######OpenITI# #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T14:31:40.177501+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T14:31:40.177535+00:00 #META# transcription layer pk: 12796 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9699681650756357 #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T14:33:31.403717+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T14:33:31.403750+00:00 #META# transcription layer pk: 12797 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9691492918848349 #META#Header#End# # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0013.png) # منابع تاریخ آل مظفر # همچنانکه اپلخانان برای اداره مملکت باصحاب دیوان که عموما ایرانی # ~~بودند احتیاج داشتند حکام و سلاطین دوره فترت نیز ازیاری ارباب قلم در ~~کشورداری # ~~و اداره مملکت بی نیاز نبودند و برای جاویدان ساختن فتوحات و وقایع ~~زمان خود # ~~و اظها ر استیاز و برتری نسبت به ملوک اطراف مورخین را بتدوین تاریخ ~~خاندان خود # ~~تشویق مینمودند باین جهت در قرن هشتم نیز مانند دوره مغول فن تاریخ ~~نویسی # ~~رونق یافت و برای هریک از خانواده ها و سلسله های این دوره تواریخ ~~خصوصی # ~~برشته تحریر در آمد و دراینجا فقط بذ کر و شرح منابع تا ریخ آل مظفر ~~میپردازیم . # الف - اولین کتابی که در تاریخ این خاندان نوشته شده مواهب الهی نام # ~~دارد که بوسیله سولانا معین الدین بن جلال الدین محمد معلمیزدی نوشته ~~شده است . # ~~سولانا جلال الدین پدر مولانا معین الدین از دانشمندان زمان خود واز ~~مقربان اسیر # ~~مبا رزالدین سحمد بوده و در سلاقاتی که در سال 737 بین مبارزالدین محمد ~~و اسیر # ~~شیخ ایو اسحق در یزد اتفاق افتاده حضور داشته است1 # سولانا معین الدین یزدی نیز ازدانشمندان بوده و مدتی در خدمت سولانا # ~~عضد الدین ایجی بتلمذ پرداخته و چنانکه خود گوید درخدمت اوبتحصیل مفتاح ~~العلوم # ~~و شرح مفصل ابن حاجب اشتغال داشته وکشاف وشرح اصول ومواقف وجواهر را # ~~بقرائت جمعی از مشاهیر علما استماع نموده2 . بنا بنوشته محمدبن مفیدبن ~~نجم الدین # ~~محمودسستوفی بافقی یزدی مؤلف کتاب جامع سفیدی او اعلم علما وافقه فقهای ~~زمان # ~~خود بوده و از اوایل زمان سلطنت آل مظفر در یزد بتدریس اشتغال داشته ~~است . # اولین ملاقات او با اسیر مبارزالدین محمد درسال 43 7 در بزد اتفاق افتاد # ~~او بوسیله اسیر اختیا رالدین حسن قورچی که با او سابقه معرفتی داشت ~~بامیر PageV01P001 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0014.png) # ~~مبارزالدین محمد معرفی گردید و مورد عنایت او قرار گرفت و با او بکرمان ~~رفت # ~~چنانکه خود ms001 در این باره گوید «پایم که جز بآستان سکتب نرسیده بود آستان ~~دولت # ~~آشیان را مقصد ساخت و دستم که جز در دبیرستان نزده حلقه در اقبال ~~بجتبانید و # ~~بحمدالله تعالی هم در آن مجلس بواسطه آنکه چند سؤال که بر لفظ گهر بار ~~رفت # ~~بحاضر جوابی تلقی نمودم و از مختصر استحضاری که داشتم چند نکته مناسب ~~بیان # ~~کردم عنان عنایت حضرت بجانب خویش معطوف دیدم وچون رایات همایون بصوب # ~~کرمان نهضت نمود داعیه انخراط در سلک بندگان حضرت آتش افروختن گرفت، # ~~بدلالت های دولت اوهمت بجانب کرمان آورد.... و وظیفه ذره پروری آغاز ~~نهاد» . # گرچه در کرمان یکی ازحاسدان بایذای اوپرداخته ودر نزد امیر مبارزالدین # ~~محمد از او سعایت کرده و باین علت مدتی امیر را از او تکدر خاطر بوده ~~ولی عاقیت # ~~برائت ساحتش معلوم گشته و دوباره مورد عنایت قرار گرفته است.1 # سولانا سعین الدین اغلب ملازم خدمت اسیر مبارزالدین سحمد بود ودر سال # ~~55ی که از سفر مکه برمیگشته در خارج اصفهان بخدمت او رسیده و بتدریس # ~~دارالسیاده که بتازگی اسیر سبارزالدین محمد در محله سر میدان کرمان ~~ساخته بود # ~~مأمور2 و ضمنا بمعلمیشاه شجاع بر گزیده شد وبنوشته مؤلف جامع مفیدی ~~ینابتقاضای # ~~امیر مبارزالدین محمد تاریخ این خاندان را نوشته و درسال 757 که در ~~خدمت # ~~او باصفهان سیرفته فصلی از کتاب را بنظر پادشاه رسانیده و چون مورد ~~پسند واقع # ~~شده آن را با تمام رسانیده و بصلاح دید عزالدین ابراهیم زرقانی یکی از ~~مشایخ صوفیه # ~~شیراز (مواهب الهی) نام گذاشته ، # مولانا معین الدین یزدی بعد از اسیر سبارزالدین محمد سلازمت شاه شجاع را # ~~اختیار نمود و از طرف او دوبار پیش برادرش شاه محمود حاکم اصفهان رفت و # ~~اختلاف آن دو را بصلح و آشتی سبدل ساخت PageV01P002 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0015.png) # کتاب مواهب الهی شاسل وقایع تاریخ آل مظفر تا سال 767 ه - ق است # ~~و در باره تا ریخ این سلسله از سنایع ms002 معتبر است ولی دارای انشاء مصنوع ~~و پر تکلف # ~~وعبارات بغلق میباشد و مؤلف آن را مانند مؤلف تاریخ وصاق بخاطر ~~هنرنمائی و # ~~عبارت پردازی ساخته باین جهت یکی از کتب مشکل زبان فارسی است1 . # ~~مولانامعین الدین یزدی کتاب دیگری درتاریخ این سلسله نوشته بوده که ~~اساس السلطنه # ~~نام داشته که دردست نیست. یکی دیگر از تألیفات او که موجود است ترجمه ~~کتاب # ~~(رشف النصایح الایمانیه وکشف الفضایح الیونانیه) تألیف شیخ شهاب الدین # ~~سهروردی عارف معروف است که آن را درسال ،74 بنام نصرت الدین شاه یحیی # ~~ترجمه کرده است2 . # دیگر ازتأبیفات اونزهت السرور است که آن را درتهنیت زفاف امیرمبا رزالدین # ~~محمد با دختر اسیر سلطان شاه که روز چهار شنبه 12 شعبان سال7 5 7 صورت ~~گرفت # ~~توشته است . # سولانا سعین الدین یزدی در سال 85 وقات یافت و او را درزیر گنبد سسجدی # ~~که خود در یزد در موضعی بنام دشتوک ساخته بود دقن کردند.3 # ب - چون سطالب کتاب مواهب الهی بطوریکه گفته شد پیچیده و غامض # ~~و استخراج سوضوعات تاریخی از آن بسیار دشواز بود آز این جهت در سال 823 # ~~ه- ق شخصی بنام مسحمود کتبی کتاب سزبور راساده و خلاصه کرده سپس ~~سشاهدات # ~~و تحقیقات خود را از سال 7« ه تا ساله79 که سال انقراض این سلسله بدست ~~اسیر # 1- قسمت اول این کتاب که شامل تاریخ آل سظفر تا سال 4 ه7 و فتح شیراز ~~بدست # ~~اسیر سبارر اندین مافحد اسک جوشیمهاعنا فقید ستیه فیی ایخ سده و بچاپ ~~رسیده است # سه ای آزاین ککاب در کما بخاله مبه بیساد(پسره*36 1 سوجود است # 2- تاریح جدید یرد نالیف احمدبن حسین ین علی کاتب ص 130 PageV01P003 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0016.png) ### | تاریخ آل سظفر # ~~تیمور گور کان است بدان افزوده است 1 از محمود کتبی در کتابها نام و ~~نشانی نیست # ~~فقط مؤلف جامع التواریخ حسنی از او نام برده است و در مقدمه کتاب تا ~~ریخ آل بظفر # ~~او ms003 در باره خود و خاندانش گوید : که از خدام آل مظفر بود بعضی حکایات و ~~اخبار # ~~ایشان بچشم دیده و بعضی را از بزرگان صحیح القول شنیده است 2 # پ - کتاب دیگری که درزمان سلطنت شاهشجاع مظفری نوشته شده مناهج الطالبین # ~~فی سعاریف الصادقین است تألیف علی بن الحسین بن علی معروف بعلاء ~~القزوینی # ~~الهلالی که در ذی الحجه سال 778 بنوشتن کتاب خود شروع کرده و در شعبان # ~~سال 779 آن را بپایان رسانیده. این کتاب در تاریخ عمومی است از ابتداء ~~خلقت # ~~تا سال 777 ، زسان سلطنت ابوالفوارس شاه شجاع مظفری وکتاب برای این ~~پادشاه # ~~نوشته شده 3 # ت - غیر از کتب فوق از کتب دیگری نیز که در تا ریخ عمومی ایران نوشته # ~~شده میتوان در باره تاریخ این خاندان اطلاعاتی بدست آورد و این کتب ~~عبارتند از: # 1- مجمع التواریخ حافظ ابرو . شهاب الدین عبدالله بن لطف الله بن ~~عبدالرشید # ~~معروف بحافظابرو یکی ازمورخین فعال و پر کار این دوره است و او در باره ~~شهرتش # ~~بحافظابرو چنین گوید . # بنده کمترین دولت خواه %~% کاتب العبد عید لطف الله # آنککه شهرت بحافظ ابرو %~% یافته پیش میرو شاه و سپاه # در محل تولداو اختلافاست عبدالرزاق سمرقندی مؤلف کتاب مطلع السدین # ~~محل تولد او را هرات وحل نشو و نمای او را همدان نوشته و فصیحی خوافی # ~~مؤلف مجمل التواریخ که با اومعاصر بوده او را اهل خواف خراسان میشمارد. ~~در # 2 - آین تتاب بتصحیح و تحشیه آقای دکتر عبد الحسین نوائی درسال 1335 شمسی ~~PageV01P004 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0020.png) # سبع تاریخ آل مظفر # ~~تا ریخ تولد او نیز اختلاف است . # حافظابرو که از افاضل دوران خود بوده در ملازمت امیر تیمور گور کان بسر # ~~میبرد وپس از مرگ او وارد خدمت شاهرخ میرزا شد و28 سال از سلطنت او را # ~~نیز دریافت و با دانشمندانی چون مولانا شرف الدین علی بزدی مؤلف کتاب ~~ظفرنامه # ~~تیموری وشاه نعمتالله ولیو شاه قاسم انوار عارفان ms004 سعروف و اسیرشا هی ~~شاعرسبزواری # ~~هم زمسان بوده. # وفات حافظابرو در سال 3م در سرچم نزد یکی زنجان موقع مرماجعت شاهرخ # ~~میرزا از آذ ربایجان اتفاق افتاده و او را در زنجان در جوا رمدفن اخی ~~ابوالفرج زنجانی # ~~مدفون ساختند . عبدالرزاق سمرقندی در تاریخ وفات او گوید : # بسال هشتصدوسی وچهار در شوال %~% وفات حافظابرو بشهر زنجان بود # حافظابرو در نوشتههای خود بر خلاف آنچه بعضی تصور نموده اند هیچگاه # ~~از حقیقت دور نشده و برعکس رویه بیشتر مورخین قدیم در آغاز هر فصل ~~ازکتاب # ~~خود فهرستی از سنابع را که مورد استفاده اش بوده نام میبرد و مورخین ~~معروفی # ~~چون عبدالرزاق سمرقندی مؤلف مطلع السعدین و میرخواند صاحب کتاب روضة ~~الصفاو # ~~خواند میر مؤلف کتاب حبیب السیراز کتاب اواستفاده ها کرده انداولین ~~اثرحافظ ابروذیلی # ~~است برظفر نامه نظام الدین شامی و آن شاسل تا ریخ تیمورازحرکت از اران ~~تاسمرقند است # ~~یعنی ازسال« . 8 تا 12 زجبسال«.8 که تاریخ سر گ تیمورمیباشد1 بعدها ~~حافظا بروآن # ~~را بذیلی که بجامع التواریخ رشیدی نوشته افزوده و بعقیده بار تولد2 ~~دانشمند روسی حافظابرو # ~~این کتاب را درسال814 باتمام رساتیده سپس در سال 816 قسمتی از تاریخ را # ~~که شامل وقایع از بعد از مرگ هولاکو (3»6) تا سال مزبور است برشته ~~تحریر # ~~درآورده او درسال 17) از طرف شاهرخ میرزا سأمور نوشتن کتاب جغرافیای ~~کاملی PageV01P008 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0021.png) # ~~شده وآن را در همان سال بپایان رسانیده # درسال . 3م حافظابرو بتألیف تاریخ کاسلی پرداخته و آن را در سال 823 # ~~بپایان رسانیده و آنتا ریخ عالم است از ابتدا تاسال مزبور. این کتاب ~~دارای فصول # ~~ذیل است : # 1- از سلطنت اولجایتو سلطان تا آخرحکومت اعجکی در عراق عجم وابتدای # # پادشاهی امیر تیمور گورکان (781-703) %~% - تاریخ آل مظفر # 3- تاریخ سلوک کرت %~% 4 - پادشاهی طغا تیمورخان و حکوست اسیر # # ولی بن شیخ هندو 5- تاریخ سربد اریه %~% *- تاریخ شاهرخ سیرزا # ~~که بسال 19م ختم میشود . # حافظ ابرو بار دیگر در سال ms005 ب82 بدستور بایسنقر میرزا سأمور تدوین تا ریخی # ~~که شامل وقایع از آغاز خلقت تا زمان او میباشد گردید و او این کتاب را ~~که # ~~بمجمع التواریخ السلطانیه معروف است در چهار ربع تدوین کرد بدین قرار : # ربع اول شاسل تاریخ سلاطین ایران پیش از اسلام. # ربع دوم مشتمل بر چهار باب در تا ریخ حضرت رسول اکلرم و خلفاء راشدین # ~~و بنی امیه وبنی عباس تا خلافت المستعصم بالله وانقراض خلافت عباسی. # ربع سوم نیز بدو قسمت تقسیم شده . # قسمت اول - تاریخ سلسله های مختلفی که بعد از ظهور اسلام در ایران # ~~سلطنت کرده اند. # قسمت دوم - تاریخ مغول تا مرگ سلطان ابوسعید (736) # ربع چهارم که مستقلا عنوان ( زبدة التواریخ بایسنقری) نام دارد بدوقسمت # ~~تقسیم شده : PageV01P009 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0022.png) # ضا ع تری شتر # قسمت اول تاریخ امیر تیمورگورکان ازولادت (25 شعبان سال 730) تا # ~~وفات (12 رجب سال 807) # قسمت دوم تاریخ شاهرخ میرزا از آغاز جلوس (80) تا سال .83 # بیشتر کتب حافظ ابرو بچاب نرسیده ولی از آنها نسخه های خطی در کتابخانه ~~های # ~~بزرگ عالم و در تهران در کتابخانه سلک و کتابخانه ملی و نزد اشخاص ~~موجود # ~~است . # بطوریکه گفته شد در تهیه و تدوین کتاب حاضر از ذیل ظفر نامه شامی و # ~~ذیل جامع التواریخ رشیدی که هر دو بچاپ رسیده وتاریخ آل مظفر که هنوز # ~~بچاپ ثرسیده است استفاده شده . # 2- مطلع السعدین و مجمع البحرین تألیف کمال الدین عبدالرزاق بن جلال ~~الدین # ~~اسحق سمرقندی که در (شعبان سال6 81 در شهر هرات ستولد شده وچون پدرش در # ~~سمرقند بدنیا آمده باین جهت بسمرقندی سعروف گشته . او در سال 842 در ~~بیست و # ~~پنج سالگی رساله ای در صرف و نحو بنام شاهرخ میرزا تألیف کرد از این ~~جهت # ~~مورد نظر او واقع شد وبخدمتش وارد گردید . درسال ه84 بسفارت بدربار # ~~سلطان بیجانگر بهندوستان رفت. این سفارت سه سال طول کشید . کمال الدین ~~عبدالرزاق # ~~از این سفر شرحی ms006 سفصل در تاریخ خود آورده است . او درسال . ه8 بسفارت ~~گیلان # ~~رفت و چون درهمین سال شاهرخ سیرزا وفات یافت بخدمت میرزا عبداللطیف ~~وسیرزا # ~~عبدالله و سیرزا ابوالقاسم بابر و بالاخره بخدمت سلطان ابوسعید تیموری ~~وارد شد و # ~~سپس در سال 867 بریاست خانقاه شاهرخ در هرات رسید و عزلت اختیار کرد ~~وهم # ~~در آنجا بسال 887 وفات یافت . # او نام کتاب خود را از اسم دو ابوسعید (ابوسعید ایلخانی و ابوسعیدتیموری) ~~PageV01P010 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0023.png) ### | ناریح آل مظهر # ~~استخراج کرد و سطلع السعدین ومجمع البحرین نامید . این کتاب در دو جلد ~~وحاوگی # ~~وقایع 170 سال از تاریخ ایران از سال 7.4 (تولد سلطان ابوسعید ایلخان) ~~تا # ~~سال 873 ( مرگ سلطان ابوسعید گور کان) است. # جلد اول که شامل وقایع از سال 4 . » تا « . است تاکنون بچاپ نرسیده. # ~~جزء اول ازجلد دوم که شامل وقایع از سال 807 تا سال 33 و جزء دوم وسوم # ~~آن که شاسل بقیه وقایع تا سال 873 است توسط محمد شفیع استاد زبان فارسی ~~دانشگاه # ~~پنجاب یچاپ رسیده است . # گرچه بیشتر مطالب کتاب مطلع السعدین از کتاب حافظابرو اقتباس شده ولی # ~~قسمتی که مؤلف خود اغلب شاهد وقایع آن بوده دارای اهمیت فراوان است ~~واین # ~~کتاب برای تاریخ آل مظفر نیز یکی از منابع معتبر بشمار میرود . # 3 - جامع التواریخ حسنی - سؤلف آن حسن بن شهاب الدین حسین بن # ~~تاج الدین یزدی سعروف بابنشهاب در یزد متولد شده و از جوانی وارد خدمات ~~دولتی # ~~گردیده و درمدت پنج سالی که امیرزاده اسکندر ازسال 813 تا 817 ~~بحکومتیزد # ~~اشتغال داشت ابن شهاب در خدمت او بسر سیبرد و نیز در جنگهای بین پسران ~~و # ~~پسرزادگان امیر تیمور حاضر و ناظر بوده. او پس از سرگ خواجه محمد حافظ ~~رازی # ~~وزیر اسیر زاده اسکندرین عمر شیخ که درسال 838 اتفاق افتاد بکرمان رفت ~~و # ~~مدت »1 سال در تحت حمایت امیر شمس الدین حاجی حا کم کرمان بامور ms007 دیوانی # ~~اشتغال داشت وپسر از کشته شدن او ازکار بر کنارشد تا اینکه سلطان ~~غیاثالدین # ~~سحمد بن میرزا بایسنقر بن شاهرخ درسال ه85 بکرمان آما و ابن شهاب در ~~مدح # ~~او قصیدهای گفت وسورد عنایت قرار گرفت ودرصدد برآمد که تا ریخی بنام او ~~بنویسد. # ~~او کتاب خود را ازه 3 محرم همان سال شروع بنوشتن نمود وآن راجامع ~~التواریخ حسنی # ~~نام گذاشت . چون سلطان غیاث الدین محمد در سال ه85 بدست براد رش ابو ~~لقاسم # ~~یا بر کشته شد ابن شهاب کتاب خود را که هنوز باتمام نرسیده بود بنام ~~اوکرد . # این کتاب در تاریخ عالم است از هبوط آدم تا سال 857 درشش قسمت که ~~PageV01P011 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0024.png) # ~~بعضی اقسام آن درچندین فصل است. قسمت ششم آن دارای هفتفصل ویکخاتمه # ~~است وفصل پنجم آن درتاریخ آل مظفر میباشد تاطلوع امیرتیمور گور کان1 . # 4 - روضةالصفا - تألیف محمدبن خاوندشاه بن محمود معروف بمیرخواند . # ~~پدر سؤلف سید برهان الدین اهل بخارا بوده که به بلخ مهاجرت کرده ~~ودرآنجا وفات # ~~یاقتهاست . مبرخواند که درسال سم ستولد شده ییشتر عمر خودرا درعرات ~~ودرتحث # ~~حمایت امیرعلیشیر نوائی گذرانیده ودرهمان شهر دردوم ذی القعده سال 3 .9 ~~دره * # ~~سالگی وفات یافته است. # کتاب روضة الصفا درهفت جلد است : # جلد اول از ابتدای خلقت تا سلطنتیزد گرد سوم پادشاه ساسانی . # جلد دوم درتاریخ پیغمبر اسلام وخلفای راشدین . # جلد سوم درتاریخ ائمه آتنی عشر وخلفای اموی وعباسی . # جلد چهارم درتاریخ سلاطین ابران بعدازاسلام تاهجوم امسیرتیمور به ایران . # جلد پنجم درتاریخ سلاطین مغول . # جلد ششم درتاریخ امیرتیمور وچانشینان او تامرگ ایوسعید (873). # جلد هفتم درسلطنت سلطان حسین بایقرا وپسرش تاسال 929 . این جلد که # ~~وقایع چندسال بعدازسرگ میرخواند را نیز شامل است قسمتی بقلم نوادهآ ~~دختری او # ~~خواندمیر است .خاتمه که گاهی جلد هشتم نیز ناسیده میشود وقسمت ~~جغرافیائی آن # ~~نیز بقلم خواندمیر است. # از مچلدات روضة الصفا جلد ششم وهفتم که مربوط یزمان مؤلف است دارای # ~~اهمیت قراوان میباشد ms008 ونیز جلد چها رم آن در یا رهآ دورهآ فترت مخصوصا ~~راجع بتاریخ # ~~آل مظفر اطلاعات بفصل وبقیدی بیدهد. PageV01P012 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0025.png) # 5 - حبیبالسیر فی اخبار افراد بشر تألیف غیاث الدین بن همام الدین محمد # ~~مشهور یه خواندمیر است . پدر مؤلف همام الدین محمدبن خواجه جلال الدین ~~بن خواجه # ~~برهان الدین محمد شیرازی چندی وزارت سلطان محمود سیرزا پسرسلطان ~~ابوسعید تیموری را # ~~داشت ومادرش دخترمیرخواند مؤلف روضةالصفا بود . خواندمیر درسال ~~.88یا881 # ~~درهرات متولد شد ودرسال » .ه مورد نظر وتوجه امیرعلیشیر نوائی قرارگرفت ~~. او # ~~ازشا گردان سیرخواند است ودرکتاب خود همیشه ازاو به ابوی مخدوسی ~~یادمیکند. # چون امیر علیشیر ازاستعداداو اطلاع یافت کتابخانهآ خود را دراختیار او ~~گذاشت # ~~وخواندمیر درآن زمان بیش ازع * سال نداشت . اود رمدتشش ماه کتاب خلاصة ~~الاخباررا # ~~که خلاصهای ازکتاب روضة الصفا است درسال ه.9 بنام امیرعلیشیر تألیف کرد ~~. # ~~خواندمیر سپس بوزارت بدیع الزمان میرزا پسربزرگ سلطان حسین بایقرا ~~انتخاب شد و # ~~درسال 2 1 9 ازطرف او وبرادرش مظفرحسین میرزا مأمور شد که پیش شاه ~~بکارغون # ~~خداوند قندهار برود واز او درجنگ با محمدخان شیبانی کمک یگیرد ولی بعلت # ~~پیشرفت های محمد خان شیبانی نتوانست مآموریت خودرا انجام دهد وچون ~~محمدخال # ~~درهمان سال هرات را متصرف شد مردم هرات خواندمیر را پیش او برای اطلاع ~~از # ~~شرایط تسلیم فرستادند . # درسال 916 که شاهاسماعیل صفوی محمدخان شیبانی را بقتل رسانید وهرات را # ~~متصرف شد خواندمیر دراین شهربود . او پس ازمدتی انزوا اختیار کرد وسپس ~~به بلخ # ~~رفت وازآنجا درسال934 به هندوستان عزیمت نمود ودرمحرم سال35 9 درشهر ~~آگره # ~~بدربار بابر راه یافت. پس ازمرگ او درسال»93 درد ربار پسرش همایون مقیم ~~شد # ~~و کتاب قانون همایون یا همایون نامه را درسناقب اونوشت ودرلشکر کشیهای ~~همایون # ~~به کجرات همراه او بود . خواندسیر درسال4 ه درهندوستان وفات یافت ~~وبنابوصیتی # ~~که کرده بود اورا درد هلی در کنار قبر امیرخسرو دهلوی بخاک سپردند. # خواندمیر ازسال27 9 شروع بتألیف کتاب حبیب السیر ms009 نمود وآنرا درسال .93 ~~PageV01P013 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0026.png) # ~~بنام کریم الدین حبیبالله ساوجی وزیردرمش خان که از طرف سام میرزا ~~بحکومت خراسان # ~~رسیده بود بپایان رسانید باین جهت حبیب السیر نام یافت. # این کتاب درتاریخ عمومی عالم است وبوقایع ربیع الاول سال . 93 یعنی ~~چندماه # ~~قبل ازوفات شاهاسمعیل خاتمه مییابد. خواندمیر درتألیف این کتاب خصوصا ~~درتهیه # ~~جلدهای اول ودوم آن از کتب دیگران مخصوصا ازروضة الصفا استفاده کرده ~~ولی جلد # ~~سوم آن علی الخصوص زمان مؤلف ومطالبی که راجع به سلطنت شاه اسمعیل صفوی # ~~نوشته دارای ارزش فراوان است . برای تا ریخ آل مظفر ازجزء دوم جلد سوم ~~آن استفاده # ~~شده است . # خواندمیر تألیفات دیگری نیز دارد سانند دستورالوزراء که بعدا ازآن صحبت # ~~خواهد شد ودیگر خلاصة الاخبار که قبلا گفته شد وکتاب آثارالملوک ~~والانبیاء که # ~~خلاصهایست از کتاب حبیب السیر که درسال 31 پس ازاتمام حبیب السیر ~~بتألیف # ~~آن پرداخته وقانون همایون یا همایون نامه که راجع بآن نیز پیش از این ~~صحبتی # ~~شده است : # 6 - تاریخ جهان آرا - تألیف قاضی احمد بن محمد غفاری ازفرزندان نجم الدین # ~~عبد الغفاربن عبدالکریم قزوینی است . # قاضی محمد پدر قاضی احمد معاصر شاهاسماعیل صفوی وقاضی شهر ری بوده و # ~~درسال 33* وفات یافته است. # قاضی احمد که خود مردی دانشمند وشاعر وخوش نویس بوده درنزد امرا و # ~~شا هزاد گان صفوی محترم میزیسته واز نزد یکان سام سیرزای صفوی پسر ~~شاهاسمعیل # ~~بود وسام میرزا درتحفهآ سامی شرح حال او وپدرش را آورده است . # قاضی احمد درآخر کار بعزم زیارت مکهآ معظمه بمسافرت پرداخت ود رمراجعت # ~~دربندر دیبل درسال 975 وفات یافت . او دوکتاب تألیف کرده یکی تاریخ ~~نگارستان # ~~ودیگری بنام نسخ جهان آراء. PageV01P014 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0027.png) # تاریخ نگارستان مشتمل بر. 33 حکایت تاریخی است که درسال 9 90 تألیف # ~~شده وسؤلف آنرا به شاهطهماسب صفوی تقدیم داشته است . # اما نسخ جهان آرا که معمولا جهان آرا نامیده سیشود تا ریخ عمومی است ~~تاسال # ~~972 که آن ms010 نیزیه شاه طهماسب صفوی اهدا شده، این کتاب درشتاسائی سلسله ~~های محلی # ~~اهمیت فراوان دارد ودرسه نسخه تدوین شده : # نسخهآ اول دراحوال انبیاء واوصیاء. # نسخهآ ثانی دراحوال سلاطین عالم وآن نیز د ردوصحیفه است . # صحیفهٔ‌ اول درفرق قبل ازاسلام ازملوک عجم وغیرعجم . # صحیقهآ ثانی درملوک بعدازاسلام : بنیامیه - بنیعباس - سلاطین اندلس و # ~~یمن و شرفاه مکه - سلاطین گیلان ومازندران از آل زیار و آل بویه و آل ~~کا کویه و # ~~حکام قوامیه وروزافرزونیه - صفاریان - سامانیان - سلجوقیان- اتابکان ~~مانند اتایکان # ~~آذربایچان وفارس وشباثکاره و انابکان شام وموصل - آل ایوب - غوریان و ~~ملوک # ~~کرت - ملوک مغرب- امرای عرب- قیاصرهآ روم- حکام ترکستان وماوراء النهر ~~چون # ~~قراختائیان - حکام کرد ولر- حکام طبوستان - سلاطین اطراف چون لار ~~وهرموز # ~~وسلاطین شیروان وقرامان - سلاطین مغول وحکام دورهآ فتوت چون ایلکانیه ~~وچوپانیه # ~~وطغاتیموریه وسربداریه وسلاطین اینجو و سلاطین آل مظفر - تیموریان - ~~سلاطین # ~~آل عشعان - سلاطین قراقویونلو و آق قویونلو. # نسخهٔ‌ ثالث درسلاطین صفوی است. # درتاریخ آل مظفر از اطلاعات مفید وجاسع این کتاب استفادهآ شایان بعمل # ~~آسده است1 و # 7 - مجمل فصیحی- تألیففصیح احمدبن جلال الدین محمدین نصیرالدین یحیی # ~~که نسب خودرا ضمن وقایع سال777 بیان داشته است . PageV01P015 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0028.png) # مخابع کاک ر # او روز ینجتتبه اول حمادی الاول سال ددی درخواف خراسان متولد شده و # ~~درهرات بتحصیل علم پرداخته ودرزمان حکومت اسیرتیمور شغل دیوانی داشته و # ~~پس ازمر گشاو بخدمت شاهرخ میرزا وارد شده ودرسال818 که شاهرخ برای سر ~~کوبی # ~~برادرزادهاش بایقرا به شیراز سیرفته وی درر کاباو بوده ودرسال . 83 ~~بشرکت دونفر # ~~دیگر مأموردیوان شاهرخ میرزا شده ولی سال بعد ازاین سمت معزول گشنه ~~وبازد رسال # ~~824 برای انجام بعضی امور دیوانی مأمور گشته ودرسال7 82 ازاین مأموریت ~~مراجعت # ~~کرده است ودرسال828 بامور دیوانی امیرزادهآ بایستقر مأمور شده وچندسالی ~~دراین # ~~مقام باقی مانده ودرسال *3 مورد غضب واقع شده وگویا پس ازآن شغلی ~~نداشته # ~~ودرهمین زمان بیکاری بنوشتن کتاب خود شروع کرده وضمتا درسالهای 843 ~~وه84 # ~~دوبار بزتدان افتاده است تااینکه درساله ms011 »8 وفات بافته1 . # کتاب او مجمل التواریخ نام دارد وبطور سالنامه نوشته شده ووقایع سنواتی # ~~درآن بترتیب آمده است . دارای یک مقدمه ودومقاله ویکخاتمه است . # سقدمه از هیوط آدم تازمان ولادت حضرت محمد ص را شامل است. # مقالهآ اول ازولادت حضرت رسول تازمان هجرت. # مقالهآ دوم ازهجرت حضرت رسول است تاوقایع ساله84 . # خاتمه درذکر بعضی احوالات هرات که مولد ومنشاء او بوده. # درنسخه های خطی اثری ازخاتمه نیست وشاید هم نوشته نشده . # مجمل فصیحی حاوی مطالب گرانبهائی است که درجای دیگر نمیتوان یافت # ~~ومخصوصا دربارهآ رجال خراسان اطلاعات ذیقیمتی دارد. # این کتاب خطی است فقط قسمتی ازمقالهآ دوم آن که شامل وقایع ازسال701 ~~PageV01P016 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0029.png) # ~~تاسال ه4» است بچاپ رسیده1 وهمین قسمت درتعیینستوات تاریخی تاریخ آل ~~مظفر # ~~وحکومت های محلی حنوب ایران دراین دوره مورد استفاده بوده . # ث - آل مظفر که از یزد برخاستند بطوریکه درتاریخ سیاسی آن دولت گفته شده # ~~دولت های محلی جنوب ایران مانند اتابکان یزد و حکام شبانکاره و ملوک ~~هرموز و # ~~حکام لارو اتابکان لر بزرگ و کوچکرا که قبل ازاین دولت روی کاربودند ~~ودرجلد # ~~دوم این کتاپ تا ریخ آنان بتقصیل آسده یا ازمیان برداشتند ویامطیع ~~ارادهآ خود ساختند . # کتیی که درحوزهآ حکومتی هریک ازاین دولت ها نوشته شده منیع قابل اعتماد # ~~و استفادهای برای تاریخ آل مظفر وحکومتهای محلی مزبور مییاشد و این کتب # ~~عبارتند از # - کتبی که درتاریخ یزد نوشته شده مانند : # 1 - تاریخ یزد - تألیف چعقرین محمدین حسن جعفری اولین کتابی است که # ~~درتاریخ این شهر برشتهآ تحریر درآمده و مأخذی برای کتب دیگری است که ~~بعدا # ~~درتاریخ یزد نوشته شده. # جعفری دردستگاه دیوانی حکام یزد دارای مقام ومنصبی بوده وحکام واعیان # ~~این شهررا دراشعار خود مدح میگفتهاست. او کتاب خودرا درسال ه84 تألیف ~~کرده # ~~وآن دردهقسمت تنظیم شده. سهقسمت اول آن درتاریخ اسکتدر تاخلفای بنی ~~عیاس # ~~است. درقسمت های چهارم وپنجم وششم ازتاریخ اتابکان یزد وآل مظفر واینیه ~~وآثاری # ~~که ms012 ازآنا دراین شهر پچای مانده بحث شده ودرقسمت هفتم آثار زمان ~~تیموریان و # ~~درقسعت هشتم علما ومشایخ یزد وشرح حال هریک از آنان ومساجد ومدارس ~~ومزارات # ~~سادات و علما ودرقسمتهای نهم ودهم از باغ ها و کاریزهای جاریشده درشهر ~~و # ~~اطراف وبالاخره درخاتمه ازفتوحات امیرتیمور واولاد اوکه مؤلف خود معاصر ~~آنان # ~~بوده تاسال ع چم گفتگو شده است7 . PageV01P017 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0030.png) # ~~جعفری کتاب دیگری ثیز دارد بنام تاریخ کبیر وآنرا بعدازتاریخ یزد تألیف # ~~فتوحات او وفرزندانش . وقایع این کتاب نیز بسال ه84 خاتمه مییابد ~~وقسمتی ازآن # ~~که خطی است در کتابخانهآ لنین گراد موجود است # ~~2 - تاریخ جدید یزد - تألیف احمدبن حسین بن علی کاتبی . این کتاب حوادث # ~~مربوط به یزد را تاسال «0 دریر دارد وآن نیز تاریخ این شهر است اززمان ~~اسکندر # ~~ودارای *مقاله است : # ~~مقاله های اول ودوم راجع بتاریخ یزد اززمان اسکندر تاظهور اسلام است. # ~~درمقاله های سوم وچهارم تاریخ یزددردورهآ اسلامی تاسلطنت سلطان جلال ~~الدین # ~~خوارزمشا هی بیان شده. # ~~درمقالهآ پنجم تاربخ اتابکان یزد. # ~~درمقالهآ ششم تاریخ سلاطین آل سظفر وآثارشان دراین شهر. # ~~درمقالهآ هفتم از اینیه و آثاری که سلاطین تیموری در یزد ایجاد ~~نمودهاند # ~~لبحت شله . # ~~مقالهآ هشتم راجع است بشرح مساجد ومدارس ومزارات یزد . # ~~مقالهآ نهم ازباغستانها وباغهای معروف. # ~~مقالهآ دهم از کاریزهاو کسانیکه آنهارا ایجاد کردهاند اطلاعاتی بدست ~~میدهد. # ~~مقالهآ یازدهم ازوفات شاهرخ تیموری وحوادثی که درزمان نبیرهٔ‌او سلطان ~~محمد # ~~دریزد حادث شده. # ~~درمقالهٔ‌ دوازدهم ازسلطنت جهان شاه قراقویونلو تاسال 2* صحبت شده1 . # ~~مؤلف تاریخ جدید یزد بیشتر مطالب کتاب خود را مخصوصا تاوقایع زمان ~~PageV01P018 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0031.png) ### | نازیح ا مظقر # ~~سلطنت شاهرخ ازتاریخ یزد جعفری اقتباس کرده ولی مطالب مقاله های 11 و12 # ~~ازجهت تحقیق درتاربخ یزد وتاریخ دورهٔ‌ تیموری وسلطنت جهانشاه ~~قراقویونلو مفید # ~~ومعتبر است. # 3 - سومین کتاب درتاریخ یزد جامع مفیدی تألیف محمدمفید مستوفی بافقی # ~~یزدی فرزند نجم الدین محمود بافقی ازمستوفیان عهد شاه سلیمان صفوی است ~~. از آغاز # ~~زند گی ms013 او اطلاع درستی دردست تیست ولی درسال 77. 1 سمت مستوفی اوقاف ~~پزدرا # ~~داشته ود رسال 79. 1 بنظارت اوقاف یزد بر گزیده شده ودرسال 1 . 1 به ~~اصفهان رفته # ~~سپس ازراه فارس به یصره آمده ودرسال 82 . 1 به هندوستان رفته وابتدا ~~دربندر سورت # ~~سا کن شده بعدا یه دهلی عزیمت کرده سپس خودرا به حیدرآباد رسانیده ~~ودرسال1084 # ~~به برهانپور سفر کرده ومجددا درسال*8 .1 بهد هلی بر گشته ودرسال 88 10 ~~بخدمت # ~~شا هزاده محمد اکبر و سال بعد بحضور شاهزادهآ شهر سوتتان رسیده ودراین ~~شهر در # ~~جمادی الاول سال. 0. کتاب خودرا که دربصره آغاز بتألیف کرده یود بپایان ~~رسانیده # ~~است . تا ریخ وفات او بدرستی سعلوم نیست همین قدر مسلم است که او ~~تاسال109 # ~~زنده بوده. # جامع مفیدی درسهجلد است : # جلد اول درتاریخ یزد از عهد اسکندر تا زمان حکومت امیرتیمور گورکان # ~~(اسکندر- ساسانیان- بنی اسیه- بنی عباس- سلاجقه - اتابکان یزد- آل ~~مظفر- تیموریان) # جلد دوم درتاریخ صفویه تازمان سلطنت شاهسلیمان صفوی . # جلد سوم درجغرافیای یزد ونواحی اطراف آن وتوصیف آثار و بقاع ومساجد و # ~~مدارس وچاهها و کاریزها وشرح احوال دانشمندان وقضات وشاعران ودیگر ~~ارباب # ~~علم وهنر یزد1. PageV01P019 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0032.png) # جلد اول وسوم این کتاب یچاپ رسیده1 ولی جلد دوم آن هتوز چاپ نشدهاست . # محمدسفید بافقی دو کتاب دیگریکی درتا ریخ ودیگری درچغرافیا تألیف کرده. # ~~کتاب تاریخ او مجالس الملوک نام دارد وآن ستضمن جداول سلاطین ایران ~~تاسال # ~~1049 است که درمال * ه.1 یعنی د رعهدسلطتت شاه عباس دوم تألیف شده ~~ونسخهای # ~~ازآن در کتابخانهآ سلی پاریس موجود است . # کتاب جغرافیائی او بنام مختصر مفیداست که درسال 87 . : درد کن هندوستان # ~~آنرا شروع بتألیف کرده ودرسال 91. 1 درلاهور آنرا بپایان رسانیده است . ~~مؤلف # ~~درتألیف این کتاب ازکتب نزهت القلوب وعجایب البلدان وصورالاقالیم وعین ~~الحیات # ~~وحبیب السیر وهفت اقلیم استفاده کرده2 . # 4 - تاریخ یزد عبدالحسین آیتی که درسال 1317 شمسی دریزد یچاپ رسیده # ~~نیز سیتواند دراین باره مورد استفاده قرار گیرد . # از کتب فوق در ms014 تدوین تاریخ آل کا کویه و اتایکان یزد و آغاز حکومت # ~~امیرسبا رزالدین محمد و حکام آل مظقر که دراین شهرحکومت کردهاند ونیزد ~~رشناسائی # ~~ابتیه وآثاری که سلاطین دولتهای مزبور دریزد ایجاد کرده وهمچنین درشرح ~~حال # ~~علما ودانشمندان وفقها وبزرگان این دوره استفادة فراوان پعمل آمده است. # 22 - درسال . 4 پس از آنکه اسیر پیرحسین چوپانی بکمک امیرسبا رزالدین ~~محمد # ~~شیراز را از تصرف آل اینجو بدر آورد حکومت کرمان را به امیرمبارزالدین ~~سحمد داد # ~~واو این ولایت را پس اززدوخورد هائی که شرح آن درتاریخ سیاسی این سلسله ~~گفته PageV01P020 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0033.png) # ~~شده متصرف گردید ودرواقع جانشین قراختائیان کرمان که خود باآنان رابطهآ ~~سببی # ~~داشت شد ازاین جهت کتابهائی که درتا ریخ کرسان نوشتهشده برای روشن شدن ~~تاریخ # ~~این سلسله سفید است مخصوصا ازنظرشناسائی حکام شبانکاره وملوک هرموز ~~واتابکان # ~~یزد منبع قابل استفادهای سییاشند واین کتابها عبارتند از : # - عقدالعلی للموقف الاعلی تألیف تاج الزمان افضل الدین ابوحاد احمدین # ~~حامد کرمانی . او ابتدا بندیمی طغرل شاه ازسلاجقهآ کرمان بر گزیده شده ~~وپس ازمرگ # ~~او که درسال 62ه اتقاق افتاده بندیمی ملکارسلان پسربزرگ طغرل شاه ~~انتخاب # ~~شد (5) ودراغلب جنگها بااو بود وجندی نیز درسلک منشیان اتا بک محمدبن # ~~اتا بک بزقش ستوفی درسال 583 درآمده1 وپس ازانقراض سلاجقهآ کرمان ~~وهنگام # ~~حکوست غزان پس ازمدتی سرگردانی وارد خدمت سلکدینار غز شد ودرسال 584 # ~~وزمان حکومت اتابکسام یه پزد سسافرت کرد .او ظاهرا تاساله 1 9 زتده ~~بودهاست. # اقضل کرمانی کتاب عقدالعلی را که قسمت عمدهآ آن مریوط بزمان حکومت # ~~سلک دینار غز(8 5-591) است پس ازبازگشت ازسفر یزد درهمان سال 86ه تألیف # ~~نموده وآنرا وسیلهآ تقرب درخدمت سلک دینار قراردادهاست. این کتاب که از ~~نظرسبک # ~~انشاء ونگارش اهمیت دارد ازه فصل سرکب است : # درفصل اول ازوقایع اواخر سلاجقهآ کرمان وایام فترت گفتگو میکند. # فصل دوم درتسلط ملکدینار بر کرمان وشرح فضایل اوست . # فصل سوم دراخلاق ملوک وتوصیف کرسان وشرح بلاد آن است. # فصل ms015 چهارم درمدح وثناء صاحب قوام الدین مسعود وزیر ملکدینار است . # فصل پنجم درشرح حال خود مؤلف است . # افضل کرسانی کتاب دیگری بنام بدایع الازمان فی وقایع کرمان تألیف درده ~~PageV01P021 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0034.png) # ~~که فعلا ازآن نسخهای دردست نیست ولی در کتاب سمط العلی للحضرة العلیا ~~تألیف # ~~ناصیرالدین منشی کرمانی ازآن نام برده شده و ابوالقاسم کاشانی نیز ~~درزبدة التواریخ # ~~خود که درتاریخ سلطان محمد اولجایتو است از آن اسم میبرد وسیگوید که ~~قسمت # ~~مربوط بتاریخ کرمان را ازاین کتاب نقل کرده. . .افضل ظاهرا این کتابرا ~~درسال # ~~6.2 موقعی که کرمان بین اتابک فارس سعدین زنگی وقطب الدین مبارز امیر ~~شبانکاره # ~~وعمال سلطان محمد خوارزمشاه مورد کشمکش بود شروع بتألیف کرده. این کتاب ~~که # ~~تاعصر صفوی موجود بوده آنچه ازمطالعه خلاصهٔ‌ آن درضمن زبدة التواریخ ~~ابوالقاسم # ~~کاشانی استنیاط میشود تاریخ کرمان را درقرون قبل ازاسلام وفتح آن بدست ~~مسلمین # ~~و زمان حکومت صفاریان وآل الیاس وغزنویان ودیلمیان بطور اختصار و تاریخ # ~~سلچوقیان وتسلط ملک دینار غز و لشمکش های ملوک شبانگاره و اتابکان فارس ~~و # ~~عمال خوارزمشاهیان که بعهد او نزدیکتر بوده بتفصیل شامل بوده است1 . # از تألیفات دیگر افضل کتابالمضاف الی بدایع الازمان است وآنرا درتکمیل # ~~تاریخ خود درسال13 « یعنی زسانی که کرمان تحت استیلای مؤید الملک قوام ~~الدین # ~~زوزنی نمایندهآ سلطان محمد خوارزمشاه بوده ودر حدود ده دوازده سال بعد ~~از آنکه # ~~بدایع الازمان را به اتمام رسانیده نوشته وآنوا ذیلی باین کتاب قرار ~~داده است، . # 2 - سمط العلی للحضرة العلیا - تألیف ناصرالدین سنشی کرمانی است. پدرش # ~~خواجه منتجب الدین عمدة الملک یزدی است که دردستگاه اتابکان یزد سمت ~~دبیری # ~~داشته بعد بخدمت پادشاهان قراختائی کرمان وارد شده. مؤلف بعدازسرگ پدر ~~که # ~~درحدود سال65 اتفاف افتاده واو دراین موقع هفتساله بوده تحت تربیت عم ~~خود # ~~شهابالدین ابوالحسن یزدی قرار گرقته. ناصرالدین متشی پس ازآنگه بسن رشد ~~رسید PageV01P022 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0035.png) # ~~وعلوم سعمول آن زمان را فرا گرفت بتوسط عم دیگر خود ms016 نصیر الملک ~~ظهیرالدینحمود # ~~که ازاصحاب دیوان ودرزمان سلطان حجاج وبعدازمرگ برادر درخدست دیوان ~~بوده # ~~بعنوان دبیری دردستگاه دولتی وارد شد ودرسال 3* * ازطرف صفوة الدین ~~پادشاهخاتون # ~~وبمعرفی فخرالملک نظام الدین محمود وزیر بریاست دیوان رسائل وانشاه ~~کرمان منصوب # ~~شد وچون درسال، 9 * محمدشاه بسلطنت کرمان رسید او از کار بر کنار گردید ~~وسپس # ~~در خدمت ملکثناصرالدین برهان وبسر او قطب الدین نیکروز که ازطرف ایلخان # ~~بر کرمان حکومت داشتند وارد گردید. # مؤلف درسال ه71 بخدمت امیرایسن قتلغ نویان از امرای بزرگ سلطان محمد # ~~اولجایتو رفته و کتاب سمط العلی را دراواخر همین سال بنام او شروع کرده ~~ودراوایل # ~~سال بعد به اتمام رسانیده وتتمهآ کتاب را که شامل وقایع چها رپنج سال ~~ازتا ریخ کرمان # ~~است درسال . 72 بنام قطب الدین نیک روز حاکم کرمان ووزبرش خواجه ~~ابوسعید # ~~تألیف کرده. # ازسال . 2 ببعد از احوال مؤلف اطلاعی دردست نیست ولی از بقدسهآ کتاب # ~~درة الاخبار او چنین معلوم میگردد که درحدود سالهای 729 - 30ب در عراق ~~یا # ~~آذربایجان میزیسته ودرآن حوالی کتاب مزبوررا بنام خواجه غیاث الدین ~~محمدرشیدی # ~~نوشته است . # سمط العلی بطوریکه مؤلف بدان اشاره کرده ذیل کتاب شاهی تألیف خواجه # ~~شهابالدین ابوسعید است و کتاب شاهی که اسروز دردست نیست تاریخ ~~قراختائیان # ~~کرمان بوده تا اواخر سلطنت صفوةالدین پادشاهخاتون یعنی تاحدود سال 94* ~~ه. # ~~ناصرالدین منشی کتاب مزبور را اساس کار خود قرار داده وذیل وقایع را ~~تاسال 715 # ~~کشانیده است. # ناصر الدین منشی پس از برگشتن به کرمان درسال . 72 ود رعهد ملک ناصرالدین ~~PageV01P023 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0036.png) # ~~محمدبن برهان وپسرش قطب الدین نیکروز ذیلی براین کتاب نوشته است1. # مؤلف کتاب دیگری بنام درة الاخبار ولمعة الانوار دارد که ترجمه ایست # ~~از کتاب تتمهآ صوان الحکمه تألیف ظهیرالدین ابوالحسن علی بن زید بیهقی # ~~ناصرالدین منشی شرح حال چهارتن دیگر یعنی شیخ شهاب الدین سهروردی وامام ~~فخرالدین # ~~رازی وخواجه نصیرالدین طوسی وخواجه رشید الدین قضل الله وزیررا درحدود ~~سال729 # ~~و730 بدان افزوده ms017 وآنرا درة الاخبار ولمعة الانوار تاسید . # 3 - تاریخ کرمان تالیف محمدبن ابراهیم- مؤلف که نسب خود را بهسلجوقیان # ~~کرمان میرساند برای زنده کردن تاریخ این سلسله درسال 26 . 1 درزمان ~~حکومت # ~~گنج علیخان در کرمان بنوشتن این کتاب شروع کرده است . این کتاب که شامل # ~~تاریخ کرمان ازسال 46 تاسال * » است ابتدا بوسیلهآ هوتسما2 تحت عنوان ~~(تواریخ # ~~آل سلجوق) وازروی نسخهآ سنحصربفرد کتایخانهآ موزهٔ‌ برلن درلیدن چاپ ~~شده ولی # ~~او قسمت اول کتاپرا که شاسل کایات تاریخ سلجوقیاناست بچاب ثرسانیده ~~وقسمت # ~~آخر آن نیز دردسترس نبوده است3 . # 4 - تاریخ کرهان احمد علیخان وزیری کرمانی که درسال 1293 هق تألیف # ~~شده وآن تا ریخ کرمان است ازقدیم ترین ایام تاتاریخ تألیف ودربارهآ ~~تاریخ آل سظفر # ~~بیش ازدورههای دیگر بحث کرده4 . # 5 - تذکرةالاولیاء یا مزارات کرمان تألیف سعید محرابی کرمانی از اعقاب ~~PageV01P024 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0037.png) # ~~برهان الدین احمد معاصر ترکان خاتون حکمران قراختائی کرمان. او کتاب ~~سزارات # ~~کرمان را بطوریکه از نامسش پیداست در شرح حال عرفا و علما و بزرگانی که ~~در # ~~کرمان مدقون شده اند نگاشته است.1 # 111اصفهان که بیدتی مر کزحکویت علاء الدوله ابوجعفردشمنزیار کا کویه موسس # ~~آل کاکویه بوده و پس از استقلال آل اینجو در حوزه حکمرانی این خانواده ~~قرار # ~~گرفت و سپس یتصرف امیر مبارزالدین محمد درآمد و بعد از او بدست شاه ~~محمود # ~~افتاد و همیشه مورد نزاع بینشاه محمود و شاه شجاع بود و نیز سلطان زین ~~العابدین # ~~و شاه منصور برای تصرف آن یا یکدیگر بجنگ و نزاع می پرداختتد از این ~~جهت # ~~در تاریخ سلسله آل مظفر دارای اهمیت فراوان است و کتبی که در تاریخ این ~~شهر # ~~نوشته شده برای روشن ساختن تاریخ این سلسله مفید خواهد یود . # از جمله این کتب ترجمه محاسن اصفهان است از عربی بفارسی بوسیله حسین # ~~ین محمد بن ابی الرضا آوی. اصل کتاب بوسیله مفضل بن سعدبن حسین ~~المافروخی # ~~اصفهانی در نیمه دومقرن پنجم هجری بعربی تألیف ms018 شده و آن رسالهای بوده ~~درذ کر # ~~محاسن این شهر ینام فخرالملک بن خواجه نظام الملک والی اصقهان. # مترجم کتاب نیز یرای همین منظور آن را بنام خواجه غیاث الدین محمد وزیر # ~~بفارسی ترجمه کرده ودر سال 729 بدو تقدیم داشته است ولی در ترجمه ترتیب # ~~متن عریی محاسن را تفییر داده و آن را در باب مرتب ساخته ومطالبی ~~مربوط # ~~بدوره آخری حکوست ایلخانان بر آن افزوده است . # این کتاب شامل مطالب تاریخی و چغرافیائی است که درکتب دیگر نظیر # ~~آن را نمیتوان یافت وچون این کتاب شامل وقایع نیمه دوم قرن هفتم و نیمه ~~اول # ~~قرن هشتم هجری ایران یخصوص اصفهان است از این نظر کمال اهمیت را دارد؟ # ایین تالیا درسانن 1220 به تصحیح وکمسیه آقای سیدمحمد هاشمی کرمانی ~~درتهران # 2- این اتب ور ضمیمه مجله یاد گار در سال 1328 ش در تهران چاپ شده. PageV01P025 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0038.png) # 1 - فارس پس از مرگ سلطان ابوسعید یهادرخان بتصرف آل اینجو درآمد # ~~و امیر مبارزالدین محمد این ایالت را در سالچ *7 متصرف شد و قلمرو ~~حکوست خود # ~~را ازطرف مغرب تا خوزستان وحدود متصرقات اتابکان نر و از طرف جنوب تا # ~~سواحل و جزایر خلیج فارس توسعه داد ویا از بین بردن حکام شیانکاره و ~~مطیع # ~~ساختن حکام لار وساوک هرسوز تمامی فارس را یرا وبحرا در حوزهآ اقتدار ~~خود # ~~درآورد . از این جهت کتابهائی که در باره فارس و سلوک هرموز و حکام لا ~~رنوشته # ~~شده ازسنابع سهم تاریخ آل مظفر و سلسله های محلی مزبور است و این کتب # ~~عبارتند از: # 1 - فارستامه ابن بلخی : سؤلف در زسان سلطنت سلطان محمدبن ملک شاه # ~~(498-511) سستوقی فارس شده وکتاب فارستامه را بین سالهای. . 5 و.1 5ه # ~~تألیف تموده است. # این کتاب شامل دو قسمت است قسمت اول درتاریح فارس از آغاز پیشدادیان # ~~تا ساسانیان وبفتوحات بسلمین در فارس خاتمه مییابد . قسمت دوم در ~~جغرافیای # ~~فا رس است و ms019 او دراین قسمت ازکورههای پنجگانه قارس و مسافاتشهرها ~~وراههائی # ~~که شیراز را یاصقهان و یزد و خوزستان و بنادر خلیج فارس و کرمان متصل ~~میسازد # ~~صحبت میدارد . سپس طوایف سختلف شبانکاره و ابتدای حکومت آنان را تعریف # ~~سیکند و از این نظر برای تاریخ شبانکاره یکی از منایع مهم است. و نیز ~~در این قسمت # ~~از رودخانه ها و دریاچه ها و قلاع و همچنین از مالیات فارس بتفصیل ~~گفتگو # ~~سیکند که از نظر اطلاع بر اوضاع مالی فارس درقرن ششم هجری مهم است1 . # 2- معجم الانساب تألیف محمدین علی بن محمد شبانکارهای : سؤلف که از ~~PageV01P026 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0039.png) # ~~سداحان خواجه غیاثالدین محمد رشیدی بوده درحدود سال 97 در شبانکاره ~~ستولد # ~~شده و درسال 733 بنوشتن کتاب خود شروع کرده و آن را در سال «73 بپایان # ~~رسانیده و در نظر داشته که آن را بوسیله خواجه غیاثالدین محمد بنظر ~~سلطان # ~~ابوسعید برساند ولی بعلت فوت سلطان این نیت عملی نشده و کتاب نیز در ~~غارت محله # ~~ربع رشیدی تبریز پس از قتل خواجه غیاثالدین محمد مفقود گردیده. # او کتاب خود را بار دیگر در سال 43 ب از نو نوشته و وقایع زمان سنطان # ~~ابو سعید را نیز به آن افزوده است . # 3- شیراز نامه تألیف فخرالدین ابوالعباس احمد بن ابی الخیر زر کوب شیرازی # ~~که در آغاز جوانی در خدست علمای سعروف شیراز مانند محمد صفی (متوفی در # ~~سال . 72) وعبدالرحمن علی بزقش (متوفی در سال 4 72) وابوسعید ~~محمدالسیرافی # ~~(متوفی در سال 721) کسب عام نموده سپس بمسافرت پرداخته وببغداد رفته و # ~~در سال 32 به در این شهر بود که بفکر تألیف کتاب شیراز ناسه افتاده آن ~~را بذکر # ~~فضایل حاج قوام الدین حسن وزیر و مشاور شیخ ابواسحق اینجو که مردی کریم ~~و # ~~بخشنده بوده خاتمه داده است . # مؤلف ایتدا بشرح سزایای فارس و نیکی آب و هوای شیراز و چگونگی بنای # ~~این شهر پرداخته و تاریخ حکوست حکام و سلاطین ms020 فارس را از دیلمیان تا ~~آخر # ~~حکومت شرف الدین سعود شاه اینجوبیان کرده وکتاب را بسال 44 7 که زمان # ~~سلطنت شاه شیخ ابو اسحق است ختم نموده و در قسمت دیگر بشرح حال بزرگان ~~و # ~~اعیان شیراز و دانشمندان این شهر پرداخته . این کتاب نیز برای تاریخ آل ~~اینجو # ~~سخصوصا اوایل حکومت شاه شیخ ایو اسحق مهم و معتبر است . # زرکوب شیرازی بطوریکه خود گوید کتاب دیگری در تاریخ شیخ ابو اسحق # ~~اینجو در دو جلا داشنه بنام عمدة التواریخ وآن را بنظر شاه شیخ ایو ~~اسحق نیز # ~~رسانیده بوده ولی اکنون از آن اثری نیست. PageV01P027 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0040.png) # 4- تاریخ وصاف تألیف شهاب الدین عبدالله بن فضل الله شیرازی معروف # ~~به وصاف الحضره : مؤلف در حدود سال 3* د رشیراز متولد شده . مردی ادیب # ~~و دانشمند بوده و در این شهر در خدمت عمال و مأمورین دولتی داخل نشده ~~سپس # ~~از خواص خواجه صدرالدین احمد خالدی زتجانی نایب امیر طغا جار حاکم فارس # ~~گردیده و یعدا از نزدیکان خواجه رشیدالدین فضل الله شده و بوسیله او ~~طرف توجه # ~~غازان خان وسلطان محمد اولجایتو گردیده وکتاب خود را بتوسط این وزیر ~~درسال # ~~12 به بنظر سلطان محمد اولجایتو رسانیده است . # تاریخ وصاف که نام حقیقی آن تجزیة الامصار و تزجیة الاعصار است درواقع # ~~ذیلی یرای تاریخ جهان گشای جوینیاست که در سال 999 بتألیف آن شروع کرده ~~و # ~~آن را در پنج جلد تنظیم کرده است باین شرح : # جلد اول از ب 20 یعنی سلطنت منگوقاآن و شرح لشکر کشی او بچین تا حکومت # ~~تیمور قاآن است . و نیز شرحی راجع بچین و همچنین خلافت المستعصم بالله ~~ووصف # ~~بغداد وسلطنت هولاکو و تصرف بغداد وانقراض خلافت عباسی درسال »65 و # ~~بقیه حکوبت هولا کوخان و سلطنت اباقاخان و سلطان احمد تکودار و ارغون ~~خان # ~~در این قسمت آمده. # جلد دوم در تعریف شیراز و حکوست نواب سلجوقیان در این شهر و ابتدای ms021 # ~~حکومت سلغوریان و اتابکان فارس و احوال جزیره کیش و ملوک آن و شرح ~~حکومت # ~~عمال بغول در فارس وسلطنت ارغون خان واتابکان فارس است . # جلد سوم در سلطنت گیخاتوخان و بایدوخان وسلاطین کرمان وجزیره هرموز # ~~و حکام آن وهند و حکوت دهلی وسلطتت غازان خان وملوک مصر ولشگر # ~~کشی های غازان خان باین سر زمین وقوانین شازانی است. # جلد چهارم در بقیه سلطنت غازان خان وشرح سلوک شیانکاره و سلطنت # ~~اولچایتو سلمطان است. # جلد پنجم در بقیه سلطنت اولجا یتو و سلطنت سلطان ایو سعید میباشد . PageV01P028 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0041.png) # وصاف الحضره درسال 73 از تألیف کتاب فراغت یافته واین کتاب بنبع # ~~سعتبری در تا ریخ ایلخانان وسلطنت سلطان غازان خان وسلطان اولجایتو ~~وسلطان # ~~ابو سعید است. گرچه این کتاب دارای عباراتی مصنوع و مکلف است و قهم ~~مطالب # ~~تاریخی از آن بدشواری حاصل سیگردد معذالک برای تاریخ فارس و ملوک آن در # ~~این دوره منبع بسیار مفید وقابل استقاده ای است. # بنا بنوشته مؤلف فارسنامه ناصری وصاف الحضره درسال هفتصدوسی واند # ~~(شاید739) در شیراز وفات یافته وقبرش در میان تکیه چهل تنان و تکیه ~~خواجه # ~~حافظ بوده است . # 5- منتخب التواریخ تألیف معین الدین نطنزی : و آن دارای اطلاعات مفید # ~~در باره ایران جتوبی است . این کتاب در تاریخ عمومی عالم است از هبوط ~~آدم # ~~تا مرگ امیر تیمور (سال ب.8) وادامه حوادث تا سال «1 مؤلف ابتدا کتاب # ~~را در سال 816 بنام میرزا اسکندر بن عمر شیخ برشته تحریر درآورده و چون ~~میرزا # ~~اسکندر بدست شاهرخ بر کنارشد او درکتاب خود در سال بعد تجدید نظر کرده # ~~و قسمت هائی را که درآن از اسکندر تعریف نموده یود حذف نموده و در 22 ~~رجب # ~~همان سال آن را در هرات بشاهرخ تقدیم کرده. مؤلف که کتاب خود را در ~~شیراز # ~~نوشته دربا ره فارس و ایران جتوبی مخصوصادر باره سلوک شبانکاره و هرموز ~~واتایکان # ~~لر وحکام کرسان و یزد ms022 و آل مظفر سطالب مفیدی دارد. # بخش نزد یک بزمان مؤلف یعنی وقایع بین قرن هفتم و قرن نهم هجری این ~~کتابدر # ~~سال 1336 خورشیدی به تصحیح ژان اوبن فرانسوی1 درتهران بچاپ رسیده است. # 6- فارسنامه ناصری که بوسیله حاج میرزا حسن شیرازی مشهور بفسائی و # ~~بتا بفرسان ناصرالدین شاه قاچار تألیف شده و از دو قسمت مرکب است . # درقسمت اول تاریخ فارس سال بسال ازصدر اسلام تا سال . 130 هق # ~~آمده و در قسمت دوم جغرافیای فارس و تاریخچه شهرها و بلوکات بترتبب ~~حروف PageV01P029 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0042.png) # ~~تهجی وشرح حال علما وشعراء هر شهر و بلوک بتفصیل ذکر شده. # ازاین کتاب نیز در تهیه و تدوین تاربخ آل مظفر استفاده کامل بعمل امده # ~~است . # 7- آثارعجم تألیف سید محمد نصیر فرصت حسینی شیرازی ملقب به میرزا # ~~آقا درسال 310) هجری قمری . این کتاب در جقرافیای فارس و آثار قدیمه آن # ~~است و فواید تاریخی نیز از آن حاصل است . # 8- کتاب شدالازارفی حط الاوزارعن زوارالمزار که غالبابه المزارات ~~یامزارات # ~~شیراز نیز معروف است بوسیله معین الدین ابوالقاسم جنید شیرازی از وعاظ ~~وشعرای # ~~شیراز در حدود سال 91پ در شرح حال ومدفن جمعی یسیار از علما وفقها ~~وامرا # ~~و سلاطین که در شیراز مدفون شده اند تألیف شده و چون این کتاب بعنوان ~~راهنما # ~~برای کسانی که میخواستند مزارات شیراز را زیارت کنند نوشته شده باین ~~چهت یعدد # ~~ایام هفته به هفت قسمت تتسیم شده و هر قسمتی در شرح حال مدفونین یکی از # ~~قبرستان های شیرازمیباشد تا زیارت کتند گان هر کدام را بنویت در یکی از ~~اپام هفته # ~~واگرنتوانند هر ددام را در یکششب جمعه یا صبح شنبه زیارت کنند تا کلیه ~~مزارات # ~~را باین ترتیب در هفت روز یا هفتث هفته زیارت کرده باشند. # در این کتاب جمعا ترجمه حال 315 نفر آمده است و چون مؤلف در این # ~~کتاب بسیاری ازحوادث تاریخی مربوط بفارس و نواحی اطراف را آورده و شرح ms023 # ~~حال بسیاری از بزرگان و دانشمندان قرن هشتم را یدست داده از این جهت ~~برای # ~~تاریخ این دوره یکی از منایع مهم است # این کتاب که بزیان عربی است در سلل 326 1 ش توسط علامه فقید مرحوم # ~~قزوینی تصحیح شده وپا حواشی بسیار مفید بچاپ رسیده است. # سال وفات مؤلف شد الازار بدرستی معلوم نیست وگویا بعد ازسال 791 که # ~~سال تألیف کتاب است چندان زنده نبوده . # 9- هزارهزار - کتاب شدالازار را پسر معین الدین ابوالقاسم جنید شیرازی که ~~PageV01P030 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0043.png) # ~~عیسی نام داشته بخواهش یکیاز دوستان که از شا گردان پدرش بوده بفا رسی ~~ترجمه # ~~کرده ونام آن را ملتمس الاحبا خالصامن الرویا گذاشته وآن بعدا بهزار ~~مزار یا # ~~هزارویک مزار مشهود شده است . این کتاب نیزاخیرا در شیراز بچاپ ~~رسیدهاست. # 7- خلیج فارس ازقدیم سطمح نظردول بزرگمانند عیلاسیان و کلدانیان وآشوریها # ~~و سپس دولت های ایرانی پیش از اسلام بوده ونه آرخوس1 امیرالبحر اسکندر ~~و # ~~استرابون 2جغرافی دان یونانی که در نیمه دوم قرن قبل از میلاد و نیمه ~~اول قرن # ~~اول میلادی سیزیسته و بطلمیوس3 که در قرن دوم میلادی زند گی میکرده در ~~کتب # ~~خود این دریا را بمردم دنیای قدیم معرفی کرده اند # در دوره اسلامی نیز جغرافیون بزرگی مانند ابن الفتیه همدانی و این ~~خردادبه # ~~و اصطخری ومسعودی ومقدسی وابو ریحان بیرونی وابن حوقل ومحمدبن نجیب # ~~بکران و این بلخی و یاقوت حموی و زکریای قزوینی و ابوالفدا و دمشقی ~~وحمدالله # ~~مستوفی ازخلیج فارس وجزایر و بنادر آن بوجهی کاسل توصیف نمودهاند. # توجه اعرابدر آغاز دولت اسلامی بدین دریا و گوشش سلاطین ایرانی یعد # ~~از اسلام برای تسلط بدان اهمیت این خلیج را بخوبی مدلل میدارد . # چون عثمانیان در اوایل قرن هشتم هجری در سرزمین آسیای صغیر بتشکیل # ~~دولتی موفق آمدندو بتدریج قسمتهاییاز اروپا و آسیا را دراقتدار خود ~~درآوردندبرای # ~~تجارو کاروانیان اروپائی که امتعه هند را از راه ایران باروپا حمل ~~سیکردند سد # ~~و ms024 مانعی ایجادشد ولیاروپائیان برای استفاده از امتعه هند خود را از راه ~~اقیانوس # ~~اطلس وجنوبافریقا بدین سرزمین پر نعمت رسانیدند و از راه تشکیل کمپانی ~~های # ~~تجارتی بهند تسلط یافتند و اولین آنها دولت پرتقال یود که پس از ~~استقرار در هند # ~~نفوذ خود را تا خلیج فارس توسعه دادو جزیره هرموزو بنادر و جزایردیگر ~~این خلیج PageV01P031 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0044.png) # ~~را تحت تسلط خود آورد وسپ دولتهای انگلیس و هلند بدین دریا راه یاقتد. # دولتهای مزبور قبلا برای اطلاع از وضع بنادر و سواحل این خلیج مامورینی # ~~بنام سیاح و جهانگردفرستاده اند و این سیاحان سفرنامه هائی از خود پجا ~~گذاشتهاند # ~~که برای تاریخ ملوک هرموز وامرای کیش از سنابع قابل استفادهمییاشد ~~معروف ترین # ~~آنان عبارتند از: # 1- آلقونسود و پایوا 2ua ع sکله که درسال 892 ه سطابق 1487 م # ~~از اسپانیا از راه قاهره به کالیکوت رفته ودر مراجعت بخلیج فارس آمده و ~~جزیره # ~~هرموز را سیاحت کرده و گزارش سقر خود را به پادشاه پرتقال داده است. # - فریار اودوریک 3a Odnric در تیمه اول قرن هشتم هجری بجزیره # ~~هرموز مسافرت کرده . # 3- لودویک وارثمان udsnimg Warihemman در حدود سال 9. 9 هجری # ~~جزیره هرموز را دیده است . # 4- رالف فیچ Polpl.5itclb که در حدود سال *98 ه بجزیره هرموز آمده. # . یادداشت های آلفونسودالیو کرک Aonso d .Albumuerue از نظر تاریخ # ~~روابط دولت پرتقال با دولت ایران واحوال ملوک هرموز مفید است . # در باره خلیج فارس و جزایر آن مخصوصا بحرین در این اواخر کتب ورسالات # ~~چندی نوشته شده که فهرست وار از آنها یادآوری میشود . در این کتابها ~~مخصوصا # ~~درکتاب خلیج فارس ویلسون امیرالبحر انگلیسی میتوان اطلاعاتی در باره ~~سوابق # ~~تاریخی جزیره هرموز و حکام آن یافت و این کتب عبارتند از، # - خلیج فارس Pesrnn Gul7 تألیف سرآرتولد ویلسون Sir Arnold rilson # ~~ترجمه آقای محمد سعبیدی . # 2- مطالعاتی در باب بحرین وجزایر و سواحل خلیج فارس بقلم استاد فقید # ~~عباس اقبال آشتیانی که ms025 درسال 1328 ش تألیف شده. PageV01P032 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0045.png) # ~~3- ایران کنوتی و خلیج قارس تألیف اسمعیل نورزاده بوشهری چاپ 1325 # ~~ش در تهران # ~~4- المناص فی احوال الغوص والغواص تألیف بحمدعلی سدید السلطته کبابی # ~~چاپ 1308 ش تهران # ~~5- اعلام الناس فی احوال یند رعباس تألیف محمد علی سدید السلطنه کبابی ~~چاپ # ~~1342 ش تهران. # ~~6- جغرافیای طبیعی و تاریخی و سیاسی خلیج فارس تألیف علی ملک زاده # ~~چاپ 1333 ش تهران # ~~7- خلیج فارس تألیف دریا دارغلامعلی بایندر در دو جاد چاپ 1317 # ~~ش تهران. # ~~8- قلات قاره و جزایر خلیج فارس تألیف اسمعیل نورزاده بوشهری چاپ1338 # ~~ش تهران. # ~~9- کلید خلیج فارس تألیف سر لشگرغلامحسین مقتدر چاپ 1338 ش تهران . # ~~10- سفاتیح الادب فی تواریخ العرب - مفتاح دوم تألیف محمد علی سدید # ~~السلطنه کبابی بدون تاریخ . # ~~11 - نظری بایران و خلیج فارس تألیف اسمعیل نورزاده بوشهری چاپ1338 # ~~ش تهران. # ~~12- بحرین (حقوق هفتصد ساله ایران) تألیف استاد فقید سعید نفیسی چاپ # ~~1333ش تهران . # ~~13 - بحرین در دوقرن اخیر تألیف مصطفی خجسته چاپ شیرازد رسال338، ش # ~~14- سر زمین بحرین از دوران باستانی تا کنون تألیف علی زرین قلم چاپ # ~~1337 ش تهران. # ~~15 سیاست انگلیس در خلیج فارس و جزایربحرین تألیف م - غ منشور گرگانی # ~~چاپ 1320ش تهران . PageV01P033 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0046.png) # 16- نفت بحرین تألین عباس اسکتدری چاپ سال1338 ش تهران . # 17 - بحرین و سسائل خلیج فارس تألیف سرهنک مهندس جهانگیر قائم مقامی # ~~چاپ سال 1341 ش تهران. # 18 - تاریخ سیاسی خلیج فارس تألیف صادق نشات ( میرداساد) چاپ سال # ~~1344 تهران . # در تاریخ * * مهرماه 1341 بدعوت اداره کل انتشارات و رادیو سمیناری با # ~~شرکت عدهای از دانشمندان تشکیل گردید که در آن در باره سوایق تاریخی و # ~~جغرافیائی خلیج فارس واهمیت اقتصادی آن سخنرانی هائی بعمل آمد که دردو # ~~جلد بوسیله اداره مزبور انتشار یافت . از بیانات شر کت کننده در سمینار ~~نیز میتوان # ~~در باره اهمیت اقتصادی یعضیاز بنادر و جزایر خلیج و تا ریخ ملوک هرموز ~~واسرای # ~~کیش استفاده ms026 نمود . # 71- اتابکان لربزرگ و کوچک که دودولت بدا گانه ای درسرحدات غربی # ~~دونت آل مظفراز زمان اتابکان فارس بوجود آورده بودندد راین زمان نیز ~~درتحت نفوذ و # ~~اطاعت آل مظفر همچنان بحکوست خود ادامه میدادند شرح حال اتابکان مزبور ~~و # ~~وضع حکومت آنان علاوه بر تواریخ عمومی که سابقا سعرفی گردید درکتب ~~دیگری # ~~که در باره این اتابکان وحکام این نواحی نوشته شده آمده که عبارتند از ~~: # 1- شرف نامه تألیف شرف خان بن شمس الدین بدلیسی امیرایالت بدلیس . این # ~~کتاب که درسال* . .ه ودر زمان سلطتت سلطان محمد خان سوم(1003-1012) # ~~پادشاه عثمانی نوشته شده از انساب طوایف مختلف اکرادو شرح حال حکام ~~دپاربکر و # ~~جزیره و دینور وشهر زور (حکام حسنویه) وحکام فضلویه (حکام لر بزرگ) ~~وحکام # ~~لرکوچک و حکام آل ایوب در مصر و شام و حکام دیگری که در نواحی مختلف # ~~کردستان حکومت سیکرده اند گفتگو میکند و برای تاریخ کردستان و اتابکان ~~لر # ~~بزرگ و کوچک مورد استفاده شایان سیباشا . این کتاب در دو جلد است و ~~بچاپ # ~~رسیله . PageV01P034 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0047.png) ### | تا ریخ آل مظفر # 2- خلاصة الاعصار فی تاریخ بختیار : یا بطور خلاصه تاریخ بختیاری که # ~~بدستور سردار اسعد وزیرجنگ وقت وبوسیله عبدالحسین لسان السلطنه ملک ~~المورخین # ~~(متوفی درسال 312 ه - ق) تألیف شده. این کتاب در شرح نسب ایل بختیاری # ~~که یکی از طوایف لر بزرگ است و حکومت اتابکان لر بزرگ و کوچک و وضع # ~~جغرافیائی ناحیه بختیاری است. # 3- کتاب کهگیلویه و ایلات آن تألیف محمود باور نیز میتواند اطلاعاتی # ~~در باره ایل بختیاری و ساکنین این نواحی بدهد. # ج- در دوره ایلخانان بعلت اسنیت راهها ورواج بازرگانی سیاحانی باین ~~سرزمین # ~~مسافرت کرده و شرح سسافرت خود را درکتابی آورده اند که برای تاریخ این ~~دوره # ~~و دوره فترت بعد از مغول واطلاع ازوضع ان زمان مفید است از آن جمله است ~~. # 1- مار کوپولو : در حدودسال 60 ه(1260 م) دو برادر ازمردم ونیز # ~~بنام نیکوپولو1 وماتیوپولو ms027 از راه دریای سیاه وشهر سرای پای تخت خان # ~~دشت قبچاق وخوارزم بپکن رفتند و بخدمت قوبیلای قاآن رسیدند . این دو # ~~برادر بعد از مدتی اقامت در دربار خان مغول از طرف او بامور شدند که ~~ناهآخان # ~~را بپاپ برسانند . دو برادر ونیزی درسال: « 12 م از چین حرکت کرده و پس ~~از # ~~سه سال بایتالیا رسیدند و بعد از تسلمیم نامهآ خان بیاپ و دریافت جواب ~~دوباره بچین # ~~بر گشتند . در این مسافرت مار کوپولو فرزند نیکوپولو همراه آنان بود . ~~مار کوپولو # ~~ازاین مسافرت سفرناسه ای ازخود بجا گذاشته که درآن ازوضع جنوب ایران ~~مخصوصا # ~~از هرموز در دوره ایلخانان اطلاعات ذیقیمتی سیتوان یافت. # 2- سفرنامه ابن بطوطه طنجی تألیف محمدبن عبدالله بن محمد بن ابراهیم # ~~طنجی که مسافرت خود را از روز پنجشنبه دوم ماه رجب سال 720 ه یعنی زمان # ~~سلطنت سلطان ابوسعید بهادرخان شروع کرده است . ابن بطوطه در سال 703 در ~~PageV01P035 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0048.png) # ~~شهر طنجه متولد شده ودرموقع مسافرت 2 2 سال بیشتر نداشته و مسافرت او ~~تاسال # ~~753 یعنی 8 سال طول کشیده. دراین مدت تمامی شمال افریقا وشام و فلسطین ~~و # ~~عراق عرب وایران وآسیای صغیر تاشبه جزیرهآ کریمه وخوارزم وماوراء النهر ~~وافغانستان # ~~وهند وهندوچین وچین تاشهر کانتون را سیاحت کرده است. این بطوطه درآخر ~~کار # ~~به اندلس وسودان رفته وبالاخره به مراکش بر گشته وسیاحتنامهآ خودرا که ~~مشهور # ~~به (رحلهآ ابن بطوطه) وموسوم به (تحفة النظار فی غرایب الامصار) است در ~~مراکش # ~~بشخصی بنام محمدبن جزی داده واو آن کتاب را درسال 757 تلخیص و تنقیح # ~~کرده است . # این بطوطه دراین مسافرت طولانی اوضاع اجتماعی مردم را مورد مطالعه قرار # ~~داده وازاحوال وآداب مردم زمان تحقیقاتی نموده وآنرا در کتاب خود آورده ~~است . # ~~کتاب ابن بطوطه یکی ازمنابع مهم برای اوضاع اجتماعی و تمدن دورآ فترت ~~است # ~~و همچنین دربارهآ اوضاع فارس در زمان سلطنت شیخ ابواسحق اینجو وحکام ~~هرموز # ~~اطلاعات جالب توجهی ms028 میدهد. ابن بطوطه درسال 79 دره سالگی در گذشته است. # 3- سیاح پرتقالی بنام تیشیرا1 که درسالهای 1593 - 1597م مطابق # ~~(-1ه) و 104م مطابق (2. - 3 . 1 ه) دوبار به جزیرهآ هرسوز # ~~مسافرت کرده وزبان فارسی آسوخته وشاهنامهآ توران شاه بن قطب الدین ~~تهمتن2 حا کم # ~~جزیرهآ هرموزرا که درتا ریخ ملوک هرموزینظم و نثرتألیف کرده بود ترجمهآ ~~خلاصه مانندی # ~~وقابل استفادهای میباشد . # غیرازسیاحان مزبور اشخاص دیگری به ایران مخصوصا بهفارس وجزیرهآ هرموز # ~~دراین زمان مسافرت کردهاند که عدهای ازآنان قبلا معرفی شدند3. PageV01P036 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0049.png) ### | تاریخ آل مظفر # ج - دولت آل مظفر بدست امیرتیمور گور کان منقرضشد که تفصیل آن درتاریخ # ~~سیاسی این سلسله آمده ازاین رو درکتبی که درتاریخ تیمور و لشکر کشیهای ~~او و # ~~فتوحاتش برشتهآ تحریر درآمده مطالب زیادی راجع بتاریخ آل مظفر وملوک ~~هرموز و # ~~اتابکان لر سیتوان یافت ومهمترین این کتب عبارتند از : # 1 - ظفرنامه تألیف نظام الدین شامی ازمردم قریهآ شنپ غازان تبریز که ~~درسال # ~~795 درموقع فتح بغداد بخدمت امیرتیمور رفته ومورد عنایت واقع شاه وازآن ~~پس # ~~ملازم خدمت اوگردیده ودرسال . سأمور نوشتن تاریخ تیمورشده است . # نظام شامی درسال، . موقعی که امیرتیمور عازم سمرقند بود اجازهآ مراجعت # ~~به تبریز گرفته است . کتابظفرنامهآ شامی وقایع زسان اسیرتیموررا ~~تااوایل رمضان سال # ~~806 شامل است. وقایع ازآن سال ببعد را حافظ ابرو درسال 14 8 درزمان ~~سلطنت # ~~شاهرخ سیرزا وبحکم او نوشته وآنرا ذیلی برای ظفرنامهآ شامی قرار داده ~~است واین # ~~ذیل حاوی وقایع ازی1 رمضان سال: . تاسرگ امیرتیمور است که در 12 رجب # ~~سال :8اتفاق افتاده . # ظفرثایهآ شاسی تنها تاریخیاست که درزمان حیات امیرتیمور نوشته شده .این # ~~کتاب درسال 1937 م یاهتمام فلیکس تاور1 مستشرق چک از طرف مؤسسه شرقیهآ # ~~چکسلوا کی در مطبعهآ اسریکائی بیروت بسرمایهآ سؤسسات اشکودا بچاپ رسیده ~~است. # ذیل ظفرنامهآ شامی نیز بطور جدا گانه ازروی نسخهآ خطی کتابخانهآ اسلامبول # ~~وباهتمام مستشرق مزبور درسال 1932 چاپ شده . # 2 - ظفرنامه تألیف شرف الدین علی ms029 یزدی - مؤلف بنابنوشتهآ صاحب تذکرهآ # ~~هفت اقلیم در عصر خود اشرف فضلای ایران بوده ودر فن شعر نیز دستی داشته ~~و # ~~درشاعری شرف تخلص سیکرده ودردر گاه شا هرخ و پسرش میرزاابراهیم سلطان ~~سیزیسته # ~~است . چون درسال» 84 میرزاسلطان محمدبن میرزا با یسنقر بحکوست عواق عجم ~~منصوب # ~~شد وشهر قم را مرکز حکومت قرار داد مولاناشرفالدین علی یزدی را که در ~~یزد PageV01P037 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0050.png) # منابع تاریخ آل مظغر # ~~بتدریس اشتغال داشت پیش خود خواند وبندیمی و مشاوری خود بر گزید وچون # ~~درسال . ه8 میرزاسلطان سحمد بنای مخالفت باشا هرخ را گذاشت شا هرخ بطرف ~~عراق # ~~لشکر کشید و عدهای از مشاورین سلطان محمد را دستگیر ساخته بقتل رسانید ~~و # ~~شرف الدیت علی نیز که به اغوا وتحریک امیرزاده متهم شده بود مورد ~~یازخواست قرار # ~~گرفت لیکن میرزاعبداللطیف پسر الغ بیک نوهآ دیگر شاهرخ بدین بهانه که ~~پدرش # ~~وجود مولاتاشرف الدین علی را برای کمک درامور رصدخانهآ سمرقند لازم ~~دارد از او # ~~شفاعت کود شاهرخ از سر تغصیر او در گذشت واو را به سمرقند پیش میرزاالغ ~~بیک # ~~فرستاد پچون بعدازسرگ شاهرخ سیرزاسلطان محمد بحکومت خراسان رسید باو ~~اچازهآ # ~~مراجعت یه یزد داد واو درسال 853 به یزد برگشت ودرقریهآ تفت ساکن شد ~~وهم # ~~درآنجا بساله وفات یافت ودرمد رسهآ شرفیه که خود درمجاورت سچد ~~امیرچخماق # ~~دریزد بنا کرده بود مدفون شد1 . # کتاب ظفرناسهآ شرفالدین علی یزدی درواقع همان کتاب ظفرنامهآ شامی است # ~~که شرفالدین باعبارت پردا زیهای ببشتری برحجم آن افزوده است. گرچه شرف ~~الدین # ~~ادعا سیکند که کتاب خودرا از اسناد ومدارکی که دراختیار داشته ~~وازمطالبی که # ~~از پیران شاهد وقایع شنیده تهبه دیده است ولی بطوریکه گفته شد بیشتر ~~مطالب # ~~کتاب او از ظفرنامهآ شامی اقتباس شده است . بااین حال کتاب ظفرنامهآ ~~شرف الدین # ~~علی یزدی معروفتر از ظفرناسهآ شامی است وییشتر مورد استفاده میباشد. # ظفرناسه درسال م3م تألیف شده ومادهآ تاریخ آن (صنف فیشیران) است. # ظفرنامه مقدمهای ms030 دارد بنام تاریخ جهانگیر2 مشتمل برنسب خانان ترک و # ~~اعقاب چنگیز تازسان تیمور واین مقدمه درسال 32م یعنی شش سال قبل از ~~ظفرئامه # ~~زوشته شده . # شرف الدین علی یزدی آثار دیگری نیز دارد ازآن جمله است کتاب حلل مطرز ~~PageV01P038 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0051.png) # ~~در قن معما ولغز ونیز شرح قصیدهآ برده1 ودیگر کتاب کنه المراد فی وفق ~~الاعداد . # ~~مؤلف جامع مفیدی یرای او دوکتاب دیگر ینام های حقایق التهلیل و منتخب ~~ذکر # ~~بکند2. # 3 - عجایب المقدور فی نوایب تیمور - مؤلف آن ابوالعباس احمدبن محماین # ~~عبدالله بن عربشاه است که درسال 9 ب دردمشق ستولد شده ودرسال 3 . ~~درموقعی # ~~که دوازده ساله بود بدست لشکریان تیمور اسیر وبامادر و برادرانش ~~بهسمرقند کوچ # ~~داده شده. ایت عربشاه تزد میرسیدشریف چرجانی که ازفارس بدین شهر بفرمان ~~اسیرتیمور # ~~منتقل شده بود بکسب دانش پرداخت وزبان های ترکی ومغولی وفارسی را ~~نیزآموخت # ~~وبممالکد ختا وخوارزم ودشت وشهرهای حاجی طرخانن و ادرنه از شهرهای ~~عتنمانی # ~~سسافرت کرد ودراین شهر مدتی منشی مخصوص سلطان محمد اول پادشاه عثمانیشد # ~~ودرسال 25 بهدیشق بازگشت سپس بهمکه رفت ودرسال . 6م به قاهره عزیمت # ~~نمود ودراین شهر بود تادرسال4 85 در گذشت. # این عربشاه در کتابخود لشکر کشیهای اخیر امیرتیمور را بتفصیل بیان کرده # ~~ضمنا اخلاق وصفات تاپستد اورا درآن نمایان ساخته وازشاه منصور مظفری ~~درجنگ # ~~با امیرتیمور و شجاعتهای او توصیف پسیارنموده واو را بصفت مردی و ~~مردانگی # ~~ستوده است * # ح - اسناد دولتی وفرامین ونامه های سلاطین نیز ازمنابع تا ریخ این دوره ~~است. # ~~گرچه دراین دوره آرشیوهای دولتی بمفهوم امروز وجود نداشت ولی اشخاص روی # ~~ذوق وعلاقهآ شخصی این قبیل مکاتیب وناسه ها را جمع آوری نموده وازآن ~~مجموعهها # ~~ساختهاند که درتدوین تاریخ آل مظفر ازآنها نیز استفاده شده است ~~ومهمترین این # ~~مجموعه ها عبارتند از : PageV01P039 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0052.png) ### | متابع تاریخ آل مظقر # 1 - منشآت السلاطین قریدون بیکث منشی ملقب به توقیعی و آن مجموعهآ ~~نوشتجات # ~~دولتی ورسمی دربار عثمانی است ازآغاز ms031 اسلام تاسال 982ه. # صفحات ازم 1! تا 142 جلد اول این کتاب محتوی نامه هائی است که بین # ~~امیرتیمور وسلطان احمد جلایری وشاهمنصور مظفری وقرایوسف تر کمان ازیک ~~طرف # ~~و ایلدرم یایزید ازطرف دیگر مبادله شدهاست . این کتابدرسال» 367) ه ~~درقسطنطتیه # ~~دردوجلد بطبع رسیده. # 2 - اسناد ومکاتبات سیاسی گردآوری آقای د کترعبدالحسین نوائی که ازطرف # ~~بنگاه ترجمه ونشر کتاب بچاپ رسیده . # 3- فوائد غیاثی ازجلال الدین یوسف بن شمس الدین سحمدین شهاب الدین ~~عبدالله # ~~جامی حاوی نزدیک به . .8 ناسهآ دپوانی ودرباری و دوستاته ازدانشمندان ~~وفرسانروایان # ~~وشاعران ازقرن دوم تاقرن هشتم هچری است . این مجموعه درسال 830 بنام ~~غیات الدین # ~~پیبراحمد وزیر شاهرخ تیموری گردآوری شاه ونامه هائی ازسلاطین آل مظفر ~~نیز درآن # ~~موجود است . # 4 - مجموعهای بشماره2591 در کتایخانهآ مر کزی دانشگاه که ناسهآ شاه شجاع # ~~به امیرتیمور درآن ضبط است . # 5 - جنگٹ بشماره4739 کتابخانهآ مر کزیدایشگاه که درردیف 3 آن نامهٔ‌ # ~~سلطان حسین ایلکانی بهشاهشجاع وپاسخ او یخط خود ودرردیف 64 نامهآ ~~شاهشجاع # ~~به سلطان احمد برادر خود که درموقع عصیان پهلوان اسد نوشته آمده است. # 6 - مجمع الانشاء گردآورده حید رین ابوالقاسم ایواوغلی سشتمل برمکاتیب و # ~~قرامین و مناشیر اززمان سلجوقیان تا صفویه2 .این مجموعه ظاهرا درسال 42 ~~. ام و # ~~دردوران سلطنت شاه صفی ترتیب دأده شده است . PageV01P040 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0053.png) # 7- منشآت که جامع آن نصرالدین عبدالمؤمن سمرقندی است. دراین سجموعه # ~~نیز نامه هائی ازسلاطین آل مظفر موجود است . # 8 - تحفه شاهی وآن مجموعهٔ‌ اسناد سیاسی است که بوسیلهٔ‌ عبدالحسین # ~~النصیرالطوسی درسال 43 . ودرزمان حکومتشاهصفی جمع آوری شده وآن ~~یکمقدمه # ~~ودوفصل ویک تتیجه دارد . مقدمه دارای نامه هائی است که سلاطین بیکد ~~یگرنوشته اند . # ~~این سجموعه دارای 367 صفحه است1 . # خ - گرچه شرح حال وزرای آل اینجو و آل سظفر در کتبی که درتاریخ این # ~~دوخاندان نوشته آسده معذلک برای ترجمهآ حال وزرا دو کتاب خاص دیگر ~~برشتهٔ‌ # ~~تحریر درآمده است که عبارتند از: # 1 - آثارالوزراء تألیف سیف الدین حاجی بن ms032 نظام عقیلی که دردستگاه قوام ~~الدین # ~~نظام الملک خوافی وزیر سلطان حسین بایقرا میزیسته وکتاب خود را بنام ~~این وزیر # ~~نوشته . کتاب او حاوی شرح حال وزاء ازقدیم ترین ایام تادورهآ تیموری ~~است. # 2 - دستورالوزراء تألیف غیاثالدین ین همام الدین ملقب یه خواندمیر مؤلف # ~~کتاب حبیب السیراست . این کتاب شامل شرح حال وزراء اسلام تازمان مؤلف ~~است # ~~تجدیدنظر نموده ومطالب تازهای برآن افزوده است . # د- درکتب تاریخی که از دورهآ ایلخانان تازمان صفویه نوشته شده میتوان # ~~راجع بتاریخ حکام محلی چون اتابکان یزد وملوک شبانکاره وملوک هرسوز ~~واتابکان # ~~لر وبالاخره آل اینجو وآل مظفر ونیز دربارهآ وضع زند گانی مردم وطبقات ~~اجتماعی و # ~~چگونگی تمدن این دوره مطالبی یافت واین کتب عبارتند از: # 1 - جهانگشای جوینی تألیف علاءالدین عطاملک بن بهاءالدین محمدالجوینی # ~~که درسال 3*6 متولد شده وازجوانی درخراسان بامور دیوانی سشغول بوده ~~ودرسال PageV01P041 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0054.png) # ~~657 ازطرف هولا کوخان یحکومت بغداد بر گزیده شده ودرزمان اباقاخان نیز ~~حاکم # ~~بغداد بوده ودرسال : 68 وفات یافته است . # تاریخ چهانگشا که درسال 658 تألیف شده شاسل تاریخ سغولان از ظهور # ~~چنگیزخان تاسال ه65 ه است ودرسه جلد است . # 2 - جامع التواریخ تألیف رشیدالدین قضل الله همدانی وزیر غازانخان و # ~~سلطان محمد اولجایتو وسلطان ابوسعید . اوکتاب جابع التواریخ را درسال 0 ~~70ه # ~~ینایفرسان غازان خان شروع بتألیف کرده ودرسال .71 بهاتمام رسانیده . ~~بندرجات # ~~آن بدین شرح است : # جلد اول درتاریخ خاص مغولان وترکان ودارای دوفصل است : # فصل اول - تاریخ طوایف مختلفه ترک ومغول وسلسله انساب طیقات # ~~مشتمل بریک مقدسه وچها رقسمت. # فصل دوم - تاریخ چنگیزخان واسلاف واخلاف او تا غازان خان . # جلد دوم تاریخ عمومیاست که ازیک مقدسه ودوقسمت تشکیل یافته. # مقدمه - درتاریخ آدم وانبیاء عظام وپیغمبران بنی اسرائیل . # قسمت اول - تاریخ سلاطین قدیم ابران قبل ازاسلام درچهارفصل. # قسمت دوم - تاریخ پیغمبر اسلام وخلقا تاسال65 ه وسلسله های # ~~ایوانی بعد از اسلام وترکان وچینیان - عبرانیان - فرنگیان - اسپواطورها ~~وپاپها و # ~~هندیان و سر گذشتی از ms033 بودا و مذهب او1 . بعضی از قسمتهای این کتاب بچاب # ~~رسیده است . # نامه هائی را که خواجه رشیدالدین به پسران باعمال زیردست خود درمسائل # ~~سیاسی وامور مالیاتی نوشته شخصی ینام سلطانمحمد ابرقوهی جمع آوری نموده ~~است . PageV01P042 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0055.png) # ~~این سجموعه که مرکب ازس « نامه است درروشن ساختن وضع اجتماعی این دوره ~~بسیار # ~~مفید است1 . # 3 - تاریخ گزیده تألیف خواجه حمدالله بن تاج الدین ابی یکر مستوفی قزوینی # ~~از خاندان قدیم مستوفیان قزوین که در زمان سلاطین مختلفه غالیا بشغل ~~استیفا # ~~مشتغول بودند. حمدالته مستوفی از دبیرانن زیردست خواجه رشیدالدین فضل ~~الله بوده # ~~ودرسال) ازطروف او بحکومت قزوین وزنجان و ابهر وطارمین بر گزیده شده ~~چون # ~~خواجه رشید الدین فضل الله در سال 18 7 یقتل رسید او درخدمت پسرش خواجه # ~~غیاث الدین محمد وارد شد. # تاریخ گزیده تاریخ عموسی است ازبدوخلقت تازمان وزارت خواجه غیاث الدین # ~~محمد رشیدی ودرسال . 73 ینام این وزیرتالیفشده. قممتی ازاین کتاب ~~خلاصهایست # ~~ازجامع التواریخ رشیدی وروضهآ اولی الالباب فی تواریخ الاکابروالانساب ~~فخر بناکتی # ~~که درسال7، ب تألیف شده ولی دربارهآ سلطنت سلطان ابوسعید حاوی اطلاعات ~~مفیدی # ~~است له درکتب دیگر یافت نمیشود . این کتاب مشتمل بریک مقده وشش باب # ~~است وهریک از ایواب بفصولی چند تقسیم شده ویک خاتمه نیز دارد. # حمدالله مستوفی دارای دو کتاب دیگراست یکی بنام ظفرناسه و آن منظومه ایست # ~~شاسل ههزاربیت باسلوب شاهناه وآن تاریخ ایران است ازآغاز حملهآ اعراب ~~تا # ~~زمان مؤلف. این کتاب درسال 730 بیایان رسیده وازآن بک نسخه درسوزهآ ~~بریتانیا # ~~موجود است که درشیراز درسال .ه استنساخ شده است . # دیگو کتاب نزهت القلوب درجغرافیا که ازآن بموقع خود بحث خواهد ند . # 4 - زبدةالتواریخ تألیف جمال الدین ابوالقاسم عبدالله بن علی بن محمد ~~الکاشانی # ~~ده درزمان سلطنت سلطان سحمد اولچایثو تألیف شده است . # 5 - روضهٔ‌ اولی الالباب فی تواریخالاکابر والانساب تألیف مولی فخرالدین ~~PageV01P043 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0056.png) # ~~ابوسلیمان داودبن ابی القضل تاج الدین محمدبن داود بناکتی ستوفی درسال ~~5730 ms034 . # ~~او این کتاب را درسال 717 بتام سلطانابوسعید تألیف نموده وآن خلاصه ~~ایست از # ~~جامع التواریخ رشیدی ود رتاریخ عمومی عالم است ازخلقت تاجلوس سلطان ~~ابوسعید . # 6 - فردوس التواریخ تألیف خسروبن عابد معروف به این سعین ابرقوهی که ~~درسال # ~~8 . تألیف شده وآن تاریخ عموسی است از خلقت آدم تا سلطنت سلطان ابوسعید ~~و # ~~تاریخ سلسله های دورهآ فترت بعدازمرگ این سلطان . # 7 - تاریخ خیرات یا اصح التواریخ ازمحمدین امیر کبیر اسیرفضل الله موسوی # ~~خراسانی که تاریخ عالم را ازخلقت تاسال . 85 شاسل است. # 8 - لب التواریخ تألیف میریحیی بن عبداللطیف الحسینی السیفی القزوینی که # ~~درذی قعدهآ سال ص8م متولد شده ودرسال 3-* دراصفهان فوت شده است. این ~~کتاب # ~~اختصاری است درتاریخ عموسی ازبدو خلقت تاسال948 که برای ابوالفتح بهرام ~~میرزا # ~~پسر چهارم شاه اسمعیل نوشته شده. # 9 - تاریخ الفی تألیف احمدبن نصرالله تتوی ودیگران - این کتاب بدستور # ~~آکبر پادشاه هند درسال 93 9 شروع بتألیف شده . وقایع سی و پنج سال اول ~~را نقیب خان # ~~میرغیاث الدین علی (سمتوفی درسال 1023) ومیرفتح الله شیرازی (متوفی ~~درسال 997ه) # ~~وحکیم همام گیلانی (متوفی درسال، . .1) وحکیم علی گیلانی (متوفی درسال8 ~~10) و # ~~حاجی ابراهیم سرهندی (ستوفی درسال ، 99) ومیوزانظام احمد (متوفی درمال4 ~~. .1) # ~~و عبدالقادر بدأونی ( متوفی درسال . .1) بانجام رسانیدهاند ازسال سی ~~وششم ببعد # ~~تألیف کتاب بعهدهٔ‌ نصرالله دییلی تتوی گذاشته شده . تتوی نیز درسال ~~«99 بجرم # ~~تشیع بقتل رسیده وجعفربیک آصفخان (ستوفی درسال (3 .1) دنبالهآ کار اورا ~~گرفته # ~~وضبط وقایع را تاسال997 رسانیده ودرسال . . . ه عبدالقادر بداؤنی ~~درنوشتههای # ~~دیگران تجدیدنظر کردهاست . این کتاب تاریخ عالم را ازرحلت حضرت رسول ~~تاسال # ~~100 شامل است وباین جهت بتاریخ الفی معروف گشته. PageV01P044 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0057.png) # 10 - تاریخ راقم تألیف میرسیدشریف راقم که وقایع عمدهآ تاریخ وسال وفات # ~~عدهآ بسیاری از سلاطین وامرا وبزرگان را ازسال «3ب تاسال »ه . 1 شاسل ~~است و # ~~درسال 1113 تألیف شده. دراین کتاب وقایع تا ریخی بترتیب سنواتی آمده ~~است1 . # 11- شاهد صادق تألیف سیرزا محمد ms035 صادق اصفهانی که درسال 56.1 # ~~درهندوستان تألیف شده . مؤلف وقایع عمده عالم وسال وفات عدهآ بیشما ری ~~ازبزرگان # ~~علما وادبا وشعرا را ازاول هجرت تاسال 42 .1 سال یسال ضبط کرده. این ~~کتاب # ~~خطی است وتاکنون بچاپ نرسیده است . # 12 - تقویم التواریخ تألیف حاجی خلیفه بزبان ترکی . مؤلف وقایع را ازهبوط # ~~آدم تاسال1.58 ه نوشته است . این کتاب بهفا رسی ترچمهشده ودراین ترجمه ~~حوادث # ~~تاسال . . 13 ه آمده وپیداست که دیگران حوادث بعدازسال8ه . 1 را بدان ~~افزودهاند. # ذ - در تألیف تاریخ آل مظفر از سقالاتی که دانشمندان وسحققین خارجی # ~~در دایرة المعارفهای اسلامی بزیانهای فرانسه2 و انگلیسی3 و ترکی ~~نوشتهاند # ~~استفاده شده و نیز کتاب طبقات سلاطین اسلامی تألیف لین پول ترجمهآ ~~استاد فقید # ~~عباس اقبال آشتیانی درتعیین سنوات تاریخی سورد استفاده بوده است. # سعجه الانساب تألیف زاسباورا دانشمند اطریشی گرچه دارای نواقصی است و # ~~درآن اشتیا هاتی دیده سبیتود بااین حال سورد مراچعه بوده است. # ر - برای اینکه حوادت تا ریخی روشن تر شود ومحل وقوع وقایع بهتر معلوم ~~PageV01P045 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0058.png) # ~~گردد درفهرست اعلام چغرافیائی کتاب توضیح بیشترید رشناساندن امکنهآ ~~جغرافیائی # ~~داده شده وبرای این سنظور ازکتب جغرافیائی زیر استفاده شده است : # ~~1 - المسالک والممالک تألیف ابو القاسم عبید الله بن عبدالله بن احمدین ~~خردادبه # ~~که درفاصله بین سالهای. 3 2 و4 3 2 ه تألیف شده. این کتاب ازنظر تعیین ~~فواصل # ~~بلاد ومقدار سالیات ولایات درزمان بؤلف معتبر است . # ~~2 - البلدان تألیف ابوبکرشهاب الدین احمد بن محمدبن اسحق بن ابراهیم ~~مشهور # ~~به ابن الفقیه که درسال . 2 ه تألیف شده. # ~~3 -کتابالخراج تألیف قداسة بن جعفر (متوفای سال . 31 ه) که از جغرافیای # ~~سمالک اسلاسی ودوایر سالیاتی وخراج بلاد وراهها گفتگو میکند. # ~~4 - مسالکث الممالک تألیف ابواسحق ابراهیم بن محمدالفارسی الاصطخری # ~~(متوفی درسال: 4 3ه) # ~~5 - مروج الذهب تألیف ابوالحسن علی بن حسین سسعودی (ستوفی درسال، 534) # ~~6 - احسن التقاسیم فی سعرفة الاقالیم که بسال 370 ه بوسیله ابوعبدالله ms036 ~~محمدبن # ~~البشاری معروف به سقدسی تألیف شده . # ~~7 - صورةالارض تألیف ابوالقاسم محمدبن علی بن حوقل بغدادی . # ~~8 - کتاب حدودالعالم که درسال 372 ه تألیف یافته . # ~~9 - آثارالباقیه تألیف ابوریحان محمدبن احمدالبیرونی که درحدود سال . ~~9ه # ~~بنام شمس المعالی قابوس بن وشمگیر تألیف شده . # ~~10 - ساحت نامه ناصرخمرو علوی که درسال 37 ، بسیاحت پرداخته . # ~~11 - جهان نامه تالیف محمدبن نجیب بکران که دراوایل قرن هفتم تألیف ~~شده. # ~~12 - فارسنامه تألیف ابن بلخی بین سنوات . .ه و1 . ه .ق تألیف شده . # ~~23- مدجم البلدان تألیفشهاب الدین عبید الله بن عبدالله معروف به یاقوت ~~حموی # ~~(متوفی درسال 628ه) PageV01P046 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0059.png) ### | تاریخ آل سظقر # ~~14 - آثارالبلاد تألیف زکریا بن بحمدبن محمودالمکمونی القزوینی که ~~درسال # ~~280 ه تألیف شده . # ~~15 - تقویم البلدان تألیف اسمعیل بن علی بن بحمودین عمربن شا هنشاه بن ~~ایوب # ~~ملقب به الملک المؤید (متوفی درسال 732ه) # ~~16 - نزهت القلوب تألیف حمدالله مستوفی قزوینی (متوفی درسال . 75ه) # ~~17 - جغرافیای تاریخی تألیف شهاب الدین عبدالله بن لطف الله ین عبد ~~الرشید # ~~الخوافی المدعو بحافظ ابرو (متوفی درسال 834ه) # ~~18 - هفت اقلیم که درسال 2. .1 ه بوسیله احمد امین رازی تألیف شده. # ~~19 - فارسنامهآ ناصری (قسمت دوم در جغرافیای فارس) تألیف حاج میرزاحسن # ~~فسائی شیرازی . # ~~20 - سالاریه تألیف حاج احمدعلی خان وزیری درجغرافیای کرمان. # ~~21 - اراضی خلافت شرقی تألیف لسترنج مستشرق انگلیسی1 . # ~~22 - تذکره چغرافیای تاریخی تألیف یارتولد2 دانشمند روسی. # ~~ز - درقسمت تعدتی این دوره کتاب خاصی نوشته نشده ومورخین قدیم نیز # ~~بتاریخ اجتماعی زسان خود توجهی نکردهاند ینایراین آنچه دربارهآ اوضاع ~~اجتماعی # ~~این زمان ووضع دولت وسازمان اداری وطیقات مردم وسرنوشتدهقانان ~~وروابطشان # ~~بامالکین وزمین داران وهمچتین چگونگی زند گی سا کنان شهرها و صاحبان ~~حرف و # ~~مشا غل دراین کتاب آسده پس ازتفحص وتدقیق بسیار درکتب تاریخ سیاسی قرون # ~~هفتم وهشتم وکتب اخلاق وسیاست که دراین باره تألیف یافته نوشته شده ~~است. # ~~ازچمله کتبی که برای بررسی درسازمانهای اجتماعی ایران یخصوص وخبع # ~~روستائیان وچگونگی ms037 سالیات دراین دوره مورد استفاده قرار گرفته عبارتتد ~~از : # ~~1 - کتاب دستو رالکاتب فی تعیین مراتب تألیف محمدبن هندوشاه نخجوانی ~~PageV01P047 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0060.png) # ~~حاوی اسناد اعم ازعین مدارک وپانمونه هائی ازاحکام وفرامین مستمری و ~~بواجب # ~~ازطرف سلطان و گزارش وعریضهآ پیروان سلطان واسرا وشکایتناسههای رعایا ~~وغیره # ~~میباشد . مؤلف درضمن نامه ها وضع کشور ومردم را شرح داده وازتصاحب ~~غیرقانونی # ~~اراضی واخد مالیات بیش ازمیزان مقرر مطالبی بیان کرده . دراین نامه ها ~~ازمسائل # ~~زسین داری و انواع مالکیت ارضی و اقطاع و سیورغال و اراضی دولتی ~~ویامتعلق به # ~~خاندان سلطنت و اراضی بوقوفه وملک شخصی وغیره یحث کرده ونیز طرز زندگی # ~~شهری ووضع بازرگانی وراههای تچارتی ومالیاتی را که از مردم شهر گرفته ~~سیشد # ~~بیان نموده دراین تامهها اصطلاحات اجتماعی و اقتصادی و نظاسی وسیاسی # ~~واداری و همچثین اصطلاحات ولغات ترکی وسغولی قراوان دیده میشود که ~~ازاین نغار # ~~ثیز سورد ایتفاده است. # محمدبن هندوشاه این اثر نفی خودرا درسال .76ه تألیف گرده وبه سلطان # ~~اویس ایلکانی تقدیم داشته است. # 2 - برای سازمان حکومتی دورهآ صفویه نیز کتابی بنام تذکرة الملوک ~~تألیفشده # ~~که استاد فقید سینورسکی آنرا بنام سارسان اداری حکومت صقویه باحواشی ~~وتحقیقات # ~~خود بزیان انگلیسی منتشر ساخته است1 . این کتاب نیز میتواند برای فهم ~~سازمان # ~~حکومتی قرن هشتم هجری نمونه و راهتمای خوبی باشد چه قسمتی از تشکیلات # ~~حکومتی زمان صفویه مبتتیبرسازمان حکومتی دورهآ پیشین یعنی زمان سغول ~~است. # 3- ابن خلدون مور خ بزرگ قرن هشتم هچری در کتاب مقدمه فی فضل علم التاریخ # ~~که دیباچهای برای کتاب مفصمل وسعروف او بتام «العبر ودیوان المبتدا ~~والخبر فی # ~~ایام العرب والعجم والبربر وسن عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر» که ~~باختصار # ~~(کتاب العبر) نامیده میشود محسوب میگردد ازنظام اجتماع ودولت بتفصیل ~~صحبت # ~~کرده وعقاید اجتماعی وفلسقی خودرا بیان داشته است . # ابن خلدون در غرهآ رمضان سال 32 درتونس متولد شده در آغاز جوانی ~~PageV01P048 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0061.png) # ~~درخدمت پادشاه مغرب اقصی بوده و4 م سال ms038 ازعمرخودرا درمصر گذرانیده ~~ودرهمین # ~~موقع بتألیف کتاب مقدمه پرداخته است . درموقعی که امیرتیمور درسال 803ه # ~~بتسخیر دمشق مشغول بود او یخدمت اسیرتیمور رفت وسورد عنایت قرار گرفت . ~~وفات # ~~ابن خلدون درسال .ه اتفاق افتاده است. # ز - علمای علم اخلاق پادشاهان را همیشه برعایت رعیت ودفع ظلم ظالمان # ~~توصیه کردهاند و کتب اخلاقی که به فارسی یاعربی تألیف شده دوقسم است : # بیکی دراخلاق عملی است که سؤلف کتاب صفات خوب وبدرا طبقه بندی کرده # ~~وباآوردن حکایات و روایات تاریخی و کلمات بزرگان شخص را به اتصاف صفات # ~~نیک تشویق وبدوری از رذایل اخلاقی سنارش سینماید. # درقسم دوم اخلاق از نظر فنسفه و حکمت مورد بحث قرار گرفته ومؤلف # ~~درعادات وآداب واخلاق بشری ازنظر فلسفی گفتگو کرده است ونیز قسمتی از ~~کتب # ~~اخلاق بسیاست مدن وتدبیر سنزل اختصاص یافته ودریارهآ آئین پادشاهی ~~وراهورسم # ~~مملکت داری مطالبی دارد. بهمترین این کتب عبارتند از : # 1 - قابو سنامه که درسال475 ه آنرا عنصرالمعالی کیکاوس برای پسرخویش # ~~گیلانشاه تألیف کرده . این کتاب دارای ، * باب است وباب چهلم آن ~~درشرایط # ~~وزارت وباب چهل ویکم درآئین سیهسالاری وباب چهل ودوم درآئین پادشا هی ~~است . # 2 - سیاستنامه تألیف وزیر بزرگ خواجه نظام الملکاست که درسال*48 ه # ~~ویکسال قبل از کشتهشدن او نوشته شده. درسبب تألیف این کتاب آمده که ~~سلکشاه # ~~ازجمعی ازبزرگان دربار خود خواسته بود تاهریک رساله ای دربا رهآسیاست و ~~کشورداری # ~~بنویسد . ازسیان رساله هائی که بزرگان ذشور نوشته بودند سلکشاه نوشتهآ ~~نظام الملک را # ~~انتخاب نمود زیرا آنرا بهتر وکامل تر دید . این کتاب شامل . هفصل است ~~ودرآن # ~~ازوظایف وحقوق واصول ملکداری سخن رفته است . # 3 - نصیحت الملوک که آنرا اسام سحمد غزالی برای غیاث الدین ابوشجاع # ~~سلطان محمد بن ملکشاه سلجرقی(498-511) تألیف کرده . سوضوع کتاب حکمت ~~عملی PageV01P049 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0062.png) # ~~است درسه قسمت : تهذیب اخلاق - تدبیر منزل - سیاست مدن . دراین کتاب # ~~به یخش کشورداری بیش ازدوبخش دیگر اهمیت دادهشده و کتاب دارای یکمقدیه # ~~وهقتیاب وفصلی درخاتمه ms039 است . # ازغزالی بیش ازصد کتاب ورسالهٔ‌ یزرگ وکوچک درفقه و حدیث وکلام و # ~~اخلاق وفلسفه باقی مانده ومهمترین آنها غیر از کتاب نصیحت الملوک کتاب # ~~احیاء العلوم الدین است به عربی که آترا خلاصه کرده وبه فارسی ینام ~~کیمیای سعادت # ~~ترجمه نموده است . وفات غزالی درسال 5 . ه ه اتفاق افتاده. # 4 - تحفة الملوک ازمتون مهم زبان فارسی که مؤلف آن بدرستی سعلوم نیست # ~~وتاریخ تألیف آن نیز بطور دقیق مشخص نشده و گویا دراوایل قرن هفتم ~~تألیف یافته # ~~است . ان کتاب دارای ه1 باب است وباب نهم ودهم آن دریادشاهی وچگونگی # ~~خدست یادشاهان است # 5 - اخلاق ناصری که یخواهش ناصرالدین عیدالرحیم بن ابی منصور محتشم # ~~قهستان بوسیلهآ خواجه نصیرالدین طوسی درحدود سال3 ه تألیف شده وآن ~~ترجمه # ~~کتاب الطها ره ابوعلی بن سحمدبن مسکویه ازعربی به فا رسی است که سبحث ~~سیاست مدن # ~~وتدبیر سنزل را نیز خواجه بدان افزوده است . # 2 - کثاب ذخایر الملوک تألیف سید علی بن شهابالدین همدانی که درسال«78 # ~~در کشمیر وفات یافته . درقصول پنچم وششم این کتاب قوانین حکومت واغراض ~~و # ~~اصول یک دولت کامل سطرح شده. # 7 - کتاب ذخایر الملوک تألیففضل بن روزبهان اصفهانی درباب وظایف حکمرانان # ~~وینام عبیدالله خان اوزیک تألیف شده . # 8 - دستو رنامهآ کسری که بوسیلهآ جلالالدین طباطبائی درسال 2. . درباب # ~~کشورداری تألبف شده. # 9 - تحفهآ قطبشاهی درراهنمائی امرا وبزرگان وبوسیلهآ علی بن ~~طیفورالبسطامی # ~~وبتام سلطان عبد الله قطبشاه حیدرآباد(83 .1 -30 .1) نوشته شده. PageV01P050 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0063.png) # کتب دیگری ازاین قبیل عبارتند از : # 1- اغراض السیاسه فی اعراض الریاسه از بهاءالدین محمدبن علی ظهیری ~~سمرقندی # ~~که پس از مرگ سلطانسنجر (552) ساخته شده ونسخهٔ‌ خطی آن بشمارهآ 1072 # ~~در کتابخانهآ مر کزی دانشگاه موجود است. # 2 - دستورالوزراء - وصایا وتصایح سنسوب به خواجه نظام الملک. # 3- اخلاق سلطنت که درسال . 7ه بنام سلطانمحمد اولجایتو تألیف شده # ~~(نسخهآ خطی شمارهآم5 کتابخانهآ مجلس). # 4 - آداب سلطنت که درسال 83م ساخته شده. # 5 - آداب سلطنت وه زارت دردوباب (نسخهآ ms040 خطی کتابخانهآ مر کزی دانشگاه # ~~بشمارهٔ‌ 33ر3837) . # س - دربارهآ مناسبات ارضی وروابط مالکوزارع ووضع کشاورزان ومحصولات # ~~کشاورزی در کتب مورخین این دوره بزحمت میتوان مطلبی بدست آورد وبعضی از # ~~دانشمتدان خارجی وضع ملکداری درایران را تااندآزهای روشن ساختهاند ازان ~~جمله # ~~دو کتاب به فارسی ترجمه شده که عبارتند از : # 1 - کتاب مالک وزارع1 تألیف خانم لمپتون2 محقق انگلیسی است که بیشتر # ~~دربارهآ زمین داری وبهرهآ زمین درایران کنونی بحث کرده وشش قصل اول آن ~~مربوط # ~~بتا ریخ روابط ارضی درایران اززمان فتوحات اسلامی تانیمهآ دوم قرن 19م ~~است3 . # 2 - کتاب کشاورزی ومناسبات ارضی درایران عهد سغول (قرون 13و14م) # ~~تألیف ایپ پطروشفسکی دانشمند روس: . PageV01P051 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0064.png) # 3 - تاریخ مالکیت تألیف فلسین شاله1 که سیرمالکیت را دراروپا معین ~~مینماید # ~~وازنظر تطبیق طرز سمالکیت اروپا وایران درقرون وسطی مورد سطالعه قرار ~~گرفته است2 . # ش - اماکتب ومنابع ایرانی که ازآنها راجع باوضاع مالی و اجتماعی ووضع # ~~کشاورزان مطالبی میتوان بافت عبارتند از : # 1 - راحة الصدور تألیف محمد راوندی که مطالبی دربارهآ سیاست مالیاتی و # ~~وضع روستائیان دردورهآ خوارزمشاهیان دارد. # 2 - طبقات ناصری تألیف منهاج الدین بن سراج الدین جوزجانی که بتاریخ # ~~منهاج سراج نیز معروف است . او دراین کتاب، هجوم سغولان به خراسان و ~~نواحی # ~~مجاور آن وخرابی را که دراین ولایت روی داده شرح میدهد. # 3 - جهانگشای جوینی نیز سطالبی راجع بخرابیهای زمان مغول که در وضع # ~~اقتصادی مردم تأثیر داشته دارد . # 4 - تاریخ غازانی تألیف خواجه رشیدالدین فضل الله ازنظرتا ریخ اجتماعی ~~ایران # ~~اهمیت فراوان دارد . # 5 - تاریخ وصاف اطلاعات زیادی دربارهآمالیات وزمین داری ووضع روستائیان # ~~مخصوصا درفارس بدست میدهد # 6 - نزهت القلوب تألیف حمدالله مستوفی اطلاعاتی در بارهٔ‌ آبیاری ومیزان # ~~حاصلخیزی زمین وصدور محصولات ونوع صنایع وحرف وارقام مالیات وخراج ~~هرناحیه # ~~وولایت دردسترس محققین میگذارد . # 7 - جغرافیای تاریخی حافظ ابرو نیز اطلاعات زیادی ازوضع کشاورزی هرولایت # ~~سدهد. PageV01P052 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0065.png) # 8 - در کتبی که مربوط بتواریخ محلی است مانند فارسناسهآ ابن بلخی ms041 ~~وشیرازنامهآ # ~~زر ذوب شیرازی وکتاب محاسن اصفهان وتواریخ کرمان مانند عقد العلی وسمط ~~العلی # ~~نیز میتوان مطالبی راجع باوضاع اجتماعی هریک ازنواحی مزبور بدست آورد. # 9- ازمجموعه هائی مانند التوسل الی الترسل تألیف بهاءالدین محمد بغدادی # ~~دبیر سلطان تکش خوارزمشاهی و عتبةالکتبه تألیف ستتجب الدین کاتب جوینی ~~که # ~~بین سالهای 538 و 2هه بغرمان ابوالفتح ناصرالدین طاهربن فخرالملکث ~~المظفربن # ~~نظام الملک وزیر سلطان سنجر فراهم آمده ومکاتبات رشیدی که توسط محمد ~~ایرقوهی # ~~منشی خواجه رشیدالدین فضل الله گرد آوری شده ومجموعهآ اسناد رسمی بنام ~~دستورالکاتب # ~~فی تعیین المراتب تألیف محمدبن هندوشاه نخجوانی ودیگر مجموعه ها که شرح ~~آنها # ~~قبلا گفته شده دربارهآ اوضاع اجتماعی ایران سیتوان استفاده نمود . # نتب اخلاقی مانند نصیحت الملوک غزالی و کیمیای سعادت واخلاق ناصری # ~~ونفائس الفنون آملی و مرصاد العباد نجم الدین رازی وهمچنین شرح زند ~~گانی بزرگان # ~~دین وشیوخ متصوفه میتواند منبعی برای فهم اوضاع اجتماعی این دوره قرار ~~گیرد # ~~چنانکه درتذ کرهآ حیات شیخ صفی الدین اردبیلی مطالب جالبی دریارهآ ~~روابط ارضی و # ~~وضع رعایا وجود دارد . این تذ درهآ حیات را تو کل بن بزار تحت عنوان ~~صقوة الصفا # ~~نوشته است ونیز از سلسلة التسب صفویه که بقلم شیخ حسین ایدال زاهدی است # ~~مطالب قابل استفادهای دریارهٔ‌ روابط ارضی میتوان استخراج نمود . # تذکرة الشعراء سمرقندی نیز بطالب زیادی دربارهآ زندگی مردم ومسائل # ~~اجتماعی دارد1. PageV01P053 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0066.png) # سنتایع تاریخ آل مظفر # ص - صنایع ظریفه که نمایندهآ ذوق وهنرایرانی است بیشتر بوسیلهآ ایران ~~شناسان # ~~ودانشمندان خارجی مورد تحقیق قرار گرقته شاید علت آن است که این ~~دانشمندان # ~~بمجموعه های هنری ایران که اغلب در موزههای ممالک خارج ویا نزد خارچیان # ~~نگهداری میشود پیشتر دسترسی داشتهاند ازاین رو کتبی که دربارهآ صنایع ~~ظریفهآ ایرانی # ~~نوشته شده ازطرف همین ایران شناسان ومنردوستان بوده است که یعضی ازآنها ~~بزبان # ~~فارسی نیز ترجمه شده ازآن جمله است : # 1 - کتاب راهتمای صنایع اسلامی1 تألیف مس دیماند2 مدیر قسمت صنایع # ~~خاور ms042 میانه درسورهآ متروپولیتن3 نیودورک . # دراین کتاب دربارهٔ‌ انواع صتایع ظریفه تحقیق و پررسی بعمل آسده و صتایع # ~~ظریفهآ ایرانی آتچنان که باید معرفی گردیده است . مؤلف درتهیه این کتاب ~~علاوه # ~~برمشاهده سجموعههای هنری کتب بسیاری را که صورت اساسی آنها را درآخر ~~کتاب # ~~آورده سورد سطالعه قرار داده است # 2 - تمدن ایرانی وآن مجموعهآ مقالات چندتن از ایران شناسان مانند دکتر # ~~گیرشمن6 و آتدره گدار7 و رنه گروسه1 و هانریشارل پوش9 و کریستنسن10 و # ~~هانریماسه11 و بونیفاسیو12 و دومزیل13 وغیره مییاتتد . دراین مجموعه ~~تمدن ابرانی PageV01P054 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0067.png) ### | 5ریخ آل مظفر # ~~ازجنبه های مختلف سورد بررسی قرار گرفته است1. # 3 - کتاب میراث ایران که درمسائل مختلفه تمدن ایرانی است بوسیله 3 1 تن # ~~از خاورشناسان زیر نظرا.ج آربری2 استاد دانشگاه کمبریج تألیف و بتوسط ~~عدهای # ~~بزبان فا رسی ترجمه شده است . # 4 - میراث اسلام نیز بقلم 3 1 تن ازاساتید دانشگاه های انگلستان ~~ودرموضوعات # ~~مختلف تمدنی است . دراین کتاب هنرهای ایرانی ازجهت نفوذ در صنایع ~~ظریفههٔ‌ # ~~اروپایی مورد بحث قرار گرفته است3 . # 5 - کتاب ایران ازنظر خاورشناسان که مطالب آن از تألیفات *1 تن از # ~~خاورشناسان که اغلب امریکائی میباشند خلاصه شده است . # 6 - شاهکارهای هنر ایران تألیف پروفسور پوپ . # 7 - تاریخ صنایع ایران تألیف کریستی ویلسون: . # ض - کتیی که دربارهآ هنرخوشنویسی تألیفشده وسورد استفاده بوده عبارتنداز: # 1 - مناقب هنروران تألیف مصطفی بن احمد بن عبدالله ملقب به عالی که تا ~~اوایل # ~~قرن 11 هجری زنده بوده وآن ترجمهآ کتاب قطبیه سولاناقطبالدین یردی است ~~که # ~~درشرح حال 3 هتن ازخوشنویسان بوده وبفرمان سلطانمراد خان پادشاه عثمانی ~~بزبان # ~~ترکی ترجمه شده . مترجم شرح حال چندتن از خوشنویسان زمان بعد را نیز ~~بدان # ~~اقزوده است. PageV01P055 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0068.png) # 2 - کتاب پیدایش خط و خطاطان تألیف حاچی میرزا عبدالحمیدخان ایرانی # ~~مدیر مچلهآ چهره نما که درسال ه4 3 ق درمصر بچاپ رسیده. مؤلف درتألیف ~~کتاب # ~~خود ازکتاب سناقب هنروران استفادهآ شایان برده1 . # 3 - کتاب خط ms043 وخطاطان تصنیف حبیب آفندی بزبان ترکی که درقسطتطنیه # ~~درسال . 13ق یجاپ رسیده وشرح حال خوشنویسان ترک را نیز شامل است . # 4-کتاب امتحان الفضلا تصنیف سیرزاسنگلاخ که درسال 29) ق درتهران # ~~بچاپ رسیده . مصنف شرح حال* 3 نفر ازمثا هیرخوشنویسان عراق عرب وعراق ~~عجم را # ~~درکتاب خود آورده. # 5 - کتاب مفتاح الخطوط ته در سال 1249ق بوسیله رضاعلیشاه قادری # ~~درهندوستان تصنیفشده . مصنف اغلب سطالب خود را ازروی کتاب خط وخطاطان # ~~حبیب آفتدی اقتباس کرده است. # 6 - تذگرهآ خوشنویسان از مصنفات مولانا غلام محمد هفت قلمی دهلوی # ~~ستخلص به راقم ستوفید رسال339 ق که درسال 1325ق در کلکته یچاپ رسیده . # ~~این تذکره بیشتر درشرح حال خوشنویسان هنذ است . # ط - کتبی که ازآنها دربارهآ شرح حال مشایخ صوفیه و علمای دین وحکما و # ~~دانشمندان میتوان استقاده تمود عبارتند از: # نفحات الانس جامی -طرایق الحقایق معصوم علیشاه- مناقب العارفین شمس الدین # ~~احمد افلاکی - ریاض العارفین رضاقلی خان هدایت - بستان السیاحه وریاض ~~السیاحه # ~~تألیف حاج زین العابدین شیروانی - تاریخ تصوف دراسلام تألیف د کترغنی- ~~مفتاح # ~~السعاده طاش کپری زاده - کشق الظنون حاج خلیفه - الدررالکامته فی اعیان ~~الماتة # ~~الثامته ابن حجر عقلانی - فوات الوفیات الکتبی - روضات الجنات فی احوال ~~العلماء PageV01P056 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0069.png) ### | باریخ آل مظنر # ~~خیایانی- وفیات الاعیان تألیف قاضی شمس الدین ایوالعباس احمد بن سحمدبن ~~ابراهیم بن # ~~ابی بکر معروف به ابن خلکان - مشکوة الادب ناصری ترجمه کتاب وفیات ~~الاعیان # ~~بوسیله عباسقلی خان سپهر ثانی (سشیر افخم) پسر دوم میرزاتقی خان لسان ~~الملک - # ~~سنهج المقال فی تحقیق احوال الرجال ازمولی سید میرزافخرالدین محمدین ~~علی بن ابراهیم # ~~حسینی الاسترابادی (در گذشته28 . 1 ه) که درسال«98 ه تألیف شده - جامع ~~المقال # ~~فیما یتعلق باحوال الرجال از فخرالدین طریحی تجقی (976-85 10) که در3 ~~105 # ~~تألیف شده الاعلام خیرالدین ززکلی- بغیة الوعاء سیوطی- نامهآ دانشوران ~~که درزمان # ~~ناصرالدین شاه بوسیله چند تن از دانشمندان تألیف ثده - مجالس العشاق ~~تألیف # ~~میر کمال الدین حسین ین مولانا شهابالدین طبسی گازرگاهی در7» سجلس ودر8 ~~90 # ~~آغاز بتألیف شده ms044 وهریک از سجالس درشرح حال یکی از بزرگان فلاسقه وحکماء ~~و # ~~دا نشمتدان است # بعلاوه از کتابهائی له درتاریخ فارس و یزد نوشته شده سانند شیرازنامهٔ‌ # ~~زر کوب شیرازی وشدالازار وترجمهآ آن بنام هزار مزار و فارس نامهآ ناصری ~~دربارهآ # ~~علماء ودانشمندان فارس وازتاریخ یزد جعفری وتاریخ جدید یزد کاتبی وجامع ~~مفیدی # ~~دربا رهآ علماء ودانشمندان یزد میتوان استناده نمود. # ظ - یااینکه در تذ کره ها شرح حال شعرای ایران آمده واز چندی پیش نیز # ~~عدهای از داتشمندان بتحقیق وتتبع دراحوال وآتار هریک ازشعرا پرداختهاتد ~~و # ~~دواوین آتان را با مقدمهای درشرح حالشان بچاپ رسانیدهاند معذلک تاریخ ~~ادبیات # ~~وخاورشناسان قدم همت پیش گذاشته و بتدوین تاریخ ادبیات ایران روی ذوق و # ~~سلیقهٔ‌ شخصی همت گماشتهاند چتانکه دانشمند آلمانی هرماناته1 تاریخ ~~ادبیات # ~~ایرانرا دردوقسمت تدوین کرده . # قسمت اول دربیان انواع شعر از دری و روسانتیک وعرفانی وغزلسرائی . PageV01P057 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0070.png) ### | منابع تاریغ آل مظفر %~% 55 # ~~قسمت دوم درانواع نثر ازرمان وقصص وحکایات ومنشآت واخلاق وسیاست # ~~وتاریخ ومذهب باشرح حال مختصر شعرا ونویسند گان وذ کر تألیفات هریک ~~ازآنان # ~~درایران وهند1 . # ~~ادواردبراون2 دانشمند انگلیسی نیز تا ریخ ادبی ایران را ازقدیم ترین ~~ازمنه # ~~تاعصر حاضر درچها رجلد تألیف نموده باین ترتیب : # ~~جلد اول ازقدیم ترین ایام تازمان فردوسی3 . # ~~جلد دوم ازفردوسی تاسعدی . # ~~جلد سوم عصر استیلای تاتار وسغول* . # ~~جلد چهارم بنام تاریخ ادبیات ایران در ازسنهٔ‌ جدید2 . # ~~تاریخ ادبیات ایران که از طرف استادان ودانشمتدان ایرانی تألیف شده # ~~عبارتند از: # ~~1 - سخن وسخنوران تألیف استاد محتوم آقای فروزانفر درسالهای 1309 و # ~~1312ش در دوجلد . # ~~2 - تاریخ ادییات ایوان تألیف استاد محترم آقای جلال همائی درسال1348 ق # ~~در دوجلد. # ~~3 - تاریخ ادبیات ایوان تألیف استادمحترم آقاید کترشفق درسال 1321ش . PageV01P058 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0071.png) ### | تاریخ آل مقلفر # 4 - تاریخ ادبیات درایران تألیف استاد محترم آقای دکترذبیح الله صفا1. # ع - اما تذ کرهها را می توان بدوقسمت تقسیم درد : # اول تذکرههای عمومی که حاوی ملاحظاتی درباره کلیه آثارشعرای ms045 ایران # ~~ازابتدا تازمان بؤلف است. # دوم تذ کرههائی له بعقد معینی محدود سیشود . # در یعضی تذ کرهها نیز فصولی در باره پادشاهان ایران ووزیران وعلما و # ~~دانشمندان که گاهی اشعاری ساخته انا آسده سهمترین این تذکرهها عبارتند ~~از: # 1 - تذکرة الشعرا تألیف اسیردولت شاه بن علاءالدوله بختیشاه غازی سمرقندی ~~و # ~~آن تذکره عموسی است درترجمهآ احوال وشعر شعرا وخلاصهای ازتاریخ ~~پادشاهان # ~~که بترتیپ تاریخی درسال 892ه تألیف وبه امیرعلیشیر توائی اهدا شده است ~~. این # ~~تذکره دارای یک سقدمه وهفت قطعه ویکخاتمه است . # 2 - آتشکدهآ آذر تألیف لطفعلی بیک آذربیکدلی درتذ کرهآ شعرای فارسی زیان # ~~تاآخر قرن 12 هجری - سؤلف درسال 1190 ه قوت شده است . # 3- هفتاقلم دراحوال شعرا وبعضی نامداران تألیف احمدامین رازی . مؤلف # ~~کتاب خود را بترتیب اقالیم جغرافیائی به هفتیاب تنظیم کرده وازاین سبب ~~آنرا # ~~هفتاقلیه نامیده اسمت ودرسال 3..ق تألیف آن بپایان رسیده . # 4 - تذکره میخانه تألیف سلاعید النبی فخرالزمانی قزوینی وآن شامل تراجم # ~~احوال سافی نامه سرایان وشرح ساقیناسه های ایشان است که درسال28. 1ق ~~تألیف # ~~شده است . # 5 - شعرالعجم تألیف شبلی نعمانی که بزبان اردو تألیف شده2 . شبلی در کتاب # ~~خود شعرا وسخنوران ایران را ازحنظلهآ باد غیسی تاابوطالب کلیم سورد ~~تحقیق قرار PageV01P059 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0072.png) # ~~داده است ودرباره شعر و شاعری درایران بحث انتقادی نموده . وفات شبلی ~~درسال # ~~1914م اتفاق افتاده. # 6 - مجمع الفصحا تألیف رضاقلی خان هدایت که آخرین تذکرهآ مفصل # ~~دراحوال شاعران فارسی زبان است . این کتاب دردوجلد وهرجلد دردوقسمت ~~تألیف # ~~شده ودرآن شرح حال شعرای ایران تاسال 284 1 ه.ق آمده. # غ - همانطور که گفته شد دواوین عدهای ازشعرا ازطرف دانشمندان ومحققین # ~~سورد بررسی قرار گرفته . اینک کتبی ازاین قبیل که مورد استفاده بوده ~~بشرح زیر # ~~معرفی سینماید . # 1 - دیوان اشعار خواجوی کرمانی بتصحیح آقای احمد سهیلی خوانساری . # ~~مصحح شرح حال خواجو و ممدوحین اورا درمقدمه کتاب بتفصیل آورده وآثار ~~اورا # ~~توصیف تموده . # 2 - احوال وآثار سلمان ساوجی تألیف استاد فقید رشید ms046 باسمی . # 3 - کلیات عبید زاکانی بامقدمه ای ازاستاد فقید عباس اقبال درشرح حال ~~عبید # ~~وسمدوحین او وآتار وتألیفات عبید. # 4 - دیوان عماد فقیه کرمانی که بوسیله دانشمند محترم آقای د کترناظرزادهآ # ~~کرمانی مورد تحقیق قرار گرفته . # 5 - دیوان حافظ وشرح حال او که از طرف دانشمندان وحققین خارجی و # ~~داخلی مورد تحقیق قرار گرفته واسامی کسانی که دراین با ره کتاب ~~نوشتهاند درشرح حال # ~~حافظ درجلد دوم قسمت دوم بتقصیل آسده است. PageV01P060 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0073.png) # تاریخ آل مظفر ### | فصلل اولل # نسب آل مظقر - آل مظفر از فرزندان شخصی اند بنام غیات الدین احاجی از # ~~سردم قریه سجاوند خواف خراسان2 # غیات الدین حاچی که مردی قوی هیکل وبلتد قامت پود2 هنگام حمله # ~~لشگریان مغول بخراسان (سال8ه.ق) با سه پسر خود : ابوبکر - حمد- متصور # ~~به یزد مهاجرت کرد و پس از مدتی به میبد رفت و در آنجا اقامت اختیار ~~نمود ودر # ~~همائجا در گذشت. # ابویکر ومحمد در خدمت علاء الدوله ( رکن الدین سلغر شاه 639 - 662 # ~~ه. ق) اتابک یزد وارد شدند واو ابوبکر راکه مردی شجاع بود با سیصد سوار # ~~بخدمت هلاکوخان که عازم تسخیر بغداد بود روانه نمود . # چون بغداد در سال*25 ه- ق بتصرف هلا کوخان درآمدایوبکر باسپاهیان # ~~مغول بطرف شام عزیمت کرد و در جنگی با اعراب بنی خفاجه کشته شد . PageV01P061 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0074.png) # سحمد در خدمت اتابک باقی بود تا باجل طبیعی در گذشت و از این دو برادر # ~~فرزندی بوجود نیامد. # اما منصور برادر سوم که همیشه در میبد نزد پدر بسر میبرد سه پسر داشت: # ~~مبارز الدین محمد وزین الدین علی وشرف الدین مظفر. # شرف الدین مظفر که مردی دلاور بود چون جمعی از راهزنان فارس را که # ~~به اطراف یزد آمده و دست بتاراج گشوده بودند سر کوب نمود از این جهت ~~سنظور # ~~نظر یوسف شاه (73 - .69) اتابک یزد قرار گرفت و از طرف او بحکومت میبد # ~~و ندوشن برقرار و به حفظ و نگهداری راههای اطراف ms047 مأمور گردید . 1 # اتایک یوسف شاه که از ادای مال مقرر بدربار ایلخانان سرپیچیده و ایلچی # ~~ایلخان را کشته بود نتوانست در یزد بماند و بطرف سیستان گریخت 2 # شرف الدین مظفر که همراه اتابک یوسف شاه بود چون از سوء قصدنزد یکان # ~~اتاب نسبت بخود آگاه شد زن وفرزند یسودر ایلچی ایلخان را که اتابک پس ~~از # ~~قتل او آنها را باسارت گرفته وبا خود بطرفسیستان می برد برداشته به ~~کرمان رفت3 # ~~و موردعنایت سلطان جلال الدین سیورغتمش (681 - 691) پادشاه قراختائی ~~کرمان # ~~قرار گرفت و پس از چندی به یزد برگشت و چون حاکم یزد را با خود موافق ~~PageV01P062 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0075.png) # ~~نیافت عازم اردو شد و بوسیله سحمد جوشی یکی از امراء بزرگ به ارغون خان ~~معرفی # ~~شد - ارغون خان او را مورد محبت قرار داد و نگه داری راههای اطراف یزد ~~را # ~~یدو واگذاشت 1 # شرف الدین مظفر نزد گیخاتو (.26 - 694) جانشین ارغون خان نیزمعزز # ~~و محترم یود . در زمان گیخاتو خان افراسیاب اتابک لر بزرگ (684 - 695) ~~سر # ~~بعصیان گذاشت شرف الدین مظفر بواسطه سابقه دوستی که یااتابک ~~افراسیابداشت # ~~دفع عصیان اتابک را از ایلخان درخواست نمود . گیخاتو خان نیز انجام این ~~کار # ~~سهم را باو واگذاشت شرف الدین مظفر به لربزرگ رفت و اتابک را ~~باطاعتایلخان # ~~دعوت نمودینا به اعتمادی که اتابک بدو داشت همراهش پیش ایلخان آمد ~~گیخاتو # ~~خان از سر تقصیرش درگذشت و شرف الدین مظفر نیز که چنین مهمی را بدون ~~جنگ # ~~و خونریزی و از روی کمال تدبیر انجام داده بود مورد مرحمت خان قرار ~~گرفت. # شرف الدین مظفر نزد غازان خان (694-3 .7) وسلطان محمد اولجایتو # ~~(703-716) تیز به عزت و احترام میزیست - غازان خان امارت یک هزاره و ~~طبل # ~~و علم وگور که و پاثیزه و تشریف و شمشیر و چماق چنانچه رسم سلاطین مغول ~~و # ~~از علائم امارت و یزرگی بود بدو ارزانی داشت. سلطان محمد اولجایتو نیز ~~حکومت # ~~میید و ms048 نگهداری راههای اطراف یزد ازحدود اردستان تا کرمانشاهان و از ~~هرات و # ~~مروست تا ابرقوه را بدو واگذشت و2 # درسال 706ه.ق که سلطان محمداولجایتوعازم تسخیر گیلان بودشرف الدین # ~~مظفر در ملازمت سلطان بسرمیبرد و سلطان رادراین نشگر کشی یاری مینمود . ~~تقرب # ~~یسیا رشرف الدین مظفر به سلطان اولجا یتوحس حسادت خواجه رشید الدین فضل ~~الله وزیر # ~~را که در این زسان در کمال اقتدار بود برانگیخت و در نتیجه خواچه درصدد ~~آزار او PageV01P063 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0076.png) # ~~برآمد1 ولی سید جلال کاشی نایب وزیر که با شرف الدین مظفر دوستی داشت ~~یه # ~~اصلاح ذات البین پرداخت. # در سال 7. 7 ه. ق پس از خاتمه جنگ گیلان شرف الدین مظفر اجازه یافته # ~~به یزد بر گشت و یحکم اولجایتو سلطان به حقاظت و نگهداری راه های اطراف ~~یزد # ~~مشغول شد 2 ولی بعلت مخالفت ارباب حسد نتوانست در آنجا اقامت نماید و ~~به # ~~شیراز رفت . در این سفر پسر خود امیر محمد را که هقت ساله بود همراه ~~خود # ~~داتت . # در سال 711 ه. ق که سلطان محمد اولجایتو عازم بغداد بود شرف الدین # ~~مظفر از شیراز از راه کوه گیلویه همراه پسر خود عازماردو گردید و در ~~منزل خانقین # ~~بخدمت خان مغول رسید ومورد احترام قرار گرفت . بعد ازسه اه اقامت در ~~آنجا # ~~هنگامی که سلطان مغول عازم بغداد پود اجازه یافته به میبد مراجعت کرد و ~~بار # ~~دیگر که به شیراز میرفت در اثنای راه از طرف سلطان اولجایتو مأمور دفع ~~شورش # ~~حکام شبانکاره شد نظام الدین حسن حا کم شبانگاره بمقابله پبش آمد شرف ~~الدین # ~~مظفر او را در چنگی منهرم گردانید ولی در این بین بیمار شد و بیماری او ~~سه باه PageV01P064 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0077.png) # تاریخ آل سظفر # ~~طول کشید تا اینکه در 3 1 ذی القعده سال 7133 ه. ق وفات یافت 1 جنازه ~~او را به # ~~میید برده در مدرسه ای که خود ساخته و به مظفریه معروف ms049 بود دفن کردند.2 # 1- سجمل التواریخ فصیحی خوافی ص 22 چاپ مشهد - سواهب الهی معین الدین # ~~سعلم یزدی ص 7 # 2- شرف الدین مظقر یک دختر از خاتون تا جیک و یک دختر و یک پسر از خاتون # ~~ترک داشت پسرهمان امیر سحمد است که مؤسس سلسله آل مظفر گردید - دختر ~~کوچک او با # ~~یرادرزاده اش امیر بدر الدین ابوبکر ازدواج کرد و از ایشان شاه سلطان ~~متولد شد وشاه # ~~سلطان که بعدا راجع باو صحبت خواهد شد همان است که با دستیاری پسران ~~امیر محمد او # ~~را نابینا ساخت. PageV01P065 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0078.png) # فصل د # تأسیس دولت آل مظفر وسلطنت # امیر مبارز اللین محمل # پس ازفوت شرف الدین مظفر عده ای از مردم که اسلاکشان بتصرف او # ~~درآمده بود برای استرداد اسلاک خود بخواجه رشیدالدین فضل الله وزیر که ~~سابقه # ~~عداوت با شرف الدین مظفر داشت متوسل شدند بفرمان خواجه مجددا املاک # ~~شرف الدین مظفر را که به فرزندش امیر سبارز الدین محمد رسیده بود ~~دیوانی کردند1 # ~~امیر سبارز الدین محمد که در این موقع 13 ساله بود 2 بهمراهی خواهر ~~بزرگش PageV01P066 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0079.png) # ~~بخدمت سلطان اولجایتو رفت تا اسلاک خود را مسترد دارد. در بین راه بعده ~~ای از # ~~راهزنان نکود ری1 که ازسیستان برای غارت اطراف یزد آمده بودند برخوردند ~~با # ~~اینکه امیر مبارزالدین محمد بیش از 13 سال نداشت بکمک زنان همراه عده ~~ای از # ~~نکودریان را بقتل رسانید وسرهای مقتولین را با خود بخدمت خان مغول برد ~~- # ~~سلطان محمد اولجایتو در مقابل این رشادت او را مورد نوازش قرار داد و ~~به جانشینی # ~~پدر انتخاب نمود و حکوست سیبد و نگهداریراههای اطراف یزد را بدو ~~واگذاشت2 # ~~و املاک موروثی او را نیز مسترد داشت. # چون در سال 716 ه. ق سلطان محمد اولجایتووفات یافت و پسرش سلطان # ~~ابوسعید بهادر خان بجایش نشست مانند پدر مناصب ومشاغل سابق را به امیر # ~~مبارزالدین محمد واگذاشت - وامیر مبارزالدین محمد پس از چهارسال ms050 اقامت ~~در # ~~اردو در سال 717 ه. ق به میبد بازگشت و به محافظت راهها مشغول شد . # انقراض اتابکان یزد # هنگامی که امیرمبا رزالدین محمد بحکوست میبد اشتغال داشت در یزد اتابک # ~~حاحی شاه تحت اطاعت مغولان حکومت میکرد امیر غیات الدین کیخسرو پسرامیر # ~~محمود شاه اینجو از شیراز به یزد آمد تا با اتابک حاجی شاه عقد دوستی ~~بندد ولی PageV01P067 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0080.png) # ~~بعلتی بین آن دو اختلاف افتاد و کار بجنگ کشید امیر غیاث الدین کیخسرو ~~ازامیر # ~~مبارز الدین محمد در دفع حاجی شاه کمک خواست بنا بصلاح دید امیر ~~مبارزالدین # ~~محمد کیفیت واقعه باطلاح سلطان ابو سعید رسید و با اجازه سلطان آن دو ~~بدفع اتابک # ~~حاجیشاه رفتند اتابک حاجیشاه درسال 718 ه. ق فرار اختیار کرد و باین ~~ترتیب # ~~حکوست اتابکان یزد بیایان رسید . در همین سال حکومت یزد از طرف سلطان # ~~ابوسعید به امیر میارزالدین سحمد وا گذارشد بنا براین پاید سال8 برا ~~آخازحکومت # ~~مستقل امیر مبارزالدین محمد در یزد شمرد . # جنگ امیر مبارزالدین محمد با نکودریان : امیر مبارز الدین محمد در آغاز # ~~حکومت گرفتار جنگ یا طایفه نکودری شد بدین معنی که طایفه نکودری ~~بسرداری # ~~نوروز ناسی به اطراف یزد آمده براهزنی پرداختند او بدفع نکودریان رفت ~~در راه # ~~مهریجرد درمحلی که آن جا را حوض عبدالملک سی گفتند بدانان حمله برد ~~ویااینکه # ~~در این زمان بیشازم1 سال نداشت و نیز زخمهای سهلکی در این جنگ برداشته ~~PageV01P068 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0081.png) # ~~بود برنکودریان غلبه یافت نوروز را بقتل رسانید ویکی دیگر از بزرگان ~~آثیان را که # ~~گربه نام داشت اسیرنمود ودهفرسخ تا گلوگاه بافق پیش رفت روز دیگر په ~~یزدبر گشت # ~~وسرنوروز را ازگردن گربه آویخت و اورا در قفسی کرده باسرهای مقتولین ~~واسیران # ~~دیگر روانه اردو گردانید و باردیگر ازطرف سلطان ابوسعید بدریافت تشریف ~~واحکام # ~~نایل آمد. # پس ازجندی نکود ریان بقصد انتقام بهاطراف یزد حمله آوردندامیرمبارزالدین # ~~محمد بار آنان را متهزم ساخت و تومان رثیس ms051 ایشان را بقتل رسانید وجمعی ~~از # ~~بزرگان آنان را گرفتار ساخت - این بارنیر سرهای مقتولین را به تبریز ~~روانه کرد-یس از # ~~آن نزاع وخصومت بین امیرمبارزالدین محمد ونکودریان ادامه یافت وبدت * ~~سال # ~~دوام داشت تا بکلی نکودریان منکوبشدند. # درسال72 ه.ق امیرمبارزالدین سحمد دخترسلطان قطب الدین شاه جهان بن- # ~~سلطان جلال الدین سیورغتمش پادشاه قرختائی کرمان را که مخدوم شاه خان ~~قتلغ نام # ~~داشت بعقد ازدواج خودد رآورد1 # درسال * 3 ه امیرمبارزالدین محمد بافرزندخود شرف الدین مظفر2 پیش سلطان ~~PageV01P069 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0082.png) # ~~ابوسعید به سلطانیه رفت وسورد اعزاز واحترام قرار گرفت وازطرف سلطان ~~باعطای # ~~جامه خاص و کمرمرصع وطبل وعلم وصدهزار دینار باسم مرسوم ولقب امیرزادگی # ~~سرافرازگشت بطوری که محسود ارکان دولت مخصوصا امیرمحمودشاه اینجو که # ~~حکومت فارس را داشت و ازرونق کار اوناراضی بود گردید - امیرمبا رزالدین ~~محمد # ~~پس از گذراندن زسستان ازسلطان ابوسعید اجازه یافته بهیزد مراجعت کرد. # از وقایع این زمان قصد تصرف یزد ازطرف سیدعضدیزدی است بدین معنی # ~~سید عضد که از شحنگی فارس برسیگشت چون دراواخر سلطنت سلطان ~~ابوسعیددرامور # ~~سلطنت فترتی میدید وهرج ومرجی در کا ردولت مشاهده میکرد خواست ~~یزدرامتصرف # ~~شود و چون ازطرف سلطان سنشوری نداشت ازورودش به یزد ممانعت بعمل آوردند # ~~ولی او به استظهار لشکری که همراه داشت درخارج یزد نزول کرد ~~امیرمبارزالدین # ~~سحمد به مقاومت برخاست سیدعضدچون دانست که ازجنگ بهرهای نخواهد بردفرار # ~~را برقرار ترجیح داد این واقعه را اولین آثار دولت این خاندان میدانند. # مرگ سلطان ابوسعید بهادرخان و آغاز استقلال امیرمبارزالدین محمد : # ~~ابوسعید بهادرخان درسال* 3 7ه.ق وفات یافت وچون فرزندذ کوری نداشت ~~هنگام # ~~مرگ ارپا گاون یکی ازنواد گان اریق بوگا برادر هلا کورا بجانشینی ~~انتخابنمود. # ~~خواجه غیاث الدین محمدوزیر نیزد ربسلطنت رسیدن اوتلاش نمود ولی بغداد ~~خاتون # ~~زن سلطان بااین انتخاب مخالفبود از این جهت ارپاگاون اورا بمسموم ساختن ~~سلطان # ~~ابوسعید متهم ساخت و بقتلش رسانید . # دلشاد خاتون زن دیگر سلطان ابوسعید از ترس به عراق عرب گریخت ms052 وبه امیرعلی # ~~پادشاه خال سلطان که حاکم روم بود پناه بردو اورا بمخالفت باارپا گاون ~~واداشت . # ~~امیرعلی پادشاه که خود راضی بسلطنت اونبود موسی خان نامی ازنواد گان ~~بایدوخان # ~~را بایلخانی برداشت ودرجنگی که در7 رمضان سال «73ه. ق بین دوخان اتفاق # ~~افتادارپا گاون وغیاثالدین محمد وزیربقتل رسیدند. PageV01P070 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0083.png) # چون موسی خان نیز که بمطیع ساختن امرای یاغی قاد رنیاسد بزودی اختلال # ~~درولایات بروز کرد . # دو نفر از امرا یکی بنام شیخ حسن کوچک نوه امیرچوپان که جدش بدست # ~~سلطان ابوسعید یقتل رسیده ودیگری شیخ حسن بزرگ که زنش بغدادخاتون ~~راسلطان # ~~تصاحب نموده بود سربشورش یرداشتند وهریک خانی را بسلطنت گماشتند . شیخ # ~~حسن کوچک دراران و آذربایجان کم کم بقدرت رسیدوسلسله چوپاتیان را تشکیل # ~~داد و شیخ حسن بزرگ بتدریج عراق عرب وسپس آذربایجان وقسمتی ازعراق عجم # ~~را متصرفشد وسلسله ایلکانیان را تأسیس نمود - درخراسان نیزطغاتیمورخان ~~که # ~~یدتی بدست جمعی از امرای مخالف به سلطتت رسیده بود درشمال این ایالت و ~~گر گان # ~~سلسله دیگری تشکیل داد - آل کرت که ازآغاز دولت ایلخانی در هرات و مشرق # ~~خراسان حکومتی تحت اطاعت ایلخاثان داشتند باستقلال رسیدند - در قسمتهای # ~~غربی خراسان نیز سریداران سلسله ستقلی تشکیل دادند . بابن ترتیب ایران ~~دچار # ~~اختلال شد وبحالت تجزیه درآمد. # وچون خبرفوت سلطان ابوسعید به امیرمبارزالدیق محمد که دراین موقع درمیبد # ~~اقامث داشت رسید بادویست تفرازمالازمان نیمهشب خودرا یه یژد رسانید و ~~خزینه # ~~شاهیرا درتصرف گرفت ولشگریان رامرسوم داد وقریب هزارمرد بروی جمع شدند ~~- # ~~لوای سلطنت برافراشت وخطبه وسکه بنام خویش کرد وفرزند خودشرف الدین ~~مظفر # ~~رابه میبدفرستادتادرنگه داری آن بکوشد. # اعلام استقلال امیرمبارزالدین محمد باوضعی که درسایرنقاط ایران بعدازفوت # ~~سلطان ابوسعید بوجود آمده بود طبیعی بنظر میرسید زیرا یدرش شرفالدین ~~مظفر نزد # ~~سلاطین آخری مغول چون سلطان اولجایتو مقام ومنزلتی رفیع یافته و ازطرف ~~اویه حقظ # ~~و نگهداری راههای اطراف یزد وسر کوبی یاغیان این حدود مأمور شده پود - # ~~امیرمبارزالدین محمد نیز در اثر ms053 شجاعت ودلاوری که درغلبه بریاغیان ~~ازخود بروز # ~~داده بودازطرفستان آولجایو ومپس سلطان ابوسعید منصب پدریافته و پس ~~ازخاتمه PageV01P071 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0084.png) # ~~کار اتابکان یزد حکومت این شهررا نیز بدست آورده بود . گرچهاو وپدرش ~~همیشه # ~~محسود اقران ومورد کینه خواجه رشیدالدین فضل الله وزیر که خود منافعیدر ~~یزد # ~~داشت قرار گرفته بودند ولی بعلت حمایتوپشتی بانی ایلخانان حسادت امراو ~~کینه- # ~~ورزی وزیر مؤثر نیفتاد وروزبروز مقام امیرمبارزالدین محمد بالا گرفت. # ینایراین سال3ه.ق را باید آغاز استقلال امیرمبارزالدین معمد در یزد # ~~وشروع دورهدوم حکوست اودانست . # 1- ابوالقاسم کاشانی مؤلف تاریخ اولجایتو در باره درآمد خواجه رشیدالدین ~~فضل الله # ~~چنین گوید: # پادشاه (سلطان اونجایتو) راسعلوم ومةررشد که ازمال مستدر کات عالم ربعی ~~رشید سیبرد یچندوجه: # از این گفته معلوم میگردد که مسمتی ازدرامدخواجه رسیداندین رمانسهر ~~یردیوده از # ~~فو عماخب جانع ملیدک رخاسیە صن 91 امده اسمت . PageV01P072 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0085.png) # اولین برخورد امیرمیارزالدین محمد باشیخ ابواسحق اینجو . هنگام سلطنت # ~~سلطان ابوسعید اسیر محمودتتاه اینجو درفارس حکومت داشت چون سلطان ~~ابوسعید وفات # ~~یافت وامیر محمودشاه تیز بدست اریا گاون بقتل رسید امیرجلال الدین ~~سسعودشاه پسر # ~~بزرگ امیرمحمودشاه که از تبریز گریخته و به شیخ حسن بزرگ پناه برده ~~وسپس بوزارت # ~~محمد خان پادشاه دست نشانده شیخ حسن بزرگ رسیده بود پس ازمرگ محمدخان ~~که # ~~درسال738ه.ق اتفاق افتاد به شیر ازآمده فارس را ازدست برادرش ملک ~~غیاثالدین # ~~کیخسرو خارج ساخت و برادر دیگر خود ملک شمس الدین را درقلعه سفید فارس # ~~زنداتی کرد وخود درفارس حکومتی مستقل تشکیل داد و خواست یزد را ~~نیزبتصرف # ~~آورد باین سنظور برادر کوچک خود شیخ ابواسحق را بالشگری بسیار بدان طرف ~~فرستاد # ~~اما امیرمبارزالدین سحمد گو که شیخ ابواسحق بجنگاو نیامده باستقبالش ~~شتافت واورا # ~~اعزاز واکرام بسیارتمود وشرائطمهمانداری بجای آورد شیخ ابواسحق که این ~~همه # ~~محبت ازاودید از کرده پشیمان شده متوجه کرمان گردپد ودرمراجعت چنین ~~وانمود # ~~کرد که عازم شیراز است. ولی بحیله لشکریان خود را یک یک و دودو ~~بهاندرون # ~~شهر فرستاد ms054 تا درآنجا جمعیتی سازند واو نیز از بیرون حمله کرده ~~بکمکآنان شهررا # ~~مسخر گرداند . امیرمبارزالدین محمد ازاین معنی آگاه شد وقرستاد گان شیخ ~~ابواسحق # ~~را دستگیر ساختوسپس باسیاهیان شیخ ابواسحق بجنگ پرداخت ولی دراثر وساطت # ~~جمعی ازعلماء1 کار بصلح انجامید وشیخ ابواسحق به شیراز برگشت این اولین ~~برخورد # ~~امیر سبارزالدین محمد باشیخ ایواسحق اینحواست وبطوریکه بعد خواهیم دید ~~جنگهای # ~~دیگری بین آن دواتفاق افتاده و بالاخره به قتل شیخ ایواسحق پایان یافته ~~است2. PageV01P073 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0086.png) # تصرف کرمانازطرف امیرمبارزالدین محمد درسال741ه.قی - بطوریکه در # ~~تاریخ چوپانیان آمده درسال . 7ه. ق امیرشیخ حسن کوچک که سلیمان خان ~~نامی را # ~~پسلطتت برداشته و خود زمام اموررا در دست داشت و بر اران و آذربایجان ~~تسلط # ~~داشت برادرخود ملک اشرف را یحکوست شراق عجم فرستادوبسرعم خود ~~امیرپیرحسین # ~~این امیرشیخ محمودبن اسیرچوپان راحکومتفارس داد1 چون او برای تسخیر ~~شیراز # ~~یدین شهر تزدیک شد اسیرمسعودشاه اینچوحا کم فارس بمدافعه پرداخت . # در این هنگام ملکشمس الدین محمدبن محمود شاه اینچو که بدست یرادر در # ~~قلعه سفیذفارس زندانی شده بود از زندان گریخته به امیرپیرحسین پیوست - ~~جنگبین # ~~طرفین درنردیکی سروستان اتفاق افتاد ویه شکست جلال الدین سسعودشاه ~~خاتمه یافت- # ~~امیر پیرحسین بعد ازاین پیروزی وارد شیرا زشد وچون ملکشمس الدین ~~محمدرابی گناه # ~~بقتل رسانید مردم شیراز براو شوریدند واز شهر بیرونش ساختند وامیرجلال ~~الدین # ~~مسعودشاه بدون جنگ وارد شهرشد ومجددا به تخت حکومت فارس جلوس کرد . # سال بعداسیرپیرحسین باسپاهیانی عازم فتح شیراز شد این بار ازامیر ~~مبارزالدین # ~~محمد که دراین موقع حکومت یزدراداشت کمکخواست گرچه امیرسبارزالدین محمد # ~~ابتدا از کمک ویاری او استناع ورزیدولی پس از ارسال مکاتیب ویادآوری ~~عهود # ~~قدیم بکمک اوشتافت - آن دو در اصطخر فارس یکدیگر را ملاقات کردند و ~~متفقا # ~~بطرف شیراز درحرکت آمدند - امیرجلال الدین مسعودشاه چون درخود تاب ~~پایداری # ~~ندید بطرف کازرون گریخت - امیرمبا رزالدین محمدد رعقب او ~~روانشدامیرجلال الدین # ~~مسعودشاه از کازرون به پناه امیرشیخ حسن ایلکانی به بغداد رفت- امیرمبا ~~رزالدین محمد # ~~به ms055 شیراز بر گشت وشهررا درمحاصره گرفتمدت محاصره. « روز بطول انجامید2 ~~تااینکه PageV01P074 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0087.png) # ~~دستور خرابی برج و با روی شهر را داد - مردم شیراز چون چنین دیدند به ~~قاضی # ~~مجدالدین اسمعیل بن یحیی که در این موقع درشهر یود ستوسل شدند واو این ~~بیتر # ~~نوشت و پیش اسپرسبا رزالدین محمد فرستاد ودرواقع ازاوخواست ازخرابی برج ~~وبا روی # ~~شهرخودداری کند وبیت این است . # مبارزان جهان قلب دشمنان شکنند ### | ترا چهشد که همه قلب دوستانشکنی # امیرمبارزالدین محمدشفاعت اورا پذیرفت - شیرازیان دروازهها را گشودند # ~~وامیرپیرحسین واردشهر شدوپسی از استقرار برتخت حکومت فارس حکومت کرمان ~~را # ~~به امیرمبا رزالدین محمد واگذاشت . # اما در کرسان از آغازحکومت مغولان یعنی ازسال619 ه.ق براق حاجب از # ~~امرای گورخان قراختائی که پس از انقراض دولت ایشان در ملازمت سلطان ~~محمد # ~~خوارزمشاه سیزیست واتایکی غیاثالدین بیرامشاه پسرسلطان محمدرا داشت ~~بحکومت # ~~رسید وسلسله قراختائیان کرمان را تأسیس نمود - سلاطین این سلسله همواره ~~از # ~~خانان مغول اطاعت داشتند وبحکم یرلیغ ایلخانان بحکومت کرمان منصوب # ~~صیشدثل . # بطوریکه قبلا نیز گفته شد امیرسبارزالدین محمد مخدوم شاهخان قتلغ دختر # ~~قطب الدین شاه جهان بن جلال الدین سیورغتمش را درساله * به.ق بازدواج ~~درآورد # ~~شاهجهان آخرین پادشاهقراختائی کرسان است و چون سلطان محمد اولجایتو ~~درسال # ~~3. ه.ق بتخت ایلخانی نشست او ازاطاعت ایلخان سرباز زد و ازپرداخت مال ~~مقرر # ~~سرپیچی نمود بااینکه شاهچهان بخدمت ایلخان رفت وعذر تقصیر بخواست و ~~مورد # ~~بخشایش قرار گرفت ولی دیگر روی سلطنت کرمان ندید فقط ازطرف سلطان ~~اولجایتو # ~~اقطاعی از اینجوی فارس بدو واگذاشتندواو باخانواده خود بفارس یعنی محل ~~حکومت # ~~کردوجین زن پدرخودرفت وتا آخرعمر درآنجا بزیست . PageV01P075 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0088.png) # سلطان محمداولجایتو درسال . ه.ق حکومت کرمان را به امیرناصرالدین # ~~برهمان غوری نایبسابق سلطان محمد قراختائی داد وپس از او پسرش نیکروی # ~~ملقب بدقطبالدین بحکومت کرمان رسید وسلطان ابوسعید نیزاورا درحکومت ~~کرسان # ~~یاقی گذاشت. # در زمان حکومت قطب الدین نیک روز اغلب مأمورینی جهت اخدیالیات و یا # ~~تنییه یا غیان از طرف سلطان ms056 ابوسعید یه کرسان آسنه ومدتی در این ایالت ~~توقف # ~~میکردند . # چناتکه درسال«71ه.ق خواجه علاءالدین ملقب به هندو برای اخذ سالیات # ~~مقرر مأمور کرمان شد و درسال718 - امیرساروق برای انجام این خدمت یه ~~کرمان # ~~اوغان1 را که بنای عصیان وناقرمانی گذاشته و یغارت اموال مردم سیپرد ~~اختندیجای # ~~خود تشانید. # پس ازچتدی به سلطان ابوسعید اطلاع دادنه که قطبالدین نیک روزخیال # ~~خودسری دارد . ازطرف سلطان امیرسصر یجهت تتبیه اومأمور گشت قطب الدین ~~نیک روز # ~~چون ازآمدن او خبریاقت تانزد یکی رفسنجان باستقبالش شتاقت - امیرمصر ~~کیفیت # ~~واقعدرا باطلاع سلطمان ابوسعیه رساتید وششعد هزار دینار مالیات کرمان ~~را کهملک # ~~نیکثاروز پرداخته بود بخدست سلطان فرستاد باین جهت حکم اسارت کرسان ~~سجددا باسم # ~~سلک قطب الدین نیک روزصادرشد . # درسال 73ه.