا 229. ~~7- نور بدون مغفور: غیاث الدنیا والدین ~~8- علی بن اویس از آل جلایر (جامع الألحان، ص 341) . رک. تعلیقات. ~~9و10 - در اصل منفصل ~~11- نور: مغیث الحق والدین ~~12- ایضا نور: مقابله شدند!... میسر شد ~~13- و به قولی به قلعهآ النجق رفت (تعلیقات مقاصدالألحان، چاپ دوم، ص 190). ~~14- نور: ازین فقیر تصنیفی خواست بر دوری از ادوار ایقاعی که زمان نقرات دور آن ms325 فرد باشد ~~15- طاق یا تاق و مقابل زوج. ~~16- نور: نام فرمود و نقرات آن برین موجب است ~~17- ایضا نور: اول دو وتد مجموع پس دو فاصلهآ صغری، باز دووتد و فاصلهآ دیگر، پس وتدی و سبب خفیفی ~~پس پنج فاصله (که کامل تر و واضح تر است) ~~18- یعنی: 2 تنن و2 تتنن و2 تنن و1 تننن و1 تنن و1 تن و5 تنن (به ترتیب) ~~19- نور بدون خامس ~~20- نور: سی و هفت ~~21- ایضا . چهل و یک ~~22 شاید: اولی اند- نود واولی است بر تقدیر اعادة دور همه زمان داند او از اینجا به بعدتا اعادت ذوررا ~~ندارد)ا PageV01P380 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0305.png) ~~23- نور: وما اینجا برای تمثیل آن دایرهآ (= دایرهای) وضع کنیم و نقرات آنرادر آن دایره باز نمایم برین ~~مثال: ~~24_ شکل از نسخهآ ملی است و در مقاصد الالحان نیز به صورت دیگری اما ساده تر آمده است (چاپ دوم، ص ~~.(97 ~~25- نور: تاء وتد اول و برتاء فاصلهآ اخیر است بواقی ضروب فروع و مدروج اند و ضروب اصول وفروع آن ~~هجده است. ~~26- منظور از تاء فشار یا آکسان روی ت در تن اول و تنتن آخر است ~~27- 6 تننن (فاصلهٔ‌ صغری) ~~28- نور: سلطان جلال الدین حسین رحمه الله ابن... ~~29- حسین جلایر که قبلا مراغی در خصوص شرط بندی سال 778 در حضور او شرحی آورده بود رک. ~~جامع الألحان، صفحهآ 243 و244. ~~30- قصر سلطنتی (معین) و شاید هم اسم خاص یا حدود ارگ تبریز. ~~31- نور: آراسته بود ~~32- کذا در همهآ نسخ: دفعة ~~33- نور: این دایره تصنیفی ساخته بعز عرض رسانیدم و چون فصل ربیع بود... فرمود و ضربین اصل آن یکی ~~بر تای نقرهآ اول فاصلهآ اول است و یکی دیگر تاء اول فاصلهآ خامس است. و این دور را هم بدوازده سبب ~~خفیف یا هشت وتد تقطیع توان کرد بران دایره موضوع شده برین مثال: ~~34- مطهری: اولیست ~~34- شرح دایرهآ مأتین پعد از این می آید لذا باید شود باشد ms326 مگر به اعتبار ماضی بودن مضارع محقق الوقوع. ~~36- شکل از نسخهآ ملی است ~~37- نور: دور شاهی (مانند آنچه در فهرست اسامی ادوار در آغاز این قسمت آمده بود) . در مقاصدالالجان ~~(ص 97) و جامع الالحان (ص 228) نیز دورشاهی است و روش آماری ترجیح آن را بر شاه ضرب تأیید ~~می کند اما در بعضی از مأخذ دور شاهی را مربوط به جنگ احمد جلایر و علی جلایر در حوالی مزار پیر عمر ~~نخجیران ذکر کردهاند (مقاصدالألحان «تعلیقات»، ص 190) ~~38- یعنی تشکیل می شود از 1 تننن و1 تنن و2 تن و باز1 تنن و1 تننن و2 تن و2 تنن و1 تن (به ترتیب). ~~39- بغداد مدتی در تصرف آل جلایر بوده است بنابراین قضیهای که مراغی نقل کرده است به قبل از سال ~~795 هجری قمری یا تسلط امیر تیمور بر آنجاست. رک. مقدمهآ جامع الالحان، صفحهآ ده. ~~40- نور: سلطان مغیث الدین احمد سقی الله ثراه و جعل الجنة مثواه در بغداد... و محرکان ... ملاحان آن ~~کشتی فرمودند که باید باشد... ساخته شد و بر چهار بیت بر ابیات شیخ جنید بغدادی قدس الله تعالی سره ~~تصنیفی خواستند در سه گاه بر موجب فرمان همایون مؤلف گشت ~~(4- شکلی از نسخهٔ‌ ملی است ودر مقاصد الالحان ساده تراص 97) وجامع الالحان کامل تراص 228) ننز ~~آمده است. ~~42- نور بدون عنوان ~~43- کذا نور، دو نسخهآ دیگر: یتحیرون PageV01P381 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0310.png) ~~44- قراءت مورد تودید است زیرا نسخهها نقطه کم دارند یا ندارند. ~~45- ملی: ودور اصل1- نور: و ضرب اصل این