ق اسیرمسعودشاهبن سحمودشاه اینجو که تمامی عراق وفارس # ~~و کرمان ازطرف سلطان ابوسعید دراداره اوبود به کرمان آمد وپس ازنظم ~~ونسق اینجوی # ~~کرمان ووصول مالیات مراجعت کرد . # چون در سال -73ه.ق سلطان ابوسعید وقات یاقت نیک روز نیزچون سا یرحکام ~~PageV01P076 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0089.png) # ~~درصدد استقلال برآمد وبر کرمان تسلط یافت و بدت حکوست بالاستقلال اوه ~~سال طول # ~~کشید تا اینکه امیرمبارزالدین محمد بطوریکه گفته شد درسال 4 به.ق از ~~طرف # ~~امیر پیرحسین چوپانی سأمورحکومت کرمان شد1 # قطب الدین نیک روز چند روزی درقلعه شهر متحصن شدولی بالاخره گریخته به ~~پناه # ~~ملک معزالدین حسین کرت(732-771) به هرات رفت و اسیرسبارزالدین محمد شهر # ~~کرمان راستصرفشد. # پس ازچندی قطب الدین نیکروز باسپاهیان سلکمعزالدین کرت یه کرمان # ~~بر گشت وامیرسبارزالدین سحمد که دراین موقع لشگریان خود را برای اینکه ~~بعلت وجود # ~~آنان در کرسان قیعت اجناس ترقی نکند ومردم سود جو باحتکار آذوقه مردم ~~نپردازند # ~~دراطراف متفرق ساخته بود7 ناچار ازشهآر خارج شده یطرف بلوکانار که بخاک ~~یزد # ~~ستصل یود رفت واز یزد و شیراز برای تسخیر مجدد کرسمان کمک خواست چون # ~~سپاهیان یزد زودتررسیدند بانتظار کمک امیر پیرحسین ننشست و بطرف کرمان ~~حرکت # ~~کرد وشهررا درمحاصره گرفت درحین محاصره مولاناشمس ms057 الدین صائن قاضی که ~~از # ~~ارکان دولت امیر پیرحسین بود باسپاهیانی به کمک امیرمبارزالدین محمدآمد ~~. چون # ~~محاصره بطول انچامید و کار به مردم شهر تنگشد بوساطت خواجه تاج الدین ~~عراقی از # ~~اعیان شهر اسیرسبارزالدین سحمد اجازه دادسپاهیان ملکث سعزالدین حسین ~~کرت بیرون # ~~آمده بخراسان پروند و باین ترتیب یار دیگرشهر کرمان در جمادی الاخر سال ~~741 # ~~به تصرف اودرآمد. # تصرف قلعه بم - امیرمبارزالدین بحمد پعداز تسخیر گرسان درصدد تصرف ~~PageV01P077 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0092.png) # ~~قلعه بم برآمدد راین زسان قلعه بم دردست شخصی بنام اخی شجاع الدین ~~خراسانی بود # ~~و او بعلت قرابت باپهلوان ابومسلم خراسانی ازمقربان سلطان ابوسعید ~~حکومت این # ~~قلعه را یافته بود- چون سلطان ابوسعیدوقات یافت اخی شجاع الدین ~~باستحکام قلعه # ~~سستظهر گشته علم استقلال برافراشت واز تحت اطاعت حکام کرسان ببرون آمد # ~~و بفرسان امیرمبارزالدین محمد نیز گردن ننهاد - امیرمبارزالدین ~~محمدابتدا قلعه یم را # ~~درحاصره گرفت ولی به تسخیر آن موفق نگرد یدوفرزند خود شرف الدین ~~مظفررااز کرمان # ~~خواسته سأمور تسخیرتلعه بم تمود وخود به کرمان بر گشت. # شرف الدین مظفرزمستان آنسال را بمحاصره قلعه مشغول بود ولی نتوانست # ~~کاری از پیش ببرد - امیرمبا رزالدین محمد از امیر پیرحسین در تصرف قلعه ~~کمک # ~~خواست اونیز هزارمرد بکمک امیرسبارزالدین محمد فرستاد در بهارسال 743 ~~ه.ق # ~~بار دیگر امیرسبا رزالدین محمد عازم تسخیر قلعه بمشد وشهر را در محاصره ~~گرفت # ~~اخی شجاع الدین که بتنگی آذوقه گرفتارشده بود بوساطت شیخ الاسلام شهراز ~~امیر # ~~سبار: الدیر حمد درخواست نمود ازمحاصره شهردست بدارد ولشگریان را ازشهر ~~دور # ~~سازد تااو بیرون آمده خودرا تسلیم اسیرنماید . # اسیرمبارزالدین محمد باعتمادقول اوازمحاصره دست بداشت - اخی شجاع الدین # ~~فرصت یافته آنچه از آذوقه سورد احتیاج بودفراهم ساخت وبه تحصن خودد ~~رقلعهشهر # ~~ادامه داد امیرسبا رزالدین محمداین بارنیز سپاهیانی گرد شهر بگماشت ~~وخود به کرمان # ~~بازگشت وپس ازچندی برای با رسوم بطرف بم روان شداین دفعه بشدت محاصره # ~~افزود وآب درپای دیوار حصار انداخت ودیوار را خراب کرده شهر را ms058 متصرف ~~شد # ~~اخی شجاع الدین سدتی درارگ شهرمتحصن گردید وچونقوت وقوت او بپایان رسید # ~~از اسیر سبارزالدین محمد تقاضای عفو و بخشش نمود امیر ازسرتقصیر او در ~~گذشت # ~~و اورا درسلک مقربان خود جای داد ومأمور فتح جزیره هرموز نمود - او نیز # ~~از این سأموریت با اموال بسیار باز آمد ولی چون پس از چندی آثار خیانت ~~از PageV01P080 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0093.png) # ~~اومشا هده تمودبه قتلش فرمان داد1 . # دفع غائله اعراب فولادی درسال 744 ه.ق - هنگامی که امیرمبارزالدین محمد # ~~به تسخیر قلعه بم اشتغال داشت جمعی از اعرابفولادی2 در نواحی هرات ~~ومروست # ~~و صحرای رودان ورفسنجان وشهر یا بک یغارت اموال مردم پرداختند ~~امیرسبارزالدین # ~~محمد پس ازفراغت ازفتح قلعه بم رکن الدین محمودبن رشید را که وزارت ~~داشت3 # ~~بهمراهی پسرش شرفالدین مظفر بدفع غائله ایشان فرستاد - درضمن جنگ حسن ~~فولاد # ~~سردسته ایشان بقتل رسید واین غائله نیزخاتمه یافت . # تصرفشیرازاز طرف شیخ ابواسحق اینجو درسال 743ه. ق - امیر پیرحسین # ~~حکومت اصفهان را به اسیرشیخ ابواسحق اینجو واگذاشت تا بدین وسیله دل ~~اورا # ~~بدست آورد واینجویان را نسبت بخودرام سازد اماشیخ ابواسحق که کینه ~~اسیرپیر # ~~حسین را بعلتقتل برادر دردل داشت وبعلاوه حکومت فارس را حق مسام خود # ~~میدانست پس از رسیدن بحکومت اصفهان ملک اشرف براد رشیخ حسن چوپانی ~~وحاکم # ~~عراق عجم را به تسخیر فارس تشویق نمود - سلکاشرف باتفاقشیخ ابواسحق ~~بطرف # ~~شیراز لشگر کشید لشگریان امیر پیرحسین در دو منزلی اصفهان به آنان ~~رسیدند سولانا # ~~شمس الدین صائن قاضی و امیرجلال الدین طیب شاه با اتباع خود به ملک ~~اشرف پیوستند # ~~باین جهت در کا را میر پیرحسین اختلال حاصل گشت جمعی ازبزرگان ازامیر ~~پیرحسین # ~~خواستند که از اسیرمبا رزالدین سحمد کمک بگیرد ولی اوبعلت وحشتی که ~~ازاویافته بود4 PageV01P081 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0094.png) # تنأسیس دولت آل مظفر # ~~یدین کار راضی نشده و درجنگ باملک اشرفشکست خورده به نزد عم خود شیخ ~~حسن # ~~چوپانی به تبریزرفت ولی چون شیخ حسن ازتکبر وخود رائی او درزمان ms059 حکومت ~~رنجیده # ~~بوداوراسسموم گردانید1 . # پس از این واقعه اکثرارکان دولت او پخدمت امیرسبارزالدین محمدرفتند از آن # ~~جمله بود امیرظهیرالدین ابراهیم صواب که بعدا بوزارت امیرمبا رزالدین ~~محمد رسید # ~~و دیگر مولانار کن الدین هروی که اوراد رمدایح امیرمبا رزالدین سحمد ~~قصائدی است. # اما چون سپاهیان ملکاشرف و شیخ ایواسحق اینجو به شیراز نزد یک شدند # ~~شیخ ابواسحق به بهانه تهیه مقدمات ورود ملکاشرف به شیراز اجازه یافته ~~یه شهر # ~~رفت ومردم شیراز را یاخود متفق ساخته دروازههای شهررا بروی ملک اشرف ~~بست # ~~و اورا بهشهر راه نداد3 ملکاشرف چون از تصرف شیراز مأیوس گردید پس ~~ازغارت # ~~اطراف به تبریز بر گشت - دراین موقع امیرمبارزالدین محمد برای اینکه ~~اطراف یزد را # ~~ازنهب وغارت سپاهیان ملکاشرف مصون دارد ازکرمان به یزد آمده بود3 . # بطوریکه قبلانیز گفته شد جلالالدین مسعودشاه اینجو چون از امیرپیرحسین # ~~شکستخورد به بغداد به پناه شیخ حسن بزرگ رفت - شیخ حسن اورا مورد نوازش # ~~قرارداد و سلطان بخت دختر دمشق خواجه وخواهر دلشادخاتون راء درازدواج ~~او # ~~درآورد وامیریاغی باستی فرزند امیرچوپان را که نیز درپناه اویود به ~~امارت شیراز بر گزید # ~~و امیر مسعودشاه را بهنیابت او بر گماشت وهردو را از راه لرستان روانه ~~شیراز کرد PageV01P082 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0095.png) # ~~وچون مودم شیراز حکومت فارس را حق برادر بزرگ یعنی امیرجلال الدین ~~مسعود # ~~شاه میدانستند از او حمایت کردند و شیخ ایواسحق نیز از برادر اطاعت کرد ~~وازشهر # ~~خارج شده بطرفشبانکاره رفت. # اما امیریاغی باستی که خود را حاکم شیراز میدانست چون دید مردم شیراز # ~~به امیر سسعود شاه ایتجو ییشتو توجهدارند در ماه رمضان 43» او رابقتل ~~رسانید1 . # شیخ ابواسحق چون ازقتل برادر اطلاع یافت به شیراز آمد و باجماعتی از # ~~شیرآزیان یه امیریا غی باستی تاخت واو رأ ازشهر فراری ساخت - اسیر یاغی ~~باستی به # ~~اصفهان پیش برادرزادهخود ملکاشرف رفت. # وزارت شمس الدین صائن قاضی وقتل او- ملک اشرف درماه رجب سال،74ه.ق # ~~با رد یگر به همراهی یاغی باستی برای ms060 تصرفشیراز حرکت کرد وبرای انجام ~~این مهم # ~~از امیرمیا رزالدین محمد کمک خواست اما امیر بعلت ظلمی که سلک اشوف ~~نسیت # ~~بمودم روامیداشت از کمک بدو خودداری کرد وچون ملک اشرف دراین باره ~~اصرار # ~~نمود امیرمبارزالدین محمد ازاوخواست که خواجه شمس الدین صائن قاضی را ~~که سایقا # ~~وزارت امیر پیرحسین را درشیراز داشت وهنگام لشگر کشی ملکاشرف وشیخ ~~ابواسحق # ~~به شیراز از نزد امیر پیرحسین گریخته و به ملک اشرف پیوسته و ~~ازاسیرمبارزالدین محمد # ~~بد گوئی سیکرد بدوسپارد تا اورا به مجازات برساند - سلک اشرف برای جلب ~~رضایت # ~~امیر مبارزالدین محمد خواجه شمس الدین صائن قاضی را پیش اوبه یزد فرستا ~~دولی دراثر # ~~وساطت چمعی اسیر ازسرتقصیر اوگذشت واورا باخود به کرسان برد - درآن ~~زمان PageV01P083 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0096.png) # ~~قلعه سیرجان که به خواجه شمس الدین صائن قاضی تعلق داشت در دست پسرش # ~~عمید الملک بود اسیرمبارژالدین محمد باخواجه قرار گذاشت که قلعه سیرجان ~~را به اسیر # ~~یسپارد و دریقابل وزارت اورا داشته باشد وهرسال صد هزاردینار یعتوان ~~مقرری دریافت # ~~دارد - بدین قرارعملشد ویکچندی مولانا بوزارت اسیر اشتغال داشت وچون ~~خواجه # ~~تاج الدین عراقی وزیر دیگر امیرسبارزالدین محمد وجود اورا مانع پیشرفت ~~کار خود # ~~میدانست اورا برآنداشت که ازامیرمیارزالدین محمد درخواست نماید تا ~~اورابرسالت # ~~پیش شیخ ایواسحق بشیراز بفرستد تانقا رو کدورت بین آن دورا یه صلح ~~وصفامیدل سازد # ~~وولایات ابرقوه وشبانکا ره را ازفارس جد اساخته ضمیمه متصرفات امیر مبا ~~رزالدین محمد # ~~نماید واساس سودت را بوسیله وصلت مستحکم سازد - سولانانیز چنین کرد وبا ~~اجازه # ~~امیر درسال:4 7عازم شیرازشد وچون یدانجا رسید بواسطه وحشت وبیمی که از ~~امیر # ~~مبارازالدین محمد داشت درخدمت امیر شیخ ابواسحق ماند و امیرشیخ نیز ~~وزارت # ~~خودرا باو داد تا بمشارکت امیر غیاتالدین علی یزدی به حل وعقد امور ~~مملکت # ~~بیردازد . # پس از چندی یعلت اختلافی که بین آن دووزیر حاصل شد مولاناشمس الدین # ~~صائن قاضی به بهانه انتظام بخشیدن نواحی گرمسیر فارس ودریافت مالیات ~~هرموز # ~~و ms061 رسید گی به امور بدانجا رفت با کمک پسرش عمیدالملک سپاهی فراهم ساخته # ~~پقصد تسخیر کرمان عازم آن دیارشد وقبایل اوغانی وچرمائی را نیز یاخود ~~همراه # ~~ساخت وبا امیرمبا رزالدین محمد بجنگ پرداختولی گرفتار شد وروز چها ~~رشنبه چهارم # ~~ماه صفرسال ب بقتل رسید . # خواجوی کرمانی قطعه ذیل را درمرگ اوسروده است: # سال هجرت هفتصدوچهل بودوشش کز دور چرخ # نیم روز چهار شنبه چهارم ماه صفر # شمس دین محمود صائن قاضی آن کز کبریا # بود در اوج معالی آفتاب سایه ور PageV01P084 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0097.png) ### | 3 زی آن متشر # ~~زد علم بروادی رودان و تیغ کین کشید ### | بسته همچون کوه بر قصد شه کرمان کمر # ~~چون به پرواز آمد ازهر سو عقاب جان شکار # شد برون از آشیان چون شاهباز تیز پر # ~~راند نقش باد پای از مرکز خاکی برون # وامدش دور حیات از گردش گیتی بسر # ~~خواجورا در مدح او قصائد بسیار است و در مشنویات خود نیز ازاو بنیکی # ~~یاد کرده و مثنوی همای و همایون را بنام او و پسرش عمیدالملک ساخته ~~بعلاوه # ~~مثنوی روضة الانوار را که درسال 43 7سروده بدو تقدیم کرده1 . # ~~امیرمبارزالدین محمد پس ازچندی دانست که رفتن مولاناشمس الدین صائن # ~~قاضی پیش شیخ ابواسحق بتحریک واغوای خواجه تاج الدین عراقی بوده باین ~~جهت # ~~فرمان داد تااورا بقتل برسانند خواجه درآن زمان این بیت را بگفت واز ~~امیرتقاضای # ~~عفو وبخشش کرد: # # بسرتاج عراقی زسر لطف به بخش %~% تا خسروتاج بخش خوانند ترا # ~~امیر مبارزالدین محمد نیز از سرخون او در گذشت ولی پس از چندی او را # ~~بقتل آورد . PageV01P085 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0098.png) # خواجه تاج الدین محمدبن علی عراقی از بزرگان کرمان بود . ابتدا د خدمت # ~~سلک قطب الدین نیک روز حاکم کرمان میزیست موقعی که امیر مبارزالدیر # ~~کرمان را درمحاصره گرفت خواجه ازشهر بیرون آمده بدو پیوست امیر نیز ~~اوراپس # ~~ازتصرف کرمان بوزارت خویش انتخابنمود . # خواجه سردی شعر دوست وشاعرنواز بود واکثر شعرای عراق بخدمت اورفته # ~~واز ms062 خوان نعمتش یهرهمند شدهاند . # خواجو نیز اورا درقصائدی مدح گفته - مثنوی گل ونوروز را خواجو بنام او # ~~کرده ودر این مثنوی اورا چنین مدح مینماید: # سپهر سروری و کوه تمکین %~% پناه سلک تاج دولت ودین # عراقی نسبتی نو روزروزی %~% همایون طلعتی کشورفروزی # خواجو دیوان خود صنایع الکمال رانیزبدو تقدیم داشته . # اشعارخواجو بدستور این وزیر چند سال قبل از وفات شاعر جمع آوری و # ~~تدوین شده . # وزارت خواجه برهان الدین ابونصر فتح اله بن خواجه کمالالدین ابوالمعالی- # ~~دیگر از وزرای امیرسبارزالدین محمد خواجه برهان الدین ابونصر فتح اله ~~است که مدت # ~~دمسال (ازسال 42 تا 752) وزارت اورا داشته ودر سال 752 ه.ق از شغل خود # ~~استعفا کرده و مجددا درسال« 5 بوزات امیرمبارزالدین محمدرسیده و چون ~~دراین # ~~سال قاضی مجدالدین اسمعیل وفات یافت منصب قاضی القضاتی شیراز نیز بدو ~~وا گذار # ~~گردید و تاآخر سلطنت اسیر بوزارت او اشتغال داشت 1 ودرسال .6 7ه.ق بدست # ~~شاه سلطان خواهرزادهآ امیرببارزالدین محمد بقتل رسید - خواجهحافظ ~~درتاریخ وفات # ~~او گوید: PageV01P086 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0099.png) # بروزشنبه سادس زماه ذی الحجه %~% بسیال هفتصد وشصت ازجهان بشدنا گاه # زشاه راه سعادت بباغ رضوان رفت %~% وزیر کامل ابونصر خواجه فتح اله # درسبب تقرب خواجه برهان الدین به امیرمبارزالدین گویند: # هنگامی که امیرمبارزالدین محمد پس ازشکست از اوغانیان وجرمائیان به کرسان # ~~بر گشت خواجه برهان الدین که هنوزبوزارت نرسیده بود چندقطا ~~رشترواستراوانی وظروف # ~~نقره وزر ازملک خویش ترتیب داده بعنوان پیش کش تقدیم نمود این سعنی ~~سوافق # ~~مزاج امیرافتاد ودرازدیاد مرتبه اوبیفزود تا بالاخره بوزارت رسید1 ~~خواجه برهان الدین # ~~مردی دانشمند بودوخواجه حافظ اورا درغزلیاتی مدح گفته2 . # پدراو خواجه کمال الدین ابوالمعالی نیز از بزرگان علماء بود محمود کتبی # ~~سؤلف تا ریخ آل مظفر گوید «چون درسال8 1 7 خواجه رشید الدین فضل اله را ~~شهید کردند # ~~جمعی را که شایستگی وزارت داشتند درقلم آوردند و مقدم برهمه خواجه کمال ~~الدین # ~~بودلیکن اوقبول نکرد وپس ازچندی بزیارت حج رفت وپس از بازگشت ms063 دریزد ~~امکنه # ~~خیریه ازمدارس وخوانق ودارالشفاء بنا کرد3 تا اینکه درسال737ه.ق وفات ~~یافت . PageV01P087 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0100.png) # کمک امیرمپارزالدین محمد به ملگ اشرف- بطوریکه قبلا گفته شدامیر ~~مبارزالدین # ~~محمد درمقابل تقاضای کمک سلک اشرف تسلیم خواجه شمس الدین محمود صائن ~~قاضی را # ~~پیشنهادنمود وچون ملک اشرف خواجه شمس الدین را تسلیم امیر نمود ~~امیرمبارزالدین # ~~سحمدسلطان شاهجان دار را باسه هزارنفر بمدداوفرستاد1 . # ملک اشرفویا غی باستی پس از رسیدن این کمک یطرف شیرازحرکت کردند . # ~~امیرشیخ ابواسحق نیزخود را برای مدافعه آماده کرد ولی چون آن دوبه یک ~~منزلی شیراز # ~~رسیدند خیرقتل شیخ حسن چوپانی که درشبشنبه 7 2 رجبسال4 4 ب اتفاق ~~افتاده بود2 # ~~یه ملک اشرف دادند آن دو یدون اینکه از لشگر کشی خود نتیجهای بگیرند به ~~تبریز # ~~بر گشتند3. PageV01P088 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0101.png) ### | فصل صی # آغاز استقلال شیخ ابواسحق (سال72) # وجتگهای او با امیر میارزالدین محمل # چون ملک اشرف به آذربایجان بر گشت شیخ ایواسحق که از دست دشمن # ~~سرسختی خلاص شلده بود بتخت سلطتت فارس نشست و خطبه و سکه ینام خود کرد # ~~و ایلچیان به اطراف فرستاد و حکام آن نواحی را باطاعت خود خواند - ~~اکابر اصفهان # ~~از او اطاعت کردند - قطب الدین تهمتن (721 - 747) حاکم جزیره هرسوز با # ~~فرستادن مال کافی اظهار فرمانبرداری نمود. # شیخ ایو اسحق از امیرمبارزالدین محمد نیز همین انتظار راداشت زیرا کومان ~~را # ~~ملک موروث خودمیدانست ولیچون امیر از او اطاعت نکرد شیخ ایواسحق درصدد # ~~تسخیر کرمان برآمد. # لشگر کشی شیخ ابواسحق اینجو بکرمان - درسال 60ه ه. ق شیخ ایواسحق # ~~بکرمان لشگر کشید1 ابتدا قلعه سیرجان را در محاصره گرفت و چون به فتح ~~آن نایل # ~~نگردید عازم تسخیر شهر کرمان شد امیر سبارزالدین محمد بکمک طوایف جرما ~~و # ~~اوغان بمقابله شتافت ولی پیش از آنکه جنگی روی دهد اسیر شیخ ابواسحق ~~بنا به # ~~صوابدید امیر ظهیرالدین ابراهیم صواب با امیر صلح کرده بشیراز بر گشت. # وزارت امیر ظهیرالدین ابراهیم صواب. - امیر ظهیرالدین ابراهیم صواب # ~~که ms064 وزیر امیر پیر حسین چوپانی بود پس از قتل او پیش امیر ولی از اسراء ~~معتبر # ~~طغا تیمورخان که دراین زمان حکومت مازندران داشت رفته بود و هنگامی که ~~PageV01P089 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0102.png) # ~~مک اشرت و یاغی باستی برای تصرف شیراز به اصفهان آمدند او که در این ~~موقع # ~~در این شهر زند گی میکرد یدیشان ملحق شد و چون در نزدیکی شیراز خبر مرگ # ~~شیخ حسن چوپانی به ملک اشرف رسید و او درصدد مراجعت یه آذربایجان برآمد # ~~اسیر ظهیرالدین ابراهیم صواب که از بزرگان شیراز یود و میل تمام داشت ~~که # ~~یدین شهر برود یاغی باستی را برآن میداشت که برخلاف میل سلک اشرف ~~بشیراز # ~~لشگر بکشد اما ملک اشرف رفتن به آذربایجان را به تصرف شیراز ترجیح ~~دادهعازم # ~~این ایالت شد و یاغی باستی نیز ناچار در دنبال او بحرکت در آمد از این ~~جهت # ~~امیرظهیرالدین ابراهیم صواب در سعیت سلطان شاه جاندار که به کمک آن ~~دوآمده # ~~بود به یزد مراجعت کرد وملازم خدمت امیر مبارزالدین محمد شد1 و بطوریکه # ~~گفته شد بصواب دید او در کرمان بین اسیر مبارزالدین محمد و امیر شیخ ~~ابواسحق # ~~صلح برقوار گردید اما پس از مراجعت امسیر شیخ ابواسحق بنا به مواضعه ای ~~که او # ~~با اسیر شیخ داشت ظاهرا با اجازه اسیر مبارزالدین محمد بشیراز رفت. ~~امیر شیخ # ~~مولانا شمس الدین صائن قاضی وامیر غیاثالدین علی یزدی را ازوزارت خود # ~~عزل کرد واو را بدین سمت برگزید ولی چون او ابواب مداخل وسنافع ارکان # ~~دولت را مسدود ساخت بتحریک آن جماعت بدست یکی از رنود بقتل رسید درحالی # ~~که بیش از چند ماه وزارت نکرده بود.2 # پس از قتل او امیر شیخ ابو اسحق مجددا مولانا شمس الدین صائن قاضی و # ~~سید غیاث الدین علی یزدی را بوزارت برداشت و بطوریکه قبلا گفته شد چون ~~پس # ~~از چندی بین آن دو اختلاف افتاد مولانا شمس الدین صائن قاضی به بهانه ~~استخراج ms065 # ~~اموال هرموز بدانجا رفت و سپس بخیال تسخیر کرمان بااسیر سبارزالدین ~~محمد بجنگ # ~~پرداخت ولی گرفتار شد وبقتل رسید (746) . # اسیر شیح ابواسحق بشنیدن این خبر بکرمان لشگر کشید ولی باز شکست خورد ~~PageV01P090 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0103.png) # ~~و بطرف یزد مراجعت کرد و خواست این شهر را بتصرف آورد اما بعلت بدافعات # ~~شرف الدین مظفر فرزند امیر مبارزالدین محمد که دراین سوقع دریزداقامت ~~داشت نتوانست # ~~براین شهردست یاید پس از خراب کردن یکی ازقصبات اطراف یزد به شیراز ~~برگشت. # دراین موقع شیخ ابوامحق بین دودشمن قوی یعنی امیرمبا رزالدین محمد که بر ~~کرمان # ~~ویزد حکومت داشت وسلک اشرف که برعراق و آذربایجان فرمان روائی ~~میکردقرارداشت از # ~~این روبخیال افتاد با یکی ازاین دوپیمان دوستی پبنددتاازیک طرف خاطری ~~جمع داشته باشد # ~~بنا به صواب دید جمعی صلاح در این دید که با امیر مبا رزالدین محمد عقد ~~دوستی # ~~بیندد باین چهت دو نفر از نزدیکان خود پنام سید صدرالدین مجبتی قاضی ~~ابرقوه و # ~~سلک نصیر حاکم آن شهررابه کرمان فرستاد وبوساطت آنان با امیرپیمان ~~دوستی بست. # قتل سید غیاث الدین علی یزدی . - یعد از قتل مولاتا شمس صائن قاضی سید # ~~غیاث الدین علی یزدی در وزارت استقلال یافت ولیاو تیز در سال*4» بدست ~~شیخ # ~~ابواسحف کشته شد . # ماجرای قتل او را احمد ین حسین بن علی کاتب مؤلف تاریخ جدید یزد # ~~چنین آورده است « امیر غیاث و تاشی خاتون ( مادرشیخ ابو اسحق) در یکث ~~جا # ~~بتشتند امیر شیخ راخبر کردند وامیرشیخ روی بدان خانه نهادوایشان را خبر ~~دادند # ~~و راه گریز نبود - موسم گل بود و گل بسیار در آن خانه ریخته بود سید در ~~میان گل # ~~پنهان درآمد اسیر شیخ سید را ندید دریافت که زیر گل است امیر شیخ فرمود ~~که # ~~جای تو در زیر گل بهتراست که درزیر گل و او را شمع آجین کردند وبعد از ~~شهادت # ~~او را درسدرسه خودش به یزد نقل کردند و درگنبد مدفن ساختتد ( . PageV01P091 # ![image ms066 filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0104.png) # وزارت خواجه عمیدالملک وخواجه کمال الدین حسین رشیدی- اسیر شیخ # ~~ابوسحق یعدا زقتل خواجه شمس الدین صائن قاضی پسر اوخواجه رکن الدین ~~عمید الملک # ~~را بوزارت خود انتخاب تموده پس از قتل سید غیاثالدین یزدی درسال 747 ~~خواجه # ~~کمال الدین رشیدی که نواده خواجه رشیدالدین قضل الله بود بوزارت بر ~~گزید تا با # ~~شرکت خواجه رکن الدین عمیدالملک اموروزارت را اداره نماید.1 # خواجه رکن الدین عمیدالملک در زمان وزارت پدرش بکار دیوان اشتغال # ~~داشت و بعد از قتل شیخ ابو اسحق بخدمت امیر سبازالدین محمد رفت وباتفاق # ~~ناصرالدین خنجی وامیر کمال الدین حسین رشیدی و خواجه صدر الدین اناری # ~~یرای استحکام مبانی دوستی یین اسیر و اتابک نورالورد به لرستان عزیمت ~~نمود واز # ~~احوال او پس از آن خبری تیست - اومردی شاعر وفاضل بود و ممدوح شعرای ~~معروف # ~~آن زمان مانند خواجوی کرمانی و عبید زاکانی است. # جن امیرعبارزالدین محمد مظفر پا طوایف جرما و اوغان . - قبایل جرما # ~~و اوغان که سکرر نام آنان پیش از این آمده و بعد از این نیز خواهد آمد ~~طوایفی # ~~از اقوام مغول بودند که در زمان سلطنت ارغون خان (683 - .69) بناید ~~رخواست # ~~سلطان جلال الدین سیورغتمش پادشاه قراختائی کرمان برای محافظت این ~~ایالت # ~~آمده و در آنجا ساکن شده و بتدریج قدرت یافته بودند شاه جهان قراختائی ~~آخرین # ~~پادشاه این سلسله با ایشان وصلت کرد ووالدة السلاطین خان قتلغ مخدوم ~~شاه که # ~~بازدواج امیر مبارزالدین محمد در آمد از این وصلت بوجود آمده و بهمین ~~جهت چون PageV01P092 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0105.png) # ~~در سال و4ب کرمان مسخر اییر مبارز الدین محمد گشت مقام این طوایف بالا ~~گرفت # ~~و بعدا نیز شاه شجاع دختری ازآنان یازدواج در آورد با این حال گاه گاهی ~~طریق # ~~عصیان پیش میگرفتند چنانکه پس از شکست اخیر امیر شیخ ابوامحق یر علیه ~~امیر # ~~مبازالدین محمد طغیان کردند وامیر با عده کمی برای سرکوبی آنان به ~~جیرفت # ~~رفت ولی زخمی برداشت واز اسپ ms067 بیفتاد و نزدیک بود گرفتار شود . در این ~~حال # ~~پهلوان تاج الدین بمی یکی از بزرگان لشگرش رسید واسب خود را بدو داد و # ~~اسیر بدین وسیله توانست خود را از معر که نجاتدهد و به کرمان برود ولی ~~اوغانیان # ~~و جرمائیان پهلوان تاج الدین را یا سیصد تن بقتل رسانیدتد . # اوغانیان وچرمائیان پس از این واقعه چون از انتقام امیر مبارزالدین محمد # ~~بیمناک بودند بزرگان خود را یشیراز فرستاده از امیر شیخ ابواسحق در ~~تصرف کرمان # ~~یاری خواستند . امیر مبارزالدین محمد نیز که با امیر شیخ ابواسحق پیمان ~~دوستی # ~~یسته بود از نزدیکان خود خواچه حاچی دیلم کرمای را تزد او فرستاد و از ~~اسیر # ~~شیخ خواست که اولا بزرگان اوغانی و جرمائی را نزد خود راه ندهد ثانیأ ~~او را # ~~در جنگ با اوغانیان و جرمائیان یاری دهد. # امیر شیخ که همیشه بنای کار خود را یر حینه و تزویر نهاده بود خواستاز # ~~موقع استفاده کرده کرمان را بوسیله ای متصرف شود ازاین روظاهرا جمعی از # ~~پزرگان جرما واوغان را زندانی ساخت و ه هزار سپاه به کمک اسیر ~~مبارزالدین بمحمد # ~~فرستاد ولی به سردار سپاه خود سبرد که در جنگ جانب اوغانیان وجرمائیان ~~را # ~~یگیرد و موجیات شکست امیر میارزالدین محمد را فراهم سازد خواچه حاجی ~~بفراست # ~~این حیله را دریاقت وکیفیت واقعه را به اطلاع امیر مبارزالدین محمد ~~رسانید امیر # ~~نیز از کمک اسیر شیخ اظهار امتنان کرد وفرستادن پانصد سوار را کافی ~~داتست. # چون تیر تدییر امیر شیخ ابواسحق بهدف نیامد درسال 748 بزرگان جرما # ~~و اوغان را از زندان خلاص کرد و امیر سلطان شاه جاندار یکی از سرداران ~~سپاه # ~~خود را به کرمان فرستاد وخود بطرف یزد حرکت کرد . PageV01P093 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0106.png) # امیر سبارزالدین محمد فرزند خود شرف الدین مظفر را برای مدافعه قلعه سیبد # ~~فرستاد. چون امیر شیخ بعد از چنگهای متوالی یتصرف این قلعه توفیق نیافت ~~خود # ~~پپای قلعه آمد و شرفالدین ms068 مظفر را بصلح راضی کرد و بشیراز بر گشت. # سلطان شاه جاندار پس از رسیدن بکرمان چند جنگ با امیر مبارزالدین سحمد # ~~کرد ولی بقتحی نایل نیاسد امیر شیخ ابواسحق که از حال لشگریان خود در ~~کرمان # ~~اطلاع یافت بازدر صدد سصالحه برآد و پرای این بنظور خواجه عماد الدین ~~محمود # ~~و سید صدرالدین مجتبی را بکرمان فرستاد امیر مقدم آنان را گرامی داشت ~~ولی گفت # ~~بر عهه و پیمان امیر شیخ اعتمادی نیست زیرا بارها عهد بسته و بعد ~~پیمانشکسته # ~~است. # چون این بار اجرای پیمان اسیر شیخ ابو اسحق را اطمینان دادند مجددا # ~~ییمان دوستی بین آن دو سنعقد گردید و سلطان شاه جاندار با فرستاد گان ~~اسیر شیخ # ~~به شیراز بر گشت .1 # پس از این واقعه جرمائیان واوغانیان نا چار به پناه امیر مبارزالدین محمد # ~~آمدند و برای مدتی سر اطاعت فرود آوردند. # تهاجم ملک اشرف بمتصرفات امیرشیخ ابواسحق و طلب کمک از امیر # ~~عبارزالدین محمد . - درسال «75 ملک اشرف چوپانی که بعد از برادر یحکومت # ~~آذربایجان رسیده بود در صدد برآسد بعضی از ولایات عراق عجم راکه در ~~تصرف # ~~عمال امیر شیخ ابو اسحق اینجو بود از دست آنان خارج سازد برای این ~~منظور از # ~~امیر مبارزالدین محمد مظفری نیز کمک خواست امیر که در این موقع در ~~یزداقامت # ~~داشت جمعی از طوایف جرما و اوغان را بکمک او فرستاد ولی چون آنان به ~~نزدیکی # ~~اصفهان رسیدند برای اینکه روی دل با امیر شیخ ایواسحق داشتند نا فرمانی ~~آغاز # ~~نهادند امیر میارزالدین محمد بعضی از بزرگان ایشان را در یزد بقتل ~~رسانید و شاه # ~~شجاع نیز جمعی از امرای آنان را در کرمان کشت سران اوغان و جرمائی که ~~به PageV01P094 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0107.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~اصفهان رفته بودند از این اسر خبر یافتند و دانستناء که اسیر سبارز ~~الدین محمد # ~~درصدد تنبیه آنان است به شیراز پیش امیر شیخ ابواسحق رفتند - امیر شیخ ~~ابواسحق # ~~باز ms069 برای هفتمین بار نقض عهد کرده اوغانیان و جرمائیان را با سلطان شاه ~~جانداربه # ~~کرمان فرستاد اسیر سبارز الدین محمد بهمراهی شاه شجاع برای سر کوبی ~~آنان به # ~~جیرفت که قشلاق آن طایفه بود رفت . این بار سلطان شاه جانداراز امیر ~~اظها راطاعت # ~~نمود و بخدمت او درآمد - جرمائیان و اوغانیان نیز طلب بخشش نمودند و ~~سورد # ~~عفو قرار گرفتند و در نتیجه شیخ ابو اسحق از این لشگر کشی نیز سودی ~~نبرد . # اما ملک اشرف مدت .ه روز اصفهان را در محاصره گرفت در این موقع در # ~~اصفهان امیر نجیب الدین برادر اسیر زکریای وزیر وخواجه عماد الدین ~~سحمود # ~~کرمانی1 از طرف شیخ ابو اسحق حکومت داشتند چون محاصره اصفهان بطول ~~انجاسید # ~~سردم اصفهان یکی از بزرگان شهر را پیش سلک اشرف فرستادند و با او باین ~~شرط # ~~صلح نمودند که خطبه وسکه بنام انوشیروان (خان دست نشانده ملک اشرف) ~~باشد PageV01P095 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0108.png) # ~~و سیصد هزار دینار از تقد و جنس به ملک اشرق بدهتد . 1 ملک اشرف پس ~~ازاین # ~~مصالحه بتبریز بر گشت . # از وقایع مهم دیگر این سال لشگرکشی شیخ ابواسحق به یزد است - شیخ # ~~ابو اسحق در این لشگر کشی یزد را مدت چهار ساه در محاصره گرفت با اینکه ~~قحط # ~~و قلا دز این شهر روی ثمود ولی او بفتحی تاپل نیامد و چولریستان در ~~رسیدناچار # ~~به شیراز بر گشت . # در سال 53، امیر بیک چکاز از امرای بزرگ روم که پیشی ملک اشرف # ~~چوپانی آسده و سپسن از او روی گردان شده و به خدمت امیر شیخ ایو اسحق ~~رقته # ~~بود یا سپاعی بهمراهی برادر زاده اسیر شیخ یعنی امیو کیقباد بن امیر ~~کیخسروبرای # ~~تسخیر کرمان رفت اسیر سبارز الدین محمد با پسران خود شرف الدین سظقر ~~وشاه # ~~شجاع وجمعی از طوایف جرما و اوغان در رفستچان سر راه بر سپاهیان امیر ~~شیخ # ~~گرفتند ولی اسیر بیک چکاز راه خود را کج کرده به مشیز ms070 آمد و در صحرای ~~پنج # ~~انگشت چنگ بین دو طرف روی داد و شکست بر سپاهیان فارس افتاد2 # حرکت امیر مبارز الدین محمد بطرف شیراز . - تا این تاریخ همیشه حمله # ~~بهآر وسیله ای که شده یزد و لرمال را مسخر سازد و دست اسیر سبازز الدین ~~محمسد # ~~را از آن نواحی کوتاه گرداند با اینکه اغلب به حیله و تزویر ستوسل میشد ~~معذالک # ~~هر دقعه شکست سیخورد و یه شیراز پرمیگشت. اما امیر میارزرالدین محمد ~~مظفری # ~~ته تا این زمان درضمن دفاع از حملات امیر شیخ به تحکیم اساس دولت # ~~خود می پرداخت چون دید دولتش در کمال استحکام است و فرزندانش تیز بحد # ~~رشد رسیده اند در صدد برآمد فارس را ضمیمه متصرفات خود نماید و از شر ~~حریفی # 1- مجمل الشورخ قصیحی خوافی ص 77 و ذیل جاسع التواریخ شیدی تألیف ~~PageV01P096 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0109.png) ### | . # ~~مزور و حیله گر آسوده شود . # برای این منظور در غره محرم سال 754 به پم رفت و در سوضع ریقان (ریکان) # ~~شاه شجاع را به ولیعهدی خود اتتخاب تمود وایلات کرمان سانند جرما و ~~اوغان و # ~~اعراب را طلب کردو فرزند خود شرف الدین مظفر را نیز با سپاهیان یزد پیش ~~خود # ~~خواست سپس عازم جیرفت شد چون به بلوک ارزویه رسید مدتی توقف نمود ~~تاتمام # ~~لشگریان بدو پیوستند. # اسیر شیخ ابو اسحق چون از نیت امیر سبارز الدین محمد آگاه شد پس از # ~~مشاوره با بزرگان و نزد یکان خود مولانا عضدالدین ایجی1 یکی از علماء ~~بزرگ # ~~را بوساطت وطلب صلح پیش امیر فرستاد - چون مولانا عضدالدین ایجی به ~~سیرجان # ~~رسید شرف الدین مظفر نیز با سیاهیان یزد بدانجا آمد و در معیت یکدیگر ~~پیش # ~~امیر میارز الدین محمد رفتتد ودر صحرای ارزویه ودشت بر بخدمت او رسیدند # ~~امیر مبارز الدین محمد مقدم سولانا را گرامیداشت و او را احترام بسیار ~~نمود2 مولانا # ~~پس از مدتی توقف مقصود از این مسافرت را که طلب ms071 صلح برای شیخ ابواسحق # ~~است بیان داشت اما امیر میا رزالدین محمد گفت به قول وفعل شیخ ایواسحق ~~اعتمادی # ~~نیست زیرا تا کنول هشت بار پیمان بسته و سپس نقض عهد کرده است - هرچه # ~~مولانا دراین باره اصرار کردمقید تیفتادنا چار مراجعت کرد و اسیر ~~مبارزالدین محمد # ~~نیز از راه فرگ و طارم عازم شبانکاره شد - مولانا عضدالدین ایجی که اهل ~~شبانکاره # ~~یود از وسط راه برگشته در ایگ (ایج) مرکز این ایالت بخدمت امیر رسید و # ~~چند روزی مهماندار او بود ولی در باره صلح نتوانست نظر موافق او را جلب ~~ثماید. # محاصرهشیراز وتصرف آن درسوم شوال سال 754 ه . ق - اسیرببارزالدین # ~~محمد پس از سه روز توقف در شبانگاره بطرف شیراز حرکت کرد و در اوایل ~~صفر PageV01P097 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0110.png) # آغاز استقلال شیخ اپواسحق... # ~~سال754 به نزد یکی شیراز رسید - شیخ ابو اسحق تا ه فرستگی شیراز به ~~مقابله او # ~~بیرون آمد ولی جتگث تا کرده بر گتت و در شهر متحصن شد - اسیو سیارز ~~الدین # ~~محمدشهر را در محاصره گرفت یا ایتکه در حین محاصره پسرشر شرف الدین ~~مظفروقات # ~~یافت 1 و خود او تیز بیمار گردید سمعذنکث از محاصره دست برنداشت و ~~بقدری در # ~~این کار اهتمام داشت که می گفت «اگر سن یمیرم تابوت سن پیش یبرید ~~وچندان # ~~سعی نمائید که شهر مسخر و سفتوح گردد» . # در زمان سحاصره شیراز وقایعی اتفاق افتاد که بحسن تدبیر اسیر مبارز الدین # ~~سحمد پبایان رسید یکی آنکه مجدالدین سربتدی از بزرگان فارس از شیراز ~~بیرون # ~~آسده بخدست اسیر سبارزالدین محمد رسید و ازطوف او بحکومت ولایت خفرک و # ~~کوتوالی قلعه سربند که پیش از آن نیز داشت برقرارشد. # ولی چون بقلعه رسید راه عصیان پیش گرقت اسیر سبارز الدین محمد خود با # ~~فوزندش شاه شچاع به قلعه سربند رفت مجدالدین با پسر بزرگ تر پیش از وقت # ~~گریخته ویشیراز رفته بود ساکنین قلعه از ترس جان تسلیم شدند - بقرمان ms072 ~~امیر # ~~سبارزالدین حمد پسر کوچک مجد الدین با سایر متعلقان بقتل رسید. # تسخیر قلعه سرخ - اسیر مبارزالدین محمد پس از تسخیرقلعه سریند بشیراا # ~~برگشت و شاه شجاع را به تسخیر قلعه سرخ که در چهار قرسنگی شیراز است ~~سأمور # ~~کرد - این قلعه در تصرف سپاهیان امیر ابو اسحق بود - چون شاه شچاع ییای ~~قلعه # ~~رسید ساکنین بمقاومت پرداختند ولی مغلوب شده قلعه را تسلیم نمودند شاه ~~شجاع # ~~تمام خزائن قلعه را در تصرف گرفت و بین لشگریان تقسیم کرد . # در سوقع محاصرهٔ‌ شیراز مولانا عضدالدین ایجی در شهر بود چون سدتمحاصره # ~~بطول انجامید وکار بر مردمشهر تنگ شد سولانا از کلوفخرالدین که محافظ ~~دروازه PageV01P098 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0111.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~کازرون بود التماس نمود تا به او راه خروج از شهر بدهد او نیز اطاعت ~~کرد سولانا # ~~از شهر خارج شد بخدمت امیر مبارزالدین محمد رفت. # محاصره شیراز « ماه طول کشید در این بدت شیخ ایواسحق بجای بدافعه از # ~~شهر دست به عملیاتیزد که باعت رنجش مردم و سیب شکست اوشد از آن جمله # ~~کشتن حاجی ضراب از بزرگان سادات محلهآ در مسجد نو و حاجی شمس الدین ~~قائم # ~~پیشوای محلهآ باغ نو بود - علت دیگر نگون بختی او مرگ حاجی قوام الدین ~~حسن # ~~1: یزرگان و نیکو کاران شیراز و از نزد یکان امیر شیخ ابو اسحق اینجو ~~بود .1 زیرا # ~~در اثر بذل و بخشش او مردم شیراز بجغت رضای خاطرش حلقه بند گی شیخ ~~ابواسحق # ~~را بگوش جان آویخته یودند. PageV01P099 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0112.png) # آغاز استقلال شیخ ایواسحق... ### | .- # ~~اسا اسیر شیخ بواو رینن موعع باری سبو روز بعیش و عشرت # ~~پرداخت و در این راه باندازهای افواط کود که دائما در عالم بی خیری یسر ~~ی برد # ~~چنانکه گویند چون امیر سپارزالدین محمد مظقری وارد شهر شد و آوازه طیل ~~او باوج # ~~آسمان رسید امیر شیخ در حال مستی پرسید که این چه آشوب است گفتتد صدای # ~~کوس محمد مظفری است ms073 گقت «این مردک گران جان ستیزه روی نرفته هنوز # ~~اینجا است ؟) » # ~~بقیه حاشیه ازصفحه تبل # ~~نکته دانی بذله گو چون حافظ شیرین سخن ### | بخشش آموزی جهان افروز چون حاجی قوام # ~~3- مرا شرطیست با جانان که تا جان در بدن دارم ### | هوا داران کویش را چو جان خویشتن دارم # ~~تا آنجا که گوید . # ~~برندی شهره شد حاقظ میان همدیان لیکن # چه غه دارم که در عالم قوام الدین حسن دارم # ~~و نیز در این قطعه حافظ در با ره حاجی قوام الدین حسن چنین گوید . # ~~حسود خواجه ما را بگو که بد مپستد ### | وگرنه دور زمان چز بدت جزا تدهد # ~~بحق نعمت حاجی قوام سا که قدر ### | ز بهر مصلحت خود یدین رضا ندهد # ~~حانظ در قطعه معروف خود ضمن تعریف از ه تن از بزرثان نارس حاجی قوام ~~الدین # ~~حسن را چنین مدح گفته . # ~~دگر گریم چو حاجی قوام درها دل # که نام تبک بیرد از جهان به بخشش و داد # ~~حافظ در این قطعد تاریخ وفات او را تعیین ینماید. ### | بقیه حاشیبه در صقحه بعد PageV01P100 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0113.png) # ~~یا لاخره اسیر مبارراندین سدررههروهره ییهورشهرشد زیرا این دروازه # ~~در اختیار ناصر الدین عمر از کلویان شیراز قرار داشت که امیر شیخ درصدد ~~قتل او # ~~برآمده و چون او از قصد امیر شیخ نسبت بخود آگاه شد دروازه را بروی ~~لشگریان # ~~امیر سبارزالدین محمد باز گذاشت و یاین ترتیپ شیراز در شوال سال * ه ~~بتصرف # صاحب صاحیقرانن خواجه قوام آلدین خشسن # ~~سادس ساد ربیخد خر الدریم روز ### | ورادیته بحدم کرد گار دوالمتن # ~~هفتصه و پجاه وچارار جرتحیرالیشر ### | مهرراجررهیوفاه را خوشه وطن # ~~مرغ روخس کان همای آشیات قدس بوت ### | سد سوی باع بفس ازدام این وارمحسن # ~~ببین در استات صقدر ملک ### | یبین یریدر جود # ~~عزیز مصر دولت حاتم عصر ### | کریسم پرور مفخر جود # ~~جهاک حشمت و خورشید رقعست ### | گل یخرم بخر جود # ~~دازدونت و کان بسروت ### | سپفر سهر سایه لستر جود PageV01P101 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0114.png) ms074 # ~~امیر مبارزالدین محمد در آمد1 و امیر شیخ ابو اسحق از شهر گریخت و ~~بهشولستان # ~~رقت و در قلعه سفید فا رس متحصن شد و در این گریز چتان با عجله شیراز ~~را ترک # ~~گفت که حتی نتوانست پسر 13 ساله خود علی سهل را با خود ببرد آو را که ~~در # ~~خانه سید تاج الدین واعظ پنهان شده بود پیدا کردندوپیش امیر سبارزالدین ~~محمد آوردند2 # ~~اسیر قرمان داداورا با سه نفرازبزرگان لشگر شیخ ابو اسحق بنام های رئیس ~~تاج الدین # ~~و کلو فخرالدین و بیک چکاز زندانی ساختند - امیر بیک چکاز را در آب ~~کربال غرقه # ~~ساختند و شاه شجاع که پس از تسخیر فارس از طرف پدر بحکوست کرمان بر ~~گزیده # ~~شده بود دو نفر دیگر را با خود بدانجا برد و یقتل رسانید و هنگامی که ~~به اصفهان # ~~بکمک پدر برای دقع شیخ ابو اسحق میرفت علی سهل را با خود برد و در ~~رودان # ~~رفسنجان بکشت و چنین شهرت داد که بمرگ طبیعی در گذشته است بعدها مقبره # ~~اومحل زیارت گردید.3 PageV01P102 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0115.png) ### | تا ریخ آل مظفر # امیر میارزالدین محمد پس از تسخیر شیراز یه تربیت علماء وفضلاء پرداخت # ~~و با مردم به عدل داد رفتارکرد وآنان را به شنیدن حدیث وتفسیر وققه ~~ترغیب # ~~نمود و در امر بمعروف و تدی از منکر و دفع فسق و فجور یقدری جد وجهد ~~کرد که # ~~ظرفاء شیراز او را محتسب لقب دادتد. 1 # امیر شیخ ابو اسحق اینجو پس از تحصن در قلعه سفید فارس با آتکه درایام # ~~حکومت با امیر شیخ حسن بزرگ ایلکانی عداوت و دشمنی میورزید از او در ~~دفع # ~~اسیر مبارزالدین محمد و تسخیر شیراز کمکث خواست او نیز پسر خود امیر آق ~~بوقا # ~~را با دوهزار تفر یکمک امیر شیخ فرستاد - اسیر سبارزالدین محمد نیز پسر ~~خود شاه # ~~شجاع را مأمور دفع او ساخت اما پیش ازآنکه جنگی در گیرد لشگریان امیر ~~شیخ ms075 # ~~ایو اسحق متقرق شدند وخود او بطرف اصفهان گریخت واسیر آق بوقا نیز به # ~~یغداد برگشت . # امیر سبا رزالدین محمد بطوریکه قبلا تیز گفته شد پس از فتح شیراز حکومت # ~~کرمان را از حدود کرمانشاهان2 تا ساحل ستد یشاه شجاع داد واو را روانه ~~حوزه PageV01P103 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0116.png) # ~~حکومتی خود کرد 1 # کوشش بوای فتح اصفهان. - امیر مبارزالدین محمد که فارس راضمیمه متصرفات # ~~خود ساخته بود درصدد برآمد اصفهان آخرین پتاه گاه شیخ ابو اسحق را تیز ~~متصرف # ~~شود برای این منظور در سال 55 ه. ق خواهرزاده خود شاه سلطان را در ~~شیراز # ~~گذاشت وخود بطرف اصفهان رفت وبه شاه شجاع نیز پیغام داد با سپاهیان ~~کرمان # ~~بدو پیوندد - شاه شجاع بالشگریانی ازجرما واوغان واعراب در ربیع الاول ~~همان سال # ~~از کرمان حرکت کرد و چون بشهر یایک رسید امراء جرما و اوغان بنای ~~نافرسانی # ~~را گذاشتند شاه شجاع دفع عصیان آنان را نبعد سو کول کرده در کوشک زرد ~~بخدمت # ~~پذر رسید - در اینجا خبر رسید که اسیر غیات الدین متعبور داماد شیخ ~~ابواسحق که # ~~حا کم شولستان بود درصدد تصرف شیراز است باین چهت شاه شجاع عازم ~~شولستان # ~~شدچون بدانجا رسید اطلاع ینفت که امیر غیاث الدین منصور بطرف شیراز ~~حرکت کرده # ~~است . اماچون سپاهیان امیرغیاث الدین سنصوربه نزد یکی شیر از رسیدند ~~هواخواهان امیر # ~~شیخ ابو اسحق دروازمهای شهر را گشودند وشاه سلطان هرچه سعی کرد ازعهده ~~دفع # ~~ایشان برتیامد ناچار پیش شاه شجاع رقت و شاه شجاع نیز بعجله خود را یه ~~شیراز # ~~رسانید و شهر را در تصرف خود گرفت. # از طرف دیگر خواجه عمادالدین محمود کرمانی با تقاق امیر سلغر شاه تر کمان # ~~خواهرزاده امیر شیخ ابه اسحق در حدود دارابگرد از مغولان جرمائی و ~~اوغانی # ~~سپاهیانی فراهم ساخت و بطرف شیراز در حرکت آمد شاه شجاع بدفع آنها ~~پرداخت # ~~مخالفان منهزم شدند و شاه شجاع به شیراز بر گشت.- # در همین موقع شاه سلطان ms076 بمحاصره قلعه پهندر که محل تحصن مجد الدین ~~PageV01P104 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0117.png) # ~~سربندی بود اشتغال داشت بجد الدین چون دید مقاومت فایده ای ندارد # ~~تقاضای بخشش نمود و در خارج شیراز بخدمت شاه شجاع رسید و تمامی ذخایر و # ~~خزائن شیخ ابو اسحق را که در قلعه بود تسلیم او کرد ولی شاه شجاع همه ~~را به # ~~مجده الدین بخشید. # بیعت امیر مبارزالدین محمد با خلیفه عباسی مصر - امیر مبارزالدین محمد # ~~که پس از تسخیرفا رس میخو است عراق عجم و آد ربایچان را نیز سسخر سازد ~~ابتدا # ~~خواست از اعتقادات مذهیی مردم استفاده کرده پشتی بانی آنان رانسبت بخود ~~جلب نماید # ~~تا بدین ترتیب قواعد حکوست خود را ستحکم سازد از این رو بالمعتضد بالله ~~ابی بکر # ~~خلیفه عباسی مصر که مورد احترام مردم سذهبی ایران آن زمان بود بیعت کرد ~~و این بیعت # ~~هنگامی صورت گرفت که امیربرای تصرف اصفهان درقریه ماروانان اقاست داشت ~~در این # ~~قریه و کیل خلیفه نزداوآمد وامیربا و کیل خلیفه مراسم مبایعت بجای ~~آوردود راین مبایعت # 2- چون در ساب :5) بعداد یضرف همر کوخان تقول درآمد المستعصم آخرین خلیفه ~~PageV01P105 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0118.png) # ~~علماء فارس وکرمان نیز موافقت ثمودند ونام خلیفه درخطبه وسکه وارد ~~کردید. # محاصره اصفهان. - اسیر سبارزالدین سحمد پس از آنکه شاه شجاع را برای # ~~تصرف مجدد شیراز بدان سمت فرستاد خود اصفهان را در محاصره گرفت - در ~~این # ~~موقع امیر شیخ ابو اسحق خواست حمایت سلطان شاه جاتدار را که در قلعه ~~طبرک # ~~اصفهان محبوس بود بطرف خود جلب تماید باین جهت دستور داد سید جلال ~~الدین # ~~سیر سیران حاکم اصفهان او را از زندان آزاد سازد و با سپاهی بدفع امیر ~~مبا رزالدین # ~~محمد بقرستد اما سلطان شاه جاندار که بحیله میرمیران بزندان اقتاده ~~بود2 ظاهرا # ~~خود را طرفدار اسیر شیخ نشان داده بجنگ اسیر سبارزالدین محمد رفت و حتی ~~در # ~~جنگ نیز رشادتها از خود بروز داد وپس از جلب اعتماد کامل امیر ms077 شیخ # ~~ابو اسحق از طرف او مأمور شد که برای گرفتن کمک از طوایف جرما و اوغان ~~به # ~~کرمان برود ولی چون از اصقهان بیرون آمد یطرف لرستان رفت و بدعوت شاه ~~شجاع # ~~عازم شیراز شد و مورد احترام قرار گرفت. # اسیر سبارزالدین محمد پرسیدن زمستان از محاصره اصفهان دست برداشت و ~~PageV01P106 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0119.png) ### | تاریخ آل سظفر # ~~بشیراز بر گشت شیخ ابو اسحق موقع را غنیمت دانسته به لر بزگ رقت تا از ~~اتابک # ~~نورالورد کمک بگیرد - چون بهار شد شاه شجاع اصقهان را دویاره در محاصره ~~گرفت # ~~شیخ ابو اسحق با سپاهیان اتابک نورالورد یطرف اصفهان آمد تا این شهر را ~~از # ~~محاصره شاه شجاع مستخلص سازد شاه شجاع از شنیدن این خبر اصفهان را ~~رهاسأخته # ~~بمقایله آنان رفت اسیر سبارزالدین محمد نیز از شیراز بکمک پسر رفت و ~~درمنزل # ~~فیروزان بدو رسید مخالفان چون بر این قضیه اطلاع یافتند شیخ ابواسحق ~~بطرف # ~~شوشتر رفت و اتابک نورالورد نیز به لر بزرگ برگشت و شاه شجاع ~~مجددااصفهان # ~~راد رمحاصره گرفت سید جلال الدین سیرسیران که بتنهائی قدرت مقاومت ~~نداشت اظهار # ~~اطاعت کرد و مبلغی خطیر بعفده گرفت شاه شجاع از سر تقصیر او گذشت و با ~~پدر # ~~بطرف شیراز بر گشت. # انقراض دولت شبانکاره در سال756 - در شبانکاره 1 یعنی در قسمتی از # ~~فا رس که شامل تیریزواصطهبانات و دارابگرد و فرک و طارم می باشد از ~~قدیم حکامی # ~~مستقل حکوست داشتند و مر کز حکوست آنان شهر ایگ یا (ایج) بود ودر این # ~~زمان شخصی بنام ملک اردشیر در شبانکاره فرمان سیراند واو به اعتماد ~~استحکام # ~~قلعه ایگ بمخالفت با امیر پرداخت از این جهت اسیر مبارزالدین محمد ~~فرزند خود # ~~شاه محمود را برای تسخیر آن قلعه فرستاد و او قلعه ایگ را در سال «75 ~~ه. ق # ~~متصرف شد و ملکث اردشیر گریخت و باین ترتیب حکومت ملوک شبانکاره در این # ~~سال بیایان رسید. # از وقایع مهم ms078 سالهای «75 و707 عصیان هزاره شادی وطوایف اوغانی و # ~~جرمائی است - هزاره شادی ساکن کرمان که همیشه مورد عنایت امیر ~~سبارزالدین # ~~محمد بودند در آخر سال « ه ب دست بعصیان زدند شاه شجاع از طرف پدر ~~مأمور # ~~دقع آنان شد و باندکمدتی غائله ایشان را خوابانید - سپس شاه شجاع ~~چرمائیان و PageV01P107 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0120.png) # ~~اوغانیان را که مثل همیشه در سواقع فرصت دست بطغیان میزدند در سال 757 # ~~سر کوب کرد . # لشگر کشی به اصفهان . - اسیر مبا رزالدین محمد مجددااصفهان را درمحاصره # ~~گرفت وشاه شجاع نیز پس از دفع غائله هزاره شادی واوغانیان و جرمائیان # ~~کرمان عازم اصفهان شد و در ماربین به پدر پیوست وچون زمستان در رسید ~~امیر # ~~مبارز الدین محمد محاصره اصفهان را بعهده شاه سلطان خواهرزاده خود ~~گذاشت وبه # ~~شیراز برگشت. # تسخیر لرستان . - از وقتی که اسیر مبارزالدین محمد فارس را در تصرف آورد # ~~اتابک نورالورد بطرفداری ازاسیر شیخ ابواسحق با او بنای مخالفت را ~~گذاشت ولی # ~~امیر بعلت قرابتی که بین اجداد اتا بک نورالورد با فرزندانش شاه شجاع و ~~شاه محمود # ~~از نظر مواصلت با قراختائیان وجود داشت نمیخواست با او بجنگ بیردازد ~~باین جهت # ~~ابتدا ناصرالدین خنجی وسپس امیر کمال الدین حسین رشیدی وخواجه رکن ~~الدین # ~~عمیدالملک وخواجه صدرالدین اناری را برسالت پیش اتابک نورالورد فرستاد ~~تا # ~~او را براه خیر وصلاح رهنمون شوند ولی نصایح آنان مؤثر نیفتاد باین جهت ~~درسال # ~~756 به قاضی قطبالدین فرستاده اتابک نورالورد اجازه مراجعت از شیراز ~~نداد و # ~~سال 7ه مصمم شد لرستان راکه مایه امید و محل استظهار امیر شیخ ابو اسحق # ~~بود مسخر سازد از این جهت یه همراهی پسرانش شاه شجاع وشاه محمود از راه # ~~بهبهان عازم این ناحیه گردید و درجنگی سپاهیان اتابک را منهزم ساخت و ~~اتابک # ~~نورالورد در قلعهای سمتحصن شد . # روز دیگر اتابک شمس الدین پشنگ بن ملک یوسف شاه با جمعی از امراءو # ~~اکابر بخدمت امیر سبارزالدین محمد آمد ms079 واظها راطاعت نمود و به حکومت ~~لربزرگ # ~~منصوب گردید. # شاه شجاع برای دستگیری اتابک نورالورد بطرف قلعه سحل تحصن او رفت # ~~اتا بک گریخته در قلعه دیگر متحصن شد شاه شجاع جمعی را بمحاصرهآن قلعه ~~گماشت PageV01P108 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0121.png) # ~~و خود پیش پدر آمد - بعد از مراجعت شاه شجاع اتایک پشنگ قلعه را ستصرف # ~~شد و اتایک نورالورد را دستگیر کرده نا پیتا ساخت. # امیر مبارزالدین محمد پس از این قتح بشیرار برگشت. # تسخیراصفهان و قتل شیخ ابواسحق درسال758 - در سوقعی که امیرمبارزالدین # ~~محمد بد تسخیر لرستان اشتغال داشت شاه سلطا همچنان اصقهان را در محاصره # ~~گرفته بود چون مدت محاصر یطول انجاسید و کار بر مردم شهر تنگ شد دسته ~~دسته # ~~بیرون آمده از شاه سلطان اطاعت سینمودند - در این حین کوتوال قلعه طبرک ~~در # ~~مقابل دریافت وچهی قلعه را به گماشتگان شاه سلطان تسلیم نمود 2 # از شنیدن این خبر مردم شهر بوحشت افتادند سید جلال الدین میرمیران به # ~~کاشان گریخت وشیخ ابو اسحق چون نتوانست خود را نجات دهد در تنورخانه # ~~مولانا نظام الدین اصیل شیخ الاسلام شهر پنهان شد واسیدوار بود که شاه ~~سلطان # ~~در مقابل احسانی که شیخ ابو اسحق در بوقع سلطنتش در شیراز نسیت بدو ~~کرده # ~~او را اجازه خروج از شهر یدهد تا جان بسلامت برد2 اما شاه سلطان انعام ~~واحسان # 2- شاه سلطان ه هزاو دینار تقیل تخود ورش حیم کا بر آیساک تم ست ~~PageV01P109 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0122.png) # ~~او را نادیده گرفته به دستگیری اش فرمان داد و در قلعه طیرک زندانی ~~ساخت و # ~~سپس بنا بدستور اسیر سبارزالدین محمد روانه شیراز نمود . شیخ ابواسحق ~~روز پنجشنبه # ~~اواخر جماد الاولی سال 758 بشیراز رسید امیر سبارزالدین محمد در خارج ~~دروازه # ~~سعادت با جمعی از سادات و قضات و علماء و اعیان فارس منتظر ورود او بود ~~چون # ~~او را پیش اسیر آوردند او امیر شیخ را به فرزندان حاجی ضراب که بفرمان ~~او بقتل ms080 # ~~رسیده یود سپرد تا بقصاصش یرساثند پسر یزرگ حاجی ضراب گفت امیر شیخ # ~~پادشاهی عادل و باذل بود سن هرگز دست یخون او نیالایم ولی پسر کو ~~چکبرای # ~~خوش آمد اسیر محمد سر او را از تن جداکرد و باین ترتیب بدون ایتکه امیر # ~~میارز الدین محمد در قتل او دست داشته پاشد چنین مانعی را از میان ~~یرداشت .1 # ~~سیرار کریخت شیخ ابو اسحق جمعی رادرتحفب اوقرستد او راگرفته په پیش ~~امیر شیت PageV01P110 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0123.png) ### | تاریخ آت مخعر # ~~امیر شیخ ابو اسحق در موقع سرگ این دو رباعی را گفته است . # ~~افسوس که مرغ عمر را دانه نماند ### | اسید به هیچ خویش و بیگانه نماند # ~~دردا و دریغا که در این مدت عمر ### | از هر چه شتیدیم جز افسانه نماند # ~~1چرخ ستیزه کار سستیز و یرو ### | یا گردش دهر در میاویز و برو # ~~یک کاسه زهر است که سرگش خواتند ### | خوش در کش و جرعه بر جهان ریزو برو # ~~اسیر شیخ ایو اسحق که درسال 721 ستولد شده در سوقع قتل 37 سال # ~~داشته است، PageV01P111 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0124.png) # صفات و اخلاق شیخ ابواسحق - شیخ ابواسحق پادشاهی دریم وبخشنده بود # ~~و از بخشش او حکایتها کردهاند - ابن بطوطه طنجی که در زمان سلطنت او ~~بهشیراز # ~~آمده گوید یکی از بهترین سلاطین و سردی خوش هیکل و خوبروی و کریم وخوش # ~~اخلاق وفروتن است - اومیکوشد در بذل وبخشش خود را نظیرپادشاهان هند ~~سازد1 . # محمود دتبی در تاریخ آل مظفر گوید : امیر جمال الدین شیخ ابواسحق که # ~~به سن از همه (از همه برادران) کمتر بود اما به اخلاق از همه بهتر بلکه ~~از اکثر # ~~سلوک بکرم ممتاز وصیت سکارش از آفتاب سشهورتر- همواره ابواب فوائد و ~~عوائد # ~~به شریف ودنی و فقیر و غنی گشاده است و در آن روزگار ازوی کریم تر کسی ~~نشان # ~~ندادهاند2 ابن شهاب یزدی مؤلف دتاب جامع التواریخ حسنی نیز گوید : امیر ~~شیخ # ~~ابواسحق پادشاهی با سخاوجود بود ms081 چنانکه درچندین قرن کسی بکرم اونبوده ~~است - # ~~روزی پیش او صفت کرم حاتم طائی کردند پرسید که کرم او تا چه غایت بود ~~گفتند # ~~که از جمله قصری ساخته بود که چهل دریچه داشت وسائلی جهت امتحان هرچهل # ~~دریچه را شیآلله زد و او از هر دریچه قدری فرو ریخت امیر شیخ گفت زیادت ~~کرمی # ~~نداشته است اگراو صاحب کرم بودی از یک دریچه چندان زر بریختی که او را ~~دیگر # ~~احتیاج گدائی نبودی . # آوردهاند که روزی برف گران آمده بود و از جهت شکار سوار شده بلبل لنگردر # ~~شیراز بود این رباعی بخواند . # شاها فلکت بخسروی تعیین درد وز بهر تو اسب پادشاهی زین کرد # تا در حر کت سمند زرین نعلت %~% بر گل ننهد پای زمین سیمین کرد # خنجر مرصع ازسیان بیرون آورده پیش او انداخت و گفت هر که سر من دوست ~~PageV01P112 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0125.png) # ~~دارد به بلبل چیزی بخشد در زمان . ه هزار دینار کپکی اسرا بدو بخشش ~~کردند . # د یگر برد رمسجد عتیق د کان شاه عاشق شاعریود و شعر بزبان شیرازی گفتی - # ~~روز جمعه امیر شیخ ابواسحق از نماز جمعه بیرون آمده شاه عاشق بر او ثنا ~~گفت آمد # ~~و پر گوشه د کان او نشست و گفت ست اسروزد کاندار شاه عاشقم بیائید ~~وازین نقل # ~~بخرید هر امیری و سرداری از رخت و کمر وشمشیر و خنجر و نقد هرچه ~~میدادند امیر # ~~شیخ قدری از نبات قرصه ونقل قنادی میداد تا درصد هزاردینار کپکی از این ~~اجناس # ~~چمع شد و بقدر ده من از این اجناس نبود که بمردم داده بعداز آن سوار شد ~~شاه عاشق # ~~بربالای دنان رفت و گفت ای خلائق شیراز پادشاه با من انعا سی کرد سن ~~بخلایق # ~~شیراز بصدقه سر پادشاه بخشیدم بیائبد و تالان ننید ود کان مرا نیز یغار ~~تید دریک # ~~زمان ردم تالان کردند پادشاه را گفتند گفت او از ما صاحب کرم تر است . # سولانا ms082 معین الدین معلم یزدی مؤلف تاریخ سواهب الهی با اینکه مداح امیر # ~~مبارزالدین محمد مظفر بود شبخ ابواسحق را در مکرست واحسان وسکارم اخلاق # ~~برهمگنان مقدم میدارد . # بعلت همین جود و بخشش ونیز بسبب فضل و کمالش شعرا و دانشمندان در # ~~دربارش مجتمع بودند و ازخوان نعمتش متنعم میشدند و او نیزآنان را محترم ~~میداشت # ~~و در رعایت حالشان سیکوشید . # ابن بطوطه در بارهآ احترام او نسبت به علماء و دانشمندان گوید : از هرموز ~~به # ~~شیرازآمدم وبخدمت قاضی سجدالدین شیرازی رفتم که از غایت ضعف حرکت تمی ~~توانست # ~~کرد - روزی که بزیارت شیخ رفتم سلطان ابواسحق پادشاه شیراز در برایر او ~~گوش # ~~بدست نشسته بود و این علامت نهایت ادب و احترام در میان آنان است و ~~مرده فقط # ~~در برابر شاه این عمل را می کنند1 . # از علماء وعرفای معروف که در مصاحبت شیخ ابواسحق بسر میبردند یکی # ~~قاضی عضدالدین ایجی صاحب کتاب مواقف است و دیگری شیخ امین الدین بلیانی ~~PageV01P113 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0126.png) # ~~و شمس فخری اصفهانی (مؤلف کتاب معیار جمالی ومفتاح ابواسحاقی) که شرح ~~حال # ~~هریک بموقع گفته خواهد شد . # ~~از شعرای معروف که در مدح شیخ ابواسحق اشعار و غزلیاتی دارند عبا ~~رتنداز # ~~خواجوی کرمانی که مثنوی کمال نامه را در سال،74ه. ق بدو تقدیم داشته ~~ودیگر # ~~سید جلال الدین بن عضد یزدی که مدایح بسیار در بارهآ شیخ ابواسحق دارد ~~و عبید # ~~زا کانی که شیخ ابواسحق را دراشعار بسیاری بدح گفته1 بعلاوه منظومهآ ~~(عشاق نامه) # ~~را بنام او کرده است . # ~~2 - عبید زا کانی قطعه زیر را در تأسف ازفوت اسیر شیخ ابواسحق گفته است ~~. # ~~سلطان تاج ب جهریر شیخ ### | کاوازه سخاوت وجودش جهان گرفت # ~~انهی چو یقباد و چه اگراسیاب گرد ### | کشور چه شاه سنجرو شاه اردوان گرفت # ~~مپی دین بفوگ دڈبیر پیر کرد ### | روی زمین ببازوی بخت جوان گرفت ### | در عدل رسم و شیوهآ نوشیروان گرفت ### | بر وی نشسته شاد وقدح شادمان گرفت ms083 ### | خود را امیر وخسرو صاحبقران گرفت ### | کیت چگونه دولت او را عنان گرفت ### | سلک و خزانه و پسرش در میان گرفت ### | باد و دونالهای که درآن دودمان گرفت ### | بقیهآ حاشیهآ درصفحهآ بعد PageV01P114 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0127.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~از فضلای دیگر زمان شیخ ابواسحق ابوالعیاس احمد بن ایی الخیر زرکوب # ~~شیرازی صاحب لتاب شیرازنامه است و لتابی بناه عمدة التواریخ در سلطتت ~~او نوشته # ~~که در دست نیستو # ~~دیگر محمدبن محمود آملی است نه کتاب نفایس الفنون وعرایس العیون را # ~~که درشعب ختلفه علوم تألیف کرده به شیخ ابواسحق تقدیم داشته . # ~~از تویسند گان و دبیران سعروف آن دوره چلال الذین عکاشه است نه منشی # ~~خاندان اینجووشیخ ابواسحق بوده ازبزرگ ترین شعرای زسان شیخ ابواسحق ~~خواجه # ~~تمس الدین محمد حافظ شیرازی است بطوریکه که قبلانیز گفته شد خواجه ~~درقطعات # ~~چتدی ازمرگ امیر شیخ ابواسحق اظهارتأسف نموده در غزل ذیل تیراحساسات ~~تأسف # ~~آمیزخود را بیان داشته است . # ~~یاد باد آنکه سر دوی توام منزل بود ### | دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود # ~~راست چون سوسن و گل از اثرصحیت خاک ### | بر زبان یود مرا آنچه ترا در دل یود # ~~بقیهآ حاشیه از صفحهآ قیل # ~~کان بوستان سرای که آثین رنگ و بوی ### | خلد برین ز رونق آن بوستان گرفت # ~~اکنون بدان رسید که بر جای عندلیب ### | زاغ سیه دل آمد و در وی مکان گرفت # ~~قصری که برد فرخی از فر او همای ### | سگ بچه کرد در وی و جقد آشیان گرفت # ~~در کار روزگار و ثبات جهن عبید ### | قبرت هزار یار از ایسن میتوان گرفت # ~~بیچارامی چوتدارد بیهچ حان ### | نه برستاره دست و نه بر آسمان گرفت ### | وآسوده خاطری که ز دنیا کران گرفت PageV01P115 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0128.png) # ~~دل چو از ییر خرد نقل معانی سیکرد ### | عشق سیگقت بشرح آنجه برو مشکل یود # ~~آه ازاین جوروتطاول که دراین دامگه است ### | آه از آن سوز و نیازی که درآن محفل بود # ~~در دلم ms084 بود نه بی دوست نباشم هرگز ### | چه توان درد ده سعی من ودل یاطل یود # ~~دوش بر یاد حریفان بخرابات شدم ### | خم میدیدم خون در دل و پادر گل بود # ~~بس بگشتم که پپرسم سیب درد فراق ### | مفتی عقل در این سسئله لایعقل بود # ~~راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی ### | خوش درخشید ولی دونت مستعجل بود # ~~دیدی آن قهقههآ تبک خرامان حافظ ### | که ز سر پنجهٔ‌ شاهین قضا غافل بود # ~~شیخ ابواسحق یاوجود صفات خویی کهداشت سردی بد عهد و پیمان شکن بود # ~~چنانچه با اسیر سبارزالدبن محمد هشت یار پیمان یست ولی بدانها وفا نکرد ~~و آنهارا # ~~شکست - او این عمل خودرا از اعتفاد بعلم نجوم وامکان پیش بینی حوادث از ~~وضع # ~~کواکب در آسمان میدانست چنانچه خود گوید . «اهمال در حرب محمدبن مظفر و # ~~عقد مصالحت با اوچند نوبت بواسطهٔ‌ اوضاع فلکی بوده1». PageV01P116 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0129.png) ### | أریخ ان تظفر # شیخ ایواسحق اغلب اوقات به عیش و عشرب مییرداخت و در آخر کار دائما # ~~در سستی و بیخبری میگذرانید از این جهت اساس دولتش ستزلزل شد و سلطنتش # ~~بدست امیر میارزالدین بحمد بیاد فتا رقت . # این یطوطه در بارهآ سپاهیان شیخ ابواسحق گوید : او سپاهی نیرومند و کشوری # ~~پهناور داشت و عدد لشگریان او در حدود .ه هزار نقر مرکب از ترک وایرانی # ~~بودند اماخواص نزدیکان همه اصفهانی بودند زیراوی اطمینانی بمردم شیراز ~~نداشت # ~~و شیرازیان را بخدست خود نمی گماشت واجازه نمیداد که بدستگاه او نزدیک ~~شوند - # ~~حتی سردم اجازه حمل اسلحه نداشتند سبب آن بود که شیرازیان مردمانی دلیر ~~وشجاع # ~~بودند همواره نسبت بحکومت طریق گردن کشی و نافرمانی میسپردند - هر کس ~~از # ~~مردم شهر که با خوداسلحه داشت مورد تعقیب وتنبیه مأسورین واقع میشد - ~~اوسردم # ~~شیراز را بنظربغض و کینه می نگریست و یجان خود ازاین سردم بیمناک بود2 ~~. # شیخ ابواسحق در شیراز بساختن ابتیه چندی پرداخت از آن جمله بنای عظیمی # ~~شبیه بطاق کسری بفرمان او ساخته ms085 شد - این بطوطه که در سوقع ساختن این ~~بنا در # ~~شیراز یود گوید : شاه شیخ ابواسحق تعممیم گرفته بود ایوانی نظیر ایوان ~~نسری بنا # ~~کند لذا فرمان داد که مردم شیراز پایه بنا را بکنند - مردم شهر در ~~اجرای فرمان به # ~~جتب و جوش بزرگ برخاستند - هر یک از طبتات سیکوشید که در این کار سهم # ~~بیشتری داشته باشد کار رقابت و هم چشمی بجائی رسید که زنبیل های بزرگ ~~چرسین PageV01P117 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0130.png) # ~~دارالمصحف یا خدای خانه از بنا های شیخ ابو اسحق اینحو در صحن سسجد # ~~جامع عتیق شیراز درسال 52، ه. ق # مقابل صفحه 13 PageV01P118 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0131.png) # ~~بخط عتمان که بر آن اثر خون بوده وجود داشته که بعدها ازمیان رفته است ~~. دور # ~~خدای خانه کتیبهای یخط یحیی الجمالی الصوفی بوده که در این اواخر آن را ~~تعمیر و # ~~بصورت اولی درآوردهاند . # در اصفهان تیز ینای معروف به اسحقیه نزدیک خانه میرمیران از آثار اوست - # ~~دیگر خانقاه شیخ ایوعبد الله حفیف را که اتابک زنگی و اتابک اپویکر بتا ~~کرده بودند # ~~خراب کرد وسه گنبدرفیع متصل ییکدیگر درآنجا بنانمود . تاشی خاتون2 ~~مادرشیخ # ~~ابواسحق درسال . 75ه. ق عمارت مقبره سید امیر احمد برادرحضرت رضاعلیه ~~السلام # ~~معروف به شاه چراغ را تعمیر کرده و چند قریه ومزرعه از ناحیه میمند ~~فارس بر آن # ~~بقعه وآستانه وقف نمود ونیز مدرسه وزاویهای در مجاورت این بقعه بنا ~~کرد2 بنا بگفته # ~~ابن بطوطه تاشی خاتون مساقرین را در این مدرسه اطعام میکرد و میگوید ~~عادت # ~~خاتون این است که هرشب دوشنبه خود آنجا می آید و تمام قضات و فقها و ~~سادات # ~~چمع میشوند وقارآن با آهنگ خوش بقرائت مشغول میشوند و خوراک و میوه و ~~حلوا # ~~داده میشود وسپس واعظ به وعظ میپردازد وهمهآ این کارها بعداز ظهر شروع ~~وپیش از # ~~نعازعشاء خته سیگودد - جای خاتون درغرقهآ مخصوص است و درپایان بر در ~~امامزاده # ~~طبل و نفیر و بوق زده میشود متل دربار ms086 پادشاهان4 . ### | سلسله نسب اینجویان # 1- شرف الدین محمود شاه اینجو- در سال 3. 7 بحکومت فارس رسید ودر # ~~سال ه*ب در کار حکوت فارس استقلال یافت ودره1 رجب سال 730 ه بامر # ~~اوپا گاون کشته شد. PageV01P119 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0132.png) # ~~2- جلال الدین سسعود شاهبن محمود خاه1- از رجب 30 بحکوست پرداخته # ~~و در سال 43 7 بدست یاغی باستی بقتل رسید . # ~~3 - غیاثالدین کیخسروبن محمود شاه - درسال 739 بقتل رسید . # ~~4 - شمس الدین محمدبن محمود شاه - درسال. 7 بامراسیر پیرحسین کشته شد ~~. # ~~ه - جمال الدین ابواسحق بن محمود شاه - از 743 تا 758 حکومت داشت و # ~~در این سال بدست امیرمبارزالدین محمد سقتول گردید . # شرف الدین محمود شاه اینجو # ساهتخمودمظفری کیقباد (در؟ 2 ### | رسید PageV01P120 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0133.png) ### | لصما %~% بن # بقیه احوال امیر میارزالدین محهل # لشگر کشی امیر مبارزالدین محمد به آذربایجان در سال 759 ه. ق - اسیر # ~~مبا رزالدین محمد چون شیخ ایواسحق اینجو را از میان برداشت و علاوه بر ~~کرمان # ~~و یزد به فارس و اصفهان نیز تسلط یافت خواست آذربایجان را نیز ضمیمه ~~متصرفات # ~~خود سازد برای این منظور در ماه محرم سال ه از شیراز عازم اصفهان شد ~~شاه # ~~سلطان داماد و خواهرزاده امیر که حاکم اصفهان بود از او استقبال شایان ~~بعمل # ~~آورد اوکه در راه اجرای مقاصد امیر مبارزالدین محمد کوشش بسیار کرده و ~~امیر # ~~شیخ ابو اسحق دشمن یزرگ او را دستگیرساخته یود توقع آن داشت که مورد ~~عنایت # ~~قرا رگیرد اما امیر مبارزالدین محمد که در این موقع بد خوی و سخت گیر ~~شده بود # ~~چتانکه باید او را طرف توجه قرار نداد و بعلاوه پا او یخشونت رفتار کرد ~~این اسر # ~~باعت رنجش شاه سلطان شد و بطوریکه بعد خواهیم دید سبب گردید که ~~بافرزندان # ~~او در گرفتاری و نابینا ساختنش متحد گردد . هنگاسی که امیر مبارزالدین ~~سحمد در # ~~اصفهان توقف داشت ایلچی جانی بیگ خان حاکم دشت قبچاق که تبریز را ازدست # ~~سلک اشرف چوپانی بد رآورده ms087 و آذربایجان را متصرف شدهبود آمد و به ~~اوپیشنهاد کرد # ~~که منصب یساولی جانی بیگ خان را که از طرف ایلخانان یه پدر امیر تعلق ~~داشت پپذیرد PageV01P121 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0134.png) # ~~امیر مبارزالدین سحمد که در این موقع در کمال اقتدار بود ازاین پیغام ~~بر آشفت وایلچی # ~~جانی بیگ خان را با سخنان درشت بر گردانید و مخارج ایلچی را که با ~~سیصدسوار # ~~آمده بود به شاه سلطان حواله داد - این معنی باعث رنجش بیشتر شاه سلطان # ~~نشد. # در آذربایجان پس ازقتل امیر شیخ حسن چوپانی که درسال 744 ه. ق # ~~اتفاق افتاد برادرش ملکاشرف حکومت سیکرد و او که انوشیروان نامی را با ~~یلخانی # ~~برداشته بود ابتدا یاغی باستی وسیورغان پسران امیر چوپان را که رقبای ~~او بودند # ~~ازسیان برداشت و بدت جهارده سال (764-) باستقلال بحکومت پرداخت # ~~درمدت حکومت بظلم وستم و جمع سال سشغول بود تا اینکه در سال 708 جانی # ~~بیگ خان پادشاه دشت قبچاق بدعوت مردم تبریز بدان شهر آمد و ملک اشرف را # ~~دستگیر کرده بقتل رسانید و بحکومت خانواده چوپانی خاتمه داد . # جانی بیگ پس از اند کی توقف در آذ ربایجان بدشت قبچاق بر گشت و پسر # ~~خود بردی بیگ را در حکومت آذربایجان گذاشت و چون او بیماری و سپس مرگ # ~~پدر را شنید بدشت قبچاق رفت واخی جوق نامی حکومت آذربایجان را در دست # ~~گرفت. # در بهار همان سال سلطان اویس ایلکانی عازم تبریز شد تا آذربایجان را # ~~ضمیمه متصرفات خود سازد اخی جوق بجلو گیری او پرداخت ولی منهزمشد وبطرف # ~~نخجوان گریخت و سلطان اویس در ماه رمضان سال مزبور وارد تبریز گردید و # ~~زمستان را به بغداد رفت اخی جوق از سوقع استفاده کرده مجددا بر ~~آذربایجان # ~~مسلط گردید. # چون وضع نا بسامان آذ ربایجان باطلاع امیر مبارزالدین محمد رسید درحر کت # ~~برف این ودیت و سمیرانهمم تر شد - اخی جوق به مقابله او شتافت و در ~~PageV01P122 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0135.png) # ~~نزدیکی شهر ms088 سیانه1 یه لشگریان او رسید در جنگی سپاهیان اخی جوق شکست # ~~خوردند ومنهزم شدند. - شاه شجاع و شاه محمود پسرا امیر مبارزالدین بحمد ~~تا # ~~شهر نخجوان گریختگان را تعقیب نمودند و سیس یه تبریز بخدمت یدر یر ~~گشتند - # ~~امیر سبارزالدین محمد یجای آنکه آن دو را سورد عنایت قرار دهد بعلت شرب ~~شواب # ~~و گستردن یساط عیش وطرب که مرتکب آن شده بودند آنان را یسخنان درشت # ~~بیارزد و مورد سلامت قرار داد و در فتح نامهای که صادر کرد از پسران ~~اسمی نبرد # ~~و شچاعت و دلاوری شاه یحیی نوه خود و پسر شرف المدین مظفر راستود - این ~~امر # ~~باعت رنجش بیشتر پسران گردیدوسوجب آن شد که برعلیه پدر یا یکد ~~یگرمتحدشوند . # أمیر سبارزالدین محمد پسازورود به تبریز در جمعه اول شخصا بالای مثبر # ~~رفت وخطبه خواند وخلفای عباسی مصر را که چندی پیش بیعت آنان را پذیرفته # ~~بود دعا کرد وسپس بتماز جماعت پرداخت - او دو ماه درتبریز اقامت کرد ~~وچون از # ~~لشگر کشی سلطان اویس ایلکانی به تبریز اطلاع یافت نظر یه اینکه سنجمان ~~به # ~~او گفته بودند که او را از جوان ترک بلتد بالا ملالتی خواهد رسید واو ~~این صفات # ~~را در سلطان اویس میدید باین جهت از او بیمناک شده از تبریز خارج گردید ~~و تا # ~~اصفهان در هیچ جا توقف نکرد و در راه نیز فرزندان را به کشتن و کورکردن # ~~تهدید سی کرد؟ PageV01P123 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0136.png) # نابینا شدن امیر مبارزالدین محمد بدست پسران - امیر مبارزالدین محمد روز # ~~سه شنیه ه ماه رمضان سال.- باصفهان رسید و بافرزندان بیشتر از سابق بد ~~رفتاری # ~~نمود وچون پسران احساس نمودند که از پدر آسیبی خواهند دید و بعلاوه ~~بشاه شجاع # ~~گفته بودند که پدر در نظر دارد او را که ولیعهد است بگیرد و سلطان ~~ابویزید فرزند # ~~کوچک خود را که از خانزاده بدیع الجمال داشت بتخت سلطنت بنشاند باین ~~جهت # ~~شاه شجاع با شاه محمود وشاه ms089 سلطان هم پیمان شدند و صبح زود به سنزل ~~امیررفتند # ~~شاه محمود دربیرون خانه ماند وشاه شجاع بدرون رفت وهفت نفراز همراهان ~~را فرمان # ~~داد تاپدر را دستگیر سازند آنان پیش اسیرمبارزالدین محمد رفتتد و در ~~صدد دستگیری # ~~او برآمدند امیر که مردی قوی هیکل وپرقوت بود با آنان بجنگ پرداخت ولی ~~مغلوب # ~~گردید - دست وپای او را بستند و از ترس غوغای مردم درتا ریکی شب بقلعهآ ~~طبرک # ~~بردند وشب جمعه 9 ماه رسضان سلطان شاه چشم او را میل کشید . # یکی ازشعرای فارس در بارهآ این واقعه چنین گفته است. # # یک چند شکوه همتش پیل کشید %~% یک چند سیه ز هند تا نیل کشید # # پیمانه دولتش چو شد مالامال %~% هم روشنی چشم خودش میل کشید # سلمان ساوجی نیز در این باره گوید : # # آنکه از کبر یک وجب میدید %~% از سر خویش تا بافسر هور # # آنکه می گفت شیر شرزه منم %~% روز هیجا و دیگران همه کور # # قوة الظهر پشت او بشکست %~% قرة العین کرد چشمش کور # # تا بدانی که با سعادت و بخت %~% بر نیاید کسی بمردی و زور # خواجه حافظ که او را قاتل امیر شیخ ابواسحق ولینعمت خود سیدانست واز # ~~اوخوشدل نبود در غزلی که دراین باره سروده قبایح اعمال او را نیز شرح ~~داده است # ~~وغزل این است . # # دل منه بر دنیی و اسباب او %~% زانکه ازوی کس وفاداری ندید # # کس عسل بی نیش از د کان نخورد %~% کمس رطب بی خار از این بستان نچید # # هر به ایامی چراغی برفروخت %~% چون تمام افروخت بادش در دسید # # بی تکلف هر که دل بر وی نهاد %~% چول بدیدی خصم خود می پرورید ~~PageV01P124 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0137.png) ### | ریح آل مظفر # شاه غازی خسرو گیتی ستان %~% آنکه از شمشیر او خون میچکید # گه بیک حمله سپاهی میشکست %~% گه بهوئی قلیگاهی سیدرید # از نهیبش پنجه می افکند شیر %~% در ییابان نام او چون میشنید # سروران را بیسبب می کرد حبس %~% گردنان ms090 را بی خطر سر میبرید # عاقبت شبراز و تبریز و عراق %~% چون مسخر کرد وقتش در رسید # آنکه روشن بد جهان یینش بدو %~% میل در چشم جهان بینش کشید # مرگ امیرهبارزالدین محمد - پسران پس از نابینا ساختن پدر او را ازاصفهان # ~~به قلعه سفید قارس فرستادند و بزندانش افکندند بعد از یک ماه 1 او بکمک ~~جمعی # ~~کوتوال قلعه را دستگیر ساخته و قلعه را در تصرف آورد از آنجائیکه ~~فرزندان از # ~~کردهٔ‌ خود پشیمان شده بودند خواستند رضایت خاطر پدر را جلب نمایند ~~یاین # ~~جهت یا او صلح کردند باین شرط که بشیراز آمده مانند سایق خطبه و سکه ~~بنام او # ~~باشد وثاه شجاع تحت فرمان پدر مملکت را اداره تماید - بعد ازدو سه ماه2 # ~~مفسدان اسیر را یر آن داشتند هنگامی که شاه شجاع بخدمت میرسد دستگیر ~~ساخته # ~~بهلاکت برساتند و سلطان ابویزید را بتخت سلطتت بنشانتد و شاه یحبی را ~~سپهسالار # ~~لشگر سازند - شاه شجاع از این توطئه خبر یافت و اطرافیان پدر را که در ~~این ماجرا # ~~دست داشتند بقتل رسانید و پدر را درقلعهآ تبر در هشت فرسخی جهرم زندانی ~~ساخت3 . # اسیرمبارزالدین محمد در آن قلعه بعلت گرما وناسازگاری هوا بیمارشد ~~وبقرمان # ~~شاه شجاع او را به قلعه بم بردند ولی در بین راه بیماریاش شدت یاقت و ~~در اواخر # ~~ربیع الاول سال 760 وفات یافت - جنازهآ او را به میبد برده در مدرسه ~~مظفریه بخاک # ~~سییردتد . PageV01P125 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0138.png) # مدت عمرش 65 سال بود آکر اعار خمرالی آوزا ازکان718خاب کنیم # ~~42 سال حکومت کرده ازاین دت 23 سال در یزد و13 سال در کرمان حکومت # ~~داشت و پس از تصرف شیراز شش سال بر کلیهآ ممالک مظفری حکومت میکرد ه ~~پسر # ~~و2 دختر داشت شرف الدین متلفر وخانزاده سلطان از زن اول - شاه شجاع ~~وشاه # ~~محمود وسلطان احمد و یک دختر بنام مخدوم زاده خاتون از خان قتلغ مخدوم ~~شاه # ~~دخترشاه جهان قراختائی وسلطان ابویزید ms091 از زن سومش بنام بدیع الجمال ~~بوجود آمدند . ### | اهیرمبارزالدین محمد ### | ننباه %~% سلطان احمد %~% سلطان ابویزید # 44 # شجاعمحمود مخدوم زادهخاتون1 # 2 - سحمه لمستوفی بافقی مؤلف کتاب چاسع سفیدی در شرح آبادی هاثی که ~~امیرسبا رزالدین # ~~خوارازکون و ستوم راده “گوگ جاری کردند و ان راپربوم مدقن ایشان است # ~~و درجنب مزار شیخ تقی الدین دادا محمد واقع است وقف نمودند. # از اینجا نام دختران اسیرمبارزالدین محمد معلوم میگردد که یکی خانزاده ~~خاتون یا # ~~خانزاده سلطان خواهرصابی شرف الدین مظفرو دیگری مختوم زاده (یا مخدوم ~~زاده) خاتون # ~~آر حان قتلع مخدوم ساه وخواهر صلبی شاه شجاع وشاه محمود و سلطان احمد ~~بوده است - # ~~جمع میدت جلسوم ص 122 PageV01P126 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0139.png) # خلاق وصفات امیرمبارزالدین محمل # اسمیر مبارزالدین محمد مؤسس دولت آل مظفر مانند مؤسسین اغلب سلسله ها # ~~دارای صفات جسمی و اخلاقی برجسته که لازمه تصدی مهمات امور و اداره ~~کشور # ~~است می باشد - او که از اوان کود کی درسقر و حضر همراه پدر بود واغلب ~~با اودر # ~~دربارخانان سغول سیزیست کم کم برسوم بزرگی و آئین فرماند هی آشنا گشت و ~~راه و # ~~رسم سملکت داری آموخت - با اینکه هنگام فوت پدر 13 سال بیش نداشت در ~~اثر # ~~شجاعت و دلاوری که درسر کوبی راه زتان از خود بروزداد مورد توجه سلطان ~~محمد # ~~اولجایتو و سلطان ابوسعید قرار گرفت و چانشین پدر شد و حفظ و نگهداری ~~راههای # ~~اطراف یزد بدو واگذارگردید1 . # امیر مبا رزالدین محمد علاوه بر شجاعت ذاتی یازوئی توانا وقدرت جسمانی # ~~فوق العاده داشت . در 18 سالگی که ملازم خدمت سلطان ابوسعید بهادر خان ~~بود # ~~چون موردسحبت سلطان قرار گرفت محسوداقران گشت . گویند روزی ابومسلم ~~خراسانی # ~~پهلوان پایتخت برای اینکه او را سنقعل سازد کمان خود را بدوداد و گفت « ~~این را PageV01P127 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0140.png) # ~~چاشنی کن » اسیر کمان او را باکمان خود بهم برنهاد و هردو را بکشید ~~وسپس کمان # ~~خود را بدوداد وگفت «تو نیز این راچاشنی ms092 کن » ابومسلم هرچه کرد نتوانست ~~کمان # ~~او را بکشد از این روخود منفعل گشت ولی حیلهای دیگر بکار برد و اسمیر ~~مبارزالدین # ~~سحمد را در سیدان شهر به برداشتن غراره کاه1 دعوت کرد روز د یگرامیر ~~درحضورسلطان # ~~سوارشده نیزه خودرا برغراره کاه زد که بردارد سرنیزهاش شکست ولی بن ~~نیزه را بر غراره # ~~زد وآن رادر ربودوتا آخرسیدان برد بنا بتقاضای اسیر غراره رادرمیدان ~~خالی کردند سندانی # ~~بوزن شصت من در آن یافتند. سلطان چون این بدید بر او آفرین گفت و خلعت ~~داد # ~~و بر پایه قدرش افزود - ازاین تاریخ حکم شد او را امیر زاده محمد مظفر ~~خوانند2 . # او سردی بود با اراده قوی وعزمی توانا و در پیش بردن مقاصد از هیچ مانعی # ~~نمی هراسید چندان سیکوشید تاشاهد مقصودرا درآغوش میگرفت . تصمیم ~~اودرتصرف # ~~شیراز درسال 754 ه. ق با اینکه فرزندش شرفالدین مظفر در حین محاصره شهر # ~~وفات یافت وخود نیز بیمار گردید دلیل استقاست رای و ثبات تصمیم او می ~~باشد # ~~امیر سبارزالدین محمد درآغاز جوانی درملازمت علماء ودانشمندان مانند ~~شهاب الدین # ~~علی با عمران وشیخ الاسلام شرف الدین خضر ومولانا تقی الدین دادا محمد ~~در یزد # ~~بسر میبرد وآنان را مقتدای خود در کسب آداب دین و رسیدن بحد کمال ساخته ~~بود3 # ~~هم چنین خود در تربیت اهل علم ودانش و صاحبان استعداد میکوشید چنانکه ~~روزی # ~~در گرد سحلات شهر یزد میگشت نا گاه به مکتب خانه ای رسید و از اسب ~~پیاده شده # ~~باندرون رفت و بنشست شا گردی نظر او را جلب کرد از معلم پرسید از شا ~~گردان تو # ~~کدام یک نیکوتر مینویسد و این جوان کیست؟ معلم جواب داد خط را آن بهتر # ~~مینویسد که قلمتراش خوب دارد و قلم را نیکوسیتراشد و آن شخص میتواند ~~بود که # ~~پدرش وزیرسلطان باشد واین پسرسید عضد وزیرپادشاه است وسید جلال نام ~~دارد- # ~~سلطان او راطلب داشت و گفت سطری بنویس تاخط ترا خوب تماشآکنم ms093 . سیدجلال # ~~در بدیهه این قطعه را گفته و نوشت و بدست سلطان داد . PageV01P128 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0141.png) # چار چیز است که در سنگ اگر جمع شود ### | لعل ویاقوت شود سنگ بدان خارائی # پاکی طینت و اصل گهر و استعداد ### | تربیت کودن مهر از فلک بینائی # یامت این هرسمه صفت هست چه درمی یابد ### | تربیت از تو که خورشید جهان آرائی # امیر محمد از حسن خط و زیبائی شعر و قابلیت سید چلال حیوان بماند ومعلم # ~~انعام کرد و گفت این پسرصاحب ادراک عالی است ومرا داعیه آن بهم رسیده ~~که # ~~او را بلازم خود نموده و بمرتیه عالی برسانم اما چون ساده روی است از ~~زبان مردم # ~~اندیشنا کم . مبلغ دوهزار دیتار به سید انعام داد و فرمود که در کسب ~~کمالات صرف # ~~کن چون سید چلال یحد کمال رسید بلازمت سلطان اختیار نمود و قصائدی ~~درمدح # ~~آل سظفر دارد1 امیرسبارزالدین محمد هم چنین مولانا معین الدبن معلم ~~یزدی را که # ~~در سال 2 74 بوسیله امیر اختیا رالدین حسن قورچی بدو معرفی شده بود ~~تربیت نمود # ~~و مصاحب خود ساخت و او را مأمور تهیهآ کتابی در تاریخ آل مظفر کرد . # امیرمبارزالدین سحمد دراجراء شعائر مذهبی و احکام دین میین اسلام کوشش # ~~قراوان داشت. خود در چهل سالگی تویه نمود و در عبادت راه افراط پیمود ~~چتانچه # ~~برای تماز چمعه پپاده بمسجد میرفت .2 رفتار امیر مبارزالدین محمد پس از ~~تسخیر PageV01P129 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0142.png) # ~~شیراز با کسانی که برخلاف آداب مذهبی رفتار سینمودند و هم چنین رفتنش ~~بربالای # ~~سنیر درتبریز وایراد خطبه وشرکت در نماز جماعت دلیل دیگری بردینداری ~~اوست. # ~~او را غالب مورخین بعلت مبالغه درامربمعروف ونهی از سنکرمحتسب لقب ~~دادهاند1 . # امیر مبا رزالدین محمد موقعی خواست صندوق قبرسعدی را بواسطه بعضی اشعارش # ~~که برخلاف مذهب تشخیص سیداد بسوزاند شاه شجاع بوساطت برخاست و گفت شیخ # ~~سعدی دراین شعرتوبه و انابه کرده است. # سعدیا بسیار گفتن عمر ضایع کردن است ### | وقت ms094 عذر آوردن است استغفرالله العظیم # و اسیر مبارزالدین محمد بنابدرخواست فرزندش شاه شجاع از سوختن صندوق # ~~قبر شیخ سعدی در گذشت2 . # اسمیرمبارزالدین محمد در انجام امورمهم به اعتقادات مذهبی سردم متوسل # ~~سیشد و عمل خود را با احکام دین تطبیق میداد چنانکه چون خواست در سر ~~کوبی # ~~طوایف جرما واوغان ساکن کرمان که اغلب بر ضد او عصیان میکردند اقدام ~~نماید # ~~آنان را به بت پرستی متهم ساخته از علماء و فقهاء کرمان حکم تکفیر آنان ~~را گرفت # ~~و جنگ با ایشان را جهاد وغزا جلوه داد از این رو او را (شاه غازی) ~~و(مبارزالدین # ~~و دنیا) لقب دادند و چنانکه دیدیم در قتل دشمن خود امیر شیح ابواسحق ~~نیزهمین # ~~رویه را پیش گرفت وخود شخصا به قتلش مبادرت نکرد بلکه او را بفرزندان ~~اسیرحاج # ~~ضراب که به امر شیخ ابواسحق بقتل رسیده بود سپرد تا حکم قصاص دربارهاش ~~اجرا # ~~نما یندامیرمبارزالدین محمد درتسخیراذربا یجان نیز از اعتقادات مذهبی ~~مردم استفاده # ~~کرد چنانکه حافظ ابروگوید3 «او میخواست عراق وآذربایجان را ~~سسخرسازداندیشه # ~~بیعت خلفای عباسی پیشنهاد ضمیراست » و با وکیل المعتضد بالله ابویکر ~~خلیفهآ عباسی PageV01P130 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0143.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~سصر در سال 755 ببعت کرد1 . # امیر مبارزالدین محمد درسکه و خطبه نام خود را بعد از نام خلیفه قرار ~~داده # ~~است و درسکه هائی که از او باقی است نام خلفای اربعه ستقوش است - ~~ازآنچه گذشت # ~~بدرستی معلوم سیگردد که او به بذهب سنت که مذهب رایج مردم جنوب ایران ~~در # ~~آن زسان بود اعتقاد داشته است. # دربارهآ دینداری اسیرمیارزالدین محمد حکایتی نیز نقل کردهاند وآن چتین ~~است # ~~در سال 4 5ب ه. ق قبل از آنکه برای تسخیر فارس عازم این دیارشود به ~~بمرفت # ~~زیرا شنیده یود یک تار موی حضرت رسول اکرم در تصرف سید شمس الدین علی ~~یمی # ~~است - این تارموی را خواست از سیدبه مبالغی یخرد ولی او حاضر بفروش آن ~~نشد . PageV01P131 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0144.png) # ~~فردای آن ms095 روز سید شمس الدین علی یمی تارموی را آورد و یدو داد وگفت ~~درخواب # ~~دیدم که حضرت رسول ص بمن فرسود که «موی محمد به محمدبن مظفر ده» امیر # ~~میارزالدیسن محمد در عوض اسلاک یسیار بر اولاد او وقف کرد و همین امر ~~را وسیله # ~~قرار داد تا همراهان خود را به فتح شیراز قوی دل گرداند1 . # مؤلف جامع سفیدی مینویسد «او در رعایت جانب سادات عظام وعلماء اعلام # ~~حسب الاسکان میکوشید و در تمهید بساط عدل و انصاف و رفع مواد ظلم و ~~اعتساف # ~~از خود به تقصیر راضی نمی گردید » # بنا یه توشته معین الدین معلم پزدی اسمیر میارزالدین محمد در سال 34رته # ~~در سلطانیه بخدست سلطان ابوسعید بهادرخان رسید با او عازم بغداد شد واز ~~خلوص # ~~اعتقاد بزیارت سلطان اولیاء امیرالمؤسنین علی بن ابی طالب کرم الله ~~وجهه رفت چه # ~~سالها در ضمیر خاطر این داعیه را داشته وچون بمتاهده روضه مقدس شهسوار ~~دین # ~~منور شد مطالب دینی ودنیا وی عرضه کرد وحاجات خود را بخضوع وخشوع طلب # ~~نمود و بانجاح واسعاف سفرون شد 2 ازآنچه گذشت پیداست که امیرمبارزالدین ~~سحمد # ~~درعین حال که مذهب سنت داشت به بزرگان بذ هب شیعه احترام میگذاشت ~~وسادات # ~~را نیز رعابت مینمود . # امیرمبارزالدین سحمد احکام شرع را دربارهآ نزدیک ترین کسان خود نیز که # ~~مرتکب گنا هی میشدند جاری میساخت چنانکه در 65 7 شاه سلطان خواهرزادهاش # ~~در سیبد شخصی را یناحق کشت - ورثه مقتول شکایت بدو بردند امیر حکم قصاص # ~~داد - هرجند مادرشاه سلطان وپارش واشراف واعیان یزد شفاعت تردتد مفید ~~نیفتاد # ~~تا اینکه امیر گفت اگر وارثان بدیت راضی شوند از قتل او صرف نظر خواهد ~~شد والا # ~~از قصاص چاره نیست آخرالامر بوساطت جمعی با پرداخت . * هزار دینار ~~وارثان را # ~~بصلح راضی کردند. PageV01P132 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0145.png) # ~~امیرمبارزالدین سحمد قسی القلب و سخت کش بود و بسیار اتفاق می افتاد در ~~حین # ~~تلاوت قرآن سقصری را که نزد او ms096 آورده بودند بدست خود بقتل میرسانید و ~~دوباره # ~~بتلاوت قرآن مشغول میشد روزی شاه شجاع از او پرسید چتد تفر را یدست خود ~~کشته # ~~است او گفت در حدود هفتصد یا هشتصد کس . محمود کتیی در تاریخ آل مظفر # ~~مینویسد «بواسطهآ سیاست زیاده از حد سردم از او ستنفر بودند » . # امیر مبارزالدین محمد مردی تند خوو بد زبان بود ویا فرزندان و اطرافیان # ~~یتندی و خشونت رفتار میکرد و آنان را با گفتن کلمات ناشایست میآزرد و ~~چنانکه # ~~گفته شد دراثر همین رفتار اوشاه سلطان خواهرزاده وشاه شجاع وشاه محمود ~~فرزندانش # ~~تصمیم گرفتند که او را از میان بردارند وشاه شجاع را که جانشین رسمی ~~پدر یود # ~~به سلطنت بگمارند وهمین تار را هم کردند. # امیرسبا رزالدین محمد بعلت خشونت ذاتی و امساک زیاد مورد مدح وستایش # ~~زیاد شعرا قرار نگرفته وشعرائی که او را بدح گفتهاند عبارتند از: # 1- خواجوی کرسانی که مثنوی (گهرتامه) را به او تقدیم نموده و او را چنین # ~~تعریف میکند . # فروغ دیدهٔ‌ نشور ستانی %~% خدیو خطهآ صاحب قرانی # فریدون جهان شاه جهانگیر %~% چوتیرچرخ کلکش آسمان گیر # مبارز آن سکند رسلک صفدر %~% که پیروزست وسنصور ومظفر # شه غازی پناه دین احمد %~% علی تیغ حسن سیرت محمد # هم چنین خواجو در دیوان خود موسوم به صنابع الکمال قصائدی در مدح # ~~اودارد . # 2 - میر درمانی که دیوانش شامل چهار قسمت است و قسمت سوم آن عبارت # ~~از قصائدی است که ییشتر آن در مدح امیر مبارزالدین محمد است . # 3 - عماد فقیه که او را یدین گونه مدح میگوید : # بود کرمان بهشت وخلق او هور %~% درو شاه جهان نور علی تور # 4 - اما حافظ یا اینکه معاصر اوست ولی چون او را رواج دهندهآ بازار ریا و ~~PageV01P133 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0146.png) # ~~خرافات سیشمرد و مزاحم ارباب ذوق و حال میدید باین جهت زیاد از اوخوشدل ~~نبود # ~~و درمواقع مناسب بتصریح یا یاشاره از او بد گوئی مینمود وقیایح اعمال ~~او وا ms097 میشمرد # ~~چتانچه در غزلی که بمناسبت کور کردن او سروده است از او به بدی یاد ~~نموده ودر # ~~بدحی که ازشاه شجاع ووزیرانش خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار کرده از # ~~سپری شدن دور سختی و تزویر و ظاهر پرستی و زهدریائی اظهار شادمانی ~~کرده. # 5_ دیگر از بداحان او سولاثا رکن الدین هروی است - او ابتدا از بزرگان # ~~دولت امیر پیر حسین چوپاتی یود و بعد از مر ک او یخدمت امیرمبارزالدین ~~محمد # ~~رفت واو را درقصائدی بدح گفت: . # مولانا رکن الدین هروی که بر کن صائن معروف بود در موقع دستگیری اسیر # ~~مبارزالدین سحمد پیش او بود چون بفرمان شاه شجاع اسیرمبا رزالدین محمد ~~را دستگیر # ~~ساختند اوخودرا از بالاخانه بزیرانداخته بنای دشنام را گذاشت - شاه ~~شجاع شمشیری # ~~براو زد بطوریکه احشای او ظاهر گشت مولانا افتاد وچون شاه شچاع را ~~شناخت گفت # ~~ای شاهزاده از برای خدا ترحمی نمای شاه شجاع در خنده افتاد وگفت ای ~~مولانا # ~~نداتسته این حرکت ظاهر گشت معذوردار و یموچب فرمان زخم او را دوختتد و ~~در # ~~اندک بدت صحت یافت و ملازمت شاه شجاع اختیار کرد - در زمانی که شاه ~~شجاع # ~~به یزد سیرفت درمنزلی از راه به مطایبه یاسولانا گقت که چند سال دیگر ~~سیخواهی زنده # ~~بمانی سولانا گفت ده سال دیگر در همان لحظه حال او متغیر شد و از خرگاه ~~پادشاه # ~~بیرون رفت وبخیمهآ خود آمده وفات یاقت . # وسهت هتصرفات امیرمپارزالدین محمد - ابیرمبارزالدین محمد در اثر اوشش # ~~و سچاهدت فراوان در ایام حکومت خود تمامی جنوب و قسمتی از سر کز ایران ~~را # ~~ستصرف شد و دولت بالنسبه معتبری در بین دولی که بعد از ایلخانان ~~درایران تشکیل # ~~یافت تأسیس ترد - حدود شرقی ستصرفات او بموجب آنچه که در سوقع انتخاب ~~شاه # ~~شجاع به ولیعهدی درسال 154 و حکومت کرمان بدو وا گذار کرده تا رود سند ~~PageV01P134 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0147.png) # ~~میرسید1 درطرف مقرب اتا بکان لر یزرگ و کوچک ms098 را که در تاحیهآ یخنیاری ~~ولرستان # ~~دولتی تشکیل داده بودند در اطاعت داشت - در چنوب ملوک هورسوز ازاو ~~اطاعت # ~~سیکردند بتابراین حوزهآ اقتدار او ازاین سمت تا سواحل وجزایر خلیج فارس ~~و دریای # ~~عمان استداد داشت در شمال حدود متصرقات او پس از تصرف اصفهان تا ~~سلطانیه # ~~امبرسبیل2. # گرچه آذربایجان را نیز درسال 759 متصرف شد ولی چون این ایالت ازمرکز # ~~حکومت او دور بود و نمیخواست با سلاطین آل جلایر که بعلت قرب جوارچشم ~~طمع # ~~به آذربایجان دوخته بودند دست و پنجه نرم کتد از این رو از نگه داری آن ~~صرفنظر # ~~کرده یشیراز بر گشت3 . # بنا براین دولت آل مظفردر زمان سلطنت امیرمبارزالدین محمد درمتتهای وسعت # ~~بوده و چنانکه بعد خواهیم دید از زمان سلطتت شاه شجاع کم کم بعلت ~~اختلافاتی # ~~که بین برادران و برادر زادگان مظفری افتاد دولت آل مظفر رو به ضعف و ~~انحطاط # ~~رقت و پالاخره بدست امیر تیمور گور کار منفرض گردید . # اینیه و آثار امیرمبارزالدین محمد - اسبرمبارزالدین بحمد در شهرهائی که # ~~حکومت و سلطنت کرده آباد یهائی از خود بجا گذاشته که بینتر جنبهآ مذهبی ~~دارد # ~~مشل سجد و سذرسه و دارالسباده . PageV01P135 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0148.png) # در سال 4 7ه. ق بر وسعت شهر یزد افزود و بعضی سحلات بیرون را داخل # ~~شهر کرد1 . # از دروازهآ قطریان تا دروازهآ مادر امیرباروی نو کشید و هفت دروازه بر آن ~~قرار # ~~داد که دارای درهای آهنی بود2 . # در پای حصار خندقی حقر کرد و بر گرد حصار برجهائی ساخت و در نزدیکی # ~~دروازه سعادت خانقاهی بنا نمود که دارای منارهآ کاشی سبز یود - هم چنین ~~بازار و # ~~حمامی در یزد بتا نمود - مولانا خواجوی کرمانی که در آن وقت در یزد بسر ~~میبرد # ~~قصیدهای در وصف این حمام گفته که مطلعش این است. # ای پیکر سنور محرور خوی چکان ### | ثعیان آتشین دم رویینه استخوان # امیرمبارزالدین محمد وفرزتدانش در میبد و اطراف یزد دهاتی آباد کردهاند3 ~~. # خاثزاده ms099 دختر اسیرمبارزالدین محمد بیرون دروازه بموضع سر آب نو مدرسهای # ~~نزد یک سزار شیخ تقی الدین دادا محمد ساخت و جهت مدفن خود و فرزندان ~~قبهای # ~~عالی بنا نمود4 . PageV01P136 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0149.png) ### | بازبیح انمر # امیرسبارزالدین محمد درسال . 74 سرای ترکان را عمارت کرد و خانهای # ~~مشهور به دولت خانه بنانمود وبرای پسران و پسرزاد گان خود سرای عالی ~~بساخت . # در شهر کرمان در سال 752 ه. ق در نزد یکی دروازهآ زرند مسجد جامعی # ~~ساخت1 و مولانا عفیف الدین محمدبن یعقوب را از یزد خواست تا خطبه جمعه ~~اول # ~~را او بخواند . # اسیرمبارزالدین محمد در محله سر میدان نزدیک قصر خود دارالسیادهای بنا # ~~نمود که محل آثار نبوی2 ومنزل اشراف وسادات بود3 وسید صدرالدین آوجی ~~وفرزندان # ~~او را که به زهد و تقوی معروف بودند از یزد به کرمان دعوت کرد و در ~~نزدیکی # ~~دارالسیاده سنزل داد واز املاک خود درمیبد بر این دو محل وقف کرد وبرای ~~علماء # ~~و فضلاء وسادات وظیفه ومقرری معین نمود ودرسال ه75ه. ق معین الدین معلم # ~~یزدی مؤلف تاریخ مواهب الهی را بتدریس دارالسیاده انتخاب کرد4 . # امیر آخور باشی اسیر مبارزالدین محمد که محمدبن محمودبن قاسم نام داشت # ~~در سال759 درمقابل مدرسه عبدالقادریه یزد مدرسهای ساخت که بمدرسهآ اسیر ~~آخوریه # ~~معروف بود - او بر درمدرسه بسجد وسافرخانه و فراش خانه ترتیب داد وآب ~~تفت # ~~و نصیری را درصحن مدرسه جاری ساخت . # خواجه برهان الدین فتح الله وزیرامیرسبا رزالدین محمد قناتی دریزدجاری ~~ساخت # ~~بدر خواجه برهان الدین که بهصاحب اعظم خواجه کمال الدین ابوالمعالی ~~معروف # ~~بود مدرسه کمالیه را در یزد ساخت و در اطراف آن خانقاه و بیت الادویه ~~ترتیب داد PageV01P137 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0156.png) # ~~و حماسی بنا کرد- بؤلف تاریخ چدید یزد گوید بتای حمام در سال . 72 هجری # ~~قمری بوده1 . # دختران امیرمبارزالدین محمد یعنی خانزاده خاتون و مخدوم زاده خاتون نیز # ~~قنات تر کانا بادرا جاری ساختند. PageV01P144 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0157.png) # سلطنت شاه شجاع - 760 - 786 # گرچه شاه ms100 شجاع پس ازصلح با پدر سکه و خطبه بنام اوکرد و مدتی ازطرف # ~~پدر بحکومت پرداخت ولی در واقع شروع سلطنت او را باید همان سال 760 ه . ~~ق # ~~داثست که امیرمبارزالدین محمد در ه1 رمضان آن سال بدست پسران گرفتار و ~~تا بینا # ~~و زندانی شده. # شاه شچاع پس از رسیدن بسلطنت شیراز را مر کزحکومت خود ساخت و حکومت # ~~کرمان را به برادرش سلطان احمد و حکومت اصفهان و ابر قوه را به برادر ~~دیگرش # ~~نشاه محمود واگذاشت. # سلطنت شاه شجاع را میتوان بسه دوره تقسپم کرد. # دورهآ اول از سال. « تا سال »« - در این دوره او گرفتار مخالفت برادرش # ~~شاه محمود شد شاه محمود یکمک سلطان اویس ایلکانی شیراز را متصرف گردید ~~و شاه # ~~شجاع را به کرسان روانه ساخت تا اینکه درسال 767 شاه شجاع مجددا شیراز ~~را # ~~متبرف شد. # در دورهآ دوم که از سال «ب تا ب طول کشیده مخالفت شاه محمود باشاه # ~~شجاع ادامه دارد - و هردو برای جلب کمک سلطان اویس ایلکانی دختر او را # ~~خواستگاری مینمایند ولی دخترتصیب شاه محمود میشود و او برای مدتی به ~~استظهار # ~~ایلکاتیان ازمزاحمت شاه شجاع آسوده میگرددتا اینکه درسال* 77ه. ق فوت ~~مینماید . # ~~در این دوره از گرفتاریهای شاه شجاع طغیان پهلوان اسد حاکم کرمان است ~~که او # ~~نیز در سال * 77 دستگیر شده بقتل میرسد - در سال 770 سلطان اویس ~~ایلکانی نیز # ~~فوت مینماید و باین ترتیب سه نفر از دشمثان شاه شجاع یکی پس از دیگری ~~بفاصله # ~~کوتاه و در یک سال از بین میروند. # دورهآ سوم حکومت شاه شجاع ازسال 770 تا سال *8، است در این دوره # ~~تنها سزاحم شاه شجاع در داخله مملکت شاه یحیی برادرزاده وداماد اوست که ~~گاه گاهی PageV01P145 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0158.png) # ~~سر از فرمان او میپیچد - در این دوره چون شاه شجاع تا اندازهای از وضع ~~کشور خود # ~~مطمئن است به آذربایجان لشگر میکشد ولی پس از تصرف آن ms101 ایالت ناچار ~~یشیراز # ~~برسیگردد و از ضعف دولت آل جلایر استفاده کرده متصرفات خود را از طرف ~~شمال تا # ~~نواحی سلطانیه بسط وتوسعه میدهد - اواخر این دوره مصادف است بالشگر کشی ~~های # ~~امیر تیمور به ایران - شاه شجاع برای پیش بینی حوادث و جلو گیری از ~~حملات امیر # ~~تیمور با او باب مکاتبه را باز سیکند و اظهار دوستی و یک جهتی مینماید ~~. PageV01P146 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0159.png) ### | بص # دورهآ اول سلطنت شاه شجاع-760 - 767 # چون شاه شجاع برتخت حکومت مستقر شد ویرادران را بحکومت اطواف فرستاد # ~~شاه یحیی را که مورد توجه امیر مبارزالدین محمد بود دستگیر و در قلعهٔ‌ ~~پهن در1 # ~~شیرازمحبوس ساخت و وزارت خود را بخواجه قوام الدین محمد صاحب عبیاروا ~~گذاشت. # عمل شاه شجاع را در تقسیم ممالک یین برادران باید یکی ازاشتباهات او # ~~دانست زیرا همین عمل باعث شد که یعدها چنگ و اختلاف بین آنان روی دهد و # ~~اساس سنطنت آل مظفر را متزلزل سازد . # در آغاز سلطنت او قبایل جرما و اوغان در کرمان عصیان کردند - شاه شجاع # ~~برای سر کوبی آنان در محرم سال 60 به بم رفت و پس از جمع آوری سپاهیان ~~عازم # ~~جیرفت شد - اوغانیان وجرمائیان در قلعهٔ‌ منوجان (واقع در بلوک رودبار) ~~متحصن # ~~گردیدند - با اینکه مدت سه ساه جنگ بین طرفین استداد یاقت قلعه گشوده ~~نشد ولی # ~~بسیاری از اوغانیان وجرمائیان بقتل رسیدتد و بقیه نیز سورد غارت واقع ~~شدند وچون # ~~خود را از پایداری ناتوان دیدند یوساطت شیخ الاسلام شیخ صدرالدین ~~عبدالعزیز از # ~~فرزتدان شیخ شهابالدین توران پشتی شاه شجاع از سر تقصیر آنان در گذشت ~~وامراء # ~~اوغانی وجرسائی بخدمت شاه شجاع رسیده مورد بخشش قرار گرفتند. # شاه شجاع کما تان حککومت کرمان را به سلطان احمد واگذاشته وخود یه # ~~شیراز بر گشت. # ایجاد اختلاف بین شاه شچاع وشاه محمود - این دوبرادر مدتی طریق مواققت ~~PageV01P147 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0160.png) # ~~پیمودند و بالاخره بین آن دو اختلاف افتاد باین ترتیب که ms102 در سال 63 7 ~~عمال شاه # ~~شجاع درصدد برآمدند در درآمد ابر قوه که بشاه محمود تعلق داشت تصرفاتی ~~نمایند # ~~از این روشاه محمود درصدد مخالفت باشاه شجاع برآمد وخواست در اصفهان ~~وابر قوه # ~~دولتی سستقل تشکیل دهد - شاه شجاع بر آن شد که برادر را از راه نصیحت ~~از # ~~مخالفت بازدارد وبرای این منظورمولانا معین الدین معلم یزدی مؤلف تاریخ ~~مواهب # ~~الهی را به اصفهان فرستاد و درنتیجه پیمانی بین دوبرادر منعقد گردید ~~ولی این مصالحه # ~~بطول نینجامید و پس از چندی شاه محمود به یزد لشگر برد وآن شهر را بجای ~~ابرقوه # ~~در تصرف آورد وخواجه بهاءالدین قورچی را بحکومست یزد منصوب کرده خود # ~~به اصفهان برگشت و نام شاه شجاع را از خطبه انداخت1 - شاه شجاع چون بر ~~عمل # ~~برادر اطلاع یافت به اصفهان رفت پس از زدوخوردی شاه محمود در اصفهان ~~متحصن # ~~شد - روزی در جنگی که در کوچه باغ های اصفهان اتفاق افتاد شاه سلطان که ~~جزء # ~~لشگریان شاه شجاع بود بدست سپاهیان شاه محمود دستگیر شد - شاه محمود او ~~را # ~~نابینا ساخت یعنی همان عملی را که او نسبت به خال خود امیرمبارزالدین ~~محمد انجام # ~~داده بود دربارهآ او عمل کردند2 اما بعد از چند روز بسعی جمعی میان ~~برادران صلح # ~~واقع شد بشرط آنکه خطبه وسکه باسم شاه شجاع باشد - شاه شجاع نیز باین ~~مقدار # ~~راضی شده بمقر حکومت خود برگشت. شاه یحیی که در قلعه پهن در شیراز ~~زندانی # ~~شده بود دراین موقع جمعی را باخود متفق گردانید و کوتوال قلعه را ~~دستگیر ساخته # ~~خود قلعه را در تصرف گرفت. شاه شجاع سپاهی برای تصرف قلعه فرستاد و آن ~~را # ~~محاصره کرد - شاه یحیی از عم خود طلب بخشش نمود ومورد بخشایش قرار گرفت ~~و PageV01P148 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0161.png) # ~~شاه شجاع او را بحکوست یزد فرستاد تا یدینوسیله هم شاه یحیی را راضی ~~لند و هم # ~~بزد را ازچتگ شاه محمود خارج سازد شاه ms103 یحیی نیزخواچه بهاءالدین قورچی ~~را یطرف # ~~اصفهان منهزم ساخت وخود درحکومت پزد مستترشد ولی تمک ناشناسی درده ~~برعلیه # ~~عم خود قیام نمود و از آن پس او نیز یکی از مخالقان شاه شجاع شد و ~~پیوسته درپی # ~~فساد برآمد1 و # شاه شجاء پس از شنیدن قیام شاه یحیی باسپاهی از شیراز عازم یزد شد وچون # ~~به ایر قوه رسبد خواجه فوام الدین محمد صاحب عبار را مآمور محاصره یزد ~~ترد - شاه # ~~یحیی چول ناب مقاوست در خود ندید این بار نیز ایلچیانی پیش شاه شجاع یه ~~ابرقوه # ~~قرستاد و از عم خود طی ناسه ای طلب بخشش نمود شاه شجاء از سر تقصیراو ~~گذشت # ~~و بخواجه قواء الدیر صاحب عیار قرمان داد دست ا: محاصره بردارد و نامه ~~زیر را در # ~~جواب نامه شاه یحیی توشته بدوفرستاد « حقیقت آنکه در حضرت آفرید گار عز ~~سلطأنه # ~~و پیش خلایق مقرر است که آنچه در جبلت و طبیعت این پدر یود با آن فرزتد ~~بجای # ~~آورد بواسطه سوگندی نه اتفاق افتاده بعون الله تقصیر در مقسم به واقع ~~نشد چرا که # ~~(ولا یجعلوالله عرضة لایمانکم) صورتی آسان نیست و هر آفریدهای که با ~~خلق اندرون # ~~و بیرون راست ندارد قبح آن بدو متعلق گردد و در این دلمه همانا خزارتی2 ~~تصور # ~~نتوان کرد که الحق ابلج1 چندین هزار پیغمبرعلیهم السلام دراین سعنی ~~متفق اللفظاند PageV01P149 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0162.png) # ~~و نیز اسید بحضرت عزت دارم که آنچه در ضمیر آن فرزند باشد از قوه بفعل ~~رسد و # ~~روح مخدوم برادرم وآقا ام نگذارد که خلاف طریقه سردی و سسلمانی یک سر ~~وی # ~~ظاهر گردد چه در آن وقت که آن فرزند در قلعه (فهندر) محبوس بود چند ~~نوبت در # ~~خواب مشاهده افتاد1 که اشارت ها میفرمود که خلاص آن فرزند بدین وضع که ~~در # ~~تصور هیچ آفریدهای نمیآید از معاونت وتعلق خاطر آن دیندار پاک اعتقاد ~~بود زنهار # ~~که آنچه صلاح دین و دنیای خود ms104 بدان تعلق شناسد فرو نگذارد و بهر کیفیت ~~که # ~~مشروع ومعقول تواند بود حقا که این اطناب از روی شفقت پدر فرزندی ~~مینماید # ~~والا التفات بجهان ومافیها هرگز نبوده ونیست . # ترا نگفتمت ای روزگار بی حاصل ### | که من زمهر تو و کین تو ندارم باک # من آن نیم که زاقبال توشوم خرم ### | من آن نیم که زادبار تو شوم غمناک # به بر و بحروتر و خشگ از چه مینازی ### | توئی وقطرهای ازآب شور ومشتی خاک # مرا سری است که ترک کلاه همت او ### | نخواهد آسترالا ز اطلس افلاک # خواجه قوامالدین صاحب عیار که از محاصره یزد دست برداشته بود بطرف # ~~شیراز بر گشت و شاه شجاع نیز از ابر قوه عازم شیراز شد . # قتل خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار- اجداد اود رموقع لشگر کشی سسلمانان # ~~از مکه بایران آمده و در زمان ایلخانان شغل صاحب عیاری ممالک راکه ~~سهمترین # ~~کارهای دیوانی بود در عهده داشتند2 درسال . 75 و زمانی که شاه شجاع در ~~کرمان PageV01P150 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0163.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~یود بلازست او را اختیار نمود و در سال 5م بتیابت سلطنت شاه شجاع رسید ~~ودر # ~~سال 6 ه7 در گرمان قائم بقام شاه شجاع گردید و حکوست دارالملک کرسان ~~علاوه # ~~ستاصب او کشتا وشصت هزار دیتار سرسوم مقرری او بعین شد و درسال 9 75 ~~رنبه # ~~اسارت ولشگر کشی نیز بدو ارزانی داشت و چون در سال . * شاه شجاع ~~بسلطنت # ~~ممالک مظفری رسید بطوریکه گفته شد وزارت خود را بدو داد . # خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار بقدری ترقی کرد که هیچ یک ازار کان # ~~دولت را در گارها دخالت نمیداد و بلکه بخلاف رای شاه شجاع تیز در امور ~~مملکت # ~~اقدام سینمود باین جهت جمعی از دشمنانش او را ستهم بخیاتت نمودند - شاه ~~شجاع # ~~تیزنه از نفوذ فراوان او بیمناک یود و در پی بهانه میگشت او را دستگیر ~~ساخت و # ~~بقتلش فرمان داد2 واموالش را در ضبط آورد ms105 . # او ممدوح خواجه حافظ بود وخواجه او را دریک فصیده و دوقطعه مدح گفته . # بطلع قعبیده این است. # # ز دلیری نتوان لاف زد به آسانی %~% هزار نکته دراین کارهست تا دانی # تا آنجا که گوید . # # قوام دولت و دنیا محمدین علی %~% که میدرخشدش ازچهره تور یزدانی # مطلع غزل اول این است : # # آنکه رخسارترا رنگ گل نسرین داد %~% صبر و آرام تواند بمن مسکین داد # وسطلع غزل دوم این است : # # بحسن خلق ووفا کس بیارما نرسد %~% ترا در این سخن انکار کار سا نرسد ~~PageV01P151 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0164.png) # ~~در این قطعه خواجه حافظ تاریخ قتل خواجه قوام الدین را معین کرده. # ~~اعظم قوام دولت ودین آنکه بر درش ### | از بهر خاکبوس نمودی فلک سجود # ~~با آن جلال وآن عظمت زیر خاک شد ### | در نصف ماه ذوالقعده از عرصه وجود # ~~تا کس امید جود ندارد دگر ز کن ### | آمدحروف سال وفاتش (اسیذجود)4 76 # ~~خواجه حافظ در قطعه ذیل نیز از مرگ او اظهار تأسف سیگند . # ~~گدا اگر گهر پاک داشتی در اصل ### | به آب نقطه شرمش سدار بایستی # ~~وز آفتاب نکردی فسوس جام زرش ### | چرا تهی ز می خوشگوار بایستی # ~~وگر سرای جهان را سر خرابی نیست ### | اساس او به ازاین استوار بایستی # ~~زمانه گر نه سر قلب داشتی کارش ### | بدست آصف صاحب عیار بایستی # ~~چوروز گا رجزاین یک عزیز بیش نداشت ### | بعمر مهلتش از روزگار بایستی # ~~از شعرای آن زسان روح عطار1 نیز قصیدهای در مدح او دارد که از 27 بیت # ~~مزکب و مطلع آن این است. # ~~کنون که موسم نوروز برفراشت علم ### | جهان چو باغ جنان گشت تازه و خرم # ~~خواجه قوام الدین محمد صاحب عیارهمواره به تربیت علماء وترضیه حال صلحا ~~PageV01P152 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0165.png) # ~~همت میگماشت چنانکه مدت ه1 سال خواجه معین الدین معلم یزدی صاحب کتاب # ~~سمواهب الهی در تحت حمایت و سورد عنایت او یوده است . # وزارت خواجه کمال الدین حسین رشیدی - شاه شجا، بعد از قتل خواجه # ~~قوام ms106 الدین صاحب عیار وزارت خود را به خواجه کمال الدین حسین رشیدی داد ~~و # ~~بطوریکه قیلا گفته شد1 او ابتدا وزارت شاه شیخ ابواسحق را بشر کت یا ~~رکن الدین # ~~عمیدالملک بن شمس الدین صائن قاضی داشت. شاه شجاء پس از چندی او را نیز ~~از # ~~وزارت معزول داشت و او از شیراز گریخته به اصفهان پیش شاه محمود رفت ~~وبوزارت # ~~او رسید ولی پس از فوت شاه محمود مجددا بشیراز آمد وشاه شجاع دوباره ~~وزارت خود # ~~را بدو داد7. # کمک خواستن شاه محمود از سلطان اویس ایلکانی - بااینکه بین برادران # ~~پیمان اتحاد سنعقد شده بود ولی چون شاه محمود از شاه شجاء آسوده خاطر ~~نبود در # ~~سال ه9 ب از سلطان اویس ایلکانی یرای تعرف شیراز کمک خواست شاه شچاع ~~چون # ~~از این سوضوع خبر یافت یکی از نزد یکان خود را به اصفهان فرستاد تا او ~~را ازاین # ~~نیت باز دارد ولی بعلت رسیدن سپاهیان سلطان اویس به نزدیکی اصقهان شاه ~~محمود # ~~باستظهار این لشگریان ابین بار از اطاعت برادر سرپیچید و درصدد حمله ~~بشیراز برآمد . # اما سلطان اویس ایلکانی بطوریکه قیلا نیز گفته شد پس از سراجعت اسیر # ~~مبارزالدین محمد از آذربایجان به این سرزمین آمده واخی جوق را دستگر و ~~مقتول # ~~ساخت و در سال 395 درصدد برآمد بجنگ سلک کاوس پادشاه شیروان برود ولی # ~~خبر عصیان خواجه مرچان حا کم بغداد او را از این تیت منصرف داشت - ~~سلطان # ~~اویس یبغداد رفت و پس از دفع عصیان خواجه سرجان مدت ماه دراین شهر ~~توقف # ~~ذرد و سپس شهرهای تکریت و موصل و ماردین را نیز متصرف شد و باین ترتیب ~~PageV01P153 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0166.png) # ~~تمامی عراق عرب و آذربایجان واران در تحت اقتدار او درآمد و او که در ~~نظرداشت # ~~عراف عجم وفارس را نیزضمیمه متصرفات خود سازد تقاضای شاه محمودرا یرای ~~تصرف # ~~شیراز پذیرفت و سپاهیانی بسرداری اقچه یاشی وامیر ساقی بهاد رومبار ~~کشاه به اصفهان ms107 # ~~فرستاد در این لشگر تشی امراء شیخ ابواسحق اینجو نه بعد از قتل او به ~~پناه سلطان # ~~اویس رفته بودند ماتند امیر غیاثالدین منصور حا نم شول وداماد شیخ ~~ابواسحق # ~~و امیر سلغرشاه تر تمان خواهرزاده امیرشیخ نیز شرکث داشتند شاه محمود ~~ازسپاهیان # ~~سلطان اویس استقبال شایان بعمل آورد وبه بزرگان لشگرخنع گران وشمشیرهای ~~مرصع # ~~واسباک تازی تزاد بخشید وهزیته آن جماعت را از خزانه خودپرداخت وپ ~~ازیکن ماه # ~~متوجه شیراز شد - حکام لر کوچک و قم و گاشان و آوه و ساوه نیز در این ~~لشگر کشی # ~~شاه محمودرایاری دادند . شاه محمود شاه بحیی حاکم یزد را تیز بوتده ~~حکومت ابرقوه # ~~با خود متحد ساخت و او در قصر زرد به سپاه شاه محمود پبوست. # چون شاه شجاع از خیرلشگر دشی شاه محمود بشیرازاطلاع یافت نامهای منظوم # ~~به برادر نوشت واو را از عاقبت وخیم التجا بسلطان اویس یرحدر داشت . # خواند میرسؤلف کتاب حبیب السیر گوید: چون آوازهآ ذثرت عدد آن سپاه بسمع # ~~شاه شجاع رید باخواص ومقربان سشورت مسلوک داشته منشی آستان سلطنت آشیان # ~~را پینتر خود طلبید وگفت . # بهمحمود بتویس نای ارجمند %~% رسانیده بر دوده خود گزند # نه محمود بینم بجتگ آمدن %~% مرا و ترا تیغ یرهم زدن # تصور کن ای ناسور شهریار %~% ته گرزآنکه ما هردوباشیم یار # که یارد کشیدن سپه پیش ما %~% چو آگه شود از نما بیش با # اویس ار بما ترک تازی دند %~% مگر با سر خویش بازی دند # ز قردوسی پاک دین یاد کن %~% نگرتا چه گوید دراینجا سخن # که گردو برادر بهم داد پشت %~% تن کوه را باد ماند بمشت. # شاه محمود در جواب این نامه نوشت که «بند گی پادشاه بیموچبی لشگر به # ~~اصفهان کشید و آن سملکت را خراب کردند و بنابرتوهمی له مبادا بار ~~دیگرمعاودت PageV01P154 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0167.png) # ~~فرمایند از سلطان اویس استعانت نمودم تااز باس و سخط آن حضرت روزی چند ~~ایمن # ~~توانم زیست) . # ~~شاه شجاع از جواب ms108 شاه محمود دانست که آتش اختلاف با ارسال رسل و # ~~رسائل خاموش نخواهد شد باین سبب درصدد مقابله ومقاتله برآمد و با حضار ~~لشگر # ~~فرمان داد - چون سپاهیان ازکرمان و بم وسیرجان و ابر قوه ولر بزرگ در ~~شیرا زجمع # ~~شدند و اوغانیان واعراب ربیعه و فولادی نیز بدانان بیوستند شاه شجاع از ~~راه مائین # ~~به بیضا رفت و ازآنجا قطعهآ ذیل را برای برادر فرستاد . # ~~ابوالفوارس دوران منم شجاع زمان ### | که نعل مر کب من تاج قیصراست وقباد # ~~سنم له نوبت آوازه صلابت من ### | چو صیت همت من در بسیط خاک افتاد # ~~چو سهر تیغ گذار وچه صبح عالم گیر ### | چه عقل راه نما و چه شرع نیک نهاد # ~~نبرده عجز بدر گاه هیچ سخلوقی ### | که بر بنای تو کل نهادهام بنیاد # ~~بهیچ کار جهان روی دل نیاوردم ### | که آسمان در دولت بروی من نگشاد # ~~تو رسم وخوی پدرگیر ای برادر من ### | که شوهریت نیاید ز دختر دلشاد # ~~مکن مکن که پشیمان شوی به آخر کار ### | ز مکر رو به بی زور و لشگر بغداد # ~~شاه محمود نیزبا سپاهیان آراسته بطرف شیرازحر کت کرد - دراین موقع ~~عدهای # ~~ازاطرافیان شاه شجاع بدوخیانت کرده باشاه محمود روابط محرمانه برقرار ~~ساخته بودنداز # ~~آن جمله وزیر شاه شجاع اسیر کمال الدین حسین رشیدی بود که درخفیه بشاه ~~محمود PageV01P155 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0168.png) # ~~نامه مینوشت و از کیفیت احوال واوضاع او را خبر سیداد1 و نیز سلطان ~~احمد که از # ~~کرمان به کمک برادر آمده بود از او رنجشی حاصل کرده به شاه محمود پیوست ~~2 و # ~~نیز عدهای از سپاهیان شاه شجاع از او روی گردان شده پیش شاه محمود ~~رفتند با این # ~~حال شاه شجاع در محل خونسار و سرچاهان3 با برادر بجنگ پرداخت ولی شکست # ~~خورده بشیراز بر گشت ودرشهر متحصن شد دراین موقع شاه محمود که خیال ~~مراجعت به # ~~اصفهان را داشت چون از انهزام سپاه شاه شجاع خبر یافت با سپاهیان ms109 سلطان ~~اویس # ~~عازم شیراز شد و شهر را در محاصره گرفت - شاه یحیی نیز که در اثنای جنگ ~~بطرف # ~~یزد گریخته بود به شاه محمود پیوست. # اوضاع کرمان- بطوریکه گفته شد چون شاه محمود برعلیه شاه شجاع برخاست # ~~سلطان احمد حاکم کرسان که ابتدا به کمک شاه شجاع آمده بود بعلت رنجشی ~~که # ~~ازاو حاصل کرد پیش شاه محمودرفت وشاه شجاع پسر خود سلطان شبلی را ~~بحکومت # ~~کرمان فرستاد وچون او هنوز بسن رشد نرسیده بود و از اداره امور کرمان ~~عاجز بود # ~~شاه شجاع چنین صلاح دید که دولت شاه بکاول ومملک محمدنام از نزد یکان ~~خواجه # ~~قوام الدین محمد صاحب عیاروزیر مقتول را بکمک سلطان شبلی به کرمان ~~بفرستد تا PageV01P156 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0169.png) ### | نا ریخ آل بضقر # ~~یدین وسیله آنان را از شیراز که ممکن بود در این سوقع باعث فساد شوتد ~~دور سازد- # ~~ولی پس از رفتن آن دو اندیشید که شاید دولت شاه سلطان شبلی را از کرمان ~~بیرون # ~~راند و خود زمام امور را در دست گیرد از این رو خواجه مجدالدین قاقم را ~~که مردی # ~~امین و دافی بود و در فارس ضیاع و عقار بسیار داشت بهمراهی امیر با کور ~~و دوهزار # ~~سوار یکرمان فرستادنه آن ولایت را حفظ وحراست تماید . # پییش از رسیدن دولت شاه سلطان شیلی یکمک امیر سیورغتمش خال خود بموجب # ~~فرمان شاه شجات بجمع آوری سپاه سشغول بود و دولت شاه که یعلت قتل صاحب ~~عیار # ~~کینه شاه شجاع را در دل داشت چون به درسان رسید سلطان شبلی را از اوضاع ~~فارس # ~~نگران ساخت واو را از رفتن بدانچا و کمک پدر منصرف کرد و قبل از رسیدن ~~خواجه # ~~مجدالدین قاقم وامیر با کور یدرالدین هلال اتابک سلطان شبلی وامیر ~~غیاثالدین # ~~حاجی امیرآخور او را از میان یرداشت وسلطان شبلی را نیز درقلعه کوه ~~زندانی ساخت # ~~و در اندک زمانی سپاهیان بسیاری جمع آوری کرد و از شاه محمود اطاعت ~~نموده ms110 سکه # ~~و خطبه بنام اوکرد1 . # دولت شاه برای اینکه اساس کار خود را سحکم سازد دختر یکی از یزرگان # ~~گرمان را در ازدواج آورد ونیز نامه وقاصدی نزد ملک معزالدین حسین کرت # ~~حا کم هرات باهدایای بسیار فرستاد و از او لمک خواست ولی ملک معزالدین ~~حسین # ~~چون کاردولت شاه راییاساس سیدید یخواهش او توجهی نکرد وایلچی او را ~~مأیوس # ~~بر گردانید؟ . # چون این اخیار باطلاع شاه شجاء رسید پمر دیگر خود سلطان اویس را باامیر # ~~سیورغتمش اوغانی روانه کرسان نمود تا بکمک لشگریان هزاره ترمان را از ~~دست # ~~دولت شاه بیرون آورد ولی امیر سیورغتمش چون قدرت مقابله با دولت شاه ~~نداشت PageV01P157 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0170.png) # ~~بااینکه تا حوالی کرسان رفته بود باندک پیشکشی راضی شده باز گشت.1 آز ~~آینجا # ~~قدرت دولت شاه زیاد شا و درصدد تسخیر سیرجان برآمد ولی سوفق نگردید2 . # شاه محمود نیز هنگام معاصره شیراز خواست کرمان را از تصرف دولت شاه # ~~بیرون آورد برای این منظوربرادر خود سلطان احمد را در نظر گرفت ولی چون ~~سلطان # ~~احمد پیش از عزیمت بکرمان به نزد یکان خود گفته بود چون کرمان را ازچنگ ~~دولت # ~~شاه بدر آورد بسی نخواهد توانست آن ولایت را از او بگیرد و این گفته ~~بگوش شاه # ~~محمود رسیده بود از این رو سلطان احمد را به کرمان نفرستاد و نزد خود ~~نگهداشت # ~~ولی دیگر اعتمادی بدو نداشت3 . # تصرف شیرازازطرف شاه محمود درسال 765 - محاصره شیراز 1 ماه طول # ~~دشید از این جهت آثار ضعف بر احوال سپاهیان شاه شجاء ظاهر گشت و هر روز # ~~لشگریانش دستهدسته از شهر بیرون آمده به شاه محمود سیپیوستنا بطوریکه ~~ازامرا # ~~وبقربان جز معزالدین اصفهان شاه وامیر اختیارالدین حسن قورچی وشیخ دردی ~~و # ~~علاءالدین ایناق وپهلوان طالب نسی پیش او نمانده بود باین جهت ایلچی ~~نزد # ~~برادرفرستاد تادر باب مصالحه صحبت بدارند . شاه محمود باین بهانه که ~~اختیار امور # ~~در دست امراء سلطان اویس است به برادرپیشنهاد نمود ms111 که ازشیرازخارج شده ~~به ابرقوه # ~~برود ویک ماه درآنجا توقف نمایدتا امرای سلطان اویس ایلکانی رابه بغداد ~~مراجعت # ~~دهد و سپس بهخدست برادر قیام نمایا . # شاه شجاع پیشنهاد برادر را پذیرفت و قرار شد که ابتدا آن دو درپای قلعه # ~~پهن دریکد یگر را ملاقات نمایند وشاه شجاع پیش از خروج از شیراز این ~~نامه را نوشته # ~~پیش برادر فرستاد . # «برادرا عزا کرم فیروزجنگ محمود که انشاء الله قوة الظهر وعضد الیمین ~~باشد ملتمسات # ~~که نموده بود علم الله که مادام که در این مقام باشد باضعاف آن از قوه ~~بفعل رسد تا # ~~بحقیقت داند که ما همانیم که بودیم وهمان خواهد بود - نمیدانم که معاقد ~~سلسله PageV01P158 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0171.png) ### | ناریخ آل مظقر # ~~اخوت را چه افتاده که از هم گسسته شد وجاذ به خون و رگ را چه بود که ~~بدین نوع # ~~دست از کار باز داشت . # اگرچه دل بکسی داد یار ماست هنوز ### | بچان او که دلم برسر وفاست هنوز # آری خدای سصلحت کار بنده به داند - شک نیست که تألیف قلوب و ضمایر # ~~از چائی دیگراست تاارادت وقت چگونه و نی باشد انشاءالله تعالی چتان کند ~~که قردا # ~~در پای قلعه فهندر ملاقات شود وملتمسات آنچه موجه تواند بود وصلاح کلی ~~درضمن # ~~آن مندرج تواند بضایقه نرود والسلام1 . # شاه محمود نیز در جواب شاه شجاع سطری چند مرقوم داشت ته بیتی از آن # ~~این است . # چنایت از طرف آن شکسته پیمان است ### | وگرنه از طرف ما همان صفاست هنوز # روز دیگر آن دو در پای قلعه پهن در یکدیگر را سلاقات کردند چون شاه # ~~شجاع یه قول یرادر اطمینان یافت از شیراز خارج شد . # حافظ ابرو گوید: در زمان حر کت ازشیرازیزیارت مقبره شیخ کییرا بوعید الله ~~حفیف # ~~رفت و هنگام حر تت از آنجا سلطان زین العابدین را در مزار فراموش کردند ~~و شاه # ~~شجاع بادو زن خود که همراه داشت یعنی امیرراده در ملک و خواند ms112 زاده ~~تاشی سوار # ~~شده براه افتاد ودر راه پادشاه از حال سلطان زین العابدین استفسار کرد ~~کسی ازملازمان # ~~کیفیت حال او ندانست پادشاه را در خاطر آمد که او را درمزار شیخ کبیر ~~گذاشتهاند # ~~اسیراختبارالدین حسن مراجعت کرد وسلطان زین العایدین را به پادشاه ~~رسانید . # چون از حومه شهر گنشت برای ایتکه دشمتان نتوانند غدری بیندیشند از راه # ~~بند امیر که قرار بود حرکت کند نرفت و از راه غیر سعهود یعنی از راه ~~قصر زرد عازم # ~~ابر قوه گشت - در این هنگام سلطان احمد وشاه یحیی به تعجیل تمام در عقب ~~او PageV01P159 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0172.png) # ~~روان شدند تا دستگیرش سازند و بار دیگر با این عمل خود نقاق و دو رنگی ~~که بین # ~~شاهزاد گان مظفری رواج تمام داشت بظهور رسانیدند ولی چون دانستند او از ~~راه غیر # ~~معهود رفته بی نیل به بقصود باز گشتخد شاه محمود بعد از رقتن برادر ~~وارد شعر تد # ~~و اخبار این قتح را با انواع تحف و هدایا برای سلطان اویس به بغداد ~~فرستاد . # ~~خواجه سلمان ساوچی دربارهآ فتح شیراز قصیدهای گفته که چندییت آن این ~~است. # ~~دولت سلطان اویس عرصه ایران گرفت ### | باه سر سنجقش سر حد کیوان گرفت # ~~ماهچه رایتش سر بفلک یرافراشت ### | شاه بماهی زروم تا در کرمان گرفت # ~~از طرفی دولتش گردن دیوان ببست ### | واز جهتی لشگری سلک سلیمان گرفت # ~~بعجز اقبال شاه بود که پیش از دوسال ### | نسخه این سر غیب خاطر سلمان گرفت # ~~و نیز در این باره چنین گفته : # ~~همای چتر همایون پادناه اوپس ### | یسیط روی زسین را بزیر سایه گرفت # ~~حدود مملکت فارس تا در هرموز ### | بسال خمسه وستین سیعمائه گرفت1 # ~~رفتن شاه شجاع به کرمان و تصرف آن ولایت - شاه شجاع چون به ابسر قوه ~~PageV01P160 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0173.png) # ~~رسید خواجه جلال الدین توران شاه ر عرفاو والی آن ولایت بود باستقبال ~~شتافت # ~~شاه شجاع پس از توقف مختصری در ابر قوه به عزم تسخیر کرمان ms113 وقلع ریشه ~~فساد # ~~دولت شاه در اسفتد باه سال *-7 با سیصد سوار به کرمان رفت وچون به شهر # ~~بابک که اول خاک درسان بود رسید عدهای از اعراب سادن آن ناحیه و جمعی ~~دیگر # ~~درحدود . . ه تن در زیر رایت اوگرد آمدند و شاه شجاع از آنجا عازم ~~سیرجان شد # ~~دولت شاه با چهار مزار تفر به مقابنه شتافت چون عدهای از بزرگان لشگر ~~دولت شاه # ~~به شاهشجاع پیوستند ازاین روتاب مقاومت نیاورده درشهر درمان متحصن شده ~~بوساطت # ~~خواجه توران شاه وزیر با بزرگان دولت خویش یخدمت شاه شجاء آمد ومورد ~~عفو # ~~وبخشایش قرار گرفت ونی چون بعدآ درصدد سوء قصدی نسیت شاه شجاع بود ~~دستگیر # ~~شد و با جمعی نه یا او در این امر متفق بودند یقتل رسید - شاه شجاء در ~~این باره # ~~چتین گوید : # امان چون خواست فرسودم امانش ### | چو عجز آورد یخشیدم بجانش # دگر چون غدر در دل داشت غدار ### | سراندازان شد این شمشیر خونخوار # یکی مکار دون ییوفا بود ### | سکافات جفا داران جفا بود # شاه شجاع پس از آنکه دولت شاه را ازسیان برداشت به مشیز آمده چند روزی # ~~را توقف نمود تا کلیه سپاه که از اطراف خواسته بود بدو بسلحق شدند - او ~~پسرش # ~~سلطان اویس را بحکوست کرسان برداشت وخود برای تسخیر شیراز حرکت کرد ~~اسیر # ~~سیور غتمش اوغانی نیز بدو پیوست و در نیریزحاگم شباتکاره هم از او ~~اطاعت تمود - # 2 - مؤلف مطلع الشتعدین مینویسه- ایتدا شاه سجاع یرای استعداد ازملک حمین ~~کرت # ~~زهچا ر تتعد . PageV01P161 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0174.png) # ~~شاه شجاع یا این سپاه مجهز امیدوار بود که شیراز را بزودی مسخر سازد ~~ولی بعلت # ~~اختلافی که بین سپاهیان او افتاد امیر سیورغتمش با طوایف جرما و اوغان ~~ازاردو # ~~پیرون آمده بهجیرفت و رود بار بازگشت. شاه شجاع ناچار بطرف کرمان برگشت ~~تا # ~~بار دیگر بتهیه سپاه پردازد ولی ابتدا سر دوبی طوایف جرما و اوغان را ~~لازم شمرد از # ~~این جهت به ms114 جیرفت رفت امیر سیورغتمش از شاه سحمود کمک خواست شاه محمود # ~~نیز نه در پی فرصت بود تا کرمان را نیز یچنگ آورد موقع را غتیمت شمرده ~~شاه یحیی # ~~را با سپاهی بمدد اوغانیان و جرمائیان فرستاد و او را مأمور ساخت تا ~~بکمک طوایف # ~~مزیور لرمان را ستصرف شود - شاه یحیی از راه فرک وطام و ارزویه به یلوک ~~رودبار # ~~رفت ولی بجای جنگ باشاه شجاع از اواطاعت نمود ونیزد ختر شاه شجاع را ~~خواستگاری # ~~نرد ناه شجاع بخط خود تامه ای بهشاه یحیی توشت1 و او را مورد عنایت خود ~~قرار # ~~داد واز اوخواست به یزد رفته و منتظر فرمان اوباشد شاه یحیی نیزبدستور ~~شاه شجاع # ~~ید بزد بر گشت . PageV01P162 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0175.png) ### | تاریخ آل سظفر # طوایف جرما و اوغان چون از کمک شاه محمود مأیوس شدند از شاه شجاع # ~~درخواست نمودند که به شهر کرمان بر گردد تا آنان نیز یخدمت رسیده اظهار ~~اطاعت # ~~نمایند - شاه شجاع چنین کرد وبزرگان طوایف مزبور نیز به کرمان رفته ~~سورد نوازش # ~~قرار گرفتند - سپس شاه شجاع دخترخودشاه سلطان را به عقد شاهیحپی ~~درآورده به یزد # ~~فرستاد تا شاید بدین وسیله از کید و مکر او رهائی یابد سیس درصدد تسخیر ~~شیراز # ~~وآمد . PageV01P163 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0176.png) ### | فصل هشتم # دورره ن وم سلطنت شاه شجاع از 767 تا776 # تصرف شیراز ازطرف شاه شجاع در سال 767 ه . ق . - پس از آنکه شاه # ~~محمود بر شیراز تسلط یافت سمردم اینشهر یعلت رفتار ناهنجار سیا هیان ~~سلطاناویس # ~~ایلکانی از شاه محمود آزرده خاطر شده یرگشت مجدد شاه شجاع را آرزو # ~~می کردند. 1 # و چون آوازه قدرت شاه شجاع پس از تسخیر کرمان در فارس پیچید هر # ~~روز عده ای از بزرگان این شهر به کرمان رفته شاه شجاع را بحرکت بطرف ~~شیراز # ~~تشویق و ترغیب مینمودند و2 # 1 - خرابی وضع شیراز و رنجش مردم از شاه محمود از آنجا پیداست که حافظ ~~دراین # ~~زمان در ms115 غزلیات خود از اوضاع شیراز یاد کرده و شاه محمود را به اشاره ~~وکنایه (اهریمن) # ~~و (دیو سیرت) میخواند. # 2- حافظ ابرو در این باره چنین مینویسد «رؤس سملکت فارس از لشگریان شاه ~~حمود # ~~بعلت تبریزیان (لشگریان سلطان اویس) نفرت گرفته بودند بخفیه کلو تاج ~~الدین حسن را # ~~روانه کرمان گردانیدند - شاه شجاع از این صورت بغایت ستبشرگشت و حکم ~~فرمود که # ~~اصول کرمان رسم استقبال بجای آورند واو را بسه تعظیم واکرام واخترام ~~تمام ببارگاه # ~~برساثآند چون بر مضمون قضیه وفوف یافتد امرا خو متتقر آین فرصت بودتد ه ~~مجموع PageV01P164 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0177.png) # از طرف دیگر نزدیکان شاه محمود درکارهای دولتی کارشکنی مینمودند # ~~چنانکه خواجه صدر الدین اتاری که وزارت شاه محمود را داشت و نسبت یه ~~شاه # ~~شجاع اخلاص میورزبد عمدا مرسوسات و مواجب لشگریان رانمی پرداخت ~~تاسپاهیان # ~~از او مأیوس شده به شاه شجاع به پیوندند وشاه محمود چون از عمل خواچه ~~صد رالدین # ~~اطلاع یافت او را از وزارت خود خلع کرد.1 # با این مقدماف چون شاه شجاع موقع را برای تصرف شیراز مناسب یافت از # ~~شهر کرسان یه سشیز رفت و از آنجا به بافت و چهار گنبد و سیرجان عزیمت ~~نمود و # ~~در این مقامسه ماه تابستاک را توقف کرد تا تمامی سپاه از ایالات اطراف ~~بدو پیوستند # ~~و شاه ستصور برادر شاه یحیی تیز یا سپاهی از یزد بکمک او آسد - # شاه شجاع پسر خود سلطان جهانگیر را در شهر کرمان به نیابت برقرار کرد # ~~و پسر دیگرش سلطان زین العابدین را بحکومت سیرجان گذاشت و دو پسر دیگر # ~~خود سلطان اویس و سلطان شبلی را همراه خود ساخت و با سپاهی مجهز بطرف ~~شیراز # ~~حرکت کرد . # شاه محمود برای جاو گیری او تا نزدیکی سیرجان آمد شاه شچاع خواست از # ~~راه دیگر خود را به شیراز برساند ولی شاه محمود پیش دستی کرده پیش از ~~وقت # ~~خود را یشیراز رسانید و در شهر متحصن ms116 گردید وشاه شجاع به شهر نزد یک ~~شد PageV01P165 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0178.png) # ~~پس از چند روزی عده ای از بزرگان قارس ایلچی پیش او فرستادند و پیغام ~~دادند # ~~که اگر نزدیک تر آید دروازه های شهر را بروی لشگریان او خواهند گشود - ~~شاه # ~~محمود چون از این مواضعه آگاه شد شب دوشنبه : ذی القعده سال 767 ه - ق # ~~با جمعی از خواص از شهر خارج شده به اصفهان گریخت - سلطان احمد در بین # ~~راه از او جدا شده پیش شاه شجاع آمد و شاه شجاع بدین ترتیب بدون ~~زدوخوردی # ~~پس از دو سال شیراز را مجددا بفتوح ساخت . # شاه شجاع پس از تصرف شیراز سانند پدر در ترویج احکام دین واشاعسه # ~~مراسم مذهب سعی بلیغ بجای آورد - در تعمیر سساجد و مدارس و خوانق کوشش # ~~نمود و شضصأ در مجال علماء و فضلاء حاضر میشد چتانکه در محضر سولانا # ~~قوام الدین عبدالله فقیه شرح مختصر این حاجب را مباحته میکرد - او منصب ~~قضاء # ~~شیراز را به سولانا بهاء الدین عثمان کوه گیلوئی که از علماء شافعی بود ~~واگذاشت # ~~و از اینجا توجه شاه شجاع به بذهب سنت نیز معلوم میگردد . # شاء شجاع در این موقع خواجه قطبالدین سایمان شاه بن خواجه محمود # ~~کمال را سانند سابق بوزارت یرداشت و در سال . متل پدر با القاهر بالله # ~~محمد بن ایی بکر خلیفه عباسی مصر بیعت کرد و در این مبایعت علماء ~~رسالات # ~~نوشتند1 # مولانا غیاث الدین گیتی را به مکه سعظه فرستاد تا در آنجا خانقاهی جهت # ~~مجاوران حرم احداث کند وقطعه زمینی چهت مرقد او بخرد واز وجه حلال ~~دویست # ~~هزار دینار زر خرج کرد و آن حظیره یه مرقد شاه شجاع معروف گشت و خانقا ~~هی نیز # ~~در جنب خانه کعبه بنا کردند و شاه شجاع در صفت آن گفته . # بباب الصفا بیت الم به الصفا ### | لمن هو اصفی فی الوداد من القطر PageV01P166 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0179.png) # تباعده الا عذار بالملک والعدی ### | ولیس ms117 یصب من تمسک بالعذر1 # لشگر کشی شاه شجاع به اصفهان . - شاه شجاع پس از استقراردر فارس # ~~درصدد تصرف اصفهان برآمد ودر اواخر سال 68 » تا قصر زرد پیش رفت 2 شاه # ~~محمود از شنیدن این خبر ایلچیانی بخدمت برادر فرستاد و از او تقاضا ~~نمود که از # ~~تعرض به اصفها نصرف نظر کند واین شهر را بدو گذارد شاه شجاع تقاضای ~~برادر # ~~را پذیرفت باین شرط که خطبه و سکه بنام شاه شجاع باشد شاه شجاع ضمن ~~صدور # ~~فتح نامه ای 4 حکومت اصفهان وخوزستان را به شاه محمود داده خود بشیراز # ~~برگشت . # 2_ علت لشگر کشی شاه شجاع رابه اصعفن مقین الدین کصتری سو ب التواریخ # ~~چنین سینویسد . بعد از قمع آل اینجو ریرروسلطان را شاه شباع میخواست # ~~که در حباله خود آورد شاه محمود پیش دستی کرد و بستد بواسطه این حرکت ~~سیان # ~~پرادران نزاع واقع شد و شاه شجاع لشگر به اصفهان کشید ص 188 - این علت ~~نمیتواند # ~~علت اصلی لشگر کشی شاه شجاع به اصفهان باشد زیرا شاه شجاع در این سوقع ~~سیخواست # ~~انتقام لشگر کشی شاه محمود را بشیراز از او بگیرد گر چه سمکن است خان ~~سلطان و سیل # ~~اه شباع لسبت یه آو نیز یکی از علل باشد وبطوریکه بعدا خواهیم دید همین ~~زن شاه # ~~در کتابحانه سهرداری اصفهان موجود است. PageV01P167 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0180.png) # ~~خواجه حاقظ در مدح شاه شجاع قصیده ای دارد که در این موقع سروده شده # ~~و سطلع آن این است. # شد عرصه زمین چو بساط ارم جوان ### | از پرتو سعادت شاه جهان ستان # ~~تا آنجا که گوید. # دارای دهر شاه شجاع آفتاب ملک ### | خاقان کامکار و شهنشاه نو چوان # دردشت روم خیمهزدی و غریو کوس ### | وز دشت روم رقت بصحرای سیستان # تا قصر زرد تاختی ولرزه اوفتاد ### | در قصرهای قیصر ودر خاته های خان # ~~عصیان سلطان قطب الدین اویس . - موقعی که شاه شجاع در شیراز یسود # ~~پسر بزرگ خود سلطان ms118 قطب الدین اویس را برای وصول مالیات جرون (بندرعباس # ~~حالیه) به کرمان فرستاد امیر سیورغتمش خال سلطان اویس باستقبال او آمد ~~وملازم # ~~خدمت شد و پادشاه هرموز توران شاه ین قطب الدین تهمتن (47 - 779) که # ~~از سمدوحین حافظ است اموال و نقایس بسیار نزد او فرستاد . # ~~سلطان اویس پس از دریافت این اموال بقکر نافرمانی افتاد و امیر ~~سیورغتمش # ~~نیز او را در انجام این مقصود یاری داد - شاه شجاع سلطان شبلی پسر دیگر ~~خود را # ~~برای دستگیری سلطان اویس فرستاد ولی او به اصفهان گریخت و یه عم خود ~~شاه # ~~سحمود پناه برد - اسیرسیورغتمش نیز در قلعهای متحصن گردید و از شاه ~~شجاع طلب PageV01P168 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0181.png) # ~~بخشش تمود - شاه شجاع نامه ای بخط خود بدو نوشت وازسر تقصیرش # ~~گذشت . # رفتن شاه شجاع به یزد. - شاه شچاع پس از بر گشتن از لشگر کشی اصفهان # ~~مدتی در شیراز توقف نمود و سیس به یزد رفت شاه یحیی حا کم یزد مراسم ~~استقبال # ~~بجای آورد و او پس ازچند روزی توقف در این شهر و دیدار دختر خود که زن # ~~شاه یحیی بود به همراهی شاه رکن الدین حسن پسر سید معین الدین اشرف به # ~~شیراز بر گشت. # فتنه گری خان سلطان . - خان سلطان زن شاه محمود که سیخواست انتقام # ~~عم خود شیخ ابو اسحق را از آل مظفر بکشد درصد برآمد بین برادران فتنه ~~اندازد # ~~و برای این منظور پس از مراجعت شاه شجاع ازیزد قاصدی بشیرازفرستاده ~~پیغام داد # ~~که اگر شاه شجاع به اصفهان بیاید او شهر را یدو خواهد سپرد وشاه محمود ~~را # ~~گردن یسته تسلیم او خواهد کرد و ضمنا نسبت به شاه شجاع اظهار تعلق و ~~تعشق # ~~کرده بود - شاه شجاع فریب سخنان دلفریب او را خورده در سال8« بعازم ~~اصقهان PageV01P169 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0182.png) # ~~شد - شاه سحمود این بار نیز ایلچیانی پیش برادر فرستاد و پیغام داد (که ~~اگر نظر # ~~این است که در سلک ملازمان درگاه ms119 باشم اطلاع دهناد تا بانجام برسانم و ~~اگر این # ~~خرابه را بمن ارزانی داشته اند طوری فرمایند که خاطری جمع داشته باشم) ~~شاه # ~~شجاع را بر عجز برادر رحمت آمده طالب ملاقات او شد آن دو یکدیگر را ~~ملاقات # ~~کرده عهد و پیمانی مجدد بستند و شاه محمود متعهد شد که من بعد از فرمان ~~اوسر # ~~نپیچد و شاه شجاع نیز بشیراز برگشت. # شاه شجاع در این موقع خواجه قطب الدین سلیمان شاه را که در سال پیش # ~~بوزارت برداشته بود بعلت تقصیری که از پسرش خواجه غیاث الدین محمود ~~صادر # ~~شده بود زندانی کرد و پسرش را نیز نابینا ساخت # قطب الدین سلیمان شاه پس از چندی از حبس گریخته به اصفهان رفت و # ~~شاه سحمود علی رغم برادر وزارت خود را بدو داد . # وزارت شاه رکن الدین حسن وقتل او . - پس از آنکه شاه شجاع خواجه # ~~قطب الدین سلیمان شاه را محبوس ساخت وزارت خود را به شاه رکن الدین حسن # ~~ابن معین الدین اشرف که از یزد به همراه خود به شیراز آورده بود ~~واگذاشت ولی # ~~او مردی سغرور و متکبر بود و بهیچ یک از اشراف و اعیان اعتنائی نمی ~~نمود وچون # ~~چند روزی به تمشیت امور پرداخت بعلت توهمی که از خواجه جلال الدین ~~توران # ~~شاه و خواجه همام الدین محمود نزدیکان شاه شجاع داشت از آنان پیش شاه ~~شجاع PageV01P170 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0183.png) # ~~سعایت کرده گفت بشاه محمود توشتهاندچون او به نزدیکی شیراز یرسد دروازه ~~هسا را # ~~گشوده و شاه حمود را بشهر وارد خواهند نمود شاه شجاع آن دو را خواست ~~وننمه # ~~را بدیشان تمود آن دوچواب دادند که مشابه خط ماست اما سا از این ناسه ~~بی خبریم # ~~و چو شاه را در منتهای خشم و غضب دیدند ازو درخهاست نمودند کسه در باره # ~~آن تحقیق بیشتری فرماید شاه شجاع اسمیر اختیار الدین حسن قورچی را ~~مأمور تحقیق # ~~نمود و او چون شاه رکن ms120 الدین حسن وزیر را در سقام شکنچه قرار داداو ~~ناچارحقیقت # ~~را گفت و اظهار داشت که حاجی عمرستشی را بر آن داشته که بر سبیل تقلید ~~این نامه # ~~را بنویسد زیرا ازاین دو نفر پیوسته بیمناک بوده است - چون شاه شجاع از ~~کیفیت # ~~واقعه خبر یافت حکم کرد تا شاه رکن الدین حسن را بزه کمان ازسیان ~~برداشتتد # ~~و اموالش را نیز دیوانی ساختند . # وزارت خواجه جلال الدین توران شاه . - بعد ازقتل شاه رکن الدین حسن # ~~شاه شجاع وزارت خود را به خواجه جلال الدین توران شاه داد - بطوریکه ~~قبلا # ~~نیز گفته شد او ایتدا حکوست ابرقوه را داشت و چون شیراز در سال 60 7 ~~یتصرف # ~~شاه محمود درآمد و شاه شجاع یه ابرقوه رفت سورد احترام توران شاه قرار ~~گرفت و در # ~~لشگر کشی کرسان سلازم خدمت او بود تا اینکه درسال .77 ه. ق بوزارت رسید # ~~وتا آخر سلطنت شاه شجاع وزارت داشت و پس از فوت او چند روزی وزیر سلطان # ~~زین العایدین بود ولی معزول شده یالاخره در روزسه شنبه (2 صفر سال 787 # ~~وفات یافت . # خواجه جلال الدین توران شاه سی جزء قرآن را که بخط یحبی بن جمال صوقی # ~~است و در سال ه* ر-ح یشط خوب ثوشته شده و بلست استاداک فن تدهیب # ~~گردیده بمسجد جاسع عتیق شیراز وقف کرد و چون مسجد جاسع روبخرابی گذاشت # ~~این قرآن را به بقعه امامزاده میرسید محمد سننقل ساختند و اکنون در ~~موزه شیراز 12 # ~~جلد از آن که هر جلدی عبارت از دو چزو قرآن است سوجود است . # خواجه جلال الدین توران شاه یکی از ممدوحین حافظ است واین وزیر را ~~PageV01P171 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0184.png) # ~~نسبت به خواچه محیت زیاد بوده و در مدک وزاز هودکی اسن کلمیسه تسبت به # ~~خواجه حافظ نیکی میکرده است - خواجه حافظ نیز او را در قصاید و غزلیاتی ~~مدح # ~~گفته است. # ~~مطلع قصیده اول این است. # ~~مراد لیست پریشان بلست ms121 غم پامال ### | چنانکه هیچ کسم نیست واقف احوال # ~~تا آنجا که گوید # ~~جناب آصف دوران جلال دولت و دین ### | که درجهان نبدو نیستش نظیر و مثال # ~~مطلع قصیده دیگر چنین است. # ~~خیرمقدم مرحبا ای طایر فرخنده دم ### | شادمان کردی مرا نازم ترا مر تا قدم # ~~تا آنجا که گوید. # ~~خواجه توران شاه عادل دل چلال سلک ودین ### | بدر آقاق علاعون الوری بغوثالاسم # ~~مطلع غزل اول این است . # ~~گراز این منزل دوران بسوی خانه روم ### | دگر آنجا که روم عاقل و فرزانه روم # ~~تا آنجا که گوید . # ~~خرم آن دم که چو حافظ بتولای وزیر ### | سر خوش ازمیکده بادوست بکاشانه روم # ~~سطلع غزل دیگر # ~~خرم آن روزکزین منزل ویران بروم ### | راحت جان طلبم وز پی جانان بروم PageV01P172 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0185.png) # ~~تا آنجا که گوید. # ~~وز چو حافظ نبرم ره ز بیابان وجود ### | همره کوکبه آصف دوران بروم # ~~ممع خزن دیگر. # ~~سحرم هاتف میخانه بدولت خواهی ### | گفت بازآی که دیرینه این درگاهی # ~~تا آنجا که گوید . # ~~تو در فقر ندانی زدن از دست مده ### | سنا خواجگی وبسنصب توران شاهی # ~~مطلع غزل دیگر. # ~~بشنواین نکته که خود رازغم آزاده کنی ### | خون خوری گرطلب روزی ننهاده کنی # ~~تا آنجا که گوید . # ~~ای صبا بند گی خواجه جلال الدین کن ### | که جهان بر سمن وسوسن آزاده کنی # ~~مطلع غزل دیگر. # ~~تو مگر بر لب جوئی بهوس بنشینی ### | ورنه هرفتنه که بینی همه از خود بینی # ~~تا آنجا که گوید . # ~~تو بدین ناز کی وسر کشیای شمع چگل ### | لایق بندگی خواجه جلال الدینی # ~~سطلع غزل دیگر. # چل سال بیش رفت که من لاف میزنم PageV01P173 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0186.png) # ~~تا آنجا که گوید. # تورا نشه خجسته که درمن یزید فضل ### | شد منت مواهب او طوق گردتم # ~~مطلع غزل دیگر. # آنکه پا مال چفا کرد چو خاک را هم ### | خاک میبوسم وعدر قدمش میخواهم # ~~تا آنجا که گوید. # خوشم آید که سحر خسرو خاور سیگفت ### | همه پادشهی بنده تورانشاهم # ~~مطلع غزل ms122 دیگر. # گرم ازدست برخیزد که بادلدار بنشینم ### | زجام وصل سینوشم زباغ عیش گل چینم # ~~تا آنجا که گوید. # وفاداری وحقگوئی نه رسم هرجهانداراست ### | غلام آصف ثانی جلال الحق والدینم # ~~خواجه جلال الدین وزیری نیک نفس و رعیت پرور یود وارکان دولت و # ~~رعایای سملکت ازوی راضی و شاکر بودند 1 # ~~فتنه مجدد خان سلطان و لشگر کشی شاه شجاعبه اصفهان . - بار دیگرخان # ~~سلطان ایلچیانی بخدمتشاه شجاع فرستاد و او را به تسخیراصفهان تشویق ~~وترغیب # ~~نمود وضمتا نسبت به او اظهار علاقه و محبت کرد و چون در این باره اصرار ~~ورزید # ~~شاه شجاع برای ایتکه یهانه ای بدست بیاورد به شاه محمود پیغام داد در ~~نظر دارد # ~~دختر کوچک خود را در عقد ازدواج شاه منصور درآورد و برای هزینه عروسی ~~از او # ~~خواست از مال اصفهان کمکی تماید - شاه محمود جواب داد تمامی ممالک فارس ~~PageV01P174 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0187.png) # ~~وشهر های سهم عراق عجم در تحت فرمان شاه شجاع است و یعلت لشگر کشی # ~~های مکرر خرابی تمام باصفهان راه یافته از این رو از خرج روزمره خود ~~فرو سانده # ~~و وجهی که لایق خزانه پادشاهی باشد بدست نمیآید - شاه شجاع ازاین جواب # ~~بتغیر شده گفت پیمان ما با برادر آن بود که ازسخن ما خارج نشود واکنون ~~برخلاف # ~~عهد وپیمان رفتار مینماید وباین بهانه به اصفهان لشگر کشید و چون به ~~حدود # ~~عراق عجم رسید به شاه محمود خبر دادند که سبب این قتنه و آشوب خان ~~سلطان # ~~است پساز تحقیق چون تقصیر خان سلطان مسلم شدیقتل او فرمین داد 1 و ~~رسولی # ~~پیش برادر قرستاد واز قتل خان سلطان او را مطلع ساخت و از او خواست با ~~او یر # ~~سر عنایت و عاطفت باشد - شاه شجاع این بار نیز اصفهان را به برادر ~~گذاشت و به # ~~شیراز برگشت. # خواستگاری شاه شجاع وشاه محمود از دختر سلطان اویس ایلکانی .- # ~~بطوریکه دیدیم اختلاف بین شاه شجاع وشاه محمود همچنان باقی ms123 بود و با ~~وجود # ~~پیمان دوستی و مودت بین آن دو شاه شجاع به تحریک و تفتین خان سلطان ~~دوباره # ~~به اصفهان لشگر کشید - شاه محمود چون میدانست شاه شجاع از تصرف اصفهان # ~~صرف نظر نخواهد کرد بار دیگر خواست از سلطان اویس ایلکانی که در این ~~سوقع # ~~قدرتی یافته وقسمت های غربی و شمال غربی ایران را در تصرف داشت کمک # ~~بگیرد وبا عقد ازدواج با دختری از خاندان ایلکانی وابجاد رابطه مواصلت ~~خود PageV01P175 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0188.png) # ~~را بکمک های او سستظهر سازد. 1 # شاه شجاع چون از نیت برادر اطلاع یافت برای اینکه شاه محمود نتواند # ~~سثل سایق بکمک سپاهیان سلطان اویس ایلکانی متصرفاتشاه شجاع را سورد ~~تعرض # ~~قرار دهد و یا بنا به نوشته حافظ ابرو «خواست بند دوستی یگشاید تدبیری ~~انگیخت # ~~که با سلطان اویس طریق دوستی مفتوح گرداند و دختری از آن خاندان را ~~درعقد # ~~نکاح آورد تا من بعد سواد فتنه و آشوب سنقطع گردد و در نتیجه برادر نیز ~~در مقام # ~~اطاعت ثابت قدم گردد و مملکت پارس و عراق و آذربایجان از حرکت لشگر # ~~آسیب تییند» . # یرای این سنظور درسال . ه ه. ق امیر اختیار الدین حن قورچی را با # ~~نامه ای پیش سلطان اویس ایلکانی یه تیریز فرستاد وبیغام داد که اگر عهد # ~~سودتی بین آن دو بر قرار شود او لشگری در اطراف سلطانیه برای حفظ و ~~حراست # ~~آذربا یجان مقیم خواهد ساخت.2 # شاه محمود نیز خواجه تاج الدین متیزی را که فرزانه روز گار بود و وزارت # ~~او را داشت با تحق و هدایای زیاد جهت خواستگاری دختر سطان اویس یه ~~تبریز # 1 حل آیرو توید * حواجه تاج آلدین شاه محمود را وادار کرد چون باهسجاع # ~~دهد*. PageV01P176 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0189.png) # ~~روانه کرد . و باو اختیار داد بهر وسیله ای که شده رضایت خاطر سلطان ~~اویس را # ~~در این باره جلب نماید و هر نامه ای که صلاح سیداند از طرف او ms124 بنویسد ~~نا او مهر # ~~کند - خواحه تاج الدین محمد مشیزی نیز مکتوبی تذلل آمیز ازقول شاه ~~محمود # ~~نوشت ودر آن اظهار عبودیت و چاکری نمود 2 # خواجه تاج الدین مشیزی چون به تبریز رسید ابتدا در صدد جلب قلوبامرا # ~~و بزرگان برآمد وآنان را با تقدیم تحف و هدایا با خود یار و موافق ساخت ~~سپس # ~~در خدمت سلطان اویس از شاه شجاع بوجهی اقبح یاد کرد و چنان نمود که نظر # ~~شاه شجاع از این وصلت تسلط یر آذریایجان است و او میخواهد با لشگریانی ~~که # ~~در سلطانیه مقیم خواهد ساخت باین منظور برسد - امانیت شاهمحمودحق گذاری ~~و خدمت # ~~به سلطان است واو عرصه عراق را بدختر سلطان تملیک کرده تا بدین وسیله ~~لوازم # ~~نیکوبند گی یجای آورد و نیز در نظر دارد تمامی جنوب ایران را مسخر سازد ~~و درواقع # ~~ضمیمه دولت آل جلایر کتد . # سلطان اویس در اینیاره با امرا و بزرگان بمشورت پرداخت همه متفق الکلمه ~~PageV01P177 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0190.png) # ~~گفتند شاه شجاع گر چه به سن و قدرت پادشاهی و وسعت مملکت و شوکت دولت # ~~بر شاه محمود برتری دارد اما شاه محمود در مقام اطاعت و فرمان برداری ~~است # ~~و بعلاوه اصفهان به قلمرو حکومت سلطان متصل است با این وصلت ممکن است # ~~که تمامی عراق عجم در تحت تصرف سلطان درآید این سخنان مورد پستد سلطان # ~~اویس قرارگرفت ودختر را نامزد شاه محمود کرد1 . # ~~بقییه حمسیه ار فه مب # ~~لمولاه) بآزان تونیم هرچه داریم بتده ممود م اف بدریان در گاه منسوب # ~~کشله وهوی میت و ولا وخلقه عبودیت وچا کری ریب و ریور دوش و کردن ~~خودساخته # ~~وبشکر الطاف لا احضاف که متصل از اک حضرت یشاهده کرده رطب انمستان تدب ~~البیا # ~~است عرصه عراق را آتچه در تصرف است تملیک حضرت کرده تملیک تامه مشروع ~~محکم # ~~مسجل یسجل حا کم امور شرعی یشمخضرت سرپزده حف مهد اعلی بعرض خدام ~~ووزراء # آسمان ساخت در ms125 آفاق یکی سورچه سور ### | که از آن سور شد اطراف ممالک مسرور # حبدا -ورو سروری که اگر درنگری ### | خانه زهره بود برخی آن عالی سور PageV01P178 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0191.png) # ~~خواجه تاج الدین1 چون در مقصود خود نایل آمد سلطان را بر آن داشت تا # ~~امیر اختیا رالدین حسن فرستاده شاه شجاع را مورد عتاب قرار دهد - سلطان ~~به او # ~~گفت «اگر شاه شجاع داعیه پیوندی داشت ترا با طبل وعلم روانه کردن چه # ~~محتاج بود - طبل و علم در آذریایجان نبود و ما ندیدهایم ؟ دگر آنکه در ~~کتابت # ~~هیچ از مقام سلطنت و نخوت تنزل نکرده 2 و این ضعیف را برادر خطاب کرده ~~اگر # ~~تواضعی بزبان قلم فرسودی در سلطنت او چه منقصت بازدید آمدی - من دختر ~~به # ~~بقیه حاشیه ازصفحه قیل # مهد بلقیس زسان داشته است ارزانی ### | بسراپرده جم دولت تشریف حضور # قطب دین شاه قلک مرتبه محمود که اوست ### | بهمه سیرت محمود و محامد مذکور # خواجه تاج الحق والدین محمد الحق ### | سمی ها کرد دراین باب بغایت مشکور # دری از بحر بزرگی یکنارت آورد ### | که چنان درنتوان یاقت دراصداف دهور # ~~1- خوانه میر د: دستور الوزراء سینویسد . خواجه تاج الدین یزی مدک مدیت # ~~وزارت و نیابت شاه محمود را دامست ووزیزیپررویر بود جچول او دوانست ~~دخدر ساضف PageV01P179 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0192.png) # ~~برادر مشتاق نمیدهم به بنده چاکر سیدهم1 # باین ترتیب شاه محمود توانست به مقصود خود تایل آید و با دختر سلطان # ~~اویس ازدواج نماید تا پشت گرسی واستظهاری در مقابل شاه شجاع داشته باشد ~~. # اما چون دختر سلطان اویس یه اصفهان آسد و بیقراری شاه سحمود را در # ~~سفارقت خان سلطان که مورد علاقه شدید او بود و از کشتتش پشیمان شده بود # ~~مشاهده کرد وبی اعتنائی او را نسیت بخود دید ازشدت غضب وحسد روزی # ~~که شاه محمود در اصفهان نبود جسد خان سلطان را از خاک بیرون آورد # ~~و بسوخت. # جنگ شاه محمود با شاه شجاع . - هنگامی که سلطان ms126 اویس ایلکاتی # ~~دختر خود را به اصفهان بیفرستاد سپاهیانی نیز همراه او ساخت و شاه ~~محمود را از # ~~مشاهده آن بار دیگر هوس تسخیر شیراز در سر افتاد و روی بطرف شیراز ~~نهاد2 # ~~چون شاه شجاع از این امر خبر یافت بقصد مدافعه از شهر خارج شد و در ~~صحرای # ~~چاشت خوارد وسپاه بیکد یگر رسید ندشاه شجاع میمته را بسلطان احمد و ~~سلطان شبلی سپرد # ~~وسیسره را به شاه منصور وسلطان زین العایدین داد وخود با برادر کوچکرش # ~~سلطان ابو یزیا در قلپ سپاه ایستاد - شاه متصور که جوانی شجاع بود ~~میمنه شاه # ~~ممود را شکست دادولیمیسره شاه محمود پر میمنه شاه شجاع غالبامد و دو ~~سپاه # ~~بیکدیگر در آویختند عده ای از سیاهیان شاه محمود بطرف اصفها متهزم شدند ~~و # ~~گروهی از لشگریان شاه شچاع نیز بطرف شیراز گریختند و شاه شجاع ناچار ~~خودنیز # ~~روی یشیرازنهادولی شاه منصور که از عقب سپاهیانشاه محمود رفته بود با ~~غنیمت بسیار # ~~بر گشت شاه شجاع که از مراجعت خود پشیمانشدهبود خواست بارد یگربجنگ ~~براد ررود PageV01P180 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0193.png) ### | مریخ ان مفر # ~~ولی شاه سنصور ازعم خود خواست تا او را مأمور این سهم فرماید باین چهت ~~شاه # ~~متصور بفرمانن شاه شجاع با سه هزار مرد عازم جنگ شاه محمود شد اما چو ~~اوبه # ~~اصفهان رفته یود شاه منصور بشیراز بر گشت # شاه شجاع بعد از این واقعه ازسلطان اوپس ایلکانی آزرده خاطر قد ولی # ~~اثر رنجش خاطر او از مکاتبات و مشاجرات قلمی بیرون نرفت اما شاه محمود ~~گرچه # ~~این بار از کمک سلطان اویس ایلکانی در تسخیر شیراز بهره ای نبرد ولی ~~توانست # ~~در حکوست اصفهان یرای بدتی سستقل وبلا منازع پاشد. # طفیان پهلوان اسد خراسانی در کرمان . هنگامی که شاه شجاع در سال767 # ~~برای تسخیر شیراز و دفع شاه محمود عازم فارس بود پهلوان اسد خراسانی از ~~نبایر # ~~سوید الدین ای آبه را که درخدمت او بسر میبرد بحکومت کومان ms127 برداشت ت ~~اما او # ~~پس از چندی ازگرفتاری های شاه شجاع در جنگ با برادرش شاه محمود استفاده ~~کرده # ~~بخیال خودسری افتاد. # یکی دیگر از علل عصیان و تمرد او این بود که چون غیاث الدین محمود # ~~پسر خواجه قطب الدین سلیمان شاه که بفرمان شاه شجاع نابینا گردید و ~~بکرمان PageV01P181 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0194.png) # ~~تبعید شد بعلت سابته دوستی که با پدلمواناسد داشت اورا بر علیشاه شجاع ~~تحریک # ~~نمود - علت دیگر افساد و تفتین شاه یحیی بود - او که مردی سزور و حیله ~~گر بود # ~~و دائما سیخواست در امور سلطنت اخلال نماید بکمک امیر سیورغتمش جرمائی # ~~برادر زن شاه شجاع پهلوان اسد را به قیام تشویق نمود و او را با ~~فرستادن ناسه های # ~~مزور از شاه شجاع بیمناک ساخت . # پهلوان اسد در اثر این تحریکات در صدد برآمد سر از فرمان شاه شجاع به # ~~پیچد ولی بعلت وجود مخدوم شاه مادر شاه شجاع در کرمان نمیتوانست علنا ~~اظهار # ~~مخالفت نماید - مخدوم شاه نیز پسر را ازسوء نیت پهلوان اسدآگاه مینمود ~~اما او # ~~سخن سادر را وقعی نمی گذاشت تا اینکه اختلافی بین مخدوم شاه و پهلوان ~~اسد # ~~بر سر دو کشتی گیر کرمانی و خراسانی روی داد باین ترتیب که سخدوم شاه ~~فرسان # ~~داد کشتی گیر کرمانی را که بر کشتی گیر خراسانی فائق آمده بود خلعت ~~پوشانیده # ~~یر اسبیسوار کرده در محلات شهر بگردانند - پفلوان اسدنیز که خراسانی ~~بود کشتی # ~~گیر خراسانی را حمایت مینمود وبا اینکه مغلوب شده بود بر اسبی سوار ~~کرده با # ~~جمعی از خراسانیان گرد بازار گردانیدند همین امر سبب خشم و غضب مخدوم ~~شاه # ~~شد و فرمان داد تا خراسانیان را زده از بازار براندند از این جهت نزاعی ~~بین کرمانیان # ~~و خراسانیان درگرفت وچند نفر مقتول شدند - مخدوم شاه خواست خود شخصا # ~~جهت تنبیه پهلوان اسد برود اما خواجه قطب الدین محمد از اکابر کرمان او ~~را # ~~از رفتن مانع آمد وبالاخره ms128 این فتنه بنحوی خاتمه یافت ولی چون مخدوم ~~شاه آتار # ~~تمرد پهلوان اسدرا مشاهده نمود و ازطرف پسر نیز مأیوس گردید ، ازشهر ~~کرمان # ~~خارج شده بسیرجان رفت . # پهلوان اسد پس از رفتن مخدوم شاه باستحکام قلعه پرداخت وخود رابرای # ~~عصیان آساده تر ساخت و از خراسان و اطراف کرمان سپاهیان بسیاری جمع ~~آورد واز # ~~متمولین کرمان واطرافیان مخدوم شاه مال بسیاری گرفت و خواجه قطب الدین ~~محمد # ~~را که بطرفداری مخدوم شاه با پهلوان اسد بنای مخالفت گذاشته بود بقتل ~~رسانید و PageV01P182 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0195.png) # ~~آتش ظلم وبیداد درکرمان بر افروخت1. # در همین زمان سلطان اویس پسر بزرگ شاه شجاع از پدر بیمناک شده به # ~~جیرفت رفت و با فرمان جعلی که ساخته بود از پهلوان اسد خواست تا حکومت # ~~کرمان را بدو واگذارد اما پهلوان اسد به بهانه اینکه میانهآ او و شاه ~~شجاع نشانی # ~~است و آن نشانی در قرسان نیامده از واگذاری حکومت به سلطان اویس ~~خودداری # ~~کرد چون تیر تدبیر سلطان اویس به سنگ خورد راه اصفهان پیش گرقت و به # ~~عم خود شاه محمود پتاه برد و در نتیجه پهلوان اسد در عصیان و تمرد ~~پایدارتر # ~~شد . # حرکت شاه شجا ع بطرف کرمان برای دفع طغیان پهلوان اسد . - چون طغیان # ~~پهلوان اسد بر شاه شجاع معلوم شد بهمراهی برادرش سلطان ابو بزید و ~~برادر # ~~زاده اش شاه منصور از راه فرک وطارم و ارزویه وجیرفت به بم رفت امیرسیف ~~الدین # ~~حسین طغان که از طرف او داروغه بم بود جریان طغیان پهلوان اسد را ~~باطلاع او # ~~رسانید پهلوان اسد چون از آمدن شاه شجاع اطلاع یافت ایلچی فرستاد وقبول ~~خراج # ~~نمود بشرط آنکه شاه شجاع بشیراز بر گردد اما تقاضایش مورد قبول واقع ~~نشد - شاه # ~~شجاع بطرف شهر کرمان راند پهلوان اسد ناچار بمقابله شتافت ولی شکست ~~خورده # ~~در شهر ستحصن گردید چون مدت محاصره بطول انجامید و سردم شهر در تنگی ~~آذوقه # ~~افتادثد پهلوان اسد ms129 کیفیت حال خود را بشاه یحیی که محرک این قتنه بود ~~اطلاع # ~~داد و از او کمک خواست - شاه یحیی که در ظاهر از کمک بدو عاجز بود ~~قاصدی # ~~بشیراز نزد پهلوان خرم که در غیبت شاه شجاع وازطرف او به ضبط و ربط ~~امور # ~~شیراز اشتغال داشت فرستاد و پیغام داد چون تو نیز از مردم خراسانی لازم ~~می آید # ~~پهلوان اسد را که خراسانی است مدد نمائی و چندان بر او افسون خواند تا ~~پهلوان # ~~خرم از راه بدر رفت ودر صددبر آمد پهلوان اسد را یاری دهد و برای این ~~منظور # ~~خدعه ای بکار برد باین ترتیب که به شاه شجاع نامه ای نوشت واطلاع داد ~~از PageV01P183 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0196.png) # ~~وقتی که شاه شجاع از شیراز رفته ییم آن دارد که شاه یحیی و شیرازیان با ~~شاءمحمود # ~~متفق شوند و شهر را بتصرف آورند و اگر چنین اتفاقی افتد تقصیری ستوجه ~~او # ~~تخواهد بود . # شاه شجاع بفراست دریافت که حیله ای در کار است باین جهت محاصره کرمان # ~~را به سلطان احمد وسلطان زین العابدین واگذاشت وخود به شیراز برگشت 1 # بعد ازشاه شجاع سلطان احمد درمحاصره کرمان جدی بلیغ سبذول دات - دراین # ~~بین پهلوان اسد ازکرده اظهار ندامت نموده سلطان احمد را پیش شاه شجاع ~~شفیع # ~~قرار داد وتعهد نمودال مقرر را بخزانه برساند و سکه و خطیه بنام شاه ~~شجاع نماید # ~~مشروط بر اپنکه حکومت کرمان به او وا گذارشود - سلطان احمد ایلچی به ~~شیراز # ~~فرستاد وملتمسات پهلوان اسد را معروض داشت - شاه شجاع ضمن نامه ای که ~~به # ~~خط خود توشته بود ابتدا پدلوان اسد را به خیانت در اسانت متهم ساخت و ~~تقاضای # ~~او را باین شرط پذیرفت که اولا پسر و برادر خود را بعنوان گروگان به ~~خدمت # ~~او بفرستد و ثانیا قلاع اندرون شهر را به کوتوال گماشته سلطان احمد ~~تسلیم # ~~تمابد.2 # 1- ساه سجاغ در موفع مراجهت آین ربانی راکته است. ### | ین ms130 ری ور مردانه ### | روری بمرا پر لسد بیمانه ### | بقیه حاتتتیه در صفحه بعد PageV01P184 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0197.png) # سریخ مظفر # چون ناسه شاه شجاع به سلطان احمد رسید او آنرا نزد پهلوان اسد فرستاد - # ~~پهلوان اسد چو دید تقاضایش مورد قبول واقع نشده به استظهار ذخایر خود و # ~~سپاهیان شاه محمود بمقابله پرداخت - در این اثناه امیر محمد جرمائی با ~~سیصدسوار # ~~از شهر خارج شده به سلطان احمد پیوست و امرای توروزی نیز با سیصد سوار ~~ازشهر # ~~بیرون آمده پیش سلطان احمد رفتتد واظهار اطاعت نمودند. # سلطان احمد شهر را سخت در محاصره گرفت وطرق رفت و آمد را سسدود # ~~ساخت تا در شهر قحطی عظیم روی داد بفرمان پهلوان اسد عجزه وفقرا وضعفا ~~و # ~~و سکینان شهر که بدرد جنگ و لشگر کشی نمیخوردند از شهر خارج شدند گویند # ~~در آن وقت . . . . 12 نقر از شهر بیرون آمدند و سلطان احمد مردان ~~کارآمد آنها را # ~~نگاه داشت و یاقی را به بلو کات متقرق ساخت # پهلوان اسد پرای پایداری از حکام و ملوک اطراف کمک خواست ولی باجواب # ~~نا مساعد آنان روبرو گردید چنانچه ملک غیاث الدین پیو علی حاکم هرات ~~فرستاده # ~~پهنوان اسد را که با تحف و هدایا نزد او رفته و از او درخواست کمک ~~نموده بود PageV01P185 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0198.png) # ~~بعلت خصوصیتی که با شاه شجاع داشت بدون نتیجه باز گردانید - سلطان اویس # ~~ایلکاتی در تپریز بفرستاده پهلوان اسد جواب موافق نداد و شاه محمود هم ~~از کمک # ~~بدو خودداری نمود فقط خواجه علی سؤید سربداری بنا به تقاضای شاه یحیی ~~صد سوار # ~~بکمک او فرستاد 1 # سلطان احمد چون دید فتح شهر نزدیک است نامه ای به برادر نوشت و # ~~از او خواست تا حکوست کرمان را بدو دهد شاه شجاع ضمن جواب نامه2 جدیت ~~او # ~~را در تسخیر کرسان ستود ولی در باره حکومت آن ولایت وعده ای نداد باین ~~جهت # ~~سلطان احمد دلسرد شده در محاصره کرمان ms131 جدیتی لازم بخرج نداد و ازشاه ~~شجاع # ~~خواست تسخیر کرمان را بدیگری واگذارد و او را به شیراز احضار کند. # شاه شجاع تقاضای برادر را پذیرفت و پهلوان خرم و پهلوان علیشاهمزینانی # ~~را برای تسخیر کرسان روانه ساخت وسلطان احمد وسلطان زین العایدین را ~~پساز # ~~آنکه از محاصره کرمان هشت ماه گذشته بود نزد خود خواند در این موقع ~~آذوقه مردم # ~~شهر پایان یافته یود وپهلوان اسد جز تسلیم چاره ای نداشت از پهلوان خرم ~~و # ~~پهلوان علیشاه مزیتاتی در خواست صلح نمود قرار بر این شد که پهلوان اسد ~~برادر # ~~خود محمد بن طغانشاه را با پسر بزرگ تر خود همراه پهلوان خرم بشیراز ~~یفرستد و # ~~قلعه شهر را یتصرف پولموان علی شاه بدهد وخود تا رسیدن قرمان شاه شجاع ~~درقلعه PageV01P186 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0199.png) # ~~کوه اقامت نعاید- پاین ترتیب شهر کرمان پس از * ماه و بیت روز محاصره ~~(از # ~~بیستم رمضان سال 775 تا عشر اول رجب سال 1776) بتصرف سپاهیان شاه # ~~شجاع درآمد . # فتل بهلوان اسد . - پهلوان علیشاه در صدد برآمد که پهلوان اسد را از میان # ~~بردارد برای این سنظور زن او را بوعده ازدواج با شاه شجاع بفریفت و ~~نامه ای از # ~~طرف شاه شجاع بدو نوشت و وعده داد که اگر او در دفع پهلوان اسد یه ~~مأسورین # ~~شاه شجاع یا ری دهد شاه شجاع او را بحباله نکاح خو در خواهد آورد و ~~نامه را # ~~بوسیله سیرزا جلال طبیب پهلوان اسد که با خود همدست ساخته بود به خاتون ~~او # ~~رسانید. 2 پهلوان اسد در آن موقع سیگفت اگر کارد باستخوان رسد اول شما ~~را وبعد # ~~خود را خواهم کشت و از این جهت زنش از او بیمناک بود چون میرزا جلال ~~طبیب # ~~مضمون مکتوب شاه شجاع را بدو رسانید او درقتل شوهر با پهلوان علیشاه ~~بتفق # ~~گردید ایتدا خواست او را مسموم سازد ولیاز بیم آنکه پیش ازاینکه زهر ~~کارگر # ~~شود او همه را هلاک گرداند ms132 از این نیت متصرف شد تا ایتکه براهنمائی او ~~عدهای # ~~ازکسان پهلوان علیشاه از راه نقب حمام قلعه بدرون آمدند و پهلوان اسد ~~را با سه # ~~نفر از سحرمان در موقعی که خیال حمام رفتن داشت دستگیر ساخته بقتاش ~~PageV01P187 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0202.png) # ~~رساثیدند و این واقعه در روز جمعه ماه ربخان سال ن اتفاق افتاد . # حسد او را از قلعه در سیدان کشتی گاه انداختند و ریسمان در هرپای وی # ~~بستند و بخاک کشان تا پای دار آوردند و بردار زدند و سپس جلاد مثل قصاب # ~~گوشت اعضاء او میبوید و مردم کرمان زرمیدادند و میخریدند 2 پهلوان ~~عملیشاهخبر # ~~قتل پهلوان اسد را بشیراز فرستاد شاه شجاع ازشنیدن این خبر بسیار خشنود # ~~گردید و حکومت کرمان را به امیر اختیار الدین حسن قورچی داد و او تا مر ~~گشاه # ~~شجاع یعنی تا سال 786 حاکم کرمان بود. # در این سوقع خپر مرگ سلطان اویس ایلکانی نیز یاطلاع شاه شجاع رسید - # ~~سلطان اویس موقعی که بعزم جنگ با امیر ولی حاکم مازندران که بساوه دست # ~~اندازی کرده بود میرفت در تبریز مریض شد درشب دوشنبه دوم جمادی الاولی # ~~سال * 77 در 33 سالگی وقات یافت 3 # مسرت شاه شجاع از مرگ سلطان اویس ازاینجا معلوم میگردد که یه آورنده # ~~خبر مرگ او ده هزار دینار و اسبی و خلعتی بخشیده است. # مرگ شاه محمود (نهم شوال سال 776) . - شامحمود چون از خبر مرگ # ~~سلطان اویس اطلاع یافت در صدد تصرف آذربایجان برآسد ولی در راه گرفتار # ~~ییماری شد و به اصفهان یر گشت، و چون مرگ خود رانزدیک دید یعلت نداشتن ~~PageV01P190 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0203.png) ### | تاریخ آل مظفر # # ...-. %~% .... # ~~فرزندی سلطان اویس پسر شاه شجاع را که از پدر گریخته و نزد او بسر ~~میبرد # ~~بجانشینی خود انتخاب کرد و ناسه ای بشاه شجاع توشت و از او طلب بخشش # ~~نمود و در تاریخ نهم شوال سال « 7» چشم از جهان بست و باین ترتیب سه ~~نفر ms133 # ~~از مخالفان شاه شجاع در یک سال از میان رقتتد. # ~~شاه شجاع از شنیدن خبرسرگ پرادر در شیراز یاجراء مراسم عزاداری پرداخت # ~~و این رباعی را نیز در آن موقع سرود. # محمود برادرم شه شیر لمین ### | میکرد خصومت از پی تاج و نگین # کردیم دو بخش تا بیاساید خلق ### | اوزیر زین گرفت ومن روی زمین1 # ~~یکی از شعرای آن عصر در جواب شاه شجاع چنین گقته. # ای شاه شجاع سملت و دولت و دین ### | خود را یجهان وارث محمود مبین # در روتی زمین اگر چه هستی دو سه روز ### | بالله که بهم رسید در زیر زسین # ~~شاه بحمود در اول جمادی الاول سال 737 متولد شده بود 2 ینا براین مدت ~~PageV01P191 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0212.png) # دوره دوم سلطنت شاه شجاع # ~~عمر او 38 سال و ه سامو ه روز بوده 17 سال دراصفهان یحکوست پرداخت از ~~آن # ~~جمله دوسال نیز برفارس تسلط یافت . # شاه محمود در زسان وفات این بیت را بر زبان راند. # بس پریشانم وفکرم ز پشیمانی نیست ### | قکرم آتست که این جمع پریشان گردد # از آثار زمان حکوست او در احبفهان اتمام کاشی کاری صقه معروف به صقه # ~~عمر سجد جامع اصفهان است که درسال 768 انجام شده و هم چنین نصب در # ~~ستبت کاری اساسزاده اسمعیل اصفهان بین بتعه اماسزاده و سسچد شعیا که ~~متصل # ~~بدان است1 و دیگر چهل ستون مسجد جامع 2 اسغنان. # حکومت سلطان اویس بن شاه شجاع در اصفهان . - بعد از سرگ شاه # ~~محمود اصفهان دچار آشوب و اتقلاب گردید و مردم در تعیین چانشین او بدو ~~دسته # ~~تقسیم شدند دسته ای طالب سلطنت شاه شجاع یودند و عده ای سلطنت سلطان # ~~اویس را خواستار شدند اسا چون اکثر بزرگان اصفهان به سلطنت سلطان اویس ~~PageV01P200 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0213.png) # ~~راضی شدند اوید تخت حکومت اصفهان نشست ولی خواجه بهاء الدین قورچی و # ~~خواجه صلاح الدین خازن اموال و نفایس شاه محمود را به قلعه طبرک یرده ms134 ~~قاصدی # ~~پیش شاه شجاع فرستادند واز اوضاع اصفهان او را مطلع گردانیدند و از او # ~~خواستند که در حرکت به اصفهان عجله کند - شاه شجاع که میخواست به کرسان # ~~برود چون ازاوضاع اصفهان مطلع گردیدبدانجارفت - سلطان اویس از پدر ~~بیمناک شده # ~~ضمن نامه ای از کرده خود اظهار ندامت نمود . شاه شجاع از سر تقصیر او ~~گذشت # ~~و وارد شهر شد - چند روزی از توقف او در اصقهان نگذشته بود که سلطان ~~اویس # ~~وفات یافت گویند او بشریت زهر آلودی کشته شد . 1 سال (77). # شاه شجاع پس از مرگ سلطان اویس حکومت این شهر را به پسرش سلطان # ~~زین العابدین داد. # چه عجب گر حروف تا ریخش ### | گهر یحر شاهی آمده است # ~~شد وهای او کسر یافت تاریخ آل مظفر ص 92 PageV01P201 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0214.png) # دوررهآ سوم سلطنت شاه شجاع 776 - 786 # شاه شجاع پس ازمرگ شاه محمود وخاموش شدن آتش ععیان پهلوان اسد دشمن # ~~بزرگی در داخل نشور نداشت گرچه گا هگاهی شاه یحیی درصدد مزاحمت برسی ~~آمد # ~~ولی چندان مورد اعتنا نیود . # هنگامی که شاه شجاع دراصفهان اقامت داشت امراء طوایف اوغانی وجرسائی # ~~و حکام قم وذاشان و ری و ساوه و گلپایگان تیز با تحف و هدایا بخدستش ~~رسیدند # ~~و اظهار اطاعت و فرمانبرداری نمودند و همچنین ملک فخرالدین والی لر ~~کوچک که # ~~چرا گاه ومراتع احشام او ازطرفی تا حوالی بغداد و کوه الوند وولایت ~~بروجرد و # ~~تهاوند وخرم آباد واز طرف دیگرتاحوالی شوشترسیرسید1 از اواطاعت داشت ~~بنابراین # ~~ستصرقاتش از شمال تا حدود قروین و سلطانیه استداد یافت وازطرف مغرب # ~~از همدان تا شوشتر را تحت نفوذ قرار داد . در این سوقع که شاه شجاع در ~~سنتهای # ~~قدرت بود خواست آذربایجان را نیز در تحت تصرف آورد . # لشکر کشی بآذربایجان درسال777 ه . ق - پس ازمرگ سلطان اویس ایلکانی # ~~(در سال 776) پسرش سلطان حسین را بتخت سلطنت تشاندند . او نه جوانی ~~عیاش # ~~و خوش گذران بود بدرستی از ms135 عهده اداره مملکت برنیامد از این رو اختلال ~~در اسور # ~~آذربایجان راه پافت. عدهای از بزرگان این ایالت که ازحرکات ناپسنذ ~~سلطان حسین # ~~ناراضی بودند اوضاع آشفته آذربایجان را باطلاع شاه شجاع رسانیدند واو ~~را بلشگر کنی # ~~باین اپالت تحریک و تشویق نمودند از این روشاه شجاع بتهیه وسایل لشگر ~~کشی # ~~پبرداحت . # جمع اللواریح حاقط ابرد (خطی) PageV01P202 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0215.png) # سلطان حسین ایلکانی چون از خبرلشگر کشی او اطلاع یافت نامه زیر را یرای # ~~و فرستاد . # «جتاب فصر جلالت یلند باد چنان ### | که اوج ذروه اقفلا کش آستان باشد # رفعت و دولت تا داسن قیاست مستمرومکنت ملکت برسنن استقامت بروز گارآن # ~~یگانه روزگار ویر گزیده (و ربک یخلق مایشاء ویختار خلدالله ظل معدلته) ~~ستواصل # ~~وستواتر باد فضایل و کمالات که سطلوب ارباب سلک و مقبوط اهالی بلکوت ~~است # ~~ذات سلک صفات را حاصل ودست تمنی بگردن سرادات و مرامات حایل - چنین خود # ~~هست تا بادا چنین باد - و درود و ثنا له بهب نسیم آن ریاض نفحات الهی ~~باشد # ~~مصقی از ددورات جسمانی و بعرا از ظلمات این جهانی بجناب شجاعت پناهی ~~ابلاغ # ~~میگرداند و در شرح لواعچ اشتیاق و بیان نوایرافتراق ته شیوه ارباب تکلف ~~وعادت # ~~اصحاب تصلف است شروت تمینماید - کان چوالطاف توبیپایان است - چه محتق ~~است # ~~که محققان اخوان صفا وخرده بینان خلان وفا بنظر بصیرت وعین بصارت هر ~~رقمی # ~~که بنشی تقدیر برناصیه احوال کاپنات کشیده بدانند و نانوشنه بخوانند . # برون ازعالم حسن است جانی خرده یثیان را ### | بغمزه سوی یکدیگر اشارتفای پنائی # مقصود آنکه تا کی دیو را درلیاس سلک آئین دادن وماه چاه مقنع را در سعرض # ~~بدرفلک آراستن و چشمه خورشید را بگل تمویه و تلبیس انباشتن و در ~~بحاضرونوادی # ~~بحواضر وبوادی لاف اتا خیر بته زدن . چرا نباید ده در خزانه حکمت ~~وانصاف # ~~بگشاید ونقد خزانه را برمحک صراف عقل زند آنچه از غل وغش واز رذایل ~~مشوش # ~~آسیخته بود در بوته سصابرت ms136 گداخته شود تا عیاراهلیت آن پیدا گردد واگر ~~برخلاف # ~~این رود وفرسان هوس را نافذالحکمدارد یر زبان قلم دو زبان تتوان راند ~~آنچه تتیجه # ~~آن باشد والعاقل یکفیه الاشاره مختصوآنکه امروز از حکم وزبان مامخاطب ~~ومعاقب # ~~وفردا بعذاب وعقاب ابدی مواخذ گرددوسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون ~~والسلام» . PageV01P203 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0216.png) # ~~-00.-.-ب # ~~شاه شجاع جواب نامه سلطان حسین را بدین گونه داده است. # # بخون عاشقان داری دلیسری %~% مکن جانا که عاشق هم شجاع است # ~~ینده مخدص ترین بتد گان ومعتقد صادق ترین چا دران # # آنکه تا بود بود ینده تو %~% وانکه تا باشد ابین چنین باشد # ~~عبودیتی له منبی ازخلوص طویت و مبنی یرصفای عقیدت باشد یمعرض عرض # ~~و موقف انها سیرساند . اشتیاق بمطالعه طلعت دل آرا که همه عمر سودای ~~آنرا داشته # ~~و تخیم تمنای آن تاشته و رای آن است ثه برید نیزگام و هم و قهم بسرحد ~~بادیه آن # ~~رسا ویا نا هیاز یلند پرواز فکر اریاب عتول برشرقات قله قاف آن توانا ~~تشست سعادت # ~~سلاقات حضرت خداوندی سلطاتی نه زبده آمال وامانی است میسر ومقدور باد ~~بالنیی # ~~الاسی الهاشمی خیرالبشر. غرض آنکه از این عتابات فتنه انگیزهیچ باد ~~غیاری یرخاطر # ~~فاتر یار میننشست چرا که بتا یرمدعای آن حضرت وجوعا1 عن الغیر دیو را ~~در لپاس # ~~سلک آئین دادن وماه چاه مقنه را در معرض بدر فلکث آراستن بفتر که مقنعه ~~دخترانه # ~~بر قرق شاهانه انداختن و پیراهن و ازار والا پوشیدن . # # ته این است آئین شاهنشهی %~% شهنشه نه این است وآئین نه این # ~~حمدالله تعالی که بقوت قاف توفیق ابدی و عین عنایت سردی کلاه سلطنت # ~~برتارک مبارک ودراعه فضیلت یردوش هوش وتبغ بیدریغ شجاعت وحسام انتقام ~~سیاست # ~~برمیان جان بسته و همواره # # بجای می سرخ لین آوریم %~% نمان و نمند و کمین آوریم # ~~عرصه مملکت رابمعاونت رجال که # قله زن نگه دار و شمشیر زن %~% نه سطرب نه مردی نیا ید ززن # ~~وپاشیدن مال که لاملک ms137 الابالرجال ولارجال الابالمال درقیضه اقتدار ~~درآورده # ~~میگوید . # مرا زحملهآ دشمن نرفت پای ازجای ### | ته شرط کوه نباشد زجای جنبیدن PageV01P204 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0217.png) # آنچه در باب تخویف و تهویل این جهانی فرسودهاید از آن روز باز که نقاشان # ~~تقدیر و قلم زتان تصویرنقش نیکی و بدی بامرایزدی ثیت فرمودهاند - کس چه ~~داند # # که یس پرده نه خوباست و که زشت %~% لا یعلم الغیب الاالله جف القلم ~~بماهو کائن # مائیم کز ازل ز سموات سنزل است ### | ایات عز و علم وشجاعت نشان ما # بر ذروه معارج گردون کند مقام ### | هر طایری که بر پرد از آشیان ما # و آنچه در باب یا ساق شاق ویرلیغ همایون و توجه لشکرمیمون بر زبان خامه # ~~دو زبان سلطان باستحقاق ومخدوم علی الاطلاق رقته بود . # چه حاجت است بنشکر ز بهر دشتن عاشق ### | بیا که ازصف خوبان بستده است سواری والسلام1 # جنگ شاه شجاع با سلطان حین ایلکانی # بالاخره شاه شجاع با 12 هزار سپاهی از اصفهان بطرف آذربایجان در حرکت # ~~آمد چون بقزوین رسید مردم این شهر بتای تمرد را گذاشتند شاه شجاع فرمان ~~داد # ~~لشکریان بیکباره حمله کرده شهر را متصوف شدند و دست بغارت گشودند ولی ~~بامراو # ~~دست از تعرض برداشتند و از شفر بیرون رفته بطرف آذربایجان در حردت ~~آمدند. # ~~بلطان حسین ایلکانی با سی هزار سوار بمقابله شتافت و درحوالی چرمه ~~خواران2 دو # ~~سپاه بهم رسیدند شاه شجاع سیمنه لشکر را بسلطان احمد وسلطان شبلی داد و ~~میسره # ~~را بشاه منصور وسلطان زبن العابدین و خود یا سلطان ابو یزید در قلب ~~سپاه ایستاد # ~~چون جنگ آغاز شد سپاهیان سلطان حسین شکست بافته منهزم شدند و امیر عبد ~~القادر # ~~و پهلوان حاجی خربنده از اسمرای سپاه سلطان حسین بدست شاه ستصور ~~دستگیرشدند و # ~~رواته شیراز گردیدند . PageV01P205 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0218.png) # ~~چون شاه شجاع بحدود تبریزرسید خواجه شیخ کججانی وکلیه علما وسادات # ~~و اکایر و اعیان شهر باستقیال آمدند - پادشاه وارد شهر شد . خواجه ~~سلمان ms138 ساوجی # ~~که در آن موقع در تبریز سیزیست در بدح شاه شجاع قصیدهای گفت که مطلع آن # ~~این است : # ~~ازهی دولت کز اقبال همای چتر سلطانی ### | همایون فال شدبومی که بودش روبویرانی # ~~شاه شجاع که خود نیز شاعری ماهر بود این قصیده و مخصوصا مطلع آن را # ~~نپسندید . سلمان قصیده دیگری گفت که مطلع آن این است. # سخن ز وصف رخش چون زخاطرم سرزد ### | ز مطلع سخنم آفتاب سر بر زد # ~~شاه شجاع زسستان آن سال را در تبریز اقامت نمود و حکومت اطراف را بین # ~~شاهزاد گان و امرای سظفری باین ترتیب تقسیم کرد . # ~~1 - حکومت سلطانیه و ری و قزوین و همدان را به سلطان شبلی داد . # ~~2 - حکومت در بند وشیروان و شماخی را بشاه سنصور واگذاشت. # ~~3 - حکومت ارومی واشنو و جغتو و ننتو2 را یامیرمعزالدین اصفهان شاه بن # ~~سلطان شاه جاندار سپرد و نیز حکومت نخجوان را بفرخ آقا نامی داد و امبر ~~سلجوق # ~~را فرمود تا در او جان باشد . # ~~مراجعت شاه شجاع # ~~شاه شجاع پس از چهار ماه توقف درتبریز ناچار شد این شهر را بسوی شیراز # ~~ترک گوید زیرا شنید شاه یحبی حاکم یزد که همیشه مترصد فرصت بود تا ~~بسرشیراز ### | بوسه زن برخاک آن وادی ومشگین کن نفس PageV01P206 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0219.png) ### | تا ریخ آل مظفر # ~~دست یاید از غیبت شاه شجاع استفاده کرده درصدد است مر کز حکومت را ~~متصرف # ~~شود1 بعلاوه دو نقر از امرای سلطان حسین ایلکانی نه در کنار رود خانه ~~جغتوستام # ~~داشتندنا گهان باوجان لشکر کشیده چنین شهرت دادند سلطان حسین با ده ~~هزار سوار # ~~آمده و اسیر اصفهان شاه را دستگیو ساخته است امیر سلچوق حاکم اوجان ~~ازشنیدن # ~~این خبر سراسیمه خواست بگریزد و از بام بزیر افتاد و دو ساق پایش شکست ~~و بر # ~~اثر همین صدمه فوت شد و سپاهیانش یآ نشته شدند و یا متفرق گردیدند . # چون در این سوقع لشکریان شاه شجاع در ms139 اطراف ستفرق شده بودند و خود شاه # ~~شجاع نیز بدرد پای سختی گرفتار بود ازشنیدن این اخبار چاره جز آن ندید ~~نه در # ~~وسط زمستان بشیراز بر گردد. پس از حرکت او شاه منصور و امرای دیگر تیز ~~بدو # ~~پیوستتد . شاه شجاع چون بحوالی قزوین رسید این بار نیز سردم این شخر ~~بنای عمیان # ~~را گذاشتند واز دادن علوفه وآذوقه بلشکریان شاه شجاع خود داری دردند و ~~فرستاده # ~~او را نیز بقتل آوردند شاه شجاع فرمان حمله بشهر را صادر کرد لشکریان ~~قسمتی از # ~~دیوارشهر راخراب ذرده آتش نقب و غارت برافروختند و سپس بطرف شیراز حرکت # ~~تصودتد . # دو ساه پس از حر نت شاه شجاع سلطان حسین ایلکانی از بغداد بتبریز آد # ~~و از شاه شجاع تقاضای صلح نمود و ضمنا از او خواست دو نفر از امرای او ~~یعنی امیر # ~~عبدالقادر وپهلوان حاچی خربنده را ته در زندان شاه شچاع بودند آزاد ~~سازد تا او نیز # ~~اصقهان شاه را مستخلص نماید. شاه شجاع پیشنهاد سلطان حسین را پذیرقت و ~~نیز # ~~دختر سلطان اویس ایلکانی را ده دلشاد خاتون نام داشت برای پسر خود ~~سلطان # ~~زین العابدین گرفت واز این ازدواج سلطان معتعبم بوجود آمد: . PageV01P207 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0220.png) # لشگر کشی شاه شجاع بیزد - شاه شجاعبه از تحریکات و فتنه انگیزیقای # ~~سابق برادرزاده و داماد خود شاه یحیی رنجیده خاطر بود این بار نه تبریز ~~را در اثر # ~~همین فتنه انگیزی باجبارترک گفته بود درصدد تنییه اوبرآمد1 ولی شاه ~~یحبی لشگریان # ~~شاه شجاء را یحیله شکست داد . شاه شجاع خود عازم تسخیریزد شد ولی شاه ~~ستصور # ~~برادرشاه یحیی از عم خود تقاضا نمود که او مأمور تسخیر یزد شود . شاه ~~منصور در # ~~سال 779 یزد را درمحاصره گرفت اسا شاه یحیی بوساطت مادر او را بصلح ~~راضی کرد . # ~~لشکریان شاه متصور چون چنین دیدند او را رها درده روی یشیراز گذاشتند ~~وشاه # ~~مصور چون پس از آن روی بر گشت پشیراز ms140 نداشت از برادر خواست که در یزد ~~پیش # ~~او بماند ولی او راضی نشد وتکلیف درد له پیش امیر ولی حا نم گرگان و ~~سازندران # ~~رفته از او کمک بگیرد تا بکمک یکدیگر عراق و فارس را در تعرف آورند2 ~~اما شاه # ~~منصور بعادل آقا نه از طرف سلطان حسین ایلکانی حا دم سلطانیه بود پناه ~~برد واز # ~~طرف آو یحکوست همدان رسید. # شاه شجاع چون براین وقایع خیر یاقت در اواخر سال 779 ه- ق بیزد حرکت ~~PageV01P208 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0221.png) # ~~کرد . شاه یحپی بیمناک شده سلطان شاه دختر شاه شجاع و سلطان جهانگیر پر ~~خود # ~~را باجمعی از اقربا و نزد یکان پیش او فرستاد وآنان با تضرع و زاری ~~بسیار شاه شجاع # ~~را راضی ساختند تا بشیرازبر گردد . شاه شجاع سوگند یاد کرد که اگربار ~~دیگر حرکت # ~~ناپسند ازشاه یحیی صادر گردد تا جزای او ند هدیاز نگردد پس از آن ~~بشیراز برگشت1 # ~~در این سفر بود که سید شریف جرجانی بحضور شاه شجاع رسید و او چون ~~بفضایل # ~~سید شریف خبر یافت او را با خود بشیراز آورد و منصب تدریس دارالشفای ~~شیراز را # ~~که از بناهای او بود بسید شریف داد . # کمک شاه شجاع بدرویش رکن الدین - خواچه علی سوید سریداری چون در # ~~سال بب درویش عزیز از پیروان شیخ حسن جوری را یقتل رسانید و دست دراویش # ~~را ازتار حکومت سربداران کوتاه ساخت و بآزار و اذیت آنان پرداخت درویش # ~~زکن الدین یکی دیگر از پیروان شیخ حسن جوری درسال .78 ه. ق بفارس آمد # ~~و از شاه شجاع برای دفع ظلم خواجه علی سوید سربداری کمک خواست شاه شجاع # ~~نیز سپا هیانی بکمک او فرستاد و او با این سپاه سبزوار را ستصرف شد و ~~خواجه علی # ~~سوید رابمازندران متواری ساخت تااینکه او یکمک امیرولی حاکم گرگان ~~ومازتدران # ~~سبزوار را دوباره از دست درویش رکن الدین خارج ساخت. # رثجش شاه منصور از عادل آقا - در سال ms141 ب عادل آقا حا کم سلطانیه در # ~~او جان بخدمت سلطان حسین ایلکاتی رسید اما جمعی از اسراکه برعلیه او ~~متفق شده # ~~بودند با خود قرار گذاشتند که اگر پادشاه از او طرفداری نماید با پزید ~~برادر سلطان # ~~حسین را بسلطنت بردارند . عادل آقا چون از این قضیه اطلاع یافت از ~~اوجان خارج # ~~شده بسلطانیه رفت وشاه منصور را تیز از همدان خواست و سپاهی کثیر برای ~~دقع # ~~مخالفان فراهم کرد . اسمرای مخالف از بیم عادل آقا از راه مراغه وسلدوز ~~عازم بغداد # ~~شدند. عادل آقا بهمراهی شاه منصوریظفری از عقب اسرای عاصی روان شد از ~~اکراد # ~~واسرای طایفه اویرات نیز خواست تااز عبور کسانی که نسبت پسلطان ~~نافرمانی کودهاند PageV01P209 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0222.png) # ~~جلو گیری نمایند آن چماعت سر راه بر ایشان گرفتند . عاصیان چون راه ~~عیور تیافتند # ~~درصدد برآسدند که بر گردنا در این هنگام بشاه منصور ته در جلو سپاهیان ~~عادل آقا # ~~درحرکت پودبرخوردند وچون تاب مقاومت نداشتند اکئر روی بگریز نهادند ~~وجمعی # ~~نیز بشاه منصور پناه بردند . شاه منصور از آنان دلجوئی کرده تعهد نمود ~~له نگذارد # ~~آسیبی بداتان برسد . چون عادل آقا بر گشته بمراغه رسید بقرسان سلطان ~~حسین ثلیه # ~~امرای یاغی را بقتل رسانید . شاه منعور هرچه در استخلاص ایشان سعی کرد ~~مفید # ~~نیفتاد و پاین جهت آزرده خاطر بهمدان رفت و عادل آقا نیز که مورد ~~انعامات سلطان # ~~حسین قرار گرفته بود بسلطانیه برگشت . # جنگث شاه شجاع با عادل آقا - در سال781 شاه شجاع اطلاع یافت که عادل # ~~آقا در صدد تعرض بممالک آل مظقراست باین جهت بالشکری انبوه عازه ~~سلطانیه شد # ~~چون بنزد یکی شهر رسید هنگاسی که سپاهیانش مشغول صرف غذا بودند مورد ~~هجوم # ~~سپاهیان عادل آقا قرار گرفتند شاه شجاع فورا ترتیب سپاه داده میمته را ~~بسلطان احمد # ~~و سلطان شبنی سیرد و سلطان زین العابدین وشاه حسین برادر شاه یحیی را ~~که بتازگی # ~~بجای شاه نصور انتخاب شده بود در سیسره ms142 گذاشت و خود در قلب سپاه قرار ~~گرفت. # ~~دراین جنگ شاه شجاع از اسب بیفتاد . دشمنان او را احاطه لردند ولی او ~~یضرب # ~~شمشیردشمتان را ازخود دور ساخت تااینکه یکی از بهادران لشکر بنام ملک ~~باورچی # ~~رسیده اسب خود را بدو داد در این موقع عدهای از سپاهیان شاه شجاع دور ~~او چمع # ~~شدند و او توانست با این عده یلشگریان عادل آقا حمله تموده آنان را ~~منهزم سازد . # ~~عادل آقاکه در شهر متحصن شذه بود تقاضای صلح نمود . شاه شجاع بصلح راضی # ~~شذ و بشیراز بر گشت. # عادل آفا پس از صلح با شاه شجاع بری لشگر کشید زیرا شاه منصور در خفیه # ~~با امیرولی حا کم گرگان و سازندران یرعلیه عادل آقا ستحد شده1 بود و او ~~را تحریک # ~~سینمود که آذربایجان را از تصرف سلطان حسین خارج سازد . یرای انجام این ~~سنظور PageV01P210 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0223.png) # ~~قرار گداشتند که در زیستان آن سال یکدیگر را در ری ملاقات نمایند1 . ~~عادل آقاثه # ~~دراین موقع درقزوین بود از پیوستن لشگریان شاه منصور واسیرولی ~~بیکدیگرمتوحش شده # ~~با بهر عقب نشینی کرد وچون جمعی از امرای تیریز باو پیوستند قوی دل ~~گشته یطرف # ~~ری درحرتت آمد امیرولی که بقنومت را بیفایده دید از او تقاضای صلح نمود ~~وقرار # ~~بر این شد نه ری بامیرولی واگذارگردد تا او بمازندران مراجعت دند . ~~امیرولی نیز # ~~حکوست ری را بشاه منصور واگذاشت وخواهر او را نیزدر نکاح خود آورده ~~بمازندران # ~~بر گشت . چون تابستان شد شاه منصور را هوای تسخیر همدان در سر افتاد و ~~یدانجا # ~~لشگر کشید حا ثم همدان که تورسون تام داشت و پسرخاله عادل آقا بود ~~درصدد # ~~مقاومت برآمد ولی سنهزم شذه بسلطانیه رفت باین جهت عادل آقا لشگریسرشاه ~~متصور # ~~برد . شاه منتور گریخته بیزد رفت وچون آنجا نیز نتواتست بماند بگرگان ~~پیش اسیر # ~~ولی رفت و امیرولی ده در این موقع درصدد حمله یخراسان بود شاه منجور را ~~سلازم # ~~خود ساخت. # درسال ms143 784 سلطان حسین ایلکانی بدست برادرش سنطان احمد بقتل رسیذ و # ~~برادر دیگرش سلطان بایزید گریخته خود را بسلطانیه رسانید و عادل آقا او ~~را بمسند # ~~حکوست نشانید . دراین مسوقع شاه منصور از نزد امیرولی بازگشته پیش عادل ~~آقا بسر # ~~میبرد برای اینکه سیادا شاه منصور پیش سلطان احمد برود او را در قلعهای ~~زندانی # ~~ساختند و هنگاسی که سنطان احمد از تبریز عازم بغداد بود شاه بنصور که ~~از زندان # ~~گریخته بود پیش او رفت و مورد عنایت قرار گرفت . سلطان احمد او را ~~همراه خود # ~~به بغداد برد وحکوت حوبزه و شوشتررا باو وا گذاشت و چون شاه منصور ~~درحکوست # ~~خوزستان مستقرند از اضاعت سلطان احمد بیرون آمد وفرمان او را گردن ~~ننهاد و PageV01P211 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0224.png) # ~~چنانکه بعد خواهیم دید پس از مرگ شاه شجاع برسلطان زین العابدین پادشاه ~~رق # ~~خروج کرد واو را نابینا ساخت و خود بسلطنت آل مظفر رسید . # بطوری نه قبلاء گفته شد شاه شجاع یعداز مرگ پسرش سلطان اویس حکوست # ~~اصفهان را بپسر دیگرش سلطان زین العابدین واگذاشت ولی چون او بعلت صغر ~~سن # ~~از عهدهٔ‌ ادارهٔ‌ ایت شخر برنمیآمد ازحکوست سعزول گردید و پهلوان خره ~~بحکومت این # ~~شهر ستصوب شد و او تا زمان سرگ حاکم این شهر بود . # دیگر از وقایع این زسان پتاهندگی پیر علی بادک از امراء معتبر ایلکانی ~~بشاه # ~~شجاع است. توضیح اینکه درسال 779 سلطان حسین ایلکانی فرمان داده بود ~~برادرش # ~~شیخ علی در قلمرو حکومت او تباشد. بوساطت امیر وجیه الدین اسمعیل او را ~~بدمشق # ~~فرستادند ولی جمعی ازامرا ازآن جمله پیرعلی بادک که برعلیه عادل آقا ~~متحد شده بودتد # ~~چون سنطان حسین را حاسی عادل آقا سیدانستند خواستند برادرش شا هزاده ~~شیخ علی را # ~~بملطنت بردارند باین جهت او را از دسخق خواستند ولی بخالفان بدست عادل ~~آقااز میان # ~~رفتتدفقط شاهزاده شیخ علی بشقاعت جمعیاز مر گنجات یافت و پبرعلی یادک ~~نیزله # ~~ازامراء سعتبردولت ایلکانی ms144 وابتداء ازنزد یکان امیرزاهدبراد رسلطان ~~اویس ایلکانی بود # ~~وازطرف او بناحیه ای ازتوابع بغداد حکومت داشت بشاه شجاء پناه آورد. ~~شاه شجاع مقدم # ~~او را گراسی داشت و بتسخیر شوشتر که در تحمرف آل جلایر بود مأمورش ساخت ~~او # ~~نیز پس از تسخیر شوشتر سکه وخطبه بنام شاه شجاع کرد1 . # در ال .78 ته شاهزاده شیخ علی در بغداد بود جمعی امیر اسمعیل ز کریا # ~~حا تم این شهر را بقتل رسانیدند وپیرعلی بادک را از شوشتر خواستند . ~~شاهزاده شیخ # ~~علی پپشتیبانی او بنای سر کشی را گذاشت و دعوی استقلال نمود باین جهت ~~سلطان # ~~حسین بکمک عادل آفا ببغداد لشکر تشید شاهزاده شیخ علی و پیر علی یادک ~~بمقایله # ~~شتافتند ولی سنهرم شده بشوشتر رفتند . عادل آقا میخواست در تعقیب آنان ~~یشوشتر # ~~رود اما سلطان حسین مایل بود زودترخود را بیغداد برساند تابعیش وعشرت ~~بپردازد # ~~بهرحال عادل آقا بشوشتر رفت (اواخرسال 283) وچون این شقر را در محاصره ~~گرفت PageV01P212 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0225.png) # ~~شاهزاده شیخ علی او را پیش خود خواست وگقت « مرا از مملکتی که پدر بر ~~من # ~~ارزانی داشته بود بیرون کردید ومن بشوشتر قناعت کردهام اکتون این مقدار ~~نیز ازمن # ~~بضایقه سینمائید من ناچار بشیراز رفته سلازمت شاه شجاع اختیار خواهم ~~کرد تا از # ~~شرایمن باش» عادل آقا براوشفقت کرده از حاصره شوشتر دست برداشت بشرط ~~آنکه # ~~آن دو متعرض بغداد نشوند و بشوشتر قتاعت نمایند سیس عادل آقا به بغداد ~~رقت و # ~~بسیب رنجشی که از سلطان حسین داشت مچموع سپاهیان را ببهانه دفع شورش # ~~ذردستان برداشت وبسلطانیه رفت. جمعی از بزرگان بغداد از پیرعلی بادک ~~خواستند # ~~که عازم بقداد شود سلطان حسین یشنیدن آن از بغداد خارج شده به تبریزرفت ~~و شاهزاده # ~~شیخ علی بهمراهی پیر علی بادک وارد این شهر شده به حکوست پرداخت وچون # ~~آن دوقتل سلطان حسین وسلطنت سنطان احمد را در تبریز شنیدند یطرف آذربا ~~یجان # ~~بحر کت آمدند سلطان احمد از مقابل ms145 آنان گریخت و بنخجوان رقت و بکمک ~~قرامحمد # ~~تر کمان درجنگی شیخ علی وپیرعلی بادک را بقتل رسانید و بأین ترتیب ~~تمامی عراف # ~~عرب وآذ ربایجان بتصرف او درآما . # اسا شاه منحهور پسی ازاستقرار در حکوست خوزستان بتای دست اتدازی بلرستان # ~~را گذاشت اتابک شمس الدین پشنگ از شاه شجاع کمک خواست شاه شجاع درصدد # ~~لشکر کشی بخوزستان بود به سلطان احمد از او در دفه عادل آقا یاری خواست ~~این # ~~بود که شاه شجاع بطرف سلطانیه حر دت گرد و دفع تعرضات شاه بنصور را ~~بوقت دیگر # ~~مو دول نمود . # کمک خواستن سلطان احمد ایلکانی از شاه شجاع در سال 785 - بطوریکه # ~~قبلا نیز گفته شد چون سلطان احمد برادرخودسلطان حسین را بقتل رسانید ~~برادرد یگرش # ~~سلطات با یزید یسلطانیه رفت و بعادل آقا پتاه برد عادل آقا نیز او را ~~بحکومت عراق # ~~عجم برداشت و چون پس ازقتل پیرعلی بادک سلطان احمد سر اورا بطریق ~~استهزا # ~~پیش عادل آقا فرستاد ازاین روعادل آقا بتبریز لشکر برد سلطان احمد ~~بنخجوان # ~~گریخت ولی بوساحطت امیر هوشنگ پادشاه شیروان مصالحهای بین آن دو متعقد ~~گردید PageV01P213 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0226.png) # ~~سبنی براینکه آذربایجان تعلق بسلطان احمد داشته باشد ودر عراق عجم ~~سلطان # ~~بایزید حکومت نماید و حکومت عراق عرب مشتر کا با سلطان احمد و عادل آقا ~~باشد. # ~~پس ازاین مصالحه عادل آقا بسلطانیه برگشت و از طرف خود تورسون را ~~بحکومت # ~~بغداد فرستاد وچون او جمعی از بزرگان این شهر را بقتل رسانید غوغا و ~~آشوب در # ~~بغداد برپا گردید و تورسون بدفع آن قادر نیامد سلطان احمد بمحض اطلاع ~~از وضع # ~~آشفته بغداد عازم آنجا شد . تورسون روی بفرار نهاد ولی گرفتار شد و ~~بقتل رسید . # سلطان احمد در سال ه8 خواجه یحیی سمنانی را بحکومت بغداد گذاشت و # ~~خود بتبریز بر گشت . قتل تورسون و تصرف بغداد از طرف سلطان احمد که ~~برخالاف # ~~قرار سایق بود عادل آقا را بجنگ با ms146 سلطان احمد واداشت. در نواحی سراغه ~~جنگ # ~~بین آن دو روی داد و عادل آقا شکست خورده بسلطانیه گریخت. سلطان احمد ~~در # ~~تعقیب او تا سلطانیه پیش آمد عادل آقا بهمراهی سلطان با یزید بطرف ~~همدان رفت # ~~و ایلچی پیش شاه شجاع فرستاد و از او کمک خواست. شاه شجاع بهوس تسخیر # ~~آذربایجان و ببهانه کمک بعادل آقا بدان طرف حرکت کرد و در نزدیکی ~~گلپایگان # ~~عادل آقا وسلطان با پزید باردوی او پیوستند وسورد عنایت قرار گرفتند و ~~باتفاق روی # ~~بهمدان گذاشتند1 . # سلطال احمد چونن چنین دید ایلچیانی بیش شاه شجاع فرستاد و پیغام داد # ~~با یزید برادر سنست و سن ملک و مال از او دریغ ندارم و هرچه در باب او ~~فرماید از # ~~آن سر نییچم اماعادل آقا بنده ساست وعاصی شده تقاضا آنکه او را تقویت ~~نکند2 . PageV01P214 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0227.png) # ~~شاه شجاع از این سوقعیت استفاده کرده خواست سلطانیه را بناء سلطان ~~بایزید ایلکانی # ~~ویتاتگی و اخلاص ومحت واختصمحنومسشون بننون ارادت و اعتقاد سوشح ~~داشتهایم. # ~~مجددا سعن وصورتا ممروض رای عانی جتاب برر کواز کررلدی حرک ملک الاسلام ~~شهریار # ~~جوان بخت تیکو نام خسرو باستحقاق پادساه علیاطارق حتداللة تهلی ایام ~~ملکه سظفرا # ~~میرود. اظهار صمیم و فرط خاطر سقیم (کذا) که همواره ستوجه و مشغوف چناب ~~ایشان بوده # ~~و هست و خواهد یود سیکنه واز آن طرف تیز همین توقع والتماس داشتهایم ~~وداریم و # ~~خواهیم داشت. # انشاءالله تعالی نه اساس این جمعیت وبنیان این مخالصت روز بروز چون ماه ~~نو در # ~~ترقی و تزاید باشد چتاتکه دور و تزدیک و ترک و تاجیک پسندند و یدانند. # کاین آن اساس نیست که گردد خلل پذیر ### | « لوبست الجبال تو اشقت السماء » # و قرار آنکه بعد قضاءالله تعالی و قدره اگر توفیق سلاقات و حصول دریافت ~~شرف # ~~صحبت گراسی سلک منک صفات کریم ذات رفیق گردد و این آرزوی دپرینه از ~~پرده غیب # ~~چهره بیعی نماید (روی تو ببینم بهر ms147 روی کد هست) فرموده خاطر اشرف ~~خداوندی عزیزی # ~~ملکی اتظمی برآن موجب بتقدیم رساند بنوعی ثه برآن مزیدی تصورتتوان کرد ~~و بهر مهم # ~~وحاجت وخدتی که فراخور حال اوست و دسترس این ضعیف تواند بود چون رجوع ~~فرمایند # ~~برحسب دلخواه آن سلک ملک صفات قلک سمات # کمری بر میان چان یندد %~% چان کمر وار پر سیان بندد # بالله العلی العظیم وبروح پرفتوح مخدوم پدرم سلطان سعید اویس اتا رالله ~~برهانه وثقل # ~~بالمیرات میزاته که در این عهد ومیتاق مخنص مشتاق خلاف نیست و بی خلاف # بقیاست برم آن عهد که بستم با تو ### | تا در آن روز نگوئی که وفائیت نبود # مقصود آنکه براین سطور یر تور اشتماد فرمایند حقاکه دل بیغل وعادق ~~الاخلاس # ~~را برآن گماشتهام وبهیچ وجه من الوجوه در وظیفه خدسات وموالات چنانچه ~~شایسته وبأیسته # ~~عالمیان گردد تقصیری نرود « والله تنی با اقول شهید » # هزاران سال در شادی بمانی یا غایة الامانی . مخلص بجان مشتاق حقا سلطان ~~احمد PageV01P215 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0228.png) # ~~از سلطان احمد بگیرد و خود آن را سسخر سازد و عادل آقا را که چندان طرف ~~اعتماد # ~~اوتبود ازمیان برداردباین جهت حکم نرد امرا ولشکربان از عادل آقااطاعت ~~ننما یند # ~~و مطیع سلطان با یزید باشنا سلطان احمد نیز بدین امر راضی شد و بتبریز ~~بر گشت. # ~~سلطان بایزید طیق فرمان شاه شجات اسرای آذربایچان را درخدمت خود گرفت ~~شاه # ~~شجاء هم جمعی از بزرگان فارس زا در سنطانیه گذاشت تا بلطان یا بزید در ~~اداره # ~~مملکت لمک نماینا شاه شجات پس از آنکه قلعه سلطانیه را بتعرف نسان خود ~~داد # ~~و بیتکچی نیز جفت ضبط اسوال تعیین نمود برای دفه شاه ستصور بجاتب شوشتر ~~رفت # ~~و در این سفر عادل آقا را نیز همراه خود برد . عادل آقا از خوزستان ~~همراه شاه شجاء # ~~بشیراز رفت وپس از مرگ او نه در سال بعد اتفاق افتاد ملازم خدمت سلطان # ~~زین العابدین شد ولی اسیر تیمور پس ms148 از فتح سلطانیه او را بخدمت خود ~~خواست عادل # ~~آقا پیش اسیر تیمور رفت و از طرف او بحکوست سلطانیه منصوب گردید. # امراء لشکر سلطان با یزید نه از تسلط سران سپاه قارس ناراضی یودند پس از # ~~رفتن شاه شجاع قلعه سلطانیه را درتصرف خود آوردتد و سپاهیان فارس مغیم ~~سلطانیه # ~~را از حیث آذوقه در مضیقه گذاشتند تا آنجا که آنان مسجبور شدند بیشتر ~~چهار پایان و # ~~اسلحه خود را فروخته در وسط زمستان بشیراز بر گردند1 . # سلطان با یزید ایلکانی تریب ه ماه بحکومت پرداخت ولی چون یکی از اسرا # ~~را بیجهت بقتل رسانیده بود دیگران ازاو متوهم شده گریختند سلطان احمد ~~نیز موقع # ~~را غنیمت شعرده قلعه سلطانیه را ستصرف شد و پسر دوساله خود آق بوقا را ~~بحکوست # ~~آنجا گماشت و زمام اختیاراین شهر را در دست شیخ محمود چاندار تهاد ~~سلطان بایزید # ~~را با خود بتبریز برد وبطوری که گفته شد چون اسیر تیمور بسلطاتیه رسید ~~عادل آقا را # ~~از شیراز خواست و حکومت این شهر را بدو داد و خود بسمرقند مراجعت نمود2 ~~. در # ~~این لشکر دشی امیر تیمور بود که امیر ولی از سازندران گریخته در اوجان ~~بخدمت PageV01P216 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0229.png) # ~~سلطان احمد رسید و از طرف او مأمور یپرون نردن عادل آقا از سلطانیه شد ~~. اسیر ولی # ~~چون بحدود سلطانیه رسید بعادل آقا پیغام داد که چون امیر تیمور او را ~~از خانه خود # ~~بیرون نرده بسلطان احمد پتاه برده سلطان احمد نیز او را پیش عادل آقا ~~فرستاده تا # ~~بکمک او بگرگان و خراسان لشکر بکتد و در این موقع که اسیر تیمور ~~بماوراءالنهر # ~~بر گشته است او سیخواهد خراان را ستصرف شود. عادل آقا ته سردی پخته و ~~عاقل # ~~بود فریب او را نخورد وگفت : . ه هزار سرد سغول در گرگان و خراسان سا ~~کنند و # ~~خود اسیر تیمور با دویست هزار سوار درماوراءالنهر اقاست دارد چگوته سرد ~~عاقل # ~~امثال این ms149 خیالات در دماغ خودجای دهد. چون امیرولی بهیچ تد بیر نتوانست ~~عادل آقا # ~~زا از قلعه سلطاتیه بیرون کند برگشت و در آن زسان له سلطان احمد عازه ~~بغداد بود # ~~ازطرف او بحکوبت تبریز وحفظ راههای آن نواحی مأمور شد ولی در همین زمان ~~سپاه # ~~توغتمش خان پادشاه دشت قبچاق بتیریزحمله دردتد اسیر ولی از عقده ~~نگهداری شهر # ~~برنیامد وبگریخت سردم تبریز خود پمدافعه پرداختند ولی شکست خوردند و ~~توغتمش # ~~خان پس ازقتل وغارت مردم شفر بدشت قبچاق بر گشت. # اسا عادل آقا پس از رفتن سپاهبان سلطان احمد از قلعه بیوون آمد وجمعی از # ~~سخالفان خود را بقتل رسانید. # نابینا ساختن سلطان شبلی - شاه شجاع در اثر بد گوئی مفسدان ازپسرش سلطان # ~~شبلی تگرانت بود وبیترسید همان عملیرا که او در یارهآ پدر کرده پسر ~~دربارهآ او بنماید # ~~بنابراین سوقعی که از شیراز بسنطانیه یکمک عادل آقا و سلطان بایزید ~~سیرفت در دو # ~~سنزلی این شهر در جمادی الاول سال 85» فرسان داد سلطان شبلی را دستگیر ~~سازند # ~~و در قلعه اقلید فارس زندانی نمایند . دو سه روز پس از آن در حال سستی ~~فرمان داد # ~~چشم او را میل تشند خواجه جلال الدین توران شاه که در این موقع در ~~تبریز بود # ~~فاصدی پیش شاه شجاع فرستاد و التماس نمود که شاه از سر تقصیر فرزند در ~~گذرد شاه # ~~شجاع تقاضای وزیر را پذیرفت وحکه کرد تا چشم شاهزاده را آسییی نرسانند ~~ولیوقتی # ~~این پیغام بقلعه رسید که شاهزاده شبنی تابینا شده بود . گویند این عمل ~~بر شاه شجاع PageV01P217 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0230.png) # ~~مارک نیامد زیرا در همان سال والدة السلاطین مخدوم شاه وفات یاقت وشاه ~~حسین # ~~برادر زاده شاه شجاع و برادر شاه یحیی نیز فوت شد و یعد از اندک مدتی ~~خود شاه # ~~شجاع نیز بیمارگشت و روی بسفر آخرت نهاد . # حرکت شاه شجاع بطرف شوشتو- بطوریکه گفته شد شاه شجاع چون سلطانیه # ~~را از تصرف عادل آقا درآورد وبسلطان ms150 بایزیدایلکانی داد بهمراهی عادل ~~آقا از راه لر # ~~لوچک جهت دفع شاه منصور عازم شوشتر شد و چون به حوالی خرم آیاد رسید # ~~شخصی تزد ملک عزالدین حاکم لر کوچک قرستاد و دختر او را خواستگاری نمود # ~~او در چواب گفت دخترم نامزد سلطان احمد ایلکاتی است شاه شجاع از این ~~جواب # ~~خشمگین شده فرسان تسخیر قلعه خرم آباد را داد سلک عزالدین چون داتست که # ~~مخالفت با شجاع باعت فتنه وفساد است اظهار اطاعت وانقیاد نمود باشاره ~~شاه شجاع # ~~مولانا سعدالدین انسی بقلعه رفته دختر را بعقداو درآورد واو پس ازچهار ~~روز اقامت # ~~در خرم آیاد بطرف دزفول و شوشتر در حر کت آمد. اتابک پشتگ حاکم لر بزرگ # ~~بخدمت او رسید وشاه متصور نیز اظهار انقیاد نمود باین جهت شاه شچاع راه ~~شیراز # ~~در پیش گرقت واتابک پشنگ نیز روانه ایذج گردید . # مرگ شاه شجاع درسال 786 ه . ق - چون شاه شجاع بشولستان رسید بعلت # ~~افراط درشرب شراباتد کی سزاجش سنحرف گردید پس ازآنکه کمی بهبودی یافت ~~بطرف # ~~شیرازحر نت کرد. درشیراز نیزعیش وعشرت را از سر گرفت وباده گساری ~~وشرابخواری # ~~را از حد گذرانید و یقدری دراین کار افراط نمود که مزاجش علیل گشت و ~~قوایش رو # ~~بضعف گذاشت و بر بستر ناتوانی افتاد . # چون اطرافیان سرگ او را نزدیک دیدند برسر تعیین جانشینیاش با یکدیگر # ~~بنای اختلاف را گذاشتند دسته ای از سلطان احمد برادر شاه شجاع اطاعت ~~نمودند # ~~وعدهای پسر او سلطان زین العابدین را بجانشینی اختیار کردند چون شاه ~~شجاع از # ~~اختلاف امرا اطلاء یافت بصلاحدید جمعی ازامرا وبزرگان فرزتد خود سلطان # ~~زین العابدین رابجانشینی خود انتخاب کرد و او را ازفتته وفساد برحذر ~~داشت وباتفاق PageV01P218 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0231.png) # ~~و اتحاد با برادران و بنی اعمام توصیه نمود1 . # شاه شجا ع همچنین وصیت کرد له حکومت درسان بعهده برادرش سلطان # ~~عمادالدین احمد باشد وتصرت الدین یحیی نمآکات در حکوست یزد باقی بماتد ~~و # ~~حکومت اصفهان ms151 با برادر دیگرش سظفرالدبن ابویزید باشد وسایرشا هزاد گان ~~سظفری # ~~درحکوست اسلاک و بنو نی ده بانان مقرر شده باقی بمانند و تغییر و تبد ~~یلی بدان راه # ~~ندهند ونیز رعایت خاطر اسیر علاءالدین وخواجه جلال الدین توران شاه را ~~توصیه # ~~نمود. سپس سلطان احمد را پیش خود خواند و او را نیز ازفتنه و قساد ~~برحذرداشت # ~~و چنین گفت: بمستی و شرب تراب اقدام ننماید زبراکه حا دم پاسبان ملک ~~است و # ~~زشت باشد پاسبان را پاسبان دیگر لازم آید دیگر آنکه بسیار بشکار نرود ~~زیرا ازشکار # ~~بسیار رفتن هم رعیت وهم لشکر بتنگ آیند دیگر اینکه بعهد و سوگند هزاره ~~(هزاره # ~~اوغانی و جرمائی) اعتماد نکند و با ایشان بسیاست رفتار نماید و گفت ~~مردم کرمان # ~~فقیرومظلومند با ایشان بنوعی رفتار اند که پدران ما بردهاند (بکرم ~~وعدالت ومرحمت) . # ~~شاه شجاع آباد کردن ناحیه بم را که خراب شده بود بسلطان احمد توصیه ~~نمود و # ~~گفت در کرسان سه شهر است بردسیر - سیرجان - بم اگرآن دو شهر خراب باشد ~~و بم # ~~معمور این شهرهای دیگر سعمور شود اگر آن دو شهآر سعمور بود و بم خراب ~~بم را # ~~معمور نتوان کرد چه بم برسرحد هندوستان وسند و سیستان وخراسان و کابل ~~است . # شاه شجاع در سرض سوت اسیاب سفر آخرت ساز کرد و ده نفر را مأمور ساخت # ~~که ملازم دولت خانه باشند و هرروز یکنوبت بختم قرآن بپردازند . ~~اسیراختیارالدین # ~~حسن قورچی را که حآ تم کرمان یود از آن ولایت خواست واو را مأمور ساخت ~~تا # ~~جسد او را پس از مرگ بمدینه طیبه نقل نماید . PageV01P219 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0232.png) # مرگ شاه شجاع در روز یکشنبه 32 شعبان سال 782 ه. ق اتفاق افتاده و # ~~چمله (حیف ازشاه شجاع) تاریخ وفات اوست. # خواجه حافظ در تاریخ وفات اوگوید : # رحمن لایموت چو آن پادشاه را ### | رد آن چنان دزو عمل الخیر لایفوت # جانش غریق رحمت خود کرد تا بود ### | تاریت ms152 این سعامله (رحمن لایموت)786 # در باره محل قبرشاه شجاع باید گفت او را طیق وصیت خود در پای کوه چگان # ~~متام یا چهل دختر در خارج دروازه اصطخر ته بعدا بدروازه اصفهان معروف ~~شد دفن # ~~کردند زیرا صاحب کتاب هزار مزار گوید : «پیش ازموت خود یچند روز یدانست # ~~که خواهد رفت حکم ترد که او را نزد یک شیخ قطبالدین1 دفن کنند از برای ~~تبرک # ~~وراست کردن و عده سصاحیت یا وی « و تیز درصفحه * 1 گوید » سولانار کن ~~الدبن # ~~صاعد را در باغچه نزد یک شیح شهابالدین دفن دردند همسایه شاه شجاع در ~~پای # ~~کوه چهل مقام» . # محمود کتیی مؤلف تاریخ آل مظقر نیز گوید شاه شچاع چون از این وصایا # ~~ببرداخت روز یکشنیه 3 شعبان سال -8 رحلت کرد و بموجب وصیت در پای توه # ~~چهل مقام شیراز مدفون شد . صاحب جامع التواریخ حسنی تیز قبر او را در ~~پای کوه # ~~چهل مقام نوشته . # صاحب فارستامه ناصری نیز میگوید «در داسنه کوه چهل مقام که بصبفه # ~~ضرابیان شهرت یافته میانه شمال و مشرق شیراز بمسافت ربع فرسخی قبری است ~~که PageV01P220 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0233.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~حضرت کریم خان زند سنگی بزرگ براو انداخته و سیانه اهل شیراز بقبر شاه ~~شجاع # ~~بعروف گشته1 و # از این قرار جسد شاه شچاع بمدینه طیبه حمل نشده و شایعه حمل چسد او له # ~~یرای اولین بار آن را حافظ ابرو در کتاب خود آورده و بؤلف روضةالصفا ~~وحییب السیر # ~~نیز گفته حاقظ ابرو را در کتابهای خود سنعکس کردهاند برای این بود که ~~پس !از # ~~انقراض دولت آل سظقر و زمانی که حکام تیموری در فارس حکومت داشتند سرده ~~را # ~~از زیارت قبر این پادشاه که در نظر آنان مورد احترام بود باز دارند . # شاه شجاع در موقع سرگ 53 سال و * ماه عمر داشت و 25 سال و . 1 ماه و # ~~3 2 روز سلطنت کرد . # روابط شاه شجاع باامیر تیمور ms153 گورکان - هنگامی که ایران بعداز مرگ سلطان # ~~ابوسعید بهادرخان اخرین ایلخان مغول در تحت تسلط حکومت های چندی ~~بسرمیبرد # ~~و همیت حکام محای نیز دائما با یکدیگر در جنگ و ستیز بسر برده و وسایل ~~ضعف و # ~~تاتوانی خودرا بیشترفراهم سیکردند درماوراء النهرزمینه تشکیل دولت ~~مقتدری بوسیله # ~~شخصی منهور و بیباک فراهم سیگردید این شخص قهار خون خوار یعنی امیر ~~تیمور PageV01P221 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0234.png) # دورهآ سوم سلطنت شاه شجاع # ~~گورکان در سال «3 درست در همان سال مرگ سلطان ابوسعید در شهر کش از # ~~شهرهای جنوبی سمرقند پا بعرصه حیات گذاشت. # دراین موقع ماوراء النهر که در تقسیم ممالک چنگیزی سهم جغتای شده بودوضع # ~~آشفته ای داشت و در هر گوشهای ازآن امیری حکومت سینمود . امیرتیمور از ~~این وضع # ~~استفاده کرده در حدود سال 76 یعنی موقعی که بیش از 25 سال نداشت و پس ~~از # ~~مرگ پدر بریاست قبیله برلاس نیز انتخاب شده بود ابتدا در خدست امیر ~~حسین نوه # ~~امیرقزغن از اسمراء معروف ماوراء النهر درآمد و خواهر او را نیز ~~درازدواج خود درآورد # ~~تا کم کم قدرت و سعروفیت یافت و پس از قتل امیر حسین یعنی در سال 771 ~~خود # ~~بخانی ماوراءالنهر انتخاب شد . ازاین سال تا سال 781 امیرتیمور بدفع ~~مخالفان و # ~~تحکیم موقعیت خود در ماوراءالنهر پرداخت وضمنا خوارزم را نیز ضمیمه ~~متصرفات # ~~خود ساخت - از سال781 ببعد لشکر کشی های او بایران شروع میگردد و ~~بطوریکه # ~~گفته شد چون دراین سوقع درایران دولت واحدی حکومت نمیکرد و قدرتی ~~درمقابل # ~~حملات او وجود نداشت باین جهت توانست بسهولت در ایران پیش برود ~~ودولتهای # ~~کوچک را یکی بعد از دیگری از سیان بردارد . # امیر تیمور در آغاز کار در بهار سال 82» خراسان را مورد حمله قرارداد واز # ~~راه بلخ وشبورغان خود را بهرات سرکز دولت آل کرت رسانید . ملک ~~غیاثالدین # ~~پیرعلی پادشاه کرت درمحرم سال 783 از اواطاعت کرد . خواجه علی موید ~~سربداری # ~~نیزبخدمت امیرتیمورآمد وفرمان ms154 او را گردن نهاد . چون زمستان شد ~~امیرتیمور بسمرقند # ~~برگشت. # هنگاسی که امیر تیمورخراسان را سورد حمله قرار می داد آوازه سطوت و ~~هیبتاو در # ~~اطراف پیچید وحکام دور و نزد یک از آن جمله شاه شجاع را سخت بیمناک ~~ساخت1 . PageV01P222 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0235.png) # ~~این عریشاه گویاد : امیر تیمور تامهای بتاه شجاع نوشث و از او خواست که # ~~باطاعت او درآید و باج وخراج دهد و گوید : امیرتیمور در این نامه چنین ~~نوشت # ~~« مرا خدای تعالی برشما و بر فرمان روایان ستمکار و پادشاهان رعیت آزار ~~چیر گی # ~~بخشید و بهر نس که برمن پیشی گزیند برتری داد و در برابر آنکه بدشمنی ~~برخیزد # ~~یاری فرمود وتو خود نیز این حال دیده واین داستان شنیدهای حال اگرجواب ~~موافق # ~~گوئی وشیوه اطاعت گزینیایمنی جوئی و از نعمت سلامت برخوردارشوی و گرنه ~~باید # ~~بدانی که سه چیز بارتاب من ملازم است وبا - خشگ سالی - و ویرانی، ابن ~~عربشاه # ~~مینویسد شاه شجاء جز مدارا و اطاعت چارهای ندید و دختر خود را بهمسری ~~پسراسیر # ~~تیمور نامرد کرد7 . # دوسین لشکر بشی ایرتیمور یخراسان در سال 84ب صورت گرقت این یار از راه # ~~شمال خراسان به ابیوردو کلات آمد. در اینجا پسرش میوانشاه از سرخس ~~وملکن # ~~غیاثالدین کرت ازهرات یخدمت او رسیدند . او از کلات بطرف قوچان وترشیز ~~پیش # ~~راند و قلعه ترشیز را در محاحره گرقت. # در این موقع شاه شجاع کهاز تعرض امیرتیمور بمتصرفاتش ایمن نبود عمرشاه # ~~یکی از بزرگان لشکر خود را با هدایا و مکتوبی حاکی از اظهار اخلاص ~~بخدمت او # ~~قرستاد . امیرتیمور عمر شاه را نوازش بسیار ترد و خلعت داد و حاجی ~~خواجه یکی از # ~~نزدیکان خود را باتحف وهدایا همراه او بشیراز فرستاد و دختری از ~~خانواده آل مظفر # ~~زابرای نوهاش امیرزاده پیرمحمد بن جهانگیر خواستگاری ترد . # اسیر تیمور پس از نتح قلعه ترشیز بطرف مازندران رفت امیر ولی جانشین # ~~طغا تیمورخان اظهاراطاعت نمود. پس از این فتوحات اسیرتیمور ms155 برای ~~گذراندن زسستان # ~~بسمرقند بر گشت. PageV01P223 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0236.png) # اسیرتیمور در سال 80ب بطرف سیستان لشکر برد و در این موقع شاه شجاع در # ~~شوشترسر گرم مطیه ساختن شاه سنصور بود امیراختیارالدین حسن قورچی حا کم ~~کرمان # ~~آمدن اسیرتیمور را بسیستان باطلاء شاه شجاء رسانید و پیغاه داد که ممکن ~~است امیر # ~~تیمور پس از فتح سیستان عازم درمان شود . شاه شجاء گرچه از شنیدن این ~~خبر تا # ~~اتدازه ای نگران شد ولی بدو نوشت نه امیر تیمور ستعرض ملک دولت خواهان ~~و # ~~سخلصان نمیشود البته این واقعه بعد از ارسال نامه واظهار اخلاصی بود که ~~شاه # ~~شجاع نسبت بایر تیمور انجام داده یود . یطوریکه شاه شجاء بیش بینی درده ~~بود # ~~امیرتیمور پس از فتح سیستان بسمرقند بر گشت و درمان را مورد تعرض قرار ~~نداد. # امیر تیمور در سال 80 بمازندران رفت . امیر ولی نه سال بیش از او اطاعت # ~~کرده یود این بار فرار اختیار درد . # ابن عربشاه مینویسد چون تیمور بخراسان رسید نامهای بامیر ولی فرمان روای # ~~سازندران نوشت ونامه های دیگربرای اسرای مستقل آن ساسان قرستاد وآنان ~~را بحضور # ~~خواند . اسیرولی تامه او را جوابی درشتث گفت وخود ناسهای بشاه شجاع ~~سلطان عراق # ~~عجم وکرمان و ناسهآ دیگری بسلطان احمد ابن شیخ اویس نه ولایت عراق عوب ~~و # ~~آذربا یجان را داشت فرستاد وآنان را از تامه تیمور وجواب خویش آگاه ~~ساخت و گقت PageV01P224 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0237.png) # ~~من در مرز کشور شما قرار دارم چون کار من بپایان برسد شما را دار تمام ~~است و اگر # ~~صدمتی از جانب تیمور بمن برسد شما را نیز فرا گیرد پس هرگاه بکمک من ~~برخیزید # ~~این فتنه از شما بگردانم . شاه شجاع بگفته او التفات نکرد و رعایت جانب ~~تیمور را # ~~واجب شمرد1 . # البته شاه شجاع بعد از برقراری روابط دوستی با اسیر تیمور نمیتوانست بکمک # ~~امیر ولی برخیزد و کشور خود را درمعرض خطرحمله سپاهیان او قرار دهد و ~~بطوریکه ms156 # ~~سابقا نیز گفته شد اسیر ولی همین تقاضا را در موقع محاصره سلطانیه از ~~عادل آقا نموده # ~~بود و او نیز قصد امیر ولی رادر جنگ با امیر تیمور یجنون اونسبت داده ~~بود. # امیرتیمور در این لشکر کشی تاری پیش رفت . سلطان احمد ایلکانی از بقابل # ~~سیاهیان او گریخت وسلطانیه بتصرف اودرآمد. درهمین سال بود که اسیر ~~تیمورحکومت # ~~سلطانیه را بعادل آقا که از شیراز نزد او آمده بود وا گذاشت ولی او در ~~سال 788 # ~~یدست اسیرتیمور بقتل رسید . امیرتیمور سال بعد از سلطانیه بطرف رستمدار ~~وبازندران # ~~رفت اسیرولی پا بفرار گذاشت. امیرتیمور تاآسل وساری را متصرف شد وسادات ~~سرعشی # ~~را که حکام این نواحی بودند به اطاعت درآورد و سپس بسمرقند بر گشت. # در سال *8 که اسیرتیمور برای سر کوبی امیر ولی عازم خراسان بود در بلخ # ~~ایلچیانی که برای آوردن دختر سلطان اویس مظفری بفارس رفته بودند بخدمت ~~او # ~~رسیدند. اسیرتیمور فرمان داد مجلس جشنی ترتیب بدهند وچند روزی بعیش ~~وعشرت # ~~بیردازند . ابن عربشاه میتویسا . در اتر این سواصلت بوستان محبت شاداب ~~و سرای # ~~مودت آباد و کاروان دوستی و یگانگی از دو سوی درآمد و شد بود و خلاف و ~~نزاعی # ~~روی ننمود نا آنکه شاه شجاع در گذشت » . # نامه شاه شجاع بامیرتیمور گور کان و سلطان احمد ایلکانی - چنانکه گفته شد # ~~شاه شجاع که آوازه کشور گشائی تیمور را شنیده و از قدرت و قوتش آگاهی ~~داشت و PageV01P225 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0238.png) # ~~از ضعف وناتوانی دستگاه حکومتی خود نیز مطلع بود سیخواست بهر تدبیر ده ~~شده # ~~قلمرو حکوبت خود را از آسیب سپاهیان تیموری سحفوظ نگه دارد و با ارسال ~~رسل و # ~~رسائل کمک و پشتیبانی امیر تیمور را نسبت بخود جلب نماید و یا اقلا شر ~~او را از # ~~خود دفع کند ولی مروگ شاه شجاع باعث شد که این را بطه دوستی دیری ~~نپائید ونادانی # ~~و بیتدبیری سلطان زین العابدین ونزاع و خصومت برادران ms157 و شاهزاد گان ~~مظفری و # ~~عدم اتحاد و اتفاقشان سبب گردید نه سیل سپاهیان تیموری بسوی فارس روان ~~گردد # ~~ودرخت زند گیشان را از بیخ وبن بر دند. بااین حال شاه شجاع در مرض موت ~~پیش بینی # ~~لازمرا تمود و نامهای بامیر تیمور و تامهدیگری بسلطان احمد ایلکانی که ~~ذشورشان # ~~در سچاورت مملکت سظفری قرار گرفته یود نوشت وسلطان زین العابدین پسر ~~وجانشین # ~~خود و سایر برادران و شاهزاد گان مظفری را یدانان سپرد. # این است سکتوب شاه شجاع بامیر تیمورگورگان # «هوالحی لاالله الاهو له الحکم والیه ترجعون. عالیحضرت گردون بسطت مملکث # ~~پناه معدلت دثار مکرست شعار نوئین بزرگ کامکار اعتضاد سلاطین گردون ~~اقتدار # ~~شهسوار مقما رعدل واحسان اعدل اکاسره زمین وزمان المنظور بعنایة الملکن ~~الدیان # ~~قطب الحق والدتیاوالدین امیرتیمور گور کان خلدالله تعالی سلکه سلاذ ~~اکاسره گیتی دار # ~~و ملجاء قهارسهآ چرخ سدار باد و درتعظیم او اسر آسمانی و تحری مراضی ~~سیحانی ابدا # ~~سوفق ومؤیدحق عزوجل وعلا آن یگانه جهان را درستاصد دینی ودنیوی باعلی ~~درجه # ~~مدارج مرادات وافعی معارج مراسات برساناد بمنه الکرپم وجوده القدیم . # بعد از تبلیغ ادعیه صالحه واثنیهآ فایحه که وسیله مخلصان حقیقی است انهاء # ~~میگرداند که یر رأی اربابالباب روشن و مبرهز است که دار دنیا محل حوادث ~~و # ~~مکان مکاره است واصحاب عقول بزخارف مموه او التفات ننمودهاند ونعیم ~~باقی را بر # ~~جهان فانی راجح داشته و بحقیقت دانستهاند که فنای هر مخلوقی از قبیل ~~واجبات # ~~است و بقای هر سوجودی از مقوله ممتنعات چند روزی نه از بارگاه مهیمن ~~بیچون # ~~تقدس وتعالی منشور «تعزمن تشاء وتذل من تشاء بیدک الخیرانک علی کل شیی ~~قدیر» PageV01P226 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0239.png) # ~~ارزانی شده واعنه اختیار جوقی از بند گان خدای تعالی بقبضه اقتدار این ~~ضعیف نهاده # ~~بود برحسب قدرت واسکان در اعلاء اعلام دین واسضای احکام شرع مبین ~~واتباع # ~~اوامر سید المرسلین کوشیده استقامت احوال رعایا و زیردستان را خالصا ~~لوجه الله تعالی # ~~سطمح نظر همت ms158 خود ساخته بعون عنایت الله و فیض فضل نامتناهی آنچه مقدور ~~بود # ~~معاش با کافه خلایق بوجهی درده شد که شمهای بمسامع علیه رسیده باشد چون ~~نسبت # ~~با جناب معدلت پناهی عهد مصادقت و عقد مخالصت بروابط خلود منعقد شده ~~بود # ~~فتوح روزگار دانسته در ابقاء آن ثابت دم و راسخ قدم زیست و پیوسته ~~مکنون خاطر # ~~و مکتوم ضمیر آن بود که : # بقیاست برم آن عهد که بستم با تو ### | تا درآن روز نگوئی که وفائیت نبود # و ازآن حضرت علی التعاقب والتوالی زلال الطاف وسلسال اعطاف چنانچه # ~~خالایق را مشکور وستحسن داشته مترشح بوده این معنی موجب مباهات میدانست # ~~و در این وقت که از بارگاه کبریا نسیم دعوت حق بمشام جان سا رسیده و ~~بمقتضای # ~~«و لن تجد لسنتنا تحویلا » حلقه «والله یدعوا الی دارالسلام » بردر دل ~~زد وگفت: # ای دل اگر از غبار تن پاک شوی ### | تو روح مجردی بر افلاک شوی # عرش است نشیمن تو شرمت ناید ### | کائی و مقیم خطه خاک شوی # و بحمدالله تعالی هیچ حسرتی و نگرانی برخاطر نمانده باوجود انواع زلت و # ~~تقصیر و اصناف اجرام و آثام که لازمه وجود انسان است هر آرزو که در ~~یخیله خیال # ~~بشر مرتسم تواند بود از موائد احسان حضرت واهب منان «فلا تعلم نفس ~~سااخفی # ~~لهم سن قرة اعین » در این پنجاه وسه چهار سال که اتفاق نزول این منزل ~~خاکی # ~~افتاده در کنار مراد نهاد . # ستی زدت تقصیرا تزدنی تفضلا ### | کانی بالتقصیر استوجب الفضلا PageV01P227 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0240.png) # بدین مژده گر جان فشانم رواست ### | ته این مژده آسایشش جان ماست # چگونه بر نپرد جان چو از جناب جلال ### | خطاب لطف جوشکر یجان رسدکه تعال # بابضاعت تحفه دلمه طییه توحید که درسراچه دنیا یدان زیست انقال واحمال # ~~آمال روی تضرع بحضرت عزت آورده - کز دوست یک اشارت وزما بسر دویدن. # رجاء صادق که هرچه ازحضرت سفیض الخیرات روی نماید اگرچه ماعین زحمت # ~~دانیه محض رحمت ms159 باشد. # زهی سلام تو آسایش سکپنه روح ### | زهی کلام تو مفتاح گتجهای فتوح # « والباقیات الصالحات خیرعند ربک ثوابا » بر بقای عمر و دولت و دوستکامی # ~~و بسطت آن حضرت گردون منقبت بر کت یاد وحق سبحانه و تعالی سایه معدلتش # ~~بر سر خلایق پایتده داراد یحق حقه . یتابر خلوص نیت وحسن طویت که ینسبت ~~با # ~~حضرت معدلت پناهی از آب صافی روشن تر است واجب دید صورت حال انها کردن # ~~فرزند دلبندم زین العایدین طول الله عمره فیظل عنایتکم - او را بخدا و ~~بخداوند سپردم # ~~و دیگر فرزندان طفل و برادران را بجناب ممالک پناهی سفارش نمودن چه ~~بحقیقت # ~~دولت خواهی آن حضرت را ذخراعقاب دانستهام چنانچه از سجیت کریم و لطف ~~عمیم # ~~آن یگانه زمان و زمین سزد مخبمون « ان حسن العید من الایمان » کار بسته ~~برقاعده # ~~مستمرا یشان را بجایب مبارک خودمخصوص فرماید و ظلال اشفاق براحوال ~~پریشان # ~~ایشان گستراند بموجبی که آثار آن صغار وکبار ایران و توران سشاهده ~~نمایند و در # ~~قرنها بازگویند وحاسدان و قاصدان که سالهای دراز درآرزوی چنین روزی ~~بوده مجال # ~~شماتت ومحل استیلا نیابند واین سعنی موجب ادخار ذکر چمیل شود واین دوست ~~PageV01P228 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0241.png) # ~~مخلص را که با عهد ومیثاق مودت وسعادت نیل قربت توفیق عزلت یافته ~~بفاتحه # ~~و دعای خیر باد فرمایند تا از فعوای «یا لیت قومی یعلمون بما غفرلی ربی ~~و جعلنی # ~~من المکرمین » محروم نماند انشاءالله تعالی وحده العزیز هذا عهدنا الیه ~~والعهدة فی # ~~الدارین علیه همواره بتوفیق این مبرات از حضرت واهب العطیات موفق باد ~~وحق # ~~سبحانه و تعالی بر عمر باقیش برکت کناد بمحمد وعترته الطاهرین وصلی ~~الله علی # ~~محمد وآله وصحبه اجمعین . مخلص ثرین دولتخواهان وفادار امیدوار شاه ~~شجاع بن # ~~متملد1 . # شاه شجاع ابین نامه را یخط خود نوشته و هر وقت مرض شدت مییافت قلم از # ~~دست سیتهاد وچون اندک بهبودی حاصل میکرد دوباره قلم برمیداشت تا نامه ~~باتمام # ~~(سبک . # نامهآ شاه شجاع ms160 بسلطان احمد ایلکانی # « زند گانی فرزند سلطان اعظم شهسوارعرصه فتح وفیروزی معین الدنیا والدین # ~~سلطان احمد خلدالله ملکه و سلطاته در مراضی حق سبحانه و تعالیی بسیار ~~سال پاینده # ~~باد سعلوم فرسوده باشد و بفرماید که در این مدت که حواله این امر بزرگ ~~بدین # ~~ضعیف رفته بود بچه نوع معاش کرده و بحالتی که آدمی را از آن چاره نیست ~~رسیدیم # ~~وبیحرت میرویم . PageV01P229 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0242.png) ### | دورهآ سوم سلطنت شاه شجاع %~% 09 # # ...........-.. %~% --... # بعدالله تعالی سفارش فرزندان بآن چناب میرود تا چنانچه از حسن اخلاق # ~~شهریاری سزد ایشان را مخصوص خود دانسته سخن اعدا وحساد راکه سالهاست # ~~تا چنین روز را منتظرند در حق ایشان نشنود و رعایت ومراقبت فرماید ~~چنانکه در # ~~ایران وتوران پستدیده باشد اخلاص ودولت خواهی را چون ضمیر پاک واقف است # ~~مکرر تمی کند بگذاشتیم تاکرم او چه کندالمحتاج الی الله شاه شجاع1. PageV01P230 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0243.png) ### | # خلاق و صفات شاه شجاع # عموم مورخین شاه شجاع را پادشاهی با جود وسخاگفته و او را از بخل و # ~~امساک و سایر افعال ذسیمه عاری دانسته اند رفتارش با برادران و ~~برادرزاد گان در # ~~آغاز سلطنت گفته مورخین را در این باره تایید مینماید و گذشت و اغماض ~~او را در # ~~مقابل خطا کاران مدلل سیدارد چه با اینکه او ازطرف پدر به ولیعهدی ~~انتخاب # ~~گردید و فرزند ارشد ومستحق سلطنت وحکوست در تمام ستصرفات آل مظفر بود # ~~معذلک برای اینکه برادرانش شاه محمود و سلطان عماد الدین احمد و ~~برادرزادهاش # ~~شاه یحییسهمیدر اداره مملکت داشته باشند هر یک را بحکوست ناحیه ای ~~سنصوب # ~~کرد گرچه همین اسرباعث اختلال اسور و سبب جنگ و ستیز بین آنان گردید ~~بطوریکه # ~~او تا آخر سلطنت خود با سخالفت برادران و برادرزاد گان رو برو بود ولی ~~هر وقت # ~~بر آنان غلبه مییافت ازراه شفقت و سهربانی که سرشته اوبود از تقصیرشان ~~میگذشت # ~~و باز آنان را در محل حکومت خود باقی میگذاشت. # مخالفت ms161 شاه یحیی در آغاز سلطنت شاه شجاع و تحریک پهلوان اسدبعصیان # ~~و نا فرمانی و لشگر کشیاو بشیراز در موقعی که شاه شجاع در تبریز بود و ~~همچنین # ~~مخالفت های شاه محمود با شاه شجاع و لشگر کشی او بشیراز بکمک سلطاناویس # ~~ایلکانی و تصرف این شهر بمدت دوسال و حمله مجدد او بشیراز و نیز خیانت # ~~سلطان احمد برادر شاه شجاع و پیوستن او بشاه محمود در زسانی که شاه ~~شجاع بکمک # ~~او نیازمند بود و همچنین تصرف خوزستان از طرف شاه منصور و سخالفتش با ~~شاه # ~~شجاع همه حکایت از نفاق و دشمنی هائی میکند که شاهزاد گان مظفری با این ~~PageV01P231 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0244.png) # ~~پادشاه میکرد تدولی هیچ یک از آنان با آنکه درجنگ با شاه شجاء شکست ~~سیخوردند # ~~بمجازات اعمال خود نمیرسیدند . # شاه شجاع با اینکه در اشاعهآ احکام دین سعی بلیغ مینمود1 ولی سختگیری # ~~پدر را تداشت . حافظ در غزلهائیکه در مدح او سروده او را پادشاهی عیب ~~یوش # ~~و عطا بخش وکریم و نفاء2 شمرده است . # گر چه از آغاز زند گی در خدمت پدر در جنگ ها شرکتداشت و قنون نبرد # ~~میآموخت ولی ازکسب کمال و تحصیل دانش نیز غفلت نمیتمود. از هفت سالگی # ~~بآسوختن پرداخت و درسال 42 که به *سالگی رسید از حفظ کلام الله مجید ~~فرأغت # ~~یافت . حافظه ای قوی2 وخطی خوش داشت. # ابن حجر عسقلانی گوید . یک نسخه کشاف پخط خوش خود نوشته من خط # ~~او را دیده ام خطی است در نهایت خوبی. # شاه شجاع در زمان کود کی نزد مسعین الدین بن جلال الدین معلم یزدی ~~PageV01P232 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0245.png) # ~~صاحب کتاب مواهب الهی که در تاریخ آل مظفر است درس میخوانده و چوندر # ~~سال *ه اسیر مبارز الدین محمد عزم تصرف شیراز کردومولانا عضدالدین ~~ایجیاز # ~~طرف شیخ ابو اسحق برای طلب صلح بخدمتش رفت شاه تجاع موقع را مغتنم ~~شمرده # ~~در پیش او بتحصیل علم وکمال پرداخت و همچنین چون ms162 در سال *« شیراز را ~~از # ~~تصرف شاه محمود خارج ساخت در مجلس درس علما حاضر میشد مخصوصا درخدمت # ~~مولانا قوام الدین عبدالله فقیه نجم شرح اصول ابن حاجب خواجه عضدالدین ~~ایجی # ~~را مباحته سیکرد . در هزار مزارآمده که شاه شجاع با علماء و اهل فضل ~~بانیکوترین # ~~ترتیب بود ویر شأن علماء اهتمام و اعتیار تمام داشت چنانچه مدارس معمور ~~بود # ~~ومحافل معین ومزین داشتند و معالم عربیت زنده گردانیده وکتب ادییات در # ~~زمان او رونقی عظیم داشت. # در مجالس علما حاضر میشد ومجالس او از علما خالی نبود. روز وشبدر # ~~سفر و حضردر استکشاف علوم بود کتب بسیار باسم عالی آن مینوشتندو جایزه ~~بیشمار # ~~میگرفتند واو را رساله های عربیه است که در فضیلت علم ساخته و یلیغانه ~~درشرف # ~~علماء پرداخته. قاضلان علماء شرح آن نوشته اتد. # خلاصه در علم بیایه ای رسید که فضلا و دانشمندان در محضرش حاضر # ~~میشدتد و از لطائف خاطرش بهرهمند میگردیدند اشعار زیادی از او بجا ~~سانده که # ~~نمونه هائی از آن در تاریخ سیاسی اش بمناسباتی نوشته شد . # محمود کتییدر تا ریخ آل مظفر مینویسد : نظم و نثر تازی و فارسی ورسایل # ~~او در اطراف عراق شهرتی دارد و علماء عصر و فضلای دهر را در آن شروح # ~~است 2 . # مجموعه آثار منثور و منظوم شاه شجاع ( از عربی وفارسی) در زمان خود او # ~~بوسیله سعد الدین انسی از رجال و سصاحبان درگاه او جمع آوری شده و این ~~مجموعه PageV01P233 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0246.png) # ~~در حدود سال « 2 ه. ق با مقدمهای از شخص مذ کور بوسیله شخصی بنام ~~عبدالحی # ~~درسال 23م کتابت شده است 1. # از آنچه که گذشت پیداست شاه شجاع مردی عالسم و دانشمند و صاحب # ~~ذوق وقریحه بوده و تعصب وسختگیری پدر را نیز نداشت از این رو محضرش # ~~مجمع علماء ودانشمندان وشعرا بوده. # از جمله شعراء زمان او خواجه عماد فقیه کرمانی است که شاه شجاع نسبت # ~~باو اعتقادی فراوان داشت ms163 گویندخواجه عماد گربه ای داشت که هر گاه ~~نمازمیگذاشت # ~~گربه نیز از او متابعت میکرد شاه شجاع این معنی را بکرامت او حمل ~~مینمود وباو # ~~ارادت میورزید. خواجه حافظ که از ارادت شاه شجاع نسبت به خواجه عماد ~~فقیه # ~~رشگ میبرد در این باره غزلی گفته که مطلع آن چنین است : # صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد ### | آغاز مکر با فلک حقه باز کرد # تا آنجا که گوید : # ای کبک خوش خرام کجامیروی بایست ### | غره مشو که گربه عابد نمازکرد 2 # دیگر از مداحان او خواجه حافظ شیرازی است که ابتدا مداح شیخ ابواسحق # ~~اینجو بودو در دربار او بخوشی و عزت روز گار میگذرانید. چون شیراز در ~~سال4 75 # ~~ه. ق بتصرف امیر مبارز الدین محمد در آمد ناچار خواجه خود را باین ~~خانواده PageV01P234 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0247.png) # - -1 # ~~نزدیک ساخت و شاه شجاع را در غزلیانی چند مدح گفت یا این حال گویا میان ~~آن # ~~دو صفائی نبوده است . شاه شجاع صاحب حسن جمال بوده ودر اشعارش خود را # ~~بصفت زیبائی میستاید وخواجه حاقظ نیز اغلب او را در غزل هایش یدین صفت # ~~مدح میکند و مؤلف شد الازار نیز که معاصر و معاشر او بوده از بهای جمال ~~ونیکوئی # ~~صفای او صحبث بیدارد. # او بمرض عدم الشیع یسا جوع البقر گرفتار یود واز خوردن سیرائی نداشت و # ~~چون بجائی سفر میکرد دیگ های خوراک باستران یار بود و او پیوسته در طی ~~سفر # ~~سیخورد وهیچ وقت قادر بروزه گرفتن نبود .1 # از آثاراو در یزد جاری ساختن آب شاهی است که منبع آن مهریجرد است و # ~~نیز کا روانسرا و رباطی در مشهد مرغاب درچوار قبر کورش کبیرساخته بودو ~~کتیبهای # ~~بنام او بخط ثلت زیبا که در آن عصر رواج داشته در آنجا بدست آمده 7. # وسعت و حدود دولت آل مظفر در زمان سلطنت شاه شجاع . پا اپنکه # ~~شاه شجاع در زسان سلطنت خود دائما گرفتار جنگ ms164 با برادرش شاه محمود حاکم # ~~اصفهان و برادر زاده اش شاه یحیی حاکم یزد و در آخر کار با شاه منصور ~~یود و # ~~همچنین اغلب حکاه کریان بمخالفت یا او بر میخاستند و از اطاعت او ~~سرمیییچیدند # ~~با این حال باید زمان حکومت او را مانند زمان حکومت پدرش یکی از ادوار # ~~درخشان دولتثسطفری و دوره بسط و توسعه دانست زیرا حدود متصرقات او ~~ازطرف # ~~سشرق مانند گذشته تا رود ستد سبرسید و تمامی کرمان و بلوچستان وکیج و ~~سکران # ~~در حوزه اقتدار او داخل بود وامرا وحکام این نواحی مال بخزانه او ~~میفرستادتد3 # ~~حا کم جزیره هرموز نیز در اطاعتبود ومانند گذشته باچو خراج بخزانه ~~سیپرداخت، . PageV01P235 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0248.png) # ~~در منابعی که سورد مطالعه قرار گرفته در با ره روابط آل مظفر با حکام ~~هندشرهی # ~~نشده است : # حدود متصرفات شاه شجاع از طرف شمال شرقیتا قلمرو دولت آل کرت میرسید # ~~و همیشه بین او و ملک غیاث الدین پیر علی پادشاه کرت روابط دوستی و ~~وداد # ~~برقرار بود و بهمین علت موقعی که پهلوان اسد حاکم یاغی کرمان از او در ~~جنگ # ~~با شاه شجاع کمک خواست او از کمک بپهلوان اسد خود داری کرد. # ولی بین او وخواجه علی موید سربداری حسن روابطی وجود نداشت زیرا او # ~~بنا بدرخواست شاه یحیی سپاهیانی بکمک پهلوان اسد فرستاده بود از این رو ~~شاه # ~~شجاع نیزدرویش رکن الدین را برعلیه خواجه علی مویدیاری دادودرویش رکن ~~الدین # ~~هم بکمک سپاهیان شاه شجاع خواجه علی سوید را از سبزوار بیرون ساخت . # چون خراسان بتصرف اسیر تیمورد رآمد بطوریکه قبلا نیز گفته شد شاه شجاع # ~~برای اینکه از حملات او بقلمرو دولت خود جلوگیری نماید با او باب ~~سکاتبه را باز # ~~نمود و با سواصلت رابطه دوستی را محکم ساخت از این رو چون امیر تیمور ~~بحدود # ~~سیستان رسید کرمان را که در مجاورت این ایالت قرار دارد تعرضی نرسانید. # شاه شجاع بنا بنوشته ابن ms165 عربشاه بمکتوب اسیر ولی حا کم گرگان و مازندران # ~~در با ره طلب کمک برای دفع امیر تیمور التفاتی نکرد و رعایت جانب امیر ~~تیمور را # ~~واجب شمرد . # رابطه شاه شجاع با سلاطین آل جلایر که در این زمان تماسی عراق عرب و # ~~آذربایجان واران وقسمتیاز عراق عجم را در تصرف داشتند در ضمن وقایع ~~سلطنت # ~~این پادشاه گفته شده است و با اینکه شاه شجاع درسال 777 تبریز را ~~متصرفشد # ~~ولی بیش از چهار ماه در این شهر توقف نکرد و ناچار بشیراز برگشت با این ~~حال # ~~حدود متصرفات او را از طرف شمال تا ری و همدان باید دانست . # د رقسمت های غربی وجنوب غربی قلمرو دولت آل مظفرحکام لربزرگو کوچک # ~~حکوست میکردند . مر کزحکومت لربزر گشهرایذج ومقر حکام لر کوچک خرم آباد ~~بود # ~~و چون این سلوک از شاه شجاع اطاعت داشتند بنابر این حوزه اقتدار او از ~~این طرف PageV01P236 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0249.png) # ~~نیز تا حدود متصرقات آل جلایر سیرسید1 . # خوزستان نیز درسال 780 درجزو متصرفات این پادشاه در آمد و برادرزادهاش # ~~شاه منصور که حکومت این ناحیه را داشت از اواطاعت کرد2 . # از آنچه گذشت معلوم میگردد در زمان سلطنت شاه شجاع دولت آل مظفردر # ~~نهایت وسعت بوده وکلیه نواحی جنوبی ایران (خوزستان - فارس - کرمان - ~~مکران) # ~~و قسمت ییشتری از عراق عجم (یزد - اصفهان - ری - کاشان - قم) در تصرف # ~~این دولت بود و حکام لر بزرگ ( ناحیه بختیاری) ولر کوچک (کردستان و # ~~لرستان) 3 وملوک هرموز وحکام لار از او اطاعت داشتند . # مؤلف هزار مزار در باره قلمرو حکومت او چنین گوید : پادشاهی فارس و # ~~اصفهان وکرمان واهواز (خوزستان) وجبال (عراق عجم) و سواحل کرد و # ~~ملوک اطراف درتحت حکم او و منقاد امر او بودند در بلاد آذربایجان داخل ~~شدو # ~~آنجا را بزور گرفت و تخت در آنجا بنهاد و بوسعت ملک و بسطت اقتدار و ~~احتشاد # ~~جنود وامتداد حکم و نفاذ امر نایل آمد که ms166 هیچیک از ملوک وسلاطین عهد # ~~را نبود 4 . # فرزندان شاه شجاع. - شاه شجاع * فرزند از سه زن آورد هفت پسر ودودختر. PageV01P237 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0252.png) # سه پسر یعنی سلطان اویس وسلطان مجهی و سلطان جهانگیر و یک دختر # ~~بنام سلطان شاه اززن اول او که خواهر امیر سیورغتمش اوغانی بود ~~بوجودآمدند. # ~~سلطان شاه به ازدواج برادر زاده شاه شجاع یعنی شاه یحیی درآمد . سادر ~~این فرزندان # ~~در سال 757 وفات یافت 1و # سلطان زین العابدین ویک دختر اززن دوم شاه شجاع معروف به خانزاده # ~~کاشی دختر شخصی بنام لطیف بن رکن الدین محمد7 بوجود آمده اند . دختر # ~~بعدها زن شاه منصور برادر شاه یحیی و برادر زاده شاه شجاع شد سه پسر ~~دیگر شاه # ~~شجاع بنام های سلطان سهدی و سلطان سلیمان خان و سلطان عزیز خان از زن ~~سوم # ~~او بنام درسلک متولد گردیده اند . # شاه شجاع در صبح چها رشتبه 2 2 جمادی الثانیه سال 733 ستولد شده # ~~است. 2 PageV01P240 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0253.png) # فصل یازدهم # دوره اذحطاط دولت آل مظفر # ز مرگ شاه شجاع تا قتل عامشاهزاد گان مظفری بدست امیر تیمور گور کان # ~~یعنی از286 تا 90 ه. ق که بیش از ه سال طول نکشید دولت آل مظفربسرعت # ~~روبزوال وانقراض رفت یا اینکه در زسان حکومت شاه شجاع بعلت اختلافات و # ~~جنگ های بین برادران و برادرزاد گان اساس سلطنت آل مظفر تا اندازه ~~ستزلزل شده # ~~بود معذلک شاهزاد گان مظفری از شاه شجاع که فرزند ارشد اسیر مبارزالدین ~~محمد # ~~یود1 و نسبت بآنان سمت یزرگی داشت اطاعت میکردند گر چه گاهی سر از ~~فرمان # ~~او میپیچیدند اما او را جانشینی لایق برای مؤسس سلسله مظفری سیدانمتند ~~. # شاه شجاء در مرض موت فرزند ش سلطا زین العابدین را بجایشیتی خوداتتخاب # ~~کرد وبرای اینکه بیدعی برای سلطنت او پیدا نشود حکوست ولایات را به ~~برادران # ~~و برادر زادگان واگذاشت و آنان را یاتحاد و اتقافق دعوت نمود و از نقاق ms167 ~~بر حدر # ~~داشت ولی یمحض فوت او شاهزاد گان مظفری وصیت او را نادیده گرفته از ~~اطاعت # ~~سلطان زین العابدین بیرون آمدند وبا افروختن آتش دشمنی و نفاق خود را ~~ناتوانتر # ~~ساختند و در نتیجه نتوانستند در مقابل دشمتی قوی چون امیر تیمورگور کان ~~تاب # ~~مقاومت بیاورند یاین جهت اساس دولت خود را بباد دادتد. # سلطت سلطان زین العابدین 786- 789 # چنانکه گفته ند برای اینکه سلطنت سلطان زین العابدین بیمانع باشد شاهشجاع # ~~حکومت کرسان را ییرادرش سلطان احمد داد و یرادر دیگر خود سلطان ابو ~~یزید را PageV01P241 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0254.png) # ~~یحکومت اصفهان برداشت و شاه یحیی را در حکومت یزد باقی گذاشت و حکومت # ~~خوزستان را تیز بشاه سنصور داد . # سلطان زین العایدین در آغازسلطنت خود زمام اسور را در اختیار اسیر ~~سعزالدین # ~~اصفهان شاه که یکی از امراء معتبر زمان شاهشجاع بود گذاشت معزالدین ~~اصفهان شاه # ~~که یا سلطان ایویزید رابطه خوبی نداشت از رفتنش باصفهان مانع آمد و نیز ~~خواجه # ~~جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع را که وزارت سلطان زین العایدین ~~نیزداشت همیشه # ~~مورد عتاب وعذاب قرار میداد . # قتل اهیر معزالدین اصفهان شاه . - شاه شجات سلطانسندی را که از اسیرزاده # ~~در ملک داشت عزیز میداشت بطوری که در زمان حیات خود او را ولیعند کرده ~~بود # ~~و در موقع مرگ گرمسیرات فارس را یدو داده بود تا درآمد آن نواحی را در ~~وجه # ~~سعاش خود وبرادران یعنی سلطان عزیز خان و سلطان سلیمان خان صرف نماید1 ~~و # ~~ضمنا رسید گی بأسور آنان را باسیر معزالدین اصفهان شاه واگذار کرده بود ~~اما اسیر # ~~معزالدین اصفیان شاه که در این زمان اقتداری حاصل کرده بود در صدد ~~برآمد # ~~امیر زاده درملک مادر سلطان سقدی را در ازدواج خود درآورد وبلطان مهدی ~~را # ~~بظاهر بسلطنت برساند و خود صاحمب اختیاراسورسلطتت شود . چون سلطان زین ~~العابدین # ~~از قصد او اطلاع یافت در رمضان سال «78 او را سسموم گردانید و بدین ~~ترتیب ms168 # ~~در آغازسنطت خطر بزرگی را از سر راه خود برداشت. # تصرف اصفهان بوسیله شاه یحیی . - چون امیر معزالدین اصفهان شاه از # ~~رفتن سلطان ابو یزید باصفهان سانع شده بود واین شهر حا کمی تداشت شاه ~~یحیی # ~~که مردم اصقهان طالب حکومت او شده بودند بدان شهر لشگر برد و آنجا را ~~مسخر # ~~ساخت و در صدد تصرف شیراز تیز پرآمد و برای این منظور از برادرش شاه ~~بنصور PageV01P242 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0255.png) # ~~حاکم خوزستان کمک خواست. سلطان زین العابدبن بمقایله او شتاقت . چون ~~جمعی # ~~از سپاهیان شاه یحیی بعلت بخل و امساکی که داشت از او جدا شده و بسلطان # ~~زین العابدین که مردی سخی و بخشنده بود پیوستند شاه یحیی تاب ~~مقاومتنیاورده # ~~از سلطان زین العابدین تقاضای صلح نمود . آن دو با یکدیگر سلاقات ~~نمودند و باین # ~~شرط صلح بین آنان پر قرارشد که حکومت ابرقوه بسلطان ابو یزید داده شود ~~و # ~~خانزاده بدیع الجمال مادر او از شیراز پیش پسر رود . # بعد از این سصالحه هریک بمقرحکومت خود رفتند وسلطان ایو یزید نیزبابرقوه # ~~عزیمت کرد ولی پهلوان مهذب که از طرف شاه شجاع در آن شهر حکومت داشت # ~~شهر را بدو تسلیم تکرد ناچار سلطان ابو یزید یاصفهان رقت و از طرف شاه ~~یحیی به # ~~حکومت نطنز برقرارشد . # اما شاه منصور موقعی رسید که بین شاه یحیی و سلطان زین العابدین صلح # ~~واقع شده بود وچون او بدین مصالحه راضی نبود خواست شیراز را متصرف شود # ~~سلطان زین العابدین برای دفع او یکازرون رفت وشاه منصور پس از غارت ~~اطراف # ~~شهر بخوزستان پرگشت وسلطان زین العابدین نیز بشیراز مراجعت نمود 1 ~~PageV01P243 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0256.png) # حکومت سلطان عمادالدین احمد در کرمان . - بطوریکه گفته شد شاه شجاع # ~~در مرض موت حکوست کرسان را ببراد رش سلطان احمد داد و او را روانه آن ~~ولایت # ~~نمود . جمعی از مفسدین امیر اختیارالدین حسن قورچی حاکم کرمان را تحریک # ~~نمودند نا از ورود او بکرمان ممانعت ms169 بعمل آورد ولی او بسخنان مغرضان ~~گوش # ~~نداد و نا قریه مشیز یاستقبال سلطان احمد رفت وخزاین ودفاین و سفاتیح ~~قلاع # ~~و دروازه ها را بدو سپرد و ازسلطان احمد اجازه خواست تا بشیراز برود ~~اما سلطان # ~~احمد وزارت خود را بدو داد ولی او ببهانه اینکه شاه شجاع وصیت کرده که ~~أو # ~~جنازه اش را بمدینه طیبه نقل نماید با اجازه سلطان احمد عازم شیرازشد . # طغیان امیر شیورغتمش اوغانی . - امیر اختیا رالدین حسن قورچی موقع عزیمت # ~~ازکرمان بسلطان احمد توصیه نمود امیر سیورغتمش اوغانی راکه زندانی بود # ~~آزاد نسازد تا گرفتارفتته نگردد . پس از عزیمت او اسیر باکور اوغانی که ~~جانشین PageV01P244 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0257.png) # ~~و پسر عه امیر سیورغتمش بود با هدایای لایق بخدمت سلطان احمد آمد ~~واستدعای # ~~آزادی او را نمود سلطان احمد که بسیار ساده دل بود امیر سیورتتمش را ~~آزادساخت # ~~و بطرف بلوک اقطاع که ییلاق قبیله اوغانی بود روان ساخت اما چون او ~~یسرزمین # ~~خود رسید قبایل اوغانی را دور خود جمع کرده بنای خودسری گذاشت سلطان ~~احمد # ~~بدفع عصیان او پرداخت. امیر سیورغتمش قلعه را ببرادر خود امیر جمشید ~~سپرد و # ~~بطارم گریخت سلطان احمد پس از دستگیری امیر چمشید به شهر کرمان برگشت . # آهدن ایلچی امیر تیمور بکرمان. - درسال 787 قطب الدین صدر فرستاده # ~~امیر تیمورگور کان از سازندران یکرمان رسید 2 سلطان احمد ایلچی اسیر ~~تیمور را # ~~گرامی داشت و روز جمعه آن هفته در سجد جامع شفر که از بنا های پدر او ~~بود # ~~خطبه بنام امیر تیمور خواند و نیز سکه باسم او کرد سپس ایلچی را یا تحف ~~و # ~~هدایای بسیار مراجعت داد و باین ترتیب از امیر تیمور اطاعت و فرسان ~~برداری # ~~نمود. # قتل امیر سیورغتمش. - امیر سیورغتمش که از سلطان احمد شکست خورده # ~~و بطارم گریخته بود از سلطان زین العابدین کمک خواست اونیز پهلوان زین ~~الدین # ~~شهر بابکی را بکمک او قرستاد ابتدا سلطان احمد خواست شخصا ms170 یدفع او برود ~~ولی # ~~عده ای از امراء داوطلب این خدمت شدند او تیز پهلوان علی قورچی بمی را ~~سأمور # ~~دفع امیر سیورغتمش نمود در جنگ امیر سیورغتمش بضرب عمودی از اسب بیفتاد # ~~سرش را بریده بکرمان فرستادند و بدین ترتیب فتنه اوغانیان قرو نشست. # تصرف اصفهان از طرف سلطان زین العابدین در سال 788. - سلطان # ~~زین العابدین چون ازکازرون بشیراز برگشت خال خود امیر بجدالدین مظفر ~~کاشی # ~~را بییشکاری و نیابت خود بر گزید . این انتصاب باعت رنجش بعضی از امرا ~~گردید PageV01P245 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0258.png) # ~~از آن حمله اسیر غیاث الدین سنصور بود که از امیرالاسرائی معزول شده ~~ابتدا بشولستان # ~~وسپس باصفهان رفت ویاتفاق سلطان ابو یزید که او هم نتواتسته بود به ~~حکومت # ~~ابرقوه برسد شاه یحیی را بر آن داشتند که یر خلاق عهد و پیمان روی بجنگ ~~سلطان # ~~زین العایدین بیاورد . سلطان زین العابدین یشنیدن این خبر باصفهان لشکر ~~برد چون # ~~شاه یحیی خود را قادر بمقاومت تمیدید در شهر متحصن گردید سنطان زین ~~العابدین # ~~اصفهان را در محاصره گرفت ولی چون زمستان در رسید امراء لشکر او بتحریک ~~شاه # ~~یحیی سلطان زین العابدین را بمراجعت بشیراز وادار کردند. # اما مردم اصفهان که پعلت بخل و اساکک شاه یحیی از او خوشدل تبودند # ~~و ازسلطان زین العابدین جانبداری سی کردند7 باین جهت شاه یحیی ناچار از ~~اصفهان # ~~ییرون رفت.3 # پس از رفتن شاه یحیی مردم شهر امیر علی میر میران را بشیراز فرستادند تا # ~~مراتب اطاعت و قرمانبرداری مردم این شهر را باطلاع او یرساند . سلطان ~~زین العابدین # ~~پس از شنیدن این خیر بطرف اصفهان حرکت کرد اعیان شهر مراسم استقبال ~~بجای آوردند # ~~و بدین ترتیب سلطان زین العابدین بدون اینکه جنگی روی دهد اصفهان را ~~ستصرف # ~~شد وحکام قم وکاشان وساوه نیز قبول باج وخراج نمودند . # سلطان زین العابدین خال خود امیر مجد الدین مظفر کاشی را از شیرازخواسته # ~~بحکومت اصفقان یر قرارة کرد و برای تشبیه ms171 سلطان ابو یزید عازم نطتز شد ~~. سلطان PageV01P246 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0259.png) # ~~ابو پزید یلرستان گریخت و باتابک پشنگ پناه برد و پس از چندی بکرمان ~~رفت . # ~~سلطان احمد چون از آمدن او خبر یافت یکی از بزرگان لشکر را باستقبالش ~~فرستاد # ~~تا او را پاحترام تمام وارد شهر نماید اسا چون سلطان ابو یزید بشهر ~~بابک که اول # ~~خاک کرمان بود رسید لشگریانش بتای غارت اموال سردم را گذاشتند سلطان ~~احمد # ~~از برادر خواست که از کرمان بیرون رود او اطاعت نکرده برفسنجان رفت ~~سلطان # ~~احمد ناچار سپا هی بجلو او فرستاد چون سلطان ابو یزید را قدرت بقاومت ~~نبود از راه # ~~انار متوجه یزد شد و بخدست شاه یحیی رسید . # حرکت اهیر تیمور بطرف فارس . - امیر تیمور در یورش سه ساله خود که # ~~از سال 78 شروع شده پس از عبور از جیحون از راه مازندران بری و از آنجا # ~~بخرم آیاد رفت ملک عزالدین حاکم لر کوچک گریخت و او ینهاوند برگشت و # ~~سپس برای دفع سلطان احمد ایلکانی یتبریز لشکر کشید و آذربایجان و ~~گرجستان # ~~را متصرف شد وتا دربند پیش رفت بعد برای دفع عصیان قرا محمد ترکمان به # ~~آلاطاق آمد وشهر های ارزروم و ارزتجان و موش و اخلاط ووان را مسخر ساخت ~~. # ~~و در سال 80 بموقعی که در آذر یا یجان بود بنابوصیت شاه شجاع سلطان زین ~~العایدین # ~~را بخدمت خود خواست تا مجددا حکومت فارس را بعهده او باز گذارد ونی ~~سلطان # ~~زین العابدین در رفتن بخدمت او تعلل تمود بعلاوه فرستاده اسیر تیمور را ~~نیز اجازه # ~~مراجعت نداد1 چون امیر تیمور از این اسرخیر یافت دریائیز همان سال عازم ~~تسخیر # ~~فارس شده از راه همدان و گلپایگان روی باصفهان آورد . # قتل عام اصفهان در روزدو شنبه ششم ذی القعده سال 789. - امیر تیمور # ~~چون باصقهان رسید در ییرون دروازه طوقچی اردو زد امیربچد الدین مظفر ~~کاشی # ~~حاکم این شهر با جمعی ازسادات وعلما و ms172 یزرگان و اشراف یا تحف و # ~~هدایا بخدمت او رفت امیر تیمورسادات وبزرگان را احترام بسیار نمود و ~~بقلعه طبرک # ~~رفت وپس از بازدید آنجا امیر ایگو تیمور را بغیط آن مأمور ساخت و سیس ~~درهر PageV01P247 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0260.png) # ~~دروازه جمعی از لشکریان بمحافظت گماشت و فرسان داد در تمام شهر هرچه ~~ازاسب # ~~و اسلحه یاشد بمأمورین او بسپارند پس از آن مال امان یر مردم شهر ~~بقررکرد واز # ~~بیرای وصول آن مأمورینی فرستاد و فرسان داد تا وصول سال بزرگان اصفهان ~~دراردو # ~~توقف تمایند . # چون مأمورین در وصول مال تعدی میکردند و متعرض ناموس مردم میشدند # ~~اصقهانیان این زبونی وخواری راتحمل نکرده در صدد معارضه برآمدندو بر سر ~~مأمورین # ~~ریختند وجمعی از آتان را بقتل رسانیدند و دروازه ها را از چنگ محافظین ~~ان بدر # ~~آوردند. شرف الدین علی یزدی بؤلف ظفر نامه عده کشته شد گان این واقعه ~~را سه # ~~هزار نفر وابن عربشاه شش هزار نقر مینویسد1 . # 1 - ابن عریشاه درکتاب عجایب العقدور در باره نتح اصفهان چنین سینویسد : ~~اهل # ~~اصفهان ... .مب داستان این تطاول را با رئین خود درمیان نهادند او گفت ~~شبانگاه من # ~~طبل سمینوازه چون بانگ آن شنیدید هر کس درمهمان خود درآویزد و خون وی ~~بریزد - # ~~مردم تگون یخت بپایان کارخود نیندیشیده بر این رأی ناپسند متفق شدند و ~~چون پاسی # ~~از شب گذشت وپانگ طبل یرخاست باران مرگ بر تیموریان فرو با رید - مردم ~~شهرشش هزار # ~~نن ازآنان راکتتد و هستی خود بدین کشتار دستخوش نیستی کردتد ( ترجمه ~~آقای محمد # ~~علی نجاتی ص 98 از انتشارات بتگاه ترجمه وتشرکتاب) ولی شرف الدین علی ~~یزدیمورخ # ~~مستملق تیمورگوید . چون اراده پادشاه قهار جل جلاله بخرابی آن دیار ~~تعلق گرفته بود # ~~« اذا ارادالله شیئا هیا اسبابه» درآن اتنا شبی یکی از جهال رساتیق ~~اصقهان که او را # ~~علی کجه پا گفتندی و از طهران آهنگران یود در اندرون شهر دهلی زد و ~~حشری از اشرار # ~~« غوام ms173 تار تام بل هم اضل » جمع شدند و دست بیباکی برآورده گرد محلات ~~برآمدند و # ~~اک محصلرن «ا کشتتد متر چدمسه که متی و وجودی داشتتد و محصلات خود را ~~ازشر PageV01P248 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0261.png) # چون خبراین واقعه بامیر تیمور رسید آتش غضیش زباته کشید وفرمان داد # ~~سپاهیان شهر را درتصرف آورند. مردم شهر چون دیدند که هیچ عذر وبهاتهای ~~پذیرفته # ~~نخواهد شد وهیچ شفاعتیمورد قبول واقع نخواهد گردید پایداری نمودند ولی ~~تاب # ~~مقاومت نیاوردند و بدست سپاهیان تیموری افتادند. # امیر تیمور دستور داده بود غیر از محله سادات وخانه خواجه امام الدین # ~~واعظ گرچه یک سال بیش از آن فوت درده بود شهر را بآتش یکشند و مردم را ~~از # ~~دم تیغ بگذرانند. او برای این منظور شهآر را یین دسته های لشکری تقسیم ~~کرد وحکم # ~~نمودهر کس سری بیاورد . شرف الدین علی یزدی گوید: بعضی ازلشکریان که ~~نمیخواستند # ~~یدست خود مباشر قتل شوندسر از یاساقیان میخریدند و میسپردند و در اوایل ~~حال # ~~سری ببیست دینار کپکی بود و در اواخر که هرکس حصه خود سپرده بود یک سر # ~~بنیم دینار آمده بود وکسی نمیخرید و همچنان هر گس را مییافتند ~~میکشتند.1 # عده ای از مردم اصفهان خواستند بگریزند از قضا آن شب برف بارید واثر # ~~پای ایشان در برق بماند سپاهیان اسیر تیمور اثر پای ایشان گرقتند و در ~~هر جا که # ~~پنهان شده یودند بیرون آوردند و کشتند. عدد کشته شد گان را شرف الدین ~~علی # 1- ابن عربشاه گوید . در این حال سردی روشن بین بیکی از امیران تیمور ~~پناه بردو # ~~واز او خواست که حال رعیت را رعایت کتد و بازیاندگان را زینهار دهد. وی ~~گفت جمعی # ~~از کود کان را برجانی بلند یدارید شاید که تیمور زا بر آنان رحمت آید ~~آنان چنین کردندو # ~~عده ای از کود کان را در رهگذر او نگه داشتند و این اسیر که در ملازست ~~تیمور سواربود # ~~اورهبییکه کورکا بودید ل ms174 داد و از او درخواستکرد که بر ایثان ببخشاید ~~تیمور PageV01P249 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0262.png) # ~~یزدی . * هزار نفر تفر نوشته وگوید از آن سرها در مواضع متعدد سنارها ~~ساختند . # حافظ ابرو که در این موقع خود شاهد قتل عام بوده گوید : این ضعیف که # ~~مؤلف این تألیف است ( یعتی کتاب تاریخ آل مظقر) در آن ایام با خدمت ~~بولانا # ~~شهاب الدین عبدالله لسان منجم ازدروازه طوقچی تا قلعه طبرک که یک نصف ~~دیوار # ~~شهر است از نیرون شهر در آن روز سیگنشتیم مناره ها که سر یرآورده یود ~~شمردیم # ~~28 مناره بود هر مناری در یکدیگر از هزار سر زیاد یودو بدو هزار ~~نمیرسید تخمینا # ~~در یکدیگر یکهزار و پانصد میتوانست گرفت که 42 هزار باشد و اطراف دیگر ~~نیز # ~~بود اما رکن اعظم این طرف بود »1 # در باره علت قتل عام اصفهان ابن شهاب مؤلف جامع التواریخ حسنی چنین # ~~گوید : جمعی ترکان مست در بازارگاه عورتیرا بگرفتند و سیکشیدند عورت ~~فریاد # ~~برآورد که ای حیزان : هزار مرد حاضرید وزن کدخدا را سیکشند ؟ علی کجه ~~پا # ~~نامی که پهلوان اصفهان بود بر ترکان غلوی کرد و آن مغولان را بکشت و ~~فرمود # ~~که دهل زدند و آواز برآوردند که هر کس بزی در خانه دارد سر یرد ~~اصفهانیان # ~~جاهل هر کس که مقولی در خانه او نزول کرده بود بقتل آوردتد و هزار ترک # ~~یکشتند . # حرکت امیر تیمور بطرف شیراز وفرار سلطان زین العابدین . اسیر تیمور # ~~پس ازقتل عام اصفهان جانی ییکث جوتآی قربانی و یوسف شاه را بمحافظت شهر # ~~گماشت و خود بطرف شیرازحرکت کرد سلطان زین العایدین از شنیدن این خیر ~~روی # ~~بگریز نهاد و با اینکه یین او وشاه منصور صفائی نبود ناچار از راه ~~کازرون # ~~بخوزستان بپناه او رفت. شاه منصور او را باکمال احترام وارد شوشتر نمود ~~وبافتخار # ~~او چشنی ترتیب داد ولی پس از اندک مدتی ببهانه اینکه سلطان زین ~~العابدین PageV01P250 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0263.png) # ~~در اندیشه خیانتی ms175 است او را دستگیر ساخته در قلعسه سلاسل واقع در، ~~فرسنگی # ~~شوشتر زندانی ساخت # امیر تیمور در اوایل ذی الحجه سال 789 بنزد یکی شیراز رسید و در حوالی # ~~باغ تخت قراچه خیمه زد . بزرگان شیراز بیش او رفتند و مراسم خدمتگذاری ~~بجای # ~~آرودند و یکهزار توسان کپکی قبول کردند که برسم امانی بپردازند برای ~~وصول آن # ~~امیر عثمان عباس بشهر رفت و تمام و کمال وصول کرد و در روز عید قربان ~~بعد از # ~~ادای وظایف عبادت سکه و خطبه بنام او کردند . سپس امیر تیموربا ~~حضارشاهزاد گان # ~~آل مظفر فرسان داد شاه یحیی حا کم یزد با پسر بزرگش سلطان محمد و سلطان ~~احمد # ~~حاکم کرمان 1 وابو اسحق پسر سلطان اویس بن شاه شجاع حا کم سیرجان بخدمت # ~~امیر تیمور رسیدند. # حکام اطراف مانند اتابکان لر وگرگین لاری حاکم لارستان با هدایا و # ~~تحف بخدست او آمدند وبدین ترتیب تمامی فارس و مضافات بتصرف امیر تیمور # ~~در آمد . 