دوریکی بر تای اول نقرهآ فاصلهآ اولست و نقرهآ دیگر برتای ~~سبب اخیر ~~46- یعنی 50 تتشن یا 200 - 4»50. ~~47- نور: فاصله یاسی وتد و فاصلتین و سببی دیکر هم توان کرد اما حضرت بفواصل تقطیع فرمود و سبب ~~ترتیب دور آن بود که سلطان زادهآ عالمیان... مضجعه در دارالملک سمرقند... که دوری می خواهیم از ادوار ~~ایقاعی که اطول از جمیع دوایر ایقاعی و زمان دور آن دویست نقره باشد ms327 و ضرب اصل درین دور یکی بر تای ~~فاصلهآ چهل و نهم باشد و بواقی نقرات مدروجاند و صورة دایره اینست ~~48- شکل از نسخهآ ملی است- نوردر داخل دایره: زمان دور مأتین دوست نقره (ودر عنوان این دور نیز: اما ~~زمان مأتین). دور مأتین با پارهای اختلافات در شرح مربوط بدان در مقاصدالألحان (ص 97) و ~~جامع الألحان (ص 229 اما کامل تر) نیز آمده است ~~49- کذا نور و دو نسخهآ دیگر این دور را ندارند. ~~50- نور: تصانیف عملیات ~~51- ایضا: دخول ابتدای تصانیف بود که مثلا... خفیف خوانتد... پس دخول... و دخول در اول تصانیف... ~~باشد و آن یا مع باشد یا قبل یا بعد ~~52- همان نور: ضرب قبل از صوت و لفظ... اما بعد آن باشد که ضرب نقره بعد از صوت و لفظ حرف واقع ~~شود ~~53- همان نسخه: کنند پس در تصنیف دخول کنند آنراثانی الدخول گویند و آن چنان باشد که بیک نقره... ت ~~و در تصنیف در آیند و آنرا دخول زوج گویند ~~54- نیز: در تصنیف در آیند آنرا ثالثة الدخول گویند و آن دخول فرد باشد مثلا تن گویند و در تصنیف دخول ~~کنند ~~55 ایضا: کند و در آیند چنانک تنن گویند و در آیند آنرا رابعة الدخول گویند و آن دخول زوج باشد ~~56- واگر بیک فاصله تلفظ کند و گویند تننن و در آیند آنرا خامسة الدخول گویند و آن دخول هم زوج باشد ~~57- نسخهآ نور: تا آنجا [که] ببانزده نقره تلفظ کنند و از شانزدهم دخول کنند و آنجا بدخول ثلثهآ مذکوره... ~~که آنها مع و قبل و بعدند. پس درین دور بشانزده نوع دخول توان کرد و دخول زمان هر دوری بعدد نقرات ~~زمان آن دور ممکن باشد تا از هر چندم خواهند در آیند و هر تصنیفی که سازند ~~58- از هر کجا که از تقرات او باشد (کذا با التفات به مفرد) دخول مقرر کند جایز باشد و در مجموع ادوار ~~ایقاعی ms328 قیاس کنند (ایضا به جمع) ~~55نور: و آن چنان باید که مثلادخول خامس باشد در خروج که تصنیف آخر شود بعدد نقرات اول دخول ~~باشد اما اگر برای رونق تلحین در آخر مدی کنند شاید تا بنقرهآ اول رسد و مدی که کشند زیادت از ضعف پنج ~~نشاید که باشد این بود بیان دخول و خروج که مذکور شد اما تالیفی که درین زمان دور سبب ثقیل دخول... ~~آنها مع باشد. PageV01P382 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0307.png) # اما فایدهآ عاشرا بیان انتقالات و بیان ترکیبات متفقه و مختلفه و بیان انواع تحریرات # بحرکات حلق در نغمات. # بباید2 دانست که ابتدای انتقال بر هر جمعی نغمات از طرف اثقل باشد یا از طرف ~~احد یا از وسط و البته اول هابطه باشد بطرف احد و ثانی صاعده باشد بطرف اثقل و ~~ثالث محتمل امرین بود. و هر یکی ازین انتقالات منتقل بر توالی باشند بی رجوع و ~~آنرا انتقال مستقیم خوانند یا با رجوع و آنرا انتقال راجع خوانند. و در انتقال مستقیم ~~اگر انتقال بر نغم متوالیه باشد بی تخطی نغمه یا بیشتر از آن، آنرا انتقال متصل خوانند ~~اگر با تخطی باشد آنرا انتقال طافر خوانند. و در انتقال راجع اگر رجوع بمبدأ بود ~~آنرا انتقال لاحق خوانند و اگر بنغمهآ دیگر از نغمات قریبه بمبدأ بود آنرا محل و منبت ~~نیز خوانند. و اگر رجوع با یکبار باشد از نغمات آنرا انتقال راجع فرد خوانندیا چندبار ~~متوالی بود و آنرا متواتر خوانند. واگر غیر متوالی بود آن به اسمی مخصوص نیست. ودر ~~رجوع مکرر اگر با یک مبدأ معین باشد آنرا راجع مستدیر خوانند و اگر نه راجع مضلع ~~خوانند. و همچنین در راجع مکرر اگر اعداد نغم مابین رجعات متساوی