2 # هراجعت امیر تیمور وحکومت شاه یحیی در شیراز . هنگامی که امیرتیمور # ~~در شیراز بود خبر آمد توقتمش خان حاکم دشت قبچاق این بار یه ~~ماوراءالنهرلشکر # ~~کشیده است و از این رو امیر تیمور شاه یحیی را بحکومت شیراز بر قرار ~~کرد و در # ~~واقع او را جانشین سلطان زین العابدین ساخت . وحکومت اصفهان را بسلطان ~~محمد PageV01P251 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0264.png) # ~~پسر بزرگ شاه یحیی داد و حکومت کرسان را بسلطان احمد و حکوست سیرجان را # ~~بسلطانا بو اسحق بقرار سابق واگذارکرد و حکومت ابرقوه را نیز در عهده ~~پهلوان # ~~مهذب حاکم سابق آن باقی گذاشت و فرمان داد سید شریف جرجانی را که تا ~~این # ~~تاریخ در شیراز اقامت داشت با جماعتی از هنرمندان و پیشه وران رواته ~~سمرقند # ~~نمایند و خود پس از دو ساه توقف در شیراز عازم سمرقند شد . # عاقبت کار سلطان ابو یزید . سابقا گفته شد که سلطان ابو یزید که از طرف # ~~شاه یحیی حا ms176 کم نطنز شده بود چواز آمدن سلطان زین العابدین بنطنز اطلاع ~~یافت به # ~~لرستان گریخت و از آنجا بکرمان رفت و چون نشگریانش نسبت بمردم کرمان ~~بنای # ~~تعدی و تجاوز را گذاتتتند ناچار سلطان احمد او را ازکرمان ییرون راند ~~واو نیز یه # ~~شاه یحیی حا کم یزد پناه برد و چون اسیر تیمور شیراز را در سال 789 ~~متصرفشد # ~~سلطان بایزید بطرف هرموز رفت و قصد داشت که بهندوستان بگر یزدولی بمحض ~~شنیدن # ~~خبر مراجعت اسیر تیمور بسمرقند بگرمسیرات کرمان رفت و پس از مراجعت ~~سلطان # ~~احمد از شیراز بهمدستی طوایف اوغانی با سلطان احمد بجنگ پرداخت اسا ~~گرفتار # ~~شد و مورد بخشش قرار گرفت و بحکومت جیرفت و رودبار منصوب شد و برای ~~گرفتن # ~~اموالی که پادشاه هرموز هر سال بسلطان احمدسیداد بدان طرف رفتو بعد از ~~تسخیر # ~~قلعه منوجان وگرفتن سالیات آن نواحی به خدمت برادر برگشت وپیش او بود ~~تا # ~~اینکه درشوال سال *79 وفات یافت . # بنا بنوشته مؤلف جامع التواریخ حسنی سلطان ابویزید مردی شجاع وخوب # ~~ستظر و آراسته بکمالات بود وخوب شعر سیگفت از اشعار او این رباعی است. # از واقعه ای ترا خبر خواهم کرد ### | وان را بدو حرف سختصر خواهم کرد # با عشق تو در خاک فرو خواهمشد ### | پا عهد تو سر زخاک بر خواهم کرد # سلطان ابو یزید خط ثلت را خوب سینوشته . در تخت جمشید بر دیوار یکی ~~PageV01P252 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0265.png) # # ~~از عمارت ها درسه جای مختلف یاد گارهائی حک شده که دوتای آنها بخط ~~وامضاء # ~~سلطان ابو یزید است و سومی را دیگری برای او نوشته است . # ~~یادگار اول : # ~~بماند سالها این نظم و ترتیب ### | زما هر ذره خاک افتاده جائی # ~~غرض نقشی است کز ما باز ماند ### | که هستی را نمیبینم بقائی # ~~سگر صاحبدلی روزی برحمت ### | کند در کار درویشان دعائی # ~~حرره اضعف عبادالله الصمد الغفور ابویزید بن محمدبن مظفر المنصوراللهم # ~~اصلح شانه وغفرله ولوالدیه ولجمیع المسلمین برحمتک یا ms177 ارحم الراحمین و ~~یرحم الله # ~~عبدا قال آمینافی اواخر ذی الحجه اثنین وسبعین وسبعمائه . # ~~یادگار دوم: # ~~الدنیا دار ممولا دارمقر فاعبروها ولا تعمروها # ~~جهان ای پسر ملک جاوید نیست ### | دنیا وفاداری امید نیست # ~~کسی زین میان گوی دولت ربود ### | که در بند آسایش خلق بود # ~~بکار آمد آنها که برداشتند ### | نه گرد آوریدند و بگذاشتند # ~~حرره العبد الاصغر ایو یزید بن محمد بن المظفر بخطه من سنه ثلث و # ~~سبعین وسیعمائه # ~~یادگار سوم : # ~~حضرت السلطان ین السطان والخاقان بن خاقان نور حدیقه السلطنه ونورحدقه ~~PageV01P253 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0266.png) # دوره انحطاط دولت آل مظفر # ~~الخلافه زرع الدوحة السنیه ثمرة شحرة العنیه لخقرالحق والدنیا والدین ~~ناصرالاسلام # ~~و المسلمین السلطان ین اللطان الاعظم السعید مبارز الحق والدنیا والدین ~~محمد # ~~بن المظفربن المتصور خلد سلطانه بهذالمکان القریب البتیان العجیب فی ~~غره محرم # ~~سنه ثلث وسیعین وسبعمائه کتبه احمد بن ولی نقسه موتضی بن محمد الحلی. # مدت عمر سلطان ابو بزید 3 سال وب ساه بود . در سال ه ه ب بتولد شد و # ~~درشوال سال 792 وفات یافت نعش او را به ابرقوه بردند و در بدرسه ای ~~بدفون # ~~ساختند.1. PageV01P254 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0267.png) # فصل دوالزدهم # سملطنت شاه منصوبر:795-7 # تصرف شیراز - پس از سراجعت امیر تیمور یماوراء التهر شاهزاد گان مظفری # ~~یجای اینکه اتحاد و اتفاق پیشه سازند و بهم پشتی یکدیگر از حمله مجدد ~~امیرتیمور # ~~یقلمر وحکومت آل مظفر چلو گیری نمایتد برعکس بمخالقت و دشمنی افزودتد ~~واسباپ # ~~ضعف وناتوانی خودرا بیش ازییش فراهم ساختند ازآنچمله شاه منصور که ~~حکوست شوشتر # ~~راداشت چون اسیر تیموردرتقسیم ممالک بظفری توجهی بدونکرده بود همینکه ~~از مراجعت # ~~او بسمرقند اطلاع یافت ازخوزستان روی بشیر از گذاشت. مردم شیراز هم که ~~ازحکومت شاه # ~~یحیی بعلت بخل وامساک وبدعهدی اش خوشذل نیودناحکومت شاه متصور را که ~~یصفات # ~~شجاعت و جوانمردی و بذل و بخشش بتصف ویشهور بود طالب گردیدند و از او # ~~استقبال شایانی بعمل اوردند . شاه یحیی چون وضع را چنین دید ms178 از شئر ~~خارج شده # ~~روی بیزد نهاد1 حکومت شاه یحیی در شیراز جمما شش ماه بوده است7 شاه ~~سنصور # ~~پ از ورود بشیراز3 باستمالت مردم پرداخت ومقرری سادات و علما راکه از # 1- شرفالذین علی یزدی گوید. جماعتی از سادات شیراز که در اندرون شهر ~~بودند ### | بقیبه حاشیه در صقحه بعد PageV01P255 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0268.png) # ~~سابق برقرار یود افزایش داد . خواجه حافظ که یقینا از بذل وبخشش شاه ~~سنصور # ~~متنعم بوده دراین موقع قصیادهای گفته که مطلع آن این است. # ~~چوزا سحر نفاد حمایل برابرم ### | یعنی غلام شاهم وسوگند میخورم # ~~آزاد شدن سلطان زین العابدین اززندان قلعه سلاسل- پس ازحرکت شاه سنصور # ~~از شوشتر برای تصرف شیراز زندانیانان سلطان زین العابدین که عمل شاه ~~منصور را # ~~بیا کسه رایت نتصور پادشاه رسید ### | توید فتح و بشارت بمهر و ماه رسید # ~~جمال بخت ز رویرب انداخت ### | کمال عدل بفریاد داد خواه رسید # ~~سپقر دورخوش اکنون کند که ماه آمد ### | جهان بکامدل اکنون رسد که شاه رسید # ~~زقاطعان طریق این زسان شوند ایمن ### | قواقل دل و دانش که مرد راه رسیا # ~~عزیز مصر یر غم برادران غیور ### | ز قعر چاه بر آمد باوج ساه رسید # ~~کجاست صوفی دجال فعل بلحد شکل ### | بگو بسوز که بهدی دین پناه رسیا # ~~صبابگو که چها برسرم دراین غم عشق ### | آتش دل سوزان و دود آه رسید # ~~زشوی روی کو ساهد بدین آسیر فراق ### | همان رسید کز آتش بیرگ کاه رسید # ~~مرو بحواب نه حافظ ببارگاه قیول ### | درد نیم شب و درس صپحگاه رسید PageV01P256 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0269.png) # ~~در زتدانی ساختتن او که پرعم وبرادرزنش بودناجوانمردانه سیدانستند او ~~را از زندان # ~~زاد ساختند1. # سلطان زین العابدین ببروچرد پیش ملک عزالذین اتابک لر توچک رفت و # ~~ملک عزالدین سقدم او را گرامی داشت . در همین موقع امیر مجداندین مظفر ~~داشی # ~~خال سلطان وحا کم سابق اصقهان که درموقع تعبرف آین شهر بدست سپاهیان ~~تیموری # ~~اسیر شده بود واز زتدان خلاصی یافته بیروجرد رسیذ وسلطان ms179 زین العابدین ~~که خیال # ~~داشت از آنجا ببغدادییش سلطان احمدایلکانی یرود برسیدن اواز این نیت ~~متصرف شد . # در این موقه عراف وفارس از لشکریان امیرتیمور خالی گشته بود . جانی بیک # ~~جونی قرباتی ویوسف شاه که داروغه اصفهان یودند مرقع عزیمت امیر ~~تیموربماوراء النهر # ~~بفرسان او سلطان محمد پسر شاه یحیی را بحکوست اصفهان برداشته وخود در ~~عقب # ~~امیرتیمور عازم ساوراء النهر شدند . # تصرف اصفهان از طرف سلطان زین العابدین - سلطان زین العابدین بفمراهی # ~~اسیر مجدالذین سظفر تاشی و بنابدعوت سردم اصفهان از بروجزد بدانجارفت . ~~سلطان # ~~محمد در قلعه طبرک متحصن نند ولی بزودی سر تسلیم فرود آورد ومورد عقو ~~قرار # ~~گرفت وبا اجازه سلطان زین العابد ین بیزد نزد پدر رفت وباین ترتیب ~~سلطان زین العابدین # ~~اصفهان را بدون هیچ زحمتی بتصرف آورد . # شاه متصور له از خلاصی سلطان زین العابدین وتسلطش براصفهان اطلاع # ~~یاقت بدان طرف لشگر کشید ولی چون نتوانست کاری از پیش ببرد بشیراز بر ~~گشت # ~~و هر از گاهی باصففان و یزد لشگر میکشید و خرایی بسیار کرده بشیراز ~~برمیگشت . # در یکی از این لشگرکشی ها چون سلطان زین ألعابدین قذرت مقابله با شاه # ~~منصور را نداشت بتحریک شاه یحیی نامه ای بعم خود سلطان احمد بکرمان ~~نوشت و # ~~از او در دفع شاه سنصور کمک خواست. سلطان احمد نیز چون از همه شاهزاد ~~گان PageV01P257 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0270.png) ### | سلطث شاه متصور # ~~مظفری بزرگتر بود نابهای نصیحت آمیز بشاه منصور نوشت و از او خواست که ~~آز # ~~تعرض بمتعرفات سلطان زین العابدین خودداری نماید اگر چه او ظاهرا گفته ~~عم # ~~یزر گوار خود را پذیرفت ولی دست از حر دات خود بر نداشت و پیوسته ~~باصفهان # ~~تاخت وناز نمود . # بطوریکه قبلا گفته شد در سال 92 ب سلطان ابویزید برادر سلطان احمد در # ~~کرمان وقات یافت وسلطان احمد حکوست گرمسیرات درمان را بجای اوبسلطان ~~بهدی # ~~نه مادرش بازدواج سلطان احمد درآمده بود داد1 . # لشگر کشی سلطان احمد و ms180 سلطان زین العابدین بشیراز - چون تاخت و تازشاه # ~~سنصور بقلمرو حکومت سلطان زین العاید ین ادامه یافت او از عم خود سلطان ~~احمد در # ~~دفع شاه سنصور مجدداکمک خواست سلطان احمد تیز در »1 محرم سال 793 بعزم # ~~تنبیه شاه منصورو تسخیرشیراز از کرمان حرکت کرده بسیرجان رسید. سلطان ~~ابواسحق # ~~مراسم استقبال بجای آورد و پس از آنکه هزاره اوغان نیز باو ملحق شدند و ~~سلطان PageV01P258 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0271.png) # ~~زین العابدین نیز با سپاهیان اصفهان رسید ازراه نیریز عازم شیراز شد . ~~در آن وقت # ~~شاه منصور برای مدافعه بحدود دارابجرد وفرک آسدهبود. جونسلطان احمد ~~بخرمه رسید # ~~قاصدی از طرف شاه یحیی آمد و از او خواست که دو روز درآنجا توقف نماید ~~تا او نیز # ~~با سپاه خود برسد . هرچه سلطان زین العابدین وامرا بسلطان احمد گفتند ~~که بقول شاه # ~~یحیی نباید اعتماد کرد واکنون که شاه منصور در شیراز نیست توقف در ~~اینجا جایز # ~~نمیباشد و باید با عجله خود را بشهر رسانید ولی اوقبول نکرد وچند روزی ~~را درخرمه # ~~و سروستان بانتظار شاه یحبی نشست و فرصتی ناسب را از دست داد . از طرف ~~دیگر # ~~شاه منصور موقع را غنیمت شمرده خود را بشیراز رسانید . چون سلطان احمد ~~از آمدن # ~~شاه یحیی سأیوس گردید حرکت کرده خودرا بحوالی شیراز رسانید شاه ~~سنصوربمقا بله # ~~بیرون آمد و در جنگی سپاهیان آنان را شکست داد . سلطان احمد بکرمان ~~برگشت # ~~و سلطان زین العابدین عازه اصفهان شد وسلطان ابواسحق نیز بسیرجان رفت . # در سال 793 سلطان زین العابدین بقم لشگر کشید . خواجه اصیل حاکم قم # ~~از اعجکی1 حاکم عراق عجم کمک خواست سلطان زین العابدین نیز ایلچی پیش # ~~اعجکی فرستاد و پیغام داد که خواجه اصیل با شاه منصور ستفق است وشاه ~~منصور # ~~که خیال تصرف عراق عجم را دارد پس از سمن بسراغ تو خواهد آمد اکنون ~~صلاح PageV01P259 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0272.png) # ~~در آن است که بین ما ااتحاد و اتفاق برقرار شود ms181 اعجکی سخن او را پدیرقت ~~و فراز # ~~برآن شید که او سلطان معتصم پسر سلطان زین العایدین را پادشاه عراق ~~گرداند ولی # ~~پعضی از امرا با این سوضوع سخالفت کردند وسلطنت سلطان بعتصم را در عراق # ~~مصلحت ندانستند باین جهت اوسیف الملوک پسر امیر زاهد ایلکانی رابحکومت ~~عراق # ~~عجم برداشت . # لشگر کشی شاه منصور بطرث اصفهان ونابینا ساختن سلطان زین العابدین # ~~شاه سنصور پس از سنهزم ساختن سپاهیان سلطان احمد وسلطان زین العابدین ~~درسال # ~~93 ب باصفهان لشگر کشید وچون بنزد یکی این شهر رسید عدهای از یزرگان ~~واعیان # ~~و اشراف شهر نزد شاه منصور آمدند واز اواطاعت نمودند . سلطان زین ~~العابدین چون # ~~یارای جنگ با او نداشت بطرف داشان گریخت ولی امیرمجدالدین مظفر کاشی ~~خال # ~~او دستگیر شد . شاه سنصور در تعقیب سلطان زین العابدین بکاشان رفت و در ~~این شهر # ~~اسیرمجدالدین سظفر کاشی را بقتل رسانید . سلطان زین العایدین که بقصد ~~فرار بطرف # ~~خراسان بحدود ری رسیده بود در قریه تهران یکی ازقراء ری بدست موسی جو ~~تسار # ~~ته از طرف امیر تیمور در این ناحیه حکومت داشت گرفتارشد. موسی جو کار ~~او را # ~~در موقعی که شاه بنصور در قم اقامت داشت پیش او آورد و شاه سنصور در ~~ازاء این # ~~خدمت او را سجددا بحکومت ری برقرار کرد و سپس عازم اصفهان شد و در موقع # ~~عزیمت فرمان داد سلطان زین العایدبی را نایینا ساختند و بقلعه سقید ~~قارس قرسنادند # ~~و خود بشیراز بر گشت. # در سال 4 9 شاه متصور بیزد لشگر برد و این شهر را در محاصره گرفت ولی # ~~بوساطت سادر از جنگ با برادر صرف نظر کرد بشرط آنکه سلطان جهانگیر پسر ~~نناه # ~~یحیی ملازم خدست شاه منصور باشد . در همین سال ایلچی با تحف و هدایا ~~پیش # ~~اعجکی حا که عراق عجم فرستاد واز اوخواست تا با یکد یگرروابط دوستاته ~~برقرارنما پند # ~~ولی اعجکی پیشنهاد او را نپذیرفت واز اطاعت سلطان ms182 احمد جلایری خارج ~~نگشت. PageV01P260 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0273.png) # کمک خواستن شاه منصور از سلطان احمد برای بیرون راندن سپاهیان امیر # ~~تیمور از ایران - شاه مسنصور از یزد بسوی کرمان رفت و بسلطان احمد ~~پیغام داد که # ~~قصد تصرف کرمان را ندارد بلکه مقصود آنست که عم بزر گوار با لشگر وسال ~~اورا # ~~سدد نماید تا با سپاهیان فارس و کرمان و عراق بخراسان رفته نگذارد ~~اسمیرتیمور از # ~~از رود جیحون بگذرد ولی سلطان احمدخواجه عزالدین آوجی را که از بزرگان ~~کرسان # ~~بود نزد شاه ستصور قرستاد و پیغام داد که تو بچای فرزند سن هستی و سرد ~~وگرم # ~~روزگار کمتر چشیدهای سا را آن قدرت و توانائی تیست که با امیرتیمور ~~بجنگ و ستیز # ~~برخیزیم . این عمل تو باعث آن میگردد که آتش غضب امیر تیمور افروخته تر ~~گردد # ~~و خشگ و تر این سملکت بسوزد و نیز پیغام داد« که اگر من غاشیه حضرت ~~خاقانی # ~~را بردوش گرفته پیاده در رکاب او روم دوستتر از آن دارم که بمنت فرزند ~~خود # ~~پادشاهی روی زمین کنم»1 . درجهآ دشمنی ونفاق شاهزاد گان مظفری را ازاین ~~پیغام # ~~میتوان دریافت و معلوم نمود که جز شاه منصور دیگر شاهزاد گان سظفری در ~~اطاعت # ~~اسیو تیمور بودند و یا از وحشت اوجرات اظهار وجودی نداشتند . # سلطان احمد پس از این پیغام بطرف رفسنجان رفت وشاه منصور که صلاح # ~~خود را در مقابله با عم خود نمیدید بیزد بازگشت و پس از غارت اطراف این ~~شهررا # ~~درمحاصره گرفت. درحین محاصره گرگین سردارلشگرش بزخم تیردرگذشت شاه ~~منصور # ~~ازاین معنی غمگین شده مجددا یکرسان حمله برد و اطراف رفسنجان را بباد ~~قتل وغارت # ~~داد . سلطان احمد بمقابله او بیرون آمد چون بعضی ازسپاهیان شاه منصور ~~بسلطان # ~~احمد بیوستند او بسیرجان رفت وسلطان ابواسحق حاکم این شهر را با خود ~~متفق # ~~ساخته همراه خود بشیراز برد و پس از تهیه لشگریانی دوباره یکرمان برگشت ~~و در # ~~بلوک ارزویه بنای تاخت ms183 و تازرا گذاشت . سلطان احمد بشنیدن این خبر ~~بمدافعه او # ~~رفت . سلطان ابواسحق تیز از شاه منصور چدا شده بمقر حکومت خود بر گشت. ~~دراین # ~~موقع بسلطان احمد اطلاع دادند که پقلوان قطب الدین حیدر که قائم مقام ~~او در PageV01P261 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0274.png) # ~~شهر کرمان یود با سلطان ابواسحق مواضعه کرده درصدد تصرف شهر است یاین ~~جهت # ~~سلطان احمد از یورش سیرجان صرف نظر کرده بشهر کنرمان رفت و پهلوان ~~قطبالدین # ~~حیدر را یجزای عمل خود رسانید . # در این زمان بود که ایلچیان اسیرتیمور بکرسان رسیده پیغام دادند ~~اسیرتیمور # ~~عازه عراق است و سلطان احمد باید در ولایت ری با لشگر ترمان باردو ~~بپیوندد . # چون شاه منصورنتوانست در کرسان کاری از پیش ببرد و سواققت سلطان احمد # ~~و سآیر شاهزاد گان مظفری را در جلوگیری از امیرتیمور جلب نماید1 بملوک ~~اطراف # ~~از آن جمله به ایلدرم با یزید سلطان عثمانی ستوسل شد و نامهای یدو نوشت ~~واز او # ~~دراین باره کمک خواست. # این است نامه شاه منصور با یلدرم یایزید «خلدالله تعالی فی الدولة الغراء ~~و # ~~النصرة الزهراء مملکته وسلطنته بین المسلمین الی یوم الدین . بند گیهای ~~اخلاصن # ~~آئین از قییل دعا وثنا و تحسین ومذحت ومحمدت وستایش و آفرین با نقود ~~سعود # ~~جواهر زواهر نثار افسر آفتاب زیور و پای انداز تخت آسمان شکوه میکند و ~~میگوید . # هزار آفرین از پای تا سر %~% که سر تا پا سزای آفرینی # علیک عون الله. توفیق شرف سعادت بلاقات از حضرت رب العالمین خواسته # ~~میآید . # توئی چشم و چراغ هر دو عالم ### | ز تو گیرد دو عالم روشنائی # همیثه از پرتو آن دولت فرخنده سردم دیده را عین بینائی و روشنائی حاصل # ~~میشود - دوتابین آیین روح الامین چون تباعد جممانی مانع تلاقی روحانی ~~نمیشود # ~~و بعد مکانی حائل قرب جانی نمیگردد - قرب جانی چو یود بعد مکانی سهل ~~است - # ~~اگر جارع نشأة بزم صبوحی که «الارواح جنود سجنده» طالیی را بطرب آورد ~~وطرب ms184 PageV01P262 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0275.png) # ~~بطلب انجامد که «اذا طربوا طلبوا واذا طلبوا وجدوا، وارواح هنگام اشباح ~~باشهرت # ~~پنفانی و الهامات ربانی سر بعرفت * فما تعارف بتها اثتلف » عارفانه در ~~میان تهندو # ~~قول نهفت در مقام قدس تکرار کوده یاد آورتد و با بعد ساقت از راه حرقت ~~حرارت # ~~چون جام پردست گیرند بدور کاس استیناس چمن مصافات و انجمن موالات را ~~نظم عقد # ~~پروین و رونق بهشت برین دهند . نزد یک من آنست که دوریت نباشد . و اژ ~~اینجاست # ~~که بخت بیدار وعقل هشیار هواداری (عاشقی صیت جهانداری کرده) وجثه محبت # ~~پادشاهی در چمن چان بی اشتباهی پرورش داده «انبتها تیاتا حسنا» ومشتاقی ~~را # ~~یاشفاق خجسته اخلاقی دلالت تموده ومهربانی را یصد رمحبت صاحبقرانی ~~حواله کرده . # اندر جهان حوالسه هر کس بچاثبیست ### | ما را بجانب تو زهی خوش حوالتی # چندم ماه سبارک ذی الحجه سنه اثنی و ثمانمائه1 بمبار کی نیت آستان اخلاص # ~~و سلارست دیوان اختصاص طغرای منشور گامرانی کشده تاریخ ثال جهان کاسی # ~~میکند و روزناسه بهروزی مضیوط سیدارد و تکمیل جامع جمعیت میکند در ~~حالتی که # ~~بهزار زبان ذا کر احسان بیستت و ازمیان جان شاکر استنان بیضنت است. # الحمدلته حمدا یستجلب درالمواهب ویستحلب درالمطالب . بعداز رفع اعلاء # ~~کلمه اخلاص وتوسل بوسایل اخنصاص - کز آن باشد سران را سرفرازی - مصدوقه # ~~مقصود آن است که چون صیت معدلت پادشاهی و آوازه صفت نعقت جهان پناهی در # ~~جهان گشائی و عالم نمائی از راه وفور سرعت و ظهور شهرت تاب آفتاب و ~~گوشمال # ~~ننمال داده # بگرفت شرق و غرب جهان صیت دولتت # آری چو عزم گشت جهانگیر صیت تو # آرزوی دل و رغبت جان وسیل طبیعت وحاصل فکر وخلاصه اندیشه آن بوده ~~PageV01P263 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0276.png) # ~~که یآن حضرت سلک قربت فلک رتبت ارتیاطی سقتضی انبساط و التجایی مفضی ~~برجا # ~~و اتفاقی پاک از نفاق وتوسلی خانی از تیدل روزی و کرامت شود وبترتیب ~~اسباب # ~~وسایل و تفتح ابواب رسایل آن باشد که ms185 فنون سهربانی بتطابق و توافق ~~بمرتبهای رسد # ~~که حهانیان را بحقق شود که در نصرت آن بخت بلند و تمشیت دولت ارجمند - ~~اول # ~~کسی که لاف محبت زند منم - وازآن حضرت مخلص نوازی که موجب سرافرازی # ~~باشد و امدادی که سزید اعتقاد تواند بود بظهور پیوندد . # کز آن ماتد دودست فتنه بسته ### | وزآن گردد دل دشمن شکسته # و بمشورت فکر و رای رزین میخواست مردی مجرب و سودب سهذب را که هر # ~~تجربه اندوخته وچشم و زبان ادب آموخته و منزلت گزاردن این سصلحت ورتبت # ~~بلاغ این نیت داشته باشد بصوب در گاه جهان پناه روانه گردانا - گشاد ~~کارها باشد # ~~ازآن در- سبتدای آن خبر که نصب العین است رفع کرده شود تادراین وقت که ~~مرتضای # ~~اعظم سید شمس الدیت بمقتضای اذا ارادالله بعبد خیرا هیا اسبابه از حیس ~~یغداد خلاص # ~~شده آمد و آثار آشتائی و انوار آن روشنائی دید گفتم رسید آتکه رساند ~~پیام ما - و در # ~~صحیت او بیغرض عرضحالی رود که عالم ازآن خراب وجهانی دراضطراب است - در # ~~آفاق افتاد این داستان - درهرزبانی آن واقعه جانگداز سلاعین جغتای است ~~« اولئک # ~~الذین اشتروا الحیوة الدنیا بالاخره فلایخفف عنهه العذاب ولاهم یتصرون» ~~که # ~~ظنمت ظلم و کدورت کفر واشتعال نایره جور و بلا واتتشار شرار شرور و ~~ابتلاء # ~~رستاق اطراف واکناف آفاق را «کظلمات فی بحر لجی یغشاه موج من فوقه موج ~~من # ~~فوقه سحاب» تاریک ومظلم وسیاه و مدلهم گردانیده و از بییاکی چون آتش ~~رستخیز # ~~وآب سیل انگیز جهانی میشورانند وعالمی میسوزانند « یقطعون ما امرالله ~~به ان یوصل # ~~ویفسدون فی الارض اولئک هم الخاسرون » واز سربریدن بیگناهان سربدارانند ~~- چنین # ~~سر به که باشد پرسردار- و یا آنکه از پلیدی چون ناپاکان جویهای خون ~~روان کرده # ~~دست ازآن ثمیشویند- چنین دست از جهان ببریده بادا - وآیروی روی پوشان ~~خدرعفت PageV01P264 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0277.png) # ~~و پرده عصمت که پاکیزه و عزیزتر از آب زند گانی و دلفروزتر از آتش ~~حوانی است # ~~چنان میریزند ms186 که قاروره محموم وشراب مسموم نتوان ریخت « من کشف عورة ~~مومن # ~~کشف الله عورته» چنین بی عرضیها علی روس الاشهاد بجهت زر وطلا کرده و ~~داغ افلاس # ~~برجان و جبین عزیزان زده سر تاپای خلایق چون دست ودل عاشق پر داغ ~~میکتند # ~~و چشم بر نتره سفید که مرغ مردمی را در هوای سخا بدان پرواز دهند چنان ~~سیاه # ~~میکنند نه مردم را چون گوشت بریان در تنور نهند و چون مرغ کیاب باتش ~~گردانند # ~~و در طلب سیم ده آن رااز بهر نمک دیگ سروت طلبند هزاران سبو نمک آب ~~درحلق # ~~خلق میریزند وبر خوان «طعاما ذاغصة وعذابا الیما » هر زمان نمک پاره ~~کنند و # ~~دراستخلاص درم بسته گرهی که او جزجهت گشاد سلم چتین حربی یکاری نیاید ~~پنجه # ~~ارباب ایادی را رنجه شکنجه سیدارند و باصتاف تخویف و ترهیب و انواع ~~تتغیص و # ~~تعذیب دهند وگنجیته و جیب و نیسه غنی ومفلس میپردازند و ذخیره و خزینه # ~~خود میسازند «فتکوی بفا جباههم وجنوبهم وظهورهم» . # این ید اندیشی از بدان آید %~% نه ز نیکان و بخردان آپد # و عجیب تر اینکه وقت سطالعه مواعظ از بینائی چنان محجوبتد که گوئی دیده # ~~دل ایشان آکنده شده «ختم الله علی قلوبهم وعلی سمعهم وعلی ایصارهم ~~غشاوة صم # ~~بکم عمی فهم لایرجعون » وسرور ایشان که از نامش در عالم ننگ دارند «ما ~~حال # ~~قوم هوقائدهم » خبیث را نه اصل ونه اعتقاد ونه زیور ونه زیب وفرآن دل ~~سیاه و # ~~دردار تیاه خود را مون بیگناه وموحد بیاشتباه میبتدارد «ومن الناس من ~~یقول # ~~آمنا باله و بالیوم الاخر وباهم بمومتین » و با آن همه بدی و اخلاق ~~وعادات ردی # ~~خود را محسن ومصلح وتجارت خود را که سراسر زیان است ربح سیداند «واذا ~~قیل # ~~لهم لاتقسدوافی الارض قالوا انمانحن بصلحون الاانهم هم المفسدون ولکن ~~لایشعرون» # ~~ارضاع کفره و زنادقه یا یکدیگر میکنند وشرک والحاد را باهم ازدواج ~~میدهند و با # ~~آن همه شقاوت ms187 و عداوت خود را از اولیاء دولت میورزند و میدانند باسیرت ~~شیطنت # ~~قصد چمن سلطنت سیکنند واز راه خذلان بر اظهار کلمه عصیان دلیری ~~مینمایند وسرور PageV01P265 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0278.png) # ~~غرور او را مداخلت مملکت محروس باعث نمیشوند - تو بیین تا بچه حدجقل ~~فراوان # ~~دارند - «ذلک هوالظلال البعید » ونمیداتند که هر مغرور مدهوش که خود را ~~در # ~~معرض معارضه خداوند عقل و هوش آورد برکرده خود نفرین کتد و هر آهوی لتگ # ~~با شیر بیشهآ جنگی پتجه زند جان خود را بخون رنگین گرداند . # نسی کو افکند یر آسمان سنگ %~% بآزار سر خود دارد آهنگ # وشک نیست که بمقتضای « قان مع العسریسرا » هرزهری را تریاقی وهرقهری # ~~را اشفاقی و هر محنتی را سروری و هر ظلمتی را نوری در سعرض و مقابل ~~آوردهاند و # ~~هرآینه حکمت ورحمت اقتضا میکند که تاسر «سیقت رحمتی علی غضبی » ~~برجهانیان # ~~پیدا و هویدا گردد . از اخبار و آثار سعلوم میشود در عهود سابقه وقرون ~~سالفه رمان # ~~استیلای فراعنه و استعلای جبابره بود بر هر سفیهی نبیهی و بر هر مفتنی ~~ممکنی وبر # ~~هر مخذولی مقبولی گماشتهاند تا مرهم رحم بر چراحت زیش و زخم نیش آلود ~~ظلم # ~~نهاده وآز راه داد درمنع پیداد واداد داده (کذا) واکنون که اغاثت مظلوم ~~حواله # ~~بدولت آن پادشاه تاج بخش و تخت گستر است (هان تا چه کنی که نوبت دولت # ~~تست) - و بتکلف درآوردن و گزاردن این مهم که نسبت با بندگان دولت چروی ~~وبا # ~~جهانیان کلی است کما کان قضای مضای آن حکم دارد که چون بحرزاخر جیفه را # ~~ستلاشی وناچیز گرداند وبسیل هایل خار وخس از راه بردارد وشرعا وعقلا و ~~عرفا # ~~با چتین قرو زیب وشوکت وشکوه و غلبه حشم ولشگر انبوه وینبست همت بلند و # ~~تخت یخت ارجمند وملک فسیح وعقل صحیح واوصاف سلکانه دردمت همت فلک # ~~رتبتلازم سیشود و بدرچه وچوب میرسد که جهت اطاعت او اسر الهی و اقامت ~~بقیام # ~~ناسوس پادشاهی وبسرپنجه ms188 قوت دست درازی دستی چند بریندد واز سر قدرت ~~سودای # ~~سرداری از سراسیمهآ سر گشته ای چند بیرون برد و آتشی که در جهان زدهاند ~~در جان PageV01P266 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0279.png) ### | تا ریخ آل سظفر # ~~و رسوله و بسعون فی الارض فسادا آن یقتلوا اویصلبوا اوتقطع ایدیهم ~~وارجلهم » در # ~~باره ایشان بامضا رساند . # شدی کو چنین کردنیها کند %~% زمانه بر او آفرین ها کند # باشاد که یکیاز اهل نظر چون نرگ سربسلامت بیردتا برجگرخونین سوخته # ~~چون لاله آیی بماند و طفل نارسیده چون شکوفه بمرتبه پیری برسد وسر ~~پوشیده چون # ~~غنچه یمیر خود در پرده شصمت بماند ومسکینی چند که از خوف چون نرگس چشم # ~~خواب وسر بالین ندارند بر بسترراحت چون چنار دستها بکشند و مانند ~~سروپایها دراز # ~~ندنند تا حق موهبت الهی گزارده و شکر نعمت پادشاهی بجای آورده باشند هر ~~آینه # ~~بملکت داسرانی با سلکت جاودانی جمع شود واز تمره جهان کامی که در عین ~~ارتقاع # ~~نتیجه شجره نیکنامی است انتقاع وبرخورداری یابند - ازاین نیکوئی نیک ~~بیندیش - # ~~هرچند که حد خود نمیدانند و مایه خود نمیشتاسند « رحم الله اسرأ عرف ~~قدره» که # ~~چنان حضرت را با دل دانا و دولت توانا که در ادراکش همه تحقیق و کردارش # ~~سراسر توفیق است برقتال واستیصال ارباب ضلال ترغیب و تحریض نمایذ اما ~~از راه # ~~دین نصیحت عیب نبود - زبان گقتن بسری رواست که نتوان نهفتن پادشاهان را ~~- روا # ~~تاشد در زمان دولت چنان پادشاهی صاحب پاس خدا شناس برخدا پرستان چنین # ~~فضیحتی رود تدارک نفرماینا و بر دین پروران چنین بیدادی کنند و انتقام ~~نکشند در # ~~این زحمت فزون چون محا با مفید تمیافتد و دراین رنج مهلک داروی مدارا ~~تافع نمی آید # ~~که اگر بموضع غیرستحق تریاق داده باشد موثر نگرددچه زهری یجای زهره ~~بذشمن # ~~اگر دهی تریاق است. # و وضع الندی فی موصع السیف بالعلی ### | مضر کوضع السیف فی موضع الندی # محققان مستمقان برج باختر دراز گوهر و زهر ms189 از پاد زهر ومار از مهره فرق # ~~درده مهره از ماروزهره ازشیرطلبند که مقصود ازپادشاهی وفرمان رانی آنست ~~که انصاف # ~~از ظالمی تواند ستد یا داد مظلومی تواند داد وبدین وسیله قرب الهی ~~تواند جست PageV01P267 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0280.png) # ~~و بتخت تقرب تواند رسید و از درجات بحر عنایات گوهری بر تاح دولت نشاند ~~فکیف # ~~سست عهدی چرخ سعلوم و بی وفائی دهرسشهود است « والاخره خیر وابقی» # اسید جنان است که هرجه زودتر باشعه آفتاپ جهاتتاب دولت غرا غمام این # ~~غم که برجهان وجهانیان سترا کم شده است بکلی منکشف گردد ومواد فساد آن ~~طاغی # ~~یاغی که مزاج عالم ازحال اعندال گردانیده بمیاین حکم حکمت آسیز مرفوع ~~ومنقطع # ~~شود . # بجائی که غم را دهی بستگی %~% شتابند گی کن بآهستگی # واگر نسیت بنوع مصالح وتعدد سوانح در برآمدن این حاجت عالمیان را # ~~تاخیر وتعویق افتد - همچنان تیست جای نومیدی که حفق جل و علا از راه ~~بتدد # ~~توازی وچاره سازی «ان الله رئوف بالعباد » بموحب وعده محققه «انی اجیب ~~دعوة # ~~الداع اذادعان » باستغاته ییگناهان واستعانه داد خواهان ببخشاید و آن ~~ظلم ظالم # ~~ستمکار مردم آزار را که یا دوستان خدا دشمن است از سر روزکار اهل ~~روزگار بزور # ~~کاری برداشته شریران را گرفتار شرار آتش کردار نا هموار خود گرداند و ~~شومی افعال # ~~قبیح وحرکات شنیع آن گروه ضاله که از ایشان خلق عالم بجان آمدهاند ~~بکاربار همگی # ~~ایشان تفرقه و پرا کند گی انداخته از هم پپاشانند . # اگر یدکند مرد (تهار خوار ### | بگردون گودان رود زهره وار # سرانجام گیتی بشیب آردش ### | بدست با خویش بسپاردش # ان الله یمهل ولا یهمل والله عزیز ذوانتقام » # علی الجمله این سعتقد ترین یند گان خدا سنصوربن محمد مظفر1 برادرزاده ~~سرحوم # ~~شاه شجاع رحمه الله از اضطراب این طایفه جان را وداع کنان بتقصیر خود ~~اعتراف # ~~میآورد واز دریای رحمت اعتراف مینماید وامید بشارت ««فضل الله ~~المجاعدین علی PageV01P268 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0281.png) # ~~القاعدین درجة» جزم کرده وبا آن پادشاه ms190 یکدل و یک جهت شده و سر براه ~~ارادتش # ~~باز نهاده وکمر اخلاص بمیان جان بسته تیغ بر دفع دشمنان دین و اخوان ~~شیاطین # ~~کشیده و از آسایش و آرامش در گذشته و عیش ورود را درود فرستاده و بآرام ~~وقرار # ~~قراروآرام نگرفته واز راح و ریحان کناره کشیده راحت روح از قدوس وسبوح ~~درخواسته # ~~و از سرخود و مغفر دور نکرده و از تاج و افسر ترک زیور نموده و از ~~حریرو پرنیان تن # ~~ناز پرور را بزره و خفتان معتاد ساخته و در پنجه بجایجام وساغر مدام ~~گرز و خنجر # ~~گرفته وران وپای را از نرمی سمور و راحت سنجاب بزحمت زین و کوفت رکاب # ~~خرسند گرد انیده . # یا بر سراد بر سر گردون نهیم پای ### | یا مردوار در ره همت نهیم سر # «ان الحکم الاالله علیه توکلت وعلی الله فلیتو کل المتوکلون» یقین که آن # ~~سلاعین محیل چون خیل شیاطین اول ازراه حیله برآمده بحجج حجاجی ازطریق # ~~سوعظه گوئی بفریب درمیکوشند و باندک فرصتی چنانکه آدم علیه السلام را ~~از بهشت برین # ~~بدانه ای فریفته و آواره نموده هر پادشاهی را از جای خویشتن بهمان شکل ~~اخراج # ~~میکنند مبادا که بحیله و تزویر ایشان فریفته شده اعتماد نماید. # کسی را که ایمان نباشد بتن ### | کجا ترسد از خالق ذوالمنن # مکن اعتمادی بایمان او ### | که سستاست بس عهد وبیمان او # اعتقاد نشاید زیاده ابرام واقدام نمی نماید سایه چتر هماسا بر فرق فرق ~~بنی آدم # ~~لباینده وشمع عمر و دولت در بزم عز و خلافت تا قیامت تابنده باد ~~بربالعباد . # در پاسخ نامه مفصل فوق ایلدرم بایزید پادشاه عثمانی نامه ذیل را فرستاده # ~~است . # «معامله روحانی مقارن بمکالمه جسمانی اعنی نتایج ارقام سشگ فام و نوافج ~~PageV01P269 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0284.png) # ~~اقدام غزال اندام که از تحریرغالیه بیز وتسطیر عنبر آمیز سنشیان دیوان ~~عالیحضرت # ~~سلطنت سآب حکوست نصاب افتخارلوک عجم اختیا رسلاطین امم فارس میذان فارس # ~~وتوران و خدیو خدیوان جهان ms191 شیربیشه دلاوری وشاهین اوج داوری شفریار ~~جوان # ~~بخت وسزاوار تاج و تخت الموید بن عندالته منصور شاه ایدهالله بالدوله ~~الایدیه و # ~~اداسه بالعادة والسرمدیه از دست مرتضای اعظم سید شمس الدین اوصله الله ~~الیکه # ~~بالخیر که خردمند کاردان وسخن آفرین وشیرین زبان است در شریف ترین ~~اوقات # ~~ولطیف ترین ساعات بمجلس سامی ومحفل گراسی رسید - گفتم رسید نامه بقجت ~~فزای # ~~دوستت . # بعداز سطالعه و تلطف ومخاطیه برسم اتحاد و یکجدتی وقاعده وداد ودوستی # ~~مضمون اخلاص مشحونش را من اوله الی آخر معلوم درده دانستیه نه آن محرک # ~~سلسله فتنه وفساد و مهیج آتش بغی و عناد شقی از رحمت الهی دور و پلید ~~از طریق # ~~خیرخواهی مفجور تیمور بقهور لعنه الله و دمره بعد از استیلا به آن حدود ~~دودسان # ~~چندین سلاطین را نابود ساخته و بی درنگ چون خر لنگ خود را به سیزه زار ~~شیراز # ~~رسانیده و بعریده حماری و بزشتی و مرداری آن سرزسن را بشیسواران عرصه ~~داوری # ~~تنگ ساخته طلب امااد از این مخلص کثیرالاعتقاد فرموده تحریص و ترغیبی ~~از حد # ~~فزون و سبالغه از قیاس بیرون نمودهاند . # اگر فرصت سا دهد روزگار %~% یرآریم از آن لنگ باغی دمار # حق علیم وعلاماست که از محل طغیان آن بد سرشت نادان و استماء ظلم # ~~وتعدی آن گروه بی ایمان بکافه سلمانان وعامه متوطتان عراق وآذربایجان ~~یکن لحظه # ~~و یک لمحه روی آسایش ندیده و خواب فراغت نکردهایم دایم الاوقات بتد ~~بیربدافعه # ~~آن کوشیده اصلا وقطعا تغافل نمیورزد ونخواهد ورزیدوچون غفلت نماید که ~~حا کمین # ~~آذریایجان و بغداد قدوتی السلاطین والاکابرقرا یوسف واحمد جلا ~~یرازشرشریر مزبور گریزان # ~~شده بکتفحمایت باالتجاآورده و با لشگرمتصور تا حدود دیاربکررفته روز ~~وشب یقتال # ~~مشغولند وما نیز دراین اثنا که مشغول بشمخیر قسطنطنیه عظمی بودیم و نزد ~~یک # ~~بود که گل های فتح شکفته و دماغ اسلامیان از آن معطر گردد بشومی باغی ~~مزبور PageV01P272 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0285.png) # ~~و لنگ مقضور باکفار آن دیار سصالحة ms192 کرده عزیمت همایون بصوب قتال ان ~~سلعون # ~~که از غزای اکبر اصوب است منعطف داشته ایم . اسیدوارم که حق سبحانه و ~~تعالی # ~~آنچه خیر است میسر ومقدر گرداند «اته رئوف بالعیاد » ماسول است که تا ~~دفع آن # ~~ملعون خود را در قلل جبال محصون ساخته و بحضرت خلاق بیچون تو کل کرده ~~تا # ~~فرصت خوب دست ندهد از کمین ییرون تیایند و همیشه از گوشه و کنار دفع ~~اشوار را # ~~شتمت دانسته دقیقه ای فرو گذاشت نکنند واز خرمن «ان العسریرا» خوشه ~~چینی # ~~نموده و یفرموده «اذا فرغت فانصب والی ربک فارغب» عمل کنان از رضای # ~~رب سرنییچیده صابر و شا کر باشند که انشاءالله درآنکه آخرش خیر خواهد ~~بود شبهه # ~~نیست . باقی حالات را که بزبانی با رسول موسی الیه سپارش کردیم بعزا ~~صغا خواهد # ~~رسانید وبعداز اذعان دائما ازاعلام کیقیت اطوار و اعلام چگونگی کار ~~وبارآن جانب # ~~خالی نبوده این جانب را خبیروآگاه سازند که تااز همگنان غافل نباشیم - ~~زیاده چه # ~~نویسد . زمام مرادت در قبضه ارادت باد بربالعیاد وصلی الله علی سید ~~نامحمد وآله # ~~و صحیه الامجاد1 # بطوریکه از جواب تامه شاه منصور برمیآید سلطان عتمانی پاسخ سساعد داده # ~~و با اینکه در نظر داشته شهر قسطنطنیه مر کز حکوسمت روم شرقی را از ~~تصرف آنان # ~~خارج سازد دفع امیرتیمور را واجب دانسته واز محاصره آن شهر دست برداشته ~~و با # ~~دولت روم شرقی مصالحه کرده متوجه جنگ یا امیر تیمور شده است ولی بطوری ~~که # ~~در تاریخ تیمورآمده نه تنها بدفع سپاهیان تیموری موفق نیامده بلکه خود ~~گرفتار شده # ~~و لشورش بتصرف امیرتیمور درآمده است . PageV01P273 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0286.png) # ~~س ### | سلطنت شاه منصور %~% 49 # اما شاه سنصور که از هر طرف مایوس و ناامید گردید و نیز خبر یورش *ساله # ~~تیموری و حر کتش را بطرف شیراز شنید دست بدامان باده و می زد و بعیش ~~وعشرت # ~~برداخت و یگفتهآ مؤلف روضة الصفا «مدت .4 شبانه روز یغیر ms193 ملازمان مجلس ~~بزم # ~~نظر هیچکس بروی نیفتاد »1 . # رم 589 PageV01P274 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0287.png) ### | فصل سیزدهم # الشگر کشی امیر نیمور نفارس وقتل شاه منصور # و انقراض دولت آل مظفر درسال 795 # امیر تیمور پسر از پورشسه ساله بعزم یورش دیگری که * سال طول کشید # ~~روز جمعه ه1 رجب سال 94 ب از سمرقتد حرکت کرد با اینکه در بین راه ~~بیمارشد # ~~و باین علت چند روزی از حرکت بازماند ولی پس از یختصر بهبودی از رود # ~~جیحون گذشته یاییورد رسید و سپس وارد گرگان شد پیر پادشاه پسر لقمان ~~پادشاهو # ~~نوه طغا تیمور خان که از طرف امیر تیموربحکومت گرگان منصوب گردیده بود ~~بخدمت # ~~او رسیده مورد نوازش قرار گرفت سپس از آنچا حرکت کرده بساری رسید و ~~قلعه # ~~ماهانه سر راکه درشمال آمل محل تحصن سادات مرعشی بود متصرف شد و سید # ~~کمال الدین مرعشیرا با اهل وعیال بوسیله کشتی یخوارزم فرستاد وفرزتدانش ~~را با # ~~جمعی بتاشکند روانه ساخت تا در آنجا زندانی باشند و در * صفر سال 795 ~~از # ~~مازندران حرکت کرده وارد ری شد و بیروجرد و خرم آباد آمد سلک عزالدین # ~~اتابک لر کوچک فرا راختیار کرد . امیر تیمور از خرم آباد یشوشتر رفت ~~علی کوتوال # ~~و اسکندر نامی که ازطرف شاه منصور ستصدی ضبط و ریط اسور شوشتر یودند ~~چون # ~~از آمدن امیر تیمور خبر یافتند شهر را رها کرده روی بشیراز نهادند. # اسیر زاده بحمد سلطان و امیر زاده پیر بحمد که بأمور تسخیر کردستان و # ~~لرستان شده بودند پس از تاخت و تازآن نواحی در شوشتر بخدمت امیر تیمور # ~~رسیدند . امیر تیمور روز دو شنیه ه2 ربیع الاخر این سال از شوشتر بطرف ~~شیراز # ~~حرکت کردچون روز شنبه اول جمادی الاولی برامهرسز رسید اتابک پبر احمدحا ~~کم PageV01P275 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0288.png) # ~~الر بژرگ با هدایا بخدست او آمده اظهار اطاعت نمود . امیر تیمور از ~~آنجا حرکت # ~~کوده از بهبهان گذشته روزدو شنیه دهم چمادی الاولی بپای قلعه ms194 سفید ~~درصحرای # ~~نوبنجان فرود آمد واین قلعه را که در نهایت استحکام بود متصرف شد سلطان # ~~زین العایدین نابینا راکه در این قلعه بفرمان شاه منصور زندانی بود ~~بخدیتش # ~~آوردند امیر تیمور او را سورد نوازش قرار داد ووعده کود که انتقام او ~~را از شاه # ~~منصور بگیرد و او را بچزای عمل بدش برساند. بعد از آنجا حرکت کرده ~~یاسداد # ~~روز جمعه 16 چمادی الاولی بجویم واقع در سه فرسخی شمال شیراز رسید و ~~خودرا # ~~برای جتگ با شاء متصور آماده ساخت . # اما شاه منصور که از تزدیک شدن سپاهیان اسیر تیمور آگاهی بافت از شهر # ~~بیرون آمده تا پل فسا رقت و در آنجا از عدهای ازمردم شیراز که باوسلحق ~~شده بودند # ~~پرسید که شیرازیان در باره ما چه میگویند آنان گفتند موقع پیرون آمدن ~~از شهر از # ~~جمعی شنیدیم که میگقتند : آنکه تر کش هفده من و چماق ده من داشت اکنون # ~~همچون بز که از پیش گرگ بگریزد میگریزد . شاه منصور از شنیدن این حرف ~~عرق # ~~حمیتش در حرکت آمد و بطرف شیراز یرگشت ! # این عربشاه در این یاره چنین گوید : چون شاه سنصور نزدیکان خود رابکمک # ~~خواند و آنان دوری گزیدتد و هر یکبتگاهداشت خود کوشیدند پس تنها ~~بااسباب # ~~ثیرد و هزار مرد سپاهی آماده رزم شد. نخست باروی شهر را استوار داشت و ~~افزار # ~~جنگ بدان بینباشت وسواران و پیاد گان یر جای خود بگماشت و مردم شهر را # ~~دلداری داده آنان را یجنگ تحریک و تشودق نمود بزرگان قوم بدو گقتند ~~بفرض # ~~اپنکه ما با تو همآهنگ شده حمله دشمن را درهم شکنیم تو با دو هزار مرد ~~یا این # ~~دریای لشکر چه توانی کرد بسا باشد که تتوانی پایداری کنی و مخهزمشوی ~~وبا را # ~~در سقابل دشمنی قوی بگذاری آنگاه با سابقه دشمنی که نمودیم پشیمانیسودی ~~ندهد PageV01P276 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0289.png) # ~~و کسی جان یسلامت نبرد . شاه سنصور گفت من با لشکر خود بمیدان ms195 جنگشمی ~~شتابم # ~~اگر سپاهیانم مرا یاری ندهند بتنهائی جنگ کنم اگر پپروز آیم فبها ~~المراد و اگر # ~~کشته شوم سر نوشت من ساتند دیگران خواهد بود . سپس سپاهیان خود را # ~~بمحافظت برج ها و باروها گماشت و ببزرگان شهر گفت اکنون رأی من آناست ~~که # ~~با تیمور در یک جا بجنگ نپردازیم بلکه از جائی بجائی رویم و با سپاهیان ~~خوداز # ~~هر طرف بر وی حمله آوریم و روزوشب اوراراحت نگذاریم وهر کجا او را غافل ~~گیر # ~~نموده بسیاهیانش بتازیم . سپس آنان را بحفظ وحراست برج و باروی شهر ~~توصیه # ~~نمود و خود از شهر خارج گردید و بسوئی شتافت آنگاه که بنزدیکی دروازه ~~شهر # ~~میگذشت پیر زنی زشت روی را بر وی نظر افتاد و سرزنش آغاز کرده بانگ بر ~~آورد # ~~که یبینید این نمک بحرام را که اموال ما ربوده است اکنون ما را بچنگال ~~دشمن # ~~سپرده است .... . شاه منصور بدین سخن برآشفت وعنان بگردانید و سوگتد ~~یاد # ~~کرد که از مقاومت و پایداری باز ننشیند 1 # جنگ شاه منصور با امیر تیمور .در این چنگه عده سپاهیان شاه منصور را # ~~چهار هزار و تعداد لشگریان اسیر تیمور را سی هزار نفر نوشته اند. در ~~آغازجنگ # ~~یکی از امراء لشگر شاه منصور که محمد بن زین الدین نام داشت واز مردم ~~خراسان # ~~بود و بیشتر سپاهیان با او بودند و با امیر تیمور یاطنا روایطی داشت ~~بطرف اسمبیر # ~~تیمور رفت و با شاه منصور بیش از هزار تن باقی نماندند با این حال او ~~با این عده # ~~کم بجنگ پرداخت و رشادت ها و دلاوری ها نمود . ابن عریشاه گوید شاه ~~منصور # ~~در سوقع حمله بدشمن نزاد و دودسا خویش میشمرد و نام و سقام خود را ذ کر # ~~میکرد . گروه دشمن از برابر او چون خران رمیده بیمناک از مقابل شیری ~~چالاک پای # ~~بگریز مینهادثد. # شرف الدین علی یزدی گوید : چون امیر تیمور سپاهیان شاه منصور را ms196 بچیزی # ~~حساب نمیکرد همان روز از آن مقدار سپاه که حاضر بودند لشکری ترتیب داد ~~و PageV01P277 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0290.png) # ~~امیر زاده محمد سلطان را در سیسره و امیر زاده پیر محمد چهانگیر را در ~~میمنه آن # ~~قرار داد . چون شاه متصور نزدیک آمد شمشیر کشیده چون شیری خشمناک بی ~~باک # ~~بر قلب سی هزار سوار حمله کرد و قشون ها را بر هم زده وصف سیاه بشکافت ~~و # ~~خود را بعقب لشکر رسانید که امیر تیمور با جمعی از خواص ایستاده بجلادت ~~و # ~~شجاعت آن پهلوان نگاه میکرد . شاه منصور یطرف او حمله برد اسیر تیمور ~~خواست # ~~بغیرب سر نیزه دمار ازروز گار او برآورد اما پولاد چهره که نیزه دار او ~~بود از ترس # ~~روی بفرار گذاشته بود وتیزه برده. شاه منصور یرسید و دونویت شمشیر بر ~~کلاه خود # ~~او زد ولی مؤثر نیفتاد و عادل آختاچی بالای سر او سپر گرفت و چند تن ~~دیگر خود # ~~را یدانجا رسانیدند و شاه منصور ناچار بطرف دیگر حمله برد تا اینکه ~~امیر زاده محمد # ~~سلطا دستاست سخالف را براند و امیر زاده پبر بحعد چهانگیر لشکر دست چپ # ~~دشعن را درهم شکست. # بنا بنوشته این عربشاه جنگ روز اول بیایان نرسید بلکه چون شب فرا رسید # ~~هر یکن بجایگاه پازگشتند و شاه بنصور بچاره اندیتی پرداخت و برای ~~ایچاداختلال # ~~در سپاهیان دشمن اسبی سرکش برداشت و دیگی مسین در پلاس پیچیده بر دم او # ~~بست و شبانگاه بجانب سپاه خصم فرستاد . اسب سرکش بجولان درآمد و بطرف # ~~سپاهیان دشمن رفت و پریشانی ایجاد کرد سپاهیان شاه سنصور بحرکت آمدند و # ~~شمشیر ها کشیده بلشکریان دشمن زدند گویند در آن شپ تاریک از سپاهیان ~~امیر # ~~تیمور ده هزار تن هلاک شدند. چون روز شد دشمنان دریافتند آن بلا ازکجا ~~و # ~~و چگونه بر سر آنان رسیده . ابن عربشاه گوید « کاش که آن شب را بامدادی # ~~از پی نبود» . # شاه منصور آن شب ms197 را بدان ترتیب بپایان برد ولی عده ای یارانش روی # ~~یرتافته بودند وبا او بیش از . . ه تن باقی نمانده با آن عده چون ~~شیرشرزه به # ~~حملمه پرداخت و چایگاه تیمور را در نظو آورده قصد جان اوکرد تیمور ~~بگریخت و # ~~جامه ای بر سر افکنده در سراپرده زنان پنهان شد زتان بشاه منصور گفتند ~~اینجا حوم PageV01P278 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0291.png) # ~~نسوان است آنگاه جمعی از لشگریان را نشان داده گفتند امیر تیمور آنجاست ~~. # ~~شاه منصور بدان طرف روی نمود در این حال سپاه دشمن او را در سیان ~~گرفتند شاه # ~~منصور که اسبی راهوار بزیر رانداشت دشمنان را ینرد یک نمیگذاشت و یا ~~دودست # ~~شمشیر همیزد تا آنگاه که سختی جنگ بدو چیره شد و دستش از شمشیر زدن با ~~زماند # ~~و مردانش نیز از پای درآسدند. زخم فراوانی یرداشته بود وازشدت عطش نیز # ~~میسوخت و کف آبی میچست و نمییافت اگر لیی تر کرده بود تلط دشمن یر وی # ~~سحال سیتمود بسن شایسته آن دید که خود را در سیان کشتگان دراندازد . # سپاهیان تیمور که از دست مرگ رهائی یافته بودند گرد هم آسدند از ایشان # ~~در آن روز و شب چتدان کشته تده بود که بشماره در تیاید. تیمور از ~~نیافتن شاه # ~~منصور دربیم ونگرانی بود پس فرمود تا در سیان کشتگان و زخم برداشتگان ~~بجستجو # ~~پردازند . چون صبح شد چند نفر بر شاه منصور گذشتند در حالی که او را ~~رمقیمانده # ~~بود شاه منصور از یکی از آنان زینهار خواست و گفت من شاه منصورم اگر از ~~کشتن # ~~من صرف نظر کنی و جای من پنهان داری پاداش آن بسزا خواهی یافت آنگاه # ~~مشتی جواهر بدو بخشید لیکن آن مرد پلید درنگ نکرد وسرش از تن جدا کرد و # ~~ثزد تیمور برد تیمور برای اطمینان اینکه این سر متعلق بشاه متصور است ~~آن را به # ~~کسانیکه او را دیده بودند نشان داد از خالی که در چهره داشت ms198 او را ~~شناختند . # ~~تیمور چون یقین حاصل کرد که آن سر شاه منصور است سخت اندوهگین نتد و # ~~افسوس فراوان خورد وفرمان داد تمام اهل و عیال واولاد وبستگان آن مرد # ~~که شاه سنصور راکشته بود از میان برداشتند وخود او را تیز به بدترین ~~وجهی # ~~کشت: # محمود کتبی مؤلف تاریخ آل مظفرگوید : القصه اجتماع آن بد اندیشان از # ~~هم فرو ریخته و پرا کنده شد تا عاقیت الامر شاه منصورتتها ماندو او را ~~نمیشناختند # ~~سه زخم داشت یک تیر بر گردن و یک تیر بر شانه و یکث شمشیر بر روی بطرف # ~~شهر روانه بود تا یکی از نوکران پادشاه اسلام ( اسیر تیمور) او را ~~ندانسته ازسر PageV01P279 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0292.png) # ~~اسب فرو کشید شاه منصور از پشت اسب بغلطید و بر زمین آمد و کلاه خود از ~~سر # ~~او افتاد وگفت : من آنکسم که میجوئید شربتی آب بمن بدهید و مرازند، ~~بحضرت # ~~اعلی برید بدین سخن التفات نکردند و شمشیری دیگر بر سر او زدندو او را ~~بکشتند # ~~و سر او را بحضرت خاقانی آوردند و تقریر کردند که در قلان موضع او را ~~قتل # ~~کردیم 1 # این بودجریان جنگ شاه منصور با امیر تیمور و رشادتهائیکه بشهادت همه # ~~مورخین او در این جنگ نموده است ولی بعلت کثرت سپاهیان تیموری شاه ~~منصور # ~~نتوانست کاری از پیش ببرد وسر خود را نیز دراین راه پباد داد و نامی ~~نیک از # ~~خود در تاریخ بیاد گار گذاشت. # تیمور اخبار این جنکث را بتمام ممالک تحت تصرف خود فرستاد و در آن # ~~شجاعت و دلاوری شاه متصور را با عباراتیشیوا برشته تحریر درآورد . ~~حکایت # ~~شجاعت و تهور شاه منصور در جنگ با امیر تیمور در محافل و مجالس گفته ~~میشد # ~~و هر کس بنسبت ذوق و پیشه خود از آن بهره میگرفت2 # امیر تیمور پس از کشته شدن شاه منصور بر یالای پشته ای آمده وشهزاد گان # ~~و نوینان را کنار گرفته ms199 بعد از شکر با ریتعالی به قاعده مغول سرود ~~خوانده وزانوزده # ~~وکاسه گرفتتد . 2 PageV01P280 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0293.png) # وفتن امیر تیمور بشیراز . امیر تیمور روز بعد یعنی 15 جمادی الاولی وارد # ~~شیرازشده در دروازه سلم اردو زد و سیاهیانش اطراف و چوانب شهر را فرو ~~گرفتند # ~~او فرسان داد غیر از دروازه سلم هشت دروازه دیگر را با گچ و آجر بستند ~~و جمعی # ~~از ارکان دولتش بشهر آمده تمام خزائن و اموال و امتعه و اسب و استر شاه ~~متصور # ~~و اتباع او را جمع آوری کردند و بخدمت او بردند. امیر تیمور هم همه ~~آنها را # ~~بین امرا قسمت کرد و فرمان داد که از مردم شهر مسال امان بستانتد و آن ~~نیز فورا # ~~انچام شد . سپس امیر زاده محمد سلطان را باصفهان فرستاد که آنجا را ~~متصرف شده # ~~از مردم مال اسان بگیرد. # امیر زاده عمر شیخ که از عقب سپاهیان امیر تیمورمیآمد چون یکازرون رسید # ~~بفرمان اسیر تیمور در آنجا توقف کرده پس از ضبط آن نواحی یشیراز آمد. # سرنوشت امرای آل مظفر . چون امیر تیعور شیراز را متصرف شد امرا و # ~~شاهزاد گان مظفری که راه گریز نداشتند ناچار روی بدین شهر آوردند باین ~~ترتیب # ~~که شاه یحبی با فرزندانش سعزالدین جهانگیر و سلطان محمد از یزد و سلطان ~~احمد # ~~بهمرا هیسلطان مهدی پسر شاه شجاع از کرمان و سلطان ابو اسحق از سیرجان ~~عازم # ~~خدست امیر تیمور گشتند و هر یک بقدر مقدور تحف و هدایا تقدیم نمودند . # معین الدین نطنزی مؤلف منتخب التواریخ گوید : اولاد محمد مظفر بطمع # ~~آنکه ایران زمین بقرار اول بدیشان باز گذارند مجموع یدرگاه آسدند.1 ولی ~~امیر PageV01P281 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0294.png) # ~~تیمور این بار حکومت قارس را بفرزندش عمر شیخ داد و حکوست کرمان را به ~~امیر # ~~اید کو وا گذاشت و در لرستان اتایک پیر احمد را حاکم ساخت و او نیز ~~قریب دو # ~~هزار خانوار از متعلقان واتباع خود را که ms200 بفرمان شاه منصور بشیراز کوچ ~~کردهیودند # ~~بمحل اصلی خود باز گردانید و بجای پدران درمال امیر (ایذج) بتخت حکوست # ~~نشست. امیر تیمور برای یزد و سیرجان و ایرقوه نیز حکامی از امرای لشگر ~~خود # ~~معین نمود سپس فرمان داد کلیه شاهزاد گان مظفری را مقید و محبوس ~~گردانیدند # در علت گرفتاری شاهزاد گان مظفری شرف الدین علی یزدی چنین گوید : # ~~چون اولاد محمد مظفر از مدنی پیش دران ممالک تسلط یافتدو هر یک درشهری # ~~و قصبهآ ای لوای سلطنت بر افراشته و داعیه آن داشتند که سکه و خطبه ~~بنام خود # ~~کنند و با وجود قرابت نزدیک چون عقارت نیش زهر آلود تیز کرده و پیوسته ~~قصد # ~~خون و سال یکدیگر داشتند و در خرابی سواضع یکدیگر هیچ دقیقه ای فرو ~~نمیگذاشتند # ~~و هر که از ایشان یر یکی از خویشان دست سییافت اگر خونش میبخشید البته ~~میل # ~~سیکشید و پسر با پدر و پدر یا پسر همین طریق میورزید و بدین واسطه در ~~زمان # ~~ایشان رعایای بیچاره همواره دستخوش رنج و عنا و لگد کوب هرگونه سحنت و ~~بلا # ~~بودند - در این وقت که حضرت صاحب قرانی سایه آهتمام یر انتظام امور آن ~~ممالک # ~~انداخته بود علما ومشایخ واهالی فارس وعراق صورت حال و مقابح افعال آن # ~~طایفه بعز عرض رسانیدند و درخواست نمودند که نواب کامکار مقالید حل و ~~عقد # ~~آن دیار د گر بار بدست ایشان یازنگذارد که مسلمانان در متقت و پریشانی ~~میافتند # ~~و مملکت روبخرابی و ویرانی میرود بنا براین روز دوشنبه 23 جمادی الاخر ~~حکم # ~~جهان مطاع بگرفتن ایشان صدور یافت » . 1 # حافظ ابرو در علت گرفتاری شاهزاد گان مظفری گوید ، چون شاهزاد گان آل # ~~مظفر همه در درگاه امیر تیمور جمعشدند ایشان را مخاطب گردانید که اگر ~~شما با PageV01P282 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0295.png) # ~~من یک جهت و دولت خواه بودید بایستی در ری و ساوه بلشگریان همایون ملحق # ~~میشدید ا سترصد ان بودید که ا ms201 گر منصور نصرت یاپد بدو ملتجی شوید ا گر ~~فرصت # ~~من باشد بضرورت و ناچار بمن ملحق شوید قی الجمله همه را مقید گردانید ~~». # ابن شهاب حستی مؤلف کتاب جامع التواریخ حستی گوید : در روز پیش # ~~( یعنی پیش از آنکه بفرسان امیر تیمور شاهزاد گان مظفری زندانی شوند) ~~حضرت # ~~خاقانی فرمود هر هفت پادشاه و پادشاهزاد گان را در یکد زیلوچه بنشاندند ~~و در # ~~یک سفره طعام خوردند حضرت جهانگشائی آز شاه یحیی وسلطان ابو اسحق یرسید # ~~که شما هر گز همچتین در یک سفره طعام خورده اید ؟ یک جا نشستهاید ؟ ~~سلطان # ~~ابو اسحق سرد دلیر بیخود بود گفت اگر ما را این انفاق بود حضرت خاقانی ~~بعراق # ~~چگونه مدخل ساختی3 # امیر تیمور پس از دستگیری شاهزاد گان سظفری فرمان داد اموال و دارائی # ~~آنان را نیز غارت کردند از آن جمله اسوال و ذخایر سلطان احمد را ~~ازکرمان به # ~~شیراز آوردند. # قیام گودرز در سیرجان . هنگامی که سلطان ابو اسحق از قلعه سیرجان عازم # ~~خدمت امیر تیمور بود گودرز نامی را از طرف خود بحکومت آنجا گماشت او پس # ~~از گرفتاری سلطان ابو اسحق در قلعه متحصن گشت. امیر تیمور سپاهیانی از ~~فارس PageV01P283 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0296.png) # ~~و یزد وابرقوه و کرمان برای تصرف سیرجان فرستاد و از سیستان نیز ~~لشکریانی یکمک # ~~آنان آسدند. محاصره سیرجان مدتی بطول انجاسیاد1 گودرز ناچارر تسلیم ~~فرودآورد # ~~ولی بدست اید کو حاکم کرمان کشته شد . # عاقبت کار سلطان زین العابدین و سلطان شبلی . امیر تیمور موقعی که ~~درشیراز # ~~یود پسران شاه شجاع یعنی سلطان زین العایدین را که بدست شاه نصور ~~نابینا شده # ~~یود وسلطان شبلی را که بدست پدر از این شربت چشیده بسمرقتد فرستاد و ~~یرای هر # باز گشت اهیرتیمور وقتل عام شاهزادگان مظفری . اسیرتیمورچون ازتنظیم امور # ~~فارس وکرمان فراغت یاقت تمامی هتوسندان وصاحبان حرف و پیشه وران فارس # ~~و عراق را خانه کوج بسمرقند نقل نمود وخود نیز روزجمعه 27 جمادی الاخر ms202 # ~~بجانب اصفهان حرکت کرد و تماسی شاهزاد گان مظفری را با خود برد و بعد ~~از # ~~طی12 منزل روز سه شنبه هشتم رجب بقمیشه ( شاهرضای کنونی) رسید و روز ~~دهم # ~~آن ساهدرقصبه ماهیار از توابع قمیشه فرسان قتل عام شاهزاد گان مظفری ~~راصاد رکرد # ~~ونیز حکم نمود کلیه اولاد ذکورآن خاندان را که دریزد و کرمان بودند ~~داروغگان # ~~در همانجا بقتل برسانند. # یکی از شعرای آن عصر در این باره چنین گوید : PageV01P284 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0297.png) # بعبرت نظر کن بآل مظفر ### | شهانی که گوی از سلاطین ربودند # که درهفتصدوخمس وتسعین زهجرت ### | دهم شب زساه رجب چون غنودند # چو خرما بنان در زمانی برستند ### | چو تره باندک زمانی درودند # ~~جمعی از سورخین عدد کشته شدگان در قصهه ماهیار را 17 تن نوشته اند # ~~ولی فصیحی خوافی در وقایع سال 790 فقط 11 نفر از آنان را بدین شرح نام # ~~می برد. # 1- شاه یحیی حاکم یزد . # ~~2- سلطان محمد پسر شاه یحیی # ~~3- سلطان جهانگیر پسر شاه یحیی # ~~4- سلطان احمد حاکم کرمان # ~~- سلطان سحمد یسر سلطان احمد # ~~- سلطان سلیمان پسرسلطان احمد # ~~7- سلطان ابو اسحق حاکم سیرجان # ~~8- سلطان علاء الدین مهدی پسر شاه شجاع # ~~9- سلطان غضنفر پسر شاه سنصور # ~~10- سلطان علی بن محمد # ~~11 - معز الدین جهانگیر پسر شاه شجاع # ~~توضیع آنکه نفر ششم یعنی سلطان سلیمان پسر سلطان احمد نبوده بلکه پسر # ~~شاه شجاع است که اند کی بعد از فوت پدر وفات یافته و سلطان علی ین محمد ~~هم # ~~معلوم نشد که محمد بن شاه یحیی است و یا محمد بن سلطان احمد # ~~نام شش تن دیگر ازکشته شدگان قصبه ماهیار در هیچ منبع دیگری ذکر ~~PageV01P285 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0298.png) # ~~نشده است . قصیحی خوافی سلطان بایزید پسر اسیر مبا رز الدین محمد را ~~نیز جزء # ~~کشته شدگان نوشته در صورتیکه او درسال 92ب وفات یافته است. # خروج سلطان معتصم . سلطان معتصم آخرین بازمانده آل مظفراست که پس از # ~~قتل عام آل مظفر خروح کرده است او پسر ms203 سلطان زین العایدین است ودرموقعی # ~~که سلطان زین العایدین و سلطان شبلی را بفرمان امیر تیمور پسموقند ~~میبردندسلطان # ~~معتصم همراه پدر بود و در فرصت مناسب گریخته خود را یشام رسانید و ~~موقعیکه # ~~آل مظفر در قمیشه مقتول شدند او در بغداد میزیست. چون اسیر تیمور در ~~گذشت و # ~~قرا یوسف بآذربایجان تسلط یافت سلطان معتصم پدو پتاه یرد ومورد نوازتش ~~قرار # ~~گرفت سپس درسال 12) باتفاق امیر بسطام جا گیر وقاضی احمد صاعدی بعزم # ~~تسخیر اصفهان واسترداد این شهو از میرزا اسکتدر نواده امبر تیمور یدان ~~جا لتکر # ~~کشید و در نزدیکی آتشگاه بین آن دو جتگ روی داد بعضی از سپاهیان فارس ~~یه # ~~سلطان معتصم پیوستند یاین جهت لشگریان او قویدل گتنته حملات مردانه ~~نمودند # ~~اما در آخر کار سپاهیان میرزا اسکندر فاتح شدند و سلطان بعتصم منهزم ~~گشت و # ~~چون جوانی عظیم الجته یود در موقع فرار از اسب بیفتاد یکی از لشگریان ~~میرزا # ~~اسکتدر بدو رسیده سر از تنش جدا کرد و باین ترتیب بزند گی آخرین با ~~زمانده خاندان # ~~مظفری یایان داده شد. # مدت حکومت آل مظفر . عده ای ازمورخین حکومت آل مظفر را از سال # ~~718 یعنی از انقراض اتابکان یزد تا سال هب هفتاد وهفت سال میدانند ولی # ~~برخی ابتدای حکومت آنان را از سال»3 ب یعنی ازمرگ سلطان ابو سعید ~~بهادرخان # ~~و آغاز استقلال این سلسله میشمارند در این صورت مدت حکومت آنان 59 سال # ~~خواهد بود وحتی عده ای آغاز حکومت این سلسله را از5 یعنی سال تصرف # ~~شیراز بدست امیر مبارز الدین محمد محسوب سیدارند و مدت حکومت آنان را ~~41 PageV01P286 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0299.png) # ~~سال میدانند1 . لین پول ایتدای حکومت این سلسله را 13 7 میداند و گوید ~~امیر # ~~مبارزالدین محمد در این سال بجای پدر بحکومت میبد رسید و در سال 719 از # ~~سلطان ابو سعید در یزد و فارس مأسوریت های سهم دیگر ثیز گرفت و در سال ~~ی # ~~برکرمان ms204 مستولی شد و در سال ه قارس را از تصرف اینجویان خارج ساخت ودر # ~~سال 8 75 اصفهان را نیز متصرف شد وشیخ ایو اسحق اینجو را یقتل رسانید . # عده سلاطین آل مظفر . جمعی از مورخین عده سلاطین آل مظفر را 8 تن2 # ~~و بعضی نفر2 نوشته اند ولی آنچه مسلم است 4 نفر از آنان یعنی ~~امیرمبارزالدین # ~~محمد وشاه شجاع و سلطان زین العاپدین وشاه منصور بترتیب بسلطتت رسیده و # ~~در شیراز که مر کز حکومت بوده مقیم یوده اند. مدت حکومت هر یک از این ~~چهار # ~~تن بدین شرح است : ### | از 718 تا .74 در یزد حکومت میکرده ### | از.4 بتاه هب در یزدو کرمان حکومتداشته # - امیرمبارزالدین محمد ### | از 4ه7 تا . 6 در کلیه ممالک آل مظفر ### | سلطلت مپنمود # 2 - شاه شجاع بن امیر میارزالدین محمد %~% از760 تا 786 # 3- سلطان زین العایدین بن شاه شجاع %~% از 286 تا 789 # ی- شاه متصور بن شاه مظفر %~% از.79تا 795 # مورخیتی که عده سلاطین آل مظفر را 7 تن مینویسند حکومت 3 نقر دیگر از # ~~شاهزاد گان را که پس از امیر مبارز الدین محمد از طرف شاه شجاع بحکومت # ~~ولایات منصوب شده اند بحساب آورده اند و این سه نفرعبارتند ازسلطان ~~عمادالدین PageV01P287 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0300.png) # ~~احمد وشاه محمود وشاه یحیی با اینکه وقایع حکومت هر یکد از انان در صمن # ~~تاریخ آل مظفر آمده معذلک در اینجا نیز باختصار برای پادآوری و تکمیل ~~تاریخ # ~~هر یک مطالبی گفته میشود . # 1- سلطان عماد الدین احمد - شاه شجاع پس از آنکه بسلطنت رسید حکومت # ~~کرمان را یبرادر کوچک تر خود سلطان عماد الدین احمد واگذاشت. چون درسال # ~~60ب بین شاه محمود و شاه شجاع اختلاق افتاد و شاه محمود بکمک سپاهیان ~~سلطان # ~~اویس ایلکانی بفارس لشگر کشید شاه شجاع سلطان احمد را یکمک خواست او # ~~نیز فرمان برادر را اطاعت کرده با سپاهیان خود بخدمت شاه شجاع آمد ولی ~~بعلتی # ~~از او رنجیده پیش شاه محمود ms205 رقت . ازاین رو شاه شجاع پسر خود سلطان ~~شبلی را # ~~بحکومت کرمان فرستاد تا اینکه شیراز در همان سال بتصرف شاه محمود در ~~آمد و # ~~شاه شجاع خود از راه ایرقوه عازم کرمان شد و در سال *« 7 شیراز را از ~~تصرف شاه # ~~سحمود بدر آورد . در سوقعیکه شاه محمود از شیراز بسوی اصفهان میگریخت ~~سلطان # ~~احمد از او جدا شده مجددا بخدمت شاه شجاع آمد ودر موقع طغیان پهلوان ~~اسد # ~~مأمور کرمان و دفع عصیان او شد و چون حکومت کرمان را از برادر خواست ~~وباین # ~~مقصود نایل نیامد بنا یتقاضایش از طرف شاه شجاع به شیراز احضار گردید ~~ودر # ~~سال 780 بنا بوصیت شاه شجاع مجددا بحکومت کرمان بر قرارشد و از آن زمان ~~تا # ~~حمله اسیر تیمور بفارس در این سمت یاقی بود واز امیر تیمور نیز اطاعت ~~مینمود و # ~~دائما ایلچیان امیرتیمور بپیش او دررفت وآمد بودند . چون در سال ه9 ~~بشاهزاد گان # ~~مظفری بفرمان امیر تیموردستگیر شدند سلطان احمد نیز جز آنان یود و او ~~نیزمانند # ~~دیگر آل مظفر در قصیه ماهیار قمیشه یقتل رسید . # مؤلف روضة الصفا گوید : او دارای کرم جبلی و سخای غریزی یود و یاعتقاد # ~~پاک و رقت قلب و مکارم اخلاق اتصاف داشت اما در جزئیات امور ساده دل ~~وآسان # ~~گذارو زود پشیمان بود ! PageV01P288 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0301.png) # از آثار او مسجد پامنار در کربان است که در سال » ب آن را بپایان رساتیده # ~~است- دیگر سنیری است در قلعه ستگ سیرجان از سنگ یک پارچسه که در سال # ~~78 ساخته شده وکتیبه ای باین مضمون دارد # کتییه منبر مسجد قلعه سنگ - الملک العادل المظفر من السماء بالنصر والعز # ~~و الفتح عماد الحق والدین الواثق بالملک الصمد ابالخیر السلطان احمد ~~خلدالله # ~~سلطانه - اقل ممالیک سلطانی قطب - فیستة تسع و ثمانین وسیعمائه (789) # 2- شاه محمود . شاه شجاع پس از رسیدن بسلطنت حکومت اصفهان وابرقوه # ~~را به یرادرش شاه محمود که در نابینا ساختن پدر با ms206 او همدست یود ~~واگذاشت ولی # ~~او در سال سر در صدد برآمد در اصفهان و یزدبرای خود حکومتی مستقل تشکیل # ~~دهد ولی در اثروساطت مولاتا معین الدین معلم یزدی بین دو یرادر یصلح ~~انجامید اما # ~~چندی یعد بعلت لشکر کشی شاه محمود به یزد بین آن دوکدورت و ننار حاصل # ~~شد . این یارشاه شجاع باصفهان لشکر برد باز بسعی عده ای بین دو پرادر ~~صلح # ~~بر قرار شد باین شرط که خطبه و سکه بنام شاه شجاع پاشد . شاه محمود که ~~از # ~~برادر اطمینان خاطر نداشت در سال 175 بکمک سپاهیان سلطان اویس ایلکانی # ~~شیراز را متصرف شد و شاه شجاع یکرمان رفت و در سال 67، یعنی پس از ~~دوسال # ~~شیراز را مچددا مسخر ساخت و شاه محمود باصفهان گریخت . شاه شجاع در سال # ~~768 برای تصرف اصفهان بدان طرف لشگر یرد ولی بنا به تقاضای برادر ~~بازحکومت # ~~اصفهان را بدو داد باین شرط که خطبه و سکه بتام شاه شجاع باشد. در ~~اترفتته گری # ~~خان سلطان زن شاه محمود شاه شجاع باز باصفهان لشکرکشید . شاه محمود # ~~خان سلطانن را که مسیب این قتنه میدانست بقتل رسانیدواز برادر تقاضای ~~عفو وبخششی # ~~کرد از این رو شاه شجاع تیز از گرفتن اصفهان صرف نظر نمود اما شاه ~~محمود که # ~~هنوز از یرادر مطمئن نبود بوسایلی دختر سلطان اویس ایلکانی را در سال ~~770 # ~~در ازدواج آورد تا با استظهاربکمکت دولت آل جلایر بتواند در اصفهان ~~حکومت # ~~نماید حتی باین هم قانع نشده به شیراز لشکر کشید اما نتوانست این بار ~~بر این PageV01P289 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0310.png) # ~~تمهر تسلط یابد ولی در حکومت اصفهان چندی بلا متازع باقی بود تا اینکه ~~درسال # ~~*ب وفات یافت. # 3- شاه یحیی - وقتیکه شاه شجاع بسلطنت رسید برادر زاده خود شاه یحیی # ~~را که طرف توجه امیر مبارز الدین محمد بود در قلعه پهن در شیراز زندانی ~~ساخت # ~~ولی او در سال 60 جمعیاز نگهبانان قلعه را با خود ms207 همدست ساخته کوتوال ~~قلعه # ~~را دستگیر کرد و قلعه را متصرف شد شاه شجاع قلعه را در محاصره گرفت شاه ~~یحیی # ~~ناچار از عم خود طلب بخشش نمود شاه شجاع از سو تقصیر او در گذشت و او ~~را # ~~به حکومت یزد منصوب نمود تا هم او را راضی کرده باشد و هم یزد را از ~~چنگ # ~~شاه حمود پیرون آورد . شاه یحیی پساز رسیدن یه حکومت یزد با شاه شجاع ~~بنای # ~~مخالفت را گذاشت وبرای تصرف شیراز و رسیدن به سلطنت آل مظفر از هیچ ~~حیله # ~~و تزویری روی گردان نبود و دائما تخم نفاق و دو گانگی میکاشت چنانکه # ~~پهلوان اسد را در کرسان بر علیه تاه شجاع تحویکث نمود و موجب فتته و ~~آشوبی # ~~در آن ولایت شد و سوقعی که شاه شجاع در تبریز بود خواست شیراز را بگیرد ~~باین # ~~علت شاه شجاع در وسط زمستان از آذریایجان بفارس آمد و در صدد گوشمالی ~~او # ~~برآمد ولی در اثر وساطت دخترش ساطان پادشاه که زن شاه یحیی بود از سر ~~تقصیر # ~~او در گذشت. # پس از سرگ شاه شجاع او اصفهان را متصرف شد و با سلطان زین العابدین # ~~جانشین شاه شجاع بجنگ پرداحت ولی نتوانست کاری از پیش ببرد تا این که # ~~مردم اصفهان او را ازشهر خود بیرون راندند واصفهان را به تصرف سلطان # ~~زین البعابدین دادتد. # امیر تیمور پس از آنکه فارس را در سال 789 متصرف شد در بوقع مراجعت # ~~به سمرقند چون از فرزندانش کسی بحد رشد نرسیده بود ناچار شاه یحیی را ~~از بین # ~~شاهزادگان مظفری بحکومت فارس برداشت و باین ترتیب او به آرزوی دیرین # ~~خود که سلطنت آل مظفر بود رسید اما پس از شش ماه گرفتار حمله برادرش ~~PageV01P298 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0311.png) # ~~شاه سنصورشد ویبزد رفت وشاهزاد گان مظفری را یر علیه شاه نصور تحریک # ~~نمود و موجب فتنه و فساد شد تا اینکه امیر تیمور برای بار دوم ms208 در سال ~~795 یسه # ~~فارس لشکر کشید وشاه یحیی را با شاهزاد گان دیگر سظقری در قصبه ماهیار ~~به # ~~فتل رسانید. # شاه یحیی در یزد آباد پهائی نموده است از آن جمله در باغ شاه که از ~~بتاهای # ~~اتابکان یزد و به (باغ سعیدی) موسوم یود عمارت عالیه بنا کرد و قصیده ~~شیخ # ~~سعدی را که سطلع آن این است. # فضل خدای را که تواند شمار کرد # یا کیست آنکه شکویکی از هزار کرد # یر سر در عمارت ثبت نمود و بر در باغ ساباطی بناکرد و در برابر آن سیدان # ~~طاق نماهائی ترتیب داد و ازکنار میدان تا سر (پل چهار منار) خیابان ~~ساخت و # ~~این باغ را بباغ ساباط سوسوم نمود . هم چنین بر در باغ طغاشاهی که ~~ازساخته های # ~~اتابک طغاشاه بود ساباطی با مسجدی بنا نمود و در اندرون باغ عمارتی ~~ساخت و # ~~نیز بر در باغ گرشاسبی از ساخته های گرشاسب بن فراسرز بن علاء الدوله ~~کالنجار # ~~ساباطی بنا نمود . شاه یحیی درمیان شهر چهارسوقی با . 4 دکان ساخت و آن ~~را # ~~یازار گنبد تام کرد. از بناهای دیگر او مدرسه نصرتیه در داخل شهر یزد ~~ودر # ~~پهلوی خانقاه امیر مبارز الدین محمد بود که پس از قتل او و پسرش ~~جهانگیر را # ~~در قبه ای که سیان خانقاه و مدرسه ساخته بود دفن کردند . او در زسان ~~حیات # ~~سوقوفات بسیار به این مدرسه وقف کرده بود و ساختمان آن در سال 87، ~~بپایان # ~~رسیده1 # شاه یحیی در طرف چپ گنبد مسجد جامع کبیر مقصوره و صفه عسالسی بنا ~~PageV01P299 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0312.png) # ~~نمود و دور شهر حصار کشید و پای حصار ختدقی حفر کرد و در هر دروازه در # ~~دیگری ساخت از آهن و برجهائی جهت محافظت شهر بنا نمود و در یک طرف شهر # ~~که بعد ها یه قلعه کهنه مشهورگشته دولت خانه شامل عمارات بسیارساخت. او # ~~دهاتی را نیز آباد نمود از آن جمله است ms209 نعیم آباد در یک قرسخی شهر - ~~فتح آباد # ~~در دو فرسخی آن که در 780 احداث شده 2 نصرت آباد در نزدیکی میید و # ~~نیز قنات یحیی آباد مهریجرد و نصرت آباد میبد و قنات نار خیری بدستور ~~او جاری # ~~گته است . # مادر و پرادر و سایر نزد یکانشاه یحیی نیزدر یزد آثاری از خود بجای ~~گذاشته # ~~اند از آن جمله . # مادر شاه یحیی مدرسه خاتونیه را بنا کرد که قبر او و بعضی اولاد بنی # ~~مظفر در آنجا است او بر در مسجد جمعه بازاری مشتمل بر . « دکان و بالای ~~هر # ~~دکانی حجره ای ساخت که بیازار خاتون سشهور گردید. # شاه حسین برادر شاه یحیی باغ حاجبی را که در زمان اتایکان مشهور # ~~بود وواقعه قتل یسودر بدست اتابک یوسف شاه در آن باغ اتفاق افتاده و ~~سپس # ~~خراب گردیده بود معمور گردانید. پس از مرگ شاه حسین این باغ به دختر او # ~~رسید واو نیز آن باغ را در سال 82 برای مقابر مومنین وقف کرد 2 - شاه ~~حسین # ~~سرای عالی نیز ساخته و کاروانسرائی هم ترتیب داده بود . # خواهرشاه یحیی مدرسه ای ساخت که آن نیز به مدرسه خاتونیه معروف گردید # ~~و بیشتر اولاد بنی مظفر در قبه این مدرسه مدفون شدتد. ینای آن در سال ~~787 # ~~بیایان رسیده است 4ر PageV01P300 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0313.png) # # 26 %~% تاریخ آل مظفر # خواهر زاده شاه یحیی بازاوی ساخت که ینام اویه بازار سلطان ایراهیم ~~مشهورشد. # وزیر شاه یحیی امیر رکن الدین مدرسه وبازاری بر در مدرسه بنام بازار # ~~دلالان ساخت وحمامی معروف بحمام وزیر بنا نمود1 اسرای دیگر در داخل ~~وخارج # ~~شهر عماراتی ساختتد. # از آنچه گذشت سعلوم میگردد که شاه یحیی بآبادی یزد علاقمندپود و درتوسعه # ~~و ترقی شهر میکوشید و بطوریکه قبلا نیز گفته شد در موقع حکومتش در ~~اصفهان # ~~اشیاء نفیس این شهر را بیزد میفرستاد تا یزد را آبادتر سازد . PageV01P301 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0314.png) ### | ### | 20 ### | # # 1. %~% # # %~% %~% %~% %~% ### | - ### | اتی ### | ف # ~~0 # # %~% ی # # %~% 2 ms210 # # 5 %~% %~% للا -. PageV01P302 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0315.png) # ~~غیات الدین حاجی خراسانی سه پسر داشت. # ~~1- بدر الدپن ابو بکرکه فرزتدی نداشت و در جنگ با اعراب بنی خفاجه # ~~در جزء لشکریان هلا کوخان درسال ب65 ه بقتل رسیده. # ~~2- مبارز الدین محمد که او نیز فرزندی نداشت واز سلازمان علاء الدوله # ~~ر کن الدین سلغر شاه (239 - 602) اتابک یزد بوده # ~~3- شجساع الدین منصور که در خدمت پدر در میبد بسر میبرد وسه پسر # ~~داشت . # ~~الف - مبارز الدین محمد # ~~ب - زین الدین علی # ~~چ - شرف الدین مظفر # ~~مبارز الدین محمد یک پسر داشت بنام بدر الدین ابوبکر واو نیز سه پسر و # ~~دو دختر داشت . پسران عبارت بودند از . # ~~الف . امیر حاجی # ~~ب - امیر مبارزکه در سال 764 در اطراف اصفهان در جنگ با شاه محمود # ~~کشته شد. # ~~ج - جلال الدین شاه سلطان که در همان جنگ اسیر شد ونابینا # ~~گردید . # ~~دو دختر او یگی مادرزنسلطان احمد خاتونی و دیگری زن قطب الدین # ~~سلیمان شاه بن محمود کمال است . # ~~زین الدین علی فرزندی نداشت . # ~~مؤسس سلسله آل مظفر است. PageV01P303 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0316.png) # و از دودختر یکیزن امیر بدر الدین ابوبکر بن میارزالدین محمدین شجاع ~~الدین # ~~منصور است و دیگری معلوم نیست که زن چه شخصی بوده. # امیر مبارز الدین محمد چند زن داشته است. # اززن اولش یک دختر بنام خانزاده خاتون و یک پسر بنام شرف الدین سظفر # ~~داشت . شرف الدین مظفرکه درسال ه » متولد شده بود در سال 4 25 در موقع # ~~محاصره شیراز وفات یافت. # خانزاده خاتون که ایتدا در حباله نکاح امیر شیخی بن خواجه رشید الدین # ~~فضل الله بود بعدا بازدواج شاه محمد شاه درآمد و از این ازدواج دو پسر ~~بنام های # ~~سلطان بایزید و سلطان ابراهیم متولد شدند. # شوف الدین مظفر چهار پسر ودو دختر داشت. پسران عبارت بودند از. # الف - نصرت الدین شاه یحیی (744 - 795) که حا کم یزد بودو بدست # ~~امیر تیمور بقتل رسید . او سلطان پادشاه دختر شاه ms211 شجاع رادر ازدواج ~~داشت وازاین # ~~ازدواج دو پسر بنام های سلطان محمد و معزالدین جهانگیر بوجو آمدند که ~~هر دو # مانند پدر درسال ه79 بدست امیر تیمور دشته شدند. # ب - شاه منصور (45 7-795) آخرین پادشاه آل مظفر که در جنگ با امیر # ~~تیمور در سال ه9» بقتل رسید . او نیز دختر شاهشجاع و خواهر سلطان زین ~~العابدین # ~~را که از زن دیگر شاه شجاع بود در ازدواج داشت. شاه منصور پسری داشت ~~بنام # ~~سلطان غضنفر که او نیز در سال 795 بدست امیر تیمور کشته شد. # ج - شاه حسین که درسال 780 بمرگ طبیعی در گذشت. # د- شاه علی # از دختران شرف الدین مظفر یکی بازدواج امیر ولی حاکم مازندران در آمد # ~~و از سرنوشت دیگری اطلاعی در دست نیست. PageV01P304 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0317.png) # از زن دوم اسیر مبارز الدین محمد یعنی از خان قتلغ مخدوم شاه دخترسلطان # ~~قطب السدین شاه جهان قرختائی پادشاه کرمان سه پسر و یک دختر بوجود ~~آمدند # ~~باین شرح . # 1- جلال الدین شاه شجاع که در سال 733 متولد شد و در سال 786 # ~~در گذشت و دومین پادشاه آل مظفر است . # 2- قطب الدین شاه محمود حاکم اصفهان (737 - 776) . او ابتدا خان # ~~سلطان دختر سلطان غیاث الدین کیخسرو اینجو و سپس دوندی دختر سلطاناویس # ~~ایلکانی را در ازدواج آورد و فرزندی نداشت. # 3- سلطان عماد الدین احمدل4- 79). او یک پسر بنام سلطان غیاث الدین # ~~محمد داشت که در سال ه9 7 مانند پدر بدست امیر تیمور بقتل رسید و دختری ~~که # ~~زن سلطان مهدی بن شاه شجاع بود . # شاه شجاع نیز زنان متعدد داشت. از زن اولش که خواهر امیر سیورغتمش # ~~اوغانی بود یک دختر و سه پسر بوجود آمدند. # نام دختر سلطان پادشاه است که زن نصرت الدین شاه یحیی بود . # پسران عبارت بودند از : # الف - سلطان قطب الدین اویس (252 - 777) که در اصفهان وفات # ~~یافت. از او دختری وپسری بوجود آمد نام پسر سلطان ابو اسحق بود که ms212 # ~~مدتی حکومت سیرجان را داشت ودر سال ه79 بدست امیر تیمور کشته شد. # دختر در سال 284 به ازدواج امیرزاده پیر محمدبن جهانگیر بن تیمورد رآمد # ~~و از شیراز به سمرقند رفت . # ب - سلطان مظفر الدین شبلی که درسال . 7 متولد شد و درسال 785 # ~~به امر شاه شجاع نابینا گردید و در سال 795 به امر امیر تیمور به ~~سمرقند فرستاده # ~~تتد . PageV01P305 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0318.png) # ج - سعز الدین جهانگیر که درسال ه9 بدست امیر تیمور بقتل رسید . # اززن دوم شاه شجاع که خانزاده کاشی نام داشت یکث دختر و یک پسر # ~~متولد شد . دختر به ازدواج شاه منصور درآمد و سلطان غضنفر نتیجه این ~~ازدواج # ~~است که درسال ه9 ب بدست امیر تیمور کشته شد. # پسر سلطان زین العابدین نام دارد که بعد ازشاه شجاع یسنطنت رسید ولی # ~~در سال 793 بدست شاه منصور نابینا شد و بفرمان امیر تیمور در سال 790 ~~بمعیت # ~~سلطان شبلی بسمرقند فرستاده شد . او دلشاد خاتون دختر سلطان اویس ~~ایلکانی # ~~را درازدواج داشت و سلطان معتصم نتیجه این ازدواج است . سلطان سعتصم # ~~که در سال 795 از چنگ امیر تیمور گریخته به شام رقته یود بعد از سرگ او # ~~به ایران بر گشت و در سال 12 در جتگ با امیر زاده اسکندر بقتل رسید . # اززن سوم شاه شجاع که درملک نام داشت سه پسر بوجودآمد . # الف - سلطان علاء الدین ایو سعید مهدی که در سال «9، بدست امیرتیمور # ~~کشته شد . او داماد سلطان عماد الدین احمد بود . # ب- سلطان عزیز خان که در کرمان بفرمان امیر تیمور کشته شد. # ج - سلطان سلیمان خان که پس از مرگ شاه شجاع وفات یافت. # دختر اسیر مبازز الدین محمد از خان قتلغ مخدوم شاه مخدوم زاده خاتون # ~~نام داشت که گویا به ازدواج جلال الدین شاه سلطان یکی از بزرگان کرمان # ~~در آمده وازاین ازدواج دختری بوجود آمده که تامزد سلطان شبلی پسر شاه # ~~شجاع بود وای دولت ms213 شاه بکاول او را در کرسان به ازدواج خود در آورده # ~~است . # اززن سوم امیر مبارز الدین محمد که بدیع الجمال نام داشت سلطان # ~~مظفر الدین ابو یزید در سال 57ب متولسد شده و در سال 792 به مرگ طبیعی # ~~در گذشته است . PageV01P306 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0319.png) ### | شخره نسب آن مظفر %~% 2 # 6-3 # ~~امیر سبارز الدین محمد در سال 57 (یا بقول فصیحی خوافی درسال8 75) # ~~دختر امیر سلطان شاه را نیز در شیراز یازدواج خود در آورده و ظاهرآ از ~~این ازدواج # ~~فرزندی بوجود نیاسده أست . # پایان جلد اول # ~~حلد دوم این کتاب از دو قسمت مرکب است. # ~~در قسمت اول تا ریح سلسله های محلی معاصر آل مظقر ماتند اتابگان یزد # ~~ملوک شبانکاره - ملوک هرموز- حکام لار - اتا بکان لربزرگ و کوچک مورد ~~بررسی # ~~و تحقیق قرار گرفته . # ~~در قسمت دوم ازسازمان های اداری و اوضاع اجتماعی و تمدن و فرهنگ # ~~ایران در اواخر دوره مغول و دنبالهآ آن در زمان آل مظقر بحت شده است. PageV01P307 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0384.png) ### | فصل اول # آل کاکویه و اتابکان یزد # بطوریکه در تاریخ آل مظفر گفته شد فرزندان غیاث الدین حاجی خوافی که # ~~از خراسان بیزد مهاجرت کردند در خدمت حکام این شهر که در تاریخ به ~~اتابکان # ~~یزد معروفند داخل شدند وبالاخره امیر مبارز الدین محمد جانشین آنان شد ~~وخود # ~~سلسله آل مظفر را تأسیس کرد اما مؤسس اتابکان یزد نیز که مانند سایر ~~اتابکان # ~~امیری از امرای سلجوقیان می باشد سر پرستی دختران امیر فرامرز بن ~~گرشاسب نامی را # ~~از طرف سلطان سنجر سلجوقی بعهده داشت و او آخرین پادشاه از سلسله ای ~~است # ~~که بآل کا کویه مشهورند بنا براین لازم است ابتداتاریخ آل کاکویه ~~وبعدسر گذشت # ~~اتابکان یزد گفته شود . # الف - آل کاکویه . درسال 387 ه. ق فخر الدوله دیلمی وفات یافت وچون # ~~پسرش ابوطالب رستم ملقب به مجدالدوله هنوز بسن رشد نرسیده بود زوجه اش # ~~سیده خاتون عهده دار اسور سملکت شد ms214 واو حکومت اصفهان را درسال 398 به # ~~ابو جعفر سحمد دشمن زیارکه حسام الدین علاء الدوله لقب داشت واگذار ~~نمود . او # ~~پسر خال سیده خاتون بود و چون خال را بلغت دیلمی کا کویه میگفتند از ~~این رو # ~~به علاء الدوله کا کویه و فرزندانش بدیالمه کا کویه مشهور گشتند. # تا زمانیکه سیده خاتون زنده بود قلمرو حکومت مجدالدوله دیلمی از تعرض # ~~دشمنان از آن جمله سلطان محمود غزنوی مصون بود وچون او در سال 15 ه.ق # ~~وفات یافت سلطان محمود که دراین زمان از غزوات هند نیز فراغت یافته بود ~~متوجه # ~~غرب ایران شد ودر سال . 42 بعراق عجم لشکر کشید ومجد الدوله را بوسیله ~~PageV02P001 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0385.png) # ~~یکی از سرداران خود بنام حاجبعلی دستگیر ساخت و بغزنین فرستاد و حکومت ~~عراق # ~~را به پسر خود سلطان مسعود واگذاشت و او ری را مقر حکومت خود ساخت. # علاء الدوله که در این موقع علاوه براصفهان شهر های همدان و شاپورخواست # ~~را نیز در تصرف داشت چون از دست اندازی سپاهیان ساطان محمود بری وقزوین # ~~وسایر ممالک مجدالدوله دیلمی خیر یافت در اصفهان بتام او خطبه خواند ~~واظهار # ~~اطاعت نمود یاین جهت سلطان محمود نیز متعرضاو نشد وعلاءالدوله همچنان ~~در # ~~حکومت اصفهان باقیماتد. # پس از مراجعت سلطان محمود از عراق عجم بغزنین سلطان مسعود باصفهان # ~~لشکر کشید وآنجا را از تصرف علاء الدوله خارج ساخت و از طرف خود حاکمی # ~~در آن شهر گماشت و بری بر گشت ولی مردم اصفهان بر گماشته سلطان شورش ~~کردند # ~~و او را کتتند # سلطان سسعود بار دیگر یاصفهان لشکر کشید و آنآجا را متصرف شد و عدهای # ~~از مردم را بقتل رسانید وعلاء الدوله نیز فراری شد ودرسال 621 سلطان ~~مسعود # ~~همدان را نیز از تصرف گماشتگان علاءالدوله خارج ساخت . علاء الدوله ~~بخوزستان # ~~رفت تا از ابو طاهر جلال الدوله دیلمی (41- ه43) کمک بگیرد اما او بعلت # ~~گرفتاریهای داخلی و جنگ با بنی اعمام ms215 نتوانست به علاء الدوله کمک نماید ~~با # ~~این حال او تا مرگ سلطان محمود غزنوی (21) درخوزستان بود وچون ازمرگ # ~~او و عزیمت سلطان مسعود بخراسان اطلاع یافت باصفهان برگشت و ممالک سابق # ~~خود را در اختیار گرفت و نواحی خوار و ورامین و دماوند را نیز ازدست ~~عمال # ~~انوشیروان زیاری خارج ساخت ولی انوشیروان یکمک سپاهیان سلطان مسعود ~~غزنوی # ~~ری را ازتصرف علاءالدوله درآورد و علاءالدوله که در این جنکث زخم ~~برداشته بود # ~~بهمدان گریخت. # ابو سهل حمدونی که ازطرف سلطان مسعود غزنوی بجای تاش فراش بحکومت # ~~رت و باردجبل درهان422 بر گزیده شده بود از سر تقصیر علاءالدوله که طلب ~~PageV02P002 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0386.png) # ~~یخشش نموده بود در گذشت و بشرط پرداخت ال مقرر اصفهان را در اختیار آو # ~~گذاشت. # درسال 424 مردم ری وجبال آغاز مخالفت کردند و ابو سهل آنان رامطیع # ~~ساخت. سال دیگر ابو سهل بعلت خودداری علاء الدوله از پرداخت سال مقرر ~~به # ~~اصفهان لشکر کشید . علاء الدوله بلرستان یپناه ابو کالتجار مرزیان ~~پادشاه دیلمی # ~~فارس رفت وابو سهل اصفهان را متصرف تد وخزائن علاءالدوله را غارت کرد و # ~~نفائس آن را بغزنین فرستاد از آن جمله یود کتپ دانشمند معروف ابو علی ~~سینا که # ~~دراین تاریخ در اصفها بسر میبرد ووزارت علاءالدوله را داشت . علاء ~~الدوله # ~~بار دیگر در سال 27 با ابو سهل چنگ کرد باز نتیجه نکرفت و بطرف طارم # ~~گریخت. # در این هنگام سلجوقیان در خراسان آغاز فتنه کرده بودید و سلطان مسعود # ~~بجای اینکه از نافرمانی آنان جلو گیری کند عازم جنگ هندوستان شد و ~~نصایح اسرا # ~~وارکان دولت را در این باره تشنید. در غییت او سلجوقیاندر خراسانقوت ~~یافتتد. # ~~علاء الدوله کاکویه تیز موقع را مغتنم شمرده ابوسهل حمدونی را از ری ~~بیرون # ~~کرد و بر تمامی عراق عجم مستولی گردید. # سلطان مسعود در سال 28 از سفر هند پازگشت ولی از عهده دفع سلجوقیان # ~~برنیامد و در جنگ دندانقان درسال ms216 .43 از آنان شکست خورد و سپس عازم هند # ~~شد و در این سفر بود که گرفتار گردید و بقتل رسید (432 ه. ق) . # علاء الدوله کاکویه مدت ه3 سال در اصفهان و عراق عجم حکومت کرده # ~~و درسال 33، . ق وفات یافته است . اومردی فاضل و فضل دوست بود و شیخ # ~~الرئیس ابو علی سینا مدتی وزارت او را داشته وکتاب دانشنامه علائیرا ~~بنامش # ~~نوشته است. # حسام الدین علاء الدوله ابو جعقر محمد بن دشمن زیار چهار پسر و یک # ~~دخر داست پسراک عبارت بودند آز: غهیر الدین ابو سنعو فرامرز- علاء ~~الدوله PageV02P003 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0387.png) # ~~ابو کالیجارگرشاسب - ابو حربیا (ابوالحارث) - دشمن زیار. # ظهیر الدین ابو سنصور فرامرز بعد از پدربحکومت اصفهان رسید. در این موقع # ~~ساجوقیان بریاست طغرل بیک یر خراسان دست یافته بودند و درسال 33ی گرگان # ~~و طبرستان را از تصرف آل زیار خارح ساخته وخوارزم را نیز در سال 434 ~~یدست # ~~آورده بودند و ابراهیم ینال برادر مادری طغرل در همین سال ری را از ~~تصرف آل # ~~کا کویه بیرون آورد . ابوسنصورفرامرز که دراین زمان بجای جلو گیری ~~ازهجوم سپاهیان # ~~سلجوقی با سلک ابو کالیجار دیلمی پادشاه فارس و کرمان یمتازعه برخاسته ~~بودچون # ~~خطر سلجوقیان را نزد یک دید درسال 437 طی نامه ای از ابو کالیجار عذر ~~خواهی # ~~کرد وحاضر شد بنام او خطبه بخواند واسیر ابو کالیجار نیز عذر او را ~~پذیرفت و # ~~پین آنان صلح بر قرار گردید. در سال38* طغرل بیک اصفهان را در محاصره ~~گرفت # ~~ولی بفتح آن سوفق نگردید ققط باین راضی شد که ابو سنصور هر سال مالی ~~بخزانه # ~~سلاجقه یدهد وبتام طغرل خطبه بخواند . درسال 441 بار دیگر طغرل بعراق ~~عجم # ~~لشکر کشید و پس از آنکه ابراهیم ینال را که قدرتی حاصل کرده و در ~~صددخروج # ~~بود دفع کرد متوجه اصفهان شد و در محرم سال 442 این شهر را در محاصره ~~گرفت # ~~یک سال اصفهان در محاصره بود ms217 تا بالاخره در محرم سال 463 بدست طغرل ~~افتاد # ~~و او یجای اصقهان حکومت یزدو ایرقوه را بابو سنصور قراسرز داد1 پنا ~~براین تاریخ # ~~شروع حکمرانی آل کا کویه در یزد سال 43 4 میباشد. # آل کا کویه عموما از سلجوقیان اطاعت داشتند و در واقع از طرف آنان دریزد # ~~حکومت میکردند . حکومت ایو سنصور فراسرز تا سال 0« ، طول کشیده او یا ~~سه # ~~تن از سلاطین سلجوقی یعنی طغرل اول (429 - 455) والب ارسلان (455 - # ~~5») و ملک شاه (2» - عد) معاممر است و در زمان سلطنت ملک شاه اغلب # ~~در اصفهان بسر سیبرد . PageV02P004 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0388.png) # امیر گرشاسب برادر امیر سنصور فرامرز در زسان پدر حکوست همدان را داشت # ~~و چونسلجوقیان همدان را از دست او خارج ساختند بشیراز پیش فولاد ~~ستون(.44- # ~~448) پادشاه دیلمی رفت و ازطرف او بحکومت اهواز منصوب گردید. امیر # ~~گرشاسب در این شهر تا سال 43 4 حکومت داشت تا وفات یافت. # ابو حرب یا (ایوالحارث) برادر سوم ابو منصور که درنطنز حکومت داشت # ~~پس از چندی ینای تافرمانی را گذاشت و بحکام سلجوقی ری سلتجیشد و گاهی ~~نیز # ~~پیناه ابو کالیجارد یلسی سیرفت و او را بتصرف اصفهان تحریک مینمود تا ~~بالاخره بین # ~~دو براد رصلح بر قرار شد . # چون ابو متصور فرامرز درسال 429 وفات یافت ملک شاه سلجوقی پسر # ~~او را که ایو منصور امیر علی نام داشت بحکوست یزد و جانشینی پدر انتخاب ~~نمود2 # ~~و او درسال جلوس بتخت حکومت (499) ارسلان خاتون دختر چغری بیک را که # ~~عمه سلکشاه باشد و سابقا در ازدواج القائم بامرالله خلیفه عباسی (422 - ~~467) # ~~بود در ازدواج خود آورد و ازاین راه اساس سلطنت خود را محکم تر ساخت. ~~امیر # ~~علی در سال 88* در جنگی که میانه تتش برادر سلکشاه با یرکیارق در ~~تزدیکی # ~~ری اتفاق افتاد واو همراه تتش بر علیه بر کیارق چنگ میکرد یقتل رسید3 # ~~خواست و پس از آنکه بحد رشد رسید پر[تدس ستها مخمودهد و او ms218 پسری آید که ~~PageV02P005 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0389.png) # اسیر علی مسدوح معزی نیشابوری و پدر او یرهانی بوده است. # بعد از امیر علی پسرش علاء الدوله ابو کالیچار گرشاسب ثانی بحکومت یزد # ~~رسید واو ابتدا پیش ملکشاه بسر میبرد و جزء مقربان او بود . پس از فوت ~~ملکشاه # ~~تود سلطان سنجر رفت و رتبه امیر الامرائی گرفت و یزد باقطاع باو واگذ ~~رشد واودر # ~~خدست سلطان ستجر یود تا در سال 13ه وفات یافت . # آخرین فرد از خاندان کا کویه که در یزد بحکومت پرداخته امیر فرامرز پسر # ~~علاءالدونه گرشاسب تانی است او نیز درخدمت سلطان سنجربسرمیبردو درسال* ~~53 # ~~در جنگ قطوان با قراختائیان کشته شد و چون فرزند ذکوری نداشت سلطان ~~ستجر # ~~حکومت یزد را یدو دختر او واگذاشت . # حکام آل کاکویه درآبادی یزد و توسعه و ترقی آن کوشیده وابنیه وعماراتی # ~~که ییشتر جنیه مذهبی و خیریه دارد بانتد مسحدومدرسه ساخته و یا برای ~~پیشرفت # ~~و رونق تجارت بساختن بازار پرداخته و یا آبادیهائی در اطراف شهر ایجاد ~~کرده و # ~~قنات هائی جهت مشروب ساختن دهات و سحلات شهر جاری کرده اند چنانکه ایو # ~~منصور فرامرز برای خود سرای عالی ساخت وعلاء الدوله ابو منصور امیر علی # ~~سومین حکمران این سلسله و دومین آنها دریزد در محله شهرستان مدرسه ای ~~ساخت # ~~و گنبدی جهت مدفن خود بتا نمود وآن مدرسه بدو مثاره معروف شده وسلطان ~~راپس # ~~ازفوت در زیر آن گنبد دفن کردتد . # او در ( درده) جنب سسچد آرسلان خاتون مسجد جامعی ساخت و ارسلان # ~~خاتون که از زنان صالحه وخیر زمان خود بود نیز مسجدی بنا تمود که دارای # ~~سناری عظیم بود . مؤلف جامع مفیدی گوید : اولین مناری که در یزد ساخته ~~شد # ~~آن بود و آن تا سال 8332 باقی بود در آن سال افتاد و آن مسجد پعدا داخل ~~مسجد # ~~جامع کبیر گردید 1 # در زمان علاء الدوله امیر علی یزرگان دولت نیزاز خود ابنیه وآثاری بیاد ~~گار ms219 # ~~گذاشته اند چنانکه چهار نفر از امراء او بنامهای ابو سسعود بهشتی - ابو ~~یعقوب PageV02P006 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0390.png) # ~~دیلمی-ابویوسفه کیانرسوعمارات بسیا رد ریزدساختهاندمانند باغ بهشتی که ~~ازابومسسعود # ~~پهشتی است . ابویعقوب دیلمی محله یعقوبی را احداث کرد وخانه هاویساتین ~~بسیاری # ~~درآن ساخت وقتاتی برای مشروب کردن آن جاری کرد که بقنات یعقوبی شهرت ~~داشت. # کیانرسو در محله سر ریگ مدرسه و گنبدی جهت مدفن خود ساخت و قناتی # ~~چاری کرد . # امراء مزبور پدستور علاءالدوله ابومنصور امیرعلی حصاری گرد شهر کشیدند # ~~و چهار دروازه بر آن قرار دادند که دارای درهای آهنین بود و نام این ~~چهار امیر # ~~بر دروازه ها بخط کوفی نقش شده بود و این چهار دروازه عبارت یودند از ~~درب # ~~کوشگ نو - درب قطریان - درب مهریجرد - در کبا. # ارسلان خاتون دوخواجه سرا داشت ینام های صواب و لالاریحان - خواجه # ~~صواب قناتی جاری کرد که بعدا به آب سوا (صواب) سعروف شد . همچنین دو # ~~کنیزک خاص داشت یکی را ابرو دیگری را مپار که نام یود و آن دونیز دو ~~قناتستصل # ~~پهم احداث نمودند که بقنات ابرومبارکه معروف گردید . # علاء الدوله گرشاسب ثانی چهارمین پادشاه این خانواده باغ گرشاسبی را در # ~~اهرستان ساخت ودر هر دوطرف مسجد جامع با زاری بنا نمود . # امیر فرامرز آخرین حکمران آل کا کویه علاوه براینکه بارویشهر مشهد مقدس # ~~را درسال 15ه بنا نمود در یزد نیز قناتی جاری ساخت و دهی در حوالی ~~ابرندآباد # ~~ایجاد کرد که بگرد فرامرز موسوم گشت که بعدا آن را کفراسرز گفته اند 1 # شجره نسب آل کاکویه که ابتد دراصفهان و همدان وسپس در یزد # ~~حکومت داشته اند . # - علاء الدوله حسام الدین ایوجعفر # محمد بن دشمن زیار %~% از398 تا دراصفهان وهمدان PageV02P007 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0391.png) # تاریخ آل مظفر # ~~2 - ظهیرالدین ابو متصور فرامرز ین علاء الدوله ابو جعفر # محمد بن دشمن زیار %~% از 433 تا 443 در اصفهان ### | و از 443 تا 469 در یزد # ~~3- ایومنصور اسیر علی بن ایومنصور قرامرز ms220 از 469 تا 488 دردزد # ~~چ - علاء الدوله ابو کالیجار گرشاسب ثانی این # ایو منصور امیر علی از 488 تا 13ه دریزد # ~~5- علاء الدوله اسیر فرامرز بن علاء الدوله # گرشاسب ثانی %~% از 13 ه تا 536 در یزد # ~~- دختران علاه الدوله اسمیر قرامرز بسرپرستی رکن الدین سام بن وردان ~~روز # ~~علاء الدوله حسام الدین ابو چعفر محمد بن دشمن زیار # ~~در یوخربهیز لدین ابومتصوفرامرز علاءالدله ابوگالیجار کرشاسب افنششریار # ایومنصور امیر علی PageV02P008 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0392.png) # ب - اتابکان یزد # سلطان ستجر که حکومت یزد را بدختران امیر فرامرز داد اتابکی آنان را نیز # ~~بر کن الدین سام ین وردان روزیکی از امرای لشکری خود سپرد . در ~~آغازحکومت # ~~اتابکان یزد بین سلاطین سلجوقی اختلاف افتاد مخصوصا پس از مرگ سلطان ~~سنجر # ~~در سال *55 این اختلاف شدت یافت از این رو آنان بیشتر یخود مشغول شدند ~~و # ~~از دیگران غافل ساندند پاین جهت امرای ولایات موقع را غنیمت دانسته ~~دولت هائی # ~~مستقل برای خود تشکیل دادند مانند اتایکان آذریایجان (041«92) واتایکان # ~~فارس (543 - 686) وسلاجقه کرمان (433 - 83 5) - خوارزمشاهیان (490- # ~~8 62) نیز که قبلا در حوزه حکومتی خود تا اندازه ای مستقل بودند قدرت ~~ییشتری # ~~یافتند، اتابکان یزد هی که جانشینان آل کاکویه در این شهر یودند که کم ~~از # ~~اطاعت سلجوقیان خارج گشتند وبا اتابکان فارس وسلاجقه کرسان وقراختائیان # ~~کرمان روایط دوستانه بر قرار نمودند و با ایجاد وصلت روابط دوستی را ~~محکم تر # ~~ساختند و حتی کار پجائی رسید که سلجوقیان کرمان از اتابکان یزد در موقع ~~احتیاج # ~~یاری و کمک میخواستند چنانکه چون درسال8 ه ه ملک طقرل پادشاه سلجوقی ~~کرمان # ~~در گذشت و بین پسرانش ملک ارسلان و سلک توران شاه و یهرام شاه اختلاف ~~افتاد # ~~ملک ارسلان که درسال . 7ه در جنگ با پهرام شاه شکست خورده بود به پزد # ~~پیش اتابک رکن الدین سام رفت و مورد اعزاز و احترام قرار گرفت و بکمک ~~سپاهیان # ~~او بکرسان لشکر کشید ولی ms221 یاز شکست خورده بید برگشت و چون بهرام شاه فوت # ~~شد پسر هفت ساله اش بنام محمد شاه بحکومت کرمان رسید و عده ای ~~ازسرداران # ~~بهرام شاه نیز بیزد پیش ملک ارسلان رفتند و او را بفتح کرسان تشویق ~~نمودند از # ~~این رو ملک ارسلان درسال اهه بهمراهی اتابک رکن الدین سام بکرمان آمد و # ~~شهر بردسیر را متصرف شد و سپس عازم جیرقت گردید ولی یکی از سرداران او ~~بنام # ~~آی بیک که از آسدن اتابک بکرمان ناراحت بود با این اسر مخالفت کرد ملکث # ~~ارسلان گفت «اتابک یزد بر من حقوق بسیار دآرد و دو سال است که رنج ما ~~کشیده PageV02P009 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0393.png) ### | کازریع هن مطقر # ~~یامید اینکه ما او را درکرمان منصیی دهیم و مکافات صفات او بتمائیم » ~~اسا آی # ~~بیک راضینشد و اتابک یزدتیزگفت «منظور این بود که ملک ارسلان درملکخود # ~~بحکومت برصد» و بیزد بر گشت. # ملک ارسلان در سال سپ ه کشته شد و توران شاه یکمک سپاهیان اتایک # ~~فارس یرکرسان مسلط شد ولی عده ای از امرای او بیزد پیش اتابک سام رفتند ~~. # ~~اتایک سام پنا پکینه ای که پا آی بیک سردار توران شاه که بعد از مرگ ~~ملک # ~~ارسلان بخدمت اوآمده بودداشت یا سپاهی روی بکرمان آورد و بردسیر را ~~درمحاصره # ~~گرفت ملک توران شاه شهر را رها کسرد و آیبیک ثیز دستگیر شده بقتل رسید ~~- در # ~~سال 574 ملک توران شاه تسلیم شد واتابک در فصل زمستان بجیرفت رفت . # ~~سپاهیان اتابک فارس در این موقع در صدد تصرف کرمان برآمدند ولی بعلت ~~سرگ # ~~اتایک فارس مراجعت نمودند واتابکث رکن الدین سام نیز بعلت کسالت به یزد # ~~بر گشت . # اتابک رکن الدین سام که مردی حلیم و کم آزار بود بخوبینتوانست ازعهده # ~~اداره امور برآید ازاین رو هرج ومرج در یزد یروز نمود باین جهت بزر گان ~~شهر # ~~برادرکوچک او را که عزالدین لتگر نام داشت در سال 84 5 بحکوست ms222 برداشتند # ~~و اتابک رکن الدین سام نیز درسال .9ه درگذشت # اتایک عزالدین لنگر مردی بهادر و کاردان بود و پیش از آنکه بحکومت # ~~یزد برسد ازطرف سلجوقیان در اصفهان و شیراز حکومت داشت1 . حکومت او ~~دریزد # ~~. * سال طول کشید و درسال 4 . « وفات یافت ودر مدرسه وردان روز مدفون # ~~اشد و # او چهار پسر داشت بنام های وردان روز - محی الدین سام - کیکاوس - # ~~قطب الدین اسفهسالار منصور. # وردان روز بعد از پدر بحکومت یزد رسید - او جوانی شجاع بود ومدت12 ~~PageV02P010 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0394.png) # ~~سال پحکومت پرداخت ودر سال * وفات یاقت. # بعد از او حکوت بزد ببرادرش اسفهسالا رمتصور ملقب به سلطان قطب الدین # ~~رسید و او برای خود اساس سلطنت ترتیب داد و در سال *2* ه- ق وقات # ~~یافت 1 # قطب الدین محمود شاه . پسر قطب الدین ابو سنصور بعد از پدر بحکومت # ~~رسید واو دختر براق حاجب مؤسس قراختائیان کرمان راکه صفوة الدین آدم # ~~یاقوت ترکان نام داشت در ازدواج آورد و از این ازدواج دختری یوجود آبد ~~که # ~~نایش کردوجین بود که بعدها زن ایاقاخان دومین ایلخان مغول گردید و بعلت # ~~همین ازدواج اتابکان یزد وقراخنائیان کرمان در تحت حمایت اباقاخان قرار # ~~گرفتند . 2 # 1. چم ی ی هوی چی اون88 # - %~% ص89 و کتاببسمط العلی # ~~ص 24 . # مؤلف تاریخ وصاف در بارهآ این ازدواج چنین گوید . پس از آنکه سلطان غیاث ~~الدین # ~~پسر سلطان محمد خوارزمشاه بدست براق حاجب کشته شدعلاء الدوله قطب الدین ~~سحمود شاه # ~~اتایک یزد لشکر فرستاد تا ترکان خاتون را که از همخوابگان سلطان غیاث ~~الدین بود و # ~~دراصفهان در موقع عزیعت بکرمان نزد رکن الدین صاعد قاضی القضاة شهر ~~گذاشته بوداز # ~~قاضی گرفته بیزد ببرد و خیال بست که بزوجیت تصرف نماید. براق حاجب ~~بشنیدن این خبر # ~~باکر متوجه یزد شد باین بهانه که سلطان غیاث الدین با یادشاه چهان ~~چتگیزخان سخالفت # ~~مینمود من کار او ساختم مطابق یاسای بغولی آنچه متملقات او باشد از زن ms223 ~~و فرزند ومال # ~~در قیضه تصرف من گذارند . بوساطت قاضی القضاة رکن الدین قرار برآن شد ~~که علاء الدوله ### | بقیه خاسیهٔ‌ در صفحه بعد PageV02P011 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0395.png) ### | تاریخ آل مظفر # محی الدین سام هسر دیگر عزالدین لنگر دختر دیگر براق حاجب را کسه # ~~مریم ترکان نام داشت در ازدواج آورد. # مؤلف جاسع مفیدی گوید : او درویش نهاد بود و در امور دنیائی دخالت # ~~نداشت و در سال س* وقات یافت و در مدرسه وردان روز سدفون گردید . # کیکاوس پسر دیگر اتابک عزالدین لنگر درسال .1 * در گذشت. # قطب الدین محمود پادشا هی عادل بود و اغلب بطاعت و عبادت میپرداخت # ~~وبداد مردم میرسید وپیوسته درویشان را اطعام مینمود و علما و فضلا را ~~معززسیداشت # ~~سرگ او درسال 939 اتفاق اقتاده. # جانشین محمود شاه پسرش علاءالدوله سلغر شاه است . حکومت او مقارن # ~~است با آمدن هلا کوخان بایران. اواز هلا کوخان اطاعت کرد از این رو ~~درحکومت # ~~یزد یاقی ماند. # خواهر سلغر شاه زن سعد بن ابوبکر اتابک قارس بود و چون اتابک درجوانی # ~~مرد و پسر صغیرش محمد باتابکی قارس رسید ترکان خاتون مادر محمد و خواهر # ~~اتایک یزد بقرمان هلا کو باداره امور پرداخت . محمد نیز بعد از دوسال و ~~هفت # ~~براک کرحمن رهبمه وباربرف مراجعت کرد. PageV02P012 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0396.png) # ~~ماه حکومت در ذی الحجه سال .«6 وفات یافت. ترکان خاتون محمد بن سلغربن # ~~سعد ین زنگی را باتابکی برداشت ولی چون او نیز ظلم و ستم پیشه نمود ~~ترکان # ~~خاتون او را دستگیر ساخته در سال 1»» بخدمت هلا کوخان فرستاد و ~~سلجوقشاه # ~~بن سلغور برادر بزرگ اتا بک محمد را که بوسیله اتابک ابوبکر در قلعهای ~~محبوس # ~~بود از زندان خلاص کرده بتخت اتایکی نشاند او نیز پس از چندی یعیش و ~~عشرت # ~~پرداخت و ترکان خاتون را نیز بقتل رسانید واز اطاعت خان بغول نیز بیرون ~~رفت . # ~~علاء الدوله سلغور شاه اتابک یزد بخونخواهی خواهر یهلا کوشکایت برد . ~~هلا ms224 کو # ~~هم که یکی از سردارانش یدست سلجوقشاه بقتل رسیده بود سپاهی روانه قارس ~~نمود # ~~و علاءالدوله سلغورشاه را با نظام الدین حسن پادشاه شبانکاره مأمور دفع ~~سلجوقشاه # ~~کرد. # سلجوقشاه بکازون گریخت و در جنگی که در این شهراتفاق افتاد علاءالدوله # ~~سلغورشاه در سال 3-- بقتل رسید و سلجوقشاه نیز گرفتار و کشته شد . # بعد ازکشته شدن علاء الدوله سنغر شاه پسرش طغی شاه (طغان شاه) جانآشین # ~~پدرشد مدت حکومت او م سال بود ودر سال .7» وفات یاقت واز او دو پسرماند # ~~بنام های علاءالدوله و یوسف شاه. # علاء الدوله بعد از پدر بحکومت رسید وییش از سه سال حکومت نکرد زیرا # ~~در زمان او سیلی عظیم در سال673 در پزد جاری شد و بیشتر شهر را خراب ~~کردو # ~~اتایک از غصهآ آن در همان سال در گذشت. PageV02P013 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0397.png) ### | تاریخ آل مظفر # چانشین او برادرش اتابک یوسف شاه شد . او بمرمت خرابیهای شهر پرداخت # ~~چون در اواخر سلطنت ارغون خان (683 - .9،) از پرداخت مال مقرر بدیوان # ~~مغول خود داری کرد از این رو ایلخان یسودر نامی را بیزد فرستاد وفرمان ~~داد که # ~~اگر اتایک یوسف شاه اطاعت کرد ومال مقرر سالیانه را تسلیم نمود یسودر ~~باردو # ~~مراجعت نماید والا او را زندانی ساخته باردو بفرستد وخود بحکومت یزد ~~بپردازد . # ~~چون یسودر بنزد یکی یزد رسید اتابک خود در شهر متحصن شده روز دیگر مادر # ~~خود خرم تر کان را با تحف و هدایا نزد او فرستاد 1 # اما یسودر تحف و هدایای اتابک را نپذیرفت وسخنان خشونت آسیز گفته # ~~مادر اتابک را تیز مورد توهین قرار داد . او نیز بشهر بر گشته آنچه ~~دیده و شنیده # ~~بود با پسر تقریر کرد. اتابک یوسف شاه که مردی شجاع ومغرور بود بلشکر ~~امیر # ~~یسودر تاخته او را بقتل رسانید وزن وقرزند او را اسیر کرده داخل شهرشد ~~. چون # ~~این خبر بارغون خان رسید امیر محمد ایوداجی والسی اصفهان را با سی هزار ms225 ~~سوار # ~~بیزد فرستاد . اتابک یوسف شاه چون تاب مقاومت در خود ندید بطرف سیستان # ~~گریخت 2 PageV02P014 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0398.png) # بطوریکه در تاریح آل مظفر گفته شد در این سقر امیر شرف الدین مظفر نیز # ~~همراه اتابک یوسف شاه بود و او زن و فرزندان یسودر را برداشته بکرمان و ~~سپس # ~~بتبریز نزد ایلخان رقت و مورد عنایت قرار گرفت. # اما چون محمد ایوداجی ینزد یکی شهر رسید سادات و علما و جمعیاز مردم # ~~شهر نزد او آمده اظهار انقیاد و ااطاعت تمودند او نیز شخصی از تزدیکان ~~خود را # ~~بنام بلغدر یحکومت یزد تعیین کرد و خود باصفهان بر گشت. از این تاریخ ~~یزداز # ~~بیوسف شاه با ردو کرفت حسهد آین معنی را یهاثه ساختند و یوسف شاه را در ~~تظر حاراخان # ~~یای جلوه دادند خازان حان آیتچیان وستد وو را احضار کرد اثا هه آر ترم ~~تر وهر # ~~ایلچی میآمد با خرج مال در رفتن تعکل مینمود تا یک سال 11 آیلچی دز ~~یزدجمع شدند # ~~دشمنان بغازان گفتند او یاغی است پس امیر یسودر نام یا. . 2 سوار سغول ~~فرمتاد و حکم # ~~کرد که اتابک را مقید بیاورد یسودر چون ییزد آمد اتایک یارا نداشت که ~~پیش او برود # ~~دوسه روزی تقاعد نمود پس مادر را شفیع ساخت مادر با تحفی پیش یسودر رفت ~~وازاو # ~~خواست که پپسرش کمکنموده از او پیش غازان شفاعت نماید اما یسودر سادر ~~اتایک را # ~~دشنامها داد واو را براند مادر پیش پسر آمد وگقت ای پسر چنان میییثم که ~~این ترک به # ~~کشتن تو آمده اکتون هرچه توانی بکن اتابک چون ازجان خود مأیوس گشت جمعی ~~از # ~~تجار و خواجگان را احضار کرد و از ایشان قرض طلیید و از هر کسی هزار ~~دینار گرفت و # ~~حجت ها داد پس از جمع آوری میالغی جمعی از بزرگان را گقت این کافر ~~پکشتن سن وغارت PageV02P015 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0399.png) # ~~نظر مالی ضمیمه ممالک ایلخانی شد ودر سال ms226 293 پادشاه خاتون حاکم کرمان # ~~از گیخاتو خان که شوهرش بود حکومت یزد و شباتگاره راخواست او نیزد ~~رخواست # ~~او را پذیرفت وپادشاهخاتون نیزاز طرقخود تصرت ملک را یحکومت یزدیرداشت1 # ~~در سال *ه* که باید و بایلخانی رسید یزد را بسنطان شاه پسر اسمیر نوروز ~~سالیانه # ~~بمبلغ هزار دینار بمقاطعه داد ولی حکومت اسمی اتابکان از یین نرفت زیرا ~~اتابک # ~~حاجی شاه پسر اتابک یوسف شاه یبعد از او در این شهر بحکومت رسیده و ~~یطوریکه # ~~بی بیدو یا این کافرآن را سزا دهیم مردم سهرناسخ ررک باک بکنهادند قریب ~~دههزار # ~~را بلست بهنواک معریرهی که اسفهسالار اتابک پود سیرد تا در عخب ~~هیموررچوناتابک # ~~برفت مظقر هر دو اسیر زاده را خلادهدبه ازدو رقیند و حال آدا بمیلی از ~~پی # ~~او روآن شد او را در حدود حراسان کرفتند بند کرده بحضرت آوردتد واو را ~~یازعو داشتند # ~~قضا وا یا رغو بوی یاز نگتت و غازان خال بروی آبها ترد و جا آو بخسیه و ~~می سلازم # ~~بایدوخا (694). PageV02P016 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0400.png) # ~~درتاریخ آل مظفر گفته شد حکوست او نیز در سال8 ببدست اسیر بیارزالدین ~~محما # ~~پایان یاقت. # اتا پکان یزد نیز مانند آل کاکویه در این شهر ابتیه خیر از خود بیاد گار # ~~گذاشته و در آیادی این شهر کوشیده اند چنانکه اتابگ رکن الدین سام در ~~نزدیکی # ~~دروازه مهریجرد مدرسه ای ساخت که آن را مدرسه اتابک میخواندند. # وردان روز پسر اتایک عزالدین لنگر نیز مدرسه ای در سیان بازار دلالان # ~~بنا کرد که بمدرسه وردان روز معروف شد. # سلطان قطب الدین محمود شاه شهر را توسعه داد و قسمتی از خارج شهر را # ~~داخل حصارکرد و دولت خانه ای با سیدانی وسیع درجلو آن ساخت و در کنار # ~~دولت خانه مدرسه ای بنا کرد و گتبدی چهت مدفن خود ساخت . مادرش مریم # ~~تر کان قناتی در قصبه مهریجرد جاری ساخت و دهی ایجاد نمود بنام مریم ~~آباد که # ~~بعدا ms227 بمریاباد معروف شد. در نزدیکی دولتخانه دروازه ای ساخت و در ~~اندرون و # ~~بیرون دروازه بازاری بنا تمود و آن دروازه بدروازه مادرامیر شهرت یافت ~~که بعدا # ~~بدرب مال اسیر سعروف گردید . # غلام مربم تر کان که آقسنقر نام داشت در بیرون دروازه مسجدی و حمامی # ~~ساخت . # سلغر شاه نیز بآبادی میلی تمام داشت او نیز قناتی جاری کرد و در نزدیکی # ~~درپ سال امیر دهی ایجاد کرد که آن را سلغور آباد نام نهاد . # طغی شاه باغی در اهرستان ایجاد کرد که بباغ طغی شاهی معروف شد. # اتایکان یزد وشجره نسب آنان # 1- رکن الدین سام بن وردان روز %~% 536 تا 584 # 2- عزاندین لنگرین وردان روز %~% 60584 # 3- وردان روز بن عزالدین لنگر %~% 604)616 PageV02P017 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0401.png) # # 4- قطب الدین اسفهسالار متصور بن عزالدین لشگر %~% 6تا626 # # 5- محمود شاه ین قطب الدین اسفهسالار منصور %~% 639 # # 6- علاء الدوله رکن الدین سلغور شاه ین محمود شاه %~% 6 %~% 662 # # 7- طغی شاه (طغان شاه) بن علاءالدوله سلغور شاه %~% 670 # # 8- علاء الدوله ین طغی شاه %~% 6736 # # 9- اتابک یوسف شاه ین طغی شاه %~% 67»690 # # 10- اتابک حاجی شاه ین اتابک یوسف شاه %~% 71869 # ~~اتابک سام بن وردان روز که مؤسس اتابکان پزد است بطوریکه گفته شدابتدا # ~~از طوف سلطان سنجریسر پرستی دختران اسیر فراسرز آخرین حکمران آل کاکویه ~~انتخاب # ~~شد و از این رو آشاز حکوست او راکه سال3 ه است میتوان ابتدای حکومت اتا ~~بکان # ~~یزد دانست و حکومت این خانواده تا سال 718 ادامه داشت در این سال بدست # ~~امیر مبارزالدین محمد مظفری پایان یاقت بنا براین مدت حکومت اتایکان ~~یزد 182 # ~~سال یوده است . PageV02P018 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0402.png) # ~~س - ### | اتا بکال یرو ### | وردان روز # # رکن الدین سام %~% عزالدین لنگر # ~~علاءالدوله عطاخان # ~~(ازدختر گرشاسب وملازم خدست وردان روز تطب الدین اسفهسالار کیکاوس محی ~~الدین سام # # سلطان جلال الدین خوارزمشاه بود %~% سنصور %~% (متوفیدر. 61) (متوفی ~~در623) # ~~ود رجنگ باجرساغون درتزدیکی # # اصفهان درمال4 * بقتل رسیده) %~% قطب الدین محمود شاه ### | علاء الدوله طغی شاه # علاء ms228 االدوله %~% یوسف شاه ### | احاجی شاه PageV02P019 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0403.png) ### | فصلدوه # ملوک شبانگاره # شبانکاره1 ناحیه بود بین فارس و کرمان و شامل شهرهای دارابگرد - نیریز- # ~~اصطهباتات - ایگ (ایج) - فرک (پرک) وطارم . مؤلف تاریخ وصاف ~~حدودشبانکاره # ~~را ازروتیز وخیر درشمال تا لار و کورستان (دهی درهفت قرسنگی هرموز) ~~میداند3 . # ~~حمدالله سستوفی در نزهت القلوب گوید : شبانکاره شش موضع است و حدودش # ~~با ولایات فازس و لرمان و بحر فارس پیوسته است. بنا بر این شبانکاره ~~همان ناحیه # ~~ایست که سابقا بکوره دارابگرد ( یکی از کوره های پنجگاته فارس) معروف ~~بوده # ~~است 2. # دراین تاحیه از اواسط قرق پنجم هجری قمری حکامی روی کار آمدند که # ~~در تاریخ بملوک شبانکاره شهرت یافته اندشبانکارگان نسپ خود را باردشیر ~~بابکان # ~~میرساندند رؤسای این طایفه پیش از آنکه قارس بدست مسلمانان فتح ~~شودمقام اسپهیدی # 4ری د424 PageV02P020 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0404.png) # ~~داشتند و زسام اسور حکام فارس در دست آنان بود چنانکه اسمعیل جد اعلای ~~آنان # ~~در دستگاه هیرید داساد یزگرد سوم و والی فارس مقام سهمی داشته است1 . # چون دولت ساسانی یدست اعراب سنقرض شد و مسلمانان یفارس آمدند و # ~~یزد گرد سوم بدارابگرد گریخت چمعیاز رؤسای شبانکاره دور اوجمع شدند ~~تااورا در # ~~برابر اعراب یاری دهندونی پس از آنکه استخر مر کز فارس را مسلمانان ~~متصرف شدند # ~~و یزد گرد سوم از راه کرمان بسیستان رفت سردم شبانکاره ناچار با ~~عبدالله بن عامر # ~~حاکم فارس صلح نمودند و فارس یکلی بتصرف مسلمانان درآمد . # در این زسان شبانکارگان از فارس مهاجرت کرده طایفه ای از آنان بنام # ~~اسمعیلیان در اطراف اصفهان سا کن شدند و چون در آنجا وسائل مزاحمت مردم ~~را # ~~فراهم میساختند بفرمان سلطان سحمود غزتوی درسال . 42 ه- ق تاش فراش # ~~حاکم اصفهان آنان را از اطراف این شهر براند از این رو شبانکارگان ~~دوباره بفارس # ~~آمدند ابا کالیجار دیلمی (410 - .44) خواست از ورود آنان جلو گیری ~~نماید ولی # ~~موقق نشد از این رو کوره دارابگرد را بایشان واگذاشت از ms229 این زمان ~~شبانکارگان # ~~دراین قسمت ازفارس که بعدا برای سدتی ناحیهآ مستقلی شد برای خود دستگاه # ~~حکومتی تشکیل دادند . # بنا بنوشته ابن یلخی مؤلف فارسنامه شبانکارگان ازه طایفه مهم تشکیل # ~~سیشدند یدین قرار # 1- اسمعیلیان - طایفه ای بودند که از اطراف اصفهان بوسیله تاش فراش به ~~PageV02P021 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0405.png) # ~~طرف فا رس رانده شدند و در زمان ابا دالیجارد یلمی دراطراف دارابگرد ~~مسکن گزیدنه # ~~و در آن سوقع بزرگ این طایفه دو برادر بودند بنام محمد و نمرود پسران ~~یحیی # ~~نمرود جد ابراهیم بن ممائی و محمد جد حسویه (حسنویه) است . # محمد که برادر بزرگتر بود در فترت دیلمیان در دارابگرد برای خود دستگاه # ~~سلطنت درست کرد . او دو پسر داشت یکی بنام بیان و دیگری سلک1 بیان که ~~پسر # ~~پزرگتر بود بجای پدر نشست ولینمرود عمش او را بقتل رسانید وخود حاکم # ~~دارا بگردشد و در زمان او بود که فضلویه قدرت یافت و بر قا رس ~~سستولیشد. سلک # ~~پیش فضلویه رفت و از او در انتقام خون برادر و دفع عم کمک خواست. ~~فضلویه # ~~او را یاری داد تا بر دارابگرد و نواحی اطراف تسلط یافت2 . این طایفه ~~بدست # ~~اتایک چاولی که ازطرف سلاجقه به حکوست فارس منصوب شده بود از بین # ~~رفت3 . # 2- کرزوبیان (یا کرزوویان) - رئیس این طایفه محمد بن مما نام داشت و # ~~یعد از او پسرش ابو سعید جانشین شد و از مقربان فضلویه مؤسس دولت ~~شیانکاره # ~~گردید. وی درزمان فترت آل بویه بکازرون و نوبنجان و شاهپور مسلط شد ~~تااینکه # ~~اتایک چاولی او را ازسیان برداشت.4 # 3- شکانیان - که در گرمسیرات فارس براه زنی مشغول بودندو در زسان اتابک # ~~چاولی سر کوب شده از بین رفتند و اهمیت چتدانی در تاربخ نداشتتد . # 4- مسعودیان - ابتدا قومی گمنام بودند تا اینکه فضلویه قلعه سهاره (واقع # ~~در چهار فرسنگی فیروزآباد) را بدیشان داد و اتابک خمارتکین که از طرف ~~ملکشاه # ~~بحکومت فارس رسیده بود نیز برای آنان اقطاعی معین کرد ms230 . امیرویه مسعودی ~~رئیس # ~~این طایفه دو پسر مجدالدوله دیلمی را که در فیروزآباد اقامت داشتند و ~~این ناحیه PageV02P022 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0406.png) # ~~در اقطاع ایشان بود کشت و این شهر را در تصرف گرقت و کم کم قدرت یافت ~~تا # ~~اینکه در صدد تجاوز به متصرقات کرزوبیان برآید و اطراق شاهپور را متصرف ~~شد و # ~~یکازرون تاخت ولی در جنگ با آبوسعید کشته شد و پسرش وشتاسف بکمکقضلویه # ~~بحکوست فیروزآباد رسید تا اینکه اتابکث چاولی این قوم را نیز ازمیان ~~برداشت . # 5- رامانیان - رئیس ایشان علی بن الحسن بن ایوب تام داشت . رامانیان # ~~سلهمترین اقوام شبانکاره مییاشند و فضلویه مؤسس دولت شیانکاره از این ~~طایفه # ~~است . # آغازنولت شیانکاره (سال468) # نظام الدین فضل الله بن علی بن حسن (448 - 464) - در سال 448 نظام الدین # ~~فضل الله بن علی بن حسن که بفضلویه حسنویه معروف بود از طایفه رامانیان ~~بر # ~~ملک ابو منصور قولادستون (.44 - 448) آخرین پادشاه دیلمی فارس بشورید و # ~~بر تمامی فارس تسلط یافت و هر قسمتی از این ایالت را پامیری از امرای ~~شبانکاره # ~~داد چنانکه ناحیه کازرون و شاپور و نوینجان را باسیر ابو سعید از طایفه ~~کرزوبی و # ~~ناحیه فیروزآباد را بامیر ویه از طایفه مسعودی واگذاشت پنابراین ~~ظهورشیانکارگان # ~~را باید همان سالم4، دانست1. # 3- علت شورش فضلویه را این بلخی چنین میتویمد : فضلویه در خدست صاحب ~~PageV02P023 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0407.png) # در سال ه45 ملک قاورد براد رالبارسلان حاکم کرمان بفارس لشکر کشید # ~~فضلویه که در جنگ با قاورد شکست یافته بود بپناه الب ارسلان پادشاه ~~سلچوقی # ~~رفت و با دادن تحف و هدایا فارس و دارابگرد و اطراف آن را بمبلغ 27 ~~میلیون # ~~درهم (7 2 هزار هزاردرهم) سالیانه بمقاطعه گرفت (غیراز اخراجات مقرر ~~ومرسوم و # ~~سواجب لشکر) 2 . بدین جهت قاورد نتوانست در فارس بماند وبکرمان رفت . # فضلویه پس از آن اقتداری یافت و سایر رؤسای طوایف شبانکاره رادر تحت # ~~اضاعت آورد و درشیراز از طرف خود حا کمی گماشت وخود ms231 دارابگرد را ~~مقرحکوسیت # ~~قرار داد و پس از مذتی از پرداخت سال مقرر پپادشاه سلجوقی خودداری نمود ~~تا # ~~اینکه خواجه نظام الملک وزیر درسال 4«4 برای سر کوبی او یفارس آمد. ~~فضلویه # ~~در قلعه خرشه (واقع در قرسخی جهرم) متحصن گشت3 .خواجه نظاء الملک وزیر # ~~قلعه را در محاصره گرفت فضلویه ناچار تسلیمشد و در قلعه اصطخر زندانی ~~گردید. # ~~پس از چندی فضلویه قلعه را بدست گرفت ولی باز گرفتارشد و بقتل رسید ~~پوستش # ~~را کندند و ازکاه پرکردند 5 . # حکومت فارس در سال 465 از طرف ملکشاه سلچوقی باتابک خما رتکین # ~~واگذارگردید ولی پس از چندی توران شاه پسر قاورد حاکم کرمان بفرمان ملک # ~~شاه بحکوست فارس نیز برقرارشد اسا او پس از ورود بفارس زمام امور این ~~ایالت # ~~را ببزرگان شپانکاره سپرد6 PageV02P024 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0408.png) # چون ملکشاه درسال485 وقات یافت و اختلاف بین فرزندان او افتاد اوضاع فارس # ~~نیز دچار اغتشاششد و ترکان خاتون زن ملکشاه که در اصفهان بنام پسرش ~~محمود # ~~حکومت سیکرد درسال ب48 شخصی را بنام امیر انرا بحکومت فا رس فرستاد ولی # ~~توران شاه بکمک امرای شبانکاره ازورود او بفارس جلو گیری نمودند. # در سالی 492 بر کیارق فرزند دیگر بلکشاه که بسلطتت رسیده بود مجددا # ~~همان شخص را بحکوست فارس قرستاد امرای شباتکاره دراین زمان از ایران ~~شاه بن # ~~قاورد که بعد از سرگ توران شاه بحکومت کرمان رسیده بود کمکت خواستند ~~اسیر # ~~انر شکست خورده به اصفهان برگشت و امرای شبانکاره بیش از پیش بر فارس # ~~استیلا یافتتد. # درسال »ه ه ق سلطان محمد سلچوقی که بعد از براد رش سلطان بر کیارق # ~~بسلطنت رسیده بود اتابک جلال الدین چاولی را باتایکی پسر دوساله اش ~~چغری # ~~انتخاب کرد واو را بحکومت فارس فرستاد . در این زمان در شبانکاره نظام ~~السدین # ~~محمود پسر نظام الدین یحیی بن قضلویه حکوست داشت . PageV02P025 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0409.png) # اتابک چاونی برای اینکسه او را یاطاعت درآورد در سال 8. ه در ms232 ناحیه # ~~سروستان با او جنگ کرده و او را سنهزم ساخت ولی در ضمن جنگ رعافی ~~براتابک # ~~عارض شد و ناچار مراجعت نمود و در بین راه جان سپرد . # نظام الدین محمود که از سرگ اتابک چاولی بیخبر بود در صدد برآمدخود # ~~را در قلعه ای مستحکم پناه دهد. چون بموضع ایگ (ایج) رسید از مرگ اتابک # ~~مؤسس دولت شبانکاره تا حکومت هلاکوخان * نفررا بنام های سیف الدین هزار ~~اسب بن # ~~نلام الدین حسن - نظاء الدین حسن بن سیف اتدبن هرار اسب-حطب الدین یا ~~رز بن نظام # ~~الدین حسن (594-624) - مظفر الدین محمد بن قطب ألدین مبأرز (624 -658) ~~نام # ~~مسرد و کوید . شیانکارگان دو طایفه بودهد یحی ایسهچرمرتقول که همان ه ~~نفر # ~~اولیه میباشتد و یک طایقه پعد از سفول یفی ار رمان نسلط هار توحاک بیعد ~~ونیز سلسله # ~~ثسب آتان را باین قرتیب بقباد پادشاه ساساتی میرساند « تظام الدین فضل ~~الله بن علی بن # ~~حسن بن ابراهیم بن یحیی ین یوسف بن یعقوب بن اسمعیل بن مهمویه بن یحیی ~~بن سبأززبن # ~~ابراهیم بن محمد بن اسمعیل بن مرزبان بن یزدجرد بن شهریار بن خسرو (بن ~~هرسز) بن # ~~ذوشیروان بن قباد (ص2) # در سعجم الانساب زامباور نیز تا آغاز دولو سلسله نسب این دوات آشفتگی # ~~وجود دارد و ثام وثسب پاسشاهان بدقت ضبطنشده است . # مؤلف تاریخ وصاف هم بعد از مرگ فضل بن حسنویه (464) تا آغاز حکوست ملک # ~~مظقر الدین محمد بن مبارز الدین بن حستویه (624) که 160 سال است ففط از ~~حکومت # ~~نظام الدین بحمود صحیث کرده و از بتیه حکامشیانکاره نامی نبرده است. # محمد بن علی شبانکاره ای مؤلف مجمع الانساب حکومت این طایفه را از منک ~~مظفر # ~~الدین محمد بن قطب الدین مبارز آغاز میکند و تسب او را چنین میشمارد : ~~ملک مظفر # ~~الدین میحمد بن قطب الدین مبارز بن تظام الدین حسن بن سیف الدین ~~هزاراسبین نظام الذین ### | یتیه حاشبه در صفحد بعد PageV02P026 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0410.png) ### | صلوک ms233 شباتکاره ### | --.---.- # ~~خبر یافت و در همانجا قلعه ای ساخت و آن را دارالان تامید1 . # نظام الدین محمود اول کسی از این طایفه است که شبانکاره را از فارس # ~~جدا ساخته و باستقلال بحکوت برداخته است2 . از این زمان ببعد ملوک ~~شیانکاره # ~~از یک سوی با حکام فارس و از طرف دیگر با فرمانروایان کرمان بچنگ ~~وزدوخورد # ~~مشقول شده اند. # ~~بفیه حاسیه آزصتاحه فبل # ~~حسن ین اپراهیم بن محمد ین ممان ین مربن یحی بن زرسب بن سبارز بن ~~ایراهیم ین محمد # ~~بن اسمعیل و گوید این اسمعیل بود که درکا رسنایه رقا رسناسه این بی) کر ~~او رفته واول # ~~کسی است که در اقوام شبانکاره بنیاد حکومت نهاد سپس ململه نسب ~~شبانکارگان را چنین # ~~ادامه میدهد . ابن مرزبان بن شهریار ین هرز بن یزدیرد بن شهریار بن ~~خسرو بن هرمز ین # ~~انوشیروان بن تپاد بن فیروز بن یزدچرد بن بهرام و او را بفرام چور ~~گفتندی» ### | تسخه عکسی کتابخانه مر کزی دانشگاه # در آخر این قصل اسامی ملوک شیانکاره و مدت حکومت هر یک از منابع مختلف # ~~آورده شده است # 1 و2- مؤلف تاریخ وصاف گوید: چون نظاء الدین محمود بمحل ایگ رسید رقعه ای ~~یافت # ~~که درآن ثوشته بود . # اتابکث چاولی امروز بگذشت ### | نظام دین و دولت را بقا باد # گرچه تویسنده را نشناخت اما یفال نیک گرفت و در آنجا اقامت گزید واماکن ~~جهت # ~~خود واتباع بنا نمود ویمرور قدرت یافت وعرصه دارابجرد که کوچکترین کوره ~~از کورپتجگاته # سؤلف سجمع الانساب شبانکاره ای نیز جدائی شیانکاره را از فارس از زمان ~~نظام الدین ### | یقیه حاشیه در صفحه یعد PageV02P027 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0411.png) # بعد از اتابک چاولی اتابک قراچه وسپس اتابک منکوبرس و یعد از آن # ~~انا بک بوزابه از طرف سلاطین سلجوقی در فارس حکوست داشته اند. اتابک ~~بوزابه # ~~یمخالفت سلطان ملکشاء بن سلطان محمود سلجوقی پرخاست ولی دستگیر شد ودر # ~~سال 41 ه بقتل رسید - درسان 5،3 سنقر ین مودود ms234 بانتقام خون عم خود ~~یوزایه # ~~برخاست و بر قارس سستولی گردید وسلسله سلغوربان را بنا نهاد . از این ~~تاریخ # ~~بقیله حایبرحه قهل # ~~مجمود بیداند ولی او وقایع زیان حکومت ننثام الدین حسن معروف به حسنویه ~~را با نظام # ~~اندین محمود پسر زاده او که با حکوست اتا بک چاولی در فارس بعاصر بوده ~~مخلوط کرده # ~~است یطور کلی آنچه را که شیانکاره ای در سجمع الانساب در بارهآ آغاز ~~کار دولت شبانکاره # ~~گنته با واقع اسر سطابقت ندارد وخیلی آشنته است. اوگوید نظام الدین حسن ~~(که منظور # ~~نظام الدین محمود است) . پس از فرو نشستن آوازه لشکر اتا بک چاولی ~~(الیته پس ازمر ک # ~~او بوده) بخوشناباد که جایگاه قدیه خاندان او بود آسد درآن زمان ~~شبانکاره ولایت سحقری # ~~بود و مر کز آن خوشنایاد بود و چهار قلعه محکم داشت وازدست شبانکنرگان ~~ثرفته بودیکی # ~~قلعه اصطهبانان (اصطهیانات امروزی) و یکی قلعه اصطهیار و یکی قلعه رسبه ~~( زنبه در # ~~نزدیکی دارابگرد) و یکی قنعه خوشناباد و آن همه شوکت شبانکا رگان از ~~برای استواری # ~~این چهار قلمعه بود . چون چاولی تیست شد (وفات یافت) و روز گارساجوقیان ~~در تراجع نقاد # ~~و هر کس طمع در سعلکتی کردند و اکثر اتابکان ملوک سلچوقی بعضی یه ری و ~~بعضی بر # ~~عراق و بعضی بر آذ رباییجان و بعضی بر فارس مستولی شدتد نظاء الدین حسن ~~(نظاء الدین # ~~محمود) دیگر باره بطمع از سلکه فارس بفستچان آمد آوازه رسید کبه ترا ~~کمه سلغری شیراز # ~~فرو گرفته مقندای ایشان سنقر بن سودود بود نظام الدین طمع از سلک شیراز ~~متقطع کرد و لشکر # ~~تدیک ترا کعه نیود وبخوشناباد رفت سلوک شیراز هر چند دفع ایشانت ~~سیکردند سیسر نعیشد # ~~و بنیاد حرب و جداثی تارس و تبانکاره از آن وقت است. # مؤلف شیراز ناسه چدائی شبانکاره را از فارس از وقتی میداند نه شبانکار ~~گان در زمان # ~~اطنت ابو کالبجار دیلمی (ه41- .؛ ،) بوسیله تاش قراش حاکم ms235 اصفهان بطرف ~~فارس رانده # ~~شاتد ودر این ثاحیه مکونت اختیار کردند صن37. # 1 - ازطرف ساسا ستحر بن ملکشاه در فارس حکومت داشت - شیراز ناسه ص 43- # ~~تاریخ جهان آرا صن 128 PageV02P028 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0412.png) # ~~سلهک شبائکا ره از طرف مغرب با قلمرو سلاطین سلغوری همسایه شدند . # اسا در طرف مشرق شبانکارگان بطوریکه گفته شد ابتدا با قاورد (33» - # ~~465) مؤسس دولت سلجوقی کرسان سرو کار داشتند پس از او با سلطان شاه (65 ~~،- # ~~427) وتوران شاه (477 - 490) وایرانشاه (.9، - 494) وارسلانشاه (494- # ~~536) و محمد (36 ع - 551) وضقرل شاه (51 - 562) معاصر بوده اند # اتابک سنقر بن مودود (543 - 558) اولین اتابک فارس با حکام شیانکاره # ~~بنای خصوست را گذاشت او ابو طاهر حمد نامی را که بعدا موسس اتابکان لر # ~~بزرگ شد یا سیاهی یجنگ حاکم شبانکاره فرستاد و در اثر شجاعتی که ~~ابوطاهر # ~~در این جنگ از خود بروز داد از طرف انایک ستقر بعنوان اتابکی مفتخر و ~~بفتح بلاد # ~~لرستان و بختیاری مأمورگشت. # بعد از ملک نظام الدین محمود پسرش سیف الدین هزاراسب بحکومت شبانکاره # ~~رسید . او بعلم ودانش بیلی فراوان داشت و دانشمتدان راگراسی میداشت و ~~علسم # ~~فقه را تیکو میدانسته است و مردی خیر بوده وپس از شصت سال رند گی وفات ~~یاقته # ~~پسرش ملک نظام الدین حسن به حکومت رسیده. مرگن او در خوشناباد اتقاق # ~~افتاده. # بنظر سیرسد حکومت سیف الدین هزار اسب ونظام الدین حسن بذ کوردر # ~~فوق از اواخر حکوست ارسلان شاه (494 - 536) تا زمان سلطنت محمد شاه ~~ثاتی # ~~(579- 583) حکام کرمان طول کشیده وآنان شاهد اختلال کار سلجوقیان کرسان # ~~در زمان حکومت فرزندان طغرل شاه نیز بوده اند وهمچتین درطرف مشرق ~~باحکوست # ~~اتابک قراچه واتابک منکوپرس معاصر بوده اند و قیام سلغریان را یر علیه ~~سلجوقیان # ~~عراق و تشکیل دولت سلغوری فارس وحکومت سنقر بن مودود و زنگی بن سنقر # ~~(558- 521) و تکله بن زنگی (571 - ر59) را دیده اند . اذابکن تکنه # ~~بن زنگی بنظام الدین حسن پناه برده واز او برای دفع دشمنان ms236 کمک خواسته # ~~است - نظام السدین حسن سه پسر داشت : قطب الدین سبارز- نظام الدین ~~PageV02P029 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0413.png) # ~~محمود - سیف الدین حسن - بعد از قوت او پسر بزرگ یعتی قطب آلدین # ~~مبارز چانشین پدرشد1 و برادر خود را (که شاید نظام الدین محمود باشد) ~~در # ~~قلعهآ دارالامان بنشاند و خود درخوشناباد نشست. قطب الدین میارز درآغاز ~~کار قلعه # ~~نیریز را که در تصرف اتابک سعد بن زنگی بود متصرف شد. # در سالی ب_د که بیک طغرل پادشاه سلجوقی کرمان در گذشت بین پسرانش # ~~اختلاف افتاد . بلک توران شاه یکی از پسران با لشکر قارس که اتابکت ~~زنگی ابن # ~~سودود (و»-) یکمک او فرستاده بود بجتگ برادران رفت سلک آرسلان یرادر # ~~بزر گتر بمقابله شتاقت سپاهیان فارس شکست یافته متهزم شدند و برادر سوم ~~یعنی # ~~بهرام شاه نیز عازم خراسان شد . در اول زمستان توران شاه بار دیگر از ~~حدود فرک و # ~~طارم بکرسان حمله بردملک ارسلانیاز بمدافعه پرداخت این بار نیز سپاهیان ~~فارس # ~~شکست یافته یشیراز بر گشتند. 2 پس از آن خصوست و دشمنیبین برادران ~~اداسه # ~~داشت. این بار یهرام شاه بر گرسان مسلط شد و ملک ارسلان یه پادشاه عراق # ~~ارسلان ین طغرل سلجوقی پناه برد وبکمکن لشگریان او در سال 567 به کرمان # ~~آمد. بهرام شاه نیز از خراسان کمک خواست عاقبت بین دو برادر صلح بر ~~قرار گردید # ~~ولی باز در سال 69 ه بجنگ منجر شد این دفعه بهرام شاه منهزم گردید و ~~سپس با # ~~لشگری به کرسان حمله برد . ملک ارسلان یاتابک بزد پناه برد ویکمک اوبه ~~کرمان # ~~لشگرآورد ولیشکست خورده به یزد بازگشت. چون بهرام شاه در سال 570 وفات # ~~یافت پسر 7 ساله اش محمد شاه جانشین اوگردید. ملک ارسلان موقع را غنیمت # ~~شمرده همراه اتایکک یزد در سال ب به کرسانآد وآنجا را متصرف شد . معمد # ~~شاه یشبانکاره رقت و مورد استقبال امیر شبانکاره قرار گرقت و پس از دو ~~ساه توقف # ~~در سال ms237 76* باسیاهیان شبانکاره در موقعی که ملک ارسلان درجیرفت بود به ~~بردسیر PageV02P030 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0414.png) # ~~آمده این شهر را متصرف شد ولی ملک ارسلان برد سیر را مجددا ستصرف شد ~~ومحمد # ~~شاه را دستگیر ساخته در قلعه ای زندانی کرد. # درموقعی که کرمان درآتش اختلاف پسران ملکه طغرل می سوخت غزان باین # ~~ولایت حسله کردند و از آتان ملک دینار بتختحکومت کرسان نشست و بعد از ~~او # ~~پسرانش فرخ شاه وعجم شاه بدتی بحکوست پرداختتد . # ناصح الدین زهیر وزیر عجم شاه که ظاهرا از حکوست غزان یرکرمان ناراضی # ~~بود اسیر شیانکاره را پتسخیر کرسان تشویق می نمود از این رو در زسستان ~~سال # ~~97ه امیر قطب الدین مبارز بهمراهی برادرش اسیر نظام الدین محمود از راه ~~فرک # ~~بجیرفت رقت1 و چون حاکم آن شهرعماد الدین سغونی ازآنان اطاعت نکرد باین ~~جهت # ~~روی ببردسیر آوردند2 . غزان ازشتیدن این خبر ییم عقب نشینی کردند. بین ~~دو برادر # ~~شبانکاره ای وناصح الدین زهیر بر سر اینکه اول غزان را از کرمان رانده ~~سپس به # ~~بردسیر دست یابند و بعکس اختلاف افتاد ولسی در اثر اصرار امرای ~~شیانکاره ایتدا # ~~بردسیر را متصرق شدند سیس بجنگ غزان رقته آنان را شکست دادند و بعد ~~بعلت # ~~سخالفت اتابکث فارس طغرل بن سنقر (591 - 599) ناچسار به شباتکاره ~~مراجعت # ~~نمودند. # پس از مراجعت آنان غزان با زبنای خرابی در کرسان گذاشتتد این باراسیر # ~~هرموز تاج الدین شاهنشاه نیز بآنان کمک میکرد و طوایف کوچ و بلوج هم ~~آنان را # 1- مؤلف مبمع اد نسهب سبره ان ینویس: چوگ ارگشس کورد کسی نماند وهر ~~PageV02P031 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0415.png) # ~~باری مینمودند . این بار تظام اندین محمود برادر قطب الدین مبارز ~~بتنهائی عارم # ~~درسان شد و در جیرفت (در حدود دشت بر) اردو زد . غزان بهمراهی سپاهیان # ~~آسیر هرسوز وطوایف کوج و بلوچ بجنگ او شتافتند در این جتگ امیر هرموز ~~کشته # ~~شد وطوایف کوچ و بلوچ نیز سنهزم گشتند و غزان هم متفرق شدند . نظام ms238 ~~الدین # ~~محمود از جیرفت یبع واز آنجا ببردسیر رفت. # نظام الدین محمود پس ازاین فتوحات بعیش وعشرت پرداخت . واصحاب # ~~دیوان جهت مخارج خود رعایا را در تحت فشار وظلم وستم قرار دادند و غزان # ~~نیزدوبا ره مجتمع گشته خرابی بسیاری ببارآوردتد از این رو مرده دز ~~پریشانی افتاده # ~~بر نظاء الدین محمود شوریدند وشب پنجشنبه ششم ساه قروردین سال1 .* ه . ~~ق # ~~خانه او را تاراج دردند و خود او را نیز با پسرش دستگیر ساختند . # در این موقع عجم شاه که در خوارزم تزد علاء الدین محمد خوارزشاهی # ~~میزیست بکرمان آسد . مردم از او استقیال کردند و از او خواستند که نظام ~~الدین # ~~سحمود را بقتل برساند ولی او از ترس خونخواهی قطب الدین مبارز بدین کار ~~دست # ~~نزد و بندبیری او را از دست غزان نجات داده بشبانکاره فرستاد. # ازطرف دیگر سردم کرسان در دفع ظلم نظام الدین محمود ازاتابک سعد ین # ~~زنگی (596 - 623) کمک خواستند واو نیزد رسال . . « ه. ق عزالدین فضلون # ~~و در عقب او عماد الدین محمد بن زیدان یرادر زاده خود را یا سپاهی ~~بکرمان فرستاد # ~~و آنان نیز مردم کرسان را در کوتاه کردن دست شیانکارگان یاری دادند اما ~~محمد # ~~بن زیدان درسال 7. تسبت بعم خود اتابکث سعد خیانت نموده کرمان را در # ~~اختیار سلطان محمد خوارزمشاه قرارداد1 # قطب الدین مبارزبدت سی سال(594 - 4 62) حکوست کرد . در زمان او # ~~یراق حاجب مؤسس دولت قراختائی کرمان بشبانکاره لشکر کشید ولی شکست ~~PageV02P032 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0416.png) # ~~خورده بکربان یازگشت1 قطب الدین خواست در عقب اولشگر بکرمان بکشد ولی # ~~براق حاجب با سپردن سیرجان و هرسوز و لار و یعضی آبادیهای دیگر با ملک ~~قطب # ~~الدین صلح کرد سلک قطب الدین که فرک و تارم را نیز بغلبه گرفته وولایات ~~فستجان # ~~و کرم تا حدود فسا و رونیز را هم قبلا داشت مملکتی وسیع بدست آورد . # او مردی فاضل وعاثم بود و در علم فقه رساله ای نوشته بنام ms239 قطبیه2 . دائما # ~~سیان او و اتابک سعد جنگ برقرار بود و نامه های خشم آمیز بیکدیگر ~~سیتوشتند. # ~~او در فرگ وفات پاقت و در خوشنایاد مدقون شد. از او دو پسر ماند بنام ~~های # ~~مظفر الدین محمد که جانشین پدر بود و دیگری معزالدین عبدالرحمن . # چون مظفرالدین محمد بحکوست رسید برادر را پیش خود راه تداد و او نیز # ~~یبهانه شکار بشیراز رفت و از طرف اتابک ابوبکر مورد احترام قرار گرفت و ~~اتابک # ~~دختر خود زا بوی داد و او در خدمت اتابک بود تا وقات یافت3 # ملک مظفر الدین محمد (624 - 658) . مردی قاضل و هنرسند یوده ودر # ~~توسعه سملکت خود کوشیده و تا سرحد هرموزرا در تحت اطاعت خود آورده است ~~. # ~~او یا شعرا از آن جمله یاکمال الدین اسمعیل (مقتول در سال 635) روابط ~~دوستانه # ~~داشت . او این رباعی را گفته پیش کمال الدین اسمعیل فرستاده. # چون تیست مرا بخدستت روی وصال ### | سر بر خط دیوان تو دارم مه وسال # گویم قلکا در تو چه نقصان آید ### | گر زانکه رسانیم زمانی بکمال # کمال الدین اسمعیل در جواب این رباعی را گفته است : # آنی تو که خورشید سر افکنده تست PageV02P033 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0417.png) ### | هر کوست خداوند هنر بنده تست # ~~جویای کمالند بجان خلق جهان ### | وانگاه بجان کمال جوینده تست # ~~ملک مظفر الدین ریاعی ذیل را نیز درمرثیه پسرش گفته است : # ~~ای جان پدر که آن جهانت خوش باد ### | رقتی ز برم که جاوداتت خوش یاد # ~~تو ملک بقا را یفنا یگزیدی ### | سودی سره کردی که روآنت خوش باد # ~~سؤلف تاریخ جهان آرا گوید : کمال الدین اسمعیل قصیده ای در مدح او # ~~گفته که این دو بیت از آن است. # ~~ریاضتی که ملک در طریق نظم کشید ### | چو آفتابش مشهور هفت کشور کرد # ~~ز تاب خاطر آعلی چراغ فضل افروخت ### | ز نور دانش او چشم جان بنور کرد، # ~~تصرف شباتگاره بوسیله سیاهیان مغول . چون هولا کوخان بایران آسد # ~~با غوای جمعی ms240 در سالمه6 لشگری بسرداری شخصی بنام تکوچنه از قبیله جلایر # ~~برای تصرف شیانکاره فرستاد . سپاهیان مغول در غره ماه صفر آن سال پپای ~~قلعسه # ~~ایگ رسیدند ملک مظفر الدین محمد در قلعه متحصن شد ولی در ضمن جنگ تیری ~~PageV02P034 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0418.png) # ~~بچشم او خورد و از آسیب آن هلا گردید. مغولان تمامی قلاع ایشان از آن ~~جمله # ~~قلعه ایگ را مسخر ساخته ویران نمودند. # شبانکاره ای مؤلف مجمع الانساب در باره صفات و اخلاق مظقرالدین محمد # ~~و نیز در باره تسلط مقولان بر شبانکاره چنین مینویسد . # مظفر الدین بحمد بردی تیکو خصال بود هر گز خمر نچشیده و سیاه بغزای # ~~سلاحده فرستاد و علم فقه را نیکو میداتست و علما را محترم میداشت و ~~بارگاه او تا # ~~چاشتگاه بحث و مناظره علمی بود یعد از آن بار عام میداد . او مساجد و ~~رباطات و # ~~خانقاه هاساخت و درقلعه دارالامان در کوهی که در جتوب بود قلعه ای از ~~ستگ خارا # ~~بر آورد که بعدها بدست مغول خراب شد . # او بمرض استسقا گرفتار بود وجز آب انار آبی نمی آشامید. او جوانان رابرنج # ~~و تعب عادت میداد و چون بسن . 2 می رسیدند بمیدان جنگ میقرستاد تا ~~آزموده # ~~شوند و همه را بکار سپاهیگری سعتادمیکرد زیرا که او همه روزه بسپاه ~~محتاج بود . # ~~در هر ولایتی از ولایات شبانکاره سواران و پیاد گان سأمور ساخت و قلعه ~~های # ~~بسیارداشت. درعهد اوسلک دارابگرد مفتوح گردید و از پارس جدا شد ~~وبشیانکاره # ~~افزوده گردید . # ملک مظفه الدین محمد با سلاطین خراسان وعراق سایقه دوستی داشت وبین # ~~آتان مکاتیات بود . او بخلیفه وقت1 اظفا ربند گی میکرد وخلیفه او را ~~محترم میداشت # ~~واو را ناصر امیرالمومنین میخواند. # در اواخر ایام او خروج سغول و لشگر چنگیز خان شایع شد . در وقتی که # ~~لشگر تا کوجنه اوغول باستخلاص ممالک شربی آمده بود و ملک محمد که مردی # ~~داهی بود دانست که دست چنگیزخان بالای دست ms241 جمله عالم است هر سال از ~~پازهر PageV02P035 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0419.png) # ~~وخرمهره و موسیای و چیزها تنسوق که در این ولایت بودی بانان فرستادی و # ~~باز نمودی که این ولایت کوهی است و این بیچارگان کوهنشین و چندان نوا ~~ندارند # ~~که سیر شوند بدین سنوال دفع فتته مغول از خود کردی . چون هولا کو در ~~حرکت # ~~آمد عده ای از مردم شبانکاره که با سلک دشمن بودند پیش او رفتند و ~~گفتند # ~~شبانکاره ولایتی پر نعمت است و خزائن بسیار دارد و او را برآن داشتند ~~که لشگر # ~~باین ولایت بفرستد. چون لشگر مغول نزدیک شد ملک محمد که 4 سال داشت # ~~سوار شده از قلعه بیرون آمد و در عقبه گیلکان با دشمن روبرو شد ولی در ~~جتگتیری # ~~بر چشم او خورد واز اسب بیفتاد و وفات یافت یکی از نزدیکان او را در ~~نمد # ~~پیچیده و مخفیانه بقلعه برد و لشگریان شبانکاره که ازشهادت او اطلاع ~~یافتند # ~~دست ازحنگ تشیدند و در قلعه متحصن شدند . لشکربان سغول قلعه را در ~~محاصره # ~~گرقتتد روز دیگر قطب الدین بسر کوچکتر او (زیرا پسر بزگتر در زمان حیات ~~پدر # ~~مرده بود) رسول قرستاد و اظهار ایلی کرد ومالی اندک قیول کرد مغولان ~~بدارابجرد # ~~رفتند و از آنجا بفارس روی نهادتد.» معین الدین نطنزی مؤلف منتخب ~~التواریخ # ~~در باره علت لشگرکشی هلا کوخان بشبانکاره چنین مینویسد : ملک مظفرالدین # ~~بهیچ نوع ظالمان را محابا نمیکرد و بجهت اندک ظلمی عمال خود را گوشمال ~~تمام # ~~سیداد قضارا علیحیدر نام یکی از تزدیکان خود رابواسطه بیراهی که کرده ~~بودمصادره # ~~کرداو بگریخت وپپناه هلا کوخان رفتواز اردو لشکر یسرمملکت آورد باوجود ~~اینکه # ~~بظفر الدین محمد نود سال داشت بی دهشث استقبال نمود و در سال ه درصف # ~~کارزار بسعادت شهادت رسید. . . بعد از آن شبانکاره داخل تصرف مغول شد و # ~~ملک زاد گان از طرف او حکومت میکردند (ص5) # حکومت قطب الدین مبارز (658 - 959) - ملک مظفر الدین محمد ms242 دوپسر # ~~داشت بزرگتر بنام غیات الدین سحمد که در زمان حیات پدر وقات یافت و از ~~او # ~~چهار پسر و دو دختر ساند پسران نظام الدین حسن ونصرة الدین ابراهیم ~~وجلال PageV02P036 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0420.png) # ~~الدی. طیب شاه و بهاء الدین اسمعیل بودندو دختران یاقوت ترکان و خمسه ~~تر کان # ~~نام داشتند که مادرشان کنیز کی بنام شکرخاتون بود و پسر کوچک تر که قطب ~~الدین # ~~میارز نام داشت پعد ازقتل پدر از طرف تکوجتسه سردار سیاه مغول به حکومت # ~~شبانکاره رسید . او مردی ستم پیشه و شراب خوار بود و یرادر زاد گان را ~~نیز بنظر # ~~استخفاف مینگریست باین جهت آنان بکمک سردم شبانکاره او را دستگیر ساخته ~~نزد # ~~هلا کوخان بردند وقبایح اعمال او برشمردند. هولا کوخان او را در یرغو ~~نشانید # ~~ولی گناهی یر او ثایت نشد زیرا یر او در ایلی و مطاوعت تقصیری نرفته ~~بود و در # ~~کار لشگر نیز گناهی بر او ثابت نشد و هلا کوخان گفت اگر او شراب ~~سیخوردخود # ~~داند باین چهت او را آزاد ساخت. بزر گان شبانکاره ترسیدند که اگر او ~~پشبانکاره # ~~بر گردد همه آنان را خواهد کشت یس عده ای از امراء سغول را برشوت راضی # ~~کردند که قطب الدین را گناهکار سازند و او را بقتل برسانند پس بحکم ~~یرلیغ در # ~~دهم ذی الحجه سال «5* کشته شد1 . # قطب الدین مبارز سه یسر داشت : رکن الدین حسن که پسر بزرگتر یود و # ~~در جوانی در گذشت و از او پسری ساند بتام مبارز و دو پسر دیگر یکی ناصر ~~الدین # ~~محمود و دیگری سیف الدین هزار اسب نام داشتند. # حکومت نظام الدین حن بن غیاث الدین محمدبن مظفرالدین محمد (659-662)- # ~~پس از قطب الدین سبارز برادر زاده اش سلک تظام الدین حسن بحکوست ~~شیانکاره # ~~رسید . در زمان اوسلجوقشاه بن سلغور (661- 2 96) اتا بک فارس بر علیه ~~هلا کوخان # ~~یرخاست ویکی ازحکام مغولی را درشیراز بقتل رسانید. چون خبر این واقعه ms243 ~~به PageV02P037 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0421.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~یهلا کوخان رسید سپاهی بسرداری التاجو بقارس فرستاد وعلاءالدوله اتابک ~~یزد # ~~نیز که خواهرش بدست سلچوقشاه بقتل رسیده یود و همچنین نظام الدین حسن ~~به # ~~بقرمان هولا دو بکمک سپاهیان مغول عازم فارس شدند درسال 92» در کازرون # ~~بین طرقین جتگ در گرفت. در این جنگ نظام الدین حسن حاکم شبانکاره کشته # ~~شد و اتابک یزد نیز بضرب تیری از پای درآسد و سلجوقشاه هم دستگیر و ~~کشته # ~~أشد. # حکومت نصرة الدین ابراهیم (662 - 664) - بعد از قتل نظام الدین حسن # ~~براد رش نصرة اندین ابراهیم از طرف ایلخان سغول بحکومت شبانکاره رسید و ~~به # ~~تبریز رفت و چون برادرش در جنگ با مخالفان ایلخان کشته شده بود بموجب # ~~یاسای مغول دختر سلجوقشاه که فاطمه خاتون نام داشت بازدواج او درآمد1 ~~گویتد # ~~تصرة الدین ابراهیم بزهر هلاک شد . # حکومت جلال الدین طیب شاه (6644 - 677) - پس از فوت نصرة الدین # ~~ابراهیم اسراء شبانکاره برادرش جلال الدین طیب شاه را که 13 ساله بود ~~بحکومت # ~~انتخاب کردند . او از ایلخان اطاعت سینمود و هر سال مال مقرر را باردو ~~میفرستاد # ~~وخود نیز یکی دو بار باردو رفت وایلخان او را سورد احترام قرار داد ~~وطبل علم # ~~ویرلیغ و یایزه داد. # شبانکاره ای مؤلف مجمع الانساب مینویسد : اوغلام ترک بسیارخرپد و همه # ~~را تربیت کرد . او شراب را بسیار دوستمیداشت و دائمأ در بارگاه او عیش ~~وعشرت # ~~بود . زن برادرش نصرة الدین ایراهیم راکه دختر سلجوقشاه بود بزتی گرفت ~~و از # ~~او پسری آورد بنام غیاث الدین محمد ونیز دختر عم خود را بزتی گرفت و از ~~او # ~~نیز پسری آورد بنام عمادالدین محمد وزن سوم او دختر پسر عمویش بود و از ~~او # ~~چهار پسر آورد بناسهای مظفرالدین محمد - نظام الدین حسن - تاج الدین ~~بهمن PageV02P038 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0422.png) # ~~شاه - رکن الدین یوسف شاه. پطوریکه در * * سالگی * پسر داشت . او ~~پادشاهی # ~~بخشنده بود ولی از اسراف دوری می کرد . پس ms244 ان ده سال حکومت بامر ~~ایاقاخان # ~~نشکری بجنگ یراق خان بخراسان فرستاد چون اباقاخان بتبریز برگشت او با ~~تحف # ~~فراوان باردو رفت وسورد احترام قرار گرفت. # چون جلال الدین طیب شاه در کار حکوست استقلال یافت شحنه مغولی # ~~شبانکاره که سیشی نام داشت و مال بسیار جمع آوری کرده بود از ترس اینکه ~~مبادا # ~~طیب شاه ازحال او اباقاخان را مطلع سازد با او بنای سنازعت را گذاشت . ~~اما طیب # ~~شاه که پعنایت اباقاخان سستظهر بود کیفیت حال شحنه را یایلخان نوشت. ~~چون # ~~خواجه شمس الدین صاحب دیوان از حال سیشی اطلاع یافت او را از باسقاقی # ~~شیانگاره سعزول کرد و این امر باعث دشمنی بین شحنه و طیب شاه شد تا ~~ایتکه در # ~~سال677 در نزدیکی همدان بدست کسان سیشی بقتل رسید 1 مدت سلطنت او 13 # ~~سال بوده و در « 2 سالگی کشته شده. # حکومت مظفر الدین محمد بن طیب شاه (677 - 681) - پس ازقتل پدر # ~~بقرسان ایلخان مغول بحکومت رسید واز ایلخان نقاضا نمود که قاتل پدرش را # ~~مجازات نماید ولی سیشی بخراسان فرار نمود . مظفر الدین محمد نیز پس از ~~چندی # ~~بر ایلخان یاغی شد و دست بظلم و جور گشاد و پسیاری از امرا و بزرگان را ~~کشت # ~~عاقبت عمش بهاه الدین اسمعیل بکمک سپاهیان مغول بر وی غلبه کرد ~~مظفرالدین # ~~سنهزم شد و بکرسان رفت ولی دستگیر شد او را باردو بردند و مدتی در ~~اردوزندانی # ~~بود سپس گریخته یولایت لر بزرگ رفت و اتابک رکن الدین افراسیاب (688 - # ~~690) رابرعلیه ایلخان یشورانید. اتایک افراسیاب ازسپاهیان مغول شکست ~~خورد و # ~~و بظقرالدین سحمد نیز بشبانگاره برگشت و در خاته ای مثزوی شد تا در ~~سال721 # ~~وفات بافت. 2 PageV02P039 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0423.png) # بهاء الدین اسمعیل بن غیاث الدین محمدبن مظفر الدین محمد(681-684) - # ~~او که در زمان حکومت مظفرالدین محمد بن طیب شاه در خدمت ارغون خان در # ~~خراسان بسر میبرد بطوریکه گفته شد بکمک سپاهیان مغول شبانکاره را ms245 از ~~تصرف # ~~ملک مظفرالدین محمد خارج ساخت وعده ای را له سبب فتنه شده بودند بقتل # ~~رساتید وسالی راکه ملک مظفر الدین بعهده داشت بدربار ایلخان قرستاد . ~~اودختر # ~~امیر ارغون حا کم خراسان را در ازدواج داشت و ازاین ازدواج دو پسر ~~بناسهای # ~~رکن الدین افراسیاب وتاج الدین جمشید بوجود آسدند. او از دختر عم پدرش ~~نیز # ~~دو پسر داشت بتامهای تصرة الدین ابراهیم وسیف السدین محمد. مردم هنرمند ~~را # ~~دوست داشت و با مردم نا اهل دشمن بود. پس از سه سال حکوست ایلچیان ~~پسیار # ~~برای تحصیل مال از دربار ایلخان آمدند و چون او از عهده پرداخت مالی که # ~~سطالبه سیتمودند برنیاید او را باردو یردند و در مصیادره کشیدند باین ~~جهت ازغصه # ~~یسیار مریض شد و آن مرض به خبط دساغ انجامید تا درسال 712 وفات # ~~بافت # ناصرالدین محمود بن قطبالدین مبارز (684 - 692) - قطب الدین مبارز # ~~در موقع کشته شدن بطوریکه گقته شد دو پسر داشت ینامهای تاصر الدین ~~محمود # ~~وسیف الدین هزار اسب و آن دو که نمیتوانستند استیلای بنی اعمام یعنی ~~فرزندان # ~~غیات الدین محمد را در شبانکاره ببیتند و محال اقامت در شبانکاره تیز ~~نداشتند # ~~فرار کرده روی باردو تهادند و مدتها در سلازست اسرا وارکان دولت بودتد ~~تا # ~~اینکه ملک بهاء الدین اسمعیل معزول گردید و بقرمان ایلخان ناصرالدین ~~محمود # ~~بحکومت و برادرش سیف الدین هزار اسب بنیایت او معین شد . # ~~ناصر الدین محمود حا کمی عادل بود و شبانکاره را معمور گردانید و ~~اسلاکی راده # ~~از سلکمظفر الدین محمد مانده بود میان اولاد اوقسمت کرد و بهریک بهرهای ~~داد . PageV02P040 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0424.png) # ~~چون او تنبیه گناهکاران را بسیف الدین هزار اسب وامی گذاشت از این رو ~~چمعی # ~~با سیف الدین بد شدند وموقعی که ناصرالدین باردو رفته بود او را بزهر ~~هلاک # ~~کردند وچون ناصر الدین یشبانکاره برگشت او را نیز در شعبان سال 692 ~~بقتل # ~~رسانیدند . از او یک پسر سه ماهه ms246 باقی ماند بنام نصرالدین . # غیاث الدین محمد ین جلال الدین طیب شاه (692 - 709) . مردم شبانکاره # ~~پس ازقتل ناصرالدین محمود او را بحکومت برداشتند و ماجرا را باردو ~~خبردادند # ~~ایلخان یشنیدن این خبر یسور بوقا را با دویست سپاهی بشباتکاره فرستاد ~~تا کسانی # ~~را که مرتکب قتل او شده اند دستگیر سازد ویاردو بفرستد و رکن الدین حسن ~~پسر # ~~سیف الدین هزار اسب را بحکومت شبانکاره بگمارد یسور بوقا نیز همه ~~بزرگان # ~~شبانکاره را دستگیر کرده رکن الدین حسن را که . ساله بود بحکومت برداشت ~~1 # ~~و خود مدت چهار ماه در ایگ ماند و همه گنا هکاران را یمجازات رسانیده ~~زتداتیان # ~~را با خود یرد . در این موقع بعلت کشته شدن گیخاتو خان وخروج بایدوخان # ~~بزرگان شباتکاره همه آزاد شدتد و شازان خان نیز پس اژ یسلطثت رسیدن دو ~~پسر # ~~جلال الدین طیب شاه یعنی غیاث الدین ونظام الدین را که جلال الدین ~~طیبشاه # ~~زمان اقاست در اردو آنان را اینجوی پسران ارغون خان کرده بود مورد ~~مرحمت # ~~قرار داد و غیاث الدین را بحکومت شبانکاره معین نمود ونظام الدین را ~~بنیابت # ~~او تعیین کرد. غیاث الدین جسز شرب شراب و رفتن بشکار کار دیگری نداشت ~~از # ~~این رو نظام الدین حسن زمام امور را در دست داشت . # در زمان غازان خان امیر نوروز پسر ارغون آقا امیرالامرا و صاحب قدرت بود # ~~و بطوریکه قبلا گفته شد خواهر امیر نوروز یا دختر امیر ارغون که بیگی ~~قتلغ نام # ~~داشت در ازدواج بهاء الدین اسمعیل بود باین جهت امیر نوروز ولایت ~~شبانکارهرا # ~~بخواهر خود داد او نیز مالیات این ولایت را میان پسران خود یعنی رکن ~~الدین PageV02P041 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0425.png) # ~~افراسیاب و تاج الدین جمشید و میان پسران دیگر بهاء الدین اسمعیل که از ~~زن # ~~دیگرش بودند یعنی نصرة الدین ابراهیم وسیف الدین محمد وپسران جلال ~~الدین # ~~طیب شاه یعنی غیاث الدین ونظام الدین قسمت کرد و همه را با یکدیگر شریک ms247 # ~~گردانید و تا اسیر نوروز زنده بود درآمد شبانکاره باین نحو تقسیم میشد ~~ولی پس از # ~~قتل او پسران سیشی ولایت شبانکا ره را متصرف شدند و حکومت آنجا را در ~~عهده # ~~ملک غیاث الدین محمد باقی گذاشتند . چون از حکومت او ه1 سال گذشت او را # ~~برای وصول مبالغی که بدهکارمیدانستند باردو بردند و مدت دوسال در ~~آنجامتوقف # ~~ساختند تا اینکه معلوم گردید بدربار ایلخان بدهی ندارد. دراین مدت ~~برادرش # ~~نظام الدین کارها را در شبانکاره اداره مینمود . اوپس از دو سال اجازه ~~مراجعت # ~~یافت ولی بعلت افراط در شرب خمربیمار شد و در سال9 70 پس از17 سال ~~حکومت # ~~وفات یاقت # حکومت نظام الدین حسن (709 - 725) . پس از مرگ غیاث الدین امیر # ~~سونج که شبانکاره در عداد بلو کاتاوبود فرمان حکومت این ناحیه را برای ~~نظام الدین # ~~حسن فرستاد : هنوز یک سال از حکومت او نگذشته بود که نصرةالدین ابراهیم ~~بن # ~~اسمعیل بحکومت شباتکاره معین شد باین جهت نظام الدین حسن باردو رفت و ~~در # ~~کار حکومت با نصرة الدین ابراهیم شریک گردید ولی بین آن دو دائما نزاع ~~بر # ~~قرار بود تا بسعی سونج نوئین صلح میان آنان برقرار شد و مقررگردید که ~~هر یک # ~~در قسمتی از شبانکاره حکومت نمایند . پس از شش ماه باز بین آن دو ~~اختلاف افتاد . # ~~این بار هردو از حکومت معزول شدند وشخصی بنام خواجه فخرالدین خداشاهی # ~~از طرف ایلخان بحکومت شبانکاره معین شد. او پس ازسه سال حکومت وفات # ~~یافت و در همانجا مدفون گردید . # پس از فوت او امیر سونج قوام الدین مسعود الکرمانی را بحکومت فرستاد . PageV02P042 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0426.png) # ~~حکومت او نیز ییش از یکد سال طول نکشید و وفات یاقت و باز حکومت بنظام- # ~~الدین تعلق گرفت امااختیار کا رها در دست نو کران امیر سونج بودتا او ~~نیز در گذشت # ~~واولجایتوسلطان نیز درسال «1 فوت شد و ابو سعید خان بهادر بسلطتت و # ~~ایلخانی رسید. نصرة الدین ابراهیم ms248 که در اردو بود شبانکاه را بتصرف ~~دسشق خواجه # ~~پسر امیر چوپان که صاحب اختیار امور ابوسعید خان شده بود داد و او نیز ~~نصرة- # ~~الدین ابراهیم را بحکومت شبانکاره برداشت . چون ملک عزالدین ین شیخ ~~جمال- # ~~الدین ملک الاسلام که پشتیبان نصرة الدین ابراهیم بود معزول شد نظام ~~الدین # ~~حسن مجددا بحکومت شبانکاره معین گردید تا در سال 723 در اثر سعایت تاج ~~الدین # ~~جمشید بن بهاء الدین اسمعیل که در اردو بود نظام الدین حسن باردو احضار ~~شد # ~~ولی مورد احترام قرارگرفت و مجددا در حکومت شبانکا ره باقیساند تا در ~~ذی قعده # ~~سال ع بوقات یافت. # ملک نصرة الدین ابراهیم بن یهاء الدین اسمعیل . او که ازسال 710 در # ~~حکومت شبانکاره با نظام الدین حسن شریک بود وگاهی نیز باستقلال حکومت # ~~می کرد پس از مرگ نظام الدین حسن بکلی در کار حکومت مستقل شد و در سال # ~~729 وفات یافت1 . # ملک تاج الدین جمشید بن بهاء الدین اسمعیل . ملکتاج الدین جمشید برادر # ~~کوچک نصرة الدین ابراهیم که قبلا چندی بحمایت علی پادشاه خال سلطان ابو # ~~سعید از سال 3 ر ببعد در شبانگاره حکومت داشت بعد از قتل دمشق خواجه از # ~~حکومت معزول شد و باردو رفت و باز بحمایت علی پادشاه بحکومت رسید و چون # ~~بعد از مرگ سلطان ابوسعید (سال 73) فارس در تحت اقتدار اسیر شرف الدین # ~~محمود شاه اینجو درآمد شبانکا ره نیز در تحت نفوذ او قرا رگرفت و او ~~حکومت این # ~~ناحیه را بملک رکن الدین حسن ین هزار اسب وتاج الدین جمشید بن بهاء ~~الدین PageV02P043 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0427.png) # ~~اسمعیل رقیب وشریک نظام الدین حسن واگذاشت و حکومت شبانکاره گاه بااین # ~~وگاه با آن بود تا اینکه در سال 742 و زمان حکومت امیر پیر حسین در ~~فارس # ~~شخصی بنام امیر لون از هندوستان از راه سیرجان بشبانکاره آمده و آن دو ~~را بقتل # ~~رسانید و چون اینجوبان اقتدار یافتند شیانکاره در حوزه اختیار ms249 آنان ~~درآمد و از سال # ~~42 7 شخصی بنام ملکث اردشیر بحکومت پرداخت وچون او از امیر مبارزالدین # ~~محمد سظفری که درسال ه7 بر شیراز تسلط یافته بود اطاعت نکرد شاه محمود # ~~بن امیر مبارزائدین محمد درسال * ه پ مأمور تسخیر شیاتکاره شد ملکن ~~اردشیر # ~~منهزم گردید و تمامی خاک شبانکاره به تصرف آل سظفر درآسد و دولت ~~شبانکاره # ~~پایان یافت . ### | ملوک شبانگاره # 1- تظام الدین فضل الله بن علی ین حسن بن ایوب معروف به فضلویه حسنویه # یا حسویه1 %~% 464 # 2- نظام الدین یحیی ین نظام الدین فضلویه2 %~% 462 %~% # 3- نظام الدین محمود بن نظام الدین یحیی # 4- سیف الدین هزار اسب بن نظام الدین محمود، # 5- نظام الدین حسن بن سیف الدین هزار اسب* %~% 592 # «- قطب الدین مبارز بن نظام الدین حسن %~% 624 # 7- مظقر الدین محمد بن قطب الدین مبارز %~% 62 «65 # 1- در دایرة المعارف اسلامی بزبان انگلیسی نام پدر فضلویه علی و او نیز ~~فرزتدحسن # ~~ین ایوب نوشته شده . مؤلف شیرازنامه نیز نام پدر فضلویه را علیذکر کرده ~~. درتا ریخ چهان # 2و 3 و4 و ه - ستوات حکومک کام شباتحاره از تظام الدین یحیی تا قطب الدین # ~~قدرمسلم است که حکومت این چها رتفرازسان،» تا سان9ه یکصدوسی سال طول ~~کشیده است. PageV02P044 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0428.png) # # 8- قطب الدین مبارز بن مظفر الدین محمد %~% 65658 # ~~9- ثنظام الدین حسن بن غیات اخدین بنرتین سحمد 659 «662 # ~~10 - نصرة الدین ابراهیم ین غیات الدین محمد ین # مظقر الدین محمد %~% 664 # ~~10 - جلال الدین طیب شاه بن غیاث الدین محمدبن # مظفرالدین محمد %~% 614 تا 977 # # 12- مظفر الدین محمد بن طیب شاه %~% 68677 # ~~13- بهماء الدین اسمعیل بن غیاث الدین محمد بن # مظفر اللین محمد %~% 681 تا68 # # 14- ناصرالدین محمود بن قطب الدین مبارز %~% 692484 # # 15 - غیات الدین محمد ین جلال طیب شاه %~% 709 # # 16- تظام الدین حسن ین جلال الدین طیب شاه %~% 704(725 # # 1- نصرة الدین ایراهیم بن بهاء الدین اسمعیل %~% ز723771 # ~~باشتراک با نظام الدین حسن ودرسال 729 وفات یافته است . # ~~18- تاج ms250 الدین جمشید بن بهاء الدین اسمعیل) ازسال 23 7 چندی تاج الدین # ~~19- ملک رکن الدین حسن بن هزار اسب [جمشید تنها حکومت داشت # و در زمان اینجویان حکومت شبانکاره باین دو نفر واگذار # شد و هر دو در سال 3 پقتل رسپلند # # 3- ملک اردشیر %~% 756 PageV02P045 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0429.png) ### | شجره نسب ملوک شبانگاره # ~~نظام الدین فضل اللهین عای بن حس ین ایوب معروف به فضاویه حسخویه ### | نظأم الدین یحیی ### | نظام الدین محمود ### | سیف الدین هزار اسب ### | تظام الدین من # ~~قطب الدین مبارز نظام الدین حمود بین حسن # مظفرالدین محمد # ~~قطب الدین سبارز # ~~ر کن الدین حسن تاصرالدین محمود سیف الدین هزاراسی # # سیارز نعرالدین %~% رکن الدین حسن # ~~تظام الدین حسن تضرت الدین ابراهیم جلان الدین طیب ساه بهاء الدین ~~اسمعیل یاقوت ترکان خمسه ترکان PageV02P046 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0430.png) ### | فصل سی # فارس درزمان ایلخانان وحکومت آل اینجو # فارس1 در زمان ساسانیان به ه ناحیه یا بلوک و یاکوره تقسیم شده بود وهر # ~~کوره بنام پادشاهی که بانی آن بود خوانده میشد واین ه کوره عبارت # ~~بودثد از : # 1- کوره اصطخر شامل نواحی شمالی فارس . یزد نیز جزواین کوره محسوب # ~~میشد و مر کز آن شهر اصطخر بود که امروز خرابه هایش در کیلومتری شمال # ~~تخت جمشید است. چون شیراز در دوره اسلامی مقر حکام فارس شد شهر اصطخر # ~~از اهمیت افتاد تا اینکه در سال «43 ه. ق بدست ابو کالیجار دیلمی ودران # ~~گردید. # 2- کوره اردشیر ویا اردشیر خوره 2 شامل نواحی جتوبی و سواحل وجزایر ~~PageV02P047 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0431.png) # ~~خلیج فارس و مرکز آن شهرگور ( جور) بوده که بعدا به فیروز آیاد تغییر ~~نام # ~~بافته است. # 3- شاپور خوره - در سغرب اردشیر خوره ومر کزآنشهر شاپور بوده که امروزه # ~~خرابه های آن در ه2 کیلومتری شمال غربی کازرون قرار دارد و این شهر ~~بدست # ~~ابوسعید شبانکارهای ویران گردید. # 4- قباد خوره - در مغرب شاپور خوره و مر کز آن ارگان یا ارجان بوده که # ~~امروزه خرابه های آن در نزدیکی ms251 بهبهان نمایان است . # 0- کوره دارابگرد یا دارابچرد - شامل نسواحی شرقی فارس مرکز آن شهر # ~~داراب گرد بوده و خرابه های آن در نزدیکی شهر داراب کنونی است. # فارس در دوره استیلای عرب نیز تقسیمات فوق را حفظ کرده چنانکه جغرافی # ~~نویسان اسلامی از نواحی پنجگانه فارس بحث می کنتد وهریک را جدا گانه ~~توصیف # ~~می نمایند ونی چون درسال 448 ابو سنصور فولادستون آخرین پادشاه دیلمی ~~فارس # ~~بدست نظام الدین فضل الله معروف به قضلویه حسنویه (448 - 464) رئیس ~~طایفه # ~~شبانکاره بقتل رسید در قسمت شرقیفارس که سابقا بکوره دارا بگرد موسوم ~~بود حکومتی # ~~جدا گانه تشکیل یافت و بتدریج این ناحیه از فارس جدا شد و حکام این ~~ناحیه تا # ~~سال « ه7 گاهی باستقلال و زمانی تحت اطاعت حکام مر کزی ایران سلطتت # ~~سی کردند. # و نیز در یندر هرموز ولار حکام محلی روی کار آسدند. بنا بر این در اواسط # ~~دوره سلجوقی یجای کوره های پنچگانه در فارس چهار ناحیه جدا گانسه ~~میتوان # ~~مشخص کرد: # 1- فارس بالاخص که مر کز آن شیراز بوده و از حدود یزد تا جزیره کیش # ~~وسعت داشتت . # 2- ناحیه شبانکاره درکوره دارابگرد بین فارس بالاخص و کرمان و مرکزآن # ~~شهر ایگ بوده. PageV02P048 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0432.png) # 3- لارستان که مر کز آن شهر لار بوده . # 4- هرموز شامل جزیره هرسوز و جزایر وسواحل وبنادر اطراف آن. # چون هر یک از قسعت های سه گانه اخیر جدا گانه در فصول دیگر مورد # ~~بحث قرار گرقته در اینجا فقط اوضاع تاریخی فارس یالاخص مورد تحقیق قرار # ~~خواهد گرفت. # چون ابو سنصور فولادستون آخرین پادشاه دیلمی فارس درسال 448 ه. ق # ~~بدست نظام الدین فضل انته (448 - 464) بقتل رسید او که بغضلویه حسنویه # ~~معروف بود مدتی باستقلال وسپس از طرف آلب ارسلان سلجوقی در فارس یحکومت # ~~پرداخت و همینکه نسبت یدولت سلجوقی ناقریسانی کرد گرفتار شد و بقتل ~~رسید و # ~~سلجوقیان ازآن پس فارس را بوسیله حکامی که از جانب خود سی ms252 فرستادند ~~اداره # ~~میتمودند و این حکام یترتیب عبارتند از : # 1- رکن الدین خمارتکین که در سال 465 از طرف سلکشاه سلجوقی :حکومت # ~~قارس سنعبوب شد. # 2- در چها رصد و هفتاد واند مسلک شاه پسر عم خود توران شاه بن قاورد # ~~حاکم کرمان را بحکومت فارس نیز تعیین نمود ولی!و اسور فارس را بدست ~~بزرگان # ~~شبانکا ره سپرد . # 3- پس از مرگ ملکشاه ته در سال 485 اتفاق افتاد بعلت یروز اختلاف # ~~بین فرزندان او بر سر تاج و تخت اوضاع کشور روی باختلال گذاشت از این ~~رو فارس # ~~نیز سکون و آراسش خود را از دست داد زیرا در سال * ترکان خاتون زن ملک # ~~شاه که در اصفهان بنام پسر کوچکش محمود حکومت می کرد شخصی بنام اونر را # ~~بحکومت فارس فرستاد ولسی توران شاه بکمکن امرای شبانکاره از ورود او ~~بشیراز # ~~جلو گیری درد . در سال «49 سلطان بر کیارق قرزند دیگر ملکشاه پس از ~~رسیدن به PageV02P049 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0433.png) # ~~سلطنت مجددا اونر را بحکومت فارس گماشت. بزرگان شبانگاره این باراز ~~ایران # ~~شاه بن قاورد که بعد از مرگ توران شاه پادشاه کرمان شده بود کمک ~~خواستند امیر # ~~اونر شکست خورده باصقهان گریخت و شهانکارگان بیش از پیش بر فارس استیلا # ~~یافتند. # - حکوست اتایک چاولی - سلطان محمد که بعد از برادرش سلطان بر کیارق # ~~بسلطنت رسیده بود در سال 2 . ه جلال الدین چاولی را باتابکی پسر دو ~~ساله اش # ~~چغری انتخاب کرد و بحکومت فارس فرستاد و او حکام شبانکاره را مطیع ساخت # ~~و شهر ایگ مقر آنان راگرفت. حکومت او در فارس تا سال . : ه طول کشیدو ~~در # ~~این سال وفات یافت1 . # 5- حکومت سلطان سلچوق - درسال : ه سلطان محمد سلجوقی پسر دیگر # ~~خود سلطان سلچوق را حاکم فارس کرد و خطیر محمد ابن حسین مییدی را ~~بوزارت # ~~او برداشت . خطیر محمد نیز در سال 15ه فوت شد. # «- حکومت اتابک قراچه - پس ازفوت خطیر مسحمد اتایک قواچه یحکومت # ~~فارس واتا،کی سلطان ms253 سلچوق معین شد . درسال ه 52 ساطان محمود بن سلطان # ~~محمد سلجوقی درگذشت و سال بعد اتابک قراچه ببغداد رقت تا سلطان سلجوق # ~~شاهزاده تحت سرپرستی خود را بسلطنت یرساند ولی سلطان سنجر بدفع او لشگر # ~~کشید . سیاه سلطان سلجوق شکست یافت و اتایک قراچه نیز اسیر گشت و بحکسم # ~~سلطان ستجر بقتل رسید . # - حکومتمتکوبرس- بعدازقتل اتابک قراچه سنکوبرس بحکومتفارس رسید. # ~~پس از چندی یکمک امیر یوزایه که از طرف او در خوزستان حکومت داشت خواست # ~~سلطان داود پسر سلطان محمود سلجوقی را که برای تاج و تخت یا عم ~~خودسلطان # ~~مسعود در جتگ یود یاری دهد ولی شکست خورد و بقتل رسید . اما امیر بوز ~~بزبه PageV02P050 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0434.png) # ~~قارس برگشت وخود زمام اموررا دردست گرفت و تا سال ** باستقلال حکومت # ~~کرد تا اینکه در این سال در جنگی با سلطان مسعود سلجوقی اسیر شد و بقتل # ~~رصید . # حکومت سلغوریان در فارس . سلغوریان از قرزندان امیری بنام سلغور # ~~هستند وسلغور در اوایل استیلای سنجوقیان از ترکستان بایران آمده و در ~~خدمت # ~~سلجوقیان وارد شد و فرزندان او در نواحی فارس و کوه گیلویه و خوزستان ~~مسکن # ~~گرفتند و موقعی که امیر یوزایه بجنگ سلطان مسعود سلجوقی میرفت بعلت ~~دوستی # ~~که با سنقرین مودود داشتاو را ازطرف خود درشیراز گذاشت چون پس از ~~کشتهشدن # ~~بوزابه سلجوقیان بفارس آمدندسنقربن مود ودبرآنان خروج کرد وفارس را ~~سسخر ساخت. # ~~خروج سنقربن سودود برسلجوقیان درسال 543 ه.ق صورت گرفت و این سال را ~~ابتدای # ~~سلطنت سلغوریان در قارس میدانند . وقات اتابک سنقر در سال 558 اتفاق ~~افتاد . # بعد از او برادرش زنگی بن سودود (558 - 571) اتابک فارس شد و اودر # ~~تمام مدت حکومت خود یا ملوک شبانکاره مشغول زدو خورد بود. بعد از ~~اواتایک # ~~تکلة ین اتایکزنگی (571-591) بحکومت رسید. او درآغاز کا رباشا هزاد گان ~~سلجوقی # ~~بچنگ پرداخت و هم در زمان او اتابک ایلد گز حاکم آذربایجان بفارس لشکر # ~~کشید ونتوانست کاری از پیش ms254 ببرد ولی پسرش اتابکه پهلوان درسال ه57 ~~شیراز را # ~~متصرف شا و بباد قتل و غارت داد اتابک تکله از قزل ارسلان فرزند دیگر ~~اتایک # ~~ایلد گر ثیز اطاعت نمود . # در آغاز حکومت اتابک طغرل بن سنقر (591 - 599) که بعد از اتابک تکله # ~~بحکومت رسیده سعدبن زنگی بر علید او قیام کرد و در اثر محاربات آنان ~~خرابی یسیار # ~~براین ایالت واردشد1 .تااینکه اتابک سعدبن زنکی (599-3 95) خود بحکومت ~~رسید . # ~~درزمان او کرمان ضمیمه فارس شدزیرا بعلت اختلاف میان پسران طفرل پادشاه ~~سلجوقی # ~~کرمان و نیز بسببخرابی غزان در این ولایت و همچنین بعلت برورقحط و غلا ~~وضع PageV02P051 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0435.png) ### | ناریخ ال مظفر ### | . # ~~کرمان سخت آفته شد و اسمیر مبارز الدین شباتکاره ای از یک طرق و سلطان ~~محعد # ~~خوارزمشاه از طرف دیگر در صدد تصرف کرمان یرآسدند. اتابک سعد نیز سوقع ~~را # ~~غنیمت شمرده بردسیر را سسخر ساخت و ملک عماد الدین محمد بن زیدان برادر ~~زاده # ~~خود را بنیابت در گرسان گذاشته بشیراز برگشت ولی محمد بن زیدان پس ~~ازچندی # ~~کرمان را در اختیار عمال خوارزمشاهی گذاشت. # در سال 2 . * پیرشاه پسر سلطان محمد خوارزشاه بفارس لشکر کشید و نیز # ~~درسال 14* !تابک سعد در نزدیکی ری در جتگی که با سلطان محمد خوارزسشاه # ~~نمود شکست خورده دستگیر شد و بوساطت ملک زوزن 1 باین شرط آزاد شد که # ~~همه ساله قسمتی ازخراج فارس زا یدربار خوارزمشاه بقرستد وقلاع اشکنوان ~~و # ~~شکسته و اصطخر را بعمال خوارزمشاه بسیارد و دختر خود بلکه خانون را در ~~عقد # ~~ازدواج سلطان جلال الدین سینکبرنی پسر خوارزمشاه در آورد . چون پسرش ~~ایوبکر # ~~از این شرایط اطلاع یافت بمخالفت پدربرخاست و عده ای از لشکریان سلطان ~~محمد # ~~خوارزمشاه را که برای انجام تعهدات اتایکن سعد همراه او بودند بتتل ~~رسانید . # ~~اتابک سعا ناچار با پسر به چنگ پرداخت و او را دستگیر ساخته در قلعه ~~اصطخر # ~~زندانی گرد . # اواخرحکوست اتابک سعد بقارن با حمله ms255 سمغولان بر ایران است. دراین زسان با # ~~اینکه بعلت سرگ سلطان محمد خوارزمشاه درسال 917 فرزندانش دائما گرقتار # ~~تهاجم سپاهیان مغول بودند معذلک غیاث الدین پسر سلطان محمد در سال21* # ~~که هنوز ری و اصقهان و عراق عجم را در تصرف داشت بفارس لشکر کشید ~~واتابک # ~~سعد درقلمعه اصطخر متحصن شدو سال بعدسلطان جلال الدین مینکبرنی پسرد ~~یگرسلطان # ~~سحمد که از سقولا شکست یافته و بهتد گریختد و سپس از راه کرمان بفارس ~~آده PageV02P052 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0436.png) # ~~بود اتایک سعد بدو ملتجی شد و او تیز فارس را از برادر گرفته به اتابک # ~~داد. # اتابک ایوبکربن سعد (623 - 658) بعد از پدر در فارس حکمرانی کرده # ~~است . اوچون خرابی وقتل و غارت مغولان را در خراسان شنیده بود برای ~~ایتکه # ~~فارس را از تعرض آنان مصون دارد از ایشان اطاعت کرد و برادر زاده خود ~~تهمتن # ~~را یا تحف و هدایای بسیار یدر گاه او کتای قاآن فرستاد و از طرف او ~~کتای قاآن # ~~یلقب قتلغ خانی سر افراز شد . او هر سال سی هزار دینار زر سرخ بر سبیل ~~خراج به # ~~خدمت خان بغول میقرستاد و همه ساله پسر خود اتا بک سعد و یا پکی از ~~برادر # ~~زاد گان را پیش خان سغول روانه می کرد و برای اینکه عمال مغول از احوال ~~ملک # ~~اطلاع حاصل نکنند آنان را دربیرون شهر چا سی داد وسایحتاج ایشان را خود # ~~قراهم می کرد و مردم را ازمعاشرت باآنان مانع میشد. # قارس در عهد او آباد و مجمع فضلا و دانشمندانی شد که از متایل هجوم # ~~مغولان گریخته بفارس پناه آورده یودند وچون اتابک ابوبکر تیز علما و ~~دانشمندان # ~~را گراسی میداشت و وسایل سعاش ایشان را فراهم می کرد از این جهت عده ای ~~از # ~~آنان دور او جمع شدند و تام نیک او را در تألیفات خود ثیت کردند از ~~جملسه این # ~~دانشمندان شیخ سعدی است که کتاب بوستان را درسال ms256 ه60 بنام او ینظم ~~درآورد # ~~و دیگر مجدالدین همگر شاعرسعروق وشمس الدین محمد رازی صاحب کتاب المعجم # ~~بودند که در دربار او سیزیستند. # در زمان او فا رس توسعه یافت. او درسال ه2* جزیره کیش را که درتصرق # ~~سلک سلطان حاکم آن بود بکمک سیف الدین ابا نضر حاکم بندر هرموز متصرف # ~~شد باین شرط که چهار دانگ ازکیش ضمیمه قارس شود و دو دانگ آن را ملک # ~~هرموز تصرف کتد و چون پس از چندی پادشاه هرموز از تسلیم چهار دانگ ~~جزیره # ~~کپش باتابک سعد خود داری کرد در سال 628 اتابک جزیره کیش را متصرف ~~PageV02P053 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0437.png) ### | ناریخ آل مظقر # ~~شد وآن را دولت خانه نام نهاد . اتابک پس از آن بتصرف سایر جزایر ~~پرداخت # ~~از آن جمله جزیره اوال (بحرین) را درسال 633 و سر زمین قطیف را ~~درسال641 # ~~مسخر ساخت 1 # چون در حین تصرف چزیره کیش سیف الدین ابا نضر سلک هرموز بقتل رسید # ~~اتابک حکومت هرموز را یشتخصی بنام امیر شهاب الدین محمود بن عیسی داد و ~~یه # ~~این ترتیب نفوذ خود را یاین بندر و نواحی که درتحت تسلط ملوک آن یود ~~توسعه # ~~یخشید. # اتابک سعد پسر اتابک ابوبکر که در موقع فتح بغداد بتهنیت پیش هولا کو # ~~خان رفته بود و نا سال * در خدمت خاک سغول بود در این سال اجازه یاقته # ~~عازم شیراز شد ولی در بین راه خبر مرگ پدر را شنید اما خود او نیز که ~~بیمار بود # ~~پیش از ورود به شیرازوقات یافت . اتایک سعد نیز مربی اهل علم دادب بود ~~و # ~~شیخ سعدی از نزدیکان دربار اوست و تخلص خود را از نام او گرفته و ~~دیباچه گلستان # ~~را بنام او ساخته است. # اتابک محمد پسراتا بک سعد د رصغرسن باتا یکی رسید باین جهت مادرش تر کان # ~~خاتون که خواهر علاءالدوله اتا بکیزدبود زسام اسوررا یدست گرفت ~~ورسولانی با تحف # ~~و هدایا بخدمت هولا کوخان ms257 قرستاد و اظهار اطاعت نمود . هولا کوخان تیز ~~قرمان # ~~حکوست فارس را بتام اتابک محمد صادر نمود اما او بعد از دو سال و هفت ~~ماه یه # ~~علت افتادن از پشت بام هلاک شد . # یعد از مرگ او بزرگان دولت ، محمد بن سلغور بن سعد ( 660 - 661) # ~~برادرزاده اتایک ایویکر را که در موقع فتح بغداد در خدمت هولا کوخان ~~رشادتها # ~~کرده بود باتابکی برداشتند اسا او پس از رسیدن بسلطنت بنای عیش و عشرت ~~را # ~~گذاشت و بظلم و ستم پرداخت باین جهت ترکان خاتون او را با اینکه دامادش ~~PageV02P054 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0438.png) # ~~یود وسلغم دختر او را در ازدواج داشت دستگیر کرده به خدست هولا کوخان # ~~قرستاد . بفرسان خان سغول او را از اتابکی فارس خلع و براد رش سلجوقشاه ~~را که در # ~~در قلعه اصطخر زندانی یود باتابکی برداشتند. او ترکان خاتون را بازدواج ~~درآورد # ~~و مانند برادر بعیش و عشرت پرداخت و شیی در عالم مستی فرمان داد که ~~ترکان # ~~خاتون را نیز بقتل یرسانند. روز دیگر که خبر این واقعه در شهر منتشر شد ~~دو نقر # ~~باسقاق مغولی شیراز که از طرف هولا کوخان در شهر یودند عازم اردو ~~شدندسلجوقشاه # ~~بتعقیب آنان پرداخت یکی را بقتل رسانید دیگری گریخته پیش هولا کوخان ~~رفت. # ~~هولاکوخان یشنیدن این خیر التاجو نامی را با سپاهی بفارس فرستاد وفرسان ~~داد # ~~که سپاهیانی از اصفهان ولر بزرگ و یزد وکرمان و شبانکاره بمدد التاجو ~~بروند . # ~~سلجوقتاه جون تاب مقاومت در خود ندید بطرق کازرون گریخت در این شهر ~~درسال # ~~662 سپاهیان مغول او را در محاصره آوردند با اینکه در این جنگ علاء ~~الدونه # ~~اتابک یزد و نظام الدین حسن سلک شبانکاره کشته شدند سپاهیان مغول ~~سلجوقشاه # ~~را دستگیرساخته در پای قلعه سفید بقتل رسانیدند یعد از قتل او چون ~~ازخاندان # ~~سلغوری از طایفه ذکور کسی که بتوآند باتابکی برسدوجود نداشت مردم ~~شیرازیکی # ~~از دختران اتابک سعد ین ابوبکر و ترکان خاتون ms258 راکه ابش خاتون نام داشت # ~~باتابکی برداشتند. # در همین زمان ابش خاتون بازدواج متگو تیمور پسر هولا کوخان درآمد # ~~بنا براین میتوان گفت از این تاریخ فارس که مدتها بتدبیر اتابکان ~~سلغوری ازحوزه # ~~اقتدار مغولان خارج بود ضمیمه دیوان ایلخانی گردید گرچه از زمان اتابک ~~محمد # ~~بن اتا بک سعد سلاطین قارس از طرف ایلخانان بحکومت منصوب می شدند ولی ~~از # ~~زمان اتایک ابش خاتون فارس بکلی در تحت تسلط حکام مغول قرار گرفت # ~~چنانکه اتابکی ابش خاتون زمانی رسمیت یافت که التاجو فرمانده سپاه هولا ~~کو # ~~بدان صحه گذاشت . # چون ابا قاخان بعد از هولاکوخان بایلخانی رسید همچنان اتابکی فارس را ~~PageV02P055 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0439.png) # ~~در عهده ابش خاتون گذاشت # درسال 3«6 یکی ازسادات شیراز بنام شرف الدین ابراهیم که در خراسان # ~~اقامت داشت و عده ای را معتقد خود ساخته بود خواست از خراسان یشیراز ~~آید در # ~~در میان راه حمعی کثیر دور او گرد آمدند او در صدد برآمد با این عده ~~شیراز را از # ~~تصرف مغولان خارج سازد با لشکری آراسته از حدود شیانکاره حرکت کرد ~~سپاهیان # ~~سغول بمدافعه رفتند در نزدیکیپل کواردر جنگی که اتفاق افتاد شرف الدین ~~ابراهیم # ~~در رجب همان سال کشته شد. # چون خیر طغیان شرف الدین ابراهیم بهلا کو رسید فرمان داد تا التاجورا # ~~17 چوب زدند که چرا حرف دمر نوکر خود را که گفته بود باید شیراز را قتل ~~عام # ~~کرد نشنیده. سپس حکم کرد ده هزار نفر بشیراز بروند ومردم این شهر را ~~سانند # ~~شهر های ماوراءالنهر که درزمان چنگیزخان قتل عام شده بودنا همه را ~~بکشند # ~~ولی چون خبر کشته شدن شرف الدین ایراهیم به هولا کو رسید از تصمیم خود ~~درقتل # ~~عام شیراز بر گشت.1 # حکام مغول در فارس # پا اینکه ابش خاتون از طرق ابا قاخان درحکوست فارس ابقا شده بودمعذلک # ~~از طرف خان مغول حکاسی بقا رس اعزام میشدند چنانچه درسال ه6 * شادی ~~بیتکچی # ~~و دمر ms259 برای گرفتن مال مقور سالیانه یموجب یرلیغ یشیراز آمدند ولی چون ~~حاکمی # ~~مستقل در فارس نبود اختلال در امور راه یافت تا اینکه درسال 997 یحکم # ~~اباقاخان انکیانو بحکومت فارس رسید. او در حکومت روش عدالت پیشه ساخت و # ~~چون کسی را بکاری میگماشت از او تعهد میگرفت که طریقهامانت بسپرد و عدل ~~و # ~~انصاف ورزد و اگر از کسی جزئی خطائی سیدید او را بیرغو مینشاند باین ~~جهت دست # ~~ظالمان و متعدیان از دامن مظلومان کوتاه شد و فارس آباد گردیدو در ~~نتیجه اموال # ~~بسیار عایدخزانه شد . PageV02P056 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0440.png) # بعد از چتدی چون انکیانو یکی از شحنگان مغولی را بقتل رساثید مورد بار # ~~خواست ابش خاتون قرارگرفت ولی او گفت قتل شحنه یحکم یرلیغ یوده است اما # ~~چون جمعی از او بیمناک یودند از او نزد اپاقاخان شکایت بردند و گفتند ~~مال دولت # ~~را ضایع وکشور را ویران میسمازد و هوس سلطنت در دماغ میپروراند . ~~ایلخان او # ~~را باردو خواست ولی تقصیری براو ثابت تشداو را برسالت نزدقاآن مغول ~~بمغولستان # ~~فرستاد تا بدین وسیله او را از ایران دور دارد . # بعد از انکیانو سوغوتجاق درسال .7* بحکوست فارس رسید. او ولایات را # ~~بطریق بقاطعه در عهده عماای چند گذاشت در زمان او رکن الدین محمود ~~قلهاتی # ~~حاکم هرسوز چزیره کیش را نیز متصرف شد سوغونجاق از بحرین و سواحل خلیج # ~~نمک خواست و بکیش لشکر کشید ولی بعضی از کشتی های او که شادی بیتکچی # ~~وشمس الدین محمد بن علی لر نایب خاص اتابک درآن یودتد غرق شد با این # ~~حال موغونجاق در ساحل ایستاده لشکریان را بحمله تحریص می کرد تا اینکه # ~~کشتی های محمود قلهاتی منهزم شدند و چمعی کثیر از آنان بقتل رسیدند و ~~جزیره # ~~کیش بتصرف درآسد سوشونجاق سپاهی از سواره و پیاده در کیش گذاشت و خودبه # ~~شیراز بر گشت و پس از آن مال دو ساله را گرفته بهمراهی ابش خاتون یاردو ~~رفت # ~~و ms260 فارس در دست مقاطعان و عمال دیوانی ماند و آنان نیز در گرفتن مالیات ~~وعوارض # ~~دیگر ظلم و ستم را برعایا و کشاورزان از حد گذرانیدتد بعلاوه هدایای ~~اموا ونویتان # ~~و سایحتاچ سفرا و توقعات بیحدعمال که از کشاورزان مطالیه میشد سبپ پرا ~~کند گی # ~~آنان وخرابی مزارع و اسلاک میشا و وجهی نیز برای خزانه دولت وصول ~~نمیگردید # ~~وحکام مورد سواخذه قرارسی گرفتند. # از جمله مقاطعان فارس دراین زمان ملک شمس الدین محمد بن مالک است # ~~که صاحب ثروتی فراوان بود و خواهرپادشاه خاتون (91-،69) پادشاه ~~قراختائی # ~~کرمان را نیز در ازدواج داشت و در سال «67 فارس را بتنهائی در مقاطعه ~~گرفت # ~~ولی در مدت ده سال در اثر بمعدالتیهای حکام فارس تمام ثروت او بر باد ~~رقت . PageV02P057 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0441.png) ### | تا ریخ آل مظفر # ~~صاحت تاریخ وصاف گوید «امروز که سال 299 است در بیغوله انزوا افتاده و ~~برای # ~~مخارج چاشت و شام خود به بنده زاد گان محتاج است» . # حمله طایفه نکودری بفارس . ازوقایع سال 677 حمله نکودریان بفارس # ~~است . این طایقه در زمستان این سال از راه سیستان یکرمان و سپس بقارس ~~حمله # ~~نمودند . سپاه سغول که برای جلو گیری آنان بکرمان رفته بودند شکست ~~خورده منهزم # ~~شدند - نکودریان شیراز را در سحاصره گرفتند ولی بتسخیر آن موفق ~~نگردیدند وپس # 1 - نکودریان (اسلاف ایل هزاره در افغانستان کتونی) دستهای از مغولان ~~بودند که # ~~رئیس این نکودرنام داشت و او نواده جفتای خان و در حدست تکود کوخان یود ~~ونسبت # ~~بوی یاغی شده یا قبیله و کسان خود یافغانستان کنوتی کوچ گرد و ازخدود ~~سال69 تا # ~~689 همد ساله پخرامان و میختان و کرسان وقارس هچوم برده و ان کواخی ~~راغارت میکرد # ~~مخصوصا هجوم آنان در 227 بقا رس ویران کننده بود. و در تنیچه خمرک ~~انتان قارس که # ~~در حمله مقولان بایران ازخرایی مصوهنده بود کستخوش ویرتی ت و بارها دچا ~~رقحطی # ~~مارکوپولو که در مسافرت ms261 هرموز و کرشان کرتمر خبوم مودریان سده ومعنی در ~~اسارت # ~~آنان بوده در باره این طایقه گوید: نکودارکه از خوانین مغول بود از خان ~~مغول اطاعت # ~~تمی کرد . دسته های سسلح این خان درسرتاسر متاطق واقعه درحدود ایران ~~وهندوستان # ~~مشغول تاخت وتاز یودتد مده ای رازتفر است ومیهمرچشیحک راعوارخویش # ~~گفته شده است 2 PageV02P058 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0442.png) # ~~از غارت اطراف شهر از راه کرمان بسیستان بر گشتند. # در سال .68 تعرض نکودریان بنواحی جنوبی فارس تکرارشد و آنان تا # ~~اواخر عهد ارغون خان گاهی در فصل زمستان فارس را مورد تهاجم قرار ~~میدادند # ~~و سردم فارس که در این موقع گرفتار ظلم وستم عمال و حکام و شحنگان ~~مغولی # ~~بودند از ایلغار نکودریان تیز صدمه و آسیب فراوان میدیدتد ویا اینکه ~~میالغی خطیر # ~~در مدافعه از آنان خرج سیشد ولی لشکریان مغول بدفع آنان قادر نمی آمدند ~~و # ~~دهقانان از ترس سساکن خود را ترک گفته بشیراز پناه سیآوردند و خوف و ~~هراس # ~~ایشان چنان در دلها جای گرفته بود کسه مدتها ضرب المثل مردم بود . # در سال 78« بنا یفرمان اباقاخان سوغونجاق برای رسید گی بامور محاسباتی # ~~و تحصیل بقایای مالیاتی بفارس آسد دهقانان و صاحبان املاک که در زیر ~~انواع # ~~تکلفات وبلیات معذب بودند بشکایت برخاستند وظلم وستم عمال مقاطعان ~~رابیان # ~~کردند . سوغوتجاق از عمل مقاطعان و عمال مالیاتی در خشمشده و مقاطعه ~~بلوکات # ~~را باطل کرد و خواجه نظام الدین را بوزارت انتخاب نمود و تماسی بلوکات ~~قارس # ~~را از نظر مالی در تحت نظر او قرارداد و سپس عازم اردو شد و ارباب ~~سقاطعات را برای # ~~استخلاص بقایای مالیاتی که در عهده داشتند همراه خود برد . # سید عماد الدین ابویعلی یکی از بقاطعان که با خواجه نظام الدین وزیر ~~مخالفتی # ~~داشت از اطاعت امر سوغونجاق سر پیچیده از وسط راه بشیراز بر گشت ولی ~~بدستور # ~~سوغونجاق دستگیر شده زندانی گردید. در این میان چون بین سید عمادالدین ~~و # ~~سلک ms262 شمس الدین محمد بن مالک که تماسی فارس را ازسال «67 ببعد در مقاطعه # ~~داشت در پرداخت بقایا موافقت حاصل شد از حبس نجات یافت اما سلک شمس # ~~الدین پیش اباقاخان رفت وتصرفات بیجای سوغونجاق را در اموال قارس عرضه # ~~داشت وسید عما الدین نیز اهمال سوغونجاق و نواب او مخصوصا نظام الدین ~~وزیر # ~~را در گردآوری سالیات تقریر کرده خودملتزمشد که علاوه بر مال مقرر سالی ~~دویست PageV02P059 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0443.png) # ~~تومان بدیوان بپردازد . پادشاه هر دو را مورد نوازش قرار داد وطغاجار ~~نویان را # ~~برای تحصیل مال بشیراز فرستاد . طغاجار ابتدا کسی را پشیراز فرستاد تا ~~نظام # ~~الدین وزیر را زندانی سازد . سپس یا صدر الدین احمد خالدی تایب خود (که # ~~بعداصاحب دیوان شد) و ملک شمس الدین و سید عمادالدین یشیراز آمدوبرسید ~~گی # ~~بحساب عمال فارس مخصوصا خواجه نظام الدین وزیر مشغول شد . # حکام و امرای دیگر که هر یک مبلغی یدهکار بودند چون سیدانستند بعد # ~~از خواجه نظام الدین وزیر نویت رسید گی بحساب آنان خواهد رسید در این ~~اندیشه # ~~بودند خصم را چگونه از میان بردارند و در پنهان حیله میاندیشیدند تا ~~اینکهخبر # ~~فوت اباقاخان رسید و طغاجار ثوئین نیز آنچه را که تحصیل کرده بود گرفته ~~با ملک # ~~شمس الدین وسید عماد الدین عازم اردو شد و از عقب ایشان اسراء دیگر چون # ~~شمس الدین حسین ونظام الدین ابوبکر باردو رفتند تا در موقع دادرسی ~~ازجواب # ~~باز نماثند . همینکه سلطان احمد تکودار درسال .68 بسلطنت رسید هریکث از # ~~امرای مزبور ییکی از بزرگان اردو متوسل شدند و پس از سعی بسیار مصالحه # ~~بین آنان برقرار شد و این چهار تن قارس را یچهار قسمت کرده و هر قسمتی ~~درعهده # ~~یکی از آنان قرار گرفت و ضمنا سید عماد الدین بوزارت فارس انتخاب شد ~~ولی # ~~بولوغان حاکم سابق فارس که با طغاجاربنای مخاصمت را گذاشته یود چون ~~میدانست # ~~بزودی از مقام خود بر کنار خواهد شد از ms263 قرمان ایلخان اطاعت ننموده حاکم ~~مزبور # ~~را در کارها بداخله نداد ومدت یک سال از ورود ایلچیان سلطان بشیراز ~~سماتعت # ~~کرد و محصلان را که برای تحصیل مال می آمدند از بازگشت باردو جلو گیری ~~کرد # ~~و چون در این موقع ارغون خان بر علیه ایلخان در خراسان قیام کرده ~~بودایلچیانی # ~~پیشی او فرستاد و او را بتسخیر شیراز تشوبق نمود تا ایتکه سلطان احمد ~~تکودار # ~~طاشمنکو را بحکوست شیراز فرستاد او نیز بکمک انایک یوسف شاه لر عازم ~~تسخیر # ~~شیرازشد. اطرافیان بولوغان که از عواقپ وخیم عصیان اندیشه داشتند روزی ~~که # ~~بولوعاک بمرم تفریح ازشهر خارج شده یود دروازه ها را بستند . بولوغان ~~کهقدرت PageV02P060 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0444.png) # ~~سقا بله با طاشعنکورا نداشت و نیز نمیتوانستداخل شهر شود ناچار بخراسان ~~گریخت # ~~پس از آن امرا دروازه ها را گشوده طاشمنکو را وارد شهر کردند و اتابک ~~بوسفشاه # ~~لر نیز بمحل حکومت خود بر گشت. طاشمنکو اطرافیان یولوعان را تحت شکنجه # ~~قرار داد و از آنان اسوالی را که ربوده بودند گرفت و از این راه مالی ~~بیقیاس حاصل # ~~کرد. # پس از یک سال بفرسان سلطان احمد تکودار اتایک ابش خاتون باز حاکم # ~~شیرازشد و طاشمتکو باردو بر گشت. اتابک ایش خاتون وزارت خود را مجددآدر # ~~عنده خواحه نظام الدین ابوبکر گذاشت و بیشتر املاک فارس را ینام املاک ~~دیواتی # ~~در ضبط خود آورد و درآمد آن را بمصرف شخصی خود رسانید. سید عمادالدین ~~که # ~~دشمن قدیمی نظام الدین ایوبکر بود چون عنایت اتابک را نسبت باو در ~~نهایت دربه # ~~دید با ردو رفت. در این موقع میان سلطان احمد و ارغون خان بر سر سلطنت ~~چنگ # ~~بود تا اینکه سلطان احمد مقههر شد و ارغون خان بسملطتت رسید و سید ~~عمادالدین # ~~یکمک امیر بوقا که دایرمدار اسور سلطتت ارغون بود بخدمت ایلخان رسید ~~واوضاع # ~~فارس را باطلاع اورسانید . ارغون نیز حکوست قا رس را برا و بحرا یدو ~~تفویض کرد # ~~و ms264 فرسان داد که اتابک ابش خاتون عازم اردوشود . # اما پیش از آنکه سید عمادالدین بشیراز برسد نواب اتابک ابش خاتون از # ~~چریان کار او اطلاع یافته واتابک را بدفع او سصمم گردانیده بودند. سید ~~عمادالدین # ~~چون بحدود قارس رسید برسید گی بحساب عمال دیوان آغاز کرد حکام ~~وباسقاقان به # ~~خدست او شتاقتند او نیز یکی ازشحتگان را برای عیرت دیگران تتبیه کرده ~~بابش # ~~خاتون پیغام داد تا بخدمت ایلخان برود ودر *2 ماه رمضان سال 983 وارد # ~~شیرازشد وبرای خود دستگاه حکومت درست کرد و نسبت باتایک با بیاعتنائی ~~رفتار # ~~نمود و روز عید اضحی بر خلاف توقع اتابک ابش خاتون بخدمت او نرفت این ~~یود # ~~که اتابک متغیر شد و تصمیم گرقت او را دفع کند برای این منظور از حکام ~~واکابر PageV02P061 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0445.png) # ~~سندی گرفت سبنی بر اینکه سید عمادالدین در حق مردم ید اندیش است و ~~درآمد # ~~ملک را در غیر راه خود صرق کرده پدین جهت برای مصالح جمهور قتل او لازم # ~~است تا برای خاطر یک نفر ملکی خراب نگردد. حکام و امرا و ارکان دولت هر # ~~یک ذیل این سند را امضا کردند . پس از آن اتایک مترصد فرصت نشست . # اما سید عمادالدین که یعنایات ایلخانی مستظهر بود توجهی باقدامات و # ~~مخالفت های اتابک نداشت. در این موقع شایع شد که نکودریان بکرمان ~~آمدهاند. # ~~سید عمادالدین باتایک پیغام داد که چون او و دیگرامرای لشکرعازم دفع ~~نکودریان # ~~هستند و پکرسان خواهتد رفت بهتر است اتابک ابش در قلعه اصطخر اقامت ~~اختیار # ~~نماید. این پیغام نیز ماده دشمنی را غلیظتر کرد چه اتایک ایش چنین ~~پنداشت که # ~~سید میخواهد او را در قلعه زنداتی نماید پس سوقعی که سید عمادالدین از ~~بازار # ~~می گذشت باعده ای ازغلامان اتابک برخورد . کسان اتابک گفتند که یفرمان ~~اتابک # ~~باید بیارگاه حاضر شوی چون او درشتی آغاز کرد رئیس غلامان در او آویخت ~~و # ~~او را از اسب بپائین ms265 کشید وسرش را ازتن جدا ساخت (11 شوال سال 283) # ~~پس غلامان اتابک و دیگر مردم در خانه او ریخته و دست بغارت گشادند و ~~سید # ~~جمال الدین ابن عم او را نیز که مردی متورع و متقییود کشتند پیش ازاین ~~واقعه # ~~نظام الدین ابویکر بواسطه وحشتی که ازاتابک ابش خاتون یافته بود نیزد ~~رفته # ~~بود باین جهت مقام وزارت در عهده خواجه سیف الدین قرار گرفت. # بعد ازقتل سید عمادالدین پسر خرد سالش با بعضیاز نواب پدر گریخته به # ~~اردو رفت و بامیریوقامتوسل شد امیربوقا که همیشه از سید عماد الدین ~~حمایت میکر دواز # ~~مرگش متاسف بود پیش ایلخان عصیان وتمرد اتا بکایش و بگناهیسید را دراین # ~~واقعه عرضه داشت و گقت اتا بک ابش پایزه را برخلاف یاسای چنگیز خان ~~شکسته است # ~~ویرلیغ را پاره کرده و اگر این جسارت او بخشوده شود شاهزاد گان و ~~خواتین دیگر # ~~که در رتیت از او زیاد ترند در اطاعت نمانند . ارغون خان متغیر شده ~~فرمان احضار # ~~اتا بکابش خاتون را صادر کرد. PageV02P062 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0446.png) # اما اتابک ابش که از عواقب عمل خود بیمناک بود هدایای قراواتی برای # ~~امرا و بزرگان فرستاد و یاولجای خاتون که معتبر ترین خواتین بود توسل ~~جست # ~~ولی وساطت او خشم و غضب ارغون خان را قرو ننشانید مخصوصا ماندن اتابک # ~~ایش خاتون را درشیراز بر عصیان وتمرد او حمل نمود ازاین رو فرمان داد # ~~طولا دای یرغوچی وجیور غوتای وحسام الدین قزوینی جهت تحقیق در بارهآ ~~قتل # ~~سید عماد الدین واستخراج اسوال و آوردن اتایک ابش خاتون پشیراز بروند. ~~آنان # ~~نیز چون بشیراز رسیدند یژرگان و اطرافیان آتابک ابش را در شکنجه گرفتند ~~و به # ~~رسید گی حساب حکام پرداختند اما با اتابک ابش که عروس هولا کو خان ~~بودبه # ~~سهربانی رفتار نمودند. اتابک ابش ناچار عازم خدمت ایلخان شد و اولجای ~~خاتون # ~~را باز بشفاعت یرانگیخت ولی فایده ای نداد. اتابک ابش خود یخدمت ~~امیربوقا ms266 # ~~رفت تا ازراه عذر خواهی او را از مخالفت باز دارد. امیر یوقا با اینکه ~~نسبت به # ~~اتایک ابش مراسم تعظیم و تکریم مرعی داشت و از خرگاه خود باستقبال ~~اوبیرون # ~~آسد با این حال قرسان داد تا اتایک را در یرغو حاضر نمایتد اولجای ~~خاتون بار # ~~دیگر بشفاعت برخاست و گفت عروس خان چگونه سیتواند با بند گان در ~~یرغونشیند # ~~و اگر گتاهی صادر شده علت تحویک ارباب اغراض بوده است . قرار شد جلال ~~الدین # ~~ارقان 1که با اتایک نسیتی داشت از طرق او در یرغو حاضر گردد و ~~بزرگانشیراز # ~~و پسر سید نیز در یرغو نتینثد . در اثر ضربات چوب جلال الدین معترف شد ~~که # ~~یزرگان یا اتابک ایش مواضعه کرده بودند تا سید عماد الدین را از میان # ~~بردارند . پس فرسانشد که اتابک و سوافقان او. ه تومان دروجه اولاد ~~سیدبیردازند. # چون از این واقعه یک سال و چند ماه گذشت اتابک ابش بعلت مرض درسال ~~PageV02P063 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0447.png) # ~~284 در تبریز وفات یافتو او را در محله چرنداب تیویز دفن کردند . مدت ~~حکومت # ~~او را مؤلف تاریخ وصاف 2 3 سال مینویسد. # وضاع فارس پس از ابش خاتون - چون ابش خاتون وعمالش بسیاست # ~~رسیدند حکام شیراز که در این ماجرا دخالتی داشتند پس از مدتی سر گردانی ~~به # ~~طوغا که در این زسان در نژد اپلعفان تفوذ زیادی داشت ستوسل شدند و تعهد # ~~نمودند که بقایای مالیاتی فارس را بمبلع پاتصد تومان یخزانه برسانآند ~~بدین جهت # ~~فرمان حکومت فارس بنام قوام الدین بخاری وشمس السدین حسین وسیت الدین # ~~یوسف و نظام الدین ابویکر صادر شد. طوغان نیز فخر الدین مبارک شاه را ~~ازجانب # ~~خود برای انجام تعهدی که سپرده بودند بفارس قرستاد . ترسیده بفارس قوام ~~الدین # ~~بخاری یکی از چهار نفر سزیور وفات یاقت وسه نفر دیگر تجدید تعهد کرده ~~بشیراز # ~~آمدند و چون تحصیل این مبلغ از فارس که چند سال گرفتار خشکسالی و قحطی ~~و ms267 # ~~خرابی و ویرانی شده بود اسکان نداشت عمال و محصلان آن مقدار را که پس ~~از # ~~شکنجه و عذاب رعایا و دعاقین جمع آوری کرده بودند برد اشته باردو بردتد ~~و فخر # ~~الدین مبارک شاه را جهت جمع آوری بقیه در شیراز گذاشتند. # در این موقع سعد الدوله یهود یحکم ارغون خان یوزارت رسید او برادر # ~~خود شمسن الدین را با جوشی محصل سابق اموال فارس وعزالدین مظفر بن محمد # ~~عمید روانه فارس کرد. # جوشی در اول کار فخر الدین مبارک شاه ومجد الدین رومی وشمس الدین # ~~حسین و پسر شمس السدین را بعلت تقصیر در اداء مال و سستی در تحعیل آن و # ~~مدارا با ارباب بلوکات یقتل رسانید . خواجه سیف الدین یوسف وخواجه نظام ~~الدین # ~~ابوبکر پرای سلاست جان خود تعچد جدیدی دادند. که صد تومان ~~یخزاتهیرسانند . PageV02P064 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0450.png) # ~~قریب ه توسان حاصل شد . چوشی چون از تحصیل مال وقتل وغارت فارغ شد # ~~باطراف فارس فرستاد تا درهر ولایتی فهرستی از اسلاک اینجو (از قرا و ~~مزارع وسیاه و # ~~دوالیب وطواحین واراضی دیم و آبی) تهیه نمایند و تماسی اشجارمثمر ~~ونخیلات و کروم و # ~~هم چنین اشجار غیر مثمر مانند چنار و بید و عرعر و غیره را بشمارنسد تا ~~باضلاع # ~~ایلخان برسد . سپس سیف الدین یوسف ونظام الدین ابویکر را نیز یقنل ~~رسانید # ~~و سرهای ایشان را از دروازه شهر شیراز آویخت (دوشنبه 17 ربیع الاخر سال # ~~289) . # درسال . 9* ارغون خان وقات یاقت مردم سعدالدوله یهودی وزیر او را که # ~~سسبپ خرابی و ظلم وستم سیدانستند کشتند و تمامی اقوام و کسان او را نیز ~~که در # ~~اطراف واکناف مملکت بودند بقتل رسانیدند ولی شمس الدوله حاکم فارس که ~~با # ~~مردم بعدل وداد رفتارکرده بود و در تکریم علما سبالغه مینمود آسیبی ~~ندیدوچون # ~~گیخاتوخان بعد از ارغون خان بمتام ایلخانی رسید همچان شمس الدوله را در ~~مقام # ~~خود باقی گذاشت. # حکومت شیخ الاسلام جمال الدین ابراهیم بن شیخ ms268 محمد طیبی - درسال # ~~992 گیخاتوخان حکمرانی فارس واداره اسلاک خاصه (اسلاک اینچو) رابرا و # ~~بحرا یمدت چهار سال بمبلغ یک هزار تومان یشیخ الاسلام جمال الدین ~~ایراهیم بن # ~~شیخ محمد طیبی داد واو را یلقب ملک الاسلام سلقب ساخت 1 # سلک الاسلام مال مقاطعه سال اول را یخزانه ایلخانی رسانید و همچنین تحف # ~~و هدایائی بخدمت خان و خواتین و امرا تقدیم داشت و تقاضا نمود که برای ~~مطالبات # ~~سالی از فرستادن ایلچی و محصل ممانعت بعمل آید تا از این راه یرعایا ~~سخت نگدرد # ~~خان نیز دستور داد چون مال فارس بضمان در تصرف ملک الاسلام است ~~یاستاقان # ~~وحکام شیراز شحنه وتواب باطراف قارس نفرستند در نتیجه دست ظلم وستم ~~PageV02P067 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0451.png) # ~~باسقاقان و متعلقان ایشان سوقة از سر رعایا و زارعین بریده گشت و مردم ~~در اسو # ~~ابان افتأدند # ملک الاسلام بطوریکه در تاریخ سلوک هرموز نیز گفته شده جزیره کیش را # ~~نیز در تحت اختیار مالی خود گرفت و بعلاوه بهاه الدین ایاز سیفین را ~~نیز که بوسیله # ~~ر کن الدین سسعوداز حکومت هرموز بر کنارشده پود یاری داد تا او بر ~~تتحکومت # ~~هرموز تشست و باین وسیله ملک هرموز را هم در تحت نفوذ خودآورد . # اسا عزالدین مظقر بن محمد عمید که مشاور صاحب دیوان صدر جهان زنجانی # ~~بود از حکومت ملک الاسلام در فارس راضی نبود باین جهت با غوای او ایلچی # ~~بشیراز آمد و از سلک الاسلام صد تومان زر و هزار و پانصد من مروارید از ~~باقی # ~~مقاطعه وتوفیرات چتد ساله طالبه کرد واز این راه سلک الاسلام را در ~~مضیقه # ~~گذاشت ولی چون درسال 696 گیخاتوخان بقتل رسید و بایدوخان بتخت ایلخانی # ~~نشست فارس را برا و بحرا مانند زمان گیخاتو بر سبیل مقاطعه در عهده ملک ~~الاسلام # ~~شیخ جمال الدین که دراردو بود قرار داد و ایلچیانی فرستاد تا عزالدین ~~مظفر بن # ~~سحمد عمید را که در آخر عهد گیخاتوخان برای ms269 دریافت مال چندین ساله ~~بفارس # ~~آمده بود دستگیرساخته اسوالی را که متصرف شده بود از اومطالبه تمایند. # درهمین سال غازان برعلیه بایدوخان قیام کردوبر تخت خانی نشست و چون # ~~نعلت جتگ های متوالی که بین گیخاتوخانن و پایدوخان وغازان خان در یک ~~سال # ~~اتجام گرفته خزانه خالی گشته بود از این جهت غازان خان عمالییه اطراف ~~ممانک # ~~فرستاد تا پرای مخارج روزانه دستگاه سلطنت پولی تهیه نماید . فارس در ~~این زمان # ~~بیشتر سمورد سختگیری قرار گرفت زیرا در زمان بایدوخان ایلچیان غازان ~~خان بفارس # ~~برای بطالیه اموالی آمده و دست خالی پر گشته بودند . # غازان خان هرقداق یکی از امراء خود را یرای رسید گی یحساب ملک الاسلام # ~~بفارس فرستاد و در این امر تحریکات عزالدین مظقر بن محمد عمید تأثیری ~~تمام PageV02P068 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0452.png) # ~~داشت اتفاقا در این سوقع سلک الاسلام در دولت خانه کیش بود زیرا در این ~~زمان # ~~بین یهاء الدین ایاز ملک هرسوز وفخر الدین احمد پسر ملک الاسلام ~~مخالفتی آغاز # ~~و جنگی واقع شده بود و بعلت شکست لشکریان فخر الدین ملک الاسلام ~~تاچارمدتی # ~~را در هرسوز توقف کرد وپس از مطیع ساختن بهاء الدین ایاز عازم جزیره ~~کیش # ~~شد و با مالی فراوان پشیراز آسد و پس از آتکه ایلچیان را خدسات شایسته ~~کرد # ~~باردورفت. # دراین سوقع بود که چمال الدین دستجودانی بیاسا رسیده و صدر جهان زنجانی # ~~درمحرم سال 9» یصاحب دیوانی انتخاب شده بود . ملک الاسلام بصلاح دید او # ~~بحضور غازان خان رفت و هدایای بسیار تقدیم داشت. # ملک الاسلام در این شرفیابی تقاضا کرد که سخن عزالدین مظفربن محما # ~~عمید را مؤرد تحقیق قرار دهند و چون او را در مقام یرغو آوردند بطلان ~~گفتارش # ~~ثابت گشت حکمشد تا اموال او را مصادره کرده خود او را نیز روز جمعه ~~محرم # ~~سال مزبور بقتل رسانیدند. از آن پس ملث الاسلام مورد نوازش قرار گرفت ~~وعلاوه # ~~بر فارس عراق عرب وبصره و واسط را ms270 نیز بمدت سهسال (از 96، تا298) ~~درسقاطعه # ~~اوقرار دادند. # در اواخر سال 97 حکام و عمال اطراف را برای رسید گی حساب بدارالملکث # ~~تبریز احضار کردتد از آن جمله ملک الاسلامنیز احضار گردید گرجه مورد ~~احترام # ~~قرار گرفت اما چون مزاج امرا وارکان دولت بروی متغیر شده بود از این رو ~~به # ~~بهانه هائی او را یه بیشتر از آنچه میبایست بپردازد بد هکار کردند و ~~چریان را به # ~~اطلاع غازان خان رسانیدند فرمان شد بی آنکه او را آزاری برسانتا اموال ~~دولت را PageV02P069 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0453.png) # ~~از او سستخلص سازند . سلک الاسلام بهر وسیله ای که بود یدهی خود را ادا ~~کرد # ~~ولی از قیول مقاطعه مچدد فارس خود داری نمود وهر چه اصرار کردند قایده ~~نداد # ~~تا اینکه بفرسان غازان خان فارس را برا و بحرا به «1 بلوک قسمت کردند و ~~بمدت # ~~سه سال از آغازسال 98 یمبلغ هزارتومان زرسرخ به 19 نفر بمقاطعه دادند و # ~~امارت فارس را در عهده ساداق ترخان گذاشته وشرف الدین مخلص الملک # ~~سمتانی را نیز به حکومت معین نمودند تا نگذارد از مقاطعان برعایا ستمی # ~~آبرسد . # اتفاقا از آغاز سال 98» خشگ سالی در فارس حاصل شد و جمعی کثیر یراثر # ~~قحطی وویای عظیم که متعاقب آن بوقوع پیوست بهلاکت رسیدند چنانچه فقط در # ~~شیراز وحوالی آن بیشتر از .» هزار نفر یخاک هلاک افتادند . # سال دیگرمقاطعان و مماحبان بلوک که ملتزم پرداخت بال مقاطعه شده بودند # ~~عمال ومتصرفان رابرای وصول اسوال در سعرض شکنجه وعذاب قرار دادند که ~~یاعث # ~~خرابی و ویرانی بیشتر گرید.1 PageV02P070 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0454.png) # حمله مغولان جفتائی بفارس. در سال 99 که غازان خان یشام یرای جنگ # ~~با سپاهیان ملک مصر رفته بود مغولان چغتائی ساکن ماوراء النهر ازراه ~~سیستان فارس # ~~را مورد حمله قرار دادند . امیر ساداق بیک تتوانست از حمله و هجوم آنان ~~جلوگیری # ~~کند مغولان خود را باطراف شیراز رسانیدند ولی یتصرف آن موفق نشدند از ~~این رو # ~~از ms271 راه کازرون پجنوب قارس رفته دشتستان و خورسیف و ناحیه لیراوی و ~~زیدون از # ~~توابع کوه گیلویه وشوشتر را خراب کردند و در این نواحی یمدت دو ماه ~~بتاخت و تاز # ~~مشغول شدند. در موقع مراجعت خواستند پهرموز که بندر معتبری در ساحل ~~کرمان # ~~(نزدیکی میناب امروز) بود دستبردی بزنند ولی یهاء الدین ایازملک هرموز ~~ازهجوم # ~~آنان جلوگیری کرد از این رو مغولان بسیستان بر گشتند. # بقیه حالات ملک الاسلام. دولت خانه کیش نیز از سال 69 تا انقضای # ~~سال 701 یمدت * سال هر سال بمبلغ . 7 تومان در مقاطعه ملک الاسلام بود. # ~~شخصی بنام نورالدین ین صیاد که مدعی بود در امور دریانوردی تجربه ای ~~دارد # ~~بعلت سابقه دشمنی با سلک الاسلام ادعاد نمود که درآمد کیش از عشور کشتی ~~ها # ~~و صیدمروارید در هرسال . 13 توسان است درحالی که ملک الاسلام میگفت ~~حاصل # ~~آن در سال بیش از . 4 تومان نشده و بدین ترتیب از بابت درآمد جزیره کیش ~~نیز # ~~ملک الاسلام را در سعرض مواخذه قرار دادند و برای اثبات صحت و سقم ~~ادعای # ~~طرفین قرارشد که ازسال 2. عمال ملک الاسلام در امور مالی کیش مداخله # ر غایت فقر دایم او را ### | شلوار بپای در نباشد # وانگه تو محصلی فرستی ### | رکی که از او بتر نیاشد # چدان برتندش ای خداوند ### | کز خانه رهش بدر نباشد PageV02P071 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0455.png) # ~~ننمایند بشرط آنکه جهازات او و برادران و فرزندان و پیوستگانش مانند ~~سابق در # ~~بنادر کیش لنگر بگیرند واز رفتن بدیگر جزایر و بنادر خود داری کنتد و ~~از # ~~طرق صاحب دیوان نایبی بهمراهی نور البدین بن صیاد بکیش رفته وباداره ~~امور # ~~این جزیره وسواحل پرداخت و مقرر شد که هر مقدار مال حاصل شود مقیاس ~~برای # ~~در آمد سالیان گذشته باشد . # چون سلطان محمد اولجایتو بتخت ایلخانی نشست مجددا حکومت فارس را # ~~یملک الاسلام داد . او این بار نیز بدفم ظلم وستم امرا وشحنگان پرداخت ~~ولی # ~~عمرش وفا نکرد ms272 وشب یکشتبه !2 جمادی الاولی سال » .7 در گذشت. # سلک الاسلام جمال الدین ابراهیم بن محمد طیبی بابن السواملی مشهور و # ~~از مشاهیر متمولین زمان خود بوده ثروتی بیشمار و اسلا کی وسیع داشت و ~~کشتی های # ~~او همیشه بین ایران وچین وهند در رفت وآمد بود . حافظ ابرو گوید : او ~~را صد # ~~کشتی بوده که دائما در دریاها در سفر بودند. # در دوره ای که او فارس را در مقاطعه گرفته بود روایط تجارتی بین ایران و # ~~ممالک اسلامی سند و هند غربی ترقیفوق العاده داشت ومخصوصا چون برادرش # ~~تقی الدین عیدالرحمن وزارت سلاطین هتد را داشت باین جهت بین فارس واین # ~~نواحی روابط تجارتی مهمی دایر گردید و بهترین جنسی که در آن زسان از ~~فارس # ~~بهند صادر سیشد اسپ بوده است که صدور آن اززمان اتابکان فارس رواج ~~داشته . # ~~مؤلف هزار مزار در بارهآ عدل و داد او چنین گوید: حاکم شیراز یود از ~~طرف سلاطین PageV02P072 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0456.png) # ~~اردویه چند سال حکوسمت بعدل کرد و دست ظالمان را کوتاه نمود و اساس ~~قواعد # ~~خیرات نهاد و رحم بر ضعیقان و مسکینان کرد و بگوش خود حرق بد ظالمان ~~می- # ~~شنید و حکم پمداهنه می کرد و نیمه شب را زنده میداشت چون نماز صبح ~~میگذارد # ~~بذکر اوراد و دعوات مشغول بود تا آفتاب طلوع میکرد بعد از آن اجازت ~~میداد # ~~تا در میگشادند و خلق بتزد او میرفتند . قصه غنا وثروت وسکنت او و جاه ~~ورفعت # ~~ملک از غرایب است و حکایت های عجیبه دارد در سخاوت1 . # اولچا پتو سلطان بعد از مرگ ملک الاسلام پسرش ملک عزالدین عیدالعزیز # ~~را بجای پدر به حکوست فار برداشت و او نیز به کمک یرادران فارس را ~~اداره # ~~می نمود . # درسال 3 راولجایتو سلطان ساداق بیکرا از امارت ویاسقاقی قارس برداشت # ~~و امیر اشتو را بجای او منصوب کرد ولی اوپس از استقرار در محل مأموریت ~~با # ~~ملک عزالدین بنای بد ms273 رفتاری را گذاشت باین چهت ازشغل خود معزول شد و # ~~چون به اردو رفت با تقدیم هدایا فرمان عزل سلک عزالدین را گرفت و بفارس ~~برگشت # ~~(دهم ماه ذی قعده سال 13 7) ملک عزالدین عبدالعزیز یا یرادرش ملک شمس # ~~الدین یاردو رفت و خواجه عزالدین فریومدی برای رسید گی بأمور ملکی و ~~اجرای # ~~قانون عدالت بفارس آمد. # درسال *1 رسلطان ابو سعید بچای پدر بمقام ایلخانی رسید واو ملک عزالدین # ~~عبدالعزیز را مجددا بحکومت فارس فرستاد و درسال9 : پحکومت قارس را ~~بشاهزاده # ~~کردوجین دختر ابش خاتون و منگو تیمور بن هولا کو واگذاشت2 ولی حکوست ~~PageV02P073 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0457.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~او بیش از یک سال طول نکشید و درسال ی ملک طقای پحکوست فارس رسید # ~~و بعد از او سلطان خاتون خواهرزاده کردوجین با شوهر خود قرامحمد چندی ~~ستصدی # ~~حکومت فارسشد تا ایتکه درسال * ر سجددا ملک عزالدین عبدالعزیز یحکوست # ~~فارس رسید و در اواخر این سال بتبویز رفت و در سال5 2 بسعی امیر دمشق ~~خواجه # ~~پسرامیرچوپان که درین زمان قدرتی فوق العادهیاقته بود وبفرمان ابوسعید ~~کشته شد و # ~~بقیه حاشیه از صفحه قبل # ~~خواهر سلطان جلال النین وزن گیخا توخان که از طرف شوهر بحکومت کرمان ~~رسیده بود # ~~برادررا دستگیرو زنداتیساخت وتی او بکمک کردوجین از رندان نچات یافت و ~~مجددا گرفتار # ~~شد و در 22 ساه رمضان سال 694 بفرمان پادشاه خاتون بهلاکت رسید از این ~~رو کردوجین # ~~ازگواشیر خا رج شده بمشیز رفت وطوایف چرما و اوغان ثیز نسبت باو اظهار ~~انقیاد نمودند. # ~~دراین موقع بایدوخان بر علیه گیخاتوخان قیام تمود و یمقام ایلخانی رسید ~~و کردوجین به # ~~کمک با یدوخان گواشیر را متصرف شد و پادشاه خاتون را دستگیر ساخته با ~~خود باردوبرد # ~~و در آنجا پادشاه خاتون بفرمان بایدو یقتل رسید. کردوجین بعد از قتل ~~جلال الدین سیورشتمش # ~~بازدواج امیر ساتلمش در آسد و بعه از او به پسز عمش طغای ازدواج کرد ~~(جاسع ms274 التواریخ # ~~رشیدی) وگویا بعد از او شحنه سغولی فارس او را بعقد خود درآورده و بعد ~~او از او نیززن # ~~اسیر چوپان شده است. # مؤلف تاریخ وصاف در علت انتخاب او یحکومت فارس چتین مینویسد : در موقع # ~~وفات سلطان محمد اولجایتو ایو سعید در خراسان بود و سوتج توئین لازم او ~~واسیرچوپان # ~~درزوم وامراه بررک امیر ایرجین در کرجو حسین بیک در یغداد ولشکرها ~~متفرق وصاحب # ~~پقبه حاشیه در صفحه بعد PageV02P074 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0458.png) # فارس در زمان ایلخاتان وحکومت آل اینجو # ~~چتازه او را یشیراز آورده در جوار قبر پدرش سلک الاسلام دفن کردند . # بعد آزقتل او برادرش ملک شمس الدین مدتی در ارد و برای بدست # ~~آوردن حکوبت قارس کوشش پسیار ثمود ولی فایده ای نبرد و در سال 735 در # ~~تبریز وقات یاقت وحکوست خاندان ملک الاسلام در فارس خاتمه پذیرفت 1 # ~~بقیه حاشیه از صفحه قیل # ~~ایلچیان فرستاد بدین مقدمات خیالات قاسده از دماغ ها بیرون شد از این ~~رو در آغاز سال # ~~16 از حکم یرلیغ حکومت قاری برا و بحرا بکرد وجین مسلم شد واموال ~~یرسبیل مقاطعه # ~~ابدی معین چنانچه باسةاقان و سلموک وارباب وکتبه وعمنه اعمال ومحصلات ~~اموال و # ~~سوتیان احوال ازخدمت نواب آن حضرت مشخص گشت (ص624) . # کردوجین درسال738 در سلطانیه وفات یاقته و درشیراز در مدرسه ای که خود # ~~ساخته پود دفن تد (مجمل قصیحی) کردوجین زنی خیر و نیک نطرت یوده و در ~~شیرازابشیه # ~~خیریه بسیار ساخته از آن جمله مدرسه ای موسوم بمدرسه شاهی پتأ تمود و ~~سوقوفات بسیار # ~~بر آن وقف کرد. # 1- ملک الاسلام فرزتدان متعدد داشته که عبارت بودند از: # الف- سلکقخر الدین احمدین ابراهیم که درسال بده * از طرق قازانخان یسفارت ~~به # ~~دربار تیمورقاآن (694 - 6 70) با انواع تعف و هدایای تغیس رقت و در ~~نزدیکی های # ~~خانبالغ (پکن) باردوی او رسید . تیمورقاآن مقدم او را گرامی داشت و ~~بدست خود او را # ~~کاسه شراب داد که علامت نقایت ms275 احترام یود. در مراجعت از این سفر طولاتی ~~کسه قریب # ~~* سالی طول کشید در نزد یکیهای معیر ( یعنی در قسمت سواحل چنوب شرقی ~~هندوستان کد # ~~اسروزه ینام ماحل کروماندل (75te de orum1aadel معروف است ) درسال . * ~~وفات # ~~چسو او را در معبر در حثب مرقد عمش که بلک اعظم مرزآیان انهند تقی ~~الدین عبدالرحمن # ~~بود دفن کردند ( تا ریخ وصاف ص 2 30 و ص303 و ص5.5 ص 507) ### | بقیه حاشیه در صفحه بعد PageV02P075 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0459.png) ### | تا ریخ آل مظقر # حکومت خاندان اینجو در فارس . در سال 720 حکومت فارس و اصفهان و # ~~کرسان بامیر طالش پسر امیر حسن بن امیر چوپان سلدوز یعنی برادر زاده ~~دمشق # ~~خواجه داده شد او هم سلک شرف الدین محمود شاه را که در زمان حکوست # ~~بقیه حاشیه از صفحه قبل # ب - ملک مهظم سراج الدینابراهیم : که در معیر در نزد عمش تقی الدین # ~~عبدالرحمن سکونت داشت. پس ازوفات او پادشاه معبر خواست که اموال تقی ~~السدین را # ~~تصرف نماید سراج الدین مبلغ دویست هزار دینار زر بپادشاه داد تا ازآن ~~ثیت منصرف شد # ~~وسقام عمش را بسراج الدین واگذارکرد. در سال 15 ب سپاهیان سلطان علاء ~~الدین خلجی # ~~پادشاه عروت دهلی ولایت معبر را متصرف شدند و اموال مردم را بغارت ~~بردند از جمله # ~~جمیع اموال واملاک وثروت گزاف سلک سراج الدین نیز بغارت رفت ملک سراج ~~الدین پس # ~~ازاین حادثه خود را بسم هلاک کرد . همان سال پسرش سلک نظام الدین نزد ~~سلطان علاه- # ~~الدین خلجی رفت واز حال خود شکایت کرد و سلطان بعنت روابط دوستانه که ~~ازقدیم با # ~~جدش بلک الاسلام داشت قسمتی از اسوال و را رد کرد ومناصب پدر را باو وا ~~گذاشت # ~~(تا ریخ وصاف ص 7 .5 و ص 646 و ص647) # ج - د5 - ملکا عدل عزالدین عبد العزیز وملک اعلم شمس الدین محمد: # ~~است که شرح حال آن دو گذشت. # ه_و - ز-ح - پسراندبگرملک الاسلام عبارت بو دنداز ملک ms276 جلال الدین # ~~عبدالکریم وملک قوام الدین عبدالله وملک بدرالدین فضل الله وملک # ~~ر کن الدین محمود : که در زمال پدر و براد ر یعنی ملک عزالدین ~~عبدالعزیز هر یک # ~~خاموش شد . PageV02P076 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0460.png) # قارس درزمان ایلخانان وحکوست آل اینجو # ~~فرزندان ملک الاسلام نیز در بعضی از نواحی فارس حکومت 1 داشت از جانب # ~~خود بحکمرانی فارس بر گزید او هم پسرانش ملک جلال الدین مسعود شاه و ~~ملک # ~~غیات الدین کیخسرو و اسیر شمس الدین محمد و اسمیر چمال الدین شاه ابو ~~اسحق # ~~را بحکوست نواحی مختلف فارس فرستاد . او چون تصدی املاک اینجو را نیز ~~داشت # ~~باین جهت با ینجو معروف گردید. # درسال 734 بفرمان سلطان ابو سعید بهادرخان ملک شرف الدین محمود # ~~شاه اینجو باردو رفت و اسیر مسافر ایناق به حکوست فارس انتخاب شد . چون ~~سالها # جمال الدین ملک الاسلام دختری نیزداشت که زوجه ملکعبد السلام بود که ~~حکوست # ~~بعضی از بلاد فارس را ازطرف ایلخان داشت. پس ازوفات ملک الاسلام پسرش ~~سلک # ~~عزالدین عبد العزیز عبد السلام را بدست خوار زر داد ودردان آلاپرش علی # 1- آغاز حکومت آو روکک شیراز نامهآ آز ابتدای ست ستغم محمد خدابنده # ~~یعنی از سال 3 . نوشتد و گوید شرف الدین محمود شآه ین سحمد فضل النه ه ~~کسعیش اه # ~~خواجه عبدالله انصاری میرسد درمملکت فارس و حوالی ستصرف شد و دیگران ~~بمراد ورأی # ~~او خوض می کردند ص «1 حمدالله مستوفی در تا ریخ گزیده گوید: سلکشرف ~~الدین سحمود # ~~شاه که سالها حکوست بروبحر فارس و کرمان و شبانکاره ویزد وبعضی عراق ~~کرد وبزرگترین # ~~اعاظم ایران شد از نسل شیخ عبدالله انصاری معروف بپیرهری است ونسبش بر ~~این سوجب # ~~(ص 664). PageV02P077 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0461.png) # ~~بحمایت و نیایت امیر طالش در فارس حکومت کرده واز این راه امسلاک وتروت # ~~یسیار بدست آورده بود چنانچه هرسال چتدین هزار تومان از منافع آن ~~دریافت می- # ~~کرد پاین جهت حکوست امیر مساقر ایناق بر او دشوار آسد ms277 و با دوتن از ~~امرای # ~~سلطان ابو سعید یعنی اسیر محمد بیک و امیر پیلتن بقصد کشتن او بخانه اش ~~رفت # ~~مسافر ایناق گریخته بقصر سلطان پناه برد سلک شرف انسدین محمود شاه ~~اینچو و # ~~یارانش قصر را محاصره کرده و امیر مساقر ایناق را مطالبه نمودند ولی ~~عده ای # ~~از امراء ابو سعید آنان را دستگیر ساختند و بخدست سلطان پردند . سلطان ~~بشفاعت # ~~خواجه غیاث الدین محمد وزیر از کشتن شرفالدین محمودشاه اینجود رگذشت1 ~~ولی # ~~فرمان داد او را در قلعه طبرک اصقهان زندانی سازند. پس از این واقعه ~~اسیرمسافر # ~~ایناق عازم محل حکوستش شد لیکن ملک غیاث الدین کیخسرو که در غیاب پدر # ~~فارس را اداره سی کرد بدو اعتنائی نکرد و او را در اموردخالتی نداد تا ~~اینکه در # ~~سال 30 بخیر قوت سلطان ابو سعید در شیراز سنتشرشد ملک غیاث الدین ~~کیخسرو # ~~مسافر ایناق را دستگبر کرده چند روزی زندانی و سپس روانه آذربایجان ~~نمود. # چون ارپاگاون بعد از سرگ سلطان ابو سعید بتخت ایلخانی نشست عده ای # ~~را که مخل سلطنت خود سپدانست از آن جمله شرف الدین محمود شاه اینجو را ~~در PageV02P078 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0462.png) # ~~شهر تبریز بقتل رسانید. بعد از این واقعه پسرانش از تبریز گریختند . ~~امیر مسعود # ~~شاه بروم نزد اسیر شیخ حسن بزرگ رفت و امیرشیخ ایو اسحق در دیار ~~بکربامیرعلی # ~~پادشاه پناه برد . چون ارپا گاون بدست موسی خان گرفتار شد او را بجلال ~~الدین # ~~سسعود شاه داد واو ثیز او را یقصاص خون پدر بقتل رسانی . # در سال «3ب سحمد خان که بکمک امیر شیخ حسن بزرگ ایلکانی بموسی # ~~خان خروج کرد و بر تخت سلطنت نشست وزارت خود را بامیر جلال الدین مسعود # ~~شاه داد و چون در سال 3 ب محمد خان کشته شد جلال الدین مسعود شاه نیز ~~از # ~~آذریایجان بفارس گریخت ولی ملک غیات الدین کیخسرو که بعد از پدر زمام ~~امور # ~~فارس را بدست گرفته ms278 بود از دخالت او در امور فارس سانع آسد و وزیر او ~~امیر # ~~فخرالدین را نیز کشت باین جهت میان دو برادرجنگ اتفاق افتاد . ملک ~~غیاثالدین # ~~کیخسرو شکست یافته اسیر شد و در سال 739 وفات یافت2 سلک جلال السدین # ~~مسعود برادر دیگر خود ملک شمس الدین محمد را تیز در قلعه سفید فارس ~~درسال # ~~738 زندانیساخته بود و بطوریکه در تاریح سلطتت اسیو سبارز الدین محمد ~~مظفری # ~~گفته شد در سال . چون امیر شیخ حسن چوپانی پسر عسم خود امیر حسین را # ~~برای تسخیر قارس فرستاد ملک شمس الدین محمد از قلعهٔ‌ سفید گریخته ~~بامیر پیر # ~~حسین پیوست و او را درتصرف شیراز یاری داد ولی امیر پیر حسین او را ~~یعدازتسخیر # ~~شیراز بیگناه یقتل رسانید . مردم شیراز یر اثر این حادثه بامیر پیر ~~حسین شوریده او # ~~را از شهر بیرون کردند و اموالش را یغارت بردند. جلال الدین مسعود شاه ~~پس از PageV02P079 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0463.png) ### | # # %~% تاریخ آل مظفر # ~~از بیرون رفتن امیر پیر حسین وارد شهر شد اما امیر پیر حسین این بار ~~بکمک امیر # ~~مبارز الدین محمد شیراز را پس از .ه روز محاصره متصرف شد . چون ازاین ~~تاریخ # ~~بیعد تاریخ خاندان اینجو مخصوصا سلطنت شاه شیخ ابو اسحق ضمن تاریخ ~~سلطنت # ~~امیر مبارز الدین محمد مظفری گفته شده بنابر این از ذکر بقیه تاریخ ~~اینجویان در # ~~اینجا خودداری میشود . PageV02P080 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0464.png) # تابگان فارص # ~~1 - اتابک سنغر ین مودود # # 2- اتابک زنگی بن سودود %~% (571 # # 3- اتابک تکله بن زنگی %~% (591 # # 4 - اتابک طغرل بن سنغر بن مودود %~% (599 # # 5- اتابک سعد بن زنگی %~% 623375 # # «- اتابک ابوبکر بن سعد %~% 658762 # # 7- اتابک سعد بن ابوبکر %~% درسال 58 دوازده روز سلطنت کرده # # - اتایک محمد ین سعد %~% 608 تا 660 # # 0- اتابک محمد شاه بن سلغور بن سعد %~% 66166 # # 10 - اتابک سلجوقشاه بن سلغور %~% 0( %~% 662 # # 11 - اتابک ابش خاتون دختر سعد بن اییبکر %~% 684661 PageV02P081 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0465.png) ### | 9 %~% او ### | حکام لار # ~~لار قسمتی ازفارس است که ms279 در جنوب شرقی آن و جنوب شبانکاره واقع بوده # ~~و تا ساحل خلیح فارس امتداد داشته1 و سر کز آن شهر لار در جنوب شرقی ~~شیراز # ~~قرار دارد # ~~- مونن رسنامه ناصری درازای لارستان را از قلعهفاریاب ناحیه کورستان ~~تا قریه # ~~خویی کمکی 7هفرسح و پهنای آک را ار خاجی ابادتاخیممریجان تا بندر چارک ~~45 فرسخ # ~~نوشته وگوید : از شرق بنواحی عباسی ونواحی سبعه واز شمال بنواحی سبعه و ~~بلوک # ~~داراب و جویم وخنج و گله دارو از سعرب بتواحی حج وعلاء مرو دشت و نواحی ~~گلهدار # ~~و بلوک مالکی و از جنوب بدریای فارس سخدو استو شهر لار ازشیراز «* فرسخ ~~کاروانی # ~~دور افتاده. # ~~نواحی اطراف لار # ~~1 - ناحیه بیخه احشام است که قصبه مرکز آن بیرم است در ه 2 فرسخی لار . ~~این # ~~ناحیه در مغرب شهر لاراست. # ~~7- ناحیه بیخه فال در جنوب غربی که مر کز آن اشکناناست در 23 فرسخی ~~لار. # ~~3 - ناحیه جهانگیریه درجنوب شرقی و مر کز آن بندر بستک است در1 2 فرسخی ~~لار. # ~~-دحیه سیب کوه در جنوب و سر کز آن بندر چارک است در ه 2 فرسخی لار. # ~~5- کاخیه فومسان یا نوبندی درجنوب غربی و مر کز آن گاوبندی است در 30 # ~~فرسخی لار. ### | بقیه حاشیه در صفحه بعد PageV02P082 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0466.png) ### | حام لار # این ناحیه دارای کوههائی است که بموازات خلیج فارس از غرب یه شرق # ~~کشیده شده و از نواحی گرمسیر یشمار میرود . در این ناحیه آب خیلی کسم و ~~شور # ~~است و رودخانه لارستان که در طول خود پنام های (شورگله دار) و ~~(شورهنگن) # ~~و رودخانه لمزان نامیده می شود در امتداد جنوب غربی لار جریان دارد و ~~دریک # ~~فرسخی جنوب بندر کنگ بدریا میریزد . # سر زمین لاراز زمان ساسانیان بعلت واقع شدن آتشکده آذر فرن بق درکاریان # ~~مورد توجه بوده است . اما جغرافی نویسان اسلامی از لارصحبتی نمیکنند ~~زیراراههای # ~~قدیم ارتباطی شیراز ببندر بزرگ تجارتی سیراف و همچنین جزیره ms280 کیش و ~~هرموز از # ~~این شهر نمیگذشت1 # « - هاخیه کورسنان که آز قدیمار توابع سیکاره بوده درمشرق واقع وسر کزآن ~~کشی PageV02P083 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0467.png) # حمدالله مستوفی اولین جغرافی نویسی است که از این شهر اسم برده و گوید: # ~~لار نزد یک دریاست و مردم آن بیشتر تاجر باشند و سفر بحر و بر کنند . ~~این بطوطه # ~~نیزکه لار را در سال .73 ه. ق دیده گوید . شهر بزرگی است و دارای ~~نهرهای # ~~بزرگ و بساتین زیاد است1 # در این سرزمین در زمان حکومت آل مظفر حکاسی حکمرانی میکردند که # ~~نسپ خود را بگر گین پسر میلادسردار کیخسرو پادشاه کیانی سی رسانیدند ~~وفردوسی # ~~نیزمرکزلارستان را بنام لادمینامد وگوید کیخسر و : # صفاهان بگودرز گشواد داد ### | به گرگین میلاد هم لاد داد # از وضع سلاطین اولیه لا راطلاع درستی دردست نیست . قاضی احمد غفاری مؤلف # ~~جهان آراء نسب آنان را تا گرگین میلاد میشمارد 2 و گوید یکی از حکام ~~لاربنام # 3- ماضی احمد تقازی نسپا مارتهین درکرا از آپراتحیم حان ده مفاصر او بوه ~~تا # ~~است ودر عهد عمر بن شبه الخریر متتانن شد و ایرج پسر کر کین ین لباد بن ~~دکا بن گر ین PageV02P084 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0468.png) # ~~جلال الدین ایرج درسال . .: هجری در زمان خلافت عمر ین عبدالعزیز (9* # ~~101) اسلام اختیارکرد ونیز گوید وضع پادشاهان محلی لار از زمان حکومت # ~~قطب الدین مؤید پاکویه (594 - 648) تا اندازه آی روشن است . # حکومت قطب الدین مؤید با حکومت اتاپک سعد بن زنگی (099-623) # ~~در قارس وقطب الدین مبارز بن نظام الدین حسن در شبانکاره و تاج الدین # ~~شهنشاه در هرموزمقارن بوده وظاهرا او یا حکام مزبور متاسباتی داشته است ~~. # در دوره ای که فارس بوسیله حکام اسلامی اداره میشد و همچنین در زمان # ~~سلطنت سلسله آل یویه تمامی فارس از مرکز حکوست اطاعت داشتند ولی بعد از # ~~مرگ عضدالدوله دیلمی (سال 372) چون اختلاف بین فرزندان و نواد گان او # ~~افتاد امرای محلی در صدد استقلال یر آمدند ms281 و چنانچه درتاریخ ملوک ~~شبانکاره # ~~گفته شد از سال 48، فضلویه حسنویه استقلال ملوک شبانکاره را پایه گذاشت ~~و # ~~نبز محمد در مکوب درهمین زمان در سواحل موغستان کرمان بر بندر هرموز ~~تسلط # ~~یافته مهآمس سلسله ای گردید که در این پندر چتدی بحکومث پرداختند . ~~پتظر # ~~میرسد حکام لار تیز در دوره اسلامی و آل بویه وحکام سلجوقی و آغاز دولت # ~~اتابکان فارس از حکام مرکزی این ایالت اطاعت داشتند از این جهت است که # ~~در تاریخ نامی از آنان برده تشده و بطوریکه گفته شد اولین شخص از این ~~خانواده # ~~که نامش در تاریخ آمده قطب الدین مؤید پاکویه است و پس از او فرزندانش # ~~باین شرح در لار حکومت کرده اند. # امیر کالتجار بن اسیر قطب الدین مؤید پاکویه %~% 648تا680 # او در آخر عمر عزلت اختیار کرد و در آن تزدیکی وفات یافت # اسمیر قطب الدین مؤید ثانیین امیر کالنجار %~% 68 %~% 699 ### | در جنگی بقتل رسید. # امیر علاه الملک بن امیر قطب الدین ثانی %~% 699 %~% 73 PageV02P085 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0469.png) ### | تاریخ آل مظفر # # آبا کالنجار دوم ابن امیر علاء الملک %~% 731 # # حاجی سیف الدین نصرت بن ابا کالنجار دوم %~% 775 ### | # # علاء الملک گرگین شاه بن سیف الدین نصرت %~% 775 %~% 789 # # مبارز الدین محمد بن علاء الملک گر گین شاه %~% 785 %~% 840 # # امیر قطب الدین مبشر بن مبارز الدین محمد %~% 840 %~% 859 # # سیر جهان شاه ین امیر قطب الدین مبشر %~% 859 %~% 883 # # ابیر علاء الملک بن میر جهان شاه %~% 883 # ~~امیر هارون بن امیر علاء الملک # # سحمد بیک بن سیر علاء الملک %~% 27 # # انوشووان بن ابو سعید بن علاء الملک %~% 30 %~% 47 # او پادشاهی آدیب و موسیقی شناس بود و بدست یکی از # فدائیان بقتل رسید . # # ابرا هیم خان بن انوشیروان %~% 148 %~% 23 # که پاسر شاه طهساسب صفوی از حکوست لار معزول گردید. # ~~چهار نفر ازحکام لار یعنی ابا کالنجار دوم (71 - 753) و حاجی سیف- # ~~الدین نصرت (753 - 775) و علاء الملک گر گین ms282 شاه (775 - 789) و مبارز- # ~~الدین محمد (189 - . م) یا سلاطین آل مظفر سعاصر بوده اند و از آنان ~~اطاعت # ~~داشتند دلیل این معنی سکه ایست که در لار بنام شاه شجاع ضرب شله است. # ~~سؤلف منتخب التواریخ تطنزی مینویسد : بعد از جلوس شاه شجاع مردم لار # ~~با سایر گرمسیرات یاغی شدند. او با لشکرها متوجه قلاع آن حدود شد در آن ~~وقت # ~~محمد مظفر در قلعهآ تبر محبوس بود شخصی بر سبیل مشورت بتزد او فرستاد . ~~محمد # ~~بظفر گفت « خرابه لارکرامند التفات سلاطین نیست از آنکه اگر بستانند ~~ناموس # ~~چتدان نباشد و اگر نستانتد ایشان دلیر شوند و همه روز لشکری در غزای ~~ایشان PageV02P086 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0470.png) # ~~بباید داشت » شاه شجاع آن نصیحت را قبول کرد و لاریان بتصور اینکه ~~پادشاه بر # ~~ایشان رحم فرموده بطوع و رغبت ایل شدند.1 # ~~حافظ ابرو نیز در باره اطاعت لاریان گوید : چون درسال »، شاه شجاع ~~کرمان # ~~را تسخیر کرد بطرف گرمسیر رفت والی هرموز در مقام اطاعت برآمد . امرای ~~طارم # ~~(یعنی شبانکاره) ولار نیز اطاعت کردند. # در سال 89 7 که امیر تیمور شیراز را متصرف شد گر گین لاری حاکم لارستان # ~~با هدایا بخدمت او رسید . و در سال 99 ب لشکریان امیر زاده محمد سلطان ~~نوه اسیر # ~~تیمور قسمت های شرقی فارس یعنی لار و نواحی جهرم و فال وکارزین را مسخر # ~~ساختند. 2 # در آغاز دولت صفویه ابراهیم خان حاکم لار از این دولت اطاعت داشت و # ~~خراج گزار بود و مسنصب امیر دیوانی داشت و بالاخره بامر شاه طهماسب ~~صفوی از # ~~حکومت لار معزول گردید و پسرش نورالدهر خان بحکومت لار رسیده (سال # ~~973) . # بعد از نور الدهر خان پسرش میرزا علاء الملک بنام ابراهیم خان دوم حاکم # ~~لارشده ولی پس از چندی بدست الله وردی خان حاکم فارس از حکومت لار # ~~بر کنارشده است زیرا در این موقع لار بر سر راه تجارتی شیراز ببندر ~~عباس وهرموز # ~~قرار داشت و مر ms283 کز تجارت و بازرگانی بود و ابراهیم خان دوم در صدد آزار ~~تجار # ~~ومسافرین خارجی مقیم این شهر برآمده بود بعلاوه میخواست بندر گامبرون ~~(بند رعباس) # ~~و جزیره هرموز را نیز مسخر سازد از این رو مورد حمله الله وردیخان قرار ~~گرفت علت # ~~دیگر بنا بنوشته مؤلف عالم آرای عباسی این بوده که موقعیکه شاه عباس ~~برای دفع # ~~فتنه یعقوب خان نامی بفارس آمده بود ابراهیم خان بخدمت شاه نرسید باین ~~جهت PageV02P087 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0471.png) # ~~0---- حس س ### | تاریخ آل سظفر ### | ... %~% .......--.... -.. .. # ~~شاه از او آزرده خاطر گردید و الله وردیخان را مأمورگوشمالی اوکرد. پهر ~~جهت # ~~ابراعیم خان تسلیم شد . : .1 والله وردیخان او را با خود بخدمت شاه ~~عباس در # ~~موقعی که در اطراف هرات2 بود پرد ابراهیم خان در اینجا بمرض حصبه در ~~سال # ~~101 وفات یافت وحکومت حکام لار خاتمه پیدانمود . PageV02P088 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0472.png) ### | فصلل پنج ### | ملوک هرموز # سوقعیکه سلاطین آل مظفر در فارس حکومت می کردند در جزیره هرموز نیز # ~~امرائی حکوست داشتند که اسلافشان گاه باستقلال و زمانی تحت اطاعت ~~سلاطین # ~~ایران ابتدا در بندر هرموز وسپس دراین جزیره حکمرانی سینمودند . # اما پیش از اینکه جزیره هرموز اهمیتی یا بد و مر کز حکومت و تجارت شود # ~~در ساحل خلیج فا رس بندر سیراف و پس از آن جزیره کیش اهمیت تجارتی پیدا # ~~کرده لنگر گاه کشتیها و محل صدور و ورود کالاهای تجارتی بین ایران و ~~هند # ~~بوده . اینک بتعریف بندر سیراف و سپس جزیره کیش و ملوک آن می پردازیم . # بندر سیراف. امروزه بین بندر لنگه و بوشهر بندر طاهری قرار گرفته و آن در # ~~واقع بجای بندر سیراف قدیم است و خرابه های بندرسیراف اکنون در دو سیلی ~~مغرب # ~~آن دیده میشود . # بندر سیراف از شهرهای دوره ساسانی است وجود دخمه های سنگی در شمال # ~~آن که قبور زردشتیان بوده دلیل این سعنی است. ازدوره اسلامی آثار خرابه ~~های # ~~آبانبارها و سنگ های قبر با کتیبه ms284 هائی بخط کوفی در آن باقی است که از ~~ساحل # ~~دریا تا دامسنه کوه پرا کنده است . # بندر سیراف در داسنه رشته جبالی که در .1 کیلو مستری ساحل بموازاتدریا # ~~کشیده شده ساخته شده بود و در جنوب شرقی آن بندر نابند در رأس خلیج ~~تابند # ~~قرار داشت. PageV02P089 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0473.png) # یاقوت حموی گوید : این شهر را در قدیم شیلاو می گفتند1 بنا براینمیتوان # ~~گفت که سیواف معرب شیلاو بوده است : سیراف در قرن سوم هچری از پنادر ~~معروف # ~~خلیج فارس و واسطه تجارت بین هندوستان و چین از یک طرف و بندر بصره ~~ازطرف # ~~دیگر بوده است. اول کسی که از وضع تجارت و آیادی این یندر و احوال ~~دریاها # ~~و جزایر و ممالکی که مردم سیراف با آنها در تجارت بودند تعریف کرده ~~بازرگانی # ~~از مردم این شهر بنام ایو زید حسن سیرافی است. کتاب او دارای دو جزء ~~است # ~~جزه اول آن را شخصی ینام سلیمان در سال 337 ه. ق نوشته و در واقع نوشته # ~~ایو زید حسن سیرافی ذیلی بر کتاب سلیمان سیرافی است که 5* سال یعد ~~نوشته # ~~شده. ابو زید سیرافی یا مسعودی مورخ معروف معاصر بوده و مسعودی آو را ~~در # ~~بندر بصره دیده اطلاعاتی از او در باره دریاهای مشرق و هندوستان و چین ~~کسب # ~~کرده ودرمروج الذهب آورده است. # اصطخری گوید : سیراف بزر گترین پنادر فارس واز حیث وسعت باندا زه شیراز # ~~است. او از خانه های عالی و چند طبقه این شهر و جمعیت قراوان آن تعریف ~~میکند # ~~و گوید مردم سیراف بساختن خانه های خوب علاقمندند وگاهی تا سی هزار ~~دینار # ~~برای ساختق عمارت خود خرج می کنند و آن را اسراف نمی پندارند . # سیراف از نظرتجارت با بصره رقابت می کرد و ناخدایان و بازرگانان سیرافی # ~~در تمام دریاها در حرکت بودند و یگفته مقدسی بطوری بدریا انس و الفت ~~داشتند # ~~که بعضی از آنها تمام عمر خود را ms285 در دریا سیگذرانیدند. امتعه هندوچین ~~مانند # ~~عود و عنبر و کافور و جواهر وخیزران و عاج و آبنوس و کاغذ و صندل و ~~دیگر # ~~عطریات و ادویه باین بندر وارد شده و در ایران و سایر ممالک شرقی توزیع ~~میگردید # ~~و انواع پارچه ها و منسوجات کتانی و مروارید از این یندر به چین و هند ~~و سواحل PageV02P090 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0474.png) # ~~شرقی افریقا صادر میشد و بواسطه همین موقعیت تجارتی محل سکونت تجار و # ~~بازرگانان عمده شده و یا بگفته اصطخری سرمایه دا رائی در این شهر سکونت ~~داشتتد # ~~که زیاده بر.- میلیون درهم از راه تجارت پدست آورده یودثد و همین ~~سرمایه داران # ~~بر سواحل خلیج ودریاها فرماتروائی میکردند . # سیراف چون یین کوه و دریا واقع شده بود اراضی زراعتی وسیعی نداشت و در # ~~اطراف آن تیز باغ و درخت یافت نمیشد و آب آن از باران حباصل میگردید و # ~~ناحیه ای گرمسیر بود و آذوقه مردم را از کوهی که بر این شهر مشرف ~~بودمیآوردند # ~~با این حال بعلت موقعیت تجارتی که داشت دارای جمعیتی فراوان بود . # سیراف درزمان سلسله آل بویه سخصوصا در دوره سلطنت عضدالدوله دیلمی # ~~(338 - 372) ترقی بیشتری یافت چه این پادشاه غالبا باین شهر می رقت و # ~~ابنیه چندی در آنجا ساخته بود از آن جمله فیل خانه عضدی است . در بندر # ~~نابند نیز ایوانی ساخت کسه پایوان نایند معروف گردید . اما پس از مرگ # ~~عضد الدوله و ایجاد اختلاف بین فرزندان او این شهر نیز کم کم از اهمیت ~~افتاد # ~~چنانچه مقدسی خرابی سیراف را در اثر ظلم وستم مأمورین خاندان آل بویه ~~دکر # ~~کرده است1 در نتیجه کم کم مردم شهر باطراف متفرق شدند و نیز زلزله هائی ~~که # ~~درسال 36 و 367 یعدت * روز در این شهر حادث شد یاعث تقرقه بیشتر مردم # ~~و خرابی شهر گردید . آباد شدن جزیره کیش علت دیگر خرابی سیراف است # ~~چون عماد الدوله توران شاه (4717 - . *») پادشاه ms286 سلجوقی کرمان چزیره ~~کیش # ~~را بجای سیراف مر کز تجارت ساخت باین جهت جزیره کیش جانشین سیراف # ~~شد . 2 # عماد الدوله خما رتکین حاکم سلجوقی فارس خواست دوباره سیراف را مرکز ~~PageV02P091 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0475.png) # ~~تجارت قرار دهد ولی امیر کیش با فرستادن تحف و هدایا او را از این خیال ~~منصرف # ~~کرد تا عاقبت یکی از حکام کیش بنام ابوالقاسم سیراف را نیز متصرف شد ~~وحکام # ~~فارس نتوانستند سیراف را از تصرف او خارج سازند و چون پس از آن هیچ ~~بازرگانی # ~~تتوانست کشتی بسیراف آورد از این رو این بندر روبخرابی گذاشت. # در آغاز قرن هفتم هجری یاقوت حموی که اینجا را دیده گوید : از این شهر # ~~فقط مسجد آن با ستون هائی ازچوب عاج بر سر پا بوده و کشتی ها در بندر ~~نابند لنگر # ~~میاندازند و نیزگوید : قعلا در اینجا چند خانوار فقیر زند گی میکنند . # چمزیره کیش . 2 کیش یا قیس بطول 15 و عرض 18 کیلو متر در سقابل # ~~ساحل شیب کوه قرار گرفته و تا ساحل 17 کیلومتر فاصله دارد . این جزیره ~~ازقدیم # ~~معروف بوده و موقعی که نئار کوس3 امیر البحراسکندر در سواحل خلیچ قارس ~~بدستور # ~~او بدریانوردی پرداخته این جزیره به الهه ونوس، ومر کور. اختصاص داشته # ~~است زیرا جزیره ای که آریان مورخ معروف باسم کانیا 7 یدان اشاره میکند ~~همین PageV02P092 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0476.png) # ~~جزیره است.ا # این جزیوه در نزد جغرافی دانان اسلامی بحاصل خیزی معروف بوده چنانچه # ~~ابن خرداد به که کتاب خود را درسال . *2 ه. ق تألیف کرده از نخلستانها ~~و # ~~اراضی مزروع وگله های گوسفند آن تعریف میکند. شریف ادریسی نیز که خود ~~این # ~~جزیره را دیده در نزهت المشتاق که در سال48 5ه. ق نوشته شده از نخلستان ~~ها # ~~و اراضی آن صحبت کرده گوید : این جزیره دارای چند بر که است که آب آن # ~~برای کشت و شرب اهالی بمصرف میرسد و نیز گوید : در اطراف این ms287 جزیره ~~مروارید # ~~بدست مبآید . # ربی بنیامین3 از مردم طلیطله (117 - 1164 م) سیاح معروف راجع باین # ~~جزیره چنین مینویسد : تجار وکسبه یمن وبین النهرین و ایران انواع ~~واقسام # ~~پارجه های ابریشمی و زری وکتان و پنبه و شاهدانه و فلزآلات وغیره باین ~~محل # ~~حمل سینمایند و سکنه جزیره از عواید حق العمل کاری و دلالی این امتعه ~~واجناس # ~~اعاشه و ارتزاف میکنند و3 # مر کز این جزیره نیز کیش نامیده سیشد واین شهر را یاقوت حموی چنین # ~~تعریف سیکند : شهر کیش بسیار قشنگ و زیباست واطراف آن را عماراتعالی ~~وباغ- # ~~های دلگشا احاطه کرده. پادشاه عمان که تمامیاین دریا در تحت اختیار او ~~است # ~~در کیش اقامت دارد . # بطوریکه گفته شد از اواخردوره دیلمیان و زمان حکومت سلجوقیان درفارس ~~PageV02P093 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0477.png) ### | تاریخ آل مظقر # ~~یتدریج سیراف روبخرابی گذاشت و از این روکشتی های تجارتی که بین ایران ~~و # ~~هند و چین رفت و آما میکردند بجای سیراف در کیش لتگر انداخته و این ~~جزیره را # ~~مر کز بازرگانی خود ساختند چنانچه شریف ادریسی گوید : در این جزیره داد ~~وستد # ~~با سایرممالک جریان دارد وسودا گران عرب و یمن و هندانواع پارچه های ~~ابریشمی # ~~و کتانی و برنج و پنبه وارد میکنتد و امیر این جزیره دارای کشتی های ~~زیاد است # ~~که باطراف مسافرتمینمایند . یاقوت حموی نیز گوید : کشتیهائی که بین ~~هندوستان # ~~و فارس ایاب وذهاب مینمایند در این جزیره توقف میکنند و پادشاه آنجا را ~~بواسطه # ~~قوه بحریه بزرگی که داراست امرای هندوستان تکریم و احترام سینمایند من ~~او را # ~~جندین مرتبه دیده ام قیافه اش شبیه ایرانیانن است و بطریق دیلمال لباس ~~مییوشد # ~~و تمام جزایر در تحت حکومت کیش است . # ز کریای قزوینی نیز در آثا ر البلاد که درسال «7« هجری قمری نوشتهشده # ~~گوید : هنوز کشتی های ایران و عربستان که بقصد تجارت بدین صفحات می ~~آیند # ~~در آنجا لنگر میاندازند «و نیز از شهر کیش تعریف کرده گوید ms288 : این شهر ~~دارای # ~~ابنیه و عمارات وباغ ها و دروازه های زیاد است و در عهد ما هیچ مکانی ~~بصفاو # ~~دلکشی آنجا نیست» . # مؤلف تاریخ وصاف نیز گوید : جزیره قیس اسروز از معظمات جزایر فارس # ~~است مجلوبات پلاد هند و سند و اقصی چین و ترکستان و غرایب ظرایف و ~~نقایس # ~~مصر وشام ومنتهی قیروان و تر کستان در معرض فرض آن عرض کنند. # امرای کیش . پس از خرابی سیراف و اهمیت یافتن جزیره کیش امرائسی در # ~~این جزیره بحکومت رسیده اند که مؤلف تاریخ وصاف آنان را از اولاد شخصی ~~از # ~~مردم سیراف بنام قیصر میداند و گوید : قیصر سه پسر داشت که بزر گتررا ~~نام قیس بود # ~~آنان در اندک مدتی اندوخته پدر را تلف کردند سپس بنای شرارت را گذاشته ~~بدزدی PageV02P094 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0478.png) # ~~دریائی پرداختند و چون نتوانستند در سیراف بمانند بجزیره قیس مهاجرت ~~کردند و # ~~بما هی گیری سشغول شدند و صاحب ثروت و تمول گردیدند. دو برادر از ایشان # ~~که عازم سفر هند بودند در دریا 2 جهاز پر از اقمشه هناد و عمان را که ~~عازم # ~~کرسان بود تصرف کردند و از آن وقت کارایشان بالا گرفت و قدرت و تمکن ~~ایشان # ~~بجائی رسید که سلوک عرب وعجم واطراف سند وهند هدایا پیش ایشان # ~~میفرستادند . # از آغاز اسلام تا اوایل قرن چهارم هجری سواحل وجزایر خلیج فارس به # ~~دست عمال خلفای اسلامی اداره میشد و مدتی نیز تحت نفوذ خلفای فاطمی سصر # ~~بوسیله قرمطیان اداره میگردید و چون آل یویه بر فارس تسلط پیدا کردند ~~جزایر و # ~~وسواحل خلیج را نیز تحت اطاعت خود در اوردند و معزالدوله احمد بن بویه # ~~(. 32 - 356) بر بحرین و عمان هم تسلط یافت1 بعد از او عضدالدوله نیز ~~بر # ~~تمامی جنوب ایران وجزایر وسواحل خلیج فارس حکوست داشت با اینکه بعد از # ~~مرگ او جانشیتانش در حال ضعف بسر نیبردند با این حال عمان وجزایر ~~وسواحل # ~~خلیج در ms289 تحت نفوذ و تسلط آنان بود ولی در سال 442 خوارج ساکن این ناحیه # ~~بر عامل دیلمیان شورش کردند ابو نصر خسرو فیروز سلقب بملک رحیم (.7 - # ~~447) آخرین پادشاه آل بویه شخصی بنام شهریار بن نافیل را بعمان فرستاد ~~او نیز # ~~خوارج را شکست داد و خود بحکومت عمان رسید . چون دولت آل بویه بدست # ~~سلجوقیان منقرض شد شهریار بن نافیل در عمان علم استقلال بر افراشت تا ~~اینکه # ~~درسال 05، عماد الدوله قاورد پادشاه سلجوقی کرمان عمان را ضمیمه ممالک ~~PageV02P095 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0479.png) # ~~خود ساخت1 . # از آغاز حکوست امرای کیش اطلاع صحیحی در دست نیست و بدرستی معلوم # ~~نیست اولین کسی که دراین جزیره بنای حکومت را گذاشته چه نام داشته است ~~. # ~~از گفته مؤلف تاریخ وصاف چنین معلوم میگردد که حکومت کیش را پسران قیصر # ~~ناخدای سیرافی پایه گذاری کرده اند و او سلسله نسب ملک سلطان یکی از ~~حکام # ~~کیش و معاصر اتابک ابوبکربن سعد (623 - 958) را از روی کتابی که شخصی # ~~بنام امام سعد الدین ارشد ساخته بوده و او در دست داشته چنین میشمارد : ~~ملک # ~~سلطان بن الملک قوام الدین بن ملک تاج الدین بن الملک شاه بن الملک ~~جمشید # ~~و در جای دیگر گوید : قصر ایوان ملکث جمشید در جزیره قیس نمودار ایوان # ~~تابندی است که عضدالدوله ساخته از این رو میتوان گفت که ملک جمشید بعد ~~از # ~~عضد الدوله درکیش بحکومت پرداخته یعنی در زمان اختلال کارآل بویه ~~بنابر- # ~~این حکومت ملک جمشید درکیش باید در اواخر قرن چهارم هجری بوده # ~~باشد. # جانشینان ملک جمشید قدرتی یافته ساکنان سواحل را نیز مورد تعرض قرار # ~~دادند و این معنی از گفته مؤلف تاریخ وصاف بر سی آید که سی گوید : هر ~~چند سکان # ~~سواحل قلع وقمع ایشان را از هر صاحب شوکت استمداد کردند قواعد تمکن بنی # ~~قیصر اختلال نگرفت از امیر ابودلف جاتی2 که سرور امرای ایران بود و ~~حکومت او PageV02P096 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0480.png) ### | ملوک رمور # ~~بر ms290 تمامی گومسیرات و ایراهستان و سواحل از صحرای کندران تا لار و جویم ~~و فال و # ~~کرمان و رم و سیراف نافذ استمداد کردند قایدتی نکرد . # همچنین آنان کوشش داشتتد که کیش را بجای سیراف مر کز داد و ستد و # ~~محل بار انداز کشتی های تجارتیسازند. باین کار تیز بکمک عماد الدوله ~~تورانشاه # ~~(477 - 490) پادشاه سلجوقی کرمان نایل آمدند زیرا او فرسان داد که کیش # ~~بجای سیراف مر کزبا رگیری وباراندازی جزایر و سواحل خلیج فارسشود1 . ~~ازآن تاریخ # ~~منافعی که ازورود و خروج کشتی های تجارتی عاید مردم سیراف میشد از آنان # ~~بریده شده بمرم کیش رسید 2 واتابک رکن الدین خمارتکین که ازطرف ملکشاه # ~~سلجوقی (465 - ه48) در فارس حکومت داشت دوباره تصمیم گرفت که جزیره # ~~کیش را از تصرف بنی قیصر خارج سازد ولی هر بار امیر کیش او را با تقدیم ~~تحف # ~~و هدایا از این نیت باز سیگردانید. # ابن بلخی گوید : علاوه بر اینکه اقدامات خمارتگین برای تصرف کیش وباز # ~~گردانیدن حیثیت از دست رفته سیراف بجائی نرسید بلکه یکیاز خانان جزیره ~~کیش PageV02P097 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0481.png) # ~~که نامش ابوالقاسم بود سیراف را نیزستصرف شد. وهر دوسهسال بدانجا لشکر ~~می- # ~~سی فرستاد ورنجها میکشیدند از او چیزی نمیتوانستند بگیرند و چون در اثر ~~این حال # ~~هیچ بازرگانی نتوانست بسیراف کشتی آرد . . . از این سبب سیراف خراب شد1 ~~. # عصیان سلک کیش بر علیه سلغوریان. امرای کیش در آغاز کار مطیع فرمان # ~~حکام فارس بوده اند و با تقدیم تحف و هدایا توقع داشتند که بنادر و ~~سواحل خلیج # ~~را نیز ضمیمه قلمرو خود نمایند و بعضی از حکام فارس قسمتی از تقاضا های ~~آنان # ~~را انجام سیدادند ولی ملوک کیش حکومت کلیه سواحل را میخواستند . این ~~تقاضاها # ~~در زمان حکوست اتابک سنقر سلغوری (3» 5 -ع 5) نیز تجدید گردید با اینکه # ~~وزیر او تسلیم جزایر وسواحل را بملک کیش صلاح نمیدانست ولی اتا ~~بکبسواحل # ~~را بتصرف سلک کیش داد . # یکی ms291 از اسرای کیش بنام سلک سلطان که معاصر اتابک ابوبکر بن سعد # (23-ه) بود بنای خود سری گذاشت اتابک خواست او را تنییه نماید # ~~ولی بعلت نداشتن جهازات جنگی بدان موفق نگردیدتا اینکه بکمک سیف الدین ~~ابانضر # ~~پادشاه هرموزکیش را ستصرف شد و سلک سلطان را بقتل رسانید (* 2،) . اما ~~با # ~~قتل او حکومت امرای کیش پایان نیافت و چون از این تاریخ ببعد سر ~~گذشتامرای # ~~کیش بعلت جنگ با سلوک هرسوز وحکام فارس با تاریخ آنان آمیخته است از # ~~این رو بقیه احوال آنان درضمن تاریخ ملوک هرموز و حکام فارس گفته خواهد # ~~شک ، # ملوک هرموز . موقعی که بنی قیصر در کیش حکومت داشتند در قسمت شرقی # ~~سواحل خلیج فارس یعنی در ولایت موغستان و میناب وعمان سلسله دیگری # ~~حکومت می کردند که چون مر کز حکومتشان بندر هرموز بود باین جهت آنان را # ~~سلوک هرموز گویند. # حکومت سلوک هرموز را میتوان بدو دوره تقسیم کرد دوره اول حکومت آنان ~~PageV02P098 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0482.png) # ~~در بندر هرموز دوره دوم حکومتشان در جزیره هرموز. # دوره اول - بندرهرموز . این بندر در ولایت موغستان و نزد یکی سیناب حالیه # ~~بر کنار رودی که از این شهر سیگذرد قرار داشت. این بندر یگفته مؤلف ~~حدود العالم # ~~بارگه کرمان بود و تا دریا نیم فرسخ فاصله داشت 1 # اصطخری گوید . این شهر در کنار باریکه ای از خلیج فارس که کشتیها از # ~~دریا بدانجا رفت و آمد میکردند واقع و مجمع بازرگانان بوده3 . # مقدسی از این شهر تعریف کرده گوید تا کنار دریا نصف روز راه فاصله # ~~داشته # عده ای از مورخین بنای آن را باردشیر بابکان نسبت داده اند ولی شهرت و # ~~اعتبار آن از بعد از اسلام آغاز میگردد . # بندر هرموز بر عکس بندر سیراف در سرزمینی آباد و حاصل خیز و مزروع # ~~واقع بوده و در اطراف خود قراء و قصبات بسیار داشته ودارای نخلستان # ~~فراوان بوده . # این بندر بر سر راه تجا رتی ms292 سیراف بدیبل قرار داشت چنانکه سلیمان سیرافی ~~در # ~~سیاحت نامه خود هرموزرا بعد از سیراف قرارداده گوید : این شهر درست در ~~مقابل # ~~سنجار (سحار) عمان است از آنجا به تیز و بلده دیبل میروند که در دهانه ~~رود # ~~مهران واقعشده . # مار کوپولو سیاح ایتالیائی که از یزد بکرمان واز راه جیرفت بهرموز رفته # ~~گوید : بندر مهمیاست و پازرگانان در قایق ها و کشتی های خود که از ~~ادویه وعاج # ~~و پوست های گرانبها و سنگهای قیمتی پر است از هندوستان وارد این بندر ~~میشوند # ~~و تجارت ایرانن با چین در عهد مغول از طریق ابن یندر انجام میشود . او ~~در باره PageV02P099 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0483.png) # ~~آب و هوای این شهر چنین گوید : سخت گرم است و نا سالم و در تابستان ~~مردلم # ~~شهررا ترک گفته بباغ ها وبستان ها روی میآورند . مردم شهر گوشت ~~نمیخورند و نان را # ~~فتط موقعی سیخورند که مریض باشند. خوراک مردم خرما و ماهی نمک سود و ~~لیمو # ~~و پیاز است. او از قوانین سخت این شهر شکایت کرده گوید : قوانین ~~هرموزبسیار # ~~نا مناسب است زیرا همینکه بازرگان پیگانه ای فوت کنداسوال و دارائی او ~~را پادشاه # ~~محل تصرف میکند . # این بطوطه بندر هرموز را یکی از شهر های کرمان دانسته گوید : درکنار # ~~خلیج فارس قرار دارد و یازار اصلی کرمان است شهری بزرگ و خوش بنا است و # ~~هوای آن گرم است و تخل های فراوان در اطراف شهر هست واز محصولات آن ~~زیره # ~~و نیل است و نیل این ناحیه بهترین نوع آنست که مقدار زیادی یه خارج ~~صادر # ~~سی گردد . # حمدالله مستوفی نیز در نزهت القلوب گوید : هرموز درکنار خلیج واقع است # ~~و هوای آن بسیارگرم است . # در این بندر امرائی حکومت داشتند که خود را از فرزندان سلاطین عرب # ~~سیدانستند . از آغاز حکومت آنان تیز اطلاع درستی در دست نیست گویا ~~دراواخر # ~~قرن چهارم هجری قمری یعنی پس ازمرگ عضدالدوله دیلمی«37 و ضعف ms293 دولت # ~~آل بویه شخصی بنام محمد سواحل موغستان را متصرف شده و بنام خود در ~~هرموز # ~~سکه زده باین جهت یه محمددرم کوب شهرت یافته است. بنا بشاهنامه ~~تورانشاهی # ~~یعد از محمد درم کوب پسرش سلیمان و بعد از او پسرش عیسی جاشو در ~~بندرهرموز # ~~بحکویت رسیده اند . # عیسی جاشو سعاصر ملک قاورد (433 - 65 4) مؤسس سلاجقه کرمان است # ~~و ملک قاورد یوسیله او توانست بر عمان نبز دست یابد ولی او حکومت عمان ~~را # ~~بشهریار بن نافیل سابق الذکر سپرده ازطرف خود شحنه ای در آنجا گماشت و ~~PageV02P100 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0484.png) ### | ماوک هرموز # ~~عمان تا زمان حکومت ملک ارسلان (494 - 539) در تحت اطاعت این # ~~خانواده بود. # بعد از عیسی جاشو پسرش لشکری و سپس کیقباد بن عیسیو بعد از اوعیسی # ~~بن کیقباد و بعد محمود بن عیسی و بعد تاج الدین شاهنشاه بن محمود در ~~بندرهرسوز # ~~حکوست کرده اند . # تاج الدین شاهنشاه معاصر ملکن دینار غز (581 - 591) بوده و # ~~ملک دینار در اثر تحریک عمادالدین مغوتی شحنه جیرفت در صدد برآمد که ~~بندر # ~~هرسوز را نیز متصرف شود 1 ولی تاج الدین شاهنشاه با تقدیم تحف وهدایا ~~او را # 1- محمد بن ابراهیم درتاریخ سلاجقه در این برچی یوییموی # ~~طغرل و فترات چیرقت و تضییع اموال قمادین قافله عراق گذر به ثغرتیز که ~~از اعمال والی # ~~جزیره است انداختند ومدتی شد که از ثغر تیز گذر بازآن فرضه افکنده ~~اندوایشان را ازآن # ~~اموال بسیار و ثروت بیشمار و ذخایر وافرجمع شده است - پادشاه کرمان را ~~از زر خراچی و # ~~اسب تازی ولایت هرسوز خراجی مقنن و قانونی معین بوده است و چندسال شد ~~تا یکدرم # ~~بکس نداده اند والتفات یر هیچ آقریده نکرده اگر ملک نهضت گرمسیر فرماید ~~خراج چند # ~~بردسیر آمد ، صی176 PageV02P101 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0485.png) # ~~از این نیت باز داشت و تعهد نمود که سالیانه هزار دینار بعنوان خراج ~~بپردازد . # ~~امیر کیش که بندر هرموزرا رقیب تجارتی خود میدانست بملک دینار ms294 پیغام ~~فرستاد # ~~که حاضر است سالیانه صدهزار دینار و .ه رأس اسب عربی در ازاء واگذاری # ~~هرسوز بوی بپردازد . ملک دیناراین پیشنهاد را پذیرفت1 و چون یگرمسیر ~~کرمان # ~~رسید کسی را پیش ملک کیش فرستاد و با او قرار ملاقات گذاشت و آن دو ~~درمحل # ~~(خور ابراهیمی) در قست غریی هرموز یکدیگر را ملاقات کردند باین ترتیب ~~که # ~~ملک کیش با کشتی تا ساحل دریا آمد و ملک دپنار نیز اسب در آب راند تا ~~جائی # ~~که آب در رکاب اسب رسید. پس از این ملاقات سلکث کیش «انواع تحف و # ~~لطایف اقمشه دریائیو ظرایف امتعه هندی باری و آلات مجالس و اوانی زر و ~~سیم # ~~و لآلی ثمین و نقود مختلف وطرح وقرش وخیمه یه ترتیب خزانه واصطبل ~~وفراشخانه # ~~ومضبخ و غیره فرستاد و یک پاره خز مضاعف و یک خانه سیاه و یک خانه سرخ # ~~و خدمت هاء شگرف کرد » این ملاقات در صفر سال 89ه هچری بود پس چون # ~~ملک هزموزمال مقرررسانید ملک روی ببرد سیر نهاد و ملک کیش همچنان ~~درامید # ~~تصرف هرسوز یاقی ماند2 . # بعد از ملک دینار پسرانش فرخ شاه و عجم شاه برای مدت کوتاهی حکومت # ~~کرده اند در این موقع است که امیر قطب الدین شبانکاره ای بهمراهی ~~برادرش # ~~نظام الدین محمود برای سر کویی غزان بکرسان آمده و تظام الدین محمود با ~~غزان # ~~در حدود جیرثت پجنگ پرداخته است. در این جنگ شاهنشاه امیرهرسوز با ~~طوایف # ~~کوچ و بلوچ از غزان چانب داری کرده ولی در جنگی که در حدود سال 599ه. # ~~ق صورت گرفته کشته شده است. PageV02P102 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0486.png) # بطوریکه در تاریخ سلغوریان دیدیم در این زمان اتابک فارس از اغتشاش # ~~کرمان استفاده کرده آن ولایت را متصرف شد ولی سلطان محمد خوارزمشاه ~~طغان # ~~تکین یکی از سرداران خود را بامارت و خواجه رضی الدین نیشابوری را ~~بوزارت # ~~کرمان فرستاد . طغان تکین با سلغوریان که بندر هرموز وجرون و رودبار ms295 و ~~جیرفت # ~~را در تصرف داشتند دو با رجنگ کرد و شکست یافت بعد از او بلک زوزن ~~ازطرف # ~~سلطان محمد خوارزمشاه بحکومت کرمان آمد و او درسال سوم حکوبت خود به # ~~جرون رفت و هرموز و بعضی سواحل خلیج فارس را فتح کرد ولی وفات یافت و # ~~ملک اختیار الدین بحکومت کرمان رسید و بعد از او نیز حکومت کرمان بغیات ~~الدین # ~~پیر شاه پسر سلطان محمد خوارزمشاه واگذار گردید و ابوالقاسم اعور سلقب ~~بشجاع # ~~الدین که سپهسالار ملک زوزن بود بنیابت از او در کرمان حکومت کرد تا ~~اینکه # ~~بعلت بروزفتنه مغول و فوت سلطان محمد براق حاجب درسال 19 به کرمان # ~~دست یافت ، # بعد از تاج الدین شهنشاه امیر سیف الدین ابا نضر بن علی بن کیقباد به # ~~حکوست هرسوز رسیده و او معاصر است با اتایک ابوبکر بن سعد (233 - 658) # ~~حاکم فارس وبراق حاحب (619 - 632) حاکم کرمان و بنا بنوشته مؤلف سمط # ~~العلی براق حاجب هرموز را نیز متصرف شد1 از این قرار امیر سیف الدین ~~ابانضر # ~~از براق حاچب اطاعت داشته - او از اتابک ابو بکر بن سعد نیز فران ~~برداری # ~~ثموده . # زیرا بطوریکه قبلانیز گفتهشد سلک سلطان اسیر کیش برعلیه اتابک ابوبکربن # ~~سعد (223 _ 8ه) عصیان کرد و اتابک در صدد تنبیه او برآمد ولی چون کشتی # ~~جنگی نداشت بدفع عصیان او موفق نگردید تا اینکه سیف الدین ابانضر ~~امیرهرسوز # ~~که در صدد از بین بردن موقعیت تجارتی کیش بود از نافرمانی امیر کیش ~~اطلاع # ~~یافت رسولی پیش اتابک فرستاد واظهار اطاعت کرد و اجازه خواست کسه ~~بجزیره PageV02P103 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0487.png) # ~~کیش لشکر بکشد بشرط اینکه اتابک فرمان دهد امراء گرمسیرات بملک # ~~کیش کمکن ننمایند و تعهد نمود که پس از تصرف کیش چهار دانگ آن از # ~~آن اتابک ودو دانگ در ازاء این خدمت بدو تعاق گیرد . اتابک این شرایط ~~را # ~~پذیرفت وسیف الدین ایا تضر نیز با جهازات مرتب خود پکیش حمله ms296 برد و آن ~~را # ~~بمتصرف شد و ملکث سلمطان را در روز سه شنبه 2 جمادی الاخر سال2 به # ~~قتل رساتید. # سیف الدین ابا نضر پس از تصرف کیش از تسلیم چهار دانگ آن یاتابکن # ~~امتناع کرد و اتابکث در صدد برآمد که خود کیش را سسخر سازد ابتدا جزایر ~~و # ~~و سواحل را ستصرف شد بعد پوسیله کشتی هائی که عده از ناخدایان کیش پس # ~~از مراجعت از هند ازقتل ملک سلطان اطلاع یافته وامتعه خود را یبغداد ~~برده و # ~~پس از فروش جهسازات خود را در اختیار اتابک قرار داده بودند و با ~~سپاهیانی از # ~~اکراد والوار وشول بسرداری صلاح الدین محمود لر بکیش حمله برد وروز سه # ~~شنیسه چهارم محرم سال 28» این جزیره را بتصرف آورد و اسیر سیف الدین ~~ابانضر # ~~را در این سال یقتل رسانید # اتابک ابویکر پس ازقتل سیف الدین ابا نضر حکومت هرموز را بامیرشهاب # ~~الدین محمود ین عیسی 928 - 47* دأد و جزیره کیش را بقلمرو خود ضمیمه # ~~کرد و نام آن را دولت خانه گذاشت و آن در تمام دوره سلغوریان نام رسمی ~~جزیره # ~~کیش بوده است . # ملک محمود قلهاتی (647 -685). درزمان ملک شهاب الدین محمود ین # ~~عیسی ملک محمود حاکم قلهات در صددتصرف بندرهرموزبرآمد و زن آو را که بی ~~بی # ~~ناصر الدین نام داشت ودختر ملکه سیف الدین آبا تضر بود بفریفت . زن ~~شوهر را # ~~مسموم ساخت ودر نتیجه ملکث محمود قلهاتی بر بندر هرموز دست یافت (سال # ~~641)1. PageV02P104 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0488.png) # رکن الدین محمود قلهاتی تازمان حکومت سلجوقشاه جرات تعرض به متصرفات # ~~اتایکان فارس را نداشت1 ولی چون او درسال 2 * بدست سپاهیان هلا کوخان # ~~بقتل رسید و فارس بدست حکام مغولی افتاد او نیز موقع را غنیمت دانسته ~~ینای # ~~سر کشی گذاشت ابتدا عمان را در سال .6* متصرف شد و درسال7* دولت # ~~خانه کیش را نیز مسخر ساخت ولی سوغونجاق حاکم مغولی فارس جها زاتی ~~آماده # ~~کرده سپاهیانی بجزیره ms297 کیش فرستاد و در جنگ دریائی کشتی های محمود ~~قلهاتی # ~~منهزم شدند وجزیره کیش بتصرف سوغونجاق درآمد. # او * پسر داشت بنام های : قطب الدین تهمتن - شهاب السدین مهمکن - # ~~معزالدین فولاد - سیف الدین نصرت - رکن الدین مسعود - شمس الدین ترکان # ~~شاه - امیر سلجوقشاه - امیر مبارک شاه - امیر عجم شاه2 # ملک قطب الدین تهمتن2 . بعد از مرگ پدر بکمک اکابر واشراف هرموز # 1 - مؤلف تاریخ وصاف گوید . محمود قلهاتی در زمان اتابک بظقرالذین ابوبکر # ~~والکفرمور پود و بر اخده هاو ر( ج ریی ر یاوجراک فراوال وا # ~~بود یرای محاقظت دولت خانه کیش از تزد یکان خودکسی که محل اعتماد یود ~~بایالت آن # ~~ثصب سیکرد ولشکرهای آراسیه با مواجپ مرسب در آن جزپره امادهداست وخود ~~شخصا # ~~مراقب احوال قیس بود یاین جهت محمود قلهاتی نمیهوانست مصددولسخانه پکند ~~تا زمان # ~~حکمومت سلحوقشاه که قرصت یاقت و دولت خاته را مسخر کرد. # 3- درشجره تسب تورانشاهی از سلطبین ممن افی برده نشده ولی PageV02P105 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0489.png) ### | تازخ ان بخلقر # ~~بتخت حکومت نشست - در زمان او بیبی ناصرالدین سایق الذکر که زن پدرش # ~~بود و میخواست سیف الدین نصرت پسر خود را یحکومت یرساند در کار او ~~فسادسی # ~~کرد و برادران را بر علیه او اغوا و تحریک مینمود او دو پسر داشت مظفر ~~الدین # ~~سلیمان و فخرآلدین توران شاه . # سیف الدین نصرت مقتول در سال 691 . بسعی مادر بتخت حکومت هرموز # ~~نشست و در صدد برآمد کلیه برادران و برادر زادگان را بقتل برساند ولی ~~موفق # ~~نگردید وخود ناچار دراثر مخالفت آنان بهمرا هی مادر بسلطان جلال الدین ~~سیورغتمش # ~~پادشاه قراختائی کرمان (981-993) پناه برد و بکمک سپاهیان او بهرموزبر ~~گشت # ~~و برادران را در جنگی شکست داد ولی در سال 991 دو برادر او یعنی رکن ~~الدین # ~~مسعود وشمس الدین ترکان شاه در موقع بیماری اش غفلة بر سر او تاخته او ~~و # ~~زنش را بقتل رسانیدند1 . سیف الدین نصرت را فرزندی تبود وفرزندان آو ms298 در ~~زمان # ~~حیات پدر فوت شده بودند . # رکن الدین هسعود (691 - 693) . رکن الدین مسعود در آغاز حکومت خود ~~PageV02P106 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0490.png) # ~~گرفتار مخالفت بهاء الدین ایاز سیفین از غلامان زن پرادر او که در بندر ~~قلهات # ~~بود گردید . امیر بهاء الدین ایاز درسال 292 بهرموز لشکر کشید و رکن ~~الدین # ~~مسعود درجنگ شکست یافت و بکرمان بیناه سلطان جلال الدین سیورغتمش ~~قراختائی # ~~(281 - 91) رفت و بکمک سپاهیان او بهرموز بازگتت و بهاء السدین ایازرا # ~~منهزم ساخت و خود مجددا بحکومت هرموز رسید7 . # بطوریکه در تاریخ فارس گفته شد درسال 92- گیخاتوخان ایلخسان مغول # ~~فارس وجزایر وسواحل را چهارساله بمیلغ هزار تومان بمقاطعه واجاره بجمال # ~~الدین ابراهیم بن محمد طیبی ملقب بملک الاسلام واگذارکرد و او نیز ~~علاوه بر # بهاء الدین ایازکه در جنگ با رکن الدین مسعود منهزم شده بود بکیش # ~~رفت و بملک الاسلام توسل جست ملک الاسلام نیز او را در این جزیره جای ~~داد # ~~و هر سال *1 هزار دینار هزیته سپاهیان او را ازمال خاصه خود میپرداخت. ~~پس # ~~از چندی بهاءالدین ایاز یکمک ملک الاسلام بهرموز لشکر کشید این بار رکن ~~الدین PageV02P107 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0491.png) # ~~مسعود گریخت و بطرف جزیره لارک وجرون رفت و چون جزیره کیش را خالی دید # ~~آنجا را متصرف شد و پس از غارت این جزیره و تصرف زیاده بر دویست تومان ~~زر # ~~و ابریشم و دیگر قماشات از اسوال ملک الاسلام و بازرگانان دیگر بیرون ~~رفت و # ~~که از هر طرف او را مورد حمله قرار داده بودند تاب مقاومت نیاورده ~~بکرسان فرار # ~~کرد وخود را بسیرجان رسانید. دراین موقع پادشاه خاتون (691 - 694) که # ~~پس ازکشتن برادرش جلال الدین سیورغتمش بسلطنت کرمان رسیده بود بعلت # ~~حمایتی که جلال الدین سیورغتمش از رکن الدین مسعود میکرد از او خوشدل ~~نبود # ~~از این رو رکن الدین مسعود نتوانست باو پناه ببرد ودر اطراف سیرجان ~~متواری # ~~سیز یست . # حکومت بهاء الدین ایاز سیفین (693 - 711) # اما بهاء الدین ms299 ایازکه بکمک ملک الاسلام رکن الدین مسعود را رانده # ~~بود بحکومت هرموز رسید و خطبه و سکه بنام ملک فخرالدین احمد پسر ملک ~~الاسلام # ~~کرد ولی پس از چندی بین سلک فخرالدین و بهاء الدین ایازکدورتی حاصل شد # ~~و چون دانست که ملک فخر الدین در صدد از یین پرداشتن اوست ضمن نامه ای # ~~یملک الاسلام اظهار اخلاص واطاعت نمود اما ملک فخر الدین در روز ششم ~~ساه # ~~رمضان سال 95» با او بجنگ پرداخت و چون لشکریاتش اغلب طرفدار ملک # ~~بهاء الدین ایاز بودند وقتی او را از دور دیدند تیغ در سپاهیان ملکث ~~فخرالدین # ~~گذاشتند و جمعی از آنان را کشتند و خود راه فرار در پیش گرفتند باین ~~ترتیب # ~~بهاء الدین ایاز فاتح گردید معذالک مانند سابق از سلکث الاسلام اظهار ~~اطاعت # ~~نمود . # درسال «9» که بحکم غازان خان بر و بحر فارس مجددا در مقاطعه سلک # ~~الاسلام قرار گرفت فرسان داده شد که سپاهیان مغول وملک الاسلام بهرسوز ~~رفته PageV02P108 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0492.png) # ~~و یهاء الدین ایاز را که دعوی استقلال داشت از بین بردارند. رکن الدین ~~مسعود # ~~که در اطراف سیرجان متواری بود از شنیدن این خبر بخدمت ملک الاسلام رفت # ~~و تقاضا کرد که سرداری سپاه مأمور جنگ با بهاء الدین ایاز را بدو ~~واگذار کند . # ~~بهاء الدین ایاز چون از سواضعه دشمن قدیم با ملکثالاسلام اطسلاع یافت ~~رسولی # ~~پیشر او فرستاد و باز اظهار اطاعت نمودو وعده داد که با فرستادن مال ~~فوساتبرداری # ~~خود را باثبات یرساند ولی ملک الاسلام بقول او اعتماد نکرده لشکریان ~~بغول و # ~~تر کمان و شبانکاره از راه خشگی بهرسوز هجوم بردند و خود سلک الاسلام ~~نیز به # ~~دولت خانه کیش رفت تا از آن طرف نیز هرموز را مورد تعرض قراردهد . ~~بهاءالدین # ~~ایاز ناچار خود را بزای مدافعه حاضر کرد یا این حال بار دیگر رسولانی ~~پیش ملک # ~~الاسلام فرستاد و تقاضای صلح نمود و چون تقاضایش پذیرقته نشد آماده جنگ ms300 # ~~گردید و در مقابل جهازات ملک الاسلام که در کنارساحل بودند لنگر انداخت ~~و # ~~با تصرف دو کشتی او که از انواع آذوقه مملو بودند قوتی یافت و برعکس ~~سپاهیان # ~~ملک الاسلام دوچار تنگی آذوقه شدند از این رو عده ای از آنان راه فرار ~~پیش گرفتند # ~~با این حال ملک الاسلام فرمان حمله داد ولی کشتی هایش گرفتار شدند و ~~اکثر # ~~سپاهیانش نیز بقتل رسیدند. بهاء الدین ایازسپس بدولتخانه کیش رفت ~~وسهروز # ~~آنجا را بباد غارت داد و بهرموز برگشت . ملکث الاسلام ناچار با بهاء ~~الدین ایاز # ~~صلح کرد او نیز با پس دادن بعضی از جهازات ملک الاسلام اظهار اطاعت ~~نمودو # ~~با معدودی از خواص خویش بجزیره کیش رفت و با ملکث معظم فخرالدین پسر # ~~ملک الاسلام تجدید عهد وپیمان نمود 1 . # رکن الدین مسعود که این بار نیز نتوانسته بود کاری از پیش ببرد دویاره # ~~به سیرجان برگشت و مدتی در آنجا بود تا وفات یافت و از او یک پسر ماند ~~PageV02P109 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0493.png) # ~~بنام سیاوش .1 # دوره دوم - انتقال مرکزحکومت بجزیره جرون. درسال 699 یعنی موقعی # ~~که غازان خان بجنگ شام رفته بود سغولان جغتائی ساکن ماوراء النهر فرصت ~~یافته # ~~از راه سیستان بفارس حمله کردند و امیر ساداق بیک حاکم فارس نتوانست ~~درمقابل # ~~آنان مقاومت نماید و سغولان شهر شیراز را در محاصره گرفتند و چون بفتح ~~آن نائل # ~~نیامدند از راه کازرون بگرمسیراتتا دشتستان و خور سیف و ناحیه لیراوی و ~~زیدان # ~~(ازتوابع کوه گیلویه) و شوشتر رفتند و هر چه را که در سر راه خود ~~یافتند خراب # ~~کردند ومدت دو ماه بتاخت و تازمشغول بودند و در موقع مراجعت خواستند به # ~~هرموز دستبردی بزنند ولی بهاء الدین ایازبمقابله آنان شتافت از این رو ~~مغولان # ~~بطرف سیستان بر گشتند2 . # 1 - شبانکا ره ای در مجمع الانساب مینویسد : رکن الدین مسعود از سیرجان ~~عازم # ~~حدمت ارغون خان شد ومدتی ملازم او بود آو را ms301 کان پاره آی توستند و ~~بارمان بازآمد # ~~و من بعد نام هرموز نبرد تاوفات یافت امروز (تاریخ تألیف کتاب) ازوی ~~پسری مانده رکن # ~~الدین سیاوش نام و درکرمان است. # مؤلف منتخب انواریخ کنفرتیر وید. وید ه رسیوس دردرمن ککاند (یعنی ~~PageV02P110 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0494.png) # اما بهاء الدین ایازکه همیشه خود را در بندر هرموز در معرض حمله وهجوم # ~~حکام فارس وکرمان میدید جزیره جرون را که بعدها بجزیره هرسوز معروف ~~گردید # ~~و از ملک کیش که نعیم نام داشت قبلا خریده بود مرکز حکومت ساخت و ~~مخصوصا # ~~پس از حمله مغولان درسال 9 بدان جزیره انتقال یافت. # اما از جزیره جرون که بعد ها بجزیره هرموز تغییر نام یافته جغرافیون ~~اولیه # ~~اسلامی مانند ابن خرداد به وسسعودی واصطخری و این حوقل ومقدسی و مؤلف # ~~حدود العالم وحتی یاقوت که در زسان اقتدار سلوک هرموز کتاب خود را ~~نوشته اسمی # ~~نبرده اند و در قسمت شرقی خلیج فارس فقط از جزایر کیش و ینی کاوان ~~(یالافت و # ~~یا قشم قرون بعد) و هنگام نام برده اند علت شاید آن بوده که در این ~~جزیرهاثری # ~~از آبادی وجود نداشت زیرا زمین آن برای کشت و زرع مناسب نبود و آب حتی # ~~برای شرب مردم یافت نمیشد با این حال بعلت واقع شدنش در مدخل خلیج ~~PageV02P111 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0495.png) # ~~فارس و داشتن موقعیت تجارتی و بحر پیمائی از اواخرقرن هفتم هجری قمری ~~از # ~~طرف بهاء الدین ایاز سیفین بجای بندر هرموز برای مقر حکومت انتخاب شد و ~~نام # ~~آن نیز بیاد وطن مألوف بهرموز تغییر یافت و شهری بنام هرسوز در آن بنا ~~گردید. # از این زسان ببعد جزیره هرموز اهمیت یافت و مرکز تجارت و بازرگانی # ~~شد و اغلب سیاحان ومورخینی که آن را دیده اند به کثرت مال و ثروت تعریف # ~~نموده اند. # چنانچه ابن بطوطه طنجی در زمان حکومت ملک قطب الدین تهمتن (721 - # ~~747) این جزیره را دیده چنین گوید : از عمان بهرموز ms302 رفتیم . هرموز شهری ~~است # ~~بر ساحل دریاکه موغستان نیز ناسیده میشود هرموز جدید روبروی این ~~هرموزدر # ~~میان دریا واقع است وسه فرسخ با آن فاصله دارد1 . من نخست بهرموز جدید ~~وارد # ~~شدم که مر کز آن جرون نام دارد2 جرون شهری است نیکو و بزرگ و دارای ~~بازارهای # ~~خوب و بتدرگاه هند و سند است ومال التجاره های هندوستان از این شهر ~~بعراق # ~~عرب وعراق عجم و خراسان حمل میشود . سلطان هرموز نیز در این محل سکونت # ~~دارد . جزیره ای که شهر جرون در آن واقع است باندازه یکث روزه راه وسعت ~~دارد # ~~و بیشتر زمین های آن شوره زار و کوه های نمک است وآن را نمک دارانی ~~مینامند . # ~~در شهر جرون ازاین نمک ها ظروف تزیینی و یک نوع فانوس میسازند که چراغ # ~~توی آن می گذارند. غذای مردم هرموز از ماهی و خرما است که از بصره و ~~عمان # ~~بدانجا میآورند. آب در جزیره هرموز چیز گرانبهائی است چشمه هائی در ~~جزیره # ~~وجود دارد و آب انبارهائی هم هست که آب باران را در آنها ذخیره میکنند ~~لیکن PageV02P112 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0496.png) # ~~این آب انبار ها همه دور از شهر واقع شده و باید آب را درمشگ ها بوسیله ~~زورق # ~~بشهر بیأورند1 . # عبدالرزاق سمرقندی مؤلف مطلع السعدین که از طرف شاهرخ تیموری مأمور # ~~هندوستان وچین بودهودرسال* 83 ه. ق از این جزیره گذشته درباره تجارت آن ~~چنین # ~~گوید : تجار اقالیم سبعه از مصر وشام و روم وآذربایجان وعراق عرب وعجم # ~~وسمالک فارس وخراسان وماوراء النهر و ترکستان ومملکت دشت قبچاق و # ~~نواحی قلماق و تمام بلاد مشرق وچین وماچین وخان بالیق روی توجه بآن ~~بندر # ~~دارند و مودم دریا بار از حدود چین و جاوه و بنگاله وسیلان .. ... . ~~وسواحل بر # ~~عرب تا عدن و جده و ینبوع نفایس وظرایف که ماه و آفتاب وفیض سحاب آن را # ~~آب و تاب داده و بر روی دریا توان آورد به آن ms303 بلده آرند و مسافران عالم ~~از هر # ~~جا آیند و هر چه آرند در برابر هرچه خواهند بیزیادت جستجوی در آن شهر ~~یابند # ~~هم نقد دهند و هم معاوضه کنند و دیوانیان از همه چیز غیر زر و نقره عشر ~~ستانندو # ~~اصحاب ادیان مختلفه بل کفاردر آن شهر بسیارند و بیرون از عدل با هیچ ~~آقریده # ~~معامله ندارند و باینسبب آن بلده را دارالامان گویتدومردم آن بلده را ~~تملق عراقیان # ~~و تعمق هتدیان باشد2 . # فریار اودوریک 2 که در نیمه اول قرن هشتم هچری قمری این جزیره را دیده # ~~گوید : این شهر ( شهر هرموز) دارای برج و باروئی متین و مستحکم است ~~وانواع # ~~استعه قیمتی در آن یافت میشود . هوای آن فوق العاده گرم و ناسازگار ~~استودرخت # ~~و آب شیرین در آنجا یافت نمیشود 4. PageV02P113 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0497.png) # لودویک وارتمان 1 که در حدود سال 9. 