بود آنرا راجع ~~متساوی خوانند و اگر نه راجع مختلف خوانند. و اگر در بعضی نغمات چند بار متوالی ~~ایقاع کنند آنرا اقامه خوانند و نیز انتقال بر دو نغمه باشدیا ms329 بیشتر اگر بر دو نغمه بود[وا ~~تکرار هر دو متساوی باشند آنرا مکرر متساوی خوانند و اگر نه، مختلف خوانند. و اگر ~~بیشتر بود اقسام آن بقیاس اقسام سابقه معلوم شود. و شیخ ابو نصر رحمه الله در نغمات ~~اطراف جموع را مبادی الحان خوانده است و سایر نغمات را که با یکدیگر بر نسبت ~~ثلثهآ لحنیه در بعد ذی الکل موجود باشد مبانی الحان. و نزد او انتقال مستقیم باشد وآنرا ~~انتقالی گویند که در عود بهیچ نغمه مختلف نباشد و آن بر توالی بودیا بتخطی یک یک یا ~~دو دویا سه سه یا چهار چهاریا زیادت یا غیر مستقیم یعنی در عود با نغمه مخالف باشندو ~~این نوع باشد عود در آن بمبدا. و این نیز بر دو قسم باشد: یکی آنک در خروج ازنوعی ~~بنوعی یعنی در جمع تام مثلا چون بر مبادی ذی الکل احد انتقال کنند بمبانی ذی الکل ~~اصغر تصاعد نکنند و آنرا انتقال منعطف خوانند و این نیز بر دو قسمت: یکی منعطف ~~بی توسط نغمات مختلفه دیگر آنک در خروج از نوعی بنوعی بود بر وجهی بود که در ~~خروج بنوعی استیفای انتقالی مشابه انتقال بنوع سابق نکنند و آنرا انتقال مستدیر ~~گویند. دوم آنک عود با غیر مبدأ بود و آنرا منعرج خوانند و در آن عود بنغماتی بود که ~~انتقال بر آن بوده باشد. PageV01P383 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0312.png) ~~این بود بیان انتقالات بسیطه و شیخ ابونصر3 در کتاب مقالات4 جدولی در حصر ~~انتقالات بسیطه وضع کرده است وما نیزدر کتاب زواید الفواید وضع کنیم برین مثال:3 ~~جد ولاتتفا لاش بی در بباری ذی الکلیچ ~~حد واا ~~ختاله تیملبی حطم(ع مد بنلم نسکسیخه برب ~~ررر ر ل ~~ای با ~~ان ا ملب ت ~~و22064ه سدیند د سبوس ته انه ~~آرگ کم ~~ید ازدودتر1ع ب یودیهم ییه لهیه شهیدندسد ~~3کلم سهارنءد لتتمعهلیه به رتسغ طه ~~لله ت ~~ت ننفی رابی ای اء نوع ع ms330 ل لیم) ل مله سه که سول عا ی رعیت # ی شهاتهال ردلو4 سم ک حکه سه نهمهن رعددیدەهی. ~~ح ران بنیطنتیع ذدود ذج مکنسیه مرد لم ینه سبر # 18برن اثله اینادیع لعهلبمبمکسه یب ریرل بزهمیه ~~و دلدههملغعک بهلم ب سههه ~~قلله ی لکنعلجنفد ده لینمه ~~کک هرغ طن نه غرلخبمم نح شتن صئد ~~عزدرونر درعدمدم دوع کدل بیمدع دندح م سیر خ ب لنف نه بیتبیگ ~~نهه رضیسهع دط صحدوهیلم ب عدیچی- نما. ~~عدار ممارجنا ی دا ولع دذه کع میی یدتیآ له ~~امداری م سا ضن مع ررورعغ یهسرعات # میای دیید ی ند سد محل که م سرم اکسر س بم ررد ابی بتش ~~تلجنه ابشابهبد عدلم2 سزه بام نبهه به نر نت ~~مر ا الغهدل یوبد اسیابیدی ل ل ~~امافعطبه بهلسدیم هه PageV01P384 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0309.png) ~~1- نور: فصل دوم از فایدهآ سادس در بیان انتقالات مستقیم و راجع و غیر از آنها (باید عنایت داشت چنان که ~~مکرر یادآوری شده است فصل بندی و ترتیب مطالب این نسخه با دو نسخهآ دیگر بکلی فرق داردا ~~2- بباید دانست که ابتدای انتقال بر هر جمع نغمات از طرف اثقل باشد بطرف احد پس لازم اوست آنک ~~هابطه باشد و اگر از طرف احد باثقل باشد آن صاعده باشد (قبلا توضیح داده شد که منظور ازها بطه رفتن ~~بطرف پایین دستهآ سازیا مشط وتر و صاعده بطرف بالا دسته یا انف وتر است) یا از حشو پس آن محتمل ~~امرین باشد. و انتقال که صاعدست یاهابط از آن خالی نباشد برتتالی باشد بی رجوع بسوی مبدأ آنرا انتقال ~~مستقیم خوانند یا رجوع بمبدأ باشد آنرا انتقال راجع خوانند و در مستقیم اگر انتقال بر توالی نغم بود ~~بی تخطی نغمهآ (= نغمهای) یا اکثر آنرا متصل خوانند و اگر بتخطی باشد آنرا طافر. ودر راجع اگر رجوع ~~بمبدأ بود آنرا لاحق خوانند و اگر با نغمهآ دیگر بود قریب بمبدأ آنرا محل و منبت ms331 نیز