9 هجری قمری جزیره هرموز را # ~~دیده گوید : گاه بیش از سیصد کشتیاز کشورهای مختلف جهان در لنگر گاه ~~اوجمع # ~~می شوندوهمیشه چهار صد تاجر دران شهراقامت دارند . تجارت هرموز پیشتر ~~مروارید # ~~و ایریشم و سنگهای گرانبها و ادویه است. # لوئیزدو کاموئنس2 از شعرای نامی پرتقال ( متولد 1525 میلادی) در # ~~منظومه لوزیاد 3 جزیره هرموز را چنین وصف می کند : این کشور بزرگ و ~~پرافتخار # ~~ایران است که مردان جنگ آزموده نستوه آن بر نغمه رود بچشم حقارت ~~مینگرند و # ~~و بزور بازوی آهن سای شمشیر زن خویش میبالند و جزیره جرون را هم که ~~هوسرانی # ~~روزگار اکنون در جاه و نام چای نشین شهر کهن ساخته است از خاطر دور # ~~مدار4. # رالف فیچ جهانگرد و بازرگان انگلیسی که در حسدود سال «98 هجری # ~~قمری بهرموز آمده گوید : جزایر هرموز از تمام جزایر چهان خشگ تر است و ~~جز # ~~نمک چیزی در خاک آن نمی توان یافت. خوراک و مایحتاج مردم را از ایران ~~می # ~~آورند. در آین شهر تجارفراوان از ملل مختلف دیده میشوند و بتجارت ms304 ادویه ~~و # ~~پارچه های ابریشمی و فرش های ایران مشغولند. از جزایر بحربن مروارید ~~های # ~~قراوان وخوب بجزیره هرموزمیآورند واسبان اصیل أیرانی برای فرستادن به # ~~هندوستان تخست باین جزیره فرستاده میشود . 6 PageV02P114 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0498.png) # میلتون شاعر انگلیسی (متولدسال 6.8 1 میلادی - 1017 ه) در منظومه # ~~بهشت گمشده خویش آنجا که تختی را وصف می کند چنین گوید : بر فراز تختی # ~~نشسته بود که درقدر وبهابر ثروت و مال هرموز وهند و جواهر و مروارید بی ~~حسابی # ~~که دست سخاوتمند مشرق بر پای پادشاهان خود میریزد برتری داشت. # این بود آنچه مورخین و سیاحان ایرانی و اروپائی در باره موقعیت و اهمیت # ~~تجارتی جزیره هرموز نوشته اند. # اما بهاء الدین ایازکه با سلوک فارس وکرمان و شبانکاره روابط دوستانه # ~~داشته در سال 11 7 وفات یافت2 . # عزالدین گردان شاه (711 - 720) . بعد از مرگ بهاء الدین ایاز چون # ~~بزرگان هرموز از فرزندان سلک رکن الدین محمود قلهاتی کسی را نیافتند ~~گردان # ~~شاه نامی از فرزندان سلک شهاب الدین محمود بن عیسی3 که حکومت از ~~خانواده # ~~او بملک محمود قلهاتی انتقال یافته بود پیدا کرده بحکومت برداشتند. او ~~با مردم # ~~ینای عدل و داد گذاشت و با ملوک شبانکاره نیز اساس دوستی را که قبل از ~~او بنا # ~~نهاده شده بود با ارسال تحف و هدایا سوکد گردانید. # در زمان او ملک عزالدین عبدالعزیز پسر سلک الاسلام که بعد از پدر در # ~~فارس حکومت داشت از اولجایتو سلطان درخواست نمود که مانند زمان پدرش # ~~حکومت هرموز بدو محول شود . اولجایتو سلطان تقاضای او را پذیرفت و ~~فرسان داد # ~~که سپاهیان فارس و شبانکاره برای تسخیر هرموز باو کمک نمایند و او با ~~15 هزار # ~~سپاهی بهرموز رفت پس از 4 ماه جنگ و ستیز کاری از پیش نبرد سالهای بعد ~~نیز # ~~لشکر کشی ادامه یافت چون جمعی کثیر از تجار که در هرموز بودند از این ~~لشکر PageV02P115 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0499.png) # ~~کشی ها زیان فراوان ms305 سیدیدند قرار بر آن گذاشتتد که سلک عزالدین عید ~~العزیز # ~~و ملک عزالدین گردان شاه هر کدام یا نو کری یی سلاح در کشتی یکدیگر را ~~ملاقات # ~~نموده بین خود قرار مصالحه ای بگذارند . اما درضمن این ملاقات نوگر ~~ملکن # ~~عزالدین عبدالعزیز که قبلا ختجری در زیر جاسه خود پنهان کرده بود نوکر ~~ملک # ~~عزاله.ین گردان شاه را بقتل رسانید و خود او را نیز گرفته بکیش برد و ~~او مدتی در # ~~این جزیره محبوس بودولی خود را نجات داده بهرموز آسده دوباره پر سستد ~~حکوست # ~~نشست تا درسال .72 وقات یافت.1 # او را چهار پسر بود . امیر قطب الدین تهمتن - امیر نظام الدین کیقباد - ~~امیر # ~~بهرام شاه - امیر عجم شاه . # حکومت بهرام شاه (720 - 721) . بعا. از پدر یحکومت رسید ولی باست # ~~یکی از سرداران خود بنام شهاب الدین یوسف کشته شد و دو برادر او ~~قطبالدین # ~~تهمتن ونظام الدین کیقباد بجزیره کیش گریخته از جلال الدین عبدالکریم ~~برادر # ~~ملک عز الدین عبدالعزیز کمک خواستند وبمدد او بر شهاب السدین یوسف غلبه # ~~کرده او را بقتل آوردند وحکومت هرموز بقطب الدین تهمتن قرار گرفت. # حکومت قطب الدین تهمتن (721-77) . در آغاز حکومت او بعلت اختلاف # ~~بین پسران ملک جمال الدین ابراهیم ملکث الاسلام وضع جزیره کیش نا ~~بسامان # ~~بود زیرا در سال ه*ب ملک عزالدین عیدالعزیز در تبریز بسعی دمشق خواجه و # ~~به فرمان سلطان ابو سعید بقتل رسید. رکن الدین محمود پسر دیگر ملک ~~الاسلام # ~~برای تصرق کیش و خارجساختن آن از دست جلال الدین عبدالکریم برادر ~~بزرگتر # ~~خود بدان جزیره رفت و با مردم کیش اتقاق کرده برادر را دستگیر ساخت و ~~کشت # ~~و خود بحکومت کیش و بحرین رسید. پس ازشش ماه جمعی دیگر با یرادرش # ~~بدر الدین فضل الله متفق شدتد ورکن الدین محمود را بقتل رسانیدند . ~~یدرالدین PageV02P116 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0500.png) ### | ملوک هرموز # ~~فضمل الله نیز بعد از .4 روز بمرضی در گذشت. بزرگان کیش پسر فخر ms306 الدین ~~احمد # ~~را که ملک غیات الدین نام داشت بحکومت برداشتند و برادر او را که بنام ~~و به # ~~لقب پدر سلک فخر الدین احما. می گفتند در حکومت یا او شریک ساختند و ~~چون # ~~یک سال و تیم بدین سنوال گذشت آن دو در صد برآسدند که هرموز را نیز ~~بتصرف # ~~آورند و ستظر فرصت بودند تا روزیکه ملکث قطب الدین تهمتن از جزیره بطرف # ~~هرسوز کهنه و سواحل کرمان رقت آنان بهرسوز لشکر کشیاند ملکث قطب الدین # ~~از شنیدن آن بهرسور بر گشت. برادران بجزیره کیش گریختنه، ولی ملک قطب ~~الدین # ~~در دریا به آنان رسیده هر دو را دستگیر ساخت و بقتل رسانید و خود وارد ~~جزیره # ~~کیش شاه همه یازماند گان ملک الاسلام را که در آن جزیره بودن، گرفتار ~~گرده و # ~~خزانه واموال او را نیز بباد غارت داد سپس برادرخود تظام الدین کیقباد ~~را به # ~~حکومت کیش برداشت و در موقع بیرون آمدن کلیه فرزندان ملکن الاسلام را ~~به # ~~هلاکت رسانید5 و # ملک قطب الدین پس از تصرف حزیره کیش قدرت بیشتری یافت با این # ~~حال ازسلطان ابو سعیه. ایلخان مغول اطاعت داشت و مال مفرر به دربار ~~ایلخان # ~~میفرستاد3 . # پس از سرگ سلطان ابو سعید (سال *73) چون اوضاع قارس دچار اختلال # ~~گردید سلک غیاث الدین کیخسرو که از طرف پدرش شرف الامین محمود شاه ~~ایتجو # ~~در فارس حکومت داشت مسافر ایناق شحته مغولی فارس را از شیراز خارج ساخت ~~PageV02P117 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0501.png) # ~~و خود مستقلا زمام امور این ایالت را دردست گرفت. یراد رش اسیر جلال ~~الدین مسعود # ~~شاه که وزارت محه!. خان را داشت و در سال38 پس از کشته شدن او ~~ازآذربایجان # ~~بفارس آمده بود با برادر بنای مخالفت را گذاشت تا ایتکه درسال 739 ملک # ~~غیاث اله بن کیخسرو در جنگی شکست یاقته و اسیر شد وبالاخره در سال 739 # ~~وفات یافت. اما اسیر جلال الدین مسعود شاه نیز درسال 740 ms307 در مقابل امیر ~~پیر # ~~حسین پسر عم امیر شیخ حسن کوچک چوپانی تاب مقاومت نیاورده فرار نمود و # ~~فارس بدست امیر پیر حسین چوبانی افتاد و او تیز در این سال حکومت کرمان ~~را # ~~باسیر سیارزالاین محمد مظفری که او را در تصرف شیراز یاری داده یود ~~واگذاشت. # ~~حکومت امیر پیر حسین در فارس بیش از سه سال طول نکشیا زیرا در سال 743 ~~از # ~~سا هیان ملک اشرف برادر شیخ حسن چوپانیو شیخ ایو اسحق اینجو شکست خورد # ~~و پیش شیخ حسن چوپانیرفت و یدست او کشته شد. اما ملک اشرف تیز نتوانست # ~~شیراز را بامست آورد زیرا شیخ ابو اسحق بحیله خویش را یشهر اتداخت و ~~دروازه هارا # ~~بست از این رو سلک اشرف ناچار باصفهان برگشت و بدین ترتیب حکومت فارس # ~~بامست شیخ ابواسحق اینجو افتاد . # بلک قطب الدین از اوضاع آشفته فارس استفاده کرده بنای استقلال را گذاشت # ~~و غیر از جزیره کیش جزیره یحرین را تیز سمتصرف شد و تمامی جزایر و ~~سواحل خلیج # ~~فارس بتصرف او درآمد 1 و تا سال 745 براحت و بدون مدعی حکومت میکردولی # ~~در این سال بردرش نظام الدین کیقیاد بر علیه او برخاست بامین معنی در ~~موقعی # ~~که هر دو در حدود رودخانه شور در تزدیکی بتار عباس حالیه بشکار مشقول ~~بودند # ~~نظام الدین کیقباد غفلةاز یرادر جداشده بجزیره هرموز آمد و پتخت حکومت ~~نشست # ~~و بیشتر یزرگان سپاه نیز با او ستفق شدند باین جهت ملک قطب الدین ~~نتوانست # ~~بر چزیره هرموز مسلط شود و بقلهات رفت و پس از چندی با کشتی های آماده ~~به PageV02P118 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0502.png) ### | سلوک هرموز # ~~چزیره هرموز حمله برد و لیکن باز شکست خورده بقلهات بر گشت . این جنگ و # ~~گریز مدتی ادامه داشت تا عاقبت ملک نظام الدین کیقباد بوسیله یکی از ~~زنانش # ~~بتحریک ملک قطب الدین مسموم گردید و هرموز بتصرف او درآمد. اما دو پسر # ~~نظام الدین کیقباد که ms308 شنبه وشادی نام داشتند با اینکه نظام الدین ~~کیقباد آنان # ~~را در موقع مرگ باطاعت از عم خود وصیت کرده بود معذالک بمخالفت پا ملک # ~~قطب الدین برخاستند وجزیره کیش را متصرف شده و راه کشتی هائی را که از # ~~هندوسنان به هرموز رفت وآمد میکردند بستند و بتصرفات ماک قطب الدین نیز # ~~حمله بردند و باعث خرابی زیاد شدند تا اینکه پس از مدتی از عم خود زنها ~~رخواستند # ~~ملک قطب الدین نیز آنان را مورد عفو قرار داد و حکومت جزایر بحرین را ~~بایشان # ~~سپرد اما آنان پس از رسیدن بیحرین بنای نا فرسانی را گذاشتند و یچزیره ~~کیش نیز # ~~دست بردی زده مزاحمت ملک قطب الدین را فراهم ساختند تا ایتکه بین ~~برادران # ~~اختلاف و دشمنی افتاد و شنبه از بحرین بقصبه فال ( واقع در بلوک گله ~~داری امروز) # ~~آمد و در آنجا مقیم شد تا شیخ ابو اسحق اینجو او را نزد خود به شیراز ~~خواند و # ~~مورد احترام قرار داد1. # قطب الدین تهمتن که در صاد بود بحرین را از دست برادر زاده خود شادی # ~~بیرون آورد درسال 747 که بهرموز قدیم برای گذراندن تابستان رفته بود ~~بیمار # ~~گردید و در همانجا وفات یافت. # این بطوطه که در زمان حکومت ملک قطب الدین باین چزیره آمده از وضع # ~~جزیره هرموزو اخلاق ورفتار ملک قطب الدین وعلت مخالفت برادرش نظام # ~~الدین کیقباد باو چنین آورده : چون یجزیره وارد شدیم وزیر سلطان قطب ~~الدین # ~~تهمتن شمس الدین محمد بن علی وقاضی اش عماد الدین شبانکاره ای وجماعتی # ~~از فضلا بسوی ما آمدند چون مشغول تهیه مقدمات جنگ یودتد پوزش خواستند ~~PageV02P119 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0503.png) # ~~وما 16 روز نزد آنها ماندیم و خواستیم از آنجا باز گردیم. بیکی از ~~دوستان گفتم # ~~چگونه عازم شویم و این سلطان را نبینیم پس بخانه وزیر آمدیم وخانه او ~~در جوارآ # ~~زاویه ای یود که فرود آمده یودیم ویرا گفتم میخواهم پپادشاه عرض سلام ms309 ~~کنم # ~~گفت بسم الله و دستم را گرفت و بخانه شاه برد و آن خانه بر ساحل دریاست ~~وچند # ~~کوشگ مجلل در جنب آن است. شیخی را دیدم قبائی تنگ و چر کین پوشیده و # ~~برسرش عماسمه ای است که میاثه آن رآ مندیلی بسته بود . وزیر بر او سلام ~~کردو منهم # ~~سلامش گفتم و نشناختم که او پادشاه است و پهلوی وی خواهرزاده اش علیشاه # ~~ین جلال الدین کیجی نشسته بود و بین من و او سابقه معرفتی بود با وی ~~شروع یه # ~~سخن کردم و هتوز شاه را نشناخته بودم وزیر مرا از این اشتیاه بیا ~~گاهانید من از # ~~اینکه با خواهر زاده اش ابتدا بسخن کرده بودم شرمگین شدم و پوزش طلبیدم ~~. # ~~شاه برخاست وبخانه رفت وامرا و وزرا واریاب دولتاز پی او رفتند ومن نیز ~~با # ~~وزیر داخل شدم واو را یتخت شاهی نشسته دیدم و همان لباس هائی که در تن # ~~داشت عوض نکسرده بود و در دستش تسبیحی از جواهر بود که دید گان منلش را # ~~ندیده اند زیراغوص جواهر تحت امر او است پس یکیاز امرا پهلوی وی نشست و # ~~و من نیز پهلموی او نشستم شاه آز حأل و بقصد من و شاهانی را که ملاقات ~~کرده ام # ~~پرسش فرمود بدین ها آگاهش ساختم طعام حاضر شد حاضران بخوردند ولی شاه ~~با # ~~ایشان تخورد سپس برخاست وداعش کردم و از آن جزیره بازگشتم. # سبب چنگی که بین او و برادر زاده هایش در گرفته بود این بود که وقتی # ~~شاه از شهو چدید جزیره برسم تفرج سوار کشتی شد تا بهرموز قدیم و باغ ~~های آن # ~~شتابد و بین آن دوشهر سه فرسخ فاصله بود دراین هنگام برادرش نظام الدین ~~با # ~~او مخالفت ورزیده مردم را بخود دعوت کردو اهل جزیره و لشکر با او بیعت ~~کردند # ~~قطب الدین بر جانش بترسید وبا کشتی بشهر قلهات رفت واین شهر از جمله ~~بلاد ms310 # ~~او بود و چند ماه در آنجا اقامت گزید و کشتی هائی آماده ساخت و بجنگ ~~یرادر و PageV02P120 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0504.png) # ~~اهل جزیره آمد ایشان او را سنهزم ساختنا ناچار بقلهات برگشت و چند بار ~~چنین # ~~کرد و او را چاره نبود مگر آنکه نامه ای بیکی اززنان برادرش نوشت تا او ~~را # ~~مسموم ساخت واو چون بمرد قطب الدین بجزیره آمد و داخلشد و پسران برادرش # ~~فرارکردند و خزائن و اموال و لشکر در جزیره کیش همانجا که جواهر غوص # ~~کنندسانده بود .. ایشان هر که را از اهالیسند و هند که بجزیره سیآمد ~~مورد سرقت # ~~قرار میدادند و راهزنی را پیشه خود ساخته و بدین سبب نظم بلاد گسیخته ~~وقسمت # ~~معظم آنها خراب شده بود1 . # سلک قطب الدین با وجود اقتداری که داشت از حکام کرمان و فارس # ~~اطاعت داشته است زیرا در سال 43 ب امیر مبارز الدین محما پس از تصرف # ~~بم چون اخی شجاع حا کم این شهر را دز اطاعت آورد او را مأمور فتح جزیره # ~~هرموزکرد او نیز بهرموز رفته با اموال بسیار مراجعت کرد 2 ونیز در سال ~~746 # ~~مولانا شمس الدین صائن قاضی از طرف شیخ ابو اسحق اینجو برای دریافت ~~مالیات # ~~هرموز بدانجا رفت . # حکومت توران شاه اول (747 - 779) . بعد از پدر بحکومت هرموز رسید # ~~او نیز ازشیخ ابو اسحق اینجو اطاعت داشت و سکه و خطبه بنام او کرد و ~~بعد از # ~~اونیز با امیر مبارز الدین محمد که درسال 4 5، فارس را متصرف شده بود ~~راه اطاعت # ~~وفرمان برداری پیمود واز شاه شجاع جانشین امیر مبارز الدین محمد نیز که ~~در # ~~سال . بسلطتت آل مظفو رسیده بود تبعیت داشت و مال مقرر بدریار آل مظنر # ~~می فرستاد . # او در اوایل حکوست خود مدتی را بزد و خورد با شادی پسرعمش برای # ~~تصرف بحرین گذرانید ولی تا زمانیکه شادی زنده بود نتوانست بر بحرین دست ~~PageV02P121 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0505.png) # ~~یابد تا اینکه پس ms311 از مرگ او بحرین را متصرف تید و طفل خردسال او را ~~بحکوست # ~~بحرین گماشت . # اما شتبه که در شیراز بود پس از شنیدن خبر فوت برادر ببحرین رفت و همه # ~~مخالفان و حتی برادر زاده صغیر خود را بقتل رسانید . میرعجب نام از بزر ~~گان ایرانی # ~~بحرین بعلت حر کات ناشایست شنبه او را دستگیر ساخت و بقتل رسانید و ~~خودزمام # ~~اسور بحرین را در دست گرفت اما گرفتار مخالفت شخصی بنام حمد پهلوان یکی # ~~دیگر از امرای ایرانی بحرین شد و برای دقع او از حاکم قطیف شیخ ساجد ~~نام بدد # ~~خواست ولی اوکه نمی خواست محمد پهلوان بربحرین سسلط شود او را ~~دستگیرساخته # ~~پیش تورانشاه پهرموز قرستاد . تورانشاه هم برای تصرف بحرین و دفع میر ~~عجب # ~~یدانجا نشکر برد میر عجب گریخت وثی گرفتارشد و بقتل رسید و تورانشاه ~~بحرین را # ~~ضمیمه متصرفات خود کرد . # توران شاه ازآن پس تا آخر عمر یعنی تا سال 79ب بآسایش گذرانید . اویکی # ~~از امرای فاضل وخوشرفتار هربوز بوده و تاریخ اجداد خود را ینظم ونثر ~~فارسیدر # ~~درکتابی بنام شاهناسه تألیف کرده این کتاب اکنون در دست نیست ولی ترجمه # ~~خلاصه ماتند آن که در زمان صفویه بوسیله سیاحی پرتقالی بنام پدروتیشیرا ~~تهیه # ~~شده که سوجود است # محمد شاه اول ابن قطب الدین تهمتن (779- 802) . بعد از برادر بحکومت # ~~هرموز رسید. زسان حکومت او معاصر است با سلطنت شاه شجاع (760 - 780) و # ~~سلطان ژین العایدین (789 - 489) وشاه سنصور (790 - 795) . # محمد شاه مانند پدر از شاه شجاع اطاعت داشت وباج وخراج میپرداخت و ~~PageV02P122 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0506.png) # ~~بعد از او مال مقرر را به عماد الدین احمد حاکم کرمان میداد و پس از ~~آنکه شاه # ~~منصور بسلطنت آل مظفر رسید از او اطاعت نمود . چون درساله9 آل مظفر ~~بدست # ~~اسیر تیمور منقرضشد و امیر زاده عمرشیخ بحکومت فا رس رسید محمد شاه با ~~قرستادن # ~~مال مقرر و تحف و هدایا اظهار اطاعت نمود ودرسال 99 ms312 محمد سلطان ~~تبیرهٔ‌ # ~~امیر تیمور قلعه میتا و (سیناب حالیه) را گرفت و پس از اخذ مال ~~چهارساله ازحمد # ~~شاه مراجعت کرد2 ینا بر این محمد شاه خراج گذار حکام تیموری در فا رس ~~بوده است . # ~~سرگ او را مؤلف سنتخب التواریخ درسال 2 .8 مینویسد3 . # فیروز شاه بن محمد شاه (804 - 839) . بعد از پدر بحکوست رسید و بعد # ~~از مدتی بحچ رفت و در موقع مراجعت در جزیره قشم وفات یافت. # سیف الدین اول ابن فیروزشاه(839) . بجای پدر نشست ولی گرقتا رمخالفت # ~~یرادرش تورانشاه شد و چون مردم هرموز نیز با حکومت او موافقتی نداشتنا. ~~ناچار # ~~خزائن خود را برداشته بقلعه منوجان رفت و از آنجا بخدمت شاهرخ تیموری ~~پهرات # ~~عزیمت نمود . شاهرخ سپاهی بکمک او روانه هرسوز نمود ولی سپاهیان تیموی ~~بعلت # ~~گرسای شدید بر گشتند و توران شاه دوم درهمان سال و83 در سلطنت استقلال ~~یافت . # یعد از شاهرخ تیموری ترکمانان قراقویونلو قدرت یافتند وقسمت های # ~~غربی ومرکزی وجنوبی ایران را در دست گرفتند از این رو چون آق - # ~~قویونلو ما بر فارس تسلط یافتند پادشا هان هرموز خراج سالیانه خود را ~~بهازون # ~~حسن (821 - 882) میپرداختند ولی پس از مرگ !و بعلت اختلاقی که درکار # ~~جانشیناتشن حاصل شد ملوک هرسوز یعنی سلک شهاب الدین ابن تورانشاه ~~وسلغور PageV02P123 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0507.png) # ~~شاه اول پسر ملک شهاب الدین وتوران شاه سوم پسر سلغور شاه اول از اطاعت ~~سر - # ~~پیچی کردند چنانچه سلغر شاه بن ملک شهاب الدین که چزیره بحرین را هم ~~درسال # ~~890 مجددامسخر ساخته بود رسما از اطاعت امیر بایسنقر آق قویونلو سر ~~پیچی کرد # ~~و امیر با یسنقر یکی از امرای خود را بنام خلیل موصلو بدفع او قرستاد و ~~او متصرفات # ~~بری ملوک هرموز را مسخر ساخت ولی بعلت نداشتن کشتی نتواتست برجزیره ~~هرموز # ~~دست یابد - بعد از تورانشاه سوم پسرش سلقر شاه دوم بحکوست رسید . # در زسان سلغر شاه دوم بود که البو کرک1 امیر ms313 البحرپرتقالی درسال 13 9 ~~جزیره # ~~هرموز را متصرف شدا . # پرتقالی ها که از چندی پیش در هندوستان تجارتخانه هائی دایر کرده بودند # ~~در صدد برآمدند که بر خنیج فارس نیز دست یایند. از این رو آلبه کرک ~~نایب - # ~~السیطنه قسمت پرتقالی هند درسال 912 ه (6 .15 م) با 4 کشتی عازم خلیج # ~~قارس شد ایتدا بندر قلهات مر کز حکمران ایرانی عمان را مورد تعرض قرار ~~دادولی # ~~شرف الدین حکمران ایرانی قلهات مقاومت مردانه ای نمود باین جهت آلبو ~~کرک # ~~بمسقط رفت و این شهر را گرفته غارت نمود و پس از سطیع ساختن حکام بندر ~~سحار # ~~و خور فکان بعلت بروز اختلاف بین قرماندهان کشتی های او ناچار سراجعت ~~نمود- # ~~سأل بعد پس از تهیه کشتی های بیشتری یطرف جزیره هرسوز راه افتاد وابتدا ~~یندر # ~~قلهات را که در دفعه پیش یفتح آن نایل نشده بود ستصرف شد واز طریق رأس # ~~مستداه عازم جزیره هرموزشد تا با تصرف این سر کز سهم تجارتی ببحرین و ~~کیش و # ~~لارک وقشم وعمان ومسقط ومیناب نیز استیلا یابد. # بطوریکه گفته شد در این سوقع حاکم جزیره هرموز سلغور شاه بن توران شاه ~~PageV02P124 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0508.png) # ~~بود1 .او در این سوقع طفلی 12 ساله بود و در تحت سرپرستی وزیر کاردانش ~~خواجه # ~~عطار حکوست میکرد . چون آلبو کرک با تمامی جهازات جنگی خود در مقابل ~~هرسوز # ~~لنگر انداخت بملک هرموز پیغام داد که اطاعت پادشاه پرتقال را بپذیرد ~~وخراج # ~~بیردازد والا جزیره رامنهدم خواهد ساخت سلک هرسوز پیشنهاد او را ~~نپذیرفت وبه # ~~مدافعه پرداخت ولی سغلوب شد ومجبور بپرداخت ه هزار اشرفی بعنوان غرامت # ~~گردید و معاهده ای نیز با آلبو کرک بست که بموجب آن هر سال باید 15 # ~~هزار اشرفی به پادشاه پرتقال بپردازد و از کالاهای پرتقالی که وارد ~~هرموز میشود # ~~گمرک نگیرد و مردم هرسوز و بنادر و جزایر تا بعه اجناس خود را بهمان ~~قیمتی که # ~~بین خود معاملهمی ms314 نمایند به پرتقالیان بفروشند و به آلبو کرک زمینی ~~برای ساختن # ~~قلعه نظامی واگذارنماید. # آلبو کرک پس از تصرف جزیره بزودی شروع بساختن قلعه نظامی کرد و مقدار # ~~زیادی مال التجاره بدانجا فرستاد و دستورداد که آن را بقیمت ارزانتری ~~بفروشندتا # ~~توجه ورضایت مردم را جلب نمایند . # هنگامی که پرتقالیان بساختن قلعه مشغول بودند از طرف شاه اسمعیل صفوی # ~~فرستاده ای بجزیره هرموز آمد و از سلک هرموز خراج سعمولی سالیانه را ~~سطالبه نمود # ~~او نیز به آلبو کرک برای کسب تکلیف مراجعه کرد آلبو کرک جواب داد که ~~هرسهز # ~~بپادشاه پرتقال تعلق دارد وملک هرسوز نباید بکسی دیگرخراج ببردازد سپس ~~سقداری # ~~گلوله توپ وباروت و تفنگ پیش پادشاه هرسوز فرستاد و پیغام داد که اینها ~~را # ~~برای شاه اسمعیل بفرست زیرا پادشاه پرتقال بمادستهر داده است که غیر ~~ازاین اشیاء PageV02P125 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0509.png) # ~~چیز دیگری بدشمنان خود ندهیم من خود همینکه ساختمان قلعه هرموز پپاپان # ~~رسید تمام سواحلی را که در تصرف شاه اسمعیل است به نام پادشاه پرتقال ~~خواهم # ~~گرفت 1. # در سال *91 ه (4 . ه1 م) در بین ناخدایان کشتیهای آلبوکرک اختلاف # ~~افتاد و عدهای از آنان از او نافرمانی کردند یاین جهت مجبور شد که ~~بهندبر گردد . # ~~در هند درسال 919 سقیری از طرف شاه اسمعیل پیش او آد و آلبو کرک که در # ~~این موقع گرفتار قیام شیخ عدن بود برخلاف سایق فرستاده شاه اسمعیل را ~~بگرمی # ~~پذیرفت. در این موقع خبر یاقت که پادشاه هرموز وفات یافته وپسرش توران ~~شاه # ~~چهارم (919 - 928) بجای او بحکوست رسیده است و از شاه اسمعیل اطاعت ~~دارد # ~~و تعهد نموده که خراج سالیانه هرموز رابخدمت آن پادشاه بفرستدباین جهت ~~آلبو کرک # ~~برادر زاده خو پیرو2 را با چهازات مهیا در تابستان سال 919 بهرموز ~~فرستاد او # ~~پس از رسیدن بجزیره هرموز از توران شاه خراج سالیانه را خواست . ~~تورانشاه تا # ~~چهارده هزار اشرفی بعنوان علی الحساب باو داد و ms315 پیرو نیز یآن قناعت ~~کرده بطرف # ~~بحرین رقت ولی بگرفتن آن موفق نشد و پهندوستان بر گشت3. # آلبو کرک دراوایل سال 1 92 ه شخصا عازم تسخیر هرموزشددر این موقع رئیس # ~~احمد حاکم ایرانی مسقط که از اوضاع نایسامان این جزیره اطلاع یافته بود ~~بدین # ~~جزیره آمده توران شاه را دستگیر و زندانی ساخته بود ولی چون از آمدن ~~آلبوکرک # ~~خبر یاقت توران شاه را رها ساخته وقلعه شهر را یتصرف پرتقالی ها داد . ~~در این # ~~بین از طرف پادشاه صفوی فرستاده ای پیش آلیو کرک آمد و با او قراردادی ~~به این # ~~شرایط بست : PageV02P126 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0510.png) # 1- کشتی های پرتقالی ها در لشکرکشی های ایرانیان به بحرین و قطیف # ~~کمکی کنند. # 2- پرتقالیها در خاموش ساختن شورشی که در مکران روی داده بود با شاه # ~~اسمعیل کمک نمایند . # 3- ایرانیها و پرتقالیها مشتر کا بر ضد ترکان عثمانی بجنگند. # یی- توران شاه مانند سابق بنام پادشاه پرتقال در حکومت هرموز باقی # ~~بماند . # آلبو کرک بعد از انعقاد این معاهده فرماندهی جهازات جنگی پرتقالی را به # ~~برادر زاده خود پیرو واگذاشت و خود بهند بر گشت. و کمی بعد یعنی در 23 ~~ذی- # ~~القعده سال (52 در بندر گوا وفات یافت (ه1 دسامبر سال 1515 م) # توران شاه که ناچار اطاعت دولت پرتقال را پذیرفته بود خواست درسال # ~~925 رئیس شهاب الدین حاکم بندر قلهات را که دم از استقلال سیزد از ~~حکومت # ~~بود کمک خواست ولی رئیس شهاب الدین سخت مقاوست کرد و کشتی های پرتقالی # ~~را شکست داد وعدهای ازپرتقالیان را بقتل رسانید . شکست پرتقالیها در ~~قلهات مردم # ~~جزایر و سواحل خلیج فارس را که از ظلم وستم آنان بجان آمده بودند بر ~~علیه آنان # ~~بر انگیخت چنانچه در سال 27» در سراسر سواحل عربستان از قلهات تا بحرین # ~~شورشی بر ضد پرتقالیان برخاست . توران شاه نیز ازاین موقعیت استفاده ~~کرده با # ~~فرستادن نامه های محرمانه بجمیع عمال ایرانی سواحل خلیج فارس دستور داد ms316 ~~روز # ~~معینی به پاد گانهای پرتقالی بشورند و خود نیز در آخر ذی الحجه همان ~~سال بر # ~~ساخلوهای پرتقالی هرموز حمله برد و عده ای از پرتقالیان را بقتل رسانید ~~و جمعی # ~~از آنان پقلعه یناه برده سنتظر رسیدن کمک از هندوستان شدند. بعلت رسیدن ~~قوای # ~~کمکی ازهند توران شاه که مقاومت را بیهوده میدانست شهر را آتش زد و خود ~~بجزیره PageV02P127 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0511.png) # ~~قشم فرار نمود ودر آنجا بدست یکی از همراهانش کشته شد (528) بعد از # ~~قتل توران شاه برادر زاده 13 ساله اش بنام محمد شاه بن سیف الدین ~~بپادشاهی # ~~هرموز رسید واو در رمضان سال 929 دربندر میناب یا پرتقالیها سعاهده ای ~~بست # ~~پس ازآن بهرموز آسده تحت حمایت دولت پرتقال بحکومت مشغولشد . # درسال 934 محمد شاه بعلت ظلمی که پرتقالیان پر مردم سینمودند برعلیه # ~~آنان قیام کرد بار دیگرحکام ایرانی مسقط وقلهات بتبعیت ازپادشاه هرموز ~~سریشورش # ~~برداشتند . تایپ السلطنه هند پرتقال بطرف خلیج فارس آمد چون ببندر ~~قلهات رسید # ~~برخلاف گذشتگان با سردم بمسالمت رفتار نمود و بآنان وعده داد که ~~فرمانده پرتقالی # ~~هرسوز را تنییه ثماید و درسسقط نیزبهمین ترتیب رفتار نمود بعد بهرموز ~~آمده اختلاف # ~~بین محمد شاه وفرسانده پرتقالی را برطرف ساخت وپمس از گرفتن خراج عقب ~~افتاده بهند # ~~بر گشت . # در اواسط قرن «1 میلادی ترکهای عثمانی پش از تصرف بین النهرین در # ~~خلیج فارس ظاهر شدند و درنتیجه بین آنان وپرتقالیها بر سر تصرف سواحل و ~~جزایر # ~~خلیج فارس کشمکش و نزاع در گرفت وتر کهای عثمانی تا سسقط را ستصرف شدند # ~~و این شهر را درسال 3 95 ه. گلوله باران کردند و درسال . * * نیز همین ~~سعامله را با # ~~این شهرنمودند وپس ازدستگیری جمعیاز پرتقالیان بطرف جزیرهآ هرسوز رقتند ~~وپس از # ~~غارت شهر از جلو جهازات جنگی پرتقالیان که ازهند بکمک آنها آمده بود ~~گریخته # ~~و آنچه را که ازغارت مسقط وهرموز بدست آورده بودند بیصره وسپس بمصر ~~بردند. # ~~این ms317 لشکر کشیها درسال « 9 نیز تکرار شد ولی این بار پرتقالیها درمقابل ~~بندر مسقط # ~~جهازات ترکان را شکستی سختدادند و ازآن پس تااندازهای ازتعرض سفاین ~~ترکان # ~~عثمانی بجزایر وبنادر خلیج فارس کاسته شد . وچون دراوایل قرن 1 م. ~~انگلیس ها # ~~در هندوستان مستقر شدند در صدد برآمدند تفوذ تجارتی خود را در سواحل و # ~~جزایر خلیج فارس توسعه دهند . ازاین پس پرتقالیها با رقیب سرسخت دیگری ~~روبرو # ~~شدند . PageV02P128 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0512.png) # ~~سسعد # اما سلاطین صفوی که همیشه از زمان شاه اسمعیل در صدد برانداختن نفوذ # ~~پرتقالیان از جزایر و سواحل خلیج قارس بودند وشاه اسمعیل بطوریکه گفتیم ~~چون # ~~وسیلهآ کافی برای تصرف جزیره هرموز نداشت با البو کرک از در مصالحه در ~~آمد و # ~~با اینکه درسال8 92 درتمام سواحل وجزایر مردم برعلیه پرتقالیان قیام ~~کرده بودند # ~~ولی پادشاه صفوی چون گرقتار جنگهای داخلی یود نتوانست پمدد آنان پشتاید ~~و # ~~در نتیجه پرتقالیها مخصوصا پس از شکست دادن بحریه دولت عثمانی درسال 91 # ~~درخلیج فارس صاحب اختیار مطلق شده جزیرهآ هرموزرا بواسطةآ موقعیت خاصی ~~که # ~~داشت مر کز عملیات جنگی خود قرار داد ولی بعلت حرص وطمع حکام پرتقالی # ~~هرموز این جزیره بتدریج زو پخرابی رفت و تجارت آن کم کم ازاهمیت سابق ~~افتاد . # در زمان شاه طهماسب پادشاه پرتقال با اعزام سفیر و تقدیم تحف و هدایا # ~~اظهار دوستی کرد ولیشاه طهماسب بعلت ظلم وستم عمال پرتقالیان بمردم ~~جزایر و # ~~سواحل خلیجفارس سفیر دولت پرتقال را منظور نظر قرار نداد و تا آخر عمر ~~آنان را # ~~اجازهآ مراجعت نیزنداد . پس از آن نیز بین سلاطین صفوی و دولت پرتقال ~~وسپس دولت # ~~اسپاتیا که درسال 98ه. (.8ه1 م) باضمیمه ساختن کشور پرتقال بمملکت خود # ~~جای او را گرقته بود روابطی برقرارنتد تااینکه شاه عباس درصدد برآمد ~~چزیرهآ هرموز # ~~را ازتصرف آنان پدر آورد . # محمد شاه بنا بنوشتهآ مؤلف جهان آراء درسال * ب9 ه. وفات یافت و پسرش # ~~فرخ شاه بجایش نشست ms318 . فرخ شاه نیز درسال . 101 ه . وفات یافت وپسرش ~~قیروزشاه # ~~جانشین او شمد. # در آغاز سلطنت فیروز شاه سپاهیان دولت صفوی که ازطرف الله وردی خان # ~~وای فاوین مومفتاده سده بود پموین راحرفتند وبندر جرون ثیز که ~~پرتقالیان آن را PageV02P129 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0513.png) # ~~گمیرو ویا گمبرون1 سینامیدند مورد تعرض سپاهیان الله وردیخان قرار ~~گرفت. # یا اینکه قیلیپ سوم پادشاه اسپانیا با فرستادن سفرا وتقدیم هدایا از ~~شاهعباس # ~~خواست که سپاهیان الله وردیخان ازتعرض بجرون وتصرف بحرین دست بردارند ~~ولی # ~~شاه عباس با اینکه سفیر پادشاه اسپانیا را بگرمی پذیرفت و بخوشدلی ~~روانه کرد # ~~ولی هر گز حاضر نشد که از تصرف بحرین دست بردارد ویا بندر جرون را ~~تخلیه # ~~نماید. # حکومتمحمود شیاه (1-31) . فیروزشاه درسال وفات یافت # ~~و پسرش محمود شاه بحکومت هرموزرسید اوهم ماتند پدر درتحت حمایت پرتقالی ~~ها # ~~بود و با پرتقالیان دراسترداد بحرین وترک تعرض ببندرجرون هم صدا شد ولی # ~~الله وردی خان از تعقیب نقشههای خود دایر بتصرف تمامی سواحل و جزایر ~~خلیج # ~~قارس متصرف نگردید و درسال**. .ه . یسرخود امایقلیخان را بمحاصره ~~پندرچرون # ~~فرستاد ولی بعلت فوت الله وردی خان تصرف این بندر میسر نشد و ~~امامقلیخان که # ~~بجای پد رحاکم فارسشده بود بشیرازبر گشت و درسال 33 10 ه. بدستور شاه ~~عباس # ~~بندر جرون را مسخرساخت وبندری تازه درنزدیکی آن یتا نمود که بعدها به ~~بند رعباس # ~~مهروف شد. # درسال 2 .1 ه (1615م) شرکت هند شرقی انگلیس موفق شد که باایران # ~~روابط تجارتی برقرارکند و بندر جاسک را با اجازه شاه عباس مر کزتجارتی ~~خودقرار # ~~دهد. آمدن تجار انگلیسی بخلیج فارس خطر بزرگی برای پرتقالیان محسوب ~~میشد # ~~ولی شاه عباس که درصدد یود هرموزرا ازتصرف پرتقالیها خارج سازد وجود ~~کشتی های # ~~جتگی انگلیس را در آبهای خلیج فارس مفتنم شمرده خواست از وچود آنان ~~درراندن # ~~پرتقالیها استفاده نماید یاین جهت با آنان دراین باره معاهدهای بست و ~~قراردادی # ~~بین نمایند گان شرکت و امامقلی ms319 خان در بندر میناب باشرایط ذیل منعقد شد ~~: PageV02P130 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0516.png) # - تقسیم غنائم بتساوی . # 2- قلعهآ هرموز پس از تسخیر بوسیلهآ قوای طرفین ضبط گردد. # 3- حاصل گمرک هرموز بتساوی بین طرفین تقسیم گردد . # 4- اجناس انگلیسی که برایشاه و والی فارس فرستاده میشود ازپرداخت حقوق # ~~گمرکیمعاف باشد. # ه- اسرای عیسوی پانگلیس ها و اسرای سسلمان بایرانیها تسلیم گردد مگر # ~~قرماندهآ پرتقالی هرموز وحکمران عیسوی آن که باید تسلیم ایران شود . # - مخارج کشتیها وکارکنان آن ومصالح ناریه بتساوی پرداخت گردد . # پس از انعقاد این قرارداد امامقلی خان ابتدا جزیرهآ قشم را که منبع آب ~~شیرین # ~~جزیرةآ هرموز بود مسخر ساخت وعامل امیر هرموز را از بندر جلفار (رأس ~~الخیمه) # ~~واقع درعمان برضد ساخلو پرتقالی هرموز بشورش واداشت واز آن طرف نیز راه ~~آب # ~~شیرین وآذوقهآ لشکریان پرتقالی هرموزرا یست سپس باین بهانه که جزیرهآ ~~هرموز قبل از # ~~آمدن پرتقالیها خراج گذار خان لار بوده وحالانیز بهمان ترتیب باید باشد ~~از پادشاه # ~~هرموز خراج سالیانهرا مطالیه کرد ولی پرتقالیها زیربار نرفتند باین چهت ~~اماسقلیخان # ~~در ربیع الاول سال 31 . 1 ه. با هزار نفر سیاهی بیندر جرون آمد و قسمتی ~~از سپاهیان # ~~خود را برای تصرف قشم که مچددا پتسخیر پرتقالیها درآمله بود فرستاد بعد ~~یکمک # ~~کشتی های انگایسی جزیرةآ هرموز را در دهم جمادی الاخرای همان سال متصرف ~~شد # ~~ومحمود شاه اسیر لشکر ایران شد . او را بشیراز فرستادته و با اسارت او ~~حکوست # ~~ملوک هرموز بپایان رسید. PageV02P133 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0517.png) ### | اساهی ملوک هرعوز # ~~- محمد درم کوب (اول پادشاهان قدیم هرموز) # ~~2- سلیعال پسر محمد درم گوب # ~~3- عیسی جاشو پسر سلیمان # ~~4- لشکری پسر عیسی جاشو # ~~0- کیفباد پسر عیسی جاشو # ~~6- عیسی پسر کیقباد # ~~7- محمود پسر عپسی # ~~10 - شهاب الدین محمود پسرعیشی # ~~11 - رکن الدین ملک محمود قلهاتی # ~~12- ملک قطب الدین تهمتن پمرملک محمود قلهاکی 680 # ~~13- سیف الدین نصرت پسرملک محمودقلهاتی 691 # ~~14- رکن الدین مسعود پسرملک محمودقلهاتی 691-693 # ~~15- بهاء الدین ایاز سیفین # ~~16 - عزالدین گردانشاه پسر سلغر ازفرزندان # سلک ms320 شهابالدین محمود پسرعیسی %~% 711-72 # # 17- بهرام شاه پسرعزالدین گردان شاه %~% 721730 PageV02P134 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0518.png) # ~~- سحمد شاه اول پسرقطب الدین تهمتن # # 21 - قیروزشاه اول پسر محمد شاه اول %~% 802-39 # # 22- سیفالدین پسر فیروزشاه اول %~% 839) # # 23- توران شاه دوم پسر فیروزشاه اول %~% 839 # ~~25- سلغرشاه اول پسرملک شهابالدین 24- ملک شهاب الدین پسر توران شاه # دوم %~% معاصرتر کمانان آق- # # 26- توران شاه سوم پسر سلغرشاه اول %~% ویونلو وقراقویونلو # لقب داشته) # # 28- توران شاه چهارم پسر سلغرشاه دوم %~% 91-928 # ~~330 - فرخ شاه پسر محمد شاه دوم # ~~32 - فیروز شاه دوم پسر فرخ شاه PageV02P135 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0519.png) ### | فصل شش # اتایکان لر بزرگ # مساکن طوایف لر در زمان حکومت آل مظفر بدو قسمت لر بزرگ و لر کوچک # ~~تقسیم میشد . # لر بزرگ همان ناحیهآ بختیاری و کوه گیلویه بود که بین فارس وخوزستان و # ~~اصفهان ولر کوچک قرار داشت ومرکز آن شهر ایذج یا مال امیر بوده لر کوچک # ~~با لرستان فعلی تطبیق میکرد ومرکز آن شهر خرم آباد بوده. # میان دو لربزرگ و کوچکشعبهآ اصلی رود کارون علیا بود . لربزرگ درجنوب # ~~و لرکوچک درشمال آن قرار داشت . # لر بزرگ بیش از لر کوچک اهمیت داشت زیرا بعلت واقع بودنش بین فارس و # ~~عراق عرب حکام آن با اتابکان فارس وخلفای بغداد را بطه داشتند ونیز ~~بعلت کوهستانی # ~~بودن وصعوبت لشکر کشی اغلب ازحکام دیگراطاعت نمیکردند و باستقلال وخود- # ~~سری سیگذرانیدند . # ولی لرکوچک گرچه کوهستانی بود اما چون سرکز آن بر سر راه عراق عجم # ~~و خوزستان قرار داشت اغلب درمعرض تهاجم فاتحین قرار سیگرفت . # از حکومت لران دراین ناحیه تا اواسط قرن ششم هجری در کتب تاریخی ذکری # ~~یمیان نیامده ولی درحدود سال348ه.ق . در دینور وهمدان ونهاوند شخصی ~~بنام # ~~حسنویه بن حسین برز کانیاز رؤسای قبایل کرد حکومتی تشکیل داد ~~وباندازهای اقتدار PageV02P136 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0520.png) # ~~یافت که سورداعتناء امرای آل بویه تیزقرار گرفت.1 # عضد الدولهآ دیلمی (338 -372) بعد از مرگ حسنویه (369 ه) متصرفات # ~~او را تحت تصرف خود در آورد ولی بدر پسر حسنویه را ms321 در حکومت باقی ~~گذاشت. # ~~بدرمورد احترام فخرالدوله دیلمی (390 - 387) نیز بود2 وفخرالدوله دختر ~~او را # ~~بزنی برای پسرش گرفت. # در کشمکشی که یین سیدهخاتون و پسرش مچدالدوله اتفاق افتاده سیده خاتون # ~~ازبدر کمک گرقت و به ری لشکر کشید ومجدالدوله را دستگیرساخت وچون ~~درحکوست # ~~مستقر شد بدر را خلعت داده بمحل حکوست خود قرستاد2. # موقعی که بدر یکمک سیده خاتون رفته بود پسرش هلال برعلیه او قیام کرد # ~~ولی درجنگی کشته شد . مدت حکومت بدر « 3 سال پوده و در ساله .* در ~~گذشته # ~~اسدثث و # جانشین بدر نوادهاش طاهربن هلال پیش از یک سال حکومت نکرد وبوسیلهآ # ~~شمس الدولهآ دیلمی درسال، . از محل حکومت رانده شد و پس از آن تیز ~~بزودی # ~~بقتل رسیل. # درموقع ضعف حکام بنی حسنویه قسمت هائی از قلمرو آنان بدست امرائی دیگر # ~~ازاین خاندان افتاد مخصوصا که دراین زمان درایران غربی و جنوبی دولت ~~مقتدری # ~~وحود تداشت زیرا که پس از مرگ عضدالدوله دیلمی (372) فرزندانش بر سر # ~~تاج وتخت با یکدیگر در جنگ و تزاع بودند ازاین جهت فرزندان بدر بن ~~حسنویه # ~~توانستند مدتیرا در کردستان وقسمتی از لرستان بحکومت پپردازند . # یکی از این اسرا عناز تام داشت که شهروز و کرسائشاه را در تصرف گرفت. # ~~حکومت جانشیناناو دراین ناحیه از نیمه دوم قرن چهارم هجری شروع شده ~~وتاصدسال PageV02P137 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0521.png) # ~~اداسه داشت . امرای بنی عناز خراج خود را بوسیله امرای حسنویه بخزانه ~~آل یویه # ~~میفرستادند و پس از آن نیز خراج گذار سلاجقه بودند . سلسله بنی عناز ~~بدست اتابکان # ~~لرکوچک ازسیان رفت. # فرزند دیگر بدر برسق نام داشت که درنواحی الشتر و نهاوند وهمدان حکوست # ~~داشت و بعد از انقراض خانواده حسنویه حکوست قسمتی از قلمرواین خانواده ~~باوداده # ~~شد و او معاصر مسعودبن سلک شاه سلجوقی بود و با او بنای سخالقت راگذاشت ~~یاین # ~~جهت سلطان مسعود یر اوتاخته او را باطاعت آورد خانواده برسق بوسیله تر ~~کان آق # ~~سنقری منقرض گردید. # از آنچه ms322 گذشت چنین معلوم میگردد در زمانی که آل بویه در ایران مر کزی و # ~~جتویی حکوست داشتند نواحی غربی ایران تا اوایل قرک پنجم هجری تحت تسلط # ~~خانوادهآ حسنویه بود و بطوریکه گفته شد این خانواده ابتدا از آل بویه ~~وسیس از # ~~سلجوقیان اطاعت سیکردند. دراین دوره هنوز از حکومت لران دراین ثاحیه ~~خبری نبود . # آمدن لران بلرستان وتشکیل حکومت - در قرن پنجم هجری شخصی ینام # ~~فتح الدین فضلویه1 درشام در دامنه های جبل السماق در تزدیکی حلب میزیست ~~و PageV02P138 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0522.png) # ~~او که عمری طولانی یافته بود و بعلت کهولت نمیتوانست از عهده اداره ~~اسور طایفه # ~~خود برآید پسرش علی را بریاست قوم انتخاب نمود . # علی که دائما با حکام شام در زدوخورد بود با جمعی از افراد طایفه خود در # ~~یکی از جنگها کشته شد باین جهت پسرش ابراهیم طایفه خود را بحوالی سیافا ~~رقین # ~~آورده در آنجا اقامت گزید و بعد از او پسرش محمد بآذربایجان دوچ کرده ~~با اجازه # ~~سلجوقیان درآن ایالت مسسکن گرفت و بین او و امیره دباج حاتم گیلان نیز ~~وصلت # ~~اقتاد # محمد سپس بلرستان آمده در جلگه های شمالی اشتران کوه اقامت گزید او که # ~~ابوطا هر کنیت داشت در جنگ یا شبانکار گان در زمان اتابک سنقر شجاعت ها ~~بخرج # ~~داد و بفرمان او بحکومت لر بزرگ رسید ولی در سال. ع ه از اطاعث اتایک ~~بیرون # ~~آمد و خود را سستقل خواند از این چهت اغلب سورخین آغاز حکمرانی اتابکان ~~لر # ~~بزرگ را از همان سال .*ه ه میداتند. # او پس از بیرون آمدن از اطاعت اتایک سنقر خود را اتابک نامید بنابراین # ~~اتابکان لر درواقع اتایکان اصلی که لقب بزرگان لشکری سلجوقیان است ~~تمیباشند # ~~واین خانواده بمناسبت اینکه نام جدشان فضلویه بود بفضلویه نیز معروقند ~~. # اتابک ابوطاهر ه پسر داشت : هزار اسب - یهمن - عمادالدین پهلوان - # ~~نصرتالدین احمد سعروف به ایلوا گوش - قزل - بموجب وصیت او فرزند ارشدش ~~هزار PageV02P139 # ![image ms323 filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0523.png) # ~~اسب (570 - 629) بحکومت رسید ومال امیر (ایذج) را بیا یتختی انتخاب ~~نمود و # ~~بعدل وداد پرداخت . آوازه عدلش در جهان پیچید باین جهت اقوام وقبایل ~~کرد # ~~ساکن جبل السماق شام بلو بزرگ کوچ کردندا . # اتابک هزاراسب بعد ازآمدن قبایل وطوایف مزبور بشولستان حمله برد وآنجا # ~~را نیز مسخر ساخت . او معاصر بود با اتابک تکله سلغری (571 - 591) . ~~اتابک # ~~تکله چند بار با او بر سر قلعهآ منگشت ( واقع در جنوب غربی ایذج) یجنگ ~~پرداخت # ~~ولی هر بارشکست خورد ولی بعدها صلحی بین آنان برقرارشد و اتابک هزار ~~اسب # ~~دختر اتابک تکله را بازدواج درآورد و از این ازدواج پسری بدنیا آمده که ~~نام او را # ~~نیز تکله گذاشتهاند . اتابک هزار اسب پسرخود تکله را پیش الناصرلدین ~~الله (575- # ~~632) خلیفه عباسی فرستاد و تقاضای لقب اتابکی نمود و خلیفه نیز تقاضای ~~او را # ~~پذیرفته برایش خلعت و سنشور اتابکی فرستاد . سلطان محمد خوارزمشاه نیز ~~هنگامی # ~~نکه بعراق آمد با او بخوشی رفتار کرد و دختر او را برای پسرش غیاث ~~الدین بزنی # ~~گرقت. سوقعی که سلطان محمد خوارزمشاه از مقابل لشکریان مغول میگریخت ~~اتابک # ~~هزار اسب بالشکریان خود بکمک او رفت ولی بعلت سعایت اطرافیان سلطان ~~اتابک # ~~از او رنجیده خاطر شده بمقر حکومت خود بر گشت. # اتابک تکله بن اتابک نصرتالدین هزار اسب (626 - 256) بعد از پدر # ~~بحکومت رسید و اومعاصراست بااتایک ابوبکرین سعد (623 - 658) اتابک قارس ~~PageV02P140 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0524.png) # ~~چون خبر وفات اتا یک هزار اسب بفارس رسید اتابک ابوبکر بلر بزرگ لشکر ~~کشید # ~~ولی شکست یافت . سپس اتابک تککله پلر کوچک لشکر برد و با حسامالدین ~~خلیل # ~~پسر زاده شجاع الدین خورشید حاکم لر کوچک جنگ کرد و قسمتی از لر کوچک ~~را # ~~متصرق شد . دراین موقع بهاءالدین گشتاسب وعمادالدین یونس سرداران ~~لشکرخلیفه # ~~ازطرف خوزستان پلرستان لشکر کشیدتد و خرابی بسیارببارآوردند وقزل عم ~~تکله رادستگیر # ~~کرده زندانی ساختتد . تکله بعد از مراجعت از لر کوچک با سرداران خلیفه ~~بجنگ ms324 # ~~پرداخت. در این جنگ عمادالدین یونس کشته شد و بهاء الدین گشتاسب نیز ~~اسیر # ~~گردیاد ولی درمقایل آزادی قزل از زتدان رها شد. # در سال ه5، که هلا کوخان عازم فتح بغداد بود تکله بخدمت او رسید و # ~~اظهار اطاعت نمود و در فتح بغداد هولاکوخان را یاری داد ولی چون هولا ~~کواز # ~~تأثر او در فتح یغداد و کشتارسلمانان بدست سغولان اطلاع یافت در صدد ~~دستگیری # ~~اوبرآد . تکله چون از قصد هولا کوخان اطلاع یافت بلرستان برگشت . هولا ~~کوخان # ~~کیتوبوقاتویان رابرای دستگیری او بلرستان فرستاد . الب ارغون برادر ~~تکله مصلحت # ~~درآن دید که خود بخدمت خان مغول رفته او را برسر رضا آورد ولی یدست ~~تشکریان # ~~مغول دستگیر شد . اتابک تکله پس ازشنیدن این خبر در قلعه منگشت متحصن ~~شد # ~~ولی هولاکوخان اورا اسن داد چون او یخدست خان بغول رسید هولا کو او را ~~با # ~~خود بتبریز برد و بمحا کمه کشید وپس از ثبوت گناهش او را در ذی قعده ~~سال * 95 # ~~یقتل رسانید هواخواهان تکله جسدش را مخفیانه بلرستان برده در قریه زرده ~~دفن # ~~اکوردند1. # اتابک شمس الدین الب ارغون (656 - 671) - پس از قتل اتابک تکله # ~~هولا کوخان حکومت لر بزرگ را بشمس الدین الب ارغون برادر اتابک تکله ~~داد PageV02P141 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0525.png) # ~~و از این زسان است که اتابکان لر بزرگ رسما باطاعت ایلخانان درآمده و ~~از طرف # ~~آنان بحکومت پرداختهاند . انابک الب ارغون مدته سال حکومت کرد و ~~درآیادی # ~~لر بزرگ کوشید 1 و از او دو پسر ماند یوسف شاد و عمادالدین پهلوان. # اتابک یوسف شاه (671 - 684) - اتابک یوسف شاه که هتگام مرگ پدر # ~~ملازم خدمت اباقاخان بود یفرمان خان مغول یحکوست رسید بااین حال اغلب ~~در اردو # ~~بسر سیبرد و در جنگهای اباقاخان شرکت مینمود چنانکه در جنگ او یا براق ~~خان # ~~درخراسان شرکت داشت و زسانی که اباقاخان برای سر کوبی حکام گیلان بان ~~حدود # ~~رقت و نزدیک بود گرفتار گردد اتابک ms325 یوسف شاه او را از مرگ نجات داد ~~یاین جهت # ~~ایاقاخان او را مورد نوازش قرار داد و خوزستان و کوه کیلویه و شهر ~~فیروزان (واقع # ~~در هفت فرسنگی اصفهان) وگلپایگان را ضمیمه قلمرو او ساخت. # چون ایاقاخان در گذشت وسلطان احمد تکوداربا یلخانی رسید و نزاع واختلاف # ~~یین سلطان احمد وارغون خان یروز نمود اتایک یوسف شاه با دوهزارسوار و ~~ده هزار # ~~پیاده بکمک سلطان احمد رفت و چون ارغون خان غالب گردید اتابک یوسف شاه ~~از # ~~راه بیابان توت ینطنز آسد تا از آن راه خود را بلرستان برساند و در این ~~سسافرت بعلت # ~~شدت حرارت هوا و تبودن آب اکثر لشکریان او هلاک شدند . # اتایک یوسف شاه سپس بخدمت ارغون خان رفت ومورد عنایت قرار گرفت واز # ~~طرق او سأمورشد که خواجه شمس الدین محمد صاحب دیوان را کسه در این زسان # ~~بلرستان رفته بود بارد و بیاورد. یوسف شاه خواجه رایخدمت خان سغول آورد ~~وخواجه # ~~دختر خود را باتابک یوسف شاه داد . پس از آنکه خواجه شمس الدین محمد ~~بفرمان PageV02P142 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0526.png) # ~~ارغون خان پقتل رسید اتابک یوسف شاه بفرسان ایلخان بلرستان بازگتت و ~~درآنچا # ~~در سال 686 وفات یاقت 1 . # اتایک یوسف شاه دانشمتدان را محترم میداشت و بااهل حکمت انس والفت # ~~میورزید . # اتابک افراسیاب (684 - 695) - اتاپک یوسف شاه دوپسرداشت: افراسیاب # ~~و احمد . بعد از او افراسیاب بفرمان ارغون خان حکمت لر بزرگ رسید . # او در آغاز حکومت خود از خان مغول درخواست نمود که ولایت کوه گیلویه # ~~را که در مجاورت قلمرو حکوست او واقع شده بود بلرستان ضمیمه سازد و ~~تعهد نمود # ~~که مال مقرر رازیاده برآنچه اتا بکان سلغوری میپرداختند بپردازد. ارغون ~~خان تقاضای # ~~او را پذیرفت و بافراز کوه گیلویه از فارس فرمان صادر کرد و اتایک ~~افراسیاب کوه # ~~گیلویه را در تصرف گرفت اما حکام شیراز بدریار خان عرضه داشتند که کوه ~~گیلویه # ~~سرحد میان فارس ولر بزرگ است و ms326 اگر از تصرف حکام فارس خارج شود این ~~ایالت # ~~از تعرض اران مصون تخواهد یود. چون ادعای آنان مقرون بصواب بود بکرات ~~فرمان # ~~آوردند تا باز کوه گیلویه را درتصرق یگیرند امااتایک افراسیاب زیربار ~~نرفت وحکومت # ~~این ناحیه را پپسرعم پدر خود قزل داد . پس از چندی بین اتابک افراسیاب ~~وقزل # ~~کدورتی حاصل شد . اتابک افراسیاب بکوه گیلویه لشکر کشید و قزل گریخته ~~بشیراز # ~~رفت اتابک از مخالفت یرادران قزل که : نفر بودند اندیشه کرد و یاستمالت ~~او # ~~پرداخت و از او خواست که جلال الدین وزیر را که باعث این کدورت میدانست ~~بقتل # ~~برساند . قزل نیزچنین کرد . جمعی از اقارب ونزدیکآن وزیر از ترس ~~باصفهان گریختند # ~~اتایک افراسیاب قزل را برای دستگیری گریختگان فرستاد واین سقارن سرگ ~~ارغون خان # ~~(290) بود ازاین رواتا بک افراسیاب که از اختلال اوضاع دریار ایلخانی ~~اطلاع یافت بنای PageV02P143 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0527.png) # ~~ثافرمانی را گذاشت و از پرداخت مال مقرر سرپیچی کرد و ایلچی را که یرای ~~تحصیل # ~~مال آمده بود کشت و از طرف خود حکامی بهمدان و شهرهای دیگر عراق ~~فرستاد. # اما قزل و براد رش سلغور شاه که پرای سر کوبی سخالفین یاصفهان آمده بودند # ~~باید و داماد طغاجار نوئین را که شحنه این شهر بود کشتند وخطبه و سکه ~~پنام اتابک # ~~افراسیاب کردند1. # اتابک افراسیاب یا مغولان نیز در حدود کره رود (نزدیکی اراک فعلی) جنگی # ~~نمود و آنان را شکستی سخت داد و یا اهل و عیال آنان بزشتی تمام رفتار ~~کرد باین # ~~جهت مغولان بر گشته شکستی سخت بلران وارد ساختند . # در این موقع یوسف شاه اتابک یزدهم که در اواخر عهد ارغون خان از اداء # ~~سال مقرر بدربار ایاخان خودداری نموده بود فرستاده ایلخان را بقتل ~~رسانید و # ~~چون گیخاتوخان بتخت ایلخانی نشست طولودای ایوداجی را مأمورتتبیه اتابک ~~یزد # ~~نمودواوپس از فراری ساختن یرسف شاه باصفهان رفت . شحنه لروطرفداران ~~اوازاین شهر # ~~اتفاق افتادولی لران شکست خورده گریختند. اتایک افراسیاب ms327 درقلعه منگشت ~~ستحصن # ~~شد وسپس گرفتارشده بخدمت گیخا تو اعزام گردید اما گیخاتوخان بعلت خدمات ~~چندی # ~~کدانابک یوسق شاه بدر اتابک افراسیاب یخانواده مغول کوده بود و بشفاعت ~~پیادشاه # ~~خاتون قرختائی زن گیخاتوخان از تقصیر او گذشت و حکومت لر بزرگ را مجددا ~~باو # ~~داد و او برادر خود احمد را در ملازمت ایلخان گذاشته وخود بمقر حکوست ~~آد اما # ~~بازدست یظلم و جور کذاشت وعدهای از بزرگان قوم خود از آن جمله قزل و ~~سلغور # ~~شاه را که باو د حنگها یاری بیدادند بقتل رسانید و درکارحکومت بطلق ~~العنان شد . # جون غمازات خان بایلخانی رسید اتابک افراسیاپ بخدمت او رقت و سثل سابق # ~~بحکوست لو یزرگ برقرار شد. در سال «29 ته غازان خان ببغداد میرقت اتابک # ~~اقراسیاب در همدان پیش او رفت و سپس اجازه یافته بلر یزرگ بر گشت ولی ~~در وسط PageV02P144 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0528.png) # ~~راه بامیر هرقداق حاکم فارس که نزد ایلخان میرفت برخورد و او اتابک را ~~با خود # ~~پیش غازان خان برد و از او در نزدخان مغول آنقدر سعایت درد تا فرمان ~~قتل اتابک # ~~صبادز شد . # اتابک نصرت الدین احمد (995 - 733) - پس از قتل اتابک افراسیاب # ~~پرادرش اتابک احمد بفرسان غازان خان بحکومت لربزرگ رسید و اومردی سلیم ~~النفس # ~~بود و باشعرا و اهل ادب بحسن سلوک رفتار میکرد . ابن بطوطه که در زمان ~~حکومت # ~~اتابک افراسیاب ثانی پسر اتابک احمد بلرستان سسافرت کرده گوید : اتابک ~~احمد # ~~پادشاه خوبی بود و من از مردم سوثق شنیدم که او درقلمرو حکویت خود . * ~~1 خانقاه # ~~ساخت و از آن مقدار ** تا در شهر ایذج بود . اتا بک احمد مالیاتی را که ~~میگرفت # ~~بسه قسمت میکرد ثلث آن را صرف مخارج سدارس و زوایا مینمود و یک ثلث ~~بمصرف # ~~قشون میرسانید وثلث باقی را صرف مخارج شخصی وکسان و نزدیکان خود میکرد ~~و # ~~ازاین قسمت همه ساله هدایائی برای سلطان ابوسعید میفرستاد وگاهی نیزخود ~~بدیدار # ~~آن پادشاه ms328 میرفت. من آثار خیر این اتابک درنقاط مختلف لرستان زیاد ~~دیدهام وبیشتر # ~~این آثار در کوههای بلند وصعب العبور واقع است1. # ونیز گوید: اتابک احمد مردی پارسا و نیکو کار بود و در زیر جامه خود قبای # ~~زبر و موئین بر تن میکرده. یکبار که اتابک احمد بدیدار سلطان ابوسعید ~~رفته بود # ~~یکی از خواص سلطان که جامه مؤئین اتابک را زره تصور کرده بود بگوش او ~~رسانید # ~~که اتابک چون پیش تو میاید از زیر لباس خود زره میبوشد . ابوسعید فرمود ~~تا بنحو # ~~خوشی این مطلب راتحقیق نمایند . روزی در حضور او امیرچوپان بزرگ امرای ~~عراق # ~~و امیر سونج اسیر دیار بکر وشیخ حسن که هم اکنون (زمان تألیف ~~سیاحتنامه) # ~~پادشاه عراق است برخاستند وبمزاح وخنده دراتا بک درآویختند و یدین ~~بهانه لباسهای # ~~او رایازرسی کردند معلوم شد که در زیر جامه او قبای سوئین است. ابوسعید ~~که شاهد PageV02P145 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0529.png) # ~~ماچرا بود ازجای برخاست و دست در گردن اتابک انداخت و اورا در کنارخود ~~نشاند # ~~و بترکی گفت ( سن آتا ) یعنی تو پدر منی و هدایای اتا بک را چندین ~~برابر عوض # ~~داد ویرلیغی صادر کرد که سن بعد از او و قرزندانش هیچ گونه هدایائی ~~خواسته نشود . # اتایک احمد در ادبیات فارسی نیز نام نیکی از خود بیاد گا رگذاشته وسه ~~کتاب # ~~فارسی بتام او تألیف شده است که عبارتتد از : # 1- تاریخ معجم فی آثار ملوک عجم تألیف شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی. # 2 - معیار نصرتی در فن عروض وقوافی که در سال 13» فخری اصفهانی بتام # ~~او تألیف کرده. # 3 - تجارب السلف ترجمه کتاب الفخری ابن طقطقی با اضافاتی بقلم هندوشاه بن # ~~ستجر نخجواتی . # اتایک رکن الدین یوسف شاه دوم (733 - 740) - پسر اتابک نصرت الدین # ~~احمد است. در زسان او سلطان ابوسعید آخرین ایلخان مغول وفات یافت و در ~~ایران # ~~سلسله های مختلف روی کار آمد. اتابک یوسف شاه تیز از وضع آشفته ایران ~~استفاده # ~~کرده ms329 بنای استقلال را گذاشت وشوشتر و حویزه و بصره را ضمیمه متصرفات ~~خود کرد # ~~وخواست اصفهان را نیز مسخر سازد وبرای مستاصل ساختن حاکم اصفهان درصدد # ~~برآمد که منبع زایتده رود را یبندد حاکم اصفهان برای اینکه او را ازاین ~~کار منصرف # ~~سازد شهر فیروزان را بدو واگذاشت. مدت حکومت او هفت سال بود و در ششم # ~~جمادی الاول سال . 74 درشوشتر وفات یافت چسدش را با یذج بردند و ~~درمدرسهای # ~~که بر کن آباد سوسوم بود مدقون ساختند . # مظفرالدین افراسیاب بن اتایک نصرتالدین احمد (740 - 751) - بعد از # ~~یرادر بحکومت رسید وبا مردم بعدل و داد رفتار تمود. این بطوطه او را ~~مردی # ~~شراب خوار و دائم الخمر نوشته و گوید . جز روزهای جمعه از متزل بیرون ~~نمیآمد 1 و PageV02P146 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0530.png) # ~~نیز گوید اوبشیخ الشیوخ شهر که شیخ نورالدین کرمانی یود احترام زیاد ~~مرعی میداشت # ~~و بزیارت او میرفت1 . # در زمان اتابک افراسیاب شیخ ابواسحق اینجو برقارس تسلط یاقت و درلرستان # ~~نیز اعمال نفوذ نموده ازلران در جنگ با امیر سبارزالدین محمد کمک ~~میخواست. # اتابک ثورالورد بن افراسیاب (751 - 757) - بعد از پدر یحکومت رسید و # ~~بنای عیش و عشرت را گذاشت و دست ببذل و یخشش گشاد و بر سر راهها بقاع ~~خیر # ~~و رباطات پناکرد و املاک زیادی برآنها وقف نمود . # بطوریکه در تاریخ آل مظفر گفته شده در سال 5 ب اصفهان یوسیلهآ شاه شجاع # ~~در محاصره آمد وسید جلال میرمیران حاکم شهر متحصن شد وشیخ ابواسحق ~~ایتچو # ~~برای گرقتن کمک پیش اتابک نورالورد بلر بزرگ رفت و بهمراهی اتا بک ~~نورالورد # ~~باصفهان برگشت ولی چون در خود قدرت مقابله با لشکریان امیر مبارزالدین ~~محمد # ~~ندید بشوشتر گریخت و اتا بک نیز بلرستان برگشت.2 . # مؤلف تاریخ آل مظفر گوید : چون فارس بتصرف امیر مبارزالدین محمد درآمد # ~~اتایک تورالورد در صدد کمک بامیر شیخ ابواسحق بود و امیر محمد بعلت ~~اینکه # ~~شرف الدین مظفر را با اجداد اتابک ms330 نورالورد در ایام گذشته دوستی بود و ~~نیز ازجهت # ~~بواصلت اتابک نورالورد با قراختای با شاه شجاع وشاه محمود خویشی داشت ~~باین # ~~علت نمیخواست با او بمقابله برخیزد ولی چون اتابک نورالورد با امیر شیخ ~~ابواسحق # ~~متحد شد ولشکر بمدد او فرستاد واو بطرف اصفهان حرکت کرد در مخالفت ~~اتایک # ~~شبهه ای نماند . با اینکه امیر مبارزالدین محمد بعلت این عمل سخت متغیر ~~شد اسا # ~~بواسطه دوستی با پدران او ابتدا مولانا ناصرالدین خنجی وسپس امیر کمال ~~الدین # ~~حسین رشیدی وخواجه رکن الدین عمیدالملک و خواجه صدرالدین اناری را ~~فرستاد # ~~تا او را از مخالفت یازدارد ولی نصیحت کارگو نیامد. درسال «75 که امیر ~~محمد PageV02P147 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0531.png) # ~~در خارج اصفوان بود اتابک نورالورد فاضی قطب الدین را کسه مقدم قضات ~~لرستان # ~~بود برسالت فرستاد تا جریمهای که از کیومرث صادرشده به عفومبدن گردد . ~~اسیر # ~~مبارزالدین سحمد که چند نوبت او را عفو کرده ولی باز نقض عود کرده بود ~~قاضی # ~~قطب الدین را اجازه مراجعت نداد تا بشیراز آمد1 . # امیرمبارزالدین محمد چون بشیراز رسید برای تنبیه اتابک نورالورد عازم ~~لرستان # ~~شد . در نزدیکی بهبهان با کیومرت بن تکله که ازطرف اتایک نورالورد بجنگ ~~اسر # ~~سبا رزالدین محمد آمده بود بنبرد پرداخت واو را بقتل رسانید. در این ~~حین اتابک # ~~پشنگ پسر عم و داماد اتابک نورالورد با عدهای از بزرگان بخدست ~~اسیرمبارزالدین # ~~محمد آمد اتا بک نورالورد از شنیدن آن بقلعة صوسن پناه برد و اسیر ~~سپارزالدین محمد # ~~وارد ایذج گردید وشاه شجاع را مأسور تسخیر قلعه سوسن نمود . اتابک ~~نورالورد از # ~~قلعه سوسن گریخته در قلعهای دیگر ستحصن شد . شاه شجاع جمعی را بمحاصره ~~آن # ~~قلعه بگماشت وخود پیش پدر آمد. # امیر سبارزالدین محمد اتابک شمس الدین پشنگ را بحکومت لرستان تعیین # ~~نموده و او را مأسور دستگیری اتایک نورالورد ساخت او نیز اتابک ~~نورالورد را گرفتار # ~~کرده و نابینا کرد و امیر سبارزالدین محمد نیژ بشیراز مراجعت نمود ms331 . # اتابک پشنگ بن یوسف شاه (757 - 792) - بطوریکه گفته شداز طرف امیر # ~~مبارزالدین محمد بحککومت لر بزرگ رسید و تا سال 792 حکومت داشت . در ~~زمان # ~~اوشاه منصور که از طرف سلطان احمدایلکانی درشوشترحکوست داشته وسپس ~~استقلال # ~~یافته بود بولایت لربزرگ میتاخت. اتابک پشنگ برای دفع خطرات او از شاه ~~شجاع # ~~استمداد نمود ولی شاه شجاع که بدرخواست سلطان احمد درصدد تنبیه عادل ~~آقا حاکم # ~~سلطانیه بود از این رو دفع شاه سنصور را ببعد از مراجعت از سلطانیه ~~موکول کرد2 . # اتابک احمدبن پشنگ (792 - 811) - بعد از مرگ پدر یحکومت رسید . در ~~PageV02P148 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0532.png) # ~~آغاز کار ملک هوشنگ برادر کوچکتر برعلیه او برخاست ولی در جنگی گشته شد ~~و # ~~میان طوایف لر اختلاف اقتاد . شاه منصور ازموقع استفاده کرده بلرستان ~~لشکر کشید # ~~اتابک احمد که تاب مقاومت نداشت فرار اختیار نمود و باردوی امیر تیمور ~~رفت . شاه # ~~متصور سلک اویس نامی را بحکومت لر بزرگ برداشت و خود بشیراز برگشت1 . # چون در سال 790 امسیرتیمور برای تسخیر فارس یخوزستان رسید اتابک احمد # ~~در دزقول بخدست او بار یافت و امیر تیمور او را پس از فتح شیراز بحکوست ~~لرستان # ~~منصوب کرد و او نیز دو هزار خانوار لر را که بقرمان شاه منصور یقارس ~~کوچ داده # ~~شده بودند دوباره با اجازه امیر تیمور بوطن خود براجعت داد . # امیر تیمور برادران او را که افراسیاب ومسعود شاه نام داشتند در سال 798 # ~~بسمرقند فرستاد تا اگر اتابک احمد از فرمان او سرپیچد یکی از برادران ~~را بحکومت # ~~لر بزرگ بردارد ولی پس از چندی امیر تیمور لرستان را بین او و برادرش ~~افراسیاب # ~~تقسیم کرد . چون افراسیاب بلرستان آمد پین آن دو اختلاف افتاد و در ~~نتیجه زرستان # ~~روی بخرابی گذاشت . # چون پیر محمد نوه امیر نیمور بحکومت فارس رسید افراسیاب را مورد حمایت # ~~قرار داد و احمد را دستگیر ساخته باردو فرستاد ولی امیر نیمور از سر ~~تقصیر او گذشت # ~~ومجددا ms332 حکومت لرستان را باو داد . پس از مرگ امیرتیمور امیر زاده ~~پیرمحمد اتابک # ~~احمد را گرفته در قلعه پهندر شیراز زندانی ساخت. درسال:1م که امیرزاده ~~اسکندر # ~~بحکوست فارس رسید او را از زندان نجات داد و بحکومت لر بزرگ فرستاد. ~~اتایک # ~~احمد چون یلرستان رسید دوباره بنای ظلم و ستم را گذاشت تا اینکه جمعی ~~برعلیه او # ~~بتقق شدند ودر همان سال یقتلش رسانیدتد. # ابوسعیدبن اتابک احمد (811 - 820) - پس ازقتل پدر بحکومت رسید و او # ~~عم خود افراسیاب را دستگیرساخته زندانی نمود و سپس پیش امیرزاده اسکندر ~~حاکم PageV02P149 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0533.png) # ~~فارس آمد. پس از یکی دوسال توقف در خدست او بحکومت لکرستال برفرازشد و ~~نا # ~~سال . 82 در این مقام باقی ماند . # اتایک شاه حسین بن ابوسعید بن اتابک احمد (820 - 827) - بعد از پدر # ~~بحکومت رسید و در سال 827 بدست غیاثالدین بن کاوس بن هوشنگ کشته شد . # غیاث الدین بن کاوس (827) . بعد از اتابک شاه حسین بحکومت رسید . در # ~~زمان اومیرزا سلطان ابراهیم بن میرزا شاهرخ لشکر بلرستان برد و اواز ~~مقابل لشکریان # ~~شا هرخ متواری شد و بحکومت این خانواده در سال 827 خاتمه داده شد . PageV02P150 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0535.png) ### | اقابگان لر بزد گ # ~~1 - فتح الدین فضلویه (ابوالحسن) # ~~2 - علی بن فتح الدین فضلویه # ~~3 - ابراهیم بن علی # ~~4 - محمدین ابراهیم ملقب به ابوطاهر # ~~5 - هزار اسپبن ابوطاهر محمد # ~~6 - تکله بن هزار اسب # ~~7 - شمس الدین الب ارغون بن هزار اسب # ~~8- یوسف شاه بن الب ارغون # ~~9 - افراسیاب بن یوسف شاه # ~~10 - نصرت الدین احمدین یوسف شاه # ~~11- یوسف شاه دوم ابن نصرتالدین احعد # ~~12 - مظفرالدین افراسیاب بن نصرت الدین احمد # ~~13 - نورالوردین افراسیاب بن اتابک احمد # ~~14 - پشنگ بن یوسف شاه # ~~5 - احمدبن پشنگ # ~~16 - ابوسعید بن اتابک احمد # ~~17 - شاه حسین ین ابوسعید # ~~18 - غیاثالدین بن کاوس بن هوشنگین پشنگ PageV02P152A # ~~55تا57 # ~~62675 # ~~65662 # ~~65 6717 # 68467 # ~~69568 # ~~733692 # ~~7473 # 751774 # ~~75775 # ~~792757 # 81179 # ~~8211 # ~~82782 # ~~827 PageV02P152B # ![image ms333 filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0536.png) ### | فصلل هف # اتایکان لر کوچک # چون اقوام لربزرگ زیاد شدند هرقبیله برای یافتن علف خواری بطرف لرستان # ~~فعلی حرکت کردند و هریک در موضعی قرار گرفتند بعضی بنام محل اقامت ~~وعدهای # ~~بنام رئیس قبیله معروف شدند1 . # شجاع الدین خورشید بن ابی بکربن محمد (570 - 621) - طوایف مختلف # ~~لر کوچک ابتدا رئیس وسردارجدا گانهای نداشتند وخراج سالیانه خود را بدا ~~رالخلافه # ~~بغداد سیپرداختند و چون حسنویه کرد درسال 348 در ناحیه دینور و ~~کرمانشاه و # ~~همدان دولتی تشکیل داد شمال ومر کز لرستان را نیز ستصرف شد و این ناحیه ~~بعد از # ~~حسنویه در دست جانشینان او باقی ماند . آنان ابتدا ازآل بویه وسپس از ~~سلجوقیان # ~~اطاعت داشتند تا اینکه در زمان حسام الدین شوهلی (از قبیله ترک شوهلی) ~~حا کم # ~~لرستان و خوزستان 2 عدهای از امرای لر کوچک درکار حکوست داخل شدند که # ~~معروف ترین آنان شجاع الدین خورشید ابن ابی بکر است. اوابتدا ازطرف ~~حسام الدین # 1- سؤلف شرفنامه طوایف مختلف لر کوچک را بدین نحو اسم سیبرد . کرسکی - ~~لینکی- # ~~روز بهانی - ساکی - شادلوی - داود1 عیایی- مرنتروه جنگروی که امرای لر # ~~کوچک خلاصه ایشاکید آر سعبه سلبوریاکد وازسعب دینراین اقوام آند کارانه ~~- زرجنگری - PageV02P153 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0537.png) # ~~در قسمتی ازلرستان حکومت داشت و پس از مرگ او که در سال . ب* اتفاق ~~افتاد1 # ~~تمامی لر کوچک را درتحت اطاعت خودآورد وبرعلیه سلچوقیان قیام کرد ولی ~~پساز # ~~چندی دست بظلم وجور گتتاد باین جهت مردم از دارالخلافه بغداد دفع او را ~~خواستار # ~~شدنده الناصرلدین الله خلیفهآ عباسی (575 - 922) درصدد دفع اوبرآسد ~~شجاع الدین # ~~خورشید در قلعه مانکره ( در بالای گریوه فعلی) متحصن شد و برادر خود ~~نورالدین # ~~محمد را برای طلب پوزش بخدمت خلیفه فرستاد ولی خلیفه او را زندانی ساخت ~~و # ~~سپاهیانی بمحاصره قلعه مانکره فرستاد . نورالدین محمد در حبس خلیفه ~~وفات یافت و # ~~چون مدت محاصره قلعه بطول انجامید شجاع الدین خورشید از خلیفه طلب صلح ~~تمود . # ~~خلیقه از سر تقصر او ms334 گذشت و او را مجددا بحکومت لرستان برداشت و او پس ~~از آن # ~~مدت سی سال دیگر بحکومت پرداخت. # شجاع الدین خورشید در زمان حیات پسر خود بدرالدین را بجانشینی اتتخاب # ~~کرد ولی برادر زادهاش سیف الدین رستم بن نورالدین محمد کسه چشم طمع ~~بحکومت # ~~ولایت لر دوخته بود درصدد برآمد او را از میان یردارد واز او نزد پدرش ~~سعایت # ~~کرد تا اینکه بدراندین بفرمان پدر بهلاکت رسید. شجاع الدین خورشید که ~~بعلت # ~~طول عمر خرف شده بود وبهمین علت فرمان قتل فرزند خود را صادر کرده چون ~~از # ~~مرگ فرزند اطلاع یافت از غصه درسال :2. وفات یافت در حالی که عمر او ~~ازصد # ~~سال گذشته یود . # مؤلف عالم آرای عباسی گوید : او مردی کاردان و شجاع یوده وبا زیردستان # ~~بمهربانی رفتارمیکرد وبسبب عدالتش قبراو مزار متبرک لران شد و در دوران ~~حکومت # ~~او که نزدیک . ه سال بود مالیات لرستان پدربار خلیفه فرستاده سیشد2 . # از بدرالدین بن شجاع الدین خورشید چهار پسر ماند بنام های : حسام الدین # ~~خلیل - بدرالدین سسعود - شرفالدین تهمتن - وامیرعلی . PageV02P154 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0538.png) # سیف الدین رستم بن نورالدین محمد (621 -) - پس از مرگ شجاع الدین # ~~خورشید بحکومت رسید و یا مردم بعدل و داد رفتار کرد و در آبادی لر کوچک ~~کوشید # ~~وبرای آسایشی مردم وامنیت را ههاسعی بسیار کرد معذلک جمعی یا برادرش ~~شرف الدین # ~~ابوبکر برعلیه او اتفاق نموده خواستند او را در حمام بقتل آورند ولی او ~~گریخته رو # ~~یصحرا نهاد أما گرفتارشد او را بامیرعلی پسر بدرالدین سپردند و او نیز ~~بقصاص خون # ~~پدر او را هلاک کرد . # شوفالدین ابوبکربن نورالدین محمد - بعد از برادر بحکوست رسید وچون # ~~برادرش عزالدین گرشاسب امیر علی بن بدر را بانتقام خون سیفالدین رستم ~~بقتل # ~~رسانید خلیفه حسام الدین خلیل پسر بزرگتر بدرالدین بن شجاع الدین ~~خورشید را # ~~که بعد از بحکومت رسیدن سیفالدین رستم به بغداد رفته بود بلرستان ~~فرستاد. آما # ~~شرف الدین ابوبکرد رصدد ms335 برآمد او را از میان بردار وچون او از نیت شرف ~~الدین اطلاع # ~~یاقت دوباره ببغداد رقت وشرف الدین نیز بزودی وقات یافت . # عزالدین گرشاسپ - یعد از برادر بحکومت رسید و ملکه خاتون خواهرسلیمان # ~~شاه ایوهای از رؤسای بزرگ کرد را که زن یرادرش بود بحباله نکاح خود ~~درآورد . # ~~حسام الدین خلیل بار دیگران بلرستان آمد. عزالدین گرشاسب بجنگ او رفت ~~چون # ~~عدهای از لران از عنالدین گرشاسب روی گردان شده بحسام الدین خلیل ~~پیوستند # ~~عزالدین گرشاسب متهزم و گرفتارشد و حسام الدین خیلل پشفاعت زنش از ~~سرتقصیر # ~~او گذشت و از قتلش صرف نظر کرد . # حسام الدین خلیل بن بدرالدین بن شجاع الدین خورشید - چون بتخت حکومت # ~~نشست ابتدا عزالدین گرشاسب را ولیعهد خود ساخت ولی سال بعداو را بقتل ~~رسانید . # ~~زن عزالدین گرشاسب پسران خود را که شجاع الدین خورشید و سیفالدین رستم ~~و # ~~نورالدین محمد نام داشتند نزد برادرش سلیمان شاه ایوهای فرستاد و از او ~~نخواست که # ~~انتقام شوهرش را از حسام الدین خلیل بکشد . سلیمان شاه چندین جنگ با ~~حسام الدین # ~~خلیل نمود تاعاقبت شکست یافت وقلعه بهاروقسمتی از کردستان بتصرف حسام ~~الدین PageV02P155 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0539.png) # ~~خلیل درآمدج بس از چندی سلیمان شاه بکمک سپاهیان خلیفه بجنگ حسام الدین # ~~خلیل آمد و در جنگی که درشاپور خواست ( در نزدیکی خرم آباد فعلی) اتفاق ~~افتاد # ~~حسام الدین خلیل کشته شد . سرش را ازتن جدا کرده نزد سلیمان شاه ~~آوردند. سلیمان # ~~شاه یر سرگ او متأسف شد و فی الیدیهه این رباعی راگفت : # پیچاره خلیل بدر حیران گشته ### | تخم هوس بهار در جان کشته # دیو هوسش ملک سلیمان سیجست ### | شد در کف دیوان سلیمان کشته # قتل حسام الدین خلیل درسال . 4« اتفاق افتاده است ومغولان از شنیدن # ~~خبر قتل او که از جانب آنان شحنه لرستان بود با سپاهیانی از همدان ~~ببغداد حمله # ~~بودند و در نزدیکی خاتقین باسلیمان شاه در ربیع الاول سال 3* بجنگ ~~پرداختند . # ~~خلیفه شرف الدین ms336 شرایی را بجلو ایشان فرستاد و او مغولان را منهزم ساخت ~~و بغداد # ~~را از تعرض آنان نجات داد1. # بدرالدین مسعود (640 - 658) - بعد از برادر بحکومت رسید و برای گرفتن # ~~انتقام خون برادر پیش منکوقا آن رفت و از او در دقع سلیمان شاه و تصرف ~~بغداد و # ~~استصال خلیفه که سلیمان شاه را مدد داده بود کمک خواست . منکوقا آن ~~بدرالدین # ~~مسعود را موقع لشکر کشی هولا کوخان بایران فرستاد و چون سلیمان شاه در ~~واقعه # ~~بغداد بقتل رسید بدرالدین مسعود زن وفرزندان او را بلرستان آورد ولی ~~آنان را گرامی # ~~داشت و چون بغداد روی بآبادی نهاد آنان را مخیر گردانید که ببغداد ~~بروند یا در # ~~لرستان بمانندبعضی ازآنان بیغداد رفتتد وعدهای در لرستان ماندند و ~~یدرالدین سسعود # ~~دختران او را بنکاح فرزندان وخویشان خود درآورد. # یدرالدین مسعود در سال 58» بمرگ طبیعی در گذشت. حا کمی بغایت عادل # ~~بود وگویند قوت حافظه او باندازهای بود که چهار هزار مسئله از احکام ~~مذهب امام PageV02P156 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0540.png) # ~~شافعی را در حفظ داشت. پادشاهی متقی و دیندار بود . با درویشان و اهل ~~تصوف # ~~میانه خوش نداشت . از زمان حکوست او حکام لو یاطاعت ایلخانان در آمدند ~~ودر # ~~واقع از طرف آنان در لرستان حکومت کردند. # تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل (658 - 677) - پس از مرگ بدرالدین # ~~مسعود بین فرزندان او که جلال الدین بدر وناصرالدین عمر نام داشتند با ~~تاج الدین # ~~شاه پسر حسام الدین خلیل بر سر حکومت نزاع در گرفت و هر دسته بعدهای از ~~امرای # ~~ایلخانی ملتجی شدند ویاردوی اباقاخان رفتند. بموجب قرمان اباقاخان ~~حکومت # ~~لرستان یتاج الدین شاه مقرر شد . او پس از رسیدن بحکومت ینای نافرمانی ~~را گذاشت # ~~و از پرداخت مال مقور بدریار ایلخان خودداری نمود یاین جهت اباقاخان ~~بقتل او # ~~فرمان داد و او درسال 77 کشته شد . # حکومت فلک الدین حسن وعزالدین حسین (677 - 692) - پس ازقتل # ~~تاج الدین شاه حکومت لرستان بدو ms337 پسر دیگر بدرالدین مسعود یعنی فلکالدین ~~حسن # ~~و عزالدین حسین رسید . این دو برادرکار حکومت را بین خود تقسیم نمودند ~~یعنی # ~~حکومت دلای با فلکالدین حسن وحکومت اینجو با عزالدین حسین بود1 . # آنان مدت ه1 سال بساین ترتیب حکومت کردند . فلکالدین حسن بغایت # ~~زیرک ودانا وعزالدین حسین قهار و کینه توز بود . این دو یرادر قلمرو ~~حکومت خود # ~~را از همدان تا شوشتر و از حدود اصفهان تا عراق عرب توسعه دادند و در ~~آبادی # ~~کشور خود کوشیدند . اتقاقا هردو درسال 92 در گذشتند2 و # جمال الدین خضربن تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل (692 -9933) - ~~بااینکه # ~~دو برادرفوق هریک فرزندانی داشتند سعذلک گیخا توخان حکومت لرستان را ~~بجمال - # ~~الدین خضرفرزند تاج الدین شاه داد . چون ازحکومت اویک سال گذشت حسام ~~الدین PageV02P157 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0541.png) # ~~عمربعکین شمس الدین بن شرفالدین تهمتنین بدربن شجاع الدین خورشید که ~~یکی # ~~از اموای جمال الدین خضر بود از فرمان او سرییچید و بکمک مغولان که در ~~اطراف # ~~خرم آباد سکونت داشتند او را بقتل رسانید وبمرگ او تسل حسام الدین خلیل ~~ین پدر # ~~بکلی برافتاد و حسام الدین عمربیک بحکومتلرکوچک رسید . # حسام الدین عمربیک (693) - در آغاز حکومت او صمصام الدین محمود بن # ~~نورالدین محمد باین بهانه که از دودمان عمربیک تا کنون کسی درلرستان ~~یحکومت # ~~نرسیده برعلیه او قیام کرد و از خوزستان به خرم آباد مرکز لر کوچک لشکر ~~کشید. # ~~حسام الدین عمربیک زمام حکومت را باو واگذاشت وخود بزیارت مکه رفت . # صمصام الدین محمود (193- 695) - چندی بدون متازع بحکومت لرستان # ~~مشغول بود تااینکه حسام الدین عمر ازسفر حج بازگشت وآغاز فتنه گذاشت ~~وبکمک # ~~شخصی بنام شهاب الذین الیاس بجنگ صمصام الدین محمود أمد . صمصام الدین ~~محمود # ~~دراین جنگ کشته شد و طفل او نیز بدست عمر بیک بقتل رسید . شیخ زین ~~الدین # ~~کاموئی که خواهرش در ازدواج صمصام الدین محمود بود بدرگاه غازان خان ~~رفت # ~~واز او برای گرفتن انتقام خون شوهرخواهر کمک خواست ms338 . بفرمان غازان خان ~~عمر- # ~~بیک را باردو خواسته بیر غو نشاتیدند و باتهام قتل صمصام الدین محمود ~~وفرزند # ~~صغیرش او را کشتند. # عزالدین محمدبن عزالدین حسین بن بدرالدین مسعود (695 - 716) - بفرمان # ~~ایلخان درخردسالی بحکومت رسید. عم زاده او بدرالدین سسعودین فلک الدین ~~حسن # ~~بمخالفت او برخاست و هردو برای گرفتن فرمان حکوست باردو رفتند . دراین ~~زمان # ~~سلطان محمد خدابنده اولجایتو بتخت ایلخانی تشسته بود . بفرمان او ~~بدرالدین مسعود # ~~حاکم دلای وعزالدین محمد بحکومت املاک اینجو برقرارشد تا ایلخان بتواند ~~او # ~~راکه صورتی زییا داشتنزد خود نگاه دارد واز چمالش بهرهمتد شود ولی چون ~~بحد # ~~رشد رسید فرمان حکومت لرستان بعلاوه حکومت املاک اینچو پنام او صادرشد ~~. او PageV02P158 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0542.png) # ~~از آن پس مدتی در لرستان پحکومت پرداخت تا در سال 719 یعنی سال سرگ # ~~سلطان سحمد خدابنده اولجایتو وقات یاقت . # دولت خاتون زن عزالدین محمد (716) - پس از مرگ شوهر بحکومت # ~~لرستان رسید ولی از عهده اداره این ولایت برنیامد باین جهت در کار ~~حکومت خلل # ~~وخرابی راه یافت اغلب امرای سغول یلرستان آمده در کار حکوست دخالت ~~میکردند # ~~از اینرو دولت خاتون کارها را ببرادرش عزالدین حسین واگذاشت. # عزالدین حسین (716-730) - از طرف سلطان ابوسعید بحکومت لرستان رسیده # ~~ومدت 14 سال حکوست کرده1 . # شجاع الدین محمود (730 - 750) - بعد از پدر بحکومت رسید و او اغلب # ~~اوقات در ملازمت سلطان ایوسعید بسرمیبرد و پس از سرگ او بلرستان آمد و ~~بنای # ~~ظلم وستم را گذاشت تا اینکه بدست ملازمان خود که آنان را یقتل تهدید ~~کرده بود # ~~درجامه خواب کشته شد . # ملکث عزالدین بن شجاع الدین محمود (750-804) - بعدازپدر در »1 سالگی # ~~بحکومت رسید . مردی قاضل وعاقل بود . باصلاح خرابیهای لرستان پرداخت ~~ومردم # ~~این ایالت در زمان او سوفه و آسوده بودند . او با سلاطین آل جلایر و آل ~~مظفر روابط # ~~دوستانه داشت . چون درسال 776 شاه شجاع پس ازمرگ شاه محمود یه اصقهان # ~~آمد حکام اطراف از آنجملمه بلک عزالدین که ms339 چرا گاه و مراتع احشام او از ~~طرفی تا # ~~حوالی بغداد وکوه الوند و ولایت بروجرد ونهاوند وخرم آباد واز طرف دیگر ~~تاحوالی # ~~شوشتر امتداد داشت از شاه شجاع اطاعت نمودند2 و نیز چون شاه شجاع درسال # ~~785 از اصفهان بخرم آباد رسید دختر ملک عزالدین زا بخواست ابتدا ~~بپهائهآ اینکه # ~~دختر ناسزد سلطان احمد ایلکانی است از قبول آن خودداری نمود شاه شجاع ~~ازاین # ~~خبر سخت خشمگین شده فرمان تسخیر خرم آیاد را داد ملک عزالدین چون دانست ~~PageV02P159 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0543.png) # ~~مخالفت با شاه شجاع باعت فتته وقساد خواهد بود باین جهت اطاعت کرد ~~ودختر را # ~~بعقد او درآورد . # درسال 788 چون امیرتیمور بلرستان آمد سلک عزالدین در قلعهای متحصن # ~~شد ولی گرفتار گردید وبفرمان امیرتیمور او را باعدهای از فرزندانش ~~بسمرقند وفرزند # ~~دیگرش سیدی احمد را باند کان فرستادند و سایر سلازمان او را درشهرهای ~~دیگر # ~~ماوراءالنهر مسکن دادند. پس ازسه سال اسیرتیمور سلک عزالدین وپسرش ~~سیدی- # ~~احمد را مورد عنایت قرار داده آزاد ساخت و ملک عزالدین را به حکومت ~~لرستان # ~~قرستاد . # چون سلطان زین العایدین ازقلعه سلاسل گریخت وبه بروچرد نزدسلک عزالدین # ~~رفت مک عزالدین مقدم او را گرامی داشت. # در سال ه9 ب چون امیرتیمور فارس را متصرف شد و آل مظفر را قتل عام نعود # ~~ملک عزالدین ازحکام تیموری فارس اطاعت داشت وهرسال مال مقرر را ~~میپرداخت . # هنگاسیکه امیرتیعور بجنگ شام میرفت ملک عزاندین در سلازست او بود اما # ~~پسرش سیدی احمد که سابقا طعم زندان تیموری را چشیده بود واین بار نیز ~~بدرفناری # ~~بحصلان و مأمورین مالیاتی را مشاهده میکرد درصدد قتل مأمورین تیموری ~~برآمد # ~~ولی موفق نشده روی بکوهستان نهاد . عمال امیرتیمور ملک عزالهین را که ~~دراین # ~~زمان در لرستان پود دستگیر ساخته ودر سال » .م یقتل رساتیدند و پوستش ~~راکنده # ~~ازکاه پر نمودند و به سلطانیه برده و یک هفته در بازار این شهر آویختند ~~. # سیدی احمدبن ملک عزالدین (804 - 815) - بعد از مرگ ms340 ملک عزالدین # ~~سیدی احمد همچنان در کوهستان لرستان متواری بود ولی چون در سال 8.7 ~~امیر # ~~تیمور وفات یافت او بتخت حکومت لر کوچک نشست . در زمان او اوضاع لرستان # ~~همچنان دچار خرابی و اختلال پود تا اینکه او در سال 815 وفات یافت . # شاه حسین ین ملک عزالدین(815 -873) - بعد از برادر بحکوست رسید و از # ~~صعف تیموزیان استقاده کرده کنپایکان لو اقراف اصفهان را متصرف شد و در ~~دورهآ PageV02P160 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0544.png) # ~~فترت بعد از ابوسعید تیموری همدان را نیز مسخر ساخت وبشهر زورنیز لشکر ~~برد # ~~ولی در جنگی در سال 873 کشته شد. # شاه رستم بن شاه حسین (873 -) - جانشین پدر شد . اواخرحکومت اوسصادف # ~~است با ظهوردولت صفویه . او ابتدا از والی بغداد که ازطرف ~~امپراطورعثمانی حکومت # ~~داشت اطاعت سی کرد وخراج خود را باو سی پرداخت تا ایتکه یاست شاه ~~طهماسب # ~~عفوی گرفتار شد ودر قزوین تحتنظر قرار گرفت ولیپس آزچندی بحکومتلر کوچک # ~~تعیین شد تا بمرگ طبیعی در گذشت. # اغوربن شاه رستم - (مرگ درسال .4 9ه) جانشین پدرشد . او نیز از شاه # ~~طهماسب صفوی دومین پادشاه صفویه اطاعت داشت چنانکه درسال . * * که شاه # ~~طهماسب بجنگ عبدالله خان اوزیک بخراسان میرفت در خدست شاه طهماسب بود # ~~در زمان غیبت او برادرش جهانگیر که ازطرف اغور درلرستان حکومت داشت ~~برعلیه # ~~برادر قیام کرد وچون اغور ازخراسان برسیگشت جهانگیر بمدافعه او شتافت ~~اغور در # ~~جتگی گرفتار و کشته شد (940). # جهاتگیربن شاه رستم (94-949)- بعدازقتل برادرمستقلا درلرستان بحکومت # ~~پرداخت تااینکه درسال 949 بعد ازه سال حکومت بقرمان شاه طهماسب کشته شد ~~. # شاه رستمبن جهانگیر (949 - 978) - پس از قتل جهانگیر پسر او را کهشاه # ~~رستم نام داشت شخصی بنام ابومسلم گودرزی که لله شاه رستم بود برای اظها ~~راطاعت # ~~و دولتخواهی بخدمت شاه طهماسب آورد ولی شاه طهماسب دستور داد او را ~~درقلعد # ~~الموت زندانی سازند و ابومسلم گودرزی را نیز متصب میرآخوری دادتد . ~~لرانچون # ~~این حال بدیدند پسر دیگر او را که ms341 محمدی نام داشت و کوچک بود درقلعه ~~چنگله # ~~مخفی ساختند و لرستان دچار آشوب گردید دراین بین کسی که شیاهت زیادی ~~یشاه # ~~رستم داشت خود را شاه رستم خوانده گفت از قلعهآ الموت فرار کرده است. ~~لران گرد # ~~او جمع شدند . چون این خبر بشاه طهماسب رسید شاه رستم را از زندان آزاد ~~ساخته # ~~بحکومت لرستان فرستاد . برسیدن او شاه رستم ساختگی فرارکرد ولی ~~گرفتارشد و PageV02P161 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0545.png) # ~~بقتل رسید . در این موقع محمدی براد رشاه رستم که بحد رشد رسیده بود با ~~بزادر # ~~بنای مخالفت را گذاشت ودرائر وساطت عدهای قرار برآن شد که چهار ~~دانگلرستان # ~~در دست شاه رستم و دو دانگ آن در دست محمدی باشد و بشرکت اسور لسرستان # ~~را اداره تمایند. چندی باین ترتیپ بحکومت پرداختند تادرسال 4 97 محمای ~~بفرمان # ~~شاه طهماسب گرفتا رشد ودر قلعهآ الموت زندانی گزدید . # پس از گرفتاری محمدی پسرانش برعلیه شاه رستم قیام کردند و هرچند شاه # ~~رستم و سرداران سپاه شاه طهماسب کوشیدند از عهدهآ دفع آنان برنیامدند ~~عاقبتقرار # ~~برآن گذاشتند که محمدی را از زندان آزاد سازند و وعدهآ حکومت لرستان ~~باو بدهند # ~~تا یسران را بدر گاه شاه طهماسب پفرستد و فتنهآ لرستان تسکین یاید . ~~سحمدی این # ~~شرط را قبول کرد ولی پس از آزادی از زندان گریخته بلرستان رفت و شاه ~~رستم ناچار # ~~بقزوین آمد و بقیهآ عمر را درآنجا گذرانید . # محمدی پسرجهانگیر - پس از رفتن شاه رستم بقزوین او باستقلال درلرستان # ~~بحکومت پرداخت ولی ازشاه طهماسب وجانشینش شاه اسماعیل دوم اطاعت داشت . # ~~چون در این ایام متصرفات دولت عثمانی تا سرحد لرستان کشیده شده بود ~~محمدی # ~~بعد از مرگ شاه اسماعیل دوم از سلطان مراد سوم (982-3 . .1) اطاعت ~~نمودولی # ~~بعلت پدرفتاریهای عمال دولت عثمانی مجددآ باطاعت سلطان محمد خدابنده که ~~بعد # ~~از شاه اسمعیل دوم بحکومت صفوی رسیده بود درآمد تا ایتکه وفات یافت. # شاه وردی بن محمدی - در بغداد بعنوان گروگان زند گی ms342 میکرد بعد از قوت # ~~پدر ازآنجا گریخته بکمک بزرگانلر بحکومت رسید و از طرف سلطان محمد ~~خدایتده # ~~نیز فرمان حکوست یافت. در موقعیکه ترکان عثمانی تا نهاوند پیش آمده ~~بودند از # ~~موقع استفاده کرده درصدد استقلال برآسد و در زمان شاه عباس نیز بنای ~~عصیان را # ~~گذاشت. اسا چون شاه عباس با دولت عثمانی قرارداد صلحی امضا نمود شاه ~~وردی # ~~که حکومت خود را در خطر میدید ازشاه عیاس طلب بخشش نمود شاه نیز که ~~PageV02P162 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0546.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~گرفتا ریهای چندی داشت تصرف لرستان را ببعد مو کول کرده با فرستاده او ~~بمهربانی # ~~رفتار نمود . # درسال «. .1 اغورلوبیک بیات والی همدان که از طرف شاه عباس برای # ~~جمع سپاهیانی جهت جنگ با عبدالمؤمن خان اوزبک بنواحی بروجرد آمده بود ~~باشاه # ~~وردی درسر مسئله ای اختلاف پیدا کرد و شاه وردی در جنگی اغورلوبیک را ~~کشت # ~~و بروجرد را ضمیمه قلمرو خود ساخت . # شاه عباس بشنیدن این خبر از خراسان بر گشت . شاه وردی چون تابمقاومت # ~~در خود ندید منهزم شد و بخاک عثمانی پناه برد پس از چندی دوباره وارد ~~لرستان # ~~شده از شاه عباس تقاضای عفونمود (3 . .1) با اینکه مورد بخشش قرار گرفت ~~دوباره # ~~از در عصیان درآمد . این بار در نزدیکی بغداد درقلعهای متحصن شد اما ~~گرفتار # ~~گردید . او را به اصفهان آوردند و بامر شاه عباس بقتل رسانیدند. با ~~کشته شدن او # ~~بحکومت لرکوچک در سال ، . . خاتمه داده شد . PageV02P163 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0548.png) # اقابگان لر گوچک # ~~1- خورشید # ~~2- محمدبن خورشید # ~~3 - ابی بکربن محمد # # 4- شجاع الدین خورشید بن ابی بکر %~% 570 تا121 # # 0- سیف الدین رستم بن نورالدین محمدبن ابی بکر %~% 621 # # 6- شرف الدین ابوبکربن نورالدین محمدبن ابی بکر %~% # # 7- عزالدین گرشاسب بن نورالدین محمدبن ابی بکر %~% # ~~8- حسام الدین خلیل بن بدرالدین بن شجاع الدین خورشید - .64 # ~~9- بدرالدین مسعودبن بدرالدین بن شجاع الدین خورشید 640 «658 # ~~10- تاج الدین شاه بن حسام الدین خلیل بن بدرالدین 65«677 # ~~11- فلک الدین حسن وعزالدین ms343 حسین پسران بدرالدین مسعود ### | 677( %~% 692 # ~~12- جمال الدین خضربن تاج الدین شاهبن حسام الدین خلیل ### | 660 %~% 693 # ~~13 - حسام الدین عمر بیکبن شمس الدین بن شرف الدین تهمتن بن بدرالدین ### | 693) ### | 695 # # 16- دولت خاتون زن عزالدین محمد %~% 716) # # 17 - عزالدین حسین برادر دولت خاتون %~% 730 PageV02P165 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0549.png) # نریخ ان مظفر # # 8ا- فباع الدین محمودین عزالدین حسین %~% 75773 # # 19 - ملک عزالدین بن شجاع الدین محمود %~% 80474 # # . 2- سیدی احمدبن ملک عزالدین %~% 815802 # # 21- شاه حسین بن ملک عزالدین %~% 873815 # # 22- شاه رستم بن شاه حسین %~% 873 %~% - # # 23- اغوربن شاه رستم %~% 940 # # 24- جهانگیربن شاه رستم %~% 140 %~% 945 # # 25- شاه رستم بن چهانگیر %~% 978 # # 26- محمدی بن جهانگیر %~% 178 # # 27 - شاه وردی بن محمدی %~% «1006 PageV02P166 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0552.png) # فسههانو* # تمدن ر ورره فترت بعل ازمخول وزمان # حکومت آل مظفر # اگر تمدن را اتخاذ تدابیری برای بهبود زند گی بدانیم باید بگوثیم که در # ~~قرن هشتم هجری و دورهای که مورد تحقیق و گفتگو است علاوه برآنکه وضع ~~زندگی # ~~بهتر نشده و دولتها وسائل رفاه حال مردم را فراهم نکردهاند بلکه در اثر ~~بی نظمی # ~~و اغتشاش و جنگ وستیز که در سراسر ایران در این قرن رواج داشت مردم ~~پایمال # ~~ظلم وجور ودستخوش تطاول وتعدی سلاطین وحکام گردیده واز هستی ساقط ~~شدهاند # ~~چه پس از مر گ سلطان ابوسعید بهادرخان امراء و حکام هر یک در ناحیه ای ~~که # ~~بودند سر باستقلال برداشتند ویا سلسله های محلی تابع دولت ایلخانی در ~~کا رحکومت # ~~مستقل شدند وایران را بحال تجزیه درآوردند که شرح آن درسابق گذشت . ~~سلسله های # ~~کوچک محلی برای تحکیم سوقعیت و افزودن بوسعت قلمرو خود اغلب با یکدیگر # ~~به زد وخورد پرداخته وآتش هرج و مرج را تندتر میساختند ونیز بسبب نفاق ~~و # ~~اختلاف بین شاهزاد گان یک سلسله وجنگ آنان برای تصرف تاج وتخت که نمونه # ~~آن فرزندان امیر مبارزالدین محمد مظفری هستند راحت وآسایش از مردم سلب ~~شده # ~~وشهرها و دهات خراب گشته و سکنه آن پرا کنده میشدند. # در ms344 این دوره ستمگریهای زمان مغولان تا دوره تیموری ادامه داشت. ار این # ~~نظر نیز حد فاصلی بین این دو دوره مشخص از تاریخ ایران است . # بنا بگفته ابن خلدون1 وقتی ملتی وحشی غلبه مییابد هدفش جز ربودن مال ~~PageV02P169 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0553.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~مردم نیست . آین هدف بطوریکه بعدا حواهیم دید در رفر ودرهار عمال ~~دولتهای # ~~ترک ومغول که در ایران تشکیل یافتهاند بخوبی نمایان است . دانشمندان ~~اخلاق # ~~و سیاست همیشه پادشاهان را بعدل و داد و کمک به ستمدید گان و درماند ~~گان و # ~~ناتوانان وتوچه به احوال ایشان توصیه نمودهاند شاید یکی ازعلل توجه ~~دانشمندان # ~~پاین امر رواج ظلم وستم ونبودن مرجعی برای مظلومان و ستمدید گان بوده ~~است. # سیتوان تمدن این دوره را از دونظر مورد مطالعه قرارداد . # - آنچه مربوط بدولت وتشکیلات آن است. # 2- آنچه مربوط به ملت وطیقات مردم است . PageV02P170 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0554.png) # محت اول - دولت ### | فصل اول # تشکیلات نولتی # دولت وملت مدتهاپیش ازاین دوره دو گروه کاسلا متمایز وسشخص ازیکد یگر # ~~را تشکیل میدادند زیرا از اواخر دوره سامانیان واز نیمه قرن چهارم هجری ~~که عنصر # ~~غیر ایرانی غزنوی یرقسمتی ازایران تسلط یافت تا مدتی پس ازقرن هشتم ~~هجری # ~~دولتها را عناصر مهاجم ترک ومغول" تشکیل میداد واینان تیز که قدرت را ~~یضرب # ~~شمشیر بلست آورده بودند خود را صاحپ اختیارچان ومال مردم سیدانستند . # دولتها دارای مراحلی یودند2 . # مرحله نخستین دوران پیروزی واستیلا وخارج ساختن کشور ازدست دولت # ~~دیگر بود دراین مرحله همهآ افراد قبیله در بدست آوردن پیروزی وحفظ و ~~نگهداری # ~~آن شرکت داشتتد. # سرحله دوم دوران تسلط رئیس قبیله بر دیگران بود - در این مرحله رئیس # ~~قبیله که بنیان گذار دولت است پس از آتکه بر کشوری تسلط یافت دیگران را ~~از # ~~دخالت درامور مانع میتد . او باتگاه یاران وفادار خود مخالفان را گرچه ~~ازخویشان # ~~ونزدیکان خود باشد از سیان برسیدارد تا بی دردسر بحکومت بپردازد . # مرحله سوم دوران آرامش وسکون یود - در این ms345 مرحله رئیس دولت به # ~~برخورداری از زحمات خود وچمع آوری باج وخراج و کسب ثروت میپردازد و ~~گاهی PageV02P171 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0555.png) # ~~نیز بوای نام نیک خود ابنیه خیر آز قبیل مسجد و مدرسه و خانقاه میسازد ~~وجهت # ~~ادامه حکومت اصلاح حال سپاهیان را مورد توجه قرار میدهد . # مراحل قوق در دولتهائی که یدست سهاجمین خارجی در ایران تشکیل شده # ~~بخوبی نمایان است چه هریک از رؤسای قبایل سهاجم پس از آنکه به کمک قوم # ~~وقبیله خود چانشین دولتی شد وتسلط خود را ستقر ساخت ایران و آنچه را که ~~در # ~~او بوده ازآن خود دانسته ومردم را بنده زرخرید خود پنداشت چنانکه ~~ایلخانان # ~~املاک واراضی مردم را بنام دلای و ایتجو ضیط کرده ویا بصورت تیول و ~~اقطاع به # ~~بزرگان لشگری و کشوری دادثد وصاحب اصلی را از استفاده از آن محروم ~~ساختند . # استیداد وخود کامکی از خصایص دولتهای این دوره است چه رئیس دولت # ~~و پادشاه وقت حاکم برمقدرات عمومی است او مصدر تمام اوامر ونواهی و ~~بخشنده # ~~کلیه امتیازات و افتخارات و رئیس کل تشکیلات کشوری و لشکری است و همه # ~~اجرای فراسین او را واجب میداتند و تخطی از آن را جائز نمیشمارند. # اما دوره خود کاسکی چندان بطول نمی انجامد و دوران مسالمت فرا می رسه # ~~زیرا رئیس دولت دراین دوره با امراء و بزرگان کشور راه مسالمت می ~~پیماید وخود # ~~نیز بآنچه دارد و از گذشتگان بدو رسیده قانع میشود . سپس دوره عیش و ~~عشرت و # ~~بدل وبخشت میرسد و رئیس دولت دراین دوره راه آسراف و تبدیر میرود و ~~بعلاوه # ~~با بزرگان و عمال شایسته سایق بتای بیمهری میگذارد وکارها را بکسانی که ~~از # ~~عهده انجام آن یر نمیآیند وامیگذارد و باین جهت جریان امور از حال عادی ~~خارج # ~~سیگردد و بعلت زیادهروی در خرج درآمد مملکت به هزینه سپاه کفایت نمیدهد ~~از # ~~اینرو وضع لشگر رویه تباهی میرود وطغیان دراطراف کشور روی میدهد تا ms346 ~~فرسود کی # ~~بدولت راه سییاید وسرانجام بانقراض منجر میشود . # از آثار فرسود گی دولتها دراین دوره تقسیم و تجزیه آن است زیرا هنگاسیکه # ~~کشور درحال قدرت و عظمت است پادشاه دیگران را در کار دولت دخالت نمیدهد # ~~و هریتت ازخویسوتدان (احیال سلطنت دارد ازسیان برمیدارد ویا ازحایه بصر ~~PageV02P172 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0556.png) # ~~عاری میسازد1 با این حال شاهزادگان و بزرگان لشگر از اطاعت سلطان خارج # ~~میگردند و راه خودسری پیش میگیرند . # دولتهای دوره فترت بعد از مقول از آنجمله دولت آل مظفر از این سیر طبیعی # ~~وحیات سیاسی دولتها بی بهره نبودهاند امیرمبارزالدین محمد مظفری که ~~تربیت یافته # ~~دستگاه ایلخانان بود وآئین بزرگی وفرماندهی را از سرداران سپاه مغول ~~آموخته پس # ~~از 43 سال تلاش وکوشش دولتی بالنسبه معتبر درجنوب ایران تشکیل داد . او # ~~پرتمام متصرقات خود حکومت داشت و دولتهای محلی دیگر مانتد اتاپکان ~~لربزرگ # ~~وکهچک وملوک هرموز وحکام لار از او اطاعت میکردند . زمان دولت او دوران # ~~خود کامکی بود ولی چون سلطنت به شاه شجاع رسید دوران تجزیه آغاز شد ~~زیرا او # ~~با واگذاشتن اصفهان به شاه محمود وکرمان به سلطان عمادالدین احمد ویزد ~~به # ~~شاه یحیی سملکت خود را بحال تجزیه درآورد ودر نتیجه خرابی و ویرانی به ~~قلمرو # ~~حکومت آل مظفر راه یافت و بمحض مرگ او اختلال وهرج ومرج بالا گرفت ~~وهمین # ~~امر بهانهای بلست امیرتیمور داد تا برخلاف وصیت شاه شجاع در سال 289 ~~لشگر # ~~به شیراز بکشد وسلطان زین العایدین را ازمقر حکومت قراری سازد و ~~باردیگر درسال # ~~95ب با قتل شاه متصور بدولت آل مظفر پایان دهد . # کیفیت تشکیل دولت آل مظفر- دولتهائی که در دورهآ فترت پعد ازمقول در # ~~ایران روی کار آمدهاند اغلب بدست رؤسای طوایف تأسیس یافته و رؤسای ~~قبایل # ~~مقول بقدرت ونیروی طوایف خود خانی از فرزتدان چنگیز را یحکومت ~~برداشتهاند # ~~وعدهای از آن میان پس از زد وخورد با یکدیگر بتأسیس دولتی نایل آمدهاند ~~مانتد # ~~امیرعلی پادشاه خال سلطان ms347 ابوسعید از قبیله اویرات و شیخ حسن کوچک ~~نوادهآ امیر # ~~چوپان از قبیله سولدوز و شیخ حسن بزرگ رئیس قبیله جلایر و امیرطقاتیمور ~~یکمک # ~~امیرارغون خان جاتی قربانی از قبیله اویرات بودتد. PageV02P173 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0557.png) # بنا براین دولتهای چوپانی وایلکانی یا آل جلایر وطغا تیموریان که ~~ستصرفاتشان # ~~قسمتهای شمالی وغربی وقسمتی ازمر کز ایران را شامل بود به نیروی قبایل ~~وطوایف # ~~مغول ستکی بود ومیتوان حکومت آنان را دنباله دولت ایلخانان منتهی هریک ~~در # ~~قلمروی محدود تر دانست زیرا سلاطین این دولتها کشور خود را مطابق آئین ~~ورسوم # ~~مغولان اداره مینمودند و یاساهای چتگیزی مورد احترام و رعایت آنان بود ~~. # آل کرت که از آغاز حکومت مغولان در هرات و اطراف آن دولتی در تحت # ~~اطاعت ایلخانان داشتند بعد ازمرگ سلطان ابوسعید باستقلال رسیدند ~~وهمچنین حکام # ~~محلی گیلان ومازندران وسیستان نیز که ازحکام مغول اطاعت داشتند ~~وسرباستقلال # ~~برداشته بودند البته طبق آئین وسنت محلی خود اداره میشدند . # از دولتهای دورهآ فترت دو دولت با آئین وروش خاص روی کار آمدند یکی # ~~سربدا ران در خراسان غربی ودیگری آل سظفر درفارس و کرمان وخوزستان و ~~قسمتی # ~~از عراق عجم . # نهضت سربداران که برعلیه ظلم وبیداد گری حکام مغول درسبزوار آغازشده # ~~بود بعدها رنگ مذهبی بخود گرفت و سربداران بکمک شیعیان ساکن این حدود # ~~توانستند بقدرت برسند و دولتی تشکیل دهند . # اسا آل مظفر که ابتدا درخدست اتابکان یزد وسپس دراطاعت ایلخانان بودند # ~~قدرت را فقط به نیروی شجاعت وتهور باست آوردند وچون سلطان ابوسعید وفات ~~یافت # ~~مردم فارس واصفهان برای رهائی ازچنگ حکام ستمکا رمغول ابتدا حکومت ~~اینجویان # ~~را پذیرفتند ومردم یزد و کرمان نیز بحکوست امیرمبارزالدین محمد مظفری ~~قویدل شدند # ~~وتشکیل دولت آل مظفر نه بکمک قبیله وطایفه ای خاص صورت گرفت ونه ~~طرفداری # ~~پیروان مذهب سعینی درایجاد آن مؤثر افتاد بلکه مردم ایران که از ظلم ~~وستم عمال # ~~دولت مغول در عذاب وشککتجه بودند زیر پرچم آزادی بخش امیر مبارزالدین ms348 ~~محمد # ~~گرد آسدند واو را در تأسیس دولت بظفری یاری دادند تا او توانست بردولت ~~آل PageV02P174 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0558.png) # پادشاه - در رأس دولت پادشاه قرار داشت ابن خلدون که درهمین قرنزند گی # ~~میکرده پادشاهی را برای انسان امری طبیعی وضروری و آن را مواقق طبیعت ~~اجتماع # ~~بشری میدائد . # چون باز گشت همه امور به شخص سلطان و پادشاه بود از اینرو آرامش کشور # ~~و آسایش مردم بستگی به شخصیت او داشت اگر درتخت سلطنت پادشاهی شجاع # ~~وداد گر سی نشست ودست عمال ظالهم وستمکار را از دامان کشاورزان کوتاه ~~میساخت # ~~رعایا در امن و راحت بسرمیبردند و زراعت و کشاورزی رونق مییافت و کشور ~~روبه # ~~ترقی وتعالی میرفت و درصورت عکس مملکت راه تتزل میپیمود1 از اینرو ~~علماء و # ~~دانشمندان برای پادشاه خصایصی قایل شدهاند چتانکه ابن خلدون گوید : # کسی برای سلطنت شایسته خواهد بود که دارای خصال نیکو باشد وخصال # ~~نیک پخشودن لغزشها وچشم پوشی ازخطای گنا هکاران و یاری رساندن به ~~بیچارگان # ~~و دستگیری بینوایان و شکیبائی به شدائد و وفای یعهد وحفظ عرض وناموس ~~مردم # ~~و بزرگداشت علماء واعتقاد بمردم دیندار و پرهیز کار و گوش فرادادن به ~~شکایات # ~~دادخواهان وپایداری در دین و دوری گزیدن ازمکر وفریب و پیمان شکنی است2 ~~. # مؤلف عقدالعلی نیز حسن سیاست را از اخلاق پادشاهان میداند وگویدمعنی # ~~سیاست آن باشد که طبقات مردم را از ابناء ملک و شرف و ارباب انساب و ~~اصحاب # ~~احساب وعلماء واهل فضل وعباد و اهل سلاح ودهاقین وارباب ضیاع وتجار و # ~~محترفه هریکی را در مرتبت خویش ومنزلت لایق بوی دارد3 . # مؤلف تحفة الملوک در پادشاهی وصفات آن گوید . # « پادشاهی اصلی عظیم است وولایت داشتن کاری بزرگ و خلافت خدای # ~~تعالی است اندر زمین - چون باری تعالی بندهای را به تشریف امر امارت ~~مخصوص PageV02P175 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0559.png) # ~~گرداند و به مکانت پادشاهی در اماکن اوامر و نواهی ستمکن کند و درجه ~~اوتالی # ~~رتیت نبوت نماید وفرسان وی ms349 را برنفوس واموال ایشان نافذگرداند وهرآینه ~~بربنده # ~~واجب ولازم باشد دربند گی خدای عزشأنه ودر اشاعت عدل وانصاف وافاضت بر # ~~واحسان سعی نمودن ودر اعلاء اعلام دین واعلان مناریقین کوشیدن ویقین ~~داند # ~~که هرجوری که در ممالک وی در جوار یکی از بند گان برود روز قیامت ~~معاتبهآ آن # ~~تبعه باوی رود ومطالبه آن ظلم از وی کنند وچون برعایت ولایت مشغول شود ~~ودر # ~~مصالح دین وملت کوشد و راستی وداد کند ثواب عدل یک روزه او درمقابل ~~طاعت # ~~جمله رعیت درمحل قبول افتد و رسول فرموده (عدل ساعة خیر من عبادة ستین ~~سنة) # ~~یعتی عدل یک ساعته از پادشاه فاضل تر از عبادت شصت ساله بر دوام» . # ونیز بوای پادشاهی ده شرط قائل شده بدین شرح : # اول آنکه هرقضیه که واقع شود تقدیر کند وچنان انگارد که خود رعیت و # ~~پادشاهی با دیگری و هرچه برخود روا ندارد بر رعیت نیز جایز ندارد . # دوم انتظار ارباب حاجات بر درگاه وی حقیر نشناسد واز خطر آن حذر کند که # ~~در تأخیر قضای حاحت بند گان روز قیاست از وی مطالبه رود . # سوم آنکه همگی اوقات خویش مستغرق شهوات انسانی وقضاء مآرت نفسانی # ~~نگرداند و سع آن کندکه بیشتر اوقات بتدییر ملک و رعیت مصروف دارد . # چهارم آنکه تا تواند بنا واساس هر کاری برفق ومدارا نهد نه آنکه # ~~عنف کند. # پتجم بقدر قدرت و اندازه استطاعت جهد کند تا رعیت از وی خشنود شوند . # ششم آنکه رضای هیچ آفویدهای مخالفت فرمان طلب نکند ومقتضای شهوات # ~~برمواجب شرع مقدم ندارد . # هفتم آنست که چون ازوی طلب حکم کنند عدل کند وچون رجمت طلبند # ~~عفو کند وآنچه وعده کند خلاق نکند . # هشتم آنکه حریص باشد بدیدار علماء متقی و بارع ومولع باشد برموعظه و ~~PageV02P176 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0560.png) # ~~نسحت ایشان وتا تواند اجتناب نماید از آن طایفهات که ویرا عشوه دهند و ~~بروی # ~~ثناگویند ووی را خشنودی طلیند از برای سنفعتی که از پادشاه ms350 بایشان رسد. # نهم آنکه تا تواند فخر وتکبر ترک کند ونخوت پادشاهی سوجب کثرت خشم # ~~است بخدم ورعایا وحشم . # دهم آنکه بدان قناعت نکند که خود ظلم نکند باید چنان مضبوط دارد که # ~~در ولایت خود عمال وکارداران حضرت وی نیز ظلم نکنند وغلامان و چاکران و # ~~ونواب وخدم خودرا مهذب دارد واصحاب رای وتدبیر و ارباب رفق و حذر را ~~بخود # ~~نزدیک دارد1. # امام محمد غزالی در سیرت پادشاهان گوید : # السلطان ظل الله فی الارض یعنی که سلطان بزرگ وبر گماشته خدایند برخلق # ~~پس یباید دانستن که او را آن پادشاهی و فرایزدی داد؟ از اینروی اطاعت ~~ایشان # ~~باید داشت وایشانن را دوست باید داشت ومتایع باید بود وبا ملوک سنا ~~زعتنشاید # ~~و دشمنی نباید داشت .. . # پس بباید دانستن که آبادانی و ویرانی این جهان از پادشاهان است و اگر # ~~پادشاه عادل بود جهان آبادان و رعیت ایمن بود3 . # حال باید دید این صفات در سلاطین آل مظفر بوده است یا خیر؟ # از سلاطین این سلسله امیرمبا رزالدین سحمد چنانکه در شرح اخلاق وصفاتش # ~~گفته شد مردی سخت گیر بود و از خطای گناهکاران نمی گذشت حتی خواهرزاده # ~~خود شاه سلطان را نیز بعلت ارتکاب قتلی بمرگ محکوم ساخت و تا کسان ~~مقتول # ~~بدیت راضی نشدند از تقصیر او نگذشت و بنا بنوشته محمود کتبی مؤلف تاریخ ~~آل # ~~مظفر طبیعتش براراقت خون وقساوت قلب وغدر مجیول بود . بحسن طالع ~~وتدبیرات PageV02P177 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0561.png) # ~~موافق عروس ممالک را در کنار مراد گرفت و بواسطه سیاست زیادت ازحد مردم ~~از # ~~اوستنفر بودند1 . # ولیشاه شجاع پادشاهی حلیم وبا گذشت بود و ازسرتقصیر گناهکاران میگذشت # ~~چنانکه پرادرزادهاش شاه یحیی با اینکه دائما در کار ملک اخلال میکرد و ~~سبب # ~~اختلال امور می گشت و دیگوان را برعلیه شاه شجاع برمی انگیخت معذلک چون # ~~پراو دست مییافت گناهش را میبخشید و باز در حکومت یزد پرقرارش می ساخت # ~~ونیز براد رششاه محمود که دوبار یکمک ms351 سلطان اویس ایلکانی با اوبجنگ ~~پرداخت # ~~وحتی یکبار دوسال شیرازمر کز حکومت را درتصرف گرفت با اینحال درهنگام ~~ضعف # ~~و زبونیاش براو رحمت آورد و حکومت اصفهان را یقوار سابق در اختیارش ~~گذاشت # ~~رفتار او با شاهزاد گان دیگر مظفری وهمچنین اتابکان لر وملوک هرموز ~~بهترین دلیل # ~~برحسن خلق او وچشم پوشی از لغزش خطا کاران و تحعل یرشدائد ووفای بعهد # ~~او است . # حکومت سلطان زین العابدین وشاه منصورچندان نپائید که بتوان دربارهآ اخلاق # ~~آنان قضاوت صحیح نمود زیرا سلطان زین العابدین هنوز درتخت سلطنت ~~مستقرنشده # ~~بود که درسال 89ب گرفتار حمله امیرتیمور گور کان شد وسپس بدست پسرعمش ~~شاه # ~~منصور نابینا گردید وحکومت شاه منصور نیز با اینکه بردی دلیر وشجاع بود ~~طولی # ~~نکشید و درسال ه9ب بدست امیرتیمور کشته شد. # سلاطین آل مظفر عموما سردسی دین دار بودند وعلماء دین را محترم میداشتند # ~~چنانکه امیرمبارزالدین محمد چون در سال 17 ب از خدمت سلطان ابوسعید به ~~میبا # ~~آمد ملازست مجلس علماء وفضلاء خصوصا شهابالدین علی با عموان اختیار ~~کرد2 # ~~ونیوصیت به مجدالدین حسن قاضی شهر یزد ارادت میورزید. مؤلف تا ریخ جدید ~~PageV02P178 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0562.png) # ~~یزد گوید تمام سلاطین بنی مظفر سلازمت او میکردند1 همچنین تمامی آل ~~سظفر مرید # ~~محمد شاه پسر شیخ تقی الدین دادا محمد بودند2 ونیز در مجلس وعظ مولانا ~~عزالدین # ~~ابراهیم فیروزانی که در سال 98 در یزد وفات یافته حاضر میشدند و منقاد ~~شیخ # ~~شرف الدین خضر از بزرگان دین بودند3 توجه سلاطین آل مظفر به بنای ابنیه ~~مذهبی # ~~نیز نشانه توجه آنان بامور دینی است . # اما نفاق و دشمنی که بین آنان مخصوصا بعد از مرگ امیرسبارزالدین سحمد # ~~روی نمود اساس دولتشان را متزلزل ساخت و درخت شو کتشان را به ~~تندبادنیستی # ~~سپرد . البته این دشمنی ها را علتی جز دستیافتن برتاج وتخت سلطنت نبود ~~هر کسی # ~~میکوشید که برتخت سلطنت که پایگا هیشریف ولذت بخش بود4 دست یابد ~~ازاینرو # ~~در راه بدست ms352 آوردن آن بکشمکش و زد وخورد میپرداخت زیرا کمتر کسی ~~حاضربود # ~~آنرا بدیگری واگذارد مگرآنکه بروی چیره شود از اینرو خواه ناخواه ~~اختلاف ونزاع # ~~در سر آن روی میداد تا یکی بردیگری غلبه یابد . # انتقال سلطنت از امیرمبا رزالدین محمد بهشاه شجاع از راه طبیعی صورت ~~نگرفت # ~~بلکه حب سلطنت شاه شجاع را برآن داشت تا پدر را کور کرد آنگاه تخت ~~سلطنت # ~~را بدستآورد . جنگ شاه محمود باشاه شجاع نیز برای اشغال تخت سلطنت پدر ~~بود . # ~~فتنه جوئیهای شاه یحیی حا کم یزد نیز بهمین علت صورت میگرفت . چنگهای ~~شاه # ~~منصور را با سلطان زین العابدین نیز علتی جز آن نبود . خلاصه همه جنگ ~~وستیزهای # ~~سلاطین و شاهزاد گان مظفری برای تصرف تخت پادشاهی و برخورداری از لذایذ # ~~آن بودهاست . PageV02P179 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0563.png) # ابن خلدون گوید : پادشاه نباید به گروه معینی اختصاص یابد بلکه باید همه # ~~رعیت را درنظر دارد ولشگریانی به مرزها و حدود کشور بفرستد و به نیروی ~~آنان # ~~مملکت را از تجاوز حفظ کند1 . # و نیز گوید : بهبود اوضاع کشور بسته به همراهی ومساعدت سلطان نسبت # ~~به رعیت است چنانچه اگر سلطان در کیفر دادن مردم سخت گیر و کینه توز ~~باشد و # ~~گناهان ایشان را بزرگ جلوه دهد آنوقت بیم وخواری مردم را فرا میگیرد ~~وسرانجام # ~~بدروغ وسکر وفریب پناه میبرند وبدان خو میگیرند وفساد وتباهی به فضایل ~~اخلاقی # ~~آنان راه مییابد ودر جنگها از یاری سلطان دست میکشند . ولی اگر سلطان ~~نسبت # ~~به رعایا سهر وسلاطفت کند واز بدیها و جرایم ایشان در گذرد بوی انس می ~~گیرند # ~~واو را پناه خویش سازند ومهر وی بدل نشانند وهنگام جنگ بادشمنان او ~~جانسپاری # ~~کنند درنتیجه امور کشور ازهرسوی به بهبود می گراید. بعلاوه پادشاه باید ~~ازحقوق # ~~مردم دفاع کند چه حقیقت پادشاهی هنگاسی کمال گیرد که سلطان از رعیت ~~دفاع # ~~کند و نعمت بخشیدن و احسان سلطان به رعایا از جمله شرائط رفق و همراهی ~~به ms353 # ~~ایشان است2 . # دراین دوره پادشاهان حکومت مطلقه داشتند و اوامر آنان ازطرف کلیه مردم # ~~با، ونچون وچرا اطاعت سیشد ومجازات متخلفین ازفرامین پادشاهی مستلزم ~~عقوبتهای # ~~شدید مانند قتل وزندان بود ولی گاهی مخصوصا در مواقع جنگ پادشاهان با ~~امرا # ~~و بزر گان رآی میزدند و نظر آنان را در امور سهمه میخواستند اما نظر ~~پادشاه قطعی # ~~و غیرقابل پژوهش بود . # سلطنت در خاندان ذکور ارثی بود و همینکه فردی برملتی غلبه یافته تخت # ~~سلطنت را بدست می آورد حکومت درخاندان او باقی میماند تاد یگری تخت ~~سلطنت # ~~را از آنان بگیرد . پادشاهی مبتنی برسنت دیرین سلطنت بود یعنی پادشاهی ~~باید در PageV02P180 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0564.png) # ~~نسل کسی باشد که تخت سلطنت را به جنگ بدست آورده است . این فکر و عقیده # ~~پیش از مغولان نیز در ایران جاری بود و بعد از مرگ سلطان ابوسعید نیز ~~اسرای # ~~سغول برای رعایت همان سنت ناچار بودند از اروغ چنگیز شخصی را به خانی ~~بردارند # ~~وخود بنام او حکومت نمایند چنانچه امیرعلی پادشاه خال سلطان ابوسعید ~~موسی خان # ~~پسر باید وخانرا بسلطنت برداشت وشیخ حسن بزرگ محمد خان نبیره ~~سنگوتیموربن # ~~هلا کوخان را بدین مقام انتخاب نمود و پس از قتل او طغاتیمورخان از ~~نبیرگان # ~~یکی ازبرادران چنگیز را بخانی برداشت وبعد از اوشاهزاده جهان تیمورین ~~آلافرنگ # ~~بن اباقاخان را انتخاب نمود تا اینکه خود بسلطنت رسید شیخ حسن کوچک ~~نیزابتدا # ~~ساتی بیک دختر سلطان اولجایتو و بعد سلیمان خان از احفاد یشموت بن هولا ~~کو را # ~~بخانی برداشت تا اینکه خود در سال »» ر بقتل رسید و برادرش سلکاشرف ~~بجای # ~~سلیمان خان انوشیروان نامی را به خانی انتخاب نمود . # در زمان سلطنت شاه شجاع دولت شاه بکاول که ازطرف او بحکوست کرسان # ~~رفته وسپس عصیان نموده و سیخواست برای خود اساس سلطنت در کرسان ترتیب # ~~بدهد چون مردم را بدین امر راضی ندید از اینجهت بنام شاه محمود خطبه ~~خواند و # ~~سکه زد . زیرا ms354 او را نسبت سلطنت نبود1 . # معمولا اولاد ذکور به سلطنت انتخاب سیشدند واگر پادشاه را فرزندذ کوری # ~~نبود یکی از نزدیکان او بموجب وصیت به سلطنت میرسید . زنان با اینکه ~~ورد # ~~احترام بودند معذلک در دولت آل مظفر بسلطنت نرسیاه وقدرت حکوستی ~~نیافتهاند . # تا زمانی که دولت در سنتهای قدرت بود سلطان بموجب وصیت باین مقام # ~~سیرسید ولی در موقع ضعف اغلب امرا و بزرگان در انتخاب سلطان دخالت ~~سینمودند # ~~و میخواستند کسی که بتواند منافع آنانرا بهتر حفظ کند باین سقام برسد ~~چنانکه چون # ~~مرگ شاه شجاع نزد یک شد جمعی باسلطان زین العابدین بیعت کردند وعدهای ~~جانب PageV02P181 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0565.png) # ~~سلطان احمد را گرقتند ونیز چون شاه محمود حاکم اصفهان در سال 770 وفات # ~~یافت سردم این شهر دودسته شاتد دستهای میخواستند سلطان اویس بن شاه ~~شجاع # ~~حاکم شود دسته دیگر سلطنت شاه شجاع را طالب بودند2 البته این دودستگیها # ~~غالبا به جنگ و زد وخورد ودر نتیجه به ضعف و ناتوانی دولت ستجر میشد . # اطرافیان سلطان - دراطراف سلطان جمعی بنام ملازمان درگاه بخدمت مشغول # ~~بودثه که عبارت بودند از : # - سنشی الممالک - وظیقه او عبارت بود از تصدی مکاتبات سلطان واو # ~~ریاست دیوان کتابترا درعهده داشت3 منشی الممالکی مقاسی پراهمیت بود ~~زیرا او # ~~پیوسته درحضور سلطان بود ومحرم اسرار او بشمار میرفت ابن خلدون گوبد: ~~صاحب # ~~این مقام گا هی یسبب تقرب یافتن دیگری درنزد سلطان تنزل سییافت ویاخود ~~کاسگی # ~~وزیری باعث میشد که همه اسور را درنزد خود تمر کز سازد وسبب تنزل وی ~~شود # ~~و گاهی خود سلطان زمام امور را دردست میگرفت واین مقام را بخود اختصاص ~~میداد . # 2 - واقعه نویس - پنا یگفته این خلدون واقعه نویس احکام ودستورهائی را # ~~که پادشاه یروی القاء سیکرد یرنامه ها وشکایات سینوشت صاحب این مقام ~~بنا به # ~~نوشته مؤلف تذکرة الملوک در زمان صفویه نیز همین وظیفه را داشته است ~~یعلاوه # ~~نوشتن سذا کرات جلسات وتنظیم صورتجلسه با او ms355 بوده و وقایع وعرایض را ~~یسمع # ~~شاه سیرسانیده و هروقت میخواست اجازه تشرف بحضور سلطان را داشت . سنشی ~~و # ~~واقعه نویس از میان بالاترین طبقات مردم که ازدانش وبلاغت و سخنوری ~~بهره # ~~وافری داشتنه اتتخاب سپشدند . # 3- در زمان سلطتت اسیرمبارزالدین محمد بنا بگفته معیی الدین یزدی سولانا ~~اسام الدین # 5- کتاب سازمان اداری صفوی تألیف مینورسکی ترجمه مسعود رجبنیا ص 95. PageV02P182 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0566.png) # 3- دواتدار- او همواره نزد سلطان وملازم خدست او بوده وهمیشه دوات و # ~~کاغذ همراه داشت تا فرامین شاه را ثیت نماید. # 4- یساول1 واو مسأمور بود اوامر وفرامین سلطان را درحضور او اجراکند. # 5 - حاجب یادربان- که از ورود اشخاص یدون اجازه سلطان بدر گاه ممانعت # ~~بعمل میآورد ویا دربار را در روز ومدت معین بروی مردم میگشود و با رعام ~~میداد . # ~~این خلدون دریان یاحاجب را مرئوس وزیر میداند و گوید وزیر هر گونه صلاح ~~میدید # ~~یدودستور میداد ونیز حاجب را از یاران پادشاه میداند وگوید : از راه ~~حجابت و # ~~پردهداری او را از انظار میپوشاند تاسردم بروی ازدحام نکتند و وی را ~~ازاندیشیدن # ~~در امورمهم کشور بازندارند2 . # 0- امیر شکاریاشی - صاحپ این شغل از این نظر اهمیت داشت که شکار از # ~~امور مهم نظامی بشمار میرفت و تنها وسیله سر گرمی و نشاط نبود . شکار ~~جرگه که # ~~برای تقویت حس جنگجوئی وخونخواری در زسان صلح در یین سغولان معمول بود # ~~دارای قواعد وترتییات خاصی بوده است . # 7- امیر آخورباشی - که او را و کیل خیل نیز سیگفتند مامور نگاهداری # ~~اسبان شاه و سرپرست اصطیل سلطنتییود وچون اسب درتظر سلاطین برای ~~اسورجتگی # ~~اهمیت فراوان داشت از اینجهت نگاهداری این حیوان ومواظیت از آن مورد ~~توچه # ~~خاص سلطان بود. # 8- توشمال - که او را چاشنی گیر و پیش سرگ نیز میگفتند ناظر یا بازرس # ~~مطبخ شاهی بود و کلیه اسور آشپزخانه تحت نظر او قرار داشت. او پیش ~~ازآنکه شاه # ~~غذا را صرف نماید از آن برای اطمینان خاطر شاه میچشید و درتمام مدت صرف ms356 ~~غذا # ~~در خدمت حاضر یود4 و PageV02P183 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0567.png) ### | تاریخ آل مظفر # - حکیم باشی - چون حاقظ سلامیسان بود از اینجهت از چمله محرسان # ~~پادشاه سحسوب سیگردید وغالبا چان ومال اوبعلت معالجات غلط درمعرض ~~خطربود . # 10- منجم - اغلب سلاطین یعلت اعتقاد بنجوم وسعد ونحس کواکب در # ~~شروع بکاری نظر سنجمان را خواستار میشدند وحتیپیش ازآنکه حکیم باشی ~~بمعالجه # ~~شروع کند نظر موافق منجم باشی را جلب میکردند . البته اعتقادات خرافی ~~به امور # ~~نجوسی اغلب ازعلل تنزل وانحطاط وسبب شکست لشگریان درمیدان جنگ بود1 . # ارکان دولت- ارکان دولت وصاحبان سقامات ومراتب که سلطان را درکار # ~~ملک یاری میدادند بدو دسته تقسیم سیتاند . # - اریاب قلم # ه- اصحاب شمشیر2. # 1- تاتند شتفاد شیخ ابواسعق بهتجوم وقول ستجمان وتتیجه آن به ص 111 جله ~~اول # ~~همین کتاب نگاه کنید. # 2- این خلدون نیز گوید. شعشیر وقلم هردو از ابزار و وسایل دولت است و ناز # ~~سلطان در آغاز تشکیل دولت بشمشیر بیشتر است ولی چون در تشکیل دولت خود ~~کامیاب # ~~شد وفرمانش برهمه نفاذ یافت تاحدی از شمشیر یی نیاز میشود مگر غائلهای ~~روی دهد اما # ~~برای اداره مملکت و گردآوری خراج ومالیات ونگهداری آن بهاهل قلم احتیاج ~~بیشتری پیدا # ~~میکند . مؤلف عقدالعلی گوید . قاورد برقاعده وآئین سلاطین سلجوقی ~~وخوارزسی ارکان # ~~دولت خود را از اصحاب تیغ وقلم انتخاب کرد ص 22. PageV02P184 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0568.png) ### | فصل %~% 3 ### | وررباب قلم # وزارت - در رأس ارباب قلم وزیر واقع بود و او کسی بود که سلطان را در # ~~انجام وظایف سنگین سلطنت یاری میداد واو را در راندن اسور سلطنت کمک ~~مینمود . # ~~مولانا معین الدین یزدی مؤلف مواهب الهی در این باره چنین گوید : «بر ~~مقتضای # ~~نص ( وجعل لی وزیرا من اهلی1) سنان کشورستان ملوک بی معاونت خامه وزرای # ~~صاحب تدبیر نفاذ نیابد2 . # امام سحمد غزالی نیز در نصیحت الملوک در باره لزوم وزیر برای پادشاه # ~~گوید : «اما بباید دانستن که پادشاهی بدستور نیک شایسته و با کفایت نیک ~~آید # ~~زیرا که هیچ ملکی بی دستور ms357 روزگار نتواند گذاشتن و هرکه برای خویش کا ~~رکند # ~~افتاده آید3 # ابن خلدون وزارت را از مهمترین درجات سلطنت و اساس همه پایگاههای # ~~پادشاهی میشمارد و آنرا بدوقسم منقسم میسازد وزارت اجرا و تنفیذ و آن ~~هنگامی # ~~است که سلطان مستقل بوده و بخود اتکاء دارد و وزیر بمنزله نماینده او ~~در اجراء # ~~اسور بشمار میرود. دیگر وزارت تفویض و آن موقعی است که وزیر بر سلطان ~~غالب # ~~شود وبه استقلال کارکند . # درباره وزارت تفویض ابن خلدون گوید : گاهی پادشاهی متوجه اوضاع میشود # ~~و خود کامگی وزیر و جریان احوال خود را درسی یابد و درصدد برمی آید که ~~خود را PageV02P185 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0569.png) # ~~از زیر قیود محجوریت وزیر برون آورد وآنانرا که یروی غلبه یافتهاند یا ~~از راه کشتن # ~~یا تنها بر کنار کردن از سقامی که دارند از میان برمیدارد1 . # انتخاب وزیر تنها بمیل و اراده سلطان بستگی داشت وسلاطین سعمولا وزرای # ~~خودرا از سیان مردان دانشمند دین دار ولایق و کافی انتخاب مینمودند2 . # وظایف وزیر - کلیه اسور اعم از لشگری و کشوری در زیر نظر او قرارداشت # ~~و او بعد از پادشاه دارای بالاترین مقاسات بوده است . او انواع ~~سالیاتها را از قبیل # ~~خراج یا باج یا جزیه سیگرفت وسپس آنها را در هزیته های ابور سلطانی و ~~وظایف # ~~جاری معین خرج سیکرد . # وزرای آل اینجو وآل سظفر بدفعات برای وصول مالیات باطراف رقتهاند3. # وزیر گا هی مقام تظامی نیز داشت چنانچه خواجه قوام الدین صاحب عیار که # ~~درسال ه70 یوزارت شاه شجاع رسید امارت لشگر نیز یافت ویا یقول مؤلف ~~مواهب # ~~الهی (کلک کفایتانگیزش را با شمشیر خونریز اتصال داد )4 بعضی از وزراء # ~~علاوه بروظایف فوق ریاست اسور مذهبی را نیز داشتهاند چنانکه خواجه ~~برهان الدین # ~~فتح الله درسال 753 بدستور امیرسبا رزالدین معحمد منصب قاضی القضاتی را ~~ضمیمه # ~~وزارت کرد و جامع ریاستین دینی و دنیائی شد . # با اینحال امر خطیر وزارت خالی از خطر ms358 نبود و غالب وزراء بدست سلاطین # ~~بقتل رسیدهاند ویا بقول مؤلف مواهب الهی (یروفق سنت وزارت زمین را از ~~خون # ~~خودرنگین ساختداند)2 PageV02P186 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0570.png) # از آنجمله مولانا شمس الدین صائن قاضی وزیر شیخ ابواسحق بدست اسیر # ~~مبارزالدین محمد کشته شد وخواجه غیاثالدین علی یزدی بفرمان شیخ ابواسحق # ~~بقتل رسید وامیرظهیرالدین ابراهیم صواب نیز همین سرنوشت پیدا کرد . # خواجه تاج الدین عراقی بفرمان امیر مبارزالدین محمد بدیار نیستی رفت ~~ووزیر # ~~دیگر او خواجه برهان الدین ابونصر فتح الله بدست شاه سلطان خواهرزاده ~~امیرمبارز- # ~~الدین حمد از بین رفت . # وزرای شاه شجاع نیز همین سرنوشت را داشتند چنانکه خواجه قوام الدین # ~~صاحب عیار و شاه رکن الدین حسن کشته شدند تنها خواجه جلال الدین توران ~~شاه # ~~از این میان بمرگ طبیعی در گذشت . # با اینحال جمعی بااینکه ازسرنوشت وزرای پیشین اطلاع داشتند بطمع کسب # ~~سال با قبول وزارت جان خود را بباد میدادند. # در زمان سلاطین آل اینجو و آل مظفر اغلب مقام وزارت یین دو نفر سشترک # ~~بود واضح است که شرکت دروزرات باعث اختلاف بین آن دو و سبب اختلال # ~~امور میگشت . # وزراء که مردانی دانشمندبودند اغلب شعرا را مورد حمایت خودقرارمیدادند # ~~از این جهت ممدوح آنان قرار میگرفتند چنانکه خواجه شمس الدین صائن قاضی ~~و # ~~خواجه تاج الدین عراقی سمدوح خواجوی کرمانی بودند و نیز خواجه حافظ ~~خواجه # ~~عمادالدین سحمود وزیر شاه شیخ ابواسحق وخواجه برهان الدین فتح الله ~~وزیر امیر # ~~سبا رزالدین محمة وخواجه قوام الدین محمد صاحب عیار وخواجه جلال الدین ~~توران - # ~~شاه وزرای شاه شجاع را مدح گفته است و # وزیر امور مالی مملکت را در دیوانی1 انجام میداد که بنا بنوشتهآ مؤلف ~~PageV02P187 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0571.png) ### | تاریخ آل مظقر # ~~دستورالکاتب اصحاب آن عبارت بودند ازمستوفی ممالک - الغ بیتکچی - مشرف ~~ممالک # ~~ناظر مسالک - حکم ممالک - حافظ مال ممالک - منشی ممالک - حا کم اوقاف ~~ممالک # ~~که هریک دیوانی بنام دیوان استیقا و دیوان اشراف و دیوان نظر و دیوان ~~رسائل ms359 # ~~و اتشاء وغیره داشتند . # مستوقی الممألک که امور دیوانی و فنی از قبیل حسابداری و ممیزی وتتظیم # ~~دخل وخرج مملکت را بعهده داشت از وزیر اطاعت سیکرد و درعین حال در ~~زیردست # ~~خود عمالی بنام ناظر و داروغه دفترخانه وصساحب توجیه و ضابطه نویس و ~~اوارجه- # ~~نویس داشت و انتصاب تمام مستوفیان در تحت نظر او انجام سیگرفت. اداره ~~اسور # ~~مالی املاک خاصه با مستوفی خاصه بود گرچه او نیز درتحت نظر وزیر انجام ~~وظیفه # ~~میکرد اما درکارخود استقلال داشت. # وظیفه مشرف برآورد وتخمین اعتبارات ضروری وتنظیم حساب یود . مشرفان # ~~دفاتر روزانه را با اسناد آن نگاهداری میکردند . # ناظر مباشر وستصدی ومسئول تعیین حسابهای شخصیشاه بود واونویسند گانی # ~~در زیر دست داشت . سایر اصحاب دیوان نیز وظایفی مخصوص بخود داشتند. PageV02P188 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0572.png) ### | فص %~% # وضع مالی درقلمرو دولت آل مظفر # ازآنجائیکه دولت آل مظفر در دوره فترت بعد ازمغول تأمیس یافته ازاینجهت # ~~وارث ترتیبات سملکت داری دوره مغول است و در امور مالی و مالیاتی نیز ~~طبعا از # ~~قوانین و مقررات دوره مغول پیروی میکرده از اینرو برای اطلاع بوضع مالی ~~این دوره # ~~ناچار به ترتیبات مالی دوره مغول و پیش از آن نیز اشاره میشود . # زمین داری - خلفای عباسی و سپس سلاطین سلسله هائی که در موقع انحطاط # ~~دستگیاه خلافت در قسمتهای مختلف ایران روی کار آمدند اراضی وسیعی را از ~~راه # ~~فتح وغلبه ویا مصادره و بیع بعنوان املاک خاصه یا خالصها بدست اوردند . # دیوانی کردن املاک - یکی دیگر از وسایل توسعه اراضی سلطان دیوانی کردن # ~~آنن در مغولستل دهازای دوسعنی بوده. # آلف - جهیزی که رل بحاته سوهر میبرد و افراد تابع یا (الباتو) هم جز همین ~~گروه # ~~تسمرده میسدند # ب - متصرفات خاص شاهراد کال واعصماء خاندان چنگیزی بانضمام کسانی که درآن ~~PageV02P189 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0573.png) ### | ریخ آل مظفر # ~~اسلاک بزرگان و امرا وصاحبان مال ومنال بود . در دوره ایلخانان مکرر به ~~دیوانی # ~~کردن املاک بزرگان برسیخوریم نه تنها ایلخانان بضبط اسلاک ms360 ودم می ~~پرداختند # ~~بلکه عمال ایشان نیز شالبا اسلاک دشمنان و رقبای خود را ضبط میکردند ~~چتاتکه # ~~خواچه رشیدالدین فضل الله قمان داد اسلاک شرق الدین مظقر را در ناحیه ~~یزد # ~~دیوانی کردند1 . # غصب اسلاک واراضی بوسیله عمال حکوست مخصوصا هنگامی متداول شا # ~~که قدرت مر کزی رو بزوال نهاد سخصوصا پس ازمرگ سلطان ابوسعیدخان چنانکه # ~~شرف الدین محمود شاه اینجو که ابتدا میاشر املاک خالصه بود بعد از مرگ ~~سلطان # ~~این ایالت را غصب کرد و برای خود حکومت سستقلی پدید آورد . # مغولان در سصادره املاک سردم فارس حتی به سادات که خانوادهای محترم # ~~وقدیمی این ایالت بودند ابقا نکردند چنانچه پس از تسخیر فارس فرسان ~~دادند که # ~~اسلاک سادات طباطبائی2 را بصورت اینجو در آورند . یکی از سادات ~~طباطبائی بنام PageV02P190 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0574.png) # ~~ایوالمیامن حسن نزد اباقاخان رقت که تاسگر اسلاکه خود و خانوادهاش را ~~مسترد # ~~دارد . آو را باحترام پذیرفتند و یولیغ خانی به ترخانی او صادر شد با ~~این حال اسملاک # ~~او سسترد تگردید تا اینکه درحضور سعتمدان دولت واهل شریعت نیمی از ~~اسلاک # ~~خود را درسال 72 بشاهزاده ارغون انتقال داد وتیم دیگر را پس از وضع ~~مطالبات # ~~خانوادهاش یه پسر ارشد خود قطبالدین احمد واگذار کرد . # هنگامی که سلطان احمد تکودار جانشین برادر شد ابوالمیامن درخراسان نزد # ~~ارغون ماند باین جهت بار دیگر همه املاک طباطیائی ها درفارس به اینجو ~~مبدل شد # ~~تا ایتکه ارغون خان به تخت نشست ویرلیة صادرکرد مبتی براینکه نیمی از ~~املاک # ~~آنان اینجو باشد ونیم دیگر به قطبالدین احمد طباطیائی تحویل شود . ~~اقدامات # ~~ابوالمیامن برای پس گرفتن املاک خود «، سال طول کشید تا اینکه درگذشت و # ~~چون خیر سرگ او به ارغون خان رسید فرسان داد که نیمی از اسلاک طباطبائی ~~ها یه # ~~سلکیت سید قطب الدین احمد درآید ونیم دیگر که ابوالمیامن به ارغون خان ~~داده # ~~بود بعنوات اینجو یه قطب الدین احمد تسلیم شود از آن زمان اعقاب ms361 قطب ~~الدین به # ~~سادات اینجو سعروف یودهاند1 . # اسلاک اینجوی ایلخانی تحت نظارت دیوان خاصی ینام دیوان اینجو قرار # ~~داشت و رؤسای دیوان ایتجو از سیان یزرگان کشور یر گزیده میشدند چنانکه ~~از # ~~اتابکان لر کوچک عزالدین حسین (677-692) وعزالدین محمد اول (695 -716) # ~~این مقام را داشتند وشرفالدین شاه محمود نیز به تصدی اینجوی فارس بر ~~گزیده # ~~شد و ازایتجهت به اینجو سعروف گردید . # بعضی اوقات اراضی اینجو مانند اراضی دیوانی به سقاطعه باشخاص واگذار # ~~میشد . بنا ینوشته وصاف الحضره دیوان اینجو در زمان ارغون خان اراضی ~~اینجوی # ~~شیراز را به ششصد هزار دینار به مقاطعه داد درحالی که قریب یک چهارم ~~ازقراء و # ~~مزارع وباغات وقنوات وطاحونه در ضبط ایتجو بود2 . PageV02P191 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0575.png) ### | ..