خواند ورجوع اگر ~~یکبار بود آنرا راجع فرد خوانند یا چند بار آنرا راجع متواتر. و اگر متوالی نبود آن باسمی موسوم نیست. و ~~رجوع مکرراگر بمبدأ واحد معین بود آنرا راجع مستدیر خوانند واگر نه راجع مضلع. و همچنین دررجوع ~~مکرراگر اعداد نغم مابین رجعات متساوی بود آنرا راجع متساوی النسب خوانند و اگر نه راجع مختلف. و ~~اگر بعضی نغمات چند نوبت متوالی واقع شود آنرا اقامه خوانند و نیز انتقال بر نغمتین باشدیا اکثر از آن پس ~~اگر بر نغمتین باشد که یکی بر هر دو متساوی بود آنرا مکرر متساوی خوانند و اگر نه مکرر مختلف واگر ~~اقسام آن بیشتر باشد بواقی اقسام آنرا بقیاس اقسام سابق معلوم توان کرد و شاید ذر کتب این که قدما ~~نبشتهاند اصطلاحات دیگر مذکور بود اما شیخ ابو نصر رحمه الله در کتاب خود جدولی در انتقالات بسیطه ~~وضع کرده است و صاحب شرفیه نیز در کتاب شرفیه نغمات جدول راثبت کرده ما نیز آن جدول را وضع کنیم ~~برین مثال. ~~لآبو نصر فارابی امانند موارد مکرر قبلی ودر سایر آثار مراغی) رک مقاصدالالحان «فهر ست»، ص224 د ~~جامع الالحان ایضا، ص 392). ~~4-مراغی مکرر از این کتاب فارای نام برده است ولی ظاهرا باید آن را جز و آثار کم شده معلم ثانی دانست. ~~رک. جامع الالحان، صفحهآ 167 و195 و مقاصد الالحان، چاپ دوم، ص 86. ~~5- نسخهآ مطهری و ملی این جدول را ندارند و در مقاصد الالحان نیزکه در پایان مبحث انتقالات بدان اشاره ~~شده جای آن در نسخهآ اساس خالی مانده است فقط نسخهآ نورعثمانی دارد که نقل شد. ~~فصل1 در تعلیم خوانندگی اعنی نغمات مشهوره که از حلوق انسانی حادث میشود و ~~بیان ترکیبات متفقه و متخالفه و بیان انواع تحریرات2 بحرکات حلق در تحت اللهات3 ~~در نغمات که ارباب عمل آنرا مرغوله4 خوانند ~~می گوییم هر آنچ از نغمات و ابعاد و اجناس و ms332 ادوار که از سایر آلات الحان حاصل PageV01P385 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0314.png) ~~می شود ممکنست که آنها را بحلق نیز ادا کنند. و اکمل و افضل آلات الحان حلوق ~~انسانی است5 که آنها را بحلق نیز ادا کنند زیرا چنانک تعریف موسیقی که قبل ازین ~~معلوم شد که الحان جمع لحن است6 ولحن جمع نغمات ملایمه است که الفاظ منظومه ~~مقارن آن گردانند7 در دوری از ادوار ایقاعی. و معنی لحن از روی لغت همین است که ~~مذکور شد و این جمعیت بتمامی از حلوق انسانی حاصل میشود فقط. و از هیچ آلتی ~~دیگر از آلات الحان حاصل نشود جز بتصویت انسانی والتیام الحان بر آنهاست که ~~مذکورشد زیرا که بتصویت انسانی تلحین کنند. حروف مقارن آن توان کرد بر خلاف ~~سایر آلات الحان. اکنون کسانی که بنغمات خوانندگی می کنند ایشان8 را ارباب عمل ~~دو قسم گرفتهاند: خوانندهآ کامل و خوانندهآ ناقص. اما خوانندهآ کامل آنرا گویند که ~~همگی جموع و ادوار را بنغمات حلقی ادا کند و اورا قدرت و قوت حلقی بر آن مرتبه ~~باشد که جموع نغمات را بحسن ادا و تلطف در انتقال بنوعی ادا کند که سبب لذت و ~~وجد سامعان صاحب ذوق باشد. و نغمات در تلحین گاه منثور باشد و گاه منظوم. آنچه PageV01P386 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0311.png) ~~منظوم باشد آنست که دوری از ادوار ایقاعی بآن ضم کنند. و آنچه منثور باشد آنست که ~~با آن نغمات دوری از ادوار ایقاعی نباشد. بعضی خوانندگان که ایشان الفاظی که ~~دلالت بر معانی که محرک نفس باشد و آن همچو قراء و خطباء و مؤذنان و ناشدان عرب ~~و متغزلان عجم و غیرهم که تلحین کنند و خوانندگان هم بدان نوع ترنم کنند و آن نثر ~~نغمات باشد. # اما نغمات منظومه همچنانک تصانیف عملیات در اصول و فروع کماعلمت و چون ~~معرفت نغمات کما ینبغی معلوم شود در خوانندگی قدرتی و مهارتی حاصل شود و چون ~~آواز خوش که ms333 آن عطای الهی است با آن تصرفات ضم شود آنرا خوانندهآ کامل گویند. ~~و خوانندهآ ناقص آنک از آن