- # در عند غازان خان اراضی اینجوی شیراز به مبلغ صدتومان به مقاطعه داده # ~~شد1 واراضی ایتجوی سراسر فارس در سال *9 به هزارتومان بمقاطعه چهار ~~ساله # ~~وا گذار گردید2. # چنین بنظر میرسد که اراضی اینجو درفارس بخصوص در اطراف شیراز بیش از # ~~اراضی دیوانی و ملکی بوده و کسانی که اراضی اینچو را متصرف بودند از ~~پرداخت # ~~مالیات معاف بودند همانطور که متصرفان اراضی اقطاع و وقف وگاهی ملک نیز ~~از # ~~این معافیت برخوردار بودند . # اراضی دیوانی - اراضی دولتی را اراضی دیواتی (یا دیوانی یا املاک دیوان # ~~یا ملک دیوان) می نامیدند3 الیته اراضی دولتی غیر از اراضی ستعلق به ~~خاندان # ~~سلطنتی بود که اینجو نامیده میشد4 املاک شخصی خان را نیز دلای5 سیگفتند ~~. # اقطاع - سلاطین وحکام قسمتی از زمینهای مفتوحه را بنام اقطاع به بزرگان # ~~کشوری واشگری وا گذار سیکردند تاعواید آنرا صرف خود و سپاهیان تحت ~~فرماندهی # ~~خود نمایند . گرچد رسم اقطاع ازصدر اسلام است ولی در دوره سلجوقیان این ~~نوع # ~~زمین داری از سهمترین انواع آن بشمار میرقت. در دوره بغول نیز قسمتی از ~~اراضی PageV02P192 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0576.png) # ~~بعنوان اقطاع1 به سران لشگری و بزرگان و اسرا واگذار سیشد. # روش اقطاع بعد از مغولان نیز ms362 ادامه داشت چنانکه در دوره سلطنت آل مظفر # ~~جمعی از بزرگان وسران لشگر قطعاتی از مملکت را باین عنوان در تصرف ~~داشتند و # ~~امیر مبارزالدین محمد نیز بعلت دستگیری راه زنان ازطرف سلطان ابوسعید ~~میبد را # ~~بعنوان اقطاع دریافت داشت . سلطان احمد در موقعی که بمحاصره کرمان در ~~سال # ~~776 اشتغال داشت از شاه شجاع حکوست کرسان را درخواست کرد ولی او بجای # ~~حکومت کرمان وعده کرد که ضیاعی کراسند به بلوک و اقطاع او بیفزاید. # چگوفه اقطاع بوجود آمد - درآغاز کار دولتها وصول سالیات را به افراد ~~متنفذ # ~~سحلی میسپردند وچون دولت مر کزی ضعیف میشد مردم برای حفظ اسوال ~~خودناچار # ~~درتحت حمایت ستنفذین وصاحبان اقطاع قرار میگرفتند وچون این کار ~~باعتازدیاد # ~~قدرت متنقذان میگردید دولتها درصدد برآسدند نه تنها به مقطع ها حق وصول ~~مالیات # ~~زمین را بدهند بلکه خود زمین را نیز بآنان ببخشند بدین ترتیب مقطعها ~~فرصت یافته # ~~بازهم داسنه نفوذ خود را توسعه میدادند و سرانجام وابستگی سردم نسبت ~~بمقطعها # ~~زیادتر سیشا- و بیشتر درتحت تبعیت آنان قرار میگرفتند ودر بعضی موارد ~~مقطع ها آز # ~~قدرت خود سوه استفاده کرده زمین مالکین کوچک را نیز غصب سیکردند و یا ~~آنان # ~~از شدت تهیدستی ناچار بفروش ملک خود میشدند2 . # کیفیت اقطاع در ایران - کیفیت اقطاع در ایران با تیول داری قرون وسطای ~~PageV02P193 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0577.png) # ~~اروپا فرق داشت. درقرون وسطی یسبب تهاجم طوایف غارتگر ناامنیدر کشورهای # ~~مختلف اروپا زیاد شد وهر کسی برای حفظ جان ویا مال خود میخواست پیکصاحب # ~~قدرت متکی شود ویا یقیمومت اریابی درآید ودر تیول او قرار گیرد در این ~~حالت اگر # ~~زمینی داشت آنرا به ارباب واگذار میکرد وفقط ازقسمتی ازمحصول آن ~~استقاده مینمود، # ~~گاهی نیز ارباپ به بهانه حمایت عفا به املاک آنان دست می یافت. # در ابتدا سرپرستی ارباب از رعایا برای مدت عمر طرقین یود وموقعی که یکی # ~~ازطرفین میمرد سرپرستی سلب میشد و زسین باختیار طرفی که زنده مانده ms363 بود ~~درمیآسد # ~~اما پس از سدتی سرپرستی موروثی شد واسم این نوع مالکیت را تیول2 ~~گذاشتند که # ~~فئودالیته یا سلوک الطوایفی از آن مشتق است. # به حقوق مالکیت و تیولداری حقوق دیگری که سخصوص سلاطین بودمانتد # ~~حقی قضاوت وحقی دریافت مالیات اضافه شدیطوریکه هر تیولدار درقلمرو خود ~~پادشا هی # ~~محسوب میشا3. # اما درایران بین روش اقطاع وفئود الیزم شباهت وجود نداشت وتعهددوجانبه # ~~که در اصول قئود الیزم در اروپای غربی میان ارباب و رعیت وجود داشت ~~درروش # ~~اقطاع ایران نبود4 . # در روش اقطاع ایران ابتدا مقطع وظایف نظامی بعهده نداشت تنها پس از # ~~آنکه حکومت ها بقدرت نظامسیان متکی شدند نظامیان نیز با استفاده ازقدرت ~~خود در # ~~روش اقطاع تغییر دادند بنابراین ابتدا رابطه مقطع با حکومت مر کزی ~~رابطه مالی PageV02P194 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0578.png) # ~~بود اما بتدریج تعهد مالی چای خود را به تعهد نظامی داد1 . # درزمان ایلخانان نه تنها زمین وقنوات و انهار بلکه ساکنین دهات نیز چزء # ~~اقطاع محسوب میشدند. بعبارت دیگر مقطع تنها زسین را مالک نمیشد بلکه ~~افراد # ~~نیز بر تملک او درمی آمدند . # قبل از غازان خان اقطاع فقط به امرای بزرگ اعطا میگردید وسایرلشگریان # ~~از آن سحروم بودند وپدانان مواجبی که قسمتی از آن جنسی وقسمتی نقدی بود # ~~و آن را (جاسگی) می گفتند داده میشد . این اصطلاح در زمان سلجوقیان نیز # ~~معمول بوده، . # ولی در زمان غازان خان یهمه لشگریان مغول اراضی باقطاع داده شد باینجهت # ~~درهر ولایتی از اراضی دیوانی زمینهای وسیعی را باقطاع اختصاص دادند که ~~در ردیف # ~~اراضی اینجو قرار گرفت بنابراین در زمان مقولان همه لشگریان بغول ~~اینجوی سلطان # ~~محسوب میشدند3 . # اقطاعات را ایتدا سیان امیران هزاره قسمت میکردنا . آنان نیز زمین اقطاعی # ~~سرسهیدیاب کچ ری تالیف بکر ص 2 . PageV02P195 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0579.png) # ~~را بین امیران صده تقسیم سینمودند وظیفه امیران صده نیز آن بود که ~~اقطاع را بقطعات # ~~کوچکتر تقسیم کنند و به امیران دهه بدهند و سپس ترتیب این ms364 تقسیم و ~~توزیع را # ~~بحکوست مر کزی اطلاع دهند . حصهآ هر کمس درتحت نظر (بیتکچی عارض) برحسب # ~~قرعه سعین میشد ودر دفتر ثبت سیگردید. یک نسخه از آن به اسیران بزرگ و ~~یکی # ~~بهامرای هزاره داده میشد و نسخه زمین هائی که از طرف اسیر صده تقسیم ~~شده بود # ~~بخود آنان داده میشد1 . # اگر یکی از مقطعان زسین خود را نمی کاشت ویا در خدمت حاضر نمیشد از # ~~سهم خود محروم سیگشت . هیچیک از مقطعان حق نداشت سهم خود را بفروشد # ~~ویا به خویشاوندان خود ببخشد ویا به کاوین (سهریه) و(قیلیک) وجهیزیه و # ~~شیربها پدهد . # پس از مرگ اقطاع دارحصه او بفرزند ویا یکی از کسانش که قادر بانجام # ~~خدمات لشگری بود میرسید ویا یکی از غلامانش جانشین او میگودید و اگر ~~غلام # ~~نیز نداشت زمین را بیکی ازافراد صده اومیدادند واگر رفتاری خلاف از ~~مقطع سرمیزد # ~~می یایست زمین را از تصرف او درآورد و بدیگری انتقال داد . # سربازان چسریک حق نداشتند زمینهای مجاور را ضمیمه اقطاع خود کتند و # ~~نمی بایست سردم را ازچرا گاه خود محروم سازند. دیوانیان حق نداشتند ~~بدین اقطاعات # ~~برات بنویسند . تنها هر سربازی متعهد بود که . ه من تیریز (غله) به ~~انبار خاص # ~~(سلطتتی) برساند . # در اراضی اقطاعی روستائیان بزمین بستگی داشتند و روستائیان فراری را که # ~~از مهاجرتشان کمتر از سیسال گذشته بود اجبارا بمساکن خود عودت می ~~دادند3 PageV02P196 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0580.png) # ~~اقطاع داران نیز حق نداشتند روستائیان فراری از اراضی دیگران را در ملک ~~خود # ~~پپذیرند. # ادرار ومقاصه - ادرار بنابگفتهآ مؤلف دستورالکاتب وجهی بود که پادشاهان # ~~در حق کسی از مستحقان انعام میفرسودند و بعد از چندی براولاد و احفاد ~~او بطور # ~~ابدی مقرر ومسلم میداشتند . ادرار که آنرا راتبه ومستمری نیزمیگفتند در ~~واقع اهداء # ~~حصهای از خراج زمین وتمغا یاد یگر مالیات یک محل بمأسورین کشوری ویا ~~روحانیان # ~~بطور موروثیبود مؤلف دستورالکاتب دونوع ادرار ذکر کرده یکی موروثی ~~ودیگری # ~~بنام معیشت ms365 که فقط مادام العمر بکسی داده میشد اما مقاصه زمینی بود ~~دیوانی که # ~~به تملیک ابدی بشخصی واگذار میشد و بر اولاد و احفاد او نسلا بعد نسل ~~منتقل # ~~می گردید . مقاصه نیز ماننا اقطاع از مالیات سعاف بود واز این جهت با ~~اقطاع # ~~مشابه بوده. # یورت - وآن زمینی بود که طوایف صحرانشین مغول و ترک و ایرانی برای # ~~چراگاه دامها و بمنظور ییلاق وقشلاق خود در تابستان و زمستان دراختیار ~~داشتند # ~~واز آن استفاده سیکردند . # این اراضی ظاهرا جزء اراضی اینجو یا اقطاع محسوب میشد ولی عملا درتحت # ~~مالکیت رئیس قبیله بوده واز لحاظ حقوقی ملک مشترک قبیله بوده واستفاده ~~ازمراتع # ~~آن جنبه عمومی داشته است1. # اوقاف - زمین های وقفی بزمین هائی گفته میشد که سالکیت آن به نفع عامه # ~~یا یکی از امور خیریه حبس میشد ولی منافع آن طبق نظر واقف مورد استفاده ~~قرار # ~~میگرفت . # اراضی وقفی قسمتی از سالکیت ارضی بود و درآمد آن بسود تأسیسات مذهبی ~~PageV02P197 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0581.png) # ~~سانند مدارس ومساجد وخانقاهها وابوابالبر1 وابواب الخیر2 مانند ~~بیمارستانها و # ~~راهها وغیره میرسید . # مال وقف قابل فروش و رهن واهداء واتتقال بغیر نبود واز ابنجهت با اسوال # ~~کلیسیادر کشورهای مسیحی ومخصوصا در اروپای قرون وسطی که غیرقابلیت ~~انتقال # ~~(Maiumtmmorte) اموال مذکور معمول یود مشابهت داشت . # در زمان سلجوقیان دیوانی بکار اوقاف میرسید در دوره ایلخانان نیز دیوانی # ~~براموال وقفی نظارت داشت ودر رأس این دیوان صدرالصدوز قرار داشت . مؤلف # ~~دستورالکاتب نیز جزء مناصب شرعی یه حا کم اوقاف ممالک اشاره میکند. # در زمان حکوست آل مظفر بعلت تعلق خاطری که سلاطین این سلسله بمذهب # ~~اسلام داشتتد کار ساختن ابتیه خیریه رونق گرفت و سلاطین سظفری و نیز ~~بزرگان # ~~و سرمایه داران درشهرهای یزد و کرمان وفارس واصفهان آثار خیر ازمسجد ~~ومدرسه # ~~از خود بیاد گار گذاشتند واسوال واسلاکی برآن وقف کردند که شرح آن ~~درکتیی که # ~~درتاریخ این شهرها نوشته شده به تفصیل آسده است. # اراضی ملکی ms366 - یعنی اسلاک روستائیان - صاحبان این املاک بالیات خود # ~~را بدیوان می پرداختند. ولییعضی ازاسلاک بنام املاک حر (ملک آزاد) از ~~پرداخت # ~~مالیات معاف بود وبعضی نیز از تسهیلاتی برخوردار یودند یعنی بجای خراج ~~عشریه # ~~یا ده یک مییرداختند واین تسهیل برای ارباب بود ته زارع این قبیل اراضی ~~برسبیل # ~~ارث به اخلاف منتقل سیشد وقایل فروش بود . # احیای اراضی موات - در زمان مغولان زسینهای زیادی پحسال خراب افتاده # ~~بود ومردم چون این قبیل زسینها را یا مال دیوان ویا مال اینجو ویا ~~املاک شخصی # ~~تصور میکردند باین جهت به آباد کردن آن نمی پرداختند3 . PageV02P198 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0582.png) # غازان خان در صدد برآمد این قبیل زمین ها را آباد سازد و آنرا به سه دسته # ~~تقسیم کرد : # اول زسینهائی نه آب داشت و آباد کردن آن زحمت زیادی نداشت قرار شد # ~~کسانی که این قبیل زمسینها را آباد مینماید در سال اول چیزی بدولت ~~ندهند و در # ~~سال دوم یکث تلث حقوق دیوانی را بپردازند و دوسوم بقیه آن مال عاسر یا ~~کسی # ~~باشد که زمین را آباد کرده و یعلاوه همه محصول زمین به عامر ستعلق باشد ~~ودرسال # ~~سوم سه چهارم حقوق دیوانی از او مطالیه شود . # دوم زمینهائی که تهیه آب برای آن محتاج به کار و کوشش مختصری یود # ~~صاحبان این زمینها نیز درسال اول چیزی بدولت تمیدادند ودرسال دوم ~~ودرسال # ~~سوم حقوق دیوانی را سی پرداختند . # سوم زسیتهائی که آباد کردن آنها احتیاج یساختن بند ویا کاریز داشت ~~ازصاحبان # ~~این قسم اراضی درسال اول چیزی تمی گرفتند و درسال دوم حقوق دیوانی و ~~در # ~~سال سوم لی آنرا سیگرفتند . # هر کس زمین مواتی را آباد سیکرد سالک آن میگردید وحق فروش آنراداشت # ~~وخراج چنین زمینی را بعدها برحسب (قیاس) معین میکردند چه پرداخت خراج # ~~برحسب تقویم (حرز) یا بشکل (مقاسمه) یعنی سهیم بودن دیوان در حاصل ملک # ~~در مورد این زمینها اجرا نمیشد . # برای اداره امور زمینهای موات ms367 که خالصه بودند دیوانی ینام (دیوان خالصه) # ~~تشکیل شده بود1 و # اگر در ولایتی که طبق معمول و بنایرتقویم بدیوان ومالک خراج داده میشد # ~~زمین مواتی وجود داشت و کسی آنرا آباد میکرد مالیات زسین را مطابق مأخذ ~~بالا # ~~میپرداخت سگر ایتکه مالک سابق آن پیدا شود و در این صورت نیمی از آنچه ~~عامر # ~~بدیوان میداد بمالک پرداخت میشد . PageV02P199 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0583.png) # تا ریخ آل مظقر # # ....0..... ..-.-. %~% ..- %~% # اما اگر در ولایتی مالیات برحسب تقویم (حرز) معین نمیشد عامرحقی بدیوان # ~~نمی پرداخت و تمام حصه مالک بود سقرر بود که دیوان خالصه زمینهای موات ~~را # ~~به ثبت برساند و این کار هر دوسال یکبار تجدید میشد تا دیوان مزبور ~~بتواند براین # ~~وسینها نظارت داشته باشد1. PageV02P200 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0584.png) ### | هار # منابع در آمد دولت # در قرن هشتم درآمد دولتها از زراعت و کشاورزی حاصل سیشد و در واقع # ~~زمین تنها منبع بزرگد رآمد دولت محسوب می گردید گرچه دولت آل مظفر ~~درآمدی از # ~~دولتهای تابع مانند ملوک هرسوز و اتابکان لرداشت ولی این درآمدها کافی ~~برای # ~~اداره دستگاه دولت نبود و تنها وسیلهای که چرخ دستگاه حکوست را ~~میگرداند مالیاتی # ~~بود که مأمورین از کشاورزان بنقد یا جنس دریافت سیداشتند. # دریافت سالیات ازکشاورزان وصاحیان اراضی سخصوصا درفارس به مقاطعه و # ~~ضمان1 واگذار میشد چنانکه درسال 70 ه سوغونجاق نویان که از طرف ~~اباقاخان # ~~بحکومت فارس رسیده بود فارس را بمقاطعه عمالی چند واگذاشت و در سال 679 # ~~سلک شمس الدین محماءبن بالک که ثروتی فراوان داشت فارس را در مقاطعه ~~خود # ~~گرفت و درسال *9« گیخاتوخان اداره املاک خاصه شاهی (اینجو) را برا و ~~بحرا # ~~بمدت چها رسال بمبلغ هزار تومان به شیخ الاسلام جمال الدین ابراهیم ~~طیبی بمقاطعه # ~~داد و درسال 69 چون او حاضر یقبول مقاطعه مجدد فارس نشد غازان خان فارس # ~~را بحرا وبرأ به ب1 بلوک قسمت کرد وبمدت سه سال بمبلغ هزارتومان به ~~نفر PageV02P201 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0585.png) # ~~بمقاطعه داد و درسال ms368 س ب سلطان بحمد اولجایتو که جانشین غازان خان شد ~~سجددا # ~~فارس را بمقاطعه ملک الاسلام داد و بعد از مرگ او که در سال « . ب ~~اتفاق افتاد # ~~پسرانش تاسال 725 فارس را در مقاطعه داشتند . # دریافت مالیات بطور مقاطعه گرچه برای شخص سلطان روش مطمئنی بودولی # ~~کشاورزان و کسانی که بار مالیات بر دوششان بوده گرفتار انواع شکنجه و ~~عذاب # ~~میشدند زیرا مقاطعان که برای مدتی معین مأمور گرفتن مالیات میشدند به ~~عجله # ~~میخواستند از راه غارت کردن روستائیان ثروتی هنگفت بدست آورند . # درتاریخ غازانی آمده «کسانی که اموال دیوانی را به مقاطعه وضمان قبول # ~~میکردند اضعاف مال مقاطعه را میگرفتند درصورتی که چیزی به دیوان نمی ~~پرداختند # ~~وچون برای لشکر کشی ونگهداری مرزها به پول احتیاج پیدا میکردند پول ~~درخزانه # ~~نبود ناچاربمصادره اموال و وضع مالیات زاید (نماری) می پرداختند ~~وازمردم مساعده # ~~میگرفتند از اینجهت همیشه مملکت دچار تزلزل وهرج ومرج بود ولشگر نیز ~~ضعیف # ~~و بیساز وبرگ»1 . # وصول مالیات بروش برات نویسی - برات یعنی صدور حواله برای وصول # ~~مبلغی از درآمد حکومت و آن بر دوقسم بود : # 1 - برات همه ساله وآن که نوع بهتر برات بود عبارت بود از براتی که هرسال # ~~بعهده منبع درآمد مشخص ویا شخص معین صادر سیشد . # 2- برات یکساله - یعنی براتی که سالیانه تجدید میگشت. # عمال دولتی پرداخت مطالبات سأمورین وسایر طلبکاران (ا بعهده سستوفیان # ~~ولایات حواله میکردند - آنان نیز پرداخت وجه برات را اغلب بعهده ~~روستائیان # ~~اراضی دیوانی محول میداشتند بدون اینکه درنظر بگیرند مبلغ برات درمحل ~~موجود # ~~است یا خیر - خواجه رشیدالدین فضل الله سوء استفاده هائی را که مأمورین ~~از اینراه # ~~میکردند شرح مید هد . PageV02P202 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0586.png) # غازان خان رسم برات نویسی را برانداخت ولی در زمان سلطان ایوسعید دوباره # ~~برقرار شد1 . # انواع مالیاتها - ازکشاورزان وصنعتگران وپیشهوران مالیاتهائی به اساسی # ~~سختلف اخذ سیگردید بدین قرارب # 1- خراج2- و آن مالیات ارضی بود که از اراضی دیوانی و اینجو و اقطاع و ms369 # ~~مقاصه واملاک خصوصی اخذ میشد . ابن خلدون اخذ خراج را از مهمترین وظایف # ~~کشورداری سیداند3 . # خراج بردو نوع بود جنسی که بصورت سهمی از محصول دریافت میشد و # ~~نقدی4 که برحسب مساحت زمین دریافت میشد* خراج جنسی بیش از خراج نقدی # ~~معمول بود . # علاوه براصل خراج مبلغی بنام خراج اضافی (فرع) که میزان آن عشر اصل # ~~خراج بود از مالیات دهنده وصول میشد وآن بدست مزد مأمورین مالیات ~~اختصاص # ~~داشت - دریافت فرع بعد از اصلاحات مالیاتی غازان خان نیز باقی بود7 گا ~~هی مالیات # ~~را تسعیر میکردند و آن پیش از رسیدن حاصل صورت میگرفت ودر آن تدبیری ~~بکار # - خراج مرادف است با کلمه مال وجهات یا مال ومتوجهات که بمعنی مالیات ~~ارضی # ~~به نقد وجنس است واین کامه در سنابع تاریخ این دوره مانند تاریخ وصاف ~~وجامع التواریخ # ~~رشبدی فراوال دبیده بیشود. # 3- مقدمه این خلدون جلد اول ص 480. # ~~می شده . # 6- تاریخ وصاف ص 435. # 7- دستورالکاتب ورق 298 وترجمه محاسن اصفهان ص 50 وص 97. PageV02P203 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0587.png) # تاریخ آل مظفر # ~~میبردند که به ضرر روستائیان و کشاورزان یود - گاهی خراج را قبل از ~~موعد مقرر # ~~دریافت سیداشتند که آنرا تقدمه گویند - تسعیر و تقدمه یکی از بیرحمانه ~~ترین وسیله # ~~سوء استقاده مأیورین دولت بود غازان خان تسعیر حصول سبز و نارسیده ~~وهمچنین # ~~تقدمه را قدغن کرد و برای جمع آوری خراج اوقات معین مقرر داشت. پدین ~~ترتیب # ~~که خراج تقدی را سالی یکیار در نوروز هرسال تا .2 روز و خراج جنسی را ~~سالی # ~~دوبار وهربار بمدت . 2 روز درموقع رسیدن حاصل شتوی وصیفی وصول میکردنا1 ~~. # 1- بنا بگفته اصطخری خراج قسمت اعظم ایالت فارس یطریق مساحت زمین اخذ ~~میشد # ~~و میزان خراج درنواحی مختلف فارس فرق میکرد بطوریکه درشیراز که ازمراکز ~~مهم تولید بود # ~~از هر جریب بزرگ (برابر با32 جریب کوچک یا جریپ عادی) گندم وچو که با ~~آبنهر # ~~ستروب میشد 190 درهم و ازهر جریب بقولات که با آب نهر ms370 سشروب میشد 192 ~~درهم # ~~و ازهر جریب یوتجه زار آبی- 237 درهم وازهرجریب پنبه زار آبی 256 درهم ~~واز هر # ~~جریب تا کستان 1425 درهم اخذ میشد. این ترخها از ترخهای سعمول درسایر ~~نقاط فارس # ~~بیشتر بود مثلا خراج کوار خراج معمول در شیراز بود (اصطخری ص 751) . ~~خراج # ~~محصولدیمی خراج حصول آبی یود و خراج محصولی که بوسیله چاه آبیاری میشد ~~2 # ~~وخراج سحصولی که یکبارآب میخورد -[ واگر دوبار آب میخورد از نظر جمع ~~خراج د رحکم # ~~محصول آبی بود . خراج زمینهای خالصه بوسیله مقاسمه یا مقاطعه تمیین و ~~بهنقد پرداخت # ~~میشد (اصطخری و ابن حوقل همان صفحات بالا). # مقدسی مینویسد دشتها ئی که خراج ثایت برای آنها تعیین شده پود درصورتی هم ~~که # ~~شورهزار وتم یزرع یود ، 2 درهم بابت خراج بآنها تعلق میگرقت (احسن ~~التقاسیم ص153) PageV02P204 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0588.png) # وری ریی ررور رزر ک بی تا # اوایل قرن هشتم هجری # ~~باصاقه.ا خرار تیکالاپ # ~~درانن و مراک # ~~600ع ذره باصا ه # ~~دست جامه یمنی و. 2 هزار # ~~رطل خرسا وهزار رطل زیره ### | .. . و325 دینار ایلانی # مند رحات حدول ششماره یعتی مالپات رتان بارنر: اب خلدول ازدقتر دول # ~~نقل کرده و گوید بخط احمدبن محمدب عبدالحمید صورت خراجی یافت شده که در # ~~روزگار مأمون آنها را از جمیع نواحی به بیت المال بغداد میفرستادهاند و ~~آنر از دفتر # ~~دولت نقل کردم (مقدمه ابن خلدون جلد اول ص 301) . # مندرجات جدول دوم وسوم وتوضیحات آن از جدول شماره 3 کتاب کشاورزی # ~~ومناسبات ارضیایران درعهد مغول (جلد اولص» 17) تألیف پطروشفسکی استخراج # ~~شده است . # مؤلف تاریخ وصاف گوید : درعهد عضدالدوله که فارس در حال آبادی بود ~~PageV02P205 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0589.png) # ~~مجموع خراج فارس وکرمان وعمان با عشریه کشتیهای بندر سیراف ومهروان ~~سیصد # ~~هزارو هزاروسیصد وشصت وچها رهزار درهم . # فارس با عشریه کشتیهای بندر سیراف دوهزار هزار وپنجاه هزار درهم. # کرمان وکیز وسکران پاتصد وپنجاه هزار درهم . # شیراز با کردفتاه خسرو سیصد وشاتزده هزار دینار (ثلثمائه وست وعشر الف ms371 # ~~دینار) بود . # 2- قیچور1 - پیش از مغولان مالیات اصلی همان خراج یا مالیات ارضی بود # ~~ولی پمس ازغلبه آنان مالیات جدیدی بتام قبچور ستداول گشت. قبچور بمنزله ~~مالیات # ~~سرانه بوده که همه مردم غیر از روحانیان و سستمندان و معلولین و ~~سالخورد گان و # ~~کود کان می پرد اختند . # بگفته خواجه رشید الدین فضل الله پس ازجلوس غازان خان قبچور را بمقاطعه # ~~میدادهاند وغالبا حاکم محل مقاطعه گر بوده واو نیز مبلغ کل قبچور را ~~معین میکرد # ~~ومیان سا کنان هرمحل سرشکن سینمود. غالبا حاکم قبچور را ببهانه اینکه ~~مالیاتهای # ~~وصول شده برای پرداخت مخارج کافی نبوده در سال چندین بار دریافت ~~میداشت2 . # 3- جزیه - وآن مالیات سرانهای بود که پیش ازمغولان ازمسیحیان ویهودیان # ~~و زردشتیان و هندوان گرفته میشد و بعد از غلبه مغول وصول جزیه موقوف ~~گشت و # ~~بجای آن مالیات سرانه قبجور که ازهمه صاحبان مذاهب گرفته میشد معمول ~~گردید # ~~و چون غازان خان اسلام آورد وصول جزیه را ازاهل ذمه مجددا معمول داشت ~~واین # ~~مالیات پس ازمغولان برقراربود . دردستورالکاتب راجع به ترتیب وصول آن ~~دستوراتی PageV02P206 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0590.png) # ~~داده شد بنابراین از این زمان از اهل ذمه دونوع مالیات سرانه گرفته ~~میشا قبچور # ~~و جزیه . # 4- تمغا - کلمه مغولی است وآن مالیاتی بوده که از صنعت گران و صاحبان # ~~حرف و بازرگانان گرفته سیشد وبرای نخستین باردر زمان مغولان سعمول گشت ~~. این # ~~مالیات بنقد دریافت میشه و با رسنگیتی بردوش مردم بود و در شهرها سبب ~~عدم # ~~پیشرفت بازرگانی وصنعت وهنر گردید . # غازان خان برای احیای زندگی شهری دربعضی از شهرها مانند اصفهان مبلغ # ~~تمغا را به نصف تقلیل داد1 و در بعضی از ولایات مانند خوزستان بکلی ~~لغوکرد . # ~~ولی بعد از مغولان تمغا باز دریافت میشد2 . # مالیاتهای دیگر - علاوه بر مالیاتهای فوق از مردم و رعایا مالیاتهائی ~~دراوقات # ~~مختلف و بعناوین گونا گون اخذ میشد که مهمترین آنها عبارتند از : # 1- بهره که بصورت سهمی از محصول وبسود دیوان اخذ ms372 میگردید3 . # 2- عشریه - که ابتدا از اراضی ملکی گرفته میشد وآن تفاوتی با خراج نداشت # ~~واختلافش فقط در مبلغ مالیات بوده . مردم اصفهان در زمان غازان خان از ~~زمین # ~~مزروعی ده یک محصول بدیوان مالیات میدادند . ودر خوزستان طبق قانون ~~مالیات # ~~آن نواحی خراج دیوان از اراضی دولتی (دیوانی) بمیزان شش عشر بوده و از ~~اراضی # ~~اربابی (املاک خصوصی) یک عشر گرفته میشد، . # 3- تکلیفات دیوانی - که بمالیاتهای فوق العاده اطلاق میشد و در مکاتبات # ~~رشیدی وکتاب دستورالکاتب بمعانی سالیات های گونا گون فوق العاده و ~~اضافی # ~~آمده است: PageV02P207 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0591.png) # 4- عوارض - مالیات فوق العادهای بود که از روستائیان و شهرنشینان برای # ~~تأمین مخارج فوق العاده زسان جنگ ویا برای جشن ها وتشریفات خانواد گی ~~درباری # ~~وماننداینها گرفته سیشده. البته اخذ این سالیات وسالیا تهائی نظیر آن ~~همیشه باشکنجه # ~~وعذاب مردم و رعایا توأم بوده. # 0- طبغور یا تبغور - بنا بگفتهآ مؤلف تاریخ وصاف بالیات فوق العاده ای ~~بوده # ~~(برای ساختگی چریک که بحفظ ثغور مشغول بودند) مانند عوارض . # 6- تغار دو معنی دارد : # 1- واحد وزن (بیشتر برای غله) برابر صد من تبریز # 2- مالیات جنسی که از رعایا اخذ وصرف آذوقه (علفه) لشگر میشد. # چون قسمت اصلی این سالیات در آغاز همان صد من غله (واحد وزن یاتغار) # ~~بوده از اینجهت تغار نامیده شد # 7- قلان - که با قبچور در منابع ما سترادف ذکر شده یک نوع مالیات ارضی # ~~بوده مانند خراج . # 8- باج یا باژ - وآن حقوق راهداری بوده که در راهها ازمسافرین گرفته میشد # ~~واز گفته خواجه رشید الدین فضل الله پیداست که گرفتن این مالیات ~~باتعدیات راهداران # ~~توأم بوده است . # 1- بارتولد 3artlmold معتقد است که قلان از اراضی مزروع سردم غیر ~~صحرانشین گرفته # ~~میشد - مؤلف کتاب مالک و زارع آنرا بمعی خوشی بیات ری کنیه الاخه بجای ~~خدمات نظامی # ~~یا برای کارهای فلاحتی یا کارهای عام المنقعه معمول بوده (ص 170) مؤلف ~~لغت نامه # ~~آنندراج آنرا نوعی خراج میداند که در شیروان میگرفتند سعدی ms373 نیز آنرا در ~~این شعر با خراج # ~~مترادف ساخته . # سلطان رم وروس بمنت دهد خراج %~% چیبال هند وسند بگردن کشد قلان # ~~بکقته رشیدا لدین قص الله تقدار ان لسبت به نمون ودارائی اشخاص فرق ~~میکرد چنانکه PageV02P208 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0592.png) # ~~9- باغ شماره - که ازباغها بنقد یا به جنس گرفته میشد. از مکاتبات ~~رشیدی # ~~چنین برمیآید که خوزستان از این مالیات معاف بوده بجز بلوک حویزه که ~~درآنچا از # ~~هر ده من دو من اخذ میکردند. # ~~10- خانه شماره - این مالیات ازهرخانه یا خانواده گرفته میشد . سعلوم ~~نیست # ~~که این مالیات بموازات مسالیات سرانه گرفته سیشد یا اینکه در بعضی از ~~ولایات # ~~جانشین مالیات سرانه بوده. # ~~11- مالیات مواشی - وآن مالیاتی بود که از دامداران اعم از صحرانشین و # ~~غیرصحرانشین گرفته میشد . مالیات دامها جنسی بوده و از قرار یک رأس از ~~هر صاد # ~~رأس ولی در زمان غازان خان سعی شده که مالیات دامداری را نقدی دریافت ~~دارند # ~~و دراین زمان مالیات مواشی بقرار زیر بوده : # ~~از هر گوسفند نیم طسوج - ازهرشتر 3 طسوج - ازهر اسب » طسوج . # ~~مالیات مواشی *1 ولایت سراسر خوزستان جمعا . .4 .3 دینار یوده1 . # ~~12 - علفه - دارای دومعنی است : # 1- آذوقه وعلیق برای لشکر که. همان تغار است # - آذوقه و توشه سفرا و ایلچیان وکسان آنها # ~~این مالیات برای رعایا بسیار سنگین بوده و قاعدة6 بجنس پرداخت میشده. # ~~13 - اخراجات - وآن برای تأسین مخارج صاحبان مناصب دولتی بوده و گاهی # ~~هم بنام رسم (که جمع آن رسوم است) خوانده میشد. علاوه بر اخراجات مقرری ~~که # ~~در دفاتر دیوان ضیط میشد اخراجات فوق العاده نیز وجود داشته که بدان ~~خارجیات # ~~اطلاق میشده (یعنی خارج از دفتر مالیاتی) . # ~~14- حق التحریر- این مالیات در اختیار وزیر اعظم بود وبجنس گرفته میشد ~~. PageV02P209 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0593.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~خواجه رشیدالدین فضل الله در نامهای که به مولانا ناصرالدین ترکه نوشته ~~ضمن # ~~هدایائی هزار من قند و دویست من نبات بدو عطا کرده و آنرا بلرستان ~~حواله داده ms374 # ~~تا از محل وجوه (حق التحریر) دریافت دارد . # 10 - رسم الوزاره - مالیاتی بوده برای تأمین مخارج وزیر و دستگاه او ~~کهشاید # ~~با حق التحریر یکی بوده است . # 16- حق التولیه - که برای تأمین مخارج متولی اوقاف گرفته میشد1 . # 17 - رسم الصداره - مالیاتی برای تأمین مخارج دستگاه صدر که محتملا با # ~~حق التولیه یکی بوده. # 18- رسم خزانه یا حق خزانه - مالیاتی بوده که برای تأمین مخارج عمال # ~~خزانه یا بیت المال گرفته میشد ومالیات خزانه داری خوانده میشد. در ~~زمان غازان # ~~خان رسم الخزانه بقرار یک دینار ازهر صد دینارمالیات ناحیه مفروض ~~یوده.2 # 19- حق التحصیل - مالیاتی بوده بنفع تحصیل داران یا محصلان مالیات و # ~~مقدار آن . 2 دینار ازهر هزاردینار بوده3 . # .2 - رسوم شحنگی - حقی بوده که بنفع شحنه گرفته میشد، . # 21- داروغگی - مالیاتی بود بسود داروغه. PageV02P210 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0594.png) # 32- کرا کیاراق (لغت ترکی است) - مالیاتی بوذه که برای دربار سلطان و # ~~خواتین عقدی وشاهزاد گان وامرا و لشکریان ایشان گرفته میشد. # 3 3- شوسون ( ترکی است) - آذوقه برای ایلچیان و دیگر خدمتگزاران و # ~~محتملا با علوفه یکی بوده. # 24- تماری - اصطلاح مغولی است بمعنی اضافه یعنی مالیات اضافی که از # ~~رعایا گرفته سیشد و نماری با زواید مترادف است ومحتملا با توفیر یکی ~~است . # 25- الاغ - کلمه مغولی است ومعنی آن هرحیوان اهلی است که برای حمل # ~~بار و کشیدن عرابه یکارمیرود ومعنی اصطلاحی آن اسبان چاپار و پیک است ~~وبه حق- # ~~یام نیز اطلاق سیشود . # الاغ یا حق یام با دستگاه چاپار دولتی سربوط بوده و در زمان مغولان این # ~~مالیات ظاهرا بمراتب از پیش ستگین تر یوده است . # 29- الام - وآن بمعنی پیغام رساتنده وپیغام بوده ودر اصطلاح مالیا تی ~~عیارت # ~~بوده از پرداخت مخارج نگاهداری پیکان ویا پیغام رسانند گان . الام نیز ~~مانند الاغ # ~~بخدمت یام و چاپار بستگی داشته . # 27- شلتاقات - وآن جمع کلمه مغولی سلتاک (سلتغان) است که بمعنی بهانه # ~~است (بهاته برای بزور چیزی گرفتن) وغالبا بمعنی مالیات های غیرقانونی ~~که ازرعایا # ~~گرفته ms375 میشد بککار میرقت. # علاوه برمالیات مذکور در فوق رعایا هدایائی بسلطان یا امسیر ویا حاکم و # ~~بزرگان ومأمورین عالی مقام دولت بمناسبت ورودشان بمحل ویا پرای مجالس ~~بزم # ~~ویا در اعیاد تقدیم میکردند که آنرا ساوری میگفتند1 . # بعدها این پیش کشها عناوین مختلف پیدا کردند مانتد عیدی که در دوعید # ~~ر آیران معتی عدیی و پیش کش پیدا کرد. PageV02P211 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0595.png) # ~~بزرگ سلمانان (عید قربان وعید فطر) داده سیشد ونوروزی که درجشن نوروز ~~تقدیم # ~~میگردید وسلامانه و آن هدیهای بود که درموقع تبریک تقدیم میشد و شیلان ~~بها # ~~(ترکیبی ترکی وفارسی بمعنی سفره بها) که درمجالس بزم و ضیافت داده میشد ~~. # ~~ترغو بمعنی هدیه بطور کلی بوده است . # بعلاوه سلطان حق داشت اسموال متوفیات بلا وارت و فراریان و یا غایبان و # ~~بلارغویان1 را تصاحب نماید که آنرا طیارات میگفتند2 . # علل برقراری مالیاتهای مختلف ونتایج آن - بطوریکه گفته شد از آغاز تسلط # ~~سغولان برایران از حاصل زحمت کشاورزان و رعایا وپیشه وران و صنعتگران ~~بعناوین # ~~مختلف مبلغی کثیر دریافت میداشتند که با درآمد قلیل آنان هیچ تناسبی ~~نداشت . # ~~علت آن احتیاج دولت به پول برای هزینه لشکر کشیها ومخارج سپاهیان در ~~موقع # ~~جنگ وتأمین احتیاجات دستگاه دولتی در مواقع صلح بود که دراثر تجمل ~~خواهی و # ~~عیش وعشرت دولتیان دائما برمقدار آن افزوده میشد3 . # چون دولتی استقرار مییافت دوران ستمگری فرا میرسید و نیازمندیهای اولیاء # ~~دولت بعلت فرو رفتن درناز ونعمت افزوده میگردید. آنوقت برخراج رعایاو ~~کارگران # ~~و کشاورزان ودیگر کسانی که مالیات میپرد اختند افزوده میشد واز ~~بازرگانان وپیشه - # ~~وران در دروازهها باج بیشتر میستاندند. بهر نسبت که تجمل خواهی دولتیان ~~افزایش # ~~مییافت نیازمندیها وهزینه های آنان نیز افزوده میگردید تا بجائی که ~~میزان خراج PageV02P212 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0596.png) # ~~برای رعایا کمرشکن میشد وچون مقدار مالیات از حد اعتدال خارج میگردید ~~رعیت # ~~از کوشش برای آیادانی بازمیایستاد و عده بسیاری از آبادی دست میکشیدند ~~و در # ~~تتیجه خراج نیز نقصان مییافت ms376 و # دولتها بعلت نقصان خراج وافزایش مخارج به وضع مالیات جدید اقاءام # ~~ی کردند وتسلسل این امر باعث خرابی بیشتر کشور و پریشاتی رعایا میشد ~~ونتایج # ~~سوه آن بدولت پاز میگشت. PageV02P213 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0597.png) ### | # اصحاب شمشیر # اصحاب شمشیر چون ارباب قلم از ار کان دولت بودند و سلطان برای اداره # ~~مملکت وحفظ حدود و تغور کشور بدانان نیاز فراوان داشت. # سپاه دراین دوره عبارت بود از اقوام وقبایلی که تحت ریاست رئیس قبله خان # ~~ویا رئیس دولت را درفتح ممالک وگشودن کشورها یاری میدادند و محرک آنان # ~~در این امر کسب غنایم وجمع مال وثروت بود نه احساسات وطن خواهی ومیهن - # ~~پرستی . # اطاعت افراد قبیله از رئیس خود ونه از پادشاه برای مملکت اشکالات فراوان # ~~ایجاد میکرد زیرا اگر رئیس قبیلهای از سلطانی روی میگردانید و در جنگها ~~یاری # ~~خود را از او دریغ میداشت تمام اقراد تحت ریاست او نیز میدان جنگ را ~~ترک میگفتند # ~~وباعت شکست سلطان میشدند ویا اغلب خود رؤسای قبایل بر علیه سلطان ~~برمیخاستد # ~~و بساط سلطنت او را واژگون میساختند وخود سلسله جدیدی تأسیس مینمودند . # ~~بیشتر سلسله های ایرانی پیش ازمغولان وبعضی بعد ازآنان بهنیروی قبیلهای ~~تشکیل # ~~یافته وبطور کلی عصبیت قبیلهای بوجود آورنده دولتها دراین زمان بوده ~~است . # دولتها برای جلو گیری از چنین پیش آسدی رؤسای قبایل را اغلب درخدمت # ~~خود داشتند و با اعطای شغل ومقامی در دستگاه سلطنت آنانرا با خود یار و ~~موافق # ~~میساختند ویا با واگذاری حکومت ایالتی از نیروی آنان بنفع دستگاه دولت ~~درمواقع # ~~لزوم استفاده مینمودند. البته این رویه در مواقعی که دولتها در کمال ~~قدرت بودند # ~~اشکالی پیش نمیآورد ولیاگر دولتی دوچار ضعف میشد ویاتخت سلطنت ~~راجانشینی # ~~لایق نبود رؤسای قبایل بفکرخودسری میافتادند ودرصدد استقلال ~~برمیآمدند.چنانکه PageV02P214 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0598.png) # ~~بعد از مرگ سلطان ابوسعید چون فرزندی نداشت تا بتخت ایلخانی بنشیند ~~مملکت # ~~دوچار آشوب شد وحکام ولایات که اغلب همان رؤسای طوایف بودند به خودسری # ~~پرداختند و ms377 کشور را دچار تجزیه ساختند . از این میان امیرسبارزالدین ~~محمدبنیروی # ~~ملی متکی شد واحساسات وطن پرستی ایرانیان را در مقابل مظالم عمال ~~مغولان # ~~بشتیبان دولت خود ساخت و بتأسیس دولتی ایرانی درجنوب ایران توفیق یافت. # ~~اما درآغاز کار دوچار مخالفت طوایف مغول ساکن کرمان یعنی جرمائیان ~~واوغانیان # ~~گردید ودر تمام مدت سلطنت او وجانشینانش عصیان این طوایف باقی بود . # علاوه بر دوطایفه مزبور در ایران جنوبی در دوره حکومت آل مظفر طوایف # ~~دیگری نیز سکونت داشتند که عبارت بودند از: # دو طایفه کوچ و بلوچ در بلوچستان ومکران - طایفه کوچ یا قفص در نواحی # ~~جیرفت وجبال بارز ساکن بودند و راه تجارتی هرموز به جیرفت درمعرض ~~دستبرد آنان # ~~قرار داشت محمدبن ابراهیم در تاریخ کرمان گوید : «قوم کوفج و گروه قفص ~~در # ~~گرمسیر جیرفت تا لب دریا فرو گرفته بودنا وحدود فارس و اطراف خراسان ~~میرقتند # ~~واز دزدی وقطع طریق مال بولایت خویش میآوردند1 . # دیگر مغولان نوروزی و هزاره شادی بودند که در نواحی سختلف کرمان # ~~سکونت داشتند. # در گرمسیرات کرمان وفارس و خوزستان اعراب سکونت داشتند سانند اعراب # ~~فولادی که درنواحی هرات و مروست وصحرای رودان و رفسنجان وشهر با بکسا ~~کن # ~~بودندودرسال * » مبنای اغتشاش را گذاشتند ولی بدست شاه مظفر ~~پسراسیرمبارزالدین # ~~محمد سر کوب شدنا.. # طوایف دیگر عبارت بودند از شبانکارگان در قسمت شبانکاره و طوایف شول # ~~درشولستان یا ممسنی قرون بعد و طوایف لر بزرگ درناحیه بختیاری و طوایف ~~لر # ~~کوچک درلرستان اسروزی . PageV02P215 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0599.png) # سپاهیان در موقع صلح در شهرها و مساکن خود بودتد ولی در سواقع جنگ # ~~باحضار سلاطین درموقع ومکانی معین حاضر میشدند . چنانکه امیرمبارزالدین ~~محمد # ~~برای جنگ یا شیخ ابواسحق درسال *75 از ایلات کرمان مانند جوما و اوغان ~~و # ~~اعراب چریک طلب کرد1 وشاه شجاع برای جنگ باشاه محمود درسال 5» ب باحضار # ~~رشکریان فرمان داد وسیاهیان ازکرمان و یم وسیرجان و ابرقوه و لر بزرگ ~~درشیراز # ~~جمع شدند و اوغانیان واعراب ربیعه ms378 وفولادی تیز بدانان پچوستند. # تشکریان از دوقسمت سواره وییاده تشکیل میشدند وسواران برپیاد گان برتری # ~~داشتهاند و درجنگها نقش بهمی بازی سیکردند از اینجهت سهمی که از غنایم ~~برای # ~~سواران درنظر گرفته میشد دوبرابر پیاد گان بود2 . # تهیه اسلحه بعهده سهاهیان بود واسلحه معمول زمان عبارت بود از : تیر و # ~~کمان - شمشیر - نیزه - عمود - برای حمله. # سپر - زره - کلاهخود برای دقاع ونیز اسلحه وآلات قلعه گیری ازقبیل منجنیق # ~~و عراده وسنگ فلاخن از روی وآهن ریخته بکار میبردند3. # وسیله دفاع مردم از حمله دشمن درشهرها برج وباروی اطراف شهر وخندق # ~~پای آن یود یاین معنی که دورشهرهای بزرگ را دیواری یلند که دروازههائی ~~چند # ~~داشت میکشیدند و درپای آن خندقی که اغلب آب در آن میانداختند ~~حفرمینمودند # ~~تا در موقع هجوم دشمن با یستن دروازهها ازورود آنان بداخل شهر ممانعت ~~بعمل PageV02P216 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0600.png) # ~~بیاورند واز این جهت اغلب شهرها ماهها ودربعضی مواقع سالها درمحاصره ~~مهاجمین # ~~میافتاد البته تسلیم شهر بدشمن بستگی بقدرت مقاومت سا کنین آن ومقدار ~~آذوقهای # ~~داشت که برای دفاع جمع آوری کرده بودند و بسا که مردم برای نیفتادن ~~بدست # ~~دشمن قحطی و گرسنگی را مدتها تحمل کرده و گاهی نیز با خوردن گوشت ~~حیواناتی # ~~چون سگ و گربه بمقاومت خود ادامه دادهاند. # دیگر از وسایل دفاع مردم قلاعی بود که در داخل شهوها یا قلل کوهها بنا # ~~کرده بودند . هرشهری علاوه بربرج وبا رو قلعه ای نیز داشت که محل ~~سکونتسلاطین # ~~ویا حکام بود ودر مواقع جنگ اغلب مردم نیز بدانجا پناه میبردند . # قلعه های داخل شهر اغلب در جاهای مرتفع بنا میشد وآن نیز بابرج و بارو # ~~و خندقی مستحکم میگردید. اگر شهر در زمین سسطحی قرار داشت بیشتر قلعهآ ~~شهر # ~~را درکنار دیوار بنا میکردند تا درمواقع لزوم گریز از آن ممکن گردد . # اما قلاع اطراف در بالای کوهها و سناطقی که دسترسی بدان دشوار بود بنا # ~~میشد واغلب درداخل قلاع چشمههای آب وگاهی ms379 زمین برای کشت و زرع وجود # ~~داشت تا متحصنین را در پایداری یاری دهد. # در قلمرو آل مظفر قلاعی که مورد استفاده حکام و سلاطین بود بسیار است و # ~~مهمترین آنها عبارتند از : در فارس # - قلعه استخر که سشهورترین آنها است و در جلگه خفرک بربالای کوهی # ~~قراردارد . امیر عضدالدوله دیلمی در حدود سال .36 ه آب انبار بزرگی در ~~آن # ~~ساخت که . » ستون داشت . # 2- قلعه اشکنون در بلوک ابرج . # 3 - قلعه شکسته در دوفرسخی شمال غربی فتح آباد مرودشت واین قلعه میانه # ~~قلعه استخر و اشنکوان قرار داشت . # این سه قلعه را سه گنبدان میگفتند. # 4- قلعه ایگ (یا ایج) - دربلوک اصطهبانات. نظام الدین محمود شبانکا رهای ~~PageV02P217 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0601.png) # ~~آب را ازکوههای اطراف باین قلعه آورد وحصاری برگرد آن کشید و آنرا ~~دارالامان # ~~نام گذاشت . # ~~5- قلاع اطراف لارمانند قلعه پختیاری در مغرب قریه بنارو- قلعه پرویز ~~یا # ~~پرویزن درجنوب قریه مزیور - قلعه یهده در کنار قریه بهده از ناحیه ~~فومستان - قلعه # ~~دیدهبان در نزد یکی قریهای بهمین نام - قلعه قلات سرخ در دوفرسخی جتوب ~~قریه # ~~گاوبندی قوسستان. # ~~- قلعه پهن در که آنرا پهندز و گاهی قهندز نیز سینویسند در نیم فرسنگی # ~~شرقی شیراز. # ~~7- قلمعه تیبرجهرم - درهشت فرسخی شرقی جهرم و آنرا قلعه خورشه (خرشه) # ~~نیز گویند زیرا درسال 3 ه خورشه تام حاکم جهرم یر محمدبن یوسف ثقفی ~~حاکم # ~~فارس عصیان کرده دراین قلعه ستحصن گشت. # ~~8- قلعه دز کوه - در دوفرسخی شمال غربی قصبه دشت کوهگیلویه . # ~~9- قلعه رتبه در چهار فرسخی شرقی دارابگرد. # ~~- قلعه سفید یا دزسیید - این قلعه که دور آن . * فرسنگ است بر بالای # ~~کوهی منفرد واقع شده و زمین آن برای کشت وزرع مناسب است و چشمههای آب # ~~دارد . فلعه سقید در دوفرسنگی نوبنجان و درمشرق فهلیان قرار دارد. # ~~11- قلعه شهریاری در یک فرستگی قریه سکوی بلوک خنج . # ~~12_ قلعه سهاره در چهارفرسنگی فیروز آباد که بدست سعودیان ( طایفهای # ~~از شبانکارگان) بنا شد . # ~~13- قلعه تیرخدای در خبر- از غایت ms380 بلندی آنرا بدین تام خوانند . # ~~14- قلاع فرک وطارم. # ~~15- قلعه گتید ملغان بحدود ارحان. # ~~19 - قلاع اقلید وسرمق درتزدیکی آباده. PageV02P218 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0602.png) # ~~17- قلعه کارزین بر کناررود ثکان. # ~~18 - قلعه سمیران در نزد یکی جویم ابی احمد. # ~~19- قلعه خوادان درنزد یکی فسا. # ~~قلاع مهم کرمان عبارتند از : # ~~1- ارگ بم - بر روی تخته سنگی بتا شده و دور آن حصاری محکم ودیواری # ~~عریض پوده ویک دروازه داشته واز دوقسمت تحتانی وفوقانیدرست تتده بود . ~~قسمت # ~~فوقانی که در دامنه کوه قرار داشت مقر حاکم شهر بود و قسعت تحتانی مسکن # ~~مردم دیگر یود. # ~~2- قلعه کوه که آنرا قلعه دختر نیز گویند در طرف شرقیشهر کرسان ~~وبربالای # ~~کوهی قرار دارد وقدیمترین اثر تاریخی کرمان است . # ~~3- قلعه سیرجان در شهر سیرچان قدیم . # ~~4- قلعه منوجانن پرسر راه جیرفت پهرموز. # ~~- قلعه سلیماتی درحوالی درفارد و برفراز کوه سلیمانی درشرق جیرفت . # ~~قلاع لر بزرگ وخوزستان عبارتند از : # ~~1- قلعه سلاسل در چها رفرسنگی شوشتر . # ~~2- قلعه منگشت در نزدیکی ایذج . # ~~حقوق ومواجب سپاهپان - ابتدا مغولان بسپاهیان حقوق ومواجبی پرداخت # ~~نمیکردند بلکه آنان بیشتر بخاطر غنایم جنگی جان خود را بخطر میانداختند ~~. # ~~خواجه نصیرالدین طوسی در رسالهای غنایم جنگی یعنی آنچه را که ازدشمنان # ~~بدست میآمد بدونوع تقسیم کرده . # ~~نوع اول عبارت بود از اسیر و دام وسلاح واموال منقول که خمس آن مال # ~~پادشاه بود و آنچه باقی میماند میان لشکریان تقسیم میشد . سوار دو سهم ~~و پیاده # ~~یک سهم میبرد . PageV02P219 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0603.png) # نوع دوم عبارت بود از زمین و آب ودپگر اموال غیرمنقول که از آن بحساب # ~~دولت مالیات پرداخت میشد1 . # ازمطالعه تا ریخ سیاسی این دوره معایب ومقاسد اینگونه سپاهداری درخرابی # ~~دهات وقتل وغارت شهرها معلوم میگردد. # پس ازمدتی اندک جیرهای برای سپاهیان مقرر شد که غالبا آنرا بعهدهولایات # ~~حواله میکردند واین حواله هانیز اغلب وصول تمیشد وچون وصول آن برای ~~سربازان # ~~مشکل بود چنین معمول شد که حواله ها را بنصف قیمت بفروشند . # غازان خان بوای اصلاح وضع ms381 حقوق سربازان فرمان داد در هنگام برداشت # ~~بحصول معادل وجوه برواتی که بحساب سربازان برعهده اراضی مینوشتند غله ~~انبار # ~~کنند وبشحته بسپارند تا درموقع لزوم بابت مواجب لشکریان یا درمقابل ~~حواله های # ~~آثان پول نقد بدهند3. # یا این حال چون بعضی حواله ها یاز وصول نمیشد غازان خان درسال 7.3 # ~~دستور داد بجای حواله اسلاکی که حواله برعهده آنها نوشته سیشد باقطاع ~~بلشکر # ~~پدهند وحصه هر کدام را معین گردانند «تا متصرف ایشان باشتد و ازآن خود ~~دانند» # ~~از اینجا رسم اقطاع در زمان مغولان ماتند زمان سلجوقیان معمول شد4 . # مقامات لشکری وتقسیمات سپاه - مقاماتلشکری در زمان آل مظفر اختلافی # ~~بادوره مغولان دارد . دراین دوره اصطلاحات نظامی زمان مغولان کمتر دیده ~~سیشود. # ~~بعضی اصطلاحات که شاید نماینده مقام صاحب آن است دراین دوره تیز بوده ~~ماثند PageV02P220 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0604.png) # ~~قورچی عنوان امیر اختیا رالدین حسن بوده که از بزرگان لشکر و امراء طرف ~~اعتماد # ~~شاه شجاع بشمار سیرفت1 . # تقسیمات لشکری به توسان و هزاره وصده و دهه زمان مغولان در این دوره # ~~معمول نبود زیرا لشکریان را دراین زمان بیشتر ازمردم شهرها انتخاب ~~میکردند فقط # ~~در مواقع ضرورت سلاطین آل سظقر از بعضی از طوایف مانند جرما و اوغان و ~~اعراب # ~~وطایفه شول و لرکمک میطلبیدند . # در جنگها فرماندهی سپاه با شخص سلطان بود وسلاطین آل مظفر شخصا در # ~~میدان جنگ حاضر وبادشمن روبرو سیگردیدند ازاینجهت گاهی دچار مخاطره ~~میشدند . # غیر ازسلطان شاهزاد گان دیگر آل مظفر فرماند هی قسمت عمده سپاه رابعهده # ~~داشتند ودرجنگها سلطان را یاری سیدادند ودر آرایش جنگی همیشه سلطان ~~درقلب # ~~سپاه و شاهزاد گان درمیمنه و سیسره قرار میگرفتند چنانکه درسال 709 ~~درجنگی که # ~~امیر مبارزالدین محمد با اخی جوق برای تصرف آذربایجان نمود خود در قلب ~~سپاه # ~~قرار گرفت میمنه را به شاه شجاع و میسره را بشاه محمود داد و شاه شجاع ~~در جنگ # ~~با شاهمحمود خود باسلطان ابویزید درقلب ایستاد ومیمنه را بسلطان ms382 احمد ~~وسلطان # ~~شبلی ومیسره را بشاه منصور وسلطان زین العابدین داد و در سال 8 در جنگ ~~با # ~~سلطان حسین ایلکانی باز میمنه را بسلطان احمد وسلطان شبلی ومیسره را ~~بشاه سنصور # ~~وسلطان زین العابدین داد و خود با سلطان ابویزید درقلب سپاه قرار گرفت ~~و نیز در # ~~جنگ باعادل آقا درسال به میمنه را بسلطان احمد وسلطان شبلی ومیسره ~~رایسلطان # ~~زین العابدین و سلطان حسین پسر شاه یحیی که بجای شاه منصور انتخاب شده ~~بود # ~~وا گذاشت وخود درقلب سپاه جا گرفت. از اینرو اگر سلاطین مظفری ازطوایف ~~مغول PageV02P221 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0605.png) # .-.--- # ~~...-حن..-- ### | تاریخ آل مظفر # ~~چرما واوغان ویا ازاعراب وطوایف دیگر درجنگها کمک میگرفتند هیچگاه ~~فرماند هی # ~~قسمت عمده سپاه را یدانان واگذار نمیکردند تا اگر خیال خیانتی درسر ~~داشتند در # ~~وضع جنگ مؤثر نیفتد واختیار کار از دست سلطان بدر ترود . # سلاطین غالبا در کارجنگ با امرا وبزرگان رأی میزدند ونظر آنانراسیخواستند # ~~تا اگر اقدام بجتگ تمودتد یا نظر موافق سران لشکر باشد. # احضار و جمع آوری لشکریان درمحلی اغلب باعث گوانی نرخ اجناس وسبب # ~~رونق بازار احتکار میشد چنانکه معین الدین معلم یزدی مؤلف مواهب الهی ~~گوید # ~~امیرمبارزالدین محمد درسال 741 پس از تسخیر کرمان لشکریان را دراطواف ~~متفرق # ~~گردانید « تا از تخفیف اخواجات ایشان پازار اسعار شکسته گردد واز تقلیل ~~مؤتات # ~~آن طایفه رونق احتکار برقرار تماند1» . PageV02P222 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0606.png) # محث دوم - ملت # ملت یعتی توده مردمی که نسلها درشهرها بکسب وحرفت ودر دهات بکشت # ~~و زرع پرداخته آداب و رسوم و زیان ایرانی را که ارکان ملیت وقومیت ماست ~~از # ~~زوال و فنا حفظ کردهاند اگرچه از اواخر قرن چهارم هجری بظاهر سغلوب ~~طوایف # ~~بیگانه ترک ومغول گشته سدتی را تحت حکومت آنان بسر بردهاند ولی درسعنی ~~آنانرا # ~~مقهور تمدن وفرهنگخود ساخته اند بطوریکه پس ازچندی جمعی از آنان ~~خودمشوق # ~~اهل علم و ادب گشته و دربارشان مجمع شعرا وعلما وفضلا شده است . گرچه ~~رؤسای # ~~اقوام غیر ms383 ایرانی بضرب شمشیر براین کشور تسلط یافتهاند ولی اداره امور ~~کشور و # ~~تدبیر ملکداری همیشه در دست وزراء و عمال ایرانی بوده و در واقع ~~ایرانیان خود # ~~سرنوشت میهن را معین میکردند و سلاطین خواهی نخواهی نظر آنانرا در ~~اداره امور # ~~کشور محترم میشمردند. # دربررسی وضع ملت دراین دوره باید وضع شهرنشینان و ده نشینان راجدا گانه # ~~مورد سداقه و دقت قرار داد. PageV02P223 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0607.png) ### | فصل اول ### | نه نشیتات # ده نشینان یا کشاورزان طبقه وسیع جامعه ایرانی را تشکیل میدادند و سایر # ~~طیقات برروی آن قرار سیگرفتهاند . عقیده عموم یرآن بود که کشاورز مایه ~~امید ملت # ~~وباعث سعادت وخوشبختی اوست ودولتها نیز دریافته بودند که درآمد عمده ~~مملکت # ~~از زمین بدست میآید واگرد هقان پریشان گردد خیر وسعادت ازعامه ~~برخواهدخاست # ~~و درآمد دولت ثیز کاسته خواها شد. # با اینکه بعوجب مذهب اسلام توجه و نگهداری از رعایا از وظایف سلطان # ~~بود و میبایست سلطان برای ترقی کشور وپیشرقت کار خود در رفاه حال آنان ~~بکوشد # ~~ولی اغلب سلاطین گذشته وعمال حکومت این وظیفه را بدست قراموشی میسپردند # ~~و درصدد ترفیه حال انان نیودند وتتها وفعی بسراغ کشاورز میرفتتد که ~~میخواستتد # ~~خراج بستانند آنهم باشکنجه وعذاب. درناسهای که رشیدالدین فضل آلله به ~~طخطاخ # ~~اینجو حاکم شیراز نوشته گوید : # ازمالیاتهای بیموقعی که او میگیرد مردم شیراز شکایت کردهاتد. رشیدالدین # ~~دراین تامه او را تهدید کرده که اگر با وضع مالیات نابهنگام مردم را ~~بیازارد بسزای # ~~عمل خود خواهد رسید وضمنا فرزند خود اپرا هیم را برای رسیدگی بامور ~~ولایت فارس # ~~سیفرسته وباو مأسوریت میدهدکه بحساب سالهای گذشته متصرفان و بیتکچیان ~~برسد # ~~و مالیات مردم را طبق میزانی که از طرف دیوان سعین شامه تعیین کند و به ~~خزانه # ~~بفرستد و چنان کند که مردم راحت باشند و از هر کس چیزی بستم گرفنهاند ~~بوی # ~~باز گردانتد1 و PageV02P224 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0608.png) # دانشمندان وسیاستمداران اغلب در کتب خود دهقان را ودیعه الهی دانستە # ~~و خوشرفتاری ms384 با او را بسلطان توصیه تمودهاند . خواجه نظام الملک در ~~سیاست ناسه # ~~گوید : در انتخاب عمال خراج باید دقت کرد و سفارش سکند که مأمورین وصول # ~~سالیات باید رعیت را رعایت نمایند1 ونیز گوید اگر خللی درحال رعایا ~~حاصل شود # ~~یا در ناحیهای اندیشه کوچیدن و پرا کنده شدن بر آنان غالب آید پایاد بی ~~درنگ # ~~بتحقیق این حال پرداخت2 . # غزالی نیز در نصیحت الملوک ویرانی و زوال مملکت را بعلت ضعف ملوک و # ~~بسیب ظلم آنان میداند و آنرا سوجب بینوائی و تنگدستی کشاورزان سیشمارد ~~. او # ~~سلاطین را ازتحمیل هرنوع بالیات غیر سنصفانه برمردم برحذرسیدارد و ~~گویدشاهان # ~~و وزیران و کدخدایان باید سالیات را در سوقع سناسب واز راه سناسب و ~~بمقتضای # ~~مصالح مملکت مطالبه کنند و از بینوایان چیزی نستانند و باید آنان رعایت ~~مقام و # ~~مرتبه و شایستگی خود را یکنند تاسکنف بحفظ سنافع رعایا بشوند وسود آنها ~~را سود # ~~خود دانند تا یدین گونه در دنیا نام نیکو ودر آخرت آمرزش و خوشنودی ~~پرورد گار # ~~را بدست آورند3 . # خواجه نصیرالدین طوسی نیز دراخلاق ناصری اساس وبنیان طبقات اجتماعی # ~~زا اهل مزارعه چون برزگران و دهقانان واهل حرث وفلاحت سیداند که روزی ~~همه # ~~سردم مرتب دارند و بقای اشخاص بیمدد ایشان محال باشد4 . # محمابن محمود آملی در نقایس الفنون نیز کشاورزی را بهترین حرفه طبیعیه # ~~میداند وگوید : نظام عالم وبقای بنی آدم مربوط بآن است . PageV02P225 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0609.png) # شیخ نجم الدین رازی سؤلف کتاب مرصادالعباد من المبدأ الی المعاد معتقد # ~~است که انسان مقصود حقیقی خود را که عبارت از خدمت بخدا وخلق است ~~بوسیله # ~~کشاورزی میتواند انجام دهد1 . # با اینکه بزرگان ودانشمندان رفاه حال کشاور زان را باعث سعادت جامعه ~~میدانستند # ~~و سلاطین نیز این طبقه را منبع درآمد دولت میشمردند معذلک کشاورزان در ~~این # ~~زسان از خود مالک زمینی نبودند زیرا اراضی یا بصورت املاک خاصه وخالصه ~~و # ~~اینجو و دلای درتصرف سلاطین وافراد خاندان سلطنت ms385 و یا بنام املاک ~~دیوانی در # ~~اختیار دولت ویا باسم سلک در دست ملا کین بود . از اینجهت کشاورزان یا ~~زسین # ~~را اجاره میکردند ویا بامالک نوعی شرکت (مزارعه) داشتند ودر این شرکت ~~سهم # ~~زارع بستگی باین داشت که از عوامل زراعت (زمین. آب. تخم. گاو. کار) چند # ~~عامل را بعهده داشتند ولی اغلب شرایط تقسیم نیز رعایت نمیشد . با این ~~حال # ~~کشاورزان از درآمد ناچیز خود ناچار بودند سبالغی بطور نقد یا جنس برای ~~تأمین # ~~هزینه لشکر کشیها ومخارج سپاهیان وتهیه وسایل عیش ونوش سلاطین و بزرگان # ~~بعنوان مالیات که انواع آن قبلا گفته شد بپردازند . از این گذشته عمال ~~حکومت # ~~که بعناوین مختلف بدهات سیرفتند کشاورزان را تحت شکنجه وعذاب ~~قرارمیدادند # ~~چنانکه ایلچیان با ملازمان بیشمار خود روستائیان را وادار میکردند که ~~ساز وبرگ # ~~مورد احتیاج آنانرا فرا هم آورند با اینکه دیوان مالیات مخصوصی برای ~~پذیرائی همین # ~~ایاچیان از مردم میگرفت ودر سراسر کشور یامهائی برای تأمین نیازمندیهای ~~ایشان # ~~تأسیس کرده بود ولی بکوچکترین بهانهای ایلچیان که هریک گاهی . . 5الی. ~~100 # ~~سوار همراه داشتند بمأموریت ولایات سیرفتند و برای اینکه ازمردم اخاذی ~~نمایند # ~~عمدا آتش اختلافات محلی را دامن میزدند . # شکارچیان دربار که عدهآ زیادی از آنان در سراسر کشور پرا کنده بودند نیز ~~PageV02P226 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0610.png) # ~~یکی از عواسل بیداد گری بشمار سیآمدند زیرا وسایل معاش آنانرا ~~روستائیان فراهم # ~~سیساختند از اینجهت شاه شجاع در مرض سوت برادرش عمادالدین احمد حاکم # ~~کرمان را اززیاد بشکار رفتن سنع نمود وگفت از شکار بسیار رقتن هم رعیت ~~و هم # ~~لشکر بتنگ سیآید1 . # رسم دیگری که باعث خرابی ولایات سیشا نوشتن حواله بعهده ولایات بود . # ~~این کار که در دوره سلجوقیان نیز رواج داشت در دوره حکومت مغولان ~~بیشترسعمول # ~~شد و در نتیجه اسور مالی زیادتر مختل گردید و فساد دستگاه اداری ~~افزونتر شد و # ~~وصول کردن وجه برات مشگل ترگشت . غالبا سواجب سپاهیان را بوسیله برات ~~در # ~~شهرستانها سیپرداختند ms386 وهنگامیکه محصلان سالیات در پرداخت وجه برات ~~تأخیر # ~~میکردند سپاهیان خود بولایات سیرفتند و بزور بمطالبه وجه برات ~~مبپرداختند و باج # ~~مخصوصی هم برای چهارپایان خود میگرفتند . # عمال حکومت چنان مردم را درتحت شکنجه وعذاب قرار سیدادند که هنگامی # ~~که محصلان سالیات بدهی نزدیک سیشدند روستائیان منازل خود را ترک گفته ~~فرار # ~~اختیار سیکردند . خواجه رشیدالدین فضل الله گوید : اگر گذارکسی بدهات ~~یزد # ~~سیافتاد (البته در دوره مغولان) کسی را نمیدید تا با او سخن گوید یا ~~راه را از او # ~~بپرسد . عده کمی که دردهات سیساندند یکی را بدیده بانی سیگماشتند و ~~همینکه او # ~~نزدیک شدن کسی را خبرمیااد دهقانان در کاریزها یا درمیان ریگها پنهان ~~میشدند3 # ~~ودهقانان چنان بیچاره وتهیدست شده بودند که اگر دیوان بذری برای کشت ~~بدانان # ~~میداد بجای آنکه آنرا بکارند میخوردند4 . # چون غازان خان بتخت ایلخانی نشست برای اصلاح وضع دهقانان ابتدا ~~PageV02P227 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0611.png) # ~~محصلان جزء (متصرقان) را از حواله کردن برات برعایا منع کرد و به ~~بیتکچیان # ~~(مأموران سالیات) فرمان داد که بولایات بروند وصورتی از اسوال همه دهات ~~بردارند # ~~و تیز قرار گذاشت که مردم بدهی مالیاتی خود را دردو قسط بپردازند و در ~~بعضی # ~~نواحی مانند بغداد مالیات ارضی (خراج) را بنقد بگیرند (وجوهالعین) آنهم ~~بهتگام # ~~برداشت محصول. # رسم طرح یعنی فروش اجباری محصولات بکشاورزان بچند برابر قیمت حقیقی # ~~درموقعی که دولت غلات زاید براحتیاج درمخازن خود داشت ومیترسید که ~~خرابشود # ~~ویا خرید محصولات مورد لزوم ازکشاورزان بقیمتی کمتر از نرخ بازار دراین ~~رسان # ~~معمول بود چنانکه وصاف گوید : # مردم فارس را درقحطی سال 698 مجبور کردند گندم خویش را بطرح ازقرار # ~~خرواری * دینار بدولت بفروشد د رصورتیکه بهای آن دربازار . 3 دینار ~~بوده1 الیته # ~~این رسم تیز یکی از وسایل پریشانی کشاورز وخرابی دهات بوده است. غازان ~~خان # ~~برای اصلاح حال کشاورزان این رسم را نیز یاطل گردانید چنانچه خواجه ~~رشید الدین # ~~فضل الله گوید. دراین وقت که ممالکعمورگشته از ms387 ولایات ارتفاعی مبالغ ~~بمتصرفان # ~~باقی است (یعنی مازادی از بحصول در دست متصرفاتن است) و غله پارینه ~~جملهدر # ~~انبار سوجود تا بطرح بمردم نباید داد وهرسال که غله در رسد بتعجیل ~~نبایدفروخت # ~~که آنچه پیش از این غله نارسیده بتقدمه (پیشکی) خرج کردندی این زمان ~~همواره # ~~دیوان را یکساله ارتفاع (محصول غله) در انبار میباشد واسوال درخزانه ~~پادشاه2 . # جنگها ولشکر کشیبها نیز از علل خرابی و پریشانی مردم بود چه اسرای سپاه # ~~که بزر گترین منبع درآمدشان غنائم جنگی بود اگر نمی نوانستند بسرزمین ~~دشمن # ~~تعرض نمایند از غارت وچپاول روستائیان کشور کیسه طمع خود را پر ~~میساختند . # ~~شاه شجاع درسال 768 ه ازشاه محمود حاکم اصفهان برای ازدواج دخترش یا ~~شاه PageV02P228 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0612.png) # ~~منصور کمک سالی میطلبد ولی او جواب بپدهد که بعلت لشکر کشیهای ~~مکررخرابی # ~~تمام باصفهان راه یافته ازاینرو درخرج روزمره خود فرومانده و وچهی که ~~لایق خزانه # ~~پادشاهی باشد میسر نمیشود . این خود نمونهای از وضع مالی و کشاورزی ~~مملکت # ~~دراین دوره است که دراثر چنگ وستیز شاهزاد گان مظقری بایکدیگر حاصل شده ~~. # یکی دیگر از علل خرابی حرکت دسته جمعی قبایل وطوایف برای پیلاق و # ~~قشلاق بوده چه ایلات وعشایر دراین نقل وانتقال باتفاق گنه و دام خود ~~درحرکت # ~~سیآمدند ودر نقاطی که علوفه برای اسبان و گوسفتدان ده نشینان آماده شده ~~بود توقف # ~~میکردند ومزارع را پایمال و روستائیان را دستخوش آسیب قرار میدادند ~~ازاینجهت # ~~رشیدالدین فضل الله حرکت دسته جمعی طوایق را یکی از علل عمده خرابی ~~شمرده # ~~است 1 # بیگاری یعتی دار اجباری رعایا بنفع دولت ویامالک نیز باعث میشده که رعایا # ~~ازهستی ساقط گردند وچون برای بیگاری اغلب مردم را از راه دور سیآوردند ~~این امر # ~~سبب سیشد که از گرسنگی ویا تاتوانی درمیان راه ویا بفنگام کارجان ~~یسپارند . # در شهرها نیز بیگاری معمول بوده چناتکه ابن بطوطه گوید : شیخ ابواسحق ~~PageV02P229 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0613.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~در ساختن بنائی درشیراز مردم ms388 را به بیگاری سیگرفت واو شرح این بیگاری ~~را بتفصیل # ~~در کتاب خود آورده است1 . # نزول یا اقامت سپاهیان ومأمورین درخانه رعایا که بتر کی آنرا قنلغه ~~میگفتند # ~~نیز از وسایل خرابی و ویرانی و مانند بیگاری سختترین تحمیلی بود که به ~~رعایا و # ~~مردم شهری وارد میشد . دراین دوره مردم مچبور بودند صاحبان سناصب لشگری ~~- # ~~ایلچیان - عمال دیوان - امرا و باسقاقان و بزرگان و اطرافیان ایشانرا ~~در خانه های # ~~خودبرای مدت نامعینی پپذیرند وستزل واثاثه دراختیار ایشان یگذارند وغذا ~~ووسایل # ~~آسایش وخوشی آنانرا فراهم سازند. # تزول پیش ازمغول نیز وجود داشته2 ولی در زمان مغولان صورت فوق العاده # ~~زشتی پیدا کرده بود . # 1- سفرنامه این بطوطه ص 202 . # 2- ابن الاثیر جلد 11 ص 180 دربارهآ گفتگوی عبدالله بن طاهر با روستائی - ~~راحة - # ~~الصدور راوندی ص 33 . # محمدبن ابراهیم مؤلف تاریخ کرمان نیز دربارهآ معایب نزول حکایتی آورده که ~~چنین # ~~است . درسال 78، درود گری درسرای شهر کار میکرد وشا گردی با وی که ~~باولاد تر کان # ~~شباهتی داشت سلک توران شاه از درود گر پرسید که این کودک ترک زاده است ~~؟ درود گر # ~~گفت این سسأله حق تعالی از تو پرسد. سادر این پسر میگوید که از سن آسده ~~است ترکی # ~~درخانه من بحکم نزول ساکن است لابد جواب این ترا باید داد (وآنوقت مقام ~~لشکری در # ~~شهر بود و ربض هنوز نساخته) ملک توران شاه را سخن درود کر بآتش قلق ~~واضطراب نشانده # ~~دیله دلش را از دود اتدوه تیره گسردانیله حالی فرمود تا سهثلسین ولایت ~~و استادان بنا را # ~~حاضر کردند ودر ربض پیرو شهر بنای سرای خویش فرسود ودر جنب سرای مسجد ~~چامع و # ~~مدرسه وخاتهاه وبیمارسات وکرتهبه و اوقاف سمرف بانها داد وفرمود تا ~~امراء دولت وصدور # ~~حضرت ومعارف ووتیفمه در ربعق سرک متحتند وچون مکالمه درود گر وملک روز ~~سهشنبه # ~~بود وهمان رورب عمارت سدن ممه بهرمحمه سه شنبهی) معروف گردید وحال ~~التحریر اگر # ~~چه ویران ms389 است اسا بهمان اسم شهور است ص 27 . PageV02P230 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0614.png) # خواجه رشیدالدین فضل الله در معایب نزول چنین گوید . وهر باسقلق که # ~~بولایتی میرقت کمینه صدخانه سردم میبرد وتماست درخانه های ارباب و رعیت ~~فرود # ~~میآمدند . سبیض این کتاب سیارک واقق امت که چون طغای پسر یسودر را ~~ازشحنگی # ~~یزد معزول کردند و کسان اوبیرون سیرفتتد احتیاطرفت ودرهفتصدواند خانه ~~ستعلقان # ~~ایشان نشسته بودند و یالضروره بهترین خانها پیوسته نزول خانه ایلچیان ~~وشحنگان # ~~میبود و چنان شد که کسی خاته نمی یارست ساخت و آنها که ساخته بودند ~~گورخانه # ~~سیکردند واسم رباط و مدرسه برآن میانداختند معهذا فایده نمیداد و ~~بسیاری ازسردم # ~~در خانه ها باطل کردند و در زیرزمین درهای دشوار یساختند تا باشد که ~~اختیار # ~~تکنتد و همچنان دیوار سیشکافتند و فرود میآمدند و ایلچیان چهارپایان را ~~بچربیان # ~~سبردندی وایشان کمسی سیفرستادثد تا دیوار باغات سردم خراب میکردند ~~وچهارپایان # ~~در آنجا میکردند و همان روز که ایلچی از خانه یرنشستی یکی دیگر قرود ~~آوردندی # ~~چه همواره متواتر مبرسیدند و در هرمحله که ایلچی قرود آسدی خلق آنچا ~~بیکبارگی # ~~در زحمت وعداب میافتادند چه غلامان ونوکران ایشان از بام و در خانه های # ~~همسایگان درسیرقتند و چیزها که میدیدند پرمیگرفتند وکیوتر و مرغان ~~ایشان را به # ~~تیر سیزدند و یسیار بود که تیر باطفال مردم آمدی و هرچه از ما کول و ~~مشروب و # ~~جنس علف چها رپا مییافتندی ازآن هرآفریده که یودی ربودندی و خلایق در ~~آن # ~~زحمت گرفتار و هرچند فریاد و فغان میداشتند هیچ آفریدهای از امرا و ~~وزرا و حکام # ~~بقریاد تمیرسید1 . # تجاوز یتاموس مردم بهنگام نزول و اقاست دولتیان بحدی بود که کدخدای # ~~پیری بدیوان شکایت یرده گفت تا چند سال دیگر در این شهر یک بچه حلال ~~زاده PageV02P231 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0615.png) # ~~بدست نمیآید وتمامت ترک زاده ویکدش یاشند2 . غازان خان حق تزول را لغو ~~کرد # ~~اما در اسان ابوسعید بجددأ متداول گشت # عدم علاقه رؤسای ms390 قبایل پسرتوشت ساکثین اراضی که بملکیت او داده شده # ~~یودنیز وسیله ای برای خرابی بود چه آنان که مردمانی دوچ نشین وخانه ~~بدوش بودند # ~~هیچگاه سعی نمیکردند در ملک مورد تصرفشان زراعت رونق یاید بلکه منظور ~~آنان # ~~استفاده ازمنافع ملکث بود بهرصورتی که ممکن میشد. بعلاوه رؤسای قبایل ~~درروستاها # ~~زندگی نعیکردند بلکه درقرارگاه خان ویا درسیدان جنگ و یا در پیلاق و ~~قشلاق # ~~با قبیله خود بسرسپردید. # وضع دهنشینان درقلمرو دولت آل مظفر واوضاع مالی این نواحی دراین دوره - # ~~بنظر میرسید که فارس در زمان اتابکان سخصوصا هنگام حکومت اتابک ~~ابوبکربن # ~~سعد (023-058) آبادتر بوده زیرا بنابگفتهآ مؤلف تاریخ وصاف ازقوانین ~~دیوان # ~~و قبجور هنوز خیری نبود ومالیات سدس وعشر معمول نگردیده و اگر آب و ~~زمین و # ~~بذر ازدیوان مقررسیشد نصف درآسد سال زارع بود والاکشاورز اصلا چیزی ~~نمیپرداخت # ~~وعواید ومنافع مال مالک زمین بود . أما چون مغولان برایران مسلط ~~شدندتوقعات # ~~ابرا وخواتین و اخراجات ایشان بیشتر از درآمد ملک بود یعلاوه مواچب ~~لشکر و # ~~سخارج دستگاه سلطنت نیز بدان اضافه سیگردید از اینرو اتایک باخواص خود ~~پمشاوره # ~~پرداخت. عمادالدین سیراثی که سنصب انشاء داشت گفت در سوقع خرورت ازروی # ~~شرع ازاغنیاء واربابثروت بهر وجه (لطفا یا عنفا) سیتوان استمداد کرد پس ~~قوانینی # ~~وضع کرد که بموجب آن از انواع قماشات واحشام واغنام (اسپ - شتر- ~~گوسفند- # ~~خر و گاو) عشر گرفته میشد واز اراضی که از رودخانه آب سیخورد نصف درآمد ~~PageV02P232 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0616.png) # ~~وصول میشد واز اسلاک صاحبان اراضی وهمچنین قنوات وطواحین و دوالیپ (چرخ # ~~آب کشی) و بساتین به نسبت اشخاص و برحسب موقع زمین ربع یا خمس یا سدس # ~~و یا عشر حاصل سیکردند و از درختان بارور و زسینهای مزروع برحسب مساحت ~~و # ~~تخمین سیوه بر درخت و کشت بر زمین حقوق دیوانی سیگرفتند . چون رعایا ~~وصاحبان # ~~اسلاک به پرداخت سالیات مقرر قاد رنبودند بتدریج اراضی واسلاک آنان ~~بتصرف دیوان # ~~درمیآمد مخصوصا املاک سادات شیراز ضبط دیوان سیشد ms391 چه اتابک ابوبکر ~~نگران # ~~بود که اگر سادات دارای مال وثروت ومکنت شوند ممکن است هوس سلطنت کنند # ~~وفارس را از تصرف او خارج سازند پس فرمان داد که قاضی سجدالدین اسماعیل # ~~بو کالت از طرف او در کیفیت اسلاک تفحص کند و هرملکی که تاریخ انتقال ~~آن از # ~~.ه سال متجاوز باشد آن را در تملک صاحبش باقی گذارد والا سلک را از ~~تصرف # ~~صاحب آن بدر آورد1. # در زسان حکوست ابش خاتون فارس بکلی بتصرف حکام مغول درآمد وروبخرابی # ~~و ویرانی رفت . تنزل کشاورزی را دراین زمان ازگفته مؤلف تاریخ وصاف در ~~بارهٔ‌ # ~~حاصل ولایت کربال بخوبیمیتوان دریافت او گوید: حاصل ولایت کربال (که ~~یکی # ~~از حاصل خیزترین نواحی فارس بوده و از آب رود کر که سد بزرگ بند امیر ~~برآن # ~~بسته شده بود مشروب میشد) در زمان عضا الدوله دیلمی هفتصد هزار خروار ~~بوده # ~~ولی در زمان اتایک سعدبن زنگی به سیصدهزار خروار (یعنی کمتر از نصف) ~~تقلیل # ~~یافت و در زمان سغولان خراج کربال از دلای و اینجو و خالصات واربابی ~~چهل و # ~~دوهزار خروار بوده و گوید در سراسر فارس و نواحی تابع شیراز نیز وضع ~~چنین بوده # ~~است2 . در این زمان قسمتهای بیشتر فارس بعلت حاصلخیزیاش در اینجوی ~~سلطان # ~~قرار داشت و وزرا و بزرگان دولت در سایر ایالات ایران برای خود املاک ~~وسیعی PageV02P233 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0617.png) # ~~فراهم ساخته بودند چنانچه فسمت بیشتر خوزستان بخواجه رشید الدین فضل ~~الله وزیر # ~~تعلق داشت واو در باب آیادی این ولایت و رعایت جانب رعایا به سراج ~~الدین # ~~دزفولی عاسل خود دستوراتی داده و نوشته است که خوزستان در گذشته آیاد ~~بود و # ~~او نیز ه سال است که با صرف مال و بذل کوشش در آبادی خوزستان سعی کرده ~~و # ~~هقتادتومان خرجبند (جفت گاو) وافزار کشاورزی وتخم ومساعده (تقاوی ~~ومأکله) # ~~برعایا کرده و دویست جفت گاو درملکی که درا هواز داشته یکار انداخته ~~غیرازعده # ~~چفتهائی که ms392 برزگران براساس مزارعه در زمینهای خود بکار انداختهاند ~~ومینویسد. # ~~از وقتی که اکثر قراء خوزستان پقید ملکیت آو درآمده است یعضی از آن ~~اسلاک را # ~~خریده وبعضی را که خراب وبایر یوده احیا کرده وعمال او در آن ناحیه ~~قسمت اعظم # ~~محصول را صرف پرداخت دستمزد وسخارج سد سازی و تنقیه قنوات کرده ودا ~~پرعایا # ~~مسأعده واجرت دشتبانی داده1 . در این نامه خواجه رشیدالدین بسراجالدین ~~دستور # ~~داده که ه هزار تخل خرما از حویزه آورده در قراء خوزستان بکارد و ده ~~نفر دهقان # ~~جلد کاردان جهت نشاندن درختان بیاورد وبرای ایشان (حصاری) بسازد تا ~~درآنجا # ~~ساکن گردند وهرسال مبلغ . .1 دینار و هرروز یک من نان معین گرداندتا ~~هنگامی # ~~که درختان ونخلها با رورگردد پس از آن هرسال هر یکیرا یک خروارگتدم ویک # ~~خروار جو بدهد و از حاصل آنجا سهدینار ازهر ده دینار نقد و سه من از ده ~~من جنس # ~~بعنوان حق الزحمه (حق السعی) پایشان بدهد2 . # در دورهآ حکومت غازان خان شهرهای خوزستان أز تمغا (مالیات برصنعتگران # ~~و بازرگانان) معاف بود زیرا او می خواست شهرهای خوزستان را که خراب شده ~~بود # ~~دوپاره آباد سازد . # خراج اراضی در خوزستان فقط بجنس وبصورت مقاصه یعنی سهم معینی از # ~~محصول و باین ترتیب دریافت میشد . PageV02P234 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0618.png) # 1- از اراضی اربابی از هرده جریپ یک جریب1 . # 2 - از اراضی دیوانی ازهر ده جریب شش جریب . # از درختان عشر محصول بجنس دریافت سیشد . جمع کل محصول خوزستان # ~~بنا به گفته خواجه حمدالله سستوفی در نزهت القلوب .. .325 دیناریوده2 . # خواجه رشیدالدین فضل الله در نامه دیگری که به پسرش شهابالدین حاکم # ~~تستر ( شوشتر) و اهواز نوشته باو توصیه میکند که برای چمع آوری خواج ~~عاسلان # ~~عادل وامین وکاقی و آشنا بمحیط انتخاب کند و نیز سفارش سینماید که عاسل ~~باید # ~~سیر و باثروت وهمت باشد زیرا اینگونه کسان مردم را از مال خود محروم ~~نمیکنخد3 # ~~عاسل باید با مروت باشد و بزرگزاد ms393 گان را حمایت کتد و اسباب معاش آنان ~~را # ~~فراهم سازد و اسلاک ایشان را از مالیات معاف دارد وخود بمواجب و اقطاعی ~~که # ~~دیوان برای او مقرر کرده قتاعت کند4 . # درنامه دیگری که خواجه رشید الدین فضل الله بعنوان مولانا صدرالدین تر که # ~~عامل اصفهان توشته مقرر کرده که مردم اصفهان از زمین مزروعی ده یک واز ~~تمغا # ~~ییست یک و از گوسفند و بز نیم طسوج واز هر گاو یک طسوج واز هر اسب ~~دوطسوج # ~~و آز هرشتر سه طسوج بپردازند و املاک مردم را از مالیات زاید مثل قلان ~~و قبچور # ~~معاف کرده وعوارض چوب وصابون ومیوه وقماش ومانند اینها را که ازمردم ~~اصفهان # ~~وصول میشد بکلی لغو کرده است5. # بطور کلی میتوان از آغاز حمله مغولان بایران تا هجوم امیرتیمور وپایان ~~دوره # ~~فترت سه موحله درتاریخ اقتصادی ایران تشخیص داد . # 3_ ماتیب (تسیدی صفخا118 و119 . # 4- همان کتاب ص 119. PageV02P235 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0619.png) # مرحله اول ازسال 17» تا سال 689 _ دراین مرحله اقتصاد پانحطاط رسید # ~~وفساد دستگاه دولت ثمایانتر شد وجمعیت مملکت تقلیل پافت زیرا جمعی کشته ~~شدند # ~~ویا ترک وطن گفتند . طوایف مختلف مغول مانند اویرات وسولدوز و با یائوت ~~(بیات) # ~~وجلایر و کرائیت درنقاط مختلف کشور سکونت اختیار کردند و بخش داسداری ~~را # ~~تقویت نمودند واراضی مجددا بین فاتحان و مالکان جدید تقسیم گردید و ~~دزدی و # ~~غارت بدست قبایل صحراگرد رواج یافت وبار خراج وعوارض بعلت جنگهای # ~~ایلتانان با دولت معر در سوریه وشام در زبان سلطنت هالاکوخسان و ~~اباقاخان # ~~سنگین تر شد و سوء استفاده از کشاورزان افزایش یافت. # مرحله دوم ازسال 89* تا سال «3، - دراین دوره کشاورزی تاحدی براثر # ~~اصلاحات غازان خان که تا اندازهای سنن سملکتداری ایرانیان را پذیرقته ~~بود ترقی # ~~کرد . دراین سرحله ومرحله بعدی زمین داری خصوصی افزایش یافت وموارد ~~معافیت # ~~از مالیات بیشتر شد . در این مرحله غازان خان برای جلو گیری از سقوط ~~کشور با # ~~بزرگان ایران اعم از اهل ms394 قلم و روحانیان روابط نزد یکتری برقرارکرد و ~~مذهب # ~~اسلام پذیرفت واین مذهب را پس از . سال دین رسمی ودولتی اعلام کرد . # ~~او اصلاحات خود را بیاری خواجه رشیدالدین قضل الله عملی ساخت . # مرحله سوم ازسال * 3 تا 782 است - خصوصیات این سرحله عبارت بود # ~~ازچنگهای خانگی و مبارزه دستجات وطوایف مختلف در اطراف مملکت برای کسب # ~~قدرت وقیامهای ملی که بانقراض کامل دولت مغول منجر شد1 دراین مرحله وضع # ~~اقتصادی و زسین داری بعلت عدم ثبأت وضع دولتها و جنگ وجدال واغتشاش ~~وهرج # ~~ومرج در سرتاسر ایران حالت ثابت و روشنی داشت. مجددا نفود یزرگان ~~صحرانشین # ~~افزایش یافت ومالیاتها اضافه شد وحکام بظلم وستگری پرداختند چنانکه ~~مظالم # ~~ملک اشرف چوپانی حاکم آذربایجان واران و برادر وجانشین شیخ حسن کوچک ~~PageV02P236 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0620.png) # ~~وهمچنین ستمگری های امیران اویرات از خاندان جانی قریانی مشهور است1 . ~~مک # ~~غیاثالدین حسین کرت نیز بظلم وستم سعروف بود . # اما سلاطین آل مظقر که تا اندازهای عدل و داد میکردند باین جهت توانستند # ~~تاحدی بآبادی جنوب ایران بپردازند اقدامات امیرمبارزالدین محمد مظفر و ~~دیگر # ~~شا هزاد گان وخوانین مظفری درایجاد دهاتی دراطراف پزد وجاری ساختن ~~قناتهائی # ~~در این شهر نمونه ای از توجه آنان بآبادی کشور است. سؤلف تاریخ جدید ~~یزد در # ~~بارهآ آبادی این شهر گوید : # «معموری ولایت بمرتبهای رسیده بود که مردم دهاقین را عواسمل کارنفرمودی # ~~(یعنی وسایل زراعت بدهقان نمیدادند) و غله و پنبه ومیوه که بشهر ~~آوردندی همه # ~~براسب و استرها بار کردندی وجامههای زیبا از دیبا وقصب پوشیدندی و ~~مرغهای # ~~فریه با برنج درمیان شیر جوشیاندی2 . # محصولات کشاورزی - از قلمرو دولت آل سظفر فارس وکرمان را ازنظر آب # ~~و هوا بدوناحیه گرسسیروسرد سیرقسمت کردهاند . سراسر خوزستان نیز ~~درناحیه گرمسیری # ~~قرار داشت . نواحی یزد واصفهان جزء سرد سیر بودند . # محصولات نواحی گرمسیر با سرد سیر تفاوت فراوان داشت. درنواحی گرمسیر # ~~خرما و نیشکر مخصوصا در خوزستان بحد وفور بعمل میآمد چنانکه حمدالله ~~مستوفی ms395 # ~~گوید : شکر تمام ایران وبین النهرین ویمن محصول خوزستان است . # شهرهائی که بنا بگفته حمدالله مستوفی مر کز کشت نیشکر بود عبارتند از : # ~~تستر (شوشتر) - جندی شاپور - حویزه - راسهرمز مخصوصا شوشتر که سرزمین ~~نیشکر # ~~بود وشکر بمقدار زیاد از آنجا بخارج صادر میشد3 . PageV02P237 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0621.png) # درنواحی گرمسیری فارس و کرمان مرکبات مانند نارنج و ترنج بعمل میانلد # ~~خرما نیز حاصل میشد . # محصول عمده نواحی سرد سیر عبارت بود از غله ومیوه مانند انگور وسیب # ~~(در اصطخر یکنوع سیب شیرین بعمل میآمد که معروف بود) - گردو - بادام - ~~انار # ~~که در بیشتر شهرها کاشته میشد و نیز پنبه در خنیفقان (شمال فیروز آباد) ~~لاغر و # ~~کهرجان وماندستان (بیابانی سی فرسنگ در سی فرسنگ برساحل خلیج فارس)- ~~ابرقوه # ~~جهرم - ایگ - لار- زراعت میشد . درخوزستان پنبه در شهرهای شوشتر و ~~حویزه و # ~~رامهرمز بعمل میآمد1 . # کتان در ریشهر- مهروبان - سینیز - زراعت میشد. # از خمایجان و دیه علی که هوای سرد دارند عسل به مقدار فراوان به عمل # ~~میآسد. # درارجان (نزدیک بهبهان حالیه) دوشاب ساخته میشد که په اطرافمیبردند. # محصول دیگر فارس عطریات بود مخصوصا عطر گل سرخ که در فیروز آباد # ~~گرفته میشد وبحجاز و یمن وشام ومصر ومغرب وهند وخراسان میبردتد2 . # در فیروز آباد علاوه بر گلاب عرق طلعانه و قیصوم و زعفران و سوسن و بید # ~~تهیه وصادر سیشد. در شاپور نیز انواع عطریات سانند عطر ینفشه ونیلوفر ~~ونر گس و # ~~کارده و سوسن و زنیق ومورد وسرزنجوش و بادرنگ و بها رنارنج میگرفتند ~~وبخارج # ~~کشور صادر میکردند. # دیگر از کالاهای معروف شنگرف بود که در رنگ آمیزی مخصوصا تذهیب # ~~کتاب از آن استفاده سیکردند و آن در طارم فارس از کرمی بدست میآمد و ~~بنا پگفتهآ # ~~استخری گرفتن شنگرف ازکرم مذکور در اسفند ماه هرسال انجام میگرفت. PageV02P238 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0622.png) # در اطراف بندر هرموز ارزن میکاشتند ودر ناحیه مغون وولاشگرد تا هرموز # ~~نیل وزیره زراعت میشد ونیل را بفارس صادر مهکردند. # در مکران سوز- انبه - نیل ms396 - تمبر - حنا - روناس کاشته میشد. # محصول اصفهان غله بود که نرخ آن بنا بگفتهآ مؤلف نزهت القلوب همیشه # ~~درحال اعتدال بود اما میوه فراوان وارزان بود ومیوههای اصفهان را تا ~~هند و روم # ~~ای بردند1 . PageV02P239 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0623.png) ### | فصل دو5آ # شهر نشینان # سا کنین شهرها را عمال و کارکتان دولت و کسبه وبازرگانان وصاحبان پیشه # ~~وهنر تشکیل میدادند که در کنار هم و باهم زند گی مینمودند. # شهرها دراین دوره یا اینکه بوسیله باروئی محکم وخندقی که در پای آن # ~~حفر سیشد محافظت میگردید معذلک اغلب مورد تعرض قرار سیگرفت زیرا ~~سهاجمین # ~~با تصرف مرا کز حکومت میتوانستند دولتی را سرنگون سازند و مقدرآت کشوری ~~را # ~~یدست گیرند از اینجهت همیشه ساکنین شهرها در معرض تهاجم طوایف متخاصم # ~~بودند واز این راه صدسات زیادی را متحمل سیشدند چه معکن بود شهرها ~~درسقابل # ~~دشمن پایداری کنند ودر نتیجه تحط وغلا و برائر آن بیماریهای مسری ظهور ~~کند و # ~~جمع کییری را از بین ببرد وبا شهر بدست دشمن بیفتد و بقتل وغارت یرود . ~~نظیر # ~~این وقایع در تاریخ این دوره بسیار مشاهده شده است . شهرهای کرمان در ~~دوره # ~~قراختائیان و نیز درزسان حکومت آل مظفر سرنوشتی اسفانگیز داشتند . ~~شهرهای # ~~فارس وهمچنین یزد واصفهان نیز بعلت جنگهائی که بین شیخ ابواسحق ایتجو ~~وامیر # ~~مبارزالدین محمد مظفری و نیز بین سلاطین وحکام آل مظفر دائما برقرار ~~بود مورد # ~~تهاجم قرار میگرفت وجان ومال ساکنین آن درمعرض تلف میافتاد که درتاریخ ~~سیاسی # ~~از آن بتفصهل صحبت شده است . # ساکنین شهرها از تعدی مأمورین مالیات نیز معاف نبودند زیرا از کسیه و # ~~پیشهوران مالیاتی بنام تمغا گرفته مپشد و تیز مالیات وعوارض دیگری ~~مانند رسوم # ~~شحنگی و داروغگی وغیره ازشهریان دریافت میگردید. # نزول یا اقامت سپاهیان درشهرها وسکونت آنان درخانه های سردم یکی دیگر ~~PageV02P240 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0624.png) # ~~از وسایل فساد وخرابی شهرها بود که از آن قبلا بتفصیل گفتگو شده است. ~~تجاوز # ~~بناموس مردم ازطرف سپاهیان گاهی ms397 موجب قیام عمومی برعلیه متجاوزین ~~میگردید. # ~~شورش مردم اصفهان درسال 789 برعلیه سپاهیان امیرتیمور که موجب قتل عام # ~~گردید همین علت را داشته. # وجود عمال دولت و بزرگان نشکر و کارکنان حکومت درشهرها که از راه # ~~چپاول کشاورزان وغارت مردم چه در زمان جنگ وچه در زمان صلح ثروتی ~~اندوخته # ~~ومکنتی فراهم ساخته و باقتضای زندگی پوتجمل خود بعیتی وعشرت پرداخته ~~ودر # ~~متجلاب فساد که لازمه چنین زند گی است قرورفته بودنا. نیز از علل خرایی ~~وقساد # ~~اجتماعی در شهرها بود - سختگیریهای امیر مبارزالدین بحمد را در رعایت ~~قوانین # ~~مذهبی ووادار ساختن مردم بآنجام عبادات وترک محرمات میتوان عکس العمل # ~~فساد وخرابی وضع اجتماعی واخلاقی دوران ایلخانان دانست چه او که خود در # ~~دستگاه ایاخانان مغول بزرگ شده بود و بوضع اخلاقی بزرگان این دولت ~~آشنائسی # ~~کاملی داشت صلاح جاسعه را درآن دانست که مردم دست توسل بدامن دین زنند # ~~و دامن خود را از آلود گیها پاک سازند. # با اینکه ساکنین شهرها بعللی که گفته شد زند گی خوش و مرفه نداشتند و # ~~زند گی شهری رو به قهقرا سیرفت با اینحال شهرها محل تجلی ذوق و هنر ~~ایرانی و # ~~جایگاه پرورش بزرگان علم و ادب بوده است. # سا کنین شهرها را میتوان بدودسته قسمت کرد : # 1- کسیه و یازرگانان # ه- پیشه وران و صنعتگران . # البته غیر ازاین دودسته بطوریکه قبلا نیز گفته شد عمال و کارکنان دولت # ~~و اطرافیان شاه وحکما وعلما و ادبا وشعرا و روحانیان که خود دستجات جدا ~~گانهای # ~~را تشکیل میدادند ساکن بودند . از این میان وضع عمال دولت واطرافیان ~~شاه قبلا3 # ~~گفته شده وشرح حال حکما و ادبا وشعرا و روحانیان نیز بموقع خود گفته ~~خواهد ثد. PageV02P241 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0625.png) # کسبه و بازرگانان - کسب وتجارت بستگی کاملی با کشاورزی داشت چهاگر # ~~حاصل زمین خوب وفراوان بود کشاورز از فروش محصول زاید خود قارت خرید # ~~مییافت و ببازار روی میآورد و یکسب وتجارت رونق میبخشید ودر نتیجه ms398 ~~بازرگانان # ~~با صدور محصولات داخلی بتوسعه کشاورزی کمک میکردند و با وارد کردن ~~امتعه # ~~خارجی ما یحتاج آنانرا در دسترسشان میگذاشتند. # ایالات جنوبی ایران یعنی کرمان وفارس وخوزستان یا قلمرو دولت آل مظفر # ~~بعلت واقع شدن درکنار دریای عمان و خلیجفارس وداشتن راه دریائی به ~~ممالک # ~~مجاور جنوبی سخصوصا هندوستان همیشه دارای تجارتی پر رونق بود1 و مردمی # ~~متمول وثروتمند داشت2 و بنادر آن محل رفت وآمد کشتیهای تجارتی بود. # بنادر ومرا کز تجارتی کرمان وفارس وخوزستان عبارت بودند از : # 1- بندر تیز یا طیس - که مهمترین مر کز بازرگانی مکران بود . چون درقرن # ~~ششم بعلت شرارت طوایف کوچ و بلوچ راه هرموز ناامن گردید قوافل تجارتی ~~بدین # ~~بندر روی آوردند . این بندر محل خرید و فروش شکر ایالت سکران وشاید محل # ~~داد وستد گندم سیستان بوده. مقدسی دربارهآ این بندرگوید نخیلات بسیار و ~~کاروان- # ~~سراهای خوب ومسجد جامع زیبائی دارد . اهل آنجا ازملتهای مختلف هستند و # ~~بندری مشهور است. PageV02P242 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0626.png) ### | سرسیشان # مؤلف عقدالعلی گوید : از آنجا مال های واقر از عشور تجار و اجرت سفاین # ~~بخزاین پادشاه برسد واهل هند وسند وحبشه وزنچ ومصر و دیار عرب از عمان ~~و # ~~بحرین را فرضه آنجاست و هر مشگ وعتیر ونیل و بقم وعقاقیر هندی و پرده ~~هندی # ~~و حبشی و زنگی ومخملهای لطیف و وسادههای پرآگین و قوطه های دیبلی و ~~امثال # ~~این طوایف که درجهان است از این ثغر برند1 . # 3 - شهر جیرفت ( قماین) - بنابگفتهآ این حوقل در قرن چهارم تجارتخانه # ~~خراسان وسیستان بود. در تزدیکی دروازه جیرقت و برسر راه هرموز محلی بود ~~بنام # ~~قمادین که مر کز بارزگانان رومیوهندی بود محمدین ابراهیم درتاریخ کرمان ~~گوید: # ~~کالاهای پرقیمت چین و ماوراء النهر وختا وهندوستان وخراسان و زنگبار ~~وحبشه و # ~~مصر ویونان وعراق وآذربایجان همه برای فروش در انیار قمادین موجود بود ~~. # ~~از این گفته اهمیت تجارتی قمادین یخوبی سعلوم میگردد . # البته اهمیت تجارتی قماد بن بعلت وجود بثدر هرموز ms399 بوده و پنظر می رسا که # ~~تجار خارجی بعلت گرمای فوق العاده بتدر هرموز محل اقاست خود را در این ~~محل # ~~قرار دادهاند. # قمادین را سار کوپولو درسفرنامه خود کمادی2 ضبط کرده ودر زسان اوقمادین # ~~ارزش تجارتی خود را از دست داده بود زیرا سینویسد «سابقا محلی بزرگ ~~ومهم بوده # ~~ولی بعلت لشکر کشیهای مغولان وضع محقری پیدا کرده». # 3 - نرساشیر - در قرن چهارم هجری مر کز تجارت بوده بازرگاثان از مردم # ~~خراسان دراین شهر اقامت داشتند و با عمان داد وستد میکردند . این شهر ~~درسر راه # ~~سیستان قرار داشت ازاینرو بازاری برای کالای هند محسوب میشد . # 4- بندر هرسوز- برسر راه بندر سیراف به دیبل ودرکنار رود میناب قرارداشت # ~~و راه تجارت ایران بهند وچین بوده وحکام آن که تاحدی استقلال داشتند از ~~اواخر PageV02P243 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0627.png) # ~~قرن چهارم هجری دراین بندر سلسله حکومتی تشکیل داده بودند و درحدود . ~~.7 # ~~هجری بعلت هجوم مغولان جغتائی ساکن ماوراءالنهر بجزیره جرون نقل مکان ~~کرده # ~~موقعیت تجارتی یافت تااینکه درسال 913ه بدست پرتقالیها افتاد ودرسال ~~1031 # ~~شاه عباس بحکومت آنان دراین جزیره پایان داد1 . # 5 - بندر سیراف - درقرن سوم هجری از بنادر سعروف وواسطه تجارت بین # ~~ایران وهند وچین بوده ودر زمان آل بویه سخصوصا هنگام سلطنت عضدالدوله ~~دیلمی # ~~رونق بیشتری داشت اما پس از او این بندر از اهمیت افتاد تا اینکه ~~عمادالدوله # ~~توران شاه (477- .49) پادشاه سلجوقی کرمان جزیره کیش را بجای سیراف ~~مرکز # ~~تجارت ساخت . آثار خرابههای آن امروزه در دومیلی بندر طاهری نمایان ~~است. # - جزیره کیش - از اواخر قرن پنجم ه بجای سیراف مر کز تجارت شد. در # ~~این جزیره نیز امرائی حکومت داشتند که دائما برسر تصرف جزایر و سواحل ~~شرقی # ~~خلیج فارس با ملوک هرموز در زد وخورد بودند. # 7- جنابه یا گناوه - در ، ه فرسخی سیراف و در یک کیلومتری دریا در زمین # ~~مسطحی قرار داشت وخرابه های آن امروزه درمغرب قصبه گناوه کنونی است. # 8 - سینیز - در کنا ر ms400 خلیج سینیز واقع بود که اکنون بنام قریه حصار ~~نامیده # ~~میشود . اصطخری گوید این شهر از مهروبان بزرگتر است و در کنار خوری ~~واقع # ~~است که تا دریا نیم فرسخ فاصله دارد2 . بنابنوشتهآ مقدسی در احسن ~~التقاسیم قرمطیان # ~~دراوایل قرن چهارم هجری یعنی درسال 321 سینیز را گرفتند ومردم آنرا ~~کشتند و # ~~شهر را چنان خراب کردند که جزاند کی از آن باقی نماند. ولی ابن بلخی ~~درفارس- # ~~نامه3 سینیز را شهری آبادان گفته واز پارچه های آن تعریف نموده است. PageV02P244 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0628.png) # 0- بندر مهروبان - درساحل دریا بین عبادان و سیراف قرارداشت و آن بندر # ~~کوره ارجان محسوب سیشد و درقرن چهارم هجری آباد بود و در سال 443 ه که # ~~ناصرخسرو این بندر را دیده آنرا چنین تعریف میکند . «شهری بزرگ است ~~برلب # ~~دریا نهاده برجانب شرقی و بازاری بزرگ دارد وجامعی نیکو اما آب ایشان ~~ازباران # ~~بود وغیر ازآب باران چاه وکاریز نبود که آب شیرین دهد . ایشان را حوض ~~ها و # ~~آبگیرها بود که هر گز تنگی آب نبود و در آنجا سه کاروانسرای بزرگ ~~ساختهاند # ~~هریک از آن چون حصاری است محکم وعالی ودر مسجد آدینه آنجا نام یعقوبلیث # ~~دیدم » . آثار خرایه های این بندر در یک فرسخی شمال بندر دیلم و در مصب ~~رود # ~~هندیان است : # 10 - لار نیز ازمرا کز تجارت فا رس بوده و بنابگفتهآ حمدالله مستوفی مردم ~~آنجا # ~~بیشتر تاجر پیشه بودند . # 11- درکازرون و فسا نیز بازرگانی رونقی داشته اصطخری گوید : مردمان # ~~کازرون و پسا برخشگ بازرگانی کنند و ایشان را از آن روزی است ومردمانی ~~صبور # ~~باشند برغربت و برجمع مال حریص1 . # 12_ درخوزستان مرا کزتجارتی عبارت بود ازاهواز که مقدسی آنجارا انبار ~~بصره # ~~مینامد و گوید : کالاهائی که از هرطرف باهواز فرستاده میشود پیش از حمل ~~ببصره # ~~در آنجا جمع میگردد . # در جنوب اهواز سوق الاربعا (چهارشنبه بازار) قرار داشت که در واقع مرکز # ~~کسب و تجارت هفتگی بود . # شوشتر و ms401 رامهرمز نیز دارای بازارهای باشکوهی بودهاند و بنا بگفتهآ مقدسی # ~~بازارهای رامهرمز شامل د کانهای بزازی و عطرفروشی و حصیر بافی بوده و ~~درهائی # ~~داشته که هرشب بسته میشده است2 . PageV02P245 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0629.png) # 13- اصفهان - مر کز تجارت بوده وبازارهای بسیار داشت. ناصرخسرو گوید. # ~~« بازارهای بسیار دیدم از آن صرافان که اندر او دویست مرد صراف بود و ~~هربازاری # ~~را دربندی و دروازهای. کا روانسراهای پا کیزه بود . ودرهریک بیاعان ~~وحجرهداران # ~~بسیارنشسته واین کاروان که سا باایشان همراه بود یم هزار وسیصد خروار ~~بارداشت # ~~که در آن شهر رفتیم هیچ بازدید نیامد که چگونه فرود آمدند که هیچ ~~جاتنگی موضع # ~~نبود ونه تعذر مقام وعلوفه1 . # 14 - یزد نیز از مراکز بازرگانی بوده از حکایتی که صاحب جامع مفیدی # ~~آورده چنین برمیآید که تجار ابریشم استرآباد را باین شهر برای فروش ~~میآوردند2 . # ~~از بازارهائی که آل مظفر دراین شهر ساختهاند رونق کسب و کار آن معلوم ~~میگردد # ~~مؤلف نزهت القلوب پیشهوران و دستکاران یزد را نیکومرد مینامد3 . # واردات ایران - واردات ایران دراین دوره عبارت بود از: پارچه های ابریشمی # ~~ظروف چینی - کاغذ - مرکب - زین اسب - نمد - دارچین - ریوند چینی ( نوعی # ~~دارو است) طاوس : ازچین # حیواناتی مانتد ببر. پلتگ - فیل و پوست آنها وبوقلمون - یاقوت (مخصوصا # ~~از سیلان) صندل سفید - آبنوس - نارگیل - فلفل - عاج: ازهند # زرافه - کندر - مرسکی - بردیمانی: ازیمن # زبرجد - عاج - چوب ساج - میخک : از افریقای شرقی # صادرات ایران - عبارت بود از : زیره - بذرکتان - گلاب واقسام عطریات - # ~~انواع پارچه - اقسام شراب - شیشه - خشگبار - سرب - خاک سرخ - گل سیرافی ~~: # ~~از فارس # شکر- قند - نبات - دیبا - خز (ابریشم خام) - خرما و دوشاب - پردههای ~~PageV02P246 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0630.png) # ~~بصنائی- لنگ - دستمال ابریشمی مرکبات - عطریات مخصوصا عطر بنفشه و شاه- # ~~اسپرم - جل اسب - پالان استر وخر : از خوزستان # از صادرات مهم خلیج فارس مخصوصا بهندوستان اسب بود . بنوشتهآ مؤلف # ~~تاریخ وصاف بنا بدستور ملک اعظم تقی الدین عبدالرحمن بن محمد طیبی همه ~~ساله # ~~ازجزیره کیش ازخاصه ملک الاسلام جمال الدین وسایر تجار ms402 . .14 رأس اسب # ~~بهندوستان و کشور معبر (ساحل کروساندل درجنوب شرقی هندوستان) فرستاده ~~سیشد # ~~که هراسبی دویست وبیست دینار ژر سرخ قیمت داشت . و نیز گوید : از ~~سعتبران # ~~روایت است که در عهد اتابک ابویکر هرسال ده هزار سراسب از این مواضع ~~بمعبر # ~~وکنبائت وآنحدود میفرستادند و بهاء آن دوهزارهزار ودویست دینار(. ~~240000) # ~~باشد.. چون در آن آب وهوا از این اسبان کوه پیکر اگر اتفاق نتاجی افتد ~~حقیر باشد # ~~چنانکه شایان رکوب ندانند لاجرم سال بسال احتیاج ایشان یاسبان متجاد ~~شود1 . # سار کوپولو نیز گوید : دراین مملکت اسبان اصیل وخوب زیاد یافت میشود # ~~و مردم غالب آنها را چون بقیمت زیاد خرید وفروش میشود بهندوستان می ~~برند . # ~~الاغ های خوب هم که از حیث قوت بدن وسرعت حرکت بهترین الاغ های دنیا # ~~محسوب میشود در اینجا زیاد است . # راهداری - راهااری و نگهداری راههای کشور از زمان مغولان مورد توچه # ~~قراوان بود وحفاظت را ههارا اغلب بامراویزرگان واگذار میکردند . چنانکه ~~شرف - # ~~الدین مظفر پدر اسیرمبارزالدین محمد ابتدا ازطرف اتابکان یزد3 سپس ~~ازطرف غازان # ~~خان بنگهداری راههای اطراف یزد از حدود اردستان تا کرمانشاهان (قریهای ~~در # ~~سر راه یزد و کرمان) واز هرات و سروست تا ابرقوه مأمورشد . پعد از سرگ ~~او دراثر # ~~رشادتهای پسرش اسیرسبا رزالدین سحمد در سر کوبی را هزنان نکودری حکومت ~~میبد # ~~و نگاهداری راههای اطراف یزد بدو محول گردید. PageV02P247 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0631.png) # موقعیت تجارتی فارس وواقع شدنش برسر راه هندوستان ایجاب می کرد که # ~~همه راههای کاروانی آسیای صغیر وماوراء النهر وماوراء قفقاز و ولایات ~~مختلفایران # ~~به بنادر ومرا کز تجارتی خلیج فارس یعنی سیراف و جزیره کیش و هرموز که ~~یکی # ~~پس از دیگری مر کز تجارت شدهاند منتهی شود . # از راههائی که فارس را به بنادر ومرا کز تجارتی وصل میکرد ابتدا راه ~~شیراز # ~~بسیراف اهمیت داشت و آن از طریق قیروزآپاد شیراز را بسیراف وصل می کرد ~~و68 # ~~فرسنگ طول آن بود . راه دیگری دارابگرد ms403 را بسیراف از طریق چویم ابی ~~احمد و # ~~قاریاب وصل سیکرد . # پس از خرابی سیراف و انتقال مر کز تجارتی بکیش راه پس از عبور از فیروز # ~~آیاد از راه مزبور سنشعب شده به لاغر و فاریاب واز آنجا به هزوبندر ~~مقابل چزیره # ~~کیش میرفت. # راه تجارتی سوم راه شیراز به بندر هرموز است که شرقی ترین راه هائی بود ~~که # ~~بسأحل خلیج ختم میشد . این راه از شیراز بسروستان وفسا و دارابگرد و ~~فرک و # ~~طارم میرقت و از آنجا به سورو یا شهرو می رسید که بعدها بندرعباس ~~درنزدیکی آن # ~~ساختل شد و # شیراز را راهی ازطریق کازرون به توج مربوط میساخت که ، فرسنگ طول # ~~آن بود. # شیراز به ارجان یعنی غربی ترین قسمتهای فارس ازطریق جویم - نوبنجان # ~~گنبد ملغان وصل میشد واز آنجا بخوزستان میرفت. این راه بطول .« فرسنگ ~~بود . # شیراز را سه راه به اصفهان وصل میکرد : # 1- راه غربی ازشیراز به جویم واز آنجا به بیضا و کورد و کلار وسمیرم وسپس # ~~به اصفهان میرسید. # 2- راه تابستانی و کوهستانی از مائین بکوشگ زرد و ده گردو و یزد خواست # ~~واز آنجا بهاصفهان میرسید وطول آن . ب فرسنگ بود. PageV02P248 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0632.png) # 3- راه زمستانی که از جلگه ها میگذشت و شرقی ترین راهها بود و از طریق # ~~اصطخر و ده پید (درده بید راهی از آن جدا شده به ابرقوه و یزد میرقت) و ~~آباده به # ~~یزد خواست سیرسید واز آتچا براه دوم میپیوست و باصفهان میرفت. # طول این راه 72 فرستگ بود. # راههائی که شیراز را پکرمان وصل میکرد # 1- ازشیراز بمسیرجان و آن از دو راه میگذشتب # اولی از شمال دریاچه بختگان # دومی از جنوب دریاچه بختگان . # راه شمالی دریاچهآ بختگان از شیراز به اصطخر واز آنجا بشهر بایک یا از ~~راه # ~~دهکده هرات ویا ازطریق صاهک به سیرجان متصل میشد. # راه جنوبی دریاچه درامتداد ساحلی شمالی دریاچه ما هلویه به خرمه می رفت # ~~واز جنوب دریاچه ms404 بختگان بخیره میرسید و از آنجا به صاهک واز صاهک براهی ~~که # ~~درامتداد شمالی دریاچه بختگان از اصطخر میآمد سیییوست. # 2- راه شیراز به کرمان ارطریق فسا و دارایگرد و فرک به طارم که درسرحد # ~~کرمان قرارداشت میرسید که طول آن 83 فرسنگ بود و از طارم این راه به ~~جیرفت # ~~میرفت . # راههای کرمان - تنها راهی که کرسان را بدریا وصل میکرد از چیرفت سیگذشت # ~~و بولاشگرد و منوجان میرسید وسیس بهرموز منتهی میشد . # را ههای دیگر کرسان عبارت بودند از : راه سیرجان بجیرفت - سیرجان بزرند- # ~~سیرجان به یم - بم بکرمان (بردسیر) جیرفت به یم - سیرجان به بردسیر ~~(کرمان) - # ~~سیرجان به رودان - بردسیر به رودآن و رفستجان. # ~~متصل میاخت عبارت بودند از : PageV02P249 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0633.png) ### | تاریخ آل مظقر # ~~1- راه بصره - ازارجان به آسک و زیدان و دورق وخان مردویه و بلیسانو # ~~حعمن مهلی و پیال بل بصمره میرسبد . # ~~3- راه واسط - از ارجان به بازارسنبیل ورامهرمز و عسکر مکرم و شوشتر و # ~~گندیشا پور و شوش وقرقوب وطیب به واسط میرسید . # ~~راههای دیگر خوزستان عبارت بود از : عسکر مکرم به ایذج ( مرکز لر # ~~بزرگ) - اهواز به رامهرمز- شوشتر به خرم آباد (مرکز لر کوچک). PageV02P250 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0634.png) ### | سکه و پول # پول علاوه براینکه وسیله سبادله کالا وداد وستد بود ضرب آن نشانه استقلال # ~~در حکومت وعلامت پادشاهی و سلطنت بشمار میرفت . هر سلطانی در موقع جلوس # ~~بتخت مادشاهی بنام خود سکه میزد تا بدین وسیله رسمیت سلطنت خود را ~~اعلام # ~~دارد . همچنین حکام وسلاطین تابع بنام سلطان متبوع سکه میزدند تامراتب ~~اطاعت # ~~خود را نشان دهند چنانکه ضرب سکه در ایذج مر کز حکومت لر بزرگ و هرموز # ~~مر کز سلوک هرموز بنام پادشاهان مظفری نشانه اطاعت و فرمانبرداری حکام ~~این # ~~نواحی از سلاطین آل مظفر است. ونیز نقش نام خلفای راشدین در دور سکه ها ~~در # ~~این دوره دلیل پیروی سلاطین مظفری از سذهب تسنن است و پس از آنکه امیر # ~~سبارزالدین محمد با المعتضد ms405 بالله خلیفه عباسی مصر وشاه شجاع ~~باالقاهربالله محمدبن # ~~ابی بکر جانشین او بیعت کردند نام این دو خلیفه نیز در سکههای زمان آل ~~مظفر # ~~نقش بست . # بنا بگفتهآ ابن خلدون ضرب سکه وظیفه ای بود که متصدی آن در وضع درمهای # ~~رایج نظارت میکرد و از درسهای ناسره و آمیخته بفلزات کم بها ویا ~~درمهائیکه گوشه # ~~آنها بریده شده بود ودر نتیجه از وزن آنها کاسته میشد جلو گیری میکرد و ~~سکه های # ~~رایج را از هرگونه تقلب محافظت مینمود . # دارنده این وظیفه در چگونگی نشانه برروی درمها و سکه ها مراقبت میکرد # ~~تا مبادا سکه های مغشوش رواج یابد . # وظیفه مزبور که ابتداجزء وظایف دینی بود درآغاز کار درضمن مشاغل عمومی # ~~منصب قضاوت انجام میگرفت. پس از چندی ازآن جداگشت ووظیفه مستقلی گردید1 ~~. PageV02P251 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0635.png) # ~~چ مساو اک راین دوره مفمود ار گفره بوده وسکوک طازر آر دوره آن # ~~مقر در موزه یرا یاسا وجود ندارد مسهو کات دوره آل مطفر در ~~ضرابحهکدبهای # ~~شیراز وکاشان و یزد و لارو کازرون (شاید در کرمان واصفهان) همچنین ~~درمرا کز # ~~حکومتهای محلی مانند ایذج و هرموز ضرب میشده است. # ~~اینک برای نمونه مطالب روی و پشت بعضی از سکه های این دوره را که # ~~موجود است در اینجا میآورد . # ~~آ- م امیزمبررین محمد مظفری مؤسس سلسله آل مظفر (718-760) # ~~روی سکه ### | ضرب ### | المعتضد بالله # السلطان محمدبن المظفر ### | خلدالله ملکه ### | کاشان # ~~پشت سکه ### | لاالهالاالله ### | رسول ### | عثمان PageV02P252 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0636.png) # ~~حاشیه # ~~ضرب سنه سبع و[خمس ..... # ~~2- شاه شجاع بن محمدبن مظفر (760-786) # ~~روی سکه ### | بالله # # %~% الهعتغیدالمسلطان ### | ضرب # # %~% المطاع شاه شجاء ### | یذج # # %~% خلدالله ملکه ### | اثنی ستین # ~~پشت سکه ### | مک ### | الله ### | لااله الا ### | ضرب ### | محمل ### | یذج ### | رسول الله ### | عثمان # ~~چند مسکوک دیگر از شاه شجاع بهمین شکل که در شیراز بسالهای 762 و # ~~771 وکاشان 703 و708 و یزد 772 و لار (که قسمتی از تاریخ آن ناخوانا # ~~است) وکازرون (بدون تاریخ) ضرب شده و موجود است . # ~~لارین - درقرن ms406 16 و17 میلادی در لار سکه نقرهای ضرب میشده که در ~~PageV02P253 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0637.png) # ~~سواحل خلیج فارس وهند رواج اشت چون ین سکه ابتدا در لار ضرب میشده باین # ~~جهت به لارین1 شهرت یافت. # این سکه از نقره عالی ودر نهایت ظرافت ضرب میشده و9 ری گرم وزن داشته # ~~و یعلت پاکی جنس نقرهاش بسیا رصیقلی و جلادار بوده. # شکل آن با سکه های دیگر فرق داشته و شبیه قلم بوده و در حدود بتد # ~~انگشت طول داشته و دوسر آن بهم وصل میشده. این سکه در لارستان پس ~~ازآنکه # ~~این ناحیه بتصرف شاه عباس اول درآمد از رواج افتاد ولی در هندوستان ~~همچنان # ~~جریان داشت . این سکه در هرموز نیز تا اواخرقرن «1 رواج داشته است2 . PageV02P254 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0640.png) ### | فصال سو # پیشهآ وران و صنعتگران # قتل عام مغولان وخرابی شهرهای ایران گرچه باعث تحول عظیمی در وضع # ~~اجتماعی شد ولی از تجلیات ذوق ایرانی مانع نیامد وایرانیان هنرمند ~~همچنان چون # ~~پیشینیان خود در آفرینش بدایع صنعت و ظرایف هنر پیشقدم شدند و آثار ~~ارزندهای # ~~بدوستارال صنعت وهنر عرضه داتتتناد . # صنایع و حرفی که در زمان سغولان و دوره فترت در ایران معمول بودعیارت # ~~بود از : # 1- صنعت معماری - مغولان که جز خرابی بیار نیاوردند چون درایران استقرار # ~~یافتند وحکومتی مستقل وجدا از دولت اصلی مغولستان تشکیل دادند کم کم ~~بآبادی # ~~این سرزمین توجه پیدا کردند و ایلخانان مخصوصا اززمان غازان خان بیعد ~~به بنای # ~~ابنیه وآثاری همت گماشتند که بیشتر جنبهآ خیریه (ابوابالخیر) داشت ~~مانندسساجد # ~~ومدارس وخوانق و دارالشفا و دارالسیاده. سلاطین آل اینجو و آل مظفر نیز ~~د رفارس # ~~وکرمان ویزد واصفهان ابنیه خیریه سانند مسجد وبدرسه و غیره بنا نمودئد ~~و برای # ~~هریک موقوفاتی از اراضی زراعتی و باغ و بازار سعین کردند که منبع ~~درآمدی برای # ~~مخارج آن باشد . درتاریخ سلطنت هریک از سلاطین آل اینجو و آل مظفر ~~ابنیه وآثار # ~~آنان شرح داده شده اینک درتکمیل آن باید ms407 گفته شود که محرک پادشاهان ~~مزبور در # ~~ایجاد آثار خیریه فقط اعتقادات ذهبی بود . # غیر از پادشاهان اطرافیان سلطان وبعضی از عمال دولت وصاحبان ثروت # ~~نیز برای جلب نظر عامه مردم نسبت بخود ویا بامید خیر آخرت به بنای ~~ابنیه خیریه # ~~اقدام کردهاند. PageV02P257 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0641.png) # 2- حجاری وگچ بری - معماران وهنرمندان ایرانی بیشتر هنرخود را درمساجد # ~~عرضه میداشتند وحجاری و گچ بری برای تزیین ستونها وسر ستونها ومحراب ~~ودیوار # ~~مساجد بکار میرفت وچون این کار از مبادی مذهبی سرچشمه میگرفت وانجام آن ~~با # ~~ایمان توأم بود ازاینرو بهترین نمونه ذوق وهنر ایرانی گردید. # حجاری وگچ بری دوره مغول که ادامه حجاری و گچ بری دوره سلجوقی بود # ~~در دوره فترت نیز شایع بود . نمونه هائی ازگچ بری های دورهآ مغول در ~~ابنیه این دوره # ~~در آذربایجان و مدرسه حیدریه قزوین ومقبره گنبد علویان همدان ومسجد ~~جامع # ~~اصفهان که در .71 ساخته شده آشکار است . # یکی از بهترین نمونه های جالب توجه حجاری این دوره در موزه متروپولیتن # ~~سنگ قبر مرمری است که نام متوفی که شیخ محمودبن محمد یزدی است و تاریخ # ~~ساخت سنگ که سال 3 هب است در آن حک شده است . نام حجار نیز که نظام بن # ~~شهاب است برآن کنده شده1 . # 3- کاشی سازی - یعنی رنگ وجلا دادن ظروف سفالی که آن نیز برای تزیین # ~~مساجد و ابنیه خیریه دیگر بکار میرفت یکی دیگر از نمونه های ذوق ایرانی # ~~است . هنرمندان ایرانی سعی میکردند که ساختمانها را با پوششی از کاشی ~~لعاب دار # ~~زیتت بدهند . # کاشیسازی از دوره سلجوقیان رونق بیشتری یافت زیرا سلاطین این سلسله که # ~~مشوق هنرمندان بودند کاشیسازان را در دربارهای خود جمع میآوردند. ~~هنرمندان # ~~این دوره بسیاری از سبکهای دوره قبل از سلجوقی را کامل کردند. # ازسرا کز مهم کاشیسازی دورهآ سلجوقی ری بود و نیز در شهر کاشان درقرون # ~~هفتم وهشتم هجری کاشیسازان سعروف سکونت داشتند واین شهر در صنعت کاشی # ~~سازی بقدری ms408 شهرت یافت که کلمه کاشی یا کاشانی از آن گرفته شده2 و کاشی ~~های PageV02P258 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0642.png) # ~~محراب مساجد سایر شهرها نیز دراین شهر ساخته شده چنانکه کاشی های محراب # ~~سسجد قم ومسجد مشهدساخت کاشان است . محراب مسجد ورامین را نیز کاشی ~~سازان # ~~کاشان ساختهاند وهمچنین کاشیهائی که در دامغان پیدا شده واز عالی ترین ~~نمونه # ~~سفال جلادار ایران است باحتمال قوی ساخت کاشان است1 . # ظروف سفالی نیز که برنگهای مختلف لعابدار از سبز کم رنگ تا قهوهای تیره # ~~روی لعاب سفید ساخته شده یکی دیگر از سظاهر هنر ایرانی است. شهر ری ~~تازمان # ~~خرابی آن بدست سغولان (سال 17) و نیز کاشان مر کز عمدهآ ساخت ظروف ~~سفالی # ~~بود . ظروف سفالی شامل بشقاب - پارچ - کاسه - ابریق - خمره (مردنگی) ~~میباشد . # اسلوب سفال سازی درقرن هفتم هجری ترقی کرد ودر تحت تأثیر صنایع چین # ~~قرار گرفت. # سفال سوزائیک یا کاشی سعرق که از قطعات کوچک و بشکل و اندازههای # ~~سختلف بریده شده و بعد بیکدیگر تر کیب میشد نیز از دوره مغول شایع شد و ~~این # ~~صنعت دراصفهان بمنتهی ترقی خود رسید چنانکه مقبره بابا قاسم که در1 ر ~~ساخته # ~~شده ومحراب آن از این نوع کاشی پوشیده شده و نیز نزدیک مقبره بابا قاسم ~~مدرسه # ~~محراب این مدرسه اکنون در موزه متروپولیتن محفوظ است2 . # این محراب کتیبه ای در حاشیه دارد که حاوی آیات قرآن بخط کوفی استکه # ~~حروف آن بلند ومدور است واشکال نباتی ستشابک هندسی دارد . این اشکال ~~هندسی # ~~قسمت مر کزی وفوقانی محراب را پوشانیده است . رنگهائی که دراین کاشی ~~کاری # ~~بکار رفته عبارت است از سفید وآبی وآبی فیروزهای و پرتقالی وسبز. زمینه ~~طرح بطور # ~~کلی آبی است بطوریکه طرح واشکال تزیینی روی آن بطرز خاصی جلوه سی کند . ~~از PageV02P259 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0643.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~نمونه های دیگر کاشی معرق در مسجد جامع اصقهان و مسجد یزد است که محرا # ~~بسیار عالی دارد ودرسال 777 ساخته شده1 . # 4 ms409 - پارچه بافی - سابقه پارچه بافی در ایران بدوره هخامنشی میرسد و چو # ~~ابریشم در دوره اشکانیان بایران راه یاقت پافتن پارچه های ابریشمی از ~~آن زمان د # ~~ایران شایع شد. در دورههای اولیه اسلامی تیز در سراسر ایران مخصوصا در ~~فارس # ~~وخوزستان وخراسان پارچه بافی سعمول بوده. # از آنجائیکه لباس مشخص مقام ومنزلت افراد بود پارچه های زربفت خاصی # ~~برای شخص سلطان درهریک ازشهرهای فارس بافته میشد که روی آن پارچه هانام # ~~طغرای سلطان قلابدوزی میگردید. اصطخری میگوید «سلطان را درهر شهری ~~طرازی # ~~هست وجاسه های بسیار که به آفاق برند . در پسا (فسا) طراز دیبا سلطان ~~را وطراز # ~~گاه سوسنگرد ، سوزنگرد پسا به سوزن گردقرقوبزیادت داردزیرا که بقرقوب ~~ازابریش # ~~بافند ودر پسا از ریسمان و پشم2 . # انواع پارچه های دیگر که در قلمرو دولت آل مظفر بافته میشد چنین بود : # در شیراز پارچههای لطیف برای تهیه قبا ونیز ززی و خز ( پا رچه بافته شد # ~~از ابریشم خام) . # در جهرم جانمازی # درکازرون جامه های کتانی و پارچه هسای شبیه زری مصری که به آن دیبق # ~~میگفتند وهمچنین دستمالهای خوب # در غندجان کرسی دشت بارین پرده و انواع مخده و طرازهای قلابدوزی شده # ~~با طغرای پادشاه یرای مصرف سلطان # در ارجان دستمال و پارچه سفرهای # در بندر سینیز پرده و سجاده و عبا از پشم وکتان PageV02P260 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0644.png) # ~~در اصطخر پارچه های چادری # ~~در دارابگرد انواع پارچههای نخی عالی و ستوسط و پست # ~~درشاپور پارچه هائی که اعراب آنرا (الثیاب السابوریه) سیناسیدنه واین ~~پارچه # ~~بقدری لطیف بود که یدن آدمی از پشت آن پیدا بود . # ~~در فرک پارچه لباسی و پرده. # ~~در فسا پارچه هائی ازموی بز و ابریشم خام و تیز سفره و دستمال وپردههای # ~~قلابدوزی مخصوصا برنگهای پرطاوس آبی وسبزکه درسیان گلابتون بافته # ~~میشد . # ~~در توج یا توز پارچهای میبافتند که به ( توزی) معروف بود وبخارج صادر # ~~میشد . # ~~در سیراف سفرههای خوب و پارچه های کتانی. # ~~در ابرقوه ms410 جامههای پنیهای و حریر. # ~~در یزد پارچه های بسیار خوب و مرغوب ابریشمی تهیه میشد که به یزدی # ~~معروف بود و بعلت مرغوبیت منسوجات یزد در اقطار عالم توسط بازرگانان ~~ممالک # ~~مختلف بفروش میرسیاه1 . # ~~در کرمان # ~~در سیرجان پارچه های قماش . # ~~در زرند پارچه برای آستر لباس که آنرا بطانه میگفتند و بطانه زرندی ~~درقرن # ~~چهارم هجری بمقدار زیاد به فارس وعراق صادر میشد و در آن نواحی شهرت # ~~قراوان داشت. # ~~در بم پارچه های زییا از پنبه بافته میشد و بنقاط دوردست صادر می ~~گردید. # ~~عمامه و دستمال وطیلسان نیز در آنجا تهیه میشد . PageV02P261 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0645.png) # ~~خوزستان # ~~بنا بگفتهآ مقاسی مردم شوشتر دریافتن پارچههای ابریشمی ونخی استاد ~~بودند # ~~و دییای شوشتر در همه جا معروف بود وکسوت خانه کعبه دراین شهر تهیه ~~میشد # ~~و سلطان را نیز دراین شهر طراز بود . # ~~در شوش (سوس) جامههای خز (پارچه از ابریشم خام) میبافتند . در این # ~~شهر نیز سلطان را طراز بود . # ~~در قرقوب پارچه قلابدوزی سیبافتند که بقلابدوزی سوسنگرد معروف بود. # ~~در بصنی که درفاصله کمتر ازیک سنزل در جنوب شوش قرار دأشتپردههای # ~~خوب که روی آن نوشته شده بود (کار بصنی) باطراف جهان صادر میشد . وتیز # ~~فرشهای نمد بعمل میآمد وپشم رییسی آنجا شهرت داشت1 . # ~~در رامهرمز جامه های ایریشمی بافته میشد . # ~~در طیب شلواربند که جز در ارمنستان مانند آن نمی بافند . # ~~حویزه بجهتبافتن یارچه های مخصوص شبیه پا رچه های بغداد شهرتداشت2 . # ~~دورق که برسر راه حجاج که از فارس و کرمان میآمدند قرار داشت بساختن # ~~برده معروف بود . # ~~در اهواز یکنوع پارچه ابریشمی میبافتند که بمصرف لباس زنان میرسید . # ~~در عسکر مکرم از ابریشم خام مقنعه و دستمال و پارچه تهیه میکردند3 . # ~~شهرهای عراق عجم # ~~از اصفهان انواع پارچههای اپریشمی مخصوصا عتابی و پارچههای نخی # ~~بمقدار زیاد صادر میگردید6 . PageV02P262 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0646.png) # پیسهوراق وفهتفکراتن # در ری انواع منسوجات بافته میشد . قبای خطدار ری معروف بود . # در قزوین عباهای ms411 خوشدوخت و همچنین خورجین های چرمی بعمل میامد. # در قم قماشهای متنوع بافته میشد1 . # 6- قالی و فرش - آنچه از گفته جغرافیون اسلامی برمیآید در ایالات جنوبی # ~~ایران و متصرفات آل مظفر باقتن انواع افکتدنی ها مانند فرش وگلیم و ~~زیلو سعمول # ~~بوده چنانکه مؤلف حدودالعالم گوید : ازفارس بساطها و فرشها و زیلوها و ~~گلیمهای # ~~با قیمت خیزد2 واز گفته اصطخری و این حوقل پیداست که در جهرم گلیم و ~~جاجیم # ~~ودر غندجان گلیم ودر اصطخر فرشهای خوب وحصیر ودر فسا قالی و گلیم بافته ~~میشد # ~~ولی بؤلف کتاب را هنمای صنایع اسلامی نوشته که از قالیهای ایران در قون ~~هفتم # ~~و هشتم نسوته هائی بدست نیامده و تمونهآ قالی های ایران در موزهها ~~ازقرن 16 م # ~~قدیم تر تیست3 . # 6- فلز کاری - فلز کاری که در آغاز دورهآ اسلامی تحت نفوذ هنر ساسانی ~~قرار # ~~داشت در دورهآ سلجوقی ترقی بسیار کرد ودر این دوره ظروف برنز وطلا ~~ونقره بوسیلهآ # ~~صنعتگران ما هر بوجود آمد ودر دورهآ مغول صنعت قلز کاری دارای تزیینات ~~شد که # ~~در بعضی از آنان نوشته ای شامل القاب و گاهی نام سلاطین مغول دیده ~~میشود6 و # ~~دراواخر این دوره کنده کاری برفلز معمول شد که مانند دورهآ سلجوقی نقوش ~~پرند گان # ~~هم برآن کشیده میشد* . # درقرن هشتم هجری شیراز یکی ازمرا کو سهم فلز کاری وبلکه کلیهآ کارهای # ~~هنری ایران گردید . در این شهر محمدابن رفیع الدین شیرازی درسال 762 ~~شمعدانی PageV02P263 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0647.png) # ~~برنجی وسزین به نقشهای طلاونقره ساخته که اکنون جزء کلکسیون هراری1 ~~نگاهداری # ~~میشود . سبک این اثر جدید دنباله همان شمعدانهائی است که در مجموعه ~~ستورااا # ~~ضبط است و شباهت به کاسه های پرنقش و نگار دارد که از نظر کیفیت با ~~بهترین # ~~نمونه های دورهآ سلجوقی براپری میکند. # هنرمتدان این زمان با کمال قدرت توانستند صحنه های دربار - شکار- یاغ # ~~چو کانبازی وداستانهای شاهنامه را در روی فلز مجسم نمایند ویادقت ~~وظرافتی که # ~~ققط درکارهای ms412 نقاشی ومینیاتور دیده میشود این هنر خودرا بعرصه ~~ظهوررسانیدند3 . # علاوه برظروف منقش تزیینی آلات و ادوات جتگی مانند نیزه و زره و سپر و # ~~همچنین قفل سازی در فارس واصفهان معمول بوده . طلا و نقره کاری وطلاکوب # ~~کردن و زرنشاندن بمنتها درجه کمال رسید4 . # 7- صنعت چوببری و منبت کاری - که به مصنوعات مذهبی مانند رحل # ~~قرآن وساختن متابر ودرهای سساجد وبقاع متبرک وضریحها محدود بود در ~~دورهآ اسلامی # ~~به اسلوب زمان ساسانیان ادامه داشت و بعدا تغییراتی در آن پیدا شد و ~~نمونه هائی # ~~از کارهای قرون چهارم و پتجم هجری درموزه تاشکند وسمرقند سوجود است ~~ونیز از # ~~کارهای قرن ششم قسمتی از چهارچوب یک منبر درسوزهآ متروپولیتن ضیط است ~~که # ~~کتیبه چالب توجهی دارد شاسل نام کسی که آنرا هدیه کرده ونام سلطان وقت # ~~(یعنی علاءالدوله ابو کالیجارگرشاسب از دیالمه کاکویه یزد وتاریخ آن ~~«54 # ~~هجری است)5 و PageV02P264 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0648.png) # از دورهآ سغول نمونه کمتری باقی است از آنجمله است درمسجد جامع بایزید # ~~در بسطام که درحدود سال 7. ب و9 . ر ساخته شده و نیز منبر مسجد نائین ~~که در # ~~تاریخ 711 ه ساخته شده است . # در قرن هشتم ه صنعت چوب بری اهمیت یافت از نمونه های این دوره یک # ~~رحل قرآن چوبیاست که کتیبه آن علاوه برنام 12 امام اسم سازنده آن یعنی ~~حسن- # ~~بن سلیمان اصفهانی را نشان میدهد وتاریخ ساخت آن 791ه است1 . # 8- نقاشی ومینیاتور - نبوغ هنر ایرانی در نقاشی ظاهر شده2 با اینکه مذهب # ~~اسلام با تحریم ترسیم صورت موجودات زنده مقام نقاش را نسبت بسایر ~~هنرمندان # ~~پائین آورده معذلکنقاشان ایرانی بانقاشی برروی ظروف لعابی وصیقلی ~~استعدادخود # ~~را دراین هنر ثابت کردهاند. # سک نقاشی در دورهآ اسلامی تحت تأثیر سبک نقاشی دورهآ ساسانی بود وبرروی # ~~بدل چینی های مینائی وصیقلی ساخت ری و کاشان انجام میشد فقط در دورهآ ~~مغول # ~~است که نقاشی برکتاب در ایران رواج یافت3 . # ابتدا فن نقاشی در بین النهرین بدست ms413 سسیحیان نسطوری و یعقوبی سوریه که # ~~دراین فن شهرت داشتند ونیز بواسطه وجود مانویان که در قرن هشتم میلادی ~~عدهآ # ~~زیادی از آنان در زمسان خلافت مامون بعراق مهاجرت کرده ومورد پشتیبانی ~~او واقع # ~~شده بودند رونق داشت ومر کز این مکتب نقاشی شهر بغداد بود تا اینکه این ~~شهر # ~~درسال « ه2 هجری بدست هلا کوخان سغول افتاد ومقر زمستانی خانان مغول ~~گردید # ~~باین جهت هنرسندان وصنعتگران ازهمه نقاط ایران باین شهر آمده در دربار ~~ایلخانان # ~~جمع شدند وچون آنان برای هنر وصنعت چینی ارزش قائل بودند باین جهت ~~هنرمندان # ~~ایرانی تحت تأثیر نقاشی چین قرار گرفتند . PageV02P265 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0649.png) # ~~بختیشوع است که در کتابخانه مورگان نیویورک محفوظ است . این کتاب به ~~امر # ~~غازان خان در مراغه استنساخ شده و سینیاتورهای آن با اسلوب مکتب عراق ~~نقاشی # ~~شده است . دیگر کتاب جامع التواریخ خواجه رشیدالدین فضل الله است که ~~دارای # ~~نمونه های زیبائی از نقاشی این دوره است . ایلخانان همچنین نقاشان را ~~تشویق # ~~نمودهاند که نسخه های شاهنامه را مصور سازند ویکی ازقدیم ترین نسخه های ~~شا هنامه # ~~که معروف بشاهنامه دموت1 است احتمالا درسال . 72 هجری درتبریز استنساخ # ~~شذه است . # نسخه های دیگر شاهنامه دارای سینیاتورهائی است که با شاهنامه دموت از # ~~حیث نقاشی فرق دارد واز آن دونسخه کامل یکی مورخ بسال 731ه در کتابخانه # ~~توپقاپوسرای اسلامبول ودیگری مورخ بسال 734 ه در موزه لنین گراد باقی ~~است # ~~و نیز اوراقی از یک نسخه سوم در مجموعه هانری وور پاریس است ونوشته ای ~~دارد # ~~که نشان میدهد این نسخه درسال 74 ه برای کتابخانه قوام الدین حسن وزیر # ~~ایالت فارس درشیراز استنساخ شده است2 . # سبک نقاشی مینیاتورهای این نسخه که میتوان آنرا بمکتب نقاشی شیرا زنسبت # ~~داد بخوبی نقاشی مکتب تبریز نیست وتصاویر آن با خطوط سیاه روی زمینه ~~قرمزیا # ~~زرد نقاشی شده و رنگهای اضافی در آن کمتر بکار رفته . # در شیراز چندین نسخه خطی شاهنامه نوشته شده ms414 که سه نسخه از آن موچود # ~~است یکی بتاریخ 772ه است در کتابخانه توپقا پوسرای اسلامبول. دومی ~~بتاریخ # ~~796ه در کتابخانه سلطنتی مصر در قاهره وسومی که تاریخ آن . . هجری است # ~~قسمتی از آن در سوزه بریتانیا و قسمتی دیگر درمجموعه چستربیتی3 لندن ~~است . از # ~~آنجائیکه مینیاتورهای این نسخ بسیاری از خصایص اسلوب تیموری را که بعدا ~~در PageV02P266 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0652.png) # ~~هرات رشد و نمو کرد واجد است بعضی معتقدند که مر کز نقاشی تیموری ~~شیرازبوده # ~~است. این اسلوب جدید در نسخه خطی دیوان خواجوی کرمانی نیز آشکار است و # ~~این دیوان که درسال 59به در بغداد استنساخ شده درموزه بریتانیا محفوظ ~~است1 . # شیراز در زمان سلطان ابراهیم پسرشا هرخ نیز مر کز نقاشی بوده ودر این شهر # ~~مجموعه مصوری از بهترین اشعار فارسی که در سال 13 ه برای او نوشته شده ~~در # ~~مجموعه گلبنگیان و نسخهای از آن در سوزه بریتانیا موجود است. نسخه ~~دیگری از # ~~شاهنامه که در کتابخانه بودلیان2 است به مکتب شیراز نسبت داده شده است3 ~~. # 9- هنرخوشنویسی وتذهیب - زیبائی خط ازآغاز دوره اسلامی درایران معمول # ~~ومورد توجه بوده وهنرمندان ایرانی که بموجب قوانین اسلام نمی توانستند ~~تصویر # ~~انسانی را نقاشی کنند هنر خود را در زیبائی خط وتذهیب بکار بردند. # ایرانیان خط خوب را دوست داشتند وحتی شاهزاد گان برای تعلیم حسن خط # ~~پیش معلمین مشق میکردند. قرآنهائی که در دوره اسلامی بخط خوش نوشته شده ~~و # ~~تذهیب گردیده هنوز درموزهها موجود است . # در دورهآ مغولان فن خوشنویسی وتذهیب ترقی یافت واز این زمان دربعضی # ~~از موزهها ومجموعه های خصوصی قرآنهائی که بفرمان سلطان محمد الجایتو ~~(703- # ~~716) نوشته شده باقی است، . # در دورهآ آل مظفر نیز سی جزو قرآن که بخط یحیی بن جمال صوفی درسال 745 # ~~نوشته شده بود و بدست استادان فن تذهیب گردیده بوسیله خواجه جلال الدین # ~~تورانشاه وزیر شاه شجاع به مسجد جامع عنیق شیراز وقف گردید وچون مسجد ~~جامع PageV02P269 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0653.png) # ~~رو ms415 بخرابی گذاشت این قرآن بامامزاده میر سید محمد سنتقل شد واکنون 12 ~~جلد از # ~~آن که هرجلدی عبارت از دوجزو قرآن است در موزه پارس شیراز محفوظ است . # سلاطین آل مظفر که مردمانی خوش ذوق و هنر دوست بودند هم اغلب خط # ~~خوش داشتند وهم صاحب هنران و خوشنویسان را تشویق میکردند چنانکه اسیر - # ~~مبارزالدین محمد سید جلال بن سید عضد را که خطی خوش داشت تربیت کرد و # ~~بوزارت خود انتخاب نمود1 شاه شجاع چنانکه در شرح حالش گذشت خطی خوش # ~~داشت . شاه منصور نیز هفتخط2 را بخوبی مینوشت3 . # دیگر ازخوشنویسان شیراز عبدالله صیرفی است که درسال 742ه وفات یافته . # ~~همچنین ملک قاسم شیرازی سعاصر شاه شجاع است که علاوه برحسن خط در نقاشی # ~~نیزمهارت داشته4 . دیگرمعروف شیرازی است که ابتدا درخدمت سلطان ~~احمدجلایر # ~~بشغل کتابت مشغول بود و پس از چندی بخدمت میرزا اسکندر رفت و در ~~کتابخانه # ~~او بکتابت اشتغال ورزید وچون حسن خط او در هرات بسمع شاهرخ رسید او را ~~از # ~~شیراز طلبید و در کتابخانه خود باستنساخ کتاب مأمورساخت . سعروف شیرازی ~~در # ~~سال . 3م ه در هرات باتهام همکاری با احمد لر که بشاهرخ سوء قصد کرده ~~بود # ~~دستگیر شد ودر زیر شکنجه مأمورین جان داد . # فن تذهیب در قرن هشتم منحصر بقرآن نبود بلکه در نسخههای مصور نیز # ~~بکار میرفت نمونه آن نسخهای از کتاب مقاسات حریری مورخ سال 34 7ه است ~~که # ~~در کتابخانه ملی وینه دیده میشود . PageV02P270 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0654.png) # فن کتابت در دورهآ تیموریان باوج ترقی خود رسید ودر این دوره بود که خط # ~~نستعلیق از ترکیب دوخط نسخ و تعلیق بوسیله خوشنویسی بنام میرعلی تبریزی # ~~اختراع شد ویک نمونه از کارهای او کتاب همای وهمایون خواجوی کرمانی است # ~~که در سال 99به استنساخ شده ودر موزه بریتانیا محفوظ است . # تذهیب دورهآ تیموری سبک مشخص و مخصوص پیدا کرد وباحتمال قوی بوسیلهآ # ~~هنرمندان مکتب شیراز بوجود آمد که دربالابدان اشاره شد ms416 ویک نمونه از ~~تذهیب کاری # ~~مکتب شیراز درموزهآ متروپولیتن موجود است وآن صفحه اول کتاب عجایب ~~المخلوقات # ~~قزوینی است و تزیینات آن اشکال فرشته بسبک ایرانی و اژزدها بسبک چینی و ~~طیور # ~~بدو رنگ مختلف طلائی و رنگهای سفید و قرمز وسبز با حاشیه سیاه نقاشی ~~شده است # ~~ودر حاشیه تصویر مهارت و دقت بسیار در تزیین آن بکار رفته1 . # از صنایع مربوط به کتاب صحافی وتجلید آن است. معمولا جلد کتاب را نیز # ~~تزیین مینمودند وچرم جلد را بطرق مختلف مزین میساختند . جلد کتاب ~~بسیارظریف # ~~بود و آنرا از چرم قرمز تیره رنگ میساختند . بعقیده پروفسور پوپ ~~کتابهای تزیین # ~~شده اهمیت داشت و علت تذهیب کتاب احتراسی است که ایرانیان نسبت بدان # ~~قائل بودند. # 10 - صنایع دیگر - از نوشته های جغرافیون اسلامی چنین برمیآید که در # ~~شهرهای جنوبی ایران علاوه برصنایع فوق صنایع وحرف دیگر نیز وجود داشته # ~~مانند ساختن شانه و قدح های بزرگ در ری که بنا بگفته قزوینی در ~~آثارالیلاد از # ~~چوب محکم وخوش تراش خانج (شمشاد که از جنگلهای طبرستان می آوردند) # ~~میساختند . # در قزوین انواع کمان برای تیراندازی - در قم لجام و رکاب - در اصفهان # ~~قفل هائی که شهرت داشت - درشهرهای فارس مانند ارجان صابون - دربند ~~رمهروبان # ~~وشهر طارم انواع ظرفهای چرمی برای خنک کردن آب و دلوهای آب کشی در فسا ~~PageV02P271 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0655.png) # ~~خیمه وخرگاه که بخارج تیز صادر میشد . در غندجان و رودان کفش - در ~~همدان # ~~موزههای خوب. # از صنایع دیگر خاتم کاری و ترصیع یعنی تزیین اسباب و اثاثیه و صندوق و # ~~جعبه وسایر اشیاء با طرح های هندسی با قطعات کوچک چوب یا عاج یا ~~استخوان و # ~~یا صدف که هنوز هم در فارس رواج دارد . # ترقی صنایع در فارس ودیگر قلمرو آل مظفر بعلت وجود معادن ومواد اولیه # ~~ایست که در این نواحی بحد وفوریافت میشد . چنانکه بگفته جغرافیون ~~اسلامی # ~~بین بندرعباس وکرمان معدن آهن و درکوههای اطراف اصطخر ms417 معدن قلع وزیبق # ~~وسرب ومس وگو گرد وجود داشته و رنگهای مختلف که از آنها در رنگرزی ~~استفاده # ~~میشد دراین نواحی یافت میشد. # ازمواد معدنی دیگر مومیائی بود که درشکسته بندی بکارمیرفت واز دارابگرد # ~~وارجان (نزدیک بهبهان امروزه) بدست میآمد . ونیز توتیا ازکوه بنان ~~کرمان حاصل # ~~میشد . مار کوهولو از توتیای کرمان سخن رانده گوید برای چشم مفید است ~~ودرقرن # ~~چهارم هجری این دارو از صادرات قابل توجه کرمان بود . مقدسی گوید آنرا ~~توتیای # ~~ناودانی گویند زیرا قالبهای بزرگ که بشکل انگشتان است ازسفال میسازند ~~وتوتیا # ~~را در آن قالبها میریزند تا بدان میچسبد و بهمان شکل باقی میماند و نیز ~~گوید توتیا # ~~را از کوه فراهم میآوردند و آنرا مانند آهن در کورههای عجیب تصفیه ~~میکنند1 . # از سواد معدنی دیگر خاک سرخ است که در رنگ سازی و رنگ کردن آهن # ~~بکار میرود ودر بیشتر جزایر خلیج فارس وجود دارد . # ابن الفقیه گوید خاک سرخ (طین الاحمر) را در رنگ پارچه نیز بکارمیبردهاند ~~. # ~~خاک سرخ جزیره هرموز معروف میباشد . # معدن نمک در بسیاری از نقاط ساحلی جزایر خلیج فارس مخصوصا درجزیره # ~~هرموز فراوان است . PageV02P272 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0656.png) # بیشه وران و صنعتگران # در هرموز کوهی ازنمک وجود دارد که بجبل الملح معروف است. ابن بطوطه # ~~طنجی در سفرنامه خود از معدن نمک جزیره هرموز یاد کرده گوید از نمک ~~مزبور # ~~ظروف وجای چراغ نقش ونگاردار میساختهاند. # مروارید ازمنابع دریائی خلیج فارس واز قدیم صید آن معمول بوده و مرواریدی # ~~که از خلیج فارس صید میشده از بهترین نوع آن بوده ومهمترین محل صید آن # ~~اطراف جزیره کیش و بنادر شیب کوه مخصوصا حوالی جزایر بحرین بوده است. PageV02P273 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0657.png) ### | محث سوم ### | مذهب # در توسعه و رواج مذهب وسعتقدات دینی مردم سلاطین تأثیری بسزا داشتند . # ~~پادشاهان قبل از مغول که اغلب از عنصری غیرایرانی بودند برای اینکه ~~سلطنت # ~~خود را رسمیت دهند وبقبول عامه سازند موافقت خلیفه اسلام را لازم ~~میدانستند # ~~چون ms418 خلافت عباسی بدست هلا کوخان درسال ه* ه ستقرض شد از آنجا که ~~مغولان # ~~با پیروان ادیان سختلف یکسان رفتار میکردند واز رحجان ملتی برملت دیگر ~~وتفضیل # ~~بعضی بر بعض دیگر مجتنب بودند1 و با معتقدات مردم کاری نداشتند از ~~ایترو از # ~~زمان تسلط آنان مذهب شیعه که پس از انقراض دولت آل بویه درحال ضعف بود # ~~روبقوت نهاد . # مذهب شیعه یعنی طرفداری و هواخواهی از حضرت علی و فرزندان او ابتدا # ~~در ایران رواج گرفت زیرا ایرانیان که تسلط قوم عرب را برخود ناگوار ~~میدانستند و # ~~همیشه بافتخارات گذشته خود میاندیشیدتد با رواج این سذهب در میان ~~مسلمانان # ~~شکاف ایجاد نمودند و اتحاد و اتفاق آناثرا که بضرر استقلال خود ~~میدانستند بنفاق # ~~مبدل ساختند و با طرفداری از بنی هاشم و پشتیبانی از بنی عباس خلافت ~~یتی امیه # ~~یعنی دشمنان سرسخت ایرانیان را سرنگون ساختند وخود زمام امور خلفای ~~اولیه # ~~عباسی را بدست گرفتند و آنان نیز برای جلب قلوب ایرانیان با اولاد حضرت ~~علی # ~~خوشرفتاری نمودند تا آنجا که مأمون سر کز خلافت خود را در مرو یکی ~~ارشهرهای # ~~خراسان قرار داد وحضرت رضا علیه السلام را بولیعهدی خودانتخاب نمود ولی ~~بزودی PageV02P274 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0658.png) # ~~با شهادت آن حضرت نیت ناپاک خود را آشکارساخت وجانشینان او نیز با ~~ترویج # ~~مذاهب چهارگانه تسنن از او پیروی کردند1. # ظهور سلسله های اولیه ایرانی مانند طاهریان و صفاریان و سامانیان گرچه # ~~بقسمتی از ایران استقلال بخشید ولی برواج مذهب تسنن نیز کمک نمود فقط ~~دردورهآ # ~~محدودی در زسان آل بویه که از شمال ایران یعنی ایالاتی که دراثر ~~تبلیغات علویان # ~~مردم آن مذهب شیعه اختیارکرده بودند برخاسته بودند این مذهب رواج یافت ~~و # ~~حتی در بغداد مر کز خلافت عباسی نیز پیروان آن بآزادی بانجام شعایر ~~مذهبی خود # ~~مشغول بودند. تسلط ترکان غزنوی وسلجوقی که در مذهب تسنن تعصبی خاص # ~~داشتند باردیگر مانع پیشرفت پیروان مذهب شیعه شد تا اینکه مغولان با ms419 ~~تصرف # ~~بغداد وانقراض خلافت عباسی به پیروان مذهب مختلف میدان فعالیت برای ~~تبلیغ # ~~سعتقدات خود دادند . # گرچه بعضی از امرای مغول براثر تحریکات عیسویان و بوداثآیان ومسلمانان # ~~بدشمنی برمیخاستند اما چون تکودار (ج28-3م) برادر وجانشین اباقاخان ~~مذهب # ~~اسلام اختیار کرد مسلمانان قوت گرقتتد و نیز عدهای از بغولان به پیروی ~~ایلخان # ~~بذهب اسلام بر گزیدند . ارغون خان جانشین تکودار (83»-.9») دوباره ~~بودائیان # ~~وعیسویان را تقویت کرد و بادولتهای عیسوی برضد مسلمین شام وسصر متحد شد ~~. # اسلام آوردن غازان خان (694-3. 