فواید هیچ معلوم نداشته باشد و آن بر دو قسم باشد: ~~خوش آواز و کریه الاصوات. اما کریه الاصوات خارج از مبحث است اما حسن ~~الصوت که اورا معرفت نغمات باشد نمونهآ بود از نور علی نور. و ارباب این فن ملحنان ~~نغمات منثوره را بر چهار قسم نهادهاند: قسم اول آنک ایشان را آوازهای خوش باشد و ~~هم بالطبع خوش خوانند اما ایشان را معرفت نغمات کمامر حاصل شده باشد و ندانند ~~که در چه پرده یا در چه آوازه یا در چه ترکیب است اگر دیگری خواند هم حقیقت آنرا ~~ندانند. # قسم دوم آنک معرفت جموع و ادوار را حاصل کرده باشد و آنها را بآوازهای خوش ~~منضم گرداند. اما قسم سیم آنک او را هم نثر نغمات و هم نظم نغمات باشد اعنی هم ~~خواننده باشد و هم گوینده اعنی او را تصانیف علمی موسیقی یاد باشد مع الصوت ~~الحسن. ~~قسم چهارم آنک اورا نثر نغمات فقط باشد و از آن اقسام ماضیه خالی و فارغ باشد ~~مبدأ و وسط ومحط خوانندگی. # ببایددانست که خوانندگی یعنی تلحین حلقی را ابتدا از طرف اثقل باشدیا ازوسط ~~یا از احد و فواید و طرایق آنها در بیان انتقالات مذکور شد. اما درین محل بیان ~~اصطلاحات خوانندگی و اهل عمل را ذکر کنیم و گوییم که ابتدای خوانندگی ازراست ~~باشد یا از دوگاه یا از سه گاه زیرا که ابتدا و انتهای نغمات مبنی بر ابعاد ثلتهآ لحنیه9 ~~است. مثلا نغمتین دوگاه طرفین بعد طنینی است و نغمتین سهگاه طرفین بعد مجنب ~~کبیرست و نغمتین بعد بقیه طرفین بعد بقیه و مدار الحان برین سه بعدست برای آن آنها ~~را ثلیهآ لحنیه می گویند که الحان از آن هر سه نغمه حاصل می شود. پس بیایددانست که PageV01P387 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0316.png) ~~درهمهآ دوایر ms334 دوگاه و سه گاه و راست باشد اما در انتقال که تقدیم و تأخیر و تغییر و تبدیل ~~واقع شوند هر بار در طبقهآ واقع شود اما دوایر ثلثه اعنی عشاق و نوی و بوسلیک از بعدط ~~وجخالی اند و این خود واضح و لایح است که مبادی و مبانی جموع نغم خالی ازیکی ~~از ثلثه نیست یا طنینی است یا مجنب یا بقیه، اما بقیه مگر در بوسلیک. پس خوانندگی ~~بعد از معرفت مبدأ و محط بر دو قسم بود: قسم اول مفرد و قسم دوم مرکب. و مفرد آن ~~باشد که در یک دایره یا یک آوازه یا یک شعبه تلحین کنند چنانک ابتدا و انتها همه در آن ~~یک مقام باشد. اما مرکب10 آن باشد که در پردهآ که خواهند پرده یا آوازه یا شعبهآ دیگر ~~بآن ضم کنند یکی یا دویا سه زیادت بر آن و اگر خوانندهآ قادر و ماهز باشد در معرفت ~~نغمات ممکنست که جموع و ادوار را با یکدیگر مخلوط کرده و مرکبات کثیرة الانواع ~~موضوع گردد و تواند که دریک مجلس خوانندگی مجموع دوایر را بحلق دز عمل آورد. # بیان مرتبهآ آهنگ و خوانندگی. خواننده باید که آهنگ خود را بداند در حدت و ثقل ~~ودر مرتبهآ خواند که اورا ممکن باشد که از طرف اثقل بذی الکل اثقل و از طرف احد ~~بذی الکل احد انتقال تواند کردن مثلا اگر خواهد که در دایرهآ راست او غیر ذلک ~~خوانندگی کند ابتدا از نغمهآ کند که متوسط ذی الکلین باشد و آنرا نغمه یح فرض کنیم ~~که آن وسطی مشتر که باشد میان دوذی الکل پس آن از طرف احد انتقال بذی الکل احد ~~که آن نغمه له11 است آسان کند از طرف اثقل بنغمهآ ا که ذی الکل اثقل باشد چون ~~چنین باشد مجموع نغمات مبادی و مبانی ذی الکلین در تصرف خواننده باشد زیرا که ~~بر جمیع نغمات جمع ms335 تام باسهل وجوه انتقال تواند کردن چنانک بآواز او زور بسیار ~~نرسد. و چون ابتدای خوانندگی بنغمهآ یح کنند از طرف ذی الکل اثقل انتقال بدین ~~نغمات کنند. یح.. یه. یج یا.. ح. و. د..ا # و بذی الکل احد بدین نغمات انتقال کنند: له. لب. ل. کح. که . کج. کا.. یح12 و ~~جهد باید کرد که از طرف احد ذی الکل احد در نگذرد زیراکه مبالغه در حدت خروجست ~~از اعتدال چنانک شیخ سعدی رحمه الله گفته که: مغز ما برد و حلق خود بدرید13. # و علی کل حال خیرالامور اوسطها14. و چنانک دایرهآ راست را در ذی الکل ~~بازنمودیم مجموع دوایر را نود ویک دایره ممکنست بهمان طریق درذی الکلین نمودن و ~~ما اینجا مثال دیگر گوییم که خوانندگان فهم کنند زیرا که ایشان را این معرفت کمتر ~~باشد. و درین زمان کسان دیدیم که خوانندگی می کردند و هر چند می توانستند در ~~خدت15 مبالغه می کردند چنانک سبب خروج از اعتدال میشد و حدت آهنگشان از PageV01P388 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0313.png) ~~نغمهآ له در می گذشت. و این خود واضح و لایح است که در آوازهر کسی نغمهآ هست که ~~اثقل از آن نغمهآ دیگر نیست و مخرج آن اثقل النغمات از بالای ناف باشد هر چند که ~~انتقال بطرف حدت کند طبقات نغمات در حدت زیادت شود و ظاهرست که هرچند ~~نغمات احد می شود مخارج نغم در اجزای حلق بالاتر می رسد تا بمرتبهآ که دماغ را خبر ~~شود و بدماغ رسد کانه ناف بمثابهآ انف وترست و دماغ بمثابهآ مشط و از بالای ناف تا ~~اقصای دماغ بمثابت وترست که هر نغمه از جزوی از اجزای حلق بیرون می آید16. # و اما قدما و حکما آواز مردم را ضبط کردهاند و مجموع اصوات ناس17 را در چهل و ~~یک نوع اعتبار کردهاند و هر نوعی ادوار را باسمی مخصوص کردهاند و هر یکی را ~~مثالی و شکلی ms336 نموده و کیفیت آنها را بتمامی در کتاب کنزالالحان18 بیان کرده ایم، اما ~~اینجا اسامی آنها را ذکر کنیم برین مثال: # الصوت المد، الصوت القصر، الصوت الغلظ، الصوت الخلل19، الصوت الدقة، ~~الصوت الخشونة، الصوت اللین، الصوت التردد، الصوت الوقف، الصوت المیل0، ~~الصوت الاستقامة، الصوت الابتداء، الصوت الانتهاء، الصوت السکون، الصوت ~~الحرکة، الصوت الصعود، الصوت النزول، الصوت الفتح، الصوت الضم، الصوت ~~الکسر21، الصوت التکسیر، الصوت الطول، الصوت الجعودة22، الصوت السباطه، ~~الصوت النفور، الصوت الطمأنینه، الصوت الضیق، الصوت السعة الصوت، السرعة، ~~الصوت الابطاء، الصوت الثقل، الصوت الخفة، الصوت البیان، الصوت الادغام، ~~الصوت الجنس، الصوت الطلاق، الصوت الامساک، الصوت الارسال، الصوت الشدة، ~~الصوت المتحرک، الصوت الساکن. # اما اهل عجم آوازی23 را که قوت حدت آن از اباشد تا که، که بعد ذی الکل والاربع ~~است آنرا آواز درگاهی خوانند و در آن چنان آواز تحریر بنادر24 باشد و آوازی باشد ~~غلیظ وروشن آن آوازرا صبیحی خوانند و آوازی که آن بلند و سطبر و بی تحریر باشد ~~آنرا صبیحی غلیظ خوانند. آن چهل و یک نوع آوازرا اهل عجم هر یکی را باصطلاح ~~خود نامی دیگر گویند و امثله نمودهاند اما درین کتاب آنها را بیان نکردیم جهت ~~اختصار کتاب PageV01P389 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0318.png) ~~2- قبلا اشاره شد تحریر را در خواندگی غلت نیزمی گویند و معادل تری فرنگی است. ~~3- لهات: زیان کوچک (معین) ~~4- یا مر غول در لغت به معنی پیچیده است ولی مجازا به تحریر تغمه و آواز نیز اطلاق می شود (ایضا). ~~5- مطهری: انسانیست (رسم الخط) ~~6- ایضا: لحنست ~~7- تعریف لحن در ابتدای شرح ادوار آمده است و نیز در مقاصدالالحان. ص 8 و جامع الالحان، ص 8. ~~8 کذا ملی و در مطهری متصل: ایشانرا ~~9- سه بعد مجنب و طنینی و بقیه که مکرر بدان اشاره شده است ~~10 - به مرکب خوانی فعلی شباهت دارد. ~~11- ا و له هر دو هم آوا و اوکتاو هستند (یا: هنگام). ~~12- نقطه گذاری اصلاح و گامل شده است ms337 و چنان که قبلا اشاره شد هر نقطه جانشین یک نغمه مفقوده است ~~مثلا چون بین ا ود دو نغمه ب و ج مفقود است 2 نقطه میخواهد و قس علی ذلک ~~13- مرغ ایران زهول او بیرید. مغز ما برد و حلق خود بدرید (گلستان، چاپ بروخیم، ص 67) و در ~~جامع الالحان نیز آمده است. رک. صفحهآ 52. ~~14- یا خیر الامور اوساطها حدیثی است. رک. تعلیقات جامع الالحان، ص 291. ~~15- یعنی سعی می کردند بلند بخوانند ولی خارج