7) باردیگر مذهب اسلام راقوت داد # ~~و بحکم او کلیساهای مسیحیان و معاید یهود در تمام آذربایجان مخصوصا ~~تبریز # ~~منهدم گردید . # رسمیت یافتن مذهب اسلام در زمان غازان خان باعث شد که از آن پس # ~~ایرانیان بجای اطاعت از رسوم وعادات سغولان در کارهای دولتی واجتماعی ~~ازقواعد # ~~و قوانین مذهب اسلام که مدتی متروک شده بود پیروی کنند . PageV02P275 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0659.png) # تأثیر مذهب اسلام در غازان خان بااجوای اصلاحاتی که او درامور مالیاتی # ~~ونظاسی وقضائی نمود ظاهر گردیده او عدالت اجتماعی را که از آثار ~~معتقدات مذهبی # ~~است اجراکرد و دست حکام وعمال ظالم مغول را ازسر دهقانان و کشاورزان ~~کوتاه # ~~ساخت و به آبادی خرابیها پرداخت . نتیجه دیگر اسلام آوردن غازان خان ~~قطع # ~~ارتباط ایلخانان با مغولان غیرسلمان مغولستان بود ودر نتیجه دولتی ~~مستقل در # ~~ایران تشکیل یافت. # از خصایص دوره ایلخانان قوت یافتن مذهب شیعه اثنی عشری است زیرا با # ~~انقراض خلافت عباسی یعتی پناهگاه پیروان مذهب تسنن پیروان مذهب شیعه ~~نیرو # ~~گرفتند وعلماء شیعی مذهب چون سید رضی الدین بن طاوس (متوفی درسال 94») ~~و # ~~میثم بن علی بحرانی (متوفی درسال 679) و بهاءالدین اربلی (متوفیی درسال ~~993) # ~~و علامه حلی (متوفی درسال * 72) مورد احترام قرار گرفتند. # بعد از غازان خان مذهب شیعه قوت بیشتری یافت وسلطان محمد الجایتو # ~~(7.3 - 19 7) که ابتدا مذهب تسنن اختیار کرده بود بعدا بمذهب شیعه ~~گروید # ~~با اینکه در آخر عمر از این مذهب بر گشت ms420 معذلک عمل او باعت شد که ~~پیروان # ~~مذهب شیعه تا اندازهای نیرو بگیرند. # بعد از انقراض دولت ایلخانی وتجزیه ایران بدولت های کوچک دو دولت # ~~شیعی مذهب در ایران تشکیل شاه یکی سربداران درخراسان ودیگری دولتسادات # ~~مرعشی در مازندران . # سربداران برای برانداختن حکومت ظالمانه مغول و رفع ظلم بوسیله دو برادر # ~~بنام حسن وحسین حمزه در قریه باشتین از قراء سبزوارقیام نعودند . این ~~دو برادر # ~~پیاری مردم باشتین وبکمک شیعیان ساکن این تاحیه برعمال مغول تاختند ~~وجمعی # ~~از آنان را یقتل رسانیدند واین واقعه مقارن مرگ سلطان ابوسعید بهادرخان ~~بود . در # ~~این موقع اسیرعبدالرزاق از مقربان دولت سلطان ابوسعید که پس ازمرگ ~~اوبسبزوار # ~~آمده بود توانست بکمک شیعیان دولتی در خراسان غربی تشکیل دهد . او برای ~~PageV02P276 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0660.png) # ~~تحکیم اساس دولت خود پشتیبانی پیروان شیخ حسن جوری را خواستارشد ~~وباشیوخ # ~~وصوفیان این ناحیه که بدوستی آل علی شهرت داشتند ارتباط حاصل نمود وبا ~~سران # ~~مذهب تشیع که در خارج ایران مخصوصا در جبل عاسل که آنزمان سر کز تشیع ~~بود # ~~مکاتبه نمود . # قیام دیگر در مازندران بوسیله سیا قوام الدین سرعشی صورت گرفت. اگر چه # ~~در مازندران از مدتها پیش مذهب شیعه رواج داشت ولی سید قوام الدین ~~مرعشی # ~~که خود یکی از پیشوایان صوفیه بود باین سذهب رسمیت داد. # با وجود پیشرفتی که دراین دوره درمذهب تشیع حاصل شد و بطوریکه گفته # ~~شد دوساسله سربداری و قوامیه ب-رعشیه در خراسان ومازندران این مذهب را # ~~رسما پذیرفتند معذلک مذهب خالب مردم ایران مخصوصا در جنوب و قلمرو دولت # ~~آل مظفر تسنن بود . اصطخری گوید مردم شیراز و پسا مذهب سنت وجماعت ~~دارند # ~~پمذعب اهل بغداد وفتوی پمذهب اصحاب اهل حدیث کنند . حمدالله مستوفی نیز # ~~در نزهت القلوب گوید مردم شپراز سنی شافعی مذهباند و اندک حنفی و شیعی ~~نیز # ~~باشد1 . از گقته این بطوطه پیداست که سردم فارس در مذهب تسنن تعصب نیز # ~~داشتهاند زیرا گوید : سلطان الجایتو مدهب تشیع ms421 را پذیرفت فرمان داد که ~~مردم را # ~~همهجا بقیول این بذهب وادار کنید و بشهرهای عراق عرب وعراف عجم و فارس # ~~و آذربایجان واصفهان وکرمان وخراسان فرسانها فرستاد ومأمورینی اعزام ~~داشت . # ~~مأمورین سلطان پیش ازهمه بشهرهای بغداد واصفهان وشیراز رسیدنا سردم ~~اصفهان # ~~و شیراز از قبول فرمان سلطان الجایتو امتناع کردند بعد گوید . سلطان ~~فرمان دادتا # ~~قاضیان هرسه شهر را بحضور او بفرستنا . اولین کسی از آنان که پیش سلطان ~~رسید # ~~مجدالدین اسمعیل قاضی شهر شیراز بود . PageV02P277 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0661.png) # در آن هنگام سلطان درقراباغ اقامت داشت فرمود که قاضی را درجلویسگه # ~~بیندازند این سگها که برای دریدن آدمی تربیت شده بودند چون در برابر ~~قاضی # ~~مجدالدین رسیدند از حمله باو خودداری کردند ودر برابر او دم جنیانیدند ~~. سلطاد # ~~که از واقعه باخبر شد پابرهته از خانه بیرون دوید وخود را در قدم قاضی ~~اناء اخت # ~~و برپای او بوسه زد ودست او را گرفته جامه هائی را که برتن خود داشت ~~باوبخشی # ~~و این عمل در نزد مغولان نشانه بزر گترین درجه لطف و مکرمت سلطان باشد # ~~سلطان باین سبب مذهب تشیع را فروگذاشت وفرمان داد که طریقه اهل سنت # ~~جماعت همچنان سحفوظ یماند وقاضی را با عطایای زیاد و نهایت احترام بشهر ~~خو # ~~مراجعت داد1 . # این حکایت راست یا نادرست مبین آن است که نقوذ مذهب تسنن ومقاومت # ~~مردم ایران در برابر فرمان ایلخان بدرجه بود که سلطان الجایتو تاچار از ~~بذهب # ~~تشیع دست برداشت ومجددا مذهب سنت وجماعت اختیار کرد . # غیر از شیراز مسردم سایر شهرهای قارس نیز مذهب ستت داشتند چنانک # ~~مؤلف نزهت القلوب گوید . سردم کازرون شافعی مذهبند2 و مردم جبل جیلوی # ~~(کوهگیلویه) نیز شافعی باشند2 ومردم کوار وشهرک نیز ازمذهب امام شافعی ~~تبعیت # ~~نمایند، # دربارهآ سایر شهرهای تابع دولت آل مظفر گوید : مردم یزد اکثر برسذهب # ~~امام شافعی باشند* وسردم اصفهان اکثر سنی وشافعی مذهبتد2 . ابن بطوطه ~~نر PageV02P278 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0662.png) # ~~مردم یزد را شافعی مذهب ms422 نوشته است1 . # با وجود رواج مذهپ سنت در فارس ازقدیم سادات جماعتی کثیر یودند و # ~~قدرتی عظیم داشتند تا آنجا که اتابک ایوبکربن سعد (023-658) املاک ~~بزرگان # ~~سادات ومشاهیر قضات را گرفته وصاحبان آن را درمعرض بازخواست قرار داد ~~وقاضی # ~~عزالدین العلوی را که خاندان او سمت قاضی القضاتی داشت ازشغل خود عزل ~~کرد # ~~و تمامی املاک موروث و مکتسب او را ستصرف شد باین بهانه که سادات در ~~شیراز # ~~قوسی انبوهتد اگرثروت ومال ووسعت املاک و منصب حکومت و قضا را با هم # ~~داشته پاشند ممکن است هوس سلطنت درضمیر آتان جای گیرد وحکومت را ازتصرف # ~~او خارج سازند . # مؤلف نزهت القلوب نیزگوید : در شیراز سادات بزرگ صحیح النسباند و # ~~آثار رسول (صلعم) دارند که اثری نیکو دارد واهل آنجا درویش نهاد و پاک ~~اعتقاد # ~~باشند و بکمتر کسبی قانع . در طاعت وعبادت حق تعالی درجه عالی دارند و ~~هر گز # ~~آن مقام از اولیاء خالی نبوده است بدین سبب او را برج اولیاء گفتهاند3 ~~. # ابن بطوطه نیز گوید : مردم شیراز خصوصا زنان این شهر بزیور صلاح و سداد # ~~و دین وعفاف آراستهاند3 . و نیز گوید : شیراز از جماه شهرهائی است که ~~سید درآن # ~~بسی زیاد است ومن از اشخاص موثق شنیدم که عده سادات شیراز آنها که ~~مستمری # ~~دارند از کوچک و بزرگ هزار وچهارصا و کسری است . # دریزد نیز سادات جماعتی عظیم را تشکیل میدادند. با اینحال بطوریکه گفته # ~~شد مذهب اکثریت مردم سنت وجماعت بود و سلاطین آل مظفر نیز که خود باین ~~PageV02P279 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0663.png) # ~~مذهب معتقد بودند پیروان مذهب تستن را تقویت میکردند . از دلایل اعتقاد # ~~سلاطین مزبور بمذهب تسنن بیعت امیرمبارزالدین محمد از المعتضدبالله ~~ابوبکرخلیفه # ~~عباسی مصر است ونیز بیعت شاه شجاع از القاهربالله محمدبن ایی یکر عباسی ~~سییاشد # ~~بنا بنوشتهآ مؤلف هزار مزارشاه شجاع مذهب اهل سنت داشته است . شاه # ~~شجاع متصب قضاء شیراز و توابع را به مولانا بهاءالدین عثمان کوهگیلوئی ~~که ms423 # ~~از علماء شافعی بود واگذاشت ویا این عمل دست قضات شافعی را در اجرای # ~~قوانین این مذهب یاز گذاشت . از دلایل دیگر اعتقاد سلاطین آل مظقر ~~بمذهب # ~~سنت این است که آنان در سکه هائی که ضرب مینمودند نام خلفای اربعه را ~~نقش # ~~میکردئد و # تصوف - تصوف یعنی توجه بسوی خدا و روی آوردن بعبادت واعراض از # ~~زخارف وزیورهای دینوی و یرهیز از مال و جاه و دوری از خلق و پناه بردن ~~یکنج # ~~خلوت برای عبادت2 . پنایراین صوفیان از لذات دنیا رو گردان بودند و ~~انزوا و گوشه # ~~نشینی و قناعت را بتلاش و کوشش در راه بهبود زند گی ترجیح میدادند . # شمس الدین محمد آملی گوید . صوفی بعد از ایمان بخدا واعتقاد بپیغمبری # ~~حضرت محمد بمرحله سلوک میرسد وآن پیروی کامل از قانون اسلام است . صوفی # ~~باید همیشه با وضو وطهارت پاشد وخلوت گزیته واز هرشغلی فراغت جوید ودر # ~~خوردن ونوشید میانهروی کند تابتواند روزهدار یاشد. ترک خواب کند و ~~ببیداری # ~~انس گیرد تا تنش ضعیف شود . و نیز کمال اعتقاد بشیخ را توصیه کرده ~~گوید؛ باید # ~~مرید همیشه ملرزم صحیت او یاشا و تسلیم تصرقات او گردد و بهرچه فرماید ~~منقاد # ~~و راضی باشد وبهیچوجه چه در ظاهر وچه در باطن بخود مجال اعتراض بر ~~کارهای PageV02P280 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0664.png) # ~~آو ندهد ودر برابر او چنان سلب اختیار از خود کند که یی اشاره او بهیچ ~~کاری از # ~~أمور دینی و دنیاوی وسجاهدت و ریاضت دست تزند و در محضر او ادب نگاه ~~دارد # ~~وسخن بلتد نگوید و با او بگشاده روئی رفتار کند وهرگاه خواست با شیخ ~~سخن گوید # ~~متوجه آن باشد که شیخ فراغ خاطر دارد یا نه. سالک باید به تز کیه ~~وتخلیه نفس # ~~قادر شود و تزکیه اتصاف نفس است بصفت فنا و ترک دنیا وکشتن آرزو در دل ~~و # ~~تخلیه اتصاف نف است بصفت بقا وآن تخلق به اخلاق الهی است1 . # گرچه تصوف در ms424 اواخر قرن دوم هجری در ایران رواج یافت ولی رونق بازار # ~~آن در دورهآ مقول بود زیرا دراین دوره مردم مصیب زده برای آرامش خاطر ~~باین # ~~طریقه متوجه شدند درنتیجه خانقاهها رونق گرفت ومشایخ صوفیه که از میان ~~امرا و # ~~بزرگان مفول معتقدانی پیدا کرده بودند درامور سیاسی صاحب نفوذ شدند ~~وپناهگاهی # ~~برای ستمدید گان گردیدند. # رؤسای صوفیه که از بزرگان مذهب شیعه نیز بودند بعلت اقبال مردم ازاین # ~~طریقه قدرت اجتماعی یزرگی یافته ودر تشکیل حکومتهائی براساس بذهب شیعه # ~~مؤثر افتادند چنانکه سایقا نیز گفته شد مشایخ صوقیه جوریه درخراسان از ~~اتباع شیخ # ~~خلیفه (متوفی درسال «72) درتشکیل دولت سربداران تأثیر فراوان داشتند ~~وشیخ # ~~حسن جوری بعد از کشته شدن شیخ خلیفه در سیزوار و نیشابور و دیگر شهرهای # ~~خراسان پدعوت پرداخت و در جنگهای سریداران با آل کرت شرکت نمود و آنان # ~~را دراین تبردها یاری داد . # پیروان میرقوام الدین مرعشی نیز درمازندران از آشفتگی امور این ساسان ~~استفاده # ~~کرده حکومتی مستقل تشکیل دادند. شیخ صفی الدین ارد بیلی (متوفی درسال ~~730) # ~~و قرزندانش صدرالدین موسی وشیخ خواجه علی وشیخ ابواهیم وسلطان جنید ~~وسلطان # ~~حیدر که در اردبیل بساط ارشاد گسترده پودند در امور آذربایجان دخالت ~~مینمودند PageV02P281 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0665.png) # ~~و با امرای این سامان درجنگ وصلح بودند تا بالاخره بتشکیل دولت صفویه ~~بدست # ~~شاه اسمعیل نایل آمدند . # وظایف مقامات روحانی - وظایف مقامات روحانی در درجه اول رسید گی # ~~بامور دینی مسلمانان و پیش نمازی بود که از وظایف سلطان خارج بود . ابن ~~خلدون # ~~پیش نمازی ( شاید مقام شیخ الاسلامی) را بالاتر از مقام پادشاهی ~~میداند1 . فتوی # ~~دادن نیز وظیفهای بود که دارنده آن دربارهآ علمای دین و مدرسان کنجکاوی ~~میکرد # ~~واین وظیفه بکسانی واگذار سیشد که شایسته بود7 . # دیگر از وظایف روحانیان مدرسی بود که بآموختن طلاب علوم میپرداختند . # اسا قضات که ابتدا کارشان سنحصر به حل وفصل اختلاقات متداعیان بود # ~~بتدریج درامور سیاسی نیز دخالت کردند و کا رهای ms425 مهم کشوری اغلب بآنان ~~محول # ~~سی گردید3 . # معمولا کارقضات بکسانی واگذار سیشد که باصول قوانین مذهبی مطلع ~~PageV02P282 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0666.png) # ~~بودند وایمانی استوار واخلاقی پسندیده داشتند . قاضی معمولا از طرف ~~سلطان # ~~انتخاب میشد . # محتسب وظیفه دینی از نوع امر بمعروف ونهی از منکر داشت واز وظایف # ~~دیگر او ممانعت مردم از ارتکاب به هرنوع عمل خلاف شرع و نظارت در امور # ~~معاش مردم و جلو گیری از تزویر وتقلب کسبه بود . PageV02P283 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0667.png) # محث چهارم # کیفیت علم ودانش دررقرن هشتم هجری # هجوم مغولان بایران شهرها را باخاک یکسان کرد ومدرسهها ومرا کزدانش # ~~را ویران ساخت و بنا بگفته عطاملک جوینی مؤلف تاریخ جهانگشا « بسبب ~~تغییر # ~~روزگار وتأثیر فلک دوار و گردش گردون دون واختلاف عالم بوقلمون مدارس ~~درس # ~~مندرس ومعالم علم منطمس گشته وطیقه طلبه آن در دست لگد کوب حوادت ~~پایمال # ~~زمانه غدار و روزگار مکارشدند وبصنوف صروف فتن ومحن گرفتار و درمعرض ~~تفرقه # ~~و بوار معرض سیوف آبدا رشدند ودر حجاب تراب متواری ماندند». # هنر اکنون همه درخاک طلب باید کرد ### | زانکه اندر دل خاکند همه پر هنران! # با اینهمه جنوب ایران که بتدبیر اتابکان قارس از تطاول یغماگران بغول # ~~سحفوظ مانده بود محل اجتماع دانشمندان شد . باین جهت در قلمرو آل مظفر ~~مدارس # ~~و مراکز علمی رونق سابق را داشت وچراغ علم ودانش پرنور بود . # در یزد از زمان حکومت اتابکان یزد و همچنین در دوران سلطنت آل مظفر # ~~مداوس چندی بنا گردید از آنجمله است مدرسه اتابک عزالدین لنگر (متوفی ~~درسال # ~~604) که خود درانجا بخاک سپرده شد- مدرسهای که کیکاوس پسر اتا بک ~~عزالدین # ~~در وسط شهر ساخت ومدرسهای که ابومنصور اسفهسالار (متوفی درسال * 62) ~~بنا # ~~تمود ومدرسه ومسجدی که غلام او موسوم به آقسنقر ساخت3 وزنش صفوة الدین # ~~یاقوت تر کان آثرا بپایان رسانید و بایتجهت به صفوتیه موسوم شد . ~~مدرسهای که PageV02P284 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0668.png) # ~~بدستور خواجه رشیدالدین فضل الله وزیر بنا شد وبنام او بمدرسه رشیدیه ~~معروف # ~~گردید ms426 . خواجه رشیدالدین فضل الله باین مدرسه اراضی وتنوات وحوانیت ~~وبساطین # ~~وقف کرد . مدرسهای که شاه یحیی نزدیک خانقاه امیرمبارزالدین محمد بنام ~~نصرتیه # ~~بنا کرد1 . مدرسهای که عمه شاه یحیی نزد یک مزا ر شیخ الاسلام تقی ~~الدین دادامحمد # ~~از سشایخ صوفیه (متوفی بسال . . 7) بناکرد . مدرسهای که سید رکن الدین ~~وزیر # ~~شاه یحیی در وسط شهر ساخت و مدرسهای که رکن الدین محمدبن نظام الحسینی # ~~(متوفی بسال 732) از بزرگان یزد وقاضی شهر بنا کرد واین مدرسه برجی ~~سعروف # ~~ببرج وقت وساعت داشت که معروف بود . پسر او شمس الدین محمد مدرسه دیگری # ~~بنام شمسیه ساخت و موقوفه ای برای آن ترتیب داد ودر ابرقوه واصفهان و ~~کازرون # ~~و شیراز وقم وکاشان وساوه وری وهمدان وقزوین وسلطانیه و تبریز هم مدارس ~~و # ~~خانقاهها و مؤسسات خیریهای بنا نمود2 . مدرسهای که کمال الدین ~~ابوالمعالی برهان # ~~الدین لطف الله بسال . 73 بنا کرد بنام مدرسه کمالیه که دارای بیت ~~الادویه (دارو- # ~~خانه وشفاخانه) نیز بود3 . بدرسه صاعدیه که خواجه رکن الدین صاعد ~~وزیربسال # ~~762 پنا کرد . مدرسه غیائیه از آثار غیاثالدین علی عقیلی که درسال 797 ~~بنانمود # ~~و موقوفات بسیاری برای آن ترتیب داد . دیگر مدرسه غیاثیه چهارمنار که ~~آن را # ~~سید غیاثالدین علی وزیر شیخ ابواسحق اینجو درسال 74 ساخت وچون درهمین # ~~سال کشته شد او را بیزد آورده در مدرسهاش مدفون ساختند4 . مدرسه ~~عبدالقادریه # ~~در بتاهای خواچه عبد القادربن خواجه کمال الدین محمد سدید از درباریان ~~سلطان # ~~ابوسعید که درسال 4 3 ب بنای آن بپایان رسیده است0 . مدرسه امیرآخوریه ~~از بناهای PageV02P285 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0669.png) # ~~محمدبن محمودبن قاسم امیر آخوریاشی امیر میارزالدین محمد که بنای آن در ~~سان # ~~1759 پایان یافت. مدرسه اصیلیه از آثار اصیل الدین محمدبن مظفر عقیلی ~~که درسال # ~~س ساخته شده7 . # درشیراز نیزمدارس وخانقاهها وجود داشت و بنایگفتهٔ‌ حمدالله مستوفی مجموع # ~~جوامع وخوانق ومدارس و مساجا وابواب الخیر که ارباب تمول ساخته بودند ~~از # ~~پانصد بیشتر بود3 . # درکرمان وخوزستان نیز ms427 مدا رسی از این قبیل وجود داشت. # علوم متداول این زمان را بسمه دسته : علوم دینی - علوم عقلی - وعلوم ادبی # ~~میتوان تقسیم کرد. # اول علوم دینی - بطوریکه قبلا گفته شد از اواخر دوران ایلخانان مذهب # ~~تشیع مورد توجه سلاطین این سلسله گردید و شیعیان با روی کار آمدن سلسله ~~های # ~~شیعی مدهب مانند سریداران در خراسان و سادات قوامیه مرعشیه در مازندران ~~قوت # ~~گرفتند و دانشمندان شیعی مدهب بتدوین کتب دربارهآ فقه شیعی ودیگر فروع ~~آن # ~~پرداختتد و در مقایل علمای مذهب تسنن مخصوصا در جنوب ایران با پشتیبانی # ~~سلاطین متعصبی بانند امیرمبا رزالدین سحمد مظفر در رواج قواعد و قوانین ~~معتقدات # ~~خود پتألیفاتی پرداختند و یا بر کتب گذشتگان شرح وحاشیه نوشته فهم ~~مطالب # ~~آن را برای پیروان خود آسانتر ساختند . ازمدارس ستعددی که در یزد و ~~شیراز و # ~~کرسان وخوزستان دراین دوره بنا شده میتوان درجه توجه مردم را بتحصیل ~~علوم # ~~مذهبی دریافت و # بیشتر علمای مذهبی درفنون مختلف مانتد قرائت وتفسیر قرآن ، علم حدیث، # ~~فقه واصول ، کلام دست داشتند ونیز مقام قضاوت ممالک از طرف سلاطین وقت ~~PageV02P286 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0670.png) # ~~دراختیار آنان قرارداشت و بعلت زهد و ورعی که غالب آنان داشتند درنزد ~~پادشاهان # ~~محترم بودند و مردم نیز آنان را در مقابل مظالم عمال دولت پناهگاهی ~~برای خود # ~~میشناختند . # دوم علوم عقلی - این نوع از علوم نیز در آغاز بعلت وجود دانشمندانی چون # ~~خواجه نصیرالدین طوسی رونقی داشت ولی در اثر تسلط مغولان و قتل و غارت ~~آنان # ~~عدهای از دانشمتدان یا کشته شدند و یا باطراف مهاچرت کردند با اینحال ~~بعد از # ~~سقوط بغداد وضعف وسستی که در راه پیشرفت مذهب پیدا شد علوم عقلی که ~~قبلا # ~~دراثر تعصب علمای دین ازترقی بازمانده بودجانی گرفت معذلک صوفیه ~~وخانقاهیان # ~~این بار بمخالفت با دانشمندان علوم عقلی پرداختند حتی ابن خلدون که ~~دانشمندی # ~~ذامدار بود بفلاسفه تاخته ودر ابطال فلسفه فصلی مشبع آورده و در رد ~~صناعت نجوم ms428 # ~~وکیمیا داد سخن داده است. # با وجود این در این دوره بین علوم عقلی و دینی نزدیکی ایجاد شده چنانکه # ~~فلاسفه از مباحث کلام نیز صحبت داشتهاند ویا فقها از موضوعات فلسفی بحث # ~~کردهانآد. # در این دوره مراکزی مانند شیراز و اصفهان و بغداد محل اجتماع دانشمندان # ~~علوم عقلی گردید که در موضوعات مختلف آن چون منطق - حکمت - ریاضیات - # ~~هیأت - موسیقی وطب کتب با ارزشی نوشتهاند. # از علوم عقلی ریاضیات و نجوم در قرون هفتم وهشتم درحال تسرقی بود زیرا # ~~ایلخانان که بتاثیر وضع کواکب در زندگی وامور عالم معتقد بودند برصد ~~کواکب # ~~میلی داشتند بطوریکه در عهد آنان سه رصدخانه بامر هولا کو و غازان خان ~~وسلطان # ~~محمد اولجایتو ساخته شد و مهمترین آن رصدخانه سراغه بود که مرکز اجتماع # ~~دانشمندان و علمای ریاضی مانند خواجه نصیرالدین طوسی و الموید العرضی و ~~فخر # ~~داعی وفخر اخلاطی و نجم الدین دبیران گردید. # سراغه در این زمان بعلت اجتماع دانشمندان فوق الذکر یکی از بزرگترین ~~PageV02P287 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0671.png) # ~~سرا کز علوم عقلی مخصوصا علم ریاضی شد و رصدخانه غازانخان درتبویز ~~وسلطاک # ~~محمد اولجایتو در سلطانیه نیز در تحت تأثیر این مر کز علمی قرار داشتند ~~. # در یزد نیز رکن الدین محمدبن نظام الحسیتی رصدخانهای درمدرسه رکنیه # ~~که از بناهای او بود ایجاد نموده بود و آن عبارت از دومناره بود در ~~مقابل در گاه # ~~مدرسه. بر یک منار مرغی از مس ساخته بود ازهرطرف که آفتاب بود آن مرغ ~~روی # ~~بآفتاب میکرد . برمناره دیگر علمی قرار داده بود که هنگام ه نوبت که ~~طبل زده # ~~سیشد آن علم برسیآمد و برسر آن ستاره چرخی چوبین ساخته بود که به .36 ~~قسمت # ~~تقسیم شده بود وهر روز که آفتاب برمیآمد در یکی از این قسمتها بحروف ~~ابجدنموده # ~~میشد و برچهار گوشه چرخ چهار دایره نهاده و در هر دایره سی خانه کشیده ~~و نام # ~~ماههای ترک و رومی وعربی وجلالی در آن نوشته ms429 بودند . هر یکروز که ~~میگذشت # ~~یک خانه از آن دایره سیاه میشد . از دو دریچه که در بالای چرخ بود دو ~~مرغ # ~~رومی سر بیرون میکردند ومهره روئین درطاس که زیر آن نهاده بودند ~~میانداختند # ~~و چرخ درگردش میآمد و از آن 12 تخته سفید که نشان 12 ساعت بود هرساعت # ~~یکی میافتاد و تخته سیاه بجای او میآمد و برای تعیین ساعات شب در طرف ~~دیگر # ~~صفحه مزبور 1 تخته دیگر گذاشته شده بود با 12 چراغ که هرساعت یک چراغ # ~~خاسوش میشد . این بنا که برای نمودن اوقات شب و روز وماه وسال ساخته ~~شده بود # ~~درسال ه2 ب بنا گردیده بود . # سوم علوم ادبی - درقرن هشتم علوم ادبی نیز مانند لغت وصرف ونحو وعلم # ~~بلاغت رونقی داشت ولی دانشمندان این علوم مانند علوم دیگر کمتر ازخود ~~تالیف # ~~وتصنیف بجا گذاشتهاند بلکه بیشتر یمطالعه آثارگذشتگان پرداخته برآن ~~شروح و # ~~وحواشی نوشته وبا باتلخیص واختصارآن کتب کار تعلیم وتربیت را آسان ~~ساختهاند # ~~و با ایتکه دراین دوره بعلت سقوط بغداد وانقراض خلافت عباسی ایران از ~~ممالک # ~~اسلامی مغرب چدا شده معذلک اغلب داتشمندان ایرانی کتابهای خود را یزبان # ~~عربی تألیف کردهاند . PageV02P288 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0672.png) # دراین دوره براثر توجه سلاطین آخری مغول وعدهای از پادشاهان دوره فترت # ~~مانند شاه شجاع سظفری وسلک فخرالدین کرت وملک تصرتالدین لر وسلطان اویس # ~~چلایری بازارشعر وشاعری رونق گرفت وشعرای بزرگی بمنصه ظهور رسیدند. # از مطالعه درتاریخ ادبیات ایران چنین معلوم میگردد که در ادوار پرهرج و # ~~مرج ، ادب فارسی بیشتر ازاوقات دیگر رواج و رونق داشته . در دورهآ فترت ~~بعد از # ~~مغول که یکی از اعصار پراغتشاش وهرچ ومرج ایران است شعرا وادبای ~~نامداری # ~~بظهور رسیدهاتد . علت شاید وجود دربارهای کوچک سلاطین متعدد محلی بوده ~~که # ~~همه با یکدیگر رقایت داشته وسعی میکردهاند که بر یکد یگر تفوق پیدا ~~کتند وبوسیله # ~~مدایحی که شعرای آن زمان از سلاطین میکردهاند معروف گردند . شاعر نیز ~~هرگاه # ~~محیطی ms430 را برای پیشرفت افکارعالیه خود مناسب نمیدید بدربار سلطان دیگری ~~میرفت # ~~و او را مدح میگفت از اینجهت ایران بلافاصله بعد از انقراض دولت ~~ایلخانی ویبش # ~~از هجوم تیمور برای شعرا میدانی برای خودنمائی شد . # بعلاوه دراین دوره بیشتر سلاطین اهل فضل بودند وطیع شعر نیز داشتندمانند # ~~شیخ ابواسحق اینجو وشاه شجاع مظفری وسلطان اویس جلایری وسلطان احمد # ~~جلایری وسلطان احمد برادر شاه شجاع . # اینک بمعرفی بزرگان علم وادب و اعاظم عرفا وحکمای این دوره کهد رقلمرو # ~~دونت آل مظفر بودهاند میپردازیم . # اول عرفا وحکما وعلما # 1- باباافضل کاشانی - (متوفی درسال 7. ه) خواجه افضل الدین محمدبن # ~~حسن مرقی کاشانی معروف به بابا افضل ازعرفا وحکمای معروف واز مردم مرق # ~~کاشان است وبیشتر عمر خود را در کاشان بسریرده و مدفتش در مرق زیارتکاه # ~~است . او تألیفات بسیاری پزبان فارسی دارد مانند : المفیدللمستفید - ~~خردتامه - ره # ~~انجام نامه - ترحمه رساله نفس ارسطو - جاودان نامه - مدارج الکمال - ~~ساز و پیرایه PageV02P289 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0673.png) ### | اری آل مظقر # ~~شاهان پرمایه - عرض نامه - رسالهای درمنطق - رساله تفاحیه سنسوب به ~~ارسطو- # ~~منهاج المبین - سبادی موجودات1 . # بابا افضل شعر فارسی نیز میگفته و رباعیات او بچاپ رسیده است . # 2- علامه قطب الدین محمودین مسعودبن مصلح کازرونی شیرازی (934 - # ~~710) - ایتدا مقدمات طب را نزد پدر خود ضیاءالدین مسعودبن مصلح کازرونی # ~~قرا گرفت ودر ضالگی بعد ازفوت پدر در سال 48، بسمت پزشکی و کحالی # ~~بیمارستان شیراز برقرار شده و ده سال در آنجا کارکرد . یعد کلیات قانون ~~را نزد عم # ~~خود کمال الدین ایوالخیربن مصلح کازرونی وحکیم شمس الدین محمدین احمد # ~~کیشی وشرفالدین زکی بوشکنی که ازسعلمین معروف طب یودند آموخت. چون # ~~بخدمت خواحه تصیرالدین طوسی رسید مشکلاث خود را پیش او حل کرد. بعد از # ~~آن با پزشکان خراسان و عراق و بغداد و روم ملاقات کرد واشکالات خود را ~~تزد # ~~آنان رفع نمود . سپس درمصر شزوح جدیدی را از قانون سخصوصا شرح قرشی ~~راسطالعه # ~~کرد آتگاه خود بشرح آن و جواب ایرادات ms431 گذشتگان پرداخت وکتاب خود را ~~بنام # ~~سعد الدین ساوجی (متوفی درسال ( ) وزیر غازان خان التحفه السعدیه ~~نامید2. # اومدتی در رصدخانه مراغه خواجه نصیرالدین طوسی را یاری داد سپس بروم # ~~رفت ومدتی قاضی شهر سیواس و ملطیه شد با صدرالدین قونیوی ومولا ناجلال ~~الدین # ~~روسی ملاقات کرد ولباس اهل تصوف پوشید بعد به تبریز بر گشت ودرنزد ~~ایاخانان # ~~باحترام یزیست ودراین شهر درسال 710 ه وفات یافت ود رچنب مقبره قاضی ~~بیضاوی # ~~مدفون شد . PageV02P290 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0674.png) # علامه قطبالدین شیرازی علاوه یراستادی در حکمت وطب و هیأت مردی # ~~درویش مسلک و خوش مشرب و بذله گو بود و بزبان فارسی وعریی تالیقاتی ~~دارد # ~~از آنجمله است : شرح قاثون ابن سینا درطب بنام التحفه السعدیه که گفته ~~شد - شرح # ~~حکمت الاشراق شیخ شهابالدین سهروردی - شرح مقتاح العلوم سکاکی موسوم به # ~~مفتاح المفتاح کتاب درة التاج لغرة الدباج در علوم سختلفه حکمتی بنام ~~امیره دباج از # ~~امرای اسحق وند گیلان. شرحی بر کتاب حاصل تاج الدین محمدبن حسین ارموی ~~- # ~~شرح برشرح تد کره که درحقیقت تفسیریست برمجسطی تألیف خواجه نصیرالدین ~~طوسی. # ازکتب دیگر او نهایة الادراک فی درایة الافلاک در ریاضی که بنام ~~بهاءالدین # ~~محمد حاکم اصفهان وپسر شمس الدین صاحب دیوان نوشته - دیگر التحفة ~~الشاهیه # ~~درهیأت که بنام تاج الاسلام امیرشاه بن تاج الدین معتز (از وزرای روم) ~~نوشته - دیگر # ~~کتاب اختیارات مظفری بنام مظفرالدین یولوق ارسلان چوپانی قسطمونی که ~~آنرا # ~~از قسمت هیأت درة التاج وکتاب نهایة الادراک اختیار کرده و بفارسی است. # 3- علامه حلی (648-726) - جمال الدین ابومتصور حسن بن یوسف بن مطهر # ~~از بزرگترین پیشوایان مذهب شیعه و از شاگردان ابن طاوس و خواجه ~~نصیرالدین # ~~طوسی ونجم الدین دبیران است ودر انتشار مذهب شیعه درعهد سغول سهم ~~عمدهای # ~~داشته . درحله متولدشده ودر آغاز سلطنت سلطان محمد الجایتو با پسر خود ~~بسلطانیه # ~~آمده وبتشر مذهب شیعه پرداخته . او درحدود نود جلد کتاب درققه واصول ~~وکلام # ~~و رجال ومنطق تألیف کرده که ms432 معروفترین آتها عبارتند از : تهذیب الوصول ~~الی علم # ~~الاصول که بنام پسر خود قخرالدین نوشته - نهایه الوصول الی علم الاصول ~~معروف به # ~~(نهایه) - مبادی الوصول الی علم الاصول - نهج الوصول الی علم الاصول- ~~غایت الوصول # ~~الی علم الاصول - منتهی الوصول الی علمی الکلام والاصول - ارشادالاذهان ~~- قواعد # ~~الاحکام - مختلف الشیعه - تذکرة الفقها - تحریرالاحکام - تبصرة ~~المتعلمین - نهج - # ~~الحق وکشف الصدق - اثبات مبانی اعتقادات شیعه . استقصاء التظر قی الیحت ~~عن - # ~~القضاوالقدر- سنهاج الصلاج - سعدیه - کشف الفواید - کشف الیقین - منهاج ~~الکرامه- PageV02P291 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0675.png) # ~~انوا رالملکوت - قواعد الاحکام فی معرفة الحلال والحرام - جوهرالنضید - ~~خلاصه الاقوال # ~~بکتاب تجرید الکلام خواجه نصیرالدین طوسی که درعلم کلام است شرحی نوشته # ~~بنام کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد. # 4- شیخ صفیالدین اردبیلی (650 - 735) - شیخ صفی الدین ابوالفتح اسحق # ~~جد اعلای سلاطین صفویه پسر شیخ امین الدین جبرائیل از عرفای تامی قرون ~~هفتم # ~~وهشتم هجری است او ابتدا در قریه کلخوران در یک فرسخی اردبیل در کتار ~~مقبره # ~~پدر میزیسته سپس به اردبیل منتقل شده ودر آنجا سکونت اختیار کرده است . # شیخ صفی الدین در آغاز جوانی برای زیارت شیخ نجیب الدین بزغش شیرازی # ~~بدین شهر مسافرت کرده و چون قبل از رسیدنش او فوت شده بود بخدمث بعضی ~~از # ~~شیوخ دیگر رسیده و گویا با سعدی نیز ملاقات کرده است. بعد از چهارسال ~~اقامت # ~~در شیراز بعزم زیارت شیخ زاهد گیلانی بگیلان آمده و دختر او را نیز ~~درعقد ازدواج # ~~آورده وشیخ صدرالدین پسر وجانشین او نتیجه این ازدواج است . شیخ صفی ~~الدین # ~~بعد از فوت شیخ زاهد که درسال . . ه اتفاق افتاده جانشین او گردیده ~~وبمسند # ~~ارشاد نشسته است . شیخ صفی الدین مورد احترام ایلخانانی چون سلطان محمد # ~~اولجایتو و پسرش سلطان ابوسعید بود ونیز اکثر مغولان بدو ارادتی عظیم ~~داشتند # ~~و خلقی یبرکت انفاسش از اذیت و آزار این طایفه مصون بودند. او در سال ~~730 # ~~بسن ه8 سالگی وفات یافت وقبرش در اردبیل زیارتگاه مریدان بیشمارش شد . # 5 - خطیب قزوینی ms433 (666-739) - جلال الدین محمدین عبدالرحمن ازعلمای # ~~بزرگ قرن هفتم و هشتم هجری است که قسمت بیشتر عمر خود را در بلاد روم و # ~~شام و مصر گذرانیده و مدتی خطیب و قاضی شهر دمشق بوده و در این شهر ~~قسمت # ~~سوم مفتاح العلوم سکاکی را که در علم معانی و بیان است مختصر کرده آنرا ~~تلخیص # ~~المفتاح نامید که ازکتب مهمه درسی قرن هشتم بود که برآن شروح وحواشی # ~~نوشتهاند . خطیب قزوینی خود کتاب دیگری در این فنون بنام الایضاح دارد ~~که # ~~بمتزله شرحی برتلخیص المفتاح است . براین کتاب نیز شروح نوشتهاند از آن ~~جمله PageV02P292 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0676.png) # ~~است شرح جمال الدین محمد آقسرائی که پیش ازسال . .8 ه در گذشته و دیگر # ~~شرح علاءالدین علی ین عمرالاسود متوفی بسال . .8 برآن است و شرح دیگری ~~که # ~~درقر نهم ترتیب یافته. # 6- شیخ امین الدین محمدبن شیخ زین الدین علی بن ضیاءالدین مسعودبن # ~~نجم الدین محمدبن علی بن احمدین عمرین ابوعلی دقاق (متوفی در : ذیقعده ~~سال # ~~765) - از عرفای معروف قرن هشتم در بلیان از قراء کازرون متولد شده ~~ونزدعمش # ~~شیخ اوحدالدین عبدالتهین ضیاءالدین سسعود یلیانی بتحصیل دانش پرداخته ~~وشیخ # ~~پا اینکه فرزندان قابل داشت او را بجانشینی خود معین کرد . شیخ امین ~~الدین از # ~~خواص دربار شیخ ابواسحق اینجو بوده وخواجه حانظ نیز نسیت باو ارادت ~~میورزید # ~~و او را در اشعار بسیاری مدح گفته چنانکه درجزء ه نفر از بزرگان قارس ~~او را # ~~چنین تعریف مینماید. # دگر بقیه ابدال شیخ امین الدین ### | که یمن همت او کارهای بسته گشاد # ~~خواجوی کرماتی نیز در آخر مثنوی گل و نوروز او را مدح گفته است. # شیخ امین الدین در کازرون نزدیک مزار شیخ ایواسحق کازرونی خانقاه # ~~داشت و بعد از وقات در خانقاهش مدفون شده از تألیفات او مطالع ~~الانوارفی شرح # ~~مشارق الانوار وشقاءالصدور و کتاب المحمدین وکتاب المسلسلات وکتاب ~~مولود # ~~النجاص وکتاب روضة الرایض فی علم الفرایض وکتاب جامع المناسک است . # 7- خواجه ms434 شمس الدین محمدبن محمود آملی (ستوفی درسال هفتصد وپتجاه # ~~واند) - در زمان سلطان بحمد اولجایتو مدرس مدرسه سلطانیه بوده و با ~~قاضی عضد - # ~~الدین ایجی در مسائل مختلفه علمی ومذهبی مباحثه ومناظره داشت . در زمان # ~~شیخ ابواسحق اینجو بشیراز آمد ومورد احترام قرار گرفت . ازمصنفات او ~~شرح کلیات # ~~قانون ابوعلیسینا است وشرح کلیات طب سید شرف الدین ایلاقی وشرح ~~مختصراصول PageV02P293 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0677.png) # ~~ابن حاجب که در آنچا عقایه قمهین بیجی را رد کرده است ونیز شرحی بر ~~کتاب # ~~طوالع قاضی بیضاوی که درعلم کلام است بنام تنقیح الافکار نوشته . کتاب ~~سعروف # ~~او نفایس الفنون فیعرایس العیون نام دارد که بقارسی است و آن دایرة ~~المعارفی از # ~~علوم ستداول زیان است. آملی این کتاب را درسال 73 شروع بتألیف کرده و ~~در # ~~سال «74 بتام شیخ ابواسحق اینجو پپایان رسانیده است . # آسلی در شیراز وفات یافته و درخاک مصلی مدفون گردیده است. # 8- شمس قخری (اواسط قون هشتم) - شمس الدین ین فخرالدین فخری # ~~اصفهانی سعروف بشعس فخری از ادبای قرن هشتم است . او در آغاز جوانی ~~بلرستان # ~~رفت و درسال 3 پ کتابی بنام اتایک تصرةالدین احمد از اتابکان لر بزرگ ~~درقن # ~~عروض وقوافی باسم معیار نصرتی نوشت . سپس بعراق آمد و درقم مقیم شد و ~~در # ~~مدح خواجه غیاثالدین وزیر قصیدهای ساخت ومورد عنایت او واقع شد . پس از # ~~قتل خواجه بقارس رفته جزء ملازمان شیخ ابواسحق اینجو درآمد و در آنجا ~~کتاب # ~~معروف خود معیار جمالی ومفتاح ابواسحقی را باسم او در سال 744 تألیف ~~کرد . # ~~این کتاب درچهار فن است . # 1- در عروض # 2- در قاقیه # 33- در علم بدیع # 4- درلغت فرس2 . # 9- یحیی بن احمد گاشی - از موسیقی دانسان معاصر شاه شیخ ابواسعق اینجو # ~~است وبدستور او کتاب موسیقی الادوار تالیف صفی الدین ارموی (متوفی ~~درسال 3 69) # ~~را شرح کرده است . PageV02P294 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0678.png) # 10 - قاضی مجدالدین اسمعیل بن رکن الدین یحیی نیکروز فالی سیرافی # ~~(662- 756) - ازخانوادههای معروف قضات فالی شیراز است که بقول ms435 مؤلف ~~شیراز_ # ~~نامه بیش از .15 سال منصب قضاء وامور شرعی شیراز با این خانواده بوده ~~پدرش # ~~قاضی رکن الدین یحیی (متوفی بسال 07 ه) ممدوح سعدی بوده وسعدی او را در # ~~غزلی کنه مطلع آن این است # بسا نفس خردمندان که در بند هوا ماند ### | درآنصورت که عشق آید خردمندی کجاماند # ~~مدح گفته است. # قاضی مجدالدین اسمعیل ازمعاریف مذهب شافعی است ودراین مذهب # ~~تعصبی داشته وموضوع نافرمانی مردم شیراز از حکم سلطان محمد اولجایتو ~~درقبول # ~~سذهب شیعه و احضار قاضی سجدالدین اسمعیل بقراباغ و اعتقادی که در اثر ~~آزار # ~~نرسانیدن سگ درتده سلطان محمداولچایتو نسبت بقاضی سجدالدین اسمعیل پیدا ~~کرد # ~~از قول ابن بطوطه قبلا بیان شده است . در اینجا باید بقیه گفته این ~~سیاح را آورد که # ~~میگوید : ازجمله عطایای سلطان محمد بقاضی صد قریه از قراء صیمکان بود ~~که درهای # ~~بمساحت * » قرسخ بین دوکوه واقع شده . این محل بهترین نواحی اطراف ~~شیراز # ~~است یکی از قراء بزرگ آن سیمن (شاید میمند) نام دارد که خود شهری است. ~~یک # ~~نیمه آن یعنی قرائی که وصل بشیراز است تا حدود 12 فرسخ کاملا سرد سیر ~~است # ~~اما تیمه دیگر که وصل بحدود خنج و بال و لارستان در سر راه هرموز بغایت ~~گرمسیر # ~~است . ابن بطوطه دراین محل درسال 48 * برای دومین بار هنگام مراجعت از ~~هند # ~~او را سلاقات کرده است1 . # ملاقات اول ابن بطوطه با مجدالدین اسمعیل در سفر اول در شیراز ودرمدرسه # ~~مجدیه از یناهای او بوده و در یاره احترام مردم شیراز تسیت پاو که عادت ~~داشتند PageV02P295 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0679.png) # ~~صبح وشام نزد او آمده باو سلام یدهند شرحی نوشته است ونیز گوید : سلطان ~~ابوسعید # ~~او را احترام بسپار میکرد. روزی فرستاده سلطان ایوسعید که ناصرالدین ~~درقندی نام # ~~داشت و از امرای بزرگ و خراسآنی الاصل بود پیش قاضی آمد وچون بحضر او # ~~رسید دستارچه از سر برداشت وپای او را بوسه داد در حالی که ms436 دوگوش خود ~~را # ~~بدست گرفته بود در برایر شیخ نشست . امرای تاتار در پیش سلطان همین ~~مراسم را # ~~معمول میدارند شیخ ابواسحق نیز او را محترم میداشت . # ~~قاضی مجدالدین اسمعیل در موقع حمله اسیر پیرحسین چویانی بشیراز دراین # ~~شهر بود وچون محاصره شیراز از طرف امیرمبارزالدین محمد در این حمله ~~طولانیشد # ~~او واسطه صلح گردید واین شعر را پیش امیرمبار زالدین محمد بخارج شهر ~~فرستاد . # سیارزان جها قلب دشمناک شکتند ### | ترا چهشد که همه قلبدوستان شکنی # ~~یهمین مناسیت امیر مبارزالدین محمد از محاصره شهر دست برداشت وشهر # ~~بدون جنگ بدست امیر پیرحسین افتاد . # ~~خواجه حافظ نسبت باو اعتقاد داشته واز او جزء ه نفر از بزر گان فارس ~~بدین # ~~گونه تعریف میکند . # دگر سربی اسلام مجد دولت ودین ### | که قاضئی به از او آسمان ندارد یاد # ~~قأضی مجدالدین درسال ه7 بسن 94 سالگی وفات یافت وخواجه حافظدر # ~~تاریخ وفات او چنین گوید : # مجد دین سرور سلطان قضا اسماعیل ### | کهزدی کلکزبان آورش ازشرع نطق # ناف هفته پدو ازماه رجب ثانی عشر ### | که برون رفت ازاین خانه بی نظم ونسق PageV02P296 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0680.png) # کتف رحمت حق متزل او دان وانگه ### | سال تا ریخ وفاتش طلب از (رحمتحق) # ~~او را در شیراز درجوار پدرش درخاک مصلی دفن کردند. # کتبی که تألیف کرده عبارتند از : شرح مختصر فی الاصول لاین الحاجب - # ~~الفقه الکبیر - الزبده قی التصوف - کتاب الرکنیه . # 11 - قاضی عضدالدین عبدالرحمن بن رکن الدین احمدبن عیدالغفار ایجی # ~~(7701- 756) _ در ایج یا ایگ مر کز حکومت شبانکاره متولد شده . از ~~فضلای # ~~معروف زمان سلطان ابوسعید وشاه شیخ ابواسحق اینجو و امیرمبارزالدین ~~محمدمظفری # ~~است . حافظ در قطعه معروف خود در ذکر ه تن از بزرگان قارس او را بدین ~~نحو # ~~تعریف کرده # د گرشهنشه دانش عضد که درتصنیف ### | بنای کار مواقف بنام شاه تهاد # ~~این بطوطه نیز گوید : عضدالدین در ولایت خود مردی فاضل و بزر گوار ~~ومشهور و # ~~مورد احترام بود وچون آوازه فضل و ms437 دانش او بگوش محمد شاه پادشاه هند ~~رسید # ~~ده هزار دینار بشیانکاره فرستاد تا باو دهند لیکن این مرد هر گز ~~بهتدوستان نیاسد و # ~~سلطان اصلا او را ندید1. # قاضی عضدالدین ایجی در زمان سلطان ابوسعید منصب قاضی القضاتی کل # ~~ایران را یاقت ودر سلطانیه مقیم شد وهمواره در مصاحبت خواجه غیاثالدین ~~وزیر # ~~بسرمیبرد ودر دیباچه تألیفات خود خواجه را حمد وثنا گفته است. # شیخ ابواسحق اینجو نیز او را محترم میداشت ودر امور ملکی با او مشورت # ~~مینمود چنانکه چون درسال ه امیرمبارزالدین محمد بقصد تصرف شیراز از ~~کرمان # ~~حرکت کرد امیر شیخ ابواسحق بصلاح دید قاضی عضدالدین از در صلح خواهی ~~PageV02P297 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0681.png) # ~~درآمد وقاضی را برای انجام این امر نزد امیرمبارزالدین سحمد فرستاد . ~~قاضی عضد - # ~~الدین در صحرای ارزویه کرمان بخدمت امیرمبارزالدین رسید. گرچه دراین ~~مأموریت # ~~توفیق نیافت ولیمورد احترام قرار گرفت و ازطرف اسیرمبارزالدین مأسور شد ~~که شرح # ~~مختصر اصول ابن حاجب را بشاه شجاع تعلیم دهد. # درمحاصره سال * ه7 شیراز قاضی دراین شهر بود و چون مدت محاصره بطول # ~~انجاسید قاضی بکمک یکی از محاقظین یکی از دروازههای شهر خارجشده ~~بشبانکاره # ~~رفت ولی در آنجا بدست امیرشبانکاره در یکی از قلاع زندانی شد و در ~~زندان بودتا # ~~درسال * ه در گذشت . # قاضی عضدالدین درحکمت وسعانی وبیان واصول تألیقاتی دارد که مشهور- # ~~ترین آنها کتاب سواقف است در علم کلام که بنام خواجه غیاثالدین محمد ~~وزیر # ~~تألیف کرده. باین کتاب چند تن أز دانشمندان شرح وتفسیر نوشتهاند سانند ~~شمس- # ~~الدین محمدین بهاءالدین یوسف کرمانی متوفی درسال ه وسیفالدین احمد # ~~الابهری ومیرسید شریف جرجانی و دیگران . # تألیفات دیگر او عبارت است از : شرح مختصر ابن حاجب درعلم اصول1 این # ~~کتاب نیز بنام خواجه غیاثالدین محمد وزیر تألیف شده - فواید غیاثیه ~~درفن سعانی # ~~و بیان بنام خواجه غیاثالدین محمد وزیر وآن اختصاری است از قسمت سوم ~~مفتاح # ~~العلوم . آدابالبحث در فروع علم منطق که برآن شرح هائی بوسیله میر سیا ms438 ~~شریف # ~~جرجائی ومحمد صفی تبریزی (ستوفی درسال . .9) ومحی الدین بردعی (ستوفی ~~در # ~~سال 927) وعصام الدین اسقراینی (متوفی در سال 943) داده شده - عیون ~~الچواهر PageV02P298 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0682.png) # ~~و آن سختصر سواقف است که خود بنام خواجه غیاثالدین محمد وزیر انرا ~~مختصر # ~~کرده - رساله عضدیه وعتاید العضدیه - شرح یر کتاب الحاصل تألیف تاج ~~الدین محمد- # ~~بن حسین ارموی (متوفی درسال *65) که آن نیز متکی است بر کتاب محصول ~~امام # ~~قخر رازی (متوفی درسال « 60) . # 12- شیخ سعیدالدین محمدبن مسعود گازرونی (متوفی درسال 758) - ازفضلا # ~~و سحدثان معاصر امیرمیارزالدین محمد مظفری است که در شیراز بنشر علوم ~~دینیه # ~~مشغول بود . از سصنفات او مشارق الانوار و کتابی درسیرت حضرت رسول است ~~که # ~~یسیر کازرونی مشهور است . # 13- قطبالدین محمد رازی بویهی تحتانی1 (متوفی درسال 766) - شاگرد # ~~قطبالدین شیرازی واصلا از مردم ورامین بوده وچون تسبش بسلاطین آل بویه ~~و # ~~یا بشیخ صدوق محمدین یابویه میرسید از ایتجهت او را بویهی گفتهاند ~~درنزد قاضی # ~~عضدالدین ایحی وعلامه حلی تلمذکرده ودر خدمت ابوسعید بهادرخان وخواجه # ~~غیاثالدین محمد وزیر روز گار بسرمییرد و پس از مرگ سلطانت وقتل وزیر ~~بدمشق # ~~رفت ودر همانجا بود تا وفات یافت. # او در منطق وحکمت وعلوم ادیی و شرعی دست داشت از تألیفات او کتاب # ~~مطالع الاسرار فی شرح مطالع الانوار است که بشرح مطالع معروف است بنام ~~خواجه # ~~غیاث الدین محمد وزیر ونیز کتاب شمسیه نجم الدین دبیران را که درعلم ~~منطق است # ~~بنام خواجه غیاث الدین محمدوزیر شرح کرده وتحریرالقواعدالمنطقیه فی شرح ~~الشمسیه # ~~نام گذاشته که یشرح شمسیه معروف است و میر سید شریف جرجانی باین شرح ~~حاشیه # ~~نوشته که به (حاشیه کوچک) معروف است و براین حاشیه نیز حواشی ~~متعددنوشته اند PageV02P299 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0683.png) # ~~کتاب دیگر او رساله فی تحقیق الکلیات است درمنطق در بارهآ کلیات خمس در ~~پنج # ~~فصل ویکه خاتمه وهرقصلی از آن شامل یک قاعده است. او باشاره علامه قطب ~~- # ~~الدین شیرازی کتاب المحاکمات بین شارحی الاشارات را درستجش گفتارهای ~~امام # ~~فخرالدین ms439 محمدبن عمر رازی وخواجه نصیرالدین طوسی درباره کتاب اشارات ~~ابوعلی # ~~سینا درسال ه75 توشته - بر کشاف تیز دو حاشیه نوشته یکی اصغر موسوم به ~~یحر - # ~~الاصداف ودیگری اکبر مسمی به تحفة الاشراف . # 14- فخرالمحققین ابوطالب محمذبن جمال الدین حسن حلی (متوفی درسال # ~~771) - پسر علامه حلی مانند پدر یکی از دانشمندان بزرگ شیعه بوده ازکتب # ~~معروف او ایضاح الفواید در فقه وجامع الفواید وکتات الحج وکتاب المسائل ~~است . # او در علم کلام نیز آثاری دارد مانند اعتقادات . # 15- حاجی زین العطار ( علی بن حسین انصاری) - که در داروشناسی کتابی # ~~بنام اختیارات بدیعی درسال 70 ه باسم شاهزاده خانم بدیع الجمال نوشته ~~است. # 16 - مولانا مبار گشاه - از موسیقی دانان معروف قرن هشتم هجری است و # ~~یر کتاب الادوار صقی الدین ارموی شرحی به عربی نوشته وبشاه شجاع مظقری ~~اهدا # ~~کرده است. # 17- قاضی بهاءالدین ابوالمحاسن عثمانبن علی کوهگیلویهای (متوفی درسال # ~~3)- ازعلما وفقهای ستروف شیراز ومورد احترام امیرمبارزالدین محمد ~~وشاهزاد گان # ~~مظفری بود . هنگامیکه پسران اسیرمبا رزالدین محمد او را نابینا ساخته ~~در قلعه سفید # ~~فارس زندانی کردند او واسطه مذا کرات صلح بین پدر و فرزندان گردید و ~~چون در # ~~سال 767 شاه شجاع شیراز را از تصرف شاه محمود بدر آورد مسند قضاء شیراز ~~و # ~~توایع را به مولانا داد . بؤلف هزار مزارگوید . او مفتی مذاهب اربعه ~~بود وفتوی # ~~از چهار مذهب سیداد وفقیهی بود که متل او در اطراف و جوانب هیچ دیار ~~نبود. # ~~حکم میان مردم بحق میگرد چنانکه پادشاه از وی میترسید. PageV02P300 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0686.png) # ~~او در مدرسه عضدیه درس میگفت و چون از درس فارغ میگشت بتصنیف کتاب # ~~دینی مشغول میگشت. خصومت خلق را فرو مینشاند و جواب از واقعهها میداد و # ~~مشکلات آسان میکرد ودر تمازهای جتازه حاضر سیشد و پرسش بیماران میکرد ~~وتفقد # ~~احوال دوستان سینمود . اوفته رأ درخدمت مولانا لسان الدین فرا گرفت سپس ~~چند # ~~سال در تبریز در ملازمت علاءالدین طاوس ومولانا فخرالدین جاربردی و ~~مولانا ms440 # ~~شرف الدین طیبی ومولانا شمس الدین خطیبی پسر برده وسه نویت بزیارت خانه ~~خدا # ~~رفته است . # از مؤلفات او یکی بیان الفتاوی فی شرح الحاوی ودیگر شرح الشاسل ~~الاصغرلابن # ~~المفسر وشرح المنظومه فی الفرایض و رسالة البالغه فی الاجتهاد و ~~ایجازالمختصرلابن # ~~الحاجب است . # او را پس از وفات در نزدیکی مسجد چامع عتیق شیراز دفن کردند. خواجه # ~~حافظ در تاریخ وفات اوگوید : # بهاءالحق والدین طاب مثواه %~% امسام سنت و شیخ جماعت # چومیرفت ازجهان این بیت میخواند %~% به اهل فضل و ارباب برائت # یطاعت قرب ایزد میتوان یافت %~% قدم درنه گرت هست استطاعت # بدین دستور تاریخ وفاتش %~% برون آور ز حرف قرب طاعت # 18- شهید اول (شمس الدین ابوعبدالله محمدبن جمالالدین مکی نبطی عاملی # ~~جزینی 734-786) - از شاگردان فخرالمحققین است او درخدمت استادان ~~دیگرنیز # ~~تلمذ کرده و در اواخر عمر در شام و لبنان بسر میبرد ودر همانچا بفتوای ~~علمایسنی # ~~وبحکم امیر سیف الدین خوارزمی فرسانروای شام بقتل رسید وجسد او را ~~بردار کردند # ~~بهمین جهت بشهید اول معروف شد . # کتب شهید اول همه در بین علما معروف بوده ومورد تعلیم وتعلم وشرح و # ~~توضیح قرار گرفته . از آثار معروف او تمهیدالقواعد و روض الجنان ( در ~~شرح کتاب PageV02P303 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0687.png) # ~~ارشادالاذهان علامه حلی) وذکری الشیعه والدروس الشرعیه وبیان وسسالگ # ~~الافهام ولمعه دمشقیه والفیه است . # 19- شمس الدین محمدبن هندوشاه نخجوانی - سعروف به شمس منشی که # ~~لغت نامه صحاح العجم را بنام خواجه غیاثالدین محمد وزیر تألیف کرده ~~ونیز کتاب # ~~دستورالکاتب فی تعیین مراتب را درفن کتابت رسائل نوشته وبسلطان اویس ~~ایلکانی # ~~(757-) تقدیم داشته است . # 20- شمس الدین کرمانی (محمدبن بهاءالدین یوسف بن علی 717- 786) - # ~~از علمای بزرگ فقه وحدیث وتفسیر ومعانی وبیان وعلوم عربیه است . ازشا ~~گردان # ~~قاضی عضدالدین ایجی است که بدمشق وسصر رفت وتحصیلات خود را دنبال نمود # ~~و ببغداد بر گشت ودرهمانجا در گذشت. از آثار او شرح بخاری - شرح سواقف ~~- شرح # ~~مختصر ابن حاجب - انموذج الکشاف - حاشیه برتفسیربیضاوی است . او فواید ms441 ~~غیاثیه # ~~قاضی عضدالدین ایجی را نیز شرح کرده و آنرا تحقیق الفواید نامید. # 21- میر سیدشریفالدین علی بن محمدبن علی الحسینی الجرجانی معروف به # ~~میر سید شریف (740- 816) _ در قریه طاغواز قراء استرآباد متولد شده ~~وسالها در # ~~خدمت علامه قطب الدین رازی تلمذکرده است . میر سید شریف درسال 779 در # ~~سوقعی که شاه شجاع در قصر زرد (واقع بین شیراز واصفهان) اقاست داشت ~~بوسیله # ~~مولانا سعدالدین انسی بخدمت او رسید و چون شاه شجاع بمراتب علم ودانش ~~او # ~~اطلاع یافت مراسم تعظیم وتکریم بجای آورد واو را مورد انعام واحسان ~~خویش # ~~قرار داد و با خود بشیراز آورده منصب تدریس در دارالشفا را که از ~~بناهای خود # ~~او بود په میر سید شریف تفویض نمود . سید شریف مدت ده سال در شیراز ~~بتدریس # ~~اشتغال داشت وچون درسال 89 اسیرتیمور این شهر را متصرف شد او را ~~بسمرقند # ~~فرستاد واو دراین شهر با سعدالدین تفتازانی مباحثات علمی داشته است ~~بعدازمرگ # ~~امیر لیمور ده درشان 807 ادوبردبیزر امرین هر درسال 816 # ~~وفات یافت . PageV02P304 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0688.png) # ~~مؤلف فارسناسه ناصری گوید : اکنون (زمان تألیف فارسناسه) مقبره او ~~درمحلهآ # ~~سردزک موجود و زیارتگاه است1 . # ~~این قطعه شعر درتاریخ وفات او گفته شده : # # استاد بشر حیات عالم %~% سلطان جهان شریف ملت # # اندر ششم ربیع دوم %~% درهشتصد وشانزده زهجرت # زین دار فنا بچهار شنبه %~% فرمود بدار خلد رحلت # ~~فرزندان او در شیراز که بسادات شریفی معروف اند اغلب ستولی آستانه سید # ~~میراحمد مشهور بشاه چراغ بودهاند چنانکه مؤلف فا رسنامه ناصری گوید : ~~این سلسله # ~~جلیله تا کنون که 130 ه ق است بعزت واحترام تمام درشیراز مقام داشته ~~بعضی # ~~بزیور علم آراسته و بعضی بمناصب دیوانی رسیدهاند. # ~~اغلب تألیفات او بعربی است و بعضی که بفارسی تألیف کرده عبارتند از: # ~~- رسالهای در صرف موسوم به صرف میر # ~~- رسالهای درمنطق موسوم به الکبری والصغری # ~~3- رسالهای درمراتب وجود موسوم به رساله الوجود # ~~4- ترجمان القرآن که در آن کلمات دشوار هریک ms442 از سورهها را ترجمه کرده. # ~~او به اکثر کتب گذشتگان شروح وحواشی دارد که از آنجمله است : # ~~- حاشیه بر کشاف زمخشری # ~~2- شرح کتاب مواقف السلطانیه قاضی عضدالدین ایجی واین شرح درسال # ~~807 در سمرقند انجام شده چنانکه خود درخاتمه کتاب گفته (قد وقع الفراغ ~~من - # ~~تألیفه فی اوایل شوال سنه سبع وثمانمائه بمحروسه سمرقند» # ~~3 - حاشیه برشرح قاضی عضدالدین ایجی به مختصر ابن حاجب # ~~4- حاشیه برشرح علاءالدین قوشچی بر کتاب تجریدالکلام خواجه نصیرالدین # ~~طوسی که بحاشیه تجرید معروف است و براین حاشیه نیز شروح متعدد نوشتهاند ~~PageV02P305 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0689.png) # - حاشیه بر کتاپ تحریرالقواعد فی شوح الشمسیه قطب الدین محمد رازی # ~~بویهی که بحاشیه کوچک معروف است # 6- حاشیه پرشرح شمس الدین محمدین مبار کشاه معروف به میرک بخاری # ~~برکتاب حکمة العین نجم الدین دبیران # 7 - شرح بر کتاب الملخص فی الهیات چغمینی # 8- حاشیه برشرح رضی الدین استرآیادی برکتاب کافیه ابن حاجب # 9- شرح برمقتاح العلوم سکاکی (قسمت بلاغت) # 10 - حاشیه برکتاب مطول تفتازانی # 11- حاشیه بر کتاب مختضر تفنازانی # 12 - حاشیه پرشرح قطبی برمطالع . # 22- فیروز آبادی (قاضی ابوطاهر مجدالدین محمدبن یعقوب بن هحمدبن # ~~ابراهیم صدیقی کارزینی ثیروز آبادی شیرازی 729-817) - در کارزین ~~فیروزآبساد # ~~متولد شده ابتدا در شیراز و سیس در واسط ( از شهرهای عراق) وپس از آن ~~در # ~~بغداد درسال ه4 بتحصیل مشغول شده ودرسال . * به دمشق رفته ودرمجلس # ~~درس السبگی فقیه معروف درفقه شافعی به تحصیل پرداخته واز آنجا به ~~اورشلیم # ~~مسافرت کرده ومدت ده سال دراین شهر بتدریس اشتغال داشته بعد به آسیای ~~صغیر # ~~وقاهره سفر کرده و درسال . 77 بهمکه رفته وه1 سال در آنجا اقامت نموده ~~سیس # ~~به هندوستان رفته و ه سال درد هلی بسربرده و دوباره پمکه بازگشته واین ~~بار دوسال # ~~در آنجا مانده و در سال *9ب به بغداد رفته و بخدمت سلطان احمد جلایری ~~رسیده # ~~سپس بشیراز آمده و با امیرتیمور درسال 95 ملاقات تموده و سورد احترام ~~او واقع # ~~شده از شیراز از راه ms443 هرموز به یمن رفته ودرسال »9ب بسمت قاضی القضاتی ~~آنجا # ~~متصوب شده ودختر سلطان یمن الملک الاشرف را بحباله تکاح خود درآورده و ~~در # ~~سال 802 برای بار سوم به مکه رفته و در آنجا مدرسهای برای تدریس فقه ~~سالکی PageV02P306 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0690.png) # ~~تأسیس کرده و پس از مسافرتی بمدینه به یمن بازگشته و در آنجا در سال823 # ~~وفات یافته است . # تألیف معروف او قاموس المحیط والقابوس الوسیط است که برآن شروح و # ~~تکمله ها نوشتهاند و نیز آنرا بقارسی وترکی ترجمه نمودهاند. کتب متعدد ~~دیگر در # ~~تفسیر وعلوم قرآنی وحدیث وفقه وتراجم رجال وعلوم ادبی تألیف کرده. # 23- محمدین محمدالجزری (751-833) - بیشتر عمر خود را درمصر وشام # ~~و آسیای صغیر گذرانیده و در زمان تیمور بسمرقند برده شده و تا آخر عمر ~~خود را در # ~~ایران بوده ودر این مدت بسیاری ازعلما را در شهرهای مختلف مانند کش - ~~سمرقند # ~~هرات - یزد - اصفهان وشیراز تربیت کرده و در این شهر اخیر محلی بنام ~~دارالقرآن # ~~تأسیس کرده ودر همانجا مدفون شده است. # ازکتب اوشرح مصابیح بغوی وغایه المهره فی الزیاده علی العشره وطیبة النشر # ~~فی قراآت العشر والمقدمه فیما علی قاری القرآن یعلمه است. # 24- شاه نعمتالله ولی (730-834) - سید نورالدین تعمت الله بن محمد در # ~~حلب متولد شده ومقدمات علوم را نزد سید رکن الدین شیرازی وفقه وتفسیر ~~وکلام # ~~را خدست سید شمس الدین خوارزمی وسید شمس الدین سکی تحصیل نموده گویند # ~~نزد عضدالدین ایجی نیزتلمذ کرده ودر * سالگی بسیاحت پرداخته مدتها ~~درمصر # ~~و حجاز سساقرت کرده و یزیارت کعبه نایل آمده ومدت سال در آنجا اقامت ~~نموده # ~~ونزد شیخ عبدالله یافعی ازمشاهیر مورخین ونویسند گان صوفیه تلمذکرده. ~~درمصر # ~~نیز بخدمت سید حسین اخلاطی رسیده ودر اینجا با جمعی از اعاظم علما ~~وسادات # ~~مانتد سید تاسم انوار تیریزی و خواجه ضیاءالدین ترکه و سولانا شرفالدین ~~یزدی # ~~سوثس وهمدم بوده است. # او از سکه عازم سمرقند شده و با امیرتیمور ملاقات کرده سپس بمشهد ms444 مقدس # ~~وهرات رنته و پس ازمدتی درکوه بنان کرمان اقامت اختیار نموده و پس از ~~باسال PageV02P307 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0691.png) # ~~به پزد رفته و در بقعه تفت مدتی مقام گرفته مجددآ به کوه بنان بر گشته ~~است. # از گوه بنان بشهر کرمان آمده و طرح خانقاهی در ماهان انداخته و در زمان # ~~حکومت اسیرزاده اسکندر نوه امیرتیمور بشیراز آمده و میر سید شریف ~~جرجانی که در # ~~این موقع در شیراز بود باجمعی کثیر از شیرازیان از او استقبال بعمل ~~آورده است. # گویند شاهرخ تیموری ازکثرت مریدان او ستوحش شده او را بهرات طلبیده # ~~واو تیز بفرمان شاهرخ مدتی در این شهر ساکن شده سپس یکرمان آمده و در ~~سال # ~~34 وقات یاقته است. # شاه نعمتالله ولی رئیس فرقه دراویش نعمت الهی است . احمد شاه بهمنی # ~~پادشاه د کن ثسبت باو ارادت داشته . از او غیر از دیوان شعر درحدود ~~پانصد رساله # ~~در تصوف باقی است . # او معاصر حافظ بوده و در پاسخ غزلی که شاه نعمتالله ولی ساخته و مطلع # ~~آن این است : # ما خاک را بنظر کیمیا کنیم %~% صد درد را بگوشه چشمی دوا کنیم # ~~حاقظ غزلی ساخته که مطلع آن این است : # آنان که خاک را بنظر کیمیا کنند ### | آیا بود که گوشه چشمی بما کنند # دوم شعراء - دراین دوره شعرای نامدار وارجمندی ظهور کردهاند که اکثرشان # ~~در عالم ادب ایران مقامی بس شامخ دارند و بعضی نیز چون حافظ ستاره ~~درخشان # ~~آسمان ادب ایران هستند ولی در اینجا سیک شعر ومقام ادیی آنان مورد ~~بحثنیست # ~~بلکه بیشتر از جنبه تاریخی و روابطشان با سلاطین و امرا و بزرگان مورد ~~تحقیق # ~~قرار گرفتهاند. # شعرای معروف این دوره که اکثر در فارس و کرمان بظهور رسیدهاند بترتیب # ~~تاریخ وفات عبا رتند از : PageV02P308 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0694.png) # الف - خواجوی کرمانی (679-753) - کمال الدین ابوالعطا محمودبن علی # ~~مرشدی کرمانی در نیمه شوال سال 679 در کرمان متولد شده چون بشیخ مرشد # ~~ابواسحق کازرونی ارادت سیورزید ms445 واز سریدان او بود بمرشدی معروف گردید . ~~در # ~~ابتدای جوانی بشیراز رفت و بتحصیل علوم پرداخت و بعد در کازرون ~~بخدستشیخ # ~~امین الدین محمد کازرونی رسید واز آنجا باصفهان وسایر بلادایران سفرکرد ~~. خواجو # ~~در آغاز مسافرت مثنوی هما وهمایون را بنام سلطان ابوسعید بهاد رخان ~~شروع کرد # ~~و آنرا درسال 732 در بغداد باتمام رسانید وخود چهارسال بعد خواست آن را ~~در # ~~تبریز بابوسعید عرضه بدارد مصادف با مر گ این پادشاه شد ودر تبریز ~~خواجوبوسیله # ~~تاج الدین احمد عراقی بشمس الدین سحمود صائن قاضی وپسرش عمیدالملک که ~~برای # ~~عرض تهنیت جلوس ارپاخان بدان شهر آمده بودند معرفی شد وخواجو سثنوی هما ~~و # ~~همایون را بنام این چند تن تمام کرد . # خواجو درتبریز مورد عنایت خواجه غیاثالدین محمد رشیدی قرار گرفت ولی # ~~پس ازمرگ ایلخان وقتل وزیر باصفهان و سپس شیراز رفت و زمانیکه شاه شیخ # ~~ابواسحق اینجو این شهر را از چنگ ملک اشرف بدر آورد خواجو درشیراز بود ~~واو # ~~را درفتح این شهر تهنیت گفته است . خواجو مدتی را درخدمت شیخ ابواسحق ~~بسر # ~~برده واز او محبت بسیار دیده باینجهت او را در اشعار خود بسیار ستوده ~~است . # خواجو تا سال 53 در قید حیات بود و در این سال و پیش از آنکه شیراز # ~~بدست امیرسبارزالدین محمد مظفری بیفتد وفات یافته است . # ممدوحان خواجو ازسلاطین عبارتند از : # 1- سلطان ابوسعید - خواجو در مدح او قصیدهای دارد و بطوریکه گفته شا # ~~سثنوی همای و همایون را بنام او بنظم درآورد ولی بعلت مرگ سلطان سوفق ~~نشد # ~~که آنرا تقدیم دارد . # 2- ارهاخان که پس ازسلطان ابوسعید بکوشش خواجه غیاث الدین محمد ~~PageV02P311 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0695.png) # ~~رشیدی یایلخانی رسید نیز از ممدوحین خواجو است وخواجو در مدح وی ~~قصیدهای # ~~گفته ودر سرثیه اش ترکیب بندی ساخته . # ~~3 - امیر شیخ حسن ایلکانی مؤسس دولت آل جلایر . خواجو در مدح او # ~~قصیدهای دآرد . # ~~4- دلشاد خاتون دختر دمشق خواجه و زن سلطان ابوسعید که پس ازمرگ ms446 # ~~او بازدواج شیخ حسن ایلکانی درآمد و خواجو در مدح او ترکیب بند و ابیات ~~و # ~~اشعاری دارد . # ~~5- جمال الدین اسیر شیخ ابواسحق اینجو و بطوریکه گفته شد خواجو او را ~~در # ~~بسیاری از اشعار مدح گفته . # ~~6- جلال اندین سسعود شاه اینجو فرزند شرفاندین محمود شاه و برادر شیخ # ~~ابواسحق . # ~~7- جانی بیک خان پادشاه دشت قبچاق و خواجو درمدح او قصیدهای دارد. # ~~8- اسیرمبارزالدین محمد مظفری وخواجو درمدح او قصاید بسیاری دارد . # ~~9 - ملک قطبالدین تهمتن بن گردانشاه پادشاه هرموز. # ~~.«- بلک تظام الدین کیقیاد برادر ملک قطبالدین تهمتن . # ~~امرائی که ممدوح خواجو بودهاید : # ~~- امیر ناصرالدین محمدبن پرهان غوری که درسال 07 ه ازطرق سلطان # ~~اوتجابتو بحکوست کرمان رسید. # ~~2- امیر ساداق بیک از امرای سلطان ابوسعید . # ~~وزائی که خواجو آنان را مدح گفته است : # ~~1- خواجه غیاثالدین محمد رشیدی فرزند رشیدالدین فضل الله همدانی که # ~~وزیر سلطان ابوسعید بود وخواجو او را در قصاید بسیاری مدح گفته. # ~~2- خواجه تاج الدین احمدبن محمدین علی عراقی وزیر امیر مبارزالدین محمد ~~PageV02P312 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0696.png) # تیفیت عقم ودانش درقرک هشتم هجری # ~~و خواجه را در مدح این وزیر قصایدی است و نیز در پایان مثنوی گل ونوروز ~~او را # ~~مدح گفته و اشعار خواجو بدستور این وزیر چتد سال قبل از مرگ شاعر چمع ~~آوری و # ~~تدوین شده است. # ~~3- شمس الدین محمود صائن قاضی از وزراء امیر شیخ ابواسحق وامیرمبارز- # ~~الدین محمد. خواجواو را در قصایدی مدح کفته ودرمتنویات خود از او به ~~نیکی یاد # ~~درده است. # ~~4- خواجه برهان الدین قتح الله وزیر امیرمپارزالدین محمد. # ~~5- خواجه رکن الدین عمیدالملک پسر خواجه شمس الدین محمود صائن قاضی # ~~و وزیر امیر شیخ ابواسحق . # ~~«- خواجه شمس الدین زکریا خواهوزاده و داماد خواجه غیاث الدین محمد # ~~رشیدی وزیر شیخ حسن ایلکانی . # ~~7- خواجه زین الدین علی فرزند سید عضدالدین که درخدمت خواجه غیاث- # ~~الدین محمد رشیدی بکار متشی الممالکی دیوان اشتغال داشت . # ~~8- بهاءالدین محمودبن عزالدین یوسف از نواد گان خواجه نظام الملک طوسی # ~~و خواجو ms447 مثنوی گوهرنامه را ینام وی سرود . # ~~عرفا ومشایخی که خواجو آنانرا مدح گفته : # ~~1- شیخ مرشدالدین ابواسحق ابراهیم بن شهریار کازرونی از عرفای قرن پنجم # ~~هجری و خواجوعنوان مرشدی را از نام این شخص گمرفته است . # ~~2- شیخ الاسلام امین الدین محمد کازروتی ازعرقای قرن هشتم. # ~~3- سید عضدالدین یزدی. # ~~4- خواجه مجدالدین اسمعیل ین یحیی. # ~~5- شیخ سیف الدین باخرزی از عرفای قرن هفتم. PageV02P313 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0697.png) # آثارخواجو : # خواجو را دیوانی است مشتمل برقصاید وقطعات و ترکیبات و ترجیعات و # ~~غزلیات . غیر از آن خواجو دارای ه یثنوی است بتقلید خمسه نظامی بدین ~~شرح : # 1- مثنوی همای وهمایون - بطوریکه گفته شد خواجو آنرا در سال 32 در # ~~بغداد بنام سلطان ابوسعید سروده وچون برای تقدیم آن بسلطان درسال * 3 ~~بتبریز # ~~رفت با فوت سلطان مواجه شد و خواجو آنرا دراین شهر بنام شمس الدین صائن ~~قاضی # ~~و پسرش عمیدالملک که در آن زمان در تبریز بودند یاتمام رسانید وبدانها ~~تقدیم # ~~کرد همای و همایون داستان عشق همایون پسر شاه هوشنگ با همای دختر قغفور # ~~چین است . درمقدمه آن سلطان ابوسعید وخواجه غیاث الدین وزیر را مدح ~~گفته است . # 2 - مثنوی گل و نوروز- و آن داستان شاهزاده نوروز پسر پادشاه خراسان و # ~~گل دختر پادشاه روم است و خواجو آنرا درسال 742 بنام خواجه تاج الدین ~~عراقی # ~~وزیر امیرمبا رزالدین محمد شروع کرده و بنام شیخ ابواسحق بپایان ~~رسانیده است. # 3- روضة الانوار - در تصوف وعرفان که خواجو آنرا بسال 743 بنام شمس- # ~~الدین محمود صائن قاضی آغاز و بتام شیخ مرشد ابواسحق کازرونی و شیخ ~~امین الدین # ~~کازرونی تمام کرده و سومین مثتوی از خمسه اوست. # 4- مثنوی کمال نامه - در سال »» ب بنام شیخ ابواسحق کازرونی سروده شده # ~~و خاتمه آن بنام شیخ ابواسحق اینجو است. # 5- گوهرتامه - که درسال «4 بنام بهاءالدین محمودین عزالدین یوسف از # ~~نواد گان خواجه نظام الملک طوسی بنظم آمده ودر آغاز آن امیر مبا ~~رزالدین محمد را # ~~مدح گفته است. این مثنوی بنام ms448 شرف الدین شاه مظقر فرزند اسیرمبارزالدین ~~محمد که # ~~دو آنوقت بیست ساله پوده پایان یافته است . # علاوه بره متنوی قوق خواجو داستانهای دیگری بشرح زیر دارد . # 1_ مقام ات استان ی الل ک خویو امربهام مجدالدین ممود وزیر # ~~بنظم آورده. PageV02P314 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0700.png) # 2 - مفاتیح القلوب ومصابیح الغیوب - که خواجو آنرا بنام امیرمبا رزالدین ~~محمد # ~~درسال 747 تألیف کرده و بنام شاه منصور ختم و بوی تقدیم کرده است . # 3- رساله البادیه - وآن درمناظرهنمد وبوریا است که درسال 748 تألیفشده. # 4 - رساله سبع المثانی - در مناظره تیغ وقلم وبنام امیرمبارزالدین محمد ~~درسال # ~~748 تألیف شده. # 5- رسالهای در مناظره شمس و سحاب که معلوم نیست در چه سالی و بنام # ~~کدام پادشاهی تألیف شده است . # خواجو درضمن مسافرت بخدمت شیخ رکن الدین علاءالدوله سمنانی عارف # ~~معروف رسیده است وخواجه حافظ بسیاری از غزلیات او را تتبع کرده و خود ~~را در # ~~غزل از متابعان او میداند چنانکه گوید : # پیش همه کس گرچه استاد غزل سعدی است # دارد سخن حافظ طرز غزل خواجو # قبر خواجو در تنگ الله واکبر در نزدیکی دروازه قرآن شیراز است چنانکه # ~~گفتهاند . # # تن خواجوی کرمانی بشیراز %~% بتنگ افتاده است الله واکبر # لوحه سنگی که اکنون بر روی قبر خواجو است از آثار حجاری قرن هشتم # ~~هجری است1 . # ب - عبید زاکانی (متوفی درسال 772) - خواجه نظام الدین عبیدالله قزوینی # ~~بنا بنوشته حمدالله مستوفی از خاندان زاکانیان است و زاکانیان قبیلهای ~~از عرب # ~~بودند که بقزوین مهاجرت کرده ودر آنجا ساکن شدند . عبید در زمان سلطنت ~~شیخ # ~~ابواسحق اینجو درشیراز بتحصیل علوم وفنون پرداخته از فضلای عصر و ادبای # ~~زمان خود گردید وبتألیف وتصنیف پرداخت پس ازمدتی بقزوین بازگشت وبمنصب ~~PageV02P317 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0701.png) # ~~قضاوت رسید و نیز بتربیت بزرگزاد گان پرداخت . حمدالله مستوفی مینویسد ~~که او # ~~از جمله صدور ووزراء بوده واو را صاحب معظم خطاب میکردند . # در زمان عبید تر کان در ایران از ارتکاب هیچگونه مناهی و قبایح فرو گذار # ~~نمیکردند ms449 و اخلاق مردم در اثر معاشرت با آنان بنهایت درجه فساد و تباهی ~~رسیده # ~~بود . مولانا عبید که از مشاهده این حال آزرده خاطر بود وچون نمی ~~توانست آشکارا # ~~وبا بیانحدی فساد اخلاق عمال دیوان را بنمایاندبهزل پرداخت : گویند او ~~رساله ای # ~~درفن معانی و بیان نوشت و خواست آنرا از نظر پادشاه بگذراند سقربان ~~درگاه اورا # ~~از رفتن یه پیش پادشاه مانعشدند اوقصیدهای غرا ساخت وخواست درخدبت ~~پادشاه # ~~بخواند گفتند پادشاه دروغ وسبالغه واغراق شاعران را خوش ندارد پس اوگفت # ~~در این صورت طریقه مجانین پیش گیرم تا بدان وسیله به بزم خاص شاهان راه ~~یابم # ~~واز ندما ومقربان گردم وچنان کرد آنگاه بی پروا سخنان صریح میگفت ~~وجایزه بیشمار # ~~میگرفت وکسی را یارای مقابله با او نبود . # یکی از آشنایان چون از وضع او اطلاع یافت در حیرت ماند که چگونه کسی # ~~با آن فهم وفضل میتواند علم وادب را ترک گوید و بهزل و رذل تن دردهد ~~مولانا # ~~عبید چون این حرف شنید این قطعه را برای وی فرستاد # ای خواجه مکن تابتوانی طلب علم %~% کاندر طلب راتب هر روز بمانی # رو مسخرگی پیشه کن ومطربی آموز %~% تا داد خود ازکهتر و مهتر بستانی # عیید زاکانی مدتی از عمر خود را بسیر و سیاحت گذراند از آنجمله به بغداد # ~~رفته با خواجه سلمان ساوجی ملاقات کرد. # علت سسافرت عبید به یغداد این بود که سلمان عبید را بدون اینکه به بیند # ~~در قطعهای هجو کرده وآن قطعه این است : # جهنمی و هجا گو عبید زاکانی %~% مقرر است به بیدولتی و بی دینی # اگرچه نیست زقزوین و روستازاده است ### | ولیک میشود اندر حدیث قزوینی PageV02P318 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0702.png) # مولانا پس از شنیدن این قطعه به بغداد رفت وچون بدانجا رسید سلمان ر # ~~دید که باجمعی در کنار دجله مشغول عیش ونوش است. او بوسیلهای داخل مجلس # ~~او گردید . سلمان در وصف دجله این مصرع را ساخته بود . «دجله را امسال ms450 ~~رفتاری # ~~عجب مستانه است» واز حاضران خواست که آنرا تمام نمایند . مولانا عبید ~~بالبدیهه # ~~گفت «پای بر زنجیر و کف برلب مگر دیوانه است» . # سلمان را خوش آمد وپرسید ازکجائی گفت از قزوینم سپس سلمان پرسید که # ~~نام سلمان در قزوین معروف واز اشعارش چیزی در آنجا مشهور است یا نه؟ ~~مولانا # ~~عیید گفت قطعهای از اشعار او بسیار معروف است واین قطعه را بخواند # من خرایاتیم وباده پرست %~% د رخرابات مغان عاشق ومست # میکشتدم چوسبو دوش بدوش %~% میبرندم چو قدح دست بدست # ~~آنگاه گفت اگر چه سلمان مردی فاضل است ومیتوان این قطعه را بوی نسبت ~~داد # ~~اما ظن غالب من آنست که این قطعه از زن اوست . سلمان ازلطف سخن او ~~دریافت # ~~که وی عبید است از او عذر خواست وتا در بغداد بود از هیچ خدستی در ~~بارهآ او # ~~کوتاهی نکرد . # عبید مدتی را نیز درشیراز اقامت داشت و باین شهر بیش ازموطن خود قزوین # ~~علاقه و دلبستگی نشان میداد و در تعریف این شهر گوید . # به یمن معدلت پادشاه بنده نواز ### | بهشت روی زمین است خطه شیراز # ~~درجای دیگرگوید : # شد سلک فارس باز بتایید کرد گار ### | خوش تر ز صحن جنت وخرم تر از بهار # ~~و نیز گوید : PageV02P319 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0703.png) # ممدوحین عبید زاکانی عبارت بودند از : # - خواجه علاءالدین محمد وزی- عبید رساله نوادرالامتال خود را که بزبان # ~~عرپی وشاملی اقوال انبیاء وحکماء واشعار وامثال است یاو تقدیم داشته ~~است. # 2- شاه شیخ ابواحق ایتجو- عبید شیخ ابواسحق اینجو را که ممدوح حافظ # ~~نیز میباشد در اشعار بسیاری مدح گفته بعلاوه کتاب عشاق نامه را بنام او ~~درسال # ~~51 ینظم درآورده است # 3 - رکن الدین عمیدالملک وزیر - پسر شمس الدین محمود صائن قاضی که # ~~وزارت شیخ ابواسحق اینجو را داشته. در کلیات عبید مدایح بسیاری دریاره ~~اودیده # ~~میشود . عبید مدت بسیاری را درخدمت این وزیر گذراتیده چتاتکه در یک ~~شعرمدت # ~~خدست خود را ده سال ودر شعر دیگری 4 سال ms451 مینویسد # 4- سلطان اویس جلایری - عبید سلطان اویس را نیز در اشعار زیادی مدح # ~~گفته واین مدایح در زمانی بوده که عبید پس از برافتادن دولت شیخ ~~ابواسحق # ~~به بغداد رفته و بدربار سلطان راه یافته است # 0- شاه شجاع مظفری - عیید اواخر عمر خود را در شیراز یا کرمان دردستگاه # ~~شاه شجاع گذرانیده و او را در اشعار خود مدح گفته است . # آلار عبید # 1- کلیات اشعار جدی او از قصیده و غزل و ترجیح بند و مثنوی و متطعات # ~~و رباعیات PageV02P320 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0704.png) # 2- مثنوی عشاق نامه که درسال 751 بنام شاه شیخ ابواسحق اینجو سروده # 3 - کتاب نواد رالامثال بعربی بنام خواجه علاءالدین محمد وزیر. # ~~مجموعه لطایف وظرایف او شاسل : # - اخلاق الاشراف در انتقاد از اخلاق بزرگان و اشراف که در تاریخ .174 # ~~تألیف یافته # 2- ریش نامه - رساله کوچکی است در مذمت ریش # 3- صد پند - متضمن صد پند شیرین که درسال . ه7 نوشته شده # 4- رساله تعریفات - چون مشتمل بر ده فصل است آنرا ده فصل نیز گویند و # ~~آن تعریف یک عده مصطلحات اداری وعلمی و دیوانی واصطلاحات مربوط بزند ~~گانی # ~~بزبان هزل است # - رساله دلگشا - شامل عدهای از حکایات شیرین که قسمت اول آن عربی # ~~و قسمت اخیر آن فارسی است # ~~آثار دیگر او عبا رتند از: # - مکتوب قلندران - شامل دو مکتوب ازنوع مکاتیبی که قلندران زمان # ~~بیکدیگر مینوشتند. عبید دراین مکتوب نظر انتقادی نسبت باین طایفه داشته # 2 - فالنامه بروج - رساله مختصری است در گرفتن فال و تعیین طالع از روی # ~~بروج به نثر. دراین رساله نیزکتب فالناسه ومعتقدین بفال واحکام نجومی ~~را اثتقاد # ~~نموده است # ~~طیور و وحوش است # ~~اوضاع زمان نوشته . PageV02P321 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0705.png) # پ - عماد فقیه کرمانی - خواجه عمادالدین کرمانی از جمله ققهای کرمان و # ~~مورد احترام امیر مبارزالدین محمد وشاه شجاع بوده است . مخصوصا شاه ~~شجاع # ~~نسبت باو ارادت فراوان داشت1 . گویند علت ارادت شاه شجا تسبت بهعماد ~~فقیه # ~~این یود که او گربهای دست آموز ms452 داشت که بهنگام اداء نماز گریه نیز از ~~او تبعیت # ~~کرده قیام وقعود مینمود واین عمل گربه در نزد شاه شجاع بمعجزه مولانا ~~تعبیرشده # ~~بود وچون خواجه حافظ را بلان درجه عزت واحترام درتزد شاه شجاع تبود ~~باینجهت # ~~بنا بقول مؤلف کتاب حبیب السیر ارادت شاه شجاع مورد رشگ وحسد خواجه ~~حافظ # ~~واقع شده بود2 وخواجه درانتقاد ازعمل ریا کارانه عماد فقیه این غزل را ~~گفتهاست: # 1- مؤلف تذکره الاولیاء میتویسد : حضرت خواجه عماد ققیه را اتفاق خاطری ~~بتاه # ~~هرساله حضرت شاه شجاع خود بکرمان کیندهآند یا کتایتایشان بحواجه ~~سیزشیه. پس از # ~~مصون لسایت شاه مباع و کیقیت معاش و استتقاقی که آرال بوده خواجه در ~~جواب # ~~توشتهاند : # ~~پس شاه شجاع باندک وقتییدر را میل کشیده ومقرر بوده که شاه شجاع هرساله ~~یاهر یدوسال # ~~پکرمان میآمده و مطمح نظرش صحبت خواجه بوده کست. ض 22 از این گفته ~~برمیآید که PageV02P322 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0706.png) # # صوفی نهاد دام وسر حقه باز کرد %~% آغاز مکر با فلک حقه باز کرد # # بازی چرخ بشکندش بیضه در کلاه %~% زیرا که عرض شعبده بااهل رازکرد # # ساقی بیا که شاهد رعنای مومنان %~% آمد اگر بخلوت و آهنگ ناز کرد # # این مطرب از کحاست که سازعراق ساخت %~% واهنگ بازگشت براه حجاز کرد # # ایدل بیا که ما به پناه خدا رویم %~% زانچه آستین کوته و دست دراز کرد # # صنعت مکن که هر که سحبت نه راست باخت %~% عشقش بروی دل درمعنی فراز کرد # # ای کبک خوشخرام کجا میروی بایست %~% غره مسشو که گربه عابد نماز کرد # # فردا که پیشگاه حقیقت شود پدید %~% شرمنده رهروی که عمل برمجاز کرد # # حافظ مکن سلامت رندان که در ازل %~% ما را خدا ز زهد وریا بی نیاز کرد # آثارعماد فقیه # عماد فقیه دیوان غزلی دارد بعلاوه دارای ه مثنوی است باین شرح : # 1- منظومه محبت نامه صاحبدلان که در 722 ساخته # 2- مونس الابرار که درسال « ه7 سروده # 3- مثنوی صفانامه # 4- مثنوی صحبتنامد # 5- مثنوی طریقتنامه . # عماد فقیه در ms453 سال 773 وفات یافته ودر خانقاه خود که درسحله سرپل دولت # ~~آباد کرسان قرار داشت مدفون شده. # ت - سلمان ساوجی (متوفی در سال 778) - خواجه جمال الدین بن خواجه # ~~علاءالدین محمد از مردم ساوه و پدرش از مستوفیان دیوانی وخاندانش نزد ~~سلاطین # ~~ایلخانی محترم بوده است . # سلمان در ابتدای جوانی درخدست خواجه غیاتالدین محمدوزیر یسرمیبرد . PageV02P323 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0707.png) # ~~چون درسال 36 سلطان ابوسعید وفات یافت سلمان در مرثیهاش ترجیعی ساخت و # ~~در پایان آن خواجه غیاثالدین محمد را مدح گفت. # سلمسان پس ازفوت سلطان ابوسعید بخدمت شیخ حسن بزرگ جلایری که # ~~قدرتی یافته بود رفت ودر قصایدی که در مدح او سرود دلشادخاتون زن او را ~~نیز # ~~ثنا گفت # سلمان وسلطان اویس - چون شیخ حسن بزرگ فوت شد و پسرش سلطاناویس # ~~بتخت سلطتت نشست کار سلمان یالا گرفت زیرا او بثا بدستور دلشادخاتون در ~~زمان # ~~کود کی سلطان اویس معلم او بوده است . بنابنوشتهآ مؤلف تذکره هفت اقلیم ~~«سلطان # ~~اویس ایلکانی همگی توجه والتفات را برصحبت و مجالست او وقف نمود و ~~انواع # ~~رعایت را برروی روزگارش یر گشود چنانکه ازمتأخرین هیچیک را آن نسبت ~~وثروت # ~~دست تداده .» # سلمان همیشه ملازم خدمت سلطان اویس بوده وشرح فتوحات وتاریخ جنگهای # ~~او را با سلاطین آل مظفر وحکام دیگر سانند امیرولی در اشعار خود بیان ~~کرده. # سلمان وسلطان حسین ایلکانی - بعد ازمرگ سلطان اویس پسرش سلطان حسین # ~~بتخت سلطنت نشست . سلهان درایام حکومت آو یکسال وهفت ماه زنده بود ~~ودراین # ~~مدت درتبریز اقامتداشت. چون شاه شجاع تبریز را متصرف شد سلمان باین ~~مناسبت # ~~او را مدح گفت باین جهت طرف پی التفاتی سلطان حسین قرار گرفت و دچار ~~مذلت و # ~~خواری گشت وبالاخره در روزدوشنبه 12 صفر سال 778 وفات یافت و در ~~قبرستان # ~~چرنداب تبریز مدقون گشت. # سلمان و پادشاهان آل مظفر - سلمان در باره سلاطین آل مظفر اشعاری دارد # ~~از آن جمله در واقعه کور کردن امیرمبارزالدین محمد مظفری شعری سروده که ms454 ~~مطلع # ~~آن این است. # آنکه از کبر یک وجب میدهد %~% از سر خویش تا بافسر حور PageV02P324 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0708.png) # ~~شاه شجاع بحکوست اصفهان رسیده قصیدهای دارد که قسمتی از آن این است. # ~~قطب چرخ پادشاهی شاه محمود آنکه بست ### | آسمان بر درگه قدرش نطاق چا کری # ~~بر سر خصم تو آمد تیغ و گریان شد بر او ### | پا همه آهن دلی ایام گفتش خون گری # ~~بند گان حضرتت را از دل وجان روز وشب ### | مادح است این بنده چون محمودیان راعنصری # ~~چون شاه محمود بکمک سلطان اویس بر شاه شجاع غلبه کرد و شیراز را # ~~متصرف شد ودر واقع فارس را ضمیمه متصرفات سلطان اویس نمود سلمان دراین ~~باره # ~~چنین گفت : # ~~دولت سلطان اویس عرصه دوران گرفت ### | مساه سر سنجقش سرحد کیوان گرفت # ~~ازطرفی دولتش لشکر دیوان شکست ### | از طرفی لشکرش ملک سلیمان گرفت # ~~ازفرح فتح فارس مطرب عشاق دوش ### | این غزل تر نواخت راه صفاهان گرفت # ~~تا آنجا که گوید : # ~~معجر اقبال شاه بود که قبل ازسه سال ### | نسخه این سر غیب خاطر سلمان گرفت # ~~سلمان درجشن عروسی شاه محمود با دختر سلطان اویس نیز قصیدهای گفته که ~~مطلع # ~~آن این است. # ~~آسمان ساخت در آفاق یکی سورچه سور ### | که از آن سورشد اطراف ممالک سسرور PageV02P325 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0709.png) # ~~شاه محمود تحف و هدایائی با سراسله سودت آمیز برای سلمان فرستاده ~~وسلمان در # ~~جواب قصیده دیگری گفته که مطلع آن این است. # سحری پیکک نسیم آمد واز خاک درش ### | مردم چشم مرا کحل سپاهان آورد # ~~چون درسال 777 شاه شجاع تبریز را متصرف شد سلمان در تهنیت ورود او ~~بتبریز # ~~قصیدهای گفته که مطلع آن این است . # زهی دولت کز اقبال همای چتر سلطانی ### | همایون فال شدبومی که بودش روبویرانی # ~~چون شاه شجاع مطلع وبعضی از ابیات این قصیده را نپسندید باین جهت سلمان # ~~قصیده دیگری ساخت که مطلع آن این است. # سخن بوصف رخش چون زخاطرم بر زد ### | ز مطلع ms455 سخیم آفتاب سر برزد # ~~براثر این قصایدبود که سلطان حسین ایلکانی ازسلمان رنجیده واو را ازنظر ~~بینداخت. # سلمان چند تن ازوزرای شیخ حسن بزرگ و سلطان اویس را نیز مدح گفته # ~~از آنجمله است . # خواجه شمس الدین زکریا داماد و خواهرزاده خواجه غیاث الدین محمد وزیر # ~~که درسال 737 بوزارت شیخ حسن بزرگ رمید . سلمان در مدح او قصایدی دارد # ~~از آنجمله است قصیدهای باین مطلع . # خواجه شمس الدین زکریا آنکه نامش کردهاند ### | دامن آخر زسان را بر طراز آستین # ~~خواجه وجیه الدین اسمعیل پسر خواجه شمس الدین زکریا نیز مورد مدح ~~وستایش # ~~سلمان قرار گرفته واو خواجه را درقصیدهای چنین تعریف میکند . # هلال غره دولت وجیه دولت ودین %~% که باضمیرتو خورشید را ضیاء نبود # ~~ودر شعر دیگری او را چنین مدح گوید. PageV02P326 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0710.png) # وجیه دین محمد امیر اسمعیل # که رزق خلق خدا را کف تو گشت دلیل # روابط سلمان با شعرا وفضلای معاصر- سلمان دراوایل جوانی معروف گردیده # ~~چنانکه در همان اوان رکن الدین علاءالدوله سمنانی عارف معروف دربارهآ ~~او چنین # ~~گفته «چون انارسمنان وشعر سلمان ندیدهام» هرقدر سن او بیشتر سیشد ~~معروفیتش # ~~زیادتر میگشت چنانکه بیشتر شعرای سعاصر یا به بغداد آمده و از وی دیدن ~~کردهاند # ~~ویا قطعه وغزلی را پیش او فرستادهاند. خواجه ناصر بخاری و عبید زا کانی ~~ببغداد # ~~آمده و بوسیله سلمان اشعار خود را برسلاطین جلایری عرضه داشتهاند و ابن ~~یمین # ~~چون نتوانسته ببغداد برود بوسیله فرستادن اشعار با او رابطه یافته است ~~. # خواجه حافظ چندین غزل سلمان را استقبال کرده ودر قطعه ذیل او را چنین # ~~می ستاید . # سرآمد فضلاء زمانه دانی کیست ز رویصدق ویقین نه زراه کذب وگمان # شهنشه فضلا پادشاه ملکسخنجمال ملت و دین خواجه جهان سلمان # از معاصرین سلمان فقط کمال خجندی است که با او دشمنی دانته و او را # ~~هجو کرده است . # آثارخواجه سلمان - سلمان علاوه بردیوان غزلیات وقصاید ومقطعات دارای # ~~دو یثنوی است . # یکی داستان ms456 جمشید وخورشید که آنرا به پیروی از خسرو وشیرین درحکایت # ~~عشق شاهزاده جمشید پسر خاقان چین با شاهزاده خورشید دختر قیصر روم در ~~سال # ~~763 بنام سلطان اویس ایلکانی بنظم درآورده است. # مثنوی دیگر فراقنامه است. سلمان این مثنوی را نیز بخواهش سلطان اویس # ~~و برای تسلیت او ازفراق بیرامشاه که درسال 791 در اثر اختلافاتی دربار ~~او را # ~~ترک گفته و به بغداد رفته بود ساخته است. # ث س خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی - که بنا بنوشتهآ مؤلف تذکره ~~PageV02P327 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0711.png) # ~~میخانه در سال * هب یا ب* ه ستولد شده ستاره بسیار درخشان آسمان ادب ~~ایران # ~~درقرن هشتم هجری است . پدرش بهاءالدین محمد تام داشت ودر عصر اتابکان # ~~فارس از اصفهان بشیراز مهاجرت کرده یکسب وتجارت پرداخته واز این راه ~~مال و # ~~ثروتی اندوخته ولی پس ازمرگ او فرزندش به تنگدستی افتاده ودر خردسالی ~~روزی # ~~خود را پزحمت بدست میآورده است با اینهمه هروقت مجال میکرده درمکتبی که ~~در # ~~نزدیکی او بود بکسب کمال میپرداخت و در آنجا بود که قرآن را حفظ نموده ~~حافظ # ~~لقب یافته است . # محمد گلندام1 جامع دیوان حافظ مینویسد : او بر کشاف زمخشری که دراین # ~~قرن شهرت بسیار داشته واز کتب درسی مهم بود و همچنین برمصباح آ حاشیه ~~نوشته # ~~است و نیز مفتاح العلوم سکاکی را مطالعه میکرده و بعید نیست که برتلخیص ~~این # ~~کتاب نیز شرح نوشته باشد. مؤلف مجمع الفصحا مینویسد : گویند تفسیری هم ~~بر - # ~~کلام الله نوشته ولی دیده نشده. # حاقظ در تزد سولانا عضدالدین ایجی ومیر سید شریف جرجانی حکمت و فقه # ~~اسلامی را آموخته است. # قرنی که حافظ در آن زندگی میکرد عصر رواج تصوف وعرفان است از این رو # ~~حافظ از آغاز جوانی با این افکار بزرگ شده ویکی ازعرفای بزرگ زمان خود ~~گردید # ~~وافکار عرفانی را درغزلیات خود که دراین قرن بیشتر ازاقسام دیگرشعر ~~رواج داشت # ~~در قالب بهترین و لطیف ترین معانی درآورد واشعار ms457 حکمتی وعرقانی را ~~درلباس غزل # ~~جلوه گرساخت. PageV02P328 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0712.png) # هانری مامه مستشرق معروف فرانسوی مینویسد : هیچیک ازشعرا به پایه # ~~حساقظ در بیان سعتی نوسیدهاند - حافظ اطلاعات زیاد از ادبیات و الهیات ~~داشت و # ~~شعرای گذشته را خوب سیشناخت و همواره در میان الهامات عاشقانه و ~~عارفانه سیر # ~~میکرد و در اشعار خود در نتیجه لطف تنظیم وحسن انتخاب کلمات آهنگی ~~ایجاد # ~~میکرد بدون ایتکه لغات مشکل بکار برد - حافظ شعر غنائی ایران را بحد ~~کمال # ~~رسانید 2 . # پروفسور گیپ3 در تأثیر افکار حافظ درگوته دانشمند آلمانی چنین مینویسد: # ~~دیوان گوته که آنرا گلستان غرب مینامند تحت تأثیر اشعار حافظ قرارگرفته ~~. او در # ~~سایه ادبیات قارسی توانست آنچنان که شایسته روحش بود درعالم تخیلات ~~وافکار # ~~شیرین پروازکند. گته تنها بتقلید صرف راضی نشد بلکه نظریات و تخیلات ~~خود را # ~~با اقکار ادیای ایرانی درآمیخت . گته هتگامی را که ترجمه کتاب حافظ به ~~دستش # ~~میافتاد از بهترین مواقع عمر خود میشمرد واو وقتی در دیوان خود ~~اصطلاحات حافظ # ~~را بکار برده است . # حاقظ در زمان حیات معروف و آوازه شهرت او حتی در هندوستان وتر کستان # ~~وعراق عرب هم پیچیده بود نویسند گان و مورخین معاصر ویا قریب بعصر او ~~در # ~~کتب خود ازحاقظ نام برده و اوصاق وحالات او را آوردهاند وخود درجواب ~~ایرادی # ~~که شاه شجاع به غزلیات او گرفته گوید «آری با اینهمه عیوب در آقاق ~~اشتهاریافته # ~~وهمه کس آنرا میخواند وتحسین سیکند ولیکن اشعار دیگر حریفان هیچگاه از ~~دروازه # ~~شهر بیرون نرفته است ونیز دراین باره در غزلیات خود چثین گوید : ~~PageV02P329 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0713.png) ### | تاریخ آل مظفر # ~~بشعر حافظ شیراز می گویند و می رقصند ### | سیه چشمان کشمیری و کرکات شرخندی # ~~شکر شکن شوند همه طوطیان هند ### | زین قند پارسی که به بنگاله مسیرود # ~~طی مکان ببین و زمان در سلوک شعر ### | کاین طفل یک شبه ره صد ساله میرود # ~~حافظ در دوره پرآشوب فارس زندگی میکرده زیرا در ms458 آغاز جوانی او شیراز # ~~بدست اسیر پیرحسین چوپانی افتاد و مورد نزاع و کشمکش یین او و اسرای ~~اینجو # ~~گردید1 تا اینکه شیخ ابواسحق اینجو در فارس علم استقلال برداشت وخود ~~بزد و # ~~خورد با امیرمبارزالدین محمد مظفری پرداخت وامیر شیراز را مسخر ساخت ~~وضمیمه # ~~متصرفات خود نمود2 . در زمان سلطنت شاه شجاع وجانشینانش شیراز یدست شاه ~~- # ~~زاد گان مظقری دست بدست میگشت3 تا ایتکه امیرتیمور این شهر را یکبار در ~~سال # ~~89 و بار دیکر درسال 795 مسخر ساخت و بسلطنت آل مظفر خاتمه داد . PageV02P330 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0714.png) # حافظ ازاین دوران پرآشوب درغزلیات خود باشاره و کنایه و گاهی بصراح # ~~سخن میگوید و باقتضای زمان وموقع پادشاه و بزرگی را مدح سینماید . # در افکار حافظ تناقض زیاد دیده میشود . اوزمانی از اوهام وخرافات دور # ~~است وگاهی خود را مطیع قضا وقدر میداند و تدبیر را بالاتر از تقدیر ~~میشمارد . # ~~زمانی خود را از هرقید و بند وعلاقه آزاد سیداند وگاهی خرقه وسجاده ~~وسبحه و # ~~طیلسان را دام تذویر و آلت سالوس گفته شیخ و مرشد را گمراه کننده ~~میداند. گاهی # ~~بدنیا پشت پا زده وخود را بینیاز و مستغنی دانسته زیر بار سنت شاه و ~~وزیر نمیرود # ~~و کنج قناعت را بالاتر از گنج میداند و کلاه فقر را با تاج شاهی برابر ~~میشمارد وزمانی # ~~از شاه و وزیر تعریف وتمجید کرده از آنان تقاضای صله وانعام میکند1 . # با اینحال حافظ دارای صفات عالیه اخلاقی است در مدح غلو ننموده و کسی # ~~را زیاده از حد ستایش نکرده است . با ریا کاران وخودپرستان و زاهدان ~~خشگ و # ~~واعظان بی عمل وتوانگران متکبر وصوفیان ستظاهر بمخالفت برخاسته است . # حافظ مردی ستدین وپا کدامن وفروتن بوده گرچه مذهب تسنن داشت به # ~~آل علی نیز محبت میورزید. علاقهآ مفرطی بشیرازداشت واین شهر را در ~~اشعارخود # ~~تعریف کرده است . از سفر بخارج اجتنات مینمود و دعوت سلاطین اطراف را ~~نمی - # ~~پذیرفت . # ممدوحین حافظ - حافظ ms459 شاهان وامرای زیادی را سدح گفته است . ممدوحین # ~~حافظ ازشاهان3 بترتیب عبارتند از : # 1- شاه شیخ ابواسحق اینجو- که خود نیز شاعر و شعردوست بود و به حافظ # ~~محبت فراوان داشت وحافظ او را در غزلیات زیادی مدح گفته است. ~~ونیزقصیدهای # ~~در مدح او دارد که مطلع آن این است . PageV02P331 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0715.png) # # سپیده دم که صبا بوی بوستان گیرد %~% چمن زلطف هوا نکته بر جنان گیرد # ~~تا آتجا که گوید . # # جمال چهره اسلام شیخ ابواسحق %~% که ملک درقدمش زیب بوستان گیرد # # چراغ دیده محمود آنکه دشمن را %~% ز برق تیغ وی آتش بدودسان گیرد # ~~حافظ درغزل زیر از سپری شدن روزگار دولت شیخ ابواسحق اظهار تأسف میکتد. # یساد باد آنکه سرکوی توام منزل بود ### | دیده را روشنی از خاک درت حاصل بود # ~~در قطعهآ نیز تاریخ وفات شیخ ابواسحق را سعین نموده که بیتی از آن این ~~است. # بلیل وسرو وسمن پاسمن ولاله وگل ### | هست تاریخ وفات شه ستبل کا کل # ~~حافظ دربارهآ سلطنت کوتاه ولی درخشان شیخ ابواسحق چنین گوید : # راستی خاتم فیروزه بواسحقی ### | خوش درخشید ولسی دولت مستعجل بود # ~~و نیز در قطعه معروف خود دربارهآ ه تن از بزرگان فارس گوید : # # بعهد سلطنت شاه شیخ ابواسحق %~% بینج شخص عجب ملکث فارس بود آیاد # 2- امیرهبارذالدین محمد - امیرسبا رزالدین محمد که مردی سخت گیر وقسر # ~~القلب بود چون شیراز را درسال ه فتح نمود دستور داد که در میخانه ها # ~~ببتدند و از باده قروشی و میگساری جلوگیری نمایند . از این ریا کاری ~~اوحا # ~~رنجیده خاطر شد و بهمین جهت در یکی از غزلها بعمل امیرسبارزالدین محمد ~~اش # ~~کرده گوید : # اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است ### | ببانگ چنگ مخورمی که حتسب تیز است # ~~در غزل دیگری راجع بریا کاری امیرمبارزالدین محمد چنین گوید : ~~PageV02P332 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0716.png) # دانی که چنگ وعود چه تقریرسیکنند %~% پنهان خورید باده که تکفیر میسد # ~~تا آنجا که گوید : # سی ده که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب ms460 ### | چون نیک بنگری همه تزویر میکنند # ~~چون پسران امیرمبا رزالدین محمد او را نابینا ساختند حافظ قطعه ای بگفت ~~و در ان # ~~به قبایح اعمال او اشاره نمود مطلع قطعه چنین است . # دل منه بردینی و اسباب او %~% زانکه در وی کس وفاداری ندید # امیر مبارزالدین محمد با حافظ رابطه خوبی نداشت یکی از علل آن ارادتی # ~~بود که حافظ نسبت بشیخ ابواسحق اینجو رقیب سرسخت امیرمبا رزالدین ~~محمدداشت # ~~بعلاوه چنانکه گفته شد حافظ عمل او را در بستن میخانه ها و جانبداری ~~ازمتعصبین # ~~قشری که توأم با ریا وسالوس بود نمی پسندید و بانتقاد از آن میپرداخت . # 3- شاه شجاع - چون جانشین پدر شد سخت گیریهای پدر را بملاطفت جبران # ~~کرد از اینجهت حافظ گوید : # سحر ز هاتف غیبم رسید مژده بگوش ### | که دورشاه شجاع است ومی دلیر بنوش # ~~حافظ زمان شاه شجاع را عصر حکمت وشرع ناسیده در غزلی چنین گوید : # زمان شاه شجاع است و دور حکمت وشرع ### | براحت دل وجان کوش در صباح و رواح # ~~حافظ درمدح شاه شجاع غزلیات چندی دارد با اینحال حافظ از او چندان ~~خوشدل # ~~نبوده زیرا بطوریکه گفته شد شاه شجاع بعماد فقیه اعتقاد فراوان داشت که ~~باعث # ~~رشگ وحسد حافظ شده بود . علت دیگر آنکه شاه شجاع خود شعر میگفت و چون # ~~شعر او پپایه اشعار حافظ نمیرسید از اینرو دیگ حسد شاه شجاع بجوش میآمد ~~و بر # ~~بی میلی او نسبت بحافظ میافزود . چنانکه گویند وقتی شاه شجاع برشعر ~~حافظ عیب PageV02P333 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0717.png) # ~~گرفت و گفت وغزلیات حافظ در معانی ومقاصد مختلفه است و در باب واحد ~~نیسث # ~~لحظهای صوفیانه است ودیگردم عاشقانه . در بیتی سستانه وجسمانی ودر پیتی ~~دیگر # ~~جدی وروحانی. یکی لطیف وعرفانی است ودیگری گستاخانه . چون حافظ بشنید # ~~گفت : آری بااینهمه عیوب در آفاق اشتهار یافته وهمه کس آنرا میخواند ~~وتحسین # ~~میکند لیکن اشعار دیگر حریفان هیچگاه از دروازه شهر بیرون نرفته است. ~~شاهشجاع # ~~از این سخن ms461 برتجید و پس ازاند کی این بیت حافظ پگوش او رسید که میگوید ~~: # گر مسلمانی از این است که حافظ دارد ### | وای اگر از پی امروز بود فسردائی # ~~شاه شجاع گفت ازسضمون این شعر برمیآید که حافظ بقیام قیامت قائل نیست ~~وشک # ~~در وقوع روز قیامت کفراست. حافظ مضطرب شده نزد سولانا زین الدین ~~تایبادی که # ~~در آنموقع بعزم سفر حجاز د رشیراز توقف داشت رفت مولانا گفت مناسب آنست ~~که # ~~بیت دیگری پیش ازاین شعر بیاوری مشعر براینکه فلان چنین میگقت ~~تابمقتضای # ~~اینکه نقل کفر ، کفر نیست ازاین تهمت نجات یابی بنایراین خواجه حاقظ ~~این بیت # ~~را گفته پیش مطلع غزل ساخت . # این حدیثم چه خوش آمد که سحر گه میگفت ### | بر در سیکدهای با دف و نسی ترسائی # ~~و یاین وسیله از دغدغه خیال نجات یافت1 . # - سلطان زین العابدین - خواجه حافظ سلطان زین العابدین را که گرفتار # ~~جنگهای شاه منصور شده بود در غزلی که مطلع آن این است. # خوش کرد یاوری قلکت روز داوری تاشکرچون کنی وچه شکرانه آوری # ~~بصلح ومدارا دعوت میکند و گوید : # یک حرف صوفیانه بگویم اجازتست ### | ای نور دیده صلح به از جنگ و داوری PageV02P334 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0718.png) # ~~حافظ گویا از سلطان زین العابدین متنفر بوده زیرا علاوه براینکه درباره ~~او مدیحه ای # ~~نگفته و نامش را بتصریح نیاورده درغزلی که در مدح شاه منصور گفته او را ~~ظالم # ~~و بدخواه خوانده چنانکه گوید : # می نوش وجهان گیر که از لطف کمندت ### | شد گردن بدخواه گرفتار سلاسل # 5- شاه یحیی - هنگامی که شاه یحیی دریزد حکومت داشت حافظ درغزلی # ~~خطاب به یزدیان آرزوی آستان بوسی در گاهش را نموده چنین گوید : # ای شهنشاه بلند اختر خدا را همتی ### | تا ببوسم همچوگردون خاک ایوان شما # ~~چون به یزد رسید و از او که مردی خسیس بود عنایتی ندید درقطعهای چنین ~~گفت # دل مبند ای مرد بخرد بر سخای عمرو و زید ### | کس نمیداند که کارش از ms462 کجاخواهد گشاد # ~~تا آنچا که گوید . # شاه هرموزم ندید و بیسخن صد لطف کرد ### | شاه یزدم دید ومدحش کردم وهیچمنداد # ~~اما پس از آنکه حکومت شیراز از طرف امیرتیمور بشاه یحیی واگذار شا حافظ ~~او را # ~~در غزلیاتی مدح گفت . # 6- شاه منصور - شاه منصور که پس از سلطان زین العابدین بحکوست فارس # ~~رسیده حافظ در تهنیت سلطنت او چنین گوید : # ~~بیا که رایت منصور پادشاه رسید نوید فتح وظفر تا بمهر وماه رسید # ~~حافظ علاقه وافری بشاه سنصور داشته و او را نیز در غزلیاتی مدح گفته ~~است. PageV02P335 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0719.png) ### | تاریخ آل مظفر # 1 - سلطان اویس ایلکانی - سلطان اویس که معاصر امیر مبارزالدین محمد # ~~مظفری است چون حافظ با امیر میانه خوش نداشت باسلطان اویس رابطه پیدا ~~کرد # ~~واین ارتباط تا زمان سلطنت شاه شجاع ادامه یافت . حافظ درمدح سلطان ~~اویسر # ~~غزلیاتی دارد و در غزلی چنین گوید : # # خوش آمد گل وزان خوشتر نباشد %~% که در دستت بجز ساغر نباشد # # من ازجآن بندهآ سلطسان اویسم %~% اگر چه یادش از چا کر نباشد # 2- سلطان احمد ایلکانی - پسر سلطان اویس نیز ازممدوحین حافظ است واو # ~~که خود شعرمیگفت باخواجه حافظ مکاتبه داشت و گویا حافظ را ببغداد ~~نیزدعوت # ~~کرده ولی حافظ این دعوت را نپذیرفته است . مطلع یکی از غزلیات حافظ در ~~بارهآ # ~~سلطان احمد ایلکانی چنین است. # # احمدالته علی معدلت السلطان %~% احمد شیخ اوپس حسن آیلکانی # 3 - سلطان غیاثالدین (متوفی در سال 775) - از شاهان بنگاله که ان # ~~ممدوحین حافظ است وحانظ او را دراین غزل مدح گفته : # # ساقی حدیث سرو و گل ولاله میرود %~% این بحث باثلاثه غساله میرود # # شکرشکن شوند همه طوطیان هند %~% زین قتد پا رسی که ببنگاله میرود # ~~تا آنجا که گوید . # حانظ ز شوق مجلس سلطان غیاث دین ### | خامش مشو که کار تو از تاله میرود # 4 - محمود شاه دکنی (780-799) - پنجمین حکمران از سلاطین بهمنی # ~~د کن است واو نیز حاقظ را بد کن دعوت نمود ms463 حافظ نیز میخواست پیش او ~~برود و # ~~چون بجزیره هرموز رسید بعلت طوفان دریا از سسافرت منصرف شد وغزلی که ~~مطلع # ~~آن این است بگفت و بدربار محمود شاه فرستاد وخود بشیراز برگشت. # دمی با غم بسر بردن جهان یکسر تمیآورد ### | بمی بفروش دلق ماکزین خوشتر نمیارزد PageV02P336 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0720.png) # ~~5 - قطبالدین تهمتن بن تورانشاه (721- 747) - حاکم هرموز که برای # ~~حافیمی رجووجیز او را دراین غزل مدح گفته : # ~~دل مبند ای جان من بر وعده شاه ووزیر ### | کس نمیداند که کارش ازکجاخواهد گشاد # ~~تا آنجا که گوید : # ~~شاه هرموزم ندید و بیسخن صدلطف کرد ### | شاه یزدم دید ومدحش گفتم وهیچم نداد # ~~کارشاهان این چنین باشد توای حافظ مرنج ### | داور روزی رسان توفیق ونصرتشان دهاد # ~~حافظ درغزل دیگری او را چنین مدح میکند : # ~~بی تو ای سر روان با گل و گلشن چه کنم ### | زلف سنبل چه کشم عارض سوسن چه کنم # ~~تا آنجا که گوید : # ~~شاه ترکان چو پسندید و بچاهم انداخت ### | دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم # ~~6- امیرتیمور - در بعضی از تذکرهها بملاقات حافظ با امیر تیمور اشاره ~~شده # ~~الیته ملاقات حافظ با تیمور بواسطه معروفیتی که حافظ در ایران وخارج ~~داشته بعید # ~~بنظرنمیرسد . اما خواجه درغزلیات خود نامی از امیرتیمورنمیبرد فقط در ~~زمان سلطان # ~~زین العابدین مظفری بواسطه پریشانی اوضاع فارس در غزلی که مطلع آن این ~~است # ~~از ترک سمرقندی یاد میکند که شاید منظور امیرتیمور باشد . # ~~سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی ### | دل زتنهائی بجان آمد خدایا همدمی # ~~تا آنجا که گوید : # ~~خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم ### | کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی PageV02P337 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0721.png) # ~~ولی پس از آنکه امیرتیمور فارس را متصرف شد اوضاع شیرازکه مورد علاقه ~~حافظ # ~~بود نابسامان شد در تأسف از این اوضاع غزلی ساخت باین مطلع : # # دو یار زیرک واز باده کهن دوسنی %~% فراغتی و کتابی و گوشه چمنی # ~~تا آنجا که گوید : # # به پین در آیته چام ms464 نقشیندی غیب %~% که کس بیادندارد چنین عجب زمنی # # زتند باد حوادث نمیتوان دیدن %~% دراین چمن که گلی بوده است یاسمنی # ~~ازاین سموم که برطرف پوستان بگذشتعجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی # # نگارخویش بدست کسان همی بینم %~% چنین شناخت فلک حق خدمت چوستی # # بصبر کوش توای دل که حق رها نکند %~% چنین عزیز نگینی بدست اهرمسنی # وزرائی که ممدوح حافظ بودهاند1 # 1- خواچه عمادالدین محمود وزیر شاه شیخ ابواسحق وحسافظ او را در این # ~~غزل مدح گفته : # کنون که در چمن آمد گل ازعدم بوجود ### | بتفشه در قدم او نهاد سر به سجود # 2 - حاج قوام الدین حسن - وزیر و مشاور شاه شیخ ابواسحق اینجو وخواجه # ~~حافظ تسیت باو علاقه زیادی داشت و درمدح او سه غزل وسه قطعه گفته است. # 3- خواجه برهان الدین فتح الله - وزیر امیرمبارزالدین محمد وحافظ او را ~~در # ~~غزلیاتی سدح گفته . # 4 - خواجه قوام الدین محمد صاحب عیار وزیر شاه شچاع وخواجه حافظ او # ~~وا در یک قصیده و دو غزل و دوقطعه سدح گفته. # 5 - خواجه جلال الدین تورانشاه وزیر شاه شجاع که مورد علاقه خاص حافظ # ~~بوده وحافظ او را در دو قصیده وچند غزل و یکث قطعه مدح گقته . PageV02P338 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0722.png) # ~~ممدوحین حافظ ازعلما وفقها ودانشمندان1 عبارتند از : # ~~- قاضی مجدالدین اسمعیل بن رکن الدین یحیی (متوفی درسال 756) # ~~2- قاضی عضدالدین عبدالرحمن بن رکن الدین احمدایجی (متوفی درسال* 75) # ~~3- قاضی بهاء الدین عثمان بن علی کوهگیلویه ای (متوفی درسال 782) # ~~4 - میر سید شریف جرجانی (متوفی درسال 816) # ~~- قوام الدین عبدالله فقیه (ستوفی درسال 772) # ~~« - شیخ امین الدین محمدبن شیخ زین الدین علی کازرونی (متوفی درسال ~~745) # ~~7- خواجه کمال الدین ابوالوفا - فرصت شیرازی مینویسد : از احوالش خبری # ~~معلوم نشده جز آنکه سیدی جلیل القدر و با شاه داعیالله معاصر بوده. ~~زمانی که شاه # ~~نعمتالله ولی بشیراز آمده بخدمت او رسیده. بقعه او درسمت شمال غربی ~~شیرازاست . # ~~خواجه حافظ باو علاقه تام داشته واو را در غزلی که مطلع آن ms465 چنین است # ~~مدح گفته . # # سحر بلبل حکایت با صبا کرد %~% که عشق روی گل باماچها کرد # ~~تا آنجا که گوید . # # گر از سلطان طمع کردم خطا بود %~% ور از دلبر وفا جستم جفا کرد # # وفا از خواجگان شهر با من %~% کمال دولت ودین بوالوفا کرد # ~~8- شیخ زین الدین تایبادی (ستوفی درسال 791) # ~~9- شاه نعمت الله ولی عارف معروف (متوفی درسال 834) # ~~10 - شاه قاسم انوار - متوفی درسال 37 که بنا بنوشته سؤلف تذ کره ~~آتشکده # ~~او شیفته کلام خواجه حافظ بوده . PageV02P339 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0723.png) # ~~دیوانهای خطی وچاپی حافظ- بطوریکه گفته شد محمد گلندام اولین کسی # ~~است که بجمع آوری غزلیات حافظ اقدام کرده و از اواسط قرن نهم دیوان ~~جامعی از # ~~آن ترتیب یافته است. # ~~- قدیم ترین نسخه دیوان حافظ درموزه بریتانیا بشماره 291 و327 ضبطاست # ~~و تاریخ کتاب آن سال 814 ه. ق . است. این دیوان در سال 1337 ش منتشر # ~~تتعده است . # ~~2- نسخه متعلق بمرحوم سید عبدالرحیم خلخالی که خود آن سرحوم ازروی # ~~آن دیوانی بسال .13 ش ترتیب داده و بچاپ رسانیده است . تاریخ کتابت ~~این # ~~نسخه سال 27 ق است . # ~~3 - نسخه متعلق بکتابخانه بادلیان اکسفورد که تاریخ کتابت آن سال # ~~43 ق است . # ~~2 وع - دونسخه متعلق بکتابخانه مجلس شورای ملی که تاریخ کتابت اولی # ~~854 و دومی 8ه ق است . # ~~«- نسخه موزه بریتانیا در لندن که تاریخ کتابت آن 855 ق است. # ~~7- نسخه کتابخانه ملی پاریس که تاریخ کتابت آن سال 858ق است . # ~~8- نسخه متعلق بکتابخانه دانشگاه لیدن (هلند) که تاریخ کتابت آن سال # ~~894ق است. # ~~دیوان حافظ ازقرن *1 سیلادی یه بعد در ایران واروپا وعثمانی وهندوستان # ~~سکرر چاپ شده و قدیم ترین نسخههای چاپی آن بشرح زیر است : # 1- چاپ کلکته %~% بسال 790 # # 2- چاپ کاتپور %~% 83 # ~~3- چاپ قسطتطنیه # ~~وچمه جناب آقای حمکت استفاده شده . PageV02P340 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0724.png) # ~~4- چاپ بولاق مصر # ~~- چاپ لا یپزیک درسه جلد # ~~« - چاپ وین با ترجمه آلمانی # # 7- چاپ تهران %~% 125 # ~~8- چاپ وهبی وسودی باحواشی در ms466 دوجلد درقسطنطنیه «1288 ه # # 9- چاپ حکیم پسر وصال شیرازی در بمبئی %~% 1267د # # 10 - چاپ سمیع شیرازی در بمبئی %~% 1267 د # # 11 - چاپ تبریز %~% 5126 # # 12- چاپ تهران %~% 1275 # ~~در قرن چهارد هم هجری نیز از دیوان حافظ درایران چاپهای متعدد شده از # ~~آنجمله است ب # ~~1 - چاپ مشگین قلم در بمبئی # ~~2- چاپ قدسی شیرازیر بمبی # ~~3- چاپ مرحوم میرزا محمدخان قزوینی با مقدمه مفصل # درتهران %~% 1320 شل # # 4- چاپ حسین پزسان با مقدمه مفصل تهران %~% 1315 ش # ~~0 - چاپسیف پور فاطمی اصفهان (بنام شرح حال حافظ ازنشریات روزناسه ~~اخگر) # ~~«- چاپ عبدالحسین هژیر تهران بسال 1397 ش (بنام حافظ تشریح) # ~~7- چاپ محمد هومن (بنام حافظ چه میگوید) # ~~88- چاپ محمد علی بامداد تهران (بنام حافظ شناسی یا الهاسات حافظ) # ~~9- چاپ سید عبدالرحیم خلخالی تهران بسال 1330 ش (بنام حافظ نامه) # ~~10 چاپ د کتر محمد معین تهران بسال 1319 ش (بنام حافظ شیرین سخن) # ~~عیر آز آنچه فته سد چپهای دیگری از حافظ در تهران منتشر شده است که # ~~آوردن کلیه آنها باعث اطاله کلام سیگردد . PageV02P341 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0725.png) ### | تاریخ آل مظفر # تحقیقاتی که محقیقن ودانشمندان اروپائی وغیرایرانی دربارهآ حافظ ودیوانش # ~~نودهاتد. # از دانشمندان اروپاثی سر گور اوزلی Sir Gore Ouselye در کتاب خود موسوم # ~~به « یادداشتهاثی راجع به ترجمه حال شعرای ایرانی» - i5gapmical ~~rofices # ~~Pesnian Poetes 5 شرحی راجع به حافظ نوشته و بیشتر حکایات راجع بابیاتی ~~که در # ~~دیوان اوست جمع آوری کرده ونیز سیس جرترودلوتیان بل - ier Gcruud ~~Iouihian # ~~ellل در کتابی که تحت عنوان oernms fonm the biuan of 11at12 نوشته ~~تفصیلی # ~~مشروح از زمان حافظ وکلیاتی راجع باشعار او درمقدمه کتاب آورده. # شبلی نعمانی کتابی بنام شعرالعجم یزبان اردو نوشته و در آن مطالعهآ ~~محققانه ای # ~~دریارهٔ‌ حافتظ بعمل آورده است: # جمعی از دانشمتدان اشعار حافظ را بقارسی وترکی وحتی باردو تفسیر کردهاند # ~~از آنجمله در زبان تر کی سه شرح است یکی شرح سروری دیگری شرح شمعی سومی # ~~شرح سودی ms467 که هرسه درقرن دهم هجری انجام شده است1 . # شروح دیگر از دیوان حاقظ عبارتنه از : # شرح محمد افضل الله آبادی است که درعهد شاه جهان میزیسته ونام این شرح # ~~کشق الاسرار است . # شرح عبیدالله خلیفه حی بن عبدالحق بنام بحرالفراسه که مخصوص توضیح و # ~~تفسیر عبارات مشکل دیوان حاقظ است وآثرا بنام خلاصهالبحر تلخیص کرده. # شرح محمد ابراهیم بن محمد سعید که در آن بیشتر اشعار دشوار توضیح شده2 . # دانشمندان انگلیسی که غزلیات حافظ را ترجمه نموده یا بنشر وطبع آن ~~پرداخته # ~~عبا رتثد از : PageV02P342 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0730.png) # ~~1م1 # ~~11 - ریچارد لو گالین (1905م) hiehard le Gallienme «Odes fron the ### | (17a f 1134121ل # ~~12- الیزابت بریج . داریوش (1921م) Elaetln Bridee « . Laryusn ### | 05o1ai2 a 7e15e57) # ~~13- روبن لوی (3 92 1 م) - 1teuoem lere7 craian Iieratlre, an 1ntro ### | io1a # ~~مزارخواجه حافظ - حافظ را درجائی که بحاقظیه معروف است بخاک سپردند. # ~~اولین مقبره را برسر تربت حافظ درسال «5م ه مولانا محمد معمائی در زمان ~~بابر # ~~میرزا پسر میررا بایستقربن شا هرخ تیموری بناتمود . کریمخان زند این ~~مقبره را مرمت PageV02P347 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0731.png) # # 22 %~% تاریخ آل مظفر # ~~کرده سنگی از مرمر یکپارچه که بسیار زیبا حجاری شده و بعضی اییات این ~~غزل # مژده وصل تو کو کز سر جان بر خیزم ### | طایر قدسم واز دام جهان برخیزم # ~~برآن منقوش است برروی قبر قرار دارد . # آرامگاه قعلی حافظ درسال 1314 شمسی شروع بساختمان شده و درسال # ~~3 خاتعه یاقته است . PageV02P348 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0732.png) # شرع مختصر بعضی (زامگنه تادیخی # ابرج - سولف فارسنامه ناصری گوید - بلوکی است در شمال شیراز و بین # ~~بلو کات مائین وسرحد چهاردانگه و کام فیروز واقع شده و امروزه یکی ~~ازدهستانهای # ~~بخش ارد کان فارس است . # ار جان یاار- گان - مر کز کوره قباد غربیترین کورههای پتج گانه فارس بود # ~~و در کناررود طاب نباشده و این رودخانه سرحد غربی ایالت قارس را تشکیل ~~میداده # ~~ارجان درقرن چهارم هجری شهری بزرگ بود وشش دروازه داشت با ms468 مسجدی خوب # ~~و بازارهای معمورو یرروی رودخانه طاب در نزدیکی شهرارجان دوپل سنگی ~~ساخته # ~~شده بود که ازآنها به خوزستان میرفتند و هنوز آثار آنها باقی است . # خرابی آرجان را حمدالله مستوفی در اثر استیلای اسمعیلیان دانسته است پس # ~~از خرابی این شهر بهبهان کمی پائین ترازآن درکنار رودخانه طاب نیاشده ~~است . # اردستان - یگفتهآ اصطخری در قرن چهارم شهری مستحکم یوده و یا روئی # ~~با ه دروازه داشته و مسجد جامع شهر د رمر کزآن واقع بوده در این شهر ~~پارچههای # ~~ابریشمی فراوان بافته میشد - اردستان بین کاشان و اصفهان و در18 فرسخی ~~اصفهان # ~~قرأ ردارد . # استخر پا اصطخو - مر کز کوره اصطخر یود و در کنا ررودخانه پلوار و بفاصله # ~~چند میل بالای محل اتصال آن با رود خانهآ کرو در ب کیلومتری شمال تخت ~~جمشید # ~~قرار داشت . PageV02P349 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0733.png) # در دوره ساسانیان شهری مقدس و مر کزتمام فا رس بود - در موقع لشکر کشی # ~~مسلمانان به فارس اصطخر هنوز از جمله مهمترین شهرهای این ایالت بشمار ~~میرفت # ~~و چون مردم این شهر در برابر اعراب مقامت کردند جمعی از آنان بقتل ~~رسیدند و # ~~چون مسلماتان شیراز را سر کزحکام اسلامی قرار دادند کم کم اصطخراهمیت ~~سابق # ~~خود را از دست داد تا اینکه درسال *3* ه اسیر ابو کالیجارد یلمی بخرابی ~~این شهر # ~~فرمان داد و مردم آن را بشیراز آورد . # الشتر - بگفته حمدالله مستوفی یکی از چهارشهر عمده کردستان بود ودر آن # ~~آتشکده قدیمی وجود داشت - الشتر همان لیشتر یا لاشتری است که ابن حوقل ~~و # ~~دیگر جغرافی نویسان از آن نام برده و گفتهاند در ده فرسخی جنوب غربی ~~نهاوند و # ~~12 فرسخی شمال شابرخاست (شاپور خواست) قرار دارد . # این بلوک در شمال لرستان واقع است و راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه # ~~از آن میگذرد . # اند کان یا اندیکان یا اندیجان - در قرن هفتم هجری کرسی ایالت فرغانه ~~بود. # اهرستان - یکی از محلات حومهٔ‌ یزد است ms469 . # بازارسنییل - در چندمیلی ارجان و در مغرب پل هائسی که بر روی رودخانه # ~~طاب بسته شده بود شهرتجارتی سنبیل در وسط ولایتی بهمین نام قرارداشت و ~~درمرز # ~~غربی ایالت فارس واقع شده بود بازارسنبیل را سوق سنبیل نیز می گفتند . # بال (پال یا فال) - یال که همان فال امروزی است دهی از دهستان گله دار # ~~بخش کنگان شهرستان بوشهر است فال سابقا مر کز بلوک فال بوده و این بلوک # ~~اسروزه به گله دار سعروف است و مر کزآن نیز قصبهآ گله دارمی باشد - ~~مولف فارسنامه # ~~ناصری در علت این تغییر نام چتین گوید : در زمان دولت صفویه ملا فریدون ~~لر با # ~~هزار خاثوار ازایلات کوه گیلویه در حدود .1.7 ه به نواحی فال آمد و ~~بمناسبت # ~~گله و رسه و مواشی که داشت قبیله او را گله دار گفتند افراد این طایفه ~~کم کم # ~~تواحی اطراف را متصرف شده و به کشت و زرع پرداختند و روز بروز از رونق ~~فال PageV02P350 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0734.png) # ~~کاسته شد و به آبادی گله دار یعنی محل سکونت این طایفه افزود و بجای ~~فال مرکز # ~~بلوک گله دارگردید . # بنارو- یا بنارویه مر کز دهستان بنارویه بخش چویم شهرستان لار و در # ~~18 کیلومتری جتوب جویم قرار دارد . # بیان - شهری بوده در ه فرسنگی ابله در آخر حد خوزستان در کنار شهر حقار # ~~و در محل خرم شهر فعلی . # توج - این شهر را توج (بفتح تاء دو نقطه وواو مفتوحهمشدده وجیم) و # ~~نیز توز بازاء نقطه دارو توز بهضم تاء و سکون واو نوشتهاند - مولف ~~فارسناسه گوید # ~~در2 : فرسخی مغرب شهر کازرون واقع بوده ودر سال 1 ه بدست سپاه اسلامی ~~افتاد # ~~و سالها است خراب گشته و تامی از این شهر جزدر کتابها و اشعار باقی ~~نمانده - # ~~مردم این شهر جامه از پنبه میبافتند که آن را توزی می گفتند چنانکه ~~انوری گفته : # # در حدود ری یکی دیوانه بود %~% روزوشب کردی حدوددشت گشت # # در بهار ms470 و در تموز و در خزان %~% چانب شهر آمدی ازسوی دشت # # گفتی ای آنان کتان آماده بود %~% گاه قرب ویعد این زرینه طشت # # قاقم وسنچاب درسرما سه چار %~% توزی وکتان بگرما هفت وهشت # # گر شما را با نوائسی بد چه شد %~% ورچهمارا بینوائی شد چه گشت # راحت هستی و رنح نیستی %~% از شما بگدشت وازما هم گذشت # جبال بارز - نام یکی از یخش های شهرستان جیرفت است و نیز نام کوهی # ~~است که بین بم وجیرفت قرار گرفته . # جلفاریا راس الخیمه - در ساحلی جنوبی خلیج فارس و در یکصد وپنجاه # ~~کیلومتری دوبی یکی ازشیخ نشینهای خلیج قارس را تشکیل میدهد - بین آن دو # ~~شیخ تشین های شارجه و عجمان قراردارد - این شیخ نشین در مقابل جزیره ~~قشم # ~~قرار گرفته و از طرف مشرق تا نزدیکی های دریای عمان استداد دارد. # جنابه - بفتح جیم و تشدید نون در محاذی جزیره خارک از شهرهای قدیم ~~PageV02P351 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0735.png) # ~~فارس است این شهر درسال 18 بدست عثمان بن ابی العاص ثقفی افتاد . # جنابه در جنوب سینیز واقع واز مهروبان بزرگتر بوده و بازارهائی معمور # ~~داشته امروزه آن را گناوه گویند و آن قصبه و بندری از بخش گناوه ~~شهرستان بوشهر # ~~درشمال غربی این شهر و در *ه1 کیلوستری آن واقع شده - گناوه در حدود یک # ~~کیلوستری دریا است - مولف فارسنامه ناصری گوید درسال 1295 ه وارد شهر # ~~گناوه خراب گشتم آثار خرابی نزدیک به نیم فرسخ در کنار دریای فارس دیدم ~~که # ~~آجر پاره و سنگ و گچ بر روی هم ریخته و بعضی آجرها ناشکسته بود - در ~~کناره # ~~شرقی این شهر خراب دره پهن عمیقی است که از دریا آمده و نیمهآ بیشتر ~~دایره شهر # ~~را فرا گرفته که در وقت مد دریا پر آب شده مال التجاره و بار کشتی های ~~بزرگ را # ~~در کشتی های کوچک گذاشته از داخل این دره بدروازههای شهر میرسانیدهاند # جویم بنی احمد - قصبهآ مر کزی بخش ms471 ودهستان جویم از شهرستان لاراست # ~~در 97 کیلومتری شمال شهر لار و 9* کیلومتری جنوب شرقی جهرم واقع شده و ~~از # ~~راه شوسه بین دو شهرمزبور دو کیلومتر فاصله است . # حصن مهدی - درچند میلی بالای محلی که نهر عضدی به شطالعرب میریزد # ~~و در نزد یکی بیان (محل خرمشهر فعلی) واقع بود وچون مهدی خلیفه عباسی # ~~قلعهای در آنجا ساخته بود باین نام معروف گردید. # خان مردویه یا مودویه - بنا به گفته مؤلف فا رسنامه ناصری در چهار فرسخی # ~~مغرب شهرداراب قرارد اشت . # خبر - مولف فارسنامه ناصری گوید : خفر در اصل خبر بوده یعنی محکم و # ~~استوار در جنوب شرقی شیراز بین بلو کفسا وسروستان و خواجه و میمند و ~~صیمکان # ~~مر کز این بلوک را نیز خفر گویند در18 فرسخی شیراز - اسروزه خفر نام ~~یکی از # ~~بخش های چهارگانه شهرستان جهرم است و مر کز بخش بابانارنام دارد . # خمایجان - ازدو قسمت علیا وسفلی تشکیل میشد - خمایجان علیا درحوالی # ~~بیضا ودرساحل یکی ازشعب رودخانه کر واقع بود وخمایجان سفلی ازتوابع ~~اصطخر PageV02P352 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0736.png) # ~~بشمار سیرفت - اسروزه خمایجان که آن را همایجان مینامند نام یکی از ~~دهستان های # ~~هشت گانه بخش ارد کان شهرستان شیراز است . # خنج - مر کزدهستان خنج بخش مر کزی شهرستانلار است ودر . 9 کیلومتری # ~~شمال غربی لارواقع است - مولف فارسنامه ناصری گوید : در اصل خنگ (بضم # ~~خاء وسکون نون و کاف فارسی) بوده یعنی گوشهآ بیغوله بعد کاف مبدل به ~~جیم # ~~شده است . # خنیفقان - ده از دهستان خواجه بخش مرکزی شهرستان فیروزآباد است و # ~~در 36 کیلومتری شمال فیروزآباد و « کیلومتری غربی راه شوسه فیروزآباد ~~به شیراز # ~~واقع است - مولف فارسنامه ناصری این کلمهرا هنیفقان نوشته و گوید فرسخی ~~میانهآ # ~~جنوب و سغرب زنجیران ( مرکز بلوک خواجه) قرار گرفته . # خوشناباد - مولف فارسنامه ناصری گوید : خشن آباد در شمال شرقی فرگ # ~~واقع است و از سردسیرات فارس است و تمام این ناحیه کوهستانی است و از ~~شمال # ~~بنواحی نیریز ms472 و از مغرب به ناحیه فرگ واز جنوب به طارم و از مشرق به ~~ناحیه # ~~فارغان محدود است مر کز این ناحیه نیز خشن آباد است در هفت فرسخی شرقی # ~~قصبهآ فرگ . # ~~شمال بدریاچه بختگان وازجنوب بدهستان حومهاصطهبانات و از مشرق بدهستان # ~~رستاق بخش نیریز و از مغرب بدهستان رونیز و جنگل محدود است . # درده - یکی از محلات یزد است . # درفارد - (دلفارد) - نام یکیاز دهستان های نه گانه یخش ساردوئیه شهرستان # ~~جیرفت است - از شمال بدهستان سرویزن و از شرق بدهستان مسکون و از جنوب # ~~به سبزواران وازمغرب بدهستان بهرآسمان محدود است . # دشتبارین - مرکز آن غندجان است و ابن بلخی محل آن را درچها رفرسخی ~~PageV02P353 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0737.png) # ~~جره و 12 فرسخی توج نوشته است بگفته حمدالله مستوفی مردم غندجان بیشتر ~~کفشگر # ~~وجولاه بودهاند. # دشتستان - بگفتهآ مؤلف فارسنامه ناصری ناحیه وسیعی از گرمسیرات فارس # ~~است که از مشرق بنواحی دشتی و از شمال به بلوک خشت و ماهور میلاتی و از # ~~مغرب و حنوب بناحیه لیراوی کوه گیلویه و دریای فارس محدود است و بندر ~~بوشهر # ~~سالها است حاکم نشین نواحی دشتستان است- درفرهنگ جغرافیائی آمده سواحل ~~خلیج # ~~فارس را از بندردیلم تا بندر بوشهر کهشاسل بخش های دیلم و گناوه وقسمت ~~شمال # ~~غربی برازجان است دشتستان گویند . # دورق - در کنارشهری بهمین نام قرار داشته و کسانی که بقصد حج ازفارس # ~~و کرمان به خوزستان میآمدند از این شهر می گذشتند. # دهبید - دهی از دهستان مرودشت بخش زرقان شهرستان شیراز است و در # ~~22 کیلومتری شمال زرقان و در » کیلومتری کناره راه شوسه اصفهان به شیرا ~~زقرار گرقته . # ده گردو - ده ازد هستان صغاد بخش مر کزی شهرستان آباده ودر42 کیلوستری # ~~مغرب این شهرواقع شده است - مولف فارسناسه ناصری این ده را یکی ازآبادی ~~های # ~~بلو ک سرحد چهار ناحیه نوشته و گوید در 12 فرسخی شمالی آسپاس مر کز این # ~~ناحیه واقع است . # دینور - خرابه های این شهر در ه2 کیلومتری ms473 مغرب کتگاور دیده میشود # ~~این شهردرقرن چهارم هجری پای تخت سلسلهآ مستقل کرد حسنویه بود - ابن ~~حوقل # ~~دینور را در این قرن باندازه یک سوم همدان نوشته - مقدسی از بازارهای ~~خوب آن # ~~تعریف میکند و گوید مسجد جامع آن از بناهای حسنویه است - شاید خرابی ~~این # ~~شهر بعد از حمله امیرتیمور صورت گرفته باشد . # رم (یا تنگرم یا تنگارم) - ده ازدهستان بوشکان بخش خورموج شهرستان # ~~بوشهر است و در: * کیلومتری شمال شرقی خورموج قراردارد . # رونیز - که آن را رونیز جنگل نیز گویند یکی ازدهستانهای پنج گانه بخش # ~~مر کزی شهرستان فسا است و از شمال بدهستان خیر و دریاچه بختگان و از ~~مشرق PageV02P354 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0738.png) # ~~بدهستان های خیر وحوسه اصطهبانات و از جنوب بدهستان حوسه فسا و ازمسغرب ~~بهآ # ~~بخش سروستان محدود است از آبادی های آن رونیز بالا و رونیز پایین است . # زرکان - در زمان دولت شیانگاره زرکان که در جنوب قلعهآ ایج بود مقر # ~~این دولت گردید و جغرافی نویسان عرب درقون چهارم ازاین محل بنام ~~الدارکان # ~~اسم میبرند - حمدالله مستوفی آن را زرکان نامیده - سولف فارسناسه ناصری ~~از آن # ~~بنام زرجان اسم برده و گوید در یک فرسخ ونیمی جنوب شرقی خفر است - در ~~فرهنگ # ~~جغرافیائی ستاد ارتش نیز آن را زرجان نوشته و چنین تعریف میکند . ده ~~ازدهستان # ~~و بخش خفرشهرستان جهرم در 3/5 کیلومتری جنوب بابانار و * کیلومتری جتوب # ~~راه شوسه شیراز به جهرم قرار گرفته . # زپدون ( زیدان) - ناحیه ایست در جنوب غربی بهبهان و آبادیهای آن در # ~~دو طرف رودخانه قرار گرفته - مر کز آن شهر زیدون است در * فرسخی شهر ~~بهبهان # سمیره - مر کز بلوک سرحد شش ناحیه است و این بلوک در شمال غربی # ~~شیراز است و از مشرق یه سرحد چهاردانگه و بلوک آباده اقلید و از طرف ~~شمال # ~~بنواحی اصفهان واز مغرب وجنوب به نواحی بختیاری وکوه گیلویه محدود است ~~. # سورو یا شهرو - بندر مقابل جزیره هرموز بود و راه ms474 کاروانی طارم بساحل # ~~خلیج قارس باین بندر میرسید مقدسی این بندر را در مرزکرمان ذکرکرده - ~~امروزه # ~~سورو در جنوب غربی بندرعباس و در ه فرسخی آن واقع است . # شاپور - ازبناهای شاپوراول دومین پادشاه ساسانی است ومرکز کورهای شا پور # ~~بوده تا اینکه بدست ابوسعید شبانکارهای خراب گردید - در نزدیکی خرابه ~~های این # ~~شهر تنگ چوگان قرار گرفته که دارای نقوشی از دوره ساسانیان است. # امروزه شاپور یکی از دهستانهای چهارگانه بخش مر کزی شهرستان کازرون # ~~است ودرشمال باختری بخش واقع است . # شایورخواست - در قون چهارم هجری با شهرهای بروجرد ونهاوند تحت تسلط # ~~حستویه کرد بود ودزقرن پتجم نام این شهر در تواریخ ال سلجوق مکرر ذ ~~کرشده- PageV02P355 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0739.png) # ~~در سال 9*4 اتابک سنکوبرس این شهر را با نهاوند والشتر متصرف شد - در ~~قرن # ~~هشتم حمدالله سستوفی شاپورخواست را جزء سه شهر معمور نر کوچک ذ کر ~~میکند # ~~ابن حوقل این شهررا در12 فرسخی الشترومقدسی درچهارمتونی کرج ابودلف ذ ~~کرمیکند. # شهرک - ده از دهستان ابرج بخش ارد کان شهرستان شیراز است و در 82 # ~~کیلومتری شرقی ارد کان واقع شده # صاهک و چاهک- بگفته مولق قارستامه ناصری - از آبادی های بوانات # ~~است و در ه1 فرسخی جنوب شرقی سوریان که مرکز این بلوک است قرار گرفته و # ~~امروزه دهی از دهستان مشکان بخش نیریز شهرستان فسا است و در کنار راه ~~فرعی # ~~تیریز به هرات واقع است . # صیمکان - مولف قارسناسه ناصری گوید : در اصل سی مکان بوده سپس سین # ~~را بصاد میدل ساختهاند- از گرسیرات فارس است در جنوب شرقسی شیراز از ~~شرق # ~~به بلوک جهرم و از شمال به بلوک خقر و میمتد و از مغرب بنواحی بلوک ~~اربعه # ~~وازجنوب به بلوک قیرو کارزین محدود است این بلوک بسیارتنک وسانند ~~درهایست # ~~پر از تل و ماهور - امروزه صیمکان نام یکی از بخش های چهارگانه شهرستان # ~~جهرم ودهستان مخصر بفرد یخش مزبوراست. # طیب - بروزن سیبشهری یوده میانهآ واسط و اهواز ازطیب تا واسط ms475 18 قرسخ # ~~و تا اهوازتیز م : فرسنگ بوده # عسکرمکرم - شهری بوده در محل اتصال نهر مسرقان به کارون و بدست # ~~مکرم یکی از سرداران عرب ساخته شده و چون اردو گاه او بوده باین جهت به ~~عسکر # ~~مکرم معروف گردیده - درقرن چهارم شهری بوده دردو جانب نهر سسرقان و ~~بوسیله # ~~دو چسر که ازقایق های یهم پیوسته تهیهشده بود بیکد یگرمربوط میشد ~~وشهربا زاری # ~~با شکوه ومسجدی جامع داشت ودرزمان حمدالله مستوفی نیزشهری بزرگ بوده ~~است . # غندچان - بدشتبارین مراجعه شود . # فاریاب - دهاز دهستان حومه بخش بستک شهرستان لا راست در 18 کیلومتری ~~PageV02P356 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0740.png) # ~~چنوب غربی بستک # لقال - به بال مراجعه شود # فتح آباد - ازدهاتی است که شاهیحیی در دوفرسخی بزدآباد ساخته # فومستان_ ده ازدهستان حومه بخش گاوبندی شهرستان لا رود ر3 کیلومتری شمال # ~~گاوبندی واقع است- فومستان یعتی محل کشت گندم زیرافوم درفا رسی بمعنی ~~گندم است. # ~~قرقوب - در نیمه راه شوش به طیب واقع بود سقدسی گوید ازشوش تا قرقوب یک # ~~سنزل و ازقرقوب تأ طیب هم یک بنزل راه یود - در این شهر پارچه های قلاب ~~- # ~~دوزی که به قلابدوزی سوستگرد معروف بود تهیه میشد . # کارزین - ده از دهستان و بخش قیرو کارزین شهرستان قیروزآباد است که # ~~درم کیلومتری شرقی قیر و در کنار راه قیر یه جهرم و فیروزآباد قرار ~~گرفته - مولف # ~~فارسنامه ناصری گوید در قدیم قیر بلوکی و کارزین نیز بلوکی دیگر بود ~~وسالها # ~~است که این دو بلوک درتحت حکومت یک نقراست نام مر کزقیر همان قیر است # ~~و مرکز کارزین نیز کارزین میباشد . # کاریان - ده از دهستان هرم وکاریان یخش جویم شهرستان لار است ودر # ~~42 کیلومتری جنوب غربی جویم قرار گرفته - کاریان حل آتشکده آذرفرن بغ ~~یکی # ~~ازسه آتشکده معتبر دوره ساسانی است . # کربال - نام یکی از دهستانهای هشت گانه یخش زرقان شهرستان شیراز # ~~است - رودخافه کر از میان این دهستان میگذرد باین جهت کربال نامیده شده ~~. # کره - در چندمیلی فسا برسرراه ms476 سروستان قرارداشت . # کرهرود - رودخانهای یوده درنزد یکی کرج ابودلف. # کلار- با کورد بین بیضا و سمیرم واقع بوده - مقدسی گوید این دوآبادی در # ~~سجاورت یکدیگر قرار داشت - سولف فارسنامه ناصری گوید: کلار دره فرسخی ~~شمال # ~~کورد است ولی مقدسی آن دو را متصل بیکدیگر نوشته . # کلخوران - قریه ایست در یک فرسخی اردبیل . PageV02P357 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0741.png) # کورستان - با کهورستان یا کافرستان - مولف قارسنامه قارسنامه ناصری گوی # ~~درزمان قدیم از توابع شبانکاره پوده و پس از آن از توایع خطهٔ‌ لار ~~گشته - د # ~~مشرق شهر لار قرار گرقته و چهار قریه آباد دارد و یکی ازآنها کشی است ~~که مر ک. # ~~تاحیهآ کورستان لارستان است - این آبادی بر سر راه بندرعباس یه شیراز ~~قرار گرفت # ~~پوده . # کوه بنان - یکی از دهستانهای دوگانه بخش راور شهرستان کرمان است # گاوبندی - مر کز بخش و دهستان حومه گاوبندی از شهرستان لار ود # ~~180 کیلومتری جنوب غربی لارواقع است . # گمبر و یا گمبرون - بندر چرون را که پرتقالی ها در ساحل خلیج فارس # ~~مقابل جزیره هرموزیتصرف شدند گمبرو یا گمبرون نامیدند و بعدها شاهعباس ~~درایر # ~~محل بندرعیاسی را بنا نهاد . # گنبده لمغان - درساحل یکی ازشعب رودخانهشیرین (یا رودخاته زهره یا طاب # ~~و بر سر راه نوبند گان یه ارچان قرار دآشت و امروزه آن را دو گنبدان ~~گویند . # گندیشاپور - یا جتدیشا پور از بناهای شاپور اول دومین پادشاه ساسانی اسه # ~~و بنا به گفته اصطخری در یک منزلی شوشترقرار داشت - این شهردر دوره ~~ساسانیا، # ~~بر کز حکمراتی خوزستان بود و درزمان خلقای عباسی بعلت داشتن دانشکده ~~پزشک # ~~معروقیت داشت یعقوبلیث صفاری میخواست این شهر را مرکزحکومت خود ساز # ~~ولی در سال ه9 2 ه در این شهر وفات یافت و در همان جا مدفون گردید - ~~مقدم # ~~خرابی این شهر را دراثراستیلای لران وچور و فساد ایشان دانسته - درزمان ~~یاقور # ~~حموی ازاین شهر اثری باقی نبود - درسال . ه.1 ه فتحعلیخان حکمران ~~خوزستا # ~~درمحل این شهر قریهای بنام شاه آباد ms477 ساخت که تاکنون باقی است و آن در ~~هشه # ~~فرسخی شمال غربی شوشتر است . PageV02P358 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0742.png) # کورستان - یا کهورستان یا کافرستان - مولف فارسنامه فارسنامه ناصری گوید # ~~درزمان قدیم از توابع شبانکاره بوده و پس از آن از توابع خطهٔ‌ لار ~~گشته - در # ~~مشرق شهر لار قرار گرفته و چهار قریه آباد دارد و یکی ازآنها کشی است ~~که مر کز # ~~ناحیهآ کورستان لارستان است - این آبادی بر سر راه بندرعباس به شیراز ~~قرار گرفته # ~~یوده. # کوهبتان - یکی از دهستانهای دوگانه بخش راور شهرستان کرمان است . # گاوبندی - مر کز بخش و دهستان حومه گاوبندی از شهرستان لار و در # ~~180 کیلومتری جنوب غربی لارواقع است . # گمبر ویا گمبرون - بندرجرون را که پرتقالی ها در ساحل خلیج فارس و # ~~مقابل جزیره هرموز ستصرف شدند گمبرو یا گمبرون ناسیدند و بعدها شاهعیاس ~~دراین # ~~محل بندرعیاسی را بتا نهاد . # گنبده لمغان - درساحل یکیازشعب رودخانهشیرین (یا رودخانه زهره یا طاب) # ~~و بر سر راه نوبند گان به ارجان قرار داشت و امروزه آن را دوگنیدان ~~گویند . # گندیشایور - یا جندیشا پور از بناهای شاپور اول دوسین پادشاه ساسانی است # ~~و بنا به گفته اصطخری در یک سنزلی شوشترقرار داشت - این شهردر دوره ~~ساسانیان # ~~مر کز حکمرانی خوزستان یود و درزمان خلفای عباسی یعلت داشتن دانشکده ~~پزشکی # ~~معروفیت داشت یعقوبلیث صفاری میخواست این شهر را مر کزحکومت خود سازد # ~~ولی در سال 290 ه در این شهر وفات یافت و در همانجا مدفون گردید - ~~مقدسی # ~~خرابی این شهر را دراثراستیلای لران وجور و فساد ایشان دانسته - درزمان ~~یاقوت # ~~حموی ازاین شهر اثری باقی نبود - درسال . ه . 1 ه فتحعلیخان حکمران ~~خوزستان # ~~درمحل این شهر قریهای بنام شاهآباد ساخت که تا کنون باقی است و آن در ~~هشت # ~~قرسخی شمال غربی شوشتر است . PageV02P359 # ![image filename](./0843MahmudKutubi.TarikhAlMuzaffar_0743.png) ### | تاریخ آل سظفر # لارکث - جزیرهایست از بخش قشم شهرستان بندرعباس در 12 کیلومتری # ~~جنوب شرقی قشم . # لاغر- ده ازدهستان خنج بخش مر کزی شهرستان ms478 لاراست ودر131 کیلومتری # ~~شمال غربی لارقرار گرفته . # لیراوی - دهستان منحصربفرد از بخش دیلم شهرستان بوشهر است - مر کز # ~~بخش بندر دیلم است . # ماندستان _ همان بلوک دشتی است. مولف فارسنامه ناصری گوید : برای # ~~آن ماندستان گویند که رود خانه ازمیان آن ناحیه میگذرد و هیچ فایده ~~نمیدهد . # موغستان - در جنوب شرقی بندرعباس است - ازمشرق بکوهستان بلوچستان # ~~و ازشمال به میناب واز مغرب وجنوب یه خلیج فارس محدود است مرکز این # ~~ناحیه زیارت است . # میمند - قصبه مر کزی دهستان میمند بخش مر کزی شهرستان فیروزآباد # ~~است و در * 3 کیلومتری شمال شرقی فیروزآباد واقع شده . # نابند ( نایبند) - ده از دهستان تمیمی بخش کنگان شهرستان بوشهر است # ~~و در ه8 کیلومتری جنوب شرقی کنگان قرار گرفته . # مولففا رسنامه ناصری گوید: نابند در قدیم مر کز بلوک مالکی بود پس طایفه # ~~آل حرم از عربستان آمده بندر عسلویه را تصاحب نموده و آبادی را ازبندر ~~نابند به # ~~عسلویه نقل کردند . # ولاشگرد - در پنجاه میلی جنوب غربی جیرفت است . # هزو - بندری بوده در مقابل جزیره کیش و جاده کاروانی شیراز به کیش تا # ~~این بندر امتداد داشت . PageV02P360 ms479