می شدند ~~16- تشبیه کرده است به وتریا سیم که انف (بالا) و مشط (پاسن) داردو چنان که ملاحظه می شود آن دورا بدا ~~وم نشان می دادهاند. ~~17- بنی آدم وانسان (لاروس عربی). ~~18- قبلا توضیح داده شد یکی از پر ارزش ترین آثار مراغی و کتابهای موسیقی فارسی بوده است که ~~متأسفانه نسخهای از آن تاکنون بدست نیامده است رک. مقدمهآ جامع الالحان، صفحهآ سیزده. ~~19- نور: الحلل ~~20- ملی: المثل ~~21- تور: الکبر (شاید) ~~22- کذا مطهری وبا مرغوله به معنی مجقد که مجازا به تحریر آواز اطلاق می شده است بی مناسبت نیست. ~~23- نور: آوازی را که قوت حدت آن یک بعد ذی الکل والاربع باشد اعنی از اتا که آن آواز را درگاهی گویند و ~~آن آواز عریض باشد و سطبر و روشن و در آن چنان تحریر و مرغول نباشد. و اگر آوازی باشد که حدت آن ~~یک بعد ذی الکل مرتین بود و غلیظ باشد آنرا صبیحی خوانند. و اگر آن آواز باریک و تار باشد آنرا آوازماده ~~گویند و در آن آواز تحریر باشد اما مرغول نباشد. و آوازی که حدت آن ذی الکل مرتین باشد و روشن و غلیظ ~~بود و در آن تحریر و مرغول باشد کامل خوانند. و آوازگاه دماغی باشد و گاه حلقی، آنچه بمشارکت هردو ~~باشد اکمل الاصوات آنرا گویند و آن چنان باشد که در حالتی که مباشر بنرمی تلحین کند بالای ناف و مخرج ~~پارا از ms338 آن خبر شود و چون پوسط رشد از حلق باشد و چون بحدت رسد بدماغ برآید و اهل عجم آن چهل و ~~یکد آوازداهریکی باصطلاح خود بنامی خوانتدوتمامی آنهارادر کتاب کنزالالحان پیان کردمایم فلیطلب منه ~~24- به نادر(= به ندرت) PageV01P390 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0315.png) # فصل1 در ذکر اسامی مباشران این فن # چون حق سبحانه و تعالی خلق آدم علیه السلام2 کرد وروح در بدن اودر آمد ونبض ~~آدم علیه السلام در حرکت آمد و صوت خود لازم او بود و چون ازمنه3 که در مابین ~~حرکات نبض است متساوی بود لاجرم صوت و اصول ایقاعی در وجود مبارک آدم ~~علیه السلام موجود شد. آنچه از اسماء الله و تسبیحات که خواندی بنغمات طیبة ملایمه ~~خواندی. # و بعد ازو4 شیث را علیه السلام هم آواز خوش بوده5. اما لمک بن قابیل بن آدم عود ~~را وضع کرد و اورا عمر طویل بوده5 و پنجاه زن و صد سریه6 داشته7 و اورا هیچ فرزند ~~نمی شده است اما در آخر عمر اورا دو دختر شد نام یکی صلانهاد، و دیگر بم پس اورا ~~بعد از آن دو دختر، پسری شد و بران پسر عظیم شاد شد و او را بغایت غایت دوست ~~داشت وقتی که پنج ساله شد وفات کرد پس لمک برای وی بمرتبهای8 جزع و فزع کرد ~~که هیچ کس نکرده بوده باشد مگر آدم علیه السلام دروقتی که از بهشت بیرون شده بود. ~~پس لمک پسر خود را در درختی آویخت تا از نظرش غایب نباشد چندان بر آن درخت ~~آویخته ماند که9 گوشت و پوست او از استخوانهای وی جدا شد و بر زمین افتاد پس ~~لمک از آن درخت چوبی را پاره کرد و آن را بشکل آن تصور کرد و مویهای اسب بر آن ~~چوب بست و آن مویها را باصابع جس می کرد و بآواز آن مویها گریه و زاری می کردتا ~~عمرش بآخر رسید. بعد ازو هر ms339 کسی چیزی بر آن ساز اضافت کردند تا بزمان ~~فیثاغورث حکیم رسید بهشت وتر رسیده بود و در زمان شیخ ابونصر ده وتر شد. # و از آن دودختر لمک یکی که صلا نام داشت اول عمل طبل را پیدا کرد. اما طنابیر10 ~~را قوم لوط ساختند که امارده11 را بدان17 میفریفتند. اما جمیع مزامیر13 و آلاتذوات ~~النفخ را قوم بنی اسرائیل14 بشکل حلق داود علیه السلام وضع کردند زیرا که نغمات ~~طیبه معجز او بوده است مگر نای سفید که آن را اکراد وضع کردند که چون گوسفندان ~~ایشان متفرق می شد بآواز نای جمع می شدند. و اسکندرذی القرنین این علم و عمل را ~~نیکو دانسته بوده است. و ارسطو و افلاطون نیز این علم و عمل را نیکو دانسته بودند. ~~اما فیثاغورث15 حکیم درین علم و عمل ریاضتی بسیار کشیده16 بوده است و کامل ~~بوده. اما17 صحابه کرام رضوان الله علیهم اجمعین در حضرت پیغامبر علیه السلام ~~تلاوت قرآن بنغمات طیبه می کردهاند و پیغامبر علیه السلام احادیث در صفت صوت ~~حسن فرموده است و آن احادیث را می گوییم PageV01P391 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0319.png) ~~زینوا القرآن باصواتکم فان الصوت الحسن یزید القرآن حسنا ~~وقال علیه الصلوة والسلام: لکل شیء حلیة وحلیة القرآن الصوت الحسن # وقال علیه الصلوة والسلام: لیس منا لم یتغن بالقرآن ~~و در حضرت رسالت صلی الله علیه و آله و سلم بنغمات طیبه در پردهآ راهوی وزنگوله ~~ترنم کردندی تا زمان شیخ ابونصر فارابی و او درین علم و عمل جامع و کامل بوده است ~~و وتر حاد را بر عود او زیادت کرد و سامعان بآواز عود او گریهها کردندی و در خواب ~~شدندی. ~~و از شیخ ابوعلی نقل است18 که او با وجود آنک در سن هفده19 سالگی مجموع ~~علوم کرده بوده است گفته که اینک مرد کو علم؟ و در علم موسیقی مهارتی داشت و در ~~کتاب شفاء رساله [ای] در علم موسیقی نوشته ms340 اما چون بعمل این فن نرسیده است و ~~دانستن آن تعلق بتوفیق و فضل قادر بر کمال دارد و درنیافته گفته که اینک علم کو ~~مرد؟20 واین سخن بین الناس مشهورست. # و مباشران این فن کثیرند اما چندی را درین کتاب زواید الفواید ذکر کنیم: # از خلفای بنی امیه: یزیدبن عبدالملک، ابراهیم بن ولید، هشام بن عبدالملک، ~~سلیمان بن عبدالملک، مروان بن الحکم، عمر بن عبدالعزیز، ولیدبن یزید. # از خلفای بنی عباس21: مهدی، الهادی، الرشید، الامین، المأمون، المعتصم، ~~الواثق، المتوکل، المعتز، المعتضد، ابراهیم بن المهدی22، ابوعیسی بن23 المتوکل، ~~المستعصم، المقتصد،24 صالح بن الرشید، احمد بن المأمون. # از اولاد25 خلفاء: عبدالله بن موسی الهادی، صالح بن رشید26 و ابوعیسی بن ~~رشید و ابراهیم بن علی و محمد بن سلیمان و موسی الهادی، ابو عیسی بن متوکل، ~~علی بن معتصم27، عبدالله بن محمد الرشید. # واز اولاد خلفاء دیگران نیز بدین فن مشغول بودهاند، اما از بنات خلفاء: علیه ~~بنتالمهدی، ام ابیهابنت رشید28، حمزوه بنت رشید28، ام عبدالله بنت عیسی بن علی، ~~لیلی بنت علی بن المهدی، فاطمه بنت عبدالله بن موسی. # اما از امراء ووزرای خلفاء: الفضل بن ربیع، زکریا بن معاذ، ابراهیم بن اسحق بن ~~مصعب، ابودلف العجلی، محمد بن الجهم الموصلی، داود بن عباس29 ، موسی بن ~~بزیع30، محمد بن هاشم بن الخال، عبدالله بن طاهر، هودبن الحسن بن سهل، موسی ~~ابن صالح، محمد بن حمیل. اسحق331 الموصلی، احمد المداینی32 و باربد ایشان PageV01P392 ![image file](./0838CabdQadirMaraghai.SharhAdwar_0317.png) ~~درین فن متعین بودند در آن زمان. # اما از متأخران مولانا صفی الدین عبدالمؤمن بن فاخر الارموی واو33 در زمان ~~مستعصم بوده و جامع بین العلم و العمل بوده، کتاب ادوار و کتاب شرفیه هر دو تألیف ~~اوست و اورا شاگردان بوده و شیخ شمس الدین سهروردی34 که جامع خط و موسیقی ~~بوده و دیگران بعملیات مشغول بودهاند مثل علی ستایی35 و حسن زامر36 وزیتون37. # اما درین زمان شیخ عبدالرحمن مراغی و خواجه رضوانشاه38 رحمهما الله ms341 ایشان ~~نیز در عملیات تصانیف داشتند از عملیات بر طرف بودهاند. # اما والد این فقیر مولانا غیاث الدین غیبی المراغی سقی الله ثراه وجعل الجنة ~~مثواه با وجود معرفت سایر علوم39 و حفظ قرآن مجید درین علم و عمل حقا که ید ~~طولی و مرتبهآ اعلی داشتند و این فقیر حقیر را نظر عنایت فرموده و از خاک بر گرفته و ~~آنچه وظیفهآ تربیت بود باقصی الغایة کوشیده و توفیق رفیق شد بیمن همت مبارک او ~~چنانک دلخواه بود شد. # الحمد لله علی نعماینه. وقع الفراغ من تحریره منقول من خط مولی الیوالی العظام # مولانا فتح الله بن ابی یزید الشابرانی وهو نقل من خط مولفه رحمه الله یوم الاحد # سادس عشر من شوال20 845م PageV01P393 ms342